یکی از رزمندگان نیروی زمینی ارتش در سوریه به شهادت رسید
ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٢  کلمات کلیدی: ایثار

ستوان جودی یکی از رزمندگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سوریه به شهادت رسید.

به گزارش گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم به نقل از روابط عمومی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ستوان‌سوم سید مهدی جودی ثانی از رزمندگان نیروی زمینی ارتش در دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید.

شهید جودی 2

ستوان جودی ثانی که هشتمین شهید مدافع حرم ارتش است. پیش از این در تیپ 377 نیروی زمینی ارتش در قوچان و در رسته توپخانه خدمت می‌کرد که صبح روز گذشته (سه‌شنبه 20تیر) در حلب سوریه به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

مراسم تشییع پیکر این شهید بزرگوار صبح جمعه (23 تیر) پس از برگزاری مراسم دعای ندبه از مقابل مهدیه شهر قوچان برگزار خواهد شد.


 
فرماندهی که بسیجی شد؛
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢۱  کلمات کلیدی: ایثار

روایت فرمانده حشد العشبی از جزئیات شهادت سردار شهید نصیری/

 

ابومهدی المهندس: حاج شعبان خاکی‌ترین مستشار ایرانی در عراق بود

به گزارش مشرق، نایب رئیس تشکیلات بسیج مردمی الحشد الشعبی روز یکشنبه (۱۱ تیر) با حضور در منزل سردار شهید مدافع حرم "شعبان نصیری"، با خانواده ایشان دیدار و گفتگو کرد.

ابو مهدی المهندس ضمن تسلیت به خانواده شهید گفت: حاج شعبان در زمان جنگ مسئول بنده بودند. حاجی سال ۶۴ فرمانده گردان دستغیب شدند و پس از آن فرمانده لشکر سید الشهدا بودند. بعد از عملیات کربلای ۵ تا آخر جنگ رئیس ستاد ما در بدر بودند.

دو روز قبل از شهادت با حاج شعبان صحبت می‌کردم به حاجی گفتم شما بیا پیش ما، حاجی گفت نه شما عقب هستید و من جلو، من نمی توانم بیایم؛ گفتم شما بیا و در مشاوره به ما کمک کن، گفت این عملیات تمام شود ان شا الله می آیم.

فرمانده حشد الشعبی در خصوص جزئیات و نحوه شهادت شهید نصیری گفت: حاج شعبان به همراه سه نفر دیگر تصمیم می‌گیرند به منطقه بروند و بین دو روستای ایزدی توقف می‌کنند من هم چند کیلومتر جلو تر بودم وقتی انفجار رخ داد سریع خودم را رساندم. حدود یک ربع بعد از حادثه به آنجا رسیدم. انفجار که رخ داد حاج شعبان پس از حدود نیم ساعت به شهادت رسید و سه نفر دیگر به بیمارستان منتقل شدند.

المهندس با بیان سابقه رفاقت ۳۱ ساله با شهید نصیری، درباره خصوصیات بارز این شهید گفت: حاج شعبان تصمیم می‌گرفت اجرا می کرد فرمان می داد و عمل می کرد ما از حاجی می ترسیدیم. ما نیروهای حاجی در بدر بودیم. شجاع، باهوش و دقیق بود، با دقت صحبت می‌کرد و در طراحی عملیات‌ها به ما خیلی کمک کرد. مراقب خودش و دیگران هم بود یعنی کسی همراهش بود از او به شدت مراقبت می کرد. تحمل و صبر شهید هم بسیار بالا بود.

دیدار ابومهدی المهندس با خانواده شهید شعبان نصیری

حاج شعبان در بدرفرمانده بودند وقتی آمدن به حشد، مانند یک سرباز عمل می‌کرد. عجیب بود؛ ما به عنوان فرماندهان حشد الشعبی نیروهای ایشان در بدر بودیم این برای ما خیلی سنگین بود. حاجی هیچ وقت حرفی نزد.

بسیار خاکی بود نه اتاقی داشت و نه حتی به دنبال یک پتو تمیز بود. خاکیِ خاکی.اصلا دنبال امتیاز گیری و این حرفا نبود.

نایب رئیس تشکیلات بسیج مردمی الحشد الشعبی افزود: بین مستشاران ایرانی، تقریبا خاکی ترین شهید، حاج شعبان بود. اصلا به هیچ وجه نشان نمی داد که یک فرمانده است. ما بعد از شهادت حاجی یک مراسم ختم در عراق برایشان گرفتیم. خیلی از نیروها تعجب کردند و فکر می کردند حاج شعبان یک نیروی معمولی است و بعد از شهادت تازه فهمیدن ایشان مسئول نیروها بودند. حاج شعبان مثل شهید تقوی عاشق شهادت بود من کمتر کسی مانند این دو عزیز دیده ام.



 
فرماندهی که بسیجی شد؛
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار

روایت فرمانده حشد العشبی از جزئیات شهادت سردار شهید نصیری/

 

ابومهدی المهندس: حاج شعبان خاکی‌ترین مستشار ایرانی در عراق بود

به گزارش مشرق، نایب رئیس تشکیلات بسیج مردمی الحشد الشعبی روز یکشنبه (۱۱ تیر) با حضور در منزل سردار شهید مدافع حرم "شعبان نصیری"، با خانواده ایشان دیدار و گفتگو کرد.

ابو مهدی المهندس ضمن تسلیت به خانواده شهید گفت: حاج شعبان در زمان جنگ مسئول بنده بودند. حاجی سال ۶۴ فرمانده گردان دستغیب شدند و پس از آن فرمانده لشکر سید الشهدا بودند. بعد از عملیات کربلای ۵ تا آخر جنگ رئیس ستاد ما در بدر بودند.

دو روز قبل از شهادت با حاج شعبان صحبت می‌کردم به حاجی گفتم شما بیا پیش ما، حاجی گفت نه شما عقب هستید و من جلو، من نمی توانم بیایم؛ گفتم شما بیا و در مشاوره به ما کمک کن، گفت این عملیات تمام شود ان شا الله می آیم.

فرمانده حشد الشعبی در خصوص جزئیات و نحوه شهادت شهید نصیری گفت: حاج شعبان به همراه سه نفر دیگر تصمیم می‌گیرند به منطقه بروند و بین دو روستای ایزدی توقف می‌کنند من هم چند کیلومتر جلو تر بودم وقتی انفجار رخ داد سریع خودم را رساندم. حدود یک ربع بعد از حادثه به آنجا رسیدم. انفجار که رخ داد حاج شعبان پس از حدود نیم ساعت به شهادت رسید و سه نفر دیگر به بیمارستان منتقل شدند.

المهندس با بیان سابقه رفاقت ۳۱ ساله با شهید نصیری، درباره خصوصیات بارز این شهید گفت: حاج شعبان تصمیم می‌گرفت اجرا می کرد فرمان می داد و عمل می کرد ما از حاجی می ترسیدیم. ما نیروهای حاجی در بدر بودیم. شجاع، باهوش و دقیق بود، با دقت صحبت می‌کرد و در طراحی عملیات‌ها به ما خیلی کمک کرد. مراقب خودش و دیگران هم بود یعنی کسی همراهش بود از او به شدت مراقبت می کرد. تحمل و صبر شهید هم بسیار بالا بود.

دیدار ابومهدی المهندس با خانواده شهید شعبان نصیری

حاج شعبان در بدرفرمانده بودند وقتی آمدن به حشد، مانند یک سرباز عمل می‌کرد. عجیب بود؛ ما به عنوان فرماندهان حشد الشعبی نیروهای ایشان در بدر بودیم این برای ما خیلی سنگین بود. حاجی هیچ وقت حرفی نزد.

بسیار خاکی بود نه اتاقی داشت و نه حتی به دنبال یک پتو تمیز بود. خاکیِ خاکی.اصلا دنبال امتیاز گیری و این حرفا نبود.

نایب رئیس تشکیلات بسیج مردمی الحشد الشعبی افزود: بین مستشاران ایرانی، تقریبا خاکی ترین شهید، حاج شعبان بود. اصلا به هیچ وجه نشان نمی داد که یک فرمانده است. ما بعد از شهادت حاجی یک مراسم ختم در عراق برایشان گرفتیم. خیلی از نیروها تعجب کردند و فکر می کردند حاج شعبان یک نیروی معمولی است و بعد از شهادت تازه فهمیدن ایشان مسئول نیروها بودند. حاج شعبان مثل شهید تقوی عاشق شهادت بود من کمتر کسی مانند این دو عزیز دیده ام.



 
سرلشکر سلیمانی در مراسم چهلم شهید نصیری:
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار

وزارت دفاع ایران سه شیفته برای عراق سلاح تولید و ارسال کرد/

 

حزب‌الله تجربه‌هایش را در اختیار «حشدالشعبی» قرار داد/

 

داعش در عراق کودکی را سرخ کرد و برای مادرش فرستاد

فرمانده نیروی قدس سپاه با اشاره به اینکه حزب‌الله لبنان تجربه‌هایش را در اختیار «حشدالشعبی» قرار داد گفت: ارتش عراق به سمت یک ارتش حزب‌اللهی در حال حرکت است.

به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عصر امروز در مراسم چهلمین روز شهادت سردار شعبان نصیری، اظهار داشت: تقدیر الهی این بود که اولین سردار شهید جمهوری اسلامی ایران در خدمت به مردم عراق و برای حمایت از مردم عزیزی که سال‌های طولانی مورد ظلم و ستم واقع شده‌اند و امروز درگیری فتنه‌ای خطرناک‌تر از بعث و بلایی بزرگ و سهمگین که قابل مقایسه با تهدیدات بشریت تا به امروز نبوده و وحدت عراق و امنیت جهان را با خطر مواجه کرد، شهید تقوی باشد.

وی افزود: پدیده شومی به نام داعش که خسارت بسیار عظیم و بزرگی به عالم اسلام وارد کرد و جهان اسلام به غیر از خسارت‌های دوران اولیه‌اش در جنگ خوارج که یک حریق گسترده در خانواده اسلام به وجود آورد، در خود ندیده‌ است.

سرلشکر سلیمانی ادامه داد: شهید تقوی آشنای مردم عراق بود و در دوران غربت مجاهدان عراقی آنها را حمایت کرد. شهادت شهید تقوی بیش از آنکه مردم ما را عزادار کند، مردم عراق را عزادار کرد.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه در این روزها که در آستانه پیروزی بزرگ مردم عراق هستیم، سرداری با همان خصوصیات و نام‌آوری به شهادت رسیده، خاطرنشان کرد: شهید نصیری که از خدمتگذاران مجاهدان عراقی بود و بیش از 30 سال آنان را در شرایطی سخت همراهی کرد، از موسسان شجره طیبه سپاه بدر بود که مملو از شهدای بزرگی است که تحت زعامت علمای عراق، خدمات بزرگی انجام داد. شهید نصیری در تاسیس سپاه بدر تا زمان شهادتش همراه بود و انسان باید این‌گونه درس وفاداری را یاد بگیرد.

وی تصریح کرد: شهید نصیری یکی از اولیای الهی بود که در جامعه ما قدر و منزلتش مخفی بود.

سرلشکر سلیمانی در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت: بعضی وقت‌ها ما از راه دیپلماسی اقداماتی می‌کنیم که در دنیا هم بر آن تاکید می‌کنند، اما بعضی گره‌ها و حل برخی مشکلات خصوصاً جایی که مشکلات مهمی وجود دارد، فقط با دیپلماسی حل نمی‌شود.

فرمانده نیروی قدس سپاه ادامه داد: اتفاقات دیگری هم هست که از همه رفتارهای معمول عبور می‌کند و درها را می‌گشاید و یک صمیمیت و اخوتی ایجاد می‌کند، خون شهید نصیری این‌گونه بود.

وی تصریح کرد: این خون و دیگر خون برادران که از شمال بغداد تا موصل جاری شد، پیمانه‌ای از خون یک ملت و وفای یک ملت در حمایت و پشتیبانی از یک کشور مورد ظلم و ستم بود. کدام دیپلماسی می‌تواند کار خون شهیدان نصیری، تقوی و همدانی و خون صدها شهید دیگر را که برای دفاع از بشریت جاری شد، انجام دهد؟

سرلشکر سلیمانی با بیان اینکه امروز شهدای زنده دیگری در خدمت این جبهه هستند، عنوان کرد: جمهوری اسلامی ایران سرداران بزرگی را فدای ملت ایران، منطقه و جهان کرد، البته دیگران هم تظاهر به حمایت از دولت عراق می‌کنند، اما کجا چنین حمایتی مانند ملت ایران وجود دارد؟

فرمانده نیروی قدس سپاه ادامه داد: بعضی از عزیزان عراقی خودشان را به عنوان سربازان مقام معظم  رهبری می‌دانند، اما کاری را که فرزندان ملت ایران در خدمت ملت عراق کردند، کار سربازی بود، زیر بیرق عراق و علمای عراقی تا یک فرهنگ را صادر کنند. برای مثال یک ژنرال برجسته نظامی ما با سن بالای 50 سال در جلوی نیروهای عمل‌کننده می‌رود و شهید می‌شود، این معنای وفای صادقانه است.

وی اظهار داشت: مهندس ابومهدی فرمانده حشدالشعبی توانست کلید درب انبارهای تسهیلات جمهوری اسلامی را در خدمت خودش بگیرد، زیرا جمهوری اسلامی ایران مانند دیگران نبود که پول ملت عراق را بگیرد و در موقع اضطرار به آنها سلاح ندهد، در همین نیروی هوایی سپاه تنها اسکادران جنگنده‌های سوخو به محض درخواست عراق در خدمت این کشور قرار گرفت و هزاران تن سلاح از طرف جمهوری اسلامی در خدمت آنها داده شد.

سرلشکر سلیمانی گفت: ملت ایران با جان و مالش به فرمان رهبر انقلاب در خدمت آنها بود و ما هرگونه سربازی در این جبهه را منشا افتخار می‌دانیم.

فرمانده نیروی قدس سپاه با اشاره به جنایات داعش در عراق و سوریه خاطرنشان کرد: پدیده داعش و تکفیر در تاریخ جهان یک پدیده کم نظیر از نوع جنایت بوده است، هیچ قلبی تحمل دیدن جنایات داعش را ندارد. آنها هزار و 200 نفر جوان بی‌گناه که از پادگان در تکریت فارغ‌التحصیل شده بودند را سر بریدند و 2 هزار زن ایزدی را دست به دست بین خودشان به فروش رساندند. من در همین دیاله دیدم کودکی را از سینه مادر گرفتند و روی آتش سرخ کردند و لای برنج گذاشتند و برای مادرش فرستادند.

وی افزود: همان‌طور که ما برای ریزگردها و محیط زیست جلسه برگزار می‌کنیم، باید بدانیم داعش این عصاره خباثت خوارج بر منطقه‌ای سیطره پیدا کرد که به تنهایی وسعت زیادی را داشت و با وسیله صدها نفر انتحاری حکومتی را تاسیس کرد، امروز هزاران نفر مفقود در جنایات داعش وجود دارد.

سرلشکر سلیمانی با اشاره به پیروزی ملت عراق در موصل تاکید کرد: پیروزی در موصل پیروزی برای کل بشریت محسوب می‌شود و ملت عراق و سوریه حق بزرگی بر گردن بشریت دارند، کسانی که فکر می‌کردند این فتنه شیعه و سنی است و ایران در مقابل آن زانو می‌زند، خودشان با حوادث وحشتناکی مواجه شدند. ملت عراق و سوریه با قبول مرارت‌های فراوان منت بزرگی بر تمام جهان دارند.

فرمانده نیروی قدس سپاه ادامه داد: این پیروزی برخواسته از تقوای یک مرد برجسته در یک خانه محقر است و او کسی نیست جز آیت‌الله سیستانی، این فقیه حکیم در مواقع متعددی مردم عراق را نجات داد.

وی عنوان کرد: در زمان اشغال عراق وجود این شخصیت و اصرار او بر نوشتن قانون اساسی به دست مردم عراق و شکل‌گیری دولت‌ها و برخورد با فتنه‌ها و نزدیکی شیعه و سنی از اقدامات این مرد بزرگ است. امروز کسی در عراق نیست که نداند این مرجع حامی همه مردم عراق است.

سرلشکر سلیمانی با اشاره به تشکیل حشدالشعبی در عراق اظهار داشت: این شجره طیبه با فتوای این مرجع بزرگ تاسیس شد و همبستگی امروز عراق در تاریخ این کشور نادر است، خون جوانان شیعه امروز برای نجات اهل سنت بر زمین ریخته شد و نشان داد کسی نمی‌تواند این ملت را از هم تفکیک کند.

فرمانده نیروی قدس سپاه خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری در ملاقات با تمام شخصیت‌های عراقی بر حمایت تمام عیار جمهوری اسلامی ایران از مرجعیت و مردم عراق تاکید داشتند و فرمودند آیت‌الله سیستانی گنجی است که مردم عراق باید قدر آن را بدانند و همواره تاکید داشتند دولت جمهوری اسلامی ایران از هرگونه کمکی به مردم عراق دریغ نکند و بر همین اساس وزارت دفاع ایران به صورت سه شیفت برای عراق سلاح تولید و به آنجا ارسال کرد.

وی ادامه داد: پیروزی‌های بزرگ امروز در عراق با تاثیر بی‌بدیل حشدالشعبی، ارتش و پلیس عراق بود. امروز ساختارهای حشدالشعبی قدرتمندتر از هر ساختار ارتشی در منطقه است، امروز دیگر آثار حزب بعث را در ارتش عراق نمی‌بینیم و این ارتش به سمت یک ارتش حزب‌اللهی در حرکت است. ارتشی که در شهر 2 میلیون نفری توانست با مروت این پیروزی را به دست آورد، ارتش بزرگی است.

سرلشکر سلیمانی افزود: ارتش عراق امروز ارتشی قابل اتکاء در قبال هرگونه تجاوز در منطقه است و هیچ نیازی نیست نیرویی خارجی بخواهد به بهانه کمک خودش را به عراق تحمیل کند و عراق اجازه ماندگاری به هیچ نیروی مسلحی را نمی‌دهد.

فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه در پیروزی‌های ملت عراق نباید نقش شخصیت‌ها را نادیده گرفت، گفت: نخست‌وزیر و پارلمان عراق نقش بی‌بدیلی در این پیروز‌ها داشتند و کارهای بزرگی انجام دادند. پارلمان عراق در تصویب حشدالشعبی و پشتیبانی از دولت نقش بزرگی داشت.

وی گفت: پایان بخشیدن به حاکمیت داعش نیاز کارهای هنری طولانی مدت است تا مکر آنها را برملا کند، ما شاهد بودیم که ترامپ در جلسات متعددی رئیس‌جمهور سابق آمریکا را متهم به ایجاد داعش کرد و مردم عراق امروز این موضوع را فهمیده‌اند.

سرلشکر سلیمانی ادامه داد: امروز شیعه و سنی به این نتیجه رسیده‌اند که خودشان باید اداره کشورشان را به عهده بگیرند و اجازه دخالت به هیچ بیگانه‌ای ندهند.

فرمانده نیروی قدس سپاه در پایان با اشاره به نقش ارزنده حزب‌الله لبنان در نبردهای عراق و سوریه، خاطرنشان کرد: من باید به طور ویژه از نیروهای حزب‌الله لبنان که نقش بزرگی در پیروزی‌های عراق و سوریه داشتند تشکر کنم و جا دارد دست آن سید بزرگوار حکیم را ببوسم و از این سازمان جهادگر و جهادپرور هم تشکر می‌کنم.

انتهای پیام/

مراسم چهلم سردار شهید حاج شعبان نصیری



 
سردار سلیمانی در مراسم اربعین شهید سردار نصیری:
ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار

کدام دیپلماسی کار خون شهید نصیری‌ها را انجام می‌دهد؟/

 

ما در عراق، سرباز بی‌ادعای ملت عراق هستیم/

 

حشدالشعبی شجره طیبه و ابومهدی شهید زنده است

به گزارش خبرنگار گروه حماسه و مقاومت سردار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دقایقی قبل در مراسم اربعین سردار نصیری حضور یافت و طی سخنانی اظهار داشت: این مجلس دو شانیت دارد، اول پاسداشت شخصیت شهید و وجه دوم مربوط به آن چیزی است که این شهید در راهش شهید شد.

سردار سلیمانی ادامه داد: شهید نصیری از بدو تاسیس تا تجهیز و جهاد و شهادت در کنار سپاه بدر عراق بود و این یعنی وفاداری، البته این تلاشها را بصورت گمنام انجام می‌داد و از اولیا الهی بود و در جامعه ما مخفی بود.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح کرد: اقدامات دیپلماسی خیلی اقدامات خوبی است و از آن استفاده می‌کنیم اما برخی گره‌ها و حل مشکلات فقط با دیپلماسی حل نمی‌شود و اتفاقات دیگری است که از همه رفتارهای دیپلماسی عبور می‌کند و پیوندها ایجاد و یخ‌ها را آب می‌کند و خون شهید نصیری از این موارد است.

وی تاکید کرد: کدام دیپلماسی می‌تواند کار خون شهید نصیری و تقوی و همدانی و صدها شهید دفاع را انجام دهد؟

سردار سلیمانی اظهار داشت: پدیده سیاه و شومی به نام داعش، فکری بسیار خطرناک است که خسارت بزرگی به عالم اسلام زد و جهان اسلام غیر از خسارت های اولیه اش در دوره خوارج حادثه ای به این تلخی که آتش در خانواده اسلام به وجود بیاورد و این حجم خسارت به خود ندیده است.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با بیان اینکه تقدیر این بود شهید تقوی اولین سردار ایرانی در عراق باشد و بعد از او سرداری با همان خصوصیت یعنی سردار نصیری هم به شهادت برسد، یادآور شد: او در دفاع مقدس مثل یک پدر و برادر مهربان در لشکر بدر حمایت می‌کرد؛ همان جوانانی که از دست صدام فرار کردند، این لشکر شجره طیبه ای شد که موفقیت های دیگری برای عراق ارمغان آورد.

وی گفت: بعضی از برادران عراقی ما از روی ادب و محبت و از سر لطف خود را سرباز مقام معظم رهبری معرفی می‌کنند؛کاری که فرزندان ملت ایران در خدمت به مردم عراق کردند، سربازی زیر بیرق فرماندهان عراق آن هم بدون ادعا بود، سردار تقوی فرمانده بود اما برای اینکه فرهنگی را صادر کند یک سرباز جلودار بود، کجای دنیا یک ژنرال تفنگ دست می‌گیرد و جلوی سربازان می‌جنگد؟ این فرصت طلبی نیست. خدمت و وفای صادقانه است؛ مهندس ابومهدی که شهید زنده است با ۴٠ سال مبارزه توانست انبارهای تسلیحاتی ایران را در دست خود بگیرد؛ جمهوری اسلامی مثل امریکا نبود که پول عراق را بگیرد اما وقت ضرورت اسلحه ندهد؛ به محض اینکه نخست وزیر عراق درخواست کرد ایران جنگنده های سوخو ٢۴ عراقی را برایشان فرستاد، وزارت دفاع کشورمان سه‌شیفته کار کرد و برای حشد الشعبی و ارتش عراق سلاح ساخت .ما با افتخار سرباز ابومهدی هستیم و این جبهه را حق می‌دانیم و سربازی در آن افتخار است.

سردار سلیمانی افزود: من می خواهم عوامل پیروزی در موصل را بر شمارم: اولا بدانیم پدیده داعش و پدیده تکفیر به شکل عام در تاریخ جهان در نوع جنایت کم نظیر بوده که فکر نمی‌کنم هیچ یک از رسانه‌ها آن را منتشر کنند چرا که قلب و چشمی تحمل دیدن آن را ندارند؛ اینکه بیش از دوهزار زن را دست به دست بین خود فروختند بدون اینکه حدود شرعی را بدانند، شما یک نمونه طفلی را دیدید که با خنده و تفریح سر بریدند. در دیاله کودکی را از مادر گرفتند روی آتش سرخ کردند و لای پلو گذاشتند و برای مادر فرستادند،این در تاریخ نایاب است، چطور برای ریزگردها جلسه اضطراری می‌گذاریم اما برای این خوارج که از خوارج هم بدترند جلسه نمی‌گذاریم؟

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با بیان اینکه امروز حضور در جشن ملت عراق حق همه ملت های جهان است و پیروزی همه بشریت محسوب می‌شود، گفت: ملت عراق و سوریه حق بزرگی سر مردم دنیا دارند. این پیروزی برخاسته از یک مرد در یک خانه محقر است یعنی آیت‌الله سیستانی، این فقیه حکیم و موقعیت شناس در موارد متعددی کشور عراق را نجات داد، در زمان اشغال و موقع نوشتن قانون اساسی، شکل گیری دولت ها، در محبت به کردها، ایشان عبای خود را پدرانه گشود و ملت عراق را در آن جای داد این مرجع نه تنها حامی شیعه بود بلکه حامی تک تک مردم عراق است.

وی تاکید کرد: این حکیم به موقع به پا خاسته، جوانان عراق را به خروش وادار کرد و اثر فتوای ایشان گروه های حشد الشعبی را به وجود آورد، خون جوانان شیعه برای نجات جوانان اهل سنت روی زمین ریخت که ارزشمند است و نشان داد این ملت را کسی نمی تواند از هم تفکیک کند، کار جوانان عراقی در حمایت از مردم خود بی نظیر بود که همه اینها تاثیر فتوای آیت الله سیستانی بود، گروه‌های مختلف حشد الشعبی زیر بیرق مرجعیت جمع شدند.

سردار سلیمانی تصریح کرد: مقام معظم رهبری خواستند جمهوری اسلامی بدون چشمداشت همه امکانات خود را در اختیار نیروهای مسلح عراق قرار دهد؛ حشد یک شجره طیبه بزرگ است و نقشش در پیروزهای عراق بی بدیل است، حشد یک امر واجب و ضروری برای ملت عراق بود که برای همیشه نگاه های توطئه امیز را در عراق خنثی کرد‌، درواقع حشد یک ارتش قدرتمند بزرگ و عامل دیگر پیروزی ارتش و دیگر نیروهای مسلح عراق است.

وی ادامه داد: فرماندهان لشکرهای زیادی در عراق در جلوی صفوف رزمندگان خود به شهادت رسیدند از این رو آنها یک ارتش قدرتمند و لایق هستند، عامل چهارم دولت و پارلمان عراق است؛ نمی‌توان تاثیر شخصیت ها را نادیده گرفت مثل دکتر عبادی یا شیخ عامری که شهید زنده است.

سردار سلیمانی با بیان اینکه حزب الله لبنان نیز تجربیات خود را به حشد الشعبی آموخت و جا دارد من دست سید بزرگوار حسن نصرالله را ببوسم، افزود: ملت ایران با اهدا بهترین فرزندان و سرداران خود با پشتیبانی های به موقع توانست سهمی در این پیروزی داشته باشد و از این بابت سربلند است و سند آن شهید تقوی و نصیری و صدها شهید دیگر در سوریه و عراق هستند. نویسندگان و هنرمندان کشور ما به جای پرداختن به چیزهای کوچک و ترویج مسائلی که جامعه را به ناکجا آباد سوق می‌دهد به این صحنه بیایند. امروز جان ناقابل ما برای انقلاب و شهدای این ملت ناقابل است؛ باید از خدا بخواهیم عاقبت بخیر و شهید این راه شویم و صداقت خود را اثبات کنیم.

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران با بیان اینکه پارلمان عراق چه در تاسیس حشد الشعبی چه حمایت از دولت و حضور نماینده ها در میدان نقش داشت، تصریح کرد: امروز همه ملت عراق با هم متحد شدند و فهمیدند خودشان باید امورشان را در دست بگیرند.



 
برادر جاویدالاثر احمد متوسلیان:
ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٥  کلمات کلیدی: ایثار

اگر کسی مدعی زنده بودن چهار دیپلمات است سندی نشان دهند و اگر شهید شده‌اند بگویند/

 

خانواده‌های چهار دیپلمات در رنج هستند

ه گزارش خبرنگار حوزه حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس، امیر متوسلیان برادر سردار جاویدالاثر احمد متوسلیان طی سخنانی در پنجمین همایش سلحشوران دفاع مقدس ضمن بیان خاطراتی از دوران کودکی و نوجوانی حاج احمد متوسلیان،

خبرگزاری فارس: اگر کسی مدعی زنده بودن چهار دیپلمات است سندی نشان دهند و اگر شهید شده‌اند بگویند/ خانواده‌های چهار دیپلمات در رنج هستند

در خصوص سرنوشت او و سه نفر دیگر از همراهانش اظهار داشت: خانواده‌های ما از بلاتکلیفی در رنج هستند و ما مطالبه سرنوشت چهار دیپلمات‌مان را از رژیم صهیونیستی داریم و از مسئولان می‌خواهیم تکلیف آنها را مشخص کنند.

وی افزود: اگر کسی ادعا می‌کند آنها زنده هستند سند یا عکسی نشان دهد و اگر هم شهید شده‌اند بگویند.



 
فرماندهی که پول درمانش را هم نداشت
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٤/۱٤  کلمات کلیدی: ایثار

گروه جهاد و مقاومت مشرق - حمید داودآبادی، رزمنده و نویسنده دفاع مقدس در مطلب نوشت:

فرمانده بود. بسیار شجاع و قاطع. اصلا توی کار و عملیات شوخی سرش نمی شد. شاید واسه همین بود کسی جرات نمی کرد باهاش رفیق بشه! یک گردان سیصد چهارصد نفره دستش بود. همه رو عین بچه های خودش می دونست.

حمید داودآبادی

جنگ تموم شد و فرمانده برگشت شهر. رفقا و همرزمان و همدوره ای هاش رئیس شدند ولی او، موج و ترکش و گاز شیمیایی... نگذاشتند دکتر و سردار و ... شود.

یکی از روزها که من واسه خودم، توی یکی از ارگانها مدیر شده بودم، فرمانده زنگ زد و گفت که می خواد بیاد اونجا و اومد. سر ناهار رسید. همه دور میز نشسته بودیم. جا باز کردیم اونم نشست و شروع کرد به سرعت غذا خوردن. احوالش را که پرسیدم، گفت: پول می خوام ... واسه دوا و درمونم ...
گفتم: باشه چشم. چقدر میخوای؟
گفت: 40 تومن (40 هزار تومن، نه 40 میلیارد تومن که نه من و نه اون میتونیم صفرهاش رو بشمریم!).
دست که بردم در جیبم، گفت: بازم پول داری؟
گفتم: بله. چطور مگه؟
گفت: پس 60 تومن بده.
و دادم.
بلند شد که بره، برگشت و با همان قاطعیت زمان جنگ گفت: از فردا زنگ نزنی بگی پولم رو بده، ندارم و بهت پس نمیدم.
گفتم: نوکرتم هستم. نوش جونت.
سرش را تکان داد و گفت: خب پس بیا پایین پول این آژانس رو که باهاش اومدم و می خواد منو برسونه خونه، حساب کن.

یکی دو ماه بعد اومد.
با هم دوتایی نشسته بودیم توی اتاق. همچنان برای من فرمانده گردان بود. به یکباره زد توی سرش و شروع کرد به گریه.
مُردم. سوختم. داغون شدم. فرمانده گردانم داشت جلوی من گریه می کرد و خودش را می زد. عاجز شده بود. نداشت. حتی برای درمان دردهایش که از خودش نبودند. از جنگ بودند. صد تومن بهش دادم تا به زخمهایش بزند. اشکهایش را پاک کردم، رویش را بوسیدم و خداحافظی کردم.
فرمانده رفت و دیگر نیامد.

کجایی فرمانده؟! جات که خوبه؟!
این برنامه آینده منم هست. واسه منم جا نگهدار دارم میام.
روحت شاد


 
جامعه بدون ایثار، فاقد حیات و حرارت است
ساعت ٧:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٤  کلمات کلیدی: ایثار

سرلشکر قاسم سلیمانی در جشنواره فرهنگی و هنری کرمان که در تاریخ 22 مرداد ماه 1394 در برج میلاد تهران برگزار شد، اظهار داشت: به عنوان یک کرمانی افتخار می‌کنم چنین نسبی دارم و زادگاهم دیار کریمان است.

 

  • : 00:01:00
  •  حجم : 4 مگابایت

 

 

 

 

 

لینک دانلود فایل

 


فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ضمن تشکر از دست‌اندرکاران برگزاری این جشنواره به ‌ویژه ایثارگران و خانواده‌های شهدا، افزود: بحث این جلسه ایثارگری و کرمان است؛ من نمی‌توانم از کرمان بدون توجه به سیستان و بلوچستان و هرمزگان نام ببرم؛ چون لشکر ثارالله که به نوعی نهاد سلحشوری خطه شرق کشور ماست، اجتماعی از جوانان و مردان این سه استان است.

سرلشکر سلیمانی با اشاره به اینکه نام بردن از کرمان بدون توجه به سیستان و بلوچستان و هرمزگان کار شایسته‌ای نیست اظهار داشت: کرمانی‌ها به شهید میرحسینی از سیستان و بلوچستان به عنوان فرمانده واقعی کشور که به تنهایی یک لشکر بود، شهید شهسواری که با دست‌های بسته در محاصره دشمن فریاد مرگ بر صدام ضد اسلام سر‌می‌داد، شهید حاجبی حرارت معنوی حقیقی و شهید محمدرضا فرخی که از بندرعباس بود و در لحظه‌های آخر عمر خود با بدن غرق در خون گفت حقم را ادا کردم، افتخار می‌کنند.

سرلشکر سلیمانی با تاکید بر اهمیت و اثرگذاری استان کرمان یادآور شد: در دوران دفاع مقدس از 13 عملیات مهمی که در حال انجام بود لشکر 41 ثارالله کرمان در عملیات‌های کربلای 5، خیبر، بدر و والفجر 10 به زیبایی تمام و با نهایت تلاش و انرژی خود توانستند رشادت‌ و دلیری‌های بی‌نظیری از خود به جای گذارند و استان کرمان در مقابله با دشمن به صورت پیشتاز عمل می‌کرد.

وی تصریح کرد: جامعه‌ای که ایثار در آن وجود داشته باشد می‌تواند به پیروزی و سربلندی دست یابد و ایثار باید در همه سطوح جامعه و در ابعاد گوناگون معنا پیدا کند.

فرمانده نیروی قدس سپاه بیان کرد: همه اعضای بدن نقش بسیار مهم و ضروری دارند و جامعه ایرانی هم مانند بدن انسانی است که همه اعضای آن جزء لاینکف و با اهمیت کشور می‌باشند و کرمان هم به عنوان یکی از بخش‌های اساسی جامعه ایرانی است که کمتر به دلیری و سلحشوری آن‌ها پرداخته شده است.

وی از حادثه حلبچه به‌عنوان یکی از حوادث مهمی که در دوران جنگ تحمیلی رخ داد و رفتار صدام در این حادثه از گرگ هم بدتر بود یاد کرد و افزود: در این شرایط مردم سلحشور ایران با مقاومت‌های ارزنده خود نشان دادند که نقش بسیار مهمی در حفظ حکومت و جامعه خود دارند.

سلیمانی اشاره کرد: در زمان جنگ تحمیلی جمعیت کرمان قریب یک میلیون و 600 هزار نفر بود که 45 درصد از این جمعیت را قشر خواهران و 15 درصد آن را جوانان و نوجوانان زیر 14 سال و پیران بالای 70 سال تشکیل می‌دادند و می‌توان گفت قریب 60 درصد از این جمعیت توانایی حضور در صحنه جنگ را نداشتند.

وی ادامه داد: در این شرایط حدود 120 هزار نفر از استان کرمان روانه جنگ شدند و قریب 26 هزار نفر ایثارگر می‌باشند که عدد بسیار قابل توجهی است و شهیدان، جانبازان و ایثارگران کرمانی نمونه بارزی از نمایش اقتدار یک ملت  می‌باشد.

وی گفت: جنگ تحمیلی از استثنایی‌ترین حوادث در دنیا بود که در آن شرایط، کاروان‌های عظیم مردمی با روحیه‌ای بسیار قوی به سمت جبهه به راه می‌افتاد.

فرمانده نیروی قدس سپاه بیان کرد: نیازهای جبهه توسط خانواده‌ها و به‌ویژه خانواده‌های محروم مانند زابل که خودش مرکز محرومیت است تامین می‌شد و همین ایثارگری مردم بود که فکر تهاجم را در ذهن دشمنان محو می‌کرد.

وی تاکید کرد: جبهه یک مدرسه انسان‌ساز و اثرگذاری بود که تا ابد اثرش جاودان خواهد ماند و گاهی جنگ به حدی در هم تنیده می‌شد که جنازه‌ها و زنده‌هایی که دفاع می‌کردند قابل تفکیک نبودند.

فرمانده نیروی قدس سپاه خاطرنشان کرد: در خانه یکی از علمای کرمان، نوجوانی کم سن و سال بود که فرمانده گردان به امام جمعه گفت فرزند شما به درد جبهه می‌خورد و آن امام جمعه پاسخ داد فرزندم سن پایینی دارد اما چون تو گفتی اجازه می‌دهم.

وی با اشاره به افتخارات بزرگی که از استان کرمان برخواسته‌ بودند عنوان کرد: ما به خود افتخار می‌کنیم که جوانانی داشتیم همچون مغفوری، شهسواری، میرحسینی، جمالی، بادپا، الله دادی و غیره که عمرخودشان را در انتظار رسیدن به محبوب سپری کردند و فرصت‌های خود را غنیمت شمردند و خود را پس از 25 سال به قافله شهدا رساندند.

سردار سلیمانی گفت: همه ما به داشتن بی بی سکینه که جز یک فرزند هیچ قومی نداشت، عباس ماریچی که پدر او از فقر فرار کرد، شهید شمس الدینی پیرمرد 70 ساله غواص و شهید باهنر که مایه افتخار روحانیت، مدیریت است افتخار می‌کنیم.

وی به شهید تاجیک که از روی پل کانال ماهیگیری عبور می‌کرد و در حین شهادت هرگز کمر خود را خم نکرد و ایستاده می‌دوید اشاره کرد و افزود: امید است روح ایثار و فداکاری که روح حیات جامعه است، مستدام باشد و بتوانیم راه شهدا و امام راحل(ره) را ادامه دهیم.

فرمانده نیروی قدس سپاه خاطرنشان کرد: ما در جامعه‌ای با عطر شهادت و ایثار زندگی می‌کنیم و عطر جانفشانی، فرهنگ مقاومت و پایداری در جای جای سرزمین ایران مشهود است و لازم است وظایف خود را در جایگاه خود به‌درستی انجام دهیم و امروز جوانان کرمان با همان صلابت و توکل به خداوند که در دوران دفاع مقدس نزد رزمندگان بود، در صحنه‌ها حاضر هستند.

 


 
عکس/تشییع پیکر شهدای درگیری با پژاک
ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢۳  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، در ادامه تصاویر تشییع باشکوه پنج شهید گلگون کفن و دلباخته بسیجی شهرستان کامیاران، شهیدان پیمان ویسی - غلام رحمانی - میلاد درخشان - آرش نصیری نیا - زانیارصحرائی در ادامه تقدیم می‌گردد.

 


 
پیکر شهید مدافع حرم در البرز تشییع شد
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، شهید علی حسنی که از اتباع کشور افغانستان و ساکن استان البرز است که در جهاد علیه تکفیری‌ها و دفاع از حرم حضرت زینب (س) به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پیکر مطهر این شهید بعد از ظهر امروز از مصلای نماز چهارباغ تا گلزار شهدای روستای قوهه در این بخش با حضور مردم و مسئولان تشییع شد.

در این مراسم خانواده معظم شهدا و ایثارگران، مردم ولایی البرز و برخی از مسئولان از جمله داوود مدیرفلاح مدیر کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان و حجت‌الاسلام قادر محمدی امام جمعه بخش چهارباغ از توابع استان البرز حضور داشتند.

در آئین تشیع پیکر این شهید مدافع حرم، مردم مسلمان و ولایی البرز بر ضرورت مبارزه با تکفیری ها و گروهک تروریستی داعش تاکید کرده و همپیمان شدند.
منبع: فارس

 
حامد عباس‌وار برای زینب(س) جنگید
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۳  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش مشرق، شنیدم این روزها داعشیان قصد جسارت به بانوی کربلا را در مخیله خود می‌پرورانند و غربت زینب را به یاد می‌آورند؛ انگار می‌خواهند دوباره خیمه بانو را آتش زنند و خون به جگر اباعبدالله کنند، می‌خواهند داغ حسین را تازه کنند.

انگار بار دیگر صدای «هل من ناصر» حسین از صحرای کربلا به گوش می‌رسد و باز سپاهیانی عظیم در مقابلش صف بسته‌اند و یارانی اندک و گلچین شده یکی یکی به صف یاران اباعبدالله می‌پیوندند.

باز هم زینب نگران است و رسالتی عظیم بر دوش خود احساس می‌کند. این روزها مرقد نورانی زینب کبری(س) هم یزیدیان را رسوای عالم می‌کند، یزیدیانی که قصد جسارت به حرم مطهر بانو را در سر می‌پرورانند، غافل از این هستند که جوانان ایران زمین همگی در مکتب قمر بنی‌هاشم پرورش یافته و تا آنها هستند نمی‌گذارند زینب بی‌‌برادر بماند.

چه برادرانی دارد زینب، حامد نام برادر زینب شده، جوانی از بچه‌های شهر خودمان است و در همین کوچه بازار خودمان زندگی می‌کرد و درس می‌خواند،و گاهی فوتبال هم بازی می‌کرد. در همین کوچه پس کوچه‌های محله خودمان؛ همین طالقانی. 

راستی مگر می‌شود در این دوره و زمانه چنین کربلایی بود؟! پس درس و مشق چه می‌شود؟! پس آب و نان چه می‌شود؟! انگار حامد سرش توی حساب و کتاب نبود!

سراغ حامد را از دانشگاه دوران تحصیلش گرفتیم. این روزها بیشتر از همه در دانشگاه آزاد اسلامی خسروشاه روزگار می‌گذراند؛ نمره‌هایش خوب بود اما سرش توی درس و مشق که نبود. دانشجوی دانشگاه آزاد قصد رفتن به دانشگاه دیگری را داشت تا این بار در کسوت استادی مشغول به تدریس شود و مردانگی، غیرت، شرف و آبرو درس دهد.

حامد جوانی در سال 1369 در تبریز به دنیا آمد. بعد از طی مراحل تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان وارد دانشگاه امام حسین(ع) شد تا در همان دانشگاه راه اباعبدالله را ادامه دهد، از سال 88 وارد سپاه شود.

مدافع حرم زینب(س) 23 اردیبهشت سال‌جاری بود که در جبهه حلب سوریه در نبرد با تروریسم تکفیری در اثر اصابت ترکش گلوله خمپاره از ناحیه چشم و دو دست به شدت مجروح شد و برای ادامه مراحل درمانی به بیمارستان بقیه‌الله تهران منتقل شد و پس از حدود 43 روز که در حالت کما به سر می‌برد، سوم تیرماه در اثر شدت جراحات وارده به کاروان شهدای کربلا پیوست.

سراغ پدر و مادر حامد رفتیم تا بپرسیم کجا بود چنین جوانی؟! دوستان حامد و چند تن از اساتیدش هم در دانشگاه آزاد خسروشهر حضور یافته بودند تا آنها هم از حامد بگویند. انگار حالا که حامد نبود، ذکر خاطراتش تسکینی بود بر دل‌های داغدیده.

مجلس بی‌ریای بی‌ریا بود. بویی از مصلحت‌اندیشی و منفعت‌طلبی این روزهای شهر به مشام نمی‌رسید؛ جمعی صمیمی، خاکی و باصفا گرد آمده بودند تا صفای درون خود را به رخ بکشند!

نکند ما هم به حسین نامه بنویسیم و بعد علیه‌اش شمشیر بکشیم

جعفر جوانی، پدرش بود. مردی میانسال حدوداً 60 ساله با محاسنی جوگندمی که چهره‌ای مهربان و سخت‌کوش به او می‌بخشید. با زیارت عاشورا بسیار مانوس است و به مضمون این دعا هم توجه خاصی نشان می‌دهد.

پدر شهید حامد جوانی می‌گوید: 1350 سال است که شیعیان حسرت می‌کشند که ای کاش زمان واقعه عاشورا بودند و در رکاب خانم زینب می‌جنگیدند. امروز کربلایی دیگر به پا است. یزیدیان در یک طرف میدان هستند و یاران اندک آقا اباعبدالله هم در طرفی دیگر.

وی افزود: شاید کسی به فکرش خطور نمی‌کرد که در این دوره و زمانه کسی بتواند فدایی زینب شود. امروز باید ببینیم این قدر که زیارت عاشورا را می‌خوانیم و اشک می‌ریزیم چقدر در عمل پایبند گفته‌هایمان هستیم.

جوانی تاکید کرد: آیا می‌توانیم مثل مردم کوفه نباشیم و علی را تنها نگذاریم؟ نکند ما هم به حسین نامه بنویسیم و بعد علیه‌اش شمشیر بکشیم. امروز دیگر بار باید یاران اباعبدالله مشخص شوند تا ببینیم چند نفر ایرانی جزو 72 نفر هستند.

وی ادامه می‌دهد: امروز اکثر دولت‌ها از داعش حمایت می‌کنند و باز هم یاران اباعبدالله اندک هستند اما از خود گذشته و غیورند. اگر یاران اباعبدالله امروز هم شمارشان کم باشد غمی نیست که همگی عباس زینبند.

جوانی می‌گوید: حامد همیشه می‌‌گفت «تا داعش هست من هم هستم» و خطاب به آقا امام حسین زمزمه می‌کرد، «یا اباعبدالله ما هنوز نمرده‌ایم که دوباره به صورت دخترت رقیه سیلی زنند؛» همیشه وقتی این حرف‌هایش را به یاد می‌آورم به خود می‌بالم که چنین فرزندی تربیت کرده‌ام.

پدر حامد، شهادت پسرش را بزرگترین افتخار زندگیش می‌داند و می‌افزاید: در زمان عاشورا غلام سیاهی بود که وقتی به میدان جنگ رفت پیراهنش را درآورد و گفت نمی‌خواهم پیراهنم مانعی برای ضرباتی که در راه مولایم حسین می‌خورم باشد و اندکی از دردش کاهش یابد؛ ما هم می‌خواهیم اگر لیاقتی بود این غلام سیاه را الگوی خود قرار دهیم که کجا می‌توانیم به پای حضرت ابوالفضل و خود آقا اباعبدالله برسیم. رسیدن به خاک پای مریدان آقا ما را بس است.

وی، ایران را کشوری ولایی می‌داند که جوانان زیادی مثل حامد حاضر هستند با یک اشاره آقا وارد میدان نبرد شوند.

جوانی معتقد است: جوانان امروزی شاید از لحاظ ظاهری غلط انداز باشند و چنین به نظر برسد که از جوانان رزمنده دوران هشت سال دفاع مقدس فرسنگ‌ها فاصله داشته باشند اما واقعیت غیر از این است و همین جوانان کوچه و بازار اگر فرصتی یابند جای خالی حامد را پر می‌کنند؛ حامد من همیشه می‌گفت، «من می‌روم تا اشک در چشمان آقا جمع نشود».

مادر حامد آستین‌هایش را برای داماد کردن پسرش بالا زده بود

مادر شهید حامد جوانی که 50 ساله به نظر می‌رسد. لبانش می‌خندد اما گاهی اشک شیطنت کرده و بی‌اجازه وارد چشمانش می‌شود. لبانی خندان دارد و چشمانی گریان؛ جمع هنرمندانه این دو ضد کنار هم چهره‌ای وارسته و نورانی به این مادر صبور بخشیده است. صحبت‌های مادر شنیدنی‌تر از همه است.

حمیده پادبان، می‌دانست راهی که پسرش انتخاب کرده شهادت، جراحت و اسارت در پیش دارد؛ هر دم منتظر خبر شهادت یا مجروحیت پسرش بود و دم نمی‌زد؛ مادر می‌گوید: از شهادت پسرم اصلاً دلگیر نیستم. حامد در راه خانم زینب شهید شد و انگار خدا از صبر زینب جرعه‌ای هم به من بخشید و بعد حامدم را گرفت؛ به خواست خداوند کاملاً راضی هستم و از اینکه امانت خدا را اینطور با افتخار پس دادم شاکر درگاهش هستم.

مادر حامد آستین‌هایش را هم برای داماد کردن پسرش بالا زده و بساط خواستگاری را مهیا کرده بود که حامد از سوریه به او زنگ زده و گفته بود، «به هیچ‌وجه نمی‌خواهم ازدواج کنم و تا داعش هست من مشغول مبارزه خواهم بود و لاغیر».

پادبان ادامه می‌دهد: می‌دانست دیگر برگشتی در کار نیست و نمی‌خواست اسم دختر مردم وارد شناسنامه‌اش شود و بعدها برای دختر دردسرآفرین باشد و مشکلی پیش آید.

این مادر صبور می‌افزاید: بار اول که حامد به سوریه رفت و برگشت ثانیه شماری می‌کرد که وقت رفتن دوباره فرا رسد و مدت 10 روزی که در خانه بود شب و روز نداشت. پرسیدم چرا اینقدر بیقراری؟ گفت، «جنایت‌های داعش هر دم در خاک سوریه به چشم می‌خورد با این وضع نمی‌توانم در خانه بنشینم و منتظر باشم؛ حتی اگر بتوانم سنگی هم به طرف داعش پرتاب کنم، غنیمت است».

از این مادر داغدیده می‌پرسم وقتی به یاد حامد می‌افتید، چه می‌کند؟ با همان لبخند و نگاه مادرانه‌اش می‌گوید: نه اصلا! نمی‌دانم چطور حسم را بیان کنم. جای خالی حامد را اصلا احساس نمی‌کنم. حتی سر سفره هم به نظر نمی‌رسد حامد را از دست داده باشیم و بغض کنیم.

وی گفت: حامد من به آروزیش رسید و به بالاترین سعادت یک انسان نائل شد؛ چرا باید ناراحت باشم. من افتخار می‌کنم که خدا چنین فرزندی به من عطا کرده بود.

اینها را که می‌گفت باز هم اشک و لبخندش هم دست شدند و دروغ چرا صدایش هم کمی لرزید اما در آخر صحبت‌هایش باز نگاه مادرانه‌ای کرد و ما را هم از دعای خیر مادرانه‌اش بی‌بهره نکرد.

دختر و پسر برایش فرقی نمی‌کرد و هر جوانی که می‌دید به یاد جوان خودش می‌افتاد و برای سعادتمند شدنش دعا می‌کرد. کم کم ما هم با او هم صدا می‌شدیم و اشک و لبخندمان به هم می‌‌آمیخت. هر کسی در آن مجلس بود هر از چندگاهی گوشه چشمی هم به عکس بزرگ شهید حامد جوانی که تقریباً تمام دیوار رو به رو را پر کرده بود می‌انداخت.

عکس‌های حامد هم رشادت و غیرتش را فریاد می‌زد. حامد چشمان زیبایش را هم تقدیم آقا امام حسین کرده بود و دستان از کار افتاده‌اش نشان از رشادت ابوالفضل‌گونه‌اش داشت.

خدای من! انگار عهد بسته بود ابوالفضل دیگری برای زینب باشد و سنگ صبورش شود. تیرها و ترکش شمرهای داعشی در جای جای بدنش جا خوش کرده بودند و مگر اینگونه می‌توانستند او را از پای درآورند که در جنگ رو در رو او را حریفی نبود.

و مادر که به علاقه و ارادت خاص فرزندش به حضرت عباس و عشق وافر او به روضه آن حضرت واقف بود، به همه اینها افتخار می‌کرد و حق داشت چنین به خود ببالد و شادی کند.

در چنین ایامی خدا شهدا را یکی یکی گلچین می‌کند

اما امیر جوانی برادر بزرگتر حامد هم که شباهت بسیاری در ظاهر و باطن به برادر دارد در جمع صمیمی ما حضور یافته است.

امیر ناآرام‌تر از همه به نظر می‌رسد و بیشتر از همه حسرت برادر از دست رفته را دارد. انگار بی‌قرارتر از مادر و پدر است و مثل آنها نتوانسته صبوری پیشه کند. حامد بیشتر وقتش را با او سپری می‌کرد و همه جا با هم بودند. هم مسلک و هم مرام.

امیر می‌گوید: حامد روحیه خاصی داشت؛ بسیار شاد و بشاش و اهل بگو بخند بود. با همه به راحتی ارتباط برقرار می‌کرد. بیشتر وقتش وقف دیگران بود و کمتر برای خودش وقت صرف می‌کرد. بارها برای خانه‌ما نان می‌خرید؛ مادر را دکتر می‌برد؛ ماشین کسی را تعمیر می‌کرد و کلاً وقف دیگران بود.

برادر شهید حامد جوانی ادامه می‌دهد: حامد درآمد آنچنانی نداشت؛ اما بعد از شهادتش فهمیدیم که پنهانی برای خانواده‌های فقیر برنج و روغن و سایر اقلام ضروری زندگی را تهیه می‌کرده است و با اینکه من هر لحظه در کنارش بودم هنوز او را خوب نشناخته‌ام.

وی تاکید کرد: حالا که شهید شده کم کم ابعاد روح بلند و وارسته‌اش برایم روشن می‌شود.

جوانی معتقد است: حالا ایران در امن و امان است و جنگی هم نیست در چنین ایامی خدا شهدا را یکی یکی گلچین می‌کند و امروز در محله ما که همه به زندگی عادی و روزمره مشغول هستند، حامد ما در راه بانوی کربلا به شهادت می‌رسد و به یاد همه می‌آورد که «کل یوم عاشورا» و «کل ارض کربلاء...»

برای امیر تحمل داغ تنها برادرش کمی سخت است اما او هم به مشیت الهی راضی شده و خدا را شکر می‌گوید.

چند تن از مدرسان دانشگاه آزاد خسروشاه که چند ترمی استاد حامد بودند و حالا حامد را استاد خود می‌دانند در جلسه حضور دارند. امیر قربانی خسروشاهی، اباثلت حسن‌زاده و یعقوب پورکریم خاطرات بسیار خوبی از شهید حامد جوانی دارند و او را جوانی تیزهوش، فعال، پرانرژی و بشاش توصیف می‌کنند.

حامد در دانشگاه مثل یک ستاره می‌درخشید و همه را مجذوب اخلاق، رفتار و منش حسینی خود می‌کرد.

دوستان حامد نمی‌گذارند یزیدیان بار دیگر به صورت رقیه سیلی بزنند

دوستان حامد هم غیرتی هستند و اسلحه حامد زمین نمی‌ماند. آنها هنوز زنده هستند و طریق برادری را خوب می‌دانند. خود یک پا حامدند و نمی‌گذارند جای خالی‌اش احساس شود.

فرید رضایی صمیمی‌ترین دوست حامد است و چهار ترم در دانشگاه با هم بوده‌اند می‌گوید: روزی که حامد شهید شد من رهسپار مشهد مقدس بودم که انگار قسمتم نبود. مادر و خانواده را سوار قطار کردم و خودم داشتم برمی‌گشتم که زنگ زدند، گفتند حامد شهید شده؛ آن لحظه شوکه شدم و تمام خاطرات حامد جلوی چشمم آمد؛ در خانه نتوانستم جلوی گریه خودم را بگیرم اما بعد خدا را شکر کردم؛ چرا که شهادت تنها آروزی حامد بود و همیشه می‌گفت، عشق من شهادت است.

فرید تعریف می‌کند: دو روز بعد از اربعین سال گذشته قرار گذاشتیم سال بعد اربعین به کربلا برویم که قسمت حامد نبود و باید در راه بانوی کربلا می‌جنگید و شهید می‌شد. وی گفت: شاید اینگونه قبل از اینکه اربعین شود سعادت ملاقات خود آقا امام حسین(ع) را می‌یافت. حامد بی‌همتا بود...

به اینجا که می‌رسد بغضش می‌ترکد و اشک‌هایش جاری می‌شود. فرید بیش از این نمی‌تواند صحبت کند و چند لحظه‌ای سکوت بر جمع حاکم می‌شود...

بهمن قلی‌پور و میلاد میراب هم دیگر دوستان صمیمی حامد هستند که روزهای خوشی را با او سپری کرده‌اند. حامد سنگ صبورشان بود و اگر دلتنگ می‌شدند با شوخی‌هایش سعی می‌کرد حال و هوای آنها را عوض کند.

همه دوستان حامد مشتاق مبارزه و ادامه دادن راه حامد هستند و اگر رخصتی باشد لحظه‌ای درنگ نمی‌کنند. این شور و شوق را همه رفتار و سکناتشان فریاد می‌زند.

تا فرید، بهمن، میلاد و سایر دوستان حامد هستند داعش آروزی پیروزی بر اسلام را به گور خواهد برد و دوستان حامد نمی‌گذارند یزیدیان بار دیگر به صورت رقیه سیلی زنند.

 


ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند
یک موج، از تلاطم یَم آفریده‌اند
ما را فدائیان پسرهای فاطمه(س)
"ما را شهید میر و علَم آفریده‌اند"
ما را به اعتبار عنایات فاطمه(س)
گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند‎
بهر بریدن سر اولاد عمر و عاص
در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند
هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید!!
(زین رو ز شیعه عده کم آفریده‌اند)
دجّال ها و حرمله ها را مهاجم و ...
... ما را "مدافعان حرم" آفریده‌اند ‎...

امام سیّد علیِ خامنه‌ای (پیر عشق) گفت:
"فریاد را علیه ستم آفریده‌اند"

گفت‌وگو از لیلا حسین زاده


 
دو برادر دیروز افسانه شدند+عکس
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۸  کلمات کلیدی: ایثار

مجتبی و مصطفی اولین برادرانی هستند که هر دو در دفاع از حرم عقیله بنی هاشم(س) خون پاکشان به زمین ریخت و شهید شدند.

برادران مصطفی و مجتبی بختی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) چند روز پیش در «تدمر» سوریه درحالی که با تروریست‌های تکفیری مبارزه می‌کردند به شهادت رسیدند.

گفتنی است مجتبی و مصطفی اولین برادرانی هستند که هر دو در دفاع از حرم عقیله بنی هاشم خون پاکشان به زمین ریخت و شهید شدند.

 


 
عکس/ تشییع شهید روحانی مدافع حرم در قم
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۸  کلمات کلیدی: ایثار
مراسم تشییع پیکر مبلغ حجت‌الاسلام سید محمد موسوی عصرروز سه‌شنبه ششم مردادماه با حضور گسترده مردم قم برگزار شد و آیت الله کعبی بر پیکر این شهید اقامه نماز کرد. خودروی حامل شهید موسوی‌ناجی، دوشنبه بیست‌ونهم تیرماه در مسیر فلوجه به بیجی مورد تیراندازی گروه‌های تکفیری قرار گرفت و با مین‌های کنار جاده برخورد کرد. شرکت‌کنندگان در این مراسم به سردادن شعارهایی از جمله «روحانی خط شکن، شهادتت مبارک»، «مرگ بر آمریکا»، مرگ بر تکفیری» و«مرگ بر صهیونیسم جنایات تکفیری ها را محکوم کردند.

 
شهادت سه تن از فرماندهان سرشناس سپاه بدر+عکس
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٤  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، سه تن از فرماندهان سرشناس سپاه بدر در عملیات استان الانبار و اطراف فلوجه به شهادت رسیدند.

این سه فرمانده دلاور توسط انفجار IED در اطراف فلوجه شهید شدند.

شهادت سه تن از فرماندهان سرشناس سپاه بدر

شهید ابومنتظر المحمداوی (فرمانده عملیات بدر)، شهید ابوحبیب السکینی (فرمانده تیپ 4) و شهید ابوسرحان الصبیحاوی (فرمانده عملیات تیپ 4) در این انفجار به شهادت رسیدند.

گفته می شود تکفیری ها با خبر شهادت شهید ابوحبیب السکینی از ریاض گرفته تا فلوجه و موصل و رقه جشن می گیرند.

شهید ابوحبیب السکینی ملقب به ابومـنـتـظـر در عراق، کابوس داعش و دشمنان اهل بیت (ع) و کابوس اربابشان امریکا و سعودی بود.

در سوریه، وقتی وارد منطقه شد، خبر به کل جبهه مسلحین رسید و پشت بیسیم به اسم خبرش را پخش کردند.

در زمان تهاجم وقتی پای ابومنتظر وسط بود، عقب نشینی در کار نبود و نیروها هم آنقدر روحیه داشتند که به پشت سر نگاه نمیکردند. هر جای خط مقدم که کاری بر روی زمین بود خودش کمک حال می شد و پشتیبانی می کرد و از کار توپخانه تا شلیک قناصه را انجام می داد.

شهید ابوحبیب السکینی آخرین باری که مجروح شد، 10 روز در ایران بستری بود. خاطرش آنقدر عزیز بود که هر روز صبح یک مهمان ویژه داشت که می گفت صبحانه را با ابومنتظر میخورم تا خیالم از سلامتی اش راحت باشد.


 
عکس/ پاداشِ مردی که سه دهه پای کار بود
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢۱  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «اسماعیل حیدری» به تاریخ دوم اسفند 1347 شمسی، در «آمل» متولد شد. اوایل دهه ی شصت شمسی، به عنوان بسیجی عازم جبهه های نبرد علیه متجاوزین بعثی شد. مدتی بعد لباس پاسداری از «نهضت روح الله» را بر تن کرد و بر عهد خویش با پیشوایش ماند تا سرانجام پس از سه دهه حضور در خطوط مقدم نبرد علیه شرک و کفر جهانی، طی جهاد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» در راه دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) به تاریخ 28 مرداد 1392 شمسی، بال در بال ملائک گشود.

روحمان با یادش شاد
هدیه به ارواح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 

عکس/ پاداشِ مردی که سه دهه پای کار بود

 
عکس/تشییع پیکر شهید مدافع حرم در مشهد
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٩  کلمات کلیدی: ایثار
پیکر پاک و مطهر شهید حسین ظفردوست از شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) ظهر امروز در مشهد مقدس تشییع شد.


عکس: مهدی خوش نشین


 
تصاویر/ وقتی «پروانه» در برف بدرقه شد
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٠  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، تصویری که پیش رو دارید، طی سال های دفاع مقدس در مشهد مقدس به ثبت رسیده است. یکی از رزمنده‌گان خراسانی، در میدان نبرد با دشمن، بالِ پرواز گشوده و پیکر پاکش بر دوش هم رزمان و خویشانش، به سوی «بهشت رضا(صلوات الله علیه)» تشییع می شود. این شهید «حسین پروانه» نام دارد و در جبهه‌ی شمال غرب(احتمالا محور «سقز») به شهادت رسیده. آسمان برفی «مشهدالرضا» جلوه ای زیبا و پرشکوه به تشییع «شهید پروانه» داده است.

هدیه به روح بلندپرواز این پروانه‌ی بال و پر سوخته صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


تصاویر/ بدرقه یک «پروانه» در برف

تصاویر/ بدرقه یک «پروانه» در برف

تصاویر/ بدرقه یک «پروانه» در برف


 
عکس/ یادگاری تاریخی یک فرمانده در تشییع پیکرش
ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۱٠  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «علی چیت سازیان» به تاریخ 20 آذر 1341 شمسی (مصادف با 14 رجب 1382 قمری) در «همدان» متولد شد و به تاریخ 4 آذر 1366 شمسی، در نبرد با دشمن بعثی، خرقه‌ی شهادت پوشید. او زمانی که در خون خویش غلتید، علاوه بر این که 7 سال از عمر کوتاه خود را به صورت مستمر در جبهه های جنگ گذرانده بود و شاخصی برای رزمنده‌گان همدانی محسوب می شد ، از زبده ترین کادرهای «اطلاعات و عملیات» سپاه نیز به شمار می رفت.
تشییع پیکر پاک شهید «علی چیت سازیان» فرمانده‌ی اطلاعات و عملیات «لشکر انصارالحسین(صلوات الله علیه)» (یگان اختصاصی رزمنده گان همدانی)، در همدان با شکوهی مثال زدنی برگزار شد و پیکرش در کنار مزار برادرش «محمد امیر» که پنج ماه قبل به شهادت رسیده بود، تا ظهور مولایش به امانت گذاشته شد.
چندی قبل، تصویری از مراسم تشییع «علی چیت سازیان» به دستمان رسید که علاوبر تجدید یاد آن سردار عزیز، نکته‌ی جالب توجه دیگری نسز در آن به چشم می خورد. جمله ای از شهید «چیت سازیان» بر روی تراکتی نوشته شده و در محل اجرای مراسم نصب شده بود که در عکس به شدت جلوه نمایی می کند. جمله‌ای که نشان دهنده‌ی اوج ادب و ولایت پذیری آن فدایی آستان ولایت است:

«نگذارید این پیرمرد(امام) پشت تریبون رود و ما را به جهاد دعوت کند. اگر ما شاگردان خوبی باشیم، 8 سال پیش امام ما را حکم جهاد داد.»

نزدیک به سه دهه از شهادت «علی چیت سازیان» می گذرد. اگر برای ولایت، شاگردان خوبی و رهروان شایسته ای برای شهدا باشیم، راه همان است و جاده همان. بسم الله

هدیه به روح بلندپرواز شهید علی چیت سازیان صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


عکس/ یادگاری یک فرمانده در تشییع پیکرش

 
عکس/ حاج قاسم در بزرگداشت شهدای مدافع حرم
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٩  کلمات کلیدی: ایثار
مراسم بزرگداشت 4 تن از شهدای مدافع حرم صبح امروز با حضور سردار سرلشکر قاسم سلیمانی حال و هوای دیگری گرفت. این مراسم به مناسبت شهادت شهیدان حامد جوانی، حسن غفاری، علی امرایی و محمد حمیدی برگزار شد.

 
جمله تکان دهنده همسر شهید مدافع حرم خطاب به حاج قاسم سلیمانی
ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٩  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، مراسم بزرگداشت 4 تن از شهدای مدافع حرم صبح امروز با حضور سردار سرلشکر، قاسم سلیمانی حال و هوای دیگری گرفت.

 

این مراسم که به مناسبت شهادت شهیدان حامد جوانی، حسن غفاری، علی امرایی و محمد حمیدی برگزار شد، مهمانان ویژه ای داشت که از جمله آنها می توان به فرمانده سپاه قدس اشاره کرد.

 

مراسم ابتدا با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد و تصاویری از 4 شهید مدافع حرم نیز راس مجلس را مزین کرده بود. در ادامه برنامه مهدی سلحشور مداح اهل بیت عصمت و طهارت اشعاری حماسی در وصف ایستادگی و مقاومت خواند. اشعار سلحشور به قدری با شور و شوق حضار مواجه شد که بعد از هر بند از شعر به نشانه تایید مضامین اشعار، تکبیر و صلوات حاضران بلند می شد.

 

کم کم فضای جلسه به سمت روضه خوانی رفت و صدای هق هق همرزمان شهدای مدافع حرم هم بالا گرفت. هنگامی که روضه خوان، نام سرور و سالار شهیدان را بر زبان گرفت، ناله حاضران نیز بلندتر شد تا فضای جلسه نیز رنگ و بویی خاصی به خود بگیرد.

 

مراسم سینه زنی هم قرار بود دقایقی کوتاه برگزار شود اما حس و حال ایجاد شده در محل برگزاری مراسم موجب شد تا حضار روی پا ایستاده و فضای مراسم را به هیئت های عزاداری ائمه طاهرین تبدیل نمایند.

 

سردار سلیمانی که در بدو ورود کنار همان درب ورودی مسجد در گوشه ای به قرائت قرآن مشغول شد، هر از چند گاهی نیز با پدران شهدا به گفتگو می نشست؛ اما دقایق پایانی مراسم بود که به حاج قاسم خبر دادند که جمعی از مادران و همسران شهدا نیز بیرون از مسجد منتظر هستند. سردار سلیمانی نیز بلافاصله خود را به بیرون از مسجد رساند و با مادران و همسران این شهدا ابراز همدردی کرد.

 

در این لحظه بود که یکی از همسران شهدا خطاب به حاج قاسم گفت "اگر نیاز باشد ما هم برای نبرد و جان دادن حاضریم". جمله ای که بسیاری از ناظران را تحت تاثیر قرار داد.

 

در پایان مراسم نیز سردار سلیمانی بر سر مزار شهدای گمنام حاضر شد و با بدرقه خانواده شهدا، محل برگزاری مراسم را ترک کرد.

 

 

منبع: دانا

 
تصاویر/ سنگ‌تمام مردم «ری» برای مدافعان حرم
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٥  کلمات کلیدی: ایثار
این سه شهید که برای مقابله با تحرکات گروه‌های تکفیری و دفاع از حریم حرم حضرت زینب (س) راهی سوریه شده بودند بر اثر انفجار مین به شهادت رسیده‌اند.

عکس: محسن کرامت


 
شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٥  کلمات کلیدی: ایثار
گروه بین الملل مشرق- مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَّن قَضَىٰ نَحْبَه... وَمِنْهُمْ مَّن یَنتَظِرُ وما بدَّلوا تبدیلا... 
صَدَقَ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیْمُ... 
ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند
یک موج، از تلاطم یَم آفریده‌اند
ما را فدائیان پسرهای فاطمه(س)
"ما را شهید میر و علَم آفریده‌اند"
ما را به اعتبار عنایات فاطمه(س)
گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند‎
بهر بریدن سر اولاد عمر و عاص
در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند
هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید!!
(زین رو ز شیعه عده کم آفریده‌اند)
دجّال ها و حرمله ها را مهاجم و ...
... ما را "مدافعان حرم" آفریده‌اند‎
. . .
امام سیّد علیِ خامنه ای (پیر عشق) گفت:
"فریاد را علیه ستم آفریده اند" 
شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
به اطلاع ملت عظیم الشان ایران اسلامی می رساند، روز گذشته یکی از مدافعان ایرانی حرم حضرت زینب (س) در جبهه های نبرد با تروریسم تکفیری در کشور سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمده است. 

شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
پاسدار شهید "حامد جوانی" که در ماه گذشته در جبهه حلب سوریه در نبرد با تروریسم تکفیری در اثر اصابت ترکش گلوله خمپاره از ناجیه چشم و دو دست بشدت مجروح شده و برای ادامه مراحل درمانی به بیمارستان بقیه الله الاعظم تهران منتقل شده بود، روز گذشته در اثر شدت جراحات وارده به کاروان شهدای کربلاء امام حسین (ع) پیوسته است.

شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر

شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
شهید جوانی از رزمندگان نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جمعی لشگر 31 عاشوراء استان آذربایجان شرقی و دارای 25 سال سن بوده است. پیکر این شهید گرانقدر ساعتی پیش به فرودگاه بین المللی تبریز وارد شده و پس از مراسم استقبال رسمی، به معراج شهدای این شهر منتقل گردیده است. مراسم تشییع پیکر مطهر شهید حامد جوانی فردا جمعه پس از نماز جمعه تبریز تشییع خاکسپاری خواهد شد.
همچنین مراسم شام غریبان این شهید مدافع حرم، فردا ساعت  ۲۲:۳۰ تا ۰۰:۳۰ بامداد در محل مسجد طوبی برگزار می شود.

مراسم بزرگداشتی نیز روز یکشنبه هفتم تیر از ساعت ۱۸ الی ۲۰ در مسجد طوبی برگزار می گردد.
گفتنی است، شهید جوانی بعد از شهیدان امام پناه، کنعانی، بیضایی، علی پور و عبداللهی، ششمین فرزند آذربایجان است که در مبارزه با ایادی استکبار در جبهه مقاومت اسلامی به فیض شهادت نائل می شود.
شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر
شهادت مدافع ایرانی حرم حضرت زینب+تصاویر

 
ابلاغ سلام رهبر انقلاب به خانواده شهدای حرم
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، حجت‌الاسلام والمسلمین علی شیرازی پیش از ظهر امروز در مراسم تشییع پیکر مطهر شهدای مدافع حرم اظهار داشت: خون شهدای مدافع حرم اثر خواهد کرد و ریشه ظلم خشکیده خواهد شد و از بین می‌رود و مظلومان عالم و تمام آزادگان جهان سربلندتر از امروز خواهند بود.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه پاسداران ادامه داد: یکی از تاثیرات مهم خون شهدای مدافع حرم نابودی کاخ سفید و استکبار جهانی است.

وی بیان داشت: شهید جایگاه والایی در نزد حضرت حق دارد و به مقامی می‌رسد که فقط دیدن جمال الهی را می‌خواهد و بنده در دیدارهایی که با خانواده شهدای مدافع حرم دارم تمام صحبت این عزیزان این است که افتخار می‌کنند عزیزشان در راه خدا شهید شده است.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه پاسداران در مراسم تشییع پیکر شهدای مدافع حرم، سلام رهبر فرزانه انقلاب را به خانواده این عزیزان ابلاغ کرد.

پیکر شهیدان حسن غفاری و علی امرایی شهدای مدافع حرم با حضور ده‌ها هزار نفری عاشقان راه ایثار و شهادت در شهر ری تشییع شد.

پیکر شهدای گلگون‌کفن شهدای مدافع حرم حسن غفاری و علی امرایی با حضور ملت شهیدپرور و ولایی ایران اسلامی تشییع شد.

حضور پرشور و حماسی روزه‌داران حال و هوای حسینی را به معابر و خیابان‌های جنوب تهران بخشیده بود. عطر شهدا با حضور پیکر دو تن از شهدای والامقام مدافع حرم طنین‌انداز شده بود. کلمات از بیان شور و حضور حماسی عاشقان راه ایثار و شهادت قاصر است ملت غیور ایران اسلامی با ذکر یا حسین لبیک یا زینب کلنا عباسک یا زینب پیکر شهدای مدافع حرم را تا کربلای ایران آستان مقدس عبدالعظیم الحسنی (ع) بدرقه کردند پیکر شهدای مدافع حرم با حضور در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع) گرد حرم حضرت سیدالکریم و امامزادگان مجاورش طواف داده شد.

پیکر شهدای مدافع حرم دقایقی پیش به گلزار شهدای بهشت‌زهرا منتقل شد و پیکر این شهدای والامقام پس از ورود به گلزار شهدای بهشت زهرا (س) با حضور پرشور و حماسی عاشقان و با ذکر صلوات به ائمه اطهار (ع) در کنار مزار بیش از 30 هزار شهید انقلاب اسلامی در گلزار بهشت زهرا در منزل ابدیشان جای می‌گیرد.
منبع: فارس

 
مشهد/تشییع پنج شهید مدافع حرم حضرت زینب (س)
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: ایثار
پیکرهای پنج شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) روز پنجشنبه در مشهد تشییع شد.این شهدا از رزمندگان لشکر فاطمیون بودند که در دفاع از حرم حضرت زینب (س) و مقابله با گروههای تکفیری داعش به فیض شهادت نایل آمدند.تاکنون از مجموع حدود 400 شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) که در نقاط مختلف کشور تشییع شده اند 79 نفر در خراسان رضوی تشییع و به خاک سپرده شدند.

 
عکس / ژنرالِ «نیروی قدس» در قبرِ حاج «احمد»
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، احمد کاظمی به تاریخ دوم مرداد 1337 در نجف آباد متولد شد. وی، با شروع جنگ ایران و عراق، با یک گروه ۵۰ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و نبرد با متجاوزان را آغاز کرد. چندی بعد، این گروه ۵۰ نفره به یکی از یگان های قدرتمند سپاه یعنی «لشگر زرهی ۸ نجف اشرف»(یگان ویژه ی رزمندگان شهرستان نجف آباد) به فرماندهی «احمد کاظمی» تبدیل شد. وی در سال ‪ ۱۳۷۲‬ به عنوان فرمانده سپاه «منطقه شمال غرب» منصوب شد و به سال ‪ ۱۳۷۹‬سکان فرماندهی «نیروی هوایی سپاه» را به دست گرفت. ‪ ۵‬سال بعد، «احمد کاظمی» حکم فرماندهی «نیروی زمینی سپاه» را از مقام معظم رهبری دریافت کرد و سه ماه بعد، به هنگام ماموریتی نظامی، طی سانحه ای هوایی خلعت شهادت پوشید.
پیکر پاک «حاج احمد کاظمی»، درست در کنار مزار همرزمش «حاج حسین خرازی» تا روز ظهور مولایش، به امانت سپرده شد.
به هنگام برگزاری آیین تدفین، «حاج قاسم سلیمانی» (فرمانده ی نیروی قدس سپاه) بود که دورن قبر خوابید و به رسم سنت، مرقدِ دوست قدیمی اش را برای پذیرفتنِ پیکر، مهیا نمود. تصویری که پیش رو دارید، «حاج قاسم سلیمانی» را دقایقی پیش از دفن پیکر «حاج احمد کاظمی»ٰ، ایستاده در مزارِ خالی او به ثبت رسانده است.

روحمان با یادش شاد



 
شهادت 3 تن از مدافعان ایرانی حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٤  کلمات کلیدی: ایثار

گروه بین الملل مشرق- مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْ ٱللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَّن قَضَىٰ نَحْبَه... وَمِنْهُمْ مَّن یَنتَظِرُ وما بدَّلوا تبدیلا... 

صَدَقَ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیْمُ... 
ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند
یک موج، از تلاطم یَم آفریده‌اند
ما را فدائیان پسرهای فاطمه(س)
"ما را شهید میر و علَم آفریده‌اند"
ما را به اعتبار عنایات فاطمه(س)
گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند‎
بهر بریدن سر اولاد عمر و عاص
در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند
هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید!!
(زین رو ز شیعه عده کم آفریده‌اند)
دجّال ها و حرمله ها را مهاجم و ...
... ما را "مدافعان حرم" آفریده‌اند‎
. . .
امام سیّد علیِ خامنه ای (پیر عشق) گفت:
"فریاد را علیه ستم آفریده اند" 
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
به اطلاع ملت عظیم الشان ایران اسلامی می رساند، روز گذشته 3 تن از مدافعان ایرانی حرم حضرت زینب (س) به نامهای "شهید محمد حمیدی (ابوزینب)، شهید حسن غفاری و شهید علی امرائی (حسین ذاکری) در جبهه های نبرد با تروریسم تکفیری در کشور سوریه به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. تاریخ و زمان مراسم تشییع  باشکوه  پیکر این شهداء متعاقبا اعلام خواهد شد.
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
(مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اند ولا غیر…صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است)
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
 (تصاویر فرمانده شهید محمد حمیدی (ابوزینب)
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
(غایت خلقت جهان،پرورش انسانهایی است که دربرابر شدائد بر هرچه ترس و شک وتردید وتعلق است غلبه کنند و حسینی شوند)
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
شهادت 3 تن از مدافعان حرم حضرت زینب (س) در سوریه+تصاویر
(قرن­هاست زمین انتظار مردانی اینچنین را می­کشد تا بیایندوکربلای ایران را عاشقانه بسازند و زمینه­ ساز ظهور باشند…آن مردان آمدندورفتند)

 
عکس/ تشییع و خاکسپاری سردار شهید کجباف
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار
مراسم تشییع و تدفین شهید مدافع حرم سردار هادی کجباف ظهر امروز سه شنبه با حضور گسترده مردم در شهرستان شوشتر برگزار شد.

 
عکس/ تشییع شهید روح الله سلطانی
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار
پیکر مطهر پاسدار سرافراز سپاه اسلام حاج روح الله سلطانی در شهر هزار سنگر آمل‎ تشییع شد.

عکس: سید محمدرضا میری


 
به مناسبت ورود پیکر شهید مدافع حرم
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار

مروری بر زندگی شهید «حاج هادی کجباف»

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید حاج هادی کجباف متولد تیر ماه سال 1340 در شهرستان شوشتر بود و دوران تحصیلات خود تا دیپلم را نیز در همین شهرستان سپری کرد.
مروری بر زندگی شهید «حاج هادی کجباف»
خدمت سربازی او از سال 1359 آغاز شد و بعد از اینکه دو ماه آموزشی را در آبادان پشت سر گذاشت، به سوسنگرد رفت. در زمان محاصره سوسنگرد آنجا بود و با بالا گرفتن درگیری‌ها به همراه یکی از دوستانش با لباس عربی از طریق رودخانه و کانال‌های اطراف شهر از مهلکه خارج می‌شوند و پیاده خود را به اهواز می‌رساند.

او مدتی بعد مجددا اعزام می‌شود. این فرمانده شجاع سال 1360 در جبهه بستان در چند جای بدنش دچار جراحت شد. در جریان این مجروحیت یک ترکش به اندازه انگشت اشاره هم به کمرش در نزدیکی نخاع اصابت کرده بود. از آنجایی که احتمال داشت پس از خارج کردن ترکش او فلج شود، تا پایان عمر و زمان شهادت این یادگاری دوران جنگ تحمیلی در بدنش باقی ماند.

حاج هادی در پی این جراحت دو ماه در خانه ماند تا اینکه باجناقش به دنبال او آمد و آذرماه سال 60 همراه یکدیگر به شوشتر رفتند. معلمی و آموزش از علائق او بود. از آنجایی که همسرش معلم بود توانسته بود تا مقدمات فعالیت‌های آموزشی حاج هادی را برای تدریس فراهم کند. اما به دلیل حضور در جنگ تحمیلی و درگیر شدن با دشمن در خوزستان در زادگاهش ماند. او معاون فرماندهی گردان مالک اشتر شوشتر از لشکر 7 ولی‌عصر(عج) بود.

حاج هادی سال 1361 با همسرش ازدواج کرد. 15 روز پس از ازدواج به جبهه رفت. حاصل این ازدواج سه فرزند به نام‌های فاطمه، سجاد و محمد است. او در طول حضور در جبهه نبرد حق علیه باطل در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران 9 بار مجروح و دو بار نیز دچار موج گرفتگی شده بود.

با آغاز تحرک داعش در منطقه حاج هادی کجباف به صورت داوطلبانه به کشور سوریه رفت تا اینکه در جنگ با تروریست‌های سوریه فروردین‌ماه امسال طی عملیاتی در منطقه «بصر الحریر» درعا به مقام شهادت رسید.

پیکر شهید کجباف پس از چند ماه‌ روز چهارشنبه 20 خرداد ماه 94 در پی تبادل پیکر شهدا در اختیار ارتش سوریه و نیروهای مدافع حرم قرار گرفت. پیکر این فرمانده شهید روز گذشته یعنی شنبه 23 خرداد ماه وارد تهران شد و پس از گذشت حدودا 50 روز از زمان شهادتش به اهواز منتقل شد.
منبع: ایسنا

 
«مرتضی سواری» به خیل شهدای مدافع حرم پیوست+عکس
ساعت ٧:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، مرتضی سواری (ساری) از مدافعان حرم اهل بیت علیهم‌السلام در عراق، جام شهادت را سر کشید و به سوی معبود شتافت.
 
شهید سواری از خطه‌ی سوسنگرد (دشت آزادگان) بود که در دفاع از حرم امامان معصوم(ع)، در الرمادی عراق، به‌دست ناپاک تروریست‌ها و تکفیری‌ها، به شهادت رسید.

«مرتضی سواری» به خیل شهدای مدافع حرم پیوست +عکس
 


منبع: دفاع پرس

 
عکس/ «مدافع حرم» در «پاسگاهِ زید»
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٦  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «فرهاد خوشه‌بر» به تاریخ 20 شهریور 1360 شمسی، در روستای «کوشالشاه» (از توابع «لنگرود») به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات متوسطه به «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» پیوست.به دنبال آغاز جنگ در سوریه، علیه «مزدوران سعودی» که قصد تعرض به مقدسات شیعی را داشتند، «فرهاد» برای شرکت در عملیات «دفاع از حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)» به این کشور اعزام شد و روز 9 اسفند 1393 شمسی، با آتش مشرکانِ وهابی، در منطقه ی «تل قرین»، با خون خویش وضو گرفت و پیکر پاکش در «گلزار شهدای لنگرود»، تا ظهور مولایش به امانت سپرده شد.

تصویری که پیش رو دارید، شهید «فرهاد خوشه‌بر» را در منطقه‌ی مقتل‌الشهدای «پاسگاه زید» واقع در خوزستان به ثبت رسانده است. این منطقه، محل آغاز عملیات «رمضان» به سال 1361 شمسی است.

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



عکس/ «مدافع حرم» در «شلمچه»


 
جزئیات شب وداع و تشییع شهید سلطانی+تصاویر
ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٥  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، سرهنگ پاسدار، روح‌الله سلطانی در مبارزه با اشرار مسلح، در سردشت، نوار مرزی شمالغرب کشور به شهادت رسید.

جزئیات شب وداع و تشییع پیکر شهید سلطانی+تصاویر

وی بامداد امروز طی عملیاتی در منطقه سردشت به ندای حق لبیک گفت.

شهید سلطانی از پاسداران لشکر عملیاتی 25 کربلا، دارای دو فرزند و از اهالی روستای کچب‎کلوای بخش دابودشت آمل بود.

مراسم شب وداع با این شهید، فردا دوشنبه از نماز مغرب و عشا در حسینیه ی ثارالله سپاه آمل همراه باسخنرانی حاج آقا غلامی برگزار می شود.

جزئیات شب وداع و تشییع پیکر شهید سلطانی+تصاویر

همچنین تشییع پیکر شهید، روز سه شنبه ساعت9صبح از مقابل مسجد امام رضا(آمل) تا گلزار شهدا(امام زاده قاسم) برگزار خواهد شد.

گفتنی است هم اکنون پیکرمطهر ایشان در حال انتقال به مازندران جهت تشییع به دستان گرم امت حزب الله مازندران است.

جزئیات شب وداع و تشییع پیکر شهید سلطانی+تصاویر

این شهید در درگیری باگروهک پژاک در غرب کشور بشهادت رسید.


 
سرهنگ پاسداری که امروز به شهادت رسید+عکس
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٥  کلمات کلیدی: ایثار

گروه فضای مجازی مشرق- حسن شمشادی با انتشار تصویر این شهید والامقام نوشت: سرهنگ پاسدار، روح‌الله سلطانی در مبارزه با اشرار مسلح، در سردشت، نوار مرزی شمالغرب کشور به شهادت رسید.

وی بامداد امروز طی عملیاتی در منطقه سردشت به ندای حق لبیک گفت.

سرهنگ پاسداری که امروز به شهادت رسید+عکس


شهید سلطانی از پاسداران لشکر عملیاتی 25 کربلا، دارای دو فرزند و از اهالی روستای کچب‎کلوای بخش دابودشت آمل بود.

در باغ شهادت باز باز است
همچنان مردان مردی، در میدان نبرد، جان می دهند تا من و شما در امنیت باشیم.


 
عکس/اهوازی‌ها در انتظار شهید کج باف
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٤  کلمات کلیدی: ایثار
گروه جهاد و مقاومت مشرق - همشهریان اهوازی شهید هادی کج باف، از شهدای مدافع حرم در سوریه، در انتظار رسیدن پیکر او به این شهر هستند.

عکس/اهوازی‌ها در انتظار شهید کج باف

عکس/اهوازی‌ها در انتظار شهید کج باف

 
عکس/ استقبال از پیکرمطهر شهید مدافع حرم
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٤  کلمات کلیدی: ایثار
آیین استقبال از پیکرمطهر شهید هادی کجباف شهید مدافع حرم روز شنبه در اهواز انجام شد.

 
شعر/ یک قمقمه، یک فین غواصی و یک لبخند
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱٩  کلمات کلیدی: ایثار

گروه فرهنگی مشرق - غزل زیر، تازه‌ترین سروده "عبدالرحیم سعیدی راد" از شاعران شهر شهیدپرور و مقاوم دزفول است که در مدح غواصان شهید سروده شده و برای نخستین بار توسط مشرق منتشر می‌شود.

شعر/ یک قمقمه، یک فین غواصی و یک لبخند

 

یک قمقمه، یک فین غواصی و یک لبخند

 

آهسته می‌آید صدا: انگشترم آنجاست!
این هم کمی از چفیه‌ام... بال و پرم آنجاست

یک تکه از روح صدایم را زمین خورده است
آن تکه دیگر، کنار سنگرم...، آنجاست
 
قرآن جیبی، قدری از پیراهنی خاکی
یک ساعت کهنه کنار دفترم آنجاست

پاهای طوفانی من دور از همند اما،
یک پای من اینجا و پای دیگر آنجاست

دست و خشابی خالی و مشتی گره‌کرده
عکس امام و قطعه‌ای از باورم آنجاست

یک قمقمه، یک فین غواصی و یک لبخند
یک یادگاری از نگاه مادرم آنجاست

مهر نمازم لای شب‌بوها نمایان است
«یک چشمه، یک رود» از دو چشمان ترم آنجاست

حالا ببند آن چشم‌های نازنینت را
تا ننگری که استخوان پیکرم آنجاست


عبدالرحیم سعیدی راد


 
عکس/ تشیع پیکر شهید مدافع حرم در کرج
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱۱  کلمات کلیدی: ایثار
بسیجی مدافع حرم “شهید سعید قارلقی” که روز چهارشنبه در دفاع از حرمین آل الله در عراق به دست تکفیری های داعش به فیض شهادت نایل آمده بود، صبح امروز با حضور پرشور مردم کرج تشییع شد.

 
 
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۸  کلمات کلیدی: ایثار

هادی با لباس سپاه در عقدمان حاضر شد/

 

 

زخم 9 بار مجروحیت بر تن داشت+تصاویر

گروه بین‌الملل مشرق- چهارشنبه 6 خرداد، چهلمین روز پس از شهادت شهید "هادی کجباف" است. وی جزو اولین نیروهای داوطلبی بود که از ایران راهی عراق و سپس سوریه شد تا از حرم‌های اهل بیت مقابل تروریست‌ها دفاع کند. شهید کجباف با ورود به سوریه فرماندهی، سازمان‌دهی و آموزش عده‌ای از مدافعان حرم را به عهده گرفت و تا جایی موفق بود که داعشی‌ها به اسم و رسم، او را می‌شناختند و مدت‌ها به دنبالش بودند. 40 روز پیش بود که شهید کجباف بالأخره در منطقه بصری الحریر استان درعا در مرز سوریه و اردن به آرزوی خود رسید. واکنش همسر شهید کجباف به خبر شهادت ایشان نشان داد که این شهید نه تنها خود عاشق شهادت بود، بلکه خانواده‌ای داشت که تک‌تک اعضایش کم از خود او ندارند. خانم "شایسته احمدی‌زاده" وقتی مطلع شد که می‌خواهند برای تحویل گرفتن پیکر شهید کجباف از تروریست‌ها، به آن‌ها پول بدهند و یا اسیر از آن‌ها آزاد کنند، با این‌گونه پیشنهادها مخالفت کرد و گفت آن‌چه در راه خدا داده است، پس نمی‌گیرد.

 

خبرنگار بین‌الملل مشرق به مناسبت چهلمین روز شهادت شهید کجباف با خانم شایسته احمدی‌زاده همسر ایشان گفتگو کرده است. متن مصاحبه مشرق با خانم احمدی‌زاده به شرح زیر است.

گردانی از زنان برای اعزام به سوریه تدارک دیده ایم/ بزرگترین آرزویم شهادت است/همرزمان شهید او را به خاطر جهاد سرزنش می کردند
شهید کجباف در کنار آیت الله موسوی جزائری

 

سؤال:: لطفاً توضیح بدهید که چگونه با شهید کجباف آشنا شدید.

 

اصلیت هر دوی ما شوشتری بود و با هم فامیل بودیم. از طفولیت هم‌دیگر را به دلیل رفت و آمد خانوادگی می‌شناختیم. در جریان انقلاب بیش‌تر با هم همکاری می‌کردیم. ایشان از قبل از انقلاب مخالف شاه بودند. در جریان انقلاب با همکاری دوستان خود در تهیه و تکثیر اعلامیه‌های امام فعالیت می‌کردند. از طرف دیگر چون ما با آن‌ها آشنا بودیم و با هم رفت و آمد داشتیم، می‌دانستند که من هم در مسیر انقلاب فعالیت می‌کنم. گاهی اعلامیه‌های امام را برای من هم می‌آوردند.

 

سؤال:: بحث ازدواج چگونه مطرح شد؟ در چه سالی ازدواج کردید؟

 

ایشان سال 60 در جبهه مجروح شده بود. پاهایشان از چند قسمت مختلف ترکش خورده بود. حتی یک ترکش به نزدیکی نخاع او اصابت کرده بود و نتوانسته بودند آن را خارج کنند. درمان ایشان بسیار طول کشید و چون ما با هم‌دیگر فامیل نزدیک بودیم، او را به خانه خود منتقل کردیم. تقریباً دو ماه در خانه ما مستقر بودند و مادرم از او مراقبت می‌کردند. بعد از چند مدت به سلامتی کامل رسیدند و به اهواز برگشتند. اوایل سال 61 وارد به سپاه شدند و کم‌کم سلامتی خود را هم به دست آوردند. آن زمان ما هم به اهواز بازگشته بودیم. ایشان از طریق خانواده از من خواستگاری کردند.

 

سؤال:: شما چند ساله بودید؟ ایشان چند سال داشتند؟

 

هر دوی ما متولد سال 40 بودیم. از لحاظ شناسنامه من‌ چند ماهی از ایشان بزرگ‌تر بودم، ولی واقعیت این بود که او از من تقریباً یک سال بزرگ‌تر بود، چون پدرش شناسنامه ایشان را دیرتر گرفته بود.

 


در حال تشکیل گردانی از زنان برای اعزام به سوریه هستم/ بزرگترین آرزویم شهادت است/همرزمان شهید او را به خاطر جهاد سرزنش می کردند
شهید هادی کجباف

سؤال:: مراسم ازدواج شما چگونه بود؟

 

نیت کرده بودند که روز عقدمان لباس سپاه را بر تن کنند. خطبه عقد را هم شیخ شوشتری خواندند. ایشان با لباس سپاه و پوتین به مراسم آمدند و عقد کردیم. زندگیمان را خیلی ساده بدون رسم و رسوم‌های عامیانه و توقعات زیادی شروع کردیم و من سعی کردم آن تجملات و رسومات اضافی را بشکنم. آن‌ها شوشتر بودند و ما اهواز بودیم. هفته‌ای یک بار به ما سر می‌زد. در همین حین هم کار خود را با سپاه شروع کرده بود. در آن زمان در درجه اول پشتیبانی جبهه بودند، چون به سلامتی کامل دست نیافته بودند و اجازه رفتن به جبهه را نداشتند. بهمن سال 61 به جبهه اعزام شدند.

 

عروسی ما اوایل سال 62 برگزار شد. در آن زمان من به عنوان مربی پرورشی مشغول به کار بودم. بعد از این‌که زندگی مشترک خود را آغاز کردیم گفتند که دوست دارم شما شاغل نباشید. من هم از حرف ایشان اطاعت کردیم و دیگر سر کار نرفتم. خداوند طی سه سال، سه فرزند به ما عطا کرد. اولی دختر بود و دو تای بعد، پسر بودند. من مشغول بچه‌داری و خانه‌داری و ایشان مشغول جنگ و جبهه شدند.

 

دیگر خیلی کم به خانه می‌آمدند. هر 20 روز 30 روز می‌آمدند سری به ما می‌زدند. آن زمان هم که می‌آمد سرش شلوغ بود و درگیر کارها و غم شهادت دوستان خود بودند. من هم سعی می‌کردم طوری رفتار کنم که با روحیه بهتری به خط بازگردند. از مشکلات و وضع زندگی چیزی به ایشان نمی‌گفتم. بیش‌تر سعی می‌کردم اتفاقات خوب را برای او تعریف کنم تا با خیال راحت و روحیه بهتری به جبهه برگردد. دو سال بعد از تمام شدن جنگ هم در مرزها مشغول بود. من مانده بودم و فرزندان و مشکلات زندگی. من 5 سال خانه مادرشوهرم زندگی کردم و تمام اعضای خانواده ایشان با ما بودند. جای شلوغی بود و من هم چون مقید به حجاب اسلامی هستم، برایم خیلی سخت بود.

 

سؤال:: ایشان در آن زمان درجه سرتیپی داشتند. خیلی از کسانی هم که با ایشان هم‌درجه بودند، زندگی خیلی بهتری داشتند چطور شما زندگی سختی داشتید؟

 

شهید کجباف خودش نمی‌خواست، به این چیزها اهمیتی نمی‌داد. دوست داشت زندگی ساده‌ای داشته باشد. هیچ وقت از امکانات سپاه که این همه اردو و سفر می‌بردند، اجازه نمی‌داد استفاده کنیم. فقط یک بار که پسرم شکایت کرده بود، آن‌وقت ما 3 روز به بابلسر رفتیم. دیگر هیچ وقت از این امکانات استفاده نکردیم.

 


در حال تشکیل گردانی از زنان برای اعزام به سوریه هستم/ بزرگترین آرزویم شهادت است/همرزمان شهید او را به خاطر جهاد سرزنش می کردند  // آماده انتشار

شهید کجباف در کنار کودکان سوری

سؤال:: حاج آقا زمانی که به سوریه رفتند بازنشسته بودند یا هنوز در سپاه مشغول بودند؟

 

بازنشسته شدند. ایشان 9 بار در طول جنگ مجروح شدند. دیگر بی‌طاقت و خسته شده بودند. تقاضای بازنشستگی کردند. البته هنوز فعالیتشان به صورت غیررسمی با سپاه ادامه داشت.

 

سؤال:: جریان سوریه رفتن شهید کجباف چگونه بود؟

 

روحیه سال 57 اصلاً در شهید فروکش نکرد. همان حال و هوا و شور و شوق همیشه در وجودش باقی مانده بود. حالت انقلابی بودن و دفاع از ولایت را هیچ وقت از دست نداد. پارسال همین حدود ماه اردیبهشت بود که تلویزیون اخبار سوریه و عراق را نشان می‌داد. هنگامی که اخبار را می‌شنید گریه می‌کرد. می‌گفت باید کاری بکنیم، نمی‌شود بی‌تفاوت باشیم. بعضی پیامک‌ها به دستش می‌رسید که قبر حضرت رقیه (س) در خطر است، دعا کنیم و ختم صلوات بگیریم؛ می‌گفت همه این‌ها درست، ولی باید کاری کرد. با نشستن و دعا کردن که کاری حل نمی‌شود. باید یک حرکتی انجام بدهیم.

 

با دوستان و آشنایان خود تماس می‌گرفت و از آن‌ها می‌خواست که او را به سوریه اعزام کنند. ظاهراً قبول کرده بودند و به او گفتند اگر کسانی هستند که می‌توانید به آن‌ها اعتماد بکنید، در قالب یک گروه با خود به منطقه ببرید. چند مدت به منطقه‌ای رفتند و آموزش‌های لازم را برای اعزام دیدند. چند وقتی هم به عراق رفتند و بار دیگر برگشتند و گفتند نه، می‌خواهم به سوریه بروم.

 

فکر می‌کنم سپاه از او خواستند که به سوریه برود، چون حاجی از لحاظ تاکتیک‌های نظامی، فرد نخبه‌ای بود. اصلاً ترس در وجود این آدم نبود. اراده بسیار قوی‌ای هم داشتند. هر وقت تصمیم به کاری می‌گرفت، آن را انجام می‌داد.

 


در حال تشکیل گردانی از زنان برای اعزام به سوریه هستم/ بزرگترین آرزویم شهادت است/همرزمان شهید او را به خاطر جهاد سرزنش می کردند
شهید هادی کجباف

سؤال:: ماجرای مجروح شدن شهید کجباف در سوریه چگونه بود؟

 

یک روز بعد از عید فطر بود که به سوریه رفت و همانجا ماند تا این‌که 20 شهریور مجروح شد، زمانی که داشتند منطقه‌ای را در ریف دمشق پاک سازی می‌کردند، تیر به صورت اوریب خورده بود به سینه‌اش و از کمرش خارج شده بود. ریه حاجی پاره شد. آن‌جا یک بار عملش کردند و بعد از آن اعزامش کردند به ایران. این‌جا هم در بیمارستان تهران دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفت، هرکس می‌آمد عیادت، او را سرزنش می‌کرد. می‌گفتند تو دِین خودت را ادا کردی. در جنگ این همه مجروح شدی، دیگر وظیفه نداشتی به سوریه بروی. عرب‌های سوریه به ما چه ربطی دارند. در جواب، حاجی می‌گفت که سنگر ما آن‌جاست. ما الآن داریم با اسرائیل می‌جنگیم، اگر جلوی آن‌ها در آن‌جا گرفته نشود، باید منتظر باشیم در خیابان‌های ایران با آن‌ها بجنگیم.

 

می‌گفت که من باید برگردم. باید به سوریه بروم. کار نیمه‌تمام دارم. چون او در سوریه هم فرمانده بود. خودش زنگ می‌زد سوریه با آن حال بد با آن‌ها صحبت می‌کرد و آن‌ها را راهنمایی می‌کرد. خون در ریه‌اش لخته می‌شد نمی‌توانست بخوابد. نمی‌توانست غذا بخورد، اما می‌گفت می‌خواهم برگردم. تنها چیزی که به او گفتم این بود که یا من را با خودت ببر تا آن‌جا مواظبت باشم، یا بمان تا بهتر بشوی. گفت نمی‌شود تو را ببرم. آن‌جا دستم بسته می‌شود. دوباره به سوریه برگشت. از روزی که مجروح شده بود، تا روزی که دوباره برگشت، من دقیق حساب کردم 17 روز شد.

 

دشمن دنبالش بود. ما می‌دانستیم که دشمن دنبالش است. حتی آن روز هم که [در سوریه] از اتاق عمل او را بیرون آوردند، عکسش را گرفته بودند و در شبکه‌های خود این عکس را منتشر کرده بودند. ظاهراً میان آدم‌هایی که آن‌جا بودند داعشی‌ها هم بودند. کسی بود که دشمن را به تنگ آورده بود، یکی از خوشحالی‌هایی که دارم این است که دفعه اول شهید نشد؛ بعد از این‌که مدتی جنگید و خیلی از آن‌ها را به درک واصل کرد، به شهادت رسید.

 

در حال تشکیل گردانی از زنان برای اعزام به سوریه هستم/ بزرگترین آرزویم شهادت است/همرزمان شهید او را به خاطر جهاد سرزنش می کردند
شهید هادی کجباف

سؤال:: شما که همسر شهید کجباف بودید، چگونه دلتان آمد بعد از آن‌که مجروح شده، به او کمک کنید به سوریه برگردد؟ چرا مانع رفتنش نشدید؟

 

از همان اول که می‌خواست به سوریه برود به او گفتم که با هم می‌رویم. گفتم یک کاری هم به من در آن‌جا بدهید. مأموریتی که زن‌ها بتوانند از پس آن بر بیایند. من خیلی دوستش دارم. هنوز هم دوستش دارم. گاهی فکر می‌کردم شاید در ایران زنی وجود نداشته باشد که مانند من شوهرش را دوست داشته باشد. از همه کسم بیش‌تر دوستش داشتم. از بچه‌هایم از خانواده‌ام. ولی اسلام از دوست داشتن من مهم‌تر بود. حضرت زینب (س) از من و شوهرم مهم‌تر است. آدم باید بهترین چیزها را در راه خدا بدهد. بهترین‌ها را باید به درگاه خداوند تقدیم کنیم.

 

وقتی که امام حسین (ع) می‌خواست برود، مگر حضرت زینب (س) برادرش را دوست نداشت؟ مگر امام حسین (ع) پدر نبود؟ مگر علی‌اصغر و علی‌اکبر را دوست نداشت؟ ولی بعضی جاها آدم باید خودش را قربانی کند. شوهرش را و بچه‌هایش را باید قربانی کند. من حاضر بودم خودم هم بروم. گلایه‌ام از او این بود که چرا من را با خودت نمی‌بری. همیشه هم هر وقت زنگ می‌زد، می‌گفتم کاری برای من جور نشد؟ پس من را نمی‌بری؟ همه‌اش می‌گفت نه حالا تا بعد. گاهی بچه‌ها شکایت می‌کردند؛ من به آن‌ها می‌گفتم: مادر، آن‌جا مهم‌تر است. بابایت آن‌جا کار مهم‌تری را انجام می‌دهد. خدا در رأس همه چیز است. شوهرم که هیچ، بچه‌هایم را هم حاضرم قربانی کنم. خودم هم حاضرم بروم. باید اسلام زنده بماند.

 

سؤال:: شهادت ایشان چگونه بود؟ چه زمانی اتفاق افتاد؟

 

بعد از رفتنش، باز هم مجروح شد. یکی از عادت‌هایی که داشت، هر سال اربعین پیاده به کربلا می‌رفت. بعد از این‌که رفت سوریه بار دیگر بازگشت با این‌که مجروح بود، دوباره پیاده به کربلا رفت. گفتم زنجیر نزنی؛ گفت نمی‌زنم. بعد فهمیدم که زده. اول دی‌ماه دوباره رفت. با این‌که دو سه روز بعد از آن مراسم عقد پسرم بود، هرچه گفتم بمان، گفت نه باید بروم. ظاهراً بهمن ماه یک بار دیگر هم مجروح شده بود. ترکش به کتفش اصابت کرده بود. یک تیر از کنار پهلویش گذشته بود. این‌ها را دیگر نگذاشت که ما بفهمیم.

 

چون من شدید به او اصرار می‌کردم که من را با خودش به سوریه ببرد، یک برنامه گذاشت که به زیارت برویم. آن هم نه با هزینه دولت، بلکه به هزینه خودمان. با پسرهایم و دو تا عروس‌هایم و مادرم به سوریه رفتیم. بعد فهمیدیم که بار دیگر مجروح شده است، ولی چیزی به ما نگفته است. چند روزی آن‌جا بودیم. به زیارت رفتیم و مناطق آزاد شده را نشانمان داد. دوباره با خود ما برگشت چون قدری کار داشت. روز 20 فروردین بود. یک روز قبل از تولد حضرت زهرا (س)، هدیه روز زن را هم به من داد. بعد دوباره خداحافظی کرد و رفت. دیگر زنگ نمی‌زد، یا دیر به دیر زنگ می‌زد. گفتم چرا زنگ نمی‌زنی؟ گفت در منطقه بودم. دیگر می‌دانستم زنگ که نمی‌زند، منطقه است.

 

اوایل ماه رجب بود؛ فکر می‌کنم 21 فروردین. بعد از ظهر آن روز سایت‌های داعش اعلام کردند که هادی کجباف به دست ما افتاده است. او را از قبل شناسایی کرده بودند. بعد اعلام کردند که او را کشته‌اند. فامیل‌ها فهمیده بودند. به پسرم خبر دادند. او هم پیگیری کرده بود. چند تا از همرزمانش گفته بودند که این موضوع صحت دارد.

 

در حال تشکیل گردانی از زنان برای اعزام به سوریه هستم/ بزرگترین آرزویم شهادت است/همرزمان شهید او را به خاطر جهاد سرزنش می کردند
حاج قاسم سلیمانی در کنار شهید هادی کجباف

 

سؤال:: خبر را از طریق شبکه‌های اجتماعی متوجه شدید؟

 

بله. ساعت 3 بود که گفتند شهید شده است. فامیل آمدند خانه ما. شب سختی برایم بود. از یک جهت هم می‌گفتم خدا را شکر. شاید اولین بار باشد که این را می‌گویم؛ من همان موقع سجده شکر به جا آوردم. دیدم بزرگ‌ترین فضیلت و شرافت و رستگاری یک انسان شهادت است. خوشحال شدم که عزیزترین کسم به بالاترین مقام رسیده است. اگر هم گریه کردم، افسوس به حال خودم خوردم که رفیق نیمه‌راه شدم. دوست داشتم که با هم شهید بشویم. حتی سوریه که رفته بودیم، به شوخی به او گفتم من آمده‌ام تو را همسر شهید کنم. الآن هم چون دوستش دارم و می‌دانم خودش آرزویش شهادت بود و الآن خوشحال است، من هم خوشحال هستم.

 

سؤال:: درباره تحویل پیکر شهید کاری انجام شده است؟

 

ظاهراً که داعشی‌ها پیکر او را با خود برده بودند، چون او را می‌شناختند. نام حاجی هادی بود. روزی هم که ایشان شهید شد، روز قبل از شهادت امام هادی (ع) بود. ایشان روز تولد امام هادی (ع) هم به دنیا آمده بودند. متوجه شدم که دوستان و همرزمان حاجی برای بازگشت پیکر حاجی پیشنهاداتی را داده‌اند. به پسرم گفته بودند که ما یک میلیارد یا یک و نیم میلیارد حاضریم بدهیم تا پیکر را از آن‌ها پس بگیریم؛ یا تعدادی از اسرای آن‌ها را آزاد کنیم؛ یا این‌که عملیاتی را انجام دهیم تا پیکر را پس بگیریم. من از پسرم پرسیدم که شما به آن‌ها چه پاسخی دادید؟ گفت من به آن‌ها گفتم که نه، این کار را انجام ندهید. نه پول بدهید و نه اسیر آزاد کنید. به او گفتم احسنت بر تو که پسر خودم هستی.

 

حالا من می‌گویم که نه به آن‌ها پول بدهند، نه اسیر آزاد کنند، نه عملیاتی انجام بدهند. اولاً اگر ما پول بدهیم، آن‌ها این پول را دوباره در برابر مسلمانان به کار می‌گیرند. ما حاضر نیستیم حتی یک دلار از بیت‌المال این کشور به داعش داده شود. دوماً حتی یک نفر از داعشی‌ها را آزاد نکنید، چون دوباره هر کدام از آن‌ها دست به جنایت می‌زنند. گفتند ممکن است این اسیرها زن باشند. گفتم هیچ فرقی ندارد. حتی حاضر نیستم که یک زن مجروح را هم آزاد کنید. اگر عملیات برای پس گرفتن پیکر شوهر من است، من اجازه نمی‌دهم. اگر هدفتان در حمله، چیزی دیگری است حمله کنید، اما اگر هدف پیکر شوهر من است، نه من اجازه چنین کاری را نمی‌دهم. ما این پیکر را در راه خدا دادیم، چیزی را که در راه خدا دادیم پس نمی‌گیریم. ما تابع کربلا و روز عاشوراییم همان‌طور که مادر وهب سر فرزند خود را به سمت آن‌ها پرتاب کرد، من هم این پیکر را می‌گذارم پیش داعش بماند.

 

سؤال:: اگر می‌دانستید که داعش حرف‌های شما را میشنود، اگر می‌توانستید با آن‌ها صحبت کنید و حرفی به آن‌ها بزنید، به آن‌ها چه می‌گفتید؟

 

به آن‌ها می‌گویم که ما آماده‌ایم پشت سر کجباف حرکت کنیم و حاضریم آن‌ها را ریشه‌کن کنیم. از آن‌ها هم به هیچ عنوان نمی‌ترسیم، آن‌ها باید از ما بترسند. ما قدرتی داریم که آن‌ها ندارند. آن‌ها به اسرائیل تکیه کرده‌اند و هیچ بنیانی و اساسی ندارند. برد با ماست، چون خدا با ماست. من خودم هم آماده هستم.

 

سؤال:: بهترین خاطره‌ای که از شهید کجباف دارید، چیست؟

 

خاطراتی که با نوه‌هایم داشت. نوه‌ها را خیلی دوست می‌داشت و از بودن با آن‌ها لذت می‌برد. خاطره زیاد دارد، اما نمی‌دانم الآن کدام یکی را تعریف کنم.

 

در حال تشکیل گردانی از زنان برای اعزام به سوریه هستم/ بزرگترین آرزویم شهادت است/همرزمان شهید او را به خاطر جهاد سرزنش می کردند  // آماده انتشار
شهید کجباف در کنار حرم حضرت رقیه (س)

سؤال:: بدترین خاطره‌تان از شهید چه بود؟ دعوا هم می‌کردید؟

 

اگر بعضی اوقات بی‌طاقت و رنجور بود، تقصیر خودش نبود. او آدم کاملاً صبوری بود، اما به دلیل این‌که جنگ تأثیرات و صدمات زیادی را روی او گذاشته بود، بعضی وقت‌ها بی‌طاقت و بی‌صبر می‌شد. اما من تحمل می‌کردم. در مقابل او آرام میماندم تا او هم آرام بگیرد.

 

سؤال:: بعضی‌ها می‌گویند کسانی که شهید می‌شوند، انسان‌های ویژه‌ای هستند. آیا شما اعتقاد به این مسئله دارید؟

 

شهادت سردار نه اتفاقی و نه اشتباهی بود. خودش دوست داشت که رفت. شهادت انتخابی است. آن عقیده و ایمانی که در وجود شهداست آن‌ها را کمک می‌کند و البته خداوند هم آن‌ها را در این مسیر کمک می‌کند. کسی که پاهایش را در مسیر خداوند قرار بدهد خدا دست او را می‌گیرد.

 

سؤال:: بزرگ‌ترین آرزوی شما چیست؟

 

شهادت. من با امام (ره) و رهبر کبیر انقلاب پیمان بستم که در همه صحنه‌ها حضور داشته باشم. از همان موقع که 17 سال داشتم، آرزوی شهادت را داشتم. الآن هم اگر به این آرزو نرسم، فکر می‌کنم ضرر کرده‌ام. آرزوی دیگرم این است که مردم بدانند که برای چه این افراد رفتند. اگر این‌ها نبودند چه بر سر ایران می‌آمد. اگر امثال این آقا نبودند، کشور ما بدتر از افغانستان و پاکستان و سوریه و عراق می‌شد. این افراد بودند که ایستادند، آمریکا از این افراد می‌ترسند، آن‌ها از مردان شجاع و با ایمان و مجاهد می‌ترسند.

 

ما باید این مجاهدین را بشناسیم و حرمتشان را حفظ کنیم. مبادا خدایی ناکرده، با یک عملی که انجام می‌دهیم، دهن‌کجی نسبت به آن‌ها انجام بشود. این‌ها درست است که خودشان به مقامات بالایی رسیدند، ولی فدای بقیه هم شدند. مردم به جای این‌که ورزشکاران خارجی را بشناسند، این قهرمانان را بشناسند. آن خانم و آقایی که با امنیت در شهر می‌چرخند، بدانند مدیون چه کسانی هستند. همه اقشار جامعه مدیون این افراد هستند.


 
عکس/ "حاج قاسم" و زیارت مزار شهید مدافع حرم
ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۱  کلمات کلیدی: ایثار
این تصویر مربوط به زیارت قبر شهید مدافع حرم حضرت زینب(س) شهید «رضا کارگر برزی» توسط حاج قاسم سلیمانی می باشد.


 
نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه:
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۸  کلمات کلیدی: ایثار

رهبر انقلاب فرمودند شهدای مدافع حرم در زمان حیات خود از اولیاء الهی به شمار می‌روند

به گزارش مشرق، حجت الاسلام والمسلمین شیرازی شامگاه سه شنبه در مراسم بزرگداشت حجت الاسلام والمسلمین شهید محمدمهدی مالامیری نخستین شهید روحانی مدافع حرم که در مسجد اعظم برگزار شد، اظهار داشت: این طلبه شهید، مجاهدی رزمنده و عاشق اهل بیت(ع) بود.

وی با بیان اینکه بار دیگر روحانیت ثابت کرد همچنان در میدان جهاد و دفاع از ارزش ها و حرم فرزندان فاطمه زهرا(س) با تمام وجود ایستاده است، تصریح کرد: روحانیت در هر زمان و مکانی که اسلام نیاز به جهاد، مبارزه، تبلیغ دین و انگیزه بخشی به انسان ها را داشته باشد، با تمام وجود در صحنه حضور خواهد داشت.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با تاکید بر اینکه روحانیت از دین و ارزش ها دفاع می کند و از گذشتن جان نیز دریغ ندارد، افزود: برای روحانیت حفظ ارزش های اسلامی و حرم اهل بیت(ع)، تکلیف است.

*روحانیت اثبات کرد از مرگ نمی ترسد   

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی تصریح کرد: روحانیت در طول تاریخ شیعه خصوصا در عصر انقلاب اسلامی در دوران جنگ هشت ساله تا به امروز ثابت کرده است که از مرگ نمی ترسد و برای رسیدن به شهادت لحظه شماری می کند.

وی افزود: یکی از این افراد، شهید بزرگوار حجت الاسلام والمسلمین مالامیری بود که عاشق شهادت بود. در بیت تربیت شده این شهید، عشق به شهادت و اهل بیت(ع) موج می زند.

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی افزود: همسر این شهید در پاسخ به تسلیت بنده گفت «چیزی نیست همسرم فدای رهبر معظم انقلاب شد». این صبر و روحیه و استقامت تکلیف بنده و امثال حقیر را سنگین می کند.

*شهادت شهید مالامیری افتخار حوزه و روحانیت است

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با بیان اینکه برای حوزه های علمیه و خانواده شهید افتخار است که چنین فرزندی و عالمی را تربیت کرده اند، گفت: عالم ارزشمندی همچون شهید مالامیری در حوزه به تدریس کفایه و رجال می پرداخت و با تواضع و ساده زیستی همچون یک انسان معمولی و رزمنده عادی برای دفاع از دین و ارزش ها وارد میدان شد.

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی تصریح کرد: انسان وارسته ای نظیر شهید مالامیری به دلایلی نظیر عالم و دانشمند بودن برای شهادت پذیرفته می شود.

وی افزود: درجه این انسان عالم متعبد که برای احیای دین تلاش می کند و کسب علم و تدریس او برای احیای اسلام است، یک رتبه پیش از انبیا است.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با اشاره به احادیث ائمه معصومین(ع) مبنی بر اینکه عالمی که از دنیا می رود فرشتگان برای او گریه می کنند، تصریح کرد: اسلام با از دنیا رفتن علما دچار خدشه می شود که به این آسانی قابل جبران نیست.

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی با بیان اینکه شهید مالامیری عالم و دائم در حال تعلیم دادن بود، افزود: اگر یک عالم؛ مجاهد و رزمنده و شهید هم باشد اجر بسیار والایی دارد.

وی تصریح کرد: انسان مجاهد فی سبیل الله که آرزوی شهادت را دارد و برای بقای انقلاب و حفظ جبهه مقاومت، جان خود را کف دست می گیرد با یک عالمی که در حوزه بنشیند و دنبال از دفاع از دین و ارزش ها نباشد، برابر نیست.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با اشاره به دیدار مقام معظم رهبری با جمعی از خانواده شهدای مدافع حرم، اظهار داشت: رهبری در این دیدار گفتند، آیا در زمان حیات شهید خود به این نکته توجه داشتید که آن ها از اولیاء الهی به شمار می روند؛ ارزشی بالاتر از شهادت وجود ندارد که شهید مالامیری به این ارزش والا دست یافت.

*شهید مالامیری الگوی جوانان جبهه مقاومت است

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی تصریح کرد: شهید مالامیری الگو برای ما در نیروی قدس و جوانان قهرمان جبهه مقاومت بود.

وی با بیان اینکه حضرت علی(ع) برای دستیابی به توفیق شهادت لحظه شماری می کردند، ابراز داشت: به خانواده شهید مالامیری باید تبریک گفت که خداوند این افتخار را به فرزند آن ها اعطا کرد

*اجر و قرب شهدای مدافع حرم از منظر رهبری

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با جمعی از خانواده های شهدای مدافع حرم، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب تاکید کردند شهیدی که در سوریه، عراق و در هرمکان و زمانی شهید شده باشد همانند این است که جلوی درحرم امام حسین(ع) شهید شده است؛ چرا که اگر این شهیدان نبودند اثری از حرم اهل بیت(ع) نبود.

*تربیت شدگان حوزه، آماده جهاد و شهادت هستند

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی با اشاره به شهادت نخستین شهید روحانی مدافع حرم، ابراز داشت: این افتخار برای جامعه روحانیت و حوزه های علمیه می باشد که چنین شاگردانی تربیت کرده است که در هر عصر و زمان و مکان برای دفاع از ارزش ها و دین، آماده جهاد و شهادت هستند.

وی با اشاره به اظهارات همسر یکی از سرداران شهید مدافع حرم در مراسم بزرگداشت این شهید، اظهار داشت: همسر این شهید تاکید کرد هیچ انتظاری از نظام جمهوری اسلامی نداریم که پیکر شهید ما را بیاورد و حق ندارد یک ریال از بیت المال به دشمن بدهد یا اسیر دشمن را آزاد کند و نبردی را برای گرفتن پیکر این شهید شکل دهد.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه تصریح کرد: دشمنان اسلام، آمریکا، اسرائیل، انگلیس، کشورهای معاند انقلاب، جبهه النصره، داعش و جیش الحر بدانند، امروز روحیه مقاومت در عراق، سوریه، لبنان، یمن، افغانستان، مصر، پاکستان و حتی در قلب آمریکا و اروپا وجود دارد و تا این روحیه در جامعه ما و کشورهای حامی مقاومت زنده است، ملت ایران هیچ نگرانی ندارند و اطمینان خواهند داشت سوریه و عراق پیروز خواهند شد.

*به زودی پشت رژیم آل سعود به خاک مالیده خواهد شد

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی با اشاره به مقاومت ملت یمن، ابراز داشت: یمن با یاری خداوند پیروز خواهد شد و پشت دشمنان اسلام و رژیم آل سعود را به زودی به خاک خواهد مالید.  

حجت الاسلام والمسلمین شیرازی با اشاره به اینکه در کشور نیجریه که زمانی صد نفر شیعه وجود نداشت؛ امروز هزاران شیعه در این کشور وجود دارد، گفت: شیعه و غیرشیعه در روز قدس سال گذشته در شهرهای مختلف نیجریه برای دفاع از ملت فلسطین به راهپیمایی آمدند و در مقابل چشم رهبر جنبش اسلامی نیجریه، سه فرزند او را قطعه قطعه کردند و یک فرزند وی نیز جانباز شد.

وی با اشاره به دیدار مقام معظم رهبری با خانواده رهبر جنبش اسلامی نیجریه، اظهار داشت: مادر این سه شهید به رهبری گفت چند فرزند دیگر نیز دارم اما دعا کنید اول از همه آن ها، من فدای اسلام شوم.

نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه در پایان با بیان اینکه امام و ولایت با این دل ها چه کرده اند، خاطرنشان کرد: اگر شبانه روز برای این نعمت شکر کنیم، کم است.


منبع: خبرگزاری حوزه


 
پوستر/ شهدای تیپ فاطمیون
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۸  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، به منظور بزرگداشت شهدای تیپ فاطمیون در بهشت زهرای تهران، که فردا 17 اردیبهشت برگزار می گردد، پوستری زیبا شامل تصاویر 49 تن از شهدای این تیپ، طراحی و منتشر شده است که در زیر مشاهده می کنید.

علاقمندان به دریافت این پوستر با کیفیت بالا، میتوانند روی عکس کلیک نمایند:

پوستر/ شهدای تیپ فاطمیون


 
دلنوشته تک تیرانداز تیپ فاطمیون برای خدا + عکس
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۸  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش مشرق، شهید سلیم اقبالی تک تیرانداز تیپ فاطمیون و از مدافعان حرم در نبرد با تروریست های تکفیری جام شهادت را سرکشید و به دیدار حق شتافت. حالا دست‌نوشته‌ای از این شهید بزرگوار در اختیار اویس قرارگرفته که در آن به درد و دل با خداوند متعال پرداخته است.

"خدایا هدایتم کن تا ازت دور نشم

خدایا یاریم کن همیشه یادت باشم

خدایا رهایم نکن که بدون تو هیچم

خدایم راضیم به رضای تو و از تو یاری می‌جویم

خدایا نادانم خودت راهنماییم کن

خدایا طلب آمرزش دارم و با دین کامل از دنیا ببر و شهادت را نصیبم گردان

خدایا کاری کن که سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

آمین یا رب‌العالمین”IMG_20150505_213919 IMG_20150505_213926

*اویس


 
واکنش‎ها به سخنان حماسی «ام وهب انقلاب اسلامی» ادامه دارد
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٤  کلمات کلیدی: ایثار

همسر شهید کجباف: آنچه را در راه خدا دادیم پس نمی‎گیریم

 

 

و برای بازگرداندن پیکرش راضی به هیچ معامله‎ای نیستیم/

 

پناهیان: این همسر شهید یادآور «ام وهب» است، باید

 

در توصیفش هزاران بیت شعر

گروه معارف – رجانیوز: سخنرانی تاریخی و زینب گونه همسر شهید کجباف، شهید دلاور خوزستانی که در دفاع از حرم اهل بیت علیهم السلام ایراد شد، واکنش‎های متفاوتی را به دنبال داشته، به نحوی که در جدیدترین واکنش‎ها، حجت‎الاسلام پناهیان این سخنان را یادآور خاطره ام وهب‎ درمیدان کربلا توصیف کرده است.
 
وقتی پیام حماسی خانواده شهید کجباف را شنیدم، یاد کربلا و ام وهب افتادم. سر فرزند شهیدش را که دشمنان به خیمه‌گاه انداخته بودند، به میان دشمنان پرتاب کرد و آنان را تحقیر کرد. خدایا این قربانی را با اصحاب ابا عبدالله الحسین(ع) محشور کن که چنین خانواده شجاعی دارد و مایۀ اقتدار جبهه مظلوم مقاومت شده است.
 
به گزارش رجانیوز، همسر شهید کجباف در ابتدای مراسمی که برای یابود این شهید در اهواز برگزار شده بود، با توجه به درخواست تروریست‎ها برای معاوضه پیکر شهید در مقابله بهایی مشخص، از معامله پیکر شهید با تروریست ها خبر داد و گفت: «هیچگاه به خواسته دشمنان اسلام و شیعیان تن نمی‌دهیم و هیچ یک از اسیران آنها را با پیکر پاک شهیدانمان معاوضه نخواهیم کرد. ما پیکر عزیزمان را در راه خدا داده‌ایم و آنچه را که در این راه دادیم، پس نمی‌گیریم. 
شنیده‌ایم که برای تحویل شهید عزیزمان دشمن پیشنهاد هزینه‌ای گزاف داده است، ولی به عنوان خانواده شهید راضی به این کار نیستیم، حاضر نیستیم حتی یک ریال نیز برای تحویل پیکر پاک شهیدانمان به داعش پرداخت شود، چرا که داعش، این پول را علیه دیگر عزیزان ما به کار خواهد گرفت. اگر بناست پیکر شهید کجباف با گروگان‌های داعش عوض شود یا مبلغی ولو یک دلار از طرف دولت برای بازگشت پیکر شهید به تکفیری ها پرداخت شود تا تروریست ها با این پول علیه شیعه اقدام کنند به هچ وجه راضی نخواهم بود.»پ
 
 
انتشار این سخنان حماسی و شجاعانه همسر شهید کجباف، بازتاب گسترده‎ای در فضای مجازی و محافل مذهبی داشت.
در یکی از این واکنش‎ها حجت الاسلام علیرضا پناهیان متن کوتاهی را به این همسر شهید و خانواده‌اش تقدیم کرد. وی در پیام خود خطاب به همسر و خانواده این شهید نوشت:
« وقتی پیام حماسی خانواده شهید کجباف را شنیدم، یاد کربلا و ام وهب افتادم. سر فرزند شهیدش را که دشمنان به خیمه‌گاه انداخته بودند، به میان دشمنان پرتاب کرد و آنان را تحقیر کرد. خدایا این قربانی را با اصحاب ابا عبدالله الحسین(ع) محشور کن که چنین خانواده شجاعی دارد و مایۀ اقتدار جبهه مظلوم مقاومت شده است. 
جا دارد در تقدیر از این همسر گرامی شهید سروده‌ها سرداده شود و به عنوان الگوی انقلابی‌گری و مجاهدت به تمام جهانیان نشان داده شود. خانواده‌های شهدا همیشه اینچنین تضمین کننده تداوم حماسۀ شهیدان بوده‌اند و خواهند بود و راهی را که پر رهرو خواهد بود، پرفروغ نگه می‌دارند.»

گفتنی است پیش از این نیز خانواده سردار شهید اسکندری که در دفاع از حرم زینب کبری سلام الله علیها در سوریه به شهادت رسیده و سر از بدنش جدا شد، با اعلام درخواستی مشابه، عدم رضایت خود را با پرداخت هر گونه هزینه و یا اسیر برای باز پس گیری پیکر شهیدشان اعلام کرده بودند

سرود


 
سپاه پاسداران مراسم گرامیداشت شهدای مقاومت و دفاع از عتبات را برگزار می‌کند
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۳  کلمات کلیدی: ایثار

روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه‌ای از آحاد ملت ایران برای شرکت در مراسم گرامیداشت شهدای اخیر مقاومت اسلامی و دفاع از عتبات عالیات در عراق و سوریه دعوت بعمل آورد.

خبرگزاری فارس: سپاه پاسداران مراسم گرامیداشت شهدای مقاومت و دفاع از عتبات را برگزار می‌کند

به گزارش خبرگزاری فارس، روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه‌ای از آحاد ملت ایران برای شرکت در مراسم گرامیداشت شهدای اخیر مقاومت اسلامی و دفاع از عتبات عالیات در عراق و سوریه (در روز سه شنبه 15 اردیبهشت ماه) دعوت بعمل آورد.
در بخشی از این اطلاعیه آمده است: تردیدی نیست خون‌های پاک شهیدان مقاومت اسلامی و مدافعان حرمین آل الله ( علیهم السلام) در سرزمین عراق و سوریه و دیگر بلاد اسلامی در آینده نزدیک طومار حیات ننگین داعش و گروهک‌های تروریستی- تکفیری تحت فرمان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ارتجاع منطقه را درهم خواهد پیچید.
این اطلاعیه افزوده است: ملت شریف و شهید پرور ایران اسلامی با حضور پر شور خود در آئین گرامیداشت شهیدان والا مقام حجت الاسلام والمسلمین محمد مالامیر کجوری، سید جلال حبیب الله پور، هادی کجباف، روزبه هلیسایی و حبیب جنت مکان که در دفاع از عتبات عالیات و مقاومت جانانه برابر تروریست‌های منفور و جنایتکار داعش به شهادت رسیدند، نشان خواهند داد که همچنان در خط مقدم حمایت از جبهه مقاومت اسلامی منطقه و پرچمدار بیداری اسلامی هستند.
دراین اطلاعیه با دعوت از اقشار و آحاد مختلف مردم تهران برای شرکت در این مراسم آمده است: مراسم بزرگداشت شهدای اخیر مدافع حرمین ال الله (ع) از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور مقامات و شخصیت‌های لشکری و کشوری، خانواده معظم شهداء و اقشار و آحاد مختلف مردم و سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین علی شیرازی (نمایندگی ولی فقیه در نیروی قدس سپاه) در روز سه شنبه مورخ 94/2/15 از ساعت 17 الی 19 در مسجد ولی عصر (عج) واقع در خیابان خالد اسلامبولی( وزراء) جنب پارک ساعی برگزار می‌شود.


 
فیلمی کوتاه از سردار شهید حمید تقوی در سامرا
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۳  کلمات کلیدی: ایثار

فیلمی کوتاه از سردار شهید حمید تقوی در سامرا

 


 
در آغوش یار...
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱۳  کلمات کلیدی: ایثار

در آغوش یار...

لحضات غم انگیز از جان دادن یک رزمنده عراقی در آغوش دوست خود



 
اولین روحانی شهید مدافع حرم +عکس
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، «حجت الاسلام محمدمهدی مالامیری» معروف به «ابوقاسم» یکی از روحانیون شهر مقدس قم در دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) در سوریه به شهادت رسید.

«حسن شمشادی» خبرنگار واحد مرکزی خبر با اعلام شهادت این روحانی اعلام کرد که ایشان در منطقه بصری الحریر استان درعا در سوریه، به شهادت رسید.

وی افزود: زمان شهادت حجت الاسلام مالامیری سه روز پیش بوده است.

جمهوری اسلامی ایران بار‌ها تاکید کرده در اقدامات نظامی در عراق و سوریه مشارکت نخواهد کرد اما همچنان به ارائه مشاوره دفاعی و ارسال کمک‌های انسان دوستانه به این دو کشور در مبارزه با داعش ادامه می‌دهد.

ایران از‌‌‌ همان آغاز پیشروی‎های داعش در عراق نسبت به بسیج فوری نیروهای مردمی در این کشور اقدام کرد و شماری از جوانان ایرانی نیز به صورت داوطلب در جنگ با تکفیری‌ها و دفاع از مقدسات اسلامی به عراق رفته‌اند.

اولین روحانی شهید مدافع حرم +عکس
شهید مهدی مالامیری معروف به (ابوقاسم) شب قبل از عملیات، در کنار دیگر مدافعان حرم‌، در حال حنا بندان


 
پیکر 5 شهید مدافع حرم در قم تشییع شد
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، ظهر امروز با حضور پرشور قشرهای مختلف مردم استان قم پیکر پنج تن از شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) در شهر مقدس قم تشییع و به خاک سپرده شدند.

مراسم تشییع این شهدا از مسجد امام حسن عسکری (ع) تا حرم حضرت معصومه (س) و با حضور مردم همیشه در صحنه شهر مقدس قم و پاکستانی‌های مقیم استان قم برگزار شد.

پس از مراسم تشییع نماز میت توسط حجت الاسلام موسوی بر بدن این پنج شهید قرائت شد و سپس در قطعه شهدای مدافع حرم واقع در بهشت حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شدند.

شهید هادی حسین، شهید سید رضی شاه، شهید نوروز علی درویش، شهید طاهر حسین، شهید شهادت علی پنج تن از شهدای مدافع حرم بودند که توسط گروه‌های تکفیری به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
منبع: تسنیم

 
شهادت دو تن از فرماندهان ایرانی مدافع حرم در سوریه ....
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱  کلمات کلیدی: ایثار

سرداران شهید حاج «هادی کجباف» و حاج «حسین بادپا»ظهر روز یکشنبه 30 فروردین طی عملیاتی که در منطقه "بصر الحریر" استان درعا صورت گرفت به مقام رفیع شهادت نایل آمدند...

افسران - شهادت دو تن از فرماندهان ایرانی مدافع حرم در سوریه ....


 
جوانمردی شهید محمودرضا بیضایی در مقابل تروریست اسیر
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۸  کلمات کلیدی: ایثار

جوانمردی شهید محمودرضا بیضایی در مقابل تروریست اسیر

شهید محمودرضا بیضایی مانع کتک زدن تروریست اسیر شده توسط سربازان ارتش سوریه میشود.


 
گریه کودک شهید مدافع حرم برای تصویری از پدر
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار

گریه کودک شهید مدافع حرم برای تصویری از پدر


 
آخرین فیلم شهید مدافع حرم شهید مهدی صابری
ساعت ٤:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار

آخرین فیلم شهید مدافع حرم شهید مهدی صابری

به گزارش اویس، شهید مهدی صابری ۱۴ فروردین‌ماه سال ۱۳۶۸ در مشهد مقدس متولد شد. شهید و خانواده‌اش پس از مدتی به قم نقل‌مکان کردند و دوره نوجوانی را در این شهر مقدس سپری کرد. دوره جوانی را با قبول شدن در رشته زمین‌شناسی کاربردی دانشگاه شروع کرد. با هجوم تروریست های تکفیری به حرم حضرت زینب (س) برای جهاد به سوریه سفر کرد و به تیپ فاطمیون پیوست. او پس از مدتی گردانی با نام حضرت علی‌اکبر (ع) تأسیس کرد. گردانی که با آن آسمانی شد

 


 
مراسم بزرگداشت هفتمین روز شهادت سردار توسلی
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش رجانیوز، مراسم بزرگداشت هفتمین روز شهادت سردار عاشورایی تیپ فاطمیون و جانشین تیپ شهید ابوحامد فردا پنج شنبه راس ساعت ۱۵:۱۵ برگزار می گردد.

این مراسم با سخنرانی آیت الله قرهی و همچنین مداحی حاج عبدالرضا هلالی روز پنج‌شنبه در حسینیه هنر دانشگاه تهران واقع در خیابان ۱۶آذر رو به روی درب دانشگاه تهران برگزار می شود.


 
شهید شعله ها + تصاویر و مستند
ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار

شهید شعله ها روایتی از شهید راه امنیت ستوان دوم هادی جوان دلاور است که یک سال پیش در چنین روزهایی برای حفظ امنیت ما، مشغول خدمت بود، او از طرف چند شرور در شب چهارشنبه سوری مورد اصابت مواد محترقه قرار گرفت و پس از تحمل دوماه جانبازی در اثر شدت جراحات به درجه ی رفیع شهادت رسید.

شهید شعله ها + تصاویر و مستند

 

 

 

 

 

 

به گزارش تا شهدا؛ سنت ها و مناسبت های دینی و ملی همواره در جامعه جاری، و مورد توجه مردم بوده اند. سنت های ملی همواره از جانب شرع بررسی و با حذف جوانب خرافی مورد تأیید قرار می گرفتند. برای مثال نوروز باستانی که از جمله اعیاد ایرانیان قبل از اسلام است. همواره مورد تأیید و اجرای عالمان و ائمه ی دین بوده است و حتی جوانب مثبت آن مانند صله رحم، نیکوکاری و ... مورد تشویق قرار گرفته است. اما سنتی زیبا و آرام همچون چهارشنبه ی آخر سال که با سر زدن به بزرگان فامیل، خواندن حافظ و ... همراه بوده است، امروز به عنوان یکی از بزرگترین معضلات جامعه در پایان هر سال مطرح می شود. روزی سرشار از آتش و خون و ترس و هم همه که تنها نتیجه آن شب، صبحی همراه با کشتگان و مجروحان حاصل از سوختگی و ترس است. صبحی که در آن داغ های بسیاری بر دل های منتظر می ماند و زردی بی احتیاطی به سرخی خون مبدل می گردد.

در این میان خادمان جامعه در نیروی انتظامی جهت کنترل هرچه بیشتر و به حداقل رساندن آسیب ها، همواره پناهی برای مردم در این شب بوده و هستند. یکی از این پناه گاه های بزرگوار شهیدی است که یک سال پیش در چنین روزهایی برای حفظ امنیت ما، مشغول خدمت بود،  او از طرف چند شرور در شب چهارشنبه سوری مورد اصابت مواد محترقه قرار گرفت و پس از تحمل دوماه جانبازی در اثر شدت جراحات به درجه ی رفیع شهادت رسید.

 

آری! نامش هادی بود هادی جوان دلاور در فصل پائیز یازدهم آذر 1363 در شهر تهران چشم به جهان گشود.

دوران تحصیل خود را تا مقطع دیپلم با موفقیت طی نمود و پس از آن به خدمت مقدس سربازی اعزام گردید.

 بعد از پایان خدمت به علت علاقه فراوانی که برای خدمت به جامعه و مردم داشت به استخدام نیروی انتظامی درآمد و در کنار فعالیت شغلی خویش اقدام به تحصیل در دانشگاه و در رشته و علوم قضائی نمود و با فارغ التحصیل شدن در این رشته موفق به اخذ درجه افسری گردید.

در بیست و هشتم دی ماه 92 تصمیم به ازدواج گرفت اما متاسفانه به علت حادثه دلخراشی که در آخرین سه شنبه سال 92 تهران و در حین انجام ماموریت محوله با برخورد مواد محترقه با مجروحیت شدیدی روبرو شد و فرصت زندگی مشترک را نیافت و بعد از حدودا دوماه بستری شدن در بیمارستان و تحمل مجروحیت در سپیده دم 24 اردیبهشت 93 و در نیمه ماه مبارک رجب، مصادف با رحلت حضرت زینب (س) ندای حق را لبیک گفت و سرافرازانه به درجه رفیع شهادت رسید و عاشقانه به محضر مولایش حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نائل گردید.

شادی روح شهید هادی جوان دلاور صلوات.

 

============

گزارش از ح. امیری

============

 

شهید هادی جوان دلاورشهید هادی جوان دلاورشهید هادی جوان دلاورشهید هادی جوان دلاورشهید هادی جوان دلاورشهید هادی جوان دلاورشهید هادی جوان دلاور

 

شهید هادی جوان دلاور

 

مستند شهید هادی جوان دلاور


 

برای پخش بهتر مستند آن را دانلود کنید.

دانلود کردن (58.7 MB)


 
فیلم منتشر نشده از شهید مدافع حرم حاج عباس عبدالهی
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٦  کلمات کلیدی: ایثار

حاج عباس عبداللهی در روزهای اخیر در سوریه و در دفاع از حرم اهلبیت(ع) جام شیرین شهادت را سر کشید.

در لینک زیر می توانید فیلمی منتشر نشده از این شهید را که در فروردین ماه امسال در منطقه جنگی شلمچه روایتگری می کند را ببینید...

 فیلم منتشر نشده از شهید مدافع حرم حاج عباس عبدالهی
 

 

برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید


 
جوان گیلانی مدافع حرم به خیل شهدا پیوست
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، مراسم تشییع پیکر پاک مدافع حرمین عسکریین پاسدار شهید فرهاد خوشه بر، همزمان با ایام حزن و اندوه بی بی دو عالم، فاطمه الزهرا(س)در شهرستان لنگرود برگزار می‌شود.

شهید «خوشه بر» از جوانان ولایی روستای کوشالشاه لنگرود بود که شامگاه یکشنبه ۱۰ اسفند در جوار حرمین عسکریین عراق به شهادت رسید.
منبع: ایسنا

 
عکس/مزار مدافع حرم در وادی‌السلام
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، شهید هادی ذوالفقاری از رزمندگان مدافع حرم چندی پیش در دفاع از مقدسات در شهر سامرا به شهادت رسید و بنابر وصیتش در قبرستان وادی السلام نجف به خاک سپرده شد.

منبع: رجا

 
عکس/خداحافظی هنرمندِ مسلح از حضرت زینب(س)
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، عکسی که می بنید، روز 29 بهمن ماه 93 در کنار ضریح مرقد مطهر "حضرت زینب(س)" گرفته شده است. تابوتی که در عکس دیده می شود، حامل پیکر شهید "حسن عبدالله" است که پیش از انتقال به زادگاهش در لبنان، برای آخرین وداع با "عقیله بنی هاشم(س)" به حرم مطهر ایشان آورده شده است.

"حسن عبدالله" کارگردان تلویزیونی شبکه "المنار" بود که این شبکه به "حزب الله لبنان" تعلق دارد. وی داوطلبانه هم در میان رزمندگان "حزب الله" به دفاع از حرم "حضرت زینب(س)" در برابر تروریست های وهابی حاضر می شد و هم به ثبت مجاهدت های نیروهای "مدافع حرم" می پرداخت.

"حسن عبدالله" در 29 بهمن، هنگامی که در شمال شهر "حلب" مشغول فیلمبرداری از محاصره ظالمانه "نبل والزهرا" توسط تروریستها، مورد هدف قرار گرفت و به شهادت رسید.
شادی روح پاکش صلوات

عکس/خداحافظی هنرمندِ مسلح از «حضرت زینب(س)»
منبع: جهان

 
شهادت یکی دیگر از مدافعان حرم + عکس
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، سروان پاسدار «محمد صاحبکرم اردکانی» روز گذشته در دفاع از حریم آل الله و مقابله با تروریست‌های تکفیری آسمانی شد و درجه رفیع شهادت نائل آمد.

این شهید والامقام اهل شیراز، محله آستانه (سیدعلاالدین حسین ابن موسی الکاظم(ع)) بود.

در پی شهادت این مدافع حرم سرهنگ دوم پاسدار مرتضی خسروانی فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه سپیدان پیام تسلیتی به شرح زیر صادر کرد:

بسم رب الشهداء و الصدیقین

یک نوکر ارباب جان داده یا رب برس به داد او به حقّ زینب
عبد گرفتار حسین زهرا آمد به دیدار حسین زهرا

پل شهادت اصلیترین وسیله رسیدن به معبود است که شهدای گرانقدر با عبور از این گذرگاه درخشان برای همیشه جاویدان باقی می‌مانند و عزت و سربلندی را برای ملت شریف ایران به جای گذاشته و ثبات و استمرار خط سرخ حسین(ع) را با خون خود تضمین نمودند و راه شجاعت را به ما آموختند.

بار دیگر یکی از مردان الهی و هم تبار عاشورائیان به فیض عظیم شهادت نائل آمد و روح پاکش با ارواح شهیدان والامقام خصوصاً حضرت آقا سید الشهداء(ع) در ملکوت اعلی ماوی گزید و از روزی الهی بهره‌مند گردید.

شهادت سروان پاسدار محمد صاحبکرم، مدافع سرافراز حرم حضرت زینب سلام الله علیها و سرباز سبز پوش میدان‌های جهاد و شهادت و مجاهد محبوب عرصه‌های نبرد نور علیه ظلمت را از طرف سبزپوشان سپاه اسلام به رهبر عزیز انقلاب حضرت امام خامنه‌ای، ملت اسلامی ایران و خانواده این شهید بزرگوار تبریک و تسلیت عرض می‌نمایم.

والسلام
۱۲ اسفند ۱۳۹۳
سرهنگ دوم پاسدار مرتضی خسروانی
فرمانده ناحیه مقاومت بسیج سپاه سپیدان

جمهوری اسلامی ایران ایران بار‌ها تاکید کرده در اقدامات نظامی در عراق و سوریه مشارکت نخواهد کرد اما همچنان به ارائه مشاوره دفاعی و ارسال کمک‌های انسان دوستانه به این دو کشور در مبارزه با داعش ادامه می‌دهد.


سروان پاسدار اردکانی آسمانی شد +عکس
منبع: ابنا

 
تشییع پیکر 4 شهید مدافع حرم در قم + تصاویر
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش مشرق، پیکر پاک «مهدی صابری»، «سیدناصر حسینی»، «حبیب‌الله حیدری» و «احمد رجبی» چهار شهید افغانی مدافع حرم حضرت زینب(س)، بعد از ظهر امروز جمعه 15 اسفندماه مصادف با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) از مسجد امام حسن عسکری(ع) به طرف آستان مقدس حضرت معصومه(س) تشییع شد.

در این مراسم جمعی از مسئولان نظامی و انتظامی، خانواده معظم شهدا و ایثارگران، اتباع افغانی مقیم قم و اقشار مختلف مردم قم حضور داشتند.

این شهدای والامقام از اعضای تیپ فاطمیون (در سوریه) بودند که در درگیری با گروه‌های تکفیری ـ تروریستی برای دفاع از اماکن مقدس شیعه به ویژه حرم حضرت زینب و حضرت رقیه سلام الله علیهما به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

پیکر این چهار شهید مدافع حرم پس از اقامه نماز به امامت حجت‌الاسلام والمسلمین موسوی، در حرم مطهر بانوی کرامت با مدیحه سرایی «هادی خادم الحسینی» و اذکار "لبیک یا حسین(ع)"، "لبیک یا زینب(ع)" و "یا زهرا(س)" تشییع شد.

سرانجام پیکر مطهرشان در قطعه شهدای مدافعان حرم بهشت معصومه(س) در آغوش خاک آرام گرفت.

گفتنی است، روز گذشته ـ پنجشنبه 14 اسفندماه ـ نیز مراسم تشییع پیکر مطهر شهیدان «علیرضا توسلی (با نام جهادی ابوحامد)» فرمانده، «رضا بخشی (با نام جهادی فاتح)» جانشین، «سیدمحمود حکیمی»، «جاوید یوسفی»، «نعمت‌الله نجفی»، «سیدقاسم سادات» و «سیدحسین حسینی» از رزمندگان تیپ فاطمیون مدافع حرم حضرت زینب(س)، با حضور گسترده مردم از مهدیه مشهد تا حرم مطهر رضوی(ع) برگزار شد.

منبع: ابنا

 
عکس/جاروکشی شهید در پیاده‌روی اربعین
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، حدود 40 روز قبل، بسیجی دلاورِ کرمانشاهی، «مهدی بیژن نوروزی بهاری» در دفاع از حرمین شریفین «سامراء» به تیرِ کینه ی «مزدوران سعودی» و پیروان «اسلام آمریکایی» در خون خویش غلتید.

در تصویر، او را در حال جارو زدن راه مادری در مسیر پیاده روی اربعین مشاهده می کنید.
عکس/جاروکشی شهید در پیاده روی اربعین


 
تصاویر/ خداحافظی غریبانه با یک «فاطمی»
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، ظهر امروز، پیکر در خون طپیده‌ی مدافع حرم بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) شهید «نقیب الله هزاره» در گلزار شهدای بهشت زهرای تهران، تشییع و تا روز ظهور مولایش، به امانت گذاشته شد.  «نقیب الله هزاره» فرزند «کرامت الله» از رزمنده گان سرفراز «تیپ فاطمیون» بود که چند روز قبل در نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» برای دفاع از حرمِ عقیله ی بنی هاشم و بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) خلعت شهادت پوشید.

آن چه پیش رو دارید، گزارشی است تصویری از مراسم تدفینِ غریبانه‌ی این «مدافع حرم»(حاضران در این مراسم به صد نفر نمی رسیدند که همه‌گی از بسته گان و خویشان شهید بودند). خداوند کوتاهی های همه ی ما را ببخشاید:

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات

 

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»

تصاویر/ خداحافظی با یک «فاطمی»





 
حاح عباس هم رفت . . . .
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار

حاح عباس هم رفت . . . .

افسران - حاح عباس هم رفت . . . .


 
تصاویر منتشر نشده از شهید مدافع حرم حاج عباس عبدالهی
ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار

افسران - تصاویر منتشر نشده از شهید مدافع حرم حاج عباس عبدالهی

dsc03939

1_3

dsc03817


 
شهید حاج عباس عبداللهی
ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٧  کلمات کلیدی: ایثار

شهید حاج عباس عبداللهی

افسران - شهید حاج عباس عبداللهی


 
روایتی از زندگی طلبه شهید "حسن یزدانی"
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥  کلمات کلیدی: ایثار

«حاج قاسم» این شهید را قهرمان والفجر8 نامید

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، طلبه شهید "حسن یزدانی" در تابستان 1348 در شهر کرمان متولد شد. قبل از 6 سالگی، قرآن را نزد مادر بزرگ خود آموخت. از 6 تا 11 سالگی دوران ابتدایی را بدون مشکل سپری کرد. پس از طی دوران راهنمایی، برای تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه کاشان رفت. در تابستان یک سال بعد، تصمیم گرفت به جبهه برود. با اصرار او، پدر و مادر راضی شدند به واحد اطلاعات عملیات لشکر 41 ثارالله بپیوندد. او در عملیات والفجر 8 بخوبی درخشید و با حماسه 30 بارعبور از اروند، این رود وحشی را مسخر اراده‌ی پولادین خود کرد. حسن یزدانی در این عملیات، شیمیایی شد و پس از بستری در بیمارستان امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس به کاروان شهادت پیوست.

لقمه حلال

یکی از عواملی که باعث رشد دینی و معنوی حسن و سایر برادرانش شده بود، اعتقاد راسخ پدرشان به لقمه‌ی حلال بود. مرحوم حاج اکبر یزدانی وقتی می‌خواست خمس پرداخت کند، بیشتر پرداخت می‌کرد که اگر جایی چیزی شبههناک خورده باشند، از گردنشان ساقط شود.

در ده سالگی نماز می‌خواند

از ده سالگی نماز می‌خواند و نمیه شب‌ها به مناجات با خدا می‌پرداخت، درحالی که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود. او روح و روانش را اینگونه آراست.

هرکس توانایی رفتن به جبهه دارد، برود

سیزده ساله بود که برای رفتن به جبهه پافشاری کرد. به او گفتند: حالا زود است؛ فعلاًدرس بخوان. گفت: امام فرموده‌اند هرکس توانایی رفتن به جبهه را دارد، باید برود.

جبهه دانشگاه عملی احادیث محمد(ص) است

پس از اتمام دوره‌ی راهنمایی، به حوزه‌ی علمیه کاشان رفت پس از یک سال که آنجا تحصیل کرد، عازم جبهه شد. پدر به او گفت: بهتر است درس و حوزه را ادامه دهی و احادیث محمد وآل محمد را بیشتر بخوانی. گفت: جبهه دانشگاه عملی احادیث محمدوآل محمد(ص) است.

کم‌حرفی

کم حرف، پرکار، خوش مشرب، با معرفت و با حیا بود. تا از او سوال نمی‌شد، صحبت نمی‌کرد. قبل از بررسی اولیه، از قبول یا رد یک پروژه جدید امتناع می‌کرد. با آرامش و متانت خواهش می‌کرد اجازه دهند موضوع را بررسی کند.

دقیق و سنجیده سخن می‌گفت

وقتی در جلسات، موقعیت را تشریح می‌کرد، به قدری دقیق و سنجیده سخن می‌گفت که فرمانده لشکر(حاج قاسم سلیمانی) با قطع و یقین روی گزارش او کار را انجام می‌داد.

نماز شبش قضا نمی‌شد

نسبت به رفتار خود، بسیار مراقبت داشت. اگر یک شب نماز شبش  قضا می‌شد، برمی‌گشت و اعمال روز گذشته خود را مرور می‌کرد.

30بار عبور از اروند

اروند همیشه وحشی و پرتلاطم بود. بطوری که اگر یک تیرآهن را با طناب روی آب می‌انداختی جزر و مد آب، آنرا از مسیر خود منحرف می‌کرد. آقا حسن، اروند را تسلیم اراده‌ی خود کرد و با ایمان و صلابت، 30 بار از اروند عبور کرد و به شناسایی خطوط دشمن رفت.

اولین کسی که به ساحل دشمن رسید

 شب عملیات والفجر 8 که با رمز یا زهرا(س)‌ شروع شد. بچه‌ها به آب می‌زنند. طوفانی سهمگین آب را فرا می‌گیرد و بچه‌ها را بالا و پایین می‌برد. بچه‌ها با صدای بلند یا زهرا(س)‌ می‌گویند. بیم آن می‌رود با سر و صدای بچه‌ها عملیات لو برود. حسن مانند شیر می‌غرد، شنا می‌کند و به طرف ساحل دشمن می‌رود و اولین کسی است که به ساحل دشمن می‌رسد و فریاد می‌زند: "حضرت زهرا(س) را دیدید که چگونه بچه‌های اسلام و قرآن را از امواج سهمگین نجات داد".

حاج قاسم سلیمانی در مورد او می‌گوید:

حاج قاسم سلیمانی در مورد او می‌گوید: حسن یک طلبه‌ی 17 ساله و قهرمان عملیات والفجر8 بود.او یک طلبه‌ی قوی الروح و اولین کسی بود که پیشتاز و پیشگام و داوطلب عبور از اروند بود. او پیشنماز لشکر بود. او 30 بار در اروند شنا کرد و به دل دشمن زد. آنها را شناسایی کرد و برای لشکر، اطلاعات آورد. با توجه به اینکه اروند رودخانه‌ی وحشی نام دارد و کمتر کسی این شجاعت و توکل را دارد که از آن عبور کند، حسن با اراده‌ای قوی 30 بار در والفجر 8 این کار را انجام داد. ما بعد از شهادتش به این موضوع فکر می‌کردیم، که آیا آن سالهایی که ما پشت سر حسن، نماز جماعت می‌خواندیم، او اصلاً به سن تکلیف رسیده بود؟

شیمیایی شدن

23 بهمن 64 مقر بچه‌های اطلاعات توسط دشمن، بمباران شیمیایی شد. حسن سریعاً خود را به مقر رسانده و با کمک دیگران، بچه‌ها را از زیر آوار بیرون می‌آوردند. در اثر این امداد رسانی، دچار مصدومیت شدید شیمیایی می‌شود.

روزهای آخر عمرش همه‌ی هم و غم او، نماز اول وقت بود

در بیمارستان امام رضا(ع) در مشهد مقدس بستری بود. روزهای آخر زندگی دنیایی را سپری می‌کرد. در این روزها فقط سفارش نماز را می‌نمود. همه‌ی هم و غم او، نماز اول وقت بود.
منبع: دفاع پرس

 
عکس/ مراسم گرامیداشت سردار شهید حسینی مقدم
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٤  کلمات کلیدی: ایثار
مراسم گرامیداشت شهید مدافع حرم سردار محمد رضا حسینی مقدم با حضور سردار قاآنی، جانشین فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران در مشهد برگزار شد.


 
عکسی دیده نشده از «رضا» و «رسول»
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۱  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «رضا کارگر برزی» به تاریخ اول مرداد ماه 1358 شمسی در «نظرآباد»(از توابع «کرج») و «محمدحسن(رسول) خلیلی» 7 سال بعد، به تاریخ 20 آذر ماه 1365 شمسی در تهران متولد شدند. سرنوشت این دو جوان، در یگان های مدافعانِ حرم «بانوی مقاومت» «حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)»  به هم گره خورد.

«رضا» و «رسول» در میدان نبرد با سرسپرده‌گانِ «اسلام آمریکایی» و مزدورانِ «سعودی» برای دفاع از حرمِ «بانوی مقاومت» به فاصله 110 روز از یک دیگر، بال در بال ملائک گشودند و میهمان سفره‌ی اربابشان شدند.
ابتدا، «رضا کارگر برزی» به تاریخ 10 مرداد 1392 شمسی و سپس «رسول خلیلی» به تاریخ 27 آبان 1392 شمسی، پای بر بساطِ «عندربهم یرزقون» نهادند.
نمایی که پیش رو دارید، آن دو عزیز را در یک قاب، به ثبت رسانده است. نفری که دست زیر سرش دارد، «رضا» و نفرِ پشت سر او، «رسول» است.

روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازشان صلوات


عکسی دیده نشده از «رضا» و «رسول»


 
گلی دیگر در سامرا پرپر شد+عکس
ساعت ۸:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، سیدرضا حسینی مقدم، روز گذشته شنبه 18 بهمن‌ماه در شهر سامرا به شهادت رسید.

گلی دیگر در در سامرا پرپر شد+عکس

این شهید بزرگوار برای مقابله با تروریست‌های تکفیری و داعش در شهر سامرا و در جوار مرقد مطهر امام عسکری(ع) به شهادت رسیده است.
گلی دیگر در در سامرا پرپر شد+عکس

«محمد رضا حسینی مقدم» از جانبازان هشت سال دفاع مقدس در دفاع از حرم مطهر امامین عسکریین(ع) و درگیری با تروریست‌های تکفیری داعش به شهادت رسیده است.

طبق وصیت این شهید والامقام در قبرستان وادی السلام شهر نجف اشرف به خاک سپرده شد.

جمهوری اسلامی ایران بار‌ها تاکید کرده در اقدامات نظامی در عراق و سوریه مشارکت نخواهد کرد اما همچنان به ارائه مشاوره دفاعی و ارسال کمک‌های انسان دوستانه به این دو کشور در مبارزه با داعش ادامه می‌دهد.

ایران از‌‌ همان آغاز پیشروی‎های داعش در عراق نسبت به بسیج فوری نیروهای مردمی در این کشور اقدام کرد و شماری از جوانان ایرانی نیز به صورت داوطلب در جنگ با تکفیری‌ها و دفاع از مقدسات اسلامی به عراق رفته‌اند.

پیش  از این شهدایی مانند شهید تقوی که مستشار نظامی ایران در سامرا بود توسط تک تیراندازان داعشی در شهر سامرا در دفاع از حرم امام حسن عسکری(ع) به شهادت رسیده بودند.
منبع: تسنیم

 
گلستانِ ایران، گلی دیگر به آستانِ «آل الله» هدیه کرد+تصاویر
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار
گروه جهاد و مقاومت مشرق - با شهادتِ «سید احسان» برای دومین بار، عطر دل انگیزِ مدافعانِ حرمِ زینبی، در استان «گلستان» پراکنده شد.

بنا بر گزارش خبرنگار گروه جهاد و مقاومت مشرق، «سید احسان حاجی‌حاتملو» از رزمندگان «تیپ ۴۵ جوادالائمه(ع)» (گرگان) بود که مدتی پیش به صفوف مدافعان حرم بانوی مقاومت، «حضرت زینب کبری (سلام الله علیها)» پیوست و روز جمعه، در نبرد با «مزدوران سعودی» و پیروان «اسلام آمریکایی» در سوریه، بال در بال ملائک گشود. پیکر پاک این شهید، امروز، یکشنبه، در گرگان، تشییع خواهد شد.

پیش از این، استان گلستان، این افتخار را داشت که، یکی دیگر از فرزندان خود را تقدیم آستان «آل الله»(صلوات الله علیهم) نماید. «غلامعلی تولی» از رزمندگان «گنبد کاووس» بود که در خرداد ماه 1392 شمسی، در سوریه خلعت شهادت پوشید.

 

روح‌مان با یادشان شاد
هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات


گلستانِ ایران، گلی دیگر به آستانِ «آل الله» هدیه کرد+تصاویر

گلستانِ ایران، گلی دیگر به آستانِ «آل الله» هدیه کرد+تصاویر

گلستانِ ایران، گلی دیگر به آستانِ «آل الله» هدیه کرد+تصاویر


 
عکس/ تبرک جستن به صورت شهید مدافع حرم
ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٠  کلمات کلیدی: ایثار
آئین تشییع و خاکسپاری پیکر شهید مدافع حرم سید احسان حاجی حاتم لو صبح روز یکشنبه با حضور گسترده مردم در گلزار شهدا گرگان برگزار شد.


 
صوت/ زیارت عاشورای حاج قاسم در مراسم تدفین شهید الله دادی
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱۳  کلمات کلیدی: ایثار
سرلشکر حاج قاسم سلیمانی در مراسم تدفین سردار شهید محمدعلی الله دادی که در روستای پاریز سیرجان برگزار شد، ضمن حلالیت طلبیدن از حاضرین برای این سردار شهید، فرازهایی از زیارت عاشورا را قرائت کرد.

 

دانلود


 
عکس/ استقبال کرمانی ها از پیکر شهید الله دادی
ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۳  کلمات کلیدی: ایثار
پیکر شهید مدافع حرم سردار شهید الله دادی با حضور گسترده مردم در کرمان تشییع شد.

 
سردار الله دادی در سوریه به شهادت رسید+تصاویر
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی: ایثار
 
کد خبر: ۳۸۱۵۱۵
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۹۳ - ۱۵:۰۳
ارسال
چاپ
سردار الله دادی از فرماندهان عالی رتبه سپاه و فرمانده سابق تیپ الغدیر یزد ساعاتی پیش به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق به نقل از رسانه های گروهی، روز یکشنبه بر اثر حمله ی موشکی ارتش اسراییل به خودرویی که از لبنان به طرف سوریه عازم بود و سردار الله دادی فرمانده سابق سپاه الغدیر استان یزد به همراه فرزند شهید عماد مغینه و ٣ نفر دیگر در آن خودرو به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.

سردار الله دادی در سوریه به شهادت رسید
شهید الله دادی / آبان 1387. سالیاد مرحوم آیت الله خاتمی، اردکان

سردار الله دادی در سال 85 بعد از سردار شهید قهاری سعید به عنوان فرمانده سپاه الغدیر استان یزد مشغول به خدمت شد و خدمات شایانی به توسعه و فعالیت های سپاه در استان داشت.

سردار الله دادی در سوریه به شهادت رسید

شبکه المنار وابسته به حزب الله لبنان اعلام کرد یک فروند بالگرد اسرائیل به استان قنیطره سوریه حمله موشکی کرد. در این حمله تعدادی از اعضای حزب الله لبنان به شهادت رسیدند.

شبکه العربیه هم اعلام کرد منابع لبنانی گفته اند در این حمله ارتش اسرائیل، چند عضو حزب الله لبنان و 6 ایرانی کشته شدند اما این خبر هنوز از سوی مقامات رسمی تایید نشده است.

سردار الله دادی در سوریه به شهادت رسید
شبکه الجزیره هم اعلام کرد:‌در این حمله ارتش اسرائیل، تعدادی از اعضای ارشد حزب الله لبنان از جمله جهاد فرزند عماد مغنیه از فرماندهان نظامی سابق حزب الله به شهادت رسید. شبکه الجزیره افزود یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران از این حمله جان سالم به در برد.

این در حالی است که برخی رسانه های خارجی به نقل از منابع لبنانی از شهادت 6 ایرانی در این حمله ارتش اسرائیل خبر می دهند.

استان قنیطره سوریه در نزدیکی مرزهای اسرائیل و منطقه جولان است. منطقه جولان بخشی از خاک سوریه است که هم اکنون در اشغال اسرائیل است.

شبکه المنار هدف اصلی این بمباران هوایی را اعلام نکرد. این بمباران منطقه ای به نام مزارع امل را در استان قنیطره سوریه را هدف قرار داد.

ارتش اسرائیل هم از واکنش به این خبر خودداری کرد.تاکنون رسانه های رسمی سوریه در این باره خبری منتشر نکرده اند.

این برای چندمین بار است که نیروی هوایی اسرائیل مناطقی از سوریه را بمباران می کند.

سردار الله دادی در سوریه به شهادت رسید

روزنامه جروزالم پست اسراییل نیز به نقل از منابع نزدیک به حزب الله لبنان نوشت : جهاد مغنیه فرزند عماد مغنیه نیز در میان کشته شدگان حمله روز یکشنبه اسراییل است. عماد مغنیه از فرماندهان ارشد حزب الله لبنان بود که در سال 2008 در دمشق ترور شد.

این روزنامه اسراییلی همچنین نوشت یکی از اعضاء کشته شده حزب الله از فرماندهان ارشد این گروه مقاومت لبنانی است.

حسن شمشادی، خبرنگار واحد مرکزی خبر در دمشق هم لحظاتی پیش در صفحه اینستاگرامش خاطه ای را درمرود این شهید بزرگوار منتشر کرد:

کمتر از ٧٢ ساعت قبل از عروجش در گوشه‌ای از حرم سه ساله امام حسین علیه السلام دیدمش که مشغول نماز و دعا و نیایش بود.

پس از دعا هنگام خروج از حرم، سلام علیکی کردیم و احوال‌پرسی و التماس دعایی و با لبخندِ همیشگی اش، از هم جدا شدیم و خداحافظی کردیم و من چه می‌دانستم که این آخرین دیدار است و دیدار بعد به قیامت می‌افتد.

حال، جای خالی او را هم، هر مراسم و دعا باید در گوشه حرم ببینم و حسرت بخورم و آه بکشم.

دیشب او میهمان حرم خانم زینب سلام الله علیها هم بود، مثل بسیاری روزها و شب های دیگر، اما این بار او را آوردند، همراه با چند همرزم شهیدش، برای طواف و وداع.

سردار الله دادی در سوریه به شهادت رسید

می‌دانم که مثل همه ما چشم به شفاعت هر دو بانو داشت و ما هم داریم و همچنین، شفاعت او و یاران شهیدش.

او هم رفت تا یادآورمان شود که:
اگر آه تو از جنس نیاز است
درِ باغِ شهادت، باز، باز است.
روحمان با یادشان شاد.


شهید محمدعلی الله‌دادی، فرمانده سابق تیپ الغدیر یزد که عصر دیروز، در حمله بالگردهای توپدار صهیونیستی، به کاروان خودروهای حزب الله در استان قنیطره سوریه، با شمار دیگری از همرزمانش، به شهادت رسید.

 
عکس/شهید تقوی کمی پس از عروج
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی: ایثار
گروه جهاد و مقاومت مشرق -سردار حاج حمید تقوی یکی از فرماندهان دفاع مقدس بود که چندی پیش در دفاع از سامرا به شهادت رسید.

عکس/شهید تقوی کمی پس عروج
*رهیاب نیوز

 
روایت همرزم مهدی‌نوروزی از شهادتش
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش مشرق، شهید مهدی نوروزی هنرمند عرصه مجاهدت و سودای جان عاریت با خدا بود... که شهادت هنر مردان خداست... او در دفع قتنه ها مرز نمی شناسد... برای او فتنه داعش در سامرا  و هتاکان به عاشورا در تهرا یکی است. ایرانی و  عراقی و اروپایی ندارد. باید مقابلش ایستاد.

یک روز مغازه‎ها را در خیابان‎های تهران آتش می‎زند، عابرین را برهنه می‎کند و با سنگ و چوب و آهن بر سر و صورتشان می‎زند، و یک روز در بیابان‎های عراق سر از بدن مخالفانش جدا می‎کند، پای این سر بریدن هلهله می‎کند و بعد هم از آن فیلم می‎گیرد و در دنیا منتشر می‎کند. یک روز در خیابان‎های تهران، به عزاداران روز عاشورای سیدالشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و تکیه و هیات‎هایشان را به آتش می‎کشد و یک روز در عراق و کربلا، به زائرین سید‎الشهداء علیه‎السلام حمله می‎کند و خود را در میان آنها منفجر می‎کند تا عزاداری را کم رونق کرده باشد.

* شهید مهدی نوروزی معتقد بود باید مقابل داعش ایستاد...

شهید نوروزی صدها کیلومتر دورتر از سرزمین محل تولدش به شهادت رسید تا اثبات کند که برای او امنیت مردمش آنقدری مهم هست که بخاطر آن ماه‎ها همسر و فرزند یکساله‎اش را تنها بگذارد و در کشوری دیگر اردو بزند، بجنگد و در آخر هم جانش را بدهد و شهید بشود. امنیت مردمش آنقدری مهم هست که نتواند آتش سوزاندن دشمنان این مردم در وسط خیابان‎های تهران 88 را تحمل کند و برای خواباندان غائله، به دل خطر بزند.

شهید نوروزی آنقدری شجاع بود که در میان همرزمانش لقب «شیر سامرا» را به خود گرفته بود. همچنان که آنقدری شجاع بود که یک تنه به دل لانه فتنه در قیطریه بزند و چشم فتنه را کور کند و ضربه‎اش آنقدر کاری باشد که تا سال‎ها عکسش را دست به دست کنند و برای سرش جایزه بگذارند.

* غسل شهادت مهدی و پوشیدن پیراهن مشکلی قبل از شهادت

همرزم شهید مهدی نوروزی در آخرین عملیات سامرا در گفتگو با شبکه اطلاع رسانی مرصاد اظهار داشت: رفتار شهید نوروزی در شهب شهادتش عجیب بود زیرا غسل شهادت را انجام داد و پیراهن مشکی که همه ساله برای اقامه عزای ائمه می پوشید را برتن کرد.

حمید صلواتی گفت: مهدی در عملیاتی که شهید شد سکان فرماندهی را برعهده داشت و برایش به نتیجه رسیدنن عملیات خیلی مهم بود. مدام توصیه هایش را فریاد می زد و یک لحظه آرام و قرار نداشت.

وی گفت: چند ساعت مدام با انرژی عجیبی که داشت از این سو به آن سو می رفت و عملیات را هدایت می کرد. تعجب می کردی که چطور حتی لحظه ای به زمین نمی نشیند.

صلواتی ادامه داد: بعد از چند ساعت فریاد های مهدی دیگر به گوش نمی رسید. با چشم دنبال گشتم.با اصابت تیر مستقیم تک تیرانداز های دشمن ایشان به زمین افتاده بود. به سمتش دویدم... کمی که به او نزدیک شدم می دیدم که به شدت خونریزی دارد. تفنگش را نگاه کرد... هنوز فشنگ داشت.

وی گفت: لوله اسلحه را عصا کرد و بلند شد.. با زانو به زمین نشست و تا آنجا که گلوله داشت به سمت دشمن که فاصله زیادی نداشت شلیک کرد... تا آخرین گلوله.

صلواتی گفت: همیشه در چنین لحظاتی چیزی می گفت و لبخندی روی لبش می نشست . اما گلوله دوم هم به او اصابت کرد.

* یاحسین (ع) و یا زهرا (ع) ذکر آخر شهید نوروزی

این همرزم شهید ادامه داد: در لحظه آخر خودمان را به بالین وی رساندیم، من سر ایشان را روی سینه ام گذاشتم و شنیدم که ایشان ذکر یا حسین (ع) و یا زهرا (س) را بر لب داشت و با گفتن یا زهرا (س) به دیدار حق شتافت.

فرمانده سابق سپاه شهرستان کرمانشاه و از نزدیکان شهید نوروزی با بیان اینکه خصلت شجاعت شهید نوروزی اَظهَرُ من الشمس بود گفت: یکی از فرماندهان ارشد عملیات ها علیه گروهک های تکفیری به خاطر  این خلصت شهید نوروزی، وی را برای سخت ترین لحظات در همراهی خودش انتخاب کرده بود.

* مهدی داوطلب میدان های بدون داوطلب بود

سیروس جهانبخشی گفت: این فرمانده ارشد نقل می کردد که خیلی از کسانی که برای این لحظات داوطلب شده بودند یا مهارت کافی را نداشتند یا به محض اطلاع از مناطقی که باید می رفتند از برعهده گرفتن این کار پشیمان می شدند چون بیشتر این برنامه ریزی ها در شهرک صدر عراق که یکی از مناطق استراتژیک و عملیاتی است صورت می گرفت.

جهانبخشی ادامه داد: کسی که با شجاعت داوطلب شد شهید نوروزی بود که مهارت ایشان در کنار شجاعتش از او یک نیروی کارآمد می ساخت.

وی گفت: شهید نوروزی یکی از نیروهایی بود که هنگام دستگیری عبدالمالک ریگی به سیستان و بلوچستان می رود تا در روند ایجاد امنیت و آرامش در شهر نقش را ایفا کند.

وی در پایان گفت: سرداران عملیات های خطیر از ایشان به عنوان یک نیروی شجاع یاد می کنند و معتقدند تنها کسی که به تنهایی و حتی بدون همراه  آماده مقابله با مشکلات بود شهید نوروزی بود.

شهید مهدی نورزی روز گذشته در میان خیل عظیم دلدادگان به ائمه معصومین در کرمانشاه و روی پرنیانی از دستهای عاشقان حسین (ع) تشییع و در گلزار شهدای کرمانشاه به خاک سپرده شد.

منبع: مرصادنیوز


 
تصاویر منتشر نشده از شهید تقوی
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: ایثار
 
تشییع پیکر مدافع حرم شهید نوروزی
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: ایثار

عکس/ تشییع پیکر شهید مهدی نوروزی

صبح امروز پیکر مطهر شهید مهدی نوروزی که در دفاع از حرم امامین عسکریین(ع) به شهادت رسید با حضور دوستان و هم‌رزمان شهید تشییع شد.

 
عکس/«شیرِ سامراء» و فرزندش
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، سه روز قبل، بسیجی دلاورِ کرمانشاهی، «مهدی بیژن نوروزی بهاری» در دفاع از حرمین شریفین «سامراء» به تیرِ کینه «مزدوران سعودی» و پیروان «اسلام آمریکایی» در خون خویش غلتید.

تصاویری که پیش رو دارید، این شهید عزیز را در کنار فرزندش نشان می دهد.

عکس/«شیرِ سامراء» و فرزندش

عکس/«شیرِ سامراء» و فرزندش

عکس/«شیرِ سامراء» و فرزندش
شهید «مهدی بیژن نوروزی بهاری» و فرزندش در راهپیمایی عظیم اربعین حسینی/ سال 93

 
شهادت 2رزمنده سپاه‌بدر درسامراء+عکس
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢۳  کلمات کلیدی: ایثار
به گزارش مشرق، سازمان بدر (سپاه بدر) طی اطلاعیه‌ای از به شهادت رسیدن دو تن از رزمندگانش در دفاع مقدسات اسلامی خبر داد.

براساس گزارش سازمان بدر، «عماد کاظم کحیط ابو فاطمه» فرمانده عملیات نظامی و «منتظر جاسم خضیر» در حین انجام وظیفه جهادی و دفاع از حرم مطهر امامین عسکریین(ع) در شهر مقدس سامراء به شهادت رسیدند.

طی روزهای گذشته تحرکات گروه تروریستی داعش در سامراء افزایش یافته اما به لطف خداوند و ائمه اطهار(ع) تاکنون آسیبی به حرم مطهر امامین عسکریین(ع) نرسیده است.

گفتنی است «مهدی نوروزی» یکی دیگر از رزمندگان این گروه شنبه شب در حین انجام عملیات جهادی به شهادت رسید. پیکر این شهید امروز در تهران تشییع و پس از انتقال به کرمانشاه ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه از مقابل مسجد جامع تا میدان آزادی کرمانشاه تشییع می‌شود.

منبع: ابنا

 
فیلم/ شهید حمید تقوی در میدان جهاد
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی: ایثار
سردار سرتیپ پاسدار حمید تقوی پس از دوران دفاع مقدس در عرصه‌های مختلف پاسداری از انقلاب اسلامی و مقابله با دشمنان اسلام و جبهه‌ مقاومت و بیداری اسلامی نقش‌آفرینی‌های ارزشمند و ماندگاری داشته و سرانجام در حین انجام مأموریت مستشاری به ارتش و بسیج مردمی عراق برای مقابله با تروریست‌های تکفیری و داعش در شهر سامراء و در جوار مرقد مطهر امام عسگری (ع) به شهادت رسید.

 
عکس/"حاج قاسم"در مراسم خاکسپاری سردار سامراء
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٩  کلمات کلیدی: ایثار

عکس/"حاج قاسم"در مراسم خاکسپاری سردار سامراء

مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر سردار شهید حمید تقوی ظهر امروز در اهواز برگزار شد.

 
ماجرای آشنایی شهید حاج حمید تقوی با شهید زین‌الدین
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٩  کلمات کلیدی: ایثار
گروه جهاد و مقاومت مشرق - سردار سرتیپ پاسدار حمید تقوی پس از دوران دفاع مقدس در عرصه های مختلف پاسداری از انقلاب اسلامی و مقابله با دشمنان اسلام و جبهه‌ی مقاومت و بیداری اسلامی نقش آفرینی‌های ارزشمند و ماندگاری داشته و سرانجام در حین انجام ماموریت مستشاری به ارتش و بسیج مردمی عراق برای مقابله با تروریست های تکفیری و داعش در شهر سامرا و در جوار مرقد مطهر امام عسگری (ع) به شهادت رسید.

کسانی مانند شهید تقوی بودند که با حضورشان در جبهه وزن خاصی به نیروهای ایرانی می‌دادند و شرایط را به نفع جبهه خودی تغییر می‌دادند. شهید مهدی زین‌الدین یکی از این افراد بود. کسی که با حضورش در جبهه تأثیر زیادی در موفقیت عملیات‌ها داشت. زین‌الدین که یک سال قبل از پیروزی انقلاب با کسب رتبه چهارم کنکور موفق به قبولی در دانشگاه شیراز شده بود، به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی از حضور در دانشگاه انصراف می‌دهد. در زمان جنگ هم خیلی زود توانایی‌هایش در مسائل اطلاعاتی را نشان می‌دهد و به عنوان یکی از فرماندهان اطلاعات ـ عملیات شناخته می‌شود و همچنین با فرماندهی لشکر 17 علی بن ابیطالب(ع) محبوب قلوب رزمندگان می‌شود. روزنامه جوان در سالروز شهادت این سردار بزرگ جبهه‌ها، با شهید حاج‌ حمید تقوی که از همرزمان شهید زین‌الدین بود گفت‌وگویی درباره او و تأثیرش در جبهه‌ها انجام داده بود که در ادامه می‌خوانید.

 

از چه زمانی وارد جبهه و مناطق عملیاتی شدید؟

من از ابتدای جنگ در منطقه اهواز، دشت آزادگان، سوسنگرد و حمیدیه حضور داشتم. در طول جنگ منطقه دشت آزادگان چند بار اشغال و آزاد شد. آنجا به اتفاق شهید دقایقی و شهید چمران در منطقه حضور داشتیم و وقتی حضرت امام فرمان شکستن حصر سوسنگرد را داد، با همکاری و هماهنگی سپاه و ارتش و گروه‌های چریکی شهید چمران حصر سوسنگرد شکسته شد. شهید چمران نقش زیادی در این عملیات داشت و در جریان آزادسازی شهر هم مجروح شد. سپاه، ارتش و ستاد جنگ‌های نامنظم در این عملیات فعال بودند. بعد از آن دشمن از شهر بیرون رفت و از خارج شهر با خمپاره60 شهر را گلوله‌باران می‌کرد.

اولین آشنایی شما با شهید مهدی زین‌الدین چه زمانی بود؟

از زمان شکسته شدن حصر سوسنگرد تا تاریخ 1/1/60 در سوسنگرد مستقر بودیم. چند ماه بعد مشغول شناسایی منطقه شدیم و در عملیات‌های ایذایی به اتفاق دوستان سپاه و نیروهای جنگ‌های نامنظم شرکت می‌کردیم. در این زمان سپاه هنوز سازماندهی کامل نگرفته بود و تازه در حال جذب نیرو و آموزش آنها در زمینه‌های مختلف مثل تبلیغات و شناسایی و اطلاعات ـ عملیات بود. شهید مهدی زین‌الدین جزو نیروهایی بود که برای اطلاعات ـ عملیات وارد سپاه شد. بعد از انجام آموزش، ایشان به محور سوسنگرد معرفی شد و اولین بار ایشان را آنجا ملاقات کردم. یادم است در یک سنگر بودیم که ایشان را دیدم. شهید زین‌الدین از ستاد منتظران شهادت که پایگاه عملیاتی برای جنگ بود به ما معرفی شد تا با ما همکاری کند. بعد از آمدنش چند ماهی که در کنار هم بودیم با منطقه آشنایی پیدا کرد و همراه دوستان به شناسایی خط می‌رفت. مدتی که ما همراه شهید زین‌الدین بودیم نیروهای دشمن با توپ و خمپاره شهر را می‌زدند. بعضی از رزمندگان در آن منطقه به وسیله خمپاره‌های دشمن شهید شدند و بعضی هم در اطلاعات و شناسایی مجروح و شهید می‌شدند. من تا اولین روز سال 60 همراه شهید زین‌الدین بودم. بعد از آن از ما خواستند که به جای دیگری برویم و ایشان به عنوان مسئول اطلاعات ـ عملیات در منطقه ماندند.

شهید زین‌الدین از لحاظ هوش و تبحر نظامی در چه سطحی قرار داشت؟

زین‌الدین در کارهای اطلاعاتی و جمع‌آوری اطلاعات آموزش دیده بود و کار می‌کرد. ولی بعد از مدتی که در جبهه حضور داشت و در عملیات‌هایی که شرکت کرد نقش حساس و تعیین‌کننده‌ای بر عهده داشت. زمانی که در لشکر علی‌بن ابیطالب(ع) و در عملیات‌هایی مثل محرم، والفجرمقدماتی، والفجر3 و والفجر4 به عنوان خط‌شکن حضور داشت به عنوان یکی از یگان‌های موفق، نقشی حیاتی و حساس را برعهده داشت. مهم‌ترین دلیل این موضوع را هم می‌توان در شجاعت و شهامتش دانست. خط‌شکنی شب‌های عملیات و جنگیدن با دشمن در روز و مقاومت در برابر سخت‌ترین پاتک‌ها به خاطر این روحیه بود. روحیه‌ای که اساس و بنیان آن بر ایمان و اعتقاد به خدا استوار بود. ایشان از لحاظ تدین، فردی متدین و با‌مایه بود. قبل از انقلاب هم خودش و هم پدرش از مبارزان انقلابی بودند. پدرش از تبریز به استان لرستان تبعید شده بود و مبارزی تبعیدی بود. بعضی اوقات که فرصت می‌شد برایمان از زندگی‌اش توضیح می‌داد و می‌گفت که کجا زندگی می‌کردیم و بعدها چه اتفاقاتی افتاده است. از لحاظ توانمندی فکری و نظامی جای زیادی برای رشد داشت.

مثل اینکه به دلیل فشارهای رژیم پهلوی بر شهید زین‌الدین او در دوران دبیرستان مجبور به تغییر رشته هم شده بود؟

رژیم پهلوی فشارهای زیادی را به شهید زین‌الدین و خانواده‌اش می‌آورد. زمانی که شاه حزب رستاخیز را تأسیس کرد و حزب شروع به عضوگیری اجباری کرد شهید زین‌الدین به عضویت این حزب در‌نیامد و با توجه به سوابقش او را از دبیرستان اخراج کردند. مهدی هم برای ادامه تحصیل مجبور به تغییر رشته از ریاضی به طبیعی شد. در کنکور سال 1356 شرکت کرد و ضمن موفقیت، توانست رتبه چهارم را در بین پذیرفته‌شدگان دانشگاه شیراز به دست آورد که این امر مصادف با تبعید پدرش از خرم‌آباد به سقز شد و همین موارد موجب انصراف او از ادامه تحصیل شد.

از ویژگی‌های بارز اخلاقی فرمانده لشکر 17علی بن ابی‌طالب(ع) چه تصاویری در ذهنتان نقش بسته که می‌توانید به آن اشاره کنید؟

مهم‌ترین ویژگی مهدی زین‌الدین شناختش از دین و مذهب بود. یک فرد مکتبی به معنای واقعی کلمه بود. شاید بعضی از دوستان مذهبی‌تر از ایشان بودند ولی شهید زین‌الدین با شناخت، مسیرش را انتخاب کرده بود. از دین شناخت داشت و اطلاع خوب و کاملی از مسائل دینی داشت. به علاوه با توجه به وضعیت خانواده‌اش و فضایی که در آن رشد کرده بود از آگاهی سیاسی خوبی برخوردار بود. نسبت به خیلی از بچه‌های سپاه در آن زمان اطلاع و شناخت بیشتری نسبت به اتفاقات و حوادث پیرامونش داشت. انسان با بصیرت و آگاهی بود و این امتیازشان نسبت به خیلی‌های دیگر است. او در آن شرایطِ زمانی فرد آگاهی هم به لحاظ مسائل دینی و هم به لحاظ مسائل سیاسی بود. انجام اعمال دین را اصولی و با شناخت انجام می‌داد.

شهادت‌شان چگونه اتفاق افتاد؟

شهادتش در منطقه کردستان اتفاق افتاد. شهید مهدی زین‌الدین همراه برادرش شخصاً به شناسایی منطقه پرداخته بودند که گویا به کمین ضد انقلاب برمی‌خورند و به شهادت می‌رسند.


 
شهید عبدالحسین کیانی؛
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٥  کلمات کلیدی: ایثار

جوانمرد‌ترین قصاب+تصاویر

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، اگر نیت کردید پس از شنیدن خصوصیات قصابی که از شیوه کسب و کارش خواهم ‏گفت، بروید ‏و از نزدیک ببینیدش و یا از او گوشت بخرید، مجبورید بی‌خیال ماجرا ‏شوید. باید بروید گلزار ‏شهیدآباد دزفول و در قطعه دوم گلزار و در سومین ردیف عشق، ‏دنبال مزاری بگردید که روی ‏آن حک شده است: «شهید عبدالحسین کیانی» و سپس ‏چشم بدوزید به قاب عکسی که با وقار و ‏جذبه‌ای خاص به شما لبخند می‌زند. ‏‎

جوانمرد‌ترین قصاب+تصاویر


شهید عبدالحسین کیانی معروف به «مش عبدالحسین» ۳۲ سال پیش، زن و ‏بچه‌هایش را، مغازه ‏و دامداری‌اش را، خانه و کاشانه‌اش را‌‌ رها می‌کند و دل می‌زند به ‏دریای فتح المبین و سهم‌اش از ‏فتح المبین می‌‌شود ۱۲ گلوله و شناسنامه‌ای که در ‏چهل و سومین بهار عمرش ممهور می‌‌شود به ‏مهر: «به فیض شهادت نائل آمد» ‏‎

‏ مطالبی را که در پیش رو دارید، فقط بخش کوچکی از خصوصیات کسب و کار «مش ‏‏عبدالحسین» است. سایر خصوصیت‌های دیگر زندگی مش عبدالحسین و سبک زندگی ‏اسلامی‌‏اش را باید منتظر باشید تا بچه‌های مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول در ‏کتاب «جوانمرد ‏قصاب» چاپ کنند. ‏‎

او از ما راضی باشد... ‏‎

همیشه با وضو می‌‌رود مغازه. هر‌گاه از او می‌‌پرسند: «مش عبدالحسین! چه خبر از ‏وضع ‏بازار؟ کسب و کار چطوره؟» او فقط و فقط یک جواب مشترک برای همه دارد‎: ‎‎ «‎الحمدلله... ما ‏از خدا راضی هستیم، او از ما راضی باشد...» ‏‎

سنگین‌تر از وزنه‎

همیشه بیشتر از وزنه‌ای که توی کفه‌ ترازو گذاشته است، گوشت می‌‌دهد دست ‏مشتری. همیشه ‏کفه‌ گوشت به کفه آن‌ طرفی می‌چربد‎. ‎‏‌هیچ‌کس کفه‌های ترازوی ‏مش عبدالحسین را مساوی ندیده ‏است. همیشه سمت گوشت سنگین‌تر است. ‏‎

عادت


هیچ‌وقت کسی نمی‌‌بیند مش عبدالحسین پولی را که از مشتری‌هایش می‌‌گیرد، ‏بشمارد. پول را که ‏می‌گیرد، بدون اینکه حتی نگاهش کند، می‌اندازد توی دخل. این ‏عادت همیشگی‌اش است. ‏‎

جوانمرد‌ترین قصاب+تصاویر


سنگ ترازو‎

اگر مشتری مبلغ ناچیزی گوشت بخواهد، مش عبدالحسین دریغ نمی‌کند. می‌گوید: «برای هر ‏مقدار پول، سنگ ترازویی هست» و البته همه می‌دانند که او همیشه بیشتر از ‏حق مشتری ‏گوشت می‌گذارد توی ترازو. اصلاً گاهی اوقات که مشتری را می‌شناسد، ‏نمی‌گذارد مشتری ‏مبلغی را که گوشت می‌خواهد به زبان بیاورد‎. ‎مقداری گوشت ‏می‌پیچد توی کاغذ و می‌دهد ‏دستش. ‏‎

وَأَمَّا السَّائِلَ‎... ‎‏‎

مشتری‌هایش را می‌شناسد. آنهایی که وضع مادی خوبی ندارند یا حدس می‌زند که ‏نیازمند باشند ‏یا اینکه عائله سنگینی دارند را دو برابر پولشان گوشت می‌دهد‎. ‎اصلاً ‏گوشت را نمی‌گذارد ‏توی ترازو که طرف متوجه بشود داستان چیست. ‏‎

گاهی اوقات برای اینکه بقیه مشتری‌ها متوجه نشوند، وانمود می‌کند که پول گرفته ‏است. گاهی ‏هم پول را می‌گیرد و کنار گوشت، توی روزنامه، دوباره برمیگرداند به ‏مشتری. گاهی هم پول ‏را می‌گیرد و دستش را می‌برد سمت دخل و دوباره‌‌ همان پول ‏را می‌‌دهد دست مشتری و می‌گوید: «بفرما. مابقی پولت را بگیر». می‌‌خواهد عزت نفس ‏مشتری‌های نیازمندش را نشکند. مش ‌عبدالحسین سال‌های سال اینگونه رفتار کرده ‏است. ‏‎

جوانمرد‌ترین قصاب+تصاویر


آن یک نفر‎

همیشه به دوستانش می‌گوید‎ «‎‏ یه نفر بهم پول می‌ده تا گوسفند بکشم و بین فقرا ‏تقسیم کنم‎. ‎اگه ‏کسی می‌شناختین که نیازمند باشه، بفرستین در مغازه‌ م». افراد ‏زیادی به این ترتیب می‌روند ‏درب مغازه و مش‌عبدالحسین به شیوه‌هایی که دیگر ‏مشتری‌ها متوجه نشوند، گوشت می‌دهد ‏به‌شان. ‏‎

این داستان ادامه دارد تا اینکه یکی از دوستانش گیر می‌‌دهد که مش عبدالحسین! این ‏بنده خدا که ‏می‌گویی، کیست؟ مش عبدالحسین، مدام طفره می‌رود. دوباره می‌پرسد: ‏‏ «خداییش خودت ‏نیستی؟» مش عبدالحسین آرام جواب می‌‌دهد: «اگر بگم نه، دروغ ‏گفتم‎. ‎اگه بگم آره، ریا می‌شه‎. ‎‏اما این موضوع تا زمانی که زنده‌ام پیشت امانت بمونه‎» ‎و ‏تا زمانی که مش عبدالحسین زنده بود، ‏هیچ کس نفهمید آن شخص خیر، خود مش ‏عبدالحسین است. دیگر بماند آن جهیزیه‌هایی را که ‏شبانه و نا‌شناس می‌برد درب خانه ‏دختران دم بخت. ‏‎

‏ ‏‎نسیه‎

یکی دوبار از رو به روی مغازه رد می‌‌شود که مش عبدالحسین صدایش می‌‌زند و ‏می‌گوید: «تو ‏گوشت می‌خوای اما پول نداری و خدا به دلت انداخته که این مغازه نسیه ‏هم گوشت می‌ده‎... ‎مرد ‏انگار که کسی حرف دلش را زده باشد، گره‌های پیشانی‌اش ‏باز می‌‌شود و می‌گوید: «خدا خیرت ‏بده‎. ‎یه ماهه گوشت نخوردیم‎. ‎میشه نیم کیلو ‏گوشت بدی و این انگش‌تر عقیق رو هم بزاری گرو ‏بمونه تا پولشو بدم؟» مش ‏عبدالحسین بدون اینکه او را بشناسد، تکهٔ بزرگی گوشت می‌‌پیچد ‏توی کاغذ و ‏انگش‌تر را هم می‌گذارد توی دست مرد‎. «‎اینو بزار دستت، برا نماز ثواب داره‎. ‎هر ‏وقت ‏داشتی، پولشو بده» ‏‎

مرد لبخند زنان گوشت را می‌گیرد و می‌رود. مش عبدالحسین زیر لب می‌گوید: ‏‏ «خدایا! امیدوارم ‏که هیچ ‌وقت برا دادن پول گوشت نیاد، اینطوری گفتم فکر نکنه ‏بهش صدقه دادم و خجالت ‏بکشه» ‏‎. ‎‏‎

گوشت خوب‎

پیرزن می‌‌آید درب مغازه و صدا می‌زند: «مش عبدالحسین! مادر! این گوشت رو از ‏فلانی ‏خریدم، گوشت خوبی بهم داده؟» مش عبدالحسین گوشت را ورانداز می‌کند‎. ‎یک تکه گوشت از ‏لاشه آویزان در مغازه جدا می‌کند و می‌گذارد روی گوشت پیرزن و ‏می‌گوید: «آره مادر! حالا ‏دیگه گوشت خوبی شد». عادت همیشگی مش عبدالحسین ‏همین است. هم دل مشتری را نمی‌‏‏‌شکند و هم دروغ نمی‌گوید. تازه این بماند که ‏عصبانی شود و بگوید چرا از من خرید نکردی؟ ‎

‏ ‏‎ ‏همیشه، حقیقت ‏‎

همیشه راستش را می‌‌گوید. مشتری‌‌هایش همه به او اعتماد دارند. اگر گوشت عیب و ‏نقصی دارد، ‏حتماً عیبش را به مشتری‌‌هایش می‌گوید. هیچ‌گاه گوشت بز و میش را به ‏جای بره نمی‌فروشد. ‏هرگز کسی به گوشتی که مش عبدالحسین می‌‌دهد دستش، ‏معترض نیست. همیشه گوشت یک ‏گوسفند را عادلانه بین تمام مشتری‌ها توزیع ‏می‌کند. ‏‎

‏ ‏‎قسم‎

برادرش مش غلامحسین را صدا می‌کند و همزمان دستش را می‌‌گذارد روی قرآن. ‏‏می‌گوید: «مش غلامحسین! به همین قرآن، گوشتی را دست مردم می‌دم که خودم هم ‏از اون ‏بخورم». مش غلامحسین می‌‌گوید: «خودم می‌دونم! خودم دیدم که عمریه ‏همینطوری رفتار ‏کردی» و مش عبدالحسین با‌‌ همان لبخند همیشگی‌اش به برادر ‏می‌گوید: «خواستم تأکید کرده باشم ‏رو این موضوع. خواستم بدونی چقدر برام مهمه‎... ‎‏»

مشتری‎

‏ «مش عبدالحسین! دو کیلو گوشت بده. اما لطفاً گوشت میش نباشه‌ها...» صدای یکی ‏از مشتری‌هاست. مش عبدالحسین با لبخند جواب می‌دهد: «اتفاقاً الان فقط گوشت ‏میش دارم. اما یه میش ‏جوون با گوشت عالی». مشتری می‌گوید: «خب! حالا که ‏می‌گی گوشت خوبیه، دوکیلو بده» ‏اما مش عبدالحسین می‌‌گوید: «نه! تو گوشت میش ‏نمی‌خواستی. الان آدرس یکی از قصابا رو که ‏امروز گوشت خوبی داره بهت می‌‌دم، برو ‏ازش بگیر.» اصرارهای مشتری هم فایده‌ای ندارد. ‏مشتری را می‌‌فرستد به یک قصابی ‏دیگر. مش عبدالحسین همیشه به فکر رضایت مشتری و ‏بهتر بگویم رضایت خداست. ‏‎

‏یک لقمه نان‎

اکثر اوقات وقتی می‌‌رود بازار گوسفند، صبر می‌‌کند تا همه خرید کنند. آنگاه می‌رود ‏سمت ‏واسطه‌‌ها و دلال‌ها و از آن‌ها گوسفند می‌‌خرد. می‌‌گوید: «این بنده‌های خدا هم ‏باید یه لقمه نون ‏گیرشون بیاد». ‏‎

‏ رضایت خدا‎

وقتی فروشنده گوسفند، قیمت را نمی‌‌داند و گوسفند‌هایش را دارد زیر قیمت بازار ‏می‌فروشد، ‏مش عبدالحسین قیمت واقعی گوسفند‌هایش را می‌گوید و به قیمت از او ‏می‌خرد. دلش هیچ‌گاه به ‏زیان دیگران راضی نمی‌شود و البته به نارضایتی خدا. ‏‎

‏دستمزد‎

اگر کسی از او گوسفند خریده باشد و به هر نحو ضرر کرده باشد، مش عبدالحسین ‏ضرر و ‏زیانش را که جبران می‌‌کند، هیچ، دستمزدی هم به او می‌دهد. برایش مهم ‏است که دیگران ضرر ‏نکنند. ‏‎

‏نهی از منکر‎

قسمت ‌هایی از گوسفند را که حرام هستند، جدا می‌‌کند و می‌‌اندازد یک گوشه مغازه ‏که در ‏معرض دید نباشد. می‌خواهد کسی خدای نکرده استفاده یا سوء استفاده نکند. نه ‏تن‌ها آن قسمت‌ها ‏را نمی‌فروشد، بلکه اجازه نمی‌‌دهد کسی آن‌ها را بردارد و مدام به ‏حرام بودنشان تذکر می‌‌دهد. ‏‎

‏ ‏‎مهربان‎

معمولاً با گفتن نام قصاب، تصویر یک آدم خشن توی ذهن‌ها نقش می‌‌بندد. اما مش ‏عبدالحسین ‏تن‌ها جایی خشمگین می‌شود که برای خدا باشد. هم خشم و هم لطف او ‏برای خداست. او حتی‌ برای حرکت دادن گوسفندان از ترکه و چوب استفاده نمی‌کند. ‏با اینکه اندکی دیگر قرار است ‏ذبحشان کند، اما یک لُنگ می‌گیرد دستش و با‌‌ همان ‏لُنگ می‌‌زند پشت گوسفندان. ‏‎

‏ رزق دست خداست‎

قصاب‌ها، توی صنف جلسه گرفته‌اند‎. ‎چندتا از شاگرد قصاب‌ها می‌خواهند مغازه بزنند. ‏بقیه ‏قصاب‌ها مخالف هستند‎. ‎اجازه نمی‌دهند در نزدیکی مغازه‌هاشان مغازه قصابی ‏جدیدی باز شود. ‏مش عبدالحسین می‌گوید: «چرا مخالفین؟ رزق دست خداس‎. ‎تا کی ‏اینا باید شاگردی کنن؟ تا کی ‏باید کارگری کنند؟» بقیه قصاب‌ها را راضی می‌کند و ‏کارگر‌ها و پادو‌ها می‌‌شوند صاحب کسب ‏و کار. ‏‎

‏ ‏‎رزق و روزی‎

یک نفر با چند رأس گوسفند آمده است درب مغازه. مش عبدالحسین گوسفند‌هایش را ‏به قیمت ‏روز از او می‌خرد. می‌‌گویند: «مشتی! تو که هم وقتش رو داری و هم وسیله ‏ش رو! چرا نمی‌‌ری ‏از گله ‌دارهای خارج شهر بخری؟ هم ارزون‌‏‎ ‎تره، هم گوسفندا رو ‏خودت انتخاب می‌کنی.» با ‏ه‌مان لبخند همیشگی‌اش می‌گوید: «این بنده‌ ی خدا هم ‏باید نون بخوره‎...» ‎و دوباره مشغول کار ‏می‌شود. ‏‎

گاوهای مرده‎

دو گاو را نشان می‌‌کند و به صاحب گاو‌ها می‌گوید: «این دوتا گاو رو بزار برام. فردا ‏میام ‏پولشونو می‌دم و می‌‌برم.» فردا می‌رود برای خرید گاو‌ها که می‌بیند آن محل ‏موشک خورده ‏است و گاو‌ها تلف شده‌اند. ‏‎

مش عبدالحسین می‌‌رود پیش صاحب گاو‌ها و یک بسته اسکناس می‌گیرد سمتش. ‏‏ «این هم پول ‏گاو‌ها...». صاحب گاو‌ها متعجب می‌‌گوید: «مش عبدالحسین! گاو‌ها که از ‏بین رفته‌اند» و مش -‏عبدالحسین می‌گوید: «گاو‌ها از همون دیروز که بهت گفتم ‏بزارشون برام، دیگه مال من بودن. ‏حالا اگه تو این فاصله این گاو‌ها، گوساله به دنیا می‌ ‏آوردن، خب گوساله مال من بود دیگه. حالام ‏که مردن، مال من بودن» پول گاو‌ها را ‏تمام و کمال می‌دهد و صاحب گاو‌ها هرچه اصرار ‏می‌کند که حداقل نصف پول را ‏بگیرد، فایده‌ای ندارد و نگاه او که هنوز نتوانسته است آنچه را ‏می‌بیند باورکند، مش ‏عبدالحسین را بدرقه می‌کند. ‏‎

‏عید قربان‎

عید قربان است. اما بر خلاف سایر قصاب‌ها درب مغازه‌ ی مش عبدالحسین حتی یک ‏پوست و ‏روده هم نیست. قصاب‌‌ها معمولاٌ به جای دستمزد، پوست و روده‌ ی گوسفند ‏را برمی‌دارند. می‌گویند: «مش عبدالحسین! انگار امسال قربونی نکردی؟» و جواب ‏می‌دهد: «چرا! اتفاقاً بیشتر از ‏همه من گوسفند قربونی کردم.» دوباره می‌‌پرسند: «پس ‏پوست و روده‌‏‎ ‎هاشون کو؟» از جواب ‏مش عبدالحسین، همه انگشت به دهان می‌مانند. ‏می‌گوید «این روزا پوست و روده گرون شده. ‏تقریباً! دو برابر دستمزد من می‌شه‎. ‎برا ‏هرکی قربونی کردم، دستمزدمو گرفتم و آدرس دادم که ‏برن و پوست و روده‌‌ها رو به ‏قیمت مناسب بفروشن».

‏ گوشت یخی‎

در یک مقطعی از زمان گوشت یخی (منجمد) بین قصاب‌‌ها توزیع می‌‌کنند برای فروش‎. ‎قیمتش ‏از گوشت‌های کشتار روز ارزان‌تر است. مش عبدالحسین در محل توزیع ‏گوشت‌ها فریاد می‌زند: ‏‏ «آی اونایی که دستتون به دهنتون می‌رسه. آی اونایی که ‏وضعتون خوبه‎. ‎این گوشتا رو بزارین ‏برا قصابایی که وضعشون زیاد خوب نیست. برا ‏اونایی که نمی‌تونن گوسفند کشتار روز ببرن ‏مغازه‌هاشون‎. ‎بزارین یه لقمه نون گیر اونا ‏بیاد. آی مردم! دست ضعیف‌تر‌ها رو بگیرید» و ‏خودش هم کمتر گوشت یخی می‌‌برد ‏مغازه. ‏‎

جوانمرد‌ترین قصاب+تصاویر


صف‎

گاهی اوقات گوشت یخی (منجمد) می‌دهند تا توزیع کند. مردم برای خرید صف ‏می‌کشند. ‏همسرش می‌گوید» یه کمی از گوشت یخی‌ها کنار بزار واسه خودمون و بیار ‏خونه‎». ‎مش ‏عبدالحسین می‌‌گوید: «یکی از بچه‌‌ها رو بفرست بیاد تو صف، مثل بقیه ‏مردم بهش گوشت بدم» ‏‎

‏شجاعت‎

گاهی اوقات از ساواک زنگ می‌زنند مغازه‌اش: «چند کیلو فیله برای فلانی بذار کنار؛ ‏الان می‌اد ‏می‌بره». گوشت‌‌ها را می‌‌اندازد توی گونی و قایم می‌کند. طرف که می‌‌آید، ‏مش عبدالحسین ‏می‌گوید: «ندارم». چندین بار این اتفاق تکرار می‌شود و مش ‏عبدالحسین هم‌‌ همان کارقبلی را ‏تکرار می‌کند. ترسی ندارد از ساواکی‌‌ها. با اینکه ‏برایش راحت است که یکجا کل گوشت‌ها را ‏بفروشد، اما نمی‌خواهد بی‌عدالتی شود. ‏می‌گوید‎: «‎فیله‌‌ها رو بدم به اینا که صبح تا شب پشت میز ‏و زیر کولر نشستن؛ اونوقت ‏اون کارگر بدبخت که چهارده ساعت زیر آفتاب کار کرده، بیاد و ‏دنده‌های گوسفند رو ‏بتراشم و بدم دستش؟» ‏‎

تلفن مغازه را هم برای اینکه از ساواک و شهربانی زنگ نزنند، منتقل می‌‌کند به خانه. ‏‎

‏لطفاً یک کیلو گوشت بده‎

در دوران ستمشاهی، یک پاسبان می‌‌آید درب مغازه‌اش و با تفاخری خاص می‌گوید: ‏‏ «گوشت ‏بده». مش عبدالحسین خیلی محکم جواب می‌‌دهد: «نداریم‎» ‎پاسبان ‏می‌گوید: «پس این لاشه ‏آویزون چیه؟» و مش عبدالحسین محکم‌‌تر ازقبل جواب می‌‏‏‌دهد: «این برا تو نیست. صاحب ‏داره‎». ‎پاسبان با‌‌ همان تفاخر قبلی می‌گوید: «به من ‏گوشت نمی‌دی؟» و مش عبدالحسین ‏می‌گوید: «آره! به تو گوشت نمی‌دم». ‏‎

آن روز مش عبدالحسین آنقدر با شجاعت و هیبت با پاسبان حرف می‌‌زند تا اینکه ‏پاسبان ‏می‌گوید: «لطفاً یک کیلو گوشت بده» و آنگاه است که مش عبدالحسین مثل ‏سایر مشتری‌ها برایش ‏گوشت وزن می‌‌کند. ‏‎

‏قانون‎

همسر رئیس شهربانی آمده است داخل مغازه‌اش و می‌گوید: «از این گوشت به من ‏بده». مش ‏عبدالحسین می‌‌گوید: «برو بیرون! مثل بقیه، سرنوبت‎... ‎می‌گوید: «من زن ‏رئیس شهربانی‌ام» ‏و مش عبدالحسین که به معنای واقعی بجز خدا از هیچ کس ‏نمی‌ترسد، پاسخ می‌دهد: «زن رئیس ‏شهربانی باش. تو هم مثل بقیه.» ‏‎

چند لحظه بعد دو مأمور شهربانی برای بردن مش عبدالحسین می‌‌آیند درب مغازه. او با ‏مأمور‌ها ‏نمی‌رود ومی‌گوید: برید. کارم تموم شد، خودم می‌ام.» کارش تمام می‌‌شود و ‏می‌رود پیش رئیس ‏شهربانی و می‌گوید: تو پشت می‌زت نشستی، برا قانون. منم تو ‏مغازم برا قانون‎. ‎اگه قرار به بی‌ ‏قانونیه، من از تو بهتر بلدم.» این را می‌‌گوید و از ‏شهربانی می‌‌زند بیرون. ‏ منبع: پیاده سازی و بازنویسی خاطرات کلیپ‌های تصویری لوح فشرده یادواره شهیدعبدالحسین کیانی.
* افکار نیوز


 
یادگار «فاطمیون» در «اسلامشهر» +تصاویر
ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۱٩  کلمات کلیدی: ایثار

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «اسلام‌شهر» واقع در 12 کیلومتری جنوب شهر تهران، دارای چندین بقعه ی متبرکه، متعلق به نواده‌گان ائمه ی اطهار است و حرمِ «امامزاده عقیل(علیه السلام)» معروف ترینِ این زیارت‌گاه ها می باشد. ایشان از نواده‌گانِ علمدارِ دشتِ کربلا، «حضرت عباس بن علی(علیه السلام)» به شمار می روند.
تعداد زیادی از شهدای «اسلام‌شهر» در جوار این حرمِ شریف آرمیده اند. روز 21 فروردین ماه سال جاری(1393 هجری)، پیکر جوانی به نام «سیدمحمدتقی حسینی» در آستان مطهر «امامزاده عقیل(علیه السلام)» در سینه‌ی خاک به امانت گذاشته شد. این سیدِ جلیل القدر، گرچه در «اسلام‌شهر» متولد شده و بالیده بود اما تبارش به «افغانستان» بازمی گشت. وی مدتی قبل، به «سوریه» سفر کرد و توانست به «تیپ فاطمیون» ملحق شود. این تیپ، توسط رزمنده گان افغانی، برای دفاع از حرمِ «بانوی مقاومت، «حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)» تشکیل شده است و در میان یگان های مدافعِ حرم، به خاطر شجاعت و مجاهدتِ بی دریغِ اعضایش، از شهرت ویژه ای برخوردار است.
«سیدمحمدتقی حسینی» روز 19 فروردین 1393 شمسی، در نبرد با «مشرکانِ وهابی» و «سرسپرده‌گان اسلام آمریکایی»، بر سریرِ شهادت، تکیه زد و جسم خونینش، روز 21 فروردین ماه، در بارگاه شریف «امامزاده عقیل(علیه السلام)» به امانت گذاشته شد تا روزی که در رکاب مولایش، بازگردد.
خبرنگار گروه جهاد و مقاومت مشرق، با حضور در حرمِ مطهر «امامزاده عقیل(علیه السلام)»(واقع در خیابان «شهید مدنی» اسلام‌شهر) تصاویری از مزارِ این «مدافع حرم» تهیه کرده است که در ذیل مشاهده می کنید:

مبارکش باد و مبارک



یادگار «فاطمیون» در «اسلامشهر»+تصاویر

یادگار «فاطمیون» در «اسلامشهر»+تصاویر

یادگار «فاطمیون» در «اسلامشهر»+تصاویر

یادگار «فاطمیون» در «اسلامشهر»+تصاویر