شریعتی: حزب مشارکت در یک انحراف سیاسی قرار گرفته است
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: سعید شریعتی از متهمان پرونده کودتای مخملی در دفاعیات خود با اذعان به عملکرد ناصحیح موسوی و انتقاد از هواداری حزب مشارکت از وی گفت:بازکردن پای هواداران به اعتراضات خیابانی به اعتقاد من اشتباهی بزرگ بود.


ولتکن منکم امه یدعون الی ‌الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن‌المنکر و اولئک هم المفلحون(آل عمران104)

ریاست محترم دادگاه
سلام علیکم
متن حاضر گزیده‌ای از مرقومه‌ای مفصل در بیان دیدگاه‌ها و اعتقادام در مورد رخدادهای اخیر است که برای پرهیز از تصدیع و گرفتن وقت دادگاه تهیه شده و قرائت می‌شود و به همراه متن مشروح خدمت جنابعالی برای انضمام به پرونده به همراه لایحه دفاعیه حقوقی تقدیم خواهد شد. با استعانت از کلام امیر المؤمنان عرض می‌کنم: ذقتی بما اقول رهبنیه و انا به زعیم ان من صرحت لبر العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوی عن تقحم الشبهات
رسات محترم دادگاه
آیه شریفه‌ای که در ابتدا قرائت شد ابتنای جامعه رستگار دینی را بر مدار دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر برمی‌شمارد و بر این مبنا آحاد جامعه یکان یکان مشمول این آیه شریفه هستند لذا چه کسی اولی بر نفس خویش است به جهت دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر.

* در ایام بازداشت جز محبت و احترام مشاهده نکردم

بدین لحاظ من بیان پاره‌ای از حقایق و نیز اشتباهات و قصورها را که سبب پدیدآمدن حوادث تلخ اخیر شده است مصداق دعوت به خیر امر به معروف و نهی از منکر می‌دانم.
ابتدا لازم می‌دانم عرض نمایم که اینجانب در تاریخ 7 مرداد 88 توسط مأموران پلیس امنیت با رعایت ضوابط حقوقی و نهایت احترام بازداشت شده و به بازداشتگاه منتقل شدم و چه به هنگام ورود و چه در طول مدت حضور در زندان چیزی جز محبت و احترام و مراقبت‌های استاندارد و قانونی از نظر بهداشتی، غذایی، هواخوری، معاینات پزشکی و سایر موارد از نگهبانان و افسر نگهبان بند مشاهده نکردم و از این بابت سپاسگذار همه آنها هستم که لطف و مهربانی آنان زندان را برای من تبدیل به مکانی برای عبادت و تفکر و قرب بیشتر به خداوند در ماه عزیز شعبان المعظم نمود.

* هر خبری درباره رفتار و گفتار من منتشر شود کذب محض است

همچنین در محضر دادگاه گواهی می‌دهم که مسئولان و کارشناسان پرونده من همگی در زمره افرادی مؤمن، معتقد امین و دلسوز نظام بودند که با منطقی‌ترین روش ممکن صرفا به دنبال کشف حقایق وریشه‌های ماجرا بوده و نه اتهام زنی‌های تخیلی. پیشرفت کار پرونده بر مبنای جدال حسن و باتکیه بر نقاط مشترک اعتقادی برای دست یافتن به اختلاف‌نظرها یا ابهامات موجود در پرونده بود. لذا شهادت می‌دهم بر حسن رفتار و گفتار همگی آنان و در پیشگاه دادگاه محترم اعلام می‌دارم هر خبر و نقلی پیش از این و یا از این پس توسط هر شخص و گروهی حداقل در ارتباط با من چنانچه خلاف موضوعات پیش گفته بشود کذب محض، مضحک و موجب ضمه و معصیت خداوند دانا و حکیم است.
با گذرا از این مقدمه عرض می‌کنم که ریشه اصلی رخدادهای غم‌انگیز اخیر انتشار و دامن زدن به شایعه تقلب گسترده در انتخابات بود. ادعایی فوق العاده بزرگ و مسئولیت‌آور با تکیه بر حداقل مستندات و صرفا بر‌اساس شایعات، اخبار ناموثق و گزارش‌های نادقیق.

* ناشکیبایی و اشتباه یکی از بزرگان حامی موسوی نتیجه را عوض کرد

من نه در اینجا بلکه از پیش معتقد بوده‌ام که در انتخابات تقلب نشده است. به این معنا که اعداد و ارقام اعلام شده با تقریب معقول و مرسوم هه انتخابها همین است. به اعتقاد من در مکانیزم موجود رأی گیری و شمارش آرا خصوصا در انتخابات ریاست جمهوری که به صورت سراسری و معمولا باتعداد کمی از نامزدها برگزار می‌گردد امکان تقلب در حدی که با چنین فاصله‌ای آرا را دگرگون کند وجودندارد.
ریشه توهم به وجود آمده آنجاست که اصلاح طلبان گمان می‌کردند با افزایش مشارکت به بالای 60 درصد پیروزی آنان قطعی است اما این تحلیل مبتنی بر یک شرط متعدد بود و آن اینکه جامعه احساس کند میان اصلاح طلبی و به اصطلاح اصولگرایی برمی‌گزیند اما مشارکت به 85 درصد رسید اما چون آن شرط مقدر حاصل نشد و دو قطبی دیگری در جامعه رواج یافت خصوصا با آن ناشکیبایی و اشتباهی که یکی از بزرگان حامی نامزد مورد حمایت ما در روزهای منتهی به انتخابات مرتکب شد نتیجه غیر از آن چیزی شد که ما تصور می‌کردیم.
مهمتر آنکه چون همواره اصل بر صحبت انتخابات است مگر آنکه خلاف آن مستندات ثابت شود مجموعه مستندات و استدلال‌های ارائه شده از سوی نامزد مورد حمایت ما به هیچ عنوان کفایت از ابطال سراسری انتخابات نمی‌کند و حداکثر در صورت وارد بودن اعتراضات منجر به ابطال صد دویست یا حداکثر پانصد صندوق می‌شود که با خروج آراء همه کاندیداها از این صندوقها از مجموع نتایج تغییر محسوسی در نتیجه انتخابات حاصل نمی‌شود لذا ادعای ابطال انتخابات با چنین مستنداتی ملموس نیست و ما بپذیریم و چه نپذیریم، چه بپسندیم و چه نپسندیم باید به نتیجه آراء قانونا تمکین کنیم.

* موسوی با پیچیدگی‌های سیاسی آشنایی ندارد

گذشته از موضوع تقلب آقای مهندس موسوی به عنوان کاندیدای مورد حمایت ما اشتباهات بزرگ دیگری نیز مرتکب شدند اشتباه اول ایشان ورود نابهنگام، ناهماهنگ و بدون برنامه تبلیغاتی و بدون چشم انداز روشنی برای چگونگی اداره کشور در آینده بود که موجب شگفت زدگی، سردرگمی و به هم ریختن برنامه انتخاباتی اصلاح طلبان شد. ایشان علیرغم اینکه در بیست سال گذشته در مجامع علمی و برخی مراجع حکومتی مناصب سیاسی و فرهنگی داشته‌اند اما به دلیل پرهیز از ورود فعال در عرصه کنشگری سیاسی حرفه‌ای و جمعی با پیچیدگی‌های عمل سیاسی در این دوران آشنایی کامل نداشتند و برای هدایت و رهبری یک جریان انتخاباتی و سیاسی از ظرفیت و مهارت کافی برخوردار نبودند. لذا دو عارضه توهم و استغنا که من همواره در نقد رفتار ایشان و اطرافیانشان بیان داشته‌ام هم موجب پدید آمدن اصطکاک‌های فراوان در طول مسیر حرکت‌های انتخاباتی و هم زمینه ساز تحریک‌پذیری و عملکرد احساسی ایشان در رویارویی با نتایج انتخابات شد.
عدم تعادل و عدم برخورداری ایشان و ماشین انتخاباتی شان از یک شیب و شتاب قابل تحمل در فرایند رفتار تبلیغاتی و انتخاباتی مشکل و اشتباه دیگر ایشان بود. ایشان در حالی پا به عرصه رقابت گذاشت که حتی میانه‌روترین اصلاح‌طلبان هم به رفتار و ادبیات محافظه کارانه و به قول خودشان اصلاح طلبی اصولگرایانه ایشان داشتند و ظرف کمتر از سه ماه با چنان سرعت و شتابی پیش رفتند که حتی تندروترین مخالفان نظام به جرگه حامیان ایشان پیوستند به صراحت معتقدم دستگاه فکری و ماشین انتخاباتی ایشان تاب و تحمل چنین شتاب سهمگینی را نداشت و در مقابل آثار این شتاب ناتوان، شکننده، آسیب پذیر و آسیب زننده می‌نمود و چنانچه ایشان انتخاب می‌شد تازه اول مشکل ایشان در رویارویی با سیل توقعات و انتظارات متناقض و متضاد بود که به طور طبیعی آثار خود را بر ثبات و آرامش و روال طبیعی اداره کشور می‌گذارد.
اشتباه دیگر و بزرگترین اشتباه آقای موسوی نوع مواجهه ایشان با مسئله نتایج انتخابات و نحوه اعلام آن بود که تعجیل تحریک شدگی احساسات زدگی موجود در آن از سیاست مداری با سابقه و پخته چون ایشان بعید می‌نمود.
ادعای فوق العاده بزرگ تحریک کننده و خطرناک ایشان صرفا مبتنی بر برخی گزارش‌های ناکافی و ناموثق تک روانه و اسباب تحمیل پیروی ناگزیر گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی حامی از ایشان بود. شرایط و اقتضائات رفتار جمعی ایجاب می‌کرد ایشان با تأمل و تحمل بیشتر و گردآوری اطلاعات و مستندات کافی و محکمه پسند نحوه تصمیم‌گیری در مورد چگونگی برخورد با نتایج انتخابات را به گروه‌های سیاسی مجرب‌ حامی خود و هزینه و فایده کردن هر تصیمی بر مبنای خصایل و خصایص موجود در عرصه سیاسی کشور و میزان تحمل تنش در ساختار سیاسی پس از ادعایی به بزرگی تقلب چند میلیونی در انتخابات واگذار می‌نمود. این اشتباه منجر به خیابانی شدن سیاست شد و آسیب های بزرگی بر ثبات امنیت و منافع ملی، زندگی و معیشت و جان و مال شهروندان زد و طمع بیگانگان را در تداوم بی‌ثباتی و ناآرامی در کشور و بهره گیری از آن در اعمال فشار به نظام جمهوری اسلامی در عرصه‌های بین المللی برانگیخت.

* هزینه کردن از مردم به دور از رسالت سیاستمدار متعهد است

بازکردن پای هواداران به اعتراضات خیابانی به اعتقاد من اشتباهی بزرگ بود. اصالتا سیاست هنر کم کردن هزینه‌های زندگی روزمره مردم در تعامل با ساختار قدرت است و وظیفه سیاستمدران آن است که پشت میزهای مذاکره و روی کرسی‌های پارلمان و دولت یا در سازمان‌های سیاسی و حزبی تدابیری بیندیشند که هزینه سیاسی زندگی مردم را به حداقل ممکن برسانند. کشاندن مردم در خیابان و خیابانی کردن سیاست یعنی به حداکثر رساندن هزینه زندگی سیاسی مردم و این به دور از تدبیر و خارج از رسالت سیاستمدار متعهد است آن هم در شرایطی که این استعداد وجود دارد نه خطاها و ناکارآمدی یا قانون‌شکنی یک بخش یا حداکثر دولت مورد اعتراض قرار گیرد بلکه به سرعت کل نظام سیاسی و اساس و مبانی و بنیان‌های آن مورد تعرض قرار گیرد. من معتقدم در ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران سیاست خیابانی و خیابانی کردن سیاست ممکن است آغازش با کسی باشد اما سرانجامی نخواهد داشت و خود به خود حتی بدون دخالت قوای قهریه‌ میرا خواهد شد و اندک افراد پرشر و شور که شاید بیشتر مایه بگذارند هم تحت تأثیر عوامل بیرونی به سمت و ندالیسم و خرابکاری شهری سوق می‌یابند و سیاست خیابانی بدین نحو و در چنین شرایطی به ابتذال کشیده می‌شود.
و بدین ترتیب هزینه‌های غیرقابل جبرانی بر جان و مال و عرض مردم و امنیت و منافع ملی نظم و انسجام اجتماعی و مردم‌سالاری تحمیل خواهد شد که ثمری جز هم‌افزایی کنیه‌ها به دنبال نخواهد داشت.
در این میان به عنوان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی نقدهایی هم در رویکردهای کلان و هم در رفتار و عملکرد انتخاباتی به حزب متبوع خود وارد می‌دانم.
چنان که پیشتر البته با ادبیاتی متفاوت در خبرنامه حزب نوشته‌ام مشکل استراتژیک ما از دست دادن "هرم اعتماد " یعنی اعتماد به نفس، اعتماد متقابل میان ما و مردم و اعتماد متقابل میان ما و نظام است که دوستان علاقه‌مند حزبی را به آن ارجاع می‌دهم.
مهمتر از همه آنها اینکه ما علیرغم این ادعا در مرامنامه خود که رسالت خویش را گسترش پایگاه مشروعیت حکومت دینی و ولایت فقیه قلمداد کرده‌ایم اما در طول ده سال گذشته از این معنا فاصله گرفته‌ایم و ما و رکن اصلی نظام بی‌اعتمادی و عدم تعامل سازنده پیش آمده است و سیاست ورزی در حزب ما را با بن‌بست مواجه کرده است.
به علاوه ما در انتقال اعتقادات و آرمان‌هایمان به نسل جوان‌تر حزب دچار مشکل شده‌ایم و آینده حزب ما به این لحاظ در خطر کژتابی و انشقاق و انحراف سیاسی قرار گرفته است کما اینکه در همین انتخابات نشانه‌های این پدیده خطرناک را به عینه دیدیم و مصائب و مشکلات آن را لمس کردیم.
* موسوی حتی حاضر نبود با سران حزب عکس یادگاری بگیرد

گذشته از این موارد ما در این انتخابات نیز اشتباهات بزرگی را مرتکب شدیم، از جمله، حمایت ناگزیر و تحمیلی و ناگهانی ما از آقای مهندس موسوی بدون آنکه از برنامه تبلیغی، رفتار انتخاباتی و دیدگاه روشن ایشان برای اداره کشور اطلاع کافی داشته باشم. در حالی که ایشان حتی حاضر نبود با اعضای بلند پایه حزب ما عکس یادگاری بگیرد و به گونه‌ای با ما رفتار می‌شد که انگار حزب ما وصله‌ای ناچسب در مجموع حامیان ایشان است.
بارها در میان خود بحث کرده بودیم که کشور نیازمند تزریق روحیه گفتگو و صلح و آرامش به جای تنش‌های فرساینده سیاسی و یقه‌گیری‌ها و اتهام زنی‌ها است اما آقای موسوی با خصایص فردی که داشت به راحتی مسیر این نوع‌ بازی‌ها شد و نوید تداوم اینگونه کشمکش‌ها و رویارویی‌ها را به جامعه داد و این خلاف اعتقاد و برنامه و دیدگاه ما بود.

* ادعای موسوی پس از انتخابات هزینه‌های سرسام‌آوری داشت
پس از اعلام نتایج انتخابات آقای موسوی بدون مشورت و بدون مستند چنانکه در بالا شرحش رفت ادعای فوق‌العاده بزرگی نمود که هزینه‌های سرسام‌آوری را می‌شد برای آن تصور کرد متاسفانه حزب ما تنها ساعاتی پس از انتشار بیانیه آقای موسوی و صرفا با تکیه بر ادعاهایشان مردم را دعوت به اعتراض کرد.
و علیرغم هشدار برخی از دوستان در جلسه حزب خود را شریک در هزینه‌ها و آسیب‌های وارده نمود. این در حالی بود که حزب ما استراتژی کلان خود را سیاست‌ورزی جامعه محور متکی به پارلمانتاریسم اعلام کرده بود و ادعای چنین تقلب بزرگی یعنی اعلام پایان پارلمانتاریسم و انتخابات در ایران و یعنی اعلام پایان کار حزب ما و این یعنی بر سر شاخ نشستن و بن را بریدن چرا که با چنین ادعایی دیگر هیچ فرد عاقلی حاضر به گوش دادن به ندای ما برای دعوت به انتخابات دیگر نخواهد بود.
عارضه دیگر چنین ادعای بزرگ و بی‌‌بنیادی به وسوسه انداختن بیگانگان در ایجاد و تداوم بی‌ثباتی و ناآرامی در کشور و خارج شدن مدار کار سیاسی از دست نیروهای داخلی و میدان داری عوامل بیگانه بود که حزب ما علیرغم مخالفت مبنایی با این نوع روش‌ها بی‌توجه و غفلت زده گرفتار هزینه‌های ناشی از آن شد.
به هر حال دلایل دیگری را نیز می‌توان ردیف کرد اما شخصا هنگامیکه اطلاعیه شجاعانه، دلسوزانه و دردمندانه برادر عزیز و بزرگوارم دکتر سعید حجاریان در بیان خطاهای فردی و جمعی و استعفای ایشان را از حزب دیدم و در چشمان آشنایش نگریستم تردیدی برایم باقی نماند که اولین قدم و کمترین کاری که باید انجام دهم استعفا از مقام حزبی خود در جهت جبران بخشی از آسیب‌هایی است که چه به عنوان موافق و چه مخالف در تصمیم‌گیری‌های جمعی حزب شرکت داشته‌ام و از آن ناحیه هزینه‌هایی به سایر اعضا و از آن مهمتر به کل جامعه و نظام وارد شده است.
براین محور تاکید می‌کنم که ایران عزیز ما در چهارراه جهانی و نقطه تلافی مطامع زورمداران و قدرت طلبان جهان است و همه آنان در صددند که از هر فرصتی برای کسب منافع بیشتر در منطقه و ایران ما بهره‌ ببرند.

* بی‌ثباتی و ناآرامی‌ها در ایران خواست بیگانگان است

به عنوان یک فعال سیاسی این فهم و برداشت را دارم که بی‌ثباتی و ناآرامی در کشور عزیز ما ایران خواست بیگانگان است و در این میان تفاوت چندانی میان کاخ سفید، کاخ الیزه، کاخ کرملین، کاخ باکینگهام و کاخ‌های قدرت مداران دیگر جهانی نیست. همه اینها از بی‌ثباتی و آشوب در ایران بهره می‌برند و خود را برای رد و بدل کردن امتیازها و رسیدن به مطامع زورگویانه خود سوار بر موج بی‌ثباتی و ناآرامی و اختلاف در کشور آماده می‌کنند.
اگر به دیده عبرت و نگاه وطن دوستانه و بر مبنای شناخت دقیق از رفتار قدرت طلبان جهانی به ماجراهای اخیر بنگریم، پشت همه این ماتم‌سرایی‌های مزورانه روسای جمهور، وزاری خارجه، نمایندگان پارلمانها و غیره و ذلک می‌‌توانیم خنده‌های موذیانه آنان را بنگریم که به گمان خود فرصت یافته‌اند فشارهای بین‌المللی را بر ایران بیافزایند و با تحقیر و سرکوب عزت و اقتدار جهانی ایران اسباب خشنودی دشمنان و رنجیده خاطر شدن دوستان را فراهم آورند و ایران را از مواضع حق طلبانه خود در مناسبات بین‌المللی عقب بنشانند همه نیروهای سیاسی و تک تک آحاد مردم در گرو عزت جهانی ایران دارند در این مقطع زمانی باید هوشیارانه به رفتار بیگانگان و خواست و مطلوب آنان که تداوم ناآرامی، بی‌ثباتی و خشونت ایران عزیز است نظر کنند و با برگرداندن آرامش و وحدت و انسجام و همدلی و اتحاد طمع خام بیگانه را از میان بردارند.
در طول فعالیت‌های چند ساله اخیر به ویژه در انتخابات با دوستان جوان و نوجوان علاقه‌مند پیگیر و پرتلاشی آشنا شدم که عموما صادقانه و تاثیرگذاری در سرنوشت خویش و عشق و علاقه به میهن به ما فعالان سیاسی چشم دوخته و از ما فکر و جهت آموخته‌اند من ضمن تاکید بر همه آنان یاد می‌کنم از فرمایش آموزنده مقتدایم حضرت امام خمینی (ره) که از ایشان منقول است فرموده‌اند: "چه کسی گفته است حرف مرد یکی است، مرد آن است که حرفش دو تا شود. " یعنی اگر پی به اشتباه خود برد جسارت و شجاعت اعلام تغییر نظر و جبران نگاه خود را داشته باشد من در طول این انتخابات سخنرانی‌های زیادی کرده‌ام، مقاله‌های متعددی نوشته‌ام و خبرهای زیادی بعضا از منابع غیر موثق و صرفا براساس شنیده‌ها و گفته‌ها بوده است و خود نیز به صحت آنها اطمینان کامل نداشته‌ام ذکر کرده و موجب شده‌ام برخی از آنها در منابع خبری درج شود. اگر چه شرافتمندانه باید ذکر کنم که همه نیت من افزودن برگرمی و نشاط عمومی و افزایش مشارکت ملی در انتخابات بوده است اما این هدف ارزشمند به من اجازه نمی‌داده است که سخنان و گفتار ناراستی را دستمایه اهداف سیاسی و تبلیغاتی خود کنم. اقرار می‌کنم که برخی نقل قول‌های من ناصواب بوده است و بعضا خادمان کشور را زیر سوال برده و حقوقی را از کسانی ضایع کرده است و احیانا بر توهمات و توقعات و انتظارات دامن زده است این جفا از نظر من اخلاقی نبوده است و من خود را در این میان از پایبندی به اخلاق سیاسی و سیاست در فاصله می‌بینم خصوصا آنکه احتمال می‌دهم آن روند تاثیری بر خدشه وارد شدن به اعتماد عمومی و امنیت و آرامش داشته سهمی حتی اندک در حوادث پس از انتخابات داشته باشد.
به همین خاطر اولا از پروردگار منان طلب آمرزش و استغفار می‌کنم، ثانیا از همه کسانی که حقی از آنان ضایع کره‌ام در اینجا به اجمال و بعدا که فرصت یافتم که به دقت جستجو کنم تک تک رسما پوزش می‌خواهم و از همه شما دوستانم که به حرف و سخن من اعتماد کردید و احیانا ناخواسته بدون تحقیق و بر مبنای اعتماد صرف شریک در اشتباه من شدید عذر می‌خواهم و امیدوارم به حرمت دوستی‌هایمان از من درگذرید.

*سرود سازمانی یکی از فرقه‌های ضد انقلاب روی فیلم انتخاباتی موسوی

همین‌جا اجازه می‌خواهم سختی با دوستان و عزیزان خصوصا جوانانی که خود را موج سبز نامیده‌اند بگویم و امیدوارم بر این سخن من دقت نظر داشته باشند و از برادر کوچک خود آن را بپذیرند.
خاطرتان هست که در ایام انتخابات، سرود سازمانی یکی از فرقه‌های ضد انقلاب توسط بخش‌هایی از ستاد آقای موسوی برگزیده شده و بر روی آن نماهنگ انتخاباتی ساخته شد (و البته همان موقع من و بسیاری دیگر از دوستان مخالف انتخاب این سرود بودیم) در آنجا وعده می‌داد که "تفنگ و گل و گندم داره میاد " من می‌خواهم برادرانه عرض کنم اگر این موج سبز بر مدار شخص محوری، مدعاهای بزرگ و بی‌پشتوانه، توهم و استعفا و تحمیل هزینه بر مردم و نظام در عمل به رویارویی با نظام برآمده از انقلاب اسلامی سوق یابد و از آن ناگوارتر مطمع نظر و مورد طمع بیگانگان قرار گیرد یقین بدانید از گل و گندم در آن خبری نخواهد بود و خدا نکند که منجر به آوردن تفنگ تنها شود که در آن صورت نه فقط از باد سبز بهار رونق و پیشرفت و شکوفایی این آب و خاک خبری نخواهد بود بلکه باد مسموم خشونت و خونریزی همه را با خود خواهد برد.
مسلما بیگانگان نمی‌خواهند بهار سبز امید در دشت‌های دوست داشتنی این مرز پرگهر بوزد. نگاه کنید به شرق ایران عزیز حداقل هفت سال است که از سینه ماوراء‌النهر باد سبز بهار بر ویرانه‌های بدخشان و پنجشیر قندهار و کابل و وارزگان نوزیده است
و هر روز از جای پای جهان بیگانه و خشونت طلبان و ستیزه جویان، غبار آغشته به خون مردان و زنان افغان برمی‌خیزد و به غرب این مرز و بوم بنگیرید که شش سال است که از بین النهرین نوید فروردین و خرمی و سرسبزی بر انبار و موصل و بصره و بغداد و نجف و کربلا نرسیده است و سوغات چکمه پوشان آمریکا و انگلیس و بازرگانان دیکتاتور سابق و ستیزه‌جویان خشونت طلب خبر کشتار دسته دسته مردم بی‌گناه و بی‌دفاع عراق چیز دیگری نبوده است
به قول استاد آواز ایران آقای محمد نوری ما چه سفرها کرده‌ایم و چه خطرها کرده‌ایم که این ملک ایران شود و همه می‌دانیم و باور داریم که دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
و در پایان چند کلامی به محضر مقام معظم رهبری عرضه می‌دارم.
محضر عالی مقام معظم رهبری
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای "دام عزه "
عرض ارادت و سلام خالصانه این سرباز کوچکتان را بپذیرید. اگر چه به قول حافظ علیه‌الرحمه "من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم " اما چون به حافظه مهربان و دوست پرورتان اعتقاد دارم عرض می‌کنم که من همان "سعید شریعتی خودتان " هستم که دور یا نزدیک می‌دانید ارادت و علاقه‌مندی ثبت و ضبط شده من به خودتان را. در این مجال کوتاه فرصت بیان همه آنچه در دل دارم برایتان نیست و جسارت تصدیع ندارم،‌ انشاء الله روزی فرصت دست دهد تا تفصیل آنچه باید بگویم قلمی کنم. غرض اینجا بیش از یک عرض ارادت و عرض تقصیر نیست.
همه دوستان و خانواده و نزدیکان من می‌دانند که حضرتعالی نه فقط به لحاظ حقوقی رهبر نظام مورد علاقه و اعتقاد من و از نظر شرعی حجت و مرجع امور دینی من هستید بلکه همگان از جایگاه شما در میان دل و علاقه و احترام شخصیم به شما خبر دارند. همواره کوشیده‌ام که این احترام و اعتقاد را اظهار و بر آن مباهات کنم و حتی اگر در کوران مباحث سیاسی ابهامات و انتقاداتی نسبت به مواضع سیاسی حضرتعالی داشته‌ام یا از بیان آن صرف نظر نموده و یا با مراعات شان مرید و مرادی در نهایت ادب و احترام آن را بیان نمایم. اما انکار نمی‌کنم که بر حسب هیجان و تلاطم و توفنده بودن رودخانه سیاست در ایران ممکن است پاروزنی ناشی چون من هراز گاهی ناشیانه پارویی به خطا زده باشم و جانب حرمت از کف فرو نهاده باشم این بماند.
می‌دانم که جنابعالی از پیامدهای تلخ انتخابات حقیقتا شیرین 22 خرداد تا چه حد آزرده خاطر رنجدیده و دغدغه‌مندید آن گاه که شنیدم شما عده‌ای را در این امتحان مردود اعلام کردید به یاد روایت ابن اعثم کوفی درالفتوح از ماجرای صلح امام حسن (ع) افتادم که پس از پذیرش آن صلح نامه عده‌ای از یاران زبده و اصحاب امام مجتبی (ع) که حتی در برخی اسناد حضرت حسین بن علی (ع) هم در میان آنان ذکر شده به این تصمیم معترض شده و به سوی خیمه امام رفتند. حال یا حجر بن عدی یا جابربن عبدالله انصاری پرده خیمه را بالا زد و به طعنه و خشم و اعتراض عرض کرد: "السلام علیک یا مذل المومنین " و اصحاب هر یک با لحنی تند مراتب اعتراض خود را بیان داشتند. اما کریم اهل بیت کریمانه بر آنان نگریست و با مدارا آنان را به مصالح و منافع و شرایط و محذورات پذیرش صلح نامه رهنمون شد و اسباب شرمساری و عذرخواهی آن مردان بزرگ تاریخ اسلام را فراهم نمود.
یقین دارم شما نیز به شیوه و منشی جد مکرمتان عمل خواهید کرد و نخواهید خواست که مردودین این امتحان بزرگ که در میان آنان از پیشکسوتان انقلاب اسلامی تا جوانان و نوجوانان پرهیجان حامی نامزدهای انتخاباتی حضور دارند علیرغم این مردودی درب مهربان مدرسه نظام اسلامی را به روی خویش بسته ببینند و شرایطی فراهم خواهد آمد که هر یک به اندازه سهم خود به جبران خطا و خطیئه نسبت به نظام و انقلاب و دستاوردهای آن بپردازند.
من اگر چه پس از پیام تبریک جنابعالی در روز بعد از انتخابات نه فقط حجت سیاسی بلکه حجت شرعی را نیز در باب سکوت و پذیرفتن نتیجه انتخابات برخود تمام شده دیدم و افسار شتر فتنه را بر گردنش آویختم و از شهر خارج شدم که مداخله‌‌ای در امور نداشته باشم اما به هر لحاظ به سهم اندک خود که احتمال می‌دهم بر توهمات و توقعات مردم و احیانا عصبانیت حامیان نامزد مورد حمایت افزوده باشم در جریحه دار کردن دل و جان شما هر چند ناخواسته خود را قاصر و شرمسار می‌دانم. اگر چه خالصانه بر نیتم که خدای قادر متعال می‌داند تا پیش از انتخابات افزایش مشارکت ملی در انتخابات بوده تاکید می‌کنم اما به هر حال شد آنچه شد و من هم خود را در آن سهیم می‌دانم بی آنکه قصد سوئی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی در هیچ لحظه از لحظات فعالیت انتخاباتی از ذهنم گذشته باشد.
من در اینجا و در مخاطبه با مقام ولایت فقیه اعتراف افتخارآمیزی می‌کنم و بارها هم در شرایط عادی از این دیدگاه خود دفاع کرده‌ام که به جمهوری اسلامی متکی بر نظریه فقهی ولایت فقیه حضرت امام خمینی (ره) و مصداق صادق و لایق آن در زمان حاضر یعنی آیت‌الله سید علی خامنه‌ای (ایده‌الله) اعتقاد راسخ دارم و سخت معتقدم که حجت ما در امر ولایت فقیه تنها و تنها مجموعه حدود 40 سال نظریه پردازی و 10 سال تجربه علمی حضرت امام راحل (ره) در استقرار نظام جمهوری اسلامی متکی بر نظریه ولایت فقیه است که منشوری چند وجهی از حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و میزان بودن رای ملت، برگزیدن مجتهد عادل و مدبر جامع شرایط توسط خبرگان رهبری و تصدی مقام ولایت توسط ایشان فقه‌المصلحه و مجمع تشخیص مصلحت نظام را شامل می‌شود و راویان صادق آن یاران همراه و شاگردان ممتاز آن امام عزیز و اولی بر همه آنان حضرتعالی می‌باشید. من بر این دیدگاه مانا هستم و رشد و پویایی و تعالی و پیشرفت و انسجام و اتحاد میهن اسلامی و ایران عزیز را در گرو استقرار این نظام می‌دانم و هیچ جایگزین مشروع و کارآمدی را تا کنون برای این نظام و برای جامعه ایران نیافته‌ام، این هم بماند.
مقام معظم رهبری
آگاهید که در سنت قدیم لشگریان هر گاه سردار و سربازی مرتکب خطا و اشتباه می‌شد، در سینی‌ای یک جلد قرآن کریم و یک دشنه می‌گذاشت و برای عذر تقصیر به پیشگاه امیر لشگر می‌رفت معنی این سنت هم آن بود که یا از من به کلام‌الله مجید در گذر و یا با این دشنه مرا عقوبت کن؛ ‌من هم تلمیحا و تمثیلا در این نوشته همان سنت را پیشه می‌کنم:
ابتدا آیه کریمه: "فبما ‌رحمة من الله انت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک " را خدمتتان عرضه می‌دارم و در کنار آن پرچم سه رنگ همیشه جاوید جمهوری اسلامی منقش به نشان مبارک الله و شمشیری که در آن نشان است را به عوض آن دشنه. خواهی درگذر و خواهی عقوبت کن، و لامرالیکم.
تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
حلقه زلف بتان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
انتهای پیام/