از شلنگ تخته بازی و اخاذی تا مسئولیت اخلاقی در صدای آمریکا
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٢  کلمات کلیدی:

هم سلولی احمد باطبی و از متهمان آشوب های خیابانی تیرماه 78 اعلام کرد طیفی که باطبی هم جزو آن است برای سرکیسه کردن ضد انقلاب خارجی فعالیت می کنند.
محمدرضا کثرانی در سایت ایران سرفراز به نوسان های سیاسی شدید در عناصری نظیر طبرزدی، باطبی و حسن زارع زاده اردشیر که هم اکنون با صدای آمریکا و برخی محافل مشابه در ارتباطند می نویسد: وقتی طبرزدی به راحتی در زمره مخالفان شلنگ تخته بازی کند و با نیت سرکیسه کردن کسانی که سالیان سال خارج از کشورند و بعضاً از مسایل ایران و تحولات آن آگاهی ندارند جهت بعضی کارها پول می گرفت خود شاهد آن بودم که فردی همانند منوچ محمدی از آن پولها منتفع می شد و با جمع آوری بچه ها در یک سالون خالی و ایجاد سروصدا و رنگ گرفتن روی میز با گوشی اش که آقای مهری با ایشان صحبت می کرد از لس آنجلس اقدام به فریب ایشان می نمودند. طبرزدی با بی کفایتی و ناکارآمدیش سبب پرواز دیگران به قلل بالا شد که فقط فرومایگان اینچنین می کنند. او تشکیلاتی ایجاد کرد که یک مشت سودجو همانند حسن اردشیر و قدیریان در آن گردهم می آمدند.
وی می نویسد: طبرزدی در اصل یک مضحکه بزرگ است. یک احمق همانند پت و مت که فقط گندم نمایی و جوفروشی را خوب بلد است. او با ایجاد تشکیلاتی نام جبهه متحد دانشجویی و یک گروه به اصطلاح رفرمیستی که مثلاً درصدد ائتلاف با گروه های مختلف و مستقل و وابسته و غیره است اقدام به تاسیس یک نهادی کرده است رسماً یک فاحشه خانه (سیاسی درام ریتمیک) است.
اکنون در گروه ایشان از ویکتوریا خانوم و ماسالی 180 درجه چرخشی و احمد باطبی بی هویت که قبل از آن عکس کذا هیچ پیشینه ای نداشت و به مدد آقاحشمت سابقه ای طولانی تر از خود من پیدا کرد و رضا پهلوی و همه و همه در این فاحشه خانه سیاسی جمعند.
در همین حال رشید اسماعیلی از عناصر اغتشاشگر و دارای گرایش به چپ مارکسیستی بعدها تبدیل به لیبرال دوآتشه، در سایت ادوارنیوز وابسته به گروهک ادوارتحکیم وحدت، به ستایش از صدای آمریکا پرداخت و نوشت: صدای آمریکا بناست مبلغ ارزش های گرانقدر و قابل احترام ایالات متحده باشد. این رسانه کوشیده از چهره های قابل احترامی استفاده کند. بسیاری از کارکنان آن، افرادی شریف و زحمتکش هستند که بعضاً در ایران هزینه داده اند اما در برخی موارد به جولانگاهی برای تسویه حساب های سیاسی و شخصی بدل می شود، اپوزیسیون همدیگر را تخریب می کنند.
وی اضافه می کند: در حالیکه کروبی و موسوی - فارغ از هر سابقه ای که داشته اند- اکنون و در داخل مرزهای ایران به رغم همه فشارها در برابر تمامیت دستگاه رعب آور ایستاده اند، آیا مسئولیت اخلاقی و ملی ما این نیست که حمایت و تقویت شان کنیم؟ کدام اقدام اپوزیسیون در خارج از کشور به اندازه اقدام کروبی موثر واقع شده است؟
اکنون که جنبش یک رهبری نصفه و نیمه در داخل پیدا کرده، اپوزیسیون خارج از کشور هنوز گرفتار همان فرقه گراییها، حسادتها و برتری جوییها و رقابت های حقیر است. گویا مشکل اصلی عده ای این است که چرا کروبی و موسوی و چرا ما نه؟ حمله به موسوی و کروبی ما را به کجا می برد؟ برای تسویه حساب وقت هست.