انقلاب مخملین و اجتهاد ناشیانه "عماد افروغ"
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٠  کلمات کلیدی:
دفتر پژوهش و بررسیهای خبری:جواد رضایی-جا داشت آقای افروغ اندکی خویشتنداری به خرج می داد و منتظر ادامه کار می ماند و اینگونه شتابزده و نسنجیده وارد مسیری که پایان آن مشخص نیست نمی شد و ناشیانه دست به اجتهاد در برابر نص نمی زد.امید است در ایشان این شجاعت باشد که پس از روشن تر شدن موضوع مجدداً دست به قلم شود و این بار از کسانی دفاع کند که جانانه در برابر انقلاب مخملینی که از سوی دشمنان حمایت می شد، ایستادگی کردند و آن را به شکست کشاندند.
دکتر عماد افروغ با درج یادداشتی با عنوان «کدام انقلاب مخملین؟ چگونه؟» در روزنامه اعتماد ملی مورخ (5/88/15) نسبت میان حوادث اخیر و انقلاب مخملین را انکار کرد و به محاکمه عواملی که در این ارتباط دستگیر و در فرایند محاکمه قرار گرفته اند نیز اعتراض نمود و البته بر کسی پوشیده نیست که خود وی نیز در آستانه انتخابات از افراد متمایل به موسوی بود.
وی در این یادداشت انکاری و اعتراضی نوشته است: «در این دادگاه شاهد حضور افرادی بودیم که پس از گذراندن چند روزی در زندان، تحلیل هایشان تغییر کرده بود و حالا به این نتیجه رسیده بودند که نگاهشان درگذشته درست نبوده است، بنابراین تغییر دیدگاه را چطور می توان به برنامه ریزی برای انقلاب مخملین ربط داد؟ چرا باید عده ای دستگیر شوند آن هم تنها برای تنبه و اصلاح دیدگاه، فکر و عقیده شان یا حتی اینکه معتقد بودند تقلبی صورت گرفته است؟ مگر در این میان پولی دریافته شده است؟ کدامیک از معترضان این معترفان چه جریانی را سازماندهی کرده بود، کجا جریان سازی کرده بودند و ملت را کجا جمع کرده بودند و به آنها درس انقلاب مخملین داده بودند که باقی بی خبر هستند و تنها ضابطان قانونی با خبر؟» افروغ در بخش دیگری از این نوشتار آورده است: «مردم ایران یک حرکت خودجوش داشتند، رسانه خارجی نبود، پولی نگرفته بودند و در میتینگی به آنها نگفته بودند «ملت پیش به سوی انقلاب مخملین!» تنها ذهنیت حاکم بر افکار عمومی این ماجرا را پیش می برد. چرا شعور مردم و ملت را دست کم بگیریم و فکر کنیم ملت و افکار عمومی همیشه باید دنباله رو باشند و خود قادر به گرفتن هیچ تصمیم جمعی نیستند، کاش در جریان این محاکمات و تئوری پردازی ها ذره ای هم واقعیت های موجود را لحاظ می کردیم. کجای قانون اساسی آمده است که اعتراض مدنی و آرام جرم است؟
جناب افروغ با ساده کردن صورت مسئله و تحریف و انکار حوادث واقع شده درصدد است بگوید اتفاقی نیفتاده تا در ارتباط با آن افرادی دستگیر شوند. آیا آقای افروغ می تواند نشانه های پرتعداد انقلاب مخملین را که در حوادث اخیر به وفور قابل مشاهده بود و بسیار فراتر از نشانه های یک انقلاب مخملین بود را انکار کند. مگر آنچه که در گرجستان، اوکراین، قرقیزستان و... واقع شد غیر از مواردی بود که در ایران هم در حال انجام بود؟! آیا برای انجام حرکتی از جنس انقلاب مخملین باید مردم را در یک جا جمع کرد و ضمن توزیع پول میان آنها به آنها آموزش انقلاب مخملین داد؟ آیا در کشورهایی که دچار مصیبت انقلاب مخملین شدند اینگونه عمل شد؟ جناب افروغ با فرافکنی محض از اعتراض مدنی و آرام سخن به میان می آورد. ایشان پاسخ دهد آیا از درون یک اعتراض مدنی و آرام این همه تخریب، رعب و وحشت و ویرانی بیرون می آید. قلب واقعیت موضوع مذمومی است که آقای افروغ به آن روی آورده است. شاید لازم باشد آقای افروغ برای پی بردن به نشانه های انقلاب مخملین مجدداً به اعترافات ابطحی و عطریانفر گوش سپارد، حداقل اگر فرصت این کار را ندارد و احیاناً عمل تکراری برای ایشان ملال آور است خوب است به گفته های «کیان تاجبخش» که به عنوان یکی از متهمین در خصوص آنچه که آقای افروغ آن را انکار کرده سخن گفته توجه نماید. «یحیی کیان تاجبخش» از نظریه پردازان براندازی نرم در حاشیه نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهام متهمین آشوب های پس از انتخابات در یک نشست خبری اظهار داشت: «حوادثی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داد، تصادفی نبود و نتیجه برنامه ریزی نسبتاً درازمدت بود.» وی در ادامه گفت: «عوامل اصلی اغتشاشات اخیر مجموعه دستگاه های پنهان و نیمه پنهان و حتی مخفی و سرویس های اطلاعاتی آمریکا و برخی کشورهای غربی بودند و انتخابات یک بهانه و فرصتی برای اجرای انقلاب های انتخاباتی بود که با استفاده از تاکتیک های مختلف همچون ایجاد شبهه در خصوص صیانت از آرا و زیر سوال بردن نظام انتخاباتی و نهادهای برگزارکننده انتخابات پیگیری شد.» این متهم اغتشاشات اخیر افزود: «کسانی که از طرف غربی ها برای گفت وگو به غرب دعوت می شدند، از سوی بنیادهایی مانند سوروس و راپیفلر حمایت مالی می شدند و هرچند وقت یک بار در سوئد و سوئیس دور هم جمع می شدند و در قالب پروژه ردیف 2 با هم گفت وگو داشتند.» وی افزود: «از آنجا که ارتباط رسمی دیپلماتیک بین ایران و آمریکا برقرار نیست و بالتبع امکان مذاکره بین دو کشور وجود ندارد، نهادهای آشکار و پنهان و حتی نیمه پنهان آمریکا اتصالات بین احزاب اصلاح طلب و گروه های همسو در آمریکا را با هماهنگی سرویس های اطلاعاتی و کاخ سفید برعهده داشتند.» تاجبخش در ادامه گفت: «ورود سوروس و جریانات مشابه به ایران عملاً از دو بستر احزاب اصلاح طلب و ارزش های غربی صورت گرفته و در یک مورد سهراب رزاقی از دوستان آقای حجاریان از سوروس بیش از 300 میلیون تومان برای عملیاتی کردن یک برنامه پنج ساله دریافت کرده که این رقم از طریق یکی از موسسات پوشش هلندی پرداخت شده بود.» وی تأکید کرد: «عوامل اصلی اغتشاشات اخیر مستقیم یا غیرمستقیم با مجموعه شبکه ها و نهادهای غربی مرتبط بودند.»
جا داشت آقای افروغ اندکی خویشتنداری به خرج می داد و منتظر ادامه کار می ماند و اینگونه شتابزده و نسنجیده وارد مسیری که پایان آن مشخص نیست نمی شد و ناشیانه دست به اجتهاد در برابر نص نمی زد. امید است در ایشان این شجاعت باشد که پس از روشن تر شدن موضوع مجدداً دست به قلم شود و این بار از کسانی دفاع کند که جانانه در برابر انقلاب مخملینی که از سوی دشمنان حمایت می شد، ایستادگی کردند و آن را به شکست کشاندند.