کودک 7 ساله ای که به خاطر مسلمان بودن مورد آزار قرار گرفت +تصاویر
ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

به گزارش خبرنگار اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ حسن عثمانی پدر عبدالعزیز7 ساله با قرار دادن عکس فرزندش در فیسبوک، از آزار و اذیت کودکش توسط پنج همکلاسی خود در سرویس مدرسه خبر داد.

وی عنوان کرد که همکلاسی های پسر من وقتی می خواستند به زور فرزندم را مجبور به خوردن خوراکی های خود کنند، با مقاومت او روبرو می شوند، پسرم به آنها می گوید که من فقط مجاز به خوردن خوراکی های حلال هستم. پس از گفتن این جمله ناگهان آنها بر سر کودک من ریخته و او را  مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

وی عنوان می کند که رواج اینگونه رفتارهای اسلام هراسانه در بین کودکلان شش یا هفت ساله بسیار تاسف بار است، کودک من دچار تنش و اظطراب زیادی شده و آسیب روانی به او وارد شده است.

گفتنی است؛ پدر این کودک، حسن عثمان دانشمند پاکستانی است که از سال 2004 برای اولین بار به همراه خانواده خود برای انجام تحقیقات به ایالت متحده سفر کرده بود. وی می گوید تا کنون این هجمه از خشونت علیه مسلمانان را ندیده و با ادامه این روند به احتمال زیاد بعد از انتخابات به کشور خود مهاجرت خواهد کرد.

آزار و اذیت کودک 7 ساله بخاطر مسلمان بودنش

آزار و اذیت کودک 7 ساله بخاطر دین اسلام

آزار و اذیت کودک 7 ساله بخاطر مسلمان بودنش

 
فاز جدید اسلام‌هراسی؛
ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

از اجبار برهنگی تا ممنوعیت بورکینی؛

 

 

گشت ارشاد به روش فرانسوی + عکس

سرویس جنگ نرم مشرق- محدودیت برای مسلمانان، به‌ویژه برای زنان مسلمان ساکن در کشورهای غربی هر روز افزایش می‌یابد، اما فریاد مدافعان حقوق بشری غربی برای حمایت از آنها بلند نمی‌شود. خبر خیلی ساده است؛ چند شهر فرانسه، پوشیدن "بورکینی" یا مایوی اسلامی جهت شنا در سواحل این کشور را برای زنان مسلمان به استناد به قانون برهم زدن نظم عمومی منع کرده‌اند. مانوئل والس، نخست وزیر فرانسه، نیز از این اقدام حمایت کرده است.

حکومت فرانسه نیز برای تحقق این قانون جدید، "گشت ارشاد" حمایت از «لائیسیته» (سکولاریسم) را به سواحل خود فرستاده تا اگر خانم‌ها عریان وارد دریا نشوند، آنها را 38 یورو جریمه ‌کنند!

گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید 
 "گشت ارشاد" حمایت از «لائیسیته» (سکولاریسم) به سواحل رفته‌اند تا اگر خانم‌ها عریان وارد دریا نشوند، آنها را 38 یورو جریمه ‌کنند!

ماجرا در حدود یک ماه پیش از زمان اعلام یک پارک آبی در فرانسه، مبنی بر اختصاص یک روز به زنان مسلمانی که از لباس شنای کاملا پوشیده استفاده می‌کنند، شروع شد؛ این اقدام از سوی سیاستمداران دست‌راستی این کشور مورد انتقاد شدید قرار گرفت که آن را مغایر با ارزشهای اجتماعی فرانسه تلقی میکردند.

چند روز بعد، شهر کن نخستین شهری شد که با تأیید دستگاه قضایی، بورکینی یا همان مایو یا لباس شنای اسلامی را کنار ساحل ممنوع کرد. بلافاصله شهرهای ویله‌نووه-لوبه (نزدیک نیس) و سیسکو در کورسیکا هم تبعیت کردند. در اعلامیه شهردار کن تاکید شده است که تناسب پوشش افراد در سواحل با اصل لائیسیته ضروری است.

 گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید
 چند شهر فرانسه، پوشیدن "بورکینی" یا مایوی اسلامی جهت شنا در سواحل این کشور را برای زنان مسلمان به استناد به قانون برهم زدن نظم عمومی منع کرده‌اند
 

 

وقتی "بورکینی" نماد تروریسم می‌شود!

فرانسه بعد از حملات تروریستی در بعضی از شهرهایش به‌ظاهر دنبال نشانه‌های تروریسم و تروریست‌ها می‌گردد، و حالا به گفته مسئولان این کشور، نشانه‌های "اسلام افراطی" را که معادل دیگر واژه تروریسم در ادبیات غربی‌ها است را در "بورکینی" یا لباس شنای اسلامی بانوان پیدا کردند؛ شهردار کن در این رابطه گفت: «بورکینیمثل یونیفورم است، نماد افراط‌گرایی اسلام‌گرایانه است».

 گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید
شهردار کن گفت: «بورکینیمثل یونیفورم است، نماد افراط‌گرایی اسلام‌گرایانه است» 

یک نهاد مبارزه با اسلام‌هراسی در فرانسه برای این موضوع شهردار کن را به دادگاه کشاند، اما باخت. نظر قاضی این بود که این ممنوعیت در حیطه قانون منع علایم مذهبی در اماکن عمومی (که سال ۲۰۰۴ در فرانسه تصویب شد) می‌گنجد. در واقع نظر دادگاه این است که "بورکینی" نه یک نشانه مذهبی معمولی که تبلیغی از اسلام افراطی یا همان تروریسم است. نخست وزیر فرانسه نیز در مصاحبه با روزنامه "لا پرووانس" گفت: «بورکینی ریشه در اهداف سیاسی دارد و ضد ارزش‌های جامعه و نمونه‌ای از بردگی زن است». مانوئل والس پیشتر نیز، بعد از حملات تروریستی به فرانسه در سال 2015 گفته بود: «حجاب نشان شیفتگی به یک سبک نیست، حجاب تنها انتخاب رنگ پوشش نیست، نه: حجاب، بردگی زنان است.»

سران کشور فرانسه از سال‌های ۱۹۸۹ به بعد مخالفت خود را با مظاهر اسلامی به‌ویژه "حجاب" با روش‌های گوناگون مانند انتشار رمان، سخنرانی و حتی تصویب قانون نشان داده‌اند و در چند سال گذشته جدی‌ترین طراح اروپایی علیه شعائر و پوشش مذهبی مسلمانان محسوب می‌شوند. این سابقه چالش فرانسه با "حجاب اسلامی" زمانی که با موج "اسلام‌ستیزی" ابتدای قرن جدید میلادی همراه شد، مسئولان فرانسوی را به استفاده از قدرت سیاسی‌شان سوق داد تا محدودیت‌هایی را برای مسلمانان در راستای سکولاریزم به تصویب برسانند که تیغ تیز آن بیشتر متوجه زنان مسلمان است. قانون ممنوعیت حمل یا پوشیدن نمادهای مذهبی همچون حجاب در مدارس و دانشگاه‌های دولتی (مصوب 2004) و همچنین ممنوعیت پوشیدن نقاب که عدم رعایت این قانون مجازات نقدی به همراه دارد، نیز در همین راستاست.

 گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید
نخست وزیر فرانسه در حمایت از ممنوعیت بورکینی گفت: «بورکینی ریشه در اهداف سیاسی دارد و ضد ارزش‌های جامعه و نمونه‌ای از بردگی زن است» 
 

 

غرب، رسوایی شرم‌آور بیکینی را به بورکینی مسلمانان منتقل می‌کند

ممنوعیت شنا کردن زنان با بورکینی در حالی صورت می‌گیرد که در زمانی نه چندان دور، استفاده از بیکینی در کشورهای غربی محدودیت داشت و حتی زنان به‌خاطر استفاده از آن زندانی می‌شدند! در اواخر دهه 40 میلادی که بیکینی طراحی شده بود، در بسیاری از کشورهای اروپایی، بیکینی یک "رسوایی شرم‌آور" خوانده می‌شد و استفاده از آن در سواحل ایتالیا، اسپانیا و پرتغال رسما ممنوع بود. جالب اینکه استفاده از بیکنی در سواحل اقیانوس اطلس فرانسه ممنوع ولی در چند بخش دیگر این کشور مجاز بود. در آمریکا هم استفاده از بیکنی در سواحل ممنوع بود؛ در فیلم‌های هالیوود بر اساس قوانین نانوشته اخلاقی حاکم بر سینمای آن زمان که به قوانین "Hays" معروف بودند، زنان با بیکینی نمایش داده نمی‌شدند؛ اما تحولات فرهنگی دهه ۶۰ میلادی و انقلاب جنسی در غرب، موجب شد که بیکینی به لباس شنای خیلی عادی و معمولی تبدیل گردد.

گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید 
اولین مدل‌های مایوهای شنا در قرن هجدهم میلادی روانه بازار شدند و در آن زمان محل شنای مردان و زنان از هم جدا بود

از آن طرف شناکردن برای زنان مسلمان همواره یک معضل بوده تا اینکه بورکینی در سال ۲۰۰۳ میلادی توسط احدا زانتی (Aheda Zanetti) لبنانی‌الاصل که در در استرالیا در زمینه مد و طراحی لباس برای زنان مسلمان فعالیت می‌کند، طراحی شد تا به زنان مسلمان اجازه دهد در کنار شنا کردن، بتوانند به اعتقاداتشان نیز پایبند باشند. بورکینی‌(Burkini) که نامش را از ترکیب برقعه (Burka) و بیکینی (Bikini) گرفته، تمام بدن بجز صورت، کف دست و پاها را می‌پوشاند تا حجاب اسلامی برای زنان مسلمانی که علاقه به شنا کردن دارند، فراهم شود.

گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید 
 در بسیاری از کشورهای اروپایی، بیکینی یک "رسوایی شرم‌آور" خوانده می‌شد و استفاده از آن در سواحل ایتالیا، اسپانیا و پرتغال و حتی آمریکا رسما ممنوع بود

حالا در عصر کنونی، پروژه «شرمنده سازی» زنان محجبه از سوی نخبگان دارای ثروت و قدرت در فرانسه دنبال می‌شود؛ اگر زمانی در غرب و حتی فرانسه شناکردن با بیکینی شرم‌آور بود، اما اکنون اگر فردی بیکینی نداشته باشد و بخواهد مثل زمان قدیم در غرب (لباس‌ها پوشیده‌تر و محیط شنای زنان و مردان نیز جدا بود) با لباس پوشیده شنا کند، آن فرد را رسوا و شرمنده رفتار خود می‌کنند.

گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید 
احدا زانتی لبنانی‌الاصل که در استرالیا در زمینه مد و طراحی لباس برای زنان مسلمان فعالیت می‌کند، بورکینی را در سال ۲۰۰۳ میلادی طراحی کرده است
 

 

چماق سکولاریسم بر سر مسلمانان و سکوت طرفداران حقوق بشر

فرانسه بیش از هر کشوری در غرب پرچم مبارزه با اسلام را بلند کرده و حقوق شهروندان مسلمان خود را محدود و نقض می‌کند، اما رسانه‌های طرفدار حقوق بشری در غرب، هیچ‌گاه این موضوع را برجسته و در دستور کار مداوم خود قرار نمی‌دهند. هرچند که شبیه این تبعیض رسانه‌ای را می‌توان در رنگی‌تر دیدن خون قربانیان غربی حملات تروریستی در نسبت با قربانیان مسلمان این حملات در غرب آسیا (خاورمیانه) مشاهده کرد؛ در این میان هم مسئولان غربی و رسانه‌های اصلی آنان این نگاه تبعیض‌آمیز که ریشه در تمدن غرب دارد را فریاد نمی‌زنند.

فرانسه تناقض با مفاهیم «لائیسیته» یا سکولاریسم را چماق کرده و بر هر چیزی که رنگ و بوی دین به‌ویژه اسلام داشته باشد، می‌کوبد تا افراد دست از شعائر دینی بکشند. در یکی از آخرین نمونه‌های مبارزه با نشانه‌های اسلام، مسئولان دولتی فرانسه در منطقه کلمب در نزدیکی پاریس، تهدید کرده‌اند در صورت خودداری یک فروشگاه عرضه محصولات «حلال» از فروش گوشت خوک و نوشیدنیهای الکلی، آن را تعطیل خواهند کرد.

گشت ارشاد به ساحل های فرانسه رسید 
فرانسه با جلوگیری از فعالیت زنان مسلمانی که می‌خواهند «باحیا» شنا کنند، آنها را به سمت برخورد با حکومت فرانسه تشویق می‌کنند

فرانسه خود را قربانی تروریسم توسط "مسلمانان افراطی" معرفی می‌کند، اما در عین حال با تشدید رفتارهای اسلام‌ستیزانه خود مانند جلوگیری از فعالیت زنان مسلمانی که می‌خواهند «باحیا» شنا کنند، آنها را به سمت برخورد با حکومت فرانسه تشویق می‌کنند و با این محدودیت‌ها و نقض حقوق مسلمانان، جای مانور بیشتری به گروه‌های تروریستی مانند داعش که اداعای اسلام دارند، می‌دهند.

البته در جدیدترین اخبار منتشر شده آمده که شورای دولتی فرانسه حکم داده که ممنوعیت بورکینی در سواحل این کشور غیرقانونی و نقض حقوق اساسی است. اکنون قانون ممنوعیت بورکینی در  ویلنُو ـ لوبه‬ معلق شده اما شهردار سیسکو گفته که ممنوعیت بورکینی را بر نخواهد داشت. دست‌کم ۳۰ شهر، بورکینی را در تابستان امسال ممنوع اعلام کردند و بسیاری از شهرهای دیگر هم گفته بودند که همین راه را در پیش خواهند گرفت.
 
نیکولا سارکوزی، رییس جمهور سایق فرانسه نیز که می‌خواهد در انتخابات سال ۲۰۱۷ نامزد شود، گفته که خواهان اجرای قانون ممنوعیت بورکینی در سراسر کشور است.



 
«عبدالله المعلمی» اعلام کرد
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/٢٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

حذف نهایی نام عربستان از گزارش سازمان ملل

 

در خصوص جرایم جنگی این کشور در یمن

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، نماینده دائم عربستان سعودی در سازمان ملل متحد اعلام کرد که نام این کشور از گزارش این سازمان در مورد جنایات ائتلاف عربستان در یمن به صورت نهایی حذف شد.

خبرگزاری فارس: حذف نهایی نام عربستان از گزارش سازمان ملل در خصوص جرایم جنگی این کشور در یمن

به گزارش وبگاه خبری «اخبار عاجله» سعودی، «عبدالله المعلمی» با اشاره به اینکه پرونده این موضع به کلی بسته شده است، اظهار داشت که به‌زودی یک هیأت وابسته به سازمان ملل عازم عربستان خواهد شد.

سازمان ملل متحد، خرداد ماه سال جاری ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی را در فهرست ناقضان حقوق کودکان در یمن قرار داد، مطابق گزارش این سازمان در حملات ائتلاف سعودی به یمن، 510 کودک کشته و نزدیک به 667 کودک دیگر زخمی شدند ولی چند روز بعد با تهدیدهای ریاض از این تصمیم عقب‌نشینی کرد. 

نهادهای حقوق بشری، از جمله دیده‌بان حقوق بشر و سازمان عفو بین‌الملل، اقدام دبیر کل سازمان ملل متحد در حذف نام عربستان سعودی از این فهرست را به شدت محکوم کردند. 

ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی از فروردین‌ ماه سال گذشته کشور فقیر یمن را هدف حملات هوایی شدید قرار داده است. این حملات که با استفاده از بمب‌های خوشه‌ای و تسلیحات پیشرفته انجام شده‌اند تا کنون هزاران نفر کشته شده‌اند.



 
پلیس بالتیمور یک زن سیاهپوست را به قتل رساند
ساعت ٥:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٥/۱۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
به گزارش مشرق به نقل از سی ان ان، پلیس آمریکا اعلام کرد: پلیس در منطقه بالتیمور یک زن سیاهپوست را به ضرب گلوله به قتل رسانده است.

یک کودک نیز در جریان تیراندازی در یک مجتمع آپارتمانی در بالتیمور زخمی شده و پلیس یک مرد را نیز دستگیر کرده است.

حدود ساعت 9 و 20 دقیقه روز دوشنبه 3 مامور پلیس برای بازداشت یک زن و یک مرد به مجتمع آپارتمانی در منطقه راندالس تاون در بالتیمور مراجعه کردند.

اتهام این 2 نفر مربوط به بی توجهی به ایست بازرسی پلیس در ماه مارس بوده است. جیم جانسون رئیس پلیس منطقه بالتیمور تاکید کرد: ماموران پلیس از داخل آپارتمان صدای یک زن و یک مرد و یک کودک را شنیده‌اند و 10 دقیقه منتظر مانده‌اند تا درب آپارتمان باز شود.

پس از باز شدن درب آپارتمان ماموران پلیس زن 23 ساله‌ای را مشاهده کرده‌اند که اسلحه را به سوی آنها هدف گرفته است. نیروهای پلیس سعی کرده‌اند تا این زن را از شلیک اسلحه منصرف کرده و او را برای تسلیم شدن متقاعد نمایند.

یک ساعت پس از نزاع و درگیری، این زن ماموران را به صورت شفاهی و همین طور با اسلحه تهدید کرده است. سپس ماموران پلیس اقدام به تیراندازی به سوی این زن کرده‌اند و این درگیری منجر به مرگ زن شده است. کودک 5 ساله نیز در این تیراندازی زخمی شده است.
 
منبع: تسنیم

 
لغو حقوق‌شهروندی به دلیل شرکت نکردن در کلاس شنای مختلط
ساعت ٥:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
به گزارش مشرق، روزنامه ایندیپندنت نوشت: در آخرین مورد از بی‌توجهی‌های دولت سوئیس به حقوق پناهجویان و مهاجران مسلمان به این کشور، این بار حقوق شهروندی دو دختر مسلمان به خاطر اینکه حاضر نشدند در کلاس شنای مختلط به همراه پسران حضور یابند لغو شد.

براساس بیانیه‌ای که دولت سوئیس در این رابطه منتشر کرده این دو دختر 12 و 14 ساله به دلیل اینکه از قوانین مدرسه برای حضور در کلاس درسی‌شان سر باز زدند مجازات شده‌اند.

عدم حضور این دختران در کلاس شنای مختلط براساس آموزه‌های دین اسلام امری بدیهی به نظر می‌آید اما اینکه چرا دولت سوئیس به جای تعامل و فراهم کردن شرایط این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد، پرسشی است که آسوشیتدپرس در این گزارش مطرح می‌کند.

طبق این گزارش درحال حاضر روند دریافت تابعیت و گذرنامه سوئیسی از دو دانش‌آموز مسلمان از سوی دولت سوئیس لغو شده است.

در همین حال، یک دادگاه منطقه‌ای در این کشور، پدر دو دختر دیگری که به فرزندانش اجازه نداده بود با پسران شنا کنند  را به پرداخت جریمه 4000 فرانک سوئیس (معادل 2900 یورو) محکوم کرد.
«استفان ورل»، رئیس کمیته تابعیت این کشور در مصاحبه‌ای با یکی از شبکه‌های دولتی سوئیس در این رابطه اظهار داشت هر کسی این شرایط را نپذیرد نقض قانون کرده و نمی‌تواند درخواست تابعیت دهد.

طبق گزارش رسانه‌های محلی، پدری که به واسطه ممانعت از شنای دخترانش در حضور پسران به پرداخت جریمه محکوم شد، پیش از این نیز به دلیل حضور با حجاب دخترانش در مدرسه با مقامات مدرسه با مشکل  مواجه شده بود، به طوری که کار به دادگاه کشید.

دادگاه عالی سوئیس در نهایت براساس حق آزادی مذهبی به دختر بزرگتر این مرد اجازه حضور با حجاب را در مدرسه صادر کرد.

در موردی مشابه، پیش از این خودداری مقامات سوئیسی از اعطای تابعیت به دو برادر مسلمان که حاضر نشده بودند با معلم زن خود دست بدهند، جنجال‌آفرین شده بود.

مقامات سوئیسی بلافاصله درخواست تابعیت پدر این پسرها که امام مسجد شهر «بازل» بود را به حالت تعلیق درآوردند و برای وی جریمه 5000 دلاری تعیین کردند.

سوئیس درحالی یک مقصد مهم برای پناهجویانی است که در یک مورد نژادپرستی آشکار، در سال 2009، نزدیک به 60 درصد شهروندان این کشور علیه «ساخت مناره» برای مساجد در این کشور رأی دادند.
منبع: تسنیم

 
دردسر داشتن ریش برای پلیس مسلمان آمریکایی+عکس
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٤/٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
به گزارش مشرق، «مسعود سید» پلیس ۳۲ ساله مسلمان آمریکایی، پس از آنکه مدتی ریش خود را نزد و محاسن وی مقداری بلند شد، از سوی شعبه پلیس نیویورک احضار و از کار تعلیق شد.

وی پس از آنکه محاسنش از ۱ میلی متر بیشتر شد، ناقض قوانین داخلی پلیس خوانده شد و از انجام هرگونه فعالیتی در این زمنیه ممنوع شد. همچنین اسلحه و دستبند او نیز از او پس گرفته شد.

این افسر مسلمان با انتقاد از این نوع برخورد شعبه پلیس نیویورک اظهار داشت: این اقدام واقعا تحقیرآمیز بود و با این کار به من توهین شد.

این اقدام در حالی از سوی پلیس نیویورک نقض قانون داخلی اداره پلیس خوانده می شود که هیچ قانونی در این زمینه وجود ندارد و گذاشتن و یا زدن محاسن برای افسران پلیس، امری اختیاری عنوان شده است و چندین افسر پلیس دیگر نیز در شهر های مختلف آمریکا، دارای محاسن بلند تر از ۱ میلی متر هستند و تاکنون هیچ مشکل قانونی ای برای آنان به وجود نیامده است.

دردسر داشتن ریش برای پلیس مسلمان آمریکایی+عکس

«مسعود سید» پلیس مسلمان آمریکا

حال پس از گذشت مدتی از تعلیق مسعود سید از کار، روز چهارشنبه دادگاهی در نیویورک در این باره تشکیل و به شکایت مسعود از شعبه پلیس این شهر رسیدگی شد و طی حکم دادگاه، این شعبه موظف به بازگرداندن این پلیس مسلمان به کار و پرداخت غرامت به او شد.

شایان ذکر است داشتن محاسن در اسلام توصیه شده است و اکثر قریب به اتفاق علمای شیعه و سنی داشتن مقداری از محاسن را که صدق ریش کند، برای مردان لازم و واجب می دانند.
منبع: ابنا

 
انتشار تصاویر رفتار خشونت بار پلیس شیکاگو علیه مردم
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

بررسی های تازه نشان می دهد پلیس شیکاگو در برخورد با مردم از خشن ترین روش‎ها و حتی تیر اندازی بسوی آنها استفاده می کند.

یک موسسه مستقل نظارتی برعملکرد پلیس آمریکا با بررسی بیش از 100 فیلم و مدرک درباره برخورد پلیس با مردم، گزارشی را روز جمعه منتشر کرد که از برخورد خشن و حتی تیراندازی پلیس حکایت دارد.

فیلم های خشونت پلیس از دوربین‎های کار گذاشته بر روی لباس ماموران و داخل خودروهای پلیس، دوربین های مداربسته در خیابان‎ها و تصاویر گرفته شده با تلفن همراه به دست آمده است.

یکی از این فیلم‎ها تیراندازی یکی از ماموران پلیس شیکاگو به یک جوان سیاهپوست را نشان می دهد.

در سال 2012، لاکوان مک دونالد، جوان سیاهپوست، هدف 16 گلوله جیسون ون دایک، پلیس سفید پوست، قرار گرفت.

این موسسه نظارتی اعلام کرد، در آینده هر فیلم و یا فایل صوتی که حاکی از خشونت پلیس باشد برای اطلاع رسانی به مردم منتشر خواهد کرد.

شارون فیرلی مدیر این موسسه نظارتی در نشست مطبوعاتی گفت: «در چند ماه گذشته، عملکرد پلیس همواره از سوی مردم زیر سوال بوده است. بدون شک همه ما باور داریم که عدم اعتماد مردم به پلیس افزایش یافته است و باید برای بازگشت این اطمینان شفاف سازی صورت بگیرد.»

برخهورد خشونت بار پلیس آمریکا با مردم (عکس آرشیوی)

 عمکلرد خشن پلیسِ شیکاگو مقامات این شهر را بر آن داشت تا درباره عملکرد ماموران تحقیقاتی را آغاز نماید.

رحم امانوئل، شهردار شیکاگو با بالا گرفتن اعتراضات درباره خشونت بیش از حد پلیس این شهر، از برکناری برخی مقامات پلیس و تعلیق برخی از نیروهای آن خبر داد.

خشونت پلیس در سراسر آمریکا به معضلی بزرگ تبدیل شده است. بر اساس گزارش روزنامه واشنگتن پست، در سال 2015 پلیس امریکا هزار مورد تیراندازی منجر به مرگ انجام داده است که بیش از یک سوم افرادی که در تیراندازی نیروهای پلیس کشته شده اند، سیاه پوست بوده اند.

همچنین تحقیق دیگری نشان می دهد بیش از نیمی از افرادی که از سوی پلیس هدف گرفته شده و کشته شده اند، معلولان ذهنی و یا حرکتی بوده اند و تمامی این افراد در موقعیتی هدف قرار گرفته اند که نیازی به استفاده از خشونت علیه آنها نبوده است.

 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع «پرس تی وی فارسی» بلامانع است.


 
دست ندادن با جنس مخالف جریمه دارد!
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۳/٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

مقام‌های محلی در سوئیس طی حکمی اعلام کردند مسلمانان نباید به بهانه باورهای مذهبی از دست دادن با معلمان جنس مخالف خودداری کنند.

مسئولان آموزش و پرورش شهر بازل روز چهارشنبه با صدور این حکم تصمیم قبلی خود مبنی بر مستنثی بودن مسلمانان از دست دادن با معلمان جنس مخالف را لغو کردند.

نمایی از یک کلاس درس در کشور سوئیس (تصویر آرشیوی)

به موجب این حکم، والدین و قیم دانش آموزانی که از دست دادن با معلم جنس مخالف امتناع کنند با جریمه‌ای تا مبلغ پنج هزار دلار مواجه خواهند شد.

این مسئولان در بیانیه‌ای اعلام کردند: «یک معلم این حق را دارد که دست دادن را (از فرد مقابل) مطالبه کند.»

این تصمیم بعد از آن اتخاذ شد که یکی از مدارس به دو بردار 14 و 15 ساله سوری تبار اجازه داده بود با معلم زن خود دست ندهند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، این تصمیم که به طور مستقل از سوی این مدرسه و بدون اطلاع مقام‌های بازل اتخاذ شده بود، جنجال‌هایی را در سوئیس رقم زد.

در این گزارش آمده است دست دادن در مدارس سوئیس با معلمان به نشانه احترام بوده و یکی از سنت‌های نهادینه در این کشور است.

مقام‌های سوئیسی در توجیه این حکم اعلام کردند: «منافع عمومی مرتبط با برابری جنسیتی و ادغام اتباع خارجی در جامعه سوئیس بسیار مهمتر از نگرانی‌های مربوط به آزادی عقاید دانش آموزان است.»

مسئولان آموزشی بازل همچنین با اشاره به دو دانش آموز سوری اعلام کردند اگر آنها از دست دادن با معلم خود امتناع کنند «مجازات‌هایی که قانون تعیین کرده اعمال خواهد شد.»

در همین حال، مقام‌های محلی اعلام کردند روند اعطای تابعیت سوئیس به این خانواده سوری را بر سر این مساله متوقف کرده‌اند.

سوئیس هشت میلیون نفر جمعیت دارد که حدود 350 هزار نفر آنان مسلمان هستند.

از جمله موارد جنجالی دیگر مربوط به مسلمان در سوئیس می توان به جریمه خانواده هایی اشاره کرد که خواسته بودند دختران آنها در کلاسهای شنا که با پسران بصورت مختلط برگزار می شود، حاضر نشوند. 

با این حال مسلمانان سوئیس موفقیت هایی را در دادگاهها علیه مدارسی که خواهان قدغن کردن حجاب شده بودند داشته اند. 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع «پرس تی وی فارسی» بلامانع است.


 
۱۹۸ عکس از ۲۰۰۰ عکس شکنجه ارتش آمریکا
ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

پنتاگون تصاویر مربوط به شکنجه زندانیان را منتشر کرد +تصاویر

به گزارش مشرق،وزارت دفاع آمریکا روز جمعه ۱۹۸ تصویر مربوط به سو استفاده از بازداشت شدگان را در بازداشتگاه ارتش آمریکا در افغانستان و عراق منتشر کرد.

پنتاگون تصریح کرد این تصاویر، که در آن بریدگی و آثار ضربات بر روی بازو و پاهای زندانیان دیده می‌شود، در چارچوب تحقیقات قضایی در خصوص ۵۶ مورد بدرفتاری احتمالی نظامیان آمریکایی جمع آوری شده است.

اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا، که از بیش از ده سال پیش برای به دست آوردن این تصاویر در چارچوب قانون در مورد آزادی بیان تلاش می‌کند، اعلام کرد تصاویری که منتشر شد بخشی از مجموعه ۲۰۰۰ عکس است که بیشتر آنها محرمانه است.

«جمیل جعفر» معاون حقوقی اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا گفت: تصاویری که همچنان محرمانه است، بهترین مدرک در خصوص سو استفاده‌هایی است که در بازداشتگاه‌های نظامی رخ می‌دهد.

وی افزود: انتشار انتخابی توسط دولت (آمریکا) ممکن است نمایشی گمراه کننده از میزان سوءاستفاده به افکار عمومی ارائه کند.

تصاویری که روز جمعه منتشر شد هر چند تکان دهنده است، احتمالاً تأثیری مانند تصاویر منتشر شده در مورد شرایط بازداشت برخی زندانیان در زندان ابوغریب عراق در سال ۲۰۰۴ ندارد.

برخی زندانیان این زندان از سو استفاده جسمی،‌ جنسی، شوک الکتریکی و اعدام‌های ساختگی در این زندان خبر دادند.

منبع: ابنا



 
تفاوت بازداشت سفید و سیاه‌پوستان آمریکا+عکس
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳۱  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
 به گزارش مشرق، یک روزنامه انگلیسی در گزارشی تصویری درباره نحوه رفتار آرام پلیس آمریکا با جوان سفیدپوست عامل کشتار کلیسای سیاه‌پوستان، بر تبعیض نژادی پلیس این کشور تاکید کرد.

در تیراندازی در کلیسای تاریخی سیاهپوستان آمریکا در «چارلستون» واقع در کارولینای جنوبی یک جوان سفیدپوست 9 نفر را کشت شد و پس از آن از کلیسا متواری شد. پلیس این ایالت بلافاصله اعلام کرد که مظنون این حادثه که یک مرد سفیدپوست جوان بوده بر اساس نفرتی که از سیاهپوستان داشته چنین اقدامی را مرتکب شده است.

یک روز پس از این تیراندازی سرانجام پلیس آمریکا «دیلان روف» عامل کشتار کلیسای سیاه‌پوستان چارلستون آمریکا را در حالی که در پشت چراغ قرمز خیابانی در ایالت کارولینای شمالی بود، دستگیر کرد.

روزنامه ایندیپندنت در گزارشی با انتشار تصاویری از نحوه برخورد پلیس با «دیلان روف» جوان 21 ساله که به اذعان خودش به دلیل نفرت از سیاهان و تسلط آنها بر آمریکا اقدام به این کشتار کرده بود، بر «برخورد دوگانه» نیروهای پلیس در قبال نژادپرستی تاکید کرد.

در این گزارش آمده است: «نحوه بازداشت او و به ویژه برخورد نیروهای پلیس با وی، چیزهای زیادی برای گفتن درباره موضوع نژاد در آمریکا دارد. روف که متهم به قتل 9 نفر در کمال خونسردی است، برای انتقال از یک ساختمان اسکورت شد. نیروهای پلیس حتی انگشتی هم به او نزدند و حتی جلیقه ضدگلوله به او پوشاندند».

ایندیپندنت با اشاره به خشونت منجر به مرگ یک سیاه پوست توسط نیروهای پلیس در سال 2014 نوشت: «رفتار پلیس با روف را با تصویر اریک گارنر مقایسه کنید؛ فرد ساکن نیویورک که ظرف 15 ثانیه کشته شد. اتهام او چه بود؟ فروش سیگار بدون مالیات».

اریک گارنر» دستفروش 43 ساله سیاهپوست و مبتلا به بیماری آسم بود که اوایل خرداد سال گذشته که توسط مامور پلیس آمریکا  کشته شد. او در حالی جان سپرد که در لحظات آخر زندگی به سختی می‌گفت: «من نمی‌توانم نفس بکشم». «دانیل پانتالئو» افسر سفیدپوست در حالی از اتهام قتل گارنر تبرئه شد که در تصاویر و فیلمهای منتشرشده کاملا مشخص است که با خشونت تمام دستانش را به دور گردن گارنر حلقه کرده بود.

منبع: فارس

 
بررسی بردگی جنسی در غرب و استقبال غربی‌ها از "کالای" تجارت جنسی
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۱  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

گروه جنگ نرم مشرق- برده‌داری انسان در قرن 21 در جوامع غربی امری باورنکردنی محسوب می‌شود و وجود 27 میلیون نفر برده نشان می‌دهد که که امروز بیشتر از هر روز دیگری در تاریخ بشر برده وجود دارد. اما اگر ماهیت لیبرالی این جوامع را بشناسید، خیلی هم اتفاق غیرمعمولی به نظر نمی‌رسد؛ زیرا که ذات لیبرال شاید در سطح تکنیکی در جامعه به دنبال ایجاد عدل و مساوات باشد اما در سطح‌های بالاتر و استراتژیک مردم خود را بسیار سازمان‌یافته و منظم مورد استثمار قرار می‌دهد بطوری که همیشه 98 درصد مردم برای 2 درصد ابرطبقه کار می‌کنند و هر روز باعث فربه‌تر شدن آنان می‌شوند. تجارت جنسی دختر‌ها، زنان و کودکان نیز در همین چارچوب تعریف می‌شود تا هم به ثروت و قدرت سیاست‌مداران و ابرثروت‌مندان افزوده بشود و هم موجب جواب دادن به هوس‌های شیطانی خود و مردمی می‌گردد که روز به روز موجب گسترده شدن زبانه این آتش هوس می‌شود.

در گذشته قاچاق و تجارت انسان در کشورهای فقیر جهان رواج داشت، اما امروزه در اروپا و آمریکا نیز زن و دختر به دام قاچاق‌چیان و تاجران انسان افتاده و قربانی این جنایت می‌شوند و پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر، قاچاق انسان یکی از پرسودترین تجارت‌های غیرقانونی جهان است. آمار نشان می‌دهد تجارت جنسی که در واقع هدف اصلی قاچاق‌چیان انسان است در بیست سال اخیر رشد بسیار بالایی داشته و گردش مالی این تجارت در سرتاسر جهان به حدود 25 میلیارد یورو می‌رسد.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 

بردگی جنسی که در واقع هدف اصلی قاچاق‌چیان انسان است، پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر پرسودترین تجارت‌ غیرقانونی جهان است

بر اساس گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) سالانه بیش از 2 میلیون زن در سرتاسر جهان مجبور به تن‌فروشی می‌گردند و یا به سمت فحشا سوق داده می‌شوند که بیشترین متقاضی اصلی این برده‌داری نوین و اشکال نوین استثمار را اتباع کشورهای توسعه‌ یافتۀ اروپایی و آمریکا تشکیل می‌دهند.

برده‌داری شرم‌آور جنسی در اروپا

قاچاق و تجارت انسان بخصوص بردگان جنسی از پایان جنگ‌های یوگسلاوی سابق در 1990 میلادی در اروپا شدت گرفت و پس از عقد "قرارداد شنگن" در 1993 که مرزها در کشورهای اتحادیه اروپا برداشته شد، رفت و آمد آسان‌تر گشت و به تبع آن قاچاق انسان نیز راحت‌تر از قبل صورت گرفت. درگذشته قاچاق انسان از کشورهای جهان سوم و آفریقایی انجام می‌شد اما امروزه در اروپا دختران و زنان از داخل همین کشورهای اروپایی قاچاق می‌شوند. مبدا بیشتر این قاچاق‌ها از کشورهای اروپای شرقی به مقصد اروپای غربی است. طبق آمار اتحادیه اروپا، تعداد زنان قربانی بردگی جنسی در این قاره به سالانه 500.000 نفر افزایش یافته و تجارت غیرقانونی انسان، رقمی بالغ بر 10 میلیارد دلار را به جیب تاجران سرازیر می‌کند.

تحقیقات نشان می‌دهد که بسیاری از افرادی که به دام شبکه‌های قاچاق اروپایی می‌افتند در ابتدا نه به این منظور بلکه در مسیر مهاجرت و برای کار و یافتن آینده‌ای بهتر اقدام به مهاجرت می‌کنند. روزانه شهروندان مسکو و دیگر شهرهای اروپای شرقی شاهد پخش اعلامیه‌هایی در ایستگاه‌های مترو و دیگر مراکز پر ازدحام هستند که در آنها نوید یک زندگی آرمانی به دختران جوان در غرب داده می‌شود. این گروه از دختران برای یافتن سرپناهی در غرب به هر گروهی اعتماد کرده و درنهایت راه خود را به سوی "مرکز تمدن و حقوق بشر" روانه می‌کنند، اما در نهایت مورد استثمار جنسی قرار می‌گیرند. به غیر از شهر در روستاهای اروپایی نیز قاچاق‌چیان به دنبال دختران جوان با تحصیلات اندک که خواستار زندگی بهتری هستند، می‌روند تا آنها را برای روسپی‌گری به کشورهای توسعه یافته منتقل کنند.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 


دختران اروپای شرقی که خواستار زندگی بهتری هستند، توسط قاچاق‌چیان به عنوان برده جنسی به اروپاییان غربی فروخته می‌شوند.

بهای یک برده جنسی در اروپا به اندازه یک گوشی هوشمند

تجارت جنسی در اروپا خطر و ریسک کم اما سود فراوان دارد. دولت‌های اروپایی توان یا اراده‌ای برای مبارزه با قاچاق دختر و زنان و کودکان برای خدمات جنسی ندارند. دولت‌ها بودجه بسیار کمی برای مبارزه با این موضوع اختصاص داده‌اند و مجازات و محکومیت‌های اندکی برای قاچاق‌چیان انسان در اروپا در نظر گرفته‌اند. در کشورهای اروپای شرقی که از نظر مالی ضعیف هستند، بعضی سیاست‌مداران این کشورها نیز در قاچاق و تجارت جنسی دست دارند.

حتی بسیاری از پلیس‌ها در کشورهای اروپایی زمانی که به قربانیان قاچاق جنسی دست پیدا می‌کنند، به جای دستگیری آنها و بازگشت به کشورشان آنها را مورد سؤاستفاده جنسی قرار می‌دهند. سؤاستفاده از این افراد به پلیس‌های جوامع غربی ختم نمی‌شود و پزشکان و وکلایی که باید از این افراد حمایت کنند نیز این دختران و نوجوانان را قربانی هوس‌های جنسی خود می‌کنند.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 

بسیاری از پلیس‌های‌ جوامع غربی به جای کمک به قربانیان قاچاق از آنها سؤاستفاده جنسی می‌کنند

جالب است که بدانید قاچاق‌چیان در زیر سایه بی‌توجهی یا آگاهی دولت‌مردان اروپایی، قیمت یک برده جنسی را به اندازه بهای یک خودروی دست دوم و یا یک گوشی هوشمند تعیین کرده و دختران را بین ۸۰۰ تا ۳۰۰۰ یورو به قواد یا پااندازهای اروپایی می‌فروشند.

آمریکا، مهد برده‌داری نوین

همه‌ساله هزاران دختر و زن عمدتا از مناطق جنوب شرق آسیا، اتحاد شوروی سابق و آمریکای جنوبی به مقصد آمریکا برای تجارت جنسی توسط قاچاق‌چیان گسیل می‌شوند. آنها با قول شغل‌های پردرآمدی نظیر مدل یا مهمان‌دار به آمریکا آورده شده و به خانه‌ها، کلوپ‌ها و مکان‌های مخصوص این‌گونه کارها فروخته می‌شوند. آنان در آنجا مجبورند به خاطر پرداخت هزینه‌های سفرشان برای مالک جدیدشان کار کرده و دلار به دست آورند.

تحقیقات سازمان‌های رسمی در آمریکا نشان می‌دهد که هر سال بیش از ۱۰۰ هزار دختر زیر سن قانونی برای بردگی جنسی در آمریکا تجارت می‌شوند. حتی در داخل واشنگتن پایتخت آمریکا، دختران نوجوان که سن برخی از آنها حدود ۱۳ سال است، برای بردگی جنسی خرید و فروش می‌شوند.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 

در آمریکا هر سال بیش از ۱۰۰ هزار دختر زیر سن قانونی حتی ۱۳ ساله برای بردگی جنسی خرید و فروش می‌شوند.

ابعاد این فاجعۀ گسترده که با خرید و یا ربودن دختران و زنان و انواع آزارهای روحی و جسمی و جنسی، تجاوز به زور و الزام به مصرف مواد مخدر همراه است، روسپی‌گری این برده‌گان دنیای متمدن را در "سرزمین فرصت‌ها" با رونق فراوانی روبه‌رو نموده است. به گفته کارشناسان، آمریکا جزو سه کشور اولی است که به عنوان مقصد قاچاق‌چیان زنان به شمار می‌رود و معمولا قاچاق‌چیان در ایالات کالیفرنیا، نیویورک، تگزاس و لاس‌وگاس بازار خود را دایر می‌کنند. حکومت آمریکا که سابقه خوبی از برده‌داری سیاهان در گذشته ندارد نیز اقدام جدی برای مبارزه با برده‌داری نوین که استثمار جنسی از ملزومات آن به شمار می‌رود، صورت نمی‌دهد. شاید درآمدی 186 میلیارد دلاری از تجارت جنسی و صنعت فحشا دلیل خوبی برای توجیه دولت‌مردان آمریکا در رابطه با آزاد گذاشتن غیررسمی این پدیده شرم‌آور باشد.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 

ربایش و انواع آزارهای روحی و جسمی و الزام به مصرف مواد مخدر به بردگی جنسی در آمریکا رونق داده است

آمریکا و اروپا؛ بیشترین متقاضی برده‌داری و توریسم جنسی کودکان

توریسم جنسی کودک، شکل خاصی از استثمار جنسی تجاری کودکان است که با اشکال دیگر استثمار جنسی تجاری کودکان از جمله فحشا، قاچاق کودکان، فروش برای اهداف استثمار جنسی و هرزه‌نگاری کودک همپوشانی زیادی دارد.

اروپائیان غربی تمایل زیادی دارند که برای استثمار جنسی کودکان به اروپای شرقی مسافرت کنند و این در حالی است که برخی از افراد آمریکایی مرتکب جرایمی در این رابطه در مکزیک می‌شوند. علاوه بر این، توریست‌های جنسی کودک اغلب به جاهایی جذب می‌شوند که اقدامات آنها اعلام و آشکار نمی‌گردد، مانند کشورها یا جوامعی که در بحران به سر می‌برند و جاهایی که ریسک انجام این اقدامات در آنها پایین است. بنابراین، تقاضای توریسم جنسی کودکان اغلب از سوی کشورهای صنعتی از جمله کشورهای ثروتمند اروپا، آمریکای شمالی، استرالیا، نیوزلند و.... است.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 

بیشترین تقاضای توریسم جنسی کودکان و سؤاستفاده از آنان در اینترنت مربوط به کشورهای اروپایی و بخصوص کشور آمریکا است

به غیر از توریسم جنسی کودک، هر سال حدود یک میلیون کودک پسر و دختر در اتحادیه اروپا ناپدید می‌شوند، که شامل فرار، آدم‌ربایی، ربایش توسط والدین، کودکان گم شده و کودکانی که به تنهایی مهاجرت می‌کنند، می‌شود. بسیاری از این قربانیان دخترانی هستند که به برده جنسی تبدیل می‌شوند یا باید به عنوان گدا در خیابان‌ها و برخی هم در مزارع و خانه‌ها کار ‌می‌کنند یا حتی مجبور به فروش اعضای بدنشان می‌شوند.

علاوه بر مسائل گفته شده، بیشترین سؤاستفاده جنسی از کودکان و نوجوانان در اینترنت مربوط به کشورهای اروپایی و بخصوص کشور آمریکا است بطوری که این صنعت حدود دویست و پنجاه میلیون دلار گردش مالی دارد.

تمدن غرب در حال لاغر شدن است

تمدن غرب با همه پیشرفت‌های مادی و ظاهر جذاب خود، تفکری به نام سرمایه‌داری را به جهان ودیعه داده است که موجب شده این تمدن به همه چیز به عنوان کالا نگاه کند. «کالایی شدن» در هر زمینه بخصوص در صنعت جنسی موجب شده تا این صنعت در مقیاس جهانی و بسیار پرحجم منتشر شود. این صنعت "هم‌زمان قانونی و غیرقانونی" که میلیاردها دلار گردش مالی دارد، میلیون‌ها مرد و زن و کودک را به یک کالایی با مشخصه جنسی تبدیل کرده و زمینه را برای به بردگی کشیدن این همه انسان بی‌گناه در عصر حاضر فراهم کرده است.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 

«کالایی شدن» در جامعه سرمایه‌داری میلیون‌ها مرد و زن و کودک را به یک کالایی با مشخصه جنسی تبدیل کرده است

تجارت جنسی در اروپا و آمریکا و صنعت‌های مرتبط با آن که بر روی اقتصاد زیرزمینی با گردش بسیار بالای مالی تکیه دارد، در زیر سایه دولت‌های آنان توسط پااندازهای مرتبط با این جنایت سازمان یافته کنترل می‌شود که این چرخه اقتصادی به نیروهای نظم‌دهنده به این فساد مانند زنجیره‌های هتل‌داران بین‌المللی، شرکت‌ها و آژانس‌های هوایی و مسافرتی، صنعت توریستی و در نهایت دولت‌ها سود می‌رسانند.

مریضی جنسی مردم غرب تحت لوای تجارت جنسی سازمان یافته/// در حال ویرایش

 

زنجیره‌های هتل‌داران بین‌المللی، آژانس‌های هوایی و مسافرتی، صنعت توریستی و در نهایت دولت‌ها غربی از تجارت جنسی سود می‌برند

تمام موارد گفته شده در باب جنایت و تجاوز به حقوق مادی و معنوی این همه انسان (از کودک تا میانسال) به بردگی کشیده شده، زمانی تعجب برانگیز می‌شود که اصرار عجیب مسئولین ارشد حکومتی و رسانه‌های غربی به اعلام حمایت از حقوق زنان و کودکان شنیده و دیده می‌شود و حتی حکم‌رانان غربی، دیگر کشورهای جهان را به علت عدم رعایت حقوق بشر در سازمان‌های بین‌المللی مانند شورای امنیت سازمان ملل محکوم می‌کنند و با صدور قطعنامه علیه این کشورها دست به تحریم و حتی اعلام جنگ می‌زنند.

فرهنگ لیبرالی و سرمایه‌داری موجب شده مردم جوامع غربی مریض و معتاد جنسی شوند؛ و دولت‌مردان غربی بیشتر به دنبال ارسال تسلیحات نظامی و جنگ در قاره‌های دیگر بخصوص کشورهای اسلامی هستند تا درمان این مریضی؛ در واقع این فرهنگ با حرکت به سمت متلاشی شدن بنیان خانواده‌ها و کاهش شدید روابط انسانی، از عمق و فربهی این تمدن کاسته و روز به روز آن را لاغرتر می‌کند.


 
قاتلی خطرناک‌تر از داعش در خاک آمریکا
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

به گزارش مشرق، بررسی تطبیقی آمارها از تلفات حملات پلیس آمریکا و اقدامات تروریستی نشان می‌دهد، نیروهای پلیس بسیار بیشتر از تروریست‌ها اقدام به کشتن مردم کرده‌اند.

در گزارش شبکه اسپوتنیکآمده است: بر اساس داده‌هایی که اخیرا منتشر شده بیشتر از آْنچه قبلا فکر می‌شده، احتمال مرگ آمریکایی‌ها توسط پلیس بسیار بیشتر خطر کشته شدن در حملات تروریستی است.

در ادامه گزارش آمده است: «قبلا اینطور پذیرفته شده بود که کشته شدن در حملات پلیس هشت برابر بیشتر از حمله تروریستی بوده اما میزان واقعی بسیار بیشتر است. برای پلیس هیچ لزوم و ضرورت قانونی در سطح ملی وجود ندارد که اطلاعات مربوط به تیراندازی‌های نیروهای خود را منتشر کند. برخی ادارات پلیس داوطلبانه این اطلاعات را به اف‌بی‌آی می‌دهند».

در ادامه گزارش می‌خوانیم: «اکنون اف‌بی‌آی اطلاعات جدیدی منتشر کرده که نشان می‌دهد به طور متوسط ۵۴۵ نفر از مردم آمریکا توسط پلیس محلی و ایالتی در آمریکا کشته شدند که این تعداد  در آمارهای سالیانه‌ای که طی یک دهه اخیر منتشر شده، به حساب نیامده است».

بر اساس خبر این شبکه، در حالی که در تعداد کشته‌شدگان منتشر شده توسط اف‌بی‌آی رقم ۳۸۳ نفر در سال آمده، اما بر اساس آمارهای موجود از منابع وابسته به پلیس که اعلام نشده به طور متوسط ۹۲۸ نفر کشته شدند.

اسپوتنیک گزارش داد: «این رقم را می‌توان با تعداد غیرنظامیان کشته شده در حملات تروریستی مقایسه کرد. در سال ۲۰۱۳ وزارت خارجه آمریکا رقم کشته شدگان در حملات تروریستی را ۱۶ نفر اعلام کرد. بر اساس تقسیم کردن تعداد متوسط شهروندان کشته شده در حملات تروریستی بر تعداد کشته شدن توسط پلیس، به عدد ۵۸ می‌رسید یعنی آنکه احتمال کشته شدن در حمله پلیس ۵۸ برابر بیشتر از کشته شدن در حمله تروریستی است».

منبع: فارس

 
تحقیر یک زن مسلمان در هواپیمای آمریکایی +عکس
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
به گزارش مشرق، «دارلن حیدر» یک زن مسلمان آمریکایی در حالی که داشت سعی می‌کرد خود و چهار فرزندش را در صندلی خود در هواپیمایی از فلوریدا به مقصد دیترویت مستقر کند، مورد توهین و تبعیض قرار گرفت.

در ویدئویی که توسط یک تلفن همراه فیلمبرداری شده است ماجرا اینگونه آغاز شده که کودک ۹ ماهه این زن که بیمار بوده است بی‌توقف گریه می‌کرده، مسافران از این موضوع ناراحت بودند، تا اینکه یک زن خطاب به او می‌گوید: «اینجا ایالات متحده است» و یکی از مهمانداران با هدف آرام کردن اوضاع، زن و چهار بچه او را به انتهای هواپیما منتقل می‌کند و در ادامه او نیز این زن را تهدید می‌کند: «من حواسم به شما‌ها هست دفعه بعد که سر و صدا کنید می‌اندازمتان بیرون».

این ویدئو به عنوان نمونه، نشانه‌ای از موارد بسیار زیاد توهین و خشونت علیه مسلمانان در آمریکا است.

تحقیر یک زن مسلمان در هواپیمای آمریکایی +عکس

تحقیر یک زن مسلمان در هواپیمای آمریکایی +عکس
زن مسلمان در گفتگو با برخی رسانه‌ها عنوان کرده نهایتا برخی از مسافران که از دیدن این صحنه شوکه شده‌اند با او ابراز همدردی کرده‌اند.

اما در این میان یک اتفاق جالب نیز رخ داده است. برادر این زن مسلمان «عابد عیود» که به همراه او مسافرت می‌کرده است رئیس کمیته ضد تبعیض جامعه اعراب آمریکایی است. او با انتشار عکسی از خواهرش در توئیتر که منجر به واکنش‌های فراوانی نسبت به این اتفاق شد نوشته است: «دلتا [نام کمپانی هواپیمایی] وقتی شما قربانی توهین هستید چه کاری برایتان انجام می‌دهد؟»

وی گفته است ما به طور مداوم گزارشی از اعضای جامعه مسلمانان پیرامون آزار، اذیت و تبعیض دریافت می‌کنیم. مساله‌ای که دیگر برای اعراب، مسلمانان و افرادی که از نظر آمریکایی‌ها ظاهر اینچنینی دارند، عادی شده است.

عابد عیود اظهار کرد: مساله به حدی بغرج شده که برای این طور افراد استفاده از هواپیما دشوار شده است. واقعا یک نگرانی در این رابطه وجود دارد. در بسیاری از موارد عامل آزار و اذیت، ماموران دستگاه‌های دولتی مانند ماموران امنیت وسایل نقلیه در حین مسافرت هستند.
منبع: ابنا

 
کشته شدن یک سیاه‌پوست دیگر آمریکایی توسط پلیس
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
به گزارش مشرق، یک سیاه‌پوست 20 ساله آمریکایی به نام «کارلتون اسمیت» در تیراندازی پلیس در تگزاس کشته شد.

پایگاه آمریکایی "مدیا آی‌تی‌ای" گزارش داد: نیروهای پلیس  "کارلتون اسمیت" ۲۰ ساله را به اتهام حمل اسلحه، به ضرب گلوله به قتل رساندند.

«رابرت بربی» رئیس پلیس تگزاس مدعی شد: «این فرد به دنبال حمل سلاح و نشانه رفتن سلاحش به سمت یکی از نیروهای پلیس هدف تیراندازی قرار گرفت».

اگرچه مقامات پلیس مدعی حمل سلاح توسط جوان سیاه‌پوست شدند اما شاهدان عینتی واقعیت ماجرا را به نحوی دیگر بیان کرده‌اند. یکی از شاهدان می‌گوید:«فرد مقتول، بدون هشدار پلیس و از پشت سر هدف تیراندازی پلیس قرار گرفت».

کشته شدن یک سیاه پوست دیگر در حالی است که اعتراضات به قتل چندین سیاه‌پوست توسط پلیس و تبعیض نژادی در آمریکا به اعتراضات سراسری مردمی در این کشور تبدیل شده و این اعتراضات ادامه دارد.
منبع: فارس

 
کشتن دختران زیبارو، بازی مردان انگلیسی
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٤  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

گزارشگر ویژه سازمان ملل متحده آمریکا در گزارشی از سفرهایش روایتی دردناک از تبعیض جنسیتی در برخی از شهرهای متمدن دنیا را فاش کرد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»، دوشیزه «مانجو» گزارشگر ویژه سازمان ملل متحده آمریکا برای تهیه گزارشی از تبعیض جنسیتی زنان به لندن، بریتانیا، آفریقای جنوبی، لستر، انگلستان، ادیتنبورگ، گلاسکو، بلفاست، کوکستون، کاردیف، بریستول و . . .  سفر کرد.
 
«مانجو» در این سفرها با موارد بسیار دردناک مواجه شد که نوشتنش برای خودش نیز سخت و دشوار بود. چراکه در کشور هایی که امروز حرف از تمدن و تکنولوژی می زنند چنین بی رحمانه زنان را مورد تبعیض جنسیتی قرار می دهند و به چشم برده جنسی به  آن ها نگاه می کنند.
 
«مانجو» در گزارش آورد که در نخست فکر می کرد تنها عربستان صعودی دچار تبعیض جنسیتی زنان در مورد رانندگی و کاهش هزینه جرم است ولی در سفرش به آفریقای جنوبی متوجه شد که دختران در شرایطی بدتر از این موارد زندگی خود را سپری می کنند، به طوری که دختران جوان توسط والدین وادار به ازوداج با مردان می شوند.
 
«مانجو» در سفرش دیده بود که دختری 20 ساله با 15 مرد ازدواج کرده و هر روز زندگی اش را با درد و رنج سپری می کند و هر ساعت صدبار آرزوی مرگ می کند.
 
در قسمتی دیگر از این گزارش آمده است ، زمانی که «مانجو» به بریتانیا سفر کرد با خشونت های جنسی علیه زنان مواجه شد؛ به طوری که پلیس آن کشور اعلام کرده بود، 40 درصد از زنان بریتانیا حداقل یک بار مورد تجاوز گروهی مردان شیطان صفت قرار گرفته اند.
 
البته کارشناسان در بریتانیا مهم ترین عامل این خشونت ها را بزرگ شدن کودکان در فساد و بی بند باری اعلام کرده اند.
 
از سویی دیگر «مانجو» از سفرش به انگلستان نوشت که کوچه های تنگ و تاریک آن برای زنان و دختران یاد آور جنایت هایی است که به خاطر مواد و مشروبات الکلی رقم خورده است.
 
در انگلستان زنان قربانی  می شوند تنها برای اینکه ضعیف تر هستند و نمی توانند در برابر مهاجمان از خود دفاع کنند و جنایتکاران انگلستان نیز کشتن زنان و دختران معصوم را نوعی تفریح تلقی می کنند و از این کار هیچگونه ابایی ندارند.
 
«مانجو»  شکنجه دختران بنگلادشی را این طور توصیف کرده است: این دختران زیر سلطه پدران خود زندگی می کنند و با اولین اعتراض زنده به گور شده و یا به بدترین روش ممکن جان خود را از دست می دهند.
 
او نوشت: دختران بنگلادشی برای هیچ می میرند و هیچگونه قدرت اختیار از خود ندارند.
 
پاپوآ گینه نو شهر دیگری بود که گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره آن تنها یک جمله نوشت: «دختران و زنان مثل حیوان آزمایشگاهی مورد تجاوز بی رحمانه ، قتل، مثله شدن و شکنجه قرار می گیرند».
 
«مانجو» در سفرش به قرقیزستان نوشت: دختران زیبارو توسط باند های آدم ربا ربوده می شوند و پس از آزار و اذیت جنسی تا زمان نا معلوم، به ازدواج غیر رسمی و غیر مذهبی ثروتمندان در می آیند که این موضوع واقعا نگران کننده است چراکه جرم کشتن چنین زنانی کمتر از توهین به حیوانات خانگی این افراد است.
 
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد آمریکا از سومالی گزارش داد که در آن کشور زنان حق باردار شدن ندارند و چنانچه این اتفاق رخ دهد با فرزندشان کشته خواهند شد و پیکرشان بدون هیچگونه احترام دفن می شود.
 
گفتنی است، تمامی این موارد تنها گوشه ای از تبعض جنسیتی زنان در نقاط مختلف دنیا است که دل هر انسانی را به درد می آورد و هر موجودی را به فکر  فرو می برد.

 
اعدام وحشیانه یک سیاهپوست در زندان اوکلاهمای آمریکا
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٢  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

گروه بین الملل مشرق- "کلایتون لاکت" زندانی اوکلاهمای آمریکا پس از آن‌که درست عمل نکردن ترکیب دارویی جدیدی که برای اعدام به وی تزریق کردند، دچار حمله قلبی شد و درگذشت. این ترکیب جدید به جای آن‌که زندانی محکوم به اعدام را بکشد، موجب شد تا لاکت روی برانکار از درد به خود بپیچد و دندان‌هایش را روی هم فشار دهد. مقامات با دیدن این وضع اجرای حکم را متوقف کردند، اما طولی نکشید که لاکت حمله قلبی کرد و مرد.

اعدام

 

خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت: لاکت 38 ساله ده دقیقه بعد از اولین تزریق "ترکیب کشنده 3 داروی" جدید ایالت اوکلاهما بیهوش شد. با این حال، سه دقیقه بعد شروع به تنفس‌های دشوار و سنگین کرد، از درد به خود پیچید، و در حالی که دندان‌هایش را به هم فشار می‌داد، تلاش کرد سرش را از روی بالش بردارد.

 

بلافاصله پس از این ماجرا پرده را پایین آوردند تا افرادی که شاهد اعدام بودند نتوانند ببینند در اتاق اعدام چه می‌گذرد. مقامات زندان هم بالأخره مجبور شدند اجرای حکم را متوقف کنند. این در حالی است که لاکت کمی بعد بر اثر حمله قلبی از دنیا رفت.

 

"دیوید آتری" وکیل لاکت می‌گوید: "دیدن این حادثه واقعاً وحشتناک بود. حکم را بسیار بد اجرا کردند." مسائل پیرامون این اعدام به احتمال زیاد بحث‌های جدیدی را درباره توانایی ایالت‌های مختلف در تزریق داروهای اعدام متناسب با قانون اساسی آمریکا ایجاد می‌کند. قانون اساسی تصریح کرده که تنبیه مجرمین نه باید خشن باشد و نه غیرعادی.

 

وکیل مدافعان و مخالفان اعدام نیز در پی حوادثی از این دست بار دیگر وارد میدان شده‌اند. این در حالی است که چندین ایالت آمریکا به دنبال منابع جدیدی برای تأمین داروهای اعدام هستند، چون داروسازان اغلب اروپایی که با اعدام مخالف هستند، مدتی است به زندان‌ها و مراکز اصلاح این ایالت‌ها دارو نمی‌فروشند. وکیل مدافعان آمریکایی بارها سیاست ایالت‌های مختلف را در عدم معرفی منابعی که از آن‌ها داروی اعدام تهیه می‌کنند، زیر سؤال برده‌اند. میزوری و تگزاس هم مثل اوکلاهما از معرفی منابع خود خودداری می‌کنند.

 

سه‌شنبه اولین باری بود که اوکلاهما از داروی "میدازولام" به عنوان اولین عنصر در ترکیب داروی اعدام استفاده می‌کرد. ایالت‌های دیگر هم از این دارو استفاده کرده‌اند. فلوریدا 500 میلی‌گرم از این دارو را به عنوان بخشی از ترکیب 3 دارویی خود تزریق می‌کند. اوکلاهما 100 میلی‌گرم از این دارو را به لاکت تزریق کرده بود.

 

اعدام

آتری وکیل لاکت می‌گوید: "باید مشکلات احتمالی هنگام استفاده از یک روش آزمایش‌نشده را پیش‌بینی می‌کردند. واضح است که همه این ماجرا از اول تا آخرش ایراد داشت و خوب مدیریت نشد. توقف اجرای حکم هم که هیچ کمکی به لاکت نکرد." "ماری فالین" فرماندار جمهوری‌خواه ایالت اوکلاهما به کانون اصلاح این ایالت دستور داده تا "بررسی دقیقی از روندهای اعدام در اوکلاهما انجام دهد تا بفهمد چه اتفاقی افتاده و چرا طی اعدام امروز عصر این اتفاق افتاده است."

 

"رابرت پاتون" مدیر کانون اصلاح اوکلاهما بیست دقیقه بعد از تزریق اولین دارو اجرای حکم را متوقف کرد. وی بعداً دلیل این تصمیم را نقص در عملکرد رگ‌های متهم اعلام کرد. اعدام ساعت 6:23 عصر آغاز شد و مقامات اولین دارو را تزریق کردند. یک دکتر ساعت 6:33 لاکت را بیهوش اعلام کرد. زمانی که زندانی بیهوش می‌شود، طبق پروتکل اعدام ایالت باید داروی دوم تزریق شود، دارویی که متهم ر ا فلج می‌کند. داروی سوم هم طبق پروتکل پتاسیم کلراید است که قلب را متوقف می‌کند.

 

لاکت ساعت 6:36 شروع به یچیدن به دور خود کرد. ساعت 6:39 یک دکتر روپوشی را که روی متهم بود برداشت تا محل تزریق را معاینه کند. پاتون طی کنفرانس خبری درباره این ماجرا و در اشاره به پارگی رگ‌های لاکت، گفت: "این نگرانی وجود داشت که دارو ممکن است آن تأثیر مورد نظر را نداشته باشد. دکتر رگ را معاینه کرد و تشخیص داد که رگ ترکیده است." بعد از پایین آوردن پرده، پاتون چندین تماس تلفنی گرفت و نهایتاً اجرای حکم را متوقف کرد. وی به خبرنگاران گفت: "بعد از گفتگو با نگهبان، و در حالی که نمی‌دانستیم چه‌قدر دارو وارد بدنش شده است، تصمیم من بود که اجرای حکم متوقف شود." ساعت 7:06 عصر اعلام شد که لاکت مرده است.

 

اعدام

آتری وکیل لاکت بلافاصله به تشخیص کانون اصلاح مشکوک شد که مسئله صرفاً به رگ لاکت محدود باشد. وی می‌گوید: "من یک متخصص پزشکی نیستم، اما آقای لاکت کسی نبود که رگ‌هایش نقصی داشته باشد. هیکلی کاملاً سالم داشت. بازوهای بزرگ و رگ‌های کاملاً برجسته‌ای داشت."

 

در ایالت اوهایو هم اعدام یک زندانی در ماه ژانویه که طی اجرای حکم نفسش خرخر می‌کرد و تنفسی سنگین داشت، منجر به تشکیل یک پرونده حقوق مدنی توسط خانواده وی و درخواست ممنوعیت این روش شد. اوهایو همچنان پای این روش مقاومت می‌کند، اما روز دوشنبه اعلام کرد که دوز داروهای تزریقی اعدام را افزایش می‌دهد.

 

داروهای اعدام در آمریکا تا کنون جنجال‌های بسیاری را در ایالت‌های مختلف ایجاد کرده‌اند. در این روش اعدام از سه دارو استفاده می‌شود: داروی اول متهم را بیهوش، داروی دوم او را فلج و داروی سوم قلب فرد را متوقف می‌کند. روی جعبه دو دارویی که در این روش استفاده می‌شود این هشدار داده شده که ممکن است منجر به اشکال در سیستم تنفسی شوند، و روی جعبه داروی سوم هم نوشته شده که در صورت استفاده با دوز بالا، اما غیرکشنده، ممکن است منجر به اختلال در کارکرد قلب شود. ضمن این‌که توضیح داده شده که اگر بیماری مقدار بیش از حد از این دارو را مصرف کرد اما نمرد، چه کاری باید کرد.

 

مؤسسه ملی سلامت آمریکا داروهای استفاده شده برای اعدام را معرفی کرده و درباره آن‌ها توضیحات لازم را نیز داده است:

 

"میدازولام" دارویی آرام‌بخشی است که روی آن هشدار داده شده که تزریق این دارو به رگ ممکن است موجب اشکال در سیستم تنفسی یا توقف کامل این سیستم شود. بنابراین نظارت بر مصرف برای اجرای کمک‌های اولیه و نجات در صورت نیاز ضرورت دارد. استفاده با دوز بالا همچنین ممکن است موجب کاهش ضربان قلب شود.

 

"وکورونیوم بروماید" دارویی فلج کننده است که روی آن هشدار داده شده که هنگام مصرف این دارو توسط بیمار، ابزار لازم برای تنفس مصنوعی و اکسیژن‌تراپی باید در محل حاضر باشد. این دارو اغلب برای شل کردن ماهیچه‌ها به منظور وارد کردن لوله و یا طی جراحی استفاده می‌شود. یکی از عوارض احتمالی این دارو "ناکارامدی" تنفسی است.

 

"پتاسیم کلراید" دارویی است که موجب توقف قلب می‌شود و روی آن هشدار اکید داده شده که این دارو زمانی که برای درمان فقدان پتاسیم تجویز می‌شود، باید به آهستگی و با مقدار کم و کنترل شده مصرف شود. این دارو با دوز بالاتر نظیر آن‌چه در روند اعدام استفاده می‌شود، موجب توقف قلب می‌شود. در صورت استفاده با دوز بالاتر اما غیر کشنده، دستور پزشکی این است که تزریق بلافاصله متوقف شود، تزریق دکستروز و انسولین به مقدار معین آغاز شود، پتاسیم اضافی جذب شود و دیالیز انجام گیرد. فلج سیستم تنفسی نیز در صورت استفاده از این دارو احتمال دارد. دستورات پزشکی در مؤسسه ملی سلامت آمریکا می‌گوید مسمومیت با پتاسیم ممکن است موجب توقف قلب شود و تغییرات غیر عادی در ضربان قلب می‌تواند نشان‌دهنده این‌گونه عوارض باشد.

 


 
ردپای عامل نارنجی در ویتنام امروز؛
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱۱  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ +تصاویر (+18)

گروه تاریخ مشرق - در طول سال‌های جنگ ویتنام، هواپیماهای ارتش آمریکا بیش از هشتاد میلیون لیتر عامل نارنجی را بر روی جنگل‌های ویتنام فرو ریختند که افزون بر ریخته‌شدن برگ‌ درختان، (با هدف از بین بردن امکان استتار ویت‌کنگ‌ها) موجب نابودی ذخایر ارزشمند جنگل‌های باران‌زای استوایی و آلودگی خاک این مناطق شد و آثار این ماده شیمیایی بر روی سومین نسل کودکان ویتنامی و حتی کودکانی که هنوز متولد نشده‌اند وجود دارد و خواهد داشت.

در سه هزار و سیصد و شصت روستای بخش جنوبی ویتنام که از این ماده شیمیایی استفاده شد، هم‌اینک حدود هشتصد هزار نفر از آسیب‌های مختلف جسمی رنج می‌برند و باید همواره تحت مراقبت‌های پزشکی باشند. از سوی دیگر پاکسازی ماده سمی دیوکیسن در خاک این کشور، معضل دیگر زندگی مردم این کشور است.

پس از گذشت چند دهه از خروج سربازان و دیپلمات‌های آمریکایی از فرودگاه شهر سایگون در آوریل 1975 میلادی و ختم جنگ در هندوچین، این کشور هم‌چنان آلوده است. اگرچه روابط این کشور با ایالات متحد از دهه نود به بهبودی گرایید، اما خاطره جنایات آمریکا در ویتنام هرگز از ذهن تاریخی ملت ویتنام و مردم جهان پاک نخواهد شد. در زندگی روزانه مردم ویتنام، افزون بر تهدیدهای ناشی از بمب‌های منفجرنشده، به دلیل آلوده شدن آب و خاک به عامل نارنجی، معضل ابتلا به سرطان‌های مختلف و یا تولد کودکان ناقص‌الخلقه به مساله‌ای عادی تبدیل شده است.

اما با وجود همه این مستندات اطمینان‌بخش علمی چرا آمریکا حاضر به پذیرفتن مسئولیت‌های حقوقی خویش در مورد حوادث ویتنام نیست؟ چرا هنوز هم حاضر به پرداخت جریمه و هزینه‌های درمان مردم آسیب‌دیده و پاکسازی مناطق آلوده، حتی در قالب کمک‌های انسان‌دوستانه نیست؟ پاسخ این پرسش‌ها روشن است: اگر ایالات متحد آمریکا مسئولیت خویش در قبال استفاده از عامل نارنجی را بپذیرد، بعدها پرونده‌های دیگری در مورد بمب‌های ناپالم و سلاح‌های فسفری هم مطرح خواهد شد. مردم روآندا، سیرالئون و صربستان هم باید غرامت دریافت کنند. عراق و افغانستان هم برای آلودگی‌های شیمیایی و میکروبی جنگ‌های خاورمیانه‌ای آمریکا شکایت خواهند کرد و ریز حساب جرایم ایالات متحد در هیروشیما و ناکازاکی هم روی میز گذاشته می‌شود. چه بسا قربانیان شیمیایی و میکروبی جنگ تحمیلی صدام علیه ملت ایران و مردم مظلوم عراق و حلبچه هم به صف شاکیان بپیوندند.


در هر صورت، تصاویر زیر تنها گوشه‌ای از اثرات مرگبار و آزاردهنده عامل نارنجی بر کودکان ویتنامی است. این کودکان، نسل سوم پس از جنگ ویتنام به شمار می‌آیند:

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)

آمریکا با ویتنام چه کرد؟ + تصاویر (+18)


 
حقوق بشر را برای همه بخواهید!
ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٤  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند +تصاویر (18+)

گروه بین‌الملل مشرق - دیدارهای حاشیه‌دار کاترین اشتون در ایران و پس از آن ادعاهای واهی دبیرکل سازمان ملل درمورد نقض حقوق بشر در ایران، همچنین گزارش اخیر وزارت خارجه انگلیس ما را بر آن داشت گزارشی از نقض حقوق بشر و سکوت محض سازمان ملل در برابر این جنایات را منتشر کنیم.

وزارت خارجه انگلیس در گزارشی که به تازگی منتشر شده است از وضعیت حقوق بشر و دموکراسی در ایران ابراز نگرانی کرد.
 
گزارش مداخله‌جویانه وزارت خارجه بریتانیا ضمن اشاره به آنچه افزایش امیدها به بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران با روی کار آمدن حسن روحانی خوانده می‌شود، مدعی شده است که اقدامات اولیه ایران در زمینه بهبود حقوق بشر منجر به اقدامات اساسی نشده است.
 
این گزارش همچنین با حمایت از اصحاب فتنه 88، اشاره می‌کند که در ماه نوامبر گذشته، حصر خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی به هزارمین روز خود رسید.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

همچنین دبیرکل سازمان ملل در گزارشی واهی ضمن ادعای نقض حقوق بشر در ایران، خواستار اقدام فوری برای آزادی برخی زندانیان شد و رئیس جمهور ایران را متهم کرد که به وعده‌های انتخاباتی خود عمل نکرده است. اگرچه  اینگونه گزارشات مغرضانه شورای حقوق بشر سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی موضوع جدیدی نیست اما در شرایطی که مذاکرات هسته ای میان ایران و غرب در مرحله حساس خود قرار گرفته است، این اظهارات و گزارشات، معنای سیاسی خاص خود را می یابد.

اظهارت بان کی مون به عنوان دبیرکل سازمان ملل در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران در شرایطی است که در سایر نقاط جهان، از جمله در بحرین ، سوریه ، میانمار ، غزه ، زندان گوانتانامو موارد بسیاری از نقض گسترده حقوق بشر به فجیع ترین شکل ممکن...وجود دارد درحالیکه شورای حقوق بشر سازمان ملل و همچنین دبیر کل این سازمان، سکوتی تامل برانگیز در این فجایع اتخاذ کرده اند. در این گزارش رویکردهای دوگانه و ضد و نقیض سازمان ملل در مورد حقوق بشر در جهان، مورد بررسی قرار می گیرد.   


1-سکوت سازمان ملل در مورد جنایات تکفیری ها و حامیان آنها در سوریه

مواضع حقوق بشری سازمان ملل در سوریه نمونه آشکار رویکرد سیاسی این سازمان در موضوع حقوق بشر است . سازمان ملل تا کنون بارها دولت بشر اسد را به نقض حقوق بشر در بحران سوریه محکوم کرده است. این درحالی است که گروههای تکفیری تروریستی که توسط دولت‌های عربستان و قطر تجهیز می‌شوند از هیچ جنایتی علیه مردان، زنان و کوکان غیرنظامی فروگذار نکرده اند و میلیونها سوری را قتل عام، آواره و بیخانمان کرده اند.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

اقدامات وحشیانه تکفیری ها علیه زنان و کودکان مانند سربریدن و قتل و شکنجه از جمله اخبار و تصاویری بود که طی بحران سوریه دل هر بیننده و شنونده ای در تمام جهان را به درد می‌آورد. بااین حال سازمان ملل همچنان دولت سوریه را تنها مسبب این اقدامات معرفی می‌کند و با پیروی از منفعت طلبی های عربستان، قطعنامه نقض حقوق بشر از سوی دولت بشار اسد در سوریه را تصویب کرد. این در حالی است که  حمایتهای آشکار عربستان سعودی و قطر در آموزش گروههای تروریست و تجهیز و ارسال سلاحهای مورد نیاز به همراه حمایتهای مالی سنگین از این گروهها در برابر دیدگان مجامع حقوق بشری و بدون کوچکترین واکنشی از جانب این سازمانها، همچنان ادامه دارد.


2-سکوت سازمان ملل در مورد جنایات رژیم صهیونیستی در نوار غزه

ارتش رژیم صهیونیستی هر روز به بهانه های مختلف و در سایه سکوت جامعه جهانی، جنایت های بی شماری را در قبال مردم مظلوم فلسطین مرتکب می شود. در حملات 22 روزه رژیم صهیونیستی به نوار غزه که 27 دسامبر سال 2008 آغاز شد، بیش از 1400 فلسطینی شهید و بیش از 5000 تن مجروح شدند. رژیم صهیونیستی در حمله به غزه از انواع سلاحهای ممنوعه از جمله بمبهای فسفری ضد فلسطینیان استفاده کرد.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

وزارت دادگستری تشکیلات خودگردان فلسطین در سال 2009 از " لوییس مورینو اوکامبو "دادستان دادگاه بین المللی کیفری از وی خواست به جنایات جنگی ارتش اسرائیل در جریان حمله 22 روزه به غزه رسیدگی کند. امتناع دادگاه بین المللی کیفری لاهه از رسیدگی به جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان بویژه در جریان جنگ 22روزه علیه غزه که مصداق بارز جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت است بیش از پیش انفعال مجامع حقوقی بین المللی در برابر جنایات رژیم ضدبشری صهیونیستی را نمایان می کند.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش


طبق گزارش نقض حقوق بشر که از سوی ریچارد فالک در 10 ژوئن 2013 منتشر شد، تا پایان ماه می در حدود 4 هزار و 800 فلسطینی در زندانهای رژیم صهیونیستی به سر می بردند که از این میان 236 تن کودک هستند. با این وجود ادامه انفعال و سکوت مجامع حقوقی بین المللی در برابر جنایات رژیم صهیونیستی به منزله چراغ سبز به رژیم صهیونیستی جهت تداوم جنایاتش محسوب می شود و تداوم این روند موجب شده رژیم اسراییل بدون ترس از مجازات به جنایاتش علیه فلسطینی ها ادامه دهد. شایان ذکر است رژیم صهیونیستی در حملات موشکی اخیر خود به ساکنان بی دفاع نوار غزه چندین تن را به شهادت رساند.


3- سکوت وقیحانه سازمان ملل در کشتار مسلمانان میانمار

مسلمانان میانمار که عمدتا در منطقه آراکان (راخین) زندگی می‌کنند و جمعیتی نزدیک هشتصد هزار نفر در این استان دارند، به نام مسلمانان روهینگیا معروفند که در حال حاضر گروه‌های تندرو بودایی (مانند گروه ماگ) در سایه سکوت دولت میانمار و نهادهای بین المللی در حال پاکسازی آنها، به وحشیانه‌ترین شکل ممکن هستند. کشتار مسلمانان در میانمار در حالی صورت می‌گیرد که مدعیان دموکراسی و حقوق بشر سکوت اختیار کرده و سازمان ملل متحد نیز اقدامی در زمینه توقف این خشونتها انجام نداده است.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش


تندروهای بودایی با چراغ سبز دولت این کشور و در فضای ناشی از سکوت مجامع جهانی، سیاست زمین سوخته را اتخاذ کرده اند و با آتش زدن منازل مسکونی مسلمانان روهینگیا قصد دارند، آنها را برای همیشه از خانه و کاشانه خود، اخراج و آواره سازند تا از این طریق راه بازگشت آنها را برای همیشه سد کنند. اتخاذ این رویکرد ضد انسانی تا کنون موجب آوارگی هزاران نفر از مسلمانان ساکن ایالت راخین شده است و این همه در حالی است که سازمان ملل هیچگونه اقدامی در جهت خاتمه این جنایات از خود نشان نداده است.


انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر/ در حال ویرایش


شایان ذکر است که دولت میانمار در سرشماری اخیر خود مسلمانان این کشور را از شمار جمعیت خود حذف و برای شمارش آنها خواسته تا خود را به عنوان مهاجران بنگالی ثبت کنند و نکته جالب آنکه تمامی این ظلم های فاحش با تایید مستقیم کشورهای مدعی حقوق بشر انجام می شود.


4- سکوت سازمان ملل در قبال جنایات آل خلیفه

جنایات آل خلیفه نسبت به مردم بحرین یکی دیگر از موارد نقض بی تردید حقوق بشر در بحرین است. توسل به خشونت و استفاده نامتعارف از زور برای سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز مردم، تیراندازی عامدانه از فواصل بسیار نزدیک به معترضان، استفاده از گازهای سمی و تسلیحات نامتعارف علیه آنها، ممانعت از اعزام کادر پزشکی و پرستاری برای امدادرسانی به مجروحان، دخالت گسترده نیروهای امنیتی و نظامی در بخش بیمارستانی که حتی در برخی موارد با یورش به این مراکز درمانی اقدام به کشتار مجروحین شده است، ربایش مجروحین از بیمارستانها و انجام عملیات ترور هدفمند، بازداشت بی رویه و تصاعدی مردم به ویژه جوانان و انتقال آنان به اماکن نامعلوم، تعرض به زنان بحرینی از سوی نیروهای امنیتی،یورش ناگهانی و بدون اعلام قبلی به منازل مسکونی و بازرسی این اماکن همراه با بازداشت برخی از ساکنین منازل، یورش به مساجد و حسینیه ها و تخریب عامدانه اماکن مقدس اسلامی و...

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش


از جمله موارد بلاشک نقض حقوق بشر در بحرین است که سازمانهای بین‌ المللی حقوق بشری و در صدر آنها سازمان ملل در مقابل آن سکوت کردند و آن را به فراموشی سپردند.


5-نقض حقوق بشر در زندان های گوانتانامو

وضعیت شکنجه گاه گوانتانامو مورد دیگری از تبعیض آشکار سازمان های بین المللی حقوق بشر در جهان است. در پی حملات انتحاری ١١ سپتامبر سال ۲۰۰۱ در آمریکا و اعلام دکترین «مبارزه جهانی با تروریسم» دولت آمریکا بازداشتگاهی را در خلیج گوانتانامو ایجاد کرد تا کسانی را که در ارتباط با اقدامات تروریستی در نقاط مختلف جهان بازداشت می شوند، در این محل زندانی کند. این افراد که دارای تابعیت آمریکایی نیستند در مناطق مختلف جهان دستگیر و تحت عناوینی مانند «اشخاص متخاصم غیرارتشی» به گوانتانامو فرستاده می شدند.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

از آنجا که آمریکا این افراد را «نظامی دشمن» نمی‌داند، آنان از حقوق اسیران جنگی برخوردار نبوده و از آنجا که نه تابعیت آمریکایی دارند و نه در خاک آمریکا دستگیر یا زندانی شده‌اند، در حوزه قضایی ایالات متحده قرار ندارند و مشمول حقوق بازداشت شدگان در قوانین آن کشور، مانند ایراد رسمی اتهام، دسترسی به وکیل مدافع در مراحل بازجویی و حق محاکمه سریع و عادلانه نمی شدند. آمریکا، در دوران ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش، زندانیان بازداشتگاه گوانتانامو را «جنگجوی دشمن» و همچنین «دشمنان متخاصم» می‌نامید.

این اصطلاح اصولاً در سیستم حقوقی ایالات متحده آمریکا، به افرادی اطلاق می‌شد که بدون اینکه کشورشان با آمریکا رسماً در حال جنگ باشد، به اقدام مسلحانه علیه منافع این کشور مبادرت کرده و از این رو طبق تفسیر قانونی دفتر حقوقی ریاست جمهوری آمریکا، منشور حقوق در ایالات متحده آمریکا شامل حال آن افراد نمی شد. یافتند.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

اگرچه باراک اوباما در تاریخ ۲۲ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی، در دومین روز ورودش به کاخ سفید فرمان تعطیل شدن بازداشتگاه گوانتانامو و همچنین زندان‌های مخفی سیا را صادر کرد اما عملی شدن این دستور بیش از آنکه یک سیاست جدید از سوی آمریکا باشد یک مانور انتخاباتی برای اوباما به شمار می رفت و به این دلیل  عملی شدن آن مخصوصا در مورد زندانهای مخفی سیا، دروغی بیش نیست. این در حالی است که  سازمان ملل هیچگاه به صورت جدی وضعیت زندانیان این شکنجه گاههای مخوف را پیگیری نکرده است. 


6- نقض حقوق بشر در آفریقای مرکزی

کشتار مسلمانان در آفریقای مرکزی به دست افراطیون مسیحی یکی دیگر از موارد دردناک نقض حقوق بشر است که سازمانهای بین المللی به ویژه سازمان ملل به روی آن چشم بسته اند.
گروهک مسیحی تروریستی «آنتی بالاکا» تا کنون صدها مسلمان را در آفریقای مرکزی کشته و هزاران نفر را آواره کرده‌اند؛ آنها همچنین خانه‌ها و مساجد مسلمانان را ویران و اموال آنها را غارت می‌کنند.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

گزارشها حاکی از آن است که در بانگی پایتخت جمهوری آفریقای مرکزی هر روز اجسادی از سطح خیابان‌ها جمع آوری می‌شود که اغلب آنها را مسلمان تشکیل می دهند. بسیاری از مسلمانان از ترس جان خود به مسجد بزرگ یانگی پناه می برند؛ اما بیشتر مساجد بانگی هم توسط شبه نظامیان مسیحی تخریب و اموال مسلمانان غارت شده است. به ادعای شاهدان، نیروهای فرانسوی که به اصطلاح برای برقراری صلح وارد این کشور شده‌اند، دست گروه‌های افراطی را در کشتار مسلمانان باز گذاشته‌اند.

 

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

خشونت‌های جمهوری آفریقای‌مرکزی از مارس 2013 و به دنبال برکناری «فرانسوا بوزیزه» رئیس‌جمهور سابق این کشور آغاز شد. شبه نظامیان سلکا (وابسته به القاعده) و شبه‌نظامیان آنتی بالاکا که مسیحیان تندرو هستند با یکدیگر درگیر شدند که در نتیجه بیش از 2000 نفر تاکنون قربانی شده‌اند که اکثرشان مسلمان هستند. شورای امنیت سازمان ملل در پنجم ماه دسامبر 2013 (14 آذر 1392) به نظامیان فرانسه اجازه داد برای مهار خشونت‌ها و مبارزه با تروریسم وارد جمهوری آفریقای مرکزی شوند اما ورود 1600 نظامی فرانسوی نه تنها از خشونت‌ها کم نکرد بلکه بر دامنه آن افزود.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

در این بین نظامیان فرانسوی به خلع سلاح یکجانبه مسلمانان پرداختند و همین مسئله موجب حملات گروه تروریستی «آنتی بالاکا» که از مسیحیان تندرو هستند به منازل، مساجد، مغازه‌ها و اموال مسلمانان شد. مسلمانان از بانگی و دیگر شهرها گریخته و سعی کردند به کشورهای مجاور بروند اما با ممانعت نظامیان فرانسوی، نظامیان اتحادیه آفریقا و مسیحیان تندرو مواجه شدند. در حال حاضر مسلمانان در همه مناطق جمهوری آفریقای‌مرکزی، به دست مسیحیان تندرو و با حمایت نظامیان فرانسوی و سکوت سازمانهای مدافع حقوق بشری  قتل‌عام می‌شوند.


7- نقض حقوق بشر علیه شیعیان عربستان

تجاوز به حقوق زنان، قلع و قمع و سرکوب اقلیت‌های دینی و قومی، عدم توجه به آزادی‌های اجتماعی و آزادی بیان و...، همه از مورد نقض حقوق بشر در عربستان به شمار می‌رود. اما وضعیت شیعیان در این کشور به دلیل سیاست‌های نگران کننده سعودی ها علیه آنها، جای بحث بیشتری دارد. دستگیری های ظالمانه و سرکوب شیعیان در مراسم مذهبی، حملات نیروهای امنیتی به جوانان شیعه فیلتر شدن بسیاری از سایتهای مرتبط با آنها از سوی دولت ریاض، توهین و تحقیر شیعیان، عزل شیعیان با سابقه از موقعیت های اداری و نظامی، سختگیری ها و تبعیض های حکام محلی و منطقه ای در قبال حقوق اولیه این جمعیت و... مصادیق آشکار نقض حقوق بشر علیه شهروندان این کشور است.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

با اینکه سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشهای خود بر این امر صحه گذارده و اذعان داشته است که  شیعیان عربستان سعودی با تبعیض های جهت دار در مذهب ، آموزش ، عدالت و اشتغال مواجه هستند اما نه تنها هیچ اقدامی برای توقف آن انجام ندادند بلکه به عناوین مختلف به سعودی ها امتیاز داده و در مقابل اقدامات ضدانسانی آنها سکوت می کنند.


جمع بندی

در مورد اینکه سازمانهای مدافع حقوق بشری باید بر امور مربوط به حقوق لاینفک شهروندان در کشورهای مختلف نظارت کرده و وضعیت زندگی مردم جهان را گزارش کرده و در صورت لزوم در مقابل نقض حقوق بشر هشدار دهند، جای هیچ گونه بحثی نیست. اما مشکل اصلی آن است که سازمانهای حامی حقوق بشری و در صدر آنها سازمان ملل این روند را نه با هدف حمایت از قربانیان حقوق بشر بلکه با اهداف سیاسی به پیش می برد.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش

تبعیض ها و سکوت هدفمند مجامع و سازمانهای جهانی در برخی موارد آشکار نقض حقوق بشر نتیجه پیروی از منافع و اهداف سیاسی به جای اهداف حقوقی بی طرفانه در این سازمانها است. بنابراین در چارچوب اهداف سیاسی و منافع برخی کشورها است که سازمان ملل و شاخه های مربوطه آن در مقابل کشوری مانند ایران جبهه گیری می کنند در حالیکه به روی بسیاری از فجایع انسانی در جاهای دیگر منفعلانه سکوت کرده و به روی آنها چشم می بندند.

انسان‌هایی که سازمان ملل آنها را انسان نمی‌داند/ خون‌هایی که فدای حصر شد +تصاویر (18+)/ در حال ویرایش* حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار مدیران، متخصصان و کارشناسان سازمان انرژی اتمی (۱۳۹۳/۰۱/۲۰) تأکید کردند: اینکه گفته شود، تحریم ها و فشارها هزینه دستاوردهای هسته ای است، موضوع صحیحی نیست زیرا اگر موضوع هسته ای هم نبود، آنها بهانه دیگری می گرفتند، همانطور که اکنون و در حین مذاکرات، امریکاییها بهانه حقوق بشر را مطرح می کنند.

ایشان گفتند: اگر موضوع حقوق بشر هم حل شود آنها دنبال بهانه دیگری خواهند رفت، بنابراین تنها راه این است که به مسیر پیشرفت خود، با قدرت ادامه دهیم و زیربار حرف زور نرویم.

* رهبر انقلاب در دیدار مردم آذربایجان (۱۳۹۲/۱۱/۲۸) فرمودند: مکرّر گفتیم که مسئله‌ى هسته‌اى بهانه است براى دشمنى؛ مسئله‌ى هسته‌اى هم اگر یک روزى - حتّى به فرض محال - بر طبق نظر آمریکا حل بشود، باز یک مسئله‌ى دیگرى دنبال آن مى‌آید؛ الان ملاحظه کنید سخنگویان دولت آمریکا بحث حقوق بشر، بحث موشکى، بحث سلاح و مانند اینها را به میان آوردند. من تعجّب میکنم، آمریکایى‌ها خجالت نمیکشند اسم حقوق بشر را مى‌آورند. هرکس دیگرى در دنیا ادّعا بکند طرفدارى از حقوق بشر را، دولتمردان آمریکا دیگر نباید این ادّعا را بکنند، با این همه فضاحتى که در کارنامه‌ى آنها نسبت به حقوق‌بشر هست.


 
جاسوسی از مسلمانان آمریکا قانونی شد
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
به گزارش مشرق، قاضی دادگاهی در ایالت نیوجرسی امریکا با صدور حکمی اعلام کرد طبق قانون ایالات متحده امریکا زیر نظر گرفتن رفتار مسلمانان با وسایل و ادوات نامحسوس مجاز است.

از سپتامبر سال 2001 و بعد از حادثه تروریستی انفجار برج های دوقلو، اداره پلیس نیویورک از فناوری ردیابی با جی پی اس و نیز نظارت از طریق دوربین های عکاسی و تصویربرداری برای زیر نظر گرفتن مسلمانان در داخل و خارج از نیویورک استفاده می کرد و حتی مساجد، مراکز دانشگاهی، رستوران ها و مدارس متعلق به مسلمانان از این مراقبت ها در امان نبودند.

در سال 2012 یک مبارز سابق عراقی و یک استاد ریاضی که همیشه در مسجد نماز می خواند و هردو تحت نظر بودند از اداره پلیس نیویورک به دلیل نقض حریم خصوصی افراد و آزادی های دینی و نیز اقدامات اسلام هراسی به دادگاه نیوجرسی شکایت کردند؛ اما قاضی ادله ارایه شده برای اثبات شکایت را ناکافی و جاسوسی از مسلمانان را تنها راه توقف تروریسم دانست!

در این شرایط صدور چنین حکمی به افزایش انزوای جامعه مسلمان امریکا متنهی خواهد شد؛ چرا که در شرایط فعلی نیز بسیاری از مسلمانان در نیویورک در سایه ترس همیشگی زندگی می کنند؛ نه به این دلیل که چیزی برای مخفی کردن دارند، بلکه فقط برای این که از امنیت برخوردار باشند.

مسلمانان به همین دلیل از صحبت کردن به زبان مادری خود اعم از عربی یا اردو در مکان های عمومی و رفتن به مراسم دینی نگرانند و پوشیدن حجاب و داشتن محاسن برای آنها با دشواری همراه است.
منبع: العالم

 
عکس: فکر میکنید گناه این زن چیست؟!
ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۱  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

سوزان آنتونی لحظاتی قبل از دستگیری ودر حال کتک خوردن بخاطر تلاش جهت رای دادن در انتخابات در سال 1872. او بخاطر ثبت نام برای رای دادن در انتخابات 100 دلار جریمه شد. این تصویر تنها یک برگ از سابقه کشورهای غربی است که این روزها مدعی حقوق زنان شده و سایر کشورها را بازخواست میکنند!


 
یک بی‌خانمان در 10 دقیقه له شد+تصاویر
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

به گزارش مشرق، باشگاه خبرنگاران به نقل از واشنگتن پست نوشت: دو مامور پلیس شهر کالیفرنیا به دلیل ضرب و شتم و قتل بی دلیل یک مرد 37 ساله در سال 2011 بازداشت شده بودند با ارائه مدارک جدید که شامل یک فیلم ویدئویی است در دادگاه برای محاکمه آنان ارائه شد.

بر اساس این فیلم به عنوان موردی جدید از جنایت آنان در ارتباط با‌" کلی تو‌ماس " که فرد بی خا‌نمانی است و در شهر فولر‌تون واقع در کالیفرنیا مورد ضرب و شتم 6 افسر پلیس به مدت 10 دقیقه قرار گرفت و پس از لحظاتی پس از انتقال در بیمارستان جان باخت.
همچنین بر اساس این فیلم که لحظاتی دلخراش را نسبت به رفتار وحشیانه برخی از افسران پلیس نسبت به افراد دیگر، جنگ طلبانه است "کیلی‌ توماس‌" بارها و بارها حدود 30 بار صدا می‌زند و از وی کمک می‌خواست که پس از گذشت 2 سال از مرگ " کلی تو‌ماس" پدرش " رو‌ن تو‌ماس" در دادگاه او‌رنج کانتی پرونده قتل فرزند خود را پی‌گیری می‌کند.
بر اساس حکم دادگاه مانوئل دا‌موس 39 ساله جی سیسینلی‌ 42 ساله دو‌افر"پلیس که هر دو دوباره بازداشت شده اند و قبلا پس از دستگیری با پرداخت وثیقه آزاد شده بودند.
این دو افسر در جلسه دادگاه اعلام بی گناهی کردند اما دادگاه بر اساس اسناد کشف شده جدید" مانوئل داموس" به اتهام قتل درجه 2 و " جی سیسینلی" را به کاربرد خشونت بیش از اندازه متهم کرده است.
یک افسر دیگر پلیس نیز به اتهام غیر عمد و به کار بردن خشونت بیش از اندازه به دادگاه احضار و سه افسر دیگر نیز دستگیر شدند.
جلسه دادگاه آنان به دلیل پیچیده شدن روند آن بدون صدور حکم پایان یافت و تا اعلام جلسه بعدی افسران گناهکار از مقام خود خلع و در بازداشت پلیس به سر می برند .
خشونت پلیس آمریکا حوادث زیادی را در این کشور به وجود آورده است و به همین دلیل 18 سال پیش روز 22 اکتبر روز ملی تظاهرات علیه خشونت پلیس آمریکا امسال نیز برای هجدهمین سال متوالی با برگزاری تظاهرات در شهرهای مختلف این کشور به خشونت بیش از حد افسران پلیس اعتراض کردند.
به گفته مقامات و اعضای کمیته 22 اکتبر، تعداد زیادی از قربانیان برای همیشه ناشناس می مانند و هیچ تحقیق و بررسی در مورد شیوه کشته شدنشان توسط نیروهای پلیس صورت نمی گیرد.
کسانی که روز 22 اکتبر فریاد اعتراض آمیز علیه پلیس آمریکا می دادند از این هراس دارند که پلیس به عنوان عاملین امنیت خود عامل ناامنی و هراس مردم شوند. 








 
انتشار تصاویری از خشونت پلیس امریکایی
ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٢٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

تصاویر ویدئویی منتشره نشان از خشونت و بی رحمی پلیس امریکا دارد که این تصاویر موجی از هراس و نگرانی را در میان کاربران اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشته است.

به گزارش مشرق به نقل از پرس تی وی، براساس اخبار منتشره روز چهارشنبه (۲۵ اردیبهشت) در اینترنت، این تصاویر نشان می‌دهند که افسران پلیس در شهر کوچک کوتاتی در کالیفرنیای شمالی با زور وارد یک خانه می‌شوند، به درخواست صاحب منزل برای نشان دادن حکم تفتیش منزل بی اعتنایی می‌کنند و یک خانم و شوهرش را با شوکر هدف قرار می‌دهند.

پلیس هنگام صحبت با ساکنان این خانه از طریق یک پنجره بزرگ مدعی می‌شوند که آنها در پاسخ به گزارش همسایه درباره خشونت در این خانه به دنبال تفتیش خانه هستند.

سپس این خانم و آقا تاکید می‌کنند که هیچ خشونتی در این خانه روی نداده است و از باز کردن در تا زمانی که آنها حکم تفتیش خود را نشان ندهند، امتناع می‌کنند.

یکی از افسران پلیس می‌پرسد: «چرا شماها از خانه بیرون نمی‌آیید؟»

مرد ساکن خانه در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «زیرا ما در یک کشور پلیسی زندگی نمی‌کنیم، آقا. و حکومت نظامی در این کشور برقرار نیست.»

سپس افسران پلیس در حالی که اسلحه در دست دارند، با لگد در را باز می‌کنند و به این زوج می‌گویند که روی زمین دراز بکشند. زمانی که آنها در اعتراض به این تهاجم از این کار امتناع کردند و به پلیس گفتند که «شما حق ورود به اینجا را نداشتید»، یکی از افسران پلیس با شوکر ابتدا خانم و سپس آقای ساکن در این خانه را هدف قرار داد که به دنبال آن صدای جیغ زن ساکن در این خانه به گوش می‌رسید.

گزارش ها حاکی از آن است که این حادثه در تاریخ دهم می روی داده است. در این تاریخ مایکل پاریش رئیس پلیس کوتاتی به خبرنگاران گفت که تماسی با این اداره پلیس در ساعت ۳ و ۴۸ دقیقه بامداد گرفته شده است و همسایه این خانه گفته است که وی صدای جر و بحث شدید از این خانه شنیده است.

در حادثه ای دیگر از خشونت و بی رحمی افسران پلیس کالیفرنیا، پلیس کرن کانتی به دنبال ضرب و جرح و کشتن مردی که چهار فرزند داشت، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. این مرد که در حالت مستی در گوشه خیابان به خواب فرو رفته بود، مورد ضرب و جرح نیروهای پلیس قرار گرفته است.

به دنبال این حادثه، افسران پلیس چندین نفر از ساکنان منطقه را که صحنه ضرب و جرح این مرد را به وسیله تلفن همراه خود ضبط کرده بودند، بازداشت و تلفن های همراه آنها را توقیف کرده است.

چندین نفر از شاهدان این حادثه در گفتگو با خبرنگاران گفتند که چندین افسر پلیس قربانی، دیوید سال سیلوا، را مورد با باتون از ناحیه سر ضرب و جرح قرار دادند و به درخواست های وی برای حفظ جانش بی تفاوت بودند.


 
مستند حقوق معترضین و برخوردهای پلیس در ایالات متحده
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

مستند حقوق معترضین و برخوردهای پلیس در ایالات متحده

در این ویدئو عمدتاً آندسته از اعتراضات شهروندان آمریکایی مد نظر قرار گرفته، که بصورت آرام برگزار شده و معترضان نه اقدام...


دانلود


 
گذری بر جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

 حکومتی علیه ملت خودش؟!

دستگاه امنیتی آمریکا همواره سعی داشته است ملت آمریکا و دیگر ملل غرب را با تبلیغات وسیع و به طرق مختلف از خطر گروه‌های تروریستی بترساند. یکی از راه‌های ایجاد این ترس تاکید بر امکان دستیابی این گروه‌ها و گروهک ها به توانمندی‌های بیشتر و یا احیانا تسلیحات استرات‍ژیک بوده است. از جمله می‌توان به تبلیغات وسیعی اشاره کرد که بعد از یازده سپتامبر انجام شد و حاوی این پیام بود که گروه‌های تروریستی همچون القاعده و نیز برخی دولت‌ها در حال برنامه ریزی برای دست یابی به عوامل خطرناک و تسلیحات بیولوژیک هستند تا علیه مردم آمریکا و منافع ملی آنان به کار گیرند.

 

اما پیچیدگی و نیاز به دانش و تکنولوژی بالا برای تولید عوامل بیولوژیک در حدی است که گروه‌های تروریستی هیچگاه نمی‌توانند مستقلا و بدون کمک دولت‌ها به توانمندی‌هایی برای کشتار دسته جمعی توسط تسلیحات بیولوژیک دست یابند. با وجود آگاهی سیاست‌مداران آمریکا از این حقیقت، این دست تبلیغات گاه و بیگاه در دستور کار رسانه‌ها قرار می‌گیرد تا علاوه بر نوعی فرار به جلو پوششی نیز بر اعمال ننگین ایشان ایجاد شود تا در سایه آن بتوانند همچنان بر اقدامات غیر انسانی و ضد بشری خود ادامه دهند.

در اینجا به بخشی از سیاست‌ها و آزمایش‌های ننگین دولت آمریکا در جهت تولید و استفاده از عوامل خطرناک بیولوژیک علیه بشریت خواهیم پرداخت و خوانندگان محترم را دعوت خواهیم کرد به این نکته توجه کنند که اگر روزی چنین جنایتکارانی در سایه اهمال و زودباوری ملت‌های دیگر موفق به تکمیل سیطره قدرت جهانی خود شوند؛ در چه حد و درجه ای مرتکب اعمال ضد انسانی خواهند شد.


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته



یازده سپتامبر ، نامه های آلوده و گسترش تحقیقات

-

گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

 

 



نامه‌های آلوده ای که به آدرس برخی مقامات آمریکایی فرستاده شد

 


پس از حملات یازده سپتامبر و به دنبال آن پیش آمدن برنامه طراحی شده نامه‌های آلوده با سم باکتری مولد سیاه زخم، دولت نومحافظه‌کاران با بهانه قرار دادن این اتفاق سیلی از بودجه‌های دولتی را برای مقابله با تهدیدات بیولوژیک گروه‌های تروریستی همچون القاعده به مراکز تحقیقاتی مختلف ارائه داد تا به ظاهر راه‌کارهایی برای مقابله با این حملات فراهم کنند. برای برخورداری از این سیل پولی، بسیاری از سازمان‌هایی که بر روی بیماری‌های واگیردار و عفونی کار می‌کردند کار خود را به نوعی با بیوتروریسم ارتباط داده و دست به انجام تحقیقات و آزمایش‌های گسترده‌ای زدند که یقینا در آینده‌ای نه چندان دور نتایج آن همچون نتایج پژوهش‌های دهه‌های قبل بر همگان ظاهر خواهد شد.

در سیستم درجه بندی امنیت بیولوژیک آمریکا درجه ۴ به خطرناک‌ترین آزمایش‌ها و آزمایشگاه‌ها داده می‌شود.آآ پیش از یازده سپتامبر تنها پنج آزمایشگاه وجود داشت که در بالاترین درجه امنیت بیولوژیک، یعنی درجه ۴، قرار داشتند و به طور فعال در زمینه مطالعه عوامل بیولوژیک مرگ‌زا کار می‌کردند. در حالی که در سال ۲۰۰۹ این تعداد به پانزده مورد رسید و روند افزایشی همچنان ادامه داشته و تعدادی نیز در حال ساخت هستند.

در مجموع هم اکنون بیش از ۴۰۰ مرکز تحقیقاتی در درجات امنیت بیولوژیک ۳ و ۴در آمریکا فعال هستند که توانایی تولید عواملی همچون باکتری سیاه زخم و فراورده‌های آن را دارند و بیش از چهارده هزار نفربر روی تولید چنین عوامل خطرناکی کار می کنند که اکثر آنها مربوط به بخش غیر دولتی بوده و برای کسب بودجه مجبورند پروژه‌های مد نظر سیاست‌مداران را هرچه که باشد بپذیرند.

گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته


آزمایشگاهی با درجه امنیتی۴


 

جالب توجه است که این توسعه گسترده تحقیقات تنها به بهانه احساس خطر از چند گروهک تروریستی و انتقال تبلیغاتی این احساس به مردم آمریکا انجام گرفته است! به نظر می‌رسد قدرت‌های جهانی وارد مسابقه تسلیحاتی پنهان جدیدی شده‌اند که بسیار پرحاشیه‌تر و مخرب‌تر از مسابقه دست‌یابی به تسلیحات هسته‌ای است. شاید دیگر هزینه‌های ساخت و نگهداری تسلیحات هسته‌ای چندان به صرفه نمی‌باشد و نظم نوین جهانی ادعا شده از سوی دنیای غرب نیاز به اسلحه نوین کم خرج تر و مخرب‌تری دارد. با این وصف توسعه تسلیحات بیولوژیک خطر جدی مسابقه تسلیحاتی قدرت‌ها در دنیای آینده خواهد بود. زیرا که از هم اکنون در آمریکا و برخی دیگر از مدعیان قدرت، مراکز ملی دفاع بیولوژیک در تمامی زیرشاخه‌های آن تاسیس شده است.

شهروندان خودی آمریکا نیز در امان نیستند

نکته بسیار مهم این است که ارتش آمریکا در طول دهه‌های گذشته برای دست‌یابی به این تسلیحات علاوه بر شهروندان نظامی خود حتیشهروندان غیرنظامی از همه جا بی‌خبر آمریکایی را نیز به عنوان نمونه‌های آزمایشگاهی به کار گرفته و از آنان به صورت حیوانات آزمایشگاهی برای تست عواملی همچون گاز خردل، گاز اعصاب، داروهای روان‌گردان، باکتری‌ها و ویروس‌های گوناگون استفاده کرده است که در ادامه به تفصیل به این موضوع خواهیم پرداخت.

در اینجا با یادآوری برخی از جنایات انجام گرفته در مسیر دست‌یابی به تسلیحات بیولوژیک، این موضوع را مطرح می‌کنیم که نظامی که مسلح به پیشرفته‌ترین نوع این سلاح‌هاست و علی رغم تعهدات بین‌المللی خود هم اکنون نیز تحقیقات مرتبط را ادامه می‌دهد و حتی در حق شهروندان خود اعم از کودکان و زنان و بیماران نیز اغماضی ندارد تا چه اندازه می‌تواند برای دیگر ملت‌ها خطرناک و عاری از هرگونه نگاه انسانی باشد.

آزمایش‌های مرتبط با تسلیحات و عوامل بیولوژیک در آمریکا چیز جدیدی نیست و حداقل به دهه سی میلادی بر می‌گردد. در طی جنگ سرد هزاران شهروند آمریکایی قربانیآزمایش‌های پرتو دهی در مرکز انرژی اتمی و دیگر مراکز دولتی شدند و حتی بعد از امضای معاهده بین‌المللی منع آزمایش‌ها و تولید تسلیحات و عوامل بیولوژیک در سال ۱۹۷۲ این کار در آمریکا ادامه یافت و چنانکه اشاره شد بعد از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ به یک جهش بزرگ ناگهانی و سوال برانگیز نیز دست یافت.


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

مراکز متعدد فعال در زمینه تحقیقات بیولوژیک خطرناک در آمریکا


 

در سال ۲۰۰۱ سندی از وزارت دفاع آمریکا به دست آمد که نشان می‌داد در طی سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۳ هزاران سرباز آمریکایی به طور عمدی در معرض عوامل شیمیایی و بیولوژیک قرار گرفته‌اند. عواملی مانند گاز اعصاب، گاز سارین، باکتری ای کولای (E-coli)، باکتری باسیلوس گلوبیجی (Bacillus globigii)، سیاه زخم و طاعون بر روی افراد بی‌خبر که هیچ حفاظتی هم نمی‌توانستند از خود انجام دهند روی داده است. جالب توجه است که این گزارش فقط دو روز پس از حملات یازده سپتامبر پخش شد و در آن بحبوحه هیچ‌گونه توجهی را به خود جلب نکرد.

در سال‌های اخیر ظهور بیماری‌هایی مانند ایدز، بیماری لژیونری، هپاتیت سی، جنون گاوی، ویروس‌های عامل خونریزی، تب لاسا، سندرم خستگی مزمن،بیماری جنگ خلیج فارس و بیماری‌های دیگر سوالاتی در مورد منشا آنها ایجاد کرده است. بر اساس گزارش‌های علمی، در هشت دهه از قرن بیستم آمار مرگ و میر ناشی از بیماری‌های مسری در آمریکا در حال کاهش بوده است اما به یکباره از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۵ این آمار ۵۸ درصد افزایش یافته است.

در زیر فهرست کوتاهی از جنایات پرهیاهوترین مدعی حقوق بشر و ارزش‌های انسانی در زمان کنونی را ارائه می‌دهیم.

۱۹۳۲، اداره خدمات بهداشتی عمومی آمریکا مراحل نهایی بیماری سیفلیس را بر روی ۳۹۹ سیاه پوست منطقه تاسگک در آلابامای آمریکا آزمایش کرد. بومیان هیچ اطلاعی از اصل موضوع نداشته و تصور می‌کرده‌اند از طرف دولت آمریکا خدمات بهداشتی برای ایشان در نظر گرفته شده است. این بررسی به آزمایش تاسکیگ (Tuskegee Experiment) معروف شد و برای این بود که مشخص شود چقدر طول می‌کشد که انسان در اثر ابتلا به سیفلیس بمیرد. این افراد به سیفلیس مبتلا شده و با مرگ دردآوری از بین رفتند. سیفلیس باعث ایجاد زخم سفتی در ناحیه تناسلی شده و در ادامه عفونت فراگیری بدن را فرا می‌گیرد و بافت‌ها و اعضای بدن تخریب می‌شوند .



گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

 



آلوده کردن سیاه پوستان به باکتری سیفلیس


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

 

 

انجام بررسی بر روی نمونه های آلوده شده


نتایج! زخم ایجاد شده در پای یک بیمار



۱۹۴۰، چهارصد نفر از زندانیان شیکاگو به بیماری مالاریا آلوده شدند تا تاثیر داروهای جدید علیه این بیماری ارزیابی شود. این بیماری به صورت عفونت حاد در بیشتر موارد وخیم و گاهی طولانی و با ویژگی‌های تب متناوب و لرز، کم‌خونی و بزرگی طحال و گاه با ویژگی‌های ساده یا کشنده دیگر خودنمایی می‌کند. اهمیت این بیماری به خاطر شیوع زیاد و مرگ‌ومیر قابل توجه‌است.

۱۹۴۲، چهار هزار سرباز تحت تاثیر گاز خردل قرار گرفتند. این آزمایش تا ۱۹۴۵ ادامه یافت. این گاز دارای اثرات مخرب بر روی پوست، سیستم تنفسی و دستگاه گوارش بوده و سرطان‌زااست.


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته



تاثیر گاز خردل بر پوست بدن یک سرباز


 


۱۹۴۴، ارتش آمریکا از انسانبرای تست ماسک‌های گاز استفاده کرد. افراد در اتاق‌های گاز زندانی شده و در معرض گاز خردل و ائویسیت کهترکیبی سیانوردار است قرار می گرفتند.


۱۹۴۵، پروژه پیپرکلیپ (Project Paperclip) شروع شد که هدف آن به کارگیری دانشمندان فراری نازی در قبال پیشنهاد امنیت و هویت‌های مخفی به آنها بود. بخشی از این دانشمندان در آزمایشگاه‌های تولید عوامل بیولوژیک به کار گرفته شدند. همچنین در همین سال برنامه اف (Program F) نیز آغاز به کار کرد که تاثیر فلوراید بر سیستم اعصاب مرکزی را بر روی انسان‌ها بررسی می‌نمود.

۱۹۴۶، تعدادی از بیماران بیمارستان‌های ارتشبه عنوان خوکچه آزمایشگاهی برای آزمایش‌های پزشکی ارتش استفاده شدند و برای مخفی کاری بیشتر در گزارش ها لفظ آزمایش به مشاهده و بررسی تبدیل شد.

۱۹۴۷، طبق اسناد به دست آمده از وزارت دفاع آمریکا (به عنوان مثال سند: Document 07075001, January 8, 1947.) مشخص شد که ارتش آمریکا تاثیر برخی پرتوها را بر روی انسانآزمایش کرده است. در همین سال CIA مطالعاتی بر روی ماده مخدر صنعتیLSDانجام داد و نمونه های انسانی نظامی و غیر نظامی بدون اینکه اطلاعی داشته باشند مورد استفاده قرار گرفتند.

ال. اس. دی. سبب ایجاد اختلال در خلق و خوی فرد می‌شود، شناخت زمان و مکان را مختل ، فرد را دچار خوشی بی‌جا ، خودستایی ، احساس سبکی و بی‌وزنی ، هذیان و افسردگی می‌کند و ممکن است مصرف کننده را به خودکشی و آدم‌کشی بکشاند. با مصرف ال. اس. دی. توهم‌های بینایی و شنوایی دست می‌دهد و اشباح خیالی جای خاصی در ذهن فرد باز می‌کنند.


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

 


اخبار مربوط به سیا و گروه های توزیع ال اس دی در مطبوعات آمریکا


 


۱۹۵۰، وزارت دفاع شروع به انفجار بمب اتمی در برخی مناطق کرد تا نتیجه آن را بر روی ساکنان اطراف محدوده انفجاراز نظر پزشکی مطالعه کند. در همین سال برای انجام یک مانور یک کشتی نیروی دریایی، سانفرانسیسکورا با یک بمب باکتریایی سم پاشی کرد و دستگاه‌های ارزیابی مستقر در شهر چگونگی پراکنش این باکتری را ارزیابی کردند. شهروندان بسیاری به بیماری شبه پنومونی مبتلا شدند. به التهاب بافت ریه که یک یا دو طرف قفسه سینه را درگیر می‌کند و معمولا در اثر عفونت ایجاد می‌شود ذات‌الریه، پنومونی یا عفونت ریه گفته می‌شود.

۱۹۵۱، وزارت دفاع شروع به انجام آزمایش بر روی ویروس‌ها و باکتری‌های مولد بیماری در فضای باز غیر‌آزمایشگاهی کرد که تا ۱۹۶۹ ادامه داشت و مردم مناطق اطراف محل‌های آزمایش تحت تاثیر این عوامل قرار گرفتند.

۱۹۵۲، بر اساس اسنادی که آلمان منتشر کرده است در این سال آمریکا طی جنگ کره از تسلیحات بیولوژیک استفاده کرد.


۱۹۵۳، ارتش، ابرهایی از گاز سمی سولفید کادمیوم روی (zinc cadmium sulfide) را بر روی وینیپگ، سنت لوئیس، ویرجنیا، میناپولیس، فورت واین، دره رود مونوکاسی در مریلند و لسبورگ رها کرد. هدف این بود که ببینند گازهای شیمیایی به چه نحوی پخش می‌شوند. در همین سال نیروی دریایی ارتش آمریکا به کمک CIA آزمایش‌هایی را ترتیب داد که ده‌ها هزار نفر در نیویورک و سانفرانسیسکو تحت اثر عوامل منتشر شونده در هوا مانند سراشیا مارسسنس (که موجب عفونت‌های ریوی، ادراری و خونی می‌شود)وباسیلوس گلوبیجی (مرتبط با بیماری سیاه زخم) قرار گرفتند.

همچنین در همین سال CIAپروژه MK ULTRAرا شروع کرد که یک برنامه پژوهشی یازده ساله برای تولید و آزمایش داروها و عوامل بیولوژیکی دارای کاربرد در برنامه‌های کنترل ذهن و تغییر رفتار بود. شش مورد از پروژه‌های دست پایینی این پروژه شامل آزمایش این عوامل بر روی انسان‌های بی اطلاع بود.

۱۹۵۵، CIA در آزمایشی به منظور تست توان خود برای آلوده سازی جمعیت‌های شهری با عوامل بیولوژیک، باکتری خاصی را که از زرادخانه تسلیحات بیولوژیک ارتش گرفته بود در تامپا بای ایالت فلوریدا رها کرد. در همین سال بخش شیمیایی ارتش آمریکا آزمایش‌های جدیدی با استفاده از LSD بر روی بیش از هزار نفر از شهروندان آمریکایی شروع کرد که تا ۱۹۵۸ ادامه داشت.


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته



آزمایش های مرتبط با ماده روان گردان ال اس دی



 


۱۹۵۶، ارتش آمریکا پشه‌های ناقل بیماری تب زرد را در ساوانا (Savannah) و آوون پارک (Avon Park)فلوریدا رها کرد و به دنبال هر تست عوامل ارتش در قالب متخصصین بهداشت عمومی تاثیرات را بر روی قربانیان بررسی کردند. ویروس تب زرد به کبد آسیب می‌رساند و یرقان به وجود می‌آورد.

۱۹۶۰، مجوز انجام تحقیقات بیشتر با LSD در اروپا و شرق دور برای ارتش صادر شد. آزمایش بر روی اروپایی‌ها به نام پروژه THIRD CHANCE و بر روی آسیایی ها با نام پروژه DERBY HATبود.

۱۹۶۵،CIA و وزارت دفاع پروژه MK SEARCHرا آغاز کردند که برنامه‌ای بود برای توسعه توانایی‌های دستکاری رفتار انسانی از طریق استفاده از داروهای روان گردان.

 

گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

 

آزمایش بر روی انسان سالم با استفاده از مواد روان گردان


در همین سال زندانیانزندان ایالتی هولمسبورگ در فیلادلفیا تحت تاثیر دیوکسین قرار گرفتند که از اجزای بسیار سمی عامل نارنجی بود که در ویتنامبه کار گرفته شده بود. افراد سپس از بابت ابتلا به سرطانبررسی شدند و مشخص شد که عامل نارنجی می‌تواند موجب بروز سرطان شود.

 


تاثیر عامل نارنجی بر پوست انسان


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته




بمباران ویتنام توسط ارتش آمریکا با عوامل شیمیایی

 

گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته
نوزادان متولد شده از مادران آلوده به عامل نارنجی


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته


کودکان متولد شده از مادران ویتنامی بعد از بمباران های شیمیایی

گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

 

انسان هایی که تحت تاثیر عامل نارنجی قرار گرفته اند.

۱۹۶۶، CIAپروژه MK OFTEN را شروع کرد که تست تاثیرات سمی داروهای خاصی بر روی انسانو حیوان بود. در همین سال ارتش در سیستم تهویه مطبوع متروی نیویورکباسیلوس سابتیلیسنوع نیجر را رها کرد که عامل اصلی بیماری سیاه زخم می‌باشد. بیش از یک میلیون نفر از شهروندان در معرض این باکتری قرار گرفتند.


۱۹۶۹، کنگره آمریکا یک بودجه ده میلیون دلاری در اختیار وزارت دفاع قرار داد تا طی پنج الی ده سال عاملی را تولید کند که ایمنی طبیعی در برابر آن کاری از پیش نبرد. چندین سال بعد بیماری ایدزبا همان خصوصیات خواسته شده شایع شد.


۱۹۷۰، آمریکا توسعه و تولید تسلیحات مختص نژاد را تشدید کرد. این سلاح‌های بیولوژیک که شامل عوامل بوجود آورنده بیماری‌های خاصی هستند به گونه‌ای دستکاری شده‌اند که بر روی نژادهای خاصی از انواع بشر عمل می‌کنند در واقع این عوامل برای اهداف قابل انتخاب طراحی شده و گروه های نژادی خاصیرا از بین می‌برند.


۱۹۷۷، بخش رسیدگی به تحقیقات علمی و بهداشتی سنا تایید کرد که ۲۳۹ منطقه مسکونی طی سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۹ با عوامل زیستی خطرناک آلوده شده است. برخی از این مناطق مانند سانفرانسیسکو، واشنگتن دی سی، کی وست، پاناما سیتی، میناپولیس و سنت لوئیس بود.


۱۹۸۱، دولت کوبااعلام کرد که در اثر حمله بیولوژیک ارتش آمریکا سیصد هزار نفراز اتباع این کشور به تب دنگو مبتلا شده اند که یک بیماری خونریزی دهنده ویروسی است و مبتلایان در اثر شدت خونریزی از پای در می‌آیند.‌


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته
افراد مبتلا به تب دنگو

 


۱۹۸۲، شورویطبق اسنادی افشا کرد که آمریکا افرادی را به پاکستان و افغانستان گسیل داشته تا در این دو کشور همه‌گیری تب دنگوایجاد کنند.


۱۹۸۳، آمریکا جهت تجهیز عراق در مقابل ایران عوامل و تسلیحات بیولوژیک را در اختیار صدام قرار داد.


۱۹۸۶، به گزارش کنگره تسلیحات بیولوژیک آمریکا شامل این موارد بود: ویروس‌های دست‌کاری شده، سموم طبیعی و عواملی که از طریق مهندسی ژنتیک تغییر یافته‌اند تا صفات ایمنولوژیکی دیگری داشته باشند و با هیچ کدام از واکسن‌های در دسترس بشر قابل پیشگیری نباشند.


انبارهای وسیع عوامل و تسلیحات بیولوژیک و شیمیایی ارتش آمریکا



 


۱۹۸۷، وزارت دفاع قبول کرد که علی رغم امضای قراردادی که تحقیق و توسعه تسلیحات بیولوژیک توسط دولت آمریکا را ممنوع می‌سازد؛ این تحقیقات در ۱۲۷ مرکزو دانشگاه پیگیری شده است.


۱۹۹۰، بیش از هزار و پانصد نوزاد شش ماهه سیاه پوست و اسپانیایی در لوس آنجلس با یک واکسن آزمایشی سرخکواکسینه شدند که هیچگاه قبلابرای استفاده آن در آمریکا مجوزی صادر نشده بود. بعدها پذیرفته شد که به والدین این نوزادان هیچ اطلاعی در این مورد داده نشده بوده است.

گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته

 

اخبار مربوط به استفاده از نوزادان به جای خوکچه آزمایشگاهی در مطبوعات وقت



 


۱۹۹۴، سناتور جان دی راکفلر گزارشی تهیه کرد و عنوان داشت که حداقل به مدت پنجاه سال وزارت دفاع صدها هزار نفر از پرسنل نظامی را برای آزمایش های انسانی و تاثیر دهی عمدی مواد خطرناکی مانند گاز خردل و اعصاب، پرتودهی یونیزه شده، مواد شیمیایی عصبی و مواد توهم زا استفاده کرده است.


۱۹۹۵، دولت پذیرفت که به جنایاتکاران جنگی ژاپن پیشنهاد داده است که در عوض در اختیار قرار دادن اطلاعات مربوط به تحقیقات تسلیحات بیولوژیک ژاپن، به آنها حقوق و مصونیت از تعقیب اعطا کند.


گذری بر  جنایات بیوتروریستی آمریکا در یک قرن گذشته



جنایت کاران ژاپنی در خدمت ارباب جدید خود


 


در همین سال دکتر گارس نیکولسون افشا کرد که عوامل بیولوژیک مورد استفاده در جنگ خلیج فارسدر هوستون، تگزاس، بوکاراتون و فلوریدا تولید شده و بر روی زندانیان تگزاس آزمایش شده بوده است.


 


 

دکتر نیکولسون

۱۹۹۷، هشتادو هشت عضو کنگره درخواستی را امضا کردند که خواهان بررسی ارتباط سندرم جنگ خلیج فارس و استفاده از تسلیحات بیولوژیک بود.


۲۰۰۱، به طور کاملا برنامه ریزی شده نامه هایی حاوی باکتری سیاه زخم به افرادی در آمریکا پست شد.


۲۰۰۲، ویروس نیل غربی (West Nile virus) در این سال شناسایی شد. این ویروس از خانواده آربوویروس‌ها است که در اثر نیش پشه کولکس، در انسان سبب آنسفالیت یا تورم مغز و مننژیت یا تورم پردههای مغز و نخاع می‌شود. اولین بار کانون بیماری تب نیل غربی در پاییز سال ۱۹۹۹ در آمریکا و در ایالت نیویورک مشاهده گردید.

بعدها در نواحی بیشتری از اقیانوس آرام و ایالات کانادا و نواحی از مکزیک، اروپا و ژاپن انتشار یافت. برخی رسانه‌ها گزارش دادند که علایم این ویروس شبیه به علایم فلج اطفال است و این سوال پیش آمد که آیا باز ویروس فلج اطفال در آزمایشگاه تغییر داده شده و به صورت جدیدی در آمده است تا یک عامل بیولوژیک خطرناک دیگر ساخته شود؟ ویروس نیل غربی فقط در افراد پیر و بیمار موجب مرگ و میر می‌شود یعنی افرادی که دولت متعهد و ملزم است با صرف هزینه و تخصیص بودجه‌های مربوطه از ایشان نگهداری کند.

۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، شیوع ویروس دنگو در پاکستان موجب مرگ و میر فراوانی شد. پشه‌های دنگو پشه‌های طبیعی هستند که حامل ویروس دنگو می‌باشند. تب دنگو با علائمی شبیه به بیماری آنفلوآنزا روی می‌دهد


 
افشای جزئیاتی دردناک از روشهای شکنجه در یکی از زندانهای مخوف آمریکا
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱٤  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

سربازان و افسران انگلیسی که در یکی از زندان‌های مخوف آمریکا در عراق به خدمت گرفته شده بودند جزئیاتی دردناک از روشهای شکنجه در این زندان افشا کردند.

به گزارش مشرق به نقل از فارس؛ روزنامه انگلیسی گاردین طی مصاحبه با سربازان و افسران انگلیسی از روشهای شکنجه در یکی دیگر از زندان مخفی و مخوف آمریکا در بغداد پرده برداشته است. 

این روزنامه انگلیسی به نقل از شاهدان عینی می‌نویسد این زندان مخفیانه صحنه وقوع «جدی‌ترین موارد نقض حقوق بشر» در عراق پس از جنگ آمریکا در این کشور بوده است.

سربازان انگلیسی و افراد نیروی هوایی سلطنتی و نیروی هوایی ارتش انگلیس به این روزنامه انگلیسی گفته‌اند که در زمان جنگ در عراق به رهبری آمریکا در این زندان وظیفه نگهبانی و نقل و انتقال زندانیان را به عهده داشته‌اند.

به نوشته گاردین، نام این زندان که در فرودگاه بین‌المللی بغداد قرار دارد، «زندان ناما» است و در سه برهه زمانی مختلف، سه مسئولیت مختلف داشته است.

نیروهای ویژه آمریکا و انگلیس ابتدا برای دستگیری افرادی به این زندان فرستاده شدند که گمان می‌شد اطلاعاتی درباره سلاح‌های کشتار جمعی صدام حسین دارند؛ اما وقتی معلوم شد صدام حسین سلاح‌های کشتار جمعی نداشته، این زندان محل نگهداری افردی شد که احتمال می‌رفت از محل اختفای دیکتاتور عراق و وفاداران وی اطلاع داشته باشند؛ و در نهایت «ناما» به محل حبس سران القاعده که در عراق حضور داشتند، اختصاص یافت.

مظنونان به فرودگاه بین‌المللی بغداد و «زندان ناما» آورده شده و سپس ارتش آمریکا و بازجوهای غیرنظامی از آنها بازپرسی به عمل می‌آوردند.

روزنامه انگلیسی گاردین می‌نویسد روشهای مورد استفاده در این زندان چنان بی‌رحمانه بوده که نه تنها یک نهاد حقوق بشری آمریکایی، بلکه یکی از بازرس‌های پنتاگون هم به آنها اعتراض کرده است.

یکی از سربازان انگلیسی که در این زندان خدمت کرده است می‌گوید: «مردی را دیدم که قبل از آنکه وی را به سمت کامیون بکشند، پای مصنوعیش را درآوردند و با آن بر سرش زدند.»

شاهدان عینی به موارد گوناگونی از نقض حقوق بشر در این زندان اشاره کرده‌اند:

ـ زندانی‌های عراقی برای مدت‌های طولانی در سلولهایی به اندازه آشیانه سگ نگاه داشته می‌شدند.

ـ زندانی‌ها در معرض شک‌های الکتریکی قرار می‌گرفتند

ـ معمولاً روی سر زندانی‌ها کلاه‌خود گذاشته می‌شد

ـ زندانی‌ها به یک کانتینر عایق به صدا برده شده، در معرض آزارهای بدنی قرار گرفته و مورد بازجویی قرار می‌گرفتند.

علاوه بر این در این گزارش تصریح شده «ژنرال استنلی مک کریستال»، فرمانده ستاد مشترک نیروهای عملیات ویژه آمریکا در عراق، بارها در این زندان دیده شده است.

در حالی که زندان ابوغریب که تنها چند مایل آنطرف‌تر از زندان در غرب عراق قرار دارد و پس از انتشار تصاویری از آن انگشت‌نما شد، اردوگاه ناما به یک دلیل ساده سر زبان‌ها نیفتاد: عکس‌برداری از این زندان ممنوع شده بود.

تنها افرادی که تلاش کرده بودند از این زندان عکس بگیرند دو افسر نیروی هوایی آمریکا بودند که فوراً دستگیر شدند. هر گونه صحبت درباره وقایعی که در آنجا اتفاق می‌افتاد هم ممنوع بود.

تحقیقات انجام شده از سوی سازمان دیده‌بان حقوق بشر آشکار کرده است که زندانیان این بازداشتگاه «مورد ضرب و شتم، سرمای شدید، تهدید به مرگ، تحقیر و انواع دیگری از شکنجه روحی قرار گرفته‌اند.»

روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز هم گزارش داده زندانیان با قنداق تفنگ کتک زده می‌شدند و مقامات زندان برای تمرین نشانه‌گیری با توپ پینت‌بال به آنها شلیک می‌کردند.



 
انقلاب جنسی چه بر سر زنان آمریکا آورد +‌ عکس
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

 آزادی جنسی که از آن به عنوان یک انقلاب یاد می شود یکی از افتخارات معاصر تمدن غرب است. انقلابی که اولین و بیشترین قربانیان آن را زنان و دختران تشکیل می دهند. گذشته از نتایج غیر مستقیم اجتماعی، مادران تنها، فرزندان رها شده، بیماری های جنسی و هرج و مرج احساسات در افراد و نیز سقط جنین گسترده از نتایج مستقیم این آزادی بوده است که بیشترین صدمه را به جسم و روح زنان به خصوص در آمریکا وارد ساخته است.

 
به گزارش مشرق ، آزادی جنسی که از آن به عنوان یک انقلاب یاد می شود یکی از افتخارات معاصر تمدن غرب است. انقلابی که اولین و بیشترین قربانیان آن را زنان و دختران تشکیل می دهند. گذشته از نتایج غیر مستقیم اجتماعی، مادران تنها، فرزندان رها شده، بیماری های جنسی و هرج و مرج احساسات در افراد و نیز سقط جنین گسترده از نتایج مستقیم این آزادی بوده است که بیشترین صدمه را به جسم و روح زنان به خصوص در آمریکا وارد ساخته است.


.


انقلاب جنسی با شعارهای فریبنده زنان را هدف قرار داده بود.


انقلاب جنسی، زن و جامعه آمریکا
آیا انقلاب جنسی برای زنان آمریکا خوب بوده است؟ به هیچ وجه. در حقیقت، اگر به واقعیت‌ها دقت کنیم آشکار خواهد شد که انقلاب جنسی برای زنان آمریکایی یک نگون بختی بزرگ بوده است. در آمریکای امروز به مردان آموزش داده می شود که به زنان همچون کالای جنسی بنگرند و جامعه به شدت بی بند و بار شده است. در نتیجه، آمریکا در میان کشورهای جهان بالاترین رتبه را در بارداری نوجوانان دارد و هر ساله 19 میلیون نفر نیز به کسانی که به بیماری های مراقبتی دچار شده اند افزوده می شود.

بیش از نیمی از تمامی کودکانی که از زنان زیر 30 سال متولد می شوند؛ زنازاده هستند و با این حال مردم آمریکا از هم پاشیدن واحد اجتماعی خانواده را همچنان تماشا می کنند. با این وجود اگر کسی به زنان آمریکایی در مورد پوشش مناسب و پرهیز از بی بندوباری و حفظ خود برای ازدواج و زندگی مشترک تذکری دهد به شدت مورد انتقاد قرار می گیرد. در صورتی که این اصول رعایت می شد آمریکای امروز دیگر با مشکل بیماری های جنسی، بارداری نوجوانان و سقط جنین مواجه نبود.


سراب رهایی وعده داده شده از سوی انقلاب جنسی به زنان هم اکنون در جامعه آمریکا نمودار شده است.

 
انقلاب جنسی حدود سه دهه است که جامعه ی آمریکا را تحت تاثیر قرار داده و رفتارها و رویکردهای مربوط به روابط جنسی، خانواده و جامعه را تغییر داده است. هدف از انقلاب جنسی، ایجاد شادی و لذت از طریق رابطه جنسی بدون تعهد بود؛ اما اکنون نتیجه ای به جز ناامیدی و ناراحتی به جای نگذاشته است. 

از اواسط دهه 1970، نظم اجتماعی سنتی در مورد روابط جنسی در آمریکا از میان رفت و متحول شد و روابط جنسی کنترل شده میان زن و شوهر تغییر رویه داد و راهی را در پیش گرفت که اکنون به ایدز و بیماری های مقاربتی منجر شده است. جامعه آمریکا از سنت های بسیار مورد اطمینان خود به شدت بیگانه شده و از ازدواج کردن برای زندگی، به طلاق به عنوان راهی برای زندگی رسیده است.


مدافعان انقلاب جنسی سودای خام شادی و لذت بیشتر را در سر می پروراندند.

اکنون برای این جامعه سقط جنین جزو حقوق بشر و نشانه افتخارآمیز شخصیت و آزادی محسوب می شود و در حقیقت، سقط جنین به یک انتخاب بدل شده است. بنابراین در این عصر کودکان به راحتی مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند و زنان به راحتی در معرض تجاوز قرار می گیرند و از میان رفتن احساس شرم از رفتارهای نادرست جنسی موجب شده است که افراد بیشتر دست به خشونت جنسی بزنند و جامعه کمتر شاهد رفتارهای تعهدآمیز و عاشقانه باشد. 

نتیجه این آموزش به زنان آمریکا که آنها باید آزاد باشند و این طرف و آن طرف بچرخند و با هر کسی که خواستند رابطه جنسی داشته باشند شرایط اسفناکی است که امروزه برای زن آمریکایی و جامعه این کشور به وجود آمده است. در ادامه به علایم این وضعیت اسفبار به وجود آمده برای زنان آمریکا می پردازیم. 


صحبت از آنچه که راهکار واقعی رهایی زنان از وضعیت فعلیست؛ با چماق روشنفکری و آزادی سرکوب می شود.

طلاق و کاهش نرخ ازدواج
بر اساس آمارها پس از وقوع انقلاب جنسی، نرخ طلاق در آمریکا به سرعت افزایش یافت به نحوی که درسال 1970، 4 درصد از کل جمعیت بزرگسالان کشور مطلقه بودند حال آن که این آمار درسال 1992 به 11 درصد افزایش یافت و امروزه بر اساس گزارش های مستند، بیش از 30 درصد از ازدواج ها به طلاق می انجامد. بر اساس اعلام مرکز تحقیقی پیو هم اکنون تنها 51 درصد آمریکایی های بالای 18 سال متاهل هستند. در حالی که در سال 1960 این آمار 72 درصد بود. 

در آمریکای امروز بیش از نصف زوج ها قبل از ازدواج با هم زندگی می کرده اند. نرخ طلاق در میان زوج هایی که در اولین ازدواجشان زندگی می کنند بسیار بیشتر از سایرین است. آمریکا بالاترین نرخ طلاق را با فاصله بسیار زیاد از دیگر کشورهای جهان داراست که نشان دهنده سستی و ناپایداری شدید نهاد خانواده در فرهنگ اجتماعی کنونی آمریکاست. 
 

بیش از 50 درصد زایمان های زنان زیر 30 سال حاصل ازدواج نبوده است.


بیماری های جنسی
بر اساس شرایط فیزیولوژیک جسمی، این زنان هستند بیشترین احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی را دارند و به همین دلیل سالانه 24 هزار زن آمریکایی به دلیل بیماری های مقاربتی نازا می شوند. در آمریکا سالانه 19 میلیون نفر به بیماری های مقاربتی دچار می شوند. تقریبا نیمی از آنها افرادی هستند که در گروه سنی 15 تا 24 سال قرار دارند. آمریکا سالانه 17 میلیارد دلار برای درمان بیماری های جنسی هزینه می کند. در سال 2011 بیش از 4/1 میلیون عفونت کلامیدیایی در آمریکا گزارش شده بود که 33 درصد افراد مبتلا زیر 20 سال سن داشتند. 

تخمین زده می شود که یک نفر از هر 6 آمریکایی که سنی بین 14 تا 49 سال دارد دچار ویروس تبخال تناسلی است. در آمریکای امروز نزدیک به 50 درصد از دانش آموزان دبیرستانی حتما سکس را تجربه کرده اند و یک نفر از هر 4 دختر نوجوان آمریکایی حداقل به یک بیماری مقاربتی دچار است. 24 درصد از نوجوانانی که دچار بیماری های مقاربتی هستند اعلام کرده اند که هنوز هم به رابطه جنسی بدون در نظر گرفتن اصول محافظتی ادامه می دهند. بدین ترتیب سلامت جسمی و جنسی زنان آمریکایی که مهمترین عامل موثر در زندگی فردی و اجتماعی ایشان محسوب می شود در اثر بی بندو باری به شدت در خطر قرار گرفته است.


از هز 6 زن آمریکایی، یک نفر تجاوز جنسی کامل را تجربه کرده است.


بارداری دختران نوجوان
گفتیم که در آمریکای امروز نزدیک به 50 درصد از دانش آموزان دبیرستانی حتما رابطه جنسی را تجربه کرده اند. بر این اساس جای تعجب نیست که بدانیم مطابق برآوردها، هرساله 11 درصد از دختران زیر بیست سال ازدواج نکرده آمریکایی باردار می شوند. به عبارت دیگر در هر 48 ثانیه یک دختر جوان ازدواج نکرده، یک فرزند به دنیا می آورد. دختران نوجوان آمریکایی در معرض تبلیغات وسیعی از طریق فیلم ها و رسانه ها هستند که رابزه جنسی و بارداری در سنین نوجوانی را موضوعی عادی نشان می دهد. 

بر این اساس است که یک نفر از هر پنج دختر نوجوان آمریکایی علاقه دارد که در دوران نوجوانی اش باردار شده و فرزندی به دنیا آورد. در میان تمامی کشورهای جهان، آمریکا دارای بالاترین آمار بارداری نوجوانان است.


فقط 3 درصد از متجاوزین به زنان آمریکایی محاکمه شده و به مکافات عمل خود می رسند.


 در حقیقت، نرخ باردار شدن دختران نوجوان در آمریکا بیش از دو برابر این آمار در کانادا، بیش از سه برابر فرانسه و بیش از هفت برابر ژاپن است. عدم آمادگی این نوجوانان برای وظایف مادری و نیز عدم بلوغ اجتماعی کافی برای قبول مسئولیت در قبال کودکان متولد شده موجب افزایش تعداد کودکان بی سرپرست شده که مورد انواع سوء استفاده ها قرار می گیرند. این پدیده نسلی از انسان های عقده ای و دچار مشکلات روانی و عاطفی را در آمریکا به وجود آورده است.

کودکان بی سرپرست
بیش از نیمی از زنان زایمان کننده زیر 30 سال آمریکایی فرزندانی به دنیا می آورند که حاصل ازدواج نیستند. هم اکنون بیش از یک کودک از هر چهار کودک آمریکایی به صورت تک والدی بزرگ می شود. تقریبا 42 درصد از تمامی مادران مجرد برای تامین غذای خو به کمک دولت محتاجند و در شرایط مالی بسیار بدی زندگی می کنند. رسیدگی کامل به این کودکان برای مادران مقدور نبوده و این کودکان در اکثر جنبه های زندگی خود با مشکل مواجه هستند.


بیشترین تعداد سقط جنین در سنین 20 تا 24 سالگی یعمی بهترین دوران برای زادآ.ری انجام می گیرد.


هرزه نگاری
یکی از پیآمدهای آزادی جنسی رواج لجام گسیخته هرزه پردازی های جنسی به صورت فیلم و تصویر بوده است. 30 درصد از حجم ترافیک اینترنتی در آمریکا مربوط به هرزه پردازی های جنسی است. آمریکا بیش از تمامی ملل دیگر در کل تاریخ در دهه های اخیر محصولات هرزه تولید کرده است. 25 درصد از تمامی کارمندانی که در محیط کار به اینترنت دسترسی دارند در حین کار به سایت های جنسی مراجعه می کنند. 

آشکار است که در این محصولات آنچه که تخریب و لگدمال می شود شخصیت و هویت زنانه است. این نوع محصولات موجب شکل گیری نگاهی سخیف و آلوده به شهوت حیوانی به وجود زن شده است که طبق آن زن هویت و شخصیتی غیر از کام دهی به هر شکل ممکن و تبعیت از شهوات دیگران چیزی ندارد. از این روست که آمارها نشان می دهند تماشای محصولات هرزه پردازی موجب افزایش جرات و قصد در افراد برای ارتکاب به تجاوز و اهانت جنسی به زنان می شود و اکثر متجاوزین جنسی دستگیر شده اعتراف کرده اند که به تماشای این محصولات عادت داشته اند.


 25 درصد کارمندان آمریکایی در ادرات با سایت های مستهجن اینترنتی مشغولند.

سقط جنین
به طور کلی از سال 1973 که دادگاه عالی آمریکا سقط جنین را تایید کرد بیش از 50 میلیون جنین در شرف تولد کشته شده اند. در صورتی که تمامی انواع سقط جنین، شامل آنهایی که توسط داروهای خاص انجام می گیرند را در نظر بگیریم سالانه بیش از یک میلیون سقط جنین در آمریکا روی می دهد. تعداد کودکانی که سالانه در اثر سقط جنین در آمریکا از بین می روند برابر با تعداد تمامی نظامیانی است که تا کنون در کل جنگ های تاریخ آمریکا کشته شده اند. گزارش شده است که 41 درصد از کل بارداری ها در شهر نیویورک به سقط جنین ختم می شود. همچنین مطالعات نشان می هد 86 درصد از سقط جنین ها به خاطر آسایش طلبی و دوری از دردسرهای بارداری روی می دهد. این درحالیست که سقط جنین تبعات جسمی و روانی عمیقی بر زنان دارد که ممکن است تا سال ها آنها را درگیر کرده و زندگی عادیشان را دچار مشکل کند. 

خشونت و تجاوز جنسی 
خشونت و تعرض فیزیکی از کتک خوردن زنان تا تجاوز جنسی کامل را در بر می گیرد. آمارها نشان می دهند که بیش از نیمی از زنان آمریکایی، در دوران کودکی یا بزرگسالی مورد تعرض جسمی قرار گرفته اند و حدود 20 درصد زنان دست کم یک بار تجاوز جنسی را در طول زندگی خود تجربه کرده اند. تقریباً سالانه 2 میلیون زن آمریکایی مورد اشکال مختلف تعرض فیزیکی قرار می گیرند. بر این اساس، شمار زنان مورد تعرض فیزیکی، به تفکیک موارد تعرض، به 6 میلیون مورد بالغ می شود. 

سالانه حدود 5/1 میلیون زن از سوی شریک زندگی خود مورد تجاوز فیزیکی یا جنسی قرار می گیرند. از هر 6 زن در ایالات متحده، یک نفر یک تجاوز جنسی کامل یا اقدام به تجاوز جنسی را در کودکی یا بزرگ سالی تجربه کرده اند. خشونت از طرف همسر، دوست پسر، دوست صمیمی و هم خانه شایع ترین شکل خشونت علیه زنان است. 76 درصد زنانی که از سن 18 سالگی مورد تعرض فیزیکی یا تجاوز جنسی قرار گرفته اند، از سوی همسر فعلی یا سابق خود، هم خانه خود یا دوست پسرِ خود مورد تعرض قرار گرفته بودند. 

بر اساس گزارش مرکز مواد مخدر و جنایت سازمان ملل از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۰ آمریکا پس از آفریقای جنوبی بالاترین تعداد تجاوز جنسی را دارا بوده است. وحشت از آزار جنسی، جامعه‌ زنان آمریکایی را فرا گرفته است. در آمریکا در هر دو دقیقه یک زن مورد تجاوز جنسی کامل قرار می‌ گیرد. 

در واقع در هر روز 720 زن و یا در سال 262.800 زن مورد تجاوز جنسی قرار می‌ گیرند. این درحالیست که که دختران و زنان بسیاری به خاطر ترس از آبرو، بر هم خوردن زندگی شخصی، ترس از مطرح شدن نامشان در اداره‌ پلیس یا محاکم قضایی از شکایت و یا گزارش خودداری می‌ کنند و هر روز نیز اخبار و گزارشات بسیاری از آزار و اذیت جنسی زنان توسط اساتید، پزشکان، روحانیون کلیسا و حتی پلیس منتشر می‌ شود.


 حتی زنان نظامی نیز از تجاوز جنسی مصون نیستند.


 تجاوز به عنف در کشور آمریکا، یکی از جرائمی است که کمترین میزان مجازات علیه آن اعمال می شود. 

بر اساس گزارش‌ های معتبر از هر چهار زن آمریکایی یک نفر ممکن است در طول زندگی خود مورد تجاوز قرار بگیرد. حتی زنان نظامی ارتش آمریکا نیز از تجاوز جنسی در امان نیستند. در ژوئن 2012 روزنامه های آمریکا نوشتند که از هر سه زن نظامی آمریکایی یک نفر قربانی تجاوز جنسی بوده است و تنها دادگاه  نظامی عهده دار رسیدگی به شکایاتی در این زمینه می باشد. 
در ارتش آمریکا، اگر مردی به تجاوز متهم شود، این زن شاکی است که به دروغ گویی متهم می شود و شکایت از تجاوز جنسی جابجایی در یگان نظامی و اخراج را به دنبال خواهد داشت. در سال 2011 در ارتش آمریکا نزدیک به 3200 تجاوز جنسی ، یعنی یک تجاوز در هر سه ساعت  صورت گرفته بوده است.


در آمریکا در هر دو دقیقه یک زن مورد تجاوز جنسی قرار می گیرد.

عدم امنیت زنان
زنان در آمریکا از احساس امنیت پایینی برخوردارند و این در حدی است که برای حفاظت از خود به حمل اسلحه روی می آورند. در می 2012 اعلام شد شمار زنان آمریکایی که به منظور دفاع از خود اقدام به خرید اسلحه کرده و در کلاس های تمرین تیراندازی شرکت می کنند رو به افزایش است. 

آمارها نشان می داد شمار زیادی از زنان در آمریکا به منظور محافظت از خویش به سراغ خرید اسلحه رفته و به طور همزمان، به عضویت در باشگاه های تیراندازی درآمده و در کلاس های تمرین تیراندازی و شکار نیز شرکت می کنند. صاحبان فروشگاه های اسلحه در آمریکا از افزایش مشتریان زن در این فروشگاه ها به میزان هفتاد و پنج درصد خبر دادند. 
طبق آمار و ارقام منتشر شده در گزارش سالانه فدراسیون ملی ورزش تیراندازی آمریکا نیز، بیش از هشتاد و سه درصد زنان این کشور برای محافظت از خود اقدام به خرید اسلحه می نمایند.


گروه های اجتماعی فراوانی به وضعیت امنیت جسمی و روانی زنان در آمریکا معترضند.

 
برگ دیگری به مستندات هیروشیما افزوده شد
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
عکسی جدید از انفجار هیروشیما

خبرگزاری فارس: انتشار عکسی جدید از انفجار هیروشیما برگ دیگری به مستندات تاریخی این رویداد که دهها هزار نفر را به کام مرگ کشاند، افزود.

خبرگزاری فارس: برگ دیگری به مستندات هیروشیما افزوده شد/ عکسی جدید از انفجار هیروشیما

به گزارش فارس، عکسی جدید از انفجار اتمی هیروشیما منتشر شده که در آن لحظه‌‌ای که ابر قارچی‌شکل تشکیل شده بر فراز هیروشیما پس از انفجار بمب به دو تکه تقسیم شده، دیده می‌شود.

انفجار بمبی موسوم به «مرد کوچک» بر فراز شهر هیروشیمای ژاپن 118661 غیرنظامی و تقریباً 20 هزار نیروی نظامی ژاپن را به کام مرگ کشانده و نام آمریکا را به عنوان اولین کشور استفاده کننده از بمب اتمی در تاریخ ثبت کرد.

تا کنون تصاویر و فیلم‌های مختلفی از این رویداد بی‌سابقه تاریخی به ثبت رسیده که همواره با جذابیت‌های منحصر به فردی هم همراه بوده است؛ انتشار تصاویر پرسنل و فرماندهان پروازهای مرگبار هیروشیما و بمباران اتمی ناکازاکی ، روایتهای شاهدان عینی از این دو رویداد مرگبار و اقداماتی از این دست در شمار موج‌سازی‌های خبری بوده‌اند که رسانه‌های مختلف دنیا تلاش کرده‌اند با توسل به آنها رد این دو رویداد را در ذهن زنده نگاه دارند.

 

«پاول تیبتز»، فرمانده بمباران اتمی هیروشیما بود

 

این افراد پرسنل پرواز مرگ هیروشیما را تشکیل می‌دادند

با این حال، تازه‌ترین خبر به دست آمده از انفجار اتمی هیروشیما رویدادی است که کارکردی بیش از کمک به یادبود این حادثه دارد و برگ دیگری بر یافته‌های تاریخی به دست آمده از بمباران هسته‌ای هیروشیما می‌افزاید.  

خبرگزاری فرانسه به تازگی از قول یک متصدی موزه در هیروشیما از انتشار عکسی نایاب از بمباران هیروشیما خبر داده است  که گمان می‌رود حدود نیم ساعت پس از انفجار بمب پسر کوچک، در تاریخ 6 آگوست 1945 به فاصله 10 کیلومتری از نقطه صفر انفجار این بمب گرفته شده باشد.

این متصدی موزه که در «موزه یادبود صلح هیروشیما» کار می‌کند می‌گوید: «همواره در کتابهای تاریخی گفته شده بود که چنین عکسی وجود دارد، اما این اولین باری است که نسخه واقعی آن کشف شده است.»

 

 

این عکس نیم ساعت پس از انفجار بمب مرگبار «پسر کوچک» بر فراز شهر هیروشیما گرفته شده است.

 

وی افزود: «عکسی که نشان دهد ابر قارچی شکل مورد نظر به این شکل به دو قطعه تقسیم شده است، بسیار نادر است.»

این عکس در میان مقاله‌های مربوط به این بمباران یافت شده است که اکنون در اختیار «مدرسه ابتدایی هانکووا» در شهر هیروشیما هستند.


 
هیروشیما قبل و بعد از انفجار اتمی/عکس
ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۱  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

ساعت ۸ صبح روز ۶ آگوست سال ۱۹۴۵ میلادی بود که مدعی امروز حقوق بشر اولین بمب اتمی را علیه مردم دنیا استفاده کرد.

فارس: ساعت ۸ صبح روز ۶ آگوست سال ۱۹۴۵ میلادی بود که مدعی امروز حقوق بشر اولین بمب اتمی را علیه مردم دنیا استفاده کرد.

این بمب اتمی که نام آن را پسرک گذاشته بودند به دستور ترومن رئیس حمهور آمریکا روی شهر هیروشیمای ژاپن انداخته شد و سه روز بعد نیز بمب اتمی دیگری روی شهر ناگازاکی انداخته شد مه در این دو انفجار ۲۲۰ هزار انسان جان خود را از دادند.

در زیر تصویری هوایی هیروشیما را قبل و بعد از انفجار هسته ای می‌بینید.



 
به مناسبت سی‌امین سال جنایت«صبرا و شتیلا»
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
وحشیانه‌ترین جنایت‌ تاریخ در 40 ساعت + تصاویر

خبرگزاری فارس: تعداد کشتارهای جمعی تاریخ که در کمترین زمان ممکن روی داده کم نیست، اما بی تردید کشتار صبرا و شتیلا را می‌توان بر اساس نوع جنایت ها از فجیع ترین و وحشیانه ترین نسل کشی های تاریخ دانست.

خبرگزاری فارس: وحشیانه‌ترین جنایت‌ تاریخ در 40 ساعت + تصاویر

به گزارش فارس، اردوگاه صبرا و شتیلا 2 اردوگاه از مجموع 12 اردوگاه آوارگان فلسطینی در لبنان به شمار می‌روند که در جنوب این کشور واقع شده‌اند. این دو اردوگاه فلسطینی‌هایی را در بر می گرفت که از همان آغاز اشغال فلسطین در سال 1948 در آن پناه گرفته بودند و اغلب آنها از ساکنان منطقه "الجلیل" در شمال فلسطین اشغالی محسوب می شدند. این دو اردوگاه در زمان جنایت صهیونیست ها در سال 1982 حدود 90 هزار سکنه داشت که یک چهارم آنها فقرای لبنانی بودند.

توطئه آمریکایی برای تخلیه نیروهای نظامی برای کشتار مردم

چند روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا بر اساس قرارداد منعقده بین فیلیپ حبیب سفیر وقت آمریکا و جنبش فتح، نیروهای چندملیتی مرکب از هشتصد نفر نیروی دریایی آمریکا همراه با تعدادی فرانسوی و ایتالیایی به بیروت وارد شدند تا بر خروج سربازان ساف از اردوگاه ها نظارت کنند. در مقابل، قرار بود ارتش اسرائیل نیز همزمان خاک لبنان را ترک گوید، ساف به عهد خود وفا کرد؛ ولی اسرائیل با خلف وعده در لبنان باقی ماند. دولت آمریکا نیز قبل از پایان مهلت و تنها دو روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا، به سرعت سربازان خود را از خاک لبنان خارج کرد تا همه چیز برای انجام کشتار مهیا شود.

 

این عملیات ظاهرا با هدف انتقام ترور «بشیر جمیل» رئیس جمهوری وقت لبنان که آوارگان فلسطینی هیچگونه نقشی در این ترور نداشتند، صورت گرفت.

خیمه 40 ساعته مرگ بر صبرا و شتیلا 

در فاصله روزهای 16 تا 18 سپتامبر 1982 (25 تا 27 شهریور 61) اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در جنوب بیروت شاهد به خاک و خون کشیده شدن هزاران زن و کودک و پیر و جوان آواره فلسطینی توسط صهیونیست ها به فرماندهی آریل شارون وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و مزدوران وی یعنی نیروهای فالانژ لبنانی به رهبری سمیر جعجع و ایلی حبیقه بودند.

نظامیان صهیونیست و نیروهای فالانژ لبنان از عصر روز پنج شنبه 16 سپتامبر 1982 با محاصره کامل اردوگاه صبرا و شتیلا به آن یورش برده تا صبح روز شنبه 18 سپتامبر به فجیع ترین شکل به جنایات خود در این اردوگاه ادامه دادند. در این قتل عام سه هزار و 297 فلسطینی و لبنانی شهید شدند.

 

"دیوید هرست" خبرنگار معروف غربی در کتاب خود "تفنگ و شاخه زیتون" می نویسد: اولین واحد شامل 150 فالانژیست پس از عبور از موانع اسرائیلی‌ها از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به همراه داشتند. قتل عام فلسطینی ها به این ترتیب شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی ها ادامه داشت. آنها به زور وارد خانه‌های مردم شده و فلسطینی‌های در خواب را به رگبار مسلسل بستند.

 

 

 

 

 

 

عمق جنایت صهیونیست‌ها در کشتار صبرا و شتیلا

صحنه‌های فجیع و غیر قابل توصیف در ماجرای کشتار صبرا و شتیلا کم نبود، عوامل حاضر در این کشتار تنها به کشتن هزار نفر از مردم بسنده نکردند و آنها را قبل و بعد از مرگ نیز به فجیع ترین وضع در آوردند، بیشتر جنازه های بر جای مانده از این کشتار قطع عضو شده بودند.

هرست در این باره می نویسد: فالانژ ها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می دادند چشم هایشان را درمی آوردند، زنده زنده پوستشان را می کندند، شکم ها را می دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از 6 بار تجاوز می کردند و بعد سینه هایشان را می بریدند و در آخر به ضرب گلوله آنها را از پا درمی آوردند. بچه ها را از وسط دو شقه می کردند و مغزشان را به دیوار می کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت کشتند. دست بعضی را به ماشین می بستند و در خیابان ها می کشیدند، دست های فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد.

"غازی خورشید" در کتاب خود «تروریسم صهیونیستی در فلسطین اشغالی» می نویسد: در خیابانی جسد 5 زن و چند کودک روی تلی از خاک افتاده بود... از جمله یک زن که مثله شده بود و در کنارش سر بریده دخترکی با نگاهی خشمگینانه به قاتلانش دیده می شد. زن جوانی را دیدم در حالی که طفل شیرخواره اش را در آغوش گرفته، گلوله ها از بدنش عبور کرده و در بدن طفل شیرخوارش نشسته بود.

"تونی کلیفتون" گزارشگر با سابقه غربی نیز در کتاب "آسمان گریست" می نویسد: آنچه مرا سخت تکان داد این بود که شخصی بر اثر سوختن مرده بود. بعداً معلوم شد فالانژیست ها روی او بنزین ریخته و او را آتش زدند و فقط سفیدی دندانش در میان سر و صورتش که زغال شده بود نمایان بود.

یک پرستار لبنانی بیمارستان عکا در تشریح جنایات صبرا و شتیلا گفت: فالانژها به سمت چهار پزشک که پارچه سفیدی در دست داشته و قصد جلوگیری آنها به بیمارستان را داشتند، نارنجک انداختند، یکی از همکاران من فریاد کشید و به سمت آنها سنگی پرتاب کرد، جنایتکاران هم، چنان سیلی محکمی به او زدند که بیهوش بر زمین افتاد. بعد پیراهنش را پاره و او را به پیاده روی مقابل برده و به صورت گروهی مورد تجاوز قرار دادند.

«وجنات زین عبدالطیف» می‌گوید: در روز جمعه به بیمارستان غزه پناه بردم و آنها ما را صبح شنبه محاصره کردند و فلسطینی ها را که شامل زنان و کودکان نیز می شدند از دیگران جدا کرده و به یک ورزشگاه بردند و در چاله هایی که بر اثر بمباران حفر شده بود انداخته و گفتند همه دراز بکشند. سپس بر روی همه آتش گشودند و در آخر با سه بولدوزر بر روی آنها چه زنده و چه مرده خاک ریختند.

صهیونیست‌ها فرماندهی و نظارت بر کشتار را عهده دار بودند

مقامات ارتش اسرائیل، از جمله ژنرال آموس یارون فرمانده این نیروها در لبنان، بر بالای بام ساختمانی 7 طبقه در 200 متری اردوگاه مستقر شده بودند و از نزدیک بر این فاجعه نظارت می کردند. آریل شارون که در آن زمان وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود و بعدها به قصاب صبرا و شتیلا معروف شد، دستور مستقیم این حمله را به فالانژها داده بود و سایر یگان های صهیونیست نیز مانع از آمد و شد به اردوگاه ها می شدند.

با وجود اعلام خبر قتل عام به ژنرال رافائل ایتان رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، وی دستور داد کشتار تا ساعت 8 صبح روز بعد نیز ادامه پیدا کند.

پس از ورود نظامیان به اردوگاه، تانکها و بلدوزرهای صهیونیستی نیز وارد اردوگاه شده و مناطقی را که نظامیان ترک کرده بودند به گلوله بسته و سپس با بولدوزر صاف می کردند.

عمق رخوت جامعه جهانی در قبال جنایات رژیم صهیونیستی

با وجود انتشار ابعادی از کشتار صبرا و شتیلا و انتشار تصاویر آن، هیچ تحرک قابل توجهی از سوی جامعه جهانی برای محکومیت و اقدام جدی علیه این جنایت صورت نگرفت، چرا که آمریکا حامی اصلی این نسل کشی بود و خود نیز به صورت غیر مستقیم در آن نقش داشت،  در این میان مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای حفظ ظاهر با صدور قطعنامه صوری تنها به محکوم کردن این کشتار جمعی اکتفا نامید و آن را نسل کشی خواند.

هر چند که جنایت صبرا و شتیلا بیش از پیش پرده از چهره کریه و ماهیت پلید صهیونیست ها برداشت و جهانیان را با ددمنشی این رژیم و حامیان آن بیشتر آشنا کرد، اما با این حال نه تنها مانع از جنایات و تجاوزگری های بعدی صهیونیست ها علیه ملت فلسطین نشد بلکه سکوت سردمداران غربی در قبال سیاست های اشغالگرانه رژیم صهیونیستی، ضعف جهان عرب، اختلافات داخلی فلسطین و همسویی تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم اسرائیل و همکاری امنیتی با آن در راستای سرکوب مقاومت و مبارزان فلسطینی، همواره رژیم غاصب صهیونیستی را به ادامه جنایت های خود تشویق کرده است.


 
مرگبارترین آزمایش‌های علمی آمریکا
ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
انسان‌ها، مواد آزمایش + تصاویر

خبرگزاری فارس: جراحی‌های بدون بیهوشی، آزمایش‌های نخاعی روی کودکان بدون اطلاع والدین آنها، قرار دادن زندانی‌ها در معرض پشه ناقل مالاریا و سل تنها بخشی از استفاده از انسان‌ها به عنوان «مواد آزمایش» در تاریخ علمی آمریکا است.

خبرگزاری فارس: مرگبارترین آزمایش‌های علمی آمریکا/ انسان‌ها، مواد آزمایش + تصاویر

به گزارش فارس، نگاهی به تاریخ علمی آمریکا نشان می‌دهد وجود نگرش‌های نامناسب و تبعیض‌آمیز نسبت به انسان در جامعه آمریکا باعث شده است دانشمندان و محققان این کشور از انسان‌ها، به خصوص سیاه‌پوستان و اقشار ضعیف به عنوان موضوعات آزمایش‌های بحث‌انگیز استفاده کنند.

این آزمایش‌ها، مواردی مانند آلوده کردن عمدی آزمودنی‌ها به بیماری‌های مرگبار یا ناتوان‌کننده، قرار دادن افراد در معرض سلاح‌های زیستی یا شیمیایی، قرار دادن افراد در معرض آزمایش‌های تشعشعات، تزریق مواد شیمیایی سمی و رادیواکتیو، آزمایش‌های مربوط به روش‌های اعتراف‌گیری و شکنجه، آزمایش بر روی داروهای دگرگون‌کننده هوشیاری و موارد دیگری از این قبیل را در برمی‌گیرد.

بسیاری از این آزمایش‌ها بر روی کودکان، افراد بیمار و افراد دارای ناتوانی‌های ذهنی و در پوشش درمان پزشکی انجام شده است. در بسیاری از این مطالعات علمی بخش زیادی از آزمودنی‌ها افراد فقیر، اقلیت‌های قومی و زندانیان بوده‌اند.

منابع مالی این آزمایش‌ها توسط دولت آمریکا ـ به خصوص سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، ارتش آمریکا و شرکت‌های فدرال یا نظامی ـ تأمین می‌شد. این آزمایش‌ها معمولاً به صورت بسیار محرمانه انجام می‌شدند و در بسیاری از موارد اطلاعات مربوط به آنها تا چندین سال پس از انجام این آزمایش‌ها افشا نمی‌شدند.

آزمایش‌های غیراخلاقی آمریکا بازتاب‌های قانونی، حرفه‌ای و اخلاقی گسترده‌ای در میان جامعه علمی داشت و بسیاری از سازمان‌ها و موسسات سیاست‌گذاری خواهان آن شدند که استفاده از آزمودنی‌های انسانی در آزمایش‌ها با رعایت قواعد قانونی و اخلاقی انجام شود.

آنچه در زیر می‌خوانید خلاصه‌ای از آزمایش‌های علمی مرگباری است که در آمریکا بر روی آزمودنی‌های انسانی انجام شده است. ذیل هر کدام از عناوین، آزمایش‌هایی آمده است که در آمریکا بر روی آزمودنی‌های انسانی انجام شده‌اند.

- آزمایش‌های جراحی

* بنیانگذار  علوم زنان، از برده‌های آفریقایی برای آزمایش استفاده می‌کرد

در دهه 1840، «ماریون سیمز» که از او به عنوان بنیانگذار علوم زنان یاد می‌شود آزمایش‌هایی در زمینه جراحی بر روی زنان برده آفریقایی، بدون بیهوشی انجام داد. این زنها اغلب به خاطر عفونت‌هایی که بعد از این آزمایش‌ها به آنها مبتلا می‌شدند فوت می‌شدند. (نقل از کتاب «وقتی پزشکان می‌کشند»، نوشته پرپر و سینا)

 

«ماریون سیمز» آزمایش‌هایش را روی زنان برده آفریقایی انجام می‌داد.

وی برای آزمودن نظریه‌اش درباره علتهای تشنج آرواره در نوزادان، آزمایش‌هایی انجام داد که در آنها سوزن‌های کفاشی را در اطراف استخوان‌های جمجمه زنان برده حرکت داد.

* استفاده از زنان سرطانی به عنوان آزمودنی

یکی دیگر از متخصصان که سابقه انجام چنین آزمایش‌هایی دارد «روبرتو بارتلو» است؛ در سال 1874، یک زن خدمتکار ایرلندی نزد دکتر «روبرتز بارتلو» آمد تا سرطانش را درمان کند. بارتلو که فرصتی برای تحقیق به دست آورده بود سر وی را باز کرد و سوزن‌های الکترودی را داخل ماده مغز وی جاسازی کرد. وی این آزمایش را به این صورت توصیف می‌کند:

«بارتلو»، پزشک ارتش آمریکا بود که به خاطر وصل کردن جریان الکتریکی به مغز یک بیمار سرطانی توسط دانشکده پزشکی فیلادلفیا مورد تشویق هم قرار گرفت.

«وقتی آن سوزن به ماده مغز او رسید، او از درد حاد در ناحیه گردنش شکایت کرد. برای اینکه واکنش‌های دلخواه بیشتری تولید کنم، شدت جریان برق را افزایش دادم... در قیافه‌اش حالتی که انگار عذاب شدیدی می‌کشید پدیدار شد و شروع به گریه کرد. اندکی بعد دست چپش باز شد، انگار که می‌خواست چیزی که در روبریش قرار داشت را در آغوش بگیرد؛ چشمهایش در حالی که مردمک‌های آن کاملا گشاد شده بودند، ثابت ماند؛ لبهایش آب شده بودند و دهانش پر از کف بود. نفس‌هایش خس‌خس می‌کرد. هوشیاری‌اش را از دست داد و سمت چپ بدنش شروع به تشنج کرد. تشنج او پنج دقیقه طول کشید و پس از آن او به کما رفت. بیست دقیقه بعد به هوش آمد و گفت که احساس ضعف و سرگیجه دارد». (نقل از کتاب «سرسپرده علم: آزمایش‌های انسانی در آمریکا قبل از جنگ جهانی دوم») 

* آزمایش پونکسیون کمری بر روی کودکان بدون رضایت والدین

در سال 1896، دکتر «آرتور ون‌ورث» دست به انجام آزمایش‌های پونکسیون کمری (گرفتن مایع مغزی ـ نخاعی) بر روی 29 کودک بدون رضایت والدین آنها زد. این آزمایش‌ها در بیمارستان کودکان در بوستون از ایالت ماساچوست انجام شد تا مضر بودن یا نبودن این اقدام مشخص شود. (نقل از کتاب، «کودکان به عنوان آزمودنی‌های پژوهش»، ص 11 نوشته گوردین و گالانتز، 1994)

 

آزمایش‌های پانکسیون کمری که روشی تشخیصی برای به دست آوردن نمونه‌ای از مایع مغزی ـ نخاعی بیمار تلقی می‌شود، توسط پزشکان آمریکایی مورد سوء استفاده قرار گرفت.

 

* آزمایش‌های اصلاح نژاد دکتر استانلی

 

دکتر «لئو استانلی» در فاصله سال‌های 1913 تا 1951 که جراح زندان دولتی «سن کونتین» در ایالت کالیفرنیا بود دست به انجام آزمایش‌های وسیعی روی صدها نفر از زندانیان این زندان زد. وی بیضه‌های زندانیان مرد اعدام شده را به زندانی‌های در قید حیات پیوند می‌زد. وی همچنین آزمایش‌هایی در زمینه اصلاح نژاد انجام داد و در این راستا زندانیان زندان مذکور را عقیم کرد. استانلی معتقد بود آزمایش‌های او مردان پیر را جوان کرده و با کنترل جرم باعث می‌شود افراد غیراصلح تولید مثل نکنند». (منبع)

- آزمایش بر روی عامل‌های بیماری‌زا و عامل‌های جنگ زیستی

در تاریخ آمریکا نمونه‌های فراوانی از آزمایش بر روی چنین عواملی دیده می‌شود؛ ما مهمترین این آزمایش‌ها را ذکر می‌کنیم، با این توضیح که این موارد همه آزمایش‌های غیراخلاقی در این حیطه بر روی انسان‌ها را در بر نمی‌گیرند.

* آزمایش‌های طاعون و بری‌بری روی زندانیان

 

در سال 1900 پزشکان ارتش آمریکا در فیلیپین، پنج زندانی را به طاعون مبتلا کردند؛ آنها همچنین در 29 زندانی دیگر «بری‌بری» ایجاد کردند. 6 سال بعد نیز یکی از اساتید دانشگاه هاروارد به نام «ریچارد استرانگ» 24 زندانی فیلیپینی را به بیماری وبا مبتلا کردند تا بر روی آنها آزمایش انجام دهند. 13 نفر از این آزمودنی‌ها فوت کردند.

* آزمایش های سل و سفلیس روی کودکان و سیاه‌پوستان  

در سال 1908 نیز سه نفر از محققان ایالت فیلادلفیا دهها کودک را به سل مبتلا کردند که منجر به نابینایی دائمی تعدادی از آنها، بیماری‌های دیگر و تورم چشم در بسیاری دیگر از آنها شد. در آزمایش‌های آنها از این کودکان به عنوان «مواد مورد آزمایش» یاد شده است (نقل از کتاب «به نام کودکان»، ص 104؛ نوشته کوتر، 1992)

در سال 1911 یکی از پزشکان «مرکز تحقیقات پزشکی راکفلر» 146 بیمار این بیمارستان را به سفلیس مبتلا کردند. والدین بعضی از کودکانی که بدون اطلاعشان در این آزمایش به عنوان آزمودنی به کار گرفته شده بودند از این پزشک شکایت کردند.

بین سالهای 1932 تا 1972 سازمان بهداشت عمومی آمریکا در مطالعه‌ای بالینی موسوم به «آزمایش سفلیس در تاسکگی» 400 مرد سیاه‌پوست از طبقات محروم جامعه که به بیماری سفلیس مبتلا بودند را برای مطالعه بر روی این بیماری انتخاب کرد. محققان در این آزمایش به این افراد چیزی درباره بیماری‌شان نگفتند. در سال 1947 داروی پنی‌سیلین به عنوان درمان این بیماری شناخته شد اما محققان این آزمایش از دادن این دارم به این افراد امتناع کردند تا اثرات بیماری سفلیس بر بدن انسان را مطالعه کنند. در سال 1972 که این مطالعات به پاپان رسید، تنها 74 نفر از این افراد زنده بودند.

پزشکان در حال خون گرفتن از یکی از آزمودنی‌های غیرمطلع تاسکگی هستند.

* آزمایش مالاریا روی زندانیان

در مطالعه دیگری موسوم به «تحقیقات مالاریا در بازداشتگاه استیتویل» که در دهه 1940 آغاز شد محققان اداره بهداشت دانشگاه شیکاگو با همکاری ارتش آمریکا و وزارت خارجه این کشور اثرات بیماری مالاریا را بررسی کردند. در این آزمایش‌ها که 29 سال به طول انجامید 29 نفر از این زندانیان به طور عمدی به مالاریا مبتلا شدند. (نقل از کتاب «بیگانگان در بستر: پیشینه نحوه اثرگذاری قانون و اخلاق زیستی بر تصمیم‌گیری‌های پزشکی»، نوشته راثمن، 1992)

 

این عکس در تاریخ 12 ژانویه سال 1961 در روزنامه شیکاگو سان به چاپ رسید و زیر آن نوشته شده بود: «یکی از متهمان که خودش را در معرض بیماری مالاریا قرار داد روی تخت بیمارستانی در استیتویل نشسته است و قرصی می‌خورد تا شاید بیماری‌اش درمان شود».

 

* آزمایش‌های مرگبار در گواتمالا و عذرخواهی 60 سال بعد

بین سالهای 1946 تا 1948 محققان آمریکا در مطالعه‌ای در گواتمالا از روسپی‌های بیمار برای مبتلا کردن افراد زندانی، بیماران آسایشگاه‌های روانی و سربازان گواتمالایی به سفلیس و سایر بیماری‌های آمیزشی استفاده کردند تا اثرات پنی‌سیلین برای درمان این بیماری‌ها را مطالعه کنند. در این مطالعه نزدیک به 700 نفر از این زندانی‌ها که بعضی از آنها کودکان یتیم بودند به بیماری مبتلا شدند.

 

سه نفر از آزمودنی‌هایی که در مطالعات پزشکی آمریکا در گواتمالا به بیماری مبتلا شدند

منابع مالی این تحقیق را «وزارت بهداشت عمومی»، «موسسه ملی بهداشت و سلامت» و «هیئت بهداشت و سلامت هوادار آمریکا» (که اکنون «موسسه بهداشت آمریکا» در «سازمان بهداشت جهانی» است) و دولت گواتمالا تأمین کردند. «جان چارلز کارتر» که سرپرستی این تیم تحقیق را به عهده داشت به این علت این مطالعات را در گواتمالا انجام داد که به وی اجازه انجام این آزمایشات در آمریکا داده نمی‌شد.(نقل از کتاب «کشور هرز: دری به سوی تنها ابرقدرت جهان»، نوشته ویلیام بلوم، 2006)

هیلاری کلینتون، وزیر خارجه فعلی آمریکا در 1 اکتبر سال 2010 از مردم گواتمالا به خاطر انجام این آزمایش‌ها عذرخواهی کرد.

* آزمایش‌های جنگ بیولوژیک سازمان سیا

در سال 1955 سازمان سیا دست به انجام آزمایشاتی در زمینه نبرد بیولوژیک زد؛ در این آزمایش‌ها سیا اقدام به انتشار باکتری سیاه‌سرفه در بیرون خلیج تامپا، در ایالت فلوریدا کرد. این اقدام باعث شد بیماری سیاه‌سرفه در این شهر مسری شده و حداقل 12 نفر را به کشتن بدهد. (نقل از کتاب «کشور هرز: دری به سوی تنها ابرقدرت جهان»، نوشته ویلیام بلوم، 2006)

در فاصله سالهای 1956 و 1957 آزمایش‌های سلاح‌های بیولوژیک ارتش آمریکا در شهرهای «ساوانا» در ایالت «جورجیا» و «آوون پارک» در ایالت فلوریدا انجام شدند. در این آزمایش‌ها محققان ارتش آمریکا میلیون‌ها پشه آلوده را در این دو شهر رها کردند تا ببینند آیا این پشه‌ها می‌توانند باعث انتشار بیماری‌های تب زرد و تب دنگی شوند یا خیر.

بر اثر این آزمایش‌ها صدها نفر از ساکنان این دو شهر به بیماری‌هایی مانند انواع تب‌ها، مشکلات تنفسی، جنین‌های مرده، انسفالیت و تیفوئید مبتلا شدند. سپس محققان ارتش در لفافه متخصصان بهداشت وارد این دو شهر شدند و شروع به عکسبرداری و انجام آزمایش های پزشکی روی قربانیان کردند. چندین نفر از فرادی که به بیماری مبتلا شده بودند، به خاطر این آزمایش‌ها جان باختند. (نقل از کتاب «طاعون یازدهم: سیاستهای نبرد شیمیایی و زیستی»، نوشته کول، 1996)

ادامه دارد...


 
به بهانه سالروز بمباران هسته‌ای ناکازاکی
ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٩  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
روایت شاهدان عینی بمباران اتمی ژاپن از
نخستین انفجارها‌ی اتمی دنیا+ تصاویر

خبرگزاری فارس: شاهدان عینی بمباران‌های اتمی هیروشیما و ناکازاکی از اتفاقاتی سخن می‌رانند که هنگام مواجهه با این دو بمباران شاهد آنها بوده‌اند.

خبرگزاری فارس: روایت شاهدان عینی بمباران اتمی ژاپن از نخستین انفجارها‌ی اتمی دنیا+ تصاویر
 

به گزارش فارس، شصت و هفت سال پیش در چنین روزی، ارتش آمریکا با پرواز بر فراز شهر ناکازاکی ژاپن، این شهر را هدف بمباران اتمی قرار داد، که دومین حمله هسته‌ای آمریکا به ژاپن ظرف تنها سه روز بود ـ آمریکا در 6 آگوست، «هیروشیما» را هدف حمله هسته‌ای قرار داده بود.

بمب موسوم به «مرد چاق» از یک هواپیمای B29 رأس ساعت 11:02 صبح به وقت محلی ژاپن در ارتفاع 500 متری از زمین منفجر شد و کل شهر ناکازاکی را به نابودی کشاند.

 

بمب مرد چاق که 67 سال پیش ساعت 11 و 2 دقیقه بر فراز ناکازاکی منفجر شد و صدها هزار نفر را به کشتن داد

بازماندگان این دو بمباران چهره‌های سوخته و غم‌انگیزی دارند. بسیاری از آنها مرگ والدینشان را به چشم دیده‌اند، اما همچنان خود را جزو خوشبخت‌های این حادثه قلمداد می‌کنند. بازماندگان دو حادثه غم‌انگیز بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی که در زبان ژاپنی، «هیباکوشا» نامیده می‌شوند، در مصاحبه با رسانه‌ها شرح دیده‌های خود از آن روز فاجعه‌انگیز تاریخ جهان را بیان کرده‌اند.

«هیباکوشاها» (در ژاپنی به معنی آسیب‌دیدگان پس از انفجار) گروه‌های منحصر به فردی هستند که فکر می‌کنند شنیدن شرح‌نگاری آنها از وقایع آن دو روز غم‌انگیز تاریخ دنیا می‌تواند این پیام را به گوش ابرقدرت‌ها برساند که هیچ ارزشی آنقدر مقدس نیست که جان صدها هزار نفر را به شنیع‌ترین شکل به بازی بگیرد، که تحصیل هیچ منفعتی تحمیل غم‌های جانفزا بر جان انسان‌ها را توجیه نمی‌کند و با هیچ توجیهی نمی‌توان بر فاجعه‌ای اینچنین بزرگ سرپوش گذاشت.

میکیسو ایساکو

«میکیسو ایساوا» از شاهدان عینی بمباران هیروشیما می‌گوید: «6 آگوست 1945 مثل هر روز دیگری شروع شد. یک روز گرم تابستان بود و جیرجیرک‌ها آواز می‌خواندند».

اما این صدا دوامی نداشته و ناگهان تغییر کرده است.

«صدای مهیبی از شمت شمال شنیدیم و بچه‌های خردسال جیغ می‌کشیدند. آنها می‌گفتند هواپیماست، هواپیماست.»

هواپیمای انولا گی و پرسنل پرواز مرگبار هیروشیما

راز بقا در این روز مرگبار ژاپن این بود که در لحظه پرتاب بمب «پسر کوچک» از هواپیمای B-29 که خلبانش به افتخار مادرش آن را «انولا گی» نام داده بود در مکانی به دور از موج اثر مرگبار بمب ایستاده بودی ـ و آنچه بی‌فایده بود، «اراده» برای تعیین چنین مکانی بود، چون «تصادف» غربال مرگ و زندگی بود.

«ایواسا» می‌گوید او تنها به این دلیل از این حادثه جان به در برد که در لحظه پرتاب بمب در حالی که تنها یک مایل (16 متر) با منطقه صفر بمب فاصله داشت، در مکان مناسبی در حیاط خانه‌اش قرار داشت و دیوار خانه مانع از سوختگی او شد. 

گلوله آتشین تشکیل شده از انفجار هسته‌ای، قربانیان را در همن حالتی که قرار داشتند، می‌سوزاند

ایواسا که درآن هنگام 16 ساله بود، پس از انفجار بمب روی زمین پرتاب شد، اما بلافاصله پا به فرار گذاشت. مادر ایواسا نتوانست از محل حادثه بگریزد و در این حادثه جان باخت. جسد خواهر 12 ساله‌اش هم که در لحظه پرتاب بمب در نزدیکی محل انفجار بمب قرار داشت، تا کنون یافت نشده است. پدر ایساوا هم در اوائل همان سال جان باخته بود و بنابراین او در سن 16 سالگی کاملاً بی‌کس و تنها ماند.

اما اثرات مرگبار تشعشعات هسته‌ای بعداً به سراغ او آمدند: او به سرطان پوست و سرطان پروستات مبتلا شد، از ناحیه بینی و لثه دچار خونریزی شد و تمام بدنش دانه ریخت.

وقتی همکلاسی‌های «میشیکو کودوما»ی هفت ساله در محوطه بیرون مدرسه در حال بازی بودند، او وارد کلاس درس چوبی‌اش شد تا روی نیمکت منظر ورودهمکلاسی‌هایش باشد که ناگهان نوری در آسمان توجهش را جلب کرد.

«یک انفجار نورانی را دیدم و بعد رنگهای زرد، نقره‌ای، نارنجی و رنگهای دیگری که با زبان قابل وصف نیستند. رنگها به ما حمله می‌کردند که ناگهان تیرهای چوبی کلاس و شیشه‌های قاب پنجره تکه‌تکه شدند و به بیرون پرتاب شدند.»

«کودوما» می‌گوید او بعد از این، چیزهای وحشتناکی دیده است که هیچ کودکی هرگز نباید آنها را ببیند: «مردمی [را می‌دیدم] که کره چشمشان از کاسه درآمده بود. کسانی را می‌دیدم که بچه‌هایشان را که سوخته و زغال شده بودند به آغوش گرفته بودند، در حالی که پوست بدن خودشان هم کنده شده بود و آدمهایی را می‌دیدم که روده‌هایشان از شکم بیرون ریخته بودند و  گیج و سرگردان به این طرف و آن طرف می‌رفتند تا آنها را دوباره سرجایشان برگردانند.»

پدر کدوما بعد از انفجار به سراغ او آمده بود و او را به پشتش سوار کرده و از آنجا بیرون برده بود. آنها تلاش کردند خواهر بزرگتر کدوما را هم نجات دهند، اما زخم‌های او آنقدر کاری بود که تلاش‌ها فایده‌ای نداشت.

کدوما می‌گوید: «سه روز بعد، او به من تکیه داد و مرد.»

یکی از بازماندگان بمباران ناکازاکی به نام «فوجی اوراتا» می‌گوید:

«مزرعه کدویی که در جلوی خانه بود، کاملا از بین رفته بود. هیچ چیز از محصولاتی که در آن بود، بر جای نمانده بود، جز اینکه جای آن محصول‌ها سر زنی افتاده بود. به صورتش نگاه کردم تا ببینم می‌شناسمش یا نه؟ زنی با تقریباً چهل سال سن بود. شاید از جای دیگری از شهر به آنجا آمده بود، چون من قبلا او را آن طرفها ندیده بودم. یک دندان طلایی در وسط دهانش که کاملاً باز مانده بود، می‌درخشید. دسته‌ای موی سوخته از شقیقه چپ او کنده شده بود و وارد دهانش شده بود. مژه‌هایش به بالا رفته بود و جای چشم‌هایش دو حفره سیاه به جا مانده بود. احتمالا مستقیما به نور [بمب] نگاه کرده بود و کره چشمش سوخته بود.»

«کایانو ناگای» که از بازماندگان بمباران هیروشیما است نیز آنچه در این روز دیده است را اینگونه شرح می‌دهد:

«قیافه‌های مردم اینطور بود که چهره‌هایشان کاملا سوخته و سیاه شده بود؛ مو به سر نداشتند و در نگاه اول معلوم نبود که داری به آنها از روبرو نگاه می‌کنی یا از پشت سر. مردم بازوهایشان را به حالت بسته نگاه داشته بودند و پوست‌های بدنشان ـ یعنی هم پوست‌های دست و هم پوست‌های صورتشان ـ آویزان بود. اگر فقط یک یا دو آدم این شکلی دیده بودم، اینقدر روی من تأثیر نمی‌گذاشت. اما هر جا که می‌رفتم آدم‌های این شکلی می‌دیدم. خیلی از آنها کنار جاده‌ها می‌مردند، هنوز تصویر آنها را به خاطر دارم که مانند روح‌هایی بودند که راه می‌رفتند.

دکتر «تاکاشی ناگای» در 9 اوت 1945 ساعت 11:02 صبح 9 اوت سال 1945 که بمب «مرد چاق» بر فراز ناکازاکی منفجر شد در آزمایشگاهش در دانشگاه علوم‌پزشکی ناکازاکی که تنها 700 متر با مرکز اثر بمب فاصله داشت، مشغول انجام کارش بود.

وی مشاهداتش را این‌طور شرح می‌دهد: «انفجار بمب کاملا غیرمنتظره بود. ناگهان چیزی مثل رعد و برق در آزمایشگاه رادیوم دیدم. نه تنها زمان حال من، بلکه گذشته و آینده‌ام با آن انفجار نابود شدند. دانشجویان دوست‌داشتنی‌ام همگی با هم در گلوله‌ای آتشین، درست جلوی چشمانم سوختند».

«بعد پیکر همسرم را جمع کردم ـ همان کسی که از او خواسته بودم بعد از مرگ من سرپناه فرزندانم باشد و حالا از او تنها سطلی خاکستر نرم به جا مانده بود.»

«برای من، زخم‌های سمت راست بدنم و بیماری‌های هسته‌ای، به بیماری مزمن ناشی از تشعشعات که از قبل به آن مبتلا بودم، اضافه شدند و باعث شدند حتی زودتر از آنچه انتظار می‌رفت از کارافتاده شوم.»

یاماگوچی از جمله معدود شاهدان عینی بود که هر دو بمباران هیروشیما و ناکازاکی را از نزدیک شاهد بود.

 

«تسوتامو یاماگوچی» یکی از شهروندان ژاپن بود که هم بمباران اتمی هیروشیما و هم ناکازاکی را از نزدیک دیده است.

«یاماگوچی» در هنگام بمباران اتمی هیروشیما،  کارمند صنایع سنگین میتسوبیشی بود؛ محل زندگی و کار «یاماگوچی» در شهر ناکازاکی بود اما در تابستان سال 1945 برای سفری کاری به هیروشیما سفر کرده بود. وی در روز بمباران هیروشیما به همراه همکارانش راهای سفر بود که ناگهان یادش آمد مهرش را در دفتر کارش جا گذاشته است.

«یاماگوچی» در راه برگشت به محل کارش بود که بمب‌افکن آمریکایی بمب هسته‌ای مورد نظر را در جایی که سه کیلیومتر با او فاصله داشت، رها کرد.

یاماگوچی که در سال 2010 و در سن 93 سالگی بر اثر سرطان شکم در گذشت می‌گفت او دو هواپیمای مورد نظر و پرتاب بمب از آنها را دیده است که «ناگهان نور بزرگی در آسمان ظاهر شده و او را پرتاب کرده است.»

بر اثر این انفجار پرده گوش او پاره شد، به طور موقت بینایی‌اش را از دست داد و سمت چپ بدنش دچار سوختگی شد. وی را به پناهگاهی انتقال دادند و او در آنجا موفق شد همکارانش را که آنها هم زنده مانده بودند را بیابد. قرار شد او که حالش بهتر شده بود، همرا با همکارانش فردای آن روز عازم ناکازاکی شوند.

وی در ناکازاکی تحت درمان قرار گرفت و علی‌رغم اینکه سر و بدنش کاملا باندپیچی شده بود، در روز 9 اگوست باز هم به محل کارش رفت.

این بار هم محل کار او تقریباً 3 کیلومتر با محل انفجار بمب فاصله داشت، اما این بار او آسیبی ندید ـ با این حال ظرف یک هفته بعد او به تب شدیدی دچار شد.

یاماگوچی که مرتب به عنوان یکی از معروفترین شاهدان عینی هر دو بمباران اتمی مورد مصاحبه قرار گرفته است، درباره تسلیحات هسته‌ای گفت: «علّتی که من از بمب هسته‌ای نفرت دارم این است که این بمبها شأن انسان را کاهش می‌دهند.»

پسر یاماگوچی، در سال 2005 و  در سن 59 سالگی بر اثر سرطان ناشی از تشعشعات هسته‌ای درگذشت. همسر وی هم که بر اثر باران سیاه بعد از انفجار ناکازاکی مسموم شده بود، در سال 2008 بر اثر سرطان کلیه و جگر جان باخت.

تمامی سه فرزند وی با مشکلات سلامت مواجه بودند که گفته می‌شد آنها را از بیماری‌های هسته‌ای پدر و مادر به ارث برده بودند.


 
افشای پشت پرده زندان‌های مخوف انگلیس
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

طبق گزارش دیده‌بان رسمی زندان‌ها در انگلیس، زندانیان در انتظار محاکمه در این کشور، از حقوقشان محرومند و با آن‌ها بدتر از زندانیان محکوم برخورد می‌شود. به نوشته روزنامه گاردین، گزارش «نیک هاردویک» سربازرس زندان‌های انگلیس حاکی از آن است که ده‌ها هزار زندانی در انتظار محاکمه در انگلیس و ولز که هنوز محکوم نشده‌اند، با برخوردی به‌مراتب بدتر از زندانیان محکوم مواجهند! طبق این گزارش، تعداد بیست‌و‌نه هزار و چهارصد نفر از افرادی که هر سال در زندان‌ها در انتظار محاکمه و صدور حکم به‌سر می‌برند، پس از محاکمه به علت تبرئه شدن یا صادر نشدن محکومیت حبس آزاد می‌شوند. طبق آمار موجود، در هر زمان، بین دوازده هزار تا سیزده هزار زندانی در انتظار محاکمه در انگلیس و ولز وجود دارد که به‌طور متوسط 9 هفته را در حبس به‌سر می‌برند و 15 درصد جمعیت زندانیان را تشکیل می‌دهند. در میان این افراد، تعداد زنان و اقلیت‌های نژادی به نسبت جمعیت‌شان بیشتر است. هاردویک می‌گوید، با وجود این اصل دیرینه که زندانیان در انتظار محاکمه باید از حقوق و مزایایی برخوردار باشند که زندانیان محکوم، فاقد آنند، بسیاری از آن‌ها در واقع شرایط بدتری را در زندان متحمل می‌شوند و دسترسی کمتری به خدمات حمایتی و تمهیدات لازم برای آزادی دارند. در این گزارش که بر یافته‌های حاصل از بازرسی‌ها و نظرخواهی‌ها در 33 زندان انگلیس مبتنی بوده است، تصریح شده است:‌ این افراد با خطر فزاینده خودکشی و خودزنی مواجهند و تقریباً یک‌چهارم آن‌ها می‌گویند با ورود به زندان، احساس افسردگی یا میل به خودکشی دارند.


 
حقوق زنان در ارتش آمریکا
ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٢  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

حقوق زنان در ارتش آمریکا

 

دانلود


 
گروه وکلای حقوق بشر منتشر کرد
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
گزارشی از رفتار پلیس نیویورک با
فعالان جنبش وال استریت+عکس

خبرگزاری فارس: این گزارش 130 مورد، سوء‌استفاده‌های مأموران اجرایی پلیس را در برخورد با معترضان نشان می‌دهد و خواستار ایجاد یک بازرس کل مستقل برای نظارت بر دپارتمان پلیس نیویورک شده است.

خبرگزاری فارس: گزارشی از رفتار پلیس نیویورک با فعالان جنبش وال استریت+عکس

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری رویترز، گزارش یک گروه وکلای حقوق بشر که روز گذشته منتشر شد، حاکی از آن است که افسران پلیس نیویورک با استفاده از اعمال زور، دستگیری‌های غیرمنصفانه و جاسوسی فراگیر از معترضان جنبش‌های ضدسرمایه‌داری "تسخیر وال استریت" در واقع حقوق آنها را نقض کرده‌اند.

این گزارش، 130 مورد از سوء‌استفاده‌های مأموران اجرایی پلیس را در برخورد با معترضان نشان می‌دهد و خواستار ایجاد یک بازرس کل مستقل برای نظارت بر دپارتمان پلیس نیویورک شده است.

 

گزارش کلینیک عدالت جهانی مدرسه حقوق دانشگاه نیویورک و کلینیک بین‌المللی حقوق بشر "والتر لیتنر" در مدرسه حقوق "فوردهام" اعلام می‌دارد: بسیاری از اتهامات گزارش‌ شده شخصاً نمایانگر نقض واضح حقوق ازادی بیان و برگزاری تظاهرات توسط دولت است. وقتی این مسائل را با همدیگر در نظر می‌گیریم، نقشه پیچیده ای از سرکوب اعتراضات به وجود می‌آید.

 

"مایکل بلومبرگ" شهردار نیویورک و مقامات پلیس این شهر در دفاع از واکنش پلیس نیویورک به اعتراضات جنبش تسخیر وال استریت که در سپتامبر در مخالفت با ناعدالتی‌های اقتصادی آغاز شد و به دستگیری هزاران نفر دیگر منتهی شد، می گویند: پلیس نیویورک، اعتراضات قانونی را همراهی کرده و زمانی معترضان را دستگیر کردند که قانون شکسته شده است و در انجام آن از خود خویشتنداری نشان دادند.

 

دو انجمن "فوردهام" و "دانشگاه نیویورک" بعنوان بخشی از یک گروه از 7 کلینیک قانون است که سال گذشته "پروژه حقوق اعتراضات و گردهماییها" را به منظور بررسی واکنش دولت به جنبش ضدسرمایه‌داری تسخیر که به اعتراضات جهانی و شهرهای مختلف آمریکا منتهی شد، بپردازند.

این انجمن‌ها همچنین در صدد هستند تا تحلیل‌هایی را در خصوص واکنش پلیس نیویورک به اعتراضات "بوستون"، "اوکلند"، "کالیفرنیا"، "سانفرانسیسکو"، "شارلوت" کارولینای شمالی انجام دهند.

گزارش از پلیس نیویورک بر اساس اطلاعاتی از شماری از منابع از جمله مصاحبه با معترضان، وکلا، خبرنگاران و محققان قانونی، تصاویر و صدها ساعت تصاویر ویدئویی، گزارش‌های رسانه‌ای و اسناد دادگاه به دست آمده است، بعلاوه گزارشی که شاهدان به دست آمده بر پایه اطلاعاتی است که شماری از افرادی ارائه داده‌اند که بعنوان ناظران قانونی در اعتراضات حضور داشتند و اقدامات پلیس را نظارت می‌کردند.

 

در این گزارش رخدادهای زیادی مورد اشاره قرار گرفته که افسران پلیس بدون هرگونه مشاهده عملیات تحریک آمیز از جانب معترضان از زور استفاده کردند.

این گزارش همچنین می‌افزاید که خبرنگارانی که برای پوشش اخبار اعتراضات جنبش ضدسرمایه‌داری در صحنه حضور داشتند در معرض آزار و اذیت‌ مأموران پلیس قرار می‌گرفتند، علیه آنها اعمال زور می‌شد، محدودیت‌هایی برای آنها به وجود می‌آمد و دستگیر می‌شدند.

 

گزارش‌ از وضعیت حقوق بشر پلیس نیویورک همچنین نشان می‌دهد که خبرنگاران حق پوشش اخبار حملات نیمه شب پلیس به معترضان را که طی آن چادرهای معترضان در پارک "زوکوتی" منهتن در ماه نوامبر پاکسازی شد، نداشتند.

جاسوسی مداوم مأموران پلیس نیویورک از رخدادهای جنبش تسخیر نمایانگر نقض محدودیت‌های قانونی پلیس برای نظارت بر معترضان است.

نویسندگان این گزارش نتیجه گرفتند که ایجاد رعب و وحشت و استفاده از زور توسط پلیس نیویورک، در حالیکه تنش‌ به وجود می‌آورد در واقع تأثیرات منفی بر حقوق آزادی بیان و حقوق برگزاری تظاهرات دارد.

این گزارش پس از نتیجه گیری نه تنها خواستار وجود یک بازرس کل برای نظارت بر اقدامات پلیس نیویورک شد، بلکه تأکید کرد که باید تحقیقاتی در زمینه واکنش پلیس نیویورک به معترضان "جنبش تسخیر وال‌استریت" صورت گیرد.


 
یک‌ عقب‌مانده ذهنی در آمریکا اعدام می‌شود
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٢  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
یک سیاهپوست عقب مانده ذهنی در آمریکا
هفته دیگر اعدام می شود.
 
واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی پرس تی وی : یک جوان سیاهپوست آمریکایی که عقب مانده ذهنی است در انتظار اعدام است.
 
دادگاه ایالتی جورجیا  این جوان سیاهپوست به نام وارن هیگ را به اعدام محکوم کرده است.
 
این درحالی است که پزشکان آمریکایی تشخیص داده اند او به عقب ماندگی ذهنی مبتلا است. قرار است وی هفته آینده اعدام شود.
 
وی به اتهام قتل یکی از هم بندی های خود در زندان به اعدام محکوم شده است.
 
وی در سال 1991 به اعدام محکوم شد و حدود 21 سال در صف انتظار اعدام بوده است.
 
این حکم اعدام برخلاف حکم دادگاه عالی آمریکا است که براساس آن اعدام افراد عقب مانده ذهنی ممنوع شده است.
 
وکیل این جوان سیاهپوست اعلام کرد این حکم اعدام نشانه سوء قضاوت وحشتناک در نظام قضائی آمریکا است. قرار است وکیل این جوان سیاهپوست از مقامات ایالتی برای موکلش درخواست عفو کند.
 
این وکیل آمریکایی چندی پیش هم وکالت یک جوان سیاهپوست دیگر را برعهده داشت که برای او نیز حکم اعدام صادر شده بود و صدور حکم اعدام برای او با برپایی تظاهرات اعتراضی گسترده در آمریکا همراه شد.

 
روش‌های شکنجه در گوانتانامو
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٠  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

روش‌های مختلف شکنجه در گوانتانامو به دست نوجوانانی انجام می‌شد که گاه به ندرت سنشان به ۲۰ سال می‌رسید.

 به گزارش فارس، بعد از جنگ‌های عراق و افغانستان، موضوع استفاده روزافزون آمریکا از شکنجه و روشهای غیرانسانی برای بازجویی، توجه زیادی به خود جلب کرده است.
 
به طور مثال، «فیلیپ سندز»، استاد دانشکده حقوق دانشگاه لندن، در کتابی با عنوان «تیم شکنجه» که در سال 2008 به رشته تحریر درآورد، از روش‌هایی برای شکنجه در زندان «گوانتانومو» پرده برداشت که به دست نوجوانانی به ندرت بالای بیست سال انجام می‌شد.
 
به این نوجوانان این‌طور القا شده بود که اعمال آنها نه تنها قانونی، بلکه وطن‌پرستانه بود و باید این کار را انجام می‌دادند تا کشورشان را از شرّ خبائث نجات دهند.
 
تنها، فردی که از اختلالات شخصیتی عمیق و ریشه‌دار نظیر اختلال سایکوپات (جامعه‌ستیز) رنج می‌برد می‌تواند با خونسردی به عمل شنیع روا داشتن خشونت و بی‌رحمی علیه فردی همنوع دست بزند، امّا آیا می‌توان گفت تمام این نوجوانان از چنین اختلالاتی رنج می‌برده‌اند؟
 
پاسخی که «سندز» در این کتاب به این پرسش می‌دهد منفی است، امّا وی با نگاهی جامعه‌شناختی از این مسئله پرده برمی‌دارد و به ایده‌هایی که پس از حوادث یازده سپتامبر در جامعه آمریکا شکل گرفته و با بوق‌های رسانه‌ای مدام در میان جامعه عام تبلیغ می‌شد، اشاره می‌کند.
 
پس از یازده سپتامبر، «سناریوی بمب رو به انفجار» در فرهنگ عمومی شکل گرفته بود و دائم اینطور القا می‌شد که فاجعه‌ای در راه است؛ مردم به این باور رسیده بودند که هر لحظه ممکن است انفجار بمبی در جایی هزاران نفر را به کشتن دهد. 
 
مردی در زندان هست که این موضوع را می‌داند اما در مورد آن سخن به لب نمی آورد؛ اگر جان هزاران نفر در معرض خطر باشد، آیا شکنجه قابل توجیه نیست؟
 
شکنجه‌گران چنین می‌اندیشیدند و بنابراین ابایی از انجام آنچه به آنها گفته می‌شد، نداشتند؛ بنابراین آنها تمامی روشهای زیر، هر چند غیر انسانی را به طور تمام و کمال به اجرا گذاشتند. (این روشها در گزارش «هیئت تحقیق کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا» درباره رفتار با بازداشت‌شدگان زندانهای آمریکا» مورد تأیید قرار گرفته‌اند)
 
1) خشونت جنسی/ روشهای تحقیر
 
زندانیانی که در زندانهای ابوغریب، قندهار و بگرام (زندان‌هایی که بسیاری قبل از رفتن به گونتانامو به آنجا برده می‌شدند) بودند گزارش کرده‌اند در این زندان‌ها با روش‌های شنیع مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. روشهای دیگری برای شکنجه که در این گزارش به آنها اشاره شده است، رژه بردن مردان برهنه جلوی سربازان زن، وادار کردن آنها به پوشیدن لباسهای زیر زنان و رقصیدن با سایر مردان و مجبور کردن آنها به تماشای فیلم‌های هرزه بوده است. این روشها در حالی مورد استفاده قرار می‌گرفت که خشونت جنسی جزو جزائم جنگی قلمداد می‌شود.
 
2- محرومیت از خواب
 
محرومیت از خواب به این دلیل مورد استفاده قرار می‌گیرد که مقاومت روان‌شناختی فرد را کاهش می‌دهد و ظرفیت بدن برای تحمل درد را از بین می‌برد.
 
محرومیت از خواب در قالب «یادداشت نامه وزارت دفاع در سال 2002» مجاز شناخته شد. ارتش آمریکا محرومیت از خواب برای زندانیانش تا 72 ساعت را مجاز اعلام کرد.
 
3- محرومیت حسی
 
از روش محرومیت حسّی برای ایجاد حس ترس، گم‌گشتگی و ایجاد حس وابستگی روان‌شناختی به فرد بازجو استفاده می‌شود. در دهه 1950 سازمان سیا پژوهشی درباره رفتار انسان و کنترل ذهن انجام داد.
 
دکتر هب، روان‌شناس و استاد دانشگاه مک‌گیل پژوهش‌هایی بر روی افرد انجام داد و تلاش کرد با قرار دادن آزمودنی‌ها در اتاقک‌هایی با دستگاه تهویه مطبوع که به دستگاه‌های گوش‌پوش، دستکش و عینک‌های فضایی مجهز بودند در آنها حالتهایی شبیه به روان‌پریشی ایجاد کند. افرادی که در این اتاقک‌ها قرار گرفته بودند بعد از گذشت 24 ساعت توهم‌هایی از انواع مختلف، اعم از توهم‌های شنیداری، دیداری و غیره داشتند؛ بعد از گذشت 48 ساعت آنها شخصیت آنها کاملا از هم گسیخت و دچار حالتهای شخصیت‌زدودگی شدند.
 
افرادی که در چنین حالتهایی قرار می‌گیرند بیشتر آمادگی پذیرش دستورات و مطالبات فرد بازجو را به ست می‌آورند.
 
4- زندان انفرادی / انزوا
 
این روش بی‌رحمانه نیز آثار روان‌شناختی متعددی اعم از توهم، آسیب‌های هیجانی، هذیان و افت کارکردهای شناختی (ذهنی) فرد را به همراه دارد. استفاده از زندان انفرادی برای بازجویی از فرد تحت «کنوانسیون منع شکنجه»، «کنوانسیون ژنو» و در کل قوانین بین‌المللی غیرقانونی محسوب می‌شود.
 
5- اعدام‌های ساختگی
 
در قوانین بین‌المللی اینکه به دروغ به زندانی گفته شود که قرار است کشته شود، غیرقانونی است.
 
 6- خوراندان دارو
 
آزمایش‌های پزشکی بر روی زندانیان پس از آنکه در اردوگاه های نازی از آنها به طور گسترده استفاده شد، غیرقانونی به حساب آمدند. استفاده از آزمایش‌های پزشکی به قصد بازجویی، با برنامه‌ای در سازمان سیا موسوم به برنامه MKULTRA در خلال جنگ سرد آغاز شد.
 
در این روش عوامل زیستی و داروها روی افراد مورد آزمایش قرار می‌گرفتند تا در نهایت دارویی که باعث کنترل ذهن و تغییر رفتار فرد می‌شد، کشف شود.
 
ارتش آمریکا در سال 2011 تأیید کرد که برای زندانیان از دوز بالایی از داروی «لاریوم» استفاده کرده است که باعث اثرات نورو روان‌شناختی (عصب روان‌شناختی) مانند افکار و رفتارهای خودکشی و روان‌پریشی شده است.
 
7- استفاده از سگ برای ایجاد هراس در میان زندانیان
 
«جیم هاینس»، حقوقدان وزارت دفاع آمریکا در سال 2002 با نوشتن یادداشتی رسمی استفاده از روشهای محرومیت از خواب، قرار دادن زندانی در حالتهای تنش‌زا، برهنگی و استفاده از سگ را مجاز اعلام کرد. تحقیق در مورد ادعاهای مربوط به رفتار سوء اف.بی.آی (گزارش اشمیت) نشان داد که بازجویان نظامی در خلال فرایند بازجویی از سگ برای ایجاد هراس در زندانیان استفاده می‌کردند.
 
8- سرحدهای دمایی
 
بسیاری از کشورهای از این روش برای شکنجه استفاده کرده‌اند. به عنوان مثال، برزیلی‌ها در سال 1966 دمای سلول‌ها را از آخرین حد گرمای ممکن به سردترین درجه می‌رساندند. استفاده از «سلول‌های سرد» در گونتانامو، در سال 2005 به عنوان بخشی از «فنون گسترش‌یافته بازجویی» سازمان سیا مجاز شناخته شد. علی‌رغم این، از این روش پیش از آن هم استفاده می‌شد، به عنوان مثال در یاددداشت‌نامه «هاینس» که دونالد رامسفلد آن را امضا کرد، این روش موجود بود.
 
9- بمباران حسی (شلوغی)
 
در سال 2004 یکی از مقامات ارتش آمریکا تأیید کرد که زندانیانی که همکاری نمی‌کنند لباسشان رادر می‌آورند و فقط یک لباس زیر به تن می‌کنند، آنها را با دست و پاهای بسته روی صندلی می‌نشانند و مجبور می‌کنند نور شدید را تحمل کنند و از طریق دو گوشی هدفون که به گوش دارند به موسیقی راک و رپی که با صدای بلند پخش می‌شود و در آن فقط صدای فریاد و جیغ زدن است، گوش کنند؛ در همین حال دستگاه تهویه نیز روی آخرین درجه قرار داده می‌شود.
 
از جمله روش‌های دیگری که در این طبقه قرار می‌گرفت، روش غرق مصنوعی بود.
 
این روش، یک شیوه قدیمی بخصوص در جنگ ویتنام بوده است. در این شیوه، قربانی را بر روی یک تخته یا سطح صاف ثابت می‌کنند. سپس صورت او را با یک پارچه می‌پوشانند، به طوری که سطح صورت، چشم ها، بینی و دهان کاملا پوشیده باشد. سپس به تدریج کمی آب بر روی پارچه، پیشانی و روی صورت میریزند تا پارچه نمناک شود و سپس کم کم بر مقدار آب البته بسیار مختصر می‌افزایند. به تدریج که رطوبت پارچه بیشتر می‌شود تنفس سخت تر به نظر می‌رسد و ظرف مدت بسیار کوتاهی بدون اینکه به واقع راه تنفس مسدود شده باشد قربانی احساس خفگی شدید کرده و در حقیقت مرگ را جلوی چشم خود می‌بیند.
 
این شیوه بدلیل آثار شدید روانی که دارد منجر به Gag Reflex می‌گردد. در این رفلکس عصبی نرم گلو یا همان زبان کوچک مانع ورود هر چیزی به محوطه گلو می‌گردد. نظیر این رفلکس را شاید در کودکی زیر دوش آب هنگامی که مجبور بوده اید صورت خود را به سمت بالا بگیرید تجربه کرده باشید.
 
 
10- مشاهده شکنجه شدن دیگران
 
مشاهده شکنجه شدن دیگران می‌تواند حالتی در فرد شبیه به حالتی که خودش شکنجه می‌شود، ایجاد کند.
 
11- روشهای روان‌شناختی
 
این روشها، در کل برای ایجاد حالتهای پرخاشگری، شخصیت‌زدایی روان‌شناختی و احساس‌های درماندگی و شکستن دفاع‌های روانی فرد مورد استفاده قرار می‌گرفتند.
 
در این روشها به عنوان مثال از فرد زندانی خواسته می‌شد کتابهای کودکان را بخواند؛ در یکی از مواردی که افشا شد فرد بازجو برای شکستن مقاومت روان‌شناختی فرد ساعتها برای او کتاب هری‌پاتر خوانده بود. این روش، باعث می‌شد زندانی‌ها تلقین پذیر شوند و در حالتهای کودکانه قرار گیرند.

 
دولت آمریکا سالانه ۳۰ هزار مجوز جاسوسی از شهروندانش را صادر می‌کند
ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خبرگزاری فارس: علیرغم آنکه کنگره به دنبال تصویب طرحی برای تسهیل جاسوسی از مردم آمریکا است، یک قاضی آمریکایی اعلام کرد که دولت فدرال طبق یک قانون منسوخ شده، سالانه به طور مخفیانه مجوز جاسوسی از دهها هزار آمریکایی را صادر می‌کند.

خبرگزاری فارس: دولت آمریکا سالانه ۳۰ هزار مجوز جاسوسی از شهروندانش را صادر می‌کند

به گزارش فارس به نقل از شبکه راشاتودی، بیش از یک چهارم قرن از زمانی می‌گذرد که کنگره آمریکا قانون حفظ حریم ارتباطات الکترونیکی (ECPA) را در سال 1986 به تصویب رساند اما این قانون منسوخ شده هر ساله به سازمانهای دولت فدرال آمریکا اجازه می‌دهد تا هر روز ارتباطات شخصی مردم آمریکا را تحت بازرسی قرار دهند و از طریق ورود به ایمیل‌ها، متن‌ها و هرگونه مکاتبات آنلاین، اطلاعات شخصی و خصوصی مردم آمریکا را چک و کنترل کنند.

"کید کراکفورد" هماهنگ‌کننده حقوق حریم خصوصی در اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا در تلاش است تا ثابت کند که این قانون (ECPA) دیگر منسوخ شده است.

وی می‌گوید که در سال 1986 تنها سه سال داشته است و به شبکه راشاتودی اعلام کرد: اگر شما در آن زمان به سن و سال من بودید، تلفن همراه اصلا وجود نداشت و در آن زمان ایمیلی توسط مردم استفاده نمی‌شد و به همین منظور جای نگرانی نبوده است.

درخواست کراکفورد برای منسوخ شدن این قانون پس از آن صورت می‌گیرد که قاضی "استفان اسمیت"، دستورهایی که از زمان پیدایش این قانون برای جاسوسی از مردم آمریکا صورت گرفته است را تحت بررسی قرار داده و متوجه شده است که بسیاری از افراد در دولت آمریکا سالانه مجوز دسترسی به اطلاعات خصوصی دهها هزار نفر از از مردم آمریکا را داشته‌اند.

هم‌اکنون کنگره آمریکا به دنبال تصویب قانون "CISPA" است که طبق آن قادر خواهد بود به تمام اطلاعات شخصی کاربران اینترنت در این کشور، دسترسی داشته باشد.

حقوق شهروندی "کامن دریمز"، سازمان‌های امنیتی آمریکا بر اساس طرحی تحت عنوان "مراقبت و به اشتراک گذاری اطلاعات سایبری" (CISPA) قادر خواهند شد، هرآنچه که مردم این کشور در اینترنت می‌بینند و می‌شنوند را کنترل کنند.

CISPA این امکان را به دولت و شرکت‌های آمریکایی می‌دهد که با عبور از مراقبت‌های امنیت حریم خصوصی، تمام اطلاعات شخصی، ایمیل‌ها و هر نوع اطلاعات مورد نظر خود را از حساب کاربران بردارد. این قانون موجب می‌شود تا فرآیند جاسوسی از ایمیل‌ها و پیام‌های متنی شهروندان از سوی سازمان‌های مختلف آمریکایی تسهیل شود، و این سازمان‌ها این امکان را پیدا کنند که بخشی از پیام‌ها را حذف کرده و یا حتی دسترسی فرد به شبکه‌های اجتماعی را مسدود کنند.


 
عکس: نظامی امریکایی عامل جنایت در افغاستان و صحنه دلخراش از جنایت
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خانم انار گل، در کنار بدن نیمه سوخته نوه اش، که گفته می شود توسط یکی از سربازان آمریکایی( رابرت بیلز ) در پنجوای، استان قندهار در جنوب کابل، در تاریخ 11 مارس 2012 به همراه 15 نفر از اهالی این روستا کشته شده است.

منبع: آسوشیتدپرس


 
ملیت فرد کتک‌خورده را حدس بزنید + عکس
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

 به گزارش سایت اوباما، پایگاه خبری گلوب اند میل در گزارشی از رفتار وحشیانه پلیس با یکی از معترضین در زمان دستگیری وی خبر داد.

این معترض 36 ساله زمانی که پلیس قصد داشت تا کمپ کوچک معترضین که در خارج از محوطه دادگاه برپا شده بود را به بیرون منتقل کند، دستگیر شد.


براساس فیلم‌های گرفته شده از این حادثه، پلیس پس از انداختن او بر روی زمین در حالی که گردن او زخم شده بود و نمی‌توانست دستان خود را به پشت سرش ببرد، تلاش می‌کرد تا از پشت به دستان او دستبند آهنی بزند.

این معترض یک روز بعد توانست با قرار کفالت در حالی که صورتش به شدت ورم کرده و دور چشمانش نیز به شدت کبود شده بود، از بند پلیس آزاد شود.

وی در رابطه با برخورد پلیس با او در زمان بازداشتش گفت: بلایی که در زمان دستگیری بر سر من آمده کاملاً مشهود است و نیازی به بازگویی نیست اما در پی این اتفاق، درد شدیدی در صورت خود احساس می‌کنم، پای چپم مقداری بی حس شده و دست راستم کاملاً کرخت شده است. 


گزارش‌ها حاکی است که سه نفر دیگر نیز دچار حادثه‌ای شبیه به این معترض شدیداً مصدوم که تروی نام دارد، شده اند اما با این وجود، یک سخنگوی پلیس روز یکشنبه از این موضوع اظهار بی‌اطلاعی کرد.


کانادا کشوری است که همواره موضوعات حقوق بشری را به کشورهای دیگر گوشزد می‌کند و کشورهای زیادی تاکنون از سوی این کشور مدعی حقوق بشر مورد فشارهای سیاسی قرار گرفته‌اند. اما این کشور در حالی از این سطح از برخورد با معترضین استفاده کرده که اعتراضات جنبش "آکیوپای تورنتو" تاکنون در فضایی کاملاً آرام و به دور از تنش صورت گرفته است.

مشاهده فیلم


 
اسلحه جدید آمریکایی‌ها برای مقابله با اعتراض‌های مردمی + فیلم
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

اسلحه جدید آمریکایی‌ها برای مقابله با

 

اعتراض‌های مردمی + فیلم

 

مشاهده فیلم


 
رجانیوز برای اولین بار این مستند را منتشر می‌کند/
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
فیلم: خشونت شدید پلیس امریکا و
انگلیس در برخورد با معترضان

گروه رسانه‌ای وستوراما در کلیپی که از سوی معترضان آمریکایی ساخته شده و از سوی این گروه ایرانی ترجمه و زیرنویس شده است، با به تصویر کشیدن تصاویری وحشتناک از رفتار پلیس امریکا و انگلیس در برخورد با معترضان در این کشورها، ابراز نگرانی جدی گروه‌های حقوق بشری در امریکا از این رفتار پلیس‌ها را به تصویر کشاند.

به گزارش رجانیوز، در این کلیپ که صحنه‌هایی باورنکردنی از خشونت پلیس کشورهای غربی علیه معترضان را نشان می‌دهد، ابراز نگرانی دولت‌های آمریکا و انگلیس از نقض حقوق بشر در کشورهای جهان سومی به تمسخر گرفته شده است.

معترضان آمریکایی ابراز امیدواری کرده‌اند که روزی "دوران مسخره" حکمرانی چنین حاکمانی در غرب، به پایان برسد.

پیش از این رجانیوز کلیپ‌های تاثیرگذار دیگری از این گروه ایرانی را درباره تناقضات سخنان مقامات امریکایی در برخورد با انقلاب دیگر کشورها و جنبش وال استریت و همچنین علت تسخیر سفارت امریکا از سوی دانشجویان ایرانی منتشر کرده بود.

 
 
 
 
کیفیت بالاتر این فیلم را از اینجا یا اینجا دریافت کنید.

 
این کارخانه 90 درصد محصولات دارویی سودان را تولید می‌کرد
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
بمب‌گذاری آمریکا در کارخانه تولید داروی
سودان به روایت نویسنده آمریکایی

خبرگزاری فارس: "تان گوین"، نویسنده و کاندیدای سابق مجلس نمایندگان آمریکا معتقد است آمریکا با بمب‌گذاری سال ۱۹۸۸ در کارخانه دارویی الشفا، علاوه بر کشتن هزاران نفر به صورت مستقیم، باعت مرگ دهها هزارن نفر دیگری شد که در نتیجه کمبود دارو جان باختند.

بمب گذاری آمریکا در کارخانه الشفای سودان در سال ۱۹۸۸، موجب نایاب شدن دارو تا سالها بعد شده و جان دهها هزار نفر را گرفت
بمب گذاری آمریکا در کارخانه الشفای سودان در سال ۱۹۸۸، موجب نایاب شدن دارو تا سالها بعد شده و جان دهها هزار نفر را گرفت
-------------------------------

به گزارش فارس، "تان گوین"، نویسنده و کاندیدای سابق مجلس نمایندگان آمریکا در مقاله‌ای ضمن تشریح ابعاد اقدامات تروریستی آمریکا در نیکاراگوئه و سودان، اظهار کرد مبارزه آمریکا با تروریسم راه نادرستی پیش گرفته است و اگر آمریکا قرار است گامی در جهت ریشه‌کن کردن تروریسم بردارد، بهتر است توجهش را معطوف مبارزه با خودش، به عنوان کشوری پیشگام در تروریسم بین المللی کند. در زیر شرح مقاله "تان گوین" را می‌خوانیم:

* مبارزه‌ای درست، در مسیری نادرست
    
همزمان با ادامه ی آن چه آمریکا "جنگ" خود "علیه تروریسم" می نامد نمی توانیم از خود نپرسیم آیا چنین مبارزه‌ای به مسیر نادرستی گام نگذاشته است؟  هرچه باشد اگر آمریکا حقیقتاً قصد دارد تروریسم را نابود کند شاید بهتر باشد توجه اش را به درون مرزهای خود و مخصوصاً در محدوده ی حکومت خود معطوف کند.

* آمریکا در 1986 به اتهام تروریسم بین‌المللی در نیکاراگوئه محکوم شد

 در سال 1986 آمریکا به خاطر "استفاده ی غیر قانونی از خشونت" (تروریسم بین المللی) در اقداماتی که در نیکاراگوئه انجام داد از سوی دیوان بین‌المللی دادگستری یا دادگاه جهانی سازمان ملل متحد محکوم شناخته شد. آمریکا بلافاصله پس از این جریان رأی شورای امنیت را که از تمام دولت ها خواسته بود به حقوق بین الملل وفادار باشند وتو کرد.

* خشونت "بن‌لادن" و آمریکا؛ تفاوت در چیست؟
 
اقدامات آمریکا در نیکاراگوئه دقیقاً چه قدر فاجعه آمیز بود؟ طبق گفته ی دانشمند سیاسی، "نوآم چامسکی"در دهه 1980 نیکاراگوئه مورد تجاوز وحشیانه آمریکا قرار گرفت، ده  ها هزار نفر کشته شدند. این کشور اساساً تخریب شد و ممکن است هیچ وقت بازسازی نشود. حمله ی تروریستی جهانی همراه با یک جنگ اقتصادی ویرانگر بود که تحملش برای این کشور کوچک که از سوی یک ابرقدرت کینه توز و بی رحم منزوی شده بود به سختی ممکن بود." در مورد نیکاراگوئه این گونه بود که آمریکا برای رسیدن به هدفش یعنی سرنگونی جنبش مردمی "ساندینیستا" که ائتلافی از مارکسیست ها، کشیشان چپ گرا و ملی گرایان بود از خشونت استفاده کرد. آیا استفاده ی آمریکا از خشونت در این جریان با استفاده ی بن لادن از خشونت تفاوتی هم داشت؟

* تعریف آمریکا از تروریسم بین‌المللی کاردی است که دسته خودش را می‌برد

آمریکا که تلاش می کرد خط مشی دولت نیکاراگوئه را با تهدید و ارعاب تحت تأثیر قرار دهد به خشونت متوسل شد. مجموعه قوانین آمریکا تعاریف مختلفی برای تروریسم دارد. یکی از این تعاریف تروریسم این است: "هر فعالیتی که به نظر برسد قصد ارعاب یا تهدید جمعیتی غیر نظامی را دارد؛ تحت تأثیر قرار دادن سیاست یک دولت از طریق ارعاب یا تهدید" بنابراین طبق تعریف خود آمریکا از تروریسم، این کشور محکوم به انجام این اقدام فاجعه آمیز شده است.

* بمب گذاری کارخانه ی "الشفا" نمونه دیگری از تروریسم آمریکا

برخی استدلال خواهند کرد که 1986 الان گذشته دور محسوب می شود. دولت آمریکا اشتباهات آشکارش را فهمیده و قطعاً از آن زمان به بعد آن ها را تکرار نکرده است. ای کاش این گونه بود. فقط لازم است به بمب گذاری 1988 حکومت کلینتون در کارخانه الشفای سودان نگاهی بیندازیم تا تروریسم آمریکا را ببینیم. بمب گذاری در سودان که در پاسخ به بمب گذاری در سفارت آمریکا در آفریقا صورت گرفت، مرگ انسان‌های زیادی را به همراه داشت. برای اندازه گیری تلفات جانی این بمب گذاری باید علاوه بر تلفات مستقیم ناشی از این بمب‌گذاری، مرگ و میرهای غیر مستقیمی که حاصل نابودی کارخانه ی الشفا بودند را نیز به حساب آوریم.  

* افزایش مرگ و میر بیماران در نتیجه کمبود دارویی  

"جاناتان بلک" عضو "بوستون گلوب"، مدیر برنامه محلی "بنیاد خاور نزدیک" که یک مؤسسه عمرانی معتبر است و به کشورهای فقیر خاورمیانه و آفریقا کمک‌های فنی ارائه می دهد در تحقیقات خود متوجه شد که یک سال بعد از این حمله "به خاطر نایاب شدن داروهای مرگ و زندگی که این کارخانه دارویی تولید می‌کرد این بمب گذاری همچنان قربانیان خاموش می گیرد. ... در نتیجه این بمب گذاری، ده ها هزار نفر، که بسیاری از آن ها کودک بودند، به مالاریا، سل و بیماری های قابل علاج دیگر مبتلا شده و جان خود را از دست دادند. .. [الشفا] کارخانه ای بود که داروهای قابل تهیه و خریداری برای انسان ها و نیز کلیه ی داروهای دامپزشکی محلی سودان را تأمین می کرد. الشفا 90 درصد از محصولات دارویی عمده ی سودان را تولید می کرد ... تحریم ها علیه سودان، واردات مقادیر کافی دارو را که برای پر کردن شکاف ایجاد شده در نتیجه ی تخریب کارخانه لازم است را غیر ممکن می کند."
 
* اتمام موجودی داروی مالاریا و کلروکین در سودان، جان بسیاری را در این کشور گرفت

سفیر اعزامی آلمان به سودان می نویسد: "برآورد این که چند نفر در این کشور آفریقایی فقیر در نتیجه تخریب کارخانه الشفا جان خود را از دست دادند ساده نیست، اما چندین ده هزار نفر، حدس معقولی به نظر می رسد." (نشریه بین المللی هاروارد، تابستان 2001). هر چه باشد الشفا "50 درصد از داروهای سودان را تأمین می کرد و تخریب آن باعث شده موجودی داروی "کلروکین" این کشور که داروی مرسوم و شناخته شده ی درمان مالاریاست به صفر برسد" (پاتریک وینتور، 20 دسامبر 1998)
 
* الشفا تنها کارخانه تولید داروهای دامی در کشور سودان بود

علاوه بر این الشفا "تنها تولید کننده ی داروهای سل برای بیش از 100،000 بیمار به نرخ ماهیانه 1 پوند انگلیس بود. انواع گران تر وارداتی این دارو به هیچ عنوان جایگزین مناسبی برای بیشتر این بیماران یا شوهران، زنان و بچه های آنها نیست که از زمان بمب گذاری به سل مبتلا شده و می شوند. الشفا همچنین تنها کارخانه ای بود که در این کشور وسیع عمدتاً چوپانی و روستایی داروهای دامپزشکی تولید می کرد. تخصص آن ساختن داروهایی بود که انگل های منتقل شونده از گله به گله بان را که یکی از علل اصلی مرگ و میر اطفال در سودان است می کشت" (جیمز آستیل، گاردین، 2 اکتبر 2001)

* 2.4 میلیون نفر در سودان در خطر مرگ ناشی از گرسنگی قرار دارند

بمب گذاری در الشفا همچنین موجب خروج دسته جمعی سازمان های بین المللی از سودان شد. "نگهبان حقوق بشر" مشاهده کرد که در نتیجه ی بمب گذاری "کلیه ی آژانس های سازمان ملل و نیز بسیاری از سازمان های امداد دیگر در خارطوم کارکنان آمریکاییشان را تخلیه و خارج کردند". به همین علت "بسیاری از این تلاش های امدادی برای مدت نامحدودی به تعویق افتاده از جمله یکی از حیاتی ترین آن ها که توسط کمیته ی بین الملل مستقر در آمریکا اداره می شد که به تدریج از بین می رود". علاوه بر این "برآوردهای سازمان ملل که 2.4 میلیون نفر در خطر مرگ ناشی از گرسنگی قرار دارند" و "قطع کمک ها" به "جمعیت متأثر" ممکن است باعث وقوع "بحران وحشتناکی" شود.

* افزایش محدودیت بن لادن در سودان بعد از بمب گذاری

بنابراین تعجب آور نیست که محبوبیت "اسامه بن لادن" بعد از بمب گذاری در الشفا افزایش یافت. این حادثه ی وحشتناک و نیز خط مشی آمریکا در عراق در ده سال گذشته جمعیت غیر نظامی عراق را نابود کرده و باعث افزایش قدرت "صدام حسین" شد. آمریکا زمانی که صدام حسین در سال  1988 کردها را با گاز خفه کرد آشکارا به حمایت وی پرداخت که باعث شد بن لادن راهی برای دفاع از تنفر غیر معقولش از آمریکا بیابد؛ شاید تنها راه برای تلافی کردن تروریسم آمریکا تروریسم خود باشد.

* مبارزه با تروریسم: انگشتی که باید به سمت خود آمریکا نشانه رود 

 در صورتی که آمریکا قصد دارد به جنگ خود علیه تروریسم ادامه دهد شاید باید هدف این جنگ را خود قرار دهد. تنها با نابود کردن وضعیت فعلی خود به عنوان اصلی ترین دولت تروریست دنیا است که آمریکا می تواند تروریسم را ریشه کن کند.


 
بریدن انگشت افغانها برای یادگاری
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

یک نظامی آمریکایی به قطع انگشتان شهروندان افغان بمنظور سرگرمی و برداشتن یادگاری از قربانیان خود اعتراف کرد.
به گزارش العالم، "کلوین گیبس" از گردان پنجم ارتش اشغالگر آمریکا در افغانستان، متهم شده است که با تشکیل یک تیم، شهروندان افغان را هدف قرار داده و جسد آنها را مثله می کرد.
این نظامی آمریکایی با اعتراف به جنایت خود به همراه سه نظامی دیگر در قتل شهروندان، و قطع انگشتان قربانیان خود برای یادگاری، دادگاه را غافلگیر کرد.
دادگاه نظامی آمریکا پیش از این نیز بصورت رسمی ۵ نظامی این کشور را به قتل عمد شهروندان افغان برای سرگرمی، و مثله کردن اجساد قربانیان متهم کرد.
در جریان این پرونده ۱۲ نظامی متهم شدند که ۳ تن از آنها به قتل اعتراف کرده و ضد گیبس شهادت دادند.
پایگاه اینترنتی شبکه سی ان ان آمریکا در این رابطه گزارش داد، ارتش این کشور امکان دستیابی به عکسهایی را که این نظامیان هنگام ارتکاب جنایت گرفته اند، محدود کرده است.
با این حال برخی تصاویر منتشر شده به حدی خشونت آمیز است که برخی آنها را بدتر از رویدادهای زندان ابوغریب توصیف کرده اند.


 
تصاویر منتشرنشده از جنایات آمریکا در منطقه/ عکس: آرشیو روزنامه کیهان
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

تصاویر منتشرنشده از جنایات آمریکا در منطقه/

 

 

عکس: آرشیو روزنامه کیهان

 



 
چامسکی:اقدامات آمریکا مصداق بارز تروریسم بین‌المللی است
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خبرگزاری فارس: یک نویسنده و تحلیلگر آمریکایی معتقد است از نظر دولتمردان آمریکا اگر کسی غیر از آمریکایی‌ها اقدامی انجام دهند، اسمش "تروریسم" است اما اگر عین همان عمل را آمریکایی‌ها مرتکب شوند، مصداق "مبارزه با تروریسم" است.

خبرگزاری فارس: چامسکی:اقدامات آمریکا مصداق بارز تروریسم بین‌المللی است

به گزارش فارس، نوام چامسکی، زبان شناس، استاد دانشگاه و فعال سیاسی منتقد سیاست‌های خارجی آمریکا بارها در آثارش از جمله " اقتصاد سیاسی حقوق بشر" از آمریکا به عنوان "کشوری که سرمدار تروریست‌های جهان است" یاد کرده و نهضت مبارزه با تروریسم آمریکا را "طنزی طعنه آمیز" خوانده است. 

"اوان سولومون" مجری برنامه  “هات تایپ” مصاحبه‌ای با وی در این خصوص انجام داده و نظریات وی را جویا شد. این مصاحبه در نشریه "دیسیدنت وویس" (صدای دگراندیش) نیز با عنوان «سخنان نوآم چامسکی درباره خاورمیانه و جنگ آمریکا با تروریسم» به چاپ رسید. در زیر این گزارش را می‌خوانیم:   

* اقدام آمریکا به تهدید و ارعاب مردم افغانستان

چامسکی: در روز 12 اکتبر سال 2001، دو روز بعد از آغاز بمباران افغانستان، جورج بوش به مردم افغانستان اعلام کرد که تا وقتی که رهبران شما کسانی که ما به عنوان مجرم به آنها مظنون هستیم را تحویل ندهند، بمباران شما را ادامه خواهیم داد، اگرچه سندی هم به شما ارائه نمی‌دهیم که آنها مجرم هستند. و ما بدون هیچ دلیلی پیشنهادهای رهبران شما برای مذاکره در مورد تسلیم مجرمان را هم قبول نمی‌کنیم.

* اقدامات آمریکا مصداق بارز تروریسم بین‌المللی است

توجه داشته باشید که این اظهارات، طبق تعریفی که خود آمریکایی‌ها از تروریسم بین‌المللی ارائه می‌دهند، مصداق بارز این مفهوم است؛ اگر تهدید به استفاده از زور و خشونت برای دست یافتن به مقاصد بین‌المللی و سیاسی ـ که در این مورد خشونت افراطی مطرح است ـ تروریسم بین‌المللی نیست، هیچ چیز دیگری هم این مفهوم را توصیف نمی‌کند. به این دلیل است که می‌گوییم اقدامات آمریکا تعریف کتابی تروریسم بین‌المللی و یک تعریف رسمی از آن است.

* اهداف آمریکا در جنگ افغانستان تغییر می‌کند

اما هنوز سه هفته نگذشته بود، یعنی در اواخر اکتبر بود، که مقاصد جنگ عوض شدند. فکر کنم تا آنجا که من می‌دانم این اهداف برای اولین بار توسط وزیر جنگ انگلیس "ادمیرال بویس" اعلام شدند؛ "ادمیرال بویس" به مردم افغانستان اطلاع داد که ما تا وقتی که شما رهبرانتان را تغییر ندهید شما را بمباران خواهیم کرد. این را اگر مصداق خشونت حساب نکنیم، می‌توانیم مصداق بارزتری از تروریسم بی‌المللی حساب کنیم. بنابراین از این پس آنها هدفی را دنبال می‌کردند که هیچ ارتباطی با پیدا کردن مجرمان و اجرای عدالت در مورد آنها نداشت.

مجری (اوان سولومون): بنابراین شما می‌گویید که یکی از بزگترین سیاست‌های تزویر آمریکا در مبارزه با تروریسم این است که آمریکا ـ طبق گفته شما ـ خودش کشوری پیشگام تروریسم است.

چامسکی: خوب، این دو نمونه‌ای که گفتم همین موضوع را نشان می‌دهند. به علاوه،‌ این‌ها نمونه‌های کم‌اهمیت‌تر هستند. می‌دانید که بسیاری نمونه‌های جدی‌تر از این‌ها وجود دارد.


مجری: خوب در اینجا یک سوال مطرح می‌شود؛ اگر آمریکا خودش سردمدار تروریست‌های جهان است ـ طبق نظر شما یکی دیگر از کشورهای تروریست دنیا انگلیس است ـ بین توصیفی که شما از تروریسم دارید و توصیف آنها از این واژه ـ که می‌گویند بن لادن تروریست است ـ چه تفاوتی وجود دارد؟ تروریست کیست؟

* نفس عملکرد تروریستی مهم نیست، مهم این است که چه کسی مرتکب آن شود

چامسکی: پاسخ خیلی ساده است. از نظر آمریکایی‌ها اگر دیگران اقدامی انجام دهند، اسمش تروریسم است، اما اگر همان کار را ما آمریکایی‌ها انجام دهیم، اسمش مبارزه با تروریسم است؛ این موضوع مسئله‌ای است که در طول تاریخ جهان مطرح بوده است؛ به عنوان مثال، نگاهی به تبلیغات نازی‌ها که بزرگترین قتل عام تاریخ را به راه انداختند، بیندازید؛ آنها هم دقیقا همین را می‌گفتند. آنها می‌گفتند که دارند از مردم و دولت‌های برحق اروپا، مثل رژیم "ویشی" در فرانسه، در مقابل پارتیزان‌های تروریستی که از لندن هدایت می‌شوند، محافظت می‌کنند. این خط اصلی تبلیغاتشان بود. و مثل همه تبلیغات، هر قدر هم مبتذل و وقیحانه، مایه‌هایی از واقعیت را درون خود جای داده بودند. قطعاً پارتیزان‌ها فعالیت‌های تروریستی داشتند، و از لندن هم هدایت می‌شدند. دولت ویشی هم همان‌قدر مشروعیت داشت که نیمی از دولت‌هایی که آمریکا در جای‌جای جهان برسرکار گذاشته است و از آنها حمایت می‌کند، مشروعیت دارند. بنابراین در حرف آنها هم مایه‌هایی از واقعیت وجود داشت و این تبلیغات هم از طریق توسل به همین واقعیت های جزئی موثر واقع می‌شوند. اگر این کار را شخص دیگری انجام می‌داد، تروریست محسوب می‌شد. اگر ما این‌کار را کنیم، ضدتروریسم است. یکی از  نمونه‌های این مسئله در مکانی جریان داشت که من چندی پیش در آنجا بودم، یعنی در جنوب شرقی ترکیه. جنوب شرقی ترکیه بستر بدترین و خشونت‌آمیز‌ترین جنایت‌های تروریستی در دهه ١٩٩٠ است.

مجری:
فکر کنم منظورتان حمله به کردها است.

* فعالیت‌های تروریستی آمریکا را به اعمال ضدتروریستی تعبیر می‌کنند

چامسکی: حمله به کردها باعث شد میلیون‌ها نفر از آنها پناهنده شوند و بیشتر حومه شهر مصیبت‌زده شود. ده‌ها هزار نفر کشته شدند. بدترین و وحشیانه‌ترین شکنجه‌ای بود که ممکن است تصور کنید. این موضوع را تمام دیده‌بان‌های حقوق بشر به خوبی ثبت کرده‌اند. چگونه توانستند این‌کار را کنند؟ خب، آن‌ها این کار را با استفاده از سلاح‌های فراوان آمریکا که واردات آن در سال ١٩٩٧ به اوج خود رسید انجام دادند. سلاح‌هایی که در همان یک سال از آمریکا به ترکیه منتقل شد از واردات کل سلاح در تمام دوران جنگ سرد بیشتر بود. پرده‌ها وقتی می‌افتند که عملیات ضدشورش آغاز می‌شوند؛ اما نگاه کنید ببینید آمریکا با این قضیه چه برخوردی می‌کند؟ این تروریسم گسترده بین‌المللی یکی از بزرگترین مظاهر موفقیت در مبارزه با تروریسم تلقی می‌شود

* اگر کشور دیگری فعالیت‌های ضدتروریستی آمریکا را انجام دهد تروریست است 

اگر گزارش‌های وزارت امور خارجه آمریکا درمورد این قضیه را بخوانید متوجه می‌شوید که آن‌ها از ترکیه بابت موفقیتش در نشان دادن روش مبارزه با تروریسم تقدیر می‌کنند. به صفحه اول روزنامه “نیویورک تایمز” نگاه می‌اندازید و در کمال تعجب می‌بینید ترکیه به عنوان نمونه موفقی در مبارزه با تروریسم ستوده می‌شود. ترکیه در واقع برای فراهم کردن نیروهایی انتخاب شده بود که آن‌ها نیروهای بین‌المللی برای افغانستان می‌نامند. درواقع این نیروها فقط برای کابلند. آمریکا پول‌های کلانی به جیب ترکیه می‌ریزد تا با تروریسم مبارزه کند، و اینها همه به لطف دستاوردهایشان در مبارزه با تروریسم است. یعنی همان وحشتناک‌ترین کارهای تروریستی دهه 1990. قساوت و پاکسازی‌های قومی گسترده‌ای که با حمایت آمریکا صورت می‌گیرد. اکنون شما می‌دانید که هر فرهنگ روشن‌فکری که بتواند از این کارها بکند دستاوردهای بزرگی داشته است. ولی به خوبی به سؤال شما پاسخ می‌دهد. تروریسم چیست و ضدتروریسم چیست. اگر کشوری دشمن این کار را انجام دهد،‌ نه تنها خشمگین خواهیم شد، بلکه آن‌ها را بمباران خواهیم کرد.
 

مجری: آیا "بوش"، وقتی خودش رهبر یک کشور تروریستی بود ـ البته طبق نظر شما ـ  حق داشت بن لادن را تروریست بنامد؟ 

چامسکی: بله، با اطلاق عنوان تروریست به بن‌لادن موافقم

مجری: ولی شما گفته‌اید حتی "جاناتان سویفت" هم از گوشه کنایه‌هایی که دراطلاق این عنوان وجود دارد، سردرگم خواهد شد.   

*  در مورد "کلینتون" و "بوش" هم می‌توان همین واژه تروریست را به کار برد


چامسکی: اینکه  بگوییم "بن لادن" تروریست است و  تروریستی قاتل است، کاملاً درست است، ولی تکلیفمان با "کلینتون" و بوش چه بگوییم؟ همین الان فقط یکی از ماجراجویی‌های کم‌اهمیت او [کلینتون] در ترکیه و [تروریسم بوش در افغانستان] را توضیح دادم. این نمونه مخصوصاً قابل توجه است، نه فقط به دلیل قساوت‌های گسترده، بلکه به دلیل شیوه برخورد با آن، و این‌که باید به خاطر داشته باشیم که این کار درست وقتی انجام شد که موج گسترده‌ای از خودستایی در میان روشن‌فکران غرب ایجاد شده بود که دلیلش تأثیرشان در مخالفت با تروریسم از طریق بمباران صربستان به دلیل اعمال میلوسویچ در کوزوو بود.


 
وقتی سازمان های مدعی حقوق بشر دم برنمی آورن
ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
شبیخون پلیس آمریکا به معترضین
با نارنجک و گاز اشک آور + فیلم

خبرگزاری فارس: پلیس آمریکا با نارنجک و گاز اشک آور شبانه به جوانان معترض در شهر اوکلند حمله کرد و اعتراضات مردم دراین شهر را سرکوب کرد.

خبرگزاری فارس: شبیخون پلیس آمریکا به معترضین با نارنجک و گاز اشک آور + فیلم

به گزارش مانیتورینگ فارس، شهر اوکلند آمریکا در روزهای اخیر شاهد شدیدترین درگیرهای مردم با نیروهای پلیس بوده است.

مردم ناراضی از نابسامانی اقتصادی در آمریکا و ناتوانی دولت باراک اوباما رئیس جمهور این کشور از حل این مشکلات به خیابان ها آمدند که این اعتراضات با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد.

سرکوب پلیس آمریکا در درگیری های اخیر به حدی خشن بوده که فعالان حقوق بشر اعتراض خود را به عملکرد پلیس آمریکا اعلام کرده اند.

حمله شبانه نیروهای پلیس اوکلند به جوانان شبیه به حملات شبانه گارد آل خلیفه علیه مردم در میدان لوءلوء منامه است.

این درحالی است که سازمان‌های مدعی حقوق بشر از جمله دیدبان حقوق بشر، گزارشگران بدون مرز، عفو بین الملل و دیگر سازنهای حقوق بشر هیچ واکنشی به این خشونت ها از خود نشان ندادند/ 

کاربران می‌توانند در اینجا فیلم درگیری های اوکلند را ببینند و در این لینک نیز فیلم حمله شبانه نیروهای آل خلیفه را مشاهده کنند.


 
سندی دیگر از تروریسم دولتی آمریکا و سکوت مجامع حقوق بشری
ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
مسئولان ایران را ترور کنید/قاسم سلیمانی
خیلی سفر می کند، او را بکشید

خبرگزاری فارس: شماری از مسئولان آمریکایی در نشستی رسما و آشکارا پیشنهاد کردند که باید با عملیات‌ محرمانه برخی مسئولان ایران را ترور کرد. عضو بنیاد دفاع از دموکراسی آمریکا درباره سردار قاسم سلیمانی گفت: « تکان بخورید... تلاش کنید یا دستگیرش کنید یا بکشیدش».

خبرگزاری فارس: مسئولان ایران را ترور کنید/قاسم سلیمانی خیلی سفر می کند، او را بکشید

به گزارش فارس، هنوز از سخن «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهوری ایران درباره «اختصاص فرهنگ ترور به دولت آمریکا و متحدان آن» زمان زیادی نگذشته است، که این سخن آشکارا مصداق یافت و سخن وی عملا در جلسه استماع کنگره آمریکا ثابت شد.

رئیس جمهور کشورمان اخیرا در واکنش به اتهامات آمریکا، اعلام کرد که فرهنگ ترور مختص آمریکا و بی‌فرهنگ‌هاست نه ملت ایران.

اکنون، پس از آنکه فشارها، تحریم‌ها و سیاست‌های خصمانه غربی‌ها و آمریکا علیه ایران و متحدان آن در منطقه مانند سوریه و حزب‌الله لبنان به نتیجه نرسیده است، مقامات آمریکایی روز چهارشنبه رسما و آشکارا از دولت این کشور خواستند تا طرح «ترور مسئولان مشخصی در ایران» را در دستور کار قرار بدهد.

خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که شماری از نظامیان و کارشناسان نظامی آمریکا به دولت این کشور پیشنهاد کردند که ترور مسئولان و سران معینی از ایران را بخصوص در نیروی سپاه ایران در دستور کار قرار بدهد.

«جک کین» رئیس سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا در جلسه استماع کنگره در این خصوص گفت: چرا آنان [مسئولان ایرانی] را نمی‌کشیم؟ این افراد حدود هزار آمریکایی را کشته‌اند، چرا ما آنها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم اقدام نظامی کنیم ولی عملیات محرمانه [ترور] را پیشنهاد می‌کنم.

پایگاه خبری الجزیره قطر نیز با انتشار این خبر، اعلام کرد که پس از مطرح شدن اتهام آمریکا به سپاه ایران برای ترور سفیر سعودی در آمریکا، فضای میان ایران و آمریکا شاهد تنشی شدید است؛ امری که ایران آن را بشدت رد کرده است.

احمدی نژاد رئیس جمهوری کشورمان در اولین واکنش به این اتهام آمریکا، ترور را متعلق به کسانی دانست که فاقد فرهنگ، تمدن و منطق هستند و گفت: آنها [دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی] هر روز برای جوسازی علیه ایران تلاش و در این مرحله، ایران را به ترور متهم می‌کنند، اما باید به آنها تفهیم کرد که ترور کار آدم های بی‌فرهنگ [و دولت آمریکا] است.

همچنین این مقام آمریکایی که در کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان آمریکا سخن می‌گفت، تاکید کرد که باید ایران را تحت فشار شدید قرار داد.

هر چند شماری از نمایندگان آمریکایی در راستای فشار روانی علیه ایران اعلام کردند که اقدام علیه ایران بعید نیست، ولی [همگی] از موافقت با پیشنهاد ژاک کیانی اجتناب کردند.

امکان ندارد سپاه ایران مرعوب شود مگر اینکه یکی از آنان را بکشیم ؛

از سوی دیگر، «روئل مارک گرچت» کارشناس سابق بخش خاورمیانه در سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) و عضو بنیاد «دفاع از دموکراسی‌ها» با بیان اینکه سپاه ایران از همان منطقی که آمریکا بر اساس آن عمل می‌کند، استفاده نمی‌کند تاکید کرد که آنان [سپاه ایران] را نمی‌توان مرعوب کرد مگر اینکه «یکی از آنان کشته شود».

این مقام آمریکایی صراحتا به نام قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس ایران اشاره و تصریح کرد که وی را باید دستگیر کرد یا کشت.

گرچت در این خصوص اعلام کرد که قاسم سلیمانی بسیار سفر می‌کند... « تکان بخورید... تلاش کنید یا دستگیرش کنید یا بکشیدش».

برخی از کارشناسان معتقدند که آمریکا پس از نتیجه نگرفتن از تحریم و فشار بر ایران و پس از ناتوانی از اجرای حمله نظامی به ایران، اکنون برای توجیه اقدامات احتمالی خود در ترور مسئولان ایران و سپاه این کشور، طرح اتهام ترور سفیر سعودی در آمریکا را مطرح کرده است تا اقدامات آینده خود را توجیه کند.


 
برخورد وحشیانه پلیس نیویورک با معترضین
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

برخورد وحشیانه پلیس نیویورک با معترضین

 


 

دانلود


 
درگیری پلیس آمریکا با معترضان
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

درگیری  پلیس آمریکا با معترضان

 


 

دانلود


 
زیر گرفتن مردم توسط پلیس نیویورک
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

 فعالان آمریکایی فیلمی را منتشر کردند که درآن یک پلیس در

 

نیویورک با موتور یک جوان معترض را زیر می گیرد.

 


 

دانلود


 
بیانیه سازمان‌های غیردولتی زنان در اعتراض به اخراج دختر محجبه اسپانیایی؛
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
اخراج دختر محجبه اسپانیایی اوج شعارهای
دروغین حقوق بشر است

خبرگزاری فارس: در بیانیه سازمانه‌های غیردولتی زنان در اعتراض به اخراج دختر محجبه اسپانیایی آمده است: امروز در هزاره سوم تمام جلوه‌های کریه فرهنگ منحط غربی و شعارهای دروغین آن بر جهانیان آشکار شده است؛ به‌گونه‌ای که دختر محجبه اسپانیایی از جلسه امتحان، تنها به خاطر داشتن حجاب اخراج می‌شود.

خبرگزاری فارس: اخراج دختر محجبه اسپانیایی اوج شعارهای دروغین حقوق بشر است

به گزارش باشگاه خبری فارس «توانا»، سازمان‌های غیردولتی زنان در اعتراض به اخراج دانش آموز دختر محجبه از جلسه امتحان در اسپانیا بیانیه‌ای را صادر کردند.

در این بیانیه آمده است: هنگامی که شعارهای مردم فریب لیبرال دموکراسی غرب در طرح آزادی گوش فلک را پر می‌کرد، دنیای غرب حتی تصور هم نمی‌کرد که کم کم این شعارهای دروغین علیه خود آنها نیز استفاده شود و تا این حد ابراز عقیده برای آنها غیرقابل تحمل باشد.

این بیانیه می‌افزاید: امروز در هزاره سوم تمام جلوه‌های کریه فرهنگ منحط غربی و شعارهای دروغین آن بر جهانیان آشکار شده که آزادی فقط تا زمانی است که سرمایه داران و سرمایه‌های آنان به خطر نیفتد؛ شب پرستانی که با اسم دفاع از حقوق بشر چنان ضربات مهلکی به پیکره آزادی وارد کردند که تا قرن‌ها زخم‌های آن التیام پیدا نمی‌کند و لذا هر از چند گاهی شاهد فشار بر مسلمانان آن هم به خاطر اعتقادات آنها هستیم و امروز دختر محجبه اسپانیایی از جلسه امتحان تنها به خاطر داشتن حجاب اخراج می‌شود.

در ادامه این بیانیه آمده است: سازمان‌های غیردولتی زنان ایران اسلامی ضمن محکوم کردن این عمل ضد حقوق بشر، از دولت و به ویژه مردم اسپانیا می‌خواهد که از تکرار این‌گونه اعمال جلوگیری کرده و ضمن عذرخواهی از این دانش آموز محجبه، وی به کلاس درس بازگردانده شود.


 
آزار و اذیت مادر تازه مسلمان انگلیسی به دلیل داشتن حجاب
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٩  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خبرگزاری فارس: یک مادر تازه مسلمان انگلیسی که هر روز در راه مدرسه هنگامی که فرزندانش را به خانه می‌آورد مورد تمسخر و اذیت عده ای دانش آموز قرار می‌گیرد.

خبرگزاری فارس: آزار و اذیت مادر تازه مسلمان انگلیسی به دلیل داشتن حجاب

به گزارش خبرنگار دیپلماسی عمومی و جنگ نرم خبرگزاری فارس، سایت خبری «تلگراف و آرگوس برادفورد» در گزارشی به قلم «هانا بیکر» می‌نویسد: ماد که به دین اسلام گرویده، مورد تمسخر و اذیت عده‌ای دانش آموز یکی از شهرهای انگلیس قرار گرفته است.
 
*آزار و اذیت مادر مسلمان و فرزندانش تنها به دلیل داشتن حجاب 
 
این مادر انگلیسی که به دین اسلام گرویده است هر روز هنگامی که فرزندانش را از مدرسه به خانه می‌آورد مورد تمسخر دانش آموزان دیگر قرار می‌گیرد. «تریسی شاه» که 31 ساله که در شهر شیپلی زندگی می‌کند و روسری می‌پوشد مدعی است او از ماه فوریه مورد آزار و اذیت گروهی از دانش آموزانی قرار گرفته که در جاده «کانال» و کوچه «گیسبی» با اتوبوس از کنار وی رد می‌شوند. وی می‌گوید این دانش آموزان به او توهین می‌کنند و به روی او و فرزندانش آب دهان می‌اندازند.
 
*توهین آشکار دانش آموزان به زن مسلمان و کودکانش
 
این افراد به سمت دختر 2 ساله این مادر انگلیسی آب پرتقال پرتاب می‌کنند و از پنجره های اتوبوس به رویشان آب می‌پاشند و به آنها ناسزا می‌گویند. این مادر که در سال 2003 قبل از ازدواج با همسرش به دین اسلام گرویده است و هم اکنون دارای 3 فرزند است می‌گوید این افراد به من دشنام می‌دهند و از پنجره های اتوبوس داد می‌زنند که چرا حوله به سر کرده ای؟ 


 
گزارش کمیته حقیقت‌یاب پرونده قتل غیرنظامی عراقی
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
سربازان انگلیسی «بها موسی» را با 93 زخم کشتند

خبرگزاری فارس: کمیته حقیقت‌یاب مربوط به موضوع قتل کارمند پذیرش یک هتل در بصره عراق که توسط نیروهای ارتش انگلیس کشته شد، اعلام کرده است که وزارت دفاع انگلیس مسئول مستقیم مرگ این جوان 26ساله عراقی است.

خبرگزاری فارس: سربازان انگلیسی «بها موسی» را با 93 زخم کشتند

به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی گاردین، نتیجه تحقیق کمیته حقیقت‌یاب به ریاست قاضی "ویلیام کیج" در خصوص پرونده قتل "بها موسی" کارمند پذیرش یک هتل در بصره عراق که توسط نیروهای ارتش انگلیس کشته شد، اعلام کرد که وزارت دفاع انگلیس مسئول مستقیم مرگ این جوان 26 ساله عراقی است.

چند تن از سربازان "هنگ لنکشایر گردان اول کوئین" در سال 2003 پس از 48 ساعت شکنجه و اعتراف‌گیری از بها موسی، وی را به شدیدترین وجه به قتل می‌رسانند.

مسئولیت گردان اول کوئین با سرهنگ "جورج مندونکا" بوده است که به اعمال خشونت بار در ارتش انگلیس معروف است. همچنین قاضی پرونده معتقد است که "مندونکا" کاملا در جریان شکنجه‌ها بوده است.

قاضی "کیج" به خبرنگار دیلی میل گفته است که اگر ستوان "کریگ راجرز"، فرمانده هنگ مورد نظر در این اقدام سربازان دخالت می‌کرد، "بها موسی" زنده می‌ماند.

در پی این اعلان گزارش کمیته حقیقت‌یاب، "لیام فاکس" وزیر دفاع انگلیس شب گذشته در اقدامی نمادین خواستار شکستن چیزی که آن را "توطئه سکوت" خواند شد و اقدام سربازان انگلیسی را "عملی شرم‌آور و اسفبار" نامید. این در حالی است که مقامات انگلیسی تا پیش از آن از ابراز حقیقت اجتناب می‌کردند.
فاکس خود را از پنهان‌کردن این اتفاق بی اطلاع دانسته و اعلام تبری کرده است.

ژنرال "پیتر وال"، فرمانده ارتش انگلیس، نیز در اعلام نتیجه کمیته حقیقت‌یاب ابراز داشته که این عمل ارتش را بدنام کرده و قانون شکنی نظامی می‌باشد.

"بها موسی" که کارمند هتل بود در سپتامبر 2003 در بصره دستگیر شد و پس از 48 ساعت شکنجه و ضرب و شتم توسط نظامیان انگلیسی جان باخت. وی هنگام مرگ 93 زخم و اثر شکنجه بر بدن خود داشت.

پرونده قتل بها موسی در سال 2007 با حضور شش متهم از اعضای ارتش انگلیس در یک دادگاه نظامی بررسی شد که در نهایت پنج نفر تبرئه شدند و یک نظامی دون پایه به نام سرجوخه "دونالد پین" که در شکنجه و آزار و اذیت مردم عراق شهرت بسیاری دارد و از عوامل اصلی مرگ "موسی" بوده، پس از پذیرش جرم خود از سوی قاضی "کیج" فقط به یک سال حبس محکوم شد. سرهنگ "جرج مندونکا" و بقیه عوامل بی گناه شناخته شدند.
 
طی سال های اخیر صدها شکایت از سوی خانواده های کشته شدگان عراقی علیه دولت انگلیس مطرح شده است ولی تاکنون هیچ یک از نظامیان انگلیسی با مجازات و محکومیت جدی قضایی مواجه نشده اند.

دولت انگلیس همزمان تلاش کرده است با پرداخت غرامت به برخی از خانواده ها از ادامه پیگیری این پرونده ها در دادگاه های این کشور و دیگر مراجع قضایی بین المللی جلوگیری کند.


 
دیلی تلگراف خبر داد:
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
بایکوت 50 ساله پرونده قتل جوان سیاهپوست
توسط پلیس انگلیس

خبرگزاری فارس: بنا به گزارش یک روزنامه انگلیسی، افشای مخفی‌کاری نژادپرستانه 50 سال پیش پلیس انگلیس، هم‌اکنون جامعه این کشور را نسبت به پلیس انگلیس بدبین کرده است.

خبرگزاری فارس: بایکوت 50 ساله پرونده قتل جوان سیاهپوست توسط پلیس انگلیس

به گزارش فارس به نقل از روزنامه انگلیسی "دیلی تلگراف"، افشای نام یک قاتل سفیدپوست نژادپرست توسط نزدیکان وی موجب شده تا جامعه انگلیس پلیس را مسئول سال‌ها مخفی‌کاری در اعمال نژادپرستانه بداند.

بر اساس این گزارش، در سال 1959، "کلسو کاچرین" سیاه‌پوست که به دلیل جراحت وارده در محیط کار در بیمارستان تحت درمان قرار گرفته و پس از مرخص شدن از بیمارستان به طرف خانه در حال حرکت بود، در منطقه "ناتینگ هیل" مورد حمله "پاتریک دیگبی" جوان ن‍ژادپرست سفیدپوست 20 ساله انگلیسی قرار گرفت و با ضربات متعدد چاقو کشته شد که پس از آن قاتل سفیدپوست بازداشت و پس از مدت کوتاهی تبرئه شد.

پلیس انگلیس اعلام کرده است که در آن زمان پلیس وقت مجبور به پنهان کردن موضوع بوده است، چرا که در صورت اعدام و مجازات قاتل سفیدوست، درگیری بزرگی میان سفیدپوستان و سیاهپوستان انگلیس در میگرفته است.

این در حالیست که دوستان و دختر خوانده قاتل سفیدپوست از پنهان کردن آلت قتاله در خانه توسط قاتل و عدم اظهار پشیمانی و تهدید از سوی وی سخن گفته‌اند.

بنا به گزارش این روزنامه انگلیسی، در پی افشای این مخفی‌کاری 50 ساله پلیس انگلیس، جامعه انگلیس هم‌اکنون نسبت به پلیس بدبین شده و بروز رفتارهای نژادپرستانه از آن را کاملا محتمل می‌داند.

موضوع تا حدی گسترده شده که "راب باتلر" سخنگوی وزرات کشور انگلیس از پارلمان این کشور خواسته است تا ضمن فراخواندن شاهدان آن واقعه، برای بررسی روابط نژادپرستانه فعلی نیز کمیته تحقیق تشکیل شود.

پلیس انگلیس علاوه بر این "استانلی کاچرین" برادر مقتول را نیز به کوتاهی در امر پیگیری قتل برادر خود و ناامیدی از پیگیری پرونده متهم کرده است.

بر اساس این گزارش، قاتل سفیدپوست پس از قتل کاچرین، تا سال 2007  در کمال آرامش در "هیلینگدان" به عنوان نقاش و دکوراتور زندگی می‌کرده است و سپس بر اثر سکته قلبی در گذشته است.


 
بداخلاقی همسرنتانیاهو کار دستش داد
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خشونت طلبی و تندمزاجی "سارا نتانیاهو" همسر نخست وزیر رژیم صهیونیستی موضوع تازه‌ای نیست.

به گزارش ایسنا، "سارا نتانیاهو" همواره برای همسرش دردسرآفرین بوده است. این بار پای شکایت خدمتکاری ایتالیایی در میان است که می‌گوید مورد توهین و تهدیدهای غیراخلاقی قرار گرفته است. "تارا کوماری" حتی عنوان می‌کند، همسر بنیامین نتانیاهو باعث شکستگی انگشتش شده است.
 
خشونت طلبی و تندمزاجی "سارا نتانیاهو" همسر نخست وزیر رژیم صهیونیستی موضوع تازه‌ای نیست ولی گزارش‌های اخیر درباره وی سر و صدای زیادی را به پا کرد تا آنجا که دفتر نخست وزیری ناچار شد، واکنشی از خود نشان داده و اوضاع را سر و سامان دهد.
 
پنج بیانیه در یک روز و در نهایت اخراج تارا کوماری برای مهار بهمنی صورت گرفت که این مستخدم به راه انداخت.
 
پایگاه اینترنتی "زود دویچه سایتونگ" آلمان در گزارشی به جنجال آفرینی بر سر سارا نتانیاهو پرداخته است و "پترمونش"، خبرنگار این روزنامه در تل آویو از بداخلاقی و بدرفتاری همسر نخست وزیر رژیم صهیونیستی نوشته است.
 
متن این گزارش در زیر می‌آید:
 
«زنان دیگر در کنار مردان قدرت به خاطر لبخند جذاب و نرم خویی‌شان زبانزد هستند ولی "سارا نتانیاهو" از این دست زنان شمرده نمی‌شود. همسر نخست وزیر اسراییل به خاطر خشونت، بی‌ادبی و تندخویی‌اش شناخته شده است. وی اکنون از سوی یکی از خدمتکاران پیشین خود با اتهام‌های شدیدی رو به روست. این زن خدمتکار می‌گوید، همسر نخست وزیر از جمله مسئول شکسته‌شدن انگشت اوست!
 
آیا سارا نتانیاهو خدمتکارش را "بدکاره" یا "کثافت ناپلی" خوانده است؟ آیا وی مستخدمه‌اش را تهدید کرده و حتی مسئول و مقصر شکسته شدن انگشت اوست؟
 
سارا زنی است که هیچ کاری از وی بعید و دور از ذهن به شمار نمی‌رود و شاید درست از همین رو تازه‌ترین اتهام‌ها به او در چشم برهم زدنی تیتر نخست رسانه‌های اسراییلی می‌شود. خبرهای این چنینی از همسر نخست وزیر نه تنها در رسانه‌های نه چندان جدی و روزنامه‌های زرد که در مطرح ترین آنها هم درج و با آب و تاب فراوانی منتشر می‌شود.
 
سارا نتانیاهو همواره خبرساز بوده و در کانون توجه همگان قرار داشته است، ولی اتهام‌های تازه می‌تواند رسوایی دولتی را در پی داشته باشد و همین هم خانواده نتانیاهو را سخت نگران کرده است. نگرانی از بهمنی که خدمتکاری جوان از بندر ناپل ایتالیا به نام "تارا کوماری" به راه انداخت.
 
وی بیش از دو سال است که پرستاری از پدر 96 ساله سارا نتانیاهو را برعهده دارد. تارا و پدر سارا در مقر نخست وزیری در بیت المقدس به سر می‌برند؛ جایی که خبرهای هولناکی از آنجا مخابره می‌شود. تارا کوماری از پیرمرد در اتاقی نگهداری می‌کند و یک آن هم نباید چشم از وی بردارد. وظیفه‌ای که در ازایش ماهانه نزدیک به 650 یورو دستمزد دریافت می‌کند. کوماری ادعا می‌کند، سارا نتانیاهو، کارفرمایش با درخواست مرخصی دو هفته‌ای برای سفر به کشورش مخالفت کرده و درخواست دریافت دستمزدش برای ماه ژوئیه را با تهدیدهای شدید و غیر اخلاقی پاسخ داده است. چنان‌که این پرستار می‌گوید از ترس عقب عقب رفته و در ادامه میزی باعث زمین خوردن او شده است.
 
گفته‌های این خدمتکار اگرچه زیبا و خوشایند نیست ولی قابل اعتماد به نظر می‌رسد. این خدمتکار پیش از این هم چند بار در رسانه‌ها و حتی در دادگاه از بی‌ادبی و تند خویی کارفرمایش شکایت کرده است. از کوره در رفتن‌های همسر نخست وزیر گهگاه در حضور اعضای کابینه همسرش هم رخ داده و حضور آنها هم نتوانسته است باعث شود تا وی کمی خوددار باشد.
 
سارا نتانیاهو از مدتی پیش تلاش داشت با لبخند زدن و سکوت تصویری بهتر را از خود ارائه دهد ولی ناگهان این داستان تازه بر سر زبان‌ها افتاد و همه تلاش‌های او را به باد داد. خانواده نتانیاهو حساسیت این داستان را خیلی زود درک کرد تا آنجا که تمام تلاش خود را به کار گرفت تا واکنشی در خور به آن نشان دهد. دفتر نخست وزیری در مدت 24 ساعت چندین بیانیه رسمی را در این باره انتشار داد که در تمام آنها تلاش فراوانی شده بود اتهام‌های وارد شده به شدت رد شود و اوضاع عوض شود. حتی شاهدانی از سوی خانواده نتانیاهو مدعی شدند، تارا کوماری در انجام وظایفش کوتاهی کرده و مسئولیت خود را به بدترین شکل انجام می‌دهد.
 
می‌توان از خود این پرسش را داشت که اگر این گونه هست، چرا این خدمتکار بلافاصله اخراج نشد و این کار تازه پس از پنجمین و آخرین بیانیه دفتر نخست وزیری صورت گرفت؟!»

 
در زندان های فرانسه چه می گذرد؟
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

با وجود انتقادهای فراوان فرانسه از وضعیت حقوق بشر در ایران، گزارش ها از وخامت اوضاع زندان های این کشور حکایت دارد. این موضوع در روزهای گذشته به شدت مورد انتقاد رسانه های این کشور از جمله لوموند قرار گرفته است.

به گزارش ایران دیپلماتیک، لوموند در مطلبی به قلم فرانک ژوهانس نوشت: از هر 10 هزار زندانی فرانسوی سالی 20 نفر خودکشی می کنند. تا روز اول ژوئیه 2011 هیچ وقت زندان های فرانسه تا به این حد با انباشت بازداشت شدگان مواجه نبوده اند. 73 هزار و 320 نفر یعنی 8/6 درصد بیشتر از سال 2010 در همان تاریخ. رئیس جمهور فرانسه سال قبل قضات فرانسوی را به انفعال در برابر مجرمین متهم کرد و از آن به بعد، قضات برای جرم های کوچک هم حکم زندان می نویسند. در حالی که زندان های فرانسه برای 56 هزار نفر جای دارند هم اکنون برای 64 هزار و 726 نفر حکم بازداشت صادر شده و تعداد افرادی که در اول ژوئیه در زندان بوده اند به 11 هزار و 185 نفر بالغ می شده اند که نشان از 14 درصد افزایش دارد. 
 
لوموند در ادامه نوشت: این در حالی است که " انباشت جمعیت در زندان هایی مانند "ویل پنت پریز" به 150 درصد ، در زندان " Béthune  " به 9/203 درصد و در زندان " روش سور یون " 5/222 درصد و در زندان " نومه آ " به 3/254 درصد می رسد.
 
این روزنامه فرانسوی نوشت: علیرغم سرمایه گذاری های صورت گرفته شرایط نگهداری محبوسین بسیار ناراحت کننده است. روز 28 ژوئیه 2011 وزیر دادگستری فرانسه از زندان "تالودی یر " در نزدیکی " سنت اتین " بازدید کرد و به رغم یک هفته نظافت تمام وقت قبل از بازدید وزیر، هنوز هم بسیاری از اماکن این زندان از "کپک و سیاهی " و فرسودگی انباشته بود. در زندان هایی که افرادی با دوره های حبس کم دیده می شوند یا آنهایی که منتظر صدور احکام خود هستند شرایط ناراحت کننده ای حاکم است و نرخ " جمعیت مازاد " این زندان ها به طور متوسط به 32 درصد می رسد. فصل تابستان و رسیدن گرما برای زندانیان این بازداشتگاه ها خبر خوبی نیست. 
 
لوموند نوشت: در این نوع بازداشتگاه حدود 427 نفر روی زمین می خوابند. شرایط به گونه ای بود که" میشل مرسیه " وزیر دادگستری مجبور شد مودبانه به این موضوع اقرار کند که" شرایط نگهداری زندانیان در این بازداشتگاه خیلی مناسب نیست و با قانون کیفری اصلا انطباق ندارد و مجبور شد دستور دهد 3 میلیون یورو از محل بودجه اضطراری برای این زندان اختصاص دهند. ولی ضمنا یادآوری کرد که زندان " تالودیر" از جمله قدیمی ترین زندان های فرانسه است که در سال 1968 ساخته شده و طبق قانون باید کاملا تخریب شود. 
 
این روزنامه فرانسوی نوشت: در فرانسه به ازای هر 100 هزار نفر جمعیت 196 زندانی مرد و 5/6 زندانی زن وجود دارد. متوسط مدت حبس برای این افراد هم در سال 2010 ؛ 8/9 ماه بوده است که به نسبت سال 2006 که این میزان 3/8 ماه بوده، افزایش یافته است. در تاریخ اول ژوئیه سال 2011 تعداد 56 هزار و 81 زندانی دارای جای تعیین شده بوده اند که برای 11185 نفر بقیه جایی تعریف نشده بود و این میزان به نسبت سال 2010 با 14 درصد افزایش همراه بوده است. در زندان " دانکرک " قرار بوده است به ازای هر ده خروج از زندان 50 نفر وارد این زندان شوند. این درحالی است که دادستان این شهر در " بخشنامه ای " خطاب به سرویس های پلیس از آنها خواست در ماه اوت از پرکردن زندان ها خودداری کنند و این اقدام تا 5 سپتامبر ادامه داشته باشد.
 
 
لوموند نوشت: این اقدام دادستان اقدامی شجاعانه محسوب می شود زیرا برای اولین بار است که چنین اقدامی اتفاق می افتد. سازمان نظارت بین المللی بر زندان ها ( OIP ) این اقدام اقای "مولر " را اقدامی تاریخی معرفی و آن را ستود. ساخت زندان ها و مراکز کیفری جدید موضوعی بوده است که از سال ها پیش تا کنون بخش زیادی از بودجه وزارت دادگستری فرانسه را بلعیده است. 
 
لوموند افزود: هدف از این اقدام رساندن تعداد جایگاه زندانیان به 70 هزار سلول تا سال 2018 می باشد. با این حال هنوز هم در باره این که این تعداد سلول بتواند از" انباشت " و جمعیت مازاد زندانیان جلوگیری کند، تردید وجود دارد زیرا دستگیری ها همچنان با روند افزایشی همراه بوده و تنها در 12 ماه گذشته 4661 نفر به تعداد زندانیان افزوده شده است. به گفته "پییر ویکتور " مدیر تحقیقات مرکز ملی تحقیقات علمی ( CNRS) در سه ماه اول سال 2011 تعداد ورودی به زندان های فرانسه 10 درصد افزایش داشته و این در حالی است که افزایش اجرای حکم در زندانیانی که بین 1 تا زیر سه سال حبس دارند با 50 درصد رشد همراه بوده است.
 
یکی از دلایل این افزایش را هم می توان به ارتباط آن با پرونده " زن جوانی به نام " لائیتیسیا " و نحوه تعامل رسانه ای ، سیاسی و قضایی با آن دانست. که متهم اصلی آن فردی به نام" تونی می هون" بود که به پرونده خلاف های سابق وی رسیدگی چندانی نشده بود و وی بعد از آزادی از زندان قبلی خود، لائیتیسیا را ربوده و به قتل رسانده بود. این اقدام باعث شد رئیس جمهور قضات فرانسوی را به سهل انگاری در کار متهم کند. تحقیقات البته این موضوع را ثابت نکرد ولی " انتقاد رئیس جمهور فرانسه " منتقل شده بود و این بدان معنی بود که حتی برای جرم های کوچک نیز می بایست بازداشت در نظر گرفته شود. در ماه فوریه نیز وزارت دادگستری فرانسه دستور داده بود یک صد هزار حکم بازداشت صادره هر چه سریع تر به اجرا گذاشته شود در حالی که بعد از 5 ماه از صدور این دستور این رقم به 80 هزار نفر کاهش یافته است ولی در مجموع باز هم به معنای" انباشت " روزنامه نگاران در سلول ها است. وزیر دادگستری فرانسه بر موضوع استفاده از " دستبند های الکترونیک " به جای حبس تاکید دارد.
 
 
به نوشته این روزنامه فرانسوی، تعداد این افراد در ماه ژانویه 2011 بالغ بر 5800 نفر می شده است که در ماه اوت تعداد شان به 8 هزار نفر رسیده است. و قرار است تا پایان سال به 12 هزار نفر برسند. البته وزارت دادگستری فرانسه معتقد است در صورتی که تعداد افراد دارای دستبند الکترونیک به 20 هزار نفر برسد خود این موضوع هم مشکل خواهد داشت و وضعیت به " لحاظ فنی" غیر قابل کنترل خواهد شد. "سارا دندو"هماهنگ کننده سازمان نظارت بر زندان ها ( OIP ) در باره مضرات دستبندهای الکترونیک می گوید: " دستبندها وسیله ای برای کنترل هستند و نه زندانی کردن افراد.. در دستبند الکترونیک ، پیگرد اجتماعی وجود ندارد... دستبند هیچ مشکلی را حل نمی کند. تحقیقات نشان داده است که  تنها آزادی مشروط متهمین و پیگرد دائمی افراد است که آنها را از "ارتکاب دوباره جرم" باز می دارد. 
 
 
رکورد خودکشی ها در زندان های فرانسه
 
 
به گزارش ایران دیپلماتیک، لوموند در ادامه نوشت: از هر 10 هزار زندانی سالانه 20 نفر خودکشی می کنند و در فاصله زمانی سال های 2002 تا 2006 این میزان به بالاترین حد خود رسیده است. آخرین مورد از خودکشی ها در زندان های فرانسه به 31 ژوئیه 2011 در سلول های زندانی در  ناحیه Essonne   برمی گردد. در پنجاه سال گذشته نرخ خودکشی در زندان های فرانسه پنج برابر شده است. در حالی که این میزان در میان مردم معمولی چندان تغییری نداشته است. در میان 15 کشور اروپایی فرانسه بیشترین میزان خودکشی در زندان ها را دارد و نزدیک ترین کشور به فرانسه دانمارک است که میزان خودکشی از هر 10 هزار نفر زندانی در سال به 13 نفر بالغ می گردد. کمترین نرخ نیز به یونان با 4 خودکشی درهمین مقیاس تعلق دارد. در سال 2010 در زندان های فرانسه 109 نفر خودکشی کردند که 5 نفر آنها "صغیر" ( زیر 18 سال ) بودند. این در حالی است که "سازمان نظارتی زندان های فرانسه" رقم واقعی این خودکشی ها را 121 نفر در سال 2010 می داند.

 
18 ماه زندان برای معترض 11 ساله انگلیسی
ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٠  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خبرگزاری فارس: یک پسربچه 11 ساله انگلیسی به اتهام شرکت در اعتراضات اخیر این کشور به 18 ماه زندان محکوم شد.

-------------------------------

به گزارش فارس به نقل از روزنامه دیلی میرور انگلیس، کوچکترین معترض انگلیسی که 11 سال سن دارد پسر بچه‌ای است که در اعتراضات اخیر انگلیس بازداشت شده بود، به تحمل 18 ماه حبس در یک مرکز بازپروری محکوم شد.
 
وی که به دلیل سن پایین نامش فاش نشده متهم است که در جریان اعتراضات اخیر یک سطل زباله 50 پوندی را از فروشگاه زنجیره‌ای "دبنهمس" در حومه لندن به سرقت برده است.
 
حکم پسربچه معترض انگلیسی در حالی صادر می‌شود که فعالان حقوق بشر پس از اعلام حکم‌های سنگین و غیرمتعارف برای معترضان انگلیسی این اقدام دستگاه قضایی انگلیس را نقض حقوق بشر دانستند.
 
همچنین این احکام طولانی و غیرمتعارف باعث شد تا اختلافات میان رئیس سازمان زندان‌های این کشور و مقامات قضایی بر سر احکام سنگینی که برای معترضان اخیر صادر و باعث ازدحام بیش از حد زندان‌ها شده‌ بالا بگیرد.

دیلی میرور گزارش داد شمار زندانیان انگلیس پس از آنکه سه هفته از ناآرامی‌ها گذشته است و صدها نفر همچنان به زندان محکوم می‌شوند، به رکورد بالایی رسیده است.
 
این امر باعث افزایش نگرانی در این خصوص شده که زندان‌های بیش از حد شلوغ دچار آشوب خواهد شد و طرح‌هایی در نظر گرفته شده تا مکان‌های اضافی ایجاد شود.
 
در حالی‌که نگرانی‌های گسترده در خصوص افزایش شمار زندانیان و ناتوانی سازمان زندان‌های انگلیس برای نگهداری از آنها وجود دارد، "کریسپین بلانت" مسئول زندان‌های انگلیس گفت: ما کاملا مطمئنیم که نظام قضایی و زندان‌ها قادر به پاسخگویی است.

اما از سوی دیگر خانواده‌های معترضان بازداشت‌شده در انگلیس اعلام کردند که در زندان به‌دلیل شمار بالای زندانیان درخطرند. 
 
آنها اعلام کردند معترضان در داخل زندان‌های انگلیس با خطر حمله از سوی دیگر زندانیان تبهکار، شلوغی بیش از حد و احکام طولانی مواجهند.
 
یکی از مادران جوانانی که اکنون به‌دلیل شرکت در اعتراضات اخیر در زندان به‌سر می‌برد گفت وی توسط دیگر زندانیان مورد حمله قرار گرفته است.

در ادامه صدور احکام سنگین و غیرمتعارف برای معترضان انگلیسی دستگیر شده یکی از جوانان معترض که در خلال اعتراضات اخیر این کشور در فیس بوک پیام گذاشته بود به 33 ماه زندان محکوم شد.
 
"اندرسون فرناندز" 21 ساله نیز که در جریان اعتراضات اخیر در شهر منچستر یک بستنی را از یک مغازه به سرقت برده و به شخص دیگری داده بود به 16 ماه زندان محکوم شد.
 
بر اساس این گزارش، حکم 16 ماهه برای فرناندز این نگرانی را افزایش داده است که عدالت در این زمینه به هیچ وجه رعایت نشده است.
 
"کالوم مارلی" 20 ساله نیز در منچستر با وجود آنکه چیزی از مغازه‌های غارت شده ندزدیده بود، به 16 ماه زندان محکوم شده است.
 
پیش از این نیز دو جوان انگلیسی به نام‌های "جردن بلکشاو" 20 ساله و "پری ساتکلیف" 22 ساله که هیچ سابقه کیفری نداشتند به دلیل استفاده از فیس بوک برای آنچه ایجاد آشوب خوانده شده به تحمل چهار سال حبس محکوم شدند.
 
تنها درلندن 2124 نفر در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شدند که تا این لحظه برای 1221 نفر از آنان از جمله ۲۶۳ نوجوان زیر سن قانونی پرونده قضایی تشکیل شده است.


 
تیراندازی به نمازگزاران مسجدی در دانمارک یک کشته بر جا گذاشت
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خبرگزاری فارس: بر اثر تیراندازی در خارج از مسجدی در پایتخت دانمارک یک نفر کشته شد.

-------------------------------

به گزارش فارس به نقل از روزنامه ایندیپندنت، در تیراندازی فردی در خارج از مسجدی در کپنهاگ یک نفر کشته شد و دستکم یه نفر دیگر زخمی شد.
 
این حادثه پس از اقامه نماز عید فطر و خارج از مسجد موسسه فرهنگی مسلمانان در غرب پایتخت دانمارک رخ داد.
 
شاهدان عینی اعلام کردند شاهد تیراندازی از یک خودرو به سوی مردمی بودند که از مسجد خارج می‌شدند.
 
این تیراندازی به سوی مسلمانان در حالی گزارش می‌شود که اسلام ستیزی در کشورهای اروپایی به دلایل وجود گروه‌های افراطی ضد اسلام افزایش یافته است.

همچنین برخی رسانه‌های آلمانی تا کنون اقدام به انتشار کاریکاتورهای موهن پیامبر اکرم (ص) کرده بودند که با واکنش شدید مسلمانان سراسر جهان مواجه شد.


 
سردار حجازی مطرح کرد؛
ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۸  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
علت قرار گرفتن نام منافقین در لیست
سازمانهای تروریستی امریکا و غرب

خبرگزاری فارس: معاون ستاد کل نیروهای مسلح علت قرار گرفتن نام منافقین در لیست سازمانهای تروریستی جهان را ترور یکی از سفرای امریکا توسط این سازمان در سالهای قبل از انقلاب دانست.

-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی کل سپاه، سردار سیدمحمد حجازی معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح در سالروز شهادت شهیدان رجایی و باهنر و روز مبارزه با تروریسم، ترور را نبردی نابرابر و استفاده از قوه قهریه در زمان عجز و ناتوانی در برابر استدلال و منطق دانست و افزود: پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، تحلیل دشمن همواره بر این فرض استوار بود که انقلاب اسلامی به نفراتی محدود وابسته است و با ترور، حذف فیزیکی و از بین بردن آنها می توان این انقلاب را به شکست کشاند، از این رو ترور شخصیتها و مسئولان نظام در دستور کار قرار گرفت.

وی تصریح کرد: امروز نیز این تحلیل و تفکر غلط در مورد دانشمندان هسته‌ای جمهوری اسلامی وجود دارد و دشمن با این تصور که از میان برداشتن چند نفر روند پیشرفت علم، دانش و تکنولوژی در کشور را متوقف می‌کند، دست به ترور ناجوانمردانه جوانان پرتلاش این مرز و بوم می زند.

سردار حجازی اهداف دشمن را از پدیده شوم ترور برشمرد و گفت: اثبات ناکارآمدی، ناتوانی و ضعف نظام در حفظ مسئولان و افراد تاثیرگذار خود و القای ضعف نظام در مقابله با عده معدودی که دست به ترور می زنند از جمله این اهداف است.

وی اضافه کرد: ایجاد ترس و دلهره در مسئولان نظام و وادارکردن آنها به عقب نشینی و تسلیم در برابر نظام سلطه، همچنین جداکردن مردم از نظام جمهوری اسلامی از اهداف دشمن در ترور ها بوده که می توان گفت به هیچ یک از این اهداف دست نیافته و ناکام ماند.

معاون ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه به لحاظ ماهیت، تروریستها را می توان افرادی دانست که به دشمنان داخلی، منطقه ای و فرامنطقه ای جمهوری اسلامی پناه بردند، خاطر نشان کرد: این افراد در ابتدا با پنابردن به دامان بنی صدر که در پرونده سیاه خود ایستادن در برابر امام(ره) و مردم را داشت و منشا تفرقه بود، در واقع در کنار دشمن داخلی ملت ایران قرار گرفتند.

وی در ادامه گفت: پناه بردن و قرارگرفتن در صف دشمن منطقه ای جمهوری اسلامی در سالهای جنگ تحمیلی و ایفای نقش بعنوان ستون پنجم و عامل نفوذی دشمن در ضربه زدن به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و در نهایت پناه بردن به دشمن فرامنطقه ای ایران و قرار گرفتن در سایه حمایت امریکا و نظام سلطه ماهیت واقعی منافقان به مردم و میهن است.

سردار حجازی در خصوص برخوردهای دوگانه امریکا و کشورهای غربی در برابر پدیده تروریسم، اظهار داشت: بطور کلی در منطق غربیها دونوع ترور وجود دارد، ترور خوب و ترور بد. اگر تخریب، آسیب و ترور در راستای منافع آنها باشد ترور خوب بوده و مورد حمایت قرار می گیرد همانگونه که باوجود قرار داشتن منافقان در لیست تروریستهای امریکا و اتحادیه اروپا این سازمان همچنان مورد حمایت غربیها قرار می گیرد. در مقابل اگر کوچکترین تهدیدی به منافع آنها وارد شود آن را بهانه ای برای لشکرکشی و هجوم قرار می دهند.

وی یادآور شد: با وجود اینکه بهانه حمله امریکا به عراق مبارزه با تروریسم بود انتظار می رفت پس از حمله با عناصر تروریست که منافقان از جمله آنها بودند برخورد شود که نه تنها برخوردی صورت نگرفت بلکه آنها رامورد حمایت قرار دادند و حتی اکنون نیز که دولت عراق مصمم به اخراج منافقان از این کشور است امریکا و کشورهای غربی در این راه مانع تراشی می کنند.

معاون پشتیبانی ستاد کل نیروهای مسلح در ادامه با اشاره به علت قرار گرفتن اسم سازمان تروریستی منافقان در لیست سازمانهای تروریستی جهان تصریح کرد: علت قرار گرفتن نام این سازمان در لیست بلند مدت امریکا و اروپا به دلیل جنایتهای ناجوانمردانه و ریختن خون هزاران نفر از مردم بی گناه و مسئولان نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه به این علت که سازمان تروریستی منافقین قبل از انقلاب ترور یکی از سفرای امریکا در ایران را در پرونده خود دارد همچنان در لیست سازمانهای تروریستی قرار دارد.

وی همچنین اظهار داشت: علیرغم اینکه جمهوری اسلامی ایران همواره در طی سالها از قربانیان ترور بوده اما امریکا و غرب انگشت حمایت از تروریسم را بسوی ما گرفته اند و اینها زمینه سازی برای واردکردن فشار، تحریم و تهدیدهای بعدی به جمهوری اسلامی است و اینگونه اتهامات پوشالی و واهی تنها با هدف ایجاد یک جنگ روانی و فضاسازی برای حق به جانب نشان دادن خود و حامیانشان است که از این طریق ما را از صحنه خارج کنند.

معاون آماد پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح در پایان با ذکر این نکته که اگر در سالهای اولیه انقلاب درک و کشف ماهیت دشمنان انقلاب و نظام سخت بود و نیاز به شواهد داشت اما امروز به حمدالله به وفور شواهدی از عداوت آنها وجود داشته و ماهیت آنها شناخته شده ابراز امیدواری کرد که نسل جوان و ملت عزیز ایران با مرور تاریخ به عمق دشمنی استکبار پی برده و این دشمنی ها تنها موجب انسجام و اتفاق در بین ملت شده و راههای نفوذ دشمنان برای همیشه سلب شود.


 
33 ماه زندان برای جوان انگلیسی معترض
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٥  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
صدور احکام سنگین برای معترضان
انگلیسی ادامه دارد

خبرگزاری فارس: در ادامه صدور احکام سنگین و غیرمتعارف برای معترضان انگلیسی دستگیر شده یکی از جوانان معترض که در خلال اعتراضات اخیر این کشور در فیس بوک پیام گذاشته بود به 33 ماه زندان محکوم شد.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه دیلی میل انگلیس، "امد پله" که از فیس بوک استفاده کرده بود و گفته می‌شود پیامی با عنوان "کشتن یک میلیون افسر پلیس" را برای دو هزار نفر از دوستان خود گذاشته بود به 33 ماه زندان محکوم شد.
 
این جوان انگلیسی 18 ساله بیکار بر اساس بند 44 قانون جرائم خشن مصوب سال 2007 انگلیس گناهکار شناخته شد تنها به این دلیل که این اقدام می‌توانست به وقوع جرمی منجر شود.
 
دیروز نیز در خبرها آمده بود که "اندرسون فرناندز" 21 ساله که در جریان اعتراضات اخیر در شهر منچستر یک بستنی را از یک مغازه به سرقت برده و به شخص دیگری داده بود به 16 ماه زندان محکوم شد.
 
بر اساس این گزارش، حکم 16 ماهه برای فرناندز این نگرانی را افزایش داده است که عدالت در این زمینه به هیچ وجه رعایت نشده است.
 
"کالوم مارلی" 20 ساله نیز در منچستر با وجود آنکه چیزی از مغازه‌های غارت شده ندزدیده بود، به 16 ماه زندان محکوم شده است.
 
پیش از این نیز دو جوان انگلیسی به نام‌های "جردن بلکشاو" 20 ساله و "پری ساتکلیف" 22 ساله که هیچ سابقه کیفری نداشتند به دلیل استفاده از فیس بوک برای آنچه ایجاد آشوب خوانده شده به تحمل چهار سال حبس محکوم شدند.
 
فعالان حقوق بشر پس از اعلام حکم‌های سنگین و غیرمتعارف برای معترضان انگلیسی این اقدام دستگاه قضایی انگلیس را نقض حقوق بشر دانستند.


 
گاردین فاش ساخت؛
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
قتل فجیع 3 معترض با شوکر 50
هزار ولتی پلیس انگلیس

خبرگزاری فارس: یک روزنامه انگلیسی با اشاره به کشته شدن سه نفر در طول هفته گذشته توسط شوکرهای مرگبار پلیس، استفاده از این سلاح‌ها را مورد بررسی قرار داده است.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه گاردین، پلیس انگلیس و ولز از سال 2008 از شوکرهای برقی با وجود آنکه گزارش‌هایی مبنی بر خطرناک بودن آنها وجود داشت، استفاده کرده است.
 
پس از آنکه سه نفر در طی هشت روز گذشته در بازداشت پلیس کشته شدند نگرانی‌ها در خصوص روش‌های بسیار خشنی که توسط پلیس برای بازداشت مظنونان استفاده می‌شود را افزایش داده است.
 
بر اساس اعلام رسانه‌های غربی تحقیقات در این زمینه پس از آن که دو نفر در چند روز اخیر در بازداشت‌های جداگانه در "چشیر" و "بولتون" با شوکر و اسپری فلفل کشته شدند.
 
"Taser" نام برندی از شوکرهای برقی است که در انگلیس به آن فقط برای استفاده پلیس و پرسنل ارتش مجوز داده شده است. پلیس می‌تواند از دو مدل ام 26 و ایکس 26 Taser در انگلیس و ولز استفاده کند.
 
مدلی که معمولا مورد استفاده قرار می‌گیرد شبیه کلت است و از محفظه‌های نیتروژن فشرده شده برای پرتاب دو دارت به سوی مظنونین استفاده می‌کند. هنگامیکه این اسلحه استفاده قرار بگیرد 50 هزار ولت شوک برقی از طریق سیم‌هایی که به دارت‌ها متصل است به بدن فرد منتقل می‌شود.
 
به این ترتیب 19 تکان الکتریکی در هر ثانیه اعصابی را تحریک می‌کند که کنترل عضلات را برعهده دارند و این شوک عضلات شخص را سفت کرده و وی روی زمین می‌افتد.
 
بر اساس این گزارش، تمام نیروهای پلیس از سال 2008 می‌توانستند از این شوکرهای برقی استفاده کنند.
 
در این مدت زمان که پلیس انگلیس از این شوکرها استفاده کرده است، 4 نفر کشته شده‌اند.
 
گاردین افزود: در سراسر جهان بیش از 300 مورد مرگ به دلیل استفاده از این شوکرها گزارش شده است.

در طول سالهایی که از این سلاح استفاده شده تاثیرات پزشکی مضر ناشی از آن مورد مطالعه قرار گرفه است.
 
"امی شیل" در سال 2006 در دانشگاه پزشکی کارولینای جنوبی در چارلستون توضیح داد که چگونه یک زندانی 28 ساله پس از آنکه شش شوک الکتریکی ناشی از این اسلحه دریافت کرد کشته شد.
 
در سال 2007 در نشست "انجمن ریتم قلب" "لزلی ساکسون" متخصص قلب در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی اثبات کرد که چگونه ولتاژ 50 هزار ولتی شوکر برقی می‌تواند باعث بی نظمی ضربان قلب در افرادی شود که از دستگاه تنظیم کننده ضربان قبل استفاده می‌کنند.
 
‌شوکرهای فوق برای فلج کردن موقتی مجرمان خطرناک کاربرد دارد که به دلیل آمپراژ بسیار پایین و ولتاژ به نسبت بالا تنها موجب اخلال در سیستم عصبی و فلج موقتی می‌شود.

در برخی از موارد استفاده بیش از اندازه این شوکرها می‌تواند سبب مرگ افراد در کسانی شود که نسبت به ولتاژ بالا حساسیت‌های بدنی دارند.

گزارش سال 2008 عفو بین الملل نیز به استفاده از شوکرهای برقی در پلیس آمریکا اشاره کرده و تاکید می‌کند که این اسلحه باعث انقباض‌های عضلانی شدید می‌شود که جراحات شدیدی را به همراه دارد.
 
هفته گذشته نیز فردی به نام "دیل برنز" که اهل "کامبرلند" و ورزشکار حرفه‌ای بود اولین نفری بود که توسط شوکر پلیس جان خود را از دست داد.
 
گفته می‌شود افسران پلیس انگلیس برنز را سه مرتبه با تفنگ شوکری 50 هزار ولتی هدف قرار دادند.
 
روز دوشنبه "جاکوب مایکل" یک جوان 25 ساله پس از آنکه پلیس اسپری فلفل به صورتش پاشید و سپس توسط 11 افسر مورد حمله قرار گرفت و بازداشت شد، غش کرد و جان خود را از دست داد.
 
شب پس از ماجرای فوق نیز افسران پلیس گریت منچستر از شوکر استفاده کرده و "فیلیپ هولمز" 53 ساله را که یک راننده کامیون اهل بولتون بود را در خانه وی مورد حمله قرار داده و بازداشت کردند.
 
هلمز پس از آن در بیمارستان جان خود را از دست داد.
 
بر اساس گزارش‌های منتشر شده، استفاده از شوکر 1279 در یک دوره سه ماهه ژانویه تا مارس 2010 در مقایسه با آوریل تا ژوئن 2009 که 549 بار بوده است، افزایش نشان می‌دهد.
 
"سوفیا خان" که یک وکیل است در خصوص استفاده از شوکرهای برقی توسط پلیس انگلیس گفت: من معتقدم این شوکرها براحتی و سریعا توسط افسران پلیس استفاده می‌شود. باید این امر مشخص شود که شوکرها سلاحی مرگبار هستند و باید فقط در شرایط بسیار محدودی استفاده شود.
 
ایندیپندنت نوشت تا هفته گذشته هیچ کس در انگلیس به دلیل استفاده از شوکر پلیس کشته نشده بود.
 
عفو بین‌الملل در آمریکا از سال 2001مرگ بیش از 460 نفر را با شوکر پلیس ثبت کرده است.
 
یک سخنگوی عفو بین‌الملل دیروز اعلام کرد: مرگ غم انگیز فیلیپ هولمز که چند روز پس از کشته شدن دیل برنز توسط شوکر رخ داد، موجب نگرانی مجدد عفو بین‌الملل مبنی بر این شده است که این سلاح‌ها به صورت بالقوه مرگبار هستند.


 
با هدف انسداد شبکه های اجتماعی هنگام بروز اعتراضات مردمی صورت می گیرد
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی
دیدار ویژه وزیر کشور انگلیس با
مسئولان فیس بوک و توئیتر

خبرگزاری فارس: یک روزنامه انگلیسی نوشت:وزیر کشور انگلیس برای مطالبه مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی فیس بوک و توئیتر در زمان اعتراضات مردمی ، با مسئولین این شبکه ها دیدار می کند.

به گزارش فارس به نقل از روزنامه گاردین،یک مقام دولتی انگلیس در اوج اعتراضات از احتمال اقدام دولت این کشور در مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی اینترنتی و همچنین قطع خدمات اینترنتی خبر داده بود.
 
این مقام دولتی با اشاره به خدماتی مانند بلک‌بری و شبکه توئیتر، تصریح کرد که پلیس اعلام کرده است معترضان برای هماهنگی‌های میان خود از شبک‌های اجتماعی استفاده کرده‌اند.
 
گاردین نوشت: پیش بینی می‌شود شبکه‌های اجتماعی بزرگ هیچ سازشی در این زمینه هنگامی که با "ترزا می" وزیر کشور انگلیس امروز دیدار دارند، صورت نخواهند داد.
 
پیش از این اعلام شده بود که مدیران فیس بوک و توئیتر قصد دارند تا با وزیر کشور انگلیس در جلسه‌ای به منظور مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی در زمان اعتراضات شرکت کنند.


 
تنها روزنامه محرومین انگلیس هم توقیف شد
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

حمله پلیس انگلیس به دفتر روزنامه‎ای که بی‎خانمان‌ها اداره‌اش می‎کردند

گروه بین الملل: پس از سرکوب شورش‌های اخیر در لندن و شهرهای اطراف آن، این بار دولت انگلیس در برخورد با رسانه‌های معترض نیز تعارف را کنار گذاشته و از کاربرد روش‌های خشن در سرکوب این رسانه‌ها ابایی ندارد.

به گزارش رجانیوز، پایگاه اینترنتی «فریدام پرس» در گزارش امروز 24 آگوست خود تصریح کرد: پلیس انگلیس در جریان برخوردهای شدید با رسانه‌های معترض به خود، بعد از ظهر 17 آگوست به دفتر روزنامه محلی «اتونومیست» (Autonomist) واقع در شهر بریستول حمله کرد و ضمن توقیف اموال این نشریه، دست اندرکاران آن را دستگیر نمود.

براساس این گزارش، نیروهای پلیس ضد شورش بدون اخطار با لگدهای ممتد به در، وارد دفتر نشریه شدند و اموال روزنامه از جمله موبایل‌ها، کامپیوترها و حتی دست‌نوشته‌های روزنامه‌نگاران را توقیف کردند.

فریدام پرس در ادامه افزود: این حمله غیرقانونی پلیس به دفتر نشریه با این توجیه صورت گرفته که افراد حاضر در این خانه به اغتشاشات اخیر مربوط هستند.

لوسی پارسونز یکی از این روزنامه‌نگاران می‌گوید: توقیف موبایل‌ها، کامپیوترها و کاغذهایی که بوسیله آن نشریه «اتونومیست» تولید می‌شد، به مثابه یک حمله آشکار به رسانه‌‎های مستقل است که هر فرد آزاداندیشی را مایوس می‌کند. پلیس در تلاش است رسانه‌های مخالف خود را "اهریمنی" جلوه دهد و این واقعاً شرم‌آور است.

براساس این گزارش، پلیس حتی سنگ‌های تزئینی و سطل رنگ مخصوص نقاشی دیواری که در گوشه‌ای از این محل بوده را نیز ضبط کرده که احتمال می‌رود این اقدام با هدف پرونده‌سازی علیه این افراد به اتهام مشارکت در اغتشاشات مورد استفاده قرار بگیرد. البته این‌ها تنها موارد توقیفی نیست و پلیس حتی به دوچرخه و پوشاک این روزنامه‌نگارها هم رحم نکرده است!

این سایت اینترنتی یادآور می‌شود: البته برخی از اقلام نظیر پاسپورت‌های این افراد نیز توسط پلیس ضبط شده اما در اقدامی غیرقانونی، در لیست اقلام توقیف‌شده ذکر نشده است.

فریدام پرس ادامه می‌دهد: «اتونومیست» یک روزنامه محلی محبوب و در عین حال جنجالی است که توسط یک گروه کوچک از فعالان اجتماعی که اغلب قشر متوسط و بی‌خانمان هستند، تولید می‌شود و گرچه اعضا به صورت مجانی در این نشریه مطلب می‌نویسند اما به دلیل ارائه مطالب انتقادی بی‌پرده و برآمده از مشکلات مردم، مورد محبوبیت مخاطبانش قرار دارد.

این گزارش می‌افزاید: آنان خود را وقف گزارش و انعکاس صداهای غیر مسموع جامعه کرده‌اند و این موضع آنان، در گذشته باعث ایجاد دردسرهایی برایشان شده است. پلیس، اعتراف کرده که خودداری از سانسور گزارش‌های مربوط به برخوردهای تند پلیس با معترضان، مسبب خشم و خصومت پلیس نسبت به این گروه شده است.

پارسونز از فعالان این روزنامه محبوب محلی گفته است: فارغ از این مسائل، ما به تولید «اتونومیست» ادامه خواهیم داد و اگر مجبور شویم، از کامپیوترهای کتابخانه استفاده خواهیم کرد و شما می‌توانید منتظر شماره سپتامبر این نشریه باشید!


 
پشت پرده برخوردهای تند دولت انگلیس با دستگیرشدگان
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

مجری آمریکایی: دولت انگلیس اوباش را میان معترضان فرستاد

 

گروه بین‌الملل- برخوردهای پلیس انگلیس با جوانان دستگیرشده در جریان اعتراضات اخیر این کشور، به قدری تند و افراطی بوده است که حتی اعتراض رسانه‌های انگلیس را هم به دنبال داشته است. دادگاه‌های انگلیس شبانه روز در حال برگزاری جلسات و صدور حکم مجازات برای هزاران جوانی هستند که دستگیر شده‌اند.

 

در این میان، برخوردهای عجیبی نیز از سوی دولت انگلیس با معترضان به چشم می‌خورد. دو نوجوان 21 و 22 ساله به خاطر فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، به 4 سال زندان محکوم شده‌اند. جوان دیگری به خاطر دعوت از دیگران به جشن آب بازی، دستگیر شده و منتظر برگزاری دادگاه است. قتل یک معترض 68 ساله به رغم همه گمانه‌زنی‌های اولیه مبنی بر عاملیت پلیس، به گردن یک نوجوان 16 ساله افتاده و در نهایت کار به جایی رسیده که عموم مردم انگلیس که با اکثریت نسبی موافق جمع شدن این اعتراضات بودند، براساس نظرسنجی روزنامه گاردین اکنون 58 درصدشان، این نوع از برخورد را منصفانه نمی‌دانند.

اما «آلکس جونز» مجری مشهور آمریکایی، در گفتگوی بی‌پرده‌ای که با شبکه تلویزیونی راشاتودی انجام داد، از سناریوی پیچیده دولت کامرون برای ورود اوباش در صف معترضین و بهانه تراشی برای سرکوب اعتراضات سخن گفته و به چگونگی سرکوب اعتراضات اخیر در شهرهای انگلیس و چرایی برخورد افراطی با بخشی از معترضان اشاره کرد:

 

مجری راشاتودی: پلیس بریتانیا تلاش زیادی برای پایان دادن به اعتراضات به خرج داد. بیش از 3 هزار نفر دستگیر و بیش از هزار نفر گناهکار شناخته شده‌اند. احکام عجیبی صادر شده، مثلاً جوان 23 ساله‌ای بخاطر دزدیدن یک جعبه آب معدنی به 6 ماه زندان محکوم شده است.

آقای دیوید کامرون اینگونه محکومیت‌ها ستایش کرده و گفته: "انگلستان یک کشور توسعه یافته با یک نظام حقوقی پیشرفته است که این احکام را صادر می‌کند." اما بسیاری از منتقدان می‌گویند که این مسئله نوعی افراطی‌گری است که از طرف حکومت اعمال شده و البته آنچه در روزهای آینده قرار است اتفاق بیفتد، نگران‌کننده‌تر است.

الکس جونز مجری رادیویی است که خواستار بررسی دقیق‌تر این قضایاست و در حال حاضر، از هوستون تگزاس با ما صحبت می‌کند. من می‌خواهم گفتگو را با قضیه دو جوانی آغاز کنم که تصمیم به ایجاد صفحه فیس‌بوکی با موضوع تظاهرات گرفتند که البته این تظاهرات هرگز به وقوع نپیوست اما بخاطر آن به 4 سال زندان محکوم شدند. نظرتان در این خصوص چیست؟

آلکس جونز: اگر بخواهیم کلان‌تر به قضیه نگاه کنیم، آنچه که دقیقاً در روز اول اعتراضات، یعنی روز یکشنبه اتفاق افتاد این بود که اعتراضات، به شکلی آرام در حال وقوع بود اما طی مکانیزمی، ناگهان به تعدادی اوباش خبر رسید که این روزها، موقعیت خوبی برای غارت و دزدی در سطح شهر است. بعد از آن، به صورت ناگهانی اعتراضات آرام و مردمی، جای خود را به اغتشاشات و دزدی داد. پلیس در برابر یاغی‌گری‌ها کاملاً سکوت کرد و ما هر روز شاهد آتش‌سوزی‌ها و غارتگری‌های بیشتری بودیم. چهار روز بعد، پارلمان وارد قضیه شد و خواستار برخورد شدید پلیس شد و شبکه‌های اجتماعی را مورد حمله قرار داد. بعد از آن بود که افرادی که در زمینه اعتراضات فعالیت داشتند دستگیر شدند و اعتراضات بدینگونه قلع و قم شد.

نکته این است که چرا پارلمان از پلیس نمی‌پرسد که به چه دلیل در مراحل ابتدایی حملات یاغی‌ها به ساختمان‌ها، اقدامی در مقابله با یاغی‌ها انجام نداد و اجازه داد تا آن‌ها دست به خرابکاری‌های بیشتری بزنند اما به یک دفعه وارد صحنه شد و اعتراضات را قلع و قم کرد و از آن پس، شروع به برخوردهای شدید با فعالان شبکه‎های اجتماعی کرده است؟

مجری راشاتودی: به نظر شما دلیلش چیست؟

آلکس جونز: دلیلش این است که وزارت دفاع انگلیس در گزارش سال 2007 خود، پیش‌بینی کرده بود که ریاضت‌های اقتصادی که تا پنج سال بعد در پیش روست، باعث اعتراضات شدید سیاسی و شورش‌های مردمی در انگلیس می‌شود. همین اتفاق هم افتاد و مردم زیر بار این فشارها دست به اعتراض زدند. اما دولت انگلیس برای سرکوب این اعتراضات، به طور غیرمستقیم از اوباش کمک گرفت به این صورت که شایعاتی از منابع نامعلوم برای یاغی‌ها ارسال شد که امکان غارت از فروشگاه‎ها فراهم شده و از این طریق، آن‌ها را وارد جمعیت‌های معترضین کرد. بعد از آن نیز کاملاً دست اوباش را برای آتش زدن ساختمان‌ها و دزدی از مغازه‌ها باز گذاشت تا جنس معترضین را دزد و یاغی نشان دهد و اکثریت جامعه را علیه آن‌ها بشوراند و بعد، طی یک واکنش سریع به قلع و قم معترضین دست زد.

اما ادامه ماجرا جالب‌تر است. پلیس به جای بازجویی و یافتن مجرمان واقعی که آتش روشن کرده بودند و آتش‌نشان‌ها را مورد حمله قرار داده بودند، تعدادی افراد معمولی را که در فیس‌بوک فعالیت داشتند مورد تعقیب قرار داد تا واهمه استفاده از فیس بوک و توییتر علیه خود را در ذهن دیگران برانگیزد. 

البته این اولین بار نیست که دولت‌های غربی به رغم حمله به دیگر کشورها در موضوع آزادی بیان، برای سرکوب اعتراضات دست به چنین روش‌هایی می‌زنند. 12 سال پیش یعنی در سال 1999 در سیاتل آمریکا اتفاقی مشابه رخ داد. عده زیادی از مردم در اعتراض عملکرد سازمان تجارت جهانی به خیابان‌ها آمدند. اعتراضات داشت به روزهای حساسی نزدیک می‌شد که عده‌ای اراذل و اوباش توسط پلیس آمریکا استخدام شدند و شروع به خرابکاری کردند. پلیس هم آنها را مورد تعقیب قرار نمی‌داد تا جایی که صدای مردم درآمد که چرا پلیس جدیت ندارد و کاری نمی‌کند. این شد که معترضانی که به صورت مسالمت آمیز علیه WTOاعتراض می‌کردند، توسط پلیس مورد حمله قرار گرفتند.این کار یک عملیات روانی جنگی است که در وب‌سایت‌های prisonplanet.com و infowars.com نیز توضیح داده شده است. ما اتفاقات لندن را پیش‌بینی می‌کردیم و می‌دانستیم که قرار است این اعتراضات اینگونه سرکوب شود.

مجری راشا تودی: آلکس! شنیدن این نکات واقعاً جالب بود. نکته جالب دیگر این است که زمان زیادی نمی‌گذرد که دولت ایالات متحده، مصر را بخاطر قطع کردن سرویس اینترنت و شبکه‌های فیس‌بوک و توییتر مورد انتقاد قرار می‌داد. این در حالی است که در آمریکا، بسیاری از ادارات پلیس همچون پلیس نیویورک وجود دارد که مدام در حال رصد کردن رسانه‌های اجتماعی هستند.

آلکس جونز: دقیقاً! یکی از شنوندگان رادیو داستانی را تعریف می‌کرد که برایش اتفاق افتاده بود. او از طریق رسانه اجتماعی، خواستار راه اندازی تظاهراتی مسالمت‌آمیز علیه خزانه‌داری آمریکا شد که یک ساختار واقعی قدرت محسوب می‌شود. «پل ران» گزارشگر ما می‌گفت هنگامی که آن شنونده به محل رسیده بود، بیش از 50 پلیس در محل حاضر بودند!

 

به حوادث هفته گذشته سان فرانسیسکو نگاهی بیندازید که قرار بود تظاهرات مسالمت‌آمیزی برگزار شود. در یک سوم شهر، موبایل‌ها آنتن نمی‌داد آن هم بخاطر یک تظاهرات مسالمت‌آمیزی که قرار بود انجام شود. دولت آمریکا، دولت انگلستان و سایر اعضای ناتو، حسنی مبارک را بخاطر قطع اینترنت در طول هفته‌ها اغتشاش و اعتراض و غارتگری در مصر، مورد انتقاد قرار دادند درحالی که در آمریکا برای یک اعتراض مسالمت‌آمیز، موبایل همه قطع می‌شود.

مجری راشا تودی: دولت انگلستان پس از این سرکوب خشن، سخن از نظارت کامل پلیس بر شهر و حفظ امنیت زده است. نظر شما چیست؟

آلکس جونز: هرگز چنین چیزی صحت ندارد بلکه این اعتراضات به اعتراضات زیرپوستی تبدیل می‌شود. در واقع دولت سعی کرد از وقوع تظاهرات سیاسی عمومی علیه دولت، یعنی آنچه که در یونان، ایرلند و بسیاری از جاهای دیگر رخ داد و بیان‌گر فروپاشی اقتصادی بود، جلوگیری کند. پلیس با مشاهده عمومی شدن این اعتراضات به مقاومت روی آورد. اگر تظاهرکنندگان برای ورود به خیابان دهم داونینگ استریت که محل استقرار پارلمان است تلاش می‌کردند، بوسیله گلوله‌های پلاستیکی مورد شلیک قرار نمی‌گرفتند بلکه با گلوله‌های واقعی مورد اصابت واقع می‌شدند. بنابراین چیزی که ما شاهد آن بودیم بسیار جدی است.

مجری راشاتودی: پیش‌بینی شما در مورد کنترل رسانه‌های اجتماعی و اینترنت در غرب چیست؟

ما بیش از پیش شاهد کنترل اینترنت توسط دولت‌‎های غربی خواهیم بود اما حرکت پلیس بریتانیا اتفاقی بود که نشان داد کشورهایی از این دست تلاش دارند این نحو از اعتراضات را سرکوب کنند. اگر ما به پا نخیزیم و در اعتراض به آن سخنی نگوییم، این مسئله آغازی برای پایان دادن به آزادی بیان در کشورهای غربی خواهد بود.



 
قتل دردناک ورزشکار برجسته توسط پلیس انگلیس
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

پلیس انگلیس در اقدامی خشونت‌بار، یک جوان ورزشکار و پدر دو فرزند را با استفاده پیاپی از دستگاه شوکر برقی به قتل رساند.

به گزارش «تابناک»، پایگاه اینترنتی روزنامه تلگراف انگلیس در گزارشی نوشت: پلیس این کشور شب گذشته با حمله به یک جوان ورزشکار بدنساز و استفاده پیاپی از دستگاه شوک الکتریکی، وی را به قتل رساند.

بنابر این گزارش، نیروهای پلیس، «دیل برنز» ورزشکار بدنساز 27 ساله انگلیسی را به جرم شکستن اموال شخصی‌اش بازداشت کردند و سپس وی را با گاز فلفل و دستگاه شوک الکتریکی به قدرت 50 هزار ولت هدف قرار دادند که در نتیجه صدمات ناشی از آن، این ورزشکار برجسته انگلیسی به قتل رسید.

کمیسیون شکایات از پلیس انگلیس با هدف طبیعی جلوه دادن حادثه گفته است: تحقیقات در رابطه با مرگ برنز که پدر دو کودک نیز بوده و مشارکت فعالی در مسابقات مختلف بدنسازی انگلستان داشته را آغاز کرده است.

در همین حال، «نسیم مالک» کمیسیونر کمیسیون شکایات از پلیس انگلیس گفت: در جریان این حادثه، یک مامور پلیس با دستگاه شوکر چندین بار وی را هدف قرار داد و یک مامور دیگر نیز با گاز فلفل به او حمله کرد.

این گزارش حاکی است، برنز به دلیل شدت جراحات وارده، به بیمارستان «فیورنس جنرال» منتقل شد اما پس از گذشت یک ساعت درگذشت و این در حالی است که تندروی‌های پلیس در برخورد با متهمان موضوعی است که طی روزهای اخیر، به وفور به چشم می‌خورد.

گفتنی است پلیس انگلیس در واکنش به آشوب‌های اخیر، دو جوان 21 و 22 ساله را به خاطر فعالیت در فیس‌بوک به 4 سال زندان محکوم کرده است.

امروز نیز سایت اینترنتی «فریدام پرس» گزارش داد: پلیس انگلیس در اقدامی غیرقانونی، با حمله به دفتر روزنامه محبوب و انتقادی «اتونومیست»، ضمن دستگیری روزنامه‌نگاران این روزنامه، اموال آن را توقیف کرده است.


 
مطلبی درباره اعتراضات مردم در انگلیس که در فیس‌بوک سانسور شد+عکس
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

یکی از سایت های مخالف در انگلیس از تجربه خود در شخصی خود در استفاده از فیس بوک در زمان وقوع اعتراض ها در انگلیس می نویسد و نحوه سانسور صورت گرفته و همکاری این شبکه را با دولت انگلیس شرح می دهد.

به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه انتقادی انگلیسی "کاملا بسته " نوشت: دیروز در مجلس بریتانیا اعلام کردند که دولت به دنبال راه‌هایی خواهد بود که طریق آن رسانه‌های اجتماعی مثل "بلک‌بری مسنجر "، "فیس‌بوک " و "توییتر " را در زمان‌ شورش‌ها فیلتر کند تا مانع گسترش سازماندهی‌شده آن‌ها شود. 
 
گفته‌ها حاکی از آن است که بدون اینکه رسماً اعلام کنند یا موضوع را بیشتر و در سطح گسترده‌تر به بحث بگذارند، مقدمات نوعی سانسور را آغاز کرده‌اند. 
 
گرچه من همین امروز از طریق صفحه "وایدشات فیس‌بوک " پیغامی ارسال کردم مبنی بر اینکه آیا کسی آن نوشته "فیس‌بوک " را به خاطر دارد که خسارت ناشی از غارت را با هزینه رسوایی‌های مالی شرکت‌های بزرگ مقایسه می‌کرد، یا نه. 
 
بالأخره آن نوشته را پیدا کردم که به شرح زیر است: 
- بالاترین خسارت تخمین‌زده شده در مورد شورش‌ها: 100 میلیون پوند 
- عدم پرداخت مالیات توسط شرکت "وودافون ": 6 میلیارد پوند 
- مالیات صرف‌شده برای مداخله در اوضاع لیبی: یک میلیارد پوند 
- عدم پرداخت مالیات در سال 2010 از سوی ثروتمندترین‌های بریتانیا: 7 میلیارد پوند 
- قبض‌های پرداخت مالیات برای بحران بانک‌ها:131 میلیارد پوند ... نیاز به بحث دارد 
 
در تصویر زیر به راحتی متوجه می‌شوید که "فیس‌بوک " پیغام‌های مربوط به شورش‌ها را سانسور کرده است: 
زیر عنوان "منظور من این است: " باید همین نوشته بالا قرار داشته باشد، اما به شکلی جادویی ناپدید شده است. 
 
برای این که مطمئن شوم اشتباه از من نیست، آن را دوباره فرستادم. در هر دو دفعه پیغام به طور کامل از بخش نظرات ناپدید شد. 
 
با اندک اطلاعاتی که از چگونگی تصحیح مطالب پایگاه‌های خبری دارم، و اینکه خودم سال‌هاست پایگاهی خبری را در اینترنت اداره می‌کنم، به این فکر کردم که چگونه برخی پیغام‌ها یا متن‌ها را سانسور می‌کنند. راحت‌ترین راه بستن آن‌ها براساس تعدادی واژه کلیدی است. به عبارت دیگر، اگر بخواهید پیغامی درباره شورش‌ها را سانسور کنید، از فیلتری استفاده می‌کنید که نسبت به واژه "شورش " حساس است، همین کافی است تا به هدفتان برسید. 
 
برای آزمایش نظریه‌ام همان پیغام را با تمهید جدا کردن حروف این واژه دوباره فرستادم. ش و ر ش،‌ و امیدوار بودم که با این کار بتوانم فیلتر را دور بزنم. 
 
خوشبختانه موفق شدم. پیغام به خوبی و خوشی پذیرفته شد چون واژه خاص شورش‌ در آن نبود. 
 
نمی‌توان مطمئن شد که دقیقاً چه پارامترهایی باعث می‌شود دست به سانسور بزنند. گویی همه تحت این سانسورها قرار نمی‌گیرند. شاید به این شکل است که کسانی که تعداد مشخصی پیغام درباره شورش‌ها می‌گذارند علامت می‌خورند و سانسور فعال می‌شود. شاید هم کسانی که نظرات متفاوت غالب در مورد شورش‌ها را می‌گذارند مورد سانسور قرار می‌گیرند. شاید لازم باشد ترکیبی از واژگان دیگر را کنار واژه شورش به کار بریم. یا شاید این باشد که اگر پیغام خاصی که مورد علاقه‌شان نیست چندین بار گذاشته شود، پیغام ویروسی می‌شود و آن‌ها هم فیلترش می‌کنند. 
 
با توجه به مسائل ذکر شده همچنین ممکن است که پیغام‌های سانسورشده به منظور مرور داخلی علامت خورده باشند و وقتی که آن‌ها را بررسی کردند و دیدند از لحاظ معیارهای داخلی قابل قبول هستند، دوباره به صورت عادی نمایش‌ داده شوند. 
 
موضوع هرچه باشد، این‌طور به نظر می‌رسد که "فیس‌بوک " با دولت بریتانیا زدو بند کرده است که دورنمای نگران‌کننده‌ای دارد. 
 
اکنون به نظرم ارزشش را دارد که نگاهی دوباره به مدارکی بیندازیم که بر اساس آن سرمایه "فیس‌بوک " را سازمان سیا فراهم کرده و با وزارت دفاع آمریکا رابطه دارد،‌ و اینکه در جلسه امسال نخبگان "بیلدربرگ " "شبکه اجتماعی " یکی از نکات مورد بحث بود. 
 

 
'دوگانگی' بی‌بی‌سی در انعکاس اخبار؛ از تهران تا لندن
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٧  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خبرگزاری فارس: تحلیل محتوای بی‌بی‌سی، رسانه رژیم سلطنتی انگلیس و مقایسه رویکرد آن در پوشش اخبار فتنه سال 88 در ایران و اعتراضات مردمی در انگلیس ماهیت دوگانه این رسانه در پوشش اخبار را بیش از گذشته برملا می‌کند.

به گزارش فارس، بی‌بی‌سی رسانه حکومتی رژیم سلطنتی انگلیس است که در طول تمام حوادث پس از انتخابات 88 ریاست جمهوری در ایران به پوشش گسترده و تحریک‌آمیز فتنه اقدام کرده و اوباشی که به بانک‌ها و اموال عمومی آسیب‌های جدی وارد می‌کردند را معترضان به سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی لقب می‌داد و خواستار رسیدگی به مطالبات آنها می‌شد.

بی‌بی‌سی با اتخاذ سیاستی دوگانه موج گسترده قیام محرومین انگلیس که از شنبه هفته گذشته و با کشته شدن مارک دوگان، جوان سیاه‌پوست به دست پلیس و در اعتراض به سیاست‌های تبعیض‌نژادی رژیم این کشور صورت گرفته را به نحوی دیگر پوشش داده و با رویکردی مغرضانه نسبت به معترضان، خواستار برخورد حکومتی با آن‌ها شده است.

سایت و شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی که سال گذشته به عنوان اصلی‌ترین رسانه حامی جریان فتنه تمامی تحرکات و اقدامات آشوبگرانه آنان را به تصویر می‌کشید امروز همراستا با دیگر رسانه‌های حکومتی دولت‌های غربی سانسور گسترده‌ قیام محرومین معترض انگلیسی را در دستور کار خود قرار داده و با انتشار یک‌جانبه وقایع به توجیه و دفاع از سیاست‌های غلط و خصمانه رژیم انگلیس در سرکوب مردم می‌پردازد.

این اقدام از سوی رسانه مذکور در حالی صورت می‌گیرد که پوشش اغتشاش‌آفرینی عوامل فتنه در ایران و ضدیت آنان با نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران به سوژه ثابت و هر روز این سایت خبری تبدیل شده بود و حتی در این زمینه تولید اخبار جعلی و پخش شایعه نیز بخشی از عملیات روانی گسترده‌ای بود که توسط آن پیگیری می‌شد.

این رویکرد آن زمان به اوج خود می‌رسد که یک سال پس از فروپاشی کامل فتنه و اتمام حجت ملت ایران با آنان پس از فراخوان فیس‌بوکی هواداران جریان موسوم به سبز در روز 25 بهمن و همچنین یک اسفند ماه سال 89 بی‌بی‌سی که امید زیادی به بازیابی این جریان بسته بود سر خط خبری خود را به 'گزارش لحظه به لحظه از ایران' در این روزها اختصاص داده و با انتشار اخبار ساختگی و بعضاً شایعات بنا بر تهییج و زنده کردن این جریان داشت.

این اقدام در حالی صورت گرفت که در جریان حرکت اعتراضی مردم انگلیس در هفته‌های اخیر چند تن از شهروندان انگلیسی توسط پلیس این کشور به قتل رسیده‌اند و سایت خبری بی‌بی‌سی هرگز اخبار مربوط به این افراد و خانواده آنان را پوشش نداده و پیگیری مطالبات و خواسته‌های مردمی را در برنامه‌های خود نداشته است. از سوی دیگر انتشار خبری مبنی بر کشته شدن بیش از 70 نفر از مردم ایران در جریان اغتشاشات سال 88 و انتشار اسامی ساختگی کشته‌شدگان که پس از چند روز جعلی بودن تقریباً تمامی این اسامی مسجل شد و بیانگر دوگانگی موجود در سیاست‌های این رسانه حکومتی است.

با بررسی عملکرد بی‌بی‌سی در پوشش آشوب‌های ایران دوگانگی سیاست آن زمانی به اوج خود می‌رسد که آرش حجازی متهم ردیف اول قتل خانم ندا آقاسلطان که تحت پیگرد قرار دارد چند روز پس از ترور وی در استودیو بی‌بی‌سی حاضر شده و به اتهام‌زنی علیه نظام جمهوری اسلامی می‌پردازد و امروز بی‌بی‌سی حاضر نمی‌شود حتی تصویر یکی از کشته‌شدگان اعتراضات مردمی لندن را در سایت خود منتشر کند.

البته این سیاست در تمامی سال‌هایی که از عمر این رسانه می‌گذرد مسبوق به سابقه بوده است برای نمونه در جریان اعتراضات سال گذشته دانشجویان انگلیس و در زمانی که پلیس باز هم برخوردی خصمانه و ضربتی با جوانان معترض داشت بی‌بی‌سی سنگ روشنفکری بر سینه می‌زد و به جای انعکاس صدا و مطالبات به حق دانشجویان اقدام به سانسور آنان می‌کرد و از طرفی سرمایه‌گذاری بیش از اندازه و بعضاً متناقض این رسانه در پوشش اخبار متعلق به شلوغی‌های کوی دانشگاه تهران در سال 88 و یا 18 تیر سال 78 و تلاش این سایت در احیای جریانات ساختارشکن و تندرو به عنوان بدنه دانشجویی ایران در تناقضی آشکار با عملکرد آن در یک تظاهرات ساده و آرام دانشجویی در کشور انگلیس دارد.

بی‌بی‌سی در اخبار، گزارشات و تحلیل‌های فراوانی که این روزها راجع به اتفاقات شهرهای انگلیس روی سایت خبری خود منتشر کرده است، آشکارا به مردم انگلیس توهین کرده و لفظ «آشوبگر» و «غارتگر» را به صورت مکرر درباره آن‌ها به کار می‌برد و این ادبیات را خواسته دیگر مردم کشورش از خود عنوان می‌کند و این در حالی اتفاق می‌افتد که از پوشش خواسته به حق مردم ایران در برخورد با اغتشاش‌گران و سران فتنه که در 9 دی و 22 بهمن سال 88 بیش از هر زمان دیگری نمود داشت، همواره پرهیز می‌کرد.

ادبیات آشوب و غارتگری هنگامی از سوی رسانه بی‌بی‌سی منتشر می‌شود که این رسانه در سیاستی دوگانه تمامی حملات آشوبگران به پمپ بنزین‌ها، کشتار مردم عادی، سلب امنیت عمومی، آتش زدن بانک‌ها، پمپ بنزین‌ها، اتوبوس‌ها و بی‌حرمتی به عقاید مردم و نقض آشکار قانون از جانب عوامل فتنه در ایران را اعتراض مردمی ‌خوانده و استفاده پلیس از باتوم و گازهای اشک‌آور در کنترل آنان را خشونت توصیف کرده و محکوم می‌کرد در حالیکه امروز پلیس انگلیس با سگ‌های وحشی و انواع ادوات نظامی به جان معترضین محروم این کشور افتاده و حتی صحبت از بکارگیری اسلحه گرم نیز به میان می‌آورند.

سایت حکومتی دولت انگلستان همراه با دیگر رسانه‌های حکومتی این کشور با سرمشق قرار دادن دستورات نهادهای امنیتی و اطلاعاتی MI5 و MI6 در حالی تمامی موارد نقض حقوق بشر و نادیده گرفتن کرامت مردم این کشور در حمله بدون مجوز به خانه و دستگیری و محاکمه شبانه تظاهرکنندگان را توجیه می‌کند که آزادی زندانیان سیاسی -بخوانید عوامل فتنه و آشوب در ایران- خط خبری همیشگی این سایت بوده است.

شنیدن صندوق صوتی مردم انگلیس که از جانب رسانه‌های وابسته به "مردوخ " چندی پیش جنجال بزرگی در این کشور راه انداخته و حتی تهدید کننده جایگاه کامرون نخست وزیر انگلستان شده بود و از موارد نقض آشکار حریم خصوصی افراد و نقض منشور حقوق بشر جهانی است و همچنین انتشار اخباری مبنی بر وجود شکنجه در زندان‌ها و بازداشتگاه‌های رژیم سلطنتی انگلیس هرگز به سوژه اصلی رسانه‌های انگلیس خصوصاً بی‌بی‌سی تبدیل نشده و صرف انتقال اخبار در دستور کار آن بود و البته موضع‌ این سایت در قبال این جاسوسی هرگز شفاف و مشخص نشد و این مسأله آنجایی جالب می‌شود که همواره رسانه‌های انگلیسی سعی بر سرک کشیدن به اوضاع و بررسی وضعیت حقوق بشر در کشورهای دیگر جهان دارند.

و در آخر نمونه آشکار سیاست دوگانه بی‌بی‌سی در پوشش وقایع و رویدادهای آن جایی خودنمایی می‌کند که این رسانه تمامی تلاش و سرمایه‌گذاری خود در اغتشاشات سال 88 ایران را بر این نقطه متمرکز کرده بود که مخالفین را به ارتباط در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی همچون فیس‌بوک و میکرو بلاگ‌هایی همچون توئیتر تشویق کند. حتی ویدئوهای به اصطلاح مردمی خود را از محیط اشتراک‌گذاری یوتیوب جمع‌آوری می‌کرد و یا ارتباطات تلفنی با خبرنگاران مردمی در صحنه برقرار می‌کرد و امروز در قبال سیاست بایکوت و فیلترینگ فیس‌بوک و توئیتر و یا حذف ویدئوهای مردمی معترضین انگلیسی از یوتیوب این سیاست را برنامه‌ای معقول دانسته و در عمل به جبهه مخالفین آزادی بیان پیوسته است.

 

 


 
یورش پلیس به منازل شهروندان انگلیسی و توقیف اموال آنها + فیلم
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٦  کلمات کلیدی: حقوق بشر غربی

خبرگزاری فارس: تصاویر تلویزیونی نشان می‌دهد پلیس انگلیس برای سرکوب قیام محرومین این کشور به خانه‌های معترضان یورش می‌برد و اموال آنها را توقیف می‌کند.



-------------------------------

به گزارش فارس، در پی دستور "دیوید کامرون " برای اعمال تنبیه و مجازات‌های شدید علیه معترضان انگلیسی که در تظاهرات بی‌سابقه اخیر این کشور شرکت کردند، پلیس به خانه‌های شهروندان انگلیسی یورش برده و اقدام به دستگیری و ضبط اموال مظنونین می‌کند.

تصاویر تلویزیونی نشان می‌دهد نیرو‌های پلیس بدون ارائه هیچ‌گونه مجوز قانونی، درب منازل شهروندان انگلیسی را شکسته و پس از بازررسی اموال، برخی وسایل آنها از جمله رایانه شخصی را ضبط و توقیف می‌کنند.

پلیس انگلیس گزارش داد در جریان این ناآرامی‌های اخیر، بیش از 3 هزار تظاهرات‌کننده دستگیر شده که به 900 نفر آنها به طور رسمی تفهیم اتهام شده است.

نخست‌وزیر انگلیس پیش از این اعلام کرد دولتش در مقابل نارآرامی‌ها و کاربرد خشونت هیچگونه تحملی نشان نخواهد داد.

این در شرایطی است که "بیل براتون " رئیس پلیس سابق نیویورک اخیرا به عنوان مشاور نخست وزیر انگلیس در خصوص مبارزه با جرائم منصوب شده و قرار است از روش‌های سرکوب آمریکایی برای مقابله با اعتراضات مردمی از تجارب وی استفاده شود.