واکنش ستایش آمیز محبوب‌ترین بازیگر سینمای هند حین پخش صدای اذان+ فیلم
ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱٦  کلمات کلیدی: هنر
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - سلمان خان ستاره محبوب و دوست واکنش ستایش آمیز محبوبترین بازیگر هندی حین پخش صدای اذان+ فیلمداشتنی سینمای هند یکی از ستارگان مسلمان بالیوود است که طرفداران فراوانی در جهان دارد.  حضور این ستاره محبوب سینمای هند در یک همایش همزمان می‌شود با پخش صدای اذان و سلمان از میهمان مراسم می خواهد حین پخش صدای اذان سکوت کند. این حرکت ستودنی سلمان خان بسیار دیدنی و ستودنی است که به رغم جایگاه ممتازش در سینما، برای ندای آسمانی اذان در هر مکان و زمانی احترام قائل است.
 
 
 
 
 
 
 
 
03:31 03:31

 

 
 

واکنش ستایش آمیز محبوبترین بازیگر هندی حین پخش صدای اذان+ فیلم


 
درپی رضایت 74 درصدی مردم از «رسوایی 2»؛
ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱۱  کلمات کلیدی: هنر

آدرنالین خون‌ چه کسانی از دست فیلمهای ده نمکی بالا می‌رود!

سرویس فرهنگ و هنر مشرق : فیلم سینمایی «رسوایی2» آخرین ساخته مسعود ده‌نمکی با توجه تمام حاشیه‌هایش به اکران در آمد. ده‌نمکی این‌بار نیز با حاشیه‌هایی که دیگر به آنها عادت کرده است فیلمش را برای این بار در ایامی غیر از نوروز به اکران عمومی در آورد. شاید اگر روزی حاشیه‌ها نباشند ده‌نمکی حتما جای‌ خالی‌شان را احساس می‌کند.


کم نیستند آنهایی که می‌گویند وی با حاشیه‌هایی که برایش به وجود می‌آورند فیلم‌هایش را می‌فروشد شاید بد نباشد همین دوستان درباره این سوال نیز پاسخی بیابند و بگویند چطور می‌شود که مستند «فقر و فحشا» که جزو آثار تند وی بود نه تنها درمیان سینماگران بلکه در میان مردم عادی آن هم در آن سالها با استقبال روبرو شد؟! آن زمان که این کارگردان هنوز وارد دنیای سینما نشده بود و مردم نیز او را نمی‌شناختند.

به گزارش فارس،شاید عده‌ای دیگر این کارگردان را محکوم به رانت و سوبسیت و حمایت‌های دولتی کنند که بعید است. او شاید بیش از هرکسی با انتقاد‌های تند بر بدنه هر دولت و یا هر مدیری در داخل نظام تاخته است. تفاوت در اینجاست که او برای دلسوزی و حرکتی رو به جلو، این نقدهای گزنده را انجام می‌دهد و برخی برای گرفتن جایزه‌های به ظاهر طلایی دلسوزی را بازی می‌کنند. حالا اگر ساختار سینمایی‌اش ضعیف است بحث دیگری است. شاید این عده ناراحت این موضوع هستند که اگر به زعم خودشان فیلم‌های ده‌نمکی ساختار سینمایی به لحاظ فرم ندارند چرا پس در میان مردم با اقبال مواجه می‌شود؟! جواب این دوستان در این یک خط باشد. «آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند».

شاید برخی آدرنالین خونشان بالا برود اما باور کنید بعد از انقلاب ده‌نمکی مخاطب را با سینما آشتی داد. حالا از هر فیلمی که به لحاظ فروش در دهه‌های شصت و هفتاد مثال بزنیم که آنها هم اگر نسبت زده شود فروش بالایی مانند «خراجی‌ها» داشته‌اند، قطعاً همه اذعان دارند با توجه به زیاد شدن جمعیت کشور و هجم خبرها این فیلمساز در اولین ساخته خود جریانی تازه را در بدنه مخاطب سینما و حتی آ‌نهایی که به سینما نرفتند به وجود آورد. اما آنهایی که «آدرنالین» خون‌شان بالا می‌رود به راستی چه کسانی‌هستند؟ ایا تنها ناراحت این موضوع‌اند که ده‌نمکی چرا به زعم خودشان با ساختار بد توانسته فروش بالایی داشته باشد و چرا باید مردم از آن استقبال کنند؟! آثار ده‌نمکی که در نقد نظام حکومتی بوده و مدیران نظام را به چالش‌های جدی کشانده است. شاید همان حرف‌‌هایی که جناح‌های مخالف انقلاب دوست‌دارند زده شود را ده‌نمکی می‌زند اما در جهت سازندگی و آگاهی رسانی داخلی نه در راستای تخریب نظام و تبلیغ آن ضعف‌ها برای غریبه‌های خارج نشین.

در جریان نظرسنجی از مخاطبان «رسوایی 2»، 74 درصد از مردم نسبت به این فیلم ابراز رضایت کردند. نسخه ویدئویی فیلم سینمایی «رسوایی 2» که با تیراژ 500 هزار نسخه توزیع شده، از مخاطبان فیلم نظرسنجی شده که بر اساس آن از میان شرکت‌ هزاران نفر در نظرسنجی، 74 درصد از مخاطبان نسبت به این فیلم ابراز رضایت کردند. 21 درصد از مخاطبان نیز گزینه متوسط را به سامانه نظرسنجی ارسال کردند و 5 درصد نیز گزینه ضعیف را انتخاب کردند.

این در حالی است که نسخه شبکه نمایش خانگی فیلم با استقبال مردم روبرو شده و به‌زودی «رسوایی 2» به تیراژ دوم خود می‌رسد.

شاید بهتر است ده‌نمکی به دلیل این نظر سنجی در انتظار شانتاژهای رسانه‌ای و برخی دیگر باشد. همان‌هایی که این چند روز فشارخون‌شان بالا رفته است.
 



 
اعتراف داوران جشنواره فجر در نادیده گرفتن بادیگارد حاتمی کیا
ساعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/٩  کلمات کلیدی: هنر

بابک حمیدیان :داورانی که فیلم حاتمی کیا را نادیده گرفتند می گویند مارا حلال کن!

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - بابک حمیدیان بازیگر سینمای ایران ،در شماره جدید نشریه سینمایی ۲۴ ،مصاحبه جالبی انجام داده و در بخشهایی از آن حرفهای جالبی زده است .به گزارش مشرق ،مهمترین بخشهای این مصاحبه به شرح زیر است :

 
*در جشن خانه سینما ،احسان کرمی از من پرسید چرا اینقدر خشک هستی؟گفتم هیجان زده نیستم .برای اینکه دو سال است دراین سینما نادیده گرفته می شوم .
 
*من دراین سه سال ،۹فیلم بازی کرده ام اما چهره عریان سینما باعث شده تا تلاشهای در آنها نادیده گرفته شود و احساس کنم با من مثل یک شی رفتار شده .
 
*درباره فیلم چ حاتمی کیا ،هیات داوران آن سال خودشان می دانند چه کرده اند .دو سه نفر از آن جمع هر وقت من را می بینند می گویند مارا حلال کن!
 
*بعد از اینکه در فیلم زاگرس با آقای کیانیان همبازی شدم به ایشان گفتم خسته شده ام و می خواهم نقشهای اصلی را بازی کنم …پرسیدم از این جو. اتفاقها کی قرار است برای من بیافتد ؟آقای کیانیان گفت :تو از آن مدل بازیگرهایی هستی که قرار نیست سوپر استار سینما بشوی .گفت تو مدلت طوری است که دیر از سینما جواب می گیری.
 
*به جرات می گویم اگر واکین فینیکس در فیلمی مثل هیس !دخترها فریاد نمی زنند بازی کرده بود نامزد اسکار می شد و یک چهره عجیب و مریض و جدید را به تاریخ سینما اضافه می کرد.ولی اینجور نقش ها در سینمای ایران اصلا دیده نمی شود.



 
گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از نمایش مستند شب‌نامه:
ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/٥  کلمات کلیدی: هنر

از جاسوسی و دلالی سیامک نمازی برای آمریکا و رژیم سعودی

 

تا تلاش کاخ سفید برای توسعه استارت‌آپ‌ها در ایران

مستند شب‌نامه که عصر امروز در تالار اندیشه حوزه هنری به نمایش درآمد نکات جالبی را در باره استارت‌آپ‌ها و نقش سیامک نمازی در این زمینه را ارائه کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، مستند شب‌نامه که عصر امروز در تالار اندیشه حوزه هنری به نمایش عموم درآمد نکات جالبی را درباره نقش سیامک و باقر نمازی در جاسوسی برای آمریکا مطرح کرد.

آغاز این نمایش از ساعت 16 و 45 دقیقه امروز در تالار سوره حوزه هنری بود. جمعیت انبوهی برای دیدن این مستند (شب‌نامه) در تالار سوره حوزه هنری حضور داشتند البته کمبود فضا در این سالن حس می‌شد چرا که پیش‌تر گفته شده بود که مستند شب‌نامه در دانشگاه تهران به نمایش عموم در خواهد آمد اما بنا به دلایلی این نمایش لغو شد.

انتقاد شدید مجری برنامه از نمایش داده نشدن مستند شب‌نامه در دانشگاه تهران

مجری برنامه قبل از شروع نمایش با انتقاد از این که قرار بود قبل از تالار سوره حوزه هنری مستند شب‌نامه در دانشگاه شریف و این هفته در دانشگاه تهران به نمایش عموم دربیاید گفت: هفته گذشته دانشگاه شریف و این هفته دانشگاه تهران نمایش مستند شب نامه را لغو کرد. اما تالار سوره حوزه هنری با وجود آنکه تنها چند ساعت با نمایش مستند فاصله داشت این فرصت را به ما داد تا این مستند را به نمایش عمومی دربیاوریم.

محور موضوعات مطرح شده در مستند شب‌نامه چه بود؟

این مستند با محوریت مطالبی درباره شرکت آتیه‌ داده پرداز،‌ آ دی پی، نود سوال از عادل فردوسی‌پور مجری برنامه نود درباره شرکت پشتیبانی کننده برنامه نود، شبکه تغییر، دانشگاه برتلی، استارت‌آپ، فرانک عسکری، علی زواکشیان، سیامک نمازی و ... بود.

سه کلمه سیامک نمازی، استارت‌اپ و استارت اویل شخصیت اصلی مستند را بر آن داشت درباره طرحی که در ذهن دارد بیشتر پژوهش کند. پس از پژوهش درباره کلمات مذکور ایده‌پرداز مستند تصمیم گرفت که یک کانال تلگرامی ایجاد کند و درباره استارت‌آپ‌ها و نقش سیامک نمازی و اطرافیانش درباره این موضوع تحقیق کند. شخصیت حیدر در مستند شب‌نامه کارآفرین طرح و پژوهش درباره سیامک نمازی و طرح استارت‌آپ تشویق کرد.

نتایج مشاهدات کارآفرین مستند شب‌نامه این بود که سیامک و باقر نمازی با ایجاد طرح‌های جاسوسی به دنبال انتقال اطلاعات طبقه‌بندی کشور به آمریکا هستند و از این طریق با شبکه‌سازی و پوشش در قالب همایش بین‌المللی به دنبال رسیدن به اهداف خود هستند.

مهدی محمد کارشناس مسائل سیاسی که در این مستند به عنوان یکی از شرکت‌کنندگان حضور دارد می‌گوید شبکه ایرانیان آمریکایی‌تبار از جمله تریتا پارسی،‌سیامک نمازی و امثالهم یک رابطه گسترده با دموکرات‌های آمریکایی دارند.

پس از پایان مستند شب‌نامه حضار با تشویق از این مستند حمایت کردند. 

محمد سعید جباری راوی اثر مستند شب‌نامه درباره این مستند و علت اکران نشدن آن در دانشگاه تهران می‌گوید نمی‌دانم و نمی‌توانم درک کنم چرا یک عده‌ای باید از پخش یک فیلم ناراحت باشند.

راوی مستند شب‌نامه تاکید کرد: بچه‌ها با پشت کار به فعالیت خود ادامه دادند و امیدواریم در آینده هم با همین سرعت پیش برویم.

وی با بیان اینکه به دلیل ماهیت و ساختار مستند شکل دیالوگ گفتن در این گونه کارها بسیار متفاوت است یادآور شد: در کنار این مطالب بحث تهدیدها نیز وجود داشت که ما نیز با توکل بر خدا تلاش کردیم کار خود را انجام دهیم.

در ادامه اکران این مستند سید مهدی کرباسی کارگردان مستند شب‌نامه درباره این مستند گفت: ما از بهار سال 94 کار ساخت این مستند را آغاز کردیم و هفت تا هشت ماه درگیر ساخت این مستند بودیم.

وی افزود: گام‌های بعدی ساخت این گونه کارها با مشارکت مردم خواهد بود و ایده راه‌اندازی کانال را هم به صورت مستند پیگیری می‌کردیم و بچه‌ها هم درباره پست‌های منتشر شده فعالیت کردند.



 
در برنامه سینما روایت عنوان شد:
ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/٤  کلمات کلیدی: هنر

«ابوزینب ها» همیشه در سینمای ایران مورد بی مهری قرار می گیرند/

 

 

 

آقای ایوبی! سه سال است صدای ما را نشنیدید؟

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شب گذشته نودو هفتمین برنامه سینما روایت با حضور سید محمد حسینی منتقد و کارشناس سینما به نقد وبررسی فیلم سینمایی«ابوزینب» اثر علی غفاری پرداخت. در این برنامه که رسول شادمانی به عنوان مجری – کارشناس حضور داشت علاوه بر علی غفاری کارگردان اثر ، مرتضی شعبانی تهیه کننده اثر نیز حضور داشت.
 
«ابوزینب ها» همیشه در سینمای ایران مورد بی مهری قرار می گیرند/ آقای ایوبی! سه سال است صدای ما را نشنیدید؟ 
تهیه کننده فیلم ، تاریخ لبنان را به خوبی می شناسد
علی غفاری دراین برنامه که جمع کثیری از علاقه مندان به حوزه فیلم به اضافه حبیب الله بهمنی ، شفیع آقامحمدیان ، داوود توحید پرست، مالک سراج و ... حضور داشتند با انتقاد ازشرایط بد اکران فیلم ابوزینب گفت: خوشبختانه تهیه کننده این کار کسی است که تاریخ لبنان را به خوبی می شناسد و سالها در آن کشور حضور داشته و مستندهای زیادی را هم در مورد تاریخ مقاومت ساخته است . ایده اولیه ابوزینب از یکی از مجموعه مستند «زیتون سبز» به کارگردانی آقای شعبانی به ذهن من رسید که خیلی بر روی من تاثیرگذار بود.
 
 دستمان به لحاظ وفاداری به متن بسته بود
این کارگردان با بیان اینکه ما برای تولید این فیلم ، پروسه زیادی را طی کردیم و من حدود یکسال در لبنان زندگی کردم و با خانواده شهید ابوزینب گفتگوهای زیادی داشتم و سعی کردم آنچه را که واقعی بوده است را به تصویر بکشم ادامه داد: لذا در این فیلم خیلی نخواستم پرداخت سینمایی داشته باشم درحالی که معتقدم ایرادهایی هم به دلیل اینکه باید فیلمنامه نویس به قصه اصلی وفادار می بود وجود دارد و دست و بال ایشان برای وفاداری به موضوع بسته بوده است. این درحالی بود که اصرار دوستان مقاومت و بویژه سیدحسن نصرالله این بود که ما حتی در نبرد فرهنگی هم ، یک مبارزه شرافتمندانه داشته باشیم و آنچیزی که اتفاق افتاده است را به تصویر بکشیم.

ابوزینب فیلم ارزشمندی است
سید محمد حسینی منتقد جلسه نیز در ادامه با بیان اینکه ابوزینب فیلم ارزشمندی است و باید این تلاش را ارج نهاد و معتقدم که سینمای ایران باید به این موضوعات بپردازد یادآور شد: یکی از مولفه هایی که می تواند سینمای ایران را نسبت به سینمای جهان متمایز کند پرداختن به سینمای مقاومت است.
 
وی در عین حال با اشاره به شخصیت های فیلم گفت: ما چهار شخصیت هم وزن در داستان داریم و مشخص نیست که فیلم قرار است کدام شخصیت فیلم را تعریف کند؟ هم وزن بودن همه شخصیت ها به  فیلمنامه لطمه زده است.
 
 محکوم به نشان دادن واقعیت بودیم
در این لحظه کارگردان پاسخ داد: محوریت فیلم بر روی «مادر» است چون این مادر است که تعیین کننده است و سرنوشت فرزندانش را رقم می زند. ضمن اینکه ما محکوم به نشان دادن واقعیت بودیم به همین دلیل است که انرژی فیلم بین چهار شخصیت اصلی فیلم تقسیم شده است. به عنوان نمونه ما در سکانسی، جاسوسی را در زندان خی یام اسرائیلی ها دار زدیم که اتفاقا سکانس خیلی خوب و تاثیر گذاری شد اما هنگامی که دوستان مقاومت این سکانس را دیدند خواستار حذف آن شدند چرا که معتقد بودند اسرائیلی هیچگاه کسی را در زندان خی یام دار نزدند و ما برای وفادار ماندن به اصل اثر این صحنه را حذف کردیم. و این نشان می دهد که ما چقدر در شخصیت پردازی و تعلیق درام دستمان بسته بوده است.
 
او البته خبر داد که دوشنبه شب (سوم آبان) این فیلم در بغداد با حضور پدر و مادر شهید ابوزینب رونمایی می شود و او خیلی دوست دارد تا عکس العمل آنان را نسبت به این فیلم ببیند.
 
«ابوزینب ها» همیشه در سینمای ایران مورد بی مهری قرار می گیرند
مرتضی شعبانی تهیه کننده فیلم هم با گلایه از عدم حمایت ها از این نوع فیلم ها توسط وزارت ارشاد تاکید کرد: ما بر روی وزارت ارشاد برای دیده شدن این فیلم خیلی حساب می کردیم اما متاسفانه ارشاد هیچ حمایتی از این فیلم نکرد و باتوجه به اینکه سال گذشته هنگام اکران این فیلم در لبنان ، وزیر ارشاد اعلام کرد که من فیلم را خیلی دوست دارم اما به هنگام اکران فیلم در ایران حمایتی از این فیلم نشد. این درحالی است که معمولا مسئولین ما در مورد مقاومت خیلی خوب شعار می دهند  اما حمایت نمی کنند! ابوزینب ها همیشه در سینمای ایران مورد بی مهری قرار می گیرند. اما من از سازمان تبلیغات و حوزه هنری که شرایطی را برای اکران این فیلم فراهم کردند تشکر می کنم این درحالی است که ما بر روی حمایت شهرداری تهران برای تبلیغات  فیلم خیلی حساب می کردیم اما حمایتی نشد.
 
برنامه ریزی برای اکران در سوریه ، ترکیه ، مصر و اردن
وی در مورد اکران های خارجی این فیلم گفت: اکران این فیلم تابستان سال گذشته در لبنان انجام گرفت که مورد استقبال قرار گرفت و سوم آبان هم بعد از رونمایی این فیلم در بغداد، بلافاصله در عراق اکران خواهد شد. بعد اکران آن را در سوریه خواهیم داشت. این درحالی است که این فیلم به زبان ترکی استانبولی برای اکران در ترکیه دوبله شده و اگر شاهد مانع تراشی نباشیم در کشورهایی مثل مصر و اردن نیز اکران خواهد شد.
آقای ایوبی! سه سال است که آهسته حرف می زنیم اما شما صدای ما را نشنیدید؟
علی غفاری هم در ادامه اظهار داشت : یک زمانی آقای ایوبی گفته بود من صداهای بلند را دوست ندارم. آقای ایوبی! ما سه سال است که آهسته حرف می زنیم اما شما آن را نشنیدید؟ ما در مورد مقاومت فیلم ساختیم ؛ مقاومتی که همه شعار آن را می دهند اما به هنگام اجرا همه عقب نشینی می کنند. بعضی از فیلم ها نزدیک 100 تا سالن در اختیار دارند اما ابوزینب فقط 5 سالن ، آن هم تک سئانس و در ساعت دو ظهر! آیا این انصاف است؟
 
جریانی وجود دارد تا ابوزینب ها دیده نشوند
این کارگردان سینما تاکید کرد: گویا جریان و تفکری وجود دارد تا این نوع فیلمها اصلا دیده نشوند. متاسفانه برای این نوع فیلم ها حتی به اندازه فیلم های هنرو تجربه هم ارزش قائل نیستند.
 
وی اضافه کرد: آقای ایوبی در اولین سال مدیریت خود اعلام کرد ما امسال 14 فیلم با موضوع دفاع مقدس و مقاومت تولید خواهیم کرد در حالی که بعد از گذشت نزدیک به چهار سال، ما حتی شاهد چهار فیلم در این زمینه نبودیم. ایشان باید پاسخ بدهند؟به گفته علی غفاری، جریان فکری برای تولید فیلم های مقاومتی و دفاع مقدسی یا وجود ندارد و یا در حال خفه شدن در نطفه است.
 
آقایان به داد این نوع فیلم ها برسید
وی با بیان اینکه آقایان به داد این نوع فیلم ها برسید تصریح  کرد: معتقدم اگر کسی بخواهد فیلم های مقاومتی و دفاع مقدسی بسازد باید کفش آهنی داشته باشد. انگار جریانی در پشت پرده برای جلوگیری از ساخت این نوع فیلم ها وجود دارد و من نگران اینگونه تفکرات هستم وتنها منظورم فیلم ابوزینب نیست بلکه منظورم ابوزینب هاست.
 
کارگردان استرداد ادامه داد: اینقدر فیلمسازان را در تولید و اکران این نوع فیلم ها اذیت می کنند تا از این مسیر خسته شوند. اما من به حول قوت الهی این راه را ادامه خواهم داد.
 
امروز سینمای امریکا «تامین نیاز» نمی کند بلکه «تعیین نیاز» می کند
حسینی نیز در مورد اکران گفت: معتقدم اکران در دنیا به صورت مدیریت پسینی است. تفاوت سینما هالیوود با ما این است که سینمای امریکا پخش را در اختیار دارد و آنقدر در این زمینه قدرتمند شده که امروزه «تامین نیاز» نمی کند بلکه «تعیین نیاز» می کند یعنی با پخش، تولید را مدیریت می کند. بنابراین معتقدم باید از آثاری مثل ابوزینب حمایت شود چرا که می تواند برای سینمای ایران راهگشا باشد.
 
«ابوزینب» جلوتر از بسیاری از فیلم هایی است که در مورد لبنان ساخته شده
این منتقد با اشاره به موسیقی فیلم یادآور شد: موسیقی تا نیمه اول فیلم، به هیچ عنوان کارکردی ندارد و بیرون از فیلم است ولی بتدریج لطافت آن را احساس می کنیم. ضمن اینکه ما دراین فیلم ، شاهد قهرمان نیستیم و تماشاگر نمی داند که کدام یک از چهار شخصیت اصلی فیلم را دوست داشته باشد. با وجودی که زندگی این شهید خیلی دراماتیک است اما به نظر می رسد که فیلمنامه قدری شلخته نوشته شده است اما  روی هم رفته ، ابوزینب خیلی جلوتر از بسیاری از فیلم هایی است که در مورد لبنان ساخته شده است. من اگر بخواهم با خانواده ام به سینما بروم حتما فیلم ابوزینب را انتخاب می کنم.
 
شرایط تولید در لبنان سخت است
در بخش دیگری از این برنامه هنگامی که نوبت به مخاطبین رسید حبیب الله بهمنی فیلمساز کشورمان با بیان اینکه من خودم در لبنان فیلم ساختم و از شرایط تولید در این کشور باخبر هستم از شرایط دشوار کار کردن با بازیگران خارجی با واسطه مترجم گفت اما روی هم رفته این فیلم را موفق و قابل تقدیر دانست.



 
گزارش فارس از کارگاه انتقال تجربه کارگردان «یتیم‌خانه ایران»:
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٩  کلمات کلیدی: هنر

ابوالقاسم طالبی:کسانی که قلاده‌های طلا را ندیده درباره آن قضاوت کرده بودند از من

 

حلالیتطلبیدند/خاک پای بسیجی‌ها هستم/فیلم می‌سازم و پایش می‌ایستم

به گزارش خبرنگار سینما و تئاتر خبرگزاری فارس عصر امروز کارگاه انتقال تجربه کارگردان مطرح سینما «ابوالقاسم طالبی» با حضور اصحاب رسانه‌ و جمعی از علاقه‌مندان در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. طالبی در این کارگاه گفت: انقلاب و حکومت مال من است نه من برای حکومت. بهترین دوستان من به قول فیلم «دست‌های خالی» یا زیر خاک هستند یا حافظ خاک این سرزمین. من طالب اندیشه‌های حاکمیت هستم و خودم را یک فیلمساز انقلابی می‌دانم

خبرگزاری فارس: ابوالقاسم طالبی:کسانی که قلاده‌های طلا را ندیده درباره آن قضاوت کرده بودند از من حلالیت طلبیدند/خاک پای بسیجی‌ها هستم/فیلم می‌سازم و پایش می‌ایستم

 وی در این نشست که اجرای آن را سعید الهی برعهده داشت، با اشاره به این که جشنواره بین المللی فیلم مقاومت خانه من است، گفت: از ابتدای کارم همیشه به این فکر می کردم که باید در چه جایگاهی از هنر قرار داشته باشم. در این عرصه دو جبهه حق و باطل وجود دارد.

این فیلمساز که با فیلم «یتیم خانه ایران» در سه بخش بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه نامزد دریافت جایزه شده است، افزود: من خودم را در جبهه حق می دانم. اما این که چقدر در کارم خالصانه رفتار می کنم را دیگران باید قضاوت کنند. من ایده هایم را از دفاع مقدس می گیرم. به اندازه توانم در عرصه فیلمسازی دفاع مقدس فعالیت کرده ام و دستمان هم همیشه برای رو کردن دست شیطان حیله گر خالی بوده است. برای رو کردن دست شیطان دست هنرمندانه ای لازم است. زیرا سینما خود هم یک امر وارداتی است که تبدیل کردن آن به مفاهیم ایرانی و اسلامی و بومی اهمیت دارد. زیرا در سینمای هالیوود به محض خالی بودن دست کارگردان از قصه یک صحنه غیر اخلاقی یا بسیار خشن به فیلم اضافه می شود. اما ما باید جایگزین های اخلاقی برای این تصاویر در سینما پیدا کنیم.

کارگردان «قلاده های طلا» همچنین ادامه داد: از خدا می خواهم به من اخلاص بدهد تا کارم را در جبهه ایستادگی و حق پیش ببرم. سینماگر باید بداند در کدام جبهه قرار دارد و اگر در هیچ جبهه ای نیست، از خود بپرسد که با بی طرفی اش به کدام جبهه ضرر می رساند و به کدام منفعت؟! اما خود من این را می دانم که مخالفان و موافقان من هر دو به صراحت لهجه ام در فیلمسازی اشاره می کنند.

وی در پاسخ به این که آیا قبول دارد هنر باید عاری از مطالبات حکومتی و سیاسی باشد یا نه، خاطر نشان کرد: روزی که «قلاده های طلا» را می ساختم، به من می گفتند آدم حکومت هستی؟ من گفتم: انقلاب و حکومت مال من است نه من برای حکومت. بهترین دوستان من به قول فیلم «دست های خالی» یا زیر خاک هستند یا حافظ خاک این سرزمین. من طالب اندیشه های حاکمیت هستم و خودم را یک فیلمساز انقلابی می دانم و در این راستا حرف خودم را در فیلمی که می سازم، بیان می کنم. من یک بسیجی ام و خاک پای بسیجی‌ها هستم. این که «من و تو» و بقیه شبکه های معاند من را مسخره می کنند و درباره من چند نقد منفی در مطبوعات چاپ شود، برایم اهمیتی ندارد. من همینی هستم که هستم. فیلم می سازم و پایش می ایستم. «یتیم خانه ایران» هم یکی از آثار سه گانه ای است که علیه انگلیس به دنبال سریال «به کجا چنین شتابان» و فیلم «قلاده های طلا» ساخته ام.

طالبی در پاسخ به این که چه بنیادها و سازمان هایی و به چه ترتیبی وظیفه حفظ و حراست از تفکر دفاع مقدس و انقلاب را برعهده دارند، توضیح داد: دفاع مقدس دفاع مردم بوده است و حالا بنیاد شهید، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج و... متولیان آن هستند. زیرا آن ها بودند که بسیج مردمی را در سال های جنگ شکل دادند و وظیفه محافظت از این تفکر را دارند. اگرچه نباید اندیشه های خود را تحمیل کنند اما باید مانع از تحریف تفکر دفاع مقدس باشند.

این نویسنده و کارگردان با اشاره به این که حتی در بین عوامل و بازیگران «قلاده های طلا» نیز رای انتخاباتی از رای وی متفاوت بود، گفت: در «قلاده های طلا » شاید دو نفر فقط با رای من نظر مشابهی داشتند. اما این اختلاف نظرها مانع از همکاری ما نشد و هیچ مشکلی هم پیش نیامد. به نظر من ما تحت یک پرچم و میثاق ملی در این کشور فیلم می سازیم و هنرمند فراتر از چپ و راست است. همچنین کارگردان مرجع تقلید یک بازیگر نیست که اگر بازیگری با او همکاری نکند، یعنی عقایدش را قبول ندارد.

وی در پاسخ به این که آیا در جریان فیلمسازی ارزشی خود تحت فشار قرار گرفته است یا نه، خاطر نشان کرد: خب طبیعی است که وقتی سیاست های انگلیس و آمریکا در یک فیلم زیر سوال می رود، نمی توان انتظار داشت که مورد ستایش و تمجید آن ها قرار بگیریم.

بخش بعدی این نشست به پرسش و پاسخ حاضران اختصاص یافت. طالبی در پاسخ به این که چرا فیلم «قلاده های طلا» به مذاق عده ای خوش نیامد، بیان کرد: به هر حال عده ای بر اساس اندیشه شان این فیلم را نپسندیدند. عده ای دیگر هم واقعا باور کرده بودند که در انتخابات تقلب صورت گرفته است. برخی که فیلم من را ندیده بودند و درباره اش قضاوت کردند، بعدا از من حلالیت طلبیدند. من 5 سال برای یک سریال کار کردم و نزدیک به 160 کتاب و خاطرات سربازان و ژنرال های انگلیسی درباره دفن 9 میلیون نفر از مردم ایران را خواندم. حتی «قلاده های طلا» را به دو خانواده شهید نشان دادم که طرفدار دو کاندیدای مختلف انتخابات 88 بودند و نظر مثبتی به فیلم داشتند. اما متاسفانه قبل از نمایش این فیلم سم پاشی درباره آن صورت گرفت و بی.بی.سی و سایر رسانه های معاند در ایجاد این جو تاثیر گذار بودند. بنابراین حرف هایی مبنی بر تحت فشار بودن بازیگران این فیلم آنقدرها هم صحت ندارد و جو آنقدرها هم سنگین نبود.

وی در پاسخ به این سوال که چه تجربه هایی را برای رسیدن به این جایگاه طی کرده است، عنوان کرد: کار در سینما آسان نیست. من در جوانی ورزش می کردم. فرمانده عملیات توپخانه بودم. تکواندو کار می کردم و هیچ رابطه ای بین من و سکته وجود نداشت! اما در میانه فیلم «دست های خالی» از فشار کار و استرس راهم به بیمارستان باز شد و سکته کردم. وقتی قرار است صدها نفر تو را در سینما تخریب کنند باید تلاش کنی و تبدیل کردن تکنیک سینما به یک گفتمان با ایدئولوژی شخصی هنرمند کار سختی است. یادم است با اصغر فرهادی در سینمای جوان اصفهان در دهه 60 کار می کردیم. بعد از آن من سراغ تئاتر رفتم. کارگردانی روی صحنه انجام دادم. فیلم کوتاه ساختم و قصه می نوشتم و دانشجوی حقوق هم بودم. در همه این دوران می خواندم و می نوشتم تا این که شعبانعلی اسلامی تهیه کننده سینما از من خواست فیلمنامه‌ای را که نوشته بودم خودم بسازم و این شروع فعالیت جدی من در سینما بود.

طالبی با انتقاد از شخصیت پردازی در فیلم های اجتماعی کنونی خاطر نشان کرد: متاسفانه در فیلم های اجتماعی امروز آدم بدهای فیلم ها، چادری ها، دینداران و مذهبی ها هستند و آدم خوب های فیلم ها کسانی که اجازه می دهند ناموس شان بی حجاب بگردد یا آزادانه رفتار کند! اما من در غرب هم چنین مفاهیم و بی اخلاقی ها را سراغ ندارم. سینمای اجتماعی امروز ما داستان مثلث های عشقی است و دعوا بر سر یک معشوقه که در این میان باید یک آدم هم برای نظارت در فیلم باشد و اتفاقا بد نشان داده شود. جالب است که این فیلم ها از بنیاد فارابی و برخی نهادهای دولتی و حکومتی هم کمک مالی می گیرند و دست آخر به سینما انتقاد هم می‌کنند.

وی در پاسخ به این که چرا درباره چهره های تاریخی ایران در سینما کمتر فیلم ساخته می شود، بیان کرد: فیلمساز یک فرد مختار در جامعه است و نمی توان گفت که برای فیلمسازی درباره این شخصیت ها با ممنوعیت رو به روست. با وجود این که با وزارت ارشاد فعلی و برخی مسئولان دولتی همسویی فکری ندارم، اما معتقدم هرکس بخواهد درباره هر شخصیت برجسته ای فیلم خوب بسازد، با ممنوعیت رو به رو نمی شود. اما نوشتن درباره این افراد کار سختی است و همین سختی باعث می شود که فیلم هایی درباره شخصیت های تاریخی کمتر بسازیم یا نسازیم. زیرا باید دست کم 100 کتاب درباره یک شخصیت خواند. سینما سخت است. حتی اگر در سینمای هالیوود که تجلی گاه سینمای دنیاست، دقت کنیم سالانه شاید ده فیلم خوب ساخته نشود. زیرا فیلمسازی امر سختی است.



 
گزیده شب موسیقی دومین جشنواره موسیقی ضد استکباری طبس
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱  کلمات کلیدی: هنر

گزیده شب موسیقی دومین جشنواره موسیقی ضد استکباری طبس

اجرای حاج صادق آهنگران،حامد زمانی،پویا بابایی،ساسان نوذری،میلاد هارونی،محسن طاها،علی نصیرنژاد،حمیدرضا استادیان، محمدرضا حجتی و محمد حسین رضایی


 
چرخنده مجری برنامه تلویزیونی شد
ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٤  کلمات کلیدی: هنر

 به گزارش فرهنگ نیوز،الهام چرخنده بازیگر سینما و تلویزیون که مدتی است در کسوت بازیگری کاری را انجام نداده است، در گفتگو با  باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص فعالیت‌هایش غیر از بازیگری اظهار داشت: هم اکنون دوسال است که در سینما نقشی به  من پیشنهاد نشده و دلیل این موضوع را نمی‌دانم؛ ولی در حال حاضر مشغول ساخت برنامه ای 30 قسمتی با نام «با من قدم بزن» با موضوع معضلات اجتماعی هستیم. من در این کار به عنوان مجری برنامه و البته تهیه‌کننده مشغول به فعالیت هستم. قرار است این برنامه از شبکه دو پخش شود.

بازیگر سریال «آوای باران» ادامه داد: در این مدت که کار بازیگری انجام ندادم، به مستند سازی مشغول بودم و مستندی 10 قسمتی با موضوع  شهدای اقلیت را ساختم.

چرخنده در انتها اظهار داشت: امیدوارم در ادامه مسیر هموار شود و باز هم به بازیگری بپردازم.
 

منبع: تسنیم

 
عکس/ دستخط رهبرانقلاب بر قرآن الهام چرخنده
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱  کلمات کلیدی: هنر
الهام چرخنده متن دست‌نوشته‌ای را که رهبر معظم انقلاب بر قرآن اهدایی به وی نوشته بودند، برای اولین بار قرائت کرد. در ادامه اصل دستخط قرار دارد.

عکس/اصل دستخط رهبرانقلاب براى خانم چرخنده


 
حاشیه‌های دیدار رمضانی رهبر انقلاب با شعرا
ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢  کلمات کلیدی: هنر

شب پیرمردها!/ خدا کند حاج احمد برگردد/

 

سرودی که ضد انقلاب را عصبانی کرد

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، دیدار دیشب جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب در شب میلاد امام حسن مجتبی(ع) با حاشیه های جالبی همراه بود:

* سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

هنوز ساعتی، بلکه بیشتر به اذان مانده است که اهل شعر در حیاط جمع شده اند. پشت سرهم از راه می رسند. اهل ادب، اهل ادبند. استاد مجاهدی سن و سال گذشته که از راه می رسد، کلامی زنجانی -که او هم پیشکسوت است- برایش صندلی آماده می کند. شاعران هندی و پاکستانی هم در همان ردیف نشسته اند. شاعران آثاری را که می خواهند به آقا تقدیم کنند، امضا می کنند به نام و کنارشان می گذارند تا وقت گپ و گفت تقدیم کنند. جوانترها کتاب های تازه چاپ شده را با ذوق بیشتری در دست گرفته اند. سن و سال گذشته ها هم از همین شوق و شور، تاثیر می گیرند.
در میان صف ها، امید مهدی نژاد کارت ملی اش را برای امانت نگه داشتن مکان نشستن روی زمین گذاشته است. بگو بخند شاعرها و گپ و گفت های پیش از رسیدن حضرت آقا، ادامه دارد. قزوه احوال محمدکاظم کاظمی را به تعبیر مصطلح این روزها می پرسد:«آقای کاظمی دقیقا کجایی؟». برخی وضوگرفته از پله پایین می آیند و در حین اینکه فضا را رصد می کنند، آستین پایین می زنند. کتاب قطور نهج البلاغه دست موسوی گرمارودی است، دارد برای تقدیم به آقا امضا می کند.
دیگران و دیگران هم کتاب هایشان را امضا می کنند:«تقدیمی با ارادت و عشق»، «تقدیم به جان جانان»، «محضر رهبر عزیز انقلاب»، «سر ارادت ما و آستان حضرت دوست» و...
عناوین کتاب ها هم متنوع است: رقص عجوزه، برچه های سرخ/کوچه های سبز، نقش ماهی رنگارنگ، ایما، از سناباد شعر، در این آهسته شب، جشن یگانگی، زنوبهار تو خواهم رفت و...

*از شیراز چه خبر؟

در همین حین احوالپرسی ها و امضا کردن ها، آقا می رسند، جماعت بلند می شوند، راه می افتند جلوتر تا یکی یکی محضر رهبری برسند. همان ابتدا آقای موسوی گرمارودی که صف اول نشسته بود، ترجمه کامل نهج البلاغه را تقدیم می کند. آقا اثر را ورق می زنند و می گویند خیلی کار خوبی کردید. ان شاء الله استفاده می کنیم. تک تک سلام و احوالپرسی می کنند، مخصوصا با آنها که عقب تر ایستاده اند. عباس براتی پور مجموعه شعر «باران» را تقدیم آقا می کند. مجموعه شعر از 200 شاعر جوان است.  نفر بعدی می رسد، آقا از حال و روز اهل ادب خبر دارد: « کسالتتان برطرف شد؟». رضا برجی از شیعه شدن کاردینالی در اکراین خبر می دهد. کتاب خون گریه و سوگنامه حضرت مهدی(عج) احد ده بزرگی تقدیم آقا می شود. آقا می پرسند از شیراز چه خبر؟ ده بزرگی می گوید شب شعر عاشورا هم 30ساله شد. حسین قرایی مجموعه ای کتاب آورده است. از سناباد شعر و از صدای سخن شعر را در دست گرفته است. از شاعری متخلص به «بقا» در مشهد، حامل ابلاغ سلام و احوالپرسی به حضرت آقاست، آقا، احوال «بقا» را می پرسد، خنده بر لب دارد، «بقا»(آقای باقرزاده) یکی از رفقای مشهدی رهبر انقلاب است انگار. غلامرضا کافی با کتاب «انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» جلو می آید. پژوهشی است در باب جریان شناسی ادبیات دفاع مقدس و انقلاب. آقا می گویند این کارها لازم است که صورت بگیرد. مرحوم آیینه وند مقدمه کتاب را نوشته. آقا از ایشان هم یاد می کند. انصاری نژاد از بوشهر آمده مجموعه شعرهای بلخی را آورده. آقا می گویند شعر های خودتان البته بهتر است. شاعر کردی جلو آمده و از شعرای کرد می گوید. رهبر انقلاب می گویند خدا مرحوم ستوده را بیامرزد، خیلی با ایشان جلسه داشتیم.

امیر عاملی دستخط برای آقا آورده است. چند تایی شعر را به خط نوشته است و آورده. برای آقا می خواند: «به امتحان ببر ای دوست دست بر شمشیر، ببین که سینه برای سپر شدن کم نیست»
رهبر انقلاب می گویند: ما اتفاقا همیشه دست به شمشیریم آقای عاملی اما میدان جنگ امروز متفاوت است و میدان امروز عرصه جنگ نرم و سیاسی و فرهنگی است.
محمدعلی قاسمی با «هات» آمده. هات در زبان کردی ایلامی می شود: «آمد». این مجموعه علاوه بر مسائل اجتماعی به دفاع مقدس و جنگ هم می پردازد. آقا گفتند این اثر را می خوانم. ما اهل رمان هستیم. یک مجموعه دوبیتی تحت عنوان «در ستایش جهل» هم آورده است! صائم کاشانی هم دیوان خودش و چند مجموعه شعر تقدیم می کند.
جوان اهل ادب مدافع حرمی از جهرم کتابی با عنوان «کاکاعلی» آورده، دوبیت هم تقدیم آقا می کند:
عطر نفس تو را دعا خوش کرده
سجاده و عطر ربنا خوش کرده
طومار یهود را به هم می پیچد
این چفیه که بر دوش تو جا خوش کرده
محمدعلی مجاهدی چند جلدی قطوری را به آقا معرفی می کند. رهبر انقلاب از حال خانواده ایشان می پرسند، گویا از طرفشان کسی به ملاقات والده استاد مجاهدی هم رفته است، چرا که مجاهدی این را یادآور می شود و تشکر می کند.

خلیل شفیعی جلو می آید. چندتایی کتاب آورده است. خاکریز آسمان، بندهای رهایی و... «تا ملاقات سحر» را هم جمع آوری کرده و آورده. به آقا گفت این را پیرامون دغدغه شما درباره اینکه چرا در مجالس سرور اهل بیت، مادحین مولودی نمی خوانند، جمع آوری کردم. خودش می گفت انگار آقا قبلاً این اثر را دیده بود. آقا گفتند: خوشحالم که شیراز خوب رشد کرده است.
*خدا کند حاج احمد برگردد
در میان جماعت شاعر، جوان طراح نقاشی پیش می آید. دانیال فرخ، کاندیدای چهره برتر هنر سال 94 تصویری کشیده بود از "آقا و احمد متوسلیان در آغوش هم". می گوید همین سحر کار را تمام کرده. تقدیم کرد و گفت: خدا کند حاج احمد برگردد. آقا گفتند ان شاء الله، ما هم امیدواریم.

محمدکاظم کاظمی هنوز جلو نرسیده است که آقا می بیند و با او احوالپرسی می کند. کاظمی که می رسد آقا می گوید: "من رمان شوکران در ساتگین سرخ را خواندم. رمان خوبی بود. به رییس جمهورتان هم گفتم! این دفعه که آمده بود. گفت انگار نویسنده را پیدا کردند و از احوالش خبر دارند"
کاظمی گفت: "بله آقا. کار حسین فخری است. داستان زمان کمونیست هاست." آقا تاکید می کند که رمان را خوانده است.
کاظمی ادامه می دهد و به خاطر اتفاقات اخیری که در حوزه مهاجرین افتاده است، تشکر می کند؛ ثبت نام دانش آموزان افغانستانی و مسائل دیگر. آقا می گوید: ما شما را دوست داریم. مربوط به حالا هم نیست. از جوانی که در مشهد بودیم و با دوستان افغانستانی فعالیت می کردیم، شماها را دوست داشتیم.
هادی فردوسی، شاعر جوان با مجموعه شعرهایی برای کودکان آمده است. اشاره می کند به شعرها و می گوید چندتایی از چهارپاره ها برای کودکان در کتاب های دبستان هم چاپ شده است. آقا می گوید: خیلی خوب است.

فرزندان استاد سبزواری جلو می آیند. آقا یاد استاد را زنده می کند: «یادش به خیر منزل شما می آمدیم برای جلسات شعر، 34،35 سال می گذرد. شاعران دیگر هم بودند».  احوال همسر صبور استاد سبزواری را هم جویا می شود. محسن فرزند بزرگ استاد از تلاش های ستاد برگزاری مراسم ارتحال آقای حمید می گوید و در خواستی که آنها برای دیدار با آقا دارند. آقا به یکی از همراهان برای توجه به درخواست اشاره می کنند. کلامی زنجانی هم چند کلامی ترکی با رهبر انقلاب حرف می زند.

* کاش این کار زودتر اتفاق می افتاد

وقت اذان است دیگر، صفوف نماز جماعت مرتب می شود. شاعران به رهبری اقتدا می کنند و نماز را به جماعت می خوانند. بعد از نماز داخل اندرونی می شویم برای صرف افطار. سر سفره هم نگاه ها به حضرت آقاست. وحید جلیلی سر سفره نزدیک تر می شود. آقا در آغوشش می گیرد و او را می بوسد. جلیلی مجموعه ای از خاطرات شفاهی درباره قیام گوهرشاد را نشان می دهد و فعالیتهایی که در این حوزه داشته است.

آقا می فرمایند: «کاش این کار زودتر اتفاق می افتاد. چون خیلی ها دیگر نیستند.» ذکر و خیری هم از آقای بهلول می کند. جلیلی با لبخند می گوید: مادر خود ما البته خاطرات زیادی دارد. آقا می گویند این کارها خوب است، اما تاریخ نگاری صرف کفایت نمی کند. باید فیلم ساخته شود. نام کارگردانی را هم می برند و می گویند مثلا فلانی باید در این باره فیلم سینمایی بسازد.
حسین قرایی بازهم مجموعه ای خدمت آقا می برد و از اهمیت تاریخ شفاهی شعر می گوید.

*یادکردی از شعرای مرحوم

بعد از افطار در محل حسینیه جمع می شویم. تقریبا یک ربع به ده است. شاعران در صندلی های خود می نشینند. جمع، جمع است. مهدی قره شیخ لو از قاریان بین المللی قرآن را قرائت می کند. قزوه جلسه را "با یادکرد" و طلب فاتحه ای برای همه درگذشتگان از مجمع شعر آغاز می کند و همینطور نام می برد: استاد سبزواری، استاد مشفق،  قیصر، نصرالله مردانی، طاهره صفار زاده، سید حسن حسینی، سلمان هراتی، محمود شاهرخی و شاعران سفر کرده دیگر
برای احمد عزیزی و استاد چایچیان هم طلب شفا می کند.
خودش چند بیتی از قصیده ای با مضمون وصیت از آقای حمید می خواند. محسن فرزند ارشد آقای حمید را می بینم که متاثر می شود.
بنگر یکی به چشم خرد ای پسر مرا
عبرت بگیر زانچه بیامد به سر مرا
پشتی گرفت قامت و سستی گرفت پای
تاریک گشت جمله جهان در نظر مرا
به نسبت کسوت از استاد گرمارودی شروع می کند. استاد می گوید به تازگی یک نیمایی و یک غزل برای مدافعان حرم سروده. همان ها را می خواند:
چون پشت به خورشید کنی سایه پرستی
بی نور محبت نبری راه به هستی
چون تاک نده تکیه به دیوار که مستم
تا باده ننوشی نتوان گفت که مستی
شبنم زد و بر صبح سفر کرد به خورشید
ای دل تو چرا بحر سفر بار نبستی
...

داشت میرفت خم شد و بوسید/ طفل خود را که گرم بازی بود
و کلاه خیال بر سر داشت/ نگهش سوی همسرش چرخید
که رخ از اشک دیده گان تر داشت/ مرد از عمق دیده آه کشید
چرخش دیدگان مشتاقش / سوی همسر به روی ماه کشید
با خدا گفت ای بزرگ برین/ هرچه دارم زمهر نعمت توست
همسر خوب و کودک شیرین/ عشق و آرامش و قرار و قرین
بانگی اما رسد به گوش مرا/ گویدم با حرامیان جنگ است
بازمی خواندم به همیاری/ نادرست است خویشتن داری
جنگ با او وظیفه من و توست/ وز حریم حرم نگهداری
سرچشمه توان گرفت به بیل/ پرشود کیتوان گذشت به پیل
تو سر همرهی ما داری/ هیچ آیا کمک توانی کرد
گفته ام من به پاسخش آری/ کودکم گرچه نیک شیرین است
همسرم گرچه همچو مه زیباست/ همه چیزم فدای راه خداست
همه را می نهم، حرم تنهاست

* شب پیرمردها!

بعد از استادگرمارودی ، قزوه اشاره ای به دکتر حداد عادل کرد و کتاب «هنوز هم...» که به تازگی به چاپ دوم رسیده است. حداد عادل قصیده ای بلند خواند:
محمّدا به که مانی، محمّدا به چه مانی
«جهان و هر چه دراو هست صورت‌اند و تو جانی»
حکایتی که تو داری به هیچ چامه نگنجد
فزون ز طاقتِ اندیشه و زبان و بیانی
...ندانمت چه بنامم، ندانمت چه بخوانم
که هرچه گویم و خوانم، چو بنگرم، به از آنی
چند نفر هم که کتاب حداد عادل دستشان است شعر را دنبال می کنند. قصیده چون بلند بود، قزوه با شوخی و خنده گفت: ان شاء الله کسی دیگر قرار نیست قصیده بخواند.
قزوه داشت اشاره به شاعر بعدی می کرد که آقا با کنایه گفت: «انگار امشب شب پیرمردهاست. جوان ها به فکر نباشند که شعر بخوانند.» با همین کلام کنایی آقا، جماعت دسته جمعی خندیدند.
قزوه نام استاد مجاهدی را که برد، آقا دوباره با اشاره به سن و سال استاد مجاهدی به شوخی گفتند: «من آقای مجاهدی را از وقتی دبیرستان می رفت می شناسم.» باز جماعت می خندند.
مجاهدی اما با غزل عاشقانه ای شروع می کند که احسنت جمعیت را هم در پی دارد: «دلم از شب نشینی های زلفش دیر می آید/ مسیرش پیچ در پیچ است و با تاخیر می آید».کنار دستی ام می گوید دود از کنده بلند می شود. جمعیت "احسنت و آفرین نثار همین بیت اول کردند". خودش هم به ذوق می گوید: «ماهم با اینکه پیرمرد هستیم، بلدیم غزل عاشقانه بگوییم.» آقا بلافاصله می گویند: شاید هم برای جوانی تان باشد!
با همین گفت و شنود شادانه،  بهجت و فرح اولیه در جلسه حاصل می شود.
قزوه بعد از استاد مجاهدی، نام استاد اخلاقی را برد و اشاره ای به مراسم گرامیداشت ایشان کرد. آقا گفتند: من اتفاقا خوشحال شدم وقتی فهمیدم برای آقای اخلاقی گرامیداشت برگزار کردند. از دوجهت: اول اینکه شایسته گرامیداشت هستند و در ثانی به خاطر اینکه فهمیدم به غیر من هم کسانی هستند که قدر ایشان را می دانند. چون فکرمی کردم فقط من قدر ایشان را می دانم.

استاد اخلاقی غزلی با مضمونی مربوط به فضای میبد و خواجه رشید الدین میبدی صاحب کشف الاسرار خواند. مطلعش این بود:
«در این دقایق موزون، که زندگی تپش عاشقانه کلمات است
سکوت بال گشوده‌ست، و شب شروع نماهنگ دلنواز حیات است»
فکر می کنم چند بیتی که گفت با مضمون خواجه رشید الدین سروده است. این ابیات باشد:
و ای مفسر عاشق،‌ که کشف می‌کنی اسرار لهجه‌های ازل را
به این بلاغ بیندیش، به این بلاغت محضی که در تجلی ذات است
هزار سال گذشته‌ست، ولی مسافری از جاده قدیم خراسان
به بوی گم‌شده خویش، هنوز راهی شب‌های باشکوه هرات است
و این مسافر دلتنگ، چقدر تشنه بچرخد در این کویر و نداند
که زندگی به چه معناست، که روستای زلال تو در کدام فلات است

آقا بعد از آفرین و تحسین شعر، گفتند این «عکس مستزاد» است، فقط هم از آقای اخلاقی این قالب را شنیدیم.

* ادبیات افغانستان جوهره خودش را نشان می دهد

قزوه از جریان نیرومند شعر در حوزه صحبت کرد و گفت می رویم سراغ مهمانان فارسی زبان کشورهای همسایه؛ به عنوان اولین نفر، محسن سعیدی از افغانستان شعر خواند.
آقا بعد از تحسین شعر سعیدی گفتند: ادبیات افغانستان دارد جوهره خودش را نشان می دهد.
از هندوستان، دکتر نقی عباس شعری درباره حضرت رسول (ص) خواند. قزوه گفت: دکتر نقی عباس انجمن ادبی حزین لاهیجی را تاسیس کردند. آقا گفتند: جوان هم هستند. غزل نقی عباس تحسین برانگیز بود، بیت بیت اش "آفرین" آقا و جمع را بر می انگیزاند:
از کوه نور آمده بودی، با یک سبد بهار، محمد(ص)
بر شانه ات هزار فرشته، در سینه ات شرار محمد(ص)
ای جلوه گاه خلق ستوده، دنیا در انتظار تو بوده
این خلق را رسانده قراری، با جان بی قرار محمد(ص)
تو آفتاب اول و خاتم، تو رحمتی برای دوعالم
هرچند زیر پای توریزند، از بغض و کینه خار محمد(ص)
هم در ازل وجود تو موعود، هم تا ابد فیوض تو موجود
مانند لطف حضرت معبود، پنهان و آشکار محمد(ص)
 با قلب خسته از جگر خویش، دنیا شده است تشنه تر از پیش
برماببار از کرم خویش، والا پیامدار محمد(ص)
آقا گفتند: خیلی خوب و خوش آهنگ بود.


نفر بعدی از پاکستان سید احمد حسینی، متخلص به شهریار بود. با این مطلع شروع کرد: جز حرف راست هیچ نگوید، زبان ما، تیر شکسته را نرهاند کمان ما" و تا آخر ادامه داد.
نصیر ندیم از بلخ آمده بود. سلام اهالی بلخ را به آقا رساند و آقاپاسخ داد و گفت: علیکم و علیهم السلام.
چند بیتی از اشعارش تحسین رهبری و همه جمع را به دنبال داشت:
لشکر پیل به تخریب حرم امده است
کو ابابیل که بر کعبه ستم آمده است
ناکسانند و در این معرکه میدان دارند
قاسطانند و به نیزه همه قرآن دارند
نوبت توست که این معرکه را برداری
شرق تا غرب به شمشیر مسخر داری
...وقت آدینه  به آدینه تو را می طلبند
سیصدو سیزده آیینه تورا می طلبند
کی به اصلاح جهان بار سفر می بندی
ذوالفقار پدری را به کمر می بندی
بعداز تحسین دسته جمعی این شعر از نصیر ندیم، قزوه گفت نوبت جوانان است. از شاعر دانش آموز نوجوان با نام روح الله اکبری نام برد. اکبری غزل عاشقانه خواند:
سکوت کردی و این اول شنیدن بود
سکوت کردن تو لب گشودن من بود
به چشم های تو سوگند می خورم که دلم
به بازگشتن تو، ماندن تو، روشن بود
من و تو در نظر دوست چون گلیم و بهار
همین علاقه ی ما خار چشم دشمن بود
تو دل بریده ای از من چنان که رود از کوه
سرت بلند! که روزی به شانه ی من بود...
آقا از سن و سال و مدت زمانی که روح الله جوان شعر می گوید، سوال کرد و او هم پاسخ داد.
روحانی دیگری که در جلسه شعر خواند، سید محمدمهدی شفیعی بود. آقا او را می شناختند. قزوه گفت از خانواده فقاهت و علم هستند. آقا گفتند بله نوه اقای شفیعی اهواز هستند.


شعرش را خواند. بیت به بیتش تحسین برانگیز بود و جمع را به تشویق و احسنت و آفرین وامی داشت. آقا هم برای هر بیت یک آفرین می گفت. هیجانی داشت که برخی را حتی نیم خیز می کرد تا چهره اش را هم ببینند.
کوه باشی سیل یا باران... چه فرقی می‌کند
سرو باشی باد یا توفان.... چه فرقی می‌کند
مرزها سهم زمینند و تو سهم آسمان
آسمان شام با ایران چه فرقی می‌کند
قفل باید بشکند باید قفس را بشکنیم
حصر الزهرا و آبادان چه فرقی می‌کند
مرز ما عشق است هرجا اوست آنجا خاک ماست
سامرا، غزّه، حلب، تهران چه فرقی می‌کند
هر که را صبح شهادت نیست شام مرگ هست
بی شهادت مرگ با خسران چه فرقی می‌کند
شعله در شعله تن ققنوس می سوزد ولی
لحظه آغاز با پایان چه فرقی می کند
آقا بعد از خاتمه گفتند: هم لفظ هم مناسبت و هم معنا نو بود.
* گوشه ای از مناقب آمریکا !
قزوه از حسن صنوبری نام برد برای شعر خواندن و عنوانی را گفت و گفت فکر می کنم این شعر را می خواهند بخوانند. آقا با شوخی گفت: هرچی دلتان می خواهد بخوانید. جماعت دوباره خندیدند. صنوبری شعری نو خواند. پاسخی بود به سوالی که علی محمد مودب در شعر « شاعر می پرسد، این آمریکا چیست؟» در جلسات پیشین مطرح کرده بود، خواند:
«پرسش دشوار است/ اما برایش پاسخ بسیار است/ این آمریکا چیست؟/ آغاز جنگ است، آغاز کین است/ آمریکا این است...حتی اگر یار / آمریکا چون مار/ در آستین است/ آری مصدق، آمریکا این است.../  فریادها بود/ مارادرعالم/ دریادها ماند/ یارا/ صدامان/ ضرب طنین فریادهامان/ شمشیرها را در هم شکستیم/ زنجیرها را از هم گسستیم/ از بند رستیم/ ضحاک را هم در کوه بستیم/ باری برادر/ از گرگی او چیزی نشد کم/ ما بره باشیم/ او در کمین است/ آری برادر آمریکا این است»
شعر که تمام شد، رهبر انقلاب با لبخند گفتند: خیلی هم خوب. گوشه ای از مناقب آمریکا را بیان کردید! تبسم به لب جمع نشست.
محمدکاظم کاظمی هم شعر خواند. شعری درباره کودکان کار خواند و دوباره در جمع به خاطر اتفاقات مثبتی که اخیرا درباره مهاجران اتفاق افتاده تشکر کرد:
به نوجوانان کارگر هموطنم‌
دیدمت صبحدم در آخر صف‌، کولة سرنوشت در دستت‌
کوله‌باری که بود از آن پدر، و پدر رفت و هِشت‌، در دستت‌
گرچه با آسمان در افتادی تا که طرحی دگر دراندازی‌
باز این فالگیر آبله‌رو طالعت را نوشت در دستت‌
بس که با سنگ و گچ عجین گشته‌، تکّه‌چوبی در آستین گشته‌
بس که با خاک و گِل به‌سر برده‌، می‌توان سبزه کشت در دستت‌
شب می‌افتد و می‌رسی از راه با غروری نگفتنی در چشم‌
یک سبد نان تازه در بغلت و کلید بهشت در دستت‌
کاش می‌شد ببینمت روزی پشت‌ِ میزی که از پدر نرسید
و کتابی که کس نگفته در آن قصّة سنگ و خشت‌، در دستت‌
بازی‌ات را کسی به‌هم نزند، دفترت را کسی قلم نزند
و تو با اختیار خط بکشی‌، خطّ یک سرنوشت‌، در دستت‌

مرتضی طوسی شاعر ترک زبان، شعری عاشقانه با مطلع:« باخدی غافل دن او کج آیین گؤزون/ حیله باز، نازک باخیشلی، چین گؤزون» خواند و با « کئشکه جان ایستردی، قالمازدیم دو دل/ مندن ایمان ایسته ییر کابین گؤزون» تمام کرد. آخرش قزوه به گفت: در مورد انرژی هسته ای بود گویا! آقا هم با تبسم گفتند: نه خیر!
* عاشقانه بخوان!
محمد برزگر شاعر بعدی بود که گفت آقا می خواهم عاشقانه نیمایی بخوانم. آقا با حالتی کشیده گفتند: عاشقانه بخوان!
شعر را که خواند، رهبر انقلاب گفتند: «این شعر چیزی بین نیمایی و سفید بود. اما می دانید نیما اصلا شعر سپید ندارد. شعر سپید را شاگردان نیما به راه انداختند. نیما شعر سپید ندارد. »حاضران هم تایید می کردند و ایشان ادمه داد: اما این شعر را درست نفهمیدم که نیمایی بود یا سپید بود.
 قزوه دوباره شوخی کرد و گفت: نیمایی بود ولی خوب نخواند!
علی انسانی شاعر بعدی بود. با یک دوبیتی شروع کرد و بعد غزلی تقدیم به ساحت حضرت زهرا(س) کرد:
در چشم تو عکس دل ما می افتد
سرهای سران تو را به پا می افتد
بر هر که نگاه تو زلالش نکند
گر اشک شود ز چشم ها می افتد
این دوبیتی در جمع تحسین شد و آقا هم آفرین گفت. بعد از غزل تقدیمی به حضرت زهرا(س) هم آقا گفتند: ماجور باشید.
قزوه بعد از شعری که انسانی خواند، یادآوری کرد که امشب شب میلاد امام حسن(ع) است. شعر طنزی از آقای فیض می شنویم. شروع فیض هم طنازانه و همراه با شوخی و خنده بود.
هر بیتش صدای قاه قاه و خنده جمعیت را می برد بالا:
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
من مانده‌ام این‌جا که حلال است، حرام است؟
با این که به فتوای دل اشکال ندارد
گر یار پسندید ترا کار تمام است
در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف
در مذهب اسلام همین باده حرام است
شد قافیه تکرار ولی مسئله‌‌ای نیست
چون شاعر این بیت طرفدار نظام است
این ماه شب چاردهم در شب مهتاب
یا این که نه، همسایه ما در لب بام است
در مجلس اگر جای خودت را نشناسی
این جا است که مفهوم قعود تو قیام است
پرسید طبیبم که پس از رفتن یارت
وضع تو اعم از بد و از خوب کدام است
از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم
گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد
چون شعر مرا دید که دارای پیام است

آقا گفتند خوب بود، کتاب شما را هم دیدیم که تازه چاپ شده.
قزوه گفت، خانم وحیدی در مجلس حضور دارند اما وقتشان را به جوانها می دهند. آقا باز به خنده و شوخی گفتند:" شما هر سال همین را می گویید، بگذارید خودشان درباره وقتشان تصمیم بگیرند.
باز جماعت شاعر خندیدند و درباره مدیریت قزوه بر جلسات شوخی می کردند، سقلمه می زدند و پچ پچ می کردند.
نغمه مستشار نظامی غزلی تقدیم به اهل بیت کرد. بیت هایش خوب و خوش وزن بود. بیت آخرش تحسین برانگیز تر بود:
 با اهل بیت پاک نبوت، غیر از سلام و نور مگویید
با مستجاب دعوه ترینها، جان بردن از مباهله سخت است
رهبری خطاب به خانم نظامی گفتند: خیلی خوب بود، ان شاء الله ماجور باشید.
سیده فاطمه موسوی نفر بعدی بود که غزل خواند و تقدیم به شهید علم الهدی کرد. نیلوفر بختیاری شعری با حال وهوای سبک زندگی و در نقد ماهواره خواند:
باز شب شد، بی هدف، بی دیدن ماه و ستاره
پای خود ما را نشاند این جعبه ی جادو دوباره
خنده خواهر، غم ِ مادر، اجیرِ قصه گو شد
دور هم بودیم، اما ذهن هامان در اجاره...
بس که شب ها این شبح ها را به خود تشبیه کردیم،
آدم هر قصه ای شد از من و تو استعاره
چیست پشتِ پرده‌های نخ‌نمای این نمایش؟‌
قهرمانی بی قواره، قصه هایی نیمه کاره
سرنوشتی را که باید آبی یکدست باشد،
حیف!، پنهان کرده نعشِ ابرهای پاره پاره
در جهانِ مردگان، شب زنده داری کافی ات نیست؟
پیر شد بختِ جوان تو، به پای ماهواره..
خانم دیگری که شعر خواند، فرزند شهید افشاریان بود. بعد از سلام، درباره غزلی که می خواست بخواند توضیح داد که چندی پیش کربلا بوده و نایب الزیاره و این غزل را در فضای دلتنگی سروده است.
وقتی که در ایرانم و دلتنگ عراقم
در دل به هوای حرمت کنج رواقم
بعد از سفر این دل شده دیوانۀ یک عکس
عکس حرم توست به دیوار اتاقم
تا جلوه نمودی به دلم، پر شدم از عشق
عطر حرم یار خوش آمد به مذاقم
بعد از سفر نور دلم تنگ شما شد
حالا چه کنم من که گرفتار فراقم
هر روز سلامت کنم ای عشق از اینجا
دلبستۀ ایرانم و دلتنگ عراقم...

* خاطره های خوب از کاشمر
ریحانه کاردانی شاعر بعدی بود که از کاشمر آمده بود. از اهل کاشمر به آقا سلام رساند. آقا بعد از پاسخ گفتند: ماهم خاطره¬های خوبی از کاشمر داریم.
خانم کاردانی یک رباعی و یک غزل تقدیم به غیورمردان مدافع حرم کرد:
در هیئت عاشقان علم بودم کاش
یک مصرع شعر محتشم بودم کاش
در روضه عباس به خود می گفتم
ای کاش مدافع حرم بودم کاش
غزل:
راه حرم را بسته اند اینک حرامی‌ها
تا چند در چنگال خونخواران گرامی‌ها
نفرین به طراحان این ترفندهای شوم
نفرین به اربابان جنگ و تلخکامی‌ها
هر کس مدافع می شود محکم ترین شعری
از باده ی این شعر می‌نوشند جامی‌ها
دارایی رود خروشان چشمه‌ها هستند
مدیون سربازان گمنامند نامی‌ها
در سینه ی خاصان عالم راز جانسوزی است
این راز را هرگز نمی فهمند عامی ها
یک روز می‌آید کسی روشن تر از خورشید
چشم انتظار صبح باید بود شامی‌ها!!
بعد از خانم ها، سعید یوسف نیا تنها "ترانه" این محفل شعری را خواند. در بخشهایی از این ترانه آقا پیش پیش همراهی می کرد و مصراع ها را تمام می کرد:
تو میگی بیا از این دنیا بریم
من میگم غمت چیه چرا بریم
تو میگی نمیشه اینجا بمونیم
من میگم نمیشه از اینجا بریم
وقتی آسمون بالا سرمون
وقتی بی نهایته ، کجا بریم؟...
سعید پورطهماسبی ازشاعران جوان دیگری بود که یک غزل تحسین برانگیز خواند.
از تو من تنها نگاهی مختصر می‌خواستم
من که چشمان تو را از هر نظر می‌خواستم
گرچه شاید سهم اندوه مرا از دیگران
بیشتر دادی، ولی من بیشتر می‌خواستم
این اگر آن‌گونه بود و آن اگر این‌گونه... نه!
عشق را بی هیچ اما و اگر می‌خواستم
روزگارم هرچه باشد وام‌دار چشم توست
من که در هر کاری از چشمت نظر می‌خواستم
رستن از بند قفس، رنج اسارت را فزود
آه، آری! باید اوّل بال و پر می‌خواستم
رفت عمری، تا بیابم خویش را گم کرده‌ام
تا بیابم خویش را، عمری دگر می‌خواستم
باید از ماهی بخواهم راز دریا را، اگر
پیش از این از ساحل سطحی‌نگر می‌خواستم
خواب دیدم پیله می‌بافم به دور خویشتن
کاش روزی مثل یک پروانه برمی‌خاستم
بیت آخرش تحسین جمع و هم تحسین آقا، آفرین جمع و هم آفرین آقا را به دنبال داشت و رهبر انقلاب از محل زندگی و تجربه پورطهماسبی در شعر پرسید و او هم جواب داد.

* اینجا آقای قزوه همه کاره اند!

سیار کنار دست پورطهماسبی نشسته بود. آقا گفتند آقای سیار شما هم بخوان. مهدی سیار با شوخی گفت: «آقا! ولی امر مسلمین شما هستید اما اینجا آقای قزوه همه کاره اند.» این را که گفت باز صدای خنده های بلند جمعیت شاعر درفضای حسینیه پیچید.
سیار یک شعر نیمایی به ساحت قرآن تقدیم کرد: نه سواد عربی...نه صناعات و فنون ادبی...آیه هایش باری/نه مفسر، که مسافر میخواست/ درک این نامه دیرینه فقط اندکی درد معاصر میخواست.../ای برف ای شگرف/ آن کثرت همیشگی و رنگ را/ یکباره از بساط زمین پاک کرده ای/ کولاک کرده ای!
بعد از آفرین آقا غزل عاشقانه اش را خواند:
چگونه در خیابانهای تهران زنده می مانم؟
مرا در خانه قلبی هست...با آن زنده می مانم
مرا در گوشه این شهر آرام و قراری هست
که تا شب اینچنین ایلان و ویلان زنده می مانم
هوای دیگری دارم... نفسهای من اینجا نیست
اگر با دود و دم در این خیابان زنده می مانم
شرابی خانگی دائم رگم را گرم می دارد
که با سکرش زمستان تا زمستان زنده می مانم
بدون عشق بی دینم، بدون عشق میمیرم
بدین سان زندگی کردم، بدین سان زنده می مانم

آقا گفتند شما یک شعری با آقای میلاد(عرفان پور) گفته بودید که سرود هم شده بود. منظور آقا هتل کوبورگ بود: «من به لبخند گرگ بدبینم». بعد هنگام سخنرانی بیشتر از این سرود تعریف کردند.
قزوه از استاد کلامی هم خواست بخواند. کلامی زنجانی هم که کنار دست سیار بود، گفت شاعر نوجوانی از من خواسته این مخمس را در محضر حضرتعالی بخوانم. آقا گفتند بفرمایید. و کلامی خواند:
باخما که آل سعود ئولدورور اهل یمنی
باخما که منطقه ده ظلمون ادیپدور علنی
چکیری فرشچیان طرح ضریح حسنی
اوردا رهبر گورورم خطبه طولانی اوخور
پای منبرده ده حاج اصغر زنجانی اوخور
بعد شاعر را معرفی کرد: بهلول حبیبی. آقا گفت : خدا شما و شاعر شعر و حاج اصغر زنجانی را حفظ کند ان شاء الله.
محمدجود شاهمرادی( آسمان) شاعر دیگری بود که با مطلع « به هشیاران بگو؛ آن مِی به ساغر برنمی‌گردد/ بگو آن روزهای خوب، دیگر برنمی‌گردد» خواند. بیت آخرش (از این افسانه، تنها کلبه احزان حقیقت داشت/ تو یوسف باش ـ بنیامین! ـ برادر برنمی‌گردد) که تمام شد، آقا گفتند: ولی یوسف برگشت. با عزت و فخر هم برگشت!

*ابیات بهشتی

قزوه از عباس براتی پور به عنوان مجری سالهای قبل تر این جلسات یاد کرد و خواست غزلی بخواند. بعد از غزل استاد براتی پور، آقای محمدی گلپایگانی قصیده ای به ساحت حضرت امیر، علی علیه السلام تقدیم کرد که با مصراع «ای کعبه عشق و جان جانان» شروع می شد.
بعد از قصیده آقا خطاب به آقای محمدی گفتند: ان شاء الله برای هر بیتی که سرودید یک بیت در بهشت به شما بدهند.

قزوه پایان جلسه شعرخوانی را اعلام کرد. البته آقا با فروتنی گفت: من حاضرم به جای من هم دوستان شعر بخوانند. قزوه و جمع اما منتظر شنیدن بیانات رهبر انقلاب بودند.

* حرف های نگفته ام به دل است، غزل ناسروده را مانم

عقربه های ساعت سمت راستی 11و نیم را رد کرده است. رهبر انقلاب با مطلوب خواندن این جلسه پیشرفت شعر و شاعری را موجب احساس شوق و شکر دانستند و گفتند هم شعرا زیاد هستند و هم شعرها خوب است، اما آرزوی ما بیش از اینهاست.
دیدم که برخی تازه دست به قلم شده اند برای نوشتن نکات آقا. آقا با خواندن این مصراع« حرف های نگفته ام به دل است، غزل ناسروده را مانم» گفتند خیلی با شما حرف داریم اما مجال کم است.
در همان ابتدا از استاد سبزواری یاد کردند. در واقع محوریت جلسه آموزش هایی بود که آقا از منش و سبک و شعر و قریحه استاد سبزواری برای جمع یادآوری می کردند.
ایشان استاد سبزواری را یار همیشگی این جلسات معرفی کردند و گفتند افرادی مانند اقای حمید تا زنده هستند شناخته نمی شوند و شخصیت شان جمع بندی نمی شود. البته در میان کلام، لطیفه وار گفتند: هرکس مایل است زود جمع بندی شود راهش این است". همین بیان لبخند به لب اهالی حاضر در جلسه آورد. آقا گفت: سبزواری شاعر بالذات بود، متصنع نبود. گستره واژگانی داشت، تنوع داشت، به روز بود.
آقا خاطرات اوایل انقلاب و جلسات شعری با استاد سبزواری را به « دریچه ای که هوای آزاد می رساند» تعبیر کرد.
رهبر انقلاب ویژگی بی نظیر حمید سبزواری را سرودهای ایشان دانستند که هم به لحاظ معنا و هم به لحاظ کیفیت با ارزش بود.


بعد آقا مفصل در مورد اهمیت سرود صحبت کردند و اینکه سرود از همه ی انواع شعر تاثیرگذارتر است. نکته جالب در میان صحبتهای ایشان این بود که رهبری حتی دغدغه اینکه جوانها در کوه یا اردوهای دسته جمعی یا راهپیمایی ها چه سرودی را بخوانند را هم داشتند. گفتند: یکی از خصوصیات سرود فرهنگ سازی در جامعه است.
بعد خاطره ای از شهید مجید حداد عادل برادر دکتر حداد عادل تعریف کردند. گفتند: وقتی سنندج در سال 59 از دست ضد انقلاب آزاد شد. شهر عادی شد و به حالت خواستنی خودش برگشت. در میان خوشحالی مردم یک آقایی که آبمیوه گیری داشت. بساط آبمیوه گیری را به راه انداخته بود و جوانها در صف ایستاده بودند. هر هویجی که برای خرد کردن در داخل آبمیوه گیری می انداخت با آن این سرود : «این بانگ آزادی است از خاوران خیزد» را می خواند. شاید به قول آقای فیض طرفدار نظام هم نبود(خنده جمع) اما سرود در او نفوذ کرده بود. ما این را کم داریم و به آن احتیاج داریم و مرحوم سبزواری در این زمینه بی نظیر بود.

*سرودی که شبکه های ضد انقلاب را عصبانی کرد

بعد آقا به همین مناسبت به همان سرود «من به لبخند گرگ بدبینم» اشاره کردند که سیار و عرفان پور شعرش را گفتند و باز اشاره کردند که بعد از این سرود شبکه های ضدانقلاب عصبانی شده اند. تصریح کردند که این خیلی خوب است و ما باید سرود خوب را ترویج کنیم.

آقا شاعر را جزو عزیزترین سرمایه های هر کشوری دانستند و گفتند شعر مثل صندوق توسعه ملی است. ما ذخیره می کنیم که یکجایی به درد کشور بخورد و از همین جا مسئله شعر موضع دار را مطرح کردند و گفتند شعر عاشقانه هم خوب است اما حتی اگر عاشقانه است باید مایه های هدایت درون خودش داشته باشد.
تاکید کردند که شعر موضع دار باید تقویت شود و به خیانتهای آمریکا در برجام اشاره کردند و این که گفتن اینها فقط کار سیاسیون نیست هنرمندان و به خصوص شاعران باید به میدان بیایند.
ایشان با انتقاد از حمایت از برخی هنرمندان ولنگار و بی اعتقاد به انقلاب گفتند: مسئولین باید توجه کنند که از شعر موضع دار حمایت کنند. آقا همچنین می خواهند که امکانات مجموعه های مردمی حوزه ادب و شعر توسعه پیدا کند.
آقا در مورد نوحه و مرثیه هم تاکیداتی داشتند و با نقل خاطره ای از دوران انقلاب به نوارهای نوحه ای که از یزد و جهرم با شعرهای خوب به دستشان می رسید سخن گفتند؛ اینکه زیبا بود، آهنگ داشت و مهیج و محرک بود. به شعرهای دفاع مقدسی مرحوم معلمی که آقای آهنگران می خواند هم اشاره کردند و گفتند مداحان باید شعر خوب بخواهند و بخوانند.

*آقا شمشیر را کشیده اند

آقا همان عبارتی را که به استاد عاملی گفته بودند، تکرار کردند. این که شمشیر را کشیده اند اما میدان عمل امروز فرق دارد و در شعر کار نکرده زیاد است.
به اهمیت ترجمه شعر اشاره کردند و با نقل خاطره ای گفتند: خانم دکتری از عراق به دوست ما گفته بود بعداز سقوط صدام به ایران که آمدم به هر ایرانی که می رسیدم فکر می کردم او برادران مرا کشته است تا اینکه سلیمانی و فداکاریهایش را دیدم. آقا گفتند باید شعر ترجمه شود تا او هم بداند چه اتفاقی افتاد. ما در خانه نشسته بودیم. عراق حمله کرد و ما دفاع کردیم. باید این حقیقت ها روشن شود.

آقا از پیشرفت شعر ابراز خرسندی کردند و گفتند شاعران همواره باید به دنبال تعالی بخشیدن شعر خودشان باشند و یکی از ابزارهایش الفاظ فاخر و زیباست. آقا درباره «زیبایی لفظ» نیز گفتند: شعر با نظر صاحبنظر است که تقویت می شود.

* همهمه اما برپاست

ایشان درباره شعر آیینی و تاثیر مداح و منبر نیز نکاتی را بیان کردند و بحثشان را خاتمه دادند. همانطور که روی صندلی نشسته بودند، شاعرها آمدند. جوانترین شاعر محفل انگشتریش را به دست آقا متبرک کرد. آقا با امیری اسفندقه هم احوالپرسی کردند. شهرام شکیبا و دیگران در مسیر بودند و آقا احوالشان را می پرسید.  آقا بعد از چند دقیقه ای حضور در میان شاعران و خوش و بش پایانی جلسه، تشریف بردند. ساعت 12 و 35 دقیقه، همهمه اما برپاست در حسینیه، گعده های چند نفره شکل گرفته و هرکسی به آن یکی که شعر خوانده تبریک می گوید. علی محمد مودب و میلاد عرفانپور و دیگر شهرستان ادبی ها شاید کم مانده از شوق چشم تر کنند. شاعران یکی یکی مودب را در آغوش می گیرند و تحسین اش می کنند. آقای حداد عادل «هنوز هم» را برای چندنفری امضا می کند. استاد کلامی شاعری را که شعر ترکی سروده تحسین می کند. دور مهدی سیار هم شلوغ است. سعید بیابانکی به طنز می گوید، «مودب» وزیر فرهنگ بعدی است. وزیر فرهنگ هم در حلقه گعده ها چند قدم چند قدم جلو می رود. بیرون می آییم. سرحال، سرزنده و امیدوار به شعر این سرزمین!
شاعرها ماه کامل شب پانزدهم را نگاه می کنند و می گویند: خدارا شکر!
مجلس تمام شده است اما: چه حرف ها که درونم نگفته می ماند خوشا به حال شماها که شاعری بلدید.



 
به بهانه درگذشت شاعر انقلاب
ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢۳  کلمات کلیدی: هنر

خاطراتی از مرحوم سبزواری و سرودن اشعار انقلابی/

 

 

مقدمه‌ بی‌سابقه رهبر انقلاب بر کتاب شعر استاد +تصاویر

به گزارش مشرق، یکی از شاعران بزرگ کشور که در جریان انقلاب اسلامی تأثیر به‌سزایی داشته و اشعار آن توسط خوانندگان انقلابی به‌وفور خوانده شده، استاد حمید سبزواری بود.


استاد سبزواری متولد 1304 در شهر سبزوار از توابع استان خراسان رضوی بود که همه او را با شعر «خمینی ای امام» می‌شناسند.

بخشی از زندگی استاد سبزواری از تولد تا چگونگی سرودن اشعار انقلابی که برگرفته از «زندگی و شعر حمید سبزواری در نشریه الکترونیکی همیاران» است، در ذیل از خاطرتان می‌گذرد:

داخل خانه غلغله بود. سر و صدای میهمان‌ها همه جا پیچیده بود. همه خوشحال بودند. اما خوشحالی «عبدالوهاب» با بقیه فرق داشت.

قمر سلطان بعد از دو دختر و چند بچه دیگر که مرده به دنیا آمده بودند، برایش پسر زائیده بود. بچه را که گذاشتند توی دامن پدر بزرگ، دیگر از سر و صدا خبری نبود. پدر بزرگ توی گوش بچه اذان گفت و گردنبند پنچ تن را انداخت گردنش. ‌اسم پسرم را حسین آقا می‌گذارم.

حالا صدای صلوات بود که توی خانه پیچید. نُقل‌هایی که می‌ریختند، توی سر و صورت کوچک حسین می‌خورد. انگار آنها هم تولدش را تبریک می‌گفتند.  

روایتی از چگونگی سرودن اشعار انقلابی توسط استاد حمید سبزواری

استاد حمید سبزواری در منطقه عملیاتی فتح‌المبین

محمدصادق ممتحنی، معدن‌شناس و معروف به ملا معدنی بود. ملا را نه فقط مردم سبزوار که مردم روستاهای اطراف هم می‌شناختند. برای پیدا کردن معدن مجبور بود کیلومتر‌ها راه برود. برای همین هم حسین، گاهی همدم پدربزرگ توی این پیاده روی‌ها می‌شد.

پدر بزرگ برای سرگرمی نوه‌اش شعر می‌خواند. بیشتر اشعار خودش بود. درباره معادن و مکان‌های تاریخی سبزوار. همه را توی یک دیوان جمع کرده بود. همان‌هایی که بعدها توی حمله ترکمن‌ها از بین رفت. 

روایتی از چگونگی سرودن اشعار انقلابی توسط استاد حمید سبزواری

از سمت چپ استاد شاهرخی، استاد زورق و استاد حمید سبزواری

شب‌ها را خیلی دوست داشت. هوا که تاریک می‌شد می‌نشست کنار مادر تا برایش کتاب بخواند. قصه‌های کلیله و دمنه، امیر ارسلان نامدار، اشعار امام حسین(ع)، حضرت علی‌‌اصغر(ع) و حضرت عباس(ع) آن ‌قدر برایش تکرار شده بود که می‌دانست الان مادر چه کلمه ‌داستان یا شعر را می‌گوید.

قمر سلطان خواندن، نوشتن و قرائت قرآن را قبل از هفت سالگی به پسرش یاد داد. برای همین، حسین توی مدرسه از خیلی ‌هم‌کلاسی‌هایش جلو‌تر بود.

توی کوچه با بچه‌ها بازی می‌کرد. جثه‌اش کوچک بود. گاهی بهش زور می‌گفتند و کتکش می‌زدند. تازه با کتاب «نسیم شمال» آشنا شده بود. به همان سبک شعر می‌ساخت و آن‌هایی که زده بودنش را، مسخره می‌کرد.

پدرش که به خاطر عمل اشتباه چشم، بینایی‌اش را از دست داده بود با شعر بیگانه نبود. متوجه طبع شعری پسر شده بود. خودش دست به کار شد و بعضی قواعد و اصول شعری و انواع سبک‌های هنری شعر را به او یاد داد، کتاب «نصاب الصبیان» را هم به پسرش داد تا با وزن‌های شعری آشنا شود. 

زمان رضاخان میرپنج وضعیت اقتصادی مردم بد بود. نیروهای متفقین هم که ریختند داخل ایران اوضاع بد‌تر شد. روسیه شمال ایران را گرفته بود و انگلیس جنوب‌اش را.

قحطی و گرانی بیداد می‌کرد. اوضاع بعضی شهر‌های خراسان خیلی وخیم بود. یک لقمه نان هم به زور پیدا می‌شد. نانی که خاک اره، ته سیگار و انواع و اقسام حشرات را می‌توانستی تویش پیدا کنی جز گندم! همین را اگر کسی پیدا می‌کرد کلاهش را می‌انداخت هوا. حسین هم توی شهرش این‌ها را دیده بود. غصه همین‌ها خونش را به جوش آورده و مجبورش کرده بود ناراحتی‌اش را توی اشعارش داد بزند.

نان گران است و غم فراوان است

قند کمیاب و غصه ارزان است

گوشت هر چند پر بهاست

ولی قلب‌ها جای گوشت بریان است

یک دل شاد نیست در ایران

خلق را سیل خون بی‌امان است

 آن زمان بازار احزاب سبزوار داغ بود. حزب توده، عدالت، دموکرات، ایران. برو و بیای حزب توده اما چیز دیگری بود. معلم‌ها هم توی دبیرستان راحت تبلیغ‌اش را کرده و بچه‌ها را برای عضویت در آن تشویق می‌کردند. توی آن بلبشوی فرهنگی ـ سیاسی کسی چراغ راه بچه‌های نوجوان و جوان نبود.

کسی نبود تا دست‌شان را بگیرد و راه را نشان‌شان دهد. حسین هم مثل خیلی از هم سن و سال‌های خودش گول شعار‌های قشنگ‌شان را خورده بود. چند وقتی ‌رفت جلسات حزب توده، حتی برای کارگران و محرومان هم شعر ‌گفت.‌

در کشوری که کس نشناسد بهای کار

بیچاره کارگر چه کند با خدای کار

از صبح تا به شام کشد رنج و عاقبت

جز ناسزا و زشت نبیند سزای کار

ارباب کار مزد دهد گر به کار‌گر،

از بهر بندگی دهدش نز برای کار

خواهم ز حق که دست توانای کارگر،

گیرد گلوی ناحق فرمانروای کار

نی نان و نی لباس، نه قانون نی اساس

بنگر که تا چه پایه رسیده جفای کار

جز انقلاب! درد به درمان نمی‌رسد

ای کارگر به پا که بگیری بهای کار

اما وقتی فهمید شعار عدالت‌خواهی و حمایت از محرومان ‌فقط لقلقه زبان‌شان است، ول‌شان کرد.‌ چند حزب دیگر را هم مزه کرد، اما هیچ وقت عضو این احزاب نشد. بعد از کودتای بیست و هشت مرداد بود که عده‌ای از سران حزب توده را دستگیر کردند، عده‌ای‌‌شان هم پا گذاشتند به فرار. کم‌کم ماهیت احزاب برایش روشن ‌شده بود.

خودش گفت: «وقتی دیدم سرشان توی آخور دیگری است، از آن‌ها بریدم». بریده بود که علیه حزبی که قبلاً رفت و آمد زیادی آنجا داشت شعر گفت:

آنان که انحطاط وطن آرزو کنند

یاران ظاهرند که کار عدو کنند

بر سینه سنگ توده زنند از برای خویش

شاید ازین معامله آبی به جو کنند

حامی مستمند و طرفدار کارگر خویش

بر مذاق توده همی گفت‌وگو کنند

گُرگ‌اند گر به صورت میش‌اند جلوه‌گر

ابلیس را ز حیله خود چاره‌جو کنند

خواهند تا که با کمک حرف‌های پوچ

صد نیشتر به پیکر ایران فرو کنند

خواهند در لفافه تعدیل کار و مزد

کاخ امید ما همه را زیر و رو کنند

این خائنان پست ندارند آبرو

کی بهر ما و تو طلب آبرو کنند

از من بگو به توده‌چیان دغل اگر

درزی گرند جامعه خود را رفو کنند

ما را بهشت وعده نمودند بهر خود

سوراخ موش از چه سبب جست‌وجو کنند

روایتی از چگونگی سرودن اشعار انقلابی توسط استاد حمید سبزواری

استاد علی موسوی گرمارودی و استاد حمید سبزواری

از همه افراد و گروه‌ها خسته شده بود. می‌گفت هر کدام از این‌ها ابلیسی بودند در لباس انسان، که فریب‌مان دادند. محرم که شد رفت تکیه عطار‌ها. به پایه چادر تکیه داد و گوشش را سپرد به حرف‌های آقا شیخ حسین نوری که داشت درباره علوم و اختراعات جدید صحبت می‌کرد. از تلویزیون می‌گفت که تصاویر را ضبط می‌کند و هر جایی که بخواهد پخش می‌کند.

بعد رفت سراغ نامه اعمال و اینکه «‌انسان عبث آفریده نشده و تمام اعمال و رفتارش ثانیه به ثانیه ضبط می‌شود». این را که گفت، انگار به حسین برق دویست وات وصل کرده باشند. خیلی ناراحت شد. ناراحت که چرا درباره اسلام درست مطالعه نکرده است.

مجله مکتب اسلام و بعضی کتاب‌های دیگر را خوانده بود اما نه دقیق و عمیق. خودش اسم این دوره زندگی‌اش را گذاشت «بازگشت به معنویت». هر منبع دینی‌ای که می‌رسید دستش می‌خواند. چند قرآن معنی‌دار و بسیاری از جلد‌های بحار‌‌الانوار را خرید تا مطالعه کند.

رفت و آمدش به مجامع مذهبی بیشتر شد. خانه حاج آقای فخر هم پاتوقش شده بود. توی همین دوره بود که اشعارش، بیش از پیش رنگ و بوی دینی گرفت. شعری درباره غدیر، چارپاره‌ای درباره نماز و قصاید و غزلیاتی با اشارات مذهبی.‌

تازه با انجمن تبلیغات اسلامی سبزوار آشنا شده بود. چند باری در جلسات‌شان شرکت کرد. اما فعالیت آن‌ها را نپسندید. توی همان جلسات اسم انجمن حجتیه را شنید. به جلسات آنها رفت. گاهی برایشان شعر می‌خواند. اشعار انقلابی و ضد رژیم. یک بار که آقای حلبی آمده بود سبزوار، حسین شعری برای امام زمان(عج) خواند. آقای حلبی خیلی خوشش آمد که دعوتش کرد بیاید نیشابور.

ـ فردا به نیشابور می‌رویم. با ما بیائید

توی یک خانه بزرگ و مجلل از آن‌ها پذیرایی کردند. گله به گله آدم نشسته بود. نوبت شعرخوانی حسین رسید.

بسته دارد لب من دشمن تَر دامن

تا برِ دوست نگویم سخن از دشمن

راز‌ها دانم در پرده و نتوانم

پرده برداشتن از راز نهانی من

بس که در پرده سخن گفتم و کس نشنود

خود همان به که ز گفتار شوم الکن

***

شاعری خادم خلقم نتوانم کرد

کسوت بندگی بی‌هنران بر تن

تا نیاساید از دست ستم مظلوم

مرمرا نیست از اظهار حق آسودن

کیست ظالم که ز پرواش سخن گویم

من نه آنم که به فرمانش نهم گردن

من حمیدم نه ستایشگر هر محمود

حق پرستم نه ستاینده اهریمن

قصیده‌اش که تمام شد نشست. آقای حلبی ازش خواست که قندان را به او بدهد. اما انگار قضیه چیز دیگری بود.

ـ ما بنا نداریم با این بابا در بیفتیم.

این‌ها را در گوش حسین گفت. حسین رفت توی فکر. این حرف برایش زنگ خطر بود. او اسلام منهای سیاست را هضم نمی‌کرد. اصلاً نمی‌خواند با آن چیزی که از زندگی ائمه (ع) خوانده بود. چقدر دقیقه‌های آخر جلسه‌ برای حسین طولانی شده بود. دقیقه‌هایی که داشتند آخرین ثانیه‌های حضورش در جلسات انجمن را ثبت می‌کردند.

گفتن شعر سیاسی ـ اجتماعی، بدون درد‌سر نمی‌شد. باید پیه همه چیز را به خودت می‌کشیدی. از اخراج از اداره فرهنگ (آموزش و پرورش فعلی) و مخفی شدن در اسفراین بگیر تا کار در معدن کرومیت و منگنز و حتی اجاره حمام! اما حسین آدمی نبود که آرام بشیند. بعد از مشکلات زیاد و عوض کردن چند شغل، توی بانک بازرگانی (تجارت امروز) سبزوار استخدام شد.

تازه کار ثابتی پیدا کرده بود. کارمند ارشد شدن و بعد هم رسیدن به معاونت شعبه در همان سال اول، حسادت خیلی‌ها را غلغلک می‌داد. یکی از همکارانش توی حساب‌های بانکی دست برده بود. محرمانه گزارش او را فرستاد تهران. بازرس که آمد حالی‌اش کرد مشکل بزرگ‌تر از این حرف‌هاست و دست خود رئیس هم به این خراب‌کاری‌ها آلوده است.

گفت اگر از اینجا نروی برایت پاپوش درست می‌کنند و می‌اندازنت بیرون. حسین هم دست زن و بچه‌اش را گرفت و راهی تهران شد. کار‌های استخدام‌اش در شعبه مرکزی بانک بازرگانی تهران را هم، همان بازرس درست کرد.

روایتی از چگونگی سرودن اشعار انقلابی توسط استاد حمید سبزواری

استاد سبزواری، علامه جعفری، استاد علی معلم دامغانی

حرکت‌های مردمی روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شد. برای به ثمر نشاندن نهال انقلاب، هر کس هر چه در توان داشت دریغ نمی‌کرد.

حسین شعر‌های خود را به مداح‌ها هم می‌داد. آنها هم در مناسبت‌های مختلف آنها را می‌خواندند و روح عدالت‌خواهی و ظلم ستیزی که توی اشعار حسین موج می‌زد را به مردم انتقال می‌دادند.

چنان که باغ من آسیب باغبان دیده

گمان مدار که از باد مهرگان دیده

شبی به محفل آزادگان درآی و ببین

چه حادثات که این گله از شبان دیده

به کشتزار دلم سبزه‌ای نمی‌روید

ز بس که لطمه ز پامال این و آن دیده

امیر قافله یار حرامیان گر نیست

چرا تدارک تاراج کاروان دیده

حسین گاه و بی‌گاه در جلسات مخفیانه شاعران شرکت می‌کرد. شاهرخی، اوستا، سپیده کاشانی و مشفق کاشانی معمولاً پای ثابت این جلسات بودند. توی بعضی جلسات هم آقای خامنه‌ای شرکت می‌کرد. حالا دیگر خیلی از بچه‌های انقلابی اشعارش را می‌شناختند.

امام رفته بود پاریس که حسین شعر «خمینی ای امام» را سرود. آن زمان اطلاعیه‌های امام را تکثیر می‌کردند و شبانه می‌انداختند داخل خانه‌های مردم. سخنرانی‌های امام هم روی نوار کاست ضبط می‌شد و دست به دست بین مردم می‌چرخید. بچه‌هایی که نوارها را تکثیر می‌کردند، آمده بودند پیش حسین که چند شعر بگوید تا طرف خالی نوار‌ها ضبط کنند.

حسین هم شعر‌ «خمینی ای امام» را به آنها داد. حالا این شعر هم، کنار سخنرانی‌های امام دست به دست می‌چرخید. چند روز بیشتر تا ورود امام باقی نمانده بود. بچه‌ها داشتند داخل حسینیه ارشاد سرود را تمرین می‌کردند. چند باری هم داخل خانه حسین تمرین کرده بودند.

نتیجه اما چیزی نبود که می‌خواستند. قرار شد بروند خانه یکی از بچه‌ها که امکانات صوتی بیشتری داشت. همه پنجره‌ها را گرفتند تا صدا بیرون نرود. حتی درزهای کوچک را؛ تا صبح تمرین کردند. صبح مسئول گروه با صاحبخانه رفته بود نانوایی. نانوا آدم انقلابی‌ بود.

ـ صدایتان همه کوچه را برداشته بود. مراقب باشید. تا الان هم که کسی سراغ‌تان نیامده خواست خدا بوده.

راست می‌گفت. انگار حواس‌شان نبود پشت کاخ نیاوران تمرین می‌کردند!

آقای شاهنگیان گروه را آماده کرد، امام وارد فرودگاه شده بود. همه نفس‌شان را توی سینه حبس کرده بودند.

خمینی ای امام خمینی ای امام

ای مجاهد، ای مظهر شرف

ای گذشته ز جان در ره هدف

چون نجات انسان شعار توست

مرگ در راه حق افتخار توست

***

مردم هم آرام، آرام این شعر را زمزمه می‌کردند. سرود به گوش‌شان آشنا بود. قبلاً روی نوار‌های سخنرانی امام شنیده بودند. اما این تنها کار گروه نبود. حسین که احتمال می‌داد امام زمان ورود به بهشت زهرا برود، شعر «برخیزید برخیزید» را هم برای شهدای انقلاب گفته بود. سرودی که توی بهشت زهرا، اشک خیلی‌ها را درآورد.

برخیزید، برخیزید، برخیزید، برخیزید

برخیزید ای شهیدان راه خدا

ای کرده بهر احیای حق جان فدا

کز قطره قطره خون پاک شما

می‌روید تا ابد در وطن لاله‌ها

برخیزید، برخیزید، برخیزید، برخیزید

برخیزید، رهبر آمد کنون در کنارتان

تا سازد غرق در بوسه خاک مزارتان

تا گیرد انتقام شما را ز اهرمن

باز آمد رهبر ما پی یاری وطن

برخیزید... برخیزید...

مرداد ماه 58 بود. امام آخرین جمعه ماه‌ رمضان را، روز قدس اعلام کرد. حسین هم به مناسبت پیام امام، شعر «هم‌پای جلودار» را سرود.

حاج احمد آقا، حسین و آقای زورق را برای شام دعوت کرده بود. حسین هم که فرصت را مناسب دید، شروع کرد به گله و شکایت از اوضاع فرهنگی و عدم هماهنگی مسئولین و... . حاج احمد آقا اما او را آرام کرد و گفت: به جایش امام به کارهای شما توجه ویژه دارند‌. حسین یک لحظه خشکش زد. حاج احمد آقا ادامه داد که «روزی امام در حیاط قدم می‌زد. دقت که کردم، متوجه شدم به مطلب مهمی گوش می‌کنند.

رادیوی کوچکی دست‌شان بود که چسبانده بودند به گوش‌شان. جلو‌تر که رفتم تعجبم بیشتر بود. دست امام می‌لرزید. امام هم متوجه نگرانی من شده بود. رادیو را داد دستم و گفت: گوش بده. سرود «هم‌پای جلودار» بود. بعد خودشان توضیح دادند که سرود در مورد او و وظایف امت اسلامی است. گویا تعهد به جامعه اسلامی که در سرود آمده بود، امام را بی‌قرار کرده بود».

 

روایتی از چگونگی سرودن اشعار انقلابی توسط استاد حمید سبزواری

شوش نوروز سال 1361، استاد سبزواری در آرامگاه دانیال نبی


اما حسین که موتور شعر‌های انقلابی‌اش تازه گرم شده بود، دفاع مقدس را هم عرصه دیگری برای بیان ارادت‌اش به امام و انقلاب می‌دانست. او که همیشه اشعارش را از دل حوادث الهام می‌گرفت، نمی‌توانست آرام بگیرد و راهی جبهه‌ها شد.

خودش داستان اولین حضورش در جبهه را این‌ طور تعریف می‌کند، «خرمشهر در تصرف دشمن بود. می‌خواستم از نزدیک دلاوری‌های بچه‌ها را شاهد باشم. گفتند رفتن به آن جا امکان ندارد. اما پذیرفتند تا مرا نزدیک خرمشهر ببرند و به آبادان رفتم. با بسیجیان بودم و با خلق و خوی دلاورانه آن‌ها آشنا شدم. 

تحت تأثیر حالات شاعرانه‌ام که از بچه‌های جبهه ناشی می‌شد، همان‌ جا در جبهه سرود «خجسته باد این پیروزی» را سرودم». سرودی که با آزاد سازی خرمشهر در تلویزیون پخش شد و خیلی زود بر زبان مردم افتاد.

از صلابت ملت و ارتش و سپاه ما

جاودانه شد از فروغ سحر، پگاه ما

صبح آرزو دمیده از کرانه‌ها

شاخه‌های زندگی زده جوانه‌ها

این پیروزی، خجسته باد این پیروزی

یکی از روز‌های سال 62 بود که حسین رفت دیدن آیت‌الله خامنه‌ای. دورانی که دیگر او را به تخلصش، «حمید سبزواری» می‌شناختند. بحث کشیده شد به اشعارش.

ـ آقا حمید، چرا کار‌های‌تان را چاپ نمی‌کنید؟

ـ حاج آقا، منتظر مقدمه‌‌ شما بر کتابم هستم!

این را حمید به شوخی گفت. اما خیلی جدی شنید که «من برای هیچ کس این کار را نکرده‌ام، ولی برای شما این کار را انجام خواهم داد». حمید هم اشعارش را توی دو تا کتاب جمع کرد و رساند دست آقای خامنه‌ای. کتاب‌هایی که بعدها اسم‌ «سرود درد» و «سرود سپیده» را برای‌شان انتخاب کرد.

آقا اشعار را خوانده و مقدمه‌ای دو صفحه‌ای برای حمید نوشت. « ... شاعر گرامی ما آقای حمید سبزواری از پیشکسوتان و پیشروان این راه است. زبان فاخر در شعر حمید، با مضمون انقلابی و مکتبی، آمیزه‌ای مطلوب و ارزنده پدید آورده و مجموعه شعر او در دیوان معاصر فارسی، فصل رغبت‌انگیز و شایسته‌ای گشوده است».

خاطراتی از مرحوم سبزواری و سرودن اشعار انقلابی/ مقدمه‌ بی‌سابقه رهبر انقلاب بر کتاب شعر استاد +تصاویر

خاطراتی از مرحوم سبزواری و سرودن اشعار انقلابی/ مقدمه‌ بی‌سابقه رهبر انقلاب بر کتاب شعر استاد +تصاویر

حالا دیگر او در میان ما نیست. او وقف انقلاب بود همه کارهایش را انجام داد و چون چنین بود سبک‌بال رفت. یادش گرامی باد.



 
شاعران از پدر شعر انقلاب می‌گویند
ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢۳  کلمات کلیدی: هنر

«حمید» تصویر پازل شعر انقلاب است/

 

سبزواری هیچ‌ وقت مواضع را قربانی مصالح نکرد/

 

قله‌نشین سرود انقلاب بود

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، حمید سبزواری مشهور به «پدر شعر انقلاب» سحرگاه امروز دار فانی را وداع گفت. این شاعر که در برهه‌های مهم و حاسس تاریخ معاصر علیه و ظلم و در رثای عدالت شعر سروده بود یکی از پیشگامان شعر انقلاب بوده است.

از همین رو شعرای مختلف به مناسبت درگذشت این شاعر نامدار سخنانی گفته‌اند که در ادامه مشرح آن می‌آید.

*سروده‌های سبزواری در پیشانی شعر انقلاب می‌ماند

علیرضا قزوه پیرامون «حمید سبزواری» اظهار داشت: استاد حمید سبزواری پدر شعر انقلاب بود.

وی افزود: او در واقع پیر شعر انقلاب بود. بزرگ جماعت ما شاعران محسوب می‌شد. از سوی دیگر تاثیرگذارترین شاعر انقلاب بود که در فضای انقلاب شعر سرود و ما فردی را به اندازه وی که به این فضا ورود کرده باشد نداریم.

مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری با بیان اینکه سروده‌های مرحوم سبزواری خود یک دفتر و دیوان مستقل است و هیچ شاعری به اندازه او اشعاری را در فضای انقلاب نسرود گفت: سروده‌های استاد سبزواری در حافظه ادبیات و در پیشانی شعر انقلاب خواهد ماند و می‌درخشد.

قزوه حماسی‌ترین سروده‌های انقلاب را در روزهای آغازین محصول اشعار سبزواری دانست و خاطر نشان کرد: مناسبتی نبود که استاد در مورد او شعر نسروده باشد.

مدیر مرکز آفرینش‌های حوزه هنری ضمن اشاره به دیدارهای شاعران در نیمه ماه مبارک رمضان با رهبر انقلاب ابراز داشت: همواره آقای سبزواری در حلقه شاعرانی بود که در دیدار با رهبر انقلاب در نیمه ماه مبارک رمضان حضور داشتند. سال گذشته نیز با تمام ضعف‌های جسمانی حضور یافت و شعرخواند. امسال هم امیدوار بودیم با تمام بیماری ایشان را در این دیدار ببینیم. اما متاسفانه مقدر نخواهد شد.

وی ادامه داد: استاد سبزواری با تمام توان در خط رهبری و شهدا بود. او به حقیقت شاعر بزرگ انقلاب است که با تمام وجود به میدان آمد. نام و وجود خود را تا آخرین نفس نذر انقلاب کرد.

*اعتقاد به ولایت فقیه از خصایص او بود

عباسعلی براتی‌پور گفت: در گذشت حمید سبزواری یک ضایعه تاسف‌باری بود زیرا او حق بزرگی و استادی بر گردن ما داشت.

وی افزود: شعر او متعهد بود و از ابتدا تا روز آخر این مسئله در شعرش بروز داشته است. از پیش از انقلاب در صحنه نبرد بوده و در سال‌های 56 و 57 در صحنه مبارزه بوده و در سرودن شعر علیه رژیم طاغوت همیشه پیشگام بوده است.

براتی‌پور گفت: خاطرات زیادی با این پیر شعر انقلاب داشتم، او انسانی سالم، سلیم‌النفس و استاد بود و هر صفت خوبیکه سراغ داریم در او مجتمع بود. با گذشت و معتقد به ولایت فقیه از دیگر خصیصه‌های این شاعر بزرگ بود و تمام نیکی‌ها در او دیده می‌شد.

او در پایان گفت: مرحوم حمید سبزواری برای شاعران در تعهد و شعر راهنما بوده و من هر سخنی بگویم کم گفته‌ام.

*زندگی هنری ما با استاد سبزواری آغاز شد

محمد گلریز پیرامون همکاری با زنده‌یاد حمید سبزواری اظهار داشت: ما زندگی هنری‌مان با استاد سبزواری آغاز شد.

وی با اشاره به ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و ارتباط با حمید سبزواری از طریق دوستان ابراز داشت: شکل گرفتن سرودهای انقلابی توسط آقای سبزواری کلید خورد؛ ما مدام با ایشان تماس داشتیم و ایشان نیز در جریان کارها بودند و از طرفی با آقای صبحدل و شاهنگیان مرتبط بودند و در دو جبهه فعالیت می‌کرد که نقش مؤثری در شعرهای انقلابی داشت.

وی با بیان اینکه استاد سبزواری شعارهای مردم را به خوبی می‌دانست و در اشعار از آنها بهره می‌گرفت، گفت: واژه‌هایی مانند الله‌اکبر ـ خمینی رهبر ـ استقلال آزادی جمهوری اسلامی و... از جمله سرودهای اوایل انقلاب بود که از طریق شعارهای مردم و از حلقوم مردم در شعر و قلم استاد سبزواری منعکس می‌شد و من نیز توفیق خواندن داشتم. تمام آشنایی ما اینگونه آغاز شد.

گلریز تصریح کرد: پس از انقلاب اسلامی، این آشنایی به صورت دوستی و محبت بیشتر شکل گرفت و ما یک تیم شدیم، تیم منسجمی تشکیل دادیم و در رابطه با شعرهای انقلاب فعالیت می‌کردیم.

وی با اشاره به نقش مؤثر حمید سبزواری، او را یک ید پرتوان در حوزه ادبیات قلمداد کرد و گفت: بخشی از هنر انقلاب که می‌توانست در پیروزی انقلاب مؤثر باشد، استاد سبزواری برعهده داشت، زبان هنر برنده است و خیلی از بزرگان ما آن را ابراز می‌کنند. سبزواری نیز با زبان هنر در روزهای اوایل انقلاب با انقلاب همراه بود و تابع امام عزیزمان بود.

وی افزود: فکر می‌کنم او یکی از شجاع‌ترین سراینده‌های شعر انقلاب بود، متداول است که به وی لقب پدر شعر انقلاب را می‌دادند و به حق اینگونه بود، چرا که در شرایط سخت، روزگار خفقان و ترور، از طرف طاغوت، و روزهایی که هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده بود، او شجاعانه وارد شد و در حوزه شعر و ادبیات با شهامت کار را انجام داد که مثال‌زدنی است.

این خواننده تصریح کرد: من کمتر استاد ادبیاتی را دیدم که چنین شهامتی داشته باشد، هر چند در طول کار هم استاد سبزواری آثار ماندگاری داشت. کارهایی که وارد زبان مردم هم می‌شد، چرا که پیام انقلاب را به همراه داشت.

به گفته وی، سرود «این بانگ آزادی» شعر و محتوایی انقلابی دارد که بسیار مورد اقبال هم قرار گرفت، این شعر حاوی پیام انقلاب است و من فکر نمی‌کنم در چند سال آینده هم بزرگواری مثل ایشان بتواند نقش سرودها و شعرهای ارزشی را اینگونه ایفا کند. متأسف هستم و از ته دل به ملت ایران و خانواده و اهالی هنر تسلیت می‌گویم.

*«حمید»؛ تصویر پازل شعر انقلاب است

مصطفی محدثی خراسانی گفت: استاد سبزواری جایگاه ویژه‌ای در شعر فارسی خصوصا شعر انقلاب دارد.

وی در ادامه بیان کرد: در شاکله شعر انقلاب شاعران سهیم هستند، هریک تلاش کردند بخشی از مولفه‌ها را تشکیل داده و نمایان کنند. اگر شعر انقلاب را به پازل تشبیه کنیم و هر شاعر بخشی از این پازل را تشکیل دهد باید عنوان شود که اگر تمام این قطعات جمع شود و پازل تکمیل شود تصویر آقای سبزواری نمایان خواهد شد.

به گفته محدثی، زبان ادبی استاد سبزواری تربیت یافته مکتب ادبی خراسان است با همان ظرافت و صلابت اسطوره‌ای شعر فارسی که در طنین کلام ایشان مشهود است. ضمن اینکه گریزی در آثار به سبک هندی زده است و باریک اندیشی سبک هندی را در آثارشان نمایان مشاهده می‌کنیم.

این شاعر با بیان اینکه خمینی ای امام و مثنوی همپای جلودار دو اثر برجسته این شاعر در کنار سایر آثار او شمرده می‌شود گفت: مطمئن هستم وقتی که غبارها فرو بنشیند و قرون دیگر بخواهند از انقلاب چند چهره اسطوره‌ای را نام ببرند که در تاریخ انقلاب مانا شده‌اند بی تردید در عرصه دفاع مقدس نام شهید چمران، در عرصه فرهنگ شهید آوینی و در عرصه ادبیات و شعر انقلاب نام استاد حمید سبزواری در تاریخ مطرح خواهد شد.

*حمید سبزواری قله‌نشین سرود انقلاب بود

محمدرضا سنگری گفت: استاد حمید سبزواری از چهره‌هایی بود که از پیش از انقلاب شعرش در خدمت انقلاب بود.

وی افزود: من در دوران 15 ماهه حرکت انقلاب از 56 تا 22 بهمن 57 سروده‌هایی را می‌دیدم که ناشناس بود و نامی از شاعر آن نبود و بعدها دریافتم که آن اشعار از استاد حمید سبزواری است و ما این سرودها را در حرکت‌های مردمی می‌خواندیم. بعدها وقتی کتاب «سرود درد» او را دیدم که این سروده‌هایی که ما در دوران انقلاب می‌خواندیم در آن بود. سرودهایی که در حرکت مردمی تاثیرگذار بود اثر فکر و قلم استاد حمید سبزواری بود.

این پژوهشگر ادبیات انقلاب اسلامی گفت: در دوران دفاع مقدس هم از چهره‌های شاعری که در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کرد و برای رزمنده‌ها شعر می‌خواند؛ استاد حمید سبزواری بود، او در سنگرها می‌نشست و عاشقانه و مخلصانه برای رزمنده‌ها شعر می‌خواند.

او اضافه کرد: معمولا استاد در کنار شعرخوانی‌ رسمی داشت که هیچگاه کسی او را ندیده بود که وقتی شعری می‌خواند خاطره‌ای بیان نکند و یا از حریم ارزش‌های انقلاب دفاع نکند. او بسیار دردمند و حساس و ایستاده بر سر آرمان‌ها و ارزش‌ها و مدافع دستاوردهای انقلاب بود و هر جا می‌رسید رسا فریاد می‌‌کشید و همه کسانی که شعرخوانی او را دیده بودند این فریادها را می‌شنیدند.

سنگری گفت: با این حال همیشه صمیمی و متواضع بود و هر وقت شاعران برای او شعر می‌خواندند تشویق می‌کرد و وقتی از او برای شعرخوانی در مدارس دعوت می‌کردیم متواضعانه در میان معلم‌ها و دانش‌آموزان شرکت می‌کرد و با شکیب و خاکساری پرسش‌ها را پاسخ می‌داد.

این شاعر در پایان گفت: سرودهای انقلابی او نقش وسیع و بزرگی در انقلاب داشته و شاید هیچ کس را هم‌سنگ او در کمیت و کیفیت سرود انقلابی نتوانیم بیابیم، به واقع حمید سبزورای قله‌نشین سرود انقلاب بوده است.

*«حمید» آخرین حلقه از نسل اول شاعران انقلاب بود

سعید بیابانکی گفت: استاد حمید سبزواری پیر و مراد و پیشکسوت شاعران انقلاب به حساب می‌آمدند.

وی افزود: او به اتفاق مهرداد اوستا، مشفق کاشانی و محمود شاهرخی هسته مرکزی و نسل اول شعر انقلاب بود که متاسفانه هیچکدام اکنون دیگر در بین ما نیستند و استاد سبزاوری آخرین حلقه از این نسل بود.

این شاعر گفت: استاد سبزواری در سرودن انواع شعر فارسی بسیار توانا بود ولی شهرت او مرهون سرودهایی بود که بعدها سرود. اولین سرودی که در انقلاب ساخته شده از سروده‌های حمید سبزواری است.

او اضافه کرد: جالب است بدانید که می‌گفت اکثر سرودهایی که می‌سازم خودم ملودی آن را می‌سازم و آن را به آهنگساز می‌دهم و این یک مورد استثنائی است و آنهایی که کار سرود انجام می‌دهند این را می‌دانند.

بیابانکی در ادامه گفت: حمید سبزواری یک شاعر انقلابی به تمام معنا بود و تا آخرین لحظه مواضع انقلابی خود را حفظ کردند و هیچ وقت مواضع را قربانی مصالح نکردند.

وی گفت: به اعتقاد من مجموعه آثار او کلاس درس برای نسل بعدی است به خصوص آثار سرود او برای آنهایی که کار آهنگین می‌کنند مهم است تا به توانایی و طبع و ذوق لطیف او پی ببرند.

این شاعر در پایان به خاطره‌ای از حمید سبزواری اشاره کرد و گفت: در یک سفری با مرحوم سبزواری همسفر بودم و نقل می‌کردند که در دوران جوانی در سبزوار صاحب یک حمام بوده است ولی پس از اتمام و تجهیز این حمام، پولی برای تبلیغ و معرفی این حمام نداشته است. از همین رو یک مثنوی بلند برای تبلیغ حمامش سروده بود و در آن به تبلیغ حمام خود پرداخته و برای مردم جالب بود که این حمام متعلق به چه کسی است و بسیاری آمدند تا با صاحب حمام آشنا شوند و همین سبب رونق گرفتن کسب و کار او شده بود و این خاطره یکی از شیرین‌تر خاطرات مرحوم حمید سبزواری برای من بود که از خودشان شنیده بودم.

*شعر حمید در حافظه ادبیات ممکلت خواهد ماند

حمیدرضا شکارسری گفت: از دست دادن هر شاعری یک زیان و خسران بزرگ است خصوصا اگر آن شاعر در تاریخ ادبیات نقش داشته باشد.

وی افزود: باید بپذیریم مرحوم سبزواری در سرنوشت ادبی شعر پارسی در حداقل سه دهه گذشته نقش داشته است و خواه ناخواه چه شعرش را بپسندیم و چه نپسندیم در حافظه ادبیات مردم و مملکت خواهد ماند.

شکارسری گفت: از این منظر می‌گویم چه بپسندیم و چه نپسندیم زیرا شعر حمید سبزواری با معیاری به نام انقلاب سنجیده می‌شود و بسته به این است که دیدگاه نقد ما یک دیدگاه سیاسی منطبق بر ارزش‌های انقلاب باشد یا خیر.

او اضافه کرد: از این منظر معتقدم که شخصیت او در متون متعدد نقد ادبی سه دهه گذشته وجود ندارد و این به این معنا نیست که شعر او قابل اعتنا نبوده بلکه از این منظر باید تحلیل شود که منتقدان موضع سیاسی این شاعر را نپسندیدند.

این منتقد ادبی گفت: من، جای خالی تحقیق در شعر او را امروز که او را از دست داده‌ایم خالی حس می‌کنم به خصوص نقش او در سرایش سرودهای انقلابی به خصوص در مقاطع اولیه انقلاب که دستمان خالی بود، اگر سرودهای او نبود چیزی برای عرضه کردن به مردم نداشتیم و از این منظر شعر مرحوم سبزواری قابل اعتنا است و محققان و پژوهشگران باید به شعر او توجه کنند.



 
محل خاکسپاری استاد سبزواری مشخص شد
ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢۳  کلمات کلیدی: هنر

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم تشییع و تدفین استاد سبزواری در شهر سبزوار به عنوان زادگاه و براساس وصیت ایشان برگزار می‌شود.

خبرگزاری فارس: محل خاکسپاری استاد سبزواری مشخص شد

قرار است روز دوشنبه و از ساعت 10 صبح ابتدا پیکر استاد حمید سبزواری برای تشییع و اقامه نماز وارد حوزه هنری شود و پس از آن تا تالار وحدت مراسم تشییع صورت می‌گیرد.

این گزارش اضافه می‌کند قرار است روز سه شنبه پیکر مرحوم سبزواری در سبزوار تشییع شود تا در پارک بهمن سبزوار خاکسپاری صورت گیرد.

پیش از این گزینه‌های فراوانی برای محل خاکسپاری مطرح بود اما بنا به تصمیم اتخاذ شده خاکسپاری در محل پارک بزرگ و وسیع «بهمن» انجام خواهد شد.

صبح امروز محسن ممتحنی فرزند حمید سبزواری به فارس گفته بود: نظر قطعی خانواده استاد سبزواری دفن در شهر سبزوار است مگر این که نظر مشورتی دیگری از طرف بزرگان برسد که در این صورت بر اساس همان مشورت عمل خواهد شد.


 
هدیه هنرمند افغان به رهبر انقلاب +عکس
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٩  کلمات کلیدی: هنر
به گزارش مشرق، یک هنرمند افغان، اثر ماندگار خود - بافت آیات سوره مبارکه «یس» قرآن مجید بر روی هفت برگ فرش - را که 13 سال بافتن آن به طول انجامیده است، به رهبر معظم انقلاب اسلامی تقدیم کرد.

«خدابخش حیدری»، با حضور دررایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در کابل، این اثر نفیس را به مسئولان این نهاد تحویل داد.

هدیه هنرمند افغان به رهبر انقلاب +عکس

وی گفت که برای بافت این اثر 12 سال پیش بینی شده بود، اما پس از پایان این مدت، یک سال دیگر زمان صرف شد تا بافت تمامی آیه های این سوره مبارکه به پایان برسید.

آیات قلب قرآن بر فرش هایی به ابعاد 95 در 65 و به رنگ کرم و صورتی بافته شده است.

هدیه هنرمند افغان به رهبر انقلاب +عکس

وزن این هفت برگ اثر نفیس 14 کیلوگرم است و یک رحل برای آن طراحی شده که تخته فرش های منور به نور آیات سوره یس قرآن حکیم در آن قرار گرفته است.

یس، سی و ششمین سوره قرآن کریم دارای 83 آیه است.
منبع: ایرنا

 
دلنوشته جواد رضویان برای شهدای مدافع حرم +عکس
ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٢  کلمات کلیدی: هنر

به گزارش مشرق، سید جواد رضویان بازیگر سینما و تلویزیون  صفحه شخصی خود را با یک دلنوشته ای برای شهدای مدافع حرم به روز کرد:

به نام حضرت حق :

بسم رب الشهدا و الصدیقین ...

حرم زینب (س) عجب حال و هوایی دارد
سوریه، فیض شهادت چه صفایی دارد

بنویسید به روی کفن این شهداء
چقدر عمه ی سادات فدایی دارد

تبریک و تسلیت خدمت خانواده هاى شهداى مدافع حرم بى بى زینب (س) و آرزوى صبر و شکیبایى براى این عزیزان و آزادى اسرا.

و به امید ریشه کن شدن ظلم و جنگ در تمام جهان ، ان شاالله

یاحق

دلنوشته جواد رضویان برای شهدای مدافع حرم +عکس


 
«خندوانه» میزبان خانواده اولین شهید مدافع حرم می‌شود
ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱  کلمات کلیدی: هنر
سید علی احمدی تهیه‌کننده برنامه «خندوانه» در خصوص مهمانان امشب این برنامه در گفتگو با خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ گفت: با توجه به اینکه امشب شب میلاد امام حسین(ع) است، مهمانان اصلی برنامه دو خانواده محترم شهدای مدافع حرم هستند.
وی ادامه داد: «خندوانه» امشب میزبان همسر و دو فرزند شهید محرم ترک، اولین شهید مدافع حرم و همسر و پسر شهید علی‌اصغر شیردل در آستانه سالگرد شهادت اوست.
احمدی بیان کرد: برنامه امشب یک گفتگوی تلویزیونی با خانواده‌های این شهداست که به مناسبت میلاد امام حسین(ع) در نظر گرفته شده است.
وی در پایان گفت: از دیگر بخش‌های برنامه نیز پخش وله و  پلی‌بک‌هایی است که از قسمت‌های اصلی برنامه محسوب می‌شود.

 
مستند «شهید فاتح» از شبکه افق پخش می‌شود
ساعت ٤:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱  کلمات کلیدی: هنر

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، گروه رسانه‌ای فاطمیون در اجرای رسالت خود و در حمایت از رزمندگان اقدام به ساخت مستندهایی با موضوع فرماندهان شهید این لشکر کرده است.

مستند فاتح روایتی از زندگی و مبارزه سردار حماسه ساز فاطمیون و جانشین شهید ابوحامد، "رضا بخشی" است که به تازگی در گروه رسانه‌ای فاطمیون ساخته شده است.

مستند فاتح به تهیه کنندگی و کارگردانی محمد مهدی خالقی، تدوین محسن عقیلی و تصویربرداری مهدی یوسفی است که به زودی از شبکه افق سیما پخش خواهد شد.

این مستند چندی پیش در دیدار مسئول امور مبلغین دفتر مقام معظم رهبری در سوریه و جمعی از دانشجویان با خانواده سردار فاتح در منزل شهید اکران شد.


 
تدوینگر «بادیگارد» در گفت‌وگو با فارس
ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٩  کلمات کلیدی: هنر

شاید «حیدر» خود «ابراهیم» بود/

 

حاتمی‌کیا کوتاه نمی‌آید

مهدی حسینی‌وند در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، در ارتباط با تدوین فیلم سینمایی «بادیگارد»، به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و همچنین کار کردن با وی گفت: کار کردن با ابراهیم حاتمی‌کیا بسیار سخت و لذت‌بخش است. به دلیل اینکه او جزو آن دسته از کارگردانانی است که در تمام مراحل کامل شدن فیلم سینمایی خود حضور دارد و جز به جز آن را دنبال می‌کند. او تلاش می‌کند همه اتفاقات لازم برای اثرش از فیلتر خود او عبور کند اما در عین حال کارگردانی است که به شدت از نیروهای خود و توانمندی آنها استفاده می‌کند. تدوینگر در کاری که با حاتمی‌کیا به صورت مشترک انجام می‌دهد در شرایطی که توضیح دادم باز هم احساس آزادی عمل می‌کند. حتی در جهتی که مد نظر دارد.

وی در ادامه عنوان کرد:‌ در مراحلی از تدوین فیلم سینمایی «بادیگارد»، تا حدی که کار را پیش می‌بردم ابراهیم خودش حضور پیدا می‌کرد و در مورد پیشروی کار و آنچه که اتفاق افتاده بود، صحبت می‌کند. حاتمی‌کیا از چیزی که می‌خواهد کوتاه نمی‌آید اما نه به این معنی که خواسته‌اش را به طرف مقابلش دیکته و حقنه کند. این کارگردان در حین کار اطرافیانش را آزاد می‌گذارد تا به راحتی بتواند تخیل کنند، پیشنهاد دهند و در نهایت خودش تمام آنها را از نگاه خود عبور می‌دهد و با نکته‌هایی که می‌گوید سعی می‌کند اتفاقاتی که مد نظر دارد برای فیلم بیفتد.

 

تدوینگر فیلم سینمایی «چ»، با تأکید بر اینکه مونتاژ فیلم سینمایی «بادیگار»،کار سختی بود، عنوان کرد:‌ این اثر سینمایی بسیار پُر پلان بود و همین موضوع تدوین آن را پیچیده و سخت می‌کرد اما به واقع می‌توانم بگویم برای «بادیگارد» در هنگام مونتاژ اتفاقات بسیار خوبی افتاد. پیش از این هم بارها اشاره کرده‌ام بخشی از اتفاقات خوب برای آثار حاتمی‌کیا با پیگیری نکاتی که مد نظر دارد در مونتاژ نیز رخ می‌دهد و این نیز به دلیل حضور این کارگردان پای میز تدوین است و در این شرایط من به عنوان تدوینگر مکمل کار او می‌شوم و این نکته بسیار حائز اهمیت است.

حسنی‌وند در ادامه افزود: همواره سعی کرده‌ام در طول مدت کاری‌ام خودم را به فیلمنامه و فضای موجود و هر آنچه که کارگردان در راستای بهتر پرداخته شدن روایت فیلمنامه در نظر دارد، نزدیک کنم. در چنین شرایطی به راحتی می‌توانم در چارچوبی که شکل گرفته است تخیل کنم و از خلاقیت خود نیز بهره ببرم. در این فضا ابراهیم حاتمی‌کیا به شدت به تو راه می‌دهد تا در این مسیر گام برداری. این شرایط باعث می‌شود اتفاق بهتری برای تدوین یک اثر سینمایی بیفتد.

 

وی در ادامه افزود: صحنه فیلمبرداری شده در داخل تونل جزو سکانس‌هایی در «بادیگارد» است که بسیار برایش زحمت کشیده شده است. به خصوص اینکه در داخل تونل یک تدوین موازی نیز صورت می‌گرفت که حساسیت کار را برای هر چه بهتر رساندن موضوع مورد نظر بیشتر می‌کرد. این بخش در مونتاژ زمان بسیار زیادی را به خود اختصاص داد. یک سوم زمان مونتاژ در «بادیگارد» صرف سکانس تونل شد.

او همچنین اظهار کرد:‌ به شدت به این پروژه و سوژه‌ای که در آن قرار داشت مسلط شده بودم و می‌توانستم در آن فضا به راحتی کارم را پیش ببرم. تمام نکاتی که به آن اشاره کردم حاصل صحنه‌هایی است که در «بادیگارد» شاهد بودیم.

این تدوینگر در ارتباط با سوژه‌ای که ابراز کرد آن را شناخته است،‌گفت:‌ شخصاً حاج‌حیدر را پذیرفته بودم و آن را به عنوان یک قهرمان کاملاً دوست داشتم. جدای از این مباحث به لحاظ حسی و  عاطفی به شدت به این اثر سینمایی نزدیک شده بودم. زمانی که مراحل فنی فیلم به اتمام رسید و برای نمایش آماده شد وقتی آن را دیدیم دریافتیم تأثیرات حسی که مد نظر داریم، در فیلم انجام شده است. با حاج‌حیدر احساس نزدیکی می‌کنم و به او نیز حق می‌دهم.

 

حسینی‌وند با انتقاد از برخی نقدهای غیراصولی و کارشناسی گفت: در جایی خواندم که نگارنده عنوان کرده بود حاج‌حیدر چرا از مردم طلبکار است اما اتفاقاً به نظر من حاج‌حیدر از مردم طلبکار نبود. اما در رسانه‌ها هیچکس جواب این نقد را ندارد. با کمی نگاه منصفانه متوجه می‌شدیم که حیدر از مدیران و مسئولین طلبکار بود.

این تدوینگر گفت: به نظر من ابراهیم حاتمی‌کیا زمانی که سوژه‌ای را برای پرداخت انتخاب می‌کند باید حتماً آن را بفهمد و درکش کند و احساس کند که می‌خواهد آن حرف را بزند در «بادیگارد»، هم دقیقاً با صحبت‌هایی که انجام شد،‌ کاملاً این اتفاق افتاده بود و احساس می‌کردیم که نیاز است این حرف گفته شود و به نوعی فکر می‌کنم شاید حیدر خود حاتمی‌کیا بود. احساس می‌کنم به خودش بسیار نزدیک است؛ به آن روزهای خودش.



 
گزارش کامل فارس از بزرگ‌ترین کارگاه صورتگری جهان
ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی: هنر

تصویرگری 464 هنرمند از چهره 464 جانباخته فاجعه منا/

 

از ساخت سردیس شهید باقرالنمر تا نقاشی دختر معلول

بزرگ‌ترین کارگاه صورتگری جهان با طراحی چهره 464 نفر از جانباختگان فاجعه منا و 11 تن از جانباختگان حادثه سقوط جرثقیل در مکه و همچنین بزرگداشت مقام شامخ شهید آیت‌الله باقرالنمر برگزار شد.

خبرگزاری فارس: تصویرگری 464 هنرمند از چهره 464 جانباخته فاجعه منا/ از ساخت سردیس شهید باقرالنمر تا نقاشی دختر معلول

 خبرگزاری فارس - سعیده اسدیان: صبح امروز بزرگترین کارگاه صورتگری جهان با طراحی چهره 464 نفر از جانباختگان فاجعه منا و 11 تن از جانباختگان حادثه سقوط جرثقیل در مکه و همچنین بزرگداشت مقام شامخ شهید آیت‌الله باقرالنمر در حد فاصل میدان امام حسین (ع) تا میدان شهدا برگزار شد.

این مراسم که به همت شهرداری تهران و با همکاری خبرگزاری فارس و  صدا و سیما برگزار شد، 464 هنرمند نقاش در دو تکنیک آبرنگ و سیاه‌قلم چهره جانباختگان فاجعه منا را به تصویر کشیدند.

این کارگاه از ساعت 10 صبح و پس از تلاوت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی و غبارروبی مزار شهدای گمنام در میدان امام حسین (ع)، کار خود را آغاز کرد و اتفاق ویژه‌ای که در این کارگاه افتاد ساخت سردیس شهید آیت‌الله باقرالنمر بود که استاد قشقایی طراحی و ساخت آن را بر عهده داشت.

نکته جالب دیگری که در این مراسم به آن اشاره شد رونمایی از تمبر یادگاری و یادبود مراسم «پرواز 464» بود.

در ورودی کارگاه عوامل اجرایی مشغول توزیع لوازم نقاشی همچون سه‌پایه، رنگ، بوم، کاردک نقاشی و ابزار دیگر در بین هنرمندان بودند و در گوشه‌ای دیگر تصویرگران با معرفی خود، تصویر یکی از شهدای فاجعه منا را برای نقاشی انتخاب می‌کردند که قرار شد پس از پایان کار این آثار نقاشی به خانواده جانباختگان منا تقدیم شود.

مینا همتی یکی از تصویرگرانی بود که تصویر مرحوم علی حاجی‌پور را نقاشی می‌کرد، وی در خصوص هدف خود از حضور در این کارگاه گفت: من یک تکلیف را بر گردن خود احساس می‌کردم که باید آن را انجام می‌دادم .

این تصویرگر افزود: حادثه‌ای که برای زائران خانه خدا در منا اتفاق افتاد، سوگ عظیمی بود اما مهم این است که آنها در اوج بی‌گناهی به شهادت رسیدند و اگر ما می‌خواهیم یاد و خاطره آنها را زنده نگه داریم باید به فراخور توانایی خود پرچمدار این راه باشیم.

محبوبه یوسفی‌یکتا تصویرگر دیگری بود که چهره مرحوم محمدابراهیم دهنوی را نقاشی می‌کرد. این تصویرگر هم در خصوص هدف حضور خود در این کارگاه گفت: تلاش می‌کنم تا با این کار یاد و خاطره شهدای فاجعه منا را زنده نگه دارم و خانواده‌های آنها بدانند که ما به یادشان هستیم؛ اتفاقی که برای آنها افتاد دردناک بود و وقتی من خودم را به جای آنها می‌‌گذارم توانم را از دست می‌دهم.

بهروز رسولی مرد 60 ساله‌ای است که به گفته خودش 40 سال است روی بوم نقاشی می‌کند. این تصویرگر که چهره مرحوم حسن فهیمی را نقاشی می‌کرد در خصوص هدف حضور خود در این کارگاه گفت:‌ هدف من همراهی با همه هنرمندان برای همدردی با خانواده جانباختگان فاجعه منا بود. جای این افراد در بهشت است اما از خدا می‌خواهم به خانواده‌هایشان صبر دهد.

گوشه‌ای از کارگاه مردی روی شیشه کار حکاکی را انجام می‌داد و نقش «لبیک‌، اللهم لک لبیک» را به تصویر می‌کشید. این هنرمند هدف خود را قدردانی از خانواده جانباختگان فاجعه منا بیان کرد.

در گوشه دیگر از کارگاه دختر معلولی با پا مشغول به تصویر کشیدن چهره مرحوم غلامرضا محمودی از جانباختگان فاجعه منا بود، این دختر کاشانی که 26 بهار از زندگی خود را گذرانده است چندان توان صحبت نداشت اما تشویق حاضرین در مراسم، فاطمه معلول را به شدت بر سر ذوق آورده بود.

یکی از بخش‌هایی که توجه همه را به خود جلب کرده بود، جایگاه استاد قشقایی بود کسی که ساخت سردیس شهید آیت‌الله باقر النمر را بر عهده گرفته بود سردیسی که قرار بود پس از پایان کار با صلاحدید مسئولین در یکی از میدان‌های شهر نصب شود.

تصویر مرحوم رکن‌آبادی سفیر سابق ایران در لبنان به دست مهدی رعیتی دانشجوی هنر به تصویر کشیده شد. رعیتی هدف خود از حضور در این کارگاه را مبارزه با تروریسم عنوان کرد و گفت:‌پیشنهاد خودم بود که عکس مرحوم رکن‌آبادی را آن هم در ابعاد یک در یک و نیم به تصویر بکشم و قطعاً برگزاری این کارگاه تو دهنی محکمی به عربستان است تا بداند ما پشت شهیدان خود را خالی نمی‌کنیم.

نباید بگذاریم حادثه منا فراموش شود/ ایران در دفاع از حقوق شهروندان با جدیت ایستادگی کرده است

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسگر در حاشیه بازدید از کارگاه تصویرگری جانباختگان فاجعه منا گفت: کارهایی که در نمایشگاه امروز دیدیم بسیار فاخر بود و نشان می‌دهد که هنرمندان در این کارگاه از درجه بالای هنر و ابتکار برخوردار هستند.

وی با بیان اینکه شهرداری تهران ابتکار خوبی را به خرج داده است، گفت:‌ امیدوارم این رخداد در گینس هم به ثبت برسد؛ رهبر معظم انقلاب فرمودند نباید بگذاریم حادثه منا نباید فراموش شود و یکی از کارها برای جلوگیری از این اتفاق اینگونه برنامه‌هاست.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسگر با تأکید بر اینکه این نقاشی‌ها حرف‌های گفتنی بسیاری را برای دنیا دارد، تصریح کرد: یکی از ویژگی‌های خوب مردم ایران این است که در قبال حوادث رخ داده، احساس مسئولیت می‌کنند ما در عربستان و در ایام حج هیچگاه با چنین حوادثی مواجه نبودیم؛ گاهی ممکن بود در جمرات اتفاقی بیفتد اما در مسیر جمرات چنین حادثه‌ای تاکنون رخ نداده بود.

نماینده ولی فقیه در سازمان حج و زیارت با بیان اینکه باید نسبت به این موضوع احساس مسئولیت داشته باشیم، گفت: کشورهای غربی باید بدانند ایران هرگز زیر بار ظلم و ستم نمی‌رود و کشور ما در دفاع از حقوق شهروندان با جدیت ایستادگی کرده است، موضوع فاجعه منا موضوعی بود که حتی مقام معظم رهبری هم در مورد آن به صورت تهدید صحبت کرد بنابراین همه می‌دانیم که چقدر اتفاق رخ‌داده، حساس بود.

وی در ادامه با بیان اینکه در حال حاضر شرایط به‌گونه‌ای است که مسائل حقوقی را دنبال می‌کنیم، ما دیگر در فاجعه منا مفقود نداریم ضمن اینکه دو شب گذشته نیز 16 پیکر مطهر شهیدان فاجعه منا به کشور بازگشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی عسگر با بیان اینکه ما در حال نهایی کردن مستندات هستیم، گفت: وزارت خارجه مسئول اصلی پیگیری این حادثه است اما نمایندگی ولی فقیه در سازمان حج و زیارت و دادستان کل کشور نیز پیگیر موضوع هستند و تمام شکایاتی که از سوی خانواده جان‌باختگان حادثه منا صورت گرفته به طور جدی دنبال می‌شود.

طرح «پرواز 464» در راستای بزرگداشت جانباختگان منا اجرا شد

سعید حقانی رئیس شورای سیاست‌گذاری انجمن شهدای فاجعه منا در حاشیه برگزاری بزرگترین کارگاه صورتگری جهان در گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار داشت: پس از اتفاق حادثه منا و سقوط جرثقیل در مکه، مردم جهان اسلام به شدت متأثر شدند و شاید در روزهای ابتدایی فرصتی نبود که از نگاه‌های مختلف به این فاجعه پرداخته شود.

وی با اشاره به سخن مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه نباید فاجعه منا فراموش شود، گفت: تقریبا پس از گذشت 4 ماه از این حادثه، تلاش شد تا از نگاه‌های مختلف به موضوع حادثه منا توجه شود،‌ و در این مسیر تلاش کردیم با استفاده از ابزارهای فرهنگی و اجتماعی، اقدامات مناسبی را انحام دهیم.

حقانی تصریح کرد: دو ماه پیش شهرداری تهران با هماهنگی خبرگزاری فارس، سازمان بسیج حقوقدانان، انجمن مهاجران مکه و صدا و سیما اقدام هنری خود را آغاز کرد و بیش از 500 هنرمند نقاش و صورتگر در فراخوانی که اعلام شده بود، ثبت‌نام کردند.

وی ادامه داد: بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته مقرر شد تا در حد فاصل میدان امام حسین(ع)، تا میدان شهدا این کارگاه برگزار شود.

وی در پایان گفت: ما پیگیر حقوق خانواده شهدای فاجعه منا هستیم اما تا کنون پاسخی از آل‌سعود دریافت نکرده‌ایم.

اهدای تصاویر چهره جانباختگان منا به خانواده‌های آنان/ کارگاه صورتگری 464 در گینس ثبت‌ می‌شود

علیرضا فاطمیان‌پور مدیر فرهنگی هنری منطقه 12 تهران و رئیس فرهنگسرای شهر در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری فارس، در خصوص این مراسم گفت: پس از فاجعه منا، بخش‌های مختلفی به دنبال این بودند که بر اساس مأموریت مقام معظم رهبری مبنی بر فراموش نشدن این حادثه، مراسم متعددی را برای بزرگداشت جانباختگان فاجعه منا برگزار کنند.

وی افزود: از آنجایی که جنس کار ما فرهنگی بود دنبال برگزاری این حرکت بزرگ بودیم به همین جهت فراخوانی را در رسانه‌ها منتشر کردیم با این عنوان که 464 هنرمند را به تعداد جانباختگان فاجعه منا برای شرکت در این مراسم می‌خواهیم.

وی با بیان اینکه هنرمندان از ساعت 7 صبح امروز در میدان امام حسین حاضر شدند، گفت: از ساعت 10 صبح مراسم رسماً  آغاز شد و هر هنرمندی چهره یکی از جانباختگان فاجعه منا را به تصویر کشید که قرار است به خانواده آنها هدیه داده شود.

وی با تأکید بر اینکه تلاش داریم با ثبت مستندات، برگزاری این کارگاه را در گینس به ثبت جهانی برسانیم، گفت: با مشارکت سازمان زیباسازی شهر تهران سردیس شهید باقر النمر آماده شده که با صلاحدید دوستان قرار است در یکی از میادین تهران گذاشته شود.

وی تأکید کرد: تصاویری که هنرمندان کشیده‌اند در دو تکنیک آبرنگ و سیاه‌قلم است؛ یکی از برنامه‌های ویژه ما در این مراسم رونمایی از تمبر یادبود پرواز 464 است.

فاجعه منا فراموش نشده است

فرشته روح‌‌افزا همسر یکی از جانباختگان فاجعه منا و مدیرعامل انجمن جانباختگان حادثه منا در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس اظهار داشت: برگزاری کارگاه صورتگری 464 نشان می‌دهد که دستگاه‌های کشور به دنبال زنده نگه داشتن یاد شهدای فاجعه منا هستند و این نشان می‌دهد که فاجعه منا فراموش نشده است.

وی با اشاره به اینکه برگزاری چنین مراسمی اثری مثبت روی خانواده جانباختگان دارد و چهره شهر را زیبا می‌کند، گفت: برای زنده نگه داشتن یاد شهدا و جانباختگان فاجعه منا نباید از هیچ کاری دریغ کنیم.

وی در خصوص آخرین وضعیت رسیدگی به شکایات خانواده جانباختگان گفت: ما هنوز با کمیته حقیقت‌یاب جلسه‌ای نداشته‌ایم، پس از شهادت شیخ نمر تعاملات بین ایران و عربستان تیره شد و همین امر شاید رسیدگی به وضعیت جانباختگان را با تأخیر مواجه کند.

روح‌افزا تصریح کرد: خوشبختانه پیکر همه شهدا به ایران آمده و ما دیگر مشکلی از این بابت نداریم اما این را به خوبی می‌دانیم که با دولت عربستان به نتیجه خاصی نمی‌رسیم ضمن اینکه دستگاه‌های حقوق بشری نیز نمی‌توانند کاری کنند.

* امیدی به سازمان‌های بین‌المللی برای احقاق حقوق جان‌باختگان حج تمتع 94 نداریم/ ابرقدرت‌ها فقط سرمایه‌داران را «بشر» می‌پندارند

سردار محمدرضا نقدی در مراسم اختتامیه کارگاه و نمایشگاه صورتگری جان‌باختگان فاجعه منا و سقوط جرثقیل در حج تمتع 94 که در میدان امام حسین(ع) تهران برگزار شد، ضمن تشکر از حضور خانواده معظم شهدا، هنرمندان و انجمن حمایت از حقوق جان‌باختگان فاجعه منا، گفت: این حرکت پیرو تأکیدات مقام معظم رهبری مبنی بر فراموش نشدن فاجعه منا برگزار شد و برگزاری این نمایشگاه فریاد اعتراض‌آمیز هنرمندان علیه خفقان حاکم بر دنیاست.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین ادامه داد: 35 سال پیش زنان و مردان در همین خیابان 17 شهریور علیه خفقان شاه فریاد زدند و جواب آنان، گلوله بود، ولی به آزادی رسیدند و امیدواریم این حرکت اعتراض‌آمیز هنرمندان نیز به آزادی بینجامد و شاهد رهایی دنیا از دست جنایتکاران باشیم.

وی افزود: ما به سازمان‌های بین‌المللی که خودشان شریک این جنایات هستند امیدی نداریم و به خدمت امام زمان(عج) عرضه می‌داریم «امام زمان(عج) تو شاهد باش که این ملت برای اعتلای کلمه الله و آرزوی ظهور شما قیام کردند و به میدان آمدند. شما دعا کنید خدا در ظهور شما تعجیل فرماید».

سردار نقدی در ادامه تصریح کرد: دنیای کنونی، دنیای سیاه و خفقانی است و باید آزادی و حقیقت‌خواهی را مانند شهدای 17 شهریور فریاد کرد.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین با بیان اینکه ابرقدرت‌ها مؤسساتی را به نام حقوق بشر درست کردند و هیچ‌کس به جز افراد سرمایه دار را بشر حساب نمی‌کنند، گفت:‌ آنهایی که 11 سپتامبر را مبدأ تاریخ کرده‌اند و قربانیان این حادثه که جزو سرمایه‌داران بودند و البته قربانی تروریستی نامیده شده‌اند که خودشان آن را ساخته بودند تا ابد این موضوع را فریاد می‌زنند، اما از دنیا رفتن 7 هزار حاجی در لباس احرام و یا شهادت پسران شیخ زکزاکی را نمی‌بینند و هیچ موضعی در خصوص آن نمی‌گیرند.

سردار محمدرضا نقدی همچنین در حاشیه بازدید از کارگاه صورتگری جانباختگان فاجعه منا و حادثه سقوط جرثقیل در حج تمتع سال 94، با بیان اینکه در این کارگاه و نمایشگاه، همه قشرها حضور پیدا کرده‌اند، گفت: شهید پلی است که دل‌های مردم را به هم پیوند می‌دهد و در این جا هیچکس با هم تفاوت ندارند و مجذوب جاذبه شهدا شده‌اند.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: این شهدایی که با اخلاص و با پاکی در منا و در حال احرام شهید شدند بسیار با توفیق بودند و درد از دست دادن آنها بسیار درد عمیق و حادثه بسیار تلخی بود که هیچ زمان از یادها نخواهد رفت.

وی افزود: این جنایات منصوب به آل‌سعود است اما باید دید که این آل را چه کسانی بر سر کار آورده‌اند. از زمانی که آل‌سعود و دست‌نشانده‌های استکبار در منطقه حضور یافتند شاهد جنایات متعددی از سوی آل‌سعود بوده‌ایم.

وی با اشاره به تلاش هنرمندان برای ساخت سردیس شهید شیخ آیت‌الله نمر گفت: این سردیس با جهاد 24 ساعته هنرمندان به پایان رسید و این آثار، فریاد هنرمندان برای آزادی و برای مقابله با ظلم است.

سردار نقدی ادامه داد: زمانی در همین میدان شهدا فریادهای آزادی‌خواهانه سر داده شد که به آزادی رسید و امیدواریم فریاد این هنرمندان نیز به آزادی ختم شود.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به حضور مستشاری رزمندگان ایران در کنار رزمندگان سوریه و عراق گفت: این حرکت اوج فداکاری ملت ما را می‌رساند و رزمندگان ما در آنجا وظیفه انتقال تجربیات 8 سال دفاع مقدس را دارند و ارتش سوریه و ارتش عراق آنقدر جوان پای کار دارد که نیازی به جنگیدن رزمندگان ما وجود ندارد اما اگر نیاز باشد و اعلام کنیم مطمئن باشید برای اعزام رزمندگان به جبهه دفاع از حق اتوبوس کم می‌آید ولی فعلاً این نیاز احساس نشده است.

* رونمایی از تمبر یادبود جابباختگان حج تمتع 94

در پایان مراسم، از تمبر یادبود جانباختگان حج تمتع 94، با حضور سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین، سیدنظام‌الدین موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس، سیدعلی رضا فاطمیان‌پور رئیس فرهنگسرای شهر و فاطمه روح‌افزا مدیرعامل انجمن جانباختگان حادثه منا رونمایی شد.




 
آخرین وضعیت جسمانی حامد زمانی
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٢۱  کلمات کلیدی: هنر

 به گزارش مشرق، حامد زمانی، خواننده موسیقی پاپ کشورمان که از دو روز گذشته به علت ضعف جسمانی و تب شدید در یکی از بیمارستان های تهران بستری شده بود، دقایقی پیش از بیمارستان مرخص شد.

پس از آن که در یکی از صفحات شخصی منتسب به حامد زمانی مطلبی در خصوص بستری وی در بیمارستان و درخواست دعا از مردم برای شفای این هنرمند منتشر شده بود، پس از پیگیری ها مشخص شد این پست را همسر این هنرمند به اشتراک گذاشته است.

بنا بر این گزارش حامد زمانی از دو روز گذشته به علت ضعف جسمانی و تب شدید در یکی از بیمارستان های تهران بستری شده بود که دقایقی پیش با بهبودی کامل از بیمارستان مرخص شد و هم اینک این هنرمند در صحت و سلامتی به سر می برد.

منبع: آوای ایرانیان


 
یادداشت ابراهیم‌ حاتمی‌کیا در پی شهادت سردار حسین همدانی
ساعت ٥:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱۸  کلمات کلیدی: هنر
سردارِ سربدار حسین همدانی بازمانده قافله‌ای بود
که سالارش حاج احمد متوسلیان بود

سردارِ سربدار حسین همدانی، آن سیمای سفید کرده در آسیاب جهاد سالهاست که می‌رفت و ما گمان کردیم در کنارمان است. او بازمانده قافله‌ای بود که سالارش حاج احمد متوسلیان بود.

خبرگزاری فارس: سردارِ سربدار حسین همدانی بازمانده قافله‌ای بود که سالارش حاج احمد متوسلیان بود

به گزارش خبرگزاری فارس، پس از انتشار خبر شهادت سردار حسین همدانی در سوریه بسیاری از همراهان آن عزیز و هنرمندان در فضای مجازی یادداشت منتشر کردند و این واقعه دردناک را به همه هموطنان تسلیت گفتند.

ابراهیم حاتمی سینماگر انقلاب و دفاع مقدس نیز پس از انتشار این خبر یادداشتی را در فضای مجازی منتشر کرد که متن کامل آن به شرح ذیل است:

یا خدا

خبر آمد که سردار حسین همدانی رفت.

لحظه‌ای که خبر به جانم نشست، بیش از آنکه به سردار فکر کنم از جا ماندگی خودم حالم گرفت.

سردار که باید می‌رفت. سردار که در صراط رفتن بود و مگر جز این ، زیبنده سردار بود.

این مائیم که در این هندسه حضور ، حصاری به قد عادات‌مان به دور خویش کشیده‌ایم و سردارِ سربدار این هندسه را بر هم زد و رفت.

سردارِ سربدار حسین همدانی ، آن سیمای سفید کرده در آسیاب جهاد سالهاست که می‌رفت و ما گمان کردیم در کنارمان است. او بازمانده قافله‌ای بود که سالارش حاج احمد متوسلیان بود.

گمانم اکنون سردار سلیمانی غصه‌دار است ، گمانم اکنون مرغان دشت جهاد هوایی شده‌اند. ولی شما مرغان وحشی کجا و ما اهلی شدگان در قفس عادات کجا. آیا کسی صدای ما را می‌شنود؟ آیا امیدی برای ما هم هست؟

ابراهیم حاتمی‌کیا / جمعه 17 مهر 1394


 
خالق «عصر عاشورا» شام غریبان را به تصویر کشید
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٩  کلمات کلیدی: هنر

خالق «عصر عاشورا» شام غریبان را به تصویر کشید/

 

 

دو اثر جدید استاد فرشچیان رونمایی می‌شود

دو اثر «آسمان چهارم» و «شام غریبان» پس ار رونمایی به آستان قدس رضوی اهدا و پس از یک سال در موزه آثار استاد فرشچیان در آستان قدس نصب خواهد شد.

خبرگزاری فارس: خالق «عصر عاشورا» شام غریبان را به تصویر کشید/ دو اثر جدید استاد فرشچیان رونمایی می‌شود

سیدحسن صائب یکی از استادان نگارگری و از دوستان استاد محمود فرشچیان در گفت‌وگو با خبرنگار هنرهای تجسمی فارس، گفت: دو اثر تازه از استاد فرشچیان هفته آینده رونمایی خواهد شد.

صائب درباره جزئیات این دو اثر اظهار داشت: روز یکشنبه  (15 شهریور) دو تابلو جدید استاد که آثاری ارزنده و درخور توجه است به صورت رسمی به نمایش درخواهد آمد. این دو اثر یکی با نام «آسمان چهارم» و دیگری «شام غریبان» عنوان گذاری شده است که درباره شام غریبان اهل بیت امام حسین(ع) است و در ادامه تابلوی «عصر عاشورا» استاد است.

به گفته صائب مقرر شده است این دو اثر ماندگار یک سال در کاخ‌‌موزه سعدآباد برای بازدید مخاطبان قرار بگیرد و پس از آن در موزه آستان قدس رضوی قرار می‌گیرد.

وی درباره اهدای آثار استاد فرشچیان به موزه آستان قدس، گفت: تا کنون 16 اثر از آثار استاد به موزه آستان قدس اهدا شده و این دو اثر نیز به این آستان تعلق خواهد داشت. آستان قدس موزه‌ای را به نام استاد در حرم امام رضا (ع) دایر کرده است که این دو اثر نیز در این موزه قرار خواهد گرفت.

بنابر این گزارش، دو اثر «آسمان چهارم» و «شام غریبان» روز یکشنبه (15 شهریور) در کاخ موزه سعدآباد با حضور استاد فرشچیان رونمایی می‌شود.



 
تشییع پیکر آقای «ما می توانیم»
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٤  کلمات کلیدی: هنر
پیکر مرحوم حسین احمدی سخا، گرافیست جوان و متعهد کشور در مدرسه شهید آوینی تشییع و سپس امامزاده جعفر (ع) شهرستان کن به خاک سپرده شد.
 


 
حسین احمدی سخا، گرافیست جوان در گذشت
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۱  کلمات کلیدی: هنر

حسین احمدی سخا که از هنرمندان فعال در حوزه گرافیک بود و پوسترهای «کتاب بخوانیم» و «ما می‌توانیم» ازجمله آثار ماندگار وی است دار فانی را وداع گفت.

 

این هنرمند جوان که متولد 1369 بود، در رشته کارگردانی مشغول تحصیل بود که شب گذشته دار فانی را وداع گفت.

حسین احمدی سخا، گرافیست جوان در گذشت

مراسم وداع با پیکر این هنرمند انقلابی ساعت 9:30 صبح فردا در مدرسه شهید آوینی واقع در خیابان پاسداران پایین تر از برج سفید برگزار خواهد شد. همچنین مراسم خاک سپاری نیز فردا در شهرستان کن برگزار می‌شود.

حسین احمدی سخا از فعالان حوزه گرافیک بود که مجموعه پوسترهای «کتاب بخوانیم» و «ما می‌توانیم» از آثار ماندگار اوست.

 

منبع : خبرگزاری میزان


 
در نامه‌ای مطرح شد
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۳  کلمات کلیدی: هنر

گلایه سرلشکر سلیمانی از اخبار مربوط به تولید فیلم «سردار»

سرلشکر قاسم سلیمانی در نامه‌ای از اخبار مربوط به تولید فیلمی به نام «سردار» با محوریت مقاومت و پرداختن به شخصیت خود، گلایه و اعتراض کرد

خبرگزاری فارس: گلایه سرلشکر سلیمانی از اخبار مربوط به تولید فیلم «سردار»


به گزارش خبرگزاری فارس، در پی انتشار اخباری طی روزهای اخیر پیرامون تصمیم یکی از مستند سازان جوان کشور (آقای سید سعید حسن پور) برای تولید فیلمی به نام «سردار» با محوریت عملیات های بین المللی سپاه قدس و به تصویر کشیدن نقش سرداران ایرانی در محور مقاومت بویژه سردار قاسم سلیمانی، وی طی نامه‌ای با اعتراض و گلایه نسبت به این اقدام تأکید کردند: حقیر حتی نسبت به نوشتن خاطرات دفاع مقدس تحفظ دارم. چگونه راضی به ساخت فیلمی از شخصیت خودم باشم ضمن اینکه این نوع اقدامات فرصت خدمت را از حقیر می گیرد. متن نامه سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم مستندساز متعهد بسیجی برادر بزرگوار و عزیز جناب آقای حسن پور با سلام و آرزوی توفیق و سربلندی برای شما و تمامی متعهدین صحنه جهاد و هنر؛ امروز (22/1/94) در اخبار ساعت 14:00 شبکه یک سیما شاهد خبری بودم که برای حقیر غیر قابل باور بود. ضمن اینکه چند روز قبل نگرانی خودم را به اطلاع مسئول روابط عمومی سپاه رساندم و خواهش کردم ضمن تشکر از برادران عزیزی که در اثر علاقمندی به جمهوری اسلامی ایران و جهاد فی سبیل الله به دنبال چنین اقداماتی هستند مانع این حرکت شوند اما با پخش این خبر در شبکه سراسری کشور که جای گله دارد لازم دانستم به اطلاع جنابعالی و کلیه برادران و خواهران گرانقدر برسانم: اولا در جمهوری اسلامی ده‌ها شخصیت اثر گذار شهید وجود دارد که شناساندن شخصیت و عملکرد آنها به عنوان الگوهای حقیقی تجربه شده یک ضرورت است. بزرگواران مجاهد و متفکری همچون شهیدان بهشتی، رجایی، باهنر و مطهری در صحنه جهاد شهیدان همت، باکری، زین الدین، خرازی و ... در رأس اینها شهید زنده ای همچون مقام معظم رهبری (مدظله العالی) که بیش از شصت سال در حال مجاهدت می باشند. وقتی این خبر را شنیدم حقیقتاً خجالت کشیدم، چه ضرورتی برای پرداختن به فردی که هنوز خوف از عاقبت خود دارد می باشد. ثانیاً حقیر یک سرباز پر از ضعفی هستم که اگر لطف خداوند سبحان شامل نمی شد معلوم نبود به هیچ یک از توفیقات عمرم نائل می شدم البته نسبت به هر آنچه در شبکه مجازی در مورد حقیر می گذرد به شدت اعتراض دارم و بخشی از آن را غلو و غیر واقعی و خلاف مصالح سیاسی و امنیتی کشور می دانم و بارها به مسئولین مربوطه در کشور عرض کرده ام. جنابعالی می دانید حقیر حتی نسبت به نوشتن خاطرات دفاع مقدس تحفظ دارم. چگونه راضی به ساخت فیلمی از شخصیت خودم باشم ضمن اینکه این نوع اقدامات فرصت خدمت را از حقیر می گیرد. لذا ضمن تشکر از جنابعالی و سایر برادران و خواهران، اعلام می کنم؛ نه تنها راضی به چنین اقداماتی نیستم، بلکه به شدت اعتراض دارم. والسلام قاسم سلیمانی گفتنی است پس از انتشار اینگونه اخبار بر اساس جلسه هفته گذشته سردار رمضان شریف (مسئول روابط عمومی کل سپاه) با مستند ساز متعهد جوان (آقای سید سعید حسن پور) و انتقال مراتب گلایه مندی سردار قاسم سلیمانی به ایشان قرار بود وی نسبت به تکذیب تولید این فیلم اقدام لازم را به عمل آورد که متأسفانه چنین نشد. یادآور می شود تصمیم آقای حسن پور یک ایده ی شخصی بوده و همکاری و یا کمک هیچ یک از اهالی سینما اعم از تهیه کنندگان، کارگردانان و ... در ساخت و تولید این فیلم مطرح نبوده است.


 
عکس/ ادای احترام محمدرضا گلزار به آقارجب
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٠  کلمات کلیدی: هنر

به گزارش مشرق، وی با انتشار عکس زیر نوشت: جانباز ٧٠٪ حاج رجب محمد زاده. هر چه آرامش داریم صدقه سر این عزیزان و شهدای دوران جنگِ،دست این بازماندگان را باید بوسید.


 
نگاهی به آخرین ساخته افخمی
ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٠  کلمات کلیدی: هنر

"روباه" و پرونده مسکوت ترور دانشمندان‌هسته‌ای

گروه فرهنگی مشرق - مضامین جاسوسی در ادبیات و سینما را می توان در نزاع دو قطب ایدئولوژیک جهان در قرن بیستم خلاصه نمود زمانی که سرویس اطلاعاتی ک.گ.ب  اتحاد جماهیر شوروی، در حال توطئه علیه  ماموران امریکایی یا بریتانیایی بودند، در واقع سازمان سیا و سرویس اطلاعاتی بریتانیا در حال مبارزه با ایدئولوژی کمونیسم بسر می بردند و تمرکز هالیوود در سالهای دهه 50 و 60 بر پروپاگاندای رسانه ای بود تا بتواند شعار لیبرالی خود را تنها منادی آزادی و کمونیسم را به مثابه دیکتاتوری مرتجع نمایان سازد و جنگ سرد فرصت مناسبی را برای این امر فراهم آورده بود.


اما فروپاشی شوروی در سال 1991 میلادی اصلی ترین مضمون سینمای جاسوسی را از بین برد و در عین حال این ژانر را وارد فاز جدیدی کرد تا در آن جاسوسان آسیایی که از نظر هالیوود دشمن آزادی بودند و قصد نابودی جهان را داشتند به توطئه علیه ماموران تنها و جذاب امریکایی و برتانیایی بپردازند در این میان روسیه هنوز متهم بود و کره شمالی ، ژاپن ، کوبا ، چین مائوئیستی نیز به آن اضافه شد .آثاری چون "جیمز باند "، " سه روز کندر "، " همه مردان رئیس جمهور"، "ماموریت غیر ممکن"، "کارآموز"، "جاسوس بازی"، "دوره گرد، خیاط، سرباز، جاسوس" در این ژانر قابل توجه است. از طرفی در دنیای ادبیات می توان سبقه طولانی تری را یافت آثار نویسندگان چون فردریک فروسایت، آگاتا کریستی، جوزف کانون و... منبع قابل توجهی از مضامین جاسوسی را در اختیار عالم سینما گذاشت.

 سهم سینما ایران از این مضامین جاسوسی – پلیسی آثاری بود که دهه 60 و 70 متاثر از جریان های تاریخی چون احزاب سیاسی در انقلاب اسلامی، مبارزه با مواد مخدر و دفاع مقدس پدید آمد اما به دلیل پیروی و تبعیت از قواعد ژانری هالیوودی این آثار آمیخته با سطحی نگری بود. 

ژانرها اساسا در نسبت با وقایع تاریخی پدید می آیند . به عنوان مثال ظهور ژانر گانگستری نتیجه ی نزاع مهاجران ایتالیایی در امریکا بود لذا ژانر جاسوسی نیز هنگامی پدید آمد که سرویس های اطلاعاتی چون سازمان سیا و یا انتلجنت سرویس خطر رقیب قدرتمندی چون ک.گ.ب را حس میکردند لذا حربه ی رسانه ای و نفوذ نرم فرهنگی (چنانچه فرانسیس استانر ساندرس در کتاب "سیا و جنگ سرد فرهنگی" افشاگری نموده است) مهمترین مسیر مبارزه لیبرالیسم علیه قطب مخالف خود کمونیسم را نمایانگر ساخت.


در این میان "روباه" هنگامی ساخته شده است که خاورمیانه درگیر وخیم ترین بحران هاست،ائتلاف قدرت های جهان برای ایجاد هرج و مرج و تجاوز نظامی به کشورهای دارای منابع طبیعی،  خاورمیانه را مبدل به جبهه جنگ نموده است و کاملا واضح است که مبارزه با تروریسم بهانه ی خوبی بود تا پنتاگون نیروهای خود را در خاک عراق پیاده کند در حالی ریچارد کلارک مشاور امنیتی کاخ سفید در کتاب خاطرات خود "علیه همه دشمنان" ورود نظامیان امریکایی در خاک عراق به دلیل مبارزه با تروریسم را توهمی بیش نمی داند. مطابق همین دکترین، "ایران اتمی" بهانه ی خوبی ست برای نفوذ امنیتی و اطلاعاتی غرب و صهیونیسم در راستای تمامیت خواهی آنان.


ترور، تهدید و تحریم و جنجال های رسانه ای- سیاسی در خصوص اینکه ایران در حال ساخت بمب اتمی است به راحتی می تواند صنعت در حال رشد انرژی هسته ای را مبتلا به دخالت های سیاسی بیگانه کند. آیا ایران در حال ساخت سلاح اتمی، توسط رسانه های غربی قابل باور تر از اسرائیلی است که خود دویست و پنجاه کلاهک هسته ای را آماده انفجار دارد؟ و آیا قابل باور تر از امریکایی است که یک بار در هیروشیما و ناکازاکی و یک بار در شمال ویتنام از این بمب ها استفاده نموده است؟ لذا مقابله با حربه رسانه ای غرب علیه ایران مهمترین وظیفه ی فعالان رسانه و سینماست با آن‌که" روباه" ساختاری ساده نگر و عجولانه دارد؛ اما در سینمایی که اساسا ژانری با مایه های پلیسی – جاسوسی را پدید نیاورده اثری قابل تامل است. 


گریز آن به وقایع روز و دستمایه قرار دادن آن برای روایت پر التهاب خود در کنار دوربینی پر جنب و جوش و در عین حال متمرکز با فیلمنامه ای پر ماجرا، مستند و در عین حال آمیخته به خیال با موسیقی جذاب و قابل توجه، از نکات مثبت این اثر است در عین حال نباید توقع داشت از فیلمی که در جایگاه ژانری خود تنها اثر در دهه اخیر است که نهایت کمال و پختگی را دربر داشته باشد. مشکل اصلی آنجاست که توجه بیش از حد به مانور ها و شگرد های اطلاعاتی و جاسوسی کارکتر ها قدرت تمرکز بر موضوع هسته ای و انگیزه های ترور دانشمندان این حوزه  را در داستان از بین برده است. باید دانست که فراموشی وقایع ترور داشمندان هسته ای به وسیله ی سرویس های اطلاعاتی غرب یعنی فراموشی جریان پر قدرتی که هیچگاه خواهان استقلال صنعتی ایران در زمینه انرژی های غیر نفتی نیست و تنها خواهان خام فروشی و وابستگی آن است لذا ساخته شدن چنین فیلمی فارغ از ساختار نه چندان عمیق آن غنیمتی است. 

مسعود قدیمی


 
بغض ققنوس سینمای ایران شکست
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٩  کلمات کلیدی: هنر

حاتمی‌کیا: جای این پاسداران شهید کجای سینماست؟/

 

 

دعا کنید در بستر نمیرم/

 

 

خاک پای حاج قاسم هستم/

 

 

این جشنواره فجر افتخاری برای ما نیست

ابراهیم حاتمی‌کیا در آیین تجلیل از «ققنوس سینمای ایران» که در خبرگزاری فارس برگزار شد، گفت: «حاج قاسم» محبت دارد که مرا می‌بیند من خاک پای او هستم واقعاً‌ دلم می‌خواست که این جسارت را داشتم که میان این بچه‌‌ها و رزمنده‌‌ها باشم.

خبرگزاری فارس: حاتمی‌کیا: جای این پاسداران شهید کجای سینماست؟/دعا کنید در بستر نمیرم/ خاک پای حاج قاسم هستم/ این جشنواره فجر افتخاری برای ما نیست

به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس، ابراهیم حاتمی‌کیا در مراسم بزرگداشت خود اظهار داشت: تصور و پیش‌بینی نمی‌کردم مجلس اینگونه با وسعت باشد،‌ فکر می‌کردم مجلس محدودی باشد اما خوب شد که از قبل نمی‌دانستم چرا که خوف مرا برمی‌داشت؛ الحمدلله،‌ ممنونم از همه شما که وقت گذاشته‌اید ما هم قدردان شماییم.

حاتمی‌کیا تصریح کرد: واقعیت این است که نمی‌توانم بگویم؛ نباید چنین مراسمی برگزار شود چون من نفر اول و آخر برگزاری این نوع مراسم نخواهم بود ولی دیگرانی هم هستند که باید دیده شوند.

این کارگردان سینما ضمن بیان اینکه صبح امروز برای تحقیق جایی به سرمی‌برد و نیاز داشتم برای فیلم مستندم از هواپیمایی استفاده کنم توضیح داد: صبح امروز برای کاری به جایی رفته بودم نیاز داشتم صحنه‌هایی را برای کار مستند از هواپیما ضبط کنم به  مسئول آن‌جا گفتم برای این کار بودجه ندارم ولی آنقدر ارتباط دارم که اگر لازم باشد نامه بیاورم، حتی اسم آقای روحانی را هم گفتم و عرض کردم که اعتبار دارم و می‌توانم از ایشان نامه بیاورم که هواپیما را در اختیارم قرار دهید. ایشان گفت هیچ نامه‌ای نمی‌خواهیم همین که خودتان آمدید اعتبار محسوب می‌شود، این هواپیما در اختیار شما...

کارگردان «از کرخه تا راین» گفت: اتفاقی که صبح رخ داد برای من هم باعث شادمانی است و هم ترس به همراه دارد، کمی خوف می‌کنم. چنین حسی در ما وجود دارد وقتی  که عکس‌مان بزرگ می‌شود،خوف می‌کنیم. ولیکن ما کارمان تبلیغ است و این چیزها ما را گول نمی‌زند این ها نمی‌تواند اتفاق عجیبی باشد اگر چه نمی‌توانیم احترام عزیزان را فراموش کرده و نادیده بگیریم.

حاتمی‌کیا تاکید کرد: روزگاری که حدود 45 سال یا کمتر از آن سن داشتم سوژه‌‌هایی بود که به آنها فکر می‌کردم تا انجامش دهم حتی بر دیوار دفترم سوژه‌ها را ثبت می‌کردم اما زمانی احساس کردم وقتی نخواهم داشت به آنها برسم. اما احساس وظیفه می‌کنم و حس می‌کنم آنقدرها هم وقت برایم باقی نمانده. خدا را شاکرم کارهای بزرگی صورت گرفت البته خودم را هم گول نمی‌زنم زیرا آقا مرتضی به ما یاد داد که خودمان را گول نزنیم «الاعمال به النیات».

احساس می‌کنم عقب افتاده‌ام

«دیده‌بان هنر انقلاب» با بغض سخنانش را ادامه داد و گفت : نمی‌دانم چرا چند وقت است تصویر بچه افغانی که در سوریه می‌جنگد و داعش سرش را بریده از جلوی چشمم مدام عبور می‌کند، هر بار می‌آیم (بغض) ... خجالت می‌کشم (بغض)... که در سوریه نبودم و این نوجوان ... احساس می‌کنم عقب افتاده‌ام زیرا در زمانی خود را پیشرو می‌دانستم وقتی جبهه آنقدر وسعت گرفت، می‌بینیم که خیلی عقب هستیم (بغض)... نه من کار زیادی نکردم  .

ای کاش در میان رزمندگان بودم

این هنرمند انقلابی ضمن تقدیر از محبت سردار قاسم سلیمانی در نامه‌ای که بعد از دیدن فیلم سینمایی «چ» منتشر شد، ابراز داشت: حاج قاسم محبت دارد که مرا می‌بیند من خاک پای او هستم واقعاً‌ دلم می‌خواست که این جسارت را داشتم که میان این بچه‌‌ها و رزمنده‌‌ها باشم.

وی افزود: یک وقتی می‌گفتم بچه‌‌های نیروی قدس چکار می‌کنند؟ آن روزگار تمام شده حالا ما سرداریم... حالا ما هستیم؛ بعد از جریان بوسنی این احساس را داشتم. وقتی داعشی‌ها به میان آمدند موضوع خاورمیانه مطرح شد، آن روز دیدم که چقدر عقبیم و حرف‌هایی برای گفتن داریم و عالم سینمای ما با این حرف‌ها غریب است.

جشنواره فجر جای افتخار برای جمهوری اسلامی ایران ندارد

کارگردان فیلم «چ» گفت: این موضوعاتی که گفتم مساله عالم سینمای ما نیست حتی مساله مسئول ما هم نیست که وارد این حوزه شود، ما همچنان گیر کوچه‌پس‌کوچه‌‌های تنگ هستیم که به این مساله می‌پردازیم ولی شرمم می‌آید از جشنواره فیلم فجر زیرا جای افتخار برای جمهوری اسلامی ایران ندارد که جشنواره‌اش اینگونه باشد این موضوع سر را زیر برف کردن است.

حاتمی‌کیا با بیان اینکه مخاطب سخنانم آقای ایوبی نیست گفت: معتقدم مدیران از جمله آقای ایوبی مهمانند صحبت من با مسئولین اصلی این حوزه است. جمهوری اسلامی کجا و از این ارزشها و حرف‌‌ها کجا؟ جای آن پاسدارانی که در سوریه شهید می‌‌شوند کجای سینماست؟ این حرف‌ها کجاست؟ کجای منظومه هنر ایران این افراد جای می گیرند تا بتوانیم از آن‌ها صحبت کنیم؟ شاید بچه‌های مستند بتوانند بخشی از حرف‌ها را بزنند.  این موضوعات مهم کجا جای می گیرد که باید درباره آن حرف بزنیم؟‌

حاتمی کیا به خاطره‌ای اشاره کرد و گفت: روزی یکی از بچه‌ها دستش سرصحنه آسیب دید و فریاد زد من برای سینمایی دستم را از دست می‌دهم که ارزش ندارد . ایشان را به بیمارستان رسانیدیم خوشبختانه مشکلی نبود و آسیب جدی نبود بعد که وضعیت ایشان بهتر شد گفتم عزیزم اگر برای سینما آمدی و دستت آسیب دیده باختی! اگر برای ارزشی بزرگتر آمدی اگر جانت را هم بدهی اشکالی ندارد. من هم دلم می خواهد اگر سرصحنه بمیرم با این ارزش بمیرم نه صرفاً برای هنر سینما باشد.

وی در پایان گفت: خدا عاقبت‌مان را به خیر کند آقای شرف‌الدین دعا کنید در بستر نمیرم، دعا کنید عاقبت به خیر شویم.



 
فیلم "محمد( ص) " اکران می‌شود
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی: هنر

دبیر سی و سومین جشنواره فیلم فجر گفت: فیلم "محمد (ص)" قطعاً در ایام فجر اکران می‌شود.

علیرضا رضاداد در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزی خبر با بیان این مطلب افزود: خبرهای منتشر شده مبنی بر اکران این فیلم در روز جمعه و در مرکز همایش‌های برج میلاد قطعاً درست نیست.

رضاداد تاکید کرد: با توجه به رایزنی‌های متعدد این فیلم قطعاً اکران خواهد شد و زمان اکران را فردا اعلام می‌کنیم.

 

فیلم محمد (ص) ساخته مجید مجیدی است که داستان زندگی پیامبر اسلام را روایت می‌کند.


 
موزائیک با طرح «مرگ بر آمریکا» هم آمد +عکس
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی: هنر

به گزارش مشرق، مسجد خوزان شهر خمین موزاییک هایی دارد که شاید هیچ نمونه مشابهی نتوان برای آنها پیدا کرد. موزاییک هایی که روی آنها با خط درشتی شعار «مرگ بر آمریکا» نوشته شده تا نمازگزارانی که وارد این مسجد می شوند هربار بعد از دیدن این موزاییک‌ها قدم‌هایش به سمت شبستان مسجد را محکم‌تر بردارند.

موزائیک با طرح «مرگ بر آمریکا» هم آمد +عکس

موزاییک های سی و چند ساله مسجد خوزان خمین به خوبی نشان می دهد که این شعار تا چه میزان در میان مردم مومن این شهر نفوذ دارد.

649.jpg

آقای عباس شیرونی خوزانی طراح و سازنده موزاییک های مرگ بر آمریکا خاطره جالبی از ساخت آنها دارد. « آن زمان که می‌خواستند کف مسجد را موزاییک کنند من با برادرم شریک بودم و از طرف مسجد آمدند کارگاه و طرح‌های مختلف موزاییک‌ها را دیدند که یکی را انتخاب کنند. ولی من گفتم بگذارید یک قالب جدید برای مسجد بزنم و تا چند روز دیگر برای شما بیاورم و به شما نشان می‌دهم. به ذهنم رسید حالا که آنقدر آمریکا با مردم ما دشمنی می کند و از صدام هم حمایت همه‌جانبه می‌کند و جوان‌های دسته گل ما را در جبهه‌ها میکشند طرح «مرگ بر آمریکا» را روی موزاییک کار کنم. شب نشستم و چند تا طرح برای خودم و به سلیقه خودم روی کاغذ کشیدم و فرداش بلند شدم رفتم وِیلون (از رهنان به سمت خیابان شهیدان). آنجا فردی به نام آقای خانی مغازه قالب‌سازی داشت که با هم رفیق بودیم و برای کارگاه ما قالب می‌زد. وقتی طرح را دید اول نگاهی کرد و گفت این دیگه چیه؟ گفتم مرگ بر آمریکا. گفت تا حالا جایی این طرح را ندیده‌ام. این طرح را برای کجا می‌خواهی؟ مطمئنی خریدار دارد؟ گفتم شما بزن بقیه‌اش با من. گفت برو دو روز دیگر بیا. گفتم «بابا من عجله دارم و این طرح را برای کف مسجد می‌خواهم و اگر زود نجنبم از دست می‌ره. چون ممکن است بروند از جای دیگری موزاییک بردارند و نشود این طرح را کار کنیم.بچه هااوایل به شوخی و جدی به نشانه غیظ‌شان از آمریکا روی موزاییک‌ها بالا و پایین می‌پریدند.»

 

منبع: مهر