کودتای هندوراس نشان داد شعار تغییر اوباما قابل باور نیست
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: رئیس‌ مرکز مطالعات نیمکره آمریکا در دانشگاه برکلی کالیفرنیا نوشت، سیاست آمریکا در خصوص هندوراس از زمان انجام کودتا نشان می‌دهد که دولت اوباما معرف تغییری که می‌توان آن را باور داشت، نیست.


به گزارش فارس، "روجر بارباخ "، رئیس‌ مرکز مطالعات نیمکره آمریکا در دانشگاه برکلی کالیفرنیا و مولف کتاب "حکومت پینوشه، تروریسم دولتی و عدالت جهانی "، با انتشار مقاله‌ای در خصوص کودتای نظامی در هندوراس نوشت، این مناقشه معرف ناتوانی دولت اوباما در تغییر دادن سیاست آمریکا نسبت به آمریکای مرکزی است. به عقیده این محقق آمریکایی، سیاست آمریکا نسبت به هندوراس از زمان انجام کودتا نشان می‌دهد که دولت اوباما معرف "تغییری که می‌توان آن را باور داشت " نیست.
متن کامل مقاله مذکور در ادامه می‌آید./
............... * * * ...............

اوضاع در هندوراس وآمریکای مرکزی دارد به طور روزافزونی ناآرام می‌شود. همچنان که رئیس‌جمهور سرنگون شده "مانوئل سلایا " به همراه هزاران تن از طرفداران خود که در مناطق مرزی هندوراس بسیج کرده و با رژیم موقت "روبرتو میچیلتی " مقابله می‌کند، روز به روز وضع ناآرام می‌شود. این در حالی است که افسران ارتش هندوراس در واشنگتن و پایتخت آن کشور "تگوسیگالپا " بیاینیه صادر می‌کند و اظهار می‌دارد که اگر رهبران غیرنظامی کودتا رضایت دهند، آنها نیز با بازگشت سلایا موافقت خواهند کرد. واحدهای ارتش و پلیس به آتش گشودن بر روی تظاهرات‌کنندگان و حتی کشتن آنها ادامه می‌دهند. پیش‌بینی کردن عاقبت این مقابله ممکن نیست، ولی یک چیز به طور روزافزونی روشن می‌شود و آن این است که این مناقشه تشدید شونده معرف ناتوانی دولت اوباما در تغییر دادن سیاست آمریکا نسبت به آمریکای مرکزی است. این علیرغم لفاظی‌هایی اوباما در اوایل کار خود خطاب به رهبران منطقه است.

در تاریخ 29 ژوئن، یعنی یک روز پس از کودتا، باراک اوباما اعلام کرد که این کودتا "قانونی نیست ". او گفت که "ما قصد نداریم به دوران سیاه گذشته بازگردیم ". این حرف در راستای سخنانی بود که او در اجلاس کشورهای آمریکایی در آوریل گذشته ابراز کرد. اوباما در آنجا با اشاره به پشتیبانی تاریخی آمریکا از رژیم‌های نظامی گفت، "آمریکا آماده پذیرفتن اشتباهاتی است که در گذشته در کشورهای مختلف مرتکب شده است ". ولی سیاست آمریکا نسبت به هندوراس از زمان انجام کودتا نشان می‌دهد که دولت اوباما معرف "تغییری که می‌توان آن را باور داشت " نیست، بلکه او درصدد است اراده خود را بر آمریکای لاتین تحمیل کند و وضعیت موجود را در این منطقه تقویت نماید؛ درست همان سیاست‌هایی که دولت‌های قبلی آمریکا دنبال می‌کردند.

در عرض دهه گذشته، طغیانی مردمی مرکب از جنبش‌های مردمان بومی، شهرنشینان فقیر، جنبش‌های دهقانی، طرفداران محیط زیست، طرفداران حقوق زنان و حقوق بشر، سراسر آمریکای لاتین را در نوردیده است. آنها خواهان توزیع عادلانه‌تر ثروت کشور خود و کنار گذاشتن نظام‌های سیاسی تحت سلطه اولیگارشی‌ها، سیاستمداران فاسد و سرمایه‌داران متحد آمریکا هستند. زنجیره‌ای از دولت‌های چپ جدید ظهور یافته‌اند که از به قدرت رسیدن "هوگو چاوز " در سال 1999 در ونزوئلا آغاز شد و با روی کار آمدن "لوئیس ایناسیو لولا ‌دا سیلوا " در سال 2003 در برزیل دنبال شد. سپس تعداد این دولت‌ها با انتخاب رئیس‌جمهورهای چپ میانه در بولیوی، ‌اکوادور، آرژانتین، شیلی، اوروگوئه، نیکاراگوئه، ‌پاراگوئه و السالوادور فزونی یافت. این بلوک نیروهای پیشرو، در راس پیکان مخالفت بین‌المللی با کودتا در هندوراس قرار دارند. رئیس‌جمهور آرژانتین، خانم "کریستینا فرناندز "، با انعکاس دادن احساس عمومی در این قاره اظهار داشت: "این کودتا در واقع بازگشتی است به بدترین سال‌های تاریخ آمریکای لاتین. " سازمان کشورهای آمریکایی(OAS) که در تمام طول تاریخ موجودیتش تحت سلطه آمریکا بوده است، با 34 رای مثبت در مقابل صفر رای منفی، خواهان بازگشت سلایا به ریاست جمهوری هندوراس شد.

این اپوزیسیون یکپارچه در آمریکای لاتین چاره‌ای برای آمریکا باقی نگذارد جز آن که خواهان استعفاء حکومت موقت شود. لکن، آنچه که بعد از کودتا انجام داده، اینست که راهی بیابد تا توسط آن، برنامه رفرمیستی مورد حمایت سلایا را عقیم بگذارد و صاحبان منافع سنتی در هندوراس و سراسر آمریکای لاتین را که متحد آمریکا هستند، تقویت نماید. نماد این تعهد نسبت به حفظ نظم قدیم، دعوت از "آلوارو اوریبه "، رئیس‌جمهور محافظه‌کار کلمبیا بود که در تاریخ 29 ژوئن، یعنی روزی که اوباما بیانیه خود علیه کودتای هندوراس را صادر کرد، در کاخ سفید با او جلسه داشت. یکی از نکاتی که اوریبه و اوباما مورد بحث قرار دادند، موضوع استفاده آمریکا از 3 فرودگاه و 4 پایگاه دریایی کلمبیا بود که گفته می‌شود برای استفاده در جنگ علیه مواد مخدر در منطقه "آند " مورد نیاز است. همچنین گفته می‌شود که در نظر دارند از آنها برای مقابله با نفوذ روزافزون هوگو چاوز در ونزوئلا استفاده کنند. چاوز اخیرا گفته است که گسترش حضور آمریکا در منطقه "تهدیدی علیه ماست " و حتی می‌تواند "به جنگ ‌منجر شود ".

نگرانی آمریکا نسبت به ونزوئلا در قلب سیاست آمریکا نسبت به سلایا قرار دارد. "فیلیپ کراولی "، معاون وزیر در امور دولتی در وزارت خارجه آمریکا، گفت: این کودتا باید "درسی " باشد برای رئیس‌جمهور سرنگون شده که موافقت‌نامه‌های تجاری و نفتی با ونزوئلا امضا کرده است. "ما مطمئنا بر این عقیده‌ایم که اگر قرار بود مدلی از دولت و مدل رهبری یک دولت را برای کشورهای منطقه انتخاب کنیم، رهبری جاری ونزوئلا مدل انتخابی ما نمی‌بود. اگر این درسی است که رئیس‌جمهور سلایا از این واقعه آموخته، در واقع درس خوبی آموخته است. "

حتی پیش از وقوع کودتا، دولت اوباما مخالفت خود را با سیاست‌های اصلاح‌طلبانه دولت سلایا اعلام کرده بود. در یکی از جلسات سازمان کشورهای آمریکایی در اوایل ژوئن در تگوسیگالیا، "هیلاری کلینتون "، وزیر خارجه آمریکا، در گفتگویی خصوصی به سلایا هشدار داد که او باید از اجرای رفراندومی که زمینه‌ای برای اجلاس مجلس موسسان جهت تدوین قانون اساسی جدید فراهم می‌کند، خودداری کند. انجام انتخابات مجلس موسسان وسیله‌ای برای دولت‌های ونزوئلا، بولیوی و اکوادور بود تا توسط آن صاحبان سرمایه مسلط بر کشور را برکنار نموده و نهادهای سیاسی خود را "استوار " کنند.

بزرگترین حرکت حساب‌شده دولت اوباما برای بازگرداندن مانوئل سلایا به حکومت، درخواست از رئیس‌جمهور کاستاریکا "اسکار آریاس " بود که به عنوان میانجی موافقت‌ رهبران کودتا در تگوسیگالپا، پایتخت هندوراس را نسبت به آن جلب کند. آریاس قبلا در اولین دوره ریاست جمهوری‌اش در دهه 1980 به منافع آمریکا در منطقه خدمت بزرگی کرده بود. او، با مذاکرات منطقه‌ای، دولت انقلابی نیکاراگوئه و جنبش‌های چریکی در السالوادور و گواتمالا را تضعیف کرد و در عین حال، دولت‌های کاذب دموکراتیک را که سیاست اقتصادی نئولیبرال مورد پذیرش اجماع واشنگتن را اتخاذ کرده بودند، تقویت کرد. لکن این بار آریاس موفق نشد، آن هم اساسا به این علت که سازمان کشورهای آمریکایی و اغلب دولت‌های آمریکای لاتین علنا اظهار داشتند که دولتی غیر از دولت سلایا را در تگوسیگالپا به رسمیت نخواهند شناخت. رئیس‌جمهور لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا از برزیل اعلام کرد که "ما نمی‌توانیم " در مورد بازگشتن سلایا به قدرت "مصالحه کنیم ".

در پایان، آریاس پیشنهادی میانجی‌گرانه مطرح کرد حاکی از اینکه سلایا به عنوان رئیس حکومت آشتی ملی، با کاهش قدرت اجرایی، به حکومت بازگردد. ولی رژیم موقت میچلتی این پیشنهاد را رد کرد. لازم است به این نکته توجه کنیم که یکی از موارد مندرج در پیشنهاد میانجی‌گرانه فوق این بود که سلایا از حرکت به سوی تشکیل مجلس موسسان چشم‌پوشی کند. این ماده از پیشنهاد فوق، با خشم بسیار از طرف رهبران جنبش‌های اجتماعی در هندوراس تقبیح شد.

تلاش آمریکا برای بازگرداندن سلایا به قدرت، در مقایسه با سایر کشورها، نیم‌بند بوده است. با اینکه بسیاری از کشورها سفرای خود را از هندوراس فراخوانده اند، "هوگو لورنس "، سفیر آمریکا در هندوراس، که توسط جرج بوش به این سمت منسوب شده، در جای خود باقی است. گزارش‌هایی نیز وجود دارند حاکی از اینکه حتی او به توطئه‌گران چراغ سبز نشان داده و یا حداقل هیچ کاری برای جلوگیری از کودتا انجام نداده است. به علاوه، در حالی که بانک جهانی کمک خود را به حالت تعلیق درآورده، وزارت خارجه آمریکا صرفا هشدار داده که 180 میلیون کمک اقتصادی آمریکا ممکن است به حالت تعلیق درآید. مهمتر از همه اینکه ایالات متحده از راکد کردن حساب‌های بانکی و باطل کردن ویزای رهبران کودتا خودداری می‌کند. این اقداماتی است که سلایا و سایر دولت‌های آمریکای لاتین از دولت آمریکا خواسته بودند انجام دهد.

دولت اوباما احتمالا امید داشت که آمریکای لاتین، مانند سال‌های دوران بوش، تنها محتاج توجه کمی در چارچوب امور مهم جهانی باشد. این نظریه تنها موقعی می‌توانست درست از کار در بیاید که هندوراس آخرین جمهوری موزی می‌بود که وارد مناقشه‌های داخلی شده و کشورهای همسایه خود را نیز به درون آن بکشد. "تغییر " ممکن است شعار این دولت جدید آمریکا باشد ولی دراینجا ضرب‌المثلی فرانسوی به نحو بهتری گویای وضع موجود است: هر چه امور بیشتر تغییر کنند بیشتر یکسان باقی می‌مانند.
انتهای پیام/( خبرگزاری ایرنا )