تندروها از موسوی چک سفید امضا دارند؟!
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٧ : توسط : حسینی

میرحسین موسوی با انتشار بیانیه ای، به تکرار ادعاهای گذشته درباره تقلب در انتخابات پرداخت و برخلاف رویه غلط خود در قبل و بعد از انتخابات ادعا کرد از اجرای قانون اساسی و حفظ جمهوری اسلامی دفاع می کند.
موسوی در این بیانیه که محصول فشار افراطیون حلقه زده به دور وی ارزیابی می شود، می نویسد: تخلف ها و تقلب های سازمان یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. وی با متهم کردن نظام به استبداد و ظلم و بی آن که به نقش ویژه خود در کارشکنی علیه انتخابات و دامن زدن به خشونت و اغتشاش و جنایت اذعان کند، ادعا کرد: این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش را به فضای جامعه خواهانیم و از هر اقدام خشن و تندروانه امتناع می کنیم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم.
موسوی با اذعان ضمنی به ورشکستگی احزاب و جبهه افراطیون مدعی اصلاحات، نوشت: راه سبز به هیچ وجه مشابه یا جایگزینی برای سامان های سیاسی رسمی ]حزب و جبهه[ نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترسیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
استتار فعالیت های براندازانه، تخریبی و ضدانقلابی پشت عنوان های اجتماعی و مدنی، توصیه ای است که کارشناسان سازمان های جاسوسی آمریکا و انگلیس از یک دهه پیش به عناصر ضدانقلاب در ایران توصیه کرده اند و اکنون موسوی با یک دهه تاخیر و لو رفتن پوشش مذکور، تلاش می کند به همین توصیه عمل کند. گفته می شود موسوی از چند جهت تحت فشار روانی شدید -صرف نظر از ناهنجاری های شخصی و اخلاقی- قرار دارد و به همین دلیل مجبور است در پروژه افراطیون صرفا به عنوان یک نشانه و نماد و نه بیشتر عمل کند.
اولا موسوی به هنگام مذاکره خاتمی با وی برای نامزدی، به خاتمی جواب رد داد و به همین دلیل خاتمی نامزدی خود را اعلام کرد. اما مدتی بعد، اعلام نامزدی موسوی، خاتمی را که گفته بود «یا من می آیم یا موسوی» در مقابل عمل انجام شده قرار داد و به انصراف از خداخواسته وی انجامید. این اتفاق خشم شدید افراطیون در حزب مشارکت و سازمان مجاهدین، پویش حمایت از خاتمی و... را برانگیخت. اما موسوی تعهد داد که تا آخر با افراطیون همکاری کند. افراطیون هم اکنون در جلسات محفلی به موسوی و حامیان نزدیک وی سرکوفت می زنند که با نامزد شدن وی بخت پیروزی اصلاح طلبان به بدبختی منجر شد. آنها از این حیث موسوی را چنان بدهکار کرده و از او گرو گرفته اند که مجبور است اگر پیروزی احتمالی را به شکست در انتخابات تبدیل کرده، لااقل به بازی در پروژه جدید افراطیون ادامه دهد وگرنه طیف مذکور آبرویی برای وی باقی نخواهند گذاشت.
اکنون شعار «خاتمی نیاید من می آیم» به سفته و چک سفید امضایی تبدیل شده که افراطیون از موسوی در دست دارند و هر لحظه می توانند علیه او اقدام کنند. موسوی نگران است این طیف همان بلایی را که سر هاشمی در سال 78 آوردند، سر وی بیاورند. خاتمی با فهم همین مسئله بود که از نامزدی کنار کشید.
ثانیا افراطیون به موسوی چنین قبولانده اند که وی در کنار مسئولیت شکست جبهه اصلاحات، مسئولیت بازداشت شماری از سران جریان مذکور و لو رفتن نفاق جدید پیش از انجام موفق پروژه کودتای مخملین را برعهده دارد و بنابراین حالا که این همه هزینه گزاف را برای جبهه یاد شده به بار آورده نمی تواند از ادامه راه شانه خالی کند. وجه سوم ماجرا، برخی مشاورین هستند که اطراف موسوی را گرفته اند و به عنوان مشاور ارشد وی تلقی می شوند. شماری از این مشاورین با توجه به سوابق خود به برخی گروهک ها و نیز جریان های ضدانقلاب خارجی وصل می شوند و نقش اصلی را در هل دادن موسوی به ورود در پروژه اغتشاش داشتند و ارتباطات گسترده ای با بی بی سی انگلیس و رادیوی فردای آمریکا دارند. همین طیف، همسر موسوی را به بازی در سناریوی بی بی سی برای القای تقلب کشاندند و تلاش کردند نقش موسوی در تشنجات کمرنگ نشود. تن ندادن به رای ملت و نپذیرفتن مکانیزم های قانون اساسی، اقدام به گروکشی خیابانی برای مقابله با نتیجه انتخاب 5/24میلیون نفری ملت، و سرانجام، راه اندازی جبهه اپوزیسیون از جمله مشورت هایی بود که مشاوران مذکور به موسوی ارائه کردند و عملا وی را در راه بن بست انداختند.