شهیدی که حاج قاسم سلیمانی عاشقش بود +فیلم
ساعت ٧:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در فیلم زیر بخشی از صحبت‌های سردار سلیمانی را درباره شهید بزرگوار میر قاسم میرحسینی قائم مقام لشکر 41 ثارالله می‌شنوید.

 
قاسم میرحسینی در سال 1342 در زابل متولد شد و در روز 20 دی‌ماه 1365 طی عملیات کربلای5 در حالی که به همراه نیروهایش عمده موانع دشمن را شکافته و به دژ شلمچه رسیده بودند، مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. 
 
 
 
 
00:49 00:49

 لینک دانلود


 
خاطره ضرغامی از حاج قاسم درباره تیپ فاطمیون
ساعت ٧:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش مشرق، عزت الله ضرغامی رئیس اسبق سازمان صدا و سیما طی مطلبی در صفحه شخصی اش با عنوان «فاطمیون» نوشت:

 بزرگان می‌گویند "شجاعت" صفت ویژه ای است که سایر فضائل و کمالات انسانی در پرتو آن هویت می یابد.
 

آنان که یک شبه ره صد ساله می روند به برکت همین صفت "شجاعت" است.

 بانوی اول ما،جامع جمیع کمالات بود، اما صفت شجاعت و دفاع مردانه از حق و ولایت او را جاودانه و الگوی زنان عالم کرد .
 

به مادرمان افتخار می‌کنیم و از او می‌خواهیم ما را به اخلاق فاطمی اش نزدیک کند.

"فاطمیون" رزمندگان افغان و گل سر سبد مدافعین حرم اند .
 

از سردار سلیمانی در مورد امنیت و حفاظت یکی از مراکز مهم معنوی سیاسی پرسیدم. گفت جز بچه‌های فاطمیون کس دیگری نمی تواند از آنجا دفاع کند. فقط کار آنهاست !

 خاطره ضرغامی از حاج قاسم درباره تیپ فاطمیون


عکس،بالا شهید سید علی حسینی عالمی معروف به "ابوسجاد" ، از فرماندهان شجاع فاطمیون است که به همراه دو تن دیگر از اعضای خانواده اش در جهاد با گروهک تروریستی آمریکایی -داعش به شهادت رسید.
 این تبسم پس از شهادت، تابلوئی از همه زیبایی ها ،خوبی ها و صداقت هاست.
دفاع از حرم آل الله ، رسوا کننده شیعه انگلیسی است!

منبع: فارس

 
اهدای انگشتر سردار سلیمانی به دختر سرلشکر ناصری+تصویر
ساعت ٦:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش خبرنگار گروه استان‌های باشگاه خبرنگاران جوان از مشهد، سردار قاسم سلیمانی ظهر امروز با حضور در منزل سردار سرلشکر شهید ناصری با خانواده شهید دیدار کرد.
وی در دیدار و گفت‌وگویی صمیمی با فرزندان شهید به رشادت‌ها و از خودگذشتگی‌های شهید ناصری اشاره کرد و گفت: باید به داشتن چنین پدری افتخار کرد و از دلاوری‌های پدر الگو گرفت و راه و هدف شهید را دنبال کرد.
اهدای انگشترش سردار سلیمانی به دختر سرلشکر ناصری
سردار سلیمانی به تماشای کلیپ کودکی زهرا دختر شهید ناصری در یادواره چند سال پیش شهید پرداخت و دختر شهید را به دلیل الگوگیری روحیه حق‌طلبی پدر تحسین کرد.
فرمانده سپاه قدس با عذرخواهی از خانواده شهید به دلیل عدم حضور در یادواره اخیر شهید ناصری ادامه داد: با اینکه نتوانستم در یادواره حضور پیدا کنم ولی دلم در مراسم بود و تماماً پیگیر اخبار یادواره بوده‌ام.
وی در پایان این دیدار صمیمی انگشتر خود را به زهرا دختر شهید هدیه کرد.

 
امروز در مشهد مقدس صورت گرفت
ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

حضور سردار سلیمانی در منزل سرلشکر ناصری و اهدای انگشترش به دختر شهید

به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، سردار قاسم سلیمانی ظهر امروز با حضور در منزل سردار سرلشکر شهید ناصری با خانواده شهید دیدار کرد.

وی در دیدار و گفت‌وگویی صمیمی با فرزندان شهید به رشادت‌ها و ازخودگذشتگی‌های شهید ناصری اشاره کرد و گفت: باید به داشتن چنین پدری افتخار کرد و از دلاوری‌های پدر الگو گرفت و راه و هدف شهید را دنبال کرد.

سردار سلیمانی به تماشای کلیپ کودکی زهرا دختر شهید ناصری در یادواره چند سال پیش شهید پرداخت و دختر شهید را به دلیل الگوگیری روحیه حق‌طلبی پدر تحسین کرد.

فرمانده سپاه قدس با اشاره به برگزاری یادواره شهید ناصری ادامه داد: با اینکه نتوانستم در یادواره حضور پیدا کنم ولی دلم در مراسم بود و تماماً پیگیر اخبار یادواره بوده‌ام.

وی در پایان این دیدار صمیمی انگشتر خود را به زهرا دختر شهید هدیه کرد.



 
5 رفیقی که یکجا شهید شدند + عکس
ساعت ۸:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، سرهنگ روح الله کاکاوند از فرماندهان ناجا و از رزمندگان شهر هرسین در دوران دفاع مقدس، با انتشار عکسی، خاطره مربوط به چند شهید را اینگونه نوشته است:

افرادی که در این عکس هستند، 4 نفر از جوانان برومند استان کرمانشاه هستند که در دانشسرای تربیت معلم شهر «صحنه» مشغول تحصیل بودند. با هم قول و قرار گذاشتند به جبهه بیایند. در عملیات کربلای 5 هر کدام به یک گردان اعزام شدند اما اصرار داشتند که با هم باشند. اصرار فراوان شان باعث شد فرماندهان قبول کنند اما گفتند حق ندارید در حین عملیات با هم تجمع کنید. تا اینکه به طور اتفاقی در هنگام درگیری با بعثی ها از گردان جدا می شوند و با تعداد زیادی از عراقی ها تا صبح درگیر می شوند و آن منطقه را از لوث وجود بعثی ها پاکسازی می کنند.

بعدها مشخص شد اگر همین بچه ها با آن گروه عراقی درگیر نمی شدند ممکن بود همه افراد گردان در محاصره بیافتند. انگار معجزه ای شکل گرفته بود تا اینها راه را گم کنند و از بال سمت راست گردان جدا شوند و با عراقی ها در آن نقطه درگیر شوند. روز دوم یا سوم عملیات کربلای 5 در حوالی دریاچه ماهی بود و طبق معمول دور هم نشسته بودند که توپ 155 میلی متری دشمن به وسط آن ها اصابت و بدن های مطهرشان قطعه قطعه شد. شهیدان حشمت الله محسنی، وحید حمزه ای، اردشیر الهیاری و علی ناصری...

5 رفیقی که یکجا شهید شدند 

یکی از این عزیزان اردشیر اللهیاری برادر سلیمان اللهیاری کشتی گیر معروف کرمانشاهی بود، اما 3 نفر دیگر هرسینی بودند. چون همکلاس بودند خیلی صمیمی شده بودند. همین آقا اردشیر یک شب قبل از عملیات به من گفت: نمی دانم چرا امشب آمادگی شهادت را ندارم. خدا کند عملیات به شب بعد موکول شود. قدری باهاش شوخی کردم و گفتم: نکنه ترسیدی! گفت: نه اگر ترسیده بودم داوطلبانه آر.پی.جی زن نمی شدم... دو تا چفیه داشتم؛ گفت: یکی از چفیه هاتو می خوام... بهش دادم و خداحافظی کردیم. نیمه های شب بود که گفتند کامیون های حامل نیرو برگردند آبادان؛ امشب عملیات نداریم. برای فردا شب آماده شوید. شب بعد دیدم اردشیر الهیاری خیلی خوشحال است. همش می گفت بچه ها من نورانی شده ام؟ ما هم می گفتیم: شدیدا نورانی شدی. می گفت: عطر تیرز نزدم ها ولی دقت کنید چقدر خوشبو شده ام... همین نفر اول که گرمکن قرمز دارد اگر اشتباه نکنم اسمش وحید حمزه ای بود؛ می گفت: داش اردشیر! نامردی نکنی ها اگر قراره شهید بشیم باید با هم شهید بشیم چون همکلاس هستیم.

واقعا این 4 نفر رفتارشان با بقیه متفاوت بود. انگار فهمیده بودند قرار است در بهشت با هم باشند. انگار فهمیده بودند ملائک نزول کرده و می خواهند آنها را تا عرش اعلی بالا ببرند. انگار متوجه شده بودند برگزیده شده اند و خداوند مقرر فرموده از دست ساقی کوثر شهد شیرین شهادت بنوشند. آنها روح بلندی داشتند و به ملکوت اعلا پیوستند؛ اما چقدر زود فراموش شدند این اسوه های تقوا، شجاعت و رشادت!

دو نکته را لازم می دانم عرض کنم؛ یکی اینکه بعدها همرزمان اردشیر الهیاری گفتند: علت اینکه ایشان دوست نداشت شب اول عملیات انجام بگیرد این بود که غسل شهادت نکرده بود و وصیتنامه اش را نصف و نیمه نوشته بود. نکته دوم: به سبب اینکه با برادرش (سلیمان) چند مرحله مسابقات کشتی کشوری رفته بودیم و اردشیر خودش هم کشتی گیر خوبی بود با ایشان بیشتر رفیق بودم.


 
سرلشکر قاسم سلیمانی در مراسم سالگرد شهادت سردار همدانی:
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/۱٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

در سوریه از اسلام و جمهوری اسلامی دفاع می‌کنیم/

 

 

ولیعهد دوم عجول عربستان شاید شاه خود را هم بکشد/

 

داعش از خوارج زمان امام علی (ع) بدتر است

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شامگاه چهارشنبه در مراسم سالگرد شهادت سردار همدانی اظهارداشت: قطعاً ایام محرم اگرچه ایام حزن و اندوه است اما معنویت آن برای جامعه ما اگر بیش از رمضان نباشد، کمتر نیست.

وی افزود: همان دگرگونی که در شب‌های قدر شکل می‌گیرد در شب‌های محرم نیز صورت می‌گیرد، افتخار می‌کنیم که مذهبی (شیعه) هستیم که قلل آن بر فراز همه قلل مذاهب قرار دارد.

سرلشکر سلیمانی تصریح کرد: سردار همدانی به عشق اهل بیت و حرم حضرت زینب (س) در این راه به شهادت رسید.

فرمانده نیروی قدس سپاه خاطرنشان کرد: امام حسین (ع) با عروج خودش که قرآن ناطق بود اسلام را تضمین کرد. حادثه کربلا از ابتدا تا انتها با دقت چیده شده و همه جزئیات آن نوش دارویی است برای درمان بشریت در این دنیای فانی و زودگذر.

وی افزود: داعش زمان ما از خوارج زمان امام علی بدتر هستند و برخورد آنها را با اسرا می‌بینیم.

فرمانده نیروی قدس سپاه ادامه داد: داعش شمشیرهای براق برنده و مخصوص سر بریدن را روی گلوی اسرا گذاشت، اما این افراد از مذهب خود برنگشتند و اینها تاثیرات کربلاست.

سرلشکر سلیمانی با تأکید بر اینکه شعار و حرکت امام حسین (ع) از ابتدا تا آخر یکی بود و هیچگاه تغییر نکرد، گفت: کربلا و عاشورا تاثیرات بسزایی در جبهه‌های عراق و سوریه دارد.

وی در ادامه اظهار داشت: جوان‌های ما امروز لباس عزای امام حسین (ع) برتن می‌کنند که رسم بسیار خوبی است. فرهنگ امام حسین (ع) همواره ما را پیروز کرده است. این فرهنگ دیروز فقط یک شعبه ایران را داشت و امروز شعبات دیگری دارد و انصارالله یمن و همین طور حشدالشعبی به امام حسین (ع) تاسی می‌کنند.

فرمانده نیروی قدس سپاه پیرامون شهید سردار همدانی نیز گفت: آخرین لحظه‌ای که شهید همدانی را دیدم، چند ساعت قبل از شهادتش بود، یک حالت جوانی در او دیدم، او انسان صبوری بود و اهل شلوغ کاری به تعبیر ما نبود.

سرلشکر سلیمانی تصریح کرد: در حادثه سوریه توفیق شد از نزدیک با این چهره آشنا شوم. بعدا متوجه شدم سردار همدانی از چند روز قبل از شهادتش مطمئن بود. در لحظه آخر خیلی بشاش بود و با خنده به من گفت بیا یک عکس بگیریم شاید آخرین عکس من باشد.

وی اضافه کرد: وقتی این حرف را زد یک شعر به ذهنم آمد این بود «رقص و جولان بر سر میدان کنند، رقص اندر خون خود مردان کنند/ چون رهند از دست خود دستی زنند، چون جهند از نقص خود رقصی کنند».

فرمانده نیروی قدس سپاه افزود: وقتی شهدا را از دست می‌دهیم، آن وقت به ارزش آنها پی می‌بریم. شهدایی چون همدانی، باقری، کاظمی، علی هاشمی و بسیاری دیگر شاید هر صد سال مثلشان بیاید، وقتی این شهدا را از دست می‌دهیم یک خلا است، مثل مالک اشتر برای امیرالمومنین.

سرلشکر سلیمانی خاطرنشان کرد: سردار همدانی فقط یک شهید نبود؛ همدانی یک لشکر و استان بود مثل شهید بهشتی که امام (ره) فرمود یک ملت بود.

وی با بیان اینکه همدانی سه کارکرد مهم در دفاع مقدس داشت، گفت: یکی از آنان تأسیس شمشیر برنده لشکر انصار الحسین بود که هرجا نظام تهدیدی داشته باشد آن را اعزام می‌کند. اقدام دیگر او نقش ارزنده از ابتدای دفاع مقدس تا انتهای آن در همه عملیات‌ها و پیروزی‌های مهم در سمت فرماندهی بود. کار سوم از دو کار اول مهمتر بود و آن همان چیزی بود که دفاع مقدس را در دل‌ها و مغزها جا انداخت و آن تأسیس مدرسه فکری حسین همدانی بود. ده ها هزار جوان دنبال این مرد راه افتادند و او مثل مادری از این فرزندان حمایت کرد و آنها را تربیت کرد.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه بخش دوم زندگی شهید همدانی هم برای ما پر عبرت است، گفت: جنگ تمام شد و او به همین جامعه آمد. در ظاهر سردار و سرتیپ بود و خانواده و نوه آمد و اینها قفل هایی بود که انسان را بر زمین میخکوب می‌کند. این عاطفه را خدا قرار داده اما آنچه که مهم است این است که این عاطفه ها هدف انسان نشود.

سرلشکر سلیمانی با تأکید بر اینکه همدانی نگذاشت این تعلقات برای او هدف شود، گفت: به جای اسم سردار حسین همدانی شد «ابو وهب» و به جای لشکر انصارالحسین نام شیرین مدافعین حرم را تأسیس کرد.

وی ادامه داد: او در قریب ۶٠ سال عمر، زیباترین ثمره را دریافت کرد. او تاثیر اساسی در صحنه مقاومت سوریه گذاشت. چرا اینقدر دنیا حول جغرافیایی سوریه بسیج شده؟ موضوع پیرامون یک شخص و بحث دیکتاتوری است؟ موضوع چیز دیگری است.

فرمانده نیروی قدس سپاه در ادامه گفت: در این عالم عربی کشورهای گوناگونی هستند که ثروت فراوانی دارند و جز یک مقطع کوتاهی شاهد قرارداد ننگین کمپ دیوید بودیم که انور سادات شمشیر را از پشت به کمر مسلمانان فرو کرد.

سرلشکر سلیمانی خاطرنشان کرد: همه این کشورها یا سری یا علنی با رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار کردند جز یک کشور که حاضر شد امنیت و تمامیت ارضی خودش را فدای مسلمانان کند. در زمان کلینتون قرار بود صلح سوریه و رژیم صهیونیستی در پاریس تمام شود، حافظ اسد به پاریس رفت اما صبح حاضر نشد به آن جلسه برود چون می‌دانست اثر سازش سوریه بر پایداری جبهه مقاومت علیه رژیم صهیونیستی چیست و همه آن را به هم زد.

وی خاطرنشان کرد: در زمان بشار اسد، ملک عبدالله به سوریه آمد و دست بشار اسد را گرفت و به لبنان برد که ارتش سوریه را بیرون کرده بود و مجسمه حافظ اسد را پایین آورده بود. گفت پسرم این لبنان برای تو. اما چه می خواست؟ می‌خواست که اسد از ایران دست بکشد، اما او نپذیرفت همان چیزی که برخی آن را آورده مهم و بزرگ و منافع ملی می‌نامند.

فرمانده نیروی سپاه قدس ادامه داد: ولیعهد دوم عربستان که خیلی هم عجول هست و شاید شاه خود را هم بکشد، به روسیه رفت تا در مورد سوریه وساطت کنند که جلسه با حضور روس‌ها و فردی از سوریه بود، گذاشتند. این ولیعهد عربستان از حال اسد پرسید و این فرد سوری گفت مشکل داعش است و ولیعهد گفت داعش که خطر ندارد و همه اینها تمام می‌شود اما مشکل ارتباط شما با ایران است شما ارتباط نداشته باشید همه تمام می‌شود.

سرلشکر سلیمانی با تاکید بر اینکه مشکل دشمنان، محوریت سوریه در جبهه مقاومت و ارتباط با جمهوری اسلامی است، گفت: ما در آنجا فقط از سوریه دفاع نمی‌کنیم از اسلام و جمهوری اسلامی دفاع می‌کنیم. داعش و گروهای تکفیری برای سوریه تأسیس نشدند، اینها برای ایران درست شدند.

وی افزود: اگر این ایستادگی صورت نمی‌گرفت و برخی که این توهم را داشتند که نماز را در مسجد اموی می‌خوانیم و امپراطوری راه می‌اندازیم موفق می‌شدند و داعش حکومت تشکیل می‌داد با وجود جنایاتی که از آنها دیدیم، نتیجه چه می‌شد؟ فکر گسترده‌ای که از همه دنیا سرباز گیری می‌کند و در همه دنیا حاکم مشخص کرده اگر موفق به تأسیس حکومت می‌شد، خدا می‌داند چه فاجعه‌ای در جهان اسلام رخ می‌داد. جمهوری اسلامی با افتخار در مقابل این فاجعه ایستاد.


سرلشکر سلیمانی خاطرنشان کرد: نظام سوریه با کمک ایران امروز توانسته پس از ۵ سال فشار و محاصره را تحمل کند تا دنیا اعتراف کند که این گروه‌ها، تروریستی هستند. ما رزمنده نبردیم بلکه به نظام سوریه کمک کردیم. اگر در سوریه جلوی این گروها گرفته نمی‌شد امروز همه این مناطق درگیر داعش بود.

وی تصریح کرد: تکفیری‌ها امروز در همه جبهه‌ها یا شکست خوردند یا در حال شکست خوردن هستند. من معتقدم مردم سوریه با پشتیبانی از دولت خود شکست ناپذیر هستند. امروز اروپا هزینه سنگین امنیتی می‌دهد و دلیلش حمایت از همین گروه‌های تروریستی است. شهید همدانی تأثیر ارزنده‌ای در این پیروزی‌ها داشت.

فرمانده نیروی قدس سپاه در پایان گفت: باید به درایت و حکمت رهبر خودمان اطمینان داشته باشیم و قدر آن را بدانیم. امروز اگر انقلاب اسلامی دشمنان را متحیر کرده است بدلیل درایت رهبری است.



 
حاشیه‌های دیدار جلیلی با خانواده شهدای مدافع حرم
ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

روایت پدر دانشجوی دانشگاه تهران که در سامرا شهید شد/

 

 

دیدار با خانواده غواص عملیات کربلای4

به گزارش خبرگزاری فارس، سعید جلیلی اخیرا در سفر خود به آمل با خانواده‌های شهدای مدافع حرم و دفاع مقدس دیدار کرد که این دیدارها حاشیه‌هایی داشت که در ادامه می‌آید:

خبرگزاری فارس: روایت پدر دانشجوی دانشگاه تهران که در سامرا شهید شد/ دیدار با خانواده غواص عملیات کربلای 4

دیدار با خانواده شهید مدافع حرم؛ رضا حاجی زاده عقربه‌های ساعت، 3 بعد از ظهر را نشان می دهد که نزدیک منزل شهید رضا حاجی زاده می‌شویم. شهید مدافع حرمی که اردیبهشت همین امسال در «خان طومان» به شهادت رسید. پدر شهید به دکتر جلیلی خوش آمد می گوید و سپس پدر همسر شهید است که شروع به درد و دل با دکتر می کند؛ می گوید شهادت مبارک دامادم باشد اما واقعا در این سن برایش زود بود! 29 سال بیشتر نداشت و دو فرزند کوچک نیز از خود به یادگار گذاشته، فاطمه و محمد طه. ادامه می دهد که بار اول که به سوریه اعزام شده بود، مجروح شد و زمانی که به ایران برگشت می گفت به استقبالم نیایید! چون خیلی از خانواده شهدای مدافع حرم هنوز پیکر فرزندانشان را هم ندیده اند! دیدار با خانواده شهیدان دفاع مقدس؛ منصور و ناصر مهدوی نیاکی مقصد بعدی، منزل شهیدان منصور و ناصر مهدوی نیاکی است، اما حکایت یکی از این دو برادر جالب تر است چون عکس او بسیار معروف تر از نامش است! همین پارسال بود که انتشار تصویر دستان بسته او دل یک ملت را سوزانده بود؛ همان شهید غواصی که نزدیک به 30 سال دستانش بسته بود تا اینکه خرداد 94 به کشور بازگشت و حماسه تشییع او و دیگر همرزمانش در تاریخ این مرز و بوم ثبت شد. وی از غواصان لشکر 25 کربلا بود و در جریان عملیات کربلای ‌4 در منطقه ام‌الرصاص، به شهادت رسید. برادرش ناصر هم 6 ماه بعد در عملیات‌ نصر 4 در آزادسازی‌ شهر ماووت‌ عراق‌ به‌ خیل‌ شهیدان‌ پیوست‌. پدر و مادر شهید سالهاست که به فرزندانشان پیوسته اند و به همین جهت برادران شهید میزبان دکتر جلیلی بودند. دیدار با خانواده شهید مدافع حرم؛ روح الله صحرایی منزل شهید روح الله صحرایی، سومین خانه شهیدی است که میزبان دکتر جلیلی است. شهید مدافع حرم که 16 آذر 94 در سوریه به شهادت رسید. قبل از ورود به منزل شهید، تصاویری از او در کنار شهید رضا حاجی زاده دیده می شود، یکی از اقوام شهید می گوید وقتی روح الله شهید شد، تصاویرش به همراه رضا منتشر شد ولی آن موقع عکس رضا را تیره کرده بودند تا شناسایی نشود اما امروز دیگر چهره هر دویشان شفاف شده! آن قدر به هم علاقه داشتند که پس از شهدات روح الله همه برای شهادت رضا هم لحظه شماری می کردند تا اینکه دقیقا5 ماه بعد در 16 اردیبهشت 95 رضا هم شهید شد. پدر، مادر و همسر شهید به دکتر جلیلی خوش آمد می گویند، دکتر با دقت خاصی به به تصاویر شهید نگاه می کند و بعد حرفهای پدر و مادر را می شنود. در ادامه یکی از همرزمان شهید نیز خاطراتی از روح الله را بیان می کند و این چنین سومین دیدار نیز به پایان می رسد. دیدار با خانواده شهیدان دفاع مقدس؛ علیرضا و غلامرضا مازیار مقصد بعدی، منزل شهیدان غلامرضا و علیرضا مازیار است. خانه ای قدیمی و باصفا که با حضور مادر شهید نوستالژی اش تکمیل می شود! مادر پیری که دو فرزند خود را در جنگ از دست داده ، یک فرزندش جانباز شده و فرزند دیگرش مدتی اسیر بوده است. اما حماسه این شیرزن آملی تمامی ندارد چون در حین سخنانش می گوید که همزمان با حضور فرزندانش در جنگ، خودش در جبهه غرب (مریوان) مشغول خدمت به رزمندگان در قالب تدارکات جبهه بوده است، بعد از این سخنان مادر شهید، دکتر جلیلی می گوید واقعا از بزرگی و عظمت شما احساس کوچکی می کنم، وقتی شما و امثال شما را می بینم به کوچکی خودم پی می‌پبرم. برادر شهید نیز که در کربلای 5 اسیر شده از خاطرات و نحوه اسیر شدنش می گوید، در همین حین یکی از حضار از دکتر جلیلی می پرسد آقای دکتر شما هم در کربلای 5 مجروح شدید؟ دکتر به نشانه تایید سری تکان می دهد. در پایان نیز دکتر به سبک تمام دیدارهای قبلی به عکس نصب شده شهدا در اتاق نگاه می کند، شاید خیلی از این تصاویر برای او خاطره است و شاید هم حسرت... دیدار با خانواده شهید مدافع حرم؛ اسماعیل حیدری منزل شهید مدافع حرم اسماعیل حیدری مقصدی بعدی است. یکی از اولین مدافعان حرم که همراه با هادی باغبانی در سوریه به شهادت رسید، به لحاظ سن و سال از دیگر مدافعان حرم بزرگتر بود اما به همان میزان مظلوم تر. همان زمان نیز خبر شهادت او بازتاب زیادی در رسانه ها داشت و فیلم کوتاهی که قبل از شهادتش در فضای مجازی منتشر شد نامش را بر سر زبانها انداخت. پدر و مادر شهید با همان لهجه شیرین آملی به دکتر خوش آمد می گویند و ابراهیم، برادر دوقلوی شهید نیز با دکتر خوش و بشی می کند. دکتر جلیلی به شوخی می گوید مثل اینکه همیشه این اسماعیل است که باید برای ابراهیم قربانی شود! همه می خندند و برادر شهید خاطراتی از شهید اسماعیل و مظلومیت او حتی در روزهای پس از شهادت بیان می کند. دیدار با خانواده شهید مدافع حرم؛ مهندس هادی جعفری مقصد نهایی، منزل شهید مدافع حرم مهندس هادی جعفری است. دانشجوی دانشگاه تهران که در سامرا شهید شد. پدر شهید برای دکتر توضیح می دهد که دوبار پیکرش را تشییع کردیم و چون بوسیله پهباد امریکایی شهید شده بود، بار اول مقداری گوشت سوخته آوردند و چندی بعد که نیمی دیگر از پیکرش را چند کیلومتر آن طرفتر از محل شهادتش پیدا کردند، برای تشییع به آمل آوردند... جالب آنکه هادی دقیقا در روز تولدش شهید شد، 3 فروردین 65 به دنیا آمد و 3 فروردین 94 از دنیا رفت.


 
اعجوبه دفاع مقدس را بهتر بشناسیم
ساعت ٥:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان؛ جنگ نیابتی آمریکا توسط عراق به انقلاب نوپای اسلامی ایران 31 شهریور 1359 با حمله جنگنده‌های این کشور آغاز شد. در این میان زن و مرد و پیر و جوان به دفاع از میهن شتافتند و به مقابله‌ای عظیم روی آوردند. جنگ تحمیلی ارتش بعث علیه جمهوری اسلامی ایران شهدای زیادی از میان فرماندهان کارکشته کشورمان گرفت.
سردار شهید حسن باقری

غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری متولد ۵ اسفند ۱۳۳۴ در تهران ملقب به سقّای بسیجیان؛ جوان‌ترین فرماندهِ جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ ایران و عراق بود. وی به‌عنوان جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه نقش مهمی در موفّقیّت رزمندگان ایران در عملیات‌های فتح‌المبین، رمضان و بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر داشت. وی در هنگام شهادت، سِمت قائم‌مقامی فرماندهِ نیروی زمینی سپاه را برعهده داشت.
سردار شهید حسن باقری
حسن در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۳۴ مصادف با روز تولد حسین بن علی در تهران به دنیا آمد. منابع دیگری محل تولد دقیق او را روستای افشرد از توابع بخش خواجه شهرستان هریس از استان آذربایجان شرقی می‌دانند که بعدها به همراه خانواده به تهران مهاجرت نموده‌اند. وی دوره دبستان را در مدرسه مترجم الدوله و دوره متوسطه را در دبیرستان مروی تهران به پایان رساند.
در سال ۱۳۵۴ در رشته دامپروری دانشگاه ارومیه پذیرفته شد. وی بعد از سه ترم از دانشگاه اخراج شد و در اسفند ۱۳۵۶ لباس سربازی را به تن کرد. دوران آموزشی سربازی را در نقده گذراند و از آن‌جا به ایلام فرستاده شد. در ایلام با روحانیون شهر، از جمله سید یدالله صدری امام جمعه شهر ارتباط داشت و اخبار پادگان را به وی منتقل می‌کرد.
سردار شهید حسن باقری
در سال ۱۳۵۷ در پی فرمان امام روح‌الله الموسوی خمینی مبنی بر فرار سربازها از پادگان‌ها، با استفاده از غفلت مأمورین از سربازی فرار کرد. به دلیل برخورداری از آموزش نظامی، به همراه سایر اعضای خانواده و دوستانش در تصرف کلانتری ۱۴ و پادگان عشرت‌آباد در تهران نقش بارزی داشت.
وی تا خرداد ۱۳۵۸، در کمیته انقلاب اسلامی و برخی نهادهای دیگر فعالیت داشت. در سال ۱۳۵۸ با ورود به روزنامه جمهوری اسلامی در سرویس فرهنگی و سیاسی فعالیت خود را آغاز کرد. در این مدت بنا به دعوت سازمان امل، از طرف این روزنامه به عنوان خبرنگار، سفر ۱۵ روزه‌ای به لبنان و اردن انجام داد و طی این سفر، گزارش تحلیلی جامعی از اوضاع نابسامان مسلمانان در آن منطقه تهیه کرد. پس از بازگشت در خرداد ماه سال ۱۳۵۸، دیپلم ادبی گرفت و سپس دوباره در امتحان وررودی دانشگاه‌ها شرکت کرد و با رتبه ۱۰۴ در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول شد.
سردار شهید حسن باقری
هم در بین دوستان و هم در بین دشمنان سردار شهید حسن باقری را با نام اعجوبه جنگ می‌شناختند 
حسن باقری اوایل ۱۳۵۹ به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد. در همان سال با آغاز فعالیتش در اطلاعات سپاه، نام مستعار حسن باقری را برای خود برگزید. وظیفه او در اطلاعات سپاه شناسایی گروهک‌ها بود. گفته می‌شود سردار محسن رضایی مسوول وقت اطلاعات کل سپاه، نام مستعار حسن باقری را برای وی برگزید.
باشروع جنگ میان ایران و عراق، در روز 31 شهریور ۱۳۵۹، به همراه عده‌ای از پاسداران در هنگامی که جایگاه نیروهای عراق در خوزستان تثبیت شده بود، راهی جبهه‌های جنوب شد. سردار یحیی رحیم صفوی؛ حسن باقری را از فرماندهان نابغه سپاه ایران می‌داند. در دورانی که در جنگ حضور داشت با استفاده از تجربیاتی که در زمان خبرنگاری خود در ایران و لبنان به دست آورده بود، به جمع‌آوری اطلاعات، نقشه‌ها و کالک‌های عملیاتی و ضبط صدا در جبهه‌های ایران پرداخت و این اسناد را به گزارش‌های سازمان‌یافته تبدیل کرد.
سردار شهید حسن باقری
وی در اول مهرماه ۱۳۵۹ راهی جبهه جنوب شد و از بدو ورود اقدام به راه‌اندازی واحد اطلاعات رزمی کرد. او خود شخصا بارها جهت دستیابی به اطلاعات از وضعیت دشمن به مواضع یگان‌های سپاه سوم ارتش بعث نفوذ می‌کرد.
حسن باقری مؤسس واحد اطلاعات و عملیات سپاه است. وی از ابتدای ورودش به اهواز در پایگاه منتظران شهادت به منظور دستیابی به اطلاعات مناسب از موقعیت دشمن، به همراه عناصر اطلاعاتی، به جمع‌آوری نقشه‌ها و پیاده کردن وضعیت مناطق عملیاتی روی آن‌ها پرداخت. فعالیت‌های او در این زمینه با سازماندهی عناصر اطلاعاتی و برگزاری آموزش مختصری برای آن‌ها، منجر به راه‌اندازی واحد اطلاعات عملیات در ستاد عملیات جنوب گردید. این واحدها پس از گذشت حدود ۳ ماه از شروع جنگ، در تمامی محورهای جنوب (از آبادان تا دزفول) مستقر شدند.
سردار شهید حسن باقری
حسن باقری، استعداد بالایی در تحلیل اطلاعات دشمن و پیش بینی حرکات احتمالی ارتش عراق، در آینده را داشت. از آن جمله پیش‌بینی وی در دی ماه سال ۱۳۵۹ مبنی بر حرکت ارتش عراق جهت الحاق محور شمال  – جنوب منطقه سوسنگرد برای ارتباط جفیر و بستان بود که عراق در کمتر از یک هفته با نصب پل‌های نظامی متعدد و تلاش گسترده این کار را انجام داد.

حسن باقری در دی ماه ۱۳۵۹ به عنوان یکی از معاونین ستاد عملیات جنوب انتخاب شد و در شکست محاصره سوسنگرد، فرماندهی عملیات امام مهدی، فتح، ارتفاعات الله‌اکبر و دهلاویه نقش مهمی داشت. این نبردها در شرایطی اجرا می‌شد که عملیات منظم نیروهای خودی با مشکل مواجه شده بود و اغلب بدون نتیجه می‌ماند. پس از برکناری ابوالحسن بنی‌صدر و با توجه به شرایط سیاسی آن زمان در ایران، در اجرای عملیات فرمانده کل قوا شرکت داشت و پس از مجروح شدن یحیی رحیم صفوی، هدایت عملیات را به عهده گرفت.
سردار شهید حسن باقری
حسن باقری علاقه زیادی به کادرسازی و تربیت نیرو برای فرماندهی داشت. مهدی زین‌الدین از معروفترین پرورش یافتگان اوست که بعدها به فرماندهی لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب رسید. به عقیده محسن رضایی فرمانده سپاه ایران در زمان جنگ، موفقیت نیروهای مسلح ایران با روش توسعه تجربی حاصل شد که حسن باقری از متخصصین و مبدعین آن بود. این روش موجب تدوین نظام دفاعی شامل اندیشه دفاعی، اصول و قواعد عملیات، دکترین نظامی و اصول و قواعد رزم برای ایران گردید. این روش مبتنی بر اصول منطقی و تجارب پایه در سال اول نبرد نیروهای ایران و عراق بود، که با کمک اصول منطقی از تجارب پایه دانش دفاع انقلابی ساخته می‌شد. مستندسازی تجارب و مفهوم‌سازی تجربی و توسعه دانایی محور اساسی این روش به شمار می‌آید.
سرانجام سردار شهید حسن باقری در روز 9 بهمن‌ماه سال 1361 در فکه به آرزوی دیرین خود رسید و به لقاالله پیوست

 
عکس/ سنگ قبری با یک دنیا حرف!
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
در مزار شهدای شهرستان دزفول قبری وجود دارد که بدون هر گونه جلوه ای هم سطح زمین قرار دارد. این قبر متعلق به شهید بهمن (محمد جواد) درولی است. بهمن دُرولی همون دانشجوی شهید (دانشگاه علم و صنعت) که وصیت کرد که : قبرم را ساده و هم سطح زمین درست کنید و با اندکی سیمان روی آن را بپوشانید و فقط با انگشت روی آن بنویسید: پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی
عکس/ سنگ قبری با یک دنیا حرف!

 
دفاع همچنان باقیاست ...
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

دفاع همچنان باقیاست ...

fgca_untitled-1.jpg


 
این فیش حقوقی لورفته هوش ازسرتان میبرد + عکس
ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٢۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛80 یا 400 شاید هم کمی بیشتر و هنوز صلاح نیست پرده رسوایی اش بیفتد، حقوق های نجومی و نامتعارف که برخی مدیران ارشد نهاد های دولتی دریافت می کنند، در همین حال و هوا انتشار این دست فیش های حقوقی در شبکه های اجتماعی، تصویری از نامه شهیدی منتشر شده، شهید ذبیح الله عالی نوشته است زمین زراعی دارم و درآمدم خوب است لطفا دوهزار تومان از حقوق ماهیانه من کسر کنید؛ چنین نگاهی در سال های دفاع مقدس پیروزی رزمندگان را منجر شد، نامه زیر نمونهٔ خوبی است برای سنجش رفتار مسئولین که امروز در ادارات و نهادهای دولتی حقوق می‌‌گیرند و عملاً ادارات دولتی را میدان مسابقه‌ای کرده‌اند برای کار کمتر و دریافتی بیشتر.


نامه لو رفته یکی از مدیران برای دریافت حقوق + عکس


گفتنی است؛ شهید ذبیح الله عالی در تابستان سال ۱۳۳۲، در روستای کردکلا بخش جویبار در خانواده‌ای کشاورز متولد شد. چون پدرش پیش از تولد او فوت کرده بود، در اواخر سال ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۶ در منطقه عملیاتی دهلران، گردان مسلم بن عقیل (ع) تحت فرماندهی عالی پیش قراول عملیات بود. آن‌ها از خطوط مقدم گذر کردند تا اینکه در پاسگاه چیلات در خاک عراق به محاصره نیروهای دشمن درآمدند و عالی پس از نبرد دلیرانه در تاریخ سوم اسفند ۱۳۶۲ به همراه گروهی از نیرو‌هایش به شهادت رسید.


 
عکس/ شهدای «رمضان» در میانه میدان مین
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

گروه جهاد و مقاومت مشرق - 26 تیرماه 1361 مصادف بود با 25 رمضان 1402 هجری قمری. اینجا هم شرق بصره در منطقه عملیاتی رمضان است. سال 1361، بعد از پیروزی در عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر، ایران تصمیم گرفت با یورش به خاک عراق، صدام را از حمله ای مجدد به ایران، منصرف کرده و اقدامی پیشگیرانه انجام دهد.

این عملیات به خاطر همزمانی با ماه مبارک رمضان، به نام رمضان شناخته شد. در این تصاویر که حاصل زحمات علی فریدونی است، شهدای عبور از میدان مین در شب دم عملیات دیده می شوند.

برخورد یکی از گردان های رزمی با میدان مین دشمن و همزمان شهادت دو تن از نیروهای شناسایی، جلوی پیشروی نیروها را سد کرد.

شماری از نیروها داوطلبانه از میدان مین رد شدند تا برای همرزمان خود راهی باز کنند. برخی بر اثر انفجار مین ها و بعضی به واسطه آتش تیربار دشمن به شهادت رسیدند. صبح فردای واقعه، امدادگران برای بردن شهدا و مجروحان احتمالی به منطقه آمدند.


عکس/ شهدای رمضان در میانه میدان مین

عکس/ شهدای رمضان در میانه میدان مین

عکس/ شهدای «رمضان» در میانه میدان مین

عکس/ شهدای رمضان در میانه میدان مین


 
عکس/ ورود پیکر ۵۵ شهید دفاع مقدس به کشور
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
پیکرهای 55 شهید والامقام دوران دفاع مقدس صبح چهارشنبه دوازدهم خرداد در میان استقبال مسئولان محلی و استانی، مقامات لشکری و کشوری، نیروهای مسلح، خانواده شهدا و قشرهای مختلف مردم از مرز شلمچه به آغوش میهن بازگشتند.در این مراسم سردار سید محمد باقرزاده فرمانده کمیته جست‌و‌جوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح و سردار حسن شاهوارپور فرمانده سپاه ولی‌عصر(عج) خوزستان نیز حضور داشتند.
منبع: فارس

 
روایتی از حماسه کربلای ۹۴ در آستانه سالروز ورود پیکرها به کشور؛
ساعت ٤:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/٢٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

حقایق منتشر نشده از تفحص پیکر ۱۷۵ شهید غواص و خط شکن

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، 28 اردیبهشت ماه سال گذشته در مراسم ورود پیکر شهدای تازه تفحص شده به کشور بود که یک خبر از شهدا، بمب خبری بزرگی ایجاد کرد و منشأ یک تحول و آگاهی عظیم در میان مردم شد. خبر این بود: «کشف پیکر مطهر 175 شهید غواص دفاع مقدس با دستان بسته»  این شهدا که جمعی از غواصان و خط‌شکنان شهید عملیات کربلای4 بودند در دی ماه سال 65 یعنی 30 سال پیش در جریان عملیات کربلای4 که طرح آن توسط آواکس‌های آمریکایی لو رفته بود، خط عملیاتی اروند را شکستند و حتی از جزیره ام‌الرصاص هم عبور کردند. طبق شواهد موجود، این رزمندگان در حالی که بیشتر آنها مجروح بودند، جلوتر از خط مقدم به اسارت دشمن درآمدند و پیکرشان با دست‌ها و بعضاً با پاهای بسته شده در یک گور دسته‌جمعی دفن شده بود و پیکر مطهر آنان بعد از 30 سال توسط تیم تفحص پیکر مطهر شهدا کشف شد. نقطه‌ای که شهدا در آن پیدا شدند، 15 کیلومتر جلوتر از خط مقدم یعنی ابوفلوس در منطقه ابوالخصیب عراق بود.

حالا در آستانه سالروز ورود پیکر مطهر شهدای غواص و خط شکن عملیات کربلای 4 به کشور، ناگفته‌هایی از جریان تفحص، تبادل و تشییع شهدای غواص و خط شکن طی 12 پرده از حماسه کربلای 94 روایت می‌شود. این جزئیات به همت کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح با انتشار تصاویر عملیات تفحص پیکر این شهدا برای نخستین بار منتشر می‌شود. بخش اول این روایات که شامل چهار پرده از این حماسه است، در ادامه می‌آید:

پرده اول: جزیره ام الرصاص، عملیات شناسایی

مدتی است در پی اخبار و اطلاعات به دنبال یک گور دسته جمعی 200 نفره از شهدای عملیات کربلای 4 هستیم. عملیات کربلای 4 در منطقه عملیاتی ابوالخصیب و جزایر اروند در سوم دی ماه سال 65 انجام گرفت. سفرهای متعدد به جزیره و بازدیدهای متعدد صورت گرفته است. همزمان کار در مناطق دیگر هم در حال انجام است. از فاو در جنوب عراق تا شمال کردستان عراق. شرایط و حساسیت کار بالاست. شرکت‌های نفتی در حال فعالیت و احداث تاسیسات در مناطق نفتی هستند. در فاو نیز شرکت‌های زیرساختی در حال عبور فیبر نوری در دل زمین هستند. این شرایط باعث شده تا سرعت عمل برای ما تبدیل به یک اصل مهم شود. این موضوع تبدیل به یک جنگ جدید بین بچه‌های کمیته و شرکت‌های نفتی و تجاری شده است.

شرکت‌های نفتی آمریکایی به کارگران، 400 هزار دینار عراقی می‌دهند تا جای شهدا را به ما اعلام نکنند/اطلاعات ما را به ابوالخصیب می‌رساند

ما نباید اجازه بدهیم به زمین‌هایی که شهدا در آن حضور دارند دست درازی شود. از طرف دیگر شرکت‌ها هم برای رسیدن به سود و نفت عراق عجله دارند تا زودتر زمین‌ها را (از نظر ما) خراب کنند. متوجه شدیم شرکت‌های نفتی آمریکایی در جزایر مجنون به کارگران، 400 هزار دینار عراقی می‌دهند تا جای شهدا را به ما اعلام نکنند.(نکند که کارشان متوقف شود ولی آن مرد شریف عراقی جای شهدا را به ما نشان داد و ما آن شهدای مظلوم را به میهن بازگرداندیم.) همه این موارد ما را مجبور می‌کند تا استراتژی و روش کار را به گونه‌ای مدیریت کنیم که بهترین نتیجه را داشته باشیم. لذا یک بار مجبور می‌شویم کاوش در مجنون را تقویت کنیم. یکبار در فاو و یکبار در العماره.

اطلاعات در جزیره ام‌الرصاص دقیق‌تر شده ولی این اطلاعات ما را از جزیره ام‌الرصاص دور می‌کند. برایمان جای سوال است چرا در حال دور شدن از جزیره هستیم؟! به هر حال رد اطلاعات را دنبال می‌کنیم. این اطلاعات ما را به ابوالخصیب می‌رساند.

شهدا در عمق دو متری پیدا شدند/وجه مشترک همه آن‌ها دستان بسته‌شان بود

پرده دوم: ابوالخصیب، روستای ابوفلوس

اطلاعات اولیه به ما می‌گوید قریب 200 شهید در یک گور دسته جمعی در منطقه عملیاتی کربلای 4 دفن شده است. اما اینجا ابوفلوس 15 کیلومتر با جزیره ام‌الرصاص فاصله دارد. اطلاعات‌مان دقیق است ولی به طور معمول در عمق معمولی چیزی پیدا نکردیم. کار را رها نمی‌کنیم. توکل به خدا! هیچ شهیدی پیدا نشده. الان در عمق 2 متری هستیم. ولی باز هم خبری نیست. کار را متوقف نمی‌کنیم. اینجا حال و هوای دیگری دارد. باید کار را ادامه داد. بعد از دو سال کار اطلاعاتی و پیگیری حالا باید نتیجه بدهد.

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)...اولین شهید رخ نشان داد... بعد از چند دقیقه شهید دوم و سوم و... کار به روزهای آخر می‌رسد. باید خاک عراق را ترک کنیم. کار را ادامه دادیم و 20 شهید تفحص شد. همه این شهدا یک وجه مشترک داشتند. همگی دستشان بسته بود! شهدا را به مرکز پزشکی قانونی عراق منتقل کردند. ما هم با پایان کار به ایران برگشتیم.

پرده سوم: اهواز- پادگان شهید محمودوند، سنگرهای رینگی انتهای پادگان

این فکر لحظه‌ای ذهنمان را رها نمی‌کرد. چرا باید این شهدا همگی دستشان بسته باشد. اطلاعات به ما می‌گفت این شهدا که از چند محور هستند در جزیره ام‌الرصاص اسیر و به منطقه‌ای در ابوالخصیب به نام ابوفلوس منتقل و در آنجا در گور دسته جمعی دفن شدند. منتظر بودیم کار دوباره شروع شود تا پرده از این راز برداریم. باید 10 روز صبر می‌کردیم. لحظه‌ای از فکر این شهدای دست بسته غافل نبودیم. انگار دست این شهدا را بسته و در عمق زمین دفن کرده بودند تا دست کسی به این‌ها نرسد و صدایشان را کسی نشنود. ولی چرا صدای یک اسیر دست بسته نباید شنیده شود. مگر این‌ها می‌خواستند چه بگویند که صدایشان نباید شنیده شود؟ و برای همین چند متر خاک روی پیکرشان ریخته بودند. خدایا آنجا چه خبر بوده؟ انگار دلمان به دستان بسته این شهدا گره خورده است.

پرده چهارم: ابوالخصیب-ابوفلوس

عراق دو کانال به طول 100 و عمق 2 متر حفر و شهدا را به صورت دسته جمعی در آن دفن کرده بود

دوباره بازگشتیم به منطقه، لحظه شماری می‌کنیم برای رسیدن به جایی که 10 روز است خواب و خوراک را از ما گرفته. هرچه به منطقه نزدیک‌تر می‌شویم انگار قلبمان به شماره می‌افتد. باید سِرّ این دستان بسته را بفهمیم. رسیدیم به منطقه و به سرعت مشغول کار شدیم. از همان روز اول موفق بودیم. شهدا یک به یک از دل خاک بیرون می‌آمدند و همچنان همگی وجه اشتراکشان دستان بسته و بعضا لباس غواصی بود. ادامه کار به ما نشان می‌دهد که عراق دو کانال به طول یکصد متر و عمق دو متر حفاری کرده و این شهدا را به صورت دسته جمعی در این دو کانال دفن کرده است.


 
سرلشکر سلیمانی در کنگره ۸۰۰۰ شهید گیلان:
ساعت ٤:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٢/۱٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

جمهوری اسلامی قطعا با هیچ نظامی قابل قیاس نیست/

 

عزت و استقلال این ملت از هر چیزی مهم‌تر است

ه گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ‌ابنا ـ سردار سرلشکر پاسدار «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اجلاسیه کنگره ملی 8 هزار شهید استان گیلان در رشت با گرامیداشت یادو خاطره شهدای دفاع مقدس و قدردانی از دست اندرکاران برگزاری این اجلاسیه اظهار داشت: سخنم در اینجا، درباره دورانی که است که 20 سال از آن می‌گذرد. درباره گنجی که سال‌های متمادی ملت ما را از خود بهره‌مند کرد، گنجِ جنگ، گنج بی‌همتایی است که باید کاوش شده و به جامعه معرفی شود.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با تاکید براینکه جای خالی شهیدان ما همیشه از شهیدان زنده و آماده شهادت همانند شهیدان مدافع حرم پر و مملو است ،ادامه داد: 3 نکته را قصد دارم در این مراسم به‌ آن‌ها بپردازم. نکته اول که از درک آن عاجز هستیم از باب معرفی شهید و شهادت،‌ نکته دوم در باب هدف و اهداف شهدا، در طول این مسیر از دیروز تا به امروز و نکته سوم در باب حالات و رفتار و سلوک اخلاقی شهدا است.

وی با بیان اینکه تا کسی شهید نبود، شهید نمی‌شود، شرط شهیدشدن را شهید بودن دانست و افزود: اگر امروز کسی را دیدید که بوی شهید از کلام، رفتار و اخلاق او استشمام شد، بدانید شهید خواهد شد؛ تمام شهدای ما این مشخصه را داشتند قبل از اینکه شهید شوند، "شهید" بودند. کسی نمی‌تواند قبل از اینکه علم بیاموزد، عالم شود.

سرلشکر سلیمانی با بیان این مطلب که پایه‌ی اصلی‌ای که همه شهیدان طی کردند، پایگاه و مقام "هجرت" است، گفت: آن‌ها، همان‌طوری که دیدید، از وابستگی و دلبستگی‌ها دل کندند و به سوی تکلیف حرکت کردند. نخستین پایه رسیدن به مقام شهید و شهادت "هجرت" است؛ هجرت از مال، مکان، مقامات و دلبستگی‌ها، شهدا این هجرت را در همه ابعادش، در حد کمال انجام دادند.

وی خاطرنشان کرد: مرتبه دوم، مرتبه جهاد و مرتبه سوم، ایستادگی و پایداری در این راه است. برادران و خواهران؛ این شهدای حرم را دیدید و شهدایی که اخیراً به شهادت می‌رسند، این‌ها هوشمندند.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران تاکید کرد: در مسئله درک مقام شهدا نباید تردید کنیم که آن‌ها هم مانند اولیای ما دارای اعجاز هستند، استمداد طلبیدن از شهدا یک حقیقت است چراکه مانند قطره‌ای هستند که به دریا وصل شده‌اند، چون ذوب در خدا شده‌اند، اخلاص پیدا کردند و چون اخلاص پیدا کردند اتصال پیدا کرده‌اند.

وی تصریح کرد: اگر این اتصال به‌وجود آمد، فرقی بین آن‌ها، حبیب آن‌ها و معبود آن‌ها نیست. این از خود او نیست بلکه در اثر آن اتصال به‌وجود آمده است، یک قاعده‌ی الهی است. هرکس به امیرالمونین (ع) نزدیک‌تر شد، این مدار بر او اثر می‌گذارد، و ابوذر غفاری و سلمان پاک می‌شود.

سرلشکر سلیمانی با تاکید براینکه فلسفه شهید، فلسفه این اتصال است و این قطره‌ای در دریاست، گفت: او به مدار مغناطیسی وصل است، الهی و جزئی از معصوم شده است. پدر و مادر شهید هم همین‌طور است، این ژن مطهر در این وجود نسل به نسل منتقل شده است. او هم دارای چنین حرمت و جایگاهی است و باید در جامعه ما ساری وجاری باشد.

وی اضافه کرد: قدر این پدران و مادران شهدا را بدانید، این‌ها منشأهای کرامت و رحمت الهی ویکی از پایگاه‌های جذب برکت الهی هستند.

وی تجلیل از خانواده‌های معظم شهیدان و تکریم قربانی آنان در راه خدا و دفاع از اسلام و ارزش‌های دینی و انقلابی گفت: قربانی مهم است اما مهم‌تر از قربانی، چیزی است که انسان برای آن قربانی می‌شود، امام حسین (ع) عظیم است اما اعظم از آن، چیزی است که امام حسین (ع) برای آن شهید شد؛ امام حسین(ع) برای اسلام شهید شدند.

سرلشکر سلیمانی افزود: اسلام است که اعظم است بر امام حسین(ره) و شهیدان عزیز ما برای این رفتند و شهید شدند؛ امام خمینی(ره) نیز کاری کرد کارستان، هیچ عالمی در تاریخ شیعه، هیچ مرجعی در تاریخ شیعی نه امروز نه دیروز قادر نبود کاری که امام(ره) انجام داد را انجام دهد. امام تأسیس حکومت اسلامی را در نخستین فرصت به اجرا گذاشت.

وی با بیان اینکه امروز در جامعه ما دین و قومیت و ملیت با هم ممزوج شده و یک قدرت بی نظیر را تولید کرده است؛ خاطر نشان کرد: این هنر امام(ره) بود. امام راحل برای بیمه‌کردن این کشور و برای بیمه کردن اسلام، حکومت اسلامی را به اجرا گذاشتند و احیاء کردند. بیش از13 قرن از تاریخ اسلام، اسلام امویان، اسلام عباسیان، اسلام عثمانیان بود، در این تاریخ طولانی همه انحرافاتی که در عالم اسلام به‌وجود آمد، در اثر حکومت‌های فاسد وجاری خودکامه‌ای بود که به اسم اسلام حکومت کردند.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: مگر امکان داشت بدون انگیزه دین و اسلام، 8 هزار نفر بروند در فاصله‌ای بیش از 1000کیلومتر بدون اینکه خانه و شهرشان مورد هجوم قرار گیرد، این بدون اسلام امکان‌پذیر نبود. امام (ره) برای احیای مجدد اسلام، این ملت را شایسته آن دید بنابراین امروز دفاع از نظام اسلامی، مساوی با دفاع از اسلام است.

وی تاکید کرد: این نظام و آرامشی که امروز داریم را باید قدرشان را بدانیم؛ امروز یک خرمنی از آتش در اطراف ایران وجود دارد، اما کشور، این‌قدر آرامش و امنیت دارد. حال می‌خواهیم این نظام را با کجا مبادله کنیم؟ با ترکیه؟ جمهوری اسلامی با کدام نظام، قابل مقایسه و تبدیل است؟ قطعا با هیچ نظامی قابل قیاس نیست.

سرلشکر سلیمانی افزود: این حجم زیبا از آزادی و رشد علمی در سطوح گوناگون را ببینید؛ نظام اسلامی هم دیروز ارزش این را داشت که 8هزار نفر از این استان برای آن شهید شوند، هم امروز ارزش این را دارد که هزاران نفر در راه آن شهید شوند. اینکه رهبر عزیز و بزرگوار ما در بالای قله نظام مراقبت می‌کند از هر چیزی که خدشه به آن وارد کرده و یا بخواهد از اسلامیت آن و از استقلال کشور بکاهد، در مقابل آن می‌ایستد. حال چه ارزشی دارد که پاسپورت ما را قبول دارند یا خیر؟ مهم است اما آیا مهم‌تر از عزت ماست؟ عزت و استقلال این ملت از هر چیزی مهم‌تر است.

وی تاکید کرد: استقلال در همه ابعاد مهم است، در فرهنگ، در مسئله دینی، در موضوعات اقتصادی و فرهنگی استقلال مهم است. استقلال همه این سطوح را شامل می‌شود. فقط به تمامیت ارضی بر نمی‌گردد به همه تمامیت‌ها بر می‌گردد. به این دلیل است که رهبری بر فرهنگ مراقبت می‌کنند، بر موضوعات سیاسی و اقتصادی مراقبت می‌کنند. استقلال کشور در همه ابعاد باید باقی بماند.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در ادامه سخنانش با تاکید براینکه 30 سال جنگ پیوسته در ابعاد گوناگون وجود دارد برای حمله به تمام سطوح،اما کشور و نظام به‌دلیل رهبری شجاعانه و حکیمانه و داشتن ملتی با وفا، توانسته بر تمام این‌ها غلبه کند و دشمن را به‌زانو درآورد، گفت: تسلیم دشمن مقابل اراده یک ملت جامع‌ترینِ زانو‌زدن‌هاست؛ باید دید امروز دشمن شما یا مهم‌ترین حامی همه دشمنان ، یعنی "شیطان بزرگ" نگاهش به ما چیست؟

وی با اشاره به مسئله سلوک و رفتار شهدا و اخلاقیات حاکم بر شهدا اظهار داشت: چه امری سبب شد شهدا این‌قدر ماندگار شوند؟ امروز حسین خرازی، شهید املاکی، احمد کاظمی، همت، باکری، بیش از یک مرجع تقلید رهروی می‌شوند نه در فکر بلکه در سلوک متعدد.

سرلشکر سلیمانی ادامه داد: یکی از برجستگی‌های جنگ ما این بود که قله‌های آن، قله‌های مطهر و مرتفعی بود. اگر قله مرتفع بود، دامنه زیبا و سرسبز می‌شود؛ پیامبر مکرم اسلام (ص) قریب به 10 سال حکومت رسمی کردند، اما هزاران سال بر دل‌ها جا دارند. این قله مطهر است. امام (ره) 10 سال حکومت کرد اما تأثیر امام(ره) در جامعه ما بیش از تأثیر تمام حکومت در تمام 50 سال است.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکید کرد: امروز تأثیر مقام معظم رهبری در جامعه ما و بر مصونیت جامعه و حفظ تدین و معنویت جامعه، بیش از تأثیر یک حکومت است. جنگ از ویژگی‌هایش این بود یکی از چیزهایی که اطمینان خاطر می‌دهد، وجود فرماندهان شهید و آن قله‌های برجسته دفاع مقدس است.

وی خاطرنشان کرد: جنگ ما یک گنج بود که بیت‌الله الحرام و طواف حجاج در برابر آن کم است؛ به این دلیل امام (ره) در پیام حج‌شان فرمودند: ای نشستگان در مقابل خانه خدا به ایستادگان مقابل دشمنان خدا دعا کنید.

سرلشکر سلیمانی همچنین در ادامه یکی از مشخصه‌های مهم جنگ را اخلاص دانست و اظهار داشت: برادران و خواهران؛ جامعه‌ای صالح می‌شود که افراد صالح در آن حاکم شوند. عارف به معنای حقیقی، عابد به معنای حقیقی، این خصیصه مهم جنگ بود.

فرمانده نیروی قدس سپاه افزود: خصیصه دیگر این بود که در سطوح جنگ، هیچ‌گونه احساسِ توقعی و مطالبه ی پاداشی نداشتند، کلمه رایج در آن سال‌ها، "سردار" و "سرهنگ" نبود، بلکه "برادر" کلمه رایج بود. در پایان جنگ کسی فکر نمی‌کرد که حقوق فرمانده سپاه 2500 تومان و حقوق رزمنده عادی هم 2500 تومان. این زیبایی‌ها، جنگ ما را به اینجا رساند.

وی با بیان اینکه شهدا و رزمندگان دفاع مقدس در سختی‌ها "مطیع‌ترین" بودند، تاکید کرد: در شدت‌ها و سختی‌ها، در جان دادن‌ها و سر دادن‌ها، در اوج آن سختی‌ها همواره شهدای ما و رزمندگان دفاع مقدس "مطیع‌ترین" بودند. این جنگ به این دلیل گنج است و باید از آن حراست کرد.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: برجسته‌ترین شخصیت این نظام، فقیه جامع‌الشرایط، ولی فقیه ما، چفیه را- این آثار جنگ را- در جلسات رسمی و غیررسمی و در مقابل روسای جمهور دنیا، همیشه حائل جسم خود به همراه دارند که یک دلیل آن، قدسیت و عظمت آن است. ازاین حیث ضرورت و درد امروز جامعه ما درک درد جبهه است؛ برگزاری یادواره‌ها مهم است اما باید توجه داشت که در تمام مساجد و روستاها همچنان که برگزاری این یادواره‌ها امتداد دارد، روح جبهه ها نیز امتداد داشته باشد تا همواره فرهنگ دفاع مقدس در جامعه گسترش یابد.



 
ناگفته‌های یک "مدافع حرم" از مبارزه با داعش
ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،خیلی‌هایشان فرار کرده‌اند، خیلی‌ها در آب‌های مدیترانه غرق می‌شوند و خیلی‌ها برای دور زدن اروپا در سرمای کشنده مناطق شمالی جان می‌دهند و آنهایی که می‌مانند در دل ویرانه‌ها با گرسنگی و تشنگی دست و پنجه نرم می‌کنند. یک روز پیش از برگشتن در خط مقدم در ارتفاعات «خان طومان» و برای از دست نرفتن باغ زیتون زخمی شد و البته جان سالم به‌در برد. امان از آن روز!

 روزنامه ایران پس از این مقدمه، آورده است: اسمش «کاظم» است. 35 سال دارد. خانه کوچکی در مرکز شهر دارد. روی مبل نشسته و زیر پای چپ بانداژ شده‌اش چهارپایه‌ای پلاستیکی گذاشته‌اند تا راحت باشد. دو پسر 3 و 5 ساله‌اش از سر و کولش بالا می‌روند. البته حق هم دارند، پدرشان را 25 روزی ندیده‌اند.

کاظم متفاوت‌تر از آنی است که فکرش را می‌کردم. پیش خودم جوانی قد بلند و چهارشانه با هیکلی ورزیده تصور می‌کردم ولی او یک جوان کاملاً عادی است. قدی متوسط دارد با صورتی کشیده و بینی عقاب‌گونه و اندامی لاغر.

آرام‌ است و با سر و صدای بچه‌ها سرسام نگرفته و همچنان لبخند می‌زند. دو روز پیش برگشته و همسر و بچه‌هایش خوشحالند که جراحاتش جدی نیست. قرار است کاظم ماجرای رفتنش به سوریه را برایمان تعریف کند. بماند که اولش خیلی اما و اگر می‌آورد ولی وقتی قول می‌دهم زیاد نپرسم، قبول می‌کند.

- از کجا شروع کنم؟

- از هر جایی که دوست داری.

«وقتی داعش به سوریه و عراق حمله کرد و تصاویر و فیلم‌های وحشیگری آنها در تلویزیون و بخصوص در شبکه‌های اجتماعی پخش شد مصمم شدم اگر روزی قرار شد برای مبارزه با داعشی‌ها و تکفیری‌ها و دفاع از حرم حضرت زینب(س) نیرو به سوریه اعزام کنند حتماً ثبت نام کنم. دو ماه پیش فهمیدم که نیروی داوطلب می‌خواهند. رفتم و ثبت نام کردم، بماند که همسر و پدر و مادرم ، اول مخالف بودند. ولی بالاخره راضی‌شان کردم و پس از طی یک دوره به سوریه رفتیم. در دمشق به زیارت حرم حضرت زینب(س) رفتیم و مسئولان سوریه از ما خواستند برای برقراری امنیت شهرهای «الحاضر» و «خان طومان» به آنجا برویم.

برای ما فرقی نمی‌کرد که از حرم دفاع کنیم یا از جان مردم بی‌دفاع. برای کمک آمده‌ بودیم نه چیز دیگر. قرار بود با هواپیما به شهر حلب برویم ولی سوری‌ها گفتند نمی‌توانند امنیت هوایی را تضمین کنند. بنابراین با اتوبوس مسیری 7 ساعته را طی کردیم و به پادگانی رسیدیم و شب را آنجا ماندیم. اولین شبی بود که کنار خانواده‌ام نبودم. خیلی سخت بود و خدا را شکر می‌کردم که درست است که آنجا نیستم ولی خانواده‌ام در امنیت و رفاه هستند.

فردا صبح با اتوبوس دوباره راه افتادیم و پس از یک ساعت و نیم به شهر الحاضر رسیدیم. شهری که اصلاً شبیه شهر نیست. خیلی از ساختمان‌ها در عملیات بازپس‌گیری شهر از دست تکفیری‌ها و داعشی‌ها ویران شده. رفت و آمد زیادی نبود، ولی حضور نظامی‌ها برای برقراری امنیت و واکنش به حملات احتمالی کاملاً مشهود بود.

چهره شهر کمی خوفناک به‌نظر می‌رسید، مثل شهرهای خالی از سکنه که مردمش از ترس گریخته‌اند. فرمانده گروهان‌ما که جزو قدیمی‌ها بود، به هر 10 نفر یکی از خانه‌های متروک را ‌داد البته به‌شرطی که مثل خانه خودمان از آنجا نگهداری کنیم. قرار شد هر تیم در محله‌ خودش نگهبانی بدهد و امنیت آنجا را تأمین کند. هر یکی دو شب هم باید برای پشتیبانی از نیروهای خط مقدم به ارتفاعات خان طومان می‌رفتیم.

پیش از اینکه به خانه‌هایی که قرار بود مقرمان بشود برویم فرمانده چند نکته را یادآوری کرد. اول اینکه به هیچ وجه به‌تنهایی جایی نرویم چون برخی تکفیری‌ها و حتی داعشی‌ها با لباس‌های مبدل در شهر تردد می‌کنند و به دنبال موقعیتی هستند تا مدافعان حرم را اسیر یا شهید کنند. نکته بعدی که خیلی بر آن اصرار داشت این بود که حواسمان به پست‌ها باشد تا مردم احساس امنیت کنند زیرا در این یک ماه چند خانواده سرخانه و کاشانه‌شان برگشته بودند.

در آن شهر نه‌چندان کوچک امنیت هر محله دست یک تیم بود. دست عراقی‌ها، پاکستانی‌ها، افغانستانی‌ها و خود ما. شهر، شب‌ها برق نداشت. در تاریکی شب پست می‌دادیم و گاهی فقط از چراغ قوه استفاده می‌کردیم. به خاطر تأمین امنیت، تردد در شب‌ها ممنوع بود.»

از کاظم درباره تأمین غذا و امکاناتی مثل حمام یا تماس تلفنی با خانواده‌ سؤال می‌کنم که آیا چنین امکاناتی را اصلاً در اختیار داشته‌اند یا نه؟ آستین لباسش را بالا می‌دهد و پوست آرنجش را نشان می‌دهد که رنگش به سیاهی می‌زند:

«شهری که بودیم گاز نداشت و هر از گاهی برایمان گازوئیل می‌آوردند که کفاف بخاری را به زور می‌داد چه برسد به حمام کردن. من در 25 روزی که آنجا بودم در مجموع سه بار حمام کردم. بار اول هم با آب سرد. دو بار دیگر هم روی آتش آب گرم ‌کردیم. پوست آرنجم به‌خاطر نبود حمام این‌طور شده. هر منطقه هم برای خودش آشپزخانه داشت که غذای محدوده خودش را تأمین می‌کرد. همیشه بخشی از غذا و گازوئیل‌مان را به مردمی که واقعاً نیازمند بودند، می‌دادیم. وضعشان خیلی بد بود، بدتر از چیزی که می‌شود تصور کرد.»

«خان طومان» شهری در اسارت تکفیری‌ها

کاظم در نزدیکی باغ زیتون مجروح شده، منطقه‌ای که روزی در اشغال تکفیری‌ها بود و حالا از دست آنها ‌آزاد شده است. هر چقدر که تکفیری‌ها به عقب رانده می‌شوند مردم با خیال راحت‌تر به شهرشان باز می‌گردند. فاصله شهر الحاضر تا خان‌طومان 20 کیلومتر است. کاظم از خان طومان می‌گوید که شهری است شبیه روستایی سرسبز و بکر که اهالی‌اش یکسره ترکش کرده‌اند:

«خان طومان بی‌شباهت به شمال خودمان نیست، مزارع بزرگ دارد؛ کوه‌هایش پوشیده از دار و درخت مخصوصاً درخت‌های زیتون است. در ارتفاعات این شهر قدیمی، تکفیری‌ها مستقرند. بیشترشان از بعثی‌ها و افسران شورشی هستند. از داعشی‌ها در جنگ حرفه‌ای‌ترند ولی مثل آنها خیلی خشن نیستند که سر از بدن جدا کنند. ادوات نظامی که در اختیار دارند خیلی پیشرفته است. اصول جنگ را بخوبی می‌دانند. در کوه و تپه‌هایی که در تصرف‌شان است تونل حفر کرده‌اند. تونل‌های بزرگ که با دار و درخت استتار شده‌. خودروهای موشک‌اندازشان داخل این تونل‌هاست. هر از گاهی از آنجا بیرون می‌آیند و بسوی مواضع مدافعان آتش سنگین می‌ریزند. کار برای بیرون راندن آنها از ارتفاعات خیلی سخت است.

10 روز آخر را در خانه‌ای در این شهر گذراندیم، در منزل خانواده‌ای چهار نفره‌ بودیم. عکس روی دیوار نشان می‌داد زوج جوان دو پسربچه دارند. جانشان را برداشته‌اند و رفته‌اند حتی وقت نکرده‌اند برای خودشان لباس بردارند. خانه مرتبی بود. حیاط بزرگ و سرسبزی داشت و معلوم بود مرد خانه تعمیرکار تراکتور و ماشین‌های سنگین بوده.

راستش را بخواهید هر وقت برای استراحت به این خانه می‌رفتم دلم می‌گرفت. پیش خودم می‌گفتم اعضای این خانواده الان کجا هستند؟ زنده‌اند؟ حتما دلشان گیر اینجاست! وقتی نگاهم می‌افتاد به عکسی که روی دیوار پذیرایی بود بغضم می‌گرفت. تصور می‌کردم آدم چطور می‌تواند ناخواسته دل از زندگی و سرمایه‌اش بکند و برود در شهر دیگری آواره شود؟ خدا از خیر این دشمنان نگذرد که مردم را آواره کرده‌اند.

خان طومان امنیتش به واسطه شلیک موشک و خمپاره تکفیری‌ها خیلی پایین است ولی هنوز چند خانواده قرار را بر فرار ترجیح داده بودند و گاهی مردانشان را در باغ‌ها می‌دیدیم. از ما تشکر می‌کردند که امنیت شهر را برقرار کرده‌ایم. یکی‌شان می‌گفت اگر وضعیت همینجور باشد و تکفیری‌ها در کوه گرفتار باشند سال آینده می‌توانند کشاورزی و باغداری کنند و به زندگی عادی برگردند.»

دفاع برای عقب راندن تکفیری‌ها

بچه‌های کاظم، یخشان بیشتر از قبل آب می‌شود و از سر و کول من هم بالا می‌روند. یکی‌شان مثل حرکات کشتی کچ می‌پرد روی پای پدرش. همان پایی که هنوز زخم است. فریاد پدر بالا می‌رود و پایش را از درد روی هوا می‌چرخاند. فکر کنم با داد پدرشان حداقل تا آخر مصاحبه ساکت خواهند بود. دقایقی بعد کاظم آرام‌تر می‌شود و عرق سرد روی پیشانی‌اش را پاک می‌کند. از او درباره روز عملیات و چگونگی مجروح شدنش می‌پرسم.

«... درگیری در خط مقدم جبهه در ارتفاعات خان طومان هر روز ادامه داشت بویژه شب‌ها. هفته پیش بی‌سیم زدند که تکفیری‌ها قصد دارند پیشروی کنند و باغ زیتون را اشغال کنند. دم ظهری با نیروهای مدافع افغانستانی و پاکستانی درگیر شدند. من و بچه‌های دیگر که کارمان پشتیبانی بود برای کمک به ارتفاعات رفتیم و با آتش سنگین دشمن روبه‌رو شدیم. نه راه پس داشتیم و نه راه پیش. به هر ترتیبی بود بالا رفتیم و توانستیم آنهایی را که مجروح شده‌اند پایین بیاوریم. هر لحظه احساس می‌کردم الان است که تیر بخورم. بچه‌های دیگر جانانه ما را حمایت می‌کردند تا برسیم پایین. در حالی که مجروحی را روی دوش گرفته بودم، احساس کردم پای چپم می‌سوزد. وقتی نگاه کردم دیدم پاچه شلوارم خونی است. تا جایی که می‌توانستم و داغ بودم پایین آمدم ولی بعد از رد کردن باغ زیتون دیگر نتوانستم و زمین افتادم. توی کوه جهنمی به‌پا شده بود. حتی توی فیلم‌های جنگی هم ندیده بودم. صدای تیراندازی و شلیک خمپاره تمامی نداشت. خمپاره‌ها به تخته سنگ‌ها می‌خورد و سنگ بود که از بالا بسوی پایین سرازیر می‌شد. تا به‌حال چنین صحنه‌هایی ندیده‌بودم. نمی‌دانستم همراهم را که بشدت مجروح بود نجات بدهم یا خودم را. با هر بدبختی که بود پشت تخته سنگی پناه گرفتیم تا نیروهای تازه نفس آمدند و ما را نجات دادند. آن روز جنگ تمام عیاری داشتیم. اگر یک لحظه غفلت می‌کردیم همه چیز از بین می‌رفت و جان مردم بی‌گناهی که چشم امیدشان به ما بود به خطر می‌افتاد.»

کاظم حرفش را ناگهان قطع می‌کند و آرام می‌شود. چشمانش پر از اشک است. بغض دارد. سرش را پایین می‌اندازد و دستش را جلوی صورتش می‌گیرد و شانه‌هایش می‌لرزد. گریه می‌کند ولی بی‌صدا. انگار به یاد خاطره تلخی افتاده که نمی‌تواند آن را پنهان کند:

«به یاد یکی از دوستانم افتادم که خیلی باهم رفیق بودیم. بچه زبر و زرنگی بود. به قول بچه‌ها آچار فرانسه بود. از همه چیز سررشته داشت. چند روز پیش از زخمی شدن من با تویوتا رفته بود تا برای بچه‌های خط آذوقه ببرد که موشک «کورنت» به ماشین‌اش خورد و هیچ چیزی از او باقی نگذاشت. شهادت او خیلی برای من و همرزمانم تلخ و سنگین بود. بیچاره زن و بچه‌اش که حتی نتوانستند پیکرش را ببینند.»

سه شانس برای بازگشت به خانه

کاظم از خاطراتی می‌گوید که به قول خودش حتی برای همسرش هم تعریف نکرده‌ است. سه بار در آستانه شهادت قرار گرفته و خدا به او رحم کرده که جان سالم به‌در برده است. پایش را ماساژ می‌دهد و از آن شب می‌گوید. انگار هر ساعتی که آنجا بوده برایش تاریخی است پر از لحظه‌های تلخ و شیرین:

«یک شب که نوبت استراحتم بود، بی‌خوابی به سرم زد. از پشت بی‌سیم شنیدم که دسته‌ای از مدافعان توی ارتفاعات خان طومان گرفتار شده‌اند. فرمانده‌شان از شرایط بد و سرما می‌گفت و اینکه نیاز فوری به پتو و آذوقه دارند. معمولاً چند دسته از رزمنده‌ها در تاریکی شب به دل کوه می‌زدند. براساس برنامه برخی با دشمن درگیر می‌شدند و بقیه در گودالی یا پشت تخت سنگی یا جاهای دیگر تا صبح پنهان می‌شدند و کمین می‌کردند برای فردا صبح. منطقه خان طومان هوای بهاری داشت. زیاد سرد نمی‌شد از شانس بچه‌ها آن شب فوق‌العاده سرد شد. به همین‌خاطر فرمانده‌ درخواست پتو و آذوقه کرد. از شانس بدتر کسی هم نبود تا برایشان محموله را ببرد.

همین شد که من با یکی دیگر از بچه‌ها که منطقه را بخوبی می‌شناخت داوطلب شدیم که برویم. پتو و آب و خرما و نان را بار ماشین کردیم و خدایا به امید تو حرکت کردیم. تکفیری‌ها روی کوه بودند و ما را رصد می‌کردند بنابراین مجبور بودیم چراغ خاموش برویم. حساب کنید جاده خاکی که کنارش یک نهر بزرگ آب با عمق چهار متر است و این‌طرف هم پر است از تخته سنگ‌های بزرگ و کوچک. بالاخره با هر بدبختی بود در آن تاریکی محض بالا رفتیم.

صدای تیراندازی هر لحظه بیشتر و نزدیک‌تر می‌شد. احساس می‌کردم تیرها از بالای سرمان رد می‌شوند. به دوستم گفتم نگه دار ببینم کجاییم؟ وقتی پیاده شدم دیدم ای داد ما خط را رد کرده‌ایم و نزدیک تکفیری‌ها هستیم. با هر زحمتی که بود در آن شیب زیاد دنده عقب گرفتیم و پایین آمدیم تا از شانس بچه‌ها را دیدیم. وسایل را تحویل دادیم. هنوز دو کیلومتری نرفته‌بودیم که یک خمپاره طرف‌ ما آمد و خورد کنارمان و موج انفجار ماشین را محکم کوبید به خاکریز. ضربه به‌حدی شدید بود که سرمان گیج می‌رفت.

وقتی به خودمان آمدیم به راه ادامه دادیم، به راننده گفتم که سعی کند ترمز نگیرد تا نور چراغ خطر روشن نشود. هنوز دو دقیقه‌ای نرفته بودیم که خمپاره دیگری چند متر جلوتر خورد و کم مانده بود داخل نهر آب بیفتیم.

جایم را با راننده عوض کردم و چراغ‌ها را روشن کردم و با سرعت بسیار زیاد به‌سوی مقر رفتم صدای انفجارهای خمپاره‌ها را می‌شنیدم که پشت ماشین به خاکریز می‌خورند. به‌هر حال خودمان را رساندیم پایین.»

کاظم خاطرات دیگری هم دارد که البته نمی‌شود از آنها چیزی گفت. شلوغی بچه‌ها دوباره شروع می‌شود و از سر و کول پدرشان بالا می‌روند و می‌خواهند مصاحبه تمام شود. به زودی زخم پای کاظم خوب می‌شود و برمی‌گردد به مکانیکی‌اش.
منبع:ایسنا


 
رجزخوانی مدافعان حرم برای تروریست ها و تیری که شلیک شد
ساعت ٤:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

رجزخوانی مدافعان حرم برای تروریست ها و تیری که شلیک شد

در این کلیپ رجز خوانی جالب مدافع حرم ایرانی برای تروریست ها را می بینید و تیری که در نهایت شلیک می شود.

دانلود


 
عکس/ وداع با ۲شهید مدافع حرم در تهران
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
مراسم وداع خانواده و دوستان با پیکر شهیدان علیرضا مرادی و حسین امیدواری عصر سه‌شنبه ۲۲ دی ماه در معراج شهدای تهران برگزار شد.

 
جوانمردی دیگر به خیل شهدای مدافع حرم پیوست+عکس
ساعت ۸:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، خبر شهادت مدافع حرم، مرتضی کریمی جانشین گردان امام حسن(ع) ناحیه مسلم بن عقیل منطقه 18 تآیید شد.

اطلاعات بیشتر درباره این شهید عزیز متعاقبا اعلام خواهد شد.

جوانمردی دیگر به خیل شهدای مدافع حرم پیوست+عکس

جوانمردی دیگر به خیل شهدای مدافع حرم پیوست+عکس


 
تصاویر/ دوتایی های «مدافع حرم»
ساعت ٤:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، قاب هایی که پیش رو دارید، هر کدام دو تن از شهدای «مدافعِ حرمِ بانوی مقاومت» را در خود جای داده اند. جالب آن که هر دو شهیدِ حاضر در یک نما(به جز تصویر آخر)، یا با هم به شهادت رسیده‌اند، یا با فاصله ای بسیار کم به یکدیگر دست داده‌اند.

روحمان با یادشان شاد
هدیه به روح بلندپروازششان صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «حسن غفاری» و «محمد حمیدی»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «سجاد عفتی» و «مصطفی صدر زاده»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «عبدالرضا مجیری» و «عبدالمهدی کاظمی»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «روزبه هلیسایی» و «محمدهادی کجباف»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «محمد هادی ذوالفقاری» و «حمیدرضا اسداللهی»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «محمد حسین محمدخانی» و «قدیر سرلک»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «مجتبی بختی» و «مصطفی بختی» (این دو شهید برادر هستند)

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «مسلم خیزاب» و «علی شاه‌سنایی»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «جبار دریساوی» و «عبدالکریم اصل غوابیش»

تصاویر/ دوتایی های «حرم»
از سمت راست، شهیدان «علی سلطانمردای» و «مهدی عزیزی»

 
تصاویر/ امیری که سیاوشِ حرم شد
ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «امیر سیاوشی» به سال 1367 شمسی در محله ی »چیذر» تهران متولد شد. وی از اعضای یگانِ دریایی سپاه پاسداران بود که چندی پیش، داوطلبانه به مدافعانِ حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در سوریه ملحق شد. «امیر» به تاریخ 29 آذر 1394 شمسی، در نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» خلعت شهادت پوشید.
پیکر پاک «امیر سیاوشی» در جوار آستانِ «امام زاده علی اکبر چیذر» تا روز ظهور مولایش، به امانت گذاشته شده است. آن چه پیش رو دارید، تصاویری است از این مدافع شهید حرم:

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



تصاویر/

تصاویر/


تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/

تصاویر/


 
تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»
ساعت ٤:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «ایوب رحیم پور» از جوانان برومند «امیدیه»(خوزستان) بود که داوطلبانه خود را به جبهه ی دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) رساند و سه هفته قبل، طی نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» در «سوریه» خلعت شهادت پوشید.

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»


تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»


تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»



تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»
شهید «میلاد بدری»(با پیراهن سیاه) و شهید «ایوب رحیم پور»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»

تصاویر/ ایوبِ «مدافع حرم» از «امیدیه»
مزار شهیدان «ایوب رحیمی» و ـمیلاد بدری» در کنار هم


 
عکس دیده‌نشده از جوانی شهید صیادشیرازی
ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
تصویری دیده‌نشده از جوانی امیر سپهبد شهید علی صیادشیرازی را مشاهده می‌کنید.
 

عکس دیده‌نشده از جوانی شهید صیادشیرازی


 
فیلم/ رجزخوانی «مدافع حرم» برای «داعش»
ساعت ٥:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «مصطفی صدرزاده» (یا «بدرزاده»، با نام جهادی «سید ابراهیم ساعاتی») به تاریخ 19 شهریور 1365 شمسی، در «شوشتر» متولد شد. خانواده ی او مدتی بعد به استان تهران و شهرستان «شهریار» نقل مکان کردند. وی از بسیجیان «شهریار» (منطقه‌ی «کهنز») بود که به رغم مخالفت ها و ممانعت های فراوان، با زحمت و سختی بسیار، از طرق، «لشکر فاطمیون» به عازم میدان نبرد در «سوریه» شد. شجاعت و مهارت چشمگیر او به سرعت «ابوحامد» (فرمانده وقت «فاطمیون») را متقاعد کرد که فرماندهی یکی از گردان های خط شکن خود را به وی واگذار نماید. به این ترتیب، «سید ابراهیم» فرمانده و رفیقِ رزمندگان «گردان عمار» شد و در دلِ بسیجیانِ افغانستانی، برای خود قصری آباد بنا کرد.

این سردارِ فاطمی، سرانجام پس از چند سال دفاع از حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، به تاریخ 1 آبان 1394 شمسی (روز تاسوعای حسینی) طی «عملیات محرم» در نبردی رویارو با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بال در بال ملائک گشود.
آن چه پیش رو دارید، لحظاتی است که پس از آزادی یکی از مناطق «سوریه» توسط «مدافعان حرم» فاطمی به ثبت رسیده است:

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

برای دریافت فیلم، روی تصویر کلیک کنید

فیلم/ رجزخوانی «مدافع حرم» برای «داعش»


 
فیلم/ کَل‌کَل شیرین دو «مدافع حرم»
ساعت ٥:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «حسن قاسمی دانا» (متولد 1363 شمسی در «مشهد») و «مصطفی صدرزاده»(متولد شهریور 1365 شمسی در «شوشتر») دو رزمنده‌ی ایرانی بودند که داوطلبانه، خود را در صفوفِ مجاهدانِ «لشکرفاطمیون»(یگان اختصاصی مدافعانِ حرمِ افغان تبار) به خطوط مقدمِ دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، رساندند.
«حسن قاسمی دانا» در اردیبهشت 1393 شمسی، بال در بال ملائک گشود و «مصطفی صدرزاده» نیز در آبان ماه 1394 شمسی، طی «عملیات محرم»، به او ملحق شد.
آن چه پیش رو دارید، قطعه فیلمی است که این دو شهید را در یک قاب شیرین و نمکین، برای دقایقی به ثبت رسانده است:

روحمان با یادشان شاد
هدیه به ارواح بلند پروازشان صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

جهت دریافت فیلم، روی عکس کلیک کنید


فیلم/ کَل‌کَل شیرین دو «مدافع حرم»


 
آخرین عکس های آقای «محافظ»
ساعت ٧:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۱۱  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «عبدالله باقری» متولد سال1361 شمسی و از پاسدارانِ «سپاه انصار» بود که در شب تاسوعای حسینی 1437 قمری، طی «عملیات محرم» در نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» خلعت شهادت پوشید. وی به دلیل آن که سال ها در دولت نهم و دهم، از محافظان رییس جمهور پیشین بود، در میان مردم چهره‌ای آشنا و خاطره انگیز داشت و خبر شهادتش در «سوریه» بازتاب فراوانی پیدا کرد.
آن چه پیش رو دارید، از آخرین تصاویر «عبدالله باقری» است:
 

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

آخرین عکس های آقای «محافظ»

آخرین عکس های آقای «محافظ»


 
حضور رهبر انقلاب در منزل خانواده شهدای مسیحی +عکس
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش مشرق، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب همزمان با ایام ولادت حضرت عیسی علیه‌السلام در منزل خانواده‌ی شهدای مسیحی حضور یافتند. روایتی از متن و حاشیه‌های این دیدار فردا (یکشنبه) در پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.

عکس/ حضور رهبر انقلاب در منزل خانواده شهدای مسیحی
منبع: Khamenei.ir

 
علاقه پدر و مادر شهید مغینه برای حضور در تشییع شهید مدافع حرم ایرانی
ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش مشرق، جواد سلیمی دانا، دوست شهید مدافع حرم حمیدرضا اسداللهی، دربارۀ شهادت او اظهار داشت: پیکر شهید حمید اسداللهی که در هنگامۀ شناسایی در مناطق عملیاتی سوریه در یکشنبه، روز شهادت امام حسن عسکری (ع) در حلب به شهادت رسیده بود، پس از تلاش همرزمان در شبهای گذشته و با تقدیم دو شهید دیگر، چهارشنبه شب در منطقه عملیاتی رؤیت شد.

وی تصریح کرد: شهید اسدالهی باتوجه به دغدغه هایی که در پیاده سازی تفکر انقلاب، امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در حوزۀ منطقه داشت، به خود واجب کرده بود زبان عربی را کاملاً مسلط شود و برای رسیدن به این مهم بسیار تلاش می‌کرد.

سلیمی دانا افزود: ایشان در راستای همین دغدغه از سال 89 به کانون زبان ایران ورود پیدا کرد تا موقعیتی مناسب برای تقویت زبان عربی او باشد، همچنین رشتۀ دانشگاهی خویش را مناسب با همین دغدغۀ انقلابی؛ یعنی رشتۀ مترجمی عربی انتخاب کرد و این بیانگر همت والای این مدافع حرم بود.

وی تصریح کرد: از آنجایی که وی مدیر کاروان حج و عتبات نیز بود، در ایام موسم حج تمام همت خود را صرف ارتباط گیری با برادران مسلمان سایر کشورها که در بیت الله گرد هم می‌آیند، می‌کرد تا تفکر و نگاه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری را برای آنان تبیین کند و از این طریق بتواند ضعفهای آنان را کشف و درصدد اصلاح آن برآید و نگاهی قرآنی را به آنان تزریق کند.

سلیمی دانا با اشاره به اینکه در روزهای گذشته برخی خبرگزاری‌ها، خبر شهادت شهید اسدالهی را تکذیب کرده بود، خاطرنشان کرد: شهادت شهید اسدالهی قطعی بود، اما از آنجایی که پیکر او در منطقه ای تحت تصرف داعش قرار داشت، مصلحت بر این دانسته شد که شهادت این شهید مطرح و رسانه ای نشود، چراکه ممکن بود با رسانه ای شدن این موضوع، دشمن درصدد تلاش برای یافتن پیکر شهید اسدالهی برآید و پیکر ایشان را به عنوان گروکشی و در راستای رسیدن به خواسته های پوچشان مورد سوء استفاده قرار دهند.

وی گفت: پیکر شهید اسدالهی سه روز و سه شب در منطقۀ تحت تصرف داعش باقی ماند و با انجام دو عملیات توسط همرزمان وی موفق شدند پیکر ایشان و چهار تن دیگر را به عقب بازگردانند.

سلیمی دانا اظهار داشت: پس از انتشار خبر اول شهادت ایشان در رسانه ها، تلفیقی از نیروهای منطقه از لبنانی و سوری و حتی پدر و مادر شهید عماد مغنیه با ما در تماس بودند و ضمن تصدیق شهادت ایشان، از علاقه‏‌مندی خود برای شرکت در مراسم تشییع شهید اسدالهی خبر دادند.

وی افزود: مؤسسۀ رضوان عراق که عقبۀ تمام فرقه های مقاومتی در عراق از جملۀ فرقۀ امام علی (ع)، بدر و ... است، بسیار پیگیر زمان برگزاری تشییع شهید اسدالهی بودند تا خودشان را به این مراسم برسانند و همچنین این نوید را دادند که در حرم امام حسین (ع) قصد برگزاری مراسم یادبودی برای شهید اسدالهی نیز دارند.

سلیمی دانا خاطرنشان کرد: این روزها با بازگشت شهدای مدافع حرم، حال و هوای شهر به کلی تغییر کرده و عطری از کربلا عالم را فراگرفته است. این ایام چقدر شبیه به زمان هنرنمایی کاروان انقلاب اسلامی است، آنان با قافله‌سالاری امام خمینی (ره) و با فطرتی حسینی آسمانی شدند، انگار آغوش آسمان هنوز باز است و ندایی به گوش می‌رسد که ای حسینیان! خودتان را به کاروان حسین (ع) برسانید و چقدر زیبا شهدای مدافع حرم به این ندا لبیک می‌‌گویند و با بذل جانشان با مولایشان همراه می‌شوند.

وی افزود: 1400 سال از ماجرای شهادت امام حسین (ع) می‌گذرد، اما این مسیر با شوقی وصف‌‏ناپذیر همچنان ادامه دارد، به راستی این چه سرّی است که پس از گذشت قرنها، حب حسینی اینگونه عالم را تغذیه می‌کند و به سوی خود می‌کشاند؟ انگار قرار است صحنه و ماکتی از کربلا همچنان ادامه داشته باشد و بدین بهانه، عده‏‌ای چون عاشوریان به مولایشان ملحق شوند.

سلیمی دانا اظهار داشت: مدافعان حرم چون کاروانیان حسینی بدون اینکه لحظه‏‌ای درنگ و ترس وجودشان را فرا بگیرد، به سوی میدان نبرد ‏شتافتند تا خونشان با جاری شدن در محضر حضرت زینب (س)، با خون امام حسین (ع) و اصحاب ایشان موافقت کرده باشد.

وی گفت: پیکر این شهید در حال بازگشت به میهن است و به محض ورود به کشور متقابلاً زمان برگزاری مراسم تشییع این شهید اطلاع داده خواهد شد.
منبع: تسنیم

 
حمیدرضا اسداللهی به جمع شهدای مدافع حرم پیوست +عکس
ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش مشرق، حمیدرضا اسداللهی از فعالان فرهنگی در دفاع از حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) بشهادت رسید.حمیدرضا اسداللهی به جمع شهدای مدافع حرم پیوست +عکس

اسداللهی دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران و یکی از فعالان فرهنگی بود.

شهید حمیدرضا اسداللهی از بانیان و خادمان کنگره بین المللی لقاء الحسین (ع) بود که تا پیش از سفر اساتید این کنگره به کربلای معلی، همراهشان بود و پس از آن برای سربازی حریم انقلاب اسلامی وارد منطقه عملیاتی سوریه شد و در آنجا به شهادت رسید.

حمیدرضا اسداللهی به جمع شهدای مدافع حرم پیوست +عکس

 

منبع: تسنیم

 
تصویر مهاجر الله و مدافع حرم در مراسم مدافع حرم
ساعت ٥:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

تصویر مهاجر الله و شهید مدافع حرم در مراسم شهید مدافع حرم

چند روز پیش داشتم در اینترنت عکس شهدای مدافع حرم نگاه میکردم این دو تا عکس نظرم به خودش جلب کرد . شهید مدافع حرم حاج حسین همدانی و محاجر الله مرحوم رکن آبادی در مراسم شهید مدافع حرم الله دادی

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/11/7/881189_772.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/11/07/13931107205304614_PhotoL.jpg

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/11/7/881072_686.jpg


 
عکس/ «شیرانِ فاطمی»
ساعت ٤:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «مصطفی صدرزاده» (یا «بدرزاده»، با نام جهادی «سید ابراهیم ساعاتی») به تاریخ 19 شهریور 1365 شمسی، در «شوشتر» متولد شد. خانواده ی او مدتی بعد به استان تهران و شهرستان «شهریار» نقل مکان کردند. وی از بسیجیان «شهریار» (منطقه‌ی «کهنز») بود که به رغم مخالفت ها و ممانعت های فراوان، با زحمت و سختی بسیار، از طریق، «لشکر فاطمیون» عازم میدان نبرد در «سوریه» شد. شجاعت و مهارت چشمگیر او به سرعت «ابوحامد» (فرمانده وقت «فاطمیون») را متقاعد کرد که فرماندهی یکی از گردان های خط شکن خود را به وی واگذار نماید. به این ترتیب، «سید ابراهیم» فرمانده و رفیقِ رزمندگان «گردان عمار» شد و در دلِ بسیجیانِ افغانستانی، برای خود قصری آباد بنا کرد.

این سردارِ فاطمی، سرانجام پس از چند سال دفاع از حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، به تاریخ 1 آبان 1394 شمسی (روز تاسوعای حسینی) طی «عملیات محرم» در نبردی رویارو با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بال در بال ملائک گشود.

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

آن چه پیش رو دارید، عکس یادگاری جمعی از رزمنده‌گان «گردان عمار» از «لشکر فاطمیون» است که شبِ یکی از عملیات ها، به ثبت رسیده. مردانی که تاریخ فردای منطقه را، با خون خود می نویسند و «سید ابراهیم» چون نگینی درخشان در میان آنان می درخشد :

عکس/ «شیرانِ فاطمی» یهویی


 
عکس/ سلفی «فدائیان رقیه(س)»
ساعت ٤:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، در نخستین روزهای نبرد علیه «مزدوران سعودی» در «سوریه»، گروهی از بسیجیانِ «افغانستانی» با محوریت «علی رضا توسلی»(که بعدها در میدان جنگ به «ابوحامد» شهرت پیدا کرد) گروهی تحت عنوان «فاطمیون» تاسیس نموده و به دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) در برابر تهاجم «پیروان اسلام آمریکایی» مشغول شدند. با افزایش تعداد داوطلبان «افغانستانی» این گروه، به گردان، سپس تیپ و در نهایت به «لشکر فاطمیون» ارتقاء یافت. «ابوحامد» در اواخر سال 1393 شمسی، در منطقه ی عملیاتی «تل قرین» خلعت شهادت پوشید اما شاگردانش کماکان در معرکه ی سخت و طاقت فرسای سوریه باقی مانده و در حال مجاهدتند.
«مصطفی صدرزاده» (یا «بدرزاده»، با نام جهادی «سید ابراهیم ساعاتی») از ساخص ترین سردارانِ «لشکر فاطمیون» بود. او گرچه ایرانی و متولد «شوشتر» و ساکن «شهریار» بود با زحمت و سختی بسیار به این لشکر ملحق شد. شجاعت و مهارت چشمگیر او به سرعت «ابوحامد» (فرمانده وقت «فاطمیون») را متقاعد کرد که فرماندهی یکی از گردان های خط شکن خود را به وی واگذار نماید. به این ترتیب، «سید ابراهیم» فرمانده و رفیقِ رزمندگان «گردان عمار» شد و در دلِ بسیجیانِ افغانستانی، برای خود قصری آباد بنا کرد.
این سردارِ فاطمی، سرانجام پس از چند سال دفاع از حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، به تاریخ 1 آبان 1394 شمسی (روز تاسوعای حسینی) طی «عملیات محرم» در نبردی رویارو با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» به «ابوحامد» پیوست.
آن چه پیش رو دارید، شهید » مصطفی صدر زاده» و چند تن دیگر از فرماندهان «گردان عمار» را در حال برداشتن یک خویش نگاره، به ثبت رسانده است:

 روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

عکس/ سلفی «فدائیان رقیه(س)»

 
آخرین مکالمه بی‌سیم «عشقِ حاج قاسم»
ساعت ٥:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «مصطفی صدرزاده» (یا «بدرزاده»، با نام جهادی «سید ابراهیم ساعاتی») به تاریخ 19 شهریور 1365 شمسی، در «شوشتر» متولد شد. خانواده ی او مدتی بعد به استان تهران و شهرستان «شهریار» نقل مکان کردند. وی از بسیجیان «شهریار» (منطقه‌ی «کهنز») بود که به رغم مخالفت ها و ممانعت های فراوان، با زحمت و سختی بسیار، از طریق، «لشکر فاطمیون» عازم میدان نبرد در «سوریه» شد. شجاعت و مهارت چشمگیر او به سرعت «ابوحامد» (فرمانده وقت «فاطمیون») را متقاعد کرد که فرماندهی یکی از گردان های خط شکن خود را به وی واگذار نماید. به این ترتیب، «سید ابراهیم» فرمانده و رفیقِ رزمندگان «گردان عمار» شد و در دلِ بسیجیانِ افغانستانی، برای خود قصری آباد بنا کرد.

این سردارِ فاطمی، سرانجام پس از چند سال دفاع از حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)، به تاریخ 1 آبان 1394 شمسی (روز تاسوعای حسینی) طی «عملیات محرم» در نبردی رویارو با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» بال در بال ملائک گشود.

لینک دانلود


 
سخنرانی سردار قاآنی
ساعت ٦:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

سخنرانی سردار قاآنی

سخنرانی سردار قاآنی جانشین فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در دهمین یادواره پنج شهید گمنام شهرک شهید محلاتی. 94/07/02


دانلود


 
فیلم/ گفتگوی صمیمانه رهبر انقلاب با جانبازان قطع نخاعی
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۳٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

در آستانه‌ی فرارسیدن هفته‌ی دفاع مقدس، بیش از ۵۰ نفر از جانبازان قطع نخاعی و بالای ۷۰ درصد در حسینیه‌ی امام خمینی با رهبر انقلاب دیدار کردند.

1. farhangnews_147501-425535-1442752361.mp4 | دانلود فیلم


 
دست‌نوشته شهید مهدی باکری به همرزمش+عکس
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
تصویر نامه شهید مهدی باکری به همرزمش -سیدحسن شکوری- جانباز 65 درصد دفاع مقدس. او در حال حاضر در تبریز زندگی می کند.

دستونشته شهید مهدی باکری به همرزمش+عکس

دستونشته شهید مهدی باکری به همرزمش+عکس


 
تصاویر منتشر نشده از اولین روزهای جهادی «حاج قاسم»
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، سال 1359 شمسی، کارمند یکی از ادارات شهر کرمان، برای ماموریتی چند روزه به سوی مناطق عملیاتی جنوب کشور رفت و از آن پس، مسیر زندگی او به گونه ای تغییر کرد که توانست سال ها بعد، در سرنوشت کشور خود، تاثیرات تعیین کننده ای به جا بگذارد. این رزمنده‌ی کرمانی، اواسط دهه‌ی شصت شمسی، خود را این گونه معرفی کرده است:

«من قاسم سلیمانی فرمانده سپاه هفتم صاحب الزمان(عج) کرمان هستم. در سال ۱۳۳۷ در روستای قنات نمک از توابع کرمان به دنیا آمدم. دیپلم هستم و دارای همسر و دو فرزند، یکی پسر و یکی دختر، می باشم.قبل از انقلاب در سازمان آب کرمان به استخدام درآمدم، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در اول خرداد سال ۱۳۵۹ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمدم. با شروع جنگ و حمله عراق به فرودگاه های کشور، مدتی از هواپیماهای مستقر در فرودگاه کرمان محافظت می کردم. دو یا سه ماه پس از شروع جنگ در قالب اولین نیروهای اعزامی از کرمان که حدود ۳۰۰ نفر بودند عازم جبهه های سوسنگرد شدیم و به عنوان فرمانده دسته مشغول به کار شدم. در روزهای اول ورود به جبهه، دشمن را قادر به انجام هر کاری می دانستم، اما در اولین حمله ای که انجام دادیم موفق شدیم نیروهای دشمن را از کنار جاده سوسنگرد تا حمیدیه به عقب برانیم و تلفاتی نیز بر آنها وارد کنیم که این امر باعث شد تصور غلطی که از دشمن در ذهن داشتم از بین برود.
شوق و علاقه زیادی به طرح ها و مسائل نظامی داشتم و علاقه مند حضور در جبهه بودم و درست به دلیل همین علاقه بود که با یک ماموریت ۱۵ روزه وارد جبهه شدم و دیگر تا آخر جنگ بازنگشتم.»

تصاویری که پیش رو دارید، به سال 1359 شمسی، در اطراف شهر تهران به ثبت رسیده است. روزهایی که گروهی از پاسداران کرمانی، برای حضور در دوره‌ای آموزشی، به تهران اعزام شده اند و «قاسم سلیمانی» هم در میان آن ها است.

تصاویر منتشر نشده از اولین روزهای جهادی «حاج قاسم»

تصاویر منتشر نشده از اولین روزهای جهادی «حاج قاسم»

تصاویر منتشر نشده از اولین روزهای جهادی «حاج قاسم»

تصاویر منتشر نشده از اولین روزهای جهادی «حاج قاسم»

تصاویر منتشر نشده از اولین روزهای جهادی «حاج قاسم»


 
جزئیاتی از چرایی بسته بودن دستان غواصان کربلای 4
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، جعفری از رزمندگان دوران دفاع‌مقدس که دوره‌های ویژه‌ای در زمان جنگ دیده است توضیح داد: من از عملیات خیبر به بعد آموزش‌های نظامی خاصی را گذراندم تا همراه رزمندگان دیگر بتوانیم در شرایط مختلف آبی، خاکی، دشت و کویر با دشمن مقابله کنیم. در اصطلاح به کسانی که این دوره را گذرانده بودند «مردان قورباغه‌ای» می‌گفتند. در دوران جنگ هنگامی که قرار شد نخستین عملیات «آب‌پایه»(اجرای عملیات در آب) با اجرای والفجر 8 (فتح فاو) انجام شود سه محور عملیاتی شلمچه، ام‌الرصاص و فاو شناسایی و انتخاب شدند که در نهایت عملیات اصلی در منطقه فاو انجام شد.

لشکرهای 10 سیدالشهدا، 21 امام رضا(ع) و 18 الغدیر قرار بود تا از جزایر عبور کنند و ارتباط بین سپاه هفتم و سوم عراق را از قطع کنند.در حقیقت پس از عبور از فاو، جاده‌های فاو-بصره، فاو-البهار و موقعیت مربوط به کارخانه نمک عراق تصرف شد و ما توانستیم در آنجا خط پدافندی ایجاد کنیم.

پس از فتح فاو باید بخش دیگری از این منطقه را هم که در نزدیکی‌های ام‌الرصاص و ابوالخصیب بود می‌گرفتیم تا کار عراق یکسره شود.غواص‌هایی از لشکرهای31 عاشورا و10 سیدالشهدا برای انجام پیشانی (پیشقراول) کار را تشکیل داده بودند. در این عملیات 40 نفر از رزمندگان زبده و آموزش دیده در چهار گروه 10 نفره با 1000 بسته انفجاری به خاک عراق نفوذ کردند تا در ابوالخصیب عملیات‌های خاصی انجام بدهند ولی عملیات لو رفته بود و باید عقب‌نشینی می‌کردیم. خود عقب‌نشینی هم مانند یک عملیات انجام شد چرا که در آن شرایط حساس تلفاتی نداشتیم.

هر یک از این غواصان که توانسته بودند پیشروی کنند جزو نوابغ تخریب،‌ اطلاعات و تیراندازی و رزم بودند و چون دشمن از آن‌ها می‌ترسید در هنگام اسارت دستان آن‌ها را بسته بود. دشمن حتی از دستان بسته این چریک‌ها هم واهمه داشت.عراقی‌ها می‌ترسیدند که آن‌ها با دستان بسته هم عملیات انجام بدهند به همین خاطر آنها را با دستان بسته زنده به گورشان کرد. این رزمندگان در موج اول آغاز عملیات کربلای 4 توانسته بودند به مواضعی که در نظر داشتیم برسند اما موج‌های بعدی عملیات انجام نشد. اطلاعات موثق داریم که آمریکایی‌ها اطلاعات عملیات را به عراقی‌ها داده بودند. تا اینکه کمتر از 15 روز بعد عملیات کربلای 5 که مکمل عملیات کربلای 4 بود طرح‌ریزی و اجرا شد.

شاید برای برخی‌ها این پرسش پیش بیاید که چه اصراری بر انجام عملیات در فصل زمستان داشتیم؟ باید پاسخ بدهم که یکی از دلایلی که باعث می‌شد در زمستان عملیات انجام بدهیم این بود که به این نتیجه رسیده بودیم که توان زرهی دشمن به دلیل بارش‌های باران در منطقه خوزستان به شدت کاهش می‌یابد و در این شرایط انجام عملیات‌های این چنینی بهترین نتیجه را می‌دهد و پس از آن می‌توانستیم با گرفتن خطوط دشمن در بهار مقابل تک‌های دشمن پدافند کنیم.
منبع: ایسنا

 
فیلمی دیده نشده ار حضور حاج قاسم درکنار رهبر انقلاب
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

فیلمی دیده نشده ار حضور حاج قاسم درکنار رهبر انقلاب

. فیلمی دیده نشده ار حضور حاج قاسم درکنار رهبر انقلاب | دانلود فیلم


 
پیامی که یک شهید برای شرایط امروز کشور آورد
ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

داستان واقعی انتقال پیکر شهید بهنام محمدی در مسجد سلیمان چه بود؟ /

 

 

خرمشهر را خون بهنام ها آزاد کرد نه لبخندهای دیپلماتیک! + فیلم و عکس

نمی دانم شاید حکمت این موضوع هم این است که «بهنام محمدی هم این روزها می خواهد همچون همرزمان شهیدش، همین ۱۷۵ غواص دست بسته شهیدمان را می گویم، آمده است تا پیامی را به ما منتقل کند، پیامی که مختص این روزهای انقلاب است و آن هم چیزی نیست جز اینکه بگوییم؛ «خرمشهر را خون بهنام ها آزاد کرد نه لبخندهای دیپلماتیک!».

نمی دانم شاید حکمت این موضوع هم این است که «بهنام محمدی هم این روزها می خواهد همچون همرزمان شهیدش، همین ۱۷۵ غواص دست بسته شهیدمان را می گویم، آمده است تا پیامی را به ما منتقل کند، پیامی که مختص این روزهای انقلاب است و آن هم چیزی نیست جز اینکه بگوییم؛ «خرمشهر را خون بهنام ها آزاد کرد نه لبخندهای دیپلماتیک!».

 

رجانیوز - ارسلان ظاهری بیرگانی- دیروز هوای تهران خیلی گرم شده بود، گاهی فکر می کردم در خوزستان خودمان هستم … این روزها با وجود گرمای هوا، روزه داری  قدری سخت شده، اگر چه ما بچه جنوبیم اما راستش ما هم بعضی وقت ها کم می آوریم … دیشب تا دم دمای سحر بیدار بودم، سحری ام را می خورم و بعد از اذان صبح می خواهم چُرتی بزنم. هر چه تلاش می کنم خوابم نمی برد! به ناچار گوشی موبایلم را بر می دارم و در فضای مجازی چَرخی می زنم، طبق عادت، بعضی از سایت ها و روزنامه های امروز را چک می کنم، بعد از آن سراغ اینستاگرام می روم، بعضی از پست ها را نگاه می کنم و رد می شوم و بعضی را هم به دقت می خوانم و لایک می زنم!

مسئله هسته ای، تیم والیبال ایران، انفجار مسجدشیعیان کویت و … موضوعات غالب فضای اینستاگرام هستند، در همین حین یک پست برایم جلب توجه می کند! تیترش این بود «ماجرای نبش قبر شهیدی که پیکرش پس از ۳۱ سال سالم بود+عکس»، عکس شهید هم آشناست، شهید بهنام محمدی همشهری خودمان!

تیتر مطلب هم برایم تعجب بر انگیز است و هم حس کنجکاوی مرا بر می انگیزد، محتوای مطلب را که می خوانم بیشتر تعجب می کنم، مطلب از زبان سرهنگ جانباز«علی قمری» فرمانده پادگان دژ خرمشهر در دوران دفاع مقدس نقل شده است.

سرهنگ می گوید؛ «مادر شهید محمدی می‌گفت که بهنام هر شب به خوابش می‌آید و می‌گوید «من از دوستانم جا ماندم، مرا به مسجد سلیمان ببرید»؛ به اصرار مادر شهید، ایشان را سال ۹۰ نبش قبر کردند. با اجازه علما قرار بر این شد که پیکر ایشان از محل دفن به مسجد سلیمان انتقال پیدا کند».

تا اینجای مطلب چند نکته متناقض وجود داشت که هر چقدر دو دو تا می کنم نمی توانم برایش پاسخی بیابم! به خودم می گویم؛ اولاً «قبر شهید بهنام محمدی که از اول شهادتش در خرمشهر به مسجدسلیمان منتقل شد و در مسجدسلیمان دفن شد»، ثانیاً «در سال ۸۹ (و نه ۹۰) با استفتاء از دفتر رهبر انقلاب، جنازه مبارک شهید، بدون هیچ نبش قبری و با استفاده از تکنولوژی های روز به صورت یک باکس، از قبرستان قدیمی و فامیلی شان جدا و به تپه شهدای گمنام در ورودی شهر مسجدسلیمان منتقل شد»، پس طبیعتاً «هم محل دفن اولیه و هم مقصد جابجایی قبر مبارک شهید هر دو در مسجدسلیمان بوده!»

ادامه مطلب را که می خوانم باز هم بر میزان تعجبم افزوده می شود؛ سرهنگ می گوید؛

«آیت‌الله جمی امام جمعه و جناب سروان دهقان با من تماس گرفتند و گفتند شما هم برای مراسم بیایید»، یک تناقض دیگر هم در همین یک جمله وجود داشت و آنهم نام بردن از آیت الله جمی امام جمعه فقید آبادان است!، با خودم می گویم «تا آنجا که من بیاد دارم آیت الله جمی که در سال ۱۳۸۷ از دنیا رفته اند! پس چگونه ایشان در سال ۹۰ به این مراسم آمده اند!».

سرهنگ قمری در ادامه، داستانِ نبش قبر و سالم بودن جنازه شهید بهنام را روایت می کند! و می گوید؛

«بلیط هواپیما گرفتم و برای نبش قبرش رفتیم، من و حاج آقا کعبی جلو رفتیم مادرش سمت راست من و پدرش(!) روبروی من قرار داشتند خاک را برداشتند و رسیدند به نزدیکی سنگی که روی جنازه ایشان بود؛ من رفتم جلو و گفتم «بیل را کنار بگذارید، چون استخوان‌های این بچه قطعا در این مدت پوسیده، و اگر تکه‌ای از این سنگ روی آن‌ها بیافتد استخوان‌ها از بین می‌رود. بگذارید من با دست خاک را کنار بزنم و استخوان‌هایش را سالم برداریم».آرام آرام با دستانمان خاک را کنار زدیم و به سنگ رسیدیم، وقتی که سنگ اول را برداشتیم، با پیکر سالم شهید مواجه شدیم، من که در همان لحظه از حال رفتم، مادرش هم غش کرد؛ باور کردنی نبود، انگار که این بچه یک دقیقه پیش خوابیده است؛ بعد از ۳۱ سال هنوز زانویش خون می‌چکید.مادر شهید محمدی، پیکر نوجوان شهیدش را ساعات زیادی در آغوش خود گرفته بود، و حاضر نبود او را از خود جدا کند».

راستش را بخواهید هر چه تلاش می کنم باورم نمی شود، به خودم می گویم؛ «آخر پدر شهید بهنام که سال ها قبل از دنیا رفته بود! و من که در سال ۸۹ شخصاً در مراسم باشکوه تشیع و انتقال پیکر شهید شرکت کرده بودم ، اصلاً خبری از نبش قبر واین داستان ها نبود!»

مابقی مطلب هم به داستان نبش قبر و جنازه سالم شهید ! و … اختصاص دارد، در زیر این مطلب، یک کامنت می گذارم و به کسی که آن را به اشتراک گذاشته می گویم؛ «من خودم بچه مسجدسلیمان هستم، این مطلب شما اشتباه است، لطفا اصلاح کنید»، او هم در جواب می نویسد؛ «این کار شما توهین به شهداست!، این مطلب را سایت های معتبری همچون دفاع پرس و … منتشر کرده اند»، از او می خواهم تا لینک این خبر را بگذارد…

ساعت حالا به نزدیکای شش صبح رسیده و خواب قدری چشمانم را نوازش می دهد، گوشی موبایل را به کناری می گذارم و بالاخره می خوابم اگر چه هنوز ذهنم درگیر این موضوع است، پیش خودم می گویم؛ «شاید چیزی بوده که من خبر نداشته ام!»…

ساعت حدوداً نه صبح است و من به محل کارم در موسسه طلوع می رسم، پیامکی از یکی از دوستان مسجدسلیمانی بر روی گوشی ام آمده، نوشته؛ «سلام، رجانیوز یک ماجرای عجیب و غریب از نبش قبر بهنام محمدی زده !!!».

بلافاصله لب تاپم را روشن می کنم و سایت رجانیوز را چک می کنم، بله درست است، رجانیوز هم همین مطلب را به نقل از خبرگزاری دفاع پرس با تیترِ «ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی/ جسدی که پس از ۳۱ سال سالم بود» منتشر کرده است! ، مطلب در همان یکی دو ساعت انتشار، بیش از هفت هزار بازدید داشته!

شماره آقای امینی امام جمعه مسجدسلیمان را می گیرم و از او درباره ماجرای این مصاحبه می پرسم، او هم کاملاً در جریان موضوع بود و بلافاصله از حجم بالای اعتراضات مردمی و گلایه های مادر شهید بهنام می گوید، می گوید؛ مادر شهید بهنام با من تماس گرفته و بشدت ابراز ناراحتی کرده است از این داستان!

برای اطمینان یک بار دیگر صحت و سقم مطالب ذکر شده در این مصاحبه را از آقای امینی جویا می شوم و او هم با اطمینان کامل حرف های مرا تایید می کند و از این موضوع ابراز نگرانی می کند.

شماره سردبیر خبرگزاری مذکور را هم از طریق دوستان پیدا می کنم، با او تماس می گیرم و در این باره توضیح می دهم … بعد از چند دقیقه صحبت می فهمم که او کسی نیست جز «حاج عباس»از دوستان قدیمی خودم… حاج عباس قول می دهد که این موضوع را اصلاح کند و بزودی با دعوت از همرزمان شهید بهنام، روایت صحیح و درست از «انتقال قبر» شهید را منتشر کند.

آن چیزی که مرا واداشت تا داستان این اتفاق را با جزئیات روایت کنم این نیست که بگویم ما در بین شهیدانمان از این کرامات و این اتفاقات نداشته ایم نه، بلکه مقصود این است که بگوییم نه تنها ما موظفیم واقعیت ها را روایت کنیم. بلکه باید پیام اصلی شهیدان را بفهمیم و برای نسل های بعد روایت کنیم.

بهنام محمدی این شهید نوجوان ۱۳ ساله که در «اوج بصیرت و دشمن شناسی» در روزهای اول جنگ و در حالیکه خیلی ها با «استراتژی زمین بدهیم و زمان بگیریم» هر روز اجازه می دادند دشمن در خاک وطن پیشروی کند، تنها راه را «ایستادن پای حرف امام خود» و «مقاومت بر سر آرمانهای انقلاب» و «مقابله با دشمن» می دید و بر سر این راه خونش هم بر زمین ریخت.

نمی دانم شاید حکمت این موضوع هم این است که «بهنام محمدی هم این روزها می خواهد همچون همرزمان شهیدش، همین ۱۷۵ غواص دست بسته شهیدمان را می گویم، آمده است تا پیامی را به ما منتقل کند، پیامی که مختص این روزهای انقلاب است و آن هم چیزی نیست جز اینکه بگوییم؛ «خرمشهر را خون بهنام ها آزاد کرد نه لبخندهای دیپلماتیک!».

 

Behnam1

عکس انتقال پیکر شهید بهنام محمدی بدون نبش قبر

  Behnam3

عکس تشیع باشکوه پیکر شهید بهنام محمدی در مسجدسلیمان در سال ۸۹

Behnam2

عکس استقبال باشکوه مردم مسجدسلیمان از مراسم انتقال پیکر شهید بهنام محمدی

 

 

آخرین خاطره‌ای و مستندی که به ‌صورت مکتوب ‌می‌توان از شهید «بهنام محمدی» ذکر کرد در کتاب «دا» است. پُرفروش‌ترین کتاب تاریخ دفاع مقدس باکه تاکنون ۱۸۰مرتبه تجدید چاپ شده است در صفحات متعدد از جمله ۴۸۳-۶۵۵-۷۶۴ از شهید «محمدی» به عنوان شیر‌بچه‌ای نام می‌برد که آب، یخ و تجهیزات برای رزمندگان می‌برد و با توجه به این که بچه بوده است دشمن به او شک نمی‌کرد، همچنین موقعیت تانک‌ها و سنگرهای دشمن را رصد می‌کرد و اطلاعات را به رزمندگان انتقال می‌داد.

***

در صفحه ۶۵۵ نویسنده کتاب “دا” اینچنین می نویسد :

بهنام محمدی نوجوان ۱۳ساله ای که از فرط کوچکی جثه، اسلحه ژ-۳ اش روی زمین کشیده می شد، با گشت زدن در محله ها نیروهای رزمنده را از نقاط نفوذ دشمن مطلع می ساخت، او روزهای آخر مقاومت خرمشهر با اصابت ترکشی به قلب کوچک اش به شهادت رسید…

 

 

 

 

ویدیوها

Video Player

 

 

 

 

 

 


۱. جابجایی محل تدفین شهید بهنام محمدی.mp۴ | دانلود فیلم


 
ناگفته‌هایی از فرآیند شناسایی شهدای گمنام
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

رئیس مرکز تحقیقاتی ژنتیک نور ضمن تشریح مراحل علمی تشخیص هویت شهدای گمنام و پاسخ به برخی ابهامات در این زمینه از ادامه فرآیند شناسایی هویت غواصان شهید خبر داد

ناگفته‌هایی از فرآیند شناسایی شهدای گمنام

به گزارش فرهنگ نیوز، تفحص، تشییع و خاکسپاری شهدای گمنام در مقاطع زمانی مختلف علاوه‌ بر برانگیختن احساس غرور ملی و هم‌نوایی گروه‌های مختلف در تکریم فرهنگ ایثار وشهادت، همواره با ابهاماتی نیز همراه بوده است.

ابهاماتی که گاه به صورت کنایه‌ از سوی بدخواهان مطرح و در مواردی صرفاً به منظور کسب اطلاع از سوی دلسوزان بیان می‌شده است. نمونه متأخر این ابهامات هم طرح این سوال در برخی رسانه‌ها و فضای مجازی بود که با توجه به پیشرفت‌های علمی روز، چگونه است که هنوز قادر به تشخیص هویت شهدای تفحص شده نیستیم و کماکان شاهد تشییع پیکر شهدا به صورت گمنام هستیم.

درباره این ابهام و سوالات دیگری از این دست باید سراغ متولی مستقیم فرآیند تشخیص هویت پیکرهای تفحص شده می‌رفتیم. مرکز ژنتیک نور از زیرمجموعه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حال حاضر این مسئولیت را برعهده دارد.

 دشواری کار بر روی نمونه‌های استخوانی

محمود تولایی رئیس این مرکز در پاسخ به مهر درباره اینکه چرا پس از چندین سال از پایان جنگ تحمیلی، هنوز برخی شهدا به صورت گمنام دفن می شوند به تشریح فعالیت های مرکز ژنتیک نور در روند تعیین هویت شهدای گمنام پرداخت و گفت: استخراج ژن روی یک نمونه خونی کار ساده‌ای نیست، اگر قرار باشد همین کار روی بافت انجام شود، حساسیت کار ۲۰ برابر بیشتر خواهد شد. همین اقدام روی بافت سخت مشکل تر می شود. سختی کار روی نمونه استخوانی بسیار بیشتر از کار کردن روی نمونه‌های خونی است.

تولایی ادامه داد: بافت سخت ابتدا باید پودر شود. اجزای درون سلولی با پودر کردن از بین می‌رود، پس راندمان کار پائین می‌آید. برای جبران راندمان کار، روش‌های حساسی را پیش می‌گیرند. پس سختی کار در نمونه های استخوانی چندین برابر نمونه‌های خونی است. خصوصا اگر این نمونه ها مدت طولانی در شرایط نامطلوب قرار داشته باشند.

وی افزود: روی برخی از نمونه‌ها باید چندین بار روش‌های مختلف را امتحان کرد تا به یک نمونه DNA دارای کیفیت لازم برای مطالعات بعدی برسیم. حال با در نظر گرفتن این مشکلات، فرض کنید نمونه‌ای را در اختیارمان قرار می‌دهند که در شرایط سختی نیز قرار داشته است. مثلا باید روی یک نمونه استخوانی کار کنیم که ۳۰ سال در باتلاق و مرداب و یا در معرض مستقیم آفتاب شدید مناطق جنوبی کشور بوده است. این مسائل باعث می‌شود که غشای اصلی سلولی آسیب ببیند. بنابراین باید حساس تر و ظریف تر کار کرده و روش های مختلف را بکار گیریم و این موجب طولانی شدن مراحل کار آزمایشگاهی می‌شود.

رئیس مرکز ژنتیک انسانی نور ادامه داد: گاهی ممکن است در یک روز، روی ۲۰۰ نمونه خونی کار کنیم اما گاهی نیز ممکن است که یک کارشناس چندین روز تنها برای یک نمونه استخوانی وقت بگذارد. تازه آن موقع بخش کنترل کیفیت اعلام می کند که این نمونه برای مطالعات ژنتیکی مناسب است یا نه. بنابراین، این کار بسیار زمان‌بر است.

دوستان معترض حتی یک بار از مرکز ژنتیک بازدید نکرده‌اند!

تولایی در ادامه درباره اینکه چندی پیش مشاور رئیس جمهور به صورت گلایه‌آمیز مطلبی را در فضای مجازی منتشر و بیان کرده بود «سه دستگاه متولی شهدا هستند اما هنوز شهدای جنگ تحمیلی گمنام دفن می‌شوند» افزود: به حق است که دوستان ما در دولت، و هر جایی، انتظارات و علائق خود را مطرح کنند اما آیا خودشان تا به حال یک بار از مجموعه و مرکز ما بازدید کرده اند؟

وی افزود: ما تاکنون یک ریال هم از حمایت‌های دولتی برخوردار نبوده‌ایم. اگر اکنون با یک تیم ۲۰ نفره کار می‌کنیم باید بدانند که کارمان هزینه بر است و اگر قرار باشد سرعت پاسخگویی خودمان را سه برابر کنیم باید قدرت مالی و بودجه‌ای ما هم سه برابر شود تا بتوانیم تعداد دستگاه‌ها و نیروهایمان را بیشتر کرده و ساختمان های مناسب تری بگیریم تا قدرت پاسخگویی بیشتری داشته باشیم.

رئیس مرکز نور افزود: از همه مسئولانی که انتظار درست و طبیعی آنها سرعت در پاسخگویی ماست، دعوت می‌کنم ارتباط بیشتری با ما داشته باشند. ما نیروی متخصص و شایسته این کار را داریم و حتی متخصص تربیت می‌‌کنیم اما ظرفیت پاسخگویی ما متناسب با میزان حمایت‌ها و پشتیبانی هایی است که در اختیارمان گذاشته می‌شود.

پیش‌بینی وجود ۶ هزار شهید گمنام دیگر در مناطق مرزی

تولایی، تیم مستقیمی که با او بر روی تعیین هویت شهدا کار می‌کنند را ۲۰ نفر اعلام کرد و گفت: شهدای ما در جنگ تحمیلی حدود ۲۷۰ هزار نفر بوده‌اند که نزدیک به ۵۰ هزار نفر به عنوان مفقود مطرح شدند و توسط فعالیت کمیته جستجوی مفقودین تاکنون حدود ۴۴ هزار نفر از مفقودین پیدا شدند.

وی ادامه داد: همچنین ۱۴ تا ۱۶ هزار نفر از این‌ها گمنام هستند که از این تعداد ۸ تا ۹ هزار نفر از آنها در عملیات های تفحص به دست آمده‌اند و در یادمان های شهدای گمنام دفن هستند. پیش بینی می‌شود حدود ۶ هزار شهید گمنام دیگر در مناطق مرزی و برون مرزی کشورمان وجود داشته باشد که پیدا شدن آنها نیازمند استمرار فرایندهای تفحص و جستجوی مفقودان است. با این حال اکنون حدود ۲ هزار نمونه از شهدا در اختیار داریم. آن هم نمونه‌هایی که از سال ۸۱ به بعد در تفحص ها بدست آمده است.

رئیس مرکز ژنتیک انسانی نور گفت: از زمانی که پروژه تعیین هویت شهدا آغاز شد، نمونه‌ای از همه شهدایی که در تفحص بدست آمده و گمنام بوده‌اند در اختیارمان قرار می‌گیرد. اکنون پیکر این شهدا در یادمان‌های شهدای گمنام سراسر کشور دفن هستند.

وی افزود: به مرور که کار تهیه پروفایل و طرح واره ژنتیکی شهدا را انجام می دهیم، اطلاعاتمان را با شماره پرونده آن شهیدان تطبیق می‌دهیم. یک بخش کار این است که از همه خانواده هایی که دارای فرزند مفقودالاثر هستند نمونه خون بگیریم. بسیاری از والدین شهدای گمنام در سنین کهنسالی قرار دارند و یا فوت شده‌اند. بنابراین اگر در جمع آوری این نمونه‌های خونی سرعت عمل نداشته باشیم بسیاری از آنها را از دست خواهیم داد.

تولایی تأکید کرد: ما در حد وسع و توان و حمایتی که می‌شود، کار را انجام داده‌ایم. انتظارمان این است همه افرادی که نسبت به خانواده شهدا احساس تکلیف می‌کنند و می‌گویند چرا ما هنوز شهید گمنام دفن می کنیم حداقل یک تماس گرفته و با چالش‌ها و نیازهای کار ما آشنا شوند. چندی پیش یکی از نمایندگان مجلس با فعالیت های ما آشنا شده بود و پیگیر چالش هایمان شد. از طرف وزارت بهداشت تماس گرفته و گفتند نیازمندی های خود را در نامه ای بنویسید. این کار را انجام دادیم ولی تاکنون هیچ پاسخی دریافت نکرده ایم. به ظاهر و حرف نمی شود از شهدا و خانواده آنها حمایت کرد.

سهم بنیاد شهید و وزارت بهداشت در تعیین هویت شهدا 

عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله اعظم(عج) در پاسخ به اینکه هزینه نمونه گیری از خانواده های شهدای گمنام آنقدر نیست که نتوان در جمع آوری نمونه خونی والدین شهدای گمنام سرعت عمل داشت، گفت: قطعا عدد و رقمی که مورد انتظارمان است بسیار کمتر از هزینه هایی است که امروزه در کشور انجام می شود.

تولایی افزود: این هزینه آنقدر نیست که فکر کنیم بار مالی سنگینی دارد. تا امروز مجموعه ژنتیک انسانی و فعالیت های ما توسط سپاه و برخی منابع حمایتی جزیی دیگرحمایت شده‌ است. این کار نیازمند اقدامات حمایتی جدی از سوی بنیاد شهید و سایر دستگاه‌های دولتی است. آیا بخش دیگری از کار ما که مربوط به تکنولوژی نوین در سلامت و شناخت دغدغه های آسیب های مولکولی جانبازان شیمیایی است، به وزارت بهداشت مربوط نمی‌شود؟ آیا حمایت از پرداختن به یکی از پیشروترین دانش ها و تکنولوژی های روز، بخشی از وظایف معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری نیست؟

اگر پدر و مادر شهدای گمنام در قید حیات نباشند...

تولایی در بخش دیگری از این گفتگو در پاسخ به اینکه غیر از نمونه‌‌‌های خونی پدر ومادر، مناسب ترین نمونه برای تعیین هویت شهدای گمنام چیست؟ گفت: ترجیحا یک تا دو سی‌سی نمونه خون از والدین می‌گیریم. این نمونه خونی بهترین نمونه برای آزمایش است ولی مواردی بوده که شهیدی در دست بررسی بوده است و پدر یا مادر یا هردو در قید حیات نبودند، اگر این والدین سابقه بستری داشته و از اینها نمونه ای حتی بلوک‌های پاراقینه آسیب شناسی هم در اختیار باشد امکان استخراج DNA وجود خواهد داشت. 

وی افزود: مواردی بوده است که ما از بافت‌های پارافین بخش پاتولوژی بیمارستان نمونه گرفته‌ایم و روی آن کار کردیم و توانستیم طرح واره ژنتیکی پدر یا مادر را بدست آورده و شناسایی کنیم. بهترین نمونه، نمونه خونی پدر و مادر است چون نیمی از اطلاعات ژنتیکی هر فردی شبیه به مادر و نیمی از اطلاعات ژنتیکی او شبیه به پدر است. پس در یک خانواده چند نفره، همه فرزندان به صورت تک تک دارای اطلاعات ژنتیکی پدر و مادر هستند اما در عین حال تنوع در ژنتیک فرزندان نیز وجود دارد، بنابراین عینا همه فرزندان با هم مشابه نیستند ولی در عین حال همگی نیمی از اطلاعات ژنتیکی شان مشابه مادر و نیمی دیگر مشابه پدرشان است.

رئیس مرکز ژنتیک انسانی نور افزود: پس اگر پدر و مادر را در اختیار نداشته باشیم و قرار باشد از خواهران و برادران نمونه گیری انجام شود باید حجم نمونه ها را بالا ببریم و از تمامی خواهران و برادران در دسترس نمونه ای بگیریم و از روی اطلاعات ژنتیکی آنها اطلاعات پدر و مادر را باز طراحی کنیم و نمونه محصول استخوانی را با پروفایل بازطراحی شده بر مبنای اطلاعات ژنتیکی فرزندان مورد بررسی قرار دهیم.

نقش فرزند شهید در تعیین هویت شهدای گمنام

وی در ادامه گفت: در مرحله بعد چنانچه آن شهید ازدواج کرده و دارای فرزند باشد، اطلاعات ژنتیکی فرزندش را به عنوان شاخص قرار می دهیم اطلاعات ژنتیکی مادر آن فرزند که همسر شهید نیز هست را جدا سازی کرده و با اطلاعات ژنتیکی فرزند تطابق داده و تفکیک می‌کنیم و بخش اطلاعات مربوط به ژنتیک پدری را در پایگاه داده نرم افزاری وارد می کنیم. این اطلاعات ژنتیکی در گنجینه پایگاه داده ژنتیکی  مورد بررسی قرار می‌گیرد و به شناسایی شهید کمک می‌کند. پس گام اول پدر و مادر، گام دوم همسر و فرزند و در درجات بعدی خواهران و برادران شهید مدنظر قرار می گیرند. اگر مواردی باشد که امکان گرفتن خون وجود نداشته باشد می توان از نمونه مخاط دهانی والدین هم استفاده کرد.

تولایی درباره اینکه سن بسیاری از والدین شهدا بالاست و احتمال از دست رفتن آنها زیاد است بنابراین شاید لازم باشد که فراخوانی برای تکمیل داده‌ها و نمونه‌های خونی از والدین شهدای گمنام داده شود، گفت: اگر با تبلیغات در این موضوع از پدر و مادری که ۳۰ سال در آتش انتظار سوخته و اکنون کمی آرام گرفته، نمونه خون بگیریم اول سوال می‌کند که این کار برای چیست و وقتی توضیح می دهیم از فردای آن روز، هر روز تماس می گیرند و می پرسند فرزندم کی شناسایی می شود  و این امر استرس زیادی را با خود به همراه خواهد داشت.

۷۰ درصد خانواده‌‌های شهید نمونه گیری شده‌اند

وی افزود: ما نمی‌توانیم فقط یک بعد کار را ببینیم. نباید آسیب جسمی و روانی به خانواده شهدا اضافه کنیم آن هم در حالی که ادامه کار با روند کندی پیش می رود. با این حال نزدیک به ۷۰ درصد از خانواده شهدای گمنام را تحت عنوان پایش سلامت و چکاپ سلامت مورد بررسی قرار داده‌ایم. این طور نیست که راحت نشسته باشیم. شاید خیلی وقت‌ها لازم نباشد اطلاع رسانی کنیم. برخی اوقات از فرزند جوان خانواده ها می‌خواهیم از پدر و مادرشان در مراجعات تحت عنوان چکاپ و پایش سلامت، نمونه خونی گرفته و آن را در اختیار ما قرار دهند. اگر قرار باشد خانواده شهدا سال‌ها در انتظار بمانند این اطلاع رسانی فوری درست نیست.

رئیس مرکز ژنتیک نور درباره اینکه چطور روند تعیین هویت یک شهید گمنام مورد بررسی قرار می گیرد با بیان مثالی توضیح داد: در ۱۰ کیلومتری شلمچه تفحصی انجام شد که در آن تقریبا پیکر ۱۳ - ۱۴ شهید به دست آمد. در میان آنها یک کارت نیمه تجزیه شده‌ای پیدا شد که رویش نوشته بود: «گ ۱۷۴» این تنها سرنخ ما بود.

وی ادامه داد: حدس زدیم یعنی گردان ۱۷۴. در سایتها جستجو کردیم و از مصاحبه یک تکاور، با گردان ۱۷۴ آشنا شدیم. به سراغ نیروی زمینی ارتش رفته و در مورد آن سوال کردیم. رسیدیم به فردی که فرمانده گردان بود. از طریق یک حساب بانکی فهمیدیم در شهرک امید یک حساب در بانک سپه دارد. به آنجا رفته و آدرس منزلش را پیدا کردیم. فهمیدیم یکی از بازنشسته‌های ارتش است. اطلاعاتی درباره گردان ۱۷۴ گرفتیم و تازه آنجا بود که متوجه شدیم باید لیست افرادی که در آن گردان بودند را از کجا به دست آوریم. اطلاعات تک تک آنها را از خانواده هایشان گرفتیم. همزمان در آزمایشگاه، بافت های استخوانی و پروفایل ژنتیک نمونه‌ها بررسی شد و بیشتر این شهدا شناسایی شدند.

تولایی ادامه داد: گاهی اعضای کمیته مفقودین تعدادی پیکر شهید پیدا کرده و می‌گویند این افراد عضو لشکر ۲۷ محمد رسول الله هستند و یا بچه‌های گردان مقداد و یا.... خودشان هماهنگ کرده و به سراغ خانواده ها می روند و از افرادی که در آن مجموعه احتمال دارد فرزندشان آنجا بوده باشد نمونه خونی گرفته می‌شود و کار بررسی انجام می‌گیرد. الان کار گسترده تر شده و ما بانک بزرگی از نمونه خانواده‌ها در دست داریم. به محض اینکه نمونه‌ای پیدا شود جستجو کرده و به شناسایی می‌پردازیم. قطعا در آینده روند کار سرعت پیدا می‌کند اما افزایش این سرعت با توجه به تعداد زیاد شهدا نیازمند حمایت و برنامه ریزی مناسب تری است.

اعلام آمادگی برای تشکیل بانک اطلاعات ژنتیکی خبرنگاران

رئیس مرکز ژنتیک انسانی نور در بخش دیگری از این گفتگو به ایجاد بانک اطلاعاتی ویژه مشاغل پر خطر هم اشاره کرد و گفت: آماده هستیم برای همه سازمان‌هایی که در مشاغل پرخطر هستند مانند خبرنگاران، خلبانان، معدن کاران، امدادگران آتش نشانی، صلیب سرخ و هلال احمر با کمترین هزینه و سرعت بالا طرح واره ژنتیکی و پروفایل ژنتیکی تهیه کنیم.

وی تأکید کرد: شرکت های بیمه نیز می توانند برای کسانی که خود را بیمه عمر می‌کنند و برای اینکه مطمئن شوند قربانی حادثه حتما همان فرد است از این اطلاعات استفاده کنند. همچنین در سوانحی که در ایران یا کشورهای دیگر رخ می دهد به وزارت خارجه و یا مراکز دیگر اعلام می کنیم که همکاری و همیاری لازم را انجام خواهیم داد مانند حادثه سقوط هواپیمای  تایلندی که در سال ۲۰۰۷ در آن  ۱۸ شهروند ایرانی حضور داشتند و وظیفه ما ایجاب می کرد بلافاصله به مسئولان ذی ربط برای تعیین هویت آنها اعلام آمادگی کنیم.

رئیس انجمن علمی ژنتیک ایران تصریح کرد: ما هم قلبمان برای خانواده شهدا می‌تپد. مادر شهید مهرایی که در قلهک قرار دارد و در یادمان شهدای قرچک دفن است مدام تماس می‌گرفت و می‌گفت از مادر شهید علی مددی خجالت می کشم تا فرزند او پیدا نشود نمی توانم نزد ایشان بروم. تعلق خاطر عجیبی بین مادران شهدا وجود دارد. دغدغه آنها اجازه نمی‌دهد ساده از کنار موضوع تعیین هویت شهدا بگذریم. بخش زیادی از شهدای گمنام بعد از جنگ با کار تفحص شناسایی شدند اما آنها که  قابل شناسایی نبودند با عنوان گمنام دفن شدند.

وی افزود: از شهدایی که تا قبل از سال ۸۱ دفن شده‌اند نمونه‌ای در اختیار نداریم و صلاح نیست که فراخوان رسانه‌ای و عام برای آنها بزنیم چون ممکن است فرزند خانواده شهدا قبل از سال ۸۱ دفن شده باشد و به این زودی‌ها به سراغ نبش قبر و غیره نرویم پس بهترین حالت این است که با همکاری بنیاد شهید تحت عنوان پایش سلامت، ابتدا بانک نمونه خانواده‌ها را تکمیل کنیم و بعد به مرور هر تعداد از شهدا که شناسایی می شوند به خانواده هایشان اعلام کنیم.

شهدای غواص در دست بررسی هستند

تولایی در پایان این گفتگو درباره تعیین هویت ۱۷۵ شهید غواص تازه تفحص شده هم گفت: شهدای غواص فعلا در مرحله بررسی‌های آناتومی و آنتروپولوژی قرار دارند و پس از آن نمونه‌های برداشت شده وارد مرحله استخراج ژنتیکی و شناسایی خواهند شد.


 
روایتگری دفاع مقدس سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

روایتگری دفاع مقدس سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی

 

دانلود


 
آخرین عهدنامه احمد کاظمی با رزمندگان سپاه + عکس
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، احمد کاظمی به تاریخ 2 مرداد 1337 در نجف آباد متولد شد. احمد در 15 خرداد 1342 ، کودکی 5 ساله بود که نه روح الله خمینی را می شناخت و نه از کشتار مردم را در گوشه و کنار کشور درک می کرد اما تقدیر چنین بود که در 22 بهمن 1357 ، در میان خیل عظیم مردمی باشد که سر به فرمان خمینی کبیر سپرده بودند.
احمد کاظمی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و 3 سال بعد ، در لباس فرماندهی یکی از پنج یگان رزمی اصلی سپاه ، از دروتزه های خرمشهر گذشت و با صدای خود ، آزادی این شهر را در پشت تمامی بی سیم های جبهه نبرد فریاد کرد.
سردار کاظمی ، تا پایان جنگ ، جبهه های خوزستان و غرب را به گام خود مزین نمود و چند سال پس از پذیرش قطعنامه ، به فرماندهی نیروی هوا-فضای سپاه منصوب شد.
احمد کاظمی در سال 1384 ، مجددا به نیروی زمینی سپاه بازگشت و فرماندهی آن را بر عهده گرفت و سرانجام در 19 دی ماه 1384 ، همزمان با روز عرفه ، به همراه جمعی از همرزمان خود ، بال در بال ملائک گشود و بر ایوان عرش منزل گرفت.

آن چه خواهید خواند ، دستنوشته ای است از حاج احمد کاظمی که مدت کوتاهی پیش از شهادتش ، به یادگار ، تقدیم رزمندگان لشکر 31 عاشورا نموده است. این دستوشته در حقیقت عهدنامه ای است میان احمد کاظمی و همه رزمندگان سپاه و آن عزیز با خون خود بر وفای به عهدش صحه گذاشت. در ششمین سالگرد شهادت آن سردارِ کفر ستیز ، این یادگار را هدیه می کنیم به همه دوستارانش:
متن دستنوشته به این شرح است:
 
سلام بر شهیدان راه خدا . سلام بر دلیر مردان و شیران روز و زاهدان شب . سلام بر شهدای خطه شجاعان ، مردان ایثار ، مجاهدان راه خدا  و یادگارام دفاع مقدس . سلام بر همرزمان یاوران امام(ره) ، شهیدان حمید و مهدی باکری. سلام بر شما رزمندگان که یکایک ایستاده اید ، پشت در پشت هم ، گوش به فرمان سید علی ، تا جای پای حمید و مهدی ، رو به کربلا ، به قدس ، با آرزوی دیدار مولایمان.
در آستانه زاد روز میلاد منجی عالم بشریت ، با شما عهد می بندم که از ایستادگی و دلدادگی شما بر خود ببالم و پاسدار ارزش های والایتان باشم.
فرمانده نیروی زمینی سپاه
سرتیپ پاسدار
احمد کاظمی
[نامفهوم]84


 
عکسی دیدنی از «سردار»
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

گروه جهاد و مقاومت مشرق - احمد کاظمی به تاریخ دوم مرداد 1337 در شهر «نجف آباد» (استان «اصفهان») متولد شد. وی، با شروع جنگ ایران و عراق، با یک گروه ۵۰ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و نبرد با متجاوزان را آغاز کرد. چندی بعد، این گروه ۵۰ نفره به یکی از یگان های قدرتمند سپاه یعنی «لشگر زرهی ۸ نجف اشرف» (یگان ویژه رزمندگان شهرستان نجف آباد) به فرماندهی «احمد کاظمی» تبدیل شد. وی در سال ‪ ۱۳۷۲‬ به عنوان فرمانده سپاه «منطقه شمال غرب» منصوب شد و به سال ‪ ۱۳۷۹‬سکان فرماندهی «نیروی هوایی سپاه» را به دست گرفت. ‪ پنج‬ سال بعد، «احمد کاظمی» حکم فرماندهی «نیروی زمینی سپاه» را از مقام معظم رهبری دریافت کرد و سه ماه بعد، به هنگام مأموریتی نظامی، طی سانحه ای هوایی خلعت شهادت پوشید.

تصویری که پیش رو دارید، «حاج احمد کاظمی» را در کنار «حسن آقایی» (از فرماندهان «لشکر14 امام حسین (صلوات الله علیه)») در خط مقدم نبرد (احتمالا «کربلای 5») در نمایی دیدنی به ثبت رسانده است.

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلند پروازش، صلوات


عکسی دیدنی از «سردار»


 
عکس/ موزه شهدا امام زاده علی اکبر(ع) چیذر
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
موزه شهدا امام زاده علی اکبر(ع) واقع در منطقه چیذر در شمال شهر تهران است.

 
سخنرانی سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی پیرامون عملیات بیت المقدس
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

سخنرانی سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی

 

 

پیرامون عملیات بیت المقدس

دانلود


 
تصاویر پخش شده از تلویزیون عراق پس ازعملیات کربلای چهار
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

تصاویر پخش شده از تلویزیون عراق پس ازعملیات کربلای چهار

لطفا خانواده محترم شهدا این فیلم را نگاه نکنند

.....

.....

 

 


 
سردار حسین یکتا - حتما گوش کنید
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

سردار حسین یکتا - حتما گوش کنید


 
روایت متفاوت و تاثیرگذار علیرضا دلبریان مسئول آموزش گردان غواص یاسین
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

روایت متفاوت و تاثیرگذار علیرضا دلبریان مسئول آموزش گردان غواص یاسین

دانلود


 
نحوه ی شهادت غواصان ایرانی در عملیات کربلای ۴
ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

نحوه ی شهادت غواصان ایرانی در عملیات کربلای ۴


 
چه کسی غواصان شهید را لو داد؟
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

گروه جهاد و مقاومت مشرق - غواص‌های خط‌ شکن در ساعات ابتدایی عملیات کربلای ۴ توانستند در جزایر سهیل، قطعه، ام الرصاص، ام البابی و بلجانیه، نفوذ و در بعضی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه کنند اما لو رفتن عملیات با اقدامات آمریکا، منافقین کور دل و آتش سنگین دشمن بعثی ، امکان ادامه عملیات را نداد.

مارک پری نویسنده و تحلیل‌گر آمریکایی درباره حمایت‌های اطلاعاتی آمریکا از صدام، در کتاب "کسوف؛ آخرین روزهای سیا” نوشته است: "در ماه اوت ۱۹۸۶ سازمان سیا یک سیستم بسیار پیچیده و امن ایجاد کرد که واشنگتن را مستقیم به بغداد وصل می‌کرد. برای دو ماه متوالی ، صدام از طریق ایستگاه بغداد اطلاعات مستقیمی از آرایش نظامی ایران دریافت می‌کرد.

این مرکز همچنین قادر بود اطلاعات بسیار دقیقی برای فرماندهان عراق تهیه کند. این اطلاعات برای آن ارائه می‌شد که به رژیم صدام علیه ایران برتری و امتیاز بدهد.” حالا پس از ۲۹ سال، ۱۷۵ غواص شهید به همراه حدود یکصد شهید دیگر که صدامیان، شجاعت آنها را حتی در اسارت هم تاب نیاوردند، با عزت و افتخار به آغوش مام میهن بازگشته‌اند؛ جوان‌های باغیرتی که تشنه لب، تا پای جان مقاومت کردند و جان دادند و برای ملتی، استقلال، آزادی، عزت، و سربلندی خریدند.
منبع : صدا و سیما


 
تصویری دیده نشده از شهید زین الدین
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
احمد نامداری در صفحه اجتماعی خود نوشت: دوستی سبب خیر شده و تصاویر دیده نشده فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس را به قول خودش از حبس آلبوم های خاک خورده آزاد میکند. این عکس حاج مهدی زین الدین از اون عکسهای تازه رها شده از قید صندوقچه ها و طاقچه هاست.
منبع: مهر

 
عکس/اسرای ارمنی و آشوری در کلیسا
ساعت ٥:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱۱  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

گروه جهاد و مقاومت مشرق - این عکس تاریخی یکی از اسناد نشان دهنده تفاوت میان برخورد ایران اسلامی با اسرای عراقی و عراقِ بعثی با اسرای ایرانی است.

از میان ده ها هزار اسیر عراقی موجود در اردوگاه های ایرانی، درصد بسیار کمی را ارامنه و آشوریان تشکیل می دادند اما همین تعداد اندک هم برای انجام فرائض مذهبی خود از آزادی کامل برخوردار بودند و حتی مانند آنچه در عکس دیده می شود،  امکانات لازم برای برگزاری آیین های جمعی نیز در اختیارشان قرار می گرفت.

عکس/اسرای عراقی ارمنی و آشوری در کلیسا


 
پس از سایت رهبر انقلاب، فرماندهان هم خاطره هاشمی درباره فاو را تکذیب کردند/
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
 سردار قربانی: آقای هاشمی این را بداند اولین فرمانده داوطلب رفتن به فاو "رحیم
صفوی" بود/ رفیق‌دوست: میخواهند به جایی ضربه بزنند که ما هدف آنها را می‌فهمیم
 
گروه سیاسی - رجانیوز: پس از سایت رهبرانقلاب، دوتن از فرماندهان سپاه نیز به خاطره‌سازی مخدوش هاشمی از سقوط فاو واکنش نشان دادند.
 
به گزارش رجانیوز پس از آنکه نقل قول مخدوش و نادرست هاشمی از ماههای پایانی جنگ و تصمیم دادگاه‌های پایان جنگ برای اعدام فرماندهان مقصر آن شکست‌ها توسط سایت رهبر معظم انقلاب تکذیب شد؛ این‌بار دوتن از فرماندهان و دست‌‌اندرکاران دفاع مقدس نیز به آن واکنش نشان دادند. 
 
سردار مرتضی قربانی فرمانده‏ ای که نامش با فاو گره خورده است طی مصاحبه‌ای ابعاد ناگفته‌ای از سقوط فاو را بیان کرد.
 
 
مرتضی قربانی با بیان اینکه فرماندهان ارتش و سپاه همراه با آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله جوادی آملی در همایش قرارگاه نجف در کرمانشاه حضور داشتند و خبر سقوط فاو در آنجا به آنها رسیده ماجرای رفتن رحیم‌صفوی به فاو را اینگونه بیان می‌کند: «سراسیمه ۲ هلی کوپتر آمد و من و سردار صفوی و شهید احمد کاظمی و دو سه نفر دیگر از نیروهای دور و برمان حرکت کردیم. سردار سلیمانی توی هلی کوپتر ما نبود. فکر می‌کنم حاج قاسم با هلی کوپتر دیگر آمد. هلی‌کوپتر در دزفول نشست و سوختگیری کرد و دوباره راه افتادیم به سمت آبادان. نزدیک فاو مجددا خلبان گفت که سوخت در حال تمام شدن است. گفتیم باید ما را در فاو بنشانی. گفت سوخت تمام می شود. ما هم گفتیم اشکال ندارد باید بروی توی فاو بنشینی. خلبان شجاعی بود، رفت و در فاو نشست و من و سردار صفوی و احمد کاظمی پیاده شدیم. ساعت ۱۰ بود که به فاو رسیدیم و عراق هم شب قبل حمله کرده بود».
 
 
منطقه عملیاتی فاو
 
سردار قربانی در ادامه می‌گوید: «وقتی ما رسیدیم، خط دوم هنوز در اختیارمان بود. بچه ها ۲۴ ساعت جنگیدند تا خط را حفظ کنند. دشمن حمله می‌کرد و بچه‌ها پاتکش را جواب می‌دادند تا اینکه ارتش عراق دست به یک حمله بی محابا زد و عقبه ما را با هرچه در اختیار داشت، با هواپیما و شیمیایی، به شدت کوبید. از طرف دیگر، ما در خط هم درگیر بودیم. آقا رحیم پیام داد که برگردید ولی ما عقب نشینی نکردیم تا اینکه ۳نفر از فرمانده گردانهای ما با تیر مستقیم تانک شهید شدند. عراقی‌ها مثل صف نظام‌جمع مدرسه، تانک چیده بودند و تمام خاکریزها را با تیر تانک می زدند. با این حال شاید ۱۷ تا ۱۹ تانک را خودم زدم، حدود ۱۰-۱۵ تا دیگر هم بچه هایمان زدند.» 
 
بنابراین با توجه به اظهارات سردار قربانی این ادعای هاشمی درباره قصور رحیم‌صفوی که «فاو را با آن همه امکانات و اموال گذاشت و برگشت از روی پلی که با زحمت ساخته بودیم» نیز رد می‌شود.
 
مرتضی قربانی همچنین با اظهار تعجب از خاطره نقل شده از هاشمی درباره سقوط فاو و متهم کردن نیروهای سپاه و رحیم‌صفوی می‌گوید: «اگر آقای هاشمی چنین سخنی گفته باشند به نظر من اشتباه گفته اند. ایشان به همه لحاظ پای جنگ بود ولی اگر آمده و آقا صفوی را متهم کرده‌، اشتباه کرده و ما حاضریم با آقای هاشمی بنشینیم و صحبت کنیم، دلیل بیاوریم و بگوییم که اینجا، دشمن مقصر اصلی است نه این بچه ها و آقای صفوی.
 
آقای هاشمی هم این را بدانند -آقای هاشمی که در کرمانشاه و در قرارگاه نجف نبود- آن روز صبح که فرماندهان دیگر هم بودند، اولین فرماندهی که داوطلب شد بهمراه فرمانده لشکرها بیاید، جانشین فرمانده کل سپاه، رحیم صفوی بود.»
 
 
همزمان محسن رفیق‌دوست وزیر سپاه وقت نیز در مصاحبه با مهر از طرح مسائل این‌چنینی درباره فاو انتقاد کرده و ضمن اصرار بر عدم ورود به بحت در این‌باره می‌گوید: « موضوع فاو یک داستانی بود که امروز کسانی آن را طرح می‌کنند که می‌خواهند ضربه ای بزنند و من در پاسخ ندادنم جلوی آن ضربه را می‌گیرم.» او همچنین در پاسخ به این سوال که تبعات طرح مجدد موضوع فاو از سوی برخی افراد چیست؟ می‌گوید: «این افراد می‌خواهند به جایی ضربه بزنند که ما هدف آنها را می‌فهمیم.»

 
«حاج قاسم» در عکس های پدرم
ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «مهدی صفار» در فضای مجازی، عکسی از «حاج قاسم سلیمانی» را در جمع تعدادی از هم رزمانش در سال های دفاع مقدس منتشر کرده و در ذیل آن، نوشته است:

برای پدر !
.
پ.ن.یک: به مناسبت روز پدر ...
پ.ن.دو: نتیجه زیر و رو کردن عکسهای پدر !
پ.ن.سه: منطقه عملیات بیت المقدس ؛ لشکر ثارالله

«حاج قاسم» در عکس های پدرم


 
ایرانی باش و به ایرانی بودنت افتخار کن...
ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

ایرانی باش و به ایرانی بودنت افتخار کن...

افسران - ایرانی باش و به ایرانی بودنت افتخار کن...


 
اسناد محرمانه دفاع مقدس منتشر می‌شود
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

رییس سازمان موزه انقلاب و دفاع مقدس اعلام کرد که به دستور ستادکل نیروهای مسلح طبقه بندی محرمانه برخی اسناد هشت سال جنگ تحمیلی به حال عادی درآمده است و سال 94 در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت.

 به گزارش ایرنا، برخی اسناد هشت سال دفاع مقدس بر اساس طبقه بندی های حفاظتی مختلف پس از جنگ تحمیلی منتشر شدند اما اسناد محرمانه تاکنون منتشر نشده اند.
 
سردار سرتیپ پاسدار مرتضی قربانی اعلام کرد که بر اساس دستور سردار سرلشکر سید حسن فیروزآبادی رییس ستادکل نیروهای مسلح کلیه اسناد که تا پایان جنگ در شمار اسناد با سطح طبقه بندی ' محرمانه ' بودند در قالب اسناد عادی منتشر خواهند شد.
 
وی تکمیل کرد: البته بخشی از اسناد اساسی جنگ همچون فرامین امام(ره) و مقام معظم رهبری، دستورات ریاست جمهوری و تصمیمات شورای عالی دفاع همچنان در طبقه بندی محرمانه باقی خواهند ماند.
 
رییس سازمان موزه انقلاب و دفاع مقدس ادامه داد: حتی اسنادی که مربوط سازمان حفاظت است نیز از طبقه بندی محرمانه خارج شده است تا در اختیار مردم قرار گیرد.
 
سردار قربانی اعلام کرد که دستور ستادکل به منظور عادی سازی اسناد به تمامی دستگاه های لشکری و کشوری ابلاغ شده است و این اسناد توسط سازمان موزه انقلاب و دفاع مقدس جمع آوری می شود.
 
وی از همکاری خوب دستگاه های مختلف با موزه سخن به میان آورد و تکمیل کرد: با این حال برخی دستگاه ها اسناد را به ما تحویل نمی دهند و می خواهند آنقدر آن ها را نگه دارند تا از بین برود ؛ آنان باید توجه داشته باشند که اسناد دفاع مقدس باید در مرکزی جمع شود که در این زمینه وظیفه قانونی دارد.
 
رییس سازمان موزه انقلاب و دفاع مقدس با بیان اینکه نیروی مسلح حق ارائه سند به بیرون از دستگاه را ندارد، گفت: نیروهای مسلح باید آن بخش از اطلاعات که عادی شده را در اختیار سازمان موزه انقلاب و دفاع مقدس قرار دهند تا از این طریق اسناد به اطلاع مردم برسد.
 
سردار قربانی با بیان اینکه سازمان موزه انقلاب و دفاع مقدس با تمام موزه های جهان در ارتباط است، گفت : ما این اسناد را که سنبل استقامت و پایداری مردم ایران می دانیم و در اختیار پژوهشگران و دیگر افرادی که نیاز دارند قرار خواهیم داد.
 
وی اعلام کرد که سازمان موزه انقلاب و دفاع مقدس در حال آماده سازی پایگاه اطلاع رسانی است تا در نیمه دوم سال 94 با استفاده از این پایگاه اسنادی را که از طبقه بندی محرمانه خارج شده اند در اختیار مخاطبان قرار دهد.
 
صدام دیکتاتور عراق در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با هدف تجاوز به ایران نیروهای خود را روانه مرزهای مشترک دو کشور کرد که در نهایت این نیروها موفق به دستیابی به اهداف خود نشدند چرا که هشت سال دفاع جانانه و مقدس رزمندگان اسلام نقشه های آنان را بر هم ریخت.

 
 
ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

صوت/مداحی جدید مطیعی برای شهدای دانشجو

میثم مطیعی از مداحان اهل بیت(ع) همزمان با هفته دفاع مقدس در تازه‌ترین مداحی خود در هیات میثاق با شهدای دانشگاه امام صادق(علیه السلام) قطعه‌ای با شعر محمدمهدی سیار اجرا کرده است:

 
عکس: دیروز و امروز فرماندهان
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

فارس- جنگ که آغاز شد بسیاری از آنها هیچ تجربه‌ای از «نظامی‌گری» نداشتند.

جنگ، دانشگاهی شد تا جوانان بی‌تجربه دیروز را تبدیل به فرماندهانی کارکشته کرده باشد.

البته در میان آنها بودند افسرانی که سالهای نه چندان طولانی را در ارتش خدمت کردند و حالا باید در نبود فرماندهان، پرچم را به دست بگیرند هرچند آنها هم نظام را در میدان نبرد نیاموخته بودند.

آنچه در زیر می‌بینید، تصاویریست از «دیروز» و «امروز» برخی از همین فرماندهان که طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم را اداره کردند.

عباس آقازمانی معروف به ابوشریف

وی اولین معاون عملیات و سومین فرمانده کل سپاه بود.

 


سردار سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی

وی در ایام دفاع مقدس مشاور دفاعی نخست وزیر بود و هم اکنون رئیس ستاد کل نیروهای مسلح است.

 


سردار محسن رفیق دوست

وی وزیر سپاه در ایام دفاع مقدس بود.

 


سردار سرلشکر محسن رضایی

وی یکی از فرماندهان اصلی جنگ و فرمانده کل سپاه در 8 سال دفاع مقدس تا سال 1376 بود و هم‌اکنون دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است.

 


امیر سرلشکر محمد سلیمی

وی در ایام دفاع مقدس برای مدت کوتاهی وزارت دفاع را برعهده گرفت و پس از آن فرمانده کل ارتش شد.

 


امیر دریابان علی شمخانی

وی که در ابتدای جنگ فرماندهی سپاه خوزستان را برعهده داشت بعدها جز فرماندهان اصلی سپاه و پس از جنگ نیز فرمانده نیروی دریایی ارتش و 8 سال نیز وزیر دفاع شد و هم اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی است.

 


امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی

وی در ایام جنگ فرمانده ارتش در قرارگاه نصر و مدتی نیز فرمانده نیروی زمنی ارتش بود و هم‌اکنون معاون هماهنگ کننده ستاد کل نیروهای مسلح است.

 


سردار سرلشکر غلامعلی رشید

وی در ایام دفاع مقدس فرماندهی یکی از قرارگاه‌های سه گانه سپاه به نام «فتح» را بر عهده داشت و هم‌اکنون جانشین رییس ستاد کل نیروهای مسلح است.

 


امیر سرلشکر علی شهبازی

وی از فرماندهان ارتش در دوران دفاع مقدس و فرمانده اسبق کل ارتش بود و هم اکنون نیز از مشاوران نظامی فرماندهی معظم کل قواست.

 


سردار سرلشکر سیدیحیی (رحیم) صفوی

وی در ایام جنگ یکی از فرماندهان اصلی و معاون عملیات سپاه بود که از سال 76 به مدت 10 فرماندهی کل سپاه را برعهده گرفت و هم‌اکنون دستیار و مشاورعالی فرماندهی معظم کل قوا است.

 


سردار سرلشکر محمدعلی (عزیز) جعفری

وی در ایام دفاع مقدس فرمانده سپاه در قرارگاه قدس بود که بعد از جنگ به فرماندهی نیروی زمینی سپاه نیز منصوب شد، وی هم‌اکنون فرمانده کل سپاه پاسدارن است.

 


سردار سرلشکر مصطفی ایزدی 

وی در ایام جنگ فرماندهی قرارگاه حمزه(ع) در غرب کشور و فرماندهی نیروی زمینی سپاه را در کارنامه خود دارد و هم‌اکنون معاون راهبردی و اشراف فرماندهی رییس ستاد کل نیروهای مسلح است.

 


سردار حسین دهقان

وی در دوران دفاع مقدس فرماندهی سپاه لبنان و در مقطعی نیز فرماندهی نیروی هوایی سپاه را برعهده داشت و هم‌اکنون وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در دولت یازدهم است.


 
حصر آبادان چگونه شکسته شد؟
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

ه گزارش مشرق، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در آستانه‌ی سالروز شکست حصر آبادان، بخشی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شامل تحلیل ایشان درباره علت و چگونگی شکست حصر آبادان منتشر می‌کند:

این روزها، روزهای شکسته شدن حصر آبادان است. حادثه‌ی عجیبی بود. آن روزهایی که دشمن از کارون عبور میکرد و مقدمات حصر آبادان را فراهم مینمود، روزهای عجیبی بود. آن وقت من غالباً در اهواز بودم. فضای غم‌آلودی بود؛ فراوانی مشکلات، فرماندهی غلط و ناقص، بیپناهی نیروهای مؤمن و مخلص، تجهیزات در حداقل لازم، نه مهماتی، نه سلاحی. دشمن هم از این وضع استفاده کرد. از آن طرف که هرچه فشار آوردند، نتوانستند آبادان را تصرف کنند و دیدند که قابل تصرف هم نیست؛ مجبور شدند دور بزنند، از این طرف بیایند، از کارون عبور کنند و با فاصله‌ی زیادی آبادان را محاصره نمایند.

در این دوران چندماهه‌یی که آبادان، اول از دو جهت، بعد از سه جهت، بعد تقریباً از چهار جهت محصور بود و هیچ راه زمینی به سمت آبادان وجود نداشت و باید از درون آب میرفتند و با فاصله‌یی خودشان را میرساندند، قضایایی اتفاق افتاد. این‌قدر جوان مؤمن، رزمنده‌ی مخلص و آدم فداکار جان خود را به خطر انداخت یا نثار کرد، تا دشمن را یک وجب عقب بنشاند، یا از جلو آمدن او مانع بشود، که واقعاً ضبط و حصر آنها کار آسانی نبود. من نمیدانم آیا این چیزها در نوشته‌ها و دفترها و لااقل در سینه‌ها ضبط است، تا روزی در اختیار تاریخ قرار بگیرد، یا نه؟ و ای کاش باشد و قرار بگیرد.

امام (ره) فرمودند: حصر آبادان باید شکسته بشود. به دنبال این فرمان، برای شکستن حصر آبادان تلاش شد. حصر آبادان، در خلال یک فداکاری بزرگ شکسته شد و حرف امام تحقق پیدا کرد. کسانی در دنیا بودند که از دور فکر میکردند که قضیه‌ی جنگ با از دست رفتن آبادان حل خواهد شد و قضیه‌ی جمهوری اسلامی هم حل خواهد گردید! جمهوری اسلامی که نتواند آبادان خود - یعنی شهر صنعتی و چشم و چراغ آن منطقه از کشور - را نگه بدارد، دیگر چه‌طور حکومت و دولتی است!؟ معلوم بود که اگر آبادان میرفت، روحیه‌ها هم با این شهر میرفت و دیگر اهواز هم قابل دفاع نبود.

آن روز دشمن در ده، دوازده کیلومتری اهواز بود و خمپاره‌های 60 او در این شهر به زمین میخورد. یعنی دشمن جلو میآمد، تا حدی که اهواز در بُرد خمپاره‌های 60 او قرار میگرفت و میزد و هیچ‌چیز باقی نمیماند. امام(ره) آن نقطه‌ی اصلی را پیدا کردند و گفتند که حصر آبادان باید شکسته بشود، و شکسته شد. این روزها، سالگرد آن روزهای افتخارآمیز است.

حصر آبادان چه‌طور شکسته شد؟ حرف من این است. ملت ایران، رزمندگان، آزادگان، خانواده‌های عزیز شهیدان، جانبازان عزیزمان - که جگرگوشه‌های ما هستند - و خود کسانی که در آن حادثه شرکت داشتند، به خودشان برگردند و مراجعه کنند و از خودشان سؤال نمایند، چه شد که حصر آبادان شکست؟ ما نتوانسته بودیم جلوی دشمن را بگیریم که روی رودخانه پل نزند و بیاید. برای یک نیروی نظامی، پل زدن روی رودخانه، کار خیلی مشکلی است. جلوگیری از آن، به مراتب آسانتر از شکستن آن محاصره‌ی سنگین بود. چه‌طور شد که ما توانستیم این کار بزرگ را انجام بدهیم؟ این عامل، عامل اصلی است. این عامل، همان عاملی است که تمام مشکلات جمهوری اسلامی را رفع خواهد کرد. این عامل، همان عاملی است که تا امروز هم در تمام جبهه‌های مبارزات گوناگون نظام مظلوم ما، به داد مردم رسیده است. این عامل چیست؟

این عامل، چیزی مرکب از دو عنصر است: اول، توکل به خدا و دل به دریا زدن به امید او. دوم، فداکاری و جان و راحتی و منافع خود را به حساب نیاوردن. من الان در میان رزمندگان برجسته‌ی نام و نشاندارمان - که بحمدالله زندگی بابرکتشان باقی ماند - کسانی را میبینم که در آن روز با چه شرایطی به مقابله‌ی با دشمن رفتند. من آن ساعات و آن لحظات را فراموش نمیکنم که اینها برای گرفتن یک چیز مختصر و یک سلاح کوچک، به هر کسی که فکر میکردند ممکن است به آنها کمک کند، با التماس متوسل میشدند، تا این سلاح را به دست آورند. روزها و هفته‌ها و ماهها به میدان جنگ میرفتند و در این شکافها و این سوراخها و این سنگرها، آن هوای گرم و آن سرما را تحمل میکردند، برای این‌که بتوانند به دشمن یک ضربه بزنند. البته معلوم بود، اول چیزی که در خطر بود، جان خودشان بود. آن جا، جایی نبود که انسان بتواند فکر جانش را بکند؛ برایشان مهم نبود.

روزی که آن جنگ خونین، در حول‌وحوش جزیره‌ی آبادان واقع شد و جوانان رزمنده‌ی ما، از ارتشی و سپاهی و بسیجی، همین‌طور مثل ستاره‌های فروزانی که ساقط بشوند، در بهمنشیر میافتادند و شهید میشدند، اما برنمیگشتند و میرفتند، تا دشمن را نابود کردند و سرش را به سنگ کوبیدند و جزیره‌ی آبادان را فتح کردند و محاصره را شکستند و دشمن را عقب راندند، چیزی که برای این جوانان و این رزمندگان و این بسیجیها و این افسران و درجه‌داران و سپاهیها مطرح نبود، جانشان بود. این‌طوری میشود به هدفهای بزرگ رسید. این‌طوری میشود شر استکبار را کم کرد. این‌طوری یک ملت، زندگی راحت و شرافتمندانه را برای خود فراهم میکند.

بیانات در دیدار جمعی از مردم آبادان و رزمندگان حاضر در عملیات شکست حصر آبادان 69/7/4


 
سرلشکر سلیمانی:ایران هزاران سازمان مانند حزب الله دارد
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش مشرق به نقل از دفاع پرس، سردار سرلشکر «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دهمین کنگره بزرگداشت شهدای استان کرمان که در مهرماه سال 86 برگزار شد، سخنان مهمی بیان کرد که تاکنون در رسانه‌ای خبری منتشر نشده است. اکنون به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس، این سخنان منتشر می‌شود:
سرلشکر سلیمانی:ایران هزاران سازمان مانند حزب الله دارد
بسم الله الرحمن الرحیم. با صلوات نثار روح حضرت امام(ره) و برای شادی روح شهیدان استان کرمان، شهدای لشکر 41 ثارالله و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران.

بنده عذرخواهی می‌کنم از اینکه در چنین جلساتی همیشه من مزاحم هستم، این هم یکی از جایگاه‌هایی است که پیوسته خجالت می‌کشم. این فیلم‌ها، تصاویر و صحنه‌هایی که نشان دادند، در همه‌ی اینها بودیم و توفیق عظمایی نصیب دوستانمان شد و ما از آن محروم شدیم و امروز باید سخنران جلسات آنها باشیم. از خدا می‌خواهیم که به آبروی شهدای بزرگوار عاقبت ما را ختم به شهادت بگرداند و ما را از این فیض عظیم عظما محروم نگرداند.

در جبهه‌ها، در شبهای عملیات، در سخت‌ترین شرایط، در زمانی که  مجروحین  از درد زخم‌ها به خود می‌پیچیدند، در غربت‌های جنگ‌، در نیمه جان‌هایی که در نیزارها، وسط  آتش جا می‌ماندند و در دل شبها، نام حضرت امیرالمومنین(ع)، نام حضرت زهرا(س)، نام امام حسن(ع)، نام امام حسین(ع)، نام حضرت زینب(س)، نام حضرت ابوالفضل(ع) این نامها به ما جان می‌داد، امید می‌داد و احساس می‌کردیم یک پشتوانه الهی ما را هدایت می‌کند و با توکل بر خدا به سخت‌ترین صحنه‌های جنگ وارد می‌شدیم.

نسبت به شناخت مقام شهدا عاجزیم

یادواره‌ی شهداست، نسبت به شناخت مقام شهدا عاجزیم، همین بس که آنها عند ربهم یزرقونند. حقیقتاً از مجموعه آیات قرآن و روایات و احادیث هم اینگونه استنباط می‌شود که انسان نسبت به درک مقام شهدا عاجز است و نمی‌توانیم آنرا خوب درک کنیم.

بعضی وقتها انسان به دوستی می‌رسد التماس می‌کند دعا کن شهید بشوم. عموماً ما تعارف می‌کنیم و می‌گوئیم نه خدا شما را حفظ کند، شما ضروری هستید. این یک دعای عظیم است که نباید ما نسبت به یکدیگر ازآن غافل شویم، فیض بزرگی است که از درک حقیقت چنین فیض بزرگی عاجز هستیم.

امیدواریم لشکر ثارالله یکی از لشکرهای امام زمان(عج) باشد

لشکر ثارالله در دوران دفاع مقدس که اساس پیدایش آن هم خدایی بود و امیدواریم یکی از لشکرهای امام زمان(عج) باشد و شهدای ما از یاران آن حضرت بوده و در رکاب امام زمان(عج) علیه کفر بجنگند و آن حکومت وعده داده شده‌ی الهی را احیا کنند، در جنگ توانست انسان‌های بزرگی را پرورش دهد. شما بعضی وقتها در جامعه دیده‌اید آدمهای خوبی وارد ساختارها و سازمان‌ها می‌شوند اما بعد از مدتی تغییر چهره می‌دهند، عوض می‌شوند و یکسری پوسیدگی‌ها و انحرافات در آنها بوجود می‌آید. ما فراوان در طول عمرمان دیده‌ایم و می‌بینیم که آدم‌هایی با انگیزه‌های بزرگ و بالا با روح مطهر و با عنایت وارد یک سازمان می‌شوند اما بعد از مدتی تغییر چهره می‌دهند، عوض می‌شوند، متلاشی می‌شوند و دچار مشکل می‌شوند. آیا نسل امروز که وارد بخشی از مجموعه‌های ما می‌شوند، با نسل جنگ متفاوت است؟

آیا نسل دفاع مقدس، نسل ویژه‌ای بودند؟

در بخشی از ابعاد نسل امروز، وارستگی‌های بیشتری نسبت به نسل دوران دفاع مقدس وجود دارد، دانستنی‌های این نسل نسبت به دوران ورود ما به جبهه بیشتر است، امکانات معنوی این نسل بیشتر از دوران قبلی است، اما در عین حال ما آن فضای جبهه را امروز در ساختارهای موجود نمی‌بینیم؟چرا؟

در جبهه‌های ما چه اتفاقی افتاد که اینگونه موجب رشد بچه‌ها شد؟ در جبهه‌ها انسان‌هایی که بعضاً تصاویرشان در همین جمع موجود است به مرحله یقین رسیدند، ما علت اصلی را از ظرف جبهه می‌دانیم.

5پایه مهم در جنگ به عنوان قالب اصلی ظرف جبهه مطرح بودند که عبارتند از اول جهاد، خیلی تفاوت وجود دارد بین جهاد و جنگ بعنوان یک عمل نظامی، جهاد ویژگی‌ها و ساختار خود را دارد، لذا همه‌ی عمل‌هایی را که در جبهه صورت می‌گرفت حتی اعمال نظامی بر پایه جهاد بود. جهاد است که بن بست‌ها را می‌شکند، عمل نظامی بن‌بست دارد ولی جهاد بن‌بست ندارد. در عمل نظامی، عقل نظامی به ما اجازه عملیات‌هایی مثل بیت المقدس، فتح المبین، طریق القدس، والفجر 8، کربلای 5 و... را نمی‌داد. ما با یک توان نابرابر و امکانات کاملاً ابتدایی در مقابل دشمن قرار داشتیم.

ما می‌گفتیم غواص‌هایمان وارد آب شدند، رفتند و خط را شکستند. غواص در عرف نظامی نیروی ویژه‌ای است که در نظام‌های آموزشی دنیا، تحت تعلیم و آموزش قرار می‌گیرد، اول ورزیده می‌شود؛ آماده می‌شود تا نام غواص بر او گذاشته شود و بعد از آن برای عملی که می‌خواهد انجام دهد؛ ده‌ها بار تمرین می‌کند.

ما امروز در کتاب‌های درسی نظامی هم این را فراوان می‌بینیم، اما وقتی به گردان غواص خودمان نگاه می‌کنیم از پیرمردی مانند قباد شمس الدینی در آن هست تا نوجوان کم سن و سالی مانند حسین عالی و حسن یزدانی و خیلی از اشخاص دیگر.

شک می‌کردیم که آیا این دو سه سالی که شهید حسن یزدانی امام جماعت ما بوده، به سن تکلیف رسیده بود یا نه؟

شما چهره‌ها را نگاه کنید، فیلم‌های عملیات والفجر 8 را نگاه کنید. آنهایی که خالق آن عملیات سنگین و پیچیده‌ی نظامی بودند، بخش عظیمی از آنها  هنوز مو در صورتشان نروئیده بود، نوجوان بودند. شهید حسن یزدانی که امام جماعت ما بود، یک وقت شک می‌کردیم که آیا این دو سه سالی که او بعضاً امام جماعت ما بوده، به سن تکلیف رسیده بود یا نه؟ وقتی که این بسیجی به غواصی تبدیل شد که رفت و آن عملیات والفجر 8 را انجام داد و آن حادثه عظیم را خلق کرد، این بسیار مهم است.

اصل این جسارت و این شجاعت و عمل جهادی مهم بود و این روح جهادی بود که بن بست‌ها را می‌شکست، در صحنه جهاد تا آخرین نفس مقاومت می‌کرد. پایه دوم جبهه، اخلاق بود. یک اجتماع عظیم سه هزار روزه؛ یعنی 3 هزار شبانه روز انسان‌های متفاوت، در سنین مختلف در سطوح گوناگون، از جغرافیای متفاوت کنار هم قرار بگیرند و همه مسلح بخواهند، بجنگند و کوچکترین دعوایی، توهینی، سخن درشت و ناراحتی بوجود نیاید.

هیچ درجه‌ای نبود، نه کسی سردار بود، نه سرهنگ، نه سرگرد، اینها نبود، کسی به این درجات فکر نمی‌کرد. کلمه‌ی متداول آنجا "برادر" بود. هیچ بالاتر و پایین‌تری وجود نداشت، تمردی نبود، ادب در جبهه‌ها حاکم بود.

اگر دشمن شما را دید چه می‌کنید؟

پایه سوم جنگ ما، معنویت بود. من این مثال را بارها زده‌ام، تکرارش هم هیچ اشکالی ندارد. درموسم حج، وقتی که حج گزاران مُحرم می‌شوند و به عرفات و منا و مشعر و رمی و مطاف می‌روند و همه‌ی اعمال معنوی است و همواره مشغول ذکر خدا هستند، جبهه‌های ما نیز چنین فضایی داشت، یک حج حقیقی بود، مثل حج ابراهیم و اسماعیل، هیچ گونه خود ستایی؛ غرور و تکبر در آن نبود. کسی به چیزی تظاهر نمی‌کرد. در عملیات والفجر 8 که امید برای پیروزی خیلی کم بود، صحنه‌ی سختی بود، آقای علایی هنگام شروع عملیات از شهید حاج احمد امینی سئوال کرد: اگر دشمن شما را دید، چه می‌کنید؟

او توضیح داد، ولی ظاهراً آقای علایی قانع نشد. شهید امینی گفت: "وجعلنا می‌خوانیم"؛ و همین طور هم شد.

شهید صدوقی در چولان‌های ساحل دشمن، وقتی دشمن پا گذاشت روی دستش، در حالی که ستون غواص پشت سرش خوابیده بود، این فشار پای دشمن دستش را به درد آورده بود و او دم نمی‌زد. زیر همین فشار پای دشمن، آیه‌ی وجعلنا را می‌خواند و این آیه معجزه می‌کرد.

از معنویت جنگ بسیار گفته شد و باز هم باید گفت.

پایه‌ی چهارم جنگ، عبودیت بود، بندگی محض خدا، برای خدا عمل کردن، در راه خدا عمل کردن و غیر خدا را نادیده گرفتن. این عامل مهمی در جنگ بود.

عامل و پایه پنجم، ولایت بود. بیش از 90 درصد از رزمندگان امام(ره) را از نزدیک ندیده بودند، اما عاشق امام(ره) بودند. برای لبخند امام، رضایت امام و رفع نگرانی امام، جانشان را در طبق اخلاص گذاشته بودند و این تنها منحصر به امام(ره) نبود و چون می‌دانستند که فرمانده‌ای که دارند، منتصب به امام است، مثل امام از او اطاعت می‌کردند، چه فرماندهی گردان بود یا گروهان و یا لشکر و تمردی در کار نبود. من به یاد ندارم در شب‌های سنگین عملیات کسی جلوی من و یا فرمانده‌ی گروهان، دسته یا تیپ بایستد و بگوید "من به عملیات نمی‌روم".

جوی‌های کوچکی از خون به راه افتاده بود

در کربلای 4 فاصله‌ی ما با دشمن کمتر از 400 متر بود. به اندازه‌ی عرض رودخانه‌ی اروند، که درآنجا کمترین عرض را داشت. هرکاری آن‌ها می‌کردند ما می‌دیدیم و هرکاری که ما می‌کردیم، آن‌ها می‌دیدند. لب ساحل هم نیزاری نبود که خطوط ما را پوشش بدهد، خاکریز کوچکی لب اروند زده بودیم و بچه‌ها نشسته بودند، فین‌های غواصی را پا می‌کردند. همه به هم چسپیده بودیم. لشکرهای ثارالله، کربلا، امام حسین(ع)، نجف اشرف، نصر و چند لشکر که در کربلای 4 عملیات می‌کردند. دشمن، آتش را باز کرد و مثل تگرگ گلوله می‌بارید. هیچ پناهگاهی نبود که کسی سنگر بگیرد، جوی‌های کوچکی از خون به راه افتاده بود. فرمانده گردان به من گفت:"بروم؟"

گفتم:" برو."

دیگه بحث غافلگیر کردن نبود. با صدای الله اکبر و لااله الا الله و یا زهرا(س)خط را شکستند. این کار کوچکی نبود. چنین تعبدی، ایمان می‌خواهد.

از آن شب طوفانی در والفجر 8 فراوان تعریف کردیم که همه‌ی محاسبات را به هم زد. وقتی غواص‌ها وارد آب شدند، آب اجازه نمی‌داد، فقط یک سئوال کردند که:"برویم؟"

نه استدلال، نه حرف دیگری، رفتند و آن حادثه‌ی بزرگ عملیات والفجر 8 را بوجود آوردند.

اینها 5 پایه مهمی بودند که آن ظرف جبهه را بوجود آورده بودند. لذا داخل این ظرف، هر مظروفی قرار می‌گرفت، بر اساس این 5 پایه شکل می‌گرفت. در جبهه آدم‌هایی بودند با دیدگاه‌های گوناگون که در درونشان گوهرهای ذی قیمتی وجود داشت و در جبهه به یک اسطوره تبدیل شدند و اکثراً به شهادت رسیدند. این 5 عامل باعث شد سه ویژگی از درون جنگ ما بروز کند.

سه ویژگی مهم جنگ

ویژگی اول؛ "معنویت زایی"

یکی "معنویت زایی" که عموم معنویت درون جامعه‌ی ما از جنگ لبریز شد و کسی نمی‌تواند انکار کند که سرمنشا تحولات معنوی بزرگ درون جامعه ما، "دفاع مقدس" بوده، که هرچند ناخواسته بود ولی به یک انقلاب فرهنگی در جامعه تبدیل شد.

ویژگی دوم؛ اندیشه‌زایی

ویژگی دیگر اندیشه‌زایی بود. جنگ در بخش "اندایشه زایی"، به حوزه علمیه شبیه بود. همانگونه که در حوزه طلاب با هم مباحثه می‌کنند، مجادله می‌کنند و برای انجام وظیفه خطیری که بر عهده دارند، بحث می‌کنند تا آماده شوند، صحنه‌ی جنگ نیز چنین بود. رزمندگان به دنبال وارستگی بودند و به حوزه‌ها اقتدا می‌کردند و همین باعث شد که یک خبرگی و زبدگی در بچه‌های جنگ بوجود بیاید.

لذا حسین یوسف الهی، محمد رضا مرادی و امثال آن‌ها را ببینید که چند ساله بودند و مسئولیت اطلاعات را بر عهده داشتند. نادری فرمانده گردان سیرجان، کم سن و سال‌ترین فرمانده گردان بود که 350 نفر را اداره می‌کرد. او در روزهای آخر جنگ به تنهایی به لشکر زرهی دشمن حمله کرد و خطوط سه راه حسینیه را شکست و محاصره را از بین برد و چهار لشکر که در محاصره‌ی دشمن بودند را رها کرد.

جبهه مثل یک کوره‌ای بود که افرادی که از درون آن بیرون می‌آمدند عمدتاً پخته و آب دیده بودند. در جنگ آدم ترسو نمی‌توانست شجاع باشد و آدم شجاع زمینه‌ی بروز شجاعتش فراهم بود.آدم با ایمان، به ایمانش استحکام پیدا می‌کرد و آدمی که ضعف ایمان داشت، امکان نداشت بتواند این ضعف را پنهان  کند. هرچیز در جنگ بروز می‌کرد و رو می‌شد.

تمام دفاع ما در طول جنگ نامتقارن بود

همه‌ی خصوصیات در جنگ برجسته می‌شد و چیزی مخفی نمی‌ماند. فرماندهان عزیزی چون باکری، همت، زنگی آبادی، کازرونی؛ میرحسینی و دیگران در دانشکده‌ها درس نخواندند و در میدان عملی جنگ پرورش یافتند.

لذا کسی که فرمانده گردان بود و مسئولیت یک محور را برعهده داشت، انتخاب او کاملاً دقیق بود. بعضی از برادران اواخر به کلاس‌های آموزشی دانشگاه سپاه رفته و یا دوره‌های دافوس را گذرانده بودند، وقتی به جبهه می‌آمدند دچار مشکل می‌شدند چون آن چیزی که خوانده بودند با آن چیزی که در عمل می‌دیدند، قابل مقایسه نبود. شاید اعتراف خوبی نباشد ولی ما اواخر جنگ مانع می‌شدیم که فرمانده گردان‌هایمان به چنین کلاس‌هایی بروند چون شاکله‌ی جنگ ما به چنین آموزش‌هایی نمی‌خورد. ما درگیر یک جنگ نابرابر بودیم و جنگ نابرابر ابزار و تفکر خودش را می‌طلبد. لذا تمام دفاع ما در طول جنگ نامتقارن بود.

ویژگی سوم جنگ که امروزه هم، شما می‌بینید و نمونه‌هایی از آنها وجود دارد این است که بچه‌هایی که بیشتر در جنگ غوطه‌ور بودند، امروزه در مدیریت‌های عمومی جامعه موفق‌تر هستند، چون اینها در سخت‌ترین دوره‌ها مدیریت کرده‌اند.

نکته سوم "ابتکار زایی" بود

ما باید عواملی که در جبهه چنین تربیت‌ها و شخصیت‌های بزرگی را بوجود آورد، خوب بشناسیم، تا بتوانیم آن در جامعه امروز ترویج دهیم.

آن چیزی که امروزه دشمنان ما را در تردید جدی و اساسی برای ضربه زدن  به کشور ما نگه داشته، نه ملاحظات سیاسی است، نه توجهشان به جهان عالم، آن چیزی که دشمنان ما را متوقف کرده، هشت سال دفاع مقدس و موضوعات دیگری است که دشمن آن را به خوبی فهمیده است و ما هیچ وقت نمی‌گوییم دشمن  به ما حمله نمی‌کند، ممکن است حرکتی را نابجا انجام بدهد ولی ما برای هر حرکت دشمن آماده‌ایم و هرضربه‌ای که بخواهند بر علیه جمهوری اسلامی وارد کنند، ناکام و محکوم به شکست است. آنها ممکن است عملی را انجام دهند ولی نمی‌دانند نتیجه‌ی آن چه می‌شود و میزان موفقیت خود را نمی‌توانند حدس بزنند.

هیچ حادثه‌ای که دشمن آنرا امتحان کرد سخت‌تر و شدید‌تر از جنگ 33 روزه‌ی لبنان نمی‌باشد و هیچ دشمنی کلاسیک‌تر و ورزیده‌تر از اسرائیل نبود، آنها در کمال ناباوری دیدند که قوی‌ترین ارتش دنیا به دست یک مجموعه کوچک به نام حزب الله شکست خورد و منهدم شد. ایران هزاران سازمان مثل حزب الله و میلیون‌ها  انسان مانند عناصر حزب الله در وجود خود دارد. حقیقتاً این ملت با اتکا به خداوند تبارک وتعالی، ملتی شکست ناپذیر است و با ایمان به ائمه معصومین(ع) و اطمینان از نصرت خداوند به راه خود می‌رود. خدا را قسم می‌دهم بر محمد وآل محمد(ص) و  رهبر عزیزمان را تحت حمایت خویش محافظت بفرماید و بر طول عمرش بیفزاید، دشمنانش را متوقف و دوستانش را متعهد بگرداند و شهدای ما را با شهدای کربلا محشور بفرماید.


 
متن نامه سردار قاسم سلیمانی به ابراهیم حاتمی‌کیا
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

برادرم! از طعنه‌ها و سرزنش‌ها نهراسید

به گزارش مشرق، سردار قاسم سلیمانی فرمانده رشید سال‌های دفاع مقدس و از افتخارات امروز جهان اسلام و نور چشم خانواده شهدا، پس از تماشای فیلم سینمایی «چ» متنی را خطاب به آقای حاتمی‌کیا ارسال کرد.

متن این نامه که طبق وعده قبلی پژمان لشگری‌پور مدیر پروژه «چ» همزمان با شب تولد ابراهیم حاتمی‌کیا در سایت فیلم سینمایی «چ» قرار گرفته به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

به: سردار هنر برادر عزیز جناب آقای حاتمی کیا

از : سرباز اسلام و ایران

با سلام؛

فرصتی شد پس از مدت‌ها فیلم "چ" را ببینم. با دیدن آن صحنه‌ها به یاد غربت دیروز ایرانی‌ترین ایرانی‌ها و اسلامی‌ترین اسلامی‌ها، ایثارگران فداکاری که فرصت یافتید با هنر قابل تقدیر خود، یک نمونه از هزاران نمونه اعجاب‌آور آنان را به تصویر بکشید و بر مظلومیت امروز همان چهره‌های فراموش‌شده، گریه کردم.

برادرم از طعنه‌ها و سرزنش‌ها نهراسید و به سیمرغ‌های دنیوی هم فکر نکنید و این راه را ادامه دهید. سیمرغ شما وجدان‌های بیدارشده بر اثر این حقیقت ارزشمند ارائه شده و اشک‌های غلتانی است که بر گونه‌ها جاری ساختید.

جنت الهی برخاسته از دعای مادران شهیدان و مجروحان سال‌ها بر بستر افتاده، مبارکتان باد.


برادرت قاسم سلیمانی

۱۳۹۳/۶/۲۹
منبع: فارس

 
عکس/نارنجک سازی در تهران
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
گروه جهاد و مقاومت مشرق- این تصویر در تهران و در صنایع نظامی سپاه پاسداران به تاریخ شهریور 1364 برداشته شده و مربوط به تامین تسلیحات و مهمات مورد نیاز جبهه‌ها است.

عکس/نارنجک سازی در تهران

عکاس: رجبعلی قهرمانی
منبع: فارس

 
نامه تشکر قاسم سلیمانی به حاتمی‌کیا
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش مشرق، پژمان لشکری‌پور مدیر پروژه سینمایی «چ» با اعلام مطلب فوق اظهار داشت:‌ سردار قاسم سلیمانی فرماندار سپاه قدس که از مفاخر انقلاب اسلامی است پس از دیدن فیلم «چ» آخرین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا که گویا چند روز قبل انجام شده است یادداشتی ویژه حاتمی کیا ارسال کرد که حاوی نکات فرهنگی بسیار مهمی در شرایط فعلی است.

وی افزود: با توجه به هماهنگی‌ که با خود ایشان انجام شده است متن کامل این نامه که باعث مباهات و افتخار ابراهیم کیا و همه عوامل دخیل در فیلم «چ» است در سایت اختصاصی این فیلم به زودی منتشر و در اختیار رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها قرار خواهد گرفت.

براساس این گزارش نسخه نمایش خانگی فیلم سینمایی «چ» هفته گذشته وارد شبکه نمایش خانگی شده است که با استقبال مخاطبان مواجه شده است.
منبع: فارس

 
سه نسل در یک قاب+تصاویر
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

 گروه جهاد و مقاومت مشرق - اخیرا در یکی از شبکه های اجتماعی، گذری از سر تصادف داشتم به صفحه ای که متعلق بود به «سید مهدی دستواره» تنها فرزندِ به یادگار مانده از شهید «سید محمدرضا دستواره»، از بنیان گذاران لشکر 27 محمدرسول الله(صلوات الله علیه). در این صفحه، «آقا مهدی» فرزندِ نورسیده خود (یعنی اولین نوه‌ی سید محمد رضا دستواره) را بر سر مزار پدر برده و عکسی به یادگار گرفته بود. اسم این کوچولو، به یاد پدربزرگش، «رضا» است.
با دیدن این تصویر، حال خوشی پیدا کردم. در این نما، می توان سه نسل را در یک قاب دید. این سیدِ کوچولو که پدر و مادر «شهیدانِ دستواره» در زمان حیات خود، او را ندیدند، تنها وارثِ مذکر یک خانواده‌ی انقلابی تهرانی است که سه پسر خود را تقدیم «نهضت روح الله» کرد. امروز، رضا دستواره‌ی کوچک، در سایه الطاف حضرت حق، در کمال سلامت و جمال، چشم به جهانی گشوده است، که به همتِ پدربزرگ و عموهای پدرش و زجرها و تنهایی های جَد و جُده اش، در مسیرِ عزت و جلالِ حسینی، قرار دارد و انشاءالله، روزی که این آقازاده‌ی نورسیده، قد برفرازد و با فرزند خود، بر سر مزار پدربزرگش، عکسی به یادگار بگیرد، پرچمِ اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه) بر بام جهان در اهتزاز خواهد بود.
«سید محمدرضا دستواره» به سال 1338 هجری شمسی در جنوب تهران متولد شد. وی بیست سال بعد در کردستان به جمع پاسداران تحت امر حاج احمد متوسلیان پیوست و از آن پس از شاگزدان و نیروهای پا به کار آن سردار دشمن‌شکن درآمد. ایشان به تاریخ 13/4/1365 طی عملیات  «کربلای 1» ، در حالی که جانشینی فرماندهی لشکر 27 را بر عهده داشت به شهادت رسید. او دومین شهید از فرزندانِ مرحوم «سید نقی دستواره» بود و مدت کوتاهی پس از شهادتش، سومین برادر نیز، بال در بال ملائک گشود.

روحمان با یادشان شاد
هدیه به روح پاکشان صلوات


عکس/ آخرین وارث برادران دستواره
سید مهدی دستواره در آغوش پدرش شهید «سید محمدرضا دستواره» - اواسط دهه 1360

عکس/ آخرین وارث برادران دستواره
سید مهدی دستواره و فرزند نورسیده اش در کنار مزارِ شهید «سید محمدرضا دستواره» -زمستان 1392

عکس/ آخرین وارث برادران دستواره
از راست: شهید «حسن زمانی» -شهید «سید محمدرضا دستواره» -  حاج احمد متوسلیان - 1359


 
عکس/ معراج در هور
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش مشرق، این تصویر طی سال های دفاع مقدس در منطقه عملیاتی "مجنون" گرفته شده است و گروهی از رزمندگان را در حال اقامه نماز ظهر نشان می دهد. آرامش تصویر نشان می دهد که این عکس قطعا پس از عملیات و در خطِ پدافندی گرفته شده است. خطِ پدافندی در "هور" سخت ترین محورهای پدافندی در سال های جنگ به شمار می رفت. رزمندگان در این خطوط باید صبر و حوصله و خصوصا تحمل فراوانی داشته باشند. برای درک بهتر این ویژگی های این منطقه، باید با کسانی که آن شرایط را به مدت طولانی درک کرده باشند پرسیده شود.
این عکس زیباتر از آن است که به شرح و توضیحی نیاز داشته باشد. رزمندگانی که در سخت ترین شرایط ِ خطِ پدافندی منطقه "هور"، بسر می برند و در برابر قدرت نظامی پشتیبانی شده از سوی ده ها کشور، سینه سپر کرده اند، در لحظه نماز که معراج مومنان است، در برابر معبود خویش چگونه عاشقانه  ایستاده اند. یاد آن روزهای خوب بخیر

عکس / معراج در هور
منبع: جهان

 
32 سال فقدان سردار بزرگ ایران، ژنرال احمد متوسلیان
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

حاج احمد، غایب خاطرات رفسنجانی؛ غفلت یا سانسور

گروه جهاد و مقاومت مشرق - در بخش اول این یادداشت به ماجرای ربوده شدن حاج احمد متوسلیان و سه نفر همراهش توسط فالانژیستها اشاره شد و بیان گردید که چگونه سیاستمداران سیاست خارجی و دیپلماتهای وقت جمهوری اسلامی از زمان ربوده شدن این عزیزان تا سال 75 یعنی به مدت 14 سال علی رغم میانجی گریهای فراوان برای آزادی گروگانهای غربیِ در دست نیروهای مقاومت لبنان، هیچ گاه این میانجیگری خود را منوط به آزادی گروگانهای ایرانی نکردند؛ با وجود اینکه اخباری مبنی بر زنده بودن آنها تا آن زمان منتشر می شد.

 چهار دیپلمات، زنده اند!


در خرداد ماه 1376، احمد حبیب الله رئیس کمیته دفاع از حقوق زندانیان خارجی در اسرائیل، اعلام کرد: من از جانب اسرائیلی ها تأکید می کنم چهار ایرانی که در سال 1982 در لبنان ربوده شدند، زنده هستند.  احمد حبیب الله در چند سال قبل از آن نیز در مصاحبه های گوناگون مطبوعاتی اظهار داشته بود: گروگان های ایرانی زنده و در زندان های اسرائیل هستند.1
در یکی از مقالات ماهنامه صبح به تاریخ مهر 1376، چنین آمده: یکی از زندانیان فلسطینی آزاد شده از زندان عتلیت تل آویو، ضمن تماس با دفتر سازمان عفو بین الملل در لندن، تأکید کرد که در زمان اسارتش در زندان عتلیت، یک بار در سال 1995 (1374) گروگان های ایرانی را با چشمان خود دیده است.2

ماهنامه نداء القدس نیز در تاریخ پنجم مارس 1998 (15 اسفند 1376) نوشت: منابع امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین اعلام کردند که چهار دیپلمات ایرانی که در سال 1982 هنگام اشغال لبنان توسط نیروهای رژیم صهیونیستی به اسارت این نیروها درآمده اند، هم اکنون در یکی از بازداشتگاه های رژیم صهیونیستی نگهداری می شوند.3

 درخواست عجیب هاشمی از مجامع جهانی!

حسین اخوان برادر کاظم اخوان، در مردادماه 1380 در نامه ای خطاب به محسن میردامادی رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با انتقاد از عملکرد مجلس در دوره های چهارم و پنجم در قبال این مسئله، و همچنین با انتقاد از عملکرد دولت در قبال این مسئله، می نویسد: اگر در یک کشور غربی این اتفاق می افتاد، برای دولتمردان آن کشور یک خجالت و فاجعه ملی محسوب می شد؛ اما در کشور ما آب از آب تکان نمی خورد و حتی عملکرد 19 ساله آنان در قبال این قضیه، یعنی طولانی ترین گروگان گیری عصر حاضر، در معرض ارزیابی و تحلیل قرار نمی گیرد.4

روزنامه رسالت در تیر ماه 1381 در خبری نوشت: حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در دیدار با فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله (ص)، با اشاره به گذشت 20 سال از حادثه ربوده شدن حاج احمد متوسلیان و سه تن دیگر از اتباع کشورمان در لبنان که مصونیت دیپلماتیک داشته اند، خواستار فعال شدن مجامع بین المللی و جهانی برای مشخص شدن وضعیت آنان شد!5

آقای هاشمی در حالی برای مشخص شدن وضعیت گروگان های ایرانی، خواستار فعال شدن مجامع جهانی می شود که از سال 1361 تا پایان ریاست جمهوری خود ایشان، بارها و بارها گروگان های آمریکایی و اروپایی با وساطت خود ایشان آزاد شده اند ولی حتی در یک مورد هم آزادی آنها مشروط به آزادی گروگان های ایرانی نشده است!

 هفت سال طول کشید تا خاتمی نماینده معرفی کند!

سید رائد موسوی سخنگوی خانواده های دیپلمات های ربوده شده، می گوید: [پس از دستگیری سمیر جعجع، فرمانده فالانژیست ها در لبنان] وزارت خارجه زمان آقای خاتمی می توانست کارهای مهمی انجام دهد. ولی کوتاهی زیادی در این پرونده صورت گرفت. متأسفانه کسی سراغ سمیر جعجع نرفت؛ در یک برهه هفت یا هشت ساله، اقدامی صورت نگرفت.6

آقای موسوی در ادامه می افزاید: از اواسط دهه 70 خیلی کوتاهی شد. وزارت خارجه [کمال خرازی] در آن زمان خیلی بد پیگیری کرد. البته خود آقای خاتمی ـ به درخواست خانواده های گروگان ها ـ در دیداری که با حافظ اسد داشت، موضوع را مطرح کرد چون در آن زمان سوریه نفوذ زیادی در لبنان داشت؛ یعنی اگر در آن زمان همکاری خوبی بین ایران و سوریه برای پیگیری این پرونده شکل می گرفت که توافق آن را هم آقای خاتمی و حافظ اسد انجام داده بودند، به نتایج مطلوبی می رسیدیم. در آن زمان هم سمیر جعجع زنده بود و هم ایلی حبیقه، یعنی دو مهره اصلی که در این پرونده بودند. سمیر جعجع در آن زمان در زندانی بود که تحت سیطره سوری ها قرار داشت و ایلی حبیقه هم که مهره خود سوری ها بود.  قرار شد که نماینده سوریه و ایران این موضوع را پیگیری کنند که همانجا حافظ اسد نماینده خودش را معرفی کرد. نماینده ای که حافظ اسد انتخاب کرد، سرلشکر قاضی کنعان، فرمانده کل لبنان بود و می توان گفت که قدرت و نفوذ او از رئیس جمهور لبنان هم بالاتر بود. اما ظاهراً شش یا هفت سال طول کشید تا آقای خاتمی نماینده خود را معرفی کرد و تقریباً سال آخر ریاست جمهوری بود که نماینده معرفی شد! بدنه وزارت خارجه [تحت مسئولیت کمال خرازی] هم اعتقادی به پیگیری سرنوشت این چهار نفر نداشتند.7

 ربیعی، نوشدارو یا نیش دارو؟!

بعدها سرلشکر قاضی کنعان خودکشی کرد. پیش از آن اگر کسی از ایران می رفت و پای کار می ایستاد، می توانست پرونده را به نتیجه برساند. سمیر جعجع و ایلی حبیقه را می آوردند و از این دو نفر بازجویی می شد؛ حداقل این بود که می توانستیم به اطلاعات و مدارک مهمی دست پیدا کنیم اما خیلی کوتاهی شد.8

سال آخر دولت خاتمی هم که علی ربیعی به عنوان نماینده ایران معرفی شد، دیگر حافظ اسد در قید حیات نبود؛ نماینده حافظ اسد نیز خودکشی کرده بود؛ سوریه از لبنان خارج شده بود؛ ایلی حبیقه کشته شده بود؛ سمیر جعجع از زندان آزاد شده بود؛ و عملاً همه آن شرایطی که در آن زمان مهیا بود و می شد وضعیت این دیپلمات ها را پیگیری کرد، از بین رفته بود.9

 چه کسی از بازگشت متوسلیان نگران بود؟

نگاهی به این اتفاقات نشان می دهد دولت خاتمی بنا بر احتمال نزدیک به یقین طبق یک نقشه حساب شده، آنقدر معرفی نماینده را به تأخیر انداخت تا همه شواهد و قرائن و سر نخ ها و راههای پیگیری موضوع، عملاً مسدود شوند! دولت خاتمی موقعی نماینده معرفی کرد که مطمئن شد هیچ کار عملی برای بازگرداندن گروگان ها و یا اطلاع از وضعیت آنها نمی توان انجام داد! به راستی در کابینه آقای خاتمی، چه کسی از بازگشت احمد متوسلیان نگران بود و آمدن او را معادل برملا شدن دست خود می دانست؟!

سید رائد موسوی در تاریخ 4 اردیبهشت 1383 در گفتگو با خبرگزاری مهر اظهار می دارد: متأسفانه مسئولان کشورمان برای جان اتباع خود ارزشی قائل نیستند. وقتی که خبرنگاری در عراق ربوده می شود، شاهد عکس العمل از سوی کشورهای آنان هستیم و تمام دستگاه سیاسی آن کشور به تکاپو می افتد، ولی این روند هیچ گاه در ایران دنبال نمی شود. اگر به روند رسیدگی به وضع شهدای دیپلمات در مزار شریف و یا کشته شدن دبیر اول سفارت ایران در بغداد، یا ایرانیانی که در شهرهای مقدس عراق به شهادت می رسند توجه شود، همه ناشی از سهل انگاری مسئولین در قبال جان ایرانیان است. چندین ایرانی در عراق توسط نیروهای لهستانی کشته می شوند، نه تنها اعتراضی به لهستان نمی شود، بلکه وزیر دفاع [آقای شمخانی] به آن کشور می رود و در مذاکرات خود هیچ اشاره ای به این مسئله نمی کند.

موسوی در خصوص نتایج کاری کمیته پیگیری نیز گفت: هر وقت که با این کمیته تماس گرفته می شود تا در جریان چگونگی کار قرار گیریم، آنها مسئله را امنیتی می دانند[!] و می گویند: تا زمان رسیدن به نتایج کامل، هیچ گونه اظهار نظری نمی کنیم. در تمام مدت ریاست جمهوری آقای خاتمی، بارها از ایشان برای مشخص شدن وضع دیپلمات های ربوده شده ایرانی، خواستار ملاقات حضوری شده ایم که تا کنون این اقدام عملی نشده است و این نشان می دهد که تلاشی برای روشن شدن وضعیت آنها صورت نمی گیرد.10

پس از چندی ظاهراً اعتراض خانواده های گروگان ها به گوش آقای خاتمی رئیس جمهور وقت می رسد و آنها موفق می شوند که در مرداد 83 با رئیس جمهور ملاقات کنند. برادر کاظم اخوان طی رنجنامه ای خطاب به برادرش در مرداد 1383 می نویسد: بالاخره پس از هفت سال انتظار، موفق شدیم با آقای خاتمی ملاقات داشته باشیم و ایشان قول دادند که این موضوع را تا پایان ریاست جمهوری خود روشن کنند. پرونده نیز از دست کسانی که تعمداً آن را در هاله ای از ابهام قرار داده بودند، خارج شد و به کسان دیگری سپرده شده است.11

این جمله نشان می دهد که تا آن هنگام، پرونده این موضوع در دست کسانی بوده که آن را تعمداً در وضعیت مبهم نگه داشته بودند.

 آقای رضایی! تا حالا کجا بودید؟

محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در تاریخ 12 بهمن 1383 در این مورد اظهار می دارد: به طور جدی پرونده 4 دیپلمات ربوده شده را پیگیری می کنم[!] ما امکانات بین المللی خیلی خوبی داریم که می توانیم با دست گذاشتن روی آن امکانات، از طرف های روبروی این پرونده ـ از فالانژهای لبنان گرفته تا کشورهای دیگر ـ  بخواهیم تا جواب های روشن و مشخصی را برای مردم و خانواده  هایشان ارائه دهند!12

محسن رضایی در حالی این سخنان را مطرح می کند که طی مدت حدود 16 سال فرماندهی بر سپاه پاسداران، هیچ اقدام عملی از سوی ایشان برای آزادی گروگان ها صورت نگرفت.

برای اینکه با بی اعتنایی جناب محسن رضایی نسبت به سرنوشت احمد متوسلیان و همراهانش، بیشتر آشنا شویم، به یک نمونه اشاره می کنیم. هاشمی رفسنجانی در یادداشت مورخ پنجم بهمن 1361 در خاطراتش می نویسد: آقای بهادران آمد و از اینکه گروهی از کردهای عراقی که چند نفر غربی را در عراق اسیر کرده و سپاه به آنها توجه نمی کند، گله داشت.13

اگر محسن رضایی واقعاً دغدغه آزادی احمد متوسلیان را داشت، چرا از چنین فرصت گرانبهایی که در سال 61 برایش پیش آمد، استفاده نکرد؟!

محسن رضایی در تاریخ 15 تیر 1384 نیز در مراسم سالگرد ربوده شدن احمد متوسلیان و همراهانش می گوید: مسئولان وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه در مورد این پرونده کم کاری کرده اند. طی این سالها، دهها سند هسته ای و یا اسناد ارزشمند با اروپا امضاء شده و معتقدم که حداقل یکی از مابه ازاهای این سندها و قراردادها، می توانست این چهار ایرانی مظلوم باشند. مطمئن باشید اگر مسئولان عالی نظام اراده کنند که این موضوع را به سرانجام برسانند، قطعاً این کار انجام خواهد شد.14

البته در اینکه افرادی همچون دکتر علی اکبر ولایتی با تصدی حدود 16 ساله پست وزارت خارجه و کمال خرازی با تصدی 8 ساله پست وزارت خارجه و علی ربیعی نماینده ویژه خاتمی، باید پاسخ دهند که در مدت مسئولیت خویش، چه اقدام عملی در این رابطه انجام داده اند، شکی نیست ـ و البته باید پرسید که آیا شواهد و قرائن حاکی از آن نیست که این حضرات کوتاهی های بسیاری در این مسئله داشته اند؟ ـ اما باید به محسن رضایی نیز یادآور شد که ظاهراً ایشان فراموش کرده یکی از افرادی که بسیاری از این اسناد ارزشمند را با اروپایی ها امضاء کرده، هاشمی رفسنجانی بوده که اصولاً بحث مبادله گروگان های ایرانی، ظاهراً برای ایشان اهمیت چندانی ندارد!

 سانسور ربوده شدن چهار دیپلمات در خاطرات هاشمی

برای اینکه روشن شود مسئله اسارت یکی از مهمترین فرماندهان نظامی جبهه های جنگ، چقدر برای هاشمی کم اهمیت است، کافی است نگاهی به یادداشت های روزانه ایشان در سال 1361 انداخت تا روشن گردد در حالی که جناب هاشمی در یادداشت های روزانه خود از ذکر کوچکترین و بی اهمیت ترین مسائل نیز غفلت نمی کند؛ اما از تاریخ 14 تیر 61 یعنی روز اسارت متوسلیان و همراهانش، تا پایان سال 61، حتی یک جمله در یادداشت های ایشان راجع به این موضوع دیده نمی شود! بدتر اینکه در هیچ کدام از مصاحبه ها و سخنرانی های ایشان در سال 61 نیز کوچک ترین اشاره ای به این ماجرا وجود ندارد!

 کارشکنی ماست فروشها!

اما در مورد این جمله محسن رضایی که گفته بود: «اگر مسئولان عالی نظام اراده کنند که این موضوع را به سرانجام برسانند، قطعاً این کار انجام خواهد شد»، باید گفت این کلام حقی است اما به شرط آنکه آن دو فردی که احمد متوسلیان به آنها لقب «ماست فروش» داده و گفته بود «اینها عناصر عملیاتی نیستند و فقط بلدند در ستاد بنشینند و دستور بدهند»ـ و البته طی سه دهه گذشته همواره در پست های مهمی نیز قرار داشته اند ـ دست از کارشکنی های خود بردارند و با انواع و اقسام برنامه ها و طرح ها، جلوی هر گونه اقدام عملی را سد نکنند!

 آزادی 3 گروگان توسط متوسلیان

جالب اینجاست، هنگامی که احمد متوسلیان پس از مدتی اقامت در لبنان و مشاهده اوضاع آنجا، برای دادن گزارش به تهران می آید، بعد از بازگشت دوباره به لبنان خبردار می شود که سه نفر از نیروهای ایرانی توسط مزدوران اسرائیل اسیر شده اند. وی بلافاصله اعلام می کند که چنانچه آنها نیروهای ایرانی را آزاد نکند، دست به عملیات نظامی علیه اسرائیل خواهد زد. اسرائیلی ها نیز که از این تهدید ترسیده بودند، فوراً سه نفر ایرانی را آزاد می کنند.

متاسفانه علی رغم ادعاهای مطرح شده توسط جناب رضایی ایشان برای آزادی احمد متوسلیان و همراهانش حتی برای یک بار هم که شده اسرائیلی ها را تهدید زبانی هم نکردند.

 باز هم کارشکنی در طرح آزادسازی

سردار میرفیصل باقرزاده رئیس بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس، در حاشیه مراسم سالگرد گروگان ها در 15 تیر 1384 به مطلب مهمی اشاره می کند. وی می گوید: دو سال است که بنیاد حفظ آثار در این رابطه اقداماتی را به عمل آورده و در همین زمینه برای پیگیری سرنوشت این 4 دیپلمات ایرانی، طرحی را تهیه کرده بودیم که حدوداً چهار سال پیش [یعنی در سال 1380] در ستاد کل نیروهای مسلح مطرح شد ولی هنگامی که خواستیم این طرح را به اجرا بگذاریم، گفتند که در سطوح دیگر از جمله در وزارت امور خارجه این موضوع در حال پیگیری است[!!] و این همان طرحی بود که منجر به آزادسازی تعدادی از اسرای حزب الله لبنان شد، اما متأسفانه در این بخش، موضوع باز گره خورد و متوقف شد.15

همان گونه که ملاحظه می گردد، هر گاه که یک طرح عملیاتی برای آزادسازی گروگان ها مطرح می شود، آن کسانی که به هیچ وجه خواهان بازگشت احمد متوسلیان نیستند، فوراً به میدان آمده و با طرح کردن این مطلب که لازم نیست شما اقدامی انجام دهید و وزارت خارجه یا ارگان های دیگر در حال پیگیری این مطلب هستند؛ جلوی انجام هرگونه راهکار عملی را سد می کنند.

علیرضا اکبری مشاور سابق وزیر دفاع، در تیر ماه 1384 اظهار می دارد: بین سال های 1982 تا 1986، دهها جاسوس یا افراد غربی در لبنان و خاورمیانه ربوده شدند که با وساطت و تلاش های دیپلماتیک ایران آزاد شدند، حال چگونه است که راجع به گروگان های خودمان این اتفاق نیفتاد؟!16

 اخبار زنده بودن گروگانها تا سال 82

سید رائد موسوی فرزند سید محسن موسوی، در تاریخ 26 تیر 1384 در یک کنفرانس خبری اظهار داشت: آخرین اخبار ما از سرنوشت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی، حکایت از آن دارد که یک سال و نیم پیش، یکی از افرادی که در مبادله حزب الله و رژیم صهیونیستی توسط این رژیم آزاد شد، به ما گفت که این افراد را در زندان حیفا دیده و وقتی عکس افراد مختلفی را برای شناسایی به او نشان دادند، او تصویر این چهار نفر را شناسایی کرد.17
این نشان می دهد حداقل تا سال 1382، این چهار نفر هنوز زنده بوده و در اسارت صهیونیست ها بسر می برده اند.

 ربیعی هم هیچ اقدامی نکرد!

موسوی همچنین با اشاره به کم کاری کمیته ای که از جانب آقای خاتمی مسئول پیگیری این مسئله شده بود، گفت: متأسفانه کمیته ای که آقای خاتمی به ریاست علی ربیعی حدود یک سال و نیم پیش تشکیل داد، هیچ اقدام مؤثری انجام ندادند و در این یک سال و نیم، تنها کار این کمیته، دسته بندی اطلاعات موجود بود و حتی هیچ اطلاعات جدیدی نیز به آن افزوده نشد.18

چند پرسشِ تاریخیِ بی جواب مانده!

در پایان، چند سوال از همه کسانی که به نوعی در جریان این ماجرا بوده اند به ویژه آقای م.ر و آقای ش باید پرسید؛ سوالاتی که پاسخ به آنها بسیاری از مسائل را روشن خواهد کرد:  نام آن دو نفری که احمد متوسلیان در مورد آنها گفته بود: «اینها عناصر عملیاتی نیستند و فقط بلدند در ستاد بنشینند و دستور بدهند»چیست؟ گوینده این جمله که «احمد متوسلیان دندان کرم خورده ای بود که ما آنرا کندیم و انداختیم دور»، چه کسی بود؟

به راستی چه کسانی در این 32 سال با انواع و اقسام کارشکنی ها و حیله ها ، مانع از بازگشت احمد متوسلیان و همراهانش شده اند؟ چه کسانی بازگشت احمد متوسلیان را مساوی با برملا شدن دست خود می دانند؟

چرا یک روز قبل از عملیات مبادله گروگان های ایرانی با گروگان های آمریکایی در سال 61، معاون احمد متوسلیان از سمت خود برکنار و همان روز به ایران بازگردانده می شود؟ چرا اجازه داده نمی شود که وی در روز مبادله گروگان ها در صحنه حضور داشته باشد؟ چرا در روز مبادله، گروگان های آمریکایی آزاد می شوند اما از تحویل گرفتن گروگان های ایرانی خودداری می شود؟ چرا هیچ گاه آزادی گروگان های آمریکایی و اروپایی، موکول به آزادی احمد متوسلیان و همراهانش نشده است؟
به راستی که مظلومیت 32 سال اسارت سردار مظلوم ژنرال احمد متوسلیان و همراهانش، می تواند پرده نفاق را از چهره برخی مدعیان انقلابی گری کنار بزند.

پی نوشتها
1. مهدی انصاری و دیگران .» ماجرای مک فارلین «. تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، 1380 . ص 43
2. حمید داود آبادی .» کمین جولای 82 «. تهران: نشر غنچه ، 1384 . ص 76
3. همان . ص 77
4. همان . ص 144
5. همان . ص 160
6. سید ابوطالب موسوی .» پرونده ربایش ؛ بیم ها و امیدها «. هفته نامه پنجره . 17 تیر 1391 ، ص 49
7. همان . ص 49
8. همان . ص 49
9. همان . ص 49
10. کمین جولای 82 . پیشین ، ص 214
11. همان . ص 230
12. همان . ص 254
13. اکبر هاشمی رفسنجانی .» پس از بحران ؛ کارنامه و خاطرات 1361 «. به اهتمام فاطمه هاشمی . تهران: دفتر نشر معارف انقلاب ، 1380 . ص 372
14. همان . ص 268
15. همان . ص 269
16. همان . ص 279
17. همان . ص 280
18. همان . ص 281
* کامران غضنفری/ نویسنده کتاب راز قطعنامه / هفته نامه 9 دی


 
مروری بر زندگی‌ حاج احمد و همراهانش
ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش مشرق،دیروز چهاردهم تیرماه،سالروز ربایش حاج احمد متوسلیان( فرمانده لشکر27 ) به همراه سه دیپلمات کشورمان در منطقه «بُرباره» لبنان بود. مزدوران «حزب فالانژ» در این روز که مصادف با ماه جولای 1982 و 14 تیرماه 1361 بود اتومبیل هیات نمایندگی دیپلماتیک کشورمان را هنگام ورود به شهر بیروت و در حین عبور از پست ایست و بازرسی، متوقف کردند و چهار سرنشین خودرو را به رغم داشتن مصونیت دیپلماتیک توسط آدم ربایان دست نشانده رژیم تروریستی «تل آویو» گروگان گرفتند.

مروری بر زندگی‌ حاج احمد و همراهانش

مروری بر زندگی‌ و فعالیت‌های حاج احمد متوسلیان و دیگر همراهان ربوده شده‌اش:

احمد متوسلیان:

- سال 1332 در تهران متولد شدند.

- سال 1354 بوسیله ساواک به جرم فعالیت علیه رژیم منحوس پهلوی دستگیر و به پنج ماه زندانی انفرادی در فلک الافلاک خرم آباد محکوم شد.

- سال 1356رابط و هماهنگ کننده تظاهرات در محلات جنوبی شهر تهران بود.

- اسفندماه 1357برای سرکوب اشرار کردستان به آن شهر رفت.

- سال 1358ماموریت آزادسازی جاده پاوه-کرمانشاه را عهده دار بود.

- سال 1359ماموریت آزادسازی شهر مریوان را عهده دار بود.

- دی‌ماه 1360عملیات سرنوشت ساز «محمّد رسول الله (ص)» را طزاحی و اجرا کرد.

- موسس «تیپ 27 حضرت رسول(ص)»

- ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال 1361تیپ 27 حضرت رسول(ص)به فرماندهی وی وارد خرمشهر شد.

- اواخر خرداد سال 1361ماموریت حضور در لبنان را برای سرکوب رژیم غاصب صهیونیستی بر عهده گرفت.

- 14تیرماه 1361اسارت بوسیله مزدوران فالانژ ربوده شد.

کاظم اخوان: عکاس و خبرنگار

سال 1338در یکی از محلات قدیمی اطراف حرم در مشهد مقدس متولد شد.تحصیلات ابتدائی و متوسطه را با اخذ دو دیپلم طبیعی و ریاضی در زادگاه خود به پایان رساند. با آغاز جنگ تحمیلی آرام سریع خود را از مشهد به اهواز رسانید و به ستاد جنگهای نامنظم شهید چمران پیوست. حضور در کنار شهید چمران در بیش از 70عملیات و نبرد خطر ناک با اسلحه، دوربین عکاسی و فیلمبرداری در گرماگرم نبرد.

اخوان پس از ثبت لحظات تاریخی و حساس فتح خرمشهر درتیرماه ۱۳۶۱ و بعد از حمله گسترده زمینی، دریایی، هوایی رژیم صهیونیستی به همراه یک هیأت دیپلماتیک داوطلبانه عازم لبنان شد و روز ۱۴ تیرماه ۱۳۶۱ در توطئه مشترک صهیونیستها و فالانژها ربوده شد.

سید محسن موسوی:

11 سالگی شروعی نه چندان زود برای فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی وی بود. در15 سالگی موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و بلافاصله در رشته برق دانشگاه تهران پذیرفته شد.عمده فعالیتهایش در این دوران تکثیر و پخش مخفیانه اعلامیه و نوارهای امام و کمک به خانواده زندانیان سیاسی و مدیریت و سازماندهی افراد برای مبارزه علیه رژیم شاه بود که همه بهانه‌هایی شد برای دستگیری و شکنجه شدنش توسط ساواک. پرونده‌ها و سوابق سیاسی در ساواک او را از تحصیلات عالیه محروم و در پایان سال اول از دانشگاه اخراج شد.

فعالیت‌های سیاسی و تحت تعقیب بودن از سوی ساواک واصرار خانواده اورا مجبور می‌کند تا در سال 56 به همراه همسر و برادر خود از کشورخارج شود.

یک ماه پس از تبعید امام به پاریس برای کسب تکلیف خدمت امام رسید و پس از پیروزی انقلاب دراردیبهشت 58 به میهن بازگشت.

پس از بازگشت جذب نخست وزیری و در حراست فرودگاه مشغول به کار شد. در همان سال تحت پوشش یک گروه دانشجویی به دعوت شیعیان لبنان و دکتر چمران عازم لبنان شد.

16 خرداد ماه 1361 رژیم صهیونیستی دست به حمله گسترده هوائی،‌زمینی و دریائی به لبنان زد. سید محسن موسوی هنگام حمله اسرائیل به جنوب لبنان در تهران به سر می‌برد او با قطع مرخصی خود بلافاصله عازم سوریه شد تا هر چه سریعتر خود را به محل کارش در بیروت برساند.

ساعت 16:30 بعد از ظهر 13 تیر 1361 سید محسن موسوی به همراه احمد متوسلیان، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان با اتومبیل سفارت جمهوری اسلامی ایران عازم بیروت شدند تا اینکه ساعت 13:30 روز 14 تیرماه به منطقه " برباره "شمال بیروت محل تمرکز نیروهای فالانژ رسیدند و در پست بازرسی «برباره» توسط نیروهای «فالانژ» ربوده شدند.

تقی رستگارمقدم:

تقی رستگار مقدم سال 1338 در محله چهارمردان قم متولد شد. در سال 1358 به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و از همان سال، در زمره نیروهای تحت امر سردار شهید حاج احمد متوسلیان درآمد و تا آخرین لحظه در کنار حاج احمد متوسلیان ماند.
منبع: ایسنا

 
آخرین سخنرانی ژنرال ایرانی در سوریه+عکس
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
گروه جهاد و مقاومت مشرق- رزمندگان سپاه اسلام، صبح روز 28 خردادماه سال 1361 در میدان صبحگاه پادگان زبدانی سوریه منتظر نشسته بودند تا از زبان فرمانده خود کسب تکلیف کنند. متوسلیان پشت میکروفن قرار گرفت و آخرین سخنرانی رسمی خود را برای قوای محمد رسول الله(ص) ایراد کرد. کمتر از 20روز بعد در 14 تیرماه حاج احمد متوسلیان به همراه سه تن دیگر به نام‌های سید محسن موسوی، تقی رستگارمقدم و کاظم اخوان توسط فالانژهای لبنانی در حوالی بیروت ربوده شدند. و هم اکنون 33 سال است که از آن‌ها خبری نیست.

در تقارن ایام حضور قوای محمد رسول الله(ص) به فرماندهی متوسلیان در سوریه به دلیل تهدیدات رژیم صهیونیستی، حمله به جنوب لبنان و لبیک امام به امدادخواهی مسلمانان منطقه و تحولاتی که امروز توسط همان عناصر صهیونیستی و تکفیری در سوریه و عراق میان مسلمانان منطقه جریان دارد، بازخوانی سخنرانی فرمانده جاوید الاثر سال‌های دفاع مقدس قابل تأمل است. متن این سخنرانی در ادامه می‌آید:

آخرین سخنرانی زنرال احمد در سوریه+عکس

بسم‏ الله الرحمن الرحیم

بعد از انجام عملیات فتح‌‏المبین در ایران، روند مسائل سیاسى جهان، تغییرات عمده‌‏اى پیدا کرد و کامل کننده این تغییرات، عملیات پیروزمندانه الى بیت‌‏المقدس بود. در پى این دو عملیات بود که ابر قدرت آمریکا و امپریالیزم بین‌‏المللى به این نتیجه رسیدند که عراق نه تنها قادر نیست در مقابل انقلاب اسلامى ایران بایستد و آن را به زانو در بیاورد، بلکه موجودیت خود او نیز در منطقه به خطر افتاده و هر آن بیم آن می‌رود که با سقوط جریان صدامى در منطقه، امپریالیزم و منافع آن متحمل ضربات سنگینى بشوند. به همین دلایل، امپریالیزم به فکر افتاد که باید این جریان بعثى را به نحوى از نابودى نجات دهد. بنابراین تصمیم گرفتند تا هماهنگى خاصى در بین ایادى خودشان در منطقه ایجاد نمایند. شما عزیزان، خودتان شاهد این هماهنگى هستید و سکوت سران مرتجع منطقه در مقابل تجاوز اسرائیل، دلیل این مدعاست.

***
ژنرال الکساندر هیگ - وزیر خارجه آمریکا - گفته است: ما باید سه مسئله جنگ ایران و عراق، بی‌ثباتى کشورهاى خلیج فارس و بحران در جنوب لبنان را هر چه سریع‏تر حل کنیم! البته ما نیز بر این اعتقاد هستیم؛ ولى بر طبق آن خط مشی که اسلام به ما ارائه مى‏‌دهد. آمریکا آرام نمى‏‌نشیند و هر روز توطئه‏‌اى جدیدتر و خدعه‌‏آمیزتر از قبل را بر ملت‏‌هاى مسلمان تحمیل می‌نماید؛ غافل از آنکه تا در اقصى نقاط جهان گوینده "لااله الا الله” هست، همان جا نیز مرز اسلامى ماست. ما این هنرنمایى‏‌هاى فرسوده و نقاشى‌‏هاى از بین رفته در طول تاریخ بر روى صفحات لجن‌مالى شده‌‏اى را که به نام مرزهاى جغرافیایى در بین ممالک اسلامى علم کرده‌‏اند، هرگز قبول نداریم. آقاى هیگ - وزیر خارجه آمریکا - یک هفته قبل از حمله اسرائیل به جنوب لبنان در روز سى‏‌ام می 1982 مى‏‌گوید: ما تا هفته آینده، این سه مسئله را حل خواهیم کرد. اسحاق شامیر - وزیر خارجه اسرائیل - نیز براى آنکه اعتراضى به وزیر خارجه آمریکا کرده باشد، بر آشفته مى‏‌گوید: شما آمریکایى‏‌ها، چرا طرح‏‌ها و برنامه‏‌هاى نظامى محرمانه ما را افشا مى‏‌کنید؟! مجموعه این بیانات، نشان‏‌دهنده توطئه‌‏اى است که از قبل طرح‏‌ریزى شده است و ابرقدرت آمریکا و فرزند نامشروع و خلفش اسرائیل، هر دو از این تجاوز جنایتکارانه به لبنان، با خبر و همدست یکدیگر بوده‌‏اند. آن‌ها از این تجاوز، چنین تحلیلى نیز داشته‌‏اند که اولین نتیجه این حمله، ایجاد فشارهایى بر ایران است؛ به این معنا که پیام این فشارها به ایران، این خواهد بود که جنگ با عراق را حل و فصل نمایید تا ایران و عراق دوش به دوش همدیگر علیه اسرائیل بجنگند.

***
از سوى دیگر، اگر ایران فریب این توطئه خدعه‌‏آمیز را نخورد و ما به جنگ ادامه دادیم، اذناب مرتجع و دست نشانده آمریکا در کشورهاى منطقه، ما را به ‏عنوان کشورى ضداسلام محکوم کنند؛ با این تحلیل مکارانه که دشمن صهیونیستى به ممالک اسلامى لبنان و سوریه تجاوز کرده و عراق مایل است علیه اسرائیل بجنگد؛ ولى ایران نمی‌خواهد. طبیعتا همین مسئله، ما را وامى‌‏داشت که به آتش بسى ننگین تن بدهیم. کما اینکه به احتمال 80 درصد قصد داشتند در عراق کودتایى انجام بدهند، صدام را برکنار نمایند و آتش بس یکجانبه‌‏اى را در جنگ اعلام کنند و طى مقطعى15 روزه از سرزمین‏‌هاى اشغالى ایران خارج شده، آنگاه بحث شناسایى آغازگر جنگ و شناختن مجرم که از اهم خواسته‏‌هاى ایران بوده و هست را به حکمیت دو ارگان گرگ صفت محول کنند؛ یکى، شوراى امنیت سازمان ملل متحد و آن دیگرى، دیوان عالى عدالت بین‌‏المللى یا همان "دادگاه لاهه”. ما هم خوب مى‏‌دانیم که سگ زرد برادر شغال است و هر دو با هم یکى هستند. آمریکا و اسرائیل در نهایت ناباورى مشاهده مى‏‌کنند که ایران، با آنکه در حال جنگ با عراق است، در جبهه دیگرى نیز وارد عمل مى‏‌شود و نیرویى تقویت شده و قدرتمند به لبنان اعزام مى‌‏نماید و با این اعزام نیرو، دشمنان انقلاب اسلامى در منطقه با حالتى بهت‌‏زده، همه نقشه‏‌هاى خود را نقش بر آب و تمامى معیارها و محاسباتشان را برعکس و وارونه شده مى‏‌بینند. وقتى که در شب بیست و یک خرداد ماه، ما وارد فرودگاه بین‏‌المللى دمشق شدیم، افرادى که براى استقبال آمده بودند، فکر مى‏‌کردند که ما براى بازدیدى تشریفاتى و حضور در ضیافتى دو ساعته به سوریه آمده‌‏ایم.

***
برادرها! تمامى مردم لبنان، شما را مرجع و ملجأ خود مى‏‌دانند و معتقدند که فقط شما مى‏‌توانید آن‌ها را نجات دهید. الان در لبنان مردم مدام مى‏‌پرسند: کى مى‏‌آیید؟ کى عمل مى‏‌کنید؟! هر لبنانى را که مى‏‌بینیم، اولین حرفش این است که آیا شما پاسداران انقلاب اسلامى ایران هستید؟ وقتى پاسخ مثبت مى‌‏دهیم، بلافاصله مى‏‌پرسند: پس کى به اینجا مى‌‏آیید؟! عزیزان، ان‏شاءالله با به کار بردن تمام تاکتیک‏‌هایى که تاکنون آموخته‌‏ایم و به کار بردن تمامى امکاناتى که در اختیار داریم، با ایمان به الله و اعتقاد به خدا، تن به این آتش‌‏بس‏‌ها نخواهیم داد. با افراد و کشورها تا آن زمانى که علیه کفر "یعنى اسرائیل” بجنگند، ما نیز همراه و همکار خواهیم بود و اکنون برادران سوری‌مان در این جهت هستند و ما هم در کنارشان هستیم و با این برادران همکارى مى‏‌کنیم و مى‏‌جنگیم و اعتقاد داریم که انقلاب اسلامى را باید به جهان صادر کنیم.

***
ان‏شاءالله خداوند به همه شما برادرها توفیق بدهد و به همه ما نیز این توفیق را بدهد که بتوانیم قوانین انفرادى و اجتماعى اسلام را هم درون خودمان و هم در اجتماع‏مان پیاده کنیم... این حرکت جدید ما نیز در منطقه نه صرفا به عنوان یک حضور سمبلیک و صورى است، بلکه حضور ما در این منطقه، عمل نیز در پى دارد. با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد و عملیات‏مان را علیه آن‌ها شروع خواهیم کرد. هرکس با ماست؛ بسم‌‏الله! هرکس با ما نیست، خداحافظ! ما با ایمانمان مى‌‏جنگیم؛ جندالله با ایمانش مى‏‌جنگد. بگذار بوق‏‌هاى تبلیغاتى رسانه‏‌هاى صهیونیستى و سران اسرائیل به ما بگویند شما براى خودکشى آمده‌‏اید. ما ثابت مى‏‌کنیم که خون ما باعث خواهد شد که سرزمین‏‌هاى مقدس اسلامى از دست امپریالیزم آمریکا و این رژیم غاصب و فاسد صهیونیستى آزاد بشود.

***
این‌ها - اسرائیلى‏‌ها - وقتى باورشان شد که نیروهاى ما به عزم جنگ با آن‌ها دارند به سوریه مى‌‏آیند، فورا اعلام آتش بس کردند. آتش بس؟! الان تمام فشارها دارد وارد مى‏‌شود که کشورهاى دیگر هم تن به آتش بس بدهند؛ آن هم در شرایطى که ارتش اسرائیل با تجاوز به لبنان، در منطقه‌‏اى به طول80 کیلومتر و به عرض 40 کیلومتر پیش مى‏‌آید و سرزمین مقدس اسلامى را اشغال مى‏‌کند. تا به امروز مؤمنین سخت‌‏ترین مقاومت‏‌ها را در مقابل اسرائیل از خودشان نشان داده‌‏اند و هنوز ارتش صهیونیستى نتوانسته وارد شهر "صور” شود. چرا؟ چون در صور شیعیان سکونت دارند و آن‌ها معتقدند که نیروهاى ایرانى، امروز یا فردا از راه مى‌‏رسند و به همین دلیل است که این چنین در مقابل ارتش سفاک اسرائیل مقاومت کرده‌‏اند. تا این لحظه نگذاشته‌‏اند که آن‌ها وارد صور بشوند. با آن که برادران و خواهران ما در محاصره دشمن قرار گرفته‌‏اند، ولى بحمدالله هنوز دشمن نتوانسته است به مناطق شیعه‌‏نشین وارد بشود.

***
سخت‏ترین مقابله‏‌هاو مبارزه‌‏ها توسط همین شیعیان محروم صورت گرفته؛ آن هم در موقعیتى که سایر جریانات، حتى آن کسانى که معتقدات ناسیونالیستى و ملى‏‌گرایى داشتند، در مقابل دشمن پا به فرار گذاشتند. این مسلمانان واقعى هستند که اکنون دارند در مقابل تجاوز صهیونیست‏‌ها ایستادگى مى‏‌کنند و ما نیز به یارى خدا هر شهرى را که توسط اسرائیلى‌‏ها محاصره شده، با در محاصره انداختن نیروهاى دشمن آزاد خواهیم کرد و اسرائیل را به سقوط مى‏‌کشانیم. روزى را نزدیک خواهیم کرد که اسرائیل چنان بترسد و در فکر این باشد که مبادا از لوله سلاحمان، به جاى گلوله، پاسدار بیرون بیاید. باشد که ما شبانگاهان بر سرشان بریزیم؛ همچون عقابان تیزپروازى که شب و روز برایشان معنا ندارد و باشد آنجایى به هم برسیم که با گرفتن هزاران اسیر از صهیونیست‏‌ها به جهانیان ثابت کنیم که ما به اتکا به سلاح ایمان‏مان مى‏‌جنگیم؛ نه به اتکاى هواپیما، نه با موشک‏‌هاى سام، نه با تانک، نه با توپ، نه با آتش جنگ‏‌افزارهاى مادى‏‌مان، ان‏ شاءالله.

 
سخنان دیده نشده از شهید آوینی
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

سخنان دیده نشده از شهید آوینی

در این ویدئو شهید مرتضی آوینی درباره مستند های روایت فتح در یک نشست پاسخ می دهد. در قسمتی از این فیلم آوینی می پرسد «روایت فتح چی داره که مستندهاش با مستندهای بقیه درباره جنگ فرق می کنه؟» یکی از حضار جواب می دهد: «آقا مرتضی داره»!

 


 
علت بازدید رهبر انقلاب از منطقه عملیاتی ثامن الحجج (ع)
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
به گزارش مشرق، سردار علی فضلی بعدازظهر امروز در گردهمایی بزرگ بسیجیان دانشگاه شاهد که با عنوان «همایش بزرگ مشاءالله حزب‌الله» برگزار شد، با اشاره به نامگذاری سال جاری با عنوان «اقتصاد و رهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب با نامگذاری سال جاری حجت را بر ما تمام کردند و معظم‌له خودشان نخستین گام فرهنگی را در سال 93 برداشتند.

جانشین سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به حضور منور رهبر معظم انقلاب در منطقه مقدس شرق کارون و منطقه عملیاتی ثامن‌الحجج علیه‌السلام و شکستن حصر آبادان عنوان کرد: این منطقه مقدس از جمله مناطقی بود که در روزهای آغازین جنگ تحمیلی مورد اشغال دشمن قرار گرفت و با فرمان حضرت امام خمینی (ره) حصر آبادان شکسته شد و رزمندگان اسلام این منطقه را از دشمن پس گرفتند.

وی با اشاره به سفر رهبر معظم انقلاب به مناطق جنگی بیان داشت: برای حضور رهبر معظم انقلاب در مناطق جنگی چند نقطه پیشنهاد شد اما ایشان منطقه عملیاتی ثامن الحجج علیه‌السلام و مقبره 9 شهید گمنام که نخستین شهدای گمنام انقلاب دفاع مقدس بودند را در سالی که معطر به عطر فاطمی بود را انتخاب کردند.

فضلی در ادامه به تشریح خاطرات خود در روزهای نخستین جنگ تحمیلی از منطقه شرق کارون و مناطق عملیاتی ثامن الحجج علیه‌السلام پرداخت.

جانشین سازمان بسیج مستضعفین در ادامه با اشاره به وقایع سی و نهمین و چهلمین روز دفاع مقدس عنوان کرد: در همان روزهای نخستین جنگ تحمیلی برخی به‌دنبال انحراف رزمندگان از مناطق اصلی مورد هدف دشمن بودند و می‌خواستند با این اقدامات سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران معطل بماند اما به فضل خدا و با بصیرت و درایت فرماندهان و رزمندگان اسلام چنین نشد.

سردار فضلی تصریح کرد: فتنه فقط مختص به سال 88 نبود بلکه در چهلمین روز آغازین جنگ نیز ما شاهد فتنه بودیم.
منبع: فارس

 
پیرترین مادر شهید ایران درگذشت +تصاویر
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه اجتماعی مشرق، «آمنه مفرد» کهنسال ترین بانوی ایرانی هفته گذشته در سن 130 سالگی در گذشت.

حسن مفرد یکی از نوادگان این بانو در گفت‌وگو با مشرق علت فوت این مادر شهید را کهولت سن اعلام کرد و گفت: وی در حیات 130 ساله خود دارویی را نخورده و دچار بیماری خاصی نشده بود.

وی افزود: تا 10 روز قبل از فوت وی همچنان در خانه خود ساکن بود و در ایام نوروز با بستگان خود دیدارهای متعددی داشت اما از هفته گذشته با شروع علایم آلزایمر به خانه یکی از نوادگان منتقل شد و صبح 20 فروردین در خانه فوت کرد.

بانو آمنه مفرد که دارای اصالت روسی بوده بعد از تولد در باکو به همراه پدر به ایران مهاجرت کرده و تا پایان عمر در روستای "نیر" از توابع اردبیل ساکن می شود.

برای دیدن تصاویر در اندازه بزرگ بر روی عکس ها کلیک کنید


وی در سن 25 سالگی جهت ازدواج اقدام به اخذ شناسنامه می کند ولی تاریخ ولادت وی ۱۲۷۹ قید شده و سن او 16 سال محاسبه می شود. این مادر شهید دارای 200 نوه، نتیجه، نبیره و ندیده بوده و هفت فرزند این بانو هنوز در قید حیات هستند.

«اکبر» یکی از پسران مرحومه آمنه مفرد پس از چهار ماه حضور در جبهه به درجه رفیع شهادت نایل شد.


 
عکس/نویسنده دفاع مقدس کنار شهید تفحص
ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
شهید علی محمودوند، از فرماندهان شهید تفحص که در جریان جستجوی پیکر شهدا در سال 79 به شهادت رسید در حال روایت دفاع مقدس در مناطق عملیاتی. در این عکس گلعلی بابایی از نویسندگان کتابهای حوزه دفاع مقدس با آثاری چون «همپای صاعقه» و «گردان نهم» در سمت چپ تصویر به خودروی تویوتا تکیه داده است.
عکس/ نویسنده دفاع مقدس در کنار شهید تفحص

 
مسئول سازمان راهیان نور بسیج:
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٧  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

دولت گام عملی در راهیان نور برنداشته است/

 

 

 

 

نماینده دولت در راهیان نور مشخص نشده است



وی ادامه داد: هر ساله در تعداد زائرین راهیان نور سیر صعودی داشته‌ایم بطوریکه سال گذشته حدود 4 میلیون و 800 هزار نفر از این مناطق بازدید کردند.سلیمانی:دولت گام عملی در راهیان نور برنداشته است

* اردوهای راهیان نور محدود به زمان خاصی نیست

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج با بیان اینکه اردوهای راهیان نور در طول سال انجام می‌شود و محدود به زمان خاصی نیست، تصریح کرد: شروع دوره‌های راهیان نور، از اول اردیبهشت ماه و سالروز عملیات بازی دراز در غرب کشور است و تا پایان فروردین سال بعد ادامه دارد.

* انتظارمان از دولت بیش از این‌هاست/ گلایه از رئیس جمهور

سلیمانی با بیان اینکه امسال به جهت مشکلاتی که از نظر کمک دولت وجود دارد نمی‌تون آمار داد که چه تعداد زائر خواهیم داشت، گفت: انتظارمان از دستگاه‌های اجرایی بیشتر از اینهاست. در سال‌های گذشته بالاخره همت و تلاشی بود.

وی با گلایه از عملکرد رئیس‌جمهور نسبت به راهیان نور گفت: ایشان به جنوب رفتند ولی بازدیدی از مناطق عملیاتی و یادمان و زیارتگاهی نداشتند و همچنین برای یادواره شهدای مازندران هم دعوت شدند که نپذیرفتند و از طرفی جواب آقای نهاوندیان رئیس دفتر ایشان برای حضور رئیس جمهور در جشنواره سرزمین نور و روز ملی راهیان نور که مردمی‌ترین جشنواره کشور است، منفی بود.

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج تاکید کرد: علی‌رغم ابلاغیه وزیر کشور به استانداران و فرمانداران، خروجی که در استان‌ها می‌بینیم نشان می‌دهد که نتیجه‌ای در این زمینه حاصل نشده است.

* نماینده دولت در راهیان نور مشخص نشده است

وی افزود: نماینده دولت در راهیان نور مشخص نشده و متاسفانه گام عملیاتی در این مسیر برداشته نشده‌اند درحالیکه الان در اوج عملیات راهیان نور هستیم.

سلیمانی خاطرنشان کرد: همیشه داوطلب اردوهای راهیان نور زیاد است لذا باید زیرساخت‌ها و بسترها فراهم شود و دولت در این راستا کمک کند.

* در دولت نهم و دهم جهش و گام‌های خوبی در راهیان نور برداشته شد

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج با اشاره به عملکرد دولت‌های نهم و دهم درخصوص راهیان نور گفت: دولت قبل نماینده‌ای در راهیان نور داشت و بسترسازی شده بود. در دوره اول در بخش زیرساخت‌ها حرکت اساسی صورت گرفت و رقم خیلی خوبی مصوب مجلس بود که از سرجمع اعتبارات سازمان میراث‌ فرهنگی و گردشگری به راهیان نور اختصاص یافت. در دولت نهم جهش خیلی خوبی صورت گرفت که البته شیب آن بعد کمی کُند شد اما به هر حال پروژه‌هایی که آغاز شده، استمرار و پایان یافت.

* تغییر رویکرد نسبت به راهیان نور غرب

سلیمانی در ادامه گفتگو با فارس درخصوص اردوهای راهیان نور غرب اظهار داشت: 3-4 سال است که رویکردمان نسبت به راهیان نور غرب تغییر پیدا کرده است. ما در زیرساخت‌ها مشکل داشتیم که کم‌کم آنها را رفع می‌کنیم.

وی با بیان اینکه راهیان نور غرب، از دوم اردیبهشت‌ماه آغاز می‌شود، تصریح کرد: بیش از 80 هزار دانش‌آموز در مناطق عملیاتی غرب حضور پیدا کرده‌اند و اقدامات خوبی صورت گرفته است. هدف ما این است که راهیان نور غرب تقویت شود.

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج افزود: نگاه ما در راهیان نور به غرب کشور یعنی استانهای کرمانشاه، آذربایجان غربی و ایلام است، البته اهتمام جدی مسئولین محلی و نمایندگان دولت و نمایندگان مجلس آن منطقه باید باشد تا کارها بهتر انجام شود.

* تشریح اردوهای راهیان نور دریایی در 3 منطقه/ بازدید از نیروگاه اتمی

سلیمانی در ادامه به موضوع راهیان نور دریایی اشاره و خاطرنشان کرد: 3 سال است که با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، شبکه و سیستمی را در عرصه دریا ایجاد کردیم و راهیان نور دریایی در 3 منطقه صورت می‌گیرد.

وی ادامه داد: یکی خوزستان و منطقه عملیاتی والفجر 8 و اروند، دیگری در بوشهر و منطقه دیگر هرمزگان است. جامعه هدف ما متخصصین و در کنار آن مردمی هستند که خودشان در آن منطقه حضور پیدا می‌کنند.

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج تصریح کرد: یکی از برنامه‌های زائرین راهیان نور دریایی حضور در منزل شهید رئیسعلی دلواری و آشنایی با مبارزات این فرد با انگلیسی‌هاست و همچنین بازدیدی از نیروگاه اتمی و جزیره خارک دارند.

سلیمانی اظهار داشت: جانشین فرمانده نیروی دریایی سپاه نیز به عنوان فرمانده قرارگاه دریایی راهیان نور معرفی و ساختاری در این خصوص ایجاد شده است.

وی افزود: همچنین در هرمزگان برنامه‌ریزی شده تا مسافرین نوروزی که در منطقه حاضرند، همزمان با زائرین هدفمند، گشت دریایی داشته باشند و با عملیات‌های رزمندگان در دریا آشنا شوند که در این راستا بسترسازی شده است.

* طرح «از کربلای حسینی تا کربلای خمینی» با همکاری سازمان‌‌های حج و زیارت و راهیان نور بسیج

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج با اشاره به طرح «از کربلای حسینی تا کربلای خمینی» اظهار داشت: مسئولین سازمان حج و سپاه و بسیج در زمان اربعین بازدیدی از وضعیت زائرین داشتند که مقداری نگران کننده بود در حالیکه امکانات خوبی در عقبه با فاصله کمی از مرز و محل خروج زائرین وجود دارد، لذا به جمع‌بندی رسیدیم و جلسات مقدماتی فراهم شده و مسئولین سازمان حج نیز استقبال کردند تا ارتباطی میان زائرین عتبات عالیات و مناطق عملیاتی صورت بگیرد.

وی با بیان اینکه در 3 منطقه که زائرین عتبات عالیات حضور پیدا می‌کنند ما زیرساخت و امکانات داریم، گفت: این طرح به این صورت است که ما ظرفیت‌های اسکان‌مان را در اختیار آنها بگذاریم و چند ساعتی به بسته سفر زائرین اضافه شود. در این راستا 2-3جلسه نیز با رئیس‌سازمان حج و زیارت داشته‌ایم و مسئول عتبات سازمان نیز در این خصوص مأمور شده و در حال پیگیری این موضوع است.

سلیمانی خاطرنشان کرد: در صورت تایید این طرح، نماینده اداره گذرنامه در اردوگاه‌های راهیان نور مستقر و کارها انجام می‌شود و از طرفی هم برنامه روایتگری و حضور زائرین در نمایش رزمی و بازدید از زیارتگاه شهدا خواهیم داشت.

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج با بیان اینکه هماهنگی‌های این طرح در جنوب صورت گرفت و در مرز مهران زیرساخت‌ها در حال آماده شدن است، گفت: در این طرح، زائرین بجای معطل شدن در مرزها از برنامه‌های راهیان نور استفاده می‌کنند و البته فعلاً در حال صحبت و مقدمات این طرح هستیم و هنوز تفاهم‌نامه‌ای امضاء نشده است.

* آموزش 34هزار و 800 مدیر کاروان

سلیمانی در بخش دیگری از گفتگو با فارس با بیان اینکه سرمایه‌گذاری زیادی در حوزه ایمنی کاروان‌های راهیان نور صورت گرفته است، اظهار داشت: سال گذشته در جمع‌بندی که معاونت ایمنی ستاد کل نیروهای مسلح داشت، قرارگاه راهیان نور مورد تقدیر رئیس ستاد کل نیروهای مسلح قرار گرفت.

وی ادامه داد: در ابعاد مختلف، بر روی موضوع ایمنی برنامه‌ریزی شده است و رعایت استانداردهای حمل و نقل زمینی مورد توجه قرار دارد.

سلیمانی تصریح کرد: 3 سال است که سازمان بسیج اقدام برجسته‌ای در راستای آموزش مدیران کاروان داشته و تاکنون 34هزار و 800 مدیر کاروان را آموزش داده است.

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج مستضعفین همچنین اعلام کرد که توسعه شبکه ریلی نیز از برنامه‌هایی بوده که سازمان بسیج به آن توجه کرده است.

* دلیل سیاه‌نمایی‌ها علیه راهیان نور تأثیرگذاری این اردوهاست

سلیمانی با بیان اینکه دلیل سیاه‌نمایی‌ها علیه راهیان نور، تأثیرگذاری این اردوهاست، گفت: دشمن همه ظرفیت‌های خود را به کار گرفته و در جنگ نرم به دنبال ضربه زدن به انقلاب است درحالیکه یکی از بسترهای مناسب و تأثیرگذار در مقابله با جنگ نرم دشمن، کار فرهنگی و بزرگ راهیان نور است.

وی تاکید کرد: به جهت تأثیری که راهیان نور در برابر برنامه‌های دشمن دارد قطعاً آنها یک مشکل جزئی را بزرگنمایی می‌کنند و اینها در حالی است که مثلا تلفات جاده‌ای کشور بسیار زیاد است و یا بعنوان مثال در طول 3-2 ماه 800-700 نفر در دریا غرق می‌شوند ولی هیچ بازتابی ندارد.

* کنترل سرعت اتوبوس‌ها در مرکز عملیات راهیان نور

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج مستضعفین افزود: مسایل ایمنی و حفظ جان زائرین برای ما یک اصل است ولی به هر حال 4میلیون و 800هزار نفر در اردوهای راهیان نور در یک سال شرکت کردند و خوشبختانه امسال هیچ حادثه منجر به فوت و شهادت نداشتیم. با هر نمودار و ایده‌ای این موضوع بررسی شود، نشان دهنده اهمیت توجه به ایمنی در این اردوهاست.

سلیمانی با بیان اینکه مرکز کنترل عملیات در مجموعه راهیان نور ایجاد شده و کاروانها هرساعت رصد می‌شوند، تصریح کرد: مسئولین سازمان دائما با اتوبوس‌ها در ارتباط هستند و با سامانه GPS که در اتوبوس‌ها قرار داده شده سرعت اتوبوس‌ها به صورت موردی کنترل می‌شود.

مسئول سازمان اردویی و گردشگری راهیان نور بسیج مستضعفین در ادامه با بیان اینکه توجه ویژه‌ای به آموزش رانندگان اردوهای راهیان نور صورت گرفته و رانندگان دوره‌های مختلفی را دیده‌اند، گفت: از طرفی هم عوامل بازدارنده مانند تنبیه و تشویق برای رانندگان دیده شده است. به عنوان مثال هزینه 150میلیون تومانی مصوبه قرارگاه بوده که از سوی شرکت جوان‌سیر ایثار به راننده‌ای که به بهترین شکل به وظیفه خود عمل کرده، اهداء شود.

سلیمانی همچنین از تهیه مستند ایمنی سفر ویژه رانندگان و زائرین راهیان نور خبر داد.

* درخواست بسیج از رئیس‌جمهور درخصوص 2خطه کردن مسیر ریلی به سمت جنوب

دبیر قرارگاه راهیان نور سپاه و بسیج ‌ادامه داد: در خصوص حمل و نقل ریلی یکی از درخواست‌هایی که ظرف دو سه سال اخیر و به صورت مکتوب از رئیس‌جمهور داشته‌ایم، 2خطه کردن مسیر ریلی به سمت جنوب است زیرا با توجه به تعداد زائرین و مسافرین، این شبکه ریلی کشش ندارد.

سلیمانی با بیان اینکه بحث آموزش مدیران کاروان‌ها کار بزرگی است، اظهار داشت: وقتی خطای انسانی نباشد و مدیر به درستی مدیریت کند، تأثیر بسزایی در اجرای هرچه بهتر برنامه دارد.

وی افزود: ما قریب به 4هزار و 800 استاد مدیر و 30هزار مدیر را آموزش داده‌ایم که در تعامل با سازمان حج به دنبال این هستیم تا از این افراد در اردوهای زیارتی خارج از کشور نیز استفاده شود.

* حضور زائرین بیش از 40 کشور در راهیان نور

دبیر قرارگاه راهیان نور سپاه و بسیج با اشاره به زائرین خارجی اردوهای راهیان نور،‌ گفت: سال گذشته از بیش از 40 کشور زائر به مناطق عملیاتی داشتیم که امسال قطعاً‌ بیشتر می‌شوند.

سلیمانی تأکید کرد: اکثر این افراد برای بازدید از مناطق عملیاتی به ایران می‌آیند و همچنین وقتی با دیگر توریست‌ها نیز مطرح می‌شود، برای بازدید از این مناطق تمایل نشان می‌دهند.

* دانش‌آموزان ما به راهیان نور می‌آیند تا در جنگ‌های 33 روزه مقاومت کنند

وی به ذکر خاطره‌ای از حضور زائرین لبنانی در مناطق عملیاتی پرداخت و گفت: 2سال پیش زائرانی از لبنان در 3سطح دانش‌آموزان ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به راهیان نور آمده بودند که ما به آنها خرده گرفتیم که چرا دانش‌آموزان ابتدایی را آورده‌اید و آنها در پاسخ گفتند که باید اینها برا یاوریم تا در آینده بتوانند در جنگ‌های 33 روزه مقاومت کنند.

سلیمانی در پایان با بیان اینکه راهیان نور از جنس مردم است و خود مردم باید در آن مشارکت داشته باشند، گفت: 2 سال است که زیرساخت‌هایمان را طوری برنامه‌ریزی و آماده کرده‌ایم که در‌های اردوگاه‌های راهیان نور به روی خانواده‌ها باز باشد. البته در این راستا دولت نیز باید به ما کمک کند زیرا زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های موجود، پاسخگوی حجم زائرین نیست.

منبع: فارس



 
ماجرای ساخت کلیپ معروف «گمنام ۶۱»
ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
گروه فرهنگی مشرق - شاید کمتر کسی خبر داشته باشد کلیپی که از مادر شهید صبوری در فضای مجازی پخش شده است و لحظاتی که این مادر شهید دنبال کاروان شهدای گمنام دنبال فرزند شهید خود می‌گردد تنها برشی کوتاه از مستند «رؤیای بارانی» ساخته مستند سازی جوان به‌نام احمد شریف‌زاده است که برای اولین فعالیت حرفه‌ای خود ساخت این مستند را انتخاب کرده است.

خواندن این گفت‌وگو از چند جهت می‌تواند برای مخاطبان جالب باشد، یکی اینکه روند تولید این مستند و نحوه اقبال آن بین مردم چگونه شکل گرفت، دیگر اینکه تأثیراتی که یک تولید سینمایی می‌تواند بر فضای واقعی انسان‌ها داشته باشد و اینکه فضای آرمانی چگونه با یک تولید مستند به دنیای واقعی آدمها نزدیک می‌شود نیز می‌تواند اهمیت این گفت‌وگو را دوچندان کند.

البته در بخشهایی از این گفت‌وگو احمد شریف‌زاده با اشاره به مستند دیگری به‌نام «پیراهنی برای یوسف» که داستان شهید مفقود الاثر دیگری را روایت کرده است، گفت: شما اگر اپیزود دوم مستند «پیراهنی برای یوسف» را ببینید قول می‌دهم تأثیری کمتر از مستند مادر شهید صبوری ندارد اما چون کار تبلیغاتی و پشتیبانی لازم از فیلم نشد آن‌گونه که باید «پیراهنی برای یوسف» دیده نشد

در بخش دیگری از این گفت‌وگو می‌خوانیم که شریف‌زاده می‌گوید: یک زمانی شما در مورد یک سردار شهید فیلم می‌سازی که می‌روی با مادرش هم مصاحبه می‌کنی. بهروز صبوری یک بسیجی مثل همه بسیجی‌هایی بود که جبهه رفتند و شهید شدند. بهروز صبوری سردار نبود مادرش سردار بود ما هم فیلم مادر شهید را درست کردیم.

ایده اولیه از کجا شکل گرفت؟


گفت‌وگو را با سؤالی از روند شکل‌گیری مستند «رؤیای بارانی» از ایده اولیه تا مراحل ساخت مستند و اینکه چه شد‌ که مادر شهید بهروز صبوری با این فیلم شناخته شد، آغاز کردم و شریف‌زاده در پاسخ به این سؤال به‌صورت مفصل این‌گونه شروع کرد: سال 84 بود وجوان بیست ساله‌ای بودم که تنها در فیلم‌نامه نویسی کار کرده بودم. در آن دوران  شهدای گمنام را به شهرها می‌آوردند ولی غریبانه در نقاط مختلف شهر دفن می‌کردند، در بعضی شهرها یک ضریح مختصری بود ولی در برخی شهرها قبرهای این شهدا هنوز سیمانی بود با انگشت روی سیمان نوشته بودند: « شهید گمنام». داستانی که من آن روزها دنبال می‌کردم این بود که یک‌جورهایی غربت شهدای گمنام را تصویر کنم. و ما تصمیم گرفتیم بر اساس دغدغه خودمان مستندی بسازیم به‌نشانه اعتراض به خودمان، مردم و مسئولین که چرا نسبت به شهدای گمنام و مزار این شهیدان بی‌تفاوت هستند.

لحظات فیلم‌برداری کلیپ معروف چگونه شکل گرفت؟

شریف‌زاده ادامه داد: آذر 84 و روز شهادت امام صادق علیه السلام بود که تعدادی از شهدای گمنام را با کاروان شهدا می‌خواستند بیاورند و آن چیزی که یادم است اینکه قرار بود این آخرین تشییع شهدایی باشد که به‌شکل دسته‌جمعی صورت می‌گیرد. برای ساخت این مستند احتیاج داشتیم که پلان‌هایی را بگیریم که جزئیات و حس و حال آدمها را وقت ورود شهدا به شهر، تصویر کند.

وی اضافه کرد: نزدیک‌های ظهر شد که دستیار من گفت که یک مادر شهیدی است که دنبال کاروان شهیدان گمنام راه افتاده است و حال خرابی دارد. همان‌جا بود که دوربین را برداشتیم و شروع به فیلم‌برداری کردیم و همان صحنه‌های معرفی را که الآن به‌صورت کلیپ درآمده است، گرفتیم، همان صحنه‌هایی که مادر شهید صبوری می‌گوید: گمنام 61 دارید؟ و آن آقا می‌گوید: نه، نداریم. مادر به گوشه ای از خیابان می رود و شروع به گریه کردن و حرف زدن و دردِ دل با قاب عکس پسرش می کند. آنجاست که من می‌پرسم: مادر چند ساله داری می گردی؟ و باقی ماجرا.

کارگردان مستند «رؤیای بارانی» با تأکید بر اینکه این صحنه‌ها بسیار متأثر کننده بود، افزود: فیلم‌بردار ما شاید خیلی مثل ما فکر نمی¬کرد اما در حین گرفتن این سکانس پلان سه چهار دقیقه‌ای، آن‌چنان گریه کرده بود که وقتی که چشمش را از روی چشمی دوربین برداشت چشمهایش پر از اشک بود و جای فریم چشمی دوربین روی چشمش باقی مانده بود.
شریف‌زاده با اشاره به "پس از اینکه این پلان را گرفتیم مادر شهید صبوری را گم کردیم" اضافه کرد: بعد از این صحنه‌ها ما حاج خانم را گم کردیم. حالا از یک طرف ما فیلم‌نامه‌ای داشتیم که به‌نظرمان خوب بود ولی بعد از گرفتن این تصاویر عملاً کاری نکرده بودیم و از طرف دیگر وقتی مادر شهید صبوری را دیدم به ذهنم رسید که این مادر شهید خودش اصل موضوع است. حالا ما  تصاویری گرفته بودیم و تنها اطلاعاتی که داشتیم این بود که یک شهید گمنام 61 هست که اسمش بهروز صبوری است و در منطقه عملیاتی سومار شهید شده. بر اساس پرس‌و‌جوهایی که کردیم آدرس خانواده شهید بهروز صبوری را در خیابان امام‌زاده حسن پیدا کردیم، یک تماسی با حاج خانم گرفتیم. حاج خانم خیلی مهربان برخورد کرد ولی باور نمی‌کرد که ما می‌خواهیم از ایشان فیلم بسازیم. از طرف دیگر با تعدادی از دوستان فیلم‌نامه نویس ایده‌هایی برای یک فیلم مستند برای ادامه این تصاویر نوشتیم .ما نمی‌خواستیم فیلم بهروز صبوری را بسازیم، فیلمی که می‌خواستیم بسازیم فیلم مادر شهید بهروز صبوری بود که چگونه در این سالها صبر کرده است.

وی ادامه داد: بالاخره روز موعود فرا رسید و ما رفتیم خانه حاج خانم و یک روز از زندگی این مادر شهید را برای مستند خود تصویر گرفتیم. حاج خانم مهمان‌نوازی کردند و سیروس پسر بزرگشان هم آن‌روز آمدند. یکی از تصاویری که یادم هست این بود که حاج خانم صبوری داشتند آشپزی می کردند. پرسیدیم که بهروز چه غذایی دوست داشت؟ مادر گفت: کوفته تبریزی. و گفت: من بیست و سه سال است که لب به کوفته تبریزی نزدم.

وی همچنین در مورد خانواده شهید صبوری ضمن اشاره به سختی‌هایی که خانواده‌های مفقود الاثر کشیدند، اضافه کرد: آن روز فهمیدیم که پدر‌ شهید تکنسین اتاق عمل بوده و آنها در خانواده‌ای تقریباً مدرن زندگی می‌کردند. وقتی که بهروز مفقود الاثر می‌شود؛ موسی صبوری پدر شهید بعد از اینکه بهروز مفقود می‌شود این‌قدر بیمارستان می‌رود و جنازه شهید می‌بیند که شش ماه بعد از مفقود شدن بهروز، دق می‌کند. این خانواده بر سر بهروز صبوری سختی‌های زیادی کشیدند که تنها بخشی از این سختی‌ها را سعی کردم در مستند نشان بدهم.

شریف‌زاده در اینجای گفت‌وگوی خود با اشاره به پیدا شدن شهید بهروز صبوری در هفته‌ای که گذشت، گفت: یک نکته‌ای همین‌جا لازم است بگویم که بهروز صبوری مفقود الاثر بود و نه مفقود الجسد. یادم است من دو سال پیش رفتم خدمت حاج خانم و ایشان شیرینی را به من تعارف کردند و گفت: جان بهروزم تعارف نکن! یعنی این مادر بعد از سالها که دیگر همه اسرای جنگ به کشور برگشتند و حکومت بعث سرنگون شد، هنوز امید داشت که پسرش سالم برگردد. خیلی‌ها فکر می‌کنند روزی که مادر شهید فهمید مزار بهروز صبوری پیدا شده است روز خوبی برای این مادر بود ولی واقعیت این است که پنج‌شنبه‌ای که گذشت و خبر دادند جنازه بهروز پیدا شده روز تلخ حاج خانم بود. شاید این کمی غریب باشد ولی حاج خانم هنوز منتظر بود که فرزندش بهروز، سالم برگردد.

سختی‌های پخش مستند در صدا و سیما

این مستندساز جوان سینمای انقلاب با ادامه داستان ساخت مستند «رؤیای بارانی» و سختی‌های پیشِ‌روی تولید این مستند گفت: مستند با عنوان «رؤیای بارانی» تدوین شد. اما سختی‌های فراوانی در این مسیر بود, مثلاً می‌خواستیم در مورد خانواده شهید در بنیاد شهید جست‌وجو کنیم اما با مشکلاتی مواجه شدیم؛ مثلاً می‌گفتند: به چه دلیل می‌خواهی برای خانواده شهید فیلم بسازی؟ یا زمانی که می‌خواستم فیلم را برای پخش به تلویزیون بدهم؛ مدیر بخشی از شبکه سه سیما فیلمی را که درباره مادر شهید است، روی دور تند دید و گفت: شاید این را پخش کنیم. به‌هرحال بعد از تماس‌های مکرر من اولین باری که این فیلم پخش شد صبح روز تعطیلی شهادت حضرت زهرا در سال 85 بود. تیرماه همان سال.

وی در ادامه سختی‌های پخش مستند در صدا و سیما اضافه کرد: بخشی از مستند مربوط به تصاویری بود که سیروس، برادر شهید صبوری در حین خاطره‌گویی اعصابش به هم می‌ریزد. غمش را می خورد و سعی می‌کند گریه نکند و داخل حیاط می‌رود و پشت پنجره شروع می‌کند به سیگار کشیدن. سیروس برادرش را به جبهه برده بود. من این صحنه‌ها و تنهایی سیروس را که پشت پنجره ایستاده است، فیلم‌برداری کرده بودم. اما دیدیم در زمان پخش فیلم این بخش از مستند را هم حذف کردند، وقتی پی‌گیری کردیم، گفتند: این تصاویر که برادر شهید سیگار بکشد ضدارزش است، برای همین حذف کردیم. خلاصه این را هم حذف کردند و این فیلم را در روز تعطیل پخش کردند و خیلی‌ها آن روز این کار را ندیدند.

شب عملیاتی که بهروز صبوری شهید شد آغاز شهرت مستند «رؤیای بارانی»

شریف‌زاده در مورد درخواست خود برای پخش مجدد این مستند گفت: دوباره پیگیری کردم که فیلم را پخش مجدد کنند بلکه فیلم دیده شود. تا اینکه با دکتر حسینی‌زاد مدیر تأمین برنامه شبکه سه سیما آشنا شدم و به ایشان گفتم: اگر امکان دارد این مستند را پخش مجدد کنید. بنا شد تأمین برنامه شبکه سه، بازپخش مستند را انجام دهد تا اینکه این برنامه ماند تا روز 13 مهر ماه 85 بعد از نماز مغرب و عشا در زمان خوبی از شبکه سه سیما پخش شد.

با اشاره به اینکه زمان پخش مجدد این فیلم یکی دیگر از ویژگی‌های این فیلم است، گفت: 13 مهر سالگرد عملیات مسلم‌بن عقیل در سومار بود. این نکته را نه ناظر پخش شبکه سه خبر داشت و نه من و حتی آقای حسینی‌زاد هم اصلاً خبر نداشتیم که 13 مهر شب عملیاتی است که بهروز صبوری در آن شهید شده بود. این بار که مستند پخش شد خیلی دیده شد. بعد از پخش مجدد فیلم بود که دوستانی از سازمان راهیان نور سال 85 سراغ ما  آمدند و نزدیک به 70هزار نسخه از این فیلم همراه با چند مستند دیگر در مجموعه‌ای با عنوان «سفر به سرزمین یادها» در منطقه¬های عملیاتی پخش شد. از همان سال بود که کلیپ‌هایی از روی این مستند ساخته شد. شما اگر فیلم اصلی را ببینید هیچ موسیقی متنی در فیلم نداریم چون تصویر آن‌قدر غم داشت که دیگر موسیقی و نریشن لازم نداشت.

شریف‌زاده با تأکید بر اینکه این کلیپ و مستند زندگی مادر شهید صبوری راه خود را پیدا کرده بود، اضافه کرد: پس از پخش فیلم بود که اتفاقاتی برای این فیلم افتاد مثلاً یک گزارشی را همشهری محله از مادر شهید صبوری منتشر کرد، بعد یک تقدیر از مادر شهید در شهرداری انجام گرفت. اسم خیابانی هم که خانواده صبوری در آن زندگی می‌کردند خیابان رضوان بود. حاج خانم می گفتند بچه من که مفقود است و هیچ نشان و قبری ندارد. اگر هم من بمیرم شاید دیگر هیچ نشان و خبری از بهروز من باقی نماند. کوچه ما هم که به اسم شهید دیگری است. چرا این خیابان را به اسم پسرم نمی کنند. که کمی بعد آقای مهندس مهدی چمران دستور دادند و خیابان رضوان به خیابان شهید بهروز صبوری تغییر نام دادند.

مستندهای دیگر در حوزه دفاع مقدس را هم ببینید

کارگردان مستند «رؤیای بارانی» ادامه داد: بعد از اینکه فیلم پخش شد یک‌سری جریاناتی هم پیش آمد که خود من را هم متأثر کرد، مثلاً یک‌بار گفتند فلان‌ شخص خوابی دیده است که مزار شهید بهروز صبوری را پیدا کرده‌اند. البته حاج خانم زیر بار این حرفها نمی‌رفت با اینکه سر این قضایا خیلی ناراحت شدند. بعضی ها با این کارها که از روی دلسوزی هم بود، حاج خانم را اذیت می کردند.

شریف‌زاده افزود: یک زمانی شما در مورد یک سردار شهید فیلم می‌سازی که می‌روی با مادرش هم مصاحبه می‌کنی. بهروز صبوری یک بسیجی مثل همه بسیجی‌هایی بود که جبهه رفتند و شهید شدند. بهروز صبوری سردار نبود مادرش سردار بود ما هم فیلم مادر شهید را درست کردیم.

وی در مورد اینکه مستند «رؤیای بارانی» با اقبال روبه‌رو شده است، گفت: بخش اعظم دیده شدن فیلم به‌خاطر آه مادر شهید صبوری بود. البته کار رسانه‌ای خوب و هم اینکه پشتیبانی خوبی برای انتشار فیلم شد هم از دلایلی بود که فیلم دیده شود.

این مستندساز جوان با اشاره به مستند دیگری به‌نام «پیراهنی برای یوسف» که در حاشیه سفر رهبری به کرمانشاه در سه اپیزود از خانواده¬های شهید کرمانشاه ساخته است، اضافه کرد: شما اگر اپیزود دوم این مستند «پیراهنی برای یوسف» را ببینید قول می‌دهم تأثیری کمتر از مستند مادر شهید صبوری ندارد اما چون کار تبلیغاتی و پشتیبانی لازم از فیلم نشد آن‌گونه که باید «پیراهنی برای یوسف» دیده نشد.

کارگردان فیلم «پیراهنی برای یوسف» در آخر گفت: فیلم اگر بین مردم دست به دست شود و یا اینکه شبکه‌ای باشد که از تولید این‌گونه فیلم‌ها به‌لحاظ پخش حمایت کند باعث می‌شود که این‌گونه آثار هم دیده شوند. شما اگر مستند «پیراهنی برای یوسف» را دیده باشید آن فیلم هم مثل مستند «رؤیای بارانی» جزئیات زیادی از غربت شهدا و خانواده هایشان داشت که می‌توانست دیده شود.
منبع: تسنیم

 
زنده به گور کردن اسرا در گودال مرگ
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

گروه جهاد و مقاومت مشرق به نقل از سایت جامع آزادگانٰ، خاطرات اسارت در کنار همه سختی ها و عذاب‌هایش برای آزادگان ما شیرینی خودش را هم دارد. لحظاتی که دور از خانواده و در سرزمینی غریب سپری شد اما شاهنامه ای بود که آخرش خوش درآمد. آنچه می خوانید بخشی از خاطرات آزاده محمدرضا یزدیان است:
 
 هرگز صحنه های رعب آور و وحشتناک آن روز را فراموش نمی کنم؛ گرد و خاک زیادی به هوا برخاسته بود و از هرطرف صدای فریاد و شیون، " الله اکبر"، "یا زهرا" و" یاحسین" به گوش می رسید، اما آن وحشی های تنومند و خشن عراقی، با شقاوت و بی رحمی هرچه تمام تر با ابزار دست شان به هرکجای بچه ها که ممکن بود، ضربه می زدند. دست، پا، صورت، چشم و... و این درحالی بود که بین بچه ها، افراد تیر و ترکش خورده و دست و پا شکسته، فراوان دیده می شد.
 
 از همه بی رحمانه تر، صحنه ای بود که یکی از کماندوهای عراقی مشغول ضرب و شتم اسیری بود که شکمش پاره شده بود و روده هایش بیرون ریخته بود. آن کماندوی بی رحم، با شقاوت هرچه تمام تر، جفت پا روی آن برادر اسیرمان پرید و شکمش را با آن دل و روده ی بیرون آمده لگد مال نمود. فقط خدا می داند چند تا از بچه ها در اثر ضرب و شتم های این وحشی ها به شهادت رسیدند و یا دست و پایشان شکسته شد. با چشمان خونبار، این صحنه ها را مشاهده می کردم و علی رغم این که از ترس مثل بید می لرزیدم، دلم لک می زد که کاش من هم در بین آنها بودم و درکتک خوردن هایشان با آنها شریک بودم. زیرا درد و رنج روحی و روانی یی که از مشاهده ی این بی رحمی ها نصیبم شد، به مراتب شدیدتر از تنبیهات بدنی آنها بود.
 
 ای کاش از خدا چیز بهتری خواسته بودم!
 
ناگهان یکی از کماندوها که از کتک زدن بچه ها فارغ شده و از کاسه بیرون می آمد، متوجه من شد و به سویم آمد. به محض این که به من رسید، موهایم را گرفت، مرا از زمین بلند کرد و محکم با صورت به دیوار کوبید. خون از سر و رویم جاری شد. سپس، دست و پایم را گرفت، از زمین بلند کرد، بالای سرش برد و از همان بالا محکم بر زمین کوبید. آنچنان با شدت مرا به زمین زد که یک آن احساس کردم مخم توی دهانم ریخته شد و از هوش رفتم.
 
زمانی که به هوش آمدم متوجه شدم به همراه تعداد دیگری از اسرای زخمی و نیمه جان، سوار ماشینی شبیه کمپرسی هستیم و در یک جاده ی خاکی به سمت مقصد نامعلومی در حرکتیم. کمپرسی تکان های شدیدی داشت. مرتب به این طرف و آن طرف ماشین پرت می شدیم. چون بی حال و بی رمق بودیم، قادر نبودیم خودمان را حفظ کنیم. خدا خدا می کردم زودتر به مقصد برسیم تا اینقدر سر و کله مان به در و دیوار کمپرسی نخورد.
 
ساعتی گذشت و ما هنوز در راه بودیم. بالاخره سرعت ماشین، کمتر و کمتر شد. صداهای مبهمی مانند بولدوزر، گریدر یا تانک به گوش می رسید؛ احساس کردم دوباره ما را به منطقه ی جنگی آورده اند. بالاخره ماشین بی قواره و درب و داغان ما توقف کرد و پس از کمی عقب و جلو رفتن، ایستاد. چون کاملاً بی رمق بودم، حتی نمی توانستم کوچک ترین حرکتی بکنم؛ خون زیادی ازم رفته بود. فقط کمی سرم را تکان دادم و خون های لخته شده روی صورتم را با آستین پیراهنم پاک کردم.
 
دو درجه دار عراقی بالا آمدند و درکمپرسی یا ماشین را که به علت نیمه بیهوش بودن، بالاخره نتوانستم بفهمم دقیقاً چه نوع ماشینی بود، باز کردند. آنها دست و پای بچه ها را یکی یکی می گرفتند و از همان بالا به پایین پرت می کردند و روی هم می ریختند. مرا هم گرفتند و پرت کردند روی آنها. صدای آه و ناله های ضعیف بچه ها را به سختی می شنیدم. لودرها و بولدوزرها همان اطراف مشغول کار بودند و ظاهراً خاکریز می ساختند، شاید هم گودال حفر می کردند. نفهمیدم دقیقاً آنجا چه خبر است.
 
به خودم که آمدم، دیدم درجه دارهای عراقی اسرا را کشان کشان به سوی گودال ها می برند و داخل گودال پرت می کنند. دوباره برمی گردند و نفرات بعدی را روی آنها می اندازند. فکر کردم شاید اینجا هم جایی شبیه همان کاسه باشد. بالاخره آن دو درجه دار عراقی نزد من آمدند، دست هایم را گرفتند و کشان کشان به سمت چاله ها بردند؛ تقریباً سه ـ چهار متر مانده به چاله، صدایی به گوشم رسید که مرتب مرا صدا می زد: "محمد! محمد!"
 
سرم را کمی بالا گرفتم. همان افسر فارسی زبان محوطه ی کاسه بود. سرم را آهسته تکان دادم و لبخند تلخی زدم.
 
جلوتر آمد و به زبان عربی چیزهایی به آن دو درجه دار گفت. آنها هم مرا همان جا روی زمین رها کردند و رفتند سراغ بقیه اسرا. گرد و خاک خیلی زیادی به هوا بلند شده بود. خاک توی چشم هایم رفته بود و نمی توانستم به راحتی جایی را ببینم. ناگهان متوجه شدم لودرها بیل هایشان را پر از خاک کرده و روی اسرای درون چاله می ریزند. ناله های اسرا بلندتر شده بود، اما لودرها بی توجه به ناله و شیون اسرا مرتب روی آنها خاک می ریختند. شروع کردم به فریاد زدن. هرچه"الله اکبر" می گفتم کسی توجهی نمی کرد. انگار کسی صدایم را نمی شنید و فقط خودم صدای خودم را می شنیدم.
 
هر چه تلاش کردم به صورت سینه خیز خودم را به چاله ها برسانم، نتوانستم. زمین را با دست ها و پنجه هایم چنگ می زدم، اما حتی یک سانتیمتر هم نتوانستم جلو بروم. مشاهده ی این همه شقاوت و جنایت، امانم را بریده بود اما انگار همه چیز برایم حالت وهم و خیال را داشت. تمام رمقم گرفته شده بود. دیگر چیزی نمی دیدم. در همین وضعیت بود که دوباره از هوش رفتم و هیچ نفهمیدم.


 
عکس/مهدی باکری ساعاتی قبل از شهادت
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
شهید احمد کاظمی در کنار شهید مهدی باکری ساعاتی قبل از شهادت در عملیات بدر


 
انتشار خاطرات یک تکنسین بیهوشی در جنگ
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٥  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

خاطرات یک تکنسین بیهوشی(ایران ترابی) از روزهای جنگ در کتاب «خاطرات ایران» به زودی توسط سوره مهر به چاپ سوم می‌رسد.

به گزارش فارس، این کتاب که توسط شیوا سجادی تدوین یافته شرح کاملی است از زندگی ایران ترابی که اوج جوانی‌اش را در بیمارستان‌های مناطق جنگی گذرانده است. بخش‌های ابتدایی کتاب، شامل خاطرات دوران کودکی او در دهه‎های 30 تا 50 است که بیشتر تلاش‎های وی برای کسب تخصص در زمینه مامایی و کمک به زنان روستایی بوده است.
 
ایرانی ترابی جزو اولین گروه پزشکی است که به مناطق جنگی اعزام می شود. شرایط سخت جنگ از ایران ترابی یک تکنسین بیهوشی زن می‎سازد. در روزهای آغازین جنگ تحمیلی، ایران ترابی که حدوداً 24 ساله بود داوطلب رفتن به مناطق مورد هجوم می‌شود؛ روزهایی که هنوز برنامه دفاعی منسجمی برای مقابله با این حمله ددمنشانه نبوده است.
 
به گفته شیوا سجادی تدوینگر کتاب، شروع به کار مصاحبه و تحقیق پیرامون روایت‌های ترابی به سال‌های 83 و 84 برمی‌گردد. حدود 50 ساعت مصاحبه ضبط شده در دست بود، با این حال تا آخرین مراحل قبل از سپردن کار به دست نشر که انتخاب و گویا کردن عکس‌ها بود، فرصت پرسش و واکاوی محفوظات ذهنی راوی از دست داده نشد تا اطلاعات تازه‌افزوده و مستند وی فضای روشن‌تری را پیش‌روی مخاطب بگشاید.
 
کتاب حاضر در 22 فصل تنظیم شده و در صفحات پایانی شامل عکس‌هایی است که در واقع گزارش تصویری کوتاهی از فعالیت‌های ایران ترابی در دوره جنگ به دست می‌دهد.
 
در بخشهایی از کتاب می‌خوانیم:
 
آن زمان برای اولین بار بود که عراق از بمب آتش زا استفاده می‌کرد. جنازه دو نفر را که با این بمب به شهادت رسیده بودند به سردخانه بیمارستان شوش آوردند. من دوربین داشتم و از بعضی از مجروحین و شهدا که به نظرم خیلی خاص بودند عکس می‌گرفتم. آقای شاهین و همکارش، تکنسین‌های بیهوشی پیش من آمدند. گفتند خانم ترابی دو تا جنازه آوردند که بمب آتش‌زا خوردند. این قدر که از شجاعتت می‌گویند، اگر جرات کردی برو از این جنازه‌ها عکس بگیر.
 
سومین چاپ کتاب «خاطرات ایران» تولید دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری است که در قطع رقعی و در شمارگان 2500 نسخه بزودی توسط سوره مهر منتشر می‌شود.

 
سردار نقدی با دو خانواده شهید مسیحی در تهران دیدار و گفت‌وگو کرد
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۳  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در آستانه سال نو میلادی با دو خانواده شهید مسیحی در تهران همراه با اهالی رسانه دیدار کرد.

خبرگزاری فارس: سردار نقدی با دو خانواده شهید مسیحی در تهران دیدار و گفت‌وگو کرد 

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اینترنتی بسیج، سردار محمدرضا نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین در آستانه سال نو میلادی با دو خانواده شهید مسیحی در تهران همراه با اهالی رسانه دیدار کرد.

سردار نقدی در دیدار به خانواده شهید زوریک مرادیان ضمن بیان سرگذشت‌هایی از فداکاری‌های مسیحیان در صدر اسلام، طول تاریخ و انقلاب اسلامی اظهار داشت: اگر سران امریکا و اروپا ذره‌ای از دین مسیحیت را درک کرده بودند امروز شاهد این جنایات و ظلم ها در تاریخ بشریت نبودیم.

رییس سازمان بسیج مستضعفین خون پاک شهیدان را سبب بیداری امروز در ملت‌های جهان عنوان و تاکید کرد: همه ما مدیون ایثار شهدا و ایستادگی خانواده شهدا هستیم.

همچنین در این دیدار کشیش گریکوری گفت: برای ایران عزیز جانمان را فدا خواهیم کرد همان طور که مسیحیان در طول تاریخ در کنار برادران و خواهران مسلمان حضور داشتند.


 
ناگفته‌هایی از ساخت اولین سکوی پرتاب موشک سپاه
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش مشرق، همه کم و بیش با نقش سردار شهید حسن طهرانی مقدم در ایجاد و ارتقای توان موشکی سپاه پاسداران آشنا هستند. اما آنچه شاید در مورد این شهید بزرگوار قدری مغفول مانده، نقش وی در حوزه طراحی و ساخت سکوهای پرتاب این موشکهاست.

پدر موشکی ایران، سالها قبل با کمک تعداد معدودی از همرزمان خود توانست برای اولین بار این لانچرهای پرتاب موشک را علی رغم تحریم‌های شدید و همه جانبه خصوصا در حوزه نظامی، به تولید برساند؛ لانچرهایی که امروز از به‌روزترین فناوری‌های مدرن دنیا برای شلیک انواع موشک‌های کروز و بالستیک برخوردارند.

در همین راستا، خبرگزاری فارس به تشریح ناگفته‌هایی از این مجاهدت خاموش سرداران موشکی سپاه به نقل از یکی از دوستان و همرزمان شهید حسن طهرانی مقدم پرداخته که می توانید متن آن را در زیر بخوانید.

*****


یک روز در اوایل ورود موشک‌ها به ایران، همراه شهید مقدم به سیلوهایی رفتیم که سکوهای پرتاب موشکی در آنجا قرار داشت و ما با شرایط خاصی شبانه وارد آن محوطه شدیم.

در آنجا شهید طهرانی‌مقدم از من سوال کرد به نظر شما آیا ما قادر به ساخت این سکوها هستیم؟ من گفتم با خواست و یاری خداوند ما می‌توانیم.

بعد از آن شب بود که با سردار طهرانی‌مقدم شروع به طراحی و ساخت این سکوها کردیم ولی در ابتدا باید خودرو را از برخی کشورها مانند فرانسه، آلمان یا هر کشوری که حاضر به فروش این تجهیزات به ما باشد، می‌خریدیم و لذا به همراه شهید مقدم به چندین کشور سفر کردیم ولی در نهایت هیچ کشوری حاضر به فروش این ماشین‌‌آلات به ما نشد و ما با دست خالی به کشور بازگشتیم.

شهید مقدم خیلی بابت این مسئله ناراحت بود، ولی باز امید خود را از دست نداد و دنبال راه حل برای این مسئله رفت.

من به ایشان گفتم جایی را می‌شناسم که این قطعات ماشین‌ها را که بلااستفاده شده‌اند در آنجا نگهداری می‌کنند، ما می‌توانیم از آنها استفاده کنیم.

ابتدا باید موتور خریداری کرده و از این قطعات برای ارتقا آن استفاده کنیم و به این ترتیب ماشین حامل سکوی پرتاب موشک را آماده کنیم.


شهید طهرانی‌مقدم در جهت توسعه موشکی و توپخانه‌ای دید بسیار وسیعی داشت، به این شکل که هرگاه ما پروژه‌ای را در دست داشتیم ایشان هیچگاه به دید یک پروژه کوچک آن را در نظر نمی‌گرفت و بسیار گسترده‌تر از حد معمول فکر می‌کرد و دراز مدت‌‌تر؛ یعنی اینکه ما برای هر پروژه باید برنامه‌ریزی می‌کردیم و مدیر نهایی هم سردار طهرانی‌مقدم بود و مدیر تأمین منابع هم باز خود ایشان بود و در نهایت تعیین کننده و مصرف کننده این‌ها نیز خودش بود.

می‌توان اینطور بیان کرد که او نقشی کلیدی و محوری در تمامی مراحل داشت و چنین شخصی که تا این حد نقش کلیدی دارد باید بسیار بلند فکر کند، پیش‌بینی‌های بسیار دراز مدتی را در نظر داشته باشد و اگر محدود فکر کند در زمان جا می‌ماند و به واقع شهید طهرانی‌مقدم به این شکل بود و سعی می‌کرد پروژه‌ها را در حداقل زمان به انجام برساند، ولی برای آینده‌ی هر پروژه، برنامه‌ریزی‌های بسیار مشخص و طولانی مدت داشت.

مثلا ما در عرض یکسال، در نهایت محرومیت منابع، موفق به ساخت سکوهای موشکی شدیم و خود شهید مقدم مدیریت، نظارت و برنامه‌ریزی تمام وقت داشت.

کار آماده‌سازی سکوی موشکی با حداقل امکانات و در آن زمان کم، واقعا کار عظیمی بود که تیم ما با مدیریت و تلاش و  تخصص این شهید بزرگوار انجام داد.

در ابتدا همانطور که گفتم، قرار بر این بود که ما این‌ها را از خارج از کشور وارد کنیم، ولی از‌ آنجا که کشورها درخواست ما را رد کردند، ما با تلاش خود موفق به تولید این ماشین‌‌آلات شدیم و این موضوع برای هیچکس قابل باور نبود.


اولین موتور را شهید صنیع خانی برای ما تهیه کرد (خرید).

به حمد و یاری خداوند، ما در عرض یکسال خودرو را ساختیم.

اولین خودرو با عرض 3 و طول 14 متر تولید شد و اولین جایی که ما این خودرو را بردیم، حرم مطهر امام راحل(ره) بود و پس از آن یک نمایشگاه بین‌المللی که ما در آن شرکت کردیم.

در آنجا بسیاری از کشورها شرکت داشتند و اکثرا برای بازدید به غرفه ما می‌آمدند.

حتی چند نفر از متخصصین آلمانی از این خودرو عکس گرفتند.

دقیقا روبروی غرفه ما، غرفه آلمانی‌ها بود که ما توجه می‌شدیم آن‌ها از پشت شیشه دائما به این ماشین نگاه می‌کنند و عکس می‌گرفتند و به‌واقع تولید این خودرو در داخل ایران برای همگان غیر قابل باور بود، آن هم با کمترین امکانات و تحریمی که ما در‌ آن قرار داشتیم.

حتی برای مسئولین داخلی خودمان هم بسیار شگفت‌انگیز بود و تمامی این‌ها با تلاش تیم متخصص و دانش فنی و مدیریت شهید طهرانی مقدم و کمک خداوند به سرانجام رسید.

 


ما این خودرو را نزدیک به 300 الی 400 ساعت تست کردیم؛ آنهم در تمامی شرایط خاص و سخت و بحمدالله در تمامی این آزمایشات موفق بود و بدین ترتیب اولین سکوی پرتاب موشک‌های اسکادB بود که ساخته شد و بعدها ما این را تغییر دادیم برای موشک‌های مازاد و موشک‌های سوخت جامد که ما نداشتیم و هیچ کشوری هم آن را به ما نمی‌داد.

لذا مجددا طبق دستور شهید طهرانی‌مقدم و تخصص ایشان شروع به ساخت سکوی پرتاب موشک‌های سوخت جامد هم کردیم و بعد از آن پروژه‌ای دیگر انجام دادیم و در آنجا بود که ایمان من به مدیریت تمام عیار شهید طهرانی‌مقدم مصمم‌تر شد، زیرا تمام کارهایی که ما توفیق انجامشان را پیدا کردیم، برای همگان غیرقابل تصور بود.

جالب است بدانید که هیچکس از این عملیات ما باخبر نبود حتی وزرای ما هم از این آزمایشات کاملا بی‌خبر بودند و ما در سکوت و گمنامی کامل این عملیات را با محدودیت‌های کامل و شرایط خاص پیش می‌بردیم.

پس از آن بود که ما متوجه شدیم که تمامی این عملیات برای ما قابل انجام است و خدا را شکر، کاری نیست که از عهده متخصصین ما بر نیاید، البته با مدیریت و تخصص والای سردار طهرانی‌مقدم.

بعد از آن ما یک جهاد خودکفایی داشتیم برای تجهیز وسایل و امکانات که به یاری خداوند موفق شدیم و روز به روز قوی‌تر و امکانات بیشتر داشته‌ایم.


گروهی از متخصصین مستقیما بر روی ساخت موشک‌ها تحقیقات انجام می‌دادند و سردار بر روی عملیات آنها نیز نظارت و حمایت می‌کرد، یعنی ساخت سکوها و تجهیزات زمینی به طور مستقیم تحت مدیریت و تخصص کامل ایشان بود.

در آن زمان ایشان فوق تخصص خود را در زمینه متالوژی اخذ کرده بود و در آن زمینه در کشور حرف اول را می‌زد و مجری کامل تمامی امور سکوسازی بود. ساخت موشک‌ها تحت حمایت سردار انجام می‌شد و او مسلما هر نوع کمک یا امکاناتی که می‌توانست، برای آن گروه فراهم می‌کرد.

مدیریت سردار مقدم، مدیریتی دوستانه، با اخلاق و با کارآمدی بسیار بالا بود. یک خاطره مربوط به زمانی است که ما از شیخ حسین انصاریان پول دریافت کردیم برای ساخت کاتیوشاها و واقعاً آن مبلغی که ما دریافت کردیم بسیار کم و ناچیز بود.

یکی از کارهایی که سردار مقدم انجام داد این بود که از حقوق خود برای این پروژه استفاده می‌کرد و به این صورت ایشان به کارشان عشق می‌ورزیدند و این، یک کار دلی بود و از هیچکس به جز ایشان تا به امروز من چنین حرکتی را ندیدم و این حرکت ایشان همیشه برای من سرمشق خواهد بود.

یکی دیگر از نکات اخلاقی و مدیریتی ایشان این بود که همیشه به خداوند توکل داشت و همین شاید بزرگترین عامل موفقیت سردار طهرانی‌مقدم محسوب می‌شد و عدم ناامیدی ایشان در شکست‌هایمان از جمله دیگر عوامل موفقیت حاج‌حسن بود.


 
عکس: حضور رهبر انقلاب در جبهه ها
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
عکس: حضور رهبر انقلاب در جبهه ها

 


 
حرفهای جنجالی مسعود ده نمکی
ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

حرفهای جنجالی مسعود ده نمکی



 
ماجرای امضاء رهبر معظم انقلاب بر کفن مادر شهیدان فاطمی+تصاویر
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش مشرق به نقل از 598، حجت الاسلام سید حسین مومن، از وعاظ برجسته کشور در حاشیه مراسم یادبود شهید شوشتری در مشهد به خاطره ای از مادر شهیدان فاطمی اشاره کرد و گفت: باید ولایتمداری را از یک مادر شهید یاد بگیریم.


بنده به مادر شهیدان فاطمی که خودش جانباز جنگ بود، ارادت خاصی داشتم، ایشان روزی به من تماس گرفتند و گفتند می خوام یک یادواره بگیرم، می شود آقای کریمی رو هم دعوت کنید.

من هم از دوستان مداح خواستم و حاج آقای کریمی، بنی فاطمه و میرداماد آمدند و جلسه مفصلی شد، چند روز قبل شد حاجیه خانم تماس گرفتند که اگر بودم و یا نبودم جلسه برگزار می شود؟ گفتم خیالتان راحت، اتفاقا یک ماه قبل یادواره، حاجیه خانم فوت کرد و در یادواره ویلچرش را آوردیم.

بنده منزل حاجیه خانم زیاد می رفتم و برکات زیادی از منزل ایشان دیده بودم.

روزی به حاجیه خانم خبردادند که یک نماینده از بیت رهبری به منزل شما می آید، حاجیه خانم روی ویلچر نشسته بود، تا در باز شد دید مقام معظم رهبری وارد خانه شد، حاجیه خانم با پاهایی که قوت ندارد چندبار از روی ویلچر به احترام آقا می خواستند بلند شود که حضرت آقا به دختر حاجیه خانم فرمودند: به حاجیه خانم بگویید بنشینند و بلند نشوند.


حاجیه خانم به مقام معظم رهبری فرموند، حضرت آقا؛ میشه یک خواهش بکنم چند لحظه بایستید و من با ویلچر دور شما بگردم.

ایشان چندین بار دو آقا گشتند و زیر لب زمزمه می کردند، الهی درد و بلای شما به ما بخورد...

آقا و حاجیه خانم به همراه فرزندان نشستند و حرف هایی رد و بدل شد، آخرین حرف این بود که مقام معظم رهبری فرمودند کار خاصی دارید بفرمایید، عرض کرد، نه آقا کار خاصی نیست، فقط یک خواهشی دارم آن هم اینکه دوست دارم چهلمین امضا در کفن من امضاء شما باشد!


مقام معظم رهبری با افتخار قبول کردند و حضرت آقا در کفن مادرن شهیدان فاطمی نوشتند:

باسمه تعالی

اللّهُمَّ إنّا لا نَعْلَمُ مِنْها إلاّ خَیْراً وَاَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّا

سید علی حسینی خامنه ای

هرکسی دیدن حاجیه خانم می رفت این کفن رو نشان می داد و با افتخار اظهار می کرد که این کفن را آقایم امضا کرده است و این یعنی ولایتمداری.

گفتنی است، مادر بزرگوار شهیدان حمید رضا و فرید فاطمی سراسر عمر گرانمایه خویش را در راه دفاع از انقلاب اسلامی و آرمان های انقلاب صرف کرد.

ایشان دارنده نشان ملی ایثار از سوی رئیس جمهوری است و در جریان سفر مقام معظم رهبری به قم روند درمان را رها کرد و برای دیدار رهبر معظم انقلاب به قم بازگشت و درخواست او اجابت شد و مقام معظم رهبری ایشان را در منزل شهیدان دیدار کردند.

وی در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی با همراهی و هم صدا شدن با انقلابیون فرزند اول خویش حمید رضا فاطمی را در اوان جوانی تقدیم انقلاب کرد و در دوران دفاع مقدس نیز دومین و آخرین فرزند ذکور خویش را تقدیم اسلام کرد.

 
عکسی منتشر نشده از سردار سپاه در لبنان
ساعت ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،تصویری که مشاهده می کنید، به سال 1359 در  لبنان (احتمالا، بندر «صور») به ثبت رسیده است و شهید حسن باقری(غلامحسین افشردی) را در کنار چند تن از جوانان مبارز لبنانی نشان می دهد. شهید حسن باقری که در زمان شهادت_بهمن ماه سال 1361)، جانشین فرماندهی نیروی زمینی سپاه را بر عهده داشت. در زمان برداشت این عکس، ایشان خبرنگار روزنامه ی «جمهوری اسلامی») بود.

روحمان با یادش شاد



 
رونمایی از فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان/۳
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٢  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
ده‌نمکی: رهبر انقلاب فرمودند پول این فرهنگ‌نامه از کجا تامین
می‌شود گفتم کلاهبرداری!

مسعود ده‌نمکی گفت: وقتی ۵ جلد اول مجموعه را برای نمونه منتشر کردم، محضر رهبر انقلاب تقدیم شد. ایشان فرمودند برای من سؤال است پول از کجا می‌آورید؟ گفتم کلاهبرداری! ایشان فرمودند چگونه کلاهبرداری؟!

خبرگزاری فارس: ده‌نمکی: رهبر انقلاب فرمودند پول این فرهنگ‌نامه از کجا تامین می‌شود گفتم کلاهبرداری!
گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، مراسم رونمایی از مجموعه فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان که به کوشش مسعود ده‌نمکی تهیه شده بود صبح امروز با حضور وی، منصور واعظی دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی سراسری کشور، حجت‌الاسلام رسایی، حجت‌الاسلام رحیمیان، غلامحسین الهام، مسعود زری‌بافان و مهرداد بذرپاش در تالار وحدت برگزار شد.

مسعود ده‌نمکی گردآورنده فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان این اثر را هدیه‌ای به پیشکش افرادی دانست که دشمنان ما بهتر از ما آنها را می‌شناسند و در ادامه گفت: رئیس سازمان جاسوسی فرانسه که برای بازدید از خطوط نبرد به جبهه‌های عراق آمده بود وقتی با صدام به گفت‌وگو می‌نشیند صدام به او می‌گوید بیا به جبهه برویم اما او می‌گوید ما از جبهه‌ها خبر داریم باید به اردوگاه اسرا برویم؛ پس از آن این فرد در کتاب خود می‌نویسد من در اردوگاه‌ها کسانی را دیده‌ام که در چشمان آنها مقاومت چنان موج می‌زد که برای ما تداعی‌گر جنگ جهانی چهارم بود و ...

وی افزود: ای کاش امروز مرحوم ابوترابی اینجا بود تا من می‌توانستم چند لحظه سر را روی شانه‌اش بگذارم تا از بی‌وفایی‌ها به این قشر قهرمان طی سالهای رفته بگویم. از اینکه حتی کار برای آزاده‌ها هم مظلومیت است برای این اثر بارها دست یاری دراز کردم اما اگر حمایت معنوی شما رزمنده‌ها و آزاده‌ها نبود این مجموعه منتشر نمی‌شد.

ده‌نمکی ضمن تأکید بر اینکه این اثر با 150 نفر و دو میلیون ساعت کار تهیه شده است متذکر شد: این اثر با همکاری همکارانی حدود 2 میلیون ساعت کار تهیه شد که بزرگترین فرهنگ‌نامه جنگ در طول این سالهاست. البته فرهنگ جبهه یا سایر آثار نیز چاپ شدند اما این گونه متمرکز تاکنون کاری انجام نشده است.

این فیلم‌ساز در سینما با تأکید بر اینکه خود اسرا همت کردند تا این اثر تألیف شود از اولین فرد تا آخرین نفر تشکر کرد و ابراز داشت: از اولین فردی که به من افتخار و انگیزه داد می‌توانم به نام مرحوم ابوترابی اشاره کنم پس از او آقای طایفه نوروز آزاده دیگر همکار ما بود و از دیگر افراد سردار حاج احمد روزبهانی که کردها او را با یک گونی شکر عوض کردند، یکی از بزرگترین افتخارات، شهید شهسواری است که صلابت و مقاومت در چشمان او موج می‌زند. از این رو عکس وی را روی جلد فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان درج کردیم.

ده‌نمکی بیان داشت: این مجموعه کتاب هدیه به محضر شماست با همه عیب‌ها و نقص‌هایش. من نویسنده و مؤلف نیستم دکترای پژوهش ندارم و فقط کارگرم اما وقتی 5 جلد اول مجموعه را برای نمونه منتشر کردم و محضر رهبر انقلاب تقدیم شد ایشان فرمودند برای من سؤال است پول از کجا می‌آورید گفتم کلاهبرداری ایشان فرمودند چگونه کلاهبرداری؟!؛ این روزها میلیاردها هزینه برای فیلم دو ساعته می‌شود اما کتابی که صد هزار صفحه دارد با ایراد مواجه می‌شود اما از مجموعه فعالیت‌ها نیمی از حق‌التحریر بر عهده نهاد کتابخانه‌ها بود و باقی آن از هزینه شخصی خودم تأمین شد.

وی با انتقاد از اینکه برخی‌ها عنوان می‌کنند سوژه نداریم گفت: در دیدار اخیر رهبر انقلاب با وزرا ایشان به وزیر ارشاد تأکید کردند که من می‌گویم درباره جنگ فیلم بسازید اما آقایان می‌گویند سوژه نیست! در همین جلسه رهبری به کتاب‌ها اشاره می‌فرمایند که این آثار منابعی برای رجوع پژوهشگران خواهد شد.

ده‌نمکی در پایان گفت: این کتابها هنوز چاپ نشده پژوهش‌گران خارجی را بر آن داشته تا به آن دست یابند و ترجمه کنند عزت این کتاب متعلق به آزاده‌هاست.

در این مراسم لوح تقدیری از سوی منصور واعظی به مسعود ده‌نمکی اعطا شد و در ادامه بهمن کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در جملاتی کوتاه عنوان کرد: ده‌نمکی در هر عرصه‌ای که وارد شده روحیه انقلابی و دفاع مقدسی‌اش آشکار بوده است فرهنگ‌نامه واقعاً از کارهای برجسته‌ای است که باید مورد تقدیر قرار گیرد.

کارگر افزود: دفاع مقدس ظرفیتی است که ما هنوز جا دارد از آن استفاده کنیم و اگر دفاع مقدس نبود انقلاب ما دوام و قوامش پایدار نمی‌شد.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای مقدس در پایان اضافه کرد: از من پرسیده شد در حوزه دفاع مقدس چه مقدار کار صورت گرفته که من گفتم 5 درصد بیشتر در حفظ ارزشهای آن کار نشده است اگر دنبال فرهنگی شاخص هستیم در دفاع مقدس باید دنبال آن بگردیم.  این روزها رهبر انقلاب به سبک زندگی و اقتصاد مقاومتی اشاره می‌کند که در دفاع مقدس وجود دارد.

وی اینگونه سخن خاتمه داد که در جبهه یک ربع اسیر شدم و آن در کربلای یک بود که بلافاصله آزاد شدم.


 
به همت مسعود ده نمکی؛
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۱  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

بزرگ ترین فرهنگنامه اسارت در دنیا رونمایی شد/

 

 

 

 

 

 

 

 

خاطره تشکیل جمهوری اسلامی در اردوگاه بعثی

به گزارش خبرنگار فرهنگی مشرق، مراسم رونمایی از مجموعه فرهنگنامه اسارت و آزادگان که به کوشش مسعود ده‌نمکی تهیه شده، صبح امروز با حضور وی، منصور واعظی دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور، حجت‌الاسلام رحیمیان، زریبافان، بذرپاش، الهام، وحید جلیلی، ابراهیم حاتمی کیا و جمعی از اصحاب رسانه در تالار وحدت برگزار شد.
 
در ابتدای این برنامه یک گروه تواشیح به اجرای دو قطعه زیبا در وصف شهدا و ایثارگران انجام دادند و پس از آن سید جواد هاشمی به عنوان مجری به روی صحنه آمد تا به همه مهمانان خیر مقدم بگوید.

اولین سخنران این برنامه منصور واعظی، دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور بود که اظهار داشت: موضوع دفاع مقدس، موضوع روز نظام جمهوری اسلامی است تا بر کلام امام عزیزمان ایستاده‌ایم، جنگ ادامه دارد. یک روز در صف‌بندی نظامی، یک روز در صف‌بندی اقتصادی و فرهنگی. شعار مرگ بر امریکا تا این انقلاب برپاست، که برپاست، تا ظهور حضرت حجت شعار راهبردی ما خواهد بود.
 
وی افزود: امسال اقدامات ارزشمندی همزمان با هفته دفاع مقدس انجام شد که از نقش‌آفرینان آن تشکر می‌کنم، اما فرهنگنامه اسارت و آزادگان از مسائل مبنایی و اساسی فرهنگ است؛ رهبر انقلاب دهه چهارم انقلاب را دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری فرموده‌اند که موضوع پیشرفت پیوند عمیقی با بحث فرهنگ و ارتقاء فرهنگی دارد، در این منظومه فرهنگی چه چیز بالاتر از فرهنگ ایثار و شهادت.
 
دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور تصریح کرد: وارد دهه چهارم انقلاب شده‌ایم، دهه‌ای که باید تئوری‌ها و مبنای نظریه انقلاب تدوین شود، چه برای نسل‌های آینده و چه جوانان. نظام دانشگاهی و آکادمیک و درنهایت عرضه در سطح جهانی که امروز کلام بلند انقلاب و امام، خواستارهای زیادی در سطح جهانی دارد.
 
این مقام مسئول گفت: یکی از بهترین راه‌های انتقال، تدوین و ترجمه دانشنامه‌ها به زبان‌های دیگر است، در طول سال‌های انقلاب در این راستا و تدوین دانشنامه‌ها کارهایی انجام شد که برخی به محصول نهایی نرسید، البته در حوزه دانشنامه عمومی و حوزه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت کار بزرگ آقای ده‌نمکی نتیجه داد که باید استمرار یابد. از این رو، نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در تلاش است موضوع دانشنامه‌نویسی را رواج دهد.

* دانشنامه بزرگ خلیج فارس در دست تدوین است
 

دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور خاطرنشان کرد: بخش اول دانشنامه بزرگ خلیج فارس که در دست تدوین است تا پایان سال جاری به نتیجه می رسد. دانشنامه عمومی‌ای که مبتنی بر مداخل و واژگان ایرانی است، اما باید بگویم یکی از عوارضی که در تولید دانشنامه‌ها وجود دارد، اینکه واژگان را از این بیگانگان ترجمه می‌کنند، در حالی که باید عکس این اتفاق رخ دهد و از زبان ایرانیان به زبان‌های دیگر ترجمه صورت گیرد.



وی در در پایان ورود ده‌نمکی را به حوزه‌های مطبوعات، رسانه‌های تصویری و کارهای مبنایی و تئوریک تأثیرگذار دانست و گفت: فرهنگنامه اسارت و آزادگان نباید فقط در قالب یک کتاب 80 جلدی در کتابخانه‌ها بماند. این کار بزرگ باید مبنای تولید صدها فیلم، سریال، قصه، رمان و کارهای هنری باشد. از این رو، این مجموعه را به سازمان صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهیختگان هدیه می‌کند.

در ادامه برنامه حجت‌الاسلام ابوترابی نماینده مجلس شورای اسلامی به روی سن رفت و اظهارداشت: انقلاب اسلامی قله‌های بلند و فراز‌های ماندگار بی‌نظیر و کم‌نظیر فراوان دارد اما می‌توان با اعتماد و اطمینان بر این معنا تاکید نمود که بلندترین فراز تاریخ انقلاب در عمر مبارکش تا ظهور امام عصر تاریخ دفاع مقدس است و تمام دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی از این کار بزرگ و اثر ماندگان و بی‌نظیر تاریخ الهام می‌گیرد.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه دفاع مقدس مظهر همه زیبایی‌های انقلاب اسلامی است، متذکر شد: دفاع مقدس نماد عقیده و ایمان استوار مردان و زنانی است که انقلاب را خلق و از او حراست نموده‌اند، مظهر همه ارزش‌های اخلاقی که انقلاب بر آن ارزش‌ها استقرار یافته است، مظهر همه اعمال و رفتار زیبایی است که خلق و رشد انقلاب مرهون آن اعمال است، از هر زاویه که بنگریم دفاع مقدس زیباست که فرمانده صالح و سلحشور داشت چرا که خدا بر امام حکومت می‌کرد و جبهه‌های نور علیه ظلمت تحت فرماندهی خدای سبحان حرکت می‌کرد.

ابوترابی ضمن بیان اینکه امام عمر سراسر مبارک خویش را سپری نمود تا به معنای کامل کلمه تحت فرماندهی خدا باشد، گفت: خلف صالح امام، رهبر معظم انقلاب بر همین سنت حسنه گام برداشته و حرکت می‌کنند، شاید تمام زیبایی‌های دفاع مقدس از این زیبایی مهم و الهام بخش، الهام می‌گیرد.

وی با اشاره به اینکه جوانان برومند انقلاب که در تاریخ نمونه‌های آن را نخواهد یافت تحت تاثیر این فرماندهی به این مقام و جایگاه دست یافته‌اند، گفت: اسارت برگ زرینی است از این تاریخ همیشه ماندگار و عزت‌بخش، با اطمینان می‌توانم بگویم قطعاً تاریخ انسان نمی‌تواند بار دیگر تجربه اسارت را تکرار کند، به معنای واقعی کلمه این مزدوران و ماموران عراقی بودند که به اسارت آزادگان ما در آمده بودند، آنها در اوج سختی و تنگنای اسارت در اردوگاه‌های سیاه، سخت و تاریک آزاد زیسته‌اند و دیگران را به اسارت اندیشه، اخلاق و رفتار خود درآوردند.

* خاطره تشکیل جمهوری اسلامی در اردوگاه بعثی


وی افزود: اخوی بزرگوارم می‌فرمودند صلیب سرخ اذعان می‌کرد شما در اردوگاه‌های خود یک جمهوری اسلامی تشکیل داده‌اید که فقط پرچم 3رنگ ایران را ندارد، چه عزت و افتخاریست برای اسلام و ایران و چه زیبا فرمود رهبر انقلاب که آزادگان الماس‌های درخشان انقلابند که گوهر وجود آنها در دوران سخت اسارت به الماس‌های درخشان تبدیل شده است.

نایب رئیس مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: این افراد با دنیایی از ایثار و استقامت و ایمان جنگیده و مبارزه کردند تا مرز شهادت پیش رفتند و به انچه فکر نمی‌کردند اسارت بود، در دوران اسارت هم با افتخار همان ارزش‌ها را پشت‌سر گذاشتند. از هر دریچه‌ای که بنگریم اسارت زیباست، اوج همدلی و پیوستگی اسرا با یکدیگر در اسارت بود، یک وحدت و انسجام به معنی واقعی کلمه را شاهد بودیم.

ابوترابی با تاکید بر اینکه آزادگان از ایمان لبریز و از صبر بی بدیل برخوردار بودند، بیان کرد: هرچه از تاریخ اسارت می‌گذرد صفوف آن‌ها مستحکم‌تر و پیوندها با ثبات‌تر می‌شود،آزادگان به مسئله‌ای که در تاریخ اسارت فکر نمی‌کردند آزادی بود و این در تاریخ اسارت ملل نمونه ندارد، آنها فقط به پیروزی سپاه اسلام می‌اندیشیدند و به گونه‌ای سلوک سیاسی خود را تعریف می‌کردند که بتوانند تکیه‌گاهی برای رزمندگان و رسیدن به اهداف امام باشند اما دو خبر برای آنها سخت بود. نخست قبول قطعنامه و خبر دوم که آزادگان را در غم فرو برد خبر ارتحال امام و فرمانده عالیقدر آنها بود.

این نماینده مجلس با تاکید بر اینکه فرهنگ اسارت فرهنگ فرار نبود، گفت: آزادگان به فرار فکر نمی‌کردند زیرا فرهنگ اسارت فرهنگ فرار نبود، می‌گفتند ما نمی‌توانیم با آزادی خود زمینه فشار بر دیگران را فراهم کنیم.

وی به نقل خاطره‌ای که امروز صبح شنیده‌ بود پرداخت و خاطرنشان کرد: امروز خدمت آقای هاشمی امام جماعت یکی از مساجد سعادت‌آباد و شهرک غرب بودم، او فرمود یکی از برادران آزاده که با مسجد ما ارتباط دارد از کربلا بازگشته بود و برای من یک عبای گران قیمت از نجف هدیه آورده بود که شاید یک میلیون تومان قیمت داشت، اصرار کردم وجه آن را نپذیرفت گفت هدیه‌ای است اما برایش درخواستی دارم، وقتی عبا را در هنگام نماز بر دوش خود می‌اندازید برای سید آزادگان، ابوترابی یک صلوات بفرستید؛ من هرچه دارم از 8 سال اسارت و درسی است که از او آموخته‌ام.



وی در پایان افزود: چه رابطه‌ای بین دو انسان مومن وجود دارد؟ اوج وفاداری را در رفتار این آزاده می‌بینیم و اوج سلوک دینی و انسانی را در رفتار آن آزاده‌ای که در جوار ثامن‌الحجج آرمیده و چشم به خیل عظیم آزادگان دوخته است؛ بیش از دو دهه از پایان اسارت و سه دهه از تاریخ اسارت می‌گذرد این ارتباط عمیق و صمیمی دینی است، این رابطه اسلامی است، این رابطه رمز حیات و هویت ما است، اسارت تفسیر صبر فردی، جمعی و یک مراوده به معنای واقعی کلمه است لذا اقتدار و عزت را برای آزادگاه خلق کرد و آنان را در عالیترین مقام از پیروزی به آغوش میهن عزیزمان بازگرداند.

مسعود ده‌نمکی گردآورنده فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان این اثر را هدیه‌ای به پیشکش افرادی دانست که دشمنان ما بهتر از ما آنها را می‌شناسند و در ادامه گفت: رئیس سازمان جاسوسی فرانسه که برای بازدید از خطوط نبرد به جبهه‌های عراق آمده بود وقتی با صدام به گفت‌وگو می‌نشیند صدام به او می‌گوید بیا به جبهه برویم اما او می‌گوید ما از جبهه‌ها خبر داریم باید به اردوگاه اسرا برویم؛ پس از آن این فرد در کتاب خود می‌نویسد من در اردوگاه‌ها کسانی را دیده‌ام که در چشمان آنها مقاومت چنان موج می‌زد که برای ما تداعی‌گر جنگ جهانی چهارم بود و ...

* ای کاش امروز مرحوم ابوترابی اینجا بود تا من می‌توانستم چند لحظه سر را روی شانه‌اش بگذارم


وی افزود: ای کاش امروز مرحوم ابوترابی اینجا بود تا من می‌توانستم چند لحظه سر را روی شانه‌اش بگذارم تا از بی‌وفایی‌ها به این قشر قهرمان طی سالهای رفته بگویم. از اینکه حتی کار برای آزاده‌ها هم مظلومیت است برای این اثر بارها دست یاری دراز کردم اما اگر حمایت معنوی شما رزمنده‌ها و آزاده‌ها نبود این مجموعه منتشر نمی‌شد.

ده‌نمکی ضمن تأکید بر اینکه این اثر با 150 نفر و دو میلیون ساعت کار تهیه شده است متذکر شد: این اثر با همکاری همکارانی حدود 2 میلیون ساعت کار تهیه شد که بزرگترین فرهنگ‌نامه جنگ در طول این سالهاست. البته فرهنگ جبهه یا سایر آثار نیز چاپ شدند اما این گونه متمرکز تاکنون کاری انجام نشده است.

این فیلم‌ساز در سینما با تأکید بر اینکه خود اسرا همت کردند تا این اثر تألیف شود از اولین فرد تا آخرین نفر تشکر کرد و ابراز داشت: از اولین فردی که به من افتخار و انگیزه داد می‌توانم به نام مرحوم ابوترابی اشاره کنم پس از او آقای طایفه نوروز آزاده دیگر همکار ما بود و از دیگر افراد سردار حاج احمد روزبهانی که کردها او را با یک گونی شکر عوض کردند، یکی از بزرگترین افتخارات، شهید شهسواری است که صلابت و مقاومت در چشمان او موج می‌زند. از این رو عکس وی را روی جلد فرهنگ‌نامه اسارت و آزادگان درج کردیم.

ده‌نمکی بیان داشت: این مجموعه کتاب هدیه به محضر شماست با همه عیب‌ها و نقص‌هایش. من نویسنده و مؤلف نیستم دکترای پژوهش ندارم و فقط کارگرم اما وقتی 5 جلد اول مجموعه را برای نمونه منتشر کردم و محضر رهبر انقلاب تقدیم شد ایشان فرمودند برای من سؤال است پول از کجا می‌آورید گفتم کلاهبرداری ایشان فرمودند چگونه کلاهبرداری؟!؛ این روزها میلیاردها هزینه برای فیلم دو ساعته می‌شود اما کتابی که صد هزار صفحه دارد با ایراد مواجه می‌شود اما از مجموعه فعالیت‌ها نیمی از حق‌التحریر بر عهده نهاد کتابخانه‌ها بود و باقی آن از هزینه شخصی خودم تأمین شد.



وی با انتقاد از اینکه برخی‌ها عنوان می‌کنند سوژه نداریم گفت: در دیدار اخیر رهبر انقلاب با وزرا ایشان به وزیر ارشاد تأکید کردند که من می‌گویم درباره جنگ فیلم بسازید اما آقایان می‌گویند سوژه نیست! در همین جلسه رهبری به کتاب‌ها اشاره می‌فرمایند که این آثار منابعی برای رجوع پژوهشگران خواهد شد.

ده‌نمکی در پایان گفت: این کتابها هنوز چاپ نشده پژوهش‌گران خارجی را بر آن داشته تا به آن دست یابند و ترجمه کنند عزت این کتاب متعلق به آزاده‌هاست.

در این مراسم لوح تقدیری از سوی منصور واعظی به مسعود ده‌نمکی اعطا شد و در ادامه بهمن کارگر رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس در جملاتی کوتاه عنوان کرد: ده‌نمکی در هر عرصه‌ای که وارد شده روحیه انقلابی و دفاع مقدسی‌اش آشکار بوده است فرهنگ‌نامه واقعاً از کارهای برجسته‌ای است که باید مورد تقدیر قرار گیرد.

کارگر افزود: دفاع مقدس ظرفیتی است که ما هنوز جا دارد از آن استفاده کنیم و اگر دفاع مقدس نبود انقلاب ما دوام و قوامش پایدار نمی‌شد.

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای مقدس در پایان اضافه کرد: از من پرسیده شد در حوزه دفاع مقدس چه مقدار کار صورت گرفته که من گفتم 5 درصد بیشتر در حفظ ارزشهای آن کار نشده است اگر دنبال فرهنگی شاخص هستیم در دفاع مقدس باید دنبال آن بگردیم.  این روزها رهبر انقلاب به سبک زندگی و اقتصاد مقاومتی اشاره می‌کند که در دفاع مقدس وجود دارد.

وی اینگونه سخن خاتمه داد که در جبهه یک ربع اسیر شدم و آن در کربلای یک بود که بلافاصله آزاد شدم.


 
عکس/ "ده نمکی" میان 38 پژوهشگر زن
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۱  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

"مسعود ده نمکی" در مراسم رونمایی از فرهنگنامه اسارت میان 38پژوهشگر زن قرار گرفت.




 
۲۰ جمله کلیدی رهبرانقلاب درباره دفاع مقدس
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

  khamenei.ir این 20 جمله به شرح زیر است:

* جنگ به وسیله‌ مردم اداره شد. هم ارتش و هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و هم نیروهای گوناگون، متکی به مردم بودند؛ به ایمان مردم، به عشق مردم، به صفای مردم. ۱۳۹۰/۰۷/۲۰

* جنگ هشت ساله، ما را قوی‌تر کرد. اگر جنگ هشت ساله نبود، این سرداران شجاع، این مردان برجسته نشان داده نمیشدند، در بین ملت بروز نمیکردند؛ این حرکت عظیمِ مخلصانه‌ی مردم مجال بروز و ظهور پیدا نمیکرد. ۱۳۸۹/۱۱/۲۷

* هشت سال دفاع مقدس ما صرفاً یک امتداد زمانی و فقط یک برهه‌ی زمانی نیست؛ گنجینه‌ی عظیمی است که تا مدت‌های طولانی ملت ما می‌تواند از آن استفاده کند، آن را استخراج کند و مصرف کند و سرمایه‌گذاری کند. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴


* آن عزتی، اعتماد به نفسی، احساس اقتداری که از ناحیه‌ی معنویت رزمندگان ما و جامعه‌ اسلامی ما احساس شد و توانست آن حادثه‌ عجیب و شگفت‌انگیز - یعنی پیروزی در دفاع مقدس و شکست نخوردن در مقابل تهاجم این همه دشمن - را رقم بزند، آن خصوصیات، آن خصلتها، برای ملت ما، برای کشور ما، یکی از بزرگترین نیازهاست. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴

* این هشت سال، مظهری از برترین صفاتی است که یک جامعه میتواند به آنها ببالد و از جوانان خودش انتظار داشته باشد. یعنی دفاع مقدس مظهر حماسه است، مظهر معنویت و دینداری است، مظهر آرمان‌خواهی است، مظهر ایثار و از خودگذشتگی است، مظهر ایستادگی و پایداری و مقاومت است، مظهر تدبیر و حکمت است. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴

* جنگ، کار پیچیده‌ای است. مدیریت جنگ و فرماندهی جنگ، کار بسیار سنگین و پیچیده‌ای است. این کار را جوانهای نورس ما در بسیاری از بخشها انجام میدادند. این تدبیر، این حکمت، چیز بسیار شگفت‌آوری است؛ مظهر شکوفائی استعدادها و ظرفیتهاست. چقدر جوانهای کم‌سال رفتند در جبهه و توانستند در آنجا کارهای بزرگ از خودشان نشان بدهند. بعضی شهید شدند، بعضی هم جزو سرمایه‌های انقلاب بودند، بعدها کشور از اینها استفاده کرد. حقیقتاً این جوری بود که سپاه پاسداران یکی از مراکز صدور نیرو به همه جای کشور شده در طول این بیست و هفت هشت سال؛ به خاطر اینکه جنگ توانست از یک مجموعه‌ی جوان، مجموعه‌ای از عناصر کارآمد و بااستعداد درست کند و تحویل بدهد؛ چون استعدادها در اینها شکوفا شد. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴

* اینکه تصور بشود که هنر دفاع مقدس در جامعه‌ی ما مخاطب ندارد، طالب ندارد، این هم خطای بزرگی است، از اشتباهات فاحش است؛ اگر کسی این را خیال کند. تحقیقاً پرمشتری‌ترین آثار هنری بعد از انقلاب در زمینه‌های مختلف، آن آثار هنری است که مربوط به دفاع مقدس بود؛ چه در زمینه‌ی فیلم و سینما، چه در زمینه‌ی کتاب، خاطره، داستان. ۱۳۸۸/۰۶/۲۴

* جنگ تحمیلی را دشمن برای خاموش کردن انقلاب به راه انداخت، اما همین جنگ تحمیلی باعث شعله‌ورتر شدن نیروی انقلاب و روحیه‌ی انقلاب شد. ۱۳۸۸/۰۱/۲۶

* من مشتاقم که جوان‌های ما قصه‌ی جنگ تحمیلی هشت ساله را بدانند که چه بود. این را بارها گفته‌ایم؛ افراد هم گفته‌اند و تشریح کرده‌اند؛ اما یک نگاه کلان به این هشت سال، با اطلاع از جزئیاتی که وجود داشته است، خیلی برای برنامه‌ریزی آینده‌ی جوان در روزگار ما مهم است. ۱۳۸۷/۰۸/۰۸


* همه باید بدانند که در دوران دفاع مقدس چه معجزات عظیمی از حضور مؤمنانه و پر تلاش نیروهای بسیجی در صحنه‌های جنگ اتفاق افتاد؛ این را باید همه بدانند. ۱۳۸۷/۰۲/۱۴

* من توصیه میکنم این کتابهائی که در شرح حال سرداران است یا آنچه که در گزارش روزهای جنگ و سالهای دشوار اول بالخصوص نوشته شده، این را جوانها بخوانند. خود را سیراب کنید از معرفت به آنچه که گذشته است در تاریخ انقلاب. ۱۳۸۷/۰۲/۱۴

* این جنگ، یک جنگ دفاعی بود. جنگ دفاعی با جنگ تهاجمی فرق دارد؛ جنگ تدافعی و دفاعی، محل بروز غیرت و تعصب و وفاداری عمیق انسانها به آرمانهایی است که به آنها پایبند است. ۱۳۸۵/۰۷/۲۹

* دوران دفاع مقدس برای ملت ما ظرفیت و موقعیتی بود که این ملت بتواند اعماق جوهره‌ی خودش را در ابعاد مختلف نشان دهد، و نشان داد. ۱۳۸۴/۰۶/۳۱

* ما هرچه برای دوره‌ی دفاع مقدس سرمایه‌گذاری و کار کنیم، زیاد نیست؛ چون ظرفیت هنری و ادبی کشور برای تبیین این دوره، خیلی گسترده، وسیع و عمیق است و از این ظرفیت تاکنون استفاده‌ی خوب و درخوری نشده. ۱۳۸۴/۰۶/۳۱

* مواظب باشید از مسأله‌ی دفاع مقدس که در این کشور اتفاق افتاد، غافل نشوید؛ کار بزرگی انجام گرفت. آن جوانها مثل شماها بودند؛ اکثر این جوانهایی که در جنگ نقشهای مؤثر ایفا کردند، از قبیل همین دانشجوها بودند و خیلی‌هایشان هم جزو نخبه‌ها بودند. دلیل نخبه بودنشان هم این بود که یک جوان بیست‌ودو، سه ساله فرمانده‌ی یک لشکر شد؛ آن‌چنان توانست آن لشگر را هدایت کند و آن‌چنان توانست طراحی عملیات را، که هرگز نکرده بود، بکند که نه فقط دشمنانی را که مقابل ما بودند متعجب کرد، بلکه ماهواره‌های دشمنان را هم متعجب کرد. ۱۳۸۳/۰۷/۰۵

* ما در جنگ، بسیار جانهای عزیز را از دست دادیم و خسارتهای مادّی و معنوی زیادی هم تحمل کردیم؛ اما چیزی در دل این ملت جوشید که برکات و ارزشش برای امروز و فردای این ملت، از همه چیز بالاتر است و آن، احساس اتّکاء به نفس، احساس عزّت، احساس استقلال، احساس خودباوریِ ملیِ عظیم و احساس اعتقاد به این بود که اگر یک ملت حول محور ایمان به خدا و عمل صالح جمع شوند، معجزاتِ نشدنی یکی پس از دیگری قابل شدن خواهد شد. ۱۳۷۹/۰۷/۰۶

* جنگ هشت ساله، این ملت را آبدیده، شجاع و متّکی به نفس کرد. نام این ملت را بلند کرد. خیلی از ملتهای مسلمان دنیا به خاطر جنگ و عقاید شما ملّت، توجّه و گرایش پیدا کرده‌اند. ۱۳۷۵/۰۹/۲۴

* یکی از برکات دفاع هشت ساله ما، همین پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی و ساخت دقیقترین ابزارهاست که با دست خالی و بدون هیچ سابقه‌ای آنها را به دست آوردیم و جزو موجودی ملت ایران شده است. ۱۳۷۴/۰۶/۲۹

* در جنگ تحمیلی ملت بزرگ ما با ایستادگی و مقاومت خود در راه خدا، این توطئه را به وسیله و نردبانی به سمت قله‌ی آرزوها و ارزشهای اسلامی و وسیله‌یی برای پیشرفت تبدیل کرد. ۱۳۶۹/۰۶/۰۱

* بزرگترین، دردناکترین و فاجعه‌آمیزترین خصومت دشمنان ما به راه انداختن جنگ تحمیلی بود. ۱۳۶۶/۰۶/۳۱


 
توصیه حاج قاسم به فرزند شهید+عکس
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

 به گزارش مشرق به نقل از سایت بوتیانیوز، فرمانده سپاه قدس در حاشیه کنگره شهدا استان کرمان دست نوشته ای برای یک فرزند شهید به یادگار نوشت.

متن نامه به شرح زیر است:

بسمه تعالی

سعی کن به این توصیه الهی عنایت داشته باشی و آن اینکه حلال خداوند را حلال و حرام او را حرام بدان و به آن عمل کنی.

برادرت سلیمانی



 
تایید خبر شهادت فرمانده عراقی مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
روایتی از نحوه شهادت "ابوهاجر"؛ فرمانده‎ای که نامش لرزه بر اندام تکفیری‏ها می‏انداخت + عکس

اخیرا خبری در رسانه های داخلی و خارجی مبنی بر شهادت «فاضل صبحی» جانشین فرمانده تیپ ذوالفقار منتشر شد که هیچ منبع موثقی آن تایید نکرد و توضیحاتی در مورد شهادت این فرمانده ارائه نشد.فاضل صبحی در سوریه به "ابوهاجر" مشهور بود که رشادت های زیادی در راستای حفاظت از حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) انجام داده و خبر شهادتش شیعیان را متاثر کرد.


در همین راستا خبرگزاری ابنا در گفتگویی با «ابوغدیر» یکی از فرماندهان مدافع حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) خبر شهادت ابو هاجر را تایید کرد.


ابوغدیر ضمن تایید خبر شهادت ابوهاجر اظهار داشت: مدافعان حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) علاوه بر اینکه حفاظت از حرم دخت امیرالمومنین را بر عهده دارند، در برخی از مناطق سوریه که هدف حمله و تجاوز تروریست ها است نیز انجام وظیفه می‏کنند.


وی ادامه داد: ابو هاجر نیز به دلیل شجاعت و رشادت هایش، به عنوان فرمانده به شهر "درعا" که از جنوب سوریه با اردن هم مرز است، اعزام شد تا حافظ جان مردم این شهر باشد.ابوغدیر با بیان اینکه "درگیری شدیدی در آن منطقه رخ داده بود" اظهار داشت: در میان این درگیری، در روز دوشنبه 25 شهریور ابو هاجر توسط دو گلوله اسلحه قناسه که یکی به ناحیه کمر و دیگری به قفسه سینه اش اصابت کرد به مقام رفیع شهادت نایل شد.هنگامی که ابو هاجر با گلوله قناسه شهید و بر زمین افتاد، «عیسی ابو نوح» همرزم ابوهاجر، به کمک او شتافت تا پیکرش را از تیر رس تروریست ها خارج کند که وی نیز با گلوله قناسه به شهادت رسید.


این مقام بلندپایه مدافع حرم در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه "در حال حاضر پیکر مطهر این دو شهید در کجا قرار دارد" گفت: پیکر مطهر ابو هاجر و ابو نوح را اکنون به حرم بی بی حضرت زینب(سلام الله علیها) منتقل کرده اند و مردم همراه با سربازان مدافع به سوگواری پرداخته اند.ابو غدیر در مورد تشییع پیکر ابو هاجر اظهار داشت: پیکر این غلام حضرت زینب(سلام الله علیها) پنج شنبه و یا جمعه به ایران منتقل و سپس از آنجا به شهر نجف فرستاده می‏شود تا در خیل عظیم مردم این کشور تشییع شود.


وی در ادامه این گفتگو در مورد وضعیت فعلی منطقه زینبیه گفت: در حال حاضر منطقه امن بوده و هیچ گونه درگیری صورت نگرفته است.


این فرمانده نظامی همچنین درباره آخرین تحولات سوریه گفت: مدافعان حرم در روز یکشنبه 24 شهریور به منطقه "شعبا" اعزام شدند تا این منطقه را از وجود تک تیر اندازهایی که راه را برای ورود به فرودگاه دمشق نا امن کرده بودند؛ پاکسازی کنند. سربازان مدافع روز سه شنبه 26 شهریور درحالی به منطقه زینبیه بازگشتند که 15 نفر از تروریست ها را زنده دستگیر و سلاح های آنها ضبط کرده بودند.به گفته وی، در این عملیات دو نفر از سربازان مدافع به شهادت رسیدند.


گفتنی است، ابوهاجر که از کشور عراق عازم سوریه شده بود، در گفتگویی قبل از شهادتش اظهار داشت: ما در اینجا تیپ حضرت ابوالفضل العباس و تیپ ذوالفقار را تشکیل دادیم که متشکل از شیعیان عراق، سوریه و دیگر کشورهاست.زمانی که مبارزات در منطقه ما آغاز شد، به همراه ارتش سوریه وارد عملیات نظامی شدیم تا مناطقی را که توسط شورشیان گرفته شده بود پاکسازی کنیم.

در ادامه عکس هایی از تشییع پیکر مطهر ابوهاجر آورده شده است:

 

 


 
عکس/ سجده در خون
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش مشرق به نقل از جهان ، در سال های دفاع مقدس، اسلحه دوربین دارِ «دراگانوف» در جبهه های جنگ به «قناصه» شهرت داشت و به تک تیراندازانی که از این سلاح استفاده می کردند، «قناصه چی» گفته می شد.البته به اشتباه،این اسلحه را «سیمینوف» هم می نامیدند.

 این اسلحه در هر دو جبهه ایران و عراق استفاده می شد اما در میان قوای بعثی، به دلیل آزادی در خریدِ تسلیحات، بسیار رایج بود.

عکسی که می بینید، لحظاتی پس از شهادت یک بسیجی از او گرفته شده است. تک تیراندازان بعثی، این بسیجی را از ناحیه سر مورد هدف قرار دادند و او در خون خویش سجده کرد.


 
نظر شما درباره این عکس چیست؟
ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٦  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

در روز ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ اولین گروه آزادگان ایرانی پس از سال‌ها اسارت در زندان‌های رژیم بعث عراق به کشور بازگشتند. این رویداد دو هفته پس از اشغال نظامی کویت توسط ارتش صدام و 2 روز پس از آن صورت گرفت که صدام در نامه‌ای به رئیس جمهور وقت ایران بار دیگر عهدنامه 1975 الجزیره را پذیرفت و به شرایط ایران برای پایان جنگ تسلیم شد و از جمله قول عقب‌نشینی از مرزهای ایران و آزادسازی اسیران ایرانی را داد.


 
عکس / اگر اینان به قدرت برسند
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٩  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

این تصویر، آیه 41 از سوره مبارکه "حج" را به یاد می آورد که می فرماید: "الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ"

به گزارش مشرق به نقل از جهان، عکسی که می بینید در منطقه عملیاتی جنوب کشور برداشته شده است. دو رزمنده بسیجی، در گوشه ای از دشت خوزستان، در حالی که رزم جامه هایی خاک آلود از رزم را بر تن دارند، در مجالی که به دست آورده اند، به نماز ایستاده اند. این تصویر، آیه 41 از سوره مبارکه "حج" را به یاد می آورد که می فرماید: "الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ" (به ترجمه آیت الله العظمی "مکارم شیرازی"): "یاران خدا کسانی هستند که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را بر پا می‏دارند"


 
عکس / کلاه های آبی در «شلمچه»
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٤  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

این عکس در اوایل مرداد ماه در منطقه عملیاتی «شلمچه» برداشته شده است. منطقه ای که شاهد بزرگ ترین و شدیدترین عملیات نظامی در طول سال های دفاع مقدس بود.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، عکس زیر در اوایل مرداد ماه سال 1367 در منطقه عملیاتی «شلمچه» برداشته شده است.منطقه ای که شاهد بزرگ ترین و شدیدترین عملیات نظامی در طول سال های دفاع مقدس بود. کمتر از پنج روز پس از پایان عملیات نظامی در تمامی مرزهای ایران و عراق، نیروهای «سازمان ملل متحد»(موسوم به کلاه آبی ها) جهت نظارت بر اجرای آتش بس، مندرج در بند اول «قطعنامه ی 598» در مرزهای جنوب و غرب کشور حاضر شدند و بدین ترتیب در 9 مرداد ماه سال 1367، جنگ 7 سال و ده ماهه میان «جمهوری اسلامی ایران» و «رژیم بعثی حاکم بر عراق» رسما به پایان رسید.


 
عکسی دیده نشده از رئیس مجلس خبرگان
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس
عکسی که مشاهده می کنید، در سال ۱۳۵۹ در استان کردستان گرفته شده است. آیت الله «محمدرضا مهدوی کنی»، رییس فعلی مجلس خبرگان رهبری در عکس لباس نظامی بر تن دارد و شهید "مجید حداد عادل"(استاندار وقت کردستان) نیز در عکس دیده می شود. در زمان گرفته شدن این عکس، آیت الله مهدوی کنی، احتمالا وزیر کشور کابینه شهید باهنر بوده اند.

 
قطعنامه ۵۹۸ به روایت خواندنی رهبرانقلاب
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢۸  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

رهبری کشور و انقلاب در یک لحظه یک موضعی را بخاطر مصلحت، اسلام و مسلمین اتخاذ می‌کند که دنیا در مقابل این موضعگیری ‌متحیر می‌ماند. این شجاعت از شجاعت در جنگ بالاتر است.