سیروس مخملی
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٠  کلمات کلیدی:

1. قاضی: حالا‌ دیگر می‌روی با مخملی‌ها پیتزا می‌خوری؟

2. متهم مخملی: به جان گفت‌وگوی تمدن‌ها، دروغ است.

1. می‌روی با کودتاچی‌های مخملی، مذاکرات مخملی می‌کنی برای براندازی مخملی؟

2. جامعه مدنی بمیرد، کذب محض است.

1. ای کذّاب بی‌چشم و رو! می‌روی با جورج سوروس مخملی نقشه‌های مخملی می‌کشی، بعدش می‌آیی این‌جا ننه من غریبم‌بازی‌های مخملی درمی‌آوری؟

2. به هر چه دم و کراسی موبوکراسی قسم، اصلا‌ً من این جورج سوروس یهودی را نمیشناسم در AIPAC نی‌یویورک!

1. چشمانت کار می‌کند؟

2. بگذارید عینک مشکی‌ام را بزنم.

1. این عکس را دیده‌ای؟

2. ول کن عکس را! خودش را دیده‌ام.

1. اسمش چیست؟

2. اسمش؟ ... اسمش چیز است.

1. چیز یعنی چه چیز؟

2. سیروس.

1. ولی قیافه‌اش عینهو یانکی‌ها داد می‌زند صهیونیست است با آن پرچم بنی‌اسرائیلی که در کنارش ایستاده.

2. چرا از خودش نمی‌پرسید؟

1. گفته از یک مقوا پیتزا می‌خورده‌اید با هم همراه کیوان تاجدار و برای اغتشاشات مخملی بعد از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری، نقشه‌های مخملی می‌کشیدید.

2. آن ... به من نارو زده.

1. موضوع چیه؟

2. قرار ما این نبود که دیدارهای محرمانه‌مان را رسانه‌ای کند.

1. کاری است که شده.

2. قویاً تکذیب می‌کنم.

1. تکذیب چی؟

2. من به او اخطار کرده بودم که اگر دیدارها و پیتزاخوردن‌ها و روبوسی‌های تمدنی‌مان را افشا کند می‌زنم زیر همه‌چیز، همه چیز را تکذیب می‌کنم!

1. بیش‌تر توضیح بده.

2. قرار ما از اول هم این بود که اسم او سیروس باشد و من هم به روح پدرم قسم بخورم که هرگز با سوروس یا هر جروج سوروس یهودی مخملی هیچ‌گونه دیدار یا گفت‌وگوی محرمانه مخملی برای براندازی مخملی نداشته‌ام در نی‌یویورک یا اورشلم شوربا یا انگل‌ستان یا پکن یا مسکو.

1. پس حسابی سکه یک دوزاری شده‌ای.

2. اما برگ برنده‌ای دارم که مپرس.

1. یعنی چی؟

2. بازی را برده‌ام.

1. مگر کار ملک و ملت، بچه‌بازی است؟

2. دیگه نه‌ نه گو.

1. یعنی چه این حرف؟

2. مجبوری قاعدهِ بازی را رعایت بکنی!

1. بازی کدام است، قاعده چیست؟

2. را‡فت اسلا‌می! بله، فکر همه‌چیز را کرده‌ایم. حالا‌ دیگر نمی‌توانی چیزی بگویی! باید آزادمان کنی برویم سراغ کارهایمان.

1. و تناول‌های مخملی پیتزاهای مخملی با سیروس‌های مخملی برای گفت‌وگوهای تمدن‌های مخملی جهت تدارک کودتاهای مخملی محض تحقق جامعهِ مدنی مخملی... .

ادیب قفقازی