مرگ تدریجى یک دروغ!
ساعت ۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۱  کلمات کلیدی:

انتشار خبر دفن دسته جمعی 44 جسد مجهول‌الهویه در بهشت زهرا(س) آن هم به صورت شبانه از سوی تعدادی از سایت‌‌های خبری در اواخر مردادماه و درج تصاویری جعلی از گورهایی با شماره جواز دفن، بازتاب وسیعی در رسانه‌های داخلی و خارجی داشت. یک سایت خبری در گزارشی کذب با طرح این ماجرا مدعی شد که این اجساد مربوط به بازداشت‌شدگانی است که در روزهای 21 و 24 تیرماه سال جاری در قطعه 302 بهشت زهرا(س) که قطعه‌‌ای تازه تأسیس است به خاک سپرده شده‌اند.
نکته جالب توجه اینکه همین سایت در ادامه گزارش خود تصریح می‌کند که نمی‌تواند قاطعانه بگوید که گور‌های مورد اشاره، لزوماً ربطی به قربانیان خشونت‌های پس از انتخابات دارد اما به عنوان یک رسانه وظیفه داشته است در مورد این خبر تحقیق کند! خبری که خود آن را ساخته و پرداخته است!
طرح چنین موضوعی که با هدف تخریب نظام صورت گرفت پروژه‌ای بود از پیش طراحی شده چرا که مخالفان نظام قصد داشتند با مرتبط جلوه دادن بازنشستگی مدیرعامل سابق بهشت زهرا‌(س) و درج این خبر، صحت این خبر کذب را به جامعه القا کنند تا شاید مرهمی باشد بر زخم‌های کاریشان! و از طرفی با طرح این شایعات و کشاندن آن به صحن مجلس، مسأله رأی اعتماد به کابینه را تحت‌الشعاع قرار دهند. در همان ابتدا محمود رضاییان، مدیرعامل سابق بهشت زهرا(س) ضمن تکذیب این خبر و موضوع برکناری‌اش، مطالب فوق را شایعاتی دانست که نباید به آن استناد کرد. «هیچ جنازه‌ای را در روزهای اخیر بدون نام و مشخصات دفن نکرده‌ایم و هیچ اجباری برای جواز دفن نیز نداشته‌ایم. روند خاکسپاری افراد مجهول‌الهویه همیشه وجود داشته است، ما که نمی‌توانیم اجساد را همین گونه نگه داریم. این روند در بهشت زهرا عادی است و در تمام قطعات بهشت زهرا وجود دارد، ما همیشه بنا به دستور پزشکی قانونی افراد مجهول‌الهویه را دفن می‌کردیم. اجساد را که نمی‌سوزانند! سالیان سال است که مجهول‌الهویه‌ها را در بهشت زهرا دفن می‌کنند.» رضاییان که بارها به خاطر فعالیت‌های چشمگیرش به عنوان شهردار نمونه انتخاب شده است، پس از رفتنش مجبور به توضیح واضحات شد.
«قبل از اینکه این داستان‌ها مطرح شود بازنشسته شده‌ام و بر کنار هم نشده‌ام. از یک سال پیش از دکتر قالیباف درخواست کردم من را بازنشسته کند. کسی که در یک ساختار اداری کار می‌کند روزی باید بازنشسته شود. آدم‌ها سوار قطاری می‌شوند و در بعضی از ایستگاه‌ها باید پیاده شوند. درحال حاضر عضو هیأت مدیره سازمان بهشت زهرا هستم، اگر قرار بود به خاطر این شایعات برکنار شوم از همه پست‌های خود برکنار می‌شدم.» سخنگوی شورای شهر هم در آخرین جلسه شورا نسبت به این موضوع واکنش نشان داد. «بازنشستگی مدیرعامل سازمان بهشت زهرا ربطی به موضوعات اخیر در مورد دفن افراد مجهول‌الهویه ندارد و وی از مدت‌ها قبل با بیش از 42 سال سابقه کار درخواست بازنشستگی داده بود و شهردار تهران نیز براساس پیگیری‌های مداوم وی با این درخواست موافقت کرده است.»
اگرچه این گونه تصمیمات حاشیه‌دار برای اولین و آخرین بار در شهرداری تهران اتخاذ نشده ولی شهردار تهران نیز تأکید داشت که اگر می‌‌دانست این جابه‌جایی به جریانات اخیر ربط داده می‌شود، قطعاً موافقت با بازنشستگی رضاییان را با تأخیر انجام می‌داد.
این مسأله در مجلس نیز واکنش‌هایی را در بر داشت. فرهاد تجری یکی از اعضای کمیسیون بررسی حوادث پس از انتخابات در مجلس از اولین افرادی بود که در این مورد سخن گفت. «اصل خبر دروغ است چه برسد به اینکه تعیین کنند کدام افراد دفن و خاکسپاری شده‌اند.» جواد جهانگیرزاده، عضو دیگر کمیسیون مجلس برای بررسی حوادث پس از انتخابات این گزارش را غیرقابل اعتماد دانست.«تا کشور می‌خواهد به آرامش برسد و به آینده فکر کند، یک حرفی و یک خبری در می‌آورند! اگر بنا باشد بعد از این هر کس شایعه‌ای پخش کند و نمایندگان مجلس بخواهند به دنبال تأیید و یا رد آن باشند که سنگ روی سنگ بند نمی‌شود؟! این حرف‌ها بی‌اعتمادی به وجود می‌آورد، به این سادگی آنها را قبول نکنید.» کاتوزیان، نماینده مردم تهران در مجلس:«در بازدید از قطعه 302 مشخص شد که در این قطعه تعدادی از افرادی که به هر صورت در حوادثی فوت می‌کنند و هویت آنها نامشخص است پس از مدتی که در پزشکی قانونی می‌مانند و بستگان آنها مشخص نمی‌شود، به این قطعه منتقل و دفن می‌شوند.»
در سایت آشوب‌خواه «نوروز» آمده بود:«در شب 21 تیرماه رفت و آمدهای چشمگیری به سردخانه بهشت زهرا صورت گرفته که محل نگهداری شماری از اجساد و قربانیان خشونت‌های پس از انتخابات بوده است و از قرار معلوم در شب 21 و 24 تیرماه اجساد به قطعه 302 که خارج از محوطه‌ قدیمی بهشت زهرا است منتقل و آنجا دفن شده‌اند.» این خبر ما را بر آن داشت تا با حضور بر سر قبور قطعه 302 و نثار فاتحه، با انجام مصاحبه در قالب یک شهروند با پرسنل و خدمتگزاران بهشت زهرا نسبت به تهیه این گزارش اقدام کنیم.
ابتدا به غسالخانه بهشت زهرا جایی که اموات بعد از انجام مراحل پزشکی قانونی به این مکان منتقل می‌شوند،‌ رفتیم و با فردی که مسؤول ثبت مشخصات و شماره جواز دفن اموات بود،‌ هم‌کلام شدیم. «قبل از ورود اجساد به غسالخانه مشخصات متوفی را در این دفتر ثبت می‌‌کنیم. بعد از انجام غسل و کفن، باالصاق برگه‌ای بر روی جسد که حاوی شماره جواز و اسم متوفی است، به خانواده‌اش تحویل می‌گردد تا به خاک سپرده شود.» موضوع دفن دسته جمعی 44 جسد مجهول‌الهویه‌ها را از او جویا شدیم. با لبخندی به ما گفت مگر ما هویج(!) هستیم که 44 جسد را به صورت غیرقانونی از اینجا عبور دهند و روح‌ ما خبردار نشود! درخصوص جنازه‌های ناشناس و یا همان مجهول‌الهویه‌ها نیز توضیحاتی داد:« جسد معتادانی که در گوشه و کنار این شهر پیدا می‌شود و یا افرادی که از شهرستان به تهران می آیند و کارت شناسایی همراه ندارند و در اثر تصادف و یا قتل کشته می‌شوند و حتی افرادی که هیچ‌کس را ندارند را بعد از گذشت چند روز تنها با شماره جواز دفن، خاک می‌کنند. آخر مگر می‌شود دست روی دست گذاشت و این اجساد را خاک نکرد! در بهترین حالت هم چند ماهی طول می‌کشد تا بستگانشان جسد را شناسایی کنند. لذا دشمنان از این موضوع سوءاستفاده کردند و این ماجرای دروغین را مطرح کردند. این مسأله همیشه اتفاق می‌افتد و فقط مربوط به یک دوره خاص نیست.» او جنازه‌ای را که آماده تحویل است به ما نشان می‌دهد و با صدایی لرزان می‌گوید:«اینجا آخر خط است. وقتی می‌بینیم که سرنوشت همه ما اینجا است چرا باز هم دروغ و...»
قبل از ورود به بهشت زهرا(س) تابلویی که بر روی آن نوشته شده «مراجعین محترم بهشت زهرا از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب تعطیل می باشد و در صورت رفت و آمد در خارج از این ساعت نیروهای امنیتی برخورد خواهند کرد» نمایان است. با دیدن این صحنه و مأمور امنیتی مستقر در ورودی و دیوارهای بلوکی نسبتاً بلند، به این فکر می‌افتی که مگر می‌شود این همه جنازه را بدون اینکه آب از آب تکان بخورد از اینجا عبور داد؟! اما به خود می گویم که هنوز قضاوت زود است و باید از نزدیک دید! وقتی وارد می‌شوی تا چشمانت کار می‌کند خاک می‌بینی و بیابان که به گفته مأمور مستقر در ورودی 40 هکتار مساحت دارد، به بهانه گرفتن آدرس قطعه 302 از او باب سخن را باز کردم. کنترل اینجا سخت نیست؟ شب‌ها تنهایی نمی‌ترسی؟ راستی‌ ماجرای دفن شبانه اجساد مجهول‌الهویه چی بوده؟!
«دفن شبانه کجا بود؟ اینجا کلی گشت موتوری دارد که تا صبح با دو تا مأمور گشت می‌زنند تا با کسی که احتمالاً قاچاقی وارد شده و یا از روز قبل بیرون نرفته باشد، برخورد کنند. مگر ممکن است این همه جنازه را مخفیانه وارد کنند؟ تازه گیریم که وارد کردند، مگر آن موقع شب کسی هست که این‌ها را دفن کند؟!» شاید گرما و زبان روزه و شاید هم یادآوری این جریان مضحک، صدای او را کمی عصبانی کرده است.
«ای بابا اینها همه‌اش شایعه است برای برهم زدن اوضاع، چطور بعد از این همه مدت یادشان افتاده؟! حتماً نشسته‌اند نقشه کشیده‌اند این شایعه مسخره را درآوردند.» قطعه 302 تا در ورودی فاصله زیادی ندارد. درست مقابل ساختمان شیروانی قرار گرفته که از دور مشخص است. وقتی به قطعه 302 می‌رسی عزادارانی را می‌بینی که در زیر آفتاب سوزان و با دهان روزه مشغول عزاداری و دفن عزیزان خود هستند. کارگران هم مشغول پاکسازی محوطه و جابه‌جایی خاک‌هایی هستند تا با ریختن آن و نشستن سردی خاک بر روی جسد، جدایی و دل‌کندن خانواده‌ها از قبر عزیزانشان را راحت‌تر کنند چرا که از قدیم گفته‌اند خاک سرد است و جدایی می‌آورد.
با گذر از قبرهای خالی که با بلوک‌های سیمانی آماده پذیرایی از میهمانان خود شده‌اند، وارد محوطه‌ای می‌شوی که کافی است با وزیدن یک نسیم، فضا را پر از گرد و خاک بیابی. وقتی بر سر قبرها قدم‌زنان می‌گذری، می‌بینی قبرهایی را که با شماره جواز دفن مشخص شده‌اند اما نه 44 قبر! اینجا خبری از سنگ قبر نیست اما بالای سر قبرها به‌جز چند قبری که با شماره مشخص شده‌اند، نام و نام‌خانوادگی و حتی عکس متوفی وجود دارد یعنی مشخص است که این قبر متعلق به کیست. یک نفس راحت می‌کشی و به سراغ یکی از کارگران خدمات قبر می‌روی که با زدن یک ماسک مشغول آماده کردن قبرها برای فردا است. کمی با او درد دل کردیم و با باز کردن سر صحبت، ماجرا را از او جویا شدیم.
«شما دیگه چرا ساده‌ای؟ شما که تحصیل کرده‌اید این را بگویید بقیه مردم چه می‌گویند؟ این حرف‌ها همه‌اش بازی است. چشم ندارند آرامش و امنیت ما را ببینند. می‌خواهند دوباره با شایعه مملکت را به آشوب بکشند و ما را به جان هم بیندازند. اینها همان‌هایی هستند که در جنگ با عراق دشمن ما بودند و حالا شده‌اند دوست و دلسوز ما! کشتن این همه جوان کافی نبود؟! حالا دنبال یک بهانه دیگر هستند؟! کور خواندند. اینها فکر کرده‌اند هرچه بگویند مردم باور می‌کنند اما مردم ما هوشیارتر از این حرف‌ها هستند. آنها به جای اینکه از فرسنگ‌ها فاصله بنشینند جلوی دوربین و حرف مفت به خورد مردم بدهند، بیایند از نزدیک ببینند که این قبرها اسم دارد یا نه؟!»
راستش دلمان نیامد به حرف‌های بی‌پرده و رک کارگر بهشت زهرا، چیز دیگری اضافه کنیم و مؤخره‌ای برای گزارش بنویسیم.
همین!...