نظریه‌پرداز آمریکایی:نقش سرمایه‌‌داران یهود در پیدایش ناآرامی‌ در کشور‌ها
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢۱  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: "جان کامینسکی " نظریه‌پرداز آمریکایی با برشماری انقلاب‌های بزرگ اخیر در کشورهای غربی، این حرکت‌ها را نه زاییده تفکر و تلاش انقلابیون بلکه ناشی از مدیریت و پول یهودیان برای به کنترل گرفتن مردم توسط صهیونیسم در کشورهای غربی دانست.


به گزارش فارس، پایگاه اینترنتی "فور ویندز تن " (Fourwinds10) در مقاله‌ای به قلم "جان کامینسکی " (John Kaminski) نویسنده و نظریه‌پرداز آمریکایی، با بررسی پیدایش انقلاب در کشورهای لیبرال غربی، سرمایه‌داران یهود و صهیونیسم را عامل اصلی ناآرامی در این کشورها و بسیاری از کشورهای دیگر دانست.
کامینسکی در این مقاله با استناد به فصل دوم کتاب "جنگ بی‌نام و نشان " اثر "الکساندر رمزی " (Alexander Ramsey)، تصریح کرد: انقلاب در کشورهای لیبرال و توسعه‌یافته غربی دارای الگوی پیدایشی یکسانی است که این الگو توسط عوامل بیگانه‌ای هدایت شده و می‌شود که طی قرون گذشته، این عوامل بیگانه، صهیونیست‌ها بوده‌اند.

* هدایت انقلاب‌های قرون اخیر در غرب همگی توسط یهودیان بوده است

وی با اشاره به نبود ایمان و اعتقاد واقعی در انقلابیون به حرکت اجتماعی که تحت عنوان انقلاب انجام داده‌اند، افزود: انقلاب 1789 فرانسه به سبب رشد و پیشرفت این کشور و با رهبری شهروندان فرانسوی ایجاد نشد، بلکه تفکری ویرانگر هدایت آن را برعهده داشت. تفکری که در انگلیس با تطمیع اقتصادی، "کرامول " (Cromwell) پادشاه این کشور را به قتل رساند و یا با هدایت و تحریک 500 یهودی اهل بروکلین، سبب قتل‌عام 20 میلیون روستایی روسیه شد.
این نظریه‌پرداز آمریکایی با اذعان به این نکته که عامل پیدایش جنگ‌های متعدد به رهبری ایالات متحده آمریکا نیز همین "تفکر شیطانی " است، اظهار داشت: "رام امانوئل " (Rahm Emanuel) رئیس کارکنان کاخ سفید و مشاور ارشد رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، تربیت شده آژانس جاسوسی اسرائیل (موساد) است و این خود دلیلی بر نفوذ بالای این تفکر در کشورهای جهان است. در واقع، مبالغه نیست اگر بگوییم نیروهای نظامی آمریکا و متحدان اروپایی این کشور بر اساس منافع صهیونیست‌ها فعالیت می‌کنند.
کامینسکی به نقل از رمزی در مورد الگوی یکسان انقلاب کشورهای غربی از سال 1600، عنوان کرد: شواهد مشترک در فرانسه 1789، بریتانیا 1640، روسیه 1917، آلمان، لهستان 19-1918 و اسپانیا در سال 1936، حاکی از دخالت یک تفکر و جریان ویرانگر سرمایه‌داری است که اکنون همگان آن را به نام "صهیونیسم " می‌شناسند.
وی با اشاره به نحوه استفاده صهیونیسم از ابزار اقتصادی برای نفوذ در بدنه هیات حاکمه کشورهای غربی، اظهار داشت: زمانی که جامعه‌ای با مشکل اقتصادی مواجه می‌شود، بدهی دولتی پدید می‌آید. فساد اقتصادی نظیر رشوه در جامعه شایع می‌شود و در نتیجه این اوضاع، فساد اخلاقی در بدنه آن رشد می‌کند تا آنجا که دامن مقامات سیاسی کشور را هم می‌گیرد. در این مرحله است که تفکر صهیونیسم با قدرت اقتصادی بالای خود و با سر دادن شعار فریبنده آزادی، برابری و برادری مردم جامعه را به کنترل خود در آورده و در نهایت جامعه‌ای دیگر بر اساس منافع استعماری خود تشکیل می‌دهد.

* صدام سرباز صهیونیسم بود که در نیمه راه سرپیچی کرد

این نویسنده با بیان این‌که جریان صهیونیسم با انتخاب رهبران مزدور در برخی کشورها، اهداف خود را پیگیری می‌کنند اما زمانی که این رهبران، به هر دلیل بر خلاف مسیر سیاسی این تفکر حرکت کنند به سرعت از جایگاه خود حذف می‌شوند، یادآور شد: شخصیت‌هایی نظیر "رابس پیر " (Robes Pierre) در فرانسه، "آبراهام لینکلن " (Abraham Lincoln) رئیس‌جمهور آمریکا، "آنتونی مورنا " (Antonio Morena) در پاناما و یا "صدام حسین " در عراق، نمونه‌های بارزی بوده‌اند که به سبب انحراف سیاسی از مسیر تعیین شده برای آنان، توسط این تفکر به سرعت از صحنه روزگار حذف شدند.
جان کامینسکی در پایان با اشاره به یکی از ابزار تفکر صهیونیسم درخصوص خلق دشمنان فرضی نظیر "القاعده " تصریح کرد: این جریان، در قلب آمریکا و دیگر کشورهای غربی و به بهانه مبارزه با این دشمنان فرضی، در امور کشورهای دیگر دخالت کرده و بر اساس منافع استعماری خود، رهبران این کشورها را تحت نفوذ خود در می‌آورند.
وی افزود: همانگونه که در پروتکل 15 صهیونیسم آمده است: "ما در این مسیر، اهداف خود را در هر کشور از طریق مزدورها و فراماسون‌های غیریهودی که از بسیاری مسائل آگاهی دارند، پیش خواهیم برد.