چرا «امید سبز» سبز نمى شود؟
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱  کلمات کلیدی:

عبدالله گنجى
پس از دو ماه تنش و التهاب که مسبب اصلى آن بیانیه روز شنبه مورخ ۲۳‎/۳‎/۸۸ موسوى بود، اعلام شد که قرار است تشکیلاتى با عنوان «امید سبز» راه اندازى شود و ادامه اعتراضات غیرقانونى در قالب آن دنبال شود. رسانه هاى جریان تجدید نظرطلب نیز با اعلام پیوستن کروبى و خاتمى به این تشکیلات به موج خبرى پیوستند. بررسى جایگاه آینده این تشکیلات با توجه به موارد ذیل ضرورى است. رنگ سبز که نماد رسانه این حرکت است تاکنون مراحل زیر را طى کرده است که این تحول در کارکرد، موجب ریزش هواداران آن شده است، تحول درکارکرد رنگ سبز به طریق ذیل اتفاق افتاد.
۱- رنگ سبز به مثابه نماد اعتقادى و انتخاباتى
انتخاب رنگ سبز به عنوان یک ابداع یا بدعت براى اولین بار در انتخابات ایران به کار گرفته شد. میرحسین موسوى چرایى این انتخاب را به اهل بیت ارجاع مى دهد و آن را نماد اهل بیت مى داند. اگرچه این رنگ و سیادت به خودى خود صلاحیت مدیریت و ریاست جمهورى نمى آورد، اما موسوى فکر مى کرد که این رنگ بخش مذهبى و سنتى جامعه را جذب خواهد کرد و از آنجا که بخش اعظم جامعه دینى- شیعى ما مذهبى هستند، در پرتو این رنگ راى بالایى را اخذ خواهد کرد، از طرفى طبقات بالاى شهرى و روشنفکران نیز به دلایل دیگر همراه وى هستند بنابراین با مشى دوگانه همه راى را به سمت خود سوق مى دهد. اما راى شهرهاى کوچک و خصوصاً روستاها که مذهبى تر و سنتى تر هستند نشان داد که رنگ سبز هیچ اقبالى را در جامعه نیمه سنتى ما نداشته است و از قضا کسانى این رنگ را به عنوان نماد استفاده کردندکه جنبه اعتقادى آن را مدنظر نداشتند و فقط به دلایلى دیگر همچون مخالفت با مشى احمدى نژاد به آن توجه کرده اند، پس مى توان نتیجه گرفت که در مرحله انتخابات این رنگ کارکرد لازم را در افکار عمومى نداشت و مذهبیون توجهى به آن نداشتند.
۲- رنگ سبز به مثابه رسانه اعتراض
از فرداى انتخابات که موسوى تن به قواعد بازى نداد، نماد سبز روانه خیابان هاى پایتخت شد و طى چند روز فضاى شهر را متاثر کرد. با روشنفکرى رهبر معظم انقلاب و آمادگى نهادهاى نظارتى براى هرگونه پاسخگویى و عدم ارائه مستندات تقلب از سوى موسوى، این جمعیت و خصوصاً بخش اعظم آن که ابتدا تقلب را باور کرده  بودند، نماد سبز را کنار گذاشتند و به خانه و زندگى خود پرداختند، به طورى که از جمعیت حدود ۴۰۰ هزار نفرى ۲۵‎/۳‎/۸۸ طى یک هفته بعد جمعیت به حدود ۱۰۰۰ نفر رسید.
۳- رنگ سبز به مثابه نماد براندازى
بعد از عدم پذیرش ابطال از سوى مراجع نظارتى و عدم اقناع افکار عموم نسبت به تقلب، جرزنى شروع شد. در این مرحله همه ضد انقلاب در داخل، اروپا و آمریکا و رسانه هاى ماهواره اى همه مدعیان سرسخت رنگ سبز شدند، اکبر گنجى ضد انقلاب را با رنگ سبز در نیویورک جمع آورى مى کرد و اوباما و هیلارى کلینتون از اقدامات پشت پرده گسترده در ایران خبر مى دادند. دست سفارتخانه دولت انگلیس نیز رو شد و... بنابراین در این مرحله رنگ سبز به مثابه نماد براندازى بود که چه موسوى مى خواست و چه نمى خواست از آن به عنوان یک رسانه توسط افراد ضد انقلاب استفاده مى شد. بنابراین نماد سبز از اهل بیت در بستر یک شیف پارادایمى به نماد حرکت براندازى ضد انقلاب در اروپا، آمریکا و رسانه هاى آنان تبدیل شد. طى مسیر تحولى رنگ سبز، آن را به عنوان نماد اهل بیت ونه به عنوان نماد اعتراض بلکه به عنوان نماد ضد انقلاب شناساند و علاوه بر آن برگزارى دادگاه هاى علنى و اذعان همه محاکمه شوندگان و نخبگان سیاسى به عدم امکان تقلب گسترده ۱۱ میلیونى موجب شد من بعد حربه تقلب به کار نیاید و از بسترهاى دیگرى همچون کشته هاى حوادث، تخلفات افراد انتظامى در بازداشتگاه ها جهت ماندن در میدان مبارزه علیه نظام سیاسى استفاده شود.
بنابراین با فروکش کردن مساله تقلب به جهت عدم ارائه سندى براى آن و ضربه مهلکى که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب دریافت کردند، در مرز ماندن یا انحلال قرار گرفته اند. پیوستن به «امید سبز» امروز به مساله اى پرهزینه تبدیل شده است، زیرا صاحبان و وارثان آن امروز با مؤلفه هایى همچون قانون شکنى، عبور از خطوط قرمز، هتاکى نسبت به نظام و... شناخته مى شوند. از طرفى ضد انقلاب خارج نشین و رسانه هاى وابسته به CIA نیز مدعى حقانیت آن شده اند. با این اوصاف کدام جریان داخل نظام و کدام انسان عاقلى به خود جرات مى دهد پاى در این مسیر گذارد که اکنون جز تقابل با نظام قانونى مستقر بویى از آن به مشام نمى رسد. سؤال اساسى این است که چند درصد مردم حاضرند در مقابل نظام بایستند؟ قطعاً بسیار قلیل خواهند بود و اگر «امید سبز»  قرار است از مسیر دموکراسى تغییرات مدنظر را در آینده دنبال کند، این اقلیت در پاى صندوق چه تاثیرى را بر جاى مى گذارند؟
رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۴‎/۶‎/۸۸ در دیدار تشکل هاى دانشجویى آنان را نسبت به تحرکات این جماعت در ترم تحصیلى آتى هشدار دادند. اما با یقین ا علام داشتند که اینها هزینه هایى را تحمیل مى کنند اما ره به جایى نخواهند برد و شکست آنان حتمى است، این تحلیل رهبرى دقیقاً مبتنى بر مسیر حرکت تحولى این جریان است که امروز بدون پشتوانه در وسط میدان مانده است اما تحمیل هزینه به نظام از اقلیت بسیار ناچیز هم برمى آید ولى نتیجه آن رهایى قطعى این جماعت از مرزهاى نظام اسلامى خواهد بود. در یک جمع بندى مى توان گفت سابقه دو ماهه گذشته نشان مى دهد که فقط کسانى به این جریان لبیک مى گویند که حاضر به پرداخت هزینه تقابل با نظام باشند و چنین افرادى در توده مردم به کلى و در نخبگان اندک یافت مى شود. این جماعت تلاش خواهد کرد که «نمود» خود را در پرتوى رسانه هاى غربى بزرگ تر از «بود» خود جلوه دهد اما از طریق دموکراسى به شرط تن دادن به قواعد بازى منزوى خواهند شد. باید منتظر ماند.