وحدت و ضد آن
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢  کلمات کلیدی:

درباره «وحدت» سخن گفتن همیشه خوب و لازم است. این موضوع در ماه مبارک رمضان از اهمیت مضاعفی هم برخوردار می شود چرا که قرآن که بیشترین دعوت ها به وحدت را در متن خود دارد و خود، مدار و ملاک و محور وحدت است در این ماه بزرگ الهی نازل گردیده است. اما در عین حال دعوت به وحدت را نمی توان و نباید از «شکنندگان» آن پذیرفت و نیز نمی توان و نباید از ساده لوحانی که حقیقت را از مجاز و اصل را از «بدل» بازنمی شناسند و از این رو از سوی طراران و طراحان مورد سوءاستفاده قرار می گیرند، پذیرفت.
وحدت ملاک و مبنا دارد. مبنای آن انس دل و جان با معنویت و دوری از دنیاست. رهبر معظم انقلاب اسلامی- دامت برکاته- در روز اول ماه جاری رمضان در یک محفل قرآنی فرمودند: «اگر دل هایمان را ظرف پذیرنده باران رحمت الهی و هدایت قرآن قرار دهیم، پذیرش پیام های قرآن آسان می شود و منافع و اغراض شخصی، قدرت طلبی و ثروت اندوزی مانع عمل به آیات الهی نمی شود.» ایشان افزودند: «دل هایی که پیام مهم قرآن را دریافته اند، به خاطر اغراض و مسائل شخصی، وحدت عظیم ملی را برهم نمی زنند.»
از منظر قرآن و رهبری وحدت با قدرت طلبی و فزون خواهی سازگار نیست و طبعاً وحدت کردن با قدرت طلبان و فزون خواهان امکان پذیر نمی باشد. در حوزه مسائل سیاسی قدرت طلبان مرزها را می شکنند و با بیگانه درمی آمیزند و «وحدت عظیم ملی» را فدای لبخند بیگانه می کنند. با چنین گروه ها، دسته ها و اشخاص چگونه می توان به وحدت رسید؟ آیا آنان در این دعوت به حقیقت نزدیک می شوند یا جبهه بی غبار حق را به انواع غبارها و ابهامات آلوده می کنند!
در روزهای اخیر ما شاهد دو نوع داعیه راجع به وحدت بوده ایم یک وحدت بر مبنای قانون و استحکام نظام و دفاع از مردمی که برای حفظ حیثیت نظام از همه چیز خود می گذرند و یک وحدت بر مبنای گذشت از جنایتکاران، مسامحه با طاغیان و خودی تلقی کردن همپیمانان با بیگانه! می بینید که این دو نوع وحدت از زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند. البته داعیان دسته دوم با آویختن به «لباس» و «سابقه» و «برخوردار بودن فرد از طیفی هوادار» تلاش می کنند تا برای رهبران آشوب و آشوب طلبان وجاهت و حقانیت بتراشند و با استناد نادرست به بعضی از رخدادهای تاریخی داعیه باطل خود را بعنوان «حقیقت ناب» جا بزنند. برای بررسی موضوع توجه به موارد زیر اهمیت دارد:
1- گروهی فعالیت های وحدت شکنانه را با تمام قدرت انجام داده اند، نظام جمهوری اسلامی را متهم به انواع جنایاتی که این نظام از حداقل آن ها هم مبراست، نمودند و گمان کردند با این فعالیت ها و با ایجاد اتصال داخل و خارج این نظام می شکند و آنان که در مردم جایگاه ندارند و بارها شکست های انتخاباتی خود را به نظاره نشسته اند با همکاری بیگانگان و به قیمت تهی شدن نظام از محتوا به قدرت می رسند. حالا که همه تیرها را در ترکش خیانت نهاده و به سوی مردم و نظام رها کرده اند ولی نظام پابرجا مانده و مقدمات افشای این خیانت ها را نیز فراهم کرده است، از وحدت دم می زنند و می گویند طرح ادعا علیه فلان شخصیت سیاسی یا فلان چهره روحانی خلاف مصلحت نظام و از بین بردن وحدت است! و جالب تر این است که بعضی از مطبوعات آنان همزمان با استفاده از این حربه پوسیده بعضی از چهره های برجسته، متفکر و خدوم نظام را هو کرده و به دروغ مدعی می شوند که فلان عضو برجسته حوزه علمیه قم گفته است: «اطاعت از احمدی نژاد اطاعت از خداست» و حال آنکه وقتی به متن خبر همین روزنامه مراجعه می کنی با جمله خلاف آن مواجه می شوی: «ولی فقیه جانشین امام زمان بوده ولی رئیس جمهوری را مردم انتخاب می کنند وقتی رئیس جمهوری که مردم انتخاب کرده اند از جانب رهبری نصب و تایید می شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او تابیده می شود.» در واقع این دسته حالا از وحدتی دم می زنند که آنان را از رسوایی اعمال سوء و غیرقابل توجیه برهاند نه اینکه وحدتی صادقانه و برای نزدیک کردن جامعه و بزرگان به یکدیگر.
2- بعضی از چهره ها، احزاب و رسانه ها از وحدت سخن می گویند و دریغ گوی شکسته شدن وحدت شده اند و حال آنکه وحدت بدون مدار محقق نمی شود. پیامبر بزرگوار اسلام در روزهای واپسین حیات خویش فرمودند برای وحدت و یکپارچگی شما دو چیز گرانبها را به ودیعت می گذارم؛ «کتاب» و «عترت». وحدت سیاسی در جامعه ما نیز به این دو نیاز دارد، «قانون» و «رهبری». حالا اگر کسانی به جای مراجعه به قانون مردم را به خیابان ها کشاندند و برای ترساندن نظام از شعله های فروزان در میادین و دانشگاهها خبر دادند و به جای پاس رهبری جامعه- که حضرت امام فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت آسیبی نرسد- خود را به حمایت روسای کشورهای آمریکا، انگلیس و فرانسه و دستگاههای جاسوسی و خبرپراکنی آنان و نیز حمایت منافقین و منحرفین آلودند، با چنین افراد و طیف هایی چگونه می توان وحدت کرد. بلی اگر هرکدام از این چهره ها که سابقه ای دارند با صراحت به جرم خویش اعتراف کردند و به تبعات جرم هایی که مرتکب شده اند، تن دادند، امکان ملاطفت و وحدت وجود دارد اما آیا این داعیه داران امروزی وحدت نشانی از پشیمانی بروز داده اند و یا بر تداوم مسیر انحراف تاکید می ورزند؟
3- بعضی از داعیه داران وحدت جرم چند مامور نیروی انتظامی در میدان آشوب- اگر مرتکب شده باشند- را با جرم کسانی که آفریننده آشوب بوده و حیثیت و امنیت مردم و نظام را به بازی گرفته اند و برای آن ارزشی قایل نبوده اند برابر می دانند! و در تریبون ها چنان سخن می گویند که این نظام است که به واسطه خطای چند مامور انتظامی باید از آشوب طلبان و سران آنان دلجویی نماید. نظام جمهوری اسلامی چقدر مظلوم است که بعضی از ساده لوحان با استفاده از تریبون نظام اصل واقعه که موجودیت، حیثیت، امنیت و هویت نظام اسلامی را نشانه رفته بود، رها کرده و به جای درخواست مجازات شدید برای رهبران و آمران و عاملان این جنایات به داستان سرایی درباره رخدادهای حاشیه ای و غیرقابل قیاس با متن حادثه روی آورده اند. چرا باید به واسطه وقوع چند رخداد حاشیه ای که در حوادث بزرگ نوعاً اجتناب ناپذیرند زحمات مجاهدانه نیروهای امنیتی و انتظامی کشور نادیده گرفته شود. آیا زیر سوال بردن نیروی انتظامی راه را برای آشوب طلبان در آینده نمی گشاید و دست و دل نگاهبانان امنیت کشور را نمی لرزاند؟
4- بعضی ها از وحدت و افرادی که باید بعنوان وحدت پاس داشته شوند به گونه ای سخن می گویند که از آن، نوعی وحدت علیه نظام و یا وحدت علیه دولت بیرون می آید این دسته با این ادعا که رئیس جمهور و دولت رعایت دیگران را نمی کند، دیگران باید برای مهار آن همداستان شوند. این ها روی کار آمدن مجدد این دولت را مخالف مصالح ملی معرفی می کنند و حال آنکه این رئیس جمهور با رأی بالا و طی 20 سال گذشته با بالاترین نصاب رأی انتخاب شده است. یکی از روزنامه های این طیف روز پنجشنبه گذشته در سرمقاله خود در حالی که برای وحدت، اشک ماتم می ریخت فضای آغاز به کار دولت جدید را اینگونه به تصویر کشیده بود: «در این روزگاران پرفتنه غبار معصیت و گمراهی فضا را دربرگرفته است» و افزوده بود: «کارنامه امروز نشان می دهد رفته رفته از داعیه داران خدمت به مردم کاسته شده و بر جمع شیفتگان قدرت افزوده می شود، حرمت ها شکسته می شود و دستگیری ها جای خود را به مچ گیری می دهد.» ظاهراً از دیدگاه آقایان اگر کسی خارج از دایره خاص از سوی مردم انتخاب شود و اگر نظام چند روزی ملاحظه بعضی خواص را کنار بگذارد و از آنان بپرسد همپالکی و آلت دست دشمن شدن چه معنایی دارد و علائمی دیده شود که بعضی از خواص باید پاسخ خیانت های ملی را بدهند این روزگار غیرقابل تحملی است.
وحدت اگر بر مبنای نفی دولت برآمده از آراء ملی و مورد عنایت ولی امر مسلمین صورت گیرد قطعاً به نفی نظام جمهوری اسلامی ختم می شود همانگونه که نفی انتخابات نظام به نفی نظام منتهی شد بر این اساس اگر کسی همزمان با طرح وحدت به نفی صلاحیت رئیس جمهور و دولت انقلابی او روی آورد این وحدت مصداق «تعاون بر اثم و عدوان» است نه تعاون بر «بر و تقوی» و این همان مصداق مسجد ضرار است که رهبر معظم از آن پرهیز داده اند.
5- بعضی از نحله های سیاسی و چهره ها برای «عادی سازی» از وحدت حرف می زنند. بعضی از چهره های سیاسی که در طول روزهای آشوب در ستاد فرماندهی نشسته و بر آتش فتنه بنزین می پاشیدند این روزها خود را «جدا» از جریان آشوب معرفی می نمایند و وانمود می کنند که حساب خود را از آن ها جدا کرده اند- این البته انشاءالله مبارک است!- ولی واقعیت این است که همزمان با زدن چراغ سبز به سمت نظام تلاش می کنند تا به نام وحدت، واسطه عادی سازی وضعیت جنایتکاران گردند. این عادی سازی معنایی جز نجات جریان منحرف ندارد از این رو باید از این دسته خواست که دست از کلی گویی بردارند و اگر حسابشان از سران فتنه جداست به مخالفت علنی و شفاف با آنها بپردازند و سهم خود را در افشای این جریان ادا کنند. عادی سازی جریان منحرف در واقع تلاش برای هموار کردن راه حرکت آینده این جریان است و این یعنی نجات فتنه گران.
6- اما در هر حال وحدت درّ گرانبها و گوهر بی بدیلی است که انقلاب براساس آن شکل گرفته است. ماه مبارک رمضان بهترین ماه برای تاکید بر وحدت و فراگیر کردن ابعاد شخصی و اجتماعی آن است و چه خوب است که از همه تریبونها این ندا شنیده شود اما این وحدت نمی تواند بی شکل و بی رنگ باشد و با چشم پوشی از جنایات و ظلم های بزرگی که علیه مردم عزیز و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران روا داشته شده است.
سعدالله زارعی