نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه:
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٢/۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

دشمن از صلابت و روحیه جهادی ملت ایران وحشت دارد/

 

 

با وجود توطئه‌های دشمنان، انقلاب اسلامی در اوج اقتدار است

به گزارش خبرگزاری فارس از شهرستان چالوس، حجت‌الاسلام علی شیرازی عصر امروز در مراسم نخستین سالگرد آسمانی شدن شهید مدافع حرم شهید حسین بواس، شهدای حادثه خان‌طومان و گرامی‌داشت شهدای مدافع حرم استان مازندران که با حضور پرشور خانواده‌های  شهدا، ایثارگران، جانبازان و مردم شهیدپرور در مسجد جامع این شهرستان برگزار شد، اظهار کرد: ماه رجب است و در دعای روزانه این ماه با خدای خود حرف زده و عظمت خداوند سبحان را تبیین می‌کنیم.

خبرگزاری فارس: دشمن از صلابت و روحیه جهادی ملت ایران وحشت دارد/با وجود توطئه‌های دشمنان، انقلاب اسلامی در اوج اقتدار است

وی با بیان اینکه با دقت در معنای این دعا درمی‌یابیم که گاهی افراد از خدا درخواست می‌کنند تا ما را عنایت کند و گاهی خدا را نمی‌شناسد و درخواستی ندارد، اما سفره عنایت خداوند باز است، خاطر‌نشان کرد: اینکه از خدا بخواهیم خیر دنیا و آخرت را نصیب کند نشان می‌دهد که خداوند دارای لطف کبیر است و در مقابل پرسش هم  پاسخ می‌دهد و در غیر این‌صورت نیز همچنان عنایت می‌کند.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با اعلام اینکه خیر دنیا و آخرت بر مبنای چه فاکتورهایی است، اضافه کرد: خداوند کمال آدمی را برای بشر ترسیم می‌کند و راه را به‌ شکلی تنظیم می‌کند که ما عزت یافته در این دنیا بنده خداوند متعال شویم و تابع اولیای الهی و پیامبر و ولی اسلام باشیم.

این مسؤول با تأکید بر اینکه خداوند در قرآن کریم خیر آخرت ما را همنشینی با پیامبران، اولیا، شهدا و صالحان عنوان کرد، افزود: اینها بهترین رفیقان و دوستان هستند.

شیرازی با اشاره به اینکه عزت دنیا و عزت آخرت در حقیقت همنشینی با اولیای خدا است، تبیین کرد: درب ویژه بهشت تنها به‌ روی دوستان خاص خدا باز می‌شود و در دعای ماه رجب از خداوند عنایت کردن خیر دنیا و آخرت را می‌خواهیم.

وی با بیان اینکه شهدا با این دعاها و مناجات با قرآن انس گرفته و خود را بالا کشیدند، توضیح داد: شهدا خود را به رتبه کمال رساندند و وقتی به این درجه رسیدند چیزی جز خدا ندیدند، چراکه چیزی جز خیر دنیا و آخرت نخواستند.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با تأکید بر اینکه در دعای روزانه ماه رجب از خدا می‌خواهیم تا فکر، ذکر، گفتار و عمل ما و پایان زندگی ما برای تو باشد، متذکر شد: اینها درس بزرگی بود که شهدای ما از سرور شهیدان و الگوی شهدا به ارث بردند و به این مهم رسیدند که وقتی خدا اراده کند که من هستی‌ام را برای دین بگذارم در حقیقت مطیع و تسلیم هستند.

این مسؤول با بیان اینکه با دقت در شهدای انبیا، اولیا و مدافع حرم درمی‌یابیم که آنها همواره در این فکر بودند که خدایا تو چه می‌خواهی و بر مبنای آن تسلیم فرمان خداوند می‌شوند، افزود: آنچه که برای شهدا مهم است این بود که آیا خداوند از این حرکت آنها  راضی می‌شود.

شیرازی با بیان اینکه آزادگان و جوانان این کشور باصلابت و شجاعت پای این انقلاب ایستادند تا ثابت کنند که پای آرمان‌های خود ایستاده‌اند، یادآور شد: آنها همواره می‌گفتند:«ما کتک خورده و شکنجه می‌شویم و تا پای مرگ ایستاده‌ایم اما دست از انقلاب برنمی‌داریم و اجازه نمی‌دهیم رهبری در مقابل دشمنان تضعیف شود.»

وی با ابراز خرسندی از تربیت چنین فرزندانی توسط امام راحل اظهار کرد: مرحبا بر امام که این‌چنین فرزندی تربیت کرد که حاضر است شکنجه شود، چراکه این حرکت عظیم که نزدیک 40 سال از تشکیل نظام جمهوری اسلامی گذشته، ادامه دارد و دشمن از ابتدا تا به امروز تلاش داشت تا این روحیه را بشکند.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با تأکید بر اینکه آنچه دشمن را به‌ وحشت می‌اندازند این صلابت، ایمان، توکل، پایمردی و ایثار‌گری است، ادامه داد: از همینجا به دشمنانی که تصور می‌کنند ملت ایران نسبت به ولایت فقیه، انقلاب، آرمان‌ها و راه شهدا سست شده است و امروز به این امید نشسته که ملت ایران در انتخابات 29 اردیبهشت نسبت به ارزش‌های انقلاب بی‌تفاوت بوده و حضورش کمرنگ شود و انتخابش اصلح نباشد، باید بگویم که دشمن می‌داند جنگ روانی راه انداخت تا قدرت را تضعیف کند اما ما اعلام می‌کنیم که صلابت جوان ایرانی، عراقی، لبنانی، سوری و جوان مسلمان را در میدان جنگ دیدیم که محکم‌تر از جنگ هشت ساله پای انقلاب و ولایت ایستاده‌اند.

این مسؤول با اعلام اینکه امروز جوان ایرانی محکم‌تر از جوان دوران هشت سال دفاع در میدان ایستاده است و شهدای مدافع حرم سند ما برای اثبات این ادعا هستند، بیان کرد: شهید بواس، شهید شیخ‌الاسلامی و شهدای استان مازندران نمونه‌هایی از این ایثارگری و شهادت هستند؛ دشمنانی که تصور می‌کنند مردم نسبت به انقلاب بی‌تفاوت هستند بدانند که خانواده شهدای مدافع حرم و خان‌طومان گواه هستند و اینها حقیقت خیر دنیا و آخرت را درک کردند.

وی با تأکید بر اینکه مدیران و رؤسای کشور باید زانو بزنند و سر کلاس شهدای حرم درس بگیرند و بدانند دفاع از دین و زندگی کردن یعنی چه، تصریح کرد: اینها الگوی ما هستند، بنابراین همه مردم و مدیران اعم از رئیس جمهور، رئیس مجلس، وزیر، جامعه روحانیت و... باید سر کلاس درس شهدا زانو بزنند و درس بگیرند تا بیاموزند که چگونه زندگی کنند و باید خیر دنیا و آخرت را در این کلاس آموخت.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با بیان اینکه باید دعا کنیم و با این دعاها مأنوس شویم، تأکید کرد: اگرچه باید با مناجات شعبانیه و روزهای ماه رجب انس بگیریم، اما حقیقت این حرکت را باید در زندگی شهدا دید.

این مسؤول با اشاره به اینکه در آستانه انتخابات قرار داریم، تأکید کرد: در این انتخابات باید افرادی را انتخاب کرد که پای شهدا و پرچم انقلاب ایستاده‌اند تا این انقلاب را با همین صلابت پیش ببریم.

شیرازی در پایان با تأکید بر اینکه ملت ایران امنیت امروز را به‌ واسطه اقتدار خود دارد، گفت: امروز امن‌ترین کشور در خاورمیانه و دنیا کشور ایران است و با وجود توطئه‌هایی که وجود دارد این انقلاب در اوج اقتدار است، بنابراین دشمن باید بداند تا یک پاسدار و بسیجی زنده است اجازه نمی‌دهد این انقلاب آسیب ببیند.

به گزارش فارس، شهید حسین بواس که در دوران خدمت خود در راه مبارزه حق علیه باطل در حین عملیات شاهد پرواز پاک دوستان شهیدش رضا قربانی و محرمعلی مرادخانی بود سرانجام پس از مدت‌ها تلاش و مجاهدت در منطقه خالدیه خان‌طومان سوریه آسمانی شد و در گلزار شهدای شهرستان چالوس به‌ خاک سپرده شد.



 
مستند «نبرد برای یک رویا» رونمایی شد
ساعت ٦:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/٢٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

طالب‌زاده: قدرت داعش از هواداری رسانه‌های غربی است/

 

 

بررسی مسائل اجتماعی ناشی از جنگ با داعش

به گزارش خبرگزاری فارس، مستند «نبرد برای یک رویا» که روایتی کمتر دیده‌شده‌ از آزادسازی پایتخت تروریسم در عراق را ارائه می‌دهد، در سالن نمایش دانشگاه صدا و سیما رونمایی شد.

«نبرد برای یک رویا» نخستین مستند ساخته شده از عملیات آزادسازی فلوجه است که حاوی تصاویری منحصر به فرد از نبرد تن به تن و از نمای نزدیک با جنگجویان داعش است. این مستند در یک قسمت 35 دقیقه ای در استان الانبار و شهر فلوجه تصویربرداری شده و مراحل اصلی عملیات آزادسازی شهرگرمه، شهر صغلاویه و همچنین شهر فلوجه را به تصویر کشیده است.

در این مستند نقش پررنگ گردان عصائب اهل الحق به فرماندهی شیخ قیس خزعل در عملیات نیمه شعبان مشاهده می شود.

نادر طالب زاده مستندساز برجسته کشورمان در مراسم رونمایی از این مستند، رسانه های غربی را موثرترین سیستم تبلیغاتی داعش برای ایجاد رعب و وحشت از اسلام دانست و از ضرورت استفاده از استراتژی خاص برای آگاه سازی مخاطبان داخلی و جهانی سخن گفت.

وی تاکید کرد: قدرت داعش از هواداری رسانه های غربی است و ترویج تفکر ضد شیعی در جهان مهمترین هدف آنهاست.

طالب‌زاده ضمن تقدیر از مستند نبردی برای یک رویا، افزود برای خنثی سازی اهداف شوم دشمنان می‌بایست آثار نمایشی بیشتری ساخته شود.

حیدر معمور تهیه کننده این مستند از حضور یک ماهه گروه مستندساز در فلوجه سخن گفت و افزود: از آنجا که دنیا در حال گذار از قدرت نظامی عیان با قدرت نرم است، بنابراین ایده پرداختن به این مستند نیز با چنین تفکری رقم خورده است.

میثم پوررشیدی که پیش از این تجربه ساخت مستندهای گوناگون پیرامون تحولات منطقه غرب آسیا از جمله مستند «عزیزِ بلد» را در کارنامه داشته، این اثر را کارگردانی کرده است.

پوررشیدی از تلاش تیمی فیلمبرداران ایرانی و عراقی برای انعکاس واقعیت‌‌های جنگ فلوجه قدردانی کرد و گفت: با آزادسازی فلوجه به غنائمی دست یافتیم که نمایانگر حمایت وهابیت از داعش بود، مدارکی که حمایت مالی عربستان از تروریستها را ثابت می کرد و همچنین بسته های فرهنگی که از مکه ارسال شده بود.

وی اظهار داشت: مردم فلوجه نیز معتقد بودند که اسلام داعش با آنچه مسلمانان واقعی می شناسند تفاوت بسیار دارد.

پوررشیدی از ساخت مستند آزادسازی موصل خبر داد و گفت: قصد داریم در مستند آزادسازی موصل به مسائل اجتماعی ناشی از جنگ با داعش بپردازیم.



 
از ماجرای نیمروز تا گلایه‌های بهروز افخمی در «جهان آرا»
ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/٢٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

افخمی: روزهای پایانی جشنواره فجر سیمرغ‌ها ساعت‌ به ساعت جابه‌جا می‌شد/

 

تهدید هیأت داوران توسط اکبر نبوی

به گزارش خبرگزاری فارس، چهل و چهارمین قسمت برنامه تلویزیونی «جهان‌آرا» یکشنبه 27 فروردین ماه با موضوع بررسی فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» روی آنتن شبکه افق سیما رفت.

این برنامه با حضور محمدحسن روزی‌طلب، پژوهشگر و نویسنده تاریخ انقلاب اسلامی، سردبیر نشریه رمز عبور و معاون فعلی مرکز اسناد انقلاب اسلامی و بهروز افخمی، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون و محمدحسین بدری به‌عنوان مجری و کارشناس با موضوع فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» و سازمان منافقین از شبکه افق سیما پخش شد.

در ابتدای گفت‌وگو بهروز افخمی در باره علت تمایلش به «ماجرای نیمروز» گفت: «ماجرای نیمروز» موفق‌ترین فیلم در میان فیلم‌هایی است که راجع به مسائل و موضوعات سیاسی در چند سال اخیر در ایران ساخته شده است. این فیلم کاملاً سینماست و ارزش‌های هنری آشکاری دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند منکر آن شود و با اینکه قبلاً کارهای مهدویان را دنبال می‌کرد و «آخرین روزهای زمستان» و «ایستاده در غبار» را خیلی دوست داشت، اما برایش واقعاً هیجان‌انگیز بود و انتظار نداشت از این کارگردان فیلمی در این حد از استحکام، تأثیرگذاری و شکیل بودن از لحاظ فرم ببیند، مخصوصاً اینکه فیلم در مدت کوتاهی حدود شش ماه ساخته شده است.

وی در خصوص منافقین اظهار کرد: از سال 1359 به خاطر حضور در گروه سیاسی تلویزیون و ساخت بخشی از برنامه‌های جریانات داخلی سیاسی عملاً شروع به برنامه‌سازی در باره این گروه‌ها کرد. در سال 1360 که ترورها آغاز شد و سازمان به فاز نظامی رفت، برنامه‌ای هفتگی و نیم ساعته به اسم «بازی‌خورده‌ها» ـ همان تعبیری که امام در باره اینها به کار برده بودند ـ روی آنتن برد. آن برنامه اساساً در باره ترورشده‌های غالباً معمولی کوچه و خیابان ـ که خیلی‌هایشان کاسب بودند و حتی به جبهه هم نرفته بودند، مراحل مختلف زندگیشان و مصاحبه با خانواده‌هایشان بود. اینها کسانی بودند که از تابستان سال 1360 ترورشان شروع شد و در طول تابستان و پاییز ادامه یافت. در این برنامه چنانچه از ترورکنندگان کسی دستگیر می‌شد مصاحبه با او هم پخش می‌شد. این برنامه حدود 30 هفته روی آنتن تلویزیون رفت.

در ادامه برنامه روزی‌طلب با بیان این مطلب که انقلاب اسلامی ایران که در 22 بهمن سال 1357 به پیروزی رسید انقلاب متداولی نبود و این صرفاً یک شعار نیست گفت: فرآیند چریکی و مبارزه مسلحانه انقلاب 24 ساعت هم طول نکشید. یعنی از عصر روز 21 بهمن سال 1357 شروع و فردا عصرش تمام شد که مربوط به تصرف پادگان‌ها و مراکز حکومتی می‌شد. عقبه این انقلاب کاملاً مردمی بود.

وی در خصوص رویکرد سازمان مجاهدین خلق نسبت به انقلاب گفت که این سازمان به دلیل آموزه‌ها و ایده‌هایش انقلاب اسلامی را یک تغییر روبنایی می‌دانست و انقلاب را یک تغییر زیربنایی و به تبعش پیروزشده نمی‌دانست، چون معتقد بود از لحاظ شکلی و روشی آنچه رخ داده است انقلاب نیست و کسی رفته و کسی آمده است و اصطلاحاً این همانیِ رژیم سابق و فعلی وجود دارد. قبل از آن محمدرضا پهلوی به‌منظور ایجاد مشروعیت برای سلطنتش اظهار می‌کرد حکومت مقتدری دارم که از یک طرف مانع از تجزیه ایران و تبدیلش به ایرانستان شده‌ و از طرف دیگر در مقابل کمونیست‌ها و گروه‌های چپ ایستاده‌ام و اگر این حکومت واحد و مقتدر شکست بخورد دو اتفاق ناگوار یعنی تجزیه ایران و افتادنش به دست کمونیست‌ها می‌افتد. کما اینکه شقّ دومش رخ داد و در روز 23 بهمن سال 1357 پادگان مهاباد، بزرگ‌ترین پادگان غرب کشور سقوط کرد.

این پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی افزود از یک طرف تلاش برای تجزیه ایران از سوی بیگانگان یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد و از سوی دیگر ترور یکی از برنامه‌های گرایش‌های چپ و مارکسیستی و ابزاری برای تحقق اهدافشان چه قبل و چه بعد از انقلاب مطرح می‌شد. 12 اردیبهشت، یعنی 80 روز پس از پیروزی انقلاب گروه فرقان آیت‌الله مطهری را به عنوان رئیس شورای انقلاب ترور کرد. شش روز قبل از آن هم آقای قرنی توسط همین گروه ترور شده بود. همه اینها حاکی است که کشور با گذشت کمتر از سه ماه از پیروزی انقلاب با پدیده ترور مواجه شد. در کنار این تهدیدها تشکیلات امنیتی در کشور وجود نداشت. به خاطر بدنام بودن ساواک کسی حاضر نبود بگوید اطلاعاتی و امنیتی هستم و این تعابیر معانی بدی را تداعی می‌کرد. مثلاً در سال 1358 شهید بزرگوار مصطفی چمران که معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب و بخشی از تشکیلات امنیتی کشور در اختیار ایشان بود ابا داشت این نیروها را به عنوان سازمان امنیت کشور تجمیع کند. این فضا تا سال 1363 که وزارت اطلاعات تأسیس شد کم و بیش وجود داشت.

معاون مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پاسخ به این سئوال که «نقش جوانان انقلابی در فضای امنیتی ترسیم‌شده چه بود؟» تصریح کرد یک‌سری جوانان انقلابی، باهوش و فداکار وجود داشتند که واقعاً با دست خالی و توکل به خدا وارد این صحنه شدند. به‌خوبی مشهود است فقط یک شهید حسن باقری منشأ چه برکات و خدماتی در جنگ شد که می‌توان همین را با آنچه که داخل کشور روی داد مقایسه کرد. در عملیات فتح‌المبین بخشی از خاک کشور به دست عده‌ای جوان گمنام، شجاع و باهوش آزاد و ماهر عبدالرشید فرمانده نظامی صدام کشته شد. امثال همان جوانان در فضای امنیتی با پذیرفتن انگ‌های گوناگون و نامطلوب از روز 22 بهمن سال 1357 با پدیده سازمان مجاهدین خلق، التقاط، ترور و تجزیه روبرو شدند و شجاعانه و هوشیارانه مقابلشان ایستادند.

در بخش دیگر این برنامه افخمی در این باره که «چرا تاکنون فیلم‌های چندانی راجع به سازمان ساخته نشده و بیشتر در حد اشاراتی در فیلم‌ها و سریال‌ها بدان پرداخته شده است» اظهار کرد: اولین فیلمنامه درباره سازمان را من نوشتم که فیلم «دست‌نوشته‌ها» به کارگردانی مهرزاد مینایی از روی آن ساخته شد. آن فیلم در سال 1365 ـ که قضیه جدی‌تر بود ـ فیلمبرداری شد. آن موقع برای سازندگانش عادی بود که به شکل‌های مختلف مثلاً تلفنی تهدید به ترور شوند و او ضمن نوشتن فیلمنامه کاملاً به این فضا واقف بود.

وی در ادامه گفت: تا الان هم هنوز بخشی از موانع جدی که یکیش همین احساس تهدید است از بین نرفته است، چه در مورد عوامل پشت صحنه آن و چه بازیگران. خیلی از تلفن‌ها را پیدا می‌کنند و از خارج با آنها تماس می‌گیرند. مثلاً جلیل فرجاد، قهرمان داستان «دست‌نوشته‌ها» تا مدتی بارها تهدید می‌شد و او هم از کمیته محلشان درخواست اسلحه برای حفاظت خود کرده بود.

افخمی در خصوص ژانرها و استانداردهای بالای سینمایی «ماجرای نیمروز» اذعان کرد این فیلم نه تنها شبیه بعضی از فیلم‌های جاسوسی است، بلکه شبیه خیلی از فیلم‌های پلیسی هم هست، مثل فیلم «لس‌آنجلس محرمانه» که داستانش در اداره پلیس و بین پلیس‌ها و گانگسترهایی می‌گذرد که بیرون از اداره پلیس دارند شهر را اداره می‌کنند و در واقع سیستم گانگسترها از داخل اداره پلیس دیده می‌شد. یکی از دلایل موفقیت «ماجرای نیمروز» این است که محور داستانی را کاملاً رعایت و رویش تمرکز کرده است. علت شسته رفته و باورکردنی بودن فیلم این است که سعی نکرده است داخل طرف منافقین و خانه‌های تیمی برود، بلکه داخل پلیس‌هاست و همراه آنها به طرف مقابل نزدیک می‌شود. در صحنه آخر که بسیار هوشمندانه فیلمبرداری و دکوپاژ شده، فیلمبرداری جوری است که انگار واقعاً به عنوان یک فیلمبردار مستند وارد یک خانه تیمی شده است و در زاویه‌هایی قرار می‌گیرد که خودش تیر نخورد. جایگیری دوربین هوشیارانه است و باعث می‌شود صحنه‌ها باورکردنی در بیایند.

وی در خصوص علت دیدنی بودن فیلم و توصیه به بیننده برای تماشای آن افزود: «ماجرای نیمروز» یک فیلم هیجان‌انگیز، پلیسی و بسیار باورکردنی است. مهدویان به ژانری پرداخت که در ده پانزده سال اخیر فراموش شده بود.

این نویسنده سینما در باره علت کاهش مخاطب سینما گفت یک زمانی فیلم پلیسی صرف‌نظر از اینکه راجع به پلیس سیاسی، امنیتی یا معمولی باشد، در ایران ساخته می‌شد و خیلی‌هایش پرمخاطب بودند، اما در سال‌های اخیر سینمای ایران به سمتی هدایت شده که انواع مختلف فیلم فراموش شده و فقط یک نوع فیلم باقی مانده بود که بدان انتقاد اجتماعی می‌گفتند، ولی در واقع بیشتر یک‌جور ژست روشنفکری، قمپز در کردن و در موضع معلم عرفان و اخلاق قرار گرفتن بود که در عین حال خودش را با خواست‌های جشنواره‌های خارجی منطبق کرده بود. غیر از انتقاد اجتماعی هر فیلمی که ساخته می‌شد با تحقیر مواجه بود و کم‌کم مخاطب فیلم‌های پلیسی، اکشن، کودک و هر نوع فیلمی غیر از انتقاد اجتماعی از سینما بیرون رفت و از این طریق 95 درصد مردم را از سینما بیرون کردند. یک‌جور توافق بین سیاست‌های عملی وزارت ارشاد در ده پانزده سال اخیر و خواست‌های جشنواره‌های خارجی باعث شد سینمای ایران عملاً توسط یک نوع فیلمی که اصلاً تماشاچی واقعی نداشت مصادره شود.

وی تصریح کرد: حدود دو درصد از مردم سالی دو سه بار به سینما می‌رفتند و هر سال دو سه فیلم کمدی که این وسط خودشان را کشیده بودند و فیلمسازهایشان تحقیر و نادیده گرفته شدن را تحمل می‌کردند هم حضور داشتند و مخاطبشان گروهی از تماشاچی‌های معمولی بودند. مخاطب سینما با این روند به 10 میلیون نفر رسید‌ که یک گروه دو سه میلیونی چند بار به سینما می‌رفتند. از آن دو سه میلیون که چهار پنج درصد جمعیت ایران می‌شد بیشترشان کسانی بودند که صرفاً برای دیدن فیلم کمدی آمده بودند. به این ترتیب انواع مختلف فیلم از جمله پلیسی تحقیر، نادیده و فراموش شد.

افخمی در خصوص اهمیت کار مهدویان تأکید کرد «ماجرای نیمروز» کاری مهم‌تر از ساخت یک فیلم است. او سینما را به معنای واقعیش در بخش‌های مربوط به اکشن و پلیسی احیا و شکل تأثیرگذار و پرهیجانی از فیلم پلیسی را دو باره زنده کرده است و از این به بعد می‌توان انتظار داشت ژانر پلیسی به عنوان ژانر جذاب برای تماشاچی و سودده از نظر مالی برای دست‌اندرکاران سینما در فضای سینمایی کشور مطرح شود.

روزی‌طلب در باره رفتارهای غیر انسانی اعضای سازمان خاطرنشان ساخت که سازمان هیچ محدودیتی در مورد اعمال خشونت نداشت. وقتی استراتژی سازمان در رسیدن به هدفی برنامه‌ریزی می‌شد از هر وسیله‌ای برای تحقق آن بهره می‌جست. حجم خشونت‌ها، رذالت‌ها و دنائت‌های سازمان را نمی‌شود در قاب سینما نمایش داد، مثلاً دستگیری دو نوجوان کمیته‌ای و کندن پوست سر یا صورتشان یا دستگیری اتفاقی یک کفاش که به‌شدت شکنجه و سپس زنده به گور می‌شود.

وی افزود اگر با سازمان مجاهدین خلق برخورد نمی‌شد الان کل ایران پادگان اشرف بود. حتی به خودشان هم رحم نمی‌کنند. به جرئت می‌توان گفت اینها یک پله از داعش بالاتر هستند و عملیات انتحاری را اینها به داعش آموزش دادند. اولین عملیات انتحاری در مورد یک پیرمرد مهذب 90 ساله‌ به اسم آیت‌الله دستغیب انجام گرفت.

سردبیر نشریه رمز عبور اشاره کرد رفتارهای سازمان با عملکرد خِمِرهای سرخ در کامبوج مشابهت دارد. خِمِرهای سرخ در کامبوج در دوره حکومتشان در یک کشور ده میلیونی دو میلیون نفر را کشتند. سازمان برای رسیدن به حکومت در ایران از کشتن میلیون‌ها انسان هم ابایی نداشت و آن را مجاز می‌دانست. در «ماجرای نیمروز» صحنه ورود به قرض‌الحسنه با لباس‌های نیروی انتظامی و ترور افراد به بهانه نفوذی و یا حزب‌اللهی بودن یا جمع کردن اعضای انجمن اسلامی یک دبیرستان در حیاط مدرسه و به رگبار بستن آنها یا صحنه راه‌بندان و به اسم مأمور کمیته مردم اعم از زن و مرد را به ظن حزب‌اللهی بودن از ماشین پیاده و ترور کردن، مثال‌های خوبی در این زمینه است.

این پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی تصریح کرد: در جاهایی به‌قدری ناشیانه رفتار کردند که در صورت به تصویر کشیدن آن طنزگونه و وحشی‌گریشان از نظر مخاطب اغراق‌آمیز و غیر قابل باور می‌شد. مثلاً آنها یک سیک هندی با دستار مشکی را در خیابان روحانی فرض و ترور کردند که این قضیه در فیلمنامه اول بود، ولی به دلیل همین غیرقابل باور بودن حذف شد یا کارتن خوابی را به خاطر ریشش کشتند.

وی تأکید کرد: چنین گروهی زبان آدمیزاد نمی‌فهمد که بخواهید با آنها ملاطفت کنید. تصمیمات خوبی در کلان نظام گرفته شد و بعد از عملیات مرصاد اقدامی صورت گرفت و شر اینها برای همیشه از نظام کنده شد.

افخمی در پاسخ به چگونگی جذب افراد مخصوصاً جوانان به سازمان منافقین با بیان این مطلب که ما این وقایع را از نزدیک دیدیم و در دورانی هم دیدیم که جنگ ایران و عراق شروع شده بود گفت: مردم در وضعیتی قرار گرفتند که برای دفاع از شهر و خانواده خود مجبور شدند که به جبهه‌ها بروند و خشن‌ترین وضعیت را تحمل کنند و صحنه‌هایی مثل تکه‌پاره شدن کودکان را ببینند.

وی ادامه داد: بلایی که در مناطق جنگی سر مردم آمده بود حدود یک‌سال پیش از این بود که ترورهای تابستان سال 60 اتفاق بیفتد. فضا این‌گونه بود که مردم برای حفظ آزادی و انقلاب و حفظ امنیت خانواده وارد این وضعیت وضعیت مرگ و زندگی و دفاع از مملکت سر انقلاب شدند.

افخمی در همین زمینه تأکید کرد: طبیعتاً در این وضعیت کسی که در مقابل انقلاب قرار بگیرد به طرف وحشی‌گری رانده می‌شود، چون با کسانی روبه‌رو است که به‌آسانی جا نمی‌زنند. اینها این نوع وحشی‌گری را قبل از این در جنگی که حالا 9 ماه از زمان آن می‌گذرد دیده بودند. وقتی مردم به جبهه‌های جنوب هجوم برده بودند و در حال جنگیدن هستند معلوم است سازمان منافقین که تصمیم می‌گیرد مقابل مردم قرار بگیرد باید از خوی وحشی‌گری استفاده کند.

این کارگردان سینما و تلویزیون در باره چرایی ابراز این‌گونه توحش با تأکید بر اینکه مسئله لزوماً ایدئولوژیک و سیاسی نیست توضیح داد: بخشی از ماجراها از آنجا شروع می‌شود که در افراد یک آمادگی بالقوه برای توحش وجود دارد که کافی است فقط لحظه‌ای خود را رها کنند.

وی یادآور شد: اگر پرونده‌های دوران 60 تا 65 را در آگاهی تهران مطالعه کنید و ببینید چه کسانی آدم کشتند بدون اینکه وابستگی سیاسی داشته باشند یا چه وحشی‌گری‌هایی به‌وسیله کسانی انجام شده که جزو اقشار معمولی مردم بودند.

افخمی در توضیح این مطلب با ذکر مثال از چهارنفری یاد کرد که 21 زن را مورد آزار جنسی قرار دادند و ادامه داد: این چهار نفر همگی با هم فامیل بودند و این زنان را که به‌عنوان مسافر سوار کرده بودند بعد از تجاوز و دزدیدن جواهرات آنها در بیابان رها می‌کردند.

وی با بیان این مطلب که فقط کافی است انسان یک‌مقدار خود را رها کند تصریح کرد: چون در خیلی‌ها پتانسیل توحش وجود دارد، لزوماً این‌گونه نیست که سازمانی با ایدئولوژی، افراد خود را توجیه کند که شما می‌توانید وحشی‌گری را به‌حساب یک عقیده بگذارید. در یک سازمان گانگستری این‌گونه نیست و شما برای اثبات وفاداری خود به او باید هر کاری بکنید. من یک‌موقعی تعبیری از پادگان اشرف داشتم و می‌گفتم این پادگان دیوانه‌خانه‌ است با این تفاوت که رئیس این تیمارستان خودش دیوانه است.

این کارگردان سینما و تلویزیون با بیان این مطلب که این رفتارها جنبه روانی دارد و به نظر می‌رسد از هر 10 نفر لااقل یک نفر زمینه برای توحش و لذت بردن از وحشی‌گری به شکل سادیستی آن دارند ادامه داد: هرکسی هم یک‌جوری است، یعنی فردی شهوت بر آن غلبه می‌کند و دیگری خشم و بعد از آن توضیح ایدئولوژیک آن خیلی ضرورتی ندارد.

وی در توضیح این مطلب که به‌نظرمی‌رسد کسانی که با تحقیق و از نظر ایدئولوژیک به این نقطه می‌رسند به شکل انتزاعی آن را برجسته می‌کنند این موضوع را با رفتار جمهوری اسلامی مقایسه کرد و نتیجه گرفت: یکی از دلایل موفقیت جمهوری اسلامی در کنترل غائله کردستان سپاه پاسداران با کردها و کسانی که بیم آن می‌رفت جذب چپ شوند این بود که طوری برخورد نکردند چون شما اسلحه به دست دارید پس دشمن ما هستید، برعکس با آنها ارتباط برقرار کردند و فرماندهان از اینها نترسیدند و با آنها صحبت کردند و سعی نکردند اسلحه را از دست اینها در بیاورد.

در ادامه محمدحسن روزی‌طلب با بیان اینکه با صحبت‌های آقای افخمی خیلی موافق نیستم تصریح کرد: کسی ادعا نمی‌کند همه افراد جذب شده در سازمان مجاهدین خلق یا منافقین به‌صورت ایدئولوژیک جذب شده‌اند، ممکن است فضای روانی حاکم آنها را به این نقطه می‌رساند. کسی که اولین قدم را بردارد چه یک وجب چه خیلی زیاد، ولی این را نباید از نظر دور داشت که همه‌چیز سازمان استراتژی آن بود. یعنی استراتژی تعیین می‌کرد که سمپات، این کار را بکند یا خیر.

وی ادامه داد: شهید لاجوردی از نیمه سال 63 از دادستانی انقلاب استعفا داد یا شهید صیاد شیرازی سال 67 در عملیات مرصاد شرکت داشت و 10، 15 سال بعد در سال‌های 77 و 78 ترور شدند. استراتژی سازمان این نبود که برای ترور اینها در همان سال‌ها تصمیم‌گیری کرده باشد، یعنی هوادار و خط آتش و بخش ویژه نظامی تا وقتی که استراتژی تعیین نکند کاری نمی‌کند.

این پژوهشکر تاریخ انقلاب اسلامی یادآور شد: اتفاقاً سازمان دنبال پرتحرک‌ترین قشرهای اجتماعی می‌رفت، به خاطر همین در سازمان دانشجو کم می‌بینید. در صورتی‌که می‌گفتند نخبه‌ایم. دانشجویان اگر اپوزیسیون هم می‌خواستند بشوند به گروه‌های دیگر وابسته می‌شدند. کارگر هم کم می‌بینید، اما دانش‌آموز و خانم‌ها را زیاد می‌بینید، چون احساساتی هستند و نیاز به توجیه ندارند و با یک شعار و تحرک می‌توان اینها را به هیجان رساند.

روزی‌طلب در باره پژوهش این فیلمنامه گفت: قرار نبود این پژوهش برای فیلم اتفاق بیفتد، دو سه سال قبل از کلیدخوردن ساخت این فیلم پژوهش‌هایی در باره جمع‌آوری اسناد و مصاحبه با شخصیت‌هایی که در درگیری‌های امنیتی نقش‌آفرین بودند انجام شده بود.

وی ادامه داد: یک اتفاق باعث شد بنده و آقای رضوی با یکدیگر ملاقات داشته باشیم، که البته صفر تا صد کار، کار آقای مهدویان بود و اگر ایشان نبود هرچقدر هم می‌گفتیم و هر سندی هم اضافه می‌شد فایده نداشت. آن‌چیزی که به تصویر آمد هنر آقای مهدویان و شجاعت آقای رضوی بعد از بلاهایی که سر فیلم سیانور سرش آوردند مقاومت کرد.

در ادامه افخمی با بیان اینکه «کتاب صخره سخت آقای روزی‌طلب را خوانده‌ام» خاطرنشان ساخت: تحقیقات در این فیلم نقش منبع اقتباسی را دارد و فیلم‌نامه محمدحسین مهدویان اقتباسی به‌حساب می‌آید و خیلی به تحقیقات انجام شده وابسته است و از این نظر به فیلم «لس‌آنجلس محرمانه» شباهت زیادی دارد.

وی افزود: این فیلم براساس یک رمان خیلی مفصل نوشته نویسنده معتبری بنام «جیمز ال‌روی» ساخته شده است. این فرد متخصص لس‌آنجلس به‌حساب می‌آید. علت اینکه به آن اسکار دادند به خاطر این بود که یکی از فشرده‌ترین رمان‌های قطور ادبیات معاصر آمریکا را توانسته فشرده‌تر کند.

این کارگردان سینما و تلویزیون در باره جوایزی که ماجرای نیمروز در جشنواره فجر گرفت با توجه به اتفاقاتی که در این جشنواره افتاد و با تأکید بر این نکته که جایزه‌ها هیچ اعتباری نداشت تصریح کرد: شنیدیم جایزه‌ها در روزهای آخر و حتی ساعت به ساعت جابه‌جا می‌شد و حتی با تعهدگرفتن از کسانی که قرار بود به آنها جایزه داده شود که به تلویزیون و برنامه هفت حمله کنند که حتی یکی از کارگردانانی که جایزه گرفت و به تلویزیون ناسزا گفت اخیراً در تلویزیون پروژه گرفت.

وی ادامه داد: تا آخرین لحظه سعی می‌کردند که ماجرای نیمروز جایزه را نگیرد و حتی اکبر نبوی تهدید کرد اگر قرار است این فیلم جایزه بگیرد من هیئت داوران را ترک می‌کنم.

در بخش دیگری از این برنامه روزی‌طلب در پاسخ به این سئوال که وضعیت دسترسی احتمالی منافقین در دستگاه‌ها و فضای عمومی کشور در بحث نفوذ به چه صورت است با بیان این مطلب که  البته این سئوال را باید کارشناسان امنیتی پاسخ دهند توضیح داد: دو نسل نفوذ داریم، نسل اول مثل کشمیری و کلاهی و کسانی که منجر به ترور و خراب‌کاری شدند و نسل دوم که از طریق سوارشدن بر گسل‌هایی که از طریق افرادی که با نظام اختلافاتی داشتند به‌وجود آمد مثل ماجرای آقای منتظری که نفوذ مستقیم نبود که حضرت امام می‌فرمایند شما مملکت را بعد از من به لیبرال‌ها و از طریق آنها به منافقین می‌دهید.

این کارشناس تاریخ انقلاب اسلامی ضمن تأکید بر این مطلب که دکترین و روش امام خمینی برای حل بحران‌ها «مردمی» بود خاطرنشان کرد: نحوه پیروزی انقلاب و جنگ و مدیریت امنیت کشور در این بحران بی‌سابقه که منجر به شهادت 17000 تن شد کاملاً مردمی بود.

وی در پایان گفت: اگر کسانی که مقابل بزرگ‌ترین شبکه ترور در تاریخ ایران ایستادگی کردند مورد تمجید قرار نگیرند بعید نیست در این منطقه پربحران اگر کشور ما دچار آسیب قرار گرفت کسی حاضر باشد این فداکاری‌ها را انجام دهد. نباید روی شاخه نشست و بُن برید.



 
انتقاد تند ده‌نمکی از اصغر فرهادی؛
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

خنده‌دار است با پول جریان سرمایه‌داری فیلم بسازی بعد برای گورخواب‌ها پیام بدهی +فیلم

به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ برنامه جهان‌آرا با موضوع زمان و زمانه شهید آوینی و با حضور مسعود ده نمکی، روزنامه‌نگار و کارگردان سینما و شهریار زرشناس، پژوهشگر حوزه ادبیات، فرهنگ و سیاست از شبکه افق پخش شد. پس از بحث و بررسی شخصیت شهید آوینی و برخی از نوشته‌های او، ده نمکی در بخش پایانی برنامه گریزی هم به فیلم فروشنده و اصغر فرهادی زد و انتقادات تندی به او وارد کرد:

 
"خنده‌دار است کسی با پول جریان سرمایه داری فیلم بسازد و در جشنواره‌های خارجی بفرستد آن وقت برای گورخواب‌ها پیام دهد. خنده‌دار می‌شود شما با پول پادشاه قطر و دخترش فیلم بسازید آن‌وقت در برابر این همه ظلم و جور در جهان سکوت کنی و در جاهایی که احتیاج است به نفع آن جریان وارد شوی پز روشن‌فکری بگیرید.

جالب است در همین قصه مصاحبه فرهادی با نشریه اسرائیلی، وقتی بحث پیوند دولت و ملت­ها شد، گفت ما از دولت‌ها قطع امید کردیم و دل به ملت‌ها بسته‌­ایم! تو چطور گورخواب را در مملکت خود می‌بینی، ولی حالا که پایت به آن طرف رسیده کودکانی که زیر چرخ تانک‌ها له می‌شوند را نمی‌بینی؟ چطور نمی‌توانی مصداق آن کسی باشی که به‌جای آن پیام دوپهلو از ظلم و بی‌عدالتی در دنیا حرف بزنی؟ برای اینکه اسم بچه خود را رستم می­گذاریم و دیگر جرئت نداریم او را صدا بزنیم"!
 
حرف‌های ده نمکی را در فیلم زیر بشنوید.
 
 
00:00 01:25



 
۴۰ درس از «معلم فرهنگی انقلاب اسلامی»
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،«سید مرتضی آوینی» به شهریور ۱۳۲۶ شمسی در «شهر ری» متولد شد و ۴۶ سال بعد(پنج سال پس از پایان جمگ تحمیلی)، بر اثر انفجار مینی به جامانده از عملیات «والفجر مقدماتی»، به همراه «محمدسعید یزدان پرست» بال در بال ملائک گشود. ۲۰ فروردین ماه، مصادف است با بیست و چهارمین سال گشتِ شهادت «سید مرتضی آوینی» در منطقه ی عملیاتی «فکه» به سال ۱۳۷۲ شمسی. وی در زمان شهادت، علاوه بر مسئولیت گروه تلویزیونی «روایت فتح» و ریاست واحد تلویزیونی «حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی»، سردبیری ماه‌نامه‌ی «سوره» را نیز بر عهده داشت. «سید مرتضی آوینی» پس از شهادت، از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، به عنوان «سید شهیدان اهل قلم» ملقب گردید.

سید شهیدان اهل قلم
طی دو دهه ی گذشته، این شهید فرزانه، به یکی از اصلی ترین عناصر هویتی انقلاب اسلامی بدل گشته و جایگاه رفیعی در قلوب باورمندان به آرمان های انقلاب اسلامی پیدا کرده است. به حق باید این فرزانه ی قلم و دوربین به دست را «سالار هنرمندان انقلابی» دانست. گرچه طی دو دهه ی گذشته  بسیاری(اعم از منتسبین به جبهه ی انقلاب اسلامی و دشمنان آن) تلاش کردند با تخریب وجهه ی سیاسی و حتی اعتقادی او، پرچم در اهتزاز «سید شهیدان اهل قلم» را از مسیر «هنر» و «هنرمندان»  انقلاب اسلامی برچینند اما به اراده ی «حضرت حق» خود آنان بودند که به گونه ای رقت  بار در طوفان تاریخ گم شدند(تا باد چنین بادا).

آن چه پیش رو دارید، ۴۰ بریده از مجموعه مقالات گران سنگ به یادگار مانده از آن متفکر فرزانه است که توسط «مشرق» گزینش و در سال گشت عروج حضرتش به «حضیره القدس»، به شاگردان معنوی و علاقمندان به ساحت فکری و معنوی او، تقدیم می گردد:

روحمان با یادش شاد

هدیه به روح بلندپروازش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

*۱:

امّ القرای تمدن اسلامی، یونان باستان نیست و همه می دانند که حضرت امام خمینی کتاب «ولایت فقیه»(27) را که به مثابه « روح القوانین » حکومت اسلامی است ده ها سال پیش از پیروزی انقلاب با رجوع به قرآن و روایات نگاشته بودند و نهادهایی که اکنون در حکومت جمهوری اسلامی وجود دارد نه در تأسی به حکومت دموکراسی بلکه در رجوع به « امّ القرای تمدن اسلامی که صورت محقّق مدینة النبی است » موجودیت یافته اند، و تردیدی نمی توان داشت که اگر حتی پارلمان – مجلس شورا – نمی توانست صورتی موجه از حضور مردم و بیعت آنان را با ولایت فقیه ارائه دهد هرگز در نظام اسلامی موجودیت نمی یافت.

وجود پارلمان را در نظام جمهوری اسلامی نمی توان به مفهوم پارلمانتاریسم گرفت و اگر چه نظام اسلامی در قوانین اساسی خویش، وجود آزادی ها را به طور مشروط مورد تأکید قرار داده است، اما این آزادی ها را هرگز نمی توان با معنای لیبرالیستی آزادی در غرب یکی دانست. نظام جمهوری اسلامی یک نظام ولایی است که حول شمس ولایت فقیه تشکیل شده است و بنابراین، نهادهای سیاسی و اجتماعی نه در جهت تأمین حاکمیت مردم بر خودشان – که اصلاً نمی تواند مفهوم واقعی داشته باشد و همیشه در همه جا نخبگان، قشری از اقشار مردم هستند که حاکمیت را در دست دارند – بلکه در جهت تسرّی و تنفیذ احکام اسلام در جامعه از طریق رهبری فقیه که مردم نیز با او بیعت کرده اند تشکل یافته اند. این حکومت را نه می توان دموکراسی خواند و نه با هیچ عنوان وارداتی دیگر، هر چند که جمهوری اسلامی خود را نسبت به تأمین بسیاری از آزادی هایی که در حکومت های دموکراسی معمول است متعهد بداند – که می داند.

نمی خواهم بگویم که جمهوری اسلامی همان صورت غایی و مطلوب مدینه اسلامی و حکومت آن است، اما با اطمینان می توان گفت که این بهترین صورت ممکن – با عنایت به شرایط زمان و مکان – برای حکومتی است که می خواهد در همه ارکان و اجزا و اعمال خویش رجوع به حقیقت اسلام داشته باشد و مسلماً مدخلیت شرایط و مقتضیات تاریخی را در این معنا هرگز نمی توان نادیده گرفت.

*۲:

به راستی که بود که در جریان انقلاب با مشت در برابر تانک ایستاد و گلوله های اسرائیلی و آمریکایی را به جان خرید و خونش را هدیه نهرهای میدان ژاله کرد تا شعار « خدا، قرآن، خمینی » را به جای شعار « خدا، شاه، میهن » بنشاند؟ که بود که در کردستان سر خویش را بهای حفظ تمامیت ارضی ایران گرفت و مُثله شد تا ایران مُثله نشود؟ که بود که در برابر منادیان التقاط تا آنجا ایستاد که در شکنجه گاه های مافیایی منافقان شیطان پرست، ناخن هایش را کشیدند و پوستش را با آب جوش کندند و دست وپایش را اره کردند و چشمانش را زنده از کاسه سرش بیرون آوردند و افطارش را با گلوله باز کردند و زن و فرزندانش را در جلوی چشمانش آتش زدند تا لب از شعار « حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله » ببندد، و نبست و اجازه نداد که انقلاب اسلامی نیز به سرنوشت انقلاب های دیگری دچار شود که بعد از پیروزی مردم، و درست در هنگام استقرار نظام، رئیس جمهور و اعضای کابینه و نمایندگان پارلمانش با هواپیما از غرب سر می رسند و میراث شهدا را همان جا در سالن ترانزیت تقسیم می کنند... و بعد هم با نام توسعه اقتصادی و پیشرفت و تجدد و تمدن و نهادهای دموکراتیک و آزادی، شیطانی را که مردم از در رانده اند از پنجره به درون دعوت می کنند؟

که بودند آنان که گروه گروه در خرمشهر زیر شنی تانک های روسی له شدند و با نارنجک های اسرائیلی تکه تکه شدند و در هر قدم از هر کوچه شهر، شهیدی دادند تا نام « شیعه » را مترادف با معنای « مرد » نگاه دارند و حدیث اَلسّلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت را درباره فرزندان « سلمان فارسی » تفسیر کنند؟ که بودند آنان که در ایستگاه هفت و دوازده و ذوالفقاریه... جنگیدند تا آبادان «عبادان» نشود؟ که بودند که رنگ سرخ خون پاکشان از فراز مسجد جامع سوسنگرد بر آسمان پاشید و غم شهادتشان جاودانه در غروب سوسنگرد ماند؟ که بودند آنان که هویزه را کربلا کردند؟...

و چه بگویم؟ مگر می توان آن هشت سال را که به هشتاد هزار سال عمر آنان که سیاره زمین را بدل از طویله گرفته اند می ارزد، در هشت سطر خلاصه کرد؟ که بودند آنان که حقیقت قدسی انقلاب اسلامی را در میدان های هشت سال دفاع مردانه ظهور بخشیدند و چه بود جز درد دین و عشق ولایت که آنان را می توان این همه استقامت بخشید؟... و اگر اینان نبودند، اکنون آیا چیزی از میراث انقلاب بر جای مانده بود که حالا آقایان میراث خوران خوش نشین دیار غرب و وابستگان داخلی استکبار و خود باختگان مرعوب مدینه فاوستی، رجّالگان و زُنّاربستگان دِیر «مایکل جکسون » و شیفتگان جزایر ناتورالیست ها و مدّاحان پروسترویکای مفلوک شوروی مفلوک تر و نوچه های کمربسته « بوش » قداره بند و بُزمجه های از ترس رعد و برق به سوراخ خزیده... بر سر تقسیم آن با ما که همه جان و مال و فرزندان و پدران و مادران خویش را به مسلخ عشق بردیم تا ولایت فقیه بماند، به جدال برخیزند؟ و کدام جدال؟ اگر این پهلوان پنبه های جُبّان فضای خالی میان سطور نشریاتِ نشخوارگر جویده های فرنگیان اهل نبرد بودند که حداقل یکی از آنها در طول این هشت سال و لااقل در یکی از خطوط آرام پشت جبهه می دیدیم... که ندیدیم.

*۳:

جهان امروز در دوران انتقال از یک عصر به عصری دیگر قرار دارد و تا آنگاه که این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثبات را به خود نخواهد دید. این دوران با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران آغاز شده است و به این لحاظ، دهه شصت را باید اولین دهه از تجدید عهد محسوب داشت. غرب با شاخک های حسی خویش، فراتر از عوالم درک کامپیوتری، این حقیقت را در یافته است و بنابراین، می کوشد تا با اثبات سیادت خویش بر جهان راه را بر تصوراتی از این دست – که دوران تمدن غرب را پایان گرفته می دانند – ببندد. در هر شرایط دیگری شاید غرب به واکنشی چنین گسترده و متحد در برابر اشغال کویت دست نمی زد، چرا که می دانست با این تغییر ظاهراً جزئی در جغرافیای سیاسی جهان، تعادل ناپایداری که حداقل از بعد از جنگ جهانی دوم به سود غرب ایجاد شده است درهم ریخت و سر منشأ تحولات زنجیره ای متعددی خواهد شد که در کم تر از ده سال، چهره کره زمین را کاملاً متحول خواهد ساخت. غرب با هر تحولی که منتهی به غایات او نگردد مخالفت خواهد کرد، اما میزان این مخالفت فی نفسه می تواند حکایتگر اهمیت مسئله حاضر در نگاه غرب باشد. بعد از چهار پنج قرن از رنسانس، انقلاب اسلامی ایران تنها تحولی است که خارج از عهد فرهنگی رنسانس روی می دهد، و لذا برای اَ حراری که حُریت را در استقلال از غرب می بینند، «دهه شصت» درخشانترین برهه تاریخ معاصر جهان است. بر همین قیاس، همه همت غرب نیز مصروف آن است که انقلاب اسلامی را در نظام گسترده و سیستماتیک فرهنگ خویش ببلعد.

*۴:

در رسانه های همگانی فرهنگ نوعی کالاست که مطلوب ذائقه مصرف کنندگان تولید می شود. کافی است فی المثل به ازاله معنوی کلمه « ایثار » در رسانه های همگانی در طول این چند سال بعد از اتمام جنگ نظر کنیم. ایثار در حقیقت امری خلاف آمد عادت است که پرتوی از خورشید ذات انسان را تجلی می دهد. در سال های جنگ، این کلمه می توانست به راستی بر مدلول حقیقی خویش دلالت کند، اما از آن هنگام که این کلمه در کف رسانه ها افتاد و آنها تلاش کردند تا آن را در « مکانیسم تولید فرهنگی » خویش معنا کنند، « ایثار » رفته رفته از معنا تهی شد و اکنون از آن جز پوسته ای ظاهراً سالم اما تهی از مغز باقی نمانده است. رسانه های همگانی می کوشند که فرهنگ را فرموله کنند و فرموله کردن فرهنگ مفهومی جز تبدیل فرهنگ به ضدّ فرهنگ ندارد. « عادت » نه تنها عمل را از معنا تهی می کند بلکه در برابر تعالی و تحول معنوی نیز می ایستد. عادت انسان را به ایستایی می کشاند حال آنکه تعالی در تحول و پویایی است.

از خلاف آمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

*۵:

قواعد دیپلماسی برای حفظ موازنه قوا در جهانی صورت گرفته است که آمریکا بر آن سیطره دارد و بنابراین ، تنها آمریکاست که اجازه دارد تا قوانین این بازی را رعایت نکند. دیگران موظف هستند که نه تنها تسلیم این بازی بین المللی شوند، بلکه اصلاً به روی مبارک خویش نیز نیاورند که این فقط یک بازی است. از این لحاظ دیپلماسی به هنر پیشگی شبیه است ، اگر چه به مراتب از آن دشوارتر است ، چرا که بر یک نمایشنامه معین و آزموده متکی نیست. بازی دیپلماسی نیز بازی مرگ است و هر که در این بازی بازنده شود باید بمیرد، اما به مرگی واقعی؛ کافی نیست که مردن را بازی کند، که در این بازی فقط باختن است که بازی نیست .

آمریکا اجازه دارد که قواعد بازی را رعایت نکند و وقتی هم که چنین می کند ، باز قاعده بر این است که نه فقط همه خود را به نفهمی بزنند ، بلکه این خلاف آمد را نیز به مثابه یکی از قواعد بازی توجیه کنند. وقتی این توجیه اصل باشد، بازی می تواند هر قاعده ای به خود بگیرد وکسی هم حق اعتراض ندارد . انقلاب اسلامی، چه بخواهیم و چه نخواهند، ما را از این بازی بین المللی بیرون کشیده است . اما جهانی که آمریکا بر آن سیطره دارد _ یعنی کره زمین _ جهانی نیست که در آن بتوان برای همیشه از این بازی جهانی بیرون کشید . مکر این عالم در آنجاست که «زندگی واقعی» و «بازی» را به یکدیگر مبدل ساخته و بنابراین ، «واقعیت» چنین صورت پذیرفته است که هر که در بازی شرکت نکند «دیوانه» می پندارندش. و فقط به این پندار نیز بسنده نمی کند: می گیرندش و در بند غل و زنجیر گرفتارش می کنند و این همه در چشم مردمان نیز عادلانه می نماید.

*۶:

دموکراسی های غربی پیچیده ترین و پیشرفته ترین انواع نظام های توتالیتر – تامگرا- هستند و به همین علت، در آنها باطن توتالیتاریسم در پس نهاد هایی اجتماعی و سیاسی پنهان شده است که ظواهرشان بر حقیقت وجودشان دلالت ندارد. رسانه های گروهی و یا به عبارت بهتر، تکنولوژی ارتباطات مردمان را با توهمی از اختیار مطلق فریفته اند و آرای آنها را مستبدانه، اما پنهانی، در صورتی از یک اتحاد ظاهری استحاله بخشیده اند. آزادی «نفس اماره» جایی برای تامل و توجه دراین معنا که این آزادی به چه بهایی به دست آمده است باقی نمی گذارد و افراد انسانی درغفلت کامل از حقیقت وجود خود هرگز این فرصت را نمی یابند که بر اسارت ارواح خویش علم پیدا کنند.

اگر رسانه های گروهی و بویژه تلوزیون وجود نداشتند، این نوع خاص از حکومت که ظاهری دموکراتیک و باطنی تو تالیتر دارد امکان تحقق نمی یافت. آنها آزادی تامل وتفکر و انتخاب را از شهروندان سلب کرده اند، اما در عین حال مردم القائات زیرکانه رسانه ها را حرف دل خویش انگاشته اند. در چنین وضعی، مردمان نمی توانند هیچ تصویری از یک حکومت دیگر نیز داشته باشند.

«مقاومت در برابر تغییر و تحول» برای اجتماعات بشری صفتی است غیر قابل اجتناب، چرا که بشر اهل عادت است و ترک عادت جز در شرایطی خاص، محال از این لحاظ جامعه شناسی «انقلاب» به مثابه یک تغییر دفعی که عادات و سنن متعارف را در هم می شکند، امری است بسیار دشوار. دوران چنین تغییراتی نیز نمی تواند طولانی باشد، چرا که طبع اولیه بشر در جست وجوی سامان و قرار است و اگر این را از او دریغ کنند کارش به جنون می کشد.

«بی قراری»، مقتضای حقیقت وجود انسان و «قرار» مقتضای طبع اوست و درمیان این «قرار و بی قراری» است که وجود انسان در طول تاریخ محقق می شود. طولانی شدن دوران جنگ از آن لحاظ دشوار بود که اقتضای طبع اولیه بشر، یعنی سکون و قرار را نفی می کرد و از آنها می خواست که همواره خود را در یک وضع ناپایدار حفظ کنند. ادامه این وضع می توانست خواست عمومی را در جهت اتمام جنگ حتی با شکست بسیج کند. اما در عین حال انسان یک حقیقت متحول است و اگر چه آزادی نفس اماره جمعی در نظام دموکراسی می تواند ضرورت تحول را برای مدتی مدید انکار کند، اما خواه نا خواه این ضرورت به صورت یک خواست عمومی و یا اراده جمعی درخواهد آمد و آن روز است که بنیان غرب را نیز باد خواهد برد. آثار این تحول قریت الوقوع اجتماعی درغرب ازهم اکنون قابل تشخیص است

*۷:

نظام امروز جهان یک امپراتوری شر است با حاکمیت آمریکا ... و حرف ما این است که این امپراتوری فقط یک امپراتوری سیاسی نیست. لازمه آنکه این امپراتوری تحقق تمام پیدا کند آن است که فرهنگ غرب نیز بر سراسر جهان حاکمیت یابد، و غرب اگر چه در جهت بسط حاکمیت خویش به مراتب از اعمال زور سود می جوید اما فرهنگ خویش را با زور نمی قبولاند. فرهنگ غرب بشر ازل از درون تسخیر می کند، چرا که در دعوات و غایات با نفس اماره اشتراک دارد و بر همین اساس، سر سپردن به غرب قبول ولایت شیطان است.

می دانم که این سخن در میان اهل تسلیم و انفعال چگونه تلقی خواهد شد، اما از جانب دیگر لازمه پذیرش آنچه گفتم پیش آنچه از هر چیز خروج و عصیان در برابر انفعالی است که با فرهنگ غرب همه جان ها را تسخیر کرده است. باید سر از اطاعت غرب پیچید،یعنی نخست باید بند ناف عادات و تعلقات را که در زهدان نفس اماره می بالد و فربه می شود، برید و از اتمسفر اکنون زدگی و مشهورات روز و اعتبارات خرافی جدید بیرون آمد و در فضای ولایت حق دم زد یعنی آنجا که جان بسته هیچ بندی نیست... و البته اینجا نیز پایان سلوک نخواهد بود.

کسی که با فرهنگ مشهودات می اندیشد هرگز نمی تواند جان خود را از این تسخیر رها کند، چرا که مشهودات نشخوار همان نواله ای است که امپریالیسمِ رسانه ای در جان مردمان سراسر جهان می ریزد. فرهنگ مشهورات فرهنگ غرب است و موید همان نظام بین المللی آمریکامدار و بنابراین، تفکری که می تواند نجات بخش بشر باشد تفکری است لزوماً خلاف آمد عادت و مشهورات .

*۸:

برای بعضی از روشنفکران وطنی مدعان آزادی و نسبیت اخلاقی فقط در محدوده اعتقاد به «جامعه باز» معنا دارد و لا غیر و لاجرم آن کس که خارج از این محدوده واقع شود مستحق است که او را «فاشیست» و «مخالف آزادی» بنامند.این مطلق گرایی با ادعای اولیه این آقایان سازگاری ندارد مگر آنکه فرض مقدماتی خود را چنین تصحیح کنیم در جامعه باز همه آزاد هستند که به هر چه می خواهند اعتقاد داشته باشند، مگر مخالفان جامعه باز که آنها را باید به جرم فاشیسم خفه کرد‍!

*۹:

«حقیقت» آخرین چیزی است که بشر _ در مقام کلی خویش _ به آن خواهد رسید و بنابراین ، «حکومت حق» که بر مطلق «عدل» بنا شده، آخرین حکومتی است که در سیاره زمین بر پا خواهد شد. همه تحولات تاریخی در حیات بشر «در انتظار موعود» صورت گرفته است، چه بدانند و چه ندانند. اگر بشر «تصویری فطری» از غایت آفرینش خویش نداشت، هرگز با «وضع موجود» مخالفتی نمی کرد و نیاز به تحول یک بار برای همیشه در وجودش می مرد. اما هرگز بشر به وضع موجود رضا نمی شود و به آنچه دارد بسنده نمی کند، چرا که از وضع موعود صورتی مثالی دارد منقوش در فطرت ازلی خویش، و تا وضع موجود خویش را با این صورت مثالی و موعود منطبق نبیند دست از تلاش بر نمی دارد.آیه "یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملا قیه " تاویلی دارد و آن اینکه غایت تلاش انسان «لقای حقیقت» است _ چه انسان در حیثیت فردی خویش، چه در حیثیت جمعی، و چه در آن حیثیت کلی که بدان اشاره رفت.

*۱۰:

پیامبران بزرگ همواره در اعصار جاهلی مبعوث گشته اند واین نه فقط به آن علت است که در عصر جاهلیت ، بشر مستغرق در ظلمات بیش تر نیاز به هدایت دارد، بلکه به این علت است که در صیرورت تاریخی حیات بشر این قاعده کلی وجود دارد که انسان تا گرفتار عصری از جاهلیت نشود قابلیت هدایت نمی یابد و اصلآ حکمت وجود شیطان در قصه آفرییش آدم در همین جاست که اگر شیطان نمی بود که انسان را از بهشت حقیقت مثالی وجود خویش به زیر آورد ، او قابالیت «تلقی کلمات» و «توبه» پیدا نمی کرد. " انا لله و انا الیه راجعون " «دایره کاملی» است که عالم هستی را معنا می کند. تلاشی که این انسان بر مهبط خویش برای رجعت به حقیقت وجود خود می کند مجموع تحولات تاریخی است که از حجت اول تا حجت آخر روی می دهد.

از رنسانس به این سو که آخرین عصر جاهلیت بشر آغاز شده، حیات تاریخی اقوام انسانی در سراسر سیاره به یکدیگر ارتباط پبدا کرده است تا بشر در حیثیت کلی خویش مصداق محقق بیابد و اگر تحولی روی می دهد برای همه بشریت یکجا اتفاق بیفتد. تعبیر «دهکده جهانی» نشان می دهد که آخر الزمان و عصر ظهور موعود رسیده است، چرا که آن تحول عظیم که بشر در انتظار آن است باید همه بشریت را شامل شود _که خواهد شد. در این آخرین عصر جاهلیت است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش از اسمان معنوی هبوط خواهد کرد _ که کرده است _ و در همین عصر است که بشر در حیثیت کلی وجود خویش «توبه» خواهد کرد، که با پیروزی انقلاب اسلامی درایران _ که ام القرای معنوی سیاره زمین است _ این عصر نیز اغاز شده و می رود تا بالتمام همه زمین و همه بشریت را فراگیرد.

این سخنان نسبتی با هیستوریسیسم ندارد و البته اگر کسانی می خواهند با نسبت دادن این سخنان به تاریخ انگاری هگلی از حقیقت بگریزند و یا دیگران را به بی راهه ها و کژراهه ها بکشانند، خود دانند. عصر توبه انسان در حیثیت کلی وجود آغاز شده است و او می رود تا خود را باز یابد. آن که حقیقت را فراموش کند ، به مصداق "نسوا الله فانسیهم  انفسهم " خود را گم خواهد کرد و انسان امروز در یک رویکرد دیگر باره به حقیقت ، می رود تا خود را باز یابد.

*۱۱:

تردید دارم که در سیاره زمین هنوز هم جوامعی وجود داشته باشند که تسلیم اقتضائات تمدن اروپایی که جهان امروز را یکسره در تسخیر دارد نشده باشند. نهادهای اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی دنیای متمدن تا آنجا انسان جدید را محاصره کرده اند که اصلآ تصور دیگری از «حیات بشری» جز اینکه هست ندارد. بچه ها در میان خانواده هایی به دنیا می آیند که عادات و فرهنگ ملازم با همین صورت خاص از از زندگی بشری را به ناچار پذیرفته اند. تلویزیون ها در واقع امر با یک آنتن مشترک در سراسر جهان به یک فرستنده مرکزی متصلند که یک پیام مشترک جهانی را به جذاب ترین صورت ها ارائه می دهد.

کودکان پای تلویزیون ها رشد می کنند و به مهد کودک ها ،کودکستان ها و مدارس و دانشگاه هایی می روند که باز هم از آموزش پرورش و تعلیم و تعلم هیچ تصور دیگری جز این که هست ندارند. این آموزشگاه ها، از مهد کودک تا دانشگاه ،متعهدند که شهروندان خوب و مطیع و کاملاً استانداردی برای دهکده جهانی تربیت کنند _ و چنین می کنند. بالاخره ضرورت معاش جوانان را _ تحصیل کرده و یا تحصیل ناکرده_ به صورتی جابرانه و مکانیکی به درون نهاد هایی اجتماعی می راند که بر سراسر سطح کره زمین گسترده اند و با یک مکانیسم واحد و در خدمت غایاتی مشترک اداره می شوند . تمدن نهادی شده غرب که موفق شده است فرهنگ خویش را به صورت اشیایی هدفمند و نظامی تکنولوژیک که روز به روز به آخرین مراحل اتوماسیون _خودکاری _ و دقت ریاضی وار نزدیک می شود در آورد و از طریق متدولوژی و ابزار پیچیده اتوماتیک جهان را تسخیر کند، مطلقاً اجازه نمی دهد که هیچ یک از افراد بشر صورت دیگری از حیات را جز این که اکنون هست تجربه کنند. و بنابراین ، وضع انسان در برابر حیات یک وضع «جبری» است. او حق انتخاب ندارد و بنابراین ، اصلا آزاد نیست. ازادی در اختیار انتخاب است ، در اراده آزاد ، و حال که که بشر نمی تواند هر طور که خود می خواهد زندگی کند و از این بدتر ، حتی کم ترین امکان شناخت صورت های دیگری از زندگی انسانی را از دست داده است، چگونه باید از آزادی و اختیار سخن گفت؟

*۱۲:

کافکا راست می گوید : لازمه عمل مسئولانه آزادی است، و در جهان کنونی انسان با زنجیر به دنیا می آید ، زنجیر هایی نادیدنی که او را خواه ناخواه و بی آنکه بداند، به سوی غایاتی که ملازم با تمدن کنونی است می کشانند. این تناقض هنگامی خود را به صورت تمام نشان می دهد که بدانیم همین بشری که جامعه محیط بر خود را «باز» می داند و به تقدیس آزادی روی می آورد ، در هیچ یک از ادوار حیات خویش بر کره زمین تا این اندازه که امروز هست اسیر و برده نبوده است ؛ نه فقط برده «نفس اماره» خویش ، بلکه زندانی تمدنی که افراد بشر را از گهواره تا گور به بند کشیده است.

*۱۳:

تحولی تاریخی بشر جز از طریق انقلاب ممکن نیست. آنان که این نظریه را نمی پذیرند، به وضع موجود دل بسته اند. در درون انسان میلی برای ماندن هست و میل دیگری هم برای رفتن؛ و این دومی قوی تر است. از آنجا که بشر اهل عادت است و دل به ماندن می سپارد،تحول تاریخی اش جز از طریق انقلاب ممکن نیست. انقلاب یک تغییر دفعی است و ناگهانی روی می دهد و همه عادات گذشته را در هم می ریزد و بنابراین، نمی تواند که صورتی مدام پیدا کند. «انقلاب دائمی» یک آرزوی شیرین، اما دست نیافتنی است. زندگی فی نفسه ملازم با عاداتی است که او را دعوت به ماندن می کنند و انقلاب کوچیدن است. عشایر کوچ رو با آنکه عاداتشان را نیز با خویش به ییلاق و قشلاق می برند و کوچیدنشان از مصادیق هجرت معنویت نیست، رفته رفته وادار به ماندن می شوند و هم اکنون نیز، جز گروه هایی قلیل از آنان، همه را جاذبه اسکان بلعیده است.

گستره عادات هر چه عمیق تر و وسیع تر باشد، انقلابی بزرگ تر لازم است تا بندهایش را از دست و پای جان بشر- بگسلد و خواه ناخواه چنین نیز خواهد شد- و هر چه عادات ملازم با ماندن عمیق تر و وسیع تر باشد، درد و رنج هجرت و انقلاب بیشتر است و بنابراین، از هم اکنون می توان وسعت مصائبی را که «انقلاب جهانی فردا» برای بشر پیش خواهد آورد، به حدس و گمان دریافت. تردیدی نیست که بشر امروز از یک «انقلاب جهانی» گریزی ندارد، چرا که تمدن امروز خواه ناخواه وسعتی جهانی یافته است. هیچ یک از تمدن های گذشته پایدار نمانده اند، چرا که تمدن دعوت به ماندن و سکون و استقرار می کند و ذات بشر عین بی قراری و تحول است. قرار انسان در بی قراری است چرا که او «دارالقرا» را در بهشتی بیرون از این عالم می جوید و بهشت های زمینی ، هر چند او را برای زمانی کوتاه بفریبند، نمی توان که از هجرت معنوی بازش دارند. این یک کشش ماوراءالطبیعی است که هرگز تعطیل بردار نیست، اگر چه ممکن است همچون جزر و مد آب اقیانوسها، در تبعیت از یک نظم ادواری شدت و ضعف داشته باشد.

*۱۴:

این روزگار اصلاً روزگار وارونگی انسان هاست و به مقتضای این وارونگی، نه عجب اگر کلمات هم وارونه شوند و اصطلاحاً بر مفاهیمی دلالت کنند که متضاد و متناقض با معانی حقیقی آنهاست! لفظ عرفان را هم مثل بسیاری دیگر از الفاظ – علم، آزادی، عقل، سیاست و… - از معنا تهی کردند و در پوسته ظاهری آن هر آنچه خواستند ریختند و کسی هم نتوانست دم بر آورد… و چیزی نگذشت که دیدیم دجّال به لباس حق در آمد و سامری خود را در پسِ نقاب موسی پنهان داشت و عرفان با جنون و فساد و فتنه شیطانی جمع شد.

و البته دامن کبریای حق از این گَردها مبرا بود و عرفانی حقیقی در تنهایی و تاریکیِ حجره ها معارج سلوک را با قدم صدق پیمودند و بار دیگر روح خدا از شمس وجود یک عارف راستین تجلی یافت و بساط فرعون را در هم پیچید و نقاب از چهره سامری باز گرفت و…

انعکاس اشعه نورش در آینه فطرت های پاک، آسمان دنیا را ستاره باران کرد و در مصاف با شیطان، جبهه های جهاد فی سبیل الله، مَجلای تلألوانسان هایی شد که آبروی عرفان را باز خریدند و شأن حقیقیش را بدان باز گرداندند. عرفای دروغین به سوراخ های دود آکنده خویش خزیدند و میدان را به اهلش واگذاشتند و دیگر در طول هشت سال جنگ سخنی از آنان و دروغ بافی ها و شعبده پردازی ها یشان در میان نیامد.

… اما چه شد که هنوز خون قربانی بر مسلخ قطعنامه 598 نخشکیده، بار دیگر خروش عارفانه نی عرفان هندی (!) به صدا در آمد و مارهای هفت رنگ سر از هفت سوراخِ سبدهای ده ساله در آوردند و خمیازه کشان صحنه های تئاتر و شعر و ادبیات ژورنالیستی را از رقص های عارفانه انباشتند؟ چه شد که هنوز بسیجی های عارف از جبهه های عشق باز نگشته و جام زهر از گلوی نازنین آن زین العرفا پایین نرفته، بار دیگر لفظ عرفان به همان معنای فراموش شده خویش بازگشت و یک بار دیگر درِ باغ عرفان دروغین به روی عقده های تل انبار شده باز شد و…؟

کسانی که بار هشت سال جنگ و ده سال انقلاب را بر گرده صبر و قناعت و تقوا و عشق و عرفان خویش کشیده بودند، لاجرم دل آزرده به نخلستان های غربت حق پناه آوردند و راز دل های خویش را در چاه های تنهایی زمزمه کردند و ملائک نیز با آنان هم صدا شدند؛ ملائکی که از شرمِ سر بریده سَید العرفا و الشهدا هزار و سیصد و پنجاه سال است سر در گریبان نهفته اند. و چرا اینچنین نشود وقتی غرب زدگی همچون وساوس شیطان، با خون در رگ های ما جاری است؟

*۱۴:

در اینجا یاد آوری اینکه می گویند « شیطان بوزینه یا مقلد مضحک خداست » و « به شکل فرشته روشنایی در می آید » کاملاً بجاست.

اصولاً مثل این است که، بگوییم که شیطان به شیوه خاص خود تقلید می کند، یعنی هر چیز، حتی آن چیزی را که مایل است با آن به مقابله برخیزد طوری دگرگون و قلب می کند که بتواند آن را به خدمت اهداف خود در آورد...

با این ترتیب، شیطان در برابر تمامی اموری که به ساحت قدس باز می گردد و با روحانیت و عرفان سرو کار دارد، معادلی دروغین می سازد و آن را در پسِ نقاب تزویر و تقلید پنهان می دارد. پس در برابر نظام حقیقی عالم دنیای وارونه ای نیز پدید می آید که با نظام حق « تناظر معکوس » دارد و بر این اساس باید توقع داشت که در برابر همه مظاهر حق، مظاهری شیطانی نیز به صورت وارونه و معکوس وجود داشته باشد: ساحران در برابر انبیا، سامری در برابر موسی (ع)، دجال در برابر حضرت حجت (ع)، اسلام آمریکایی در برابر اسلام ناب محمدی (ص) و بالأخره روحانیت و عرفانِ معکوس در برابر روحانیت و عرفان حقیقی.

*۱۵:

ما شهروندان مطیعی برای دهکده جهانی نیستیم؛ این سخن نیاز به کمی توضیح دارد.

شهروندِ مطیع کسی است که وجود فردی اش مستحیل در جامعه ای است که پیرامون او وجود دارد. اعتراضی ندارد. استدلال های رسمی را می پذیرد و در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی دارد. تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می بیند. به آنچه فرا می خوانندش روی می آورد و از آنچه باز می دارندش پرهیز می کند. دروازه های گوش و چشم و عقلش برای پیام های پروپاگاندا باز است و مثلاً در ایران خودمان وقتی می شنود که «بانک فلان، بانک شماست »، باور می کند و پولش را در بانکی انبار می کند که جایزه بیش تری می دهد... و از این قبیل. و خوب! دهکده جهانی هم برای آنکه سر پا بماند به شهروندان مطیعی نیاز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد.

در آغاز دهه هشتاد میلادی واقعه بسیار شگفت آوری در کره زمین روی داد که غرب را از خواب غفلتی که به آن گرفتار آمده بود خارج کرد. در نقطه ای از کره زمین که یکی از غلامان خانه زاد کاخ سفید حکومت می کرد، ناگهان میلیون ها نفر از مردم از خانه ها بیرون ریختند و فارغ از ملاحظات و معادلات غریزی مربوط به حفظ حیات، سینه در برابر گلوله ها سپر کردند و ارتشی هم که ده ها میلیارد دلار خرج آن شده بود به انفعالی گرفتار آمد که چاقو در برابر دسته خویش دارد: چاقو دسته اش را نمی برد. مردم چه می خواستند؟ عجیب اینجاست. مردم چیزی می خواستند که هرگز با عقل حاکم بر دنیای جدید جور در نمی آمد: حکومت اسلامی. نمونه ای هم که برای این حکومت سراغ داشتند به سیزده قرن پیش باز می گشت. مردم ایران این « پیام » را از کدام رادیو و تلویزیون، فیلم و یا تئاتری گرفته بودند؟ این پرسشی بود که غرب نمی توانست به آن جواب گوید. مهم نیست که غرب این نوع حرکت های اجتماعی را چه می نامد: بنیادگرایی، ارتجاع و یا هر چیز دیگر... مهم این است که این واقعه نشان داد « حصارهای اطلاعاتی قابل اعتماد نیستند. »

ببینید! واقعه شگفت آوری که رخ داده بود این بود که غرب ناگهان خود را نه با کشور «جشن هنر شیراز» و «آربی آوانسیان» و « اسرار گنج دره جنی » و « دایی جان ناپلئون » و «جشن های دوهزار و پانصد ساله» و «فریدون فرخزاد»... که با کشور «سید مجتبی نواب صفوی» و «حاج مهدی عراقی» روبرو یافت. و انقلاب اسلامی در داخل مرزهای « سپهر اطلاعاتی » غرب روی داد، در یک جزیره ثبات، و پیروز هم شد.

*۱۶:

قدرت «غرب»، قدرتی بنیان گرفته بر «جهل» است و آگاهی های جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی می آورند؛ همچون «انفجار نور». «شوروی» نیز تا آن گاه که فصل فروپاشی اش آغاز نشده بود خود را قدرتمند و یکپارچه نشان می داد و غرب نیز آن را همچون دشمنی بزرگ در برابر خویش می انگاشت. تنها بعد از فروپاشی بود که باطن پوسیده و از هم گسیخته شوروی آشکار شد.

اکنون در غرب، همه چیز با سال های دهه 1930 تفاوت یافته است. مردم با اضطرابی که از یک عدم اطمینان همگانی برمی آید به فردا می نگرند. آنها هر لحظه انتظار می کشند تا آن دژ اطلاعاتی که موجودیت سیاسی غرب بر آن بنیان گرفته است با یک انفجار مهیب فرو بریزد و آن روی پنهان تمدن آشکار شود. برای آنکه ردیف منظم آجرهایی که متکی بر یکدیگر هستند فرو ریزد، کافی است که همان آجر نخستین سرنگون شود. تمدن ها هم پیر می شوند و می میرند و از بطن ویرانه هاشان تمدنی دیگر سر بر می آورد. در آغاز، تمدن با یک اعتماد مطلق به قدرت خویش پا می گیرد و هنگامی که این احساس جای خود را به عدم اعتماد بخشید، باید دانست که موعد سرنگونی فرارسیده است.

*۱۷:

می خواهم بگویم که خود ماهواره، در عالم واقع، آن همه ترس ندارد که طنین این خبر در عالم وهم: « ماهواره دارد می آید. » طنین این خبر تا آنجا هراسناک است که بسیاری، از هم اکنون فاتحه همه چیز را خوانده اند: هویت ملی، اخلاق، زبان فارسی... چنان که پیش از آمدن تلویزیون نیز سخنانی چنین در افواه بود.

ماهواره مظهر آن پیوستگی جهانی است که تمدن جدید انتظار می برده است. آمریکا نیز مظهر آن اراده جمعی است که همراه با بشر جدید پیدا شده و در جست و جوی قدرت و استیلا، توسعه و اطلاق یافته است. « استیلا » و « ولایت » هم ریشه هستند و اگر بعضی از محققان استیلای غرب را بر عالم « ولایت طاغوت » خوانده اند، تعبیری را می جسته اند که بتواند مفاهیم جدید را در حوزه معرفت دینی معنا کند؛ و چه تعبیر درستی یافته اند. غرب، از همان آغاز، غایتی مگر برپایی یک حکومت جهانی نداشته است و هم اکنون نیز چه آنان که از حاکمیت ماهواره ها به وحشت افتاده اند و چه آنان که مشتاقانه چنین روزی را انتظار می برند، هر دو، حاکمیت ماهواره ها را با حاکمیت جهانی غرب یکسان گرفته اند؛ و هر دو اشتباه می کنند.

*۱۸:

... و اما این واقعیت که روشنفکران غرب زده در این مرز و بوم همواره در برابر تحولات تاریخی منفعل و دست و زبان بسته بوده اند، واقعیتی است که ناگزیر آنان را وا می دارد تا برای زنده ماندن به هر دست آویز موهومی که بتواند یک چند روزی مرگ کامل آنان را به تأخیر بیندازد، چنگ بزنند. باید اذعان داشت که وضع روشنفکران غرب گرای ایرانی، حتی در خاورمیانه و در میان کشورهای مسلمان نیز کاملا استثنایی است. اینها گرفتار مردمی هستند که روح و جانشان با ولایت و امامت پیوندی انکار ناپذیر دارد و این امری نیست که فقط به تاریخ معاصر ایران بازگردد.

آمادگی ایرانیان برای قبول دین اسلام و مشی ولایی شیعه به گوهر فطری آنان رجوع دارد و آنان که تصور می کنند هر مشی و منش دیگری را می توان، فارغ از آمادگی های تاریخی و فطری این امت، جایگزین دین اسلام و مشی ولایی شیعی و رابطه ای که بین این مردم وپیشوایان مذهبی آنان وجود دارد قرار داد، با ماهیت تاریخ بیگانه اند و وهم می بافند. روشنفکران غرب گرای این مرز و بوم برای توجیه وجود خویش ناگزیر هستند که چشم بر واقعیات ببندند و پیله وهم و خیال بر دوش، به حیاتی حلزون وار دل خوش کنند، و به همین علت در جایی که ایدئولوژی و مقاصد سیاسی لازمه ذاتی زندگی روشنفکری است، ناگزیر باید وانمود کنند که از سیاست و ایدئولوژی می گریزند.

*۱۹:

« عرف خاصّ » جامعه ما همان است که حیات خویش را در ارتباط با «غرب» یافته و اصلاً تصور دیگری از زندگی، تاریخ، جامعه و یا انسان ندارد. روشنفکران به این عرف خاص تعلق دارند و البته باید اذعان داشت که نشریات کشور ما و رسانه های دیگر بیش تر در اختیار اینان است، چرا که تجربه تاریخی تشکل و تحزب، ژورنالیسم و غیره را از سر گذرانده اند و اکنون از ذخایر این تجربیات بهره می برند.

اما تجربیات این یک دهه بعد از پیروزی انقلاب نشان داده است که این عرف خاص جز کفی بر رودخانه بیش نیست و تحولات تاریخی جامعه ما از جای دیگری رهبری می شود که مدخلیت روشنفکران در جریان آن، جز در برهه کوتاهی از مشروطیت، واقعیت نیافته است.

عرف روشنفکری « عرف عامّ » جامعه ما نیست. عرف عامّ جامعه ما منشأ گرفته از شریعت اسلام است و از غرب جز تأثراتی ظاهری نمی پذیرد و بنابراین، حتی بعد از پنجاه سال حکومت پهلوی، مردم باز هم قدرت یافتند که انقلاب اسلامی را به ثمر برسانند. هنوز هم چیزی تغییر نکرده است. امکان حضور مردم در تحولات این دهه دوم بعد از پیروزی انقلاب کم تر شده و اگر چه این معضلی بسیار بزرگ است، اما حضور بالقوه مردم هنوز هم در هر موقعیت دیگری که فطرت الناس در رابطه با ولایت تشخیص دهد می تواند به فعلیت برسد. عرف عام همچون رودخانه ای در عمق جریان دارد، اما عرف خاص کفی است که می جوشد و سطح و ظاهر را پوشانده است و اجازه نمی دهد که باطن آن یعنی رودخانه را ببینیم. هیاهوها نباید ما را به اشتباه بیندازد که هر چه هست و هر که هست هم اینانند..

*۲۰:

ولایت فقیه نمی تواند با پارلمانتاریسم و دموکراسی جمع شود و این گفته البته به آن معنا هم نیست که ولایت فقیه با استبداد و یا توتالیتاریسم جمع می شود؛ خیر، ولایت فقیه یک نظام حکومتی جدید است که نه با دموکراسی و نه با استبداد جمع نمی شود و هرگز در جهان جدید سابقه ای نداشته است.
ولایت فقیه با حاکمیت کلیسا نیز، چه به صورت فعلی و چه در صورت قرون وسطایی آن، نسبتی ندارد و بنابراین، غرب و غرب زدگان با معیارها و منطق خویش هرگز امکان درک آن را ندارند.

ایمان آوردن به ولایت فقیه منطق دیگری می خواهد که از دین کسب می شود و دین نیز بر وحی مبتنی است. نمی خواهم بگویم که ولایت فقیه عُقَلایی نیست یا با استدلال عقلی قابل اثبات نیست، اما دین کار را فقط به عقل مردمان واگذار نکرده است و پیامبران، شرایع را نه از راه استدلال عقلی بلکه از طریق وحی در می یافته اند، و اگر نه، تکلیف ما با عقل کج اندیش این عوام عالم نما که بت دموکراسی را می پرستند چه بود؟

ترجمه دقیق دموکراسی « ولایت مردم » است که در مقابل ولایت فقیه قرار می گیرد و با آن جمع نمی شود، اگر چه فقیه نیز برخوردار از آرای مردم است؛ و به هر تقدیر، از آنجا که آرای مردم باید از طریق نمایندگانشان اظهار و اعلان شود، وجود نوعی پارلمان نیز در نظام حکومتی ولایت فقیه ضرورت پیدا می کند. اما صرف وجود پارلمان به مفهوم پذیرش دموکراسی نیست.

نظام حکومتی ولایت فقیه نظام جدید و بی سابقه ای است که اگر چه نوعی حکومت تئوکراتیک – یا به عبارت عامیانه خدامحورانه – است، اما با هیچ کدام از قوالب حکومتی تجربه شده انطباق و یا حتی شباهت ندارد.

ولایت فقیه مبتنی بر اسلام ناب است که هم از حقوق بشر و هم از آزادی دریافتی کاملاً متفاوت با مشهورات و مقبولات بین المللی دارد. تفاوت معنای آزادی و حقوق بشر در نزد ما با آنچه در جهان امروز معمول است آن همه زیاد است که می توانیم با یقین بگوییم که ما و غربی ها فقط در لفظ اشتراک داریم و نه در معنا.

*۲۱:

ما باید بدانیم که در چه دنیایی زندگی می کنیم و با توجه به این واقعیت ها، راه هایی برای حفظ فرهنگ خودمان و مبارزه با «غرب» پیدا کنیم. با فرار کردن و انزوا گرفتن و دیوار به دور خود کشیدن که مسئله ما حل نمی شود. ما عادت کرده ایم که برای دور ماندن از خطرات، اصل را بر پرهیز بگذاریم. این واکنش تا آنجا کارساز است که بتوان از منطقه خطر فاصله گرفت. وقتی طوری در محاصره خطر واقع شدیم که دیگر امکان فرار کردن وجود نداشته باشد، باید جنگید و محاصره را شکست. از همان آغاز، جامعه دیندار در برابر غرب و مظاهر آن همواره چاره را در آن می یافته که پیله ای امن برای خود دست وپا کند و به درون آن بخزد. اوایل کار حتی با تأسیس مدرسه هم مخالفت می ورزد... و اگر از این نظر گاه بنگریم، چه بسا که حق را نیز به او بدهیم؛ مدارس جدید برای حفظ و توسعه وضع موجود ایجاد شده اند و دین مأمور به تحول است. اما تقدیر این بوده است که تمدن جدید همه دنیا را تسخیر کند و جامعه دینی ناگزیر به میدان یک مواجهه بسیار جدی کشیده شود. همین عکس العملی که اکنون در برابر ویدئو وجود دارد پیش از این در برابر رادیو و بعد تلویزیون نیز وجود داشته است. این مواجهه توفیقی اجباری است که به انکشاف حقیقت دین مدد خواهد رسانید و نه فقط مددرسانی، که اصلاً در عالمی که حقایق به اضدادشان شناخته می شوند، این تنها راه ظهور و انکشاف حقیقت دین است. حقیقت دین در جهاد رخ خواهد نمود نه در رهبانیت؛ و پناه گرفتن در پس دیوارها و صندوقخانه ها در مواجهه با دنیای جدید نوعی رهبانیت است... در این مواجهه ما خواهیم آموخت که...

*۲۲:

آزادی غربی توهّمی بیش نیست؛ با این آزادی، بشر بنده تمنّیات خویش می شود و فراعنه جدید عالم – که بوش و ریگان و سیاستمداران کنونی جهان جز دست نشاندگان آنها نیستند – فرصت حاکمیت می یابند. آنها بر جهان شهوات بشر حکم می رانند. پس این آزادی، عین بندگی و بردگی است، منتها به صورتی پنهان... و با همین رشته های پنهان است که فراعنه یهودایی این عصر جاهلی شیرازه جان افراد بشر را در کف سیطره خویش گرفته اند و آنان را به هر سوی که می خواهند می برند... و بشر تا خود را از این تمنّیات خلاص نکند نمی تواند به آزادی حقیقی دست یابد و سیطره و ولایت طاغوت ها را انکار کند.

*۲۳:

انتخاب « مایکل جکسون » به عنوان بهترین هنرمند دهه هشتاد از جانب « جرج بوش »، رئیس جمهوری آمریکا، از زمره رویدادهایی است که نقاب از باطن پلید غرب بر می گیرد و حجت را حتی بر مردمی که با زبان بحث های نظری آشنا نیستند، تمام می کند. سیاستمدارانی چون بوش سلف او « ریگان » با اعمالی نظیر این، حکومت شیطانی خویش را با بت پرستی فضاحت بار جوانان آمریکایی به یکدیگر پیوند می زنند و این، درست همان حقیقتی است که باید درباره دموکراسی غربی گفته شود: « دموکراسی غربی، حکومتی فرعونی است که بنیان استعباد خویش را با رشته هایی پنهان بر بهیمیّت بشر استوار داشته است. »
آزادی غربی توهّمی بیش نیست؛ با این آزادی، بشر بنده تمنّیات خویش می شود و فراعنه جدید عالم – که بوش و ریگان و سیاستمداران کنونی جهان جز دست نشاندگان آنها نیستند – فرصت حاکمیت می یابند. آنها بر جهان شهوات بشر حکم می رانند. پس این آزادی، عین بندگی و بردگی است، منتها به صورتی پنهان... و با همین رشته های پنهان است که فراعنه یهودایی این عصر جاهلی شیرازه جان افراد بشر را در کف سیطره خویش گرفته اند و آنان را به هر سوی که می خواهند می برند... و بشر تا خود را از این تمنّیات خلاص نکند نمی تواند به آزادی حقیقی دست یابد و سیطره و ولایت طاغوت ها را انکار کند.
مایکل جکسون، خواننده آمریکایی مظهر تمامی مفاسدی است که جامعه کنونی غرب بدان گرفتار آمده و در عین حال، صورتِ مجسَّم هنر به مفهوم جدید آن است. وارونگی بشر جدید چنین اقتضا دارد که همه چیز وارونه شود و کلمات به مفاهیمی وارونه حقیقت دلالت یابند. اگر هنر همواره تا پیش از جاهلیت جدید، معنای « کمال » داشته است و اهل کمال را هنرمند می خوانده اند، مقتضای وارونگی مفاهیم در عصر جدید آن است که لفظ هنر به مفهوم « زوال » دلالت داشته باشد و هنرمندان – آنچنان که بوده اند – فاسدترین مردمان باشند.
فضای هنری کشور ما پیش از انقلاب اسلامی مَثلی بسیار مناسب برای آن فضاحتی است که در جهان هنر امروز جریان دارد. بعد از پیروزی انقلاب این فضا عیناً به خارج از کشور، به آمریکا و اروپا، انتقال یافت و اکنون نشریاتی که از جانب ایرانیان خارج از کشور انتشار می یابد رونوشت برابر اصل نشریاتی است که در اواخر دوران حاکمیت شاهان در این سرزمین انتنشار می یافت. هنرمندانی کذایی، از خوانندگان و نوازندگان و رقاصان و شومَن ها و هنر پیشه ها و کارگردان ها گرفته تا شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران و نقاشان و مجسمه سازان... گوی فساد و هرزگی و فحشا را حتی از درباریان نیز ربوده بودند و هنوز هم اصیل ترین سلطنت طلبان همینان هستند. حکومت های شیطانی ناگزیر هستند که خانه عنکبوتی خویش را بر بنیان های فساد و فحشا و سوائق و غرایز حیوانی وجود بشر بنا کنند و لهذا، شاه و شاه بانو نیز با هنرمندان وارونه این مرز و بوم همان می کردند که جرج بوش با مایکل جکسن می کند. مگر نه اینکه هنرمنـدان این مرز و بوم نیز جوجه های ملکه بودند و در ظّل توجهات خاصّ ملوکانه پرورش می یافتند؟

*۲۴:

مردم ایران با انقلاب اسلامی اثبات کرده اند که معاصر دنیای جدید نیستند و جهان را به چشم دیگری می نگرند. حتی اگر غایت بشر امروز نیز سفر به فضا بود، منظر این امت افق دیگری است که با معراج پیامبر و تعالی روحانی مشخص می شود، نه کامپیوتر، نه انسان واره های کامپیوتری و نه سفر به فضا. ما به تکنولوژی امروزایمان نیاورده ایم. سیانتیسم شریعتِ آنان است که بشر را نتیجه تطور خود به خودی انواع می پندارند و هنوز در اندیشه آن اوتوپی بهشت زمینی هستند که به مدد علوم تجربی میسر می شود. هم اینانند که ضرب المثل « انسان کامپیوتر را به شکل خویش آفرید » را در کنار این حدیث نبوی می نشانند که « خداوند انسان را به صورت خود آفرید. » و در این خودباختگی که از پرستش تکنولوژی حاصل می آید، تا آنجا فرو رفته اند که حاضرند قرن ها فرهنگ و ادب فارسی را قربانی این بتِ از هم فروپاشیده کنند. با تغییر خطّ فارسی، فرهنگ و ادبی که حاصل قرن ها زندگی تاریخی این ملت است از دست می رود و بر سر ما نیز همان می آید که بر سر همسایگان تُرک ما آمده است.

راستی این سکولاریست های خواب زده دیگر از کدام غار افلاطونی سر بیرون آورده اند؟

*۲۵:

امروز... آمریکا – و به تبع آن تمدن غرب – در اندیشه سرابی از یک نظم نوین جهانی است که خود را از فروپاشی حفظ کند. « ناسا» اکنون دیگر در اندیشه سفر به کرات نزدیک زمین نیست، چرا که اصلاً مسئله « بود و نبود آمریکا » در میان آمده است. روزگار اقتدار آمریکا سپری شده و این گرگ پیر، همان طور که «نوآم چامسکی» می گوید، دیگر تنها به کسانی حمله ور می شود که نتوانند با او بجنگند. « ناسا » دیگر در اندیشه سفر به کرات دیگر نیست، که اکنون ضرورت دستیابی به تسلیحاتی فضایی که بتوانند قدرت جهانی آمریکا را حفظ کنند بر هر ضرورت دیگر سایه انداخته است.

*۲۶:

روشنفکران این مرز و بوم اگر چه از همان آغاز ایمان به قبله انتلکتوئل های قرن نوزدهم آورده اند اما هرگز حقیقتاً در تاریخ و تفکر غرب شرکت نیافته اند. آنها مقلدانی ظاهرگرا بیش نبوده اند و به عبارت بهتر، غرب زده بوده اند نه غربی. غرب زدگی تقلیدی ظاهری از احکام عملی انتلکتوئلیسم بیش نیست و این خاک اصلاً خاکی نیست که در آن روشنفکری پا بگیرد. از همان آغاز، انتلکتوئل های این مرز و بوم نقابدارانی پهلوان پنبه بیش نبوده اند؛ طبل هایی تو خالی، شیرهای عَلَم نه ماتریالیسم دیالکتیک، نه مارکسیسم، نه لیبرالیسم، نه اندیویدوالیسم، نه نیهیلیسم… نه اتمیسم منطقی، نه حتی ناسیو نالیسم. روشنفکران این مُلک،خمیازه کشانی مفلوک بیش نبوده اند و این شجره ریشه در خاک ندارد و به فوتی بند است که هیچ، حتی ستبر نیز نمی نماید خود را. نکبت و فلاکت، تقدیر تاریخی آنهاست و خود نیز این فلک زدگی را خیلی خوب در یافته اند.

*۲۷:

«امروزی بودن» بت بزرگ معبد نفس آن هاست و تفکر روز را هم لاجرم از طریق رسانه ها از همان عقل بزرگی می گیرند که برای آدم هایی چون خودشان می اندیشد. ما خدا را شکر می گوییم که فرهنگ تراکتور و کمباین و «شوبرت » و «شوپن» جزو «زیر ساخت اصلی معاش ما» نشده است، چرا که ما اصلاً تاریخ را بر اساس تفکر پوسیده «ماتریالیسم تاریخی» معنا نمی کنیم. «تحول تاریخ» را در «تحول ابزار» دیدن زیبنده کوردلانی است که نمی دانند که غایت تکامل روح، پیوستن به خداست و تاریخ در معنای حقیقی خویش مسیری است که روح کلی انسان در پیوستن به غایت کمالی خویش می پیماید: از مبدأ تا معاد، از خدا تا خود و از خود تا خدا. «شوبرت» و «شوپن» – در عین احترامی که برای آنان قائلیم – اصلاً متعلق به فرهنگ بیگانه ای هستند و اگر صدها هزار سال هم بگذرد، روح ایرانی نمی تواند خود را در موسیقی غربی – کلاسیک یا مدرن – پیدا کند.

احترام و ارزشی که ما برای هنر و تفکر قائل هستیم هرگز مانع از آن نمی شود که بگوییم: هنر جدید اگر چه مرتبه ای از مراتب تحولات تاریخی تفکر بشر است که در «همینگوی»، «کافکا»، «کامو»، «پیکاسو»، «دالی»، «مارکز »، «تی.اس. الیوت»، «اِزرا پاوند») و… «نیما»، و حتی «صادق هدایت»، ظاهر شده اما انسان در آغاز عصر تاریخی جدیدی است که با «عبور از این مرحله» محقق می گردد. مشخصه اصلی انسان «اختیار» و «آزادی» اوست و همین «اختیار» است که «تاریخ» را بر اساس قواعدی ثابت و لایتغیر شکل می دهد. اگر انسان هایی که مأمور به ایجاد «تحول در تاریخ» هستند خود از معیارهای عصر خویش تبعیت کنند، دیگر هیچ تحولی در «تاریخ» اتفاق نخواهد افتاد. هر دوره از «تاریخ» با عهد جدیدی آغاز می شود که متضمن شکستن عهد پیشین است و لذا، در آغاز این «تحول عظیم تاریخ»، ما را نمی توان با «توّهم امروزی بودن» یا نبودن فریفت. اگر بنا بود ما معیارهای روز را بپذیریم، دیگر چه داعیه ای بود که خود را به رنج «انقلاب» و «جنگ» دچار کنیم؟ «جنگ» را بر ما تحمیل کردند تا این فکر تازه را به بند کشند و نتوانستند.

ما می دانیم که «امروزی» نیستیم و «معاصر» بودن هم برایمان بُتی نیست که تا بگویند «هنرمند معاصر(!)» آب از لب و لوچه مان سرازیر شود. ما نه تنها خیال نداریم معیارهای این «جهانشهر هر روز کوچک تر شونده» را بپذیریم، بلکه کاملاً مُصرّیم که این تفکر تازه را به این «جهانشهر» عرضه کنیم و یک «انقلاب جهانی» به راه بیندازیم… و همه شاهدند که این تفکر جدید چگونه دارد چهره سیاسی جهان را تغییر می دهد و با این تحول، زمینه ای آماده ایجاد خوهد شد برای تجلی شئون باطنی فرهنگی و هنری «اسلام».

آقایان![خطاب به روشنفکران وطنی] شما در میان این اقیانوس عظیم جزیره تنها و کوچکی هستید یادگار احاطه «غرب» بر کشورمان. پشت به تاریخ نکنید و روی به فرهنگ و مردم و تقدیر تاریخی قوم خویش بیاورید و اگر نه، این دریای موّاج شما را خواهد بلعید و حتی جای پاهایتان را نیز خواهد شُست، چنان که از هم امروز نیز این سرنوشت محتوم در پیشانی های سیاهتان که با تربت خدا بیگانه است ظاهر شده و دیگر نه نامتان و نه تراوشات کثیف فکرتان منشأ کوچک ترین اثری در تاریخ این مرز و بوم نیست.

*۲۸:

و اما سخنی نیز در باب وظیفه روشنفکران در تاریخ این کشور با شما بگویم: آقایان! شما باید در تاریخ ایران دریافته باشید که انتلکتوئل ها در این مرز و یوم هیچ کاره اند. اگر در تاریخ جدید غرب روشنفکران منشأ اثرات سیاسی بوده اند، در اینجا این وظیفه همواره بر گرده روحانیون و رهبران مذهبی مردم بوده است. در این کشور مردم هرگز گرفتار دام انتلکتوئلیسم نشده اند و واکنش آنها در برابر خود شما آقایان، مؤیدی است بر این مدعا. در اینجا آیت الله شیرازی (ره) حکم حرمت تنباکو می دهد و اگر مصدق السلطنه توسط آیت الله کاشانی (ره) حمایت نگردد، همان خواهد شد که دیدید. دیدید یا نه؟ در اینجا مردم، چه انقلابی و چه غیر انقلابی، مقلد مراجع مذهبی خویش هستند و البته شما به این پیوند مبارک عنوان ارتجاع می دهید. چه تفاوتی می کند که شما چه بگویید؟

در اینجا مردم اصلاً با عقل راسیونالیستی (26) نمی اندیشیدند و غالب دانشگاهیان نیز اگر چه با تمدن غربی سرو کار دارند، اما هرگز اجازه نمی دهند که در زندگیشان احکام راسیونالیستی عقل دکارتی جانشین تقلید مذهبی شود. اما روشنفکران غرب زده، بالعکس، با این عقل راسیونالیستی می اندیشند – که عقیم است و زمینی و تنگ نظر و فلک زده. کار این عقل در نهایت به کفر و الحاد می انجامد و بنابراین، انتلکتوئل ها در سراسر جهان اگر ماتریالیست و ملحد نباشند، کافر هستند.

روشنفکر در مغرب زمین با وابستگی به ایدئولوژی های سیاسی و اراده به قدرت موجودیت می یابد و بنابراین، سیاسی بودن در آنجا جزء روشنفکری است. اما در اینجا روشنفکران مفلوک بدشانسی آورده اند و در خاکی روییده اند که مردم آنها را نمی فهمند، چرا که بین ایشان و مرام دینشان پیوندی است که حتی حکومت پنجاه ساله پهلوی نیز نمی تواند آن را نابود کند. تاریخ در خطه اصلاً تابع دین است نه ایدئولوژی های سیاسی. و لذا ضرورت تاریخی در اینجا روشنفکرها را خواه ناخواه بدین سمت می راند که اصلاً هویت سیاسی خود را انکار کنند و برای توجیه این سترونی بگویند: «… بین هنر و سیاست روز باید فاصله قائل شد.»

*۲۹:

«و اَمّا ما یَنفَعُ النّاسَ فَیمَکُثُ فِی الاَرضِ» یعنی که در روی این سیاره هر آنچه به نیازی ذاتی در وجود انسان جواب نگوید پایدار نمی ماند؛ و چگونه جز این باشد؟ لفظ « نیاز » را به مفهومی که در فرهنگ و زبان رسانه ای مصطلح است به کنار نگرفته ام چرا که در این فرهنگ، نیاز بشر متوجه « استمرار وضع موجود » است و کمال موهومی که آن را در بهشت زمینی لذت و فراغت می جوید... و اما معلوم نیست که نفع انسان نیز در همان باشد که او خود می طلبد. تشنه ای که سراب را بهشت می انگارد نفع خویش را در وصول به همین مطلوب موهوم خود می بیند. یعنی که اشتباه در آنجا روی نمی دهد که تشنه ای خود را گرسنه بینگارد – و اصلاً لفظ « تشنه » بر کسی اطلاق می شود که طلبِ آب عین وجود اوست – بلکه اشتباه در آنجا رخ می نماید که تشنه ای در طلب آب، سراب را بدل از واحه ای سرسبز می گیرد و پای طلب در طریق آن می نهد. می دانم که در این دو قرن اخیر، چگونه دیکتاتورها با همین استدلال مردمان را فریفته اند، اما مگر لیبرالیسم با استدلالی وارونه این، مردمان را به کام دیکتاتوری پنهان در پس نقاب دموکراسی نکشانده است؟ اگر دیکتاتورها با این استدلال که مردم خود قدرت تشخیص نیازهای واقعی خویش را ندارند وجود خود را توجیه کرده اند، دموکراسی غربی نیز عرش دیکتاتوری خویش را بر بنیان سخیف ترین نیازهای بشر امروز بنا کرده است.

*۳۰:

«شریعت» نسبت میان «انسان» و «حقیقت» خود اوست و «مناسک» صورتِ مثالی و متنزل شریعتند که حقیقت آن را پاس می دارند، وجود بشر رابط میان عوالم «غیب و شهادت» است و این سرگردانی که اکنون به آن دچار شده، مکافات گناه نخستین اوست. تا آنگاه که بشر وجود خود را در «ابزار و اسباب» بجوید راه سفر به «آسمان حقیقت» را نخواهد یافت. با «آپلو» نیز جز تا ماه نمی توان رفت و سفر حقیقی جز با «انقطاع از اسباب» ممکن نیست... و اگر انسان را برای سفر به آسمان ها نیافریده اند، این میل پرواز در درون او از کجا آمده است، و این ندایی که او را از درون به آسمانی فراتر از همه آسمان ها فرا می خوانَد؟

انسان می داند که حقیقت وجود او در مقامی فراتر از این تعلقات روزمره زمان فانی است. او چون به درون خویش می پردازد، خود را سرمدی و جاودانه می یابد و چون پای در طریق معیشت می نهد، راه را پوشیده در مناسبات فناپذیر زمان و مکان می بیند. انسان نیازمند رشته های محکمی است که او را به اصل آسمانی اش پیوند دهند، که اگر این رشته بریده شود وجود او چون خاکستری در باد پراکنده خواهد شد.

*۳۱:

آزادی هنرمند در « درک تکلیف » اوست نه در « نفی و طرد التزام به همه چیز » و البته این التزام باید از درون ذات بیرون بجوشد نه آنکه از بیرون سایه بر وجود هنرمند بیندازد. در اینجا عدم تعهد همان قدر بی معناست که اجبار، یعنی همان طور که هنرمند را نمی توان مجبور کرد، خود او نیز نمی تواند از تعهد درونی خویش بگریزد. و هر تعهدی خواه ناخواه ملازم با تکلیفی است متناسب آن، و به این اعتبار، هیچ اثر هنری نمی توان یافت که صبغه سیاسی نداشته باشد. «جورج اُرول» در این باره می گوید: «... هیچ کتابی از تعصب سیاسی رها نیست. این عقیده که هنر باید از سیاست برکنار بماند، خودش یک گرایش سیاسی است.»

هنرمند موجد یک هیجان میرا و یک تفنن زودگذر نیست و این سخن نیز درست نیست که هنرمند را فقط صاحب رسالت اجتماعی بدانیم. و نگارنده اگر چه از به کار بردن کلمه « رسالت » در این موقع و مقام اکراه دارد، اما ناگزیر باید بگوید که اگر برای هنرمند قائل به یک رسالت اجتماعی هستیم و او را نسبت به آن ملتزم می دانیم، این التزام باید عین وجود شخصی و فردی او باشد، و اگر نه، اثری ارزشمند و جاودان خلق نخواهد شد.

*۳۲:

رسالت هنر و ادبیات چیست؟ هنر و ادبیات باید ملتزم باشد و یا آزاد؟... و اصلاً در روزگاری که « آزادی قلم » از سنخ آزادی جنسی و اقتصاد آزاد است، این پرسش ها به چه کار می آیند؟

« آزادی » میان ما و آزاد انگاران مشترک لفظی است و چه بسا که این دو آزادی در ظاهر نیز مشابهت هایی با یکدیگر داشته باشند. آن آزادی که می گویند، « رهایی از هر تقید و تعهدی » است و این آزادی که ما می گوییم نیز « آزادی از هرتعلقی » است. تفاوت در آنجاست که ما حقیقت انسان را در خلیفة اللهی او می جوییم و بنابراین ، « انسان کامل » و « عبدالله » را مشترک معنوی می دانیم، اما آنان بندگی خدا را نیز از خود بیگانگی می دانند. در این صورت، اگر برای بشر قائل به حقیقتی فردی و یا جمعی نباشند که با رهایی از تقییدات و تعهدات به آن رجوع کند، در واقع انسان را به « خلأ » احاله داده اند و به « هیچ »؛ و چه تفاوتی می کند که این یک « هیچ فلسفی » باشد و یا یک « هیچ حقیقی »؟ این « هیچ » شاید « محال فلسفی » نباشد اما « محال حقیقی » است و انسان امروز این محال را تجربه کرده است. آنچه او از خود ـ به مثابه انسان ـ می شناسد، محال حقیقی است و آن سان که او – به مثابه انسان – می خواهد زیست کند، باز هم محال حقیقی است. چگونه می توان انسان بود و چون حیوان زیست؟ چگونه می توان خلیفة الله بود و خود را از جرگه حیوانات محسوب داشت؟ انسان امروز بر یک « فریب عظیم » می زید و بزرگ ترین نشانه این حقیقت آن است که خود از این فریب غافل است؛ می انگارد که آزاد است، اما از همه ادوار حیاتِ خویش دربندتر است؛ می انگارد که فکر روشنی دارد، اما از همه ادوار حیاتِ خویش در ظلمت بیش تری گرفتار است.

آزادی در نفی همه تعلقات است جز تعلق به حقیقت، که عین ذات انسان است. وجود انسان در این تعلق است که معنا می گیرد و بنابراین، آزادی و اختیار انسان تکلیف اوست در قبال حقیقت، نه حقّ او برای ولنگاری و رهایی از همه تعهدات. و مقدمتاً باید گفت که هنر و ادبیات نیز در برابر همین معنا ملتزم است.

*۳۳:

آزادی حقّ انسان نیست، بلکه تکلیف اوست در برابر حقیقت و عدالت؛ و البته در این گفتار نیز مسامحه ای بسیار وجود دارد، چرا که آزادی در حقیقتِ خویش مقابله ای با حقیقت و عدالت و یا تعهد ندارد و اگر حقیقت آزادی ظهور می یافت همه دعواها از میان بر می خاست. این دعواها از سر جهل نسبت به حقیقت آزادی است که « حرّیت » است. حرّیت شمس آسمان ـ «عدم تعلق» است و آن آزادی که در جهان امروز می گویند متناظر معکوس این عدم تعلق است. در این مقام، ثنویت و تقابل میان خالق و مخلوق و جبر و اختیار از میان بر می خیزد و بَل اَمرٌ بَینَ الاَمرَین  (امام صادق(ع)) محقق می شود که مقام انسان کامل است و مقام مظهریت کامل انسان نسبت به حقیقت و عدالت. به این معنا، دین که راه حقیقت و عدالت است مقدم بر آزادی است. پس آنان که آزادی را مقدم بر دین می دانند دو اشتباه بزرگ کرده اند: یکی آنکه از آزادی مفهومی در مقابل حقیقت و عدالت اعتبار کرده اند و دیگر آنکه آزادی را عین ذات انسان گرفته اند، اما دین را نه.

*۳۴:

تعریف بشر امروز از انسان با حقیقت آنچه که هست تعارضی کامل دارد و بنابراین، زیستنش آن سان که خود می پسندد محال است – محال منطقی. او اگر چه می خواهد که موانع ولنگاری خویش را از سر راه بردارد، اما موفق نمی شود، چرا که این موانع از وجود حقیقی خود او منشأ گرفته اند. با آن آزادی که بشر امروز طلب می کند، انسان صید دام اهوای خویش می شود و انتظار می برد که همه عالم نیز با او در جهت رسیدن به این مطلوب همراهی کند – که نمی کند، چرا که زیستن آن سان که او می خواهد، بر این سیاره و در این عالم که از قضا « عالم امکان » نام گرفته، محال است. گریز از این محال – که همان اَبسورد است – و غلبه بر آن، جز با ایمان مذهبی میسر نیست که نیست. انسان های بیدار سراسر سیاره این طُرفه اکسیر را یافته اند و با آن خمودگی و انفعال که از تبعات لازم محال انگاری است غلبه کرده اند و هر جا که چنین شده، طلسم «شیطان اکبر» نیز شکسته و یا دیر و زود خواهد شکست.

تعلق به «اسباب» نیز که از لوازم زندگی جدید بشر است – و به یک معنا تمدن امروز تمدن ابزار و اسباب است – با این طُرفه اکسیر علاج خواهد شد و انسان از تعلق به اسباب نیز خواهد رَست. با آن آزادی که غربی ها می گویند، انسان برده اهوای خویش می شود و با این آزادی – که «حرّیت» است – از تعلق به ابزار نیز که اعمّ صورت های بردگی در روزگار ماست، می توان آزاد است.

*۳۵:

در باب « ادبیات » اگر چه سخن بسیار است، اما هر چه هست، باید پذیرفت که ادبیاتِ مصطلح هم شأنی از شئونی است که انسان در آن متحقق می شود و بنابراین، همه تحولاتی که برای بشر روی خواهد نمود خواه نا خواه در ادبیات ظهور خواهد یافت، چنان که با پیدایش عالم جدید که از لحاظ فلسفی با اومانیسم، از لحاظ اقتصادی با روح سرمایه داری و مناسبات همراه با آن و از لحاظ سیاسی با ماکیاولیسم تعیّن یافته است، بشر تازه ای به ظهور رسید که افق خاک منظر نظرش را پر کرده بود و از عالم فقط به آن چیزی اعتنا داشت که می توانست راه تصرف تکنولوژیک او را در طبیعت هموار کند. با «انقلاب اسلامی» عصر این بشر به تمامیت رسیده و انسانی دیگر پای به عالم ظهور نهاده است که طرحی نو در خواهد انداخت و عالمی دیگر بنا خواهد کرد و از مقتضیات این عالم جدید که طلیعه آن ظاهر شده، یکی هم آن است که ادبیات و هنر دیگری پای به عرصه تحقق خواهد نهاد.

*۳۶:

وجود «امام خمینی» و برکات آن را تنها کسانی می توانند حقیقتا درک کنند که  در جست و جوی تاریخ تحول باطنی انسان بر کره زمین – که خاستگاه تحولات ظاهری اجتماعی و اقتصادی و سیاسی حیات او نیز هست – به تاریخ انبیا رجوع می کنند . هم آنانند که در وصف «امام خمینی» می گویند: « او بت شکنی دیگر از تبار ابراهیم بود.» . و یا برای تبیّن حقیقت مبارزه او با طاغوت به داستان موسی و فرعون در «قرآن» رجوع می کنند ، ویا برای بیان شیوه مبارزه او دربرابر دشمنان «انقلاب اسلامی» به واقعه «کربلا» باز می گردند . خود او حتی یک بار هم نشد که برای تبیین افعال و سیاست های خویش مردم را به تاریخ های مصطلح رجوع دهد . حتی برای یک بار نگفت که «من آمده ام تا ایران را به توسعه اقتصادی برسانم.» او خود را در برابر «احیای حیات باطنی بشر» مکلف می دانست و می فرمود که چون باطن انسان حیات یابد ، امور مربوط به دنیای او  هم اصلاح خواهد شد- و این لفظ «اصلاح» نیز با غایت تاریخ های تمدن از «اصلاح» فقط مشترکی لفظی است .

مسلمانان به قدرت اقتصادی تسلیحاتی نیز دست خواهند یافت، اما این امر مسلما موکول و مسبوق به یک «تحول نفسی» است که «امام خمینی» برای آن قیام کرده و به آن هم رسید . و بی رو دربایستی ، همه تحولات تاریخی دهه شصت هجری و دهه هشتاد میلادی و دهه اول قرن پانزدهم هجری قمری معلول همین علت یگانه است: قیام «امام خمینی» و «پیروزی انقلاب اسلامی» .... چه دیگران این حقیقت را بفهمند و چه نفهمند . و از این پس نیز همه تحولات تاریخی درکره زمین در جهت تشکیل «امت واحده اسلامی» و قدرت گرفتن او در مبارزه ای بزرگ و بسیار جدی است که خواه ناخواه روی خواهد نمود .

*۳۷:

چه باید کرد؟ به راستی ما فرزندان «انقلاب اسلامی» و طلیعه داران تمدن دینی فردای جهان، با این جماعت «پطر»های نه چندان کبیر که اصلاً مبانی تفکر ولایی ما را نمی فهمند و همه چیز را مثل کامپیوتر های لاشعور فقط همان طور می شنوند که برایشان برنامه ریزی شده است، چه کنیم؟ می گوییم «درد دین »، می گویند «دموکراسی »؛ می گوییم « ولایت »، می گویند «واپس گرایی»؛ می گوییم « فقاهت»، می گویند «مدیران و کارشناسان و فراغت آفرینان »... و می گوییم:

آخر آقایان محترم! این ما هستیم که زیر عَلَم آن سیّد بزرگ – روح الله موسوی – قیام کرده ایم، که عمامه ای سیاه داشت و عبا و قبا و لبّاده می پوشید و جز در یک مدت کوتاه، هنگام تبعید در ترکیه، لباس پیامبر را از تن بیرون نیاورد... و نعلین می پوشید و از هر ده کلمه ای که می گفت، هر ده کلمه اش درباره دین بود و احکام دین و ولایت و فقاهت و تقوا و تزکیه... و حتی برای یک بار هم نشد که دین را به صورتی متجددانه تحلیل و تفسیر کند و هر آنچه را که می خواست به ما بیاموزد با رجوع به امثال و حِکمی بیان می کرد که از احادیث و روایات و تفسیر قرآن و زندگی انبیا و قیام امام حسین (ع) گرفته بود و حتی برای یک بار « آزادی » را جز در تلازم با استقلال و جمهوری اسلامی معنا نکرد و از استقلال همواره معنای عدم تعبد غیر خدا را مراد می کرد – که در تفسیر لااله الاالله وجود دارد- و از جمهوری اسلامی نیز حکومتی ولایی را در نظر داشت که قانون اساسی آن نه از قوانین فرانسه که از قرآن و سنت گرفته شده و نهادهای آن، بلا استثنا، چون اقماری که بر گرد شمس ولایت فقیه نظام یافته اند، زمینه را فقط و فقط برای حکومت شرع فراهم می آورند و شرع را نیز درست همان طور معنا می کرد که فقهای سلف کرده بودند و علی الرسم القدیم باز هم حوزه های علمیه را به فقه جواهری دعوت می کرد... و قس علی هذا.

... اما باز هم این جماعت همان حرف های خودشان را بلغور می کنند و می خواهند با همان توضیحات سفیهانه ای که «مستشارالدوله» ها و «آخوندزاده»ها و «تقی زاده» ها درباره تمدن غرب و دستاوردهای آن – که دموکراسی است و آزادی مطلق نهادینه شده – بیان می کردند، ما را متوجه ضرورت «لیبرالیسم» بگردانند و حتی گاه تا آنجا پیش می روند که بخواهند از آن «سید علمدار» نیز چهره ای ترسیم کنند که بیش تر به آرزوهای خودشان شبیه است تا واقعیت. به راستی ما با این «تقی زاده» های جدید که، خدا را شکر، ظاهر و باطنشان یکی است و کراوات بر گردنشان همان معنایی را دارد که باید داشته باشد و تفسیرهایشان درباره «کلاه پهلوی» و کت و شلوار و پاپیون و پوشِت از زمان «رضا قلدر» تا به حال تغییری نکرده است چه کنیم؟ کسی به ما بگوید که چگونه حرف هایمان را به این جماعت حالی کنیم؟

*۳۸:

بیش از یک قرن است که علی الظاهر هیچ تمدنی جز تمدن غرب در سراسر سیاره زمین وجود ندارد. همه جا در تسخیر این صورت از حیات بشری است که تمدن غرب با خود به ارمغان آورده است. هیچ یک از اُمم عالم نتوانسته اند نه در زبان، نه در فرهنگ، نه در معماری، نه در حیات اجتماعی و نه در زندگی فردی، خود را از تأثیرات تمدن غرب دور نگاه دارند. و اکنون که با وجود ماهواره ها، مرزهای جغرافیایی نیز انکار شده است آینه جادو در یکایک خانه های این دهکده به هم پیوسته جهانی نفوذ کرده است، عقل سطحی چنین حکم می کند که دیگر هیچ چیز نمی تواند حکومت جهانی مفیستوفلس را حتی به لرزه بیندازد، چه رسد به آنکه آن را به انقراض بکشاند. اما چنین نیست.

*۳۹:

اضطرابی که بشر امروز را فرا گرفته است نشان از یک زلزله قریب الوقوع دارد، زلزله ای که تمدن غرب را از بنیان ویران خواهد ساخت و نسبت انسان را با خویشتن خویش و عالم دیگرگون خواهد کرد. از آنجا که تمدن امروز جهان را در تسخیر دارد، انقلاب فردا نیز یک واقعه جهانی خواهد بود و به یکباره همه عالم را خواهد بلعید.

 حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامی _ و بهتر بگویم، بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی(س) برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است. حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی، که در وجود انسان هایی جست که خلیفه اللهی مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر.

*۴۰:

هیبت آنکه خواهد آمد و انتظار انسان را پایان خواهد داد از هم اکنون همه قلب ها را فرا گرفته است. انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت، و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت از افق حیثیت کلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمان ها به غایت خلقت خویش واصل شوند ، همه نظاماتی که بشر از چند قرن پیش در جست وجوی یوتوپیای لذت و فراغت _ که همان جاودانگی موعود شیطان است برای آدم فریب خورده _ به مدد علم تکنولوژیک بنا کرده است یکی پس از دیگری فرو خواهد پاشید و خلاف آنچه بسیاری می پندارند، اخرین مقاتله ما _ به مثابه سپاه عدالت _ نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است ، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیر پاتر است . اگر چه این یکی نیز و لو «هزار ماه» باشد به یک «شب قدر» فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد.

وَالسَّلَامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَیَوْمَ أَمُوتُ وَیَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا


 
«ماجرای نیمروز» قربانی کنسرت‌‌ می‌شود
ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

«ماجرای نیمروز» قربانی کنسرت‌‌ می‌شود/

 

 

پروژه «نفوذ» را کجا دنبال کنیم؟

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، «ماجرای نیمروز» در شرایطی اکران در تهران و شهرستان را تجربه کرد که احساس می‌شد با توجه به سرمایه‌گذاری حوزه هنری شاهد بی‌مهری این نهاد نسبت به فیلمی با موضوع انقلاب و مبارزات دهه 60 نخواهیم بود. اما  حکایت درباره اختصاص سالن به فیلم ‌های ارزشمند از سوی حوزه هنری حکایت دیگری است.

 محمدحسین مهدویان کارگردان  چندی پیش  اولین واکنش‌ را نسبت به نابرابری و بی‌عدالتی و اختصاص کمترین سالن نسبت به فیلم‌های کمدی ابراز کرد. روز گذشته مدیرعامل بهمن سبز در واکنش به صحبت‌های اخیر سازنده بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر از نگاه مردمی وضعیت اقتصادی سینما‌های حوزه هنری را دلیلی برای نمایش بیشتر فیلم‌های کمدی دانست  و این نکته را یادآور شد که هر نهاد و ارگانی باید به بازگشت سرمایه خود فکر کند،  منطقی درست و قابل درک است اما ما شاهد اختصاص دادن سینماهای بخش خصوصی به این فیلم در سانس‌هایی بهتر از سالن‌های حوزه هنری هستیم . اگر نگاهی به ارائه سانس‌های بخش خصوصی به فیلم «ماجرای نیمروز» داشته باشیم، خواهیم دید بخش خصوصی که بیش از هر نهادی چون حوزه هنری نگران بازگشت سرمایه است بهترین سانس‌های خود را به این فیلم اختصاص می‌دهد. پردیس گلستان (شیراز) علاوه بر اختصاص سانس‌های مناسب به فیلم، سانس‌های فوق العاده متعددی را برای فیلم در نظر می‌گیرد. پردیس کورش و سینما ونوس (قم ) هم سانس‌های خوب برای فیلم در نظر گرفته و سانس‌های فوق‌العاده برای فیلم در نظر گرفتند. آیا بخش خصوصی به فکر بازگشت سرمایه نیست که اینگونه از «ماجرای نیمروز» حمایت می‌کند؟ 

«ماجرای نیمروز» عنوان بهترین فیلم جشنواره از نگاه تماشاگران را به خود اختصاص داد و به گواه بسیاری از سینماداران مخاطبان در سالن‌های سینما بعد از اتمام فیلم سازندگان اثر را تشویق کرده و از سالن خارج می‌شوند . این فیلم علاقمندان و مخاطبان خود را در این مدت از اکران پیدا کرده در شرایطی که از روز 5 فروردین ماه تبلیغات تلویزیونی فیلم به اتمام رسیده است، باید نهادهای سرمایه‌گذار از اثر حمایت کنند  اما حال که فیلم بر سر زبان‌ها افتاده  امکانی برای تماشای فیلم در شهرستان‌ها وجود ندارد یا اگر امکانی فراهم شده در سانس‌هایی که مخاطب کمتر به سالن‌ها مراجعه می‌کند، سانس برای فیلم در نظر گرفته شده است. 

نکته قابل تامل در سخنان روز گذشته مدیرعامل بهمن سبز، توضیحات ایشان درباره اجرای کنسرت خواننده پاپ در سینما سپهر ساری  است او تاکید کرد : تمامی بلیت‌های این دوسانس خریداری شده و مبلغ آن به حساب این فیلم سینمایی ریخته شده است، بنابراین اجرای کنسرت در سینما سپهر ساری بلامانع بوده است.

با این توضیحات، این سوال در ذهن مخاطب آگاه ایجاد می‌شود  که اگر حوزه هنری بر روی فیلمی سرمایه‌گذاری می‌کند حتما به آن اعتقاد دارد و ترجیح می‌دهد کاری که روی آن سرمایه گذاری کرده است دیده شود اما در بخش دیگری از این نهاد تصمیم گرفته می‌شود فیلم دیده نشود و به همین منظور کنسرت را جایگزین فیلم می‌کنند و بلیت دو سانس فیلم را هم به حساب فیلم واریز می‌کنند! این کار نه تنها توجیه اقتصادی ندارد بلکه این فکر را در ذهن می‌پروراند که برخی معتقد به فیلم «ماجرای نیمروز» و دیده شدن فیلم در سینما نیستند و به هر صورت می‌خواهند مخاطب این فیلم را نبیند و حاضر هستند مبلغ بلیت را به حساب فیلم واریز کنند تا فیلم را نمایش دهند! گویا همانگونه که در فیلم «ماجرای نیمروز» شاهد نفوذ در نیروهای انقلابی در دهه 60 هستیم امروز هم باید نگران نفوذ در نهادهای انقلابی باشیم. 

با اعلام سایت‌های فروش بلیت کنسرت،  10 فروردین ماه هم در سینما سپهر ساری کنسرت خواننده پاپ اجرا و پیش فروش شده است  و احتمالاً کنسرت جایگزین «ماجرای نیمروز» می‌شود و تکرار  کنسرت در این سالن علامت سوال‌های زیادی را در ذهن ایجاد می‌کند. 

 

حمایت حوزه هنری در دوران تعطیلات نوروزی  که زمان طلایی اکران نوروز است باید از فیلمی با موضوع مهم «ماجرای نیمروز» صورت گیرد و اگر قرار باشد پس از ایام تعطیلات اگر حمایت حوزه هنری انجام شود که دیگر قابل قبول نیست. اما با توجه به اقدامات اخیر حوزه هنری به نظر می‌رسد در ایام نوروز نه تنها حمایتی صورت نگرفته بلکه با ارائه سالن به کنسرت خوانندگان پاپ فیلم به نوعی مورد بی‌مهری قرار گرفته است. البته اگر کارنامه حوزه هنری در ارائه سالن سینما به فیلم‌هایی با موضوع انقلاب را مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که در سال گذشته فیلم‌های «سیانور» و «یتیم‌خانه ایران» در شهرهای مختلف برای اکران فیلم «سلام بمبئی» از اکران سالن‌های حوزه هنری پایین آمد در شرایطی که فیلم «سیانور» توانسته بود با مخاطب ارتباط برقرار کند و فیلم تبلیغ دهان به دهان می‌شد و فیلم «یتیم‌خانه ایران» هم علاقمندان خود را یافته بود به گونه‌ای اعتراضات از عدم نمایش فیلم در سالن های شهرستان زیاد بود که برنامه خبری 20:30 گزارشی از اعتراضات مردم در شهر اصفهان پخش کرد.

به نظر می‌رسد رفتار حوزه هنری در ارائه سالن به فیلم‌های ارزشمندی که سازندگان آن با مجاهدت آثار را جلوی دوربین برده‌اند مسبوق به سابقه است  و توجیه اقتصادی بهانه ای برای سرپوش گذاشتن به روی عملکرد غلط برخی مدیران این نهاد است . حداقل عملکرد مدیران حوزه درباره «ماجرای نیمروز» این که سالن‌ نمایش فیلم را به کنسرت اختصاص دادند و بلیت‌های مربوط به فیلم را در دو سانس به حساب فیلم واریز کردند هیچ حرفی را باقی نمی‌گذارد و بیش از پیش نیت برخی مدیران این نهاد را برملا می‌کند. حال باید دید در تاریخ 10 فروردین ماه هم کنسرت خواننده مورد نظر با همین توجیه برگزار می‌شود یا مدیران حوزه هنری در روند فعالیت خود تجدید نظر می‌کنند و یا بار دیگر حمایت خود را از فیلم «ماجرای نیمروز» به واریز مبلغ بلیت‌های فیلم به حساب فیلم محدود می کنند؟



 
تبلیغ متفاوت دین در تخت جمشید +عکس
ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، روحانیت از دیرباز برای تبلیغ دین راه‌های گوناگونی را انتخاب کرده است، با گذر زمان نه تنها این شور تبلیغ کاهش پیدا نکرده است، بلکه روش‌های جدیدی را امتحان کرده است، این بار نیز مبلغان پایگاه جهانی تخت جمشید را برای محیط تبلیغی خود برگزیده‌اند.

این طرح با عنوان «خیمه معرفت آرامش بهاری» با همکاری اوقاف و اداره میراث شهرستان مرودشت با همت گروه تبلیغی میثم از 29 اسفند سال جاری شروع به کار می‌کند، روحانیون در بخش‌های مختلف نظیر غرفه کودک موضوعات دینی و اجتماعی را در قالب شعر، بازی و مسابقه به صورت غیر مستقیم در خدمت گردشگران کودک ارایه می‌دهند، همچنین بازدیدکنندگان در  غرفه مشاوره می‌توانند در زمینه تربیت کودک، خانواده و پاسخ به سؤالات اعتقادی و شرعی بهره ببرند.

همچنین مبلغان مسلط به زبان خارجی هم در غرفه توریست، آنان را با ایران و اسلام آشنا می‌سازند، در کنار این حضور، تبلیغ چهره به چهره نیز صورت می‌گیرد که مبلغان این بخش  که مسلط به تاریخ ایران باستان به خصوص دوره هخامنشیان هستند، به سؤالات و شبهات پیرامون پاسخ می‌دهند، این خیمه تا روز 13 فروردین سال آتی در خدمت گردشگران است.

در ادامه تصاویری از حضور مبلغان در پایگاه جهانی تخت جمشید را مشاهده می‌کنید.

منبع: فارس

 
آقای تهیه کننده رسانه ملی را تهدید کرد:
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

«کلاه قرمزی» را به شبکه جم می‌دهم!

سرویس فرهنگ و هنر مشرق- مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی» که به دلیل بیان برخی از مشکلات سیاسی و اجتماعی با زبان کودکان و طنزانه عروسک‌های این مجموعه به عنوان یکی از برنامه‌های پرمخاطب رسانه ملی در چند سال گذشته تبدیل شده است بر طبق سنت هر ساله پخش این برنامه نوروزی با اما و اگرهای فراوانی همراه می‌شود و درگیر بازی‌های پینک پنگی میان تهیه کننده و مدیران شبکه دو سیما می‌شود.

حتی تولید «کلاه قرمزی 93» با انجام توافق قابل ‌پیش‌بینی بین تیم تولید و تلویزیونی‌ها ظاهراً برای رسانه ملی خیلی گران تمام شده بود و اخبار بیرون آمده از مبلغ قرارداد «کلاه قرمزی» برای تولید و پخش آن در سال 93 نشان می‌دهد روی مبلغی کمتر از ۲ میلیارد تومان توافق شده بود. رقمی که در مقیاس قراردادهای تلویزیونی برای برنامه کم‌هزینه‌ای مثل «کلاه قرمزی» باورنکردنی به نظر می‌رسید. اما در آن دوران مدیران شبکه دو دائماً اعلام می‌کردند که امسال هم «کلاه قرمزی» ویژه ایام نوروز از تلویزیون پخش می‌شود و ایرج طهماسب در سوی دیگر ماجرا اعلام می‌کرد که امسال برنامه ندارند، چون با تلویزیون به توافق نرسیدند. این ماجرای قابل‌پیش‌بینی سرانجام با توافق دو سمت ماجرا پایان یافت و تلویزیون هم اعلام کرد که امسال «کلاه قرمزی» پخش می‌شود و طهماسب هم در نامه دیگری اعلام کرد که این اتفاق خواهد افتاد و این برنامه به پخش رسید و مورد استقبال مخاطبین رسانه ملی هم قرار گرفت.

امسال هم بنا به سنت چند سال گذشته مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی» در تلویزیون، این ماجرا بین حمید مدرسی تهیه‌کننده «کلاه قرمزی» با مدیران تلویزیون جریان دارد که گویا حمید مدرسی وسوسه درآمد میلیاردی تبلیغات بازرگانی قبل و بعد و مابین برنامه را در سر دارد و با ایجاد جو رسانه‌ای بر علیه تلویزیون و صداوسیما که خانه ابدی و ازلی «کلاه قرمزی» است قصد بالا بردن مبلغ قراداد خود هستند.

در دو روز گذشته با پیگیری‌های خبرنگار فرهنگ و هنر مشرق، مسئولین شبکه دو سیما در اظهار نظری اعلام کرده بودند که تیم تولید «کلاه قرمزی» تلاش خود را برای ساخت و تولید این برنامه پرمخاطب در ایام نوروز انجام می‌دهد و قطعا برنامه «کلاه قرمزی» در نوروز 96 در ساعت 20 طبق اعلام گذشته پخش می‌شود. و درباره هزینه‌های تولید مجموعه «کلاه قرمزی» نیز اعلام شده بود که این امر از طریق مشارکت و استفاده از ظرفیت‌های سازمان صداوسیما تأمین شدنی است و مشکلی در این زمینه وجود ندارد و کلیه حق و حقوق سه سال پیش تیم تولید «کلاه قرمزی» جز مبلغ اندکی به آنها پرداخت شده است.

مدرسی در یادداشت خود گفته است: "خبر منتشر شده به نقل از مدیران ارشد شبکه 2 سیما و اعلام برنامه کلاه قرمزی با جزئیات توسط  مدیر محترم شبکه 2 سیما جناب آقای جعفری جلوه مبنی بر پخش «کلاه قرمزی» نوروز 96 در ساعت 20 و اعلام رفع مشکلات این مجموعه بدین وسیله اعلام می نمایم. (خبر پخش کلاه قرمزی در نوروز 96 کذب محض می‌باشد.) خبر انتشار یافته از طرف شبکه 2 سیما بجز خوراک رسانه‌ای و درست شدن حاشیه‌ها چیز دیگری بدنبال نخواهد داشت و در زمین دشمن بازی کردن را بیاد می‌آورد.

آنچه که مشخص است این است که این اظهارات از سوی مدیران شبکه دو به مذاق حمید مدرسی تهیه‌کننده «کلاه قرمزی» خوش نیامد و وی در جدیدترین یادداشت خود اظهارات دیگری را بیان کرد که از آن جمله نادیده گرفتن مدیران سازمانی است که در آن برنامه خود را چندین و چند سال تولید می‌کنند و از طرف دیگر تهدید به پخش این مجموعه پرمخاطب در شبکه‌ فارسی زبان بیگانه  از جمله شبکه معاند «جم» آن هم در نوروز 96 است که با خط و نشان‌ کشیدن برای مردم و مخاطبان میلیونی و هواداران این برنامه نادرست‌ترین راه ممکن را انتخاب کرده است.

حالا به نظر می‌رسد که تهیه‌کننده «کلاه قرمزی» علاوه بر ایجاد جو رسانه‌ای علیه سازمان صداوسیما و بخصوص مدیران شبکه دو سیما با توجه به شنیده‌ها، بخشی از تأمین منابع مالی این مجموعه از طریق جذب اسپانسر و تبلیغات آن در زمانهای مختلف پخش «کلاه قرمزی» بویژه در پیام‌های بازرگانی میان برنامه انجام می‌شود، فکر افزایش مبلغ قراداد را در روزهای باقی‌مانده تا پخش در سر دارد و به همین دلیل دست به دامان این حاشیه‌سازی‌ها شده است. از طرف دیگر تجربه‌ سال‌های گذشته تلویزیون نیز نشان داده است که پخش برنامه پرمخاطب «کلاه قرمزی» با تمام حواشی که قبل از پخش آن بوجود می‌آید انجام می‌شود.



 
عکس/ طرح دیوارنگاره جدید میدان ولیعصر(عج)
ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
طرح دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) با موضوع این راه روشن است به یاد شهدای جهاد علمی جمهوری اسلامی ایران دیروز صبح اکران شد.

 
فیلم/ روایت رهبر انقلاب از راهکار رسیدن به شهادت
ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

فیلم/ روایت رهبر انقلاب از راهکار رسیدن به شهادت


در آستانهی ایام شهادت حضرت صدیقه کبری (سلام‌الله‌علیها) شب گذشته (پنجشنبه) جمعی از شاعران مذهبی با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
«مهتاب و مین و من...» عنوان شعری‌است که در این دیدار جناب آقای مرتضی امیری اسفندقه درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» خواندند و آن را به جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ تقدیم کردند. رهبر انقلاب پس از شعرخوانی ایشان فرمودند:
«این علی خوش لفظ از دوستِ همکارش، علی چیت سازیان که فرمانده و همکارشان بوده نقل می‌کند و می‌گوید که او همیشه به ما می‌گفت: اگر می‌خواهید از این سیم‌های خاردار عبور کنید اول باید از سیم خاردار نفس خودتان  عبور کرده باشید. اگر توانستید از سیم‌های خاردار نفس خودتان عبور کنید آن وقت می‌توانید از اینجاها هم عبور کنید.
اینی که ایشان -اشاره به مصرعی از شعر آقای امیری اسفندقه- می‌گوید از سیم عبور کرده بودند، مهم‌تر از عبور از سیم خاردار دشمن نهاده، سیم خاردار نفس انسان است؛ که انسان به‌ظاهر آن را دشمن هم نمی‌داند و دوست هم می‌داند. عمده این است که باید این را تأمین کرد.
بخوانید این کتاب‌ها را به نظر من بخوانید، بردارانی که اهل شعر و اهل ذوق و اهل هنرید این هنر بزرگ مجاهدت فی‌سبیل‌الله و عشق به شهادت را در این کتاب ها مز مزه کنید و واقعا شماها بهتر از دیگران می توانید بفهمید معنای خیلی از این چیزهایی که در این کتاب ها هست.
فرماندهش[علی چیت‌سازیان]همان کسی که ایشان[علی خوش‌لفظ] از او تعریف می‌کند و یاد می‌کند و آن حرف را از او نقل می‌کند. همسر او [علی چیت‌سازیان] می‌گوید در آخرین باری که آمد منزل و بعد [از آن] رفت و شهید شد و دیگر ندیدیمش؛ نیمه‌شب همینطور نشسته بود و اشک می‌ریخت و گریه می‌کرد. با اینکه مرد با صلابت و قدرتمند و فرمانده کاملا با صلابتی بود و اصلا اهل گریه و این چیزها نبود؛ اما اشک می‌ریخت. گفتم چرا اینقدر گریه می‌کنی؟ گفت: فلانی را خواب دیدم. رفیق همراهش را، معاونش را. معاونش را خواب دیده بود که قبل از او شهید شده بود. می‌گوید دستش را محکم گرفتم و گفتم باید به من بگویی. ما اینهمه با همدیگر رفتیم راهکار پیدا کردیم. اینها نیروهای اطلاعات عملیات بودند که بلدچی یگان‌ها می‌شدند. قبلا می‌رفتند راه‌ها را پیدا می‌کردند، باز می‌کردند تا یگان‌ها بتوانند حرکت کنند بروند جلو. ما اینهمه رفتیم با همدیگر راه باز کردیم، راهکار پیدا کردیم. راهکار این قضیه چیست؟ این قضیه‌ی شهادت؟ این را به من بگو، چرا من شهید نمی‌شوم؟ می‌گوید یک نگاهی به من کرد و گفت: راهکارش اشک است، اشک.» ۹۵/۱۲/۴

گفتنی است در مراسم ششمین پاسداشت ادبیّات جهاد و مقاومت که بیستم بهمن ماه ۹۵ در حسینیه‌ امام خمینی (رحمه‌الله) شهر همدان برگزار شد، از تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «وقتی مهتاب گم شد» رونمایی شد.
این کتاب -که روایتی عاطفی از خاطرات جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ، هم‌رزم حاج احمد متوسلیان به قلم آقای حمید حسام می‌باشد.
 

 

 

متن شعر مرتضی امیری اسفندقه:


چون گل معطریم، مهتاب و مین و من
نشکفته پرپریم، مهتاب و مین و من

شرح جنون ما مقدور عقل نیست
یک چیز دیگریم، مهتاب و مین و من

سر تا به پا دل‌ایم در بارگاه عشق
باغ صنوبریم، مهتاب و مین و من

شمع‌ایم و روشن است تکلیف راه ما
راز منوّریم، مهتاب و مین و من

میدان عاشقی، تسلیم ترس نیست
از مرگ می‌بریم، مهتاب و مین و من

بیگانه نیستیم، با خلق و خوی هم
با هم برادریم، مهتاب و مین و من

تکثیر می‌شویم در انفجار نور
آیینه پروریم، مهتاب و مین و من

چون باد رد شدیم از سیم خاردار
آن سوی معبریم، مهتاب و مین و من

بر گرد بام دوست پرواز می‌کنیم
عین کبوتریم،مهتاب و مین و من

بال فرشتگان بر شانه‌های ماست
از آسمان سریم، مهتاب و مین و من

مهتاب و مین و من بی بال می‌پریم
بی بال می‌پریم، مهتاب و مین و من

در جذبه‌ی کلام، یک جمله والسلام
مجذوب رهبریم، مهتاب و مین و من 

 


 
در رونمایی آرت‌بوک «بادیگارد» مطرح شد
ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

حاتمی‌کیا: برای ساخت فیلم به سوریه نرفتم/

 

 

پیشنهاد سردار سلیمانی برای ساخت «آن بیست‌وسه نفر» محرمانه بود

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس،  ابراهیم حاتمی کیا کارگردان سینما در جمع خبرنگاران درباره ساخت فیلم جدیدش گفت: قرار نیست فیلم جدیدی بسازم و به سوریه خودم رفته بودم. تا هنگامی که فیلمنامه را ننویسم و آماده ساخت نباشیم امکان ندارد که بگویم قرار است فیلمی بسازم.

وی افزود: سردار سلیمانی پیشنهادی برای ساخت فیلم «آن بیست و سه نفر» داد اما من در نامه پاسخ او را دادم و او دلایل این امر را متوجه شد. آن نامه محرمانه بود و کسی که اقدام به انتشار آن کرد در واقع بی اخلاقی کرد.

وی با اشاره به سفرش به سوریه گفت: از مدتها پیش باید به این سفر می رفتم اما هر دفعه که می گفتم کسی من را نمی برد در واقع من برای رفتن به این سفر حتی دیر کرده بودم اما این بار قرعه به نامم افتاد و به سوریه رفتم.

حاتمی کیا در بخش دیگری از صحبت هایش با اشاره به آرت بوک بادیگارد گفت: این آرت بوک کاری از اسماعیل حاتمی کیا است و اگر بحث دیجیتال مطرح نبود شاید این مسائلی که در این کتاب عنوان شد جای طرح نداشت. باید بگویم بحث استوری بورد در فرهنگ ما خیلی قدیمی شده است و ما این موارد جدید را در فیلمسازی‌مان نداریم.

وی افزود: ما سعی کردیم قبل از نوشتن فیلمنامه برای اینکه هر تصویر مفهومی را درک کنیم با متخصصان آن به صحبت بنشینیم. بر همین اساس و با آقای سهیل دانش اشرافی به صحبت نشستیم. در این سالها سینمای اکشن ما دقیق تر، مهندسی تر و ماندگارتر شده است. چه بخواهیم چه نخواهیم این مسیر باید پیش برود زیرا سینمای ما تا حدی فقر زده شده است و اقتصادش مسئله دار است.

وی گفت: گفتن این موضوعات می تواند دلخورکننده باشد اما به هر حال برای سینمای ما اتفاق افتاده و باید روی آن کار کنیم. هر کسی نمی تواند این کتاب را بخرد اما این کتاب برای دانشجوها مرجع است. ادعا نمی کنم که حاتمی کیا آغازگر این کتاب است. اما به هر حال سینمای ما تلاش کرد که متخصصان خارج از کشور را وارد ایران کند. برای مثال از خارج فیلمبرداری، گریمور و ... آوردیم ولی این کتاب و هر آنچه که در آن است برای خودمان است.



 
«ابراهیم حاتمی کیا» همراه مدافعان حرم در حلب+عکس
ساعت ٥:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، ابراهیم حاتمی کیا کارگردان مشهور سینما که آثار ماندگاری در حوزه دفاع مقدس از خود به جا گذاشته محرم امسال چند روزی را کنار مدافعان حرم در حلب سوریه گذراند.


 
انتصاب مدیران جدید برای شبکه‌های العالم و الکوثر
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق،‌ پیمان جبلی در حکمی محمد علی صالحی را به سمت مدیر شبکه العالم و سیداحمد سادات را به سمت مدیر شبکه الکوثر منصوب کرد.

وی در این احکام بر تلاش مدیران جدید این شبکه ها برای بالا بردن ضریب نفوذ شبکه در میان مخاطبان برون مرزی و بهره گیری از خلاقیت ها و ظرفیت های موجود نیروی انسانی برای ارتقاء جایگاه این شبکه ها در میان رسانه های رقیب تاکید کرده است. متن این احکام ذیلا ارائه می شود:

جناب آقای دکتر علی محمد صالحی نظر به مراتب تعهد٬ شایستگی٬ توانمندی و تجارب مفید جنابعالی٬ به‌موجب این حکم به عنوان "مدیر شبکه العالم" منصوب می‌شوید. از شما انتظار میرود با تکیه بر همه ظرفیت‌های حرفهای٬ مدیریتی و سازمانی و با استفاده از تجارب ارزشمند شبکه و بهره‌گیری مناسب از استعدادها و عناصر توانمند٬ مجرب٬ با انگیزه و انقلابی نسبت به ارتقای جایگاه٬ وزن و اعتبار و ضریب نفوذ شبکه العالم در عرصه رقابت سنگین رسانه‌ای منطقه‌ای و بین‌المللی همت گمارید.

در شرایط سخت و پیچیده منطقه و جهان که جنگ تصویر و بازنمایی٬ عرصه نبرد واقعی است٬ بایسته است شبکه العالم با بکارگیری اصول حرفه ای تولید و فرآوری پیام و استفاده به روز از همه ظرفیت‌ها٬ خلاقیت‌ها و بسترهای انتشار آن در فضای حقیقی مجازی٬ تصویر روشن انقلاب اسلامی و پیام‌های آن٬ دستاوردهای ارزشمند بیداری اسلامی ملتهای منطقه و اقتدار گفتمان جبهه مقاومت و کارآمدی آن در مواجهه با تروریسم تکفیری و حامیان و اذناب آن را به خوبی منعکس نماید و مرجعیت اطلاع‌رسانی و ارائه اخبار و برنامه‌ها و تحلیل‌های دقیق٬ جامع٬ به روز و به موقع را نزد گستره مخاطبان عربزبان بدست آورد.

ضمن تشکر و قدردانی از تلاشها و زحمات جناب آقای دکترسید احمد سادات در دوره تصدی مدیریت شبکه العالم برای ایشان آرزوی توفیقات بیشتر دارم.

جبلی در حکمی دیگر سیداحمد سادات را به سمت مدیر شبکه الکوثر منصوب کرد:

جناب آقای دکتر سیداحمد سادات نظر به مراتب تعهد٬ شایستگی٬ توانمندی و تجارب مفید جنابعالی٬ به موجب این حکم به عنوان مدیر شبکه الکوثر منصوب می‌شوید. مقتضی است با بهره‌گیری از ظرفیت‌های ارزشمند شبکه و استفاده از نیروی انسانی با انگیزه و خلاق و تکیه بر بررسی‌های دقیق مخاطب‌شناسی نسبت به تهیه و تولید

محتوای فاخر در راستای ماموریت این شبکه در معرفی مزیت‌های "الگوی نظام اسلامی" مبتنی بر معنویت٬ عقلانیت و عدالت الهام گرفته از معارف اهل بیت(ع) اقدام نمائید. بدین منظور شایسته است تقویت و ارتقای ضریب نفوذ شبکه و پوشش محتوایی و برنامه‌ای حداکثری برای قشرهای مختلف مخاطبان٬ حفظ و ارتقای کیفی برنامه‌های پرمخاطب و توجه ویژه و نوآورانه به رسانه‌های مکمل در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان از اولویت‌های مهم ماموریت شما در شبکه الکوثر باشد. ضمن تشکر و قدردانی از تلاشها و زحمات جناب آقای سیدعباس انجام٬در دوره تصدی مدیریت شبکه الکوثر برای ایشان آرزوی توفیقات بیشتر دارم.
منبع: فارس

 
حرکت خیرخواهانه تکاور نزاجا+عکس
ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، سعید بابایی مسئول روابط عمومی تیپ ۳۵نیرو مخصوص نزاجا در این باره  گفت: صبح امروز یکی از کارکنان متعهد تیپ ۳۵نیرو مخصوص نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران پس از خروج از منزل در کرمانشاه به قصد عزیمت به محل خدمت، کیفی حاوی اسناد و مدارک را پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: این تکاور کرمانشاهی که گروهبان یکم عرفان فرهادی نام دارد، کیف را بلافاصله به بازرسی پادگان تحویل داده و پس از تماس با صاحب آن، کیف به وی بازگردانده می‌شود.
 
حرکت خیرخواهانه تکاور نزاجا+عکس 

مسئول روابط عمومی تیپ ۳۵نیرو مخصوص نزاجا گفت: کیف مذکور شامل دسته چکهای سفید امضا و کارتهای اعتباری همراه با رمز کارتها و دفترچه های بانکی به ارزش تقریبی سه میلیارد تومان بوده است.

وی خاطرنشان کرد: گروهبان یکم عرفان فرهادی یابنده این مدارک هدف از این کار خداپسندانه را اعتقاد به ارزشهای اسلامی و اخلاقی و حس نوع دوستی عنوان کرد.
منبع: ایسنا

 
گزارش فارس از نشست رسانه‌ای حسن‌پور ازغدی
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

سینمای معنوی را برای مبارزه با سینمای مقاومت علم کردند/

 

مثال ازغدی از شهید آوینی به عنوان هنرمند متعهد

به گزارش خبرنگار سینما و تئاتر خبرگزاری فارس، نشست گفتمان انقلاب اسلامی در جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت با سخنرانی حسن رحیم‌پور ازغدی در جمع رسانه‌ها و علاقه‌مندان عصر امروز در پردیس سینما ملت برگزار شد.

خبرگزاری فارس: سینمای معنوی را برای مبارزه با سینمای مقاومت علم کردند/ مثال ازغدی از شهید آوینی به عنوان هنرمند متعهد

ازغدی در ابتدای این نشست با اشاره به اینکه ابتدا می‌خواهم درباره کلمه گفتمان و ترجمه‌ای که از آن شده است بگویم که کلمه گفتمان ترجمه دو الی سه کلمه مشابه دیگری است که باید در جای خودش از آن استفاده کرد، افزود: بحث‌هایی وجود دارد مبنی براینکه برخی از فیلم‌ها هنری است یا ایدئولوژیک است من می‌خواهم این پیش‌فرض را زیر سؤال ببرم. مثلاً اینکه می‌گویم یا سینما یا مقاومت باید بگویم که این یک نوع دوقطبی کاذب و تبلیغاتی است. مثلاً می‌گویند تکنیک سینما یا ایدئولوژیک. باید گفت سینمای غیر ایدئولوژیک وجود خارجی ندارد. مانند اینکه بگویم من به عنوان فرد کارکرد اقتصادی، سیاسی و... ندارم.

وی ادامه داد: حتی این گفته‌ای که به آن اشاره کردم به گونه‌ای سیاست است. دقت داشته باشیم هر فعل انجامش چند بُعد دارد. مثلاً فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... است. همینکه ما در این نشست اینجا جمع شده‌ایم یک عمل اقتصادی، اخلاقی و... است و می‌توان آن را ارزیابی کرد و در واقع یک همکاری اجتماعی چند بُعد دارد. در نتیجه افعال ما نیز ابعاد مختلفی دارد. انسان یک منشور است و هر فعل انسان نیز منشورگونه خواهد بود. با این احتساب هر ایدئولوژیک رویکردهای بشری مختلفی دارد و هر فعل انسانی و یا هر فیلمی نمی‌تواند عاری از جهت‌گیری‌های اجتماعی، سیاسی و... باشد.

ازغدی گفت: ما به راحتی می‌توانیم بین فرم و محتوا تفکیک ایجاد کنیم و بگوییم به لحاظ فرم یک شعر یا یک فیلم خوب و یا ضعیف است. بگذارید مثلای بزنم یک لطیفه خوب به لحاظ تکنیک چگونه است لطیفه‌ای که بدترین حالت بتواند مخاطب خود را بخنداند این لطیفه به لحاظ تکنیکی موفق بوده و یا مثلاً فیلمی که تماشاگر خود را میخکوب کرده است و توانسته به لحاظ مباحث تکنیکی درست و موفق عمل کند. اما همان لطیفه که مثال زدم که توانسته در بدترین موقعیت مخاطب خود را بخنداد اگر به لحاظ محتوا بررسی شود ممکن است به این نتیجه برسیم که بسیار ضعیف بوده و باعث شده به یک مسئله ارزشی براساس تکیه‌پراکنی مخاطب را بخنداند. محتوای این لطیفه بد بوده است و یا یک فیلم که به لحاظ فرم و تکنیک خوب بوده به لحاظ محتوا می‌تواند بد باشد و در پایان در تماشاگرش خشونت را تقویت کند.

وی ادامه داد:‌ همچنین می‌توان گفت برخی از موسیقی‌ها فضای مالیخویایی دارند و آنقدر به لحاظ تکنیک و فرم خوب هستند و در مخاطب‌شان تأثیر می‌گذارند که آن را از خود بی‌خود کرده و کارهای غیرعقلانی از آنها سر می‌زند در نتیجه محتوای موسیقی بد است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: باید بگویم هیچ هنری نیست که تکنولوژی و ایدئولوژیک را در خود نداشته باشد این ایدئولوژی است که باید نسبت خود را با اخلاق و مباحث دیگر مشخص کند.باید بتوانیم فرم و محتوا را به درستی ترکیب کنیم و جای ارزش و ضد ارزش تغییر نکند. رمان‌های بسیار خوبی داریم که محتوای مزخرفی دارند اما به لحاظ تکنیکی ذهن خواننده را درگیر می‌کند. البته در اینجا ابتدا بیشتر مواقع افراد به سمت نوشتن می‌روند و بعد به سراغ خواندن در حالی که در آن طرف ابتدا فرد فیلسوف، حکیم و یا حقوقدان بوده و بعد از 40 ساله مطالعه به سراغ نوشتن می‌رود و یا رمان می‌نویسد. تولستوی ابتدا یک حکیم بوده و بعد به سراغ نوشتن می‌رود. در سینما و فیلم‌سازی هم شاهد این افراد هستیم ابتدا فیلم می‌سازند مثلاً در مورد عشق و رابطه حق و تکلیف چیزی که حتی سؤالش را هم نمی‌دانند چه برسد به جواب بعد از آن می‌روند فیلم می‌بینند.

ازغدی گفت:‌ با توجه به صحبت‌هایی که شد می‌توانیم بگوییم سینمای بد، خوب داریم به این معنی که تکنیک و فرم خوب و محتوا بد است. ایده‌آل برای ما سینمای خوب، خوب است که هم فرم و هم محتوا تکمیل‌کننده هم باشد. بدین جهت که سینمای مقاومت انقلابی که به دنبال این فضا است باید از آن حمایت کرد.

وی با اشاره به سینمای قبل از انقلاب و جایگاهی که این هنر و صنعت در میان مردم داشت، بیان داشت: سینمای قبل از انقلاب معنی هنر نمی‌داد معنی فحشا می‌داد. در زمان انقلاب در همان ابتدا به سه جا توسط بچه‌ محل‌هایمان حمله کرد. ابتدا خانه یکی از مستشاران آمریکا بود، دیگر مشروب‌فروشی و بعد از آن بچه‌ها با کوکتل مولوتوف به سینما حمله کردند. چرا که هیچ تفکیکی بین اینها نبود. چون سینما همواره مخاطب را دعوت به فسق و فحشا می‌کرد. این اتفاق نشان می‌داد عامه ما سینما را به عنوان هنر نمی‌دیدیم چون دعوت به فحشا، فسق و... بود. در سینمای قبل از انقلاب دستمال بستن‌ها به ضریح و یا شمع روشن کردن در مکان‌های مذهبی دیده می‌شد که اتفاقاً هیچ ربطی به اسلام ندارد. در واقع سینمای مذهبی در آن زمان سینمای احمق‌ها بود. هرچه مذهبی‌تر احمق‌تر.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با انتقاد از اینکه برخی اعلام می‌کنند ما فقط فیلم خودمان را می‌سازیم و هیچ جناح‌بندی و یا رویکردی نداشتیم، گفت: مگر می‌شود فیلمی بدون ایدئولوژی باشد. اگر یک دوربین را در مقابل دیوار سفیدی چند دقیقه قرار دهیم و فیلم را پخش کنیم و همان را پخش کنیم باز هم هیچ معنای از آن استخراج نمی‌شود؟ اگر کسی یک فیلم 2 دقیقه‌ای بدون ایدئولوژی و معنا ساخت من حرف‌هایم را پس می‌گیرم. حتی آن فردی که این ادعا را می‌کند باز به دنبال غرایض نفسی خود است به دنبال کف زدن است و یا دیده شدن در جشنواره‌ها.

ازغدی افزود: برخی‌ها می‌گویند هنرمند ارزشی و غیرارزشی نداریم، مگر می‌شود؟ آیا حق و باطل چیزی است که در میانش میانه‌روی وجود داشته باشد همان میانه‌روی که در داخل آن باطل می‌زد کلیت آن را زیر سؤال می‌برد.

وی ادامه داد:‌ هنر مقاومت جز از افراد مقاومت برنمی‌آید. یک روش مبارزه با سینمای مقاومت این بود که سینمای معنوی را عَلم کردند. پرسش جدی من این است که این تفکیک در یک اشل تاریخی امکان ندارد چگونه می‌توان مقاومت را بدون معنویت دید و یا اخلاق‌گری را بدون معنا در نظر گرفت، این امکان ندارد. امام (ره) از موضوع معنوی وارد موضوع سیاسی شد. برخی در همان ابتدا اسلام را نیز تفکیک کردند و گفتند که یک اسلام سیاسی داریم و یک اسلام معنوی. حالا در مورد مقاومت باید این نکته را گفت بدون معنویت امکان ندارد مقاومتی وجود داشته باشد. اگر معنویت وجود نداشته باشد افرادی که مقاومت می‌کنند در نهایت از ترس یا مسائل دیگر به سازش می‌رسند. در واقع باید گفت مقاومت یک احساسی است از مسئولیت اجتماعی. سینمای مقاومت همان سینمای مسئولیت است و هر کسی باید مسئولیت خودش را برعهده بگیرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با انتقاد از برخی شبه‌روشنفکرها که خود را از هر چیز جدا می‌کنند و مسئولیت کارشان را به عهده نمی‌گیرند، گفت: برخی از شبه روشنفکرها و روشنفکرنماها عقل‌شان از مردم عادی کمتر است این در حالی است که در معنای کلی روشنفکر باید چند گام عقلش از مردم جلوتر باشد. دو حالت وجود دارد یا روشنفکر ترسو و بی‌شخصیت است و یا مشکل عقلی دارد که مفهومی را که ساخته مردم می‌فهمند و خود او متوجه‌اش نیست و نفهمیده است.

ازغدی در ادامه صحبت‌هایش با انتقاد از اینکه برخی می‌گویند همه هنرمندها فاسد و یا همه آنها شریف هستند، گفت: من نمی‌فهمم وقتی می‌گویند جامعه هنری فاسد است یعنی چه ما هنرمند فاسد داریم و از آن طرف هنرمند شریف هم داریم. هنرمند اخلاقی داریم و هنرمند بی‌شرف و غیراخلاقی، به تازگی دیدید که در رسانه‌ها برخی از خانم‌های بازیگر مصاحبه می‌کنند و می‌گویند برای اینکه در کارشان پیشرفت کنند به آنها نیز پیشنهادهای جنسی می‌دهند در ارتباط با جامعه پزشکان نیز می‌توان همین ادعا را کرد ما پزشک شریف داریم و پزشک بی‌شرف هم داریم و نمی‌توان کلیت را زیر سؤال برد.

وی درباره این پرسش که آیا یک بازیگر که خودش انسان بی‌اخلاقی است می‌تواند در یک اثر دینی و یا ارزشی بازی کند، گفت: آنتی‌کوئین نقش حمزه را بازی کرد و آنچنان این نقش را ایفا کرد که مخاطب لذت برد. اما او برای اعتقادش این کار را نکرد بلکه برای دلار بود که این نقش را بازی کرد گرچه خودش در مصاحبه‌ای گفته بود که جذب این شخصیت ویژه شده بود. ممکن هم است اتفاقاتی برای وی افتاده باشد ما نمی‌توانیم قضاوت کنیم. فرض کن یک هنرپیشه بی‌ناموس بنا باشد نقش یک فرد باناموس را بازی کند این خوب است اما از طرفی باید بگویم برخی از هنرپیشه‌ها دچار توهم می‌شوند مثلاً نقش امیرکبیر را بازی می‌کند و تا آخر عمر فکر می‌کند امیرکبیر است.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با تکرار این نکته که همه فیلم‌ها دارای ایدئولوژی هستند اما شاید ایدئولوژی برخی پررنگ و یا کم‌رنگ باشد، گفت: ایدئولوژی یک دکترین و نظریه است، سینما ابزاری است برای روانکاوی کاربردی. نکته پایانی که باید در موردش صحبت کنم در ارتباط با تقسیم‌بندی ژانرها در سینما است که عده‌ای می‌گویند ما سینمای مقاومت و یا این مفهوم را نمی‌فهمیم ما چند ژانر داریم ژانر ملودرام، تراژدی، کمدی، تخیلی و... اما توجه داشته باشید این تقسیم‌بندی‌ها در طول سینمای مقاومت است. همه ژانرها می‌تواند اسلامی و یا غیراسلامی باشد. مثلاً در یک ژانر سینمایی پیام فیلم می‌تواند در مورد تقوای جنسی و یا شهوت جنسی باشد در واقع هنرمند عرصه مقاومت ایدئولوژی دارد و برای کارش هزینه پرداخت می‌کند چرا که او متعهد است مانند شهید مرتضی آوینی.



 
خاطره رهبر انقلاب از مراسم روز عرفه در کنار مادر بزرگوارشان +اینستاپست
ساعت ۳:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ صفحه اینستاگرام منتسب به دفتر مقام معظم رهبری با خاطره ای از ایشان در مورد مراسم روز عرفه به روز شد.

این صفحه نوشت: "رهبر انقلاب: یادم است هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بجا آوردم. اعمال آن روز، طولانی هم هست - لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند  چند ساعت طول میکشد. اعمال، از بعد از نماز ظهر و عصر شروع میشود و اگر انسان بخواهد به همه آن اعمال برسد، شاید تا نزدیک غروب روزهای نه چندان بلند به طول میانجامد. آن وقت من یادم است که با مادرم چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود میرفتیم یک گوشه حیاط که سایه بود منزل ما حیاط کوچکی داشت؛ آن‌جا فرش پهن میکردیم، چون مستحب است که زیر آسمان باشد، هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه مینشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام میدادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم میخواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، میخواندیم. دوره جوانی و نوجوانی من این‌گونه بود؛ دوره اُنس با معنویات و با#دعا و نیایش.۱۳۷۶/۱۱/۱۴"


رهبر انقلاب

 
پناهیان: هیچ انتظاری از وزارت ارشاد برای تأثیرگذاری فرهنگی ندارم
ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

روایت «ثریا» از درماندگی نهادهای فرهنگی/

 

پناهیان: هیچ انتظاری از وزارت ارشاد برای تأثیرگذاری فرهنگی ندارم

به گزارش خبرگزاری فارس، برنامه ثریا با موضوع «رویش‌های فرهنگی انقلاب اسلامی» و با حضور حجت الاسلام علیرضا پناهیان، کارشناس مسائل فرهنگی-اجتماعی و حجت الاسلام سید ابوالفضل حسینی، امام جمعه شهرستان بندر گز و تهیه کننده فیلم "عشق علیه السلام" به تبیین رویش‌ها و ظرفیت‌های فرهنگی-هنری انقلاب اسلامی به عنوان مهمترین سنگر جنگ نرم و تقابل با نفوذ فرهنگی غرب پرداخت. همچنین در بخش گپ و گفت برنامه میزبان سعید حسینی، دبیر مجمع تولید کنندگان نوشت افزار ایرانی- اسلامی، عبدالامیر سبیعی، مدیر گروه پویانمایی پاز و محمدحسین رضایی، خواننده نوجوان گروه سرود نسیم بهشت میهمان ثریا بودند.

محسن مقصودی، مجری برنامه ثریا در ابتدا خطاب به میهمان برنامه اظهار داشت: انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگی حرف‌های بسیار زیادی برای دنیا و جهان غرب داشته است و شاید این تهاجم فرهنگی غرب، پدافنی است به آفندی که انقلاب اسلامی کرده است؛ حضرت امام با رویش‌های فرهنگی انقلاب در حوزه‌های مختلف، دنیا را گیج کرد و به همین دلیل دنیا هم در مقابل انقلاب اسلامی بیکار ننشست.

با همه محتوا و امکانات فرهنگی که در اختیار داریم، دچار درماندگی فرهنگی ‌شده‌ایم

حجت الاسلام علیرضا پناهیان، کارشناس مسائل فرهنگی-اجتماعی، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آرایش فرهنگی جبهه خودی را چگونه ارزیابی می‌کنید، اظهار داشت: سال‌های اول دفاع مقدس با حمله بعثی‌ها خرمشهر به هم ریخته بود و هنوز یک انسجام ملی در دفاع از خرمشهر ایجاد نشده بود، در حال حاضر و در این 37 سال بعد از انقلاب در حوزه فرهنگ وضع آرایش جبه فرهنگی‌مان در مقابل دشمن شبیه به ماه‌ها اول جنگ است؛ در آن زمان عده‌ای خودشان ماشین می‌گرفتند و اسلحه پیدا می‌کردند و خودشان را به خط می‌رساندند و سازماندهی خاصی صورت نگرفته بود و الان هم در حوزه فرهنگ شبیه ماه‌های ابتدای دفاع مقدس عمل می‌کنیم؛ بنده هیچ نظم و سازماندهی درست و تدبیر صحیحی در حوزه فرهنگ نمی‌بینم.

وی افزود: نسبت به امکانات و محتوایی که ما داریم، نسبت به مخاطبی که در جهان آماده است تا پیام ما را بشنود و با توجه به اینکه دشمنان ما حرف تازه‌ای برای گفتن ندارند دچار درماندگی فرهنگی شده‌ایم که گاها نمی‌توانیم جوانان شهرهای خودمان را توجیه کنیم؛ دشمن کار سخت‌تر را بهتر از ما انجام می‌دهد و ما کار آسان‌تر را انجام نمی‌دهیم. دشمن افکار خودش را بزک می‌کند اما ما نیاز نداریم که حرف حق را تزیین کنیم چرا که حق زیبایی خودش را دارد اما ما در مقابل آنها کم می‌آوریم. اینکه مردم ما به ماهواره گرایش پیدا می‌کنند از عجایب زمانه است! مگر دشمن بالاتر از روابط زن و مرد حرفی برای گفتن دارد؟! اگر ما توانسته بودیم سطح مردم کشورمان را بالا بیاوریم خود به خود مردم به آن سمت نمی‌رفتند.

آنقدر در شناساندن جنگ تحمیلی ضعیف عمل کرده‌ایم که الان داعشی‌ها را بدل رزمندگان دفاع مقدس معرفی می‌کنند!

پناهیان اظهار داشت: نهادهای فرهنگی در جریان دفاع در مقابل تهاجم فرهنگی بسیار ضعیف عمل کردند؛ ما باید در این برنامه باید این موضوع را بررسی می‌کردیم که نهادهای فرهنگی در ارتباط با فرهنگ مردم فرانسه چرا ضعیف عمل کرده‌اند که نتیجه‌اش این شده است که آن سیاست‌مداران خائن بر آن کشور مسلط شده‌اند؟ ما باید الان در این رابطه صحبت می‌کردیم که چرا مسئولین فرهنگی لوازم فرهنگی را به مقدار لازم به مردم آمریکا نرسانده‌اند؟ این حرف‌ها خیال‌پردازانه نیست چراکه ما با شهادت طلبی و الله اکبر بزرگترین جنگ تاریخ را به زیبایی پشت سر گذاشته‌ایم اما از بس این حماسه را به زبان بین المللی معرفی نکردیم الان داعشی‌ها را بدلی از رزمندگان دفاع مقدس معرفی می‌کنند! 

این کارشناس مذهبی تصریح کرد: این مسائل نتیجه ضعف عملکرد ما در قبال مسئولیتی که برای نجات جهان داریم، هست و این موضوع یک مسئولیت خیال‌پردازانه و آرمان‌خواهانه نیست چراکه ما برای اینکه خودمان در آرامش زندگی کنیم باید جهان اطرافمان را به حقیقت و آرامش برسانیم.

حجت الاسلام سید ابوالفضل حسینی، امام جمعه شهرستان بندر گز و تهیه کننده فیلم «عشق علیه السلام» در رابطه با فعالیت‌های فرهنگی  نماز جمعه اظهار داشت: از نگاه بنده تریبون نماز جمعه یک رسانه پویا و تاثیر گذار است و این رسانه در صورتی تاثیر گذار است که ظرفیت‌ها منطقه را بشناسد و بتواند از آنها استفاده کند؛ در هرشهرستانی هنرمندان متعد بسیا زیاد هستند که متاسفانه متولیان فرهنگ دینی به این مقوله نمی‌پردازند و غافل هستند. وی تصریح کرد: چون متولیان فرهنگی به مقوله فرهنگ به درستی ورود نکرده‌اند ائمه جمعه باید به به مقوله فرهنگ بپردازند.

امام جمعه بندر گز اظهار کرد: بیش از 23 اثر در شهرستان ملکشاهی تولید کردیم که اولین فیلم 72 ثانیه بود و آخرین فیلم "عشق علیه السلام" بود که در این فیلم یک طلبه انقلابی را معرفی کرده‌ایم؛ ما در پنج سال گذشته هرسالی را که مقام معظم رهبری نام‌گذاری می‌کردند، یک فیلم حداکثر 15 دقیقه‌ای در راستای همین شعارها می‌ساختیم.

رویکرد بسیج، فرهنگی نیست...

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در رابطه با نقش مساجد و نمازهای جمعه در فرهنگ تصریح کرد: بسیج در ابتدا برای امنیت درون شهری قبل از دفاع مقدس تشکیل شد بعد بسیج کارکرد خودش را در دفاع مقدس عوض کرد و شروع بع اعزام نیرو به جبهه‌ها کرد؛ برای ما بسیجی‌ها این تغییر ماموریت عجیب بود اما دیدیم که چه حماسه‌ای آفریده شد. بعد از دفاع مقدس بسیج بعنوان نهادی که باید خلاءها را پر کند رویکرد خودش را برای تحول در عرصه فرهنگ عوض نکرد یعنی ما باید نیروهای مختلفی را برای عرصه فرهنگ تربیت می‌کردیم که متاسفانه اینطور نشد.

وی تصریح کرد: شما می‌بینید که یک امام جمعه‌ای می‌آید مردم منطقه خودش را در راستای اهداف فرهنگی بسیج می‌کند؛ ما ائمه جمعه و جماعات را بصورت گسترده سازماندهی نکرده‌ایم که بجای شعار فرهنگی، محصول فرهنگی تولید کنند؛ ما در حوزه‌های علمیه برای روحانیونی که می‌خواهند کار مدیریت فرهنگی انجام بدهند، رشته‌ای با عنوان مدیریت فرهنگی نداریم؛ در چند وقت گذشته تلاشی برای تاسیس چنین رشته‌ای کردیم که با موانع تاسف‌آوری روبه‌رو شدیم. هنوز حوزه‌های علمیه ما در پساخ به نیازهای روز خیلی عقب هستند و متاسفانه این عقب ماندگی بصورت سازمانی دیده می‌شود. اگر یک طلبه‌ای هم ببینیم که یک جایی کار فرهنگی می‌کند قطعا حرکت خودجوش خودش هست.

تمام شبکه‌های صداوسیما را 24 ساعته در اختیار داریم اما برای فرهنگ کاری نمی‌کنیم

پناهیان تصریح کرد: وقتی افراد یک جامعه در مضیقه قرار می‌گیرند بهتر برنامه ریزی می‌کنند اما وقتی یک گشایشی صورت می‌گیرد مدیریت کردن بسیار دشوار می‌شود؛ مایی که دنبال یک ساعت از ردایو بودیم تا جهان را مدیریت کنیم حالا کل شبکه‌های صداوسیما با دسترسی بین‌المللی در اختیارمان قرار گرفته است اما نمی‌توانیم به خوبی برنامه ریزی بکنیم. ما هنرمندان و مدیران برجسته‌ای که در این شرایط برنامه‌ریزی بکنند نداریم. ما اگر یک ساعت برنامه داشتیم در زمان طاغوت امثال شهید مطهری و شهید باهنر متمرکز می‌شدند و بسیار خوب از آن استفاده می‌کردند اما این عرصه گسترده نتوانسته به خوبی عمل کند چرا که این عرصه پهناور مدیرانی لایق و متناسب با خودش را می‌‎خواهد که متاسفانه این مدیران را نداریم.

مقصودی اظهار داشت: یکی از اساتید می‌گفتند که برخی از نهادهای فرهنگی کنونی در این 37 سال نتوانسته‌اند به اندازه یک شهید مطهری قبل از انقلاب موثر باشند.

اگر فرهنگ رشد کند، دیگر مدیرانی که پاداش‌های فراوان برای خودشان بنویسند رشد نخواهند کرد

پناهیان در پاسخ به سوال مقصودی مبنی بر اینکه تولیدات فرهنگی چقدر می‌تواند در این جنگ اقتصادی به کشورمان کمک کند، اظهار داشت: مسلما عرصه فرهنگ عرصه‌ای است که به حیات اجتماعی ما کمک می‌کند و اساسی‌ترین جایی را که ما باید اصلاح کنیم همین فرهنگ است که به پیروی از آن معیشت، سبک زندکی، سیاست ماهم اصلاح می‌شود. بسیاری از نامگذاری سال‌ها به فرهنگ زندگی و فرهنگ معیشت و اقتصاد برمی‌گردد به این ترتیب که ما اگر فرهنگ را اصلاح کنیم اقتصادمان هم تا حد بسیار زیادی اصلاح خواهد شد؛ اگر فرهنگ سیاسی کشورمان اصلاح شود دیگر مدیرانی که پاداش‌های فراوان برای خودشان بنویسند و این تبعیض را روا بدانند در عرصه سیاسی رشد نخواهند کرد و مردم در انتهابات انتخاب‌های بسیار بهتری خواهند داشت و آنهایی که بر افکار سیاسی مردم تاثیرگذارند دیگر نمی‌توانند با دروغ و شانتاژ جامعه را فریب بدهند.

آموزش و پرورش فقط می‌خواهد حافظه دانش‌آموز را پر کند!

این فعال فرهنگی تصریح کرد: ما در چنین مسائلی باید یک ستون را آموزش و پرورش قرار بدهیم؛ آموزش و پرورش قطعا یک کارشناسانی دارد که در دوران مختلف ثابت هستند که باید از این‌ها سوال بشود که شما چه کار کرده‌اید که افراد 18 ساله مایل به خریدن کالاهای فرهنگی نیستند. اینکه ما می‌گوییم فرهنگ به هیچ وجه مقصودمان فرهنگ دینی به معنای خاص کلمه نیست بلکه فرهنگ انسانی و فرهنگی که افراد را با شخصیت و منظم و سخت‌کوش بار می‌آورد؛ در جایی مثل آموز و پرورش که نهاد اصلی فرهنگ در جامعه است باید پاسخگو باشد که اولا چه مسئولیتی دارد و باید برای مردم مشخص بشود که مردم چه انتظاری دارند که فرزندشان را به مدرسه می‌فرستند بطور مثال من وقتی خودم فرزندم را به مدرسه می‌فرستم انتظار نداشتم که مدرسه بچه من را نمازخوان بار بیاورد بلکه می‌گفتم شما این بچه را منظم، سخت‌کوش، انسان اهل دقت تربیت کنید و نماز را من خودم در خانه به او یاد می‌دهم. حتی لازم نیست شعارهای ایدئولوژی به این بچه بیاموزی و حتی نمی‌خواهد قرآن را به این بچه یاد بدهی بلکه بیا تقوا به معنای اصل کلمه را به بچه یاد بدهیم آنوقت خود این بچه خود به خود هدایت خواهد شد.

حجت الاسلام پناهیان گفت: جایی مثل آموزش و پرورش اگر انتظار فرهنگی از آن داریم برآورده است؟ قطعا نه چراکه شما هفت سال دبستان و آغاز متوسطه را بچه را تربیت می‌کنید اما چون در تربیت بچه شکست خورده‌ایم در دوران دبیرستان باز با زور حضور و غیاب و نمره باید بچه را وادار به درس خواند کنیم؛ پس در این هفت سال گذشته چه کار می‌کردیم؟! آموزش و پرورش وقتی که نتوانسته در دوران دبستان برای بچه یک شخصیتی ثابتی را فراهم بکند که این شخصیت با علاقه‌مندی خودش درس بخواند، باید در حوزه فرهنک اعلام ورشکستگی کند. بحث سر نماز نخوندن و حجاب و رعایت ارزش‌ها نیست چرا که کسی که از شخصیت خوبی برخوردار باشد ارتباطش با ارزش‌ها خوب می‌شود و بالعکس. در برخی از کشورها مثل ژاپن چهارسال اول را به بچه نمره نمی‌دهند چراکه می‌خواهند شخصیت بچه را تنظیم کنند، چرا باید یک کشور غیراسلامی این موضوع را رعایت کند و ما نکنیم؟! در برخی کشورها اردوهایی می‌گذارند که در آن کار سخت انجام بدهند اما ما در مدارسمان بسیج هم اینکار را نمیکند که یک ارودذی سختی ببرد که بچه‌ها با سختی زندگی از نزدیک آشنا بشوند و آن را لمس کنند و از راحت‌طلبی بیرون بیایند و فقط چسبیده‌ایم به حافظه و می‌خواهیم این حافظه را پر کنیم.

وی گفت: یک تعریف حقیقی از دانشگاه‌ها این است که هرسال ورودی‌های دانشگاه‌ها نسبتا مذهبی‌تر از سال‌ها قبل هستند ولی مسئوله فرهنگ که در کشور زمین افتاده است انتظار ما را خیلی بالا می‌برد که این امر نیاز به تحول نظام آموزش و پرورش دارد.

برای حل مشکل طلاق باید به سراغ فرهنگ برویم نه قانون

حجت الاسلام پناهیان در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا نگاه مسئولین و نهادهای فرهنگی ما باید سلبی باشد یا ایجابی، اظهار داشت: ما بیشتر از آسیب‌های فرهنگی از،  از دست دادن فرصت‌های فرهنگی لطمه می‌خوریم؛ ما فرصت‌های فرهنگی مختلفی داریم و دین کمک بسیار زیادی به ما می‌کند که بتوانی به واسطه رشد فرهنگی مشکلات در بخش‌های دیگر را حل کنیم؛ بطور مثال وقتی آمار طلاق افزایش پیدا می‌کند نباید به سراغ قانون برویم بلکه باید به سراغ فرهنگ برویم و ببینیم چه مشکلاتی در فرهنگمان هست و چه اشکالاتی در تربیت دینی‌مان وجود دارد که به اینجا منجر می‌شود. من نشنیده‌ام که تاکنون حوزه‌های علمیه همایش‌های عمیق  وسنگین علمی برگزار بکنند که ریشه‌های بدحجابی یا بی حجابی را مورد بررسی قرار بدهند اما مستقیم می‌خواهیم برویم بالای منبری و موعظه کنیم که بی‌حجاب نباشید و مستقیما می‌خواهیم بگوییم که طلاق را افزایش ندهید بلکه این‌ها برمی‌گردد به زیرساخت‌های فرهنگی که ما بصورت ایجابی نرفته‌ایم به دنبال اینکه آنها را درست بکنیم.

در حوزه فرهنگ، کار ایجابی خوبی انجام نداده‌ایم...

این کارشناس مسائل فرهنگی تاکید کرد: با فرهنگ نباید آسیب‌شناسانه برخورد کرد بلکه باید به سراغ این رفت که از اساس یک بنیادی را طراحی کرد؛ ما در تهران مدرسه علمیه‌ای داریم که در آن به دوستان می‌گویم باید کوه برویم چراکه من باورم نمی‌شود که طلبه‌ای که سختی نکشیده باشد برود بالای منبر و از مواجه با سختی‌ها حرف بزند؛طلبه اگر سخت کوش نباشد و زندگی‌اش را از راحت طلبی جدانکند نمی‌تواند پس فردا به مردم بگوید که شهوت طلب نباشید چراکه کلامش موثر نخواهد بود؛ ما باید روی مسائل بنیادین فرهنگی که حرکت‌های آسیب زدایانه نیست و حرکت‌های منفعلانه نیست برنامه‌ریزی کنیم اینکه ما از حوزه، آموزش و پرورش و صداوسیما و نهادهای دیگر گلایه می‌کنیم به این دلیل است که آن کارهای ایجابی را بخوبی انجام نداده‌ایم. 

برخی قوانین غیر اسلامی مجلس شورای اسلامی ضربه بزرگی به فرهنگ می‌زند

مقصودی گفت: آیا می‌توانیم بگوییم که مسئولین و فعالان فرهنگی ما با واقعیت زندگی مردم فاصله گرفته‌اند و سبک زندگی‌شان با زندگی مردم فرق زیادی دارد؟

پناهیان در پاسخ اظهار داشت: ما در دانش مدیریت فرهنگی و کار فرهنگی ضعیف هستیم و رشته‌های مدیریت فرهنگی در حوزه و دانشگاه‌هایمان وجود ندارد و مدیر فرهنگی‌ای که کار فرهنگی را بشناسد کم داریم. سبک زندگی مردم را بانک‌ها، ادارات و قوانین غیر اسلامی مجلس شورای اسلامی تنظیم می‌کند، این‌ها مباحث سیاسی و جناحی و حتی دینی نیست، وقتی یک روحانی می‌گوید من یک قانونی را در امر خانواده از فرانسه و انگلستان الهام گرفتم و آمدم در مجلس شورای اسلامی آن را به تصویب رساندم و به زور شورای نگهبان را متقاعد کردم که این قانون را تصویب کنند، شما چه انتظاری دارید؟ کارشناسان فرهنگ می‌گویند این قانون در غرب به خانواده لطمه زده است پس چرا ما این قانون را تصویب کرده‌ایم؟! این قانون پیوست فلرهنگی نداشته است. باید ببینیم مجلس شورای اسلامی چقدر در مقوله فرهنک وظیفه دارد و مسئول است.

مدیریت فرهنگی را سپرده‌ایم به بچه مثبت‌هایی که از کنار کار فرهنگی عبور کرده‌اند!

وی افزود: گاهی اوقات بچه مثبت‌هایی که از کنار کار فرهنگی عبور کرده‌اند را برای مدیریت فرهنگی انتخاب می‌کنیم! و این نتایج فاجعه‌آمیز رخ می‌دهد حتی گاهی آدم‌هایی با نگاه امنیتی و سیاسی می‌خواهند کار فرهنگی بکنند. رشته‌های مدیریت فرهنگی در سطوح مختفل در حوزه و دانشگاه کجاست؟ البته این رشته‌ها وجود دارد ولی کتابدار تربیت می‌کند یعنی از قبل از انقلاب یک مدیریت فرهنگی بوده است اما در این حد که یک کتابدار تحویل جامعه بدهیم. اینکه مقام معظم رهبری چند سالی است بر کار خودجوش فرهنگی جوانان تاکید می‌ورزند به نظر بنده نشان از نا امیدی ایشان از دستگاه‌های فرهنگی است و گرنه نیاز نیست که ایشان نمونه‌هایی از یک دفترچه، کلیپ و خواند را تقدیر بکنند بلکه این تقدیرات باید در همایش‌های سالانه فرهنگی توسط مسئولین انجام بشود.

نفوذ، ناشی از بیکاری نهادهای فرهنگی است

حجت الاسلام پناهیان در ادامه برنامه تصریح کرد: اگر می‌بینید که در جامعه ما نفوذی صورت گرفته است ناشی از بیکاری نهادهای فرهنگی ماست؛ وقتی که یک دشتی را هرس نکنید علف هرزه در آن رشد می‌کند.

وی در ادامه تصریح کرد: اگر بنده در این برنامه آموزش و پرورش، حوزه علمیه، دانشگاه‌ها، مجلس شورای اسلامی و غیره را به نوعی مسئول این امر دانستم و انتقاد کردم به این دلیل بود که همه این نهادها در امر فرهنگ مسئول هستند. بنده از وزارت فرهنگ و ارشاد انتظار اثرگذاری مثبت در حوزه فرهنگ ندارم چراکه این وزارت از قبل از انقلاب برای بخش خاصی از هنر تاسیس شده است و در هیچ دوره‌ای دغدغه مردمی در آن نبوده است.

سود تحمیل شده از سمت بانک‌ها، ایثار و اخوت در جامعه را از بین می‌برد

وی در ادامه خاطرنشان کرد: ساختارهای اقتصادی ما هستند که فرهنگ جامعه را تنظیم می‌کنند، وقتی بانک‌ها این مقدار سود را بر مردم تحمیل می‌کنند ما دیگر نمی‌توانیم انتظار ایثار و اخوت از مردم داشته باشیم بنابراین همه این عوامل باید دست به دست هم بدهند تا ما بتوانیم یک فرهنگ خوب و پویا داشته باشیم و البته باید برای کشورهای دیگر الگوهم باشیم.

سعید حسینی، دبیر مجمع تولیدکنندگان نوشت افزار ایرانی-اسلامی در رابطه با فعالیت این مجومعه اظهار داشت: الان در دنیا عمده کار فرهنگی برای کودک و نوجوان در شخصیت‌سازی و قهرمان‌سازی صورت می‌گیرد یعنی ابتدا در کار انیمیشن  و رسانه‌ای فعالیت می‌کنند و آن را به صدها حوزه دیگر مانند نوشت افزار و غیره تعمیم می‌دهند و کامل هویت، زندگی و جهان بینی آن کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهند و آینده کودک را رقم می‌زنند.

وی تصریح کرد: ما در سی سال بعد از انقلاب در این حوزه سکوت و غفلت حاکمیت را شاهد بوده‌ایم  و حتی برخی از فعالین فرهنگی هیچ اقدامی نکردند. در حال حاضر کارکترهایی که حتی در خود آمریکا استفاده نمی‌شوند در کشور ما در دبستان‌ها روی دفاتر توزیع می‌شوند و کتاب رنگ‌آمیزی این شخصیت را داریم! این دغدغه باعث شد که فعالین فرهنگی بصورت خودجوش پای کار بیایند.



 
در اجرای اصل ۱۱۰ قانون اساسی
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

رهبر معظم انقلاب سیاست‌های کلی خانواده را ابلاغ کردند+متن

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی سیاستهای کلی «خانواده» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شده است، ابلاغ کردند.

متن سیاست های کلی خانواده که به رؤسای قوای سه گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شده، به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

سیاست‌های کلی خانواده

خانواده واحد بنیادی و سنگ بنای جامعه اسلامی و کانون رشد و تعالی انسان و پشتوانه سلامت و بالندگی و اقتدار و اعتلای معنوی کشور و نظام است و سمت و سوی حرکت نظام باید معطوف باشد به:

1- ایجاد جامعه‌ای خانواده محور و تقویت و تحکیم خانواده و کارکردهای اصلی آن بر پایه الگوی اسلامی خانواده به عنوان مرکز نشو و نما و تربیت اسلامی فرزند و کانون آرامش بخش.

2- محور قرار گرفتن خانواده در قوانین و مقررات، برنامه‌ها، سیاست‌های اجرایی و تمام نظامات آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی به‌ویژه نظام مسکن و شهرسازی.

3- برجسته کردن کارکردهای ارتباط خانواده و مسجد برای حفظ و ارتقاء هویت اسلامی و ملی و صیانت از خانواده و جامعه.

4- ایجاد نهضت فراگیر ملی برای ترویج و تسهیل ازدواج موفق و آسان برای همه دختران و پسران و افراد در سنین مناسب ازدواج و تشکیل خانواده و نفی تجرد در جامعه با وضع سیاست‌های اجرایی و قوانین و مقررات تشویقی و حمایتی و فرهنگ‌سازی و ارزش‌گذاری به تشکیل خانواده متعالی بر اساس سنت الهی.

5- تحکیم خانواده و ارتقاء سرمایه اجتماعی آن بر پایه رضایت و انصاف، خدمت و احترام و مودت و رحمت با تأکید بر:

- به‌کارگیری یکپارچه ظرفیت‌های آموزشی، تربیتی و رسانه‌ای کشور در جهت تحکیم بنیان خانواده و روابط خانوادگی.

- فرهنگ سازی و تقویت تعاملات اخلاقی.

- مقابله مؤثر با جنگ نرم دشمنان برای فروپاشی و انحراف روابط خانوادگی و رفع موانع و زدودن آسیب‌ها و چالش‌های تحکیم خانواده.

- ممنوعیت نشر برنامه‌های مخل ارزش‌های خانواده.

- ایجاد فرصت برای حضور مفید و مؤثر اعضای خانواده در کنار یکدیگر و استفاده مؤثر خانواده از اوقات فراغت به صورت جمعی.

6- ارائه و ترسیم الگوی اسلامی خانواده و تقویت و ترویج سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی با:

- ترویج ارزش‌های متعالی و سنت‌های پسندیده در ازدواج و خانواده.

- پر رنگ کردن ارزش‌های اخلاقی و زدودن پیرایه‌های باطل از آن.

- مبارزه با اشرافیت و تجمل‌گرایی و مظاهر فرهنگ غرب.

- اصلاح رفتار گروه‌های مرجع و برجسته سازی رفتارهای شایسته آنها و جلوگیری از شکل‌گیری گروه‌های مرجع ناسالم.

7- بازنگری، اصلاح و تکمیل نظام حقوقی و رویه‌های قضایی در حوزه خانواده متناسب با نیازها و مقتضیات جدید و حل و فصل دعاوی در مراحل اولیه توسط حکمیت و تأمین عدالت و امنیت در تمامی مراحل انتظامی، دادرسی و اجرای احکام در دعاوی خانواده با هدف تثبیت و تحکیم خانواده.

8- ایجاد فضای سالم و رعایت روابط اسلامی زن و مرد در جامعه.

9- ارتقاء معیشت و اقتصاد خانواده‌ها با توانمندسازی آنان برای کاهش دغدغه‌های آینده آنها درباره اشتغال، ازدواج و مسکن.

10- ساماندهی نظام مشاوره‌ای و آموزش قبل، حین و پس از تشکیل خانواده و تسهیل دسترسی به آن بر اساس مبانی اسلامی ـ ایرانی در جهت استحکام خانواده.

11- تقویت و تشویق خانواده در جهت جلب مشارکت خانواده برای پیشبرد اهداف و برنامه‌های کشور در همه عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و دفاعی.

12- حمایت از عزت و کرامت همسری، نقش مادری و خانه‌داری زنان و نقش پدری و اقتصادی مردان و مسؤولیت تربیتی و معنوی زنان و مردان و توانمندسازی اعضای خانواده در مسؤولیت پذیری، تعاملات خانوادگی و ایفاء نقش و رسالت خود.

13- پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی و عوامل تزلزل نهاد خانواده بویژه موضوع طلاق و جبران آسیب‌های ناشی از آن با شناسایی مستمر عوامل طلاق و فروپاشی خانواده و فرهنگ‌سازی کراهت طلاق.

14- حمایت حقوقی، اقتصادی و فرهنگی از خانواده‌های با سرپرستی زنان و تشویق و تسهیل ازدواج آنان.

15- اتخاذ روش‌های حمایتی و تشویقی مناسب برای تکریم سالمندان در خانواده و تقویت مراقبت‌های جسمی و روحی و عاطفی از آنان.

16- ایجاد ساز و کارهای لازم برای ارتقاء سلامت همه جانبه خانواده‌ها بویژه سلامت باروری و افزایش فرزندآوری در جهت برخورداری از جامعه جوان، سالم، پویا و بالنده.



 
فیلم/ حکایت سینما نرفتن وی
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
در این ویدئو شاهد طنز دیرین دیرین هستید، این قسمت سینما نرفتن وی.

 
مراسم نکوداشت فرج‌الله سلحشور و ۹۵شهید دفاع مقدس برگزار می‌شود
ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش گروه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، یادواره ۹۵ شهید دفاع مقدس و نکوداشت فرج‌الله سلحشور رزمنده جبهه فرهنگی انقلاب برگزار می‌شود.

خبرگزاری فارس: مراسم نکوداشت فرج‌الله سلحشور و ۹۵شهید دفاع مقدس برگزار می‌شود

گفتنی است این مراسم روز جمعه 29 مرداد از ساعت 17 الی 19 در آستان مقدس امامزادگان و گلزار شهدای باغ فیض برگزار خواهد شد.


 
همزمان با سالروز پیروزی مقاومت در لبنان
ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

«ابوزینب»؛ فیلم جبهه فرهنگی مقاومت همچنان در انتظار اکران

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی «ابوزینب» به کارگردانی علی غفاری نظر بسیاری از علاقمندان به حوزه سینمای مقاومت را جلب کرده است این فیلم در رقابت با 150 فیلم از 60 کشور جهان موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگر مرد از جشنواره نیس فرانسه شد اما هنوز در سینماهای کشور روی پرده نرفته است.

 

23 مردادماه همزمان با سالروز پیروزی مقاومت اسلامی در کشور لبنان  است و  سلحشوری و مقاومت گسترده مردم لبنان در جنگ سی‌ و سه روزه علیه رژیم صهیونیستی به نتیجه رسید اما بعد از گذشت دو سال از تولید فیلم سینمایی «ابوزینب» هنوز نتوانستیم شرایطی را برای اکران فیلم در ایران فراهم کنیم .

این در شرایطی است که علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی  همزمان با بازدید از بازار اولین دوره جشنواره مستقل جهانی فجر با حضور در غرفه هدایت‌رسانه با دیدن بروشور این مجموعه از فیلم «راز پنهان»‌ (ابو زینب) تعریف کرد و گفت: من در بیروت این فیلم را دیدم بسیار فیلم تاثیرگذاری است و به عقیده من هر مخاطبی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این فیلم با نام بین المللی راز پنهان در جشنواره فیلم فرانسه نمایش داده شد. داستان فیلم ابوزینب به ماجرای مقاومت یک خانواده لبنانی در سال های اشغال لبنان به دست نیروهای اشغالگر اسراییلی می پردازد . یکی از امتیازات فیلم «ابوزینب» واقعی بودن آن است هر چند در شکل روایت سعی شده که فیلم دارای جذابیت های سینمایی باشد و هیچ عنصر خارجی به زور به فیلم تحمیل نشده است . این فیلم یک درام عاطفی است که به موضوع مقاومت می پردازد که  تمرکز اصلی بر روی کاراکتر مادر خانواده است.

 

فراهم آوردن شرایطی مناسب برای اکران فیلم «ابوزینب» و ‌استقبال از این اثر فرهنگی جبهه مقاومت در ایران می تواند فیلمسازان جوان را نسبت به حرکت به سوی سوژه های ناب عرصه مقاومت دلگرم کند و ساخت آثاری از این دست را دربرنامه خود قرار دهند اما بی توجهی به این آثار پیامدی جزء ساخت آثار اجتماعی و بعضاً بزرگ نمایی مشکلات اجتمای چیزی را در پی نخواهد داشت.



 
تولید بازی «حاج احمد» و مبارزه با داعش آغاز شد
ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

نجات «سردار متوسلیان» از زندان رژیم‌صهیونیستی کلید خورد + عکس

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری فارس، «موسسه مصاف» از آغاز پروژه تولید بازی رایانه‌ای با موضوع «نجات سردار احمد متوسلیان از زندان رژیم صهیونیستی» خبر داد.

«مهدی خزاف» مدیر پروژه تولید بازی «حاج احمد» درباره ساخت این مجموعه به خبرنگار فارس گفت: «ایده پروژه احمد متوسلیان را جناب (علی اکبر) رائفی‌پور (مدیر موسسه مصاف) از چهار سال پیش مطرح کرد. اما تیم منسجمی برای شروع این کار نبود و به دلیل اینکه نمی‌توانستیم یک تیم را مستقر کنیم، زمان کلیدخوردن پروژه اندکی به تاخیر خورد. تا اینکه هشت ماه گذشته تیمی در داخل مجموعه مصاف تشکیل دادیم و شروع به کار بر روی داستان و بازی‌نامه این پروژه کردیم».

خزاف گفت: «با توجه به تجربیاتی که از ساخت چندبازی در مجموعه داشتیم شروع به نوشتن بازی‌نامه کردیم و آن را تکمیل، و تولید این پروژه را رسما آغاز کردیم. نیروهایی هم که برای این پروژه به کار گرفته شده جزء نیروهای درجه یک کشور به لحاظ فنی هستند. ضمن این که به لحاظ اعتقادی در راستای پروژه حرکت می‌کنند. ترجیحمان هم این بود که از بیرون مجموعه نیرویی جذب نکنیم و کار را بر اساس ظرفیت‌های خود موسسه مصاف پیش ببریم.»

این بازی‌ساز درباره مجموعه مصاف که کار تولید بازی «حاج اجمد» را انجام می‌دهد گفت: «مجموعه مصاف یک مجموعه فرهنگی و رسانه‌ای است که اصل کار آن مبارزه با صهیونیسم و اومانیسم است و با توجه به اهمیت عمل انتظار فرج، موسسه از سال 1391 بطور رسمی فعالیت خود را در زمینه دشمن شناسی و مهدویت و با هدف زمینه سازی ظهور حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه آغاز کرده است. بخش بازی‌سازی اما هشت ماه است که رسما فعالیتش را در موسسه آغاز کرده است.»

خراف ادامه داد: «آقای رائفی‌پور بر روی احمد متوسلیان همواره تاکیدات خاصی داشته‌اند و به خاطر این که شخصی است که در عین اقتدار، مظلوم واقع شد و چندین سال است که توجهی به ایشان نشده و تنها صحبت‌هایی که از حاج احمد متوسلیان می‌شود، منحصر به برخی مناسبت‌ها است. ضمن اینکه ایشان 30 سال است که در اسارت است یا حداقل تکلیفشان مشخص نیست. در واقع این بی‌اعتنایی به یکی از سربازان وطن باعث شد تا ایده اولیه این پروژه شکل بگیرد.»

وی درباره طرح این بازی نیز عنوان کرد: «این بازی به صورت اول شخص و ترکیبی از سبک تیراندازی و معمایی خواهد بود و برای PC سیستم عامل ویندوز تولید شده است. البته شخصیت اصلی بازی احمد متوسلیان نیست و ما در میانه بازی در یکی از زندان‌های اسرائیل با ایشان مواجه می‌شویم.»

مدیر پروژه بازی «حاج احمد» درباره داستان این بازی نیز گفت: «داستان بازی در فضای سوریه، زندان های اسرائیل و مرز لبنان و اسرائیل روایت می شود. شخصیت اصلی بازی یک سردار ایرانی است که با احمد متوسلیان در زمان جنگ تحمیلی همرزم بوده است و هم اکنون در سوریه مشغول عملیات مستشاری است. در ابتدای بازی، شخصیت اصلی بازی در محاصره داعش گرفتار می شود و پس از اسارت تحویل رژیم اسرائیل می شود. در زندان اسرائیل، شخصیت بازی متوجه حضور احمد متوسلیان در زندان شده و برای آزادی خود و او تلاش می کند.»

 

حاج احمد زنده است

حسین دهقان وزیر دفاع ایران، سوم خرداد امسال (1395) خبر داد احمد متوسلیان و دیپلمات‌های ربوده شده ایرانی زنده‌اند و در اسارت رژیم صهونیستی هستند.

گفته میشود یک زندانی یونانی آزاد شده از زندانهای رژیم صهیونیستی با مراجعه به سفارت ایران در یونان ادعا کرد هر چهاردیپلمات ایرانی را در زندانهای این رژیم دیده است.

احمد متوسلیان فرمانده لشگر محمد رسول‌الله و وابسته نظامی سفارت ایران در بیروت، سید محسن موسوی کاردار سفارت، کاظم اخوان عکاس خبرگزاری ایرنا و تقی رستگار مقدم کارمند سفارت، چهار ایرانی هستند که در 14 تیر سال 1361، هنگامی که راهی سفارت ایران در بیروت بودند در یک پست بازرسی توسط یک گروه شبه نظامی مسیحی لبنانی (فالانژها) ربوده شدند.

برخی مقامات ایران و همچنین سید حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله لبنان می‌گویند که این افراد در سرزمین های اشغالی در اسارت هستند. در روزهای اخیر نیز کریمی قدوسی نماینده مجلس در گفت‌وگو با فارس اعلام کرد که رژیم صهیونیستی ظاهرا قصد دارد بر سر این مسئله با حزب‌الله معامله کند.

قدوسی گفت: حاج احمد متوسلیان و سایر دیپلمات‌های ما به دست فالانژها اسیر و تحویل رژیم صهیونیستی شده‌اند، شکی در این نیست که آنها بخواهند از این متاع ارزشمند در جایی بحرانی استفاده کنند و وارد معامله شوند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه حزب الله اسرای دانه‌درشتی از اسرائیل در اختیار دارد و حتی از فرانسه و برخی کشورهای اروپایی (که در سوریه بازداشت شده‌اند) گفت «ظاهرا بحث آزادی اسرای ما در جریان است و سید نصرالله خودش مسئله را پیگیری می کند و به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی نیز به این نتیجه رسیده است که وقت استفاده از کارت اسارت احمد متوسلیان و همرزمانش فرا رسیده است.

او به سخن رهبری در این باره اشاره کرد و گفت که ایشان در دیدار ماه رمضان هنگامی‌ که تصویری از حاج احمد متوسلیان به ایشان اهدا شد، فرمودند «ان‌شاءالله روزی آزاد می‌شود، امیدواریم خداوند این خبر خوب را در این ایام قرار بدهد و این نماد تفکر دفاع مقدس و حزب‌الله آزاد شود».

بازی ضد صهیونیستی دیگر

خزاف در پایان درباره دیگر پروژه‌های بازی موسسه مصاف نیر گفت: «بازی Clash Of Quenel آخرین بازی تولید شده در استدیوی بازی سازی موسسه مصاف با موضوعیت ضد صهیونیستی است.

این بازی با الهام از فعالیت های اعتراضی-ضد صهیونیستی دیودونه "Dieudonné M'bala M'bala " ساخته شده است و نمایش دهنده تقابل جریان حق و باطل در سراسر جهان است. شخصیت اصلی بازی به شکل دیودونه طراحی شده است و به وسیله پرتاب آناناس به مبارزه با سردرمداران شر در جهان می رود. این بازی برای پلتفرم اندروید تولید شده است.»



 
مقام معظم رهبری: در مسئله‌ی فرهنگ احساس یک ولنگاری می‌کنم
ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

ولنگاری فرهنگیدر جشن حافظ

افسران - ولنگاری فرهنگی



 
حاشیه های جشن حافظ جنتی را به مجلس کشاند
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٠  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش خبرگزاری فارس، احد آزادی‌خواه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با تسنیم، درباره واکنش کمیسیون متبوعش به جشن حاشیه‌ساز حافظ، اظهار کرد: قاعده کلی کمیسیون فرهنگی مجلس این است که در مقابل این‌گونه اقدامات که با آموزه‌‌های اسلامی در تناقض است و گسترش ناهنجاری و ولنگاری فرهنگی‌ را به دنبال دارد، برخود جدی انجام دهد.

خبرگزاری فارس: حاشیه های جشن حافظ جنتی را به مجلس کشاند

وی با تاکید بر اینکه اینگونه هنجارشکنی‌ها در حوزه فرهنگی نمره منفی را برای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پی دارد، متذکر شد: قطعاً پس از اولین جلسه کمیسیون فرهنگی مجلس در روزهای آینده، موضوع احضار علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای توضیح درباره اقدامات هنجارشکنانه جشن حافظ بررسی می‌کنیم.

حجت الاسلام آزادی‌خواه با بیان اینکه تجربه گذشته نشان می‌دهد که مسئولان وزارت ارشاد توجه چندانی به مقابله با ولنگاری فرهنگی ندارند، اظهار کرد: این اتفاق تاسف‌برانگیز که دور از انتظار هم نبود، موجب ناراحتی خانواده‌های معظم شهدا و دلسوزان نظام شده است.


 
وضعیت این روزهای تئاتر کشور
ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

تئاتر یا صحنه مدلینگ و نمایش به اصطلاح بازیگران مانکن نما +عکس

به گزارش مشرق، وضعیت هنر نمایش در سال های گذشته دچار فراز و فرودهای متفاوتی بوده و هر ساله بنا به حضور و یا تعویض ریاست مرکز هنرهای نمایشی و مسئولان خانه تئاتر دچار تغییرات سلیقه ای فراوانی شده است. این در حالی است که دانشکده های هنر بی هیچ مانع و به طرز افسار گسیخته ای به جذب و آموزش نیروی جوان مشغول هستند. نیرویی که با توجه به عدم وجود امکانات و بستر مناسب جهت تولید آثار فاخر به بیراهه کشیده می شود. 

تعداد محدود سالن های نمایش در تهران و همین طور نبود آن در بسیاری از شهرستان ها باعث شده مرکزیت محوری تهران بیش از پیش به چشم آید. اما همان تعداد محدود سالن های اجرایی نیز در دست اشخاص خاصی بوده و جوانان تازه نفس مجبورند برای ارائه آثار خود به سالن های بی کیفیت و کوچک خصوصی رجوع کنند. 

تئاتر یا صحنه مدلینگ و نمایش به اصطلاح بازیگران مانکن نما؟/هدف، ترویج هنر تئاتر است یا پر شدن جیب سالن‌داران

از طرفی کمیت گرایی بی رویه در تولید اثر باعث شده تا اجرای نمایش ها هر روز با نگاه سرسرانه ای از سوی مسئولین آن صورت پذیرد و گاهاً میبینیم که آثار روی صحنه از درجه کیفی بسیار پایینی برخوردارند. نبود نظارت درست و به موقع بر سالن های خصوصی هم مزید بر علت شده و به آنها این جرات را داده به اجرای آثاری ضعیف هم از لحاظ فرم و هم محتوا بپردازند و حتی این بی مبالاتی تا جایی پیش می رود که بنابر برخی ادعاها سالن های اجرای خصوصی برای جلسات شرکت های هرمی و کارهای دیگر کرایه می شوند.

بی شک، بی تفاوت بودن نسبت به کیفیت آثار بوده که به تولید آثار سخیف و گاهاً مبتذل ختم شده است. آثاری که نه در فرهنگ سازی بلکه در ویرانی آن نقش دارند. در این بین هم سالن دارها تنها و تنها با استناد به شرایط مالی محل خود را برای اجرای هر اثری ارائه می دهند و تنها ملاکشان فروختن اثر است. دیگر مهم نیست که این اثر چه می گوید و چه لطماتی به بدنه هنر نمایش و فرهنگ ایرانی اسلامی میزند. 

تئاتر یا صحنه مدلینگ و نمایش به اصطلاح بازیگران مانکن نما +عکس
تئاتر یا صحنه مدلینگ و نمایش به اصطلاح بازیگران مانکن نما +عکس
حضور بازیگران چهره سینما، ورزش و گاهاً حتی نویسندگان بر صحنه نمایش در این سال ها تنها به افزایش قیمت بلیت سالن ها و پر پول شدن جیب سالن داران ختم شده است.

بعضی دیگر آثار اما کارشان از این ها هم گذشته و به زور حرکات و کلمات سخیف و به دور از فرهنگ ایرانی اسلامی و به هر صورت که شده سعی در جذب مخاطب دارند. تکلیف تئاتر آزاد مشخص است و سالیان سال است بر پایه فکاهه و لودگی ها و حتی پرده دری به کار خود ادامه می دهد و سکوت مسئولین هم شاید به بی اهمیت بودن این آثار است. اما متاسفانه کسی به تاثیر زیان بار این نوع از نمایش ها فکر نمی کند. نمایش هایی که الگوی اکثر آنها در سالیان گذشته شبکه های فارسی زبان خارجی بوده اند. نمایش هایی که به واسطه همین قرابت ننگین فروش مناسبی را دارا می باشند. 

تئاتر یا صحنه مدلینگ و نمایش به اصطلاح بازیگران مانکن نما؟/هدف، ترویج هنر تئاتر است یا پر شدن جیب سالن‌داران

ولی کارد وقتی به خون نمایش می رسد که مدعیان هنر هم با کمی تلطیف همان راه را ادامه داده و به قیمت سود مالی هر چیزی را به خرد مخاطب می دهند. نمایش هایی که گاهاً برای خنداندن و جلب نظر مخاطب هر کاری می کنند، از توهین تحقیر فرهنگ داخلی تا استفاده از الفاظ و شوخی های رکیک گرفته و حتی پا را پیشتر گذاشته و بازیگران خود را به حکم مانکن و مدل های تبلیغاتی روی صحنه می فرستند. 

وقتی صاحبان سرمایه و برخی حرفه ای های این عرصه این راه را بر گزیده اند پس نباید انتظار داشت نسل جوان که به الگو نیاز دارد راه درست را پیدا کند. هنرمند جوان به توهم درست بودن این مسیر به همان راه وارد شده و حتی تا مرز نابودی های اخلاقی پیش می رود و آن هم فقط و فقط به این دلیل که پیشکسوتان هنر نمایش وظیفه اصلی خود را که تربیت نیروی جوان اخلاق گراست فراموش کرده اند.

تئاتر یا صحنه مدلینگ و نمایش به اصطلاح بازیگران مانکن نما؟/هدف، ترویج هنر تئاتر است یا پر شدن جیب سالن‌داران

دست بردن به متن های خارجی و فراموش کردن فرهنگ غنی ایرانی اسلامی هم از سوی نمایشگران مهر دیگری است بر وضع اسف بار حال حاضر نمایش در ایران، وضعی که هر روز بدتر از سابق شده و متاسفانه به ناهنجاری اجتماعی بدل شده است.
منبع: میزان



 
مراسم یادبود پدر شعر انقلاب در حوزه هنری برگزار شد
ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

حداد عادل: «حمید» برای انقلاب ناز نکرد و طلبکار نبود/

 

مومنی: سبزواری نقش مهمی در مردمی شدن ادبیات انقلاب داشت

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، غلامعلی حدادعادل در مراسم یادبود استاد حمید سبزواری اظهار داشت: آشنایی من با استاد سبزواری برابر با عمر انقلاب است. یعنی از آغاز انقلاب این آشنایی آغاز شده است و به خصوص شهیدی پیوند این آشنایی بود.

خبرگزاری فارس: حداد عادل: «حمید» برای انقلاب ناز نکرد و طلبکار نبود/ مومنی: سبزواری نقش مهمی در مردمی شدن ادبیات انقلاب داشت

* حداد عادل: حمید به سبزواری بودنش افتخار می‌کرد

وی در ادامه با بیان اینکه در این مجال به برخی از خصوصیت‌های استاد سبزواری اشاره می‌کنم، ابراز داشت: نخست اینکه حمید سبزواری به یک خانواده دانش‌پرور و ادب‌پرور تعلق داشته پدر بزرگ او شعر می‌گفت، در میان اقوام مادری او نویسندگانی بودند که حمید در مصاحبه‌ به نام و آثار آنها اشاره کرده است.

به گفته رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارس مهم‌تر از تعلق او به خانواده‌اش تعلق او به سبزوار است که تنها یک شهر تاریخی بزرگ از خراسان بزرگ است بلکه در میان شهرهای خراسان شهری سرشار از شخصیت‌های بزرگ تاریخی، سبزوار در میان شهرهای ایران یکی از چند شهری است که از آغاز اسلام به تشیع معروف بوده است.

وی افزود: این شهر بزرگان بسیاری داشته، بنابراین خاطره‌ای نقل می‌کنم از شهید استاد مطهری؛ استاد مطهری وقتی کتاب «خدمات اسلام و ایران» را قرار بود بازتألیف کنند به بنده سپردند تا نگاهی به آن اندازم. در این میان روزی از من پرسیدند به نظر تو در میان همه بزرگان حکمت و فلسفه در تاریخ اسلام و ایران من به چه شخصیتی از همه بیشتر علاقه‌ نشان دادم از قلم من چه می‌فهمی؟ گفتم حاجی سبزواری گفت درست فهمیدی.

حدادعادل تأکید کرد: فردی چون استاد مطهری شیفته یکی از بزرگان سبزوار بود حمید به سبزواری بودنش افتخار می‌کرد اما خصوصیت دومی که قابل توجه است عمر پربرکت و طولانی او است.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارس با بیان اینکه حمید 5 دوره حکومت را دیده بود تولدش مقارن با آغاز سلطنت ستم‌شاهی رضاخان است، گفت: دوران نوجوانی استاد سبزواری منتهی به سقوط رضا شاه خود و دوران جوانی و شور و هیجان مقارن با حوادث سیاسی و طوفان‌های دهه 20 تا 30 بوده است که حمید در انواع جریان‌های سیاسی وارد شده و تجربه اندوخته است.

وی گفت: بد شاهد نهضت ملی شدن صنعت نفت و ناکام ماندن آن صنعت در کودتای 28 مردادماه بود و دیگر سراغ شغل دولتی نرفت و گاهی در معادن فلانی‌ها کار کردن یا بانک بازرگانی و... اما بعد به انقلاب رسید. شاهد انقلاب، بازگشت امام، برپایی جمهوری اسلامی ایران و 27 سال از دوران رهبری مقام معظم رهبری را دیده است و همه فراز و فرودهای قبل و بعد از انقلاب را تا اینجا شاهد بود که خودش سرمایه است.

غلامعلی حدادعادل در جملاتی با بیان اینکه حمید فردی است که برخی از اقوال بهلول را تصحیح کرده، گفت: خصوصیت سوم سبزواری قریحه‌ شاعری، دانش ادبی، ذوق سلیم، فصاحت و بلاغت شعری است حمید سبزواری کسی است که حتی مخالفان انقلاب به استادی او در شعر و ادب معترفند. انصافاً یک شاعر توانا، استاد خوش‌سخن، تیکه بر هزار سال شعر فارسی آن هم شعر خراسانی و حضور در انجمن‌های ادبی خراسان که در خاطراتش ذکر می‌کند.؟؟

وی گفت: این انجمن‌های ادبی مشهد خود تاریخی دارد که او از همه سرمایه‌ها بهره‌مند بوده است از او می‌پرسند تحت تأثیر چه شاعرانی است که پاسخ می‌دهد ناصر خسرو، مسعود سعد سلمان، فرخی یزدی، عشقی و....

به گفته رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارس، جنبه دیگر که مهم است ایمان به خدا، معنویت، مسلمانی، تشیع، عدالت‌طلبی، آرمان‌خواهی، انقلابی‌ بودن، عشق به ایثار و جانباز و شور حماسی است که در روح حمید قرار داشت. بعد از انقلاب هم آغاز نشده بلکه پیش از انقلاب حمید این خصوصیات را در شعر خود داشته است.

حدادعادل با بیان اینکه پایداری یا پافشاری بر سر عهد و پیمان از خصوصیت دیگری استاد سبزواری است که او با خدا،امام و شهیدان بسته بود، متذکر شد: حمید تا زنده بود رزمنده در عرصه شعر برای انقلاب بود. در هیچ برهه‌ای و بحرانی حمید غایب و ساکت نبود و نمان چه در اصل پیروزی انقلاب و چه در آن سال‌های اول انقلاب که ما نیاز انقلاب به این شعرا را می‌فهمدند چه اندک‌شمار بودند شاعرانی در تراز حمید که هم خوب سخن بگویند و هم سخن خوب بگویند.

وی حمید سبزواری را تکیه‌گاه و باعث افتخار نامید و گفت: ما به شعر او می‌نازیدیم و او به جوانان با شعر خود روحیه می‌داد.

رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارس گفت: او پس از امام راه خودش را گم نکرد ولی برخی گم کردند او در همان مسیری که در زمان امام بود پس از امام پشت‌سر رهبری طی طریق کرد و در فتنه 88 هم مرد و مردانه دفاع کرد.

حدادعادل در پایان سخنان خود به سرودسازی برای انقلاب تأکید کرد و بیان داشت: حمید از دو حیث در بین شاعران و انقلاب ممتاز بود یکی سرودهای زیاد و دیگر از حیث قصیده‌سرایی یعنی از این جهت ممتاز بود او سلامت شخصیتی داشت حمید در طول این 37 سال پس از انقلاب انحراف فکری نشان نداد، انحراف سیاسی و اخلاقی نداشت لکه کدری هم بر چهره او سراغ نداریم او هیچ‌گاه برای انقلاب ناز نکرد، طلب‌کار نبود و کسی از او منم نشنید و ندید.

* مومنی‌شریف: سبزواری نقش مهمی در مردمی شدن ادبیات انقلاب داشت

محسن مومنی‌شریف رئیس حوزه هنری در مراسم بزرگداشت مرحوم حمید سبزواری که یک‌شنبه 3 مردادماه در حوزه هنری برگزار شد، با اشاره به آیه‌ای از قرآن کریم، اظهار کرد: انقلاب اسلامی یکی از نسیم‌های الهی است و آنان که هوشمند بودند خود و دارایی هایشان را در معرض این نسیم قرار دادند و حمید سبزواری یکی از این اشخاص بود.

وی تصریح کرد: زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید حمید سبزواری شاعری کامل بود و ایشان چند دهه پیش از انقلاب نیز اشعارشان با نام مستعار منتشر می‌شد و انسانی متعهد و معترض به شرایط آن روزگار بود.

رئیس حوزه هنری همچنین گفت: شاعرانی همچون مرحوم اوستا، مشفق کاشانی، صفارزاده همچون سبزواری پیش از انقلاب اسلامی هم شعر می سرودند و اشخاص بزرگی بودند. سبزواری در دهه 30 در اعتراض به معاهده نفتی، شعر «بر فلک یک نقطه روشن نمی بینم...» را سروده بود. ایشان از همان قدیم شاعر معترض به ظلم‌ها و ستم‌ها بودند و نام مستعار حمید سبزواری را هم به دلیل شعرهای اعتراضی شان انتخاب کردند. هر چند ایشان طعم زندان را در رژیم پهلوی چشیدند و مدتی هم زندانی بودند.

مومنی‌شریف با تاکید بر اینکه یکی از ویژگی‌های ادبیات انقلاب اسلامی مردمی بودن آن است، گفت: حمید سبزواری نقش مهمی در مردمی شدن ادبیات انقلاب اسلامی داشت. اگر بخواهیم مانیفستی برای نهضت امام (ره) بیان کنیم و کوتاه هم باشد، می‌توانیم به سرود «این بانگ آزادی ست ...» اشاره کنیم که تمام عناصر اصلی انقلاب اسلامی را به زیبایی بیان می‌کند.

در این مراسم شخصیت های برجسته شعر و ادبیات کشور همچون علیرضا قزوه، احد ده بزرگی، موسی بیدج، محسن پرویز، کمال شفیعی، فریبا یوسفی، قادر طراوت پور و ... به همراه خانواده مرحوم حمید سبزواری حضور داشتند.

* موالی‌زاده: مشترکات شخصیتی جلال با حمید/سبزواری یک شخصیت مردد نبود

موالی‌زاده مشاور وزیر ارشاد در بزرگداشت مرحوم استاد حمید سبزواری در حوزه هنری اظهار داشت: در خصوص ویژگی‌های شخصیتی او از بعد روانشناختی نیم‌نگاهی خواهم داشت. یک دوره از زندگی استاد سبزواری در دوران نوجوانی، جوانی تا حدود 40 سالگی استاد به چند کار و مرام سرکی کشید اما بلافاصله پا پس کشید و از یک دوره‌ای از نیمه خرداد سال 42 می‌بینیم که یک شخصیتی شکل گرفت که این شخصیت یک سیر روبه رشدی را از همان زمان آغاز می‌کند و از این مدار خارج نمی شود.

مشاور وزیر ارشاد با بیان اینکه اگر بخواهم شخصیت ایشان را تحلیل کنم باید بگویم او یک شخصیت مردد نبود و نداشت بلکه تکلیف خود را با خود مشخص کرده بود و چنین شخصیت‌هایی تکلیف خود را با اجتماع روشن کرده و اجتماع هم می‌داند با آنها چطور رفتار کند، گفت: او در فضای پیچیده حرکت نمی‌کرد بلکه در گفتار و رفتار مسیر شفاف را برگزید چرا که او انسان زودانگیخت نبود. انسانی بود که دقیقاً به موقع تصمیم می‌گرفت و عملی می‌کرد.

موالی‌زاده در جملاتی با اشاره به اینکه سبزواری در همه این زمینه‌ها تمام این موارد را به عنوان گذرگاه نگاه می‌کرد نه منزلگاه بیان کرد: افرادی گاهی سال‌های سال از یک تفکر یا کاری راضی نمی‌شوند اما کماکان در آن کار به سر می‌برند و ادامه می‌دهند و تکلیف خودشان را با خودشان روشن نمی‌کنند کسانی که مصمم هستند می‌توانند اثرگذار باشند و استاد سبزواری شخصیت مصمم، مستحکم و صاحب اراده بود و زمانی که تصمیم گرفت در وادی انقلاب قدم گذارد ورود کرد و قدم گذاشت.

به گفته این مقام مسئول، ویژگی شناخت صحیح از شرایط روز، ولایت‌مداری و عکس‌العمل خردمندانه و توأم با محتوای دقیق و عمیق اسلامی را به نمایش گذاشت.

وی افزود: برخی از انسان‌ها مرکز ثقل شخصیت‌شان در بیرون آنها است چون آن ثبات عقیده و قلم و قدم در آنها شکل نگرفته است. سبزواری میزان خود بود و موزون خود شد و راه خود را شناخته بود وقتی سرودها و ترانه‌هایش را می‌نگری می‌بینیم با چه زمان‌شناسی دقیقی شرایط را رصد می‌کرد و هرجا لازم بود شعر می‌سرود و در قالب‌های مختلف آن را برزبان جاری می‌کرد.

وی افزود: برخی از مشترکات و شخصیت او با مرحوم جلال آل احمد یکی است جلال التهاباتی در ابتدای زندگی داشت عنصری که باعث شد او خود را برکشد و به سمت حقیقت گرایش پیدا کند او را ممتاز ساخت این شباهت به آثار شهید مطهری نیز وجود دارد عنصر زمان‌شناسی به اقتضای ضرورت در آثار شهید مطهری موج می‌زند.

مشاور وزیر ارشاد گفت: استاد سبزواری خود را در یک قاب محصور نمی‌کرد هرجا لازم بود ولو یک عبارت دو سه واژه‌ای همین که بتواند اثرگذار باشد می‌سرود. این نکته مهمی است یکی از ویژگی‌های بسیار ممتازی است که ما در چنین شخصیت‌هایی ملاحظه می‌کنیم اما باید صرفاً تجلیل کنیم یا تحلیل هم نیاز است علاوه براینکه ادبا، شعرا، نویسندگان باید گرد هم جمع شوند و در وصف چنین مقام و شخصیت‌هایی سخن بگویند حتماً باید رفتارشناسان و روان‌شناسان و کسانی که اصحاب علوم ارتباطات هستند از زوایای مختلف به چنین شخصیتی بپردازند.

موالی‌زاده گفت: اینها به صورت ماندگار در تاریخ ما خواهد ماند اتفاقی افتاده که شکل گرفته و ماندگار شده این نمودهایی است که ما مشاهده می‌کنیم هر نمودی متعلق به بود و وجودی است اشعار او نمود شخصیت و جوهره او هستند که از جهات مختلف باید مورد مطالعه قرا گیرد.

وی ضمن اشاره به تجلیل و تحلیل گفت: در کنار تجلیل که یک فعل اخلاقی است و باید به صورت پیوسته انجام شود باید به تحلیل و کاوشی دقیق در مورد چنین شخصیت‌هایی بپردازیم و در جهت تکثیر شخصیت‌هایی با بهره‌گیری از چنین الگوهایی قدم برداریم.

مشاور وزیر ارشاد در پایان گفت: با شخصیت عادی سروکار نداریم چرا که او در پیش‌بینی فوق‌العاده بود یک حرکت پیش‌دستانه سریع در پیش‌بنی شرایطی که در حال وقوع است داشت و به استقبال آن می‌رفت و با زبان بلیغ در وصف آن شعر می‌سرود که این موضوع کار هر کسی نیست و سرعت در دریافت پردازی و انتقال به جامعه ذهن خلاق می‌خواهد کرد.

در این مراسم عبدالرحیم سعیدی راد و علی مظفری به شعرخوانی پرداختند. همچنین در پایان مراسم سعید حداد مداح اهل بیت به مرثیه خوانی پرداخت.

* شاهنگیان: زمان‌شناسی حمید سبزواری استثنایی بود

در ادامه مراسم شاهنگیان آهنگساز سروده‌های انقلابی حمید سبزواری درباره او اظهار کرد: زمان انقلاب وارد ایران شدم و اندیشیدم که با هنر موسیقی می‌شود کارهایی انجام داد. اتفاقی به همراه حسین شمسایی حمید را دیدیم. باید یک نکته را بگویم. اگر از هزاران نفر درباره حمید سبزواری بپرسید قطعا او را با سروده‌هایی می‌شناسند که با موسیقی همراه بوده است. با موسیقی که امروز نشان دادن سازش حرام است.

او ادامه داد: زمان‌شناسی حمید سبزواری استثنایی بود. مثلا در سرود به پا خیزید ای شهیدان او به خوبی می‌دانست پیکر امام راحل را به بهشت زهرا می‌برند. این پیش‌گویی و نگاه عجیب و شجاعت او یکی از مهم‌ترین خصوصیاتش بود.

شاهنگیان صداقت را مهم‌ترین خصوصیت سبزواری دانست و گفت: صراحت لهجه و صداقت او در برخورد با همه حتی افراد نزدیک به خودش مشخص بود و ماندگاری او هم دقیقا به همین خاطر است بیایید حداقل صداقت و صراحت را از حمید یاد بگیریم.

* منتظری: حمید شعر انقلاب را با به‌گزینی نعمت الهی برگزید و به صدر نشست

غلامرضا منتظری رییس سازمان بسیج هنرمندان با بیان اینکه سبزواری در فرهنگ اهالی ادب جایگاه ویژه‌ای دارد اظهار کرد: فرهنگ زمینه ساز بالندگی است. حمید شعر انقلاب را با به‌گزینی نعمت الهی برگزید و به صدر نشست. اینک میراث ارزشمندی از او باقی مانده و ما باید راهش را استمرار دهیم و میراث مانایش را نگه داریم. امیدوارم تلاش‌های ما قدمی کوچک در راه این مقصود باشد.

* براتی‌پور: حمید با کوله‌باری از ایمان و صداقت به دیدن معبود حقیقی رهسپار شد

عباس براتی‌پور شاعر انقلابی پیش از خواندن قصیده‌ای برای حمید سبزواری گفت: فقدان استاد عزیز داغ سنگینی بر گرده ماست. بیش از 30 سال همراهی و دوستی برای من مشکل است که از او بگویم. اما آنچه باعث خشنودی من می‌شود این است که حمید با کوله‌باری از ایمان و صداقت به دیدن معبود حقیقی رهسپار شد.

* انسانی: حمید سبزواری ان زمان که بویی از استقلال، انقلاب نبود شعرهایش بیداری بخش و اعتراضی بود

علی انسانی نیز درباره پدر شعر انقلاب شرح داد: سال 45 به پابوس امام رضا مشرف شده بودم، خدمت استاد روانشاد کمال در محضرش در چایی فروشی رسیدم.

وی ادامه داد: ایشان با آقای حمید قراری داشت، قبل از آمدن استادصحبت بود و تلمذ می‌کردیم ایشان گفت: شاعری تمام معرفی خواهم کرد. بعد از چند دقیقه استاد سبزواری آمد. در همان مغازه چایی فروشی. او شعرخواند. ما فهم شعر نداشتیم  ولی استاد کمال فردی نبود که زود به کسی شاعر اطلاق کند. استاد کمال زمان شعرخوانی ایشان مدام تاییدشان می‌کردند. 

وی با بیان اینکه پس از سه سال در تهران قرار شد شعرای مذهبی دور هم بنشینند گفت: پیش از انقلاب در انجمن‌ها، شعرهای اعتراضی می‌گفت. زمانی که شعرها بوی انقلاب و آزادی نداشتند اشعارش چنان اعتراض‌آمیز بود که مرحوم قدس از من خواستند تا به ایشان بگویم کمی آرام‌تر باشند. مرحوم حمید سبزواری به حرفش باور داشت و شعر را سخن به مزد نمی‌گفت. آنچه فهمیده بود در راه انقلاب می‌گذاشت البته بی‌مهری‌هایی هم دید.

وی تصریح کرد: حمید سبزواری ان زمان که بویی از استقلال، انقلاب نبود شعرهایش بیداری بخش و اعتراضی بود. مرحوم قدسی که تازه از زندان آزاد شده بود به من گفت : به او بگو قدری آرام. گرفتار می‌شود. اما او راه خودش را ادامه می‌داد.



 
ماجرای حضور ملکه‌ها در تهران چیست؟ +عکس
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، «keep calm and carry on» احتمالا این عبارت برای شما آشنا باشد و اگر بر روی مانتوهای دخترانه و تیشرت های پسرانه آن را ندیده باشید، حتما در شبکه های اجتماعی با موج طنز آن روبه‌رو شده‌اید؛ اما احتمالا ندانید که این عبارت تاریخچه‌ای به قدمت جنگ جهانی دوم دارد. مثل هر مدِ تازه واردی که بدون شناخت وارد کشور می‌شود و سریع فراگیر می‌شد، این مد و لباس هم خیلی زود پخش شد تا جایی که به اشتباه im queen بر تن پسرها نشست و king شد طرح روی مانتوهای دخترانه! حالا اصل این جمله یعنی چه و از کجا آمده است؟ آیا این جمله هم مثل هزاران عبارات لاتین است که بدسلیقگیِ برخی آن را مهمان لباس‌ها ما کرده یا پشت آن قصه‌ای وجود دارد؟

 
 ماجرای حضور ملکه‌ها در تهران چیست؟ +عکس

پیام صلح پادشاه انگلیس در خیابان‌های تهران!

«kcco» مخفف عبارتی است که این روزها روی لباس برخی دختر پسرهای تهرانی و حتی شهرستانی نقش بسته و اگر از هر کدام از آنها معنای این پیام را بپرسید، شاید خیلی معنی آن را به درستی ندانند. ماجرا از این قرار است که در دوران جنگ جهانی دوم، دستگاه تبلیغاتی دولت انگلیس مجموعه‌ای پوستر طراحی و توزیع می‌کند که در آنها پیام هایی از طرف جورج ششم پادشاه این کشور، با هدف روحیه دادن به مردم و سربازانِ در حال جنگ حک شده است. بالای این پوسترها هم به نشانه پادشاه انگلیس، عکس یک تاج سلطنتی طراحی شده است. پوسترهای اول و دوم این مجموعه پوستر ۲۰تایی چاپ و در سطح گسترده‌ای هم توزیع می‌شود؛ اما سومین پوستر این مجموعه هیچ وقت رسانه‌ای نمی‌شود؛ چرا که برای زمانی پیش‌بینی شده بود که خاک انگلیس اشغال شده باشد تا این پوستر به سربازان روحیه برای ادامه دادن بدهد. پوستری که روی آن نوشته شده بود: «آرام باشید و ادامه دهید.»

ماجرای حضور ملکه‌ها در تهران چیست؟ +عکس

پوستر اول و دوم این مجموعه با این پیام‌ها: «آزادی در خطر است، با هرچه می‌توانید از آن دفاع کنید.» و «شجاعت شما، خوشرویی شما و ثبات قدم شما برای ما پیروزی می‌آورد.»

موج kcco در جهان

سالها بعد زن و شوهری که در  یک کتابفروشی کار می‌کردند، یکی از این پوسترها را در جعبه‌ای از کتابهای قدیمی پیدا می‌کنند و از آن خوششان می‌آید. آنها پوستر را قاب کرده و روی دیوار کتابفروشی خود نصب می‌کنند. در سالهای بعد آنها فهمیدند که مشتریان هم به این پوستر علاقه‌مند هستند و برخی می‌خواهند آن را بخرند، پس شروع به چاپ از روی این پوستر کردند.از سال ۲۰۰۰ به بعد این پوستر به طرز چشمگیری در دنیا معروف می‌شود و اخبار تلویزیونی و مقاله‌های مطبوعات این جمله را نقل می‌کنند. رواج این پوسترها به نحوی بود که جمله اول آن نوشته می شد و بقیه آن به سلیقه فرد بستگی داشت. مثلا می توانی بنویسی آرام باش و قهوه بخور یا آرام باش؛ امروز تولد من است، آرام باشید من یک ملکه هستم و غیره.

الان با گذشت سال ها از این اتفاق، هنوز تب «آرام باشید» پایین نیامده و در دنیا طرفداران خود را دارد. جالب است بدانید حتی سایتی با همین عنوان وجود دارد که این امکان را به مشتری‌های خود می‌دهد که روی هر کالایی به سلیقه خود جمله مورد نظرش را بعد از «آرام باش» حک کند.

مانتوهای عجیب و غریب از کجا وارد ایران می‌شوند؟

سالهاست که از رواج این مد در اروپا می‌گذرد و موج آن تازه به کشور ما رسیده است. طبق گفته یک تولیدکننده مانتو، در روزهای پایانی سال گذشته تمام این مانتوها وارداتی بودند که بعد از مدتی در بازار با اقبال روبه‌رو شدند. تولیدکنندگان هم با توجه به ذائقه مردم، محصولات خود را بر این اساس سمت و سو دادند و پس از مدتی خود هم شروع به تولید کردند و هر کدام به سلیقه خود جمله روی مانتوها، را عوض کردند و در این میان برخی جمله اصلی را حذف و queen و king را به فرض آخرین مد اروپا روی لباس‌ها حک کردند و برخی هم هم با خیال ملکه و شاهزاده بودن این لباس‌ها را بر تن کردند! برای همین بعید نیست روی تیشرت‌های مردانه هم کلمه «ملکه هستم» را ببینید.

 ماجرای حضور ملکه‌ها در تهران چیست؟ +عکس

باز هم به گفته یکی از تولیدکنندگان، از دلایلی که این مانتوها شایع شده‌اند، عدم برخورد جدی و ممیزی برای تولیدکنندگان است. پیش از این اداره کل اماکن عمومی نیروی انتظامی نسبت به تولید چنین لباس‌هایی واکنش نشان می‌داد؛ اما الان با توجه به بلند بودن این مانتوها و همچنین حساسیت روی مقوله گشت ارشاد، نظارت و سختگیری کمتری روی این تولیدکنندگان اعمال می‌شود همین باعث می‌شود در خیابان‌ها با مانتوهایی شبیه به بیلبوردهای تبلیغاتی روبه‌رو شویم. مانتوهایی که با هزینه‌های ناچیزی، صاحبان خود را ملکه‌ می‌کنند!

 

منبع: مهر

 
مهدیه الهی قمشه‌ای درگذشت
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٢٠  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مهدیه الهی قمشه‌ای که از چندی پیش در بیمارستان بستری بود عصر امروز درگذشت.

خبرگزاری فارس: مهدیه الهی قمشه‌ای درگذشت

این شاعر و محقق نام‌آشنای ادبیات فارسی از 22 خردادماه در پی مشکلات تنفسی در بیمارستان بستری بود.

افشین علا داماد مرحوم الهی قمشه‌ای در گفت‌وگو با خبرنگار فارس این خبر را تأیید کرد.

مهدیه الهی قمشه‌ای متولد 1316 هجری خورشیدی، شاعر، مولوی‌شناس و محقق ادبیات عرفانی است.

وی به تحقیق در مثنوی مولوی و تحلیل و تفسیر ادبیات عرفانی و تطبیق آنها با موضوعات قرآنی می پردازد و ابیات بسیار زیادی از مثنوی را از حفظ است، و خود هم طبع شعری و ذوق ادبی دارد. وی از سن کودکی در خدمت پدر خود مهدی الهی قمشه‌ای، به شعر و ادب علاقه‌مند شده و شعر می خوانده‌ و با مثنوی الاطفال آشنا شده‌است. از اساتید وی علاوه بر پدر، «جلال همایی»، «شهابی»، «صدرالدین محلاتی»، «دکتر شفق» و «علامه محمدتقی جعفری» می‌توان نام برد.

حسین الهی قمشه‌ای و مرتضی الهی قمشه‌ای نیز برادران این نویسنده هستند.

آثار این شاعر عبارتند از، بهار عشق (منتخب اشعار)، معبد عشق (مجموعه اشعار)، کربلا وادی عشق.


 
مداحی حاج میثم مطیعی در راهپیمایی روز قدس سال 1395
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

مداحی حاج میثم مطیعی در راهپیمایی روز قدس

حاج میثم مطیعی در راهپیمایی روز قدس سال 1395 پیش از خطبه های نماز جمعه تهران، شعری حماسی قرائت کرد که فایل صوتی و تصویری آن در ادامه قابل دریافت می باشد.



این شعر توسط شاعران انقلابی: آقایان محمد مهدی سیار. میلاد عرفان پور و علی محمد مؤدب سروده شده است.

در این شعر ضد استکباری به مفاهیم زیر اشاره شده است:
- آزاد سازی قدس
- مسئله اول بودن فلسطین برای جهان اسلام
- جنایات رژیم اشغال گر صهیونیستی
- نمادها و شهدای خط مقاومت مانند: سردار سلیمانی، سید حسن نصرالله، آیت الله شیخ عیسی قاسم، شیخ زکزاکی، آیت الله شهید باقرالنمر و نیز مدافعان حرم
- جهاد کبیر که در بیانات اخیر مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، چندین بار به آن اشاره شده است.
- اشاره به نیرنگ های آمریکا در برجام
- ضرورت تکیه به توان و استعداد داخلی در حل مشکلات

لینک دانلود


 
حاج میثم مطیعی در عید فطر سال 1395
ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

مداحی حاج میثم مطیعی در عید فطر سال 1395

 

 

 

لینک دانلود

یک ماه جرعه جرعه تو را یاد کرده ایم
دل را به اشتیاق تو آباد کرده ایم
یک ماه دستهای دعا بوده ایم ما
یک ماه میهمان خدا بوده ایم ما
یک ماه ماه دیده و خورشید دیده ایم
یک ماه از تو گفته و از تو شنیده ایم
ماهی که رفت ماه شگفت جهادهاست
آری، نبرد، روزه و افطار، فتح ماست

از تابش نماز علی ماه روشن است
در نور خطبه های ولی راه روشن است

با دشمنان بگو، هوس خام کرده اند
بیهوده رو به لشکر اسلام کرده اند
حاشا که بیم حمله احزابمان برد
حاشا که پشت سنگر خود خوابمان برد

ما وارثان سلسله های رشادتیم
ما راهیان قافله های شهادتیم
با ما فقط حساب تفنگ و خشاب نیست
با ماست آنچه قدرت آن در حساب نیست
بنگر که خون روان شده از کربلا به شام
آخر تمام می شود این کار ناتمام
گیریم دشمن است چو عمرو بن عبدود
این نسل حیدرست که از راه می رسد
بوی ظهور میرسد، ایمان، وطن شده است
این لشکر علی ست که خیبر شکن شده است
هر چند شعب از دم احمد بهشت ماست
این بار فتح خیبر نو، سرنوشت ماست
بدر است ماه و حضرت خورشید می رسد
بدر است ماه و عاقبت آن عید می رسد
بدر است ماه و می رسد آن عید عیدها
بدر است ماه ها همه با این شهید ها
تحریم و بیم کی به دل ما اثر کند؟
کی وسوسه ز کوی دل ما گذر کند؟
ای در صف نبرد نشسته دودل مباش
دریا ببین و بسته ی این آب و گل مباش
ای در صف نبرد نشسته به پا بایست
چون مردهای مرد در این کربلا بایست
ای در صف نبرد! به میدان شتاب کن
قدری به جای گفتن یا لیتنا بایست
دنیا و اهل آن همه گر مانعت شوند
چون حر غیور باش و برای خدا بایست
وای تو گر امید ببندی به شرق و غرب
با قبله باش و بر سر این مدعا بایست

با دشمنان صریح چو شمشیر دم بزن
هرکس اسیر فتنه شد او را قلم بزن
پایت اسیر دست عصای کسان مباد
دستت به پای خواهش از این و از آن مباد
جزآفتاب پابه رکاب کسی مباش
هم آسمان پر زدن کرکسی مباش
بر خان خائنان به جویی نان رضا مده
این نان بهانه ایست به اینان بها مده

برخی چه لقمه ها که گلوگیر می خورند
خوبان ولی به شام بلا تیر می خورند
اهل رفاه و بزم که در ناز و نعمتند
کی غمگسار ملت و کی اهل خدمتند؟
دیروز خرده کاسب تحریم بوده اند
امروز نیز کاسب تسلیم و ذلتند
سرمست از حقوق نجومی خویشتن
آخر چگونه در طلب حق ملتند؟
ای دوستان که در صف اول نشسته اید!
مردم هنوز چشم به راه عدالتند
این مردم صبور که در پای انقلاب
خون داده اند و اهل جهاد و رشادتند
این مردم صبور که تحریم دشمنان
از ره نبردشان و هنوز اهل غیرتند
آسان به کف نیامده این عشق و اعتماد
بر ریشه های باورشان تیشه ای مباد
ای دوستان که درصف اول نشسته اید!
اینک شما و عهد عظیمی که بسته اید
ناگفته ماند حرف بلندی که روشن است
ایمان مدافع است که این خاک، ایمن است
این آتش فتاده به دنیا گواه ماست
جان مدافعان حرم جان پناه ماست
بنگر به شور و شوق جوانان به شهرها
جام شهادتی زده بر جام زهرها
با برق تیغ، هیبت شب را شکسته ایم
حاشا که بشنود کسی از پا نشسته ایم

ما راسر قمار به دین و وطن مباد
ما را سر معامله با اهرمن مباد
چشم طمع به چشمه خورشید بسته اند
دیگر بس است هرچه که پیمان شکسته اند..

این خیرگی به کوریشان ختم می شود
این تیرگی به صبح امان ختم می شود
این دست دوستی که دراز است سویمان
دست دسیسه است از این قوم بی گمان
در راه عشق تکیه به خود کی کنیم ما؟
تکرار زخمهای احد کی کنیم ما؟
شمشیر از نیام، چو رهبر کشیده ایم
فریاد فتح، از دل سنگر کشیده ایم


"عید است و آخر گل و یاران در انتظار"
عید است و عید نیست مرا غیر روی یار
"دل بر گرفته بودم از ایام گل ولی
کاری بکرد همت پاکان روزه دار"
عید است، عید ماه خدا,ماه رحمت است
عید است و عید در نظر ما شهادت است
روی شهید، معنی عید است شک مکن
این عید مادران شهید است شک نکن
عید است ، عید زنده شدن، عید انتخاب
این عید همسران صبوریست چون رباب
عید است چشم روشنی عاشقان ببر
خوبان زکات فطریه جان می‌دهند و سر
عید است و کاش طاعت ما هم شود قبول
ما تشنه حسین شماییم یا رسول
ما را دوباره رخصت کرببلا دهید
این عید هم برات زیارت به ما دهید

شاعران: علی محمد مودب، میلاد عرفان پور، محمدمهدی سیار و محمد قائمی راد


 
شعری که رهبر انقلاب برای هر بیتش یک آفرین گفتند
ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق،طبق روال هر سال، رهبر معظم انقلاب اسلامی  در شب پانزدهم ماه مبارک رمضان، مصادف با شب میلاد امام حسن مجتبی (ع)، با جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و هنر به دیداری صمیمانه نشستند.

در سال‌های گذشته شعرای بزرگی چون مرحوم حمید سبزواری، مرحوم مشفق حضور داشتند و از نخستین افرادی بودند به جهت پیشکسوتی در عرصۀ شعر و هنر، به شعرخوانی می‌پرداختند، این در حالی بود که امسال جای خالی این دو شاعر انقلابی در میان حضار به شدت احساس می‌شد.

امسال در کنار افرادی چون غلامعلی حداد عادل، سید علی موسوی گرمارودی و ...، یکی از روحانیون جوان و خوش‎ذوقی که در دیدار با رهبری به شعرخوانی پرداخت، «سید محمدمهدی شفیعی» بود.

وی در ابتداء با ابراز خرسندی از این دیدار، غزل خود را به مقام والای شهدای مدافع حریم انقلاب اسلامی تقدیم کرد. غزلی که بیت به بیتش تحسین‎برانگیز بود و حضار را به تشویق و احسنت و آفرین وامی داشت. اشعار این شاعر چنان هیجانی داشت که حتی برخی را نیم‎خیز می‎کرد تا چهره‌اش را هم ببینند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز برای هر بیت از ابیات آن یک آفرین می‎‌گفتند. نوع نگاه و توجه ایشان به جوانان نشان‌دهنده خوشحالی و مسرت ایشان از حضور پررنگ جوانان در این عرصه فرهنگی بود. ایشان بعد از خاتمه شعر او، ضمن تبریک به این شاعر جوان به جهت پختگی شعرش فرمودند: «هم لفظ، هم معنا و هم مناسبت، نو بود.»

متن کامل شعر به شرح ذیل است:

کوه باشی، سیل یا باران ... چه فرقی می‎‌‌کند؟
سرو باشی، باد یا توفان ... چه فرقی می‎‌‌کند؟

مرزها سهم زمینند و تو سهم آسمان
آسمانِ شام یا ایران چه فرقی می‎‌‌کند؟

قفل باید بشکند باید قفس را بشکنیم
حصرِ الزهرا و آبادان چه فرقی می‌‎‌کند؟

مرز ما عشق است، هرجا اوست آنجا خاک ماست
سامرا، غزّه، حلب، تهران چه فرقی می‌‎‌کند؟

هر که را صبح شهادت نیست شام مرگ هست
بی شهادت مرگ با خسران چه فرقی می‌‎‌کند؟

شعله در شعله تن ققنوس می‎سوزد ولی
لحظۀ آغاز با پایان چه فرقی می‌‏‎‎کند؟

 

منبع: تسنیم

 
علی‌رام‌نورایی‌درگفتگو بامشرق:
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۳۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

من پای اعتقاداتم ایستاده‌ام/

 

 

«جشن تولد» را به دلیل ارادت به حضرت زینب (س) بازی کردم

گروه فرهنگ و هنر مشرق - وقتی سینمای ایران را دوره می کنیم به فقدان قهرمان در دوره ای طولانی از سینما حسرت می‌خوریم. دورانی که می توانست نگاهی همراستا با رشادت های غرورآفرین مردان دفاع مقدس را از طریق سینمایی داستانگو و دغدغه‌مند فراهم سازد و قهرمانانی ملموس را از طریق هنر هفتم برایمان دلچسب نماید. در گفت و گوی پیش رو با علیرام نورایی، نگاهی از این منظر به معضلات سینمای دفاع مقدس داشته ایم. علیرام نورایی با  توجه به فیزیک مناسب بدنی و علاقه مفرطی که به آثار حادثه ای دارد می توانست یکی از گزینه های این سینمای قهرمان محور باشد و حالا دردهایی خواندنی از این هجران دارد که طی گپ و گفتی متفاوت به انضمام مروری بر فعالیت های این بازیگر مطرح سینمای ایران به خصوص تازه ترین فعالیتش در شبکه نمایش خانگی به خوانندگان تقدیم می گردد.

من پای اعتقاداتم ایستاده‌ام/ یتیم‌خانه ایران را به دلیل ارادت به حضرت زینب (س) بازی کردم

با فیلم «جشن تولد» که درباره حضور داعشی ها در منطقه می باشد به جشنواره فجر سال گذشته آمدید اما این فیلم و بازی شما دیده نشد!

به هر حال ما تلاش زیادی برای آن کار کردیم و موضوعی ویژه داشت. اما فیلم «جشن تولد» از ابتدا هم بدون حمایت لازم و از طریق شخصی ساخته شد. البته بعدها انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس پای کار آمد اما ما در هنگام تولید نیاز به حمایت داشتیم و اگر اینطور می شد اتفاقات بهتری برای فیلم می افتاد ما در دمشق اسیر خیلی از محدودیت ها بودیم. آن هم در جایی غریب که خودشان هم درگیر جنگ و محدودیت ها هستند. در واقع بچه های سوری که به تیم تولید ما کمک کردند هم دلی آمدند. با توجه به موضوع مهم فیلم می توانست اتفاقات خیلی خوبی برای «جشن تولد» بیفتد، اگر چه فیلم ساخته شده بیشتر از تصور اولیه ام بود.

فیلم جسورانه ای بود و شما هم با توجه به دشواری های کار بسیار شجاعانه به دل اتفاقات رفتید!

من نقش اصلی فیلم «یتیم‌خانه ایران» را بازی کرده بودم و تنها به دلیل ارادتی که به حضرت زینب(س) داشتم گفتم می‌روم و اگر توانستم هر کار کوچکی که از دستم برآید را انجام خواهم داد.
در ابتدا دلهره‌هایی بابت کار وجود داشت اما خدا را شکر که آبرومندانه به پایان رسید. ما فرصت کمی برای رسیدن به جشنواره فجر داشتیم و منابع چندان مالی وجود نداشت و با همه این محدودیت ها فیلم «جشن تولد» راضی کننده بود، اگر چه می توانست کامل تر هم باشد.

سال ها است که درباره آثار دفاع مقدسی چندان توجه ای صورت نمی گیرد و انگار متولیان امر این گونه سینمایی را جدی نمی گیرند!

راجع به دفاع مقدس که صحبت می کنید، داغ دلم تازه می شود!

من پای اعتقاداتم ایستاده‌ام/ یتیم‌خانه ایران را به دلیل ارادت به حضرت زینب (س) بازی کردم

شما با توجه به استیل و فیزیک بدنی مناسب می توانید شمایلی قهرمان را در آثار دفاع مقدس به عهده بگیرید! در این زمینه فیلم ناموفق «گلوگاه شیطان» را هم در کارنامه دارید.

حمید بهمنی انسانی فوق العاده است و من واقعا برایش احترام قائلم و دوستش دارم. مساله ما حمید بهمنی ها نیستند. مشکل ما عدم حمایت لازم مسئولان از ساخت فیلم هایی است که می توانند بازگوکننده 8 سال مهم از دوران دفاع مقدس باشند. برخی ها از این عناوین به نفع خود بازی می کنند! و فقط درباره 8 سال دفاع مقدس شعارش را می دهند. چگونه است که ما 8 سال پُر شکوه و سرشار از دلاوری دفاع مقدس داریم و بعد آمریکای جنایتکار به خاطر حملات نامقدس خود به سرزمین های مختلف آن چنان قهرمان سازی هایی می کند که آدم بعضا از فیلم هایش شگفت زده می شود. آن ها از ابزار سینما به نفع سیاست های تاریک خود بهره برداری می کنند. اما منِ نوعی که عاشق ژانر دفاع مقدس هستم و افتخار می کنم به آن دوران 8 ساله که مردمان سرزمینم دفاع جانانه ای صورت دادند، نمی توانم فیلمی را که دوست دارم بازی کنم! من وقتی فیلم های جنگی هالیوودی را می بینم تاسف می خورم از این همه کوتاهی هایی که در سینمای دفاع مقدس انجام می شود.

آن ها در برخی فیلم ها چنان تاثیر گذار وقایع تاریخی را به مصادره خود درمی آورند که مخاطب آن اتفاق وارونه و آن قهرمان غیرواقعی را کاملا می پذیرد! در صورتی که ما قهرمانانی حقیقی و گران بها داریم و آن ها را به شکلی تصنعی درمی آوریم و این روند معکوس حیرت آور است!

بله، خیلی درد است که مخاطب نسبت به قهرمان فیلم های هالیوودی که در واقعیت به کشورهای دیگر تجاوز کرده به دلیل سینمای خوش فکر برخی فیلمسازان اظهار همدردی کند و حتی دلش برای آن شخصیت بسوزد! خیلی سخت است که آن شخصیت دارد آدم های مظلوم را می کشد و باز هم بیننده نگرانش می شود که نکند آن آمریکایی در فیلم بمیرد! این ها به دلیل سینمایی است که در خدمت منافع آن کشور است.

حتی الیور استون که فیلمساز معترض سیاست های آمریکا است، از میان سه گانه اش در ارتباط با جنگ ویتنام نهایتا به فیلم «بهشت و زمین» ی می رسد که بهشت موعود را در غرب نمایان می سازد!

آن ها برخلاف ما از امکانات و ابزار سینمایی به نفع خود نهایت استفاده را می کنند. من از همین آقایانی که شعار می دهند می پرسم که وقتی فیلمی دفاع مقدسی ساخته می شود، کدام شان پای کار می آیند؟ فقط راجع به این مساله می توانیم قشنگ حرف بزنیم. منِ بازیگری که شاید برخی ها بچه سوسول هم خطابم کنند و هیچ ادعایی هم در این زمینه ندارم، به خاطر ادای دِین به آن هایی که برای این مملکت جانشان را دادند، می روم و بازی می کنم. آن ها زندگی خود را پای امروز من گذاشتند و من عاشقانه در فیلم «گلوگاه شیطان» تا کمر وارد لجنزار دریاچه فشافویه شهرک دفاع مقدس شدم. اما این آقایان پُر مدعا کجا هستند؟! چرا کاری می کنند که برخی همکاران من وقتی به آن ها فیلمی دفاع مقدسی پیشنهاد می شود در عین این که دوست دارند بازی کنند به دلیل خطراتی که پیش بینی می کنند خود را کنار می کشند؟

و برخی فیلم های دفاع مقدسی چنان در سطحی نازل ساخته می شوند که مخاطب را پس می زنند!
بله، ببینید من و امین زندگانی و علیرضا کمالی دست به دست هم عاشقانه قول دادیم که با همه وجود در فیلم «گلوگاه شیطان» بازی کنیم. خیلی خوشحال بودم که قصه ای خوب داریم و در آن غواصی و صحنه های اکشن هم وجود دارد.

من پای اعتقاداتم ایستاده ام/ برخی ها تنها پُز روشنفکری می دهند


و جمشید هاشم پور خاطره انگیز!

بله، خیلی لذت بخش بود و باعث افتخارم بود که در کنار این بزرگوار بودم، چون عاشق بازی اش بودم و حتی قبل از حضور در کنار ایشان تا صبح نخوابیدم و وحشت داشتم. جمشید هاشم پور عزیز واقعا برایم دوست داشتنی و قابل احترام است و برایش آرزوی سلامتی دارم. ایشان به لحاظ شخصیتی بی نظیر است اما چگونه می توان با این امکانات کار کرد که گروه منتظر یک جیپ باشند. قصه فیلم باید روی دریا باشد اما ما قایق نداشتیم و مجبور بودیم همان قایق ایرانی را دوباره رنگ بزنیم و با آرم عراقی کار کنیم. من منظورم اصلا شهرک دفاع مقدس نیست بلکه مسئولان سینمایی است که باید از فیلم هایی با محتوای ارزشی دفاع کنند. آقا این اتفاقی مهم می شود در سینما و سال ها می توانند نسل های مختلف رشادت بچه های جنگ را از طریق تصاویر فیلم ببینند. من چرا وقتی در فیلمی کلاشنیکف در دست می گیرم باید مساله ام این باشد که نکند این اسلحه شلیک نکند! ما در فیلم «گلوگاه شیطان» یکدل برای اتفاقی خاص شده بودیم و یادم می آید چنان روحیه خوبی داشتیم که مثلا با آقای هاشم پور در پشت صحنه کلی می گفتیم و می خندیدیم، چون ایشان برخلاف هیکل خود خیلی روحیه طنازانه ای دارند.

حواس بازیگر با این محدودیت ها باید به ابزار باشد تا نوع بازی اش!

من دیگر به دیالوگ ها و نوع بازی ام فکر نمی کنم بلکه نگرانی ام از ابزارها است تا نکند گیر کند. من در تله فیلم «خط باریک» به کارگردانی شفیع آقا محمدیان کار می کردم که یک شب تا صبح منتظر بودیم تا یک منور بفرستیم و نتوانستیم، چون همه تاریخ مصرف گذشته بودند! ما به جای امکانات فقط ادعا داریم و نتوانستیم رشادت ها و ایثارگری های آن جوانان گرانقدر را از طریق سینما نشان دهیم و قصور آن به گردن مسئولان است.

الان هم که انگار مسئولان سینمایی به بهانه فقدان امکانات به جای توسعه بخشی راه بی تفاوتی را دنبال می کنند!

متاسفانه همینطور شده است، در صورتی که سینمای جنگ به دلیل اکشن بودن صحنه ها همیشه می تواند تماشاگر داشته باشد و اگر فیلمی در قالب دفاع مقدس با تکنیک خوبی ساخته شود حتما مخاطب خواهد داشت. اما با این نوع امکانات بیننده نخواهد داشت. مگر می شود با قایق سوراخ روی آب کار کرد که ما در فیلم «گلوگاه شیطان» این کار را کردیم!

با توجه به این شرایط اگر باز هم برای فیلمی دفاع مقدسی از شما دعوت شود، خواهید پذیرفت؟

من این گونه فیلم ها را واقعا دوست دارم بازی کنم و سرم درد می کند برای کارهای سخت و دشوار.

در مقطعی خیلی پُر کار شدید و در همه نوع فیلم و سریالی بازی کردید! به نظرم علیرام نورایی بیشتر باید مراقب خودش باشد و در هر فیلمی بازی نکند!

من باید انتخاب بشوم تا انتخاب کنم! سال ها به دلیل فضای سینما و این که من جزو آن بازیگران چشم رنگی! نبودم به من کار نمی دادند.

چون سینمای ما به شدت آپارتمانی و سوگلی شده بود و شما شمایلی از سینمای قهرمان پرور و حادثه محور دارید!

بله، سینما فقط آپارتمانی بود و سینمای عاشقانه را می خواست که من نسبتی با آن سینما نداشتم. من همه خط زندگی ام را در مسیر بازیگری گذاشتم و در همان دوران به جای درس خواندن همیشه در سالن های تئاتر بودم.

از طریق آقای قاسم جعفری کشف شدید؟

من برای سریال «خط قرمز» به دفتر آقای جعفری رفتم. در آن دوران کار تئاتر و فیلم کوتاه می کردم و با وجودی که کاندیدای یکی از نقش های سریال بود، این اتفاق رخ نداد تا فرصت حضور در سریال «شب آفتابی» ایشان پیش آمد و بعد هم فیلم «گرگ و میش»، سریال «کمکم کن»، «مسافری از هند»، «از نفس افتاده» و فیلم «بازنده» را با ایشان کار کردم.

و با «قلاده های طلا» و انواع حاشیه های پیرامون فیلم دیده شدید. از آن تجربه خاص زندگی راضی هستید؟

خدا را شکر که فرصت حضور در فیلم «قلاده های طلا» پیش آمد و من پای آن کار ایستادم و اگر باز هم به گذشته برگردیم همین انتخاب را خواهم داشت. من پای این فیلم و اعتقاداتم ایستادم. خیلی ها چشم دیدن مرا نداشتند و متاسفانه بسیاری به من توهین کردند. امیدوارم خدا در این فضا به ما صبر بدهد.

توهین هایی غیر انسانی و سیاسی که روزهای سختی را برایتان رقم زد!

نمی خواهم زیاد به آن دوران فکر کنم. اما برایم جالب است که یک عده آمدند و گفتند تقلب شده و انتخابات در ایران قانونی نیست و از این حرف ها، اما همان آدم ها در دوره هایی دیگر باز هم شرکت کردند و هیاهو به نفع نماینده ای دیگر کرده و تنها رنگ دستبند خود را عوض کردند. به کجا وصل هستید دوست عزیز که تنها رنگ مچ بندت تغییر می کند؟! واقعا این دوگانگی برخی جای تعجب دارد. من به آن ها می گویم چند چند هستید شما با این مملکت که جایزه های جشنواره این مملکت را می گیرید و خرج زندگی خود را از همین کشور درمی آورید، بعد می روید و پُز روشنفکری می دهید! من این چیزها را نمی فهمم. این صحبت ها مخاطب خاص ندارد و لطفا دوستان برای این گفته هایی که با شما دارم انجام می دهم فلش نگذارند. من واقعا سیاسی نیستم و به جایی هم وصل نیستم که جریان خاصی از من حمایت کند. اتفاقا گاهی در زندگی کم می آورم و این را دوستانی که می گویند خودت را برای بازی در فیلم «قلاده های طلا» فروختی بدانند که من تنها دستمزد معمولی خودم را گرفتم.

من پای اعتقاداتم ایستاده‌ام/ یتیم‌خانه ایران را به دلیل ارادت به حضرت زینب (س) بازی کردم

حالا بگذار کمی زاویه نگاهمان را تغییر بدهیم و درباره علایق و آرزوهای شما گپ بزنیم. نقشی بوده که علیرام نورایی دوست داشته آن را ایفا کند؟

نقش مختار در مجموعه «مختارنامه» را خیلی دوست داشتم بازی کنم، اگر چه نمی توانستم مانند فریبرز عرب نیا که پیشکسوت و بزرگ ما است، باشم. البته با من برای بازی در این سریال صحبت شده بود و سر صحنه هم رفتم و آقای میرباقری هم مرا دیدند اما با توجه به یکسری اتفاقات آن مساله فراموش شد.

افتاد مشکل ها...!

ببین، دستیاران در سینمای ایران خیلی تاثیر می گذارند و تعیین کننده می شوند، چون کارگردان های فعال در دوران تولید همه حواس شان معطوف به کارشان است و برخی مناسبت ها دور از اطلاع کارگردان رخ می دهد که خوشبختانه در این زمینه هم من مدیون کسی نیستم!

پس جزو گعده های خاص و تاثیرگذار سینما نیستید؟!

سعی کردم روی پای خودم بایستم و به کسی وابسته نباشم.

هدف می تواند مسیر پیش رو را برای آدمی روشن سازد. شما چه اهدافی را برای خود در نظر گرفتید؟

بازیگری خیلی گسترده است و واقعا باید تلاش کرد.

نمی خواهید مانند برخی لژیونر شوید؟!

خیر(با خنده). هیچ وقت دنبال این کار نبودم و مانند برخی ها عاشق «ممل آمریکایی» نیستم! حتی در دوران تین ایجری هم خدا را صد هزار مرتبه شکر عشق خارج رفتن نداشتم.

البته حاشیه هایی را برای شما رقم زدند که شاید برخی برگرفته از حسادت حضورتان در «قلاده های طلا» بوده است!

واقعا درباره من این همه حرف گفته اند؟!

مثلا گفتند شما از کشور خارج شده اید! یا این که در انتخابات شورای شهر ثبت نام کردید!

من که اصلا خارج نرفتم و درباره شورای شهر به دلیل حس کنجکاوی فقط رفتم ببینم چه مدارکی می خواهند تا بعدا درباره اش فکر کنم که اصلا شرایط ثبت نام شامل حال من نمی شد.

این ها را به این دلیل می پرسم که حاشیه ها درباره شما بسیار است و می تواند ادامه داشته باشد و نیاز است مانند فوتبالیست ها مراقب رفتارهای خود باشید!

من واقعا مراقب زندگی خود هستم که مانند برخی ها به قول شما گاف ندهم! ورزش هم می کنم البته مقداری آسیب دیدگی دارم که این مساله را تحت تاثیر قرار داده است.

این بدن آماده تان با برنامه خاصی در ورزش حاصل شده است؟
 
جدا از سابقه ورزشی ام جالب است برایتان بگویم که وقتی به پروژه «یتیم خانه ایران» پیوستم، 10 سالی بود سوار اسب نشده بودم. اما وقتی برای پیش تولید این فیلم رفتم، دوباره دوست داشتم خودم سوارکاری کنم.

دوست دارید خودتان عملیات دشوار و اکشن را انجام دهید؟ یا شاید برایتان افت باشد بدلکار، این کارها را انجام دهد!

خیر، برای صنف بدلکاران احترام خاصی قائل هستم اما یک جاهایی دوست دارم اگر خطر خاصی نداشته باشد خودم کار کنم. من با دوستان بدلکار مانند ارشا اقدسی عزیز، دوست خوبم تعامل داریم و اگر ایشان تائید کند و با تمرین لازم دوست دارم خودم برخی صحنه های سخت را ایفا کنم.

در فیلم «یتیم خانه ایران» هم صحنه های دشواری را بدون بدلکار بازی کردید و مشخص بوده حسابی کار کردید.

برای فیلم «یتیم خانه ایران» که دوستان سازنده زحمات خاصی برایش کشیدند، آقای طالبی با من صحبت کرد که قرار است نقش اصلی را بازی کنم و نباید شکم داشته باشم! و گفت که باید بدن فوق العاده ای داشته باشم. من درخواست اسب برای تمرین کردم و با تمرین های بسیار بدنسازی و اسب سواری خودم را آماده کردم.

تازه ترین حضورتان در سریال «آسپرین» در شبکه نمایش خانگی است. چگونه به این مجموعه پیوستید و قابلیت‌های این سریال برای جذب مخاطب را چگونه می بینید؟

بعد از همکاری با کارگردان خوبی چون فرهاد نجفی در سریال «ماتادور»، توفیق این را داشتم که باز هم در سریال «آسپرین» با هم کار کنیم. امیدوارم سریال خوبی شده باشد و بتواند با مردم ارتباط برقرار کند. البته این انتظار را داریم که هیچ مقایسه ای میان این سریال و آثار دیگری مانند «شهرزاد» که در شبکه نمایش خانگی طرفداران زیادی داشت، رخ ندهد. ما تلاش خود را کردیم و به نظرم سریال «آسپرین» در شبکه نمایش خانگی ظرفیت این را دارد که مخاطب خودش را جذب کند. خوشبختانه یکی از دلایل موفقیت سریال «شهرزاد» این بود که شبکه های ماهواره ای دچار تنزل کیفیت در سریال سازی شدند و مردم هم متوجه سخیف بودن آثار ماهواره ای شده و به سمت آثار داخلی بازگشتند که اتفاق خیلی خوبی است.


 
خاطره کارگردان مستند «در میان طالبان» از نادر طالب‌زاده
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، محسن اسلام زاده مستندساز بحران و کارگردان اثر تحسین شده «در میان طالبان» ضمن طلب شفا برای نادر طالب‌زاده در صفحه اجتماعی خود نوشت:

اولین فیلم مستندم را در سیستان و بلوچستان در سال ۱۳۸۳ با هزینه شخصی ساختم. بعد از تدوین کیس کامپیوتر را زدم زیر بغل و آمدم تهران و فیلم را به هر که می توانستم نشان دادم. بخاطر بی تجربه گی فیلم پر لز تصاویر تار و صدای باد بود اما به نظرم داستان کوتاهی داشت. بخاطر همین ضعفهای فنی خیلی ها اذیتم کردند، تا اینکه شماره حاج نادر را پیدا کردم. حاجی با اینکه در حال تدوین فیلم مسیح بود خیلی سریع بهم وقت داد. کیس کامپیوتر را روی کولم گذاشتم و سربالایی خیابان توانیر را بالا رفتم تا به دفتر طالب زاده رسیدم. به گرمی از من استقبال کرد. وقتی فیلم تمام شد و تیتراژ در حال نمایش بود خواستم صحبت کنم که دیدم حاجی حتی تیتراژ را با دقت نگاه می کند.

 طالب‌زاده رنج مستندسازی را برایم قابل تحمل کرد/ دعا برای پدر مستندسازان انقلابی

بعد از پایان کار چیزی بمن گفت که سالها رنج مستندسازی را برایم قابل تحمل کرد؛ گفت تو من را یاد شهید ابراهیم اصغرزاده و اولین فیلمش انداختی. از اینکه من را با یک مستندساز بزرگ مقایسه کرده بود خیلی خوشحال شدم. 
سالها بعد باز هم حاج نادر بود که برای اولین بار بمن فرصت صحبت کردن در تلویزیون را داد... چند وقت پیش او را دیدم که آب شده و عصا بدست است خیلی نگران شدم. 
و امشب که عکسش را با این دعا بریم فرستادند بر خودم می دانم که به هم بگویم برای پدر مستندسازان انقلابی دعا کنید.


 
پاسخ مستند «فارین پالیسی» به اتهامات ناجوانمردانه به مدافعان حرم
ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، جام نیوز نوشت: 

حضور رزمندگان مدافع حرم در سوریه همواره با هجمه تبلیغاتی از جانب رسانه‌های ضد انقلاب و محافل حامی تروریسم مواجه گشته است. محور این حملات ناجوانمردانه، ادعای اعزام اجباری آن‌ها به معرکه جنگ می باشد.

در این میان خبرنگار نشریه امریکایی «فارین پالیسی» (Foreign Policy) در گزارش عینی خود از ایران، به بررسی صحت و سقم این ادعا پرداخته است.

برگردان این گزارش خواندنی را در سطرهای زیرین مطالعه کنید:

 

وقتی اصغر آبیاری، 59 ساله، متوجه شد که پسرش عباس، اواخر دسامبر 2015 (اوایل دی ماه 94) عازم سوریه می شود، بسیار عصبانی شد. اما نه به دلیلی که تصور می شود. از ابتدای نوامبر (اواسط بهمن) اصغر و عباس 24 ساله (که هر دو عضو بسیج هستند) دوره های آموزشی را سپری می کردند؛ به امید آنکه به نیروهای مستشاری اعزامی به سوریه بپیوندند. از آغاز مأموریت مستشاری، ژنرال سلیمانی دستور داده بود که از هر خانواده فقط یک مرد اجازه اعزام دارد.

در سال 2015 زمانی که اصغر و عباس دوره آموزش را آغاز کردند، جنگ داخلی وحشتناک سوریه وارد پنجمین سال می شد و ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس به این فکر افتاد که مأموریت در سوریه را گسترش دهد و نیروهایی از هر شش شاخه سپاه پاسداران جمهوری اسلامی از جمله بسیج را به عنوان داوطلب راهی سوریه کند. فرماندهان هر شاخه از سپاه، واحدهایی از داوطلبان حرفه ای تحت امر خود را برای اعزام به این مأموریت آماده کردند.

اما برای اصغر مانعی دیگر نیز وجود داشت. تا ابتدای دسامبر 2015 (اواسط آذر 94) گروه آموزشی آنان از لیست آغازین 1000 نفر به 500 تن تقلیل یافته بود. کمتر از نیمی از این 500 نفر باقی‌مانده برای الحاق به گروهی که قرار بود در انتهای دسامبر (ابتدای دی ماه) به حلب در شمال سوریه بروند، انتخاب شدند.

اصغر و عباس با انگیزه و اعتقادی مقدس برای دفاع از اماکن مذهبی آماده شده بودند؛ مکان‌هایی مانند مزار "حجر بن عدی" یکی از اصحاب حضرت محمد [صلی الله علیه و آله] که تروریست‌ها در آوریل سال 2013 (فروردین 1392) به آن بی حرمتی کردند.

اصغر به من [خبرنگار فارین پالیسی] گفت: «این‌ها [تروریست‌ها] هیچ چارچوب اخلاقی ندارند. ما می‌دانستیم که آنان به سایر حرم ها و مکان های مقدس و مورد احترام مسلمانان و مسیحیان نیز حمله خواهند کرد. ما فهمیدیم که اگر از این مکان ها دفاع نکنیم، هیچ کس در امان نخواهد بود و آنان دولتی تشکیل می دادند که این سرطان را در سراسر جهان منتشر می‌کرد.»

اصغر که در جنگ ایران و عراق نیز شرکت کرده است، تلاش کرد پسرش عباس را برای اعزام داوطلبانه از استانی دیگر متقاعد کند. اصغر فکر می‌کرد که با این کار به گونه ای قانون را دور زده و از دستور اعزام یک مرد از هر خانواده رهایی خواهد یافت؛ اما عباس خواسته پدرش را رد کرد.

در روزهای انتهایی دسامبر 2015 (اوایل دی ماه 94) -به دلایل امنیتی منابع سپاه پاسداران از افشای تاریخ دقیق خودداری کردند- عباس با واحد خود به خط مقدم جبهه اعزام شد تا با نیروهای بشاراسد چندین روستا را از جمله خان طومان، نبل و الزهرا که در اطراف حلب تحت اشغال تروریست‌ها قرار داشتند، آزاد کند.

دو روستای آخری [نبل و الزهرا] شیعه نشین و در شمال غربی حلب واقع شده اند و به مدت سه سال و نیم در محاصره شدید قرار داشتند.

روز دهم ژانویه 2016 (بیستم دیماه 1394) در نبرد شدید خان طومان، عباس زخمی شد. ماشینی که از آن به‌عنوان آمبولانس استفاده می شد، برای بازگرداندن وی و چندین همرزم زخمی‌اش به خط مقدم اعزام شد. اما در راه بازگشت به بیمارستان صحرایی، آمبولانس با موشک تاو هدف قرار گرفت. عباس و سایر سرنشینان خودرو درجا کشته [شهید] شده و به سایر جنگجویان ایرانی کشته [شهید] شده در سوریه پیوستند.

ارتش بشار اسد در نبرد جاری برای بازپس‌گیری حلب به طور گسترده به نیروی انسانی و نیز تخصص هم‌پیمانان ایرانی خود تکیه کرده است. از تاریخ سوم فوریه 2016 (14 بهمن 94) ارتش سوریه -با حمایت نیروهای روسی، سپاه پاسداران ایران و نیز شبه نظامیان مورد حمایت تهران- بسیاری از شکست‌های خود در حومه حلب را جبران کرده است.

مقامات رسمی ایران، تروریست‌ها را به سوءاستفاده از آتش بس اخیر در حلب برای بازپس‌گیری خان طومان (جایی که عباس در ماه ژانویه شهید شد) متهم می‌کنند.

در همین حال دولت سوریه اعلام کرد که حمله‌ای را برای بازپس‌گیری مناطق شرقی حلب که تحت تصرف تروریست‌هاست، انجام می‌دهد و مقامات ایرانی نیز وعده انتقام سختی در خان طومان را دادند.

در حالی که مأموریت مستشاری ایران در تلاش برای ارائه مشاوره های استراتژیک به ارتش سوریه آغاز شده بود، نیروهای ایرانی در حال حاضر از نزدیک در طراحی عملیات‌ها مشارکت دارند.

یک ژنرال بازنشسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مشروط به مخفی ماندن هویتش به گفتگو پرداخت، گفت که در روزهای ابتدای جنگ، ایران برای یاری رساندن به ارتش سوریه، مشاوران استراتژیک به سوریه ارسال می‌کرد. وقتی درگیری‌ها بیشتر شد، ایران شروع به ارسال مشاوران تاکتیکی کرد.

به گفته حاج مهدی 41 ساله ، فرمانده بسیجی واحدی که عباس در آن شهید شد، با وجود افزایش قربانیان ایرانی در سوریه، مقامات سپاه پاسداران ایران به هیچ وجه با کمبود نیروی مشتاق به نبرد مواجه نیستند. در استقرار اخیر نیروهای ایرانی در نزدیکی حلب، حاج مهدی 230 نفر را تحت فرمان دارد که بین 21 تا 60 سال سن دارند.

وقتی حاج مهدی در مرخصی در تهران است، بیشتر صبح ها وقتی بیدار می‌شود، مردانی را می‌یابد که به امید ثبت نام اعزام به سوریه درب خانه محقر او صف کشیده اند. حاج مهدی به‌صورت مرتب با درخواست‌هایی از افراد فامیل، دوستان و آشنایان روبرو می‌شود که اجازه رفتن به جنگ می‌خواهند. حتی پدر یکی از همکلاسی‌های دخترش بعد از آنکه فهمید حاج مهدی در نیروگیری مشارکت دارد، برای رفتن به سوریه به او التماس می‌کرد.

حاج مهدی چاره‌ای جز ناامید کردن بیشتر داوطلبان ندارد. به گفته او، اگر دستور به محدود کردن نیروگیری و جذب فقط نیروهای ویژه نبود، بسیج و سایر سربازان سپاه پاسداران با میلیون‌ها نیرو عازم مناطق جنگی سوریه می‌شدند.

حاج مهدی که یک ژنرال بازنشسته سپاه پاسداران است، ادامه می دهد: سپاه پاسداران در حال حاضر نمی‌داند با صدها و هزاران داوطلبی که می‌خواهند از حرم‌ها و افراد مظلوم دفاع کنند چه کند؟!

بنابراین فرماندهان سپاه قدس تلاش می‌کنند که از میان داوطلبان، آموزش‌دیده‌ترین‌ها را برگزینند؛ افرادی که بتوانند مفاهیم تاکتیکی جدید برای دفاع از مظلومان را درک کنند.

همه داوطلبان ایرانی که جواب رد می‌شنوند، از رفتن به سوریه منصرف نمی‌شوند. بلکه بسیاری از آنان به صف [انتظار] شبه‌نظامیان داوطلبی می‌پیوندند که از شروع نبرد در سوریه شکل گرفته است. این مردان، یعنی شیعیان مشتاق شهادت، آماده نبرد در جنگی هستند که به نظرشان وظیفه‌ای دینی است.

این داوطلبان مانند عباس (شهید عباس آبیاری) معتقدند که مردم سوریه در خطر انقراض به سر می‌برند. این افراد با مشاهده تخریب حرم‌ها، مساجد و کلیساها در تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی، یقین دارند که مکان‌های مقدس به ویژه حرم  سیده زینب [سلام الله علیها] هرگز از دست تروریست‌ها در امان نخواهند بود. این داوطلبان آماده‌اند که جان خود را برای حمایت از این مکان‌های مقدس فدا کنند.

حسین یک سرباز بسیجی 30 ساله در تهران، یکی از این داوطلبان است. او با وجود آموزش نظامی، در مأموریت مستشاری ویژه پذیرفته نشده است. اما چندین بار با شبه نظامیان مختلف از جمله «فاطمیون» (داوطلبان افغانی) و «زینبیون» (داوطلبان پاکستانی) به سوریه سفر کرده است.

تیپ فاطمیون به عنوان یک نیروی جنگی در سوریه در ابتدای سال 2012 تشکیل شد. اما برخی اعضای ارشد آن رابطه‌ای طولانی با سپاه پاسداران ایران داشتند. اولین فرمانده فاطمیون یعنی "علیرضا توسلی" [متولد 1962 میلادی - 1341 شمسی در افغانستان که فوریه 2015 - بهمن 1393 در درعا کشته شد] در جنگ ایران و عراق به همراه عده‌ای از داوطلبان شیعه افغانی در کنار سپاه پاسداران ایران جنگیده بود.

حسین می گوید که [شهید] "مصطفی صدرزاده" دوست دوران کودکی‌اش، الهام بخش وی در تصمیم برای ثبت نام در فاطمیون در سال 2014 بوده است.

صدرزاده یک ناجی غریق اهل جنوب تهران بود که در سال 2013 تلاش کرد به عملیات مستشاری نیروی قدس سپاه بپیوندد، اما به دلیل نداشتن تجربه نظامی کافی، موفق نشد. او که برای رسیدن به رؤیایش یعنی جهاد در سوریه تسلیم نمی‌شد، به مشهد سفر کرد؛ شهری که حرم امام رضا [علیه السلام] یکی از امامان شیعه در آن قرار دارد. شیعیان این امامان را به عنوان رهبران و جانشینان سیاسی و معنوی حضرت محمد [صلی الله علیه و آله] می‌دانند.

مصطفی صدرزاده در شهر مشهد اوراق هویت افغانی تهیه کرد و به فاطمیون پیوست. صدرزاده در تیپ فاطمیون تا جایگاه فرماندهی گردان بالا رفت و اسم مستعار «سیدابراهیم» را برای خود برگزید. وی بیش از دو سال در سوریه جنگید و در 22 اکتبر 2015 [30 مهر 1394] در حلب کشته [شهید] شد.

ژنرال سلیمانی شجاعت صدرزاده در سوریه را ستود و از وی به عنوان فردی یاد کرد که به عملیات مستشاری سپاه قدس راه داده نشد، اما در جبهه بسیار قهرمانانه حضور یافت. سلیمانی که در میان نیروهای خود صحبت می کرد، از روزی گفت که در منطقه جنگی دیرالعدس صدای «قوی و مردانه» این فرمانده فاطمیون را با «لهجه غلیظ تهرانی» پشت بی‌سیم شنیده است.

ژنرال سلیمانی گفت که پرسیده است: این مرد تهرانی که همراه تیپ فاطمیون می‌جنگد کیست؟! یک فرمانده سپاه پاسخ داده بود که او سیدابراهیم است.

صبح روز بعد وقتی نیروهای فاطمیون به موضع استقرار [سردار] سلیمانی رسیدند، سلیمانی از همان فرمانده می‌پرسد که کدام یک از افراد فاطمیون سیدابراهیم است؟ او اشاره می‌کند که فلانی سیدابراهیم است.

ژنرال سلیمانی در ادامه صدرزاده را چنین توصیف می‌کند: «او فردی لاغر اندام، نحیف و بسیار جوان بود. به او گفتم که با شنیدن صدایت فکر کردم فردی قوی‌هیکل را خواهم دید!»

ژنرال افزود: «اما او بسیار جوان بود و هنگامی که به صورتش نگاه می‌کردی، معنویتی خاص در چشمانش می‌دیدی. شما باید این مرد جوان را بشناسید. چون قوانین اجازه نداد که وی در مأموریت مستشاری به سوریه بیاید، به مشهد رفته و با نام یک تبعه افغانی ثبت نام می‌کند و به فاطمیون وارد می‌شود. افراد بسیاری مانند سیدابراهیم در تهران داریم. اما تفاوت سیدابراهیم با آنان این است که وی طریق جهاد را برگزید.»

من حسین را بعد از آنکه دوره سه ماهه حضورش در سوریه را با فاطمیون گذرانده بود، در ایران ملاقات کردم. حسین به من گفت که در نبرد برای بازپس‌گیری شهر نبل در ژانویه 2016 (بهمن 1394) او و همرزمانش با واحدی که تحت فرمان حاج مهدی بود برای شکستن خط دشمن وارد عملیات شدند.

حسین با اشاره به اینکه راز موفقیت شبه نظامیان داوطلب، انعطاف، قابلیت جابجایی آنان و نبود دستورات سخت نظامی است، افزود: «این جنگ، جنگی کلاسیک نیست. گاهی فقط شش نفر، گاهی 250 نفر و یک بار 400 نفر بودیم. اما در هر مأموریت -نه آن‌هایی که کلاسیک بود- شما در یک منطقه موضع می‌گیرید و هرکس که به آن موضع بیاید، یکی از گروه شما خواهد بود.»

با وجود ریخته شدن خون ایرانیان در سوریه، حاج مهدی مصمم است که در عزم ایران برای حمایت از مردم سوریه هیچ خللی وارد نخواهد شد. به گفته او، دلیل اصلی که نظامیان ایران در سوریه حضور دارند، نیاز به حمایت از حرم حضرت زینب [سلام الله علیها] خواهر امام حسین [علیه السلام] است که به شدت از سوی شیعیان مورد احترام قرار دارد.

در رسانه های رسمی ایران از جنگجویان ایرانی که در سوریه شهید می‌شوند، به عنوان "مدافعان حرم" یاد می‌شود.

حاج مهدی به یاد می‌آورد که افراد وی که در سوریه کشته شدند، به دلیل فداکاری شدید و عقاید محکم دینی به سعادت رسیده‌اند. به گفته او، آنان به آرزوی خود یعنی شهادت رسیده‌اند؛ چیزی ارزشمند که نصیب کسانی می‌شود که جان خود را برای دفاع از مظلوم فدا کنند.

مرتضی کریمی 34 ساله که یک افسر جوان بسیجی از جنوب تهران است، به حاج مهدی گفته بود که می‌خواهد مانند "علی اکبر" پسر بزرگ امام حسین [علیه السلام] به شهادت برسد. در سال 680 میلادی بدن علی اکبر در نبرد حماسی "کربلا" به قطعات متعدد تکه تکه شد. نبرد کربلا نبردی بود که امام حسین و یارانش در آن به شهادت رسیده و سر از بدنشان جدا شد.

حاج مهدی در این باره می گوید: مرتضی کریمی در نبرد خان طومان زخمی شد و به وسیله آمبولانس در حال بازگردانده شدن به عقب جبهه بود که آمبولانس با موشک تاو هدف قرار گفت. بدن کریمی به تکه های زیادی تقسیم شد. دقیقا همان‌گونه که آرزو کرده بود.

حاج مهدی می‌گوید که افراد وی بسیار مشتاق شهادت هستند؛ به حدی که به دفعات برای انجام خطرناکترین وظایف با هم رقابت می‌کنند و باور نمی‌کنی که آنان معنای ترس را بفهمند.

این همان شوقی است که عباس و پدرش اصغر آبیاری در رقابت برای اعزام از همین یگان مستشاری نشان دادند. وقتی حاج مهدی بعد از شهادت عباس می‌خواست به ایران بازگردد، از پاسخ دادن به تماس‌های تلفنی اصغر می‌ترسید. حاج مهدی شرمنده می‌شد که به او بگوید نتوانسته است پیکر عباس را به عقب بازگرداند. اما یک روز بعد، وقتی در حال نوشتن پیام در گوشی خود بود، سهوا تماس اصغر را پاسخ داد.

اصغر به حاج مهدی گفت: «فکر می‌کنی که برای پیکر پسرم زنگ زدم؟ من با خدا عهد بستم که سراغ آن را نگیرم. فقط می‌خواستم به تو بگویم حالا که عباس پسرم دیگر در واحد تو نیست، من می‌توانم به سوریه بروم؟!»


 
فیتیله ای ها در منزل شهید مدافع حرم + تصاویر
ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش فرهنگ نیوز، صبح امروز «عموهای فیتیله‌ای» در منزل شهید یزدانی از شهدای مدافع حرم حضور پیدا کرده و با ادای احترام به خانواده معظم آن شهید عزیز، قسمتی از مجموعه تلویزیونی«جشن فرشته‌ها» را که قرار است در ایام ماه مبارک رمضان از شبکه یک سیما پخش شود تهیه و تصویربرداری کردند.این قسمت از مجموعه تلویزیونی با رویکرد کودکان حرم با کارگردانی محمد مسلمی ساخته می‌شود.

گفتنی است حضور علی فروتن  بعنوان مجری مجموعه مستند تلویزیونی 80 قسمتی «بربال فرشتگان» که اختصاص به شهدای مدافع حرم دارد یکی دیگر از کارهای ارزشی«عموهای فیتیله‌ای» بوده که این مجموعه با کارگردانی و تهیه کنندگی حسین سوهانی در حال تهیه می‌باشد.

فیتیله ای ها در منزل شهید مدافع حرم + تصاویر فیتیله ای ها در منزل شهید مدافع حرم + تصاویر فیتیله ای ها در منزل شهید مدافع حرم + تصاویر فیتیله ای ها در منزل شهید مدافع حرم + تصاویر فیتیله ای ها در منزل شهید مدافع حرم + تصاویر


 
شما هم نامه‌ای برای مدافعان حرم بنویسید
ساعت ٤:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

سازمان بسیج رسانه در راستای تقویت روحیه مدافعان حریم اهل بیت عصمت و طهارت و همچنین ایجاد مسیری برای بروز احساسات ناب و تجلیل مردم ایران اسلامی از مجاهدین دیار کربلا تا شام، طرح نامه‌ای برای عباس‌های زینب کبری (س) را اجرا می‌کند.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، بر اساس اعلام این سازمان،علاقه‌مندان از جمله کودکان می‌توانند دلنوشته، تقدیر، شعر،نقاشی، نثر، خطاطی و یا هر متنی را در برگه‌هایی که تصویر آن در متن خبر قابل مشاهده است نوشته و به یکی از مراکز پستی تحویل داده و یا در صندوق پست بیاندازید. هزینه پست پرداخته شده است.

شما هم نامه‌ای برای مافعان حرم بنویسید

این نامه‌ها علاوه بر ارسال به مناطق جنگی، در نمایشگاهی با همین نام به نمایش عمومی گذاشته خواهد شد.

تمامی آثار ارسالی پس از بررسی در دبیرخانه این طرح،با نظر داوران مطرح انتخاب و به اثر برگزیده در هر بخش جوایزی تعلق خواهد گرفت.


 
ادای دین موسیقی به مقاومت:
ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

قطعه «مدافعان حرم» علیرضا افتخاری؛ پیوند موسیقی با پدیده‌های اجتماعی +صوت

گروه فرهنگ و هنر مشرق - علیرضا افتخاری در آخرین اثرش با قطعه ای پیرامون مدافعان حرم پا به عرصه اخبار موسیقی گذاشت. قطعه ای با محتوای رشادت های مجاهدان و مدافعان حرم عمه سادات که با شعری از احمد بابایی به عنوان یکی از شاعران جوان و خوش قریحه کشور ساخته شده است. آهنگسازی اش را علیرضا سپهوند به انجام رسانده و صدای علیرضا افتخاری یکی از ستارگان سپهر موسیقی کشور روی آن نشسته و این یعنی تلفیق نیکوی محتوا و فرم. استفاده از ظرفیت موسیقی برای فرهنگ سازی. و پیشبرد فرهنگی یک دغدغه مهم سیاسی عقیدتی. اتفاقی که هرچند بسیار دیر- تقریبا سه سال بعد از آغاز این موضوع- افتاده اما بهرحال جای خوشحالی دارد که بالاخره کسی به فکر پیوند میان موسیقی و پدیده های اجتماعی افتاده است.


دانلود قطعه موسیقی مدافعان حرم علیرضا افتخاری


در سال های اخیر تک آهنگ هایی نظیر «نفس تازه کنیم» حامد زمانی که برای نیمه شعبان ساخته شد، «خاک» مهدی یراحی که در اعتراض به خاک آلودگی های مستمر هوای استان خوزستان تولید شد و این آخری «مدافعان حرم» با صدای علیرضا افتخاری جزو معدود آثار انگشت شماری بوده اند که در ارتباط مستقیم با پدیده های اجتماعی یا مذهبی بوده اند و به جای نگاه 99 درصدی موجود در موسیقی های تولیدی کشور که حول محور خال و لب و چشم خمّار دلبر – ان هم به اسفناک ترین و بعضا مستهجن ترین نحو ممکن- می گردد، توانسته اند با نگاهی نیکو به این دغدغه ها بپردازند. و این یعنی به خدمت آوردن موسیقی برای اجتماع. این بهترین راه برای مواجهه حاکمیت، ارگانهای فرهنگی و دلسوزان این عرصه با موسیقی نیست؟ بهتر بپرسیم؛ این نوع برخورد، وظیفه امروز این نهادها برای کنترل موسیقی نیست؟

********

موسیقی بسیار موثر و مردمی است. این جمله شاید ابتدای خوبی باشد برای یکی از مهم ترین و حساس ترین و شاید غامض ترین مقوله های اجتماعی سالهای اخیر جامعه ایران. مقوله ای که طی دهه های اخیر و به خصوص دهه اخیر کم کم در لایه های مختلف اجتماعی ایران نفوذ کرده و در سایه سردرگمی مسئولان تصمیم ساز این حوزه بدل به غول بی شاخ و دمی شد که کنترل با آن نه از دست وزارت ارشاد بر می آمد و نه شاید سایر ارگانهای فرهنگی.

به همین صورت بود که مسئله فوت مرتضی پاشایی و مراسم تشییع او به یکی از عجیب ترین پدیده های اجتماعی 2 سال گذشته بدل شد و بسیاری از کارشناسان و مسئولین پس از این تشییع باشکوه انگشت حیرت گزیدند. چرا که با مراسمی روبرو بودند که علیرغم عدم تبلیغات تلویزیونی و علیرغم آن که رسانه های عمومی هیچگونه دعوتی برای حضور در آن نداشتند، و بلکه خود را برای بایکوت خبری و سکوت درباره کم و کیف آن آماده می کردند، ناگاه شاهد حضور هزاران تن از هموطنانمان در این مراسم بود. هموطنانی که لزوما منحصر در یک طبقه اجتماعی نبوده و طیف گسترده و عجیبی از سن و سال و فرهنگ را شامل می شد؛ پیر و جوان، زن و مرد، مذهبی و غیر مذهبی و...
اما حتی مسئله ای به این عظمت هم نتوانست یخ ارگانهای تصمیم ساز را درباره موسیقی آب کند. ارگانهایی که سالها و به بهانه اینکه موسیقی پایگاه اجتماعی ندارد و منحصر در طبقه جوانان مرفه است، در برابر موسیقی سکوت کردند و کم کم به جایی رسیدند که چشم باز کردند و خود را غرق در میان دریای جمعیت تشییع یک خواننده جوان یافتند! البته آنها که بودند و دیدند به کنار، شاید اگر ترافیک صبحگاهی آن روز نبود برخی مسئولین حتی بر همین امر هم واقف نمی شدند!

تصمیم گیران و تصمیم سازان همچنان خیال می کردند که با مجوز دادن و ندادن می توانند موسیقی را تصفیه کنند. خیال می کردند که تقسیم بندی حاکمیتی درباره موسیقی در میان مردم هم طرفدار خواهد داشت و موسیقی بدون مجوز را کسی گوش نخواهد کرد! و اگر در رسانه ها از اخ بودن ترانه های سخیف بگویند، لابد مردم هم دیگر سمت آنها نمی روند. اما حقیقت آن بود که همین رویکردهای سردرگم و باری بهر جهت بود که باعث رسوخ مفاهیم سخیف و نا متناسب با فرهنگ ایرانی در متن ترانه ها شد و موسیقی را به اسب افسار گسیخته ای بدل کرد که لجام کردنش از توان ارگانهای دولتی در آمده بود. و جای تاسف است که این رویکرد هم چنان ادامه داشته و گویی هم چنان کسی ازمسئولین موسیقی کشور نمی داند باید چه کند که موسیقی در کشورمان اهلی شود.


منحصر ساختن و محدود کردن دایره خوانندگان مجاز و تلویزیونی که اجازه پخش مستمر از رسانه ملی را دارند و امتیاز بزرگی به نام تیتراژهای سریال های شبانه را دارند نیز همواره محل بحث بوده و یکی از موارد اشکال مدیریتی موسیقی به حساب می آید. دایره محدودی که قریب به اتفاق سریال های پرطرفدار شبانه را می خوانند و روز به روز بر محبوبیت شان افزوده می شود و قیمت بلیط کنسرت هایشان نیز! اما هیچکس نمی داند چرا این دایره اینقدر محدود است و طبق معمول هیچکس پاسخگو نیست.

در حاشیه انتشار قطعه «مدافعان حرم» علیرضا افتخاری/ پیوند میان موسیقی و پدیده های اجتماعی + صوت موسیقی//// آماده انتشار

به‌هر‌حال اما باید به دنبال راه چاره ای بود. این که چطور می شود موسیقی را به خدمت ارزش ها و نیازهای جامعه درآورد. اینکه چطور می شود این مقوله مهم اجتماعی را در خدمت تعالی جامعه در آورد و او را به یک عنصر مثبت در تحرکات اجتماعی و لایه های جامعه تبدیل ساخت. آن چه محرز است سکوت در این مقال هیچ خیری ندارد و منتج به آش شله قلم کاری می شود که حالا در هندزفری های جوانان این سرزمین جاری است. و هیچکس هم نمی تواند فرضا جلوی آن را بگیرد که با فاجعه بارترین محتواهای ممکن و سخیف ترین فرم های موسیقی همچنان اما میان بخشی از جوانان این سرزمین طرفدار دارند و بسیاری آنها را می شوندند و بیش از 4 میلیون فالوورشان نیز یکی از شاهدهای این شنیده شدن است.


 
حمله به ارزش های دینی در فضای مجازی؛
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

گروه اجتماعی فرهنگ نیوز، دنیای معاصر با سرعت برق و باد در حال درنوردیدن علم و تکنولوژی است، سرعت فرآیند فوق به حدی روند فزونی به خود یافته که شماری از متخصصین امر را به نگرانی انداخته تا آن جا که برخی از آنان از احتمال اسارت آدمیان توسط ابزارها و تکنولوژی در آینده ای نه چندان دور سخن رانده اند.

ایران ما نیز از این امر مستثنی نبوده و مظاهر رشد و تکنولوژی را به وضوح می توان در جوامع خرد هم چون خانواده تا درشت نظیر شهرها مشاهده نمود. رویه ی فوق متاسفانه علی رغم مزایای هنگفتش،  معایبی را نیز در پی داشته که تغییر در سبک زندگی را می توان بزرگترین پیامد منفی تحول صورت پذیرفته دانست.

شبکه های اجتماعی در خلال یک دهه اخیر بزرگترین مظاهر تکنولوژی و تاثیر گذارترین آن ها در میان ایرانی ها بوده است. تا آن جا که بسیاری از هنجارهای درونی را زیر رو نموده و موجب ایجاد سبک جدیدی از زندگی گردیده است. تاثیر شبکه های اجتماعی در امور و زوایای مختلف هم چون ادبیات، سیاست، اجتماع، فرهنگ، اقتصاد و... امروزه بر کسی پوشیده نیست، تا آن جا که به طور نمونه از این شبکه به عنوان عاملی تعیین کننده در انتخابات اخیر پارلمانی نام برده می شد.

رشد و توسعه شبکه های اجتماعی اگرچه زمینه تسهیل زندگی را فراهم آورده اما به دلیل اشاعه فرهنگی خاص موجب تغییر آداب و رسوم ملل را فراهم آورده است. جهان امروز شاهد ارائه یک سویه ی علم و تکنولوژی از سوی غرب به سایر مناطق گیتی می باشد، این امر گرچه موجب بهبود زندگی سایر ساکنین جهان را فراهم آورده با این حال و به دلیل فرهنگ ترویج شده از سوی این مظاهر پیشرفت، عملا خرد فرهنگ ها، زبان سایر ملل، هنجار و رسوم آنان و مذهب شان را به حاشیه رانده و زمینه را برای استیلای فرهنگی – اجتماعی دیدگاه های غربی مهیا نموده است.

هضم خرده فرهنگ ها توسط فرهنگ غالب غربی

درباب کارکردها و اثرات شبکه های اجتماعی در فضای فرهنگی ایران تا به امروز سخنان زیادی بیان شده است. نگرانی از هژمونی احتمالی در آینده ای نزدیک، موجب نگرانی علاقه مندان به فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی شده است. دوست داران فرهنگ، ادبیات، هنر، مذهب و تاریخ کشورمان اعم از اساتید دانشگاه تا مسئولین ارشد کشورمان و در راس آن ها رهبری معظم انقلاب مکررا نسبت به تداوم رویه فوق گله مند بوده اند. ایشان در پیام اخیر خود به رئیس صدا و سیما از توجه ویژه شان به شبکه های اجتماعی سخن گفته و پیشتر نیز از اشاعه مدام زبان انگلیسی در کشور نارضایتی شان را بیان نمودند. به فرموده ایشان ورود چنین ابزارهایی در کنار مزایای آن ها موجب ورود و نفوذ فرهنگ و سبک زندگی شان نیز خواهد بود.

در این میان و فارغ از کارکردهای مثبت شبکه های اجتماعی در برخی مواقع نظیر ایجاد حس یک دلی در برخورد قاطع با مسئله حیوان آزاری و برخی موارد مشابه، دشمنان این مرز و بوم بر آنند با ارائه خدمات اینچنینی و صرف هزینه های احتمالی، شرایط را برای صید هدف مد نظر در لحظه کلیدی فراهم نمایند.

مصداق بروز تنش های ایجاد شده ناشی از شبکه های اجتماعی را می توان در فتنه ی 88 مشاهده نمود، آن جا که رسانه هایی هم چون توئیتر و فیس بوک با حمایت های پیدا و پنهان ایالات متحده و رژیم اسرائیل در پی دستیابی به خواسته ی خویش در ایران بر آمدند. امروزه و با گذشت هفت سال از آن واقعه تلخ، نقش شبکه های اجتماعی به گونه ی کمی و کیفی به نحو چشمگیری افزایش یافته است.

نکته دیگر حائز اهمیت در رابطه با پیامدهای چنین شبکه هایی را می توان در سودجویی های احتمالی در آن مشاهده نمود، آن جا که بسیاری از کلاه برداران و سواستفاده کنندگان با آگاهی از بی اطلاعی برخی مردم، در پی اشاعه برخی رفتارها و توصیه برخی موارد ناصحیح به ویژه در امور پزشکی، بهداشتی در راستای مطامع خویش می نمایند.

فقدان نظارت بر چنین شبکه هایی و فرا ملی بودن شان موجب شده تا سواستفاده کنندگان به بهره برداری در راستای منافع شان گام برداشته و به اشاعه موارد خلاف واقع بپردازند. بنا بر نظرسنجی های صورت گرفته، بخش کثیری از مردم به طور خاص در اموری هم چون مسائل بهداشتی، آرایشی، کسب خبر، پزشکی، گیاهی، تغذیه به مباحث مطرح شده در شبکه های اجتماعی به دیده ی صحیح نگریسته و آن ها را بسان منابعی معتبر تلقی می نمایند، امری که پیامدهای ناگوار اجتماعی و فرهنگی را در پی خواهد داشت.

شبکه هایی در نوک پیکان جنگ نرم

مسئله جنگ نرم و توجه به استحاله فرهنگی اگر چه در خلال سال های اخیر و به انحای مختلف بیان شده است، با این حال، قدمت آن به ابتدای دهه هفتاد شمسی و به سال های پس از اتمام دفاع مقدس باز می گردد، مقطعی که در آن رهبری معظم انقلاب اسلامی ضمن تشریح ناکامی های دشمنان انقلاب در دستیابی به اهداف شان از طریق نظامی، از رویارویی آتی شان از طریق فرهنگی سخن رانده و نسبت به عواقب آن هشدار دادند.

سال های حضور فعال جریان اصلاحات در راس هرم قدرت و در اختیار گرفتن دو قوه ی مجریه و مقننه را می توان فعال ترین دوران جریان استحاله گر در سه دهه اولیه انقلاب اسلامی دانست. مقطعی که در آن مجریان دگرگونی فرهنگی با در اختیار گرفتن مطبوعات داخلی به عنوان توپخانه دشمن به تخریب فرهنگ و مفاهیم دینی پرداختند.

ورود شبکه های اجتماعی و دسترسی قاطبه ملت به اینترنت در فرایندی چند ساله، فضا را در سال های کنونی به نحوی متحول ساخته که راه های متعددی را برای دشمنان نظام اسلامی جهت ضربه زنی به انقلاب اسلامی پیش پای آنان گذارده است. امروزه کمتر سخنی از مطبوعات و یا حتی شبکه های تلوزیونی ضد انقلاب به میان می آید و عملا این شبکه های اجتماعی هستند که با جذب عضویت های بالا عملا به مکانی برای تغییر باورهای جامعه ایرانی بدل شده اند.

بنابر یافته های متعدد هم اکنون قریب به 50 میلیون ایران در یک یا چند شبکه ی اجتماعی نظیر اینستاگرام، تلگرام، توئیتر، فیس بوک، واتس آپ، وایبر و... عضو می باشند. جمعیتی کثیری که عمده ی آن را قشر جوان و نوجوان تشکیل می دهد.

اثیر گذاری بالای این شبکه ها مورد تایید دوست و دشمن می باشد تا آن جا که در برخی موارد و در صورت ایجاد موجی جدید در این رسانه ها عملا پیامدهای سنگینی را برای جامعه ایرانی در پی داشته است. بی گمان و در صورت تداوم این رویه، دیگر نیازی به مقابله ی مستقیم و یا نظامی با جمهوری اسلامی از سوی دشمنانش احساس نمی شود و آنان را قادر خواهد ساخت با سرمایه گذاری دو چندان عملا بخش عمده ای از مردم در باورها و اعتقادات شان سست نماید.

جریان ضد انقلاب در خلال سال های اخیر بر حضور خود در این شبکه ها افزوده اند. به طور نمونه مسیح علی نژاد خبرنگار پیشین رسانه های اصلاح طلب داخلی با راه اندازی صفحه ای به نام آزادی های یواشکی، عملا مردم را به بی حجابی تشویق می نماید. حمایت از برخی زندانیان امنیتی یا تجزیه طلب از طریق هشتگ یا رساندن پیام آنان از طریق این شبکه ها نمونه ی دیگری از فعالیت های ضد نظام در شبکه های اجتماعی را نشان می دهد که تنها مصداق مشت نمونه ی خروار می باشد.

هدف از نوشتار حاضر اشاره به فعالیت جریان خاص در آستانه ی ماه مبارک رمضان دارد که همسو با خط فکری یاد شده بر آن است از طرق مستقیم و غیر مستقیم، خط بطلانی بر این فرضیه ی الهی کشیده و مردم را به سوی زیر پا گذاردن حکم خداوند تشویق نمایند.

جریان یاد شده که در سال های گذشته و در آستانه ماه رمضان با توسل به اظهارات ظاهرا علمی بر آن بود که مردم را به روزه خواری مجاب نماید، اکنون صریح تر از هر زمانی به طراحی ایده هایی جدید برای مقابله با ماه رمضان پرداخته است. ایده ای که خشم و نگرانی جامعه ی مذهبی و متعهد کشورمان را در پی داشته است.

رسانه های یاد شده به ویژه در تلگرام و اینستاگرام با راه اندازی کمپین هایی در پی قبح زدایی در این راستا گام بر می دارند، این در حالی است که متولیان فرهنگی کشورمان در این رابطه سکوت نموده اند.

بر مبنای طرح یاد  شده، این کانال ها از مردم خواسته اند که در طول ماه رمضان، هر روز از غذایی که برای ناهار درست کرده اند عکس گرفته و آن را در کانال قرار دهند، باشد که از این روش بیش از پیش ارزش و اهمیت فرهنگ روزه داری را در سطح جامعه کاهش دهند

 

حمید رسایی نماینده پیشین مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اولین مقامی بوده که نسبت به رواج این قبیل کانال ها هشدار داده و خواستار مقابله با آن شده است. وی در صفحه شخصی خود در متنی کوتاه چنین می نویسد: « وقتی وزارتخانه های دولت اعتدال، میتوانند مدیرکانالی که تصاویر یک کاندیدای ردصلاحیت شده را منتشرکرده بود، شناسایی کنند، آیا از شناسایی مدیران این کانال های ضددینی عاجزند!؟»

نمونه ی یاد شده تنها بخش کوچکی از هجمه های وسیعی می باشد که تمامی ارکان های هویتی و اسلامی ایرانیان را در خلال سال های اخیر هدف قرار داده است، رویه ای که در صورت عدم جلوگیری از آن و فقدان ارائه راه حل های جایگزین، بی گمان به تهی شدن فرهنگ ها و هنجارهای کشور از درون منجر شده و منجر به زوال سیاست های کلان اجتماعی کشور می گردد.


 
در سالروز عروج ملکوتی معمار کبیر انقلاب
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

مستند تصویری «عبدصالح خدا» منتشر شد+فیلم

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، این مستند با استفاده از مصاحبه‌ی اختصاصی مقام معظم رهبری با مرکز اسناد انقلاب اسلامی و تجمیع خاطرات و بیانات معظمٌ‌له درباره‌ی زندگی و سیره‌ی مبارزاتی امام خمینی تشکیل شده است که برای اولین بار منتشر می شود.

لینک فبلم

لازم به ذکر است چند روز قبل نیز کتاب «عبد صالح خدا» در 288 صفحه، قطع رقعی و به قیمت 10هزار تومان راهی بازار نشر شده است و علاقمندان می‌توانند برای تهیه کتاب به فروشگاه مرکزی مرکز اسناد انقلاب اسلامی واقع در خیابان 12 فروردین، بعد از خیابان شهدای ژاندارمری با شماره تلفن 66953607 مراجعه کنند یا از طریق پایگاه اطلاع رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی به نشانی  irdc.ir و سایت موسسه جهادی صهبا به نشانی www.jahadi.ir/na این کتاب را اینترنتی خریداری کنند.


 
فحاشی ضد انقلاب به شهاب حسینی به خاطر امام زمان(عج) +تصاویر
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش خبرنگار اخبارداغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ شهاب حسینی جایزه فیلم کن خود را به دلیل آن که در روز تولد امام زمان(عج) گرفته بود به آستان آن حضرت تقدیم کرد.

ضد انقلاب بعد از شنیدن این خبر آرام نگرفت، برخی با پست های توئیتری موجی از فحاشی ها را به سمت شهاب حسینی روانه داشتند، موضوعی که چندان دور از انتظار نبود، رسانه ها و افرادی که به اصطلاح خود را مدافع حقوق بشر و ارزش های انسانی می دانند در مواردی این چنینی تفکر واقعی خود را نشان می دهند.

اما این یک سوی ماجرا است، از سوی دیگر بسیاری از کاربران شبکه های اجتماعی با انتشار پستی از شهاب حسینی و نیت خالصانه اش، از او تقدیر کردند و به ارزش های دینی و ملی وی احترام گذاشتند.

 

فحاشی ضد انقلاب به شهاب حسینی به خاطر امام زمان(عج)  +تصاویر

فحاشی ضد انقلاب به شهاب حسینی به خاطر امام زمان(عج)  +تصاویر

فحاشی ضد انقلاب به شهاب حسینی به خاطر امام زمان(عج)  +تصاویر


فحاشی ضد انقلاب به شهاب حسینی به خاطر امام زمان(عج)  +تصاویر

فحاشی ضد انقلاب به شهاب حسینی به خاطر امام زمان(عج)  +تصاویر

 
گزارش مشروح اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم
ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

محمدی‌گلپایگانی: خانواده شهدا سرمایه‌گذاری برای روز مبادا کردند/

 

ارجمند: در مقابل جوانانی که جان فدا کردند هیچ نیستیم/

 

سلامی: انقلاب‌ اسلامی با تمام پیکره استکبار می‌جنگد/

 

حاتمی‌کیا: نسل فرزندان مدافع حرم تصویر می‌خواهند/

 

مادر شهیدان‌ بختی: کاش۱۰پسر دیگر داشتم تا فدای اسلام و رهبر می‌کردم+برگزیدگان

خبرگزاری فارس ـ گروه فرهنگی: مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم شب گذشته در سالن همایش‌های سازمان صداوسیما با حضور حدود 1500 نفر از اهالی فرهنگ، هنر و رسانه، مسئولان کشوری و لشکری، خانواده شهدای مدافع حرم برگزار شد.

برنامه‌ریزی و اجرای این جشنواره از سوی موسسه فرهنگی‌رسانه‌ای خبرگزاری فارس و همکاری بسیج سازمان صداوسیما و موسسه کتیبه نوای فاطمی انجام شد.

اجرای این برنامه را محمد جعفر خسروی بر عهده داشت که در ابتدای برنامه ضمن خوشامدگویی به مهمانان از آنها خواست دقایقی به احترام شهدای مدافع حرم بایستند. در ادامه نیز نماهنگی در رابطه با شهدای مدافع حرم برای حاضران پخش شد که مربوط به لحظات شهادت و تشییع چند تن از این شهدای گرانقدر بود.

 

*رئیس دفتر مقام معظم رهبری: مدافعان حرم به جز جلب رضای پروردگار نیت دیگری نداشتند

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری به عنوان اولین سخنران این مراسم با بیان اینکه لقب «شهدای مدافع حرم» بسیار زیباست، گفت: شهدای مدافع حرم کسانی هستند که برای جهاد و دفاع انگیزه‌ای جز رضای پروردگار و دفاع از حریم اهل بیت(ع) ندارند.

وی تأکید کرد: شهدای مدافع حرم کسانی هستند که صادقانه جان خود را به کف دست گرفته و به دور از وطن خودشان گرچه در وطن اسلامی‌شان حضور داشتند، جان به جان‌آفرین تسلیم کردند.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری افزود: تعبیر خداوند در مورد شهیدان این است که آنها زنده‌اند و هرگز نمی‌میرند.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدی گلپایگانی ادامه داد: مرده آن است که در بستر و در حادثه بمیرد ولی کسی که در راه خدا کشته می‌شود، به تعبیر قرآن و کلام الهی زنده است.

وی افزود: پیامبر اسلام می‌فرمایند برای شهید هفت خصلت است که خداوند به او عنایت کرده است که اولین آن این است که خدا تمام گناهانش را پس از ریختن اولین قطره خونش بر زمین می‌آمرزد و موقع شهادت دو ملک با او همراه می‌‌شوند و دست بر صورت او می‌کشند. همچنین به شهید حق شفاعت داده شده است و به او گفته می‌شود هر کسی را که بخواهی می‌توانی شفاعت کنی.

 

رئیس دفتر مقام معظم رهبری با بیان اینکه این جلسه اندکی از آنچه است که این شهیدان خدمت کرده‌اند، خطاب به خانواده‌های شهدای مدافع حرم، اظهار داشت: شما سرمایه‌گذاری بزرگی برای روز مبادایتان کرده‌اید و این را بدانید که شهید شما در روز قیامت بدون شما پا در بهشت نخواهد گذاشت.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدی گلپایگانی با بیان اینکه تقارن این ایام با رحلت امام اتفاق جالبی است، خاطرنشان کرد: امام شخصیت والایی است که با قیام خود ارزش‌های فراموش‌شده اسلام را احیا کرد. ارزش‌هایی که در طول تاریخ فراموش شده بود که یکی از آنها مکتب شهادت است.

وی افزود: قبل از انقلاب ارزش شهادت برای کسی مشخص و آشکار نبود و امام(ره) این ارزش را زنده کرد که این کار، کاری کارستان بود.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به پشتوانه مردمی انقلاب اسلامی اظهار داشت: مردم امامشان را خوب می‌شناختند و خوب همراهی کردند. ملت ایران به امامشان جواب آری گفتند و تا پای جان ایستادند و شاهد بودیم که در زمان استقبال و بدرقه ایشان،‌ اتفاقی رخ داد که در تاریخ دیده نشده است.

وی افزود: امام(ره)‌ بر گردن ما حق حیات دارد و توانست یک سلسله فاسد و دشمن دین را براندازد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدی گلپایگانی در همین زمینه با بیان دو کار ارزشمند امام خمینی(ره) برای پیروزی انقلاب اسلامی، گفت: اولاً امام این رژیم ظالم را از بن کند و دومین کارش این بود که اسلام، قرآن و ارزش‌های بزرگ الهی را حاکم کرد.

وی با بیان اینکه بعد از رحلت امام(ره) جانشینی توسط مردم انتخاب شد که حلقومش، حلقوم امام و فریادش، فریاد امام است؛ چراکه با ستمگر سازش ندارد و نخواهد داشت.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدی گلپایگانی در پایان اظهار داشت: ان‌شاءالله این انقلاب شما به پاس خون شهیدان به انقلاب جهانی امام زمان(عج) متصل شود.

بنا بر این گزارش تمبر شهدای مدافع حرم توسط حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدی گلپایگانی رونمایی و ممهور شد. در انتهای مراسم نیز شخصیت‌های سیاسی فرهنگی این تمبر یادبود را امضا کردند.

 

* سردار سلامی: آماده‌ایم طولانی‌ترین نبردها را در وسیع‌ترین صحنه‌ها اداره کنیم

سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی در نخستین جشنواره فیلم «مدافعان حرم» سخنران دیگر این مراسم بود که با بیان اینکه امروز در عصر پیچیده‌ترین توطئه‌‌های بشر قرار داریم، گفت: در مقطع کنونی شاهد زوال یک تمدن پوسیده و روبه زوال و طلوع تمدنی دیگر هستیم.

 

وی افزود: امروز تمدن غرب که با تکیه بر لیبرالیسم جز غارت ثروت‌های مادی و معنوی ملت‌های مظلوم، به راه‌ انداختن جنگ‌های بزرگ، انباشتن زاردخانه‌های هسته‌ای، آواره‌کردن مردم بیگناه، کودتا، اشاعه استبداد و از بین بردن آزادی محصول دیگری برای بشریت نداشت، در حال فروپاشی است و در کنار آن تمدنی طلوع می‌کند که پیامش آزادی، عدالت، کرامت، احیای ارزش‌های انسانی، استقلال حقیقی، احترام به هویت انسان‌ها، صلح و دوستی و آرامش، امنیت و پیشرفت برای همه عالم است و این تمدن، تمدن اسلامی است.

سردار سلامی خاطرنشان کرد: تمدن غرب برای جهان اسلام هیچ ثمری جز کوچک‌سازی امت اسلامی و تبدیل آن به دولت‌های ضعیف برای تسلط سیاسی و غارت اقتصادی و به سقوط کشاندن فرهنگ آنها نداشت و وقتی به جهان اسلام نگاه می‌کنیم می‌بینیم که سربازان مزدور استکبار در بلاد اسلامی چگونه زنان و کودکان را آواره می‌کنند.

وی با بیان اینکه استعمارگران آمریکا و انگلیس در بسیاری از نقاط جهان جنگ به راه انداختند، خاطرنشان کرد: امروز این تمدن پوسیده رو به زوال است اسلام به حاکمیت رسیده و بذر آگاهی در قلب و ذهن مسلمانان عالم کاشته شده و انقلاب اسلامی توانسته توازن قدرت نظامی را به نفع مسلمانان تغییر دهد.

 

جانشین فرمانده کل سپاه با تأکید براینکه انقلاب اسلامی طی 4 دهه توانست در برابر همه توطئه‌ها و سناریوهای قدرت‌‌های بزرگ بایستد، گفت: اگر ما روزی در امتداد کرخه و کارون می‌جنگیدیم امروز در شرق مدیترانه در حال جنگ هستیم و اگر در گذشته جهان اسلام میدان تاخت و تاز آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و هم‌پیمانان آنها بود امروز در هیچ سرزمین اسلامی فرش قرمز زیر پای مقامات آمریکا و انگلیس پهن نمی‌کنند.

سلامی افزود: آنچه امروز اتفاق می‌افتد خارج از تصور انسان است. مدافعان حرمی که مهاجر الی‌الله شدند و همسرانی که بر این سختی‌ها صبر کردند، پدران و مادرانی که بغض خود را پنهان می‌کنند و فرزندان این شهدا در حال معماری تمدن حقیقی جهان اسلام هستند.

وی با اشاره به تلاش دشمن برای ایجاد نفاق و تفرقه در جهان اسلام گفت: آنها می‌خواهند به هم پیوستگی اعتقادی را در دنیای اسلام از بین ببرند تا جلوی شکل‌گیری تمدن اسلامی گرفته شود اما ما با تمام پیکره استکبار می‌جنگیم و به دنبال در هم شکستن استخوان این قدرت‌ها با تمام انباشته‌های مادی و معنوی خود هستیم.

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: ما آماده‌ایم در وسیع‌ترین صحنه‌ها، نبردهای طولانی را با تضمین موفقیت جهان اسلام اداره کنیم.

در ادامه مراسم از خانواده های شهدای مدافع حرم تجلیل شد و مادر شهیدان مجتبی و مصطفی بختی به جایگاه آمد و در سخنانی کوتاه گفت:  تنها برای جلب خاطر فرزندانم با گویش افغانی صحبت کردم و پسرانم خودشان را به جای افغانستانی‌ها جا زدند که بتوانند برای دفاع از حرم به سوریه بروند. به فرزندان شهیدم  افتخار می کنم. کاش 10 پسر دیگر داشتم تا آنها را فدای اسلام و رهبر می کردم.

همچنین در بخش دیگری از این مراسم مادر شهید محمدرضا خاوری به جایگاه دعوت شده و در سخنان کوتاهی گفت: دشمن به پسرم دو موشک زده بود و در بین ماشین سوخت و چیزی از او باقی نماند. برای مادر بی صبرش هدیه ببرید او نه سری داشت نه دستی نه بدنی.

 همچنین محمدرضا حسینی بای خبرنگار نیز مورد تقدیر قرار گفت. وی پشت تریبون رفته و گفت: من و ایمان در عراق و سوریه به تهیه گزارش می پرداختیم و تقریبا سال گذشته را به طور کامل در این دو کشور سپری کردیم.

این خبرنگار فعال در عرصه مناطق نبرد مقاومت اسلامی از سایر همکاران فعال خود در این عرصه و محمدحسن حسینی خبرنگار جانبازی که یکی از چشمانش را در سوریه از دست داد یاد کرد و به نمایندگی از آن‌ها جایزه خود را دریافت کرد.

در این مراسم همچنین سردار قاسم سلیمانی مورد تشویق ممتد حضار قرار گرفت.

داریوش ارجمند: مدافعان حرم بازمانده کاروان کربلا هستند

داریوش ارجمند دیگر مهمان مراسم اختتامیه نخستین جشنواره مدافعان حرم نیز طی سخنانی گفت: مهمانان شما حال ما را دگرگون کردند و من امروز می خواهم با یک مقوله اجتماعی حرفم را شروع کنم. در دنیای پر شر و شور امروز که در غرب و جاهایی از شرق به خاطر 100 دلار آدم می کشند، فرهنگ سرزمین من که به آن می بالم، فرهنگی جدا و مجزا از همه فرهنگهاست و فرهنگی ممتاز است. علت آن هم این است که ما فرم گرا نبوده ایم.

وی ادامه داد: چیزی که امروز از آن رنج می بریم، فرمها بر محتواها غلبه کرده اند. در حالی که فرهنگ ما یک فرهنگ متعالی است. وقتی حضرت حافظ در وصف ذوالفقار شعر می سراید، این مدافعان حرم بازمانده همان فرهنگ هستند. فرهنگ محتوایی سرزمین من. فرهنگی که می کوشند فرم گرایش کنند و همان طور که کوشیدند ما را کثرت گرا کنند و هرکس که پولدارتر است محترم تر است. این آمارگرایی‌ها پدر فرهنگ ما را در می آورد در حالی که ما این گونه نبوده ایم. فرهنگی که مدافعان حرم از حرم چه کسانی دفاع می کنند؟ حرم کسانی که محتواگرا بودند و تنها ولی خداوند با آنها بود. این حرم حرم هستی و شرف و ایمان و خاک و فرهنگ ماست و متبلور شده در بانوی دینی ما حضرت زینب با آن درایت و  جمله بزرگ ما  رایت الا جمیلا را پرتاب می کند به قلب تاریخ در حضور سران کفر و زر و زور و تزویر.

 

این بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون اظهار داشت: من امروز خوشحالم که جوانانی داریم که به این شدت معتقدند و از این محتوای درونی برسند. جای شکر دارد که ما چنین جوانانی داریم. آن کسانی که در کربلا جنگیدند فرمی و عددی نبودند ولی چه داشتند که ما هنوز به آنها می نازیم و جانهایمان را فدایشان می کنیم؟ امیدوارم که جامعه ما بیشتر از قبل محتواگرا بشود. ما اینها را لمس می کنیم و می بینیم. جوهر مردی اگر هست، پس آن شمشیر است.

داریوش ارجمند درحالی که در ادامه سخنانش بغضش شکسته بود، با گریه گفت: هفته پیش در شمال بودم و پوسترهای مدافعان حرم را دیدم و زنان و مردانی را دیدم که این پوسترها را زیارت می کردند و اینها راهنمای سنگ های مسیر ما هستند تا راه را گم نکنیم. خداوند به آنها درجات برتر بدهد و اگر روحشان اینجا هست شفاعت ما را بکنند.

حاتمی‌کیا: قضاوت با چشمان همیشه بارانی تجربه تازه‌ای بود

بنا بر این گزارش در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم، ابراهیم حاتمی‌کیا رئیس هیات داوران این جشنواره با حضور پشت تریبون بیانیه هیات داوران را به شرح زیر قرائت کرد:

داوری درباره هنرمندی که جان گرو می‌گذارد و لحظه‌ای جان‌آفرین شکار می‌کند، قضاوت ساده‌ای نیست. داوری درباره هنرمندی که خیل مستندسازان، به توفیق الهی و همت بلند خویش برگزیده می‌شود تا پنجره‌ای بگشاید که از آن حیرتکده قال، حال ببینیم، قضاوت ساده ای نیست.

داوری در ایامی که هنوز خون گرم شهیدان مدافع حرم در جوش و شیدایی است، قضاوت ساده ای نیست. داوری با چشمان همیشه بارانی تجربه تازه ای بود. آخر مگر می‌شود فرزندان مظلوم زینب را دید و مانع جوشیدن این احساسات شد. واقعا قضاوت ساده‌ای نیست. آرزو داشتیم تصویری نزدیکتر و شفاف‌تر از فرزندان زینب ببینیم ولی می‌دانیم که آداب غربت غریبان این پهلوانان قافله، در سایه بودن آنهاست و باید تا فجر پیروزی منتظر خورشید بمانیم.

آرزو داشتیم پرداختی نخبه‌تر و تحلیلی‌تر از این کارزار که جنگی نیابتی است، ببینیم، ولی می دانیم که تک تیراندازان کج اندیش سفیانی فرصتی برای این تامل نمی دهند و عرصه همچون دوران مقدس بر جوانان تازه نفس و با غیرت و شیدا هموارتر است.

آرزو داشتیم رنگین کمان طیف های مدافع حرم را می دیدیم ولی بعضی را غریبانه غایب دیدیم.

خدا کند آنها ثبت شده باشند و روزی از گنجه مصلحت خارج شود. ما می دانیم مدافعان سلحشور حرم دلمشغولی های زیادی دارند، ولی بارها خودشان درباره تجربه مدافعان حرم دوران مقدس که اذعان به کم بهایی کرده اند. عزیزان مدافع حرم نسل فرزندان مدافع حرم فردا تصویر می خواهند و نه صرفا خاطره نگاری. باید ثبت کرد ولو در قاب های کوچک تلفن های همراه.

هیئت داوران اولین جشنواره مدافعان حرم بر آستان عزم همه فیلمسازانی که در این مسیر گام نهادند، بوسه می زند و ان شاءالله این حرمت گذاران مصور عزمشان مقبول حضرت حق قرار گیرد.

یاوری نیز در ادامه اولین جشنواره مدافعان حرم یه قطعه ترانه تقدیم کرد و گفت: این آهنگ را با دل و جانم ساختم و امیدوارم لااقل ذره‌ای از خوبی‌های بچه هایی که به خاطر ما رفتند را جبران کرده باشیم، من چون جنوبی هستم بخوبی این عزیزان را درک می‌کنم.

*یادروج: 400 اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ اکران آثار ارسالی در سینماهای کشور

حمید یادروج دبیر نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم نیز طی سخنانی گفت: به نام خدایی که پیامبرش را امر نمود تا از حریم امن، راهی غربت شود تا مهاجرت الی الله را به پیروان آخرین فرستاده اش بیاموزد. به نام خدای مهاجران الی الله، آنان که گمشده 1400 ساله خود را در کوچه پس کوچه های دمشق جستجو می کنند.

وی ادامه داد: آیا نباید خدا را شکر کرد؟ شکر برای زیستن در دوران کسانی که سالها فقط روایت مثل هایشان را شنیده بودیم و همیشه چشم انتظار دیدارشان، امروز اما سرت را که بچرخانی شهری را می بینی پر از رویاهایت. مهاجران یکی یکی باز می گردند، حالا شهرمان دوباره شهید، جانباز، مادر، همسر و فرزند شهید دارد.شهیدانی که راه قدسشان هنوز از کربلا می گذرد، کربلایی که بوی شام بلا می دهد هنوز.

یادروج اظهارداشت: حالا ما چه خواهیم کرد؟ آیا می گذاریم گرد غربت بر غریب این وارثان راه احمد(ص) بنشیند یا در کاروان این گمنام زمین و آشنایان آسمان، کاری زینبی خواهیم کرد؟ لنز دوربین هایمان کدام یک را ترجیح می دهد؟ هیجان ژست های روشنفکری یا برق چشمهای فرزندی که در خان‌طومان جا گذاشته است؟ ننگ بر قلم و دوربینی که ننویسد و نبیند. بر مدافعان حرم این آخرالزمانی حسین چه می گذرد؟

وی افزود: اینجا جان های عاشق هنوز تشنه ی کاری زینبی اند. ما این را از چشمهای بی خواب و جان های به خطر افتاده کسانی فهیمده ایم که در معرکه تکفیریان و وارثان خدا به دنبال آسمانیان می‌گردند تا در میان مجاهدان خدا معلم‌ها را پیدا کنند. معلمانی که فاتحان فردا را می سازند. ما این را از روایت های عاشقانه ای فهمیده ایم که به اینجا آمده اند؛ نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم.

وی اظهارداشت: این جشنواره به همت خبرگزاری فارس و با همکاری موسسه فرهنگی هنری کتیبه نوای فاطمی و مرکز بسیج سازمان صداوسیما بهمن ماه سال گذشته آغاز کرد و فراخوان از اسفندماه سال گذشته اعلام شد. تصور ما شرکت 100 تا 150 اثر بود ولی چیزی حدود 400 اثر به دبیرخانه ارسال شد که جای خوشحالی دارد که فیلمسازان ما به مقوله هنر پرداخته اند.

* فروتن: دست تمام کودکان شهدای عزیز مدافع حرم را می ‌بوسم

علی فروتن در ادامه این مراسم طی صحبت‌هایی باابراز خشنودی خود از حضور در این مراسم گفت: در این 26 سال از عمر فعالیت‌هایم در حوزه کودک یکی از بهترین و زیباترین لحظاتی که داشتم، حضور در کنار خانواده شهدا و فرزندان آنها بوده است و دوست دارم تا از همین تریبون اعلام کنم که دست تمام کودکان شهدای عزیز مدافع حرم را به نشانه احترام می ‌بوسم.
وی ادامه داد: متاسفانه حرف‌های زیادی پشت سر شهدای مدافع حرم هست که امیدوارم خداوند از تقصیرات این افراد بگذرد.
 

*اجرای ترانه‌ مدافعان حرم توسط علیرضا افتخاری

از بخش‌های دیگر مراسم اختتامیه اجرای ترانه‌ای با صدا و اجرای علیرضا افتخاری بود. این خواننده پیش از اجرای ترانه‌ای که برای مدافعان حرم و به سفارش خبرگزاری فارس ساخته بود گفت: ما قطره ای در برابر دریا هستیم، آهنگ این کار را با علیرضا سپهوند و همایون پشتار و شعر احمد بابایی‌ساخته‌ام و آن را به پیشگاه شما عزیزان تقدیم می‌کنم.

 

در بخش دیگری از این مراسم نیز گروه سرود نوجوانان به اجرای سرود «ارغوان» که اخیرا مورد تقدیر رهبر معظم انقلاب قرار گرفته بود پرداختند. این سرود که درباره مدافعان حرم و فرزندان شهدای مدافع حرم است طی چند روز گذشته به همراه نماهنگی از رسانه‌های داخلی پخش شده و مورد توجه مردم قرار گرفته بود.

*اولین جشنواره فیلم «مدافعان حرم» امشب برندگان خود را شناخت

دکتر علی عسکری، سردار حسین سلامی، سردار بهمن کارگر، اصغر آبخضر، سیدنظام الدین موسوی، محمود عاطفی، داریوش ارجمند، محمد جواد ایروانی، حسن خجسته، ابراهیم حاتمی‌کیا، سردار مهدی ربانی، محمد خزایی، سردار زاده کمند، ابوالقاسم طالبی، علاءالدین بروجردی، فلاحی، ناصر ابوشریف و سیدمحمدهادی رضوی رئیس موسسه کتیبه نوای فاطمی روی سن حاضر شدند تا جوایز برگزیدگان جشنواره را اهدا نمایند.

 

در بخش کلیپ‌ها هیأت داوران دو اثر را انتخاب نمودند.

1- دیپلم افتخار بهترین کلیپ به موج دریا به کارگردانی جواد مزدآبادی

2- تندیس جشنواره بهترین کلیپ به لبیک به کارگردانی محمد و حسین بوشهری

همچنین لوح تقدیر دبیرخانه جشنواره بنا به پیشنهاد هیئت داوران به حامد زمانی اهدا شد.

در بخش آثار مستند پنج اثر شایسته تقدیر شدند:

1- دیپلم افتخار جشنواره به آقای روح‌الله رفیعی کارگردان فیلم خالد و مجتبی اهدا گردید.

2- دیپلم افتخار جشنواره به آقای ناصر نادری تهیه‌کننده و کارگردان فیلم رد پای فرشته اهدا گردید.

3- جایزه ویژه هیأت داوران به آقای محمد هادی نعمت‌اللهی کارگردان فیلم فرمانده اهدا گردید.

4- تندیس جشنواره برای بهترین کارگردانی به آقای وحید فراهانی کارگردانی کارگردان فیلم بی‌جی اهدا گردید.

5- تندیس بهترین فیلم جشنواره به فیلم پل به تهیه‌کنندگی مرتضی شعبانی و کارگردانی امیرحسین نوروزی هدا گردید.

همچنین تندیس جشنواره و جایزه ویژه دبیر جشنواره بنا به پیشنهاد هیئت داوران به مجموعه آثار محسن اردستانی رستمی اهدا شد.

*ایروانی: وظیفه داریم در پاسداری اعتقادات شهدای مدافع حرم بکوشیم

در بخش پایانی برنامه محمدجواد ایروانی معاون نظارت و حسابرسی دفتر مقام معظم رهبری با بیان اینکه اگر مدافعان حرم نبودند ما در چنین فضایی حضور نداشتیم گفت:  امنیت امروز ما مرهون زحمات این عزیزان است لذا وظیفه داریم در پاسداری از اعتقادات آنها بکوشیم.

در انتهای این مراسم از محمدرضا حسینی‌بای خبرنگار صداوسیما به جهت پوشش اخبار مناسب جبهه سوریه و عراق تقدیر شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی فارس خانواده شهدای مدافع حرم و فرزندان ایشان از جمله مهمانان اصلی این مراسم بودند و از دیگر چهره‌های حاضر در اختتامیه نخستین جشنوراه مدافعان حرم حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، عبدالعالی علی‌عسگری رئیس سازمان صداوسیما، سردار حسین سلامی جانشین فرمانده سپاه پاسداران، محمدجواد ایروانی معاون نظارت و حسابرسی دفتر مقام معظم رهبری، سردار  بهمن کارگر رئیس بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس، علاءالدین بروجردی نماینده مردم بروجرد در مجلس دهم، ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان و رئیس هیأت داوران جشنواره، محمد خزاعی داور جشنواره، علیرضا رضاداد داور جشنواره، مصطفی رزاق کریمی داور جشنواره، سیدمحمدهادی رضوی رئیس موسسه کتیبه نوای فاطمی، مسعود ده‌نمکی، ابوالقاسم طالبی، محمدحسین نیرومند رئیس انجمن سینمایی انقلاب و دفاع مقدس، داریوش ارجمند، مرتضی رزاق‌کریمی، مسعود میرکاظمی، حجت‌الاسلام حمید رسایی، اصغر آبخضر قائم مقام شورای تبلیغات اسلامی، سردار مهدی ربانی معاون عملیات سپاه پاسداران، سردار جواد جباری مدیرعامل بنیاد روایت، ناصر ابوشریف نماینده جنبش جهاد اسلامی فلسطین، مسعود بصیری رئیس سازمان بسیج رسانه،‌ حسن شمشادی، حج‌الاسلام سید مصطفی میرلوحی، خانواده شهید سردار همدانی و خانواده شهید محسن قطاسلو اولین شهید ارتش، حامد فاتحی پولادی، محمود عاطفی رئیس مرکز بسیج سازمان صدا و سیما، علیرضا افتخاری، حجت‌الاسلام محمدرضا زائری کارشناس فرهنگی، علی فروتن بازیگر، محسن افشانی بازیگر، موسی سلامت سیدمحمدرضا حسینی‌بای و.... در آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم می‌توان نام برد.



 
روایتی متفاوت از نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم
ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٢  کلمات کلیدی: فرهنگ

هدیه عجیب شهید افغانستانی به مادرش/

 

وقتی بغض «مالک» برای مدافعان حرم شکست

گروه سیاسی خبرگزاری فارس- کافی است سرت را در سالن بچرخانی، به راحتی می‌توانی هرچقدر دلت می‌خواهد، خانواده شهید ببینی؛ آنهم خانواده شهدایی که از شهادت شهیدشان، شاید چندماه هم نگذشته باشد.

حالا در اینجا، -جشنواره فیلم مدافعان حرم- جمع بسیاری از خانواده شهدای حرم جمع است؛ خانواده هایی که فرقی نمی‌کند ایرانی باشند یا افغانستانی؛ اینجا همه یک حرف مشترک دارند؛ «مدافع حرم»

نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم شب گذشته در سالن همایش‌های بین‌المللی صداوسیما با حضور تعدادی از خانواده‌های شهدای مدافع حرم، مسئولان کشوری و لشکری و جمعی از هنرمندان برگزار شد؛ همایشی که شاید چون برای اولین بار برگزار می شد، به راحتی امکان دیدن حاشیه‌های ظریف را فراهم می‌کرد.

*هنوز یک ساعت به آغاز مراسم مانده که خانواده شهدا یکی یکی از راه می‌رسند؛ تقریبا همگی عکس شهیدشان را به همراه دارند؛ آنها بیشتر از همه درک کرده اند که جوان آنها چه افتخاری برایشان کسب کرده است.

*عکاس‌ها بیشتر از همه، نگاه‌های آرام خانواده شهدا را کشف می‌کنند؛ مخصوصا خانواده شهدای افغانستانی مدافع حرم که گاهی مظلوم‌تر از دیگر خانواده‌های شهدا هستند؛ مادر شهید «خاوری» -شهید افغانستانی مدافع حرم- هم آرام وارد سالن می‌شود، تا ساعتی قبل از شروع مراسم هیچ کس نمی‌داند که این پیرزن آرام قرار است چه طوفانی در جشنواره برپا کند.

*در میان خانواده شهدای دعوت شده به مراسم عکس یک شهید جلب توجه می‌کند؛ چهره شهید آشناست و با چند پرسش درباره تاریخ شهادتش می شود فهمید که درست حدس زده ای؛ حالا خانواده شهید اسماعیلی، جوانی که در سال 1383 و حمله نیروهای ائتلاف به نجف، برای دفاع از حرم راهی عراق شد، در میان جمعیت هستند؛ شهید اسماعیلی، داغ منهدم کردن یک هلی‌کوپتر آمریکایی را به دلشان گذاشت و آنها هم با توپ مستقیم انتقام گرفتند.

*سالن جشنواره زودتر از انتظار برگزار کنندگان پر شده است و دیگر در حاشیه‌های سالن هم به سختی می توان جایی برای نشستن که هیچ، حتی برای ایستادن پیدا کرد؛ خانواده شهدای مدافع حرم حتی وقتی که نشسته‌اند هم عکس شهیدشان را جلوی خود می‌گیرند؛ شهیدانی که خیلی سخت می توانی در میان آنها سن بالای 30 سال پیدا کنی.

*به مرور مهمانان و شخصیت های لشکری و کشوری و هنرمندان نیز به جمع ملحق می‌شوند؛ مسئولان هم می‌دانند که امروز مرکز توجه همه، «خانواده شهدای مدافع حرم» هستند نه آنها؛ قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی مراسم را رسمی‌تر می کند؛ البته کودکانی که بعضی از آنها فرزند شهید هستند، با جیغ‌های کودکانه‌شان توجه چندانی به آن ندارند.

*به قول یکی از حاضران، اینجا باید مراقب رفتارت با بچه ها باشی؛ اگر جیغی زدند و یا پایت را موقع بازی لگد کردند، فقط باید به رویشان بخندی و سرشان را ببوسی، چون ممکن است همین بچه، فرزند یکی از شهدای مدافع حرم باشد؛ حرفش بیراه نیست و شاید برای همین است که دوست داری دستی بکشی به سر هر پسر بچه یا دختر بچه ای که از کنارت رد می شود و سربند «مدافع حرم» بسته.

* علیرضا افتخاری روی سن می‌رود و ترانه‌ای را -برای اولین بار- در وصف مدافعان حرم می‌خواند.

«ما قطره ای در برابر دریای مدافعان حرم هستیم»، افتخاری اینطوری به مدافعان حرم ابراز ارادت می‌کند؛ خیلی‌ها دوست دارند که مانند سال های دفاع مقدس، حتی خواندن برای شهدا هم در قید و بند ژست های روشنفکری نماند و خواننده های مطرح کشور نیز وارد این عرصه شوند.

*دبیر جشنواره از فیلم هایی می گوید که در مدتی کوتاه، آنقدر تعدادشان در دبیرخانه زیاد شد، که غافلگیرشان کرده بود؛ بعد از صحبت های دبیر، کلیپی از اظهارات داوران اولین جشنواره فیلم مدافعان حرم، پخش شد؛ تاثیرگذارترین آنها هم اظهارات حاتمی کیا بود؛ کارگردانی که شاید در نگاه اول خشک، جدی و در چهارچوب های فنی تعریف شود، می‌گفت که موقع دیدن فیلم های ارسالی به جشنواره، کاملا احساسی شده و انتخاب برایش سخت؛ شاید حس حاتمی کیا را فقط کسانی که چند مستند پیرامون شهدای مدافع حرم دیده اند، بهتر درک کنند.

*بخش دیگر جشنواره، تقدیر از خانواده شهدای مدافع حرم است؛ ظاهرا قرار است خانواده 7 شهید به نمایندگی از دیگر خانواده شهدای حاضر، به بالای سن رفته و تقدیر شوند؛ حالا همان مادر شهید افغانستانی -محمدرضا خاوری-، خودش را به بالای سن می رساند؛ جملاتی را به رئیس دفتر رهبر معظم انقلاب می گوید و بعد از آن پشت تریبون قرار می گیرد؛ با لهجه شیرین افغانستانی، قرار است روایتی از پیکر سید الشهدا و رسیدن آن به دست خواهرش زینب، برای حضار داشته باشد؛ «یک گلوله توپ برای کشتن یک انسان کافی است ولی فرزند من را با دو گلوله توپ شهید کردند؛ فقط خواستم یک هدیه ای از پسرم به من برسد»؛ وقتی با دستش حجم پیکری که از محمدرضا خاوری به دستش رسید را نشان می دهد، اشک‌های حاضران دیگر نمی گذارد، جایگاه مراسم را درست ببینند.

* صحبت های مادر شهید خاوری تازه ابتدای اوج گرفتن مراسم است؛ مادر شهیدان «بختی» هم یکی دیگر از کسانی است که به روی سن می آید؛ او دو فرزند جوانش را برای دفاع از حرم راهی کرده؛ پسرانی که وقتی ممانعت مسئولان از اعزامشان را می بینند، خود را در میان بچه های تیپ فاطمیون به عنوان افغانستانی جا می زنند؛ مادرشان وقتی پشت تریبون قرار می گیرد حرف عجیبی می زند: «ای کاش 10 پسر داشتم و برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) می فرستادم؛ خدا را شکر که پیش عمه جان زینب سرم را بالا می گیرم با شهادت دوتا پسرم»

* خیلی‌ها هنوز به اسم «مالک اشتر» او را می شناسند؛ داریوش ارجمند از کسانی گله می‌کند که این روزها اصل را رها کرده و دنبال «فُرم»‌ های غربی رفته اند در حالی که اصل، همین فرهنگ ایرانی و اسلامی و شهدای مدافع حرم هستند.

وقتی خاطره‌ای از حضور چند روز پیش خود در مازندران (استانی که بیشترین شهید را در واقعه خان‌طومان داد) و نصب تعداد زیادی از عکس های شهدا تعریف می کند، بغض گلویش را می‌گیرد؛ حالا شهدای مدافع حرم اشک های مالک را نیز سرازیر کرده اند؛ ارجمند سخنرانی اش را اینگونه تمام می کند؛ «امروز اینجا، یک حمام روحی گرفتم»

* «ز کودکی خادم این حریم محترمم... چونان حبیب مظاهر...» نماهنگی که این روزها از رسانه ملی بارها و بارها پخش شده و حتی تحسین رهبر معظم انقلاب را به همراه داشته، مهمان دیگر جشنواره است اما اینبار قرار است به طور زنده و با حضور نوجوانان اجرا شود؛ فرزندان شهدا با چرخاندن پرچم‌های مدافع حرم، همراهی زیبایی را با نوجوانان بالای جایگاه، دارند.

*سردار سلامی جانشین فرمانده کل سپاه، آخرین سخنران نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم است؛ سردار در صحبت هایش کنایه ای به آنها که خواب بازگشت آمریکا را می بینند، می زند؛ «امروز در سرزمین‌های اسلامی، فرش قرمز زیر پای هیچ مقام آمریکایی پهن نمی‌شود»

*نقطه پایانی جشنواره فیلم مدافعان حرم، تقدیر از برگزیدگان در بخش های مختلف است؛ بیشتر شدن تعداد تقدیر کنندگان از تقدیرشوندگان در بالای جایگاه، خود مسئولان را هم به خنده انداخته؛ مجری مراسم اما با کنایه ظریفی می گوید که این ماجرا نشانه مردمی بودن کار است نه بی نظمی.

*بعد از پایان مراسم با اینکه ساعت 12 شب را نشان می دهد، دوست نداری سالن را ترک کنی؛ نگاه خانواده شهدای مدافع حرم نگاهت را جذب می‌کند، مخصوصا پسر بچه‌ای که شاید خودش نداند، ولی تو خوب می دانی که پدرش هنوز در کوچه پس کوچه های خان‌طومان جا مانده است؛ حالا بعد از پایان جشنواره، همه خوب فهمیده اند که دل کندن از جایی که این همه خانواده شهید در آن حضور دارند، سخت است.



 
عکس/ خانواده‌ شهدای مدافع حرم در جشنواره مدافعان حرم
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان شامگاه دوشنبه دهم خرداد با ورود خانواده های شهدای مدافع حرم در سالن همایش‌های صداوسیما آغاز شد. در این مراسم عبدالعلی علی عسکری رئیس سازمان صداوسیما، حجت‌الاسلام اژه‌ای رئیس شورای نظارت بر سازمان صداوسیما، سردار اشتری فرمانده نیروی انتظامی و خانواده معزز شهدای مدافع حرم حضور دارند.

 
جشنواره فیلم مدافعان حرم؛
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

افتخاری: ما قطره‌ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم/

 

 

ارجمند: مدافعان حرم بازمانده کاروان کربلا هستند

به گزارش مشرق، مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم در سالن همایش‌های صداوسیما برگزار شد.

اجرای این برنامه را محمد جعفر خسروی بر عهده دارد که در ابتدای برنامه ضمن خوشامدگویی به مهمانان از آنها خواست دقایقی به احترام شهدای مدافع حرم بایستند. در ادامه نیز نماهنگی در رابطه با شهدای مدافع حرم برای حاضران پخش شد که مربوط به لحظات شهادت و تشییع چند تن از این شهدای گرانقدر بود.

بنا بر این گزارش، در این مراسم عبدالعلی علی عسکری رئیس سازمان صداوسیما، حجت‌الاسلام اژه‌ای رئیس شورای نظارت بر سازمان صداوسیما، سردار اشتری فرمانده نیروی انتظامی و خانواده معزز شهدای مدافع حرم حضور دارند.

بخش‌هایی از مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم به اجرای برنامه توسط علیرضا افتخاری اختصاص دارد. قرار است او در این مراسم آهنگ «مدافعان حرم» را به صورت زنده اجرا کند.

یادروج: ۴۰۰اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ افتخاری: ما قطره ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم

حجت الاسلام محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری، سردار  بهمن کارگر، محمد خزاعی داور جشنواره، علیرضا رضاداد داور جشنواره، مرتضی رزاق کریمی داور جشنواره، محمد هادی رضوی عضو شورای سیاستگزاری جشنواره، مسعود ده نمکی، داریوش ارجمند، ایروانی، مسعود میرکاظمی، سردار سلامی، ابراهیم حاتمی کیا، حمید رسایی، آبخضر، خانواده شهید سردار همدانی و خانواده شهید محسن قطاسلو اولین شهید ارتش، حامد فاتحی پولادی، مدیر روابط عمومی بسیج صدا و سیما، علیرضا افتخاری، علاءالدین بروجردی نماینده مردم بروجرد در مجلس دهم، حجت الاسلام محمدرضا زائری کارشناس فرهنگی، علی فروتن بازیگر،.... در آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم حضور دارند.

تجلیل از برگزیدگان این جشنواره و همچنین قدردانی از خانواده شهدای مدافعان حرم از دیگر بخش‌های این برنامه است.

اجرای ترانه‌ مدافعان حرم توسط علیرضا افتخاری


علیرضا افتخاری پیش از اجرای ترانه‌ای که برای مدافعان حرم ساخته بود گفت: ما یک قطره ای در برابر دریا هستیم، آهنگ این کار را با علیرضا سپه وند و همایون پشتار و شعر احمد بابایی ساخته ایم و من آن را به پیشگاه شما عزیزان تقدیم می کنم.

 

یادروج: ۴۰۰اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ افتخاری: ما قطره ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم

از دیدن برخی آثار در داوری جشنواره غافلگیر شدم

مرتضی رزاق کریمی عضو هیات داوران نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم در حاشیه برگزاری اختتامیه این جشنواره گفت: سطح کیفی آثار رسیده به مرحله داوری جشنواره کیفیت بسیار خوبی داشت. دیدیم و چند اثر مفهوم این جشنواره را به شکل بارزی مورد توجه قرار داده بودند.

این مستندساز اظهار داشت: برخی آثار از نظر مفهومی بسیار قوی بود و برخی از نظر ساختاری ویژگیهای برجسته ای داشت. در میان مستندهای مرحله داوری برخی آثار جنبه‌های تاریخی را خوب مورد توجه قرار داده بودند.

رزاق کریمی گفت: امیدوارم جشنواره فیلم مدافعان حرم مثل بقیه جشنواره‌ها که سه روز یا 10 روز ادامه پیدا میکند و بعد به فراموشی سپرده میشوند، نباشد و پایداری خودش را حفظ بکند.

عضو هیات داوری نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم همچنین گفت: آرزو میکنم  این جشنواره بهانه ای و مجرایی برای رشد و توسعه تولیدات سینمایی و مستندسازی باشد

رزاق کریمی با اشاره به مانع تراشی برخی از جریانات رسانه ای برای ساخت آثار مستند در این موضوعات گفت: خیلی جای کار در زمینه مدافعان حرم وجود دارد. هرچند برخیها شاید نگذارند که کار بشود ولی باید مرزها را شکست و جسارت تولید داشت

این استاد دانشگاه و مستندساز همچنین با ابراز رضایت از آثار مورد داوری گفت: من از دیدن بعضی از کارها در هیات داوری به شدت غافلگیر شدم. تراز تعدادی از کارها بسیار بالاتر از حد انتظار بود.

 

یادروج: ۴۰۰اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ افتخاری: ما قطره ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم

یادروج: 400 اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ اکران آثار ارسالی در سینماهای کشور

حمید یادروج دبیر نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم که در سالن همایش های صداوسیما برگزار شد، در سخنانی گفت: به نام خدایی که پیامبرش را امر نمود تا از حریم امن، راهی غربت شود تا مهاجرت الی الله را به پیروان آخرین فرستاده اش بیاموزد. به نام خدای مهاجران الی الله، آنان که گمشده 1400 ساله خود را در کوچه پس کوچه های دمشق جستجو می کنند.

وی ادامه داد: آیا نباید خدا را شکر کرد؟ شکر برای زیستن در دوران کسانی که سالها فقط روایت مثل هایشان را شنیده بودیم و همیشه چشم انتظار دیدارشان، امروز اما سرت را که بچرخانی شهری را می بینی پر ااز رویاهایت. مهاجران یکی یکی باز می گردند، حالا شهرمان دوباره شهید، جانباز، مادر، همسر و فرزند شهید دارد.شهیدانی که راه قدسشان هنوز ار کربلا می گذرد، کربلایی که بوی شام بلا می دهد هنوز.

یادروج اظهارداشت: حالا ما چه خواهیم کرد؟ آیا می گذاریم گرد غربت بر غریب این وارثان راه احمد(ص) بنشیند یا در کاروان این گمنام زمین و آشنایان آسمان، کاری زینبی خواهیم کرد؟ لنز دوربین هایمان کدام یک را ترجیح می دهد؟ هیجان ژست های روشنفکری یا برق چشمهای فرزندی که در خان طومان جا گذاشته است؟ننگ بر قلم و دوربینی که ننویسد و نبیند. بر مدافعان حرم این آخرالزمانی حسین چه می گذرد؟

وی افزود: اینجا جان های عاشق هنوز تشنه ی کاری زینبی اند. ما این را از چشمهای بی خواب و جان های به خطر افتاده کسانی فهیمده ایم که در معرکه تکفیریان و وارثان خدا به دنبال آسمانیان می گردند تا در میان مجاهدان خدا معلم ها را پیدا کنند. معلمانی که فاتحان فردا را می سازند. ما این را از روایت های عاشقانه ای فهمیده ایم که به اینجا آمده اند؛ نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم.

وی اظهارداشت: این جشنواره به همت خبرگزاری فارس  و با همکاری موسسه فرهنگی هنری کتیبه نوای فاطمی و مرکز بسیج سازمان صداوسیما بهمن ماه سال گذشته آغاز کرد و فراخوان از اسفندماه سال گذشته اعلام شد. تصور ما شرکت 100 تا 150 اثر بود ولی چیزی حدود 400 اثر به دبیرخانه ارسال شد که جای خوشحالی دارد که فیلمسازان ما به مقوله هنر پرداخته اند.

دبیر نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم ادامه داد: هدف گذاری ما از ابتدا این بود که نگاه های مردم را به سمت مدافعان حرم جلب کنیم. کسانی که بسیار مظلومند و کمتر درباره آنها حرف می زنند. حتما شما هم شنیده اید که عده اندکی می گویند مدافعان حرم پول می گیرند و می جنگند. همین یک جرقه ای بود تا ما جشنواره ای ترتیب بدهیم و این نگاه غلط را تصحیح کنیم.

یادروج تصریح کرد: جشنواره تلاش کرد با حضور هنرمندان آثار را بررسی کند. فیلم های بسیار خوبی ساخته شده بود و گواه آن نظر هیات داوران است. برای ما جای خوشحالی دارد که جشنواره ای نوپا و موضوعی؛ مخاطب خوبی پیدا کرده همانطور هم که امروز جمعیت بسیاری برای حضور در جشنواره شرکت کرده اند و ما شرمنده بسیاری شدیم که پشت درها ماندند.

یادروج با بیان اینکه یکی سری از سینماگران از نبود گونه فیلم کوتاه در بخش مسابقه شکایت داشتند، گفت: در پاسخ به این دوستان باید این توضیح را بدهم که بر خلاق نماهنگ و مستند متاسفانه آثار سینمایی و کوتاه بسیار کمی در این حوزه ساخته شده است به همین دلیل آثار سینمایی بند و کوتاه در بخش مسابقه این جشنواره  شاید در فیلم ها هم بتوانیم به این نکته توجه کنیم. ما دو بخش مستند و نماهنگ را انتخاب کردیم و در این باره که چرا آثار سینمایی و داستانی نیست؟ باید گفت که اثری در این حوزه ساخته نشده است. در حوزه نماهنگ نیز این نقد متوجه صداوسیماست که می تواند کلیپ های خوبی در این باره بسازد. یک کلیپ چند دقیقه ای می تواند اثرگذاری بسیار بیشتری داشته باشد.

وی در پایان گفت: ما در حال برنامه ریزی هستیم که در چند سالن سینمایی این آثار را به نمایش دربیاوریم. صداوسیما هم باکس ویژه ای در این باره در نظر می گیرد و می توانیم آثار بسیار خوبی را در این زمینه ارائه کنیم.

مراسم با پخش یک کلیپ از پشت صحنه برگزاری جشنواره و داوری آثار با حضور داوران پخش شد و پس از آن حجت الاسلام گلپایگانی سخنرانی خود را در اولین جشنواره فیلم مدافعان حرم آغاز کردند.

 یادروج: ۴۰۰اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ افتخاری: ما قطره ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم

حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی:  مدافعان حرم به جز جلب رضای پروردگار نیت دیگری نداشتند

آیت‌الله محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری در مراسم اختتامیه اولین جشنواره فیلم مدافعان حرم که امشب در سالن همایش‌های صداوسیما برگزار شد، با بیان اینکه لقب شهدای مدافع حرم بسیار زیباست، گفت: شهدای مدافع حرم کسانی هستند که برای جهاد و دفاع انگیزه‌ای جز رضای پروردگار و دفاع از حریم اهل بیت(ع) ندارند.

وی تأکید کرد: شهدای مدافع حرم کسانی هستند که صادقانه جان خود را به کف دست گرفته و به دور از وطن خودشان گرچه در وطن اسلامی‌شان حضور داشتند، جان به جان‌آفرین تسلیم کردند.

وی افزود: تعبیر خداوند در مورد شهیدان این است که آنها زنده‌اند و هرگز نمی‌میرند.

آیت‌الله محمدی گلپایگانی ادامه داد: مرده آن است که در بستر و در حادثه بمیرد ولی کسی که در راه خدا کشته می‌شود، به تعبیر قرآن و کلام الهی زنده است.

وی افزود: پیامبر اسلام می‌فرمایند برای شهید هفت خصلت است که خداوند به او عنایت کرده است که اولین آن این است که خدا تمام گناهانش را پس از ریختن اولین قطره خونش بر زمین می‌آمرزد و موقع شهادت دو ملک با او همراه می‌‌شوند و دست بر صورت او می‌کشند. همچنین به شهید حق شفاعت داده شده است و به او گفته می‌شود هر کسی را که بخواهی می‌توانی شفاعت کنی.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری با بیان اینکه این جلسه اندکی از آنچه است که این شهیدان خدمت کرده‌اند، خطاب به خانواده‌های شهدای مدافع حرم، اظهار داشت: شما سرمایه‌گذاری بزرگی برای روز مبادایتان کرده‌اید و این را بدانید که شهید شما در روز قیامت بدون شما پا در بهشت نخواهد گذاشت.

آیت‌الله محمدی گلپایگانی با بیان اینکه تقارن این ایام با رحلت امام اتفاق جالبی است، خاطرنشان کرد: امام شخصیت والایی است که با قیام خود ارزش‌های فراموش‌شده اسلام را احیا کرد. ارزش‌هایی که در طول تاریخ فراموش شده بود که یکی از آنها مکتب شهادت است.

یادروج: ۴۰۰اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ افتخاری: ما قطره ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم

وی افزود: قبل از انقلاب ارزش شهادت برای کسی مشخص و آشکار نبود و امام(ره) این ارزش را زنده کرد که این کار، کاری کارستان بود.

رئیس دفتر مقام معظم رهبری با اشاره به پشتوانه مردمی انقلاب اسلامی اظهار داشت: مردم امامشان را خوب می‌شناختند و خوب همراهی کردند. ملت ایران به امامشان جواب آری گفتند و تا پای جان ایستادند و شاهد بودیم که در زمان استقبال و بدرقه ایشان،‌ اتفاقی رخ داد که در تاریخ دیده نشده است.

وی افزود: امام(ره)‌ بر گردن ما حق حیات دارد و توانست یک سلسله فاسد و دشمن دین را براندازد.

آیت‌الله محمدی گلپایگانی در همین زمینه با بیان دو کار ارزشمند امام خمینی(ره) برای پیروزی انقلاب اسلامی، گفت: اولاً امام این رژیم ظالم را از بن کند و دومین کارش این بود که اسلام، قرآن و ارزش‌های بزرگ الهی را حاکم کرد.

وی با بیان اینکه بعد از رحلت امام(ره) جانشینی توسط مردم انتخاب شد که حلقومش، حلقوم امام و فریادش، فریاد امام است؛ چراکه با ستمگر سازش ندارد و نخواهد داشت.

آیت‌الله محمدی گلپایگانی در پایان اظهار داشت: ان‌شاءالله این انقلاب شما به پاس خون شهیدان به انقلاب جهانی امام زمان(عج) متصل شود.

در ادامه مراسم از خانواده های شهدای مدافع حرم تجلیل شد و مادر شهیدان مجتبی و مصطفی بختی به جایگاه آمد و در سخنانی کوتاه گفت:  تنها برای جلب خاطر فرزندانم با گویش افغانی صحبت کردم و پسرانم خودشان را به جای افغانستانی‌ها جا زدند که بتوانند برای دفاع از حرم به سوریه بروند. به فرزندان شهیدم  افتخار می کنم. کاش 10 پسر دیگر داشتم تا آنها را فدای اسلام و رهبر می کردم.

یادروج: ۴۰۰اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ افتخاری: ما قطره ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم

تمبر شهدای مدافع حرم رونمایی شد

مادر شهید محمدرضا خاوری به روی سن رفته و گفت: دشمن به او دو موشک زده بود در بین ماشین سوخت و هیچی از او باقی نماند. برای مادر بی صبرش هدیه ببرید او نه سری داشت نه دستی نه بدنی.

همچنین تمبر شهدای مدافع حرم توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی رونمایی شد.

 همچنین محمدرضا حسینی بای خبرنگار نیز مورد تقدیر قرار گفت. وی پشت تریبون رفته و گفت: من و ایمان در عراق و سوریه به تهیه گزارش می پرداختیم و تقریبا سال گذشته را به طور کامل در این دو کشور سپری کردیم.

وی همچنین از سایر همکاران فعال خود در این عرصه و محمدحسن حسینی خبرنگار جانبازی که یکی از چشمانش را در سوریه از دست داد یاد کرد و به نمایندگی از آن ها جایزه خود را دریافت کرد.

در این مراسم همچنین سردار قاسم سلیمانی مورد تشویق ممتد حضار قرار گرفت.

داریوش ارجمند: مدافعان حرم بازمانده کاروان کربلا هستند

داریوش ارجمند در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره مدافعان حرم گفت: مهمانان شما حال ما را دگرگون کردند و من امروز می خواهم با یک مقوله اجتماعی حرفم را شروع کنم. در دنیای پر شر و شور امروز که در غرب و جاهایی از شرق به خاطر 100 دلار آدم می کشند، فرهنگ سرزمین من که به آن می بالم، فرهنگی جدا و مجزا از همه فرهنگهاست و فرهنگی ممتاز است. علت آن هم این است که ما فرم گرا نبوده ایم.

 

یادروج: ۴۰۰اثر به دبیرخانه جشنواره ارسال شد/ افتخاری: ما قطره ای در برابر دریای زحمات مدافعان‌حرم هستیم

وی ادامه داد: چیزی که امروز از آن رنج می بریم، فرمها بر محتواها غلبه کرده اند. در حالی که فرهنگ ما یک فرهنگ متعالی است. وقتی حضرت حافظ در وصف ذوالفقار شعر می سراید، این مدافعان حرم بازمانده همان فرهنگ هستند. فرهنگ محتوایی سرزمین من. فرهنگی که می کوشند فرم گرایش کنند و همان طور که کوشیدند ما را کثرت گرا کنند و هرکس که پولدارتر است محترم تر است. این آمارگرایی ها پدر فرهنگ ما را در می آورد در حالی که ما این گونه نبوده ایم. فرهنگی که مدافعان حرم از حرم چه کسانی دفاع می کنند؟ حرم کسانی که محتواگرا بودند و تنها ولی خداوند با آنها بود. این حرم حرم هستی و شرف و ایمان و خاک و فرهنگ ماست و متبلور شده در بانوی دینی ما حضرت زینب با آن درایت و  جمله بزرگ مارایت الا جمیلا را پرتاب می کند به قلب تاریخ در حضور سران کفر و زر و زور و تزویر.

وی اظهارداشت: من امروز خوشحالم که جوانانی داریم که به این شدت معتقدند و از این محتوای درونی برسند. جای شکر دارد که ما چنین جوانانی داریم. آن کسانی که در کربلا جنگیدند فرمی و عددی نبودند ولی چه داشتند که ما هنوز به آنها می نازیم و جانهایمان را فدایشان می کنیم؟ امیدوارم که جامعه ما بیشتر از قبل محتواگرا بشود. ما اینها را لمس می کنیم و می بینیم. جوهر مردی اگر هست، پس آن شمشیر است.

داریوش ارجمند درحالی که در ادامه سخنانش بغضش شکسته بود، با گریه گفت: هفته پیش در شمال بودم و پوسترهای مدافعان حرم را دیدم و زنان و مردانی را دیدم که این پوسترها را زیارت می کردند و اینها راهنمای سنگ های مسیر ما هستند تا راه را گم نکنیم. خداوند به آنها درجات برتر بدهد و اگر روحشان اینجا هست شفاعت ما را بکنند.

 

سردار سلامی: آماده‌ایم طولانی‌ترین نبردها را در وسیع‌ترین صحنه‌ها اداره کنیم

سردار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی در نخستین جشنواره فیلم «مدافعان حرم» که در مرکز همایش‌های صداوسیما برگزار شد با بیان اینکه امروز در عصر پیچیده‌ترین توطئه‌‌های بشر قرار داریم، گفت: در مقطع کنونی شاهد زوال یک تمدن پوسیده و روبه زوال و طلوع تمدنی دیگر هستیم.

وی افزود: امروز تمدن غرب که با تکیه بر لیبرالیسم جز غارت ثروت‌های مادی و معنوی ملت‌های مظلوم، به راه‌ انداختن جنگ‌های بزرگ، انباشتن زاردخانه‌های هسته‌ای، آواره‌کردن مردم بیگناه، کودتا، اشاعه استبداد و از بین بردن آزادی محصول دیگری برای بشریت نداشت، در حال فروپاشی است و در کنار آن تمدنی طلوع می‌کند که پیامش آزادی، عدالت، کرامت، احیای ارزش‌های انسانی، استقلال حقیقی، احترام به هویت انسان‌ها، صلح و دوستی و آرامش، امنیت و پیشرفت برای همه عالم است و این تمدن، تمدن اسلامی است.

سردار سلامی خاطرنشان کرد: تمدن غرب برای جهان اسلام هیچ ثمری جز کوچک‌سازی امت اسلامی و تبدیل آن به دولت‌های ضعیف برای تسلط سیاسی و غارت اقتصادی و به سقوط کشاندن فرهنگ آنها نداشت و وقتی به جهان اسلام نگاه می‌کنیم می‌بینیم که سربازان مزدور استکبار در بلاد اسلامی چگونه زنان و کودکان را آواره می‌کنند.

وی با بیان اینکه استعمارگران آمریکا و انگلیس در بسیاری از نقاط جهان جنگ به راه انداختند، خاطرنشان کرد: امروز این تمدن پوسیده رو به زوال است اسلام به حاکمیت رسیده و بذر آگاهی در قلب و ذهن مسلمانان عالم کاشته شده و انقلاب اسلامی توانسته توازن قدرت نظامی را به نفع مسلمانان تغییر دهد.

جانشین فرمانده کل سپاه با تأکید براینکه انقلاب اسلامی طی 4 دهه توانست در برابر همه توطئه‌ها و سناریوهای قدرت‌‌های بزرگ بایستد، گفت: اگر ما روزی در امتداد کرخه و کارون می‌جنگیدیم امروز در شرق مدیترانه در حال جنگ هستیم و اگر در گذشته جهان اسلام میدان تاخت و تاز آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و هم‌پیمانان آنها بود امروز در هیچ سرزمین اسلامی فرش قرمز زیر پای مقامات آمریکا و انگلیس پهن نمی‌کنند.

سلامی افزود: آنچه امروز اتفاق می‌افتد خارج از تصور انسان است. مدافعان حرمی که مهاجر الی‌الله شدند و همسرانی که بر این سختی‌ها صبر کردند، پدران و مادرانی که بغض خود را پنهان می‌کنند و فرزندان این شهدا در حال معماری تمدن حقیقی جهان اسلام هستند.

وی با اشاره به تلاش دشمن برای ایجاد نفاق و تفرقه در جهان اسلام گفت: آنها می‌خواهند به هم پیوستگی اعتقادی را در دنیای اسلام از بین ببرند تا جلوی شکل‌گیری تمدن اسلامی گرفته شود اما ما با تمام پیکره استکبار می‌جنگیم و به دنبال در هم شکستن استخوان این قدرت‌ها با تمام انباشته‌های مادی و معنوی خود هستیم.

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: ما آماده‌ایم در وسیع‌ترین صحنه‌ها، نبردهای طولانی را با تضمین موفقیت جهان اسلام اداره کنیم.

در ادامه مراسم گروه سرود ارغوان هم که پیش از این با نماهنگی که در رسانه‌های داخلی برای مدافعان حرم پخش شده بود مورد توجه مردم قرار گرفته بودند به اجرای سرود پرداختند.

ابراهیم حاتمی کیا بیانیه هیئت داوران بیانیه داوران را قرائت کرد.


یاوری نیز در ادامه اولین جشنواره مدافعان حرم یه قطعه ترانه تقدیم کرد و گفت: این آهنگ را با دل و جانم ساختم و امیدوارم لااقل ذره‌ای از خوبی‌های بچه هایی که به خاطر ما رفتند را جبران کرده باشیم، من چون جنوبی هستم بخوبی این عزیزان را درک می‌کنم.

منبع: فارس



 
اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم/۹
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

حاتمی‌کیا: قضاوت با چشمان همیشه بارانی تجربه تازه‌ای بود/

 

نسل فرزندان مدافع حرم تصویر می‌خواهند

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس، در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم، ابراهیم حاتمی کیا بیانیه هیات داوران را به شرح زیر قرائت کرد:

خبرگزاری فارس: حاتمی‌کیا: قضاوت با چشمان همیشه بارانی تجربه تازه‌ای بود/ نسل فرزندان مدافع حرم تصویر می‌خواهند

داوری درباره هنرمندی که جان گرو می گذارد و لحظه ای جان آفرین شکار می کند، قضاوت ساده ای نیست. داوری درباره هنرمندی که خیل مستندسازان، به توفیق الهی و همت بلند خویش برگزیده می شود تا پنجره ای بکشاید که از آن حیرتکده قال، حال ببینیم، قضاوت ساده ای نیست.

داوری در ایامی که هنوز خون گرم شهیدان مدافع حرم در جوش و شیدایی است، قضاوت ساده ای نیست. داوری با چشمان همیشه بارانی تجربه تازه ای بود. آخر مگر می شود فرزندان مظلوم زینب را دید و مانع جوشیدن این احساسات شد. واقعا قضاوت ساده ای نیست. آرزو داشتیم تصویری نزدیکتر و شفاف تر از فرزندان زینب ببینیم ولی می دانیم که آداب غربت غریبان این پهلوانان قافله، در سایه بودن آنهاست و باید تا فجر پیروزی منتظر خورشید بمانیم.

آرزو داشتیم پرداختی نخبه تر و تحلیلی تر از این کارزار که جنگی نیابتی است، ببینیم، ولی می دانیم که تک تیراندازان کج اندیش سفیانی فرصتی برای این تامل نمی دهند و عرصه همچون دوران مقدس بر جوانان تازه نفس و با غیرت و شیدا هموارتر است.

آرزو داشتیم رنگین کمان طیف های مدافع حرم را می دیدیم ولی بعضی را غریبانه غایب دیدیم.

خدا کند آنها ثبت شده باشند و روزی از گنجه مصلحت خارج شود. ما می دانیم مدافعان سلحشور حرم دلمشغولی های ریادی دارند، ولی بارها خودشان درباره تجربه مدافعان حرم دوران مقدس که اذعان به کم بهایی کرده اند. عزیزان مدافع حرم نسل فرزندان مدافع حرم فردا تصویر می خواهند و نه صرفا خاطره نگاری. باید ثبت کرد ولو در قاب های کوچک تلفن های همراه.

هیئت داوران اولین جشنواره مدافعان حرم بر آستان عزم همه فیلمسازانی که در این مسیر گام نهادند، بوسه می زند و ان شاءالله این حرمت گذاران مصور عزمشان مقبول حضرت حق قرار گیرد.



 
 
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

قدردانی ویژه از حاتمی‌کیا /

 

 

تجلیل از برترین آثار اولین دوره فیلم بنیانگذار کبیر انقلاب

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، عصر امروز مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم روح الله در تالار اهل بیت اصفهان برگزار شد.

خبرگزاری فارس: قدردانی ویژه از حاتمی‌کیا / تجلیل از برترین آثار اولین دوره فیلم بنیانگذار کبیر انقلاب

در این اختتامیه این جشنواره که از سوم خرداد به میزبانی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) اصفهان برگزار شد؛ چهره‌هایی چون رسول زرگرپور استاندار اصفهان، مهدی جمالی نژاد شهردار اصفهان، اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان و فیلم‌سازانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، احمدرضا درویش و ابوالفضل جلیلی و هم چنین هنرمندانی چون مریلا زارعی از جمله مهمانان ویژه بودند.

در پایان این مراسم به برگزیدگان جشنواره در بخش‌های فیلم‌نامه، نماهنگ، مستند، داستانی و انیمیشن لوح یادبود و نشان ویژه طلایی جشنواره اهدا شد.

اسامی برگزیدگان:

در «بخش فیلم نامه» که شامل دو شاخه «بخش مسابقه» و «بخش حمایتی» بود، جوایز جشنواره به این آثار تعلق گرفت:

1.«علی کیوان» نویسنده فیلم نامه سرباز ـ نفر اول بخش مسابقه فیلم نامه/ تندیس جشنواره و جایزه نقدی به مبلغ سه میلیون تومان

2.«رضا بسطامی» نویسنده فیلم نامه کتاب فارسی ـ نفر دوم بخش مسابقه فیلم نامه/ تندیس و جایزه نقدی به مبلغ دو میلیون تومان

3. «زیبا ارژنگ» نویسنده فیلم نامه محراب آرامش ـ نفر سوم بخش مسابقه فیلم نامه/ تندیس و جایزه نقدی به مبلغ یک میلیون تومان

در شاخه «حمایتی» نیز جشنواره سه اثر را به شرح زیر حائز دریافت جایزه جهت تولید دانست:

1.«حمید حیدری سورشجانی» نویسنده فیلم نامه‌های چرخ زندگی و پا قدم ـ نفر اول ـ تندیس جشنواره وشش میلیون تومان جایزه نقدی

2.«احسان مرادی» نویسنده فیلم نامه قفس ـ نفر دوم ـ تندیس جشنواره و چهار میلیون تومان جایزه نقدی

3.«کوروش نیک نام» نویسنده فیلم نامه راه پدر ـ نفر سوم ـ تندیس جشنواره و دو میلیون تومان جایزه نقدی

مستند

1.«بهزاد رسول زاده» کارگردان فیلم بدون شرح ـ نفر اول ـ تندیس جشنواره و شش میلیون تومان جایزه نقدی

2.«سید پرویز شجاعی» سازنده فیلم آوای ماندگار ـ نفر دوم ـ تندیس جشنواره و چهار میلیون تومان جایزه نقدی

3.«مهدی شاهسواری» سازنده فیلم ایرانی با غیرت ـ نفر سوم ـ تندیس جشنواره و دو میلیون تومان جایزه نقدی

نماهنگ

در بخش نماهنگ هیات انتخاب یک اثر را شایسته تقدیر دانست و تندیس جشنواره به علاوه چهار میلیون تومان جایزه نقدی خود را به «حجت مهرابی فرد» سازنده نماهنگ خاک پر از غم اهداء کرد.

انیمیشن

1.«زیبا ارژنگ» کارگردان فیلم شهر من سردشت ـ نفر اول ـ تندیس جشنواره و شش میلیون تومان جایزه نقدی

2.«امیر واحدی» کارگردان فیلم باور ـ نفر دوم ـ تندیس جشنواره و چهار میلیون تومان جایزه نقدی

3.«سپیده اقبالی» کارگردان فیلم هدیه زندگی ـ نفر سوم ـ تندیس جشنواره و دو میلیون تومان جایزه نقدی

بخش داستانی

1.«مصطفی حامدی خواه» کارگردان فیلم سفید سیاه ـ نفر اول ـ تندیس جشنواره و شش میلیون تومان جایزه نقدی

2.«وحید صاحبقران» کارگردان فیلم در یادها ـ نفر دوم ـ تندیس جشنواره و چهار میلیون تومان جایزه نقدی

3.«مسعود نوروزی» کارگردان فیلم پ ـ نفر سوم ـ تندیس جشنواره و دو میلیون تومان جایزه نقدی

جایزه ویژه هیأت داوران

همچنین جایزه ویژه هیات داوران نخستین جشنواره روح الله شامل تندیس جشنواره و جایزه نقدی به مبلغ چهار میلیون تومان به «جواد مُزد آبادی» برای فیلم روی موج دریا اهداء شد.

به گزارش فارس، نخستین جشنواره روح الله به دبیری «محمد آفریده» سوم تا پنجم خرداد ماه در اصفهان و سیزده شهر دیگر ایران برگزار شد که کمال تبریزِی، مریلا زارعی، فرشته طائر پور، ابوالفضل جلیلی و محمد حسین حقیقی داوران آن بودند.

موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) برگزار کننده این جشنواره بود و دانشگاه آزاد اسلامی، بنیاد شهید، بیمه دانا، بیمه آسیا، روزنامه اعتماد، بنیاد سینمایی فارابی، انجمن سینمای جوانان ایران، شهرداری اصفهان، استانداری اصفهان، شبکه مستند، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و مجمع جهانی اهل بیت (ع) در برگزاری این رویداد مشارکت داشتند.



 
تناقضات رفتاری شبه روشنفکران؛
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

ماجرای‌ کمپین «من از شهاب‎حسینی متنفرم» +عکس

به گزارش مشرق، در سریال، فیلم سینمایی و صحنه تئاتر، نقش ها، بازیگرانی را می‌طلبند که دارای صوت، جلوه و تجربه ایفای آن نقش ها باشند و با دستور صدا، تصویر و دوربین کارگردان، به یک «دیگری» بر روی صحنه تبدیل شوند و این «دیگرها» را در نقش های جدید به گونه ای دیگر به تصویر بکشند. در دنیای واقعی بر خلاف دنیای بازیگری، هرکس راوی، بازیگر و کارگردان زندگی خود است و آنجاست که خود واقعی به نمایش گذاشته می شود.شهاب حسینی بازیگر نقش شهید بابایی در سریال "شوق پرواز"، جایزه خود را به همسر آن شهید تقدیم می‌کند.

در دنیای بازیگری، بازیگران سینما، تئاتر و تلویزیون، گاهی نقش قهرمانان و مثبت را بازی می کنند و برخی اوقات نیز نقش های منفی و ضدقهرمان. بعضی از بازی ها چنان قوی و حرفه ای از آب در می آیند که تا مدت ها در ذهن مخاطب باقی می مانند و همین نقش های برتر است که ستاره ها و سوپر استارها را در تاریخ هنر جاودانه می سازد. کارگردان و بازیگر در صورتیکه که بتواند احساسات مخاطبان را بیشتر قلقلک دهد و به دلشان بنشیند، محبوب می شوند و این محبوبیت نه به شخصیت هنرمند بلکه به اثری که از خود برجای گذاشته بیشتر ارتباط پیدا می‌کند.

ماجرای‌ کمپین «من از شهاب‎حسینی متنفرم»+عکس

به هرحال دنیای بازیگری در این میان فراز و نشیب‌های بسیاری دارد. ایفای هر نقش می تواند موافقان و مخالفانی به دنبال داشته باشد و از محبوبیت بازیگر بکاهد یا بیفزاید. اما نکته اصلی زمانی گریبانگیر کار حرفه ای بازیگران می شود که برخلاف میل جریان به اصطلاح شبه روشنفکری و غوغاسالار حرکت کند. جریانی که رفتار شهروندان ایران را با شاخص ها و معیارهایی مورد پسند خود سنجش می کنند و سعی می کنند با ابزارهای مختلف، این شاخص ها را به عنوان اصل و حیات واقعی مردم ایران به افکار عمومی نه تنها ایران بلکه جهان بقبولانند. بر این اساس هر کسی از ارزش های انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، نظام جمهوری اسلامی و حتی دین اسلام و فرهنگ شهادت، دفاع کند، مورد هجمه این گروه قرار می گیرد، در حالیکه ممکن بود آن فرد دیرزمانی محبوب آن طیف نیز بود!

ماجرای‌ کمپین «من از شهاب‎حسینی متنفرم»+عکس

سید شهاب الدین حسینی از این دست افراد است. وی که بازیگری و ورود به دنیای تلویزیون و سینما را از ابتدای دهه هفتاد آغاز کرد، توانست پله های ترقی در عالم هنر را گام به گام و به تدریج بالا برود و به یکی از محبوبترین بازیگران این عرصه تبدیل شود. از وی نقش های ماندگار بسیاری به ارمغان مانده و حضور او در فیلم ها با استقبال مخاطبان بسیاری روبه رو می شود.

این بازیگر معروف در یکی از آخرین کارهایی که به ایفای نقش پرداخته در اثری از اصغر فرهادی، کارگردان سینما، حضور پیدا کرده و به خاطر بازی در این فیلم توانست نخل بهترین بازیگر مرد جشنواره کن را در می 2016 به دست آورد. کسب این جایزه با واکنش های گسترده ای روبه رو شد و تعداد زیادی از بازیگران و هنرمندان به تمجید از شهاب حسینی پرداختند. علاوه بر رسانه های خبری داخلی، رسانه های بیگانه نیز این رویداد هنری و حضور آقای حسینی در شهر کن و دریافت جایزه او را پوشش گسترده ای دادند. استقبال اینچنینی از شهاب حسینی گویای توانمندی های این بازیگر است اما این توانمندی ها زمانی می تواند فراموش و به کنار نهاده شود و شهاب حسینی به خاطر حضور در مجلسی یا ایفای نقش متفاوت با شاخص های جریان شبه روشنفکری در ایران، مورد هجمه و حمله سهمگینی قرار گیرد.

ماجرای‌ کمپین «من از شهاب‎حسینی متنفرم»+عکس
در حالیکه افرادی که خود را روشنفکر سیاسی، هنری، اجتماعی و فرهنگی می نامند در ارسال پیام تبریک به شهاب حسینی و یا تبلیغ و نگارش یادداشت، تحلیل و خبر به خاطر کسب نخل بهترین بازیگر در جشنواره کن گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند، زمانی او را به خاطر ایفانی نقش سرلشکر شهید عباس بابایی و حضور در جلسه دیدار بازیگران و هنرمندان با رهبر معظم انقلاب، بایکوت و تحریم کرده بودند. در حالیکه در حال حاضر، در شبکه های اجتماعی تصاویر و کلیپ های شهاب حسینی به صورت گسترده ای منتشر می شوند، درست 6 سال قبل کمپین های با نام "من از شهاب حسینی متنفرم"، در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک به راه افتاده بود، آن هم به جرم حضور در جلسه ای برای بیان دغدغه های اهالی هنر. حامیان جنبش به اصطلاح سبز، عمل او را خیانت به آرمان هایشان توصیف کردند و شهاب حسینی و هر آنچه به وی ارتباط داشت مورد تنفر این دسته از افراد قرار گرفت. او را مزدور نظام نامیدند و به او بدو بیرا گفتند. شهاب حسینی در سال 89 پس از فتنه 88 در دیداری حضور یافته بود که دیدار با رهبر معظم انقلاب هزینه داشت و بسیاری از آن سر باز زدند.  توهم و نفرت شبه روشنفکری بار دیگر دست در دست هم، سعی داشتند هنرمندی را به خاطر بیان دیدگاه اش تحریم و بایکوت کنند.

ماجرای‌ کمپین «من از شهاب‎حسینی متنفرم»+عکس

اینگونه رفتارها و برخوردها با هنرمندان و تحولات هنری، نشانگر نگاه سطحی جریانات سیاسی و شبه روشنفکری به عالم هنر و افکار عمومی جامعه ایران است. زمانیکه رویدادهایی بر طبق میل این جریانات رقم بخورد، به تعریف و تمجید از به وجودآورندگان آن رویداد می پردازند و هنگامیه برخلاف میل آنها عمل شود، توهین و نفرت پراکنی، تنها یکی از اقداماتشان خواهد بود. شهاب حسینی یکی از نمونه های واقعی دنیای بازیگری است که در دنیای واقعی و زندگی هنری اش، درگیر چنین ماجراهایی و رفتارهای متناقض جریان های شبه روشنفکری شده است.

 
منبع: فرهنگ نیوز


 
حاتمی‌کیا، رضاداد، ده‌نمکی، رزاق‌کریمی و خزاعی داوران جشنواره فیلم مدافعان حرم ش
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش خبرگزاری فارس، حمید یادروج دبیر نخستین جشنواره فیلم مدافعان حرم در احکام جداگانه ابراهیم حاتمی کیا، علیرضا رضاداد، مسعود ده نمکی، مصطفی رزاق کریمی و محمد خزاعی را به عنوان داوران جشنواره معرفی کرد.

 

* ابراهیم حاتمی‌کیا:

متولد1340در تهران، دانش‌آموخته رشته فیلمنامه‌نویسی و کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تدوینگر و بازیگر سینمای ایران است. وی فعالیت‌های سینمایی خود را با ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند در رابطه با سینمای جنگ آغاز کرد. حاتمی کیا تا کنون موفق به دریافت جایزه برای فیلم‌های دیده‌بان، مهاجر، آژانس شیشه‌ای، از کرخه تا راین، به نام پدر، به رنگ ارغوان و چ و بادیگارد از جشنواره فیلم فجر شود.

حاتمی کیا داوری جشنواره های متعددی را در کارنامه کاری خود دارد و در سال 1393 نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر برای یک عمر فعالیت به حاتمی کیا اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه در جشنواره فجر، سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در جشنواره فجر، سیمرغ بلورین بهترین فیلم در جشنواره فجر، جایزه ویژه هیئت داوران هفتمین جشنواره فیلم فجر و ... را در کارنامه هنری و فیلمسازی خود دارد.

 

* علیرضا رضاداد:

متولد 1338 در تهران، دانش‌آموخته رشته زبان و ادبیات فارسی و مدیر فرهنگی، تهیه کننده و استاد دانشگاه است. از سوابق رضاداد میتوان به 6 دوره دبیری جشنواره بین‌ المللی فیلم فجر، 5 دوره دبیر جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان، دبیر سومین جشنواره بین‌المللی فیلم شهر، تهیه کننده اجرایی فیلم "محمد رسول‌الله(ص)"، مشاور ارشد سازمان سینمایی، مدیرکل تولید، طرح و برنامه و قائم مقام شبکه 2 سیما، معاونت تولید مرکز سیما فیلم، مدیر کل تولید سیما، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی اشاره کرد.

 

* مسعود ده‌نمکی:

متولد 1348در آذربایجان شرقی، دانش‌آموخته رشته علوم سیاسی و روزنامه‌نگار و کارگردان است. وی سردبیری دو هفته نامه شلمچه و جبهه و صبح را برعهده داشت. وی آثاری همچون اخراجی های 1 و 2 و 3، معراجی ها، رسوایی و سریال دارا و ندار را ساخته است. همچنین فیلم اخراجی ها در جشنواره فیلم فجر جایزه بهترین فیلم از دید تماشاچیان را از آن خود کرده است. آثار این کارگردان جزو پرمخاطب‌ترین آثار تاریخ سینماست.

 

* مصطفی رزاق کریمی:

متولد 1341 در تبریز، فارغ التحصیل رشته معماری، نویسنده و کارگردان است. وی فعالیت هنری خود را سال 1353 با ساخت فیلم های کوتاه و مستند آغاز کرد و یکی از برجسته ترین فعالیت هایش ساخت فیلم های آموزشی در رابطه با ایدز و به سفارش آموزش و پرورش اتریش بوده که جزو مواد درسی آن کشور شد.

رزاق کریمی داوری چندین جشنواره سینمایی را در کارنامه کاری خود دارد. در سال 1370 با دعوت بنیاد سینمایی فارابی به ایران برگشت و به اتفاق مرتضی رزاق‌کریمی شرکت دگا فیلم را تاسیس نمود که برای تلویزیون جمهوری اسلامی و حوزه هنری و دیگر سازمان‌های دولتی و خصوصی فیلم‌های متعددی کارگردانی کرده است. فیلم تحسین شده خاطراتی برای تمام فصول، حس پنهان و یاد و یادگار از جمله آثاری است که نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده داشته است.

وی در طول سالهای 1361 تا 1370 به صورت حرفه‌ای برای شبکه های تلویزیونی و مراکز فرهنگی کشورهای آلمانی زبان به عنوان کارگردان فعالیت داشته است.

 


* محمد خزاعی

متولد 1355در کاشمر، فارغ التحصیل رشته هنر و دارای نشان درجه یک هنری و منتقد، مدرس رشته هنر، تهیه کننده سینما است. وی تهیه کنندگی فیلم های سینمایی همچون جعبه موسیقی، احضار شدگان، پشت پرده مه، قلاده های طلا و کارگردانی فیلم های کوتاه دستهای نیایش و ترانه تاکستان را در کارنامه کاری خود دارد.

وی تألیف بیش از 150 مقاله با موضوعات سینما در روزنامه های مختلف و نشریات سینمایی کشور و نویسندگی کتاب "سینمای دفاع مقدس؛ نگاهی از برون" را برعهده داشته است.

خزاعی عضو کمیسیون هنر و معماری شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو کمیسیون عالی فرهنگی در مجمع عالی بسیج، مشاور سینمایی معاونت فرهنگی اجتماعی نیروی انتظامی، مشاور سینمایی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس، دبیر جشنواره های بین المللی فیلم کوثر، دبیر جشنواره های بین المللی تئاتر رضوی، دبیر جشن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، دبیر سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر، دبیر جشنواره های بین المللی فیلم مقاومت و عضو هیأت داوران و انتخاب جشنواره های متعدد را در کارنامه کاری خود دارد.

گفتنی است؛ نخستین دوره جشنواره فیلم مدافعان حرم به دبیری حمید یادروج در دو بخش مستند و نماهنگ به همت خبرگزاری فارس و با همکاری موسسه فرهنگی هنری کتیبه نوای فاطمی از هشتم تا دهم خردادماه سال جاری برگزار می‌شود.


 
حاتمی‌کیا در افتتاحیه جشنواره «فیلم روح الله»:
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

مدافعان حرم در غربت راه امام خمینی(ره) را ادامه می‌دهند/

 

قدرت و صراحت امام(ره) در جشنواره‌های امروز دیده نمی‌شود

به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، ابراهیم حاتمی کیا شامگاه دوشنبه در افتتاحیه نخستین جشنواره فیلم روح‌الله اظهار داشت: معتقدم امام(ره) مسیر را روشن کرده بود و هرچه به اواخر عمرش نزدیک می‌شد مسائل را صریح‌تر بیان می‌کرد.

خبرگزاری فارس: مدافعان حرم در غربت راه امام خمینی(ره) را ادامه می‌دهند/ قدرت و صراحت امام(ره) در جشنواره‌های امروز دیده نمی‌شود

وی ادامه داد: سال 69 یا 70 با فیلم مهاجر در مراسم هفته فیلم ایران در شهر کن حضور پیدا کردم؛ این فیلم در ایران پخش شد و کاملاً طبیعی بود،‌ اما در اکران اروپایی در یکی از دیالوگ‌های این فیلم بازیگر وقتی فریاد زد «الله‌ اکبر خمینی رهبر» جمعیت سالن مرا هو کردند.

کارگردان سینما اضافه کرد: هر جای فیلم اسم خمینی(ره) که می‌آمد جمعیت هو می‌کشیدند؛ آنجا بود که فهمیدم در مورد امام موضوع متفاوت است، فهمیدم راه امام راحل راه سختی است و این راه برای سربازان امام خمینی(ره) هم سخت خواهد بود.

حاتمی‌کیا تصریح کرد: امروز که 34 سال از آزادسازی خرمشهر می‌گذرد وقتی برای داوری جشنواره‌ها دعوت می‌شوم، مجموعه فیلم‌های مدافعین حرم را که می‌بینم دقیقاً مشابه همان صحبت‌ها و همان مسائل است، سربازانی که در کشور دیگر و غریب‌تر از آن‌ها هستند، اما همان راه خمینی(ره) را طی می‌کنند.

وی با انتقاد از به حاشیه رفتن اندیشه امام(ره) در سینما، بیان کرد: کم‌کم عکس امام حذف شد و بعدتر کلام امام هم جدا شد، نمی‌گویم مقصر فیلم‌ساز است؛ شاید مسئولان باید توجه می‌کردند، من که سال 68 جوانی حدود سی‌ساله بودم به من فهمانده می‌شد باید بدون ترس از دنیا حرفم را بزنم.

این کارگردان سینما در ادامه با اشاره به سابقه هنری خود و ساخت آثاری با توجه به اندیشه امام و انقلاب، گفت: با وجود پذیرش دعوتم برای تماشای فیلم سینمایی «چ»، این اتفاق را که سید حسن خمینی به من اظهار لطف و محبتی داشته باشد را تا به حال شاهد نبوده‌ام.

حاتمی‌کیا یادآور شد: امام صریح بود و با گل و بوته نمی‌توان آن را نشان داد، قدرت و صراحت امام در جشنواره‌های امروز دیده نمی‌شود، اما از جشنواره که بیرون بیایید، کمی که به محله‌های پایین‌شهر برویم اوضاع متفاوت است.

وی در ادامه ابراز امیدواری کرد: فیلمسازان ایران باید میراث‌دار جریانی باشند که امام خمینی (ره) ایجاد کرده است؛ چندین سال قبل که در پاریس بودم و برای تحقیق از محله‌های پایین آن بازدید داشتم، همه امام را می‌شناختند.

کارگردان و نویسنده سینما در پایان تأکید کرد: در چهار یا پنج دوره گذشته‌ای که جشنواره «آینه و آفتاب» برگزار شده، هیچ‌وقت تشویق نشدم.



 
هدایای نایاب نخست‌وزیر هند به رهبر معظم انقلاب و رئیس‌جمهور + تصاویر
ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس نارندرا مودی نخست‌وزیر هند در دیدار رسمی خود از ایران هدایای نایابی را به رهبر معظم انقلاب و رئیس جمهور کشورمان هدیه کرد.

مودی نخست‌وزیر هند توضیحاتی در مورد این هدایا در صفحه توییتر خود منتشر کرده است.

نخست‌وزیر هند یک نسخه نایاب قرآن کریم منسوب به امام علی (ع) که به قرن هفتم تعلق می‌گیرد به مقام معظم رهبری هدیه داده است که در کتابخانه «رام پور رضا» و در اختیار وزارت فرهنگ هند بوده است.

 

نخست‌وزیر هند همچنین «کلیات فارسی غالب» مجموعه‌ای از اشعار فارسی «مرزا غالب» شاعر معروف شبه قاره هند را به «حسن روحانی» رئیس‌جمهور کشورمان هدیه کرده است.

کلیات فارسی غالب در سال 1863 میلادی برای نخستین بار چاپ شده بود که شامل 11 هزار شعر است. این نسخه در سال 1867 میلادی باردیگر به چاپ رسید.

 

نخست‌وزیر هند یک کپی «رامائن» که به زبان فارسی ترجمه شده است، نیز به رئیس جمهور هدیه کرد.

نخست‌وزیر هند با رونمایی نسخه نایاب از «کلیله و دمنه» در پیام خود روی توییتر گفت: این نشانه‌ای از روابط تاریخی کهن ایران و هند است.

 


 
همزمان با سوم خرداد صورت گرفت
ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

موج گسترده درخواست فعالان فضای مجازی برای آزادی حاج احمد/

 

مطالبه مردم از دولت برای مشخص شدن وضعیت چهار دیپلمات

به گزارش خبرنگار حوزه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، پس از اعلام خبر سردار دهقان وزیر دفاع درباره «زنده بودن سردار احمد متوسلیان و 3 دیپلمات ایرانی که در اسارت رژیم صهیونیستی» هستند، موجی در فضای مجازی با هشتگ freemotevaselian# شکل گرفت و فعالان فضای مجازی در شبکه‌های اجتماعی خواستار آزادی سردار متوسلیان از زندان‌های رژیم صهیونیستی شدند.

در حال حاضر بیش از 5 هزار و 800 توئیت با محتوای حمایت از سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان در توئیتر منتشر شده که همگی ذیل هشتگ freemotevaselian# خواستار آزادی فرمانده لشکر 27 محمد رسول الله از زندان‌های اسرائیل شده‌اند.

آزادی سردار متوسلیان در حال حاضر رتبه چهارم ترندهای توئیتر را داراست.

 

فعالان فضای مجازی در شبکه‌های اجتماعی دیگر از جمله فیسبوک و اینستاگرام نیز فعالیت خود را با همین هشتگ شروع کرده‌اند.

سردار حسین دهقان وزیر دفاع ایران امروز به خبرگزاری دفاع مقدس گفته است «ادعای ما این است که این ها زنده و در اسارت رژیم صهیونیستی هستند و مدارکی دال بر این موضوع وجود دارد. آنها مسئولیت سلامت و امنیت چهار دیپلمات را باید بر عهده بگیرند و هم از لحاظ حقوقی و هم از لحاظ سیاسی دنبال می‌کنیم تا بتوانیم اینان را آزاد کنیم. دولت این مسئله را پیگیری خواهد کرد.»

جاویدالاثر سردار حاج احمد متوسلیان متولد 15 فروردین 1332 و دانش‌آموخته دانشگاه علم و صنعت از سرداران بنام دوران دفاع مقدس است که پس از آزادسازی مناطق غرب کشور از دست ضد انقلاب، دی‌ماه سال 60 عازم جبهه‌های جنوب شد.

 

سردار متوسلیان پس از تشکیل لشکر 27 محمد رسول‌الله به عنوان طراح و مجری عملیات‌ فتح‌المبین در فروردین سال 61 حماسه‌ای جاودان خلق کرد و پس از آن آماده عملیات بیت‌المقدس شدند، عملیاتی که نام سردار احمد متوسلیان را به عنوان فاتح خرمشهر در تاریخ ماندگار کرد.

سردار سرلشکر جاویدالاثر احمد متوسلیان در خرداد سال 61 به منظور دفاع از مردم مظلوم لبنان در مقابل تجاوز اسرائیل راهی لبنان شد و در روز 14 تیر سال 61 توسط مزدوران رژیم صهیونیستی به همراه سه دیپلمات دیگر ربوده شدند که تاکنون اطلاعی از سرنوشت قطعی این چهار دیپلمات در دست نیست.



 
سرلشکر سلیمانی در همایش «حوزه انقلابی، بیم‌ها و امیدها»:
ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

اگر ایران نبود داعش بر سراسر سوریه حاکم می‌شد/

 

شاهد بیشترین حجم حضور آمریکا در منطقه هستیم

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پیش از ظهر امروز در همایش «حوزه انقلابی، بیم‌ها و امیدها» که در سالن اجلاس مدرسه علمیه دارالشفاء قم و با حضور آیت‌الله نوری همدانی برگزار شد، با گرامیداشت سالروز آزادسازی خرمشهر اظهار داشت: سالروز فتح خرمشهر رویداد بسیار ارزشمندی است که یک روز ملی نام گرفت.

خبرگزاری فارس: اگر ایران نبود داعش بر سراسر سوریه حاکم می‌شد/ شاهد بیشترین حجم حضور آمریکا در منطقه هستیم

وی با بیان اینکه عملیات بیت‌المقدس را می‌توان سرآمد یک عمل انقلابی و موفقیت‌آمیز دانست، افزود: برخی از انقلابی بودن به معنای بی‌برنامگی یاد می‌کنند که چنین تعبیری بسیار ناجوانمردانه است.

فرمانده نیروی قدس سپاه مهم‌ترین شاخه مدیریت انقلابی را معنویت عنوان کرد و گفت: امام راحل(ره) را می‌توان مصداق عینی از عمل و مدیریت انقلابی معرفی کرد.

وی با اشاره به اینکه حوزه‌های علمیه شیعه حوزه‌های انقلابی بوده‌اند و حوزه علمیه قم نیز در این بین سرآمد بوده است، تصریح کرد: انقلاب اسلامی مدیون مدیریت انقلابی حضرت امام خمینی(ره) است.

وی در ادامه با اشاره به ویژگی‌های مدیریت شخصی همانند شهید حجت‌الاسلام میثمی بیان کرد: ایشان نماینده امام در قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) بود ولی هیچ زمان از ماشین بیت‌المال استفاده نکرد و در تردد بین غرب و جنوب عبا را بر روی دست خود می‌انداخت و با استفاده از خودروهای بین راهی تردد می‌کرد.

سلیمانی با بیان نمونه‌های دیگری از عمل انقلابی خاطرنشان کرد: کسانی که در مسیر عمل انقلابی حرکت می‌کنند منافع ملت و دین را بر منافع شخصی ترجیح داده در سختی‌ها و مشقت‌ها هیچ عذری نمی‌آورند و فرمان‌بری می‌کنند.

وی اقدام شهدای مدافع حرم را مصداق بارز عمل انقلابی دانست و گفت: شهدای مدافع حرم برای دفاع از اسلام در سوریه حضور یافتند چرا که به درک و فهم حقیقی رسیده‌اند و در مسیر دفاع از اسلام ناب و با تکیه بر بصیرتی که دارند در حلب و خان‌طومان به درجه رفیع شهادت نائل می‌شوند.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه شهدایی همچون شهید حسن باقری و شهید سعیدی از دیگر نمونه‌های عمل انقلابی هستند، اظهار کرد: در شرایطی که جامعه ما با هجمه‌های گسترده روبه‌رو است تنها تفکری که می‌تواند در برابر این هجمه‌ها ایستادگی کند تفکر انقلابی است.

وی با اشاره به اوضاع کشورهای منطقه و مشکلاتی که این کشورها با آن روبه‌رو هستند، تصریح کرد: سربلندی و امنیت کشور ما ثمره حکمت، اراده و مراقبت‌های مقام معظم رهبری است و ایشان مراقب کشور و همه اقشار آن هستند.

سلیمانی با بیان اینکه جامعه ما بدون روحیه انقلابی به کشوری مانند افغانستان تبدیل می‌شود، گفت: در شرایطی که کشور در مسائل ملی، مذهبی و ... با شرایط خاصی روبه‌رو است، حوزه علمیه باید بیدارتر از همیشه باشد.

وی در ادامه با اشاره به اینکه امروز شاهد هستیم که آمریکایی‌ها بیشترین حجم حضور و توجه را به منطقه داشته و در شرایط کنونی بیشترین تعداد موسسات آمریکایی اعم از سیاسی و امنیتی در این منطقه استقرار دارند اظهار کرد: بیشترین حجم نیروهای مسلح آمریکا و تجهیزات و تسیلحات، بیشترین رفت و آمدهای دیپلمات‌های آمریکایی و بالاترین میزان کشورهای وابسته به غرب در منطقه هستند و باید ببینیم که چرا این اتفاق افتاده است.

سلیمانی با بیان اینکه آمریکایی‌ها معتقدند انقلاب اسلامی بر قدرت این کشور در کل دنیا اثر گذاشته است، بیان کرد: به همین دلیل آنها فروپاشی انقلاب اسلامی را دنبال می‌کنند.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه در طول 20 سال گذشته در حوادثی که با آن روبه‌رو بوده‌ایم آمریکا در ایجاد و خلق این حوادث نقش داشته است، خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها راه‌های مختلف از جمله ایجاد نزاع‌ها و جنگ‌های قبیله‌ای را دنبال کردند ولی باز هم شاهد هستیم که در عرصه جنگ با تکفیری‌ها این جمهوری اسلامی ایران است که به پیروزی دست یافته است.

وی با اشاره به هجوم داعش به سوریه تصریح کرد: اگر ایران اسلامی به حفظ نظام در کشور سوریه کمک نکرده بود امروز داعش بر سراسر این کشور حاکم شده بود.

سلیمانی با اشاره به اینکه ایران اسلامی امروز در همه عرصه‌های منطقه پیروز بوده است، تصریح کرد: در کشور عراق با وجود همه تلاش‌هایی که آمریکایی‌ها داشتند باز هم مجبور به عقب نشینی شدند و در شرایط کنونی سنی، شیعه و کردهای عراق مفتخر به دوستی با ایران هستند.

وی در بخش پایانی سخنان خود تاکید کرد:‌ حوزه‌های علمیه در بیداری انقلابی نقش مهم و تاثیرگذاری دارند و باید حضوری جدی در صحنه داشته باشند.



 
با پذیرش استعفای سرافراز
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

رهبر معظم انقلاب علی‌ عسگری را به ریاست سازمان صداوسیما منصوب کردند

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حکمی با پذیرش استعفای آقای محمد سرافراز و تشکر از تلاش‌های انقلابی و ارزشیِ ایشان، آقای دکتر عبدالعلی علی‌عسگری را به ریاست سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب کردند.

خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب علی‌ عسگری را به ریاست سازمان صداوسیما منصوب کردند
متن حکم رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای دکتر عبدالعلی علی‌عسگری دام توفیقه
نظر به استعفای جناب آقای محمّد سرافراز و با تشکر از تلاشهای انقلابی و ارزشیِ دلسوزانه‌ی ایشان که هرگز نباید فراموش شود، جنابعالی را که برخوردار از پیشینه انقلابی و تجربیات مدیریتی در رسانه ملّی، هستید، به ریاست سازمان صداوسیما منصوب می‌کنم.
آنچه باید توصیه شود، در حکم اینجانب به جناب آقای سرافراز به تفصیل آمده است. لذا مؤکداً سفارش می‌کنم به برنامه‌ریزی، رعایت راهبردهای کلان، جذب و حفظ و تربیت نیروهای انقلابی و کارآمد و حضور مؤثر در فضای مجازی اهتمام بورزید و به خدای متعال توکل و اعتماد کنید.
توفیقات شما را از درگاه ربوبی مسألت می‌کنم.

سیّد علی خامنه‌ای
22 اردیبهشت 95

رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین آقای سرافراز را به‌ عضویت در شورای‌عالی فضای مجازی منصوب کردند. آقای سرافراز پیش از انتصاب به ریاست سازمان صداوسیما، عضو حقیقی شورای‌ عالی فضای مجازی بود



 
در هواپیمایی که سوار می‌‌شوم، انگلیسی حرف زدن ممنوع است!
ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای، رهبر انقلاب در خاطره ای از ایشان آورد:
در هواپیمایی که سوار می‌‌شوم، این کار ممنوع است!
الان شما در ایران سوار هواپیما می‌شوید و می‌بینید کسی که در برج مراقبت هست و یک ایرانی است، با این خلبان که او نیز یک ایرانی است، حتماً انگلیسی حرف می‌زند!
بنده گفتم در آن هواپیمایی که من سوار می‌شوم، این کار ممنوع است! چرا فارسی حرف نمی‌زنند؟! آخر یک وقت هست که با یک برج بیگانه -که او مثلاً چینی است و شما فارس هستید و زبان یکدیگر را نمی‌دانید- از زبان مشترک انگلیسی استفاده می کنید؛ اما بنده مثلاً به مشهد که می‌روم، به چه مناسبت شما انگلیسی حرف می‌زنید؟! علتش این است که واژه‌ها انگلیسی است و اینها فقط باید این واژه‌ها را به یکدیگر ربط بدهند؛ خودشان را دیگر دچار زحمت نمی‌کنند؛ همان ربط انگلیسی را می‌دهند!
پس ما باید واژه بگذاریم، تا زبان در محیط‌هایی این‌گونه منزوی نشود؛ که متأسفانه منزوی شده است. در محیط بیمارستان‌ها خیلی اوقات همین‌طور است؛ در جاهای دیگر همین‌طور است؛ اینها جاهایی است که ما دیده‌ایم.
بیانات در دیدار اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی 27/11/1370

 
فیلم؛ تیزر اولین داستانی با موضوع «مدافعان حرم» منتشر شد
ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش عمارفیلم، مدرسه سینمایی جشنواره مردمی فیلم عمار، تیزر «هنگامه»، اولین فیلم داستانی با موضوع «مدافعان حرم» را منتشر کرد.

بنابرین گزارش، فیلم داستانی «هنگامه» به کارگردانی امیر داسارگر و تهیه کنندگی حامد بامروت‌نژاد در مدرسه سینمایی جشنواره مردمی فیلم عمار تولید شده است. امین ایمانی و سوگل طهماسبی از بازیگران این فیلم هستند.

بر اساس این گزارش، فیلم داستانی «هنگامه» در مراسم بزرگداشت شهدای مسلمان «جهان وطن» که روز یکشنبه 19 اردیبهشت در حوزه هنری رونمایی می‌شود.

«هنگامه» دومین اثر دومین اثری است که بعد از مستند «خاطرات خانه متروک» در قالب اکران مردمی - اقتصادی در جشنواره مردمی فیلم عمار به نمایش درمی‌آید که شرایط ثبت‌نام اکران آن پیش از این اعلام شده است.

در ادامه می‌توانید تیزر این فیلم داستانی را مشاهده و دریافت کنید.

 

دریافت تیرز فیلم داستانی «هنگامه»- 10.6MB


 
همراه با رونمایی اولین فیلم داستانی مدافعان حرم؛
ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

بزرگداشت شهدای مسلمان «جهان‌وطن» برگزار می شود+ پوستر

به گزارش «عمارفیلم»،مراسم بزرگداشت شهدای مسلمان «جهان‌وطن» همراه با رونمایی «هنگامه»، اولین فیلم داستانی درباره مدافعان حرم، یکشنبه هفته آتی 19 اردیبهشت در آستانه ولادت امام حسین علیه‌السلام و با حضور خانواده‌های شهدای مسلمان «جهان وطن» افغانستانی، عراقی، لبنانی، سوری، ایرانی و... از ساعت 18 در تالار اندیشه حوزه هنری واقع در خیابان انقلاب، خیابان حافظ، نبش خیابان سمیه برگزار می‌شود.



  دریافت پوستر در سایز اصلی

«هنگامه»، اولین فیلم داستانی درباره موضوع مدافعان حرم به کارگردانی امیر داسارگر و تهیه کنندگی حامد بامروت‌نژاد است و امین ایمانی و سوگل طهماسبی نیز در آن نقش ایفا کردند. «هنگامه»، فانوس ششمین جشنواره مردمی فیلم عمار در بخش داستانی و همچنین بازیگر نقش اول زن را نیز دریافت کرده است.

در خلاصه این فیلم آمده است: هنگامه همسر حامد، روزهای آخر امتحانات خود را پشت سر می‌گذارد و اوضاع روحی خوبی ندارد. شهادت یکی از دوستان خانوادگی آنها، برنامه‌های حامد را تغییر می‌دهد. حالا حامد برای هنگامه خبر مهمی دارد...

بنابراین گزارش، دبیرخانه جشنواره مردمی فیلم عمار با دعوت از اصحاب رسانه و هنرمندان جهت شرکت در این مراسم، اعلام کرده است علاوه بر حضور تعدادی از خانواده‌های شهدای افغانستانی، عراقی، ایرانی و...، مداحان، شاعران، هنرمندان، سینماگران کشور و عوامل این فیلم، برنامه‌های ویژه‌ای نیز برای این مراسم درنظر گرفته شده که در روزهای آتی اطلاع‌رسانی می‌شود.

بر اساس این گزارش، فیلم ‌داستانی «هنگامه» دومین اثری است که بعد از مستند «خاطرات خانه متروک» در قالب اکران مردمی - اقتصادی در جشنواره مردمی فیلم عمار به نمایش درمی‌آید که شرایط ثبت‌نام اکران آن پیش از این اعلام شده است.



 
کار خداپسندانه زن هندی +عکس
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش فرهنگ نیوز، "مینو پولین" که صاحب یک رستوران در شهر ساحلی "کوچی" است وقتی این فکر به مغزش خطور کرد که دید زنی گرسنه از شدت فقر در زباله به دنبال غذا می گردد.
 
وی پس از دیدن این صحنه، یخچالی را در خارج رستورانش قرار داده و هر روز آن را از مازاد غذای مشتریان یا غذاهای فروش نرفته پر می کند که استفاده از آن برای عموم آزاد است.
 
مینو گفت، روزی دیدم زنی بی خانمان در زباله به دنبال غذا می گردد، از مشاهده این صحنه بسیار ناراحت شدم، در حالی که هر روز مقدار زیادی از بقایای غذای مشتریان دور ریخته می شود که عمدتا سالم و قابل خوردن است. 
 
وی افزود، به همین خاطر تصمیم گرفتم یخچالی خارج از رستوران قرار دهم که مشتریان و کارگران رستوران بقایای غذای خود را در آن قرار دهند تا هر شخصی که گرسنه است بتواند از آن استفاده کند.  
 
 
مینو با افتخار یادآور شد، این ایده مورد استقبال مشتریان قرار گرفت و بقایای غذای خود را که تمیز است به شکلی منظم در آن می چینند، مینو هم روزانه 70 تا 80 پرس غذا در آن قرار می دهد. این خبر با سرعت در شهر پیچید و همه گفتند این یخچال باید همیشه پر باشد.
 
مینو می گوید: می توانید اموالتان را برای خودتان نگه دارید اما غذا، نیاز اصلی همه مردم است، به نظر من این اقدام می تواند با اسراف نکردن غذا و تقسیم آن با دیگران انجام شود.
 
این اقدام بسیار جالب و موثر است به ویژه در هند که شمار زیادی بی خانمان دارد که با مشکلات زیادی برای یافتن غذا مواجهند.
 
کوچی شهری در جنوب هند با جمعیت حدود ۶۱۲ هزار نفر است که در ایالت کرالا واقع شده ‌است.
 
 
منبع: العالم

 
لبیک رئیس رسانه ملی به فرمایشات رهبر انقلاب
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

لبیک رئیس رسانه ملی به فرمایشات رهبر انقلاب/

 

تشکیل کارگروه‌های تخصصی ویژه نوجوانان

به گزارش خبرگزاری فارس، متن پیام رئیس سازمان صداوسیما به این شرح است:

 رهبر فرزانه انقلاب در دیدار روز گذشته خود  با معلمان و دانش آموزان به مناسبت روز معلم ضمن گلایه از صداوسیما در ضعف برنامه سازی برای طیف نوجوان و جوان، توصیه‌هایی را نیز  به رسانه ملی در ارتباط با این قشر از جامعه ایراد فرمودند که نشان از تیزبینی و دقت و درایت ایشان در ارتباط با رسانه ملی و ضرورت برنامه سازی برای نسل نوجوان و جوان و نیازهای این نسل دارد. ایشان در فرازی از سخنان خود فرمودند که برنامه‌های تلویزیون در بخش آموزش متناسب با نیاز جوانان نیست و درهمین زمینه به توجه ویژه بر ابعاد دینی و اخلاقی برنامه‌ها تاکید کردند.

 صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران از این طریق به فرمایشات معظم له، لبیک گفته و به برنامه‌ریزی و سیاست گذاری‌های متناسب، برای تحقق مطالبات رهبری خواهد پرداخت و به منظور رفع دغدغه‌ های رهبر معظم انقلاب آمادگی خود را برای بهره‌گیری از نظرات نخبگان و کارشناسان  اعلام داشته و در این زمینه تلاش خواهد کرد تا با تشکیل کارگروه‌های تخصصی و استفاده از کارشناسان متخصص، بسترها و زیرساخت های لازم را برای تحقق منویات رهبری در توجه به نیازهای جوانان و تولید برنامه هایی به شیوه های هنرمندانه و کارشناسانه برای اقناع فکری، روحی، دینی و علمی آنان فراهم آورد.

بی شک رهنمود‌های رهبر معظم انقلاب برای همه دلسوزان به اسلام و نظام فصل الخطاب است و تبعیت از رهنمودهای معظم له راهگشای همه مسائل خواهد بود.



 
حاج قاسم در جمع دانش آموزان سپاه + عکس
ساعت ٦:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ صفحه اینستاگرام منتسب به سردار سپاه پاسداران، حاج قاسم سلیمانی تصویری قدیمی را از وی در جمع دانش آموزان دبیرستان اهواز منتشر کرده است.

در این پست آمده است: در جمع دانش آموزان دبیرستان سپاه حاشیه شهر اهواز روز معلم.


 
نامه بازیگران زن به معاون سیما: به دلیل باج ندادن و حفظ عفت از کار باز ماندیم!
ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱۳  کلمات کلیدی: فرهنگ
۳۰ بازیگر زن در نامه‌ای به معاون سیما رسیدگی به وضعیت رکود کاری خود را خواستار شدند.
 
به گزارش فارس، فقیه سلطانی دیروز از دلایل کم کاری های اخیرش صحبت کرد. سلطانی در این گفت و گو از نامه ای که به امضای 30 بازیگر زن خطاب به معاون سیما نوشته شده است صحبت کرد که متن این نامه را در ذیل می خوانید:
 
بنام خداوند راستین
 
با عرض ادب و احترام
 
خدمت معاونت محترم سازمان صدا و سیما جناب آقای دکتر پورمحمدی
 
هنرمند یعنی «جراح روح» و هنر محلی است برای درمان افکار و جهت دادن و اعتلای فرهنگ یک ملت… همان طور که لازم است یک اتاق جراحی استریل و دور از انواع آلودگی ها و ناپاکی ها باشد و تیغ جراحی باید به دست متخصصین سپرده شود عرصه هنر نیز نیاز به یک بستر پاکیزه و متخصصین دلسوز و آگاه دارد… باشد که نتیجه درست در تحقق این مهم حاصل شود!
 
ما جمعی از بانوان هنرمند (بازیگر) که سالیان سال در این عرصه فعالیت، تلاش و تحصیل تجربه نموده ایم و به لطف پروردگار و به قول صاحبان فن و عالمان هنر- متخصص این حرفه قلمداد می شویم- مدتی است دچار رکود شغلی و در نتیجه رکود اقتصادی گردیده ایم… و هر چه صبر و سپس تلاش کردیم تا علت این واقعه تلخ را دریابیم… کمتر بافتیم!
 
متاسفانه اخیراً به دلیل ورود سرمایه گذاران خصوصی و اعمال سلیقه غیراصولی این عده ناآگاه و غیرحرفه ای و در نتیجه باز شدن درهای این حرفه مقدس به روی هرکس و نبود قانون مدون و اصول درست برای انتخاب بازیگران شایسته و متخصص در اکثر آثار سینمایی و تلویزیونی… با محول شدن نقش ها به جمعی از مهمانان ناخوانده شهرت پرست که نه صلاحیت اخلاقی و نه تخصص حرفه ای را در زمینه این مهم دارند و اکثراً از پس ایفای نقش های محوله- حتی به صورت کاملاً ابتدایی هم برنمی آیند… این افراد با نامیدن خود بنام مقدس هنرمند و بازیگر با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی و شأن اسلامی در صفحات اجتماعی خود چهره ای دور از شأن را در اذهان عمومی نسبت به بانوان هنرمند ایرانی ایجاد کرده اند!
 
امیدواریم شما برادر عزیز علت حضور این افراد در لباس مقدس بازیگر که روز به روز به تعداد آنها افزوده می شود را بدانید… امیدواریم شما برادر عزیز از پشت صحنه ناسالم و غیرمطلوب اکثر پروژه های تلویزیونی باخبر باشید. از روابط آلوده و مافیای قدرتمند عده ای بی صلاحیت و شهوت پرست که روز به روز به نفوذ و قدرت ایشان برای وارد کردن چنین افرادی در صحنه مقدس تلویزیون اسلامی افزوده می شود مطلع باشید…!!
 
چگونه است که عده ای از بانوان بازیگر بی حاشیه- موجه و اخلاقگرا با دستمزدهای انسانی و معقول- تنها به دلیل باج ندادن به این عده سودجو و حفظ عفت و سلامت روحی و حفظ حدود و شأن حرفه ای خود به بهانه های مختلف از طرف ایشان از کار باز می مانند!! چگونه است که اکثریت بانوان موجه این حرفه به دلیل تشکیل خانواده و ازدواج که توصیه و دستور اسلام است در تلویزیون و سینمای جمهوری اسلامی- ناخواسته از میدان به در می شوند!!!
 
ما… جمعی از هنرمندان متخصص و موجه این حرفه- خواستار رسیدگی به شرایط نامطلوب، کم کاری و حتی گاهی بیکاری و در نتیجه جلوگیری از سرخوردگی خود در زمینه فعالیت در حرفه ای که سال ها برای آن زحمت کشیده ایم از شما تقاضای رسیدگی و توجه داریم!
 
ما عاشق خدمت کردن در وطن خود در جهت ارتقای سطح فرهنگ مردم عزیزمان و عاشق ارزش های اخلاقی و اجتماعی خویش هستیم و می خواهیم که باشیم… که بمانیم و خدمت کنیم!
 
آیا یاری دهنده ای هست که ما را یاری کند!؟؟
 
با احترام
 
سلطانی در پایان افزود: طی چند تماس با دفتر معاون سیما مطلع شدم نامه ما به دست ایشان رسیده است و قرار است راجع به آن جلسه ای داشته باشیم. من و تمام بازیگرانی که در نگارش این نامه و درخواست نقشی داشتیم بسیار امیدوار هستیم تا با نظر مساعد آقای پورمحمدی به اوضاع و احوال کم کاری ما بازیگران رسیدگی شود.
 
سلطانی در پایان گفت: در حال حاضر اجازه نام بردن از همکارانم را ندارم ولی در صورت نیاز قطعاً با هماهنگی این عزیزان که همگی از بازیگران باسابقه و پر کار تلویزیون و سینما هستند از آنها نام خواهند برد.
 
سلطانی در حاشیه این گفت و گو گفت: خیلی از ما از شبکه های ماهواره ای پیشنهاد کار داریم اما علاقمندیم در کشور خودمان و برای تلویزیون و سینمای خودمان کار کنیم. امیدوارم شرایط مهیا شود تا ما هم بتوانیم برای مردم کشورمان در شرایط مساعد کار کنیم این یک تقاضای کوچک است و شک ندارم با دقت نظر مدیران شرایطی مهیا خواهد شد تا ما نیز مثل خیلی از بازیگران پر کار سینما و تلویزیون در حرفه‌ای که برای آن سال‌ها زحمت کشیده ایم فعال باشیم.

 
رهبر انقلاب کدام کتاب را مناسب استخراج فیلمنامه دانستند
ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱۱  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گرارش مشرق،  «30 دقیقه بامداد روز جمعه 61/2/10 قرارگاه سرفرماندهی کربلا با صدور رمز (بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، بسم‌الله‌ القاصم الجبارین، یا علی ابن ابی‌طالب) به قرارگاه‌های قدس، نصر و فتح دستور اجرای عملیات طرح کربلا - سه را با آغاز یورش به دشمن اعلام نمود: پس از ابلاغ فرمان حمله، چراغ‌های سالن عملیات قرارگاه کربلا خاموش شد و مراسم دعای کمیل برپا گردید. در میان همهمه ذکر و دعا و گریه حاضرین، از دستگاه‌های بی‌سیم، گاهی صدای یگان‌ها شنیده می‌شد که یکدیگر را صدا می‌زدند. در این زمان قرارگاه قدس عملیات خود را با پیشروی توأم با غافلگیری در سکوت و تاریکی شب به سمت مواضع دشمن آغاز کرد. ولی همان گونه که انتظار می‌رفت، اندک زمانی نگذشته بود که دشمن تک قرارگاه قدس را کشف و بلافاصله غریو کر کننده آتشباری توپخانه‌ها و طنین رعدآسای انفجارات پی در پی گلوله‌ها، سکوت شب را در سراسر جبهه کرخه کور در هم شکسته و جنگجویان در پیکاری سخت خونین درگیر شدند.

پیشروی یگان‌های قرارگاه قدس تا ساعت 4 بامداد، با وجود مقاومت سنگین دشمن ادامه یافت و خاکریزهای مقدم دشمن سقوط کرد و یگان‌های قرارگاه قدس توانستند بین 700 تا 3500 متر در مواضع دشمن رخنه کرده تلفات و خساراتی را به متجاوز وارد نموده و تعدادی را نیز به اسارت در آوردند. اما از ساعت 4 بامداد، با روشن شدن هوا مقاومت دشمن شدت یافت و تلفات نیروهای خودی رو به افزایش نهاد. سرانجام پایداری دشمن مانع از پیشروی بیشتر نیروهای تک‌ور گردید.»

امروز درست 34 سال از آن روز گذشته و امنیت و آسایش در کشور حاکم است. پس از 34 سال مرور خاطرات آن روزها و شب‌ها که جوانان این مرز و بوم با از خود گذشتگی برای بازپس‌گیری شهرهای تصرف شده ایران اسلامی به دل دشمن زدند خالی از لطف نیست. امروز پس از 34 سال همزمان است با سالروز آغاز سلسله عملیات‌هایی که منجر به آزادسازی خرمشهر شد.

به همین منظور نگاهی به کتاب «همپای صاعقه» انداختیم. کتابی که انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده و در واقع کارنامه عملیاتی لشگر 27 محمدرسول‌الله(ص) از ابتدای تاسیس تا تیر ماه 1361 است. این کتاب در واقع در برگیرنده یک بازه زمانی شش ماهه است که در آن به حضور فعال و اثر گذار این تیپ تازه تاسیس به فرماندهی جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان در جبهه‌های نبرد اشاره کرده است.

رهبر معظم و فرزانه انقلاب اسلامی در سال 86 پس از مطالعه این کتاب تقریظی بر این کتاب نوشتند که در ادمه متن آن منتشر می‌شود: «بسم الله الرّحمن الرّحیم

این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می‌توان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت‌های حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد.

این مردان بزرگی که نام آن‌ها بسی آسان بر زبان و دل غافل ما می‌گذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلام‌الله‌علیه آن‌ها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد. در روز و شب‌هایی از آبان و آذر 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.»

در بخش دیگری از این کتاب در ارتباط با این روز(10 اردیبهشت) آمده است: «محمد کوثری؛ از کادرهای ارشد سپاه که در آن شب شگفت‌انگیز، به همراه رزمندگان گردان مالک اشتر راهی مصاف شد، داستان تسخیر موضع توپخانه دشمن در غرب جاده اهواز - خرمشهر را این سان روایت می‌کند: اوایل اردیبهشت، بنده سه گردان نیروی بسیجی را از سپاه کرج به خوزستان آوردم، منتها این گردان‌ها در بین تیپ‌های سپاه پراکنده شدند و من هم به جمع یاران حاج احمد در ستاد تیپ 27 ملحق شدم.

شب عملیات، برای شرکت در حمله به حاج احمد اصرار کردم و ایشان سرانجام رضایت داد و در نتیجه، به همراه برادر عزیزمان احمد بابایی؛ فرمانده گردان مالک اشتر و سه گروهان نیروهای بسیجی این گردان، راهی عملیات شدیم. مأموریت اصلی گردان مالک در آن شب، گرفتن یک موضع توپخانه دشمن در غرب جاده اهواز - خرمشهر بود. مبالغه نیست اگر بگویم که ما از حدود یک ساعت قبل از اعلام رمز شروع عملیات، از جاده عبور کرده بودیم و خیلی جالب و بی‌سر و صدا، این موضع توپخانه را که به استعداد 12 عراده توپ 130 میلیمتری بود، بچه‌های بسیجی ما محاصره کردند. دست آخر، موقعی که برادرمان حاج محمود شهبازی از طریق بی‌سیم فرماندهی محور، فرمان حمله را به برادر بابایی ابلاغ کرد با یک یورش - ظرف کمتر از بیست دقیقه - کل این موضع توپخانه توسط بسیجی‌های گردان مالک تسخیر شد و تمام آن توپ‌ها، سالم به غنیمت گرفته شد.»

مناسبت این روز بهانه‌ای شد تا نگاهی دیگر بار به این کتاب کنیم و آن را به مخاطبان معرفی کنیم. این کتاب که جلد دوم آن نیز با عنوان «ضربت متقابل» منتشر شده برای علاقه‌مندان به پژوهش در تاریخ دفاع مقدس اثری مفید و خواندنی محسوب می‌شود. جلد اول را حسین بهزاد و گلعلی بابایی تالیف کرده‌اند.


 
واکنش دبیر نمایشگاه کاریکاتور هولوکاست به گفتگوی ظریف با نیویورکر
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

سید مسعود شجاعی طباطبایی نمایشگاه کاریکاتور هولوکاست در گفتگو با خبرنگار حوزه تجسمی گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛  در واکنش به صحبت‌های محمدجواد ظریف در مصاحبه با مجله نیویورکر درباره برگزاری نمایشگاه هولوکاست و حمایت نکردن دولت از این نمایشگاه، گفت: این نمایشگاه در هیچ یک از دوره‌ها از سوی دولت حمایت نمی‌شده چرا که این یک اتفاق مردمی است.

وی با اشاره به مقایسه این نمایشگاه با برنامه‌های نژاد پرستی توسط ظریف عنوان کرد: ما در این نمایشگاه می‌خواهیم نشان دهیم که نژادپرست‌ترین، منفورترین و خشونت‌طلب‌ترین نژاد در دنیا رژیم صهیونیستی است و ما می‌خواهیم شاکله هولوکاست که در این رژیم است را مطرح کنیم. کاش کسانی به عنوان مشاور در کنار دکتر ظریف بودند تا او را از این مسئله آگاه کنند. هرچند که آقای ظریف در جریان این قضیه هستند.

شجاعی طباطبایی تصریح کرد: این نمایشگاه بعد از نمایشگاه توهین به پیامبر (ص) زمانی برگزار شد که آنها ادعای آزادی بیان کردند و ما به این صحبت واکنش نشان دادیم که به این طریق با واکنش‌های شدیدی از طرف رژیم صهیونیستی در کشورهای حامی این رژیم مواجه شدیم. بنابراین خواستیم نشان دهیم تا بی حد و مرزی‌ آزادی بیان در این کشورها دروغ است.

وی ادامه داد: هدف ما در این نمایشگاه مشخص است و ای کاش آقای ظریف هم می‌دانستند که ما به دنبال چه مباحثی هستیم. چرا که ما به دنبال نفی و یا اثبات هولوکاست نیستیم بلکه دنبال این هستیم که مسئله مهم اشغال فلسطین را توسط رژیم صهیونیستی مطرح کنیم، اتفاقی که این رژیم ادعا کرده بودند که این حمله تاوان هولوکاست است.

طباطبایی اظهار داشت: ما بحث نژاد پرستی را به شدت نفی می‌کنیم و اینکه ایشان ما را با نژادپرستان مقایسه کرده‌اند مقداری از عزتی که ما را به عنوان ام القرای کشورهای اسلامی می‌شناسند، به دور است. یعنی از ایشان انتظار نمی‌رفت که در برابر چنین مبحثی که بر پایه دفاع از مردم مظلوم دنیا است این طور تند واکنش دهند.

دبیر نمایشگاه هولوکاست درباره صحبت ظریف مبنی بر عدم حضورش در افتتاحیه این نمایشگاه بیان کرد: ما اصلا شما را به علت همین موضع‌گیری دعوت نخواهیم کرد و این نمایشگاه طبق هر سال از 5 اردیبهشت در موزه فلسطین در سالروز تاسیس رژیم صهیونیستی برگزار می‌شود.

وی در خصوص آگاهی دولت از این نمایشگاه عنوان کرد: وزارت ارشاد که جزیی از بدنه دولت است من را به عنوان دبیر دوسالانه کاریکاتور انتخاب کرده با وجود اینکه می‌دانم که دبیری نمایشگاه هولوکاست نیز به عهده من است. بنابراین ایشان (ظریف) حتی نمی‌دانند که در دولت چه ماجراها و مباحثی وجود دارد و  اگر یک آشنایی حداقلی با زیرمجموعه‌های وزارتخانه‌ها داشتند این مسئله را به این صورت مطرح نمی‌کردند.
 
طباطبایی اظهار داشت: یکی از نکاتی که در این راستا اهمیت دارد این است که وقتی ما بحث هولوکاست را مطرح می‌کنیم اساسا به دنبال این هستیم که حمله رژیم صهیونیستی به فلسطین را یادآوری کنیم و همانطور که هولوکاست به معنی تحت‌الفظی یعنی کشتار جمعی ما برای آمریکا از واژه اتمیک هولوکاست یعنی کشتار جمعی به وسیله سلاح اتمی استفاده کرده‌ایم همچنین در حال حاضر نیز ما شاهد هولوکاست ‌های معاصر هستیم که در جای جای دنیا مثل عراق، یمن، سوریه، غزه و ... در حال رخ دادن است.

وی همچنین در خصوص بحث یهود ستیزی که از طرف برخی‌ها درباره این نمایشگاه مطرح شده بود اذعان داشت: کوفی عنان زمانی به شدت با این نمایشگاه مخالفت کرد و این خشم توسط یکی از نمایندگان کلیمی‌ها نیز مطرح شد اما ما آنها را به دیدن آثار دعوت کردیم و پس از آن متوجه شدند که هیچ اثری مبنی بر یهودستیزی در این نمایشگاه وجود ندارد بلکه تمام کارها در مقابله با رژیم صهیونیستی هستند.


 
نگاهی به تصمیم شتابزده شورای صنفی نمایش
ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

ادامه انتقام از حاتمی‌کیا در اکران «بادیگارد»

به گزارش خبرنگار سینما و تئاتر خبرگزاری فارس، شورای صنفی نمایش در شرایطی تصمیم به تغییر سه فیلم سینمایی «ابد و یک روز»، «بادیگارد» و «پنجاه کیلو آلبالو» گرفت در 15 اردیبهشت ماه گرفته است که دو فیلم «پنجاه کیلو آلبالو»  در سرگروه سینمایی پردیس کوروش و «ابد و یک روز» سرگروه سینمایی پردیس آزادی به نمایش درآمدند و این دو فیلم حتی وقتی سرگروه خود را از دست بدهند در سالن های دیگر این پردیس ها امکان نمایش دارند.

این درشرایطی است که «بادیگارد» در سرگروه سینمایی به نمایش درآمده است که تک سالن است و این فیلم در این سالن با فروش بسیار خوبی مواجه است. فیلم «بادیگارد» از میان فیلم های به نمایش درآمده در اکران نوروزی تنها فیلمی است که پردیس سینمایی یا سینمای چند سالنه به نمایش در نیامده است با این اوصاف به نظر می رسد همان اجحافی که در حق فیلم در جشنواره فیلم فجر رخ داد بار دیگر در اکران فیلم هم در حال رخ دادن است. 

از سوی دیگر تمام فیلم‌های اکران شده در عید نوروزی تبلیغات ماهواره ای داشته و شبکه های معاند برای این فیلم ها تبلیغ پخش کردند اما تنها فیلمی که از ابتدا اعلام کرد در هیچ یک از شبکه های ماهواره ای تبلیغی نخواهد داشت فیلم سینمایی «بادیگارد» بود که متاسفانه احترام به قوانین کشور هم مورد توجه شورای صنفی نمایش قرار نگرفت و هیچ امتیازی برای فیلم و عدم تبلیغات در شبکه های معاند برای فیلم در نظر گرفته نشد. این در شرایطی است که سال گذشته شورای صنفی نمایش به دلیل تبلیغات ماهواره ای فیلم ها شورای تصمی گرفت فیلم سینمایی «نقش نگار» را یک هفته جلوتر اکران کند. غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش در گفت و گو با فارس اعلام کرد: در جلسه امروز (21 دی ماه 94)به وضعیت فروش فیلم هایی که در شبکه های غیرمجاز تبلیغ دارند توجه کردیم.به همین منظور برای این که بتوانیم از فیلم هایی که قانون را رعایت کرده و از شبکه های غیرمجاز برای تبلیغات آثارشان بهره نمی برند حمایت کنیم فیلم «نقش نگار» را یک هفته جلوتر از موعد مقرر (چهارشنبه 23 دی) در گروه آزاد اکران خواهیم کرد.

اما همین شورای صنفی نمایش هیچ امتیازی برای فیلمی که با موضوع انقلاب اسلامی ساخته شده است قایل نشد و این فیلم را در کنار دیگر فیلم قرارداده و تصمیم گرفت در 15 اردیبهشت ماه سرگروه فیلم (استقلال) تغییر دهد. 

شورای صنفی نمایش گویا همان خطی را که در جشنواره فیلم فجر دنبال می شد را درباره «بادیگارد» پی گرفته است و قرار است این فیلم که تا به امروز توانسته نظر مخاطب را با خود همراه کند را از عرصه رقابت با دیگر فیلم های اکران نوروزی  که دارای سرگروه های سینمایی چند سالنه و پردیس های سینمایی به نمایش درآمده اند یکسان ارزیابی کند در حالی که شرایط اکران برای همه فیلم ها یکسان نبوده است چه به لحاظ سرگروه سینمایی و چه به لحاظ تبلیغات.

به نظر می رسد، وقتی جوایز جشنواره به گونه ای ارایه می شود که به سینمای انقلاب  توجه نمی شود نباید در اکران توقع دیگری داشت.



 
در ادامه پروژه نفوذ فرهنگی
ساعت ٦:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

چرا حضور مجری «من و تو» در جشنواره جهانی فجر تعجب برانگیز نیست؟/

 

پاسخ ارشاد و نهادهای نظارتی چه خواهد بود

به گزارش خبرنگار سینما و تئاتر خبرگزاری فارس، خبر حضور  منصوره حسینی یگانه مجری شبکه «من و تو»از دیشب جشنواره جهانی فجر را تحت الشعاع قرار داد، شاید جشنواره کم رمق فجر که در ابعاد فنی نتوانسته بود انتظارات را برآورده کند با این شایعه به صدر اخبار و اتفاقات مهم آمد.

حضور منصوره حسینی یگانه خبری بود که گروه هنر خبرگزاری فارس با جمع بندی و رعایت اصول حرفه ای از درج آن در خبرگزاری امتناع کرد تا خبرهای دقیق تر و رسمی از این ماجرا بدست برسد و سرعت را فدای دقت و صحت در خبر نکرده باشیم.

 

گرچه روابط عمومی جشنواره اعلام کرده حضور افراد در جشنواره به عهده ما نیست و تنها مسئولیت میهمانان رسمی را داریم اما مشاهدات برخی خبرنگاران حاکیست این مجری با حضور در کاخ جشنواره با استقبال برخی از دست اندرکاران جشنواره روبرو گردیده است و شاید با توجه به این موضوع می‌توان حدس زد که پیش از این از حضور وی با خبر بوده‌اند.

مجری شبکه من و تو با دعوت چه کسی در جشنواره حاضر گردیده است و علت این حضور چیست؟

روابط عمومی جشنواره در یک فرار به جلو گفته بود: «طبعا ورود وی به کشور و تردد آزادانه در اماکن عمومی تحت مسئولیت مراجع ذی ربط دیگری است نه جای دیگر.» گرچه این ادعا مسئولیت خوش و بش مجری من و تو با عوامل جشنواره را از عهده سازمان سینمایی و دبیر جشنواره بر نمی دارد اما بی انصافی است اگر بگوییم مسئولیت این اتفاق ناگوار تنها بر عهده جشنواره است و باید پرسید نهاد های نظارتی چگونه مجوز حضور این فرد را در ایران صادر کرده اند؟

سخت است باور کنیم در ایران هیچ نهادی از حضور مجری «من و تو» در ایران خبر نداشته و او در حالی که برای خرید موبایل به مرکز شهر آمده، سری هم به طبقات بالایی مرکز تجاری چهارسو زده باشد و به طور اتفاقی چند نفر از سینماگران او را شناخته باشند و با وی احوال پرسی کرده باشند؟

پروژه عادی سازی که از ابتدا نیز در دستور کار دولت بود این روزها در حوزه فرهنگ سرعت بیشتری گرفته و مدیران و سیاست گزاران با خیال راحت در حال حرکت در نقشه از پیش تعیین شده هستند و انگار از جایی به آنها این اطمینان داده شده که در اجرای اهداف برنامه ریزی شده فرد یا نهادی مزاحم شما نخواهد شد.



 
حضور وزیر ارشاد در جشنواره فجر حاشیه‌ساز شد
ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

حضور وزیر ارشاد در جشنواره فجر حاشیه‌ساز شد

 

/ خبرنگاران جنتی را بایکوت کردند

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، در چهارمین روز از برگزاری جشنواره فیلم جهانی فجر علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در کاخ جشنواره پردیس چهارسو حضور پیدا کرد.

در بدو حضور وزیر فرهنگ بادیگاردهای وی با برخورد بسیار تند اصحاب رسانه را از وزیر دور کرده و برخی از آنها را به شدت و با پرخاشگری از مصاحبه راندند.

در ادامه خبرنگاران تجمع کرده و در ارتباط با اعتراضشان تصمیم گرفتند هیچ سؤالی از وزیر نپرسند. این در حالی است که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از سؤال نپرسیدن خبرنگاران استقبال کرد و درباره اعتراض خبرنگار خانمی که بادیگارد دست او را گرفته و پرت کرده بود نیز تنها به گفتن جمله «رسیدگی می‌کنیم»؛ بسنده کرد.

بنابراین گزارش، روز گذشته مجری شبکه من و تو که یک شبکه وابسته به بیگانگان و بهائیان است در پردیس چهارسو حضور پیدا کرد و تا به امروز که صحت این خبر تأیید شده است، مسئولان و برگزارکنندگان از پاسخ دادن صریح و قطعی در این باره طفره رفته‌اند.



 
تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال
ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی: فرهنگ
سومین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی، همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب، 22 بهمن ماه در بوستان گفت‌وگو آغاز شد و تا 27 بهمن ماه ادامه دارد. این نمایشگاه شامل چهار بخش مهم رسانه‌های برخط، پویانمایی، نشر دیجیتال و کودک و نوجوان است. روز گذشته آرمیتا رضایی نژاد و علیرضا احمدی روشن فرزند شهدای هسته ای و امیرعلی شیردل فرزند شهید مدافع حرم مهمان نمایشگاه بودند.
 

تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال تصاویر/فرزندان شهدا در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال


 
3 هزار مسئول بسیج دانشجویی خطاب به شورای عالی انقلاب فرهنگی:
ساعت ٥:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

«فرهنگ» قربانی و لگدمال سیاست شده است/

 

غفلت در موضوع مهندسی فرهنگی پذیرفته نیست

3 هزار مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور در نامه‌ای خطاب به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کردند: شاهدیم که «فرهنگ» قربانی و لگدمال سیاست شده است، اولویتی دست چندم به‌حساب می‌آید و کسی توجه و عزم جدی برای رساندن فرهنگ به شأن واقعی خود ندارد.

خبرگزاری فارس: «فرهنگ» قربانی و لگدمال سیاست شده است/ غفلت در موضوع مهندسی فرهنگی پذیرفته نیست

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان بسیج دانشجویی، 3 هزار مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور در نامه‌ای خطاب به اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کردند: شاهدیم که «فرهنگ» قربانی و لگدمال سیاست شده است، اولویتی دست چندم به‌حساب می‌آید و علی‌رغم تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر اولویت و اشراف فرهنگ بر سایر حوزه‌ها، کسی توجه و عزم جدی برای رساندن فرهنگ به شأن واقعی خود ندارند. انتخابات سیاسی، انواع فعالیت‌های فرهنگی را به تعطیلی می‌کشاند و یا به نفع مقاصد اشخاص و گروه‌های سیاسی مصادره می‌کند.

در ابتدای این نامه آمده است: اکنون‌ که بار انقلاب اسلامی به سی و هفتمین منزل رسیده و هنوز منازل و مراحل بسیاری تا طلوع کامل خورشید حقیقت و عدالت در آسمان انسانیت باقی‌مانده و همین منزل هم‌ دست‌خوش فتنه‌ها و تهدیدهای بسیار است، نکاتی را با شما نام داران و صاحب‌منصبان فرهنگ کشور در میان بگذاریم.

در ادامه این نامه تصریح شده است: اگر آن شورای محترم تولیت استمرار انقلاب اسلامی در فرهنگ کشور را تا تحول کامل و بنیادین همه‌ی حوزه‌ها و عرصه‌های فرهنگی بر عهده دارد، جا دارد که دغدغه‌ها و دل‌مشغولی‌های دانشجویان بسیجی با این جمع فرهنگ مطرح شود.

این دانشجویان بسیجی با بیان اینکه شاهدیم فضای فرهنگ عمومی کشور و حوزه‌های مختلف آن در عین آن‌که از آثار و امواج عمیق و دگرگون ساز انقلاب، متأثر شده است، هنوز دست‌خوش آسیب‌ها و کاستی‌های فراوانی است، اعلام کردند: همچنان گرفتار همان آسیب‌های اجتماعی و دردهای هستیم که در جوامع غربی و غرب‌زده وجود دارد و هنوز فرصتی داده نشده تا مدیریت انقلابی و نسخه‌ها و روش‌های اسلامی به‌طور شایسته کارآمدی خود را به اثبات برسانند.

«گسترش آمار نگران‌کننده و بعضاً تکان‌دهنده در مواردی همچون اعتیاد یا طلاق، یا جرائم و ... نمایش آن است که نه‌تنها تفکر و ایده‌ای نو انقلاب اسلامی در این حوزه‌ها تجربه نشده، بلکه راه‌حل‌های انقلابی هنوز در مدیریت و متدهای رسمی و مقبول حوزه‌ فرهنگ رسوخ نکرده و به تجربه‌های ارزشمند انقلاب توجهی نشده است».

3 هزار مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور با بیان اینکه هنوز «پیوست فرهنگی» به معنای واقعی و کارآمد خود در عرصه‌ی پروژه‌های صنعتی و عمرانی و اقتصادی فعال نشده، اعلام کردند: ازجمله برخی سرمایه‌داران جاه‌طلب و سودجو شهرهای بزرگ را در صحنه‌ تاخت‌ و تاز اسب عمارت های باشکوه و بی‌هویتی ساخته‌اند که مناسبتی بافرهنگ ایرانی و اسلامی ما ندارند و کنترلی بر عوارض فرهنگی آن‌ها نیست.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: هنوز فرهنگ توسط همه‌ جناح‌های سیاسی و اجتماعی کشور قربانی و لگدمال سیاست است، اولویتی دست چندم به‌حساب می‌آید و علی‌رغم تأکیدات رهبر معظم انقلاب بر اولویت و اشراف فرهنگ بر سایر حوزه‌ها، کسی توجه و عزم جدی برای رساندن فرهنگ به شأن واقعی خود ندارند. انتخابات سیاسی، انواع فعالیت‌های فرهنگی را به تعطیلی می‌کشاند و یا به نفع مقاصد اشخاص و گروه‌های سیاسی مصادره می‌کند.

در ادامه این نامه تصریح شده است: هنوز نظارت و همسان‌سازی درخوری بر دستگاه‌های فرهنگی کشور وجود ندارد و هر فردی راهبردها و استراتژی‌های خاص خود را البته با استناد به فرمایشات و اوامر رهبر انقلاب اراده می‌کند. هنوز نظام دانشگاهی ما در امر تحول در علوم انسانی و جنبش نرم‌افزاری گام مؤثری برنداشته و باوجود همه‌ تلاش‌ها و اقدامات، هنوز دانشگاه کانون تربیت متخصصینی است که نمی‌توانند جایگاه درخور و موردنیاز کشور را پیدا کنند.

این دانشجویان بسیجی با تأکید بر اینکه موضوع مهندسی فرهنگی یا به‌غفلت سپرده‌شده و یا در راه عملی کردن آن مسائل و مشکلاتی وجود دارد که برای رفع آن‌ها اقدامی صورت نمی‌گیرد، اعلم کردند: این در حالی است که مهندسی فرهنگی ازجمله دغدغه‌های اصلی رهبر معظم انقلاب است که بارها با آن اشاره فرموده‌اند.

در ادامه این نامه خاطر نشان شده است: زیربنا و زمینه‌های آنچه به‌عنوان رشد و تعالی و حرکت رو به‌سوی آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و امام راحل در نظر است، در بسته‌ فرهنگی و اجتماعی شکل می‌گیرد و غفلت از این عرصه‌ خطیر و پراهمیت خدای‌نکرده به از دست رفتن اصل نظام منجر خواهد شد. چه اینکه همه باور داریم علی‌رغم همه‌ تهدیداتی که دشمنان انقلاب در عرصه‌های مختلف امنیتی، سیاسی-نظامی، اقتصادی و فرهنگی می‌کنند.

«قطعاً پردامنه‌ترین و جدی‌ترین و اثرگذارترین حملات در این حوزه‌ فرهنگی رخ می‌دهد و در عجبیم که چرا مسئولین آن‌گونه که باید و شاید در صحنه مبارزه حاضر نیستند. آنچه مسلم است، قوام فرهنگ و تحکیم مبانی اجتماعی نظام مقدس جمهوری اسلامی مقدمه‌ صدور گسترده‌ این تفکر اصل و تازه است و مگر نه اینکه امروز زمینه و زمانه برای رساندن پیام نجات‌بخش اسلام و انقلاب اسلامی به ملت‌های آزاده از ظلم تاریخی طاغوت آماده است؟»

3 هزار مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه‌های کشور ضمن تأکید برای لزوم نقش‌آفرینی همه‌جانبه و هوشمندانه‌ دستگاه‌های دست‌اندرکار حوزه‌ فرهنگ به عرصه‌ دفاع و مبارزه‌ فرهنگی و اجتماعی، اکسیر معجزه‌گر جهاد را لازمه‌ موفقیت در این عرصه عنوان کردند.

در پایان این نامه آمده است: ورود جهاد گرانه و البته مدبّرانه برای حل مشکلات و معضلات فرهنگی و اجتماعی کشور امروز وظیفه‌ همه و با همه‌ سلیقه‌های سیاسی است و ما مجدانه در مطالبه گری این امر تلاش خواهیم کرد.



 
رسوایی ده نمکی، ضرغامی را غافلگیر کرد +عکس
ساعت ٥:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق، عزت الله ضرغامی رئیس سابق سازمان صدا و سیما در تازه ترین مطلب در صفحه شخصی خود نوشت: فیلم سینمائی رسوائی(2) ساخته  مسعود ده نمکی را در جشنواره دیدم.

این فیلم، کلکسیونی از گزاره ها و مفاهیم اخلاقی، انسان ساز و تکان دهنده است که با شیرین زبانی و مطابق با ذائقه عمومی، به مخاطب منتقل می شود. این هنر کمی نیست!

فیلم قصه دارد و از ریتم خوبی برخوردار است و مخاطب را دچار خستگی نمی کند.

جلوه های ویژه فیلم، که عمدتا به وسیله رایانه و هزینه کم تولید شده، بسیار متنوع، باور پذیر و حرفه ای است و می تواند الگوی مناسبی برای سینمای ایران قرار گیرد.

رسوائی (۲)، بلوغ فیلمسازی مسعود ده نمکی است که سال ها بعنوان پدیده سینمای جمهوری اسلامی خود را به دیگران!! تحمیل کرده است.

رسوایی ده نمکی، ضرغامی را غافلگیر کرد


 
ابراهیم حاتمی‌کیا در گفت‌وگو با فارس:
ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی: فرهنگ

حیدر ذبیحی قصه فدائیان نظام است/

 

کم‌فروشی نکرده‌ام/

 

گوشزد حاتمی‌کیا به همایونفر چه بود؟

ابراهیم‌ حاتمی‌کیا گفت: همچون آرش کمانگیر هر چه را دارم به پای اثری می‌گذارم که قرار است بسازم. نفس و جانم به دلیل بالا رفتن سن‌ کمتر شده است اما با اعتقاد کار می‌کنم و کم‌فروشی نکرده‌ام.

خبرگزاری فارس: حیدر ذبیحی قصه فدائیان نظام است/ کم‌فروشی نکرده‌ام/ گوشزد حاتمی‌کیا به همایونفر چه بود؟

خبرگزاری فارس_ علی‌اکبر دهبان: ابراهیم حاتمی‌کیا پرچمدار اعتقاداتش است. پرچمدار چیزی که این روزها قیمتی است. لحن صریحی دارد که در فیلم‌هایش می‌توان آن را دید. سال‌ها است بی‌منت و بی‌انکه بخواهد توجه گروه و جناحی را به خود جلب کند از دغدغه‌های انقلاب و دفاع مقدس در آثارش گفته است، از«دیده بان» گرفته تا «بوی پیراهن یوسف» از حاج کاظم دهه هفتاد تا حیدر ذبیحی دهه نود.

امسال سالی بود که نگاه انتقادی‌اش را در جشنواره سی و چهارم فیلم فجر تاب نیاورند اما به قول خودش از این شیشه‌ها زیاد گرفته است. اصل مطلب چیز دیگری‌ است که به خاطرش نه حاتمی‌کیا بلکه حیدری‌ها را نمی‌بینند. متن زیر صحبتی کوتاه در فرصتی اندک با خالق بادیگارد است که در پی می‌خوانید.

_آیا می‌توان گفت که فیلم سینمایی «بادیگارد» در امتداد آثار قبلی‌تان مخصوصاً «آژانس شیشه‌ای» است؟

حاتمی‌کیا: چرا که نه. اما دلم می‌گیرد که بقیه بچه‌هایم را در این عرصه در نظر نمی‌گیرید.

_آنها را هم در نظر می‌گیریم اما منظورم قهرمان‌هایی است که یک زمان در میان مردم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار شدند، است.

حاتمی‌کیا: شاید اگر بگوییم قهرمان هایی که مانیفست مطرح می‌کنند و یا یک دیدگاه را توضیح می‌دهند، «بادیگارد» می‌تواند ادامه دهنده این اثر باشد.

 

_می‌توان گفت که با حضور پرویز پرستویی یک تریلوژی را هم شاهد هستیم. چرا به سراغ موضوع «بادیگارد» و محافظان شخصی رفتید؟

*نوشتن «بادگارد» هشت سال پیش شروع شد

حاتمی‌کیا: ما هم زن و بچه داریم زندگی داریم و زندگی‌مان باید بچرخد. واقعاً نمی‌توانم دلیل ویژه‌ای برای شما بیاورم چون دو دو تا چهارتای عقلانی ندارد. همه چی در وجودت جمع می‌شود و به این نتیجه می رسی که ساختن این اثر مفید و خوب است. البته مشاوره‌هایی انجام شد و دوستانی که فیلم‌نامه را خوانده بودند، تاکید داشتند که ساخته شود و البته خودم احساس کردم که وقتش رسیده است. البته جهت اطلاع باید بگویم که هشت سال پیش تحقیقات فیلمنامه «بادیگارد» را شروع کردم و چیزی نزدیک به چهارصد الی پانصد صفحه فیلم‌نامه نوشته بودم. فیلم‌نامه‌هایی نیمه کاره و قطعه قطعه شده. تا جایی که ممکن بود در ارتباط با دانشمندان هسته‌ای تحقیق داشتم. در تلاش بودم تا این موضوع شخصیت نظام را که دائم در اخبار و مسئله‌های سیاسی می‌شنویم، توضیح دهم. در سال جاری این احساس را داشتم که دیگر وقتش رسیده است.

_شخصیتی که در فیلم‌نامه به عنوان حیدر ذبیحی شاهد بودیم و پرویز پرستویی آن را ایفا می‌کرد ما به ازای بیرونی دارد یا این که تخیل فیلم‌ساز است.

*«بادیگارد» درد و دل صریح نیست

حاتمی‌کیا: قطعاً گرته برداری است. با افراد بسیار زیادی صحبت کردم و خاطرات آنها را شنیدم و آن ها را با خودم عجین کردم. برخی از محافظان که فیلم را دیده‌اند، می‌گویند این فیلم درد و دل ما است البته که درد و دل صریح نیست.

 

_ چیزی که شخصیت اصلی فیلم نسبت به آن تاکید داشت مبحث محافظت از نظام بود.

*حیدر ذبیحی قصه فداییان نظام است

بله دقیقاً همین طور است این قصه، قصه‌ خودمان است. شاید قصه نسل من است و قصه افرادی که خودشان را فدایی این نظام کرده‌اند و دل‌شان می‌خواهد تا پای جان ایستادگی کنند.

_سعی کرده بودید که این ملودرام با اکشنی که در فیلم می‌بینیم به صورت موازی پیش برود اما در بخش‌هایی به نظرم اکشن بر ملودرام فیلم غلبه کرد. این خواست خودتان بود؟

*اکشن فیلمم برای سینمای تنبل آپارتمانی جدید است

حاتمی‌کیا:من این احساس را ندارم بلکه فکر می‌کنم تعادلی را بین این دو به وجود بیاورم. البته اکشنی را که شاهد هستیم به واسطه شغلی است که شخصیت اصلی داستان دارد. در اجرای آن نیز سعی کردم به بهترین شکل ممکن آن بروز پیدا کند. شاید برای سینمایی تنبل شده و آپارتمانی ما چیز جدیدی باشد اما در مجموع در «بادیگارد» شاهد چند صحنه اکشن فقط هستیم.

_فیلم با ریتم خیلی خوبی پیش رفت اما در چند مورد انتقادهایی وجود دارد که حتما در طول این بازه زمانی به گوش‌تان رسیده است.

حاتمی‌کیا: یک مورد را شنیده‌ام.

_به طور مثال صحنه‌ای که محافظین در حال تمرین پینت‌بال هستند.

حاتمی‌کیا: تعجب می‌کنم از بحث‌هایی که در این رابطه می‌شود چون این ورزش جز تمرین‌های این افراد است. اتفاقاً این صحنه را در زمین پینتبال مختص محافظان انجام دادیم. این کار یکی از تمرینات‌شان است. به دلیل کمبود اطلاعات ممکن است فکر کنیم که این صحنه به فیلم وصله شده بلکه جزو قواعد کاری محافظان شخصیت است.

_البته صحنه‌ای که خانواده حیدر ذبیحی از او در اتفاقش تیمارداری می‌کنند هم یکی از صحنه‌هایی بود که می‌توان در موردش صحبت کرد.

حاتمی‌کیا: بله این نکته را نیز خودم احساس کردم؛ واقعیتش این است که پای میز مونتاژ این صحنه را به چند نفر نشان دادم که هم مخالف داشت و هم موافق که در نهایت آن را استفاده کردیم.

*شانه‌هایی کارن را ماساژ می‌دادم/ گوشزد حاتمی‌کیا به همایونفر/ فکر کنم بی‌رحم شده‌ام

_نمی‌توان از موسیقی فیلم غافل شد و مثل همیشه در فیلم شما موسیقی جایگاه ویژه‌ای داشت. چقدر خودتان دخیل بودید و به این موسیقی تاثیر برانگیز رسیدید؟

حاتمی‌کیا: والله این که چقدر دخیل بودیم باید بگویم که دائم شانه‌های کارن همایونفر را ماساژ می‌دادیم تا با احوالی که پیدا کرده بود بتواند موسیقی فیلم را بسازد. چون کارن با تمام وجود موسیقی «بادیگارد» را ساخت. آنقدر با تمام وجود بود که من نگرانش می‌شدم. دائم گوشزد می‌کردم که کمی عادی‌تر پیش برود و کار را سخت نکن برای خودت چون شرایط تو را که می‌بینم خودم ناراحت می‌شوم. هر زمان که می‌بینم کارن فیلم را می‌بیند متأثر می‌شود و چشم‌هایش پر اشک می‌شود، فکر کنم خودم بی‌رحم شده‌ام که احساسی به این شکل را ندارم. او از شیره جانش این موسیقی را بیرون کشیده و ساخته است. به نظرم بسیار زیبا است موسیقی.

 

*فوبیای حاتمی‌کیا چیست

_یکی از نکات تحسین برانگیر «بادیگارد» سکانس پایانی فیلم است که واقعاً معنای درست و خوبی دارد و به لحاظ تکنیکی بسیار خلاقانه است.

حاتمی‌کیا: همیشه در فیلم‌هایم پایان بندی بسیار مهم است. همیشه فیلم ساختن را به مثابه یک هواپیما می‌دانم که کارگردان نیز خلبان این هواپیما است. او باید به درستی این هواپیما را فرود بیاورد. فیلم را به اوج بردن تا حدی ساده است مانند پرواز یک هواپیما اما نشاندن و به پایان رساندن این‌ها است که کار را حساس و سخت می‌کند. همیشه نگران پایان بندی فیلم‌هایم بوده‌ام تا اندازه‌ای که می‌توانم بگویم این موضوع فوبیای من است.

_مثل همیشه در فیلم‌تان شاهد دیالوگ‌های ماندگاری هستیم که جلب توجه می‌کنند مانند این که «ببین ستاره چند تا دارم بقیشم تو بِکَن» و.. کمی در مورد این دیالوگ‌ها صحبت کنید و نوشتار شان.

حاتمی‌کیا: برای من چیز تازه‌ای نیست چون همیشه این نوع دیالوگ‌ها را داشته‌ام. تمام فیلم‌هایم در مسیر «بادیگارد» است و شاید تنها «دعوت» در این مسیر قرار ندارد. احساس می‌کنم مخاطبینی دارم که با من بزرگ شدند و سنی را گذرانده‌اند که لحظاتی از این دست برای‌شان یادآور زمان‌هایی است که برای آنها احساس نوستالژیکی را دارد.

 

*کم فروشی نکرده‌ام/ نفس و جانم به دلیل بالا رفتن سن‌ام کمتر شده است اما با اعتقاد کار می‌کنم

_سوال پایانی اینکه «بادیگارد» در پرونده ابراهیم حاتمی‌کیا در چه جایگاهی قرار دارد؟

حاتمی‌کیا: من تمام تلاشم را نه برای این فیلم بلکه برای فیلم‌های دیگرم نیز انجام داده‌ام تا بهترین اتفاق برای‌شان بیفتد. شاید کمی باید با غرور بگویم من کم فروشی نکرده‌ام. روزی که میکس (تدوین) فیلم تمام شد، درست روزی بود که فیلمبرداری من نیز تمام شد و به علویان گفتم که از این لحظه به بعد من دیگر مشکلی ندارم اگر اتفاقی برایم بیفتد. هر فیلمی که خواستم بسازم احساس کردم باید همچون آرش کمانگیر هرچه را که دارم به پایش بگذارم. نفس و جانم به دلیل بالا رفتن سن‌ام کمتر شده است اما با اعتقاد کار می‌کنم.



 
دومین روز سومین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی/۱۰
ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی: فرهنگ

اکران فیلم سینمایی «بادیگارد» در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی

فیلم سینمایی بادیگراد روز شنبه 24 بهمن ماه در دو سانس از ساعت 13 الی 15 و همچنین 20 الی 22 در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی به اکران عمومی در خواهد آمد.

خبرگزاری فارس: اکران فیلم سینمایی «بادیگارد» در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی

به گزارش گروه جامعه خبرگزاری فارس، نمایش فیلم سینمایی بادیگارد به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا که در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمده است، در سومین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی اکران خواهد شد.

بر همین اساس نمایش فیلم سینمایی بادیگراد روز شنبه 24 بهمن ماه در دو سانس از ساعت 13 الی 15 و همچنین 20 الی 22 به اکران عمومی در خواهد آمد.

لازم به ذکر است که تماشای این فیلم سینمایی برای عموم آزاد و رایگان است و متقاضیان می‌توانند برای تهیه بلیت به سالن نمایشگاه مراجعه کنند.

به گزارش فارس، سومین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی همزمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، 22 بهمن ماه در بوستان گفت‌وگو آغاز شد و تا 27 بهمن ماه ادامه دارد.

نمایشگاه شامل چهار بخش مهم رسانه‌های برخط، پویانمایی، نشر دیجیتال و کودک و نوجوان است؛ علاقه‌مندان می‌توانند از ساعت 10 صبح تا 20 از نمایشگاه بازدید کنند.



 
عکس/ هدیه‌ی ویژه سردار سلیمانی به حاتمی‌کیا
ساعت ٦:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی: فرهنگ
صبح امروز سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ابراهیم حاتمی کیا کارگردان «آژانس شیشه ای» دیدار کردند و حاج قاسم انگشتر مدافعان حرم را به حاتمی کیا هدیه کرد.

عکس/ هدیه‌ی ویژه سردار سلیمانی به حاتمی‌کیا


 
فیلم/ حاتمی‌کیا: به عشق سردار سلیمانی چهره پرویز پرستویی را به او نزدیک کردم
ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ

فیلم/ حاتمی‌کیا: به عشق سردار سلیمانی

 

چهره پرویز پرستویی را به او نزدیک کردم



 
حرکت متفاوت سپاه در فرودگاه مهرآباد+عکس
ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱۸  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش مشرق، سپاه حفاظت هواپیمایی در راستای ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی و فریضه امر به معروف و نهی از منکر اقدام به طراحی بسته تبلیغی تحت عنوان «بشارت» کرده است؛ لذا در گام اول برخی از تابلوهای طراحی شده، در ترمینال های 1، 2 و 4 فرودگاه بین المللی مهرآباد نصب شد که مورد استقبال مسافرین محترم نیز قرار گرفت.

سپاه حفاظت هواپیمایی از تمام مسافرین محترم و کارکنان این فرودگاه درخواست می کند نقطه نظرات ، پیشنهادات و انتقادات خود را به شماره 09104545110 یا رایانامهhafezan@chmail.ir  ارسال کنند.

همچنین از تمام فعالان عرصه های فرهنگی و علاقمندان به مشارکت در این طرح درخواست می شود طرح های گرافیکی یا ایده های خود را به سامانه های اعلام شده ارسال کنند.

حرکت متفاوت سپاه در فرودگاه مهرآباد+عکس

تصویر زیر پوستر نصب‌شده توسط سپاه حفاظت هواپیمایی در فرودگاه مهرآباد را نشان می‌دهد که در برخی از سایت ها و شبکه های اجتماعی منعکس شد و بازتاب های متفاوتی را هم به دنبال داشت.
منبع: دفاع پرس

 
راغب مصطفی غلوش قاری سرشناس مصری درگذشت
ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٦  کلمات کلیدی: فرهنگ

راغب مصطفی غلوش قاری سرشناس مصری ساعاتی پیش در سن ۷۷ سالگی در مصر درگذشت.

خبرگزاری فارس: راغب مصطفی غلوش قاری سرشناس مصری درگذشت

به گزارش خبرنگار فعالیت‌های قرآنی خبرگزاری فارس راغب مصطفی غلوش قاری سرشناس مصری ساعاتی پیش در سن 77 سالگی بدرود حیات گفت.

طه عبدالوهاب قاری و استاد قرآن مصر دقایقی پیش این خبر را اعلام کرد.

این قاری نامدار از چند ماه پیش حالش وخیم بود و مسئولان شورای عالی قرآن شنبه هفته گذشته در تماس با خانواده غلوش ضمن احوال‌پرسی برای کمک به درمان این قاری نامدار اعلام آمادگی کرده بودند.

غلوش سال 1317 هجری شمسی در روستای «برما» واقع در استان طنطا واقع در غرب کشور مصر به دنیا آمد.

 

 

وی همانند دیگر استادان این کلام مقدس، متعلق به خانواده‏‌ای بود که همگی از قاریان ممتاز کشور مصر بوده‏‌اند.

وی در نوجوانی کل قرآن کریم را حفظ کرد و از سن شانزده سالگی، در محافل مختلف به تلاوت قرآن مشغول شد. همچنین در سن 24 سالگی، رسماً قرائت قرآن کریم را در رادیو و تلویزیون مصر آغاز کرد.

استاد «راغب مصطفی غلوش» از خاطرات سفر خود به ایران می‏‌گوید: تا‌کنون چنین صحنه‏‌ای را از احساس و هیجان مردم ندیده بودم. حقیقتاً صحنه مبارکی بود؛ در حالی که انظار و قلوب مردم متوجه قرآن بود، نشسته بودند و گوش می‏‌کردند...

همه آنها شیوه‏‌های خواندن قرآن را می‏‌دانند و این از فضل خداست. من آینده خوبی را برای قاریان ایرانی پیش‏‌بینی می‏‌کنم، چون آنها از لحاظ لحن و تجوید بسیار دقیق و موفق هستند.


 
کمپین بی غیرتی در شبکه های اجتماعی +عکس
ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی: فرهنگ
به گزارش فرهنگ نیوز، مدتی است در شبکه های اجتماعی و مشخصا اینستاگرام کمپین هایی راه افتاده که معلوم نیست هدف گردانندگان آن چیست.
 
«من و عشقم» یکی از این کمپین هاست که در اینستاگرام راه افتاده و از زوج های جوان درخواست می کند عکسی دونفره از مراسم نامزدی یا عروسی خود ارسال کنند تا برای عموم منتشر شود!
 
سال گذشته نیز یکی از شبکه های ماهواره ای-تی وی پرشیا- از مخاطبانش خواسته بود تا فیلم های عروسی اشان را برای آنها ارسال کنند تا به بهترین فیلم عروسی جوایزی داده شود!
 
این حرکت البته با اعتراض مخاطبان این شبکه ماهواره ای دوامی نداشت حالا اما در اینستاگرام این اتفاق رخ داده و عده ای برای منفعت مالی خود دست به چنین کارهایی می زنند.
 
 
نکته:  باید توجه داشت علاوه بر موضوع بی غیرتی و بی حیایی)؛ مراجعه به این سایت‌ها رفتار خودتخریبی و خودآزاردهنده (مثل مقایسه‌های منفی) را در افراد تشدید می‌کند. کارشناسان معتقدند در اینگونه سایت‌ها این احساس به افراد دست می‌دهد که دیگران شادتر از آنها هستند و این باعث سرخوردگی و واکنش‌های نامناسب در فرد می‌شود.
منبع: مشرق

 
خانم معتمدآریا دموکراسی خیابانی چه طعمی دارد؟
ساعت ٦:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۸  کلمات کلیدی: فرهنگ

گروه فرهنگی مشرق - جمعه دوم بهمن ماه کاوه ابراهیم‌پور (کارگردان) به همراه «فاطمه معتمدآریا»  قصد داشتند در سومین جلسه سینمای هنر و تجربه کاشان برای نقد فیلم "یحیی سکوت نکرد" حضور پیدا کنند که این حضور با حواشی خاصی همراه بود. خبر مستدل این است که جمعیتی نزدیک به ۵۰ الی ۶۰ نفر در جلوی در سینما تجمع کردند و علیه حضور خانم معتمدآریا شعار ‌دادند و خواستار خروج وی از شهر شدند. اما خواسته این گروه از مردم کاشان محقق نشد و خانم معتمد آریا با حفظ کامل امنیت، وارد سالن سینمای مذکور شدند و پس از انجام جلسه نقد و بررسی، سالن را در کمال امنیت و آرامش ترک کردند.

اما در نوع تنظیم خبر از همان ابتدا غرض ورزی کاملا جهت داری وجود دارد. برخی رسانه های اصلاح طلب در گزارش می دهند که مردم متدین کاشان علیه فیلم شرافتمندانه کاوه ابراهیم پور شعارهایی سر داده اند که این خبر کذب محض است. در نوع ارسال خبر و نحوه گزارش آنچه در کاشان گذشته است نکات مبهم و خلاف واقع فراوانی مخابره شده است. گزارش هایی از جمله اینکه مردم کاشان به فیلم کاوه ابراهیم پور و بازیگرانش هتک حرمت کرده اند.

یک دو سه

 
اصلا فیلم کاوه ابراهیم پور یکی از آثار سینمایی است که مورد اقبال رسانه های اصولگرا قرار گرفته است و تقریبا از درج نظرات در شبکه های اجتماعی پر واضح است که فیلم ایشان مورد اقبال اقشار مذهبی قرار گرفته است. پس مردم کاشان در وضعیتی که گزارش شده معترض به حضور خانم معتمد آریا بوده اند و با محتوای فیلم ابراهیم پور کاری نداشتند.
 
کاوه ابراهیم پور در گفتگوی خود به ایلنا تاکیده کرده که خانم معتمد آریا درخواست کرده که به جای جلسه نقد و بررسی گروه معترض وارد سالن شوند و با یکدیگر گفتگو کنند. این یعنی گروه معترض اعتراض و واکنش تندی نداشته اند چرا که اگر معترضان تندرو، خشن و اهل هتاکی بودند خانم معتمد آریا تلاش نمی کرد برای گفتگو به آنها نزدیک شود.

یک دو سه


طبیعی است که اصل خبر با غرض و بزرگنمایی منتشر شده است و حالا چند روز پس از این اتفاق با هیجانی که از شبکه های فارسی زبان ساطع می شود رسانه های اصلاح طلب موج بزرگی ایجاد کرده اند. از سوی دیگر موج اینستاگرامی عجیبی در حمایت از این بازیگر براه افتاده است و نکته جالب اینجاست که انجمن بازیگران با صدور بیانیه ای خواستار شده با اهانت کنندگان برخورد قانونی شود.

حال سوال از رسانه های اصلاح طلب مدعی دموکراسی که از این شیوه اعتراض دموکراسی خواهانه خیابانی!!! رگ‌گردنی شدند این است که مگر هواداران رسانه ای و سیاسی سرکار خانم معتمد آریا در سال 1388، خارج از عرف رایج  قانون اساسی، از بالا تا پایین نظام را مورد هجمه قرار ندادند. مگر به ساحت مقدس اباعبدالله علیه السلام در خیابان های تهران توهین نکردند؟! چرا آن زمان صدا از رسانه های اصلاح طلب در نیامد.

اگر دموکراسی خیابانی در این مدل مورد تائید رسانه های اصلاح طلب نیست چرا سال 88 دهان خود را بسته بودند. امنیت ملی مملکت نزدیک به یکسال متزلزل بود اما کسی به وضعیت نا امن موجود اعتراض نکرد و حالا به یک تجمع کوچک افراد مذهبی معترض می شوند و سعی می کنند تصویر معکوس از مشی و روش آنان در مطبوعات منعکس کنند.

یک دو سه


قطعا آنچه در رسانه‌های جهت دار در حال طرح ریزی است این است که از کاه کوه بسازنند بدون هیچ استنادی و بدون ارائه هیچ تصویری مستندی تجمع بی غرض مردم محترم و دیندار کاشان را، هتک حرمت به بانوی سینمای ایران جلوه می دهند.


 
رهبر انقلاب در پیامی به اجلاس سراسری نماز:
ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

ترویج نماز یکی از مؤثرترین راه‌ها برای جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی است/

 

 

توقع دارم همه دستگاه‌ها عظمت مسأله نماز را دریابند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی به اجلاس سراسری نماز، تاکید کردند توقع و انتظار اینجانب آن است که همه به ویژه مسئولان دستگاه‌ها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی، عظمت این مسأله را به درستی دریابند و گام در راه عمل نهند.

خبرگزاری فارس: ترویج نماز یکی از مؤثرترین راه‌ها برای جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی است/ توقع دارم همه دستگاه‌ها عظمت مسأله نماز را دریابند

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز، با تأکید بر ضرورت احساس مسئولیت همگانی در خصوص «ترویج نماز»، همگان، بویژه مسئولان دستگاهها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی را به درک عظمت این مسأله و برداشتن گامهای عملی در این راه، فراخواندند.

متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که امروز (سه‌شنبه) در بیست و چهارمین اجلاس سراسری نماز از سوی آیت‌الله عابدینی نماینده‌ی ولی فقیه و امام جمعه‌ی قزوین قرائت شد به این شرح است:

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

خداوند علیم و قدیر را سپاسگزارم که تلاش شما دست اندرکاران محترم این اجلاس مهم و بیش از همه عالم بزرگوار و مجاهد جناب حجة الاسلام آقای قرائتی در بخشهای اساسی و مؤثری به بار نشسته و کارهای مفیدی در ترویج فریضه ی بزرگ و بی بدیل نماز انجام گرفته است.

با این همه، ظرفیت و میدان کار و نیز نیاز و عطش جامعه ی اسلامی برای رسیدن به نقطه مطلوب، بسیار بیش از واقعیتهای کنونی در این باره است. در پیام سال گذشته گوشه ئی از این فضای خالی و تلاش پذیر، نشان داده شده است.

سخن امروز من تأکید بر احساس مسئولیت همگانی است.

توقع و انتظار این جانب آن است که همه بویژه مسئولان دستگاهها و دارندگان امکانات مادی و معنوی و مدیریتی، عظمت این مسأله را به درستی دریابند و گام در راه عمل نهند.

همه بدانند که یکی از مؤثرترین راهها برای کاستن آسیبهای اجتماعی، ترویج نماز است. به این که حتی یک نفر از جوانان و نوجوانان کشور، در نماز سهل انگاری نکند همت گمارید. این یکی از بهترین راهها برای سلامت معنوی و روحی مردم ما و جامعه ما است.

به این که همگان فرا بگیرند و عادت کنند که نماز را با خشوع و حضور قلب به جا آورند، همت گمارید.

اینها همه کارهای ممکنی است که با عزم راسخ و کار مداوم شما دست اندرکاران، محقّق خواهد شد، ان‌شاءالله.

والسلام علیکم و رحمةالله

سیدعلی خامنه‌ای

6 بهمن ماه 1394



 
عکس/ اقدام زیبای یک ساندویچی
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٥  کلمات کلیدی: فرهنگ
 
تصاویر/ « سلحشور» روی تخت بیمارستان
ساعت ٥:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: فرهنگ
فرج‌الله سلحشور کارگردان مجموعه بین‌المللی یوسف پیامبر(ع) و دیگر آثار سینمایی و نمایشی آیینی و انقلابی، در بیمارستان بستری شده است.«بصیر سلحشور» فرزند فرج‌الله سلحشور گفت: پدرم از روز چهارشنبه به دلیل وخامت حال‌شان در بیمارستان بقیةالله(عج) و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شده‌اند.خدا را شکر طی روزهای اخیر و پس از بستری در بیمارستان با دعای خیر مردم حال پدر رو به بهبودی است.فرج‌الله سلحشور مدتی است به دلیل عارضه سرطان ریه و همچنین تزریق آمپول اشتباهی در منزل بستری بود.گزارش تصویری زیر از آقای محسن کرامت - مشرق منتشر شده است :
 

تصاویر/ « سلحشور» روی تخت بیمارستان تصاویر/ « سلحشور» روی تخت بیمارستان تصاویر/ « سلحشور» روی تخت بیمارستان تصاویر/ « سلحشور» روی تخت بیمارستان تصاویر/ « سلحشور» روی تخت بیمارستان تصاویر/ « سلحشور» روی تخت بیمارستان


 
درس اخلاق، کجا و چه زمانی برویم؟ +جدول
ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٧  کلمات کلیدی: فرهنگ

به گزارش مشرق،همه روزه درس اخلاق در نقاط مختلف تهران برگزار می شود؛ که در برخی ایام هفته خاصه چهارشنبه ها و پنج شنبه ها، بیشتر است. همچنین این جلسات در برخی مناطق تهران خاصه جنوب و شرق، بیشتر برگزار می شود. گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان، برای بهره مندی هرچه سریعتر و آسانتر مردم، فهرستی کامل از این دروس تهیه کرده است. پیش از مشاهده این فهرست، در ابتدا، توضیحاتی از برخی جلسات را بخوانید.

 

درسی با حضور دو فقیه

درس اخلاق مدرسه حاج ابوالفتح، چهارشنبه ها در بیت آیت الله سید محمد حسین مرتضوی لنگرودی، فقیه اهل بیت علیهم السلام برگزار می شود. آیت الله مرتضوی لنگرودی از ساعت 8 تا 8:30 صبح و سپس، آیت الله سیدباقر آیت میردامادی، نماینده آیت الله نوری همدانی و امام جماعت مسجد امام رضا (ع)، از ساعت 8:30 تا 9 صبح به بیان مواضع و تذکرات اخلاقی می پردازد.

 

درس اخلاق، کجا و چه زمانی برویم؟

 

استقبال گسترده طلاب از جلسات آیت الله ضیاءآبادی

جلسات ثابت درس اخلاق آیت الله محمد ضیاءآبادی، با حضور گسترده طلاب، فضلا و عموم مردم هر هفته دوشنبه‌ شب، پس از اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد علی بن حسین ‌(ع) واقع در میدان قدس، خیابان دربند، خیابان شهید زمانی، کوچه شهید شفیعی برگزار می شود. درسی که همچون کلاسی کاربردی، با توجه و استقبال عموم مردم به ویژه طلاب و فضلا روبرو می شود.

 

درس اخلاق، کجا و چه زمانی برویم؟

 

 

کلاس اخلاقِ باسابقه ترین امام جمعه کشور

آیت الله سیدمرتضی محمودی گلپایگانی، که در حال حاضر امام جمعه و نماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین است، سال 1358 با حکمی که از دفتر حضرت امام خمینی(ره) برای وی صادر شد، به عنوان امام جمعه این شهر، فعالیتهای سیاسی، مذهبی، اجتماعی خود را آغاز کرد. جلسات وعظ و نصیحت ایشان، دل ها را باصفا، معنوی و نورانی می کند.

 

درس اخلاق، کجا و چه زمانی برویم؟

 

جوانان چون شمعی پیرامون استاد جاودان

درس اخلاق چهارشنبه ها و پنج شنبه های آیت الله محمدعلی جاودان، در نوع خود کم نظیر است؛ زیرا اکثریت متسمعین، جوان هستند.

 

درس اخلاق، کجا و چه زمانی برویم؟

 

در ادامه، اطلاعات لازم برای حضور و استفاده از تذکرات اخلاقی اساتید، علما و فقهای تهران، تقدیم می شود. امید است هر یک از مؤمنین، ما را از دعای خیرشان در این جلسات، بهره مند گردانند.

شایان ذکر است در این جستار، جلساتی معرفی شدند که حضور در آنها برای عموم مردم آزاد و بلامانع است. زیرا هر هفته دست کم، یک مرتبه در مدارس علمیه، درس اخلاق برگزار می شود؛  اما از آن رو که حضور در برخی از آنها با ممانعت مواجه است و یا به سختی صورت می پذیرد از ذکر آنان اجتناب شده است.

 

فهرست جلسات اخلاقِ فقها و علمای تهران

 

ردیف

نام استاد

روز برگزاری

محل برگزاری

نشانی

شماره تماس و طریق اطلاع رسانی

1

سیدمحمد حسین مرتضوی لنگرودی

چهارشنبه/

8 تا 9 صبح

بیت معظم له

میدان قیام، خیابان ری شمالی، کوچه انصاری

33568897

2

محمد ضیاءآبادی

دوشنبه/ بعد از نماز عشا

مسجد علی بن حسین ‌(ع)

میدان قدس، خیابان دربند، خیابان شهید زمانی، کوچه شهید شفیعی

55380534

3

ضیاءالدین نجفی تهرانی

دوشنبه/ بعد از نماز عشا

مسجد نبی اکرم(ص)

خیابان پیروزی، خیابان نبرد جنوبی، میدان دوم نبی اکرم (ص)

09121303826

4

محمدتقی وحیدی گلپایگانی

جمعه/ بعد از نماز عشا

مسجد انصارالحجه

خیابان خاوران، تقاطع مخبر جنوبی

33702211

5

سیدعبدالجواد علم الهدی

دوشنبه/ 11 صبح

دفتر معظم له

خیابان 17 شهریور، نرسیده به میدان خراسان، بلوار قیام، خیابان مشهدی رحیم شمالی

33556462

6

محمدصادق حائری شیرازی

سه شنبه/ بعد از نماز عصر

مسجد سید عزیزالله

بازار بزرگ تهران (نزدیک چهارسوق کوچک و بزرگ

haerishirazi.ir

7

حیدرعلی جلالی خمینی

سه شنبه/ 10 صبح

مسجد احمدیه

بزرگراه رسالت، چهارراه سرسبز

77456636 و 09121306421

8

مرتضی تهرانی

پنج شنبه/ بعد از نماز عشا

 

مسجد میرزا موسی بازار، هر هفته

بازار تهران، بعد از تقاطع ناصرخسرو، نرسیده به چهارراه سیروس، کوچه نوروز خان

ommeabiha.ir

 

9

موحدی کرمانی

پنج شنبه/ بعد از نماز عشا

مسجد امام حسن(ع)

بلوار ارتش، شهرک شهید، محلاتی، خیابان آزادگان

 

10

سیدمرتضی محمودی گلپایگانی

چهارشنبه/ بعد از نماز عشا

مسجد فاطمه الزهرا (س)

بلوار فردوس، خیابان ابراهیمی جنوبی، کوچه١٢، پلاک ۵

 

11

مهدی احدی

پنج شنبه/ بعد از نماز عشا

مسجد الزهراء سلام الله علیها

 

اتوبان آزادگان، خیابان رجایی، کوچه شهید خلفی

ارسال عدد 1 به سامانه 30002128101112