جنگ روانی رسانه‌های غربی علیه دولت اصولگر
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢  کلمات کلیدی:

از سوم تیرماه سال 1384 هجمه‌ای گسترده از تبلیغات و فضاسازی رسانه‌های غربی بویژه امریکایی در جهت ایجاد فضای منفی در جامعه سیاسی ایران وجود داشته است.
طی 4 سال گذشته برخی مطبوعات، خبرگزاری‌ها و شبکه‌های تلویزیونی غرب تلاش کردند با القای ناکارآمدی دولت نهم و خبرسازی در این راستا چهره‌ای منفی از ایران در میان افکار عمومی جهان ترسیم کنند.
وضعیت اقتصادی کشور، موضوع هسته‌ای و آرایش نیروهای سیاسی از مهمترین محورها و سوژه‌های این رسانه‌ها بوده که در فواصل زمانی مختلف تحت پوشش خبری قرار گرفته و بشدت پیگیری شده است.
به باور کارشناسان سیاسی، در این تبلیغات و عملیات روانی که به نحو ماهرانه‌ای از خبرسازی در آن استفاده می‌شود، احساسات و تحلیل‌های سیاسی جامعه را هدف قرار داده تا پیام‌های مورد نظر خود را القا ‌کنند.
عملیات روانی یک اقدام فکری و ذهنی است و عاملان آن برای برچسب زنی و تلاش برای تأثیرگذاری بر اذهان اقشار مختلف مردم از آن بهره می‌گیرند و آثار و نتایج این تبلیغات بر روی مخاطبان به طرز شگفت‌انگیزی تأثیر می‌گذارد، همانطور که هنوز میلیون‌ها نفر از مردم امریکا و غرب تصور می‌کنند عراق دارای سلاح‌های کشتار جمعی بوده، موضوعی که اکنون از سوی سیاسیون امریکا هم رد شده است.
کارشناسان و صاحبنظران عرصه تبلیغات و عملیات روانی در مورد اقدامات امریکا و رسانه‌های تحت سیطره غرب 4 مورد را که آنها بر روی آن برنامه ریزی می‌کنند، هم بدین شرح برمی‌شمارند:
الف ) متقاعد نمودن مقدماتی و ایجاد جوی که در آن پیام باورپذیر گردد.
ب) اعتباردهی به منبع که رسانه‌های ما معتبر شناخته می‌شود.
ج) پیام‌ ما بر اهدافی ساده و قابل دسترس متمرکز گردد.
د) برانگیختن احساسات و فراهم نمودن زمینه دستیابی به پاسخ و اهداف مورد نظر
این گونه اقدامات رسانه‌های غربی در مورد ایران بویژه پس از روی کار آمدن دولت اصولگرا و آنگاه تثبیت آن در 22 خرداد 88 با رأی 24 میلیونی نیز شدت بیشتری پیدا کرد، به نحوی که ردپای این عملیات روانی به وضوح دیده شد.
یکی از مفسران امریکایی در نیویورک تایمز درباره آشوب‌های اخیر ایران نوشته بود که: «ما در منطقه خاورمیانه و بویژه ایران تنها یک انتخاب داریم و آن اثرگذاری از راه رسانه‌ها است.»
یکی از سوژه‌های تبلیغاتی علیه دولت اصولگرا در 4 سال گذشته وضعیت اقتصادی کشورمان بوده است. جهت‌گیری تبلیغاتی خبرگزاری‌ها و مطبوعات امریکا در این حوزه نشان می‌دهد که بیشتر درصدد بزرگنمایی و برجسته‌سازی پیامدهای تحریم ایران بوده و هستند.
افزایش درآمدهای نفتی ایران و سیاست‌های دولت در مبارزه با اخلالگران اقتصادی، 2 موضوعی است که از سوی این رسانه‌ها پیگیری و سپس در مورد آن خبرسازی صورت می‌گیرد.
آنان در اخبار و تحلیل‌های خود تلاش کرده‌اند تا چنین القا کنند که با وجود افزایش قیمت نفت، ساختار اقتصادی ایران بیمار است و در این ارتباط جنگ روانی آنان عمدتاً مشتمل بر افزایش نرخ رشد تورم بوده است.
در این میان از رشد پرشتاب پروژه‌های عمرانی و ساخت و تولید و خودکفایی ایران در بسیاری از محصولات، تجارت بین‌المللی کشورمان و کاهش نرخ تورم هرگز خبری را تولید و یا پخش نمی‌کنند.
موضوع دیگر این رسانه‌ها، مسئله هسته‌ای ایران است، از ابتدای طرح موضوع هسته‌ای ایران در میان سال 1382 بازی سیاسی غرب بویژه امریکا در این زمینه بر پایه قواعد و روش‌های خاص انجام شده است.
بلوک غرب در این باره به هیأت سه جانبه موسوم به تروئیکا (آلمان، فرانسه و انگلیس) تکیه کرده است.
گروه مذکور نیز برای پیشبرد اهداف و مأموریت خود همواره بر 2 عامل فشار رسانه‌ای و تهدید اقتصادی تکیه کرده است.
کارگزاران رسانه‌ای غرب با همین برنامه‌ریزی به تصویرسازی خبری در این باره دست می‌زنند و برای محکوم‌کردن ایران از فناوری هسته‌ای تلاش می‌کنند.
نقش آفرینی محافل خبری غرب در عرصه هسته‌ای با روی کار آمدن دولت نهم (و تأکید ملت ایران بر احقاق حق خود) با هدف ناکارآمد جلوه دادن سیاست هسته‌ای این دولت پیگیری شد. اکنون نیز با تثبیت موقعیت دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات و رأی 24 میلیونی مردم وارد مرحله جدیدی شده است.
آنان درصدد هستند تا فضایی مبهم و ناامیدکننده از آینده تحولات هسته‌ای ایران القا کنند.
این جنگ روانی تلاش می‌کند تا دفاع قاطع دولت اصولگرا و شخص رئیس‌جمهوری اسلامی ایران از حقوق هسته‌ای ایرانیان که بارها موردتأیید تنها نهاد مرجع بین‌المللی انرژی هسته‌ای یعنی آژانس قرار گرفته را نشان از ستیزه‌جو بودن دیپلماسی ایران ترسیم کند.
از سوی دیگر پس از رقابت 22 خردادماه افزایش حاشیه سازی برای این انتخابات جزو سیاست‌های خبری آنان قرار گرفت.
سناریوهایی مانند بی‌رمق جلوه دادن مشارکت مردم، غیرآزاد و غیردموکراتیک نشان دادن انتخابات و اختلاف و جنگ قدرت میان گروه‌های سیاسی ازجمله محورهای کاری علیه فضای سیاسی کشور بوده است.
به طور مثال جمعه شب انتخابات 22خرداد شب آشوب بی.بی.سی بود. این تلویزیون که قبل از انتخابات هیزم آشوب‌ها را فراهم کرده بود در شب شمارش آرا مطابق روال، برنامه‌هایش را تا پایان شمارش آرا و اعلام نتایج در قالب میزگرد، وب‌گردی، گفت‌وگو با کارشناسان، ارتباط مستقیم و غیره ادامه داد.
بی.بی.سی در آستانه انتخابات و ازجمله طول جمعه شب به این سو دقیقاً و دائماً با سوئیچ کردن این شیوه‌های خبری به یکدیگر اهداف شبیه سازی بحران افکنی و هدایت افکار عمومی به آشوب آفرینی را هدایت کرد.
دیوید میلیبند وزیرخارجه انگلیس که از حرارت آشوب‌ها به وجد آمده بود به این هم اکتفا نکرد و رسماً وبلاگی را برای ارتباط متقابل با آشوب‌طلبان راه‌اندازی کرد.آنچه در این میان مهم است واکاوی اهداف این عملیات روانی است. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون هیچ خبر مثبتی ازجمهوری اسلامی و دستاوردهای آن در رسانه‌های وابسته به غربی‌ها منتشر نشده اما برای تخریب چهره نظام هرگونه انتقاد یا خبری به یک پرونده بزرگ و منفی تبدیل شده است.
این روند به گونه‌ای است که هرچه زمان به جلوتر آمده تلاش شده که چالش‌هایی برای ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایجاد شود.
در این میان نباید غافل شد که رسانه‌ها در عصر جهانی شدن یکی از مهمترین ابزار جنگ روانی محسوب می‌شوند و درواقع امروز رسانه‌های ارتباط جمعی نقش ویژه‌ای در تأمین منافع مردم و کشورها در رسیدن به اهداف خود دارند.
تحولات چندماه اخیر ایران اهمیت بررسی در تحلیل نقش رسانه‌های خارجی را دوچندان می‌کند.
طبیعتاً از رسانه‌های بیگانه نمی‌توان انتظار دیگری داشت اما نحوه خنثی کردن این گونه اقدامات از سوی نیروهای سیاسی داخلی اهمیتی مضاعف دارد.