چه کسانی توهین به امام حسین(ع) در روز عاشورا را کلید زدند؟+فیلم
ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران جوان؛ گزارشی از فاجعه عاشورای سال 1388 را مشاهده می‌کنید.


 
حرمت شکنی فتنه‌گران در عاشورای ۸۸
ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢۳  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

حرمت شکنی فتنه‌گران در عاشورای ۸۸

تاریخ شمسی عاشورای ۱۳۸۸ را نشان می دهد، در اوج دلدادگی مردم با حسین و پروردگار مهربان حسین ناگهان نفس شوم فتنه در برخی خیابان های مرکزی تهران می پیچد.

 لینک فیلم


 
مگر بنا نبود تحریم‌ها برداشته شود؟!
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

مگر بنا نبود تحریم‌ها برداشته شود؟!

گزیده ای از بیانات رهبر انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم - 11 مرداد1395


 
موضع یادگار امام درباره جنایات منافقین در سال 67
ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

انتشار یک فایل صوتی از آیت الله حسینعلی منتظری درباره ماجرای اعدام تعدادی از منافقین در سال 67، باعث جوسازی و سوءاستفاده معاندان نظام در روزهای اخیر شده است.


در این میان بی بی سی فارسی در یک تقسیم کار مشخص به عنوان راس کمپین تبلیغ به نفع منافقین با توسل به این فایل صوتی، گزارش‎های از پیش تولید شده مفصلی را در ساعت‎های گذشته بر روی خروجی خود برده است.


این در حالی است که فایل صوتی مذکور عملا هیچ موضوع جدیدی نه درباره اصل ماجرا و نه درباره مواضع آیت الله منتظری ندارد و تمامی این موضوعات کمی پیشتر  به صورت شفاهی و مکتوب از سوی افراد مختلف عنوان شده بود و امروز فقط یک فایل صوتی درباره آن منتشر شده است.


این در حالی است که سید علی خمینی در ایام ارتحال امام (ره) نکات قابل توجهی را درباره این خط جدید تبلیغی علیه نظام مطرح کرده بود.


حجت الاسلام سید علی خمینی دوازدهم خرداد ماه  سال جاری به مناسبت سالگرد رحلت امام (ره) در مسجد فیضیه ماجرای سال 67 را حاصل مدیریت امام دانسته و گفت: چرا معاندان نظام چشم خود را به روی جنایات بی شمار منافقین بسته اند و صرفا اعدام تعدادی از آنها را جنایت می دانند؟


سید علی خمینی ادامه داد: باید نگاه کنیم که چرا انقلاب اسلامی ایران به موفقیت رسید؟ واقعا این طور نبود که وضعیت ایران در زمان تحقق انقلاب اسلامی، بهتر از کشورهای منطقه بود، چرا که در غرب، جنوب، شرق و حتی شمال کشور غائله هایی داشتیم و این مدیریت امام خمینی(ره) بود که آن غائله ها را مدیریت کرد و کشور رفته رفته به آرامش رسید.


او افزوده بود: امروز یک عده ای برای منافقین دل می سوزانند که چرا اعدام کردید؟ آن ها کسانی بودند که در مقابل حکومت ایستادند و جنایاتی کردند که داعش آن ها را نمی کرد؛ آنان رئیس جمهور، نخست وزیر و بسیاری از بزرگان کشور را ترور کردند؛ اگر بنا بود که امام خمینی(ره) همواره در مقابل این جنایات نرمش از خود نشان می داد که کشور پس از 30 سال هم رنگ آرامش به خود نمی دید.


گفتنی است موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) هم در واکنش به خط تبلیغی جدید بی بی سی فارسی و منافقین، این رفتار را تلاش برای تخریب شخصیت حضرت امام (ره) دانسته و از  انتشار مستنداتی در رد ادعاهای آیت الله منتظری خبر داده است.


 
امام خمینی دروغ گفته یا نه...
ساعت ٤:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

امام خمینی دروغ گفته یا نه...

دوباره بهمن ماه و بحث مجانی بودن آب و برق. آیا وعده آب مجانی برق مجانی دروِغ بود؟ حقیقت ماجرا را ببینید.

 
واقعیت اعدام های سال 67 چه بود؟ + فیلم
ساعت ٤:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران جوان؛در این فیلم پاسخ محکم رحیم پور ازغدی به دانشجوی حامی منافقین را مشاهده می‌کنید.



 
آیا حسن عباسی دکتر است؟
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

آیا حسن عباسی دکتر است؟

دانلود


 
پاسخ استاد عباسی به جنجال دانشجوی منتقد
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی کامل

پاسخ استاد حسن عباسی به جنجال آفرینی دانشجوی منتقد

در جلسه سخنرانی "دار و دسته نیویورکی‌ها" در دانشگاه مازندران – ۲۰ اردیبهشت۹۵

 

 

حجم : ۵۸ مگابایت

زمـان : ۲ سـاعـت


 
انتقاد بی سابقه دکتر حسن عباسی | قهرمانان پوشالی
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۳٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

انتقاد بی سابقه دکتر حسن عباسی | قهرمانان پوشالی

انتقاد بی سابقه دکتر عباسی از وضعیت نابسامان فرهنگی .
فوتبالیست ها چه گلی به سر ملت زدن
از جامعه ای که اسیر سرگرمی هایی نظیر فوتبال است مقاومت در نمی آید.
کی جرئت داره فوتبال و فوتبالیست رو نقد کنه.


 
دکتر عباسی در سالروز پیروزی مقاومت : به جای «کدخدا» بروید با «خدا
ساعت ٦:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۳٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

دکتر عباسی در سالروز پیروزی مقاومت :

 

به جای «کدخدا» بروید با «خدا» معامله کنید

بخشی از سخنان مهم دکتر عباسی در سالروز پیروزی مقاومت اسلامی لبنان در مسجد امام محمد باقر(ع) شهرستان اسلامشهر/فیلم کامل این مراسم به زودی بر روی سایت قرار خواهد گرفت/تهیه و تولید در تلویزیون اینترنتی روشنگری


 
خلاصه درد دل آمریکا و مرتجعین عرب
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

خلاصه درد دل آمریکا و مرتجعین عرب

گزیده ای از دیدار جمعی از دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی با رهبر انقلاب حول موضوع "حضور و نفوذ شگفت آور و معنوی ایران در منطقه " در ادامه می آید.


دانلود


 
رهبر انقلاب :مبارزه با آمریکا تعطیل پذیر نیست
ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

رهبر انقلاب :مبارزه با آمریکا تعطیل پذیر نیست

گزیده ای از دیدار جمعی از دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی با رهبر انقلاب حول موضوع "مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست" در ادامه می آید.

دانلود


 
صوت | دکتر حسن عباسی : حسن روحانی از من شکایت کرده است - ۳ خرداد ۹۴
ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

صوت | دکتر حسن عباسی : حسن روحانی از من شکایت کرده است - ۳ خرداد ۹۴

 

در دانشگاه امیر کبیر گفتم چرا ۲۷ سال پیش رفتید با اسرائیلی ها مذاکره کردید؛ میدونید آقای رئیس جمهور چکار کرد؟! آقای رئیس جمهور رفت و از من شکایت کرد! هفته گذشته رفتم دادگاه بازپرسی بشم گفتم که آمدیم خدمت شما؛ گفتند حالا برید ان شاءالله چند روز دیگه! گفتم مگه اتفاقی افتاده؟/ اون چیزی که در دانشگاه امیر کبیر گفتم یکیش بود، به دستگاههای رسانه ای، به تمام حوزه های دانشجویی مختلف و به تمام حوزه های فضای سایبر گفتم میرم که برم زندان و شما ۹۹ درصد دیگه ش رو هم منتشر کنید. آقای روحانی! میرم سمت دادسرا؛ هفته پیش رفتم گفتن برو هفته دیگه بیا، چون معلوم شد دستشون خالیه! میرم و برای بازپرسی وثیقه ای چیزی نمیبرم؛ برم، هر اتهامی که بزنند راست میرم زندان؛ و گفتم تمام این اسناد و مدارک رو منتشر کنن؛ بالاخره یه کسی باید تو این مملکت پاسخگو باشه!

 

 

دانلود


 
پاسخ دکتر جلیلی به شبهات مذاکرات سابق هسته ای
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

پاسخ دکتر جلیلی به شبهات مذاکرات سابق هسته ای.وب سایت دکتر سعید جلیلی با انتشار فیلم کوتاهی از سخنان وی در جمع دانشجویان دانشگاه های استان البرز و امیرکبیر، جزییات بیشتری درباره مذاکرات وی در سالهای ۸۶ تا ۹۲ را منتشر کرده است. به گزارش رجانیوز، در این فیلم جلیلی ابتدا پیرامون روند مذاکرات ایران و آژانس در سال ۸۶ و مختومه شدن ابهامات پرونده هسته ای ایران از دید آژانس توضیح می دهد و بعد توضیح می دهد علیرغم به نتیجه رسیدن آن مذاکرات و گزارش آژانس مبنی بر پایان یافتن سوالاتش درباره ابهامات برنامه هسته ای ایران، باز هم شورای امنیت علیه ایران قطعنامه صادر کرد، چرا که اساس رفتار غرب با ایران در این باره بر مبنای حل مساله نبود و علیرغم گزارش مثبت آژانس، باز هم طرف مقابل حاضر به پذیرش واقعیت های پرونده هسته ای ایران نشد و ایران را تحریم کرد. جلیلی در ادامه با تعریض به عملکرد فعلی سازمان انرژی اتمی و آژانس بین المللی که به صورت کلی مذاکرات را جلو می برند و موارد اختلافی میان ایران و آژانس را «مورد به مورد» حل نمی کنند، تاکید می کند که این روند به نتیجه نخواهد رسید. وی در بخشی دیگر از سخنانش نیز با انتقاد از عملکرد تیم مذاکره کننده در دوران اصلاحات توضیح می دهد که در آن برهه آژانس سوالات بسیاری از ایران مطرح می کرد و ایران پاسخ می داد و باز این دور باطل تکرار می شد بدون آنکه نتیجه مشخصی داشته باشد. در حالی که سال ۸۶ ایران و آژانس با احصا کردن سوالات، یک به یک موارد اختلافی را حل کردند و در عرض ۶ ماه، به هر ۶ سوال اصلی آژانس پیرامون برنامه هسته ای ایران پاسخ داده شد بگونه ای که البرادعی اعلام کرد این سازمان دیگر نگرانی بابت پرونده هسته ای ایران ندارد.

دانلود


 
سخنرانی سعید قاسمی در مراسم تشییع شهدای غواص
ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنان انقلابی حاج سعید قاسمی در مراسم تشییع پیکر شهدای غواص

 

عده ای دوست دارند با امام تحریف شده مسیر خود را ادامه دهند اما کور خوانده اند.. ما این شهداء را جایی مخفی نکرده بودیم؛ هر وقت کارمان گره خورده خودشان را رسانده اند.. وقتی تهدید کردند، اگر مذاکره را قطع می کردید، اثرش را می دیدید..

یک چیزی می‌گویم که شاید جایش اینجا نباشد، ولی در تاریخ ثبت شود: شمایی که این مذاکرات را در این دولت کشاندید و به رهبر تحمیل کردید، والله اگر که دولت دیگری آمده بود و با نگرش دیگری، هیچ‌وقت رهبر و ملت را تحت فشار این مذاکرات نمی‌گذاشت که بعد رهبر انقلاب بگوید: «امیدوار نیستم، شما می‌خواهید بروید بروید، اما ما در طول تاریخ از این ناعهدی‌ها و نامردمی‌ها زیاد دیدیم.»

 


ادامه مطلب …


 
واکاوی دکتر بیژن پیروز از دروغ هایی که «دولت و تیم هسته ای» به خورد مر
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

واکاوی دکتر بیژن پیروز از دروغ هایی که «دولت و تیم هسته ای» به خورد مردم میدهند!

 


 
سخنرانی انقلابی دکتر سعید زیباکلام در جمع مردم بوشهر:
ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

مشکل تحریم ها نیست، باید جلوی چپاول ها را گرفت/

 

 

با وضعیت فعلی مذاکرات، بجای سخنرانی باید چراغ ها را خاموش کرد و روضه خواند/

 

 

اگر ۸ سال انفرادی هم بروم وظیفه دارم این حرفها را به مردم بگویم

زیباکلام ادامه داد: روحانی در ۲۴ دی ۹۲ می‌گوید: « می دانید توافق ژنو یعنی چه؟ یعنی شکستن سد تحریم.» اما با همه‌ی این اظهارات، ظریف دسامبر ۲۰۱۴ یعنی یکسال بعد از توافق ژنو در نامه ای به همتایان غربی خود، نوشت: «‌در حالی که ایران با اجرای کامل تعهدات، سهم خودش در معامله را انجام داده است، آمریکا و اتحادیه اروپا اقدامات بیشتری را جهت حفظ نظام تحریم ها اتخاذ کرده اند.»

 


گروه سیاسی - رجانیوز: سعید زیباکلام در همایشی که

 

 

 

 

 

گروه سیاسی - رجانیوز: سعید زیباکلام در همایشی که با حضور پرشور مردم در مسجد توحید شهر بوشهر ترتیب یافت، اظهار داشت: اگر چرخ زندگی مردم می چرخد پس چرا هنوز مذاکره می کنند؟ پس چرا آب خوردنِ مردم هم به تحریم ربط داده می شود؟

 

به گزارش رجانیوز، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران که در همایش «همه باید بدانند...» در بوشهر حضور یافته بود، در ابتدای سخنان خود با اشاره به شعار انتخاباتی روحانی که از چرخیدن همزمان چرخ سانتریفیوژها و چرخ زندگی مردم گفته بود، افزود: روحانی با این شعار معیشت مردم را به پرونده هسته‌ای گره زد؛ تا با کُند شدن چرخیدن چرخ سانتریفیوژ‌ها، تحریم‌ها برداشته شده و در نتیجه چرخ معیشت و زندگی مردم با سرعت بیشتری بچرخد. با همین نگاه بود که حدود سه ماه بعد از تشکیل کابینه، مذاکرات با سرعت تمام شروع شد و به توافق نامه ژنو ختم شد.

 

 

 

آمریکا کجا اذعان کرده است که حقوق هسته‌ای را به رسمیت شناخته است؟

 

بر پایه خبری که بوشهر ۲۴ منتشر کرده است، وی در ادامه با طرح این سؤال که سرنوشت تحریم‌ها در توافق ژنو چه شد، گفت: روحانی در نامه‌ای به بالاترین مرجع سیاسی مملکت، در ۳ آذر، یعنی صبح توافق ژنو ، می نویسد: « خدای بزرگ را سپاس می‌گویم که در نخستین ماه‌های شروع کار دولت تدبیر و امید، فرزندان انقلابی شما توانستند در مذاکراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه بین‌المللی اثبات کنند و گام نخست را به گونه‌ای پیش برند که حقوق هسته‌ای و حق غنی‌سازی ملت ایران مورد اذعان قدرت‌های جهانی، که سال‌ها سعی بر انکار آن داشتند، قرار گیرد و راه برای گام‌های بلند بعدی در حراست از پیشرفت‌های فنی و اقتصادی کشور گشوده شود. توفیق در این مذاکرات نشان داد که می‌توان با رعایت همه اصول و خطوط قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی جهان، قدرت‌های بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند و گام‌های بعدی را نیز در مسیر حل و فصل نهایی اختلافات با استحکام برداشت. بی‌شک این موفقیت، حاصل عنایات حق و رهنمودهای رهبری عالیقدر نظام و حمایت بی‌دریغ ملت ایران بوده است و توفیق نهایی نیز دراین مسیر در گرو تداوم ارشادات جناب‌عالی و حمایت و یاری مردم شریف و صبور ایران خواهد بود. دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته ‌شدن حقوق هسته‌ای ایران و حراست از دستاوردهای هسته‌ای فرزندان این مرز و بوم بوده است و در کنار آن با توقف روند تحریم‌های ظالمانه، بخشی از فشارهای غیرقانونی در تحریم‌های یک‌جانبه برداشته و فروپاشی سازمان تحریم آغاز شده است.

 

در نتیجه این ابتکار ایران اسلامی و استقامت ملت بزرگ ایران، قدرت‌های بزرگ به این نتیجه رسیدند که تحریم و فشار، راه به جایی نخواهد برد و همان‌گونه که ایران از آغاز اعلام کرده بود، برای کسب توافق، راهی جز احترام متقابل و مذاکره عزتمندانه وجود ندارد، موضوعی که متأسفانه طرف مقابل با تأخیر به درک آن رسید. بی‌تردید حصول این توافق، به نفع همه کشورهای منطقه و صلح و پیشرفت جهانی در راستای رویکرد برد ـ برد خواهد بود. اینجانب با تبریک این توفیق الهی به حضور رهبری معظم انقلاب، از هدایت و حمایت جنابعالی سپاسگزارم و با تقدیر و تشکر از پشتیبانی‌های بی‌شائبه ملت بزرگ ایران و گرامیداشت یاد شهیدان هسته‌ای، عهد خالصانه این دولت را در خدمت به این ملت قدر‌شناس تجدید می‌کنم و استمرار دعای خیر جناب‌عالی و آحاد ملت را مسألت دارم.»

 

همایش همه باید بدانند

 

زیباکلام افزود: پیرامون این نامه چندین سؤال وجود دارد؛ آقای روحانی! آیا ممکن است اذعان قدرت‌های بزرگ را مستند نشان بدهید؟ آمریکا کجا اذعان کرده است که حقوق هسته‌ای را به رسمیت شناخته است؟ و اینکه بالاخره تحریم‌ها چه موقع برداشته خواهد شد؟

 

همایش همه باید بدانند

 

وی با اشاره به مصاحبه ظریف در همان روز انعقاد توافق ژنو، گفت: آقای ظریف گفت، حقوق هسته‌ای در این توافق به رسمیت شناخته شد، اما تنها چند ساعت بعد؛ جان کری گفت: حقوق هسته ای ایران مطلقاً به رسمیت شناخته نشده است. به فاصله نصفِ روز بعد از این اظهار نظر کری، ظریف گفت هم در مقدمه و هم در بخش چهارم توافق ژنو حقوق هسته‌ای به رسمیت شناخته شده است، که جان کری بلافاصله مصاحبه کرد و گفت در هیچ جای توافق ژنو حق غنی سازی ذکر نشده است.

 

همایش همه باید بدانند

 

 

می گویید ما دولت راستگویان هستیم، لااقل حرمت این نام را نگه دارید

 

وی در ادامه گفت: بنده با رجوع به متن اصلی و انگلیسی توافق ژنو دیدم که در هیچ جا حرفی از حق غنی سازی مطرح نشده است. شما می گویید ما دولت راستگویان هستیم، لااقل حرمت این نام را نگه دارید، شما دولت قانونی هستید با رای مردم سرکار آمدید نباید مواضع شما غیرواقعی باشد. رئیس جمهور می‌گوید روند تحریم های ظالمانه برداشته شد. ظریف نیز روز ۲۷/۹/۹۲  در دانشگاه تهران گفت: « تحریم نفتی ایران متوقف می شود، درآمدهای نفتی آزاد می شود، بر اساس ژنو همه تحریم های شورای امنیت و تحریم های دو جانبه و چند جانبه برداشته می شود، در حال حاضر ساختمان تحریم ها فرو ریخته است.»

 

 

مجلس کجاست تا از آبرو و حیثیت ما دفاع کند؟

 

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: فاجعه این است که رئیس جمهور به رهبر انقلاب نامه نوشته و ادعاهایی می کند که ذره‌ای هم با واقعیت ارتباط ندارد. دشمنانی که این ادعاها را می‌بینند، راجع به به رئیس جمهور چه فکری می کنند؟ نباید مجلس به این موارد رسیدگی کند که چطور با آبرو و حیثیت ما بازی می شود؟

 

همایش همه باید بدانند

 

 

تا چپاول و رانت خواری ها ادامه دارد، رفع تحریم ها هم فایده ای ندارد

 

زیباکلام در ادامه با بیانی طنزآمیز گفت: مادامی که جیبِ  زیباکلام، فرزندان و داماد و .... انتها ندارد، مادامی که حیف و میل ها، رانت خواری ها و چپاول ها ادامه دارد، اگر تحریم هم لغو شود فایده ای ندارد.

 

وی در ادامه در تبیین شاکله تحریم ها گفت: سازمان تحریم ها ۵ شاکله اصلی دارد؛

 

  1. تحریم فروش نفت
  2. بازگشتن دارائیهای مسدود شده از فروش نفت و سایر موارد درآمدی در بانکهای خارجی که حدود ۱۰۰ میلیارد دلار است
  3. تحریم های شورای امنیت
  4. تحریم های اتحادیه اروپا
  5. تحریم های آمریکا

که باید دید در توافق ژنو سرنوشت این تحریم ها چه شده است؟

 

همایش همه باید بدانند

 

 

در ژنو فقط تعهد دادند که تلاش بیشتر برای افزایش تحریم نکنند

 

زیباکلام پیرامون تحریم های فروش نفت گفت: در متن توافق ژنو طرف غربی متعهد شده است که تلاش های بیشتر برای افزایش تحریم ها را مکث کند. یعنی تلاش های بیشتر نمی‌کنیم. پس تحریم نفتی جای خود باقی می ماند و این یعنی تحریم فروش نفتی همان طوری که بوده حفظ می شود.

 

وی پیرامون بازگشت دارایی های مسدود شده ایران نیز گفت: در متن توافق ژنو آمده است یک مبلغ توافق شده برای بازگشت به ایران امکان سازی می شود؛ آن هم به اقساط؛ البته مبلغ مورد توافق در متن توافق ژنو مشخص نبود که بعداً در برگه اطلاعاتی که آمریکایی ها سوم آذر منتشرکرد‌ند، معلوم شد این مبلغ ۲/۴ میلیارد بوده است؛ یعنی از ۱۰۰ میلیارد دارایی های مسدود شده فقط ۲/۴ میلیارد قرار است بازگردد.

 

 

ماجرای بازگرداندن چمدانی پولها!

 

زیباکلام در ادامه گفت: به یکی از معاونین وزارت اطلاعات گفتم بعد از گذشت چند ماه از توافق ژنو حداقل باید چندین قسط از این ۲/۴ میلیارد پرداخت شده باشد؛ یک بار هم نشنیدیم که مسئولین دولتی گفته باشند از این ۸ قسط چیزی دریافت شد. چرا؟ که پاسخ داد: سابقاً پولها را چمدانی می‌آوردیم الآن هم چمدانی می‌آوریم اما با مصیبت مضاعف.

 

وی در ادامه افزود: مدام به من می گویند، ۷- ۸ ماه در گرما و سرما به دادگاه رفتی کافی نیست؟ دیگر از این حرفها نزن، اما بدانید اگر ۷-۸ سال انفرادی هم بروم باید این حرف ها را به مردم بزنم.

 

وی در ادامه پیرامون تحریم های شورای امنیت، اتحادیه اروپا و آمریکا گفت: در متن توافق ژنو پیرامون این نوع تحریم ها فقط گفته شده هیچ تحریم جدید مرتبط با هسته ای توسط آن ها اعمال نخواهد شد. می‌گوید آمریکا، اتحادیه اروپا و شورای امنیت هیچ تحریم جدیدی اعمال نمی کند. این چه معنی دارد؟ یعنی تمام تحریم های گذشته باقی می ماند. از طرفی می‌گوید تمام تحریم‌های جدید مرتبط با هسته ای اعمال نخواهد شد و این یعنی بابِ تحریم های غیر هسته ای همچنان باز است.

 

 

تنها بخش کوچکی از تحریم ها مربوط به هسته ای است

 

وی خاطر نشان کرد: این در شرایطی است که بیشتر تحریم ها به بهانه‌های نقض حقوق بشر، حمایت از تروریسم و برنامه موشکی بوده است و تنها بخش کوچکی از آن مربوط به هسته ای است. به این ترتیب طبق توافق ژنو همه تحریم های قدیمی سر جای خود باقی است و صرفاً تحریم های جدید هسته ای اعمال نخواهد شد. البته به همین هم وفا نشد و ۵ روز بعد از توافق ژنو شرکت های کشتیرانی را تحریم کردند.

 

همایش همه باید بدانند

 

 

اگر چرخ زندگی مردم می چرخد پس چرا هنوز مذاکره می کنید؟

 

زیبا کلام در ادامه با اشاره به صحبتهای حسن روحانی در ۳ آذر ۹۲ گفت: رئیس جمهور می گوید «‌‌‌همه‌ی تحریم ها قدم به قدم با ادامه مذاکرات برداشته می شود» اما الآن ۱۸- ۱۹ ماه از این ادعا گذشته و تحریمی برداشته نشده است. نه تنها برداشته نشده بلکه به آن اضافه هم شده است. یا رئیس جمهور در گزارش ۱۰۰ روزه در ۶ آذر ۹۲ می گوید: «‌قول ما به مردم این بود که در کنار چرخش سانتریفیوژها چرخ زندگی مردم هم بچرخد. امروز الحمدلله به این نقطه رسیدیم.» اگر رسیدیم پس چرا هنوز مذاکره می کنند؟ پس چرا آب خوردن مردم هم به تحریم ربط داده می شود؟

 

اعتراف تلخ ظریف؛ نظام تحریم را تحکیم کرده اند

وی در ادامه گفت: روحانی در ۲۴ دی ۹۲ می‌گوید: « می دانید توافق ژنو یعنی چه؟ یعنی شکستن سد تحریم.» اما با همه‌ی این اظهارات، ظریف دسامبر ۲۰۱۴ یعنی یکسال بعد از توافق ژنو در نامه ای به همتایان غربی خود، نوشت: «‌در حالی که ایران با اجرای کامل تعهدات، سهم خودش در معامله را انجام داده است، آمریکا و اتحادیه اروپا اقدامات بیشتری را جهت حفظ نظام تحریم ها اتخاذ کرده اند.»

 

زیباکلام افزود: حرف درست همین است که هیچ اتفاقی نیفتاده است و آن ها تا توانسته اند نظام تحریم را تحکیم کرده اند.

 

همایش همه باید بدانند

 

وی پیرامون بیانیه لوزان گفت: در روزهای ابتدایی بعد از بیانیه لوزان ملت ایران مدام با اظهاراتی از طرف آقای روحانی، ظریف و عراقچی مواجه بود که در گفت‌وگو‌های مختلف در تلویزیون و دیگر رسانه ها از لغو همه‌ی تحریم ها می‌گفتند.

 

 

زیباکلام با اشاره به صحبتهای روحانی بعد از قرائت بیانیه لوزان، گفت: آقای روحانی می‌گوید طبق این چارچوب همه‌ی تحریم‌های مالی، بانکی و اقتصادی در همان روز اجرای توافق لغو خواهد شد و در همان روز همه‌ی قطع نامه ها برداشته خواهد شد. ظریف و عراقچی هم مشابه چنین حرف هایی را زدند.

 

وی در ادامه گفت: با وجود این اظهارات اما فکت شیت آمریکایی و متن بیانیه لوزان این ادعاها را تأیید نمی کرد، به راستی آمریکایی ها با وجود یک کنگره قَدَر، جرأت دروغ گفتن دارند؟ مجلس کجاست؟ شما قسم خوردید از آرمان های انقلاب حفاظت کنید.

 

همایش همه باید بدانند

 

 

طبق بیانیه لوزان همه تحریم ها نیامده؛ فقط مالی و اقتصادی

 

وی در ادامه با اشاره به ادعای دولت مبنی بر برداشته شدن تحریم‌ها و لغو قطع نامه‌ها بلافاصله بعد از توافق نهایی، گفت: این‌طور که دولت می گوید، نیست. در بیانیه لوزان آمده است: « اتحادیه اروپایی، اعمال تحریم های اقتصادی و مالی مرتبط با هسته ای خود را خاتمه خواهد داد و ایالات متحده نیز اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با اجرای تعهدات عمده هسته ای ایران به نحوی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود، متوقف خواهد کرد.»

 

زیباکلام افزود: طبق این متن، اولاً برخلاف صحبت های آقایان، همه‌ی تحریم‌ها نیست، بلکه فقط مالی و اقتصادی است که قرار است تعلیق شود، ثانیاً فقط تحریم های مرتبط با هسته ای بوده و باقی تحریم‌ها سرجایش باقی می ماند، ثالثاً فقط تحریم های ثانویه تعلیق می شود.

 

همایش همه باید بدانند

 

 

آقایان حداقل حرمت رأی مردم را نگه دارید

 

وی در ادامه در توضیح مفهوم تحریم‌های ثانویه گفت: یک تحریم‌های اولیه داریم و یک تحریم‌های ثانویه، که این تقسیم بندی ویژه‌ی آمریکا است. تحریم های ثانویه یعنی هرکشوری، بنگاهی، نهادی و...،که غیر آمریکایی باشد و آمریکائیها در آن سهام ندارند، اگر با ایران معامله کنند، تحریم می شوند. طبق بیانیه لوزان فقط این نوع تحریم‌ها برداشته می شوند. که البته این تحریم ها هم در مقایسه با تحریم های اولیه چیز اندکی است.

 

وی افزود: با این وجود آقای روحانی می‌گوید همه‌ی تحریم ها برداشته می شود. آقایان حداقل حرمت رأی مردم را نگه دارید با این وضعیت بجای سخنرانی باید چراغ ها را خاموش کرد و اینجا روضه خواند.

 

همایش همه باید بدانند

 

زیباکلام در ادامه گفت: اما همین تحریم‌ها چه وقت متوقف می‌شود؟ در بیانیه لوزان آمده است، اتحادیه اروپا و آمریکا تحریم‌ها را «... با اجرای تعهدات کلیدی هسته ای ایران به نحوی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود، متوقف خواهدکرد»

 

 

رآکتور آب سنگین از افتخارات ماست که در نیا بی نظیر است

 

وی افزود: یکی از تعهدات کلیدی ما پیرامون رآکتور آب سنگین اراک است که این رآکتور از نظر تکنولوژی مایه‌ی افتخار است و در دنیا بی نظیر است. وقتی به منابع اندیشکده های آمریکایی ها، اسرائیلی ها و جراید مهم سیاسی آن ها رجوع کردم، دیدم که چقدر اراک مهم است. ما در بیانیه لوزان تعهدات عمده ای در مورد نطنز، فوردو، اراک، بازرسی ها و ... دادیم که هر کدام از این‌ها یک باتلاق عظیمی است، به ویژه ابعاد ممکن نظامی (pmd) که فاجعه است. اما یکی از تعهدات کلیدی پیرامون رآکتور اراک است که از ما خواسته شده، قلب رآکتور را تحویل یا خراب کنیم. چیزی که طراحی آن در دنیا بی نظیر است.

 

 

وی ادامه داد: دکتر صالحی چند هفته پیش مصاحبه کرد و گفت: «چنانچه همکاری بین المللی صورت بگیرد، بازطراحی و بازسازی اراک دست کم ۶ سال طول می کشد.» اما همکاری بین المللی یعنی چه؟ آیا شامل افغانستان، کومور، ساحل عاج و ... هم می شود؟ مدام می‌گویند همکاری بین المللی می شود، اما به نظر شما این‌ها برای بازطراحی با ما همکاری می کنند؟ 

همایش همه باید بدانند

 

 

کنگره آمریکا: مفهوم "تحریم منحصراً مرتبط با هسته ای" در قوانین آمریکا وجود ندارد

 

زیباکلام در ادامه با اشاره به نامه چندی پیش کنگره آمریکا به رئیس جمهور آمریکا، گفت: در این نامه نمایندگان کنگره به رئیس جمهور آمریکا متذکر شده اند که مفهوم "تحریم منحصراً مرتبط با هسته ای" در قوانین آمریکا وجود ندارد.» ببینید چه می شنوید؟ قانون گذاران آمریکایی می‌گویند اصلاً قانون تحریم هسته ای نداریم. در ادامه همین نامه آمده است «تقریباً همه ی تحریم های هسته ای به حمایت روزافزون از تروریسم، برنامه موشکی ایران و سلاح های غیر متعارف ایران ربط پیدا می کند... بسیاری از تحریم‌ها، بانک های ایرانی را از فعالیت در امر اشاعه تروریسم، پول شویی و دیگر فعالیت هایی که بتواند در نظام مالی بین الملل و آمریکا شرکت کند، ممانعت می کند.» و این یعنی با زنجیره ای از تحریم ها روبرو هستیم که به هم گره خورده است؛ این طور نیست که بتوان به این راحتی تحریم هسته ای را از تحریم غیر هسته ای جدا کرد.

 

به گزارش " بوشهر۲۴ "، پیش از سخنان زیباکلام افشین میرزایی یکی از نویسندگان کتاب «گزارش ناخوانده از سرانجام یک مسیر» و کارشناس حوزه تحریم طی سخنانی به بررسی سرانجام تعهدات ۵+۱ در توافق ژنو پرداخت.

 

همایش همه باید بدانند

 

وی با اشاره به اینکه ملت ایران با هدف برداشته شدن تحریم ها اجازه مذاکره را داده است، گفت: در خلا گزارش دولت از سرنوشت توافق ژنو در پی این هستیم تا گزارشی از این توافق و سرانجام تعهدات طرف غربی بدهیم.

 

وی در ادامه با اشاره به ۹ تعهد غربیها در توافق ژنو به دو بخش رفع تحریم های هواپیمایی و صنعت خوردو در این توافق اشاره کرد و گفت: پیرامون تحریم های هواپیمایی که کاملا غیرقانونی است در توافق ژنو هیچ اشاره ای به تحریم های مربوط به فروش هواپیما، سوخت گیری اشاره ای نشده است و صرفا به بحث تعمیر و تأمین قطعات اشاره شده که این بخش هم جزء تحریم ها نبوده است.

 

وی افزود: این در حالی است که بعد از توافق ژنو برخی مسئولان با خوشحالی از خرید ۱۳۰ هواپیما و واردات قطعات هواپیما به ایران می گفتند. البته همین امتیازی هم که غربیها دادند شامل هواپیماهای عملیاتی و مربوط به قبل از انقلاب اسلامی بود که البته اکثر آنها زمین گیر بودند.

 

وی با اشاره به بحث تحریم های مربوط به بخش صنعت خودرو در توافق ژنو گفت: عمده شرکت هایی که از ایران رفتند به دلیل تحریم نبود بلکه به خاطر فشارهای سیاسی از طرف قدرتهای بزرگ و لابیهای صهیونیستی بود. در ژنو صرفا دستورهای اجرایی رئیس جمهور در این باره را تعلیق کردند.

 

وی ادامه داد: این در حالی است که تحریم های خودرو سیاسی بوده و عملا با تعلیق دستورهای اجرایی رئیس جمهور خللی در آنها رخ نمی دهد.

 

میرزایی در پایان گفت: هدف غرب از توافق ژنو آماده کردن ایران برای دادن امتیازات بیشتر بود، در واقع به دنبال تشنه تر کردن ایران بودند.

 

گفتنی است در ابتدای برنامه برادر شهید شهریاری نیز به ایراد سخنانی پرداخت.


 
جواب قاطع به موافقان رابطه با آمریکا
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

ایران در 17 – 18 ماه به نقطه 100 فناوری هسته ای رسیدیم حالا امریکایی ها اومدن می گن شما به 80 رسیدید بگذارید کنار ما 10 رو از شما میپذیریم و تیم توافق هسته ای به این به اصطلاح دستاورد افتخار می کند و به مردم میگویند ما توی هسته ای هیچ چیز نبودیم و آمریکا راضی شده به ما 10 درصد بده کمک غربی ها به فناوری هسته ای ایران فقط محل معطلی است ... لوزان شهری است که شکست امپراتوری عثمانی را در ان بیانیه کردند و ایران به آنجا بردند تا بشود بیانیه ی لوزان 2 از نظر آمریکاییها ژن ایران مشکل دارد آمریکا اگر بتواند بزند می زند، نمیگوید گزینه حمله روی میز است مثل عراق و افغانستان اگر آمریکا وزیر امور خارجه رو پای میز مذاکره میپذیره به خاطر اقتداریست که قاسم سلیمانی ایجاد کرده و تمام سیاستهای منطقه رو به نفع ایران تغییر داده ... مشکل اقتصادی ایران با توافق با امریکا حل نمیشود و مشکل از اقتصاد جهانی است و حداکثر 5 درصد تاثیر دارد

دانلود


 
روایتی اسفناک از وضعیت دانش هسته ای
ساعت ۸:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/٢۱  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

روایتی اسفناک از وضعیت دانش هسته ای

روایت اسفناک "میری" کارگردان مستند "گام نهایی" از وضعیت دانش هسته ای سی‌امین «نشست فیلمسازان جوان سینمای انقلاب اسلامی» با نمایش مستند «گام نهایی» با محوریت توافق ژنو به کارگردانی سیدمحمدعلی صدری‌نیا و سیدمحمدحسین میری و تهیه‌کنندگی امین حسنی، پنجشنبه در حسینیه هنر برگزار شد. این مستند پیش از این در پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار هم شرکت کرده و در بخش نقد درون‌گفتمانی برگزیده شده بود. سیدمحمدحسین میری در بخش از نشست پرسش و پاسخ این فیلم گفت: وقتی مستند را با تمام سختی‌ها ساختیم، نوبت به اکران دانشگاهی رسید. اکران این مستند در دانشگا‌ه‌های مختلف لغو شد و نگذاشتند که «گام نهایی» در بسیاری از دانشگا‌ه‌ها پخش شود. حالا "بیسواد" بودیم، "بی شناسنامه" بودیم و همه فحش هایی که خوردیم و خودتون میدونید، حالا نمیگذاشتن مستندمون پخش بشه. حتی زمانی که این اثر در «دانشگاه شاهد» در حال پخش بود، فردی آمد و برق‌ها را قطع کرد و به بهانه‌ مجوز نداشتن برنامه بازهم جلوی پخش مستند گرفته شد. با همه‌ این سختی‌ها زمانی که هیئت داوران جشنواره عمار مستند ما را پسندیدند بسیار خرسند شدیم. وی به یک خاطره‌ پرداخت و اظهار داشت: زمانی‌که برای مصاحبه با اساتید هسته‌ای به دانشکده‌ مهندسی هسته‌ای دانشگاه «شهید بهشتی» رفتیم، احساس کردیم که آنجا خاک مرگ پاشیده‌اند جایی که زمانی جاسوسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آرزو داشتند ببینند چه اتفاقاتی در آن می‌افتد، دیگر کار خاصی صورت نمی‌گیرد. وقتی با اساتید صحبت کردیم گفتند که اینجا زمانی برو بیایی داشته و بدین شکل نبوده. اما دیگر اساتید هم‌سوی دولت هم انگیزه‌ای برای کار کردن ندارند.

دانلود


 
مناظره مهرداد بذرپاش و مصطفی کواکبیان در مورد بیانیه هسته ای لوزان
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

مناظره مهرداد بذرپاش و مصطفی کواکبیان در مورد بیانیه هسته ای لوزان

 

دانلود


 
حسن عباسی: آقای روحانی این حرفها در حد و قواره شما نیست!
ساعت ٥:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۳  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

حسن عباسی: آقای روحانی این حرفها در حد و قواره شما نیست! پاسخ استاد عباسی به آقای اعتدال: این حرفها در حد و قواره شما نیست! استاد حسن عباسی روز گذشته (۸ اردیبهشت ۹۴) در جمع دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر حاضر شد. استاد عباسی که در همایش “ایران ۱۴۱۴ در جهان ۲۰۳۵″ به دعوت جامعه اسلامی‌دانشجویان دانشگاه خلیج فارس سخنرانی می‌کرد گفت:باید برای نجات اقتصاد کشور چند کار انجام شود،این سخنانی که گفته می‌شود،فردا تحریم‌ها لغو می‌گردد و وضع اقتصاد خوب می‌شود،هیچ کدام قابل اعتنا نیست و تنها فضاسازی تبلیغی و سیاسی است. لذا نباید باورشان کرد. استاد عباسی با اشاره به سخنان روز گذشته رئیس جمهور در مورد مذاکرات هسته ای گفت:حرف رهبر انقلاب این بوده که مذاکره فقط در موضوع انرژی هسته ای است،ولی امروز رئیس جمهور در سخنانش می‌گوید،کسانی که فکر می‌کنند ما فقط در مورد انرژی هسته ای مذاکره می‌کنیم ، در اشتباهند،ما میخواهیم همه مشکلات را با جهان حل کنیم. وی خطاب به روحانی گفت:این اولاً در حد و قواره شما نیست که بخواهید همه مشکلات را در مذاکرات حل کنید، مملکت رهبر و قانون اساسی دارد و جنگ و صلح در قانون در اختیار رهبری است و خط و خطوط را مجلس مشخص نموده است،ولذا وقتی گفته می‌شود که در پای میز مذاکره باید خطوط قرمز را رعایت کنید معنایش این است که امروز نیایید و بگویید” اصلا مهم نیست در پرونده هسته ای به کجا می‌رسیم، این مذاکرات مقدمه حل نمودن بسیاری از مسائل و مشکلات دیگر است.” عباسی ادامه داد: این مذاکرات مقدمه حل کردن چه چیزی است؟شما با آمریکا می‌خواهید چه چیزی را حل کنید؟استناد می‌کنید به حرف امام،امام فرموده است”آمریکا شیطان بزرگ است”،آیا مشکل شیطان بودن آمریکا حل شده است؟امام فرموده است”آمریکا تروریست بذات است”،آیا تروریست بودن آمریکا حل شده است؟امام آمریکا را استکبار جهانی می‌دانسته است.آیا امروز دیگر آمریکا استکبار جهانی نیست؟ام الفساد قرن در کلام امام، آمریکا است، آیا آمریکای شیطان تروریست مستکبر دیگر ام الفساد نیست؟

 


 
موضع رهبر انقلاب درباره بیانیه‌ هسته‌ای سوئیس
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۱  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

موضع رهبر انقلاب درباره بیانیه‌ هسته‌ای سوئیس


دانلود


 
سخنرانی مهندس رستم قاسمی
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی مهندس رستم قاسمی

27/6/93

دانلود


 
سخنرانی دکتر سعدالله زارعی
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی دکترسعدالله زارعی

پیرامون مسائل روز

مورخه 11/7/93  

دانلود


 
صوت کامل سخنان اساتید در همایش «خط قرمز» برای شنیدن و دانلود
ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

همایش «خط قرمز؛ نه به صنعت هسته‌ای دکوری» بعدازظهر دوشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۳ در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد. این همایش به همت کمیته صیانت از منافع مردم ایران و جمعی از تشکل های مردمی و دانشجویی شکل گرفت. صوت کامل سخنان اساتید در همایش «خط قرمز» در ادامه برای شنیدن و دانلود می‌آید.

 

نخبگان و مردم با حضور پرشور خود در همایش نشان دادند که دغدغه منافع ملی و ارزش‌های انقلاب هم در میان نخبگان و اساتید و هم در میان دانشجویان و مردم عادی بسیار پررنگ است. این برنامه به صورت همزمان از سایت اینترنتی «تلویزیون مستضعفین» پخش شد و با توجه به اهمیت بررسی روند مذاکرات هسته‌ای و حضور پررنگ نخبگان در این همایش، سایت‌های خبرهای متعدد به پوشش خبری همزمان از سخنرانی‌ها پرداختند.

از میان اساتید و شخصیت‌هائی که در این همایش حضور یافتند، می‌توان به آیت‌الله محی الدین حائری شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری، آیت الله روح‌الله قرهی رئیس حوزه علمیه امام مهدی (عج)، حجت الاسلام سید محمود نبویان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، محمد حسن آصفری نماینده مردم اراک در مجلس شورای اسلامی، دکتر ابوالفضل ظهره‌وندسفیر سابق جمهوری اسلامی در ایتالیا و افغانستان، ابوالقاسم جراره نماینده مردم بندرعباس در مجلس شورای اسلامی، دکتر مهدی کوچک‌زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، دکتر ابومحمد عسگرخانی رئیس مرکز مطالعات عالی بین‌المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، بهرام بیرانوند نماینده مردم بروجرد در مجلس شورای اسلامی، مهندس ناصر نوبری سفیر سابق کشورمان در شوروی، حمید رسایی نماینده مردم تهران، محمدعلی رامین معاون فرهنگی سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سردار محمد کوثری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، دکتر غلامحسین الهام، وزیر اسبق دادگستری، جواد کریمی قدوسی نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی، حسینعلی حاجی دلیگانی نماینده مردم شاهین‌شهر در مجلس شورای اسلامی، محمد مهدی نژاد نوری عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی مالک اشتر، محمدباقر تمدن استاندار سابق تهران، حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی موسوی‌نژاد نماینده مردم دشتستان، فاطمه آلیا نماینده مردم تهران، عبدالحمید شهرابی مسئول پژوهش و تحقیقات خانه آمریکای لاتین، سردار سعید قاسمی مدیر مجموعه فرهنگی میثاق و دکتر کچویان عضو حقیقی شورای عالی انقلاب فرهنگی اشاره کرد. در این جمع هنرمندان برجسته کشورمان ناصر فیض و حامد زمانی نیز حضور داشتند.

دانلود سخنان نمایندۀ کمیتۀ صیانت

 

دانلود سخنان آیت الله حائری شیرازی


 

 

دانلود سخنان دکتر نبویان


 

دانلود سخنان دکتر آصفری


 

 

دانلود سخنان دکتر عسگرخانی


 

 

دانلود سخنان دکتر کچوئیان


 

دانلود سخنان مهندس نوبری


 

دانلود سخنان سردار سعید قاسمی


 

دانلود سخنان آیت الله قرهی


 

دانلود صحبت‌های پایانی اساتید همایش خط قرمز


 
فیلم منتشر نشده سخنان انقلابی روحانی در ۲۳ تیر سال ۱۳۷۸
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۳  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
به گزارش مشرق، یک سال پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات و اجرای پروژه شارلاتانیسم مطبوعاتی با توهین به مقدسات اسلام و هجمه به ارکان نظام اسلامی و تبدیل شدن برخی مطبوعات به پایگاه دشمن، اعتراضاتی دانشجویی به بهانه بسته شدن روزنامه سلام در روز ۱۸ تیرماه ۱۳۸۷ شکل گرفت.

اما در روزهای بعد با کمک برخی مقامات دولتی ذی نفوذ در دو وزارتخانه کشور و علوم کار از دست جنبش دانشجویی خارج شد و اراذل و اوباش میدان دار چند روزه خیابان های مهم تهران شدند. آتش زدن خودروها و وسائل نقلیه عمومی، بانک ها و مجروح کردن تعدادی از مردم، ضمن افشای ماهیت این جریان، صبر و طاقت مردم را به پایان رساند تا آنکه در روز ۲۳ تیر با حضور گسترده دانشجویان و مردم در دانشگاه تهران و خیابان های اطراف، به این فتنه شبه براندازانه پایان داده شد.

فیلم منتشر نشده سخنان روحانی در روز ۲۳ تیر سال ۱۳۷۸یکی از اثرگذارترین سخنرانی های این روز سرنوشت ساز، توسط حجت الاسلام حسن روحانی انجام شد. وی که در آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود، با محکوم کردن حرکت های آشوب طلبانه گفت: با عناصر خشونت طلب در این چند روز و با این اشرار برخورد قاطع خواهد شد تا برای دیگران درس عبرت باشد.

متن کامل این سخنرانی بارها توسط رسانه ها منتشر شده است اما متأسفانه تا کنون فیلم مناسبی از اظهارات دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در این حماسه بزرگ منتشر نشده بود. آنچه در ادامه می بینید، اولین فیلمی است که پایگاه جهان از این سخنرانی مهم منتشر می کند. این فیلم که به صورت غیر حرفه ای از کنار جایگاه سخنرانی گرفته شده است، بخش عمده ای از سخنان حجت الاسلام روحانی را پوشش می دهد اما به دلیل همین غیر حرفه ای بودن، متأسفانه بخش هایی نیز ضبط نشده است. تیم تدوین فیلم تلاش خود را کرده اند که با کمترین دخل و تصرف آن هم صرفا به دلیل فنی برای مناسب سازی جهت پخش، عین آنچه فیلمبرداری شده است را در اختیار مخاطبان قرار دهد.

متن کامل این سخنرانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«و مکروا مکراً و مکرنا مکراً و هم لایشعرون، فانظر کیف کان عاقبه مکرهم انا دمرناهم و قومهم اجمعین»

مردم قهرمان، بزرگوار و شریف تهران در چند روز گذشته، مواجه با سه حادثه تلخ بوده‌اند. حادثه اول، حادثه کوی دانشگاه و هتک حرمت به مقام دانشجو بود، این حرکت غیرقانونی و خلاف اصول اخلاقی و دینی یعنی حمله به کوی دانشگاه از طرف مقام معظم رهبری، ریاست محترم جمهور، مسئولین نظام و مردم قهرمان و عزیز کشورمان بویژه مردم تهران و دانشجویان عزیز قاطعانه محکوم شد و شورای عالی امنیت ملی مسئول شد تا این حادثه را ریشه‌یابی کند و در قدم‌های اولیه این بررسی، مقصرین این حادثه را شناسایی و به دست عدالت بسپارد و تلاش نماید تا دانشجویان زندانی و دستگیر شده را آزاد نماید و به سرعت به جبران خسارت‌های وارده در کوی دانشگاه بپردازد. بی‌تردید دانشجویان عزیز، بزرگوار و اندیشمند ما به عنوان آینده‌سازان کشور و مدیران آینده که رکن مهم در پیروزی انقلاب و نقش مهم در حفاظت و تداوم انقلاب داشته‌اند، همواره مورد احترام همه مسئولین نظام، ملت قهرمان و عزیز ایران بوده‌اند، هستند و خواهند بود.

در عین حال مسئله کوی دانشگاه همچنان در دستور کار شورای عالی امنیت ملی خواهد بود، تا همه ریشه‌های این حادثه شناسایی، بررسی و بالطبع در فرصت‌های آینده نتیجه آن به مردم شریف و بزرگوار ایران اعلام خواهد شد. این موضوع اول که حادثه‌ای بسیار تلخ و ناگوار بود که با محکومیت این حادثه زشت و با دادن قول به مردم برای رسیدگی به آن و سپردن عوامل آن به دست عدالت و با احترام مجدد به قشر ارزشمند و اندیشمند دانشجو، از آن عبور می‌کنیم، البته ریشه‌های این حادثه بررسی و شناسایی خواهد شد و به اطلاع مردم ما خواهد رسید.

اما درکنار این حادثه، دو حادثه تلخ دیگر بوقوع پیوست، دشمنان به کمین نشسته، دشمنان فرصت‌طلب که نه ربطی به دانشگاه دارند و نه ارتباطی به دانشجویان عزیز دارند، در کنار حرکت دانشجویی، می‌خواستند سوء استفاده کنند و متأسفانه موفق به سوءاستفاده هم شدند. افراد شرور، افراد وابسته به گروهک‌های سیاسی ورشکسته و منزوی در جامعه ما، مزدوران و وابستگان به قدرت‌های خارجی از این فرصت خواستند سوء استفاده کنند، البته این گروهک‌ها ماه‌ها در انتظار یک فرصت مناسب بودند و فکر کردند این مقطع فرصت مناسبی برای اهداف شوم و پلید آنهاست. یک حادثه تلخی که با حرکت این عناصر فاسد رخ داد، حرمت‌ شکنی بود.

شما می‌دانید دشمن برای اینکه در مردم ایجاد یأس کند و در مردم ایجاد تردید نماید و برای آینده زمینه‌سازی کند، سنگ زیرین بنای انقلاب را مورد تهاجم قرار داد و با شکستن حرمت و تقدس ارزش‌های انقلابی، ارکان نظام و بویژه رکن رکین انقلاب یعنی حریم مقدس ولایت خواست راه را برای توطئه‌های بعدی آماده نماید. دشمنان خارجی و داخلی ما باید بدانند ملت ما هوشیار و در صحنه است. مسأله ولایت مسئله فرد نیست، مسئله شخص نیست، ولایت در کشور ما مظهر اسلامیت نظام و استقلال کشور است. مردم ما خوب می‌فهمند و درک می‌کنند دشمن از اسلامیت نظام و استقلال کشور عصبانی است. (تکبیر حضار)

دشمنان داخلی و خارجی می‌دانند آن سد نیرومندی که در طول ۲۰ سال گذشته در برابر همه توطئه‌ها ایستاد و مقاومت کرد اسلام بود. آن عاملی که بین ملت عزیز و بزرگوار ایران با بیش از یک میلیارد مسلمان جهان پیوند ناگسستنی ایجاد کرد، اسلامیت نظام است. مردم ما به خوبی می‌دانند آن قدرتی که توانست در دفاع ۸ ساله در برابر همه قدرت‌های استکباری و حامیان آنها بایستد و مقاومت کند و پیروز شود اسلام و اسلامیت نظام بود. آن عاملی که امروز ملت ما را متحد کرده است و پیوند ناگسستنی در ملت ما ایجاد کرده است، اسلام است و مظهر این اسلامیت، رهبری و مقام ولایت است. (تکبیر حضار) مردم ما به خوبی می‌دانند مسئله ولایت به عنوان مظهر وحدت ملی جامعه است. مسئله ولایت مظهر اقتدار ملی ما است. اهانت به مقام ولایت، اهانت به ملت است. اهانت به ایران است. اهانت به اسلام است. اهانت به مسلمانان است. اهانت به همه آزادگانی است که قلبشان برای ایران به عنوان ام‌القرای جهان اسلام می‌تپد، بنابراین این حرمت شکنی نه برای مردم ما و نه برای عاشقان انقلاب در سراسر جهان قابل تحمل نیست. گرچه آنهایی که به این عمل زشت دست زده‌اند، تعدادشان بسیار اندک است، اما در عین حال لبخند و تشویق استکبار جهانی و امیدهای نابخردانه‌ای که در آنها ایجاد کرد نشان می دهد که قدرتهای استکباری توسط مزدورانشان سنگ زیرین این بنا مورد هدف قرار داده‌اند.

ولایت،‌ مهم‌ترین رکن حکومت و نظام ما در قانون اساسی کشور ما است. اهانت به این رکن، اهانت به قانون اساسی است. اهانت به قانون‌گرایی است و اهانت به همه ارزش‌های انقلابی است. من در این حادثه چند روزه چیزی که می‌دیدم در میان این مردم باوفا، مردم مخلص، مردم انقلابی. مردم در این چند روز، صبر ۲۵ ساله مولای متقیان علی (ع) را به نمایش گذاشتند که فرمود «صبرت ‌و فی‌ العین ‌غذی‌ و فی‌الحلق شجی» استخوان در گلو و خار در چشم این چند روزه تحمل کردند. این صبر انقلابی، این تحمل توأم با «کظم‌غیض» این حفظ نظم و آرامش، این هوشیاری، آماده بودن اما منتظر دستور ماندن و دست روی دست گذاشتن نکته بسیار جالبی بود. اگر منع مسئولین نبود مردم ما، جوانان مسلمان، غیور و انقلابی ما با این عناصر اوباش به شدیدترین وجه برخورد می‌کردند و آنها را به سزای اعمالشان می‌رسانند. (تکبیر حضار)

این متانت، صبر و این آماده بودن و گوش به فرمان بودن تمرین نوینی بود که مردم ما از زندگی مولای متقیان حضرت علی (ع) سرمشق گرفته بودند و به نمایش گذاشتند. ما همچنان باید آمادگی و هوشیاری توأم با صبر و متانت خودمان را حفظ کنیم. مطمئن باشید دولت و ارگان‌های امنیتی کاملاً بر کشور مسلط هستند و این گروهک‌ها و این چند صد نفر اوباش چیزی نیستند که بخواهند برای ملت ما و برای مردم عزیز و قهرمان تهران، نگرانی بوجود آورند.(تکبیر حضار) حادثه تلخ سوم، حمله به اموال عمومی، ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، برهم زدن آرامش و امنیت، سلب آسایش از مردم، آزار مردم و حتی دستبرد به اموال شخصی و اهانت و تعدی به مردم بود.

در کدام کشور جهان، حرکت‌های آشوب‌طلبانه این چنین تحمل می‌شود اینها خیلی پست‌تر و حقیرتر از آن هستند که بخواهیم نسبت به آنها تعبیر حرکت براندازی را مطرح کنیم. در کجای دنیا و در کدام کشور و توسط کدام دولت، آشوب، تخریب و بر هم زدن نظم جامعه، تحمل می‌شود. مگر دولت مقتدر جمهوری اسلامی ایران مسئولین امنیتی نظام، این گونه حوادث را تحمل خواهند کرد. این صبر و متانت، در یکی دو روزه برای این بود که ماهیت این چند صد نفر اوباش به خوبی برای مردم ما روشن می‌شود و همه به خوبی بدانند اینها چه کسانی هستند و دارای چه ماهیتی هستند.

من در همین جا لازم می‌دانم از دانشجویان عزیز بیدار، هوشیار و قهرمان تشکر و قدردانی کنم که با هوشیاری و با دید نافذشان تا متوجه شدند که این عناصر مفسد و معاند در کنار آنها قرار گرفته‌اند، بلافاصله اعلام بیزاری و برائت کردند و خودشان را کنار کشیدند. این نشان هوشیاری و بیداری دانشجویان انقلابی و مسلمان و قهرمان ما است. افرادی که اتوبوس و اموال عمومی را آتش می‌زنند، آنها که ماشین بین‌المال را آتش می‌زنند و حتی اتومبیل شخصی افراد را از بین می‌برند، اینها چه عناصری هستند و دارای چه ماهیتی می‌باشند؟ بی‌تردید این افراد دشمن مردم ایران و ارزش‌های این مرز و بوم هستند، این اوباش حتی به مساجد هم تعرض کردند. ادامه این وضع برای نظام ما کشور ما و ملت ما قابل تحمل نخواهد بود. دیروز نسبت به این عناصر دستور قاطع داده شد، دیروز غروب دستور قاطع صادر شد تا هر گونه حرکت این عناصر فرصت طلب، هر کجا که باشد با شدت و با قاطعیت برخورد شود و سرکوب شوند.(تکبیر حضار) مردم ما شاهد خواهند بود که از امروز نیروی انتظامی، نیروی قهرمان بسیج حاضر در صحنه، با این عناصر فرصت‌طلب و آشوبگر - اگر جرات ادامه حرکت مذبوحانه داشته باشند- چه خواهند کرد.(تکبیر حضار)

دشمنان خارجی، آنها که در این چند روز کف زدند و همچنین این عناصر پست و مزدور، بدانند اسلام در این کشور زنده است و زنده خواهند ماند. مردم عزیز و بزرگوار تهران و ایران زنده‌اند و در صحنه‌اند و با همان شور و هیجان سال‌های ۵۷-۵۸ در صحنه حضور دارند و پاسخ دندان‌شکن به آنها خواهند داد. نیروهای امنیتی قدرتمند ما اعم از نیروی انتظامی، بسیج و سایر قوا و پرسنل بیدار وزارت اطلاعات در صحنه مقتدرانه خواهند بود. خوشبختانه اکثر این عناصر در ظرف دیروز و دیشب دستگیر شده‌اند. همه این افراد مورد بازجویی قرار خواهند گرفت. در میان این افرادی که دستگیر شده‌اند افراد شرور، جنایتکار و سابقه‌دار، وابسته به گروهک‌های معاند و ورشکسته، افرادی که به نوعی از سوی دستهای مشکوک تطمیع شده بودند همه اینها دیده می‌شوند که در فرصت مناسب ماهیت این افراد به مردم معرفی خواهد شد. بی‌تردید آنهایی که به آشوب و تخریب اموال عمومی و تعرض به نظام در این چند روز مشغول بوده‌اند، در دادگاه‌های صالحه ما محاکمه خواهند شد و طبق قوانین و مقررات به مجازات خواهند رسید.(تکبیر حضار)

من فکر می‌کنم ریشه حرکت‌هایی این یکی، دو روز اخیر به تحلیل غلط دشمنان انقلاب و مزدورانشان از نظام جمهوری اسلامی و تحلیل نادرست نسبت به هوشیاری و آمادگی ملت بزرگوار و حاضر در صحنه ایران برمی‌گردد. اولا آنچه که رادیوهای خارجی برای آتش زدن چند اتوبوس برای حمله به چند باجه و کیوسک تلفن، کف زدند و برای عربده‌کشی چند نفر شرور امید بسته‌اند. باید بدانند نظام ما و انقلاب ما یک انقلاب مردمی است، ریشه در اعماق جان مردم دارد مردم خود این انقلاب را به پیروزی رسانده‌اند. مردم خود این انقلاب را در برابر انواع توطئه‌ها حفظ کرده‌اند. مردم ما بدون کمک دیگران در ۸ سال دفاع مقدس در برابر متجاوزین، از تمامیت ارضی و شرف ملی خود دفاع کردند. مردم ما با خون با رهبری انقلاب و نظام عزیز اسلامی خود پیمان بسته‌اند.(تکبیر حضار) دشمنان خارجی ما تجربیاتی که دارند نسبت به کشورهایی است که نظام آنها به قدرت خارجی وابسته است و ریشه در اعماق دلهای مردم ندارد و دارای نظام مردمی نیستند و با بادی می‌لرزند آنها تجربه‌ را می‌خواهند نسبت به انقلاب شکوهمند و عزیز اسلامی ایران و مردم مقتدر و هوشیار و بیدار ما پیاده کنند. مگر این انقلاب تعلق به قشر خاصی دارد و از آن گروه خاصی است؟ این انقلاب به ۶۰ میلیون نفر مردم ایران تعلق دارد که با جان و دل برای این انقلاب فداکاری کرده‌اند و فداکاری خواهند کرد.

اشتباه دوم دشمن این بود که هنوز بعد از این ۲۰ سال مردم ما را نشناخته است. (تکبیر حضار) تصور آنها از مردم، تصور ناصحیح و غلطی است مردم ما به اسلام، قرآن، به خاندان رسالت، به انقلاب، به امام و به راه امام و به ولایت عشق می‌ورزند و در برابر این توطئه‌ها تسلیم نخواهند شد، خوب است دشمن تجدیدنظر کند. بعد از ۲۰ سال مقاومت مردم ما، دشمن هیچ راهی جز تسلیم شدن در برابر انقلاب اسلامی ایران و واقعیت این انقلاب ندارد. اگر تصور دیگری دارد اشتباه است. دشمن بداند یک راه بیشتر پیش روی او نیست و آن اعتراف اقرار و تواضع در برابر انقلاب اسلامی و ملت بزرگوار و هوشیار ما است. البته اگر آمریکا یا رژیم اشغالگر قدس از این عناصر آشوبگر حمایت کردند توقع هم همین بود این کشورها همیشه حامی اشوبگران، جنایتکاران و افراد وابسته و مزدور هستند؛ یکی دو کشور دیگر هم اغفال شدند. من به آنها هشدار می‌دهم و به آنها می‌گویم که سخنان ناصحیح و نادرست بعضی از مسئولین این کشورها در زمینه حوادث چند روزه اخیر تهران در پرونده روابط ایران با آنها ثبت شده است. دولت ایران این موارد را در نظر دارد و بدانند در فرصت مناسب پاسخ لازم به آنها داده خواهد شد. (تکبیرحضار) من می‌خواهم یکی دو نکته در پایان بحثم به عرض شما برسانم. نکته اول آنکه حوادث این چند روزه درس بزرگی برای همه جناح‌ها و گروه‌ها بود. حوادث چند روز اخیر به ما نشان داد و روشن نمود که در جهان سیاست، اول باید قواعد بازی را بیاموزیم. بدون آشنایی به قواعد بازی ورود به صحنه رقابت‌ها و مجادله‌های سیاسی ممکن است خطرات جبران ناپذیری را برای کشور به بار آورد. در تمام کشورهای جهانی حتی آنهایی که مدعی هستند که مهد دموکراسی هستند، قواعد بازی را به عنوان محور اصلی حرکت سیاسی، همواره مورد توجه و مراعات قرار می‌دهند. مصالح ملی، امنیت ملی و منافع ملی باید خطوط قرمز همه گروه‌ها و جناح‌ها باشد. امیدوارم این حوادث درس خوبی برای همه ما باشد. حتی در لحن سخن گفتن و مکالمه با یکدیگر و نوع گفتمان بایداز لحن متناسب با فضای سیاسی سالم استفاده کنیم. لحن درشت و تحریک‌کننده، دشمن را امیدوار می‌کند. لحن ناصحیح، فضای مناسب را برای فعالیت دشمن ایجاد می‌کند. همه جناح‌ها و همه گروه‌ها باید این درس و سرمشق را مد نظر داشته باشند.

حوادث چند روزه اخیر، در کنار حوادثی که در این ۲۰ سال گذشته داشتیم که یک پالایش دیگر برای انقلاب ما بود. انقلاب ما در هر مقطعی نیاز به یک پالایش دارد و این حوادث چند روزه زمینه‌ای را برای پالایش جدید در انقلاب ما و نظام ما بوجود آورده است. در مجموع، خسارت‌هایی در این چند روز دیدیم، اما در کل و در نتیجه نهایی شاید این حادثه مایه تکامل انقلاب و سالم‌سازی حرکت‌های انقلابی و فضای سیاسی کشور باشد.

حوادث چند روزه به همه گروه‌ها آموخت که باید واقعیت‌های نظام، جامعه، جهان و شرایط سیاسی منطقه و جهان را به خوبی درک کنیم و با درک این واقعیت همبستگی و وحدت یک ضرورت برای همه ما است. حوادث چند روزه به ما گفت خشونت و خشونت‌گرایی تحت هر عنوانی محکوم است و همه باید به سمت قانون و قانونگرایی حرکت کنیم. با عناصر خشونت طلب در این چند روز و با این اشرار برخورد قاطع خواهد شد تا برای دیگران درس عبرت باشد. خوشبختانه همه ارکان نظام، مسئولین همه قوا بدون هیچگونه اختلاف‌نظر نسبت به برخورد قاطع و انقلابی نسبت به این عناصر فرصت‌طلب اتفاق نظر دارند و قوه قضائیه در روزهای آینده به وظیفه قانونی، شرعی، ملی و انقلابی خود به خوبی عمل خواهد کرد.(تکبیر حضار)

در روزهای آینده مردم ما با هیجان هوشیاری خودشان را در صحنه حفظ کنند. بدون اینکه دست به عملی بزنند، در زمینه اطلاعات به دست آمده به وزارت اطلاعات کمک کنند. در زمینه عمل هم پشتیبان نیروهای رسمی و مسئولین امنیت باشند، یعنی کمک نیروی انتظامی، بسیج و سایر نیروهای امنیتی در صحنه عمل باشند. باید بدانیم که اتکاء اصلی نظام و مسئولین ما به مردمان عزیز و قهرمان حاضر در صحنه است. گرچه چند روز گذشته، شاهد حوادث تلخی بودیم، اما حضور امروز مردم شیرینی و شهد را در کام تلخ مردم ریخت.

حضور میلیونی امروز مردم در سراسر کشور حماسه دیگری بود. اطلاعاتی که من یک ساعت پیش از همه استانها گرفتم این بود که در سراسر ایران، موج خروشان مردم، تکبیرگویان به مراکز اجتماعی که به آنها اعلام شده است، زن و مرد در حال حرکت هستند. همه جا شعار و فریاد در حمایت از نظام و علیه استکبار و مزدوران داخلی آنهاست. مردم ما امروز یکبار دیگر دشمنان خارجی و مزدورانشان را مأیوس کردند و مشت رد به سینه آنها زدند. مردم ما به خوبی توجه دارند برای توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی اولین شرط ضروری و لازم ،‌امنیت و ثبات است و برای این امنیت و ثبات همه ما باید در صحنه باشیم و هوشیاری و بیداریمان را حفظ کنیم و دولت و نیروهای امنیتی را برای این اهداف مهم یاری دهیم.

در پایان می‌خواهم یک نکته عرض کنم و آن اینکه شورایعالی امنیت ملی به مردم قهرمان و دانشجویان عزیز اطمینان می‌دهد که: ۱- مسئله کوی دانشگاه را ریشه‌یابی، بررسی خواهد کرد و این بررسی را تا نتیجه نهایی ادامه خواهد داد و نتیجه آن را به اطلاع مردم خواهد رساند. ۲- به شهروندان عزیز و قهرمان تهرانی و به همه مردم ایران قول می‌دهیم که نیروهای امنیتی ما و قوه قضائیه با سرعت با عناصر مخرب و مفسد برخورد قاطع خواهند کرد. ۳- به مردم ما اعتماد و اطمینان می‌دهیم که دولت و نیروهای امنیتی ما کاملاً بر اوضاع مسلط هستند و هیچگونه نگرانی در این زمینه وجود ندارد. لازم می‌دانم از نیروی انتظامی به خاطر تلاش‌های شبانه‌روزی‌اش در این چند روز، از نیروی عزیز و قهرمان بسیج و همچنین پرسنل بیدار وزارت اطلاعات تشکر، سپاسگزاری و قدردانی نمایم که تلاش و فعالیت قوق‌العاده‌ای در این چند روز داشته‌اند.

از دانشجویان عزیزمان تشکر می‌کنم که با دقت و سرعت، حساب خودشان را از این عناصر مفسد جدا کردند و به خوبی هوشیاری و آگاهی خود را در این مقطع حساس نشان دادند. در نهایت از مردم بزرگوار و عزیزمان تشکر و قدردانی می‌کنیم که با همان شور و نشاط سال‌های اولیه انقلاب در صحنه حاضر شدند و امروز حماسه عظیم و بزرگ حضور خودشان را در کشور آفریدند. «ان ‌تنصروالله ینصرکم و یثبت‌ اقدامکم».


منبع: جهان

 
سخنرانی دکتر زارعی با موضوع تحولات عراق
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی دکتر زارعی با موضوع تحولات سیاسی عراق

7/4/93

 


 
بازخوانی خطبه های تاریخی رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد 88 +صوت وعکس
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
امروز اگر چهارچوبهای قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی مصونیت
نخواهد داشت/ تن دادن به مطالبات غیر قانونی شروع دیکتاتوری است/ بنده
زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت

گروه سیاسی- رجانیوز:5 سال قبل در 29 خرداد 1388 دانشگاه تهران و خیابان های اطراف آن مملو از جمعیتی بود که برای شنیدن خطبه های نماز جمعه رهبر انقلاب از ساعتها قبل لحظه شماری می کردند؛ توده های مردمی که یک هفته بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث تلخ آن، تنها و تنها منتظر شنیدن صحبتهای رهبر انقلاب بودند تا تکلیف خود را با آشوبگران و قانون شکنان یک سره کنند و امروز بعد از گذشت 5 سال از آن روز تاریخی، بازخوانی صحبت های رهبر انقلاب به خوبی نشان می دهد ایشان تا چه اندازه با منطق و سعه صدر، با جریانی که مدعی تقلب در انتخابات بود رفتار کردند.

شاید پنج سال قبل بسیاری از کسانی که مصرانه بر ادعای تقلب در انتخابات اصرار داشتند و صحبت های آن روز رهبر انقلاب به مذاقشان خوش نیامده بود، متوجه نبودند این اظهارات نه در دفاع از «یک فرد»، بلکه در دفاع از «ساز و کاری» است که به جای آنارشیسم، حافظ جمهوریت و رای مردم است، ساز و کاری که تنها چند سال بعد می تواند منجر به روی کار آمدن فردی شود که مورد حمایت همان افراد است.

از این رو، بازخوانی خطبه های نماز جمعه 29 خرداد بعد از 5 سال، کمک بسیاری جهت فهم عمیق تر ابعاد مدیریتی معظم له در فتنه 88 پیش روی مخاطب می گذارد:

 

 

 

دانلود فایل صوتی خطبه های تاریخی رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد 88

 

 خطبه‌ی اول‌

 
بسم‌ اللَّه‌ الرّحمن‌الرّحیم‌
 
و الحمدللَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوکّل علیه و نستغفره و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فی العالمین و السّلام علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
 
قال الحکیم فی کتابه: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و کان اللَّه علیما حکیما»(1)
 
 
همه‌ی برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقوای الهی و توجه به خدای متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهی در همه حال. اگر ما تقوای خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم - که معنای حقیقی تقوا همین است - یقیناً برکات الهی، رحمت الهی، کمک الهی شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه‌ی هر هفته دلهای نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معنای شگفت‌انگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند.
 
این روزها از یک طرف به ایام ولادت باسعادت صدیقه‌ی کبرا فاطمه‌ی زهرا (سلام اللَّه علیها) متصل و مربوط است، و از یک طرف به ایام مغتنم و ذی قیمت ماه رجب؛ وقت ذکر است، وقت دعاست، وقت توجه است. این آیه‌ای که من تلاوت کردم، به مؤمنان بشارت میدهد و نزول سکینه‌ی الهی را یادآوری میکند. سکینه یعنی آرامش در مقابل تلاطمهای گوناگون  روحی و اجتماعی. این آیه مربوط به حدیبیه است. در ماجرای حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثی پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانی شدن دلهای مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروی مجهزی آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند - حدیبیه نزدیک مکه است - نیروهای دشمن متکی به عقبه‌ی مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش برای بسیاری از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم بر طبق آن سیاست عظیم مکتوم الهی - که بعد برای همه آشکار شد - در مقابل کفاری که آمده بودند در مقابل او، در مواردی کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم اللَّه»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پبش آمد. این هم دلهائی را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت.
 
در یک چنین مواردی که این اضطرابهای گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصی، چه به لحاظ مسائل اجتماعی - برای مؤمنینِ به اسلام پیش می‌آید، اینجا باید منتظر سکینه‌ی الهی بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص کرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهای روحی برحذر و برکنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانی، به خاطر این آرامشی که خدا به آنها داد، آسوده شدند. آن وقت نتیجه‌ی این سکینه‌ی الهی و آرامش روحی این میشود که: «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید، نور ایمان دل آنها را بیشتر روشن میکند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است که برای یک مجموعه‌ی مسلمان، مجموعه‌ی مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمک‌کار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتی دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتی گامها استوار شد، راه به‌آسانی طی میشود، به هدف نزدیک میشود.
 
همیشه دشمنان اسلام خواسته‌اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب کنند. در طول تاریخ اسلام موارد زیادی پیش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حرکتهای عظیم جهادی پیامبران قبل از نبی مکرم، مؤمنینی که توانستند ایمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحی پیدا کردند. این آرامش روحی حرکات آنها را در اختیار جهت ایمانی قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نکردند؛ چون در حال تشویش و اضطراب، پیدا کردن راه درست دشوار میشود. انسانی که از آرامش روحی برخوردار است، درست فکر میکند، درست تصمیم میگیرد، درست حرکت میکند. اینها نشانه‌های رحمت الهی است.
 

امروز جامعه‌ی انقلابی ما، مردم مؤمن ما، نیاز به این دارند که این آرامش را، این سکینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به وجود بیاورند. «الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب».(2) یاد خداست که دلها را در ماجراهای طوفانی دنیا و زندگی حفظ میکند. یاد خدا را مغتنم بشمارید. ایام ماه رجب - همانطور که گفتیم - نزدیک است. دعاهای ماه رجب یک دریائی از معرفت است. در دعا فقط این نیست که انسان دل را به خدا نزدیک میکند؛ این هست، فراگیری هم هست. در دعا هم تعلیم است، هم تزکیه هست. دعا هم ذهن را - این دعاهای مأثور از ائمه (علیهم‌السّلام) - روشن میکند، حقایقی را، معارفی را به ما می‌آموزد که در زندگی به آنها نیاز داریم، و هم دل را متوجه به خدا میکند. ذکر الهی را خیلی باید مغتنم بشمرید. همین نماز جمعه‌ی شما مصداق ذکر الهی است. «فاسعوا الی ذکر اللَّه».(3) در اینجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حرکات شما باید غالب باشد، یاد خداست. دل به یاد خدا، زبان متذکر به نام مقدس پروردگار، حرکات دست و پا و جسم هم حرکاتی در جهت یاد پروردگار و اطاعت اوامر الهی. این چیزی که مورد نیاز یکایک ماست، همین است.
 
من به شما عرض بکنم از اول انقلاب تا امروز - که سی سال میگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثی که بعضی از آنها میتوانست یک ملت را، یک نظام را از جا بکند، میتوانست یک کشور را دچار دریای طوفانی‌ای بکند که ندانند چه میکنند و چه باید بکنند - همین طور که می‌بینیم در بعضی از کشورهای همسایه‌ی‌مان - برای این کشور پیش آمد، اما این کشتی استوار که متکی به ایمانهای شما، به اراده‌ی شما، به دل نورانی شما به ذکر خدا متکی بود، در این طوفانهای گوناگون اندک‌اضطرابی پیدا نکرد. این نشانه‌ی رحمت الهی است؛ این نشانه‌ی تفضلات خداوند به شما ملت عزیز است.
 
مشمول تفضلات الهی شدن یک مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهی یک مسئله‌ی دیگر است. مبادا به خودمان مغرور بشویم؛ مبادا وقتی دست کمک پروردگار را که می‌بینیم، بگوئیم: «ما که مورد توجه پروردگار هستیم» و از وظائفمان غفلت کنیم؛ مبادا یاد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهای عزیز در سراسر کشور و هر جا که هستید عرض میکنم: جوانها! این دلهای پاک را، این دلهای نورانی را، این دلهای نرم را مغتنم بشمرید؛ آنها را با یاد پروردگار سیراب کنید؛ آنها را از ذکر خدا لبریز کنید، که خدای متعال توجهاتش را و رحمتش را بر این ملت مستدام خواهد کرد. و شما بدانید - من امروز عرض میکنم - آنجوری که من دارم می‌بینم این ملت را و آنجوری که مطلعم از تاریخ گذشتگان خودمان در این کشور و در دیگر کشورها، من مطمئنم و یقین دارم این ملت به توفیق الهی، به حول و قوه‌ی الهی، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد یافت.
 
این فضای معنویِ جامعه را قدر بدانید، مبادا هیجانهای سیاسی ما را از خدا غافل کند؛ مبادا بگومگوهای گوناگونی که در یک کشور پیش می‌آید - که در میان یک ملت آزاد یک امر طبیعی است - ما را غافل کند، ندانیم به کجا میخواهیم برویم، ندانیم چه جور میخواهیم برویم. این انقلاب از اول بر پایه‌ی ایمانهای پاک و صادق استوار شد و ادامه‌ی این راه هم بر همین پایه‌ی استوار قرار خواهد داشت.
 
با وجود این همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دین‌شناسند، به معنویت علاقه‌مندند. امروز جوانها در دنیائی که مادیگری بر آن حاکم است، غرق در حیرت و آشفتگی‌اند؛ دوری از معنویت آنها را دچار آشگفتی کرده است؛ نمیدانند چه بکنند؛ متفکرانشان هم مانده‌اند؛ و بعضی از آنها فهمیده‌اند که راه اصلاح کارهایشان مراجعه به معنویت است. ولی چه جور میتوانند معنویت از دست‌رفته را، معنویتی را که دو قرن است در کشورهای غربی دائماً با وسائل گوناگون کوبیده شده است، میخواهند برگردانند؛ کار آسانی نیست. اما ملت ما اینجور نیست. ملت ما در این مجرای عظیم معنویت حرکت کرد، با معنویت توانست یک انقلابِ با این عظمت را به پیروزی برساند، با معنویت توانست در این دنیای مادی یک نظام اسلامی را که متکی به معنویت است، برافرازد، پایه‌های آن را محکم کند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهای گوناگون حفظ کند. ملت ما یک جنگ هشت ساله‌ی تحمیلی را با تکیه‌ی به همین معنویت توانست با سرافرازی و پیروزی طی کند. امروز هم جوانهای ما اکثراً جوانهای مؤمن و معنوی هستند. حتّی آن کسانی که بظاهر گرایش معنوی در سیمای آنها نیست، انسان در مواقع حساس می‌بیند دلهایشان متوجه خداست. بارها من عرض کرده‌ام که در این شبهای قدر، در این روزهای اعتکاف، در این مراسم نماز عید فطر، چه افرادی، چه اشخاصی که انسان گمان نمیکند، دلهایشان را متوجه خدا میکنند.
 
 
پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند میدهیم، تو را به ائمه‌ی هدی‌ (علیهم‌السّلام) و نبی مکرم سوگند میدهیم دلهای ما را از معنویت بیش از پیش انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بیت کوتاه مکن. پروردگارا ! تقوا و ایمان و سکینه‌ی الهی را بر دلهای این ملت بزرگ نازل کن. پروردگارا ! این ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پیروزی برسان. پروردگارا ! دلهای ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا ! آنچه میگوئیم، آنچه میکنیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پیشگاه ولی‌ات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعای آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما.
 
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
 
و العصر. انّ الانسان لفی خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4)
  
 
خطبه‌ی دوم‌
 
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

والحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما علیّ امیرالمؤمنین و حبیبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنّة و علیّ‌بن‌الحسین و محمّدبن‌علیّ و جعفربن‌محمّد و موسی‌بن‌جعفر و علیّ‌بن‌موسی و محمّدبن‌علیّ و علیّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علیّ و الخلف القائم المهدیّ صلواتک علیهم اجمعین و صلّ علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین.
 
 
اوصیکم عباد اللَّه بتقوی اللَّه.
 
در این خطبه هم من همه‌ی برادران و خواهران عزیزی را که در نماز شرکت دارند، دعوت میکنم به تقوا، به پرهیزگاری.
 
مسئله‌ای که در این خطبه مطرح میکنم، مسئله‌ی انتخابات است که فعلاً مسئله‌ی روز در کشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم کرد. یک مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان در هر نقطه‌ای از کشور که هستند، میخواهم عرض بکنم. یک مطلب را خطاب به نخبگان سیاسی، نامزدهای ریاست جمهوری، فعالان و دست‌اندرکاران قضایای انتخابات میخواهم عرض بکنم. یک مطلب هم خطاب به سران استکبار، بعضی از دولتهای غربی و سردمداران رسانه‌هائی که آنها اداره میکنند، خواهم گفت.
 
درباره‌ی مطلب اول که خطاب به شما مردم عزیز است، حرف من عبارت است از یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر. بنده دوست ندارم در سخنرانی‌ها و خطابه‌ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیه‌ی انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میکنم که هر چه با مبالغه صحبت بکنم، زیاد نیست؛ حتّی اگر بوی تملق هم بدهد، ایرادی ندارد. کار بزرگی کردید. انتخابات 22 خرداد یک نمایش عظیمی بود از احساس مسئولیت ملت ما برای سرنوشت کشور؛ نمایش عظیمی بود از روح مشارکت‌جوی مردم در اداره‌ی کشورشان؛ نمایش عظیمی بود از دلبستگی مردم به نظامشان. حقیقتاً مشابه این حرکتی که در کشور انجام گرفت، من امروز در دنیا و در این دموکراسی‌های گوناگون - چه دموکراسی‌های ظاهری و دروغین و چه دموکراسی‌هائی که واقعاً به آراء مردم مراجعه میکنند - نظیرش را سراغ ندارم. در جمهوری اسلامی هم جز در همه‌پرسی سال 58 - فروردین 58 - هیچ نظیری دیگر برای این انتخاباتی که در جمعه‌ی گذشته شما انجام دادید، وجود ندارد؛ مشارکت حدود 85 درصد؛ چهل میلیون تقریباً جمعیت. انسان دست مبارک ولی‌عصر را پشت سر حوادثی با این عظمت می‌بیند. این نشانه‌ی توجه خداست. لازم میدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزیز در سراسر کشور ابراز ادب و ابراز تواضع کنم که واقعاً جا دارد.
 
نسل جوان ما بخصوص نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد؛ با این تفاوت که در دوران انقلاب، کوره‌ی داغ انقلاب دلها را به هیجان می‌آورد، بعد هم در دوره‌ی جنگ به نحو دیگری؛ اما امروز اینها هم نیست، در عین حال این تعهد، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست. البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأی هست؛ عده‌ای کسی را قبول دارند، حرفی را قبول دارند؛ عده‌ی دیگری کس دیگری را قبول دارند، حرف دیگری را قبول دارند؛ اینها هست، طبیعی هم هست، لیکن یک تعهد جمعی را انسان در بین همه‌ی این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میکند؛ یک تعهد جمعی برای حفظ کشورشان، برای حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهای بزرگ، در شهرهای کوچک، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پیر، جوان، همه وارد این میدان شدند؛ همه در این حرکت عظیم شرکت کردند.
 
این انتخابات، عزیزان من! برای دشمنان شما یک زلزله‌ی سیاسی بود؛ برای دوستان شما در اکناف عالم یک جشن واقعی بود؛ یک جشن تاریخی بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک جنبش عمومی و مردمی بود برای تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و برای نظام جمهوری اسلامی یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالاری دینی را به رخ همه‌ی مردم عالم کشید. همه‌ی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه. این یک راه سوم است. در مقابل دیکتاتوری‌ها و نظامهای مستبد از یک طرف، و دموکراسی‌های دور از معنویت و دین از یک طرف دیگر، این مردمسالاری دینی است؛ این است که دلهای مردم را مجذوب میکند و آنها را به وسط صحنه میکشاند. این، امتحان خودش را داد. این یک نکته درباره‌ی این انتخابات.
 
 
نکته‌ی دوم در باب این انتخابات این است که انتخابات 22 خرداد نشان داد که مردم، با اعتماد و با امید و با شادابی ملی در این کشور زندگی میکنند. این جواب خیلی از حرفهائی است که دشمنان شما در تبلیغات مغرضانه‌ی خودشان بر زبان می‌آورند. اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر احساس آزادی نکنند، به انتخابات روی خوش نشان نمیدهند. اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته‌اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه‌ی جمهوری اسلامی است، میخواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره‌ی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند.
 
دشمنان ملت ایران میدانند که وقتی اعتماد وجود نداشت، مشارکت ضعیف خواهد شد؛ وقتی مشارکت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها این را میخواهند؛ هدف دشمن این است. میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهوری اسلامی بگیرند. این، ضررش بمراتب از آتش زدن بانک و سوزاندن اتوبوس بیشتر است. این، آن چیزی است که با هیچ خسارت دیگری قابل مقایسه نیست. مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمی اینجور مشتاقانه حضور پیدا کنند، بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد کردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد.
 
این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده کنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند. این هم یک نکته.
 
نکته‌ی سوم، مسئله‌ی رقابتها بود. این رقابتها کاملاً رقابتهای آزاد، جدی و شفاف بین نامزدهای مختلف بود؛ همه دیدند. به قدری این رقابتها و این گفتگوها و این مناظره‌ها شفاف و صریح بود، که عده‌ای به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم کرد - حق هم تا حدودی با آنهاست. التهاباتی هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتی که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهای متعلق به نظام اسلامی است. اینی که دشمنان سعی میکنند در رسانه‌های گوناگون - که غالباً هم این رسانه‌ها مال این صهیونیستهای خبیث و رذل است - اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جوری نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد.
 
 
این چهار نفری که وارد عرصه‌ی این انتخابات جدی شدند، همه‌شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یکی از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد. یکی از آنها نخست‌وزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهوری خود بنده است. یکی از آنها فرمانده‌ی سپاه در سالهای متمادی و یکی از فرماندهان اصلی دوران دفاع مقدس بوده است. یکی از آنها دو دوره رئیس قوه‌ی مقننه‌ی کشور بوده است؛ رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است. اینها عناصر نظامند؛ اینها همه‌شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‌نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیری‌های گوناگون سیاسی با هم تفاوتهای متعددی دارند؛ اما همه‌شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوی صهیونیستی و رادیوی آمریکا و رادیوی انگلیسِ خبیث و دیگران هی میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتی بود در درون نظام و بین عناصر وابسته‌ی به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‌شان هم با این سوابق. همه‌شان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همه‌شان از نزدیک من کار کردم.
 
البته بنده همه‌ی دیدگاه‌های این آقایان را قبول ندارم؛ بعضی از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضی را برای خدمت به کشور مناسبتر از بعضی دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهده‌ی مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند. خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند. مردم خودشان طبق معیارهای خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئله‌ی درونی نظام است. اینی که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصری در درون چهار چوب نظام است.
 
 آن مردمی هم که به این چهار نفر رأی دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأی دادند، تشخیص دادند این برای کشور بهتر است، به نظام پابندی‌اش بیشتر است، به او رأی دادند. آن کسی را که صالحتر برای خدمت به نظام میدانستند، به او رأی دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند.
 
اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمی بود؛ ابتکار جالبی بود؛ خیلی صریح بود، خیلی شفاف بود، خیلی جدی بود.این مناظره‌ها تو دهن آن کسانی زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشی است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدی در مقابل هم ایستاده‌اند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظره‌ها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتی داشت، عیوبی هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد.
 
 
آن جهت مثبت، این بود که در این مناظره‌ها و در این گفتگوها و در این گفتارهای تلویزیونی، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئی کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئی برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروه‌ها بدون ابهام، بدون پیچیده‌گوئی، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامه‌هایشان چیست، پابندی‌هایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمی‌آیند، نظام کشور اندرونی و بیرونی ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همه‌ی نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأی مردم ناشی از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأی مردم زینتی نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیارانه انتخاب کنند. این مناظره‌ها این را نشان داد. یقیناً یکی از علل افزایش ده میلیونی آراء نسبت به آخرین حد نصابِ دوره‌های قبل همین بود که ذهن مردم، فکر مردم مشارکت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخیص دادند، وارد میدان شدند. این مناظره‌ها به سطح خیابانها هم کشیده شد، داخل خانه‌ها هم رفت، که اینها قدرت انتخاب مردم را بالا میبرد. اینجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش میدهد، قدرت انتخاب را بالا میبرد. این از نظر جمهوری اسلامی چیز مطلوبی است.
 
البته همین جا من عرض بکنم که این گفتگوها نباید به جائی برسد که تبدیل بشود به کدورت و کینه. اگر این شد، آنوقت اثر عکس خواهد داشت. اگر به همان شکلی که آن روز بود و در همان حد باقی بود، این خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همین طور کش پیدا کند، ادامه پیدا کند، هی بگومگو بشود، این تدریجاً تبدیل خواهد شد به کینه. البته خیلی خوب است که این‌جور مناظره‌هائی در سطوح مدیریتی ادامه پیدا کند - البته با حذف آن عیوبی که بعد به آن اشاره خواهم کرد - و افراد، مسئولین، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبیین کنند. خیلی از اوقات اگر چنانچه یک انتقادی به کسی بشود، این فرصتی است برای او که بتواند ذهنها را روشن کند، تبیین کنند، حقیقت را بیان کنند؛ خیلی چیز خوبی است؛ البته با حذف آن عیوبی که عرض خواهم کرد. اگر این جور مناظره‌ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، دیگر وقتی در هنگام انتخابات پیش آمد، حالت انفجاری پیدا نمیکند؛ همه‌ی حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنیده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اینها محسنات این مناظرات بود که خیلی خوب بود؛ اما عیوبی هم داشت که این عیوب را باید برطرف کرد. در مواردی انسان میدید که در این مناظره‌ها جنبه‌ی منطقی مناظره ضعیف میشد؛ جنبه‌ی احساساتی و عصبی پیدا میکرد؛ جنبه‌ی تخریبی غلبه پیدا میکرد؛ سیاه‌نمائی وضع موجود به شکل افراطی در این مناظره‌ها دیده شد؛ سیاه‌نمائی دوره‌های گذشته هم در این مناظره‌ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتی مطرح شد که در جائی اثبات نشده است؛ به شایعات تکیه شد، بی‌انصافیهائی احیاناً دیده شد؛ هم بی‌انصافی نسبت به این دولت با این همه حجم خدمت، و هم بی‌انصافی نسبت به دولتهای گذشته و دوران سی ساله. آقایان در خلال صحبت احساساتی شدند و لابلای حرفهای خوب، حرفهائی هم که خوب نبود، گفته شد.
 
 
بنده هم مثل بقیه‌ی آحاد ملت نشستم پای تلویزیون و این مناظره‌ها را تماشا کردم و از آزادی بیان لذت بردم؛ از اینکه نظام جمهوری اسلامی توانسته است به کمک مردم بیاید تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما این بخش معیوب قضیه، بنده را ناخرسند کرد؛ متأثر شدم. برای طرفداران نامزدها هم آن بخشهای معیوب، آن تعریضها، آن تصریحها، التهاب‌آور و نگران‌کننده بود، که البته از هر دو طرف هم بود.
 
بنده اینجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‌ای که در حکم نماز است، حقایق را باید بیان بکنم. هر دو طرف در این عیب متأسفانه مشترک بودند. از یک طرف صریحترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونی کشور شد. حتی از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانی‌ها را برای من می‌آوردند و من میدیدم یا گاهی می‌شنیدم؛ تهمتهائی زدند، حرفهائی گفتند؛ به کی؟ به کسی که رئیس جمهور قانونی کشور است، متکی به آراء مردم است. نسبتهای خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئی متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‌های جعلی برای دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، می‌بینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشی کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتی، رمال، از این نسبت‌های خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.
 
این از آن طرف. از این طرف هم همین جور؛ از این طرف هم شبیه همین کارها به نحو دیگری انجام گرفت. کارنامه‌ی درخشان سی ساله‌ی انقلاب کمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضی از اشخاص برده شد که اینها شخصیتهای این نظامند؛ اینهاکسانی هستند که عمرشان را در راه این نظام صرف کردند. بنده در نماز جمعه هیچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بیاورم؛ اما اینجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بیاورم. به طور خاص از آقای هاشمی رفسنجانی، از آقای ناطق نوری من لازم است اسم بیاورم و باید بگویم. البته این آقایان را کسی متهم به فساد مالی نکرده؛ حالا در مورد بستگان و کسان، هر کس هر ادعائی دارد، بایستی در مجاری قانونی خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نمیشود اینها را رسانه‌ای کرد. اگر چیزی اثبات بشود، فرقی بین آحاد جامعه نیست؛ اما اثبات نشده، نمیشود اینها را مطرح کرد و قاطعاً ادعا کرد. وقتی اینجور حرفها مطرح میشود، تلقی‌های نادرست در جامعه به وجود می‌آید، جوانها چیز دیگری خیال میکنند، چیز دیگری میفهمند.
 
 
آقای هاشمی را همه میشناسند. من شناختم از ایشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئولیتهای بعد از انقلاب نیست؛ من از سال 1336 - یعنی 52 سال قبل - ایشان را از نزدیک میشناسم. آقای هاشمی از اصلی‌ترین افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزین جدی و پیگیرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پیروزی انقلاب از مؤثرترین شخصیتهای جمهوری اسلامی در کنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در کنار رهبری تا امروز. این مرد بارها تا مرز شهادت پیش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب میکرد و به مبارزین میداد. اینها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ایشان مسئولیتهای زیادی داشت: هشت سال رئیس جمهور بود؛ قبلش رئیس مجلس بود؛ بعد مسئولیتهای دیگری داشت. در طول این مدت هیچ موردی را سراغ نداریم که ایشان برای خودش از انقلاب یک اندوخته‌ای درست کرده باشد. اینها یک حقایقی است؛ اینها را باید دانست. در حساسترین مقاطع ایشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.
 
 من البته در موارد متعددی با آقای هاشمی اختلاف‌نظر داریم، که طبیعی هم هست؛ ولی مردم نباید دچار توهم بشوند، چیز دیگری فکر کنند. البته بین ایشان و بین آقای رئیس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمینه‌ی مسائل خارجی اختلاف‌نظر دارند، هم در زمینه‌ی نحوه‌ی اجرای عدالت اجتماعی اختلاف‌نظر دارند، هم در برخی مسائل فرهنگی اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقای رئیس جمهور به نظر بنده نزدیکتر است.
 
در مورد آقای ناطق نوری هم همین جور. آقای ناطق نوری هم از شخصیتهای خدوم انقلاب است؛ ایشان هم خدمات زیادی کرده و در دلبستگی ایشان به این نظام و انقلاب هیچ شکی نیست.
 
مناظره‌های زنده‌ی تلویزیونی خوب است؛ اما این آسیبها باید برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقای رئیس جمهور هم تذکر دادم؛ چون میدانستم ایشان ترتیب اثر میدهند.
 
 
در مورد مبارزه‌ی با فساد مالی، موضع نظام یک موضع روشنی است. در زمینه‌ی مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، موضع نظام یک موضع روشنی است. با فساد باید در هر نقطه‌ای که هست، مبارزه کرد. من میخواهم این را عرض بکنم: ما مدعی نیستیم در نظام ما فساد مالی و اقتصادی وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت که بنده آن نامه‌ی هشت ماده‌ای را چند سال قبل خطاب به رؤسای محترم سه قوه نمینوشتم و اینقدر روی آن تأکید نمیکردم. چرا، هست؛ اما میخواهم این را بگویم: نظام جمهوری اسلامی، همین امروز یکی از سالمترین نظامهای سیاسی و اجتماعی در دنیاست. اینکه ما بیائیم به استناد گزارش فلان مرجع صهیونیستی، نظام را و کشور را متهم کنیم به فساد، این مطلقاً درست نیست. این هم که ما اشخاص را، مسئولین را بی‌جهت در زمینه‌ی فساد زیر سؤال ببریم، این هم درست نیست. فساد مالی یکی از مسائل مهم در نظام اسلامی است و باید با او جداً مبارزه کرد؛ هم در قوه‌ی مجریه، هم در قوه‌ی قضائیه، هم در قوه‌ی مقننه. همه موظفند با این مسئله مبارزه کنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پیدا خواهد کرد؛ کما اینکه بسیاری از کشورهای دنیا - همین کشورهای غربی که اینقدر دم از مبارزه‌ی با فساد مالی و پولشوئی و امثال اینها میزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضایای دولت انگلیس و مجلس پارلمان انگلیس را این روزها شنیدید و همه‌ی دنیا دانستند. این یک گوشه‌هائی از قضایاست؛ خیلی بیش از اینهاست.
 
این بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‌بندی کنم. عزیزان من! ملت ایران! 22 خرداد یک حماسه بود. این حماسه، تاریخی شد، جهانی شد. اگرچه بعضی از دشمنان ما در اطراف دنیا خواستند این پیروزی مطلق نظام را، این پیروزی حتمی را، به یک پیروزی مشکوک و قابل تردید تبدیل کنند. حتّی بعضی خواستند این را به یک شکست ملی تبدیل کنند! خواستند کام شما را تلخ کنند و نگذارند بالاترین نصاب مشارکت جهانی را دنیا به نام شما ثبت کند. خواستند این کارها را بکنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نمیشود آن را دستکاری کرد.
 
رقابتها تمام شد. همه‌ی کسانی که به این چهار نامزد رأی دادند، مأجورند؛ ان‌شاءاللَّه اجر الهی دارند. همه‌شان در درون جبهه‌ی انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأی داده باشند، عبادت هم کرده‌اند. خط انقلاب، چهل میلیون رأی دارد؛ نه بیست و چهار و نیم میلیون که رأی به رئیس جمهور منتخب است. چهل میلیون به خط انقلاب رأی دادند.
 
مردم اطمینان دارند؛ اما برخی از طرفداران نامزدها هم اطمینان داشته باشند که جمهوری اسلامی اهل خیانت در آراء مردم نیست. ساز و کارهای قانونی انتخابات در کشور ما اجازه‌ی تقلب نمیدهد. این را هر کسی که دست‌اندرکار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصدیق میکند؛ آن هم در حد یازده میلیون تفاوت! یک وقت اختلافِ بین دو رأی، صد هزار است، پانصد هزار است، یک میلیون است، حالا ممکن است آدم بگوید یک جوری تقلب کردند، جابه جا کردند؛ اما یازده میلیون را چه جور میشود تقلب کرد! در عین حال بنده این را گفتم، شورای محترم نگهبان هم همین را قبول دارند که اگر کسانی شبهه دارند و مستنداتی ارائه میدهند، باید حتماً رسیدگی بشود؛ البته از مجاری قانونی؛ رسیدگی فقط از مجاری قانونی. بنده زیر بار بدعتهای غیرقانونی نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهای قانونی شکسته شد، در آینده هیچ انتخاباتی دیگر مصونیت نخواهد داشت.
 

بالاخره در هر انتخاباتی بعضی برنده‌اند، بعضی برنده نیستند؛ هیچ انتخاباتی دیگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونیت پیدا نخواهد کرد. بنابراین همه چیز دنبال بشود، انجام بگیرد، کارهای درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‌ای هست، از راه‌های قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر مواردی خواستند صندوقها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند. بنابراین، هیچ مشکلی در این جهت وجود ندارد. این راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزیز.
 
اما خطاب دوم من، خطاب به سیاسیون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جریانات است. من میخواهم عرض کنم به این حضرات، که امروز یک لحظه‌ی حساس تاریخی برای کشور است؛ نگاه کنید به وضع دنیا، نگاه کنید به وضع خاورمیانه، نگاه کنید به وضع اقتصادی عالم، نگاه کنید به مسائل کشورهای همسایه‌ی ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاکستان. ما در نقطه‌ی حساسی از تاریخ قرار گرفته‌ایم. همه‌ی ما وظیفه داریم که در این مرحله‌ی تاریخی هوشیار باشیم، دقیق باشیم، مواظب باشیم اشتباه نکنیم.
 
در این قضیه‌ی انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظیفه‌ی خودشان عمل کردند. وظیفه‌شان این بود که بیایند پای صندوقهای رأی، که به بهترین وجهی این وظیفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگین‌تری داریم. آن کسانی که به یک نحوی یک نوع مرجعیتی در افکار مردم دارند؛ از این سیاسیون و رؤسای احزاب و کارگردانان جریانات سیاسی، و یک عده‌ای از اینها حرف‌شنوی دارند، اینها خیلی باید مراقب رفتار خودشان باشند؛ خیلی باید مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها کمی افراطی‌گری کنند، دامنه‌ی این افراطی‌گری در بدنه‌ی مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند، که ما نمونه‌هایش را دیده‌ایم. افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطی‌گری دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‌ها، آنهایند. من به همه‌ی این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه‌ی صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید؛ گرگهای گرسنه‌ی کمین‌کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهره‌هایشان برمیدارند و چهره‌ی حقیقی خودشان را نشان میدهند، ببینید؛ از اینها غفلت نکنید.
 
امروز - حالا عرض خواهم کرد - دیپلماتهای برجسته‌ی چند کشور غربی که تا حالا با تعارفات دیپلماتیک با ما حرف میزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‌ی واقعی خودشان را دارند نشان میدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر».(5) دشمنی‌های خودشان با نظام اسلامی را دارند نشان میدهند؛ از همه هم خبیث‌تر دولت انگلیس.
 
 
من به این برادران عرض میکنم، به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سؤال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصل‌الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانید. انتخابات اصلاً برای چیست؟ انتخابات برای این است که همه‌ی اختلافها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوقهای رأی معلوم بشود که مردم چی میخواهند، چی نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آنهائی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائی که رأی آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوکشی کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمی که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگی آنهاست، اینها چه گناهی کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهای خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. برای نفوذیِ تروریست - آن کسی که میخواهد ضربه‌ی تروریستی بزند - مسئله‌ی او مسئله‌ی سیاسی نیست؛ برای او چه چیزی بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمی که میخواهند راهپیمائی کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششی برای او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟
 
الان همین چند نفری که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادی، از بسیج، جواب اینها را کی‌ بناست بدهد؟ واکنشهائی که به اینها نشان داده خواهد شد - تو خیابان از شلوغی استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروی انتظامی را ترور کنند - که بالاخره واکنشی به وجود خواهد آورد، واکنش احساسی خواهد بود. محاسبه‌ی این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضی از این قضایا؛ بروند توی کوی دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهای مؤمن و حزب‌اللهی را، نه آن شلوغ‌کن‌ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبری هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالاری است.
 
من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستی نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‌ی آنهاست.
 
این تصور هم غلط است که بعضی خیال کنند با حرکات خیابانی، یک اهرم فشاری علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غیر قانونی، زیر فشار، خود این، شروع دیکتاتوری است. این اشتباه محاسبه است؛ این محاسبه‌ی غلطی است. عواقبی هم اگر پیدا کند، عواقبش مستقیماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.
 
من از همه‌ی این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادری بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از این راه بروید. و امیدوارم خدای متعال توفیق بدهد که همه از این راه بروند. خب، همه پیشرفت کشور را میخواهند. جشن پیروزی چهل میلیونی را این برادران گرامی بدارند و نگذارند دشمن این جشن را خراب کند؛ همچنانی که دشمن میخواهد خراب کند. البته اگر کسانی بخواهند راه دیگری را انتخاب بکنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریحتر از این صحبت خواهم کرد.
 
 
و اما خطاب سوم، خطاب به سران استکبار و سران رسانه‌های استکباری است. بنده در این دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمریکا و دولتمردان چند کشور اروپائی را دنبال کردم؛ در این هفته‌های نزدیک به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم این دو سه روزِ بعد از انتخابات. یک وضع متغیر و متفاوتی داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگیری رسانه‌هایشان، دولتمردانشان، این بود که در اصلِ انتخابات ایجاد تردید کنند، شاید شرکت مردم کم بشود. البته همین نتائجی که از این انتخابات حاصل شد، همین نتائج را آنها هم - هم اروپائی‌ها، هم آمریکائی‌ها - حدس میزدند؛ اما این حرکت عظیم مردم را انتظار نداشتند؛ این کارِ 85 درصدی؛ چهل میلیونی را باور نمیکردند. بعد از آنکه این حضور عظیم دیده شد، اینها شوکه شدند؛ فهمیدند چه اتفاق بزرگی در ایران افتاد؛ فهمیدند که باید خودشان را با این شرائط جدید وفق بدهند؛ هم در امور بین الملل، هم در امور خاورمیانه و جهان اسلام، هم در مسئله‌ی هسته‌ای. در مسائل ایران شوکه شدند؛ فهمیدند که سرفصل جدیدی در مسائل مربوط به جمهوری اسلامی پیدا شد، که مجبورند این را بپذیرند. این مال هنگامی بود که این حرکت عظیم مردم دیده شد و از اینجا مرتب به وسیله‌ی ایادی خودشان مخابره شد و همه‌شان اظهار تعجب کردند؛ از همان صبح جمعه این اظهارات شروع شد، آنجا هم برخی از بازخوردهای این اظهارات دیده شد.
 
وقتی اعتراض بعضی از نامزدها را دیدند، ناگهان احساس کردند فرصتی برایشان پیش آمد. این فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‌سواری کنند. لحنشان از روز شنبه و یکشنبه عوض شد و وقتی یواش یواش چشمشان افتاد به بعضی از اجتماعات مردمی که به دعوت نامزدها مثلاً در خیابانها پیدا شدند، امیدوار شدند، یواش یواش نقابهایشان کنار رفت و حقیقت خودشان را بنا کردند نشان دادن. چند تا از وزرای خارجه و رؤسای دولتهای چند تا کشور اروپائی و آمریکا حرفهائی زدند که باطن آنها را به انسان نشان میداد. از قول رئیس جمهور آمریکا نقل شد که گفته ما منتظر چنین روزی بودیم که مردم به خیابانها بریزند. از آن طرف نامه بنویسند، اظهار علاقه‌ی به روابط کنند، ابراز احترام به جمهوری اسلامی بکنند، از این طرف این حرفها را بزنند. کدام را ما باور کنیم؟
 
 
در داخل کشور هم عوامل این عناصر خارجی به کار افتادند و خط تخریب خیابانی شروع شد؛ خط تخریب، خط آتش‌سوزی، اموال عمومی را آتش بزنند، حریم کسب و کار مردم را ناامن کنند، شیشه‌های دکان مردم را بشکنند، اموال بعضی از مغازه‌ها را به غارت ببرند، امنیت مردم را از جانشان و مالشان سلب کنند؛ امنیت مردم مورد تطاول اینها قرار گرفت. این ربطی به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، این مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‌نشاندگان سرویسهای جاسوسی غربی و صهیونیست است. این کاری که در داخل، ناشیانه از بعضی سر زد، اینها را به طمع انداخت، احمق ها خیال کردند ایران هم گرجستان است (!) یک سرمایه‌دار صهیونیست آمریکائی چند سال قبل از این، طبق ادعای خودش که در رسانه‌ها و در بعضی از مطبوعات نقل شد، گفت من ده میلیون دلار خرج کردم، در گرجستان انقلاب مخملی راه انداختم؛ حکومتی را بردم، حکومتی را آوردم. احمقها خیال کردند جمهوری اسلامی، ایران و این ملت عظیم هم مثل آنجاست. ایران را با کجا مقایسه میکنید؟! مشکل دشمنان ما این است که هنوز هم ملت ایران را نشناختند.
 
آن چیزی که در این بین از همه بدتر و زشت‌تر به چشم من آمد، این حرفهائی بود که به عنوان دلسوزی از حقوق بشر و سختگیری به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائی صادر شد که: ما از اینکه با مردم چنین رفتار بشود، مخالفیم؛ ما نگرانیم! شما نگران مردمید؟! شما چیزی به نام حقوق انسان را اصلاً قبول دارید؟! افغانستان را کی‌ به خاک و خون کشید و هنوز هم دارد میکشد؟ عراق را کی‌ زیر چکمه‌ی نظامیان خودش تحقیر کرد؟ در فلسطین چه کسی به دولت صهیونیست ظالم این همه کمک سیاسی و مادی کرد؟ در خود آمریکا - انسان واقعاً تعجب میکند - در زمان دولت همین حزب دمکرات، در زمان ریاست جمهوری شوهر همین بانوئی که حالا اظهار نظر میکند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‌ی داوودی را زنده زنده در آتش سوزاندند. این که دیگر جای انکار نیست. همین حضرات، همین دمکراتها این کار را کردند. فرقه‌ی داوودی‌ها به قول خودشان دیویدی‌ها - به دلیلی مورد غضب دولت آمریکا قرار گرفتند و به منزلی رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه کردند، بیرون نیامدند. اینها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو این خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر میفهمید یعنی چه؟!
 
به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائی و آمریکائی قدری بایستی شرم و حیا را هم برای خودشان وظیفه بدانند. جمهوری اسلامی، پرچم‌دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطین، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‌ای که مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‌ی همین است. نشانه‌ی این است که پرچم حقوق بشر به وسیله‌ی اعتقاد به اسلام، ایمان به اسلام در این کشور برافراشته شده است. ما احتیاج نداریم که برای حقوق بشر کسی ما را نصیحت کند. خب، این عرایض ما بود درباره‌ی انتخابات.
 
 
یک خطاب آخری هم عرض کنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه): ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبروئی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید؛ همه‌ی اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد. سید ما، مولای ما، دعا کن برای ما؛ صاحب ما توئی؛ صاحب این کشور توئی؛ صاحب این انقلاب توئی؛ پشتیبان ما شما هستید؛ ما این راه را ادامه خواهیم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهیم داد؛ در این راه ما را با دعای خود، با حمایت خود، با توجه خود، پشتیبانی بفرما.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
اذا جاء نصر اللَّه و الفتح. و رأیت النّاس یدخلون فی دین اللَّه افواجا. فسبّح بحمد ربّک و استغفره انّه کان توّابا.
و السّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌
 
1) فتح: 4
2) رعد: 28
3) جمعه: 9
4) عصر: 3-1
5) آل عمران: 118
 

 
فیلم: 9 دی روز تجلی ولایتمداری مردم بود
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۱  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

فیلم: 9 دی روز تجلی ولایتمداری مردم بود

 

 

لینک فیلم


 
فیلم/ سخنان رهبری پیرامون حماسه 9 دی
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

فیلم/ سخنان رهبری پیرامون حماسه 9 دی

 

 

لینک مشاهده فیلم


 
کسی از هولوکاست 9 میلیون ایرانی خبر ندارد
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

کسی از هولوکاست 9 میلیون ایرانی خبر ندارد


دانلود


 
مستند صوتی تجربه مذاکره | میز مذاکره
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

 پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR چهارمین قسمت از مستند تجربه مذاکره با آمریکا را با عنوان «میز مذاکره» منتشر کرد.

در این قسمت آنچه که در جلسه مذاکره ایران و آمریکا روی داده، برای اولین بار از زبان دیپلمات‌های ایرانی حاضر در جلسه، به صورت صوتی روایت شده است.
 
آقایان حسن کاظمی قمی، رضا امیری‌مقدم و حسین امیرعبداللهیان که در مذاکرات با آمریکا حضور داشتند، روایت خود را از اظهارات نمایندگان ایالات متحده، مباحث مطرح‌شده در جلسه مذاکره، خط قرمز جمهوری اسلامی در مذاکره و رفتار دیپلمات‌های آمریکایی و تیم خبری پس از مذاکره، در این مستند صوتی بیان کرده‌اند.
این مستند صوتی (به همراه متن و تصاویری از جلسه مذاکره) را از اینجا دریافت کنید.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/table1.jpg

* آنچه در قسمت چهارم مستند تجربه مذاکره با عنوان «میز مذاکره» می‌شنوید:
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif حدود چهار سال از اشغال عراق می‌گذشت و روزبه‌روز اوضاع این کشور وخیم‌تر می‌شد. آمریکایی‌ها که با شعار امنیت و دموکراسی راهی جنوب غرب آسیا شده بودند، تفنگدارانشان را دسته دسته در تابوت‌ها راهی کشورشان می‌کردند. مردم عراق هم که تا چندسال پیش، با وحشت از سایه دیکتاتور خونخوار بعثی زندگی می‌کردند، حالا هر روز خیابان‌هایشان با خون عزیزان بی‌گناهشان رنگین می‌شد. گرداب عراق، آمریکایی و عراقی را با هم به داخل خود می‌کشید.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/tabut1.jpg
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/iraq.jpg
اما تنها راه علاج این اوضاع وخیم، ورود مستقیم ایران برای حل بحران عراق بود؛ بحرانی که می‌رفت آتش آن، امنیت همسایگان و کشورهای منطقه جنوب غربی آسیا را هم به خطر بیندازد. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت برای کمک به ملت مظلوم عراق و نظام نوپای آن؛ به پای میز مذاکره با آمریکا برود.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/amiri5.jpg
آقای رضا امیری مقدم، عضو هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: از یک سو واقعیتش این است که عراق در یک ناامنی فرو رفته بود. برای ایران حفظ حکومت عراق یک اولویت اساسی بود و از آن طرف هم بتوانیم از مواضع و اصول نظام سر سوزنی کوتاه نیاییم. این یک نگرانی بود.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/amirabolahian.jpg
آقای حسین امیرعبداللهیان، عضو هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: مقام معظم رهبری در سخنرانی‌شان در اول فروردین ماه آن سال، در حرم حضرت امام رضا علیه‌السلام اعلام کردند که به خاطر درخواست عراق و به خاطر وضعیت عراق استثنائاً در این موضوع ما اجازه دادیم که مذاکره‌ای سه‌جانبه و با حضور عراق انجام شود.
 
آقای رضا امیری مقدم: واقعیتش این است که در این جا شاید ده‌ها جلسه برگزار می‌کردیم در سطح دبیر شورای امنیت که آن موقع آقای لاریجانی بود، مسئولین دیگری بودند می‌نشستند؛ یعنی اگر یک روزی هم قرار باشد جمهوری اسلامی وارد مذاکره بشود واقعاً در هر جایی که وارد بشود منافع کشور را تأمین می‌کند. چرا که یک تیم بسیار قوی کارشناسی ده برابر آن که می‌رود در صحنه نشسته‌اند، این پشت دارند طراحی می‌کنند، سناریوسازی می‌کنند آن چه می‌گوید، اگر آن چه گفت من چه بگویم، هدف این باشد که ما دست آن را باز کنیم؛ بعد هم ما شاید یکی از چیزایی که از لحاظ ذهنی تیم مذاکره‌کننده یا کشور را راحت می‌کرد این است که مذاکره برای خودمان نیست. ما برای کشور همسایه و دوستان دیگری داریم می‌رویم مذاکره کنیم ولی آمریکا برای خودش آمده بود.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/iraq1.jpg
آقای حسین امیرعبداللهیان: اولاً مایلم از آن مذاکره بگویم. در آن مذاکره انصافاً چیزی که همواره مورد تأیید مقام معظم رهبری بود، در واقع چراغ راه تیم مذاکره‌کننده بود؛ فرمایش رهبر انقلاب این بود که مذاکره منطقی و حکیمانه باشد. مذاکره‌تان باید نزاکت داشته باشد، منطقی، مستدل و حکیمانه باشد. این اصول را در مذاکره‌تان رعایت کنید. به دنبال این نباشید که به هر قیمتی بخواهید مذاکره را به نتیجه برسانید. این چارچوب باید حفظ بشود. با رعایت اصول عزت، حکمت و مصلحت؛ که همواره مورد تأکید ایشان در بحث سیاست خارجی است.
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif ایران، بر خلاف آمریکا، حضور عراقی‌ها را در مذاکرات لازم می‌دانست؛ چرا که از نظر تهران، موضوع مذاکره «مسئله امنیت عراق» بود. بنا به خواست ایران یک طرف دیگر به طرف‌های گفتگو اضافه شد: دولت عراق.

آقای حسن کاظمی قمی، رئیس هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: این ایران است که می‌گوید باید در مذاکره صاحبان علّه یعنی عراق باشند. ما این دوجانبه را تبدیل به سه‌جانبه کردیم.
 
آقای حسین امیرعبداللهیان: این را هم مستحضر باشید. خط قرمز ما در مذاکره این بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرموده بودند به جز موضوع عراق راجع به هیچ موضوع دیگری ما مذاکره‌ای با آمریکا نداریم و این هم صرفاً به خاطر شرایط عراق، مردم عراق و درخواستی که دوستان ما در سطوح مختلف در عراق کردند، است.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/kazemi6.jpg
آقای حسن کاظمی قمی: چرا؟ چون هدف ما حمایت از این دولت است.
 
آقای حسین امیرعبداللهیان: آن مذاکره بیش از آن که اسمش را بخواهیم بگذاریم مذاکره ایران و آمریکا واقعاً مذاکره‌ای بود برای کمک به عراق. من فکر می‌کنم آن مذاکره یک الگوی خیلی خوبی بود برای دوستان ما در عراق. دوستان ما در عراق کشورشان را زیر پوتین‌ها، چکمه‌ها و تانک‌های آمریکایی و خارجی می‌دیدند. با این که افراد بسیار آزاده و آزادمنشی در رهبری در احزاب سیاسی عراق وجود دارند اما بالأخره گفتمانی که ایران با آمریکا داشت در موضوع عراق، خودش یک الگوی خیلی خوبی بود برای دوستان ما در عراق.
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif بغداد، هفتم خرداد ماه ۱۳۸۶
«آخرین اخبار از مذاکره ایران و آمریکا». اهمیت این رویداد خبرنگاران شبکه‌های خبری سراسر دنیا را به عراق کشانده بود تا بیایند و اخبار مذاکره «ایران و آمریکا» را برای مردم جهان مخابره کنند.
رایان کروکر، سفیر وقت آمریکا در عراق: او یک دیپلمات کهنه‌کار آمریکایی و سفیر آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۴ بود. نخستین تجربه دیپلماتیک او به کارداری کنسول‌گری آمریکا در خرمشهر در دوران پهلوی برمی‌گردد. کروکر پیش از انتصاب به عنوان سفیر آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۴ سفیر ایالات متحده در پاکستان بود.
 
آقای حسن کاظمی قمی، رئیس هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: این که حضرت امام خمینی رحمه‌الله یا رهبر انقلاب می‌فرمایند که بیش از قدرت نظامی این‌ها آن هیمنه‌ای است که آن‌ها ایجاد می‌کنند، شما این را باز می‌بینید. در مذاکره، ژست‌شان، ژست ابرقدرتی است.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/tabut.jpg
آقای رضا امیری مقدم: علیرغم این که آمریکایی‌ها در اوج ذلت، و از سر استیصال و از سر نیاز آمده‌اند و از ایران درخواست مذاکره کرده‌اند، موقع مذاکره که رفتیم و نشستیم پشت میز مذاکره، آن‌ها همان خوی استکباری پررویی‌شان را داشتند. آمریکایی‌ها چون خیلی احساس می‌کنند قدرت دارند خیلی فکر نمی‌کنند. در صورتی که در یک رویارویی استدلالی، استدلال داشتن مهم است. به نظرم در مذاکرات ما آن‌ها استدلال نداشتند. حداقل این است که دولت عراق، مردم عراق و نخبگان عراق فهمیدند آمریکایی‌ها دروغ می‌گویند.

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان در دانشگاه شهید ستاری، با تاکید بر بدبینی و بی‌‌اعتمادى جمهوری اسلامی به دولت ایالات متحده‌ی آمریکا، این دولت را دولتى غیرقابل اعتماد، خودبرتربین، غیرمنطقى و عهدشکن و دولتى سخت در پنجهى تصرّف و اقتدار شبکهى صهیونیسم بینالمللى دانسته بودند.


آقای حسین امیرعبداللهیان: آمریکایی‌ها حقیقتاً نشان دادند که اولاً خیلی شتاب دارند. یعنی فکر می‌کنند در هر مذاکره‌ای می‌آیند به سرعت باید به نتیجه مطلوب‌شان برسند و بروند بیرون. ثانیاً با آن روحیه سلطه‌گری‌ای که دارند فکر می‌کنند در هر مذاکره‌ای می‌خواهند وارد شوند، آن‌ها باید دستور جلسه را تعیین بکنند. جمهوری اسلامی ایران در هیچ کدام از این موارد اجازه نداد به آمریکا. دستور جلسه با توافق طرفین مذاکره انجام می‌شود نه با خواست یک طرف. این به دلیل روحیه آن‌ها بود.
 
آقای رضا امیری مقدم: خب حالا بسم‌الله، می‌خواهیم راجع به عراق صحبت بکنیم. [آن‌ها گفتند:] شما بمب کنار جاده‌ای نفرستید. شما در عراق دخالت نکنید. گفتیم آقا خیلی خب! از وقتی شما آمدید عراق شده مرکز تروریست. تروریست در عراق وجود دارد. القاعده هست، منافقین هستند، گروه‌های ضد انقلاب ما هستند، پ.ک.ک هست، پژاک هست، اگر شما نیازمند شدید به ما و می‌خواهید که ما مذاکره کنیم، بیاییم بر سر یک پدیده‌ای مذاکره کنیم. مگر شما نمی‌گویید ما از تروریست رنج می‌بریم؟ سربازان آمریکا کشته می‌شوند یا انفجار می‌شود و مردم عراق کشته می‌شوند. شما برای این‌ها از ما درخواست مذاکره و کمک کردید. خیلی خب، بیایید با تروریست برخورد کنیم! اما آن‌ها زیر بار نمی‌رفتند...
 http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/table2.gif
آقای حسین امیرعبداللهیان: اما بحث خروجی جلسه. خروجی جلسه یک ملزوماتی دارد. قرار نیست امروز شما یک نیازی دارید، یک مقدماتی را فراهم کنید. در اولین نشست نیاز شما تأمین بشود بروید. بالأخره عراق برای ما در این جا مطرح است.
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif از دید آمریکایی‌ها معنای مذاکره این بود: «ابلاغ خواسته‌های خود و شنیدن جواب مثبت از طرف مقابل». از نگاه ایران، مسئله عراق راه حلی منطقی داشت و ایران با یک راهبرد اصولی بر سر میز مذاکرات حاضر شده بود. پس از آغاز دور اول گفتگوها، هرچه زمان پیش می‌رفت، طرف سوم مذاکره یعنی عراق، دلیل اصلی ناامنی کشورش را بیشتر می‌شناخت.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22111/C/13911208_0122111.jpg [اینفوگرافیک درباره مذاکره با آمریکا] 
آقای حسن کاظمی قمی، رئیس هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: اثبات حقانیت و منطقی‌بودن و خالصانه‌بودن را شما می‌توانید در ارزیابی خود عراقی‌ها –چون عراقی‌ها در این میز ثلاثی بودند دیگر– ببینید. چون عراقی‌ها می‌دیدند جمهوری اسلامی ایران چگونه دارد رفتار می‌کند. آیا دنبال این است که بیاید از این مذاکره یک ژست بگیرد که مثلاً آمریکا مجبور شد ایران را به رسمیت بشناسد یا نه، آن‌ها دیدند که ایران واقعاً در این مذاکره دنبال این است که خروجی این مذاکره به امنیت عراق کمک کند.
 
آقای رضا امیری مقدم: [آن‌ها می‌گفتند:] شما فقط بگویید ما اسلحه نمی‌دهیم، شما فقط بگویید ما به تروریست‌ها کمک نمی‌کنیم، شما بگویید ما مقتدا صدر را محدود می‌کنیم، شما بگویید ما جیش‌المهدی را... . ما گفتیم مگر ما نگهبان شماییم، مگر ما پلیس شماییم؟ شما آمدید با صد و پنجاه هزار نفر یک کشور را اشغال کردید، شما آمدید این جا گفتید ما حاکم نظامی این جا هستیم. بعد که آقای سیستانی، مراجع عراق و مردم عراق جلوی شما ایستادند آمدید حاکم غیر نظامی گذاشتید. آن جا هم شکست خوردید! خودتان با دست خودتان رفتید در سازمان ملل در شورای امنیت گفتید ما اشغالگریم. شما خودتان برای خودتان مشکل ایجاد کردید.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/table.jpg
آقای حسن کاظمی قمی، رئیس هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: طرف آمریکایی به ما گفت که ایران باید از بابت این که ما اجازه دادیم به سفیرش که برود از زندانی‌ها دیدار بکند باید ممنون باشد. این ضبط شده است. و در جواب گفته شد آمریکا از بابت این غلطی که کرده و دیپلمات‌ها را دستگیر کرده باید از ملت ایران عذرخواهی کند. این جوابی بود در برابر این گردن‌کشی. این روحیه بود!
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif با پایان دور اول مذاکرات، حسن کاظمی قمی رئیس هیأت ایرانی، گزارشی از جریان گفتگوها ارائه کرد. ارزیابی رئیس هیأت ایرانی از جریان مذاکره با آمریکا:

آقای حسن کاظمی قمی، رئیس هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: گفتگوهای انجام‌شده طی سه دوره فشرده که قریب به چهار ساعت طول کشید، بسیار صریح و شفاف و روشن مسائل مطرح شد. ما در این دور گفتگوها اشکالات و ایراداتی که به مدیریت آمریکایی‌ها، نیروهای اشغالگر در عراق که باعث ایجاد مشکلات اساسی برای مردم عراق شده، و علاوه بر این در جهت تخریب زیرساخت‌های این کشور اثر منفی گذاشت، به وضوح و به شفافیت مطالب و نظرات خودمان را بیان کردیم.
 
آقای حسین امیرعبداللهیان: در آن مذاکره اگر از من بپرسید - مثبت و منفی بخواهم بگویم - حرف‌هایمان را هم ما شفاف زدیم، هم آمریکایی‌ها شفاف زدند. اما اشکال کار چی بود؟ آمریکایی‌ها وقتی حرف منطقی را می‌شنیدند و پاسخ منطقی نداشتند، صحنه را خالی می‌کردند.
*
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/22037/C/13911128_1622037.jpg
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: خب این مذاکره که به درد نمی‌خورد. هر جایی که در اثنای مذاکره ببینند که یک حرف منطقی‌ای طرف مقابل می‌زند و آن‌ها در مقابل ایران کم می‌آورند همان جا مذاکره را قطع می‌کنند می‌گویند ایران حاضر نیست حرف بزند. شبکه‌های خبری و سیاسی هم دست آن‌هاست. تبلیغات می‌کنند. این را ما تجربه کردیم. در این ده پانزده سال گذشته دو سه مرتبه اتفاق افتاد که آمریکایی‌ها سر یک موضوع مشخصی پیغام دادند، اصرار کردند به مسئولین ما که یک امر خیلی لازم فوری فوتی واجبی است بیایید بنشینیم یک صحبتی بکنیم. خب، مأمورین دولتی یا مأمور دولتی معمولاً یک نفر، دو نفر رفتند یک جایی نشستند صحبت کردند. به مجرد این که حرف منطقی این‌ها بیان شد و آن‌ها جوابی نداشتند، یک‌جانبه مذاکره‌ها قطع شد. البته استفاده تبلیغاتی‌شان را هم کردند. این تجربه ماست. [متن کامل]
*
آقای حسین امیرعبداللهیان: واقعاً من خودم تصورم این بود که وقتی با آمریکا مذاکره می‌کنیم این‌ها باید با یک اختیارات و صلاحیت آمده باشند. در موضوع مذاکره هیأت ایرانی از طرف جمهوری اسلامی اختیار کامل داشت ولی هیأت آمریکایی اصلاً اختیار نداشت. علیرغم این که در یک سطح خیلی گسترده از همه بخش‌هایشان بودند، تیم‌های مختلف در مذاکره داشتند، کارهای پیچیده زیادی انجام داده بودند، و نکته مهمش هم این بود که ما انتظار داشتیم وقتی حرفی را منطقی می‌شنوند، ما که آن‌جا نمی‌خواستیم شعار بدهیم، مذاکره بود؛ وقتی حرف منطقی می‌شنوند پاسخ منطقی بدهند. برای این پاسخ منطقی‌شان نیاز به زمان دارند، اشکال ندارد، دو هفته بعد، یک ماه بعد صحبت می‌کنیم. اما وقتی حرف‌های منطقی شما به جایی می‌رسید که طرف عراقی هم معترض طرف آمریکایی می‌شد آمریکایی‌ها چاره‌ای نمی‌دیدند جز این که صحنه را ترک کنند. این روحیه آمریکایی‌ها در مذاکره بود.
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif آمریکایی‌ها قبل از پایان مذاکرات، خبرنگارانی را که از سراسر دنیا به عراق آمده بودند، در محل سفارتشان نگه داشتند تا رسانه‌های حاضر، اولین خبری که از مذاکره ایران و آمریکا مخابره می‌کنند، به روایت نماینده گروه آمریکایی حاضر در مذاکرات باشد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24346/mag.jpg
آقای رضا امیری مقدم: و جالب این است که در دور اول مذاکره موقعی که مذاکرات تمام شد -آن موقع کروکر سفیر و مذاکره‌کننده بود- تمام خبرنگارها و تمام رسانه‌ها را در واقع برده بود در سفارت آمریکا بازداشت محترمانه کرده بود. یعنی موقعی که ما آمدیم بیرون یک خبرنگاری که رئیس مذاکرات‌کننده ما بتواند یک مصاحبه بکند وجود نداشت. همه را برده بودند از صبح روز قبل در سفارت بازداشت کرده بودند که کروکر برود اول حرف بزند که ما به ایرانی‌ها این را گفتیم، به ایرانی‌ها آن را گفتیم. در صورتی که اصلاً فضای مذاکره یک چیز دیگر بود.
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif با وجود نیاز شدید آمریکایی‌ها به ایران در مسئله عراق، منش خودبرتربینی آن‌ها ادامه داشت...
[پایان قسمت چهارم]

*
قسمت پنجم و آخر مستند صوتی تجربه مذاکره، روز یازدهم آبان‌ماه منتشر خواهد شد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24291/1.jpg
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24291/2.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24291/3.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24291/4.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24291/5.jpghttp://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24291/6.jpg
«تجربه مذاکره» مستندی صوتی است که در پنج قسمت از سوم تا یازدهم آبان‌ماه ۹۲ در KHAEMENI.IR منتشر می‌شود و در آن به بازخوانی تجربه مذاکره جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در سال ۸۶ در موضوع عراق به روایت اعضای هیأت دیپلماتیک ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا پرداخته خواهد شد.


 
مستند صوتی تجربه مذاکره / رویای عراق
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان در دانشگاه شهید ستاری، با تاکید بر بدبینی و بی‌‌اعتمادى جمهوری اسلامی به دولت ایالات متحده‌ی آمریکا، این دولت را دولتى غیرقابل اعتماد، خودبرتربین، غیرمنطقى و عهدشکن و دولتى سخت در پنجهى تصرّف و اقتدار شبکهى صهیونیسم بینالمللى دانسته بودند.

لینک دانلود

به مناسبت این سخنان، پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR مستند صوتی پنج قسمتی «تجربه مذاکره» را منتشر کرد. این مستند صوتی، بازخوانی تجربه مذاکره جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در سال ۸۶ در موضوع عراق به روایت اعضای هیأت دیپلماتیک ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکاست.

قسمت دوم از این مستند صوتی با عنوان «رویای عراق» امروز پنجم آبان‌ماه منتشر شد. از اینجا بشنوید.
در این مستند صوتی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره مسئله‌ی مذاکره با آمریکا در موضوع عراق و بخش‌هایی از مصاحبه با آقایان کاظمی قمی، امیری‌فر و امیرعبداللهیان، سه عضو هیأت دیپلماتیک ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا استفاده شده است.
قسمت سوم مستند صوتی تجربه مذاکره با عنوان «چرا مذاکره؟»، روز هفتم آبان‌ماه منتشر خواهد شد.
 
* آنچه در قسمت دوم مستند تجربه مذاکره با عنوان «رویای عراق» می‌شنوید:
 http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif آمریکا که خود را پیروز قطعی جنگ می‌دید، سهم هر یک از بازیگران صحنه عراق را تعیین کرد.
*
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24293/kazemi/kazemi3.jpg

آقای حسن کاظمی قمی، رئیس هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا و سفیر وقت ایران در عراق: حالا پس ببینید، آمریکا شورای امنیت نرفته، پیروزی نظامی هم شده، می‌گوید دیکتاتور را هم من کنار زدم، پیامش به دنیا این بود: کشورهایی که در جنگ با ما نبودند حق ورود به عراق ندارند. این پیامش به اروپایی‌های مخالف جنگ بود. 
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif مخاطب پیام دوم، کشورهای همسایه و از همه مهم‌تر جمهوری اسلامی ایران بود: عراق اشغال شده است و هیچ امنیتی ندارد. پس ما مسئولیتی در قبال جان سفیران دیگر کشورها بر عهده نمی‌گیریم. اما پیام سوم:
*
آقای حسن کاظمی قمی: به معارضین واقعی این پیام را دادند که این‌ها اگر بدون هماهنگی وارد عراق بشوند، با این‌ها مثل تروریزم برخورد خواهد شد. خب، شما می‌دانید که معارضین واقعی این‌هایی نبودند که در آمریکا و اروپا بودند، آن‌هایی بودند که در دوره صدام و در دوره معارضه و جنگ تحمیلی این‌ها عمدتاً در ارتباط با ایران بودند؛ چون ایران میزبان دو میلیون عراقی بود و عمدتاً معارضین واقعی این جا بودند. در نتیجه آمریکا این پیام را داشت. 
*
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24293/amiri/amiri1.jpg
آقای رضا امیری مقدم، عضو هیأت ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا: آخرین اخطاری که آمریکایی‌ها به مجلس اعلا کردند، به مجلس اعلا گفتند که اگر هر بدری غیر از سوار تانک‌های آمریکایی بشود و وارد عراق بشود ما می‌زنیم؛ حق ندارند و رسماً گفتند بدر حق ورود به عراق ندارد. رسماً به کردها اعلام کردند پیشمرگ‌های کرد حق ورود به بغداد ندارند اما جالب این است که قبل از موقعی که آمریکایی‌ها وارد بغداد شدند، جمهوری اسلامی به این‌ها گفت بروید در بغداد. 
*
آقای حسن کاظمی قمی: و تصور آمریکا این بود که الآن مردم را از دیکتاتور نجات دادند. مردم می‌آیند برایش کوچه وجد باز می‌کنند، استقبال می‌کنند؛ در حالی که باور مردم عراق این نبود. بله یک جاهایی تبلیغات هم می‌شد، یک جاهایی هم در برخی از مناطق یک شادی‌های زودگذری شکل گرفت. آن هم به این دلیل بود که برخی نمی‌دانستند که ماهیت آمریکا به چه گونه است اما این زود روشن شد. 
* <# ST id="۴۳۶۴۹" tid="۱" #>
آقای رضا امیری مقدم: آمریکایی‌ها به معارضه عراقی گفتند شما در حد مشاور با ما هستید. معارضه عراقی آمدند گفتند: این‌ها این جور می‌گویند. جمهوری اسلامی به آن‌ها گفت: بی‌خود کردند، شما صاحب عراق هستید، شما پایگاه مردمی دارید، شما پیشمرگ کرد دارید، شما نیروی بدر دارید، آن‌ها چه دارند؟ 
جمهوری اسلامی پشت سر معارضه ایستاد. آمریکایی‌ها انکار مردم عراق و معارضه، جمهوری اسلامی درصدد اثبات مردم عراق که شما صاحب عراق هستید، بی‌خود کردند آن‌ها. ایران شد محل رایزنی معارضه عراقی. 
*
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24293/garner.jpg
آقای حسن کاظمی قمی: یعنی آمریکا برخلاف این که قرار بود که معارضین وارد عمل بشوند و آمریکا حمایت کند، خودش آمد وارد عمل شد. آمد یک حکومتی تشکیل داد. یک آمریکایی بازنشسته نظامی را گذاشت و به عراقی‌ها گفت به عنوان مشاور، شما هستید در حالی که قرار بود عراقی‌ها بیایند حاکم بشوند. 
شما اگر نگاه کنید آمریکا بعد از یک فتح دو ماهه مجبور شد که آن حاکم نظامی را عوض کند و اصطلاحاً یک حاکم مدنی را بیاورد.
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif در حالی که تئوریسین‌های ایالات متحده، مقدمات ایجاد حکومت دلخواه در عراق را فراهم می‌کردند، نخبگان و بزرگان عراقی که مخالف حکومت صدام بودند و سال‌ها دور از عراق زندگی می‌کردند، آماده بازگشت به کشورشان می‌شدند.
*
آقای رضا امیری مقدم: دو تا جبهه از همان زمان کنار هم شکل گرفت. یک جبهه، جبهه غربی بود، آمریکایی‌ها بودند که آمدند یک سری از تحصیل‌کرده‌های غربی عراقی را آوردند و یک قانون اساسی نوشتند؛ یک جبهه هم جمهوری اسلامی بود که پشت سر معارضه قرار گرفت. معارضه یعنی چی؟ معارضه یعنی مجلس اعلا، معارضه یعنی بارزانی، معارضه یعنی طالبانی، معارضه یعنی چلبی؛ این‌ها را در ایران مفصل جلسه می‌گذاشت، هدایت می‌کرد که اجازه ندهد آن‌چه آمریکا می‌خواهد در عراق اتفاق بیفتد.
*
آقای حسن کاظمی قمی: آمریکا در همین فاصله دو ماه متوجه شد که هزینه‌های سیاسی‌اش و امنیتی‌اش و اقتصادی‌اش به شدت بسیار بالاست؛ به دلیل این که مردم و رهبران و مراجع دینی تمکین نکردند. این است که مجبور شد به سرعت آمد رجوع کرد به شورای امنیت سازمان ملل. یعنی شما بعد از دو ماه است که می‌بینید که می‌رود و با همکاری انگلیسی‌ها و متحدینش این قطعنامه ۱۴۸۳ را که در آن قطعنامه تصریح می‌شود بر این که عراق یک کشور اشغال‌شده است و توسط اشغالگر باید اداره بشود. از این جاست که بحث حاکم مدنی پیش می‌آید و اولین عقب‌نشینی آمریکا را شما در صحنه عراق می‌بینید. 
*
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif هرچه می‌گذشت معادله عراق پیچیده‌تر می‌شد و آمریکا به این واقعیت پی می‌برد که عراق گرهی نیست که به تنهایی از عهده باز کردن آن بربیاید.
*
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24299/usa1.jpg

آقای حسن کاظمی قمی: آمریکایی‌ها وقتی که آمدند منطقه خضرا را درست کردند. وزیر این کشور را توسط یک سرباز از ماشین پیاده کردند، کف خیابان خواباندند. شما ببینید که با روحیه و شخصیت یک جامعه این گونه بازی می‌شود. طبیعی است که این واکنش دارد. 

* 
آقای رضا امیری مقدم: آمریکایی‌ها این جوری با عراقی‌ها داشتند برخورد می‌کردند که آقای حکیم وارد شد و اصلاً نتوانستند جمع کنند و آن استقبال آن چنانی برایش طراحی شد و اصلاً آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها متعجب ماندند که این چه وضعی است که در آن جا اتفاق افتاده.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24299/shhakim.jpg
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif رهبران مردمی عراق که سال‌ها میهمان ایران بودند، با استقبال مردم وارد عراق شدند.
کار از دست نیروهای خارجی مستقر در عراق خارج شده بود. شمشیر دو لبه ناامنی که بهانه حضور پررنگ سربازان ایالات متحده‌ در عراق بود، داشت دست آن‌ها را می‌برید.
*
آقای حسن کاظمی قمی: تروریزم جان گرفت. مقاومت‌های مردمی در برابر اشغالگر شکل گرفت. رفتار و سیاست‌های آمریکا که عرض کردم آمریکا دنبال این بود یک نظام سیاسی با مدل آمریکا شکل بگیرد و شعار دمکراسی هم بدهد. خب، این با خواسته مردم همخوانی نداشت. خب این یک اعتراضاتی داشت. 
* 
آقای رضا امیری مقدم: و موقعی که بحران عراق عمیق شد، دیگر مردم عراق با انگیزه خودشان دست به اسلحه بردند علیه آمریکا و آمریکایی‌ها رفتند در یک ناامنی، آمریکایی‌ها در سیاست‌شان تجدید نظر کردند. 
* 
آقای حسن کاظمی قمی: به شرایطی رسید که دید ابزارهای نظامی و فشارها و تهدید و تطمیع‌ها هیچ کدام دیگر جواب نداده. 
* 
آقای رضا امیری مقدم: آمدند دو تا سناتور از کنگره؛ آقایان بیکر و همیلتون را گذاشتند آمدند تحقیق کردند. در تحقیقات‌شان به این نتیجه رسیدند که تنها راه این است که ما باید با سوریه و جمهوری اسلامی راجع به عراق مذاکره کنیم. در عراق آمدند یک پرونده‌ای را باز کردند که به وسیله عراق جمهوری اسلامی را از پا دربیاورند. جمهوری اسلامی ایران آمد از اشتباهات آمریکا استفاده کرد. به دلیل سرمایه سی سال گذشته‌اش با معارضه کرد و شیعه، به دلیل این که آمریکا معارضه را انکار می‌کرد، جمهوری اسلامی اثباتش می‌کرد، کار به جایی رسید که نه تنها عراق نشد الگویی که مردم ایران و مردم مصر و مردم سعودی از او الگو بگیرند، شد بلای جان آمریکایی‌ها و آمریکایی‌ها در یک باتلاقی در آن جا فرو رفتند که برای خروج از این بحران راهی جز مذاکره با ایران ندارند. 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24299/hakim.jpg
۱۳۸۵/۱۱/۱۶ دیدار رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24299/talebani.jpg
۱۳۸۵/۹/۷ دیدار رئیس‌جمهوری عراق
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24299/maleki.jpg
۱۳۸۵/۶/۲۲ دیدار نخست‌وزیر عراق
نه تنها آن‌هادرخواست مذاکره می‌کردند، تمام رهبران شیعه عراق و کرد آمدند از ایران درخواست کردند. مرحوم آقای عبدالعزیز حکیم، بارها از مقام معظم رهبری درخواست کردند. آقای جعفری، آقای مالکی، آقای طالبانی، آقای بارزانی. همه به ما می‌گفتند می‌دانیم شما و آمریکا اصلاً با هم رابطه ندارید؛ برای نجات عراق بیایید با آمریکایی‌ها مذاکره کنید. خب، بر اساس این مقام معظم رهبری اجازه داد که ما راجع به عراق با آمریکایی‌ها مذاکره کنیم. و ما وارد مذاکره شدیم. 
*
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24299/agha.jpg
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای؛ اول فروردین ماه هشتاد و پنج: آنچه که این روزها مطرح شد که درباره مسئله امنیت عراق مسئولین آمریکایی چه در عراق، چه در بیرون عراق، از مسئولین ما درخواست‌های مکرری کردند، پی در پی؛ این‌ها هم اول اعتنایی نکردند. بعد برای این که شاید برای جلوگیری از ناامنی‌های فاجعه‌بار ملت مظلوم عراق این لازم باشد گفتند در این مسئله ما حرفی نداریم که نظرات خودمان را به طرف آمریکایی منتقل کنیم. آن نظرات چی است؟ آن نظرات تفهیم این نکته است به آمریکایی‌ها که آن‌ها دست از سر عراق باید بردارند تا ملت عراق کشورشان را خودشان اداره کنند. [متن کامل]
[پایان قسمت دوم]
*
قسمت سوم مستند صوتی تجربه مذاکره با عنوان «چرا مذاکره؟»، روز هفتم آبان‌ماه منتشر خواهد شد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/24293/tizer.jpg
«تجربه مذاکره» مستندی صوتی است که در پنج قسمت از سوم تا یازدهم آبان‌ماه ۹۲ در KHAEMENI.IR منتشر می‌شود و در آن به بازخوانی تجربه مذاکره جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در سال ۸۶ در موضوع عراق به روایت اعضای هیأت دیپلماتیک ایرانی مذاکره‌کننده با آمریکا پرداخته خواهد شد.

 
فیلم: نظر صریح رهبرانقلاب درباره دولت آمریکا
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۳  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

فیلم: نظر صریح رهبرانقلاب درباره دولت آمریکا

 

مشاهده فیلم


 
سخنان مقام معظم رهبری درباره مذاکره با آمریکایی ها
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنان مقام معظم رهبری درباره مذاکره با آمریکایی ها

 

دانلود


 
امام جمعه بغداد: سلیمانی افتخاری برای جهان تشیع است
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

این روزها نام سردار سلیمانی لرزه بر اندام سران استکبار جهانی می اندازد

 

دانلود


 
مستند ارتش آرمانی
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

مستند ارتش آرمانی



 
واقعیت اعدام های سال 67 از زبان رحیم پور
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

واقعیت اعدام های سال 67 از زبان رحیم پور


هنگامی که رحیم‌پور در حال سخنرانی در دانشکده برق دانشگاه خواجه نصیر بود، 4 نفر پلاکاردهایی را بالا گرفتند که در آن به آنچه که کشتارهای سال 67 خوانده شده بود، حمله گردیده بود. اما پاسخ‌‌های قاطع حسن رحیم‌پور ازغدی، پروژه اغتشاش اعضای طیف علامه دفتر تحکیم را که این بار در لباس حامیان منافقین ظاهر شده بودند، به طور کامل ناکام گذاشت و رحیم‌پور دقایقی بعد در حالی به موضوع اصلی بحث خود یعنی "اصولگرایی اما کدام اصول؟" که به دعوت بسیج دانشجویی ایراد می‌کرد، بازگشت که پس از فریادهای روشنگرانه این استاد دانشگاه در مقام رسواسازی منافقین و حامیانشان و سکوتی سنگین، صدای تشویق و تکبیر سالن را پر کرده و پلاکارد به دست‌ها نیز ترجیح دادند، بی‌سروصدا جلسه را ترک کنند. در اواسط این مراسم تعدادی از عناصر طیف غیرقانونی و افراطی علامه دفتر تحکیم از جمله «م.ا»، «ب.ص»، «م.ع» و «ع.پ» قصد داشتند مراسم را به اغتشاش بکشانند که سخنان قاطع رحیم پور ازغدی این تلاش‌ها را به طور کامل با ناکامی مواجه کرد.


 
گفتگوی انتخاباتی رهبر معظم انقلاب با مردم در سال 64
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای که در سال ۱۳۶۰ با رأی قاطع ملت به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده بودند،در سال ۱۳۶۴ نیز برای دومین‌بار نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدند.

 به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR؛ حضرت‌ آیت‌الله خامنه‌ای که در سال ۱۳۶۰ با رأی قاطع ملت به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزیده شده بودند، در سال ۱۳۶۴ نیز برای دومین‌بار نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدند.

 
در آن زمان بر اساس قانون هر نامزد این حق را داشت که برای نطق تبلیغاتی به صداوسیما بیاید و نکات خود را با مردم در میان بگذارد؛ آیت‌الله خامنه‌ای نیز برای این امر در تاریخ ۱۴ مردادماه ۱۳۶۴ در سخنانی انتخاباتی در تلویزیون به بیان موضوعات مورد نظرشان در جایگاه نامزد ریاست جمهوری پرداختند.
 
فیلم سخنان رهبری معظم انقلاب را در پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR  ببینید.

 
سخنرانی مهدی محمدی
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی مهدی محمدی

کارشناس و مشاور رسانه ای گروه مذاکره کننده هسته ای,

 

دانلود


 
نهاد ریاست جمهوری هاشمی، «زیرآب زن‌های اسلام» تربیت می‌کرد
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

نهاد ریاست جمهوری هاشمی، «زیرآب زن‌های اسلام» تربیت می‌کرد


دانلود


 
بدعت غیرقانونی؛ هرگز
ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٦  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

بدعت غیرقانونی؛ هرگز



 
صبر در کلام رهبری
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱۸  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

صبر در کلام رهبری

سیمای رهبری 

حجم : 2 مگابایت
 
مدت زمان: 02:34
 
دانلود

 
حاج حسین یکتا؛
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

در جنگ نرم نه حزب‌اللهی می‌خواهیم، نه انقلابی

 

حجم : 16 مگابایت
 
مدت زمان: 05:03
 
دانلود

 
جنگ نرم در فضای رسانه ای دکتر یامین پور
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

دکتر وحید یامین پور در این سخنرانی به تعریف جنگ فرهنگی که به نوعی به دستکاری در حوزه عقاید، علایق افراد جامعه می پردازد، اشاره کردند و از مواجهه کلی و عدم مشخص بودن مرز بین جبهه حق و باطل در فضای جنگ نرم سخن گفتند. ایشان در ادامه به بیان کوچ روانی  انسان ایرانی از ولایتمداری به غربگرایی در جامعه امروزی اشاره کردند که نقش سینما و رسانه در این میان حائز اهمیت فراوان است.
دکتر وحید یامین پور در بخش دیگری از سخنان خود به رویش های بعد از انقلاب اسلامی نیز اشاره کردند و در آخر نیز به پاسخگویی به برخی از پرسش های حضار پرداختند.

 

اطلاعات فایل دریافتی :

حجم : 20 مگابایت | فرمت mp3

زمان : 01:30:35

دانلود - Direct Download Link

منبع : http://ansarclip.ir


 
اظهار‌نظر صریح رهبر انقلاب درباره حوادث قم و مرقد امام
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٤  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
حزب‌اللهی‌ها بشنوند!
 
 پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir کلیپ صوتی «حزب‌اللهی‌ها بشنوند» را درباره بیانات ارزشمند مقام معظم رهبری پیرامون حوادث قم و مرقد امام(ره) تولید کرد.
 
 
 
 
 

 
سخنرانی حاج سعید قاسمی درنمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی حاج سعید قاسمی درنمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی

 

قسمت اول

 

قسمت دوم


 
سخنرانی دکتر عباسی درنمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی دکتر عباسی درنمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی

 

 

دانلود قسمت اول

 

 

دانلود قسمت دوم


 
سخنرانی حاج حسین یکتا درنمایشگاه رسانه های دیجیتال انقلاب اسلامی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی حاج حسین یکتا درنمایشگاه رسانه های

 

 

دیجیتال انقلاب اسلامی 

 

 

دانلود


 
گردن کلفت های سیاسی
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

گردن کلفت های سیاسی

 



 
کتاب کالبدشکافی فتنه ۸۸
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR نسخه PDF کتاب «کالبدشکافی فتنه ۸۸» را منتشر کرد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21795/smpf.jpg

برای دریافت اینجا را کلیک کنید. [حجم: 36 مگابایت]

«کالبدشکافی فتنه هشتاد و هشت»، شامل نمایه‌ی بیانات رهبر معظم انقلاب از اول فروردین سال ۸۸ در حرم امام رضا (علیه‌السلام) تا سخنان ایشان در جمع مبلغان مذهبی در آستانه ماه محرم است.
این کتاب با محوریت بیانات رهبر معظم انقلاب در قالب نمودار درختی در پنج فصل تنظیم شده است که در فصل اول شاهد سخنان رهبری پیش از انتخابات هستیم که در آن به وظیفه‌ مردم، نامزدها، چالش‌های پیش رو و آسیب‌های احتمالی پرداخته شده است. فصل دوم، مواضع، تحلیل‌ها، آسیب‌شناسی، توصیه‌ها و هشدارهای ایشان در فاصله‌ی انتخابات تا نمازجمعه تاریخی29 خرداد را در بر می‌گیرد.
ماجرای فتنه و جوانب آن و همچنین راهکارهای رهبری برای خروج از فضای فتنه فصل سوم این کتاب را تشکیل می دهد. فصل چهارم به موضوع بصیرت توجه دارد و فصل پنجم به جنگ نرم و بازی بازیگرانش می‌پردازد.
با مطالعه این کتابچه خواننده می‌تواند به یک درک جمع‌بندی شده و نظام‌مند از مواضع، تحلیل‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی در برابر این فتنه دست پیدا کند؛ خطوط اصلی تحلیل ماجرا را بدست آورد؛ ارزیابی جامعی از عوامل موثر در ماجراهای پس از انتخابات داشته باشد؛ و جایگاه، نقش و وظایف خود را در افق آینده مشخص نماید.

 
از 15 خرداد 42 تا 9 دی 88 + اینفوگرافی
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
از 15 خرداد 42 تا 9 دی 88 + اینفوگرافی

 


برای مشاهده در سایز اصلی روی تصویر کلیک کنید
منبع: پایگاه جریان شناسی دیدبان
 

«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ»(ابراهیم:5)

طبق این آیه، برخی مناسبتهای زمانی وجود دارند که مورد توجّه خداوند متعال می باشند؛ لذا خداوند متعال آنها راایّام الله نامیده است.

هر واقعه ای که در آن، خروج از ظلمت به نور باشد، ظرف وقوع آن واقعه، یوم الله خواهد بود. بر همین اساس که امام خمینی(ره) روز بیست و دوم بهمن را یوم الله نامیدند. چون در چنین روزی مردم ایران از ظلمت طاغوت رها گشت. عاشورا یوم الله است. روز غدیر خم یوم الله است. و ... .

ایام الله از منظر امام(ره)

حضرت امام(ره) نیز در سخنرانی خویش در جمع اقشار مختلف مردم به مناسبت سالگرد 17 شهریور، در 17 شهریور 58 در این رابطه می فرمایند: «امر دومى که فرموده است خداى تبارک و تعالى به حضرت موسى: وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ اینها را متذکّر کن به «ایّام خدا». همه ایّام مال خداست؛ لکن بعضى از ایّام یک خصوصیتى دارد که براى آن خصوصیت «یوم اللَّه» مى‏شود. روزى که پیغمبر اکرم هجرت کردند به مدینه، این روز «یوم اللَّه» است. روزى که مکه را فتح کردند «یوم اللَّه» است. یومِ قدرت‏نمایى خداست که یک یتیم را که همه رَفضَش کرده بودند، نمى‏توانست زندگى بکند تو وطن خودش، تو خانه خودش، بعد از چندى فتح مکّه به دست او شد؛ و آن قُلْدُرها و آن ثروتمندها و آن قدرتمندها همه در تحت سیطره او واقع شد، و فرمود:أنتُمُ الطُّلَقَاء دیگر آزادتان کردم، بروید؛ این «یوم اللَّه» است. یوم خوارج، روزى که امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- شمشیر را کشید و این فاسدها را، این‏ غدّه‏هاى سرطانى را درو کرد، این هم «یوم اللَّه» بود. این مقدسهایى که پینه بسته بود پیشانیشان، لکن خدا را نمى‏شناختند، همینها بودند که کشتند امیر المؤمنین را! قیام کردند در مقابل امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- از لشکر خودش بودند، قیام کردند در مقابل او. براى خاطر آن قضایایى که در صفین واقع شد و امام- علیه السلام- دید که اگر اینها باقى باشند فاسد مى‏کنند ملت را، تمامشان را کشت، الّا بعضى که فرار کردند؛ این «یوم اللَّه» بود. روزهایى که خداى تبارک و تعالى براى تنبیه ملتها یک چیزهایى را وارد مى‏کند، یک زلزله‏اى وارد مى‏کند، یک سیلى وارد مى‏کند، یک طوفانى وارد مى‏کند، که شلاق بزند به این مردم که آدم بشوید، اینها هم «یوم اللَّه» است. چیزهایى است که به خدا مربوط است.»[1]

حال انقلاب شکوهمند اسلامی نیز ایام اللهی داشته که ما در این نوشتار به اختصار به آنها می پردازیم.


1- 15 خرداد شروع نهضت

روز عاشورای سال 1383 ه.ق مصادف بود با 13 خرداد 1342. در عصر آن روز حضرت امام(ره) سخنرانی کوبنده ای را علیه رژیم ستم شاهی و جنایات آن در مدرسه فیضیه ایراد فرمودند. به دنبال این سخنرانی کوبنده رژیم شاه در سحرگاه روز 15 خرداد به خانه حضرت امام(ره) حمله کرده و ایشان را به تهران منتقل کردند.

اول صبح که مردم متوجه این جریان شدند؛ با آمدن به خیابانها و راهپیمائی و تظاهرات خواستار آزادی حضرت امام(ره) شدند. البته همزمان با قم در چند شهر دیگر از جمله تهران، شیراز، ورامین و ... به وقوع پیوست. رژیم شاه که مشاهده کرد تاب مقاوت در برابر این سیل خروشان مردمی را ندارد؛ با رگبار و مسلسل به جنگ ملت آمد و تهران را در 15 خرداد تبدیل به حمام خون کرد. همزمان با این کشتار خونین در شهرهای دیگری نیز رژیم شاه جنایات فجیعی را انجام داد.


1-1- بیانیه شیخ محمود شلتوت

البته این جنایات فجیع بازتاب های متفاوتی در خبرگزاریها و بین اشخاص مختلف داشت. حتی بازتاب های این جنایات به خارج از کشور نیز رسیده شد و این مسأله تا بدین جا پیش رفت که شیخ محمود شلتوت مفتی الأزهر مصر نیز در بیانیه در 20 خرداد این فجایع را محکوم کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: «مسلمانان‌! اقدام‌ به‌ نجات‌ مظلوم‌، کاری‌ است‌ که‌ اسلام‌ آن‌ را واجب‌ گردانیده‌ است‌. و رفع‌ زیان‌ ودور کردن‌ خطر و ضرر از مردم‌ رفتاری‌ است‌ که‌ اسلام‌ به‌ آن‌ خوانده‌ و فرض‌ شمرده‌ است‌؛ و می‌دانیم‌که‌ ضروری‌ترین‌ نمونه‌های‌ اقدام‌ به‌ نجات‌ مظلوم‌، رفع‌ زیان‌ در مورد کسانی‌ است‌ که‌ به‌ خاطر دفاع‌ ازاسلام‌ و ادای‌ وظیفه‌ دینی‌ و جانبازی‌ در راه‌ رسالت‌ الهی‌ به‌ بند و گرفتاری‌ کشیده‌ شده‌ و زیان‌ دیده‌اند.

علمای‌ اسلام‌ و روحانیون‌ ایران‌ بارها مورد تجاوز رژیم‌ قرار گرفته‌اند و بارها زندانی‌ شده‌اند و ازانجام‌ وظیفه‌ امر به‌ معروف‌ ـ که‌ هر غیر عاجزی‌ بدان‌ مکلف‌ است‌ ـ و از وظیفه‌ نهی‌ از منکر ـ که‌ بر هرغیرعاجزی‌ واجب‌ است‌ ـ بازداشته‌ شده‌اند؛ حال‌ آن‌که‌ خیر و فواید انجام‌ این‌ دو وظیفه‌ عاید امت‌اسلام‌ می‌شود و نتایج‌ فرخنده‌اش‌ نصیب‌ ملت‌ می‌گردد، زیرا حیات‌ هر ملتی‌ وابسته‌ به‌ اخلاق‌ اوست‌ وشالوده‌ اخلاق‌ را دین‌ خدا ـ در مجموعه‌ احکام‌ و آداب‌ و نظامات‌ و تعلیماتش‌ ـ تشکیل‌ می‌دهد، وپرچم‌داران‌ جنبش‌ تکامل‌ اخلاقی‌ و رهبران‌ معنویت‌ و عناصر مؤثر در این‌ کار، همان‌ علمای‌ اخلاقی‌هر ملت‌اند که‌ با تبلیغ‌ و رهبری‌ و ارشادشان‌ زمینه‌ و شرایط‌ و عوامل‌ تکامل‌ معنوی‌ آن‌ را فراهم‌می‌گردانند.

از طرفی‌، شکی‌ نیست‌ که‌ تا جان‌ و آزادی‌ علما حفظ‌ نشود و احترام‌ و تکریم‌ در خورشان‌ صورت‌نپذیرد، از عهده‌ این‌ مهم‌ بر نتوانند آمد. وقتی‌ علمای‌ ملتی‌ از ادای‌ نقش‌ خلاق‌ و اخلاقی‌ خویش‌بازداشته‌ شدند، حال‌ آن‌ ملت‌ چگونه‌ خواهد گشت‌؟ بی‌تردید ارزش‌های‌ معنوی‌ بی‌ارزش‌ خواهد شد وآرمان‌ها و نمونه‌های‌ رهبری‌ پایمال‌ خواهد گشت‌ و انسانیت‌، معنا و کمال‌ خود را از دست‌ خواهد داد،زیرا در طول‌ تاریخ‌ بشر مجاهدت‌ علما، نیروی‌ انگیزنده‌ و توان‌ کارآفرین‌ هر کار بشردوستانه‌ ومیهن‌پرستانه‌ و خیرخواهانه‌ بوده‌ است‌ و تاریخ‌ ملت‌ ایران‌ خود شاهد زنده‌ای‌ است‌ بر این‌ حقیقت‌؛آن‌جا که‌ علمایش‌ گنجینه‌ای‌ از افتخار خدمت‌ و مجاهدت‌ ارجدار و فداکاری‌ و جانبازی‌ در راه‌ خدا وملت‌ و میهن‌ را در بردارند و تاریخ‌ پرشکوهی‌ در این‌ میدان‌ به‌ ثبت‌ رسانیده‌اند.

...

هان‌! به‌ شما مسلمانان‌ هشدار می‌دهم‌، به‌ مسلمانان‌ همه‌ کشورها و به‌ ملت‌ مسلمان‌ ایران‌ که‌این‌ تجاوز و دست‌اندازی‌ بی‌شرمانه‌ را به‌ سادگی‌ نگاه‌ نکنید و با تمام‌ نیرو برای‌ نجات‌ علمای‌ ایران‌ ازچنگال‌ دژخیمان‌ دیکتاتور ایران‌ مبارزه‌ کنید، و «به‌ ستمکاران‌ تکیه‌ نکنید که‌ آتش‌ گریبانتان‌ را خواهدگرفت‌ و در برابر خدا هیچ‌ یاوری‌ نخواهید داشت‌ و هیچ‌ کس‌ به‌ کمکتان‌ نخواهد آمد» (سوره‌ هود،آیه‌113).

به‌ چنین‌ جنایتی‌ تا به‌ حال‌ فقط‌ کسی‌ دست‌ زده‌ است‌ که‌ پاک‌ از دین‌ بریده‌ و از اسلام‌ خارج‌ شده‌ وبر همه‌ حقوق‌ و احتراماتی‌ را که‌ خدا برای‌ علما واجب‌ گردانیده‌، منکر گشته‌ است‌. «خدا که‌ جز اوخدایی‌ نیست‌ و فرشتگان‌ و دانشمندان‌ شهادت‌ داده‌اند» که‌ «از خدا در میان‌ بندگانش‌ فقط‌ دانشمندان‌می‌ترسند...» و من‌ چنین‌ شهادت‌ می‌دهم‌ که‌ خدایا! جنایت‌ دست‌درازی‌ و تجاوز به‌ پرچم‌داران‌اسلام‌ به‌ وقوع‌ پیوسته‌ و کوشش‌ برای‌ رفع‌ ضرر و خطر از پیروان‌ و دوستداران‌ تو بر همه‌ کسانی‌ که‌ به‌تو ایمان‌ دارند واجب‌ است‌. «و تو نیکوترین‌ سرپرست‌ و حاکمی‌ و نیکوترین‌ یاور.»[2]


1-2- اعلام مرجعیت حضرت امام(ره)

به دنبال دستگیری حضرت امام(ره) و تصمیم رژیم شاه بر اعدام ایشان؛ از آنجائیکه طبق قانون اساسی مشروطه مراجع تقلید مصونیت داشتند و حکومت نمی توانست مراجع را اعدام کند؛ و بدلیل اینکه حضرت امام(ره) آن زمان هنوز به عنوان مرجع شناخته نمی شدند؛ از این رو جامعه مدرسین و برخی علما از سراسر کشور با اعلام مرجعیت حضرت امام(ره) باعث شدند که رژیم نتواند ایشان را اعدام کند.

آیت الله یزدی در این باره می گوید: «مسئله سابقه تأسیس جامعه مدرسین و اقدامات آن به قبل از پیروزی انقلاب اسلامی باز می‌گردد. اساساً این جامعه در زمان حیات آیت‌الله بروجردی، یعنی قبل از سال 1342، شکل گرفت... در سال 1342 جریان مبارزات انقلابی توسط امام (رحمت‌الله علیه) آغاز شد و در این برهه جامعه مدرسین به صورت رسمی وارد بحث حمایت از امام (رحمت‌الله علیه) شد... یکی دیگر از کارهای بسیار مهم جامعه مدرسین در قبل از پیروزی انقلاب اعلام مرجعیت حضرت امام بود. وقتی عوامل رژیم امام (رحمت‌الله علیه) را دستگیر کردند ایشان عنوان مرجعیت نداشتند و بر اساس قانون اساسی مشروطه مراجع دارای مصونیت بودند. برای همین، جامعه مدرسین بلافاصله با توجه به صلاحیت حضرت امام در اطلاعیه‌ای اعلام کردند که امام خمینی (رحمت‌الله علیه) جزو مراجع تقلید هستند و با این کار دست ساواک را برای هر گونه تعرض به جان امام بستند.»[3]

به دنبال این واقعه حضرت امام(ره) در مرداد 42 آزاد شدند و پس از آن در خانه ای در تهران به حالت حصر قرار گرفتند.


1-3- ­­15 خرداد در بیان حضرت امام(ره)

حضرت امام(ره) در سخنرانی های متعدد خویش و کراراً در مورد این قیام صحبت کرده اند. برای نمونه ایشان در سخنرانی در جمع خانواده های شهدای 15 خرداد 42 در 9 آبان 58 می فرمایند: «پانزده خرداد- که ما مردان با اراده‏اى را از دست دادیم و جوانانى از دست ملت ما رفت- نقطه عطفى است در تاریخ، و مبدأ این نهضت است. آنها که در پانزده خرداد قیام کردند، قیام مردانه کردند، و در مقابل دژخیمان «نه» گفتند و به شهادت رسیدند، آنها مبدأ این نهضت عظیم شدند. من از خداى تبارک و تعالى براى آنها رحمت استدعا مى‏کنم؛ و براى بازماندگان آنها سلامت و صبر و سعادت.»[4]

همچنین ایشان در سخنرانی خویش در 17 شهریور 58 با «یوم الله» خواندن 15 خرداد می فرمایند: «از آن «یوم اللَّه» ها 15 خرداد بود. 15 خرداد هم از «ایام اللَّه» بود که یک ملت ایستاد در مقابل یک قدرت و کارى کرد که پنج ماه تقریباً حکومت نظامى شد. منتها قدرت نداشت ملت؛ باز اجتماع درست نشده بود، بیدار نشده بودند، شکست خوردند. نه شکست؛ به حسب ظاهر؛ و الّا از همان جا مبدأ پیروزى ملت است.»[5]

ایشان همچنین در پیام خویش به ملت ایران در 12 خرداد 58 می فرمایند: «و من روز 15 خرداد را براى همیشه عزاى عمومى اعلام مى‏کنم. و براى بزرگداشت شهداى خویش در این روز بزرگ در مدرسه فیضیه به سوگ مى‏نشینم. به امید آنکه با خواست خداوند متعال باقیمانده ریشه‏هاى گندیده استعمار از بیخ و بُن کنده شود؛ و جمهورى اسلامى مبنى بر احکام نورانى قرآن مجید در کشور ما مستقر گردد.»[6]


2- شهادت حاج آقا مصطفی

پس از واقعه 15 خرداد و به دنبال آن تبعید حضرت امام(ره) نهصت به صورت یکنواخت و البته با یک سیر کندی پیش می رفت تا اینکه با شهادت آقا مصطفی در نیمه شب اول آبان 56 نهضت یک جان تازه ای به خود گرفت.

با رسیدن خبر شهادت ایشان به ایران در سراسر ایران مجالس ترحیمی برای ایشان برگزار شد که در این مجالس روحانیون مبارز و سایر مبارزین زمام امور را در دست گرفت و این مجالس ترحیم را به مجالس سیاسی جهت مبارزه علیه رژیم تبدیل کردند.

برای مثال در بخشی از گزارش ساواک در مورد یکی از مراسم‌های برگزار شده در مسجد اعظم قم در تاریخ اول آبان 1356 آمده است:

«بعد از ظهر روز 1/8/36 از طرف آیت‌الله گلپایگانی به مناسبت فوت یاد شده مجلس ترحیمی با حضور آیت‌الله گلپایگانی، شریعتمداری، نجفی مرعشی و شرکت قریب شش هزار نفر از طبقات مختلف و طلاب علوم دینی و روحانیون شهر قم در مسجد اعظم برگزار گردیده است. در این مجلس تعداد معدودی از طلاب علوم در بین جمعیت مبادرت به دادن شعار «درود بر خمینی»نموده‌اند که این جریان موجب بر هم خوردن نظم مجلس گردیده و حاضرین در مجلس با سرعت مسجد را ترک کرده‌اند.

در هنگام خارج شدن جمعیت از مسجد اعلامیه‌های مضره‌ای به امضای «روحانیون مبارز قم» و «کنفدراسیون دانشجویان ایرانی» در محوطه مسجد ریخته شده است...»[7]

البته وضع در سراس کشور تقریباً بدین منوال بود. البته یکی از مهمترین مجالس ترحیم، مجلس ترحیم مسجد ارک تهران است که در 8 آبان برگزار شد.

حضرت امام(ره) در باب این شهادت در پیام به ملت ایران در 21 شهریور در تسلیت واقعه 17 شهریور می فرمایند:«و خدا شاهد است مصطفاى من تنها آن نبود که سالش نزدیک است، بلکه همه به خاک و خون کشیده‏هاى حادثه شوال، مصطفاهاى من بوده‏اند. من این استقامت را و این فیض شهادت را که خداوند متعال نصیب فرزندانم فرمود به پدران و مادران و همه بستگانشان تبریک مى‏گویم. و چنین کشته شدنى که افتخار دارد، بزرگترین آرزوى من است و شاید نزدیک باشد.»[8]

همچنین ایشان در جای دیگری می فرمایند: «این طور قضایا مهم نیست خیلى، پیش مى‏آید. براى همه مردم پیش مى‏آید. و خداوند تبارک و تعالى الطافى دارد ظاهر و الطافِ خفیه. یک الطاف خفیه‏اى خداى‏ تبارک و تعالى دارد که ماها علم به آن نداریم، اطلاع بر او نداریم. و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل، از هر جهتى ناقص هستیم، از این جهت در این طور امورى که پیش مى‏آید جزع و فزع مى‏کنیم، صبر نمى‏کنیم. این براى نقصان معرفت ماست به مقام بارى تعالى. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه‏اى که خداى تبارک و تعالى نسبت به عبادش دارد و انَّهُ لَطیفٌ عَلى‏ عِبادِه و اطلاع بر آن مسائل داشتیم، در این طور چیزهایى که جزئى است و مهم نیست این قدر بى‏طاقت نبودیم؛ مى‏فهمیدیم که یک مصالحى در کار است، یک الطافى در کار است، یک تربیتهایى در کار است.»[9]


3- مقاله رشیدی مطلق و قیام 19 دی

همزمان با برگزاری کنگره بزرگ حزب رستاخیز در تهران (در تاریخ 17 دی ماه 1356) در یکی از صفحات روزنامه اطلاعات مقاله ای به چاپ رسید تحت عنون «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم شخصی به اسم احمد رشیدی مطلق که البته این نام یک اسم مستعار است و هویت واقعی نویسنده مقاله هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد. برخی ها داریوش همایون را نویسنده مقاله معرفی می کنند.

در این مقاله نویسنده با اهانت به حضرت امام(ره) و معرفی ایشان به عنوان عامل استعمار سرخ و سیاه در نهضت انقلاب و اینکه ایشان عامل قیام 15 خرداد است و همچنین «سید هندی»[10] نامیدن حضرت امام(ره) و اینکه ایشان مدتی در هند سپری کرده و در آنجا با استعمار انگلیس در ارتباط بوده؛ موجب خشم انقلابی ملت ایران را فراهم کرد.

اولین واکنش به این مقاله قیام مردم دی در 19 دی بود یعنی 2 روز پس از انتشار مقاله. علما به دنبال انتشار این مقاله، روز 18 دی درسهای خود را تعطیل کردند. پس از آن بازار نیز با تعطیلی به حوزه محلق شد و مردم به بیوت مراجع می رفتند و آمادگی خود را برای مقابله با این توهین بیان می داشتند.[11]

مردم و علما صبح روز هجدهم دی ماه به سمت منزل آیت الله گلپایگانی حرکت کردند. خیلی زود محوطه درونی و بیرونی منزل ایشان از جمعیت پر شد. آیت اللّه گلپایگانی با چهره ای غمگین و افسرده وارد می شوند. پس از این که ایشان آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) را می خواند بغض مردم می ترکد وصدای گریه از هر سو بلند می شود .آیت اللّه گلپایگانی ادامه می دهند: «ما هم از وارد شدن این ضایعه بزرگ بر جامعه روحانیت و بر فقه و اجتهاد خبردار شدیم. این ها اشتباه می کنند ؛ این ها فکر نکنند، ما دیگر سکوت کرده ایم و چیزی نخواهیم گفت و دست بر می داریم. این ها باید بدانند که اگر سر نیزه را حتی به زیر گلوی ما بگذارند، ما حرفمان را می زنیم»[12]

صبح روز 19 دی، با تعطیل شدن بازار قم در حمایت از حوزه و محکوم کردن اقدام نظام و نیز ادامه تعطیلی دروس حوزه، جمعیت زیادی در مسجد اعظم گرد آمدند. رفتن به منازل آیات پی گرفته شد و به ترتیب آقایان آیت الله میرزا هاشم آملی، علامه طباطبائی، آیت الله وحید خراسانی و آیت الله مکارم شیرازی برای مردم سخنرانی و از حضرت امام خمینی (ره) حمایت نمودند.[13]

پس از این واقعه در چهلم شهدای قم، مردم تبریز راهپیمائی و تظاهرات کردند و این واقعه باعث شد که حضرت امام(ره)، نوروز 57 -که همزمان می شد با چهلم شهدای تبریز- را عزای عمومی اعلام بکنند. و در چهلم شهدای تبریز مردم یزد به پا خواستند و این چهلم گرفتن ها چندین بار تکرار شد بطوریکه این واقعه به «نهضت چهلم ها» معروف شد.

مقام معظم رهبری-مدظله- در دیدار مردم قم در 18 دی 82 با «یوم الله» شمردن این روز فرمودند: «به شما برادران و خواهران عزیز قمى؛ به جوانان مؤمن و مردم مقاوم و طلّاب و فضلاى معزّز حوزه‏ى علمیه‏ى قم خوشامد عرض مى‏کنیم. روز نوزدهم دى بدون شک یکى از ایام اللّه است. این روز در تاریخِ بعد از خود و مسیر حرکت در طول انقلاب و نهضت، تأثیر اساسى داشت. اگر قیام مردم قم در طلیعه‏ى این نهضت و در پیشانى انقلاب ثبت نمى‏شد، به گمان زیاد بدخواهان ملتِ ایران و دشمنان انقلاب حتّى هویت اسلامى نهضت را هم ممکن بود انکار کنند»[14]


4- 17 شهریور

در روز عید فطر سال 57 یعنی 13 شهریور پس از نماز عید، مردم شروع به راهپیمائی و تظاهرات علیه رژیم کردند. به دنبال این تظاهرا اوضاع تا روز 16 شهریور ناآرام بود.

به دنبال تظاهرا گسترده در روز پنجشنبه 16 شهریور، مردم در روز بعد جمعه نیز تظاهرات را ادامه دادند که رژیم ستم شاهی کشتار گسترده ای را در میدان شهدا(ژاله سابق) انجام داد.

فرمانداری نظامی تهران آمار 87 کشته و 250 مجروح را تأیید نمود. اما مخالفان حکومت، اعلان داشتند که در این روز بیش از 4000 نفر کشته شده اند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باخته‌اند 500 نفر است. سالها بعد عماد الدین باقی طی تحقیقی با توجه به دسترسی اش به آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی و منابع دیگر تعداد کشته شدگان 17 شهریور را 88 نفر ذکر می‌کند که 64 نفر آنها در میدان ژاله کشته شدند.[15]

حضرت امام روز هجدهم شهریور ماه با ارسال پیامی به ملت ایران ضمن ابراز همدردی با ملت، کشتار وحشیانه را محکوم نمودند و دولت آشتی ملی را دولتی تحمیلی و غیرقانونی اعلام داشتند.

همچنین ایشان با «یوم الله» نامیدن 17 شهریور فرمودند: «17 شهریور هم، که امروز ما اینجا مجتمع هستیم، آن 17 شهریور سال گذشته «مِنْ ایّام اللَّه» آن هم از ایام خدایى بود که یک ملت، زن و مردش، جوان و غیر جوانش، بایستند و خون بدهند براى احقاق حق. این روز خداست. 17 شهریور «مِنْ ایام اللَّه» است، باید متذکر باشید. باید یادآورى کنید این «ایّام اللَّه» را. چنانچه کردید، از یاد نباید برود این «ایّام اللَّه» براى اینکه این ایام‏اند که آدم سازند. این ایّام است که جوانهاى ما را از عشرتکده‏ها بیرون مى‏آورد به میدان جنگ مى‏برد. این ایّام الهى هست که ملت ما را بیدار مى‏کند، و بیدار کرد. امر مى‏کند: ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ؛ «ایّام اللَّه» را در ذکر مردم وارد کن.»[16]


5- فرار شاه

سرانجام شاه مخلوع که احساس می کرد دیگر ایران جائی برای اون نیست؛ و به امید اینکه مانند 28 مرداد 32 می رود و ارتش با یک کودتا اوضاع را به دست می گیرد و پس از چند روز مجدداً به مملکت مراجعه می کند؛ در 26 دی ماه 57 از مملکت گریخت.

روز فرار شاه نیز در بیانات حضرت امام(ره) «یوم الله» نامگذاری شده است. ایشان فرمودند:« آن روزى که‏ این خبیث فرار کرد از «ایّام اللَّه» بود؛ که یک ملتى که هیچ نداشت یک قدرت را شکست، به طورى که نتوانست بماند. نه قدرت خودش، قدرت همه؛ دنیا ایستاده بود مقابل شما، من مطّلع بودم، دنیا ایستاده بود پشتیبان، پشتیبان خودش اول؛ پشتیبان وارث آن، که این شخص بختیار باشد، ثانیاً. ایستاده بودند دنبال او که نگهشان دارند. دو دستى امریکا چسبیده بود که شاه را نگه دارد.»[17]


6- 12 بهمن

به دنبال فرار شاه خائن فضا برای انقلابیون و ورود حضرت امام(ره) به کشور بیش از پیش آماده شد تا اینکه سرانجام حضرت امام(ره) در روز 12 بهمن 57 از فرانسه به ایران مراجعت فرمودند.

حضرت امام(ره) پس از ورود به ایران بلافاصله از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا رفتند و آنجا ضمن قرائت فاحته برای شهدای انقلاب، برای مردم سخنرانی کردند.

مراسم استقبال از حضرت امام(ره) پرشکوه ترین مراسم استقبال تاریخ بوده و جمعیت استقبال کننده در فاصله 33 کیلومتری بین فرودگاه مهر آباد تا بهشت زهرا بین 4 تا 8 میلیون نفر تخمین زده می شود.


7- 29 بهمن و بیعت نیروی هوائی

به دنبال شدت یافتن درگیری بین مردم و نیروهای وابسته به رژیم شاه، همافران انقلابی نیروی هوائی در روز 19 بهمن با رسیدن به محضر حضرت امام(ره) در مدرسه رفاه با ایشان بیعت کردند. این نیرو اولین نیرو از بین نیروهای نظامی و امنیتی بودند که رسماً به انقلاب می پیوستند.

به دنبال این اقدام شجاعانه و انقلابی در روز 21 بهمن پرسنل انقلابی نیروی هوائی به هر فردی که کارت پایان خدمت داشت؛ یک قبضه اسلحه و 7 عدد فشنگ می داد.

حضرت امام(ره) این روز را نیز «یوم الله» نامیده و در روز 19 بهمن 59 در جمع پرسنل نیروی هوائی فرمودند: «لکن شما که از نظامیها بودید و از نیروى هوایى طاغوت آن وقت بودید، این ارزش را بیشتر از دیگران عَرضه کردید که از طاغوت بُریدید و به اسلام پیوند کردید. و پیروزى انقلاب رهین همه ملت است و رهین اقدامات شما و سایر قوایى که بعد از شما به اسلام پیوستند و نمایش ارزش خودشان را دادند. آن روز را هم باید از «یوم اللَّه» ما حساب کنیم. روزى که خداى تبارک و تعالى شما برادران را و شما نیروى عظیم انسانى را در آن روز بسیج کرد؛ و شما اطاعت کردید از خداى تبارک و تعالى و به صف انسانى- اسلامى ملت پیوستید و به آغوش اسلام آمدید. قدر آن روز را همه مى‏دانیم. آن روز، روزى است که در تاریخ و در تاریخ نیروى هوایى ضبط است. و من از همه نیروها- چه نیروى هوایى و چه نیروى دریایى و چه زمینى- و از همه کسانى که قواى مسلَّح بودند آن وقت و در آن وقت در خدمت طاغوت بودند و بعد به خدمت اسلام آمدند، تشکر مى‏کنم، و ملت اسلام از همه آنها قدردانى مى‏کند.»[18]


8- 22 بهمن

در روز 22 بهمن به ترتیب زندان اوین، ساواک، سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورای ملی، شهربانی، ژاندارمری و ساختمان زندان کمیته مشترک به تصرف مردم در آمد.در تسخیر شهربانی سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران به دست انقلابیون مسلح افتاد. پادگان باغشاه و دانشکده افسری، دبیرستان نظام، زندان جمشیدیه، پادگان عشرت آباد و پادگان عباس آباد یکی پس از دیگری تسلیم شدند و آخرین مرکزی که به تصرف درآمد رادیو و تلویزیون بود.

با تسخیر تلوزیون و اعلام این مطلب که الان صدای انقلاب است که می شنوید؛ انقلاب اسلامی ایران در روز 22 بهمن به پیروزی رسید.

پس از پیروزی انقلاب هر ساله ملت ایران با راهپیمائی این روز یاد و خاطره آن روز را گرامی می دارند.


9- 12 فروردین

به دنبال پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، لزوم تغییر نظام سیاسی به عنوان اولین اقدم پس از انقلاب به شدت احساس می شد. لذا سریع ستادی برای انتخابات تشکیل شد و وظیفه برگزاری انتخابات را به دوش کشید. حضرت امام(ره) با تأکید بر اینکه ما «جمهوری اسلامی» را می خواهیم و نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد و توصیه به مردم جهت رأی دادن به «جمهوری اسلامی»، مردم را در انتخاب هر نوع نظامی که مایلند آزاد گذاشتند.

اما سرانجام 2/98% مردم با انتخاب «جمهوری اسلام» این نظام به عنوان نظام رسمی جمهوری اسلامی برگزیده شد.


10- 13 آبان 58

در این روز که به فرموده حضرت امام(ره) «انقلابی بزرگ تر از انقلاب اول» نامیده شده است. دانشجویان پیرو خط امام(ره)، با تسخیر سفارت آمریکا در ایران که بعدها به «لانه جاسوسی» معروف شد اعضای سفارت را دستگیر کردند. اعضای سفارت 444 روز در ایران زندانی بودند. واقعه طبس را آمریکا جهت آزادی این گروگانها انجام داد که البته با آمدن طوفان، طرح با شکست مواجه شد.


11- روز قدس

به دستور حضرت امام(ره) در 16 مرداد 58 آخرین جمعه ماه مبارک هر سال را به هدف اعلام همبستگی با آرمانهای ملت فلسطین به عنوان «روز قدس» نامگذاری شد که از آن سال تا کنون هر ساله ملت ایران در این روز با راهپیمائی با ملت های فلسطین تجدید پیمانی دوباره می کنند. البته در چند سال اخیر در سایر کشورها نیز همراه با ایران در این روز به راهپیمائی می پردازند.

متن پیام حضرت امام(ره) بدین شرح است: «بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

من در طى سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینى شدت بخشیده است، و بویژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطینى، پیاپى خانه و کاشانه ایشان را بمباران مى‏کند.

من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى‏خواهم که براى کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى‏کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و مى‏تواند تعیین‏کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزى مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏»[19]


12- 23 تیر 78

به دنبال انتشار غیر قانونی سندی طبقه بندی شده مربوط به وزارت اطلاعات در مورد قانون اصلاح مطبوعات در 15 تیر 78 توسط روزنامه سلام به سردبیری موسوی خوئینی ها با عنوان «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است» درست یک روز قبل از رأی گیری مجلس در این باره؛ و ماجراهای کوی دانشگاه در 18 تیر و استفاده ضد انقلاب از این واقعه بوجود آمده؛ و اینکه معترضین تا بیت رهبری نیز پیش آمدند و می خواستند بیت رهبری را نیز تسخیر کنند که البته موفق نشدند؛ مردم ولایت مدار تهران و سایر شهرها پس از سخنرانی مقام معظم رهبری-مدظله- در 21 تیر، در 23 تیر با راهپیمائی خویش و تجدید بیعت با ولایت و مقام معظم رهبری بساط این فتنه را در هم پیچیدند.


13- 9 دی

9 دی نیز به مثابه 23 تیر باعث شد که بساط فتنه ای در هم پیچیده شود. به دنبال انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و حضور باشکوه و بی سابقه مردم(حدود 85%) طیف بازنده انتخابات بجای پذیرفتن شکست و اینکه اگر اشکالاتی نیز دارند بطور قانونی پیگیری کنند؛ با ریختن در خیابانها و تظاهرات و دادن شعارهای مختلف که حتی به اصل ولایت فقیه نیز رحم نکردند و عکس حضرت امام(ره) را نیز به آتش کشیدند. همچنین ما شاهد این بودیم که در روز قدس نیز عده ای اندک از معترضین با در دست داشتن بطری های آب و نوشیدن آن به دادن شعارهائی غیر از شعارهای ملت می پرداختند. شعارهائی مانند «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران»

اما اوج این فتنه ها و حوادث در روز عاشورای سال 88 مصادف با 6 دی اتفاق افتاد که عده ای از ارازل و اوباش با شکستن حرمت عزاداری و پرچم حسینی، به شادی و کف زدن و هلهله در این روز پرداختند که با خشم ملت انقلابی و ولایت مدار ایران روبرو شدند.

از این رو سازمان تبلیغات در طی اعلامیه ای از مردم به جهت برگزاری مراسم راهپیمائی در این روز جهت محکوم کردن این واقعه دعوت کرد که مردم نیز در سراسر کشور با حضور بسیار باشکوه خود در 9 دی بساط این فتنه را نیز در هم پیچیدند.

مقام معظم رهبری-مدظله- در سخنرانی خویش در دیدار مردم قم در 19 دی 88 فرمودند: « روزهاى سال، به طور طبیعى و به‏خودى‏خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‏ها و مجاهدتهاست که یک روزى را از میان روزهاى دیگر برمى‏کشد و آن را مشخص مى‏کند، متمایز مى‏کند، متفاوت مى‏کند و مثل یک پرچمى نگه مى‏دارد تا راهنماى دیگران باشد... روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. نهم دى با دهم دى فرقى ندارد؛ این مردمند که ناگهان با یک حرکت- که آن حرکت برخاسته از همان عواملى است که نوزدهم دىِ قم را تشکیل داد؛ یعنى برخاسته‏ى از بصیرت است، از دشمن‏شناسى است، از وقت‏شناسى است، از حضور در عرصه‏ى مجاهدانه است- روز نهم دى را هم متمایز مى‏کنند.

مطمئن باشید که روز نهم دىِ امسال هم در تاریخ ماند؛ این هم یک روز متمایزى شد. شاید به یک معنا بشود گفت که در شرائط کنونى- که شرائط غبارآلودگىِ فضاست- این حرکت مردم اهمیت مضاعفى داشت؛ کار بزرگى بود. هرچه انسان در اطراف این قضایا فکر مى‏کند، دست خداى متعال را، دست قدرت را، روح ولایت را، روح حسین بن على (علیه‏السّلام) را مى‏بیند. این کارها کارهائى نیست که با اراده‏ى امثال ما انجام بگیرد؛ این کار خداست، این دست قدرت الهى است؛ همان طور که امام در یک موقعیت حساسى- که من بارها این را نقل کرده‏ام- به بنده فرمودند: «من در تمام این مدت، دست قدرت الهى را در پشت این قضایا دیدم». درست دید آن مرد نافذِ بابصیرت، آن مرد خدا.»

همچنین ایشان در بخش دیگری از بیانات خویش فرمودند: «بزرگترین ثروت براى یک نظام همین است که مردم پشت سرش باشند. آمدند به اصطلاح خواستند این حرکت مردمى را خراب کنند؛ گفتند راه‏پیمائى حکومتى! بى‏عقلها نفهمیدند که با این حرف دارند حکومت را تعریف مى‏کنند؛ دارند از حکومت تمجید مى‏کنند. این چه حکومتى است که در ظرف دو روز- روز عاشورا (یکشنبه) آن خباثتها را راه انداختند، روز چهارشنبه این حرکت عظیم راه افتاد- مى‏تواند یک چنین بسیج عظیم ملى را در سرتاسر کشور بکند؟ امروز کدام کشور دیگر، کدام حکومت دیگر چنین قدرتى دارد؟ قوى‏ترین حکومتهاى دنیا و ثروتمندترینشان- که ولخرجى‏هاى زیادى هم براى جاسوس‏پرورى و خراب‏کارى و تروریست‏پرورى دارند- اگر همه‏ى تلاششان را هم بکنند، نمى‏توانند ظرف دو روز، صد هزار نفر آدم را بیاورند توى خیابانهاى شهرشان یا کشورشان. چند ده میلیون انسان در سرتاسر کشور بیایند! اگر به دستور حکومت آمده باشند، این خیلى حکومت مقتدرى است؛ پس خیلى حکومت قوى‏اى است که این‏جور امکان بسیج را دارد. اما حقیقت غیر از این است؛ حقیقت این است‏ که در کشور ما حکومت و مردمى وجود ندارد- همه یکى‏اند- مسئولین حکومت، از شخص حقیر این بنده گرفته تا دیگران، هرکدام قطره‏هائى هستیم در اقیانوس عظیم این ملت.»[20]

 

 

 

 

 

[1] صحیفه امام(ره) ج9 ص465

[2] ویژه‌ نامه‌ 15 خرداد،1360، ص‌50 و51

[3] هفته نامه پنجره سال دوّم، شماره 63، شنبه 17 مهر 1389 صص1-50

[4] صحیفه امام(ره) ج10 ص405

[5] صحیفه امام(ره) ج9 ص465

[6] صحیفه امام(ره) ج8 ص51

[7] مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده آیت‌الله سید مصطفی خمینی، شماره بازیابی393 ص4

[8] صحیه امام(ره) ج3 ص462

[9] صحیفه امام(ره) ج3 ص234

[10]- البته اجداد حضرت امام(ره) مدتی را در هند زندگی کرده اند.

[11] حماسه نوزده دی، صص77 و 78 - ویژه نامه نوزده دی، ص2

[12] همان

[13] همان

[16] صحیفه امام(ره) ج9 ص466

[17] صحیفه امام(ره) ج9 ص466

[18] صحیفه امام(ره) ج14 ص64

[19] صحیفه امام(ره) ج9 ص267

[20] http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8599


 
9 کتاب برای 9 دی/ قسمت سوم
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۸  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
واقعا این اتفاقات افتاد؟ این حرفها زده شد؟!/
خروش شاعرها برابر دروغگوها/
به این فتنه‌گران بخندید!

رجانیوز، گروه فرهنگی: تاکنون دو قسمت از کتاب‌های پیشنهادی به مناسبت 9 دی منتشر شد. اگر به آنها نگاه انداخته باشید و بعد این قسمت سوم را بخو.انید حتما متوجه حال و هوای متفاوت آن خواهید شد. قسمت سوم این کتابها دو تفاوت عمده با دو لیست قبلی دارد. یکی اینکه کتابهای این لیست ارتباط نزدیک‌ و مستقیم‌تری با فتنه 88 و حوادث آن روزها دارند و دیگر اینکه حال و هوای انها هم کمی متفاوت است. در این لیست هم اگرچه کتابهایی با نگرشی تحلیلی وجود دارند اما حضور کتابهای ادبی و هنری چگالی بیشتری پیدا کرده است.

به هر حال اگر دنبال مرور فتنه با زبانی متفاوت هستید بد نیست این دسته کتابها را هم مطالعه کنید و از زاویه‌ای متفاوت به حوادث سال 88 بنگرید.

 

نگاه جامعه شناسانه به یک حماسه و یک فتنه

عنوان

نویسنده

ناشر

جامعه شناسی 22 خرداد

پرویز امینی

...

 

جامعه شناسی‌ 22 خرداد،عنوان کتابی است که تحلیل جامعی را از حوادث، تهدیدها و فرصت‌های  قبل و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در قالب محتوای جامعه شناسی سیاسی ارائه می دهد. این کتاب در پنج فصل کلی "جامعه شناسی آرای انتخابات دهم ریاست جمهوری"، "تقلب؛ جامعه شناسی یک واقعیت یا یک دروغ"، "رفتارشناسی گروه‌های سیاسی در انتخابات دهم"، "براندازی نرم با استفاده از روش‌های انقلاب فرهنگی" و "بازخوانی مدیریت رهبر معظم انقلاب در انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن" تنظیم شده است.

پرویز امینی، نویسنده این کتاب، کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه شهید بهشتی، صاحب نظر در مسائل اجتماعی و سیاسی، نویسنده و پژوهشگر و دبیر اسبق اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل است.

فصل نخست کتاب به «جامعه شناسی آرا» توجه کرده است و تلاش شده بارویکرد جامعه شناسی و جامعه شناسی سیاسی، آراء انتخابات در چهاربخش «آراء چهل میلیونی»، «آراء خاموش»، «آراء بیست و چهار میلیونی» و «آراء سیزده میلیونی» بررسی و ارزیابی گردد و در حد امکان به توضیح این آرا پرداخته شده است.

 

فصل دوم که تحت عنوان «تقلب، جامعه شناسی یک واقعیت یا یک دروغ» نگارش یافته است، تلاش دارد انگاره تقلب را از منظری جامعه‌شناختی مورد توجه قرار دهد که سعی نویسنده براین بوده است که از زاویه دیگری به آن توجه نماید.

 

«رفتارشناسی گروههای سیاسی» عنوان فصل سوم است که تبیین و تحلیل مواضع و رفتارهای سیاسی جناح¬های سیاسی کشور در انتخابات دهم را مورد واکاوی قرار می دهد.


درفصل چهارم یکی از مهمترین فرضیه‌ها درباره انتخابات و حوادث بعد از آن یعنی «انقلاب رنگی» مورد توجه قرار می گیرد که رویکردی جامعه شناختی و سیاسی به صورت توامان دارد.


«مدیریت رهبری در انتخابات دهم و حوادث بعد از آن» نیز عنوان فصل آخر کتاب است که در ذیل آن به جامعه شناسی فتنه نیز توجه شده است.

 

 

 واقعا این اتفاقات افتاد؟ این حرفها زده شد؟!

عنوان

نویسنده

ناشر

هشت ماه نبرد مقدس

امیرحسین ثابتی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

روزهای قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم فرصتی بود تا همه رو بیایند و هر چه در دل دارند بیرون بریزند. در آن روزها دیگر حرکت چراغ خاموش معنا نداشت. از این رو شاید مرور اتفاقات و حوادث آن روزها حتی بدون هیچگونه تحلیل و موشکافی هم بتواند خیلی راهگشا باشد برای شناخت افراد و طیفهای مختلف درگیر در فتنه.

الان که بعد از سه سال حوادث آن روزها را کنار هم میگذاریم و مرور میکنیم گاهی از تعجب دهانمان باز میماند که واقعا این رفتار از آن افراد سر زده است؟ واقا آن شخصیتها آنطور رفتار کردند؟ ان حرفها را آنها زدند؟ و بعد همانها که آن روزها آنطور رفتار کردند حالا در کمال پررویی دارند برای ورود به انتخابات شرط میگذارند؟! مرور آن حوادث می تواند باعث شود تا رفتار و گفتار بازیگران فتنه در گذر تاریخ فراموش نشود. 

برای اینکار میتوان کتاب « روزشمار هشت ماه نبرد مقدس» را ورق زد. این کتاب را امیرحسین ثابتی نوشته و مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده است. این کتاب قطور منبع خوبی است برای مرور حوادث روزهای فتنه بدون دخل و تصرف. بخوانید تا بعد از سه سال از تعجب شاخ در بیاورید!

 

 

 

 

خروش شاعرها در برابر دروغگوها

عنوان

نویسنده

ناشر

مساله بیست و دوم خرداد نبود؛ مساله بیست و دوم بهمن بود

علی محمد مودب و کاظم رستمی

دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب

 

راستش را بخواهید هر کس هر کاری از دستش بر می آمد انجام می‌داد. فتنه بود و بالاخره نمی‌شد که بدون نظر باشی! حتما در این میان شاعران متعهد و دغدغه دار انقلاب اسلامی هم نمی توانستند ساکت بنشینند و دم بر نیاورند. اما وبلاگ‌ها و محافل نقلی و جمع و جور ادبی از معدود جاهایی بود که این خروش شاعران در آنها نمود پیدا می‌کرد وگرنه سازمانهای فرهنگی دستشان در جیب بیت المال است و یا انتشاراتی های گردن گلفت که کلاسشان بیشتر از این حرفها بود که بخواهند به شعر فتنه بپردازند!

اما چند ماه بعد از حماسه نه دی، علی محمد مودب و کاظم رستمی اشعار بیش از 90 شاعر را جمع آوری و منتشر کردند. در میان این اشعار همه جور شعری پیدا میشد و همینطور همه جور شاعری. از اساتیدی مثل قزوه و اسفندقه گرفته تا شاعرانی که گمنان ماندند و اسمشان بالای شعرهایشان جای نگرفت. یک پای انتشار این کتاب دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب بود. به هر حال زمزمه کردن اشعار این کتاب و مزمزه کردن شور و شعور و غیرت و حماسه موجود در آنها حسابی آدم را سر کیف می آورد.

 

 

 

روایت‌های تلخ

عنوان

نویسنده

ناشر

الیگارشی علیه جمهوی

حسین بابازاده مقدم

مرکز اسناد انقلاب اسلامی


این کتاب مجموعه‌ای است از روایت‌های تلخ حوادث انتخاباتی 1388 که گروهی از نخبگان سیاسی مدعی روشنفکری در ایران، آن‌را رقم زدند: آنان به‌نام اصلاحات و روشنفکری مسجدی را به زاغه‌ی انبار مهمات صدها سلاح و فشنگ تبدیل کردند، غذا و منابع آب عزاداران حضرت فاطمه‌زهرا (س) در تهران را مسموم ساختند و البته موفق به پایان آن نشدند و به هوادارانشان توصیه کردند با اسید و خرده‌های شیشه مردم و سربازان محافظی را که قصد دفاع از جمهوریت نظام را داشتند، مضروب کنند.

 

  

 

 

 

 

 

 

جنگ نرم از پایه

عنوان

نویسنده

ناشر

اصول و مبانی جنگ نرم

علی محمد نائینی

ساقی

 

کتاب «اصول و مبانی جنگ نرم» اثر دکتر علی‌محمد نائینی، استاد دانشگاه  اثری ارزشمند در راستای شناخت بیشتر چرایی، چیستی و چگونگی شکل‌گیری جنگ نرم و اصول و راهبردهای مقابله با آن است. این اثر می‌تواند به بهبود مدیریت امنیت ملی در خصوص تهدیدات نرم کمک کند. به طور قطع افزایش شناخت و آگاهی محافل و مراکز راهبردی، مدیران و نخبگان کشور منجر به افزایش هماهنگی، انسجام و هم‌افزایی در مواجهه با جنگ نرم خواهد شد.

 نویسنده در این کتاب حدود 10 تا 12 محور را بررسی و تاکید کرده است که «در مقابله با جنگ نرم باید ترکیبی از اقدامات پیش‌دستانه، پیشگیرانه و بازدارانه تمهید شود.» باید قدرت کشور را در حوزه بازدارندگی افزایش داده و همچنین «قدرت دشمن را با بهره‌گیری از جنگ نرم به چالش بکشیم.» به نظر او رمز موفقیت کشور در جنگ نرم و دفاع مقدس هشت ساله  نیز همین است.

 نائینی درباره چگونگی نگارش کتاب خود گفته است: «برای نوشتن کتاب «اصول و مبانی جنگ نرم» با  دوره زمانی که بیش از 2 سال  طول کشید، تقریباً تمام منابع  داخلی و خارجی که در حوزه جنگ و قدرت نرم، عملیات روانی و دیپلماسی عمومی موجود بود، بررسی شد. اسناد مختلفی که غربی‌ها در حوزه جنگ نرم تولید کرده بودند، رصد کردیم. با توجه به تیم‌های تحقیقی و پژوهشی که در اختیار داشتیم، بخشی از این اسناد را تحلیل محتوایی و محوریابی کردیم. تا آن زمان حدود 100 اثر در حوزه جنگ نرم، بصیرت و فتنه 88 توسط پژوهشگران و مولفان و صاحبان قلم و اثر منتشر شده بود عمدتا مورد ملاحظه و بررسی قرار دادیم و نهایتا با استناد از منابع موجود و رهنمودهای مقام معظم رهبری در حوزه جنگ نرم این کتاب تحت عنوان «اصول و مبانی جنگ نرم» تالیف شد.»

 

 

 این‌ها داستان نبود

عنوان

نویسنده

ناشر

عاشورای اغتشاش

به کوشش رحیم مخدومی

رسول آفتاب

 

بالاخره سلیقه‌ها متفاوت است. گروهی دوست دارند درباره فتنه تحلیل بخوانند، گروهی دنبال مرور اخبار و حوادث آن روزها هستند، گروهی با شعرهای فتنه صفا می‌کنند و البته هستند کسانی که دوست دارند در کنار همه این موارد، فتنه 88 را با طعم داستان مرور کنند. برای این افراد خیلی گزینه های زیادی وجود ندارد اما همان سه جلد کتابی هم که منتشر شده است گزیده داستانهای دو دوره جشنواره داستان فتنه است. «دختران فیروزه‌ای»، «چت مقدس» و «عاشورای اغتشاش» عنوان این سه جلد کتاب هستند.

عموم داستان‌های این سه کتاب، نوشته هایی هستند که در دو جشنواره داستان فتنه برگزیده شده اند. این جشنواره ها را موسسه رسول آفتاب به مدیریت رحیم مخدومی برگزار کرده بود و هنوز هم چند جلد کتاب دیگر آماده چاپ است که با بر طرف شدن مشکلات مالی منتشر خواهند شد. تجربه خواندن داستان درباره فتنه 88 را از دست ندهید.

 

 

 

 

 

به این فتنه گران بخندید!

عنوان

نویسنده

ناشر

جنبش سبز مخملی

مازیار بیژنی

خاکریز ایمان

 

گاهی وقتها برای انتقال منظورت به مخاطب باید ساعتها حرف بزنی یا صفحه‌ها بنویسی، بعد هم معلوم نیست طرف منظورت را گرفته باشد یا نه! اما امکان دارد همان پیام را یک تصویر در ثانیه‌ای منتقل کند و اتفاقا در ذهن مخاطب هم ماندگارتر باشد. حالا اگر این تصویر رندی کاریکاتور را هم داشته باشد و با نیش و کنایه حرفش را بزند که دیگر نور علی نور است. همین است که بعضی فتنه گران و هوادارانشان آنقدر که از دست مازیار بیژنی شاکی هستند از کلی تحلیلگران عرصه جنگ نرم نیستند.

بیژنی و البته بقیه کاریکاتوریست‌های انقلابی در زمان فتنه با آثارشان چنان آتشی به جان فتنه گران انداخته بودند که حالا حالاها هم خاموش نخواهد شد. اگر باور نمی کنید کافی است تا کتاب «جنبش سبز مخملی» را ورق بزنید و لابلای خنده هایتان، خودتان را بگذارید جای آشوبگران بیچاره؛ بعد آنوقت است که می‌توانید حس کنید آن حیوونکی‌ها چه می‌کشدیند وقتی می‌دیدند که یک نفر اینطور با زبان طنز آبرویشان را برده و رسوایشان کرده است. این کتاب مجموعه کاریکاتورهای بیژنی درباره فتنه 88 است و توسط موسسه فرهنگی خاکریز ایمان و اندیشه متشر شده است.

علاوه بر کاریکاتور، پوسترهای بچه های مذهبی هم خیلی در زمان فتنه گل کرده بود. کتاب «دوئل» که مجموعه پوسترهای میثم محمد حسنی است می تواند باغچه ای از آن گلستان را نشانتان دهد. زحمت این کتاب را هم موسسه فرهنگی عاشورا کشیده است.

 

 

اعتراف می‌کنم

عنوان

نویسنده

ناشر

مجموعه اعترافات فتنه 1388(جلد دوم)

دکتر سلمان علوی نیک

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

متأسفانه عناصر شکست‌خورده در انتخابات، به‌دنبال حوادث تأسف‌بار ناشی از اردوکشی خیابانی، به بهانه ی پیگیری امور زندانیان انتخابات، کمیته‌ای غیرقانونی را تشکیل داده تا به فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی روی آورده و به سیاه‌نمایی علیه انقلاب بپردازند. کمیته ی پیگیری که آقایان علیرضا بهشتی و مرتضی الویری، نمایندگان موسوی و کروبی، در حکم مؤسسان و دست‌اندرکاران آن شناخته می‌شدند، در تهیه و ارائه ی لیست ساختگی 72 نفر کشته شده در انتخابات (کشته‌سازی) برای تحریک و به بازی‌گرفتن احساسات مذهبی ملت ایران کوشید. آنان در اقدامی دیگر مدعی دفن مخفیانه کشته‌شدگان حوادث انتخابات در بهشت‌زهرا شدند. انتشار و پیگیری ادعای واهی تجاوز و آزار جنسی از جمله تحرکات ضدامنیتی کمیته بود که در رأس این اقدام می‌توان از سناریوی ساختگی و فاش شده  قتل سعیده پورآقایی نام برد. اما کمیته  پیگیری زمانی که دیگر نتوانست به سیاه‌نمایی و ادعاهای واهی خود ادامه دهد، با سناریوی خودساخته‌ی حمله‌ی مأموران به دفتر پیگیری و خروج اسناد دفتر توسط مأموران سعی در القای آن برآمد که حکومت تاب تحمل کمیته را نداشته و اسناد و مدارک مهم بازداشت‌ها را از دفتر خارج کرده تا با نابودی آنها، از پاسخگویی فرار کند. 


کتاب پیش رو به کالبدشکافی تحرکات ننگین و ضدانقلابی کمیته‌ی غیرقانونی موسوی و کروبی برای پیگیری امور زندانیان فتنه می‌پردازد و با بازگشایی پرونده ی امنیتی دو تن از اصلی‌ترین عوامل کمیته ی مذکور، خوانندگان محترم را از ظلم‌هایی بزرگ که بر نظام در حوادث پس از انتخابات رفت، آگاه می‌کند؛ ظلم‌هایی که در ابراز ندامت یکی از عوامل اصلی کمیته پیگیری به‌طور واضح نمایان است.

 

 

ساندیس‌های دوست داشتنی!

عنوان

نویسنده

ناشر

نه ده

حسین قدیانی

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

تحلیل و پژوهش و ریشه یابی جای خودش اما درک کردن حال و هوای روزهای فتنه چیزی است متفاوت، و البته هیجان انگیز. روزهای فتنه 88 حال و هوای متفاوتی داشت و حالا بعد از سه سال چشیدن دوباره طعم آن فضا شاید لطفی دیگر داشته باشد. اگر دوست دارید با درک ان حال و هوا دوباره به آن روزها سفر کنید می‌توانید کتاب معروف «حسن قدیانی» را مطالعه کنید.

حسین در روزهای فتنه ادبیاتی جدید را وارد فضای سیاسی کشور کرد. او با طمانینه پشت کیبورد و مانیتورش نشسته بود و حرص فتنه گران را در می آورد. او از اینکه ساندیس خور خطابش کنند آشفته نمیشد بلکه می گفت ساندیس می خوریم و نی‌اش را هم فرو میکنیم در چشم شما! او اصلا زمین بازی را عوض کرده بود و همین اعصاب اهالی فتنه را خرد می کرد. حسین در آن روزها با شهامت از ولایت میگفت، رهبرش را حضرت ماه خطاب میکرد و دورش می گردید. مطالب همان وبلاگ در اردیبهشت سال 89 شدند کتابی با نام «نه ده»؛ کتابی که در نمایشگاه کتاب همان سال یکی از پرفروش ها بود. قطعا یکی از منابع دست اول برای آشنا شدن با حال و هوای آن روزها همین کتاب است. از بین سطرهای این کتاب معلوم است که چه حرفهایی و چه دغدغه هایی بین دو طرف فتنه رواج داشت.


 
نسخه PDFکتاب«کالبدشکافی فتنه ۸۸»
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۸  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

نسخه PDF کتاب «کالبدشکافی فتنه ۸۸» شامل نمایه‌ بیانات رهبر معظم انقلاب از اول فروردین سال جاری در حرم امام رضا تا سخنان ایشان در جمع مبلغان مذهبی منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR نسخه PDF کتاب «کالبدشکافی فتنه 88» را منتشر کرد.
 
کتاب «کالبدشکافی فتنه هشتاد و هشت»، شامل نمایه‌ بیانات رهبر معظم انقلاب از اول فروردین سال جاری در حرم امام رضا (علیه‌السلام) تا سخنان ایشان در جمع مبلغان مذهبی در آستانه ماه محرم است.
 
این کتاب با محوریت بیانات رهبر معظم انقلاب در قالب نمودار درختی در پنج فصل تنظیم شده است که در فصل اول شاهد سخنان رهبری پیش از انتخابات هستیم که در آن به وظیفه‌ مردم، نامزدها، چالش‌های پیش رو و آسیب‌های احتمالی پرداخته شده است. فصل دوم، مواضع، تحلیل‌ها، آسیب‌شناسی، توصیه‌ها و هشدارهای ایشان در فاصله‌ی انتخابات تا نمازجمعه تاریخی29 خرداد را در بر می‌گیرد.
 
ماجرای فتنه و جوانب آن و همچنین راهکارهای رهبری برای خروج از فضای فتنه فصل سوم این کتاب را تشکیل می دهد. فصل چهارم به موضوع بصیرت توجه دارد و فصل پنجم به جنگ نرم و بازی بازیگرانش می‌پردازد.
 
با مطالعه این کتابچه خواننده می‌تواند به یک درک جمع‌بندی شده و نظام‌مند از مواضع، تحلیل‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی در برابر این فتنه دست پیدا کند؛ خطوط اصلی تحلیل ماجرا را بدست آورد؛ ارزیابی جامعی از عوامل موثر در ماجراهای پس از انتخابات داشته باشد؛ و جایگاه، نقش و وظایف خود را در افق آینده مشخص نماید.
 
 
برای دریافت نسخه PDF این کتاب اینجا را کلیک کنید.

 
مکالمه مهدی هاشمی و نیک‌آهنگ کوثر + صوت
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

انتشار فایل‌های صوتی مکالمه تلفنی مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر که نزدیکان مهدی هاشمی آن‌ها ساختگی دانسته‌اند با واکنش های بسیاری همراه بوده است که مهمترین آن‌ها را می توان تاییدصحت این گفتگو ها از سوی نیک آهنگ کوثر دانست.

به گزارش تریبون مستضعفین سومین فایل صوتی از مکالمه‌های تلفنی مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر منتشر شد.

در روزهای اخیر یک منبع ناشناس مدعی شده است که بیست فایل صوتی را در اختیار دارد که در آن صحبت‌هایی بین مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر تبادل شده است که می‌تواند در نتیجه رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی موثر باشد.

هرچند که نزدیکان مهدی هاشمی آن فایل‌ها را ساختگی دانسته‌اند، اما پیشتر، این فایل‌ها در دادگاهی در کانادا مورد بررسی و صحت‌سنجی واقع شده است و مورد پذیرش دادگاه واقع شده است.

ویژگی این فایل‌های صوتی آن است که در آن مهدی هاشمی به صراحت علیه نظام و رهبری آن سخن گفته و بخشی از طرح خود در راستای براندازی را افشا گرده است. در فایل اخیر نیز وی در صدد خبرسازی دروغ علیه دولت و رهبری است.

این فایل‌های صوتی جهت دانلود در لینک‌های زیر قابل دسترسی است.

 

دانلود قسمت اول

 

دانلود قسمت دوم

 

دانلود قسمت سوم


 
دومین مصاحبه تلفنی افشا شده مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

دومین مصاحبه تلفنی افشا شده مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر


دانلود

منبع : nasrtv.com


 
سخنان افشاگرانه رسایی در مورد مهدی هاشمی
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنان کوبنده ، افشاگرانه رسایی در مورد مهدی هاشمی در نطق مجلس “  قانون اساسی می گوید:هیچ نژادی بر نژاد دیگر برتر نیست ولی آیا اگر فردی دیگری که از نژاد هاشمی رفسنجانی نبود و همین موارد اتهام رو داشت،در مرحلهه تحقیقات به خانواده اش اجازه ملاقات می دادید….”


دریافت فایل صوتی mp3 حجم:۳،۲۸۳مگابایت


سلامتی اقا امام زمان(عج) و امام خامنه ای صلوات

منبع : modafeclip.ir


 
سندی برحمایت غرب ازتروریست
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سندی برحمایت غرب ازتروریست


دانلود


 
عاشورای رضوی
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

عاشورای رضوی

گزارش انفجارحرم رضوی درخرداد سال73در روزعاشورای حسینی

دانلود


 
کلیپ صوتی تکان دهنده " جنگ شروع شده است"
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٦  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

کلیپ صوتی تکان دهنده " جنگ شروع شده است" ،

 

(مقام معظم رهبری، شهید آوینی، استاد پناهیان و حاج حسین یکتا)

دانلود مستقیم کلیپ صوتی تکان دهنده جنگ شروع شده است ، سخنان مهمی از مقام معظم رهبری، شهید آوینی، استاد پناهیان و حاج حسین یکتا، کلیپ صوتی فوق العاده جنگ نرم


Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

دانلود فایل


 
حاج سعیدقاسمی درنمایشگاه مطبوعات91-قسمت سوم
ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

حاج سعیدقاسمی درنمایشگاه مطبوعات91-قسمت سوم


دانلود


 
حاج سعیدقاسمی درنمایشگاه مطبوعات91 - قسمت دوم
ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

حاج سعیدقاسمی درنمایشگاه مطبوعات91 - قسمت دوم


دانلود


 
روایتی از نقش روشنفکران در فتنه 88
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۸  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

کتاب «الیگارشی علیه جمهوری اسلامی» مجموعه‌ای از روایت‌های تلخ حوادث انتخاباتی 1388است که گروهی از نخبگان سیاسی مدعی روشنفکری در ایران، آن‌را رقم زدند.

به گزارش سایت مرکز اسناد انقلاب ، کتاب «الیگارشی علیه جمهوی اسلامی» به همراه (روزنوشت‌های وقایع سیاسی سال 1388) منتشر شد. 
 
در قسمت معرفی این کتاب آمده است: جریان فتنه‌ی سال 1388 یکی از پیچیده‌ترین توطئه‌های دشمنان انقلاب علیه نظام جمهوری اسلامی ایران بود که دست دو گروه در ایجاد و دامن زدن به آن دخالت داشت. استکبار جهانی غرب با رسانه‌ها و امکانات تبلیغاتی و جنجال‌انگیز خود و عناصر مغرض و فریفته و ساده‌لوح داخلی. آتش فتنه که با شایعه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دهم روشن شد به‌تدریج با تبلیغات رسانه‌های غرب و توهم کاندیداهای شکست‌خورده شعله گرفت و به مدت هشت ماه کشور را در تشنج فرو برد.
 
سرانجام با روشنگری‌های مقام معظم رهبری و حضور مردم ایران در راه‌پیمایی شکوهمند و دشمن‌شکن نهم دی 1388 آتش فتنه به سردی گرایید و با راه‌پیمایی 22 بهمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، ملت با آرمان‌های انقلاب اسلامی و رهبری انقلاب بیعتی دوباره بست.
 
این کتاب مجموعه‌ای است از روایت‌های تلخ حوادث انتخاباتی 1388 که گروهی از نخبگان سیاسی مدعی روشنفکری در ایران، آن‌را رقم زدند: آنان به‌نام اصلاحات و روشنفکری مسجدی را به زاغه‌ی انبار مهمات صدها سلاح و فشنگ تبدیل کردند، غذا و منابع آب عزاداران حضرت فاطمه‌زهرا (س) در تهران را مسموم ساختند و البته موفق به پایان آن نشدند و به هوادارانشان توصیه کردند با اسید و خرده‌های شیشه مردم و سربازان محافظی را که قصد دفاع از جمهوریت نظام را داشتند، مضروب کنند.
 
همچنین کتاب «مجموعه اعترافات فتنه 1388» (ج 2) (اعترافات مشترک کمیته موسوی و کروبی...) با
 
تدوین دکتر سلمان علوی نیک از تاز‌ه‌های نشر مرکز اسناد انقلاب است.  
 
در معرفی این کتاب آمده است:
 
انتخابات در نظام جمهوری اسلامی از بدو تأسیس آن همواره نماد مردم‌سالاری دینی و جایگاهی برای سنجش حضور مردم در دفاع از آرمان‌های آن، محسوب شده است. جریان‌های معاند داخلی و خارجی نیز به دلیل حساسیت بالای آن، همواره قبل و پس از انتخابات‌ها به تحرکات مسموم خود پرداخته‌اند تا ضمن تحریف حضور مردم، با سخن‌راندن از عدم تأثیر رأی ملت به دلیل ادعای واهی تقلب، موجبات دلسردی و ناامیدی مردم ایران را فراهم ساخته و پایه‌های مردم‌‌سالاری نظام را سست نمایند. همین اقدامات بود که انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را که با رأی حیرت‌انگیز مردم ایران می‌رفت تا جشن سراسری برای ملت باشد، به شرنگی تلخ سوق داد.
 
در این انتخابات عوامل داخلی، که همه آنها لزوماً پیش از این معاند نظام نبودند، جهالت ورزیدند و از تقلب گسترده در انتخابات دهم سخن گفته و بر طبل ابطال انتخابات کوبیدند. شورش‌های خیابانی شکل گرفت و خیابان‌های پایتخت صحنه اردوکشی خیابانی شد. احساسات و هیجانات جای تدبیر و بصیرت را گرفت و افرادی که فریب فتنه‌گران را خورده بودند به تنش‌آفرینی پرداختند. بی‌شک در این شرایط وظیفه هر حکومت است که با اقدامات قانونی از هرج و مرج جلوگیری به‌عمل آورد و امنیت و آرامش را به شهروندان برگرداند. حوادث پس از انتخابات سال 88، متأسفانه خسارت‌های مالی و جانی فراوانی به‌بار آمد که می‌توان از یک‌سو به شهادت بسیجیان و مردم انقلابی اشاره نمود و از طرفی دیگر به حوادث تلخ بازداشتگاه کهریزک اشاره کرد.
 
متأسفانه عناصر شکست‌خورده در انتخابات، به‌دنبال حوادث تأسف‌بار ناشی از اردوکشی خیابانی، به بهانه پیگیری امور زندانیان انتخابات، کمیته‌ای غیرقانونی را تشکیل داده تا به فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی روی آورده و به سیاه‌نمایی علیه انقلاب بپردازند. کمیته پیگیری که آقایان علیرضا بهشتی و مرتضی الویری، نمایندگان موسوی و کروبی، در حکم مؤسسان و دست‌اندرکاران آن شناخته می‌شدند، در تهیه و ارائه لیست ساختگی 72 نفر کشته شده در انتخابات (کشته‌سازی) برای تحریک و به بازی‌گرفتن احساسات مذهبی ملت ایران کوشید. آنان در اقدامی دیگر مدعی دفن مخفیانه کشته‌شدگان حوادث انتخابات در بهشت‌زهرا شدند. انتشار و پیگیری ادعای واهی تجاوز و آزار جنسی از جمله تحرکات ضدامنیتی کمیته بود که در رأس این اقدام می‌توان از سناریوی ساختگی و فاش شده قتل سعیده پورآقایی نام برد. اما کمیته پیگیری زمانی که دیگر نتوانست به سیاه‌نمایی و ادعاهای واهی خود ادامه دهد، با سناریوی خودساخته‌ی حمله‌ی مأموران به دفتر پیگیری و خروج اسناد دفتر توسط مأموران سعی در القای آن برآمد که حکومت تاب تحمل کمیته را نداشته و اسناد و مدارک مهم بازداشت‌ها را از دفتر خارج کرده تا با نابودی آنها، از پاسخگویی فرار کند.
 
کتاب پیش رو به کالبدشکافی تحرکات ننگین و ضدانقلابی کمیته‌ی غیرقانونی موسوی و کروبی برای پیگیری امور زندانیان فتنه می‌پردازد و با بازگشایی پرونده امنیتی دو تن از اصلی‌ترین عوامل کمیته مذکور، خوانندگان محترم را از ظلم‌هایی بزرگ که بر نظام در حوادث پس از انتخابات رفت، آگاه می‌کند؛ ظلم‌هایی که در ابراز ندامت یکی از عوامل اصلی کمیته پیگیری به‌طور واضح نمایان است

 
هشدار تأمل برانگیز امام روح الله به سران سه قوه
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٧  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

هشدار تأمل برانگیز امام روح الله به سران سه قوه

 

دانلود


 
لجام گسیختگان بهایی (1)
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٦  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

دیده بان: این دو زوج بهایی، از مدیران جوان امروز این فرقه به شمار می آیند که بعدها باید جای امثال جمال الدین خانجانی را در رأس این هرم پر کنند. چنانکه هر یک مناسبی نیز دارند؛ مانند، ناظم محافل و جلسات که خود این موقعیت ها را باید پله ای برای کسب تجربه در زمینه خیانت به مردم ایران و کشور اسلامی مان دانست.

این نوشته، مطلعی است برای افشاگری های سلسله وار گروه مطالعاتی بهائیت موسسه راهبردی دیده بان، با عنوان "لجام گسیختگان بهایی" در خصوص ریشه یابی این جریان و فتنه گری سرآمدان بهایی که نماد توحش این فرقه به حساب می آیند. این افراد به ترتیب، رهبران فرقه ضاله بهاییت در اغتشاشات 88 به شمار می آیند. که بر اساس مراتب و مناصب حاکم بر این فرقه، وظایف مختلفی در پروژه براندازی نرم نظام اسلامی بر عهده داشتند که مختصراً به آن می پردازیم.

 

1-آرتین غضنفری

آرتین غضنفری متولد 1357 است و پدرش از اعضای هیئت سه نفره منطقه 6 می باشد. وی فعالترین و مهمترین عنصر حاضر در اغتشاش روز عاشورا، 16 آذر و 13 آبان بود، که به حضور در اغتشاشات اعتراف نموده اما در تمامی بازجویی ها، نقش محوری خود را انکار کرده است. آرتین غضنفری سر پل ارتباطی تشکیلات بهائیت با اسرائیل نیز محسوب می شود.

آرتین غضنفری

آرتین و همسرش ژینوس سبحانی

لازم به ذکر است؛ بنا به اظهارات هم سلولی های آرتین، وی به دلیل اقدامات زیادی که داشته است، در زندان به هم سلولی های خود اصرار می نموده که از اعرافات در مورد او خودداری نمایند و اینکه مرا به پای چوبه دار نبرید.[1]

آرتین غضنفری 2

آرتین غضنفری پس از آزادی از زندان به قید وثیقه

و قصه آرتین غضنفری، سر دراز دارد ...!

 

2-  ژینوس سبحانی

وی متولد 1361 و همسر آرتین غضنفری است. آشنایی این دو نفر، به سبب آن است که پدر ژینوس سبحانی و پدر آرتین غضنفری، هر دو از اعضای هیئت سه نفره منطقه 6 تهران می باشند.

ژینوس سبحانیژینوس سبحانی

وی در کانون جعلی مدافعان حقوق بشر، دستیار شیرین عبادی بوده و در راستای اعتلای اهداف جاسوس مئابانه این تشکیلات، دوشادوش شیرین عبادی فعالیت داشته است. در حالیکه ماهیت وجودی اینNGO   جعلی، پرونده سازی علیه جمهوری اسلامی ایران، در مجامع بین المللی می باشد.

وی عنصری کاملاً تشکیلاتی و سر موضع می باشد. اما به حضور در صحنه اغتشاش روز عاشورا و 16 آذر ماه را به همراه همسرش و نسیم بیگلری پذیرفته است. (لازم به ذکر است این زوج بهایی و فتنه گر به قید وثیقه میلیاردی از زندان آزاد شده و پس از آزادی به صورت قاچاقی از مرز خارج و متواری شده اند. نسیم بیگلری نیز متواری است.

22

ژینوس سبحانی و آرتین غضنفری/ نسیم بیگلری

و ما درباره خانم سبحانی هم حرف ها داریم که در ادامه سلسه مقالات افشاگرانه "لجام گسیختگان بهایی" بدان خواهیم پرداخت تا پرده از چهره ریا کار و به ظاهر انسان دوست وی و هم کیشانش برداریم. ان شاء الله

 

3-لواء خانجانی

لواء خانجانی

 لواء خانجانی

خانجانی متولد 1365 و نوه رییس فرقه ضاله بهاییت یعنی «جمال الدین خانجانی» است. پدر وی یعنی علاء الدین خانجانی از متمولین بهایی بوده و در صنف عینک جایگاه ویژه ای دارد. تا آنجا که اگر وی را یکی از قطب های بازار عینک در کشور بنامیم سخنی به گزافه نگفته ایم. علاء الدین خانجانی نیز پس از آنکه پدرش جمال الدین خانجانی به جرم جاسوسی برای اسرائیل و فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی دستگیر شد عهده دار سرکردگی و هدایت تشکیلات بهائیت در ایران شد.

لواء خانجانی نیز مانند سایرین به شرکت در اغتشاشات روز عاشورا به همراه، همسرش بابک مبشر، برادرش فواد خانجانی، پیام فنائیان و همسرش نسیم، اقرار کرده است.

بابک مبشر - لواء خانجانی

لواء خانجانی و بابک مبشر

از این حیث وی و سایر اعضای خاندان خانجانی، خود را صاحب منصب اعضای این فرقه دانسته و با تمامی پتانسیل موجودشان سعی در ایجاد تنازعات قومی و فکری در میان مردم و مسئولین کشور و همچنین بدبینی نسبت به آینده نظام جمهوری اسلامی، داشته و دارند.

navid-khanjaniنوید خانجانی و میثاق افشار (جوانان نوپای بهایی)

لذا تحرکات نوید خانجانی و سفرهایش به اقصا نقاط ایران در شرایط مختلف، از جمله زلزله شب گذشته در شهر اهر، فعالیت هایی است که در راستای اهداف تبلیغی تشکیلات صورت می پذیرد و بالتبع هزینه هایش نیز از جیب تشکیلات صهیونیستی بهاییت تأمین می گردد.

 

4-  بابک مبشر 

پایان بخش قسمت اول این گزارش مربوط به داماد خانواده خانجانی می باشد. بابک مبشر 34 ساله (متولد 1357) همسر لواء خانجانی و به عبارتی داماد رییس فعلی تشکیلات یعنی علاء الدین خانجانی محسوب می شود.

بابک مبشر/ لوا خانجانیبابک مبشر و لواء خانجانی

وی از عناصر تأثیرگذار در صنف عینک فروشان به شمار می آید که از ابتدای سال 90 تا ابتدای نیمه دوم سال گذشته، 10 مسافرت خارجی داشته است.

بهاییتبابک عنصری به شدت تشکیلاتی است که در بازجویی ها کمترین همکاری را داشته و فقط به شرکت در اغتشاشات سال 88 و خصوصاً لجام گسیختگی اغتشاشگران در روز عاشورا معترف بوده است.

این دو زوج بهایی، از مدیران جوان امروز این فرقه به شمار می آیند که بعدها باید جای امثال جمال الدین خانجانی را در رأس این هرم پر کنند. چنانکه هر یک مناسبی نیز دارند؛ مانند، ناظم محافل و جلسات که خود این موقعیت ها را باید پله ای برای کسب تجربه در زمینه خیانت به مردم ایران و کشور اسلامی مان دانست.

در شماره های بعدی این مقاله، بخشی از شرح پرونده و اقرارات متهمین فوق الذکر و متهمین دیگر به نظر شما مخاطبان عزیز خواهد رسید. ان شاء الله

 

پی نوشت:

[1] - مرکز اسناد انقلاب اسلامی، نقش بهائیت در فتنه 88، ص 26


 
فتنه ی 18 تیر 78 ، 10 سال قبل فتنه ی 88
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

فتنه ی 18 تیر 78 ، 10 سال قبل فتنه ی88



 
پیش بینی امام خامنه ای از وقوع فتنه 88
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

پیش بینی امام خامنه ای در مورد وقوع فتنه در ۱۰سال پیش در بین

 

 

نمایندگان مجلس ششم.


دانلود


 
کلیپ صوتی تاثیرگذار از حجت الاسلام پناهیان
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱۸  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
دوستان! مجهز شوید به اسلحه های جنگ نامنظم

رجانیوز- نقل شده است که: اربابی غلام خود را به دنبال دزد فرستاد. غلام پس از مدتی دویدن به دنبال دزد، دست خالی برگشت. ارباب پرسید: چرا دزد را نگرفتی؟  غلام گفت: آخر او برای خودش می‌دوید، اما من برای شما می‌دویدم! کاش ما از آنها نباشیم که برای خودشان بهتر می‌دوند، تا برای خدا و دین خدا.

در بحرین زنان و مردان شیعه -برادران و خواهران ما- مورد شدیدترین شکنجه‌ها قرار می‌گیرند، در سوریه با حمایت آمریکا انواع جنایت‌ها صورت می‌گیرد، خانواده شیعه -تو بگو: خانوادۀ من- را قتل عام کرده و کودکی -تو بگو: خواهر کوچکم- را  دار می‌زنند.(+) از طرف دیگر انقلاب‌های مردم مسلمان منطقه با فریب‌های پیچیدۀ آمریکا مواجه است، و در غرب سالهاست اندیشه و روان زن و مرد مسیحی توسط صهیونیست به اسارت و بردگی گرفته شده است، و اغلب مردم جهان به دلیل سیطره‏ی رسانه‌ای شبکه‌های صهیونیستی، از لذت و شیرینی زندگی زیر سایه‏ی محبت و ولایت اهل بیت علیهم‏السلام محروم هستند.

هر دانشجو و جوان شیعه‏ی ایرانی دردمند این فرصت و مسوولیت را دارد تا نقش خود را در جنگ با طاغوتها و نجات مظلومین جهان از اسارت طواغیت ستمگر و گذاشتن دست آنها در دستان پرمهر و محبت اهل بیت علیهم‏السلام ایفا کند. 

اگر مصمم هستید، نکات راهبردی حجت‏الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در مورد شیوۀ این جنگ و ابزارهای آن حتما به دردتان خواهد خورد:

 

 

 

این فایل صوتی را از اینجا دریافت کنید

اگر هرکدام از ما روزی نیم ساعت برای نجات ملتهای جهان وقت بگذاریم، قول‌هایی که در دعای عهد هر روزمان داده‌ایم در حد حرف نمانده است، و آخر هفته می‌توانیم در دعای ندبه با دردهای آقایمان همدردی کنیم ...

 

 

  • در نبرد نرم باید نامنظم عمل کرد یا منظم؟ ... دشمن در جنگ نرم منظم عمل می‌کند یعنی چی؟ ...
  • گاهی از اوقات، معطل گفتگوی عالمانه نباید بشوی، باید با فطرت مردم ارتباط برقرار کنی، .... برو یک ضربه بزن برگرد.
  • در جنگ دو جور می‌شود عمل کرد؛ جنگ منظم و کلاسیک، جنگ چریکی و نامنظم ـ پارتیزانی به تعبیری.
  • جنگ منظم و کلاسیک خصوصیتش این است؛ صفِ نظامی‌ها تشکیل می‌شود، بعد آتش تهیّه می‌ریزند بعد حمله را شروع می‌کنند، دشتبانی می‌آیند جلو.
  • امّا جنگ نامنظم چه‌جوری است؟ اصلاً تو صف تشکیل نمی‌دهی. خیلی جاها را دشمن ممکن است بیاید پیشروی کند، می‌گویی مهم نیست؛ نمی‌گویی صفر تا صدِ دشمن را باید نابود کنم، می‌روی یک ضربۀ کاری می‌زنی برمی‌گردی.
  • حالا می‌خواهم یک الگوبرداری کنم برای نبردِ نرم. در جنگِ نرم اگر دشمن بخواهد منظم عمل بکند چیکار می‌کند؟ سرفصل‌هایِ دانشگاهی را می‌چیند، تکنسین‌ها، دانشمندها، همه بر اساسِ افکارِ او مجبور هستند حرکت بکنند، به‌خاطر اینکه سرفصل‌های دانشگاهی را چیده. اثر خودش را هم روی محصولات می‌گذارد، فرهنگ‌سازی می‌کند، یک‌دانه فیلم سینماییِ خارج از عملیات نرمِ او نمی‌بینید، یک ارتشِ منظم برایِ جنگِ نرم....
  • دوستان من! ما در مقابل این ارتشِ منظم برای جنگِ نرم باید نامنظم عمل کنیم و چریکی.
  • ما باید نامنظم عمل کنیم، برویم یک ضربه بزنیم برگردیم، اشتباه است ما فکر بکنیم در جنگ نرم همیشه باید منظم عمل بکنیم.
  • جنگِ نرمِ کلاسیک، یعنی اینکه هر کسی ضدّ ولایت فقیه است باید اول متقاعدش کنم؛ ابتدا از داخل شروع می‌کنیم، بعد می‌رویم خارج از کشور، اینقدر در مورد ولایت فقیه بحث علمی می‌کنیم تا برود در سرفصل‌های دانشگاهی‌شان، بعد یک عده‌ای درس بخوانند، بعد آنها بیایند حقوقدان بشوند، بعد اینها بیایند قانون اساسی‌های کشورها را تغییر بدهند ..... آقای من! یک کمی واقع‌بین باش! این‌جوری می‌جنگند؟
  • علم‌زدگی در جنگ نرم موقوف! گاهی از اوقات، معطلِ گفتگوی عالمانه نباید بشوی، باید با فطرتِ مردم ارتباط برقرار کرد.
  • تو توصیف کنی خودت را فقط، تو فقط بتوانی خودت را درست توصیف کنی... نه نیازی هست استدلال بیاوری نه نیازی هست کسی را توصیه کنی، تو فقط حقایق را درست توصیف کن... تو فقط برو به اهل عالم بگو: ببینید ما این اعتقاد را داریم. ما می‌گوییم ولایت فقیه این کارکرد را دارد، حضرت امام فرمود ولایتِ فقیه جلوی دیکتاتوری را می‌گیرد، و الّا دموکراسی هم بدون ولایت فقیه می‌شود دیکتاتوری!
  • شما مسیحی هستی؟ باش؛ یهودی هستی؟ باش؛ اصلاً دین نداری؟ نداشته باش؛ در جامعۀ دیکتاتوری زندگی می‌کنی؟ زندگی کن؛ در جامعۀ دموکراتیک و آزاد زندگی می‌کنی؟ زندگی کن؛ ما اینیم! فهمیدی؟ همین را بگو برگرد، هیچ کارِ دیگر نمی‌خواهد بکنی، نابود می‌شود، دشمن نابود می‌شود!
  • جهان مسیحیت زبان مشترکش حضرت مریم است، از حضرت زهرا حرف بزن، حتی نیازی نیست روضۀ حضرت زهرا بخوانی. بگو پیغمبر ما یک دختری دارد فاطمه، هِی به فاطمه‌اش می‌فرمود «فداها ابوها». مردم جهان پیغمبری که دختری به‌نام فاطمه دارد دیگر نمی‌توانند بهش توهین کنند.
  • دوستان من! مجهز بشوید به اسلحه‌هایی در جنگ نرم، وبلاگ‌ها به زبان عربی، انگلیسی، ... جهان خوراک شماست، ... اینقدر دل‌هایشان آماده است... نه توصیه کن برود آدم خوبی بشود، نه استدلال بیاور، الان جهان این‌جوری شده، فقط توصیف کن!
  • بابا! دل ... فطرت ... فطرت... ، فطرت مهم است! آدم‌ها آدم هستند بابا! همه که مریض نیستند که...
  • و تو چه می‌دانی که با علی اصغر اباعبدالله الحسین(ع) چند میلیون نفر انسان را می‌شود در جهان آزاد کرد؟!...
  • و تو چه می‌دانی عاشورا چیست، کربلا کجاست، و امام حسین کیست، بگذار حسین(ع) دلها را بِبَرَد ...

 
مشروح سخنان شنیدنی سعید قاسمی در همایش بصیرت و مقاومت تنها کلید رهایی؛
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
آقای احمدی‏نژاد! این‏گونه نمی‏توان خط نگه داشت/

امیدواریم در ماجرای سعید تاجیک معامله‎ای در کار نباشد + صوت سخنرانی

رجانیوز- حاج سعید قاسمی را همه کسانی که به نوعی در جامعه فعالیت فرهنگی دارند می‏شناسند. فرمانده دیروز دفاع مقدس و استاد دانشگاه و فعال فرهنگی امروز جنگ نرم. فردی دوست داشتنی که همیشه نقش بلندگوی مظلومیت جبهه حزب الله را برعهده داشته است و از ممنوع التصویر شدن در صدا و سیما، ممنوع الورود شدن در دانشگاه تهران و از هوچی‏گری‏های طیف‏های مختلف سیاسی دلسرد نشده و نهراسیده و آبروی خود را برای شناساندن انحراف در مبانی امام و انقلاب در طبق اخلاص گذارده و همچنان با شور و حرارت برای محافل انقلابی سخنرانی می‏کند.

به گزارش رجانیوز، عصر پنج‏شنبه در قطعه 29 گلزار شهدای بهشت زهرا سلام الله علیها حاج سعید قاسمی در یک گردهمایی با عنوان "بصیرت و مقاومت تنها کلید رهایی" که با استقبال جوانان انقلابی مواجه شده بود، سخنان جالبی را مطرح کرد. از خون دل خوردن رهبر انقلاب تا گلایه‏های دل‏سوزانه از رئیس جمهور. برخی چهره‌های جبهه فرهنگی انقلاب همچون وحید جلیلی و همچنین پدر شهید مصطفی احمدی روشن از مستمعین این سخنرانی شنیدنی بودند.

بخش اول فایل صوتی سخنرانی

 

 

    این فایل صوتی را از از اینجا دریافت نمایید

 

بخش دوم فایل صوتی سخنرانی

 

 

 این فایل صوتی را از از اینجا دریافت نمایید

 

 

متن کامل این سخنرانی در ادامه می آید:  

سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. السلام علیک یا روح‌الله، ایها العبد الصالح، المطیع لله و لرسوله، و السلام علیک لجمیع شهدائک، الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام، طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم، فیا لیتنی کنا معکم فافوز فوزا عظیما. مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا(1).

دوستان! حقیقت این است که در بهشت زهرا صحبت کردن، دشوار است، آن هم اگر کرسی را به اشتباه از قبول بلندتر درست کرده باشند و تو ولو چند پله با شهدا فاصله گرفته باشی که «الَّذِینَ آمَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ»(2)، بالاترین‏اند نزد خدا، آنها که دعا داشتند، ادعا نداشتند، نیایش داشتند، نمایش نداشتند، حرف کم می‌زدند و خالصانه عمل می‌کردند. در جوار اینها صحبت کردن حقیقتاً دشوار است و در شرایطی که بحران‌های مختلف اجتماعی احساسات را متبلور می‌کنند، باز هم کار سخت‌تر می‌شود و در شرایطی که رسانه‌های خارجی دشمن هرگونه حرکات و سکناتت را قبل از این‌که دوستانت بشنوند، در تلویزیون و صوت غریبه می‌شنوی، انتقاد کردن از خودی‌ها بسیار سخت است و برای الکن زبانی مثل من هم کار سخت‌تر خواهد شد و در روزهایی که حتی در دانشگاه که مولایمان فرمود بایستی پایگاه و کرسی آزاداندیشی برگزار شود تا بچه‌هایمان بتوانند در روزهای سخت، راحت‌تر تحلیل کنند، جای پای نداری و ممنوع‌الصحبت می‌شوی، تنها راهی که داریم این است که به ملجاء و سنگر اولی‌مان یعنی خود شهدا پناه بیاوریم. از این بابت، اگر شرایط برای شما مهیا نیست، به دلیل این‌که دوستان میکروفونی را که برای مرده‌ها و اموات قرض گرفته‌اند برای این‌که نمی‌خواستند محفلشان وامدار نه شهردار باشد، نه شهرداری، نه بنیاد شهید، نه وامدار تشکیلات منتسب به حضرت امام که هر سه در ماه مبارک رمضان بر این اتفاق بودند که کسانی را دعوت کنید بیایند اینجا صحبت کنند که مثل ما شورشی نباشند و تنش ایجاد نکنند.

آرامش برقرار باشد و لذا از این بابت اگر شرایط برای دوستان، خواهران و برادران آماده نیست، از تک‌تک شما عزیزان عذر می‌خواهم. خواهش می‌کنم همه دوستان به همه عرایضم توجه کنند، خاصه رسانه‌ها، اگرچه که ما صاحب رسانه آن‌چنانی‌ای نیستیم و حرف‌هایت معمولاً قلب و پاره‌پاره می‌شود و آن بخشی که به نفعشان است، همان را روی آنتن می‌برند، حداقل شما دوستان مطلب را خوب بگیرید و سایر دوستانی که با موبایل فیلمبرداری می‌کنند، خواهش می‌کنم به مطلب گوش بدهید و حواستان به فیلمبرداری نباشد، چون دوستان فیلم را می‌گیرند و در اختیارتان می‌گذارند، اگرچه برای شما که در طول این سه دهه پای کار بوده‌اید، حرف‌هایم زیره به کرمان بردن است. 

اما در این شرایط در هر صورت ناگزیریم از هر آنچه که حضرت آقا اسمش را روشنگری گذاشته‌اند، شاید برای بسیاری از دوستان ما این حرف‌ها تکراری باشند، اما به فرمایش‌های حضرت آقا هم که توجه می‌کنم می‌بینم بزرگان نظام و انقلاب را هم که جمع می‌کنند، چرا آقا دومرتبه دروس انقلاب را کلمه به کلمه و حرف به حرف تکراری برای اینها بازخوانی می‌کنند. یعنی چه؟ اینها که می‌دانند و خودشان در متن بوده‌اند. معلوم است که بایستی دائماً ذکر بگوییم و تکرار کنیم، مثل نماز خواندن، چون اگر این اتفاق نیفتد، بیماری نسیانی که هم من دچارش هستم و هم نسل چهارمی که امروز به میدان آمده و از این تاریخ خونین، مطالب مستند را درست به ارث نبرده و احساساتی و قلبی با ماست که می‌تواند در شرایط بحرانی اذیتش کند و پاهایش را بلغزاند، موظفیم که این جلسات را بیشتر بگذاریم و حرف‌هایمان را سینه به سینه انتقال بدهیم. 

بی‌شک وقوع انقلاب اسلامی به مثابه یک زلزله و آتشفشان در بیش از سه دهه گذشته تار و پود جهان را به هم ریخت و به ضرس قاطع عرض می‌کنیم که کلیه تحولات در داخل و خارج بعد از وقوع انقلاب اسلامی متأثر از حرکت بزرگ شماست. در اینجا مجال برای باز کردن این مقوله نیست، چون مسائل مهم‌تری داریم و محور صحبت، چند مسئله اساسی‌تر است.

اما این‌که بر سر قبور شهدایی قرار گرفته‌اید که معمولاً به دروغ این لفظ را برای خفیف کردن آنها به کار می‌برند که اینها شهدای جنگ ایران و عراق هستند، جمله‌ای به دروغ که از آن منزجرم و اگر در تمام مابقی عمرم بتوانم بجنگم برای این‌که این لفظ دروغ را که برای خفیف کردن نبرد همه جانبه شما و شهدایتان ـ‌تأکید می‌کنم چون در بعضی جاها عمداً و گاهی سهواً این اتفاق می‌افتدـ اگر بتوانم این لفظ جنگ ایران و عراق را به کلمه‌ای مشابه این ـ‌که هنوز برایش فکری نکرده‌ام‌ـ جنگ جهانی سوم تبدیل کنم تا عظمت و هیبت خودتان را درک کنید، در جای خودش جای بحث دارد. کیست که نداند طی این مدت مدیدی که بر ما گذشت و خاصه 8 ماه فتنه که به مراتب از 8 سال نبردی که اتفاق افتاد، سهمگین‏تر و سخت‌تر و کمرشکن‌تر بود و مدلی بود که تجربه نکرده بودیم و فقط در روایات و داستان‌ها از سه نبرد داخلی قاسطین، ناکثین و مارقین علی‌بن ابیطالب(ع) پیوسته شنیده بودیم، اما آن را هم تجربه کردیم و بسیار سخت بود.

در شرایطی که می‌رفت ما شهد پیروزی در انتخابات گذشته را بچشیم، همه شاهد بودیم که واقعه‌ای اتفاق افتاد که عرض و آبروی نظام را سعی کردند ببرند و بر این باور بودند که کار را یکسره کنند و موضوع ریاست جمهوری و تقلب در انتخابات هم فقط یک حربه بود، والا همه کسانی که شکست‌خورده‌های انقلاب، ساواکی‌ها، رضاشاهی‌ها، محمدرضاشاهی‌ها، منافقین، سروشی‌ها و گوگوشی‌ها و... همگی با همدیگر جماعت‌های منتسب به خودمان، از علما و فضلا گرفته تا سردارهای بی‌خاصیت و بی‌بصیرت آمدند که ما را بشکنند، اما «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»(3). یک بار برای چندمین بار مدل جدیدی از نبرد را در فتنه 88 با تمام پوست و خونمان درک کردیم که حاصل آن دو باره شد نگهداشتن نظام به پای خون بچه‌ها و خون جگر خوردن شما که چقدر قشنگ گفت آقا سید مرتضی آوینی «رحمة الله علیه» برای این روزها که جماعت! اگرچه خون دادن برای خمینی و نظامش بسیار زیباست، لکن در این دوره خون دل خوردن برای خامنه‌ای به مراتب از آن هم زیباتر است. [صلوات حضار]. احتمالاً چنین قصه‌هایی را برای چنین روزهایی می‌گفت و می‌دید.

آدم‌هایی که بصیرت دارند و آینده را می‌بینند دقیقاً این روزها را می‌دیدند که ما دچار فتنه‌ای خواهیم شد که خیلی سخت از آن بیرون می‌آییم.

صحبت ما چند محور دارد و خواهش می‌کنم دقیقاً توجه کنید. برایم سخت است، چون باید خودسانسوری کنم که دشمن استفاده نکند و هم می‌خواهم سانسور نکنم که بعدها متهم نشویم که چرا شما که علمدار بودید ـ‌که خاک بر سر من‌ـ اگر علمدار بودم به مثابه آن چیز که مولا گفت: «و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر» که اگر بودند احمد متوسلیان‌ها و وزوایی‌ها کار امروز به اینجا نمی‌کشید، لکن به دست لنگ‌هایی چون من و شیرمردان و شیرزنانی چون شما افتاده که بنا داریم ان‌شاءالله این پرچم را سالم تحویل صاحب بدهیم. حال مرا درک کنید، بسیار سخت است.

بخشی از روی صحبتم با ریاست محترم جمهور ماست که عزیزم! حرف‌های ناگفته با شما زیاد داریم. چندین نوبت هم وقت خواستیم، ولی می‌دانیم شما خیلی گرفتارید، اما به‌شدت از اتفاقاتی که پیش آمده است و احتمالاً اتفاقاتی که پیش خواهند آمد، رنجیده خاطریم و هم نمی‌دانیم چه جوری نگوییم و هم نمی‌دانیم چگونه بگوییم که دشمن سوءاستفاده نکند. گفت: «آشنایان ره عشق گَرَم خون بخورند/ ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم».

اما امروز اگر نگوییم، در این فرصت‌های باقیمانده از دولت جنابعالی، دوباره کار به یک جاهایی می‌رسد که اگر دیر اقدام کنیم، بایستی مثل دیروز دو باره بچه‌هایم را جمع کنم و بروم کف خیابان و بحران جمع کنم و بایستی چاره کار را در این شرایط که تقریباً هر روز دارند با ما بازی جدیدی می‌کنند و تقریباً بعد از عید شروع کرده‌اند به نظر می‌رسد تا انتخابات جدید که 8، 9 ماه مانده و می‌خواهد مولود جدیدی بیاید که خدا به خیر بگذراند، کلیدش از همین یکی دو هفته پیش و بلکه قبل‌تر زده شد و عرض هم کردیم که هنوز که هنوز است تحلیل این قصه برای ما باورکردنی نیست که چه جوری اینها می‌خورند تنگ دل همدیگر که جاسبی می‌شود مسئول اسلامی کردن کل دانشگاه‌ها؟! که باید اسلام کرد: «و لاسلام سلام علیکم و رحمة الله و الفاتحه» و بعد یکمرتبه بعد از سه سال و خرده‌ای فتنه‌گرها می‌آیند.

قبلاً اعلام می‌کردند در سلول برایشان جا نیست و یکمرتبه جا باز می‌شود، بعد یکدفعه دوستان ما باید تاوان آن را پس بدهند و اتفاقاتی دارد می‌افتد و بعد هم داستان دلارهای پوسیده کاغذی بدون پشتوانه در کف خیابان و ایجاد این تلاطم و تشنج در روحیه و اعصاب جامعه و بعد هم صحبت‌های نسنجیده یکی پس از دیگری مسئولین و انداختن به گردن همدیگر و همان داستان قدیمی توطئه انگلیسی تفرقه بینداز، زخمی کن و اینها را به جان هم بینداز و حکومت کن که اگر این موها را در آسیاب سفید نکرده باشیم، حداقل در این سه دهه خیلی از این دروس را پاس کرده‌ایم. 

اما برادر عزیز! ما باید با شما خیلی محترمانه و کنترل شده این صحبت را بکنیم و آن این‌که این مدل جدیدی را که الان شروع کرده‌اید و یا با شما شروع کرده‌اند و این حرکت شما، رفلکس حرکت آنهاست و خاصه ارائه مواضع سیاسی‌ای که در خارج و در سفر اخیر شما اتفاق افتاد و حرف‌های دوپهلویی که زده شد و پالس‌ها و چراغ‌ سبزهایی که به آن طرف داده شد، حقیقتاً ما را اذیت کرد. باید گفت شما خودتان هم مستحضرید که Time is over، وقت تمام شده است برای این‌که بخواهید مواضع را برگردانید و حرف‌ها را عوض کنید. این ملت و این مردم اگر پای این کار آمدند و از دو مدل قبلی منزجر بودند، نه به خاطر قیافه‌تان بود و نه به خاطر هیکل شما، بلکه به خاطر مدلی بود که شما از فرمایش‌های آقاروح‌الله فتوکپی گرفتی و این پرچم را بالا بردی و همه کسانی که می‌دیدند آن دو مسیر خلاف مسیری است که برایش کشته داده بودند، زیر این پرچم آمدند.

اگر می‌خواستند نوکری امریکا را بکنند و روابط امریکا را دو باره برقرار سازند که اصلاً انقلاب نمی‌کردند و شما هم می‌دانید که این آمار رأی‌ها بیش از هر چیز رأی دادن به ارزش‌های عدالت‌ـ‌محور بود که برگ برنده شما هم بود. اگر کس دیگری هم در آن مقطع می‌آمد و مثل شما شناخته شده بود و همان شعارها را می‌داد، می‌توانست خیل عظیمی از این رأی‌ها را جمع کند و لذا الان دیگر وقت نیست که اگر یک وقت شعارهای هولوکاست و شعارهایی را دادید که از متن و کف این خون‌ها بیرون آمده است، خدای نکرده بنا به دلایلی که برایشان توجیه هم دارید، برگردید، دیگر وقت تمام است. توجیهات شما هم این است که مثلاً فشارها را روی ما کم کنید. دست شما درد نکند عزیزم! دیگر وقت نیست که در این فاصله خدمتی باقیمانده بخواهید خدای ناکرده فتیله این فشارها را پایین بکشی.

مردم هم آن‌قدر احساساتی نبودند که هر وقت شما یا بخشی از مسئولین، فتیله را بالا بدهند، بریزند کف خیابان و هر وقت شما فتیله را کشیدید پایین، خودشان را با شما بالانس کنند. خیر از این خبرها نیست. این مطالبات را همان موقعی که خاتمی و هاشمی و حسن روحانی بالا و پایین می‌کردند، مردم روی همان مواضع بودند و هر وقت هم که می‌بینند کسانی حرف آنها را می‌زنند، محکم‌تر پای کار می‌ایستند. از همین پدر شهید احمدی روشن بپرسید که مصطفای او در همان زمان چه خون دل‌هایی خورد آیا در آن مقطع کوتاه آمد؟ با روی کار آمدن شما، فعالیت‌های او ده برابر شد. این ویژگی شماست و ما به این زمینه‌ای که شما فراهم کردید افتخار می‌کنیم.

اما عزیزم! الان وقت نیست که این پرچم را که به اهتزاز درآورده بودید و دست شماست، طنابش را بدهید پایین و احساس کنید که خطر است و با گرفتن زمان، از آنها امتیاز بگیرید. استاد این حرف‌ها خود آنهایی هستند که این چیزها را به ما یاد داده‌اند. این راهکار نیست حاج محمودآقا! این راهکار سوخته‌ای است. روزی در گرماگرم جنگ رفتند و بدون هماهنگی، آقای مک‌فارلین را برداشتند و آوردند تا بتوانیم زمان بگیریم و کار را ببندیم و آن‌قدر هم در این تفکر، داغ بودند که به قول عزیزم، حسین بهزاد گفت آن‌قدر داغ بودند که در نماز جمعه، مَدّ ضالّین را و مک فارلین کشیدند! اما نشد و امام نگذاشت. این جماعت فرزند قطعنامه‌ای هستند.

گرچه آقای هاشمی همین چند روز پیش فرمودند تلخی این زهر، آن‌قدرها هم که جلوه می‌دهند نبود و نیست. حلاوت‌هایی هم داشت. ما که بالاخره نفهمیدیم حلاوت‌هایش کجا بود؟ وقتی که نوار حاج عیسی ـ‌خادم آقاروح‌الله‌ـ را گوش می‌دهی که گفت بعد از قصه قطعنامه وارد اتاق شدم، اما ناخودآگاه مرا در بغل گرفت و یک ساعت گریه کرد و گفت: «حاج عیسی! شهدا به مقامی که می‌خواستند رسیدند، جانبازان را هم خدا اجرشان را می‌دهد، اسرا هم برمی‌گردند، من چه کار کنم؟» و تلخی و زهر این قصه آن‌قدر بود که چند ماه بعد وقتی کارش تمام شد، هر جایی را که دکتر چاقو می‌زد، پوسیده بود. این قصه دروغ نبود.

می‌دانست که روزی شما می‌آیید و این را مبنا قرار می‌دهید که شما از امام که بالاتر نیستید. با همه عِدّه و عُدّه‌ای که داشت، صلح کرد. شما بزرگ‌ترید از امام؟ و دیدید که آن نامه هم به آقا نوشته شد که آقا! این‌قدر در مقابل امریکا شعار نده. وقتی نمی‌توانیم بایستیم، کرکره را می‌کشیم پایین. شما هم جام زهر را بنوش، موجب امتنان ملت خواهد شد که از میان شما، یک شیرمرد حاج بخشی بلند شد و با ماشین بلند شد رفت دم در مجلس و گفت: «نامردها! اگر این نامه را پس نگیرید، خودم یک تنه مجلس را به توپ می‌بندم» که آن روزها به او خندیدید و گفتید: «شعبان بی‌مخ است و ده سال او را ممنوع‌التصویر کردید». یادتان که نرفته؟

اما عزیزم! امروز بایستی شما بدانید که دقیقاً مثل همان روزهاست. به این روزها که دقت می‌کنم می‌بینم پالس‌هایی که می‌فرستند، دقیقاً حال و هوای همان روزهاست. صبح که سر کار می‌آیی، یکی پیامک می‌زند که حاجی خبر داری؟ فاو را گرفتند! فردا می‌آیی سر کار، مسلم‌بن عقیل را گرفتند و... یادم نمی‌رود. وقت گذاشتیم و از جبهه سراسیمه رفتیم پیش آقای هاشمی رفسنجانی. برخی از آن دوستان دو سه نفری که رفتیم، یکی حاج کاظم رستگار «رحمة الله علیه» و عزیز دیگری که هنوز زنده است و وقتش شد، اسم می‌برم.

آقای هاشمی! نمی‌شد این جوری خط را نگه داشت. نمی‌شود که بچه بسیجی‌ها خط را بگیرند، به آقایان تحویل بدهند، بعد هر روز یک جای خط، تلنگش در برود و بریزند و بگیرند. باید کاری کرد. چه کار کنیم؟ گفتیم این‌که خط را می‌گیرد و تحویل می‌دهد، باید گرفت و گذاشت سینه دیوار. جواب چه بود؟ گفتند: «مگر فکر کردید امام مثل صدام است که اعدام صحرایی کنیم؟ این کارها را نمی‌توانیم بکنیم». آقا! یک جایی باید در خط قاطعیت نشان بدهیم، وگرنه همه این فتوحاتی را در ظرف این 8 سال گرفته‌ایم، می‌ریزند و می‌گیرند.

بازی، بازی، بازی، بازی تا این‌که سید اولاد پیغمبر(ص) را خسته کردید. نگاه کرد و دید فرمانده نظامی‌اش برای این‌که این جنگ به نتیجه برسد، مطالباتی دارد که تا 5، 6 سال دیگر اتفاق نمی‌افتد و نظام جمهوری اسلامی تا همین الان هم به خواسته‌های ایشان نرسیده! نگاه کرد به دولتمردانش و دید تلنگ همه‌شان در رفته است! دارند استعفا می‌دهند و پای کار نیستند. به شما سیاسیون هم نگاه کرد و دید پای کار نیستید. دید هی باید این بچه‌ها را بیاورد وسط کار. دید دو سه تا عملیات دیگر که خرجشان کند، تمام می‌شوند، گفت پذیرفتم تا این جانباز شیمیایی امروز با این کپسول وسط شما بنشیند، شاید گواهی باشد برای شما. 

اما این روزها دومرتبه داریم حال و هوای این قصه را استشمام می‌کنیم. قبل از عید مسئول عزیزی از رؤسای بانک‌ها، یک بچه حزب‌اللهی که وقتش شد، اسمش را می‌گویم، گفت: «حاجی! خبر داری؟» آمده‌اند و به من می‌گویند کانتینر دلار می‌خری؟ خوب گوش بدهید. گفتم: «کانتینر دلار چه صیغه‌ای است؟» گفت: «کانتینر ندیدی؟ داخلش پر از باکس‌های دلار بدون پشتوانه، مفت و ارزان است». گفتم: «یعنی چه؟» گفت: «بخر، حالش را ببر». گفت: «حتی اسم آدم‌های دست‌اندرکار هم معلوم است».

از قبل از عید منِ سعید قاسمی هیچ کاره در این نظام می‌فهمیدم از عید با یک فتنه جدید روبرو هستیم. یعنی وقتی کانتینر دلارهای کثیف کف جامعه ریخته شود، خودش اعلام جنگ است. هی منتظر بودم که تا از چند هفته قبل استارت آن زده شد. قبل از آن هم نظام با این قد و قواره را با مرغ بردند زیر سئوال! با مرغ! این‌که اشتباه چه کسی بود، آقای احمدی‌نژاد کانتینر شما به حسب روایتی آمد پهلو بگیرد و کنجاله و دان مرغ و این حرف‌ها را بدهد، گفتند برو حالا وقتش نیست. بعد هم حرف وزیر بازرگانی‌تان را قبول کنیم که گفت در ماه رمضان همیشه 20 هزار تن مرغ توزیع می‌کردیم، این بار 200 هزار تن بود، اما عواملی باعث شد به دست مصرف‌کننده نرسد! یواش بگوییم که دشمن نفهمد، چون مسخره‌مان می‌کنند که اینها قضیه مرغ را نمی‌توانند جمع کنند و آن وقت ادعای Change در جاهای دیگر را دارند.

اما جماعت! دو سه تا اتفاق با هم افتاد که بایستی شما را بشکنند. اولاً داستان انقلاب اسلامی و حرکت بزرگی که کردید، پیوسته شعارهای سنگینی دادید و دارید می‌دهید و می‌خواهید با یک سیستم جهانی‌ای مچ بیندازید که بیش از 200 سال است دارد نظام عالم را اداره می‌کند. می‌خواهید بگویید مظلومین! محرومین! مستضعفین! پشت سر ما بیایید. ما اینها را شکستیم. بایستند شما را نگاه کنند؟ یک ماه پیش جامعه جهانی را کشاندید و آوردید و 140 کشور را آوردید، رئیس سازمانشان را هم آوردید و کنار دست آقا نشاندید و آقا محترمانه تندترین حرف‌هایی را به او زد که نتانیاهو برگشت و به او گفت: «تو جگر نداشتی رهبر ایران این حرف‌ها را به تو زد مجلس را ترک کنی؟» و بعد مطرح کردید که آهای! 140 کشور پشت سر ما بیایید و به تعبیر حضرت روح‌الله می‌شد.

خب! تاوان ندارد؟ همین حرف بود که زدید؟ توفیقات زیادی داشت. دست شما درد نکند آقای احمدی‌نژاد، بلکه دست رهبر با آن پیام لیزری که داد که هنوز که هنوز است آن یارو که از مالزی یا اندونزی آمده بود، گفت: «من استاد اقتصاد هستم و فرمایش‌های شما در باره اقتصاد مقاومتی، بیست بود و من باید برگردم و روی آن کار کنم». این مدلی که شما حرف زدید تاوان ندارد؟ تاوان دارد. بازی با دلارهای کثیف بدون پشتوانه یکی از کوچک‌ترین مدل‌های جنگی است که می‌شود برای شما اجرا کرد و تا قبل از انتخابات آتی که قرار است کمر ما را بشکنند، هر روز طی این 9 ماه باید درد زایمان بگیریم تا فرزند خلف یا ناخلف انتخابات بعدی بیرون بیاید و بعد دومرتبه همه شمایی که حرف‌های سنگین می‌زنید و می‌خواهید وصیت‌نامه این شهدا را اجرا کنید، باید تاوانش را پس بدهید. دلار 3000 و 4000 تومانی کمترین بازی با شماست.

اما عزیزم! آقای احمدی‌نژاد! اگر این نظام قرار است اقتصاد مقاومتی حضرت آقا را پیش ببرد، با این مدلی که شما در پیش گرفتی نمی‌شود. من هنوز ناراحت هستم که کارشناسان شما یا خودتان یا از زبان شما رفته‌اند و به آقا گفته‌اند که حضرت آقا! ما در شِعب هستیم، کرکره را بکشید پایین و حضرت آقا خندید و گفت: «این چه تحلیل غلطی است؟ ما در شعب نیستیم. ما در بدر و خیبر هستیم». بدر و خیبر یعنی این‌که نقطه عملیات را شما تعیین می‌کنید و می‌زنید. شعب یعنی در محاصره کامل هستیم. تحلیل چیست؟ می‌خواهید مثل بعضی چیزهایی که اینجا جایش نیست بگویم و با آقا کَل انداختید و هنوز ما ناراحتیم و این زمان بگذار تا وقت دگر، این بار هم؟ همه سئوالاتی را که در مجلس یا خبرنگارها از شما پرسیدند و از دادن جواب طفره رفتید، فعلاً حزب‌الله همه را در قلب و سینه‌اش نگه می‌دارد، اما سر این قصه هم بخواهید با آقا کَل بیندازید و بخواهید ثابت کنید که آقا! ما در شِعب هستیم و تحریم‌ها جواب می‌دهند و بعد در مدل و رفتارتان تأثیر بگذارد و بخواهید جامعه را به هم بریزید، این موها در آسیاب سفید نشده‌اند.

آقای احمدی‌نژاد! با این شکل نمی‌شود خط نگه داشت، این خط سوراخ است. خطی که یک روز از مرغ وارد شوند، یک روز از در میله‌ گرد، یک روز از در پروفیل، یک روز با پارچه، یک روز با دلار و... این خط سوراخ است. مثل زمان جنگ است و هر روز می‌زنند یک جا را می‌گیرند. ما این درس‌ها را پاس کردیم و حتی اگر قطعنامه بیاورید و امضا کنید که ما دیگر برای مقاومت مشروع نمی‌جنگیم، اسلحه‌ها زمین، سازمان ملل بیایید رسیدگی کنید، چه کسی متجاوز بوده، غرامت بدهد. مثل موهای سپید احمدی روشن، رزمنده سابق تو شهادت بده که قطعنامه را امضا کردیم چه شد؟ سه روز بعد دو باره آمدند. پسرم! تا کجا آمدند؟ تا جایی که در طول 8 سال جنگ نتوانسته بودند بیایند.

آمدند روی جاده آسفالته اهواز و خرمشهر و دومرتبه 40 کیلومتر جاده دستشان افتاد. دومرتبه مهران، دومرتبه دهلران، دومرتبه اسلام‌آباد، قصر شیرین، سر پل ذهابی که نتوانسته بودند بگیرند، کرند، اسلام‌آباد و تنگه چهار زبر. همین‌که فهمیدند قطعنامه امضا کردید، تحلیل کردند که اینها دیگر میل و رغبت به دفاع ندارند. آقا! امضا کردیم، باشد، قبول است، نمی‌جنگیم. ما که نجنگیده بودیم، دفاع کرده بودیم. دو باره چه شد که با تمام قوا آمد و زد؟

آی خدا نیاید روزی که بخواهم خاطرات روزها و لحظه‌های عقب‌نشینی را برای این جماعت بگویم، چون اگر پنج سال جنگیدم تا پترس فداکار را از کتاب‌های درسی بچه‌هایمان بردارم و به‌جایش دریاقلی آبادانی را بگذارم، باید پنجاه سال بجنگم تا عباس دوران و بهنام محمودی را به‌جای این خاطرات فشل بگذارم. در شرایطی که همه مسئولین هم حزب‌اللهی‌اند! 6، 7 سال طول کشید تا پترس  فداکار دروغین را برداریم که آن را هم خدا پدرش را بیامرزد یک هلندی را که پرسید: «کی می‌خواهید این داستان را که از اساس دروغ است، از کتاب‌های درسی‌تان دربیاورید؟» تا بخواهم داستان صادق هدایت را از کتاب‌ها دربیاورم، هفت کفن پوسانده‌ام. 

اما دوستان! آقای برادر عزیز و محترم! کوچک‌ترین پالسی در خصوص این‌که یک قدم از مواضعی که اگر با ما بازی کرده بودی، دستت بی‌بلا، این بازی را تا آخر ادامه بده و اگر اعتقادات قلبی‌ات بود که ان‌شاءالله بود. آقاجان! نوکر همه شما و یاسین و دعا هم هستیم، ولی صدای آن را چند دقیقه‌ای پایین بیاورید که این هم آخرین سخنرانی ماست در اینجا و بعدش باید قبرستان دیگری پیدا کنیم. حرف‌ها سنگین است. در چنین شرایطی، عزیزم! آقای احمدی‌نژاد! که توقع داشتیم. هر نظام دیگری بود می‌آمد و از مردم معذرت‌خواهی می‌کرد که مردم! من نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد، ولی افتاد. دست‌های کثیف زیادی می‌خواهند ما را خراب کنند، مردم را توجیه کنید، اما نه این‌که بیایی بگویی آقا! نمی‌خواهید، دو خط بنویسید، ما می‌رویم. کجا می‌روی؟ شما که پریروز گفتی ما کجا برویم؟ بعدش هم هستیم. این پارادوکس است. بعد کجا بروید؟ در هیچ دوره‌ای به اندازه این دوره خون دل خورده نشد تا این وضعیت اتفاق بیفتد. هیچ دوره‌ای مثل این دوره نشد که به گفته دوست و دشمن، آقا خودش را تمام خرج کند.

امروز همه این را می‌گویند. از آن سردار گیج که چند روز پیش می‌گفت: «آقا خودش را خرج این کرد، حالا بیاید خودش هم دلار را جمع کند». همه خرج تو شدیم عزیزم! وقت برای عقب‌نشینی و پالس برای این‌که فشارها کم شود، نیست. اشتباه نکن. لحنت سرسوزنی تغییر کند، له‌مان می‌کنند. شش هفت ماه دیگر وقت داری. حرف ما این است که در این مدت بازی‌های بیخودی را ول کن. ول کن ورزش را. ورزش را چرا دادی دست این هم لباسی‌ ما؟ از او بگیر. با دلارهای یامفت، قراردادهای بیخود، بازیکن‌های مزخرف بی‌سواد. هی قراردادهای میلیاردی مزخرف بیخود، یکی در تراکتورسازی، یکی در پرسپولیس، یکی در... می‌خواهند ما را به اعتلا برسانند. غلط کردید؟ نمی‌خواهیم. پس این حرف‌های رهبر چیست که اقتصاد مقاومتی و گلوی کار را باید سفت بگیرید؟ با این شکل نمی‌شود چرخاند.

آقا! باور کن که اغلب وزارتخانه‌هایت دولت در سایه هستند، وزیر اصلاً وقت نمی‌کند به زیرمجموعه‌اش سر بزند و با آسانسور خصوصی بالا و پایین می‌رود. عناصر و آدم‌ها از زمان هاشمی و خاتمی چیده شده‌اند. وزیر ارشاد 5 تا آدم را نمی‌تواند عوض کند. وزرای دیگر، وزیر نفت و صنایعت هم همین‌طور. له‌مان می‌کنند. ول کن کارهای اضافی و ورزش و این بازی‌ها را. اگر همه چیز به قول شما Routine است، لازم نبود که دیروز اعلام کمیته ویژه اقتصادی کنی تا در این بحران تصمیم‌های عاجلانه بگیرند. اگر فکر می‌کنی که باز ما باید با بچه بسیجی‌ها بیاییم کف خیابان‌ و کار را جمع کنیم و شما بنشینی آن طرف و تحلیل کنیم، در غیبت 11 روزه رسیدی به این‌که این اتفاق نمی‌افتد. پشه‌ای از خانه‌اش بیرون نیامد.

نظام حول محور ولایت می‌چرخد و بس [صلوات حضار]. در این خصوص مطالب زیادی هست که در این وقت کم نمی‌توانیم بگوییم و باید در آینده بگوییم. فقط این را می‌گوییم که عزیزم! شرایط کنونی شرایطی نیست که بخواهی بازی کنی و دارند با تو بازی می‌کنند و امروز تو را به جان رئیس قوه قضائیه و بقیه می‌اندازند تا در این وسط اتفاقاتی بیفتد. همه را مکسی و جامعه را ملتهب کنند و فشارهای اقتصادی و شما هم فکر کنی که خدای نکرده از این قصه می‌توانی بهره‌ای ببری تا به همه ثابت شود که من هم برای خودم مدل خاصی هستم. این قصه را سر جنبش‌های عدالت‌خواهانه بیرون داشتیم که نظرات شما با فرمایش‌های آقا فرق داشت و هنوز هم روی مدل فکری خودتان پافشاری می‌کنید. به این کارها کاری نداریم. حالا لطمه‌ای نمی‌خورد. در جنبش‌های بیرون دارد اتفاقاتی می‌افتد که البته اگر در همان قصه هم شما باور می‌کردید که ما در پیچ بزرگ تاریخی قرار داریم، تحلیل‌های اشتباهتان، همان تحلیل‌های وارداتی اشتباه که به شما القا می‌شود و نمی‌دانم دور و بر شما چه اتفاقاتی دارد می‌افتد، توفیقات بیشتری می‌داشتید، اما الان وقت این هم نیست، Time is over، وقت تمام شده است.

بهترین راه برای این‌که ما دست شما را هم ببوسیم، توصیه‌مان این است که عزیزم! بیایی و مثل همان روزی که رأی آوردی و دست و کتف آقا را بوسیدی، دومرتبه برای این‌که در جامعه و در اذهان خارجی‌ها نشان ندهی که دوگانگی وجود دارد، شکاف و انشقاق وجود دارد، سوراخ را ببند! برو زیر پای آقا بنشین و بگو آقاجان! نوکرتیم. در این چند ماه هر چه شما بفرمایید. بالواقع هر چه شما فرمودید. در این خصوص صحبت‌های دیگری هست که الان وقتمان نمی‌رسد. می‌خواستم جلوی در خانه سعید تاجیک محفلی بگذارم، گفتند دیوانه‌بازی است و ممکن بود برداشت بدی شود و جایش شد اینجا.

نکته‌ای در خصوص عزیزم آقا آقاسعید تاجیک که این نکته با ریاست محترم قوه قضائیه است که آقاجان! ما دست شما را می‌بوسیم، به خاطر عدالتی که برایش خون‌ها ریخته شده، دست شما را می‌بوسیم که این اقدام ولو دیرهنگام را انجام دادید، یعنی از یک طرف فتنه‌گری که نه فقط در سال 88، بلکه از 78 این جمل‌سوار یکه‌تاز با جرم‌هایی که باید در جای خودش بررسی شود که جرم‌های این دخترک چه بودند. از زمانی که در شهرداری دوچرخه‌سواری را در چیتگر راه انداخت، بعد آن روزنامه کذایی زن را راه انداخت و همه فمینیست‌ها و مسعود بهنود را جمع کرد و خواهر شهبانو فرح برای ایشان نامه می‌نوشتند و ایشان در صفحه اول روزنامه می‌زد و کثافتکاری‌ها، ترویج فساد و نهایتاً بسته شدن آن روزنامه تا فتنه در مجلس و توطئه‌گری و سال 78 کوی دانشگاه و بعد از آن در نهایت اجاره کردن  دخترکان فیروزه‌ای در کف خیابان، همان‌طور که برادرش فتنه‌گرها و آشوبگرها را مثل دیروز روزی اجاره می‌کرد. اینها همه برایش نوشته شده است. دست شما درد نکند قوه محترم قضائیه.

سعید تاجیک با 8 سال دفاع مقدس که همین چند وقت پیش و قبل از قصه فتنه از حضرت آقا هدیه‌ای گرفته بود و 8 ماه حضور در فتنه همراه با نیروهایش و سه بار مجروحیتش که هنوز عکس‌هایش در V.O.A هست و می‌گویند آقا! این است که برای شما افتخار محسوب نمی‌شود، برای ساکتین شما افتخار محسوب نمی‌شود، برای غائبین شما، برای همراهان شما در فتنه که امروز دومرتبه امنیت را برای شما آورده‌اند، نخواستیم به او مدال بدهید. یک اشتباهی کرد و آن این‌که در حرکتی رکب خورد، کنترل از دستش در رفت و آن اتفاق پیش آمد و بددهانی کرد به یک شخص حقیقی، با سابقه کثیفش که اگر من جای سعید بودم، کنترل از دستم درمی‌رفت و کاری بدتر از سعید می‌کردم و تاوانش را هم پس می‌دادم.

رسماً دارم می‌گویم، اما دست شما درد نکند. سعید به خاطر این حرکتش که بعد هم نامه نوشت و گفت: «حضرت آقا! من قلب شما را به درد آوردم، ولی من نوکر شما هستم، من سرباز شما هستم، من غلط کردم که بداخلاقی کردم. من می‌دانم که انی بعثت لمکارم الاخلاق». رسول خدا(ص) جان عالمیان به فدایش برای این آمد که به ما اخلاق یاد بدهد. آقاجان! سعید تاجیک بددهانی کرد. آقا! بددهانی کردم، نوکر شما هستم. معذرت می‌خواهم. حکم برایش بریده شد، 8 ماه زندان، تعلیق از خدمات و گرفتن همه مسئولیت‌هایش و 60 ضربه شلاق. یک بار رفت و بار دوم همزمان شد با گرفتن فائزه و مهدی که اصلاً خوب نبود آقا! من بوی معامله از این قصه می‌شنوم.

خب قبلش او را می‌گرفتید. او که لندن نبود. زندان هم برای سعید جا داشت، مثل فائزه که نبود که مثل آن پسرک آلاسکافروش آبادانی، شهرام جزایری، جکوزی بخواهد. یک پابرهنه‌ای مثل خودمان بود از کف جامعه. چرا گذاشتید این تقارن پیش بیاید؟ می‌خواهید بگویید شاخ حزب‌الله را می‌شکنید؟ باورمان این نیست. 

جان کلام! دست شما را می‌بوسیم. ما اصلاً عاشق این عدالت شما هستیم، ما نوکر شما هستیم. دست شما را می‌بوسیم که اگر کسی چنین بی‌احترامی‌ای کرد باید برایش چنین حکمی صادر کنید. ما می‌خواهیم شما همین را مبنا قرار بدهید برای همه فتنه‌گران دیگر. قبول است حزب‌الله؟ [صلوات حضار] آقا! ما این را مبنا قرار بدهیم برای همه کسانی که در طول این چند دهه، مختلسین بزرگ دلاری و اقتصادی و سرمایه‌داری کثیف هستند که هر روز با ما بازی تازه‌ای می‌کند، هر کسی که یک دانه سطل آشغال آتش زد، برایش حکم بدهید. هر کسی که آمد و شیطنت کرد. هر کسی که چند روز نگهش داشتید و آخرش هم معلوم نشد چه شد.

در قیطریه اتاق فکر تشکیل دادند. بچه آیت‌الله و بچه سردار بودند. چرا این را با جرئت و جسارت نمی‌گویید. ما تشنه آن عدالتی هستیم که رهبرش به خاطر این‌که تحمل نکرد خلخال از پای زن یهودی بکشند، شب خوابش نبرد و گفت: «مرگ بر آن رهبر جایز است». ما تشنه آن عدالتیم. دست شما را می‌بوسیم آقا! هیچ مطالبه‌ای نداریم جز این‌که بگوییم حکم سعید را مبنا قرار بدهید. معنی ندارد که این طلبه سیرجانی که فقط به جرم امر به معروف و نهی از منکر شما بیش از سه هفته است در بروجرد در زندان است و هی به او بگویید که بیا امضا بده که دیگر نمی‌کنی. 

دیروز یا امروز یا فردا همین است/ فتنه همیشه این طرف‌ها در کمین است/ ما هر چه خوردیم از خودی بوده نه از غیر/ این مار سی سال است که در آستین است/ چون صخره باید بود و همچون موج سرکش/ سیل جواب این هجوم سهمگین است/ اینجا نه کوفه نه مدینه نه فلسطین/ این مملکت ملک امیرالمؤمنین است [تکبیر حضار] ما از شهادت هیچ پروایی نداریم/ هر کس حسینی زندگی کرده چنین است.

آقاجان! دوستان! عزیزان! خواهران! برادران! دخترم و پسرم! می‌خواهند بار دیگر با بازی‌های مختلف، ما را بشکنند. رهبرمان و مولایمان فرمود از این گردونه نیز بحول قوه الهی، به صحت و عافیت عبور خواهیم کرد. اگر دوستان ما و دولتمداران و قضات محترم ما و مجلس ما کمی اختلاف را کنار بگذارند، پشت سر یکدیگر بایستند و وحدت را نشان دهند، می‌توانیم یک بار دیگر در گردنه‌های مرصاد، عقبه‌های دشمنی را که هم اکنون در ما نفوذ کرده و در بسیاری از نقاط، خطوط ما را شکسته است، بشکنیم. باور کنیم که این مدل بازی‌ای که با ما درآورده‌اند، بیشتر خواهد شد و فشارهای بیشتری را روی گروه‌های خود حس خواهیم کرد.

بنا دارند یک بار دیگر با بازی‌های کثیف ما را بشکنند، لکن رمز همیشگی موفقیت ما بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم یا ایها الذین آمنوا اصبروا (انفرادی و تک‌تک صبر کنید) و صابروا (جمعی صبر کنید) و رابطوا (حزب‌الله! پشت سر همدیگر بایستید، نه این‌که یکی از شما علیه آن یکی). سوراخ را باز گیر آورده‌اند، این بار در هیئات. از قبل از این انتخابات دو باره در هیئات نفوذ کرده‌اند، چون دیدند که هیئات برای اهداف پلیدشان برد مؤثری دارند. کت و شلوارهای ریاست جمهوری جدید را هم دوخته‌اند، زودتر از موعد، هی خودشان را در تلویزیون و آئینه نگاه می‌کنند و هی می‌گویند اگر ما بودیم چه می‌شد!! اگر من امروز در کنفرانس بودم، اگر من صحبت می‌کردم، اگر مدل اقتصادی من... همه شما به برکت این خون‌ها حکومت می‌کنید که همین امروز وقتی تشییعشان می‌کنند، آی داود دشتی دعا می‌کنی که پلاک داشته باشد، بعد می‌بینی که پلاک ندارد و فقط استخوان است.چرا پلاک ندارد؟ من می‌دانم.

برای این‌که در نقطه رهایی که داشتیم می‌رفتیم، پلاک را هم از گردنش درآورد و گفت: «پلاک برای چه؟ برای نام‌آوری؟ یعنی که من نام دارم؟ هر وقت قبر مادرمان پیدا شد، بگذار نام من هم مطرح شود». پلاک را هم از گردنش درآورد و سر تیرک آویزان کرد، اما پیراهنش و پشت نوشته لباس، این را نوشته است:

«ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم/ گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم/ دنیا اگر از یزید لبریز شود/ ما پشت به سالار شهیدان نکنیم». 

---------------------------------------------                 

پی‌نوشت‌ها:

(1) قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 23.

(2) قرآن کریم، سوره توبه، آیه 20. 

(3) قرآن کریم، سوره صف، آیه 8.


 
صوت/نظر پناهیان‌درباره شعارمرگ‌ بر ‌ضدولایت‌فقیه
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٦  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی
صوت/نظر پناهیان‌درباره شعارمرگ‌ بر ‌ضدولایت‌فقیه

598: حجت الاسلام و المسلمین پناهیان توضیحات جالبی درباره علت نفرین و طلب مرگ کردن برای افرادی که ضد ولایتند، بیان می‌کند.

برای دانلود اینجا را کلیک کنید

 

Get the Flash Playerto see this player.

 


 
حسن عباسی: وزیر کشور خاتمی و فائزه هاشمی بر آتش۱۸ تیر دمیدند
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢۳  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

وقایع ۱۸ تیرماه سال ۷۸ تا به حال بارها و بارها بازخوانی شده است. برخی می دانند که روند این تحرک چگونه آغاز شد و تا کجا پیش رفت. بسیاری صحنه های آتش زدن سطح های زباله و فرش های نماز جمعه و خاطره حمله به کوی دانشگاه را به یاد دارند.

 
اما افراد کمی می دانند که طمع دشمنبه جنبش دانشجویی تا کجا پیش رفته است. دکتر حسن عباسی که این روزها بیشتر وقتش را برای رسیدگی و تبئین مسائل و معضلات جامعه دانشگاهی گذاشته است، به خوبی برگه های پنهان سوء استفاده جریان روشنفکری از جنبش دانشجویی را رونمایی می کند.
 
رئیس مرکز دکترینال بدون مرز خیلی علاقه دارد که بگوید جنبش های دانشجویی مقابل نظام توسط روشنفکران ذبح شده اند و به هیچ چیزی جز سرخوردگی نرسیده اند.
 
عباسی حرف های بسیاری برای گفتن داشت که به دلیل کم بودن و طولانی شدن مصاحبه آن ها را کوتاه کرد اما از خلاصه کلام می شد فهمید که جنبش دانشجویی همیشه در معرض سوءاستفاده جریان هایی قرار دارد که خود را دایه مهربان تر از مادر نشان می دهند.
 
در گفت و گویی 2 ساعته با حسن عباسی پیرامون وقایع 18 تیر ماه سال 78 به بررسی ابعاد و مسائل پشت پرده این واقعه می پردازیم.
 
در ادامه مشروح گفت و گوی «خبرگزاری دانشجو» و دکتر حسن عباسی را می خوانید:
 
«خبرگزاری دانشجو»: لطفا در ابتدا به بررسی ریشه ای و بنیادین دو واقعه مهم کوی دانشگاه در سال 1378 و فتنه 1388 و فتنه آینده بپردازید و آن را از منظر فضای دانشگاهی بررسی کنید.
 
عباسی: یکی از عناصر اتاق فکر جریان سبز که در امریکا مستقر است و روحانی نیز هست -یکی از آن پنج نفری که اتاق فکر تشکیل داده بودند- بعد از ماجرای انتخابات سال 1388، در مورد وقایع بعد از رحلت امام (ره) مطلبی را مطرح کرد و در آن جلسه گفت: در خبرگان رهبری برای جایگزینی امام (ره) مسئله شورایی شدن رهبری مطرح شد و سپس ادامه می دهد: ما کسی را در حد و قواره امام (ره) نداریم و بیاییم جایگاه ولایت فقیه را مانند رئیس جمهور که دو دوره چهار سال است و رئیس دستگاه قضایی یا رئیس صداوسیما که دو دوره پنج سال است، زمانمند کنیم که البته مستنداتی هم ارائه می کند که چنین مسئله ای آن روز در خبرگان اتفاق افتاده است.
 
 

 
همچنین در آن جلسه می گویند: ولایت فقیه را ده ساله کنیم تا مجددا بتواند برای یک بار دیگر شرکت کند و نهایتا بتواند 20 سال ولی فقیه شود.
 
«خبرگزاری دانشجو»: چه زمانی این مطلب را نقل کردند؟
 
عباسی: چند ماه پس از انتخابات و در نامه های سرگشاده ای که این چند نفر مکرر در فضای سایبری منتشر می کردند و همچنین در وب سایت شخصی خودش -که پیرامون جایگاه ها و مسائل فقهی این قضیه بحث و بررسی می کرد- نیز آن را منتشر کرد و هنوز هم در وب سایت موجود است.
 
رای گیری برای اینکه ولی فقیه فقط برای 10 سال انتخاب شود
 
همچنین در آنجا می گوید: در آنجا (مجلس خبرگان) رای آوردیم که ولایت فقیه شورایی نباشد، اما زمانمند باشد و ولی فقیه هر 10 سال یکبار انتخاب شود و تنها دوبار بتواند شرکت کند.» این حرف در سال 1368 گفته شد و جالب اینجاست که این فرد می گوید رای آورده است. 

واکنش آیت الله فاضل لنکرانی به زمانبندی برای انتخاب ولی فقیه
 
آن طور که این فرد نوشته است، مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی می گوید: چطور ممکن است فردی که تا دیروز ولی فقیه بوده، از فردا دیگر ولایت نداشته باشد؟! مگر ولایت فقیه زمانمند می شود؟!
 

مگر اینکه ولی فقیه کسالتی داشته باشد یا حدود را رعایت نکند که خود به خود ساقط می شود، ولی تا زمانی که نه از نظر سلامت جسمی و نه از نظر رعایت حدود مشکلی ندارد، زمانمندی معنا پیدا نمی کند.
 
با این اشکالی که مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مطرح می کنند، قضایا مجدد به رای گذاشته می شود و درنتیجه آن رای می شکند و قضیه منتفی می شود. 

در سال 1368 برای هر ده سال یکبار رفراندوم و رای گیری برای انتخاب ولی فقیه مطرح می شود تا یک ولی فقیه از دو دور بیشتر نتواند انتخاب شود.
 
به این چهارچوب زمانی دقت کنید! این فرد همه آنچه را که در آنجا (مجلس خبرگان) رخ داده، با شواهد تاریخی و نام بردن از برخی از افراد و مسائلی که در آنجا مطرح شده، آورده است. 
 
10 سال پس از 1368 یعنی درست در سال 1378 حوادث کوی دانشگاه و 10 سال بعد از آن یعنی در سال 1388 ماجرای موسوم به فتنه رقم می خورد.
 
نتیجه آنکه، تقریبا در پایان هر دوره چهار ساله که مجلس ها جابجا می شوند و درواقع هر هشت سالی که دو دوره یک رئیس جمهور تمام می شود و فرد بعدی انتخاب می شود، یک جابجایی قدرت اتفاق می افتد.
 
چرا که بالاخره هر رئیس جمهور حدود 3000 مدیر از وزرا، معاونین و مشاورین استانداران تا سفرا و مجموعه معاونین وزرا و مدیران کل وزرا را جابجا می کند.
 
بنابراین وقتی برای دو دور چهار ساله، کار یک رئیس جمهور تمام می شود و می خواهد برود و رئیس جمهور دیگری بیاید، یک جابجایی قدرت صورت می گیرد که عموما همراه با یک سری مسائل و التهابات در جامعه است.
 
در زمان تغییر مجلس ها تغییرات مدیریتی معمولا به یک شکل خردتر دیده می شود و در یک سطح کلان تر، این تغییرات در جابجایی دولت ها رقم می خورد.
 
هر 10 سال یکبار برای کشور شرایطی درست کردند تا انتخاب ولی فقیه را زماندار کنند
 
در هر 10 سال تقریبا یکبار شرایطی برای کشور درست کردند که ناظر به همین مبحث بوده که باتوجه به سخن آن فرد در مجلس خبرگان مطرح شده است؛ یعنی ولایت فقیه هر 10 سال یکبار به رای گذاشته شود و در خبرگان رهبری یا به هر شکل دیگری، انتخاب شود و فقط هم دو بار بتواند شرکت کند.
 
«خبرگزاری دانشجو»:
 به نظر شما طرح چنین مبحثی در جلسه خبرگان با وقایع کوی دانشگاه و فتنه 88 چه ارتباطی دارد؟
 
عباسی: به نظر نمی رسد این سازوکاری که رخ داده اتفاقی باشد؛ یعنی قضیه ای در مجلس خبرگان مطرح شده و دقیقا در هر دوره 10 ساله یک جریان سازی شده است و یکسری اتفاقاتی رخ داده.
 
کشور در شرایطی که به سختی سعی می کرد مشکلات خود را در  فضای تحریم و تهدید حل کند و خود را جلو ببرد و ویرانی ها و خرابی ها را ترمیم کرده و مشکلاتی که در دوره ی قبل از انقلاب پیش آمده بود و نیز عقب ماندگی های مادی و مالی ای که کشور در دوره ی دفاع مقدس پیدا کرد را جبران کند. این در شرایطی بود که دقیقا از سال 1359 به بعد کشور در تحریم قرار گرفت.
 
بنابراین مطرح کردن چنین مسائلی در چنین شرایطی و در چنین امواج چهارساله جابجایی مجلس ها و چهار ساله جابجایی دولت ها و به خصوص هشت ساله جابجایی کل دولت و آمدن یک دولت دیگر و جابجایی قدرت در بخش عظیمی از جابجایی مدیران؛ یعنی دستگاه اجرایی و بعد هم 10 ساله مورد نظرشان در قضایای مسئله رهبری و ولایت فقیه، به نظر اتفاقی نیست.
 
سناریوی افرادی خاص برای محدود کردن ولی فقیه به مدت 10 سال  

چون تا قبل از آنکه این فرد این قضیه را در رسانه ها و فضای سایبر مطرح کند، من این قضیه که چنین اتفاقی در مجلس خبرگان افتاده را نشنیده بودم. اتفاقا چند روز بعد از آنکه دانشجویان این مطلب را به بنده نشان دادند، از برخی دوستان و اندیشمندان حاضر در صحنه فکری کشور، پرسیدم که آیا شما از این ماجرا خبر داشتید و خیلی تعجب کردند و گفتند ما هم بی خبر هستیم.
 
شواهد حاکی از این است که این قضیه یک سناریو است؛ سناریویی که در صحن خبرگان رهبری آن موقع مطرح شده است که هر 10 سال یکبار ولایت فقیه رای گیری و به اصطلاح طرح موضوع شود؛ لذا به نظر می رسد این سناریو در آن مرحله مطرح و بعدها اجرا شده است. 

«خبرگزاری دانشجو»: چقدر در پیشبرد این سناریو توانستند موفق باشند؟
 
عباسی: هرچند در شکل قانون نبوده و در قانون نیامده بود، اما سعی کردند که اگر نمی شود و نمی توانند آن را در چارچوب قانون مربوط و تغییرات در قانون اساسی و نهایتا در سازوکاری که برای تعیین جانشینی امام راحل(ره) در خبرگان رهبری مدنظر بوده بگنجانند، اما بالاخره آن را با فشار و حرکت های کف خیابانی و گزاره هایی از این دست، چون چانه زنی در بالا و فشار از پایین، در صحنه عملیاتی کنند.
 
ناظر به یک چنین چارچوب زمانی و اتفاقاتی که افتاده و با توجه به ادعاهایی که عناصر اتاق فکر وقایع 88 بروز دادند، نمی شود این مسئله را دور از ذهن دانست.
 
چرا فتنه ها در ایران هر 10 سال یکبار رخ می دهد؟!
 
ما می مانیم با مفهوم کلیدی دو واقعه در دو 10 سال؛ از خواسته حرکت عمدتا دانشجویی و بن مایه ها و جریاناتی که در این قضیه حضور داشته است.
 
سیر انتخابات ریاست جمهوری 1388، به این وقایع کشید که شبهه انتخاباتی مطرح شد و حق رای دهنده بود که بپرسد رای اش کجاست و سیستم هم باید پاسخ می داد که واقعیت قضیه چیست و حالا باید رای از نو شمرده شود یا موارد دیگر که معمولا مطرح می شود.
 
کودتا در چارچوب قانون، سازو کاری لو رفته است
 
اما این نکته که انتخابات را باطل کنید و مواردی از این دست و بعد هم گفته شود که ابطال انتخابات کف خواسته هاست و بعد خواسته های دیگر مطرح شود، الگویی است که در سال های گذشته در کشورهای مختلف پیاده شده بود؛ از انواع انقلاب های رنگی تا انقلاب های موسوم به مخملی و... که البته اینها در واقع کودتا هستند و انقلاب نیستند. 

اعمال کردن کودتا در چارچوب های قانونی و عنوان انقلاب بر آن نهادن سازوکار شناخته شده و طرح لورفته ای بود و تن دادن به یکی، موارد بعدی را هم شامل می شد.
 
این نکته که به این دعوای خانگی که در فضایی آرام قابل حل بود، ماهیتی احساسی بدهند و مردم را به خیابان بکشانند و بعد آرام آرام مطالبات کلیدی تر را مطرح کنند، یک سازوکاری داشت و این قضیه ادامه پیدا کرد و تا دوره ای که دو سه سال از آن گذشته و آرام آرام فضا شفاف می شود، تا مشخص شود که چه اتفاقاتی افتاده است.
 
آنچه در دو دوره 1378، ماجرای کوی دانشگاه و 1388، ماجرای پس از انتخابات ریاست جمهوری به چشم می خورد، شکل گیری یک طیف اجتماعی بخصوص است که همان طیف، مواجهه با آن مسائل را صورت داد.
 
اگر بخواهیم به ادبیات فلسفی رایج در تفکر مدرن صحبت کنیم، بین تفکر لیبرالی و تفکر مارکسیستی، یک طبقه بورژوا، یعنی یک طیف اجتماعی بخصوص در این قضایا به عنوان معترض وارد صحنه شدند. 

«خبرگزاری دانشجو»: ماجرای کوی دانشگاه در سال 1379 در چه فضایی رخ داد؟
 

عباسی: بخش اصلی و اساسی کار در سال 1378 دانشجویی بود؛ اما در راستای سیاست ها و مطامع بورژوایی وارد صحنه شدند در حقیقت آوانگارد و پیشانی کار، دانشجویی بود.
 
کوی دانشگاه تهران و مسائلی که در آن مطرح شد، ظاهرا ماهیتی دانشجویی داشت.
 
در جریان این ماجرا آقایی به نام سعید امامی مورد اتهام واقع شده و دستگیر می شود؛ وی از عناصری می باشد که در قتل های زنجیره ای درگیر بوده است. این فرد درواقع با تکنیک ها و شیوه های عملیات روانی، دیونمایی می شود.
 
وقتی در یک مرحله کسی دیونمایی شود و چارچوب هایی این چنینی درموردش مطرح شود، هر آنچه که در دوره های قبلی و مدیریتی اش به او منتسب بوده، منفی تلقی می شود.
 
از این رو سندی با طبقه بندی محرمانه در اسناد وزارت اطلاعات مبنی بر اینکه هنگامی که این فرد در وزارت اطلاعات، معاون امنیت بوده است و به مسئله آنچه در مطبوعات می آمد، اعتراض داشته است تنظیم می شود؛ غافل از اینکه در وظایف قانونی وزارت اطلاعات، کنکاش ها، بررسی ها، هشدارها و علائمی این چنینی یک دستورالعمل است.
 
کمااینکه در وزارت بهداشت و درمان نیز وقتی درخصوص تغذیه مردم و آنچه در اغذیه فروشی ها و رستوران ها می گذرد، بررسی می شود، هشدار هایی را اعلام می کنند، که منظور از آن، مخالفت وزارت بهداشت با اصل تغذیه نیست؛ بلکه آنها با نمونه گیری هایی که مطابق استانداردها و قواعد مربوط انجام می دهند، درمورد برخی از محصولات و شیوه های کاری که فاسد هستند و مشکلات بهداشتی دارند، هشدار می دهند و ضابط دستگاه قضایی می شوند و دستگاه قضا با هشدار آنجا را پلمپ می کند.
 
محصولات فرهنگی نیز که برای روح مردم مطرح می شوند، اگر از یک مدار و چارچوب معین گذشت و دستگاه فرهنگی مربوط برخورد لازم را انجام نداد، این وظیفه وزارت اطلاعات است که وارد عمل شود؛ از این رو نتیجه طبیعی اش این شد که سندی را افشا کردند.
 
در دوران اصلاحات هر روز 6 شبهه عقیدتی داشتیم
 
طبق بررسی که در سال 1381 انجام داده و در رسانه ها منتشر کردیم، در این دوره متوسط در هر روز شش شبهه در حوزه مسائل دینی مطرح می شد که در تاریخ شبهات در دوره هزار ساله گذشته، بی سابقه بود؛ شاید در گذشته هرچند سال یکبار یک چنین شبهه ای مطرح می شد و عناصر فکری حوزوی و دینی ملزم بودند همه را با حوصله پاسخ دهند.
 
در بازه های زمانی که هر شش- هفت سال، 10 سال، 20 سال، 50 سال یک شبه در مباحث کلامی، فکری، فقهی، فلسفی و... مطرح می شد، حالا کار به جایی می رسد که هر روز متوسط شش شبهه مطرح می شود. 

در یک دوره یک- دو ساله ای آقای رسایی در قم نمونه هایی از اینها را در دو جلد کتاب نوشت؛ بدین صورت که عین جمله شبهات فقهی، فلسفی، کلامی و... را در ستون های کوچک با ذکر نام، شماره و نویسنده روزنامه نوشت.
 
آن شبهات در یک فضای فکری و نظری و مباحث طلبگی نبودند، بلکه مواجهه و محاجه با اعتقادات دینی مردم بودند.
 
درست در چنین شرایطی - سال ها بعد از قضیه منتشر شدن نامه سعید امامی که هنوز این جو در روزنامه ها ادامه داشت- نامه ای در «روزنامه سلام» منتشر شد که سعید امامی دستورالعمل مواجهه با روزنامه ها را صادر کرد.
 
این اتفاق در آن دوره افتاد و روزنامه سلام در صفحه اولش آن را چاپ کرد و این روزنامه به دادگاه مطبوعات احضار شد.
 
«خبرگزاری دانشجو»: منتشر شدن یک سند محرمانه دولتی نشان از ناکارآمدی سیستم اطلاعاتی بود یا اینکه یک سیاستی در پی آن بود؟
 
عباسی: به دلیل سازوکاری که درمورد اسناد طبقه بندی دار هست، این اسناد از نظر استاندارد جهانی به پنج دسته تقسیم بندی می شوند: طبقه عادی که انعکاسش مشکلی ندارد؛ طبقه دوم، محرمانه؛ طبقه سوم، خیلی محرمانه؛ طبقه چهارم، سری و طبقه پنجم، به کلی سری.
 
سوای اسناد عادی که انعکاسش هیچ مشکلی ندارد، آن چهار دسته دیگر برایشان این قانون وجود دارد که اگر کسی آنها را افشا کند و در معرض کسانی که نباید قرار دهد، مجرم است.
 
فضاسازی رسانه ای و عوام فریبی با چاپ سند محرمانه دولتی در روزنامه سلام  

دولتی که با شعار قانونگرایی سرکار آمده بود، در یک اقدام غیرقانونی، سندی را از دستگاه های دولتی در اختیار روزنامه ها قرار داد و روزنامه سلام آن را در صفحه اولش چاپ کرد، تا فضاسازی و عوام فریبی کند.
 
این سند، منتشر شد و در دادگاه مطبوعات محکوم شد و در نتیجه آن، روزنامه سلام توقیف شد.
 
همه اینها، در روال قانونی اتفاق افتاد و در دفاع از این مسئله روزنامه به شکلی غیرقانونی، گروهی در خیابان امیرآباد روبروی کوی دانشگاه تهران، تجمع کرده و تاسیسات و تجهیزات بخصوص ایستگاه های محل تردد اتوبوس ها را به آتش کشیدند. 

گروه اندکی جمع شدند، خیابان را بستند و درگیری را شروع کردند؛ پلیس هم به صحنه آمد و درگیری صورت داد ولی حساب شده یا غیرحساب شده، برنامه طوری بود که برخی خط قرمزهای را از بین بردند که پلیس را عصبی و درگیر ماجرا کنند.
 
تجمع اعتراضی کوی دانشگاه 3 ساعته تمام بنیان های اعتقادی را درنوردید
 
سرعت تبدیل شدن این درگیری از یک تجمع اعتراضی عادی به یک نزاع کلیدی و یک مسئله حاد سیاسی، تا جایی است که در کمتر از 2-3 ساعت شعارها، تمام بنیان های فکری اعتقادی و کلی را در نوردید؛ به نحوی که فضا کاملا برای سیستم انتظامی که برای آرام کردن قضایا آمده بود، احساسی شد و معترضین نیز از همه خطوط قرمز با شعارهایشان عبور کردند.
 
نتیجه طبیعی این  شد که مواجهه صورت گرفت، فضا احساسی شد و گروهی از مردم که شاهد این رفتارها بودند، ناراحت شدند.
 
پلیس  غیر قانونی وارد ماجرای کوی دانشگاه شد/ فضا طراحی شده بود که در هر صورت پلیس بازنده باشد
 
این دو دسته مسئله، موجب شد که پلیس آنها را تعقیب کند؛ آن زمان آگاهی نسبی از چارچوب های قانونی وجود نداشت و از طرفی چارچوب قانونی ای هم نبود که براساس آن مشخص شود آیا سیستم پلیس اجازه دارد به دنبال دانشجویان وارد کوی دانشگاه شود یا نه؟!
 
یا اینکه آیا کوی دانشگاه هم حریمی همچون حریم دانشگاه دارد؟ آیا اصلا در مورد خود دانشگاه امکان ورود سیستم پلیس وجود دراد یا نه و اگر جرمی واقع شد، طیف جرم در چه طبقه بندی قرار می گیرد؟ چه نهادهایی در خود دانشگاه و مجموعه انظباطی دانشگاه هست که می توانند برخورد کنند؟ هیچکدام اینها روشن نبود!
 
پلیس هم در مواجهه با یک اقدام غیرقانونی و قانون شکنانه در صحنه آمده بود؛ منتها فضا طوری طراحی شده بود که درهرصورت سیستم انتظامی بازنده صحنه بود.
 
«خبرگزاری دانشجو»: چرا در این ماجرا پلیس بازنده صحنه بود؟
 
عباسی: به این معنا که اگر برخورد نمی کرد و مواجهه صورت نمی گرفت یک گروه غیرقانونی بدون مجوز تجمعی صورت داده بود، خیابانی را بسته بود، از دیگران سلب آرامش کرده و فضا را در انتهای هفته (پنج شنبه-جمعه) طوری رقم زده بود تا بتواند سلب آرامش کند و آن هم در مقطعی که دانشگاه ها درگیر مسائل امتحانات هستند و دانشجو به آرامش نیاز دارد؛ چراکه در این تجمعات درصد محدودی از دانشجویان آمده و این اتفاقات را رقم زده بودند و اگر نیروی انتظامی مواجهه نمی کرد، متهم می شد و بی انظباطی که پیش آمده و خیابان را به هم ریخته بود، تسری پیدا می کرد و نیروی انتظامی محکوم بود که چرا جلوی شان را نگرفت.
 
اگر نیروی انتظامی برخورد می کرد، که این گونه هم شد، فضا را احساسی کردند و خط قرمزها را درنوردیدند.
 
البته نیروی انتظامی نیز تا حدودی مواجهه کرد و از جایی به بعد که برخورد احساسی شد، یک نتیجه کلیدی به اینها داد آن هم اینکه نیروی انتظامی را متهم به برخورد کنند؛ درحالی که قضایای ماقبل کار دیده نشد و از اینجا به بعد قضیه مورد بررسی قرار گرفت.
 
صحنه وقایع 18 تیر به قربانی نیاز داشت/ قبل از 18 تیر وزرات اطلاعات، شورای نگهبان و فرمانده سپاه تخریب شده بودند
 
صحنه به قربانی نیاز داشت و در صحنه قبلی مقوله وزارت اطلاعات بود که بهانه ای را تراشیده بودند تحت عنوان مسئله قتل های زنجیره ای و اشتباه و عمل خلاف قانون تعدادی از اعضای وزارت اطلاعات را به همه وزارت اطلاعات تسری دادند و آن وزارتخانه را بشدت تخریب کردند.
 

قبل از آن قضایا، شورای نگهبان و همچنین رئیس سازمان صداوسیما را تخریب کردند و فرمانده کل سپاه را نیز در مورد یکی از سخنرانی هایش به شدت مورد هجوم قرار دادند.
 
تحقق طرح حجاریان با عنوان فتح سنگر به سنگر خاکریزها  در درون نظام  

درواقع اصطلاحی که حجاریان گفته بود، یعنی فتح سنگر به سنگر خاکریزها در دورن نظام را بدین شکل صورت می دادند.
 
هر کدام از سنگرها را بشدت تخریب می کردند، بی حیثیتشان می کردند، از چنگ حکومت درمی آوردند، در دست خودشان می گرفتند و امکان واکنش را نیز از آنها سلب می کردند.
 
اینها مجلس پنجم، شورای نگهبان، سازمان صداوسیما، سپاه، وزارت اطلاعات و در این مرحله هم نیروی انتظامی را مورد هدف قرار دادند.
 
«خبرگزاری دانشجو»: چگونه به اجرای این نمایش اقدام می کردند؟
 
عباسی: یک خطا در جایی یا یک اتفاق محدود را می گرفتند و آن را بسط می دادند تا آنجا که برای واقعه ای که در یک نقطه از تهران رخ داده و به همه تهران هم مربوط نبود - نقطه ای در مرکز تهران، در خیابان امیرآباد - و باید یک منطقه انتظامی واکنش نشان می داد نه اینکه کلیت استانداری و فرمانداری تهران درگیر می شد، حتی ستاد تامین استان را درگیر می کردند؛ یک موضوع خردی که می شد پاسخش را داد و آن را جمع کرد، اما آنها با آن چه کردند؟!
 
«خبرگزاری دانشجو»: بعد از وقوع این ماجرا دستگاه های امنیتی چگونه وارد عمل شدند؟
 
دولت اصلاحات موضوع کوی دانشگاه را امنیتی کرد
 
عباسی: شورای عالی امنیت ملی، جلسه ای برای آن تشکیل داد! که آن موقع این اعتراض به رئیس جمهور وقت، آقای خاتمی مطرح شده بود مبنی بر اینکه اگر یک گوشه از کشور جدایی طلبی کند، شما در کدام شورا مطرحش می کنید؟!
 
شما که یک موضوع ساده از منطقه ای محدود در تهران را مسئله امنیت ملی می کنید، اگر درگیر جنگ منطقه ای و بین المللی شویم، می خواهید در کدام شورا مطرحش کنید؟!
 
طرح خاتمی برای حذف ناجا از صحنه 18 تیر
 
صبح فردا، آقای خاتمی هشت نفر از وزرا را به دیدار رهبری فرستاد، تا طرح حذف فرمانده نیروی انتظامی را مطرح کنند! بدون آنکه فرمانده نیروی انتظامی اصلا درگیر قضیه باشد.
 
در نظام سلسله مراتبی، یک فرمانده معین یعنی فرمانده تهران درگیر بوده است، که آن هم مسئول نبوده و فرمانده یک منطقه جزئی تهران، مسئولیت داشته است؛ با همین سازوکاری که شما در سال 1388 در انتخابات ریاست جمهوری دیدید، که شبهه خود را در صحت انتخابات به همه چیز تسری دادند و گفتند انتخابات بلکل باید باطل شود و این کف مطالبات است. 

بعد از ابطال انتخابات، آنها به دنبال آن بودند تا در موقعیتی بتوانند گروهی از مردم را که نسبت به انتخابات شبهه دارند، به صحنه بیاورند و نگه دارند تا بعد از آن مطالبات دیگری را مدنظر داشته و مطرح کنند.
 
مطالبات حداکثری که برمی گردد به آنچه در طول سال های گذشته، دستگاه دیپلماسی عمومی ایالات متحده و بی بی سی انگلیس مطرح کرده است.
 
افرادی چون فائزه هاشمی و تاج زاده بر آتش فتنه کوی دانشگاه دمیدند
 
این مسئله که آن موقع آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور، موضوع را به شورای عالی امنیت ملی برد، هشت وزیر خدمت رهبری برای عزل فرمانده نیروی انتظامی فرستاد، بعد هم میدان داری کار توسط معاونت سیاسی وزارت کشور یعنی آقای تاج زاده صورت گرفت تا موضوع را گرم نگه دارند و افرادی  از خانم فائزه هاشمی تا شخص وزیر کشور و افراد دیگری به کوی دانشگاه اعزام شدند تا مدام به آتش قضیه بدمند و بجای آرام کردن فضا، تحریک کنند، تا دیگرانی که در محوطه دانشگاه در تجمع صورت گرفته شرکت کردند و امروز شناخته شده اند، ماجرای کوی دانشگاه را رقم زد.
 
ماجرای کسانی مثل علی افشاری که فضا را به شکلی رقم زدند که یازده نفر در کوی دانشگاه کشته شدند و همه اعضای دفتر لباس مشکی پوشیدند.
 
در آن مصاحبه های اولیه علی افشاری می بینید که تمام افراد دفتر تحکیم وحدت لباس مشکی پوشیدند.
 
اینها وقتی که کار از کوی دانشگاه در روزهای بعد به خود دانشگاه کشید، در روز یکشنبه موکت های نماز جمعه را که در آنجا جمع بود، آتش زدند و از فضای آن استفاده کردند و خیابان های اطراف کوی را در کنترل گرفتند، اول مردم را احساسی کردند.
 
مردم را با این دروغ که دانشجویان را کشته اند به خیابان کشاندند
 
«خبرگزاری دانشجو»: مردم چرا در آن مرحله اینگونه در صحنه آمدند؟
 
عباسی: فرض بر این بود که یازده نفر از دانشجویان کشته شده اند، می گفتند از طبقات بالا آنها را به پائین انداخته اند! بعدها این تعداد 9 نفر شد! اسم هایی که برده شده بود به عنوان کشته شده ها، افرادی بودند که درسشان تمام شده بود و یا امتحاناتشان تمام شده بود و یا اینکه بین چند امتحان که فرصت زیادی بود، در تعطیلات آخر هفته به شهرستان رفته بودند.
 
آنها از شهرستان ها با برخی نشریات و خبرگزاری ها تماس گرفتند، که زنده اند و به شهرهایشان رفته اند.
 
یازده نفر روزِ جمعه، تا شنبه به 9 نفر رسید و تا آخر شنبه، هفت نفر شد! و در روز یکشنبه پنج نفر شد! تا روز دوشنبه و سه شنبه، که آن راهپیمایی عظیم از طرف مردم برای خنثی کردن آن قضایا صورت گرفت، تنها کشته ای که در صحنه باقی مانده بود، همان عزت ابراهیم نژاد بود.
 
تنها کشته حادثه 18 تیر...
 
این فرد، دانشجو نبود، بلکه سربازی بود که از پادگان بیرون آمده بود تا دوری بزند.
 
حوادث کوی دانشگاه، شب جمعه اتفاق افتاد و او شب بعد از کوی دانشگاه؛ یعنی دقیقا شب شنبه، که آنها تجمع کردند، آمده بود تا ببیند چه اتفاقی افتاده و به طرز کاملا مشکوکی کشته شد.
 
قتل مشکوک در هر دو ماجرای 1378 و 1388 اتفاق افتاد، قتل مشکوک عزت ابراهیم نژاد که هیچ وقت معلوم نشد چگونه کشته شد و چه کسی گلوله را شلیک کرد و قتل مشکوک خانم ندا آقاسلطان در سال 1388 که در واقع، شباهت عجیبی بین این دو پدیده وجود داشت.
 
ماجرا ادامه پیدا کرد و طبیعی است در چنین فضایی، محیط به شدت احساسی می شود.
 
برخوردهای خیلی وحشیانه ای صورت گرفت، موتورسوارانی که رد می شدند، خانم های چادری را مورد ضرب و شتم قرار می دادند.
 
این باور شکل گرفته بود که واقعا کسانی داشتند درس می خواندند، با کسی نیز کاری نداشتند و گروهی به نام لباس شخصی و به نام نیروی انتظامی و پلیس، ریختند در کوی دانشگاه تهران و اینها را از طبقات بالا پائین انداختند.
 
این زمینه ای شد که مردم نسبت به قضیه احساسی شوند ولی به مرور که جلو رفت، معلوم شد که اینها چه نیاتی در سر دارند و مطالباتشان تا کجا ادامه دارد.
 
کار از دست خود آنها نیز درآمد؛ زمانی بود که خود آنها در مجموعه های حرکت کلی شان درخواست حضور نیروهای مسلح را در خیابان داشتند.
 
معاون سیاسی خاتمی آشوب ها را هدایت می کرد
 
اما وقتی روز یکشنبه تجمع روبروی وزارت کشور صورت گرفت و افرادی که از داخل وزارت کشور با هماهنگی شخص معاون سیاسی وزارت کشور، سخنرانی ها را هدایت می کردند، کنترل از دست شان خارج شد و طرفداران آنها نرده های وزارت کشور را شکسته و وارد وزارت کشور شدند، خود آنها از نیروی انتظامی و واحدهای دیگر درخواست کردند تا نیروهای ضداغتشاش، به آنجا اعزام شوند.
 
تجمع کنندگان از خیابان فاطمی به سمت خیابان فلسطین و سپس به سمت پائین و خیابان ولی عصر(عج) روانه شدند و این نیت را داشتند که به سمت نهاد ریاست جمهوری و بیت رهبری نزدیک شوند.
 
تلاش برای قرار دادن نظام در برابر مردم/ فرمانده وقت سپاه پذیرفت که بسیجی ها غیر مسلح وارد عمل شوند
 
با فشار گسترده نیروی انتظامی موبایل ها قطع شد، آنها تلاش گسترده ای کردند برای آنکه نظام را روبروی مردم قرار دهند و نیروهای مسلح را به خیابان بکشانند، مباحثی را در سطح شورای عالی امنیت ملی مطرح کرده بودند، که سپاه باید با زره پوش و امکانات نظامی مثل تانک به خیابان بیاید.
 
فرمانده وقت سپاه، هوشمندانه نپذیرفت و در دیداری که با فرمانده نیروی انتظامی داشت، پذیرفت که بسیجی ها و واحدهای سازمان یافته بسیج به صورت غیرمسلح وارد عمل شوند.
 
«خبرگزاری دانشجو»: 
ارزیابی و سیاست نظام در قبال این ماجرا چه بود؟
 
عباسی: سیاست نظام بر این بود که آنها به دنبال بهانه تراشی هستند و می خواهند جنازه ای روی زمین داشته باشند و روی آن سرمایه گذاری کنند.
 
فرمانده نیروی انتظامی از همان صبح جمعه ماجرای فتنه، دستور اکید داده بود که هیچ یک از اعضای نیروی انتظامی با اسلحه در خیابان حاضر نشود. 
 
 
 
 

این تدبیر هوشمندانه فرمانده وقت نیروی انتظامی، با تدبیر هوشمندانه فرمانده وقت سپاه که نمی پذیرد امکانات نظامی به خیابان بیاورد، کامل شد.
 
فرمانده سپاه، بسیج را تحت فرمان فرمانده نیروی انتظامی و فرماندهان صحنه عملیاتی نیروی انتظامی قرار داد؛ چراکه متوجه شده بود اگر در آن مرحله کار را از دست نیروی انتظامی بگیرند و بخواهند مسئله را خاتمه دهند، اعتماد به نفس نیروی انتظامی نابود می شود و ضربه حیثیتی و روانی که به نیروی انتظامی خواهد خورد، باعث می شود تا بعدها نیروی انتظامی نتواند صحنه را جمع کند از این رو کمک کردند تا خودش بتواند صحنه را جمع کند. 
 
«خبرگزاری دانشجو»: 
ماجرا با ورود بسیج و نیروی انتظامی به صحنه چگونه خاتمه پیدا کرد؟ 

عباسی: خوشبختانه، بعد از گذشت سه روز و حضور مستمر نیروی انتظامی به صورت غیر مسلحانه و حضور نیروهای بسیجی و حضور گسترده مردم، ماجرا خاتمه پیدا کرد.
 
در آن مرحله چهار روز طول کشید تا نهایتا کار به راهپیمایی کشید.
 
شخص رهبری در سخنرانی ای که در جمع بخشی از مردم داشتند به نکاتی اشاره کردند و فردای آن روز مردم به خیابان ها آمدند و با راهپیمایی گسترده ای ماجرا ختم شد.
 
افسردگی سیاسی، گردانندگان 18تیر را به شبکه های VOA و  BBC فارسی کشاند
 
در آنجا یک افسردگی سیاسی (political depression) برای جریان سیاسی که مایل بودند، تا  کف مطالباتشان را در کف صحنه خیابان رقم بزنند و پله پله مطالبات بعدی را مطرح کنند، به وجود آمد، که بعدها به شکل دیگری آن را دنبال کردند.
 
از این رو بیماری افسردگی سیاسی که بیماری خطرناکی هم هست، در آن مرحله به آن ها صدمه زد و درصد قابل توجهی از آنها از کشور رفتند و امروز در VOAو BBC فارسی و در تلویزیون های مشخصا لس آنجلسی و ضد انقلاب و تلویزیون بهایی ها، سلطنت طلب ها و تلویزیون های منافقین و تلویزیون های گروه های دیگر، به سخن پراکنی علیه مردم خودشان مشغولند.
 
«خبرگزاری دانشجو»: این ماجرا 10 سال بعد چگونه در قضایای فتنه 88 نمود پیدا کرد؟
 
عباسی: مشابهت های آن فضا را می توان در فضای 10 سال بعد دید،10 سال بعد مجددا این حرکت انجام شد.
 
این بار به بهانه انتخابات، برخی از نحله ها و گروه های سیاسی احساس کردند، که اگر در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، دولت موسوم به اصولگرا دوباره بر سر کار بیاید، آنها برای همیشه از صحنه حذف خواهند شد؛ آن هم بدین دلیل که دیگر نیرو و شخصیت کاریزمایی که بتوانند مردم را به خیابان بیاورند، ندارند. 

عمدتا افرادشان پیر شدند و دیگر سنشان در دوره های بعدی به کاندیداتوری نمی خورد.
 
در واقع با محدودیت زمانی مواجه بودند به طوری که مباحث، سخنرانی ها، تهدیدها و نکاتی که در ورزشگاه آزادی در آن تجمع عمومی مطرح شد و ضرب العجل ها و خط و نشان هایی که کشیده شد، حائز این نکته بود.
 
خط اصلی کار را وب سایت فارسی وزارت امورخارجه رژیم صهیونیستی می داد، سه گزارش 125 روزه منتشر شده است که از 20 روز قبل از انتخابات 1388 تا حول و حوش ماجرای 9 دی، را دنبال می کند.

«خبرگزاری دانشجو»: چرا در سال 1378 و قضایای کوی دانشگاه، غلظت ماهیت حرکت دانشجویی بالا بود؟
  
عباسی: اینکه چرا در سال 1378 و قضایای کوی دانشگاه، غلظت ماهیت حرکت دانشجویی بالا بود و بعد هم، خود دولت وقت سعی کرد کار را تعمیق بدهد، وقتی هم که از دستش خارج شد، سعی کرد نهادهای نظامی را به صحنه بکشاند و از آنها کمک بگیرد تا قضایا جمع شود! دلیلش این بود که حرکت حزبی سازمان یافته در کشور شکل نگرفته بود و آنها نمی توانستند به شکل حزبی عمل کنند.
 
بار فعالیت حزبی در کشور بر دوش جنبش دانشجویی و مطبوعات بود
  
بار فعالیت حزبی را مطبوعات به دوش می کشیدند و مهم تر از مطبوعات جنبش دانشجویی این نقش را بازی می کرد.
  
یعنی هزینه خلاء حرکت حزبی سازمان یافته را در کشور، مطبوعات و جدی تر از مطبوعات، جنبش دانشجویی همیشه پرداخته است! نه این که در کشور نخواستند حزب باشد، بلکه نتوانستند حزب تشکیل بدهند.
  
«خبرگزاری دانشجو»: کم کاری احزاب در چیست و چگونه رخ می دهد که موجب می شود مطبوعات و جنبش دانشجویی خلا آن را پر کنند؟
  
عباسی: یک جریان حزبی فضا را احساسی کرده و رای می گیرد، بعد که رای گرفت و به قدرت رسید از فرصت استفاده کرده و حزب دولتی ساز بوجود می آورد.
  
احزاب دولتی ساز را امروز شما می توانید در ساختارهای کلی ببینید؛ این که بعد از انقلاب حزبی به نام حزب جمهوری اسلامی شکل می گیرد که بعد هم دچار مشکل شده و منحل می شود، یک نمونه بود.
  
و یا اینکه بعد از دفاع مقدس دولتی به نام دولت سازندگی سر کار آمد و بعد در اواسط راه حزب کارگزاران سازندگی به عنوان یک حزب لیبرال و دولتی ساز تشکیل شد یک نمونه دیگر است و این که وقتی دولت دوم خرداد در 1376 سرکار آمد و حدود یک سال بعد، حزب مشارکت را راه اندازی کرد نیز نمونه دیگری از حزب دولتی ساز است.
  
این که حزب های ریز و درشت دیگری پیرامون این احزاب مادر، در آن دولت ها شکل می گیرند همه با یک تیم حدودا پنجاه تا شصت نفره یک مجموعه ای را در وزارت کشور ثبت می کنند، هیچ وقت نمی توانند تجمعات گسترده ای را تدارک بدهند.
  
 
شما به شرایط احساسی زمان انتخابات ها نگاه نکنید که ممکن است در یک میتینگ انتخاباتی یک سالنی پر شود.
  
شما در شرایط عادی ببینید که آیا احزاب و گروه ها این امکان را دارند که یک برنامه هفتگی ثابت فکری و علمی داشته باشند؛ شبیه کاری که مرحوم شریعتی و شهید مطهری در حسینیه ارشاد و مسجد هدایت و مسجدالجواد انجام می دادند.
  
یا اینکه یک تجمع بصورت هفتگی برگزار شود، تئوریسین ها در آن حزب و گروه سخنرانی کنند و نه اینکه تنها در شرایط انتخاباتی اقدام به این کار کنند.
  
هیچ وقت ندیدیم که حزب کارگزاران یا حزب مشارکت یا حتی حزب هایی که از قبل از انقلاب به وجود آمدند مثل حزب موتلفه، بتوانند چنین حرکت های عمده ای را انجام بدهند و یا حتی ندیدیم کلاس های تئوریک مستمر گسترده در تهران 10، 12 میلیونی داشته باشند و بتوانند هر هفته 500 نفر را جمع کنند یا 5 تا استاد داشته باشند و مباحث تئوریک نظام سازی و مسائل جامعه از سیاست داخلی، خارجی، مسائل اقتصادی و فرهنگی و... را با طرفدارانشان و عناصر مربوطشان عملیاتی کنند.
  
و این مسئله برای تمام احزاب از جمله احزاب روحانی کشور مثل مجمع روحانیون مبارز و جامعه روحانیت مبارز و احزابی مانند سازمان مجاهدین انقلاب و حزب موتلفه و حتی احزاب در دوره های جدید یعنی احزاب مشارکت و حزب کارگزارن، وجود دارد.
  
دولت سازندگی با ایجاد پدیده ای به نام فرهنگسرا هم نتوانست پاسخ تئوریک به مشکلات مردم بدهد
  
 عمده ترین تجمعاتی هم که صورت می گیرد مثلا در مهدیه تهران، یک سازوکار است که از 10 سال قبل از انقلاب بوده و اساسا یک حرکت حزبی به حساب نمی آید و یک مراسم عبادی است و با سازوکاری که یک حزب می تواند افرادش را به کف خیابان آورده و به مشکلات تئوریک پاسخ دهد، فرق می کند.
  
این اتفاق در دوره سازندگی هیچ وقت رخ نداد با اینکه شهرداری ها و دولت در دست این جریان بود و پدیده ای به نام پدیده فرهنگسراها را ایجاد کرد اما چنین برنامه ای پاسخ تئوریک به مشکلات نداشت.
  
گفت‌وگوی تمدن ها و بودجه های عظیم آن نتوانست حتی مسائل تئوریک را در اختیار مردم قرار دهد
  
در عصر موسوم به دوم خرداد نظر به اقدامات گسترده ای که در بحث گفت‌وگوی تمدن ها صورت گرفت، بودجه های عظیمی که تخصیص داده شد و کتاب های فراوانی که به  چاپ رسید به همراه چند اتفاق محدود، چیز دیگری از آن حاصل نشد که در اثر آن حرکت احزاب حاصل شود؛ به طور کلی موسساتی بسیار کوچک مسائل تئوریک را مطرح کرده و در اختیار مردم قرار می دادند.
  
پس حرکت حزبی در کشور ما به دلیل اینکه کسانی که کار حزبی می کنند توانایی اقدام حزبی ندارند، جوهره لازم را برای حرکت حزبی نداشته و این گروه ها به هر شکلی به قدرت می رسند و پس از آن دیگر می خواهند به هر قیمتی شده در قدرت بمانند.
  
سیاست و فن تسخیر قدرت به هر قیمت است، بعد که فرد به قدرت رسید فن حفظ قدرت به هر قیمت مطرح می شود و برای حفظ قدرت به هر قیمت حزب بوجود می آورند.
  
اینجاست که وقتی از قدرت کنار می روند همان چند نفری که رفتند حزب را ثبت کردند، باقی می مانند.
  
در اصطلاح می گویند احزاب فولکسی! به عنوان مثال کل اعضای مثلا نهضت آزادی در یک فولکس جا می شوند، کل اعضای سازمان مجاهدین انقلاب در یک فولکس جا می شوند، کل اعضای احزاب دیگر هم  همین طور هستند، ما هیچ حزبی را نمی شناسیم که بتوانند یک سالن را پر کنند.
  
حتی بعضی از احزاب موسوم به اصولگرا هم که گاهی ما را برای سخنرانی هایشان دعوت می کنند، می بینیم که در یک سالن، یک سوم فضا خالی است.
 
وقتی حرکت احزاب این گونه است، فشار بر دوش نهادهای مطبوعاتی جنبش دانشجویی می افتد.
  
جنبش دانشجویی باید بار حرکت حزبی را به دوش بکشد، چون ظرفیت جنبش دانشجویی این نیست که بخواهد ساختار قدرت را رقم بزند؛ زیرا یک حزب باید بتواند دولت در سایه تشکیل دهد، همان طور که در انگلیس این اتفاق می افتد.
 
ظلم بزرگ به جنبش دانشجویی این است که حرکت حزبی داشته باشد

«خبرگزاری دانشجو»:
 آنچه در کشور انگلستان رخ می دهد چیست؟
  
عباسی: در انگلیس حزبی که در قدرت قرار ندارد، دولت در سایه تشکیل می دهد، یعنی برای تک تک عناصر و مدیریت های دولت، مدیرانی دارد که کاملا آماده کار هستند و در این راستا جلسات، نشست ها و برنامه هایی دارند.
  
جنبش دانشجویی نمی تواند مثلا برای سه هزار پست سازمانی، عناصر و افرادی داشته باشد که برای این کار تمرین کنند؛ زیرا یک مجموعه دانشجویی در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد هستند که متوسط سنشان 20 تا 23 یا 24 سال است.
  
بنابراین انتظار حرکت حزبی از جنبش دانشجویی هم ظلم به حرکت حزبی است و هم ظلم و ستم به جنبش دانشجویی. 
  
«خبرگزاری دانشجو»: آیا در قسمت براندازی هم نمی توان از آنها استفاده کرد؟
 
عباسی: در آنجا تنها کاری که جنبش دانشجویی می تواند انجام دهد، استفاده از آن بعنوان پیاده نظام و کشاندن آن به وسط صحنه است؛ از این طریق جنبش دانشجویی را هزینه می کنند و این ظلم مضاعف به جنبش دانشجویی، طوری است که وقتی کار به شکست انجامید معلوم می شود که به آن دانشجو ظلم شده و آن دانشجو به شکل های مختلف دچار سرخوردگی می شود.
 
صحنه گردانان 18 تیر از آمریکا و اروپا سر درآوردند

حجم گسترده ای از کسانی که در طول وقایع سال 78 و بعد در سال 1388 به این میدان وارد شدند و بعد هم سر از اروپا و آمریکا در آوردند موید این مسئله است.
  
زندگی آنها، موضع گیری هایشان و آنچه در وبلاگ هایشان می نویسند از یک نوع  احساس تحقیر شدن و بیگاری کشیدن سرویس های اطلاعاتی بیگانه از آنها خبر می دهد.
  
برخی گروه ها و دسته جات سیاسی جنبش های دانشجویی را جلو انداختند تا خراب و مسئله دار شوند، تا از این طریق احزاب به قدرت برسند و بعد احزاب در داخل چارچوب بمانند و دانشجویان مسئله دار شوند! این مسئله ای است که در بدنه هنرمندانی که خودشان را به تعبیر قرآن به «ثمن بخص» فروختند، می توان دید.
  
این یاس و دلمردگی را در طنز نویسان، روزنامه نگاران و عناصر جنبش دانشجویی مربوط هم می توان دید.
  
در حقیقت در تمام سال های 78 و سال های قبل و بعد از آن، همیشه جنبش های دانشجویی مقابل حکومت در تجمعات و برنامه ها، موضع گیری هایی داشته و برخوردهایی انجام می دادند و گاهی سر و صداهایی بلند می کردند اما بعد از اینکه برنامه آرام می شد در مراجعات حضوری نیز، بحث هایی را مطرح می کردند.
  
البته ما به بخش عمده ای از آنها می گفتیم مطالبی که شما می گویید در چارچوب طبیعی درست است اما می توان در فضایی آرام راجع به آنها بحث کرد.
  
ولی برخی انتظاراتی که شما به عنوان جنبش دانشجویی و عناصر بعضی از جنبش های دانشجویی در صحنه دارید، عملی نیست، اینها به گونه ای است که شما را در آینده دچار مشکل می کند.
  
بسیاری از آنها همان موقع این حرف را می پذیرفتند ولی در یک شرایط احساسی دیگر و در یک چارچوب دیگری که بوجود می آمد اینها را روانه میدان کرده و هزینه شان می کردند.
  
پس نتیجه چه شد؟! آنجایی که حزب «بما هو حزب» نمی توانست کارش را انجام دهد و آن ظرفیت را نداشت، آنهایی که پشت این حزب ها بودند از نظام های رسانه ای و مطبوعاتی و مجموعه جنبش دانشجویی می خواستند که هزینه شوند تا اینکه آن حزب به قدرت برسد. 

این اتفاق وجه مشترک این دو مرحله [قضایای 1378 و قضایای 1388] بود، اما در آن مرحله [قضایای 1378]  رگه هایی از اندیشه و تفکرات بورژوایی خودش را نشان داد. 
 
در ماجرای 18 تیر جنبش دانشجویی  دست آویز شد

البته در قضایای 1378 این قضیه کاملا به عینه این دیده شد، نوع شعارها، جهت گیری ها، مطالبات و مواردی از این دست، وقتی آسیب شناسی می شود گویای این است که، جنبش دانشجویی در آن مرحله، ذبح شد و مورد توهین و تحقیر قرار گرفت و دست آویز واقع شد. نه فقط جنبش دانشجویی، بلکه بخشی از بدنه هنری و جامعه هنری کشور، بخشی از بدنه مطبوعاتی و جامعه ژورنالیستی کشور و بخشی از مجموعه های سیاسی کشور. اصلا دور از درایت سیاسی است که کسی فکر کند با هدایت وبسایت فارسی وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی می شود کار کرد.
 
ببینید شما، الان مستندات این مسئله نیز موجود است، وزارت امور خارجه رژیم صهیونیستی در زمانی خاص آمده و مطلبی را منعکس کرده، دقیقا شب همان روز آن مطلب در BBC و VOA انعکاس پیدا کرده، در مرحله بعد فردای آن روز متن قَلب شده آن با تغییراتی کف خیابان یا توسط جنبش دانشجویی یا برخی ژورنالیست ها بعنوان یک مطالبه واقعی [که نمی دانستند این خط فتنه از دیشب تا به امروز از سوی صهیونیست ها آمده] دنبال می شود. 

دوباره فردا رژیم صهیونیستی یک مطلبی را می دهد، این انعکاس و ضرب آهنگ و طنین گسترده اش به عنوان خط تبلیغاتی، در VOAو BBC فارسی و تلویزیون منافقین و... انعکاس پیدا می کرده و اینها [جنبش های دانشجویی] دوباره می آمدند درون صحنه و این سیکل و این چرخه به گونه ای جلو می رفته که اینها [احزاب] می زدند و اینها [جنبش های دانشجویی] با آن می رقصیدند. 

این وضعیت، در واقع آن یاس و دلمردگی و سرخوردگی جنبش دانشجویی را در این دوره شامل شده است. 

ماجرای این دو دهه از 1368 تا 78 و 88 با آنچه که خود عناصر اتاق فکر جریان سبز در ایالات متحده نوشتند و در وب سایت هایشان تاکید کردند که قرار بود هر 10 سال یکبار ولی فقیه عوض و به رای گذاشته شود [که موضع مرحوم حضرت آیت الله فاضل لنکرانی در اشکالی که به این طرح گرفت باعث شد مجددا رای گیری شود] مطابقت دارد. 

به نظر می رسد این سناریو در این دوره ها عملیاتی شده است، ویژگی ممتاز این جنبش دانشجویی که در 1378 و 1388 در مقابل یک جنبش دانشجویی دیگر ایستاد، این است که در طول تاریخ جنبش های دانشجویی به خصوص از وقایع جنگ جهانی دوم به این سوء، بی سابقه بوده است. 

مهمترین شوک هایی که از سوی دانشجویان در جهان بوده، شوک دانشجویی 1968 ایالات متحده و فرانسه است، وقایعی که هربرت مارکوزه در ایالات متحده رقم زد در فرانسه هم سارف و دیگران میدان دار آن بودند. 

این شرایط وجود دارد تا می رسد به دوره اخیر، ما هیچ جنبش دانشجویی ای را نمی شناسیم که به شکل رادیکال و با سبک و سیاق چپ ها (مارکسیست ها) و جنبش های چپ آمده باشد در خیابان و از موضع لیبرالیسم دفاع کرده باشد. 

یعنی اولین بار است که شما در یک دوره تقریبا 13 یا 14 ساله، از 1375 به این سو یک جنبش دانشجویی می بینید که می آید و از بورژوازی دفاع می کند.
 
 
 


اصلا با ادبیات اسلامی و ادبیات صحنه سیاسی ایران صحبت نمی کنیم، چون این ادبیات، خاص خود آن عناصر جنبش دانشجویی، عناصر فکری جریان روشنفکری پشت سر آنها و عناصر سیاسی احزاب، گروه ها و نظام های رسانه ای و مطبوعاتی آنهاست. 

من با ادبیات خودشان صحبت می کنم، این جریانات الان در کشور روزنامه رسمی دارند، یعنی روزنامه شرق. مجله ی رسمی دارند، یعنی مجله ی تئوریک مهرنامه. این گروه ها رسما هم خط فکری خود را اعلام می کنند و اصلا دنبال خط فکر، تفکر بورژوایی، سبک زندگی آمریکایی، امریکن لایف استایل، سکیولاریزاسیون، لیبرالیزم اقتصادی، لیبرالیزم فرهنگی و نکاتی از این دست هستند. 

این گروه ها ابایی هم ندارند که رسما اعلام کنند که خط فکریشان این است، یعنی جریانی که حزب کارگزاران در مطبوعات ایجاد کرد و در حرکت های سیاسی خروجی آن در درون این دست روزنامه ها، نشریات و مجلات کشور نیز حضور دارند. 

شما برای اولین بار در طول تاریخ حداقل 50 یا 60 سال گذشته، مشاهده کردید که یک جنبش دانشجویی بوجود آمد که بن مایه حرکتش، حرکت لیبرالی و دغدغه اش نیز میدل کلاس یا بقول خودشان طبقه متوسط بورژواست.
 

حالا! آیا جنبش دانشجویی که طرفدار آن طبقه باشد و چنین سازوکاری را دنبال کند وجود نداشته؟! [باید گفت] بله وجود داشته. اما هیچ وقت، روشش برای پیگیری مطالباتش، روش چپ ها نبوده است. چون جنبش دانشجویی بورژوایی و لیبرال، جنبش راست، محافظه کار تلقی می شود. 

چطور ممکن است رویکرد این جنبش، رویکرد مارکسیستی و چپ باشد؟! چطور؟! یعنی شکل آنها در صحنه سیاسی رفتار رادیکال داشته باشد و برخوردهای تند و شدید نشان دهد، مسائل دیگر نیز همچون استفاده از شیوه های تفکر چپ، میتینگ های آنچنانی، فضاهای احساسی چپ، تخریب وجهه و شخصیت طرف مقابل وجود دارد.
 
یعنی کاملا از روش های چپ استفاده می شود، شاید به تعبیر یک دوست مطبوعاتی که زمانی نوشته بود؛ «با حال و هوایی که همیشه چپ ها از زمان تروتسکی و لنین از ابتدای انقلاب بولشواکی، [انقلاب مارکسیستی شوروی در 1917]  داشتند، طرفداران مقابلشان را به شدت تخریب می کردند و بشدت در یک عملیات روانی مورد هجوم قرار می دادند.»
 
این مسئله در فضاهای سیاسی جریانات چپ نهادینه شد و در دوره 30 ساله قبل از انقلاب هم جریانات چپ در ایران بخصوص حزب توده، چریک های فدایی و سازمان منافقین و ... سعی کردند از این روش استفاده کنند و در فضای مطبوعاتی و میتینگ ها و در موضع گیری های خود این استراتژی را داشتند. 

جریانات بعد از انقلاب هم بویژه جریانات مطبوعاتی و جنبش های دانشجویی از همان اخلاق سیاسی چپ ها پیروی می کردند و در واقع اینها میراث دار آن جریان هستند و همه فکر می کنند باید از همان سبک و سیاق استفاده کنند. 

اما آنچه که می توانیم روی آن دست بگذاریم این است که، شما نمونه ای را در هیچ جای جهان، از ویتنام و فلیپین و اندونزی گرفته تا ژاپن و کره در جنوب شرق آسیا و از شرق آسیا تا آمریکای لاتین تا آفریقا تا اروپا، در جهان اسلام و عرب، در آمریکای شمالی، هیچ جنبش دانشجویی را پیدا نمی کنید که با انگاره های لیبرالیستی و بورژوایی رفتار مارکسیستی و چپ داشته باشد. 
 
وجه مشترک 18 تیر و فتنه 88

منظور از لحاظ غوغا سازی رسانه ای، فضاسازی و کشته سازی و عملیات تبلیغاتی است، این وجهه اشتراک فتنه 78 و 88 است از نظر حرکت جنبش دانشجویی.
 
در کل مشخصه این جریان این شد که به جای حزب، جنبش دانشجویی باید میدان دار می شد. 

روش این جنبش دانشجویی روش چپ و مارکسیستی بود، اما بن مایه و مطالباتش، مطالبات بورژوایی و لیبرالیستی بود، عمدتا خواستگاه فکری آن، خواستگاه فکری متفکران بیرون مرزها بود و جالب اینکه خواستگاه فکریش هم ناهنجاری هایی داشت. 

شما بشکل خنده داری می بینید که اینها از اندیشه چپ نئومارکسیستی مثل یورگن هابرماس بعنوان منبع فکری تغذیه می کنند، تا دیدگاه های خاصی که در فرانسه وجود داشته مثل میشل فوکو، و از سوی دیگر تا اندیشه های پست مدرنیست هایی مثل لیوتار و بودریار و دیگران، تا می رسند به تفکر ساختار شکنانی مثل آقای ژاک دریدا و رورتی! 

اصلا تکلیف جامعه روشنفکری مقابل حکومت در جمهوری اسلامی با خودش روشن نیست. 

یعنی شما در جامعه روشنفکری مقابل حکومت جمهوری اسلامی یک جو بلبشو فکری می بینید که از لیبرال لیبرال لیبرال! اندیشه هایش مبنای عمل اینهاست، تا چپ به اصطلاح مارکسیست سوسیالیست. 

یعنی از آلترسر و گرامشی تا یورگن هابرماس در این سو، تا جان لاک و هیوم و آدام اسمیت در سویی دیگر. همینطور این خط را می شود دنبال کرد تا رسید به آیزا برلین و دیگران. 

یعنی یک هرج و مرج فکری عجیب و غریبی که تکلیف شان مشخص نیست که بالاخره عقبه ایدئولوژیک آنها چیست؟! در نتیجه این تشویش و هرج و مرج به جنبش دانشجویی و مطبوعات این گروه وارد می شود. 

عدم یکپارچگی و یک دستی نیز در جنبش دانشجویی و مطبوعات آنها دیده می شود و لذا مخاطب همیشه با یک تشویش روبرو خواهد بود که اینها بالاخره چه می خواهند بگویند. 
 
جنبش های دانشجویی مخالف فقط می دانند چه چیزی را نمی خواهند

حالا در این میان با یک جنبش دانشجویی که تکلیفش با الگوی مورد نظر خودش روشن نیست روبرو هستیم که فقط می داند که چی نمی خواهد، او می داند جمهوری اسلامی را نمی خواهد، اسلام را نمی خواهد، ولی پاسخ این سوال که چه می خواهد را نمی داند. 

جالب است بگویم که آنها حتی در زمینه اسلام هم دچار افراط و تفریط می شوند، اینها تفکر چپ مارکسیستی و راست لیبرالیستی را پذیرفته اند و بعد یک جایی مدعی خط امام (ره) می شوند و در جایی دیگر پشت سر بعضی از بزرگان تاریخ انقلاب اسلامی قرار می گیرند و می شوند مدافع آنها. 

خوب این جمع نقیضین است، این رویکرد پارادوکسیکالی که آن جریان روشنفکری و این جریان های سیاسی و جریانات مطبوعاتی و جریانات هنری و سپس جریان دانشجویی دارند مشکل زا است و این وضعیت متناقض نما و پروداکسیکال همیشه برای اینها دردسرساز بوده است.
 
سینماگری که دم از دفاع از امام راحل می زند، بعد یک جا موضعش با حرکت به اصطلاح خبرگزاری های غربی بخصوص با وب سایت فارسی وزارت امور خارجه رژیم اسرائیل یکی می شود، نمی تواند مشخص کند که الان موضعش چیست.
 
جمهوری اسلامی شانس آورده که تکلیف مخالفانش با خودشان روشن نیست!

پس نه دفاع اینها از مبانی نظریه مارکسیست و نئومارکسیست، دفاع است! نه دفاعشان از لیبرالیسم و تلقی های اینچنینی! و نه دفاعشان از خط امام و اندیشه های ایشان.
 
ضمنا این جریان تکلیفشان از نظر فکری با خودشان هم روشن نیست، شاید بتوان گفت که جمهوری اسلامی همیشه شانس آورده است و شاید یک موهبت الهی برای جمهوری اسلامی همیشه این بوده که این عناصر فکری دشمن تکلیفشان از نظر فکری برای خودشان روشن نیست.
 
شما ببینید! اینها یک زمانی با جان هیک و پوپر و دیگران شروع می کنند و با یک افراد به خصوص از پلورالیسم دینی تا مسئله ابطال پذیری و ابطال گرایی در حوزه های فلسفه ادامه می دهند، بعد می آیند و می رسند به دیدگاه رورتی! در حالی که دو سه سال قبلش یورگن هابرماس را قبول داشتند و جلویش دولا و راست می شدند.
 
اصلا تکلیفشان با خودشان مشخص نیست، درست در یک چنین فضایی یک دفعه می بینید اواخر دولت اصلاحات، اسلاوی ژیژک می شود تئوریسین اینها و ناگهان موج مقالات و اندیشه ها و کتاب های وی شروع به ترجمه شدن می کند.
 
وقتی جریان روشنفکری وجود داشته باشد که تکلیفش با خودش روشن نباشد و یک روز به این آویزان شود و روز دیگر به آن، عاقبتش می شود چیزی که امروز می بینیم!
 
این تشتت آرا را شما در نشریات 15 یا 20 سال پیش اینها می بینید، بعد جنبش دانشجویی می خواست یکی از این خط ها را بگیرد و جلو برود؛ در نتیجه تکلیفش روشن نیست که  بالاخره باید مارکسیسم را بخواند و با نیچه آشنا بشود یا با فوکو آشنا بشود؟ یعنی همه چیز را بخواند و هیچ چیز نداند! 

این می شود که حرکت وقتی به فضای اقدام و کنش می رسد، احساسات در آن حرف اول را می زند، چون می داند که چه نمی خواهد و این موجب می شود که کف مطالباتش نفی مطلق همه چیز باشد و دقیقا از آنجا مفهوم براندازی شکل می گیرد، این فرد فقط می خواهد که براندازی کند، هم فرد روشنفکر، هم جریان سیاسی، هم جریان مطبوعاتی، هم جنبش دانشجویی؛ همه و همه نمی دانند چرا؟! فقط می دانند که نمی خواهند!
 
حالا اینکه چه چیزی به جای این[جمهوری اسلامی] قرار است بیاید برای آنها مشخص نیست؛ این یک نکته کلیدی است. 

شما قضایای بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 را به یاد بیاورید، سلطنت طلب ها می گفتند سبز هستند، مارکسیست ها می گفتند سبز هستند، کمونیست های ایرانی شمال اروپا می گفتند سبز هستند، همجنس گراهایی که رفته بودند و کمپین زده بودند می گفتند سبز هستند، سازمان منافقین و جریان منفور مسعود رجوی می گفتند سبز هستند، جریان چپ خط امامی، روحانی هایی که اونجا بودند از مجمع روحانیون مبارز می گفتند سبز هستند، جریان لیبرال های حزب کارگزاران می گفتند سبز هستند، جبهه ی مشارکت می گفتند: سبز هستند.
 
بالاخره ما تکلیفمان روشن نشد! بالاخره این کسی که می گفت سبز است، چه طیفی را شامل می شود؟
 
از «منوچ تا ملوس» در 18 تیر وسط میدان بودند 

یعنی اگر همچنین حرکتی را کس دیگری روبروی اینها انجام می داد، می گفتند این حرکت پوپولیستی هست، شکل و ساختار ندارد و همه چیز و همه کس درونش هست، یک اصطلاحی را رسانه ها باب کرده بودند با این عنوان که از «منوچ تا ملوس از سروش تا گوگوش.» این منوچ و ملوس، اصطلاح 1378 بود. در سال 1378 یک نفر رفته بود در ایالات متحده کرواتی انداخته بود گردنش و برای سلطنت طلب ها صحبت می کرد با این عنوان که لیدر جنبش دانشجویی در ایران است. 

اسمش منوچهر بود و دوست دختری داشت به نام ملوس، این دو نفر از صحنه گردانان قضیه کوی دانشگاه بودند که مدتی هم دستگیر شدند، قضایای منوچ و ملوس بر می گشت به آن دوره. 

در این دوره شما ببینید از گوگوش تا سروش در این میان حضور دارند! یعنی واقعا یک شخصیت فکری و فرهنگی مثل آقای سروش می رود کنار کسانی قرار می گیرد که اساسا شان فکری و مواردی از این دست ندارند. 

ولی خود این جریان سبز اسیر یک پوپولیزم عجیب و غریبی شدند؛ برخلاف آن چیزی که می گفتند و دم از خرد جمعی، عقلانیت گروهی و ... می زدند سراغ نفسانیت جمعی و حرکت های اینچنینی رفتند. 

خوب در یک چنین شرایط و چارچوبی شما منتظر هستید ببینید که جوان دانشجویی که صادقانه می آید در صحنه برای اینکه با آن طبع جوانی و روح جوان که نوخواه و نواندیش و نوگرا است، چه واکنش و رفلکسی دارد؟
 
این دانشجو با تمام توان می آید در صحنه و بعد بازی می خورد و این گونه دست آویز رفتار اینها [احزاب و روشنفکران] قرار می گیرد و نمی داند که حرکتش براندازی است! بلکه فقط می داند که به او گفته اند باید این موارد که ما می گوییم مطلق  و به صورت کلی نفی بشود، یک روزی یادم هست با بچه های دفتر تحکیم و دوستانی که کف دانشگاه تهران از دانشگاهای مختلف جمع شده بودند یک برنامه ای داشتیم. [البته برخی از اینها هم شلوغ کرده بودند.] 

بیرون سالن در محوطه دانشگاه به آنها گفتم: «ببینید بچه ها! به بدنه شما نفوذ شده!» با تعجب پرسیدند: یعنی چی به بدنه ما نفوذ شده؟! 

گفتم: ببینید! برای من که از بیرون به مجموعه شما نگاه می کنم، یک اتفاق عجیبی افتاد است.(این صحبت سال 84 بود، تقریبا فکر می کنم پاییز یا زمستان 84 بود) یک سرخوردگی در جریانات لیبرال بوجود آمده بود، که دیگر از قدرت کنار رفتند و رای نیاوردند و دم از مردم و ملت زدن نیز شرایطی ایجاد نکرد که بعد از گذشت 8 سال مردم دوباره به طیف فکری مدرنیستا رای بدهند. 

شعار این بود که کاسه به دست ها آمدند و رای دادند [پس از انتخابات 84] و مواردی از این دست.
 
آنجا در آن فضای باز که حالات احساسی نیز در دانشجویان وجود داشت، به آنها گفتم که به بدنه شما نفوذ شده، یکی از آنها گفت: شما منظورتان را روشن تر بگویید. 
 
 
هرکس می خواهد از کشور خارج شود وارد برخی تشکل های دانشجویی می شود

گفتم: ببینید! هر کسی که الان می خواهد از کشور خارج بشود و راحت گرین کارت بگیرد و سیتیزن بشود در ایالات متحده، وارد تشکل شما در هر دانشگاهی در سراسر کشور می شود، لزومی هم ندارد که درس بخواند و برود دانشگاه شریف یا علوم پزشکی تهران، چون بعد از مدتی که درس خواند اپلای می کند و می رود به دانشگاه های شاخص اروپا و آمریکا.
 
 
 


به آنها گفتم که الان هر کسی که از ضریب هوشی پایینی هم برخوردار است و توانایی فکری بالای هم ندارد و عشقش این است که برود آمریکا و اروپا، تنها راهی که پیدا کرده این است که، بیاد در تشکل شما، بعد در مرحله بعدی دوتا برنامه که می گذراید می آید و برنامه های شما را به هم می زند تا دستگاه های امنیتی و قضایی بگیرندش و یک بازداشتی کنند. 

در ادامه نیز در دانشگاه اصطلاحا ستاره دار می شود و حراست دانشگاه با او برخورد می کند، این بلافاصله زمینه ای ایجاد می کند، این دانشجو نیز با چند ارتباط ساده و یک مصاحبه با VOA و بعضی از رسانه های ضد انقلاب، از قبیل رادیو فردا و... از راه زمینی از طریق مرز ترکیه و عراق خارج می شود.
 
بعضی از این بچه های دانشجو نرسیده به خاک عراق، مصاحبه می کردند، یعنی؛ تازه از ایران خارج شده و تازه به اربیل رسیده بودند که از اربیل با VOA مصاحبه می کردند و شروع می کردند به خط و نشان کشیدن. 

یعنی دیگر رفته و خیالش راحت شده بود و بعد هم مدتی در ترکیه و بعد هم از آنجا منتقل می شد به اروپا و یک اسکان برای وی می زدند و بعد از آنجا هم می رفت آمریکا و مدتی هم در VOA بود! بعد که تاریخ مصرفش تمام می شد، دنبال همان چیزی که رفته بود، می رفت.
 
چون CIA روی چنین آدم هایی نمی توانست سرمایه گذاری خاصی در عرصه سیاسی داشته باشد. 

به آن دانشجویان گفتم: شما دچار یک لمپنیزم شدید، لمپنیزمی که بعضی از این افراد می آیند و جذب شما می شوند آن هم به نیت اینکه از کشور خارج بشوند. 

البته اوج وجود چنین چهره هایی، افرادی مثل فخرآور بودند که دنبال کثافت کاری و موارد دیگری بود و اینها از حربه های تشکل های دانشجویی استفاده می کردند و می رفتند آنجا و با بوش عکس یادگاری می گرفتند و در VOA مقداری عقده هاشان را خالی کردند.
  
این جنبش دانشجویی که شما می گویید در این شرایط مجبور بود چنین نقشی را ایفا کند، این جنبش دانشجویی از چنین مشکلاتی رنج می برد. لیدر نداشتند و عناصر فکری که با این جنبش دانشجویی در ارتباط بودند اینها [جنبش دانشجویی] را پدری نمی کردند. 
 
 
جنبش دانشجویی منتقد نظام همیشه بازی خورده است

در واقع عناصر مرتبط با جنبش دانشجویی رشد و تعالی آن را در نظر نداشتند، احزاب جنبش دانشجویی را احساسی می کردند چون خودشان[احزاب و روشنفکران] جرات بعضی از کارها را در صحنه نداشتند و [جنبش دانشجویی] فدا می کردند و وقتی اینها [جنبش دانشجویی] می آمدند در صحنه و آن اتفاقات رقم می خورد احزاب افرادی را که، زخم خورده بودند، به حال خود در درون نظام رها می کردند و می دانستند این زخم خوردگی ها و کینه ها، جمع می شود روی هم و یک روز حالت دمل چرکی پیدا کرده و سر باز می کند. این طرح مد نظرشان بود.
 
لذا جنبش دانشجویی، متاسفانه در طول یکی دو دهه اخیر به خصوص جنبش دانشجویی منتقد نظام، همیشه بازی خورده و از آن سوء استفاده شده و متاسفانه هنوز هم درس گرفته نشده و مقصر اصلی و اساسی این دو گروهند. گروه اول، جریان فکری و روشنفکری اینها که بایستی فکر مشخص و معینی داشته باشند.
 
مشکل دوم نیز گروه ها و نحله های سیاسی هستند که هر وقت خواستند به قدرت برگردند و عرض اندام انجام بدهند اولین کاری که کردند، جنبش دانشجویی مربوط را پلی قرار دادند که پا بگذارند روی دوش آن و بالا بروند و در صحنه عرض اندام کنند، این آن سازوکاری است که متاسفانه وجود داشته و همچنان هم عینیت دارد.
 
در مورد به را به خوبی در واقعه 18 تیر 78 و فتنه 88 می بینیم، یعنی نه قضایای کوی دانشگاه از اصالت حرکتی یک جنبش دانشجویی و اصالت یک حرکت انقلابی و یک حرکت اعتراضی برخوردار بود و نه آنچه که بعد از روز 25 خرداد رخ داد. 

یعنی راهپیمایی آرام و در واقع با طمانینه مردمی که به نتیجه انتخابات در 1388 اعتراض داشتند، یک مطالبه مناسب طبیعی معقول و منطقی بود و در همان فضا بایستی اعتراض ها مجددا صورت می گرفت و چارچوب ها جلو می رفت.
 
ولی شما می بینید تا روشن شدن نتیجه قطعی (اینکه فرصتی داده شد و شورای نگهبان زمان را تمدید کرد برای باز شماری صندوق ها بصورت شانسی) مجموعه اینها به دنبال این بودند که ابطال انتخابات را به عنوان کف مطالبات داشته باشند. 

ولی از فردای آن روز وقتی قضایای کف خیابان به وجود آمد و درگیری شد و به آتش زدن سطل های زباله انجامید و آن آشوب گری ها پدیدار شد؛ در همین حال این گروه سعی کرد این موارد را القا کند که آقا! کشتند و زدند و نابود کردند و مدام هم قتلی مثل قتل خانم آقاسلطان را در بوق کردند، که بگویند ببینید اینه! و نظام می خواست مردم را بکشد!
 
گویی نظامی که کف خیابانش درگیری وجود دارد، مواجه برایش به گونه ایست که بیاد لای جمعیت، مثلا؛ قاچاقی و دزدکی فردی را بخواهد بکشد؟
 
خوب این را در قضیه قتل عزت ابراهیم نژاد در 1378 نیز دیدیم که با چنین مسئله ای می خواستند موج سواری کنند، کلا ظرفیت حرکتی که از بیرون دانشگاه انجام می شد می خواست جامعه را مشوش کند به دلیل ضعف حرکت حزبی و ... به دانشجو و جنبش دانشجویی منتسب می شد و از آنجا این حرکت شروع شده و زمانی که به بیرون دانشگاه می کشید در کف خیابان ها ادامه می یافت.
 
جنبش های دانشجویی در عزا و عروسی ذبح می شوند

«خبرگزاری دانشجو»: آیا این حالت هم اکنون نیز وجود دارد، یعنی نگاه جریان روشنفکری به دانشگاه تغییری نکرده است.
 
عباسی: هنوز هم تا اطلاع ثانوی چنین نگاهی به مجموعه دانشجویی از سوی آن جریانات سیاسی و از سوی جریانات روشنفکری وجود دارد، تا زمانی که [احزاب و گروه های روشنفکری] نتوانند ساختار نظام اجتماعی را در همان به قول خودشان، طبقه متوسط و طبقه بورژوا، به نحوی بسازند که بتوانند بیرون دانشگاه کار را به نتیجه برسانند. 

تا آن زمان همچنان عناصر ژورنالیستی و مطبوعاتی و عناصر جنبش دانشجویی هزینه های چنین سازوکارهایی خواهند ش،. بعد در واقع در عزا و عروسی ذبح می شوند و مورد سوء استفاده حزب ها قرار خواهند گرفت؛ این همان نکته کلیدی است.
 
مسئله کلیدی این است که کلیت جنبش دانشجویی؛ چه  جنبش دانشجویی مدرنیست در ایران و چه جنبش دانشجویی اصولگرا در ایران، باید بدانند که ابزار دست قدرتمداران بیرون فضای دانشگاه قرار نگیرند و مطالباتشان اصیل و خالص باشد که آینده خودشان و جامعه را رقم بزند، نه مقاصد سیاسی و دنیای کوچک و حقیر و پست بعضی از طیف ها و نحله های سیاسی ای که جرات حضور در عرصه را ندارند.
 
توصیه حجاریان به دانشجویان بعد از 18 تیر 78

حسن ختام بحثم این که، در 1379 یا اوایل 80 . بعد از اینکه حجاریان دوره بیمارستانش تمام شد و مدت نقاحتش به اتمام رسید؛ در دیدار دانشجویی با چند  تشکل دانشجویی به بچه های تحکیم گفته بود که فعالیت صحنه ای را کاهش بدهید و به مطالعات تئوریک بپردازید.
 
این حرف زمانی زده شد که سه سال از روی کار آمدن دولت موسوم به اصلاحات گذشته بود و آنچه که در 5، 6 سال در مرکز تحقیقات استراتژیک دولت [که بعدا زیر نظر مجمع تشخیص رفت] گذشته بود و آن عقبه تئوریک هر چه تولید کرده بودند، تمام شده بود. 

این جناح در سال 1379 و 80 با یک خلاء تئوریک مواجه شده بود، می بینید که [حجاریان] توصیه کرده بود که جنبش دانشجویی فعالیت مطالعاتی خودش را گسترش بدهد و مبانی نظری و حوزه های تئوریک خودش را تعمیق ببخشد، واکنشی که آنجا صورت گرفته بود جالب بود، واکنش دانشجویان این بود که، خود شماها [احزاب] وارد قدرت شدید و حالا دوباره از ما [جنبش دانشجویی] می خواهید که بشینیم کار فکری و تئوریک کنیم؟!
 
ببینید! جنبش دانشجویی حتی آنجا هم نفهمیده بود اینها چه می گویند، یعنی؛ عقبه تئوریک اینها دچار مشکل شده بود، تمام 5 سال بعد، یعنی؛ از 1379 تا 1384. تمام آن 5 سال بعدش فقط با جو سازی دولت را اداره می کردند، چون عقبه تئوریک واقعا تعطیل بود و عقبه تئوریک نداشتند و تنها راهی که داشتند این بود که، بیایند و مدام بگویند که ما در بحرانیم و هر 9 روز یک بحران داریم و نمی گذارند ما کار کنیم! و از این دست جوسازی ها. 

آنها نمی دانستند که می خواهند چه کار کنند و هیچ طرح و چارچوبی برای کار نداشتند، نه در اقتصاد، نه در فرهنگ، نه سیاست و نه در سیاست خارجی، بعد هم که قضیه پرونده هسته ای مطرح شده بود و کارشان به استیصال و انفعال کامل کشیده شده بود، آن روز جنبش دانشجویی احساس کرده بود یک گروهی رفتند در قدرت و اینها [جنبش دانشجویی] جا ماندند. 

حق هم داشتند، به دلیل اینکه سران اصلی دفتر تحکیم، یعنی آن چند نفر آقا و خانمی که از سران دفترتحکیم وحدت بودند، در مجلس ششم رای های بالایی آوردند و اینها [بدنه جنبش دانشجویی] احساس می کردند که جا ماندند و حالا از اینها می خواستند که بشینید کار مطالعاتی کنید.

 
ما کوتاهی کردیم آنها قدرت جسارت پیدا کردند
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۱  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

ما کوتاهی کردیم آنها قدرت جسارت پیدا کردند

 

کلیپ صوتی حاضر گزیده ای از سخنان حجت الاسلام علیرضا پناهیان و حاج حسین یکتا در تجمع حزب الله سایبری به منظور پاسداشت امام هادی (ع) است.

 

اطلاعات فایل دریافتی :

حجم : 2،11 مگابایت | فرمت mp3

زمان : 04:36

دانلود - Direct Download Link

منبع : http://ansarclip.ir



 
سخنرانی سردارسرلشکرعزیزجعفری به مناسبت دهه فجر 21/11/90
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی سردارلشکرپاسدارعزیزجعفری به مناسبت دهه فجر

21/11/90

دانلود

 


 
جلسه سخنرانی و پرسش وپاسخ حسین شریعتمداری مورخه 90/11/13
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

جلسه سخنرانی و پرسش وپاسخ حسین

 

شریعتمداری مورخه 90/11/13

 

دانلود

دانلود با کفیت خوب


 
سخنرانی وجلسه پرسش وپاسخ حجت الاسلام روح الله حسینیان
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

اختصاصی خبرنامه ایران :

سخنرانی وجلسه پرسش وپاسخ

 

حجت الاسلام روح الله حسینیان

 

مورخه 90/11/19

دانلود


 
جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ دکتررضاسراج 90/11/13
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱۸  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ دکتررضاسراج 90/11/13

لینک دانلود بخش اول

لینک دانلود بخش دوم


 
سخنرانی "فتنه بزرگتر" دکتر حسن عباسی در سالگرد حماسه 9 دی 88 / ۸ دی 9
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی "فتنه بزرگتر" دکتر حسن عباسی در سالگرد

 

حماسه 9 دی 88 /  ۸ دی90

سخنرانی دکتر حسن عباسی

در دومین سالروز حماسه ی نهم دی ماه

در شهرک شهید محلاتی

 

۶٫۳۲ مگابایت
دانلود کلیپ صوتی {مستقیم}
با فرمت amr 

منبع : http://mobarezclip.ir

لینک کمکی از سایت :drhasanabbasi.i



 
سخنرانی صفارهرندی به مناسبت یوم الله 9دی
ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی صفارهرندی به مناسبت یوم الله 9دی

 

90/10/9

 

 

دانلود


 
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین پناهیان پیرامون فتنه 88
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین پناهیان پیرامون فتنه 88

 

( 90/10/8 )

 

دانلود


 
مستندقیام
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

مستندقیام

 

دانلود


 
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مهدی طائب
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٥  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مهدی طائب

 

 

دانلود


 
فتنه سایبری (بررسی نقش فضای سایبری در فتنه های پس از انتخابات)
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

فتنه سایبری» کتابچه ای است که می کوشد به بررسی نقش فضای سایبری در فتنه های پس از انتخابات بپردازد.

خلاصه محتوی پرداخته شده در این کتابچه به این شرح است:
1.جنگ نرم در بیانات مقام معظم رهبری
2.تعریف جنگ نرم
3.ایران و جنگ نرم
4.اینترنت و جنگ نرم
5.جایگاه و نقش اینترنت در انتخابات ایران(مهمترین تاکتیکهای جبهه منفی در فضای سایبری:تاکتیک برچسب زدن- تاکتیک انتقال تاکتیک شایعه تاکتیک پاره حقیقت گویی- تاکتیک اهریمن سازی- تاکتیک قطره چکانی- تاکتیک ماساژ پیام و چندین تاکتیک دیگر)
6.اینترنت، احزاب و آشوب ها(معرفی احزاب مختلف)
7.مهمترین بهره برداری های اینترنتی در جریان انتخابات اخیر
8.بنیاد سوروس و اینترنت
9.نقش اینترنت در براندازی نرم در سایر کشورها(صربستان-گرجستان-اوکراین-قرقیزستان)
10. اینترنت و رسانه های غربی(بررسی شناخت بی بی سی و فیس بوک و توییتر)

فایل این کتابچه تقدیم کاربران می شود.

دانلود 2کتابچه «فتنه سایبری» بصورت PDF و با اندازه 1.34مگابایت

منبع :www.fetyan.net


 
بازخوانی حوادث سال 78کوی دانشگاه تهران/فصل سوم
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

بازخوانی حوادث سال 78کوی دانشگاه تهران/فصل سوم

 

بخش اول

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم


 
مداحی شیعیان بحرین در وصف امام خامنه ای (صوت)
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

مداحی شیعیان بحرین در وصف امام خامنه ای (صوت)

 

مداحی شیعیان بحرینی در وصف حضرت امام خامنه ای را می توانید از پیوند زیر دریافت

کنید.

دریافت مداحی عربی شیعیان بحرین؛ انّ حبی و ولائی لعلی الخامنائی

متن عربی مداحی:

انّ حبی و ولائی لعلی الخامنائی

انّ من عاد، معاد الحق و الآل

فسابقی فی انتمائی

و سابقی عند لائی

رافضاً اعدائه و المبغض الضالّ

لا تکن بال عن هدی الله فتزداد ضلالة

و استعل آل وهم النور الّذی منه تلألأ

فخذ من کبدی ولائی الابدی و خذ قلبی و خذ روحی و احشائی

سیبقی سیّدی أیا فجر غدی!

فعرش لک و استل قلبی، مولای!

اهواک نوراً من الله آتی

اهواک طهراً لروحی و ذاتی

اهواک شمساً منیر حیاتی

اهواک اهواک حتی مماتی

ترجمه فارسی مداحی:

علی خامنه ای عشق من است

دشمنش، دشمن حق و اهل بیت (ع) است

با او خواهم ماند

وفادار به او خواهم ماند

دشمنم با دشمنانش و کینه توزان گمراه

نگران نباش از هدایت خدا، که این نگرانی سبب گمراهی است

منزلت اهل بیت را عالی بدان، که آنها تلالوء نور خدایند

مرا قطعه قطعه کنید، ولایتم تا ابد خواهد بود

او همچنان مولای من خواهد بود

ای سپیده فردای من!

مولای من! قلبم قلمرو توست

دوستت دارم، ای نور خدایی!

دوستت دارم، ای مایه پاکی روح و ذات من!

دوستت دارم، خورشید روشنی بخش زندگی ام!

دوستت دارم، دوستت دارم، تا زنده ام!


 
سخنان شریعتمداری به مناسبت رو دانشجو
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٩  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

حسین شریعتمداری، در گپ و گفتی داغ در دانشگاه شهید عباس پور، به

سوالات دانشجویان معترض که سهم بیشتری از وقت نیز در اختیارشان قرار گرفته بود،پاسخ

داد.فایل صوتی این جلسه که توسط بسیج دانشجویی این دانشگاه برگزار گردید در اختیار

کاربران قرار می گیرد.

حجم : 8،371 مگابایت | فرمت mp3

مدت : 1 ساعت و 13 دقیقه | لینک دانلود

منبع :http://ansarclip.com


 
سخنرانی وزیر اطلاعات پیرامون مائل بین المللی و داخلی
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢۸  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

سخنرانی وزیر اطلاعات پیرامون مائل بین المللی و داخلی

 


دانلود


 
جریان تحمیلگری در طول تاریخ اسلام تا به امروز
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

جریان تحمیلگری در طول تاریخ اسلام تا به امروز

 

(استاد پناهیان )

 

منبع : سایت عمار و یاسر

دانلود


 
بازسازی عملیات انتحاری تروریستی (ترور شهید صدوقی) در شبکه ی سیمای آزادی (منافقین
ساعت ٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

بازسازی عملیات انتحاری تروریستی (ترور شهید صدوقی)

 

در شبکه ی سیمای آزادی (منافقین)

 


منبع : کانون هابیلیان

دانلود


 
جنگ نرم در نگاه امام خامنه ای
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

جنگ نرم در نگاه امام خامنه ای

 


منبع :سربازان ولایت

دانلود


 
آیت الله مصباح و مقام معظم رهبری
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٠  کلمات کلیدی: نمایشگاه بصیرت سیاسی

آیت الله مصباح و مقام معظم رهبری

 


</