پخش مستند "سالک صامت"؛ عصر امروز
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، مستند «سالک صامت» به سفارش گروه فرهنگ و معارف شبکه سوم سیما با موضوع معرفی مرحوم حمید نمازی در عرصه جبهه فرهنگی تهیه شد و عصر امروز(جمعه 31 مرداد ماه) ساعت 17:30 پخش می‌شود.

کارگردانی این مستند بر عهده ایمان گودرزی است.

بر اساس این گزارش، حمید نمازی از چهره‌های متعهد و از فعالان فرهنگی جبهه انقلاب اسلامی بود که سی‌ام اردیبهشت ماه گذشته بر اثر سکته قلبی درگذشت، وی در سال‌های اخیر مدیریت مؤسسات فرهنگی را برعهده داشت.

مرحوم نمازی در سه دهه اخیر با انتشار مجموعه‌ مقالات و همچنین سخنرانی‌های متعدد، نقش بسیار فعالی در نقد جریان‌های معاند، ضد انقلاب و وارداتی فرهنگی به ویژه در فتنه 88 ایفا کرد، همچنین وی در سال‌های اخیر به نقد جریان‌های وارداتی عرفان‌های کاذب، فرقه‌های انحرافی و مدعیان دروغین پرداخته بود.


منبع: فارس

 
سخنرانی مادر بسیجی شهید علی خلیلی
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، یادواره شهید امر به معروف و نهی از منکر علی خلیلی با حضور 400نفر از بسیجیان آمر به معروف در تهران برگزار شد. این مراسم با سخنرانی حجت الاسلام دهقانی، روایتگری جانباز حسنی و سخنان مادر شهید علی خلیلی همراه بود.

یادواره این شهید والامقام که در مسجد نور واقع در میدان خراسان برگزار شد، تجدید بیعتی با شهید مظلوم آمر به معروف علی خلیلی بود. در حاشیه این مراسم چفیه‌هایی مزین به تصویر شهید علی خلیلی به حاضرین اهدا شد.

شهی علی خلیلی، شهید امر به معروف و نهی از منکر، طلبه 19 ساله‌ای بود که در  25 تیر ماه سال 1390  در جریان درگیری با اشرار به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه شاهرگ گردن مصدوم شد.او نهایتا روز سوم فروردین 1393 بعد از تحمل دو سال درد و بیماری ناشی از این مجروحیت به شهادت رسید.
منبع: تسنیم

 
تئاتر شهر ، فسادکده معاصر
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

تئاتر شهر ، فسادکده معاصر

دانلود


 
نفوذ جریان شبه روشنفکری غرب زده در بدنه « تئاتر »
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

نفوذ جریان شبه روشنفکری غرب زده در بدنه « تئاتر »

دانلود


 
کتابی در پاسخ به شبهاتی علیه ولایت‌فقیه
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، کتاب «نظام ولایت فقیه؛ نظام علوی یا مهدوی؟» نوشته حجت الاسلام محمد نجفی، مدرس حوزه‏ علمیه قم از سوی دفتر نشر معارف منتشر شد. بحث اصلی این کتاب، پاسخ به شبهات درباره ولایت فقیه و حکومت اسلامی است. نویسنده در این کتاب، با قلمی روان و استدلالهای مناسب، به مسائل زیر می پردازد:
انتشار کتابی در پاسخ به شبهات ولایت فقیه
ـ نظام ولایت فقیه نظامی علوی است یا مهدوی؟
ـ آیا نظام علوی دارای اشکالات اجرایی بود؟
ـ روش ارزیابی صحیح حکومت اسلامی چیست؟
ـ انتظار ما از حکومت اسلامی در اصلاح مشکلات چه مقدار است؟
ـ چالشهای پیش روی حکومت دینی چیست؟
ـ آیا امیرالمومنین(ع) در حکومت خود مصلحت سنجی می کرد؟
ـ نظام اسلامی چه مقدار امکان دارد از آرمانها عقب بماند و در عین حال اسلامی باشد؟
ـ بهتر نیست که عالمان دینی حکومت را قبول نکند تا حیثیت دین لکه دار نشود؟
ـ اگر به کسی رأی بدهیم و او اشتباه کند آیا ما در اشتباهات او سهیم هستیم؟
ـ آیا این انقلاب باعث بدبینی مردم به دین نمی شود و بهتر نبود انقلاب نمی کردیم؟
منبع: تسنیم

 
ارزیابی صفارهرندی از چالش‌ها و آسیب‌های فرهنگی ‌جامعه؛
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

بر سر جداسازی فرهنگی ادارات برخی مسئولان جیغ بنفش زدند/

 

 

مسئولان توجهی به مقوله فرهنگ مورد تاکید رهبر انقلاب ندارند

 به گزارش مشرق،‌ محمدحسین صفارهرندی در سلسله نشست‌های فرهنگی شهر اصفهان که به همت ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر استان اصفهان برگزار شد به بررسی وضعیت فرهنگی کشور پرداخت و ‌‌با اشاره به اینکه مهم‌ترین برجستگی مسئولان نظام، حضور در عرصه فرهنگی است، اظهار کرد: انتظار این بود که انقلاب اسلامی ایران، یک حرکت فرهنگی باشد، ولی هم‌اکنون در وضعیتی هستیم که فرهنگ به مشکل‌ترین کارها تبدیل شده و همه ما نگران وضعیت فرهنگی کشور شده‌ایم.

*نیروهای انقلابی مسلمان تمایلی به حضور در عرصه تولیدات فرهنگی نداشتند

وی ادامه داد: از آنجایی که صنعت و تولید فرهنگی برجسته‌ترین جلوه‌گاه فرهنگی در نگاه عامه است، در گذشته شاهد کم‌ترین تاثیر ابزارهای فرهنگی بوده‌ایم و تنها کتاب در حوزه تولیدات فرهنگی وجود داشت، اما با دستاوردهای نوین اطلاعاتی، ابزارها و شاخصه‌های جدید فرهنگی ظهور همچون سینما، تئاتر و موسیقی نیز ظهور و بروز یافته است.

کارشناس فرهنگی سیاسی ادامه داد: نیروهای مؤمن و متدین و انقلابی از ورود به عرصه تولیدات و صنعت فرهنگی به دلیل اینکه این محیط‌ها آلودگی‌هایی داشتند و سرنخ این فعالیت‌ها نیز به دست نیروهای غیر انقلابی بود اجتناب داشتند و فاصله این افراد با ابزارهای نوین ارتباطی در حوزه فرهنگ از همان ابتدا به وجود آمد.

وی ادامه داد: حوزه مدیریت فرهنگی در ابتدا به دست کسانی سپرده شد که شکل گرفته در گذشته‌های دورتر بودند و نیروهای انقلابی و مسلمان به جای میزبانی، میهمان این جریان بودند.

*دستاوردهای فرهنگی ما متناسب با توفیقات عرصه سیاسی و بین‌الملل و نظامی نبود

صفارهرندی اذعان کرد: کارهای خوبی در ابتدای ظهور انقلاب اسلامی آغاز شد، اما ای کاش همین کارها استمرار و ادامه می‌یافت، به عنوان نمونه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شکل گرفت و تلاش شد تا گام‌هایی برای تولیدات فرهنگی برداشته شود و البته توفیقاتی هم داشتیم، اما دستاوردهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران متناسب با توفیقات بزرگی که در عرصه سیاسی و بین‌الملل و نظامی داشتیم نبود.

وی گفت: بخش اصلی فرهنگ که متأثر از اقدامات و تولیدات و صنایع فرهنگی بود و منجر به فرهنگ عمومی و تغییر سبک زندگی مردم می‌شد دست‌خوش رفت و آمدهای مکرر انواع سلیقه‌ها و دیدگاه‌ها شد و این معجون فرهنگی که برخی وقت‌ها آثارش را بر در و دیوار شهرها می‌بینیم متأثر از بلاتکلیفی در حوزه فرهنگ بوده است.

*مسئولان توجهی به مقوله فرهنگ مورد تاکید رهبر انقلاب ندارند

این روزنامه‌نگار سابق ادامه داد: اطلاعات و تحلیل‌های رهبر معظم انقلاب همیشه نشان می‌داد که ایشان عمق فرهنگ را به خوبی دریافتند و خطرات را به خوبی می‌شناسند و را‌ه‌حل‌ها را به عنوان یک استراتژیست در جریان آن هستند و البته همیشه بر این نکته تاکید داشتند که فرهنگ، فرهنگی دینی، اسلامی، ایرانی و ملی باشد و تعاریف فرهنگ به آن صورتی که در غرب بر آن پافشاری دارند مورد تاکید ایشان نیست، ولی همچنان مشخص است که توجه مسئولان به مقوله فرهنگ تناسبی با عظمت موضوع و گستره فهم بالای ایشان از مسئله فرهنگ ندارد.

وی خاطرنشان کرد: حکم واحدی در ابتدا، بالای سر مسئله فرهنگ نبوده، اما از 11-10 سال پیش مقوله‌ای به اسم مهندسی فرهنگی با تدبیر رهبر انقلاب‌ شکل گرفته است.

صفارهرندی افزود: توجه به مهندسی فرهنگی در شورای عالی انقلاب فرهنگی در دولت نهم شکل گرفت و به عنوان سندی راهبردی تحویل جامعه شد و در اختیار فعالان و صاحب‌نظران فرهنگی قرار گرفت که بدون وجود آن نسخه، کارها در حوزه فرهنگ به صورت جزیره‌ای و پراکنده و بی‌هدف اتفاق می‌افتاد.

*هالیوود افکار عمومی را برای اقدامات پنتاگون آماده می‌کند

وی گفت: مقاصد کوچک در مقابل انقلابی به عظمت انقلاب اسلامی ایران نمی‌توانست بی‌هدف باشد و ضرورت داشت در حوزه فرهنگی با برنامه حرکت کنیم، کشورهای غربی از سینما به گونه‌ای استفاده می‌کنند که تلاش می‌کنند دیدگاه افکار عمومی را نسبت به آینده و تصمیمات خودشان ترسیم کنند، طوری که قبل از حضور نظامی، پیش قراولان فرهنگی‌شان در کشورها حضور می‌یابند و هر وقت پنتاگون تصمیم به حمله به کشوری را داشت، قبل از آن هالیوود مقدمات افکار عمومی را فراهم می‌ساخت و رسانه‌ها در این زمینه نقش ویژه داشته و دارند.

وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: این مسئله در کشور خودمان نیز صادق است و کارکرد فیلم‌های تلویزیونی در کشور خودمان رفتار روزانه مردم را ترسیم می‌کند و هر چه جلوتر می‌رویم حضور فیلم، سینما و تلویزیون در خانه‌های مردم جز بدیهیات است و سایر وسایل ارتباط جمعی شامل اینترنت روز به روز بر جامعه بیشتر سایه افکنده، به گونه‌ای که امروز هر شخصی با دارا بودن یک تلفن همراه، به یک روزنامه نگار، خبرنگار و مدیر رسانه تبدیل شده است.

*تهاجم فرهنگی دشمن، جنگ جبهه‌ای با برخورداری از اتاق فکر است

وی با اشاره به اینکه تهاجم فرهنگی به صورت عملیات جبهه‌وار ‌علیه نظام اسلامی فعالیت می‌کند ادامه داد: برخی‌ها فکر می‌کنند این تهاجم به صورتی نیست که عده‌ای تک تیرانداز به فرهنگ و هویت ما شلیک می‌کنند، بلکه دشمن به صورت جبهه و عملیات با بهره‌مندی از اتاق‌های فکر‌ در این عرصه حضور دارد و با اندیشه‌های پلید و نامتعارف با باورهای ما طراحی می‌کنند، خوراک می‌پزند و در بسته‌های وسوسه کننده به جوامع ما تحویل می‌دهند.

صفارهرندی تصریح کرد: هنوز بسیاری از مسئولان فرهنگی ما متوجه این قضیه نشده‌اند که اگر بخواهیم با این هجمه وحشی صفت مقابله کنیم باید از رفتارهای سلیقه‌ای و جزیره‌ای پرهیز کنیم.

وی ادامه داد: وقتی هر یک از دولت‌ها عملکرد ‌فعالیت‌های فرهنگی مسئولان قبلی را نقض می‌کنند و تصمیمات متفاوتی با گذشته می‌گیرند ‌چگونه می‌شود ‌از استقرار، ثبات و پایداری در حوزه فرهنگ دم زد.

*عده‌ای از مسئولان فرهنگی حرکت‌های نیمه تمام دشمن را تمام می‌کردند

کارشناس مسائل سیاسی گفت: علاوه بر این، برآوردها و تحلیل برخی شخصیت‌های فرهنگی کشور از فرهنگ بسیار متفاوت بوده و فاصله برخی برآوردها از زمین تا آسمان است و کسانی قدرت و حکومت در دستشان بود که نگاه ویژه‌ای به مقوله فرهنگ داشتند، به گونه‌ای که حتی عده‌ای از این افراد نه تنها در مقابل جبهه دشمن صفحه‌آرایی نکردند، بلکه برخی از کارهای آنان در امتداد دشمن بوده و حتی کارهای فرهنگی نیمه تمام دشمن را تمام کردند.

وی بیان کرد: نباید حوزه فرهنگ را به امان خدا بسپاریم و فرهنگ را در معرض این آمد و شده‌ای متعدد و متنوع قرار دهیم، در زمان‌هایی ما از افرادی استفاده کردیم که عده‌ای از مسئولان عالی حوزه فرهنگ ما هم اکنون در کنار کاخ ملکه انگلستان جا خوش کرده‌اند و یک معاون‌ همان آدم نیز در خارج از کشور الان برای ‌بی. بی. سی پادویی می‌کند.

صفارهرندی ادامه داد: ما باید حوزه فرهنگ را از در معرض قرار گرفتن انتخاب این افراد خارج کنیم و تدبیری باید بالای سر حوزه فرهنگ باشد تا با فرماندهی حوزه فرهنگ، برای سالم‌سازی محیط‌های فرهنگی تلاش کنیم.

*بر سر جداسازی فرهنگی ادارات برخی مسئولان جیغ بنفش زدند

وی با اشاره به تغییرات اخیر صورت گرفته در شهرداری تهران ادامه داد: در جاهایی محیط کارمان را باید به گونه‌ای ترسیم کنیم که خانم‌ها احساس امنیت بیشتری کنند و در زمانی که عده‌ای حرکتی فرهنگی انجام می‌دهند، یک مرتبه جیغ‌های بنفشی در فضای رسانه‌ای پخش می‌شود، طوری که برخی‌ها می‌گویند باید از شدت بی‌ربط بودن خود را به دیوار کوبید و اعتنایی به این حرف‌ها نگذاشت و متأسفانه برخی از این افراد هم از مسئولان حکومتی هستند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تفسیر موضوع جداسازی خانم‌ها و آقایان در محیط‌های اداری اذعان کرد: آیا همین آقایان درست می‌دانند که ناموسشان 8 تا 10 ساعت از عمر روزانه خود را در کنار یک مرد نامحرم در یک اتاق بگذارند.

وی ادامه داد: در آن محیط الفت و انس ذهنی و عاطفی پیدا ایجاد می‌شود و دائم گفت‌وگو می‌کنند و من معتقدم همه این‌ها مورد سئوال است و این چه سنخیتی دارد که یک زن و مرد نامحرم در یک اتاقی محرم کلام هم شوند و همین آدم‌ها، زمان اختلاط با همسرشان نصف و کمتر از همین زمان است.

وی با اشاره به برخی موازی‌کاری‌ها و عدم فعالیت جبهه‌ای در حوزه فرهنگ ادامه داد: وقتی فرهنگ را به دست تک تیراندازی‌هایی می‌سپاریم که هر کدام یک هدف متفاوت را از دیگری نشانه می‌گیرند ‌همین رفتارهای غیر جبهه‌ای وضعیت فرهنگی را به اینجا کشانده است.

*وضعیت آینده جمعیت کشور نگران‌کننده است

صفارهرندی ادامه داد: برخی‌ها در جامعه به جای آنکه اصالت را به خانواده بدهند، به فرد می‌دهند و داشتن فرزند را نشان عقب‌ماندگی می‌دانند و با همین تفکرات، امروز نسل آینده در معرض تهدیدات متعددی قرار گرفته، به گونه‌ای که پیش‌بینی می‌شود در 200 سال آینده دیگر از نسل ایرانی در روی زمین خبری نباشد.‌

وی تصریح کرد: با همین آهنگ رشد جمعیتی که پیش رو داریم از سال 1420 روند کاهش جمعیت در کشور شروع می‌شود و تا سال 1450 جمعیت ما با همین آهنگ رشد به نصف جمعیت تقلیل می‌یابد و با این اوصاف جمعیت چنان پیر و فرسوده می‌شود که نشاط و اشتهای عمل و خدمت ندارند‌.

*برخی انتشارات داخلی مانند تیری است که از جانب دشمن می‌آید

‌وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی خاطرنشان کرد: در حوزه انتشارات و کتاب، آن کتابی که مردم را به پاک‌دستی و پاک زیستن و سلامت روح و روان هدایت می‌کند باید منتشر شود و آن کتابی که انتشارش به مصلحت نیست، مانند تیری است که از سمت دشمن می‌آید و فقط جغرافیای پرتاب آن ‌منطقه خودی است.

وی با انتقاد از سخن برخی افراد که می‌گویند فرهنگ را باید به حال خود رها کرد اظهار کرد: فرهنگ به فرموده مقام معظم رهبری همچون هواست، چطور است که برای هوا مدام ذرات معلق و یا گازهای سمی را رصد می‌کنند و زمانی اعلام خطر می‌کنند و یا به مردم می‌گویند که حتماً در خوراک از کالاهای استاندارد استفاده کنید، ولی فرهنگ را به این دید نگاه نمی‌کنند، در صورتی که باید فرهنگ نیز دارای مدیریت مرکزی به هرماه نظارت باشد تا بتواند بر روی مسائل فرهنگی تمرکز و کنترل لازم را داشته باشد.

صفارهرندی ادامه داد: چرا کسی فکر نمی‌کند که یک فاجعه زیستی در حوزه فرهنگ در حال رخداد است و ضروری است که به مسئله فرهنگ به صورت ویژه توجه شود، فرهنگ را نمی‌شود به امان خدا رها کرد.

منبع: فارس

 
اولین بزرگداشت شهید بصیرت در تهران
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

اولین بزرگداشت شهید دکتر سید حسن آیت بعد از گذشت 33 سال از شهادت وی در تالار مهر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار میشود. دکتر آیت در ساعت هشت صبح روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ (چهل روز پس از فاجعه هفتم تیر) در مقابل منزلش در محله نارمک، توسط گروهک منافقین با شلیک ۶۰ گلوله به شهادت رسید.

 
به گزارش رجانیوز، پاسداشت  این شهید والامقام با حضور آیت الله سید محمد خامنه ای،دکتراسدالله بادامچیان ، حجت السلام روح الله حسینیان و دکتر جواد منصوری برگزار میگردد.رونمایی ازکتاب«اسرار آیت»و همچنین سایت شهید آیت از ویژه برنامه های ستاد بزرگداشت شهید آیت میباشد.سازمان فضای مجازی سراج ، مرکز مستند پیام گستر و دبیرخانه دائمی بزرگداشت قربانیان ترور پذیرای هم وطنان عزیز  در این همایش هستند.  این مراسم ، سه شنبه 14 مرداد 1393 ساعت 17 الی 19 در تهران خیابان سمیه تقاطع حافظ تالار مهر حوزه هنری برگزار می گردد

 
دیدار جمعی از اهالی شعر و ادب با رهبر انقلاب
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، در شب میلاد حضرت امام حسن علیه‌السلام، از ساعتی پیش دیدار جمعی از اهالی شعر و ادب با رهبر معظم انقلاب آغاز شده است.

اخبار تکمیلی این دیدار متعاقبا ارسال می‌شود.
منبع: Khamenei.ir

 
فیلم‌های هالیوود، ابزارهای روابط عمومی فوق‌العاده + تصاویر
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ
گروه جنگ نرم مشرق- شواهد و قرائن نشان می‌دهند که هالیوود، صنعت فیلم‌سازی پرزرق و برق آمریکا، هنوز هم به عنوان یکی از اهداف اصلی نفوذ و دستکاری بسیاری از سازمان‌های دولتی آمریکا،‌ بالاخص سیا، مطرح است. اغلب مباحثی که در مورد تبلیغات سینمایی در جریان هستند به بحث در مورد گذشته‌ها می‌پردازند و در حالیکه تعدادی از کارشناسان امر توجهات را معطوف به روابط طولانی‌مدت و علنی هالیوود با پنتاگون نموده‌اند اما مطالب کمی در مورد تأثیرگذاری پنهانی بر هالیوود پس از واقعه 11 سپتامبر به رشته تحریر درآمده است. پیش از این 31 قسمت از فصل‌های کتاب «عملیات هالیوود» در مشرق ترجمه و منتشر شد. آنچه در ادامه می‌آید بخش سی و دوم از این کتاب است.
فیلم‌های هالیوود، ابزارهای روابط عمومی فوق‌العاده + تصاویر // در حال ویرایش // شماره 32
***
استنیلی جف تهیه کننده بدترین زمان ممکن را انتخاب کرده بود. او میخواست فیلمی برای کلمبیا پیکچرز درباره گروهی از دانشجویان دانشکدهی افسری مسلح بسازد که در تلاشی شجاعانه برای ممانعت از بسته شدن دانشکده، که دانشکده افسری را تسخیر کرده و جلوی گارد ملی مقاومت می کنند. بنابراین در ماه می سال ۱۹۸۰ رسماً از پنتاگون درخواست همکاری کرد.

یک ابزار روابط عمومی فوق العاده

در فیلمنامهای که قرار بود فیلم بر اساس آن ساخته شود، با عنوان Father Sky که بعدها به Taps تغییر پیدا کرد، اعضای بیرحم گارد ملی از نیروی نظامی قوی و برتری علیه دانشجویان یاغی که بین دوازده تا هجده سال دارند استفاده میکنند. البته دانشجویان در انتهای فیلم به فرمانده گارد یک دستی زده و پیش از این که تسلیم شوند، وی را به اسارت در می‌آورند. جرج سی اسکات قرار بود در نقش فرمانده محبوب دانشکده، و تیموتی هاتن در نقش دانشجوی افسری بازی کنند که پس از تصمیم هیئت امنای دانشکده برای بستن آن رهبری دانشجویان را برعهده می گیرد.

یک ابزار روابط عمومی فوق العاده

رونی کاکس قرار بود نقش سرهنگ گارد ملی را داشته باشد که به دستور فرماندار وظیفه داشت دانشکده را تسخیر کند. تام کروز و شان پن، که برای نخستین بار در این فیلم نقش اصلی را ایفا می کردند، دانشجویان جوانی بودند که دیدگاههای متضادی درباره شورش دانشجویان داشتند.

از بدشانسی جف، زمان درخواستش برای همکاری گارد ملی دقیقاً با دهمین سالگرد قتل عام ایالت کنت، یعنی ۴ می ۱۹۷۰، همزمان شده بود که طی آن گارد ملی بر دانشجویان معترض آتش گشود و چهار دانشجو را به قتل رسانیده و نه نفر دیگر را زخمی کرد.

گارد ملی پس از خواندن فیلمنامه، که مقامات گارد مطمئن بودند مردم را به یاد رویدادهای ناخوشایند یک دههی پیش در ایالت کنت خواهد انداخت، گفتند به هیچ‌وجه با ساخت آن همکاری نخواهند کرد.

دان باروش، رئیس دفتر فیلمسازی پنتاگون در نامهای به تاریخ ۲۰ می ۱۹۸۰ به جف نوشت: «پس از بررسی کامل فیلمنامه ضمیمه شده، اداره مرکزی گارد ملی تصمیم گرفت که حمایت ما از Father Sky بر علیه منافع گارد ملی و وزارت دفاع بوده و در نتیجه قادر به همکاری در ساخت این محصول نخواهیم بود. بدیهی است که آجودان ژنرال پنسیلوانیا با این تصمیم موافق است. درون‌مایه کلی فیلمنامه صرفاً خصومت مردم نسبت به گارد ملی به مثابه دشمن دانشجویان جوان و حمله کننده به محوطهی دانشگاهها را بیدار خواهد کرد. ما طی ده سال گذشته سعی کردهایم واقعهی ایالت کنت را توجیه کنیم. در فیلم Father Sky گارد ملی سعی در غلبه بر نوجوانان از طریق استفاده از قدرت نظامی برتر خود دارد. این تصویری نیست که بخواهیم به مردم ارائه شود.»

جف که از انتقادات پنتاگون آزرده خاطر شده بود، به همراه نویسندگانش سعی کرد فیلمنامه را تبدیل به چیزی کند که گارد ملی از آن حمایت نماید. از آنجا که فیلمنامه مشابه واقعه ایالت کنت می بود، گارد ملی میخواست جریان «با توجه به شرایط» در نظر گرفته شود؛ به عبارت دیگر تقصیر مرگ دانشجویان در فیلم نمی‌بایست بر گردن اعضای زیاده متعصب و دست به هفت تیر گارد ملی بیفتد، بلکه باید خود دانشجویان مقصر مرگ همقطارهای خود باشند.

جف در نامهای به تاریخ ۳ جولای ۱۹۸۰ به باروش نوشت: «در پیوست نسخهی بازنویسی شده فیلم Taps، که پیش از این Father sky نامیده می شد، را ضمیمه کرده ام. بار پیش که افراد شما فیلمنامه را دیدند، لطف کرده و فهرست مخالفتها و دغدغههای خود را برای ما ارسال نمودند. ما پس از بررسی دقیق نگرانیهای آنها وقت زیادی را صرف بازنویسی فیلمنامه کردیم.»

در فیلمنامه جدید سرهنگ کربی فرمانده گارد ملی مهربان تر و دلرحمتر به تصویر کشیده شده بود، و بیش از آن که دشمن دانشجویان باشد دوست آنها بود.

یک ابزار روابط عمومی فوق العاده

جف به باروش گفت: «معتقدم فیلمنامهی کنونی در نحوهی به تصویر کشیدن گارد ملی دقیقتر است، و مهمتر از همه، معتقدم که گارد ملی ـ به ویژه آنچنان که در شخصیت کربی به تصویر کشیده شده،منطقی و هوشمند، عقلانی و انسانی عمل می‌کنند. در موقعیتی که در آن ۱۰۰ پسربچه مسلح بوده و قادر به بکارگیری پیشرفتهترین تسلیحات موجود هستند، این کربی است که سعی میکند راه حلی صلح آمیز برای حل معضل بیابد. هنگامی که دیگران خواستار حمله هستند، کربی دائماً به آنها یادآوری می کند که طرف مقابل گروهی از کودکان هستند و به صورتی مناسب باید با آنها برخورد شود. و در نهایت هنگامی که فرماندار تشخیص میدهد که برای حل موقعیت باید دست به کار شد، کربی از مردانش می خواهد تا زمانی که نیاز مبرمی وجود ندارد، یا جز در دفاع از خود، دست به اسلحه نشوند.»

جف سپس به موضوع ایالت کنت پرداخت و نوشت، «آقای باروش، من متوجه هستم که یکی از مخالفتهای شما و همکارانتان به این خاطر است که این فیلم ممکن است واقعهی ایالت کنت را در ذهن مخاطب زنده کند. متأسفانه واقعه ی ایالت کنت رویدادی حقیقی است که در نتیجه آن مردم احساساتی منفی نسبت به گارد ملی یافتند. من معتقدم که بهترین راه برای مقابله با این احساسات به تصویر کشیدن گارد ملی به صورت سازمانی تحت فرماندهی افراد هوشمند و دلرحم جامعه است که هدف آنها حفظ صلح است. من معتقدم که فیلم Taps به این مهم دست می یابد، و مطمئنم که فیلم Taps نه تنها برای گارد ملی مضر نیست، بلکه ابزار روابط عمومی فوق العادهای خواهد بود. »

گارد ملی نظر مساعدتری نسبت به فیلمنامهی بازنویسی شده داشت.

در فیلمنامه اولیه، سرهنگ کربی پیش از این که حملهاش بر مواضع دانشجویان را آغاز کند به افرادش دستور میدهد که پیش حمله آنها را به توپ ببندند.

کربی به نقشهی محوطه‌ی دانشکده اشاره کرده و به یکی از فرماندهان گروهانش می‌گوید: «کاپیتان، رنجرهای شما از طریق تونلهای فاضلاب به این نقطه می روند. سعی کنید آنها را غافلگیر کنید، اما اگر به مشکلی برخوردید می دانید چه باید بکنید.» سپس به افرادش می گوید هنگامی که به «هدفشان دست یافتیم منور آبی رنگ شلیک خواهم کرد. برای پشتیبانی از افراد محوطه را به توپ ببندید.»

سپس کربی و افرادش از طریق فاضلاب مواضع دفاعی دانشجویان را غافلگیر کرده و هنگامی که برای حمله از تونل خارج می شوند، طبق فیلمنامه «کادریها را میبینیم که مورد اصابت گلولههای بیحس کننده قرار می‌گیرند و به خاطر غافلگیر کننده بودن حمله مواضعشان به سرعت تسخیر می‌شود.»

اما در فیلمنامه اولیه، پیش از این که کربی بتواند برای درخواست کمک منور آبی رنگ را شلیک کند «افسران ضد حملهی از پیش برنامه‌ریزی شدهای را آغاز کرده، کربی و افرادش را به دام می‌اندازند و آنها را در محوطه باز ـ در موقعیتی باز و آسیب پذیر ـ محاصره می کنند.»

سپس برایان مورلند فرمانده افسران که نقش او را تیموتی هاتن ایفا می کند به کربی می گوید که تسلیم شود: «سرهنگ کربی، لطفاً به افرادتون بگید سلاحشون رو زمین بگذارند. از حرف من اطاعت کنید تا آسیب نبینید.»

کربی با عصبانیت فریاد می زند: «مورلند من میخوام این منور را شلیک کنم، که بعدش یک حمله هماهنگ علیه مواضعتان صورت می گیرد. هیچ شانسی نداری پسر! تسلیم شو.»

طبق فیلمنامه مولند یک بار شلیک کرده و بازوی کربی را زخمی می کند. کربی بازویش را می گیرد و از درد تعادلش به هم میخورد و در نتیجه منورافکن را می اندازد.

مورلند می گوید: «سرهنگ کربی، یک بار دیگه درخواستم رو تکرار می کنم. به افرادتون بگید سلاحشون رو زمین بگذارند و تسلیم بشن. شما کاملاً محاصره شدید. کاری که میگم رو انجام بدید یا همینجا می میرید.»

کربی که در می یابد در موقعیتی کاملاً آسیب پذیر قرار دارد به افرادش می گوید سلاح های خود را زمین بگذارند. اما در نهایت حیرت، پس از این که افراد گارد تسلیم می شوند مورلند شمشیر تشریفاتیاش را به کربی میدهد و تسلیم می شود، و در نتیجه درگیری چند روزه به پایان می رسد. مورلند به کربی می گوید: «ما تسلیم می شویم.»

در فیلمنامه اولیه افسران جوان تمامی سلاح های خود را به گارد می‌دهند و در برابر نگاه حیرت زده کربی مورلند به همراه سایر افسران برمی گردند و به سمت ورودی دانشکده می روند. طبق فیلمنامه «همچنان که کربی با نگاهی حسرت آلود به آنها می نگرد ـ و هیچ احساس پیروزی نمی کند» دوربین روی دروازه های دانشکده زوم می کند که باز می شوند و افسران جوان به والدین خود ملحق می شوند.

در ابتدا قرار بود فیلم این گونه به پایان برسد، اما گارد ملی به هیچوجه نمی توانست چنین پایان بندی را بپذیرد؛ آنها به هیچوجه تصمیم نداشتند به ساخت فیلمی کمک کنند که در آن اعضای گارد ملی توسط چند پسربچه اسیر می شوند.

بنابراین جف و نویسندگانش پایانبندی جدیدی نوشتند که اعضای گارد ملی را به صورت افرادی دلرحم و قهرمان به تصویر می کشید؛ از به توپ بستن خبری نبود، کربی و افرادش دیگر تسلیم نمی شدند و مورلند فاتحانه از محوطهی دانشکده خارج نمی شد ـ بلکه جسدش را بیرون می بردند. و مورلند به بازوی کربی شلیک نمی کند، بلکه شخصیت تام کروز این کار را انجام می دهد و سپس دچار جنون شده و با مسلسل اعضای گارد ملی و تیم نیروهای ویژه پلیس را که ساختمان را محاصره کردهاند به گلوله می بندد و در نتیجه کشته می شود.

بنابراین وقتی جف پذیرفت فیلمنامه را تعدیل کند، گارد ملی با درخواست همکاری وی موافقت کرده و تانک، جیپ و تسلیحاتی را که خواسته بود در اختیارشان گذاشت.

چهار روز پس از اکران فیلم در روز ۱۱ دسامبر ۱۹۸۱، جان هنلی یکی از مقامات دفتر فیلمسازی گارد ملی در یادداشتی «نبرد» گارد ملی با تهیه کنندگان و پیروزی نهایی آنها برای بازنویسی فیلمنامه به گونهای که مطابق میل گارد باشد را شرح داد.

هنلی در این یادداشت به تاریخ ۱۵ دسامبر ۱۹۸۱ نوشت «شاید بتوان گفت فیلمنامه‌ی اولیه منفیترین چیزی بود که تا کنون درباره گارد ملی خواندهام. از آنجا که فیلم توسط کمپانی بزرگی تولید می شد می دانستیم که با یا بدون حمایت ما ساخته خواهد شد. به منظور تعدیل فیلمنامه پذیرفتیم که با تهیه کننده همکاری کرده و در فرایند نوشته شدن فیلمنامه مشارکت کنیم. در نسخه نهایی تصویر خوبی از گارد ملی ارائه شد. فرمانده گارد یعنی سرهنگ کربی که نقش او را رونی کاکس ایفا میکند، فردی هوشمند و دلرحم است که می خواهد به هر قیمتی شده از درگیری مسلحانه با دانشجویان اجتناب کند. او به صورت فرمانده رک و صریح نیروها به تصویر کشیده شده که ظاهری نظامی و مرتب دارد. شکی نیست که وی تنها فردی در فیلم است که ایراد شخصیتی نداشته و تنها صدای عقل و منطق در میانه درگیری به شمار می رود.»

«برخلاف فیلمنامهی اولیه، اعضای گارد ملی قاتلین بیرحم و تشنه به خون نیستند. بلکه افراد حرفهای کارامدی هستند که وظیفهاشان را انجام می دهند. در فیلم هیچ گاردی در حال شلیک به دانشجویان نشان داده نمی شود. صحنه آخر فیلم که دو دانشجو کشته می شوند به درخواست ما مبهم بوده و مشخص نیست این کار توسط اعضای گارد انجام شده یا نیروهای ویژه پلیس. به طور کلی من معتقدم گارد ملی به صورت نیروی نظامی حرفهای به تصویر کشیده شده که سعی دارند وظیفهی خود را بدون هیچ خونریزی انجام دهند. برداشت کلی مخاطبین از گارد ملی مساعد خواهد بود. »

و در نهایت این همه چیزی بود که گارد ملی از اول می‌خواست؛ مأموریت آنها به انجام رسیده بود.


 
طرح/ شناسنامه انقلابی یک مَرد
ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ
این طرح یکی از طرح های مجموعه نقطه عطف است که از سوی موسسه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه) منتشر شده و نمایی از شناسنامه شهید دکتر آیت الله سید محمد حسینی بهشتی است.
طرح/شناسنامه انقلابی یک مَرد

گروه جهاد و مقاومت مشرق - این طرح یکی از طرح های مجموعه نقطه عطف است که از سوی موسسه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه) منتشر شده و نمایی از شناسنامه شهید دکتر آیت الله سید محمد حسینی بهشتی است.



 
مرگ افسر کهنه‌کار جنگ نرم آمریکا + عکس
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ
گروه جنگ نرم مشرق- اسحاق پاچ که یکی از مدیران برجسته پروژه‌های جنگ نرم سازمان سیا در شوروی سابق در دوران جنگ سرد بود، فوت کرد.

وی که از افسران برجسته دوران جنگ سرد سازمان سیا محسوب می‌شد، برنامه‌هایی همچون توزیع کتاب‌های ممنوعه در شوروی را بر عهده داشت. وی در دوره حکومت شوروی، صدها هزار کتابی که از سوی حکومت کمونیستی ممنوع شده بود را به طور قاچاق به خاک شوروی وارد می‌کرد و به دستان مخاطبان می‌رساند.

مرگ افسر کهنه‌کار جنگ نرم آمریکا + عکس

تصویری از پاچ در دهه 1950

یکی از برنامه‌های مهم و اثرگذار آمریکا در جنگ سرد با شوروی برای جلب قلب و ذهن مردم این کشور، تهیه خوراک فکری برای آنها بود. در همین راستا، در برنامه‌ای که از سوی سازمان جاسوسی آمریکا سیا اجرا می‌شد، رمان‌ها و کتب پزشکی خاص به طور مخفیانه به شوروی برده می‌شد و میان مردم توزیع می‌شد که نقش مهمی در رسوخ تمایلات غرب‌گرایانه در مردم شوروی داشت.

نکته مهم آن است که این برنامه، هزینه مالی و جانی زیادی برای سازمان سیا نداشت.

برخی متفکران، این برنامه سازمان سیا را نوعی شستشوی مغزی مخفیانه خوانده‌اند که سبب شد حکومت کمونیستی شوروی از درون، تهی شده و حمایت مردم را از دست بدهد.

پاچ که مسئول این پروژه بود، در دانشگاه هاروارد زبان روسی آموخته بود و در طول جنگ جهانی دوم هم مدتی به عنوان دیپلمات در مسکو فعالیت می‌کرد. وی در آن دوران، تلاش کرد به طور زیرپوستی با معرفی ورزش آمریکایی بیس‌بال در شوروی، علاقه روس‌ها به این ورزش را برانگیزد.

وی در اوایل جنگ سرد نیز مدتی در منچوری و چکسلواکی فعالیت می‌کرد اما حکومت شوروی وی را به اتهام جاسوسی از کشور اخراج کرد.

 

در اوایل دهه 1950 وی به رادیو آزادی Radio Liberty که هزینه آن را سازمان سیا تامین می‌کرد، پیوست. جامعه هدف این رادیو منحصرا مردم شوروری بود. فعالیت رادیو آزادی شبیه رادیو آزاد اروپا Radio Free Europe بود هدف آن مردم اروپا بود.

پاچ در سال 1956 به نیویورک رفت و مسئول پروژه‌های ویژه رادیو آزادی شد. کار اصلی او در آن دوران، توزیع کتب روسی زبان ممنوعه در شوروی و همچنین ترجمه و توزیع کتاب‌های غربی بود که تا به حال به زبان روسی ترجمه نشده بودند.

وی در خاطراتش می‌نویسد که در آن زمان با استفاده از ابزار کتاب، شهروندان شوروی را با تفکرات غربی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فلسفه، هنر و فناوری آشنا می‌کرده است؛ تفکراتی که تبلیغ آنها کاملا از سوی حکومت شوروی، ممنوع شده بود.

در ابتدا، ایده پاچ حتی از سوی مقامات آمریکایی نیز با تردید روبرو بود و برخی معتقد بودند فضای شوروی آنقدر بسته و در اختناق است، که نمی‌توان به اذهان مردم رسوخ کرد. برخی نیز معتقد بودند مردم شوروی به هیچ وجه پذیرای ایده‌های غربی نخواهند بود.

اما در هر صورت پاچ توانست برنامه‌هایش را پیش ببرد و در دوران جنگ سرد به عنوان منشی در سفارت آمریکا در مسکو فعالیت‌های خود را اجرا کرد. یکی از وظایف وی در آن دوران، بازدید از کتابفروشی‌های روسیه و ارسال کتب روسی به واشنگتن بود. در آن زمان بود که پاچ فهمید مردم شوروی تا چه حد تشنه خواندن کتاب هستند.

سازمان سیا در ابتدا حدود 10 هزار دلار برای پروژه پاچ در قالب یک شرکت انتشاراتی به نام بدفورد Bedford اختصاص داد.

شیوه کار انتشارات بدفورد اینگونه بود که از طریق نمایندگی‌های خود در نیویورک، لندن، پاریس، مونیخ و رم به شهروندان شوروی در خارج از این کشور کتب رایگان می‌داد. بدفورد همچنین به مسافران کشورهای غربی که عازم شوروی بودند خصوصا پزشکان، وکلا، مهندسان، هنرمندان و روزنامه‌نگاران، به طور رایگان کتاب می‌داد.

بدین ترتیب به واسطه این افراد، کتاب‌های موردنظر به خاک شوروی می‌رسید و در آنجا از طریق یک شبکه واسطه‌گری، کتاب‌های مذکور به مخاطبان اصلی آن که عمدتا از مخالفان حکومت شوروی بودند، می‌رسید.

گفته می‌شود شرکت بدفورد و سازمان‌های خلف آن توانستند طی چند دهه جنگ سرد، بیش از یک میلیون کتاب را وارد شوروی کنند.

پاچ در اوایل دهه 1970 در ورمونت بازنشست شد. چند سال بعد رادیو آزادی که پاچ در آن فعالیت می‌کرد با رادیو آزادی اروپا ادغام شدند و به مرکز ادبیات بین‌الملل تبدیل شدند که این مرکز نیز با هزینه سازمان سیا اداره می‌شد و تا زمان فروپاشی شوروی در سال 1991 فعال بود.

پاچ در سال 1912 در ماساچوست به دنیا آمد. پدر وی شهردار یکی از شهرهای ماساچوست و همچنین بانکدار بود. دایی او عضو کنگره آمریکا بود. علت مرگ وی، عوارض روان‌پریشی و جنون اعلام شده است.


 
چرا «شیار143» عید فطر اکران نمی‌شود؟
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

جوان- پازل اکران عید فطر در حالی رفته‌رفته تکمیل می‌شود که متأسفانه هیچ نامی از فیلم محبوب مخاطبان جشنواره یعنی «شیار143» در فهرست احتمالی این اکران نیست. 

فیلم‌های «فرشته‌ها با هم می‌آیند» و «امروز» که به واسطه سیستم پخش حوزه هنری از مدت‌ها قبل نام‌شان برای اکران عید فطر قطعی شده بود، قرارداد اکران خود را هم بسته‌اند و از آن طرف شرکت پخش فیلمیران نیز تازه‌ترین محصول مدیر عامل خود یعنی «شهرموش‌ها2» را برای اکران عید فطر آماده کرده است. «کلاشینکف»، «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» و «مهمان داریم» هم سه گزینه دیگری هستند که تقریباً اکرانشان در عید فطر قطعی شده و با این حساب هیچ سرگروهی برای فیلم مردمی جشنواره باقی نمانده است. جالب اینجاست که «شیار143» در تمام ماه‌های بعد از جشنواره و از اکران‌های دانشگاهی خود گرفته تا نمایش‌های خارجی که داشته توانسته با طبقات مختلف مخاطبان ارتباط برقرار کند و فارغ از خط و خطوط سیاسی تقریباً تمامی آنها که فیلم را دیده‌اند، نام آن را به عنوان اثری ارزشمند در ذهن خود ثبت کرده‌اند اما متأسفانه این فیلم که مدیران سینمایی وعده حمایت از آن را می‌دادند هنوز حتی وضعیت اکرانش هم مشخص نیست. 
 
این در حالی است که چه به لحاظ مضمون انسانی و جهانشمول کار و چه به لحاظ بازخورد مثبت مخاطبان جشنواره، «شیار143» می‌تواند اثری باشد که هر دو طیف مخاطب عام و خاص سینما را به یک اندازه راضی کرده و گیشه پررونقی هم داشته باشد. «شیار143» از آن فیلم‌هایی نیست که سینماداران علاقه‌مند به فیلم‌های شانه تخم‌مرغی به آن انگ مخاطب خاص را بزنند و از آن فیلم‌هایی هم نیست که مخاطبان حرفه‌ای سینما آن را اثری تجاری و متعلق به سینمای بدنه بدانند. 
 
«شیار143» یک نقطه قوت اصلی دارد و آن هم اینکه منطبق بر مسئله‌ای انسانی ساخته شده و به همین دلیل می‌تواند دل هر مخاطبی را فارغ از خط و خطوط سیاسی رخنه کرده در ذهنش به دست آورد. پس باید هر چه زودتر تکلیف اکران این فیلم را مشخص کرد. این خوب نیست فیلم‌هایی که منطبق بر آمار جشنواره در رده‌های آخر فهرست فیلم‌های پرفروش بودند به واسطه تهیه‌کنندگان متنفذی که دارند، زودتر از «شیار143» قرارداد اکرانشان بسته شود اما هنوز زمان قطعی اکران «شیار143» هم مشخص نباشد. این منصفانه نیست «شیار143» که جزو یکی، دو فیلم نسبتاً پرمخاطب بازار فیلم ایران در کن بوده در بلاتکلیفی آشکار به سر ببرد و به جایش فیلم‌هایی که از همین حالا هم می‌توان گفت حتی هزینه‌های تولید خود را نیز باز نمی‌گردانند، جای خود را در فهرست اکران عید فطر فیکس کرده باشند. 
 
این یک رویه غلط در سینمای ما بوده که همواره سینماگران مستقل برای اکران آثارشان باید  با ده‌ها دردسر روبه‌رو باشند و در نهایت نیز به اکران در زمان‌های مرده یا در گروه‌هایی مانند «هنر و تجربه» تن دهند. مدیران شورای صنفی نمایش اگر واقعاً به حرف‌هایی مبنی بر انداختن طرحی نو پایبندند، بیایند و هر چه زودتر تکلیف اکران «شیار143» را مشخص کنند.

 
آیا الهام چرخنده آخرین قربانی گروه‌های تندرو و بی‌هویت فرهنگی است؟!
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

تهدید جان هنرمندان از سوی اقلیت افراطی کینه‌جو

الهام چرخنده نمونه دیگری از هنرمندانی است که به خاطر تعهدشان مورد حمله قرار گرفت. این بازیگر سینما و تلویزیون تنها به جرم اینکه عید نوروز را خدمت مقام معظم رهبری تبریک گفته، از ابتدای سال جاری تا به حال چه در فضای مجازی و چه در زندگی شخصی با دشمنی‌ها و کینه‌های افراطی‌ها روبه‌رو شده است، به طوری که حتی به گفته خودش نزدیک بوده است جانش را نیز از دست بدهد.

سؤال اینجا است که چرا هر وقت یک هنرمند بر خلاف جریانی که دوست دارد همیشه هنرمندان را ضد جامعه و حکومت جلوه دهد، کاری انجام دهد مورد هجمه و بی‌احترامی قرار می‌گیرد؟ انگار تحمل گروه‌های فشاری که نمی‌خواهند همراهی هنرمندان با بطن جامعه باور کنند، بسیار پایین است زیرا پیش از خانم چرخنده نیز بودند هنرمندانی که مورد بی‌احترامی این گروه‌های قلیل و بی‌هویت قرار گرفته‌اند.

به چه گناهی متهم شده‌اند؟!

نمونه رفتار‌هایی که از عید نوروز امسال با الهام چرخنده شده است پیش از این نیز با دیگر هنرمندانی که علاقه خود را به انقلاب و نظام اسلامی نشان داده بودند تکرار شده. گروه‌های تندرو که اعضایشان گاهی به اندازه انگشت‌های دست هم نمی‌رسد همیشه خود را مقابل جامعه و حاکمیت می‌دانند و سعی در تخریب چهره‌های ارزشی هنرمند دارند. در جریان برگزاری جشنواره سی‌و‌دوم فیلم فجر جریان خاصی حضور پر رنگی داشت که تمام تلاش خود را صرف زیر سؤال بردن چند فیلم نموده بود. فیلم‌های «شیار 143»، «چ» و «معراجی‌ها» هر کدام به نحوی طعم تلخ نگاه‌های بسته این گروه‌ها را چشیده‌اند. شیار به دلیل آنکه قهرمان فیلم یک مادر شهید است و «مریلا زارعی» خود را مدیون مادران شهدا عنوان کرده و در دیدار‌هایی که با علما در شهر‌های مذهبی داشته است چادر به سر کرده است، مورد حمله قرار گرفت! ابراهیم حاتمی کیا که با فیلم «چ» انتظارات را از سینمای دفاع مقدس چند پله بالا برد به جرم دفاع از «شیار 143» و جریان مسمومی که در هیئت انتخاب فیلم فجر حضور دارد با هجمه سنگینی روبه‌رو شد. بی‌احترامی‌هایی که به حاتمی کیا در این مدت شد، شاید بیش از تمام دوران فعالیت هنری این کارگردان سرشناس باشد. مسعود‌ده‌نمکی نیز که از ابتدا در سیبل بی‌احترامی‌ها قرار داشته و دارد، حتی اینکه وی با فیلم‌هایش سینمای ایران را از ورشکستگی نجات داده است باعث نشده تا گروه‌های تندرو و بی‌منطق وی را از آماج حملات خود بی‌بهره بگذارند. جالب اینجا است که بخشی از این افراد بی‌منطق در بدنه همین سینما لانه کرده‌اند. کسانی که هر سال با پول دولت فیلم می‌سازند، در فیلم‌هایشان به نظام و دولت جمهوری اسلامی بی‌احترامی می‌کنند و در آخر نیز باز از همه طلبکار هستند! آنها تحمل هیچ گونه همراهی با نظام ندارند، حتی اگر این همراهی در سطح بسیار پایینی باشد. زمانی که اصغر فرهادی که عده‌ای او را سمبل سینمای روشنفکری ایران می‌دادند در مراسم اسکار سخنرانی کرد و از صلح‌طلب بودن مردم کشورمان سخن گفت، عده‌ای که تا دیروز وی را نماینده جریان فکری خود می‌نامیدند به سرعت تغییر موضع داده سخنان این کارگردان را نه حرف‌های خودش، بلکه القائات دولت به وی عنوان کردند! آنها انگار دوست نداشتند از سوی اصغر فرهادی به عنوان صلح‌طلب نامیده شوند، زیرا وحشی‌گری‌هایی که در این مدت از سوی‌شان علیه هنرمندان رخ داده است آنها را لایق عنوان صلح طلب نمی‌کند! متأسفانه این گروه‌های تندرو بازیگر بی‌حاشیه‌ای چون پروانه معصومی را از این بی‌حرمتی‌ها بی‌نصیب نکرده و تنها به جرم اینکه خانم معصومی در دیدار هنرمندان با مقام معظم رهبری پشت تریبون قرار گفت و در سخنانی نسبت به مقام رهبری ابراز ارادت کرد، وی را با الفاظ زشتی مورد بی‌احترامی قرار دادند.

ردپای فتنه88 در توهین به هنرمندان

حدود چهار سال پیش، بعد از انتخابات سال 88 بود که علیرضا افتخاری در یکی از مراسم‌هایی که دکتر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور وقت نیز حضور داشت برخورد گرمی با وی می‌کند و احمدی‌نژاد را در آغوش می‌کشد، این کار آنچنان بر مخالفین احمدی‌نژاد گران آمد که با توهین‌های مکرر به افتخاری این خواننده پرکار و پر طرفدار را تا مدت‌ها خانه‌نشین کردند. آنها حتی اقدام به ضرب و جرح دختر وی نیز نمودند. تنها جرم افتخاری این بود که علاقه‌اش را به رئیس‌جمهور وقت علنی کرده بود!

رفتار‌های زشت این گروه‌های ضدفرهنگ و اخلاق نمونه‌های بسیار دیگری نیز دارد، ماجرای ساخت فیلم قلاده‌های طلا که از آن به عنوان مهم‌ترین فیلم ضدفتنه یاد می‌شود، باعث شد تا با هجوم این گروه‌های خاص بازیگران این فیلم چون «امین حیایی» و «علی رام نورایی» تا مدت‌ها درگیر حاشیه‌های آن باشند. حتی نورایی در پارک دانشجو تهران مورد حمله اراذل و اوباش قرار گرفت! در فضای مجازی نیز کمپینی علیه گروه بازیگران این فیلم به راه افتاد و خواستار بایکوت آنها در محیط‌های هنری شده بودند، که البته این کمپین‌های بی‌پشتوانه مردمی به زودی با شکست روبه‌رو شدند.

با نگاهی به سیر حوادث رخ داده برای هنرمندان به خوبی می‌توان روند رو به گسترش این برخورد‌های اهانت آمیز را از سال 88 به بعد به خوبی مشاهده نمود. اتفاقات بعد از خرداد سال 88 علاوه بر اینکه امنیت جامعه را با تهدید رو به‌رو کرده بود، باعث شد تا در محیط‌های فرهنگی نیز فضا برای هنرمندان ارزشی تا حد زیادی غیر قابل تحمل شود اگر‌چه جامعه با خلق حماسه 9 دی خط پایانی بر فتنه‌گری‌ها کشید اما هنوز محیط‌های هنری از وجود گروه‌های تندرو و بی‌هویتی رنج می‌برد که از فرصتی برای انتقام‌گیری از هنرمندان ارزشی فروگذار نیست. حتی اگر بهانه حمله آنها تنها تبریک عید به رهبر انقلاب باشد.

به جرم عاشقی

الهام چرخنده بعد از آنکه در تلویزیون سال نو را به رهبری تبریک گفت، با موجی از حملات روبه‌رو شد؛ از پیام‌های توهین‌آمیز در فضای مجازی گرفته تا حمله فیزیکی. این بازیگر درباره اتفاقات این چند مدت می‌گوید: بعد از پخش صحبت‌های من در شبکه‌های مختلف منافقین، مخالفین و ضدانقلاب انتقادات زیادی به من شد، همچنین دوستان سینما لطف زیادی به من اظهار داشتند و پیامک‌هایی برایم ارسال کردند و من در مجموع متوجه شدم که آنها چقدر از کلام من ناراحت هستند.

چرخنده ادامه می‌دهد: من هم آدم هستم و از این واکنش‌ها دلم شکست اما یاد فرمایش امام خمینی(ره) افتادم که فرمود: زمانی ناراحت باشید که دشمن از شما تعریف کند. این بازیگر تصریح می‌کند: شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای که دور از کشور هستند و مرده باد و زنده باد سر می‌دهند، شروع به فحاشی و تهمت و تهدید علیه من کردند و سپس این ماجرا به صفحات اجتماعی رسید البته لازم است که بگویم من فیس‌بوک ندارم اما در اینستاگرام فعالیت می‌کنم. آنها در روز ششم اردیبهشت ماه که شب تولد پسر 16 ساله‌ام بود شیشه ماشین من را خرد کردند و من آنجا گفتم یا علی آیا حواست هست؟ من دارم می‌فهمم غربت شیعه چقدر سخت بوده است. الهام چرخنده می‌افزاید: هنوز هم ولایت مدارها و بچه‌‌مسلمان‌ها هستند و مرا تنها نگذاشتند من با پرچم ایران که روی آن به انگلیسی نوشتم «همه جانم امیرالمومنین رهبرم خاکم تموم مسلمین» عکس گرفتم و حال آنها بد و بدتر شد. به طوری که هنوز اینجا ایستاده‌ام کمرم درد می‌کند چون دیشب مرا به جرم عاشقی با چوب زدند.

امروز نیاز جامعه هنری ما یک 9 دی دیگر است که در فضای هنری و توسط خود هنرمندان صورت بگیرد. فضای هنری کشور هنوز هم از عده‌ای اندک که در تاریکی‌ها به دنبال تخریب چهره هنرمندان واقعی هستند، رنج می‌برد! بخشی از توهین‌هایی که امروز به حاتمی‌کیا‌ها، چرخنده‌ها، زارعی‌ها و ده‌نمکی‌ها می‌شود در همین فضای مسموم هنری فعلی طراحی عملی شده است! این توقع کمی است که زمانی که نظام در حیطه هنر و فرهنگ سرمایه‌گذاری می‌کند حداقل هنرمندان متعهد با فراغ بال به فعالیت بپردازند و از پول بیت‌المال برای تخریب چهره نظام استفاده نشود.

نویسنده : محمدصادق عابدینی 

 
در برنامه تلویزیونی «راز» مطرح شد؛
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
حسین یکتا: خیلی‌ها گفتند «جنگ، جنگ تا پیروزی» ولی جبهه نرفتند/ روایت یک پروفسور فرانسوی درباره «راهیان نور»

 گروه فرهنگی - رجانیوز: شب گذشته حسین یکتا مسئول قرارگاه خاتم الاوصیاء مهمان برنامه راز شبکه چهار سیما بود تا در مورد فعالیت‌های خودجوش فرهنگی در کشور صحبت کند. نادرطالب‌زاده‌ مجری برنامه راز در ابتدای برنامه شب گذشته خود بر لزوم توسعه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تاکید کرد و گفت: بعد از جنگ توجه‌ها به سمت فرهنگ رفت و بحث تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتو و جنگ نرم و فرهنگی از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد و در حال حاضر مهم‌ترین جبهه، جبهه فرهنگی است.

به گزارش رجانیوز به نقل از تسنیم، طالب‌زاده یکی از بهترین و مهم‌ترین تجربه‌های حسین یکتا در این زمینه را کاروان‌های راهیان نور معرفی کرد و پرسید که در زمان جنگ چقدر به بعد از جنگ و اینکه چه خواهد شد و چه می‌شود، فکر می‌کردید؟ و راهیان نور چطور آغاز شد و مورد توجه قرار گرفت و توسعه یافت؟

فرمانده قرارگاه خاتم‌الاوصیاء در پاسخ به سؤال طالب‌زاده گفت: خود فضای جنگ  نوعی خودسازی بود و بساط خوب شدن و خودسازی برقرار بود و از آن طرف خون شهیدان به عنوان صدقه جاریه به فضای جامعه تزریق می‌شد و خیلی از غم و غصه‌ها، حرف و حدیث را جمع و جور می‌کرد. همه چیز سمت خدا بود یک جمع خدایی، یک جای خدایی، یک کار خدایی و آخرش هم یک مرگ خدایی بود. امام(ره) گفته بودند که جنگ رأس امور است  و همه توجه‌ها به این بود که حرف امام زمین نماند و خیلی به بعد از جنگ فکر نمی کردیم.

این فعال جبهه فرهنگی انقلاب در ادامه افزود: اصل کار راهیان نور زمانی گرفت که در زمان دولت اصلاحات خیلی‌ها آمده بودند دین دختر و پسرهای ما را بربایند؛ حضرت آقا رفتند شلمچه و(به تعبیر بنده) گفتند که کجایید شهدای بدر، خیبر و والفجر؛ از آن روزها بود که شهدا رخ نشان دادند و کار راهیان گرفت و دل‌ها متوجه مناطق عملیاتی شد و تا الآن که توجه بیشتری به این مناطق می‌شود و نگاه‌های کیفی‌تری به آن شده است. امروز روایت‌گری در برخی مناطق به چند زبان انجام می‌شود و زائران از نقاط مختلف جهان به این مناطق می‌آیند.

طالب‌زاده در ادامه بیان داشت: در برخی مناطق کشور آمریکا جنگ‌های داخلی اتفاق افتاده است ولی آنها چیز زیادی برای گفتن ندارند و فقط می‌گویند که چه اتفاقی افتاد و چه تعداد کشته شدند و معنویت در آن جایی ندارد؛ همینطور در مناطق دیگر مثل اروپا و مثل جنگ‌های جهانی که رخ داد هیچ گونه ذخیره معنوی برجای نگذاشتند. اما درمورد جنگ ما هیچ کشوری نه تبلیغ کرد و نه فیلم ساخت، همه سکوت کردند و  جنگ را سانسور کردند. این معنویت و اینکه چطور مردم به فکه و شلمچه می‌رسند از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

یکتا در تکمیل سخنان طالب‌زاده گفت: یک بخشی از این معنویت سنت الهی است و خدا کار خودش را خوب انجام می‌دهد. پروفسوری از فرانسه آمده بود و می‌گفت:«ما هم سیم خاردار و میدان‌های مین را داریم اما اینجا چه خبر است؟ خمینی(ره) چه کرده است؟». امام(ره) گفتند: «تا قیامت مقتل شهدا دارالشفاء عاشقان و عارفان است.» و امروز می‌بینیم که اثر وضعی این کار در زندگی‌ها چقدر زیاد است.

مجری برنامه راز با استناد به صحبت‌های مقام معظم رهبری در مورد جنگ نرم و تاکید ایشان بر لزوم داشتن ابتکار در این عرصه، از حسین یکتا خواست تا در این زمینه توضیح دهد.

یکتا بر این نکته تاکید کرد که ما در ابتدا باید باور و یقین کنیم که جنگی بزرگ و همه جانبه شروع شده است و افزود: خیلی‌ها زمان جنگ در نمازجمعه‌ها می‌گفتند:«جنگ، جنگ تا پیروزی» ولی  جبهه نرفتند. دشمن در جنگ نظامی پیروز نشد. به تعبیر امام ما در جنگ، انقلابمان را صادر کردیم. بعد از جنگ دشمن شروع به تحریم اقتصادی و ترور دانشمندان کرد اما همیشه و یک چیز هدف‌گذاری اصلیشان بود و آن فرهنگ بود؛ زدن بنیه ریشه‌های اعتقادی و ایمانی مردم ما در میدان انقلاب، یعنی در صحنه نباشیم و باورها را بزنند. به تعبیر مقام معظم رهبری ما آلان باید خودمان را برای یک جهاد فرهنگی آماده کنیم. اعتقاد ما این است که دشمن در مقابل ما یک نظام رسانه‌ای قوی، مالی و یارگیری بین المللی درست کرده است.ما باید مردمان را به این باور برسانیم که یک جنگ همه جانبه شروع شده است.

مهمان برنامه راز توضیح داد: ابتکار یعنی ورود عناصر حزب الهی دلسوز جبهه فرهنگی انقلاب برای حفظ و بقای این جامعه، ما باید در یک جبهه و با کمک یکدیگر و بصورت خودجوش کار کنیم و دست به دست هم بدهیم و در مقابل این ناتوی همه جانبه فرهنگی کار کنیم. البته امروز می‌بینیم که کارهایی که در عرصه فضای مجازی و چاپ و نشر کتاب صورت گرفته است، حرکت‌های خودجوش مردمی در زمینه فعالیت‌های قرآنی، تربیتی و مطبوعاتی شکل گرفته است و طلبه‌هایی بدون چشم‌داشت مادی به تبلیغ می‌پردازند، امروز حضور نسل سوم انقلاب را می‌بینیم. امروز جبهه فرهنگی مردمی یک ابتکار است که بچه‌ها در دست گرفته‌اند.

حسین یکتا در پاسخ به سؤال طالب‌زاده که پرسید: علت این همه هجمه دشمن به سمت ایران چست؟ و چه چیزی آنها را ترسانده است؟ گفت: اینها یک دهکده جهانی را ترسیم کرده بودند و دنبال طراحی یک استعمار و بردگی نو بودند، به برکت انقلاب اسلامی، امام و خون شهدا این بساط به هم ریخت.

امروز در هر اتفاقی مهمی در دنیا یک نقش اصلیش را ایران بازی می‌کند، امروز بیشترین خبرها مربوط به ایران است. چون ما به دنبال یک حیات طیبه‌ایم و داریم برای آن مقدمه چینی می‌کنیم. دشمنان نمی‌خواهند این نگاه و صدا به مردم دنیا برسد چون دیگر نمی‌توانند استعمار کنند و به برده‌داری خود ادامه بدهند. این جنگ یک جنگ مردمی و خانه به خانه است، مردم باید تمام قد به میدان بیایند؛ حضرت آقا گفته‌اند: «آینده روشن  است».

یکتا در پایان به موضوع واگذار کردن بحث فرهنگ به مردم که از سوی دولت مردان مطرح شده است اشاره کرد و تاکید کرد: واگذاری فرهنگ به معنای رها کردن آن نیست. آیا می‌توانیم بگوییم که بخش دارو را به مردم واگذار می‌کنیم و بگوییم استفاده کنید هر کدام بد بود بعدا می‌گوییم استفاده نکنید؟ با این سبک هم آیا فرهنگ را آزاد بگذاریم؟ بگوییم کتاب بیاید اگر بد بود بگوییم نخوانید؟ نکته دیگر اینکه وقتی می‌گوییم واگذار کنیم؛ بسیجی‌ها، هیئتی‌ها و کانون‌های مساجد را به جبهه بفرستیم و آن‌ها را حمایت کنیم نه منافقین را. وقتی دشمن تمام قد به میدان آمده دولت هم باید تمام قد به میدان بیاید. باید باور کنیم و مردم هم بخواهند و بدانند فرهنگ و تربیت نسل آینده اوجب واجبات است. ما نمی‌توانیم در این جنگ پیروز شویم مگر با توکل به خدا، توسل به اهل بیت و توجه به ولایت که فرماندهی کل قوای جنگ نرم را به عهده دارد.


 
فردا؛ راهپیمایی بعد از نماز جمعه در حمایت از حجاب
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

 راهپیمایی پرشور و حماسی امت حزب الله در دفاع از آمران به معروف و ناهیان از منکر و فرهنگ عفاف و حجاب، پس از نماز جمعه این هفته 26 اردیبهشت از درب شرقی دانشگاه تهران به مقصد میدان فلسطین تهران و اجتماع و قرائت بیانیه برگزار می شود.

این مراسم به منظور پاسداشت عفاف و حجاب به عنوان ودیعه ارزشمند الهی و نیز دفاع از آمران به معروف و ناهیان از منکر که به دنبال احیای این واجب فراموش شده هستند برگزار می شود، دو ودیعه ای که خود موجب حفظ امنیت سلامت، آسایش و آرامش روحی، روانی و اجتماعی و ... جامعه می شود.

مردم شهید پرور و همیشه در صحنه تهران با حضور آگاهانه خود در این مراسم بار دیگر عزت، شرف و وحدت خود را در راه مبارزه با شبیخون و ناتوی فرهنگی استکبار جهانی به نمایش خواهند گذاشت. این برنامه به همت تشکل های مردمی امر بمعروف و نهی از منکر بلافاصله بعد از اتمام نماز جمعه با اجتماع مومنین از درب شرقی (قدس) دانشگاه  آغاز می گردد.

گفتنی است در این اجتماع ایمانی تنی چند از خانواده های شهدای امر بمعروف و نهی از منکر، جانبازان این عرصه، چهره های فرهنگی فعال و روحانیت معزز و نیز نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و مقامات کشوری و لشکری حضور خواهند داشت.

در پایان مراسم با اجتماع در میدان فلسطین و قرائت بیانیه محورهای مطالبات مردمی به سمع و نظر مسئولین امر خواهد رسید.


 
تازه‌ترین کتاب مورد اشاره و تحسین رهبر انقلاب
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

رهبر انقلاب در مورد این کتاب فرمودند: «کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.»

 
به گزارش رجانیوز، یکی از تازه‌ترین کتب مورد اشاره و تحسین رهبر معظم انقلاب، یک کتاب جنگی و حماسی نیست؛ یعنی فقط جنگی نیست. بلکه یک کتاب اقتصادی است؛ یک کتاب کار است.
 
ماجرا از آن‌جا شروع شد که رهبر معظم انقلاب یکم بهمن‌ماه سال قبل میزبان عده‌ای از رزمندگان قدیمی جبهه‌های جنگ بودند. مجلسی که ساعتی قبل از ظهر آغاز شد و تا نماز ظهر و عصر ادامه پیدا کرد. ترکیب افراد حاضر در آن جلسه که عمدتاً مو سفید کرده و عصا به‌دست گرفته بودند خیلی جالب بود. آن‌ها کسانی بودند که برای جنگیدن به جبهه نرفته بودند؛ رفته‌ بودند تا در جبهه کار کنند. تفنگ به‌دست نگرفته بودند؛ آچار و پیچ‌گوشتی و چکش و روغن و گیریس، ابزار دست‌شان بود. تعمیرکار ماشین‌های سنگین، صافکار، نقاش، گلگیرساز، اتاق‌ساز، جوشکار و صاحبان حرفه‌هایی از این دست. افرادی که در آن‌ سال‌ها اسم‌شان را گذاشته بودند: «اصناف پشتیبان جنگ»
 
برای این‌که اهمیت موضوع این نشست روشن شود، باید بدانیم که رهبر انقلاب در سخنرانی اولین روز سال جدید در حرم رضوی هم به این نشست دوستانه اشاره فرمودند:
«در دوران جنگ تحمیلی، یکی از مشکلات ما، از کار افتادن دستگاه‌های ما، بمباران شدن مراکز گوناگون ما، تهیدست ماندن نیروهای ما از وسایل لازم ـ مثل وسایل حمل و نقل و این چیزها ـ بود. یک عده افراد صنعتگر، ماهر، مجرّب، راه افتادند از تهران و شهرستان‌ها ـ که بنده در اوایل جنگ خودم شاهد بودم، این‌ها را می‌دیدم؛ اخیراً هم بحمدالله توفیق پیدا کردیم، یک جماعتی از این‌ها آمدند؛ آن روز جوان بودند، حالا سنّی از آن‌ها گذشته، اما همان انگیزه و همان شور در آن‌ها هست ـ رفتند داخل میدان‌های جنگ، در صفوف مقدم، بعضی‌هایشان هم شهید شدند؛ تعمیرات کردند، ساخت‌وساز کردند، ساخت‌وسازهای صنعتی؛ این پل‌های عجیب و غریبی که در جنگ به درد نیروهای مسلح ما خورد، امکانات فراوان، خودرو، جاده، امثال این‌ها، به‌وسیله‌ی همین نیروهای مجرب و ماهر به‌وجود آمد؛ امروز هم هستند، امروز هم در کشور ما الی‌ماشاءالله؛ تحصیل‌کرده نیستند، اما تجربه‌ و مهارتی دارند که گاهی از تحصیل‌کرده‌ها هم بسیار بیشتر و بهتر و مفیدتر است؛ این هم یکی از امکانات نیروهای ما است؛ هم در کشاورزی این را داریم، هم در صنعت داریم.» (۱۳۹۳/۰۱/۰۱)
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26311/dasttala.jpg
 
یکی از میهمانان رهبر انقلاب اسلامی در آن دیدار، «حاج عباس‌علی باقری» مشهور به «حاج عباس فابریک دست‌طلا» بود. تعمیرکار خوش‌نام جبهه‌های جنوب یک سال قبل از آن خاطراتش را به همت بسیج اصناف و مدیریت نشر فاتحان، لباس جلد پوشانده بود. رهبر انقلاب در آن دیدار، عباس آقای دست‌طلا را خوب به جا آوردند:
 
«این کاری که اخیراً شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه‌کاری‌ها خاطرات می‌گیرند، این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب‌های شما را خواندیم، یکی  کتاب آقای بنایی را خواندم یکی هم کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.» (۱۳۹۲/۱۱/۰۱)
 
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26326/C/13930216_0126326.jpg
در صفحه‌ی تقدیمیه‌ی کتاب نوشته شده است: تقدیم به همه‌ی بسیجیان فنی و تعمیرکار! از همین جا معلوم می‌شود با یک کتاب متفاوت روبه‌رو هستیم. کتاب «عباس دست‌طلا» یکی از بی‌تعارف‌ترین کتاب‌های دفاع مقدس است. ردی از سؤال و جواب مصاحبه‌کننده در اثر معلوم نیست. نویسنده در متن هرجا که خواسته از گذشته و کودکی حاج عباس قصه را روایت کند، جمع دوستان با صفای او را جمع می‌کند و شب‌ها بعد از کار سخت و سنگین روز کنار هم می‌نشاند تا از خاطراتش بشنوند. این یعنی فرم و قالب روایت کتاب هم خوب مهندسی شده است.
 
وقتی کار مصاحبه و نگارش خاطرات حاج عباس‌علی باقری به سرکار خانم معراجی‌پور پیشنهاد می‌شود، در همان جلسه‌ی اول از مصاحبه‌شونده می‌پرسد: آیا شما به فکر شهادت هم بودی؟ حاج عباس می‌گوید: آن قدر کار زیاد بود که من وقت نداشتم به شهادت فکر کنم!
 
نویسنده متن را بارها بازنویسی کرده است. ادبیات و لحن حاج عباس ـ که خاص خود او و شبیه هیچ کسی نیست ـ در طول کتاب حفظ شده است. متن هیچ دست‌انداز و ابهامی ندارد. روایت معمولی یک آدم معمولی آن‌قدر خوب به پیش می‌رود که دست‌کم در دو سه نقطه مخاطب را زمین‌گیر می‌کند؛ و آن‌چنان او را متأثر می‌کند که تا چند روز فکر او را به خود مشغول می‌کند.
 
حاج عباس اول خودش به عنوان داوطلبی بسیجی راهی جبهه می‌شود: به عنوان یک حاجی بازاری. کسی که آن روزها در خیابان خاوران برای خودش گاراژ و تعمیرگاهی داشت، کارگر و برو بیایی داشت و دست کم چند خانواده را روزی می‌رساند. بعد به عنوان یک تعمیرکار ساده‌ی یک لاقبا اعزام می‌شود و از قضا به منطقه‌ای می‌رود که قدرش را نمی‌دانند و زیر دست فرماندهی می‌افتد که چندین بار تحقیرش می‌کند. با این حال کم نمی‌آورد. تا آن‌جا که می‌تواند کار را پیش می‌برد و برمی‌گردد تهران. چند وقت بعد که دوباره می‌خواهد اعزام بشود نیرو جمع می‌کند. از دفعات بعدی خودش کاروان‌دار می‌شود. در تهران می‌گردد مکانیک و صافکار و دست به آچار پیدا می‌کند و با خودش همراه می‌کند و آن‌قدر خوب و پرحجم کار می‌کند که نام و آوازه‌‌اش همه جا می‌پیچید. به او پیشنهاد می‌شود پشتیبانی محور جنوب را به عهده بگیرد که نمی‌پذیرد.
 
یک بار گزارشگری از تلویزیون می‌رود به تعمیرگاه پشتیبانی تا با حاج عباس گفت‌وگو کند و از راز شهرتش در جبهه جویا شود.
 
(از متن کتاب)
گزارشگر با تعجب می‌گوید:
- این‌طور که شما تعریف کردید، کار چندان مهمی نیست؛ در حالی که به نظر ما دارید کار مشقت‌باری را انجام می‌دهید!
لبخند می‌زنم:
- بله به حرف ساده است. بیایید از تعمیرگاه بیرون تا کارهایی را که در طول ۱۰ روز قبل انجام داده‌ایم و آماده‌ی حرکت برای جبهه است را نشان‌تان بدهم.
۴۰ تا ماشینی را که درست کرده‌ایم و پشت سر هم گذاشته‌ایم تا راننده‌ها بیایند و آن‌ها را ببرند، نشان‌شان می‌دهم:
- این هم کار شبانه‌روزی ما در عرض ۱۰ روز!
می‌پرسد:
- اگر قرار بود این ۴۰ تا ماشین را در تهران انجام دهید، چقدر وقت‌تان را می‌گرفت؟
پاسخ می‌دهم:
- شش ماه؛ اما این‌جا با تهران فرق دارد. باید شلاقی کار کرد. (صفحه‌ی ۲۰۸)
 
 
***
 
اهمیت و برجستگی کار حاج عباس دست‌طلا و دوستانش در دو چیز است: «سرعت در تعمیر» و «توقف‌ناپذیری». هیچ چیز در مسیر حرکت این جماعت مانعی ایجاد نمی‌کند. نه کمبود گاه به گاه ابزار و وسایل، نه بدقلقی فلان مسئول مربوطه. اصل و اساس راه انداختن کار است؛ تعمیر چرخ جنگ است. این‌قدر این کار را با وسواس انجام می‌دهد که آدم در می‌ماند. این بخش را ببینید:
 
(از متن کتاب)
طاق آمبولانس را چند بار دید می‌زنم. مجتبی لجش گرفته:
- بس نیست؟! چقدر طاق را دید می‌زنی؟ همه‌ی صافکارها یک بار رو‌به‌روی ماشین می‌ایستند و نگاه می‌کنند، بعد هم درستش می‌کنند و دیگر کاری ندارند که چه می‌شود. تو هم از بالا می‌بینی، هم از پایین، هم از چپ، هم از راست، بغل، روبه‌رو، زیر و رو ... بابا! چه خبرت است؟!
حس می‌کنم کمی خسته شده. لبخندی حواله‌اش می‌کنم:
- طاق آمبولانس باید محکم باشد و سفت بشود تا وقتی که می‌رود توی دست‌انداز و بالا و پایین می‌افتد، صدا ندهد. آمبولانس همه‌اش می‌رود خط مقدم، اگر طاقش صدا بدهد، راننده فکر می‌کند با گلوله دارند او را می‌زنند. می‌ترسد و یک وقت برمی‌گردد عقب. (صفحه‌ی ۲۰۴)
 
***
اگر می‌خواهید یک داستان در مورد اقتصاد مردمی و مقاومتی بخوانید و منظور اشارات و تصریحات چندباره‌ی رهبر انقلاب در این زمینه را بیابید، این کتاب یک پیشنهاد ویژه است.

 
روایت حضور رهبر انقلاب در منزل ۵ شهید
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، کتاب «میزبانی از بهشت» که شامل روایت حضور مقام معظم رهبری در خانه شهداست، از سوی انتشارات صهبا در نمایشگاه به مخاطبان عرضه می‌شود. موضوع این کتاب حضور مقام معظم رهبری در منزل 5 خانواده شهید در مشهد مقدس و بازدید با خانواده شهداست.
 
قسمتی از اشاره کتاب:
 
در چند سفر استانی اخیر حضرت آیـت‌الله العظمی خامنه ای، یکی از جذابترین و زیباترین اتفاقات، بازدیدهای ایشان از خانواده های شهدا بود که معمولاً به شکل حاشیه نویسی در فضای مجازی یا پخش فیلم هایی از صدا و سیما، منعکس میشد. همین چند فراز، نشان میداد که این دیدارها چقدر جالب و پرنکته بوده اند. این مختصر منتشر شده، پیوند زیبایی بین بدنه عادی جامعه و حضرت آقا و شهدا ایجاد می کرد. در ذهن مجموعة صهـبا دغدغه های ایجاد شد برای بررسی سابقه این دیدارها و کیفیت آنها.
 
تحقیقات و پرسوجوها، خبر از ماجرایی قدیمی می داد که چون رودخانه های بهشتی، آرام و زلال و با صفا، همواره روان بوده و هست. و فقط چند مورد از صدها دیدار، بازتابی بین مردم داشته اند. به هرحال صهـبا هر روز برای رسیدن به محتوای این دیدارها و پرداختن به آنها مشتاق تر می شد و به دنبال راهی می گشت برای رسیدن به آنها.
 
از مهمترین ویژگی های این دیدارها این است که حضرت آقا، بدون تشریفاتِ معمول دیدارهای دیگر، خیلی صمیمانه وارد خانه شهدا شده و با آنها هم صحبت شده اند. دیدارهایی پربار و پرنکته، چه از لحاظ بیانات و چه از لحاظ برخوردها و رفتارهای ایشان.
 
ویژگی دیگر آنها این است که تداوم داشته اند، تداومی که خبر از اهمیت بسیار بالای این موضوع برای حضرت آیت الله خامنه ای دارد. در میان فشار کارهای اجرایی و مدیریتیِ زمان ریاست جمهوری و اوج جنگ، تا زمان رهبری و شدت فعالیت های ایشان، چه در حوزه مسائل کشور و چه برنامه های علمی و مطالعاتی، این دیدارها متوقف نشده اند. تعدادشان کم و زیاد شده، اما هیچ وقت توقف نداشته.
 
به هر حال همه چیز نشان می داد که این دیدارها گوهرهایی هستند که باید به مردم انتقال داده شوند تا آنچه برای رهبر جامعه اسلامی، تا این اندازه اهمیت دارد، برای مردم هم روشن شود و آنها هم از انوار خانواده ها و معنویت و نور این دیدارها، تا حدی بهره ببرند.
 
***
 
و اما این کتاب
 
محدوده خیابانِ ابوذر مشهد، در محله احمدآباد، در شبِ جمعه  7/1/1376، میزبان مهمان عزیزی است که بی سروصدا به خانه خانواده های شهدا سر میزند. ایام دید و بازدیدِ عید است و آن شب، رهبر انقلاب به خانه پنج خانواده از حق داران انقلاب می روند که فرزندانشان را بر سر این حمایت اهدا کرده اند. آن گوهر نابی که به دست صـهبا رسید، برخی از اطلاعات مربوط به این پنج دیدار است. همین اطلاعات اولیه، مدهوش کننده بودند. هر دیداری به فراخور شرایط خانواده و شهدایشان، نمک خاص و نکته های زیبای خودش را داشت. وقت کم بود و می بایست در کمترین وقت ممکن، این کار به خروجی می رسید. این اطلاعات را همراه خود برداشتیم و مشرّف شدیم به مشهدالرضا تا بعد از زیارت و استمداد از حضرت رئوف علیه السلام، این خانواده ها را ببینیم و با آنها صحبت کنیم؛ از شهدایشان و از آن شب، یعنی  7/1/1376. مهمان خانواده های شهید حمیدرضا سمرقندی، شهیدان مجتبی و محسن عاشوری، شهیدان مسعود و مهدی میرزایی، شهید غلام حیدر رستمی و شهیدان محمدمحسن و حمید سماعی یکتا شدیم. در این خانهها لحظات نابی بر ما گذشت که تا آخر عمر فراموش نخواهیم کرد.
 
خانواده هایی ساده و صمیمی که هنوز داغ شهیدشان را بر دوش دارند، اما هر روز محکمتر پای آرمانهای شهدا ایستاده اند. متأسفانه، بعد از هفده سال، سه نفر از مادران و پدران شهدا که آن شب میزبان آقا بودند، از دنیا رفته اند، اما آنها که هستند، هنوز شیرینی آن دیدار زیر زبانشان است و بعضاً بعد از این همه سال، با یادآوری آن صحنه ها می گریند. خانواده هایی که سفت و سخت پای رهبری ایستاده اند و داستان شهدا و دیدار آن شب را برای فرزندان و نوه هایشان گفته اند تا آنها هم برای ادامه این راه آماده شوند.
 
با توشه های غنی و سنگین از مشهد بازگشتیم تا این پنج دیدار را روایت کنیم. بار ارزشمند و سنگینی بود بر دوش بدنی ضعیف؛ قلم امثال ما کجا و سرودن در رثای شهدا و عرض ارادت ولایت در منازل آنان کجا... از طرفی شرمنده ایم و از طرف دیگر خوشحال که ما نیز کلاف به دست در صف خریداران یوسف هستیم؛ باشد که قبول افتد.
 
حاصل کار، این کتاب است با پنج روایت که هر کدام از یک زاویه دید و از جایی وارد داستان شهدای خانواده و دیدار حضرت آقا با آنها می شود. سعی شده در مورد دیدار، تمام آنچه در آن حدود پانزده دقیقه گذشته، کاملاً بازگو شود.
 
این شهدا آنقدر بزرگوار بوده اند که می شود کتاب های مستقلی در مورد زندگی و شهادت هر کدام از آنها نوشت. اما هدف این نوشته، روایت دیدار حضرت آقاست با خانواده های آنها، و لذا فقط در حد لازم، از شهدا گفته شده است که به درک فضای خانواده و دیدار کمک کند.
 
در هر پنج روایت، متن صحبت های حضرت آقا در منزل شهدا، عیناً نقل شده و با رنگ متفاوت قلم، از باقی متن متمایز شدهاست.
 
امیدواریم این راه نورانی و پربرکت، به هر طریقی ادامه یابد و این دیدارهای معنوی به مردم مشتاق برسد.
منبع: فارس

 
احتمال برکناری تهییه‌کننده سمت خدا
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

تریبون مستضعفین - محمدرضا فخری در گوگل پلاس نوشت:

 
با کمال تاسف، شنیده ها حکایت میکند از قوت گرفتن احتمال برکناری آقای سید عبدالمجید رکنی تهیه کننده خوب برنامه سمت خدا
 
دیشب جلسه ای ۵ ساعته با حضور بعضی کارشناسان برنامه از جمله آقایان میرباقری و عالی با مدیر شبکه سه در این موضوع در شهر مقدس قم برقرار شده که با وجود تلاش و اصرار کارشناسان مبنی بر برکناری نکردن آقای رکنی، نهایتا مدیر شبکه متقاعد نشده است
 
آخرین کار انقلابی ایشون تلاش جهادگونه ی برنامه سمت خدا بر علیه پخش تبلیغات بازرگانی در برنامه های کودک در شبکه های مختلف است که با موفقیت ختم شد و دستور صریح رئیس سازمان برای قطع تبلیغات در برنامه های کودک رو در پی داشت.
 
در مورد اعتراض عمومی به روالهای غیر اسلامی  و غیر انسانی حاکم بر بانکهای کشور هم در برنامه ایشان تلاشهای شایسته ای توسط کارشناس محترم جناب حجة الاسلام و المسلمین حسینی انجام شده که امیدواریم به زودی به ثمر بنشیند
 
ایشان یکی از تهیه کننده های انقلابی و خوش فکر و دین شناس و در یک کلام متعهد متخصص هستند که توانسته اند مخاطبان میلیونی برای یک برنامه معارفی که مخاطب جمع کردنش بسیار سخته، به پای تلویزیون بکشند  و واقعا شاهکار کردند.
 
بنظر بنده این برنامه نقطه عطف در تمام برنامه های معارفی سیماست وبرکناری ایشان، حذف یک فرد نیست، حذف یک جریان و یک تفکر مدیریت جهادی است که ضربه مهلکی به کل برنامه های معارفی خواهد زد

 
تازه‌ترین کتاب مورد اشاره و تحسین رهبر انقلاب
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

رهبر انقلاب در مورد این کتاب فرمودند: «کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.»

 
به گزارش رجانیوز، یکی از تازه‌ترین کتب مورد اشاره و تحسین رهبر معظم انقلاب، یک کتاب جنگی و حماسی نیست؛ یعنی فقط جنگی نیست. بلکه یک کتاب اقتصادی است؛ یک کتاب کار است.
 
ماجرا از آن‌جا شروع شد که رهبر معظم انقلاب یکم بهمن‌ماه سال قبل میزبان عده‌ای از رزمندگان قدیمی جبهه‌های جنگ بودند. مجلسی که ساعتی قبل از ظهر آغاز شد و تا نماز ظهر و عصر ادامه پیدا کرد. ترکیب افراد حاضر در آن جلسه که عمدتاً مو سفید کرده و عصا به‌دست گرفته بودند خیلی جالب بود. آن‌ها کسانی بودند که برای جنگیدن به جبهه نرفته بودند؛ رفته‌ بودند تا در جبهه کار کنند. تفنگ به‌دست نگرفته بودند؛ آچار و پیچ‌گوشتی و چکش و روغن و گیریس، ابزار دست‌شان بود. تعمیرکار ماشین‌های سنگین، صافکار، نقاش، گلگیرساز، اتاق‌ساز، جوشکار و صاحبان حرفه‌هایی از این دست. افرادی که در آن‌ سال‌ها اسم‌شان را گذاشته بودند: «اصناف پشتیبان جنگ»
 
برای این‌که اهمیت موضوع این نشست روشن شود، باید بدانیم که رهبر انقلاب در سخنرانی اولین روز سال جدید در حرم رضوی هم به این نشست دوستانه اشاره فرمودند:
«در دوران جنگ تحمیلی، یکی از مشکلات ما، از کار افتادن دستگاه‌های ما، بمباران شدن مراکز گوناگون ما، تهیدست ماندن نیروهای ما از وسایل لازم ـ مثل وسایل حمل و نقل و این چیزها ـ بود. یک عده افراد صنعتگر، ماهر، مجرّب، راه افتادند از تهران و شهرستان‌ها ـ که بنده در اوایل جنگ خودم شاهد بودم، این‌ها را می‌دیدم؛ اخیراً هم بحمدالله توفیق پیدا کردیم، یک جماعتی از این‌ها آمدند؛ آن روز جوان بودند، حالا سنّی از آن‌ها گذشته، اما همان انگیزه و همان شور در آن‌ها هست ـ رفتند داخل میدان‌های جنگ، در صفوف مقدم، بعضی‌هایشان هم شهید شدند؛ تعمیرات کردند، ساخت‌وساز کردند، ساخت‌وسازهای صنعتی؛ این پل‌های عجیب و غریبی که در جنگ به درد نیروهای مسلح ما خورد، امکانات فراوان، خودرو، جاده، امثال این‌ها، به‌وسیله‌ی همین نیروهای مجرب و ماهر به‌وجود آمد؛ امروز هم هستند، امروز هم در کشور ما الی‌ماشاءالله؛ تحصیل‌کرده نیستند، اما تجربه‌ و مهارتی دارند که گاهی از تحصیل‌کرده‌ها هم بسیار بیشتر و بهتر و مفیدتر است؛ این هم یکی از امکانات نیروهای ما است؛ هم در کشاورزی این را داریم، هم در صنعت داریم.» (۱۳۹۳/۰۱/۰۱)
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26311/dasttala.jpg
 
یکی از میهمانان رهبر انقلاب اسلامی در آن دیدار، «حاج عباس‌علی باقری» مشهور به «حاج عباس فابریک دست‌طلا» بود. تعمیرکار خوش‌نام جبهه‌های جنوب یک سال قبل از آن خاطراتش را به همت بسیج اصناف و مدیریت نشر فاتحان، لباس جلد پوشانده بود. رهبر انقلاب در آن دیدار، عباس آقای دست‌طلا را خوب به جا آوردند:
 
«این کاری که اخیراً شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه‌کاری‌ها خاطرات می‌گیرند، این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب‌های شما را خواندیم، یکی  کتاب آقای بنایی را خواندم یکی هم کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.» (۱۳۹۲/۱۱/۰۱)
 
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26326/C/13930216_0126326.jpg
در صفحه‌ی تقدیمیه‌ی کتاب نوشته شده است: تقدیم به همه‌ی بسیجیان فنی و تعمیرکار! از همین جا معلوم می‌شود با یک کتاب متفاوت روبه‌رو هستیم. کتاب «عباس دست‌طلا» یکی از بی‌تعارف‌ترین کتاب‌های دفاع مقدس است. ردی از سؤال و جواب مصاحبه‌کننده در اثر معلوم نیست. نویسنده در متن هرجا که خواسته از گذشته و کودکی حاج عباس قصه را روایت کند، جمع دوستان با صفای او را جمع می‌کند و شب‌ها بعد از کار سخت و سنگین روز کنار هم می‌نشاند تا از خاطراتش بشنوند. این یعنی فرم و قالب روایت کتاب هم خوب مهندسی شده است.
 
وقتی کار مصاحبه و نگارش خاطرات حاج عباس‌علی باقری به سرکار خانم معراجی‌پور پیشنهاد می‌شود، در همان جلسه‌ی اول از مصاحبه‌شونده می‌پرسد: آیا شما به فکر شهادت هم بودی؟ حاج عباس می‌گوید: آن قدر کار زیاد بود که من وقت نداشتم به شهادت فکر کنم!
 
نویسنده متن را بارها بازنویسی کرده است. ادبیات و لحن حاج عباس ـ که خاص خود او و شبیه هیچ کسی نیست ـ در طول کتاب حفظ شده است. متن هیچ دست‌انداز و ابهامی ندارد. روایت معمولی یک آدم معمولی آن‌قدر خوب به پیش می‌رود که دست‌کم در دو سه نقطه مخاطب را زمین‌گیر می‌کند؛ و آن‌چنان او را متأثر می‌کند که تا چند روز فکر او را به خود مشغول می‌کند.
 
حاج عباس اول خودش به عنوان داوطلبی بسیجی راهی جبهه می‌شود: به عنوان یک حاجی بازاری. کسی که آن روزها در خیابان خاوران برای خودش گاراژ و تعمیرگاهی داشت، کارگر و برو بیایی داشت و دست کم چند خانواده را روزی می‌رساند. بعد به عنوان یک تعمیرکار ساده‌ی یک لاقبا اعزام می‌شود و از قضا به منطقه‌ای می‌رود که قدرش را نمی‌دانند و زیر دست فرماندهی می‌افتد که چندین بار تحقیرش می‌کند. با این حال کم نمی‌آورد. تا آن‌جا که می‌تواند کار را پیش می‌برد و برمی‌گردد تهران. چند وقت بعد که دوباره می‌خواهد اعزام بشود نیرو جمع می‌کند. از دفعات بعدی خودش کاروان‌دار می‌شود. در تهران می‌گردد مکانیک و صافکار و دست به آچار پیدا می‌کند و با خودش همراه می‌کند و آن‌قدر خوب و پرحجم کار می‌کند که نام و آوازه‌‌اش همه جا می‌پیچید. به او پیشنهاد می‌شود پشتیبانی محور جنوب را به عهده بگیرد که نمی‌پذیرد.
 
یک بار گزارشگری از تلویزیون می‌رود به تعمیرگاه پشتیبانی تا با حاج عباس گفت‌وگو کند و از راز شهرتش در جبهه جویا شود.
 
(از متن کتاب)
گزارشگر با تعجب می‌گوید:
- این‌طور که شما تعریف کردید، کار چندان مهمی نیست؛ در حالی که به نظر ما دارید کار مشقت‌باری را انجام می‌دهید!
لبخند می‌زنم:
- بله به حرف ساده است. بیایید از تعمیرگاه بیرون تا کارهایی را که در طول ۱۰ روز قبل انجام داده‌ایم و آماده‌ی حرکت برای جبهه است را نشان‌تان بدهم.
۴۰ تا ماشینی را که درست کرده‌ایم و پشت سر هم گذاشته‌ایم تا راننده‌ها بیایند و آن‌ها را ببرند، نشان‌شان می‌دهم:
- این هم کار شبانه‌روزی ما در عرض ۱۰ روز!
می‌پرسد:
- اگر قرار بود این ۴۰ تا ماشین را در تهران انجام دهید، چقدر وقت‌تان را می‌گرفت؟
پاسخ می‌دهم:
- شش ماه؛ اما این‌جا با تهران فرق دارد. باید شلاقی کار کرد. (صفحه‌ی ۲۰۸)
 
 
***
 
اهمیت و برجستگی کار حاج عباس دست‌طلا و دوستانش در دو چیز است: «سرعت در تعمیر» و «توقف‌ناپذیری». هیچ چیز در مسیر حرکت این جماعت مانعی ایجاد نمی‌کند. نه کمبود گاه به گاه ابزار و وسایل، نه بدقلقی فلان مسئول مربوطه. اصل و اساس راه انداختن کار است؛ تعمیر چرخ جنگ است. این‌قدر این کار را با وسواس انجام می‌دهد که آدم در می‌ماند. این بخش را ببینید:
 
(از متن کتاب)
طاق آمبولانس را چند بار دید می‌زنم. مجتبی لجش گرفته:
- بس نیست؟! چقدر طاق را دید می‌زنی؟ همه‌ی صافکارها یک بار رو‌به‌روی ماشین می‌ایستند و نگاه می‌کنند، بعد هم درستش می‌کنند و دیگر کاری ندارند که چه می‌شود. تو هم از بالا می‌بینی، هم از پایین، هم از چپ، هم از راست، بغل، روبه‌رو، زیر و رو ... بابا! چه خبرت است؟!
حس می‌کنم کمی خسته شده. لبخندی حواله‌اش می‌کنم:
- طاق آمبولانس باید محکم باشد و سفت بشود تا وقتی که می‌رود توی دست‌انداز و بالا و پایین می‌افتد، صدا ندهد. آمبولانس همه‌اش می‌رود خط مقدم، اگر طاقش صدا بدهد، راننده فکر می‌کند با گلوله دارند او را می‌زنند. می‌ترسد و یک وقت برمی‌گردد عقب. (صفحه‌ی ۲۰۴)
 
***
اگر می‌خواهید یک داستان در مورد اقتصاد مردمی و مقاومتی بخوانید و منظور اشارات و تصریحات چندباره‌ی رهبر انقلاب در این زمینه را بیابید، این کتاب یک پیشنهاد ویژه است.

 
مسئول دفتر مقام معظم رهبری اعلام کرد:
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ
رهبر انقلاب امسال در نمایشگاه کتاب حضور پیدا نمی کنند

گروه سیاسی- رجانیوز: حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی مسئول دفتر مقام معظم رهبری در حاشیه بازدید از نمایشگاه کتاب و سالن یاس در پاسخ به این پرسش فارس که آیا رهبر انقلاب امسال در نمایشگاه کتاب شرکت می‌کنند یا خیر؟ گفت: «تراکم کارها و مسئولیت های ایشان به حدی زیاد است که وقتی برای حضور در نمایشگاه کتاب باقی نگذاشته است.»

به گزارش رجانیوز، وی در پاسخ به سؤال دوم فارس که آیا شما امسال به نمایندگی از ایشان به نمایشگاه آمده‌اید، گفت: «بنده خودم علاقمند کتاب هستم و حضورم در نمایشگاه کتاب به نمایندگی از ایشان نیست.»
 
 
این در حالی است که طی سالهای گذشته رهبر معظم انقلاب در تمامی ادوار نمایشگاه بین المللی کتاب حضور داشته اند، به جز دو دوره 84 و 88 که همزمان در سفر به کرمان و کردستان بوده اند و 6 دوره دیگر در زمان وزارت ارشاد مهاجرانی و مسجد جامعی که به نشانه «اعتراض» به عملکرد وزارت ارشاد، در نمایشگاه کتاب حضور نیافتند.

 
شهادتت مبارک عزیز دلم...
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

نامه مادر شهید خلیلی به مردم

به گزارش مشرق، مادر شهید علی خلیلی با انتشار نامه‌ای از مردم ایران به خاطر اعلام همدردی‌شان قدردانی کرد. متن این نامه که در اختیار «وطن امروز» قرار گرفته به این شرح است:

به نام خدای شهیدان

هر آنچه خداوند بزرگ مقدر فرموده و حکمتش بر آن تعلق گرفته بنده‌ای را توان تغییر آن نیست. بر آنچه او مقدر فرموده شاکریم و بر آنچه نداده و گرفته صابر.

اینجانب به بهانه اربعین عروج فرزندم بر خود فرض می‌دانم از همه بزرگواران و عزیزانی که در این ایام متحمل زحمات فراوان شدند صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری نمایم. در راس همه اینها لازم می‌دانم از رهبر بزرگوار و عظیم‌الشأن انقلاب که با فرستادن نماینده محترمشان به مراسم سوم شهید از خانواده سرباز شهیدشان تفقد و دلجویی کردند صمیمانه شکرگزاری و قدردانی کرده و عرض کنم که «سر خم می ‌سلامت، شکند اگر سبویی» و بر خود لازم می‌دانم متواضعانه از مراجع عظام تقلید و توجه و حضورشان در مراسمات فرزند شهیدم تقدیر و تشکر کنم.

همچنین از مقامات محترم کشوری و لشکری، نیروی مقاومت بسیج، روحانیت محترم بویژه مدیران، اساتید و همسنگران علی که در ایام بیماری او صبورانه به پرستاری از وی پرداخته و پس از شهادت او زحمات فراوانی را برای تشییع، خاکسپاری و مراسمات متحمل شدند و شبانه‌روز در تکاپو بودند، صمیمانه سپاس و تشکر دارم. و در آخر از کلیه افراد اعم از اقوام، همسایگان و هموطنان قدرشناس میهن‌مان، خالصانه و صمیمانه قدرشناسی و سپاسگزاری می‌نمایم. امید است همگان مورد عنایت خاصه حضرت احدیت و اولیائش قرار بگیریم.

عزیز دلم علی جان!
تو مرد به دنیا آمدی، مرد بزرگ شدی و مردانه به شهادت رسیدی. شهادتت مبارک عزیز دلم.

مشتاق‌فر / مادر شهید علی خلیلی

منبع:  روزنامه وطن‌امروز


 
ساعت کار نمایشگاه کتاب افزایش یافت
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

مهر: سیدمهدی جعفری مدیر کمیته روابط عمومی و اطلاع رسانی بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با اعلام این خبر گفت: امروز پنجشنبه 11 اردیبهشت و در دومین روز از برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، ساعت فعالیت این نمایشگاه یک ساعت افزایش یافته و این نمایشگاه طی روز جاری تا ساعت 21 دایر است.

به گفته وی دلیل این تصمیم افزایش زمان و تسهیل در بازدید مردم از نمایشگاه کتاب بوده است.

جعفری در خصوص این که آیا برای فردا جمعه که روز تعطیل است و امکان دارد بازدیدکنندگان بیشترین به نمایشگاه بیایند روال افزایش ساعت کار نمایشگاه ادامه دارد تاکید کرد: هنوز تصمیمی در این خصوص اتخاذ نشده است اما در صورتی که تصمیمی گرفته شود، اطلاع رسانی لازم صورت خواهد گرفت.

بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از دیروز 10 اردیبهشت فعالیت خود را در مصلی بزرگ امام خمینی(ره) آغاز کرد و تا پایان روز 20 اردیبهشت در این مکان دایر است.


 
گزارش «جوان‌آنلاین» از شکل جدیدی از بی‌حجابی در خیابان‌های تهران
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

بازگشت جریان مشکوک ترویج بی‌حجابی با طرحی جدید

جوان‌آنلاین: ظاهر شدن دخترانی بدون داشتن روسری در خودرهای شخصی در کنار یک راننده مرد، بار دیگر گواه بر فعالیت سازماند دهی شده ای برای ترویج نوع دیگری از بدحجابی در بین مردم است.
 
 
طبق مشاهدات بسیاری از افراد که در محدوده برخی خیابان های پر تردد شهر صورت گرفته است، به تازگی ماشین هایی دیده می شوند که سرنشین جلوی آن دخترانی هستند که روسری را از سر خود برداشته و کاملا بی حجاب شده اند و راننده مردی نیز بدون داشتن مقصدی معین در حال چرخاندن این مانکنان در خیابان هستند، که نمونه این خودرو ها را می توان عصر هنگام در محدوده خیابانی نظیر شریعتی از جنوب به سمت شمال مشاهده کرد.
 

این نخستین بار نیست که این قبیل پوشش‌های نا به هنجار توسط مانکن هایی در سطح شهر تبلیغ می شوند. به عنوان نمونه پوشش ساپورت که بالاتر گفته شد، نخستین بار توسط دختران مانکن و با حضور در پاساژ ها و مراکز خرید در حالی که این نوع پوشش را بر تن داشتند، در میان مردم تبلیغ و شروع به گسترش کرد.
 

این در حالی بود که قیمت این نوع پوشش در همان زمان نیز بسیار ارزان بوده و در بسیاری از مغازه ها می‌شد آن را با قیمتی نظیر 5 هزارتومان نیز خریداری کرد. اکنون نیز، حضور چنین مانکن هایی در داخل ماشین هایی که سطح شهر را بدون مقصد خاصی در حال چرخیدن هستند با وجود آنکه علی الظاهر هیچ گونه سود مادی نیز برای آنان ندارد، نشان دهنده آن است که جریانی پشت پرده این قضایا وجود دارد که پله به پله در حال کشاندن بدنه جوان جامعه به سمت بی حیایی، بی حجابی و بی عفتی است و اینک بعد از گسترش موفق پوشش ساپورت، در حال پیاده سازی مرحله بعدی برنامه خود هستند.
 

در این میان لازم است به صحبت های سردار احمدی مقدم در فروردین ماه 1390 اشاره شود که وی ضمن تاکید بر برخورد با مظاهر بی حجابی و بدحجابی، این طور عنوان کرد که خودرو از مصادیق حریم شخصی محسوب نشده و برخورد با خودروهای هنجار شکن در زمینه حجاب در دستور کار پلیس راهنمایی و رانندگی قرار دارد، در صورتی که متاسفانه تا کنون با وجود مشاهده بسیار اینگونه خودروهادر همین ایام، شاهد برخورد قاطعی از سوی پلیس محترم راهنمایی و رانندگی با آنان دیده نشده است و شاید هم برخوردی شده اما جسارت بی حجابان از حد گذشته است.
 

مع الاسف در صورت عدم برخورد جدی با این پدیده‌ی در حال گسترش، به زودی باید شاهد خودرهایی در سطح شهر باشیم که دختران حاضر در آن روسری خود را برداشته و بدون حجاب کامل در حال رانندگی در خیابان ها هستند .

 
عرضه کتب فرقه انحرافی شیرازی ها در نمایشگاه کتاب تهران
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

وان آنلاین: بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با حضور حجت الاسلام روحانی ریاست جمهوری و جمع کثیری از ناشران داخلی و خارجی با هدف توسعه و ترویج فرهنگ کتاب خوانی و دسترسی جامع به تازه های نشر به منظور بلوغ و تکامل مخاطبین آغاز به کار کرد.

به گزارش پایگاه 598، نمایشگاه کتاب امسال با حرف و حدیث های بسیاری در خصوص ممنوعیت حضور ناشرین بد سابقه که پیش تر آثار ضداخلاقی فراوانی را منتشر نموده اند همراه بود که علی رغم عدم حضور این ناشران با خبر شدیم که انتشارات صادق شیرازی که در سال های گذشته با ترویج اندیشه های انحرافیشان ضربات بزرگی به جهان اسلام وارد ساختند در این نمایشگاه حضور یافته است.

اعطاء مجوز برای عرضه کتاب های فرقه انحرافی شیرازی ها با محوریت موضوع اسلام و سیاست آنهم با نگاه غلط خاندان شیرازی ها که با هدف گسترش اعتقادات انحرافی و بدعت های دینی به فعالیت می پردازد در نمایشگاهی که مسلمانان سایر کشورها در آن حضور پیدا می کنند جای تاسف و تامل فراوان دارد.

سید صادق شیرازی که این جریان انحرافی را هدایت می کند علاوه بر گرفتن مواضع تند علیه انقلاب اسلامی و  رهبر انقلاب با اندیشه های افراطی و فتاوای انحرافی چهره شیعیان در جهان را مخدوش کرد و باعث اختلاف بین شیعه و سنی گردید .

در شرایطی که رهبر انقلاب اسلامی بارها بر وحدت مسلمانان تاکید کرده و هرگونه اقدام تفرقه آمیز را حرام اعلام کرده اند اما این خاندان انحرافی با تمام توان خود در تلاش هستند تا شیعه با شیعه و شیعه و سنی را به جان هم بیاندازند که قطعا این افکار انحرافی اهداف دشمنان اسلام را به ثمر می نشاند. صادق شیرازی که هم اکنون در قم به سر می برد با راه اندازی چندین شبکه ماهواره ای افکار و نقشه های خود را اجرایی می سازد .

حضور آزادانه جریانی که از سوی آمریکا با هدف ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی و نشان دادن چهره غلط از جریان تشیع در جهان هدایت می شود و در کارنامه خود فعالیت علیه انقلاب اسلامی و توهین به رهبری نظام را دارد در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب بی شک نقطه سیاهی در نمایشگاه کتاب امسال می باشد.

لازم به ذکر است جریان انحرافی شیرازی ها که توسط سید صادق شیرازی هدایت می شود به فعالیت های تفرقه آمیز خود و سیاست اهانت به رهبری نظام در ماه های اخیر به شدت افزوده به طوری که حتی سید حسن نصرالله با فرستادن هیئتی به قم از استاندار قم خواستار کنترل فعالیت ها و شبکه های تحت حمایت شیرازی شده بود.


 
تحریف دفاع مقدس و توهین به رزمنده‌ها اثر جدید کسی که از یک بهایی تجلیل می‌کرد
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
جزئیاتی جالب پیرامون دسته گل جدید وزارت ارشاد

پیرو انتشار خبری درباره اعطای مجوز انتشار به یک کتاب موهن نسبت به دفاع مقدس، اطلاعات دیگری درباره این تصمیم وزارت ارشاد و نویسنده کتاب مذکور بدست آمد که نشان می‌دهد این نویسنده سابقه انتشار کتابی در تجلیل از یک نویسنده بهایی را هم در کارنامه دارد.

به گزارش رجانیوز، روز گذشته خبری توسط رجانیوز منتشر شد(اینجا) که نسبت به اعطای مجوز انتشار به یک کتاب موهن به دفاع مقدس انتقاد شده بود.

کتاب «روضه نوح» نوشته حسن محمودی توسط انتشارات ثالث منتشر شده و قرار است در نمایشگاه کتاب توزیع شود. یک سایت ضد انقلاب درباره محتوای این کتاب نوشته است: «نویسنده در این کتاب، داستانش را در سال‌های دهه ۱۳۶۰ و در طی جنگ ایران و عراق روایت می‌کند. شخصیت‌های جوان در این رمان موفق نمی‌شوند از سد گزینش‌های دانشگاهی عبور کنند، عشق ورزیدن به یکدیگر ممنوع است و هر دم بیم آن می‌رود که جوانی را به جبهه‌های جنگ اعزام کنند و جنازه بی‌سر او را تحویل خانواده‌اش دهند. در این میان مادران تلاش می‌کنند فرزندانشان را از اعزام به جبهه‌ها نجات دهند.»

 

 

این سایت ادامه داده است: «روضه نوح در چنین حال و هوایی با اعزام اجباری یک گروه سرباز فراری به جبهه‌ها آغاز می‌شود و در فراز و فرودهای تاریخی به زد و بندهای سیاسی در سال‌های اخیر می‌انجامد. نویسنده با این تمهیدات و در قالب چنین طرح و توطئه‌ای، تلاش می‌کند سهم خانواده کشته‌شدگان در جنگ در تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر را نشان دهد.»

با انتشار این مطلب، خوانندگان رجانیوز ضمن ابراز نگرانی از این اتفاق و انتقاد از رویه در پیش گرفته شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خواستار ارائه توضیحات بیشتری درباره نویسنده کتاب شدند چراکه اعطای مجوز به کسی که سابقه انتشار کتابی در تجلیل از یک نویسنده بهایی را در کارنامه دارد برای چنین کتابی چیزی نیست که به سادگی بتوان از کنارش گذشت.

با این توضیحات باید گفت که حسن محمودی کتاب «خون آبی بر زمین نمناک» را در سال 1377 توسط انتشارات آسا منتشر کرد. این کتاب به معرفی، تجلیل، و نقد آثار نویسنده‌ای بنام «بهرام صادقی» اختصاص دارد. بهرام صادقی در سال 1363 از دنیا رفته است.

 

 

حسن محمودی/ بهرام صادقی

حسن محمودی در وبلاگ خود رسماً به اینکه با این نویسنده در محله بهایی‌ها همسایه بوده است، اشاره کرده بود. علاوه بر اینها سایت‌های طرفدار بهاییت به صراحت از بهرام صادقی بعنوان یکی از نام‌آوران(!) بهاییت یاد کرده‌اند که همه اینها هیچ شکی درباره بهایی بودن صادقی باقی نمی‌گذارد. در مورد علت مرگ صادقی نیز سخنانی مبنی بر استفاده زیاد مواد مخدر منتشر شده است که برخی قرینه‌ها صحت آن را تایید می‌کند.

برای مثال هوشنگ گلشیری که خود از معدود چهره‌هایی است که به صادقی توجه نشان داده است، در جایی گفته: «یک سالی(1338) در تودشک(دهی بر سر راه اصفهان به یزد) و بعد مرکز آن ناحیه، کوهپایه، گذراندم که برای من بسیار راه گشا بود. با آدمی آشنا شدم که جدیدترین رمانهای چاپ شده را می‌خواند و به من هم می‌داد: مصطفی‌پور که از سویی با بهرام صادقی آشنا بود و از سوی دیگر خود هم می‌نوشت. این آدم همان وقت ها هم معتاد بود و حرام شد.»  

گفتنی است که صادقی از نظر ادبی نیز چره قابل توجهی به حساب نمی‌آید و جز یک رمان(1340) و یک مجموعه داستان (1349) کتاب دیگری ندارد. با این حال حسن محمودی علاوه بر انتشار کتابی درباره وی، تلاشهایی هم جهت راه‌اندازی جایزه ادبی بهرام صادقی داشته و در نشریاتی که در آنها مشغول بکار بوده از وی تجلیل کرده است.حسن محمودی علاوه بر بهرام صادقی، کتابی هم برای صادق چوبک منتشر کرده است!

حال حسن محمودی با این سابقه توانسته از وزارت ارشاد مجوز نشر کتابی در تحریف و توهین دفاع مقدس را بگیرد. علاوه بر اینکه کتاب دیگری از وی نیز با موضوع دفاع مقدس که بخاطر محتوایش چهار سال توقیف بوده مجوز گزفته و به زودی منتشر خواهد شد. همه این موارد در کنار یکدیگر لزوم بازنگری وزارت ارشاد در سیاست‌های خود را گوشزد می‌کند و البته این وزارت خانه باید درباره چرایی این سهل انگاری پاسخگو باشد.


 
سیدعباس صالحی:
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

هر کتابی مجوز نشر داشت به نمایشگاه می‌آوریم/ فرصت نشد "هاشمی 88" را بخوانم

گروه فرهنگی مشرق - سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی ‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، در نشست خبری به سوالات اهالی رسانه پاسخ داد.

صالحی در پاسخ به سؤال خبرنگار مشرق مبنی بر دلیل دعوت کشور افغانستان به عنوان مهمان ویژه امسال نمایشگاه کتاب و این که این کشور چه ارمغانی برای حضور فرهنگی در ایران دارد اظهار داشت:‌ طبعا به دلیل این که افغانستان تنها کشوری است که هم زبان فارسی دارد و هم به این زبان می خواند و می نویسد، شرایط برقراری ارتباط مطلوب کاملا فراهم است.

وی ادامه داد:‌ در سفری که قبل از پایان سال با نمایندگان ناشران و چاپخانه ها به کشور افغانستان داشتیم برای این مجموعه ظرفیت چاپ و نشر افغانستان شگفت آور بود. این که چگونه ما می توانیم فضای فرهنگی افغانستان را به عنوان یک فرصت فرهنگی و اقتصادی بازیابی کنیم. جلسات و هم اندیشی هایی با برخی مجموعه های فرهنگی صورت گرفت و در نهایت دبیرخانه ای با نام "دبیرخانه مشترک چاپخانه داران و ناشران ایران و افغانستان" شکل گرفت که فرصتی را برای تقابل مجدد این دو کشور در نمایشگاه کتاب را فراهم کرد.

معاون فرهنگی  ارشاد تصریح کرد:‌ ما باید افغانستان  را با نگاه دیگری بشناسیم. به رغم مجاورتی که با این کشور داشتیم اما شناخت درستی از آنها نداشتیم. بنابراین نمایشگاه کتاب تهران فرصتی برای مخاطبان و اهالی فرهنگ ایرانی است تا ظرفیت فرهنگی فضای کشور همسایه را بشناسد که دیپلماسی بعدی را در فضای عمومی معنا دار بکند. یعنی اینطور به نظر نیاید که یک سرمایه گذاری بیهوده است.

رییس بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب گفت: مطالعات من در زمینه افغانستان کم نبود اما نکته های تازه ای را در سفر به این کشور کشف کردم و ارتباطات جدیدی با اندیشمندان و متفکران این کشور شکل گرفت. در مجموع می توان گفت: افغانستان یک فرصت طلایی برای ایران است. چه در حوزه امنیت ایران و و چه در حوزه های فرهنگی.

صالحی افزود:‌ در نمایشگاه امسال از ناشران و چهره های فرهیخته هنری متعددی از کشور افغانستان دعوت به عمل آمد تا ضمن نمایش ظرفیت های چاپ و نشر خودشان مخاطب ایرانی را با محتوای فرهنگی کشورشان آشنا کنند.

معاون فرهنگی ارشاد در پایان گفت: شاید امروز کمتر کسی بداند که دو هزار شهید افغانستانی در دفاع مقدس ما وجود دارد صدها نشریه افغانستان به زبان فارسی منتشر می‌شود و ظرفیت های فرهنگی متعدد دیگری در کشور وجود دارد.حضور افغانستان به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه کتاب تهران می‌تواند صدها گام دیگر میان دو کشور را به دنبال داشته باشد.

فیلم پاسخ رئیس نمایشگاه کتاب تهران به مشرق


 سیدعباس صالحی در این نشست در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه پیش از این مطرح فرمودید با یک انضباط مالی در نمایشگاه کتاب تهران روبرو هستیم، با توجه به این انضباط میزان یارانه تخصیصی به بخش کتاب چه میزان است؟ ساز و کار تقسیم کار به چه شکل است؟ و از زمان قطع یارانه اختصاصی تولیدکننده و پرداخت به مصرف‌کننده این میزان چه اندازه کاهش داشته است؟ گفت: سال 1385 بحث حذف یارانه مطرح شد و در نهایت قرار بر این شد که از حوزه تولید به حوزه مصرف تغییر پیدا کند. آخرین سال دولت آقای خاتمی یعنی سال 84 میزان یارانه اختصاصی به کاغذ رقم قابل توجهی بود این یارانه با قیمت دلار 1000 تومان مدنظر بود اما اکنون یارانه‌ای که به عنوان حمایت از مصرف‌کننده مکتوب می‌شود 80 میلیارد تومان است ولی آنچه تحویل داده می‌شود بسیار اندک است.

وی ادامه داد: این 80 میلیارد تومان در شرایطی است که قیمت دلار 3 برابر افزایش یافته است در حالی که حمایت‌های مالی دولت از کتاب کاهش دارد و همانطور که گفتم این 80 میلیارد تومان هم به صورت کامل پرداخت نمی‌شود. دولتها در این چند سال گذشته به اعتبار اینکه این بودجه جزو ردیف نیست و در قالب یارانه حمایتی قرار دارد آن را قابل حذف می‌دانستند بنابراین بخش اعظم این رقم به وزارت ارشاد پرداخت نمی‌شد.

ناشران افغان را به ایران می آوریم/ افغانستان فرصتی طلایی برای ایران است+فیلم

رئیس نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران تصریح کرد: صریحا بگویم که حوزه حمایتی دولت در حیطه کمک به مصرف کننده بسیار کاهش یافته و این امروز مشکل و معضلی بود اما امسال در حوزه مشارکتی تلاش‌هایی کردیم که با آوردهای ریالی به حوزه اقتصاد نشر این حوزه را سامان دهیم. آیین‌نامه خوبی تنظیم شد اما عملا با یک رقم ضعیف و اندک روبرو هستیم علاوه بر اینکه یارانه‌ها نیز از بخش ناشران چند سالی است حذف شده است.

صالحی در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی براینکه آیا در این دوره برخلاف سایر دوره ها شاهد حضور همه کتاب هایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته اند هستیم یا خیر گفت: کاملا اینگونه است سیاست وزارتخانه این است که هر کتابی که از دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی مجوز نشر دریافت کرده است معتبر و محترم است و می‌تواند در نمایشگاه کتاب عرضه شود. همچنین به طور جدی با مجموعه کسانی که از روی حسن نیت و یا احساس وظیفه ورود پیدا می‌کردند و در محیط های نمایشگاهی اقداماتی انجام می‌دادند صحبت شده است چرا که نمایشگاه کتاب تهران یک محیط امن فرهنگی است و متولیان آن نظارت را برعهده دارند. پس نباید اتفاقی رخ دهد.

ناشران افغان را به ایران می آوریم/ افغانستان فرصتی طلایی برای ایران است+فیلم

صالحی در پاسخ به یک سوال مبنی بر اینکه واگذاری حوزه اجرایی نمایشگاه به اصناف و تشکل ها که در نهایت منجر به اخذ یک قرارداد واحد میان موسسه نمایشگاه های فرهنگی و تعاونی ناشران کشور انجام شد آیا منظور این بود که نمایشگاه کتاب مجری مادر نداشته باشد، گفت: ما با این نگاه که تشکل های حوزه نشر بتوانند فرصت های بیشتری برای حضور پیدا کنند و حضور دولت حداقلی باشد به این سمت رفتیم. اما در عمل با تشکل‌های متکثر نشر روبرو بودیم و یک کل قدرتمند وجود نداشت. اگر بخواهیم پروسه واگذاری را اجرایی کنیم باید نهادهای مدنی با هم متشکل شوند تا بتوانند این مسئولیت سنگین را برعهده بگیرند. در غیر این صورت واگذاری امور به مجموعه های متکثر کار را زمین می اندازد.

وی ادامه داد: شاید طی چند ماه گذشته بخشی از تلاش های من معطوف به رابطه سازی‌یها، همدلی و ارتباط بیشتر با تشکل‌های نشر باشد. جریان نشر یک کشتی است که موفقیت آن همه را شامل می‌شود و در مواقع بحران همه به گل می نشینند. فرقی نمی کند ناشر از کدام صنف است چرا که جریان اقتصاد نشر با بحرانی مواجه است که همه باید دست به دست هم دهند برای رفع آن بخشی از تلاش های من معطوف به آن بود که تشکل های نشر به هم نزدیک شوند. بحث ما این نبود که به هیچ تشکلی ضربه‌ای وارد شود و البته ضربه‌ای هم وارد نمی‌شود.

صالحی افزود: مابا کنار هم گذاشتن این مجموعه ها با این هدف که همگرایی را بپذیریم و موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی به عنوان مجری برگزاری نمایشگاه با یک مجموعه واحد قرارداد امضا کند یک گام کوچک و نمادین برای نزدیک کردن تشکل‌ها برداشتیم. تا این سو تفاهمی که گاه و بی گاه وجود داشت تبدیل به یک نقطه شروع و تعامل باشد. تنها رویکرد اقتصادی مسئله نبود بلکه همگرایی تشکل‌ها به عنوان یک گام اولیه مطرح بود. پس در نهایت اتفاقی که در فضای نمایشگاه امسال رخ داده یک گام کوچک اما نمادین برای آن اتفاق بزرگی است که قرار است رخ دهد ما نیازمند یک نهاد بزرگ هستیم که حوزه نشر مقتدر باشد.

ناشران افغان را به ایران می آوریم/ افغانستان فرصتی طلایی برای ایران است+فیلم

وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی براینکه طی دو ماه ابتدایی سال شاهد صدور مجوز برای کتاب های سیاسی هستیم از جمله کتاب "هاشمی درسال 88" که اخیرا برای عرضه در نمایشگاه خارج از روندهای معمول مجوز گرفته است گفت: این کتاب از چهار تا پنج ماه قبل از آغاز نمایشگاه پیگیری می شد مسیر خود را طبیعی طی کرد و من حتی آن را به چندین مجموعه دیگر خارج از اداره کتاب نیز برای بررسی نشان دادم  خودم به دلیل مشغله کاری موفق به مطالعه آن نشدم اما فرایندی که برای دریافت مجوز طی کرد ما را به این نتیجه رساند که از لحاظ قانونی صدور مجوز برای آن بلامانع است.

وی ادامه داد: کتابهایی که مجوز می‌گیرند به این معنا نیست که همه محتوایشان درست است ما ضوابطی داریم که مطابق این ضوابط باید یک معیارهای کلی درباره محتوای کتاب وجود داشته باشد. اداره کتاب یک اداره استاندارد است و درباره محتوا و صحت آن چندان قضاوت نمی‌کند.


 
ده‌نمکی برای اولین بار از زندان توحید در دوره‌ «هاشمی» می‌گوید
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

دوازده شب محله‌‌ ما را محاصره کردند و مرا بردند/

 

 

 

 

در دادگاه گفتم آخرین دفاعم این است: مرا اعدام کنید

گروه فرهنگی مشرق - همان ابتدا شرط کرد که خیلی از سینما صحبت نکنیم.دلخوری‌اش از عالم سینما و واکنش‌ها به فیلم‌هایش خیلی عیان‌تر از آن بود که بخواهیم کشفش کنیم. بنابراین ما هم خیلی اصراری بر این موضوع نکردیم و شرطش را پذیرفتیم. به هر حال، تصورمان این بود که تا «ده‌نمکی» هست و فعالیت می‌کند، این انتقادات خودی‌ها و غیرخودی‌ها هم خواهد بود. اما در میانه‌ی گفت‌و‌گو، دیگر عیان شد که «دهنمکی» بیش از آنچه ما تصور می‌کردیم، از این انتقادات سینمایی خسته شده است. تا آنجا که خبر از کناره گیری از سینما و ورود به فاز جدید فعالیت کاری خود در دهه پنجم زندگیاش داد و چند باری در گفتگو بغض کرد و گریست.

ترجیع‌بند گفت‌و‌گوی ما با «مسعود ده‌نمکی» این جمله بود: «این را برای اولین بار است که می‌گویم». «دهنمکی» در گفتگو با رمز عبور صریح‌تر از همیشه صحبت کرد و خیلی از خاطرات ناگفته‌اش را برای اولین بار بازگو کرد. از بازداشت خود در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی گفت و از دیدارش با رهبر انقلاب بعد از توقیف نشریه‌ی شلمچه و توصیه‌های ایشان. از راز موفقیت نشریات و مستند‌ها و فیلم‌هایش نزد مردم حرف زد و از تصمیمش برای تمرکز روی انتشار کتاب و چند دائره‌المعارف‌‌ موضوعی به جای سینما خبر داد. شاید این توصیفات کافی باشد برای آنکه خواندن این گفت‌و‌گوی داغ را از دست ندهید: (نسخه الکترونیک نشریه رمز عبور را می تونید از این ادرس تهیه کنید.)

چرا با سیبزمینیها به زبان مالک و عمار حرف میزنی؟

بگذارید از اینجا شروع کنیم. شما هم سابقه روزنامهنگاری دارید، هم سابقه مستندسازی و هم سابقه فیلمسازی. سوال اینجاست. رمز اینکه شما همیشه در زمینه جذب مخاطب رکوردشکن بودهاید چیست؟ از فوت و فن اینکه این همه طرفدار دارید بگویید؟

شاید بعضی از حرفها در دنیای امروز گفتنی نباشد و حتی طرح آنها هم به ضد خودش تبدیل شود. یادم هست یک وقتی «یوسفعلی میرشکاک» در نشریه‌ی شلمچه یادداشتی برای «رضا برجی» نوشته بود. «رضا برجی» در مصاحبهای گفته بود اگر حضرت آقا بگویند ماست سیاه است، ما هم میگوییم سیاه است. اصلاحطلبها این عبارت را دست گرفته بودند و میگفتند اینها این جوری هستند. در حقیقت «رضا برجی» داشت همان تعبیر شیعهی تنوری امام صادق(ع) را به زبان داشمشدی امروزی تعریف میکرد. برخی یاران به امام صادق(ع) میگفتند: «چرا قیام نمی‌کنید؟» امام فرمودند: «بروید داخل تنور». کسی جز یک نفر نرفت. امام گفتند: «اگر چند نفر مثل این داشتم، قطعاً قیام میکردم». منظور «رضا برجی» هم همان شیعه تنوری بود. حضرت امام (ره) هم به شکل دیگری همین تعبیر را به کار بردهاند که ولایت فقیه، ولایت رسولالله(ص) است.

خلاصه «میرشکاک» مقالهای نوشته و به «رضا برجی» اعتراض کرده بود که چرا با سیبزمینیها به زبان مالک و عمار حرف میزنی؟ اینها این ادبیات را متوجه نمیشوند.

«حاتمیکیا» از من پرسید چرا از فیلمهای تو این جور استقبال میشود؟

بهنوعی میشود گفت در دنیای امروز و عصر رسانه، سینما و صنعت عدهای دنبال این میگردند و آسمان و ریسمان به هم میبافند که به کشف این علت برسند، اما علت اصلی را که همان کمک خداست نمیبینند. تنها دلیلی که می‌توانم با زبان خودمان با شما به عنوان رسانهای که مخاطبتان را هم میشناسیم حرف بزنم، این است که: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» هر کس برای خدا کار و قیام کند، خدا هدایت میکند. من هیچ چیزی جز این نمیبینم. البته این را دلیلی بر نفی کارهای دیگران نمی‌دانم. برای خوشایند دیگران می‌توانم بگویم از چه روشهای علمی جذب مخاطب را به کار میبریم اما خودم هیچ کدام از این حرفها را قبول ندارم که میگویند. مخاطبشناسی، رگ خواب مخاطب و حرفهای دیگر و حتی حرفهایی را که رسانههای اصولگرا میزنند، به نظر من دلیل اصلی اینها نیست.

 

شاید دلیلاش این است که شما ته حرف را میزنید. یادم هست آن سالها نشریه شما را که میخواندم، پیشتازی خاصی حتی نسبت به نشریات اصولگرا داشتید.

این میرود در جزئیات که غیر از علتالعلل است. ما در اجرا به آن میگوییم حسن فعلی و حسن فاعلی. در نحوه انجام هم خدا و معارف به ما به اصطلاح یکسری فوتهای کوزهگری دادهاند که باید بر اساس آنها حرکت کرد. یکی همان فرمایش حضرت امیر(ع) است که باید مرد زمان خویش بود. شاید برای اولین بار است که میگویم. یک زمانی خود آقای

«حاتمیکیا» از من پرسید چرا از فیلمهای تو این جور استقبال میشود؟ جواب دادم یکی از علتها زمانشناسی است. به ایشان گفتم اگر مثلاً «آژانس شیشهای» را سه سال زودتر از زمانی که ساختید، میساختید، استقبال مخاطب سه برابر میشد؛ چون آن موقع برای آن حرفها عطش وجود داشت. حالا این که حرف این فیلم درست بود یا نبود، بحث دیگری است. دوپهلو بود یا نبود. منظور زمانشناسی حرفی است که باید زده شود.

از لوازم التحریر ایرانی اسلامی تا پاساژ مهستان

یک موقعی میبینید همان حرفها اشباع میشود. به طور مثال خود من حرفهایی را که در نشریه «شلمچه» میزدم، در دورههای «نشریه جبهه» یا «صبح» به آن شکل نزدم، چون دیگر جامعه اشباع شده بود و رسانههای مشابه ایجاد شده بودند و آدمهایی همان حرفها را میزدند. یا قبل از «شلمچه» مگر چه میکردم؟ یکسری کارهای جریانساز و گروهی. حتی اگر خودم هم باعث و بانی آن حرکتها بودم، ولی وقتی متولی پیدا میکرد که احساس میکردم ممکن است از من بهتر آن کار را انجام بدهند، خودم را کنار میکشیدم. در نشریهی «جبهه» هم همین کار را کردم. آن موقع طیف بچههای «جبهه» تریبون خاصی نداشتند. آگهیهای نشریهی «جبهه» متفاوت بود و فقط 20، 30 صفحه آگهی هیأتها و مراسم بچه حزباللهیها در آن بود. اینها همه نوآوری بود که در کار شکل میگرفت. یا حرفهایی که بچهها در رسانههای دیگر نمیتوانستند بزنند و اینجا هجوم میآوردند و میزدند.

منظور این است که زمان باید همیشه مد نظر انسان باشد. الان موجی راه افتاده است که میگویند لوازمالتحریر باید منقوش به تصاویر قهرمانان دفاع مقدس و... باشد. این کاری است که ما در سال 76 انجام میدادیم. بعد جریانسازی شد و در اصفهان و قم در پاساژ مهسان یک مغازه کوچک راه انداختیم و حتی اگر با نگاه تجاری به قضیه نگاه کنید، با پوشش خبری و آگهی تبدیل به پاتوق و قطب فرهنگی کارهایی شد که دیگران باید انجام بدهند. البته قرار نبود آن کار را ادامه بدهیم.

از درون جبهه‌ی خودی شروع میکردیم و تا منتهی الیه جریان چپ میرسیدیم

بهنوعی میشود در مباحث سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... هم عامل طرح مطالبات حداکثری بود. شاید عدهای با مطالبات حداقلی قانع شوند، ولی نوع مطالبات ما مطالبات حداکثری انقلاب بود. البته همین هم توقعات را بالا میبرد. از طرف دیگر، این مطالبات حداکثری، بدون ملاحظات جناحی بود؛ یعنی ما در آن موقع حتی احتیاطهایی را که در رسانههای فعلی اصولگرا هم وجود دارد، نداشتیم و از درون جبهه‌ی خودی شروع میکردیم و تا منتهی الیه جریان چپ میرسیدیم.

چند وقت پیش آقای غرضی میگفت یک بار به دهنمکی گفتم تو چه میخواهی؟ پست میخواهی؟ قدرت میخواهی؟ ایشان نقل میکردند که دهنمکی جواب داد من نمیخواهم چیزی باشم، فقط میخواهم اپوزیسیون باشم. به نظر میرسد شما چه با نشریه و چه با فیلم، مرد اپوزیسیون بودن هستید. یعنی حتی زمانی که نظام در موضع پوزیسیون و شاید همراستای شماست میروید و در میتینگ یک کاندیدا سخنرانی هم میکنید، ولی سال بعد از آن فیلمی میسازید که در آن صد تا تکه بدتر از جناح مقابل به همان کاندیدا میاندازید.

اگر به حرفهایی که در همان سخنرانی هم زدم دقت کنید، میبینید که به هر دو سه تا جناح تکه انداختم و حرفهایی که آن روز زدم محقق شد. آنجا گفتم سبز، زرد، قرمز و آبی همه باید یکی شوند برای عدالت، اما انتخابات که تمام شود، همه اینها رو در روی هم قرار میگیرند. خودم یادم هست که دقیقاً در آنجا چه گفتم.

در مورد حرف آقای غرضی هم، بله! در دادگاه هم ایشان خیلی عصبانی بود و ما را با بعضی از رسانههای جریان راست که بهنوعی از او انتقاد میکردند، یکی گرفته بود. مثلاً آنها با کارگزاران مسئله داشتند و دعوا، دعوای جناح و انتخابات بود و بالاخره خیلی از آدمهایی که چند سال بود ساکت بودند و میگفتند مخالف هاشمی، دشمن پیغمبر(ص) است، حالا ناگهان منتقد، افشاگر و غیره شده بودند. ما که از اول منتقد بودیم، دیدیم داریم با آنها در یک صف قرار میگیریم. گفتم اشتباه نکن. قرار نیست من کاندیدای انتخابات شوم یا جای شما را بگیرم. از موضع امر به معروف و نهی از منکر و از موضع نقد از درون حاکمیت داریم حرف میزنیم.

غرضی گفت شما میخواهی خدایی کنی!

من جایگاهی که برای نیروهای حزباللهی قائل هستم، این است که خارج از ساختار قدرت ذرهبین نقد را دستشان بگیرند و جناحها را نقد کنند و خودشان را ذیل جناحها نیاورند. اصلاً اصل دعوایی که بین خود حزباللهیها و گروههای معروف شروع شد این بود که به لیست دادن در انتخابات افتادند و من مخالف بودم. دلیل جداییها همین بود. در مجلس پنجم جریانات حزباللهی به لیست دادن در انتخابات افتادند، یعنی تبدیل به بخشی از مکانیسم کسب قدرت شدند. آدمی که در انتخابات لیست میدهد و مصداق انتخاباتی تعیین میکند، فردا نمیتواند از موضع انتقادی به کسی حرفی بزند، چون خودش یک طرف دعواست. یعنی نقطه اختلاف من با اینها و در روش این است. شما میتوانید بروید عضوی از یک حزب یا گروه باشید. بد هم نیست و میتوانید فعالیت سیاسی کنید، ولی وقتی از موضع جریانی به اسم حزبالله یا منتقد اجتماعی مصلح وارد میشوید، نباید رنگ و بوی جناح به خودتان بگیرید. آقای غرضی هم فهمید و گفت: «بله، وزارت اَخ است، وکالت اَخ است، شما میخواهی خدایی کنی». حقیقت امر همین است. اصلاً خداوند ما را برای خلیفهاللهی خلق کرده، فقط برای قدرت و مسئولیت خلق نکرده است.

بسته شدن یالثارات و 9دی تاوان سکوت حزب‌اللهی‌ها در آن روزهاست

از این موضع نگاه کردن و در این جایگاه ایستادن بسیار متفاوت است. آن وقت در جایگاهی قرار میگیری که تاریخ مصرف نداری. عمر رئیسجمهورها چهار یا هشت سال است، ولی اگر در این جایگاه ایستادید که مثلاً از سال 67 یک جریان منتقد شدید که نقد میکنید و در سال 93 هم هنوز در ویترین اخبار هستید، یعنی تاریخ مصرف ندارید. ولی بسیاری از آدمهایی که در عرصه قدرت وارد شدند، دوران نمایندگی، وزارت و... آنها که تمام شود، میروند.

البته ایستادن در این جایگاه هزینههای زیادی دارد. یادم میآید مثلاً نشریه‌ی «شلمچه» که تعطیل شد، سکوت بسیاری از جریانات حزباللهی را دیدم. یعنی الان وقتی میبینم «یالثارات» یا «9 دی» را میبندند و اتفاقی هم نمیافتد، می‌گویم این تاوان سکوت این بچهها در دورهای است که «شلمچه» و «جبهه» را میبستند و اینها سکوت کردند.

همیشه زبان جریان اصولگرا در برابر خودی دراز است

تصورشان این بود که شما ابزاری در دست جناح راست هستید و ممکن است از این ابزار علیه خودش استفاده شود.

اینها خودشان هم میدانستند این جور نیست. در انتخابات دوم خرداد، جریان راست یا به اصطلاح اصولگرا به آن شکل که یادمان هست، شکست خورد و آنها حسابی شوکه بودند. جریانات اصولگرا و حزبالله همیشه زبانشان در برابر خودیها دراز است. چهار سال با خاتمی مدارا میکنند، ولی اگر کسی از دل خودمان بیرون بیاید، از همان اول او را قلع و قمع می‌کنند.

یادم میآید هفته‌ی بعد از دوم خرداد، تیتر اولام در شلمچه این بود که هیچ چیز تغییر نکرده است. اینها بهقدری عصبانی شده بودند که در نشریاتشان میگفتند این دارد به جریان حزباللهی روحیه میدهد. این تیتر را در شرایطی زدم که امثال روزنامه «....» مبهوت و مرعوب بودند که یعنی چه اتفاقی افتاد؟

یکی از اصلاح طلبان گفته بودند اینها مینویسند جناحهای سیاسی عمل میکنند

این را دارم برای اولین بار میگویم. یادم میآید بعد از جریان مجلس ششم، برای جریانسازی برخورد با گروههای برانداز در دل اصلاحات داشتیم با کس دیگری یادداشت مینوشتیم که روزنامههای اینها باید بسته و 100، 150 نفرشان دستگیر شوند و میانهروهای جریان اصلاحات و روحانیون ارزشیشان باید میداندار باشند و افراطیهای آنها را باید قلع و قمع کرد.

نشریه که منتشر شد صبح دیدیم بساط همهشان به هم ریخته است و به دفتر نشریه ما میگویند کانون بحران، اتاق بحرانسازی... به من میگفتند اصلاً تو که هستی که این حرفها را میزنی؟ تو نه در جایگاه قوه قضائیه هستی و نه در جایگاه دیگری. یکی گفته بود اینها نه جناح راست هستند، نه دستگاه قضایی. اما یکی از اصلاح طلبان گفته بودند اینها مینویسند، جناحهای سیاسی عمل میکنند. آنها بلد نیستند چه کار کنند، اینها به آنها میگویند که چه کنند. اتفاقاً جریانسازی به این شکل همیشه از دل بچه حزباللهیها در آمده است و جناحهای سیاسی پیرو بودهاند.

انداختن تقصیر شکست ناطق نوری به گردن این نشریه و آن نشریه فرافکنی بود

البته تحلیل دیگری هم وجود داشت. در سال 76 در آخرین شماره‌ی «شلمچه»، قبل از این که نشریه تعطیل شود، در دو صفحه وسط بریدههای کتابهایی را که در دوره آقای «خاتمی» چاپ شده بودند، منتشر و دورشان را هم قرمز کرده بودید. تحلیل جناح راست بعد از انتخابات این بود که این حرکت «جبهه» و «یالثارات» و امثالهم یکی از دلایل شکست این جناح در انتخابات بوده است. تا وقتی به چپها میزدید، خیلی مسئله نداشتید، ولی وقتی شروع به انتقاد از جناح راست کردید تا رسید به مستندهای «فقر و فحشا» و کدام «استقلال، کدام پیروزی»، حمایتشان را از روی شما برداشتند.

حمایتی هم نبود. در روشهایی هم با هم اختلاف داشتیم. فقط در برخورد با جریان تجدیدنظرطلب نقطه اشتراک داشتیم. یادم هست که آقای «حسنی» گفته بود خدایا! به جناح راست عقل بده، به جناح چپ دین. دو جناح اصلی کشور ما در کشورداری، سیستم کاری و روشهایشان مشکلات اساسی دارند. خود جریان راست هم میداند به خاطر سکوتش در برابر دولت هاشمی در انتخابات تاوان آن سکوت را داد، وگرنه انداختن تقصیر شکست ناطق نوری به گردن این نشریه و آن نشریه و ویژهنامه فرافکنی بود. حتی در روشهای کاریمان با اینها اختلاف داشتیم. ما میرفتیم و با نشریات اصلاحطلب گفتوگو و مناظره میکردیم. این چیزها آن روزها اصلاً مُد نبود. با «زیباکلام»، «اشکوری» و... مناظره و مصاحبه می‌کردیم؛ در حالی که آنها اصلاً فضای گفتمانی به این شکل را قبول نداشتند. تمام کسانی که میگویند ما تند بودیم، بد نیست بدانند که اتفاقاً زمینه گفتوگو در عین مخالف بودن در نشریه «شلمچه» باب شد و این مصاحبهها را در آنجا چاپ میکردیم.

اکبر گنجی گفت: الان مرا میکشند؟

بله. نامه «اکبر گنجی» را هم در شماره آخر «شلمچه» چاپ کردید که گفته بود شما فاشیست هستید.

فقط شماره آخر نبود. یک نامه داشت و یک جوابیه. اینها خودشان به هیچ وجه حاضر نیستند چنین چیزی را به این شکل تحمل کنند. یادم هست «گنجی» در جایی سخنرانیای درباره حضرت امام (ره) کرد که خیلی تند بود. نوار سخنرانی را به ما دادند و متن آن را پیاده و چاپ کردیم. این آدم ترسید و زنگ زد که مرا به خاطر این حرفها میکشند. گفتم: «بالاخره این حرفها را زدی یا نزدی؟» گفت: «نزدهام». گفتم: «نوار سخنرانیات موجود است». گفت: «اصلاً زده باشم، باید منتشر شود؟» گفتم: «تو این حرفها را در جمع عمومی زدهای». گفت: «الان مرا میکشند؟»

از «مهاجرانی» تا «عبدی» و غیره حاضر بودند با نشریه ما گفتوگو کنند

گفتم: «نترس. آن کسی که باید به این حرفها غیرت نشان بدهد ما هستیم. آن کسی هم که خبرش را منتشر کرده است ما هستیم. تکذیب کن، ما منتشر میکنیم». گفت: «واقعاً منتشر میکنید؟» گفتم: «با همان فونت و همان اندازه مطلبی که گفتهای». علیه ما جوابیهای نوشت که خیلی هم توهینآمیز بود، ولی چاپ کردیم. حتی خود آنها از منظر روشهای کاری میگفتند اینها با ما جوانمردانه مبارزه میکنند. به خاطر همین از «مهاجرانی» گرفته تا «عبدی» و غیره، بهرغم این که گفتوگوی چالشی تند هم میشد، حاضر بودند با نشریه ما گفتوگو کنند؛ ولی با خیلی از نشریات جناح راست حاضر نبودند حرف بزنند.

حضرت آقا گفتند: «همین خوب است»

جالب است بدانید که بعد از بسته شدن «شلمچه» دیداری با حضرت آقا کردیم. این را هم برای اولین بار دارم نقل می‌کنم. در مورد تعطیلی «شلمچه» بغض کردم و گفتم: «آقا! هم جناح راست، هم جناح چپ و هم بعضی از بچه حزب‌اللهیهای تریبوندار و مداحها به ما فحش میدهند». حضرت آقا گفتند: «همین خوب است». گفتم: «چرا آقا؟» گفتند: «این یعنی استقلال. اگر دیدی یک جناح دارد از تو انتقاد میکند و جناح دیگری دارد تعریف میکند، بدان به یک سمت وابسته شده‌ای، اما وقتی همه دارند شما را میزنند، این یعنی استقلال و من همین را میپسندم، یعنی دفاع جانانه از اصول انقلاب، بدون رودربایستی از کسی». بعد از این صحبت، دیگر هیچ وقت نه حمایت مادی از کسی خواستم نه معنوی. و نه وقتی «شلمچه» را بستند، از کسی خواستم آن را از توقیف در بیاورد.

دوازده شب آمدند و محله ما را محاصره کردند و مرا برداشتند و بردند

البته آن صراحتی که دارید میگویید نقطه ضعفام نبود، نقطه قوت کارهایم بود. یادم هست اوایلی که لوگوی جبهه را طراحی کرده بودم، یک مین وارونه روی آن بود. بزرگی گفت مین را بردار. پرسیدم چرا؟ گفت مین نامردی است. زیر خاک است. دشمن آن را نمیبیند. ما باید علنی مبارزه کنیم. شما باید توپخانه‌ی نظام و انقلاب برای دشمن باشید.

آن موقعی که همه میگفتند مخالف «هاشمی» دشمن پیغمبر(ص) است و الان البته «هاشمی»کُشان باب شده، یادم هست در سال 69 به خاطر وزارت ارشاد و نشریه فاراد و... جلوی «هاشمی» در نماز جمعه اعتراض کردم، دولت همین آقای «هاشمی» که دم از آزادی و ضدیت با سانسور میزند، دوازده شب آمدند و محله ما را محاصره کردند و مرا برداشتند و بردند. که چه؟ در نماز جمعه شعار دادی! با تروریستها این جوری رفتار نکردند که تو را بردارند ببرند و با لباس راه راه در همین موزه عبرت در زندان انفرادی هفت هشت ده روز نگهات دارند. بعد هم دوربینها را جلوی تو کار بگذارند و بگویند چرا این کار را کردی؟ بعد تو بگویی که آقا! خود شما علما اینها را به ما یاد دادید. خودتان قبل از انقلاب میگفتید امر به معروف نسبت به مردم و نسبت به حاکمیت. امر به معروف که فقط این نیست که بروی در خیابان و به دختر مردم بگویی مویت پیداست. حزباللهی تا وقتی برای اینها قابل تحمل است که در خیابان ولیعصر به بدحجاب گیر بدهد، ولی وقتی فلش به سمت خودشان برگردد...

گفتم میخواهی ثابت کنی قوه قضائیه بیطرف است؟ برو «کیهان» و «رسالت» را ببند

لباس راه راه تنات میکنند و تو را به زندان توحید هم میبرند و نشریهات را هم میبندند. اگر «شلمچه» را اصلاحطلبها بستند، «جبهه» را همین آقای «مرتضوی» بست. تصور کن که حضرت آقا اردیبهشت 79 بحث پایگاههای دشمن را مطرح کردند و اینها هم آمدند 15-10 تا نشریه زنجیرهای را بستند. بعد یک روز آقای «مرتضوی» که قاضی دادگاه مطبوعات بود، ما را خواست و گفت باید نشریهی شما را ببندیم. پرسیدم چرا؟ خلاصه منظورش این بود که 15-10 تا از آن طرفیها را بسته است و یکی را هم باید از این طرف ببندد. گفتم خب! میخواهی ثابت کنی قوه قضائیه بیطرف است؟ برو «کیهان» را ببند، برو «رسالت» یا «یالثارات» را ببند. چرا ما را میبندی؟ چرا هر وقت میخواهید ثابت کنید مستقل هستید، سر ما را میبرید؟

در سال 84 به من گفتند علیه هاشمی نشریه منتشر کن، اما این کار را نکردم

در جشنواره‌‌ سینماییشان هم همین کار را میکنند. میگویند یکی از آن طرفیها را میزنیم. یکی هم از این طرفیها را بزنیم که بگویند اینها فقط آن طرفیها را نمیزنند. ما شدهایم مرغ عزا و عروسی!

من هم البته گفتم ما که نیامدهایم روزنامهنگار بمانیم که بروم التماس کنم بیایید آن را باز کنید. «دهنمکی» اگر «دهنمکی» است به خاطر این تفاوتهاست. این را هم برای اولین بار میگویم. در سال 84، انتخابات احمدینژاد و هاشمی که شد، همان کسانی که نشریه «جبهه» را توقیف کردند، آمدند و آن را باز کردند و به من گفتند بیا نشریه را در بیاور و علیه هاشمی هم حرف بزن، اما این کار را نکردم. من منتقد سرسخت «هاشمی» هستم، ولی بازیچه کسی نمیشوم.

از 79 به بعد به خاطر ماهوارهها و فضای مجازی، فضای میلیونی رسانههای مکتوب افت کرد

برسیم به «دوکوهه». در سال 80، 81 نشریه «صبح دوکوهه» را درآوردید که خیلی جان نداشت.

قرار نبود ژورنالیستی باشد. فکر میکردم جریان حزباللهی دیگر از جنگ رسانهای به شکل سابق فارغ شده است. بساط رسانههای اصلاحات تقریباً جمع شده بود و میشد گفت سالهای آخر دولت خاتمی بود. نکته دیگر هم تغییر ذائقه مخاطب از رسانههای نوشتاری به سمت رسانههای دیداری، شنیداری و فضای مجازی بود. الان فضای مجازی در و پیکر دارد، اوایل نداشت. مردم به حرف ارزان خواندن در فضای مجازی عادت کرده بودند و برای رسانههای مکتوب پول نمی‌دادند. از این طرف هم رسانهها به حرف مفت زدن عادت کرده بودند. در روزنامه که چیزی مینوشتی، سریع با تو برخورد میشد، ولی هنوز با سایتها و فضاهای مجازی برخورد صریحی نمیشد و هزینه نداشت. از سال 79 به بعد به خاطر ماهوارهها و فضای مجازی، فضای میلیونی رسانههای مکتوب افت کرد و حتی تیراژ روزنامههای رسمی ما روی 20 هزار و 30 هزار آمد و دیگر تیراژهای چند صد هزاری نداشتند. من برای خودم اولویتهایی دارم.

به خاطر پخش وصیت‌نامه‌ی امام ما را دستگیر کردند و بردند

به خوب جایی رسیدیم. کمی درباره همین اولویتها صحبت کنید.

چند روز دیگر دهه جدید کاریام شروع میشود. با خودم فکر میکردم در سال 48 به دنیا آمدم، 58 به تهران آمدیم و بحث انقلاب بود. 58 تا 68 درگیر بسیج، جبهه و جنگ بودم و به قول بعضیها تفنگ دستمان بود. من کار رسانه و نشریه را از «شلمچه» شروع نکردم، بلکه از سال 68 در نماز جمعه تهران شروع کردم. نشریهای داشتیم که در چهارراه لشکر روی دیوار نصب میکردیم و یا روی کاغذهای A4 کپی میگرفتیم و بین مردم توزیع میکردیم. نماز جمعه حالا را نگاه نکنید. آن موقع برای بردن چند تا اعلامیه و نشریه به داخل نماز جمعه چند تا دستگیری و تلفات داشتیم. بچههای ما را میگرفتند و به کمیته میبردند. چرا؟ چون چند تا اطلاعیه را پخش کرده بودند که مثلاً در آن وصیتنامه امام (ره) و مباحث فرهنگی را آورده بودیم. گاهی از دو سه روز قبل این اطلاعیهها را میبردیم و زیر کانتینرهای دانشگاه مخفی میکردیم که روز جمعه بتوانیم برداریم و روی کانتینر نصب کنیم. ما کار رسانهای را از آن موقع و به این صورت شروع کردیم و بعد «شلمچه»، «جبهه»، «صبح» و «دوکوهه» را چاپ کردیم. من سال 79 و 80 را تقریباً پایان این دوره و کارهای سیاسی و ژورنالیستی به این شکل میدانم. در سال 80 تولید «فقر و فحشا» را شروع کردم که تا سال 82 طول کشید. از سال 80 تا الان دهه کارهای تصویریام است.

به من گفتند ترسیدی و میخواهی کار رسانهای انجام بدهی؟

چه شد به فضای تصویری رفتید؟

مرا از در که میزنند، دو باره از پنجره وارد فضای مبارزه میشوم. فکر نکنید جریانسازی و درست کردن گروههایی مثل حزب‌الله حتی انصار و گروههای آن طوری که خودشان میدانند و روزی در خاطراتم با مدرک منتشر خواهم کرد، چه تاوان‌هایی حتی در بین خود بچه حزباللهیها برای ما داشت. حقیقت امر این است که در همان جریان حزباللهیها هم برتابیده نمی‌شدم و بهنوعی احساس میکردم دیگر نباید در این جمع باشم و این جمعها ترمز مرا میگیرند. حتی اگر این گروهها را خود ما درست کرده باشیم. وقتی کسان دیگری هستند که این کار را بکنند، حتی اگر برای آدم بزنند، لزومی ندارد در آن جمع باشم. باید کار دیگری را انجام میدادم، بنابراین از حوزه میدانی و اجتماعی جریانات حزباللهی خارج و وارد حوزه رسانه شدم.

درخواست نشریه را در دوره ارشاد آقای «لاریجانی» داده بودم، اما بچه حزباللهیها داشتن نشریه را قبول نداشتند. حتی متولیان امروز «یالثارات» در جلسهای به من گفتند از این که تو را گرفته و به زندان بردهاند، ترسیدی و حالا دیگر میترسی به میدان بیایی و داد بزنی و میخواهی کار رسانهای انجام بدهی؟ باشد! برو کار ایجابی کن، ما کار سلبی میکنیم. یادم هست اولین و دومین شماره نشریه را خودم در آوردم، یعنی الان اسناد و مدارک دستخطام و لوگویی که کشیدم، موجود است، ولی وقتی گرفت خود مرا هم از آن نشریات حذف کردند و مجبور شدم نشریه‌ی خاص خودم را راه بیندازم. آنها بیشتر دوست داشتند بولتن در بیاورند تا نشریهای که مخاطب عام داشته باشد.

به همان دلیل که به حوزهی نشریات آمدم، به حوزه‌س تصویر رفتم

اصلاً آن دوره، دوره طلایی رسانههای حزباللهی است. مثلاَ صبح آقای «نصیری»، «یالثارات»، «شلمچه» و... همافزاییای که اینها ایجاد میکردند، دیگر تکرار نشد.

بله جریانسازی شد. «نیستان» و حتی «پیام دانشجو» هم در آن اوایل موثر بودند. بعضی از بچهها بودند که با برخوردهایی که با آنها میشد، مثل این آقا زیر و رو شدند. بعضیها از همان اول نفوذ کرده بودند، ولی برخیها با برخوردها، توقیف و زندان چپ کردند. نمیدانم چه شد بحث به اینجا کشید.

داشتید بحث هجرت از رسانه مکتوب به تصویر را میگفتید.

به همان دلیل که به حوزهی نشریات آمدم، به حوزه‌‌یتصویر رفتم؛ یعنی فقط مدیوم را عوض کردم. «شلمچه» را بستند، «جبهه» را راه انداختم، «جبهه» را بستند، «صبح» را راه انداختم. در «صبح» هم دیدم در آن دوره دیگر نشریات مکتوب جواب نمیدهد و نمیخواهم شکل قبلی ژورنالیستی خودم را داشته باشم. پس به سمت رسانههای دیداری شنیداری رفتم. دوست نداشتم در ژورنالیسم غرق شوم. حتی خاطرهای دارم از رسانههای خودم که...

پروفسور مولانا پرسید این سبک ژورنالیستی را از کجا یاد گرفتهای؟

ولی تیترهایتان واقعاً ژورنالیستی بود.

تیترها ژورنالیستی بودند، ولی دروغ نبود. دروغ نمینوشتم و به این قائل بودم که نباید در حق کسی ظلم کرد. یک روز پروفسور مولانا به دفتر نشریه آمدند. ایشان را نمیشناختم. گفت آمدهام ببینم این سبک ژورنالیستی را از کجا یاد گرفتهاید؟ این یک روش و فرم جدید است و سیستم آکادمیک دانشگاههای ما نیست. این نوع تیتر زدن و نوع خبرنویسی ربطی به اینجا ندارد. گفتم اینها ذوقی است. بعد هم رفاقتی حاصل شد. در همان دوران، به نظرم در موضع منتقد قرار داشتن به این برمیگردد که کسی میتواند مصلح اجتماعی شود که خودش را درست کرده باشد. به بچه حزباللهیها میگفتم خدا به خاطر این که کسی در کوچه و محله ما بدحجاب است، از ما میپرسد که چرا کوتاهی کردی ولی نمیگوید از دین خارج هستی. اما اگر کسی در آن محله گرسنه بود، میگوید شما دین ندارید. به بچهها میگفتم محال است کسی حزباللهی و مسلمان باشد و گرسنههای محلهاش را نشناسد، ولی فاسدهای محل را بشناسد.

اگر جریان اصلاحات سندی پیدا میکرد که از جایی پول گرفته بودم، پدر ما را در میآورد

این نوع نگاه در حوزه نشریه هم متفاوت بود. بعضی از پیشکسوتهای روزنامهنگاری ارزشی به من زنگ میزدند و میگفتند تو سادهای. مگر میشود آدم با «مهاجرانی» مصاحبه بگیرد و در تیتر یا لید یا عکس مسخرهاش نکند؟ باید ضربه میزدی. همان کاری که اصلاحطلبها انجام میدهند. با ما که گفتوگو میکنند، بالاخره یک جایی کار خودشان را میکنند. بهجای عکس کاریکاتور میزنند یا در تیتر و لید مسخره میکنند. گفتم این جوانمردی نیست. به زمین ما آمده است و دارد با ما مصاحبه میکند و درست نیست در حقاش نامردی کنیم.

این که میگویید تیترها ژورنالیستی بودند، بله! خب صبح شنبه نشریه به کیوسکهای روزنامهفروشیها میآمد و تیتر مهم بود. نه مثل آن نشریاتی که با پول نظام در میآیند و دغدغه این را ندارند که مردم بخوانند یا نه. برای من گستره مخاطب و تأثیرگذاری‌اش مهم است، بعضی نشریات این طور نیستند. پولشان از قبل رسیده و برایشان مهم نیست کسی بخواند یا نخواند، ولی برای من مهم بود؛ چون داشتم با امکانات شخصی این کار را انجام میدادم. اگر جریان اصلاحات سندی پیدا میکرد که از جایی پول گرفته بودم، پدر ما را در میآورد.

 

پول در میآوردم که خرج کارم کنم، نه این که کار کنم که پول در بیاورم

امسال حضرت آقا روی مبحث گروههای خودجوش فرهنگی تأکید کردهاند. خب در این میان بحث اقتصاد کار فرهنگی هم مهم است. مبحث اقتصاد کارهای شما همیشه سؤال بوده است. الان یک ماهنامه که بخواهد روی پای خودش بایستد، واقعا با دشواری روبرو خواهد شد چه برسد به یک هفتهنامه. حربه‌ی منتقدان شما هم همیشه این بوده است که بگویند چطور و با کدام پول این کارها را میکنی؟ آنها معقتدند که حتماً پشت این فعالیتها کسی هست. یک مقدار راجع به فضای اقتصادی کارتان توضیح بدهید. چون گروههای زیادی کار فرهنگی میکنند، ولی خرج خودشان را در نمیآورند.

خیلی راغب نیستم درباره‌ی این مسئله حرف بزنم، چون قابل باور نیست. حقیقت این است که «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا». وقتی به خاطر خدا کار کردید، خدا از جایی که فکر نمیکنید امداد میرساند. تفاوت من با بقیه جریانات حتی خودجوش یا جریانات دیگر حزباللهی این است که مثل اول انقلاب فکر میکنم. حتی مثل قبل از انقلاب فکر میکنم. وظیفه‌ی نظام است که از چنین رسانههایی حمایت کند. این نافی مسئولیت نظام و نهادها نیست. آنها باید حمایت کنند. کار فرهنگی هزینهبر است، درآمدزا نیست. نگاه به کار من نکنند، ولی تفاوت کار من با اینها این بود که به خاطر جنس حرفهایی که میزدم، حتی ممکن بود حرفهایم پر کسانی را بگیرد که میخواستند به من کمک کنند. همیشه این جوری بوده است که همواره پول در میآوردم که خرج کارم کنم، نه این که کار کنم که پول در بیاورم، نه این که از جای دیگری میگرفتم که خرج کار شود. آسیبشناسی جریانات حزباللهی این است که چرا در این دولت میمانند و در دولت بعدی میروند؟ چون نتوانسته بودند به صورت خودگردان درآیند که با تغییر دولتها تعطیل نشوند. خیلی از نشریات خوب به خاطر دولتها سر پا میماندند. یک دولت که میرفت یا حتی یک مدیر که عوض میشد یا حتی مطلبی مینوشتند که خوشایند آن دستگاهها و نهادها نبود، بودجهاش را قطع میکردند.

در مسجد به بچهها گفتیم بهجای ایست بازرسی بیایید کار نشریه انجام دهید

عیب را از اول میدانستم. با بچه حزباللهیها مثلاً جلوی مجلس راهپیمایی راه میانداختیم. بعد از راهپیمایی یکی از بچهها بین جمعیت پول تراکتهای دفعه‌ی بعدمان را جمع میکرد و خود ما هم این کار را میکردیم. برای آن کارهای میدانی کار کنترات میگرفتم. چون دلیلاش را خواستید دارم میگویم. نباید این چیزها را گفت. کار کنتراتی میگرفتم و خرج کار میکردم. صفحه‌بندی بلد نبودم. شماره‌ی اول «شلمچه» را بردم دادم جایی که کتاب را صفحهبندی میکردند برایم انجام دادند، چون هر چه بررسی کردم، در بین حرفهایها کسی با این قیمتها کار انجام نمیداد. پیش مدیر یکی از نشریات حزباللهی رفتم، بهقدری بیتجربه بودم که نمیدانستم فرق چاپ Sheet با Roll چیست؟ یعنی حتی در این حد هم راهنماییام نکرد. نشریات را چاپ می‌کردیم و شب میبردیم مسجد و تا میکردیم. حتی پول نداشتیم پول برای تا زدن بدهیم. چاپچی برای هر نسخه پنج ریال یا یک تومان اضافهتر میگرفت و نداشتیم بدهیم. شب در مسجد به بچهها گفتیم بهجای ایست بازرسی بیایید بنشینید اینها را تا کنید.

خانمم تایپ میکرد، خودم صفحهبندی میکردم

اما با همین وجود، جالب است بدانید که اولین نشریههای سیاسی رنگی در ایران «همشهری» بود و «شلمچه». «همشهری» متعلق به کارگزاران بود و «شلمچه» مربوط به فضای دفاع مقدس. یا اولین بار که گرافیک کامپیوتری و فوتوشاپ در نشریات ایران استفاده شد، مربوطه به «شلمچه» بود. شماره اول «شلمچه» را که صفحهبندی میکردند، طرف نمیگذاشت برویم پشت پرده ببینیم. دو بار به بهانه چای بردن پیش او رفتم و میز Lay out، چسب چوب، کاغذ شطرنجی و... را دیدم. بعد به خانه آوردم. خانمم تایپ میکرد، خودم صفحهبندی میکردم. تیراژ شماره اول 10 هزار تا بود، شماره دوم شد 15 هزار تا، شماره سوم 20 هزار تا.

«شلمچه» از همان شماره اول خرج خودش را در آورد

در رسانه مکتوب هر چه تیراژ بالاتر برود، درآمد بیشتر میشود. کسانی که الان در فضای مکتوب هستند، تیراژهایشان پایین است و روی خاک نشستهاند. تیراژ شما نهایتاً چقدر شد؟

«شلمچه» تا 60 هزار و 70 هزار، ولی «جبهه» به 100 هزار تا و 120 هزار تا هم رسید.

«شلمچه» از چه زمانی خرج خودش را در آورد؟

از همان شماره اول خرج خودش را در آورد. ما معتقد بودیم هزینهها را باید پایین آورد. بچهها با جان و دل و جهادی کار میکردند. درصدی پول میدادم. حتی بچههایی هم که نشریه را میفروختند میگفتم کسی رایگان برایم کار نکند. همان 40 درصدی را که باید میدادیم به پخش، به بچهها میدادیم و میگفتیم ببرید نماز جمعه هم بفروشید. علاوه بر این که با پخش هم کار می‌کردیم. ما برگشتیهای نشریه را برای سلمانیها، حمامها و جاهایی از این قبیل پست میکردیم که وقتی بیکار هستند، بخوانند. خب آنها هم جذب میشدند و نشریه را میخریدند.

اینها چرا نشریات را میبستند؟ چون گستره‌‌ی نفوذ کلام را متوجه شده بودند. میدیدند حرفهایش با جاهای دیگر فرق میکند. یا نوع تربیت کردن آدمها. بارها میشد مقاله مینوشتم و به اسم بچههای دیگر منتشر میکردم تا روحیه و انگیزه بگیرند. خب خیلی از آنها الان سردبیر سایتها و... هستند.

یکی از این سررسیدها را خدمت حضرت آقا دادم، گفتند سال دیگر منتشر نکنید

درآمد نشریه باعث انجام کارهای جانبی زیادی شد، مثلاً سررسیدهای یاد یاران. یکی از سررسیدهایی که منتشر کردم، اولین سررسید گلاسه‌ی چهار رنگ درباره دفاع مقدس بود. آن روزها نه یادمان شهدا بود، نه از این خبرها. پوسترهای شلمچه روی کاغذ کاهی روی در خانههای مردم میچسبید. یکی از این سررسیدها را خدمت حضرت آقا دادم، گفتند سال دیگر منتشر نکنید و سرمایه را صرف نکنید. پرسیدم چرا؟ گفتند آن قدر تقلید میکنند و میزنند که شما در آن گم میشوید. حقیقت امر هم این جوری شد و دهها مدل زدند.

به خودم گفتم فردا تیتر یک نشریه را میزنیم قیامت شد!

البته همه مربوط به ژورنالیسم و تیتر جنجالی نبود. من حتی در عالم ژورنالیسم هم در کنار صفحه‌ی جنگ فقر و غنا و صفحه‌ی دفاع مقدس، مباحث اخلاقی آقای «دولابی» و دیگران را هم میآوردم. بحث شهید «آوینی» که منجلاب ژورنالیسم، آدم را با خودش نبرد در سینما هم صدق میکند. در ژورنالیسم تیتری را که اشاره کردید، شنبه که نشریه در میآمد، دغدغهی ما این بود. یک وقتهایی نگران میشدیم که خدایا! در این هفته اتفاقی کشف شود که تیتر ما شود! یک شب خواب دیدم میلیونها نفر دارند در بیابانی میدوند. پرسیدم: «چه خبر شده است؟» جواب دادند: «قیامت شده است». به خودم گفتم فردا تیتر یک نشریه را میزنیم قیامت شد! بعد که از خواب بیدار شدم به خودم گفتم ببین! ژورنالیسم دارد تو را با خودش میبرد.

آن شب وقتی از خواب بیدار شدم، آن شماره نشریه را منتشر نکردم و گفتم اگر قرار است نشریه مرا با خودش ببرد، فایده ندارد. آمدهام نشریه را در خدمت ارزشهایم قرار بدهم، نه این که ارزشهایم را در خدمت کار ژورنالیستی بگذارم.

حقوق 800 هزار تومانی به من پیشنهاد میدادند که فقط روزی یک ساعت مشاور تیتر باشم

یکسری نشریات در دوره‌ی اصلاحات میانه بودند، یعنی هم آن طرف میلغزیدند، هم این طرف. در آن مقطع حقوق 800 هزار تومانی به من پیشنهاد میدادند که تو فقط روزی یک ساعت بیا و مشاور تیتر ما باش. میگفتم یعنی تیتری انتخاب کنم که مورد پسند شما باشد؟ نه این که نمیتوانستم، اعتقادم نبود.

گفتم آخرین دفاع من این است که باید مرا اعدام کنید

خاطرهای را از دوره نشریه‌ی «شلمچه» یا «جبهه» تعریف کنم. دادگاهی داشتیم که همین آقای «غرضی»، «بهزاد نبوی»، «خاتمی» و چند نفر از راست و جمعاً هجده نفر شکایت کرده بودند. به دادگاه رفتیم و همین آقای «مرتضوی» گفت آخرین دفاعیاتات را بگو. گفتم آخرین دفاع من این است که باید مرا اعدام کنید. پرسید یعنی چه؟ جواب دادم چون از اینجا که بروم دوباره شروع میکنم. گفتم با من هر کاری بکنید، پایم را بگذارم بیرون و دوباره نشریهای بزنم، باز مینویسم. به همین دلیل هم شاید فهمیدند ما بر سر اصولمان سازش نمیکنیم.

سال 79، 80 هم که تیراژ نشریات افت کرد، حس کردم حرفهایی که دارم حرفهایی نیستند که به درد 10، 20 هزار نفر بخورد، چون به تأثیرگذاری و نفوذ کلام کار فکر میکردم، به همین دلیل به رسانههای دیداری شنیداری روی آوردم.

10 سال پیش مصاحبهای کردم و گفتم من 10 ایده دارم که باید آنها را بسازم

یک نفر میگوید میخواهم بروم فوتبال بازی کنم و 30 و چند سال هم سنام است، بنابراین نهایتاً میتوانم عضو تیم پیشکسوتان شوم، نمیتوانم بروم عضو تیم ملی شوم. 10 سال پیش در شروع کارتان اینجا را میدیدید که پنج فیلم بسازید که پرفروشترین فیلم سال خودش شود؟

ندیده بودم، ولی پیرمردی در دوره بچگیهایم به من گفت این جوری میشود. در محل ما پیرمردی بود که مسافرکشی میکرد. اذان که میدادند به مسجد میآمد. من مکبّر بودم. میگفتم محمودآقا! الان وقت مسافرکشی و پول در آوردن است. میگفت روزی هر کسی معلوم است و بعد نگاهی به من کرد و گفت تو این جوری میشوی. این که شوخی است که میگویم به حرف او برمیگردد، ولی معتقدم تا وقتی اینها را از خودت ندانی، میشود.

10 سال پیش مصاحبهای کردم و گفتم من 10 ایده دارم که آنها را بسازم. وسط کار اگر میلیاردها هم بدهند بگویند بیا این را بساز، نمیسازم. مگر یکی از ایدههایی باشد که دربارهاش فکر میکنم. فقر و غنا، کدام استقلال کدام پیروزی، اخراجیهای 1 با مضمون شهدا و آدمهای متفاوت جنگ، اخراجیهای 2 اسارت، اخراجیهای 3 بحث بعد از جنگ و حرفهای شهید رجب بیگی که باید بهنوعی در فیلم تئوریزه میشد، بحث رسوایی، دارا و ندار و معراجیها که یکی سینمایی شده است و یکی هم سریال و یقین داشتم هر کدام از اینها را بسازم، مخاطب خوبی خواهد داشت.

دهه‌ای که 82 شروع و 92 تمام شد

پس دارد 10 تا تکمیل میشود.

به خاطر همین دارم با شما گفتوگو میکنم.

یعنی دههی شما تمام شده است مربی؟

بله، 82 شروع شد تا 92 که هر کدامشان پرمخاطب بودند. حتی کدام استقلال، کدام پیروزی میلیونها بار در اینترنت دانلود شد و یک فیلم مستند مخاطب عام پیدا کرد.

الان هم یقین دارم. 10 تا هم که تمام شود، کارهای واجبتری دارم. همین الان هم ایدههایی دارم که فکر میکنم هر کدام را بگذارند، بسازم پرمخاطبترین میشود. برای خودم در دهه 50 عمرم حوزه کتاب را تعریف کرده بودم، یعنی کاری که به صورت حاشیهای در این 20، 30 سال انجام دادهام ـ که یکی از آنها بحث آزادگان بود ـ کتاب را در سه محور تعریف کردم و کار پژوهشی را در کنار فیلمسازی و روزنامهنگاری انجام میدادم. دو سه نفر را گذاشته بودم مصاحبه بگیرند و خودم هم ساعاتی را به آن اختصاص میدادم که انشاءالله در سال 93 محصول این تلاش چاپ خواهد شد. انشاءالله دهه پنجم زندگی من، دهه کتابها باشد و بتوانم این مجموعه کتابها را به سرانجام برسانم.

فیلمسازی در حاشیهی کارهایم قرار میگیرد

قرار است این محور برجسته شود یا بناست دیگر فیلم نسازید و صرفاً به کتاب بپردازید؟

فیلمسازی در حاشیهی آن قرار میگیرد.

به نظر میرسد کمی از سینما دلگیرید. ظاهراً دلگیریای شبیه به آنچه که در مورد تعطیلی نشریاتتان پیش آمد، دربارهی سینما هم دارید.

(مکث زیاد) نشریه «جبهه» را که بستند رفتم سراغ این کار. رفتم سراغ کشاورزی و مرغداری. اما حقیقتاً از نظام توقع این برخورد را نداشتم. اپوزیسیوننوازیاش بیشتر از کسانی که همه چیزشان را برای انقلاب میگذارند، ارزش دارد. از نیروهایی که همه زندگی و حیثیتشان را برای نظام گذاشتهاند، پرهیز میکند، ولی حاضر است برای جذب دیگران همه کاری بکند.

من بعد از تعطیلی «جبهه» غربت را به تمام معنا درک کردم

من بعد از تعطیلی «جبهه» غربت را به تمام معنا درک کردم و فقط برای این که مثل دیگران نشوم و نبُرم، زندان و همه چیز این نظام را تحمل کردم. در حوزه‌ی فیلمسازی هم همین است. میگویند توپخانه‌ی نظام، آن کاری که همه دیگران میخواهند انجام بدهند، انجام شد. «دهنمکی» همان طور که به همه بچهها گفت میتوانید با هیچی نشریه بزنید و «شلمچه» شود، نشان داد با هیچی هم میتوانید فیلم بسازید. وقتی هم میآیید خدا کمک میکند که 10 سال، مجموع فروش فیلمهای شما 30 میلیارد تومان برابر بیش از 100 فیلم آقایان است. اگر ارزش نداشت، به قول اینها میگویند فروش ارزش نیست، مخاطب ارزش نیست، در همین خانه سینما در دیدار نوروزی سینماگران با ایوبی، اولویت بحثهایشان در پشت تریبون استقبال از یک فیلم نبود.

همه چیز را خرج جریان دفاع از نظام علیه فتنه کردم و البته چیزی جز بیمهری ندیدم

اما من سر فیلم «رسوایی» بیمهریهایی که از آقایان حوزه علمیه دیدم یا حتی بعد از «اخراجیهای 3» که برای فتنه هیچ کس هیچ کاری نکرده بود، هیچ فیلمی ساخته نشده بود، همه فتنه از پهلوی تا [مهدی] خزعلی از کف خیابان علیه این فیلم آمدند. من که میتوانستم یک فیلم شسته رفته محبوب دلهای مردم بسازم و بگویم دارد به آدمهایی که از جنگ برگشتهاند، بی‌توجهی میشود. کسی هم به من فحش نمیداد. اما آمدم همه چیز را خرج جریان دفاع از نظام علیه فتنه کردم و البته چیزی جز بیمهری ندیدم.

تنها انگیزهای که باعث میشود در مسیر بمانی این است که یومالحساب روز دیگری است. به قول «شهید آوینی» همه چیز در گمنامی است. مظلومیت. کاری که در همین «معراجیها» شد، در اوج غربت و تنهایی انجام شد. خدا حداقل چیزهایی را به خودم ثابت کرد، ولی هیچ وقت خودم را تحمیل نمیکنم، یعنی وقتی احساس کردم حتی جریانات اجتماعی و جریان حزباللهی دوست دارند تریبوندار باشند و من نباشم، بهراحتی گفتم این تریبون برای شما.

بزرگترین کتاب مرجع در دنیا جمعآوری منتشر شد از دولت یک نفر برای رونمایی از کتاب نیامد

من و خانمم در خانه‌ی محقری زندگی میکردیم، اما درآمدمان را صرف پوستر و اعلامیه برای جریانسازی همین گروهها می‌کردیم، ولی وقتی آمدند و به این نتیجه رسیدند که ما بهتر میتوانیم، گفتم مال شما. نظام احساس کرد میتواند نشریات بهتری راه بیندازد و نمیخواهند ما باشیم، میبندند و کسی هم دفاع نمیکند، میگویم مال شما. آمدیم در حوزه‌ی سینما از نظام دفاع کنیم. اینحا هم نخواهند باشیم... (بغض)

دشمن که نمیتواند به من بگوید نباش. این را ثابت کردهام. دشمن از در بیرونم کند، از پنجره وارد میشوم، ولی در سیستم نظام و خودیها هیچ وقت دوست ندارم به تقابل با این بچهها کشیده شوم و میگویم خودتان بیایید از خودتان دفاع کنید. حالا بگویید کتاب هم ننویس، مثل همین آزادگان. تصورش را بکنید. بزرگترین کتاب مرجع در دنیا جمعآوری و منتشر شده است، از دولت یک نفر برای رونمایی از کتاب نیامد. کتاب را هم هنوز چاپ نکردهاند. آنهایی که وظیفهشان است و میلیاردها پول میگیرند که این کار را انجام بدهند، کوچکترین توجهی نکردند. انگار کار فرهنگیای که میگویند کوچکتر از گلی است که فلانی در دروازه میزند، کوچکتر از وزنهای است که فلانی برمیدارد.

حضرت امام (ره) جملهای دارد و میگوید هی نگویید انقلاب برای ما چه کرده است، بگویید ما برای انقلاب چه کار کردهایم؟ امیدوارم در قیامت شرمندهی امام و ائمه نباشیم. بچه حزباللهی پتانسیلی بیش از این دارد و خیلی بیشتر از این میتواند کار کند، اما نمیخواهند کار کنیم. امیدوارم روز قیامت بتوانم به حضرت امام (ره) بگویم نمیخواستند ما کار کنیم.

خود بچه حزباللهی هم نمیخواهد ما تریبون آنها در عالم هنر باشیم

سوال آخر. شما بعد از «جبهه»، «صبح دوکوهه» را در آوردید که به قول خودتان توپخانهای نبود. فقط قرار بود کار تئوریک کنید. الان هم بعد از چهار فیلمی که صفت جنجالی کاملاً برازندهاش بود، «معراجیها» را ساختهاید که به هیچ وجه توپخانهای نیست. فروش خیلی خوبی دارد، ولی اصلاً جنجالی نیست. آیا این نشانه ورود به فاز جدید فعالیتهایتان است؟

بله، میتواند این باشد. گفتم خود بچه حزباللهی هم نمیخواهد ما تریبون آنها در عالم هنر باشیم و من اصراری ندارم. وقتی نمیخواهند لزومی ندارد... در «رسوایی» بحث جنجال نبود یا «معراجیها» را در عین حال که میگویند توپخانهای نیست، دفاع از حیثیت شعائر دفاع مقدس است، آن هم در جایی که دارند همه الهمانهای دفاع مقدس را حذف میکنند. من آدمی از جنس جنگ را آوردهام. قهرمانام کسی است که از دنیا میگذرد، نه آرنولد. میگویند فیلم قهرمان ندارد. قهرمان کسی است که از رتبه اول کنکور میگذرد و به جبهه میآید. کنایههایی که در فیلم برای نقد اجتماعی وجود دارد. وقتی سیدجواد هاشمی میگوید صف کنکور درازتر از صف کسانی است که به جبهه میروند، دارد به آدمهای آن دوره نقد وارد میکند. مسئله شهادت در این فیلم دراماتیزه میشود. همگی به پدرِ پسری قول میدهند که نگذارند او شهید شود. شما چه کسی هستید که میخواهید جلوی شهادت کسی را بگیرید؟ چه کنم کسی که باید زبان ما را بفهمد کم است. چنین کسی باید حکمت بفهمد تا حکیمانه به جای نقد فرمی - که آن را هم بلد نیستند - نشانه شناسی و تحلیل فیلم کند. ولی کجاست حکیم؟ فرهنگسازی نکردهایم که به جوان خود نگوییم همه چیزش را مدیون شهداست. در دانشگاهها به تابوت شهید بیاحترامی میکنند و به بهانه چهارشنبهسوری روی عکس شهدا رنگ میپاشند. میخواستم درباره این چیزها فیلم بسازم، اما نمی‏گذارند...

چه کسانی؟

بماند.

ممنون از وقتی که گذاشتید.


 
«عملیات ترور» در جشنواره فیلم مقاومت
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

با آغاز عملیات اجرایی و رایزنی‌های بین المللی سیزدهمین جشنواره فیلم مقاومت اولین میهمان خارجی بخش بین الملل جشنواره فردا به تهران می‌آید.

به گزارش تسنیم، بخش بین الملل جشنواره مقاومت با توجه به حساسیت و محوریت موضوع مقاومت در جهان، چالش‌ها و تحولات منطقه‌ای و جهانی برنامه ریزی شده که در گستره وسیع و متنوعی طراحی شده است. سفر آرت الیویر تهیه کننده آمریکایی به عنوان اولین میهمان جشنواره است که حضورش همراه با برنامه نمایش فیلم سینمایی «عملیات ترور» خواهد بود.
 
با توجه به حضور این تهیه کننده آمریکایی در تهران فیلم سینمایی «عملیات ترور» به کارگردانی پائول کراس و تهیه کنندگی این هنرمند چهارشنبه این هفته 10  اردیبهشت ساعت 17 در مرکز فرهنگی هنری اسوه به نمایش در می‌آید. نمایش این فیلم با حضور آرت الیویر تهیه کننده آمریکایی و نادر طالب‌زاده کار‌شناس و تحلیل گر سینما همراه با جلسه نقد و بررسی و پرسش و پاسخ پیش بینی شده است.
 
سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت از کلیه اصحاب رسانه و منتقدان و نویسندگان سینمایی و هنرمندان و علاقمندان دعوت کرد از این برنامه استفاده نمایند.
 
آرت الیویر شهردار سابق بلفلاور در ایالت کالیفرنیا معاون نامزد آزادیخواه ریاست جمهوری آمریکا در سال 2000 بود. تهیه کننده فیلم Operation Terror در خصوص 11 سپتامبر است که جشنواره بین المللی فیلم برای صلح، جشنواره خیریه فیلم موناکو، جشنواره الهام بخشی ومساوات، جشنواره بین المللی فیلم بغداد جوایزی دریافت کرده است. فارغ التحصیل Cerritos College در رشته ساختار فن آوری بوده و چهار فرزند دارد. وی مشاور شهردار (1994-1997)، شهردار موقت (1997-1998) شهردار بلفلاور (یکی از حومه‌های لوس آنجلس با 77 هزار ساکن) (1998-1999) بوده است. وی در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهور ی سال 2000 آمریکا اعلام کرد: «می‌بایست حجم دولت فدرال را کم کرده و به محدودیت‌هایی که در قانون اساسی تعریف شده است برگردیم.»
 
وی همچنین اظهار داشت: «از دولت می‌خواهیم نیروهای نظامی را از خارج از ایالت متحده به داخل برگرداند و وزارت دفاع جهت دفاع از ما و نه بمباران کشورهای کوچک اقدام کند من اعتقاد ندارم که ما می‌بایست ژاندارم دنیا باشیم. چالش‌های این کشور موجب ایجاد نگاه‌های منفی به امریکا شده است»
 
این فیلم روایت رسمی دولت امریکا از حادثه 11سپتامبر را به چالش می‌کشد و به بیان حقایق پشت پرده و هماهنگی‌های انجام شده قبل از اتفاق می‌پردازد.
 
در 2006، 114. 329 (1. 3%) آرا را کسب کرد و رقیب خود که فرماندار شد (آرنولد شواتزنگر) را متهم به دریافت بوجه‌ای 30 درصد بیش از بودجه یDevis (فرماندار 3 سال پیش) کرد. وی مخالف مهاجرت غیر قانونی می‌باشد. وی جهت شرکت در سومین همایش بین المللی هالیوودیسم بهمن ماه 1392 در تهران حضور یافت و با تعدادی از مقامات به صورت خصوصی دیدار کرد.
 
جشنواره بین المللی فیلم مقاومت در این دوره در راهبردهای بین المللی‌اش نگاهی دارد به جدی‌ترین موضوعات و محورهای مبتلابه جامعه جهانی. «ارایه تصویری روشنگرانه از جنایات آمریکا و صهیونیسم در جهان»، «افشای نقش آمریکا و صهیونیزم در تفرقه­افکنی و جنایات گروه­های تکفیری»، «نقش بیداری اسلامی در منطقه و جهان»، «تلاش مسلمانان برای احیای هویت اسلامی و مقابله با اسلام هراسی و ایران هراسی»، «نقش مردم غزه، لبنان و سوریه در مقابله با صهیونیسم و استکبار جهانی»، «نقش شهدای ترور در افشای چهره حقوق بشر آمریکایی»، «جهانی عاری از تروریسم و سلاح هسته­ای»، «معرفی شهدای مقاومت و شخصیت­های آزادیخواه جهان»، «نقش صهیونیسم و وهابیت در هتک حرمت مسلمانان و پیامبران»، «نقش هالیوود در ترویج خشونت، تروریسم و فرقه­سازی در مقابله با ادیان توحیدی شیطان­پرستی، خشونت و تروریسم در هالیوود»، «نقش وحدت اسلامی در شکست توطئه­ای سلطه­گران جهان»، «تبیین مبارزات و جنبش­های آزادیبخش مستضعفین»، «مقابله با تحمیل سبک زندگی غربی»، «ریشه­یابی جنبش مردمی 99% آمریکا از موضوعاتی است که از سوی شورای سیاستگذاری جشنواره برای بخش بین الملل این دوره طراحی و تعریف شده است.

 
فیلم بعدی حاتمی کیا مشخص شد
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

ابراهیم حاتمی‌کیا در حال تحقیق و نگارش فیلمنامه‌ای سینمایی با موضوع عملیات بیت المقدس است و بنا دارد ایده‌ای را که سال‌ها در ذهن داشته در تازه‌ترین اثر سینمایی خود اجرایی کند.

به گزارش مهر، ابراهیم حاتمی‌کیا در حالی که فیلم سینمایی «چ» را در حال اکران دارد این روزها مشغول تحقیق و نگارش فیلمنامه ای با مضمون عملیات بیت‌‌المقدس است.
 
این فیلمساز ایده این فیلم سینمایی را از گذشته های دور تا امروز در دست کار داشته و قرار است پس از پایان مراحل تحقیق و نگارش، این فیلمنامه سینمایی مراحل پیش‌تولید را آغاز کند.
 
مراحل تحقیق و نگارش این فیلم سینمایی به پایان نرسیده و هنوز در ابتدای راه است و مذاکره‌ای با هیچ‌یک از بازیگران انجام نشده است.
 
حاتمی‌کیا در آخرین حضورش در برنامه «راز» اشاره‌ای به ساخت فیلمی درباره عملیات بیت المقدس داشت و گفت بنا دارد این فیلم سینمایی را پس از «چ» در کارنامه کاری خود به یادگار بگذارد.
 
عملیات بیت‌المقدس از مهمترین و بزرگترین عملیات‌های جنگ ایران و عراق است. این عملیات در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ با رمز «یا علی ابن ابیطالب» در محور اهواز- خرمشهر، دشت آزادگان آغاز شد.
 
این عملیات که به عنوان مهمترین عملیات ها در هشت سال جنگ تحمیلی مطرح است در چهار مرحله انجام شد که آخرین مرحله این عملیات آزادسازی خرمشهر در سوم خردادماه را به دنبال داشت.

 
ناگفته‌های مهدی کریمی از «چ»/دو شرط حاتمی کیا برای ساخت فیلم
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
 
 
گروه فرهنگی مشرق - مهدی کریمی آثار شاخصی را در سینمایی ایران تهیه کرده که از میان آنها می‌توان به «مهر مادری»، «رنگ خدا»، «آژانس شیشه‌ای»، «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» و «پاداش» اشاره کرد. 
 
این روزها فیلم «چ» درحال اکران است، فیلمی که مهدی کریمی در پیش‌تولید و بخشی از فیلمبرداری آن به عنوان تهیه‌کننده نامش مطرح شد اما در میانه فیلمبرداری به دلیل یک مشکل شخصی نتوانست ادامه فعالیت بدهد و این روزها که فیلم «چ» اکران شده است می‌گوید: «خوشحالم بعد از گذشت سی سال فیلمی با محوریت «چمران» ساخته شد. خیلی دوست داشتم فیلم ابراهیم ساخته شود و خوشحالم بخشی از آن آدم‌هایی که چند سال اخیر حاتمی کیا را زیر سوال برده بودند الان او را بغل می‌کنند و دوست دارند و دوست دارم این قضیه ادامه پیدا کند و بفهمیم رفتار افراطی نداشته باشیم.» 

 
گزینه‌ها برای بازی نقش چمران چه کسانی بودند؟  
 
او درباره روند انتخاب بازیگر نقش شهید چمران یادآور شد:«اسامی بازیگران مختلفی برای نقش چمران مطرح شد و حتی تست‌هایی هم زدیم. اوایل خرداد 90 در یکی از جلسات فریبرز عرب‌نیا را پیشنهاد دادم و قرار شد ایشان بیایند تا از نظر شباهت چهره تست گریم بشوند که خیلی خوب با محبتی که ایشان داشت قضیه شکل گرفت. تنها بحث سفر از پیش تعیین شده ایشان بود اما چون گزینه دیگری نداشتیم و می‌خواستیم به تایم فیلمبرداری هم لطمه نخورد موافقت کردیم. یکی از گزینه‌های دیگر پرویز پرستویی بود که 15 روز منتظر بودیم تا جواب دهد که در نهایت گفت به دلیل روحی شرایط کار طولانی را ندارم. رضا عطاران هم پیشنهادی بود که حتی بعد از گذشت چهل روز از فیلمبرداری با ایشان صحبت کردند.» 
 
آغاز تحقیقات میدانی درباره چمران از اوایل دهه 80 
 
کریمی آغاز تحقیقات میدانی چمران را مربوط به اوایل دهه 80 دانست و گفت: «با توجه به علاقه‌مندی آقای حاتمی‌کیا ایشان بحثی را مطرح کرده‌ بودند که با حضور آقای کاسه‌ساز طرح تحقیقات سریال شهید چمران برای شبکه یک شکل گرفت. چند سالی طول کشید و مراحل تحقیق طی شد. از تولد تا شهادت شهید چمران باید کنکاش می‌شد و در کنار این‌ها یک بحث مستندسازی هم برای شبکه یک از مراحل تحقیق داشتیم که در نهایت طرح سریال نوشته و تحویل شبکه شد.  

وی افزود: با توجه به این دوره تحقیقاتی که به بررسی و رسیدن به زندگی کامل شهید چمران منجر شد، سال 87 آقای حاتمی‌کیا به من گفتند شاید تنها بتوانم یک فیلم سینمایی درباره شهید چمران بسازم و نمی‌توانم این سریال را بسازم. به هر حال صداوسیما ملاحظاتی دارد و در نهایت باید از مقاطع‌ایی از زندگی شهید چمران عبور می‌کردیم و کار یک اثر ناقص می‌شد و حق مطلب را در خصوص این قهرمان ملی ادا نمی‌کرد. در نهایت قراردادی بین من و حاتمی‌کیا برای نگارش فیلمنامه سینمایی بسته شد.  

حاتمی‌کیا پاوه را به لحاظ اینکه تعریف کلی از زندگی چمران در آن دیده می‌شود به عنوان یکی از مقاطع زندگی‌ ایشان انتخاب کرد.
 
کریمی با بیان اینکه تحقیقات مفصلی برای این کار شد خاطرنشان کرد: سفرهایی هم به لبنان داشتیم. وقتی به سمت شخصیت‌های ملی‌مان می‌رویم می‌بینیم قیم‌های زیادی دارند، به همین علت، کار حساسیت زیادی می‌طلبید و خوشبختانه با حضور حاتمی‌کیا مرحله تحقیقات به خوبی انجام شد. به خاطر همین حساسیت‌ها تصمیم به ساخت یک فیلم سینمایی گرفتیم و حاتمی‌کیا پاوه را به لحاظ اینکه تعریف کلی از زندگی چمران در آن دیده می‌شود به عنوان یکی از مقاطع زندگی‌ ایشان انتخاب کرد. 
 
او یادآور شد: ما سعی کردیم از زوایای مختلف هم اطلاعات اولیه را جمع کنیم از اهالی پاوه تا مسئولین و مورخین و با مجموعه این برآیندها قصه شکل گرفته است. اگر ادعایی هم از سوی دیگران مطرح می‌شود با اسناد و مدارک کاملا می‌توان دفاع کرد. بستر فیلم دو روز مرداد 58 و آزادسازی پاوه است که تحقیقات کاملی حتی از مردم آن زمان پاوه کردیم. حتی کاست هم به ما دادند که صدای درگیری‌ها را ضبط کرده بودند و یا فرمانده پاسگاهی که تا آخرین لحظه آنجا بوده توضیحات کاملی داد. به هر حال وقتی 30 سال می‌گذرد طبیعی است ذهن هم همه چیز را مو به مو یادآوری نکند.  

حاتمی‌کیا دو شرط داشت اینکه از بیت‌المال هزینه می‌کنیم دقت داشته باشیم و دیگر فیلمنامه بدون اعمال نظری ساخته شود

این تهیه‌کننده سینما خاطرنشان کرد:به طور مثال الان درباره عملیات بیت‌المقدس بیشترین منابع مکتوب و تصویری وجود دارد اما باز تفسیرهای مختلفی وجود دارد چه برسد به ماجرای پاوه که مرداد 58 بود. برادر شهید چمران تعریف می‌کرد خیلی‌ها مراجعه می‌کنند و می‌گویند موقع جنگ‌های نامنظم در گروه شهید چمران بودیم بعد می‌فهمیم اصلا شهید چمران آنجا نبوده است. 
 
کریمی یادآور شد: در شروع فیلم حاتمی‌کیا دو شرط داشت یکی اینکه از بیت‌المال هزینه می‌کنیم باید دقت داشته باشیم و دیگر فیلمنامه بدون اعمال نظری ساخته شود که الان هم کاملا فیلمنامه ایشان ساخته شده است. 
 
او با اشاره به روزهای ابتدایی فیلمبرداری گفت:ما اوایل تیر 91 برای تولید فیلم به پاوه رفتیم. 7 تیرماه عقیدتی سیاسی ارتش نامه‌ای زدند و مواردی را گفتند که جلساتی گذاشتیم و صحبت کردیم. مثلا می‌گفتند تیمسار فلاحی نمی‌توانسته تنها رفته باشد در حالی که دقیقا به همین شکل بوده است یا فلان فرماندهان هوا نیروز بوده‌اند که در تحقیقات‌مان به چنین چیزی نرسیدیم.  

نمی‌دانم با این خش و خط انداختن چه چیز زنده می‌شود؟  
 
مطالبی که بعضا بعضی از دوستان می‌گویند بخشی اصلا به آن تاریخ نمی‌خورد و ممکن است آن دو روز در جای دیگری از کردستان بوده باشند. ما در مسیر تحقیقات و نگارش این کار که حدود 6 سال طول کشید، زندگی کردیم.
 
تهیه‌کننده «آژانس شیشه‌ای» تصریح کرد: الان با همه دلسوزی و صداقتی که راویان تاریخ سعی کردند داشته باشند باز دچار اختلاف هستیم. بهتر است وقتی یک واقعه تاریخی به تصویر کشیده می‌شود بیش از آنکه دنبال اندک اختلافی در جزئیات باشیم به کلیات توجه کنیم و اگر به نفع آن جریان است از آن بهره ببریم. این کار ساخته شده الان، با این خط و خش انداختن‌ها نمی‌دانم چه زنده می‌شود! ما فیلم سینمایی می‌بینیم و ماجرایی که درام در آن نقش اساسی دارد. 
 
این تهیه کننده با انتقاد از مطالبی که از سوی برخی افراد مطرح می شود گفت: مطالبی که بعضا بعضی از دوستان می‌گویند بخشی اصلا به آن تاریخ نمی‌خورد و ممکن است آن دو روز در جای دیگری از کردستان بوده باشند. ما در مسیر تحقیقات و نگارش این کار که حدود 6 سال طول کشید، زندگی کردیم. خود حاتمی‌کیا مراحل مختلف تحقیق را حضور داشته و کاملا نظارت کرده است و با آدم‌های مختلف ساعت‌ها گفت‌وگو کرده است و تا به بلوغ کاملی نرسید تصمیم به ساخت این فیلم را نگرفت. تمام مراحل هم مستندسازی شده است. 
 
بیشترین لطف را در راه ساخت فیلم مهندس چمران کردند  
 

«چ» نقطه آغازی بر چمران است و این‌گونه نیست که دیگر نتوان درباره این شهید کار کرد.  بیشترین لطف را در راه ساخت این فیلم مهندس چمران کرد و دست ما را باز گذاشت و خوشبختانه نتیجه کار هم نشان می‌دهد «چ» فیلم ابراهیم حاتمی‌کیاست و مانند بسیاری کارهای دیگر یک فیلم سفارشی و تبلیغاتی نیست و فیلم آبرومندانه‌ای شده است. «چ» نقطه آغازی بر چمران است و این‌گونه نیست که دیگر نتوان درباره این شهید کار کرد. 
 
کریمی از چه سالی درگیر تولید «چ» شد؟
 
مهدی کریمی در ادامه درباره حضورش در این پروژه به عنوان تهیه کننده یادآور شد: درسال ۸۹ قرار بود کار توسط «حک فیلم» تولید شود. اوایل سال 90 حاتمی‌کیا از من خواست فیلمنامه را تولید کنم و حتی گفت من کارگردانی نمی‌کنم و شرایط آن روزها برایش مناسب نبود. گفتم روزی که قرار شد فیلمنامه را بنویسی به این علاقه کنار تو بودم که توسط خودت ساخته شود ضمن اینکه تعهدی به جایی برای ساخت نداریم و صبر می‌کنیم زمانی که شرایط خودت مناسب شد ساخته شود. اوایل پاییز 90 حاتمی‌کیا ابراز علاقه کرد کار را بسازد. 
 
وی ادامه داد: پیش از این حوزه هنری برای ساخت ابراز تمایل کرده بود که بعد از چند جلسه با سهیل جهان بیگلری چون من تهیه‌کننده بودم صادقانه گفتند نمی‌توانیم باشیم. با جاهای مختلف جلساتی داشتیم و با علاقمندی حسینی وزیر وقت ارشاد قرار شد از سازمان سینمایی پیگیر باشم. بهمن ماه حاتمی کیا با «استرداد» در روسیه بود و از آنجا اعلام کرد فارابی هم اظهار تمایل کرده است.  

این تهیه‌کننده یادآور شد: در دی 90 فیلمنامه را برای امام جمعه پاوه بردم تا بخوانند که خوشبختانه ایشان پیشنهاداتی دادند و در طول کارهم همراهی‌های خوبی با ما داشتند. 10 اسفند 90 پیش تولید را آغاز کردیم. به خاطر فصل فیلم باید تابستان فیلمبرداری کار را شروع می‌کردیم. پاوه هم تفاوت زیادی با سال 58 کرده بود بنابراین تصمیم گرفتیم بخش‌هایی را در دکور کار کنیم. آن زمان مشخص بود کار راحت نخواهد بود به هرحال دکورهای فیلم را با آن حجم، کمتر از دو ماه در شرق تهران ساختیم. نوع کار تجربه جدیدی در سینمای ایران بود و همزمان چند جا کار پیش رفت و تیم های مختلفی مشغول کار بودند تا فیلم به جشنواره فجر سال 91 برسد. مساعدت آقای هاشمی استاندار آن زمان کرمانشاه با مشارکت و همراهی مدیران استان و خصوصا شهر پاوه کمک قابل توجهی به پیشرفت و تولید فیلم کرد.  
 
وی افزود: پس از شروع فیلمبرداری و پایان بخش پاوه که 40 روز بود به قشم رفتیم و صحنه‌های مربوط به لبنان را گرفتیم. بخشی که یکی از دغدغه‌های فکری حاتمی‌کیا بود و دوست داشت گرفته شود. آن زمان دکورها در حال ساخت بود و به دلیل کنفرانس غیر متعهدها هم در تهران نمی‌توانستیم کار کنیم بنابراین به قشم رفتیم. 
 
چرا کریمی در مقطعی نتوانست در «چ» ادامه کار بدهد؟ 
 
کریمی درباره مشکلی که باعث عدم حضورش در ادامه فیلمبرداری شد،توضیح داد: مشکل من به دو، سه سال پیش برمی‌گردد و مشکلی حقوقی که بابت کم لطفی یکی از دوستانم درگیر چک‌های سفید امضا امانی شدم. 2 مهرماه روزی که شمقدری به بازدید کار آمده بود بعدازظهر در دفتر گرفتار آن پرونده شدم. این مشکل که هنوز هم ادامه دارد باید از نظر حقوقی حل شود و تا آن فرد ثانی گرفتار نشود حل نمی‌شود، موضوعی که هیچ ارتباطی با سینما ندارد. آن موقع هم که گرفتار شدم به صورت تلفنی با دوستان ارتباط داشتیم و کار پیش می‌رفت و برای من هم مهم این بود که فیلمبرداری متوقف نشود و این مهم‌تر از وضعیت خودم بود. 

وی افزود: بعد از پایان فیلمبرداری جلسه‌ای با آقای میرعلایی مدیرعامل وقت فارابی داشتم و از زحمات دوستان برای جمع شدن کار قدردانی کردم. ایشان هم لطف کردند و گفتند پیگیر حل مشکلم باشم. برای من نتیجه مهم بود و به خاطر من حتی یک روز هم کار نخوابید و اینکه شایع شد به دلیل مشکل من کار به فجر 31 نرسید هم حقیقت نداشت.  
 
کریمی اظهار کرد: بیش از یک ماه با تمام سختی‌ها بصورت تلفنی پیگیر کار بودم و حضور دلسوزانه و پشتکار عوامل که کوتاه نیامدند باعث شد کار جلو برود. البته نبود من این خیر را هم داشت که در ادامه فیلم با مشکل مالی کمتری مواجه باشد و مدیران فارابی کار را با پوست و گوشتشان درک کردند و در کمتر از دو ماه بیش از دو میلیارد تزریق شد‌، در هفت ماه آغاز پیش تولید و شروع فیلم فقط کار را با دو میلیارد و هفتصد میلیون جلو بردم و در آن دو ماه این خیر به همکاران رسید.  
 

خوشحالم امروز بخشی از آن آدم‌هایی که چند سال اخیر حاتمی کیا را تخریب وزیر سوال برده بودند الان آن را دوست دارند و می‌ستایند.
 
این تهیه‌کننده رابطه این روزهایش را با ابراهیم حاتمی کیا معمولی دانست وگفت: خوشحالم امروز بخشی از آن آدم‌هایی که چند سال اخیر حاتمی کیا را تخریب و زیر سوال برده بودند الان آن را دوست دارند و می‌ستایند.  
 
وی افزود: حتی اوایل سال 91 با مدیرعامل وقت فارابی صحبت می‌کردم می‌گفت حاتمی کیا الان حاتمی‌کیای «دعوت» و «گزارش یک جشن» است. گفتم در حال حاضر می‌خواهیم با ایشان چمران را بسازیم. ضمن آنکه مگر آن فیلم‌ها چه ایرادی دارند؟ ما خیلی ساده داشته‌هایمان را به حراج می‌گذاریم. احساس می‌کنیم حاتمی کیا همیشه باید آنجوری باشد که دل ما می‌خواهد ببینم. 
 
کریمی درعین حال یادآور شد: اولین نفری بودم که بعد از شروع تدوین در مرداد ۹۱ به حاتمی کیا دستمریزاد گفتم و معتقد بودم کار درآمد. خوشحال شدم در فجر از بچه‌هایی تقدیر شد که در زمان تولید سخت‌ترین لحظات را داشتند و علی رغم اینکه اعتقادی به آنها نبود مومنانه ایستادند و توان خود را ثابت کردند. 
 
به اتفاق روز آخر فیلمبرداری نقد دارم 
 
این تهیه کننده درباره اتفاقات روز آخر فیلمبرداری گفت: به اتفاق روز آخر نقد دارم. عرب‌نیا به تایید و رد من نیازی ندارد و سابقه‌اش کاملا گویا است. آن اتفاق نباید چنین گل درشت انعکاس پیدا می‌کرد و انتقاد خودم را نیز همان زمان مطرح کردم. بعضی دوستان که در این جریان بازی‌گردان بودند متوجه آن نگاه پدرانه تولیدی نبودند. در خیلی از کارهای دیگر هم چنین مسائلی بوده اما خویشتن‌داری شده و کسی متوجه آن نشده است. الان چه چیزی عایدمان شد؟. بسیار منطقی می‌شد قضیه را جمع کرد.  

وی ادامه داد: وقتی در فیلمی عوامل را صدا می‌کنیم و شرایطی را می‌پذیریم باید متقابلا به تعهداتمان پایبند باشیم. احساس می‌کنم تهیه‌کنندگی در سینمای ایران برای یکسری از آقایان محلی برای تسویه حساب و به رخ کشیدن قدرت و زورآزمایی است. 
 
کریمی درباره تغییر پایان‌بندی فیلم گفت: طبق فیلمنامه بازنویسی شده قرار بود پایان فیلم با پیام امام (ره) تمام شود و میدان پاوه را می‌دیدیدم و هلی کوپترهایی که به شهر می‌آیند و می‌نشینند. در این شلوغی و هیجانی که ایجاد شده تیتراژ پایانی می‌آمد.  
 
وی درباره سریالی که قرار است درباره شهید چمران ساخته شود اظهار کرد: جلیل سامان که قرار است این سریال را بسازد با هم تماس داشتیم و به او گفتم هر کاری بتوانم برای کمک انجام می‌دهم و جزو افتخارات است که بتوانم نقش موثر و مفیدی در پروژه داشته باشم اما آن مسیر را ساده نمی‌بینم و کار ایشان بسیار سخت خواهد بود.
 
کریمی گفت:ما در طول این سال‌هایی که از انقلاب می‌گذرد به همان اندازه رشد نکردیم و نتوانستیم آن اخلاق‌هایی که در بحران‌های مختلف تجربه کردیم را برای وسعت نظر توشه راهمان کنیم و برعکس دچار تنگ نظری شده‌ایم. بجای عمل به حداقل دریافتمان از منش و گفته بزرگان ریاکارانه همه تقصیرها را در دیگران می‌ببینیم و پیش از آنکه آن کارکتر ملی‌مان را ببینیم آن تنگ‌نظری‌های حزبی‌مان را می‌بینیم بنابراین اگر فیلم دیگری راجع به چمران ساخته شود، باز مشکلات خود را دارد. 

منبع: ایسنا

 
از تبیین اندیشه‌های سینمای آوینی تا رضایت رهبری از چمران حاتمی‌کیا
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

ه گزارش خبرنگار سینمایی فارس، همایش تصویر قلم تحت عنوان ردیابی اندیشه‌های سیدشهیدان اهل قلم بر آثار سینمای داستانی و مستند ایران با حضور علیرضا رضاداد، مسعود ده‌نمکی و وحید جلیلی و همچنین تقدیر از ابراهیم حاتمی‌کیا، مسعود ده‌نمکی و نرگس آبیار عصر روز سه‌شنبه 26 فروردین در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. براساس این گزارش، در بخش ابتدایی این مراسم وحید جلیلی، علیرضا رضاداد و مسعود ده‌نمکی به ردیابی اندیشه‌های شهید آوینی و آثار مستند و داستانی 20 سال اخیر پرداختند که رضاداد ضمن گلایه از عدم انجام پژوهش‌های منسجم در این رابطه اندیشه‌های آوینی را در سه محور کلی مخاطب‌پذیر بودن، مؤثر بودن و متعهد بودن تقسیم کرد و عنوان کرد باید از این سه منظر به دنبال ردیابی آثار آوینی در سینمای ایران بود و به گفته وی آثاری نظیر «بچه‌های آسمان» و «آژانس شیشه‌ای»‌بر مبنای این سه دیدگاه ساخته شده‌اند. براساس این گزارش همچنین مسعود ده‌نمکی نیز با اشاره به اینکه به طور کلی در سینمای امروز ایران نمی‌توان رد مشخصی از اندیشه‌های شهید آوینی یافت، گفت:‌ این رد را در آثار سینمایی نمی‌بینیم مگر اینکه برخی توانسته‌اند ادا و اطوار این اندیشه‌ها را دربیاورند و نکته مهم این است که چرا آثار امروزی با وجود پیشرفت‌هایی که سینما کرده است نمی‌توانند به اندازه آثار شهید آوینی با مخاطب ارتباط برقرار کند و به نظرم من مهم‌ترین دلیل آن خود شهید آوینی است. وحید جلیلی نیز در بخشی از این مراسم با اشاره به اینکه نکته‌ای که شهید آوینی مطرح می‌کرد این است که بسیاری از آثار می‌خواهند از کنار انقلاب رد شوند و به همین دلیل هیچ نشانه‌ای از انقلاب ندارند، گفت: اینکه آوینی می‌گوید فیلم‌های ما از کنار انقلاب رد می‌شوند نکته بسیار مهمی است انقلاب مهم‌ترین واقعیت 400 سال اخیر جامعه ایران است اما وقتی بزرگ آنها می‌گوید من با تو مخالفت نمی‌کنم بلکه انکارت می‌کنم به اهمیت این بحث باید پی برد. ما 200 هزار شهید در دفاع مقدس و 14 هزار شهید ترور داریم که آنها را منکر می‌شوند و جای سینمای ایران در تمام این موضوعات خالی است. براساس این گزارش در بخش پایانی این مراسم نیز به تقدیر از سرکار خانم افشار مادر سه شهید (علی‌ اکبری) نرگس آبیار، مسعود ده‌نمکی و ابراهیم حاتمی‌کیا اختصاص داشت که ابراهیم حاتمی‌کیا در بخشی از سخنان خود ضمن اشاره به نظرسنجی منتشر شده در خصوص محبوب‌ترین فیلم‌سازان و همچنین دیدار روز یکشنبه خود با مقام معظم رهبری گفت: پریروز روز بسیار خوبی برای من بود اول آنکه به من خبر دادند باید خدمت مقام معظم رهبری برسم و دوم خبری بود در مورد نظرسنجی ارشاد که خوشحال‌کننده بود وقتی خدمت آقا رسیدیم ایشان با روی باز و چهره‌ای بشاش از فیلم تعریف کردند و گفتند همان چمرانی بود که من می‌شناختم. در پایان این مراسم و پس از اقامه نماز جماعت فیلم سینمایی «چ» برای حاضران به نمایش درآمد. مشروح این گزارش متعاقبا منتشر می‌شود.


 
عکس: نماز رهبرانقلاب در مسجدجامع یزد
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

تصویری از نماز رهبر انقلاب در مسجد جامع یزد در سفر ایشان به این استان در سال 1386.


 
اثر جدید حامد زمانی برای مادران شهدا
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

همزمان با سالروز وفات حضرت امّ البنین(س) مادر ادب و مهربانی کار جدید حامد زمانی با عنوان " بهارم" با موضوعیت تقدیر و تکریم مادران و همسران شهدا به سفارش حزب الله سایبر، تقدیم به همه مادران صبور شهدای دفاع مقدس کرده است.

لینک فایل


 
یادداشت "ابراهیم حاتمی‌کیا" درباره شهید آوینیامه راز با حضور حاتمی کیا
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ
یادداشت "ابراهیم حاتمی‌کیا" درباره شهید آوینی

مشرق - یادداشتی که متن و کلیشه ی تصویری آن را پیش رو دارید، به قلم کارگردان صاحب نام سینمای دفاع مقدس «ابراهیم حاتمی کیا» (که این روزها، فیلم «چ» را بر پرده نمایش دارد) قلمی شده است. راستش هر چه متن را بالا و پایین کردیم، مخاطب نامه را نشناختیم. شاید مرحوم «ابراهیم اصغرزاده» باشد (پاراگراف آخر یادداشت، بی اختیار ذهن را به سمت آن عزیز سفر کرده می‌برد)، شاید هم دیگری. خیلی مهم نیست، مهم متن یادداشت است که خواندنی و تأثیرگذار است. شماره تلفن درج شده در انتهای نامه، هفت رقمی بود و همین نشان می داد که در نیمه اول دهه 80 نوشته شده است:

 
هوالحق
 
سیدی بود دلسوخته. عاشقی بود شیدا. عزیزی بود که هیچ گاه بغض فرو خورده اش بالا نیامد و نم اشک دیدگانش، لحظه‌ای آسوده‌اش نگذاشت. بغض و لبخندش قرین و ممزوج بود و هرکه را با او خلوتی بود، در ضیافت محفل حیرت او، چیزی جز خون دل و آب دیده هیچ ندید.
 
سید مرتضی آوینی، کسی بود که نیمه آسمانی‌اش، بیش از نیمه زمینی‌اش بود، و هنوز آفتاب پس از لیلة الدفن او از افق سر نزده بود که بداندیشان و دشمنان حربی او سرزده بر سر منبرها رفتند و داد فراق  سر دادند و اشک از دیده ها جاری کردند و چنان ناله نفاق خود را با فغان مریدان و دوستان یکی کردند که تو گویی تا دیروز، هم اینان نبودند که سید را بر سر دار جفا می کردند و چوب تکفیر بر لبانش می زدند. 
 
عزیزِ برادر! روزگار چنان بر مدار ریا گردش گرفته که انگار هیچ صاحب دلی را توان رسیدن به گرد آن نیست، ولی در این وادی حیرت بر دوستان حقیقی آن بزرگوار فرض است که دست هنر بر زانوی همت نهاده و جهت ادای دینی که به او دارند، از سرچشمه زلال معرفت و خاک خون نشسته دل، تحفه ای گرانمایه تهیه کنند.
 
خوشا به حال اهل ذوقی که خلوت دل را با قلمی به صفحه اظهار می سپارند و رود اندیشه را با جوهر و رنگی و تأملی کوتاه به دریای بی کرانه خواهندگان متصل می کنند. شاید تو نیز خواسته باشی خاطر و دل مشغولی یاد سید مرتضی را به تصویر بکشی؛ ولی مشکلات ابزار سینما، تو را در مرحله تفکر معطل گذاشته باشد. حقیر مفتخرم که این واسطه مقدس را به عهده گرفته ام تا هر دوستدار "سید مرتضی"را در امر ثبت تصویری یار و همراه باشم.
 
منتظر تماس شما هستم.
 
حاتمی‌کیا
 

 
پوستر/برگزاری همایش تصویر قلم
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

پوستر/برگزاری همایش تصویر قلم

برگزاری همایش تصویر قلم+پوستر

 
نظرسنجی رسمی وزارت ارشاد؛
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

حاتمی‌کیا و ده‌نمکی در صدر انتخاب مردم

به گزارش مشرق، بانی فیلم نوشت؛ در ایام برگزاری سی و دومین جشنواره فیلم فجر یک نظرسنجی مردمی توسط وزارت ارشاد برای شناسایی محبوبترین سینماگران در بین مردم برگزار شد که نتایج جالب و قابل تاملی را در برداشته است. نتایجی که بازهم نشاندهنده‌ی اقبال بالای مردم به هنرمندان جبهه انقلاب است.

34 درصد مردمی که به سوالات آمارگیران پاسخ داده اند گفته اند ترجیح می دهند فیلم های خانوادگی را در سینماها تماشا کنند. آثاری با موضوعات اجتماعی 20 درصد و آثار کمدی نزدیک به 13 درصد را به خود اختصاص داده اند. همچنین بر پایه این نظرسنجی 54 درصد مردم ترجیح می دهند فیلم های مورد علاقه شان را نه در سینما که هنگام ورود به شبکه نمایش خانگی تماشا کنند.

نظر پایتخت نشینان در مورد کارگردان مورد علاقه شان نیز در نوع خود جالب توجه است. در این نظرسنجی «ابراهیم حاتمی کیا» که در ماه‌های اخیر به دلیل انتقادات صریحش نسبت به فاصله گرفتن جریانات سینمایی نسبت به انقاب اسلامی مورد انتقاد شدید شبه‌روشنفکران قرار گرفته است با فاصله در صدر قرار گرفته و پس از او «مسعود ده نمکی» در رده دوم محبوب‌ترین سینماگران در بین مردم قرار دارد. جالب اینکه در فهرست کارگردانان محبوب مردم اسامی فیلمسازانی به چشم می خورد که سال هاست فیلم سینمایی نساخته اند و در تلویزیون مشغول به کارند.

بر پایه این نظرسنجی «پرویز پرستویی» محبوب ترین بازیگر مرد سینمای ایران و «مریلا زارعی» بازیگر زن محبوب مردم است.

همچنین در این نظرسنجی نزدیک به 60 درصد مردم مخالف اعمال ممیزی بر فیلم های سینمایی هستند.

در این نظر سنجی که آن را مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام داده است و نتایج طی گزارشی در هفته سوم فروردین 1393منتشر شده چنین آمده است:

56 درصد پاسخگویان، فیلم ایرانی دوست دارند. 23/4(بیست و سه و چهار دهم) درصد فیلم های هالیوودی، 5/5 (پنج و پنج دهم) درصد، فیلم های سایر کشورها (اروپایی، ترکی، عربی، آمریکای لاتین و...) را دوست دارند، 5/5 (پنج و پنج دهم) درصد گفتند که بستگی به فیلم دارد، 3/5 (سه و پنج دهم) درصد نظری نداشتند، 3 درصد فیلم هندی، 2/2 (دو و دو دهم) درصد فیلم های شرق آسیا (ژاپنی، کره ای و...) را دوست دارند و 1 درصد نیز پاسخی به پرسش ندادند.

بر مبنای نتایج این نظرسنجی و به لحاظ موضوع فیلم های سینمایی، موضوع درام (خانوادگی) 34/1 (سی و چهار و یک دهم) درصد، موضوع اجتماعی 20/4 (بیست و چهار دهم) درصد، کمدی (طنز) 12/9(دوازده و نه دهم) درصد، اکشن (پلیسی) جنایی و حادثه ای با 12/9 (دوازده و نه دهم) درصد، موضوع هایی هستتد که بیشترین علاقه مندی شهروندان تهرانی را برای دیدن فیلم ها به خود اختصاص داده اند.

بر پایه  گزارش نظرسنجی مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی، 54 درصد تهرانی ها فیلم های جشنواره را هنگامی تماشا می کنند که به شبکه خانگی بیاید. 14/8 (چهارده و هشت دهم) درصد پاسخگویان، گستردگی و مردمی تر شدن جشنواره فیلم فجر را تفاوت بارز جشنواره امسال در همسنجی (مقایسه) با دوره های پیشین دانسته اند.

ابراهیم حاتمی کیا 24/4 (بیست و چهار و چهار دهم) درصد، مسعود ده نمکی 6 درصد، اصغر فرهادی 4/7 (چهار و هفت دهم) درصد، مسعود کیمیایی، مهدی فخیم زاده و رضا عطاران هر یک 4/5 (چهار و پنج دهم) درصد، سیروس مقدم 3/2 (سه و دو دهم) درصد و داوود میرباقری 2/7 (2 و هفت دهم) درصد به ترتیب به عنوان بهترین کارگردان شناخته شده اند.

مریلا زارعی 19/2 (نوزده و 2 دهم) درصد، فاطمه معتمد آریا 5 درصد، هدیه تهرانی 4/7 (چهار و هفت دهم) درصد، الناز شاکردوست 4/5 (چهار و نیم ) درصد، ثریا قاسمی و لیلا حاتمی هر کدام 4/2 (چهار و 2 دهم) درصد، نیکی کریمی 4 درصد و مهناز افشار 3/5 (سه و نیم) درصد بیشترین تعداد را به عنوان بهترین بازیگر زن به خود اختصاص داده اند.

همچنین پرویز پرستویی 16/2 (شانزده و 2 دهم) درصد، شهاب حسینی 10/2 درصد، رضا عطاران 7/5 (هفت و نیم) درصد، اکبر عبدی 4 درصد، محمدرضا گلزار 3/5 (سه و نیم) درصد، امین حیایی 3/2 (سه و 2 دهم) درصد، حامد بهداد و محمدرضا فروتن هر یک 2/2، رضا کیانیان و مهدی فخیم زاده 2 درصد، محمدرضا شریفی نیا و جمشید مشایخی 1/7 (یک و هفت دهم) درصد به ترتیب به عنوان بهترین بازیگر مرد شناخته شدند.

افرادی که در شبانه روز به هیچ روی فیلم های سیمای جمهوری اسلامی ایران را نمی بینند 31 درصد هستند و تنها 12/4 (دوازده و چهار دهم) درصد پاسخگویان در هر روز کمتر از سی دقیقه وقت خود را به فیلم های تلویزیون داخلی اختصاص می دهند. 12/1 (دوازده و یک دهم درصد) سی تا شصت دقیقه، 16/6 (شانزده و شش دهم درصد) یک تا 2 ساعت و 12/9 (دوازده و نه دهم درصد) 2 تا چهار ساعت، این نوع فیلم ها را در شبانه روز می بینند.

59/2(پنجاه و نه و دو دهم) درصد افراد موافقند که هر فیلمی ساخته می شود بدون ممیزی (سانسور / فیلتر) پخش شود و 36/1 (سی و شش و یک دهم) درصد افراد موافق این موضوع نبودند. 4/7 (چهار و هفت دهم) درصد افراد هم به پرسش پاسخ ندادند.

در تحقیق و نظرسنجی انجام شده، 50 درصد پاسخگویان مرد و 50 درصد زن هستند. افراد دارای مدرک دیپلم با 32/1 (سی و دو و یک دهم) درصد و افراد با مدرک کارشناسی با 28/4 (بیست و هشت و چهار دهم) درصد، بیشترین شمار را در میان پاسخگویان به خود اختصاص داده اند. افراد با مدرک دکتری با 5/0 (پنج دهم درصد)، کمترین تعداد پاسخگویان را تشکیل می دهند.

به لحاظ اشتغال، افراد خانه دار با 30/3 (سی و سه دهم) درصد و افراد دارای شغل آزاد با 29/6 (بیست و نه و شش دهم) درصد بیشترین فراوانی را در میان پاسخگویان با وضعیت های شغلی متفاوت داشته اند.

بیشترین افراد پاسخگو یعنی 28/4 (بیست و هشت و چهار دهم درصد) در محدوده ی سنی 31 تا 40 سال قرار دارند. 1/27 (بیست و هفت و یک دهم درصد) پاسخگویان 41 تا 55 سال و 2/7 (دو و هفت دهم درصد) 19 تا 22 سال هستند.

75/1(هفتاد و پنج و یک دهم درصد) از پاسخگویان متاهل و 23/6 (بیست و سه و شش دهم درصد) مجرد بودند.


 
نمایش شیار 143 در سینما فلسطین
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، سایت تیوال اجرای ویژه ای از فیلم "شیار 143" به کارگردانی نرگس آبیار را همراه با نشست نقد و بررسی با حضور عوامل فیلم برگزار می کند.

اکران شیار 143 در سینما فلسطین


این برنامه ساعت 16:30 روز دوشنبه 25 فروردین ماه ( نیم ساعت پیش از اکران) و نشست نقد و بررسی فیلم در ادامه ساعت 19:00 در سینما فلسطین خواهد بود.

گفتنی است این فیلم تا کنون تنها در واپسین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده است و مورد تحسین تماشاگران و منتقدین جای گرفته است.

سینما فلسطین در تهران، میدان فلسطین، نبش خیابان مظفر قرار دارد.

بهای بلیت این نمایش ۴.۰۰۰ تومان است که برای اعضای تیوال با ۵۰% تخفیف و بهای ۲.۰۰۰ تومان عرضه می شود.


 
ده‌نمکی: دیگر نمی‌خواهم فیلم بسازم
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
گروه فرهنگی مشرق، مسعود ده‌نمکی که مهمان نخستین برنامه مهران دوستی در سال 1393 بود، با بیان‌ اینکه فیلم «معراجی‌ها» هم‌ اینک به مرز چهار و نیم میلیارد تومان فروش رسیده است، اظهار کرد:‌ این فیلم محصول سیمای جمهوری اسلامی‌ ایران است و در واقع تهیه کننده اصلی آن شبکه اول سیما بود و با توجه به‌ این مسئله بود که ما توانستیم تبلیغات زیادی در تلویزیون داشته باشیم. هرچند من اعتقاد ندارم که تبلیغات فیلم ما بیش از فیلم‌های دیگر بود. به نظر من عدالت در تبلیغ فیلم‌های روی پرده سینما در تلویزیون به خوبی رعایت شد. البته ما مدت زمان بیشتری نسبت به سایر فیلم‌ها روی پرده سینما هستیم. حدود 2 هفته بیشتر از بقیه فیلم‌ها.
 
ده‌نمکی ادامه داد: تبلیغات بخشی از هزینه‌های هر فیلمی‌ است و قطعا همه فیلم‌ها برای تبلیغات هزینه‌های خاصی را کنار می‌گذارند و ما هم از‌ این قاعده مستثنی نبودیم. من سر فیلم قبلی‌ام یعنی «رسوایی» خیلی خیلی کمتر از «معراجی‌ها» تبلیغ داشتم اما دیدیم که آن فیلم هم فروش خوبی کرد. تبلیغات جزئی از فیلم است و کسی که فیلم را می‌سازد نمی‌تواند بی تفاوت از کنار‌ این مسئله رد شود.
 
تهیه‌کننده «خط ویژه» هم از بزرگان تبلیغات است
 
این کارگردان با انتقاد از رضا کیانیان که اعتقاد داشت چگونگی پخش تبلیغات فیلم‌های سینمایی در تلویزیون به عدالت رعایت نمی‌شود، گفت: به نظر من خود آقای کیانیان هم می‌داند که فیلم‌ها با پول بیت المال درست می‌شود و مثلا می‌دانند که تهیه کننده فیلم «خط ویژه» خودش یکی از بزرگان بخش تبلیغات در کشور است پس از نفوذ خود استفاده کرده و حتی در تلویزیون‌های استانی هم روزی 30 بار تبلیغ فیلمش پخش می‌شود.‌ اینطور نیست که هر فیلمی‌ که در تلویزیون تبلیغ می‌کند صد در صد فروش بالایی هم خواهد داشت. شما فیلم‌هایی را بعضا در سینما می‌بینید که مردم برای دیدنش هجوم می‌برند اما یکبار هم در تلویزیون تبلیغ آن فیلم پخش نشده است.
 
وی تصریح کرد: خودم فیلم «رسوایی» را در عید سال گذشته داشتم.‌ این فیلم با آثاری چون «حوض نقاشی»، «قاعده تصادف»، «تهران 1500» و «رژیم طلایی» در نوروز سال گذشته رقابت می‌کرد؛ آن هم بدون تبلیغ و دیدید که فروشش از آن فیلم‌ها بیشتر شد.
 
سیگار شما را می‌کشد یا شما سیگار را
 
ده‌نمکی با بیان‌اینکه هیچ وقت از پولی که سر فروش فیلم‌هایش بدست آورده سطح زندگی خود را ارتقا نداده است، تأکید کرد: بعضی‌ها نوشتند من لکسوس سوار هستم در صورتی که‌ اینجوری نیست و یک ماشین تویوتای معمولی دارم. بعضی همه دنیایشان در چارچوب خانه و ماشین می‌گذرد در صورتی که‌ اینطور نیست. در فیلم رسوایی یک دیالوگی را نوشته بودم که می‌گفت «ببینید سیگار شما را می‌کشد یا شما سیگار را».‌ این هم همان است. برخی سوار ماشین می‌شوند اما در اصل‌ این ماشین است که سوار آنها شده است. من سعی کرده‌ام که همیشه من باشم که سوار ماشین باشم. آدم خوب است که حتی یک پراید داشته باشد اما او باشد که ماشینش را مدیریت کند نه‌ اینکه ماشین و پول و مادیات او را مدیریت کنند. عده‌ای هستند که حتی پلاستیک ماشین خود را هم نمی‌کنند تا نشان دهند چقدر اهل مادیات هستند!
 
درآمد سه‌گانه «اخراجی‌ها» فرهنگنامه 80 جلدی جنگ شد
 
این فیلمساز ادامه داد: من یک کاری را در حوزه کتاب انجام دادم و آن یک فرهنگنامه 80 جلدی بود که در مجموع حدود 100000 صفحه دارد و 20 سال روی آن کار کردیم و زحمت برد. من هر چه پول از سر سه گانه‌های اخراجی‌ها درآوردم سر‌ این پروژه هزینه کردم که به نظرم بزرگترین مرجع ما برای جنگ و دفاع مقدس است. من برای امرار معاشم خیلی از پول‌هایی که سر فیلمسازی به دست آورده‌ام هزینه نمی‌کنم.
 
از اجاره دادن می‌ترسم
 
ده نمکی در خصوص‌ اینکه هزینه ماهانه اش چقدر است، گفت: من چون خانه ام رهنی است و از اجاره و اجاره دادن همیشه می‌ترسم به سمت اجاره کردن خانه هرگز نرفته‌ام و هر خانه‌ای که در آن باشم را حتما رهن می‌کنم. به جز‌ این مورد هزینه خورد و خوراکم در ماه حدود یک میلیون تومان است. خیلی وقت‌ها هم شده که دخل و خرجم با هم جور در نیامده. اصولا هر کس کار فرهنگی می‌کند دخل و خرجش جور در نمی‌آید.
 
پنجاه تومانی خون آلود را شستم تا زندگی‌ام را بگذرانم
 
وی افزود: زمانی که مجله داشتم حتی در دادن حقوق بچه‌هایی که در مجله کار می‌کنند هم مشکل داشتم. یادم می‌آید اولین زمانی که دخل و خرجم کم آمد زمانی بود که تازه از جنگ برگشته بودم. من وقتی رفتم جنگ محصل بودم و وقتی جنگ تمام شد و برگشتم به خانه، هیچ شغلی نداشتم. آن موقع در محله نظام آباد زندگی می‌کردم و رویم هم نمی‌شد که از پدرم پول بگیرم. اولین بار که در جنگ زخمی‌ شدم توی جیبم دست کردم و دیدم پول‌های درون جیبم هم خونی شده است. یک پنجاه تومانی آن زمان در جیبم بود که برای خودش خیلی پول بود. آن پول را دوست داشتم تا آخر عمر برای خودم نگه دارم چون برایم خاطره‌ای از جنگ بود. اما به قدری فشار مالی روی من آمده بود که با پنبه و الکل خون‌های روی آن پنجاه تومانی را پاک کردم تا بتوانم آن را خرج کنم و زندگی خود را با آن بگذرانم.
 
بی‌مهری و کنایه‌ها دلسردم کرده است
 
وی که کارش را از چاپ مجله و فیلم‌های مستند شروع کرده، با بیان‌ اینکه گاهی پیش آمده تا از کارش خسته شود، اضافه کرد: من همین الان هم خسته‌ام و دیگر رغبتی برای فیلمسازی ندارم. به هر حال فیلم‌ها و به خصوص فیلم‌هایی که من ساختم همه فروشش را روی هم بگذاریم حدود 30 میلیارد می‌شود و‌این 30 میلیارد برابر با بودجه ساخت صد فیلم سینمایی در کشورمان می‌شود. ولی‌این بی مهری‌هایی که به من می‌شود و‌ این کنایه‌هایی که به من می‌زنند مرا دلسرد کرده است.
 
«معراجی‌ها» سینما قدس را از تعطیلی نجات داد
 
ده نمکی یادآور شد: آدم از کسانی حرف‌هایی را می‌شنود که اصلا توقع ندارد. من از‌ اینکه مورد قضاوت قرار بگیرم ناراحت نیستم اما قضاوت باید با انصاف همراه باشد. همه می‌دانند درآمد‌های من از پنج فیلمی‌ که ساخته‌ام متعلق به خود بدنه اصلی جامعه سینمایی کشور است. خودم که تهیه کننده فیلم‌هایم نبودم. تهیه کنندگان من از همین جامعه سینمایی کشور بودند. اما بعضا انتقادات بی رحمانه‌ای که به من و فیلم‌هایم می‌شود تمام خستگی‌ها را روی تن من باقی می‌گذارد. همین فیلم «معراجی‌ها» با وجود‌ اینکه اکنون مدت زیادی است که روی پرده‌های سینما است، توانست سینما قدس تهران را در میدان ولیعصر از بسته شدن نجات دهد.‌ این سینما پول دستمزد کارگران و آب و برقش را نداشت بدهد و فیلم معراجی‌ها به سینما قدس تهران کمک کرد تا تعطیل نشود. شما می‌دانید تعطیل شدن سینما‌ها چه ضربه‌ای به بدنه فرهنگ کشور می‌زند و ما جلوی‌ این ضربه را با فیلم «معراجی‌ها» گرفتیم. حالا سینمایی‌ها عوض‌ اینکه از ما به خاطر‌ این کار تشکر کنند مدام به ما کنایه می‌زنند.
 
«ورود آقایان ممنوع» و «دربند» هم بلیت نیم‌بها داشتند
 
این فیلمساز اذعان کرد: اگر بلیت نیم بهایی برای معراجی‌ها در نظر گرفته شد به خدا فقط برای‌ این فیلم نبود بلکه‌ این بلیت نیم بها به همه فیلم‌ها اختصاص پیدا کرد. تهیه کننده‌های دیگر هم مثل فیلم «ورود آقایان ممنوع» و «دربند» هم در سالیان گذشته از همین روش بلیت نیم بها استفاده کردند. اما حالا که ما استفاده می‌کنیم بلندگو بر می‌دارند و آنقدر علیه ما فضا را مسموم می‌کنند که انگار قتل انجام داده‌ایم. شخصی مثل رضا کیانیان می‌آید و جلوی دکتر قالیباف شهردار تهران انتقاد می‌کند که چرا او از فیلم ما حمایت کرده؟ چرا انقدر با غرض ورزی به همه چیز نگاه می‌کنید؟ شهردار تهران اگر حمایتی کرده به طور کل به جامعه سینما بوده است.
 
وی خاطرنشان کرد: بیایید موضوع را کلی‌تر ببینیم. انقدر جزئی نگری برای سینمای ما اصلا خوب نیست. بخش اعظمی‌ از فیلم‌هایی که همین رضا کیانیان بازی کرده از پول دولت بوده. حرف در‌ این خصوص زیاد و درد‌های زیادی دارم که بخاطر همین فعلا از سینما رنجیده‌ام.
 
از راست و چپ مرا می‌زنند
 
ده نمکی تأکید کرد: اولین نشریه پرمخاطبی که داشتم شلمچه بود که توسط اصلاح طلبان توقیف شد. بعد از آن نشریه جبهه را تولید کردم با تیراژی دوبرابر نسبت به شلمچه که‌ این نشریه را هم اصولگرایان توقیف کردند. من از هر دو جناح ضربه خورده‌ام. تصمیم گرفتم به کشاورزی روی بیاورم. بگویم کار فرهنگی کردن ما دیگر بس است. وقتی هم چپ و هم راست من را می‌زنند آدم ترجیح می‌دهد کاری در‌ این حوزه نکند. اما بعدش فهمیدم من آدم زندگی معمولی نیستم که بخواهم با کشاورزی و مرغداری زندگی خود را بگذرانم. دوباره برگشتم و فیلم‌های مستند «فقر و فحشا» را ساختم و بعد از آن هم «کدام استقلال و کدام پرسپولیس» را و مردم در آن زمان نشان دادند وقتی حرفی دارای ارزش باشد آن را هر طور که باشد می‌بینند و می‌شنوند. خیلی‌ها می‌گفتند که این دو مستند مخاطب خاص دارد، اما همه مردم به هر نحوی آن را دیدند و از آن استقبال کردند و خوششان آمد. بعد از‌این دو مستند به سمت سه گانه اخراجی‌ها رفتم و بعدش هم رسوایی و معراجی‌ها. اما واقعا کم آورده ام و دیگر نمی‌خواهم فیلم بسازم.
 
وی در پایان گفت: همه می‌دانند تنها کسی که فیلم‌هایش با حمایت بخش خصوصی ساخته شده من هستم. یعنی خود سینمایی‌ها می‌دانند که فیلم‌های من فروش می‌رود پس می‌آیند روی من و‌ ایده‌ام سرمایه گذاری می‌کنند تا فیلم ساخته شود.
 
«رادیو من» پنجشنبه‌ها ساعت 10 تا 11:30 از رادیو جوان پخش می‌شود.

منبع: مهر

 
در «آرمیتا مثل پری» پخش می شود
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

روایت دلبستگی یک فرزندشهید به رهبری

به گزارش مشرق، این مستند 45 دقیقه‌ای به کارگردانی احمد عبدالرحیمی مروری به زندگی شهید رضایی‌نژاد و خانواده او بعد از حادثه ترور این شهید بزرگوار دارد و بیش از آن به پیوند عاطفی و عجیبی که بین آرمیتا فرزند شهید با رهبر معظم انقلاب اسلامی به وجود آمده است می‌پردازد.

این مستند درباره دختر پنج ساله شهید رضایی‌نژاد است که آرمیتا نام دارد. دختری که با بیان شیرین و صادقانه خود آرام‌آرام مقابل دوربین لب به سخن می‌گشاید و از ارتباطش با پدر شهیدش و در ادامه از ارتباط معنوی که بین او و رهبر معظم انقلاب شکل گرفته است، سخن می‌‌گوید.

«فانوس» به تهیه کنندگی محمد هوشمند با هدف نمایش مستندهای برتر ایرانی، از شنبه تا چهارشنبه، هر شب ساعت 23 از شبکه مستند روی آنتن می رود.

منبع: مهر

 
تقدیر از خانواده شهید در نمایش «آشنای غریب»
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

شهید برونسی فردا روی صحنه می‌رود

به گزارش مشرق، نمایش «آشنای غریب» به نویسندگی و کارگردانی علی شادکام که قرار بود از 21 فروردین ماه به مناسبت ایام فاطمیه روی صحنه برود، دچار تغییر زمانی شد و این نمایش 24 فروردین تا 2 اردیبهشت اجرا می‌شود.

 مبنای این اثر براساس زندگی و خاطرات شهید سیدعبدالحسین برونسی، فرمانده مقتدر تیپ جواد الائمه (ع) و ارتباط معنوی ایشان با حضرت زهرا(س) شکل گرفته است.

«آشنای غریب» قرار است در سالن خلیج فارس باغ موزه دفاع مقدس روی صحنه برود و در اجرای این نمایش از خانواده شهیدبرونسی تقدیر می‌شود.

شهید برونسی روی صحنه می رود


اتابک نادری در نقش شهید برونسی در کنار وحید راد، یاشار نادری، سعید کاظمی، محمد کرمی و گروهی از هنرمندان حرکات نمایشی به ایفای نقش می‌پردازد. همچنین جواد تمدنی نیز به عنوان مشاور مذهبی با گروه همکاری می‌کند.

در این اثر نمایش از از اثر موسیقیایی لئونارد هامر، آهنگساز شناخته‌شده آمریکایی استفاده می‌شود که وی خود نسخه اصلی را در اختیار گروه نمایشی قرار داده است. هامر به تازگی آلبوم «5 مرحله از غم و اندوه» را در اواخر سال 2013 منتشر کرده و از چهره‌های شناخته شده عرصه موسیقی نئوکلاسیک است که در این اثر نمایشی از قطعه انکار (denial) با تنظیم مجدد بهره گرفته شده است.

نمایش «آشنای غریب» به سفارش معاونت فرهنگی اجتماعی منطقه 3 و تهیه‌کنندگی موسسه فرهنگی هاتف از 24 فروردین تا دوم اردیبهشت به مناسبت ایام فاطمیه روی صحنه می‌رود.


 
با حضور اعضای 5 تشکل دانشجویی صورت گرفت
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

دیدار پدر شهید احمدی‌روشن با خانواده شهید خلیلی

 

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، حدود پنجاه نفر از اعضای تشکل‌های دانشجویی کشور به همراه پدر شهید مصطفی احمدی‌روشن دانشمند هسته‌ای کشورمان در راستای تجدید پیمان با شهدای امر به معروف و نهی از منکر در منزل شهید علی خلیلی حضور یافته و به خانواده این شهید ناهی از منکر تسلیت گفتند. بر اساس این گزارش در این دیدار پدر شهید احمدی روشن گفت: از طرف خانواده شهدای هسته‌ای شهید علی‌محمدی، شهید شهریاری، شهید رضایی‌نژاد و شهید احمدی روشن به خانواده شهید خلیلی تبریک و تسلیت گفته و برای بازماندگان این شهید آرزوی سلامتی و صبر داریم. وی افزود: خداوند در قرآن کریم فرموده است هرگز مپندارید شهدا مرده هستند بلکه آنها زنده بوده و نزد پروردگارشان روزی دارند و ما خانواده شهدا نیز زنده بودن آنها را در زندگی خود لمس می‌کنیم بطوریکه اگر من مصطفی را نمی‌بینم مشکل از من است که با شهدا بیگانگی ایجاد کرده‌ام. شایان ذکر است در پایان این دیدار متن تجدید پیمان تشکل‌های دانشجویی با شهید امر به معروف و نهی از منکر قرائت شده و به خانواده شهید خلیلی اهداء شد. متن کامل این تجدید پیمان به شرح ذیل است: " مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ ۖ فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن یَنتَظِرُ ۖ وَما بَدَّلوا تَبدیلًا ﴿سوره مبارکه الأحزاب آیه۲۳﴾ در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند. تاریخ بشریت مملو از حوادث و جریان‌های مختلف بوده که هر کدام نقطه آغازی داشته اما بسیاری از آنها بی سرانجام باقی مانده است مگر آنهایی که هدف شان در مسیر اهداف پیامبران و برای سعادت بشری بوده است. پیامبر مکرم اسلام هدف خود از رسالت را اکمال اخلاق بیان نمودند و این سرآغازی برای ایجاد یک حیات طیبه در جامعه بشری با استعانت به خداوند متعال برای فلاح و رستگاری بود و در این راه فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» یکی از بزرگترین ابزارهای اولیا برای اصلاح اخلاق و زیست موحدانه بوده است. بی شک انقلاب اسلامی خود یکی از نقاط عطفی برای شکل گیری جامعه برتر بوده است که ظلم پذیری را کنار گذاشت و شعار خود را استقلال و آزادی از هر قید غیر الهی نهاد و با تمام وجود در مقابل شر دشمنان ایستاد چه در جنگ سخت که هزاران هزار گل را تقدیم کرد تا ایران گلستانی از شهدا باشد و چه در جنگ نرم که امروز شهدایی را تقدیم پیشگاه حق تعالی می کند. اما عرصه جنگ نرم بسیار پیچیده تر از جنگ سخت است. جنگ نرم عرصه فرهنگی است، فرهنگی که چون هوای پیرامون ما را در بر گرفته است و هوشیاری از آنچه پیرامون مان می گذرد یک حقیقت عینی است. «تذکر» به خود و دیگران برای جلوگیری از انحرافات، امروز یک وظیفه همگانی است اما همچنان که رهبر معظم انقلاب فرمودند «امر به معروف و نهی از منکر واجب فراموش شده» جامعه ماست. خانواده محترم و داغ‏دیده خلیلی همچنان که جمهوری اسلامی نقطه عطفی در تاریخ بشریت بوده است و رشادت، غیرت و شجاعت شهید علی خلیلی نیز نقطه عطفی برای احیای امر به معروف و نهی از منکر است و در ابتدای راه بایستی دستان زحمتکش و تلاش های شبانه روزی شما را برای پرورش چنین غیور مردانی بوسید. و اما امروز ما به نمایندگی از جامعه دانشگاهی و فرهیخته کشور که درد دین دارند؛ آمدیم که ضمن دست بوسی شما و استعانت به درگاه خداوند منان و ائمه اطهار و با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب چراغی که علی خلیلی روشن کرده اند را نگه داریم و هر روز بر نورانی کردن آن بکوشیم تا این واجب فراموش شده دوباره در متن زندگی مردم جاری و ساری شود. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته بسیج دانشجویی کل کشور اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان اتحادیه دفتر تحکیم وحدت جنبش عدالتخواه دانشجویی"


 
خاکسپاری پیکر مددخانی شهید ناهی از منکر به تعویق افتاد
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

بسم الرب الشهدا و الصدقین

دومین شهید ناهی از منکر شهید مسعود مددخانی پس از تحمل 19 سال تحمل درد و رنج روز پنج شنبه در بیمارستان بقیه الله دعوت حق را لبیک گفت . پیکر این شهید بزرگوار امروز دوشنبه تشییع شد اما به دلیل مخالفت مسئولین بنیاد شهید به تعویق افتاد . دلداری و عرض تسلیت امت حزب الله شاید مرهمی باشد بر زخم کهنه این انقلاب

آدرس منزل شهید :

خیابان ستارخان . خیابان شادمهر . خیابان شهید استوار . خیابان راستان . بن بست میرزمانی


 
خاکسپاری‌شهید امربه معروف به‌تعویق افتاد
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، مراسم تشییع جانباز شهید امر به معروف «مسعود مددخانی» امروز با حضور دوستان و آشنایان در خیابان شادمهر تهران برگزار شد اما به دلیل اینکه تاکنون بنیاد شهید و امور ایثارگران برای تدفین این شهید در قطعه شهدا موافقت نکرده و وی را شهید محسوب نکرده است، پیکر این شهید به خاک سپرده نشد.

شهناز فیروزی همسر شهید مددخانی اظهار داشت: طی دو روز گذشته و بعد از شهادت همسرم پیگیری‌هایی انجام شد تا پیکر شهید در قطعه شهدا به خاک سپرده شود اما به دلیل اینکه تاکنون بنیاد شهید و امور ایثارگران با تدفین وی در قطعه شهدا موافقت نکرده است، خاکسپاری پیکر شهید به تعویق افتاد.

فیروزی افزود: شهید مددخانی با توجه به اینکه پیگیر پرونده جانبازی خود نبود، در بنیاد شهید و امور ایثارگران و بنیاد جانبازان پرونده‌ای نداشت.
منبع: فارس

 
سردار نقدی در منزل شهید ناهی منکر:
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی: فرهنگ

شهادت‌ «شهید خلیلی» افراد بسیاری را به صحنه می‌کشاند

رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: دشمنان و افراد نادرست تصور می‌کنند با کشتن و زخمی کردن موجب ترس نیروهای حزب‌اللهی می‌شوند در حالی که اینجا عرصه عشق و شور مؤمنین است و هر جا خطر بیشتری هست، علاقمندی جوانان برای حضور بیشتر است.

 

به گزارش خبرگزاری فارس، سردار محمدرضا نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین با حضور در منزل طلبه بسیجی شهید علی خلیلی با خانواده این شهید امر به معروف و نهی از منکر دیدار کرد. سردار نقدی در این دیدار شهادت مظلومانه این شهید را سبب احیای امر به معروف و نهی از منکر و انگیزه بیشتر جوانان برای اجرای این فریضه دانست و تصریح کرد: دشمنان و افراد نادرست تصور می‌کنند با کشتن و زخمی کردن موجب ترس نیروهای حزب الله می‌شوند در حالیکه اینجا عرصه عشق و شور مومنین است و هر جا خطر بیشتری هست، علاقمندی جوانان برای حضور نیز بیشتر است. وی در ادامه خاطرنشان کرد: چه مسئولین وظایف خود را انجام دهند چه ندهند، خون مظلومانه علی موجب جوش و خروش جوانان مومن می گردد و در طلیعه سال فرهنگ، شهادت این جوان بسیجی بسیاری از برکت ها را در پی خواهد داشت و مظلومیت او خیلی از گره‌ها را باز خواهد کرد. رییس سازمان بسیج مستضعفین به تلفات عرصه تهاجم فرهنگی اشاره کرد و اظهار داشت: در دوران دفاع مقدس وقتی مجروح یا شهیدی بر می گشت همه او را تکریم می کردند اما امروزه در عرصه فرهنگ، بی سر و صدا و خاموش جوانان را ذبح و ملت را سر می برند. وی با این بیان که شهادت علی خلیلی، بسیاری از افراد را از غفلت بیدار کرده و به صحنه می‌کشاند تاکید کرد: اشکال دستگاه قضا این است که به امر و نهی مانند قضایای شخصی نگاه می کند حال آنکه باید مدعی العموم به عنوان جرم ورود کند چراکه بحث امنیت اخلاقی جامعه مطرح است. اولین شهید عرصه فرهنگ در سال 93 سردار نقدی در ادامه این دیدار پدر شهید علی خلیلی، ایشان را اولین شهید عرصه فرهنگ در سال 93 خوانده و اظهار داشت: علی آرزوی شهادت داشت و یکبار که 12 سال داشت و به جمکران رفته بودیم، نامه ای را به داخل چاه انداخت و پس از اینکه از او پرسیدم چه نوشتی؟ گفت که نوشتم: خدایا شهادت مرا نزدیک تر بگردان. پدر این شهید امر به معروف و نهی از منکر ادامه داد: یکبار وقتی خواب بودم متوجه شدم چیزی پایم را قلقلک می دهد، بلند شدم و دیدم پسرم علی در حال بوسیدن پای من است. مسئولین باید از جوانان انقلابی حمایت کنند مادر این طلبه شهید طی صحبتی کوتاه گفت: علی دوست داشت در این راه برود اما مسئولین باید کاری کنند که جوانان پاکی همچون علی اینگونه در معرض آسیب و تهدید از سوی اراذل قرار نگیرند و بایستی از جوانان انقلابی حمایت کنند. عموی شهید خلیلی نیز اظهار داشت: علی در سن هفت سالگی بچه های هم سن و سال خود را جمع کرد و برای امام حسین علیه السلام هیئت عزاداری راه انداخت. وی ادامه داد: این شهید مظلوم و مودب بود و در شب حادثه که شب نیمه شعبان بود، فقط گفته بود که این کار را نکنید در نیمه شعبان زشت است ولی شش نفر او را مورد ضرب و شتم با سلاح سرد قرار دادند.


 
دیدار فرمانده ناجا با خانواده شهید خلیلی
ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، سردار اسماعیل احمدی مقدم صبح امروز در دیدار با خانواده شهید امر به معروف، شهید علی خلیلی با اشاره به دینداری و غیرت دینی اظهار داشت: بسیاری از مصیبت‌ها و سختی‌ها همچون شهادت جزو امتحانات الهی است و افرادی که از این امتحان پیرو بیرون آیند جزء صابرین خواهند بود.

وی با تأکید براینکه باطن شهادت رحمت است، به سختی‌های ناشی از مصیبت شهادت علی خلیلی به خانواده وی اشاره کرد و گفت: ما پیگیر پرونده شهادت این شهید بزرگوار هستیم.

در این دیدار پدر شهید خلیلی به بیان خاطراتی از این شهید پرداخت و تأکید کرد که شهادت آرزوی علی خلیلی بوده و او در نامه‌ای خطاب به امام زمان(عج) آن را از خداوند خواستار شده بود.

در پایان پدر شهید خلیلی از فرمانده ناجا خواست تا پرونده این شهید را پیگیری کند و آن را به سرانجام برساند.


 
نگاه متفاوت به شهادتِ یک طلبه و رگ گردن‌هایی که بیرون می‌زنند
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

گروه فرهنگی مشرق - چند باری به حوزه‌تان رفت و آمد داشته‌ام، به یمن درس خواندن برادرم در حوزه شما پای من هم باز شده است به این حوزه‌ای که حالا یک شهید هم دارد و خوش به حال کسی که در این حوزه درس بخواند، حوزه امام خمینی(ره) تهران. این حوزه نفس‌های «تو» را در خود دارد. نفس‌های یک «شهید».

می‌دانی علی آقا به این فکر می‌کنم که برخی از ما چه فایده‌ای می‌توانیم داشته باشیم؟ به اینکه کجا یک حرفی زدیم یک چیزی گفتیم یک عملی انجام دادیم که نشان دهد رگ گردنمان برای «تو» و مظلومیتت درست بیرون زده است؟! به اینکه کجا یک حرکتی کردیم که نشان از عمل داشته باشد و نه حرف زدن؟
«قوه قضائیه پرونده را دوباره به جریان بینداز!»
«وای بر بیمارستان‌هایی که این شهید را قبول نکردند!»
«دادگاه باید پاسخگو باشد!»
«این چه وضعی است در جامعه اسلامی!»
داد، هوار، فریاد... وا اسلاما...


نگاه متفاوت به شهادتِ یک طلبه و رگ گردن‌هایی که بیرون می‌زنند


و البته که باید قوه قضائیه با رعایت شرایط قانونی پرونده «تو» را دوباره به جریان بیندازد. و واقعا و از ته دل وای بر بیمارستان‌هایی که می‌توانستند و درمان «تو» را قبول نکردند. و باید که دادگاه و همه مسئولان ذی‌ربط پاسخگوی زجر و خون به ناحق ریخته «تو» باشند و... اما...

در همین یک روز گذشته، یک روز نه همین چند ساعت گذشته، حتی چند ساعت هم نه در همین دقائق گذشته، در کنار ما، در پیش روی ما، در جلوی چشمانِ همین مایی که رگ گردمان برای ولایت و شهداء و مظلومیت «تو» و امثالت بیرون می‌زند، منکری اتفاق افتاده است یا نه؟ می‌توانستیم به معروفی امر کنیم یا نه؟

خب! چند نفرمان به منکر تذکر داده‌ایم؟ چند نفرمان به معروف امر کردیم؟!
فقط داد، فقط هوار، فقط رگ گردنی که بزند بیرون و فضایی درست شود برای لگد زدن به این و آن که چرا پاسخگو نیستید! و فقط توجیه که ای آقا... امر به معروف و نهی از منکر شرایط دارد!
واقعا برایم سئوال است که چه فرقی است میان کسی که حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کند با کسی که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کند؟ مگر هر دو از واجبات نیستند؟ یکی بد حجاب است و یکی هم آمر به معروف و ناهی از منکر نیست! چرا برای بدحجابی رگ گردنمان بیرون می‌زند اما برای کارهای خودمان و اینکه به امر به معروف و نهی از منکر عمل نمی‌کنیم خبری از بیرون زدن رگ گردن نیست؟

نگاه متفاوت به شهادتِ یک طلبه و رگ گردن‌هایی که بیرون می‌زنند


مگر نه این است که میان واجبات و محرمات خدا فرقی نیست و نؤمن ببعض و نکفر ببعض نباید بود؟ چرا رگ گردنمان برای اطاعت از امر ولی در فلان مسئله سیاسی و سیاست خارجی می‌زند بیرون اما همین ولی بارها و بارها به ما برای امر به معروف و نهی از منکر دستور داده است و ما عمل نکرده‌ایم و رگ گردنی هم بیرون نزده است! چه فرقی است میان عمل نکردن به فرمان رهبر و خون کردنِ دلش در مسئله‌ای سیاسی و در مسئله‌ای فرهنگی و دینی مثل امر به معروف و نهی از منکر؟!

«تو» و روح بلندت از چه بیشتر زجر می‌کشید؟ از اینکه برخی مدعیان عامل به دستورات خدا و رهبر نیستند و امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند یا از اینکه چرا فلان دستگاه در جریان شهادت «تو» اینگونه عمل کرده است؟!

و البته که وظیفه ماست پیگیر خون به ناحق ریخته‌ات باشیم اما می‌دانی علی آقا راستش این است که از دیگرانی که ادعای شهداء و ولایت و... ندارند که توقعی نیست! توقع از ماست که مدعی هستیم و جانم فدای رهبر می‌گوییم و جانم فدای اسلام، اما حتی حاضر نیستیم زبانمان را برای امر ولی و اسلام و واجبی مثل امر به معروف و نهی از منکر هزینه کنیم! «تو» خونت را برای اسلام و امر مولایت می‌دهی و ادعایی هم نداری و برخی از ما پر از ادعاییم و فقط ادعا!

نگاه متفاوت به شهادتِ یک طلبه و رگ گردن‌هایی که بیرون می‌زنند


واقعا فرق یک درخت در بیابان‌های کویر لوت با برخی از ما چیست؟! فرق یک ماهی مرده در حاشیه دریای خزر با برخی از مایی که داد و هوار می‌کنیم چیست؟ فرق یک کُنارِ گندیده‌ی زیر درخت سدر، افتاده در اطراف کازرون شیراز با برخی از ما که رگ گردنمان می‌زند بیرون چیست؟ فرق برخی از ما با سیب زمینی چیست؟!

همان قدر که درختی در کویر لوت و ماهی‌ای مرده در حاشیه دریا و کناری گندیده و سیب‌زمینی نسبت به امر به معروف و نهی از منکر عامل هستند برخی از ما نیز همانقدر عاملیم! فرق «ما» با «تو» چیست؟
چرا خدا «تو» را انتخاب می‌کند و ما را نه؟ چرا «تو» در پرچم سه رنگ پیچیده می‌شوی و کلمه زیبای شهید در کنار اسمت قرار می‌گیرد و ما... چرا ‌«تو» به معنی دقیق کلمه «خلیل» خدا می‌شوی و ما نمی‌شویم؟!

********

سرم را بالا می‌آورم. نگاه می‌کنم به آیه‌هایی که آن بالا منتظر خوانده شدن هستند و هر روز خودشان را نشانم می‌دهند. سوره عصر است.
«إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی‏ خُسْرٍ ... إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر»
«که انسانها همه در خسران و زیانند ... مگر افراد و اقلیتى که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده و به صبر توصیه نموده‏اند.»
ایمان تنها کافی نیست. اعمال صالح در زندگی‌ام کجا هستند؟ سفارش به حق کجاست؟ باید که عمل کرد و صبر کرد و انتظار کشید. این پیام خداست، انتظار.

«فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ»
«و گروهی از آنان شهید شده‌اند و گروهی دیگر نیز در همین انتظارند.»
«سوره احزاب، آیه 23»


 
اسفندیار قره‌باغی مطرح کرد؛
ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

ماجرای دیدار اخیر خواننده «آمریکا،آمریکا، ننگ به نیرنگ تو» با رهبر معظم انقلاب

به گزارش مشرق، اسفندیار قره‌باغی، خواننده موسیقی کلاسیک است. او از بنیان‌گذاران سرودهای انقلابی در ایران است که در بهمن ماه امسال ترانه‌های جدیدی از او رونمایی شد. صدای اسفندیار قره‌باغی برای کُر و اپرا تربیت شده و در این زمینه‌ها هم فعالیت‌های چشمگیری داشته است.
ماجرای دیدار اخیر خواننده «آمریکا،آمریکا، ننگ به نیرنگ تو» با رهبر معظم انقلاب
قره‌باغی پیش از انقلاب، سولیست باس در اپرای تهران بود. اما با پیروزی انقلاب اسلامی تمام تخصص و قابلیت‌های خود را در اختیار ارزش‌های انقلابی قرار داد و در این زمینه نیز آثار جالب توجهی را پدید آورد که بسیاری از آن‌ها ملی و ماندگار شدند. سرود «آمریکا، آمریکا، ننگ به نیرنگ تو» یکی از فراگیرترین آثار اوست. اثری که تقریباً تمام مردم ایران از هر نسلی که باشند، آن را شنیده‌اند.

پیش از این و در زمان ضبط تازه‌ترین اثر ضدآمریکایی اسفندیار قره‌باغی با عنوان «پایان شیطان» که در مراسم 13 آبان 92 اجرا شد با این هنرمند متعهد انقلابی گفت‌وگو کردیم، اما اکنون پس از چهار ماه دوباره به بهانه دیدار اسفندیار قره‌باغی با رهبر معظم انقلاب اسلامی به گفت‌وگو نشستیم تا او نکاتی درباره این دیدار بگوید و از حمایت‌ها و توجه مدیران فرهنگی به موسیقی سخن بگوید. او به عنوان یک هنرمند پیشکسوت و اصیل، گلایه‌های بسیاری از وضعیت فرهنگی زادگاه خود، یعنی تبریز دارد. بخش کوتاهی از این گفت‌وگو که درباره دیدار او با رهبر معظم انقلاب در روزهای بهمن سال 1392 است را در ادامه می‌خوانید:

* از دیدارتان با مقام معظم رهبری بگویید.

21 بهمن امسال سعادت دیداری خصوصی با مقام معظم رهبری را پیدا کردم و نزدیک 3 ساعت در خدمت ایشان بودم. از دفتر رهبری 20 بهمن تماس گرفتند، گفتند که فردا 9 صبح بیت باشید. برای اینکه فرصت از دست نرود، سراغ هواپیما نرفتم، چراکه هواپیماهای تبریز معمولا چهار ساعت تاخیر دارند. ساعت22 سوار اتوبوس شدم و شش صبح تهران بودم، سه ساعتی در خیابان‌های بیت قدم زدم، ساعت 9 جلوی درب بیت رفتم، نگهبان جوانی آنجا بود، گفتم ملاقات دارم، گفت با چه کسی؟؛ گفتم: با حاج آقا. گفت: کدام حاج آقا؟ گفتم: مقام معظم رهبری. گفت: مطمئنی؟ گفتم: تا آنجایی که می‌دانم دیوانه نیستم که از تبریز تا تهران بیایم، همین طوری بیایم.

در نهایت با تماسی که با داخل بیت انجام داد، محبت کردند ما را به داخل بردند. نیم ساعتی در کنار یکی از دوستان در اتاق ملاقات بودم. پس از آن در سالنی که حضور داشتم تعدادی از دوستان از مشهد هم بودند. جایی که بنده نشستم در کنارم دو فیلم‌بردار هم بودند. حضرت آقا وقتی آمدند نشستند، من دولا می‌‌شدم و از زیر دست فیلم‌بردارها آقا را می‌دیدم. یک ساعتی روحانی جوانی که خیلی هم حرفه‌ای سینما را می‌شناخت توضیحاتی ارائه داد و خیلی از برخی جریان‌های سینمایی دفاع کرد و از خدمات سینما به نظام گفت.

روحانی جوان سوال‌هایی را مطرح کرد و از حضرت پاسخ می‌خواست. اما مقام معظم رهبری برخلاف نظر همگان و در نهایت تواضع گفتند:«من هم مثل شما این فیلم‌ها را نگاه می‌کنم، اما من نه کارگردانم، نه کارشناس، جواب سوال‌ها را باید از کارشناسان بگیرید،‌ من تنها می‌توانم بگویم خوب بوده، لازم بوده» پس از آن هم در پاسخ به عده‌ای دیگر که از روستایی در مشهد آمده بودند، پیش از اینکه بخواهند توضیح بدهند، گفتند:«در کنار روستای شما روستای فلان هم قرار دارد» این نشان دهنده آن بود که ایشان تاحد زیادی، حتی موقعیت جغرافیایی روستاها را هم به خوبی می‌شناسند. آن‌ها در گزارش خود کارهایی که انجام داده بودند را برشمردند، پس از آن آقا فرمودند:«شما در گزارش خود نگفتید که در سال 81 کتابخانه‌ای هم در روستای خود احداث کرده‌اید، من لیست کتاب‌های شما را هم دارم. کارهای شما خوب است، اما سعی کنید هر کاری انجام می‌دهید آمیخته با هنر باشد.»

چنین صحبتی، نشان از جامعیت ایشان دارد، در همین جا متوجه شدم که حضرت آقا بنده را دیده‌اند. بلافاصله ایشان گفتند:«مثلا یک هنرمند می‌تواند یک کلمه را جهان‌گیر و ابدی کنند، مثل آقای قره‌باغی ما» بنده دیدم این مرد بزرگ من را از کجا دیده‌اند، بلند شدم خدمت آقا عرض احترام کردم و از دور دو بسته موسیقی که با عنوان «صدای انقلاب» بود را نشان دادم که ایشان گفتند جلو بروم و CD را بدهم.

از 35 سال پیش با ایشان به راستی رفاقت دارم. عاشقانه و به دور از هرگونه تزویری به ایشان علاقه دارم. چراکه نه بنده نان ایشان را می‌دهم و نه در این مدت مزاحمتی برای ایشان داشتم. بنده همیشه به فرمایشات حضرت امام(ره) در مسئله موسیقی اقتدا می‌کنم. به بیانات مقام معظم رهبری هم به طور ویژه‌ای توجه می‌کنم. ایشان به بنده توصیه‌های جالبی درباره موسیقی فرمودند. خط موسیقی که ما دنبال می‌کردیم را به نوعی تأیید کردند و نجات موسیقی از وضعیت فعلی یکی از مطالبی بود که عنوان شد. من در تبریز به دنبال تحقق مطالبات ایشان در زمینه موسیقی هستم. اما متاسفانه فضای تبریز را طوری کرده‌اند که اگر اسم موسیقی را بیاورید، باید کفاره بدهید. در دیداری که با حضرت آقا داشتم هم مکتوب و هم شفاهی گزارش این اتفاقات را دادم.
منبع: تسنیم

 
باز صد رحمت به این آمریکایی!
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

گروه فرهنگی مشرق -  مسعود ده‌نمکی در وبلاگ شخصی خود نوشت:  
 
کجا می‌رید؟
 
رزمنده‌ها: کربلا!
 
مارم ببرید.
 
رزمنده‌ها: جا نداریم.
 
این شعار را حاجی بخشی در حضور امام فریاد زد و رزمنده‌ها در جوابش گفتند جا نداریم و امام هم خندید.
 
اسکات پیترسون نویسنده آمریکایی می‌گفت عکس ماشین حاجی بخشی را که در سه راه مرگ آتش گرفته در اطاقش دارد همان عکسی که احسان رجبی گرفت و  ما هم در آن لحظه در سه راه شهادت شاهد  آن لحظه‌ها بودیم.

نماد

برای اینکه معتقد بود آن نوایی که از بلندگوهای ماشین حاج بخشی پخش می‌شد موتور محرک رزمنده‌ها بود نه ماشین جنگی که در سینمای شما می‌خواهند ادای اسپیلبرگ را در بیاورند و مثلاً سرباز رایان بسازند.
 
وقتی این پلان از معراجی‌ها را دید نماد حاجی بخشی را شناخت و با خوشحالی با لهجه امریکایی داد زد حاجی بخشی!

نماد

در تعجب بودم از کسانی که ادای روشنفکرها را در حوزه نقد در می‌آورند ولی حتی نشانه شناسی دفاع مقدس خودشان را هم نمی‌فهمند  آن هم در دوره‌ای که به اسم دفاع مقدس فیلم‌های ضد جنگ ساخته می‌شود و جنگ ما را مثل اربابشان مهاجرانی برادر‌کشی می‌نامند و  اینها به رگ غیرتشان بر نمی‌خورد؛ باز صد رحمت به این آمریکایی!

نماد


 
آخرین گفت‌وگوی فارس با شهید امر به معروف و نهی از منکر
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

شهید خلیلی: به عشق لبخند «حضرت آقا» جلو رفتم/

 

 

 

 

 

 اسم این کارم را دفاع از ناموس می‌گذارم

گزارش  به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس، شهید علی خلیلی ناهی از منکر قبل از نائل شدن به درجه رفیع شهادت در گفت‌و‌گو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در مورد درگیری خود با اشراری که سال 90 قصد تجاوز به یک خانم را داشتند، گفت: نیمه شعبان دو سال پیش به نظرم ساعت دوازده شب بود که می‌خواستیم دو نفر از دوستانم را به خانه‌‌شان در خاک سفید برسانم که دیدیم پنج، شش نفر در حال اذیت دو خانم هستند و به زور می‌خواستند وی را سوار ماشین کنند. وی افزود: دوستان من به دلیل پائین بودن سنشان جلو نرفتند اما من به آن افراد تذکر دادم و گلاویز شدیم و یکباره چاقویی که نمی‌‌دانم از کدام سو، نثار ما شد. شهید خلیلی با بیان اینکه چاقو به ناحیه گردنم و شاهرگ خورده بود، اظهار کرد: من همان جا افتادم و آن افراد نیز فرار کردند اما یکی از همراهان من که موتور سواری بلد بود آن‌ها را دنبال کرد و شماره پلاکشان را برداشت. وی می‌گوید که من نیم ساعت در خیابان افتاده بودم و ماشینی که دو سرنشین داشت و عازم شمال بود من رو سوار کردند و به اورژانس فلکه سوم تهرانپارس بردند؛ ساعت دوازده و نیم بود که پزشکان گفتند که اگر تا نیم ساعت دیگر مریضتان را به یک بیمارستان مجهز نرسانید وی جان به جان آفرین تسلیم می‌کند. «دوستان من را به 26 بیمارستان دیگر هم بردند اما هیچ بیمارستانی من را به دلیل اینکه حالم وخیم بود پذیرش نمی‌کرد تا اینکه بالاخره ساعت 5 در بیمارستان عرفان عملم کردند». وی با بیان اینکه ضارب نیز به دلیل در اختیار داشتن شماره پلاک اتومبیلش به زندان افتاد گفت که مدت زیادی گذشت و ما چهار الی پنج ماه بعد به دادگاه رفتیم که سردار نقدی نیز حضور داشتند و من دیدم وکیلی گرفته‌اند و خود ایشان پیگیر کارها بودند. این ناهی امر به معروف و نهی از منکر افزود: در دادگاه یکی از آن افراد به 3 سال زندان و بقیه نیز که همدست بودند به 60 الی 70 ضربه محکوم شدند اما همه آن‌ها به قید وثیقه آزاد هستند. شهید خلیلی به نقش مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت وقت نیز اشاره کرد و اظهار داشت: البته ناگفته نماند دکتر دستجردی نیز تشریف آوردن و هزینه بیمارستان را حساب کردند. وی معتقد است که اسم کارش را امر به معروف نمی‌گذارد بلکه آن اقدام را دفاع از ناموس می‌داند و به گفته وی دفاع از ناموس بر هر مسلمانی واجب است. شهید خلیلی در پایان با تاکید بر اینکه جز خدا هیچ کسی پشت آدم نیست، خاطرنشان کرد: من آن موقع هم که رفتم با آن افراد درگیر شدم به کسی چشم امید ندوخته بودم به خاطر لبخند آقا رفتم و دفاع کردم.


 
رگهای غیرتی‌که درسکوت مسئولان پاره شد
ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، روز یکشنبه علی خلیلی جانباز ناهی از منکر ساعت 19 بر اثر بیماری طولانی پس از جراحات وارده، دعوت حق را لبیک گفت و به فیض شهادت نایل شد. وی از مربیان موسسه بهشت تهران بود در 25 تیر ماه سال 1390 در حین بازگشت از هیئت به همراه چند نفر از دانش آموزان خود، به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت. خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از 15 دقیقه در خون خود می‌غلتید و امروز بدنش تشییع خواهد شد.
 
اتفاقی که به تواتر در کشور به وقوع پیوسته است. به طوری که بر اساس آمار بیش از 80 شهید امر به معروف و نهی از منکر در کشور به شهادت رسیده اند. این اتفاق ظاهراً موضوعی است که همانند حوادث دیگر در جامعه می توان به آن به صورت بک حادثه اجتماعی نگریست و از آن عبور کرد. اما بررسی زوایای پنهان چنین اتفاقاتی می تواند نگرشی جدید را به مقوله امر به معروف  و نهی ازمنکر ایجاد کند که به طور مختصر در این مجال مورد بررسی قرار خواهیم داد:
 
 
1- "مبادا کسانى باشند که اگر کسى امر به معروف و نهى از منکر کرد، از او حمایت نکنند، بلکه از مجرم حمایت کنند! البته خبرهایى از گوشه و کنار کشور، در بعضى از موارد به گوش من مى‌رسد... هر جا که بدانم و احساس کنم و خبر اطمینان‌ بخشى پیدا کنم که آمربه معروف و ناهى از منکر، خداى نکرده مورد جفاى مأمور و مسئولى قرار گرفته، خودم وارد قضیه خواهم شد......"  (رهبرمعظم انقلاب در جمع اقشار مختلف مردم در سال 71)
 
جملاتی که از نظر گذشت، رسالتی است که بر دوش مردم و مسئولین در قبال این فریضه می گذارد. رهبر معظم انقلاب این رسالت را تا حدی سنگین می داند که تأکید می کنند در صورت کوتاهی در این امر خودم به شخصه وارد خواهم شد.

رگهای غیرتی که درسکوت مسئولان پاره شد

 
در پیام نوروزی سال 93، رهبر معظم انقلاب موضوعات و دغدغه های  فرهنگی را از دغدغه های اقتصادی مهمتر دانستند و مدیریت، عزم و حرکت جهادی را برای آن در سال 93 لازم دانستند. حرکت و فریضه فرهنگی امر به معروف و نهی از منکر دارای ابعاد گوناگونی است که برای عمیق تر و پررنگ ترشدن آن باید برنامه ریزی های اجرایی توسط مسئولین و متولیان فرهنگی جامعه صورت پذیرد.
 
2- کوتاهی کردن در انجام یک فریضه، اسباب خشکانده شدن ریشه های آن و در نهایت سوء استفاده را ایجاد می کند. اگر تذکر لسانی حیات داشته باشد می توان نسبت به اثرگذاری فرهنگ اسلامی در بافت جامعه امیدوار بود. در غیر اینصورت به مرور زمان قباحت آن گناه در جامعه از بین می رود. بسیاری از معضلات اجتماعی که در کشور مشاهده می شود به دلیل بی توجهی و کوتاهی است که شاید از ناحیه تک تک افراد جامعه سر بزند. جامعه ای را در نظر بگیرید که افراد آن نسبت به این امر ارزش و اهمیت قائل شوند. در این صورت آیا عاقلانه است که شرایط اجتماعی مشابهی را با جامعه عدم حیات این فریضه متصور بود؟ مجرم در صورتی که در جامعه احساس آرامش نکند کمترین تأثیرش علنی نکردن گناه در جامعه خواهد بود.

رگهای غیرتی که درسکوت مسئولان پاره شد

 
3- اجرا نشدن برخی از احکام قضایی از قبیل اعدام برای افرادی که موجب رعب و وحشت در جامعه می شوند، باعث تقویت یافتن منکرات در جامعه می شود. چرا که یکی از حکمت های اجرای احکام اسلامی در اجتماع، کاهش جرم و جنایت می باشد که با عدم اجرای این احکام توسط مراجع قضایی، تضعیف دیگری در اجرای امر به معروف و نهی از منکر خواهد بود.
 
4- از نگاهی دیگر، سنگینی بار چنین اتفاقاتی شاید بردوش همه جامعه سنگینی کند. وقتی در قبال منکری سکوت صورت نپذیرد وجهه اجتماعی آن منکر از بین می رود. به عنوان مثال مزاحمت های نوامیس در کشور نشان از سکوتی دردناک در قبال این منکر در جامعه از سوی مردم می تواند باشد. همچنین است موارد دیگر و منکراتی که هر روزه در گوشه و کنار شهر دیده می شود و بی شک، بی توجهی مردم در رشد این نهال مؤثر خواهد بود و به مرور زمان این نهال به درخت تنومندی تبدیل خواهد شد که برای ریشه کن شدنش حتی خون علی خلیلی ها نیز نمی تواند کارساز باشد.

رگهای غیرتی که درسکوت مسئولان پاره شد

 
5- آموزش های اعتقادی به کودکان از خانواده و مدرسه و همچنین توجه نهادهای آموزشی و نظارتی بر قشر کودک و نوجوان شرایط ایجاد چنین اتفاقاتی را در جامعه کاهش خواهد داد. کودکی که بستر باورهایش اعتقادات دینی باشد،هیچگاه در آینده به خود اجازه نخواهد داد به نوامیس دیگران تجاوز کند یا منکرات دیگر را به آسانی مرتکب شود. لااقل در صورت وسوسه شدن با تذکری لسانی به راحتی از آن دست خواهد کشید. اما وقتی باورهای ذهنی در افراد به دلیل بسترهای آموزشی و فرهنگی و اجتماعی نادرست، به بیراهه می رود چنین حوادثی نیز بالطبع افزایش می یابد.

 
در پایان به منظور یادآوری نسبت به این فریضه بزرگ دینی چند روایات از معصومین علیهم السلام را در زمینه امر به معروف و نهی از منکر خواهیم آورد:
 
حدیث (1) قال على علیه السلام :
وَماأعمالُ البِرِّ کُلُّها وَالجِهادُ فى سَبیلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنکَرِ إِلاّ کَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛
همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چون قطره‏اى است در دریاى عمیق. (نهج البلاغه، حکمت 374)
 
حدیث (2) قال على علیه السلام:
 إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهىَ عَنِ المُنکَرِ لا یُقَرِّبانِ مِن أَجَلٍ وَلا یَنقُصانِ مِن رِزقٍ ، لکِن یُضاعِفانِ الثَّوابَ وَیُعظِمانِ الجرَ وَأفضَلُ مِنهُما کَلِمَـةُ عَدلٍ عِندَ إمامٍ جائِرٍ؛
امر به معروف و نهى از منکر نه اجلى را نزدیک مى‏کنند و نه از روزى کم مى‏نمایند، بلکه ثواب را دو چندان و پاداش را بزرگ مى‏سازند و برتر از امر به معروف و نهى از منکر سخن عادلانه‏اى است نزد حاکمى ستمگر.(غررالحکم، ج2، ص611، ح3648)
 
حدیث (3) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
إذا لَم یَأمُروا بِمَعروفٍ وَلَم یَنهَوا عَن مُنکَرٍ وَلَم یَتَّبِعوا الأخیارَ مِن أهلِ بَیتى ، سَلَّطَ اللّه‏ُ عَلَیهِم شِرارَهُم ، فَیَدعوا عِندَ ذلِکَ خِیارُهُم فَلا تُستَجابُ لَهُم؛
هرگاه (مردم) امر به معروف و نهى از منکر نکنند، و از نیکان خاندان من پیروى ننمایند، خداوند بدانشان را بر آنان مسلّط گرداند و نیکانشان دعا کنند امّا دعایشان مستجاب نشود .(امالى صدوق، ص‏254)
 
حدیث (4) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
لا یَأمُرُ بِالمَعروفِ وَلا یَنهى عَنِ المُنکَرِ إلاّ مَن کانَ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ : رَفیقٌ بِما یَأمُرُ بِهِ رَفیقٌ فیما یَنهى عَنهُ ، عَدلٌ فیما یَأمُرُ بِهِ عَدلٌ فیما یَنهى عَنهُ، عالِمٌ بِما یَأمُرُ بِهِ عالِمٌ بِما یَنهى عَنهُ؛
امر به معروف و نهى از منکر نکند مگر کسى که سه خصلت در او باشد: در امر و نهى خود مدارا کند، در امر و نهى خود میانه‏روى نماید و به آنچه امر و نهى مى‏کند، دانا باشد .(بحارالأنوار، ج100، ص87، ح64)
 
حدیث (5) قال على علیه السلام :
مَن أمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَهرُ المُؤمِنِ وَمَن نَهى عَنِ المُنکَرِ أَرغَمَ أَنفَ المُنافِقِ وَأَمِنَ کَیدَهُ؛
هر کس امر به معروف کند به مؤمن نیرو مى‏ بخشد و هر کس نهى از منکر نماید بینى منافق را به خاک مالیده و از مکر او در امان مى‏ ماند. (کافى،ج2، ص50، ح1)
 
حدیث (6) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
 لا یَزالُ النّاسُ بِخَیرٍ ما أمَروا بِالمَعروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَتَعاوَنوا عَلَى البِرِّ وَ التَّقوى فَإذا لَم یَفعَلوا ذلِکَ نُزِعَت مِنهُمُ البَرَکاتُ، وَ سُلِّطَ بَعضُهُم عَلى بَعضٍ و َلَم یَکُن لَهُم ناصِرٌ فِى الأرضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛
تا زمانى که مردم امر به معروف و نهى از منکر نمایند و در کارهاى نیک و تقوا به یارى یکدیگر بشتابند در خیر و سعادت خواهند بود، اما اگر چنین نکنند، برکت‏ها از آنان گرفته شود و گروهى بر گروه دیگر سلطه پیدا کنند و نه در زمین یاورى دارند و نه در آسمان.(تهذیب الاحکام، ج6، ص181، ح22)
 
حدیث (7) قال الباقر علیه السلام :
أوحَى اللّه‏ُ تَعالى إلى شُعَیبٍ النَّبِىِّ إِنّى مُعَذِّبٌ مِن قَومِکَ مِائَةَ أَلفٍ: أَربَعینَ أَلفا مِن شِرارِهِم وَسِتّینَ أَلفا مِن خیارِهِم فَقالَ: یارَبِّ هؤُلاءِ الشرارُ فَما بالُ الخیارِ؟! فَأَوحَى اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِ: داهَنُوا أَهلَ المَعاصى فَلَم یَغضِبُوا لِغَضَبى؛
خداى تعالى به شعیب پیامبر وحى فرمود که: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد: چهل هزار نفر بدکار را، شصت هزار نفر از نیکانشان را. شعیب عرض کرد: پروردگارا! بدکاران سزاوارند اما نیکان چرا؟ خداى عزوجل به او وحى فرمود که: آنان با گنهکاران راه آمدند و به خاطر خشم من به خشم نیامدند.(کافى، ج5، ص56، ح1)
 
حدیث (8) قال رسول الله صلى ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله :
مَن رَأى مِنکُم مُنکَرا فَلیُغَیِّرهُ بِیَدِهِ ، فَإن لَم یَستَطِع فَبِلِسانِهِ ، فَإن لَم یَستَطِع فَبِقَلبِهِ وَذلِکَ أضعَفُ الإیمانِ؛
هر کس از شما منکرى ببیند باید با دست و اگر نتوانست با زبان و اگر نتوانست با قلبش آن را تغییر دهد، که پائین‏ترین درجه ایمان همین (تغییر قلبى) است.(نهج الفصاحه، ح‏3010)


منبع: فرهنگ نیوز


 
بذرپاش در گفت‌وگو با مشرق:
ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

شهید خلیلی یک نمونه از "حقوق بشر" ما ایرانی هاست/

 

 

 

 

 

 

 

آزادی ضاربان شهید خلیلی باعث جری شدن ارازل و اوباش خواهد شد

مهرداد بذرپاش نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در حاشیه مراسم تشییع پیکر 'علی خلیلی' در گفت و گو با خبرنگار سیاسی مشرق با اشاره به شهادت شهید علی خلیلی شهید امر به معروف و نهی از منکر، گفت: شهید خلیلی یک نمونه از حقوق بشر ما ایرانی هاست که برای آرمان های خود و دفاع از ناموس هموطنان مسلمانش اینچنین خود را در معرض خطر قرار داد و به شهادت رسید.

وی در ادامه با اشاره به شهادت جمشید دانایی فر تنها درجه دار از میان پنج مرزبان ربوده شده ایرانی توسط گروهک تروریستی جیش العدل، با بیان اینکه نمونه دیگر از "حقوق بشر" شهید دانایی فر است که روز گذشته توسط عواملی به شهادت رسید، گفت: دانایی فر توسط کسانی به شهادت رسید که مورد حمایت کشورهای غربی و دشمنان انقلاب اسلامی هستند و دم از "حقوق بشر" می زنند.

شهید خلیلی یک نمونه از


بذرپاش با اشاره به اینکه دشمنان این مرز و بوم از فتنه گران و مزدوران به عنوان مدافعان حقوق بشر یاد می‌کنند و از آنها تقدیر و تشکر می کنند، گفت: حقوق بشری که بی آبروترین کشورها در جهان مطرح می‌کنند، حقوقی است که تنها برای خودشان و منافع استکباری خودشان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

وی با بیان اینکه  "حقوق بشر" یکی از چالش هایی است که ما در آینده با غرب خواهیم داشت، اظهار داشت: شما در سال های آینده نخواهید دید که حتی یک بند در مورد شهید دانایی فر که برای جلوگیری از ورود مواد مخدر به داخل کشور و پس از آن به کشورهای اروپایی نوشته شود و یا یک مصاحبه در محکومیت این اقدامات منتشر شود.

بذرپاش در ادامه تاکید کرد: اینها نشانی هایی است برای کسانی که نگاه خوشبینانه به غرب و دشمنان انقلاب دارند.

شهید خلیلی یک نمونه از


نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس با بیان اینکه سازمان های حمایتی در حق شهید خلیلی کم گذاشتند، اظهار داشت: نباید مسئولین جوری عمل کنند که افرادی که در راستای امر به معروف و نهی از منکر قدم بر می دارند با ترس و واهمه مواجه باشند و نگرانی داشته باشند.

وی با تاکید بر اینکه دستگاه قضایی باید در این خصوص محکم وارد شود، گفت: آزادی ضاربان این شهید بزرگوار باعث جری شدن ارازل اوباش خواهد شد.

بذرپاش در دادامه عنوان کرد: در جامعه اسلامی آنقدر باید اقتدار وجود داشته باشد که آمر به معروف و ناهی از منکر بدون ترس و واهمه این فریضه الهی را انجام دهد و ارازل اوباش به خودشان اجازه ندهند دست روی این افراد بلند کنند.

وی با تاکید بر اینکه دستگاه قضایی باید مقتدرانه برخورد می کرد، اظهار داشت: دستگاه قضا بایستی مقتدرانه برخورد می‌کرد تا هم درس عبرتی برای ارازل اوباش می‌شد و هم برای کسانی که به دنبال انجام این فریضه الهی بودند یک آرامش قلبی و احساس امنیت حاصل می‌شد.

نماینده مردم تهران در ادامه با بیان اینکه شهید خلیلی انسان صبوری بود و گلایه های خود را از مسئولین مطرح نکرد، گفت: انشاءالله خون این شهید درخت امر به معروف را در این کشور بارور کند و مسئولین بیشتر به خودشان بیایند.


 
حسینی در گفتگو با مشرق:
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

ستاد امر به معروف باید از دستگاه قضایی مطالبه جدی داشته باشد/

 

 

 

 

 

 

غرب شهادت خلیلی و امثال او را بایکوت خواهد کرد

ستاد امر به معروف باید از دستگاه قضایی مطالبه جدی داشته باشد/ غربی‌ها شهادت خلیلی و امثال او را بایکوت می‌کنندسید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم در حاشیه مراسم تشییع پیکر شهید علی خلیلی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی مشرق با اشاره به شهادت شهید علی خلیلی شهید امر به معروف و نهی از منکر گفت: اجتماع با شکوه مردم در مراسم تشییع این شهید بزرگوار بیانگر حمایت مردم از انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر است و مسئولین نیز باید در این راستا احساس تعهد کنند.

وی با بیان اینکه من به همه نیروهای ارزشی و متدین حزب اللهی بخاطر وقوع چنین حادثه ای تسلیت می‌گویم، اظهار داشت: باید از چنین شهدایی که با مظلومیت و غربت و بخاطر احساس وظیفه و انجام تکلیف دینی دچار آسیب و خسران شده‌اند تجلیل و تکریم کنیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم با اشاره به اینکه موضوع در حد یک چاقو کشی ساده نبوده است، اظهار داشت: حالا که این حادثه منجر به قتل و شهادت این بزرگوار شده است همانطور که خانواده ایشان درخواست کرده اند، باید تجدیدنظری از سوی دادگاه صورت گیرد.

وی در ادامه گفت: دستگاه های مختلفی از جمله نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و مجلس شورای اسلامی همگی در این زمینه نقش آفرینی می کنند و می توانند در جلوگیری از وقوع چنین اتفاقاتی موثر باشند.

حسینی تاکید کرد: ستاد امر به معروف و نهی از منکر باید در اینگونه قضایا فعال باشد و از دستگاه قضایی مطالبه جدی داشته باشد.

ستاد امر به معروف باید از دستگاه قضایی مطالبه جدی داشته باشد/ غرب شهادت خلیلی و امثال او را بایکوت خواهد کرد


وی با بیان اینکه باید برای پیگری این مسائل ستاد امر به معروف و نهی از منکر تقویت شود، گفت: ستاد امر به معروف و نهی از منکر باید به صورت جدی وارد شود تا در آینده شاهد اینگونه برخوردها نباشیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم با اشاره به تلاش غرب و دشمنان انقلاب برای تقدیر و تشکر از فتنه‌گران و آشوب‌گران به عنوان مدافعان حقوق بشر گفت: مجامع جهانی در راستای منافع قدرت های استکباری بزرگ گام برمی دارند و به بهانه های حقوق بشر به دنبال احیای این افراد هستند.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه سیاست های دوگانه غرب برای مردم آشکار شده است، عنوان کرد: اتفاقاتی که در فلسطین، افغانستان و پاکستان در جهت پایمال شدن حقوق مظلومین رخ می‌دهد نشانگر سیاست های دوگانه غرب است.

ستاد امر به معروف باید از دستگاه قضایی مطالبه جدی داشته باشد/ غرب شهادت خلیلی و امثال او را بایکوت خواهد کرد


حسینی در ادامه گفت: غرب به عنوان ابزار از "حقوق بشر" استفاده می کند و تنها در راستای رسیدن به اهداف سیاسی خود از آن دم می زند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم با بیان اینکه نباید بگذاریم این مسائل به فراموشی سپرده شود، گفت: یقینا غربی‌ها شهادت علی خلیلی و امثال او را بایکوت خبری می‌کنند و نمی گذارد صدای مظلومانه این شهید بزرگوار در مجامع جهانی منتشر شود.

وی در ادامه با اشاره به دیدار کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با محکومان فتنه 88، اظهار داشت: وقتی کاترین اشتون به ایران می آید هرگز به سراغ خانواده های شهدای هسته ای که مظلومانه توسط غربی‌ها به شهادت رسیدند و دست رژیم صهیونیستی به خون آنها آلوده است نمی رود و به سراغ زندانیان سیاسی و فتنه‌گران می رود.

حسینی در ادامه گفت: غرب هیچگاه از مواردی همچون شهادت دانشمندان هسته ای به عنوان نقض حقوق بشر یاد نمی‌کند و ما باید از ابزارهای اندکی که در اختیار داریم در راستای رساندن صدای مظلومانه این شهیدان به دوستداران انقلاب اسلامی استفاده کنیم و دست غرب و قدرت های بزرگ جهانی را که دم از حقوق بشر می زنند را رو کنیم.


 
گزارش مشرق از مراسم تشییع شهید علی خلیلی؛
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

نامه شهید خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت/

 

 

 

 

 

 

دستور تعقیب مجدد ضارب شهید صادر شد

به گزارش مشرق، علی خلیلی طلبه ناهی از منکر عصر روز یکشنبه در بیمارستان بعثت پس از تحمل درد و بیماری به شهادت رسید.

25 تیر ماه سال 1390 حادثه‌ای دردناک در یکی از محلات شرق تهران رقم خورد که در این حادثه جوان 19 ساله‌ای به نام علی خلیلی در حین بازگشت از هیئت در حالی که همراه چند نفر از شاگردان یک مدرسه بود به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

خلیلی توسط یک نفر از افراد شرور منطقه از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از 15 دقیقه در خون خود می‌غلتید.

پیکر شهید ناهی از منکر حجت الاسلام علی خلیلی امروز سه شنبه 5فروردین از مقابل مسجد النبی نارمک پس از اقامه نماز توسط آیت‌الله صدیقی به سمت قطعه شهدای بهشت زهراتشییع شد.

در دستان عده‌ای از حاضران در مقابل مسجد پلاکاردهایی با عنوان «امر به معروف و نهی از منکر وظیفه شرعی ما است»، «قاتل شهید خلیلی اعدام باید گردد»، «علی‌ها زنده‌اند به فرمان ولی»، «از غفلت مسئولین قوه قضاییه است که چنین اتفاقاتی می‌افتد و مسئولین در خوابند» به چشم می‌خورد. همچنین تنی چند از مسئولین نیز در جمع مردم حضور یافته‌اند.

جمعی از شرکت کنندگان در مراسم تشییع علی خلیلی از قوه قضائیه خواستار محاکمه مجدد عامل این حادثه شدند.

زاکانی: مجلس به صورت جدی پرونده شهید خلیلی را پیگیری می‌کند/ دستور تعقیب مجدد ضارب شهید صادر شد


در بیانیه‌ای که در این مراسم قرائت شد یکی از دوستان علی خلیلی خطاب به مسئولان قوه قضائیه گفت: برای یکی از ورزشکاران حادثه ای پیش آمد که ما شاهد بودیم دستگاه قضایی به سرعت به آن پرونده رسیدگی کرد و برای آن ضارب حکم قصاص صادر کرد اما درباره علی خلیلی آیا جزای ضارب تنها 32 میلیون تومان دیه و یکی دو سال زندان است؟


پس از تشییع بشکوه پیکر مطهر شهید ناهی منکر حجت‌الاسلام علی خلیلی در قطعه 24 گلزار شهدای بهشت زهرا (س) در منزل ابدی‌ا‌‌ش آرام گرفت.

نامه شهید خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت/ دستور تعقیب مجدد ضارب شهید صادر شد

نامه شهید خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت/ دستور تعقیب مجدد ضارب شهید صادر شد

احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به شهادت شهید علی خلیلی در راستای زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر و وظیفه مسئولان در قبال این مسئله گفت: بسیاری از مشکلات اینچنینی دلایل فرهنگی دارد که باید به آن رسیدگی شود.

وی افزود: اگر در جامعه‌ای قبح کارهای زشت ریخته شود و برخوردی با این مسئله صورت نگیرد ما شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود.

نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: در جامعه یکسری ارزش‌های مهم وجود دارد که باید همواره پاس داشته شود.

توکلی:در جامعه‌ای که قبح کارهای زشت ریخته شود ما شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود/ پیشنهاد شریعتمداری به قوه قضائیه

حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در حاشیه مراسم تشییع شهید علی خلیلی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی مشرق با اشاره به شهادت شهید علی خلیلی شهید امر به معروف و نهی از منکر گفت: چنین رخدادهایی واقعا باعث تاسف است و همچنین و همچنین برای مسئولین بایستی نگران کننده باشد زیرا کسانی که در جامعه ما آمر به معروف و ناهی از منکر هستند باید از سوی نظام و مسئولین مورد تشویق قرار بگیرند.

وی در ادامه تاکید کرد: نباید در جامعه اسلامی تعدادی ارازل اوباش این جرات را پیدا کنند که یک روحانی را به علت نهی از منکر اینچنین وحشیانه مورد ضرب و شتم قرار دهند.

مدیرمسئول روزنامه کیهان با بیان اینکه در این موضوع باید به ابعاد مختلفی توجه شود، گفت: در بحث شهادت این عزیز بزرگوار چند نکته باید مدنظر قرار بگیرد نکته اول اینکه دستگاه قضایی کشور باید با قاطعیت بیشتری عمل می کرد به طوری که تنبیه اینگونه افراد مانع از تکرار این جرم بشود.

وی افزود: مجلس باید قوانین اصل هشتم قانون اساسی را که مربوط به امر به معروف و نهی از منکر است را وضع کند و قانون دقیقی برای آن تنظیم کند و به تصویب برساند.

شریعتمداری با بیان اینکه عدم پذیرش این عزیز بزرگوار از سوی برخی مراکز درمانی باعث تاسف است، اظهار داشت: وقتی علی خلیلی مجروح می شود به تعداد زیادی از مراکز درمانی تماس گرفته می شود ولی این مراکز از پذیرش وی خودداری می کنند و آنطور که یکی از خبرگزاری ها خبر داده بود نهایتا مجبور می شوند در یکی از مراکز خصوصی با واریز کردن هزینه ای بالا وی را بستری کنند.

مدیرمسئول روزنامه کیهان ادامه داد: تمام مردم عزیز در مقابل شهادت چنین بزرگواری احساس مسئولیت می‌کنند نباید فضا به گونه‌ای باشد که یک مجری امر به معروف و نهی از منکر اینگونه از سوی اراذل مورد حمله قرار بگیرد و چنین اتفاقی روی دهد.

وی افزود: از سوی دیگر قوه قضائیه باید برای رسیدگی به اینگونه امور به خصوص موارد مرتبط به امر به معروف و نهی از منکر شعبه ویژه ای را تشکیل دهد.

مدیرمسئول کیهان ادامه داد: موضوع نباید به دست برخی قضات که به جوانب مختلف موضوع آگاه نیستند بیفتد و باید اینگونه مسائل در دست قضات ویژه‌ای که آشنا به اینگونه مسائل هستند تمرکز پیدا کند.

وی با اشاره به اینکه دشمنان این مرز و بوم از فتنه گران و مزدوران به عنوان مدافعان حقوق بشر یاد می کنند و از آنها تقدیر و تشکر می کنند، گفت: افرادی که در کشور ما موجب آشوب و فتنه شدند و سران آنها دست به وطن فروشی زدند و دست‌شان به خون ملت آلوده است از سوی بیگانگان و دشمنان مورد تعریف و تمجید قرار می گیرند، اما ما در داخل کشور خودمان از نیروهای حرب اللهی که مجاهدانه در راستای احقاق حقوق مردم فعالیت می کنند غافل هستیم، درحالی که باید از این نوع افراد به نحو احسن حمایت و تقدیر و تشکر کنیم.


توکلی:در جامعه‌ای که قبح کارهای زشت ریخته شود ما شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود/ پیشنهاد شریعتمداری به قوه قضائیه

علیرضا زاکانی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، با اشاره به مطالبه عمومی مردم درباره پیگیری مجازات قاتل شهید خلیلی گفت: باید این مسئله را به صورت دقیق از طریق دستگاه قضایی دنبال کرد تا کار به نتیجه برسد.

وی افزود: مجلس نیز به صورت جدی پیگیر بحث پیگیری قضایی پرونده قاتل شهید خلیلی را دنبال خواهد کرد.

نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: باید تمامی کارها از طریق مسیر قانونی و در چارچوب قوه قضائیه دنبال شود.

صادق محصولی، وزیر سابق کشور در حاشیه مراسم تشییع پیکر 'علی خلیلی' گفت: حمایت از آمران معروف وظیفه مسئولین است؛ امیدواریم امسال مسئولین بیش از پیش و منظم‌تر در جهت اعتلای فرهنگ و حمایت از طلاب و نیروهای انقلابی اقدام کنند.

حجت‌الاسلام ابوترابی، نایب رئیس مجلس در حاشیه مراسم تشییع پیکر شهید خلیلی گفت: دستگاه قضایی و نیروهای انتظامی باید از آمرین به معروف و ناهیان از منکر و جریان مردمی خواستار ارزش‌های اسلامی، حمایت جدی و قاطع داشته باشند.

حجت‌الاسلام محمدکاظم صدیقی رئیس دادگاه انتظامی قضات با اشاره به مطالبه عمومی مردم برای تعقیب قضایی ضارب شهید علی خلیلی گفت: آنطور که به من گزارش داده‌اند دستور تعقیب مجدد ضارب علی خلیلی صادر شده است.


سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم در حاشیه مراسم تشییع پیکر شهید علی خلیلی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی مشرق با اشاره به شهادت شهید علی خلیلی شهید امر به معروف و نهی از منکر گفت: اجتماع با شکوه مردم در مراسم تشییع این شهید بزرگوار بیانگر حمایت مردم از انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر است و مسئولین نیز باید در این راستا احساس تعهد کنند.

وی با بیان اینکه من به همه نیروهای ارزشی و متدین حزب اللهی بخاطر وقوع چنین حادثه ای تسلیت می‌گویم، اظهار داشت: باید از چنین شهدایی که با مظلومیت و غربت و بخاطر احساس وظیفه و انجام تکلیف دینی دچار آسیب و خسران شده‌اند تجلیل و تکریم کنیم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم با اشاره به اینکه موضوع در حد یک چاقو کشی ساده نبوده است، اظهار داشت: حالا که این حادثه منجر به قتل و شهادت این بزرگوار شده است همانطور که خانواده ایشان درخواست کرده اند، باید تجدیدنظری از سوی دادگاه صورت گیرد.


وی در ادامه گفت: دستگاه های مختلفی از جمله نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و مجلس شورای اسلامی همگی در این زمینه نقش آفرینی می کنند و می توانند در جلوگیری از وقوع چنین اتفاقاتی موثر باشند.

حسینی تاکید کرد: ستاد امر به معروف و نهی از منکر باید در اینگونه قضایا فعال باشد و از دستگاه قضایی مطالبه جدی داشته باشد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم با اشاره به تلاش غرب و دشمنان انقلاب برای تقدیر و تشکر از فتنه‌گران و آشوب‌گران به عنوان مدافعان حقوق بشر گفت: مجامع جهانی در راستای منافع قدرت های استکباری بزرگ گام برمی دارند و به بهانه های حقوق بشر به دنبال احیای این افراد هستند.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم با بیان اینکه نباید بگذاریم این مسائل به فراموشی سپرده شود، گفت: یقینا غربی‌ها شهادت علی خلیلی و امثال او را بایکوت خبری می‌کنند و نمی گذارد صدای مظلومانه این شهید بزرگوار در مجامع جهانی منتشر شود.


مهرداد بذرپاش در حاشیه مراسم تشییع پیکر 'علی خلیلی' گفت: انشاءالله خون این شهید درخت امر به معروف را در این کشور بارور کند و مسئولین بیشتر به خودشان بیایند؛ با تأسی از شعار سال باید تنبلی، کم‌کاری و کم تدبیری از دستگاه‌های اجرایی و تقنینی رخت بربندد

وی با اعتقاد به اینکه نمی توان با فرض فعالیتهای ایجابی دست از اقدامات سلبی کشید و به اعتماد مردم نسبت به حاکمیت پاسخی نداد، گفت: نباید بازار فرهنگی کشور به عرصه جولان کالاهای فاجعه آمیزو نامناسب فرهنگی تبدیل شود چرا که این امر تناقضی با امور ایجابی ندارد، پس لازم است دست از کارهای کلیشه ای و بی خاصیت برداشت.

بذرپاش در پایان هشدار داد: باید از امور ارتجاعی در لباس روشنفکر معابانه در عرصه فرهنگ سازی کشور پرهیز کرد، چرا که قطعا این امور ما را به سرمنزل مقصود نخواهد رساند.


حدود یک سال پیش در مسجد جامع ازگل بعد از نماز ظهر و عصر؛ خبرنگار مشرق گپ و گفتی با شهید علی خلیلی انجام داد که در اینجا می توانید ملاحظه کنید.

توکلی:در جامعه‌ای که قبح کارهای زشت ریخته شود ما شاهد چنین اتفاقاتی خواهیم بود/ پیشنهاد شریعتمداری به قوه قضائیه



نامه شهید علی خلیلی به رهبر معظم انقلاب ۱۵ روز قبل از شهادت

 نامه‌ای از شهید خلیلی خطاب به رهبر معظم انقلاب منتشر شده است و او در این نامه نسبت به برخی اظهارات در قبال عملی که انجام داده سخن گفته است. او در نامه خود به رهبر معظم انقلاب نوشته است که :«آقاجان!بخدا دردهایی که می‌کشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمی‌کند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟ یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی‌گری دارند حرف شما را نمی فهمند؟»

شهید علی خلیلی بعد از اتفاق آن شب نیمه شعبان که بر اثر پاره شدن شاهرگ گردنش به دلیل اصابت چاقو و ساعت‌ها طول کشیدن بستری شدنش در یک بیمارستان به بستر بیماری افتاد؛ در طول این چند سال با هزینه‌های عجیب درمان مواجه شد به گونه‌ای که خانواده او بخش قابل توجهی از سرمایه، خانه و وسایل زندگی خود را برای درمان او هزینه کردند.

متن کامل نامه شهید علی خلیلی به شرح زیر است:

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند.

آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!

من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟

رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

به گزارش مشرق، حامد حجتی از شاعران کشورمان به مناسبت شهادت علی خلیلی طلبه جوانی که در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد، شعری سروده است:

 
مثل یک مرد پَر کشیدی تا...

آسمان را به بَر کشیدی تا...

 

تا که باران به شهر برگردد

باز هم چشم تر کشیدی تا...

 

روزها رنگ شب به خود دارند

روز را تا سحر کشیدی تا...

 

سینه‌ات داغدار فردا بود

«آه» را بیشتر کشیدی تا...

 

در همان کوچه‌های بی‌غیرت

سینه‌ات را سپر کشیدی تا...

 

حرف امروز نیست جان دادن

روی دیوار در کشیدی تا...

 

ارث مادر رسیده است به تو

مثل یک مرد پَر کشیدی تا...


 
مجموعه پوسترهای فرزند بیشتر زندگی بهتر
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

فرهنگ نیوز- روند نزولی جمعیت در سالهای اخیر و عدم توجه جدی به این تهدید، نگرانی را برای آینده جامعه به وجود آورده است که عدم توجه و برنامه ریزی روی آن آثار زیانباری را به دنبال خواهد داشت. شرایط امروز جامعه طوری است که نیازمند یک همت عالی خصوصا از نوع معنوی است. ترس و نگرانی از مشکلات مالی معمولا مهمترین بهانه ای است که چه در امر ازدواج و چه در فرزند دار شدن و… باعث عقب نشینی می شود. این در حالی است که در یک جمله می توان این گونه گفت که روزی فعلی ما از جایی رسیده است که توصیه به ازدواج و افزایش نسل  از جانب اش بوده است.

 

 

 

ک


 
طعنه مریلا زارعی به رسانه‌های اصلاحات
ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، مریلا زارعی، بازیگر فیلم‌های «چ» و «شیار 143» در بخشی از یادداشت خود در ماهنامه صنعت سینما، خطاب به حاتمی کیا نوشته است: «آقای کارگردان ،حالا چه وقت باریدن بود؟ نمی‌دانید که باعث زحمت کرم‌های خاکی شده‌اید؟ بیچاره‌ها داشتند از اندک هوای انباشته در میان منافذ خاک باغچه تنفس می‌کردند. نگفتید این بارش نابهنگام، منافذ را پر از آب می‌کند و کرم‌ها از بیم جان از خاک بیرون می‌زنند؟ با این همه اوصاف، توقع تایید دارید؟»


 
صفر تا صد تولید «چ» در گفت‌وگوی فارس با علی قائم‌مقامی
ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

با خواندن فیلمنامه «چ» متوجه عظمت تولید آن شدم/

 

 

 

اگر همکاری سپاه نبود، هرگز «چ» ساخته نمی‌شد

مدیر تولید «چ» در گفت‌وگویی متفاوت از همه چیز درباره صفر تا صد تولید این فیلم، ممکن نبودن ساخت آن بدون همکاری سپاه دلایل عدم همکاری ارتش، مشکلات تولید و ... صحبت کرد.

خبرگزاری فارس: با خواندن فیلمنامه «چ» متوجه عظمت تولید آن شدم/ اگر همکاری سپاه نبود، هرگز «چ» ساخته نمی‌شد

خبرگزاری فارس: با خواندن فیلمنامه «چ» متوجه عظمت تولید آن شدم اگر همکاری سپاه نبود، هرگز «چ» ساخته نمی‌شد

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، فیلم سینمایی‌ «چ» اگر نگوئیم جزء بهترین آثار تاریخ سینمای ایران است، به جرأت بهترین فیلم جشنواره فجر امسال بود، فیلمی که به لحاظ استانداردهای تولید فراتر از سینمای ایران بود و یک بار دیگر ثابت کرد اگر سینمای ایران بخواهد می‌تواند فیلمی فراتر از استانداردهای رایج خودش تولید کند. به بهانه اکران فیلم «چ» با سید علی قائم‌مقامی مدیر تولید این فیلم که «رستاخیز» را نیز در جشنواره فجر داشت که از تجلی اراده ملی توانست جایزه بهترین مدیریت تولید را بگیرد، همکلام شدیم تا از صفر تا 100 تولید مهمترین فیلم سال 92 و جشنواره فجر برایمان بگوید. * تولید «چ» از چه زمانی شروع شد؟ بعد از پایان «رستاخیز» در فروردین ماه 91 طی ملاقاتی با مهدی کریمی تهیه‌کننده وقت فیلم قرار بر این شد که در «چ» به عنوان مدیر تولید همکاری کنم، البته سابقه همکاری من با آقای حاتمی‌کیا به قبل از «چ» بازمی‌گردد و در 5 فیلم سینمایی با ایشان همکاری کردم.جا دارد از آقای مهدی کریمی که در مقطع ابتدایی تهیه کننده فیلم بودند و زحمت بسیاری کشیدند یاد کنم. * بعد از خواندن فیلمنامه متوجه سختی کار شدید؟ در همان ابتدا که فیلم‌نامه را خواندم متوجه شدیم که این فیلم از لحاظ تدارکات، پشتیبانی نظامی و تولید پروژه بسیار سنگین و در بسیاری از بخش‌ها فراتر از سینمای ایران است و همین موضوع سختی تولید این فیلم را چندین برابر کرده است و به همین دلیل از همان روزهای آغاز پیش تولید مذاکراتمان را با مسئولین مربوطه نظامی آغاز کردیم تا به لحاظ امکانات تولید هیچ مشکلی نداشته باشیم. * فیلمبرداری از چه تاریخی آغاز شد؟ پس از 5 ماه پیش تولید سنگین در ابتدای تابستان 91 فیلمبرداری در شهر پاوه آغاز شد و صحنه اول فیلمبرداری مربوط به پرواز هلیکوپتر بر فراز شهر پاوه است که اتفاقا همین صحنه سکانس ابتدایی فیلم نیز است. در مجموع حدود دو ماه در پاوه و در روستای خانقاه از توابع این شهر بودیم که بخش زیادی از فیلمبرداری نیز در ایام ماه مبارک رمضان انجام شد و به همین دلیل شرایط بسیار سختی بر کل گروه حاکم بود. همزمان با فیلمبرداری در پاوه گروه صحنه و دکور در پادگانی واقع در شرق تهران مشغول ساخت دکور شهر پاوه شامل مقر بهداری، بیمارستان، میدان اصلی و پادگان بودند که با جزئیات کامل این دکور بسیار سخت ساخته شد. * در فیلم اصلا متوجه نمی‌شویم که دکورهای پاوه بازسازی شده است، چقدر ساخت دکور با این جزئیات طول کشید؟ دکور شهر پاوه در طول دو ماه و نیم با تلاش گروه صحنه و دکور به پایان رسید و از شهریورماه 91 فیلمبرداری را در این دکور آغاز کردیم.که واقعا گروه صحنه‌،دکور،تولید و تدارکات شبانه روز زحمت کشیدند. * «چ» فیلم بسیار پربازیگری است،در مورد انتخاب نقش‌های مختلف بخصوص نقش‌های اصلی چه فرآیندی طی شد؟ در مورد بازیگر نقش شهید چمران، افراد مختلفی به دفتر آمدند و تست دادند و در نهایت به پیشنهاد خود مهدی کریمی در نهایت بازیگر اصلی انتخاب شد. اما در مورد نقش شهید فلاحی با توجه به دوستی قدیمی که من با سعید راد داشتم بنابه پیشنهاد گروه کارگردانی با او تماس گرفتم و برای بازی در فیلم از او دعوت کردم. آقای راد اول کمی نگران بود که نقشش آنطور که باید و شاید تأثیرگذار نیست اما بعد از اینکه فیلم‌نامه را خواند و مستقیما با آقای حاتمی‌کیا مذاکره کرد، نظرش تغییر کرد و امروز هم خوشبختانه از نتیجه کار کاملا راضی است. * یکی از مهمترین بازی‌های فیلم مربوط به شهید وصالی است، بابک حمیدیان چطور در این نقش انتخاب شد؟ من قبل از شروع پیش تولید «چ» در پروژه «رستاخیز» با بابک حمیدیان کار کرده بودم که بسیار بازیگر منضبط،دقیق و بدون حاشیه‌ای است اما پیشنهاد حضور او در این فیلم به گروه کارگردانی مربوط می‌شد که در نهایت آقای حاتمی‌کیا نیز قبول کرد و خوشبختانه بابک حمیدیان به خوبی توانست این نقش را بازی کند.بابک حمیدین جزو بازیگرانی است هیچ وقت موقع قرار داد نوشتن با گروه تولید مسله ندارد و آدم بسیار خوش اخلاق و منطقی است که همین رفتار او در بازیهایش تاثیر می‌گذارد. البته از آنجایی که «چ» فیلم بسیار پربازیگری است، تمامی بازیگران به مرور زمان به کار اضافه شدند، در طی پروسه زمانی طولانی بازیگران فرعی نیز که هر کدام نقش‌های مهمی داشتند به کار اضافه شدند. * «چ» فیلم بسیار سختی به لحاظ کارگردانی و پروسه تولید در سینمای ایران به حساب می‌آید، به اعتقاد خودتان که امسال دو فیلم بسیار سخت در جشنواره داشتید، این فیلم چه جایگاهی در سینمای ایران دارد؟ «چ» جزو پروژه‌های بسیار سنگین و سخت ایران است بخصوص در بخش نظامی به طوری که در مدت فیلمبرداری‌ بیش از دو هفته به طور کامل هلیکوپتر در اختیار داشتیم که شامل سکانس‌های پاوه، بهداری و میدان اصلی شهر بود و حجم سلاح‌،مهمات و ادوات مورد استفاده در این فیلم نیز بسیار زیاد است و در واقع اگر همکاری سپاه نبود، هرگز این فیلم ساخته نمی‌شد و به این دلیل که مسئولین ارتش علاقه ای به مشارکت در این پروژه نداشتند به صراحت اعلام کردند که ما با این فیلم همکاری نمی‌کنیم. * دلیل عدم همکاری ارتش چه بود؟ مسئولین ارتش به خود من اعلام کردند که بنا به دلایلی با این فیلم همکاری نمی‌کنند. * به چه دلیل؟ فکر می‌کنم بهتر است دلیل اصلی آن را از خود مسئولین ارتش سؤال کنید. * «چ» را می‌توان جزء بهترین آثار سینمای ایران در انتقال مفهوم ولایت فقیه دانست و سکانس پایانی فیلم با پیام امام همراه است، آیا از ابتدا قرار بود فیلم با پیام امام به پایان برسد، یا خیر؟ از اول هم تمام برنامه‌ریزی‌ها به گونه‌ای بود که پایان فیلم با پیام امام همراه باشد اما ما برای سکانس پایانی دو فروند هلیکوپتر فراهم کرده بودیم و در واقع این سکانس با ورورد دو فروند هلیکوپتر فیلمبرداری شد اما اینکه چرا در فیلم این پلان‌ها نمی‌بینیم، به تشخیص آقای حاتمی‌کیا برمی‌گردد. * در مدت اخیر صحبت‌های زیادی در مورد «چ» شده است و اینکه این فیلم بیشتر از آنکه فیلم شهید چمران باشد،‌فیلم شهید اصغر وصالی است، به عنوان مدیر تولید کار چقدر با این تعابیر موافق هستید؟ به اعتقاد من این صحبت‌ها به هیچ‌وجه درست نیست و دیدگاهی که آقای حاتمی‌کیا داشت از ابتدا برای ساخت فیلم به همین شکل بود و چیزی که ما در مرحله تحقیق و ساخت به آن رسیدیم نیز همین بود و از عنوان کردن این مطالب که چمران در فیلم نقش محوری ندارد، واقعا تعجب می‌کنم. حاتمی‌کیا سال‌ها برای ساخت این فیلم زحمت کشیده است و از سال 86 به دنبال تحقیق بود و در خصوص تمامی جزئیات فیلم تحقیق کرده بود و حتی همزمان با فیلمبرداری نیز هر موقع نکته‌ای به او عنوان می شد، سعی می‌کرد به طور کامل رعایت کند. اما این را باید در نظر بگیریم که «چ» تنها برشی 48 ساعته از غائله پاوه است و طبیعتا در این 48 ساعت تمامی اتفاقات مربوط به آن نمی‌توانست عنوان شود. * البته فرزند شهید کشوری نسبت به نادیده گرفته شدن نقش شهید کشوری بسیار متعرض است.فکر می‌کنید این اعتراض درست است؟ هیچ کس منکر رشادت‌های این شهید والا مقام نیست اما همانطور که گفتم در این فیلم تنها برشی 48 ساعته از پاوه را شاهد هستیم که بستر آن حضور شهید چمران در دو روز پایانی این غائله است. * «چ» جزو پروژه‌های فاخر سینمای ایران به حساب می‌آید اما خیلی‌ها نسبت به هزینه‌های صورت گرفته در این فیلم موضع‌گیری کردند، به نظر شما این موضع‌گیری‌ها چقدر درست است؟ «چ» در مدت زمان محدود و با 5 ماه فیلمبرداری برای چنین فیلمی سنگینی به لحاظ کارگردانی و حجم تولید،تدارکات و صحنه ساخته شد و با توجه به زمان فیلمبرداری، ساخت دکورهای عظیم، جلوه‌های ویژه بصری و حجم امکانات نظامی رقمی که برای آن هزینه شده بسیار متعادل است. * رقم دقیق تولید فیلم چقدر است؟ رقم دقیق 6 میلیارد تومان است اما در شرایطی که فیلم‌های آپارتمانی با دو بازیگر بین یک تا یک و نیم میلیارد تومان هزینه می‌برد، ساخت فیلمی با چنین شرایطی با مبلغ 6 میلیارد نه تنها زیاد نیست بلکه به نسبت سایر پروژه‌های با این مقیاس کاملا متعادل است. * شما در جشنواره امسال فیلم رستاخیز را نیز داشتید، که با حاشیه‌های زیادی مواجه بود، چه نظری در مورد این فیلم دارید؟ «رستاخیز» به لحاظ تولید پروژه بسیار سنگینی در سینمای ایران بود که تا مدت‌های زیاد به اعتقاد من نظیر آن دیگر تکرار نخواهد شد و در مورد حواشی نیز ترجیح می‌دهم هیچ صحبتی نداشته باشم،‌اما خوشحالم که به لحاظ تولید و کار خودم ویژگی‌های کار دیده شد. * شما در بخش تجلی اراده ملی برای مدیریت تولید «چ» و «رستاخیز» لوح تقدیر گرفتید. اما از این اتفاق راضی هستید؟ از دریافت این لوح تقدیر خوشحالم ولی به اعتقاد من باید جایزه بهترین مدیریت تولید در خود جشنواره دیده بشود و عدم اختصاص سیمرغ به این بخش ظلمی در حق مدیران تولید سینمای ایران است چرا که خود من برای تولید این دو فیلم حدود 5 سال کاملا درگیر بودم و امیدوارم مسولین جشنواره در سال آینده به این خواسته صنف مدیران تولید توجه کنند. * به عنوان سؤال پایانی اخیراً رئیس هیأت مدیره خانه سینما صحبت‌هایی مبنی بر حضور بیش از 70 درصد عوامل فیلم‌های جشنواره خارج از بحث صنفی مطرح کرد آیا شما با این موضوع در «چ» روبه‌رو بودید؟ صحبت‌های آقای توحیدی کاملاً درست است اما به اعتقاد من یک اتفاق عجیبی در سینمای ایران افتاده و آن هم شکل‌گیری عناوین عجیب و غریب در تیتراژ فیلم‌ها است. هر فیلم سینمایی دارای ارکان اصلی است که وقتی پروانه ساخت می‌گیرد در پروانه ساخت نیز ذکر می‌شود شامل تهیه کننده، کارگردان، فیلمبردار و مدیر تولید اما متأسفانه در سینمای ایران اخیراً عناوینی را شاهد هستیم که هیچ جایگاهی ندارند و برای من به شخصه تعجب‌برانگیز است. - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921226000516#sthash.5sNK04fw.dpuf


 
حامد زمانی:
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

آهنگ "مرگ بر آمریکا" به مذاکرات کمک کرد/به مادرم خبرهای ناگوار می دهند

گروه فرهنگی مشرق - خواندن ترانه‌ها و سرودهای انقلابی با پایان جنگ در رسانه‌های جمعی تا حدودی کمرنگ شد و پس از اواخر دهه ۷۰ تقریبا ترانه‌هایی با انگاره‌های ضداستعماری در مواجهه با تهاجم فرهنگی خوانده نمی‌شد. صدای حامد زمانی صدای نسل انقلابی معترض امروز است که به استکبار جهانی و ریشه‌های ظلم در عرصه بین‌الملل می‌تازد. گفت‌وگو با حامد زمانی را در ادامه بخوانید:
 
جریان رسمی سرود انقلابی در سال ۱۳۷۶ تا حدودی متوقف شد. کمی از ورودت به این فضا و احیای ژانر موسیقی انقلابی بگو. حتما مسیر سختی را پشت سر گذاشته‌ای که امروز به عنوان خواننده انقلابی شناخته می‌شوی.
 
حرف شما درست است. اگر بخواهیم دنبال مقصر باشیم تا حدودی خود هنرمندان مقصرند. در واقع مقصر اصلی هستند. ۵۰ درصد بقیه‌اش بین مسؤولان و متولیان امر و از طرف دیگر، رسانه‌ها تقسیم می‌شود. ترسی بین هنرمندان وجود دارد که اگر ما به یکسری از موضوعات ملی بپردازیم یا یکسری مضامین انقلابی را دستمایه خواندن قرار دهیم، این مساله موجب ریزش مخاطبان می‌شود. چرا این اتفاق می‌افتد؟ مگر رسالت هنر جز این است که به همه چیز می‌تواند بپردازد؟ یعنی محدوده هنر آنچنان آزاد است که به هر موضوعی می‌تواند بپردازد. انتخاب من هم همین مضامینی است که به آن می‌پردازم. همیشه بر این باور بوده‌ام که اگر کار درست تحویل مخاطب داده شود طرفدار پیدا می‌کند. مثلا درباره یک بسته دستمال کاغذی اگر بخواهی کاری بسازی و آن را درست بسازی و باور داشته باشی بالاخره مخاطب خودش را پیدا خواهد کرد چون به هرحال افرادی که مثل تو فکر کنند در جامعه وجود دارند، چه برسد به موضوعاتی مثل انقلاب، اهل بیت و ارزش‌ها و اعتقاداتی که میلیون‌ها میلیون نفر طرفدار دارد و در سراسر کشور افراد زیادی پیدا خواهند شد که مثل تو فکر می‌کنند.
 
پس چه شده که در این چند ساله آنطور که شایسته است به این مضامین پرداخته نشده است؟ چرا نتوانسته‌ایم کنسرت‌های فراوانی با همین ژانر اعتقادی انقلابی اجرا کنیم و مردم هم بابت آن پول بپردازند.
 
مطمئنا مردم بابت اجرای چنین کنسرت‌هایی پول می‌دهند و حتما حضور پرشورتری خواهند داشت. بنده حداقل تجربه چنین کاری را داشته‌ام اما آنچه جای سوال است این است که چرا آلبومی نداشته‌ایم که پاپ سیاسی یا پاپ مذهبی بخواند و مردم بابت آن آلبوم پول بپردازند؟ چرا چنین حرکت‌هایی در قلب فرهنگ انقلابی جایی نداشته است؟ به نظرم مساله و سوال اصلی همین است. این ترس و واهمه همیشه بوده که این ژانر موسیقی اعتقادی انقلابی مخاطب ندارد و با شکست مواجه خواهد شد. البته من هم در ابتدای کار با این مساله مواجه بوده‌ام.
 
نمونه‌هایی هم وجود داشته که افرادی قصد داشته‌اند به سمت این کارها بروند. نمونه‌اش علیرضا عصار است که آهنگ‌هایی را با تم انقلابی و مذهبی خواند اما همین فرد در قالب یک جریان معترض اجتماعی وقتی در دوره اصلاحات ترانه ماندگار «خیابان‌خواب‌ها» را در نقد جریان اصلاحات خواند،پس از چندی بایکوت شد! چه اتفاقی برایش افتاد؟
 
دقیقا! این مساله طبیعی است. ببینید این خیلی واضح است که عده‌ای نمی‌خواهند صدای ارزش‌های ما به گوش مردم برسد. طبیعی است.
 
این جریان دقیقا چیست؟ همیشه به طور کلی از آن صحبت می‌شود.
 
نمی‌توان گفت این جریان، چه افرادی را شامل می‌شود چون همه جا هستند. همه جا! اگر هم به دنبال آنها بگردیم، خودمان به این مسائل دامن زده‌ایم. ببینید هیچوقت BBC یا VOA در طول این ۳۰ سال نتوانستند کسی را زمین بزنند یا دلسرد کنند. هیچگاه رسانه‌های غربی نتوانستند این کار را بکنند. اینکه گاهی فردی پیدا می‌شود که از روی دغدغه شروع به خواندن می‌کند و بعد ناگهان دیگر اثری از او نیست پس از خودی‌ها ضربه خورده است. یا آدم پوست‌کلفتی مثل من را می‌خواهد یا اگر منطقی باشیم، نیاز به تشویق دارد. همه مدام می‌گویند؛ «مرگ بر آمریکا» فوق‌العاده بود! درست است. من به جرأت می‌توانم بگویم «مرگ بر آمریکا» تأثیر خودش را گذاشت.
 
مصیبت‌های تو از اینجا شروع نشد؟ یعنی همان اتفاقی که برای عصار افتاد. یعنی وقتی عصار آن آهنگ اعتراضی را خواند، آیا این ترانه «مرگ بر آمریکا» یک شروع برای کمرنگ کردن حامد زمانی نیست؟
 
وقتی که حامد زمانی «دیروز، امروز، فردا» و «تحریم» و... می‌خواند کاری به او ندارند. اما حرف و حدیث‌ها مثلا از چنین جاهایی شروع می‌شود: «مرگ بر آمریکا» یا «گزینه‌ها» و... «مرگ بر آمریکا»، «گزینه‌ها» و... منتشر شد و باعث شد حامد زمانی بیشتر شناخته شود و باعث علاقه بیشتر مردم به او شد. تقدیر خوب است اما من وقتی واقعا تشویق می‌شوم که ببینم حرکت‌های سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی‌شده‌ای در جهت بازتعریف و گسترش موسیقی ارزشی انجام شود، چیزی که وظیفه اکثر مراکز فرهنگی ما است. وقتی تقدیر واقعی صورت گرفته که ببینم این حرکت‌های انفرادی تبدیل به یک جریان شده. این خواسته من است و این روزها دارم همه تلاشم را می‌کنم که این اتفاق بیفتد. ما وظیفه خودمان را انجام می‌دهیم و مسؤولان هم باید وظیفه خودشان را انجام دهند.
 
مثلا فلان خواننده کمی از شهدا که می‌خواند، خبر دارم دوره‌اش می‌کنند دیگر از این آهنگ‌ها نخوان. اما سوال اساسی‌تر من این است که تو که الان در خواندن ترانه‌های اعتقادی و انقلابی برند هستی و از همه خوانندگان پاپیولار سرآمد‌تر به این موضوع پرداختی چرا در جشنواره موسیقی مقاومت حضور نداشتی؟
 
عده‌ای از آقایان گفتند که قصد دارند جشنواره موسیقی مقاومت برگزار کنند، با من هم صحبت کردند، قضیه تا حدودی پیش رفت. کنفرانس خبری. جشنواره موسیقی مقاومت اسلامی هم برگزار شد. قرار شد در برج میلاد برنامه اجرا شود. یک روز با مسؤول برنامه‌های من تماس گرفتند که فردا آقای زمانی اجرا دارند. با تعجب پرسیدیم: کجا؟ گفتند: برج میلاد! حامد زمانی و کاوه آفاق روز فلان در سالن برج میلاد! کاوه آفاق در جشنواره موسیقی مقاومت چه کاری می‌تواند داشته باشد؟ من گفتم برای من که از قبل از برگزاری و برنامه‌ریزی جشنواره در جریان بوده‌ام، این طرز دعوت، صحیح نیست. روز بعد تیتر زدند که حامد زمانی برای اجرا در برج میلاد نرفت. واقعیت این است که هر چیزی جایی دارد و حرمتی و احترامی. ما نگفتیم در کنسرت‌ها فلان کار را نکنید یا بکنید اما در جشنواره موسیقی مقاومت یا جشنواره فجر می‌گوییم، اعتراض که می‌کنیم هیچ، باید تغییر هم بدهیم! وقتی که این اسم را انتخاب کردید؛ «جشنواره موسیقی مقاومت» یعنی اینکه اثری که در این جشنواره خوانده می‌شود باید به مقاومت ربط داشته باشد. نمی‌خواهم اشاره کنم اما یکی از همین ترانه‌هایی که در جشنواره مقاومت اجرا شد حتی به شهدا اهانت می‌کند. من می‌گویم هر چیزی جای خودش را دارد. آیا ما می‌گوییم که چرا در رسانه‌ها و مجلات خودتان ما را راه نمی‌دهید؟ این افرادی که بنده به آنها نقد دارم اصلا دلشان برای پیامی که از دل ترانه‌های زمانی بیرون می‌تراود، نسوخته است! اصلا حواسشان جای دیگری است.
 
«مژدگانی می‌رسد ‌ای خیابان‌خواب‌ها، می‌رسد ته‌مانده بشقاب‌ها، در صفوف ایستاده در نماز، ابن ملجم‌ها فراوانند باز» این حرف امروز ما است که آن روز زده شد ولی چون در دوره اصلاحات خوانده شده است رفته‌رفته بایکوت شد. اگر خاطرت باشد از سال ۱۳۸۲ بعد از انتشار این آلبوم، وزارت ارشاد در را روی برخی خواننده‌ها بست. خاطرم هست یکی از دوستان، از سال ۸۲ تا ۸۴ تلاش می‌کرد مجوز موسیقی بگیرد. موسیقی‌ای که تم انقلابی، ملی و معترض به جریانات اصلاحات داشت و کاوه یغمایی موسیقی‌اش را ساخته بود. ولی مجوز نگرفت.
 
حرف من هم همین است که یا درها را محکم می‌بندیم یا باز باز می‌کنیم. من می‌گویم هر چیزی جای خودش! چرا ما جشنواره فیلم عمار راه می‌اندازیم چون آنقدر به حوزه سینمای انقلاب نپرداختیم که شرایط کنونی سینما چنین شده است. سوالم این است؛ کجا ما راجع به انقلاب، دفاع مقدس و ارزش‌ها فیلم ساختیم که خوب ساخته شده و مردم استقبال نکرده‌اند؟
 
با اینکه همیشه ساطور روشنفکری بالای سرمان بوده، مجموعه اخراجی‌ها، رسوایی و معراجی‌ها همین الان به اندازه درآمد یک‌سال کل سینمای ایران فروخته است. سازنده‌اش یک بچه‌حزب‌اللهی است. کتاب « دا» پرفروش‌ترین کتاب بازار شد، در عرصه موسیقی هم با این همه هواداری که در طول این مدت برای ترانه‌های انقلابی پیدا کردی، منتظریم آلبوم تو پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی شود.
 
آلبوم من هم می‌آید. یکسری سایت‌های موسیقی، آهنگ‌های مرا گذاشته‌اند. آمار دانلودشان را ببینید. بالاخره مخاطب، دانلود می‌کند تا بداند حامد زمانی چه خوانده حتی اگر دوست نداشته باشد. این در ذات موسیقی من است. یک عده از حرف‌های من بدشان می‌آید و یک عده دوست دارند. اینجا حرف از حق و باطل است، حرف از اعتقادات است. کسی نمی‌تواند بگوید من ۵۰ درصد امام حسین را دوست دارم و ۵۰ درصد بقیه‌اش را دوست ندارم! یا بگوید من تا فلان جای انقلاب را دوست دارم و بقیه‌اش را نه! یک عده در مقابل آن گارد می‌گیرند و یک عده هم واقعا دوست دارند.
 
دقیقا موقع مذاکرات، آهنگ «مرگ بر آمریکا» را خواندی. فکر می‌کنی این دولت اصلا به تو مجوز آلبوم می‌دهد؟
 
مجوز می‌دهد چون اگر درست نگاه کنی، آهنگ «مرگ بر آمریکا» به مذاکرات کمک می‌کرد. هرچند که خدا شاهد است که ما آن را برای مذاکرات نخواندیم. شأن این آهنگ بالاتر از آن است که بگوییم برای تاثیر روی مذاکرات آن را تولید کردیم. طبیعتا روی این آهنگ فکر شده بود. البته روی ساخت آهنگ، ۴ روز بیشتر وقت نگذاشتیم ولی ایده و موضوع آن حقیقتا فکر شده و حساب شده بود. قرار بود این آهنگ روز ۱۳ آبان منتشر شود و بعد مصادف شد با فضای مذاکرات و...
 
یعنی پروسه انتخاب شعر و موزیک و... مربوط به چند ماه قبل‌تر از مذاکرات بود؟
 
ایده کار که مربوط به خیلی قبل‌تر بود. همین الان هم می‌توانم بگویم که ۶ ماه بعد قصد دارم چه آهنگی را پخش کنم. من برای خودم تقویم دارم ولی وقتی ناگهانی به فضای مذاکرات برخورد کرد عده‌ای شروع به گفتن حرف‌هایی کردند که چرا در این شرایط کنونی این ترانه را کار کردی؟ در حالی که اگر این افراد ذره‌ای از سیاست سررشته داشتند می‌گفتند: بارک‌الله! چون اگر در یک معامله شما مستقیم مطابق میل حریف کار کنی و بگویی ما همه‌جوره مخلص شما هم هستیم، حریف توی سرتان هم می‌زند ولی اگر دشمن بداند هنوز یک عده‌ای در کشورت مرگ بر آمریکا می‌گویند در بهبود روند مذاکرات خیلی کمک می‌کند. ترانه مرگ بر آمریکا کارکرد تاریخی- فرهنگی دارد. خواندم که برای همیشه بماند و شعار مرگ بر آمریکا همیشه پابرجاست. مرگ بر آمریکا یعنی مرگ بر ظلم، مرگ بر این همه جنایاتی که اتفاق افتاده، مرگ بر سر بریدن مردم در سوریه، مرگ بر کشتن مردم افغانستان و... همه مردم دنیا بر این مساله متفق‌القولند که تمام اینها مسببش آمریکا بوده است.
 
اولین بار که این آهنگ را در جشنواره عمار شنیدم فکری به ذهنم رسید. بخشی از مردم جهان مشتاق شنیدن این صدای ضدامپریالیستی هستند، مثل شهروندان کوبایی و همه مردمانی که از تازیانه‌های اقتصادی‌ ایالات متحده و کاپیتالیسم جهانی آسیب دیده‌اند.
 
ترانه‌های معترض من مثل مرگ بر آمریکا به زبان انگلیسی ساخته شده و نیت اجرای آن به سایر زبان‌های را از مدت‌ها قبل داشته‌ام.
 
یعنی تصمیم داری آهنگ‌هایی با همین مضامین به زبان انگلیسی بخوانی؟
 
هم آهنگ «گزینه‌ها» و هم «مرگ بر آمریکا» اشعارشان به زبان انگلیسی گفته شده، دقیقا با همان وزن و با همان سیلاب‌ها توسط آقای محسن راهجردی. با استادی تمام هم گفته شده و قرار است منتشر هم شود. این حرف فقط حرف مردم ایران نیست. یک حرف بین‌المللی است و ان‌شاءالله با اقبال جهانی مواجه می‌شود، به قول شما بسیاری از مردم دنیا تشنه شنیدن این حرف‌ها هستند.
 
نگاهت به تاجیکستان، افغانستان و سایر فارسی‌زبانان در سایر کشورهای جهان چگونه است؟ جنبش موسیقی لس‌آنجلسی‌ها سال‌هاست اقدام به برگزاری کنسرت در آنتالیا، دوبی، تاجیکستان می‌کند. ما بالاخره باید پیام‌های خودمان را به این کشورها منتقل کنیم، البته منظورم زبان فارسی است. چون فارسی‌زبانان در همه جای دنیا هستند. کسی تا به حال به شما پیشنهاد کرده که در مواجهه با این همه کنسرت لس‌آنجلسی که در تاجیکستان برگزار شده، یک بار یک کنسرت انقلابی آنجا برگزار کنیم. اصلا به نظرت چنین چیزی امکانپذیر است؟
 
بله! خیلی راحت. براحتی می‌توانیم این کار را انجام دهیم. فقط موضوع این است که اراده‌اش وجود ندارد. یک بار یک پیشنهادی شد و در همان مراحل اولیه پیشنهاد، در نطفه خفه شد!
 
سال ۸۸ در دوبی، یکسری شبکه‌های فارسی‌زبان داشتیم. زمان فتنه، هر شبکه‌ای که پشت سر فتنه ایستاد، ایرانی‌های مقیم دوبی به آن شبکه دیگر آگهی تبلیغاتی نمی‌دادند. شبکه تپش مثلا به این دلایل رسما تعطیل شد. پس در دوبی چنین پتانسیلی برای برگزاری این کنسرت وجود دارد. به نظرم به هر ترتیب این صدا باید از این مملکت بیرون برود و در کشورهای منطقه شنیده شود.
 
خواه ناخواه این اتفاق می‌افتد. من تابه‌حال فکر می‌کردم موزیک من فقط در هم نسل‌های خودمان یا در دانشجویان جواب بدهد ولی دیدم اینطور نیست. حتی بین خانواده‌های شهدا یا پدر و مادرها و حتی کودکان و نوجوانان رسوخ پیدا کرد.
 
بخش اعظم جامعه ما همگام با جامعه جهانی نگره ضدآمریکایی داریم چون طعم استعمار را تاریخمان چشیده است.
 
زمانی هدف من این بود که پیام آن دوستانی را به سایر مردم منتقل کنم که تا به حال خواننده نداشتند. دوستان هم از روی لطف، اسمش را گذاشته‌اند «صدای بی‌صداها»! یعنی ما خواننده نداشتیم. الان هم هنر من می‌تواند این باشد که حرف‌های روی زمین مانده را بخوانم که زیاد هم هست. الان تکلیف چیست؟ شما قیافه من را می‌بینید! نه خواب درستی دارم و نه خوراک خوبی. منظورم این است که به‌رغم ساخت آهنگ و اجرا که خود حکایتی است دشوار! وظیفه خودم می‌دانم به نوبه خودم خواننده و آهنگساز تربیت کنم.
 
چه فکر خوبی! سال‌ها دغدغه من این بوده که از کنار فیلمسازی مثل فلان فیلمساز اصولگرا یا حزب‌اللهی با هر عنوانی، فیلمساز دیگری بیرون نمی‌آید. از بغل دست فلان روزنامه‌نگار اصولگرا، یک روزنامه‌نگار اصولگرای دیگر بیرون نمی‌آید. این حرف تو خیلی مهم است که افق را به صورت جمعی می‌بینی و متاسفانه جریان اصولگرایی به فردگرایی و انحصارگرایی اندیشه رسیده، به دلیل اینکه تکثیر افراد اندیشمند در یک جبهه بزرگ فرهنگی مدنظرش نیست.
 
همه متفق‌القول بر این عقیده‌اند که این کار خودکشی است. یعنی می‌گویند تو الان در اوج اجراهایت هستی، بیایی و اجراهایت را نصف کنی و استعدادهای اطرافت را تربیت کنی در واقع خودت از بین می‌روی. اما مشکل این است که طی چنین روندی به من خیلی فشار وارد می‌کند. ممکن است که در اجراهایم سوتی بدهم و همه از آن علیه من استفاده کنند تا به حال هم لطف خدا بوده که سوتی نداده‌ام چون کارهایی که یک هفته‌ای جمع می‌شود چه چیزی جز لطف خدا می‌تواند حامی آن باشد. ببینید به نفع من هم هست که مثلا ۵ نفر در این عرصه تربیت شده باشند و زمانی که حجم فعالیت‌ها زیاد باشد، من به هر کدام از همقطارانی که در آینده فرصت بروز و ظهور پیدا می‌کنند کاری را بسپارم تا فشار کمتری به من هم وارد شود. معتقدم اگر الان ۲۰ خواننده دیگر هم تربیت کنم به هیچ عنوان به موقعیت خودم ضربه وارد نمی‌شود. چون من نفر اول بوده‌ام و سبک خودم را دارم، ملودی‌های خودم را دارم، صدای خودم را دارم اما وقتی هیچ نهادی مسؤولیت تربیت نیرو را برعهده نمی‌گیرد، من هم بی‌اعتنا باشم؟
 
آثارت با تبلیغ دهان به دهان مردمی شنیده می‌شود اما برخی ترانه‌های موثرت شنیده نمی‌شود.
 
من درباره بیشتر دغدغه‌ها مثل شهدا، حجاب و خیلی حوزه‌های دیگر ترانه‌هایی خوانده‌ام. پارسال من ۷۰ کار ساختم. چرا شنیده نشدند؟ چون ما هنوز جریان نشدیم، هنوز ما یک رسانه منسجم نداریم که به این قضیه بپردازد. باید این رسانه و این جریان شکل بگیرد اگرنه ضربه زدن به سیاق فعالیت‌های حامد زمانی خیلی راحت است! ولی وقتی که یک جریان بشویم، دیگر ضربه زدن به چنین تولیداتی به این راحتی‌ها نیست. به قول شعر پایداری که می‌گوید: آتشی شعله نفرت افروخت تا مگر عشق پایان بگیرد/ غافل از اینکه او مثل ققنوس/ تازه در شعله‌ها جان بگیرد.
 
بگذار بحث را به سمت دیگری ببرم، خیلی این بحث برای من جذاب است و طی صحبت‌های چند روزه‌ای که با هم داشتیم می‌دانم بشدت از دغدغه‌های مشترک من و تو به شمار می‌رود. ما بچه حزب‌اللهی‌ها هوای هم را نداریم.
اینکه خیلی واضح است.
 
این در رسانه‌های ما هم وجود دارد.
 
مثال می‌زنم، من دعوت شدم به مراسمی که نمی‌دانستم قرار است در آن مراسم از من تقدیر شود، در آن مراسم همه جلوی من به‌به و چه‌چه می‌کردند، جلوی من و جلوی رئیسشان اما تعدادی از همان‌ها کسانی بودند که انواع و اقسام تلاش‌ها را برای ضربه زدن به من و کارشکنی انجام داده بودند. حامد زمانی تا وقتی که حرف تو را فریاد می‌زند خود تو است! ابراهیم حاتمی‌کیا تا وقتی ارزش‌های تو را فیلم می‌کند خود تو است! پس چرا من هر روز که از خواب بیدار می‌شوم باید تنم بلرزد که امروز قرار است بخش عمده‌ای از وقتم که باید صرف تولید شود صرف بیرون کشیدن چه چوب‌هایی از لای چرخ هدفم شود؟
 
ماجرای ۲۲ بهمن را دوست دارم بازگو کنی تا مخاطبان در جریان ماوقع قرار بگیرند. چون برای من نوعی که جذاب بود و البته دوست دارم حالا در قالب یک رسانه مردم از آن مطلع شوند.
 
قرار بود روز ۲۲ بهمن، قبل از آقای روحانی، من آهنگ «گزینه روی میز» را بخوانم، قرار بود یا تهران بمانم یا به اصفهان بروم. از شهرهای مختلف هم به من زنگ می‌زدند و بد و بیراه می‌گفتند که آقا ما تیزر تبلیغاتی برای شما نصب کرده بودیم چرا نمی‌آیید؟ گفتم: مگر گفته بودم می‌آیم؟ در اصفهان هم تیزر تلویزیونی اعلام می‌کرد مراسم ۲۲ بهمن با حضور حامد زمانی برگزار می‌شود، از طرفی صحبت‌هایی شده بود که در میدان آزادی اجرا داشته باشم اما به دلایلی نشد. رفتم اصفهان و صبح زود خمینی‌شهر اجرا داشتم که آنجا هم برایم اتفاقات شیرینی رخ داد، مثلا قاب عکسی از مادر شهید حیدری (مدافع حرم) هدیه گرفتم که آن مادر با دستخط خودش برایم قسمتی از شعر گزینه‌ها را نوشته بود، خلاصه اجرای آنجا تمام شد. به من خبر رسید که مراسم ۲۲ بهمن اصفهان تمام شد و به مراسم نمی‌رسیم، پس قرار شد بازگردیم ولی خبر دادند مردم نرفته‌اند و انگار مقدر است که این اجرا صورت گیرد، به خدا پناه بردم و این همان چیزی است که انسان به خاطر نفس باید از آن بترسد. به هر ترتیب رفتیم و اجرا کردیم و مردم همزمان با من اشعار را تکرار می‌کردند. واقعا عزت دست خداست. یک سایت خبرش را منتشر کرد که در «بزرگ‌ترین کنسرت انقلاب»، ۷۰ هزار نفر ایستادند و شعار «مرگ بر آمریکا» و «گزینه‌ها» را تکرار کردند. خوب چرا نباید از این پتانسیل استفاده کرد؟ شما اصلا از رسانه‌ها فهمیدید که این اتفاق افتاده است؟
 
حالا یک جریان ناآگاه و تهییج شده می‌دانم برای اذیت و آزار حتی تهدید کردن، حسابی فعالیت می‌کند.
 
اگر به جای حامد زمانی هر فرد دیگری هم بود همین اتفاق می‌افتاد. پوستم کلفت است. یک شبانه‌روز با من باشید تا ببینید چه پیامک‌هایی برای من و خانواده‌ام فرستاده می‌شود یا چه تماس‌هایی صورت می‌گیرد. مادرم بارها با خبرهای ناگواری که درباره من به او می‌دهند مسیر میمه– تهران را طی می‌کند تا جویای حال ما شود. هر کسی جای من بود از این موضوعات و اتفاقات به خوبی سوءاستفاده می‌کرد. البته طبیعی است چون درباره موضوعات انقلابی می‌خوانم به من حمله می‌کنند ولی من هیچ‌کدام از این اتفاقات و خبرهایی که هر روز تقریبا برای من و خانواده‌ام روی می‌دهد را مطرح نکردم. هرکسی که با من رابطه دارد از همسر، مادر و پدر، پسرخاله و... همه تحت‌الشعاع کارهای من قرار گرفته‌اند. باید یاد بگیریم اگر شخصی از اصول و آرمان‌ها و ارزش‌های ما حرف می‌زند یا دفاع می‌کند، ما هم در حد بضاعت از او حمایت کنیم. VOAمستندی درباره من ساخته بود و ۱۲ بار بازپخش کردند.
 
کنسرت مردمی ۲۲ بهمن اصفهان نشان می‌دهد اکثریت مطالبه فرهنگی مردم کاملا انقلابی است .
 
اصلا چرا راه دور می‌روید؟ حامد زمانی دو سال است وارد فضای موسیقی شده است. اکثر خواننده‌های مطرح مجاز ما ۱۵-۱۰ سال است که می‌خوانند اما در نظرسنجی‌های تلویزیونی یا رادیویی معمولا من جزو نفرات اول هستم. وقتی این پتانسیل هست چرا ما به آن اصولی نمی‌پردازیم؟
 
اینکه هنرهایی با این مضامین جواب نمی‌دهد را خود مدیران فرهنگی عنوان می‌کنند؟
 
بله! من کاری به حرف‌ها و شعرها ندارم. من رفتارها و فعالیت‌ها را می‌بینم... اقدام موثرشان در این زمینه چه بوده است؟ مثلا ببینید شاعران انقلابی ما، موزیسین‌های دغدغه‌مند ما که الی ماشاءالله هستند، با یک مدیریت صحیح می‌توانند سازماندهی شوند و به آثار موثر و محرک جبهه انقلابی ما تبدیل شود.
 
درباره خانه شاعران هم قزوه بحثی راه انداخته بود که به همین علت بود. موضوع این است که الی ماشاءالله ارگان فرهنگی داریم که عنوان متولی بودن دارند ولی در زمینه جمع کردن شاعران و خوانندگان انقلاب عملی انجام نشده است. معتقدم اگر فضا فراهم شود خیلی از خوانندگان پاپیولار هم به این سمت و سو کشیده می‌شوند.
 
در حال حاضر هم این اتفاق در شرف وقوع است. من تجربه این را دارم که اگر ما اخلاق درستی در برخورد با هنرمندان داشته باشیم همه آنها دوست دارند که برای انقلاب و ارزش‌ها کار کنند ولی چرا الان فضا به گونه‌ای است که اگر به خواننده‌ای شعری داده شود که در آن کلمه انقلاب وجود دارد، نمی‌خواند؟ چون اخلاق ما، درست نبوده. یعنی وقتی روی میز مذاکره با این هنرمند صحبت کرده‌ایم از ادبیاتی استفاده کردیم که به انزوا کشیده شده است ولی واقعا خیلی از آنها تمایل به چنین اجراهایی دارند.
 
حالا فارغ از دسته‌بندی‌های سیاسی، مخالفان فعالیت موسیقایی شما کسانی هستند که از طنین مرگ بر آمریکا آشفته می‌شوند و غده‌ آی لاو یو اسشان (I LOVE US ) درد می‌گیرد و در حوزه موسیقی همین افراد چشم ندارند تو را ببینند. چرا؟
 
پاسخ در یک ضرب و تقسیم ساده است! حامد زمانی دو سال است که به دنیای موسیقی وارد شده، او تا این حد طرفدار دارد. حالا تعریف می‌کنم در رادیویی که اصلا سایه من را با تیر می‌زنند چه اتفاقی افتاده است. یکی از دوستان تعریف می‌کرد که من در تاکسی نشسته بودم و مسابقه‌ای از رادیو پخش می‌شد. مسابقه بین ۸۷ نفر از خوانندگان بود. مسابقات رادیویی را در طول برنامه رأی‌گیری می‌کنند. مثلا آهنگ شماره یک از فلانی و ۲ و ۳ و ۴ و... و همیشه آخرین شماره، حامد زمانی است. چرا؟ به این خاطر که فلان خواننده ۳۵ دقیقه وقت برای رأی جمع کردن داشته باشد و حامد زمانی ۱۰ دقیقه. دوستمان می‌گفت؛ حالا ما نشسته بودیم و آهنگ‌ها یکی یکی پخش شد و من نگران بودم که در مقابل این همه ترانه‌های عاشقانه خوانندگان دیگر، برای یک آهنگ انقلابی حامد زمانی چه اتفاقی خواهد افتاد. حداقل امیدوارم بودم نفر یکی مانده به آخر بشوی تا آبروی ما نرود. به هرحال رأی‌گیری برگزار شد و مجری گفت یک‌ربع فرصت می‌دهیم تا رأی‌ها شمارش شود. من در تاکسی نشستم تا نتیجه را ببینم. مجری بالاخره آمد و با حالت متعجبانه‌ای گفت حامد زمانی با اختلاف زیاد به عنوان نفر اول به مرحله دوم راه پیدا کرد! دوست ما گفت واقعا متعجب شده بودم و باور نمی‌کردم. من گفتم چرا باور نمی‌کنید؟ باید باور کنیم تنها صدای انقلاب است که می‌ماند.
 
باور تو به کارهایی که انجام می‌دهی و اعتقاد راسخت تو را به سمت و سوی چنین آثاری می‌کشاند اما چگونه متوجه می‌شوی آنچه از دل تو برآمده بر دل مخاطبان می‌نشیند؟
 
دقیقا اتفاقات حین ساخت ترانه‌های امام رضا(ع) و «گزینه‌ها» و «مرگ بر آمریکا» افتاد که قصد تشریح این اتفاقات را ندارم و همین رویدادها برای ما استانداردی شد که هر وقت دلمان موقع تولید کاری، لرزید، آن کار حتما موفق خواهد شد. شهید آوینی پای تدوین کاری نشسته بودند و از سر شب تا نماز صبح ۲۰ مرتبه وضو گرفتند، همکارشان که پای تدوین کار نشسته بودند از او پرسیدند آیا مشکلی دارید که مدام تجدید وضو می‌کنید؟ شهید آوینی گفتند: نه! من می‌خواهم به شما یادآوری کنم که بدون وضو پای تدوین کار جبهه ننشسته باشید. واقعا اگر اعتقاد به کاری که انجام می‌دهیم نداشته باشیم هیچ موفقیت و اثری نخواهد داشت. من بارها امتحان کرده‌ام. اگر باور و اعتقاد در میان نباشد هر چقدر هم هزینه شده باشد، در نهایت دور انداخته می‌شود.
 
یعنی حتی نوازنده‌هایی که با تو کار می‌کنند به آن چیزی که می‌سازی، اعتقاد دارند؟
 
واقعا دارند.
 
خودت هم موقع خواندن، با وضو هستی؟
 
تو از من چیزهایی در این گفت‌وگو پرسیدی که نمی‌خواهم پاسخ‌های من جنبه ریاکارانه به خودش بگیرد ولی واقعیت این است من تاثیر وضو گرفتن در کارم را دیده‌ام. روایت داریم که اگر سوره «بینّه» را موقع سخنرانی بخوانید، نفوذ کلامتان بیشتر می‌شود. شاید این مسائل برای برخی افراد غیرقابل باور باشد ولی برای من زندگی است، اعتقاد من است. سوال اکثر خوانندگان بعد از «مرگ بر آمریکا» این بود که چه کردی این آهنگ تا این حد موفق شد؟ می‌گویم: من کاری نکرده‌ام.
 
به نظر تو دوران فتنه هنوز برای کار کردن در عرصه موسیقی موضوعیت دارد؟
 
عبرت‌های فتنه بله ولی خود فتنه دیگر موضوعیت خاصی ندارد.
 
در همان ایام فتنه یک گردان از خوانندگان لس‌آنجلسی در همراهی فتنه آهنگ خواندند و حمایت کردند ولی در اینجا دریغ از یک موسیقی! آن زمان هم به فکر خواندن بودی؟ دغدغه این موضوع را داشتی که باید کاری کرد؟
 
خیلی زیاد! ولی هیچکس به من اعتماد نمی‌کرد. حتی در برنامه دیروز، امروز، فردا آقای ماندگاران و بعد از آن آقای رنجبران اعتماد کردند، بعد هم آقایان ضرغامی و دارابی لطف داشتند.
 
با این وضعیت، آیا نمی‌خواهی در کنار کارهایی که انجام می‌دهی عاشقانه هم بخوانی؟ حتما باید مرتبط با موضوع انقلاب اسلامی باشد؟
 
هر چیزی که خارج از عشق زمینی باشد یعنی حرف‌هایی که ارزش باشد خواهم خواند. ولی راستش این روزها احساس می‌کنم حتی عاشقانه‌های خوبی هم نمی‌شنویم. همه اشعار به یک سمت می‌روند یعنی فکر چندانی روی آنها نمی‌شود ولی من اتاق فکر دارم و درباره گزینه‌های روی میز واقعا فکر شد. اگر برای اجرای عاشقانه‌ها هم کمی بیشتر فکر کنیم ممکن است تکان بخورد. این هم کار خداست که در بحبوحه‌ای که موسیقی ما رو به سراشیبی است حامد زمانی پیدا شود. باز هم اشاره می‌کنم برنامه‌ریزی و مدیریت امور واقعا دست خداست.
 
کافی است یک نفر خودش را در اختیار ارزش‌ها بگذارد همه چیز خودش سمت و سو پیدا می‌کند.
 
انصافا اگر پای خود را کج بگذاری حسابی زمین می‌خوری. من واقعا می‌ترسم. شب‌ها که می‌خوابم ۲۰۰ تا آیت‌الکرسی می‌خوانم که آبروریزی نشود. خیلی‌ها بودند که وارد این عرصه شدند و پایشان لغزید و رفتند. یکی از دوستان به من می‌گفت؛ من به خیلی از افرادی که وارد چنین عرصه‌هایی می‌شوند گفته‌ام که خیلی مراقب طی مسیر خطرناکی که در پیش دارند باشند ولی همه در جواب گفتند حواسمان هست اما وقتی به تو گفتم، گفتی بله حاج‌آقا احتمالش هست بلغزم، پس برای من دعا کنید.
 
کنسرت چی؟
 
تجربه خوبی از کنسرت داشتم. یک سال و نیم قبل در برج میلاد برای من کنسرتی برگزار شد که آن زمان هنوز این اتفاقات هم نیفتاده بود، در شب اول اجرا رزرو بلیت ما باورنکردنی بود. از این می‌ترسم که افرادی بیایند که با اسم حامد زمانی قمار کنند. یعنی بعد از کنسرت‌های من حرف‌های خوبی شنیده نمی‌شود. برای همین می‌خواهم خودم برگزار کنم. ببینید من ۷۰۰ نفر را در سانس برج میلاد بازگرداندم و همانجا این جرقه به ذهن من رسید که جنس کنسرت حامد زمانی نباید در برج میلاد باشد. باید بلیت آن ۱۰ هزار تومانی باشد. جایی باشد که همه بیایند. واقعا به عده‌ای برخورده بود که چرا باید برای کنسرت حامد زمانی که از خودمان هست ۹۰ هزار تومان بپردازیم. من واقعا می‌خواستم قیمت بلیت را سرشکن کنم ولی مقررات تا یک حدی اجازه این کار را می‌داد.
 
دوست نداری طرفدارانت بابت کنسرت زیاد پول بدهند؟
 
نه! نباید بدهند.
 
حالا سوال جنجالی مرا پاسخ بده. دائما از این طرف و آن‌طرف می‌شنویم که بی‌جهت و برای جوسازی می‌گویند رسانه ملی رانت حامد زمانی است و...
 
خوب دیگران هم درباره مفاهیم ملی و شهدا بخوانند، چرا نمی‌خوانند. موقع سال تحویل و اعیاد آقایان n تومان می‌گیرند و در برنامه‌های تلویزیون حاضر می‌شوند. می‌توانم راجع به همین دوستانی که صبح تا شب علیه من فرافکنی می‌کنند درباره زد و بندهایشان افشاگری کنم. حامد زمانی که زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی از ارزش‌ها می‌خواند را متهم می‌کنند و خودشان از گل و بلبل می‌خوانند وقتی پشت پرده را بررسی می‌کنید درخواهید یافت که از رانت‌های بیشتری استفاده کرده‌اند.
 
منبع: وطن امروز

 
حاتمی‌کیا هرچه بسازد در همین دایره است
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

فارس: ابراهیم حاتمی کیا که این روزها برخلاف عادت همیشگی‌اش ترجیح داده که بیشتر در مجامع حاضر شود و بیشتر حرف بزند مورد نقد آشکار و پنهان مدیران دولتی و برخی رسانه ها قرار گرفته است. او بعد از اکران «شیار 143» در کاخ جشنواره در جمع خبرنگاران حاضر شد و انتقاداتی را متوجه مدیران جشنواره کرد که این فیلم را از نظر دور داشته اند. انتقاد وی به این دلیل بود که دومین فیلم نرگس آبیار که روایت یک مادر شهید است برای حضور در جشنواره دچار مشکلاتی شده بود.

انتقادات کارگردان آژانس شیشه ای عمدتا به جشنواره زدگی و آثار مخرب آن بر سینمای ایران، نقد مدیریت فرهنگی و لزوم حرکت سینما در راستای منافع کشور و اصول انقلاب بود؛ مواردی را که قبلا هم بیش و کم درباره آن گفته بود.

با افزایش چشمگیر سخنرانی های حاتمی کیا که طبعا با بیان صریح مواضع‌اش همراه بود سیل انتقادات هم به او سرازیر شد تا جایی که رییس سازمان سینمایی در جواب این انتقاد حاتمی کیا که این جشنواره انقلاب نیست گفت که این حرف هایی که برخی ها می زنند ضد انقلابی است. اگرچه حاتمی کیا پاسخ این سخنان را داد و ایوبی هم گفت که منظورش فقط حاتمی کیا نبوده و بعدا صورت او را هم بوسید اما این ماجرا نشان داد که انتقاد مصلحانه از یک سازمان آنهم با جهت گیری انقلاب اسلامی تا چه حد خواهان دارد.

بعدها البته شایعات دیگری هم درباره حاتمی کیا مطرح شد که عمده ترین آن، علت سخنان منتقدانه حاتمی کیا را غضبناکی‌اش از عدم اهدای سیمرغ بهترین فیلم به «چ» عنوان کرند یا شایعه وعده میلیاردی برخی ارگانها برای انتقاد کردن از دولت و جشنواره شکل سخیف تخریب او را عیان تر کرد.

استقبال سخنان حاتمی کیا از سوی رسانه های اصولگرا مورد دیگری بود که واکنش هایی را در این مورد بوجود آورد. برخی با بیان اینکه رسانه های اصولگرا از سخنان حاتمی کیا «ذوق‌زده» شده اند ارجاعاتی را به برخی نوشته ها و موضع گیری های وی در مقاطع مختلف دادند و عنوان کردند که این حمایت ها دیری نخواهد پایید و به زودی با یک فیلم یا یک موضع گیری متفاوت او همین رسانه ها نوک پیکان نقدشان را به سمت او خواهند گرفت.

اما این حرف تا چه حد پایه و اساس دارد؟

مروری بر سخنان حاتمی کیا در این چند وقت نشان می دهد که او یک کارگردان «دغدغه مند» است. دغدغه اش هم از جنس دغدغه های رایج در سینما نیست چه اینکه همان دغدغه ها هم اگر صادقانه باشد در جای خود قابل احترام است. حاتمی کیا خود را یک «مذهبی آرمانگرا» می داند، امام خمینی را مراد خود می داند، به نظام اسلامی  و رهبری معتقد است، با لائیک ها کاری ندارد، شهید آوینی را حامی خود می داند، از بچه های جنگ است و هنوز جای دست آن بسیجی زخمی را روی پوتین هایش حس می کند ولی با این حال سلیقه خود را در بیان حرف هایش دارد.

امروز کسی از حرف های حاتمی کیا «ذوق زده» نشده چه اینکه این حرف ها، حقیقتی است که بارها با زبان های مختلف و توسط افراد مختلف بیان شده است.

حاتمی‌کیا الان 50 ساله است و «دغدغه» نسلی را دارد که همسن و سال فرزندانش هستند. او می خواهد این نسل را با آرمان هایش پیوند دهد و اگر فیلمی می سازد می خواهد این معنا را منتقل کند. حال یک بار با آژانس شیشه ای، یک بار با گزارش یک جشن. حاتمی کیا کسی است که با دغدغه اش زندگی می کند و فیلم می سازد و این نکته ارزشمند است. حتما سلایق مختلف در جبهه انقلاب وجود دارند که طیف وسیعی از آدمها را در بر می گیرد اما مهم این است که همه دلشان برای یک جبهه می تپد.

خود حاتمی کیا می گوید که «دعوت» جنگی ترین کار اوست چون آن موقع احساس کرده که باید آن فیلم را بسازد. مهم این است که او از ساخت «دعوت» و یا «گزارش یک جشن» در پی نام و نان و بازی های روشنفکرانه نیست چه اینکه هم خود او می داند که کیست و چه می کند و هم جبهه روشنفکری جنس او را می شناسد و او را درون حلقه خود نمی بیند.

امروز خبری منتشر شد که قرار است سازمان سینمایی در ادامه اکران فیلم های توقیفی برای اهالی رسانه، «گزارش یک جشن» حاتمی کیا را نیز نمایش دهد. این اکران درست بعد از انتقادهای حاتمی کیا و انعکاس گسترده آن در رسانه های اصولگرا یک معنای خاص می دهد. کسانی که با فرمان‌آرا که سیمرغ هایش را به جشنواره پس می دهد عکس یادگاری می گیرند و از او برای ساخت فیلم «خواهش» می کنند همین ها حالا می خواهند به این شکل حاتمی کیا را به اصطلاح سرجایش بنشانند. حال به سازمان سینمایی که گمان می کند با اکران «گزارش یک جشن» مثلا به چیزی دست پیدا می کند باید گفت که فرزندان انقلاب با سلایق مختلف و حرف های گوناگون فرزندان انقلاب‌اند. چپ و راست و میانه هم ندارد. حاتمی کیا هرچه بگوید و هرچه بسازد در همین دایره است.


 
نقدی بر دشمنان شمشیرکشیده حاتمی‌کیا؛
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

دود کردن یا سوختن حاتمی‌کیا

 

گروه فرهنگی مشرق ـ دور از انتظار نبود انتقاداتی که حاتمی‌کیا در حاشیه نمایش فیلمش مطرح کرد، اهالی سینما را به هم بریزد و جواب‌ها و اعتراضات از این طرف و آن طرف به سوی ایشان سرازیر گردد. و در این میان یک سایت به ظاهر سینمایی، تریبون تجمع این صداها شود.

حتی برای ما که خودمان را جزو نیروهای انقلاب می‌دانیم نیز غیرمنتظره بود که حاتمی‌کیا زبان در کام می‌چرخاند و سخنرانی می‌کند. هم او که از زبان حاج کاظم در آژانس شیشه‌ای می‌گفت: «بسیجی سوز دارد، دود ندارد». چه شد حاتمی‌کیایی که همیشه سخنانش را باید از ورای فیلم‌هایش می‌فهمیدیم، حالا سخنرانی می کند و مصمم شده تا کمی دود کند؟ و احتمالاً به همین دلیل است که کسی از نیروهای انقلابی و همسو با حاتمی‌کیا هنوز دفاعی از او نکرده و به این داد و فریادها جوابی نداده است، شاید.

اظهارات معترضان, رنگ صراحت و جرأت ندارد. اما آنچه در آنها بارز است تنگ‌نظری و دگماتیزمی است که خودشان همیشه مذهبی‌ها را به آن متهم کرده‌اند.

- یکی از حاتمی‌کیا می‌پرسد تو که این همه انتقاد می‌کنی چرا زمانی که به فیلم‌های کارگردانان دیگر جایزه ندادند یا توقیف کردند، از همکارانت دفاع نکردی؟
(طرف خیال می‌کند مسئلۀ حاتمی‌کیا صنفی است.)

-  یکی می‌گوید ای کاش حاتمی‌کیا با جمهور مردم باقی می‌ماند و به جماعت طایفه‌سالار نمی‌پیوست.
این تیتر کنار عکسی بود که حاتمی‌کیا در حرم حضرت معصومه کنار یک روحانی نشسته و پشت سرش نیز عکس رهبر دیده می‌شود.
(ترسو جرأت ندارد اسم «اصول‌گرا» یا «مذهبی‌های ناراضی از سینما» را به کار ببرد و در عین حال فکر می‌کند، مردم همیشه چیزی جدا از مذهبیون هستند، چون انتخابات اخیر اینطور نشان داده).

- دیگری می‌گوید چون حاتمی‌کیا گفته «این جشنوارۀ فجر نیست، اسمش را بگذارید جشنوارۀ ایرانی» پس توهین بزرگی به سینما کرده!
(مگر حاتمی‌کیا اول کسی است که چنین انتقادی کرده؟ همه می‌دانند که جشنوارۀ فجر دخلی به انقلاب و فجر و تفکر امام خمینی(ره) ندارد. آیا سخن حاتمی‌کیا واقعاً توهین‌آمیز است یا فقط صریح گفته شده؟ مانند آن کودک داستان اندرسن که می‌گفت چرا پادشاه لخت است؟)

- یکی می‌گوید چون از جشنواره سیمرغ نگرفته، زبان به اعتراض باز کرده و به عالم و آدم می‌تازد.
(اما همه می‌دانند که نه سیمرغ‌های حاتمی‌کیا کم است و نه او جویای نام و اعتبار و ثروت)

- ضمناً گفته چرا حاتمی‌کیا در دولت قبل انتقاد نکرد و هشت سال ساکت ماند؟
(گوئیا این روزها مرسوم شده که هر کس می‌خواهد انتقاد کند، اول باید به دولت قبل نیشتر بزند، و بعد سخن اصلی‌اش را بگوید. بر فرض هم او موافق دولت قبل بوده باشد. آیا از نظر این حضرات سینماپرست،‌ حکم یک سینماگر همسو با دولت قبل چیست؟ اعدام؟!)

- دیگری گفته که چرا حاتمی‌کیا برای سینما امر و نهی می‌کند؟!
(مگر خود شما در ده‌ها تریبون از جمله در برنامه هفت درباره مسائل فرهنگی نظر نمی‌دهید و حکم صادر نمی‌کنید؟)

- از همه بامزه‌تر آن جمله بود که می‌گفت او چرا به فیلم «عصبانی نیستم» انتقاد کرده و اصلاً چرا درباره درد مردم، گرانی، فساد اقتصادی و چه و چه – که همه‌شان در هشت سال اخیر به‌وجود آمده - فیلمی نساخته‌ است؟!
(هر کس نداند، فکر می‌کند سینمای ایران تماماً به موضوعات روز مردم می‌پردازد و فقط این حاتمی‌کیای رفاه‌زده و اشرافی است که سرش در سوژه‌های انتزاعی است و درد مردم را نمی‌فهمد!)

- و اتفاقاً گفته‌اند که ما انقلاب کردیم که طبقۀ اشرافی نباشد!!!
(این ادبیات، از دهان این انسان‌ها چقدر عوام‌فریبانه است. اینطور که اینان حکم می‌کنند، گوئیا بعد از انقلاب هیچ نوع اشرافیتی در هیچ حوزه‌ای از کشور – به‌خصوص در سینمای عزیز ما – باقی نمانده، مگر در جمع آقای حاتمی‌کیا و هم‌مسلکانش!

همۀ اینها ناشی از یک‌سری بی‌اخلاقی‌های اجتماعی و سیاسی است که عموم رسانه‌های ما به آن مبتلا هستند. می‌خواهم چند قلم از این بی‌اخلاقی‌ها را بشمرم، نه فقط برای این که از حاتمی‌کیا دفاع کرده باشم، بلکه برای این که رسانه‌ها لااقل حواسشان را جمع کنند که چه می‌کنند. در این صحنه‌هاست که معلوم می‌شود نفس اماره چه‌طور می‌تواند بر اعمال و رفتار آدم‌ها مسلط شود.

1. گاهی وقت‌ها – که در مملکت ما خیلی زیاد از این وقت‌ها پیش می‌آید – ما از انتقاد و صراحت یک نفر، چه راست بگوید، چه ناراست، برافروخته می‌شویم، و اسمش را «توهین» می‌گذاریم. بعد به همین بهانه به خودمان حق می‌دهیم که برای تقابل با او، فحاشی و او را لجن‌مال کنیم. عموم ما یک همچنین آدم‌هایی هستیم.

2. خیلی وقت‌ها ما دیگران را به چیزهایی متهم می‌کنیم که خودمان به کرّات مرتکب آن شده‌ایم. مانند حالا که برخی حاتمی‌کیا را متهم به تحجر و تنگ‌نظری یا وابستگی به دولت می‌کنند، ولی این القاب به خود آنها زیبنده‌تر است. مثال سوزن و جوالدوز برای چه وقتی بود؟ اشاره‌ای می‌کنم و می‌گذرم. اگر همه‌ همین‌طور باشند،‌ ما نیز به سرنوشت عبرت‌انگیز قوم یهود دچار خواهیم شد، واعظان غیرمُتّعظ که مغضوب خدا شدند.

3. تنگ‌نظرند و پیش داوری می‌کنند. وقتی حاتمی‌کیا از برگزاری جشنواره انتقاد کرد، نتیجه گرفتند که او برای انتقاد از دولت کنونی این کارها را می‌کند و لذا انتقادهایش سیاسی است. حالا هر چه حاتمی‌کیا بگوید من سیاسی نیستم، و مسئله‌ام سیاست نیست و... فایده‌ای ندارد. تصلب و پیش‌داوری آنها کار خودش را کرده است. آنها ذهنشان را طوری تقسیم بندی کرده‌اند که هر کس و هر چیزی باید در یکی از آن قسمت‌ها جا بگیرد و برچسب بخورد. هر طوری هست جایش می‌دهند. دیگر مهم نیست که درست هست یا نه.

4. همین که می‌گویند چون حاتمی‌کیا جایزه نگرفته اعتراض می‌کند، یعنی اگر جایزه گرفته بود، خاموش می‌شد. این یکی از آن پیش‌فرض‌های ذهنی است که می‌گوید همه‌ی آدم‌ها از رفتارهایشان یک انگیزۀ جاه‌طلبانه یا سودجویانه دارند و احساس وظیفه و دغدغه‌مندی، دل‌سوزی و... اصولاً منتفی است. جالب است که البته دربارۀ رفتارهای خودمان چنین فکری نمی‌کنیم و انگیزه‌های جاه‌طلبانه و سودجویانۀ خود را نمی‌بینیم.

5. متعصب هم هستند. «تعصب» یعنی عصبی شدن، و واضح است که فقط به دین‌دارها نسبت پیدا نمی‌کند. همین روشنفکرها و هنرمندهایی که همیشه دربارۀ تعصبات مذهبی مردم مرثیه‌سرایی‌ها کرده‌اند، ملتفت نیستند که چقدر نسبت به هنر و علایق خود تعصب دارند. حاتمی‌کیا می‌گوید این جشنواره از انقلاب زاویه گرفته و آن آقا می‌گوید این توهین به سینمای ایران است! آن مصاحبه با جناب کیمیایی را آیا به یاد می‌آورید که اخیراً گفته بود: "سینما جای مقدسی است"!!

دین‌دار اگر به دین تعصب بورزد، تعصبش به امری فرامادی و الهی تعلق پیدا کرده. یک فرد اگر به قوم و طایفه‌اش تعصب بورزد، لااقل به یک پدیدۀ انسانی و عاطفی تعصب ورزیده، اما تعصب به «سینما» دیگر چه مقوله‌ای است؟ انصافاً از این دو گونۀ اول بدتر است. سینما نوعی رسانه است و در اغلب اوقات وسیله‌ای برای سرگرمی و فراغت. اما چطور بعضی‌ها عمرشان را در عشق و تعصب به این رسانه می‌‌گذرانند و احساس اتلاف عمر نمی‌کنند. این سینما که وسیله بیان نفسانیات شده، چه تقدسی می‌تواند داشته باشد؟! چرا از این که یک نفر به برگزاری یک جشنواره سینمایی اعتراض کند، بر می‌آشوبند؟!

می‌خواستم تأمل بدهم که چرا یک سایت خبری با رویکرد سینمایی یک‌باره خودش را گم می‌کند و همۀ تدابیرش را برای ساکت کردن یک نفر جمع می‌کند و با همۀ تلاشی که برای حفظ پرستیژ هنری دارد، طاقت نمی‌آورد و دست خودش را رو می‌کند و مردم می‌فهمند که آنها چقدر سیاست‌زده هستند. صحنۀ جالبی شده. قامت حاتمی‌کیا بسیار بلندتر از این کوتوله‌‌ها است. اما آنها می‌خواهند حاتمی‌کیا را به اندازۀ قد خود پایین بکشند.

نمی‌دانم. شاید حاتمی‌کیا در آینده تندروی کند، اشتباه بگوید، بدسلیقه شود یا حتی به دشمنان دین و انقلاب توهین کند یا... اما می‌دانم و باور دارم که حاتمی‌کیا مثل نجیب‌زادۀ اصیلی است که در میان جماعتی تازه‌ به ‌دوران‌رسیده گیر کرده است. و ظاهراً تا او را به جرم «انتقاد» به زیر پا نیندازند و خوار نکنند، دست از او بر نمی‌دارند. کاش حاتمی‌کیا زودتر از دود کردن منصرف شود و به همان سوختن قناعت ورزد. سرش سلامت.
 

 
جدول اکران دانشگاهی فیلم سینمایی «چ»
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

جدول اکران‌های جنبی و دانشگاهی فیلم سینمایی «چ» ساخته ابراهیم حاتمی کیا در تهران و شهرستان‌ها منتشر شد.

 به گزارش گروه فرهنگی «خبرگزاری دانشجو»،  آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا که در سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر 5 سیمرغ را در بخش های مختلف به خود اختصاص داد در تاریخ‌های معین و تا 22 اسفندماه در دانشگاه های تهران و شهرستان ها به نمایش در خواهد آمد.

 
مظلومیت جانباز ناهی از منکر + عکس
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

دوسال از مجروحیت شدید طلبه غیرتمند، که در پی عمل به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر، به دست اراذل و اوباش از ناحیه شاهرگ گردن بشدت زخمی شد می گذرد، و در این مدت آنچه نصیبش شده اجر الهی و بی مهری مسئولین ذی ربط است!به گزارش جام نیوز، آیت الله حائری شیرازی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و امام جمعه سابق شیراز در ملاقات با علی خلیلی جانباز امر به معروف و نهی از منکر در جریان وضعیت جسمی و درمانی وی قرار گرفت. 

چندی پیش نیز جمعی از طلاب به ملاقات این آمر به معروف و ناهی از منکر در بیمارستان رفتند و جویای حال وی شدند.

علی خلیلی طلبه جوان ۱۹ ساله‌ای است که دو سال پیش در تاریخ ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ در حین بازگشت از هیئت در جریان نهی از منکر عده ای از اراذل و اوباش که قصد ربودن دو دختر جوان را داشتند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه شاهرگ گردن مصدوم شد.

او که به شدت دچار خونریزی شده بود به حالت اغما رفته و بسیاری از بیمارستان های تهران از پذیرش وی سر باز زدند. در نهایت به سختی در یکی از بیمارستان های خصوصی بستری شد اما پزشکان امید زیادی به مداوای وی نداشتند.

در طول ۲ سال گذشته روند درمانی این طلبه جوان همچنان ادامه داشته و به موازات آن تلاش برای رسیدگی به پرونده قضایی او نیز همچنان در حال انجام بود که به هیچ نتیجه قابل قبول وشایسته ای نرسید.

ضارب این طلبه ناهی از منکر، تنها به دو سال حبس محکوم شد که این حکم نیز به طور کامل اجرا نشد و خبرهایی می رسد که او بار دیگر دست به اقدامات مشابهی زده است.

قصور عجیب دادگاه در محاکمه ضارب این بسیجی در حالی است که آیت الله آملی لاریجانی ریاست قوه قضائیه در همان ایام گفته بود ایجاد ناامنی در جامعه با سلاح سرد نیز حکم محاربه و اعدام را به دنبال دارد!!

یکی از بستگان علی خلیلی با اعتراض به روند رسیدگی به این پرونده می گوید: خواسته ما گرفتن دیه نبوده و نیست بلکه می‌خواهیم بدانیم آیا این مجازات با جرمی که ضارب مرتکب شده و اقدامی که علی به خاطرش این همه رنج و درد کشیده و هزینه های مادی و معنوی فراوان پرداخته، برابری می کند؟

قوه ‌قضائیه باید پاسخ گو باشد که چرا چنین حکمی که هیچ قاطعیتی در آن وجود ندارد و احتمال تکرار جرم را بالا می‌ برد، صادر کرده است؟

دو سال است که این طلبه انقلابی در بستر بیماری است و از درد فراوان جسمی و نیز از بی تفاوتی مسئولان رنج می برد.

طبق گزارش ها، وقتی دوستان آقای علی خلیلی در شب مضروب شدنش به بیش از بیست بیمارستان مراجعه کرده و هیچ کدام او را نمی پذیرند!

 وقتی تا مدت ها هیچ کس به این طلبه جوان که به وظیفه شرعی و انقلابی خود عمل کرده و از ناموس شیعه دفاع نموده، هیچ توجهی نمی کند! و پس از فشار افکار عمومی و ورود رسانه ها و انجام یک تجمع عدالت خواهانه با عنوان "لبیک یا امیر" مسئولان ذی ربط تازه یادشان می افتد که باید اقدامی انجام دهند!

وقتی هزینه های گزاف بیمارستان و هزینه های درمانی به روی دوش خانواده این طلبه جوان سنگینی کرده و به علت عدم پذیرش وی در بیمارستان های دولتی و تحمیل هزینه های گزاف مربوط به جراحی های مکرر، پدر وی مجبور به فروش خانه مسکونی خود می گردد!

بخشی از روده علی خلیلی به دلیل آسیب بافت‌های سلولی مورد عمل جراحی قرار گرفته و برداشته شده است، بخش‌هایی از ریه او نیز نیاز به پیوند دارد اما در حال حاضر به دلیل ثابت نبودن شرایط وی امکان عمل وجود ندارد، او قدرت تکلم نداشته و به کمک یک دستگاه به سختی صحبت می کند.

نکته قابل توجه اظهارات برخی همچون رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر مبنی بر جانباز بودن این بسیجی است ولی هنوز پس از گذشت دو سال پرونده وی برای ثبت در بنیاد شهید و امور ایثارگران در پیچ و خم های ناتمام اداری به سر می برد و به نتیجه نرسیده است!

طبق اظهارات نزدیکان این آمر به معروف و ناهی از منکر حتی مسئولان نیروی مقاومت بسیج نیز سراغی از این بسیجی جانباز نگرفته اند!

هر چند با همه این ناملایمات، روحیه علی خلیلی به لطف خدا بسیار عالی است و با تمام این رنج ها و مشقّت ها که دو سالی است بخت جوانی اش را به تخت بیمارستان گره زده، اقدام خود در نجات دختران از دست اوباش را یک تکلیف شرعی و انقلابی دانسته و جز رضایت خدا دنبال چیز دیگری نیست.

برای این جوان مومن و متعهد آرزوی سلامتی و طول عمر داریم.


 
عکس: عیادت آیت الله حائری از ناهی منکر
ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

 آیت الله حائری شیرازی شامگاه سه شنبه از حجت الاسلام علی خلیلی آمر به معروف و ناهی از منکر که ماهها در بستری بیماری و دوران بسیار پرمشقتی را سپری می‌کند عیادت کرد.


 
عکس/ پوستر انگلیسی فیلم «چ»
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
دومین پوستر انگلیسی فیلم سینمایی «چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‎‌کیا امروز منتشر شد.محمدحسین هوشمندی طراحی این پوستر را بر عهده داشته است.


 
دل «ابراهیم» پُر بود...
ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، مراسم اکران دانشجویی فیلم «چ» و تجلیل ازابراهیم حاتمی‌کیا به همت سازمان بسیج دانشجویی عصر امروز با حضور مریم کاظم‌زاده همسز شهید اصغر وصالی و برخی از همرزمان «دستمال‌سرخ‌ها» درمجتمع 13 ابان(محل سابق لانه جاسوسی آمریکا) برگزار شد.

*نیم ساعت به آغاز مراسم، جمعیت به قدری زیاد بود که تعداد کثیری از شرکت کنندگان در بیرون سالن مانده بودند و امکان ورود نداشتند.

*برگزار کنندگان مجبور شدند یک تلویزیون بیرون از سالن آماده کنند تا جاماندگان هم بتوانند فیلم را ببیند.

*ساعت 14 با خاموش شدن چراغ‌های سالن، اکران فیلم «چ» در سالن بصیرت مجتمع 13 آبان آغاز شد.

*حضور پرشور دانشجویان در زمان اکران فیلم نشان داد که هنوز دوره ساخت فیلم‌های این چنینی نگذشته‌است و فقط هنرمندی می‌خواهد که بتواند هنرمندانه فیلمسازی کند.

*فیلم در میان اشک‌ها و لبخندها تمام شد و چراغ‌های سالن در حالی که تماشاگران صورت خیس خود را پاک می‌کردند روشن شد و دیگر تنها صدای تشویق حضار بود.

* آقای کارگردان با موهای جوگندمی، به سختی از لابه‌لای جمعیت بیرون از سالن وارد شد و وقتی روی سن قرار گرفت، تماشاگران به احترامش ایستادند و دقایقی او را تشویق کردند تا بگویند که فیلم «چ» چقدر به ذائقه‌شان خوش آمده است.

* اما دل ابراهیم پر بود، از نامهربانی‌ها و تهمت‌ها، از اینکه بعضی ها برایش شمشیر کشیده‌اند.

* من اهل سیاست نیستم

حاتمی‌کیاگفت: بعد از ساختن فیلم «چ» بعضی‌ها رفتار بدی با من داشتند ولی بهترین سیمرغ و دلگرمی برای من رضایت مردم است.

حاتمی‌کیا اضافه کرد: امروز روز پنجم است که در ارتباط با این فیلم به شهرستان‌های مختلف سفر می‌کنم و اینکه رضایت مردم و استقبال مردم از این فیلم را می‌بینم خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم و امیدوارم بتوانم قدردان این همه لطف و مهربانی باشم.

وی خاطرنشان کرد: دوستانی که در زمان اکران فیلم «چ» از خاطرات زمان جنگ خود تعریف می‌کنند مرا یاد آن دوران مقدس می‌اندازد و خاطرات قشنگی را برای من زنده می‌کند.

وی تصریح کرد: من آنقدر می‌فهمم که نسبت به جنگ بسیار کم کار شده و کم در این مورد صحبت شده است ولی من به اندازه‌ای که در توانم بوده در این مسیر کار کرده‌ام و باز هم می‌دانم که کار کمی انجام داده‌ام.

کارگردان فیلم «چ» تصریح کرد: من وقتی موضوع فیلم چمران را به دست گرفتم خیلی می‌ترسیدم البته هنوز هم می‌ترسم زیرا صحبت در مورد شخصیت‌های واقعی بسیار سخت است.

وی اضافه کرد: گاهی اوقات ممکن است با همه تلاش‌هایی که برای ساختن یک فیلم انجام می‌دهیم آن فیلم خوب نشود ولی خوشحالم که فیلم «چ» توانست با یاران اصغر وصالی و همسر ایشان و همچنین یاران و دوستداران شهید چمران ارتباط برقرار کند.

وی در ادامه تصریح کرد: دلم می‌خواهم اینجا یکسری حرف‌ها را بزنم ولی این حرف‌ها برایم دردسر می‌شود.

حاتمی‌کیا افزود: تا به حال سعی کرده‌ام خیلی در محافل سینمایی شرکت نکنم و خیلی هم در سینما احساس نزدیکی ندارم البته همکاران خود را محترم می‌شمارم ولی دغدغه‌ام خیلی به سینما نیست ولی وجود فضاهایی مانند جنگ مرا سحر می‌کند و مرا به ساختن اینچنین فیلم‌هایی تشویق می‌سازد.

کارگردان فیلم «چ» اظهار داشت: این روزها در بعضی از مطبوعات سیاه‌لشگرهای قلم‌بدست وارد صحنه شده‌اند و نمی‌دانم چرا با من چنین برخوردهایی می‌کنند انگار من آب را به لانه‌شان ریخته‌ام یا اینکه خودشان را به جهالت زده‌اند و احساس می‌کنند که من به خاطر اینکه سیمرغ نگرفته‌ام این حرف‌ها را می‌زنم که البته بعضی از این حرف‌ها پای نفاق آنها می‌گذارم و آن چیزی که برای من اهمیت دارد آن چیزی است که در جنگ دیده‌ام و آن مصائبی است که از جنگ کشیده‌ام و آن را با هیچ‌چیز عوض نمی‌کنم.

حاتمی‌کیا خاطرنشان کرد: کسانی که برای من شمشیر می‌کشند و با لحنی بی‌ادبانه با من حرف می‌زنند بدانند که من اهل سیاست نیستم و سیاست را خیلی پایین‌تر از فرهنگ می‌دانم و در هیچ دورانی برای سیاست مقامی قائل نشده‌ام.

وی ادامه داد: چون فیلمم باید مجوز اکران بگیرد و این اکران از 21 اسفند شروع می‌شود نمی‌خواهم چیزی بگویم که باعث دردسرم شود.

کارگردان فیلم «چ» اضافه کرد: خدا کند صندلی‌های سینما مثل اینجا پر از جمعیت و پرشور باشد تا بدخواهان من زبانشان بند بیاید.

وی در خاتمه افزود: بیشتر کسانی که در این سالن هستند دوران جنگ را ندیده‌اند و خوشحالم که این فیلم توانسته با آنها رابطه برقرار کند و انشاءالله هر کسی این فیلم را دیده و نظرات را جلب کرده است مبلغ این فیلم باشد تا من هم روسفید شوم.

*مراسم که تمام شد، او راتا خیابان بدرقه کردند و ابراهیم رفت تا شاید روزی اثر جاودانه دیگری به جا بگذارد.

منبع: فارس

 
عکس/بوسه بر چادر همسر شهید وصالی
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
بابک حمیدیان در جریان مراسم اختتامیه جشنواره فیلم قم بر چادر مریم کاظم زاده -همسر شهید اصغر وصالی- بوسه زد.

عکس/بوسه بر چادر همسر شهید اصغر وصالی


 
فروش اینترنتی انیمیشن پیام راشل کوری2
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

باسلام خدمت کاربران محترم:

دانلود تیزرانیمیشن پیام راشل کوری
لطفادرصورت تمایل چنانچه صاحب وبلاگ ویا سایت خاصی هستید نسبت به انتشار این خبرباما همکاری نمایید.

علاقه مندان به خرید انیمیشن پیام راشل کوری2 ، می توانند باارسال عدد1 به شماره
5000290999علاقه مندی خودراجهت تهیه این محصول اعلام نمایند.



انشاا... انیمیشن پیام راشل کوری2 به همراه چندمحصول دیگر گروه  انیمیشن فاطمه زهرا(س) تاچندروز آینده درسایت جدید گروه که به همین آدرس خواهد بود جهت فروش اینترنتی قرار می گیرد.


 
انتقاد فرمانده سپاه ولی امر از افتتاحیه فیلم فجر
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

فرمانده سپاه ولی امر گفت: اگر در مذاکرات با اقتدار بایستیم، خدا ما را یاری می‌کند اما اگر ذلیلانه برخورد کنیم، آن وقت گفته می‌شود که اینها افراد ذلیلی هستند که برای مبلغ ناچیز، همه دستاوردهای خود را فروختند.

به گزارش دفاع مقدس، سردار "ابراهیم جباری" فرمانده سپاه ولی امر در یادواره شهدای مسجد ائمه اطهار(ع) تهران با اشاره به فرا رسیدن ایام‌الله دهه فجر و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران اظهار داشت: پیش از انقلاب، آمریکایی‌ها تمام هستی و امکانات و داشته‌های ما را با خود می‌بردند و اوضاع به گونه‌ای بود که وقتی یک مقام آمریکایی حرفی می‌زد، تمام ارکان حکومت می‌لرزید اما به برکت امام(ره) و اعتقادات و باورهای مردم که به میدان آمدند، حکومت تا دندان مسلح شاه به خواست خدا سقوط کرد و حکومت اسلامی تشکیل شد.
 
جباری با بیان اینکه البته امروز ما مشکلات و گرفتاری‌هایی را در جامعه شاهدیم، گفت: اکثر این مشکلات را دشمنان به وجود آوردند چرا که نمی‌توانند اقتدار یک کشور متکی به اسلام ناب را تحمل کنند.
 
وی خاطرنشان کرد: اگر مردم به خدا توکل داشته و مقاومت کنند، همه قدرت‌ها در مقابل‌شان به لطف خدا ذلیل شده و شکست خواهند خورد.
 
برخورد ما در مذاکره از موضع عزت و اقتدار باشد
 
فرمانده سپاه ولی امر همچنین با اشاره به مذاکرات هسته‌ای میان ایران و برخی کشورهای غربی گفت: امروز موضوعی به نام مذاکره پیش آمده و رهبر معظم انقلاب هم برای رفع برخی مشکلات از طریق مذاکره حرفی ندارند اما آنچه مسلم است، باید برخورد ما همراه با عزت، اقتدار و از موضع بالا در مقابل مستکبرین باشد.
 
جباری خاطرنشان کرد: کشور ما دارای تمدنی چند هزار ساله و اعقتادات و باور‌های دینی است که ما را به عنوان یک امت برتر به دنیا معرفی کرده و ما از این لحاظ‌ چیزی کم نداریم؛ بنابراین نباید از موضع ذلت برخورد کنیم و اجازه دهیم که آنها به اعتقادات ما بخندند و ما را به بازی بگیرند.
 
نباید دستاوردها را به مبلغ ناچیزی در مذاکرات بفروشیم
 
وی تصریح کرد: اگر ما در مذاکرات با اقتدار بایستیم خدای متعال ما را یاری می‌کند؛ اما اگر ذلیلانه برخورد کنیم آن وقت گفته می‌شود که این‌ها افراد ذلیلی هستند که برای یک مبلغ ناچیز، همه دستاوردها و داشته‌های خود را به قیمت ناچیز فروختند و خدا ما را ذلیل خواهد کرد.
 
فرمانده سپاه ولی امر با بیان اینکه ما انقلاب را آسان به دست نیاوردیم و در این راه هزاران شهید تقدیم شده‌اند، گفت: ‌اگر انقلاب، مسجد، شهدا و آرمان‌ها را رها کرده و گذشته را فراموش کنیم، ذلیل خواهیم شد.
 
جباری با اشاره به اهمیت احترام و رسیدگی به خانواده شهدا گفت: رهبر معظم انقلاب گاهی هفته‌ای تقریباً به خانه ۳ یا ۴ شهید سر می‌زنند و گاهی هم خانواده شهدا تشریف می‌آورند. همین ۲ هفته قبل بود که به همراه ایشان به منزل یکی از شهدا رفتیم که ۲ فرزند خود را تقدیم کرده و برخی افراد این خانواده نیز در انفجارهای کربلا به شهادت رسیده بودند. وقتی وارد این خانه می‌شدیم انگار به گلزار شهدا رفته بودیم.
 
وی ادامه داد: مادر شهید به حضرت آقا گفت من شوهر و ۲ پسرم را در زمان امام(ره) تقدیم انقلاب کردم و بقیه فرزندانم را نیز نگه داشتم تا برای شما یعنی در حقیقت برای اسلام قربانی کنم.
 
باید شیاطین داخلی و خارجی را بشناسیم
 
فرمانده سپاه ولی امر در بخش دیگری از صحبت‌های خود با تأکید براینکه ما باید شیاطین داخلی و خارجی را بشناسیم، گفت: امروز در داخل کشور، شیاطین کم نداریم؛ افرادی که در سال‌های گذشته ثروت‌های نجومی به دست آوردند و یا بعضاً وقتی در مسئولیتی قرار گرفتند، ثروت‌های‌شان یک میلیارد و ۲ میلیارد نیست بلکه ثروت‌های نجومی به دست آوردند.
 
جباری با بیان اینکه دشمن می‌خواهد ما را مجدداً به آن روزهای ننگین قبل از انقلاب برگرداند، اظهار داشت: ‌آنچه ملت ما را در مقابله با این دشمنان پیروز می‌کند، قدرت ایمان است.
 
وی با تأکید بر اهیمت موضوع بصیریت و تشخیص حق از باطل گفت: افراد زیادی در طول انقلاب سقوط و ریزش کردند که البته خودشان اینطور خواستند.

امروز ۲ خط مقاومت و سازش در برابر یکدیگر قرار دارند
 
فرمانده سپاه ولی امر افزود: امروز ۲ خط مقاومت و سازش در برابر یکدیگر قرار دارند و آمریکا سعی می‌کند تا این خط سازش را در ایران و لبنان و عراق و مصر و در حقیقت در تمام کشورهای اسلامی تقویت کند و استحاله فرهنگی را در دستور کار قرار دادند تا از این طریق با ایجاد تغییر در باورها و رفتارهای مردم، آنها را از مقاومت دور کرده و به مسیرهای انحرافی ببرند.
 
چرا مسئولان دربرابر اظهارات هنرپیشه طاغوتی در جشنواره فجر سکوت کردند
 
وی تأکید کرد: دولت باید حواسش جمع باشد و غفلت نکند اما متأسفانه می‌بینیم در افتتاحیه جشنواره فیلم فجر، یک هنرپیشه طاغوتی را که نظام در حق او گذشت و لطف کرده، روی سن می‌آورند و او با نام بردن از افراد فاسد که بنده شرمم می‌آید اسم آنها را در مسجد ببرم، آنها را به عنوان الگو و اسوه معرفی می‌کند.
 
جباری افزود: او، معشوق فاسد اشرف پهلوی را به عنوان یک الگو معرفی کرد و گفت ما امروز سینما را به برکت این افراد داریم و متأسفانه مسئولین ما آنجا نشسته و مُرده‌اند و هیچ‌کس صدایش در نیامد. آیا این دردناک نیست؟
 
فرمانده سپاه ولی امر ادامه داد:‌ امروز دشمن تقویت برخی جریانات همسو با غرب مثل لیبرال‌ها،‌ عوامل فتنه، احزاب و خائنین فتنه ۸۸ را در دستور کار دارد و برخی جریان‌های تا دیروز خودی و امروز غیر خودی را تبلیغ می‌کنند و برای تصرف مراکز نظام ما نقشه دارند.
 
دشمن می‌کوشد عمق استراتژیک جمهوری اسلامی را کاهش دهد
 
جباری افزود: در بعد خارجی نیز تضعیف محور مقاومت در دستور کار دشمن است و با برخی موضوعات مثل اختلاف شیعه و سنی، می‌کوشند تا عمق استراتژیک جمهوری اسلامی را کاهش دهند.

 
شایعه اهدای سیمرغ به فیلم حامی فتنه در جشنواره انقلاب
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

شنیده شده که قرار است فیلم «عصبانی نیستم» (فیلمی صریح در حمایت از فتنه ۸۸) امشب از هیات داوران جشنواره فیلم فجر، سیمرغ می‌گیرد.

خبرگزاری فارس: شایعه اهدای سیمرغ به فیلم حامی فتنه در جشنواره انقلاب

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، بر اساس شنیده‌ها هیات داوران جشنواره فیلم فجر قرار است امشب در اختتامیه جشنواره به فیلم عصبانی نیستم که مضمون حمایت از فتنه ۸۸ را دارد، سیمرغ اهدا کند.

بنا بر این گزارش، این فیلم که به دلیل محتوای آن مورد اعتراض برخی رسانه‌ها، نمایندگان مجلس و برخی متدینین قرار گرفته، در ۵ مورد کاندیدای دریافت سیمرغ شد که بر اساس شنیده‌ها قرار است امشب سیمرغ بگیرد.

این در حالی است که مسئولان سینمایی درباره محتوای «عصبانی نیستم» بارها از سوی نمایندگان مردم تذکر دریافت کرده بودند.

پیش از این نیز نشست فیلم به دلیل جلوگیری از اعتراض برخی رسانه‌ها برگزار نشد و عنوان می‌شود که در صورت اهدای سیمرغ به این فیلم اعتراضات ادامه خواهد داشت.

فیلم سینمایی «عصبانی نیستم» ارجاعاتی به فتنه ۸۸ دارد و روایتی صریح علیه نظام است که در آن به افراد مذهبی را طالبان می‌خوانند.


 
خانه سینما: لطفا به شیار 143 رای ندهید+عکس
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

گروه فرهنگی مشرق - به نظر می‌رسد مسئولان برگزاری جشنواره فیلم فجر از مطرح شدن فیلم سینمایی شیار 143 به عنوان محبوب ترین فیلم دوره سی و دوم راضی نیستند و تلاشهایی را برای بازگشت فیلم "قصه ها"ی رخشان بنی اعتماد به صدر جدول نظرسنجی به کار گرفته اند.

طبق مشاهدات خبرنگار مشرق در برخی سینماها برای جلوگیری از ارتقا میزان آرا فیلم شیار 143، اقدام به ممانعت از دریافت نظرات مردمی کرده و صندوق های اخذ رای را مسدود کردند.

خانه سینما

برگه‌ای که در عکس می‌بینید شب گذشته در جریان اکران فیلم شیار 143 به کارگردانی نرگس آبیار توسط یکی از مسئولان خانه سینما در پردیس تماشا به روی صندوق نظرسنجی چسبانده شد.


 
«خاطرات احمد احمد» به چاپ هفدهم رسید
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

کتاب «خاطرات احمد احمد» از مجموعه کتابهای نقره‌ای سوره مهر است که محقق این کتاب (محسن کاظمی) درطی بیش از 70 ساعت مصاحبه و بیش از دو سال کار و تحقیق آن را گردآوری و تدوین کرده است.

به گزارش  نسیم، «احمد احمد» از مبارزان دوره رژیم پهلوی است که با گروه‌های مبارز بسیاری همکاری و فعالیت داشته و به همین سبب چندین بار دستگیر، شکنجه و زندانی شده است. او در آخرین برخورد با مأموران ساواک از ناحیه پا تیر خورد٬ مصدوم و معلول می‌شود.
 
«اولین آموزه‌ها، بغض‌های ترکیده، عرصه‌های جدید، بارش در کویر، ارمغان سفر، بوی سیب، حصار در حصار، تندرو نغمه های امید» از جمله بخش‌های این کتاب است.
 
در پایان کتاب نیز اسناد، عکس های قابل توجه و همچنین بازتاب و دیدگاه خوانندگان مختلف کتاب آمده است.
 
در دیباچه کتاب این‌گونه نوشته شده است : «برای احمد در سن پیری دشوار بود با رجوع به بایگانی ذهن خود خاطرات چهل سال پیش را بازگو کند او بارها اذعان می‌کرد که مصاحبه‌ها برایش صحنه‌های بازجویی گذشته را تداعی می‌کند. ساعت اول مصاحبه و یافتن راهی به انبان ذهن او سخت و طولانی بود».

 
«راز رسانه» به چاپ دوم رسید
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ
دفتر اول مجموعه گفتارها و گفت‌وگوهای نادر طالب‏زاده، مستندساز و صاحب‏نظر رسانه و هنر با نام «راز رسانه» به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و دفتر نشر معارف به چاپ دوم رسید.
 
به گزارش فارس، ،درباره «رسانه‌»، رأی‌ها و نظریه‌های زیادی مطرح شده است، از بحث درباره ماهیت رسانه گرفته تا سیاست‌گذاری رسانه و تا تکنیک‌های تأثیرگذاری رسانه‌ای و مهار‌ت‌های رسانه‌ای. اما عمده آراء مربوط به اندیشمندانی است که مشغول به مطالعه و تأمل درباره رسانه هستند و کمتر در حوزه‌های عملی رسانه فعالیت می‌کنند. «نادر طالب زاده» از معدود اندیشمندان حوزه رسانه است، که فعالیت‌های زیادی در کار رسانه‌ای نیز دارد. از این جهت مطالعه این اثر می‌توانند زاویه دید متفاوتی نسبت به رسانه‌ ایجاد کند. 
 
کتاب «راز رسانه»؛ مجموعه گفتارها و گفت‌وگوهای نادر طالب زاده، گامی است در جهت تبیین مبانی نظری و بایسته‏های رسانه‏های انقلاب اسلامی و شناخت سیاست های رسانه‏های غربی. دفتر اول «راز رسانه» که از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و دفتر نشر معارف منتشر شده است، از چهار فصل تشکیل شده است.
 
فصل نخست زندگی‌نامه و فعالیت‌های نادر طالب‏زاده را بررسی می‌کند. فصل دوم با عنوان «رسانه و سیاست»، به بحث‌های مهمی همچون، «نسبت هنر و ایدئولوژی»، «تصویر انقلاب اسلامی در رسانه‌های غربی»، «مبارزه با تحقیر رسانه‌‌ای غرب»، «سیاستگذاری در حوزه رسانه»، «جنگ نرم و استراتژی رسانه‌های داخلی» و «رسانه، فقط پیام نیست» و... می‌پردازد. در این فصل بحث‏های مهمی درباره بایدهای رسانه‌های انقلابی و سیاستگذاری رسانه‌ای و نقد سیاست‌های رسانه‌های غربی مطرح می‌شود.
 
فصل سوم در 80 صفحه به زندگی، اندیشه‏ها و نگاه شهید سیدمرتضی آوینی درباره مستند رسانه و سینما پرداخته می‌شود اطلاع از این که شهید آوینی گفته بود: طالب‌زاده، «دیده‌بان انقلاب» و «چشم تیزبین انقلاب» است. این کتاب و خصوصاً این فصل را خواندنی‌تر خواهد کرد.
 
موضوع فصل چهارم نیز نسبت فرم و محتوا در برنامه تلویزیونی «راز» است که در سالهای اخیر در شبکه چهار سیما با استقبال جامعه فرهنگی و انقلابی مواجهه شده است.
 
دفتر اول «راز رسانه» به کوشش یاسر عسگری در 342 صفحه، قطع رقعی، دورنگ و قیمت 9300 تومان منتشر شده است. برای تهیه کتاب از طریق سایت پاتوق کتاب: ketabroom.ir یا فروشگاههای پاتوق کتاب تهران (خیابان انقلاب، چهار راه کالج، پلاک 715، تلفن: 88911212-021) و دفتر مرکزی نشر معارف قم (02537740004) و دیگر مراکز توزیع محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی مراجعه کنند.
 

گفتنی است جلد دوم این کتاب همراه با ویرایش جدید جلد اول آن، هر کدام در 380 صفحه در نمایشگاه بین‏المللی کتاب تهران عرضه می‌شود.


 
جای «معراجی‌ها» در جشنواره محفوظ است
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

مدیرعامل پخش فیلمیران گفت: دبیر جشنواره فیلم فجر جای خالی ویژه «معراجی‌ها» در جشنواره تدارک دیده است و امیدواریم این فیلم به جشنواره برسد.

خبرگزاری فارس: جای «معراجی‌ها» در جشنواره محفوظ است/ اکران از ۲۳ بهمن ماه

«علی سرتیپی» مدیرعامل پخش فیلمیران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس گفت: پس از واقعه‌ ناگواری که برای عوامل فیلم «معراجی‌ها» افتاد، فیلمبرداری آن از فردا -چهارشنبه ۲۵ دی ماه- آغاز می‌شود و کار گروه به پایان برسد.

وی درباره حضور این فیلم در جشنواره فیلم فجر نیز توضیح داد: در حال حاضر آقای رضاداد جای خالی در جشنواره ویژه این فیلم در نظر گرفته است و اگر زودتر مراحل ساخت فیلم انجام شود، قطعا «معراجی‌ها» در بخش مسابقه فیلم فجر حضور خواهد داشت.

سرتیپی همچنین درباره اکران فیلم سینمایی «معراجی‌ها» از ۲۳ بهمن ماه نیز توضیح داد: انجمن سینماداران با تهیه کننده و کارگردان فیلم مذاکراتی داشت تا با توجه به اوضاع نابسامان سینما و مخاطب این فیلم بلافاصله روی پرده سینماها برود که مورد قبول واقع شد.

وی تصریح کرد: اکران فیلم «معراجی‌ها» در جهت کم کردن مشکلات سینماست و از آنجایی که معمولا فیلم‌های آقای ده‌نمکی خوب می‌فروشند امیدواریم که در روزهای پایانی سال شاهد رونق سینما باشیم.

سرتیپی همچین در پاسخ به این سوال که روزهای پایانی سال مواجه با شلوغی کار مردم است و کمتر وقت رفتن به سینما را دارند، این موضوع منجر به افت فروش فیلم نمی‌شود؟ گفت: در شرایط فعلی ما به منافع و کلیت سینما فکر کرده‌ایم. شاید اگر فیلم در موقعیت دیگری نظیر عید اکران شود با فروش بسیار بالاتری مواجه شود اما ما امیدواریم که در همین شرایط هم فیلم فروش خوبی داشته باشد و بتواند به سینما کمک کند.



 
۲۰فیلمی که در سینمای ایران حادثه‌ساز شدند
ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

از قطع انگشت مدیری و شکستن دماغ نگار فروزنده تا مرگ 5 نفر در انفجار "معراجی‌ها"

گروه فرهنگی مشرق- از این دست اتفاقات در سینمای ما بارها تکرار شده است؛ دستکم از سال 73 تا به امروز.از همان سال هم مدیران ارشاد، مدام صحبت هایی مبنی بر تجهیز امکانات مورد نیاز آثار سینمایی، بیمه هنرمندان و . . . به زبان آوردند که حداقل در مورد تجهیز امکانات، اگر سخنان آنها محقق می شد، حادثه "معراجی ها" اینچنین، رنگ واقعیت به خود نمی گرفت.

البته این قبیل حوادث تنها مختص به سینمای ایران با این زیرساخت ضعیف نیست و حتی در کشورهای بزرگ فیلمسازی نیز دیده می شود مثلا اتفاقی که برای "آنجلینا جولی" به هنگام فیلمبرداری یکی از صحنه‌های اکشن فیلم "سالت" به وقوع پیوست و او‌ از ناحیه صورت دچار آسیب‌دیدگی شد یا همسری وی که برای بازی در فیلم "تروی"، بر اثر پرش از بلندی، دچار پارگی تاندون شد؛ "هالی بری" هم سر صحنه فیلمبرداری "گوتیکا" دچار شکستگی بازو شد یا حتی می توان به "دنیل کریگ" بدشانس اشاره کرد که در دومین حضور خود در نقش جیمز باند، صورتش زخمی شد و او به ناچار به جراحی پلاستیک متوسل شد."نیکول کیدمن" نیز سر صحنه فیلم "مولن روژ" دچار پارگی غضروف زانوی راست شد و . . .

اما به دلیل حادثه ای که در پشت صحنه "معراجی ها" به وقوع پیوست، بر آن شدیم تا 20 مورد از سوانحی که به هنگام ضبط آثار سینمایی و تلویزیونی در ایران اتفاق افتاده را برای شما شرح دهیم؛ حوادثی که سهل انگاری ها و نبود امکانات فنی، مقصر هستند و نه بخت برگشتگی هنرمندان آسیب دیده و از دست رفته.

با هم این گزارش تفصیلی را از نظر می گذرانیم :

1-مرگ سیدعلی سجادی حسینی (1373)
در سال 73، "سیدعلی سجادی حسینی" مشغول فیلمبرداری "خط آتش" بود.به دلیل فضای داستانی این کار، سربازی هر روز تعدادی اسلحه با تیرهایی مشقی برای بازیگران می آورد و پس از پایان کار، آن اسلحه ها را تحویل می گرفت.در یکی از این روزها، سرباز، اشتباها اسلحه خود را با تیرهایی واقعی با اسلحه مورد نظر فیلمبرداری، به دست بازیگر می دهد و همین امر سبب می شود تا حین تمرین، بازیگر، گلوله را به پیشانی حسینی شلیک می کند و متاسفانه این کارگردان در دم، جان خود را از دست می دهد؛ اتفاقی که در نتیجه یک بی مبالاتی به وقوع پیوست.

2- مرگ قاسم دهقان سنگستانی (1374)
روز 14 شهریور 1374، "قاسم دهقان" که علاوه بر بازیگری در "قطعه ای از بهشت"، طراح صحنه و مشاور نظامی پروژه نیز بود، چند بار صحنه ای که قرار بود برداشت شود را تکرار کرد.او باید مسیری را می دوید و در نهایت، خود را درون گودالی پرت می کرد.صحنه های آزمایشی، خوب از آب درآمد و گروه مصمم بود تا صحنه را فیلمبرداری نهایی کند.همه چیز طبق برنامه پیش رفت ولی متاسفانه زمانی که دهقان، خود را به گودال پرتاب کرد، درون گودال، مین های خنثی نشده از زمان جنگ قرار داشت که منجر به شهادت "قاسم دهقان" شد.

3- مرگ پیمان سنندجی زاده (1374)
تمام اتفاقات شوم سینمایی، منحصر به پشت صحنه نیست چرا که برخی از آنها، در نتیجه وقوع حادثه در مسیر رفت و آمد به لوکیشن، رخ داده است؛ یکی از این مرگ های دلخراش، مربوط به بازیگر جوان فیلم "سفر به چزابه" است.آذر 1374 و درست در روزهایی که این بازیگر، قرار بود تولد 22 سالگی خود را جشن بگیرد، مینی بوس حامل سنندجی زاده که می خواست وی را به سر صحنه ببرد، تصادف می کند و این بازیگر جوان، جان خود را از دست می دهد.بعدها که این فیلم در جشنواره دفاع مقدس جایزه گرفت، "رسول ملاقلی پور"، آن جایزه را به خانواده سنندجی زاده تقدیم کرد.

4- مرگ "شاهرخ غیاثی (1375)
"رفیع پیتز" در سال 75، نخستین فیلم بلند سینمایی خود تحت عنوان "فصل پنجم" را جلوی دوربین برد.یکی از نقش های نه چندان اصلی فیلم را "شاهرخ غیاثی" بازی می کند.صحنه حادثه به این ترتیب است که غیاثی می بایست سوار بر درشکه ای، حد فاصل یک فضای سبز را بپیماید اما گروه، فکر رم کردن اسب را نمی کرد؛ اسب درشکه رم کرده و در میانه کار، غیاثی را با سرعت به بیرون پرت می کند که متاسفانه این بازیگر که در چند فیلم، توانایی های خود را به اثبات رسانده بود، بر اثر این حادثه، دیده از جهان فرو بندد.

5- شکسته شدن ابروی جبیب دهقان نسب (1377)
در سال 77، "رسول ملاقلی پور" کمکم کن را جلوی دوربین برد.در یکی از صحنه های این فیلم، سفینه ای در یک پارک قرار داده شده بود که دهقان نسب می بایست همزمان با حرکت این سفینه، از ورود به داخل آن ناکام به روی زمین می افتاد.اما به دلیل روشن شدن ناگهانی سفینه، ابروی دهقان نسب شکافت و در نهایت 9 بخیه خورد.

6- شکستن بینی نگار فروزنده (1377)
"قاسم جعفری" در سال 77، سریال "راه سوم" را جلوی دوربین برد.در یکی از صحنه های این سریال، فروزنده باید مسیری را طی می کرد و پس از آن، دری جلوی روی او باز می شد تا او نتواند به راه خود ادامه دهد اما این در به دلیل نبود نیروی متخصص، با کمی تاخیر باز شد که نتیجه این تاخیر، شکستگی بینی فروزنده بود.

7- غرق شدن 4 هنرور در خداحافظ رفیق (1382)
در یکی از سکانس های فیلم 3 اپیزودی "خداحافظ رفیق"، 4 هنرور با تجهیزات نظامی کامل قصد انجام وظایف خود در دریاچه مصنوعی شهرک سینمایی دفاع مقدس را داشتند که طی سانحه ای، هر 4 نفر که قرار نبود داخل آب بروند، به داخل دریاچه افتادند و به دلیل سنگین بودن تجهیزات نظامی متصل به لباسهایشان، متاسفانه تمامشان به قعر دریاچه فرو می روند و غرق می شوند.

8- قطع دست و انگشتان پای مصطفی کرمی (1386)
اواسط تیر ماه 1386، گروهی مشغول فیلمبرداری یک فیلم کوتاه در استان گلستان بودند.در یکی از این صحنه ها، نیاز بود که برق منطقه قطع باشد.هماهنگی ها با اداره برق منطقه صورت گرفت و آنها به گروه، اطمینان می دهند که دکل های فشار قوی منطقه، دارای برق نیست.در حین فیلمبرداری، ناگهان یک سیم برق از روی دکل به روی فیلمبردار کار می افتد و متاسفانه برخلاف ادعای اداره برق که ادعا می کرد برق قطع شده، آن سیم دارای برق بود و متاسفانه "مصطفی کرمی" به همین راحتی دو دست خود از ساعد را از دست می دهد و انگشتان پایش نیز قطع می شود.

9- قطع نخاع شدن اصغر شاهوردی (1386)
"اصغر شاهوردی" یکی از پدیده های تکرار نشدنی صدابرداری در سینمای ایران است.این صدابردار برجسته، زمانی که قصد بازگشت از لوکیشن "چراغی در مه" را داشت، در اثر تصادف خودروی عوامل فیلم، دچار قطع نخاع می شود و متاسفانه یکی از غم انگیزترین حوادث مربوط به سینمای ایران در دهه اخیر را به نام خود ثبت می کند.

10- آسیب دیدگی شدید پگاه آهنگرانی (1386)
"محمدرضا اصلانی" مستندساز بزرگ سینمای ایران، در سال 86 تصمیم می گیرد تا نخستین فیلم بلند سینمایی خود را جلوی دوربین ببرد.فیلمی متفاوت که در یکی از صحنه های آن، "پگاه آهنگرانی" می بایست در تور ماهیگیری، معلق میان زمین و آسمان قرار می گرفت اما گویا طناب ها پوسیده بودند و عوامل نیز در جریان این پوسیدگی قرار داشته اند اما با این حال باز تصمیم می گیرند تا با همین وضعیت، سکانس را فیلمبرداری کنند.طناب تا ارتفاع نزدیک به 3 متر بالا می رود که با پاره شدن طناب، حادثه ای تلخ رقم می خورد و دو مهره ستون فقرات آهنگرانی می شکند، ربات پشت او پاره شده و تاندون پای چپش نیز قطع می شود.

11- غرق شدن نابازیگری در بهمنشیر (1387)
"شهرام اسدی" در سال 87 فیلم سینمایی "شب واقعه" را جلوی دوربین برد.در این فیلم، سکانسی وجود دارد که طی آن، جوان 18 ساله ای که بومی بود و تجربه بازیگری هم نداشت، به داخل بهمنشیر می رفت و بعد از کمی شنا، از آب بیرون می آمد.اما بعد از مدتی شنا، او به زیر آب می رود و غرق می شود.

12- مرگ پیمان ابدی (1388)
تا پیش از ورود "پیمان ابدی" به ایران، مقوله بدلکاری در سینمای ما، بسیار ضعیف بود.با ورود ابدی به ایران و دایر کردن آموزشگاه تدریس این حرفه، امیدهای بسیاری در زمینه اعتلای این شاخه از سینما به وجود آمد اما متاسفانه شرایط سخت افزاری فیلم های سینمایی به اندازه ای ناقص و قدیمی بود که حتی خود ابدی، طعمه قرار گرفت و نتوانست از این مهلکه، جان سالم بیرون ببرد.در صحنه ای از تله فیلم "چشم های نامحسوس"، ابدی داخل اتوبوسی بود که می بایست کوکتل مولوتفی را روشن می کرد و داخل اتوبوس می انداخت و سپس از آن بیرون می پرید اما متاسفانه بار اول فندک عمل نکرد و بدین ترتیب اتوبوس به انتهای مسیر رسید. او دیر خود را از اتوبوس پرت کرد و در نتیجه ضایعه ای بسیار دردناک برای سینمای ایران رخ داد که تا به امروز هم فراموش نشده است.

13- پارگی و خونریزی عضله پشت پای ماه چهره خلیلی (1388)
"ماه چهره خلیلی" در سال 88، مشغول بازی در یک فیلم کوتاه تحت عنوان "پابوس" بود.در یکی از سکانس های این فیلم کوتاه، او باید از تپه ‌ای بالا برود اما در میانه راه متوجه درد شدیدی می شود که اجازه راه رفتن را به او نمی دهد.با مراجعه او به بیمارستان، معلوم می شود که در اثر این بالاروی، بافت عضله پشت پای او پاره شده و دچار خونریزی داخلی شده است. پزشک تجویز می‌کند که ماه‌ چهره، 40 روز فعالیتش را کنار بگذارد و پایش را تکان ندهد تا خونریزی تکرار نشود‌ و به همین دلیل پایش را گچ می‌گیرد.

14- مرگ عباس امیری (1389)
در حالی که تنها 3 هفته به آغاز سال 1390 باقی مانده بود، انتشار خبر مرگ "عباس امیری"، خیلی ها را شوکه کرد.امیری هم قربانی تصادف رانندگی شد.طبق آنچه تهیه کننده سریال "صبح بخیر سرکار" می گوید محل فیلمبرداری سریال، فومن بوده و امیری ساکن رشت بود و تقاضا می کند تا پس از پایان فیلمبرداری، به منزل خود برود به همین دلیل ماشینی برای او در نظر گرفته می شود تا او راحت تر بتواند این فاصله را تردد کند.گویا صبح روز واقعه به دلیل لغزندگی جاده، ماشین دچار سانحه نه چندان شدیدی می شود که طی آن "عباس امیری" به دلیل ایست قلبی، جان خود را از دست می دهد اما یکی از بستگان امیری واقعه را به شکل دیگریی شرح می دهد: "آقای امیری اصلا بر اثر عارضه قلبی فوت نکردند؛ تمام شواهد و مدارک بیمارستان موجود است.تهیه کننده سریال برای رفت و آمد این بازیگر و بخاطر صرفه جویی در هرینه های صدا و سیما و تولید این سریال، یک سرویس ماشین پیکان مدل 60 در اختیارشان قرار می دهد، پیکانی که از رده خارج بود و تنها با دو دنده کار می کرده و دارای مشکلات فنی بسیاری نیز بوده است."به هر حال حقیقت ماجرا هر چه که بود، سینمای ایران "عباس امیری" را به دلیل سانحه مرتبط با پروژه اش، از دست داد.

15- خطر مرگ برای مریلا زارعی (1390)
سکانسی در فیلم "خوابم میاد" وجود دارد که طی آن، ترمز دستی ماشین می خوابد و ماشین آرام آرام به سمت دره حرکت می کند.این اتفاق به مانند آنچه در فیلم می بینیم، در پشت صحنه نیز به شکل واقعی رخ داد.زمانی که "مریلا زارعی" برای انجام تمرین، داخل ماشین بود به ناگهان ماشین شروع به حرکت می کند و درها نیز قفل می شود.تنها شانس زارعی در این اتفاق آن است که شیشه سمت شاگرد تا اندازه ای پائین است که او بتواند خود را از شیشه به بیرون پرت کند که اگر شیشه پائین نبود، مرگ زارعی در این اتفاق، کاملا قطعی بود.

16- قطع انگشت مهران مدیری (1391)
در یکی از سکانس های قسمت های آخر سریال "قلب یخی"، مهران مدیری می بایست یک نفر را که در اثر انفجار، زیر آوار مانده را نجات دهد.او بعد از انفجار، وارد صحنه می شود و زمانی که قصد نجات آن فرد را دارد، انگشت کوچک دست راستش، به یک شیشه شکسته می خورد که سبب می شود شکاف عمیقی در انگشت او پدید آید.به گونه ای که تا به امروز نیز صحبت هایی مبنی بر قطع انگشت آخر او و پیوند مجدد این انگشت و نبود عصب در این انگشت به میان می آید اما قدر مسلم آنکه چنین اتفاقی برای مدیری رخ داده اما اینکه عمق حادثه تا چه اندازه ای بوده، حقیقتی است که مدیری تا به امروز نیز نسبت به آن، واکنش چندان دقیقی نشان نداده است.

17- آسیب دیدگی شدید برای عوامل پایتخت 2 (1392)
در آخرین روزهای اسفند ماه امسال، زمانی که کار تصویربرداری سریال "پایتخت 2" در قشم به پایان می رسد، گروه تصمیم می گیرد تا برای ادامه کار به تهران بازگردد.در نتیجه گروهی، به صورت زمینی با کامیون و ون و گروهی دیگر از طریق هوایی به تهران برمی گردند اما گروه اول دچار سانحه رانندگی می شوند به گونه ای که یکی از عوامل این سریال، پای خود را از دست می دهد و فرد دیگری نیز تحت عمل جراحی های متعددی قرار می گیرد و دیگر افراد نیز دچار آسیب دیدگی های سطحی می شوند.

18- آسیب دیدگی شدید پولاد کیمیایی (1392)
مرداد ماه امسال بود که خبر وقوع سانحه ای برای "پولاد کیمیایی"، حین فیلمبرداری "متروپل" خبرساز شد.طی این اتفاق، کیمیایی با شیشه ای اصابت می کند که در نتیجه این اصابت، تاندون دست او پاره شده و سه انگشت دست او نیز به شکلی جدی پاره می شوند.

19- مصدومیت سر و شکستن استخوان ترقوه گوهر خیراندیش (1392)
در یکی از صحنه های فیلم "آذر، شهدخت، پرویز و دیگران"، اتومبیلی که حامل افخمی و فخیم زاده در صندلی جلو و خیراندیش در صندلی عقب با یکی از خودروهایی که از فرعی بیرون می آید تصادف می کند و طی آن، خیراندیش از ناحیه سر و پیشانی دچار سانحه شده که به همین دلیل، مجبور به انجام چند عمل جراحی می شود.

20- مرگ4 نفر در پشت صحنه فیلم معراجی ها (1392)
آخرین سانحه ای که پشت صحنه یک فیلم سینمایی در ایران رقم خورد، به چند روز پیش باز می گردد که طی آن، 4 نفر از عوامل فیلم "مسعود ده نمکی" جان خود را از دست دادند.جواد شریفی راد، رضا فرجی، علی اکبر رنجبر و بدلکار گروه، جان باختگان این حادثه جانگداز بودند.حادثه ای که به دلیل انفجار مواد منفجره در صندوق عقب اتومبیل شریفی‌راد اتفاق می‌افتد.

20 مورد از سوانح دلخراشی که در پشت صحنه فیلم ها و سریال های سینمایی و تلویزیونی به وقوع پیوسته بود را برای شما تشریح کردیم؛ حوادثی که یا در اثر نبود امکانات فنی رخ داده و یا در اثر اهمال و عدم کارشناسی صحنه ای، به وقوع پیوسته است.اگرچه اتفاقات از این دست اجتناب ناپذیر است اما می توان با فراهم آوردن امکاناتی چون ورود ادوات سخت افزاری متناسب با بخش های مختلف تولید فیلم ها علی الخصوص آثار گونه اکشن و دفاع مقدس یا تربیت و استخدام کارشناسانی زبده و متبحر در هر اثر سینمایی، تعداد این سانحه ها را به حداقل ممکن رساند تا عوامل و نیروهای حرفه ای این سینما و آنانی که در این حیطه فعالیت دارند، اینگونه غافلگیرانه از ما جدا نشوند.
منبع: تسنیم


 
در آستانه برگزاری اختتامیه جشنواره
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
برگزیدگان چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار معرفی شدند

همزمان با برگزاری اختتامیه چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار اسامی برگزیدگان در 10 بخش اعلام شد.

خبرگزاری فارس: برگزیدگان چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار معرفی شدند

به گزارش خبرگزاری فارس، همزمان با برگزاری اختتامیه چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار اسامی برگزیدگان در 10 بخش اعلام شد. بر اساس این گزارش برگزیدگان در بخش های بین الملل، داستانی، روحانیت و بیداری اسلامی، روایت شهادت، اقتصاد مقاومتی، تاریخ معاصر، نقد درون گفتمانی، جنگ نرم، فتنه 88 و انیمیشن معرفی شدند.

 

 

• بخش اقتصاد مقاومتی:

 

 

هیأت داوران بخش اقتصاد مقاومتی جشنواره مردی فیلم عمار، از بین مجموع آثار راه یافته به بخش مسابقه با در نظر گرفتن ویژگیهای فنّی، هنری و محتوایی نتایج داوری را به شرح زیر اعلام کرد:

 

آقای «یزدان کیانی» به علت «پیوند دفاع مقدس و اقتصاد مقاومتی» در مستند «آوای دستان» شایسته تقدیر شناخته شد. همچنین آقای «تقی قاسم پور» به علت «دستاورد فنّی و هنری در تصویر برداری» مستند «کایر»، آقای «علی خسروی» به علت « آسیب شناسی اقتصاد ایران» در مستند «نفت سیاه»، آقای «روح الله رحیمی» به علت «توجه به اقتصاد دانش بنیان» در مستند «تابش» و آقای «مهدی رسول پور» به علت «توجه به اقتصاد مردمی» در مستند «کایر» به عنوان برگزیدگان این بخش معرفی شدند. جایزه ویژه هیأت داوران نیز به آقای «مصطفی رضوانی» به علت «خلاقیت در کارگردانی و مضمون مناسب» در مستند «نبرد خاموش» داده شد.

 

• بخش انیمیشن:

 

 

در بخش انیمیشن نیز هیات داوران برگزیدگان را به ترتیب زیر اعلام کردند:

برگزیده ها:آقایان «امیر محمد زاده و سلمان خورشیدی» برای انیمیشن «سکو»/آقای «بهروز خندان دل» برای انیمیشن «سلام بر روح الله»/ آقای «بهروز سلطانی فر» برای انیمیشن  «مروارید سرخ»

 

لوح افتخار: آقای «محمدامین همدانی» برای انیمیشن «9:20 در بوشهر »/آقای «محمد افشار نژاد» برای انیمیشن  «نامه ای برای آفتاب» /آقای «هادی محمدیان» برای انیمیشن «بینا و دینا»

 

بخش نگاه ویژه و دستاورد فنی: آقای «فرهاد عظیما» برای انیمیشن پیام راشل کوری2/آقای « عباس عسگری» برای مجموعه سربازان بین الملل/آقای «مجید آسودگان» برای مجموعه ثریا

 

• بخش نقد درون گفتمانی، فتنه 88 و جنگ نرم:

 

 

در بخش نقد درون گفتمانی، فتنه 88 و جنگ نرم برگزیدگان به ترتیب زیر معرفی شدند. در این بخش هیچ کدام از آثار شایسته دریافت جایزه ویژه هیات داوران نشد.

 

فانوس بلورین: میراث آلبرتا، این جا چراغی روشن است، فرصتی برای دیدن، او با ما، جای خالی، دکتر سلام.

 

لوح افتخار: موسیقی ما، این کشت تلخ است، داوطلبین عزیز، یک عاشقانه آرام، چند شاخه گل مریم، ژست.

 

تقدیر: نیمه دوم، صد مرتبه از روی خدا بنویس.

 

• بخش داستانی:

 

 

در بخش داستانی نیز هیات داوران برگزیدگان را به ترتیب زیر معرفی نمودند:

 

در بخش  فیلم کوتاه ضمن تقدیر از اثر «تکلیف» ( رضا شرفی)، فانوس بلورین به «شربت سینه» (موسی خوانزاده پور) تعلق گرفت. و لوح افتخار این بخش به «درختان حماسی»(مرتضی‌علی عباس میرزایی) و «کرایه ها آماده» (حسین دارابی) تقدیم شد.

 

در بخش فیلم داستانی نیمه بلند نیز تندیس بهترین فیلم به فیلم داستانی «لکه»  ساخته محمدباقر مفیدی کیا تعلق گرفت.

 

در بخش فیلم نامه نیز تندیس بهترین فیلم نامه به  فیلم «رو به قبله» ساخته امیر مهدی پوروزیری داده شد.

 

در بخش بهترین دستاورد فنی و هنری نیز تندیس بهترین طراحی صحنه به فیلم «یک روز دیرتر» ساخته مرتضی پور حیدری تعلق گرفت.

 

از میان نامزدهای بخش فیلم داستانی بلند نیز جوایز به ترتیب زیر تعلق گرفت:

 

تندیس بهترین فیلم نامه به« فرشتگان قصاب» ساخته سهیل سلیمی و لوح افتخار نیز به «بزرگمرد کوچک» ساخته صادق صادق دقیقی، و «خاک و مرجان» ساخته مسعود اطیابی تقدیم شد.

 

• بخش روایت شهادت:

 

 

در بخش روایت شهادت آثار زیر به عنوان برگزیدگان این بخش معرفی شدند: شیرآباد  ساخته محمد حجت احمدی زر، تولدت مبارک ساخته مهدی زمانپور کیاسری، مردی با آرزوهای دوربرد  ساخته علیرضا بوالی و صبحانه با طعم مرگ ساخته محمد علی شعبانی.

 

همچنین از آثار فرزند کبیرکوه ساخته محمدرضا فریادی، میراث مجید ساخته مصطفی آتشمرد، پاکدشت ساخته علی ملاقلی پور تقدیر به عمل آمد.

 

• بخش تاریخ معاصر:

 

 

در بخش تاریخ معاصر برگزیده ها به صورت زیر معرفی شدند: انتهای خیابان فلسطین جنوبی  ساخته  هادی حاجت مند، سرزمین افتخار ساخته محسن قیصری، شور وسرور ساخته عباس صالح مدرسه ای و جانشین ساخته کاوه مظاهری

 

همچنین آثار قربانگاه زائران ساخته مقداد رحیمی حاجی آبادی، بهشت ماندنی است ساخته احمد ابراهیمی و مهرداد طاهری، کاروان ساخته حسین فروتن و سازمانی برای جدایی ساخته ایمان گودرزی شایسته تقدیر شناخته شدند.

 

• بخش روحانیت و بیداری اسلامی:

 

 

در بخش روحانیت و بیداری اسلامی نیز مهدی نقویان  کارگردان «گاو خشمگین» برنده جایزه ویژه هیات داوران  و جایزه مرگ بر آمریکا شد.

 

برگزیده های این بخش نیز به ترتیب زیر معرفی شدند: میلاد مهدوی کارگردان «به رنگ زندگی»/ سید مهدی موسوی کارگردان «شیخ علی»/ سعید ابوطالب کارگردان «دوازده تموز»

 

بنابر این گزارش همچنین کارگردان های زیر در بخش روحانیت و بیداری اسلامی شایسته تقدیر شناخته شدند: محسن اسلام زاده کارگردان «سفر به دیار پشتون ها»/ محمدحجت احمدی زر کارگردان « شاگرد امام» /سعید صادقی کارگردان« روزگار نو» /رضا برجی و محمود جوانبخت کارگردان «در امتداد غدیر»



 
تکذیب خبر ایسنا درباره حواشی انفجار "معراجی‎ها"
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
عباس شوقی متخصص جلوه های ویژه فیلم های سینمایی ضمن گلایه از خبرنگار ایسنا برای انتشار خبری در مورد فیلم معراجی ها به نقل از خود گفت: خبرنگاران نباید برداشت خود را به عنوان خبر منتشر کنند.
 
عباس شوقی در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی دانا  ضمن تکذیب خبر ایسنا در خصوص علت انفجار امروز در پشت صحنه فیلم معراجی‌ها گفت: خبرگزاری مذکور ابتدا نام مرا به عنوان یکی از کشته شدگان اعلام کرد اما بعد که به من زنگ زدند گفتم من شوقی هستم و زنده هستم.
 
وی ادامه داد: خبرنگار ایسنا دوباره درباره علت انفجار سوال کرد و من پاسخ دادم به علت نداشتن امکانات فنی ما مجبوریم انفجارها را در اندازه واقعی انجام دهیم و همین منجر به وقوع برخی حوادث می شود.
 
شوقی در ادامه گفت‌وگو با دانا افزود: در دنیا یک انفجار را به صورت کوچکتر از اندازه واقعی انجام می دهند و بعد با جلوه های تصویری و تکنولوژی های سینمایی آن را بزرگ جلوه می دهند اما ما هنوز این امکانات را در کشور نداریم و تا کنون هم مسئولان سینمایی مختلفی تغییر کرده اند لذا من نمی دانم مقصر کیست که درباره ضعف عملکرد او صحبت کنم.
 
وی در خصوص موانع مقامات امنیتی درباره ورود مواد منفجره به کشور هم گفت: من نگفتم آنها مانع از ورود مواد می شوند بلکه خبرنگار سوال کرد چرا مواد لازم را از خارج وارد نمی کنید من هم گفتم مواد منفجره بار عادی نیست که من در هواپیما قرار داده و وارد کشور کنم بلکه اینگونه موارد جزو مسئولیت مقامات نظامی و امنیتی است که خود آنها باید درباره آن صحبت کنند. این موضوع در حوزه اختیار من نیست که درباره آن صحبت کنم.
 
شوقی تصریح کرد: من نمی دانم چرا برخی خبرنگاران از دید خود اخبار را منتشر می کنند در حالی که آنها باید نسبت به پاسخ مصاحبه شونده دقت بیشتری به خرج دهند.

 
گزارش فارس از تشییع پیکر جان‌باختگان «معراجی‌ها»
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
تشییع پیکر «معراجی‌‌ها» با نوای کربلا/
از ما زمینیان به شما آسمانیان سلام

مراسم تشییع پیکر پاک جانباختگان حادثه «معراجی‌ها» با حضور بسیاری از هنرمندان، مسئولین و مردم برگزار شد.

خبرگزاری فارس: تشییع پیکر «معراجی‌‌ها» با نوای کربلا/ از ما زمینیان به شما آسمانیان سلام

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، مراسم تشییع پیکر درگذشتگان حادثه سریال «معراجی‌ها» (محمدجواد شریفی‌راد، از افسران بازنشسته نیروی هوایی ارتش و مدیر جلوه‌های ویژه میدانی،رضا فرجی جانشین و جمشید احسانی‌فر عضو گروه تدارکات) صبح امروز از مقابل بنیاد روایت واقع در خیابان شهید سپهبد قرنی برگزار شد. پیکر زنده یاد مهدی مرادی از دیگر جان باختگان این حادثه نیز در زادگاهش خرم آباد تشییع خواهد شد.

تصاویر درگذشتگان حادثه معراجی‌ها در قالب بنرهای بزرگی در خیابان قرنی نصب شده بود و جمعیت بسیاری از ساعات اولیه صبح در محل بنیاد روایت گردهم آمده بودند.

در این میان گروه‌هایی از ارگان‌های مختلف آمده بودند که افراد نیروی هوایی با لباس متحدالشکلشان بیشتر از سایرین خودنمایی می‌کردند.  

این مراسم با نوای سنج و دمام همراه بود و پرچم قرمز بلندی با نوشته «یا قمر بنی هاشم» در هوا می‌گردید. پس از آن گروه موزیک ارتش که به زور در میان جمعیت جایی برای به صف شدن یافته بودند، مارش کربلا را به معنی آغاز رسمی مراسم نواختند و بعد از آن ابتدا کریم منصوری به قرائت آیاتی از قرآن کریم پرداخت و در ادامه مجری برنامه این شعر را خواند: از ما زمینیان به شما آسمانیان سلام، مولای دل شکسته، امام زمان(عج) سلام، این روزها هزار و دوچندان شکسته‌ای،‌حالا کجای روضه بابا نشسته‌ای، رخت سیاه داغ پدر کرده‌ای تنت، قربان ریشه‌های نخ شال گردنت،‌ آماده می کنی کفن و تربت و لحد،‌مرد سیاهپوش، خدا صبرتان دهد...

هم زمان با سخنان مجری، تابوت درگذشتگان روی سن قرار داده شد و بعد از آن پیام تسلیت رسانه ملی قرائت شد و علیان به ذکر مصائب اهل بیت پرداخت.

 

**سردار نقدی: شهدای معراجی‌ها مجاهدان عرصه جهاد فرهنگی هستند

در ادامه نیز سردار نقدی در سخنانی گفت: امروز در روز مصیبت مولایمان امام حسن عسگری(ع) و روزی که صاحب عزا امام عصر است، ما داغدار رهروان اهل بیت هستیم. مجاهدان عرصه جهاد فرهنگی و آنهایی که همه وجودشان را برای اعتلای هنر متعهد مایه گذاشتند همه تلاششان این بود که پیام شهیدان را به نسل‌های آینده برسانند.

وی ادامه داد: افسر برومند نیروی هوایی ارتش، شریفی‌راد که سال‌ها در این عرصه تلاش کرد و مجاهدت‌ها و فداکاری‌هایی در جنگ داشت، با حضور در عرصه فرهنگی آن را تکمیل کرد. پاسدار جان‌برکف رنجبر تمام وجودش را وقف هنر متعهد و ولایتمدار کرده بود. در دنیایی که ابرقدرت‌ها و زورگوها همه امکانات بی‌هنریشان را علیه یک ملت مظلوم و عدالت‌خواه به کار گرفته‌اند تا حرکت آزادیخواهان ایران را در جایی که بی‌هنران چشم‌هایشان را دوخته‌اند، متوقف کنند. این شهیدان در روز کربلای 5 و روزی که شهدای کربلای 5 به معراج می‌رسند، خداوند اینها را به حضور خود طلبید. گوارا باد به اینها گرفتن جام الی‌الله از دست شهیدان.

 

**دارابی: «معراجی‌ها» در طول تاریخ ماندگار شد

در ادامه نیز دارابی در سخنانی اظهار داشت: امروز در سالروز شهادت امام حسن عسگری این جمعیت عظیم عاشقانه آمدند برای تشییع پیکر پاک 5 نفر از بهترین فرزندان این مرز و بوم. خانواده محترم داغدیده، پدران، همسران و فرزندان عزیز، ما خودمان را در کنار شما می‌دانیم، داغدار و غم‌دیده هستیم و این حادثه و ضایعه بزرگ را همراه با شما به محضر امام عصر(عج)، مقام معظم رهبری و شهیدان تسلیت عرض می‌کنیم.

وی ادامه داد: ای شهیدان عزیز، جانبازان، آزاده‌ها و ایثارگران، شاهد باشید که همراهان شما به شما پیوستند و این راه نورانی همچنان در طول تاریخ استمرار دارد. هر روز در ایران اسلامی کربلاست و کربلا در طول تاریخ تداوم دارد.

وی ادامه داد: مردم این عزیزانی که امروز شما با این عظمت در حال برگزاری تشییع و خاکسپاریشان هستید در ادامه راه به آرمانی قدم برداشتند و میثاق با شهدا داشتند. آنها عافیت‌طلبی را برگزیدند و شیرینی دنیا را انتخاب نکردند. اینها حماسه‌آفرینان راهیان نور و شهدای گمنام و ایثارگرانی بودند که ایستادگی امروز، امنیت، استقلال و عظمت‌مان مرهون بذل جان بهترین فرزندان این سرزمین و شهدای ماست.

معاون سیما تصریح کرد: این عزیزان معراجی شدند تا بگویند شهیدان ما چگونه با صلابت و اقتدار از آرمان‌ها و استقلال این مرز و بوم در برابر استکبار ایستادگی کردند و وجبی از خاک این کشور را نگذاشتند. فیلم و سریال معراجی‌ها تا تاریخ است، ماندگار و ثابت شد، لحظاتی که ما بعدا خواهیم دید می‌گرییم که چه بزرگانی برای این کار بزرگ آماده هستند که بگویند ای شهیدان راه شما ادامه دارد.

 

آشنا:دولت موظف به حمایت از هنر انقلاب، ایثار و شهادت است

حسام‌الدین آشنا به نمایندگی از رئیس جمهور سخنران بعدی این مراسم بود. او در سخنانی گفت: این مراسم نشان می‌دهد که در باغ شهادت هنوز بازِ باز است. خوشآمدی عرض می‌کنم به پیکر شهیدان ما، به راویان فتح، به کسانی که کربلای 5 را برای ما به تصویر کشیدند. از سوی کسی که رمز عملیات کربلای 5 را اعلام کرد. خدمت شما خانواده‌های شهیدان و همه اهل هنر کشور تسلیت عرض می‌کنم.

وی ادامه داد: از نگاه فردی همه این عزیزان به سوی آشیانه ابدی پر کشیدند و نشان دادند که اگر در راه شهدا قدم برداریم می‌توانیم با آنها محشور شویم. گوارای وجودتان باد. چه زود سخنان رئیس جمهور تفسیر شد. ایشان فرمودند، هنر همان ارزش و نیکی است و امروز هنر ایثار و شهادت و پیوستن به خداوند حاضر است. این هنرمندان به شهیدانی که در راه آنها تلاش کردند، پیوستند.

وی عنوان کرد: از نظر ملی، دولت خود را موظف می داند از هنر انقلاب، ایثار و شهادت با تمام وجود حمایت کند. از نظر حرفه‌ای هم ما موظف هستیم استانداردهای امنیتی را در حوزه دفاع مقدس بالاتر ببریم. باید راهیان نور امن‌تر باشد، سینمای دفاع مقدس امن‌تر باشد و باید همه بدانند بالاترین استانداردهای حرفه‌ای در آثار دفاع مقدس رعایت می‌شود.

ایوبی: سینمای ایران همواره در خدمت دفاع مقدس بوده است

ایوبی نیز در این مراسم در سخنانی گفت: به همه مردم ایران و سینماگران عزیز این حادثه دردناک و تلخ را تسلیت می‌گوئیم. سینمای ایران در طول دفاع مقدس در کنار رزمندگان بود و در سالهای بعد از دفاع مقدس نیز پیام شهادت را به نسل‌های بعدی منتقل کرد. با اعتقاد و مظلومیت و بدون امکانات کافی و در این راه رشادت‌های فراوانی انجام شد. سینمای ایران شایسته همه این افتخارات است و همه مردم ایران امروز عزادار هستند.

به گزارش فارس، پیکر این شهدای معراجی تا خیابان سمیه به سمت بهشت زهرا(س) بر دوش بازماندگانشان تشییع شد.

به گزارش فارس، پیکر سه تن از این درگذشتگان در قطعه هنرمندان و پیکر شهید رنجبر در قطعه صالحان بهشت زهرا(س) آرام خواهد گرفت.

به گزارش فارس، در این مراسم سردار نقدی (رئیس بسیج مستضعفین)، سیدمحمد حسینی (وزیر سابق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، حجت الله ایوبی (رئیس سازمان سینمایی)،‌



 
عمار به همین ترتیب جلو برود تا 10 سال دیگر جهانی می‌شود
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
رحیم‌پور: این حرف که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد قطعا غلط است

رحیم‌پور دیشب در جشنواره عمار گفت: من معنی این جمله را نمی‌فهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد! یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت، مساوی است؟

خبرگزاری فارس: رحیم‌پور: این حرف که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد قطعا غلط است

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، جلسه سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی با موضوع مفهوم یابی اسلامی در سینمای دینی روز پنج شنبه ساعت 18 در سالن شماره یک سینما فلسطین برگزار شد.

* تعریف از دین مفهوم سینمای دینی را برای مخاطب تغییر می‌دهد

رحیم پور ازغدی سخنانش را با اشاره به این موضوع آغاز کرد که تعاریفی که از سینما و نسبت فرم و محتوا ارائه می شود مختلف و متکثر است.

رحیم پور به همین نسبت تعاریف و تعابیری که از دین می شود را هم متفاوت دانست و گفت: هر تعریفی که از دین ارائه کنید مفهوم سینمای دینی هم برای مخاطب تغییر می کند.

رحیم پور عنوان کرد: دین محمل تعابیر و برداشت های متفاوتی است به طوری که درمنطق بودیسم، کاتولیک، پروتستان، و آئین های مشرکانه هر کدام یک معنا می دهد. هیچ کدام از اینها در تعریف اسلام از دین جامع و مانع نیست و طبیعتا وقتی از معنا تفسیر مادی ارائه می شود این با اصول اسلامی سازگار نیست.

رحیم پور تأکید کرد: در اینجا از سینمای اسلامی سخن خواهیم گفت و نه سینمای دینی به معنای اعم.

وی افزود: در اسلام هم تفاسیری می بینید که با هم اختلاف های جدی دارند. رویکرد تصوف در بین مسلمین با رویکرد تکفیری ها کاملا تفاوت می کند. بنابراین وقتی از سینمای اسلامی سخن می گوییم حتما باید یک تفکیک مفهومی و یک مرزبندی و به معنای طلبگی تقریر محل نزاع صورت بگیرد.

وی افزود: در خیلی از بحث های روشنفکری و بالتبع در بحث های ژورنالیستی محل نزاع دقیق مشخص نمی شود لذا حرفهایی کلی و مبهم و تصادف های مصنوعی و غیرضروری پیش می آید. گاهی هم یک تعبیر واحد است ولی اصلا منظور واحدی ندارند و ما این مشکل را در بسیاری از عرصه های هنر داریم. خیلی از رد و قبول ها که به نتیجه نمی رسد و پوچی و سرگردانی را به دنبال می آورد منشأ بسیاری شان طرح سوال نادرست است.

 

* مالیخولیا، جنون و کلیات اخلاقی در سینمای امروز به معنویت تعبیر می شود

رحیم پور ادامه داد: هر سوالی در بطن خودش پیش فرض هایی دارد اما بسیاری از مسلمات در واقع مسلم نیست. وقتی سوال غلط طرح شد نابغه هم که باشید دادن جواب فقط مشکل را لایه بندی می کند و لایه های تازه ای از مشکل ایجاد می شود. در مفاهیم سینما و دین هم دقیقا با همین مشکل طرف هستیم. معنویتی که امروز در سینما مطرح می شود ممکن است یک سرش به مالیخولیا، یک سرش به جنون و سر دیگرش به کلیات اخلاقی مربوط شود اما همه اینها سینمای معنوی و سینمای دینی تعبیر شده است.

رحیم پور سخنان خود را به سوالاتی که سال گذشته در جشنواره عمار و در جلسه ای مشابه صورت گرفته بود مربوط کرد و گفت: یک دسته از سوال ها مربوط به خیال و تخیل در سینما و نسبت آن با سینمای اسلامی بود، یک بخش در مورد جمال و زیبایی شناسی اسلامی تا آنجا که به سینما و سینماگر مربوط می شود، و بخش سوم هم مربوط به آمال و امیال بود، که نقش تمایلات و امیال بشر در خود کارگردان و سناریست چقدر است؟ بنابراین سعی می کنم در سه بعد خیال، جمال، و آمال به سوالاتی که مطرح شده است پاسخ بگویم.

ازغدی ظرفیت های مفهومی منابع اسلامی را به مثابه سوژه های سینمایی خواند و عنوان کرد که به اجمال به این سوال پاسخ خواهد داد که به چه معنا مفاهیم اسلامی می توانند سوژه های اسلامی باشند.

*بیشتر آموزه های اسلام اگر هنرمندانه و درست مطرح بشود و مفهوم آن دستکاری نشود حتما مخاطب جهانی دارد

این پژوهشگر معارف اسلامی تأکید کرد: هیچ طبقه بندی آهنینی بین سینمای اسلامی و غیراسلامی شاید نتوان ترسیم کرد، چرا که دین عرصه های متنوع و گسترده ای دارد و مشترکاتی با سایر مذاهب دارد. اینطور نیست که همه چیز را به اسلامی یا غیراسلامی تقسیم کرد. اینطور نیست که اسلام با سایر ادیان و مذاهب فقط تفاوت داشته باشد، مشترکات زیادی هم وجود دارد.

با معیارهایی که عرض خواهم کرد این را توجه خواهم داد که  یک اثر هنری و از جمله یک فیلم می تواند از جهاتی اسلامی باشد و از جهات دیگر غیر اسلامی باشد. یعنی ممکن است بعضی مفاهیم انسانی و اسلامی را درست منتقل کند و در جایی همان مفاهیم را تخریب کند. هر پدیده بشری مرکبی می تواند چنین خصوصیتی داشته باشد. چنانچه در جایی می توان اثر را هنرمندانه ارائه کرد و در جایی کاملا غیرجذاب.

وی افزود: چون اسلام پیش فرض اش این است که انسان فطرت الهی دارد و خداوند فطرت بشر را رو به حق آفریده اینها زمینه هایی  برای کمک به فیلمساز مسلمان و کمک به جهانی شدن او است. بیشتر آموزه های اسلام اگر هنرمندانه و درست مطرح بشود و مفهوم دستکاری نشود حتما مخاطب جهانی دارد. اگر محاسن مکتب اسلام را به مردم به صورت خالص بخوانید از آن استقبال خواهند کرد. اینها را برای کسانی می گویم که فکر می کنند سینمای عماری و ایدئولوژیک مخاطب جهانی ندارد.

رحیم پور در توضیح سخنانش اضافه کرد: اخلاق و حقوق بشری که اسلام ارائه می کند اخلاق و حقوق بشر جهانی است. بنابراین یک ظرفیت بزرگی برای نفوذ در مخاطب جهانی وجود دارد. آنها که در دنیا اهل فکر و عدالتند و بشر دوست واقعی اند اینها به احترام همچنین سینمایی حتما بلند می شوند و کف می زنند.

 

*عمار اگر به همین ترتیب جلو برود تا 10 سال دیگر جهانی خواهد شد

رحیم پور با گفتن اینکه در رأس عقلانیت اسلامی یک توحید قرار دارد و محبت و عشق به بشر از آن منبع واحد ناشی می شود در میان شرکت کنندگان در جشنواره عمار ابراز امیدواری کرد: اگر با همین ترتیب جلو بروید ان شاء الله عمار در ده سال آینده جهانی خواهد شد.

وی درباره رابطه معنویت و توحید در فرهنگ اسلامی توضیح داد: معنویت در سینمای اسلامی با توحید و مبدأ و معاد گره خورده است و معنویت از عدالت اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر جدا نیست. در سینمای معنوی متداول، عدل و ظلم و حق و باطل وجود ندارد و همه حق اند و وقتی همه حق باشند در واقع همه باطل اند چون معنی ندارد که همه بر حق باشند.

 

*بهتر است اصطلاح سینمای اسلامی را به کار ببریم تا سینمای دینی یا معنوی 

رحیم پور مجددا تأکید کرد: بهتر است که اصطلاح سینمای اسلامی را به کار ببریم و نه سینمای دینی و نه سینمای معنوی را. سینمای دفاع از خانواده و سینمای اخلاق و سینمای نظم و اخلاق و مدیریت و مدارا و سینمای برابری همه در ذیل سینمای اسلامی قرار می گیرد. به این معنا اگر نگاه کنید در هر صفحه از قرآن و هر روایتی می توان سوژه های سینمایی پیدا کرد.

رحیم پور افزود: در اسلام، حقوق انسان زیر سایه خدا تعریف شده است و همه این ارزش ها را باید به توحید گره زد. اگر اینها را بدون دین مطرح کردیم می شود اخلاق سکولار. می شود معنویت دنیا گرا که هدفش مادی است و در واقع مادی کردن معنا است. اما معنوی کردن اسلامی یعنی معنوی کردن ماده، انبیا آمده اند به ما بگویند ماده را چگونه به معنا تبدیل کنیم، اما خطوط دیگر آمده اند که بگویند معنا را هم مادی کنیم. به این معنا ما سینمای اسلامی و اسلامی تر می توانیم داشته باشیم، و دیگر اینکه یک فیلم هم می تواند اسلامی باشد و هم در قسمت هایی ضداسلامی باشد.

وی افزود: مثلا وقتی یقین را با تکبر و تعصب اشتباه بگیریم یا مدارا را با انفعال یا وقتی تواضع را باذلت اشتباه بگیریم یا صبر را با وادادگی اشتباه بگیریم، اخلاق را با مفهوم انفعال تعریف کنیم، جهاد فعالانه را به دنیا طلبی و حرص اشتباه بگیریم [اینها می تواند اشتباهاتی باشد که مفاهیم اسلامی را به ضداسلامی تبدیل کند]. 

رحیم پور در مورد مقدمات شکل گرفتن یک سینمای اسلامی تذکر داد: سینمای اسلامی برای اینکه اسلامی باشد باید سینماگرش با مفاهیم اسلامی آشنا باشد و هر چه با تکنیک و فن و ذوق سینمایی کار کنیم می تواند سینما تر باشد. پس سینمای اسلامی می تواند سینمایی تر باشد یا نباشد، و اسلامی تر باشد یا نباشد.

 

*ایدئولوژی هالیوودی وجود دارد اما اینطور نیست که هرچه از آنجا آمده حاوی مفاهیم ضداسلامی است

وی در نادرست بودن خط کشی سینمای اسلامی و غیراسلامی مجددا تأکید کرد: قبول داریم که ایدئولوژی هالیوودی وجود دارد اما معنی آن نیست که هر چه از آنجا آمده حاوی مفاهیم ضداسلامی است. مثلا فیلمی که مفهوم وفا را نشان می دهد، این مفهوم اسلامی است به شرطی که از توحید جدا نشود. در هیچ سینمایی صفات غیراسلامی را به قهرمان نسبت نمی دهند منتها مصداقا جای قهرمان و ضدقهرمان را عوض می کنند و ارزش و ضدارزش را با هم خلط می کنند. یعنی قهرمانانی دارند که چند خصلت برجسته دارد اما ویژگی های فاسد هم دارد. یعنی ممکن است مردم دار و طرفدار محرومین باشد اما زناکار و اهل فساد هم باشد.

رحیم پور همچنین گفت که چون تفکیک اینها از هم مشکل است عده ای فکر کرده اند کار در این عرصه ناممکن است. وی با این وصف اظهار داشت: هر اثر هنری که گل می کند حتما به دلایلی گل می کند که آن بر می گردد به صفت یا خصلتی که شما حتما آن صفت یا خصلت را در قرآن و روایات می بینید.

 

*خصوصیات سینمای اسلامی

ازغدی درباره خصوصیات سینمای اسلامی گفت: این سینما حتما جهانی است، دگم و بسته نیست و اسیر جزمیات و سیاه  و سفید دیدن آدمها نیست، اما سیاه و سفید دیدن حق و باطل در آن حتما هست، و اینطور نیست که همه مسائل را خاکستری ببیند. بنابر روایات اکثر مردم کسانی هستند که خوب و بد را در زندگی شان با هم مخلوط می کنند. سینماگری که می خواهد پیرو خط انبیا باشد باید مانند انبیاء به قدر عقول مردم سخن بگوید و در عین حال بر سر حق باشد. جمع اینها مشکل است اما فوق العاده موثر و تاریخ ساز است.

 

*من معنی این جمله را نمی فهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد/آیا سینمای مروج شرک و خرافه با سینمای مروج توحید و عبادت مساوی است؟

به نظر رحیم پور ازغذی: عده ای به اسم برابری طلبی و صلح دوستی می خواهند مرزهای حق و باطل را بردارند و این یک جریانی است که اصلا خط قرمز و اصول ندارد. من معنی این جمله را نمی فهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد! یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت مساوی است؟ بعضی ها اصلا به این چیزها فکر نمی کنند، به دنبال چیزی هستند که برایش کف بزنند، اینها دغدغه حقیقت ندارند، دغدغه ریاست دارند. اما انبیا دغدغه حق و باطل داشتند.

می گویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمی شود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم. یا این حرف بی معنا است و یا شرک و توحید با هم مساوی هستند. یکی کردن اینها کاسبی است. طبق فرهنگ قرآن شعرا و هنرمندان دو دسته اند، یک دسته اهل اغوا هستند و یک دسته هستند که استثنا می شوند و دنبال ترویج حق و عدل و دفاع از مظلوم اند. آیا شعر دعبل و شاعران انقلابی با شعر شاعران درباری نوکران حکومت مساوی است؟ یکی کردن اینها درست در مقابل خط امام و خط انقلاب و خط انبیا قرار دارد.

رحیم پور در تکمیل سخنانش اضافه کرد: اگر گفتیم آدمها را خط کشی نکنیم و آدمها را دفع نکنیم مسئله دیگری است. اهل بیت حتی برای شاعر شراب خوار که شعر عدالتخواهانه سروده است هدیه و صله فرستاده اند. یعنی هنرمندی را که تقوای اخلاقی نداشته و شعری در مسیر تقوا گفته است بدون تأیید فساد شخصی اش، شعرش و هنرش را صد در صد تأیید کرده اند و برایش صله و هدیه فرستاده اند و حتی از او خواسته اند شعرش را تکرار کند و خودشان هم ابیاتی به آن اضافه کرده اند.

 

*به لحاظ قانون اجتماعی خودی و غیر خودی نداریم اما به لحاظ ارزشی خود خداوند آدمها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است

وی در عین حال در نقد نگاه قبیله ای گفت: باندی نگاه کردن همیشه اشتباه است و همینطور که شما در این رفت و برگشت های سیاسی آدمهایی دیده اید که مثلا یک روز درباره شفای یک مریض از امام رضا فیلم می ساخت و یک روز دیگر درباره سکس و فلسفه! به لحاظ قانون اجتماعی خودی و غیر خودی نداریم، همه خودی اند تا وقتی که قانون نقض نشده باشد. اما به لحاظ ارزشی باید گفت که خود خداوند آدمها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است.

حضرت امیر فرموده اند ما در زمان پیامبر وقتی پرچم حق بالا رفت حتی با نزدیک ترین خویشانمان در افتادیم. و گفتیم از این به بعد تقسیم ما بر اساس خون و نژاد نیست و از این به بعد ما از دو امت متفاوت ایم [چرا که به ارزش های متفاوت معتقدیم].

 

*تولی و تبری در عرصه هنر و فرهنگ باید به روش درست صورت گیرد

رحیم پور در توضیح بیشتر درباره این سوال که آیا هنرمندان و سینماگران را می توان به حق و باطل تقسیم کرد یا خیر گفت: یکی از عرصه های تولی و تبری عرصه هنر و فرهنگ است منتها به روش درست. انقلاب هم همینطور بود و دنیا را دو صف کرد. اگر دقت کنیم می بینیم که معاویه هم به امام حسن ایراد می گرفت که اینها جامعه مسلمین را دو تکه کرده اند.

رحیم پور در بخش دیگری از سخنانش گفت: قرآن می گوید مردم با هم بودند و انبیا آمدند و دو دسته شان کردند. همه اهل فساد و خرابی بودند و پیامبران آمدند دو دسته شان کنند، به بعضی بشرها توهین کردند اما از اصل بشریت دفاع کردند. تفکر اباحه گر می گوید صورت بشر کافی است، اما انبیا می گویند که صیرت بشر مهم تر از صورت اوست.

 

*جریان مکتب هنر اسلامی به روایت رحیم پور

رحیم پور تذکر داد: جریان مکتب هنر اسلامی باید اهل مدارا باشد، به دیگران احترام بگذارد، و به تکنیک و صنعت مسلط باشد. این جریان آزاد اندیشی دارد، طرفدار آزادی بیان و رقابت سالم است اما آن از اباحه گری که از تقسیم بندی حق و باطل می گریزد منافع خودش را مهم تر از حق می داند و محورش همیشه مدافع منافع خودش است، جدا است.

رحیم پور در توضیح حساسیت امور فرهنگی گفت: انقلاب اسلامی وظایف مادی داشته و دارد اما یک انقلاب مادی نبوده، اصلا شروعش یک حرکت غیر مادی بوده است. شروع انقلاب توهین در یک مقاله به امام بود. اولین شهیدش هم یک طلبه در قم و فرزند آقای خزعلی بود، آنهم در عکس العمل به یک کار ظاهرا فرهنگی. پیامبر هم بعد از فتح مکه همه را بخشید به جز شاعرانی که شعر مبتذل و توهین آمیز حتی در مورد بدن و چهره زنانی که به اسلام پیوسته بودند می سرودند. پیامبر در مورد اینها گفت هر جا که هستند آنها را به قتل برسانید ولو اینکه به پرده کعبه آویخته باشند.

 رحیم پور ازغدی در بخش دیگری از سخنانش به رفتارهای نادرست در میان هنرمندان انتقاد کرد و گفت: حسادت در عرصه هنرمندی و روشنفکری و عرصه های آکادمیک متداول است. طرف اجازه نقد نمی دهد تا تک گویی کند و خودش را مرکز عالم می داند و همه را نفی می کند. در ایران حتی اینطوری است که تا وقتی هنرمند نمرده است از او تجلیل نمی کنند. می گذارند هنرمند بمیرد و بعد از او تقدیر کنند. به صرف اینکه ممکن است در آینده کار اشتباهی بکند از تشویق او خود داری می کنند و یا می گویند تشویق باعث می شود که پر رو شوند! فرهنگ تشویق کردن و دفاع کردن از یکدیگر ندارند.

وی با محکوم کردن یک جریان متعصب تکفیری که هر کس طبق مذاق شان فیلم نسازد را به حساب نمی آورند فضای نقد را ضروری شمرد و گفت: اگر نقد نباشد رشد نمی کنیم و آزادی باید توأم با اخلاق و منطق را که با قانون حمایت شود و در عین حال نسبت به مرزهای انقلاب باید غیرت نشان داد.

 

*کسی که یک بار هم قرآن و نهج البلاغه را نخوانده چطور می‌تواند سینمای اسلامی بسازد؟/ برخی گمان می کنند در فیلم اسلامی حتما باید علم و کتل و شبیه خوانی و عزاداری باشد

رحیم پور با اشاره به اینکه دوربین یکی از ابزارهای موثر برای امر به معروف و نهی از منکر است، سلاحی است برای مبارزه، و قلمی است برای ترویج جهان بینی اسلامی در مقابل جهان بینی های مادی، از ماجرای اجازه مناظره در مورد بعضی اصحاب امام صادق (ع) و ممنوع کردن مناظره بر بعضی دیگر نتیجه گرفت: به بعضی ها اصلا نباید اجازه داد سینمای اسلامی بسازند.کسی که نمی تواند قرآن را از رو بخواند و یک دور نهج البلاغه را نخوانده است چطور می تواند سینمای اسلامی بسازد؟ طرف فیلم اسلامی می سازد فکر می کند حتما باید با علم و کتل و شبیه خوانی و عزاداری ... باشد، اما بعضی از این اضافات اصلا در اسلام وجود نداشته است.

حسن رحیم پور ازغدی لوازم ورود به سینمای اسلامی را اول مطالعات قوی اسلامی، و دوم اراده و شخصیت قدرتمند برشمرد.

رحیم پور با محکوم کردن مجدد اباحه گری گفت: وقتی جذب مطلق به عنوان تاکتیک مطرح می شود نتیجه اش می شود حرفهای اخیر پاپ که در تاریخ کاتولیک سابقه نداشت که یک پاپ بگوید که دیگر جهنم را قبول نداریم، و خلقت آدم و حوا صرفا یک اسطوره بوده، ما همجنس بازها و لیبرال ها و کمونیست ها را دوست داریم و همه خوبند و همه با هم می رویم به بهشت! قبلا عملا اینطور بودند اما رسما اینطور حرف نمی زدند و این در تاریخ مسیحیت بی سابقه است. یعنی کفر را هم به رسمیت شناخت و دیگر خدا قاضی نیست.

این حرفها را برای این می زند که کلیسا یک تاریخ تفتیش عقاید و خشونت و افراطی گری دارد. نتیجه زهد کاتولیکی افتادن به دام همین افراطی گری های جنسی است. امروز برای اینکه جذب کنند در کلیساها ازدواج همجنس بازان را هم انجام می دهند. اما این جذب به چه است؟ این جذب به خود است و نه جذب به دین.

این نوع جذب در سینما و هنر هم هست، و در سیاست هم هست. یک وقت هنرمند می خواهد همه را جذب به خودش بکند، یک وقت هم می خواهد جذب به حق و به خدا بکند. این تفاوت جذب مکتبی با جذب مشرکانه است. [باید به کسی که هنرمند ارزشی و ضدارزشی را مساوی می داند گفت:] می خواهی ارزش و ضد ارزش را یکی بگیری؟ یا می خواهی مردم را به سوی حق راهنمایی کنی؟

به اعتقاد رحیم پور ازغدی در نقطه مقابل باید خط مقاومت و حساسیت را تقویت کرد والا ما با خطر ارتجاع پس از انقلاب مواجه می شویم. این خطر همه انقلاب ها را تهدید می کند و بعضی ها یادشان می رود که ما وسیله بودیم و هدف مکتب بود، بلکه برعکس می شود طوری که فکر می کنند ما هدف بودیم و مکتب وسیله بود. و اصلا دین دولتی هم همین است. دین دولتی یعنی دین را جوری تفسیر کن که همه خوششان بیاید و دولت ما برقرار بماند. و دولت دینی برعکس است، یعنی دولت هدف و وسیله است برای ترویج دین.

 

*بهترین روش برای تزریق سکولاریسم به ذهن بچه مسلمان ها این است که تلقین کنند عرصه سینما عرصه شما نیست

رحیم پور در ادامه فهرستی از تهدیدات نگاه مکتبی را عنوان کرد و یکی از مهم ترین آنها را بی حس شدن و بی تفاوت شدن و ممکن دیدن همه اتفاقات و نسبی خواندن حق و باطل و اعتباری دانستن عزت و ذلت و از یاد بردن فداکاری هایی دانست که برای حفظ حق صورت گرفته است. که اینها به پیرشدن روح انقلابی و از یاد بردن ارزش ها منجر می شود که از نظر رحیم پور راه حل مقاومت غیرت آزاد اندیشانه است، که نه تعصب تکفیری است و نه وادادگی لیبرالی.

به نظر رحیم پور ازغدی: بهترین روش برای تزریق سکولاریسم به ذهن بچه مسلمان ها این است که تلقین کنند این عرصه سینما عرصه شما نیست. اما همانطور که در عرصه تجارت و اقتصاد و عرصه های دیگر وارد شدن مشکل است اما ممکن، رفتن در عرصه هنر هم مشکل اما ممکن است.

رحیم پور تأیید کرد: در هر عرصه ای از جمله سینما ظرف و مظروف می توانند نسبت های متنوعی داشته باشد. البته فرم یک جاهایی در محتوا دخالت دارد اما باید نگاه دقیق و غیرمطلقی به اینها داشت.

به نظر رحیم پور گفته های کسانی که سینمای غرب را مساوی نفسانیت و لذت و صنعت و تکنیک و عقلانیت و غفلت می دانند و همه اینها را در کنار هم قرار می دهند کاملا درست نیست.

 

*سطوحی که مفاهیم اسلامی قابلیت سوژه شدن دارد

رحیم پور در مورد سوژه یابی برای سینمای اسلامی اظهار داشت: وقتی می گویید مفاهیم اسلامی، این مفاهیم دست کم در چهار سطح قابلیت سوژه شدن دارند. یکی تاریخ دینی مثل قصص انبیا است. دیگری حوزه شناخت و معارف دین است. از قبیل تعریف انسان و مرگ وسعادت. رده دیگر ارزش های اخلاقی و اخلاقیات اسلامی است. ارزش هایی مثل سخاوت و وفا و گذشت. مورد بعدی رفتارسازی و سبک زندگی است. همانطور که از طریق همین سینما سبک زندگی ما تهدید شده است. و برقراری ارتباط میان طبیعت و ماورا الطبیعت هم از ماموریت های هنر دینی است.

به نظر رحیم پور ازغدی: سبک زندگی اخلاقی و عقلانی که اسلام مورد تاکید قرار می دهد بهترین سوژه برای هزاران فیلم خواهد بود.

رحیم پور در قسمت پایانی سخنانش پس از نقد نگاه کارکردی و ابزارگرایانه یا نگاه روانشناسانه به دین به احادیثی از ائمه اطهار برای روشن نمودن جزئیات خصایص یک سبک اصیل زندگی اسلامی اشاره کرد.



 
خبر انفجار "معراجی ها" به پرده جشنواره عمار رسید
ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

گروه فرهنگی مشرق - پنجمین روز از جشنواره عمار هم به پایان رسید و دفتر اکران حدود 60 فیلم کوتاه، داستانی، مستند، نماهنگ و انیمیشن در روز چهارشنبه 18 دی ماه 1392 بسته شد.

تنها دو روز تا پایان چهارمین دوره از جشنواره مردمی عمار باقی مانده و هر چه به روزهای پایانی نزدیک می شویم، استقبال بیشتر می شود. به خوبی در خاطرمان هست که سال قبل در سالن‌های نمایش تقریبا چیزی به نام جمعیت وجود نداشت. ولی امسال همه چیز فرق کرد.

 اجازه بدهید نگاهی داشته باشیم که اکران های روز پنجم که اتفاقا آثار خوب و شاخصی در میان آنها به چشممان خورد و به تماشایشان نشستیم:

1- فیلم بلند "خاک و مرجان" به کارگردانی سید مسعود اطیابی:

جزو معدود آثار بلند و البته داستانی جشنواره بود. این فیلم داستانی جذاب و بازی هایی بسیار قابل باور دارد. داستان در افغانستان و در میان مردمی روایت می شود که از دست آمریکایی ها آسایش ندارند. قادر شخصیت اصلی قصه است که همسرش را در درگیری با نیروهای آمریکایی از دست داده و دو دختر خود را بدون مادر بزرگ می کند. وی چندین سال بعد و در شب عروسی دختر بزرگش متوجه می شود که همسرش زنده است و...

اطیابی سال گذشته این فیلم را در جشنواره فیلم فجر هم به نمایش گذاشته بود.

2-مستند "فیس بوک" به کارگردانی ابوالفضل عابدی


یکی از پر بیننده ترین برنامه های روز پنجم عمار مربوط به همین مستند بود. روایتی تاریخی از زمان شکل‌گیری شبکه جهانی اینترنت و به وجود آمدن شبکه اجتماعی فیس بوک و تسلط قدرت های بزرگ دنیا به وسیله این شبکه بر زندگی خصوصی تمام مردم جهان.

سوژه جذاب این مستند و کارگردانی خوب آقای عابدی به کار قابل قبولی تبدیل شد اما جای مصاحبه و نظرخواهی کارشناسی به شدت در این مستند خالی بود.

3- مستند "تولدت مبارک" به کارگردانی مهدی زمان پورکیاسری

روایتی 35 دقیقه ای از زندگی خانواده شهید احمدی روشن و این که خانواده او در فراق مرد خانواده چطور گذارن زندگی می کنند. تماشای این مستند زیبا در شب سالگرد شهادت این دانشمند هسته ای، بسیار لذت بخش بود.

این مستند که در حوزه جنگ نرم ساخته شد، دومین اثر کیاسری در جشنواره امسال بود.


مسئولان برگزاری جشنواره در اقدامی قابل تقدیر درگذشت پنج تن از عوامل پشت صجنه فیلم "معراجی ها" در پی انفجار کنترل نشده به مسعود ده نمکی و جامعه سینمایی ایران تسلیت گفتند: عروج شهادت گونه جمعی از فعالان سینمای انقلاب اسلامی هنگام ساخ فیلم معراجی ها را تسلیت می گوییم.

تصویری که مشاهده می کنید پیامی است که در هر سئانس و پیش از شروع فیلم ها مقابل چشمان مردم ظاهر می شد.



4-مستند "شیخ علی" به کارگردانی سید مهدی موسوی

این اثر 15 دقیقه ای داستان پیرمردی به نام شیخ علی را روایت می کند، که در مکانیکی فعال بوده و روزانه تعداد زیادی خودرو را سرویس می کند. پس از چند دقیقه از جلو رفتن فیلم  با پخش شدن صدای اذان از مسجد متوجه می شویم که وی روحانی مسجد است و  باید برای اقامه نماز به مسجد برود.

این مستند گفتگو محور بوده و افراد مختلفی در مورد رابطه کار کردن با دینداری صحبت می کنند. "َشیخ علی" با توجه به سوژه جذابش می‌تواند یکی از برگزیدگان عمار دراین دوره باشد.

5-مستند "یاسمن" به کارگردانی محمدعلی فارسی

مستندی به زبان اصلی و با زیرنویس فارسی که در بخش بیداری اسلامی اکران شد. "یاسمن" نگاهی دارد به روزهای قبل از سقوط رئیس جمهور تونس و شور و هیجان انقلابی مردم که سرنگونی بن علی را رقم می زند. در ادامه کارگردان به سراغ سرونشت مردم تونس می رود که  در حال حاظر مشغول تصمیم گیری برای آینده کشورشان هستند. طبق آنچه در مستند می بینیم سه طیف مختلف از گروه های مردمی قصد به قدرت رسیدن دارند که یکی از آنها حکومت اسلامی است.

 نسخه اکران شده در جشنواره بسیار بی کیفیت و با صدایی آزار دهنده بود و در گوشه تصویر نیز مدام نوشته ای با عنوان: "جهت بازبینی" ظاهر می شد. به نظر می رسد مسئولان برگزاری باید در انتخاب آثار، سلیقه بیشتری به خرج دهند و از پذیرش فیلم‌های تدوین نشده پرهیز کنند.

6- نماهنگ "گرم ترین روز زمستان" به کارگردانی "مهدی نقویان"


ظاهرا این مستند ساز علاقه زیادی به تجمع و راهپیمایی دارد چرا که موضوع این مستند نیز مثل کار قبلی او در مورد تجمع مردم و راپیمایی‎های عظیم است. با این تفاوت که نقویان در اثرقبلی خودی یعنی "گاو خشمگین" به انقلاب های بزرگ اقتصادی در آمریکا پرداخت و در مستند تازه اش به راهپیمایی با شکوه 9 دی نگاه کرد.

این نماهنگ 4 دقیقه ای در قالب بخش "فتنه 88" اکران شد و مورد استقبال نسبی قرار گرفت.


 
روایت ده‌نمکی و رضوی از انفجار امروز "معراجی‌ها"
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

مسعود دهنمکی و محمود رضوی جزئیات جدیدی از اتفاق امروز انفجار حادثه معراجی ها بیان کردند.

مسعود دهنمکی کارگردان سینمای ایران در گفتگو با تسنیم گفت: روزهای پایانی فیلمبرداری معراجی ها بود و قرار بود مرحوم شریفی راد طراحی صحنه های ویژه و جلوه های میدانی جنگی فیلم را انجام دهد. این کار از دیروز شروع شده بود و امروز هم در حال آماده سازی بود که در جریان این کار مواد منفجره ای که برای این کار سینمایی آماده شده بود، پیش از فیلمبرداری در داخل خودروی ایشان منفجر شد و چند نفری هم که اطراف خودروی ایشان بودند فوت کردند.

ده‌نمکی ادامه داد: شریفی راد یکی از متخصص ترین نیروهای جلوه ویژه و از افسران بازنشسته نیروی هوایی و از کسانی بود که در دوره دفاع مقدس خیلی از بمب‌ها و موشک‌های دشمن را  خنثی کرد اما متاسفانه این حادثه باعث شد که ایشان و آقای رنجبر، مدیرعامل شهرک سینمایی دفاع مقدس فوت کنند.

ده‌نمکی اضافه کرد: در این حادثه 5 نفر در مجموع فوت کرده اند و دو نفر هم زخمی شده اند.

او در مورد علت انفجار افزود که بررسی این مساله نیاز به بحث‌های تخصصی دارد و هنوز نتیجه ای علام نشده است و در حوزه تخصصی ما هم نیست که در این حوزه نظر دهیم.

سید محمود رضوی تهیه کننده فیلم نیز اسامی دو نفر از مجروح شدگان را اعلام کرد و گفت: حمید شهیری طراح صحنه و رضا مولایی مجروح‌شدگان این حادثه هستند که هر دو به بیمارستان منتقل شده‌اند و متاسفانه 5 نفر در صحنه حادثه شهادت‌وار کشته‌ شده‌اند.

کارگردان و تهیه‌کننده «معراجی‌ها» این ضایعه را به خانواده‌های کشته‌شدگان تسلیت گفتند.


 
گزارش کامل فارس از عروج ۵ سینماگر متعهد+تصاویر
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

محمدجواد شریفی‌راد، از باسابقه‌ترین مدیران جلوه‌های ویژه سینمای ایران، علی‌اکبر رنجبر مدیرعامل شهرک سینمایی دفاع مقدس و 3 نفر از عوامل پشت صحنه فیلم «معراجی‌ها» بر اثر انفجار حین فیلمبرداری جان باختند.

خبرگزاری فارس: گزارش کامل فارس از عروج ۵ سینماگر متعهد+تصاویر
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، صبح امروز جواد شریفی راد مدیر جلوه های بصری فیلم سینمایی «معراجی ها»‌ درحالی‌که گروه آخرین روزهای فیلمبرداری را پشت سر می گذاشت براثر سانحه در حین فیلمبرداری به دیار باقی شتافت.

علی اکبر رنجبر مدیرعامل شهرک دفاع مقدس، جواد شریفی مدیر جلوه های ویژه، رضا فرجی جانشین تولید فیلم، مهدی مرادی، دستیار جلوه های ویژه و یکی از کارگران صحنه در این انفجار کشته‌شدند. حمید شهیری طراح صحنه و لباس پروژه "معراجی‌ها" و مرتضی مولایی دستیار تدارکات این پروژه در حال حاضر در بیمارستان به سر می‌برند.

 

 

بنابر این گزارش مسعود ده‌نمکی کارگردان معراجی‌ها نیز ساعاتی پس از حادثه انفجار در پشت صحنه سریال «معراجی‌ها» در جمع خبرنگاران، گفت: روزهای پایانی معراجی‌ها است و در حال ضبط سکانس‌های جنگ این مجموعه هستیم  که قرار بود امروز تمام شود. اما متاسفانه خودروی حامل مواد منفجره منفجر شد و محمدجواد شریفی راد که از متخصص‌ترین افراد این عرصه بود و خود از افسران ارتش جمهوری اسلامی بود و در زمان جنگ تحمیلی و خنثی‌سازی مین و موانع جنگی تخصص داشت، و تمامی افرادی که اطراف خودرو بودند نیز در پی این انفجار جان باختند.

 

 

وی با ابراز تاسف از وقوع چنین حادثه‌ای افزود: به هرحال حادثه است و حادثه نیز هیچگاه خبر نمی‌کند، همانطور که در این حادثه مدیرعامل شهرک دفاع مقدس و 3 نفر دیگر از عوامل کار نیز جان باختند.

کارگردان سریال «معراجی‌ها» همچنین در پاسخ به این سؤال که علت انفجار چه بوده است، گفت:‌هنوز اطلاع دقیقی از لحظه انفجار نداریم اما از سوی اداره تشخیص هویت در صحنه انفجار حاضر هستند و بزودی دلیل این حادثه را اعلام خواهند کرد.

 

 

از سوی دیگر «روح الله سهرابی» قائم مقام انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نیز  در گفت‌و‌گو با فارس درباره آخرین جزییات و اخبار مربوط به اتفاق امروز پیش آمده برای بعضی عوامل «معراجی‌ها» گفت: تا این لحظه تعداد کشته‌های این اتفاق پنج نفر هستند، سه نفر هم مجروح شده‌‌اند که حال یکی از آنها وخیم است.

وی افزود: این اتفاق زمانی روی‌داده که هنوز فیلمبرداری شروع نشده‌بود و گروه در حال آماده شدن برای شروع ضبط بوده‌اند.گویا مقداری مواد منفجره پشت ماشین آقای شریفی بوده که بر اثر یک اتفاق کوچک دچار آتش‌سوزی می‌شود و پس از آن انفجار روی‌می‌دهد.

به گفته وی حدس و گمان‌هایی که درباره این اتفاق مطرح می‌شود درست نیست. زیرا اولا مواد منفجره پشت ماشین آقای شریفی بوده و این اتفاق می‌توانست در هر جای دیگری از کشور هم روی دهد و از طرفی آقای شریفی هم از متخصص‌ترین و باسابقه‌ترین افراد در کار جلوه‌های ویژه بودند و در حال حاضر تیم‌های مختلفی در حال بررسی جوانب قضیه هستند که علت اصلی حادثه مشخص شود.

سهرابی همچنین افزود: مهندس رنجبر-مدیرعامل شهرک سینمایی دفاع مقدس- هم پیش از شروع ضبط برنامه برای سرکشی به محل ضبط رفته بودند که در همان لحظه انفجار رخ می‌دهد و ایشان همراه با تعداد دیگری از سینماگران و عوامل ارزشی سینما به‌صورتی شهادت‌گونه جان به‌جان آفرین تسلیم می‌کنند.

وی گفت: اگرچه همه ما دوست داریم و تلاش می‌کنیم تا مواد منفجره سینمایی در سینما کاربردی شود اما به هر حال مختصات سینمای ما فعلا اینگونه است و از سوی دیگر هم این اتفاق ربطی به فیلم یا شهرک سینمایی نداشته و حاصل یک اتفاق کوچک بوده که در هرجای دیگری هم ممکن بود روی دهد.

 

به گفته وی گروه تحقیقاتی کاملا وضعیت و جزییات این اتفاق را بررسی کرده‌اند و به‌زودی پاسخ آنها اعلام خواهد شد و بهتر است تا اعلام این نتیجه صبر کنیم.

 

وی در ادامه در خصوص زمان تشییع جانباختگان هم گفت به زودی تاریخ و ساعت تشییع جنازه درگذشتگان اعلام خواهد شد.

 

 

 

بنابراین گزارش شریفی‌راد  که در این اتفاق به صورتی شهادت‌گونه به دیار باقی شتافت، جزو باسابقه‌ترین مدیران جلوه های ویژه در سینمای ایران بود و مسئولیت جلوه‌های ویژه بیش از 30فیلم سینمایی را برعهده داشت. وی به تازگی مراحل فنی فیلم عظیم «محمد(ص)» را به پایان رسانده و از نخستین تجربه‌های او در سینمای انقلاب می توان به «حمله به اچ3»، «شمارش معکوس»،‌ «مسیر معکوس» اشاره کرد و از آخرین کارهای او «شکارچی شنبه» و «اخراجی‌های یک و 2» بود.



 
از قتل عام خانواده یک پاسدار تا دعوت مادر شهید لبنانی به ایران
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش خبرنگار فرهنگی مشرق اکران های دومین روز از جشنواره مردمی فیلم عمار از صبح روز یکشنبه در سینما فلسطین تهران آغاز شد و تا بامداد روز دوشنبه ادامه یافت.

در روز دوم جشنواره  58 اثر داستانی، کوتاه، مستند، نماهنگ و انیمیشن برای مخاطبان به نمایش در آمد. در ادامه به معرفی برخی از آثار شاخص اکران شده می‌پردازیم:

1- داستانی "کرایه ها آماده" به کارگردانی حسین دارابی:

امسال در جشنواره عمار بازار مستندها داغ تر است و آثار داستانی کمتر به چشم می خورند. کرایه ها آماده اثری 16 دقیقه ای است و روایتگر ماجرای یک معلم و شاگرد او است که با هم سوار تاکسی می شوند، اما بعد از مدتی معلم به یاد می آورد که هیچ پولی در جیبش ندارد و تصور این که آبرویش قرار است نزد شاگردش ریخته شود، او را آشفته خاطر می کند.

2- انیمیشن "بهمن و بختک" به کارگردانی ابراهیم موحدی
:

ظاهرا این انیمشین قرار است به صورت چند قسمتی از صداوسیما به روی آنتن برود چرا که سه قیمت هشت دقیقه ای از آن در جشنواره عمار پخش شد. این انیمشین طنز با موضوع ایام الله دهه فجر ساخته شده و داستان کودکی را روایت می کند که با پخش کردن اعلامیه، دیوار نویسی و دیگر فعالیت های انقلابی آسایش یک ساواکی ترش رو را سلب کرده است.

3- مستند "گاو خشمگین" به کارگردانی مهدی نقویان:

روایتی دیدنی از تاریخچه تمام رکودهای اقتصادی آمریکا طی 100 سال گذشته با تصاویر بکر و دیده نشده. "گاو خشمگین" یکی از آثار قابل توجه امسال جشنواره فجر است که اقتصاد آمریکا را به صورت فلاش بک و بازگشت به عقب روایت می کند. همه چیز از جنبش عظیم وال استریت آغاز شده و آرام آرام به جنگ جهانی دوم و اول و قبل تر از آن می رسد.

4- مستند "تاراج: جرم عصر ما" به کارگردانی دنی تینکر:

اثری قابل تحسین که از آمریکا مهمان جشنواره عمار شد. تاراج نگاهی تخصصی و 100 دقیقه ای دارد به سیاست های ریاضتی دولت آمریکا که در نهایت به مقروض شدن مردم این کشور به دولت شده و باعث می شود زندگی آنها تحت الشعاع تصمیمات دولتی قرار بگیرد. یکی از مهمترین مسائلی که در این مستند مورد بررسی قرار گرفت، ماجرای بیخانمان شدن هزاران امریکایی در جریان بدهی های مردمی به دولت بود. (مدت زمان این مستند به اشتباه در کنداکتور پخش 40 دقیقه عنوان شد.)

5- انیمیشن "سلامی برای روح الله" به کارگردانی بهروز خندان دل:


داستان این اثر مربوط به سال های تبعید رهبر کبیر انقلاب به فرانسه و روستای نوفل لوشاتو مربوط است. خانواده ای روستایی که از همجوار شدن با یک تبعیدی رضایت ندارند و آرزو می کنند که امام خمینی از آنجا برود، بعد از مدتی تحت تاثیر محبت و جوانمردی او قرار می گیرند و آرام آرام مهر آن مرد تبعیدی در دلشان زنده می شود. نکته جالب توجه در این انیمیشن تقلید صدای امام خمینی است که بسیار شبیه صدای آن بزرگوار از کار درآمده است.

6- مستند "ملخی که غول شد" به کارگردانی محمد تقی فهیم:


شاید برای شما جالب باشد که داستان شکل گیری و رشد و تکامل یکی از باسابقه ترین رسانه های مکتوب کشور یعنی روزنامه کیهان را ببینید و بشنوید. در این مستند فهیم به سراغ خبرنگاران قدیمی کیهان رفته و از زبان آنها نکات شنیدنی و جالبی را در مورد کیهان نقل کرده است. مستند "ملخی که غول شد" از آثار خوب و قابل قبول عمار چهارم است که به احتمال قوی جزو برگزیدگان خواهد بود.

7- مستند "صبحانه با طعم مرگ"  به کارگردانی محمد علی شعبانی:

این اثر 33 دقیقه ای روایتگر زندگی تلخ یک پاسدار غیور انقلاب اسلامی است که در راه مبارزه با مجهادین خلق، تعدادی از اعضا خانواده خود را از دست داده و امروز بعد از سال‌ها وارد کوچه ها و محله های قدیمی محل زندگی خود می شود تا از وحشیگری چند عضو مجاهدین خلق که با بی رحمی خانواده وی را ترور کردند سخن بگوید. کوچه ای که حالا به نام همسر فداکار این پاسدار، به نام "عشرت اسکندری" نامگذاری شده است.

8- مستند "مسافر ایران" به کارگردانی محسن یزدی قلعه:

سازندگان این مستند زیبا به سراغ پیرزنی لبانی می‌روند که فرزند او از شهدای دفاع مقدس ایران بوده و سال‌ها است در قطعه شهدای بهشت زهرا آرام گرفته است. این مادر لبنانی که بسیار هم دلتنگ فرزند خود است، با کمک چند خبرنگار ایرانی به خاک شهید پرور ما سفر می کند و ضمن حضور بر سر مزار پسر شهیدش با چند مادر شهید هم دیدار می کند. این اثر پر از صحنه های عاطفی و تاثیر گذار است، که قطعا آن را به یکی از منتخبان جشنواره بدل خواهد کرد.

9-نماهنگ "بوی عیدی" به کارگردانی حسین زارعی:


یک اثر دو دقیقه ای با موضوع بیداری اسلامی که سازنده بر روی موسیقی معروف "بوی عیدی" صحنه هایی از اتفاقات جهان اسلام را به تصویر می‌کشد.


 
برگزیدگان بخش‌های مختلف جشنواره چهارم عمار معرفی شدند
ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/