حجاریان:رهبری ادامه ولایت پیامبر است
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢  کلمات کلیدی:

عکس

حجاریان گفت: رهبری، قانونی و منتخب خبرگان است و هم اینکه رهبری در ایران ادامه ولایت پیامبر(ص) است.

به گزارش فارس، میزگرد آسیب‌شناسی نظری حوادث پس از انتخابات سه‌شنبه شب با حضور سعید حجاریان، سعید شریعتی و محمد عطریانفر از شبکه اول سیما پخش شد.
در این میزگرد عطریانفر که به درخواست سعید حجاریان و به دلیل مشکل تکلم وی، در پاره‌ای مواقع نظرات حجاریان را در خصوص مسائل مختلف بیان می‌کرد، اظهار داشت: در طول بخصوص دوران اصلاحات از سال 76 و بلکه زودتر از آن و بعد از آن که توانستیم از جنگ خارج شویم و مشکلات جنگ را پشت‌سر بگذاریم به دلیل آن عقب‌ماندگی تاریخی که در حوزه علوم انسانی داشتیم عملاً نتوانستیم مشکلات و نیازهای کشور را بر پایه دیدگاههای دینی خودمان پاسخ داده و تأمین کنیم.
وی افزود: از این روی‌ به سمت سرفصل‌هایی از دیدگاههای حکومت‌داری و حکومت‌مداری در دنیای غرب رفته‌ایم که دارای پایه‌ها و اندیشه‌های فلسفی خاص خودش بوده است.
عطریانفر در ادامه این میزگرد به قرائت متن آماده شده از سوی حجاریان پرداخت و در ابتدای این کار با بیان اینکه قصد ندارم در این تریبون نام کسی را ببرم اما می‌توانم به صورت قطعی اعلام کنم که کسانی در تحقق این مبانی تفکرات غرب در ایران نقش کلیدی و اصلی داشتند، تصریح کرد: همین قدر می‌توانم اشاره کنم که برخی از فعالان سیاسی با پیش‌زمینه‌های مارکسیستی، سوسیالیستی و حتی آنارشیستی و البته بیشتر با جنبه‌های لیبرالی به بسط اینگونه نقطه‌نظرات خود در سطح دانشگاهها پرداخته‌اند.
تئوریسین جبهه اصلاحات در ادامه دست‌نوشته خود آورده است: از آنجایی که فضای دانشگاه هم یک فضای در واقع صیانت شده است و جوانان هم علاقمند هستند یک زمینه‌های نویی را دریافت کنند و از گذشته هم چیزی در اختیارشان قرار نگرفته، بنابراین با یک ولع خاصی به اینها می‌پردازند بخصوص که متأسفانه ما علی‌رغم اینکه یک تصویر دموکراتیک از غرب داریم لکن برخی از نقطه‌نظرات سیاست‌پیشگان غربی به گونه‌ای است که ظاهراً آنچه می‌گویند وحی منزل است و آن را به عنوان یک اصل پایدار بخصوص در ذهن کشورهای جهان سومی جا می‌اندازند.
عطریانفر در جمع‌بندی سخنان سعید حجاریان عنوان کرد:‌ این دیدگاه‌های مارکسیستی، سوسیالیستی و حتی آنارشیستی که بیشتر وجهی لیبرالی هم پیدا می‌کند توسط برخی از اساتید هم ارائه می‌شود چون میدان نقد هم برایش نیست اینها را به صورت دربست می‌پذیرند.
عطریانفر در ادامه تبیین نظرات حجاریان در ریشه‌یابی علل مشکلات در حوزه علوم انسانی اظهار داشت: بسیاری از این عزیزانی که در حوزه علوم انسانی در دانشگاههای ایران تدریس می‌کنند پایه آموزش عالی خودشان را در غرب داشته‌اند و در آنجا گذارند‌ه‌اند که آنجا یک محیطی بوده که مجموعه بسته‌های فکری را به اینها داده‌اند.
وی افزود: نمی‌خواهم بگویم که اینها کادرهای غرب هستند ولی به طور ناخواسته استاد ایرانی که در غرب آموزش دیده و میدان نقد هم برایش فراهم نبوده مجموعه آموزه‌هایی که دریافت کرده را به صورت یک مجموعه کاملاً‌ وحی منزل عرضه می‌کند.
وی ادامه داد:‌ بخواهیم و نخواهیم عملاً بسیاری از این چهره‌ها و عزیزانی که فرصت نقد دیدگاه‌ها و اندیشه‌های غرب را پیدا نکرده‌اند و خودشان را با آن مجموعه آورده و عرضه کرده‌اند به صورت یک کادر همه جانبه برای دیدگاههای غربی عمل می‌کنند و تفکر غرب را نمایندگی می‌کنند.
این عضو مستعفی حزب کارگزاران سازندگی در ادامه تشریح نظرات حجاریان با طرح سؤالی مبنی براینکه این تفکر غرب در ایران مبتنی بر انتقال چه پیامهایی است؟ یادآور شد: وقتی شما این ادبیات را در اندیشه غرب در دانشگاههای ایرانی که باید با ادبیات دینی تطابق داده و ساخته شود ارائه می‌کنید چه بخواهید و چه نخواهید هویت ملی و دانشگاهی خودتان را عملاً از بین برده و زیر پا می‌گذارید.
وی اضافه کرد: اندیشه لیبرالی غرب توسط چهره‌های ارزشمندی مثل همین اساتید که نتوانستند دریافت‌ها و آموزه‌های خود را نقد کنند می‌آید و در مغز و فکر ما می‌نشیند و اساساً همه این باورها را به هم می‌زند و در واقع حس می‌کند که حیات خلوت دنیای غرب است.
وی تأکید کرد:‌ اندیشه‌های لیبرالی که غرب در پوشش‌های بسیار زیبایی عرضه می‌کند که در این خصوص حجاریان می‌گوید که آنارشیزم است که در متن این دیدگاهها و رفتارها آنارشیزم نهفته است.
در ادامه این برنامه سعید شریعتی دست‌نوشته‌ای از سعید حجاریان را قرائت کرد که در آن آمده است: چنانچه قبلاً گفته شد علوم هنجاری دارای مشکلات عدیده و مزمنی است که جز با راه‌حل‌های طولانی‌مدت نمی‌توان آن را علاج کرد که در این خصوص سعدی‌ می‌گوید: «سعدی به روزگاران دردی نشسته بر دل درمان نمی‌پذیرد الا به روزگاران».
در ادامه دست‌نوشته سعید حجاریان که توسط شریعتی قرائت شد آمده است: من در این مجال سعی می‌کنم به بعضی از معضلات این دسته از علوم انسانی اشاره‌ای گذرا داشته باشم و آنچه ارتجالاً به نظر می‌رسد به عنوان راهکار و راه‌حل این معضلات عرضه کنم.
1- علوم هنجاری غالباً حاوی حربه‌های ایدئولوژیک هستند از مارکسیست ارتدوکس بگیر تا نئولیبرالیست؛ لذا پیش از آنکه علم تلقی شوند نیمه علم، نیمه ایدئولوژی، هستند هرچند خود را در قالب توصیف و تبیین وجوه مختلف زندگی ببپیچند اما ذاتاً هنجاری و تجویزی هستند.
2- این علوم به شدت خصلت تحصیلی و پزیتیویستی دارند مثلاً آگوست کنت پدر جامعه شناسی، اسم آن را فیزیک اجتماعی گذاشته بود، یعنی به اجتماع مانند موجودی فیزیکی و مکانیکی می‌نگریست. بعدها رفتارگرایان در بهترین حالت جامعه را پدیده‌ای ارگانیک تلقی کردند مانند هر سیستم ارگانیک دیگری در قبال انگیز‌ش‌ها عکس‌العمل ثابتی از خود نشان می‌دهند که می‌توان آن را اندازه گرفت و پیش‌بینی کرد و همچنین قانون تئوری از آن استخراج کرد، لذا آمار و سنجش‌های آماری کلیدی شد برای روشمند کردن علوم رفتاری اما هم‌اکنون بسیاری از متخصصین این علوم معتقد هستند که با پرسش‌نامه‌ها، سنجه‌ها و گویه‌های خود یک مشت زباله به نرم‌افزار می‌دهیم و از آن سو هم یک مشت زباله تحویل می‌گیریم.
3- متأسفانه متدهای تفصیلی، توهمی، تأویلی و پدیدارشناسانه نیز برد محدودی دارند و بیشتر به کار انسان‌شناسی، بوم‌شناسی و قوم‌شناسی می‌آید و تازه همین متدها نیز تحت تأثیر پزیتیویست‌ها بی‌رمق شده‌اند. از اینها گذشته در جوف این علوم فرصت پیش‌فرضی سکولاریستی وجود دارد که به اسباب قریب رفتار انسانی توجه دارند و اسباب بعیده و بخصوص مسبب الاسباب را نادیده می‌گیرند و آن را از معادلات خود حذف می‌کنند، مقایسه میان جامعه‌ شناسی ابن خلدون متفکر مسلمان و آگوست کنت این معنا را به وضوح نشان می‌دهد.
4-به ایران که می‌رسیم وضع اسف‌بارتر می‌شود؛ با متونی ترجمه شده و اغلب ناقص و جزوه‌های نامنظم سروکار دارند و بدون دید انتقادی آن را فرا می‌گیرند، بدون آنکه بازار کاری برای این همه فارغ‌التحصیل وجود داشته باشد.
5- اساتیدی هم که همین جزوات را خوانده و عضو هیئت علمی شده‌اند با دانشجویان بعدی خود نیز نوعی سیکل معیوب را تشکیل می‌دهد که جز باز تولید جهل نمی‌توان نامی بر‌ آن نهاد. اساتیدی هم که از خارج کشور فارغ‌التحصیل شده‌اند ناخودآگاه حامل آخرین دستاوردهای آن دسته علوم انسانی که هیچ سنخیتی با جامعه ما ندارد، به ایران هستند مانند پست مارکسیست، استوراکتورالیست و فمنیست و غیره و غیره.
حجاریان در ادامه این برنامه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سخنان عطریانفر در خصوص وضعیت علوم انسانی در کشورمان گفت: بخشی از این مشکلات به قبل از انقلاب برمی‌گردد و بخشی به بعد از انقلاب. بعد از انقلاب هم کاری نشده است؛ شاید الان یک دبیرستان نمونه علوم انسانی باشد که آن هم فقط در تهران است و جای دیگری نیست. مگر امثال ماها که به خاطر شغل‌مان به دنبال علوم انسانی رفتیم. اگر ما هم دنبال مهندسی رفته بودیم دنبال علوم انسانی نمی‌رفتیم.
وی افزود: همه علوم انسانی البته اینگونه نیست و ادبیات فرق دارد، هنرها فرق دارد؛ مثلاً اینها خیلی ماهیت اومانیسی ندارند که در اینجا باید علوم انسانی را درجه ‌بندی کرد.
عضو مستعفی شورای مرکزی جبهه مشارکت یادآور شد:‌ بالاخره من به خاطر اینکه بگوییم جامعه ما چگونه جامعه‌ای است و دولت ما چه ماهیتی دارد، ناچار به ابزار تولید بودم، ابزار تولید که خودمان نداشتیم به سراغ منابع اصلی که می‌شد توضیح داد پیدا کرد تا گفت مثلا ماهیت دولت در جهان سوم چیست و برای مثلاً نظریه سلطانیسم خیلی به کل نظام ضربه زد که انحرافات از همین جا برمی‌آید.
وی در تشریح نظریه ولایت فقیه تصریح کرد: خودم قائل بودم که رهبری در ایران دارای سه نوع مشروعیت است یک نوع مشروعیت سنتی است بالاخره رهبر مرجع تقلید خیلی‌ها است و مرجعیت نوعی مشروعیت سنتی است، ثانیاً رهبری رهبر انقلاب است و رهبری انقلاب نوعی رهبری کاریزماتیک است، ثالثاً رهبری قانونی و منتخب خبرگان است.
حجاریان اضافه کرد: رهبری در ایران سه پایه مشروعیت دارد منتهی من آنجا توضیح دادم علاوه بر اینها موضوع دیگری هم داریم. رهبری در ایران ادامه ولایت پیامبر است که می‌خواستم توضیح دهم که علاوه بر آن سه نوع مشروعیت که توضیح دادم و باید در نظر گرفت که سه نوع مشروعیت را وبر اندیشمند غربی گفته بود اما مشروعیت نوع چهارم داریم که وبر به آن اشاره نکرده است.