رأی ها که سرجایش بود مجبورند سر قبر بدون مرده گریه کنند!
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٥  کلمات کلیدی:

اقدام موسوی و کروبی در بالا بردن آمار کشته های اغتشاشات، به خاطر عجز در اثبات ادعای تقلب است.
سایت الف که زیر نظر احمد توکلی نماینده مردم تهران فعالیت می کند با بررسی دروغ پردازی های اخیر که به ناگهان آمار قربانیان حوادث پس از انتخابات را از 25 نفر به 72 نفر افزایش داد، می نویسد: پیگیری آقایان موسوی و کروبی اگر خالصانه و بی ریا انجام شده باشد، قابل ستایش و ان شاءالله نزد حق تعالی مأجور است اما اصرار آقای موسوی و اطرافیانشان به بالا نشان دادن آمار تلفات، کمی عجیب و تأمل برانگیز است. اکنون روشن شده است که نزدیکان آقای موسوی اسامی برخی فوت شدگان سالهای گذشته، فوت شدگان مجهول الهویه و بی ارتباط با اغتشاشات و یک دختر فراری از خانه را در فهرست طرفداران کشته شده خود قرار داده اند و حتی از طرف آقای موسوی برای یک خانم زنده مجلس ترحیم برگزار شده و شخص آقای موسوی هم برای تسکین داغداران(!) در مجلس ختم شرکت کرده است. حال این سؤال پیش می آید که آقای موسوی با چه هدفی قصد دارد کشته ها را بیشتر از واقعیت نشان دهد؟
«الف» دلیل این رفتار توأم با بی صداقتی را چند عامل می شمارد و می نویسد: چند دلیل کلیدی برای این رفتار می توان حدس زد: اولاً، خون خواهی از کشته شده، به طور طبیعی در ذهن ناظر بی طرف برای شخص مدعی خون، مظلومیت و مشروعیت ایجاد می کند. ثانیاً، با دست و پا کردن کشته های جدید، فضا همچنان هیجانی و احساساتی می ماند و می توان اعتراضات را با استفاده از روحیه تحریک پذیری و احساسی جوانان همچنان گرم و فعال نگه داشت. ثالثاً و از همه مهمتر، اغتشاشات و اعتراض های بعد از انتخابات، از بیانیه آقای موسوی در رد نتیجه اعلام شده و «صحنه آرایی و شعبده بازی» دانستن نتیجه انتخابات 22 خرداد شروع شد. متأسفانه فجایعی نظیر حمله وحشیانه و مشکوک به کوی دانشگاه و جنایت های کهریزک، باعث شد توجه ها از اصل قضیه (یعنی تهمت تقلب در انتخابات و جابجایی 11 میلیون رأی به ضرر آقای موسوی) منحرف شود. آقای موسوی طی 3 ماه گذشته به روشنی از اثبات تقلب در انتخابات عاجز مانده است. ایشان در اثبات تهمت خود باید دلایلی می آورد که نشان دهد آرای اعلام شده وزارت کشور از تک تک صندوقها با صورتجلسه های شمارش آرای 47 هزار صندوق که حدود 450 هزار مجری و ناظر انتخابات (اغلب از معلمان یا معتمدان محلی) شب 22 خرداد امضا کرده اند، تفاوت دارد. اما شواهدی که ایشان ارائه می دهد این است که در فرآیند تبلیغات و برگزاری انتخابات، «تخلفاتی» رخ داده است. امری که در انتخابات های قبلی هم کم و بیش وجود داشته است و طبق قانون انتخابات، مستند تقلب محسوب نمی شود و نمی تواند دلیلی برای ابطال نتیجه انتخابات باشد. وقتی آقای موسوی نمی تواند ادعای تقلب (جابجایی رأی ها) را اثبات کند، بهترین راه برای انحراف توجه ها از این ادعای دروغ و فاجعه بار، بزرگنمایی کشته ها و دست و پا کردن کشته های جدید است.
سایت مذکور همچنین نوشت: از داستان دروغین «ترانه موسوی» چه کسی بهره برداری کرد و این داستان به نفع چه کسی تمام شد؟ چرا هیچکس نمی تواند همسایه یا همکلاسی یا خانواده وی را معرفی کند؟ چرا حتی یک کارت شناسایی از این طرفدار کشته شده آقای موسوی در دست نیست؟ آقای موسوی با چه انگیزه ای ترانه موسوی را طرفدار کشته شده خود معرفی کرده است؟ مرحوم ندا آقا سلطان روز شنبه 30 خرداد که نیروهای انتظامی بر اغتشاشگران مسلط شدند، به قتل رسید. چه کسی و چه گروهی از قتل مرحوم ندا آقا سلطان سود برد؟ قتل کثیف و ناجوانمردانه این هموطن مظلوم در روز 30 خرداد 88 به نفع چه کسی و چه گروهی تمام می شد؟ یافتن پاسخ این سؤالها، به درک جامع تری از تحولات بعد از انتخابات کمک می کند