اقدام ارزشی بازیکن سابق پرسپولیس +عکس
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٢  کلمات کلیدی: ورزشی
به گزارش مشرق، قاسم دهنوی بازیکن ذوب آهن اصفهان که سابقه بازی برای سرخ پوشان تهرانی را دارد برای دیدار با جانبازان به آسایشگاه ثارالله رفت.

دهنوی با انتشار تصویر یادگاری با موسی سلامت جانباز سرافراز کشورمان که یک پرسپولیسی دو آتیشه است، در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت: سلام دو روز پیش رفتم پیش چندتا از جانبازان آسایشگاه ثارالله، وقتی کنارشون میشی وباهات حرف میزنن تمام غم‌هات یادت میره خدایی هیچی نمیخوان ازتون فقط یادشون باشیدو بهشون سر بزنید.

 
اقدام ارزشی بازیکن سابق پرسپولیس +عکس

از 76 نفرشون 27 نفر موندن بقیه شهید شدن تو آسایشگاه، بی‌ریاترین آدما اینجان تنهاشون نذارین از هزاربار رفتن کعبه ارزشش بیشتره، ببخشید، آرزوهاشون شهید شدنه.
منبع: فارس

 
تقدیر رهبر انقلاب از ورزشکاران جانباز و معلول ایرانی مسابقات پاراآسیایی
ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٤  کلمات کلیدی: ورزشی
به گزارش مشرق، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی از ورزشکاران جانباز و معلول جمهوری اسلامی ایران در مسابقات ورزشی پاراآسیایی اینچئون کره‌ی جنوبی تقدیر کردند.


متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسمه تعالی
از موفقیت‌های افتخار آمیز شما عزیزان بسیار خرسند شدم. عزم و همت جوانان در همه‌ی عرصه‌ها چنین دستاوردهای با ارزشی را به همراه دارد. به یکایک شما عزیزان سلام میفرستم. ارتباط قلبی با معنویات را قدر بدانید.
خداوند یار و نگهدار شما باد.
سیدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۸/۳

مدال‌آوران و قهرمانان جانباز و معلول ایرانی در قالب کاروان فرهنگی ورزشی غدیر و با شعار «توکل خالصانه، میثاق با رهبر و ولایت، و رقابت جوانمردانه» در مسابقات پاراآسیایی ۲۰۱۴ اینچئون حاضر شدند و با کسب ۱۲۰ مدال در جایگاه چهارم این رقابت‌ها ایستادند. کاروان جمهوری اسلامی ایران در دوره قبلی این بازی‌ها ۸۰ مدال کسب کرده بود.
منبع: Khamenei.ir

 
عکس/بوسه ملی‌پوش ارمنی به قرآن کریم
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱۳  کلمات کلیدی: ورزشی
مراسم بدرقه تیم ملی فوتبال ایران در سالن 12 هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی تهران برگزار شد.

 
تحریم میانمار توسط والیبال ایران جواب داد
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: ورزشی
به گزارش مشرق، بر اساس اعلام AVC ، سی و چهارمین جلسه هیئت رئیسه این کنفدراسیون قرار بود فروردین ماه سال 93 در میانمار برگزار شود و دکتر محمدرضا داورزنی به عنوان یکی از اعضای اصلی این هیئت می بایست در این اجلاس شرکت نماید.

بر این اساس رئیس فدراسیون والیبال با ارسال نامه ای خطاب به دکتر بن ناصر رئیس کنفدراسیون والیبال آسیا اعلام کرد با توجه به جنایاتی در حق مسلمانان میانمار انجام شده، توصیه می شود محل برگزاری جلسه هیئت رئیسه تغییر یابد و در غیر اینصورت جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس شرکت نخواهد کرد.

این واکنش از سوی مقامات فدراسیون والیبال ایران موجب شد تا صبح امروز دکتر صالح بن ناصر با ارسال نامه ای به دکتر داورزنی اعلام کرد، اجلاس هیئت رئیسه این کنفدراسیون 29 آوریل (نهم اردیبهشت) در اینچوئن کره جنوبی برگزار خواهد شد.


 
گلایه‌های ملی‌پوش محجبه در گفت‌وگو با مشرق؛
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٦  کلمات کلیدی: ورزشی

نیت کردم با چادر روی سکو بروم/

 

 

 

 

 

دلم فقط به حمایت و شادی حضرت آقا خوش است/

 

 

 

میراسماعیلی نمی‌خواهد کسی در جودو پیشرفت کند

گروه ورزشی مشرق - وقتی با چادر و تمثال مقام معظم رهبری روی سکو رفت، نگاه‌ها را به خود معطوف کرد. "سمیه حیدری" که نوید اتفاقاتی بزرگ را در جودو بانوان می‌داد، این روزها درگیر اختلافاتی با فدراسیون جودو شده که تأسف‌برانگیز است.
نیت کردم با چادر روی سکو بروم/ دلم فقط به حمایت و شادی حضرت آقا خوش است/ میراسماعیلی نمی‌خواهد کسی در جودو پیشرفت کنداو که باید خود را آماده بازی‌های آسیایی کره جنوبی کند، درگیر و دار دعوایی است که این روزها بیشتر جودو کشور، درگیرش است. او که خواهرش "سمیرا" هم از قهرمانان جودو بانوان کشور است نیز از وضعیت فدراسیون ناراضی است و حرف‌هایی دارد که می‌خوانید:


از زندگی خودتان شروع کنیم.


"سمیه حیدری" هستم. حدود 13 سال است جودو را به شکل حرفه‌ای کار می‌کنم. تقریباً 12 سال است عضو تیم ملی هستم و عناوین مختلفی هم را کسب کرده‌ام. این اتفاقات نیز با وجود تمام مشکلاتی که در ورزش بانوان و فدراسیون جودو وجود دارد، اتفاق افتاده است.


به غیر از ورزش، اشتغال دیگری هم دارید یا ورزش به صورت کامل وقت‌تان را گرفته است؟

در این چند سال فقط ورزش کردم چون هدفم المپیک بوده است. برای حضور در المپیک لندن هم خیلی برنامه‌ریزی کرده بودم ولی متأسفانه در حوزه بانوان سرمایه‌گذاری نمی‌شود. حتی نتوانستم یک مسابقه آسیایی بروم که بتوانم تحلیل کنم در چه وضعی قرار دارم. اصلاً در حوزه بانوان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند.

از ابتدا هم هدف‌تان رسیدن به المپیک بود؟

از اولی که ورزش را شروع کردم، هدفم مدال المپیک بود و اینکه بتوانم پرچم کشورم را در مسابقات آسیایی و جهانی به اهتزاز در بیاورم. همه زندگی‌ام را گذاشته‌ام در این زمینه؛ وقت و انرژی و همه چیز. من درس نخواندم. سر کار نرفتم. همه هزینه‌هایم را خانواده‌ام پرداخت می‌کنند. فقط تمرین می‌کنم و کار دیگری ندارم.
در مسابقات جهانی، سوم شدید و بنری در دست گرفتید که منقش به تصویر مقام معظم رهبری بود..
نیت کردم با چادر روی سکو بروم/ دلم فقط به حمایت و شادی حضرت آقا خوش است/ میراسماعیلی نمی‌خواهد کسی در جودو پیشرفت کند
گفتم که مرا به هیچ میدان خارجی اعزام نمی‌کردند. البته خودم می‌دانستم مدال می آورم. به هر مسؤولی در فدراسیون این موضوع را می‌گفتم، انگار دوست نداشتند خانم‌ها مدال بیاورند یا به هر دلیل دیگری، اجازه نمی‌دادند اعزام شوم. با این تضمین که در این رقابت‌ها قطعاً مدال می‌آورم، فدراسیون مجبور شد مرا اعزام کند چرا که هزینه را نیز خودم قبول کردم!
یعنی خودتان هزینه مسابقات جهانی را که رفتید، پرداخت کردید؟

بله! هزینه جهانی ترکیه با خودم بود. مسابقات آسیایی هم هزینه‌هایش با کمیته ملی المپیک بود. فدراسیون جودو هزینه‌ای نداد. بعد مسابقات جهانی ترکیه هم که رفتم، هزینه‌اش برعهده خودم بود. من رفتم به مسابقات جهانی ترکیه و دوست داشتم مدال طلا بگیرم. فینال را هم نگاه کنید تا بدانید که کاملاً در حقم ناداوری شد. یعنی جودوکار ازبکستان باید از زمین اخراج می‌شد اما با یک ناداوری واضح، مدال طلا را از من گرفتند. نیت داشتم که مدال طلایم را به حضرت آقا تقدیم کنم که متأسفانه نگذاشتند طلا بگیرم و نقره‌ام را به ایشان تقدیم کردم. خیلی نذر داشتم تا بتوانم دل حضرت زینب(س) را شاد کنم. نیت کرده بودم که به کمک حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) بتوانم با چادر روی سکو بروم. بعد از 20 دقیقه موفق شدم؛ یعنی خدا کمک کرد با چادر روی سکو بروم. مسابقات جهانی پنج ماه بعد در کره جنوبی بود. در این مدت هیچ کس از من حمایت نکرد و فقط دلم به لطف مقام معظم رهبری خوش بود و حمایت‌شان.

چه حمایتی از سوی ایشان صورت می گرفت؟

از طرف دفتر ایشان مورد تقدیر و حمایت قرار گرفتم. خود آقا هم یک نامه مرقوم کرده بودند. ایشان خیلی نسبت به بانوان لطف دارند. دست حضرت آقا را می‌بوسم. حاضرم عمرم را فدای رهبرم کنم. آن‌قدر رهبرم را دوست دارم که حاضرم جانم را فدای‌شان کنم. واقعاً هم در این مدت فقط ایشان بودند که مرا حمایت کردند. من هم به خاطر اینکه به هر طریقی بتوانم جواب زحمت‌های‌شان را بدهم یا بار دیگر بتوانم حداقل دل‌شان را شاد کنم، همه توانم را گذاشتم. هنوزم که هنوز است دوست دارم مدال المپیک را به ایشان تقدیم کنم.


این اقدام شما چه بازخورد بین‌المللی داشت؟ واکنش خارجی‌ها چه بود؟


زمانی که تمثالی از حضرت آقا روی سکو در دستم بود، خیلی از رسانه‌های خارجی و محلی انعکاس دادند. حتی بعد از اهدای مدال، خیلی از تماشاگران ایرانی که در سالن بودند، با من و عکس حضرت آقا عکس گرفتند. خارجی‌ها احترام خاصی نسبت به این عکس داشتند. آنها به یک روحانی که جایگاه بالایی هم در ایران دارد، احترام خاصی می‌گذارند. حتی یک طرف عکس حضرت آقا را خودشان می‌گرفتند و یک طرف را من می‌گرفتم. واقعاً خیلی خوشحالم که توانستم این کار را انجام بدهم. این تنها چیزی است که درباره‌اش به خودم افتخار می‌کنم. اصلا مدل برای من مهم نبود. مهم این بود که بتوان پرچم کشورم را بالا ببرم و حرکتی انجام بدهم.


گویا اکنون در داخل کشور دچار مشکل شده و از مسابقات کشوری هم حذف شده‌اید. ماجرا چیست؟

بعد از مسابقات که به ایران آمدم، فدراسیون حتی هزینه سفرم را نپرداخت که همین مرا ناراحت کرد. خانواده من چقدر می‌تواند خرج کند؛ در صورتی که فدراسیون جودو حتی یک هزار تومانی به من پرداخت نمی‌کند. آنها حتی عنوان نمی‌کنند که من ورزشکارشان هستم. حالت خوب است یا حالت بد است؟ تمرین می‌کنی یا تمرین نمی‌کنی؟ هیچ؛ واقعا نمی‌دانم فدراسیون چرا با این طور رفتار می‌کند.

 براساس مصاحبه‌ای که خواهرتان انجام داده، گویا شما را طی تماس‌هایی میان حقگر (رئیس هیئت جودو  استان مرکزی)، خانم منیری میری و بلوطی حذف کرده‌اند.

برادر آقای بلوطی، رئیس هیئت جودو استان تهران هستند. آقای محمد بلوطی هم دبیر فدراسیون هستند و همه اینها از آقای میراسماعیلی دستور می‌گیرند.

نیت کردم با چادر روی سکو بروم/ دلم فقط به حمایت و شادی حضرت آقا خوش است/ میراسماعیلی نمی‌خواهد کسی در جودو پیشرفت کند

گویا یک مصاحبه‌ای هم داشتید که گفته بودید میراسماعیلی نمی‌خواهد جودوی بانوان پیشرفت کند؟


ابشان دوست ندارند کسی بالا بیاید؛ چه در بانوان و چه در آقایان. ایشان فقط دوست دارند خودشان بالا بروند. در بخش بانوان که نمونه بارزش من هستم. دو مسابقه رفتم و دو مدال آوردم؛ اما آنها نمی‌خواهند. اصلاً دوست ندارند مدال بیاورم.

و امروز هم که برای رقابت‌های کشوری پذیرش نشدید. دلیلش چه بوده؟

گفتند دانشجوی تهران هستی! گفتم اصلاً دانشجو نیستم. نقریبا پنج یا شش سال پیش، از دانشگاه شهرکرد استان چهار محال بختیاری فارغ‌التحصیل شدم. اصلاً دانشجو نیستم. بعد گفتند در لیگ شرکت کردی! گفتم در لیگ که می‌توان از هر جا شرکت کرد. از استان چهارمحال و بختیاری بودم؛ اما تیم مقاومت تهران مرا خواست. من هم با این تیم در مسابقات شرکت کردم. گفتند اصلاً شما باید تهران باشی و نباید برای چهارمحال بازی کنی! ماجراهای دیگری هم بود که سرانجام وزن‌کشی کردیم و پذیرش شدم و قرعه‌کشی هم شد؛ اما یک دفعه گفتند خانم‌ها سمیه و سمیرا حیدری باید حذف شوند. بعد شورای فنی جلسه می‌گیرند. من اصلاً شورای فنی فدراسیون را قبول ندارم. خودم اول، عضو این شورا بودم و بدون هیچ دلیلی مرا کنار گذاشتند. اینکه علتش چه بود، نمی‌دانم. از سویی، برخی اعضا اصلاً حضور نداشتند. باقی نیز به دستور آقای میراسماعیلی، یک رأی داده بودند که خواهران حیدری نباید در مسابقات شرکت کنند! یک و نیم نصفه شب بود که مرا بیدار کردند و گفتند حذفید. شما و خواهرتان همین الان باید خوابگاه را ترک کنید!


این خبر را چه کسی به شما داد؟

سرپرست تیم، خانم اسلامی. ایشان که این ماجرا را دیدند، گفتند ما کل تیم را می‌بریم چون چهار بازیکن داریم که چهار طلا می‌گیرند. آنها می‌خواهند تیم لرستان را اول کنند که دقیقاً هم به این شکل بود. وقتی من و خواهرم را حذف کردند، دو طلا را از ما گرفتند و شبش هم ساعت یک و نیم شب بود که حال من بد شد؛ ناراحت شدم که من و خواهرم را حذف کردند. از لحاظ روحی خیلی به هم ریختم که می‌توانم بگویم در آن سرما یک شوک عصبی به من وارد شد، دیگر متوجه نشدم و دیدم در آمبولانس هستم.


گویا آقای رستگار (رئیس فدراسیون جودو) گفته که از شما ناراحت است و خانم شهریان (معاون ورزش بانوان وزارت ورزش) هم عنوان داشته مشکل را حل خواهد کرد؛ اما به این شرط که مصاحبه نکنید.

ایشان گفتند مصاحبه نکنید تا بهانه دست کسی نداشته باشید. ایشان خیلی از من حمایت کردند، گفتند سرمایه مملکت هستید و حیف است.


نیت کردم با چادر روی سکو بروم/ دلم فقط به حمایت و شادی حضرت آقا خوش است/ میراسماعیلی نمی‌خواهد کسی در جودو پیشرفت کند


گویا برای اولین بار نیست که حذف می‌شوید. قبلاً هم این اتفاق برای‌تان افتاده است؟

آن وقت هم به خاطر خانمی که همشهری آقای میراسماعیلی بود، این اتفاق افتاد!


پس مثل اینکه دعوای شما با آقای میراسماعیلی طول و دراز دارد..

از قدیم بوده است. قبلاً که نمی‌دانستم؛ ولی الان متوجه شدم که اتفاق‌هایی افتاده است؛ مثلاً به مسابقات ازبکستان اعزام شدیم و ایشان به همشهری‌هایش لباس داد اما به من نداد! خدا شاهد است که هیچ پولی نداشتم تا هزینه کنم؛ اما مجبور شدم آن موقع یک میلیون و دویست تومان تهیه کنم و لباس بخرم. خیلی سختی کشیدم.


با این تفاصیل، برنامه‌تان برای آینده چیست؟

از وزیر ورزش درخواست می‌کنم فکری به حال فدراسیون جودو بکند. آقای رستگار چند سال ایران نبوده و با فضا آشنا نیست. آقای میراسماعیلی دارند برای حوزه بانوان جودو تصمیم می‌گیرد. خانم میری نقش خاصی ندارد. ایشان هم فقط یک هدف دارد؛ قهرمانی تیم لرستان. با شخصیت بانوان بازی می‌کنند. باید به این شکل حذف شوم؟ چون محجبه‌ام باید با من این کار را بکنند؟ چرا آخر؟


الان تمرین دارید؟

من هنوز هم حالم خوب نیست. دست و پایم حس ندارد. هنوز دکتر می‌روم. هدفم المپیک است. پیشاپیش مدالم را به آقا تقدیم کردم چون می‌دانم مدال می آورم. می‌دانم طلای بازی‌های آسیایی را می‌آورم. می‌دانم سهمیه المپیک می‌آورم چون واقعاً زحمت کشیدم. من همه چیزم را برای برای جودو و کشورم گذاشته‌ام.


خانم حیدری! ما برای شما آرزوی موفقیت می‌کنیم. اگر نکته پایانی هست، بفرمایید.


درخواستم از رسانه‌ها این است که ما را حمایت کنند. الان یک خانمی را مسؤول گذاشته‌اند که اصلاً نمی‌داند جودو چیست. فقط از دیگران خط می‌گیرد. من شخصی را ترجیح می‌دهم که دلسوز ورزش بانوان باشد.

نیت کردم با چادر روی سکو بروم/ دلم فقط به حمایت و شادی حضرت آقا خوش است/ میراسماعیلی نمی‌خواهد کسی در جودو پیشرفت کند

شما پیشنهادی دارید برای این موضوع؟

خواهشم این است که ورزش بانوان را از آقایان جدا کنند؛ یعنی دست آقایان را کوتاه کنند. هر کاری می‌کنیم باید به یک آقا رجوع کنیم. ما از لحاظ اخلاقی و همه چیز با آقایان متفاوتیم؛ به خصوص جودو که مثل کشتی است که آقا نباید دخالت کند ولی متأسفانه تمام خط و خطوط را آقای میراسماعیلی دارند می‌دهند. واقعاً جودو کاملاً نابود شده است. یک رشته ورزشی که می‌تواند هفت سهمیه المپیک بانوان کسب کند، قربانی آقای میراسماعیلی شده است.


 
عکس/ لباس محجبه بانوان ورزشکار هلندی
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: ورزشی
 
قهرمان ووشوی جهان مدال خود را به رهبری تقدیم کرد
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٦  کلمات کلیدی: ورزشی

قهرمان ووشوی جهان در بدو ورود به کرمانشاه مدال طلای خویش را به رهبر معظم انقلاب تقدیم کرد.

خبرگزاری فارس: قهرمان ووشوی جهان مدال خود را به رهبری تقدیم کرد

به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، مریم هاشمی قهرمان کرمانشاهی ووشوی جهان در مسابقات مالزی صبح امروز در ابتدای ورود به کرمانشاه مدال خود را به مقام معظم رهبری تقدیم کرد.

هاشمی در جمع مسئولان، ورزش دوستان و اقشار مختلف مردم اظهار داشت:‌ افتخار می‌کنم به عنوان نماینده زنان و پاسداران جمهوری اسلامی با رعایت حجاب پرچم کشور عزیزم را به اهتزاز درآوردم.

وی تأکید کرد: هنگامی که از سکو پایین آمدم مدالم را به مقام معظم رهبری تقدیم کردم.

قهرمان ووشوی مسابقات جهانی مالزی گفت: مشتاق زیارت مقام معظم رهبری هستیم و از اینکه توانسته‌ام با تلاش فراوان قهرمان جهان شوم خوشحالم.


 
پهلوانی که دیگر بنز سوار نمی شود
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٠  کلمات کلیدی: ورزشی

به گزاش مشرق به نقل از خبرآنلاین، رسول خطیبی که چندی پیش 35 سالگی را پشت سر گذاشت، حالا به عنوان یکی از جوان‌ترین مربیان لیگ ایران کارنامه خوبی دارد. او که اخیرا خودرو بنز خود را کنار گذاشته و با یک پرشیا به تمرینات گسترش فولاد می‌رود، می‌گوید: «از من می پرسند چرا دیگر آن بنز چند صد میلیون تومانی ام را سوار نمی شوم. دوست ندارم در این مورد زیاد صحبت کنم اما بدانید فقط به خاطر یک پسربچه 10 ساله است که سوار آن بنز نمی شوم.

آخه روزی پشت فرمان اتومبیلم نشسته بودم که پشت چراغ قرمز گیر افتادم. در این فاصله تا سبز شدن چراغ راهنمایی، یک خانواده کوچک از کنار اتومبیلم عبور می کردند که یک پسر بچه 9، 10 ساله داشتند. پسرک یک نگاهی به بنز من کرد و بعد به پدرش نگاه انداخت و طوری که من هم شنیدم گفت: ببین بابا! این آقا چه بنز خوشگلی داره اما تو حتی یک پیکان هم نداری...

از آن تاریخ به بعد، هرگز سوار بنزم نشدم و یک پرشیا خریدم تا دل کسی نشکند. مدام با خودم می گویم نباید طوری در جامعه ظاهر شوم که پدر و مادری نزد بچه اش شرمنده یا بچه ای پیش پدر و مادرش غصه دار شود. برای همین از آن روز به بعد پرشیا سوار می شوم تا دیگر آه پسر بچه ای را نبینم.»

 


 
ادعای جنجالی همنورد سه کوهنورد ایرانی درباره ماجرای صعود "برودپیک"
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٦  کلمات کلیدی: ورزشی

به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، عظیم برهمنی تا به حال چهار بار به هیمالیا رفته و قله‌های ماناسلو، گاشربروم 1 و 2 و برودپیک را تا کمپ 3 طی کرده اما هیچ گاه نتوانسته این قله‌ها را فتح کند. او سال 90 به همراه لیلا اسفندیاری روی قله گاشربروم 1 تلاش کرد که آن حادثه تلخ برای لیلا رخ داد و این کوهنورد ایران جان خود را از دست داد. بعد از آن حادثه برهمنی هم به صعود ادامه نداد و به همان حضور در کمپ 3 بسنده کرد.
 
این کوهنورد پیشکسوت ایران برای قله ماناسلو هم تلاشی داشت اما شرکت طرف قرارداد آن صعود اجازه بالا رفتن را نداد و در نهایت برهمنی برای آن قله هم بیشتر از کمپ 3 بالا نرفت. برهمنی امسال همراه تیم کوهنوردان آرش در منطقه اسکاردو و برای صعود به قله برودپیک تلاش کرد که امسال هم این اتفاق رخ داد. در صعود برودپیک نیز برهمنی در بیس کمپ حضور داشت. در واقع برهمنی، کوهنوردی برای کمپ 3 است. البته او صعود به کلیمانجارو، آرارات و کوه‌های داخلی را در کارنامه دارد.
 
عظیم برهمنی نکات تازه‌ای را در مورد صعود سه کوهنورد باشگاه آرش به برودپیک مطرح کرده و مدعی شده اظهارات مسئولان باشگاه آرش تمام واقعیت نیست.
 
حرف اول و آخر
 وقتی صحبت‌های سعدی و شجاعی را می‌شنوم و مصاحبه‌هایشان را می‌خوانم واقعا می‌سوزم. آن‌ها در این مورد ریشه‌یابی نمی‌کنند و به برخی مسائل هم اشاره‌ ندارند بیشتر سعی می‌کنند به نحوی ماجرا را جمع و جور کنند.
 
جوان بودن تیم برودپیک
در برنامه‌ی برودپیک من به عنوان یک فرد مستقل در منطقه حضور داشتم. با یک شرکت پاکستانی قرارداد داشتم و قرار بود قله‌های گاشربروم 1 و 2 و برودپیک را صعود کنم که آن شرکت گفت کوهنورد برای قله برودپیک زیاد است به همین دلیل ابتدای صعودت را از این قله شروع کن و من هم قبول کردم. خدا را شکر با بچه‌های خوب، شاداب و بانشاط باشگاه آرش همراه شدم و همه جا با هم بودیم. اولین چیزی که بعد از دیدن این تیم به ذهنم رسید این است که این گروه خیلی جوان بودند. آن‌ها شاید به لحاظ فنی قوی باشند اما به لحاظ تجربه زیاد وارد نبودند و این مسئله می‌توانست برای آن‌ها مضر باشد. می‌ترسیدم شاید به خاطر همین جوانی فقط به صعود فکر کنند و خیلی جوانب را در نظر نگیرند.
 
سرپرستی ضعیف تیم
اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، فاصله‌ی بین مدیریت این گروه و اعضای آن بود که شاید ریشه اصلی مشکلات بود و این حادثه از این جا شروع شد. ابتدا قرار بود این 5 نفر با همدیگر کار گشایش مسیر را انجام دهند و به قله بروند که رامین شجاعی به عنوان سرپرست تیم هم‌هوا نشد و باعث شد که همراه تیم نرود. آیدین،‌ مجتبی و پویا هم زیاد با افشین سعدی جور نبودند و به همین دلیل کار صعود به این قله مرتفع به دست سه جوانی افتاد که تنها عاشق صعود بودند. آن‌ها حتی شعارشان هم این بود که قله را فتح کنیم و حالش را ببریم.
 
پیش‌بینی اشتباه
متاسفانه پیش‌بینی این گروه برای صعود این بود که دو روزه همه کار را انجام دهند، اما تنها مسیر صعود آن‌ها چهار روز طول کشید. این که بدون آب و غذا و اکسیژن و تجهیزات لازم در آن ارتفاع قرار داشته باشی واقعا کار سختی است که تنها در توان همین بچه‌ها بود.
 
مشکل مالی آن هم در برودپیک
داشتن مشکل مالی دومین مشکل بزرگ تیم برای چنین صعود بزرگی بود. این سه کوهنورد جوان حتی 50 دلار هم پول نداشتند که انعام باربرهایشان را بدهند که این مشکل مالی تاثیر زیادی در این حادثه داشت و به شدت خودش را نشان داد. آن‌ها پول نداشتند که موبایل خود را شارژ کنند و بتوانند با کمپ اصلی تماس بگیرند. آن‌ها برای صحبت کردن به ایران تک زنگ می‌زدند و بعد از آن از ایران با آن‌ها تماس می‌گرفتند و صحبت می‌کردند. این اصلا کار اصولی و درستی نبود. از تیم‌های دیگر که کمک می‌خواستیم آن‌ها تعجب می‌کردند که چرا این کوهنوردان با ایران تماس دارند اما با کمپ اصلی تماسی نمی‌گیرند.
 
با کمی پول مشکل حل می‌شد
این مشکلی که بچه‌های ایران دچارش شدند، با اندکی کمک مالی حل می‌شد و شاید این اتفاق نمی‌افتاد. نداشتن شارژ باعث شد این وضعیت بسیار بغرنج شود. وقتی آن‌ها تماس می‌گرفتند بارها گفتم در شرایط سخت با ما تماس بگیرند تا راهنمایی‌شان کنیم اما شانس نداشتند که تماس بگیریم. چهارشنبه 10 صبح بود که تماس گرفتند و خواستند که برای پایین آمدن راهنمایی‌شان کنیم چون آن‌ها مسیر را گم کرده بودند که متاسفانه وسط صحبت کردن قطع شد. بارها تماس گرفتیم و خواستیم که محل دقیق‌شان را بگویند تا بتوانیم کمک کنیم اما شارژ نداشتند. تا آخرین روز هم نفهمیدیم که آن‌ها کجا بودند.
 
این تیم حتی پول نداشت، هزینه طناب‌گذاری‌های انجام شده در کناره‌ها را بدهد. کسانی که طناب‌گذاری کرده بودند از هر کوهنورد مبلغی را می‌گرفتند و از من هم خواستند که به آن‌ها دادم. اما گویا بچه‌ها نداشتند و قرار شد بعد از بازگشت بپردازند. در همان جا بچه‌ها گفتند که اصلا ما طناب نمی‌خواهیم، ما بدون طناب بالا می‌رویم اصلا برای چه طناب گذاشتند؟!
 
عملیات امداد، نمایش بود
معتقدم عملیات امداد و نجات در آن روز کاملا بی فایده بود. این‌ها می‌خواستند با این کار تنها نشان دهند که ایران برای کوهنوردانش ارزش قائل می‌شود و در چنین شرایطی هم دنبالشان می‌گردد. این کار یعنی استخدام یک کوهنورد و به حرکت درآوردن هلی‌کوپتر کار نمایشی بود برای روحیه دادن به بقیه اما کار از کار گذشته بود و جست‌وجوها عملا فایده‌ای نداشت.
 
سرپرستی پراشتباه تیم
سه‌شنبه که کوهنوردان روی قله بودند، ساعت 3 تماس گرفتند، گفتند که نزدیک قله هستیم و شاید به قله برویم و شاید نرویم، چیزی مشخص نیست. ساعت 5 تماس گرفتند و گفتند به قله رسیدیم. همه تبریک گفتیم و رامین شجاعی تاکید کرد که بچه‌ها کار شما تمام نشده و زمانی تمام می‌شود که به کمپ سه برسید. شما اکنون به سمت گردنه حرکت کنید و ما هم به آن سمت می‌آییم تا به شما کمک کنیم. من این مکالمه را از طریق بی‌سیم شنیدم چرا که رامین کمپ سه بود و من از طریق بی‌سیم مستقر در کمپ اصلی این صحبت‌ها را شنیدم.
 
گناه سرپرست
ساعت 9 شب مجتبی جراحی دوباره با بی‌سیم رامین شجاعی سرپرست تیم تماس گرفت و گفت که ما به گردنه رسیده‌ایم اما وقتی جوابی نیامد من به او گفتم برهمنی هستم مثل اینکه بی‌سیم رامین خاموش است. مجتبی دوباره به من گفت که ما در گردنه هستیم ولی توان پایین آمدن نداریم. بنابراین اینجا می‌خوابیم و فردا صبح به سمت کمپ سه می‌آییم. تاکید کردم که لامپی روشن بگذارند تا وقتی رامین شجاعی و افشین به گردنه می‌رسند، آن‌ها را ببینند و بتوانند کمک کنند. ساعت 10 شب رامین بی‌سیم خود را روشن کرد و چند بار مجتبی را صدا زد. آن‌جا به رامین جواب دادم برهمنی هستم و مجتبی یک ساعت پیش تماس گرفت که می‌خوابند و صبح حرکت می‌کنند. از رامین شجاعی پرسیدم شما کجا هستید؟ (توقع داشتم که آن‌ها برای کمک به سمت گردنه حرکت کرده باشند) که در کمال تعجب به من گفت ما در چادر خود در کمپ سه هستیم و هنوز بالا نرفته‌ایم.
 
صبحی مهم برای کوهنوردان مفقود شده
چهارشنبه صبح بود که بی‌سیم کمپ اصلی را به چادر خودم بردم. 6:10 صبح مجتبی تماس گرفت و چند بار رامین را صدا زد که باز هم جوابی نیامد دوباره گفتم عظیم هستم و شاید باطری بی‌سیم رامین تمام شده است که جواب نمی‌دهد. مجتبی گفت: ما به سمت کمپ سه راه می‌افتیم که بسیار خوشحال شدم و گفتم موفق باشید. ساعت 8 صبح دوباره مجتبی تماس گرفت اما این بار استرس بیشتری داشت و گفت که ما راه را گم کرده‌ایم، لطفا ما را راهنمایی کنید. من چون برودپیک را نرفته بودم از یک کوهنورد دیگر کمک گرفتم (مستر ران). مجتبی هم گوشی را به آیدین داد چرا که انگلیسی می‌دانست. این تماس تمام شد. ساعت 10 صبح دوباره تماس گرفتند که راه را پیدا نکرده‌اند و چه باید بکنیم که متاسفانه وسط صحبت کردن‌ها تلفن قطع شد. همان موقع از تهران تماس گرفتند که من وضعیت را اضطراری اعلام کردم اما برخی گفتند که هنوز اتفاقی نیفتاده که اینقدر هول می‌کنی.
 
فرصت‌ها از دست رفت
بعد از تماس آخر بچه‌ها بود که به تهران شرایط را اطلاع دادم چرا که حضور 4 روزه در ارتفاع 8 هزار متری و نداشتن انرژی و آب و غذا شرایط بسیار بحرانی است. از همه کمک خواستم که 5 یا 6 کوهنورد فنی و قوی هیکل به منطقه اعزام کنند تا به آن‌ها کمک کنند اما فایده‌ای نداشت. متاسفانه از تهران هم کارهایی مانند استخدام کوهنورد، هماهنگی باربر و پرواز کردن هلی‌کوپتر به آرامی پیش رفت و باعث شد فرصت از دست برود. متاسفانه کار از کار گذشته بود و بقیه کارها نمایشی بود.
 
آیدین مغرور بود
روزی که من به کمپ سه رسیدم بچه‌ها از آنجا رفته بودند ولی هنوز جای پای آن‌ها روی برف‌ها بود. آیدین از همه جلوتر بود و در واقع رهبری را در دست داشت. با توجه به اخلاقی که از او دیده بودم، آیدین بعضی وقت‌ها مغرور بود و این می‌توانست حادثه ایجاد کند.
 
کارها پیش‌بینی نشده بود
معتقدم مشکلات این سفر پیش‌بینی نشده بود و تنها بر اساس حدسیات انجام شد. روز گرفتن ویزا در سفارت پاکستان، بابازاده (سرپرست تیم در صعودهای قبلی) گفت احتمالا روز پایین آمدن از قله با همدیگر روبه‌رو شوید چرا که تو از مسیر عادی می‌روی و بچه‌ها از مسیر جدید می‌آیند و هنگام فرود از قله با هم هستید. همان جا گفتم که پایین آمدن از قله قلق خاصی دارد که در این صعود فکر می‌کنم بچه‌ها راه انحرافی را برای پایین آمدن انتخاب کرده‌اند.
 
دلیل سوم این حادثه
این تیم نکات ایمنی را زیاد رعایت نمی‌کرد. آن‌ها هنگام صعود از طناب استفاده نمی‌کردند و این خیلی خطرناک بود. روز دوم و در فاصله کمپ اصلی و کمپ یک، یک سنگ از زیرپای پویا خارج شد و به پای مجتبی خورد که باعث شد پای او زخمی شود. شاید آن‌ها اگر از سر یال و کنار قله فرعی با طناب پایین می‌آمدند، دیگر راه‌ها را اشتباه نمی‌رفتند. شاید مسیرشان طولانی‌تر می‌شد اما قطعا توجه نکردن به نکات ایمنی و استفاده نکردن از طناب، پیامدهای بیشتری دارد.
 
نداشتن مجوز در روز صعود
روزی که قصد صعود به سمت بالا را داشتیم شرکت طرف قرارداد ما اعلام کرد که مجوز صعود از سوی پاکستانی‌ها صادر نشده و 6 کوهنورد ایرانی یک کوهنورد مغول و سه کوهنورد آمریکایی باید آنجا بمانند. افسر پاکستانی که همراه تیم بود، تاکید داشت که کسی برای صعود نرود و اگر هم برود باید تعهد بدهد و هیچ کجا نگوید که صعود کرده است. طبق قانون برای صعود به منطقه داشتن مجوز الزامی است و اگر کسی این مجوز را نداشته باشد، اگر حتی به قله هم صعود کند، به او گواهی صعود داده نمی‌شود. آنجا به ما گفتند تعهد بدهید که من تعهد ندادم. رامین شجاعی بر سر همین موضوع با من بگو مگو کرد و گفت که اگر تو امضا نکنی به ما هم اجازه صعود نمی‌دهند به همین دلیل امضایی بی‌خودی انجام دادیم که بعد از آن همه از این کار خودم پشیمان شدیم. روز بعد که بچه‌ها می‌خواستند صعود را انجام دهند وقتی از منطقه کمی دورتر شدند، سراغ آن افسر رفتند تا امضایم را پس بگیرم که گفت مجوز شما صادر شده است.


 
دیدار احمدی‌نژاد با خانواده‌های 3 کوهنورد
ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۳  کلمات کلیدی: ورزشی

به گزارش مشرق به نقل از ایسنا، دکتر محمود احمدی نژاد در آخرین روز کاری دولت دهم در نهاد ریاست جمهوری با خانواده‌های آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان که مسیر تازه‌ای را به نام ایران در برودپیک گشودند، دیدار کرد.

در این دیدار خانواده‌های این کوهنوردان ابتدا دقایقی را در مورد فرزندان‌شان و چگونگی ثبت این مسیر به نام ایران سخن گفتند و سپس دکتر احمدی نژاد با خانواده‌های آن‌ها ابراز همدردی کرده و لوح طلایی ریاست جمهوری را به این سه خانواده اهدا کرد.

همایون بختیاری، دبیر باشگاه آرش نیز به همراه خانواده‌های کوهنوردان در دیدار با ریاست جمهوری حضور داشت و نکته جالب اینکه از مسئولان فدراسیون کوهنوردی هیچ کسی در این دیدار حاضر نبود.

آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان حدود دو هفته پیش توانستند مسیر جدیدی را به نام ایران برای صعود به قله برودپیک در هیمالیا ثبت کنند و هنگام بازگشت از قله دچار سانحه شده و مسیر را گم کردند. جست‌وجوها برای یافتن این سه کوهنورد یک هفته ادامه داشت اما پس از آنکه محل دقیق این کوهنوردان یافت نشد، جست‌وجوها بدون نتیجه پایان یافت و این سه کوهنورد در کوهستان که سال‌ها در آن تلاش کرده بودند مدفون شدند.


 
جزییاتی تازه از مفقود شدن سه کوهنورد
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٢  کلمات کلیدی: ورزشی

دبیر باشگاه کوهنوردی آرش به موضوعات مطرح شده در مورد صعود سه کوهنورد ایرانی به برودپیک پاسخ داد و جزییات تازه‌ای از این صعود را بازگو کرد.

به گزارش مشرق، "آیدین بزرگی" ،"مجتبی جراحی" و "پویا کیوان" دو هفته پیش در مسیر بازگشت از قله "برودپیک" در هیمالیا مسیر اصلی را گم کرده و مفقود شدند که پس از چند روز جستجو اثری از آنها پیدا نشد و جست و جوها بی نتیجه پایان یافت. پس از این حادثه بود که شائبه های زیادی در مورد این صعود و ضعف گروه پشتیبانی و صعود انتحاری کوهنوردان ایرانی مطرح شد که همایون بختیاری، دبیر باشگاه کوهنوردی آرش در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: کاری که این کوهنوردان انجام دادند کار بزرگی بود و من با جرات تمام از کاری که انجام دادند دفاع می کنم و پاسخ های لازم را می دهم.

وی در مورد این که گفته شده صعود این سه کوهنورد صعودی انتحاری بوده و برنامه ریزی آنها تنها برای صعود بود و فکر و برنامه ای برای نحوه بازگشت و مشکلات پیش بینی نشده نداشتند، افزود: روش این کوهنوردان برای صعود روش سبک بار و آلپاینی بود. این کوهنوردان برای رسیدن به کمپ 3 از روش کلاسیک استفاده کردند و بعد از آن با یک حرکت افقی به سمت مسیر اصلی رفتند و از آنجا به سمت بالا رفتند.

بختیاری یادآور شد: معمولا تیم های ضعیف نمی توانند از روش سبک بار برای صعودهایشان استفاده کنند و تیم های قدرتمند هستند که از این روش استفاده می کنند چون در این صعود تمام تجهیزات بر دوش کوهنوردان است و باربر هم در کنار آنها نیست. می گویند صعود انتحاری بوده ولی نمی‌دانند لفظ انتحاری یعنی چه؟ آنها کوهنوردان با تجربه ای بودند و برای تمام لحظات صعود خود برنامه داشتند. مگر خلبانی که می‌داند اگر پرواز کند دچار حادثه می‌شود این کار را انجام دهد و یا اینکه او برای فرود آمدنش هیچ برنامه ای نداشته باشد؟

دبیر باشگاه کوهنوردی آرش با اشاره به اینکه در مسیر بازگشت از قله، مسیر طناب ثابت گذاشته شده ادامه داد: این طناب ها کار را برای کوهنوردان در مسیر بازگشت آسان می کند و شاید کوهنوردان ما به دلیل خستگی و کافی نبودن دیدشان، مسیر را گم کردند.

وی در مورد اینکه گفته می شود این کوهنوردان برنامه ریزی درستی برای به همراه داشتن آب و غذا و بقیه تجهیزات لازم نداشتند، افزود: آنها طبق برنامه ریزی انجام شده مسیر را صعود کردند و اگر مسیر را در بازگشت گم نمی کردند همه چیز طبق برنامه پیش رفته بود و هیچ مشکلی پیش نمی آمد. این کوهنوردان سه شنبه که صعود را انجام دادند اگر به کمپ 3 بر می گشتند این مشکل پیش نمی آمد اما آنها چهارشنبه بود که اعلام کردند آب و غذا می خواهند. این کوهنوردان سخت ترین کار ممکن را در ارتفاع بالای هفت هزار متر انجام دادند که همین حضور در این ارتفاع انرژی افراد را تخلیه می کند، چه برسد به اینکه کار فنی کوهنوردی هم انجام دهند.

بختیاری با تاکید بر اینکه این کوهنوردان به دلیل خستگی و یخ زدگی حتی نتواستند مکان دقیق توقف خود را به صورت پیامک به گروه پشتیبانی ارسال کنند به ایسنا گفت: ما چندین بار از آیدین خواستیم که مختصات محل حضور خودشان را برای ما بفرستد تا محل دقیق آنها را شناسایی کرده و بهتر بتوانیم کمک رسانی کنیم اما او گفت که به دلیل یخ زدگی انگشتانش نمی تواند این کار را انجام دهد. این است تفاوت حضور در ارتفاع بالا که تمام انرژی افراد را می گیرد و اجازه ساده ترین کارها را هم نمی دهد.

گفته می‌شود کوهنوردان از تلفن ماهواره‌ای "ثریا" استفاده کرده‌اند که به دلیل تحریم‌ها امکان ارتباطی لازم را نداشته است. وی در پاسخ به این سوال، گفت: این که می‌گویید اصلا درست نیست. تلفن ماهواره‌ای در همه جا پوشش دارد، مگر این که در مکان دربسته‌ای باشد که امکان ارتباط وجود نداشته باشد. ضمن این که وقتی می‌گویید آنها نمی توانستند با این تلفن ماهواره‌ای با ما ارتباط بگیرند، اشتباه است، چون آنها با همین تلفن بارها با ما در تماس بودند و اطلاعاتشان را به ما می‌دادند.

دبیر باشگاه کوهنوردی آرش در پاسخ به این سوال که اکنون وضعیت پیکر آنها در منطقه هیمالیا چطور است؟ گفت: منطقه مورد نظر تخلیه شده است و هر گونه عملیاتی به سال بعد موکول شده است. باران ‌های موسمی در این منطقه شروع شده و تنها ارتش پاکستان است که در این منطقه نظامی مستقر شده است.

وی در پاسخ به این سوال که آیا اجساد این کوهنوردان پیدا خواهد شد و امکان پایین آوردن آنها وجود دارد، یادآور شد: اولا که این کوهنوردان عزیز در مسیر اصلی نیستند که محل رفت و آمد باشد. شاید اگر محلی بود که مسیر کوهنوردان برای صعود بود، می‌شد پیش‌بینی کرد اجساد آنها یافت شود. نکته مهم دیگر این است که آنها در ارتفاع بالای هفت هزار متر هستند که در این ارتفاع امکان امدادرسانی وجود ندارد، مگر این که فرد مصدوم خودش حرکت کند. در این ارتفاع کوهنوردان خودشان سختی‌های زیادی دارند و این امکان وجود ندارد که کوهنورد فرد دیگری را حمل کرده و به پایین بیاورد. در صورتی که قصد چنین کاری را داشته باشد جان خودش هم در خطر است.

بختیاری ادامه داد: تنها امدادرسانی که بالای هفت هزار متر انجام شد مربوط به چند سال پیش است که ما خودمان برای نجات محمد اوراز انجام دادیم که هفت روز طول کشید و سرانجام او را به جایی رساندیم که بتواند سوار هلی کوپتر شود. بعد از این عملیات نجات بسیاری از کوهنوردان خارجی از ما می‌پرسیدند که چرا این کار خطرناک را انجام دادید، چون کاری که انجام دادیم به خطر انداختن جان بقیه بود.

وی در مورد این که گفته می‌شود تیم پشتیبانی این صعود ضعیف بوده و رامین شجاعی و افشین سعدی اگر شرایط بهتری داشتند و آماده‌تر بودند شاید این سه کوهنورد ما اکنون زنده بودند، به ایسنا گفت: این مورد هم که می گویید نمی‌تواند صحت داشته باشد. سعدی و شجاعی هم انسان هستند و ممکن است بیمار شوند. آنها اگر بیمار نمی‌شدند که همراه بقیه صعود می‌کردند! شجاعی به خاطر مشکل ریه و سعدی به خاطر ارتفاع زدگی همراه تیم نتوانستند صعود کنند که مشکل عجیبی نیست. در بسیاری از صعود‌ها سرپرست تیم در کمپ اصلی می‌ماند و بقیه را هدایت می‌کند.

وی یادآور شد: نکته دیگر این است که هیچ برنامه‌ای برای صعود این دو نفر وجود نداشت. "آیدین بزرگی"، "مجتبی جراحی" و " پویا کیوان" تیم قوی بودند که قبلا به هیمالیا رفته بودند. البته این را باید صادقانه بگویم که با توجه به چیزهایی که دیدم و از آنها شنیدم اگر شجاعی و سعدی هم در بهترین حالت بودند باز هم نمی‌توانستیم به آنها کمکی کنیم. برای کمک به آنها نیاز به یک تیم قوی چند نفره بود که با در اختیار داشتن مختصات دقیق، امکانات لازم را به آنها برساند تا آنها چند روز استراحت کرده و ریکاوری لازم را انجام دهند، سپس خودشان مسیر راه را به سمت پایین ادامه دهند. باز هم می گویم که در ارتفاع بالای هفت هزار متر امکان حمل نفر دیگری وجود ندارد.

بختیاری در پاسخ به این سوال که کوهنوردان چرا این صعود را انجام دادند، گفت: کوهنوردان تنها برای عشق خودشان به کوه می‌روند و به دنبال پاداش و جایزه‌ای نیستند و به آنها پاداشی داده نمی‌شود. معتقدم که کوهنوردان خودخواه‌ترین افراد هستند، چرا که می دانند چه سختی‌هایی باید تحمل کنند و از آن طرف خانواده‌شان را تنها به عشق کوه رها می‌کنند و می‌روند. این یعنی آنها تنها کوه را می‌خواهند.

بختیاری با اشاره به این که خودش در اولین صعود کوهنوردان ایرانی به اورست در ترکیب تیم اعزامی بود، تصریح کرد: در سال 77 هم با آن امکانات، صعود به اورست کار بسیار بزرگی بود که فدراسیون انجام داد. کوهنوردان ما زحمت زیادی کشیدند و به دنبال پاداش نبودند. خدا را شکر آن صعود شروعی بود برای موفقیت‌های بعدی کوهنوردان ایران. تنها چیز بزرگی که از آن صعود برایم باقی ماند، توجه ویژه مقام معظم رهبری بود که برایم عالی بود و انگیزه‌ای شد برای ادامه کار.


 
خاطره تصویری/ وقتی شرافت و پاکدامنی در هیمالیا آرام گرفت
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٠  کلمات کلیدی: ورزشی

به گزارش خبرنگار ورزشی مشرق، محمد اوراز قهرمان محجوب و متعهدی بود که با بردباری و استقامت ستودنی، تمام قلل مرتفع دنیا را درنوردید و با برافراشتن پرچم مقدس و سه رنگ جمهوری اسلامی ایران بر فراز بام دنیا سخنان حکیمانه­ رهبر فرزانه­ انقلاب اسلامی ایران که فرموده است: ورزشکاران سفیران واقعی انقلابند را به درستی تبیین کرد.
اوراز با فتح قلل مرتفع دنیا و با اهتزاز در آوردن پرچم مقدس ایران اسلامی حامل پیام صلح و دوستی ملت بزرگوار و انقلابی کشورمان به جهانیان بود، شجاعت و همت والای وی در کسب این افتخارات ارزشمند برای ورزش کشور، نشانگر خصیصه­ بارز جوانان غیور و انقلابی این مرز و بوم در تمامی عرصه های بین المللی است که با اتکال به قدرت الهی و مدد گرفتن از ائمه­ اطهار هر غیرممکنی را ممکن می سازند.

محمد اوراز عضو تیم ملی 12 نفره کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران بود که
در اوایل تیر ماه سال 82 به قصد صعود به قله 8068 متری گاشربروم 1 ، یازدهمین قله مرتفع دنیا عازم پاکستان شد. این تیم پس از برپایی آخرین کمپ در ارتفاع 7300 متری، مترصد صعود قله بود. محمد اوراز کوهنورد سرشناس و 34 ساله ایرانی و مقبل هنرپژوه در ارتفاع 7900 متری و در حالی که تنها 160 متر تا قله فاصله داشتند با سقوط بهمن به ارتفاع 7300 مترى پرت شدند و سه هفته در بخش مراقبت هاى ویژه بیمارستان "شفا" شهر اسلام آباد بسترى بودند که هنرپژوه با بهبود نسبی از بیمارستان مرخص شد اما متاسفانه محمد اوراز به علت عفونت‌های مهلک ریوی که وارد خون وی شده بوددر اولین دقایق بامداد روز یکشنبه 16 شهریور ماه درگذشت
. روحش شاد

پایین دست اورست

اوراز از سال 1377 موفق به صعود پنج قله هشت هزار متری اورست، چوایو، شیشاپانگما، ماکالو و لوتسه شده بود.

پس از این حادثه تلخ، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی از محمد اوراز کوهنورد پر افتخار کشورمان تجلیل کردند و در پیامی درباره دلاور قهرمان فتح قلل مرتفع جهان مرقوم فرمودند:

بسم الله الرحمن الرحیم

یاد محمد عزیز، قله نورد شرافت و پاکدامنی را گرامی می دارم و برای او که نام اسلام و ایران را بلند کرد، بلند آوازگی درملکوت را از خداوند متعال مسئلت می کنم. سلام خدا براو و همه جوانان پاک و مومن ایران زمین باد.


مرحوم اوراز بر فراز اورست

درباره محمد اوراز

 

تاریخ و محل تولد : شهریور 1348 ، نقده - آذربایجان غربی
وضعیت تاهل : مجرد
آغاز کوهنوردی: 1367
آخرین مدرک تحصیلی : کارشناسی تربیت بدنی ، دانشگاه ارومیه - 1379
تاریخ و محل وفات: 16 شهریور 1382 ، بیمارستان شفای پاکستان
علت مرگ : جراحات ناشی از حادثه سقوط از ارتفاع 7900 متری بر اثر ریزش بهمن در هنگام صعود قله گاشربروم 1

صعودهای برون مرزی

1376 - صعود قله راکاپوشی (7788 متر) ، پاکستان
1377 - صعود قله اورست (8849 متر) بلندترین قله دنیا ، هیمالیای نپال
1379 - صعود قله چوایو (8201 متر) ششمین قله بلند دنیا ، هیمالیای تبت - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1379 - صعود قله شیشاپانگما (8036 متر) سیزدهمین قله بلند دنیا ، هیمالیای تبت - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1380 - صعود قله ماکالو (8463 متر) پنجمین قله بلند دنیا ، هیمالیای نپال - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1380 - صعود قله آرارات (5165 متر) ، ترکیه
1381 - صعود قله لوتسه (8511 متر) چهارمین قله بلند دنیا ، هیمالیای نپال - بدون استفاده از کپسول اکسیژن
1382 - صعود تا ارتفاع 7900 متری قله گاشربروم 1 (8064 متر) یازدهمین قله بلند دنیا ، هیمالیای پاکستان - محمد اوراز و مقبل هنرپژوه در ارتفاع 7900 متری بر اثر ریزش بهمن تا ارتفاع 7300 متری سقوط کردند. در این حادثه مقبل هنرپژوه سالم ماند ولی اوراز بعد از انتقال به بیمارستان و پس از گذشت 20 روز درگذشت.


راهپیمایی در دامنه های اورست

مدارک و افتخارات

1377 - نخستین فرد مسلمان صعودکننده به قله اورست (در این صعود سه ایرانی مسلمان دیگر نیز همراه با اوراز موفق به صعود اورست شدند).
1378 - اخذ مدرک مربیگری درجه یک از فدراسیون کوهنوردی جمهوری اسلامی ایران
1378 - شرکت در دوره بین المللی صعود مسیر های دشوار ، فرانسه
1378 - شرکت در دوره بین المللی رهبری گروه ، فرانسه
1380 - مرد سال کوهنوردی ایران
1381 - مرد سال کوهنوردی ایران


کلیپی کوتاه از بیوگرافی و عکس های بیاد ماندنی محمد اوراز


دانلود


 
دو تصویر از تیم آرش پیش از عزیمت به بیس کمپ برودپیک
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤  کلمات کلیدی: ورزشی

رایزن فرهنگی کشورمان در پاکستان که در جریان مفقود شدن 3 عضو تیم باشگاه کوهنوردان آرش در ارتفاعات برودپیک، اقدامات قابل توجه ای را انجام داد، دو تصویر را از اعضای تیم آرش در محل هتل کانکوردیا شهر اسکردو پیش از عزیمت به بیس کمپ برودپیک به پست الکترونیکی کوه نیوز info@koohnews.ir ارسال نموده است که در ادامه مشاهده خواهید نمود.

برودپیک آیدین بزرگی پویا کیوان مجتبی جراحی

برودپیک آیدین بزرگی پویا کیوان مجتبی جراحی


 
بر کوهنوردان ایران در برودپیک چه گذشت؟
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤  کلمات کلیدی: ورزشی

" تو پیروز شدی، تو فاتح قلب‌های ما شدی؛ شکوه و عظمت زندگی را ندیدی و اراده کردی تا آن را بر بلندترین قله‌ها بیابی. به سان همه آدمیان، آری، از شکست ترسیدی اما عنان خود به وحشت نسپردی و عازم پرخطرترین سفرها شدی و این بار کوه‌ها از تو آموختند اراده، قدرت و صبر را."

 اینها جملاتی هستند که آبان ماه گذشته پس از مفقود شدن مهدی عمیدی در مون بلان فرانسه نوشتیم و با "پلنگ برفی ایران" خداحافظی کردیم... هنوز محمد اوراز را هم از خاطر نبرده ایم، اولین ایرانی و اولین مسلمانی که قله اورست را فتح کرد و آوازه کوهنوردان ایرانی را جهانی کرد. او هم در دل طبیعت آرام گرفت و یازده سال پیش در قله گاشبروم پاکستان گرفتار بهمن شد. اوراز هم رفت... حالا کوهستان سه فرزند دیگرش را از آغوش خانواده هایشان به آغوش خود فرو برده است؛ پسرانی که "مسیر ایران" را به دوازدهمین قله مرتفع جهان باز کردند اما بازگشتی بی انتها داشتند، بازگشتی به دل کوهستان.

آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان به همراه رامین شجاعی و افشین سعدی راهی "برودپیک"، دوازدهمین قله‌ی مرتفع دنیا در رشته کوه های هیمالیا شدند تا مسیر جدیدی را به قله ۸۰۵۱ متری باز کنند. بزرگی، جلالی و کیوان سه نفری بودند که برای صعود نهایی به قله حمله می‌کنند. "پسران کوهستان" مسیر جدیدی به قله با نام " مسیر ایران" باز می‌کنند و پرچم ایران را بر فراز "برودپیک" برافراشته می‌کنند اما خبر بازگشت آنها از قله غم انگیز است چون دیگر بازگشتی در کار نیست. انگار باید برنگردند تا فتحشان را به گوش همه برسانند، برنگردند تا "مسیر ایران" را فریاد بزنند، برنگردند تا ... این است رسم روزگار امروز ما.

آغاز عملیات؛ فتح برودپیک از مسیر ایران

برودپیک با ارتفاع ۸۰۵۱ متر در رشته کوه قراقرون در شمال شرقی پاکستان و در مرز با چین قرار دارد. برودپیک بخشی از رشته کوه‌های عظیم هیمالیا است که سه قله‌ی مجزا به ارتفاع‌های ۸۰۵۱ متر (قله اصلی)، ۸۰۱۶ متر (قله مرکزی) و ۷۵۵۰ متر (قله شمالی) دارد و فتح آن ممکن است تا ۶ هفته طول بکشد.

کمپ پایگاهی این رشته کوه در ارتفاع ۵۰۰۰ متری است و کمپ‌های میانی در ارتفاعات ۶۲۰۰ متر، ۶۸۰۰ متر و ۷۳۰۰ متر واقع شده‌اند که معمولا برای صعود به قله به ۶ تا ۹ هفته زمان نیاز است. گروه پنج نفره ایرانی در حالی به فکر گشایش "مسیر ایران" به برودپیک است که تنها پشتیبانشان همتشان است و تنها یاورشان، اراده‌ی خود.

اما آیدین بزرگی قبل از سفر درد دل نامه‌ای می‌نویسد و از رفیقش می‌خواهد پس از اعزام آن را منتشر کند. آیدین می‌نویسد: " این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلند پروازانه تر را نوید دهد."

تیم اعزامی به پاکستان

انگار آیدین از آخر قصه خبر دارد: " اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز"

بر کوهنوردان ایران در برودپیک چه گذشت؟

۲ تیر ۹۲، در مسیر کمپ اصلی

تیم در مسیر کمپ اصلی قله برودپیک مستقر شده و حرکت خود را به سمت کمپ اصلی برودپیک آغاز می‌کند. تنها سه روز تا رسیدن به کمپ اصلی قله فاصله است.

۱۵ تیر ۹۲، رسیدن به ارتفاع ۶۶۰۰ متری

تیم موفق به برپایی چادر خود در ارتفاع ۶۶۰۰ متری شده است. در آخرین تماس برنامه بعدی شناسایی مسیر و تلاش جهت هم هوایی تا ارتفاع ۷۱۰۰ عنوان شده است. حال کلیۀ اعضای تیم خوب گزارش شده است.

۲۱ تیر ۹۲، استقرار در کمپ اصلی

تیم گشایش "مسیر ایران"، در کمپ اصلی مستقر است. با توجه به پایان دورۀ هم هوایی و پیش‌بینی جبهۀ هوای خوب چند روزه در منطقۀ یخچال بالتورو توسط سایتهای معتبر و تیمهای حاضر در منطقه، تیم تلاش نهایی خود را جهت صعود به قله و گشایش مسیر "ایران" در جبهۀ جنوب غربی آغاز می کند.

در زمانبندی، روز یکشنبه ۲۳ تیر ماه روز تلاش جهت حملۀ نهایی به قله در ۲ کردۀ ۳ و ۲ نفره تعیین شده است.

۲۵ تیر ۹۲، رویایی که به حقیقت پیوست، گشایش "مسیر ایران"

پرچم ایران بر دوازدهمین قله مرتفع جهان برافراشته می‌شود. رویای گشایش " مسیر ایران" بر فراز برودپیک محقق می‌شود. آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان سه نفری هستند که قله را از مسیر ایران فتح می‌کنند.

باشگاه آرش اینچنین گزارش می‌دهد: " تیم هیمالیا نوردان باشگاه کوه نوردان آرش پس از سه تلاش در سالهای ۹۰،۸۸ و ۹۲ موفق به گشایش مسیر"ایران" در جبهۀ جنوب غرب قلۀ برودپیک شد.

اعضای تیم پس از تلاشی سخت مقارن عصر امروز موفق به صعود قله شدند. اشک شادی بر گونه های همۀ دوستداران این تیم نشست. به امید بازگشتی ایمن برای تمامی اعضای تیم.

۲۷ تیر ۹۲، تیم مسیر بازگشت را گم می‌کند

محل تقریبی مفقود شدن کوهنوردها

تیم سه نفره در بازگشت از قله مسیر را گم می‌کند و دچار مشکل می‌شود. در ساعت ۷ و ۵۵ دقیقه بعد از ظهر، آیدین بزرگی از نزدیکی گردنه برودپیک با کیومرث بابازاده تماس گرفت و گفت که چادرشان پاره شده، حال یکی از اعضای تیم هم خراب است و نیاز به آب و غذا و کمک برای پایین آمدن دارند.

بابازاده به آیدین گفته که امروز تمام تلاش ها برای رساندن کمک به تیم صورت گرفته و مقداری آب و غذا هم به کمپ سوم رسانده شده است. همچنین به آیدین گفته است که مختصات جی پی اس محل استقرار خود را پیامک کند و حداکثر مقاومت خود را بکنند تا فردا نیروی کمکی به آنها برسد. بابازاده درخواست دارد که دوستان، تلفن او را اشغال نکنند تا آیدین در تماس گرفتن دچار مشکل نشود.

۲۸ تیر ۹۲، وضعیت بحرانی می‌شود، تلاش گروه های سوئیسی و آمریکایی برای یافتن تیم

پس از گفتگوهایی که با کوه نوردان سوییسی و آمریکایی و نمایندگان شرکت ATP انجام شد، یک فراخوان برای کمک به تیم ایرانی برودپیک داده شد. (توضیح این که به باربران ارتفاع، در ازای مشارکت در کار جستجو و نجات، قول پاداش مالی خوب داده شده است).

- ساعت ۶ صبح: آیدین تماس گرفت و گفت مانند سابق زمینگیر شده و قادر به حرکت نیستند.

- ساعت ۸ صبح: دو نفر باربر پاکستانی که نیمه شب از کمپ برای امداد حرکت کرده بودند در منطقه ای بالاتر از کمپ سوم در حال تراورس به طرف گردنه برودپیک (محدوده حضور تیم) مشاهده شدند.

- ساعت ۹ صبح: یک تیم دو نفره از کوهنوردان سوئیسی که نیمه شب از کمپ اصلی "کی ۲" برای امداد حرکت کرده بودند نزدیک به کمپ ۱ رسیده و اعلام کردند که قصد ادامه صعود دارند.

- ساعت ۹:۳۰ : سرپرست تیم سوئیسی اعلام کرد که تیمهای دیگری نیز تشکیل شده و قصد دارند به دنبال تیم نخست به بالا صعود کنند.

- ساعت ۱۰ صبح: آیدین مجددا تماس گرفت و وضعیت شان را بحرانی اعلام کرد.

- ساعت ۱ بعد از ظهر: در تماسی که با کمپ اصلی برودپیک برقرار شد مشخص شد که باربرهای ارتفاع پس از تلاشی ناموفق برای رسیدن به گردنه، متاسفانه به کمپ سوم مراجعت کرده اند. همچنین تیم سوئیسی در تلاش برای رسیدن به کمپ دوم است.

- ساعت ۱:۳۰ : تلاش می شود امروز افراد دیگری که در منطقه هستند برای امداد رسانی به سمت گردنه صعود کنند.

بعد از ظهر ۲۸ تیر ۹۲، قطع ارتباط با تیم

محل تقریبی مفقود شدن کوهنوردها

در ساعت ۱۶:۴۵ رامین شجاعی (یکی از اعضای تیم در کمپ ۳) برای کنترل و تشکیل گروه های امدادی خود را از کمپ ۳ به کمپ اصلی رسانده و تماس های لازم با شرکت ATP و کوه نوردان مستقر در کمپ های اصلی برودپیک و K۲ گرفته می‌شود.

امشب دو نفر باربر ارتفاع که در کمپ ۳ مستقر هستند سعی می کنند در تلاشی مجدد خود را تا ساعت ۷ صبح به گردنه برسانند که وقت کافی برای تجسس داشته باشند.

کوه نوردان سوئیسی که در کمپ ۲ مستقر هستند با لوازم و تجهیزات بعدی خود را به گردنه می رسانند. تیم های دیگر نیز در حال تشکیل است. تماس دائم بین کمپ اصلی برودپیک و ستاد تهران بر قرار است و تا این ساعت ( ۲۲:۰۰ ) از طرف آیدین تماسی گرفته نشده.

۲۹ تیر ۹۲، وضعیت گروه وخیم می‌شود

در حدود ساعت ۱۳:۳۰ دو مرحله تماس تلفنی با آیدین بزرگی برقرار شد. آنچه از صحبت های نامنظم و پراکنده وی به نظر می رسد این است که وضعیت نامناسب جسمانی و مشکلات ناشی از اقامت طولانی در ارتفاع بر آنها غلبه کرده و متاسفانه مکالمه ای که کمک به یافتن نامبردگان و یا اطلاع از وضعیت جسمانی همراهان وی (پویا کیوان و مجتبی جراهی) باشد امکان پذیر نشده است. بلافاصله موارد به رامین شجاعی در بیس کمپ برودپیک منتقل شد و وی در تلاش برای اعزام تیم دیگری به کمپ های بالاتر است.

ساعت ۱۹.۳۰ آیدین زنگ زد و تقاضای کمک کرد. تغییر محل داده و ارتفاع را ۳۵۰۰ متر اعلام کرده که به نظر اشتباه است چرا که رسیدن او به این ارتفاع غیر ممکن است. اما سایر مشخصات با عکسها و نقشه های منطقه مطابقت دارد. به نظر می‌رسد همان مسیر را که اشتباه پایین رفته بودند و دوباره بالا برگشته اند به تنهایی دارد پایین می‌رود و به بالای سر یک دیواره مهیب رسیده.

اقدامات پس از تماس:

- سعی می‌شود از طریق موبایل آیدین مشخصات جغرافیایی جی پی اس به وسیله مقامات دولتی پیدا شود.

- هلی کوپتری که بتواند کوه نوردان را از بیس کمپ کی دو به بیس کمپ برود پیک حمل کند آماده پرواز است.

- رامین در حال مذاکره با کوه نوردان حاضر در منطقه است که هر کسی که کمک کند کلیه هزینه های آن به انضمام پاداش قابل توجه پرداخت میشود.

۳۰ تیر ۹۲، توماس لامل به کمک تیم جستجو می‌رود

از ساعت ۱۹.۳۰ دیروز تماسی از آیدین گرفته نشده. هنوز نتوانسته ایم مشخصات جغرافیایی تلفنهای دیروز را بدست آوریم. در همین ساعت ۸.۲۵ صبح Thomas Lammle کوه نورد و راهنمای معروف آلمانی توسط هلی کوپتر در کمپ اصلی برودپیک پیاده می‌شود. در برودپیک هلی کوپتر فقط در محدوده بیس کمپ توان نشست و برخواست دارد. رامین اعلام کرده توماس را شاید بتواند به همراه چند کوه نورد دیگر در همین ساعت به بالا اعزام کند.

هلی کوپتر در چند پرواز تا حد ممکن از منطقه حادثه عکاسی کرده است، توماس در این پرواز ها حضور داشته است. در این لحظه هلی کوپتر به کمپ اصلی برگشته است و رامین شجاعی با کمک برهمنی و چند نفر دیگر در حال بررسی عکس ها هستند. هنوز ارتباط عزیز و افشین با دو نفر پاکستانی که روز قبل روی گردنه رفته بودند برقرار نشده است.


وقایع روز:

- آیدین هنوز تماسی نگرفته است.

- توماس آخرین عکس های گرفته شده را به سفارت آلمان در اسلام آباد برده است تا با کمک کوه نوردان آلمانی و امکانات موجود در سفارت آن ها را تجزیه و تحلیل کرده و نظر خود را ارائه دهد.

- افشین سعدی در حال حاضر در کمپ ۳ برودپیک با آب و غذا مستقر است.

- رامین شجاعی در کمپ اصلی K۲ مشغول مذاکره با کوه نوردان خارجی است.

- با بدست آوردن GPS تلفن ماهواره ای مشخص شد که تیم گردنه مابین قله اصلی و فرعی را با گردنه اصلی بین کمپ سوم و قله فرعی اشتباه گرفته و خود را در موقعیت خطرناکی قرار داده است.

۳۱ تیر ۹۲، منصرف شدن برخی کوهنوردان خارجی از کمک

آیدین از ساعت ۱۹:۳۰ روز شنبه ۲۹ تیر ۹۲ دیگر تماسی نگرفته ، شرکت ATP جهت پرواز بالگرد در آمادگی کامل است. کوهنوردان خارجی مستقر در کمپ اصلی برودپیک و K۲ بعد از دیدن محل آخرین اسکان بچه ها که از تلفن ماهواره ای آنها به دست آمده به علت دشواری مسیر،امداد را خارج از توان خود برآورد کرده و نمی توانند همکاری کنند.

اول مرداد ۹۲، خالی شدن بیس کمپ از تیمهای جستجوی خارجی

تماس تلفنی برقرار نشده. فردا بیس کمپ برودپیک از تیم های خارجی تخلیه میشود و فقط رامین با چند خدمه باقی می ماند. در K۲ کوه نوردان عازم آخرین تلاشهای خود شده اند و حاضر به امداد رسانی در برودپیک نشده اند. در تمام روز تماس با شرکت ATP برقرار بود و چند باربر و دو فروند هلی کوپتر آماده عملیات هستند. (باربران قادر به انجام کار فنی در ارتفاع بیش از ۷۰۰۰ متر نیستند)

نظرات دنیس اوربکو و سیمونه مورو پس از بی نتیجه ماندن جستجوها: " می خواهم محل بیواک را در عکس پیوست نشان دهم، تیم ۵ روز است که آنجا است و تمامی تیمهای امداد شامل باربرهای ارتفاع پاکستانی نتوانستند آنها را پیدا کنند ما از هلی کوپتر برای عکس برداری استفاده کردیم ولی نتوانستیم آنها را در عکسهایی که با هلی کوپتر گرفته شده، پیدا کنیم و از شنبه عصر تماسی نیز از آنها نداشته ایم."

بعد از ظهر اول مرداد ۹۲، "کارشناسان می‌گویند آنها نمی‌توانند زنده باشند"

جست‌وجوگران در قله‌ی برودپیک هیمالیا دیگر شانسی برای بازگشت سه کوهنورد ایرانی قائل نیستند، می‌گویند آنها نمی‌توانند پس از شش روز زنده باشند؛ کوهنوردانی که برای برافراشتن پرچم ایران و باز کردن مسیری با نام " مسیر ایران" به دوازدهمین قله مرتفع جهان صعود کردند اما بازگشتی نافرجام داشتند.

بزرگی، جلالی و کیوان موفق شدند با راهگشایی مسیری جدید به نام ایران، پرچم ایران را بر فراز دوازدهمین قله‌ی مرتفع دنیا برافراشته کنند اما در کوهستان با عظمت و شاید هم بی رحم هیمالیا گرفتار شدند. حالا هم پس از شش روز جست‌وجوگران قطع امید کرده‌اند و دیگر شانسی برای زنده ماندن پسران کوهستان قائل نیستند.

مسوول باشگاه کوهنوردی آرش که به پاکستان سفر کرده، تلاش های صورت گرفته برای نجات سه کوهنورد ایرانی را بی نتیجه عنوان می‌کند.

همایون بختیاری که در پاکستان به سر می‌برد به خبرنگار ایسنا می‌گوید: تمام کارهای لازم برای یافتن این عزیزان انجام شد اما متاسفانه به نتیجه نرسید. هم‌اکنون در منطقه حضور دارم و در صحبتی که با توماس لامل بهترین کوهنورد به زعم بسیاری از کارشناسان داشتم متاسفانه اعلام کرد از نظر آنها این کوهنوردان به صورت قطعی جانشان را از دست داده‌اند. به نظر لامل این سه کوهنورد در فاصله‌ی ۵۰۰ متری پایین‌تر از قله یعنی حدود ارتفاع ۷۵۰۰ تا ۷۷۰۰ متری هستند که هنگام پایین آمدن از قله مسیر را اشتباه رفته و دچار این حادثه شده‌اند.

بختیاری ادامه می‌دهد: این سه کوهنورد مسیر جدیدی را به نام خود و ایران ثبت کردند و پرچم ایران بر فراز قله نمایان است اما هنگام بازگشت دچار این حادثه شدند. باشگاه آرش تمام تلاش خود را برای یافتن این عزیزان و حتی یافتن اجساد آنها انجام داد اما دیگر نمی‌شود کاری انجام داد. لامل به ما توصیه کرد که هیچ عملیات امدادی دیگری برای یافتن این کوهنوردان و حتی پایین آوردن اجساد آنها انجام نشود؛ چرا که آنها در جایی هستند که کمک‌رسانی برای پایین آوردن اجسادشان هم خطرناک است. هلی‌کوپترها تا ارتفاع ۸ هزار متری هم بالا رفتند که این واقعا کار خطرناکی است؛ چرا که هلی‌کوپتر نباید این‌قدر اوج بگیرد. شش روز کامل را برای پیدا کردن این عزیزان تلاش کرده‌ایم اما متاسفانه نتیجه نداد.

و در آخر باز به درد دل نامه‌ی آیدین بزرگی می‌رسیم: " اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز... می‌خواهیم مال خودمان باشد، راه خودمان باشد، مسیر خودمان باشد، طناب خودمان باشد، از نفس و عرق خودمان باشد. می خواهیم توانستن را معنی کنیم، می خواهیم تغییر را زندگی کنیم"

مجتبی، پویا و آیدین برنگشته اند. چشمها به انتظار معجزه نشسته اند اما روزهای سپری شده امید را در قلبمان قفل کرده اند. "پسران کوهستان" مسیر ایران را به برودپیک باز کرده اند. این یک آغاز است برای " مسیر ایران" اما یک پایان غرورانگیز برای مجتبی، پویا و آیدین... حالا این راه خودشان است، مسیر خودشان است و از طناب خودشان، از نفس و عرق خودشان، اما " پسران کوهستان" هنوز برنگشته اند.

 ایسنا به نقل از کوه نیوز


 
"در مکان‌یابی کوهنوردان مفقود شده تعلل شد"
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤  کلمات کلیدی: ورزشی

مشاور وزیر ارتباطات گفت: اپراتور بین‌المللی ماهواره‌ای و سازمان متبوع مرتبط با این موضوع، بدون توجه به جان انسان‌ها و به بهانه تحریم همکاری مناسبی با وزارتخانه نداشتند. 

به گزارش تسنیم، علی افتخاری با بیان اینکه این وزارتخانه به محض اطلاع از مفقود شدن سه کوهنورد ایرانی، فعالیت خود را برای برقراری ارتباط با آنان آغاز کرد، گفت: به محض اطلاع از مفقود شدن این کوهنوردان در رشته کوه‌های هیمالیای پاکستان با پیگیری‌های مستمر و بی‌وقفه شخص رئیس جمهور و دستور خاص مقام عالی وزارت ارتباطات، کارگروه ویژه‌ای تشکیل و با ارتباط مستمر با سفارت ج.ا.ا در چین و پاکستان از همان ساعات اولیه تیم‌های فنی برای برقراری ارتباطات با این کوهنوردان تشکیل شد. 
 
وی عنوان کرد: به محض اطلاع از این موضوع، در اولین گام تلفن‌های همراه این عزیزان جهت برقراری تماس و نبود هرگونه محدودیتی به صورت کامل از نظر مالی شارژ شد تا محدودیتی از نظر رومینگ و برقراری ارتباط نداشته باشند که البته با توجه به عدم امکانات کافی در آن نقطه احتمال برقراری تماس با تلفن GSM تقریباً غیر ممکن به نظر می‌رسید. 
 
مشاور وزیر ارتباطات با اعلام اینکه در دومین گام، جهت نقطه‌یابی و اطلاع از طول و عرض جغرافیای دقیق کوهنوردان، مکاتبات و پیگیری‌های مستمری با اپراتور تلفن ماهواره‌ای بین‌المللی که کوهنوردان با خود به همراه داشتند، برقرار شد اظهار داشت: متاسفانه این اپراتور بعد از ۴۸ ساعت اطلاعات مربوط به مکان جغرافیایی کوهنوردان را در اختیار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار داد که آن هم با فشارهای متعدد و تلاش مستمر و برقراری ارتباط با نهادها و مجامع بین‌المللی حوزه مخابرات و فناوری اطلاعات موفق به دریافت این مشخصات و اطلاعات شدیم. 
 
او با بیان اینکه این اپراتور بین‌المللی ماهواره‌ای و سازمان متبوع مرتبط با این موضوع، بدون توجه به جان انسان‌ها و به بهانه تحریم همکاری مناسبی با وزارتخانه نداشتند، تصریح کرد: از این سازمان‌ها باتوجه به اینکه جان انسان‌ها در میان بود، انتظار بیشتری می‌رفت تا در جهت نجات جان این سه کوهنورد همکاری و تعامل کاملی با ما داشته باشند که متاسفانه این اتفاق رخ نداد.

 
دبیر باشگاه کوهنوردی آرش در گفت‌وگو با فارس:
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤  کلمات کلیدی: ورزشی
خانواده کوهنوردان جان باخته مرگ فرزندانشان را پذیرفتند/
کار آنها در دنیا کم نظیر بود

دبیر باشگاه کوهنوردی آرش گفت: در دیدار با خانواده کوهنوردان جان باخته نحوه امداد و جستجو برای یافتن آنها را تشریح کردیم و آنها نیز با سعه صدر مرگ فرزندانشان را پذیرفتند.

خبرگزاری فارس: خانواده کوهنوردان جان باخته مرگ فرزندانشان را پذیرفتند/کار آنها در دنیا کم نظیر بود

همایون بختیاری در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، در مورد جلسه مسئولان باشگاه آرش با کوهنوردان جان باخته در قله برود پیک پاکستان اظهار داشت: روز گذشته با خانواده آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان جلسه داشتیم و اقداماتی که در این مدت برای یافتن این سه عزیز انجام داده بودیم را برای آنها شرح دادیم و آنها کاملا در جریان قرار گرفتند.

وی ادامه داد: در این جلسه به آنها گفتیم با توجه به اظهارات کارشناسان خبره کوهنوردی و امداد و نجات متاسفانه آنها جان خود را از دست داده اند و جایی که حدس می‌زنیم پیکر آنها در آنجا باشد بسیار صعب العبور و غیر قابل دسترسی است. تو ماس لامل آلمانی هم که از او کمک گرفته بودیم به ما گفت که دسترسی به آن نقطه و پایین آوردن اجساد آنها یعنی به خطر افتادن جان افراد دیگر.

دبیر باشگاه کوهنوردی آرش گفت: خانواده‌های این سه عزیز هم با این اتفاق تلخ کنار آمده‌اند و با سعه صدر و قلب بزرگی که داشتند، قبول کردند که آنها جان خود را از دست داده‌اند. ما هم از آنها اجازه گرفتیم که تیم‌ امداد و نجات خود را از منطقه پایین بیاوریم، چون شرایط جوی در آنجا مناسب نیست.

وی با اشاره به کار بزرگ این 3 کوهنورد در خصوص بازگشایی مسیر جدید برای صعود به قله برود پیک تاکید کرد: در دنیا کمتر کشورهایی می‌توانند این کار را انجام دهند و من خودم که در پاکستان بودم کوهنوردان مشهور به این موضوع اذعان داشتند که کار آنها قابل تحسین و کم نظیر بود. چند نفر از آنها نیز پرچم ایران که این سه کوهنورد برافراشته کردند را دیده بودند.

بختیاری در خصوص اینکه عنوان می‌شود فدراسیون کوهنوردی در این زمینه می‌توانست بهتر عمل کند و همکاری کمی داشته است، گفت: من خودم 13 سال در فدراسیون کوهنوردی حضور داشته ام و نایب رئیس آسیا نیز بوده‌ام و تنها بحثی که پیش آمده بود که اینکه فدراسیون مجوزی صادر نکرده بود و ما هم می‌خواستیم با امکانات خودمان به این موفقیت برسیم و از امکانات دولتی استفاده نکنیم، چون باشگاه آرش آنقدر امکانات دارد که این کار را انجام دهد.

وی ادامه داد: فدراسیون هم پس از این اتفاق تا جایی که توانست کمک کرد و کارهایی را انجام داد و ما از این بابت هیچ ناراحتی نداریم.

دبیر باشگاه کوهنوردی آرش در پایان در مورد اینکه توماس لامل گفته بود آنها کوهنورد هستند و دوست دارند در همان کوه آرام بگیرند، عنوان کرد: خانواده 2 تن از این کوهنوردان هم همین موضوع را به ما اعلام کردند که ما راضی هستیم آنها در همان کوهستان آرام بگیرند و تنها یکی از خانواده‌ها گفت که اگر در آینده این امکان وجود داشت، جسد فرزندشان به پایین منتقل شود.

به گزارش فارس، تیم کوهنوردی باشگاه آرش پس از 3 سال تلاش توانست مسیر جدیدی را به نام «ایران» برای صعود به قله برود پیک باز کند، اما 3 نفر از کوهنوردان این باشگاه هنگام بازگشت به پایین، مسیر را گم کردند و در ارتفاع حدود 8 هزار متری به دلیل به پایان رسیدن آذوقه و حضور چند روزه در ارتفاعات جان خود را از دست دادند.


 
خاطره مهندس‌آمریکایی از 3 کوهنورد ایرانی
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳  کلمات کلیدی: ورزشی

یک کوهنورد امریکایی مقیم کوالالامپور که هنگام صعود به قله برودپیک با تیم ایرانی همسفر شده بود، شخصیت سه کوهنورد مفقود شده ایرانی را شگفت‌آور عنوان کرد

به گزارش مشرق، اسکات پاوری مهندس و کوهنورد امریکایی که در صعود به قله برودپیک با تیم ایرانی همراه شده بود در صفحه شخصی خود خاطرات آشنا شدن با آنها و همراهی با تیم ایرانی را به اشتراک گذاشته است. این کوهنورد مقیم مالزی از این سه کوهنورد ایرانی به نیکی یاد کرد شخصیت آنها را والا دانست.

به گزارش مهر، متن نوشته اسکت پاوری به همراه عکس‌های منتخب وی به شرح زیر است:

روز شانزدهم ژوئیه سه نفر از اعضای یک تیم ایرانی با گشودن راه جدید، مسیری جدیدی را به سوی قله برودپیک آغاز کردند که دستاورد شگرفی بود. این عمل عجیب که توسط کوهنوردان بسیار زبده‌ای صورت گرفت نتیجه تلاشی است که از سال 2009 شروع کرده بودند. اما این شادمانی زمان زیادی به طول نکشید. کوهنوردان موفق به پایین آمدن از این قله 7800 متری بر اساس برنامه‌ای که از قبل داشتند، نشدند. گروه‌های امداد از کمپ‌های پایینی برای کمک به  آنها فرستاده شدند ولی به موفقیتی دست نیافتند.

من در اسکاردو بودم که خبر را شنیدم. با قلبی اندوهناک سه دوست خوب را جا گذاشته‌ام. در این سفر انتظار نداشتم که دوستان جدیدی را ملاقات کنم. تنها فکر می‌کردم که کسانی خواهند بود که طناب خود را به اشتراک بگذاریم. اما دوستی در جای عجیب و شرایط عجیب‌تری بین ما ایجاد شد. تیم ایرانی تشکیل یافته از افرادی بود که بالاترین قابلیت را داشتند و از بودن با آنها لذت بردم. چند هفته در کاراکروم در سایه چیزهای عظیم به سر برده‌ام. هم کوهها و هم آن افراد.

عکس یادگاری گروه ایرانی پیش از حمله به قله برودپیک

تیم کوهنوردی ایرانی را برای اولین بار در اسلام‌آباد در روز دهم ژوئن ملاقات کردم. قرار شده بود که مجوز کوهنوردی و همچنین کمپ اولیه را با آنها به صورت مشترک داشته باشیم. با هم نشستیم و درباره چگونه رفتن به اسکاردو صحبت کردیم. یکی از اعضای گروه ما نیازمند به تمدید ویزای خود بود و دیگری وسایلش نرسیده بود. انتظار داشتم تیم ایرانی نخواهد معطل ما بماند و ترجیح بدهد هر چه سریعتر به کوه برود. ولی متوجه شدم تیم آنها متشکل از مردان خوش قبلی بود که بسیار دوست داشتنی و دلسوز دیگران بودند.

از آنها پرسیدم که آیا می‌توانند چند روز منتظر بمانند و آیدین بلافاصله گفت اشکالی ندارد. می‌توانیم صبرکنیم و هر کاری که لازم است را انجام دهیم. این سفر موانع و دشواریهای زیادی داشت. مشکل بر سر مجوز کوهنوردی داشتیم و علاوه بر این به جای این که با هواپیما به اسکاردو برویم مجبور شدیم با خودرو این مسیر را طی کنیم. اما با روحیه تیمی و نه افراد مجزا توانستیم بر تمامی مشکلات فائق آییم و این برای افرادی که تنها مدت کوتاهی با هم بوده‌اند، تعجب‌آور بود.

زندگی در کمپ اولیه با این افراد فوق‌العاده بود. از آنها یاد گرفتم چگونه" این غذا را به من بده" و متشکرم را به فارسی بگویم. من نیز تمام اصطلاحاتی که می‌توانستم را با لهجه کالیفرنیایی خود به  آنها آموختم. آنها خوراکی‌های زیادی با خود از ایران آورده بودند. پنیر، گوشت، خشکبار، ماست، میوه‌های خشک شده... غذاهای آنها برای مقاومت در تمام مراحل صعود بود. نیازی نبود غذاها را با من تقسیم کنند ولی آنها بسیار بخشنده بودند و می‌خواستند از من پذیرایی کنند و غذاهای محلی آنها را امتحان کنم. آنها هر چه داشتند را به من تعارف می‌کردند.

پرچم نصب شده توسط کوهنوردان ایرانی بر بالای قله برودپیک

آنها همین اخلاق خود را در کوهستان هم داشتند. یکی از کوهنوردان ما به نام برایان، در نزدیکی کمپ یک دچار سانحه شد. او به زمین افتاده بود و پایش از شش ناحیه شکسته بود. مجتبی در حال پایین آمدن از کمپ سه و بسیار خسته به نظر می‌رسید اما با وجود ضعفی که داشت به برایان کمک کرد تا به پایین بیاید. او حتی از ابزار خود برای کمک به برایان استفاده کرد.

در این دنیا من شانس این را داشتم که در جاهای مختلفی زندگی کنم و افراد متفاوتی را ملاقات کنم. برخی خوب، برخی بد و در موارد نادری کسانی هستند که حس قوی خوبی در شما ایجاد می‌کنند. تقریبا مانند نور سفیدی از خوشحالی. این افراد بسیار نادر هستند و کسانی هستند که این دنیا را برای تمام ما تبدیل به جای بهتری برای زندگی می‌کنند.

آنقدر تعداد کمی از این افراد ویژه در زمین هستند که حتی اگر تعداد معدودی از آنها را از دست بدهیم تاثیر منفی فاجعه باری روی بقیه می‌گذارد. آیدین، پویا و مجتبی از افراد کم و نادر هستند. دنیا جای خالی این جوانان را احساس خواهد کرد، من نیز همینطور.

احساس همدردی با خانواده آنها و دوستان شان می‌کنم. کل تیم ایران نمایشی از مهارت و شخصیت بود که بازتاب زیادی از کشوری بود که از آنجا آمده بودند.


 
کوهنوردان ایرانی زنده نیستند
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳  کلمات کلیدی: ورزشی

«توماس لامل» یکی از کوهنوردان مشهور آلمانی که روز گذشته آخرین پرواز خود در منطقه برودپیک را انجام داد، اعلام کرد که متاسفانه کوهنوردان مفقود شده ایرانی زنده نیستند.

به گزارش تسنیم، لامل که در منطقه بروز حادثه حضور دراد امروز (چهارشنبه) با ارسال نامه ای به یکی از مسئولان باشگاه کوهنوردی آرش نظر خود را در خصوص آخرین وضعیت سه کوهنورد مفقود شده در ارتفاعات برودپیک پاکستان اعلام کرد.
 
متن کامل نامه «توماس لامل» به این شرح است:
 
« متاسفانه من بایستی با تلفنم این نامه را برایت بنویسم. امروز من آخرین کنفرانس مطبوعاتی را داشتم که در آن وانستم نظراتم را بیان کنم. من کاملا اطمینان دارم که به علت ارتفاع بالا و از دست دادن آب بدن (dehydration)، هیچکدام از این سه کوهنورد مفقود شده ایرانی دیگر زنده نیستند. نظر دیگر من این است که به دلیل اینکه آنها جای بسیار دور از مسیر نرمال و در ارتفاعی حداقل ۷۵۰۰ متری قرار دارند، هیچ شانسی برای پایین آوردنشان وجود ندارد. هلیکوپتر تنها می تواند نفرات را از ارتفاع ۵۸۰۰ متری به پایین بیاورد. هر چیزی که بالاتر از این ارتفاع باشد باید بوسیله انسان حمل گردد. در گذشته عملیاتی برای پایین آوردن افراد از این ارتفاع انجام شده ولی از روی مسیر نرمال بوده است.برای ما دو محل وجود دارد که امکان دارد اجساد در آنجا باشند:
 
الف)محلی که آخرین تماس تلفنی ماهوارهای از آن صورت گرفته است
 
ب) نقطه زرد رنگ مشخص شده در عکس
 
 
 
هردو نقطه در ارتفاع بالای ۷۵۰۰ متری و ۵۰۰ متر زیر قله و خارج از مسیر نرمال هستند. هیچ شانسی برای پایین آوردن ایشان وجود ندارد! من بعنوان یک کوهنورد اعتقاد راسخ دارم که هیچکدام از این سه نفر راضی نبوده اند که کسی برای پایین آوردن اجسادشان جان خود را به خطر بیندازد.آنها عاشق کوهستان بودند پس چرا نگذاریم آنها در جایی که اینقدر دوست داشتند در آرامش بمانند. دو نفر باربر ارتفاع پرچم ایران را در بالای قله اصلی پیدا کرده اند. بنابراین مسیر ایرانیان بر روی قله برودپیک بطور کامل و موفقیت آمیز توسط این سه کوهنورد صعود شده است. بنظر می رسد که آنها از روی قله سنگی یال اشتباه را پایین آمده اند.امیدوارم که توانسته باشم به برخی از سوالاتت پاسخ دهم.»
 
آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان، سه کوهنورد تیم باشگاه آرش تهران هستند که روز ۲۵ تیر ماه پس از صعود به قله هشت هزار و ۴۸ متری برودپیک در پاکستان و گشایش مسیری به نام «ایران» در این منطقه، هنگام بازگشت مسیر را گم کرده و دچار حادثه شدند.
قله برودپیک پاکستان با ارتفاع ۸۰۵۱ متر (موسوم به قله K-۳) و دوازدهمین قله مرتفع جهان در منطقه حوشه در پنج کیلومتری شهر اسکردو از شهرهای ایالت گلگیت – بلتستان در شمال این کشور قرار دارد.
این قله در نزدیکی مرزی مشترک پاکستان و چین در رشته کوه های قراقروم و هشت کیلومتری قله K-۲ است.

 
شاهکار «سمیه حیدری» و سانسور معنادار رسانه‌های غربی؛
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۸  کلمات کلیدی: ورزشی
حجاب برتردختر ورزشکار ایرانی؛ درخشان‌تر از
مدال‌نقره بازی‌های آسیایی

رجانیوز - گروه اجتماعی: دختران ایرانی در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی آنقدر افتخارآفرینی کرده‌اند که خبر کسب مدال نقره در رقابت‌های داخل سالن اسیا توسط «سمیه حیدری»، عادی جلوه کند اما تصاویر منتشر شده از وی در هنگام دریافت مدال و حضور بر روی سکوی قهرمانی، یکبار دیگر ظرفیت و توانایی‌های دختران معتقد و محجبه ایرانی برای کسب افتخار برای ایران عزیز را به نمایش گذاشت و به خبر اول رسانه‌ها تبدیل شد. 

به گزارش رجانیوز، سمیه حیدری، ورزشکار زن کوراش کشورمان در دیدار فینال وزن منهای ۵۷ کیلوگرم با شکست برابر حریفی از ازبکستان به مدال نقره بسنده کرد. خانم حیدری که در دور نخست استراحت کرده بود، در دور دوم، حریف اهل کره جنوبی را مقتدرانه شکست داد تا رسانه‌های کره از این حادثه به عنوان یک شگفتی یاد کنند. 
 
اما افتخارآفرینی این دختر شایسته ایران به همینجا ختم نشد و خانم حیدری نشان داد که حاضر نیست برای دریافت مدال، تاج بندگی پرودگار را کنار بگذارد. حضور سمیه حیدری با پوشش چادر روی سکوی قهرمانی و فلاش متعدد عکاسانی که در حال ثبت این لحظه تاریخی بودند، درخششی فرا‌تر درخشش مدال نقره این دختر شایسته داشت.
 
 
 
اما چرا این رویداد ارزشمند، بازتابی در رسانه‌های غربی نداشت و این رسانه‌ها تلاش کردند تا با بی‌توجهی از کنار آن بگذرند؟ به نظر می‌رسد ترس و واهمه از تبدیل دختران مسلمان ایران به الگوی بر‌تر دختران مسلمان در جهان، در همه عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی نفوذ کرده و یک اتاق فکر بسیار گسترده را برای جلوگیری از وقوع این موضوع شکل داده است. 
 
به عنوان مثال، چند سال پیش افتخارآفرینی تاریخی دختران شایسته ایرانی در مسابقات آسیایی چین اگرچه طبق معمول با بی‌مهری مسئولان سیاسی و فرهنگی کشور روبرو شد اما مخالفان جمهوری اسلامی ایران را به تکاپوی شدید انداخت. رسانه‌های معاند تلاش ویژه‌ای کردند تا با تهیه گزارش، مصاحبه و خبرهای جهت‌دار درباره این دختران شایسته، این موفقیت بی‌نظیر را تحت‌الشعاع قرار دهند و به روند همیشگی خود در اتهام به وضعیت حقوق زنان در ایران ادامه دهند. 
 
دویچه‌وله، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو فرانسه و ده‌ها شبکه رادیویی و تلویزیونی در اقدامی هماهنگ با صد‌ها سایت اینترنتی وابسته به جریان اپوزیسیون، سعی کردند تا دختران ایرانی را که در مسابقات آسیایی موفق به کسب موفقیت و مدال‌های رنگارنگ شدند، افرادی معرفی کنند که هیچ اعتقادی به مقررات کشور ایران و مقدسات و احکام دین اسلام ندارند. این رسانه‌ها با تمرکز ویژه بر روی پوشش و حجاب این دختران ورزشکار، آن را مانعی بر سر ورزش زنان در ایران نامیدند که دختران ایران از روی «اجبار» باید آن را رعایت کنند. حتی تلویزیون دولتی انگلیس پا را از این فرا‌تر گذاشت و در برنامه «نوبت شما»، صریحا مدعی شد که «ورزش بانوان در ایران در شعاع حجاب گیر کرده است.» 
 
با تمام این تفاسیر و البته در غیبت مایوس کننده و تاسف بار رسانه‌های تصویری و مکتوب ایرانی، دختران افتخارآفرین و قهرمان ایران با اقدامات خود پاسخی صریح، قاطع و شفاف به این رویکرد تخریبی علیه مقدسات دینی دادند و نشان دادند که شاید بتوان با استفاده از جذابیت‌های بصری، اینگونه مطالب ناصواب را برای مخاطبان ناآگاه عرضه کرد اما افکار عمومی جهان شاهد روی دیگری از سکه این مساله بوده است. 
 
به عنوان مثال، «الهه احمدی» عضو تیم ملی تیراندازی جمهوری اسلامی ایران که در مسابقات گوانگ‌ژو موفق به کسب ۳ مدال رنگارنگ (۲ نقره و ۳ برنز) شد، در هر سه نوبتی که بر روی سکوی اهدای مدال رفت، یک جلد کلام الله مجید به همراه خود برد تا هم مشتی بر دهان کشیش هتاک آمریکایی (تری جونز) که رد آن زمان اقدام به قرآن سوزی کرده بود، زده باشد و هم اعتقاد اصیل و راسخ خود به دین مبین اسلام را به نمایش بگذارد. 
 
 
به نظر می‌‎رسد وحشت از تهاجم فرهنگی دختران محجبه ایرانی به باورهای غربی و نمایش نمونه یک زن موفق و اجتماعی در سایه رعایت حدود شرعی و اسلامی سبب شده است تا مقابله با این دختران از حالت تبلیغاتی به حذف ناجوانمردانه از صحنه‎های مهم و پرمخاطب سوق پیدا کند.

 
پیام تبریک رهبر معظم انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٤  کلمات کلیدی: ورزشی

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران و نایب قهرمانی تیم فرنگی در مسابقات جهانی تهران را تبریک گفتند.

خبرگزاری فارس: پیام تبریک رهبر معظم انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد
 

 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب (جمعه) با صدور پیامی قهرمانی مقتدرانه  تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات جهانی تهران و موفقیت تیم ملی کشتی فرنگی در کسب نایب قهرمانی جهان را به دلاور مردان کشتی ایران و مربیان و مسوولان آن تبریک گفتند.

رهبر انقلاب اسلامی در این پیام اظهار امیدواری کردند موفقیتهای جوانان برومند و توانای اسلامی در عرصه های مختلف از جمله میادین ورزشی روز به روز افزایش یابد


 
رهبر انقلاب از مدال آوران پارالمپیک تقدیر کردند
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٩  کلمات کلیدی: ورزشی

در پی موفقیت‌های جانبازان و معلولان کشورمان در رقابت‌های پارالمپیک 2012 و همچنین در پاسخ به نامه رییس‌ کمیته ملی پارالمپیک، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی از افتخار ‌آفرینی‌های آنان قدردانی کردند.

به گزارش رجانیوز،  متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
 
بسمه تعالی
 
قهرمانان عزیز جانباز و معلول
 
افتخاراتی که در مسابقات جهانی به دست آوردید، مایه خرسندی و سرافرازی و شادمانی ملت ایران است. صمیمانه از همه شما تشکر می‌کنم. پایبندی‌هایی که به ارزش‌ها و احکام اسلامی نشان دادید نیز درخور قدردانی و سپاس جداگانه است.
 
خداوند همواره شما را سربلند بدارد.
 
سیّد علی خامنه ای
 
19/شهریور ماه/1391
 
خسروی وفا رییس کمیته ملی پارالمپیک در نامه‌ای به رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به موفقیت‌های کاروان ورزشی پارالمپیک نوشته بود:
 
فرزندان شما در کاروان ورزشی شهید رییس‌علی دلواری با شعار توکل، تلاش، میثاق با شهدا و با مدد گرفتن از شهدای انقلاب اسلامی و خانواده‌های معظم ایشان که چشم و چراغ ملت ایران هستند، پس از پیروزی‌های غرورآفرین جوانان این مرز و بوم در بازی‌های المپیک، در مسابقات پارالمپیک نیز با حفظ اصول کرامت ایرانی، اسلامی توانستند مجدداً به پیروزی‌های بزرگی دست پیدا کنند.
 
خداوند بزرگ و مهربان را شاکریم و خوشحالیم از این‌که موجبات شادی حضرتعالی و مردم عزیز جمهوری اسلامی ایران فراهم آمد.
 
بر خود لازم می‌دانم از مساعدت‌های بی‌دریغ دولت جمهوری اسلامی و مجلس شورای اسلامی تشکر و قدردانی نمایم.

 
خودداری ورزشکار ایرانی از دست دادن با همسر شاهزاده بریتانیا
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٦  کلمات کلیدی: ورزشی

خودداری ورزشکار ایرانی از دست دادن با همسر شاهزاده بریتانیا

 

دانلود