ناگفته‌های دیدار رهبر انقلاب با شهید آوینی + فیلم
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، سال ۶۵ از دفتر ریاست جمهوری وقت (حضرت آیت الله خامنه‌ای) با عوامل برنامه‌ی روایت فتح تماس گرفته و پیغام می‌دهند که آقای رییس جمهور تمایل دارند دیداری با بچه‌های گروه روایت فتح داشته باشند. بچه‌های روایت فتح که متعجب از چنین دیدار غیر مترقبه‌ای بودند، در روز مقرر به دیدار رییس جمهور رفتند. چند سال بعد، سید شهیدان اهل قلم که معلوم بود خاطرهٔ شیرینی از آن دیدار برایش به جای مانده بود، در مقاله‌ای با عنوان مبشر صبح، به این دیدار اشاره‌ای کرد و چنین نوشت: «عزیز ما!‌ای وصیّ امام عشق! آنان که معنای «ولایت» را نمی‌دانند در کار ما سخت درمانده‌اند اما شما خوب می‌دانید که سرچشمهٔ این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست. خودتان خوب می‌دانید که چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دلمان می‌خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدمتان که وصیّ امام عشق هستید و نایب امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف.»
مهدی همایونفر از جمله افرادی بود که در آن روز و دیدار همراه تیم روایت فتح حضور داشت. همایونفر از همراهان شهید مرتضی آوینی در گروه جهاد تلویزیونی بود و مسئول برنامه‌ی روایت فتح بعد از جنگ و تصویربردار اصلی این برنامه در دوران جنگ و پس از جنگ بود. از سال ۱۳۷۱، هم زمان با راه اندازی دوباره‌ی برنامه‌ی روایت فتح تا سال ۱۳۷۷ مسئولیت گروه روایت فتح را بر عهده داشت و هم اکنون نیز مسئول مؤسسه فرهنگی- هنری روایت فتح است. به مناسبت سالگرد شهادت سید شهیدان اهل قلم، با او درباره‌ی حال و هوای این دیدار، شهید آوینی، و افق‌های برنامه روایت فتح به گفت‌و‌گو نشستیم.

 
* از بحث ورود به کار مستندسازی شهید آوینی شروع کنیم. چه شد شهید آوینی وارد عرصه‌ی هنر انقلاب شدند و چرا ایشان تصمیم گرفت روایت فتح را بسازد؟
من سعی می‌کنم کوتاه پاسخ بدهم. در سال ۵۸، سید مرتضی آوینی پس از اینکه به جهاد پیوست، به تلویزیون آمد تا برای فیلم‌برداری از فعالیت‌هایی که خودش در جهاد می‌کرد، امکانات بگیرد. تا آن موقع آوینی کار معماری انجام می‌داد، ولی همان موقع هم ذوق هنری او غلبه داشت بر فضای معماری و همین باعث شد که وقتی دوربین به دستش رسید، تا زمان شهادت دیگر دوربین را رها نکند و از همان شهریور ۵۸ با ساخت «سیل خوزستان» و «شش روز در ترکمن‌صحرا» شروع به ساخت فیلم مستند کرد. تا اینکه در سال ۵۹ جنگ شد و توجه مرتضی هم معطوف به جنگ شد. در مهر ۵۹ با گروه دو-سه‌نفره در بحبوحه‌ی جنگِ تن‌به‌تن در خرمشهر، به آنجا رفت و از آبانِ همان سال، شروع به ساخت فیلم مستند کرد. این مستندها به نام «حقیقت» نام‌گذاری شدند که اولین مجموعه‌ مستندهای جنگی هستند که مرتضی در جهاد تلویزیونی ساخت.

این روند تا سال ۶۴ ادامه پیدا کرد. مرتضی از ۵۹ تا ۶۴ دو کار مهم انجام داد. اول اینکه یک عده جوان مؤمن و انقلابی را وارد عرصه‌ی مستندسازی کرد و در گام بعدی، ارتباط خوبی با سپاه برقرار نمود که باعث شد ورود گروه مستندسازی‌اش به مناطق عملیاتی راحت‌تر باشد. تا اینکه در سال ۶۴ در عملیات والفجر۸، مجموعه تصاویری نزدیک به صحنه و بسیار متفاوت از آنچه مردم قبلاً از جنگ دیده بودند، گرفته شد و نظر خیلی از افراد را به خودش جلب کرد. پس از آن، تلویزیون مشتاق شد تا از این جنس برنامه‌ها بیشتر ساخته شود. به ما در پخش تلویزیون، دفتری دادند و مرتضی هم که به دنبال فرصت بود تا بتواند هنر و ادبیات را برای انقلاب خرج کند، «روایت فتح» را کلید زد. این برنامه از تابستان ۶۵ تا پایان جنگ، به دلیل استقبال زیاد مردم و تصاویر بسیار بدیع و جالبی که از جنگ ارائه می‌داد، تقریباً هر دو سه هفته یک‌بار، به‌صورت بلاانقطاع پخش می‌شد.
 
* شهید آوینی در روایت فتح چه افق‌هایی را می‌دید؟
آوینی در مقالاتش مفصل به این موضوع اشاره کرده که با ظهور حضرت امام و انقلاب اسلامی، عصر توبه‌ی بشر شروع شده است و این راه به سمتی می‌رود که دوران جاهلیت ثانی به پایان برسد و ان‌شاءالله به ظهور حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف بینجامد. این تعبیر و نگاه، بچه‌های انقلاب اسلامی را پیش‌قراول این حرکت می‌دانست و معتقد بود که این حرکت فتحی است. فتحی نه به معنای دنیاگشایی، بلکه منظور فتح قلوب بشری است و ما باید روایت این فتح را نشان دهیم. آخرین برنامه‌ی مجموعه‌ی «حقیقت» به نام «و این است فتح‌الفتوح» ساخته شد که به نظرم «روایت فتح» را از این نام کلید زد.

مرتضی پس از آنکه همه‌ی عملیات طریق‌القدس را به تصویر می‌کشد، در پلان آخر نشان می‌دهد که یک رزمنده در سنگر به‌صورت نشسته نماز می‌خواند و موقعی که قامت می‌بندد و تکبیره‌الاحرام می‌گوید، مرتضی دوربین را فیکس می‌کند و می‌گوید: «و این است فتح‌الفتوح.» منظور مرتضی از «روایت فتح» هم همین بوده است. مثلاً هنگامی که فاو را نشان می‌دهد، منظورش فتح فاو نیست. اگر کسی اهل مطالعه باشد یا نریشن‌های مرتضی آوینی را در مستندهایش گوش داده باشد، کاملاً می‌فهمد که منظور مرتضی از فتح، همان فتحی است که در سوره‌ی نصر آمده است و اشاره دارد به فتح کامل پیامبر اسلام که توانست قلوب مسلمانان را فتح کند و بیانگر خلیفه‌اللهی است. به نظرم مرتضی این دید را به فتح داشت.

ناگفته‌های دیدار رهبر انقلاب با شهید آوینی + فیلم

* جناب‌عالی یکی از اشخاصی بودید که در دیدار رهبر انقلاب با دست‌اندرکاران «روایت فتح» حضور داشتید. اگر مایل هستید، از اینجا شروع کنیم که اصلاً چطور شد در آن برهه‌ی زمانی، رهبر انقلاب برنامه‌ای برای دیدار با عوامل «روایت فتح» ترتیب دادند؟

ما از بهار سال ۶۵ یک برنامه کلید زده بودیم به نام «روایت فتح» که به‌صورت مستمر پخش می‌شد. فکر می‌کنم در تابستان سال ۶۵ بود که از دفتر ریاست‌جمهوری با من تماس گرفتند که رئیس‌جمهور می‌خواهند با اعضای گروه دیدار کنند. آن موقع ما را که حدود بیست نفر بودیم، کسی نمی‌شناخت. یک گوشه مشغول کار خودمان بودیم و در رأس کار، مرتضی آوینی بود. تشکیلاتمان نظم خاصی نداشت و معلوم نبود منتسب به کجاییم. کار خودمان را می‌کردیم. بنابراین کسی ما را به‌صورت فردی یا اداری نمی‌شناخت که معرفی‌مان کند. کسی که با من تماس گرفت آقای حسینی‌نژاد، مسئول تبلیغات جهاد بودند. ایشان تنها کسی بودند که از وزارت جهاد وقت با ما تماس داشتند. تماس گرفتند و گفتند که دفتر ریاست‌جمهوری می‌خواهند شما را ببینند.

این را هم باید بگویم که «روایت فتح» تیتراژی نداشت و اصلاً معلوم نبود توسط چه کسی و کجا ساخته شده است. فقط نوشته‌ی «روایت فتح» می‌آمد. این موضوع به روحیه‌ی آوینی برمی‌گشت که می‌گفت باید در گمنامی کارمان را بکنیم و به وظیفه‌ی الهی‌مان عمل کنیم. می‌گفت چطور از آن بسیجی که به عملیات می‌رود نمی‌پرسند که هستی و از کجا آمده‌ای؟ ما هم باید مثل او باشیم. کاری که برای خدا انجام بگیرد، اجر و قربش بیشتر است.

به همین دلیل، تیتراژی نداشتیم که از آن طریق کسی بفهمد چه کسی این برنامه را می‌سازد. همه‌ی این‌ها باعث شد که آن تماس را جدی نگیریم. در کمتر از یک ماه از تماس اول، دوباره تماس گرفتند که رئیس‌جمهور شخصاً می‌خواهند با شما ملاقات کنند. باز هم ما باورمان نمی‌شد. گفتیم ما اصلاً درخواست ملاقات نداده بودیم که رئیس‌جمهور پذیرفته باشند. دوباره مسئول دفتر ایشان تکرار کرد که خود ایشان شخصاً می‌خواهند با شما دیدار کنند. بالأخره به آقا، که آن زمان در کسوت ریاست‌جمهوری بودند، ارادت قلبی داشتیم. همگی مبهوت بودیم و به ‌هر حال به ساختمان ریاست‌جمهوری رفتیم.

* اگر از حال‌وهوای شهید آوینی پیش از دیدار با آقا چیزی به یاد دارید، بیان کنید.
یادم می‌آید مرتضی به من، که آن موقع مسئول گروه بودم، گفت لطف کنید در این دیدار نگویید چه کسی متن می‌نویسد و می‌خواند. به من گفت اگر نظر من را می‌خواهی، نگو چه کسی چه کاری انجام می‌دهد و اگر آقا سؤالی داشتند، جواب بده.

* چه نکاتی را آقا در آن دیدار بیان کردند و محور صحبت‌هایشان چه بود؟
موقعی که خدمت آقا رفتیم، از روی کنجکاوی از مسئول دفترشان پرسیدیم آقای رئیس‌جمهور چه کاری داشتند که لطف کردند و ما را دعوت کردند؟ ایشان پاسخ دادند آقای رئیس‌جمهور گفته‌اند «من دوست دارم با بچه‌های روایت فتح دیداری داشته باشیم و این بچه‌ها را ببینم.» در آن جلسه ایشان خیلی از ما قدردانی کردند. از عجایبی که ایشان در آن جلسه فرمودند و در خاطرم مانده است و سال‌ها آوینی از آن یاد می‌کرد این بود که گفتند: «شب‌های جمعه که جلسه‌ی سران سه قوه است، به اعضای جلسه می‌گویم که چون روایت فتح رأس ساعت ۹:۳۰ شروع می‌شود، یا جلسه را زودتر برگزار کنیم که با روایت فتح تداخل نداشته باشد یا بگذارید که من زودتر از جلسه خارج شوم.»

من این را دقیقاً به یاد دارم. خیلی برای ما عجیب بود که رئیس‌جمهور مملکت این‌قدر به برنامه علاقه‌مند است که دوست دارد به هر صورت به برنامه برسد و برنامه را ببیند، وگرنه ما خبری از جنگ نمی‌دادیم که ایشان ندانند. اصلاً برنامه‌ی ما خبری نبود و آقا به نوع نگاه برنامه توجه داشتند.

نکته‌ی دومی که از آن جلسه به یاد دارم این بود که آقا گفتند این قلم و صدایی که پخش می‌شود خیلی زیباست. متن‌ها را چه کسی می‌نویسد؟ از آنجایی که مرتضی خیلی تأکید داشت بر اینکه از باب اخلاص نگوییم این‌ها کار کیست، به ایشان گفتم: آقا اگر بخواهید من بچه‌ها را به شما معرفی می‌کنم، ولی صاحب صدا و نویسنده می‌خواهند معرفی نشوند. آقا هم اصراری نکردند.
 
* در حین جلسه، شهید آوینی صحبت یا سؤالی کردند؟ در صحبت‌هایی که بعد از جلسه داشتید، چه صحبت یا اتفاقی توجه شهید آوینی را به خود جلب کرده بود؟
در آن جلسه، شهید آوینی برای همان گمنامی که خدمت‌تان گفتم، در ردیف دوم نشست و صحبتی نکرد.

* شما به‌همراه سید مرتضی آوینی جزء هسته‌ی مرکزی گروه جهاد تلویزیونی بودید که مستند «خان‌گزیده‌ها» و «روایت فتح» را ساختید. این حرکت تا پایان جنگ ادامه پیدا کرد، اما پس از جنگ سیر مستندسازی‌های دفاع مقدس متوقف شد. گویا رهبر انقلاب در آن روزها به اعضای «روایت فتح» تذکری دادند. لطف کنید درباره‌ی آن روزها و تذکر آقا توضیحی بفرمایید.
بله، همین‌طور است. مجموعه مستندهای «روایت فتحِ» اول، پس از جنگ متوقف شد. البته به‌صورت پراکنده مستندهایی مثل «با من سخن بگو دوکوهه» در همان سال‌های ۶۷ یا ۶۸ کار می‌شد، ولی دیگر در تلویزیون مثل گذشته، خبری از برنامه‌های منظم «روایت فتح» نبود. از آنجایی که ما خودمان هم کار دیگری جز ساخت مستند جنگی بلد نبودیم و به این دست کارها اعتقاد داشتیم، همان موقع جلساتی با برخی بچه‌ها از جمله شهید فلاحت‌پور (که یک سال قبل از مرتضی در لبنان شهید شد) ترتیب دادیم تا برای «روایت فتح» پس از جنگ، تصمیم‌گیری کنیم. جمع‌بندی این جلسات به اینجا رسید که می‌توان بعد از جنگ هم در این‌باره فیلم مستند ساخت، ولی از نگاه عقلایی. همه‌ی جزئیات را در کاغذی نوشتیم، ولی در حد همین کاغذ ماند و به عمل نرسید.

در سال ۶۹ مرتضی دعوت شد که به‌عنوان سردبیر مجله‌ی «سوره» شروع به کار کند. مرتضی به قلم و ادبیات خیلی علاقه داشت و از طرف دیگر برایش فرصتی پیش آمده بود تا دنیایی از مطالبی که در ذهن داشت، بنویسد. بنابراین دعوت را پذیرفت و از همان سال به‌شدت درگیر مجله‌ی «سوره» شد. من هم با آنکه در جهاد تلویزیونی مسئول بودم، به «سوره» رفتم و در همین اثنا بود که مدیر وقت شبکه‌ی یک، آقای مهدی فریدزاده، ما را دید و گفت در جلسه‌ای که با آقا داشته است، ایشان پرسیده‌اند چرا دیگر «روایت فتح» پخش نمی‌شود. وقتی این نکته را آقای فریدزاده به من گفت، ما چون به‌لحاظ تشکیلاتی منسجم نبودیم، از این صحبت عبور کردیم. فکر نمی‌کردیم جدی باشد. تا اینکه به فاصله‌ی کمتر از یک سال، یک بار دیگر آقای فریدزاده به ما گفت که رهبر انقلاب از من پرسیدند پیام مرا به بچه‌های «روایت فتح» رساندی؟ چرا اقدامی صورت نگرفت؟ این را که شنیدم، به‌سراغ مرتضی آوینی رفتم و گفتم آقا چنین پیغامی داده‌اند. میان شهید آوینی و آقا ارتباط معنوی و قلبی عمیقی برقرار بود. مرتضی دو مقاله هم برای آقا نوشته بود. این موضوع را که شنید، تکان خورد و گفت باید کاری کنیم. تصمیم برآن شد که صورت‌جلسه‌هایی که چند سال قبل شهید فلاحت‌پور نوشته بودند، به دفتر آقا بفرستیم.

وقتی این طرح را فرستادیم، بعید می‌دانستیم این نامه‌ی دست‌نویس و بدون سربرگ، به دست آقا برسد. احتمال ۹۹ درصد می‌دادیم که رهبر انقلاب یا دفتر ایشان به این طرح بی‌نام‌ونشان نگاه هم نمی‌کنند. آن موقع به دلایل اداری و ساختاری، «روایت فتح» یک تشکیلات بدون پشتوانه محسوب می‌شد. باورمان نمی‌شد که این دست‌نوشته‌ها اصلاً خوانده شود. پس از گذشت کمتر از یک ماه، در اتاق جهاد تلویزیون نشسته بودیم که کسی آمد و گفت جواب نامه‌تان به رهبری آمده است و برای پیگیری‌های بعدی با دفتر رهبری در تماس باشید. یعنی آن نامه صرفاً یک جواب نبود و پیگیری‌های بعدی هم پیش‌بینی شده بود.

از محتوای نامه‌ی رهبری چیزی به یاد دارد؟
بله، ایشان در حاشیه‌ی همان نامه‌ی دست‌نوشته‌ای که ما برایشان ارسال کرده بودیم، تک‌تک موارد طرحمان را خوانده بودند و زیر هریک نکته‌ای نوشته بودند. مثلاً نوشته بودند این خوب است یا این قسمت بهتر است اجرا نشود. یکی از آن‌ها را خوب به یاد دارم که ما نوشته بودیم در دویست سال گذشته، ایران همواره شکست خورده و قسمتی از این سرزمین به تاراج رفته است. آقا زیر این نوشته بودند که عباس‌میرزا شکست نخورد و این اشتباه است. تا این حد ایشان این طرح را با دقت خوانده بودند. به دلیل آنکه نامه گمنام بود، شفاهی گفته بودند که اقدام شود و اگر مشکلی بود، از طریق دفتر پیگیری شود. ما که دیگر به خودمان آمده بودیم، ابتدا از طریق تلویزیون اقدام به شروع کار کردیم، ولی نشد. بعد از طریق جهاد خواستیم کار را شروع کنیم که آن هم نشد. بنابراین با دفتر ایشان تماس گرفتیم و آن‌ها هم در نهایت همکاری، همه‌ی امکانات را در اختیار ما گذاشتند. آوینی هم مشتاقانه پای کار آمد و سری دوم «روایت فتح» را کلید زد.


به نظر می‌رسد رهبر انقلاب از همان ابتدا توجه ویژه‌ای به پدیده‌ی مستندسازی تجربی و غیرتجربی دفاع مقدس داشتند. در جایی ایشان فرموده‌اند که مستندسازی دفاع مقدس با کار داستانی متفاوت است و باید ادامه پیدا کند. به نظر شما، این توجه تا چه اندازه اثرگذار بوده است؟
ما از همان ابتدا فکر می‌کردیم یکی از موضوعاتی که در مستندسازی از آن غفلت می‌شود، جنگ است. اکثر افرادی که جنگ را دیده‌اند، در حال حاضر هستند؛ یعنی بهترین موقعیت است برای نشان دادن جنگ و محقق کردن آن نگاه مرتضی که نسبت به جنگ داشت و برگرفته از نگاه صدر اسلام بود. واقعاً اگر آن موقع آقا پیگیر نمی‌شدند و از ما حمایت نمی‌کردند، محال بود آوینی دوباره به «روایت فتح» برگردد و این برنامه به اسوه‌ی مستندسازی پس از جنگ تبدیل شود.

* در روز تشییع جنازه‌ی شهیدآوینی، مقام معظم رهبری به‌صورت غیرمنتظره در مراسم حضور پیدا کردند. از واکنش مسئولین و جمعیت حاضر در آن مراسم چیزی به یاد دارید؟ به نظرتان چه دلیلی وجود داشت که آقا چنین کاری را برای آوینی انجام دهند؟
مرتضی در روزهایی شهید شد که به‌شدت متهم بود به دوری از اندیشه‌هایی که یک روز خودش مدافع آن‌ها بود. در اوج این مسائل و فشارها و سرمقاله‌هایی که علیه او نوشته می‌شد و در کوران بدبینی‌ها، به‌صورت خیلی غیرمنتظره شهید شد. حضور آقا در مراسم تشییع شهید آوینی، پیام‌های زیادی برای منتقدین داشت. تا آن موقع، چه در زمان حیات امام و چه در زمان رهبری آقا، مرسوم نبود شخص اول نظام در مراسم تشییع جنازه‌ی کسی شرکت کند. این اولین‌باری بود که آقا در کسوت رهبری، در چنین مراسمی شرکت می‌کردند. به نظرم این حضور هشداری بود برای کسانی که مرتضی را بد شناخته بودند.


منبع: Khamenei.ir

 
کارگردان «سردار»: فیلم پرتره سردار سلیمانی نیست
ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، سید سعید حسن‌پور در خصوص فیلم سینمایی سردار گفت: افرادی که برای عوامل تولید فیلم «سردار» نام برده شده‌اند گزینه‌های احتمالی من برای این فیلم هستند و هنوز با این بزرگواران قراردادی برای این کار بسته نشده است و همانطور که در خبرهای قبلی گفته شده سردار قاسم سلیمانی هیچ اطلاعی از ساخت این فیلم ندارند.

 

حسن‌پور تاکید کرد: فیلم سردار پیرامون رشادت‌های محور مقاومت است و چون هنوز در مرحله پیش تولید فیلم هستیم ممکن است سناریوی کار تغییر کند و شخصیت اصلی فیلم درباره یکی از سرداران محور مقاومت باشد.

این کارگردان ادامه داد: شخصیت اصلی این فیلم صرفاً الگو گرفته از شخصیت حاج قاسم سلیمانی است و این فیلم پرتره‌ای از این بزرگوار نیست و مسلماً در این فیلم اسمی از ایشان و عملیات‌های سری سپاه آورده نخواهد شد.

سعید حسن‌پور که در اولین تجربه کار سینمایی خود است، گفت: طرح سردار را به خیلی از موسسات فرهنگی دادم اما چون تاکنون کار سینمایی انجام نداده بودم متاسفانه با برخورد مناسبی از سوی این مؤسسات روبرو نشدم و باید بگویم که این دلیل نمی‌شود که اگر کسی فیلم سینمایی نساخته باشد هرگز نمی‌تواند یک فیلم با موضوع خاص بسازد.

کارگردان سردار بیان کرد: اگر ما در جبهه انقلاب اسلامی به کارگردانان جوان اعتماد نکنیم، حتماً در جبهه دشمن به کارگردان‌های جوان اعتماد می‌شود و قهرمان‌های ما به گونه‌ای دیگر به تصویر کشیده خواهند شد. وجود فیلم «سردار» با توجه به استراتژیک بودنش لازمه امروز سینمای ایران است. ما در این جبهه آمده‌ایم که بر نگردیم.

وی افزود: با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب توجه خاص و ویژه‌ای به فرهنگ و بخصوص سینما دارند و با اشاره بر اینکه سال گذشته فرهنگ نامگذاری شده بود، فیلمس استراتژیک که لزوم شرایط حساس منطقه باشد ساخته نشده بود. گروه این فیلم در نیمه دوم سال 93 تصمیم بر آغاز مراحل تحقیق این فیلم گرفتند و هنوز هم تیم تحقیقات این کار به صورت حتم و قطعی بسته نشده است بنابراین از تمامی اهالی رسانه دیداری و شنیداری خواستارم به حواشی ناصحیح در این کار نپردازند.

حسن‌پور در پایان تاکید کرد: «سردار» به هیچ ارگان نظامی و دولتی وابسته نیست و فقط مصاحبه و خبرهای فیلم سردار از طریق روابط عمومی این فیلم به رسانه‌های معتبر صحت دارد.

منبع: فارس

 
تشییع پیکر روحانی شهید ایرانی در کربلا + عکس
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، مراسم تشییع پیکر حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدرضا طبسی زائر ایرانی حرم امامین عسکریین(ع) که روز سه شنبه (۱۱ فروردین) بر اثر انفجار بمبی در مسیر یک کاروان زیارتی به شهادت رسید، عصر روز گذشته در کربلای معلی برگزار شد.

مراسم تشییع پیکر این روحانی شهید که از خطبای مشهور قم نیز بوده است از خیمه‌گاه حضرت امام حسین(ع) به سمت حرم مطهر تشییع و برای خاکسپاری به قبرستان وادی کربلا منتقل شد.

گفتنی است، بر اثر انفجار یک بمب کاروان زائران ایرانی که برای زیارت عازم سامراء بودند را در منطقه «تاجی» در مسیر سامراء هدف قرار داد که در این حادثه حجت الاسلام والمسلمین طبسی به شهادت رسید و ۱۰ نفر از هموطنان مجروح شدند.

سید محمدجواد طبسی فرزند ۹ ساله این شهید نیز بر اثر این حادثه مجروح شده و هم‌اکنون در بیمارستان کاظمین بستری است.

منبع: ابنا

 
شهادت روحانی ایرانی در مسیر سامراء + عکس
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، انفجار یک بمب که ساعت ۱۱ امروز به وقت عراق در منطقه «تاجی» در مسیر سامراء رخ داد، کاروان زائران ایرانی که برای زیارت عازم سامراء بودند، دچار حادثه شد و متأسفانه یک نفر از زائران به شهادت رسید و ۱۰ نفر از هموطنان مجروح شدند.

روابط عمومی سازمان حج و زیارت ضمن اعلام اینکه کاروان حادثه‌دیده زیر نظر سازمان حج و زیارت به عراق اعزام نشده بود، تأکید کرد: در حال حاضر زیارت سامراء در برنامه زائرانی که تحت پوشش سازمان حج و زیارت به زیارت عتبات مشرف می‌شوند، نیست و این گروه از زائران به صورت آزاد به عراق اعزام شده بودند.

پس از وقوع حادثه مذکور مسئولان دفتر نمایندگی سازمان حج و زیارت و مرکز پزشکی حج و زیارت به‌سرعت در محل حادثه حاضر شدند و پیگیر امور حادثه‌دیدگان هستند.

«محسن نظافتی» مدیرکل عتبات عالیات سازمان حج و زیارت که هم‌اکنون در کربلای معلی به‌سر می‌برد، گفت: در این حادثه یک نفر شهید شده و ۱۰ نفر زخمی شده اند.

وی اظهارداشت: این زائران به صورت انفرادی و متفرقه در شمال بغداد به صورت غیرمجاز به سمت سامراء در حرکت بودند که یک بمب جاده‌ای کنار اتوبوس منفجر می‌شود.

مدیرکل عتبات عالیات سازمان حج اظهار داشت: سامراء هم‌اکنون در برنامه زیارتی زائرانی که از سوی سازمان حج و زیارت به کربلای معلی اعزام می‌شود وجود ندارد و این زائران به صورت غیرمجاز به سمت سامراء در حرکت بودند.

 این اتوبوس از استان خراسان عازم کربلای معلی شده بود و اسامی مجروحان این حادثه بدین شرح است: محمدجواد طبسی - ۹ ساله، مهدی بلندی - ۲۹ ساله، سیدعلی عادل - ۳۰ ساله، حسین فرشچی مقدم - ۱۵ ساله، احمد مروج کاشانی - ۳۵ ساله، مجتبی شایسته - ۳۷ ساله، عماد بلندی - ۱۰ ساله، مریم موسوی - ۳۸ ساله، عباسعلی کریمی - ۵۰ ساله و محمد صادق صنوبر قادتی - ۴۰ ساله. در این حادثه سیدمحمدرضا طبسی نیز به شهادت رسید.


 
جهادگران عرصه فرهنگ و هنر نشان افتخار گرفتند
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

جهادگران عرصه فرهنگ و هنر نشان افتخار گرفتند


با حضور چهره‌های شاخص نظامی و فرهنگی جهادگران عرصه فرهنگ و هنر نشان افتخار گرفتند جهادگران عرصه فرهنگ و هنر طی مراسمی نشان افتخار و لوح تقدیر دریافت کردند. خبرگزاری فارس: جهادگران عرصه فرهنگ و هنر نشان افتخار گرفتند

به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس، روز جمعه 22 اسفند ماه به همت سپاه محمد رسول الله تهران و با مشارکت معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 30 جهادگر عرصه فرهنگ و هنر نشان ویژه افتخار و لوح تقدیر دریافت کردند. در این مراسم که سردار محسن کاظمی، حجت‌الاسلام ابوترابی‌فر و سردار محسن انصاری از جمله سخنرانان آن بودند چهره‌هایی نظیر استاد محمود فرشچیان، استاد حمید سبزواری، سیدعلی موسوی گرمارودی، زنده یاد دکتر حسن حبیبی، سیدکمال خرازی، سیدشهید مرتضی آوینی، مرحوم رسول ملاقلی‌پور، ابراهیم حاتمی‌کیا، احمدرضا درویش، داود میرباقری، تقی علی قلی‌زاده،‌مجید انتظامی، شهریار بهرانی، سیدعلی قائم‌مقامی، احمد مرادپور، روح‌الله برادری، مرحوم علی‌اکبر ترابی‌فرد، حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی، حسین شریعتمداری، سیدعزت‌الله ضرغامی، حجت‌الاسلام شهید عباس شیرازی، شهید غلامرضا رهبر، امیر شهید عباس واعظی، بیژن نوباوه‌، احسان رجبی، غلامعلی حداد عادل،‌دکتر حسن شکری، مرتضی سرهنگی، گل‌علی بابایی، حمیدرضا مقدم‌فر، سیده زهرا حسینی و محبوب معراجی‌پور نشان ویژه افتخار و لوح تقدیر دریافت کردند.


 
جشن تولد سردار سلیمانی در «ویتامین سه»/ صلوات هدیه حاضران به ژنرال خاو
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش فرهنگ نیوز ، «علی مرادی» مجری برنامه صبحگاهی «ویتامین سه» امروز -۲۰ اسفندماه- بخش پایانی برنامه خود را به مناسبت تولد سردار قاسم سلیمانی به قدردانی و تشکر از زحمات این بزرگمرد اختصاص داد.

مرادی که در طول برنامه لباسی منقش به تصویر سردار سلیمانی به تن کرده بود، جدای از القابی که برای سردار سلیمانی در نظر گرفته‌اند، ایشان را سرباز ولایت خطاب و یادآوری کرد که سردار سلیمانی باعث امنیت خیلی از مناطق مرزی کشور است و خدمتگزار ملت است.

او در این برنامه اعلام کرد امروز سردار سلیمانی به اسطوره بسیاری از جوانان ایران زمین تبدیل شده و تاکید کرد که اسطوره خودم همواره این مرد بزرگ است و کور شود هرکه نمی‌تواند او را ببیند.

در ادامه نیز حاضران در استودیو به احترام سردار سلیمانی ایستادند و به عنوان هدیه تولد این مرد بزرگ صلواتی برای سلامتی‌اش فرستادند و در ادامه هم برای رشادت‌های وی کف زدند. 


 
یک سالنامه متفاوت برای عیدی دادن+عکس
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

گروه فرهنگی مشرق - چاپ و انتشار سالنامه صهبا (1394) اقدامی جدید و جالب از سوی موسسه جهادی است که به تازگی راهی بازار نشر شده است.

یک سالنامه متفاوت برای عیدی دادن+عکس

در این سالنامه که بیشتر به کتابی پر محتوا می ماند، هر هفته از سال، دو صفحه مقابل به هم را به خود اختصاص داده است.

در صفحات سمت راست، روزها به همراه تاریخ هجری شمسی، قمری و میلادی به همراه مناسبت های مختلف مذهبی، ملی، دفاع مقدس، هنری، مقاومت اسلامی، بیداری اسلامی و... آمده که نسبت به سالنامه های مشابه، بسیار کامل و فراگیر است.

یک سالنامه متفاوت برای عیدی دادن+عکس

در صفحات سمت چپ نیز روزشمار فعالیت های انقلابی، پژوهشی، علمی و اجرایی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب در قبل و بعد از انقلاب اسلامی منعکس شده است.

همچنین طرحی از شجره نامه معظم له نیز در ابتدای سالنامه خودنمایی می کند که گرافیکی منحصر به فرد دارد.

یک سالنامه متفاوت برای عیدی دادن+عکس

این سالنامه در قطع جیبی، تمام رنگی و با قیمت 2000تومان در اختیار علاقمندان قرار گرفته و هدیه ای مناسب، برای عیدی دادن در روزهای آغازین سال جدید است.


 
8 اسفند؛ شبکه "افق" رسماً افتتاح می‌شود
ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی: فرهنگ
 به گزارش مشرق، شبکه «افق» سیما که با هدف حفظ معیارهای حرفه‌ای، از طریق همگرایی تجربه‌های رسانه در حوزه سیما و بهره گیری از جبهه عظیم فرهنگی انقلاب اسلامی، تبیین آرمان‌ها و ارزش‌های ولایت فقیه را در کانون اهداف خود قرار داده است از 13 خرداد ماه 1393 پخش آنونس‌های خود را از ایستگاه الوند، فرستنده سوم تهران، فرکانس 578 در کانال 22 آغاز به کار کرد.

برنامه‌های مستند، مسابقه‌ای، سیاسی و برنامه‌های مذهبی با رویکرد سیاسی و فرهنگی از برنامه‌هایی است که این شبکه برای پخش در آینده تبلیغ می‌کرد. سرانجام پخش آزمایشی شبکه افق از 7 تیر ماه و همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان با دو ساعت برنامه در طول روز آغاز شد و هرشب برنامه‌های این شبکه از شبکه چهار سیما برای سایر مردمان ایران باز پخش می‌شد. با فراهم شدن زیرساخت‌های فنی پخش سراسری شبکه افق از سوم دی ماه در سراسر کشورآغاز شد و این شبکه در این تاریخ پخش برنامه‌های خود را از دوساعت به سه ساعت برنامه در طول روز افزایش داد.

با فرا رسیدن دهه فجر شبکه «افق» ساعت پخش برنامه‌های خود را به چهار ساعت برنامه در طول روز افزایش داد.

از جمله برنامه‌های این شبکه می‌توان به برنامه‌های: سرزمین نخبگان، عصر خمینی، فیروزه، شاهد عینی، عالم و آدم، پازل، نیمه پنهان ماه و مستند‌های نبرد برای زندگی، ملاقات با داعش، سبز سپید سرخ، شاهرخ، ارباب سرگرمی، طوفان، مستند مسابقه فرمانده، میراث آلبرتا، قیام صحرا، قصه‌های انقلاب، گاو خشمگین و... اشاره کرد.

در پخش فیلم وسریال هم می‌توان به سریال‌های رستاخیز تفنگ‌ها، قلبهای شکسته، رقص پرواز، نیل در خون و فیلم‌های ودیگر هیچ نبود، سوگند، یک روز دیر‌تر، روبه قبله، سنگ اول و... اشاره کرد.

شبکه «افق» با توجه به آماده شدن مقدمات افتتاح رسمی شبکه، قرار است که پخش رسمی برنامه‌های خود را از ساعت 17 روز جمعه 8 اسفند ماه آغاز کند.
منبع: تسنیم

 
کمپین هدیه کتاب به مناطق محروم
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

 خیریه همت نوشت:

۲۷ مهر امسال ، کاربران اینترنت به دعوت و کمک خیریه همت، معادل ۲۳۰ میلیون ریال کتاب به کودکان و نوجوانان مناطق محروم هدیه کردند.(گزارش۱۳۱۲)

هر چند استقبال کاربران انسان دوست و خیّر فضای مجازی از این طرح به قدری خوب بود که ظرف کمتر از ۵ روز این مبلغ جمع آوری شد ولی از آن سو، نیاز کودکان و نوجوانان محروم به کتاب های غیردرسی نیز زائد الوصف بود به طوری که علیرغم تصمیم اولیه برای ارسال کتاب ها به مناطق محروم چند استان مختلف، همه آنها در نقاط دورافتاده و واقعاً محروم استان سیستان و بلوچستان به اتمام رسید.

اینک، کودکان و نوجوانانی که خواندن یک کتاب غیردرسی برایشان رؤیا بود، با کمک خیّرین اینترنتی و به همت خیریه اینترنتی همت، از لذت خواندن کتاب بهره مند هستند و چه لذتی برای خیّرین، فراتر از این که در بهبود سرنوشت کودکان و نوجوانان، سهیم باشند؟

در ادامه این طرح و با توجه به کثرت تقاضاها از مناطق محروم، خیریه همه بر آن شده است تا بار دیگر کاربران اینترنت را به مشارکت در این کار انسانی و فرهنگی دعوت کند و مرحله دوم جمع آوری کمک برای اهدای کتاب به کودکان و نوجوانان مناطق محروم را آغاز نماید.

در این کتاب ها از مهارت های زندگی گرفته تا بهداشت و سلامت و تحصیل و روابط اجتماعی و رابطه دختران و پسران و … به دانش آموزان مناطق محروم آموخته می شود.

اگر دوست دارید در بهبود سرنوشت کودکان و نوجوانان مناطق محروم کشورمان که حتی از خواندن یک کتاب غیردرسی هم محروم اند، سهیم باشید، می توانید اینجا را کلیک کنید و با هر کدام از کارت های شتابی که دارید ، هر چقدر که دوست داشتید به طور آنلاین، کمک کنید.

همانند همیشه، بعد از جمع آوری کمک ها، گزارش آن را اعلام خواهد کرد.


 
خاطره آیت الله خامنه‌ای از روز ورود امام به میهن
ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
گروه تاریخ مشرق- آنچه پیش روی شماست خاطرات آیت الله سید علی خامنه‌ای از روزهای پرشور انقلاب اسلامی در سال 1357 است که برای مخاطبین نسل جوان انتخاب کرده ایم.

خاطره آیت الله خامنه‌ای از روز ورود امام به میهن

گسترش اعتراض‌ها به جلوگیری از ورود امام خمینی کار را به جایی رساند که بختیار در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «با صدای بلند اعلام می کنم که حضرت آیت الله هر وقت میل داشته باشند می توانند به کشور بازگردند.»

سرانجام آقای مفتح، عضو کمیته مرکزی استقبال از امام در آخرین ساعات روز دهم بهمن به یکی از نشریه‌ها گفت که رهبر انقلاب 9 صبح، پنج شنبه، 12 بهمنبه ایران خواهد رسید.

روز موعود فرا رسید آنچه در فرودگاه می‌گذشت، مجموعه ای از احساسات متناقض بود، شادی، وحشت، ناباوری، نگرانی. تالار فرودگاه از دعوت شدگان و مستقبلین پر بود... همه چشم ها به در اصلی دوخته شده بود، اما ناگاه امام از در دیگری وارد تالار فرودگاه شد. «عزم و اراده و اقتدار در چهره شان موج می‌زد. اثری از خستگی، بی‌خوابی و نگرانی در ایشان ندیدم.» بیش از یکصد خبرنگار در همین هنگام از در اصلی داخل شدند. تالار پر شد از جمعیت که موج می خورد و به سمت امام می رفت. «احساس خطر کردیم و با صدای بلند از مردم خواستیم که از امام دور شوند، بر احساسات خود غلبه کنند. من و شماری از نزدیکان امام خود را عقب کشیدیم. جز آقای مطهری که داخل هواپیما رفته بود و هنگام خروج امام را همراهی کرده بود، کسی از خواص، کنار ایشان نبود...»

خاطره آیت الله خامنه‌ای از روز ورود امام به میهن

امام در مکانی که برای وی در نظر گرفته شده بود، ایستاد. چند جمله بیشتر نگفت. «هرچه پریشانی در دلها بود زدوده شد آرامش عجیبی به سراغ قلب‌هامان آمد. این دومین باری بود که سخن امام چنین طمأنینه‌ای در من ایجاد کرد...»

پس از خروج از تالار فرودگاه در خودرو ویژه ای که آماده شده بود نشست. «وقتی وارد خیابان شدیم، انبوه جمعیت فشرده و هیجان زده از پیر و جوان، زن و کودک، موج می‌زد... استقبال کنندگان همراه کاروان و پیش و پس آن می دویدند، شعار می‌دادند، گلباران می کردند، شاد بودند...»

امام راهی بهشت زهرا شدند. پس از پایان مراسم در بهشت زهرا امام و سید احمد خمینی با یک دستگاه آمبولانس از بهشت زهرا خارج و در بیابان‌های اطراف سوار هلی‌کوپتر شدند... بیمارستان هزار تخت خوابی [=امام خمینی] سرانجام محل فرود هلی‌کوپتر شد. کارکنان بیمارستان با این خیال که بیمار بدحالی داخل آن است به سمت هلی کوپتر دویدند. وقتی امام را دیدند، شوکه شدند، یکی از دکترهای بیمارستان خودرو ویژه خود را در اختیار آنان گذاشت. از بیمارستان خارج شدند.

 

خاطره آیت الله خامنه‌ای از روز ورود امام به میهن

یکی از نگرانی‌های تمام نشدنی، عملی شدن تهدیدات ژنرال های شاه بود؛ اما، «مردم را می‌دیدی که اطراف مقر امام را مانند نگینی احاطه کرده بودند... در واقع یک سپر انسانی درست کرده بودند و سرنوشت خود را با امام و انقلاب گره زده بودند همین امر موجب شده بود که هر عملیات نظامی علیه مقر امام با پیچیدگی و چه بسا غیر ممکن بودن همراه باشد.»

خاطره آیت الله خامنه‌ای از روز ورود امام به میهن

*برگرفته از کتاب شرح اسم(زندگی نامه آیت الله سید علی حسینی خامنه ای) نوشته هدایت الله بهبودی


 
حرکت ارزشی سینماگران در افتتاحیه جشنواره فجر
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، همزمان با برگزاری آیین افتتاح این جشنواره، اهالی سینمای ایران بیانیه‌ی محکوم نمودن اهانت به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد (ص) را امضا کردند.

بر اساس این خبر، متن این بیانیه به شرح زیر است:

«مرزها زبان فاصله‌اند و تو ای حبیب خدا، از تمام فاصله ها عبور کردی تا به همگان بیاموزی آنسوی همه مرزهای نژادی و اعتقادی و جغرافیایی بهشتی هست که در آن بشر تا آستان حق قد می کشد.

باور داریم که پلشتی هیچ توهینی، غبار بر ساحت مقدست نمی نشاند. احدی از پیروانت را نمی راند و چیزی نصیب خاطیان نمی کند. جز گمگشتگی بیشتر از وادی اخلاق و انسانیت و مهر... .

پس به ما بیاموز که چون تو برای این گم گشتگان فانوس دانایی روشن کنیم. بر جهلشان افسوس خوریم و بر کید و کین خونریزشان فائق آییم.

باشد که زبان سینمای ایران در این بحران زبانی نزدیک به کلام مهربان تو و منادی همان اخلاقی باشد که برای اکمال آن مبعوث شدی...

صلوات خدا و درود همه بندگان آزاده نثار تو باد.»

این بیانیه در حال امضا توسط سینماگران است، همچنین علیرضا رضاداد دبیر جشنواره فیلم فجر با حضور در میان هنرمندان این بیانیه را امضا کرد.

این بیانیه تاکنون توسط هنرمندانی چون مهتاب کرامتی، فرشته طائرپور، رویا تیموریان، جعفر صانعی مقدم، بهزاد کزازی، لیلا زارع، آزیتا موگویی، محمود کلاری، فرزاد موتمن، هانیه توسلی، همایون اسعدیان، رضا ناجی، بیژن امکانیان، ساره بیات، حسین یاری، بهرنگ تنکابنی، ریما رامین فر، حامد بهداد، برزو ارجمند، آزاده صمدی، اکرم محمدی، مهسا کرامتی، رعنا آزادی ور، محمد نشاط و... امضا شده است.
منبع: ایسنا

 
نامه منتشر نشده حاج قاسم برای کتاب «من زنده‌ام»
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده سپاه قدس ایران پس از خواندن کتاب «من زنده ام» دو یادداشت برای معصومه آباد نویسنده این کتاب نوشته است.

سلیمانی در نامه اول خود که آن را در بغداد نوشته است، حس خود را نسبت به این کتاب زیبا بیان کرده است. در این نامه آمده است:


  سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده سپاه قدس ایران پس از خواندن کتاب «من زنده ام» دو یادداشت برای معصومه آباد نویسنده این کتاب نوشته است.  سلیمانی در نامه اول خود که آن را در بغداد نوشته است، حس خود را نسبت به این کتاب زیبا بیان کرده است. در این نامه آمده است:  002145  «بسمه تعالی  خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟  آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند.  برادرت  بغداد  «سلیمانی»  در دومین نامه حاج قاسم که در «نینوا» نوشته شده، با اشاره به رشادت های معصومه آباد می گوید: «انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است.»  متن دومین نامه قاسم سلیمانی به این شرح است:  00147  «خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی  سعی کن در این آزادی اسیر نشوی  انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه اینگونه معصوم بوده است.  به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم.  حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم  ساعت ۲۳  (نینوا)  «سلیمانی»  گفتنی است معصومه آباد نویسنده کتاب و عضو فعلی شورای شهر تهران نیز در یادداشتی نسبت به ابراز لطف «حاج قاسم» واکنش نشان داده است.  آباد در نامه خود برای سردار سلیمانی آورده است: «قاسم و احمد و مهدی و محمد و حمید و … همگی در هیبت‌ها و شکل‌های مختلف اما یکی هستید. خاک جبهه و هشت سال دفاع مقدس همه رنگ‌ها را از شما گرفته و به رنگ صبغه الله در آورده است.”صبغه الله و من احسن من الله صبغه” برادرم، یادداشت‌های شما نسخه‌ای مشابه از وصیت شهدا بود و پژواک صدای احمد را در من طنین‌انداز کرد.»  نویسنده کتاب من زنده ام همچنین در بخش دیگری از نامه خود آورده است: «برادرم، در آسمان وجودت تلألو ستارگان بی‌شماری است که می‌درخشد تا چراغ راه گمگشتگان و در راه ماندگان باشد. شجاعت توأم با رأفت ایمان توأم با عمل، مقاومت توأم با صلابت؛ اما آنچه که گوهر وجود تو را متعالی و مرزها را برای تو بی‌اعتبار کرده غیرت است که هر جا صدای مظلومی را می‌شنوی قد و قامت تو پدیدار می‌شود.»  وی همچنین با اشاره به حماسه آفرینی های «سردار سلیمانی» می نویسد: «تو سردار سلحشور امروز برای تحقق ارزش‌های دینی و انقلابی، با دنیا و عافیت طلبی قهر و وداع کرده‌ای. آنچه که در نینوا نوشته‌ای را حتما سرمشق زندگی خود قرار می‌دهم و به چاپ رساندم تا همه دینداران و ارادتمندان تلاش کنند تا خود را از اسارت دنیا خلاص کنند.»  متن نامه «معصومه آباد» در پاسخ به دست نوشته های سردار سلیمانی که با عنوان «راهی به سوی سعادت» نگاشته شده، به این شرح است:  «سردار سلحشور قاسم سلیمانی؛  یادداشت‌های زیبای شما برکتاب “من زنده‌ام” همزمان با سالگرد عملیات کربلای ۵ بدستم رسید. برنامه ای به یاد شهید حمید اردستانی و هشت تن از شهدای محله امیریه، (مسجد پنبه‌چی) بعد ازنماز مغرب و عشا  سخنرانی داشتم. صحن و سرای مسجد طبقه بالا و پایین مملو از جمعیت و فضا کاملاً با نخل‌ها و خاکریزها و عکس‌های شهدا مزین شده بود و حال و هوای جبهه را تداعی می‌کرد. بعد از سخنرانی و ذکر خاطرات اسارت و زندان الرشید و استخبارات، می‌خواستم از میان آن نخل‌ها عبور کنم که تعداد زیادی دور من جمع شدند، آرام زیر گوش من گفتند: خواهر آباد تو در کتابت نوشته‌ای دنیا بداند که ما هنوز شبها با کابوس الرشید، الانبار و تکریت از خواب می‌پریم… ما آمده‌ایم که بگوییم ما انتقام رنج روزهای جوانی شما را می گیریم با اشتیاق صفحه تلفن همراهشان را نشان دادند. عکس شما پشت زمینه تلفن هایشان بود و گفتند ما در رکاب ایشان منتظر یک اشاره ایم. آنها به پاس همه رشادت­ها و دلاورمردی­های شما و همراهانت اعلام آمادگی می کردند تا مرام و مسلک غیرت و جوانمردی تو برایشان الگو باشد. یاد همه شهدای دفاع مقدس و کربلای پنج و یاد برادر شهیدم احمد هم گرامی بادو چقدر شما و الفجری‌ها و کربلایی‌ها و خیبری‌ها و … شبیه هم شده‌اید.  قاسم واحمد و مهدی و محمد وحمید و … همگی در هیبت‌ها و شکل‌های مختلف اما یکی هستید. خاک جبهه و هشت سال دفاع مقدس همه رنگ‌ها را از شما گرفته و به رنگ صبغه الله در آورده است.”صبغه الله و من احسن من الله صبغه”  برادرم، یادداشت‌های شما نسخه‌ای مشابه از وصیت شهدا بود و پژواک صدای احمد را در من طنین‌انداز کرد. او در وصیت نامه‌اش نوشته است “ما از مردن هراسی نداریم اما از این می‌ترسیم که بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر هم نسوزیم که روشنایی می‌رود و جای خود را به شب می‌سپارد. چه باید کرد هم بایستی امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم که فردا شهید نشود.”اگر چه منظومه اندیشه و دریچه نگاه شما مملو از شاهکارهای اخلاقی و انسانی است که می‌تواند برای بشریت عبرت‌آموز باشد بی‌مناسبت نیست خاطره آخرین لحظه شهادت احمد و مهدی را از زبان یکی از همرزمانش بازگو کنم:  در کشاکش عملیات وقتی احمد دید دوست و همرزم قدیمی و همیشگی‌اش ترکش خورد اما با تنی مجروح و زخمی هنوز می‌رزمد تا ایستاده شهید شود غیرتش به جوش آمد و مهدی را قلمدوش کرد. او در حالی می‌رزمید که بر روی یک دوشش اسلحه و بر دوش دیگرش شهید مهدی بود و در همان لحظه دشمن زیباترین تصویر جنگ را شکار کرد و دو دوست و دو برادر در آغوش یکدیگر به شهادت رسیدند. احمد در فراز دیگری از وصیت‌نامه‌اش نوشته است: می‌ترسم خونین کفنان در غربت بمیرند تا خوش باوران غرب کام بگیرند. وقتی پیکر احمد و مهدی را از خاک جبهه برداشتند دست احمد هنوز به گردن مهدی قلاب بود گویی این دست آخرین عضو بدن او بود که تسلیم شد و امروز احمد و مهدی در گلزار شهدای اهواز کنار هم آرمیده‌اند.  برادرم، در آسمان وجودت تلألو ستارگان بی‌شماری است که می‌درخشد تا چراغ راه گمگشتگان و در راه ماندگان باشد. شجاعت توأم با رأفت ایمان توأم با عمل، مقاومت توأم با صلابت؛ اما آنچه که گوهر وجود تو را متعالی و مرزها را برای تو بی‌اعتبار کرده غیرت است که هر جا صدای مظلومی را می‌شنوی قد و قامت تو پدیدار می‌شود.  نمی‌دانم غیرت از چه جنس وحسی است وعیار آن چقدر است اما غیرت تنها عنصر ذی قیمت حیات آدمی است که فراتراز یک حس یا یک جنس است. کاش عیارمردان را با غیرت و زنان را با حیای   آنان سنجش و میزان می‌کردند. سرمایه‌ای که به فرهنگ ما غنا می‌بخشد اگرچه امروز مورد هدف وتاراج دشمن قرار گرفته تا از نسل ما چیزی باقی نگذارد.  در کنار همه جملات زیبایت غیرت خودنمایی می‌کرد، تا آنجا که نگران این بودی که نگاه نامحرمان به عکس روی جلد نیفتد. چه افتخاری بزرگتر از این که حتی عکس خواهرت از نگاه نامحرم درامان باشد.  دلنوشته‌های شما آنچنان گرم و با صلابت اما آرام بر جانم فرو نشستند که گویی ازخاک همان سرزمین و از جوهره آب فرات آنها را ساخته و نگاشته بودی و چقدر خوب فهمیده بودی نگاه غیرتمند برادران آزاده همانند دژ مستحکمی پیرامون ما کشیده شده بود که می‌توانست هر نگاه شرور و بدخواهی را از ما دور کند و در همیت این عنصر گرانبها در کنار هم با افتخار زندگی می‌کردیم.  قلب سرشار از محبت و عطوفت شما با خواندن کتاب “من زنده ام”، که حکایت مقاومت و ایستادگی توأم با درد و رنج خواهران شما بود دل رئوف رهبر و مقتدایمان و تو و بسیاری از دوستداران دین و وطن را در اندوه فرو برد و چشمان شما را تر کرد اگرچه این اشک و اندوه غیرت و جوانمردی است و این سند زبونی و رسوایی قومی است که با هیچ دین الهی و آیین و اساسا انسانیت نسبت ندارد و تو سردار سلحشور امروز برای تحقق ارزش‌های دینی و انقلابی، با دنیا و عافیت طلبی قهر و وداع کرده‌ای. آنچه که در نینوا نوشته‌ای را حتما سرمشق زندگی خود قرار می‌دهم و به چاپ رساندم تا همه دینداران و ارادتمندان تلاش کنند تا خود را از اسارت دنیا خلاص کنند.  اگر ما در دوره ای از تاریخ کشورمان به دلیل آنکه جنگ برما تحمیل شد و مجبور به دفاع ومقاومت بودیم اما در خلال آن حماسه شاهکارهای بسیار انسانی و اخلاقی آفریده شد پس چگونه دنیای بیرحم امروز می تواند ما را متهم به مرام غیرانساندوستانه و غیراخلاقی (آدم کشی و قتل) کند که نه تنها با اسلام که با هیچ آئینی سازگاری ندارد.  آنها نشنیده‌اند و نخوانده‌اند امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند: من خود از زبان پیامبرشنیدم که فرمودند، ازمثله کردن هر چند سگی گزنده باشد بپرهیزید تن و بدن میت آنقدرکریم و محترم است که باید در حریمش نماز بگذارید.  امروز مدعیان ادب و آزادی گستاخانه حرمت پیامبر رئوف و رحیم ما را می شکنند اگرچه ما را در دفاع از حریم مقدس و مبارک آنحضرت همدل و همصدا کرده اند. آنها نمی دانند که ترنم صدای قلب ما فقط با محبت اهل بیت هماهنگ است. الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم.  معصومه آباد»

«بسمه تعالی

خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟

آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند.

برادرت

بغداد

«سلیمانی»

در دومین نامه حاج قاسم که در «نینوا» نوشته شده، با اشاره به رشادت های معصومه آباد می گوید: «انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است.»
  سردار «قاسم سلیمانی» فرمانده سپاه قدس ایران پس از خواندن کتاب «من زنده ام» دو یادداشت برای معصومه آباد نویسنده این کتاب نوشته است.  سلیمانی در نامه اول خود که آن را در بغداد نوشته است، حس خود را نسبت به این کتاب زیبا بیان کرده است. در این نامه آمده است:  002145  «بسمه تعالی  خواهرم، مثل همان برادرهای اسیرت همه جا با تعصب مراقبت می کردم کسی عکس روی جلد کتابت را نبیند. و در تمام کتاب با ناراحتی و استرس بدنبال این بودم که آیا کسی به شما جسارت کرد؟  آخر مجبور شدم روی عکست را با کاغذ بچسبانم تا نامحرمی او را نبیند.  برادرت  بغداد  «سلیمانی»  در دومین نامه حاج قاسم که در «نینوا» نوشته شده، با اشاره به رشادت های معصومه آباد می گوید: «انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است.»  متن دومین نامه قاسم سلیمانی به این شرح است:  00147  «خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی  سعی کن در این آزادی اسیر نشوی  انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه اینگونه معصوم بوده است.  به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم.  حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم  ساعت ۲۳  (نینوا)  «سلیمانی»  گفتنی است معصومه آباد نویسنده کتاب و عضو فعلی شورای شهر تهران نیز در یادداشتی نسبت به ابراز لطف «حاج قاسم» واکنش نشان داده است.  آباد در نامه خود برای سردار سلیمانی آورده است: «قاسم و احمد و مهدی و محمد و حمید و … همگی در هیبت‌ها و شکل‌های مختلف اما یکی هستید. خاک جبهه و هشت سال دفاع مقدس همه رنگ‌ها را از شما گرفته و به رنگ صبغه الله در آورده است.”صبغه الله و من احسن من الله صبغه” برادرم، یادداشت‌های شما نسخه‌ای مشابه از وصیت شهدا بود و پژواک صدای احمد را در من طنین‌انداز کرد.»  نویسنده کتاب من زنده ام همچنین در بخش دیگری از نامه خود آورده است: «برادرم، در آسمان وجودت تلألو ستارگان بی‌شماری است که می‌درخشد تا چراغ راه گمگشتگان و در راه ماندگان باشد. شجاعت توأم با رأفت ایمان توأم با عمل، مقاومت توأم با صلابت؛ اما آنچه که گوهر وجود تو را متعالی و مرزها را برای تو بی‌اعتبار کرده غیرت است که هر جا صدای مظلومی را می‌شنوی قد و قامت تو پدیدار می‌شود.»  وی همچنین با اشاره به حماسه آفرینی های «سردار سلیمانی» می نویسد: «تو سردار سلحشور امروز برای تحقق ارزش‌های دینی و انقلابی، با دنیا و عافیت طلبی قهر و وداع کرده‌ای. آنچه که در نینوا نوشته‌ای را حتما سرمشق زندگی خود قرار می‌دهم و به چاپ رساندم تا همه دینداران و ارادتمندان تلاش کنند تا خود را از اسارت دنیا خلاص کنند.»  متن نامه «معصومه آباد» در پاسخ به دست نوشته های سردار سلیمانی که با عنوان «راهی به سوی سعادت» نگاشته شده، به این شرح است:  «سردار سلحشور قاسم سلیمانی؛  یادداشت‌های زیبای شما برکتاب “من زنده‌ام” همزمان با سالگرد عملیات کربلای ۵ بدستم رسید. برنامه ای به یاد شهید حمید اردستانی و هشت تن از شهدای محله امیریه، (مسجد پنبه‌چی) بعد ازنماز مغرب و عشا  سخنرانی داشتم. صحن و سرای مسجد طبقه بالا و پایین مملو از جمعیت و فضا کاملاً با نخل‌ها و خاکریزها و عکس‌های شهدا مزین شده بود و حال و هوای جبهه را تداعی می‌کرد. بعد از سخنرانی و ذکر خاطرات اسارت و زندان الرشید و استخبارات، می‌خواستم از میان آن نخل‌ها عبور کنم که تعداد زیادی دور من جمع شدند، آرام زیر گوش من گفتند: خواهر آباد تو در کتابت نوشته‌ای دنیا بداند که ما هنوز شبها با کابوس الرشید، الانبار و تکریت از خواب می‌پریم… ما آمده‌ایم که بگوییم ما انتقام رنج روزهای جوانی شما را می گیریم با اشتیاق صفحه تلفن همراهشان را نشان دادند. عکس شما پشت زمینه تلفن هایشان بود و گفتند ما در رکاب ایشان منتظر یک اشاره ایم. آنها به پاس همه رشادت­ها و دلاورمردی­های شما و همراهانت اعلام آمادگی می کردند تا مرام و مسلک غیرت و جوانمردی تو برایشان الگو باشد. یاد همه شهدای دفاع مقدس و کربلای پنج و یاد برادر شهیدم احمد هم گرامی بادو چقدر شما و الفجری‌ها و کربلایی‌ها و خیبری‌ها و … شبیه هم شده‌اید.  قاسم واحمد و مهدی و محمد وحمید و … همگی در هیبت‌ها و شکل‌های مختلف اما یکی هستید. خاک جبهه و هشت سال دفاع مقدس همه رنگ‌ها را از شما گرفته و به رنگ صبغه الله در آورده است.”صبغه الله و من احسن من الله صبغه”  برادرم، یادداشت‌های شما نسخه‌ای مشابه از وصیت شهدا بود و پژواک صدای احمد را در من طنین‌انداز کرد. او در وصیت نامه‌اش نوشته است “ما از مردن هراسی نداریم اما از این می‌ترسیم که بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر هم نسوزیم که روشنایی می‌رود و جای خود را به شب می‌سپارد. چه باید کرد هم بایستی امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم که فردا شهید نشود.”اگر چه منظومه اندیشه و دریچه نگاه شما مملو از شاهکارهای اخلاقی و انسانی است که می‌تواند برای بشریت عبرت‌آموز باشد بی‌مناسبت نیست خاطره آخرین لحظه شهادت احمد و مهدی را از زبان یکی از همرزمانش بازگو کنم:  در کشاکش عملیات وقتی احمد دید دوست و همرزم قدیمی و همیشگی‌اش ترکش خورد اما با تنی مجروح و زخمی هنوز می‌رزمد تا ایستاده شهید شود غیرتش به جوش آمد و مهدی را قلمدوش کرد. او در حالی می‌رزمید که بر روی یک دوشش اسلحه و بر دوش دیگرش شهید مهدی بود و در همان لحظه دشمن زیباترین تصویر جنگ را شکار کرد و دو دوست و دو برادر در آغوش یکدیگر به شهادت رسیدند. احمد در فراز دیگری از وصیت‌نامه‌اش نوشته است: می‌ترسم خونین کفنان در غربت بمیرند تا خوش باوران غرب کام بگیرند. وقتی پیکر احمد و مهدی را از خاک جبهه برداشتند دست احمد هنوز به گردن مهدی قلاب بود گویی این دست آخرین عضو بدن او بود که تسلیم شد و امروز احمد و مهدی در گلزار شهدای اهواز کنار هم آرمیده‌اند.  برادرم، در آسمان وجودت تلألو ستارگان بی‌شماری است که می‌درخشد تا چراغ راه گمگشتگان و در راه ماندگان باشد. شجاعت توأم با رأفت ایمان توأم با عمل، مقاومت توأم با صلابت؛ اما آنچه که گوهر وجود تو را متعالی و مرزها را برای تو بی‌اعتبار کرده غیرت است که هر جا صدای مظلومی را می‌شنوی قد و قامت تو پدیدار می‌شود.  نمی‌دانم غیرت از چه جنس وحسی است وعیار آن چقدر است اما غیرت تنها عنصر ذی قیمت حیات آدمی است که فراتراز یک حس یا یک جنس است. کاش عیارمردان را با غیرت و زنان را با حیای   آنان سنجش و میزان می‌کردند. سرمایه‌ای که به فرهنگ ما غنا می‌بخشد اگرچه امروز مورد هدف وتاراج دشمن قرار گرفته تا از نسل ما چیزی باقی نگذارد.  در کنار همه جملات زیبایت غیرت خودنمایی می‌کرد، تا آنجا که نگران این بودی که نگاه نامحرمان به عکس روی جلد نیفتد. چه افتخاری بزرگتر از این که حتی عکس خواهرت از نگاه نامحرم درامان باشد.  دلنوشته‌های شما آنچنان گرم و با صلابت اما آرام بر جانم فرو نشستند که گویی ازخاک همان سرزمین و از جوهره آب فرات آنها را ساخته و نگاشته بودی و چقدر خوب فهمیده بودی نگاه غیرتمند برادران آزاده همانند دژ مستحکمی پیرامون ما کشیده شده بود که می‌توانست هر نگاه شرور و بدخواهی را از ما دور کند و در همیت این عنصر گرانبها در کنار هم با افتخار زندگی می‌کردیم.  قلب سرشار از محبت و عطوفت شما با خواندن کتاب “من زنده ام”، که حکایت مقاومت و ایستادگی توأم با درد و رنج خواهران شما بود دل رئوف رهبر و مقتدایمان و تو و بسیاری از دوستداران دین و وطن را در اندوه فرو برد و چشمان شما را تر کرد اگرچه این اشک و اندوه غیرت و جوانمردی است و این سند زبونی و رسوایی قومی است که با هیچ دین الهی و آیین و اساسا انسانیت نسبت ندارد و تو سردار سلحشور امروز برای تحقق ارزش‌های دینی و انقلابی، با دنیا و عافیت طلبی قهر و وداع کرده‌ای. آنچه که در نینوا نوشته‌ای را حتما سرمشق زندگی خود قرار می‌دهم و به چاپ رساندم تا همه دینداران و ارادتمندان تلاش کنند تا خود را از اسارت دنیا خلاص کنند.  اگر ما در دوره ای از تاریخ کشورمان به دلیل آنکه جنگ برما تحمیل شد و مجبور به دفاع ومقاومت بودیم اما در خلال آن حماسه شاهکارهای بسیار انسانی و اخلاقی آفریده شد پس چگونه دنیای بیرحم امروز می تواند ما را متهم به مرام غیرانساندوستانه و غیراخلاقی (آدم کشی و قتل) کند که نه تنها با اسلام که با هیچ آئینی سازگاری ندارد.  آنها نشنیده‌اند و نخوانده‌اند امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند: من خود از زبان پیامبرشنیدم که فرمودند، ازمثله کردن هر چند سگی گزنده باشد بپرهیزید تن و بدن میت آنقدرکریم و محترم است که باید در حریمش نماز بگذارید.  امروز مدعیان ادب و آزادی گستاخانه حرمت پیامبر رئوف و رحیم ما را می شکنند اگرچه ما را در دفاع از حریم مقدس و مبارک آنحضرت همدل و همصدا کرده اند. آنها نمی دانند که ترنم صدای قلب ما فقط با محبت اهل بیت هماهنگ است. الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم.  معصومه آباد»

متن دومین نامه قاسم سلیمانی به این شرح است:

«خواهر خوبم. در آن اسارت، اسارت را به اسارت گرفتی

سعی کن در این آزادی اسیر نشوی

انشالله کتابت را به همه زبان ها ترجمه می کنم تا همه بدانند زینب بنت رسول الله چگونه بوده است وقتی کنیز او معصومه اینگونه معصوم بوده است.

به تو بعنوان خواهرم، بعنوان معرف دختر مسلمان شیعه، معرف ایران اسلامی، معرف تربیت خمینی افتخار می کنیم.

حقیقتا شگفت زده شدم و هزاران بار به تو و دوستانت مرحبا گفتم

ساعت ۲۳

(نینوا)

«سلیمانی»

گفتنی است معصومه آباد نویسنده کتاب و عضو فعلی شورای شهر تهران نیز در یادداشتی نسبت به ابراز لطف «حاج قاسم» واکنش نشان داده است.

آباد در نامه خود برای سردار سلیمانی آورده است: «قاسم و احمد و مهدی و محمد و حمید و … همگی در هیبت‌ها و شکل‌های مختلف اما یکی هستید. خاک جبهه و هشت سال دفاع مقدس همه رنگ‌ها را از شما گرفته و به رنگ صبغه الله در آورده است.”صبغه الله و من احسن من الله صبغه” برادرم، یادداشت‌های شما نسخه‌ای مشابه از وصیت شهدا بود و پژواک صدای احمد را در من طنین‌انداز کرد.»

نویسنده کتاب من زنده ام همچنین در بخش دیگری از نامه خود آورده است: «برادرم، در آسمان وجودت تلألو ستارگان بی‌شماری است که می‌درخشد تا چراغ راه گمگشتگان و در راه ماندگان باشد. شجاعت توأم با رأفت ایمان توأم با عمل، مقاومت توأم با صلابت؛ اما آنچه که گوهر وجود تو را متعالی و مرزها را برای تو بی‌اعتبار کرده غیرت است که هر جا صدای مظلومی را می‌شنوی قد و قامت تو پدیدار می‌شود.»

وی همچنین با اشاره به حماسه آفرینی های «سردار سلیمانی» می نویسد: «تو سردار سلحشور امروز برای تحقق ارزش‌های دینی و انقلابی، با دنیا و عافیت طلبی قهر و وداع کرده‌ای. آنچه که در نینوا نوشته‌ای را حتما سرمشق زندگی خود قرار می‌دهم و به چاپ رساندم تا همه دینداران و ارادتمندان تلاش کنند تا خود را از اسارت دنیا خلاص کنند.»

متن نامه «معصومه آباد» در پاسخ به دست نوشته های سردار سلیمانی که با عنوان «راهی به سوی سعادت» نگاشته شده، به این شرح است:

«سردار سلحشور قاسم سلیمانی؛

یادداشت‌های زیبای شما برکتاب “من زنده‌ام” همزمان با سالگرد عملیات کربلای ۵ بدستم رسید. برنامه ای به یاد شهید حمید اردستانی و هشت تن از شهدای محله امیریه، (مسجد پنبه‌چی) بعد ازنماز مغرب و عشا  سخنرانی داشتم. صحن و سرای مسجد طبقه بالا و پایین مملو از جمعیت و فضا کاملاً با نخل‌ها و خاکریزها و عکس‌های شهدا مزین شده بود و حال و هوای جبهه را تداعی می‌کرد. بعد از سخنرانی و ذکر خاطرات اسارت و زندان الرشید و استخبارات، می‌خواستم از میان آن نخل‌ها عبور کنم که تعداد زیادی دور من جمع شدند، آرام زیر گوش من گفتند: خواهر آباد تو در کتابت نوشته‌ای دنیا بداند که ما هنوز شبها با کابوس الرشید، الانبار و تکریت از خواب می‌پریم… ما آمده‌ایم که بگوییم ما انتقام رنج روزهای جوانی شما را می گیریم با اشتیاق صفحه تلفن همراهشان را نشان دادند. عکس شما پشت زمینه تلفن هایشان بود و گفتند ما در رکاب ایشان منتظر یک اشاره ایم. آنها به پاس همه رشادت­ها و دلاورمردی­های شما و همراهانت اعلام آمادگی می کردند تا مرام و مسلک غیرت و جوانمردی تو برایشان الگو باشد. یاد همه شهدای دفاع مقدس و کربلای پنج و یاد برادر شهیدم احمد هم گرامی بادو چقدر شما و الفجری‌ها و کربلایی‌ها و خیبری‌ها و … شبیه هم شده‌اید.

قاسم واحمد و مهدی و محمد وحمید و … همگی در هیبت‌ها و شکل‌های مختلف اما یکی هستید. خاک جبهه و هشت سال دفاع مقدس همه رنگ‌ها را از شما گرفته و به رنگ صبغه الله در آورده است.”صبغه الله و من احسن من الله صبغه”

برادرم، یادداشت‌های شما نسخه‌ای مشابه از وصیت شهدا بود و پژواک صدای احمد را در من طنین‌انداز کرد. او در وصیت نامه‌اش نوشته است “ما از مردن هراسی نداریم اما از این می‌ترسیم که بعد از ما ایمان را سر ببرند و اگر هم نسوزیم که روشنایی می‌رود و جای خود را به شب می‌سپارد. چه باید کرد هم بایستی امروز شهید شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم که فردا شهید نشود.”اگر چه منظومه اندیشه و دریچه نگاه شما مملو از شاهکارهای اخلاقی و انسانی است که می‌تواند برای بشریت عبرت‌آموز باشد بی‌مناسبت نیست خاطره آخرین لحظه شهادت احمد و مهدی را از زبان یکی از همرزمانش بازگو کنم:

در کشاکش عملیات وقتی احمد دید دوست و همرزم قدیمی و همیشگی‌اش ترکش خورد اما با تنی مجروح و زخمی هنوز می‌رزمد تا ایستاده شهید شود غیرتش به جوش آمد و مهدی را قلمدوش کرد. او در حالی می‌رزمید که بر روی یک دوشش اسلحه و بر دوش دیگرش شهید مهدی بود و در همان لحظه دشمن زیباترین تصویر جنگ را شکار کرد و دو دوست و دو برادر در آغوش یکدیگر به شهادت رسیدند. احمد در فراز دیگری از وصیت‌نامه‌اش نوشته است: می‌ترسم خونین کفنان در غربت بمیرند تا خوش باوران غرب کام بگیرند. وقتی پیکر احمد و مهدی را از خاک جبهه برداشتند دست احمد هنوز به گردن مهدی قلاب بود گویی این دست آخرین عضو بدن او بود که تسلیم شد و امروز احمد و مهدی در گلزار شهدای اهواز کنار هم آرمیده‌اند.

برادرم، در آسمان وجودت تلألو ستارگان بی‌شماری است که می‌درخشد تا چراغ راه گمگشتگان و در راه ماندگان باشد. شجاعت توأم با رأفت ایمان توأم با عمل، مقاومت توأم با صلابت؛ اما آنچه که گوهر وجود تو را متعالی و مرزها را برای تو بی‌اعتبار کرده غیرت است که هر جا صدای مظلومی را می‌شنوی قد و قامت تو پدیدار می‌شود.

نمی‌دانم غیرت از چه جنس وحسی است وعیار آن چقدر است اما غیرت تنها عنصر ذی قیمت حیات آدمی است که فراتراز یک حس یا یک جنس است. کاش عیارمردان را با غیرت و زنان را با حیای  آنان سنجش و میزان می‌کردند. سرمایه‌ای که به فرهنگ ما غنا می‌بخشد اگرچه امروز مورد هدف وتاراج دشمن قرار گرفته تا از نسل ما چیزی باقی نگذارد.

در کنار همه جملات زیبایت غیرت خودنمایی می‌کرد، تا آنجا که نگران این بودی که نگاه نامحرمان به عکس روی جلد نیفتد. چه افتخاری بزرگتر از این که حتی عکس خواهرت از نگاه نامحرم درامان باشد.

دلنوشته‌های شما آنچنان گرم و با صلابت اما آرام بر جانم فرو نشستند که گویی ازخاک همان سرزمین و از جوهره آب فرات آنها را ساخته و نگاشته بودی و چقدر خوب فهمیده بودی نگاه غیرتمند برادران آزاده همانند دژ مستحکمی پیرامون ما کشیده شده بود که می‌توانست هر نگاه شرور و بدخواهی را از ما دور کند و در همیت این عنصر گرانبها در کنار هم با افتخار زندگی می‌کردیم.

قلب سرشار از محبت و عطوفت شما با خواندن کتاب “من زنده ام”، که حکایت مقاومت و ایستادگی توأم با درد و رنج خواهران شما بود دل رئوف رهبر و مقتدایمان و تو و بسیاری از دوستداران دین و وطن را در اندوه فرو برد و چشمان شما را تر کرد اگرچه این اشک و اندوه غیرت و جوانمردی است و این سند زبونی و رسوایی قومی است که با هیچ دین الهی و آیین و اساسا انسانیت نسبت ندارد و تو سردار سلحشور امروز برای تحقق ارزش‌های دینی و انقلابی، با دنیا و عافیت طلبی قهر و وداع کرده‌ای. آنچه که در نینوا نوشته‌ای را حتما سرمشق زندگی خود قرار می‌دهم و به چاپ رساندم تا همه دینداران و ارادتمندان تلاش کنند تا خود را از اسارت دنیا خلاص کنند.

اگر ما در دوره ای از تاریخ کشورمان به دلیل آنکه جنگ برما تحمیل شد و مجبور به دفاع ومقاومت بودیم اما در خلال آن حماسه شاهکارهای بسیار انسانی و اخلاقی آفریده شد پس چگونه دنیای بیرحم امروز می تواند ما را متهم به مرام غیرانساندوستانه و غیراخلاقی (آدم کشی و قتل) کند که نه تنها با اسلام که با هیچ آئینی سازگاری ندارد.

آنها نشنیده‌اند و نخوانده‌اند امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام می‌فرمایند: من خود از زبان پیامبرشنیدم که فرمودند، ازمثله کردن هر چند سگی گزنده باشد بپرهیزید تن و بدن میت آنقدرکریم و محترم است که باید در حریمش نماز بگذارید.

امروز مدعیان ادب و آزادی گستاخانه حرمت پیامبر رئوف و رحیم ما را می شکنند اگرچه ما را در دفاع از حریم مقدس و مبارک آنحضرت همدل و همصدا کرده اند. آنها نمی دانند که ترنم صدای قلب ما فقط با محبت اهل بیت هماهنگ است. الهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم.


 
فیلم‌‌های سیاسی جشنواره فجر +جدول
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٧  کلمات کلیدی: فرهنگ
 به گزارش مشرق، سال 1388 بود که مسئولان سینمایی تاکید کردند مایلند زمینه ساخت فیلم‌های سیاسی را بیش از پیش فراهم کنند. در همان مقطع،  «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا بعد از پنج سال توقیف به عنوان فیلمی با موضوع سیاسی وارد جشنواره شد و جوایزی را از آن خود کرد.

سیاست ترویج ساخت فیلم‌های سیاسی در مدت زمان یک سال به تولید فیلم‌هایی چون «33 روز» ساخته جمال شورجه، «گزارش یک جشن» حاتمی‌کیا و «خیابا‌ن‌های آرام» کمال تبریزی و چند فیلم دیگر منجر شد، کارهایی که در جشنواره بیست و نهم به نمایش درآمدند؛ البته دو فیلم حاتمی‌کیا و تبریزی فعلا فرصت اکران عمومی به دست نیاروده‌اند.

وضعیت تولید فیلم‌هایی با تم سیاسی در سال 90 نیز به همین ترتیب بود و کارهایی چون «پل چوبی» ساخته مهدی کرم‌پور، «خصوصی» محمدحسین فرحبخش و «قلاده‌های طلا» ساخته ابوالقاسم طالبی همگی از جمله فیلم‌های سیاسی تولید این سال بودند؛ البته هر یک در حال و هوای خاص خود.

«استرداد» ساخته مهرداد غفارزاده تولید فاخر بنیاد سینمایی فارابی در سال 1391 هم فیلمی با موضوع یک اتفاق مهم تاریخی سیاسی بود.

«چ» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا که آن هم با حمایت بنیاد سینمایی فارابی ساخته شده بود، در جشنواره سی و دوم به نمایش درآمد؛ فیلمی با موضوع بخشی از زندگی شهید مصطفی چمران.

حالا در سی و سومین جشنواره فیلم فجر دو فیلم در حال و هوای موضوعی سیاسی تولید شده‌اند؛ «روباه» و «مزار شریف».

روباه

افخمی بعد از ساخت «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» قصد ساخت چند فیلم را داشت که از میان آن پروژه‌ها «روباه» را به مرحله تولید رساند. فیلمی که به گفته محمد پیرهادی تهیه‌کننده این فیلم سینمایی به موضوع هسته‌ای می‌پردازد. پیرهادی موضوع این فیلم را چنین تشریح کرده است: «فیلم سینمایی «روباه» یک موضوع کاملا اجتماعی دارد که مرتبط با مسائل امنیتی و جاسوسی در حوزه موضوع انرژی هسته‌ای است، به عبارتی مسائل روز اجتماعی کاملا منطبق با مسائل هسته‌ای است و مذاکرات 1+5 در لابه لای بستر فیلم جاری است.»

حمید گودرزی بابک حمیدیان جلال فاطمی آرش مجیدی و مرجان شیرمحمدی بازیگران این فیلم هستند.

سال گذشته افخمی با «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» دو جایزه از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد و باید دید امسال فیلم افخمی چه سهمی از جشنواره خواهد داشت.

مزارشریف

عبدالحسن برزیده بعد از 11 سال به عنوان کارگردان یک فیلم سینمایی پشت دوربین قرار گرفت و «مرازشریف» را کارگردانی کرد؛ فیلمی با موضوع حمله به کنسولگری ایران در مزارشریف و شهادت دیپلمات‌های ایرانی.

برزیده در جریان دیدار خبرنگاران از پشت صحنه این فیلم سینمایی، در مورد موضوع و حال و هوای آن گفت: «زمانی که یک چنین اتفاق مهمی برای یک کشور رخ می‌دهد ]حمله به کنسولگری[، بی شک جزو اتفاقات تلخ از نگاه ملی به شمار می‌رود و این وظیفه اهالی فرهنگ و هنر آن کشور است که نسبت به آن مسئله واکنش نشان دهند. هر چند نزدیک به 15 سال از این اتفاق می‌گذرد، بالاخره توانستیم شرایطی را فراهم کنیم تا این فیلم سینمایی را جلوی دوربین ببریم.»

او همچنین در مورد کیفیت و ساختار این فیلم گفت: ««مزار شریف» بعد از «ملک سلیمان» تنها فیلمی است که در سینمای ایران به صورت ویژوال افکت ساخته می‌شود. این فیلم سینمایی به تنهایی با قصه متفاوتی که دارد به راحتی می‌تواند در جذب مخاطب موفق باشد، چرا که تمام کسانی که این واقعه را به خاطر دارند می‌خواهند بدانند به واقع چه اتفاقی در کنسولگری ایران رخ داده است. ما تمام تلاش خود را کردیم تا نگاهی صادقانه و بدون موضع‌گیری به این مسئله داشته باشیم.»

ابراهیم برزیده در این فیلم نقش شهید صارمی را بازی کرده است. حسین یاری، مسعود رایگان و مهتاب کرامتی از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

سال

دوره جشنواره

فیلم‌های سیاسی حاضر

1388

بیست و هشتم

«به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی‌کیا و «شکارچی شنبه» پرویز شیخ‌طادی

1389

بیست و نهم

«33 روز» جمال شورجه، «اخراجی‌ها3» مسعود ده‌نمکی، «پایان‌نامه» حامد کلاهداری، «جعبه سیاه» محمدرضا اسلاملو، «خیابان‌های آرام» کمال تبریزی، «فرزند صبح» کمال تبریزی و «گزارش یک جشن» ابراهیم حاتمی‌کیا

1390

سی‌ام

«پل چوبی» مهدی کرم‌پور، «تلفن همراه رئیس جمهور» علی عطشانی، «خصوصی» محمدحسین فرح‌بخش، «گیرنده» مهرداد غفارزاده، «گشت ارشاد» سعید سهیلی، «یک سطر واقعیت» علی وزیریان، «فیلادلفی» اسماعیل رحیم‌زاده و سیدمجتبی اسدی‌پور و «قلاده‌های طلا» ابوالقاسم طالبی

1391

سی و یکم

«تنهای تنهای تنها» احسان عبدی‌پور، «فرشتگان قصاب» سهیل سلیمی و «استرداد» مهرداد غفارزاده

1392

سی و دوم

«چ» ابراهیم حاتمی‌کیا


 
افتتاحیه جشنواره مردمی عمار؛
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

حامد زمانی قاری قرآن مراسم/

 

 

ده‌نمکی: بچه‌های عمار سونامی دهه 90 هنر انقلاب هستند/

 

 

معرفی برگزیدگان پنجمین دوره جشنواره

به گزارش مشرق، پنجمین جشنواره مردمی عمار دقایقی پیش با قرائت قرآن حامد زمانی و حضور مادران و پدران شهید و هنرمندان عرصه‌های سینما، تلویزیون و هنرهای تجسمی در سینما فلسطین آغاز شد.

سن سینما فلسطین با پوسترهای چهار دوره گذشته جشنواره و تابلوی قبور شهدا و عکسی از سید شهیدان اهل قلم مزین شده است.

مراسم با 20 دقیقه تأخیر آغاز شد و حضور گسترده مردم در سالن چشمگیر است.

از میان هنرمندان و مسئولانی که خود را به سالن سینما فلسطین رساندند می‌توان به محمد احسانی (مدیر شبکه یک)، گلعلی بابایی، بهرام عظیمی،‌نادر طالب‌زاده، وحید جلیلی، محمدحسین نیرومند، مسعود ده‌نمکی، شجاعی طباطبایی و... اشاره کرد.

در این مراسم عملکرد یک ساله دبیرخانه جشنواره به شکل کلیپ به نمایش در آمد.


طالب‌زاده: نخبگان و متفکرین انقلاب در اتاق فکر عمار هستند

نادر طالب‌زاده دبیر پنجمین جشنواره مردمی عمار با خیرمقدم به میهمانان و تبریک ایام ربیع گفت: خدا را شاکرم برای این شب و برای پنجمین دوره جشنواره. عمار و حرکت آن ظرفیتی انقلابی است که در این جشنواره بهتر دیده و شناخته شد از بدو انقلاب خلاء چنین جشنواره‌ای احساس می‌شد اما بعد از فتنه 88 به طور مشخص عمار به صحنه آمد در حالی که از ابتدا دستگاه‌های مختلف تلاش می‌کردند تا توجه ویژه‌ای به حیات انقلاب اسلامی و ظرفیت آن داشته باشند.

وی در ادامه با اشاره به تلاش گسترده فیلمسازان و حمایت رسانه ملی از جشنواره عمار گفت: سال به سال همت دوستان و سازندگان آثار بیشتر می‌شود و رسانه ملی نیز حمایت خود را از این جشنواره و آثار آن بیشتر کرده است و هر شب در شبکه چهار برنامه‌‌ای یک ساعته برای این جشنواره در نظر گرفته شده که به خوبی اهداف، نگاه فیلمسازان مشخص می‌شود.

 

به گزارش فارس، دبیر جشنواره عمار در ادامه افزود: امروز جایگاه انقلاب در جهان اهمیت بیشتری خواهد داشت در شرایطی که بحران داعش و بروز خبیث‌ترین انسان‌های تاریخ باعث شده که کنگره و سنای آمریکا مستعفل شوند و تنها راه نجات حقیقت اسلام است و عمار انعکاس این حقیقت است. ظرفیتی که در میان اقشار مختلف وجود داشته و هنرمندان و اهالی رسانه به این ظرفیت اضافه‌ شدند. اتاق فکر جشنواره سال به سال پر رونق‌تر می‌شود و متفکرین و نخبگان انقلاب که در رسانه‌ها دیده نمی‌شوند نیز در اتاق فکرهای عمار حضور دارند.

طالب‌زاده در ادامه به ظرفیت‌های شبکه‌های استانی برای پخش فیلم‌های عمار اشاره کرد و گفت:‌ ظرفیت استان‌ها و شبکه‌های استانی بسیار گسترده است باید این شبکه‌ها را تقویت کرد تا با ارائه آثار استانی در این شبکه‌ها مشکلات استان‌ها حل شود.

وی در ادامه افزود: عمار حیات انقلاب اسلامی که از ابتدای انقلاب وجود داشته و باید انقلاب را به درستی معرفی کند. انقلاب چیست و هدفش چه بوده و از ظرفیت هنری انقلاب اسلامی به درستی در ادامه مسیر استفاده شود. همان دغدغه‌ایی که رهبر انقلاب در اولین سخنرانی خود اعلام کردند و در ادامه راه مقام معظم رهبری آن را جزو دغدغه‌های خود برشمردند.

به گفته وی، مردم خارج از ایران مشتاقند که بیش از پیش با انقلاب ایران و ظرفیت‌های آن آشنا شوند. خوشحالم آثار بسیار خوبی به دبیرخانه جشنواره رسید و فیلمسازان توانستند آثار خود داستانی را با تکنیک‌های خوب و عمق میدان بیشتر به لطف الهی ارائه دهند مسیر انقلاب روشن است و خداوند مدد می‌رساند.


برگزیدگان پنجمین دوره جشنواره فیلم عمار در مراسم افتتاحیه این جشنواره معرفی شده و مورد تقدیر قرار گرفتند.

برگزیدگان این دوره جشنواره فیلم عمار به شرح ذیل است:

* برگزیدگان بخش مسابقه پوستر

هیئت داوران در بخش پوستر از طراح پوستر فیلم های «گاو خشمگین»، «روسری های رنگین» و «نورالدین پسر ایران»، فانوس جشنواره را به آقایان مهدی بادیه پیما برای طراحی پوستر فیلم های آن مرد خواب بود و چریکه بی دنگ و پویا رئیسی برای پوستر فیلم باباخون داد اهدا کرد.

* برگزیدگان بخش فیلم‌نامه بلند

لوح تقدیر بخش فیلم‌نامه بلند به سروش بهاری برای اثر «تجارت‌خانه شهر» اهدا شد.

فانوس جشنواره نیز به امیرعباس ربیعی برای فیلم نامه «امشب برای همه بهتر از هزار شب است» تقدیم شد.

همچنین در بخش طرح فیلم نامه لوح تقدیر جشنواره به سه اثر «چشم بند» نوشته سید سجاد قافله باشی، «هاجر» نوشته زهیر محمدی «کوله پشتی گمشده» نوشته محمدرضا پستک اهدا شد.

* برگزیدگان بخش فیلم‌نامه کوتاه

در بخش فیلم نامه کوتاه لوح تقدیر جشنواره به فیلم نامه های مادر نوشته محسن جهانی و چراغ خاموش نوشته راضیه بهرامی راد و فانوس جشنواره به آقای اضغر روح برای اثر آمیتاباچان اهدا شد.

* برگزیدگان بخش کلیپ و نماهنگ

فانوس جشنواره بخش نگاه ویژه به سه نماهنگ «پیر فرزانه» اثر ابوالفضل حاجیان با موضوع اقتصاد مقاومتی، نماهنگ «جرم پرواز» اثر پویا بابایی با موضوع ترور هواپیمای ایرباس و شهدای مظلوم آن، نماهنگ «حماسه نادر» اثر عبدالحسن رفیعی نژاد با موضوع تنها جنگ دریایی رویاروی با ناو متجاوز آمریکا در خلیج فارس اهدا شد.

هیأت داوران با بررسی 43 اثر بخش مسابقه نماهنگ، ضمن تقدیر از آثار «نجات»، «خیلی دور اما نزدیک»، «هم آواز طوفان»، «نفرین به جنگ»، «جنگ رسانه‌ای داعش»، «تسلیم هرگز»، «بغض 8 ساله»، «مادران گمنام» و «مجموعه تیزرهای کالای کشتار» این آثار را شایسته دریافت فانوس جشنواره معرفی کرد: نماهنگ «تسلیم هرگز» اثر علی سلطانی به دلیل خلاقیت در فرم فوتوکلیپ؛ نماهنگ «خیلی دور اما نزدیک» اثر علی حمزه، به دلیل ارائه اثری جذاب و امیدبخش از تلاش و سازندگی جهادی؛ نماهنگ «مادران گمنام» اثر سیدسجاد قافله باشی به دلیل فیلم‌نامه و دستاوردهای فنی متناسب با موسیقی و موضوع.

سید سجاد قافله باشی کارگردان نماهنگ مادران گمنام در سخنانی در خواستی را با مادران شهدا مطرح کرد و گفت: فرزندان شما روح حاکم بر کارهای ما هستند از آنها بخواهید ما را دعا کنند و یاری کنند و اجازه بدهند که ما در فضای انقلاب کار کنیم و تنفس کنیم و اجازه ندهند که از این فضا خارج شویم.

در پایان، هیأت داوران ضمن تشکر از کلیه هنرمندان راه یافته به این بخش، بهمن باقری را به عنوان جوان‌‌ترین و کم‌سن‌ترین کارگردان این بخش و سازنده نماهنگ «بغض 8 ساله» با فرم موشن‌ گرافیک، به عنوان استعداد درخشان این بخش معرفی کرده و او را شایسته تقدیر ویژه دانست.

نماهنگ پاسداشت «مسعود شجاعی طباطبائی» پخش شد.

 

ده‌نمکی: بچه‌های عمار سونامی دهه 90 هنر انقلاب هستند

در بخش پایان جشنواره مردمی عمار از مسعود ده‌نمکی کارگردان سینما توسط عصمت فلکیان مادری که برای رزمندگان در طول 8 سال دفاع مقدس دستکش می‌بافت، صورت گرفت. ده‌نمکی پس از تشویق مکرر حضار با بیتی آغاز کرد و گفت: بچه‌های عمار سونامی دهه 90 هنر انقلاب هستند و نیامده لرزه به تن افرادی انداختند که این عرصه را (هنر انقلاب) حیات خلوت خود می‌دانستند. ان‌شاءالله در سال‌های آینده میدان‌دار اصلی خواهید بود و ما در خدمت شما. این جمله را از امام خمینی (ره) در ذهن بسپارید که من از اول این جمله را راهگشای خود می‌دانم. لازمه انقلابی بودن تحمل سختی‌ها است و شهید آوینی گفتند هرجا که کار هست امکانات نیست و هرجا امکانات هست کار نیست.

وی در خاتمه تأکید کرد: تفحه‌ای را برای بدرقه راهتان می‌گویم بر سر من هر چه آوردند در طول این 10 سال که در سینما کار کردم و در مطبوعات حقم بود. بدانید که بین عزتی که خدا می‌دهد و عزتی که دیگران می‌دهند باید یکی را انتخاب کنید.

بنابراین گزارش، دستکشی که عصمت فلکیان برای هنرمندان عرصه انقلاب بافته بود توسط ایشان به مسعود ده‌نمکی و سیدمسعود شجاعی طباطبایی داده شد. عصمت فلکیان تنها آرزویش دیدن رهبر انقلاب بود و برای سلامتی ایشان دعا کرد.

فیلم «اکسیژن» ساخته امیر داسارگر با موضوع فتنه 88 اکران شد.


 
پایتخت رسانه‌ای قوم لوط؛
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

بی‌بی‌سی فارسی و آب و تابی که به هم‌جنس‌بازی می‌دهد + تصاویر

گروه جنگ نرم مشرق- بی‌بی‌سی فارسی همیشه مدعی است که به عنوان یک رسانه خبری بی‌طرف عمل می‌کند و سعی دارد با دادن اطلاعات و اخبار "صحیح" در مسائل روز به مخاطبین، قضاوت و نتیجه‌گیری را به خود آنان واگذار کند. در واقع هر رسانه‌ای برای خود رسالتی قائل است که مبتنی بر آن، سیاست‌های اطلاع‌رسانی و استراتژی‌های خبری خود را تعیین می‌کند. سیاست‌های بی‌بی‌سی فارسی نیز مانند دیگر رسانه‌ها در هر حوزه‌ خبری متفاوت است و با رویکردی خاص در هر یک از این حوزه‌ها (مانند سیاسی، ورزشی....)‌ به زعم خود اقدام به انتشار اخبار و اطلاعات "صحیح" می‌کند. یکی از سیاست‌های اساسی این رسانه در حوزه فرهنگی پوشش خبری با موضوع هم‌جنس‌بازی است.

با یک جستجوی ساده در سایت بی‌بی‌سی فارسی بیش از صدها عنوان خبر با موضوع هم‌جنس‌بازی یافت می‌شود.

چند روز پیش این رسانه خبر ازدواج خواننده هم‌جنس‌باز انگلیسی با شریک "هم‌جنس" خود را بطور گسترده در سایت و صفحه شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کرد که قطعا آخرین اخبار از این دست نخواهد بود.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
انتشار خبر خبر ازدواج خواننده هم‌جنس‌باز انگلیسی

اما چرا پوشش اخبار از بازماندگان قوم نابود شده لوط، به یک سیاست "تبدیل ناپذیر" در این رسانه انگلیسی فارسی زبان تبدیل شده است؟ برای پاسخ به این سوال باید در ابتدا به بررسی محورهای اصلی موضوع هم‌جنس‌بازی در رسانه بی‌بی‌سی فارسی پرداخت تا زوایای مختلف این موضوع روشن شود.

هم‌جنس‌گرایی "صحیح" است نه هم‌جنس‌بازی!

کلمات همیشه بار معنای خاصی را به دوش می‌کشند و با استفاده از همین پتانسیل می‌توان بسیاری از مفاهیم جدید را بسط داد یا اینکه در آن مفاهیم اصلاح و تغییر ایجاد کرد. بی‌بی‌سی فارسی اصرار شدید مبنی بر استفاده از کلمه هم‌جنس‌گرایی به جای کلمه هم‌جنس‌بازی دارد. همین جابه‌جایی به ظاهر ساده در استفاده از این کلمات وسیله‌ای شده است تا طرفداران این جنبش دست به استدلال‌هایی مبنی بر مشروعیت اقدامات شنیع خود بزنند.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
اصرار به استفاده از کلمه هم‌جنس‌گرایی به جای هم‌جنس‌بازی

گرایش قلمداد کردنِ هم‌جنس‌بازی و تبدیل آن به لفظ «هم‌جنس‌گرایی» از اساسی‌ترین استراتژی‌های این جنبش برای تطهیر این عمل قبیح و ضداجتماعی است. چرا که در صورت اصالت دادن به «گرایش»های جنسی متفاوت در انسان، رفته رفته علاوه بر «هم‌جنس‌گرایی» گرایش‌های دیگر نظیر ارتباط جنسی با حیوانات، ارتباط جنسی با محارم و ارتباط با هر پدیده دیگری نیز طبیعی قلمداد شده و حق مسلم پنداشته خواهد شد؛ و راه برای دیگر گرایش‌های به ظاهر طبیعی و در حقیقت انحرافات بیمارگونه نظیر حیوان‌گرایی، مادر گرایی، پدرگرایی، خواهرگرایی، برادرگرایی و... باز خواهد شد. (بولتن 360- نشریه رصد فرهنگی، گروه راهبری سیستم و اطلاعات)

هم‌جنس‌بازی نه بیماری است و نه انحراف!

برای اشاعه پدیده هم‌جنس‌بازی نیاز است که ابتدا از این عمل قبح‌زدایی صورت پذیرد. یکی از راه‌های موثر برای این حرکت، اقدام مراکز پژوهش‌های پزشکی و روان‌شناسی با تولید و منتشر نمودن تحقیقات همسو با این جریان می‌باشد. این تحقیقات که به صورت تدریجی به "قانون و حقیقت" بدل شده‌اند، هم‌جنس‌بازی را نه تنها در کاسه یک بیماری و یا ناهنجاری قلمداد نمی‌کند، بلکه آن را یک ویژگی طبیعی مثل رنگ چشم و رنگ مو به حساب می‌آورد و نکته جالب این است که اکثر این محققین خود از گروه هم‌جنس‌باز‌ها هستند.

بی‌بی‌سی فارسی نیز با توجه به سیاست‌های استراتژیک و همگانی رسانه‌های غربی مبنی بر پوشش خبری این تحقیقات به ظاهر پزشکی (استراتژی قبح‌زدایی)، اقدام به انتشار اخبار و اطلاعات "صحیح" در این مورد می‌کند.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
نمونه اخبار برای تبیین هم‌جنس‌بازی به عنوان یک رفتار طبیعی و نه منحرف

تلاش برای وانمود کردن هم‌جنس‌بازی به عنوان اتفاقی ژنتیکی از آنجا نشات می‌گیرد که در صورت قبول ژنتیکی بودن این انحراف دیگر نمی‌توان به افراد منحرف خرده گرفت. زیرا ژنتیک امری است که از دست آنان خارج بوده و این افراد بدون این که حق انتخابی داشته باشند با این گرایش زاده شده‌اند! در نتیجه راه بر هرگونه اعتراض بسته خواهد شد. این در حالی است که هیچ تحقیق مستقل علمی این مطلب را اثبات نکرده و نتایج تحقیقات همواره عکس آن چیزی بوده که در رسانه‌های غربی ترویج می‌شود.

عادی‌سازی هم‌جنس‌باز‌ی با تکنیک تداوم خبری

رسانه بی‌بی‌سی فارسی از هیچ خبری در رابطه با اعضای جنبش هم‌جنس‌باز‌ی نمی‌گذرد و برای عادی‌سازی این عمل "ضدخانواده" برای مخاطب فارسی زبان (ایرانی، افغانی و تاجیکی)، اقدام به انتشار مطالب مرتبط می‌کند.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
انتشار اخبارکارناوال، جشنواره و راهپیمایی هم‌جنس‌باز‌‌ها


چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
پیگیری مداوم و انتشار  اخبار هنری و ادبی هم‌جنس‌باز‌ان

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
معرفی هنرمند‌های قدیمی و جدید هم‌جنس‌باز

 

هم‌جنس‌باز‌ها هم مشروع هستند و هم مظلوم!

این رسانه انگلیسی با تکیه بر اصطلاح "حق آزادی برای انسان‌ها" اخبار قوانین و تظاهرات هم‌جنس‌باز‌ها را پوشش می‌دهد و برای مشروعیت این جنبش منحرف از نظریات شبه‌روشنفکر‌ها تا اخبار هم‌جنس‌بازی در حیوانات را منتشر می‌کند.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
‌استفاده از از نظریات شبه‌روشنفکر‌ها برای تبلیغ انحرافات جنسی


چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟

بی‌بی‌سی فارسی و آب و تابی که به هم‌جنس‌بازی می‌دهد + تصاویر// آماده
حتی اخبار هم‌جنس‌بازی در حیوانات نیز نادیده گرفته نمی‌شود

نشان دادن سختی‌ها، مشکلات و مظلومیت هم‌جنس‌باز‌ها از سیاست‌های رسانه بی‌بی‌سی فارسی می‌باشد. همچنین برای مشروعیت‌زایی مذهبی و دینی برای این جنبش، نظریاتی از علمای مذاهب مختلف مبنی بر موافقت مذهب با هم‌جنس‌باز‌‌ها ارایه می‌شود. این امر نیز برکسی پوشیده نیست که تمام ادیان با این عمل بشدت مخالف هستند و عقوبت بسیار خطرناکی را برای این قوم منحرف هشدار داده‌اند.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
مظلوم‌نمایی برای هم‌جنس‌باز‌‌ها با هر بهانه‌ای

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
اخبار مرتبط با موافقت علمای مذهبی با هم‌جنس‌باز‌ی!

ترویج و دفاع از حقوق هم‌جنس‌باز‌ها در ایران

پرداختن به افراد هم‌جنس‌باز در ایران و برجسته‌سازی قوانین شدید کیفری جمهوری اسلامی ایران علیه این جنبش ضدخدا موضوعی است که بی‌بی‌سی فارسی گاه به گاه با مصاحبه با اینگونه افراد، انتشار محکومیت آنان، گزارش تبلیغی فیلم‌‌هایی با این موضوعات و... به آن می‌پردازد. با اینکه گردانندگان این رسانه انگلیسی آگاهی کافی از هنجار و فرهنگ ایرانی-اسلامی دارند، تلاش زیادی برای جا انداختن فرهنگ هم‌جنس‌باز‌ی برای مردم ایران می‌کنند.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
تبلیغ فیلم‌های هم‌جنس‌باز‌ی مرتبط با فیلم‌سازان منحرف ایرانی

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
مظلوم‌نمایی و عرفی‌سازی هم‌جنس‌بازی برای مردم ایران


این رسانه همسو با سازمان‌های بین‌المللی که علیه نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند، به تبلیغ برای محکومیت‌های سازمان‌های حقوق بشری علیه اقدامات کیفری ایران در رابطه با هم‌جنس‌باز‌‌ها می‌پردازد.

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟

چگونه بی‌بی‌سی فارسی هیزم جهنم می‌شود؟
محکومیت اقدامات کیفری ایران در رابطه با هم‌جنس‌باز‌‌ها

چرا بی‌بی‌سی فارسی سیاست ترویج فرهنگ هم‌جنس‌باز‌ی را انتخاب کرده است؟

رسانه بی‌بی‌سی فارسی یک رسانه انگلیسی می‌باشد که سیاست‌ها و بودجه خود را از وزارت امور خارجه این کشور می‌گیرد. دولت انگلیس به همراه دیگر کشورهای سلطه‌گر مانند ایالات متحده به دنبال گستره تسلط خود در دنیا می‌باشند. لازمه این تسلط به انقیاد کشیدن انسان و رام کردن او در تمامی جوانب وجودی‌اش در برابر خواسته‌های شیطانی نظام سلطه جهانی می‌باشد. این نظام برای رسیدن به این هدف از تمامی ظرفیت‌های خود استفاده کرده و برنامه‌ریزی‌های دقیق و بلندمدتی برای آن انجام داده است. تغییر طبیعت انسان و گرایش‌های او برای ساختن یک موجود مسخ شده تهی از روح پرسش‌گر و معترض و طغیان‌کننده که در برابر هرگونه خواسته سیستم سیاسی و فرهنگی رام است، بدون از هم گسستن خانواده ممکن نخواهد بود.

با ترویج هم‌جنس‌بازی نهاد خانواده تضعیف می‌شود و به تبع آن تولید مثل کاهش پیدا می‌کند. هر تمدن و قومی برای رشد و شکوفایی خود نیاز مبرم به جمعیت سالم، پویا و سرزنده دارد تا نیروی کار فعال و مدیران کارآمد برای رشد خود تربیت کند. بدون خانواده حیات یک جامعه به شدت مورد تهدید قرار می‌گیرد.

حال ایران که سردمدار مبارزه با استکبار شده و محور اصلی مقاومت در برابر آنها را تشکیل می‌دهد قطعا یک تهدید محسوب می‌شود و با توجه به برنامه‌های آینده ایران برای تشکیل یک تمدن اسلامی، ضرورت تلاش بی‌بی‌سی فارسی به عنوان یکی از بازوهای عملیاتی نظام سلطه علیه مردم ایران برای ترویج فرهنگ هم‌جنس‌بازی آشکار می‌شود. فرهنگی که باعث نابودی قوم‌هایی در گذشته شده و بی‌شک در آخرت موجب خواهد شد که هم‌جنس‌بازها و کسانی که آنها را ترغیب کرده‌اند،در آتش خشم الهی فرو بروند.


 
اسامی آثار راه یافته به جشنواره "عمار"
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، در فاصله چهار روز مانده به مراسم افتتاحیه ، اسامی آثار راه یافته به بخش مسابقه پنجمین دوره جشنواره اعلام شد.

 

این آثار در تاریخ یازدهم لغایت نوزدهم دی ماه به صورت همزمان در سینما فلسطین تهران و سراسر کشور اکران خواهند شد.

بر اساس این گزارش آثار راه یافته به بخش مسابقه پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار به این شرح است:

بخش فیلم داستانی:

 

·دیوارکشی / احمد تیموری

 

·عزالدین / محمد طاها امیری

 

· بایرام یومورتاسی / مهدی صالحیار

 

· فندک انگلیسی / مصطفی معارف وند

 

· عشق علیه السلام / نریمان خلیلی

 

· گذر / مهدی صدیقی

 

· سرزمین بارانی / جواد مزدآبادی

 

· میتینگ / امیرعباس ربیعی

 

· یار مقابل / حسن حبیب اله زاده

 

· انجمن حجتیه / حمید عبداله زاده اقدم

 

· Fair Play / سیدسجاد قافله باشی

 

· دخیل / محمد علی هاشم پور

 

· برای هانا / روح الله اکبری

 

· هم بازی / مهدی امینی

 

· سپیدی / مریم صائمی

 

· اولی‌ها / یونس شهباز

 

· مدادهای رنگی / یونس شهباز

 

· ماجرای آن روز / داریوش غذبانی

 

· ولد / امیرعباس ربیعی

 

· پول کثیف / جواد علیزاده

 

· نبینیم / علی جعفر آبادی

 

· خانه / رضا زهتابچیان

 

· تابستان طولانی / علی خزاعی فر

 

· عشق ، عادت ، ... / محمد رضا شهیری

 

· ثانیه های سربی / سیدمهدی حسینی

 

· ایست / مریم ناصری

 

· پارک / کبری عباسی

 

· بچه و مرد / محمدرضا خردمندان

 

· سایه بان / حسن هاشمی نسب

 

· کودکی های آقای هنرپیشه / فاضل پور ابوطالب

 

· سرباز کوچولو / الهام زرفشان - لادن رحمتی

 

· برخورد / محمد نیک دل

 

· اکسیژن / امیر داسارگر

 

· خانه ای کنار ابرها / سیدجلال دهقانی اشکذری

 

· روز داوری / سهیل سلیمی

 

· رضایت نامه / محمدرضا دهستانی اردکانی

 

· ایثار / احسان محمدی

 

· فردای دیروز / ایمان گودرزی

 

· راه حل / رضا مسعودی

 

· اشک مادر / موسی خانزاده پور

 

· جشن تکلیف / علی خسروی

 

· شیپورچی / سید وحید حسینی

 

· علمک / حسین دارابی

 

· فرزندان / یاسر طالبی

 

· تیغ و ترنج / آرش سجادی حسینی

 

· آوان / آرش سجادی حسینی

 

بخش پویانمایی:

·گزینه‌های روی میز / عباس عسکری

 

· جایره ایرانی اوباما / مجتبی خیری

 

· چالش سطل آب و یخ / محمدحسین حلاج نیشابور

 

· رقص قاصدک‌ها / وحید شاکری

 

· مورچه و سلیمان / علی براتی

 

· بحران آب / مجید آسودگان

 

· جانور یاغشی / جواد فتحی

 

· ساخت ایران / رضا سربخش

 

· پرواز 655 / حمید جمالی

 

· مهمان ناخونده / عبدالامیر سبیعی

 

· طبس / علی قاسمی

 

· روزی که آتش آمد / سید علی موسوی نژاد

 

· یک قطعه آسمان / فاطمه خدیور

 

· بختک / اسماعیل یوسفی

 

· سیصد / مجید کریمیان

 

· گلوله های کاغذی / یاسر خزاعی

 

· قلمرو طلوع خورشید / مهدی زیار

 

· برگ های افتخار / احمد آبروانی

 

· فرزندان آفتاب / مسعود حمزه ای

 

· ضربدرسفید / رحیم کریم زاده

 

· افسانه شهر قالی / حمیدرضا حافظی

 

· معصومیت از دست رفته / ابوذر قاسمی

 

· ختم فتنه / ایمان یونسی

 

· نبرد خلیج فارس 2 / فرهاد عظیما

 

· شهید اندرزگو / محمدحسین خوش بیان

 

· قیام گوهرشاد / سیدجواد هاشمی نژاد اشرفی

 

بخش فیلم مستند - تاریخ معاصر ایران و فتنه سال 88:

· گرم‌ترین روز زمستان / مهدی نقویان

 

· شکوفه‌های زمستان / تورج کلانتری

 

· ما سی نفر بودیم / روح الله فخرو

 

· قرآن های بر نیزه / سید مهدی چاوشی مجرد

 

· چه کسی ما را کشت / محمد حسین جعفریان

 

· آشنای غریب / مصطفی شبان

 

· حرمسرای اشرف / محمد مهدی خالقی

 

· روزهای خرداد / مهدی دزفولی

 

· جلال به روایت اسالم / حسن حبیب زاده

 

· ستاره های خاموش / مهران ده نمکی

 

· میراث مرثیه / مهدی زنگنه

 

· عقبه _ عباس دست طلا / احمد کشاورز صدیق

 

· نیمه تاریک ماه / مهدی عزتی چهارقلعه

 

· خط مقدم / محمدحسین پیکانی

 

· سلام آقا مهدی / محمدجلال حاج امینی

 

· اسیر در زنجیر دروغ / محمد عبدی زاده

 

· آسید مهدی / بابک مینایی

 

· رو در رو با شیطان 1 / علیرضا بوالی

 

· بهجت انقلاب / حسین فرقدان

 

· مثل پروانه عاشق / مهدی میر تیموری

 

· انتقام ابابیل / ایمان کیخا

 

· امام موسی صدر

 

· چریک پیر / سید مسعود امامی

 

· و خود خون بهای اویم ... / هنگامه امیرپور دولگان

 

· بدون مرز / حمید عبداله زاده اقدم

 

· امینه / عبدالله عزیزی

 

· پسر را ببین، پدر را تصور کن / حمید یادروج

 

· نزدیکیهای غروب / محمد اسکندرزاده

 

· غلامعلی / مهدی شاهسواری

 

· اتاق جنگ / مصطفی حریری

 

· بهمن 60 / ایمان گودرزی

 

· مجله صبح / سیدمحمدحسین هاشمی

 

بخش فیلم مستند - بیداری اسلامی و جهانی و بین الملل:

· پرچم دروغین / مهدی باقری

 

· ایمان / مسعود زارعیان

 

· شهادت؛ از کابل تا دمشق

 

· کرار / محسن اردستانی رستمی

 

· ققنوس / جمشید بیات

 

· مسیر مومباسا / مجید عزیزی

 

· ابرها در راهند / محمدعلی فارسی

 

· آشنای دور / مجید عزیزی

 

· فریاد خاموش / حمید عبداله زاده اقدم

 

· سایه ها / محسن سوهانی

 

· یرموک / سید محسن موسوی

 

· ام غیاث / مجید ذوالفقاری

 

· روهینگیا / رضا فرهمند

 

· شیخ منصور / حسام اسلامی

 

· ملاقات با داعش

 

· خالد و مجتبی / روح الله رفیعی

 

· بدون مرز، عشق ... / وحید فراهانی

 

· مالکیه / محمدباقر شاهین

 

· الصرخة الصامتة (فریاد خاموش) / حمید عبدالله‌زاده

 

· The Writer With no Hands (نویسنده بدون دست) / William Westawa (ویلیام وِست وِی)

 

· En Directo(پخش زنده) / Wenceslao Scyzoryk (ونسِسلائو اسکیزوریک)

 

· Disintegration (فروپاشی)/ Alvaro Martin (آلوارو مارتین)

 

· Hawaii , The Stolen Paradise? (هاوایی، بهشت دزدیده شده؟) / Luis Castro (لوییز کاسترو)

 

· Hunger Strike (اعتصاب غذا) / Ashraf Mashharawi (اشرف مشهاراوی)

 

· Propaganda (پروپاگاندا) / Slavko Martinov (اسلاوکو مارتینف)

 

· The Captive (اسیر) / Khaled El Mashharawi (خالد المشهراوی)

 

· These Walls will Talk (این دیوارها به سخن خواهند آمد) / Hanif Shahpar Raad (حنیف شاهپر راد)

 

· nae pasaran (آن ها عبور نخواهند کرد) / Felipe Bustos Sierra (فلیپه بوستوس سیرا)

 

· Omar Suleiman: Dead or Killed? (عمر سلیمان، مرد یا کشته شد؟) / Khalid Mohamed Saeed Hafez (خالد محمد سعید حافظ)

 

· Migrating birds (پرندگان مهاجر) / Akram MONCER (اکرم مونسر)

 

· America's survailance State (دولت جاسوس آمریکا) / Danny Schechter (دنی شکتر)

 

· Eighty Days (هشتاد روز) / Akram Adouani (أکرم عدوانی)

 

· Kawthar (کوثر) / مهدی خوش نژاد

 

· Crisis of Distrust- Police and Community in Toronto (بحران بی‌اعتمادی پلیس و جامعه در تورنتو) / Dan Epstein (دَن اِپستاین)

 

· Game of Drones (بازی پهپادها) / Margaret Cox (مارگرت کاکس)

 

· Pro-Palestinian rally in London (راهپیمایی مردم لندن در حمایت از فلسطین) / Giacomo Mantovani (گیاکومو مانتوانی)

 

· أبیض أسود / عادل سرحان

 

· بنت جبیل، قاهرة اغزاة / مهدی قانصو

 

بخش فیلم مستند - جنگ نرم و حرکت های خودجوش مردمی

· گروه کوچک ما / فرود عوض پور

 

· سوغات فرانسوی / مرتضی اصفهانی

 

· جنگ اطلاعاتی / علی نظری

 

· مدرسه شاداب / علیرضا نوروزی خراسانی

 

· مردانه / سید مرتضی حسینی

 

· هابیل خون و خرما / سیدسعید صدرزاده

 

· به سوی آسمان / محمد ساسان

 

· دُرعلی / امیرحمزه مشایخی

 

· هالیوود اسب تروا / داود جلیلی - سلمان ابوطالبی

 

· صدای پای آشنا / روح الله رحیمی

 

· 7 دقیقه تا تل آویو / علیرضا بوالی

 

· نمای بسته‌ای از همسایه شقایق‌ها / ایمان کیخا

 

· الف لام میم / محمدمهدی فکریان

 

· قزل امام(امام طلایی) / روح الله توفیق

 

· ردپای نان / یزدان کیانی

 

· همه آنچه که من دارم / محمدعلی یردان پرست

 

· تاکسی, مدرسه / مسعود کارگر

 

· دادخواست / روح الله رشیدی

 

· معبر / محمد کرم زاده

 

· داستان یک مرد / محمد حجت احمدی زر

 

· اهل سنت ایران / محسن اسلام زاده اسکستانی

 

· تولد در زمین سوخته / وحید فرجی

 

· نور جهان / حسن کی قبادی

 

· رگه های حیات / مجید عزیزی

 

· حسین آباد / جواد صداقتی راد

 

· آنچه به این خانه روا است / تورج کلانتری

 

· صحرا / داود نجف زاده

 

· زندگی آمریکایی آمریکایی / محمد حسام الدین

 

· صالح آباد / امین قره سوفلو

 

· من مرگ می‌شوم / مهدی فیاضی

 

· ننه سکینه / مریم السادات مومن زاده

 

· رمز و راز ملکه / مهدی نقویان

 

· میراث تلخ نژاد پرستی در ایالات متحده

 

· بازتاب عشق / مهدی سلیمی

 

· من تهرانی بودم / سجاد ایمانی

 

بخش فیلم مستند – اقتصاد مقاومتی و نقد درون گفتمانی

· ایران 200 میلیونی / مجید تجرد

 

· بغض هامون / محسن شیرزایی

 

· زمین بعلاوه پنج درصد / مجتبی غفوری

 

· گام نهایی / سیدمحمدحسین میری

 

· مهاجر / سیدحسن یوسفی

 

· زندگی شاید همین باشد / سیدمهدی موسوی

 

· صدای غربت / محسن اردستانی رستمی

 

· شهر مغشوش / سیدحسن موسوی فرد

 

· اروند / محسن حاج کرمی

 

· واجب فراموش شده / محمدعلی مردانی

 

· غریبه ها / محمد صالحی

 

· چشم در برابر چشم / سیدمحمدعلی صدری نیا

 

· فاکتور صوری / سیدمهدی کرباسی

 

· پیشگامان یاری خدا و رسول / سید علی موسوی نژاد

 

· استعمار دلار / عبدالعظیم مولایی

 

· ماهی ها در سکوت نمی میرند / یاسر عرب – محسن زارعی

 

· ما اقتصاددانیم / محمدحسین بزرگی راد

 

· یک قصه از بلوچستان / محمدرضا محمدی نجات

 

· رنگ و نارنگ / داریوش نیکبخت

 

· طلب / جواد سلمان نژاد

 

· طلای سفید / مسلم نصیری

 

· کودکانه / مجتبی حسن‌زاده

 

· کلاه انگلیسی / سید مهدی کرباسی

 

· سپید / محمدحسین صفری رودبار

 

· نازیسم / امیرحسین خلیلی

 

· بوستان خانواده / محمد دیماسی

 

· آرزوی استخدام / علی خسروی

 

· محرمانه های مشهد / سیدمحمد محمدی سرشت

 

· TF DOWN 2 / روح الله رفیعی

 

· به وقت مادری / محمدحسن یادگاری

 

· welcome / محمد احمدزاده

 

لازم است ذکر شود برگزیدگان بخش های نماهنگ، فیلم ما، فیلمنامه، نقد، پژوهش و مقاله، اقلام تبلیغی(پوستر و تیزر) در مراسم افتتاحیه پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار اعلام خواهد شد.

 

مراسم افتتاحیه روز چهارشنبه 10 دی ماه جاری، از ساعت 18 در سینما فلسطین تهران برگزار خواهد شد.

 

بخش نماهنگ:

· گام اُستوار / میثم لطفعلی زاده

 

· لیلا/ مرتضی رمضانی طرنج

 

· آرامش در حضور دیگران/ مجتبی رضایی

 

· گله از گرگ / حامد جلالی کاشانی

 

· هم آواز طوفان / حامد جلالی کاشانی

 

· زهرای بابا

 

· نجات/ محسن سلیم

 

· تسلیم هرگز/ علی سلطانی

 

· پیر فرزانه/ ابوالفضل حاجیان

 

· همخوانی سرود مرگ بر آمریکا/ حمید عبدالله زاده

 

· غزه، صخره پیروزی/ علی اکبر سیاح طاهری

 

· ساده تر از اونی که فکر می کردم/ ایرج افشاری اصل

 

· مادران گمنام/ سیدسجاد قافله باشی

 

· خیلی دور اما نزدیک/ علی حمزه

 

· بی بی مریم / محمد رضا کیانپور برجویی

 

· شهید عید فطر/ سید مقداد سیدصالحی

 

· تابوت خالی / لیلا نباتی

 

· در بهار آزادی / یونس محمدی

 

· میروم به جبهه / یونس محمدی

 

· جرم پرواز / پویا بابایی

 

· ننا ( مادر ) / علیرضا صبوری

 

· فرشتگان قصاب / امیر حسین در بهانی

 

· شهر سنگ / روح الله مهرابی

 

· یدالله / یوسف شعرانی

 

· لوازم آرایش لورآل / محمدرضا امامقلی

 

· غذای خوب زندگی خوب/ محمدرضا امامقلی

 

· ظهور منجی ما/ سید مهدی مؤیدی

 

· جنگ رسانه ای داعش/ احمد قصری منش

 

· دشمن اصلی/ سید محمدرضا علوی

 

· برای بابا/ محمد صادق اسماعیلی

 

· راز روشن/ علی حمزه

 

· سابقون/ مرتضی مطوری

 

· بغض 8ساله / بهمن باقری

 

· Open Happiness/ محسن آقائی

 

· حماسه نادر/ عبدالحسن رفیعی نژاد

 

· مجموعه آن روزها/ احمد ذوعلم

 

· قلم رصاص/ احمد ذوعلم

 

· نفرین به جنگ/ محمد صمصامی

 

· شور آزادگی / حسین مظفری

 

· قصه ادامه دارد/ مهدی امینی

 

· ما ایستاده ایم/ محمدحسین مسعودی

 

· زیر سایه سرو/ حامد پاکدل

 

· ارباب تشنه/ حمید عبدالله زاده

 

بخش فیلم ما

· جهاد فرهنگی / ماهان عمادی

 

· خطر در کمین / رضا حاجی زاده مقدم

 

· مادرانه / فاخته جلایرنژاد

 

· مسجد بچه‌ها / عباس عباس زاده

 

· فرزند آسمان / محمدمهدی ظهیری فرح

 

· شکوه حضور / محمد براتی

 

· معجزه الهی / فاطمه حاجی پور، فاطمه زهرا درزی پور و اسراء دهزاد

 

· خلیج خونین / فاطمه حاجی پور ، فاطمه زهرا درزی پور و اسراء دهزاد

 

· پیلاو(کفش) / زانیار محمدی نکو

 

· چارقد بی بی / محسن جهانی

 

· هنوز زمین می چرخد / علی دهقان زاده

 

· بچه مسجدی / علی مظفری

 

· یک پنجم / محمد صالحی

 

· میزبانی / محمد ملکی

 

· بیا شمعو فوت کن! / سیده صدیقه میرغفاری

 

· مامور شیطان / مهدی امینی طامّه

 

· امید سبز / حسین برادران

 

· جانبازان / ایمان علیزاده

 

· حاج شکرالله / حمیدرضا ایوب میگونی

 

· چشم های دودی / احسان محمدی

 

· شوق شهادت / علی قشقایی

 

· مردان آسمانی / علی قشقایی

 

· راه محمد (ص) / محمد علی شجاعی فرد

 

· دخترانه / رقیه فتحی

 

· قرآن بخوان عیدی بگیر / محمدرضا حجتی نژاد

 

· عملیات پایتخت / طهورا کیمیائی

 

· ج ذ ب / محمدعلی اوجی اردبیلی

 

· رویای تقلب / مهدی شفیعی

 

· جایی نزدیک زمین / اکبر علی اصغری

 

· معنی عشق یعنی تو / احمد استاد حسن معمار

 

بخش فیلمنامه

 

- فیلمنامه بلند:

 

· اجر اکبر / شهناز فراست

 

· امشب برای همه بهتر از هزار شب است / امیرعباس ربیعی

 

· به دنبال بهار / علی فیضی

 

· تجارتخانه شهر / سروش بهاری

 

· کافه گودو / عباس هادیان مهر

 

- فیلمنامه کوتاه

 

· ایران پیما / روح الله رضایی

 

· آمیتاباچان / اصغر روح

 

· پلاک / علیرضا محصولی

 

· تفرج / علیرضا و فاطمه قائدی

 

· چراغ خاموش / راضیه بهرامی راد

 

· داستان فاطمه / محبوبه ناصری

 

· راهی که باید رفت / حسن کی قبادی

 

· مادر / محسن جهانی

 

- طرح

 

· قرارداد / ثمانه مهرپویا

 

· چشم بند / سیدسجاد قافله باشی

 

· رویایی برای مادر / محمدحسین سلطانی

 

· کمای عمیق / اسماعیل رحیم زاده

 

· کوله پشتی گمشده / محمدرضا پستک

 

بخش نقد، پژوهش و مقاله:

 

- نقد

 

· نقد هرمنوتیک نوین بر فیلم "نوح" / میلاد فلاح

 

· پذیرایی ساده ؛روایت انفجار خشم روشنفکر ایرانی / علی عبدی

 

· بوسیدن روی ماه؛ عرفی سازی سینمای دفاع مقدس / علی عبدی

 

- پژوهش

 

· بررسی دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب درباره سینما؛ مطالعه موردی جشنواره مردمی فیلم عمار / محمدجواد کربلایی

 

· اهریمن شریر تصاویر؛ نگاهی به اندیشه مرتضی آوینی و مواجهه آن با جهان پسامدرن در سینما / مجید کیانیان

 

· بررسی انتقادی شخصیت زن در سینمای پس از انقلاب از منظر اسلام / رفیع الدین اسماعیلی - حفیظه مهدیان

 

· زمان و مکان در سینمای ملی فلسطین: راهکارهای مقاومتی در برابر صهیونیسم / وحیداله موسوی

 

- مقاله

 

· بازنمایی روابط عفیفانه مرد و زن در سینمای ایران (مطالعه موردی فیلم درباره الی) / رفیع الدین اسماعیلی - حفیظه مهدیان

 

· نقش رسانه در تحکیم خانواده ایرانی /رفیع الدین اسماعیلی

 

· بررسی انتقادی کابالیسم در سینمای هالیوود (مطالعه موردی انیمشین سینمایی ناین) / حفیظه مهدیان

 

· "فقه سینما"، دریچه‌ای به سمت سینمای دینی / راضیه سادات مدرس

 

· بررسی تضاد یا تقابل فرهنگیِ سینمای سیاسی در دیپلماسی رسانه ای ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران / مجتبی اشرافی - مرتضی اشرافی

 

· «برزخ» یهودی-مسیحی شده در سینمای ایران / محمد آقاسی

 

· ساختار روایی در سینمای مقاومت: زبان، زیباشناسی و بلاغت / آرین طاهری

 

· جشنواره عمار و خاکریزهای فتح نشده انقلاب / علی عبدی

 

· آسیب شناسی بازنمایی دفاع مقدس در سریال های تلویزیونی / علی جعفری

 

بخش اقلام تبلیغی (تیزر):

 

· خسوف / مهدی نوروزی نسب

 

· فرزندان / میثاق مدانلو

 

· ارمون / میثاق مدانلو

 

· زندگی شاید همین باشد / سید مهدی موسوی

 

· به وقت رهایی / پویان آقابابایی

 

· شاگرد امام / محمد حجت احمدی زر

 

· مردان روح الله / محمد حجت احمدی زر

 

· مستند فاکتور صوری / سید مهدی کرباسی

 

· گام های شیدایی / امیر حمیدی

 

· فرشتگان قصاب / امیر حمیدی

 

· فیه ما فیه / صادق داوری فر

 

· چی بپوشم / مسعود زارعیان

 

بخش اقلام تبلیغی (پوستر)

 

· ایران 200 میلیونی / مجید تجرد

 

· تولد در زمین سوخته / مهدی خوش نژاد

 

· کدام مسجد / مهدی خوش نژاد

 

· ننه قربون / مهدی بادیه پیما

 

· آن مرد خواب بود / مهدی بادیه پیما

 

· کرایه های اماده / مهدی بادیه پیما

 

· فرصتی برای دیدن / مهدی بادیه پیما

 

· یک عاشقانه ارام / مهدی بادیه پیما

 

· کاظم اقا دربست / مهدی بادیه پیما

 

· مسجد کلیسا نیست / مهدی بادیه پیما

 

· اب اتش اب / مهدی بادیه پیما

 

· ارمیتا مثل پری / مهدی بادیه پیما

 

· ایستاده ایم / مهدی بادیه پیما

 

· این یک درخت است نیست / مهدی بادیه پیما

 

· بازی تمام شد / مهدی بادیه پیما

 

· چریکه بی دنگ / مهدی بادیه پیما

 

· روسری های رنگی ما / مهدی بادیه پیما

 

· قربانگاه زائران / مهدی بادیه پیما

 

· نورالدین پسر ایران / مهدی بادیه پیما

 

· زندگی شاید همین باشد / سید مهدی موسوی

 

· قبل از شروع یک روز کاری / محمد براتی

 

· زندگی خصوصی عباس ساکی و دوستان / مهدی صمدی

 

· عمواوغلی / بهار محمد زاده شمخال

 

· بابا خون داد / پویا رییسی

 

· گاو خشمگین / پویا رییسی

 

· پاهای فاطمه / مهسا فرزان

 

· فاکتور صوری / مهرداد موسوی

 

· فیه ما فیه / امیرحسین عطارزاده

 

· اوریگامی / اکبر علی اصغری

 

· آرام بگیر عراق / اسماعیل چشرخ

 

· پایی که جا ماند / اسماعیل چشرخ

 

· خشت بهشت / اسماعیل چشرخ

منبع: ایسنا

 
حاج حسین یکتا در گفتگو با مشرق:
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

ارتش بیست میلیونی اربعین نشان از جهانی شدن گفتمان مقاومت و ضداستکباری دارد/

 

 

هیچ ستاد متمرکزی اینجا فعالیت نمی کند و تمام اقدامات مردمی است

ویژه‌نامه حسینیه مشرق - دومین روز بود که در جاده منتهی به کربلا قدم برمی داشتیم. خورشید تازه طلوع کرده بود و جمعیت زیادی در جاده مشغول پیاده روی به سمت کربلا بودند. موکب ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشتیم؛ در نزدیکی های عمود 285 بودیم که چشممان به موکب بزرگی برخورد که به نام «علی بن موسی الرضا» مزین شده بود؛ جلوتر که رفتیم دیدیم بچه‌های ایرانی مشغول پذیرایی و خدمت رسانی به زوار هستند. اسفند دود می کردند و از زائرانی که برای نوشیدن چای و شربت زعفران به داخل موکب می آمدند استقبال می کردند.

برای استراحت به داخل موکب رفتیم که با چهره ای آشنا برخورد کردیم. حاج حسین یکتا مسئول قرارگاه فرهنگی خاتم الاوصیاء و راوی خوش بیان هشت سال دفاع مقدس که سال هاست در عرصه  جنگ نرم مشغول فعالیت است را دیدیم. برای گپ و گفت و خسته نباشید سراغش رفتیم.

حاج حسین هم مثل همیشه با روی گشاده به حرف های ما گوش داد. خیلی دوست داشتیم از پیاده روی اربعین و تفاوت آن با سال های گذشته برای ما صحبت کند، او هم دست رد به سینه ما نزد و ساعتی را به گفت و گو با ما نشست.

ابتدای سخن را مثل همیشه از شهدا شروع کرد و از چله گرفتن های رزمنده ها در خاکریزهای 8 سال دفاع مقدس گفت که به عاشورا ختم می شد و ختم چله گرفتن های آنها در عاشورا همراه می شد با شهادت آنها و لقاء آنها با اربابشان حسین(ع). می گفت از عاشورا تا اربعین هم یک چله است؛ اما این چله برای ما جامانده های از شهادت است. برای ماهایی که از قافله حسین(ع) جاماندیم و حالا با هر زحمتی شده دوست داریم خودمان را به قافله حسین(ع) برسانیم.

در ادامه روایت زیبای حاج حسین یکتا را از پیاده روی اربعین بخوانید؛


- از عاشورا تا اربعین یک چله است برای ما جامانده های از قافله حسین(ع)؛ ماهایی که از کاروان شهادت جامانده‌ایم. اربعین مال ماهایی است که از عاشورای حسین(ع) جاماندیم و می خواهیم خودمان را به هر طریقی شده به قافله حسین(ع) برسانیم.

- پیاده‌روی اربعین نمونه یک انقطاع کامل است، چون وقتی شما از نجف حرکت می‌کنید و در بیابانهای مسیر نجف – کربلا  قدم می گذارید و حرکت می کنید، یعنی منقطع شده‌اید.

- اینجا 3 روز مُحرم می‌شوید و باید اِحرام نگه دارید؛ آدم دیگر در این مسیر تنها فکرش، نگاهش و حرکتش به سمت حرم اباعبدالله الحسین(ع) است. این یعنی انقطاع از هر چیزی غیر از حسین(ع) و لقاء به حسین(ع).

- فضای سفر اربعین، مخصوصا در پیاده روی بیشتر جنبه تربیتی دارد. همان طور که در دوره 8 سال دفاع مقدس برای جهاد فی سبیل الله به جبهه می رفتیم و تربیت می شدیم. آخرش هم اگر خوب تربیت می شدیم و از پس جهاد اکبر و انقطاع الی الله بر می‌آمدیم اینطور می‌شد که «من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته».

ارتش بیست میلیونی اربعین نشان از جهانی شدن گفتمان مقاومت و ضداستکباری دارد/ باید گفتمان مقاومت را در این مسیر منتقل کنیم/ تمام اقدامات انجام شده در طول مسیر مردمی بوده و هیچ ستاد متمرکزی اینجا فعالیت نمی کند


- شما اگر دقت کنید داخل این فضای زیارتی یک فضای تربیتی وجود دارد که از لحظه خداحافظی و وداع با امیرالمومنین علی (ع) در نجف اشرف آغاز و در مسیر حرکت به سمت حرم اباعبدالله حسین(ع) ادامه پیدا می کند.

- این پیاده روی؛ شب های عملیات را برای آدم تداعی می کند. وقتی شما نگاه می‌کنید و می‌بینید زوار اباعبدالله الحسین(ع) خودشان را برای حرکت به سمت کرب و بلا آماده می‌کنند و برای رسیدن به حرم آقا از بسیاری از تعلقات دنیوس دل می‌برند؛ آن فضای شب های عملیات برایتان تداعی می شود.

- پیاده روی اربعین یک حرکت تربیتی است برای پرورش شیعیان و نخبگان برای دوران ظهور و آن اتفاق بزرگی که در پیش داریم.

- پیاده روی شیعیان در ایام اربعین و این سیل عظیم و خروشان جمعیت که از کشورهای مختلف جهان گرد هم آمده اند، همه و همه نشان دهنده این است که در عالم اتفاق بزرگی در حال رخ دادن هست و شیعیان امیرالمومنین (ع) باید خود را برای آن اتفاق بزرگ که فاصله چندانی با آن نداریم آماده کنند.

- به نظر من قشنگ ترین کاری که جوانان ایرانی می توانند در مسیر پیاده روی اربعین انجام دهند، انتقال نگاه انقلاب اسلامی، حزب اللهی و بیان آن عقبه فکری نظام اسلامی که به پا کردن تمدن نوین اسلامی است.

- تمام اقدامات انجام شده در طول مسیر مردمی بوده و هیچ ستاد متمرکزی اینجا فعالیت نمی کند و موکب های برپا شده در طول مسیر همه با عشق و اعتقاد مردم و شیعیان علم شده است و ما نیز اینجا به عنوان یک زائر و روای در این مسیر قرار گرفته ایم و اینجا هر کاری از دستمان بربیاد انجام می دهیم.

- امام حسین همه شیعیان را در این مسیر بخط کرده است. وظیفه ما که با شروع 22 بهمن 57 علم طلوع خورشید جهان گیر را کلید زده‌ایم، در این سیل عظیمی که در این مسیر شکل گرفته این است که آن نگاه انقلابی را منتقل کنیم. ما باید بتوانیم به مردم و شیعیان بفهمونیم که آن اتفاق بزرگ در راه است و تمام قلب ها و دل ها و تفکرات را که متوجه آن خبر بزرگ کنیم.

- اگر یک روزی یک حرکت بزرگ در 22 بهمن 57 علیه شاه و حکومت ستم شاهی شروع شد، امروز یک موج خروشانی علیه تمام ظلم و جور و حکومت های مستبد در حال شکل گیری است و رزمایش عظیم پیاده روی اربعین این را به خوبی نشان می دهد.

- در مسیر که نگاه کنید همه نوع از شیعیان را می بینید که آمده‌اند و موکب هایی برای پذیرایی و خدمت رسانی زده‌اند. امسال موکب هایی را هم می بینیم که ایرانی ها و جوانان ایرانی علم کردند و حتی کار فرهنگی هم در آن انجام می‌دهند و در این مسیر به زوار حضرت حسین(ع) خدمت رسانی می‌کنند.

- آن چیزی که ما باید روی آن کار کنیم این است که مردم و شیعیان را متوجه آن ماموریت بزرگی کنیم که امام حسین(ع) بخاطر آن ماموریت بزرگ همه را در این مسیر به خط کرده و به سمت کربلا فراخوانده است. همان ماموریت آخرالزمانی که شیعیان امیرالمومنین علی (ع) بر عهده دارند.

- ما اینجا که داریم لبیک یا حسین (ع) می گوییم و این لبیک یا حسین(ع) به این معنی است که ما داریم بیعت می‌کنیم با آقازاده‌ی ارباب مان حسین(ع).  این لبیک یا حسین ها یعنی لبیک یا مهدی(عج). قطعا این راهپیمایی عظیم نشان دهنده یک حرکت بزرگ جهانی است که انشالله به ظهور ختم می شود.

- امروز بدون اینکه ما یک درگیری نظامی داشته باشیم و تیر و تیراندازی انجام بشود؛ صدای حقانیت خودمان را به همه مردم جهان می رسانیم و در این رزمایش بزرگ گفتمان مقاومت و ضداستکباری را فریاد می زنیم و تبادل فرهنگ می کنیم و این یک رزمایش وحدت بین مسلمین است.

- این ارتش بیست میلیونی که شما امروز در این جاده نجف تا کربلا مشاهده می کنید نشان دهنده این است که گفتمان مقاومت و ضداستکباری دارد جهانی می شود و شعار یالثارات الحسین(ع) در دل های مردم جهان به سرعت نفوذ کرده است و عالم گیر خواهد شد.

- اتفاقاتی که در عراق و شامات و یمن دارد می‌افتد نشان دهنده این است که چیزی تا آن اتفاق بزرگ نمانده است و این پیام را باید اینجا برای شیعیان تبیین کرد.

 
تدوین 15 طرح برای قانون امر به معروف
ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، سردار حسین صالحی‌اصل عصر یکشنبه در نشست اعضای شورای سیاست‌گذاری ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر استان بوشهر اظهار داشت: باید برنامه‌ریزی‌های ما در این ستاد به سمتی پیش برود که شاهد کارگشا بودن این برنامه‌ها باشیم و اثربخشی ان را ببینیم.

وی با اشاره به اعلام آمادگی نمایندگان مجلس، وزارت‌خانه‌ها و مسئولان اجرایی برای اجرای فریضه‌ مهم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر اضافه کرد: نبود قانون جامع امر به معروف و نهی از منکر یکی از مهمترین خلاهای قانونی در این زمینه بوده است.

معاون بسیج ستاد کل نیروهای مسلح کشور با اشاره به برگزاری نشست‌های مختلف با نمایندگان مجلس، وزارت‌خانه‌ها و مسئولان اجرایی برای رفع این خلاهای قانونی، بیان داشت: برای تصویب قانون جامع در این زمینه تلاش‌های بسیار زیادی صورت گرفت.

وی با اشاره به برگزاری ۳۷ نشست هماهنگی برای تصویب این قانون، ادامه داد: دستگاه‌های زیادی در این زمینه یا در حال فعالیت بودند یا مایل به اجرای این طرح بودند اما کارها بیشتر به‌صورت پراکنده انجام می‌شد.

سردار صالحی‌اصل با اشاره به اینکه دستگاه‌های اجرایی مایل به فعالیت در این عرصه هستند، گفت: به منظور برطرف کردن خلاهای قانونی در این زمینه، طرح امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در مجلس شورای اسلامی کلید خورد تا اجرای این طرح دارای قانون مدون و جامع شود.

معاون بسیج ستاد کل نیروهای مسلح کشور با اشاره به اینکه طرح امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در مجلس شورای اسلامی در مراحل نهایی است، تصریح کرد: معاونت بسیج ستاد کل نیروهای مسلح نیز برای اجرای این قانون، ۱۵ طرح را تدوین کرده است.

سردار صالحی‌اصل با اشاره به اینکه طرح‌های تدوین شده در اختیار ستادهای امر به معروف و نهی از منکر استان‌ها قرار می‌گیرد، افزود: امیدواریم شاهد دستیابی به اهداف مورد نظر در این زمینه باشیم.

منبع: مهر

 
کل کل حمید داوودآبادی با ده‌نمکی
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

"فرید چهاردانگه" شبیه‌ کیست؟

به گزارش مشرق، حمید داوود آبادی نویسنده کتاب دیدم که جانم می‌رود در صفحه فیس بوک خود از درگیری دوستانه خود با مسعود ده نمکی سخن گفته و نوشته است:

دیروز با مسعود دهنمکی، سر شخصیت "فرید چهاردانگه ماسوله احمدآبادی وزه" (امیر نوری) در سریال معراجیها، کل کل داشتیم.
من گفتم:
"شخصیت فرید چهاردانگه، نمادی از شخصیت سیاسی دهه 70 مسعود دهنمکی است."

که او برآشفت و گفت:
"نه اتفاقا. من شخصیت فرید رو از روی تو درست کردم و نماد توست. مگه ندیدی قیافه اش چقدر شبیه توئه؟"

                                     کل کل حمید داوودآبادی با ده‌نمکی/

که گفتم:
"شباهت قیافه که دلیل نمیشه. آدمهای توپول همیشه خوشمزه و طناز و دلنشین هستند. مثلا اگر شخصیت و دیالوگهای فرید رو به یک آدم لاغر استخونی می دادی، تاثیرش خیلی پایین بود. در ضمن، من تا سیکل بیشتر درس نخوندم و دانشگاه رو هم فقط جمعه ها برای نماز جمعه می رفتم. جنابعالی علوم سیاسی در یک دانشگاه مجهول الحال آزاد خوندی و مدرکش رو گرفتی. و البته خیلی هم پرتحرک و فعال بودی و در ضمن با فائزه خانم رفسنجانی هم همکلاس بودی!"

سرانجام به این نتیجه رسیدیم که مسعود گفت:
"من عکس تو و فرید چهاردانگه رو میذارم کنار هم، ببینیم مردم چی میگن. آیا این شخصیت ه حمید داودآبادی نیست؟"
که من هم گفتم:
"قبوله. من هیچ عکسی نمیذارم. قضاوت رو می سپرم به بینندگان. اونایی که هم من و هم تو رو می شناسند. 
تا ببینیم شخصیت فرید چهاردانگه از روی شخصیت سیاسی پرتحرک و ... دهه 70 تا 80 مسعود دهنمکی ساخته شده، یا از روی شخصیت بی حال و دانشگاه نرفته من!

حالا شما بگید:
شخصیت "فرید چهاردانگه ماسوله احمدآبادی وزه" به "حمید داودآبادی" نزدیکتره یا به "مسعود دهنمکی"؟


 
تکلیف‌ اکران «شیار 143» روشن‌ شد
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش درباره آخرین مصوبات این شورا گفت: فیلم سینمایی «ساکن طبقه وسط» ساخته شهاب حسینی از چهارشنبه در گروه آزاد اکران خواهد شد.

وی افزود: قرارداد فیلم سینمایی «شیار 143» ساخته نرگس آبیار هم در گروه سینما آزادی به ثبت رسید و این فیلم پس از ایام تاسوعا و عاشورای حسینی به سرگروهی سینما آزادی اکران خواهد شد.

فرجی ادامه داد: فیلم‌های سینمایی «نطفه شوم» ساخته کریم آتشی و «کالسکه» ساخته آرش معیریان در گروه آزاد به ترتیب در تاریخ‌های 14 آبان و 19 آبان اکران خواهند شد.
منبع: فارس

 
اندیشه‌های یک بسیجی واقعی در «به روایت همت»
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ
درباره کتابی که سعید جلیلی خواندن آن را توصیه کرد/
شهید همت: اگر مذاکره کنیم، تا ابد داغ ننگ بر پیشانی آیندگان‌مان می‌ماند!

گروه فرهنگی - رجانیوز:  «شما ملاحظه بفرمایید، این سخنرانی شهید بزرگوار همت را یک کار خوبی را برادر بسیجی‌مان آقای بهزاد انجام داده و آمده مجموعه سخنرانیهای شهید همت را جمع کرده، من به همه توصیه می‌کنم که این کتاب را بخوانند تا معلوم شود  همتها و باکریها چه اندیشه‌ای داشتند؟»

 

این بخشی از سخنان دکتر سعید جلیلی در همایش  یادواره شهدای مسجد امیرالمومنین علیه‎السلام همدان بود. وی در آن سخنرانی گفت: «اگر زمانی ابوسفیان دربرابر قران می‌ایستاد.می‌گوید حالا که این نشد.شکست خوردیم.فرزندش می‌آید می‌گوید حالا من قرآن را بر سر نیزه  می‌گیرم .لذا شما دیدید که یک دفعه آمدند و شعار دادند :"بسیجی واقعی همت است و باکری" حرف کاملاً درستی است.واقعی‌ترین بسیجی‌های ما امثال همت و باکری هستند اما این چه ربطی به آنها دارد؟ این را توجه بفرمایید.

این بحثها برای چیست. مثل همان کسی که می‌آمد قرآن را سر نیزه می‌گرفت.کانه حالا او مدعی قرآن شده است.حالا آنها می‌خواهند بیاید بسیجی‌ترین افراد ما را شعار بدهند.این کم‌کاریهای ما است.یکی از بزرگترین سرمایه‌های ما در دفاع مقدس سرمایه معنوی آن بود.»

سعید جلیلی در آن مراسم از کتابی نام می‌برد که می‌تواند به خوبی اندیشه‌های یک بسیجی واقعی یعنی شهید همت را عیان کند و میزان بصیرت او در دشمن‌شناسی و نگاه به آمریکا را مشخص سازد.

کتاب «به روایت همت» اولین بار در اواخر سال 1391 منتشر شد.«حسین بهزاد» که پیش از این کتابهای درخور توجهی چون همپای صاعقه را نوشته بود، اینبار به سراغ یک کار ارزشمند تحقیقی و پژوهشی در حوزه دفاع مقدس رفته بود.

 

 

او در کتاب 996 صفحه‌ای خود و در قالب 32 درس-گفتار، مقطع چهار ساله پایانی حیات دنیوی شهید همت از بدو حضور وی در پاوه تا 10 روز مانده به شهادت او در عملیات آبی خاکی خیبر را به قلم آورده بود تا مهمترین جنبه‌های شخصیتی و دغدغه‌های عقیدتی،‌آرمانی، سیاسی، فرهنگی و نظامی وی عیان شود.اما تفاوت این کتاب با سایر کتابهایی که درباره شهید همت نوشته‌اند در این است که این کتاب به روایت خود شهید همت است.یعنی گزیده‌ای از مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و دستنوشته‌های او در این کتاب گردآوری شده که سهم دستنوشته‌ها بیشتر از بقیه است.

نویسنده کتاب گفته بود:«بیشترین حجم کتاب به ارائه دست‌نوشته‌های خود شهید اختصاص دارد.از میان دست‌نوشته‌ها گزینشی انجام شده، چرا که اگر قرار بود تمامی این دست‌نوشته‌ها در این اثر ذکر شود، حجم اثر بیش از یک جلد می‌شد.بازه زمانی این یادداشت‌ها و دست‌نوشته‌ها از سال 59 تا سال 62 را در برمی‌گیرد.»

انتشارات صاعقه با همکاری انتشارات بعثت 27 این کتاب را منتشر کرده‌اند.بهزاد در ویراست دوم این کتاب، بخشهای دیگری هم به کتاب افزوده بود که در چاپ دوم قرار گرفته و در دسترس علاقه‌مندان است.

یکی از سخنرانی‌های تاریخی شهید همت که اتفاقا در همان سخنرانی سعید جلیلی مورد اشاره او هم قرار گرفت را به نقل از این کتاب در ادامه می‌خوانید:

پس از این‌که در کشور ما، یک انقلاب با عظمت رُخ داد، آمریکا ناچار شد در یک رَوَندِ انفعالی نسبت به این انقلاب واکنش نشان بدهد.خوب به این مطلب دقّت کنید! مثالی می‌زنم؛ شما یک زمان، در حالی که در جایی ایستاده‌اید و اصلاً به فکر اوضاع اطراف خودتان نیستید، به ناگهان مُشتی به شما زده می‌شود.طبیعی است که شما از دریافت این ضربه‌ی غیرمترقّبه، هول می‌شوید و تا بیائید و خودتان را پیدا کنید، زمان می‌بَرَد.در نتیجه، وقتی که می‌خواهید سریعاً به این ضربه جواب بدهید، این جواب‌تان، از حیث کیفیت و چگونگی آن، یک جواب و واکنش انفعالی خواهد بود.این حرکت‌تان، از کیفیتی واکنشی برخوردار است؛ در مقابلِ آن کُنِشی که روی شما انجام گرفته بود.و بر همین مبنا، این انقلاب، اوّلین انقلابی در طول تاریخ معاصر ما بود که امپریالیزم آمریکا را، در یک موضع کاملاً انفعالی قرار داد.در نتیجه، آمریکا مجبور شد در مقابل یک عمل انجام شده و پیروزمند به اسم "انقلاب اسلامی”، از خودش واکنش نشان بدهد؛ واکنشی از سر انفعال.لذاست که می‌بینیم آمریکا در واکنش انفعالی خودش به مُشتی که از انقلاب اسلامی خورده بود، از همان ابتدا، درصدد برآمد تا اوّلاً؛ رَوَند پیشبرد این انقلاب را، به لطائفُ‌الحیَل، کُند کرده و در مرحله‌ی ثانوی، پس از کُند کردن رَوَندِ استمرار انقلاب، آن را به سقوط بکشاند.

از آن‌جا که توجّه به این مطلب بسیار مهم است، من طی صحبت‌ها و سخنرانی‌های خودم، بارها و به کرّات روی این مسأله تأکید کرده‌ام.آمریکا در واکنش دو مرحله‌ای خودش برای کُندی روند استمرار انقلاب و سرنگونی آن، از سه شگرد استفاده کرده است:

۱ـ به سازش کشیدن انقلاب،

۲ـ به انحراف کشیدن انقلاب،

۳ـ جلوگیری از صدور انقلاب.

این شگردها، در واقع راه‌کارهای آمریکا برای کُند کردن روند استمرار بقای انقلاب ما بوده‌اند.در راه‌کار به سازش کشیدنِ انقلاب، باید روی نحوه‌ی برخورد آمریکا با ماجرای روی‌کار آمدن دولت موقّت مهندس بازرگان، تأمل کنیم.منظور من جریان لیبرالیستی‌یی است که در قالب دولت موقّت، بعد از انقلاب، روی کار آمد.همان مارهای خوش خط و خالی که سالیان دراز در آستین آمریکا برای روز مبادا جا خوش کرده بودند و با پیروزی انقلاب، از آستین آمریکا، به در آمدند ؛ پیرهای فرتوتِ عرصه‌ی سیاست و لیبرالیزم، که آمریکا آن‌ها را برای ملّت ما رو کرد.این حرکت واکنشی آمریکا، سرانجام با تسخیر لانه‌ی جاسوسی در سیزدهم آبان ۱۳۵۸ به شکست منتهی شد و همه دیدیم که چه‌قدر دقیق، شکست خورد.البته هم‌زمان با کلید زدن خط سازش، آمریکا حرکت‌های بازدارنده‌ی سیاسی و اقتصادی را برای مقابله با انقلاب ما، فراموش نکرد.

بلافاصله بعد از شکست خوردن خط سازش و حذف دولت موقّت، حرکت بعدی آمریکا، اجرایی کردن خطِ به انحراف کشیدن انقلاب بود و جریان موسوم به "خط بنی‌صدر” مشخصاً برای همین کار به میدان آمده بود.تشریح و تحلیل وقایع و حوادث مربوط به این مقطع، بسیار طولانی و وقت‌گیر است و در آینده باید کتاب‌های تاریخی زیادی درباره‌ی آن نوشته بشوند.لذا اصلاً روی مقدّمات روی کار آمدن خط بنی‌صدر درنگ نمی‌کنیم و وقت‌تان را با پرداختن به آن مسایل نمی‌گیریم و می‌رویم روی مهم‌ترین حادثه‌ی مربوط به این دوره، یعنی حمله‌ی رژیم بعث به ایران.در مقطع حاکمیت خط بنی‌صدر، این‌قدر مقدّمات برای یک حمله‌ی نظامی گسترده به ایران آماده شده بود که حیرت‌انگیز است.درست شبیه طرح تعرّضی اسرائیل در جنگ شش روزه‌ی ژوئن ۱۹۶۷ [= خرداد ۱۳۴۶ خورشیدی]، حکّام بعثی عراق با کمک و همکاری آمریکا بنا داشتند ۲۴ ساعت قبل از شروع تعرّض زمینی ارتش بعث، بمب‌افکن‌های‌شان را بفرستند به عمق خاک ایران و تمام فرودگاه‌های نظامی مهم ما را بزنند.چه این‌که به‌خاطر دارید ظهر روز سی‌ویکم شهریور ۱۳۵۹ جنگنده بمب‌افکن‌های عراقی فرودگاه مهرآباد تهران، پایگاه هوایی تیپ یکم شکاری و پایگاه هوایی سوّم شکاری شهید نوژه‌ی همدان و سایر پایگاه‌های هوایی نظامی عمده‌ی کشور ما را مورد حمله و بمباران قرار دادند.در همان زمان، در داخل دست‌هایی در کار بودند که با این هجوم بزرگ، همکاری پشت پرده داشتند و به نحو احسن با دشمن همکاری کردند تا بلافاصله بعد از این حملات هوایی، رژیم بعث از زمین و دریا هم، حملات سراسری خودش را به خاک ایران شروع کند؛ چه این‌که به همین منوال هم عمل کردند

 

 

برادران عزیز!

سیزده لشکر تحت امر نیروی زمینی ارتش عراق را در این هجوم گسترده به کار گرفتند:پنج لشکر پیاده نظام، پنج لشکر زرهی، دو لشکر مکانیزه و یک لشکر احتیاط.از مجموع این سیزده لشکر، حدود هشت لشکر به سمت جنوب ایران به حرکت درآمدند، لشکرهایی صد‌درصد آماده‌ی آفند و با حداکثر استعداد رزمی.به چه معنا؟! به این معنا که در یک لشکر زرهی عراقی، توان و استعداد آن، از این قرار بود:هر گردان؛ چهل تانک، هر تیپ؛ صد و بیست تانک و هر لشکر؛ سیصد و شصت، الی چهارصد دستگاه تانک در اختیار داشت! با چنین توان و سازمانی به جنگ ما آمدند، آن هم در شرایطی که از سال‌ها قبل، پیش‌بینی‌های لازم، برای احتمال وقوع چنین حمله‌ای، در ارتش ایران انجام گرفته بود.

از آن‌جا که من از نظر ذهنی، خیلی در مورد بیان مسایل دقیق نظامی حساسیت دارم، صحبت‌هایم در این‌جا، متکّی به مطالعه‌ای است که در مورد طرح دفاعی ارتش، نسبت به وقوع حمله‌ی احتمالی عراق به ایران داشته‌ام.این طرح دفاعی، قبل از وقوع انقلاب، تدوین شده بود.در دوران حاکمیت رژیم شاه، مطابق خطی که آمریکایی‌ها داده بودند، بنا بر این بود که اگر در رَوَندهای سیاسی ـ امنیتی منطقه‌ی خاورمیانه و خلیج‌فارس، رژیم بعث عراق حاضر به حرف‌شنوی از آمریکا نشود، نیروی زمینی رژیم شاه در غرب ایران، از طریق سه محور؛ نفت‌شهر، قصرشیرین و سومار، علیه عراق وارد عمل بشود؛ به این ترتیب که واحدهای عمل‌کننده در این سه محور، ضمن عبور از مرز بین‌المللی، یک جناح‌شان بروند سمت شهر مَندَلی، یک جناح‌شان بروند به سمت شهر خانقین ـ بعقوبه و از آن‌جا، بروند به سمت بغداد.

در آرشیو ارتش ایران،‌ طرح جامع این حمله، به همراه نقشه‌ها و کالک‌های پیوستی مربوطه، وجود دارند.خب، بعد از انقلاب، اوضاع تغییر پیدا کرد و این‌بار، آمریکا در کنار رژیم بعث عراق قرار گرفت.در نتیجه، آمریکایی‌ها که خودشان در طراحی و تدوین آن طرح دفاعی ارتش ایران دخیل بودند، برای خنثی‌ سازی اقدامات بازدارنده‌ی ارتش ما علیه عراق، راه‌کارهای عملی برای قفل کردن طرح ارتش ما را به عراقی‌ها ارائه دادند.لذا، دیدیم در شرایطی که ایران اصلاً آمادگی دفاعی نداشت و هیچ نیروی نظامی منسجمی در غرب و جنوب ایران نداشتیم، با این وصف ارتش بعث، متکّی به همان اطلاعات دریافتی از آمریکا، وقتی می‌خواست در غرب به خاک ایران حمله کند، دو لشکر خودش را، برای عمل در محورهای قصرشیرین، نفت‌شهر، سومار و گیلان‌غرب وارد عمل کرد، تا راه پیشروی احتمالی واحدهای ارتش ایران به سمت خاک عراق را، سد کند.این دو لشکر عراقی، ضمن عبور از مرز، قصرشیرین و نفت‌شهر را گرفتند و به سمت گیلان‌غرب آمدند و حتّی داخل سرپل‌ذهاب و گیلان‌غرب هم شدند.منتها، وقتی دیدند شرایط برای اشغال این دو شهر مناسب نیست، نیروهایشان را کشیدند روی ارتفاعاتِ مشرف به این دو شهر.به این معنا که در غربِ شهرِ سرپل‌ذهاب، رفتند روی ارتفاعات قراویز و بازی‌دراز، و در غرب شهر گیلان‌غرب هم، رفتند روی ارتفاعات برآفتاب و همان‌جا مستقر شدند. این، وضعیت حمله‌ی سپاه دوّم ارتش بعث در غرب بود.

هر لحظه سُستی در امر جنگ، موجب این می‌شود که بعضی ساده اندیش‌ها بگویند: اصلاً برویم و با رژیم بعث آشتی کنیم.

درست عین بلایی که در آخرِ ماجرایِ گرفتن لانه‌ی جاسوسی آمریکا، بر سرمان آمد؛ در مذاکراتِ‌ الجزایر، آمریکایی‌ها بر سر هیأت نمایندگی ما شیره مالیدند، گروگان‌های‌‌شان را صحیح و سالم از ما تحویل گرفتند و از آن ۱۲ میلیارد دلار دارایی بلوکه شده‌ی ایران در بانک‌های آمریکا، حتّی یک سِنت هم به ما تحویل ندادند.

آیا برویم پشت میز مذاکره با دشمن؟، عینِ همان مذاکراتی که لبنانی‌ها بعد از اشغال بخش اعظم کشورشان در سال گذشته توسط اسرائیل، به آن تن دادند؟ همان اسرائیلی که چنان بلاهایی در جریان اشغال بیروت، بر سر مردم آن‌جا آورد و بعد از خاتمه‌ی مذاکرات صلح دولت امین جُمَیِّل با اسرائیل، موقع امضای قرارداد صلح، که آمریکا هم به عنوان میانجی زیر قرارداد را امضاء کرد، اسرائیلی‌ها متعهد شدند بیروت را از نیروهایشان تخلیه کنند.آیا اسرائیل از بیروت بیرون رفت؟!

شما راضی هستید بر سر میز چنین مذاکره‌ای بنشینیم، که بعد شما بتوانید بروید تهران، پیش زن و بچّه‌های‌تان؟!، بروید پیش اعضای خانواده‌تان؟.آیا برویم بر سر میز مذاکره؟!.امام به عنوان پیش شرط مذاکره‌ی صلح، چه خواسته بود؟ حرف حساب ایران چه بود؟‌ ایران گفته بود عراق به عنوان آغاز کننده‌ی جنگ و مسؤول خسارت‌هایی که به ما زده، باید صد و پنجاه میلیارد دلار، به ما غرامت بدهد.آیا رژیم عراق چنین غرامتی را به ما می‌دهد؟ جداً صد و پنجاه میلیارد دلار به ما می‌دهد؟ اگر چنین مبلغی را به ما بدهد، ما قادر می‌شویم خاورمیانه را تکان بدهیم.آیا این غرامت را به ما می‌‌دهد؟ پولی که به ما نمی‌دهد.شرط دیگر ما، محاکمه‌ی صدّام به عنوان شروع کننده‌ی این جنگ است.رژیم بعث و ابرقدرت‌های حامی آن، تن به چنین محاکمه‌ای می‌‌دهند؟ این کار را هم که نمی‌کنند.در حال حاضر، صدّام آلت دست آمریکاست و او را محاکمه نمی‌کنند.پس پشت میز مذاکره، به ما چه می‌دهند؟‌ هیچی! اگر در وضعیت فعلی، پشت میز مذاکره بنشینیم، چنان کلاهی بر سرمان می‌گذارند که داغ ننگ آن، تا ابد بر پیشانی نسل‌های آینده‌ی ما هم باقی بماند.

...

 به حول و قوّه‌ی الهی، با در صحنه بودن تمام اقشار ملّت و با هدایت و رهبری پدرانه‌ی امام، آمریکا و استعمارگران هرگز به این هدف‌شان نخواهند رسید.خداوند ان‌شاءالله به همه‌ی شما عزیزان، صبر عنایت کند و به همه‌ی ما در راه ادامه‌ی جنگ و حضور بیشتر در صحنه‌های جهاد در جبهه‌ها، اخلاص بیشتری عنایت فرماید.خداوند ان‌شاءالله همه‌ی گناهان ما را ببخشاید و ما را مشمول عنایات شهدای عزیز انقلاب و خصوصاً شهیدان این عملیات، قرار بدهد.


 
رازهای « ابراهیمِ » سینمای ایران در برنامه هفت
ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

رازهای « ابراهیمِ » سینمای ایران در برنامه هفت

ابراهیم حاتمی‌کیا با حضور در برنامه «هفت» گفت: دسته‌ای از فیلمسازان ایرانی با آن طرف آب در ارتباطند و خدارا شکر همیشه دلارشان می‌رسد و مارکوپولو هستند و در آن سوی آب ها رنگ عوض می‌کنند و عکس های مختلف می اندازند!

 


 
روایت عباسی از کینه روشنفکران به حاتمی کیا
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ
حسن عباسی در گفتاری که باشگاه خبرنگاران آنرا منتشر کرد آورده است: «سینماگر مدرنیست که برای کن فیلم می‌سازد، تا جایی که حرف انقلاب و جامعه و ایران و دفاع مقدس را می‌زند، به او توجه می‌شود. هر موقع هم این‌ها را کنار گذاشت، هویت خودش را بهتر نشان خواهد داد. ما گروه بسیار زیادی از دوستان سینماگر شبه روشنفکر را داریم که این‌ها فیلم‌هایی را می‌سازند که خودشان به آن ‌ها اعتقادی ندارد. کسی که موضوعی را که اعتقادی به آن ندارد را می‌سازد، درواقع یک دروغگو است.
 
در مورد نقد‌ها و توهین‌های سینمای روشنفکرنما و مشخصا شخص آقای کیارستمی علیه ابراهیم حاتمی‌کیا و تفکرش باید بگویم درد آن‌ها این نیست که حاتمی‌کیا پول می‌گیرد و فیلم می‌سازد، چون فیلم دفاع مقدسی بسیار پرهزینه است. مخصوصا اگر کاری مثل فیلم «چ» با سطح بالای تکنیکی باشد. شما به این نکته توجه کنید که این کارگردانان شبه‌روشنفکرنما فقط عادت به ساخت فیلم ‌های کم‌لوکیشن و آپارتمانی دارند. این سینماگران واقعا نمی‌توانند با بازیگر زیاد و لوکیشن‌های فراوان کار کنند. اگر به این‌ها بگویید که مثل فیلم‌های ده‌نمکی و ابوالقاسم طالبی با ۵۰۰ نفر بازیگر در یک صحنه کار کنید و آن‌ها را مدیریت کنید، هیچ‌گاه نمی‌توانند. گیر کار اینجاست که چون قادر به این کار نیستند باید سینماگران انقلابی که این توانایی را دارند بزنند».
 
او افزود: تمام درد این جامعه منتقدان و سینماگران روشنفکر بر سر این نکته است که آقای حاتمی‌کیا در دو سه مصاحبه اخیرش چندبار گفته است که به دیدار رهبری رفته است و ایشان هم به وی و فیلم‌هایش عنایت داشته‌اند. هر کس در محیط شبه روشنفکری ببیند که کسی به سمت قطب معنوی جامعه و امام مسلمین برود، روشنفکرنماها با او زاویه پیدا می ‌کنند. تمام درد این‌ها هم همین است. کسی که در جشنواره فیلم سال قبل مردانگی و پدری کرد و فیلم شیار ۱۴۳ را بالا آورد و از آن حمایت کرد، همین آقای حاتمی‌کیا بود. همچنین همین آقای حاتمی‌کیا مردانگی و برادری کرد و دست مسعود ده‌نمکی را در سینمای دفاع مقدس گرفت. بعدش هم آمد و گفت که هر کس که با ده‌نمکی مشکل دارد، برود و فیلمش را ببیند و نقد کند و نه خودش را.
 
همین کار که یک نفر بیاید و از آبروی خود هزینه کند و بیاید جایی پدری و بزرگی کند و خودش را سپر کند تا تیر ترکش‌های مخالفان و شبه روشنفکران به او بخورد و پشت کسانی دربیاید که می‌خواهند در زمینه انقلاب و دفاع مقدس حرف‌های جدیدی بزنند و از همه طرف رونشفکرنماها به آن‌ها حمله می‌کنند، این خود باعث به وجود آمدن کینه‌ای در دل روشنفکرها نسبت به او شده است».
 
عباسی همچنین خاطرنشان کرد: «جالب است همین منتقدین روشنفکرنما در برنامه هفت به صورت علنی می‌گویند که آقای حاتمی‌کیا و امثال ایشان خیلی سر و صدا می‌کنند و نباید از آن‌ها دفاع کرد و باید بروید از فیلم‌هایی دفاع کنید که زنازادگی را عادی جلوه می‌دهند. مثلا فیلمی که نشان می‌دهد که دارد یک بچه را می‌دزدند و معلوم نیست که پدر و مادر او کیست. بعد رسما هم می گویند که آقای حاتمی‌کیا را فلان منتقد و گروه خاصی از منتقدین بالا آورده‌اند و به مردم معرفی کرده‌اند. اینکه یک جمله واقعا خنده‌دار است چون اگر اعتقاد دینی وجود داشته باشد، خداوند می‌فرماید که من دو جا می‌خندم: جاییکه بخواهم کسی را عزت بدهم و همه می‌خواهند سعی کنند او را زمین بزنند و وقتی هم که می‌خواهم کسی را ذلت دهم و همه می‌خواهند او را بالا بیاورند. منتقدی که فکر می‌کند او توانسته کسی را بالا بیاورد و عزت ببخشد باید برود و فکری به حال تکبر و غرور خود بکند، چون کسی که فکر می‌کند با یک نقد و یک فعالیت گروهی منتقدان می‌تواند به کسی عزت بدهد، خودش را خدا فرض کرده است. این منتقدین منتظر باشند تا نسل جدید منتقدین با سواد و متعهد به زودی خواهند آمد و این منتقدین متفرعن و متکبر را بیرون خواهند راند».

 
واکنش خزایی به انتقاد ایوبی از جشنواره مقاومت
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

دبیر جشنواره فیلم مقاومت گفت: اگر گفته می‌شود فیلمنامه‌ای با موضوع دفاع مقدس نیست، بهتر است که سازمان سینمایی یک فراخوانیاعلام کند که ما از ۱۰ فیلم دفاع مقدسی حمایت می‌کنیم و فیلمسازان فیلم‌نامه‌های خود را به فارابی ارسال کنند.

به گزارش تسنیم، شب گذشته حجت الله ایوبی رئیس سازمان سینمایی در جمع خبرنگاران به دو نکته اشاره کرد یکی اینکه سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت در اهدای جوایز شبیه جشنواره فیلم فجر عمل کرده است در حالیکه ضروت دارد که در حوزه سینمای دفاع مقدس نگاه جدی‌تری صورت بگیرد. نکته دیگر اینکه ایوبی از عدم عزم ساخت فیلم‌های دفاع مقدسی در بین فیلمسازان خبرداد.
 
جشنواره فیلم فجر کارنامه‌ی یک ساله سینمای ایران را بررسی می‌کند اما جشنواره فیلم مقاومت اهداف فرهنگی نظام را پیگیری می‌کند
 
خزایی درباره این سخنان مطالبی بیان کرده است. او در ابتدای صحبت‌هایش گفت: اینکه در حوزه دفاع مقدس باید فکر جدی و اساسی شود، حرف درستی است. اینکه باید از مرزبانان فرهنگی کشور و کسانی که دغدغه دفاع مقدس و انقلاب دارند، حمایت شوند از وظایف سازمان سینمایی و نهادهای دیگر است. ولی اینکه جشنواره مقاومت شبیه جشنواره فیلم فجر شده است دو موضوع متفاوت است که مطرح می‌شود چون جشنواره فیلم فجر با یک شیوه اجرایی، برگزار می‌شود و موضوعات خودش را دنبال می‌کند و جشنواره مقاومت هم جشنواره‌ای دغدغه‌مند است که با نگاهی استرتژیک شکل گرفته است؛ شاخصه‌ای که در جشنواره فیلم فجر نمی‌بینیم.
 
وی در ادامه بیان کرد: جشنواره فیلم فجر جشنواره‌ای برای بررسی کارنامه یک ساله سینمای ایران است. اما آنچه در جشنواره مقاومت دیده می‌شود پیگیری اهداف انقلاب و اهداف فرهنگی نظام است. این فقط مربوط به این دوره از جشنواره مقاومت نیست و در سالهای متعددی که برگزار شده است همین‌طور بوده است. قطعاً تفاوت محتوایی شاخصی بین جشنواره مقاومت و جشنواره فیلم فجر است. ما نباید انتظار داشته باشیم که شبیه هم باشند و مقایسه کردن این دو جشنواره کار درستی نیست.
 
اگر جشنواره فیلم فجر می توانست سینماگران را راضی نگه‌دارد که این همه اعتراض پیش نمی آمد
 
خزائی همچنین درمورد این اظهار نظر که جوایز جشنواره مقاومت مانند جشنواره فیلم فجر بود، گفت: اگر جشنواره فیلم فجر می‌توانست سینماگران را راضی نگه‌ دارد که این همه اعتراض پیش نمی‌آمد. «شیار 143» فیلمی بود که از سوی هیات انتخاب جشنواره فیلم فجر، رد شده بود. این فیلم ارزشمند که با موضوع دفاع مقدس ساخته شده است در ابتدا جایی برای حضور در جشنواره فیلم فجر نداشت.
 
وی در مورد اهدا جوایز جشنواره فیلم فجر هم گفت: در اهدای جوایز نیز نسبت به فیلم‌های سینمایی دفاع مقدس و انقلاب بی مهری شد. در حالیکه در جشنواره فیلم مقاوت اینچنین نبود و همانطور که آقای حاتمی کیا گفت جشنواره مقاومت را چون خانه خود می دانستند و در این جشنواره احساس بیگانگی نمی کردند.
 
دبیر سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت اضافه کرد: نگاهی که در جشنواره مقاومت است با نگاهی که در جشنواره فیلم فجر بود متفاوت است. ما در جشنواره فیلم مقاومت به دنبال گفتمان مقاومت در جهان هستیم. ما در این جشنواره دنبال کادر سازی و تربیت نیروی انسانی جدید هستیم. جشنواره مقاومت قرار است کمک کننده جریان سینمای ایران باشد و بنا ندارد که روبروی سینما قرار بگیرد.
 
باید سیاست‌ها و هدف‌گذاری‌های جشنواره فیلم فجر بازتعریف شود
 
دبیر سابق جشنواره فیلم فجر در پاسخ به این سوال که آیا این اظهارت به نقص‌هایی که در جشنواره فیلم فجر وجود دارد باز می‌گردد، گفت: در مورد جشنواره فیلم فجر باید به صورت جدی بازنگری کرد. نیاز به تغییرات اساسی در جشنواره فیلم فجر فقط به این دوره یا دوره‌های اخیر بر نمی‌گردد. باید سیاست‌ها و هدف‌گذاری های جشنواره فیلم فجر بازتعریف شود. اگر جشنواره فیلم فجر قرار است که جشنواره انقلاب اسلامی باشد باید معیارهای انتخاب و داوری‌ها متفاوت شود. اگر قرار است که کارنامه یک ساله سینمای ایران باشد باید جور دیگری به آن نگاه کرد.
 
خزائی صحبت‌هایش را اینگونه کامل کرد: اینکه جشنواره فیلم فجر در دهه فجر انقلاب اسلامی ایران برگزار می‌شود، بار و مسئولیت سنگینی برای آن به همراه دارد. اگر جشنواره را از این ایام خارج کنیم شاید خیلی از مسائلش حل شود و بگوییم این جشنواره فقط جشنی است که قرار است کارنامه سینمای ایران در یک سال را بررسی کند.
 
 وی ادامه داد: باید ببینیم سیاستگذارانی که این جشنواره را برگزار می کنند مدعی چه نوع گفتمانی در جشنواره هستند. اگر منظر نگاه ما، نگاه ساختار تکنیکی و فنی به جشنواره است که طبیعتاً این کار را انجام می‌دهد و تا جایی خوب بوده است. کسی هم منکر این نیست که جشنواره فیلم فجر برای سینمای ایران مهم است و جریان اکران سینمای کشور را تقویت می‌کند. ولی اگر نگاه گفتمانی و محتوایی داریم باید در سیاست‌های آن بازنگری کنیم. نباید جشنواره فیلم فجر تضعیف شود و تبدیل به یک رویدادی شود که خط‌کشی‌هایی در آن وجود داشته باشد که فقط به افراد خاصی بها می‌دهد.
 
در جشنواره مقاومت به دنبال گفتمان مشترک بین فیلمسازان سینمای انقلاب و دفاع مقدس بودیم
 
خزائی با اشاره به کارهایی که در این دوره از جشنواره فیلم مقاومت صورت گرفته است، ادامه داد: ما در جشنواره فیلم مقاومت فیلم‌های حوزه سینمای انقلاب و دفاع مقدس را داریم و وظیفه ما هم همین است. بر همین اساس است که اتفاق‌های شایسته‌ای افتاد. نشست‌هایی که داشتیم استراتژی‌های همین دوره بود. بحث ایران هراسی و اسلام هراسی، سخنرانی‌هایی که داشتیم، فراگیر بودن و نگاه علمی داشتن از شاخصه‌های این دوره از جشنواره فیلم مقاومت بود.
 
وی با اشاره به اهداف جشنواره مقاومت خاطرنشان کرد: ما به دنبال گفتمان مشترک بین فیلمسازان سینمای انقلاب و دفاع مقدس هستیم. تمام فیلمسازانی که در سینمای اجتماعی، کودک، سیاسی و حتی کمدی فیلم می‌سازند و دغدغه انقلاب دارند در این گفتمان حضور دارند. ما گفتمانی که از قبل احیا شده است را فقط تقویت می‌کنیم و ادامه‌اش می‌دهیم.
 
سازمان سینمایی برای تولید فیلم‌های دفاع مقدس فراخوان بدهد
 
این تهیه کننده سینمای ایران در مورد این‌که گفته می‌شود که فیلمسازان ما برای ساخت فیلم‌های دفاع مقدس فیلم‌نامه‌ای را ارائه نمی‌کنند، این گونه گفت: همه فیلمسازان ما علاقه‌مند هستند که فیلم‌هایی در مورد دفاع مقدس بسازند. در جریان فیلمسازی دفاع مقدس خیلی‌ها در حال پویایی و شکوفایی هستند و فیلم‌نامه‌های بسیاری را حاضر کردند و آماده تولید است. من می‌شناسم فیلمسازانی که فیلم‌نامه‌هایی را در مورد دفاع مقدس دارند و به دنبال سرمایه گذار می‌گردند.
 
دبیر سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت ادامه داد: اگر گفته می‌شود از ساخت فیلم دفاع مقدسی استقبال نمی‌شود و فیلمنامه‌ای با موضوع دفاع مقدس نیست پس بهتر است که سازمان سینمایی یک فراخوانی اعلام کند که ما از 10 فیلم دفاع مقدسی حمایت می‌کنیم و فیلمسازان فیلم‌نامه‌های خود را به فارابی ارسال کنند.
 
مثل باشه آهنگر زیاد داریم که فیلم‌نامه هایشان آماده است دوستان بیاید از این فیلم‌ها حمایت کنند
 
 وی با اشاره به فیلم نامه «سرو زیر آب» باشه آهنگر که برای تولید همچنان منتظر بودجه است، گفت: باشه آهنگر فیلم‌نامه‌ای با موضوع دفاع مقدس دارد که نیاز به حمایت دارد. مثل باشه آهنگر زیاد داریم که فیلم‌نامه‌هایشان آماده است و می‌خواهند در عرصه دفاع مقدس فیلم بسازند. دوستان بیایند و از تولید این فیلم‌ها حمایت کنند.
 
خزائی با اشاره به این که فیلمسازان به دنبال حمایت از فیلم‌نامه‌های دفاع مقدسی‌شان هستند، گفت: قطعا این حمایت  فقط بر عهده سازمان سینمایی نیست و حوزه هنری، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، روایت فتح و بقیه نهادها نیز در این زمینه باید فعالیت کنند. ما زمانی در جشنواره فیلم مقاومت موفقیم که بتوانیم حداقل 5 اثر اکران نشده در حوزه دفاع مقدس را داشته باشیم.
 
وی در مورد این سخن که گفته می‌شود اکثر فیلمنامه‌های با موضوع دفاع مقدس، دنبال حمایت‌های میلیاردی هستند، این گونه گفت: ساخت فیلم خوب به معنای این نیست که ما حتما بودجه‌های میلیاردی داشته باشیم. فیلم خوب می‌تواند با بودجه‌ی کم و بر اساس ضرورت قصه تولید شود. البته نمی‌توانیم محکوم کنیم که چرا سرمایه‌گذاری کلان در ساخت فیلم دفاع مقدس می‌شود و نمی‌توانیم هم بگوییم که تنها باید فیلم‌های فاخر ساخته شود و کسی سراغ ساخت فیلم‌های دفاع مقدسی با هزینه کم نرود.
 
بودجه فیلم های فاخر را فیلمهای دفاع مقدسی اختصاص دهد
 
خزایی اضافه کرد: ما مصوبه‌ای در مجلس داریم که بودجه‌ای را به فیلم‌های فاخر اختصاص دهد. حالا چه اشکالی دارد که از این بودجه سه یا چهار فیلم آن سینمای انقلاب و دفاع مقدس باشد. وقتی همه سینمای ملی ما بر مبنای انقلاب و دفاع مقدس است پس باید از پروژه‌هایی که ضرورتی ندارد صرفنظر کنیم و بودجه آن را به تولید آثار سینمایی انقلاب و دفاع مقدس بدهیم.
 
دبیر سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت در آخر گفت: سازمان سینمایی و آقای ایوبی نگاه حمایتی به جریان فیلم‌سازی دفاع مقدس دارد و من فکر می‌کنم اینکه گفتند فیلم نامه‌ای با موضوع دفاع مقدس نیست به معنای این است که فیلمسازان فیلم‌نامه‌هایشان را بیاورند تا از این فیلم‌ها حمایت کنند. حتی زمانی که موضوع جنگ غزه پیش آمد ایشان پیگیر بودند که فیلم‌هایی با موضوع غزه تولید کنند. دغدغه ساخت چنین فیلم‌هایی مثل موضوع تکفیری‌ها یا گروه تروریستی داعش خیلی خوب است. امیدوارم این در زیرمجموعه‌ها هم ایجاد شود تا از تولید چنین آثاری حمایت شود.

 
فیلمیران از پخش "عصبانی نیستم" کنار کشید
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

 فیلمیران از پخش "عصبانی نیستم" کنار کشید.

 علی سرتیپی به «نسیم»، گفت: قرار بود ما پخش‌کننده این فیلم باشیم اما کنار کشیدیم/ بهتر است در مورد جزئیات این تصمیم، حرفی نزنم

 علی سرتیپی مدیرعامل موسسه فیلمیران گفت: قرار بود "عصبانی نیستم" را پخش کنیم ولی به توافق نرسیدیم و قرارداد لغو شد. مهمترین عامل تعداد زیاد فیلم‌هایی بود که برای پخش داریم. عدم توافق برای پخش فیلم جزئیات دیگری دارد که لزومی ندارد به آنها اشاره‌ای شود.

 
ده‌نمکی «همشهری‌ها» را می‌سازد
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، مسعود ده‌نمکی در وبلاگ شخصی‌اش آورده است: در حالی که سریال «معراجی‌ها» این شب‌ها روی آنتن می‌رود مسعود ده‌نمکی تصمیم گرفته قسمت دوم «رسوایی» را بسازد.

در این قسمت که با نام «همشهری‌ها» تولید خواهد شد همچنان اکبر عبدی نقش اصلی را ایفا می‌کند و داستان فیلم هم در امتداد «رسوایی» رخ خواهد داد.

گویا ده نمکی طرح اولیه فیلمنامه را نیز برای بررسی به اداره نظارت ارشاد ارائه داده است و موافقت‌های ابتدایی برای ساخت فیلم نیز صورت گرفته است.

به نظر می‌رسد اگر همه چیز منطبق با برنامه ریزی‌های ده‌نمکی پیش برود وی این فیلم را در جشنواره سی و سوم عرضه خواهد کرد.


 
واکنش کیارستمی و ایوبی به حاتمی‌کیا
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، تقریبا پس از گذشت دو روز از مطرح شدن این سخنان از سوی حاتمی کیا روزنامه شرق صبح امروز با انتشار گفت و گوی خود با عباس کیارستمی به ابراهیم حاتمی کیا پاسخ داده است.

البته کیارستمی در این نطق خود به جمله ای کوتاه بسنده کرده و با ابیاتی از اشعار سعدی گفته است: «گر خسته‌دلی نعره زند بر سر کویی/ ای بس که نتوان گفت که بی‌خویشتن است او».

پس از اظهارات شرم آور عباس کیارستمی درباره دفاع مقدس ابراهیم حاتمی کیا کارگردان متعهد سینمای ایران در آئین اختتامیه سیزدهمین جشنواره فیلم مقاومت طی سخنانی در واکنشی صریح به اظهارات کیارستمی عنوان کرد: عزیزکرده‌ای حرف‌هایی زده و شهدا را از افرادی دانسته که قربانی جنگ هستند که من از قبل رخ‌دادن چنین اتفاقی را می‌دانستم و می‌دانستم که یک جریانی است که به جنگ بی‌اعتناست.

حاتمی‌کیا خطاب به معاون وقت سینمایی ارشاد گفت: آقای بهشتی! شما در آن زمان مرا به جنوب و ایشان [کیارستمی] را به شمال راهی کردید، ما می‌دانیم که ایشان عزیزکرده جشنواره‌ها هستند، الحمدلله. همیشه هم پرچم ایران را در جشنواره‌ها بالا بردند که باز هم الحمدلله.

وی با خطاب قرار دادن رئیس سازمان سینمایی که در سالن حاضر بود، گفت: من از آقای ایوبی، شخص رئیس‌جمهور و آقای جعفری جلوه انتظار دارم که نظرشان را در این باره به صراحت بگویند و اگر صراحت خود را در نظرشان جلوه ندهند من می‌فهمم در دولتی صحبت می‌کنم که در آن نفاق وجود دارد.

این کارگردان سینمای ایران در پایان سخنان خود عنوان کرد: دعا کنید به خون شهدا که کسانی که این خون‌ها را نمی‌بینند هرچه سریع‌تر رسوا شوند.

حجت الله ایوبی نیز که از سوی جاتمی کیا به پاسخ دادن به این اظهارات کیارستمی دعوت شده بود در صفحه شخصی خود نوشت: تقدیم به همه کسانی که از من واکنش می خواهند: «خدایا مرا طاقت جرح نیست و ترا حاجت شرح نیست" و اینکه خداپرستی آنست که خودپرستی را رها کنی.»

حال باید دید تا متولیان پاسخگو به اظهارات کیارستمی چه زمانی طبع شاعرانه خود را کاهش خواهند داد و به جای آن به صراحت نظر خود را بیان خواهند کرد.
منبع: فارس

 
واکنش حاتمی‌کیا به اظهارات کیارستمی:
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

خون شهدا اینها را رسوا می‌کند/

 

 

 

اگر مسئولان موضع نگیرند معلوم می‌شود در دولت نفاق است

به گزارش مشرق، ابراهیم حاتمی‌کیا در اختتامیه جشنواره مقاومت گفت: از وزیر، رئیس جمهور، ایوبی و جعفری جلوه توقع دارم نظرشان را نسبت به این نگاه صراحتا بگویند.
 
ابراهیم حاتمی کیا، کارگردان فیلم «چ» پس از دریافت جایزه بهترین کارگردانی فیلم پشت تریبون جشنواره فیلم مقاومت رفت و گفت: من فضا را بسیار صمیمی و خودی می‌بینم و این جشنواره هم بسیار باآبرو برگزاری شده است. باید فرقی بین جشنواره مقاومت و جشنواره فجر نباشد، باید فرقی بین آنچه در اینجا گفته می‌شود و آنچه در آنجا به عنوان غایت و نگاه‌ به آینده گفته می‌شود نباشد.

وی با اشاره به حرفهای اخیر کیارستمی درباره دفاع‌مقدس گفت: عزیزی یا عزیز کرده‌ای حرفهایی زد و شهدا را قربانیان جنگ دانست. مصاحبه این فرد را چند بار دیدم که نکند اشتباه کرده‌ باشم. البته من از قبل می‌دانستم یک جریانی هست که نسبت به جنگ بی اعتنا است.من معتقدم آن کسانی که به عنوان مسئولین وقت هستند از استاد خودم آقای بهشتی که من را به سمت جنوب راه کرد و او را به سمت شمال فرستاد. او را تشویق کرد که در شمال باشد و من را در گرد و غبار جنوب در جنگ باشم.

وی افزود: ایشان همواره عزیزکرده جشنواره‌ها بودند و هستند و همیشه پرچم ایران را در جشنواره‌های مختلف بالا برده است. وزارت خارجه همیشه به عنوان نفری که قدرت داشته از فیلم‌های او دفاع میکرد. یکبار بخاطر فیلمی من به فارابی و سراغ آقای حسین حقیقی رفتم و گریه کردم تا به عنوان نماینده ایران به خارج نرود اما او گفت که وزارت خارجه وقت اصرار دارد که این فیلم حتما باید برود.

حاتمی کیا گفت: آنچه که اکنون رخ داده است به دست بچه‌ها میزان می‌دهد. به دست آن عزیزانی که باید بفهمند. برادران، آنهایی که با خون آمدید به این رشته! به قصدی آمدیم که فکر کردیم اینجا آنچیزی را بگوییم که دیده‌ایم الان استاد اعظم ما نسبت و نگاهش نسبت به شهدا اینگونه است. من از وزیر، رئیس جمهور، ایوبی و جعفری‌جلوه توقع دارم نظرشان را نسبت به این نگاه به صراحت بگویند. اینجا جشنواره مقاومت است، رنگ و بوی آن مشخص است و اینجا خانواده شهدا هستند که من قربان قدم‌هایشان بروم. امیدوارم خدا این قوت و امید را به من بدهد  و دعای خیر این عزیزان پشت من باشد که اعتنا به این حمله‌ها نکنم چرا که من عزتم را از اینها که نمی‌گیرم. من توقع دارم به عنوان آدمهایی که در جنگ بوده‌اند، آقای ایوبی شما در جنگ بودید! شما بچه‌ها را دیده‌اید و شهدا را می‌شناسید، اگر نظر ندهید و نگاه‌خودتان را مشخص نکنید، اگر این میزان و فرقان مشخص نباشد من معتقدم در دولتی حرف می‌زنم که در آن نفاق است. دعا کنید که به خون همین شهدا آن افرادی که این خون‌ها را نمی‌بینند، رسوا شوند.
منبع: فارس

 
فحاشی به دفاع مقدس با طعم گوشت خوک و شراب
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، به دنبال چند جمله تعریضی آقای ابراهیم حاتمی کیا در برنامه «هفت» درباره‌ی «عباس کیارستمی»، نامبرده واکنش نشان داد و در ضمن پاسخ به سخنان «حاتمی کیا» توهین بسیار زشت و سخیفی درباره «دفاع مقدس» نمود.
به گزارش خبرنگار جهاد و مقاومت، وی در حاشیه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه سیراکیوز آمریکا گفت:«... فیلم‌های تو [حاتمی کیا] نماند چون تو راجع به یک پریودی از تاریخ ایران حرف زدی که تازه آن پریود هم به هیجان اورد بچه ها را. احمدپور[شخصیت اصلی فیلم خانه دوست کجاست؟] رفت پس داد دفترچه را، اما تو به هیجان آوردی و احمدپورهای دیگر رفتند در جنگ و کشته شدند. و حالا پس از سال‌ها می‌شود راجع به آن‌ها فکر کرد که آن‌ها چطوری از بین رفتند. در یک جنگی که هیچ مفهومی نداشت.»
گفتنی است، نامبرده پیش از این در گفت و گو با یک نشریه ایتالیایی، اظهارات سخیفی درباره اعتقادات مذهبی خود و مردم ایران بیان نموده بود. بخش هایی از این گفتگو در هفته نامه صبح (سال اول-شماره27) منتشر شده است:

پس از ذخیره کردن، می توانید با کیفیت مناسب مطالعه کنید

فحاشی به دفاع مقدس با طعم گوشت خوک و شراب

فحاشی به دفاع مقدس با طعم گوشت خوک و شراب


 
توهین کیارستمی به دفاع‌مقدس
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ
حاتمی‌کیایی که در آخرین انتقاد مستثیم‌ش به کیارستمی و سینمای‌ش، اسفندماه سال گذشته و در میان سخنرانی‌های متعددش در صحبت‌هایی که در موسسه همشهری داشت گفت: «بین آنچه که مردم می‌خواهند و آنچه بچه‌های سینما می‌گویند فاصله است. سینما برای من بت نیست. فرش قرمز برای ما مسیر خون است. ما با چیزهای عجین بودیم که نمی‌توانیم از آن دست بکشیم. کجاست قلم‌هایی که با قدرت پای این بحث‌ها بایستد. زمانی زیادی است که مجله و روزنامه نمی‌خوانم چون احوالشان با من یکی نیست. اگر دیر اقدام کنیم و توجه‌ای نداشته باشیم اوضاع بدتر می‌شود. اوایل انقلاب فیلم‌های خانواده‌ای داشتیم و مسئله جامعه در آن بود اما الان کاملا پاکسازی شده است. استاد اعظم این جنس نگاه آقای کیارستمی است و تأسی از این نوع نگاه تا دلتان بخواهد وجود دارد و عده‌ای می‌توانند در کشوری که 1200 کیلومتر در آن جنگ می‌شود را نبینند و دنبال دفترچه‌ مشقشان بروند.»

به گزارش "رجانیوز"، حالا عباس کیارستمی در حاشیه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه سیراکیوز آمریکا با توهین به دفاع مقدس و بی‌مفهوم خواندن آن سعی کرده است به صورت غیرمستقیم به اتهامات وارده از سوی ابراهیم حاتمی‌کیا نسبت به خودش پاسخ دهد.
 
کیارستمی با این مقدمه که: «یک هفته قبل از اینکه اینجا بیایم، یکی از فیلمسازانی که سال‌ها فیلم جنگی ساخته، فیلم‌های پرهزینه جنگی و البته با مخاطب کمتر- برای اینکه مخاطب ایرانی دیگر حوصله جنگ نداشت، بنابراین]ایشان[ بودجه‌های خیلی سنگین می‌گیرد و فیلم‌های جنگی می‌سازد- گوش من رو پیچانده بود که زمانی که ما داشتیم می‌جنگیدیم کیارستمی داشت دنبال دفترچه دوستش می‌گشت.»
 
به حاتمی‌کیا پاسخ داده است که: «خانه دوست یکی از پربیننده‌ترین فیلمهایی بود که من ساختم، درواقع همه جای دنیا آن را می‌شناسند. خانه دوست ماندگار شد چون  راجع به یک ارزش انسانی صحبت می‌کرد. اما فیلم‌های تو نماند چون تو راجع به یک پریودی از تاریخ ایران حرف زدی که تازه آن پریود هم به هیجان اورد بچه ها را. احمدپور[شخصیت اصلی فیلم خانه دوست کجاست؟] رفت پس داد دفترچه را، اما تو به هیجان آوردی و احمدپورهای دیگر رفتند در جنگ و کشته شدند. و حالا پس از سال‌ها می‌شود راجع به آن‌ها فکر کرد که آن‌ها چطوری از بین رفتند. در یک جنگی که هیچ مفهومی نداشت.»
 
حالا با این توضیحات کاملا مشخص است که چرا کیارستمی و شاگردان و پیروانش در اوج دفاع مردم از مملکت در روستاهای دورافتاده دنبال دفتر مشق می‌گشتند. نورچشمی مدیران سینمایی دهه شصت، حالا پس از سال‌ها سکوت و بی‌پاسخ گذاشتن منتقدان، در پاسخ به انتقادات تند حاتمی‌کیا اعتراف می‌کند که «دفاع مقدس» را «جنگی ‌بی‌مفهوم» می‌داند و حتی از حاتمی‌کیا برای اینکه از دفاع مقدس گفته است انتقاد هم می‌کند. 
 
با این اوصاف، این را باید یکی از مهم‌ترین اتفاقات سینمایی این روزها بدانیم. صحبت‌هایی که دلیل انتقادات تند و پی‌درپی این روزهای ابراهیم حاتمی‌کیا از جماعت شبه‌روشنفکر غرب‌زده را به وضوح نشان می‌دهد. اعتراف سینماگری که بدون اشاره به خردشدن شیشه‌های سینما پس از آخرین اکران یکی از فیلم‌هایش- شیرین- در ایران توسط تماشاگران عصبانی، فیلمش را ماندگارتر از آثار حاتمی‌کیایی می‌داند که بلااستثنا در تمام نظرسنجی‌های مردمی به عنوان محبوبترین سینماگر ایران انتخاب شده است.
منبع: رجا

 
نامه دبیر شورای عالی انقلاب‌فرهنگی به رهبرانقلاب
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠  کلمات کلیدی: فرهنگ

مخبردزفولی با صدور نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب ضمن تقدیر از ابلاغ سیاست‌های کلی علم و فناوری، بر پیگیری سیاست‌های ابلاغی تأکید کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، محمدرضا مخبردزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور طی نامه‌ای ضمن تشکر از مقام معظم رهبری بر پیگیری سیاست‌های ابلاغی معظم له تأکید کرد.

متن  نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای «دامت برکاته»

سلام علیکم و رحمه الله

ابلاغ سیاست‌های کلی علم و فناوری فرصت ارزشمندی را برای نهضت علمی کشور و نخبگان، دانشمندان و دانشگاهیان فراهم می‌کند تا اهداف عالیه انقلاب اسلامی را در پایه گذاری تمدن نوین اسلامی تحقق بخشند.

نهضت علمی که با پرچمداری حضرتعالی از بیش از دو دهه اخیر در کشور آغاز شده است و به اذعان صاحب‌نظران و دانشمندان منصف جهان تحولات، دستاوردها و پیشرفت‌های شگرفی را در عرصه‌های مختلف علم و فناوری کشور پدید آورده است.

بی‌تردید دستیابی به این جایگاه و حصول این دستاوردها مرهون راهبری، هدایت و حمایت مستحکم، همه‌جانبه و مستمر حضرتعالی از نظام علم و فناوری و دانشمندان کشور بوده است و امروز نیز بیش از گذشته این نقش بی بدیل را شاهد هستیم.

تاکید بر تهیه و اجرای اسناد راهبردی علم و فناوری کشور، همچون " نقشه جامع علمی کشور" و سندهای بخشی  و تخصصی ذیل آن و نیز ابلاغ سیاست‌های کلی علم و فناوری، نمونه‌هایی از جایگاه مهم و راهبردی علم و فناوری در نزد رهبری عزیز انقلاب است.

ضمن قدردانی و سپاس از رهبر معظم انقلاب به خاطر ابلاغ سیاست‌های کلی علم و فناوری، امیدواریم از ظرفیت‌های فراهم آمده از ابلاغ این سیاست‌ها، شتاب حرکت علمی و فناوری کشور بیش از گذشته استمرار یافته و تمامی دانشگاهیان و دانشمندان با جدیت دستاوردهای این عرصه مهم را صیانت و تلاش‌های بی‌وقفه خود را برای رسیدن به قله‌های علم و فناوری بیش از گذشته ادامه داده تا شاهد مرجعیت علمی ایران اسلامی در جهان باشیم.

محمدرضا مخبردزفولی

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس ستاد راهبری اجرای نقشه جامع علمی کشور


 
نامه تشکر قاسم سلیمانی به حاتمی‌کیا
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، پژمان لشکری‌پور مدیر پروژه سینمایی «چ» با اعلام مطلب فوق اظهار داشت:‌ سردار قاسم سلیمانی فرماندار سپاه قدس که از مفاخر انقلاب اسلامی است پس از دیدن فیلم «چ» آخرین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا که گویا چند روز قبل انجام شده است یادداشتی ویژه حاتمی کیا ارسال کرد که حاوی نکات فرهنگی بسیار مهمی در شرایط فعلی است.

وی افزود: با توجه به هماهنگی‌ که با خود ایشان انجام شده است متن کامل این نامه که باعث مباهات و افتخار ابراهیم کیا و همه عوامل دخیل در فیلم «چ» است در سایت اختصاصی این فیلم به زودی منتشر و در اختیار رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها قرار خواهد گرفت.

براساس این گزارش نسخه نمایش خانگی فیلم سینمایی «چ» هفته گذشته وارد شبکه نمایش خانگی شده است که با استقبال مخاطبان مواجه شده است.
منبع: فارس

 
ویژه‌برنامه‌های شبکه «افق» در هفته دفاع مقدس
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠  کلمات کلیدی: فرهنگ

شبکه افق با پخش ۱۸ مستند به استقبال هفته دفاع مقدس رفت

به گزارش تسنیم، شبکه «افق» به مناسبت هفته دفاع مقدی پخش 18 مستند را برای این هفته در نظر گرفته است که ساعت 19:30 دقیقه از این شبکه به نمایش درمی‌آید.

مستند «اقلیم سرخ» (خرمشهر) روایتگر توضیحات شهید جهان آرا درباره مقاومت خرمشهر در مصاحبه تلویزیونی است. این مستند تصاویری از گذشته و حال خرمشهر ارائه می‌کند و اتفاقات مهم دوران دفاع مقدس در این منطقه را به تصویر می‌کشد.

مستند «شاهرخ» درباره فردی به نام شاهرخ ضرغام، یکی از خلافکاران تهران است که بعد از انقلاب مجذوب امام خمینی (ره) شده و متحول می‌شود. وی با شروع جنگ عازم جبهه و در یکی از عملیات‌ها مفقودالاثر می‌شود.

مستند «باید دوباره دید» (نان جنگ) اختصاص به گفت‌وگو با تعدادی از مردم ساوجبلاغ دارد که در سال‌های دوران دفاع مقدس به جمع‌آوری کمک‌های مردمی مشغول بودند.

مستند «قصه‌هایی از سرزمین خرداد در سه قسمت به بررسی فداکاری‌هایی که در زمان دفاع مقدس از سوی مردم و جوانان شهر ورامین صورت گرفته، می‌پردازد. این مستند به خانواده سلمانیان، زندگی و شهادت کریم و رحیم کدخدایی از زبان مادرشان و زندگی آزاده‌ای به نام محسن معصوم‌شاهی می‌پردازد.

عده‌ای از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در مستند «بالای بلند» از خاطرات این دوران در شهر تاریخی سرپل ذهاب می‌گویند.

خانواده، نزدیکان و دوستان شهید حسن آب‌شناسان هم از زندگی این شهید در مستند شیر صحرا می‌گویند. مستند اقلیم سرخ (آبادان) هم تصاویری از گذشته و حال شهر آبادان ارائه می‌کند و درباره شکستن حصر آبادان و نقش دریاقلی سورانی در پیروزی انقلاب می‌گوید.

مستند «سردار اروند» هم روایتگر زندگینامه شهید حسن یزدانی است. مستند «باید دوباره دید» (ننه قربون) روایتگر ایثارگرانی است که در پشت جبهه فعالیت می‌کردند.

مستند «پرده آخر» درباره شهید محمدرضا شفیعی است که پس از 16 سال پیکر کاملا سالم او را به کشور می‌آورند. خاطرات عکاسان سال‌های دفاع مقدس هم در مستند« عکس برابر اصل» روایت می‌شود.

مستند «عروس خفته» هم درباره جمعی از جانبازان سال‌های دفاع مقدس است. مستند «سرباز‌ای 4» درباره موفقیت‌های جانباز نابینا با نام حسن‌علی غدیری است. صحبت‌های گروهی از مسلمانان مغرب، الجزایر، سودان و بحران که برای بازدید به مناطق عملیاتی دفاع مقدس در جنوب ایران آمده‌اند در مستند آسمان منتظر ماست شنیده می‌شود.

مستند «فکه معبری به آسمان» درباره منطقه فکه در سال‌های دفاع مقدس است. مستند «پا برای پرواز» درباره پدر خانواده‌ای است که جانباز دفاع مقدس است.


 
"پلاک" با حاتمی کیا به شبکه نمایش آمد
ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠  کلمات کلیدی: فرهنگ

باکس سینمایی دفاع مقدس در شبکه نمایش با عنوان "پلاک" به بررسی آثار کارگردان سینما و تلویزیون ، ابراهیم حاتمی کیا می پردازد.

گفتنی است ، پیش از پخش آثار این کارگردان با موضوع دفاع مقدس ، گفتگوی 40 دقیقه ای با او انجام شده و کارگردان ناگفته هایش را از شرایط ساخت و حال  و هوای تولید فیلم روایت می کند.
 
«از کرخه تا راین» ،«خاکستر سبز»، «برج مینو»، «بوی پیراهن یوسف» ، «آژانس شیشه‏ای» ، «مهاجر» ،«روبان قرمز»، «ارتفاع پست» و «موج مرده»  از جمله آثار حاتمی کیا است که در این برنامه پشت صحنه این فیلم ها در کنار صحبت های حاتمی کیا پخش شود.
 
"پلاک" در هفته دفاع مقدس هر شب ساعت 21 از شبکه نمایش پخش می شود.

 
حاتمی‌کیا در «هفت»؛
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

دلار عده‌ای از فیلمسازان از آن طرف آب‌ها می‌آید/

 

 

 

امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم/

 

 

 

سینمای‌جشنواره‌ای ایران برای سیاره دیگری است +فیلم

به گزارش گروه فرهنگی مشرق، دویست و بیست و پنجمین برنامه هفت این هفته به صحبت  ابراهیم حاتمی کیا کارگردان متعهد سینمای ایران اختصاص یافت.

ابراهیم حاتمی کیا در ابتدای صحبت های خود با اشاره به فیلم چ عنوان کرد: اینکه تازه نیست، من مدتها به این موضوع فکر میکردم و پی این بودم که کدام شخصیت در این زمان جواب می‌دهد، و دیدم چ جواب میدهد. چمران هم در حوزه علمی هم مرد عرفان و هم اینکه چریک است و هم کسی که در سیستم تا نمایندگی دولت پیش میرود و این زنگ ها را کنار هم قرار می‌دهم می بینم چمران بهترین شصخیت من است.

وی افزود: من ادعا نمی‌کنم که «چ» میتواند همه این ها را جواب دهد.بخشی که بیشتر در تلویزیون درباره آن صحبت شده است بحث عرفانی چمران است که این سختی شخصیت چمران است چون او مردی بود که در خلوت و هم در جلوت هم این ها را داشت که این در سینما بسیار سخت است  که همه اینها را بگوییم و من تا حدی که در حد وسعم بود از آن گفتم.

 فیلم فاخر در مملکت ما به یک متلک تبدیل شده است / امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم+فیلم

* از ساخت فیلم «چ» وحشت داشتم

حاتمی کیا در پاسخ به این سئوال که هنگام ساخت فیلم «چ» اضطراب و دلهره نداشتید گفت: خیلی سخت بود، واقعا وحشت می‌کردم و برای همین اینقدر طول کشید. از خودم که آیا میتوانم این کار را انجام دهم و آیا  در می آید یا خبر من را به وحشت می انداخت که خدایی نکرده عده ای را با گفتن این حرفها درباره چمران عصبانی کنم برای همین هم فیلمنامه را که قبلا نوشته بودم درباره بهانه بودم که نسازم چون سن که بالا میرود کمی محافظ کاری ببشتر میشود.

وی خاطرنشان کرد: من وقتی «دیده بان» را ساختم این فیلم درباره شهیدی به نام شهید عاطفی بود که در عملیات والفجر 8 در منطقه فاو اتفاق افتاده بود که من وحشت میکردم و می‌گفتم این دیده بان قصه من است و این نه به این معنی که خودم را سربالا بگیرم بلکه این را فقط من میتوانم بسازم چون خودم به آن نظم می‌دهم. خدا رحمت کند علی حاتمی را که اگر می‌خواست از جنگ بگوید قطعا چیز دیگر می‌گفت حتی اگر یک موضوع واحد داشتیم.

 فیلم فاخر در مملکت ما به یک متلک تبدیل شده است / امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم+فیلم

حاتمی کیا تاکید کرد: واقعیت این است که چمران فیلم چ چمرانی است که بالاخره خالق آن من هستم و مواردی برای من مسئله است که انها را بیشتر بلد میکنم و چیزهایی هم مسئله ام نیست که آنها را بلد نمیکنم، برایش استدلال هایی دارم.چطور میشود که زندگی 50 ساله دکتر چمران را در دو روز روایت کنم نه اینکه باقی جاها گفتن ندارد ان‌شاءالله که بقیه دوستان بیایند و جاهای بهتر این شهید بزرگوار را بگویند ولی برای من این نقطه نقطه حساسی بود که حس میکردم که یک جایی است که دو نیرو که جفت آنها هم ایرانی هستند یک جایی شاخ به شاخ هم قرار میگیرند که هر دو هم میگویند ما سهمی از انقلاب داریم و میخواهیم این پیاده شود که جریان کردها و معترضین آنها است که میخواستند ادعای حقانیت کنند و چه این طرف که انقلاببیونی که آزاد شدند و میخواهند حافظ انقلاب باشند و نگذارند شکافی بین کشور رخ بدهد.

حاتمی کیا در پاسخ به این سئوال که آیا هنوز خود را فرزند زمان خود میدانید گفت: اگر این را به معنی فضیلت بگویید که اصلا کار من نیست. اگر این قطب نما را از من بگیرند که به قصد این نباشم که حرفی را بزنم که مسئله ای که در جامعه است جواب ندهد برای من حرام است چیزی که من در بعضی همکاران خودم می‌بینم که طرف میگوید که من کلی فیلمنامه دارم و نمیدانم کدام را بسازم و اصلا برایش مهم نیست و 10 سال بعد هم میگوید که من بازهم اینها را دارم پس زمان چه میشود؟

کارگردان بوی پیراهن یوسف افزود: مشکل سینمای ما از روزی آغاز شد که هنرمند را از زمانش گرفتند که دلایل مختلف داشت و کوته بینی ها و ممیزی ها مطرح شد و نتیجه اش این شد که من فیلمساز از آنچه که جامعه به آن احتیاج داشت فاصله گرفتم و به سمتی رفتیم که اصلا نسبتی با ما ندارد.

* نسبت سینمای امروز ما با من غم انگیز است

وی تاکید کرد: نسبت سینمای امروز با من بسیار غم انگیز است یعنی وقتی من به جشنواره می‌روم و جشنواره به عنوان حاصل کارنامه سینمای ایران را می‌بنیم احساس میکنم که یک سیاره دیگر است. ما یک افقی دارم که من اینها را در فیلم نمی بینم. چرا ملت به سینما نمی‌روند که تنها بخشی از آن به اقتصاد مربوط میشود ولی مهمتر از همه اینها این است که مخاطب به سینما می آید تا چه چیزی را ببیند؟  چه مسئله ای را ببیند تا با آن ارتباط ایجاد کند؟ من هنرمندم و آینه نمی‌گیرم، من یک دهه آرمانهایی برای سینما داشتیم و می‌خواستیم عرفان را در سینما مطرح میکردیم و برای آن جنگ میکردیم و گفتند که اتفاق نیفتد اما عرفان اتفاق نیفتد که چه چیزی در سینما رخ بدهد؟ خوب ما که سینمای قبل از انقلاب داشتیم و همه ام زندکی خودشان را میکردند. مسئله این است که سینما قرار بود که سربازانی باشند که مردانه مسئله جامعه خود را بیان کنند اما این اتفاق در سینما رخ نمی‌دهد.

حاتمی کیا با بیان اینکه برخی منتقدین که دم از اتمام جنگ میزنند تاکید کرد: وقتی منتقد می‌گوید که جنگ تمام شده و دیگر حرف های عادی بزنیم  و هنوز نمیفهمد که 1200 کیلومتر این کشور با یک کشور بیگانه درگیر بوده و هشت سال 300 هزار شهید دادیم من در اینجا باید با او چه کنم؟  او که راهنمایی میکند و چراغ قوه بر مسیر من می اندازد، کاری میکنند که من به نظر آدم کهنه ای بیایم.

وی با اشاره به فیلم وصل نیکان خاطرنشان کرد: من در این فیلم گفتم که این حرف ها چیست که می‌زنید و وارد بحث جامعه شویم. الان در سال 93 می‌بینیم که اگر آن هویت ها نبود الان چه میشد؟ دوست منتقد ما نسبت به این مسائل به چشم یک موضوع خسته ای نگاه میکند و میگوید که دیگر تمام شده و برگردیم به زندگی عادی. کوچه ها به نام شهدا شده که اینها هنوز التیام پیدا نکرده است. چطور میشود که سینما میخواهد به اینها پشت کند و به آنها اعتنا نکند.

* فیلم فاخر در مملکت ما به یک متلک تبدیل شده است

کارگردان چ در پاسخ به این سئوال که خیلی ها شما را دوست دارند اما احساس میکنم که برخی به شما انتقاد میکنند گفت: فیلمسازان در ایران سه مدل هستند که یکی سینمای بدنه است و دکان دارند که حلالشان هم باشند یک گروه سینمای جشنواره ای و روشنفکری است و دیده بانش آن طرف آب است و یک سینمای بومی است که با درد وارد این حوزه شده، آقای تبریزی که از روی دیوار سفارت آمریکا بالا رفت تا از آن روزها فیلمبرداری کند مسئله داشته که به سینما آمده است، من قصدم این بود که باید بجنگم و از جایی حس کردم که با فیلمم حیرت های جنگ را تصویر کنم و این نوع فیلمساز همیشه بین دو جناح له میشوند.آنهایی که با آن طرف آب در ارتباطند خدا را شکر همیشه دلارشان میرسد و مارکوپولو هستند و در آن سوی آبها رنگ عوض میکنند و عکس های مختلف می اندازند این طرفی ها هم که میگویند که ما پول جیب کار میکنیم که میتوانند 20 روزه بسازند اما فیلمسازی هم هست که زمان میبرد و اینجا حساسیت نسبت به آن بیشتر میشود.

فیلم فاخر در مملکت ما به یک متلک تبدیل شده است / امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم+فیلم

وی افزود: سیاستگذاران باید کمی حوصله می‌کردند و وقت می‌دادند تا این‌ها بتوانند حرف بزنند. الان فیلم فاخر در مملکت ما به متلک تبدیل شده است که اگر ما فیلمی می‌سازیم که فاخر است تعبیر متلک پیدا کرده است و این را بعضی از بازیگرانی میگویند که اتفاقا قیمت آنها از روزی بالا رفت که فیلم فاخر مطرح شد. این نوع فیلمسازی باید وقت ببرد و سیستم به آن کمک کند و فیلمی باشد که مردم آن را بفهمند که متاسفانه این شاخه در سینما ضعیف است.

کارگردان «آژانس شیشه ای» تاکید کرد: من از سال 58 فیلم ساختم که با عمر انقلاب یکی است و ادعا دارم که قصدم ایجاد تغییر بوده است. برای گفتن این موضوع باید بجنگم و حوصله کنم که به نظر می آید که بعضی اوقات حاتمی کیا هر کاری دلش میخواهد را انجام میدهد که اگر خواستید من بعدا با خود شما این را مطرح خواهم کرد. این که حوصله کنیم و این نوع فیملسازی آدمهایی را می‌طلبد که تحمل کنند و نپذیرند که جهت را عوض کنند.

حاتمی کیا در پاسخ به این سئوال که عوامل فنی آثار دفاع مقدسی هم قرار بود در کنار یکدیگر کار را جلو ببرند، گفت: هر کسی نظر خود را می آورد و ما هم به عنوان فیلمساز باید بجنگیم که این جنجگویی را از ما گرفتند و بهشت و جهنم ما را تعیین میکنند که این حرف جفنگی است!.

کارگردان «مهاجر» گفت: باید فیلمساز برای چیزی که میخواهد بگوید مقاومت کند. خدا رحمت کند آقای داد که  مسئول سینما شد و من از همان روز با ایشان دعوایم شد. پشت میز رفتن قواعدی دارد برای خودش اما واقعیت این است که باید برای ایده آل ذهن خود بجنگیم ولی الان فیلمسازان ما میگویند که نمی‌گذارند بسازیم.من روی حرفم با کسانی است که خون دیده اند ، چرا تفنگ جبهه را در جای دیگری استفاده میکنی؟ چه اتفاقی برای ما افتاده است، اینها نمیشود جز وسواس الخناس هایی مثل برخی منتقدانی که گفتند از این نسل حرف نزنید در حالی که طرف در حوزه خودش ژنرال بود اما به حوزه ای رفت اصلا ربطی به او ندارد.

* در حوزه اندیشه و فکر جای خالی امثال آقا مرتضی احساس می‌شود

حاتمی کیا در ادامه با اشاره به حواشی حضور فیلم سینمایی «شیار 143» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر عنوان کرد: چرا باید در جشنواره سال گذشته فیلم شیار بیاید و برخورد مردم اینگونه شود؟ مگه شیار حرف تازه ای زد؟ نه اصلا حرف تازه ای نزد ولی چه میشود که در جشنواره نسبت به این نوع نگاه ها غریبگی وجود دارد؟ حرف این است که چرا این جو علیه من فیلمساز جنگ به راه افتاده است، من نمیگویم فیلم تفنگی و هفت تیر کشی بساز، کدام فیلم من تفنگ زیاد دارد؟ من جامعه را مطرح می‌کنم و مسائلم را می‌گویم. من از نسلی میگویم که اگر من و تو از آن نگوییم بچه های ما نسبت به آن غریبه میشوند و میگویند کدوم چمران و کدام پاوه؟

وی تاکید کرد: متاسفانه در حوزه اندیشه، فکر و حوزه نرم افزار امثال آقا مرتضی ها را کم داریم که باعث گمراهی ما می‌شود و تن میدهم به آنچه که الان میگویند و به زندگی عادی خود میپردازم.

حاتمی کیا ادامه داد: بنده خدا قرار بود شهید شوی چطور شد که الان عوض شدی؟ چرا فکر میکنی که بباید معاشت را با سینما چفت کنی و روز به روز هم بالاتر بروی؟ عادی تر باش و هر وقت توانستی فیلم بساز. من بارها پای حرف این بچه ها نشسته ام و میبینم که اصلا از خود چیزی ندارند.

وی افزود: فیلمسازانی که ازجنگ آمدند باید از این فضا حرف بزنند نه اینکه کهنه شوند، شرم بر فیلمسازی باد که بخاطر نان به این بخش ورود پیدا کند از باب اینکه من حرف‌هایی دارم که حرف های زمانم است. آنچه که من میگویم در همین گربه ای که ساخته شده  مسئله است که هویت است آن فضا قرار بود که بخشی از آن بشود آقای ظریف در حوزه سیاست خارجی کار خودش را انجام دهد اما بخشی از آن  باید بشود مسولیت من فیلمساز.

حاتمی کیا یادآور شد: من به جلوی درب پادگان میرفتم و یک سرباز کار من را متوقف میکرد و منتظر میماندم. اینها باید باعث شود تا من دیگر فیلم نسازم. آقای ایوبی روی سر بنده جای دارند ولی من کار خودم را میکنم. من حرف الانم را پاسخ میدهم. متاسفانه دوستان من سلوک را فراموش کرده اند.تو به سراغ باکری برو ولی به چه دردی میخورد؟  کدام بخش باکری؟ باکری خیلی کارها کرده است ولی کدام بخش آن به درد این میخورد که جوان الان من را پای این بحث بنشاند.

وی در ادامه با ابراز تاسف از کم کار شدن بهزاد بهزادپور در سینما گفت: در فیلم آقای بهزادپور سینما شکست محض خورد اما بهترین فیلمی بود که از تلویزیون پخش شد و من متاسفم برای بهزاد که دیگر فیلم نمیسازد و ساکت نشسته است. چرا همچین فیلمسازانی گوشه نشین شده اند؟

فیلم فاخر در مملکت ما به یک متلک تبدیل شده است / امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم+فیلم 

بنابراین گزارش، در ادامه این برنامه بخشی از آثار حاتمی کیا نظیر آژانس شیشه ای، بوی پیراهن یوسف، ارتفاع پست و مهاجر پخش شد.

حاتمی کیا در بخشی دیگر سخنان خود با اشاره به دیدار خود با مقام معظم رهبری عنوان کرد: این فرصت خیلی مغتنمی شد که نفسی تازه شد. ایشان فیلم چ را دیدند و خیلی زیبا در مورد آن صحبت کرده بودند.

* نسل بچه‌های جنگ پوتین‌هایشان خاکی است و روی موکت‌ها رد می‌اندازد

وی با اشاره به آثار ضعیف حال حاضر سینمای دفاع مقدس تاکید کرد: وقتی ما میدان را خالی کنیم بچه هایی ضعیف وارد میشوند ضعیف به این معنا که طرف اینجا را به سکوی پرتاب تبدیل میکند. چرا فیلمهایی که با بودجه های اندک ساخته میشوند ضعیف میشوند؟ مگر نباید بعدا پاسخ بدهیم؟ چطور میشود این موارد پیش می آید. چطور میشود مسئول سینمایی و تلویزیونی ما غیرت به خرج نمی‌دهد و فرصت به بهترین ها برای ساخت نمیدهد؟ به اینجا که میرسد همین قدر که طرف لباس بسیجی بپوشد فیلم میسازد و بخش از این به جا خالی کردن من برمیگردد و بخشی هم اینکه متاسفانه آن نوع سینما حرف‌هایش خشونت می‌دهد.

وی افزود: نسل بچه های جنگ پوتین هایش خاکی است و روی موکت هایتان جا می اندازد و بعضی ها تحمل این را ندارند که اصلا چنین چیزی نمیشود. ما درباره بچه های جنگ این کار را نکردیم و کسانی که تازه الفبای فیلمسازی را یاد گرفته اند الفبای خود را با جنگ آغاز میکنند و من از چنین آدمی چه انتظاری میتوانم داشته باشم.

حاتمی کیا ادامه داد: چیزی به نام واقعیت از آن حرفهاست که مطرح میشود، واقعیت از زاویه نگاه من روایت میشود، اینکه میگویند من بر اساس مستندات حرف میزنم جک است و برای آرام کردن ذهن مخاطب است،.واقعیت چیزی است که من گزینش میکنم. اصلا از جزیره مجنون فیلم بسازند و در آن پنگوئن پخش کنند و در قاب طوری پخش کنند که واقعیت در  بیاید.

* انجمن سینمای دفاع مقدس را جدی نمی‌گیرم

وی خاطرنشان کرد: من تا بحال به انجمن سینمای دفاع مقدس نرفته ام و اصلا آنجا را جدی نمی‌گیرم، الان به لابی رنتی رفتم که عده ای نشستند و نظرات عجیب و غریبی دارند که شرف الدین فقط نماد است، اما سئوال اینجاست که از آن تشکیلات شما چه چیزی در آمده است و خروجی چه چیزی بوده است؟ اگر خروجی نداشته ببندید این در را. وقتی میخواستم «برج مینو» را بسازم در آن زمان در انجمن از 10 نفر 9 نفر گفتند این کار بشود و یکی گفت که نشود که به من گفتند برو و فیلمت را بساز، من وقتی به آبادان رفتم تماس گرفتند و گفتند کار را تعطیل کن که من تلفنی هم با ان یک نفر صحبت کردم که قبول نکرد به پای صحنه بیاید و تهیه کننده هم ترسید و من پیکانم را فروختم ولی کار را تعطیل نکردم و برای تهیه مواد منفجره از میدان مین مواد انفجاری در آوردیم و دست ساز آن را ساختیم،فیلم را ساختیم که اتفاقی هم نیفتاد و در جشنواره به من جایزه دادند.

حاتمی کیا ادامه داد: بعضی از دوستان آنجا یک جور هستند و وقتی بیرون می آیند به رادیکال شدید تبدیل شدند، آن تشکیلات هیچ کاری نکرد و تنها پول خوردند و من میگویم که عزیزان شما در آنجا مانع شده اید.

* همه ما فیلمسازان پر از اشتباه هستیم

وی اظهار داشت: ما فیلمسازان پر از اشتباه هستیم و به آنها افتخار میکنیم چون از نسل ذریه حضرت آدم هستیم و اصلا این را از ما نگیرید، ابراهیم حاتمی کیا هم یکسری فیلم ساخته که در نیامده است، چه کسی این مسئولیت را به گردن ما انداخته که اصلا اشتباه نکنیم؟ فیلمی مثل «شیار 143» خانم آبیار ساخته میشود که مادری برای تنها بچه اش بال بال میزند و او را به جبهه میفرستد که بچه برنمیگردد و کل فیلم انتظار مادر را نشان میدهد که  آخر هم جنازه بچه اش را تحویل میگیرد؛ من با دیدن این فیلم نمیگویم که که چه غلطی کردیم که جنگیدیم اما از آن طرف فیلمی دیگری ساخته میشود که یک بچه خوشگل و چشم آبی را نشان میدهد که به جنگ میرود و از دست میرود و این را طوری میگوید که اشتباه کردیم جنگیدیم که این درد است. درد این است که فیملساز بگوید که من از آبادان فیلم میسازم و میگویم که آبادان شبیه دزد دوچرخه ویتوریو دسیکا است و دزد دوچرخه ای که از کشور فاشیم زده حرف میزند و کشور من را هم فاشیم زده است ، درد این است فیلمساز آبادانی ما از دالامب دلومب قبل از انقلاب حرف بزند و من را با فاشیسم یکی کنی؟ بعد بگویی من استایل دزد دوچرخه را اینطور برداشتم، دسیکا مختصات آن کشور است و ماجرایی که برای موسیلینی رخ داده است، آیا من در کشورم موسیلنی داشتم؟ من برای ارسال این فیلم به لوکارنو گریه کردم و گفتم باید از فرستادن این فیلم که کشور ما را ذلیل میکند خجالت بکشید و با جیغ و داد از فارابی بیرون آمدم.
 
* امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم

حاتمی کیا تصریح کرد: این دلیل دارد که فیملساز آن طرف را نمی‌بیند چون با اولین تقه او به تهران آمده است.مسئله مردم است، مسئله کوچه هایی که هنوز اسمش دارند و بعضی ها برای عوض کردن اسامی کوچه ها مقاومت میکنند، هنوز تخت طاووس برای ما مهم تر از اسم شهید مطهری است که باعث تاسف است.

وی تاکید کرد: امثال ما در این مملکت اقلیت هستیم  و جریان حاکم بر این هرم لعنتی سینما طوری شده که ما اقلیت قرار گرفتیم و ما را به بازی میکشند که باید در آنجا صفر شویم ولی خدا ان‌شاءالله به ما مقاومتی بدهد که بچه های این حوزه اصلا کوتاه نیایند و به مسیر خود ادامه بدهند.

کارگردان «به رنگ ارغوان» با اشاره به فیلمسازان جوان عرصه دفاع مقدس تاکید کرد: سینما که ورشسکته است، من کار ندارم که الان «شهر موش ها» خوب میفروشد که ان‌شاءالله این روند فروشش هم ادامه پیدا کند و 100 میلیارد بفروشد اما مگر میلیارد چقدر است. یا من باید وارد چرخ‌دنده شوم و حرف های پائین تنه ای بزنم تا ملت به سینما بیایند که این اتفاق برای بچه های ما افتاده است که وای بر ما و وای بر آینده ما، یا اینکه  ما فقط مواظب شترهای خودمان باشیم و بچه های خود را بچسبیم. من عشقم این است که فیلمم را در شهرستان ببینند چون ما باید بشارت خود را بدهیم.

وی افزود: سینمای دفاع مقدس تنها ژانری است که هویت دارد و این سینما خیلی حرف ها برای گفتن دارد که با مطرح شدن آن باید سر از لبنان در بیاوریم.

حاتمی کیا در ادامه حرف های صریح خود فیملسازان جوان ارزشی را  خطاب قرار داد و تاکید کرد: مبادا خالی بودن سینماها شما را گمراه کند، شما حرفتان را بزنید. بعدا شرم از فیلمی که ساختیم نکنیم، به اندازه کافی فیلمسازانی را داریم که سینماها را به بتکده تبدیل کنند.

این کارگردان متعهد سینمای دفاع مقدس تصریح کرد: چون من در «گزارش یک جشن» زمان خود را توضیح میدهم برای آن کتک میخورم وگرنه من در آن فیلم نگاهم جوان ها هستند منتها دوستان مصلحت اکران آن را نمی‌بینند. من در سینما حامل پیام هستم و برای آن درد وارد سینما شدم که اگر این را از من بگیرند دیگر حرفی برای گفتن ندارم.

حاتمی کیا در پایان صحبت های خود عنوان کرد: من مخلص سینما هستم. خدا را شاکرم که مردم من را به عنوان فرزند خود در این خانواده پذیرفتند و معتقدند که حرف هایی را میزنم که برای این جامعه است.

حاتمی کیا خطاب به گبرلو درباره دعوت از برخی منتقدین در برنامه هفت با صراحت کامل عنوان کرد: شما بعضی اوقات کسانی را می آورید که اصلا این بحث مسئله او نیست و وقتی ارزش های این ماجرا مسئله او نیست و افتخارش این است که تلویزیون جمهوری اسلامی را نگاه نمیکند و فقط بی‌بی‌سی و من‌و‌تو را نگاه میکند و به فیلمهای ایرانی اه اه اه می‌کند، چه توقعی میتوان از این افراد داشت؟!

وی در پایان گفت: حدا ان‌شاءالله ما را عاقبت به خیر کند و شرمنده آینده نشویم و در صحرای محشر خر ما را نگیرند و ما بگوییم که ما این کارها را انجام داده ایم.

براساس این گزارش،‌ فیلم کامل صحبت‌های ابراهیم حاتمی‌کیا در «هفت»‌، در لینک ذیل قابل مشاهده است:

منبع: فارس

 
«تنگه هرمز» مستند شد
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، شهرام حیدریان درباره ساخت فیلم مستند «تنگه هرمز» اظهار داشت: این مستند به بررسی اهمیت آبراه هرمز از لحاظ تاریخی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می‌پردازد و پتانسیل‌های موجود در این منطقه از جمله تاثیر مثبت اکوتوریسم را به نمایش می‌گذارد.

وی افزود: تمام تلاش من این بود که ضمن بررسی دقیق و کامل موقعیت این تنگه، بتوانم پتانسیل‌های موجود این منطقه را به نمایش بگذارم تا اقدامات مفیدی جهت بهبود وضعیت صورت گیرد؛ زیرا تنگه هرمز یکی از مهمترین شریان‌های اقتصادی کشورهای وابسته به نفت و همواره از استراتژیک‌ترین نقاط دنیا بوده است.

حیدریان خاطرنشان کرد: از قرن 14 میلادی تاکنون این تنگه دستخوش حوادث و رویدادهای مختلفی بوده است. به مرور زمان برخی کشورها به این فکر افتادند که بهره‌برداری دیگری از این تنگه داشته باشند و آن هم استفاده مناسب از موقعیت اکوتوریسم این منطقه است. برای مثال امارات در منطقه دوبی تعداد زیادی جزیره مصنوعی ساخته، در حالیکه ایران کلی جزیره طبیعی دارد که از مهمترین آنها می‌توان به جزیره قشم اشاره کرد. در اصل آنها از صادارات نفت فاصله گرفته و روی جذب توریست سرمایه گذاری می‌کنند.

وی تصریح کرد: با شناختی که در زمینه ساخت انیمیشن داشتم، تلاش کردم تا با استفاده از جلوه‌های ویژه انیمیشن، کاربردهای تکنیکال در خدمت فیلم قرار گیرند و مستند تنگه هرمز به لحاظ بصری چشم نواز باشند.

حیدریان درباره روند تولید مستند «تنگه هرمز» نیز گفت: حدود یک سال و نیم بر روی این موضوع تحقیق و اطلاعاتی را به دست آوردم، حتی مصاحبه‌هایی با مسئولین شرکت نفت و سکوهای نفتی نیز داشتم و همواره با اتفاقات عجیبی از نزدیک رو به رو شدم.

وی افزود: تصویربرداری این مستند در جزیره هرمز، قشم و ابوموسی بود و به دلیل شرایط جوی ناپایدار، حدود 45 روز به طول انجامید. در حال حاضر با اتمام مراحل فنی، این مستند آماده شرکت در هشتمین دوره جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» شده است.

گفتنی است که عوامل تولید این فیلم مستند عبارتند از: تهیه کننده، پژوهشگر و کارگردان: شهرام حیدریان/ تصویربرداران: فرزین شادمهر، محمد ارفعیان/ تدوین: مژده قاجاریه/ نویسنده و گوینده گفتارمتن: شهرام حیدریان/ امور صدا: آرش قاسمی/ مدیر تولید: فرزانه بابایی/ انیمیشن و جلوه های ویژه: ارشاد رهبر صبح خیز، عبدالرحمن محمدی/ مدلسازی سه بعدی: شهاب حیدریان/ ترجمه متن: پویا عباسیان/ تهیه شده در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.
منبع: ایسنا

 
«چ» سه‌شنبه به خانه‌ها می‌آید
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، مجید محسنی مدیرعامل مؤسسه هنر اول که پخش فیلم سینمایی «چ» را بر عهده دارد در مورد زمان قطعی پخش این فیلم در شبکه نمایش خانگی تأکید کرد: به امید خدا و پس از سپری شدن تمامی مراحل فنی فیلم سینمایی «چ» این فیلم از صبح سه‌شنبه 25 شهریور ماه وارد نمایش خانگی خواهد شد.

وی افزود: نسخه‌ای که روز سه‌شنبه منتشر خواهد شد نسخه DVD9 این فیلم است و نسخه بلوری آن در روزهای آتی منتشر خواهد شد.

محسنی با اشاره به 9 بخش مختلف پشت صحنه فیلم سینمایی «چ» تاکید کرد: تحقیقات، فیلمنامه، چگونگی پرداختن به دو روز آخر زندگی شهید چمران، طراحی لباس، طراحی صحنه، طراحی دکور، تولید و ... از مراحل اصلی پشت صحنه فیلم سینمایی «چ» است.

 
بنابراین گزارش، فیلم سینمایی «چ» برای اولین بار به 5 زبان انگلیسی، فارسی (برای ناشنوایان)، عربی، ترکی و اسپانیایی زیرنویس شده است.

فیلم سینمایی «چ» آخرین ساخته ابراهیم حاتمی کیا است که پس از درخشش در سی و دومین جشنواره فیلم فجر هفته چهارم شهریورماه توسط شرکت هنر اول در شبکه نمایش خانگی با کیفیت (DVD 9، Bluray) توزیع خواهد شد.

 
در خلاصه داستان فیلم «چ» آمده است: همزمان با بحران شهر پاوه در مرداد ماه 1358، دکتر مصطفی چمران به عنوان معاون دولت موقت در امور انقلاب به همراه سرتیپ فلاحی فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش وارد شهر پاوه می شوند تا به اوضاع و امور سرکشی نمایند.در این میان گروه اصغر وصالی به عنوان فرمانده نیروهای مردمی تنها مدافعین شهر پاوه محسوب می شوند. «چ» روایت 48ساعت از زندگی دکتر مصطفی چمران در قائله محاصره شهر پاوه توسط نیروهای ضدانقلاب است.

 
فریبرز عرب‌نیا، بابک حمیدیان، مریلا زارعی، سعید زاد، اسماعیل سلطانیان، امیررضا دلاوری، مهدی سلطانی و ... در آخرین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا به ایفای نقش پرداخته‌اند.
منبع: فارس

 
نامه قرائتی به فعالان امور فرهنگی
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٢  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز کشور خطاب به نهادهای فرهنگی نامه‌ای به شرح ذیل نوشته است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین اللهم صل علی محمد و آل محمد

در شب تولد امام رضا علیه السلام در جوار مرقد شریفش به فکر افتادم نامه‌ای به عزیزانی که در قالب هیئت‌های مذهبی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی، جوانان هلال احمر و عاشقان خدمت و کسانی که زیر پرچم شجره مبارکه صالحین و کانون های فرهنگی هنری مساجد و بسیج مدارس و دانشگاه ها و همه افرادی که در فضای دینی و فرهنگی و برنامه سازان صدا و سیما و ... هستند، بنویسم.

عزیزان امروز در سایه نظام جمهوری اسلامی به نام فرهنگ و دین تلاش های زیادی می‌شود ولی گاهی همراه با هزینه‌های سنگین و گاهی کارهای غیر ضروری یا کوتاه‌مدت یا برای افراد خاص در حالی که سزاوار است در میان انبوه کارها به سراغ لازم‌ترین، ارزان‌ترین، پایدارترین و مفیدترین برویم.

برای سنجش این نوع کارها به سراغ گفتار خداوند و اولیای خدا می‌رویم. خداوند برای نماز خط و تکلیف ویژه باز کرده و می‌فرماید: ما به انبیاء وحی کردیم که کارهای خیر انجام دهند و نماز را به پا دارند و با اینکه نماز کار خیر است آن را جداگانه آورده است. «وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ  (انبیا،73)»

نماز سفارش خداوند به همه انبیاست.

نماز رمز قبولی سایر کارهاست.

حضرت ابراهیم علیه السلام به خاطر نماز زن و فرزند خود را در سخت‌ترین منطقه مسکن داد و امام حسین علیه السلام برای دو رکعت نماز سی تیر به جان خرید.

نماز تشکر از خداست که عقل تشکر را لازم می‌داند.

نماز رابطه میان خالق و مخلوق است.

هر کس مدعی کار فرهنگی است باید نماز را در رأس امور فرهنگی قرار دهد.

با کمال تاسف به این ستون دین توجه لازم نشده است. دلیل ما وجود هزاران منطقه بی‌مسجد و هزاران مسجد دربسته و هزاران مسجد بی‌روحانی است.

شما در هر کجای شهرها تصمیم به خرید سیگار، نوشابه و بیسکوییت بگیرید با چند متر راه رفتن آن را پیدا می کنید در حالی که برای پیدا کردن مسجد باید چند کیلومتر راه برویم.

حوزه های علمیه باید تربیت امام جماعت و مدیریت مسجد و آموزش راه های دعوت به نماز را برای طلاب درس رسمی قرار دهند.

هیئت های مذهبی که در محرم و صفر حماسه می آفرینند در ایام دیگر جلسات تعلیم و تفسیر قرآن را برای داوطلبان از افراد هیئت تدارک کنند.

گروه های سرود و تواشیح در راس کار خود اذان را قرار دهند و این افراد مورد تشکر و تفقد اوقاف و صدا و سیما قرار گیرند.

اتحادیه انجمن های اسلامی که نوجوانان فعال مدارسند بخش مهم تلاش خود را در اقامه نماز و نشر جزوات مفید نماز و مسابقات نماز و دعوت به نماز قرار دهند.

شجره مبارکه صالحین بدانند دعوت نسل نو به نماز از مبارک ترین شجره های طیبه است و اگر جامعه با نماز شد از فحشا و منکر دور می شود همان گونه که هر کس لباس سفید پوشید از نشستن روی زمین آلوده دوری می کند.

امور تربیتی مدارس بدانند که تمام آرزوهای بجای آنان در اقامه نماز نسل نو است.

از نماز می آموزیم پشت سر عادل و عالم بایستیم، در کنار هم باشیم، توجه ما به قبله و خدا باشد، پاک باشیم، خالص باشیم، در صحنه حاضر شویم.

برای امام جماعت انتخاب احسن داشته باشیم، ادب داشته باشیم.

مبدا و معاد را فراموش نکنیم.

در قالب خمس و زکات به فقرا کمک کنیم که اگر کمک نکنیم نماز یا قبول نیست.

از نماز می آموزیم که جز نزد خدا نزد دیگری سرخم نکنیم.

فقط او را بزرگ بدانیم نه اسیر قدرت ها

فقط او را عبادت کنیم (ایاک نعبد) و فقط از او کمک بگیریم نه دیگران (ایاک نستعین)

از نماز می آموزیم که شرط قبولی نماز پذیرفتن حکومت و ولایت معصوم است.

از نماز می فهمیم که لقمه ما باید پاک و حلال باشد زیرا نماز با لقمه حرام مثل خانه ساختن روی شن است.

از اذان نماز می آموزیم باید جرات فریاد داشته باشیم و صدها نکته تربیتی دیگر که همه آن ها به نوعی در نماز مطرح است و یک نماز کامل یک دوره تربیت کامل است که آرزوی تمام مسئولین آموزش و پرورش و مدیران و معلمان و مربیان است.

هدف این نامه آن است که تمام مسئولین توجه و امکانات خود را صرف اقامه نماز کنند. نمازی با حضور قلب و قرائت صحیح، نمازی آگاهانه، عاشقانه، خاشعانه، خالصانه و این به گفته قرآن اولین وظیفه حکومت است که فرمود: الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ (حج، 41)
منبع: فارس

 
عکس شهید همت در اتاق بنیامین
ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ
بنیامین بهادری یکی از خوانندگان کشور در صفحه یکی از شبکه‌های اجتماعی عکسی از اتاق خود منتشر کرده که در این تصویر، عکس شهید همت بر روی میز تحریر این خواننده قرار دارد.

عکس شهید همت در اتاق بنیامین


 
شهید امر به معروف و نهی از منکر
ساعت ٦:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

مزاری مظلوم برای شهیدی مظلومتر+عکس

شهید مددخانی 19 سال پیش همراه با تعدادی از بسیجیان به یک ساختمان نیمه‌ساز که تبدیل به مرکز فسادی در تهران شده بود وارد شده و برای پیشگیری از ادامه فعالیت آن کانون فساد اقدام می‌کند. بر اثر ضربه وارده از سوی یکی از اراذل و اوباش و پرتاب از بالای ساختمان دچار آسیب‌دیدگی شدید می‌شود.
مزاری مظلوم برای شهیدی مظلومتر+عکس


اینجا کجاست؟

گروه جهاد و مقاومت مشرق - اینها عکس مزار یک شهید در تهران است که 5 ماه از شهادتش می گذرد. او برای خیلی از ماها ناآشنا و غریبه نیست. روزی در همین کوی و برزن و شهر، در دفاع از نوامیس مملکتش مورد تعدی قرار گرفت و مجروح شد. امروز که قریب به 150 روز از شهادتش می گذرد، مزار شریفش بدون سامان و مرتب سازی رها شده است. نه مزاری و نه سنگ قبری. باید به حال خودمان بگرییم. آن از قوانین حمایت از آمران و ناهیان و این از مابعد شهادت مظلومانه شان. واقعا به کجا می رویم؟!

مزاری مظلوم برای شهیدی مظلومتر+عکس


بسیجی مظلوم همیشه تاریخ!


شهید مددخانی شهید مظلوم امر به معروف و نهی از منکر 19 سال غریبانه زخم ناجوانمردان را به جان خرید و آه نکشید و نهایتا هم در غربت کامل در بیمارستان بقیه الله (عج) بر اثر عوارض ناشی از جراحاتش و داروها و عمل های سنگین، جان به جان آفرین تسلیم نمود و به دیدار امام شهیدش حسین(ع) شتافت.

او که احراز شهادتش هم تا کنون به مدد همت مسئولین، در هاله ای از ابهام باقی مانده؛ هم اکنون در قطعه صالحین بهشت زهرای تهران غریبانه آرام گرفته است.

مزاری مظلوم برای شهیدی مظلومتر+عکس


مسعود مددخانی که بود؟


شهید مددخانی 19 سال پیش همراه با تعدادی از بسیجیان به یک ساختمان نیمه‌ساز که تبدیل به مرکز فسادی در تهران شده بود وارد شده و برای پیشگیری از ادامه فعالیت آن کانون فساد اقدام می‌کند. بر اثر ضربه وارده از سوی یکی از اراذل و اوباش و پرتاب از بالای ساختمان دچار آسیب‌دیدگی شدید می‌شود. او در حالی که غرق خون و بیهوش به مدت یک شب کامل در همان ساختمان افتاده بود، صبح فردا عابران وی را به بیمارستان می رسانند و تحت درمان دیرهنگام قرار می گیرد. وی در طول تمامی سال های گذشته 4 بار تحت عمل جراحی سنگین قرار گرفت و با مشکلات آسیب نخاع روبرو و حتی از اولیات پوشش های درمانی نیز محروم بود. این شهید عزیز و غیور در فتنه 78 هم به مدد رهبر و مولایش شتافت و در آنجا نیز تعدادی اراذل وی را کی صرفا در حال تردد در مقابل دانشگاه تهران با شمایل مذهبی بود، مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند. او بعد از جراحت دوم دچار عوارض شدیدتر گشت و تنها به مدد پیگیری عده ای از بسیجیان، صرفا بخشی از حقوق حقه وی استیفا گردید و علیرغم توصیه پزشکان به استفاده از شیوه های درمانی غیر جراحی و غیر شیمیایی (آب درمانی و ...) به دلیل عدم حمایت مسئولین ذیربط و نیز نداشتن تمکن مالی لازم، نهایتا بر اثر عوارض جراحی های متعدد و تجمیع لخته های خون در ریه اش به لقاء الله پیوست.

مزاری مظلوم برای شهیدی مظلومتر+عکس


زینب را این بانو امروز معنا کرد!

همسر دردمند ایشان که با اطلاع از مشکلات ناشی از جانبازی ایشان و بعد از مجروحیت، با هدف رضایت خداوند، همسری ایشان را می پذیرد در بازگوئی قسمتی از خاطرات آن شهید عزیز می گوید: در هر بار رفت و آمد به آزمایشگاه و بیمارستان بایست آمبولانس می گرفتیم که این موضوع هم همیشه و به راحتی محیا نمی شد. نمی توانست بنشیند یا بایستد؛ راست می نشست و در این 19 سال هیچوقت نتوانست راحت دراز بکشد. گمنامی را دوست داشت و نمی خواست اسمش به سر زبان ها و جلوی دوربین ها برود و خیلی از مصاحبه ها را رد می کرد. خیلی دلش می خواست خدمت آقا برسد و یا با هم زیارت مشهد برویم که هیچ کسی کمک نکرد و هیچوقت هم جور نشد و نتوانستیم برویم و این داغ بر دلش ماند. در آخرین پیگیری درمانی، ساعت 11 و ربع شنبه 16/1/93 در بیمارستان بقیه الله مرا صدا کرد، کاملا هوشیار بود، از من آب می خواست، از پرستارها قبول نکرد، آب را که خورد جابجا شد، کمی صحبت کردم و به او آرامش  دادم، آمدم این طرف تر، دیدم دکتر صدایم کرد و گفت: مسعود تمام کرد!

مزاری مظلوم برای شهیدی مظلومتر+عکس

مزاری مظلوم برای شهیدی مظلومتر+عکس


 
پخش مستند "سالک صامت"؛ عصر امروز
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، مستند «سالک صامت» به سفارش گروه فرهنگ و معارف شبکه سوم سیما با موضوع معرفی مرحوم حمید نمازی در عرصه جبهه فرهنگی تهیه شد و عصر امروز(جمعه 31 مرداد ماه) ساعت 17:30 پخش می‌شود.

کارگردانی این مستند بر عهده ایمان گودرزی است.

بر اساس این گزارش، حمید نمازی از چهره‌های متعهد و از فعالان فرهنگی جبهه انقلاب اسلامی بود که سی‌ام اردیبهشت ماه گذشته بر اثر سکته قلبی درگذشت، وی در سال‌های اخیر مدیریت مؤسسات فرهنگی را برعهده داشت.

مرحوم نمازی در سه دهه اخیر با انتشار مجموعه‌ مقالات و همچنین سخنرانی‌های متعدد، نقش بسیار فعالی در نقد جریان‌های معاند، ضد انقلاب و وارداتی فرهنگی به ویژه در فتنه 88 ایفا کرد، همچنین وی در سال‌های اخیر به نقد جریان‌های وارداتی عرفان‌های کاذب، فرقه‌های انحرافی و مدعیان دروغین پرداخته بود.


منبع: فارس

 
سخنرانی مادر بسیجی شهید علی خلیلی
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، یادواره شهید امر به معروف و نهی از منکر علی خلیلی با حضور 400نفر از بسیجیان آمر به معروف در تهران برگزار شد. این مراسم با سخنرانی حجت الاسلام دهقانی، روایتگری جانباز حسنی و سخنان مادر شهید علی خلیلی همراه بود.

یادواره این شهید والامقام که در مسجد نور واقع در میدان خراسان برگزار شد، تجدید بیعتی با شهید مظلوم آمر به معروف علی خلیلی بود. در حاشیه این مراسم چفیه‌هایی مزین به تصویر شهید علی خلیلی به حاضرین اهدا شد.

شهی علی خلیلی، شهید امر به معروف و نهی از منکر، طلبه 19 ساله‌ای بود که در  25 تیر ماه سال 1390  در جریان درگیری با اشرار به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از ناحیه شاهرگ گردن مصدوم شد.او نهایتا روز سوم فروردین 1393 بعد از تحمل دو سال درد و بیماری ناشی از این مجروحیت به شهادت رسید.
منبع: تسنیم

 
تئاتر شهر ، فسادکده معاصر
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

تئاتر شهر ، فسادکده معاصر

دانلود


 
نفوذ جریان شبه روشنفکری غرب زده در بدنه « تئاتر »
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

نفوذ جریان شبه روشنفکری غرب زده در بدنه « تئاتر »

دانلود


 
کتابی در پاسخ به شبهاتی علیه ولایت‌فقیه
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، کتاب «نظام ولایت فقیه؛ نظام علوی یا مهدوی؟» نوشته حجت الاسلام محمد نجفی، مدرس حوزه‏ علمیه قم از سوی دفتر نشر معارف منتشر شد. بحث اصلی این کتاب، پاسخ به شبهات درباره ولایت فقیه و حکومت اسلامی است. نویسنده در این کتاب، با قلمی روان و استدلالهای مناسب، به مسائل زیر می پردازد:
انتشار کتابی در پاسخ به شبهات ولایت فقیه
ـ نظام ولایت فقیه نظامی علوی است یا مهدوی؟
ـ آیا نظام علوی دارای اشکالات اجرایی بود؟
ـ روش ارزیابی صحیح حکومت اسلامی چیست؟
ـ انتظار ما از حکومت اسلامی در اصلاح مشکلات چه مقدار است؟
ـ چالشهای پیش روی حکومت دینی چیست؟
ـ آیا امیرالمومنین(ع) در حکومت خود مصلحت سنجی می کرد؟
ـ نظام اسلامی چه مقدار امکان دارد از آرمانها عقب بماند و در عین حال اسلامی باشد؟
ـ بهتر نیست که عالمان دینی حکومت را قبول نکند تا حیثیت دین لکه دار نشود؟
ـ اگر به کسی رأی بدهیم و او اشتباه کند آیا ما در اشتباهات او سهیم هستیم؟
ـ آیا این انقلاب باعث بدبینی مردم به دین نمی شود و بهتر نبود انقلاب نمی کردیم؟
منبع: تسنیم

 
ارزیابی صفارهرندی از چالش‌ها و آسیب‌های فرهنگی ‌جامعه؛
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

بر سر جداسازی فرهنگی ادارات برخی مسئولان جیغ بنفش زدند/

 

 

مسئولان توجهی به مقوله فرهنگ مورد تاکید رهبر انقلاب ندارند

 به گزارش مشرق،‌ محمدحسین صفارهرندی در سلسله نشست‌های فرهنگی شهر اصفهان که به همت ستاد احیا امر به معروف و نهی از منکر استان اصفهان برگزار شد به بررسی وضعیت فرهنگی کشور پرداخت و ‌‌با اشاره به اینکه مهم‌ترین برجستگی مسئولان نظام، حضور در عرصه فرهنگی است، اظهار کرد: انتظار این بود که انقلاب اسلامی ایران، یک حرکت فرهنگی باشد، ولی هم‌اکنون در وضعیتی هستیم که فرهنگ به مشکل‌ترین کارها تبدیل شده و همه ما نگران وضعیت فرهنگی کشور شده‌ایم.

*نیروهای انقلابی مسلمان تمایلی به حضور در عرصه تولیدات فرهنگی نداشتند

وی ادامه داد: از آنجایی که صنعت و تولید فرهنگی برجسته‌ترین جلوه‌گاه فرهنگی در نگاه عامه است، در گذشته شاهد کم‌ترین تاثیر ابزارهای فرهنگی بوده‌ایم و تنها کتاب در حوزه تولیدات فرهنگی وجود داشت، اما با دستاوردهای نوین اطلاعاتی، ابزارها و شاخصه‌های جدید فرهنگی ظهور همچون سینما، تئاتر و موسیقی نیز ظهور و بروز یافته است.

کارشناس فرهنگی سیاسی ادامه داد: نیروهای مؤمن و متدین و انقلابی از ورود به عرصه تولیدات و صنعت فرهنگی به دلیل اینکه این محیط‌ها آلودگی‌هایی داشتند و سرنخ این فعالیت‌ها نیز به دست نیروهای غیر انقلابی بود اجتناب داشتند و فاصله این افراد با ابزارهای نوین ارتباطی در حوزه فرهنگ از همان ابتدا به وجود آمد.

وی ادامه داد: حوزه مدیریت فرهنگی در ابتدا به دست کسانی سپرده شد که شکل گرفته در گذشته‌های دورتر بودند و نیروهای انقلابی و مسلمان به جای میزبانی، میهمان این جریان بودند.

*دستاوردهای فرهنگی ما متناسب با توفیقات عرصه سیاسی و بین‌الملل و نظامی نبود

صفارهرندی اذعان کرد: کارهای خوبی در ابتدای ظهور انقلاب اسلامی آغاز شد، اما ای کاش همین کارها استمرار و ادامه می‌یافت، به عنوان نمونه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شکل گرفت و تلاش شد تا گام‌هایی برای تولیدات فرهنگی برداشته شود و البته توفیقاتی هم داشتیم، اما دستاوردهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران متناسب با توفیقات بزرگی که در عرصه سیاسی و بین‌الملل و نظامی داشتیم نبود.

وی گفت: بخش اصلی فرهنگ که متأثر از اقدامات و تولیدات و صنایع فرهنگی بود و منجر به فرهنگ عمومی و تغییر سبک زندگی مردم می‌شد دست‌خوش رفت و آمدهای مکرر انواع سلیقه‌ها و دیدگاه‌ها شد و این معجون فرهنگی که برخی وقت‌ها آثارش را بر در و دیوار شهرها می‌بینیم متأثر از بلاتکلیفی در حوزه فرهنگ بوده است.

*مسئولان توجهی به مقوله فرهنگ مورد تاکید رهبر انقلاب ندارند

این روزنامه‌نگار سابق ادامه داد: اطلاعات و تحلیل‌های رهبر معظم انقلاب همیشه نشان می‌داد که ایشان عمق فرهنگ را به خوبی دریافتند و خطرات را به خوبی می‌شناسند و را‌ه‌حل‌ها را به عنوان یک استراتژیست در جریان آن هستند و البته همیشه بر این نکته تاکید داشتند که فرهنگ، فرهنگی دینی، اسلامی، ایرانی و ملی باشد و تعاریف فرهنگ به آن صورتی که در غرب بر آن پافشاری دارند مورد تاکید ایشان نیست، ولی همچنان مشخص است که توجه مسئولان به مقوله فرهنگ تناسبی با عظمت موضوع و گستره فهم بالای ایشان از مسئله فرهنگ ندارد.

وی خاطرنشان کرد: حکم واحدی در ابتدا، بالای سر مسئله فرهنگ نبوده، اما از 11-10 سال پیش مقوله‌ای به اسم مهندسی فرهنگی با تدبیر رهبر انقلاب‌ شکل گرفته است.

صفارهرندی افزود: توجه به مهندسی فرهنگی در شورای عالی انقلاب فرهنگی در دولت نهم شکل گرفت و به عنوان سندی راهبردی تحویل جامعه شد و در اختیار فعالان و صاحب‌نظران فرهنگی قرار گرفت که بدون وجود آن نسخه، کارها در حوزه فرهنگ به صورت جزیره‌ای و پراکنده و بی‌هدف اتفاق می‌افتاد.

*هالیوود افکار عمومی را برای اقدامات پنتاگون آماده می‌کند

وی گفت: مقاصد کوچک در مقابل انقلابی به عظمت انقلاب اسلامی ایران نمی‌توانست بی‌هدف باشد و ضرورت داشت در حوزه فرهنگی با برنامه حرکت کنیم، کشورهای غربی از سینما به گونه‌ای استفاده می‌کنند که تلاش می‌کنند دیدگاه افکار عمومی را نسبت به آینده و تصمیمات خودشان ترسیم کنند، طوری که قبل از حضور نظامی، پیش قراولان فرهنگی‌شان در کشورها حضور می‌یابند و هر وقت پنتاگون تصمیم به حمله به کشوری را داشت، قبل از آن هالیوود مقدمات افکار عمومی را فراهم می‌ساخت و رسانه‌ها در این زمینه نقش ویژه داشته و دارند.

وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: این مسئله در کشور خودمان نیز صادق است و کارکرد فیلم‌های تلویزیونی در کشور خودمان رفتار روزانه مردم را ترسیم می‌کند و هر چه جلوتر می‌رویم حضور فیلم، سینما و تلویزیون در خانه‌های مردم جز بدیهیات است و سایر وسایل ارتباط جمعی شامل اینترنت روز به روز بر جامعه بیشتر سایه افکنده، به گونه‌ای که امروز هر شخصی با دارا بودن یک تلفن همراه، به یک روزنامه نگار، خبرنگار و مدیر رسانه تبدیل شده است.

*تهاجم فرهنگی دشمن، جنگ جبهه‌ای با برخورداری از اتاق فکر است

وی با اشاره به اینکه تهاجم فرهنگی به صورت عملیات جبهه‌وار ‌علیه نظام اسلامی فعالیت می‌کند ادامه داد: برخی‌ها فکر می‌کنند این تهاجم به صورتی نیست که عده‌ای تک تیرانداز به فرهنگ و هویت ما شلیک می‌کنند، بلکه دشمن به صورت جبهه و عملیات با بهره‌مندی از اتاق‌های فکر‌ در این عرصه حضور دارد و با اندیشه‌های پلید و نامتعارف با باورهای ما طراحی می‌کنند، خوراک می‌پزند و در بسته‌های وسوسه کننده به جوامع ما تحویل می‌دهند.

صفارهرندی تصریح کرد: هنوز بسیاری از مسئولان فرهنگی ما متوجه این قضیه نشده‌اند که اگر بخواهیم با این هجمه وحشی صفت مقابله کنیم باید از رفتارهای سلیقه‌ای و جزیره‌ای پرهیز کنیم.

وی ادامه داد: وقتی هر یک از دولت‌ها عملکرد ‌فعالیت‌های فرهنگی مسئولان قبلی را نقض می‌کنند و تصمیمات متفاوتی با گذشته می‌گیرند ‌چگونه می‌شود ‌از استقرار، ثبات و پایداری در حوزه فرهنگ دم زد.

*عده‌ای از مسئولان فرهنگی حرکت‌های نیمه تمام دشمن را تمام می‌کردند

کارشناس مسائل سیاسی گفت: علاوه بر این، برآوردها و تحلیل برخی شخصیت‌های فرهنگی کشور از فرهنگ بسیار متفاوت بوده و فاصله برخی برآوردها از زمین تا آسمان است و کسانی قدرت و حکومت در دستشان بود که نگاه ویژه‌ای به مقوله فرهنگ داشتند، به گونه‌ای که حتی عده‌ای از این افراد نه تنها در مقابل جبهه دشمن صفحه‌آرایی نکردند، بلکه برخی از کارهای آنان در امتداد دشمن بوده و حتی کارهای فرهنگی نیمه تمام دشمن را تمام کردند.

وی بیان کرد: نباید حوزه فرهنگ را به امان خدا بسپاریم و فرهنگ را در معرض این آمد و شده‌ای متعدد و متنوع قرار دهیم، در زمان‌هایی ما از افرادی استفاده کردیم که عده‌ای از مسئولان عالی حوزه فرهنگ ما هم اکنون در کنار کاخ ملکه انگلستان جا خوش کرده‌اند و یک معاون‌ همان آدم نیز در خارج از کشور الان برای ‌بی. بی. سی پادویی می‌کند.

صفارهرندی ادامه داد: ما باید حوزه فرهنگ را از در معرض قرار گرفتن انتخاب این افراد خارج کنیم و تدبیری باید بالای سر حوزه فرهنگ باشد تا با فرماندهی حوزه فرهنگ، برای سالم‌سازی محیط‌های فرهنگی تلاش کنیم.

*بر سر جداسازی فرهنگی ادارات برخی مسئولان جیغ بنفش زدند

وی با اشاره به تغییرات اخیر صورت گرفته در شهرداری تهران ادامه داد: در جاهایی محیط کارمان را باید به گونه‌ای ترسیم کنیم که خانم‌ها احساس امنیت بیشتری کنند و در زمانی که عده‌ای حرکتی فرهنگی انجام می‌دهند، یک مرتبه جیغ‌های بنفشی در فضای رسانه‌ای پخش می‌شود، طوری که برخی‌ها می‌گویند باید از شدت بی‌ربط بودن خود را به دیوار کوبید و اعتنایی به این حرف‌ها نگذاشت و متأسفانه برخی از این افراد هم از مسئولان حکومتی هستند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تفسیر موضوع جداسازی خانم‌ها و آقایان در محیط‌های اداری اذعان کرد: آیا همین آقایان درست می‌دانند که ناموسشان 8 تا 10 ساعت از عمر روزانه خود را در کنار یک مرد نامحرم در یک اتاق بگذارند.

وی ادامه داد: در آن محیط الفت و انس ذهنی و عاطفی پیدا ایجاد می‌شود و دائم گفت‌وگو می‌کنند و من معتقدم همه این‌ها مورد سئوال است و این چه سنخیتی دارد که یک زن و مرد نامحرم در یک اتاقی محرم کلام هم شوند و همین آدم‌ها، زمان اختلاط با همسرشان نصف و کمتر از همین زمان است.

وی با اشاره به برخی موازی‌کاری‌ها و عدم فعالیت جبهه‌ای در حوزه فرهنگ ادامه داد: وقتی فرهنگ را به دست تک تیراندازی‌هایی می‌سپاریم که هر کدام یک هدف متفاوت را از دیگری نشانه می‌گیرند ‌همین رفتارهای غیر جبهه‌ای وضعیت فرهنگی را به اینجا کشانده است.

*وضعیت آینده جمعیت کشور نگران‌کننده است

صفارهرندی ادامه داد: برخی‌ها در جامعه به جای آنکه اصالت را به خانواده بدهند، به فرد می‌دهند و داشتن فرزند را نشان عقب‌ماندگی می‌دانند و با همین تفکرات، امروز نسل آینده در معرض تهدیدات متعددی قرار گرفته، به گونه‌ای که پیش‌بینی می‌شود در 200 سال آینده دیگر از نسل ایرانی در روی زمین خبری نباشد.‌

وی تصریح کرد: با همین آهنگ رشد جمعیتی که پیش رو داریم از سال 1420 روند کاهش جمعیت در کشور شروع می‌شود و تا سال 1450 جمعیت ما با همین آهنگ رشد به نصف جمعیت تقلیل می‌یابد و با این اوصاف جمعیت چنان پیر و فرسوده می‌شود که نشاط و اشتهای عمل و خدمت ندارند‌.

*برخی انتشارات داخلی مانند تیری است که از جانب دشمن می‌آید

‌وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی خاطرنشان کرد: در حوزه انتشارات و کتاب، آن کتابی که مردم را به پاک‌دستی و پاک زیستن و سلامت روح و روان هدایت می‌کند باید منتشر شود و آن کتابی که انتشارش به مصلحت نیست، مانند تیری است که از سمت دشمن می‌آید و فقط جغرافیای پرتاب آن ‌منطقه خودی است.

وی با انتقاد از سخن برخی افراد که می‌گویند فرهنگ را باید به حال خود رها کرد اظهار کرد: فرهنگ به فرموده مقام معظم رهبری همچون هواست، چطور است که برای هوا مدام ذرات معلق و یا گازهای سمی را رصد می‌کنند و زمانی اعلام خطر می‌کنند و یا به مردم می‌گویند که حتماً در خوراک از کالاهای استاندارد استفاده کنید، ولی فرهنگ را به این دید نگاه نمی‌کنند، در صورتی که باید فرهنگ نیز دارای مدیریت مرکزی به هرماه نظارت باشد تا بتواند بر روی مسائل فرهنگی تمرکز و کنترل لازم را داشته باشد.

صفارهرندی ادامه داد: چرا کسی فکر نمی‌کند که یک فاجعه زیستی در حوزه فرهنگ در حال رخداد است و ضروری است که به مسئله فرهنگ به صورت ویژه توجه شود، فرهنگ را نمی‌شود به امان خدا رها کرد.

منبع: فارس

 
اولین بزرگداشت شهید بصیرت در تهران
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

اولین بزرگداشت شهید دکتر سید حسن آیت بعد از گذشت 33 سال از شهادت وی در تالار مهر حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار میشود. دکتر آیت در ساعت هشت صبح روز چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ (چهل روز پس از فاجعه هفتم تیر) در مقابل منزلش در محله نارمک، توسط گروهک منافقین با شلیک ۶۰ گلوله به شهادت رسید.

 
به گزارش رجانیوز، پاسداشت  این شهید والامقام با حضور آیت الله سید محمد خامنه ای،دکتراسدالله بادامچیان ، حجت السلام روح الله حسینیان و دکتر جواد منصوری برگزار میگردد.رونمایی ازکتاب«اسرار آیت»و همچنین سایت شهید آیت از ویژه برنامه های ستاد بزرگداشت شهید آیت میباشد.سازمان فضای مجازی سراج ، مرکز مستند پیام گستر و دبیرخانه دائمی بزرگداشت قربانیان ترور پذیرای هم وطنان عزیز  در این همایش هستند.  این مراسم ، سه شنبه 14 مرداد 1393 ساعت 17 الی 19 در تهران خیابان سمیه تقاطع حافظ تالار مهر حوزه هنری برگزار می گردد

 
دیدار جمعی از اهالی شعر و ادب با رهبر انقلاب
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، در شب میلاد حضرت امام حسن علیه‌السلام، از ساعتی پیش دیدار جمعی از اهالی شعر و ادب با رهبر معظم انقلاب آغاز شده است.

اخبار تکمیلی این دیدار متعاقبا ارسال می‌شود.
منبع: Khamenei.ir

 
فیلم‌های هالیوود، ابزارهای روابط عمومی فوق‌العاده + تصاویر
ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ
گروه جنگ نرم مشرق- شواهد و قرائن نشان می‌دهند که هالیوود، صنعت فیلم‌سازی پرزرق و برق آمریکا، هنوز هم به عنوان یکی از اهداف اصلی نفوذ و دستکاری بسیاری از سازمان‌های دولتی آمریکا،‌ بالاخص سیا، مطرح است. اغلب مباحثی که در مورد تبلیغات سینمایی در جریان هستند به بحث در مورد گذشته‌ها می‌پردازند و در حالیکه تعدادی از کارشناسان امر توجهات را معطوف به روابط طولانی‌مدت و علنی هالیوود با پنتاگون نموده‌اند اما مطالب کمی در مورد تأثیرگذاری پنهانی بر هالیوود پس از واقعه 11 سپتامبر به رشته تحریر درآمده است. پیش از این 31 قسمت از فصل‌های کتاب «عملیات هالیوود» در مشرق ترجمه و منتشر شد. آنچه در ادامه می‌آید بخش سی و دوم از این کتاب است.
فیلم‌های هالیوود، ابزارهای روابط عمومی فوق‌العاده + تصاویر // در حال ویرایش // شماره 32
***
استنیلی جف تهیه کننده بدترین زمان ممکن را انتخاب کرده بود. او میخواست فیلمی برای کلمبیا پیکچرز درباره گروهی از دانشجویان دانشکدهی افسری مسلح بسازد که در تلاشی شجاعانه برای ممانعت از بسته شدن دانشکده، که دانشکده افسری را تسخیر کرده و جلوی گارد ملی مقاومت می کنند. بنابراین در ماه می سال ۱۹۸۰ رسماً از پنتاگون درخواست همکاری کرد.

یک ابزار روابط عمومی فوق العاده

در فیلمنامهای که قرار بود فیلم بر اساس آن ساخته شود، با عنوان Father Sky که بعدها به Taps تغییر پیدا کرد، اعضای بیرحم گارد ملی از نیروی نظامی قوی و برتری علیه دانشجویان یاغی که بین دوازده تا هجده سال دارند استفاده میکنند. البته دانشجویان در انتهای فیلم به فرمانده گارد یک دستی زده و پیش از این که تسلیم شوند، وی را به اسارت در می‌آورند. جرج سی اسکات قرار بود در نقش فرمانده محبوب دانشکده، و تیموتی هاتن در نقش دانشجوی افسری بازی کنند که پس از تصمیم هیئت امنای دانشکده برای بستن آن رهبری دانشجویان را برعهده می گیرد.

یک ابزار روابط عمومی فوق العاده

رونی کاکس قرار بود نقش سرهنگ گارد ملی را داشته باشد که به دستور فرماندار وظیفه داشت دانشکده را تسخیر کند. تام کروز و شان پن، که برای نخستین بار در این فیلم نقش اصلی را ایفا می کردند، دانشجویان جوانی بودند که دیدگاههای متضادی درباره شورش دانشجویان داشتند.

از بدشانسی جف، زمان درخواستش برای همکاری گارد ملی دقیقاً با دهمین سالگرد قتل عام ایالت کنت، یعنی ۴ می ۱۹۷۰، همزمان شده بود که طی آن گارد ملی بر دانشجویان معترض آتش گشود و چهار دانشجو را به قتل رسانیده و نه نفر دیگر را زخمی کرد.

گارد ملی پس از خواندن فیلمنامه، که مقامات گارد مطمئن بودند مردم را به یاد رویدادهای ناخوشایند یک دههی پیش در ایالت کنت خواهد انداخت، گفتند به هیچ‌وجه با ساخت آن همکاری نخواهند کرد.

دان باروش، رئیس دفتر فیلمسازی پنتاگون در نامهای به تاریخ ۲۰ می ۱۹۸۰ به جف نوشت: «پس از بررسی کامل فیلمنامه ضمیمه شده، اداره مرکزی گارد ملی تصمیم گرفت که حمایت ما از Father Sky بر علیه منافع گارد ملی و وزارت دفاع بوده و در نتیجه قادر به همکاری در ساخت این محصول نخواهیم بود. بدیهی است که آجودان ژنرال پنسیلوانیا با این تصمیم موافق است. درون‌مایه کلی فیلمنامه صرفاً خصومت مردم نسبت به گارد ملی به مثابه دشمن دانشجویان جوان و حمله کننده به محوطهی دانشگاهها را بیدار خواهد کرد. ما طی ده سال گذشته سعی کردهایم واقعهی ایالت کنت را توجیه کنیم. در فیلم Father Sky گارد ملی سعی در غلبه بر نوجوانان از طریق استفاده از قدرت نظامی برتر خود دارد. این تصویری نیست که بخواهیم به مردم ارائه شود.»

جف که از انتقادات پنتاگون آزرده خاطر شده بود، به همراه نویسندگانش سعی کرد فیلمنامه را تبدیل به چیزی کند که گارد ملی از آن حمایت نماید. از آنجا که فیلمنامه مشابه واقعه ایالت کنت می بود، گارد ملی میخواست جریان «با توجه به شرایط» در نظر گرفته شود؛ به عبارت دیگر تقصیر مرگ دانشجویان در فیلم نمی‌بایست بر گردن اعضای زیاده متعصب و دست به هفت تیر گارد ملی بیفتد، بلکه باید خود دانشجویان مقصر مرگ همقطارهای خود باشند.

جف در نامهای به تاریخ ۳ جولای ۱۹۸۰ به باروش نوشت: «در پیوست نسخهی بازنویسی شده فیلم Taps، که پیش از این Father sky نامیده می شد، را ضمیمه کرده ام. بار پیش که افراد شما فیلمنامه را دیدند، لطف کرده و فهرست مخالفتها و دغدغههای خود را برای ما ارسال نمودند. ما پس از بررسی دقیق نگرانیهای آنها وقت زیادی را صرف بازنویسی فیلمنامه کردیم.»

در فیلمنامه جدید سرهنگ کربی فرمانده گارد ملی مهربان تر و دلرحمتر به تصویر کشیده شده بود، و بیش از آن که دشمن دانشجویان باشد دوست آنها بود.

یک ابزار روابط عمومی فوق العاده

جف به باروش گفت: «معتقدم فیلمنامهی کنونی در نحوهی به تصویر کشیدن گارد ملی دقیقتر است، و مهمتر از همه، معتقدم که گارد ملی ـ به ویژه آنچنان که در شخصیت کربی به تصویر کشیده شده،منطقی و هوشمند، عقلانی و انسانی عمل می‌کنند. در موقعیتی که در آن ۱۰۰ پسربچه مسلح بوده و قادر به بکارگیری پیشرفتهترین تسلیحات موجود هستند، این کربی است که سعی میکند راه حلی صلح آمیز برای حل معضل بیابد. هنگامی که دیگران خواستار حمله هستند، کربی دائماً به آنها یادآوری می کند که طرف مقابل گروهی از کودکان هستند و به صورتی مناسب باید با آنها برخورد شود. و در نهایت هنگامی که فرماندار تشخیص میدهد که برای حل موقعیت باید دست به کار شد، کربی از مردانش می خواهد تا زمانی که نیاز مبرمی وجود ندارد، یا جز در دفاع از خود، دست به اسلحه نشوند.»

جف سپس به موضوع ایالت کنت پرداخت و نوشت، «آقای باروش، من متوجه هستم که یکی از مخالفتهای شما و همکارانتان به این خاطر است که این فیلم ممکن است واقعهی ایالت کنت را در ذهن مخاطب زنده کند. متأسفانه واقعه ی ایالت کنت رویدادی حقیقی است که در نتیجه آن مردم احساساتی منفی نسبت به گارد ملی یافتند. من معتقدم که بهترین راه برای مقابله با این احساسات به تصویر کشیدن گارد ملی به صورت سازمانی تحت فرماندهی افراد هوشمند و دلرحم جامعه است که هدف آنها حفظ صلح است. من معتقدم که فیلم Taps به این مهم دست می یابد، و مطمئنم که فیلم Taps نه تنها برای گارد ملی مضر نیست، بلکه ابزار روابط عمومی فوق العادهای خواهد بود. »

گارد ملی نظر مساعدتری نسبت به فیلمنامهی بازنویسی شده داشت.

در فیلمنامه اولیه، سرهنگ کربی پیش از این که حملهاش بر مواضع دانشجویان را آغاز کند به افرادش دستور میدهد که پیش حمله آنها را به توپ ببندند.

کربی به نقشهی محوطه‌ی دانشکده اشاره کرده و به یکی از فرماندهان گروهانش می‌گوید: «کاپیتان، رنجرهای شما از طریق تونلهای فاضلاب به این نقطه می روند. سعی کنید آنها را غافلگیر کنید، اما اگر به مشکلی برخوردید می دانید چه باید بکنید.» سپس به افرادش می گوید هنگامی که به «هدفشان دست یافتیم منور آبی رنگ شلیک خواهم کرد. برای پشتیبانی از افراد محوطه را به توپ ببندید.»

سپس کربی و افرادش از طریق فاضلاب مواضع دفاعی دانشجویان را غافلگیر کرده و هنگامی که برای حمله از تونل خارج می شوند، طبق فیلمنامه «کادریها را میبینیم که مورد اصابت گلولههای بیحس کننده قرار می‌گیرند و به خاطر غافلگیر کننده بودن حمله مواضعشان به سرعت تسخیر می‌شود.»

اما در فیلمنامه اولیه، پیش از این که کربی بتواند برای درخواست کمک منور آبی رنگ را شلیک کند «افسران ضد حملهی از پیش برنامه‌ریزی شدهای را آغاز کرده، کربی و افرادش را به دام می‌اندازند و آنها را در محوطه باز ـ در موقعیتی باز و آسیب پذیر ـ محاصره می کنند.»

سپس برایان مورلند فرمانده افسران که نقش او را تیموتی هاتن ایفا می کند به کربی می گوید که تسلیم شود: «سرهنگ کربی، لطفاً به افرادتون بگید سلاحشون رو زمین بگذارند. از حرف من اطاعت کنید تا آسیب نبینید.»

کربی با عصبانیت فریاد می زند: «مورلند من میخوام این منور را شلیک کنم، که بعدش یک حمله هماهنگ علیه مواضعتان صورت می گیرد. هیچ شانسی نداری پسر! تسلیم شو.»

طبق فیلمنامه مولند یک بار شلیک کرده و بازوی کربی را زخمی می کند. کربی بازویش را می گیرد و از درد تعادلش به هم میخورد و در نتیجه منورافکن را می اندازد.

مورلند می گوید: «سرهنگ کربی، یک بار دیگه درخواستم رو تکرار می کنم. به افرادتون بگید سلاحشون رو زمین بگذارند و تسلیم بشن. شما کاملاً محاصره شدید. کاری که میگم رو انجام بدید یا همینجا می میرید.»

کربی که در می یابد در موقعیتی کاملاً آسیب پذیر قرار دارد به افرادش می گوید سلاح های خود را زمین بگذارند. اما در نهایت حیرت، پس از این که افراد گارد تسلیم می شوند مورلند شمشیر تشریفاتیاش را به کربی میدهد و تسلیم می شود، و در نتیجه درگیری چند روزه به پایان می رسد. مورلند به کربی می گوید: «ما تسلیم می شویم.»

در فیلمنامه اولیه افسران جوان تمامی سلاح های خود را به گارد می‌دهند و در برابر نگاه حیرت زده کربی مورلند به همراه سایر افسران برمی گردند و به سمت ورودی دانشکده می روند. طبق فیلمنامه «همچنان که کربی با نگاهی حسرت آلود به آنها می نگرد ـ و هیچ احساس پیروزی نمی کند» دوربین روی دروازه های دانشکده زوم می کند که باز می شوند و افسران جوان به والدین خود ملحق می شوند.

در ابتدا قرار بود فیلم این گونه به پایان برسد، اما گارد ملی به هیچوجه نمی توانست چنین پایان بندی را بپذیرد؛ آنها به هیچوجه تصمیم نداشتند به ساخت فیلمی کمک کنند که در آن اعضای گارد ملی توسط چند پسربچه اسیر می شوند.

بنابراین جف و نویسندگانش پایانبندی جدیدی نوشتند که اعضای گارد ملی را به صورت افرادی دلرحم و قهرمان به تصویر می کشید؛ از به توپ بستن خبری نبود، کربی و افرادش دیگر تسلیم نمی شدند و مورلند فاتحانه از محوطهی دانشکده خارج نمی شد ـ بلکه جسدش را بیرون می بردند. و مورلند به بازوی کربی شلیک نمی کند، بلکه شخصیت تام کروز این کار را انجام می دهد و سپس دچار جنون شده و با مسلسل اعضای گارد ملی و تیم نیروهای ویژه پلیس را که ساختمان را محاصره کردهاند به گلوله می بندد و در نتیجه کشته می شود.

بنابراین وقتی جف پذیرفت فیلمنامه را تعدیل کند، گارد ملی با درخواست همکاری وی موافقت کرده و تانک، جیپ و تسلیحاتی را که خواسته بود در اختیارشان گذاشت.

چهار روز پس از اکران فیلم در روز ۱۱ دسامبر ۱۹۸۱، جان هنلی یکی از مقامات دفتر فیلمسازی گارد ملی در یادداشتی «نبرد» گارد ملی با تهیه کنندگان و پیروزی نهایی آنها برای بازنویسی فیلمنامه به گونهای که مطابق میل گارد باشد را شرح داد.

هنلی در این یادداشت به تاریخ ۱۵ دسامبر ۱۹۸۱ نوشت «شاید بتوان گفت فیلمنامه‌ی اولیه منفیترین چیزی بود که تا کنون درباره گارد ملی خواندهام. از آنجا که فیلم توسط کمپانی بزرگی تولید می شد می دانستیم که با یا بدون حمایت ما ساخته خواهد شد. به منظور تعدیل فیلمنامه پذیرفتیم که با تهیه کننده همکاری کرده و در فرایند نوشته شدن فیلمنامه مشارکت کنیم. در نسخه نهایی تصویر خوبی از گارد ملی ارائه شد. فرمانده گارد یعنی سرهنگ کربی که نقش او را رونی کاکس ایفا میکند، فردی هوشمند و دلرحم است که می خواهد به هر قیمتی شده از درگیری مسلحانه با دانشجویان اجتناب کند. او به صورت فرمانده رک و صریح نیروها به تصویر کشیده شده که ظاهری نظامی و مرتب دارد. شکی نیست که وی تنها فردی در فیلم است که ایراد شخصیتی نداشته و تنها صدای عقل و منطق در میانه درگیری به شمار می رود.»

«برخلاف فیلمنامهی اولیه، اعضای گارد ملی قاتلین بیرحم و تشنه به خون نیستند. بلکه افراد حرفهای کارامدی هستند که وظیفهاشان را انجام می دهند. در فیلم هیچ گاردی در حال شلیک به دانشجویان نشان داده نمی شود. صحنه آخر فیلم که دو دانشجو کشته می شوند به درخواست ما مبهم بوده و مشخص نیست این کار توسط اعضای گارد انجام شده یا نیروهای ویژه پلیس. به طور کلی من معتقدم گارد ملی به صورت نیروی نظامی حرفهای به تصویر کشیده شده که سعی دارند وظیفهی خود را بدون هیچ خونریزی انجام دهند. برداشت کلی مخاطبین از گارد ملی مساعد خواهد بود. »

و در نهایت این همه چیزی بود که گارد ملی از اول می‌خواست؛ مأموریت آنها به انجام رسیده بود.


 
طرح/ شناسنامه انقلابی یک مَرد
ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ
این طرح یکی از طرح های مجموعه نقطه عطف است که از سوی موسسه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه) منتشر شده و نمایی از شناسنامه شهید دکتر آیت الله سید محمد حسینی بهشتی است.
طرح/شناسنامه انقلابی یک مَرد

گروه جهاد و مقاومت مشرق - این طرح یکی از طرح های مجموعه نقطه عطف است که از سوی موسسه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی (سرچشمه) منتشر شده و نمایی از شناسنامه شهید دکتر آیت الله سید محمد حسینی بهشتی است.



 
مرگ افسر کهنه‌کار جنگ نرم آمریکا + عکس
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ
گروه جنگ نرم مشرق- اسحاق پاچ که یکی از مدیران برجسته پروژه‌های جنگ نرم سازمان سیا در شوروی سابق در دوران جنگ سرد بود، فوت کرد.

وی که از افسران برجسته دوران جنگ سرد سازمان سیا محسوب می‌شد، برنامه‌هایی همچون توزیع کتاب‌های ممنوعه در شوروی را بر عهده داشت. وی در دوره حکومت شوروی، صدها هزار کتابی که از سوی حکومت کمونیستی ممنوع شده بود را به طور قاچاق به خاک شوروی وارد می‌کرد و به دستان مخاطبان می‌رساند.

مرگ افسر کهنه‌کار جنگ نرم آمریکا + عکس

تصویری از پاچ در دهه 1950

یکی از برنامه‌های مهم و اثرگذار آمریکا در جنگ سرد با شوروی برای جلب قلب و ذهن مردم این کشور، تهیه خوراک فکری برای آنها بود. در همین راستا، در برنامه‌ای که از سوی سازمان جاسوسی آمریکا سیا اجرا می‌شد، رمان‌ها و کتب پزشکی خاص به طور مخفیانه به شوروی برده می‌شد و میان مردم توزیع می‌شد که نقش مهمی در رسوخ تمایلات غرب‌گرایانه در مردم شوروی داشت.

نکته مهم آن است که این برنامه، هزینه مالی و جانی زیادی برای سازمان سیا نداشت.

برخی متفکران، این برنامه سازمان سیا را نوعی شستشوی مغزی مخفیانه خوانده‌اند که سبب شد حکومت کمونیستی شوروی از درون، تهی شده و حمایت مردم را از دست بدهد.

پاچ که مسئول این پروژه بود، در دانشگاه هاروارد زبان روسی آموخته بود و در طول جنگ جهانی دوم هم مدتی به عنوان دیپلمات در مسکو فعالیت می‌کرد. وی در آن دوران، تلاش کرد به طور زیرپوستی با معرفی ورزش آمریکایی بیس‌بال در شوروی، علاقه روس‌ها به این ورزش را برانگیزد.

وی در اوایل جنگ سرد نیز مدتی در منچوری و چکسلواکی فعالیت می‌کرد اما حکومت شوروی وی را به اتهام جاسوسی از کشور اخراج کرد.

 

در اوایل دهه 1950 وی به رادیو آزادی Radio Liberty که هزینه آن را سازمان سیا تامین می‌کرد، پیوست. جامعه هدف این رادیو منحصرا مردم شوروری بود. فعالیت رادیو آزادی شبیه رادیو آزاد اروپا Radio Free Europe بود هدف آن مردم اروپا بود.

پاچ در سال 1956 به نیویورک رفت و مسئول پروژه‌های ویژه رادیو آزادی شد. کار اصلی او در آن دوران، توزیع کتب روسی زبان ممنوعه در شوروی و همچنین ترجمه و توزیع کتاب‌های غربی بود که تا به حال به زبان روسی ترجمه نشده بودند.

وی در خاطراتش می‌نویسد که در آن زمان با استفاده از ابزار کتاب، شهروندان شوروی را با تفکرات غربی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فلسفه، هنر و فناوری آشنا می‌کرده است؛ تفکراتی که تبلیغ آنها کاملا از سوی حکومت شوروی، ممنوع شده بود.

در ابتدا، ایده پاچ حتی از سوی مقامات آمریکایی نیز با تردید روبرو بود و برخی معتقد بودند فضای شوروی آنقدر بسته و در اختناق است، که نمی‌توان به اذهان مردم رسوخ کرد. برخی نیز معتقد بودند مردم شوروی به هیچ وجه پذیرای ایده‌های غربی نخواهند بود.

اما در هر صورت پاچ توانست برنامه‌هایش را پیش ببرد و در دوران جنگ سرد به عنوان منشی در سفارت آمریکا در مسکو فعالیت‌های خود را اجرا کرد. یکی از وظایف وی در آن دوران، بازدید از کتابفروشی‌های روسیه و ارسال کتب روسی به واشنگتن بود. در آن زمان بود که پاچ فهمید مردم شوروی تا چه حد تشنه خواندن کتاب هستند.

سازمان سیا در ابتدا حدود 10 هزار دلار برای پروژه پاچ در قالب یک شرکت انتشاراتی به نام بدفورد Bedford اختصاص داد.

شیوه کار انتشارات بدفورد اینگونه بود که از طریق نمایندگی‌های خود در نیویورک، لندن، پاریس، مونیخ و رم به شهروندان شوروی در خارج از این کشور کتب رایگان می‌داد. بدفورد همچنین به مسافران کشورهای غربی که عازم شوروی بودند خصوصا پزشکان، وکلا، مهندسان، هنرمندان و روزنامه‌نگاران، به طور رایگان کتاب می‌داد.

بدین ترتیب به واسطه این افراد، کتاب‌های موردنظر به خاک شوروی می‌رسید و در آنجا از طریق یک شبکه واسطه‌گری، کتاب‌های مذکور به مخاطبان اصلی آن که عمدتا از مخالفان حکومت شوروی بودند، می‌رسید.

گفته می‌شود شرکت بدفورد و سازمان‌های خلف آن توانستند طی چند دهه جنگ سرد، بیش از یک میلیون کتاب را وارد شوروی کنند.

پاچ در اوایل دهه 1970 در ورمونت بازنشست شد. چند سال بعد رادیو آزادی که پاچ در آن فعالیت می‌کرد با رادیو آزادی اروپا ادغام شدند و به مرکز ادبیات بین‌الملل تبدیل شدند که این مرکز نیز با هزینه سازمان سیا اداره می‌شد و تا زمان فروپاشی شوروی در سال 1991 فعال بود.

پاچ در سال 1912 در ماساچوست به دنیا آمد. پدر وی شهردار یکی از شهرهای ماساچوست و همچنین بانکدار بود. دایی او عضو کنگره آمریکا بود. علت مرگ وی، عوارض روان‌پریشی و جنون اعلام شده است.


 
چرا «شیار143» عید فطر اکران نمی‌شود؟
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

جوان- پازل اکران عید فطر در حالی رفته‌رفته تکمیل می‌شود که متأسفانه هیچ نامی از فیلم محبوب مخاطبان جشنواره یعنی «شیار143» در فهرست احتمالی این اکران نیست. 

فیلم‌های «فرشته‌ها با هم می‌آیند» و «امروز» که به واسطه سیستم پخش حوزه هنری از مدت‌ها قبل نام‌شان برای اکران عید فطر قطعی شده بود، قرارداد اکران خود را هم بسته‌اند و از آن طرف شرکت پخش فیلمیران نیز تازه‌ترین محصول مدیر عامل خود یعنی «شهرموش‌ها2» را برای اکران عید فطر آماده کرده است. «کلاشینکف»، «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» و «مهمان داریم» هم سه گزینه دیگری هستند که تقریباً اکرانشان در عید فطر قطعی شده و با این حساب هیچ سرگروهی برای فیلم مردمی جشنواره باقی نمانده است. جالب اینجاست که «شیار143» در تمام ماه‌های بعد از جشنواره و از اکران‌های دانشگاهی خود گرفته تا نمایش‌های خارجی که داشته توانسته با طبقات مختلف مخاطبان ارتباط برقرار کند و فارغ از خط و خطوط سیاسی تقریباً تمامی آنها که فیلم را دیده‌اند، نام آن را به عنوان اثری ارزشمند در ذهن خود ثبت کرده‌اند اما متأسفانه این فیلم که مدیران سینمایی وعده حمایت از آن را می‌دادند هنوز حتی وضعیت اکرانش هم مشخص نیست. 
 
این در حالی است که چه به لحاظ مضمون انسانی و جهانشمول کار و چه به لحاظ بازخورد مثبت مخاطبان جشنواره، «شیار143» می‌تواند اثری باشد که هر دو طیف مخاطب عام و خاص سینما را به یک اندازه راضی کرده و گیشه پررونقی هم داشته باشد. «شیار143» از آن فیلم‌هایی نیست که سینماداران علاقه‌مند به فیلم‌های شانه تخم‌مرغی به آن انگ مخاطب خاص را بزنند و از آن فیلم‌هایی هم نیست که مخاطبان حرفه‌ای سینما آن را اثری تجاری و متعلق به سینمای بدنه بدانند. 
 
«شیار143» یک نقطه قوت اصلی دارد و آن هم اینکه منطبق بر مسئله‌ای انسانی ساخته شده و به همین دلیل می‌تواند دل هر مخاطبی را فارغ از خط و خطوط سیاسی رخنه کرده در ذهنش به دست آورد. پس باید هر چه زودتر تکلیف اکران این فیلم را مشخص کرد. این خوب نیست فیلم‌هایی که منطبق بر آمار جشنواره در رده‌های آخر فهرست فیلم‌های پرفروش بودند به واسطه تهیه‌کنندگان متنفذی که دارند، زودتر از «شیار143» قرارداد اکرانشان بسته شود اما هنوز زمان قطعی اکران «شیار143» هم مشخص نباشد. این منصفانه نیست «شیار143» که جزو یکی، دو فیلم نسبتاً پرمخاطب بازار فیلم ایران در کن بوده در بلاتکلیفی آشکار به سر ببرد و به جایش فیلم‌هایی که از همین حالا هم می‌توان گفت حتی هزینه‌های تولید خود را نیز باز نمی‌گردانند، جای خود را در فهرست اکران عید فطر فیکس کرده باشند. 
 
این یک رویه غلط در سینمای ما بوده که همواره سینماگران مستقل برای اکران آثارشان باید  با ده‌ها دردسر روبه‌رو باشند و در نهایت نیز به اکران در زمان‌های مرده یا در گروه‌هایی مانند «هنر و تجربه» تن دهند. مدیران شورای صنفی نمایش اگر واقعاً به حرف‌هایی مبنی بر انداختن طرحی نو پایبندند، بیایند و هر چه زودتر تکلیف اکران «شیار143» را مشخص کنند.

 
آیا الهام چرخنده آخرین قربانی گروه‌های تندرو و بی‌هویت فرهنگی است؟!
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

تهدید جان هنرمندان از سوی اقلیت افراطی کینه‌جو

الهام چرخنده نمونه دیگری از هنرمندانی است که به خاطر تعهدشان مورد حمله قرار گرفت. این بازیگر سینما و تلویزیون تنها به جرم اینکه عید نوروز را خدمت مقام معظم رهبری تبریک گفته، از ابتدای سال جاری تا به حال چه در فضای مجازی و چه در زندگی شخصی با دشمنی‌ها و کینه‌های افراطی‌ها روبه‌رو شده است، به طوری که حتی به گفته خودش نزدیک بوده است جانش را نیز از دست بدهد.

سؤال اینجا است که چرا هر وقت یک هنرمند بر خلاف جریانی که دوست دارد همیشه هنرمندان را ضد جامعه و حکومت جلوه دهد، کاری انجام دهد مورد هجمه و بی‌احترامی قرار می‌گیرد؟ انگار تحمل گروه‌های فشاری که نمی‌خواهند همراهی هنرمندان با بطن جامعه باور کنند، بسیار پایین است زیرا پیش از خانم چرخنده نیز بودند هنرمندانی که مورد بی‌احترامی این گروه‌های قلیل و بی‌هویت قرار گرفته‌اند.

به چه گناهی متهم شده‌اند؟!

نمونه رفتار‌هایی که از عید نوروز امسال با الهام چرخنده شده است پیش از این نیز با دیگر هنرمندانی که علاقه خود را به انقلاب و نظام اسلامی نشان داده بودند تکرار شده. گروه‌های تندرو که اعضایشان گاهی به اندازه انگشت‌های دست هم نمی‌رسد همیشه خود را مقابل جامعه و حاکمیت می‌دانند و سعی در تخریب چهره‌های ارزشی هنرمند دارند. در جریان برگزاری جشنواره سی‌و‌دوم فیلم فجر جریان خاصی حضور پر رنگی داشت که تمام تلاش خود را صرف زیر سؤال بردن چند فیلم نموده بود. فیلم‌های «شیار 143»، «چ» و «معراجی‌ها» هر کدام به نحوی طعم تلخ نگاه‌های بسته این گروه‌ها را چشیده‌اند. شیار به دلیل آنکه قهرمان فیلم یک مادر شهید است و «مریلا زارعی» خود را مدیون مادران شهدا عنوان کرده و در دیدار‌هایی که با علما در شهر‌های مذهبی داشته است چادر به سر کرده است، مورد حمله قرار گرفت! ابراهیم حاتمی کیا که با فیلم «چ» انتظارات را از سینمای دفاع مقدس چند پله بالا برد به جرم دفاع از «شیار 143» و جریان مسمومی که در هیئت انتخاب فیلم فجر حضور دارد با هجمه سنگینی روبه‌رو شد. بی‌احترامی‌هایی که به حاتمی کیا در این مدت شد، شاید بیش از تمام دوران فعالیت هنری این کارگردان سرشناس باشد. مسعود‌ده‌نمکی نیز که از ابتدا در سیبل بی‌احترامی‌ها قرار داشته و دارد، حتی اینکه وی با فیلم‌هایش سینمای ایران را از ورشکستگی نجات داده است باعث نشده تا گروه‌های تندرو و بی‌منطق وی را از آماج حملات خود بی‌بهره بگذارند. جالب اینجا است که بخشی از این افراد بی‌منطق در بدنه همین سینما لانه کرده‌اند. کسانی که هر سال با پول دولت فیلم می‌سازند، در فیلم‌هایشان به نظام و دولت جمهوری اسلامی بی‌احترامی می‌کنند و در آخر نیز باز از همه طلبکار هستند! آنها تحمل هیچ گونه همراهی با نظام ندارند، حتی اگر این همراهی در سطح بسیار پایینی باشد. زمانی که اصغر فرهادی که عده‌ای او را سمبل سینمای روشنفکری ایران می‌دادند در مراسم اسکار سخنرانی کرد و از صلح‌طلب بودن مردم کشورمان سخن گفت، عده‌ای که تا دیروز وی را نماینده جریان فکری خود می‌نامیدند به سرعت تغییر موضع داده سخنان این کارگردان را نه حرف‌های خودش، بلکه القائات دولت به وی عنوان کردند! آنها انگار دوست نداشتند از سوی اصغر فرهادی به عنوان صلح‌طلب نامیده شوند، زیرا وحشی‌گری‌هایی که در این مدت از سوی‌شان علیه هنرمندان رخ داده است آنها را لایق عنوان صلح طلب نمی‌کند! متأسفانه این گروه‌های تندرو بازیگر بی‌حاشیه‌ای چون پروانه معصومی را از این بی‌حرمتی‌ها بی‌نصیب نکرده و تنها به جرم اینکه خانم معصومی در دیدار هنرمندان با مقام معظم رهبری پشت تریبون قرار گفت و در سخنانی نسبت به مقام رهبری ابراز ارادت کرد، وی را با الفاظ زشتی مورد بی‌احترامی قرار دادند.

ردپای فتنه88 در توهین به هنرمندان

حدود چهار سال پیش، بعد از انتخابات سال 88 بود که علیرضا افتخاری در یکی از مراسم‌هایی که دکتر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور وقت نیز حضور داشت برخورد گرمی با وی می‌کند و احمدی‌نژاد را در آغوش می‌کشد، این کار آنچنان بر مخالفین احمدی‌نژاد گران آمد که با توهین‌های مکرر به افتخاری این خواننده پرکار و پر طرفدار را تا مدت‌ها خانه‌نشین کردند. آنها حتی اقدام به ضرب و جرح دختر وی نیز نمودند. تنها جرم افتخاری این بود که علاقه‌اش را به رئیس‌جمهور وقت علنی کرده بود!

رفتار‌های زشت این گروه‌های ضدفرهنگ و اخلاق نمونه‌های بسیار دیگری نیز دارد، ماجرای ساخت فیلم قلاده‌های طلا که از آن به عنوان مهم‌ترین فیلم ضدفتنه یاد می‌شود، باعث شد تا با هجوم این گروه‌های خاص بازیگران این فیلم چون «امین حیایی» و «علی رام نورایی» تا مدت‌ها درگیر حاشیه‌های آن باشند. حتی نورایی در پارک دانشجو تهران مورد حمله اراذل و اوباش قرار گرفت! در فضای مجازی نیز کمپینی علیه گروه بازیگران این فیلم به راه افتاد و خواستار بایکوت آنها در محیط‌های هنری شده بودند، که البته این کمپین‌های بی‌پشتوانه مردمی به زودی با شکست روبه‌رو شدند.

با نگاهی به سیر حوادث رخ داده برای هنرمندان به خوبی می‌توان روند رو به گسترش این برخورد‌های اهانت آمیز را از سال 88 به بعد به خوبی مشاهده نمود. اتفاقات بعد از خرداد سال 88 علاوه بر اینکه امنیت جامعه را با تهدید رو به‌رو کرده بود، باعث شد تا در محیط‌های فرهنگی نیز فضا برای هنرمندان ارزشی تا حد زیادی غیر قابل تحمل شود اگر‌چه جامعه با خلق حماسه 9 دی خط پایانی بر فتنه‌گری‌ها کشید اما هنوز محیط‌های هنری از وجود گروه‌های تندرو و بی‌هویتی رنج می‌برد که از فرصتی برای انتقام‌گیری از هنرمندان ارزشی فروگذار نیست. حتی اگر بهانه حمله آنها تنها تبریک عید به رهبر انقلاب باشد.

به جرم عاشقی

الهام چرخنده بعد از آنکه در تلویزیون سال نو را به رهبری تبریک گفت، با موجی از حملات روبه‌رو شد؛ از پیام‌های توهین‌آمیز در فضای مجازی گرفته تا حمله فیزیکی. این بازیگر درباره اتفاقات این چند مدت می‌گوید: بعد از پخش صحبت‌های من در شبکه‌های مختلف منافقین، مخالفین و ضدانقلاب انتقادات زیادی به من شد، همچنین دوستان سینما لطف زیادی به من اظهار داشتند و پیامک‌هایی برایم ارسال کردند و من در مجموع متوجه شدم که آنها چقدر از کلام من ناراحت هستند.

چرخنده ادامه می‌دهد: من هم آدم هستم و از این واکنش‌ها دلم شکست اما یاد فرمایش امام خمینی(ره) افتادم که فرمود: زمانی ناراحت باشید که دشمن از شما تعریف کند. این بازیگر تصریح می‌کند: شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای که دور از کشور هستند و مرده باد و زنده باد سر می‌دهند، شروع به فحاشی و تهمت و تهدید علیه من کردند و سپس این ماجرا به صفحات اجتماعی رسید البته لازم است که بگویم من فیس‌بوک ندارم اما در اینستاگرام فعالیت می‌کنم. آنها در روز ششم اردیبهشت ماه که شب تولد پسر 16 ساله‌ام بود شیشه ماشین من را خرد کردند و من آنجا گفتم یا علی آیا حواست هست؟ من دارم می‌فهمم غربت شیعه چقدر سخت بوده است. الهام چرخنده می‌افزاید: هنوز هم ولایت مدارها و بچه‌‌مسلمان‌ها هستند و مرا تنها نگذاشتند من با پرچم ایران که روی آن به انگلیسی نوشتم «همه جانم امیرالمومنین رهبرم خاکم تموم مسلمین» عکس گرفتم و حال آنها بد و بدتر شد. به طوری که هنوز اینجا ایستاده‌ام کمرم درد می‌کند چون دیشب مرا به جرم عاشقی با چوب زدند.

امروز نیاز جامعه هنری ما یک 9 دی دیگر است که در فضای هنری و توسط خود هنرمندان صورت بگیرد. فضای هنری کشور هنوز هم از عده‌ای اندک که در تاریکی‌ها به دنبال تخریب چهره هنرمندان واقعی هستند، رنج می‌برد! بخشی از توهین‌هایی که امروز به حاتمی‌کیا‌ها، چرخنده‌ها، زارعی‌ها و ده‌نمکی‌ها می‌شود در همین فضای مسموم هنری فعلی طراحی عملی شده است! این توقع کمی است که زمانی که نظام در حیطه هنر و فرهنگ سرمایه‌گذاری می‌کند حداقل هنرمندان متعهد با فراغ بال به فعالیت بپردازند و از پول بیت‌المال برای تخریب چهره نظام استفاده نشود.

نویسنده : محمدصادق عابدینی 

 
در برنامه تلویزیونی «راز» مطرح شد؛
ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
حسین یکتا: خیلی‌ها گفتند «جنگ، جنگ تا پیروزی» ولی جبهه نرفتند/ روایت یک پروفسور فرانسوی درباره «راهیان نور»

 گروه فرهنگی - رجانیوز: شب گذشته حسین یکتا مسئول قرارگاه خاتم الاوصیاء مهمان برنامه راز شبکه چهار سیما بود تا در مورد فعالیت‌های خودجوش فرهنگی در کشور صحبت کند. نادرطالب‌زاده‌ مجری برنامه راز در ابتدای برنامه شب گذشته خود بر لزوم توسعه جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تاکید کرد و گفت: بعد از جنگ توجه‌ها به سمت فرهنگ رفت و بحث تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتو و جنگ نرم و فرهنگی از سوی مقام معظم رهبری مطرح شد و در حال حاضر مهم‌ترین جبهه، جبهه فرهنگی است.

به گزارش رجانیوز به نقل از تسنیم، طالب‌زاده یکی از بهترین و مهم‌ترین تجربه‌های حسین یکتا در این زمینه را کاروان‌های راهیان نور معرفی کرد و پرسید که در زمان جنگ چقدر به بعد از جنگ و اینکه چه خواهد شد و چه می‌شود، فکر می‌کردید؟ و راهیان نور چطور آغاز شد و مورد توجه قرار گرفت و توسعه یافت؟

فرمانده قرارگاه خاتم‌الاوصیاء در پاسخ به سؤال طالب‌زاده گفت: خود فضای جنگ  نوعی خودسازی بود و بساط خوب شدن و خودسازی برقرار بود و از آن طرف خون شهیدان به عنوان صدقه جاریه به فضای جامعه تزریق می‌شد و خیلی از غم و غصه‌ها، حرف و حدیث را جمع و جور می‌کرد. همه چیز سمت خدا بود یک جمع خدایی، یک جای خدایی، یک کار خدایی و آخرش هم یک مرگ خدایی بود. امام(ره) گفته بودند که جنگ رأس امور است  و همه توجه‌ها به این بود که حرف امام زمین نماند و خیلی به بعد از جنگ فکر نمی کردیم.

این فعال جبهه فرهنگی انقلاب در ادامه افزود: اصل کار راهیان نور زمانی گرفت که در زمان دولت اصلاحات خیلی‌ها آمده بودند دین دختر و پسرهای ما را بربایند؛ حضرت آقا رفتند شلمچه و(به تعبیر بنده) گفتند که کجایید شهدای بدر، خیبر و والفجر؛ از آن روزها بود که شهدا رخ نشان دادند و کار راهیان گرفت و دل‌ها متوجه مناطق عملیاتی شد و تا الآن که توجه بیشتری به این مناطق می‌شود و نگاه‌های کیفی‌تری به آن شده است. امروز روایت‌گری در برخی مناطق به چند زبان انجام می‌شود و زائران از نقاط مختلف جهان به این مناطق می‌آیند.

طالب‌زاده در ادامه بیان داشت: در برخی مناطق کشور آمریکا جنگ‌های داخلی اتفاق افتاده است ولی آنها چیز زیادی برای گفتن ندارند و فقط می‌گویند که چه اتفاقی افتاد و چه تعداد کشته شدند و معنویت در آن جایی ندارد؛ همینطور در مناطق دیگر مثل اروپا و مثل جنگ‌های جهانی که رخ داد هیچ گونه ذخیره معنوی برجای نگذاشتند. اما درمورد جنگ ما هیچ کشوری نه تبلیغ کرد و نه فیلم ساخت، همه سکوت کردند و  جنگ را سانسور کردند. این معنویت و اینکه چطور مردم به فکه و شلمچه می‌رسند از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

یکتا در تکمیل سخنان طالب‌زاده گفت: یک بخشی از این معنویت سنت الهی است و خدا کار خودش را خوب انجام می‌دهد. پروفسوری از فرانسه آمده بود و می‌گفت:«ما هم سیم خاردار و میدان‌های مین را داریم اما اینجا چه خبر است؟ خمینی(ره) چه کرده است؟». امام(ره) گفتند: «تا قیامت مقتل شهدا دارالشفاء عاشقان و عارفان است.» و امروز می‌بینیم که اثر وضعی این کار در زندگی‌ها چقدر زیاد است.

مجری برنامه راز با استناد به صحبت‌های مقام معظم رهبری در مورد جنگ نرم و تاکید ایشان بر لزوم داشتن ابتکار در این عرصه، از حسین یکتا خواست تا در این زمینه توضیح دهد.

یکتا بر این نکته تاکید کرد که ما در ابتدا باید باور و یقین کنیم که جنگی بزرگ و همه جانبه شروع شده است و افزود: خیلی‌ها زمان جنگ در نمازجمعه‌ها می‌گفتند:«جنگ، جنگ تا پیروزی» ولی  جبهه نرفتند. دشمن در جنگ نظامی پیروز نشد. به تعبیر امام ما در جنگ، انقلابمان را صادر کردیم. بعد از جنگ دشمن شروع به تحریم اقتصادی و ترور دانشمندان کرد اما همیشه و یک چیز هدف‌گذاری اصلیشان بود و آن فرهنگ بود؛ زدن بنیه ریشه‌های اعتقادی و ایمانی مردم ما در میدان انقلاب، یعنی در صحنه نباشیم و باورها را بزنند. به تعبیر مقام معظم رهبری ما آلان باید خودمان را برای یک جهاد فرهنگی آماده کنیم. اعتقاد ما این است که دشمن در مقابل ما یک نظام رسانه‌ای قوی، مالی و یارگیری بین المللی درست کرده است.ما باید مردمان را به این باور برسانیم که یک جنگ همه جانبه شروع شده است.

مهمان برنامه راز توضیح داد: ابتکار یعنی ورود عناصر حزب الهی دلسوز جبهه فرهنگی انقلاب برای حفظ و بقای این جامعه، ما باید در یک جبهه و با کمک یکدیگر و بصورت خودجوش کار کنیم و دست به دست هم بدهیم و در مقابل این ناتوی همه جانبه فرهنگی کار کنیم. البته امروز می‌بینیم که کارهایی که در عرصه فضای مجازی و چاپ و نشر کتاب صورت گرفته است، حرکت‌های خودجوش مردمی در زمینه فعالیت‌های قرآنی، تربیتی و مطبوعاتی شکل گرفته است و طلبه‌هایی بدون چشم‌داشت مادی به تبلیغ می‌پردازند، امروز حضور نسل سوم انقلاب را می‌بینیم. امروز جبهه فرهنگی مردمی یک ابتکار است که بچه‌ها در دست گرفته‌اند.

حسین یکتا در پاسخ به سؤال طالب‌زاده که پرسید: علت این همه هجمه دشمن به سمت ایران چست؟ و چه چیزی آنها را ترسانده است؟ گفت: اینها یک دهکده جهانی را ترسیم کرده بودند و دنبال طراحی یک استعمار و بردگی نو بودند، به برکت انقلاب اسلامی، امام و خون شهدا این بساط به هم ریخت.

امروز در هر اتفاقی مهمی در دنیا یک نقش اصلیش را ایران بازی می‌کند، امروز بیشترین خبرها مربوط به ایران است. چون ما به دنبال یک حیات طیبه‌ایم و داریم برای آن مقدمه چینی می‌کنیم. دشمنان نمی‌خواهند این نگاه و صدا به مردم دنیا برسد چون دیگر نمی‌توانند استعمار کنند و به برده‌داری خود ادامه بدهند. این جنگ یک جنگ مردمی و خانه به خانه است، مردم باید تمام قد به میدان بیایند؛ حضرت آقا گفته‌اند: «آینده روشن  است».

یکتا در پایان به موضوع واگذار کردن بحث فرهنگ به مردم که از سوی دولت مردان مطرح شده است اشاره کرد و تاکید کرد: واگذاری فرهنگ به معنای رها کردن آن نیست. آیا می‌توانیم بگوییم که بخش دارو را به مردم واگذار می‌کنیم و بگوییم استفاده کنید هر کدام بد بود بعدا می‌گوییم استفاده نکنید؟ با این سبک هم آیا فرهنگ را آزاد بگذاریم؟ بگوییم کتاب بیاید اگر بد بود بگوییم نخوانید؟ نکته دیگر اینکه وقتی می‌گوییم واگذار کنیم؛ بسیجی‌ها، هیئتی‌ها و کانون‌های مساجد را به جبهه بفرستیم و آن‌ها را حمایت کنیم نه منافقین را. وقتی دشمن تمام قد به میدان آمده دولت هم باید تمام قد به میدان بیاید. باید باور کنیم و مردم هم بخواهند و بدانند فرهنگ و تربیت نسل آینده اوجب واجبات است. ما نمی‌توانیم در این جنگ پیروز شویم مگر با توکل به خدا، توسل به اهل بیت و توجه به ولایت که فرماندهی کل قوای جنگ نرم را به عهده دارد.


 
فردا؛ راهپیمایی بعد از نماز جمعه در حمایت از حجاب
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

 راهپیمایی پرشور و حماسی امت حزب الله در دفاع از آمران به معروف و ناهیان از منکر و فرهنگ عفاف و حجاب، پس از نماز جمعه این هفته 26 اردیبهشت از درب شرقی دانشگاه تهران به مقصد میدان فلسطین تهران و اجتماع و قرائت بیانیه برگزار می شود.

این مراسم به منظور پاسداشت عفاف و حجاب به عنوان ودیعه ارزشمند الهی و نیز دفاع از آمران به معروف و ناهیان از منکر که به دنبال احیای این واجب فراموش شده هستند برگزار می شود، دو ودیعه ای که خود موجب حفظ امنیت سلامت، آسایش و آرامش روحی، روانی و اجتماعی و ... جامعه می شود.

مردم شهید پرور و همیشه در صحنه تهران با حضور آگاهانه خود در این مراسم بار دیگر عزت، شرف و وحدت خود را در راه مبارزه با شبیخون و ناتوی فرهنگی استکبار جهانی به نمایش خواهند گذاشت. این برنامه به همت تشکل های مردمی امر بمعروف و نهی از منکر بلافاصله بعد از اتمام نماز جمعه با اجتماع مومنین از درب شرقی (قدس) دانشگاه  آغاز می گردد.

گفتنی است در این اجتماع ایمانی تنی چند از خانواده های شهدای امر بمعروف و نهی از منکر، جانبازان این عرصه، چهره های فرهنگی فعال و روحانیت معزز و نیز نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و مقامات کشوری و لشکری حضور خواهند داشت.

در پایان مراسم با اجتماع در میدان فلسطین و قرائت بیانیه محورهای مطالبات مردمی به سمع و نظر مسئولین امر خواهد رسید.


 
تازه‌ترین کتاب مورد اشاره و تحسین رهبر انقلاب
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

رهبر انقلاب در مورد این کتاب فرمودند: «کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.»

 
به گزارش رجانیوز، یکی از تازه‌ترین کتب مورد اشاره و تحسین رهبر معظم انقلاب، یک کتاب جنگی و حماسی نیست؛ یعنی فقط جنگی نیست. بلکه یک کتاب اقتصادی است؛ یک کتاب کار است.
 
ماجرا از آن‌جا شروع شد که رهبر معظم انقلاب یکم بهمن‌ماه سال قبل میزبان عده‌ای از رزمندگان قدیمی جبهه‌های جنگ بودند. مجلسی که ساعتی قبل از ظهر آغاز شد و تا نماز ظهر و عصر ادامه پیدا کرد. ترکیب افراد حاضر در آن جلسه که عمدتاً مو سفید کرده و عصا به‌دست گرفته بودند خیلی جالب بود. آن‌ها کسانی بودند که برای جنگیدن به جبهه نرفته بودند؛ رفته‌ بودند تا در جبهه کار کنند. تفنگ به‌دست نگرفته بودند؛ آچار و پیچ‌گوشتی و چکش و روغن و گیریس، ابزار دست‌شان بود. تعمیرکار ماشین‌های سنگین، صافکار، نقاش، گلگیرساز، اتاق‌ساز، جوشکار و صاحبان حرفه‌هایی از این دست. افرادی که در آن‌ سال‌ها اسم‌شان را گذاشته بودند: «اصناف پشتیبان جنگ»
 
برای این‌که اهمیت موضوع این نشست روشن شود، باید بدانیم که رهبر انقلاب در سخنرانی اولین روز سال جدید در حرم رضوی هم به این نشست دوستانه اشاره فرمودند:
«در دوران جنگ تحمیلی، یکی از مشکلات ما، از کار افتادن دستگاه‌های ما، بمباران شدن مراکز گوناگون ما، تهیدست ماندن نیروهای ما از وسایل لازم ـ مثل وسایل حمل و نقل و این چیزها ـ بود. یک عده افراد صنعتگر، ماهر، مجرّب، راه افتادند از تهران و شهرستان‌ها ـ که بنده در اوایل جنگ خودم شاهد بودم، این‌ها را می‌دیدم؛ اخیراً هم بحمدالله توفیق پیدا کردیم، یک جماعتی از این‌ها آمدند؛ آن روز جوان بودند، حالا سنّی از آن‌ها گذشته، اما همان انگیزه و همان شور در آن‌ها هست ـ رفتند داخل میدان‌های جنگ، در صفوف مقدم، بعضی‌هایشان هم شهید شدند؛ تعمیرات کردند، ساخت‌وساز کردند، ساخت‌وسازهای صنعتی؛ این پل‌های عجیب و غریبی که در جنگ به درد نیروهای مسلح ما خورد، امکانات فراوان، خودرو، جاده، امثال این‌ها، به‌وسیله‌ی همین نیروهای مجرب و ماهر به‌وجود آمد؛ امروز هم هستند، امروز هم در کشور ما الی‌ماشاءالله؛ تحصیل‌کرده نیستند، اما تجربه‌ و مهارتی دارند که گاهی از تحصیل‌کرده‌ها هم بسیار بیشتر و بهتر و مفیدتر است؛ این هم یکی از امکانات نیروهای ما است؛ هم در کشاورزی این را داریم، هم در صنعت داریم.» (۱۳۹۳/۰۱/۰۱)
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26311/dasttala.jpg
 
یکی از میهمانان رهبر انقلاب اسلامی در آن دیدار، «حاج عباس‌علی باقری» مشهور به «حاج عباس فابریک دست‌طلا» بود. تعمیرکار خوش‌نام جبهه‌های جنوب یک سال قبل از آن خاطراتش را به همت بسیج اصناف و مدیریت نشر فاتحان، لباس جلد پوشانده بود. رهبر انقلاب در آن دیدار، عباس آقای دست‌طلا را خوب به جا آوردند:
 
«این کاری که اخیراً شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه‌کاری‌ها خاطرات می‌گیرند، این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب‌های شما را خواندیم، یکی  کتاب آقای بنایی را خواندم یکی هم کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.» (۱۳۹۲/۱۱/۰۱)
 
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26326/C/13930216_0126326.jpg
در صفحه‌ی تقدیمیه‌ی کتاب نوشته شده است: تقدیم به همه‌ی بسیجیان فنی و تعمیرکار! از همین جا معلوم می‌شود با یک کتاب متفاوت روبه‌رو هستیم. کتاب «عباس دست‌طلا» یکی از بی‌تعارف‌ترین کتاب‌های دفاع مقدس است. ردی از سؤال و جواب مصاحبه‌کننده در اثر معلوم نیست. نویسنده در متن هرجا که خواسته از گذشته و کودکی حاج عباس قصه را روایت کند، جمع دوستان با صفای او را جمع می‌کند و شب‌ها بعد از کار سخت و سنگین روز کنار هم می‌نشاند تا از خاطراتش بشنوند. این یعنی فرم و قالب روایت کتاب هم خوب مهندسی شده است.
 
وقتی کار مصاحبه و نگارش خاطرات حاج عباس‌علی باقری به سرکار خانم معراجی‌پور پیشنهاد می‌شود، در همان جلسه‌ی اول از مصاحبه‌شونده می‌پرسد: آیا شما به فکر شهادت هم بودی؟ حاج عباس می‌گوید: آن قدر کار زیاد بود که من وقت نداشتم به شهادت فکر کنم!
 
نویسنده متن را بارها بازنویسی کرده است. ادبیات و لحن حاج عباس ـ که خاص خود او و شبیه هیچ کسی نیست ـ در طول کتاب حفظ شده است. متن هیچ دست‌انداز و ابهامی ندارد. روایت معمولی یک آدم معمولی آن‌قدر خوب به پیش می‌رود که دست‌کم در دو سه نقطه مخاطب را زمین‌گیر می‌کند؛ و آن‌چنان او را متأثر می‌کند که تا چند روز فکر او را به خود مشغول می‌کند.
 
حاج عباس اول خودش به عنوان داوطلبی بسیجی راهی جبهه می‌شود: به عنوان یک حاجی بازاری. کسی که آن روزها در خیابان خاوران برای خودش گاراژ و تعمیرگاهی داشت، کارگر و برو بیایی داشت و دست کم چند خانواده را روزی می‌رساند. بعد به عنوان یک تعمیرکار ساده‌ی یک لاقبا اعزام می‌شود و از قضا به منطقه‌ای می‌رود که قدرش را نمی‌دانند و زیر دست فرماندهی می‌افتد که چندین بار تحقیرش می‌کند. با این حال کم نمی‌آورد. تا آن‌جا که می‌تواند کار را پیش می‌برد و برمی‌گردد تهران. چند وقت بعد که دوباره می‌خواهد اعزام بشود نیرو جمع می‌کند. از دفعات بعدی خودش کاروان‌دار می‌شود. در تهران می‌گردد مکانیک و صافکار و دست به آچار پیدا می‌کند و با خودش همراه می‌کند و آن‌قدر خوب و پرحجم کار می‌کند که نام و آوازه‌‌اش همه جا می‌پیچید. به او پیشنهاد می‌شود پشتیبانی محور جنوب را به عهده بگیرد که نمی‌پذیرد.
 
یک بار گزارشگری از تلویزیون می‌رود به تعمیرگاه پشتیبانی تا با حاج عباس گفت‌وگو کند و از راز شهرتش در جبهه جویا شود.
 
(از متن کتاب)
گزارشگر با تعجب می‌گوید:
- این‌طور که شما تعریف کردید، کار چندان مهمی نیست؛ در حالی که به نظر ما دارید کار مشقت‌باری را انجام می‌دهید!
لبخند می‌زنم:
- بله به حرف ساده است. بیایید از تعمیرگاه بیرون تا کارهایی را که در طول ۱۰ روز قبل انجام داده‌ایم و آماده‌ی حرکت برای جبهه است را نشان‌تان بدهم.
۴۰ تا ماشینی را که درست کرده‌ایم و پشت سر هم گذاشته‌ایم تا راننده‌ها بیایند و آن‌ها را ببرند، نشان‌شان می‌دهم:
- این هم کار شبانه‌روزی ما در عرض ۱۰ روز!
می‌پرسد:
- اگر قرار بود این ۴۰ تا ماشین را در تهران انجام دهید، چقدر وقت‌تان را می‌گرفت؟
پاسخ می‌دهم:
- شش ماه؛ اما این‌جا با تهران فرق دارد. باید شلاقی کار کرد. (صفحه‌ی ۲۰۸)
 
 
***
 
اهمیت و برجستگی کار حاج عباس دست‌طلا و دوستانش در دو چیز است: «سرعت در تعمیر» و «توقف‌ناپذیری». هیچ چیز در مسیر حرکت این جماعت مانعی ایجاد نمی‌کند. نه کمبود گاه به گاه ابزار و وسایل، نه بدقلقی فلان مسئول مربوطه. اصل و اساس راه انداختن کار است؛ تعمیر چرخ جنگ است. این‌قدر این کار را با وسواس انجام می‌دهد که آدم در می‌ماند. این بخش را ببینید:
 
(از متن کتاب)
طاق آمبولانس را چند بار دید می‌زنم. مجتبی لجش گرفته:
- بس نیست؟! چقدر طاق را دید می‌زنی؟ همه‌ی صافکارها یک بار رو‌به‌روی ماشین می‌ایستند و نگاه می‌کنند، بعد هم درستش می‌کنند و دیگر کاری ندارند که چه می‌شود. تو هم از بالا می‌بینی، هم از پایین، هم از چپ، هم از راست، بغل، روبه‌رو، زیر و رو ... بابا! چه خبرت است؟!
حس می‌کنم کمی خسته شده. لبخندی حواله‌اش می‌کنم:
- طاق آمبولانس باید محکم باشد و سفت بشود تا وقتی که می‌رود توی دست‌انداز و بالا و پایین می‌افتد، صدا ندهد. آمبولانس همه‌اش می‌رود خط مقدم، اگر طاقش صدا بدهد، راننده فکر می‌کند با گلوله دارند او را می‌زنند. می‌ترسد و یک وقت برمی‌گردد عقب. (صفحه‌ی ۲۰۴)
 
***
اگر می‌خواهید یک داستان در مورد اقتصاد مردمی و مقاومتی بخوانید و منظور اشارات و تصریحات چندباره‌ی رهبر انقلاب در این زمینه را بیابید، این کتاب یک پیشنهاد ویژه است.

 
روایت حضور رهبر انقلاب در منزل ۵ شهید
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، کتاب «میزبانی از بهشت» که شامل روایت حضور مقام معظم رهبری در خانه شهداست، از سوی انتشارات صهبا در نمایشگاه به مخاطبان عرضه می‌شود. موضوع این کتاب حضور مقام معظم رهبری در منزل 5 خانواده شهید در مشهد مقدس و بازدید با خانواده شهداست.
 
قسمتی از اشاره کتاب:
 
در چند سفر استانی اخیر حضرت آیـت‌الله العظمی خامنه ای، یکی از جذابترین و زیباترین اتفاقات، بازدیدهای ایشان از خانواده های شهدا بود که معمولاً به شکل حاشیه نویسی در فضای مجازی یا پخش فیلم هایی از صدا و سیما، منعکس میشد. همین چند فراز، نشان میداد که این دیدارها چقدر جالب و پرنکته بوده اند. این مختصر منتشر شده، پیوند زیبایی بین بدنه عادی جامعه و حضرت آقا و شهدا ایجاد می کرد. در ذهن مجموعة صهـبا دغدغه های ایجاد شد برای بررسی سابقه این دیدارها و کیفیت آنها.
 
تحقیقات و پرسوجوها، خبر از ماجرایی قدیمی می داد که چون رودخانه های بهشتی، آرام و زلال و با صفا، همواره روان بوده و هست. و فقط چند مورد از صدها دیدار، بازتابی بین مردم داشته اند. به هرحال صهـبا هر روز برای رسیدن به محتوای این دیدارها و پرداختن به آنها مشتاق تر می شد و به دنبال راهی می گشت برای رسیدن به آنها.
 
از مهمترین ویژگی های این دیدارها این است که حضرت آقا، بدون تشریفاتِ معمول دیدارهای دیگر، خیلی صمیمانه وارد خانه شهدا شده و با آنها هم صحبت شده اند. دیدارهایی پربار و پرنکته، چه از لحاظ بیانات و چه از لحاظ برخوردها و رفتارهای ایشان.
 
ویژگی دیگر آنها این است که تداوم داشته اند، تداومی که خبر از اهمیت بسیار بالای این موضوع برای حضرت آیت الله خامنه ای دارد. در میان فشار کارهای اجرایی و مدیریتیِ زمان ریاست جمهوری و اوج جنگ، تا زمان رهبری و شدت فعالیت های ایشان، چه در حوزه مسائل کشور و چه برنامه های علمی و مطالعاتی، این دیدارها متوقف نشده اند. تعدادشان کم و زیاد شده، اما هیچ وقت توقف نداشته.
 
به هر حال همه چیز نشان می داد که این دیدارها گوهرهایی هستند که باید به مردم انتقال داده شوند تا آنچه برای رهبر جامعه اسلامی، تا این اندازه اهمیت دارد، برای مردم هم روشن شود و آنها هم از انوار خانواده ها و معنویت و نور این دیدارها، تا حدی بهره ببرند.
 
***
 
و اما این کتاب
 
محدوده خیابانِ ابوذر مشهد، در محله احمدآباد، در شبِ جمعه  7/1/1376، میزبان مهمان عزیزی است که بی سروصدا به خانه خانواده های شهدا سر میزند. ایام دید و بازدیدِ عید است و آن شب، رهبر انقلاب به خانه پنج خانواده از حق داران انقلاب می روند که فرزندانشان را بر سر این حمایت اهدا کرده اند. آن گوهر نابی که به دست صـهبا رسید، برخی از اطلاعات مربوط به این پنج دیدار است. همین اطلاعات اولیه، مدهوش کننده بودند. هر دیداری به فراخور شرایط خانواده و شهدایشان، نمک خاص و نکته های زیبای خودش را داشت. وقت کم بود و می بایست در کمترین وقت ممکن، این کار به خروجی می رسید. این اطلاعات را همراه خود برداشتیم و مشرّف شدیم به مشهدالرضا تا بعد از زیارت و استمداد از حضرت رئوف علیه السلام، این خانواده ها را ببینیم و با آنها صحبت کنیم؛ از شهدایشان و از آن شب، یعنی  7/1/1376. مهمان خانواده های شهید حمیدرضا سمرقندی، شهیدان مجتبی و محسن عاشوری، شهیدان مسعود و مهدی میرزایی، شهید غلام حیدر رستمی و شهیدان محمدمحسن و حمید سماعی یکتا شدیم. در این خانهها لحظات نابی بر ما گذشت که تا آخر عمر فراموش نخواهیم کرد.
 
خانواده هایی ساده و صمیمی که هنوز داغ شهیدشان را بر دوش دارند، اما هر روز محکمتر پای آرمانهای شهدا ایستاده اند. متأسفانه، بعد از هفده سال، سه نفر از مادران و پدران شهدا که آن شب میزبان آقا بودند، از دنیا رفته اند، اما آنها که هستند، هنوز شیرینی آن دیدار زیر زبانشان است و بعضاً بعد از این همه سال، با یادآوری آن صحنه ها می گریند. خانواده هایی که سفت و سخت پای رهبری ایستاده اند و داستان شهدا و دیدار آن شب را برای فرزندان و نوه هایشان گفته اند تا آنها هم برای ادامه این راه آماده شوند.
 
با توشه های غنی و سنگین از مشهد بازگشتیم تا این پنج دیدار را روایت کنیم. بار ارزشمند و سنگینی بود بر دوش بدنی ضعیف؛ قلم امثال ما کجا و سرودن در رثای شهدا و عرض ارادت ولایت در منازل آنان کجا... از طرفی شرمنده ایم و از طرف دیگر خوشحال که ما نیز کلاف به دست در صف خریداران یوسف هستیم؛ باشد که قبول افتد.
 
حاصل کار، این کتاب است با پنج روایت که هر کدام از یک زاویه دید و از جایی وارد داستان شهدای خانواده و دیدار حضرت آقا با آنها می شود. سعی شده در مورد دیدار، تمام آنچه در آن حدود پانزده دقیقه گذشته، کاملاً بازگو شود.
 
این شهدا آنقدر بزرگوار بوده اند که می شود کتاب های مستقلی در مورد زندگی و شهادت هر کدام از آنها نوشت. اما هدف این نوشته، روایت دیدار حضرت آقاست با خانواده های آنها، و لذا فقط در حد لازم، از شهدا گفته شده است که به درک فضای خانواده و دیدار کمک کند.
 
در هر پنج روایت، متن صحبت های حضرت آقا در منزل شهدا، عیناً نقل شده و با رنگ متفاوت قلم، از باقی متن متمایز شدهاست.
 
امیدواریم این راه نورانی و پربرکت، به هر طریقی ادامه یابد و این دیدارهای معنوی به مردم مشتاق برسد.
منبع: فارس

 
احتمال برکناری تهییه‌کننده سمت خدا
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

تریبون مستضعفین - محمدرضا فخری در گوگل پلاس نوشت:

 
با کمال تاسف، شنیده ها حکایت میکند از قوت گرفتن احتمال برکناری آقای سید عبدالمجید رکنی تهیه کننده خوب برنامه سمت خدا
 
دیشب جلسه ای ۵ ساعته با حضور بعضی کارشناسان برنامه از جمله آقایان میرباقری و عالی با مدیر شبکه سه در این موضوع در شهر مقدس قم برقرار شده که با وجود تلاش و اصرار کارشناسان مبنی بر برکناری نکردن آقای رکنی، نهایتا مدیر شبکه متقاعد نشده است
 
آخرین کار انقلابی ایشون تلاش جهادگونه ی برنامه سمت خدا بر علیه پخش تبلیغات بازرگانی در برنامه های کودک در شبکه های مختلف است که با موفقیت ختم شد و دستور صریح رئیس سازمان برای قطع تبلیغات در برنامه های کودک رو در پی داشت.
 
در مورد اعتراض عمومی به روالهای غیر اسلامی  و غیر انسانی حاکم بر بانکهای کشور هم در برنامه ایشان تلاشهای شایسته ای توسط کارشناس محترم جناب حجة الاسلام و المسلمین حسینی انجام شده که امیدواریم به زودی به ثمر بنشیند
 
ایشان یکی از تهیه کننده های انقلابی و خوش فکر و دین شناس و در یک کلام متعهد متخصص هستند که توانسته اند مخاطبان میلیونی برای یک برنامه معارفی که مخاطب جمع کردنش بسیار سخته، به پای تلویزیون بکشند  و واقعا شاهکار کردند.
 
بنظر بنده این برنامه نقطه عطف در تمام برنامه های معارفی سیماست وبرکناری ایشان، حذف یک فرد نیست، حذف یک جریان و یک تفکر مدیریت جهادی است که ضربه مهلکی به کل برنامه های معارفی خواهد زد

 
تازه‌ترین کتاب مورد اشاره و تحسین رهبر انقلاب
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

رهبر انقلاب در مورد این کتاب فرمودند: «کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.»

 
به گزارش رجانیوز، یکی از تازه‌ترین کتب مورد اشاره و تحسین رهبر معظم انقلاب، یک کتاب جنگی و حماسی نیست؛ یعنی فقط جنگی نیست. بلکه یک کتاب اقتصادی است؛ یک کتاب کار است.
 
ماجرا از آن‌جا شروع شد که رهبر معظم انقلاب یکم بهمن‌ماه سال قبل میزبان عده‌ای از رزمندگان قدیمی جبهه‌های جنگ بودند. مجلسی که ساعتی قبل از ظهر آغاز شد و تا نماز ظهر و عصر ادامه پیدا کرد. ترکیب افراد حاضر در آن جلسه که عمدتاً مو سفید کرده و عصا به‌دست گرفته بودند خیلی جالب بود. آن‌ها کسانی بودند که برای جنگیدن به جبهه نرفته بودند؛ رفته‌ بودند تا در جبهه کار کنند. تفنگ به‌دست نگرفته بودند؛ آچار و پیچ‌گوشتی و چکش و روغن و گیریس، ابزار دست‌شان بود. تعمیرکار ماشین‌های سنگین، صافکار، نقاش، گلگیرساز، اتاق‌ساز، جوشکار و صاحبان حرفه‌هایی از این دست. افرادی که در آن‌ سال‌ها اسم‌شان را گذاشته بودند: «اصناف پشتیبان جنگ»
 
برای این‌که اهمیت موضوع این نشست روشن شود، باید بدانیم که رهبر انقلاب در سخنرانی اولین روز سال جدید در حرم رضوی هم به این نشست دوستانه اشاره فرمودند:
«در دوران جنگ تحمیلی، یکی از مشکلات ما، از کار افتادن دستگاه‌های ما، بمباران شدن مراکز گوناگون ما، تهیدست ماندن نیروهای ما از وسایل لازم ـ مثل وسایل حمل و نقل و این چیزها ـ بود. یک عده افراد صنعتگر، ماهر، مجرّب، راه افتادند از تهران و شهرستان‌ها ـ که بنده در اوایل جنگ خودم شاهد بودم، این‌ها را می‌دیدم؛ اخیراً هم بحمدالله توفیق پیدا کردیم، یک جماعتی از این‌ها آمدند؛ آن روز جوان بودند، حالا سنّی از آن‌ها گذشته، اما همان انگیزه و همان شور در آن‌ها هست ـ رفتند داخل میدان‌های جنگ، در صفوف مقدم، بعضی‌هایشان هم شهید شدند؛ تعمیرات کردند، ساخت‌وساز کردند، ساخت‌وسازهای صنعتی؛ این پل‌های عجیب و غریبی که در جنگ به درد نیروهای مسلح ما خورد، امکانات فراوان، خودرو، جاده، امثال این‌ها، به‌وسیله‌ی همین نیروهای مجرب و ماهر به‌وجود آمد؛ امروز هم هستند، امروز هم در کشور ما الی‌ماشاءالله؛ تحصیل‌کرده نیستند، اما تجربه‌ و مهارتی دارند که گاهی از تحصیل‌کرده‌ها هم بسیار بیشتر و بهتر و مفیدتر است؛ این هم یکی از امکانات نیروهای ما است؛ هم در کشاورزی این را داریم، هم در صنعت داریم.» (۱۳۹۳/۰۱/۰۱)
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26311/dasttala.jpg
 
یکی از میهمانان رهبر انقلاب اسلامی در آن دیدار، «حاج عباس‌علی باقری» مشهور به «حاج عباس فابریک دست‌طلا» بود. تعمیرکار خوش‌نام جبهه‌های جنوب یک سال قبل از آن خاطراتش را به همت بسیج اصناف و مدیریت نشر فاتحان، لباس جلد پوشانده بود. رهبر انقلاب در آن دیدار، عباس آقای دست‌طلا را خوب به جا آوردند:
 
«این کاری که اخیراً شروع شده که از شماها با این جزئیات و ریزه‌کاری‌ها خاطرات می‌گیرند، این هم کار خیلی خوبی است. ما دو جلد از این کتاب‌های شما را خواندیم، یکی  کتاب آقای بنایی را خواندم یکی هم کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.» (۱۳۹۲/۱۱/۰۱)
 
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26326/C/13930216_0126326.jpg
در صفحه‌ی تقدیمیه‌ی کتاب نوشته شده است: تقدیم به همه‌ی بسیجیان فنی و تعمیرکار! از همین جا معلوم می‌شود با یک کتاب متفاوت روبه‌رو هستیم. کتاب «عباس دست‌طلا» یکی از بی‌تعارف‌ترین کتاب‌های دفاع مقدس است. ردی از سؤال و جواب مصاحبه‌کننده در اثر معلوم نیست. نویسنده در متن هرجا که خواسته از گذشته و کودکی حاج عباس قصه را روایت کند، جمع دوستان با صفای او را جمع می‌کند و شب‌ها بعد از کار سخت و سنگین روز کنار هم می‌نشاند تا از خاطراتش بشنوند. این یعنی فرم و قالب روایت کتاب هم خوب مهندسی شده است.
 
وقتی کار مصاحبه و نگارش خاطرات حاج عباس‌علی باقری به سرکار خانم معراجی‌پور پیشنهاد می‌شود، در همان جلسه‌ی اول از مصاحبه‌شونده می‌پرسد: آیا شما به فکر شهادت هم بودی؟ حاج عباس می‌گوید: آن قدر کار زیاد بود که من وقت نداشتم به شهادت فکر کنم!
 
نویسنده متن را بارها بازنویسی کرده است. ادبیات و لحن حاج عباس ـ که خاص خود او و شبیه هیچ کسی نیست ـ در طول کتاب حفظ شده است. متن هیچ دست‌انداز و ابهامی ندارد. روایت معمولی یک آدم معمولی آن‌قدر خوب به پیش می‌رود که دست‌کم در دو سه نقطه مخاطب را زمین‌گیر می‌کند؛ و آن‌چنان او را متأثر می‌کند که تا چند روز فکر او را به خود مشغول می‌کند.
 
حاج عباس اول خودش به عنوان داوطلبی بسیجی راهی جبهه می‌شود: به عنوان یک حاجی بازاری. کسی که آن روزها در خیابان خاوران برای خودش گاراژ و تعمیرگاهی داشت، کارگر و برو بیایی داشت و دست کم چند خانواده را روزی می‌رساند. بعد به عنوان یک تعمیرکار ساده‌ی یک لاقبا اعزام می‌شود و از قضا به منطقه‌ای می‌رود که قدرش را نمی‌دانند و زیر دست فرماندهی می‌افتد که چندین بار تحقیرش می‌کند. با این حال کم نمی‌آورد. تا آن‌جا که می‌تواند کار را پیش می‌برد و برمی‌گردد تهران. چند وقت بعد که دوباره می‌خواهد اعزام بشود نیرو جمع می‌کند. از دفعات بعدی خودش کاروان‌دار می‌شود. در تهران می‌گردد مکانیک و صافکار و دست به آچار پیدا می‌کند و با خودش همراه می‌کند و آن‌قدر خوب و پرحجم کار می‌کند که نام و آوازه‌‌اش همه جا می‌پیچید. به او پیشنهاد می‌شود پشتیبانی محور جنوب را به عهده بگیرد که نمی‌پذیرد.
 
یک بار گزارشگری از تلویزیون می‌رود به تعمیرگاه پشتیبانی تا با حاج عباس گفت‌وگو کند و از راز شهرتش در جبهه جویا شود.
 
(از متن کتاب)
گزارشگر با تعجب می‌گوید:
- این‌طور که شما تعریف کردید، کار چندان مهمی نیست؛ در حالی که به نظر ما دارید کار مشقت‌باری را انجام می‌دهید!
لبخند می‌زنم:
- بله به حرف ساده است. بیایید از تعمیرگاه بیرون تا کارهایی را که در طول ۱۰ روز قبل انجام داده‌ایم و آماده‌ی حرکت برای جبهه است را نشان‌تان بدهم.
۴۰ تا ماشینی را که درست کرده‌ایم و پشت سر هم گذاشته‌ایم تا راننده‌ها بیایند و آن‌ها را ببرند، نشان‌شان می‌دهم:
- این هم کار شبانه‌روزی ما در عرض ۱۰ روز!
می‌پرسد:
- اگر قرار بود این ۴۰ تا ماشین را در تهران انجام دهید، چقدر وقت‌تان را می‌گرفت؟
پاسخ می‌دهم:
- شش ماه؛ اما این‌جا با تهران فرق دارد. باید شلاقی کار کرد. (صفحه‌ی ۲۰۸)
 
 
***
 
اهمیت و برجستگی کار حاج عباس دست‌طلا و دوستانش در دو چیز است: «سرعت در تعمیر» و «توقف‌ناپذیری». هیچ چیز در مسیر حرکت این جماعت مانعی ایجاد نمی‌کند. نه کمبود گاه به گاه ابزار و وسایل، نه بدقلقی فلان مسئول مربوطه. اصل و اساس راه انداختن کار است؛ تعمیر چرخ جنگ است. این‌قدر این کار را با وسواس انجام می‌دهد که آدم در می‌ماند. این بخش را ببینید:
 
(از متن کتاب)
طاق آمبولانس را چند بار دید می‌زنم. مجتبی لجش گرفته:
- بس نیست؟! چقدر طاق را دید می‌زنی؟ همه‌ی صافکارها یک بار رو‌به‌روی ماشین می‌ایستند و نگاه می‌کنند، بعد هم درستش می‌کنند و دیگر کاری ندارند که چه می‌شود. تو هم از بالا می‌بینی، هم از پایین، هم از چپ، هم از راست، بغل، روبه‌رو، زیر و رو ... بابا! چه خبرت است؟!
حس می‌کنم کمی خسته شده. لبخندی حواله‌اش می‌کنم:
- طاق آمبولانس باید محکم باشد و سفت بشود تا وقتی که می‌رود توی دست‌انداز و بالا و پایین می‌افتد، صدا ندهد. آمبولانس همه‌اش می‌رود خط مقدم، اگر طاقش صدا بدهد، راننده فکر می‌کند با گلوله دارند او را می‌زنند. می‌ترسد و یک وقت برمی‌گردد عقب. (صفحه‌ی ۲۰۴)
 
***
اگر می‌خواهید یک داستان در مورد اقتصاد مردمی و مقاومتی بخوانید و منظور اشارات و تصریحات چندباره‌ی رهبر انقلاب در این زمینه را بیابید، این کتاب یک پیشنهاد ویژه است.

 
مسئول دفتر مقام معظم رهبری اعلام کرد:
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ
رهبر انقلاب امسال در نمایشگاه کتاب حضور پیدا نمی کنند

گروه سیاسی- رجانیوز: حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی مسئول دفتر مقام معظم رهبری در حاشیه بازدید از نمایشگاه کتاب و سالن یاس در پاسخ به این پرسش فارس که آیا رهبر انقلاب امسال در نمایشگاه کتاب شرکت می‌کنند یا خیر؟ گفت: «تراکم کارها و مسئولیت های ایشان به حدی زیاد است که وقتی برای حضور در نمایشگاه کتاب باقی نگذاشته است.»

به گزارش رجانیوز، وی در پاسخ به سؤال دوم فارس که آیا شما امسال به نمایندگی از ایشان به نمایشگاه آمده‌اید، گفت: «بنده خودم علاقمند کتاب هستم و حضورم در نمایشگاه کتاب به نمایندگی از ایشان نیست.»
 
 
این در حالی است که طی سالهای گذشته رهبر معظم انقلاب در تمامی ادوار نمایشگاه بین المللی کتاب حضور داشته اند، به جز دو دوره 84 و 88 که همزمان در سفر به کرمان و کردستان بوده اند و 6 دوره دیگر در زمان وزارت ارشاد مهاجرانی و مسجد جامعی که به نشانه «اعتراض» به عملکرد وزارت ارشاد، در نمایشگاه کتاب حضور نیافتند.

 
شهادتت مبارک عزیز دلم...
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

نامه مادر شهید خلیلی به مردم

به گزارش مشرق، مادر شهید علی خلیلی با انتشار نامه‌ای از مردم ایران به خاطر اعلام همدردی‌شان قدردانی کرد. متن این نامه که در اختیار «وطن امروز» قرار گرفته به این شرح است:

به نام خدای شهیدان

هر آنچه خداوند بزرگ مقدر فرموده و حکمتش بر آن تعلق گرفته بنده‌ای را توان تغییر آن نیست. بر آنچه او مقدر فرموده شاکریم و بر آنچه نداده و گرفته صابر.

اینجانب به بهانه اربعین عروج فرزندم بر خود فرض می‌دانم از همه بزرگواران و عزیزانی که در این ایام متحمل زحمات فراوان شدند صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری نمایم. در راس همه اینها لازم می‌دانم از رهبر بزرگوار و عظیم‌الشأن انقلاب که با فرستادن نماینده محترمشان به مراسم سوم شهید از خانواده سرباز شهیدشان تفقد و دلجویی کردند صمیمانه شکرگزاری و قدردانی کرده و عرض کنم که «سر خم می ‌سلامت، شکند اگر سبویی» و بر خود لازم می‌دانم متواضعانه از مراجع عظام تقلید و توجه و حضورشان در مراسمات فرزند شهیدم تقدیر و تشکر کنم.

همچنین از مقامات محترم کشوری و لشکری، نیروی مقاومت بسیج، روحانیت محترم بویژه مدیران، اساتید و همسنگران علی که در ایام بیماری او صبورانه به پرستاری از وی پرداخته و پس از شهادت او زحمات فراوانی را برای تشییع، خاکسپاری و مراسمات متحمل شدند و شبانه‌روز در تکاپو بودند، صمیمانه سپاس و تشکر دارم. و در آخر از کلیه افراد اعم از اقوام، همسایگان و هموطنان قدرشناس میهن‌مان، خالصانه و صمیمانه قدرشناسی و سپاسگزاری می‌نمایم. امید است همگان مورد عنایت خاصه حضرت احدیت و اولیائش قرار بگیریم.

عزیز دلم علی جان!
تو مرد به دنیا آمدی، مرد بزرگ شدی و مردانه به شهادت رسیدی. شهادتت مبارک عزیز دلم.

مشتاق‌فر / مادر شهید علی خلیلی

منبع:  روزنامه وطن‌امروز


 
ساعت کار نمایشگاه کتاب افزایش یافت
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

مهر: سیدمهدی جعفری مدیر کمیته روابط عمومی و اطلاع رسانی بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با اعلام این خبر گفت: امروز پنجشنبه 11 اردیبهشت و در دومین روز از برگزاری نمایشگاه کتاب تهران، ساعت فعالیت این نمایشگاه یک ساعت افزایش یافته و این نمایشگاه طی روز جاری تا ساعت 21 دایر است.

به گفته وی دلیل این تصمیم افزایش زمان و تسهیل در بازدید مردم از نمایشگاه کتاب بوده است.

جعفری در خصوص این که آیا برای فردا جمعه که روز تعطیل است و امکان دارد بازدیدکنندگان بیشترین به نمایشگاه بیایند روال افزایش ساعت کار نمایشگاه ادامه دارد تاکید کرد: هنوز تصمیمی در این خصوص اتخاذ نشده است اما در صورتی که تصمیمی گرفته شود، اطلاع رسانی لازم صورت خواهد گرفت.

بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از دیروز 10 اردیبهشت فعالیت خود را در مصلی بزرگ امام خمینی(ره) آغاز کرد و تا پایان روز 20 اردیبهشت در این مکان دایر است.


 
گزارش «جوان‌آنلاین» از شکل جدیدی از بی‌حجابی در خیابان‌های تهران
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

بازگشت جریان مشکوک ترویج بی‌حجابی با طرحی جدید

جوان‌آنلاین: ظاهر شدن دخترانی بدون داشتن روسری در خودرهای شخصی در کنار یک راننده مرد، بار دیگر گواه بر فعالیت سازماند دهی شده ای برای ترویج نوع دیگری از بدحجابی در بین مردم است.
 
 
طبق مشاهدات بسیاری از افراد که در محدوده برخی خیابان های پر تردد شهر صورت گرفته است، به تازگی ماشین هایی دیده می شوند که سرنشین جلوی آن دخترانی هستند که روسری را از سر خود برداشته و کاملا بی حجاب شده اند و راننده مردی نیز بدون داشتن مقصدی معین در حال چرخاندن این مانکنان در خیابان هستند، که نمونه این خودرو ها را می توان عصر هنگام در محدوده خیابانی نظیر شریعتی از جنوب به سمت شمال مشاهده کرد.
 

این نخستین بار نیست که این قبیل پوشش‌های نا به هنجار توسط مانکن هایی در سطح شهر تبلیغ می شوند. به عنوان نمونه پوشش ساپورت که بالاتر گفته شد، نخستین بار توسط دختران مانکن و با حضور در پاساژ ها و مراکز خرید در حالی که این نوع پوشش را بر تن داشتند، در میان مردم تبلیغ و شروع به گسترش کرد.
 

این در حالی بود که قیمت این نوع پوشش در همان زمان نیز بسیار ارزان بوده و در بسیاری از مغازه ها می‌شد آن را با قیمتی نظیر 5 هزارتومان نیز خریداری کرد. اکنون نیز، حضور چنین مانکن هایی در داخل ماشین هایی که سطح شهر را بدون مقصد خاصی در حال چرخیدن هستند با وجود آنکه علی الظاهر هیچ گونه سود مادی نیز برای آنان ندارد، نشان دهنده آن است که جریانی پشت پرده این قضایا وجود دارد که پله به پله در حال کشاندن بدنه جوان جامعه به سمت بی حیایی، بی حجابی و بی عفتی است و اینک بعد از گسترش موفق پوشش ساپورت، در حال پیاده سازی مرحله بعدی برنامه خود هستند.
 

در این میان لازم است به صحبت های سردار احمدی مقدم در فروردین ماه 1390 اشاره شود که وی ضمن تاکید بر برخورد با مظاهر بی حجابی و بدحجابی، این طور عنوان کرد که خودرو از مصادیق حریم شخصی محسوب نشده و برخورد با خودروهای هنجار شکن در زمینه حجاب در دستور کار پلیس راهنمایی و رانندگی قرار دارد، در صورتی که متاسفانه تا کنون با وجود مشاهده بسیار اینگونه خودروهادر همین ایام، شاهد برخورد قاطعی از سوی پلیس محترم راهنمایی و رانندگی با آنان دیده نشده است و شاید هم برخوردی شده اما جسارت بی حجابان از حد گذشته است.
 

مع الاسف در صورت عدم برخورد جدی با این پدیده‌ی در حال گسترش، به زودی باید شاهد خودرهایی در سطح شهر باشیم که دختران حاضر در آن روسری خود را برداشته و بدون حجاب کامل در حال رانندگی در خیابان ها هستند .

 
عرضه کتب فرقه انحرافی شیرازی ها در نمایشگاه کتاب تهران
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

وان آنلاین: بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران با حضور حجت الاسلام روحانی ریاست جمهوری و جمع کثیری از ناشران داخلی و خارجی با هدف توسعه و ترویج فرهنگ کتاب خوانی و دسترسی جامع به تازه های نشر به منظور بلوغ و تکامل مخاطبین آغاز به کار کرد.

به گزارش پایگاه 598، نمایشگاه کتاب امسال با حرف و حدیث های بسیاری در خصوص ممنوعیت حضور ناشرین بد سابقه که پیش تر آثار ضداخلاقی فراوانی را منتشر نموده اند همراه بود که علی رغم عدم حضور این ناشران با خبر شدیم که انتشارات صادق شیرازی که در سال های گذشته با ترویج اندیشه های انحرافیشان ضربات بزرگی به جهان اسلام وارد ساختند در این نمایشگاه حضور یافته است.

اعطاء مجوز برای عرضه کتاب های فرقه انحرافی شیرازی ها با محوریت موضوع اسلام و سیاست آنهم با نگاه غلط خاندان شیرازی ها که با هدف گسترش اعتقادات انحرافی و بدعت های دینی به فعالیت می پردازد در نمایشگاهی که مسلمانان سایر کشورها در آن حضور پیدا می کنند جای تاسف و تامل فراوان دارد.

سید صادق شیرازی که این جریان انحرافی را هدایت می کند علاوه بر گرفتن مواضع تند علیه انقلاب اسلامی و  رهبر انقلاب با اندیشه های افراطی و فتاوای انحرافی چهره شیعیان در جهان را مخدوش کرد و باعث اختلاف بین شیعه و سنی گردید .

در شرایطی که رهبر انقلاب اسلامی بارها بر وحدت مسلمانان تاکید کرده و هرگونه اقدام تفرقه آمیز را حرام اعلام کرده اند اما این خاندان انحرافی با تمام توان خود در تلاش هستند تا شیعه با شیعه و شیعه و سنی را به جان هم بیاندازند که قطعا این افکار انحرافی اهداف دشمنان اسلام را به ثمر می نشاند. صادق شیرازی که هم اکنون در قم به سر می برد با راه اندازی چندین شبکه ماهواره ای افکار و نقشه های خود را اجرایی می سازد .

حضور آزادانه جریانی که از سوی آمریکا با هدف ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی و نشان دادن چهره غلط از جریان تشیع در جهان هدایت می شود و در کارنامه خود فعالیت علیه انقلاب اسلامی و توهین به رهبری نظام را دارد در بیست و هفتمین نمایشگاه بین المللی کتاب بی شک نقطه سیاهی در نمایشگاه کتاب امسال می باشد.

لازم به ذکر است جریان انحرافی شیرازی ها که توسط سید صادق شیرازی هدایت می شود به فعالیت های تفرقه آمیز خود و سیاست اهانت به رهبری نظام در ماه های اخیر به شدت افزوده به طوری که حتی سید حسن نصرالله با فرستادن هیئتی به قم از استاندار قم خواستار کنترل فعالیت ها و شبکه های تحت حمایت شیرازی شده بود.


 
تحریف دفاع مقدس و توهین به رزمنده‌ها اثر جدید کسی که از یک بهایی تجلیل می‌کرد
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
جزئیاتی جالب پیرامون دسته گل جدید وزارت ارشاد

پیرو انتشار خبری درباره اعطای مجوز انتشار به یک کتاب موهن نسبت به دفاع مقدس، اطلاعات دیگری درباره این تصمیم وزارت ارشاد و نویسنده کتاب مذکور بدست آمد که نشان می‌دهد این نویسنده سابقه انتشار کتابی در تجلیل از یک نویسنده بهایی را هم در کارنامه دارد.

به گزارش رجانیوز، روز گذشته خبری توسط رجانیوز منتشر شد(اینجا) که نسبت به اعطای مجوز انتشار به یک کتاب موهن به دفاع مقدس انتقاد شده بود.

کتاب «روضه نوح» نوشته حسن محمودی توسط انتشارات ثالث منتشر شده و قرار است در نمایشگاه کتاب توزیع شود. یک سایت ضد انقلاب درباره محتوای این کتاب نوشته است: «نویسنده در این کتاب، داستانش را در سال‌های دهه ۱۳۶۰ و در طی جنگ ایران و عراق روایت می‌کند. شخصیت‌های جوان در این رمان موفق نمی‌شوند از سد گزینش‌های دانشگاهی عبور کنند، عشق ورزیدن به یکدیگر ممنوع است و هر دم بیم آن می‌رود که جوانی را به جبهه‌های جنگ اعزام کنند و جنازه بی‌سر او را تحویل خانواده‌اش دهند. در این میان مادران تلاش می‌کنند فرزندانشان را از اعزام به جبهه‌ها نجات دهند.»

 

 

این سایت ادامه داده است: «روضه نوح در چنین حال و هوایی با اعزام اجباری یک گروه سرباز فراری به جبهه‌ها آغاز می‌شود و در فراز و فرودهای تاریخی به زد و بندهای سیاسی در سال‌های اخیر می‌انجامد. نویسنده با این تمهیدات و در قالب چنین طرح و توطئه‌ای، تلاش می‌کند سهم خانواده کشته‌شدگان در جنگ در تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر را نشان دهد.»

با انتشار این مطلب، خوانندگان رجانیوز ضمن ابراز نگرانی از این اتفاق و انتقاد از رویه در پیش گرفته شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خواستار ارائه توضیحات بیشتری درباره نویسنده کتاب شدند چراکه اعطای مجوز به کسی که سابقه انتشار کتابی در تجلیل از یک نویسنده بهایی را در کارنامه دارد برای چنین کتابی چیزی نیست که به سادگی بتوان از کنارش گذشت.

با این توضیحات باید گفت که حسن محمودی کتاب «خون آبی بر زمین نمناک» را در سال 1377 توسط انتشارات آسا منتشر کرد. این کتاب به معرفی، تجلیل، و نقد آثار نویسنده‌ای بنام «بهرام صادقی» اختصاص دارد. بهرام صادقی در سال 1363 از دنیا رفته است.

 

 

حسن محمودی/ بهرام صادقی

حسن محمودی در وبلاگ خود رسماً به اینکه با این نویسنده در محله بهایی‌ها همسایه بوده است، اشاره کرده بود. علاوه بر اینها سایت‌های طرفدار بهاییت به صراحت از بهرام صادقی بعنوان یکی از نام‌آوران(!) بهاییت یاد کرده‌اند که همه اینها هیچ شکی درباره بهایی بودن صادقی باقی نمی‌گذارد. در مورد علت مرگ صادقی نیز سخنانی مبنی بر استفاده زیاد مواد مخدر منتشر شده است که برخی قرینه‌ها صحت آن را تایید می‌کند.

برای مثال هوشنگ گلشیری که خود از معدود چهره‌هایی است که به صادقی توجه نشان داده است، در جایی گفته: «یک سالی(1338) در تودشک(دهی بر سر راه اصفهان به یزد) و بعد مرکز آن ناحیه، کوهپایه، گذراندم که برای من بسیار راه گشا بود. با آدمی آشنا شدم که جدیدترین رمانهای چاپ شده را می‌خواند و به من هم می‌داد: مصطفی‌پور که از سویی با بهرام صادقی آشنا بود و از سوی دیگر خود هم می‌نوشت. این آدم همان وقت ها هم معتاد بود و حرام شد.»  

گفتنی است که صادقی از نظر ادبی نیز چره قابل توجهی به حساب نمی‌آید و جز یک رمان(1340) و یک مجموعه داستان (1349) کتاب دیگری ندارد. با این حال حسن محمودی علاوه بر انتشار کتابی درباره وی، تلاشهایی هم جهت راه‌اندازی جایزه ادبی بهرام صادقی داشته و در نشریاتی که در آنها مشغول بکار بوده از وی تجلیل کرده است.حسن محمودی علاوه بر بهرام صادقی، کتابی هم برای صادق چوبک منتشر کرده است!

حال حسن محمودی با این سابقه توانسته از وزارت ارشاد مجوز نشر کتابی در تحریف و توهین دفاع مقدس را بگیرد. علاوه بر اینکه کتاب دیگری از وی نیز با موضوع دفاع مقدس که بخاطر محتوایش چهار سال توقیف بوده مجوز گزفته و به زودی منتشر خواهد شد. همه این موارد در کنار یکدیگر لزوم بازنگری وزارت ارشاد در سیاست‌های خود را گوشزد می‌کند و البته این وزارت خانه باید درباره چرایی این سهل انگاری پاسخگو باشد.


 
سیدعباس صالحی:
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

هر کتابی مجوز نشر داشت به نمایشگاه می‌آوریم/ فرصت نشد "هاشمی 88" را بخوانم

گروه فرهنگی مشرق - سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی ‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و رییس بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، در نشست خبری به سوالات اهالی رسانه پاسخ داد.

صالحی در پاسخ به سؤال خبرنگار مشرق مبنی بر دلیل دعوت کشور افغانستان به عنوان مهمان ویژه امسال نمایشگاه کتاب و این که این کشور چه ارمغانی برای حضور فرهنگی در ایران دارد اظهار داشت:‌ طبعا به دلیل این که افغانستان تنها کشوری است که هم زبان فارسی دارد و هم به این زبان می خواند و می نویسد، شرایط برقراری ارتباط مطلوب کاملا فراهم است.

وی ادامه داد:‌ در سفری که قبل از پایان سال با نمایندگان ناشران و چاپخانه ها به کشور افغانستان داشتیم برای این مجموعه ظرفیت چاپ و نشر افغانستان شگفت آور بود. این که چگونه ما می توانیم فضای فرهنگی افغانستان را به عنوان یک فرصت فرهنگی و اقتصادی بازیابی کنیم. جلسات و هم اندیشی هایی با برخی مجموعه های فرهنگی صورت گرفت و در نهایت دبیرخانه ای با نام "دبیرخانه مشترک چاپخانه داران و ناشران ایران و افغانستان" شکل گرفت که فرصتی را برای تقابل مجدد این دو کشور در نمایشگاه کتاب را فراهم کرد.

معاون فرهنگی  ارشاد تصریح کرد:‌ ما باید افغانستان  را با نگاه دیگری بشناسیم. به رغم مجاورتی که با این کشور داشتیم اما شناخت درستی از آنها نداشتیم. بنابراین نمایشگاه کتاب تهران فرصتی برای مخاطبان و اهالی فرهنگ ایرانی است تا ظرفیت فرهنگی فضای کشور همسایه را بشناسد که دیپلماسی بعدی را در فضای عمومی معنا دار بکند. یعنی اینطور به نظر نیاید که یک سرمایه گذاری بیهوده است.

رییس بیست و هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب گفت: مطالعات من در زمینه افغانستان کم نبود اما نکته های تازه ای را در سفر به این کشور کشف کردم و ارتباطات جدیدی با اندیشمندان و متفکران این کشور شکل گرفت. در مجموع می توان گفت: افغانستان یک فرصت طلایی برای ایران است. چه در حوزه امنیت ایران و و چه در حوزه های فرهنگی.

صالحی افزود:‌ در نمایشگاه امسال از ناشران و چهره های فرهیخته هنری متعددی از کشور افغانستان دعوت به عمل آمد تا ضمن نمایش ظرفیت های چاپ و نشر خودشان مخاطب ایرانی را با محتوای فرهنگی کشورشان آشنا کنند.

معاون فرهنگی ارشاد در پایان گفت: شاید امروز کمتر کسی بداند که دو هزار شهید افغانستانی در دفاع مقدس ما وجود دارد صدها نشریه افغانستان به زبان فارسی منتشر می‌شود و ظرفیت های فرهنگی متعدد دیگری در کشور وجود دارد.حضور افغانستان به عنوان مهمان ویژه در نمایشگاه کتاب تهران می‌تواند صدها گام دیگر میان دو کشور را به دنبال داشته باشد.

فیلم پاسخ رئیس نمایشگاه کتاب تهران به مشرق


 سیدعباس صالحی در این نشست در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه پیش از این مطرح فرمودید با یک انضباط مالی در نمایشگاه کتاب تهران روبرو هستیم، با توجه به این انضباط میزان یارانه تخصیصی به بخش کتاب چه میزان است؟ ساز و کار تقسیم کار به چه شکل است؟ و از زمان قطع یارانه اختصاصی تولیدکننده و پرداخت به مصرف‌کننده این میزان چه اندازه کاهش داشته است؟ گفت: سال 1385 بحث حذف یارانه مطرح شد و در نهایت قرار بر این شد که از حوزه تولید به حوزه مصرف تغییر پیدا کند. آخرین سال دولت آقای خاتمی یعنی سال 84 میزان یارانه اختصاصی به کاغذ رقم قابل توجهی بود این یارانه با قیمت دلار 1000 تومان مدنظر بود اما اکنون یارانه‌ای که به عنوان حمایت از مصرف‌کننده مکتوب می‌شود 80 میلیارد تومان است ولی آنچه تحویل داده می‌شود بسیار اندک است.

وی ادامه داد: این 80 میلیارد تومان در شرایطی است که قیمت دلار 3 برابر افزایش یافته است در حالی که حمایت‌های مالی دولت از کتاب کاهش دارد و همانطور که گفتم این 80 میلیارد تومان هم به صورت کامل پرداخت نمی‌شود. دولتها در این چند سال گذشته به اعتبار اینکه این بودجه جزو ردیف نیست و در قالب یارانه حمایتی قرار دارد آن را قابل حذف می‌دانستند بنابراین بخش اعظم این رقم به وزارت ارشاد پرداخت نمی‌شد.

ناشران افغان را به ایران می آوریم/ افغانستان فرصتی طلایی برای ایران است+فیلم

رئیس نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران تصریح کرد: صریحا بگویم که حوزه حمایتی دولت در حیطه کمک به مصرف کننده بسیار کاهش یافته و این امروز مشکل و معضلی بود اما امسال در حوزه مشارکتی تلاش‌هایی کردیم که با آوردهای ریالی به حوزه اقتصاد نشر این حوزه را سامان دهیم. آیین‌نامه خوبی تنظیم شد اما عملا با یک رقم ضعیف و اندک روبرو هستیم علاوه بر اینکه یارانه‌ها نیز از بخش ناشران چند سالی است حذف شده است.

صالحی در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی براینکه آیا در این دوره برخلاف سایر دوره ها شاهد حضور همه کتاب هایی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز گرفته اند هستیم یا خیر گفت: کاملا اینگونه است سیاست وزارتخانه این است که هر کتابی که از دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی مجوز نشر دریافت کرده است معتبر و محترم است و می‌تواند در نمایشگاه کتاب عرضه شود. همچنین به طور جدی با مجموعه کسانی که از روی حسن نیت و یا احساس وظیفه ورود پیدا می‌کردند و در محیط های نمایشگاهی اقداماتی انجام می‌دادند صحبت شده است چرا که نمایشگاه کتاب تهران یک محیط امن فرهنگی است و متولیان آن نظارت را برعهده دارند. پس نباید اتفاقی رخ دهد.

ناشران افغان را به ایران می آوریم/ افغانستان فرصتی طلایی برای ایران است+فیلم

صالحی در پاسخ به یک سوال مبنی بر اینکه واگذاری حوزه اجرایی نمایشگاه به اصناف و تشکل ها که در نهایت منجر به اخذ یک قرارداد واحد میان موسسه نمایشگاه های فرهنگی و تعاونی ناشران کشور انجام شد آیا منظور این بود که نمایشگاه کتاب مجری مادر نداشته باشد، گفت: ما با این نگاه که تشکل های حوزه نشر بتوانند فرصت های بیشتری برای حضور پیدا کنند و حضور دولت حداقلی باشد به این سمت رفتیم. اما در عمل با تشکل‌های متکثر نشر روبرو بودیم و یک کل قدرتمند وجود نداشت. اگر بخواهیم پروسه واگذاری را اجرایی کنیم باید نهادهای مدنی با هم متشکل شوند تا بتوانند این مسئولیت سنگین را برعهده بگیرند. در غیر این صورت واگذاری امور به مجموعه های متکثر کار را زمین می اندازد.

وی ادامه داد: شاید طی چند ماه گذشته بخشی از تلاش های من معطوف به رابطه سازی‌یها، همدلی و ارتباط بیشتر با تشکل‌های نشر باشد. جریان نشر یک کشتی است که موفقیت آن همه را شامل می‌شود و در مواقع بحران همه به گل می نشینند. فرقی نمی کند ناشر از کدام صنف است چرا که جریان اقتصاد نشر با بحرانی مواجه است که همه باید دست به دست هم دهند برای رفع آن بخشی از تلاش های من معطوف به آن بود که تشکل های نشر به هم نزدیک شوند. بحث ما این نبود که به هیچ تشکلی ضربه‌ای وارد شود و البته ضربه‌ای هم وارد نمی‌شود.

صالحی افزود: مابا کنار هم گذاشتن این مجموعه ها با این هدف که همگرایی را بپذیریم و موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی به عنوان مجری برگزاری نمایشگاه با یک مجموعه واحد قرارداد امضا کند یک گام کوچک و نمادین برای نزدیک کردن تشکل‌ها برداشتیم. تا این سو تفاهمی که گاه و بی گاه وجود داشت تبدیل به یک نقطه شروع و تعامل باشد. تنها رویکرد اقتصادی مسئله نبود بلکه همگرایی تشکل‌ها به عنوان یک گام اولیه مطرح بود. پس در نهایت اتفاقی که در فضای نمایشگاه امسال رخ داده یک گام کوچک اما نمادین برای آن اتفاق بزرگی است که قرار است رخ دهد ما نیازمند یک نهاد بزرگ هستیم که حوزه نشر مقتدر باشد.

ناشران افغان را به ایران می آوریم/ افغانستان فرصتی طلایی برای ایران است+فیلم

وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی براینکه طی دو ماه ابتدایی سال شاهد صدور مجوز برای کتاب های سیاسی هستیم از جمله کتاب "هاشمی درسال 88" که اخیرا برای عرضه در نمایشگاه خارج از روندهای معمول مجوز گرفته است گفت: این کتاب از چهار تا پنج ماه قبل از آغاز نمایشگاه پیگیری می شد مسیر خود را طبیعی طی کرد و من حتی آن را به چندین مجموعه دیگر خارج از اداره کتاب نیز برای بررسی نشان دادم  خودم به دلیل مشغله کاری موفق به مطالعه آن نشدم اما فرایندی که برای دریافت مجوز طی کرد ما را به این نتیجه رساند که از لحاظ قانونی صدور مجوز برای آن بلامانع است.

وی ادامه داد: کتابهایی که مجوز می‌گیرند به این معنا نیست که همه محتوایشان درست است ما ضوابطی داریم که مطابق این ضوابط باید یک معیارهای کلی درباره محتوای کتاب وجود داشته باشد. اداره کتاب یک اداره استاندارد است و درباره محتوا و صحت آن چندان قضاوت نمی‌کند.


 
ده‌نمکی برای اولین بار از زندان توحید در دوره‌ «هاشمی» می‌گوید
ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

دوازده شب محله‌‌ ما را محاصره کردند و مرا بردند/

 

 

 

 

در دادگاه گفتم آخرین دفاعم این است: مرا اعدام کنید

گروه فرهنگی مشرق - همان ابتدا شرط کرد که خیلی از سینما صحبت نکنیم.دلخوری‌اش از عالم سینما و واکنش‌ها به فیلم‌هایش خیلی عیان‌تر از آن بود که بخواهیم کشفش کنیم. بنابراین ما هم خیلی اصراری بر این موضوع نکردیم و شرطش را پذیرفتیم. به هر حال، تصورمان این بود که تا «ده‌نمکی» هست و فعالیت می‌کند، این انتقادات خودی‌ها و غیرخودی‌ها هم خواهد بود. اما در میانه‌ی گفت‌و‌گو، دیگر عیان شد که «دهنمکی» بیش از آنچه ما تصور می‌کردیم، از این انتقادات سینمایی خسته شده است. تا آنجا که خبر از کناره گیری از سینما و ورود به فاز جدید فعالیت کاری خود در دهه پنجم زندگیاش داد و چند باری در گفتگو بغض کرد و گریست.

ترجیع‌بند گفت‌و‌گوی ما با «مسعود ده‌نمکی» این جمله بود: «این را برای اولین بار است که می‌گویم». «دهنمکی» در گفتگو با رمز عبور صریح‌تر از همیشه صحبت کرد و خیلی از خاطرات ناگفته‌اش را برای اولین بار بازگو کرد. از بازداشت خود در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی گفت و از دیدارش با رهبر انقلاب بعد از توقیف نشریه‌ی شلمچه و توصیه‌های ایشان. از راز موفقیت نشریات و مستند‌ها و فیلم‌هایش نزد مردم حرف زد و از تصمیمش برای تمرکز روی انتشار کتاب و چند دائره‌المعارف‌‌ موضوعی به جای سینما خبر داد. شاید این توصیفات کافی باشد برای آنکه خواندن این گفت‌و‌گوی داغ را از دست ندهید: (نسخه الکترونیک نشریه رمز عبور را می تونید از این ادرس تهیه کنید.)

چرا با سیبزمینیها به زبان مالک و عمار حرف میزنی؟

بگذارید از اینجا شروع کنیم. شما هم سابقه روزنامهنگاری دارید، هم سابقه مستندسازی و هم سابقه فیلمسازی. سوال اینجاست. رمز اینکه شما همیشه در زمینه جذب مخاطب رکوردشکن بودهاید چیست؟ از فوت و فن اینکه این همه طرفدار دارید بگویید؟

شاید بعضی از حرفها در دنیای امروز گفتنی نباشد و حتی طرح آنها هم به ضد خودش تبدیل شود. یادم هست یک وقتی «یوسفعلی میرشکاک» در نشریه‌ی شلمچه یادداشتی برای «رضا برجی» نوشته بود. «رضا برجی» در مصاحبهای گفته بود اگر حضرت آقا بگویند ماست سیاه است، ما هم میگوییم سیاه است. اصلاحطلبها این عبارت را دست گرفته بودند و میگفتند اینها این جوری هستند. در حقیقت «رضا برجی» داشت همان تعبیر شیعهی تنوری امام صادق(ع) را به زبان داشمشدی امروزی تعریف میکرد. برخی یاران به امام صادق(ع) میگفتند: «چرا قیام نمی‌کنید؟» امام فرمودند: «بروید داخل تنور». کسی جز یک نفر نرفت. امام گفتند: «اگر چند نفر مثل این داشتم، قطعاً قیام میکردم». منظور «رضا برجی» هم همان شیعه تنوری بود. حضرت امام (ره) هم به شکل دیگری همین تعبیر را به کار بردهاند که ولایت فقیه، ولایت رسولالله(ص) است.

خلاصه «میرشکاک» مقالهای نوشته و به «رضا برجی» اعتراض کرده بود که چرا با سیبزمینیها به زبان مالک و عمار حرف میزنی؟ اینها این ادبیات را متوجه نمیشوند.

«حاتمیکیا» از من پرسید چرا از فیلمهای تو این جور استقبال میشود؟

بهنوعی میشود گفت در دنیای امروز و عصر رسانه، سینما و صنعت عدهای دنبال این میگردند و آسمان و ریسمان به هم میبافند که به کشف این علت برسند، اما علت اصلی را که همان کمک خداست نمیبینند. تنها دلیلی که می‌توانم با زبان خودمان با شما به عنوان رسانهای که مخاطبتان را هم میشناسیم حرف بزنم، این است که: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» هر کس برای خدا کار و قیام کند، خدا هدایت میکند. من هیچ چیزی جز این نمیبینم. البته این را دلیلی بر نفی کارهای دیگران نمی‌دانم. برای خوشایند دیگران می‌توانم بگویم از چه روشهای علمی جذب مخاطب را به کار میبریم اما خودم هیچ کدام از این حرفها را قبول ندارم که میگویند. مخاطبشناسی، رگ خواب مخاطب و حرفهای دیگر و حتی حرفهایی را که رسانههای اصولگرا میزنند، به نظر من دلیل اصلی اینها نیست.

 

شاید دلیلاش این است که شما ته حرف را میزنید. یادم هست آن سالها نشریه شما را که میخواندم، پیشتازی خاصی حتی نسبت به نشریات اصولگرا داشتید.

این میرود در جزئیات که غیر از علتالعلل است. ما در اجرا به آن میگوییم حسن فعلی و حسن فاعلی. در نحوه انجام هم خدا و معارف به ما به اصطلاح یکسری فوتهای کوزهگری دادهاند که باید بر اساس آنها حرکت کرد. یکی همان فرمایش حضرت امیر(ع) است که باید مرد زمان خویش بود. شاید برای اولین بار است که میگویم. یک زمانی خود آقای

«حاتمیکیا» از من پرسید چرا از فیلمهای تو این جور استقبال میشود؟ جواب دادم یکی از علتها زمانشناسی است. به ایشان گفتم اگر مثلاً «آژانس شیشهای» را سه سال زودتر از زمانی که ساختید، میساختید، استقبال مخاطب سه برابر میشد؛ چون آن موقع برای آن حرفها عطش وجود داشت. حالا این که حرف این فیلم درست بود یا نبود، بحث دیگری است. دوپهلو بود یا نبود. منظور زمانشناسی حرفی است که باید زده شود.

از لوازم التحریر ایرانی اسلامی تا پاساژ مهستان

یک موقعی میبینید همان حرفها اشباع میشود. به طور مثال خود من حرفهایی را که در نشریه «شلمچه» میزدم، در دورههای «نشریه جبهه» یا «صبح» به آن شکل نزدم، چون دیگر جامعه اشباع شده بود و رسانههای مشابه ایجاد شده بودند و آدمهایی همان حرفها را میزدند. یا قبل از «شلمچه» مگر چه میکردم؟ یکسری کارهای جریانساز و گروهی. حتی اگر خودم هم باعث و بانی آن حرکتها بودم، ولی وقتی متولی پیدا میکرد که احساس میکردم ممکن است از من بهتر آن کار را انجام بدهند، خودم را کنار میکشیدم. در نشریهی «جبهه» هم همین کار را کردم. آن موقع طیف بچههای «جبهه» تریبون خاصی نداشتند. آگهیهای نشریهی «جبهه» متفاوت بود و فقط 20، 30 صفحه آگهی هیأتها و مراسم بچه حزباللهیها در آن بود. اینها همه نوآوری بود که در کار شکل میگرفت. یا حرفهایی که بچهها در رسانههای دیگر نمیتوانستند بزنند و اینجا هجوم میآوردند و میزدند.

منظور این است که زمان باید همیشه مد نظر انسان باشد. الان موجی راه افتاده است که میگویند لوازمالتحریر باید منقوش به تصاویر قهرمانان دفاع مقدس و... باشد. این کاری است که ما در سال 76 انجام میدادیم. بعد جریانسازی شد و در اصفهان و قم در پاساژ مهسان یک مغازه کوچک راه انداختیم و حتی اگر با نگاه تجاری به قضیه نگاه کنید، با پوشش خبری و آگهی تبدیل به پاتوق و قطب فرهنگی کارهایی شد که دیگران باید انجام بدهند. البته قرار نبود آن کار را ادامه بدهیم.

از درون جبهه‌ی خودی شروع میکردیم و تا منتهی الیه جریان چپ میرسیدیم

بهنوعی میشود در مباحث سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... هم عامل طرح مطالبات حداکثری بود. شاید عدهای با مطالبات حداقلی قانع شوند، ولی نوع مطالبات ما مطالبات حداکثری انقلاب بود. البته همین هم توقعات را بالا میبرد. از طرف دیگر، این مطالبات حداکثری، بدون ملاحظات جناحی بود؛ یعنی ما در آن موقع حتی احتیاطهایی را که در رسانههای فعلی اصولگرا هم وجود دارد، نداشتیم و از درون جبهه‌ی خودی شروع میکردیم و تا منتهی الیه جریان چپ میرسیدیم.

چند وقت پیش آقای غرضی میگفت یک بار به دهنمکی گفتم تو چه میخواهی؟ پست میخواهی؟ قدرت میخواهی؟ ایشان نقل میکردند که دهنمکی جواب داد من نمیخواهم چیزی باشم، فقط میخواهم اپوزیسیون باشم. به نظر میرسد شما چه با نشریه و چه با فیلم، مرد اپوزیسیون بودن هستید. یعنی حتی زمانی که نظام در موضع پوزیسیون و شاید همراستای شماست میروید و در میتینگ یک کاندیدا سخنرانی هم میکنید، ولی سال بعد از آن فیلمی میسازید که در آن صد تا تکه بدتر از جناح مقابل به همان کاندیدا میاندازید.

اگر به حرفهایی که در همان سخنرانی هم زدم دقت کنید، میبینید که به هر دو سه تا جناح تکه انداختم و حرفهایی که آن روز زدم محقق شد. آنجا گفتم سبز، زرد، قرمز و آبی همه باید یکی شوند برای عدالت، اما انتخابات که تمام شود، همه اینها رو در روی هم قرار میگیرند. خودم یادم هست که دقیقاً در آنجا چه گفتم.

در مورد حرف آقای غرضی هم، بله! در دادگاه هم ایشان خیلی عصبانی بود و ما را با بعضی از رسانههای جریان راست که بهنوعی از او انتقاد میکردند، یکی گرفته بود. مثلاً آنها با کارگزاران مسئله داشتند و دعوا، دعوای جناح و انتخابات بود و بالاخره خیلی از آدمهایی که چند سال بود ساکت بودند و میگفتند مخالف هاشمی، دشمن پیغمبر(ص) است، حالا ناگهان منتقد، افشاگر و غیره شده بودند. ما که از اول منتقد بودیم، دیدیم داریم با آنها در یک صف قرار میگیریم. گفتم اشتباه نکن. قرار نیست من کاندیدای انتخابات شوم یا جای شما را بگیرم. از موضع امر به معروف و نهی از منکر و از موضع نقد از درون حاکمیت داریم حرف میزنیم.

غرضی گفت شما میخواهی خدایی کنی!

من جایگاهی که برای نیروهای حزباللهی قائل هستم، این است که خارج از ساختار قدرت ذرهبین نقد را دستشان بگیرند و جناحها را نقد کنند و خودشان را ذیل جناحها نیاورند. اصلاً اصل دعوایی که بین خود حزباللهیها و گروههای معروف شروع شد این بود که به لیست دادن در انتخابات افتادند و من مخالف بودم. دلیل جداییها همین بود. در مجلس پنجم جریانات حزباللهی به لیست دادن در انتخابات افتادند، یعنی تبدیل به بخشی از مکانیسم کسب قدرت شدند. آدمی که در انتخابات لیست میدهد و مصداق انتخاباتی تعیین میکند، فردا نمیتواند از موضع انتقادی به کسی حرفی بزند، چون خودش یک طرف دعواست. یعنی نقطه اختلاف من با اینها و در روش این است. شما میتوانید بروید عضوی از یک حزب یا گروه باشید. بد هم نیست و میتوانید فعالیت سیاسی کنید، ولی وقتی از موضع جریانی به اسم حزبالله یا منتقد اجتماعی مصلح وارد میشوید، نباید رنگ و بوی جناح به خودتان بگیرید. آقای غرضی هم فهمید و گفت: «بله، وزارت اَخ است، وکالت اَخ است، شما میخواهی خدایی کنی». حقیقت امر همین است. اصلاً خداوند ما را برای خلیفهاللهی خلق کرده، فقط برای قدرت و مسئولیت خلق نکرده است.

بسته شدن یالثارات و 9دی تاوان سکوت حزب‌اللهی‌ها در آن روزهاست

از این موضع نگاه کردن و در این جایگاه ایستادن بسیار متفاوت است. آن وقت در جایگاهی قرار میگیری که تاریخ مصرف نداری. عمر رئیسجمهورها چهار یا هشت سال است، ولی اگر در این جایگاه ایستادید که مثلاً از سال 67 یک جریان منتقد شدید که نقد میکنید و در سال 93 هم هنوز در ویترین اخبار هستید، یعنی تاریخ مصرف ندارید. ولی بسیاری از آدمهایی که در عرصه قدرت وارد شدند، دوران نمایندگی، وزارت و... آنها که تمام شود، میروند.

البته ایستادن در این جایگاه هزینههای زیادی دارد. یادم میآید مثلاً نشریه‌ی «شلمچه» که تعطیل شد، سکوت بسیاری از جریانات حزباللهی را دیدم. یعنی الان وقتی میبینم «یالثارات» یا «9 دی» را میبندند و اتفاقی هم نمیافتد، می‌گویم این تاوان سکوت این بچهها در دورهای است که «شلمچه» و «جبهه» را میبستند و اینها سکوت کردند.

همیشه زبان جریان اصولگرا در برابر خودی دراز است

تصورشان این بود که شما ابزاری در دست جناح راست هستید و ممکن است از این ابزار علیه خودش استفاده شود.

اینها خودشان هم میدانستند این جور نیست. در انتخابات دوم خرداد، جریان راست یا به اصطلاح اصولگرا به آن شکل که یادمان هست، شکست خورد و آنها حسابی شوکه بودند. جریانات اصولگرا و حزبالله همیشه زبانشان در برابر خودیها دراز است. چهار سال با خاتمی مدارا میکنند، ولی اگر کسی از دل خودمان بیرون بیاید، از همان اول او را قلع و قمع می‌کنند.

یادم میآید هفته‌ی بعد از دوم خرداد، تیتر اولام در شلمچه این بود که هیچ چیز تغییر نکرده است. اینها بهقدری عصبانی شده بودند که در نشریاتشان میگفتند این دارد به جریان حزباللهی روحیه میدهد. این تیتر را در شرایطی زدم که امثال روزنامه «....» مبهوت و مرعوب بودند که یعنی چه اتفاقی افتاد؟

یکی از اصلاح طلبان گفته بودند اینها مینویسند جناحهای سیاسی عمل میکنند

این را دارم برای اولین بار میگویم. یادم میآید بعد از جریان مجلس ششم، برای جریانسازی برخورد با گروههای برانداز در دل اصلاحات داشتیم با کس دیگری یادداشت مینوشتیم که روزنامههای اینها باید بسته و 100، 150 نفرشان دستگیر شوند و میانهروهای جریان اصلاحات و روحانیون ارزشیشان باید میداندار باشند و افراطیهای آنها را باید قلع و قمع کرد.

نشریه که منتشر شد صبح دیدیم بساط همهشان به هم ریخته است و به دفتر نشریه ما میگویند کانون بحران، اتاق بحرانسازی... به من میگفتند اصلاً تو که هستی که این حرفها را میزنی؟ تو نه در جایگاه قوه قضائیه هستی و نه در جایگاه دیگری. یکی گفته بود اینها نه جناح راست هستند، نه دستگاه قضایی. اما یکی از اصلاح طلبان گفته بودند اینها مینویسند، جناحهای سیاسی عمل میکنند. آنها بلد نیستند چه کار کنند، اینها به آنها میگویند که چه کنند. اتفاقاً جریانسازی به این شکل همیشه از دل بچه حزباللهیها در آمده است و جناحهای سیاسی پیرو بودهاند.

انداختن تقصیر شکست ناطق نوری به گردن این نشریه و آن نشریه فرافکنی بود

البته تحلیل دیگری هم وجود داشت. در سال 76 در آخرین شماره‌ی «شلمچه»، قبل از این که نشریه تعطیل شود، در دو صفحه وسط بریدههای کتابهایی را که در دوره آقای «خاتمی» چاپ شده بودند، منتشر و دورشان را هم قرمز کرده بودید. تحلیل جناح راست بعد از انتخابات این بود که این حرکت «جبهه» و «یالثارات» و امثالهم یکی از دلایل شکست این جناح در انتخابات بوده است. تا وقتی به چپها میزدید، خیلی مسئله نداشتید، ولی وقتی شروع به انتقاد از جناح راست کردید تا رسید به مستندهای «فقر و فحشا» و کدام «استقلال، کدام پیروزی»، حمایتشان را از روی شما برداشتند.

حمایتی هم نبود. در روشهایی هم با هم اختلاف داشتیم. فقط در برخورد با جریان تجدیدنظرطلب نقطه اشتراک داشتیم. یادم هست که آقای «حسنی» گفته بود خدایا! به جناح راست عقل بده، به جناح چپ دین. دو جناح اصلی کشور ما در کشورداری، سیستم کاری و روشهایشان مشکلات اساسی دارند. خود جریان راست هم میداند به خاطر سکوتش در برابر دولت هاشمی در انتخابات تاوان آن سکوت را داد، وگرنه انداختن تقصیر شکست ناطق نوری به گردن این نشریه و آن نشریه و ویژهنامه فرافکنی بود. حتی در روشهای کاریمان با اینها اختلاف داشتیم. ما میرفتیم و با نشریات اصلاحطلب گفتوگو و مناظره میکردیم. این چیزها آن روزها اصلاً مُد نبود. با «زیباکلام»، «اشکوری» و... مناظره و مصاحبه می‌کردیم؛ در حالی که آنها اصلاً فضای گفتمانی به این شکل را قبول نداشتند. تمام کسانی که میگویند ما تند بودیم، بد نیست بدانند که اتفاقاً زمینه گفتوگو در عین مخالف بودن در نشریه «شلمچه» باب شد و این مصاحبهها را در آنجا چاپ میکردیم.

اکبر گنجی گفت: الان مرا میکشند؟

بله. نامه «اکبر گنجی» را هم در شماره آخر «شلمچه» چاپ کردید که گفته بود شما فاشیست هستید.

فقط شماره آخر نبود. یک نامه داشت و یک جوابیه. اینها خودشان به هیچ وجه حاضر نیستند چنین چیزی را به این شکل تحمل کنند. یادم هست «گنجی» در جایی سخنرانیای درباره حضرت امام (ره) کرد که خیلی تند بود. نوار سخنرانی را به ما دادند و متن آن را پیاده و چاپ کردیم. این آدم ترسید و زنگ زد که مرا به خاطر این حرفها میکشند. گفتم: «بالاخره این حرفها را زدی یا نزدی؟» گفت: «نزدهام». گفتم: «نوار سخنرانیات موجود است». گفت: «اصلاً زده باشم، باید منتشر شود؟» گفتم: «تو این حرفها را در جمع عمومی زدهای». گفت: «الان مرا میکشند؟»

از «مهاجرانی» تا «عبدی» و غیره حاضر بودند با نشریه ما گفتوگو کنند

گفتم: «نترس. آن کسی که باید به این حرفها غیرت نشان بدهد ما هستیم. آن کسی هم که خبرش را منتشر کرده است ما هستیم. تکذیب کن، ما منتشر میکنیم». گفت: «واقعاً منتشر میکنید؟» گفتم: «با همان فونت و همان اندازه مطلبی که گفتهای». علیه ما جوابیهای نوشت که خیلی هم توهینآمیز بود، ولی چاپ کردیم. حتی خود آنها از منظر روشهای کاری میگفتند اینها با ما جوانمردانه مبارزه میکنند. به خاطر همین از «مهاجرانی» گرفته تا «عبدی» و غیره، بهرغم این که گفتوگوی چالشی تند هم میشد، حاضر بودند با نشریه ما گفتوگو کنند؛ ولی با خیلی از نشریات جناح راست حاضر نبودند حرف بزنند.

حضرت آقا گفتند: «همین خوب است»

جالب است بدانید که بعد از بسته شدن «شلمچه» دیداری با حضرت آقا کردیم. این را هم برای اولین بار دارم نقل می‌کنم. در مورد تعطیلی «شلمچه» بغض کردم و گفتم: «آقا! هم جناح راست، هم جناح چپ و هم بعضی از بچه حزب‌اللهیهای تریبوندار و مداحها به ما فحش میدهند». حضرت آقا گفتند: «همین خوب است». گفتم: «چرا آقا؟» گفتند: «این یعنی استقلال. اگر دیدی یک جناح دارد از تو انتقاد میکند و جناح دیگری دارد تعریف میکند، بدان به یک سمت وابسته شده‌ای، اما وقتی همه دارند شما را میزنند، این یعنی استقلال و من همین را میپسندم، یعنی دفاع جانانه از اصول انقلاب، بدون رودربایستی از کسی». بعد از این صحبت، دیگر هیچ وقت نه حمایت مادی از کسی خواستم نه معنوی. و نه وقتی «شلمچه» را بستند، از کسی خواستم آن را از توقیف در بیاورد.

دوازده شب آمدند و محله ما را محاصره کردند و مرا برداشتند و بردند

البته آن صراحتی که دارید میگویید نقطه ضعفام نبود، نقطه قوت کارهایم بود. یادم هست اوایلی که لوگوی جبهه را طراحی کرده بودم، یک مین وارونه روی آن بود. بزرگی گفت مین را بردار. پرسیدم چرا؟ گفت مین نامردی است. زیر خاک است. دشمن آن را نمیبیند. ما باید علنی مبارزه کنیم. شما باید توپخانه‌ی نظام و انقلاب برای دشمن باشید.

آن موقعی که همه میگفتند مخالف «هاشمی» دشمن پیغمبر(ص) است و الان البته «هاشمی»کُشان باب شده، یادم هست در سال 69 به خاطر وزارت ارشاد و نشریه فاراد و... جلوی «هاشمی» در نماز جمعه اعتراض کردم، دولت همین آقای «هاشمی» که دم از آزادی و ضدیت با سانسور میزند، دوازده شب آمدند و محله ما را محاصره کردند و مرا برداشتند و بردند. که چه؟ در نماز جمعه شعار دادی! با تروریستها این جوری رفتار نکردند که تو را بردارند ببرند و با لباس راه راه در همین موزه عبرت در زندان انفرادی هفت هشت ده روز نگهات دارند. بعد هم دوربینها را جلوی تو کار بگذارند و بگویند چرا این کار را کردی؟ بعد تو بگویی که آقا! خود شما علما اینها را به ما یاد دادید. خودتان قبل از انقلاب میگفتید امر به معروف نسبت به مردم و نسبت به حاکمیت. امر به معروف که فقط این نیست که بروی در خیابان و به دختر مردم بگویی مویت پیداست. حزباللهی تا وقتی برای اینها قابل تحمل است که در خیابان ولیعصر به بدحجاب گیر بدهد، ولی وقتی فلش به سمت خودشان برگردد...

گفتم میخواهی ثابت کنی قوه قضائیه بیطرف است؟ برو «کیهان» و «رسالت» را ببند

لباس راه راه تنات میکنند و تو را به زندان توحید هم میبرند و نشریهات را هم میبندند. اگر «شلمچه» را اصلاحطلبها بستند، «جبهه» را همین آقای «مرتضوی» بست. تصور کن که حضرت آقا اردیبهشت 79 بحث پایگاههای دشمن را مطرح کردند و اینها هم آمدند 15-10 تا نشریه زنجیرهای را بستند. بعد یک روز آقای «مرتضوی» که قاضی دادگاه مطبوعات بود، ما را خواست و گفت باید نشریهی شما را ببندیم. پرسیدم چرا؟ خلاصه منظورش این بود که 15-10 تا از آن طرفیها را بسته است و یکی را هم باید از این طرف ببندد. گفتم خب! میخواهی ثابت کنی قوه قضائیه بیطرف است؟ برو «کیهان» را ببند، برو «رسالت» یا «یالثارات» را ببند. چرا ما را میبندی؟ چرا هر وقت میخواهید ثابت کنید مستقل هستید، سر ما را میبرید؟

در سال 84 به من گفتند علیه هاشمی نشریه منتشر کن، اما این کار را نکردم

در جشنواره‌‌ سینماییشان هم همین کار را میکنند. میگویند یکی از آن طرفیها را میزنیم. یکی هم از این طرفیها را بزنیم که بگویند اینها فقط آن طرفیها را نمیزنند. ما شدهایم مرغ عزا و عروسی!

من هم البته گفتم ما که نیامدهایم روزنامهنگار بمانیم که بروم التماس کنم بیایید آن را باز کنید. «دهنمکی» اگر «دهنمکی» است به خاطر این تفاوتهاست. این را هم برای اولین بار میگویم. در سال 84، انتخابات احمدینژاد و هاشمی که شد، همان کسانی که نشریه «جبهه» را توقیف کردند، آمدند و آن را باز کردند و به من گفتند بیا نشریه را در بیاور و علیه هاشمی هم حرف بزن، اما این کار را نکردم. من منتقد سرسخت «هاشمی» هستم، ولی بازیچه کسی نمیشوم.

از 79 به بعد به خاطر ماهوارهها و فضای مجازی، فضای میلیونی رسانههای مکتوب افت کرد

برسیم به «دوکوهه». در سال 80، 81 نشریه «صبح دوکوهه» را درآوردید که خیلی جان نداشت.

قرار نبود ژورنالیستی باشد. فکر میکردم جریان حزباللهی دیگر از جنگ رسانهای به شکل سابق فارغ شده است. بساط رسانههای اصلاحات تقریباً جمع شده بود و میشد گفت سالهای آخر دولت خاتمی بود. نکته دیگر هم تغییر ذائقه مخاطب از رسانههای نوشتاری به سمت رسانههای دیداری، شنیداری و فضای مجازی بود. الان فضای مجازی در و پیکر دارد، اوایل نداشت. مردم به حرف ارزان خواندن در فضای مجازی عادت کرده بودند و برای رسانههای مکتوب پول نمی‌دادند. از این طرف هم رسانهها به حرف مفت زدن عادت کرده بودند. در روزنامه که چیزی مینوشتی، سریع با تو برخورد میشد، ولی هنوز با سایتها و فضاهای مجازی برخورد صریحی نمیشد و هزینه نداشت. از سال 79 به بعد به خاطر ماهوارهها و فضای مجازی، فضای میلیونی رسانههای مکتوب افت کرد و حتی تیراژ روزنامههای رسمی ما روی 20 هزار و 30 هزار آمد و دیگر تیراژهای چند صد هزاری نداشتند. من برای خودم اولویتهایی دارم.

به خاطر پخش وصیت‌نامه‌ی امام ما را دستگیر کردند و بردند

به خوب جایی رسیدیم. کمی درباره همین اولویتها صحبت کنید.

چند روز دیگر دهه جدید کاریام شروع میشود. با خودم فکر میکردم در سال 48 به دنیا آمدم، 58 به تهران آمدیم و بحث انقلاب بود. 58 تا 68 درگیر بسیج، جبهه و جنگ بودم و به قول بعضیها تفنگ دستمان بود. من کار رسانه و نشریه را از «شلمچه» شروع نکردم، بلکه از سال 68 در نماز جمعه تهران شروع کردم. نشریهای داشتیم که در چهارراه لشکر روی دیوار نصب میکردیم و یا روی کاغذهای A4 کپی میگرفتیم و بین مردم توزیع میکردیم. نماز جمعه حالا را نگاه نکنید. آن موقع برای بردن چند تا اعلامیه و نشریه به داخل نماز جمعه چند تا دستگیری و تلفات داشتیم. بچههای ما را میگرفتند و به کمیته میبردند. چرا؟ چون چند تا اطلاعیه را پخش کرده بودند که مثلاً در آن وصیتنامه امام (ره) و مباحث فرهنگی را آورده بودیم. گاهی از دو سه روز قبل این اطلاعیهها را میبردیم و زیر کانتینرهای دانشگاه مخفی میکردیم که روز جمعه بتوانیم برداریم و روی کانتینر نصب کنیم. ما کار رسانهای را از آن موقع و به این صورت شروع کردیم و بعد «شلمچه»، «جبهه»، «صبح» و «دوکوهه» را چاپ کردیم. من سال 79 و 80 را تقریباً پایان این دوره و کارهای سیاسی و ژورنالیستی به این شکل میدانم. در سال 80 تولید «فقر و فحشا» را شروع کردم که تا سال 82 طول کشید. از سال 80 تا الان دهه کارهای تصویریام است.

به من گفتند ترسیدی و میخواهی کار رسانهای انجام بدهی؟

چه شد به فضای تصویری رفتید؟

مرا از در که میزنند، دو باره از پنجره وارد فضای مبارزه میشوم. فکر نکنید جریانسازی و درست کردن گروههایی مثل حزب‌الله حتی انصار و گروههای آن طوری که خودشان میدانند و روزی در خاطراتم با مدرک منتشر خواهم کرد، چه تاوان‌هایی حتی در بین خود بچه حزباللهیها برای ما داشت. حقیقت امر این است که در همان جریان حزباللهیها هم برتابیده نمی‌شدم و بهنوعی احساس میکردم دیگر نباید در این جمع باشم و این جمعها ترمز مرا میگیرند. حتی اگر این گروهها را خود ما درست کرده باشیم. وقتی کسان دیگری هستند که این کار را بکنند، حتی اگر برای آدم بزنند، لزومی ندارد در آن جمع باشم. باید کار دیگری را انجام میدادم، بنابراین از حوزه میدانی و اجتماعی جریانات حزباللهی خارج و وارد حوزه رسانه شدم.

درخواست نشریه را در دوره ارشاد آقای «لاریجانی» داده بودم، اما بچه حزباللهیها داشتن نشریه را قبول نداشتند. حتی متولیان امروز «یالثارات» در جلسهای به من گفتند از این که تو را گرفته و به زندان بردهاند، ترسیدی و حالا دیگر میترسی به میدان بیایی و داد بزنی و میخواهی کار رسانهای انجام بدهی؟ باشد! برو کار ایجابی کن، ما کار سلبی میکنیم. یادم هست اولین و دومین شماره نشریه را خودم در آوردم، یعنی الان اسناد و مدارک دستخطام و لوگویی که کشیدم، موجود است، ولی وقتی گرفت خود مرا هم از آن نشریات حذف کردند و مجبور شدم نشریه‌ی خاص خودم را راه بیندازم. آنها بیشتر دوست داشتند بولتن در بیاورند تا نشریهای که مخاطب عام داشته باشد.

به همان دلیل که به حوزهی نشریات آمدم، به حوزه‌س تصویر رفتم

اصلاً آن دوره، دوره طلایی رسانههای حزباللهی است. مثلاَ صبح آقای «نصیری»، «یالثارات»، «شلمچه» و... همافزاییای که اینها ایجاد میکردند، دیگر تکرار نشد.

بله جریانسازی شد. «نیستان» و حتی «پیام دانشجو» هم در آن اوایل موثر بودند. بعضی از بچهها بودند که با برخوردهایی که با آنها میشد، مثل این آقا زیر و رو شدند. بعضیها از همان اول نفوذ کرده بودند، ولی برخیها با برخوردها، توقیف و زندان چپ کردند. نمیدانم چه شد بحث به اینجا کشید.

داشتید بحث هجرت از رسانه مکتوب به تصویر را میگفتید.

به همان دلیل که به حوزهی نشریات آمدم، به حوزه‌‌یتصویر رفتم؛ یعنی فقط مدیوم را عوض کردم. «شلمچه» را بستند، «جبهه» را راه انداختم، «جبهه» را بستند، «صبح» را راه انداختم. در «صبح» هم دیدم در آن دوره دیگر نشریات مکتوب جواب نمیدهد و نمیخواهم شکل قبلی ژورنالیستی خودم را داشته باشم. پس به سمت رسانههای دیداری شنیداری رفتم. دوست نداشتم در ژورنالیسم غرق شوم. حتی خاطرهای دارم از رسانههای خودم که...

پروفسور مولانا پرسید این سبک ژورنالیستی را از کجا یاد گرفتهای؟

ولی تیترهایتان واقعاً ژورنالیستی بود.

تیترها ژورنالیستی بودند، ولی دروغ نبود. دروغ نمینوشتم و به این قائل بودم که نباید در حق کسی ظلم کرد. یک روز پروفسور مولانا به دفتر نشریه آمدند. ایشان را نمیشناختم. گفت آمدهام ببینم این سبک ژورنالیستی را از کجا یاد گرفتهاید؟ این یک روش و فرم جدید است و سیستم آکادمیک دانشگاههای ما نیست. این نوع تیتر زدن و نوع خبرنویسی ربطی به اینجا ندارد. گفتم اینها ذوقی است. بعد هم رفاقتی حاصل شد. در همان دوران، به نظرم در موضع منتقد قرار داشتن به این برمیگردد که کسی میتواند مصلح اجتماعی شود که خودش را درست کرده باشد. به بچه حزباللهیها میگفتم خدا به خاطر این که کسی در کوچه و محله ما بدحجاب است، از ما میپرسد که چرا کوتاهی کردی ولی نمیگوید از دین خارج هستی. اما اگر کسی در آن محله گرسنه بود، میگوید شما دین ندارید. به بچهها میگفتم محال است کسی حزباللهی و مسلمان باشد و گرسنههای محلهاش را نشناسد، ولی فاسدهای محل را بشناسد.

اگر جریان اصلاحات سندی پیدا میکرد که از جایی پول گرفته بودم، پدر ما را در میآورد

این نوع نگاه در حوزه نشریه هم متفاوت بود. بعضی از پیشکسوتهای روزنامهنگاری ارزشی به من زنگ میزدند و میگفتند تو سادهای. مگر میشود آدم با «مهاجرانی» مصاحبه بگیرد و در تیتر یا لید یا عکس مسخرهاش نکند؟ باید ضربه میزدی. همان کاری که اصلاحطلبها انجام میدهند. با ما که گفتوگو میکنند، بالاخره یک جایی کار خودشان را میکنند. بهجای عکس کاریکاتور میزنند یا در تیتر و لید مسخره میکنند. گفتم این جوانمردی نیست. به زمین ما آمده است و دارد با ما مصاحبه میکند و درست نیست در حقاش نامردی کنیم.

این که میگویید تیترها ژورنالیستی بودند، بله! خب صبح شنبه نشریه به کیوسکهای روزنامهفروشیها میآمد و تیتر مهم بود. نه مثل آن نشریاتی که با پول نظام در میآیند و دغدغه این را ندارند که مردم بخوانند یا نه. برای من گستره مخاطب و تأثیرگذاری‌اش مهم است، بعضی نشریات این طور نیستند. پولشان از قبل رسیده و برایشان مهم نیست کسی بخواند یا نخواند، ولی برای من مهم بود؛ چون داشتم با امکانات شخصی این کار را انجام میدادم. اگر جریان اصلاحات سندی پیدا میکرد که از جایی پول گرفته بودم، پدر ما را در میآورد.

 

پول در میآوردم که خرج کارم کنم، نه این که کار کنم که پول در بیاورم

امسال حضرت آقا روی مبحث گروههای خودجوش فرهنگی تأکید کردهاند. خب در این میان بحث اقتصاد کار فرهنگی هم مهم است. مبحث اقتصاد کارهای شما همیشه سؤال بوده است. الان یک ماهنامه که بخواهد روی پای خودش بایستد، واقعا با دشواری روبرو خواهد شد چه برسد به یک هفتهنامه. حربه‌ی منتقدان شما هم همیشه این بوده است که بگویند چطور و با کدام پول این کارها را میکنی؟ آنها معقتدند که حتماً پشت این فعالیتها کسی هست. یک مقدار راجع به فضای اقتصادی کارتان توضیح بدهید. چون گروههای زیادی کار فرهنگی میکنند، ولی خرج خودشان را در نمیآورند.

خیلی راغب نیستم درباره‌ی این مسئله حرف بزنم، چون قابل باور نیست. حقیقت این است که «وَ الَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا». وقتی به خاطر خدا کار کردید، خدا از جایی که فکر نمیکنید امداد میرساند. تفاوت من با بقیه جریانات حتی خودجوش یا جریانات دیگر حزباللهی این است که مثل اول انقلاب فکر میکنم. حتی مثل قبل از انقلاب فکر میکنم. وظیفه‌ی نظام است که از چنین رسانههایی حمایت کند. این نافی مسئولیت نظام و نهادها نیست. آنها باید حمایت کنند. کار فرهنگی هزینهبر است، درآمدزا نیست. نگاه به کار من نکنند، ولی تفاوت کار من با اینها این بود که به خاطر جنس حرفهایی که میزدم، حتی ممکن بود حرفهایم پر کسانی را بگیرد که میخواستند به من کمک کنند. همیشه این جوری بوده است که همواره پول در میآوردم که خرج کارم کنم، نه این که کار کنم که پول در بیاورم، نه این که از جای دیگری میگرفتم که خرج کار شود. آسیبشناسی جریانات حزباللهی این است که چرا در این دولت میمانند و در دولت بعدی میروند؟ چون نتوانسته بودند به صورت خودگردان درآیند که با تغییر دولتها تعطیل نشوند. خیلی از نشریات خوب به خاطر دولتها سر پا میماندند. یک دولت که میرفت یا حتی یک مدیر که عوض میشد یا حتی مطلبی مینوشتند که خوشایند آن دستگاهها و نهادها نبود، بودجهاش را قطع میکردند.

در مسجد به بچهها گفتیم بهجای ایست بازرسی بیایید کار نشریه انجام دهید

عیب را از اول میدانستم. با بچه حزباللهیها مثلاً جلوی مجلس راهپیمایی راه میانداختیم. بعد از راهپیمایی یکی از بچهها بین جمعیت پول تراکتهای دفعه‌ی بعدمان را جمع میکرد و خود ما هم این کار را میکردیم. برای آن کارهای میدانی کار کنترات میگرفتم. چون دلیلاش را خواستید دارم میگویم. نباید این چیزها را گفت. کار کنتراتی میگرفتم و خرج کار میکردم. صفحه‌بندی بلد نبودم. شماره‌ی اول «شلمچه» را بردم دادم جایی که کتاب را صفحهبندی میکردند برایم انجام دادند، چون هر چه بررسی کردم، در بین حرفهایها کسی با این قیمتها کار انجام نمیداد. پیش مدیر یکی از نشریات حزباللهی رفتم، بهقدری بیتجربه بودم که نمیدانستم فرق چاپ Sheet با Roll چیست؟ یعنی حتی در این حد هم راهنماییام نکرد. نشریات را چاپ می‌کردیم و شب میبردیم مسجد و تا میکردیم. حتی پول نداشتیم پول برای تا زدن بدهیم. چاپچی برای هر نسخه پنج ریال یا یک تومان اضافهتر میگرفت و نداشتیم بدهیم. شب در مسجد به بچهها گفتیم بهجای ایست بازرسی بیایید بنشینید اینها را تا کنید.

خانمم تایپ میکرد، خودم صفحهبندی میکردم

اما با همین وجود، جالب است بدانید که اولین نشریههای سیاسی رنگی در ایران «همشهری» بود و «شلمچه». «همشهری» متعلق به کارگزاران بود و «شلمچه» مربوط به فضای دفاع مقدس. یا اولین بار که گرافیک کامپیوتری و فوتوشاپ در نشریات ایران استفاده شد، مربوطه به «شلمچه» بود. شماره اول «شلمچه» را که صفحهبندی میکردند، طرف نمیگذاشت برویم پشت پرده ببینیم. دو بار به بهانه چای بردن پیش او رفتم و میز Lay out، چسب چوب، کاغذ شطرنجی و... را دیدم. بعد به خانه آوردم. خانمم تایپ میکرد، خودم صفحهبندی میکردم. تیراژ شماره اول 10 هزار تا بود، شماره دوم شد 15 هزار تا، شماره سوم 20 هزار تا.

«شلمچه» از همان شماره اول خرج خودش را در آورد

در رسانه مکتوب هر چه تیراژ بالاتر برود، درآمد بیشتر میشود. کسانی که الان در فضای مکتوب هستند، تیراژهایشان پایین است و روی خاک نشستهاند. تیراژ شما نهایتاً چقدر شد؟

«شلمچه» تا 60 هزار و 70 هزار، ولی «جبهه» به 100 هزار تا و 120 هزار تا هم رسید.

«شلمچه» از چه زمانی خرج خودش را در آورد؟

از همان شماره اول خرج خودش را در آورد. ما معتقد بودیم هزینهها را باید پایین آورد. بچهها با جان و دل و جهادی کار میکردند. درصدی پول میدادم. حتی بچههایی هم که نشریه را میفروختند میگفتم کسی رایگان برایم کار نکند. همان 40 درصدی را که باید میدادیم به پخش، به بچهها میدادیم و میگفتیم ببرید نماز جمعه هم بفروشید. علاوه بر این که با پخش هم کار می‌کردیم. ما برگشتیهای نشریه را برای سلمانیها، حمامها و جاهایی از این قبیل پست میکردیم که وقتی بیکار هستند، بخوانند. خب آنها هم جذب میشدند و نشریه را میخریدند.

اینها چرا نشریات را میبستند؟ چون گستره‌‌ی نفوذ کلام را متوجه شده بودند. میدیدند حرفهایش با جاهای دیگر فرق میکند. یا نوع تربیت کردن آدمها. بارها میشد مقاله مینوشتم و به اسم بچههای دیگر منتشر میکردم تا روحیه و انگیزه بگیرند. خب خیلی از آنها الان سردبیر سایتها و... هستند.

یکی از این سررسیدها را خدمت حضرت آقا دادم، گفتند سال دیگر منتشر نکنید

درآمد نشریه باعث انجام کارهای جانبی زیادی شد، مثلاً سررسیدهای یاد یاران. یکی از سررسیدهایی که منتشر کردم، اولین سررسید گلاسه‌ی چهار رنگ درباره دفاع مقدس بود. آن روزها نه یادمان شهدا بود، نه از این خبرها. پوسترهای شلمچه روی کاغذ کاهی روی در خانههای مردم میچسبید. یکی از این سررسیدها را خدمت حضرت آقا دادم، گفتند سال دیگر منتشر نکنید و سرمایه را صرف نکنید. پرسیدم چرا؟ گفتند آن قدر تقلید میکنند و میزنند که شما در آن گم میشوید. حقیقت امر هم این جوری شد و دهها مدل زدند.

به خودم گفتم فردا تیتر یک نشریه را میزنیم قیامت شد!

البته همه مربوط به ژورنالیسم و تیتر جنجالی نبود. من حتی در عالم ژورنالیسم هم در کنار صفحه‌ی جنگ فقر و غنا و صفحه‌ی دفاع مقدس، مباحث اخلاقی آقای «دولابی» و دیگران را هم میآوردم. بحث شهید «آوینی» که منجلاب ژورنالیسم، آدم را با خودش نبرد در سینما هم صدق میکند. در ژورنالیسم تیتری را که اشاره کردید، شنبه که نشریه در میآمد، دغدغهی ما این بود. یک وقتهایی نگران میشدیم که خدایا! در این هفته اتفاقی کشف شود که تیتر ما شود! یک شب خواب دیدم میلیونها نفر دارند در بیابانی میدوند. پرسیدم: «چه خبر شده است؟» جواب دادند: «قیامت شده است». به خودم گفتم فردا تیتر یک نشریه را میزنیم قیامت شد! بعد که از خواب بیدار شدم به خودم گفتم ببین! ژورنالیسم دارد تو را با خودش میبرد.

آن شب وقتی از خواب بیدار شدم، آن شماره نشریه را منتشر نکردم و گفتم اگر قرار است نشریه مرا با خودش ببرد، فایده ندارد. آمدهام نشریه را در خدمت ارزشهایم قرار بدهم، نه این که ارزشهایم را در خدمت کار ژورنالیستی بگذارم.

حقوق 800 هزار تومانی به من پیشنهاد میدادند که فقط روزی یک ساعت مشاور تیتر باشم

یکسری نشریات در دوره‌ی اصلاحات میانه بودند، یعنی هم آن طرف میلغزیدند، هم این طرف. در آن مقطع حقوق 800 هزار تومانی به من پیشنهاد میدادند که تو فقط روزی یک ساعت بیا و مشاور تیتر ما باش. میگفتم یعنی تیتری انتخاب کنم که مورد پسند شما باشد؟ نه این که نمیتوانستم، اعتقادم نبود.

گفتم آخرین دفاع من این است که باید مرا اعدام کنید

خاطرهای را از دوره نشریه‌ی «شلمچه» یا «جبهه» تعریف کنم. دادگاهی داشتیم که همین آقای «غرضی»، «بهزاد نبوی»، «خاتمی» و چند نفر از راست و جمعاً هجده نفر شکایت کرده بودند. به دادگاه رفتیم و همین آقای «مرتضوی» گفت آخرین دفاعیاتات را بگو. گفتم آخرین دفاع من این است که باید مرا اعدام کنید. پرسید یعنی چه؟ جواب دادم چون از اینجا که بروم دوباره شروع میکنم. گفتم با من هر کاری بکنید، پایم را بگذارم بیرون و دوباره نشریهای بزنم، باز مینویسم. به همین دلیل هم شاید فهمیدند ما بر سر اصولمان سازش نمیکنیم.

سال 79، 80 هم که تیراژ نشریات افت کرد، حس کردم حرفهایی که دارم حرفهایی نیستند که به درد 10، 20 هزار نفر بخورد، چون به تأثیرگذاری و نفوذ کلام کار فکر میکردم، به همین دلیل به رسانههای دیداری شنیداری روی آوردم.

10 سال پیش مصاحبهای کردم و گفتم من 10 ایده دارم که باید آنها را بسازم

یک نفر میگوید میخواهم بروم فوتبال بازی کنم و 30 و چند سال هم سنام است، بنابراین نهایتاً میتوانم عضو تیم پیشکسوتان شوم، نمیتوانم بروم عضو تیم ملی شوم. 10 سال پیش در شروع کارتان اینجا را میدیدید که پنج فیلم بسازید که پرفروشترین فیلم سال خودش شود؟

ندیده بودم، ولی پیرمردی در دوره بچگیهایم به من گفت این جوری میشود. در محل ما پیرمردی بود که مسافرکشی میکرد. اذان که میدادند به مسجد میآمد. من مکبّر بودم. میگفتم محمودآقا! الان وقت مسافرکشی و پول در آوردن است. میگفت روزی هر کسی معلوم است و بعد نگاهی به من کرد و گفت تو این جوری میشوی. این که شوخی است که میگویم به حرف او برمیگردد، ولی معتقدم تا وقتی اینها را از خودت ندانی، میشود.

10 سال پیش مصاحبهای کردم و گفتم من 10 ایده دارم که آنها را بسازم. وسط کار اگر میلیاردها هم بدهند بگویند بیا این را بساز، نمیسازم. مگر یکی از ایدههایی باشد که دربارهاش فکر میکنم. فقر و غنا، کدام استقلال کدام پیروزی، اخراجیهای 1 با مضمون شهدا و آدمهای متفاوت جنگ، اخراجیهای 2 اسارت، اخراجیهای 3 بحث بعد از جنگ و حرفهای شهید رجب بیگی که باید بهنوعی در فیلم تئوریزه میشد، بحث رسوایی، دارا و ندار و معراجیها که یکی سینمایی شده است و یکی هم سریال و یقین داشتم هر کدام از اینها را بسازم، مخاطب خوبی خواهد داشت.

دهه‌ای که 82 شروع و 92 تمام شد

پس دارد 10 تا تکمیل میشود.

به خاطر همین دارم با شما گفتوگو میکنم.

یعنی دههی شما تمام شده است مربی؟

بله، 82 شروع شد تا 92 که هر کدامشان پرمخاطب بودند. حتی کدام استقلال، کدام پیروزی میلیونها بار در اینترنت دانلود شد و یک فیلم مستند مخاطب عام پیدا کرد.

الان هم یقین دارم. 10 تا هم که تمام شود، کارهای واجبتری دارم. همین الان هم ایدههایی دارم که فکر میکنم هر کدام را بگذارند، بسازم پرمخاطبترین میشود. برای خودم در دهه 50 عمرم حوزه کتاب را تعریف کرده بودم، یعنی کاری که به صورت حاشیهای در این 20، 30 سال انجام دادهام ـ که یکی از آنها بحث آزادگان بود ـ کتاب را در سه محور تعریف کردم و کار پژوهشی را در کنار فیلمسازی و روزنامهنگاری انجام میدادم. دو سه نفر را گذاشته بودم مصاحبه بگیرند و خودم هم ساعاتی را به آن اختصاص میدادم که انشاءالله در سال 93 محصول این تلاش چاپ خواهد شد. انشاءالله دهه پنجم زندگی من، دهه کتابها باشد و بتوانم این مجموعه کتابها را به سرانجام برسانم.

فیلمسازی در حاشیهی کارهایم قرار میگیرد

قرار است این محور برجسته شود یا بناست دیگر فیلم نسازید و صرفاً به کتاب بپردازید؟

فیلمسازی در حاشیهی آن قرار میگیرد.

به نظر میرسد کمی از سینما دلگیرید. ظاهراً دلگیریای شبیه به آنچه که در مورد تعطیلی نشریاتتان پیش آمد، دربارهی سینما هم دارید.

(مکث زیاد) نشریه «جبهه» را که بستند رفتم سراغ این کار. رفتم سراغ کشاورزی و مرغداری. اما حقیقتاً از نظام توقع این برخورد را نداشتم. اپوزیسیوننوازیاش بیشتر از کسانی که همه چیزشان را برای انقلاب میگذارند، ارزش دارد. از نیروهایی که همه زندگی و حیثیتشان را برای نظام گذاشتهاند، پرهیز میکند، ولی حاضر است برای جذب دیگران همه کاری بکند.

من بعد از تعطیلی «جبهه» غربت را به تمام معنا درک کردم

من بعد از تعطیلی «جبهه» غربت را به تمام معنا درک کردم و فقط برای این که مثل دیگران نشوم و نبُرم، زندان و همه چیز این نظام را تحمل کردم. در حوزه‌ی فیلمسازی هم همین است. میگویند توپخانه‌ی نظام، آن کاری که همه دیگران میخواهند انجام بدهند، انجام شد. «دهنمکی» همان طور که به همه بچهها گفت میتوانید با هیچی نشریه بزنید و «شلمچه» شود، نشان داد با هیچی هم میتوانید فیلم بسازید. وقتی هم میآیید خدا کمک میکند که 10 سال، مجموع فروش فیلمهای شما 30 میلیارد تومان برابر بیش از 100 فیلم آقایان است. اگر ارزش نداشت، به قول اینها میگویند فروش ارزش نیست، مخاطب ارزش نیست، در همین خانه سینما در دیدار نوروزی سینماگران با ایوبی، اولویت بحثهایشان در پشت تریبون استقبال از یک فیلم نبود.

همه چیز را خرج جریان دفاع از نظام علیه فتنه کردم و البته چیزی جز بیمهری ندیدم

اما من سر فیلم «رسوایی» بیمهریهایی که از آقایان حوزه علمیه دیدم یا حتی بعد از «اخراجیهای 3» که برای فتنه هیچ کس هیچ کاری نکرده بود، هیچ فیلمی ساخته نشده بود، همه فتنه از پهلوی تا [مهدی] خزعلی از کف خیابان علیه این فیلم آمدند. من که میتوانستم یک فیلم شسته رفته محبوب دلهای مردم بسازم و بگویم دارد به آدمهایی که از جنگ برگشتهاند، بی‌توجهی میشود. کسی هم به من فحش نمیداد. اما آمدم همه چیز را خرج جریان دفاع از نظام علیه فتنه کردم و البته چیزی جز بیمهری ندیدم.

تنها انگیزهای که باعث میشود در مسیر بمانی این است که یومالحساب روز دیگری است. به قول «شهید آوینی» همه چیز در گمنامی است. مظلومیت. کاری که در همین «معراجیها» شد، در اوج غربت و تنهایی انجام شد. خدا حداقل چیزهایی را به خودم ثابت کرد، ولی هیچ وقت خودم را تحمیل نمیکنم، یعنی وقتی احساس کردم حتی جریانات اجتماعی و جریان حزباللهی دوست دارند تریبوندار باشند و من نباشم، بهراحتی گفتم این تریبون برای شما.

بزرگترین کتاب مرجع در دنیا جمعآوری منتشر شد از دولت یک نفر برای رونمایی از کتاب نیامد

من و خانمم در خانه‌ی محقری زندگی میکردیم، اما درآمدمان را صرف پوستر و اعلامیه برای جریانسازی همین گروهها می‌کردیم، ولی وقتی آمدند و به این نتیجه رسیدند که ما بهتر میتوانیم، گفتم مال شما. نظام احساس کرد میتواند نشریات بهتری راه بیندازد و نمیخواهند ما باشیم، میبندند و کسی هم دفاع نمیکند، میگویم مال شما. آمدیم در حوزه‌ی سینما از نظام دفاع کنیم. اینحا هم نخواهند باشیم... (بغض)

دشمن که نمیتواند به من بگوید نباش. این را ثابت کردهام. دشمن از در بیرونم کند، از پنجره وارد میشوم، ولی در سیستم نظام و خودیها هیچ وقت دوست ندارم به تقابل با این بچهها کشیده شوم و میگویم خودتان بیایید از خودتان دفاع کنید. حالا بگویید کتاب هم ننویس، مثل همین آزادگان. تصورش را بکنید. بزرگترین کتاب مرجع در دنیا جمعآوری و منتشر شده است، از دولت یک نفر برای رونمایی از کتاب نیامد. کتاب را هم هنوز چاپ نکردهاند. آنهایی که وظیفهشان است و میلیاردها پول میگیرند که این کار را انجام بدهند، کوچکترین توجهی نکردند. انگار کار فرهنگیای که میگویند کوچکتر از گلی است که فلانی در دروازه میزند، کوچکتر از وزنهای است که فلانی برمیدارد.

حضرت امام (ره) جملهای دارد و میگوید هی نگویید انقلاب برای ما چه کرده است، بگویید ما برای انقلاب چه کار کردهایم؟ امیدوارم در قیامت شرمندهی امام و ائمه نباشیم. بچه حزباللهی پتانسیلی بیش از این دارد و خیلی بیشتر از این میتواند کار کند، اما نمیخواهند کار کنیم. امیدوارم روز قیامت بتوانم به حضرت امام (ره) بگویم نمیخواستند ما کار کنیم.

خود بچه حزباللهی هم نمیخواهد ما تریبون آنها در عالم هنر باشیم

سوال آخر. شما بعد از «جبهه»، «صبح دوکوهه» را در آوردید که به قول خودتان توپخانهای نبود. فقط قرار بود کار تئوریک کنید. الان هم بعد از چهار فیلمی که صفت جنجالی کاملاً برازندهاش بود، «معراجیها» را ساختهاید که به هیچ وجه توپخانهای نیست. فروش خیلی خوبی دارد، ولی اصلاً جنجالی نیست. آیا این نشانه ورود به فاز جدید فعالیتهایتان است؟

بله، میتواند این باشد. گفتم خود بچه حزباللهی هم نمیخواهد ما تریبون آنها در عالم هنر باشیم و من اصراری ندارم. وقتی نمیخواهند لزومی ندارد... در «رسوایی» بحث جنجال نبود یا «معراجیها» را در عین حال که میگویند توپخانهای نیست، دفاع از حیثیت شعائر دفاع مقدس است، آن هم در جایی که دارند همه الهمانهای دفاع مقدس را حذف میکنند. من آدمی از جنس جنگ را آوردهام. قهرمانام کسی است که از دنیا میگذرد، نه آرنولد. میگویند فیلم قهرمان ندارد. قهرمان کسی است که از رتبه اول کنکور میگذرد و به جبهه میآید. کنایههایی که در فیلم برای نقد اجتماعی وجود دارد. وقتی سیدجواد هاشمی میگوید صف کنکور درازتر از صف کسانی است که به جبهه میروند، دارد به آدمهای آن دوره نقد وارد میکند. مسئله شهادت در این فیلم دراماتیزه میشود. همگی به پدرِ پسری قول میدهند که نگذارند او شهید شود. شما چه کسی هستید که میخواهید جلوی شهادت کسی را بگیرید؟ چه کنم کسی که باید زبان ما را بفهمد کم است. چنین کسی باید حکمت بفهمد تا حکیمانه به جای نقد فرمی - که آن را هم بلد نیستند - نشانه شناسی و تحلیل فیلم کند. ولی کجاست حکیم؟ فرهنگسازی نکردهایم که به جوان خود نگوییم همه چیزش را مدیون شهداست. در دانشگاهها به تابوت شهید بیاحترامی میکنند و به بهانه چهارشنبهسوری روی عکس شهدا رنگ میپاشند. میخواستم درباره این چیزها فیلم بسازم، اما نمی‏گذارند...

چه کسانی؟

بماند.

ممنون از وقتی که گذاشتید.


 
«عملیات ترور» در جشنواره فیلم مقاومت
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

با آغاز عملیات اجرایی و رایزنی‌های بین المللی سیزدهمین جشنواره فیلم مقاومت اولین میهمان خارجی بخش بین الملل جشنواره فردا به تهران می‌آید.

به گزارش تسنیم، بخش بین الملل جشنواره مقاومت با توجه به حساسیت و محوریت موضوع مقاومت در جهان، چالش‌ها و تحولات منطقه‌ای و جهانی برنامه ریزی شده که در گستره وسیع و متنوعی طراحی شده است. سفر آرت الیویر تهیه کننده آمریکایی به عنوان اولین میهمان جشنواره است که حضورش همراه با برنامه نمایش فیلم سینمایی «عملیات ترور» خواهد بود.
 
با توجه به حضور این تهیه کننده آمریکایی در تهران فیلم سینمایی «عملیات ترور» به کارگردانی پائول کراس و تهیه کنندگی این هنرمند چهارشنبه این هفته 10  اردیبهشت ساعت 17 در مرکز فرهنگی هنری اسوه به نمایش در می‌آید. نمایش این فیلم با حضور آرت الیویر تهیه کننده آمریکایی و نادر طالب‌زاده کار‌شناس و تحلیل گر سینما همراه با جلسه نقد و بررسی و پرسش و پاسخ پیش بینی شده است.
 
سیزدهمین جشنواره بین المللی فیلم مقاومت از کلیه اصحاب رسانه و منتقدان و نویسندگان سینمایی و هنرمندان و علاقمندان دعوت کرد از این برنامه استفاده نمایند.
 
آرت الیویر شهردار سابق بلفلاور در ایالت کالیفرنیا معاون نامزد آزادیخواه ریاست جمهوری آمریکا در سال 2000 بود. تهیه کننده فیلم Operation Terror در خصوص 11 سپتامبر است که جشنواره بین المللی فیلم برای صلح، جشنواره خیریه فیلم موناکو، جشنواره الهام بخشی ومساوات، جشنواره بین المللی فیلم بغداد جوایزی دریافت کرده است. فارغ التحصیل Cerritos College در رشته ساختار فن آوری بوده و چهار فرزند دارد. وی مشاور شهردار (1994-1997)، شهردار موقت (1997-1998) شهردار بلفلاور (یکی از حومه‌های لوس آنجلس با 77 هزار ساکن) (1998-1999) بوده است. وی در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهور ی سال 2000 آمریکا اعلام کرد: «می‌بایست حجم دولت فدرال را کم کرده و به محدودیت‌هایی که در قانون اساسی تعریف شده است برگردیم.»
 
وی همچنین اظهار داشت: «از دولت می‌خواهیم نیروهای نظامی را از خارج از ایالت متحده به داخل برگرداند و وزارت دفاع جهت دفاع از ما و نه بمباران کشورهای کوچک اقدام کند من اعتقاد ندارم که ما می‌بایست ژاندارم دنیا باشیم. چالش‌های این کشور موجب ایجاد نگاه‌های منفی به امریکا شده است»
 
این فیلم روایت رسمی دولت امریکا از حادثه 11سپتامبر را به چالش می‌کشد و به بیان حقایق پشت پرده و هماهنگی‌های انجام شده قبل از اتفاق می‌پردازد.
 
در 2006، 114. 329 (1. 3%) آرا را کسب کرد و رقیب خود که فرماندار شد (آرنولد شواتزنگر) را متهم به دریافت بوجه‌ای 30 درصد بیش از بودجه یDevis (فرماندار 3 سال پیش) کرد. وی مخالف مهاجرت غیر قانونی می‌باشد. وی جهت شرکت در سومین همایش بین المللی هالیوودیسم بهمن ماه 1392 در تهران حضور یافت و با تعدادی از مقامات به صورت خصوصی دیدار کرد.
 
جشنواره بین المللی فیلم مقاومت در این دوره در راهبردهای بین المللی‌اش نگاهی دارد به جدی‌ترین موضوعات و محورهای مبتلابه جامعه جهانی. «ارایه تصویری روشنگرانه از جنایات آمریکا و صهیونیسم در جهان»، «افشای نقش آمریکا و صهیونیزم در تفرقه­افکنی و جنایات گروه­های تکفیری»، «نقش بیداری اسلامی در منطقه و جهان»، «تلاش مسلمانان برای احیای هویت اسلامی و مقابله با اسلام هراسی و ایران هراسی»، «نقش مردم غزه، لبنان و سوریه در مقابله با صهیونیسم و استکبار جهانی»، «نقش شهدای ترور در افشای چهره حقوق بشر آمریکایی»، «جهانی عاری از تروریسم و سلاح هسته­ای»، «معرفی شهدای مقاومت و شخصیت­های آزادیخواه جهان»، «نقش صهیونیسم و وهابیت در هتک حرمت مسلمانان و پیامبران»، «نقش هالیوود در ترویج خشونت، تروریسم و فرقه­سازی در مقابله با ادیان توحیدی شیطان­پرستی، خشونت و تروریسم در هالیوود»، «نقش وحدت اسلامی در شکست توطئه­ای سلطه­گران جهان»، «تبیین مبارزات و جنبش­های آزادیبخش مستضعفین»، «مقابله با تحمیل سبک زندگی غربی»، «ریشه­یابی جنبش مردمی 99% آمریکا از موضوعاتی است که از سوی شورای سیاستگذاری جشنواره برای بخش بین الملل این دوره طراحی و تعریف شده است.

 
فیلم بعدی حاتمی کیا مشخص شد
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

ابراهیم حاتمی‌کیا در حال تحقیق و نگارش فیلمنامه‌ای سینمایی با موضوع عملیات بیت المقدس است و بنا دارد ایده‌ای را که سال‌ها در ذهن داشته در تازه‌ترین اثر سینمایی خود اجرایی کند.

به گزارش مهر، ابراهیم حاتمی‌کیا در حالی که فیلم سینمایی «چ» را در حال اکران دارد این روزها مشغول تحقیق و نگارش فیلمنامه ای با مضمون عملیات بیت‌‌المقدس است.
 
این فیلمساز ایده این فیلم سینمایی را از گذشته های دور تا امروز در دست کار داشته و قرار است پس از پایان مراحل تحقیق و نگارش، این فیلمنامه سینمایی مراحل پیش‌تولید را آغاز کند.
 
مراحل تحقیق و نگارش این فیلم سینمایی به پایان نرسیده و هنوز در ابتدای راه است و مذاکره‌ای با هیچ‌یک از بازیگران انجام نشده است.
 
حاتمی‌کیا در آخرین حضورش در برنامه «راز» اشاره‌ای به ساخت فیلمی درباره عملیات بیت المقدس داشت و گفت بنا دارد این فیلم سینمایی را پس از «چ» در کارنامه کاری خود به یادگار بگذارد.
 
عملیات بیت‌المقدس از مهمترین و بزرگترین عملیات‌های جنگ ایران و عراق است. این عملیات در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد ۱۰ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ با رمز «یا علی ابن ابیطالب» در محور اهواز- خرمشهر، دشت آزادگان آغاز شد.
 
این عملیات که به عنوان مهمترین عملیات ها در هشت سال جنگ تحمیلی مطرح است در چهار مرحله انجام شد که آخرین مرحله این عملیات آزادسازی خرمشهر در سوم خردادماه را به دنبال داشت.

 
ناگفته‌های مهدی کریمی از «چ»/دو شرط حاتمی کیا برای ساخت فیلم
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
 
 
گروه فرهنگی مشرق - مهدی کریمی آثار شاخصی را در سینمایی ایران تهیه کرده که از میان آنها می‌توان به «مهر مادری»، «رنگ خدا»، «آژانس شیشه‌ای»، «اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» و «پاداش» اشاره کرد. 
 
این روزها فیلم «چ» درحال اکران است، فیلمی که مهدی کریمی در پیش‌تولید و بخشی از فیلمبرداری آن به عنوان تهیه‌کننده نامش مطرح شد اما در میانه فیلمبرداری به دلیل یک مشکل شخصی نتوانست ادامه فعالیت بدهد و این روزها که فیلم «چ» اکران شده است می‌گوید: «خوشحالم بعد از گذشت سی سال فیلمی با محوریت «چمران» ساخته شد. خیلی دوست داشتم فیلم ابراهیم ساخته شود و خوشحالم بخشی از آن آدم‌هایی که چند سال اخیر حاتمی کیا را زیر سوال برده بودند الان او را بغل می‌کنند و دوست دارند و دوست دارم این قضیه ادامه پیدا کند و بفهمیم رفتار افراطی نداشته باشیم.» 

 
گزینه‌ها برای بازی نقش چمران چه کسانی بودند؟  
 
او درباره روند انتخاب بازیگر نقش شهید چمران یادآور شد:«اسامی بازیگران مختلفی برای نقش چمران مطرح شد و حتی تست‌هایی هم زدیم. اوایل خرداد 90 در یکی از جلسات فریبرز عرب‌نیا را پیشنهاد دادم و قرار شد ایشان بیایند تا از نظر شباهت چهره تست گریم بشوند که خیلی خوب با محبتی که ایشان داشت قضیه شکل گرفت. تنها بحث سفر از پیش تعیین شده ایشان بود اما چون گزینه دیگری نداشتیم و می‌خواستیم به تایم فیلمبرداری هم لطمه نخورد موافقت کردیم. یکی از گزینه‌های دیگر پرویز پرستویی بود که 15 روز منتظر بودیم تا جواب دهد که در نهایت گفت به دلیل روحی شرایط کار طولانی را ندارم. رضا عطاران هم پیشنهادی بود که حتی بعد از گذشت چهل روز از فیلمبرداری با ایشان صحبت کردند.» 
 
آغاز تحقیقات میدانی درباره چمران از اوایل دهه 80 
 
کریمی آغاز تحقیقات میدانی چمران را مربوط به اوایل دهه 80 دانست و گفت: «با توجه به علاقه‌مندی آقای حاتمی‌کیا ایشان بحثی را مطرح کرده‌ بودند که با حضور آقای کاسه‌ساز طرح تحقیقات سریال شهید چمران برای شبکه یک شکل گرفت. چند سالی طول کشید و مراحل تحقیق طی شد. از تولد تا شهادت شهید چمران باید کنکاش می‌شد و در کنار این‌ها یک بحث مستندسازی هم برای شبکه یک از مراحل تحقیق داشتیم که در نهایت طرح سریال نوشته و تحویل شبکه شد.  

وی افزود: با توجه به این دوره تحقیقاتی که به بررسی و رسیدن به زندگی کامل شهید چمران منجر شد، سال 87 آقای حاتمی‌کیا به من گفتند شاید تنها بتوانم یک فیلم سینمایی درباره شهید چمران بسازم و نمی‌توانم این سریال را بسازم. به هر حال صداوسیما ملاحظاتی دارد و در نهایت باید از مقاطع‌ایی از زندگی شهید چمران عبور می‌کردیم و کار یک اثر ناقص می‌شد و حق مطلب را در خصوص این قهرمان ملی ادا نمی‌کرد. در نهایت قراردادی بین من و حاتمی‌کیا برای نگارش فیلمنامه سینمایی بسته شد.  

حاتمی‌کیا پاوه را به لحاظ اینکه تعریف کلی از زندگی چمران در آن دیده می‌شود به عنوان یکی از مقاطع زندگی‌ ایشان انتخاب کرد.
 
کریمی با بیان اینکه تحقیقات مفصلی برای این کار شد خاطرنشان کرد: سفرهایی هم به لبنان داشتیم. وقتی به سمت شخصیت‌های ملی‌مان می‌رویم می‌بینیم قیم‌های زیادی دارند، به همین علت، کار حساسیت زیادی می‌طلبید و خوشبختانه با حضور حاتمی‌کیا مرحله تحقیقات به خوبی انجام شد. به خاطر همین حساسیت‌ها تصمیم به ساخت یک فیلم سینمایی گرفتیم و حاتمی‌کیا پاوه را به لحاظ اینکه تعریف کلی از زندگی چمران در آن دیده می‌شود به عنوان یکی از مقاطع زندگی‌ ایشان انتخاب کرد. 
 
او یادآور شد: ما سعی کردیم از زوایای مختلف هم اطلاعات اولیه را جمع کنیم از اهالی پاوه تا مسئولین و مورخین و با مجموعه این برآیندها قصه شکل گرفته است. اگر ادعایی هم از سوی دیگران مطرح می‌شود با اسناد و مدارک کاملا می‌توان دفاع کرد. بستر فیلم دو روز مرداد 58 و آزادسازی پاوه است که تحقیقات کاملی حتی از مردم آن زمان پاوه کردیم. حتی کاست هم به ما دادند که صدای درگیری‌ها را ضبط کرده بودند و یا فرمانده پاسگاهی که تا آخرین لحظه آنجا بوده توضیحات کاملی داد. به هر حال وقتی 30 سال می‌گذرد طبیعی است ذهن هم همه چیز را مو به مو یادآوری نکند.  

حاتمی‌کیا دو شرط داشت اینکه از بیت‌المال هزینه می‌کنیم دقت داشته باشیم و دیگر فیلمنامه بدون اعمال نظری ساخته شود

این تهیه‌کننده سینما خاطرنشان کرد:به طور مثال الان درباره عملیات بیت‌المقدس بیشترین منابع مکتوب و تصویری وجود دارد اما باز تفسیرهای مختلفی وجود دارد چه برسد به ماجرای پاوه که مرداد 58 بود. برادر شهید چمران تعریف می‌کرد خیلی‌ها مراجعه می‌کنند و می‌گویند موقع جنگ‌های نامنظم در گروه شهید چمران بودیم بعد می‌فهمیم اصلا شهید چمران آنجا نبوده است. 
 
کریمی یادآور شد: در شروع فیلم حاتمی‌کیا دو شرط داشت یکی اینکه از بیت‌المال هزینه می‌کنیم باید دقت داشته باشیم و دیگر فیلمنامه بدون اعمال نظری ساخته شود که الان هم کاملا فیلمنامه ایشان ساخته شده است. 
 
او با اشاره به روزهای ابتدایی فیلمبرداری گفت:ما اوایل تیر 91 برای تولید فیلم به پاوه رفتیم. 7 تیرماه عقیدتی سیاسی ارتش نامه‌ای زدند و مواردی را گفتند که جلساتی گذاشتیم و صحبت کردیم. مثلا می‌گفتند تیمسار فلاحی نمی‌توانسته تنها رفته باشد در حالی که دقیقا به همین شکل بوده است یا فلان فرماندهان هوا نیروز بوده‌اند که در تحقیقات‌مان به چنین چیزی نرسیدیم.  

نمی‌دانم با این خش و خط انداختن چه چیز زنده می‌شود؟  
 
مطالبی که بعضا بعضی از دوستان می‌گویند بخشی اصلا به آن تاریخ نمی‌خورد و ممکن است آن دو روز در جای دیگری از کردستان بوده باشند. ما در مسیر تحقیقات و نگارش این کار که حدود 6 سال طول کشید، زندگی کردیم.
 
تهیه‌کننده «آژانس شیشه‌ای» تصریح کرد: الان با همه دلسوزی و صداقتی که راویان تاریخ سعی کردند داشته باشند باز دچار اختلاف هستیم. بهتر است وقتی یک واقعه تاریخی به تصویر کشیده می‌شود بیش از آنکه دنبال اندک اختلافی در جزئیات باشیم به کلیات توجه کنیم و اگر به نفع آن جریان است از آن بهره ببریم. این کار ساخته شده الان، با این خط و خش انداختن‌ها نمی‌دانم چه زنده می‌شود! ما فیلم سینمایی می‌بینیم و ماجرایی که درام در آن نقش اساسی دارد. 
 
این تهیه کننده با انتقاد از مطالبی که از سوی برخی افراد مطرح می شود گفت: مطالبی که بعضا بعضی از دوستان می‌گویند بخشی اصلا به آن تاریخ نمی‌خورد و ممکن است آن دو روز در جای دیگری از کردستان بوده باشند. ما در مسیر تحقیقات و نگارش این کار که حدود 6 سال طول کشید، زندگی کردیم. خود حاتمی‌کیا مراحل مختلف تحقیق را حضور داشته و کاملا نظارت کرده است و با آدم‌های مختلف ساعت‌ها گفت‌وگو کرده است و تا به بلوغ کاملی نرسید تصمیم به ساخت این فیلم را نگرفت. تمام مراحل هم مستندسازی شده است. 
 
بیشترین لطف را در راه ساخت فیلم مهندس چمران کردند  
 

«چ» نقطه آغازی بر چمران است و این‌گونه نیست که دیگر نتوان درباره این شهید کار کرد.  بیشترین لطف را در راه ساخت این فیلم مهندس چمران کرد و دست ما را باز گذاشت و خوشبختانه نتیجه کار هم نشان می‌دهد «چ» فیلم ابراهیم حاتمی‌کیاست و مانند بسیاری کارهای دیگر یک فیلم سفارشی و تبلیغاتی نیست و فیلم آبرومندانه‌ای شده است. «چ» نقطه آغازی بر چمران است و این‌گونه نیست که دیگر نتوان درباره این شهید کار کرد. 
 
کریمی از چه سالی درگیر تولید «چ» شد؟
 
مهدی کریمی در ادامه درباره حضورش در این پروژه به عنوان تهیه کننده یادآور شد: درسال ۸۹ قرار بود کار توسط «حک فیلم» تولید شود. اوایل سال 90 حاتمی‌کیا از من خواست فیلمنامه را تولید کنم و حتی گفت من کارگردانی نمی‌کنم و شرایط آن روزها برایش مناسب نبود. گفتم روزی که قرار شد فیلمنامه را بنویسی به این علاقه کنار تو بودم که توسط خودت ساخته شود ضمن اینکه تعهدی به جایی برای ساخت نداریم و صبر می‌کنیم زمانی که شرایط خودت مناسب شد ساخته شود. اوایل پاییز 90 حاتمی‌کیا ابراز علاقه کرد کار را بسازد. 
 
وی ادامه داد: پیش از این حوزه هنری برای ساخت ابراز تمایل کرده بود که بعد از چند جلسه با سهیل جهان بیگلری چون من تهیه‌کننده بودم صادقانه گفتند نمی‌توانیم باشیم. با جاهای مختلف جلساتی داشتیم و با علاقمندی حسینی وزیر وقت ارشاد قرار شد از سازمان سینمایی پیگیر باشم. بهمن ماه حاتمی کیا با «استرداد» در روسیه بود و از آنجا اعلام کرد فارابی هم اظهار تمایل کرده است.  

این تهیه‌کننده یادآور شد: در دی 90 فیلمنامه را برای امام جمعه پاوه بردم تا بخوانند که خوشبختانه ایشان پیشنهاداتی دادند و در طول کارهم همراهی‌های خوبی با ما داشتند. 10 اسفند 90 پیش تولید را آغاز کردیم. به خاطر فصل فیلم باید تابستان فیلمبرداری کار را شروع می‌کردیم. پاوه هم تفاوت زیادی با سال 58 کرده بود بنابراین تصمیم گرفتیم بخش‌هایی را در دکور کار کنیم. آن زمان مشخص بود کار راحت نخواهد بود به هرحال دکورهای فیلم را با آن حجم، کمتر از دو ماه در شرق تهران ساختیم. نوع کار تجربه جدیدی در سینمای ایران بود و همزمان چند جا کار پیش رفت و تیم های مختلفی مشغول کار بودند تا فیلم به جشنواره فجر سال 91 برسد. مساعدت آقای هاشمی استاندار آن زمان کرمانشاه با مشارکت و همراهی مدیران استان و خصوصا شهر پاوه کمک قابل توجهی به پیشرفت و تولید فیلم کرد.  
 
وی افزود: پس از شروع فیلمبرداری و پایان بخش پاوه که 40 روز بود به قشم رفتیم و صحنه‌های مربوط به لبنان را گرفتیم. بخشی که یکی از دغدغه‌های فکری حاتمی‌کیا بود و دوست داشت گرفته شود. آن زمان دکورها در حال ساخت بود و به دلیل کنفرانس غیر متعهدها هم در تهران نمی‌توانستیم کار کنیم بنابراین به قشم رفتیم. 
 
چرا کریمی در مقطعی نتوانست در «چ» ادامه کار بدهد؟ 
 
کریمی درباره مشکلی که باعث عدم حضورش در ادامه فیلمبرداری شد،توضیح داد: مشکل من به دو، سه سال پیش برمی‌گردد و مشکلی حقوقی که بابت کم لطفی یکی از دوستانم درگیر چک‌های سفید امضا امانی شدم. 2 مهرماه روزی که شمقدری به بازدید کار آمده بود بعدازظهر در دفتر گرفتار آن پرونده شدم. این مشکل که هنوز هم ادامه دارد باید از نظر حقوقی حل شود و تا آن فرد ثانی گرفتار نشود حل نمی‌شود، موضوعی که هیچ ارتباطی با سینما ندارد. آن موقع هم که گرفتار شدم به صورت تلفنی با دوستان ارتباط داشتیم و کار پیش می‌رفت و برای من هم مهم این بود که فیلمبرداری متوقف نشود و این مهم‌تر از وضعیت خودم بود. 

وی افزود: بعد از پایان فیلمبرداری جلسه‌ای با آقای میرعلایی مدیرعامل وقت فارابی داشتم و از زحمات دوستان برای جمع شدن کار قدردانی کردم. ایشان هم لطف کردند و گفتند پیگیر حل مشکلم باشم. برای من نتیجه مهم بود و به خاطر من حتی یک روز هم کار نخوابید و اینکه شایع شد به دلیل مشکل من کار به فجر 31 نرسید هم حقیقت نداشت.  
 
کریمی اظهار کرد: بیش از یک ماه با تمام سختی‌ها بصورت تلفنی پیگیر کار بودم و حضور دلسوزانه و پشتکار عوامل که کوتاه نیامدند باعث شد کار جلو برود. البته نبود من این خیر را هم داشت که در ادامه فیلم با مشکل مالی کمتری مواجه باشد و مدیران فارابی کار را با پوست و گوشتشان درک کردند و در کمتر از دو ماه بیش از دو میلیارد تزریق شد‌، در هفت ماه آغاز پیش تولید و شروع فیلم فقط کار را با دو میلیارد و هفتصد میلیون جلو بردم و در آن دو ماه این خیر به همکاران رسید.  
 

خوشحالم امروز بخشی از آن آدم‌هایی که چند سال اخیر حاتمی کیا را تخریب وزیر سوال برده بودند الان آن را دوست دارند و می‌ستایند.
 
این تهیه‌کننده رابطه این روزهایش را با ابراهیم حاتمی کیا معمولی دانست وگفت: خوشحالم امروز بخشی از آن آدم‌هایی که چند سال اخیر حاتمی کیا را تخریب و زیر سوال برده بودند الان آن را دوست دارند و می‌ستایند.  
 
وی افزود: حتی اوایل سال 91 با مدیرعامل وقت فارابی صحبت می‌کردم می‌گفت حاتمی کیا الان حاتمی‌کیای «دعوت» و «گزارش یک جشن» است. گفتم در حال حاضر می‌خواهیم با ایشان چمران را بسازیم. ضمن آنکه مگر آن فیلم‌ها چه ایرادی دارند؟ ما خیلی ساده داشته‌هایمان را به حراج می‌گذاریم. احساس می‌کنیم حاتمی کیا همیشه باید آنجوری باشد که دل ما می‌خواهد ببینم. 
 
کریمی درعین حال یادآور شد: اولین نفری بودم که بعد از شروع تدوین در مرداد ۹۱ به حاتمی کیا دستمریزاد گفتم و معتقد بودم کار درآمد. خوشحال شدم در فجر از بچه‌هایی تقدیر شد که در زمان تولید سخت‌ترین لحظات را داشتند و علی رغم اینکه اعتقادی به آنها نبود مومنانه ایستادند و توان خود را ثابت کردند. 
 
به اتفاق روز آخر فیلمبرداری نقد دارم 
 
این تهیه کننده درباره اتفاقات روز آخر فیلمبرداری گفت: به اتفاق روز آخر نقد دارم. عرب‌نیا به تایید و رد من نیازی ندارد و سابقه‌اش کاملا گویا است. آن اتفاق نباید چنین گل درشت انعکاس پیدا می‌کرد و انتقاد خودم را نیز همان زمان مطرح کردم. بعضی دوستان که در این جریان بازی‌گردان بودند متوجه آن نگاه پدرانه تولیدی نبودند. در خیلی از کارهای دیگر هم چنین مسائلی بوده اما خویشتن‌داری شده و کسی متوجه آن نشده است. الان چه چیزی عایدمان شد؟. بسیار منطقی می‌شد قضیه را جمع کرد.  

وی ادامه داد: وقتی در فیلمی عوامل را صدا می‌کنیم و شرایطی را می‌پذیریم باید متقابلا به تعهداتمان پایبند باشیم. احساس می‌کنم تهیه‌کنندگی در سینمای ایران برای یکسری از آقایان محلی برای تسویه حساب و به رخ کشیدن قدرت و زورآزمایی است. 
 
کریمی درباره تغییر پایان‌بندی فیلم گفت: طبق فیلمنامه بازنویسی شده قرار بود پایان فیلم با پیام امام (ره) تمام شود و میدان پاوه را می‌دیدیدم و هلی کوپترهایی که به شهر می‌آیند و می‌نشینند. در این شلوغی و هیجانی که ایجاد شده تیتراژ پایانی می‌آمد.  
 
وی درباره سریالی که قرار است درباره شهید چمران ساخته شود اظهار کرد: جلیل سامان که قرار است این سریال را بسازد با هم تماس داشتیم و به او گفتم هر کاری بتوانم برای کمک انجام می‌دهم و جزو افتخارات است که بتوانم نقش موثر و مفیدی در پروژه داشته باشم اما آن مسیر را ساده نمی‌بینم و کار ایشان بسیار سخت خواهد بود.
 
کریمی گفت:ما در طول این سال‌هایی که از انقلاب می‌گذرد به همان اندازه رشد نکردیم و نتوانستیم آن اخلاق‌هایی که در بحران‌های مختلف تجربه کردیم را برای وسعت نظر توشه راهمان کنیم و برعکس دچار تنگ نظری شده‌ایم. بجای عمل به حداقل دریافتمان از منش و گفته بزرگان ریاکارانه همه تقصیرها را در دیگران می‌ببینیم و پیش از آنکه آن کارکتر ملی‌مان را ببینیم آن تنگ‌نظری‌های حزبی‌مان را می‌بینیم بنابراین اگر فیلم دیگری راجع به چمران ساخته شود، باز مشکلات خود را دارد. 

منبع: ایسنا

 
از تبیین اندیشه‌های سینمای آوینی تا رضایت رهبری از چمران حاتمی‌کیا
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

ه گزارش خبرنگار سینمایی فارس، همایش تصویر قلم تحت عنوان ردیابی اندیشه‌های سیدشهیدان اهل قلم بر آثار سینمای داستانی و مستند ایران با حضور علیرضا رضاداد، مسعود ده‌نمکی و وحید جلیلی و همچنین تقدیر از ابراهیم حاتمی‌کیا، مسعود ده‌نمکی و نرگس آبیار عصر روز سه‌شنبه 26 فروردین در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد. براساس این گزارش، در بخش ابتدایی این مراسم وحید جلیلی، علیرضا رضاداد و مسعود ده‌نمکی به ردیابی اندیشه‌های شهید آوینی و آثار مستند و داستانی 20 سال اخیر پرداختند که رضاداد ضمن گلایه از عدم انجام پژوهش‌های منسجم در این رابطه اندیشه‌های آوینی را در سه محور کلی مخاطب‌پذیر بودن، مؤثر بودن و متعهد بودن تقسیم کرد و عنوان کرد باید از این سه منظر به دنبال ردیابی آثار آوینی در سینمای ایران بود و به گفته وی آثاری نظیر «بچه‌های آسمان» و «آژانس شیشه‌ای»‌بر مبنای این سه دیدگاه ساخته شده‌اند. براساس این گزارش همچنین مسعود ده‌نمکی نیز با اشاره به اینکه به طور کلی در سینمای امروز ایران نمی‌توان رد مشخصی از اندیشه‌های شهید آوینی یافت، گفت:‌ این رد را در آثار سینمایی نمی‌بینیم مگر اینکه برخی توانسته‌اند ادا و اطوار این اندیشه‌ها را دربیاورند و نکته مهم این است که چرا آثار امروزی با وجود پیشرفت‌هایی که سینما کرده است نمی‌توانند به اندازه آثار شهید آوینی با مخاطب ارتباط برقرار کند و به نظرم من مهم‌ترین دلیل آن خود شهید آوینی است. وحید جلیلی نیز در بخشی از این مراسم با اشاره به اینکه نکته‌ای که شهید آوینی مطرح می‌کرد این است که بسیاری از آثار می‌خواهند از کنار انقلاب رد شوند و به همین دلیل هیچ نشانه‌ای از انقلاب ندارند، گفت: اینکه آوینی می‌گوید فیلم‌های ما از کنار انقلاب رد می‌شوند نکته بسیار مهمی است انقلاب مهم‌ترین واقعیت 400 سال اخیر جامعه ایران است اما وقتی بزرگ آنها می‌گوید من با تو مخالفت نمی‌کنم بلکه انکارت می‌کنم به اهمیت این بحث باید پی برد. ما 200 هزار شهید در دفاع مقدس و 14 هزار شهید ترور داریم که آنها را منکر می‌شوند و جای سینمای ایران در تمام این موضوعات خالی است. براساس این گزارش در بخش پایانی این مراسم نیز به تقدیر از سرکار خانم افشار مادر سه شهید (علی‌ اکبری) نرگس آبیار، مسعود ده‌نمکی و ابراهیم حاتمی‌کیا اختصاص داشت که ابراهیم حاتمی‌کیا در بخشی از سخنان خود ضمن اشاره به نظرسنجی منتشر شده در خصوص محبوب‌ترین فیلم‌سازان و همچنین دیدار روز یکشنبه خود با مقام معظم رهبری گفت: پریروز روز بسیار خوبی برای من بود اول آنکه به من خبر دادند باید خدمت مقام معظم رهبری برسم و دوم خبری بود در مورد نظرسنجی ارشاد که خوشحال‌کننده بود وقتی خدمت آقا رسیدیم ایشان با روی باز و چهره‌ای بشاش از فیلم تعریف کردند و گفتند همان چمرانی بود که من می‌شناختم. در پایان این مراسم و پس از اقامه نماز جماعت فیلم سینمایی «چ» برای حاضران به نمایش درآمد. مشروح این گزارش متعاقبا منتشر می‌شود.


 
عکس: نماز رهبرانقلاب در مسجدجامع یزد
ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

تصویری از نماز رهبر انقلاب در مسجد جامع یزد در سفر ایشان به این استان در سال 1386.


 
اثر جدید حامد زمانی برای مادران شهدا
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

همزمان با سالروز وفات حضرت امّ البنین(س) مادر ادب و مهربانی کار جدید حامد زمانی با عنوان " بهارم" با موضوعیت تقدیر و تکریم مادران و همسران شهدا به سفارش حزب الله سایبر، تقدیم به همه مادران صبور شهدای دفاع مقدس کرده است.

لینک فایل


 
یادداشت "ابراهیم حاتمی‌کیا" درباره شهید آوینیامه راز با حضور حاتمی کیا
ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ
یادداشت "ابراهیم حاتمی‌کیا" درباره شهید آوینی

مشرق - یادداشتی که متن و کلیشه ی تصویری آن را پیش رو دارید، به قلم کارگردان صاحب نام سینمای دفاع مقدس «ابراهیم حاتمی کیا» (که این روزها، فیلم «چ» را بر پرده نمایش دارد) قلمی شده است. راستش هر چه متن را بالا و پایین کردیم، مخاطب نامه را نشناختیم. شاید مرحوم «ابراهیم اصغرزاده» باشد (پاراگراف آخر یادداشت، بی اختیار ذهن را به سمت آن عزیز سفر کرده می‌برد)، شاید هم دیگری. خیلی مهم نیست، مهم متن یادداشت است که خواندنی و تأثیرگذار است. شماره تلفن درج شده در انتهای نامه، هفت رقمی بود و همین نشان می داد که در نیمه اول دهه 80 نوشته شده است:

 
هوالحق
 
سیدی بود دلسوخته. عاشقی بود شیدا. عزیزی بود که هیچ گاه بغض فرو خورده اش بالا نیامد و نم اشک دیدگانش، لحظه‌ای آسوده‌اش نگذاشت. بغض و لبخندش قرین و ممزوج بود و هرکه را با او خلوتی بود، در ضیافت محفل حیرت او، چیزی جز خون دل و آب دیده هیچ ندید.
 
سید مرتضی آوینی، کسی بود که نیمه آسمانی‌اش، بیش از نیمه زمینی‌اش بود، و هنوز آفتاب پس از لیلة الدفن او از افق سر نزده بود که بداندیشان و دشمنان حربی او سرزده بر سر منبرها رفتند و داد فراق  سر دادند و اشک از دیده ها جاری کردند و چنان ناله نفاق خود را با فغان مریدان و دوستان یکی کردند که تو گویی تا دیروز، هم اینان نبودند که سید را بر سر دار جفا می کردند و چوب تکفیر بر لبانش می زدند. 
 
عزیزِ برادر! روزگار چنان بر مدار ریا گردش گرفته که انگار هیچ صاحب دلی را توان رسیدن به گرد آن نیست، ولی در این وادی حیرت بر دوستان حقیقی آن بزرگوار فرض است که دست هنر بر زانوی همت نهاده و جهت ادای دینی که به او دارند، از سرچشمه زلال معرفت و خاک خون نشسته دل، تحفه ای گرانمایه تهیه کنند.
 
خوشا به حال اهل ذوقی که خلوت دل را با قلمی به صفحه اظهار می سپارند و رود اندیشه را با جوهر و رنگی و تأملی کوتاه به دریای بی کرانه خواهندگان متصل می کنند. شاید تو نیز خواسته باشی خاطر و دل مشغولی یاد سید مرتضی را به تصویر بکشی؛ ولی مشکلات ابزار سینما، تو را در مرحله تفکر معطل گذاشته باشد. حقیر مفتخرم که این واسطه مقدس را به عهده گرفته ام تا هر دوستدار "سید مرتضی"را در امر ثبت تصویری یار و همراه باشم.
 
منتظر تماس شما هستم.
 
حاتمی‌کیا
 

 
پوستر/برگزاری همایش تصویر قلم
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

پوستر/برگزاری همایش تصویر قلم

برگزاری همایش تصویر قلم+پوستر

 
نظرسنجی رسمی وزارت ارشاد؛
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

حاتمی‌کیا و ده‌نمکی در صدر انتخاب مردم

به گزارش مشرق، بانی فیلم نوشت؛ در ایام برگزاری سی و دومین جشنواره فیلم فجر یک نظرسنجی مردمی توسط وزارت ارشاد برای شناسایی محبوبترین سینماگران در بین مردم برگزار شد که نتایج جالب و قابل تاملی را در برداشته است. نتایجی که بازهم نشاندهنده‌ی اقبال بالای مردم به هنرمندان جبهه انقلاب است.

34 درصد مردمی که به سوالات آمارگیران پاسخ داده اند گفته اند ترجیح می دهند فیلم های خانوادگی را در سینماها تماشا کنند. آثاری با موضوعات اجتماعی 20 درصد و آثار کمدی نزدیک به 13 درصد را به خود اختصاص داده اند. همچنین بر پایه این نظرسنجی 54 درصد مردم ترجیح می دهند فیلم های مورد علاقه شان را نه در سینما که هنگام ورود به شبکه نمایش خانگی تماشا کنند.

نظر پایتخت نشینان در مورد کارگردان مورد علاقه شان نیز در نوع خود جالب توجه است. در این نظرسنجی «ابراهیم حاتمی کیا» که در ماه‌های اخیر به دلیل انتقادات صریحش نسبت به فاصله گرفتن جریانات سینمایی نسبت به انقاب اسلامی مورد انتقاد شدید شبه‌روشنفکران قرار گرفته است با فاصله در صدر قرار گرفته و پس از او «مسعود ده نمکی» در رده دوم محبوب‌ترین سینماگران در بین مردم قرار دارد. جالب اینکه در فهرست کارگردانان محبوب مردم اسامی فیلمسازانی به چشم می خورد که سال هاست فیلم سینمایی نساخته اند و در تلویزیون مشغول به کارند.

بر پایه این نظرسنجی «پرویز پرستویی» محبوب ترین بازیگر مرد سینمای ایران و «مریلا زارعی» بازیگر زن محبوب مردم است.

همچنین در این نظرسنجی نزدیک به 60 درصد مردم مخالف اعمال ممیزی بر فیلم های سینمایی هستند.

در این نظر سنجی که آن را مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام داده است و نتایج طی گزارشی در هفته سوم فروردین 1393منتشر شده چنین آمده است:

56 درصد پاسخگویان، فیلم ایرانی دوست دارند. 23/4(بیست و سه و چهار دهم) درصد فیلم های هالیوودی، 5/5 (پنج و پنج دهم) درصد، فیلم های سایر کشورها (اروپایی، ترکی، عربی، آمریکای لاتین و...) را دوست دارند، 5/5 (پنج و پنج دهم) درصد گفتند که بستگی به فیلم دارد، 3/5 (سه و پنج دهم) درصد نظری نداشتند، 3 درصد فیلم هندی، 2/2 (دو و دو دهم) درصد فیلم های شرق آسیا (ژاپنی، کره ای و...) را دوست دارند و 1 درصد نیز پاسخی به پرسش ندادند.

بر مبنای نتایج این نظرسنجی و به لحاظ موضوع فیلم های سینمایی، موضوع درام (خانوادگی) 34/1 (سی و چهار و یک دهم) درصد، موضوع اجتماعی 20/4 (بیست و چهار دهم) درصد، کمدی (طنز) 12/9(دوازده و نه دهم) درصد، اکشن (پلیسی) جنایی و حادثه ای با 12/9 (دوازده و نه دهم) درصد، موضوع هایی هستتد که بیشترین علاقه مندی شهروندان تهرانی را برای دیدن فیلم ها به خود اختصاص داده اند.

بر پایه  گزارش نظرسنجی مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی، 54 درصد تهرانی ها فیلم های جشنواره را هنگامی تماشا می کنند که به شبکه خانگی بیاید. 14/8 (چهارده و هشت دهم) درصد پاسخگویان، گستردگی و مردمی تر شدن جشنواره فیلم فجر را تفاوت بارز جشنواره امسال در همسنجی (مقایسه) با دوره های پیشین دانسته اند.

ابراهیم حاتمی کیا 24/4 (بیست و چهار و چهار دهم) درصد، مسعود ده نمکی 6 درصد، اصغر فرهادی 4/7 (چهار و هفت دهم) درصد، مسعود کیمیایی، مهدی فخیم زاده و رضا عطاران هر یک 4/5 (چهار و پنج دهم) درصد، سیروس مقدم 3/2 (سه و دو دهم) درصد و داوود میرباقری 2/7 (2 و هفت دهم) درصد به ترتیب به عنوان بهترین کارگردان شناخته شده اند.

مریلا زارعی 19/2 (نوزده و 2 دهم) درصد، فاطمه معتمد آریا 5 درصد، هدیه تهرانی 4/7 (چهار و هفت دهم) درصد، الناز شاکردوست 4/5 (چهار و نیم ) درصد، ثریا قاسمی و لیلا حاتمی هر کدام 4/2 (چهار و 2 دهم) درصد، نیکی کریمی 4 درصد و مهناز افشار 3/5 (سه و نیم) درصد بیشترین تعداد را به عنوان بهترین بازیگر زن به خود اختصاص داده اند.

همچنین پرویز پرستویی 16/2 (شانزده و 2 دهم) درصد، شهاب حسینی 10/2 درصد، رضا عطاران 7/5 (هفت و نیم) درصد، اکبر عبدی 4 درصد، محمدرضا گلزار 3/5 (سه و نیم) درصد، امین حیایی 3/2 (سه و 2 دهم) درصد، حامد بهداد و محمدرضا فروتن هر یک 2/2، رضا کیانیان و مهدی فخیم زاده 2 درصد، محمدرضا شریفی نیا و جمشید مشایخی 1/7 (یک و هفت دهم) درصد به ترتیب به عنوان بهترین بازیگر مرد شناخته شدند.

افرادی که در شبانه روز به هیچ روی فیلم های سیمای جمهوری اسلامی ایران را نمی بینند 31 درصد هستند و تنها 12/4 (دوازده و چهار دهم) درصد پاسخگویان در هر روز کمتر از سی دقیقه وقت خود را به فیلم های تلویزیون داخلی اختصاص می دهند. 12/1 (دوازده و یک دهم درصد) سی تا شصت دقیقه، 16/6 (شانزده و شش دهم درصد) یک تا 2 ساعت و 12/9 (دوازده و نه دهم درصد) 2 تا چهار ساعت، این نوع فیلم ها را در شبانه روز می بینند.

59/2(پنجاه و نه و دو دهم) درصد افراد موافقند که هر فیلمی ساخته می شود بدون ممیزی (سانسور / فیلتر) پخش شود و 36/1 (سی و شش و یک دهم) درصد افراد موافق این موضوع نبودند. 4/7 (چهار و هفت دهم) درصد افراد هم به پرسش پاسخ ندادند.

در تحقیق و نظرسنجی انجام شده، 50 درصد پاسخگویان مرد و 50 درصد زن هستند. افراد دارای مدرک دیپلم با 32/1 (سی و دو و یک دهم) درصد و افراد با مدرک کارشناسی با 28/4 (بیست و هشت و چهار دهم) درصد، بیشترین شمار را در میان پاسخگویان به خود اختصاص داده اند. افراد با مدرک دکتری با 5/0 (پنج دهم درصد)، کمترین تعداد پاسخگویان را تشکیل می دهند.

به لحاظ اشتغال، افراد خانه دار با 30/3 (سی و سه دهم) درصد و افراد دارای شغل آزاد با 29/6 (بیست و نه و شش دهم) درصد بیشترین فراوانی را در میان پاسخگویان با وضعیت های شغلی متفاوت داشته اند.

بیشترین افراد پاسخگو یعنی 28/4 (بیست و هشت و چهار دهم درصد) در محدوده ی سنی 31 تا 40 سال قرار دارند. 1/27 (بیست و هفت و یک دهم درصد) پاسخگویان 41 تا 55 سال و 2/7 (دو و هفت دهم درصد) 19 تا 22 سال هستند.

75/1(هفتاد و پنج و یک دهم درصد) از پاسخگویان متاهل و 23/6 (بیست و سه و شش دهم درصد) مجرد بودند.


 
نمایش شیار 143 در سینما فلسطین
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، سایت تیوال اجرای ویژه ای از فیلم "شیار 143" به کارگردانی نرگس آبیار را همراه با نشست نقد و بررسی با حضور عوامل فیلم برگزار می کند.

اکران شیار 143 در سینما فلسطین


این برنامه ساعت 16:30 روز دوشنبه 25 فروردین ماه ( نیم ساعت پیش از اکران) و نشست نقد و بررسی فیلم در ادامه ساعت 19:00 در سینما فلسطین خواهد بود.

گفتنی است این فیلم تا کنون تنها در واپسین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده است و مورد تحسین تماشاگران و منتقدین جای گرفته است.

سینما فلسطین در تهران، میدان فلسطین، نبش خیابان مظفر قرار دارد.

بهای بلیت این نمایش ۴.۰۰۰ تومان است که برای اعضای تیوال با ۵۰% تخفیف و بهای ۲.۰۰۰ تومان عرضه می شود.


 
ده‌نمکی: دیگر نمی‌خواهم فیلم بسازم
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
گروه فرهنگی مشرق، مسعود ده‌نمکی که مهمان نخستین برنامه مهران دوستی در سال 1393 بود، با بیان‌ اینکه فیلم «معراجی‌ها» هم‌ اینک به مرز چهار و نیم میلیارد تومان فروش رسیده است، اظهار کرد:‌ این فیلم محصول سیمای جمهوری اسلامی‌ ایران است و در واقع تهیه کننده اصلی آن شبکه اول سیما بود و با توجه به‌ این مسئله بود که ما توانستیم تبلیغات زیادی در تلویزیون داشته باشیم. هرچند من اعتقاد ندارم که تبلیغات فیلم ما بیش از فیلم‌های دیگر بود. به نظر من عدالت در تبلیغ فیلم‌های روی پرده سینما در تلویزیون به خوبی رعایت شد. البته ما مدت زمان بیشتری نسبت به سایر فیلم‌ها روی پرده سینما هستیم. حدود 2 هفته بیشتر از بقیه فیلم‌ها.
 
ده‌نمکی ادامه داد: تبلیغات بخشی از هزینه‌های هر فیلمی‌ است و قطعا همه فیلم‌ها برای تبلیغات هزینه‌های خاصی را کنار می‌گذارند و ما هم از‌ این قاعده مستثنی نبودیم. من سر فیلم قبلی‌ام یعنی «رسوایی» خیلی خیلی کمتر از «معراجی‌ها» تبلیغ داشتم اما دیدیم که آن فیلم هم فروش خوبی کرد. تبلیغات جزئی از فیلم است و کسی که فیلم را می‌سازد نمی‌تواند بی تفاوت از کنار‌ این مسئله رد شود.
 
تهیه‌کننده «خط ویژه» هم از بزرگان تبلیغات است
 
این کارگردان با انتقاد از رضا کیانیان که اعتقاد داشت چگونگی پخش تبلیغات فیلم‌های سینمایی در تلویزیون به عدالت رعایت نمی‌شود، گفت: به نظر من خود آقای کیانیان هم می‌داند که فیلم‌ها با پول بیت المال درست می‌شود و مثلا می‌دانند که تهیه کننده فیلم «خط ویژه» خودش یکی از بزرگان بخش تبلیغات در کشور است پس از نفوذ خود استفاده کرده و حتی در تلویزیون‌های استانی هم روزی 30 بار تبلیغ فیلمش پخش می‌شود.‌ اینطور نیست که هر فیلمی‌ که در تلویزیون تبلیغ می‌کند صد در صد فروش بالایی هم خواهد داشت. شما فیلم‌هایی را بعضا در سینما می‌بینید که مردم برای دیدنش هجوم می‌برند اما یکبار هم در تلویزیون تبلیغ آن فیلم پخش نشده است.
 
وی تصریح کرد: خودم فیلم «رسوایی» را در عید سال گذشته داشتم.‌ این فیلم با آثاری چون «حوض نقاشی»، «قاعده تصادف»، «تهران 1500» و «رژیم طلایی» در نوروز سال گذشته رقابت می‌کرد؛ آن هم بدون تبلیغ و دیدید که فروشش از آن فیلم‌ها بیشتر شد.
 
سیگار شما را می‌کشد یا شما سیگار را
 
ده‌نمکی با بیان‌اینکه هیچ وقت از پولی که سر فروش فیلم‌هایش بدست آورده سطح زندگی خود را ارتقا نداده است، تأکید کرد: بعضی‌ها نوشتند من لکسوس سوار هستم در صورتی که‌ اینجوری نیست و یک ماشین تویوتای معمولی دارم. بعضی همه دنیایشان در چارچوب خانه و ماشین می‌گذرد در صورتی که‌ اینطور نیست. در فیلم رسوایی یک دیالوگی را نوشته بودم که می‌گفت «ببینید سیگار شما را می‌کشد یا شما سیگار را».‌ این هم همان است. برخی سوار ماشین می‌شوند اما در اصل‌ این ماشین است که سوار آنها شده است. من سعی کرده‌ام که همیشه من باشم که سوار ماشین باشم. آدم خوب است که حتی یک پراید داشته باشد اما او باشد که ماشینش را مدیریت کند نه‌ اینکه ماشین و پول و مادیات او را مدیریت کنند. عده‌ای هستند که حتی پلاستیک ماشین خود را هم نمی‌کنند تا نشان دهند چقدر اهل مادیات هستند!
 
درآمد سه‌گانه «اخراجی‌ها» فرهنگنامه 80 جلدی جنگ شد
 
این فیلمساز ادامه داد: من یک کاری را در حوزه کتاب انجام دادم و آن یک فرهنگنامه 80 جلدی بود که در مجموع حدود 100000 صفحه دارد و 20 سال روی آن کار کردیم و زحمت برد. من هر چه پول از سر سه گانه‌های اخراجی‌ها درآوردم سر‌ این پروژه هزینه کردم که به نظرم بزرگترین مرجع ما برای جنگ و دفاع مقدس است. من برای امرار معاشم خیلی از پول‌هایی که سر فیلمسازی به دست آورده‌ام هزینه نمی‌کنم.
 
از اجاره دادن می‌ترسم
 
ده نمکی در خصوص‌ اینکه هزینه ماهانه اش چقدر است، گفت: من چون خانه ام رهنی است و از اجاره و اجاره دادن همیشه می‌ترسم به سمت اجاره کردن خانه هرگز نرفته‌ام و هر خانه‌ای که در آن باشم را حتما رهن می‌کنم. به جز‌ این مورد هزینه خورد و خوراکم در ماه حدود یک میلیون تومان است. خیلی وقت‌ها هم شده که دخل و خرجم با هم جور در نیامده. اصولا هر کس کار فرهنگی می‌کند دخل و خرجش جور در نمی‌آید.
 
پنجاه تومانی خون آلود را شستم تا زندگی‌ام را بگذرانم
 
وی افزود: زمانی که مجله داشتم حتی در دادن حقوق بچه‌هایی که در مجله کار می‌کنند هم مشکل داشتم. یادم می‌آید اولین زمانی که دخل و خرجم کم آمد زمانی بود که تازه از جنگ برگشته بودم. من وقتی رفتم جنگ محصل بودم و وقتی جنگ تمام شد و برگشتم به خانه، هیچ شغلی نداشتم. آن موقع در محله نظام آباد زندگی می‌کردم و رویم هم نمی‌شد که از پدرم پول بگیرم. اولین بار که در جنگ زخمی‌ شدم توی جیبم دست کردم و دیدم پول‌های درون جیبم هم خونی شده است. یک پنجاه تومانی آن زمان در جیبم بود که برای خودش خیلی پول بود. آن پول را دوست داشتم تا آخر عمر برای خودم نگه دارم چون برایم خاطره‌ای از جنگ بود. اما به قدری فشار مالی روی من آمده بود که با پنبه و الکل خون‌های روی آن پنجاه تومانی را پاک کردم تا بتوانم آن را خرج کنم و زندگی خود را با آن بگذرانم.
 
بی‌مهری و کنایه‌ها دلسردم کرده است
 
وی که کارش را از چاپ مجله و فیلم‌های مستند شروع کرده، با بیان‌ اینکه گاهی پیش آمده تا از کارش خسته شود، اضافه کرد: من همین الان هم خسته‌ام و دیگر رغبتی برای فیلمسازی ندارم. به هر حال فیلم‌ها و به خصوص فیلم‌هایی که من ساختم همه فروشش را روی هم بگذاریم حدود 30 میلیارد می‌شود و‌این 30 میلیارد برابر با بودجه ساخت صد فیلم سینمایی در کشورمان می‌شود. ولی‌این بی مهری‌هایی که به من می‌شود و‌ این کنایه‌هایی که به من می‌زنند مرا دلسرد کرده است.
 
«معراجی‌ها» سینما قدس را از تعطیلی نجات داد
 
ده نمکی یادآور شد: آدم از کسانی حرف‌هایی را می‌شنود که اصلا توقع ندارد. من از‌ اینکه مورد قضاوت قرار بگیرم ناراحت نیستم اما قضاوت باید با انصاف همراه باشد. همه می‌دانند درآمد‌های من از پنج فیلمی‌ که ساخته‌ام متعلق به خود بدنه اصلی جامعه سینمایی کشور است. خودم که تهیه کننده فیلم‌هایم نبودم. تهیه کنندگان من از همین جامعه سینمایی کشور بودند. اما بعضا انتقادات بی رحمانه‌ای که به من و فیلم‌هایم می‌شود تمام خستگی‌ها را روی تن من باقی می‌گذارد. همین فیلم «معراجی‌ها» با وجود‌ اینکه اکنون مدت زیادی است که روی پرده‌های سینما است، توانست سینما قدس تهران را در میدان ولیعصر از بسته شدن نجات دهد.‌ این سینما پول دستمزد کارگران و آب و برقش را نداشت بدهد و فیلم معراجی‌ها به سینما قدس تهران کمک کرد تا تعطیل نشود. شما می‌دانید تعطیل شدن سینما‌ها چه ضربه‌ای به بدنه فرهنگ کشور می‌زند و ما جلوی‌ این ضربه را با فیلم «معراجی‌ها» گرفتیم. حالا سینمایی‌ها عوض‌ اینکه از ما به خاطر‌ این کار تشکر کنند مدام به ما کنایه می‌زنند.
 
«ورود آقایان ممنوع» و «دربند» هم بلیت نیم‌بها داشتند
 
این فیلمساز اذعان کرد: اگر بلیت نیم بهایی برای معراجی‌ها در نظر گرفته شد به خدا فقط برای‌ این فیلم نبود بلکه‌ این بلیت نیم بها به همه فیلم‌ها اختصاص پیدا کرد. تهیه کننده‌های دیگر هم مثل فیلم «ورود آقایان ممنوع» و «دربند» هم در سالیان گذشته از همین روش بلیت نیم بها استفاده کردند. اما حالا که ما استفاده می‌کنیم بلندگو بر می‌دارند و آنقدر علیه ما فضا را مسموم می‌کنند که انگار قتل انجام داده‌ایم. شخصی مثل رضا کیانیان می‌آید و جلوی دکتر قالیباف شهردار تهران انتقاد می‌کند که چرا او از فیلم ما حمایت کرده؟ چرا انقدر با غرض ورزی به همه چیز نگاه می‌کنید؟ شهردار تهران اگر حمایتی کرده به طور کل به جامعه سینما بوده است.
 
وی خاطرنشان کرد: بیایید موضوع را کلی‌تر ببینیم. انقدر جزئی نگری برای سینمای ما اصلا خوب نیست. بخش اعظمی‌ از فیلم‌هایی که همین رضا کیانیان بازی کرده از پول دولت بوده. حرف در‌ این خصوص زیاد و درد‌های زیادی دارم که بخاطر همین فعلا از سینما رنجیده‌ام.
 
از راست و چپ مرا می‌زنند
 
ده نمکی تأکید کرد: اولین نشریه پرمخاطبی که داشتم شلمچه بود که توسط اصلاح طلبان توقیف شد. بعد از آن نشریه جبهه را تولید کردم با تیراژی دوبرابر نسبت به شلمچه که‌ این نشریه را هم اصولگرایان توقیف کردند. من از هر دو جناح ضربه خورده‌ام. تصمیم گرفتم به کشاورزی روی بیاورم. بگویم کار فرهنگی کردن ما دیگر بس است. وقتی هم چپ و هم راست من را می‌زنند آدم ترجیح می‌دهد کاری در‌ این حوزه نکند. اما بعدش فهمیدم من آدم زندگی معمولی نیستم که بخواهم با کشاورزی و مرغداری زندگی خود را بگذرانم. دوباره برگشتم و فیلم‌های مستند «فقر و فحشا» را ساختم و بعد از آن هم «کدام استقلال و کدام پرسپولیس» را و مردم در آن زمان نشان دادند وقتی حرفی دارای ارزش باشد آن را هر طور که باشد می‌بینند و می‌شنوند. خیلی‌ها می‌گفتند که این دو مستند مخاطب خاص دارد، اما همه مردم به هر نحوی آن را دیدند و از آن استقبال کردند و خوششان آمد. بعد از‌این دو مستند به سمت سه گانه اخراجی‌ها رفتم و بعدش هم رسوایی و معراجی‌ها. اما واقعا کم آورده ام و دیگر نمی‌خواهم فیلم بسازم.
 
وی در پایان گفت: همه می‌دانند تنها کسی که فیلم‌هایش با حمایت بخش خصوصی ساخته شده من هستم. یعنی خود سینمایی‌ها می‌دانند که فیلم‌های من فروش می‌رود پس می‌آیند روی من و‌ ایده‌ام سرمایه گذاری می‌کنند تا فیلم ساخته شود.
 
«رادیو من» پنجشنبه‌ها ساعت 10 تا 11:30 از رادیو جوان پخش می‌شود.

منبع: مهر

 
در «آرمیتا مثل پری» پخش می شود
ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

روایت دلبستگی یک فرزندشهید به رهبری

به گزارش مشرق، این مستند 45 دقیقه‌ای به کارگردانی احمد عبدالرحیمی مروری به زندگی شهید رضایی‌نژاد و خانواده او بعد از حادثه ترور این شهید بزرگوار دارد و بیش از آن به پیوند عاطفی و عجیبی که بین آرمیتا فرزند شهید با رهبر معظم انقلاب اسلامی به وجود آمده است می‌پردازد.

این مستند درباره دختر پنج ساله شهید رضایی‌نژاد است که آرمیتا نام دارد. دختری که با بیان شیرین و صادقانه خود آرام‌آرام مقابل دوربین لب به سخن می‌گشاید و از ارتباطش با پدر شهیدش و در ادامه از ارتباط معنوی که بین او و رهبر معظم انقلاب شکل گرفته است، سخن می‌‌گوید.

«فانوس» به تهیه کنندگی محمد هوشمند با هدف نمایش مستندهای برتر ایرانی، از شنبه تا چهارشنبه، هر شب ساعت 23 از شبکه مستند روی آنتن می رود.

منبع: مهر

 
تقدیر از خانواده شهید در نمایش «آشنای غریب»
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

شهید برونسی فردا روی صحنه می‌رود

به گزارش مشرق، نمایش «آشنای غریب» به نویسندگی و کارگردانی علی شادکام که قرار بود از 21 فروردین ماه به مناسبت ایام فاطمیه روی صحنه برود، دچار تغییر زمانی شد و این نمایش 24 فروردین تا 2 اردیبهشت اجرا می‌شود.

 مبنای این اثر براساس زندگی و خاطرات شهید سیدعبدالحسین برونسی، فرمانده مقتدر تیپ جواد الائمه (ع) و ارتباط معنوی ایشان با حضرت زهرا(س) شکل گرفته است.

«آشنای غریب» قرار است در سالن خلیج فارس باغ موزه دفاع مقدس روی صحنه برود و در اجرای این نمایش از خانواده شهیدبرونسی تقدیر می‌شود.

شهید برونسی روی صحنه می رود


اتابک نادری در نقش شهید برونسی در کنار وحید راد، یاشار نادری، سعید کاظمی، محمد کرمی و گروهی از هنرمندان حرکات نمایشی به ایفای نقش می‌پردازد. همچنین جواد تمدنی نیز به عنوان مشاور مذهبی با گروه همکاری می‌کند.

در این اثر نمایش از از اثر موسیقیایی لئونارد هامر، آهنگساز شناخته‌شده آمریکایی استفاده می‌شود که وی خود نسخه اصلی را در اختیار گروه نمایشی قرار داده است. هامر به تازگی آلبوم «5 مرحله از غم و اندوه» را در اواخر سال 2013 منتشر کرده و از چهره‌های شناخته شده عرصه موسیقی نئوکلاسیک است که در این اثر نمایشی از قطعه انکار (denial) با تنظیم مجدد بهره گرفته شده است.

نمایش «آشنای غریب» به سفارش معاونت فرهنگی اجتماعی منطقه 3 و تهیه‌کنندگی م