روشنفکرنمایانی که «کلاهبردار» از آب درآمدند!
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱  کلمات کلیدی:

اشاره:
افشاگری روزنامه «کیهان» پیرامون «کلاهبرداری و شارلاتانیزم مطبوعاتی» و آشکار ساختن پشت صحنه معاملات اقتصادی و زد و بندهای سیاسی سبب گشته است تا برخی از روزنامه نگاران و مدیران مطبوعاتی، دوباره به این معضل ریشه دار حساس شوند.
از سوی دیگر، برخی از روزنامه نگاران قدیمی که سالهاست شاهد چنین رخدادهایی هستند، با مراجعه به روزنامه، مشاهدات عینی و مستندات حقوقی خود از دیگر نمونه های «کلاهبرداری مطبوعاتی» را در اختیار «کیهان» قرار دادند که به تدریج منتشر می گردد.
یادداشت زیر، به قلم یکی از روزنامه نگاران قدیمی است که از نزدیک شاهد زد و بندهای اقتصادی در «شرکت تعاونی مطبوعات ایران» -دهه 70- بوده است. او کلاهبرداری ها و چپاول های چهره هایی چون «منصور کوشان» (عضو فراری کانون غیرقانونی نویسندگان) را از نزدیک دیده است و اعتقاد دارد که این افراد، با حمایت پنهان افرادی نظیر «محسن سازگارا» پشت ژست روشنفکرنمایی خود، چهره ای فاسد و سیاه دارند که ماهیت واقعی آنان باید برای نسل جوان تصویر گردد. از این رو، نوشته زیر را برای آشنایی اندک با نمونه ای دیگر از، «کلاهبرداری های مطبوعاتی» منتشر می کنیم و از مسئولان ذیربط برخورد جدی برای ریشه کن ساختن فساد اقتصادی در « شرکت تعاونی مطبوعات کشور» و نیز «تعاونی مسکن» این مجموعه را خواهانیم.
روزنامه کیهان
تعاونی مطبوعات گام در کدامین مسیر؟!
خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج
انگار در این دنیا دیواری کوتاهتر از دیوار روزنامه نگاران پیدا نمی شود. مصداق عینی شعر فوق، حکایت «شرکت تعاونی مسکن مطبوعات کشور » است. شرکتی که 16سال پیش تاسیس شد تا سرپناهی برای اعضای خود ایجاد کند، اما فرصت طلبی و سوءاستفاده عده ای سبب شد تا سرنوشت تلخی برای آن رقم بخورد.
جالب اینکه خشت اول این کجی را یک نویسنده فراری، «منصور کوشان» که خود را «روشنفکر» و مدافع حقوق مردم و روزنامه نگاران می داند بنا نهاد.
ماجرای کلاهبرداری او چیزی نیست که از ذهن اهالی مطبوعات پاک شود. اعمال ایشان چنان وضعیتی را برای تعاونی مسکن مطبوعات کشور به وجود آورد که سالها تلاش مدیران بعدی صرف این مسئله شد تا بدهی وام دریافتی آقای کوشان و سوء استفاده های به جامانده از دوران مدیرعاملی ایشان را بپردازند.
حکایت از آنجا شروع شد که در سال 1372 شرکت تعاونی مطبوعات کشور تصمیم گرفت برای تامین نیازمندیهای مسکن اعضای خود، یک تعاونی مسکن ایجاد کند. این تعاونی به شماره مجوز 98866 در اداره ثبت شرکتها مهر تایید خورد و به عنوان یکی از تعاونی های تابعه وزارت تعاون کار خود را آغاز کرد.
بر اثر تلاش اعضا، زمینی در هشتگرد به تعاونی داده شد تا برای اعضا آپارتمان سازی شود.
منصور کوشان نویسنده فراری با زبان چرب و نرم خود و با سوءاستفاده از موقعیت پیش آمده و با حمایت دوستانش در مدیریت وقت شرکت تعاونی مطبوعات کشور از جمله «محسن سازگارا» مدیریت عامل اسبق تعاونی و همکار فعلی صدای آمریکا به مدیرعاملی تعاونی مسکن مطبوعات کشور رسید.
اولین اقدام ایشان فروش 2 قطعه از زمین هایی بود که در میدان اصلی هشتگرد قرار داشت و به اصطلاح گل سرسبد از چند قطعه زمینی بود که برای آپارتمان سازی در اختیار شرکت تعاونی مسکن مطبوعات قرار گرفته بود. آقای کوشان بعد از فروش آن 2 قطعه زمین به نام شرکت تعاونی مسکن مطبوعات کشور وامی هم از صندوق تعاون دریافت کرد اما به جای آنکه این پولها را صرف کارهای تعاونی مسکن کند اقدام به خرید آپارتمانی در خیابان بزرگمهر نمود که به نام خانم ایشان به ثبت رسید. آقای کوشان آپارتمان فوق را به «شرکت تعاونی مسکن مطبوعات کشور» اجاره داد و کرایه ماهیانه آن را به عنوان قسط به صندوق تعاون می پرداخت. اما در اصل آن دفتر به کارهای شخصی و انتشاراتی آقای منصور کوشان اختصاص یافته بود. دفتر و دستکی که هیچ شکل قانونی نداشت تهیه شده بود تا بتواند توجیه گر حسابهای ایشان باشد.
موتورسیکلت، ماشین جیپ، کامپیوتر و تمامی امکانات تعاونی در اختیار آقای کوشان قرار داشت. ایشان حقوقی نیز به عنوان مدیرعامل برای خود درنظر گرفته بود، تا بدین وسیله موجودی صندوق شرکت را از آن خود کند.
هیچ کس حق اعتراضی نداشت و هیچ یک از اعضای شرکت به خاطر سیستم بسته و عدم اطلاع رسانی درست از آنچه که در درون تعاونی می گذشت، باخبر نبودند. هرکسی هم که اعتراضی می کرد با سروصدا و جنجال های آقای کوشان روبرو می شد که به بدترین شکل ممکن و رکیک ترین ناسزاها به او فحاشی می کرد.
بالاخره بعد از آگاهی بعضی از اعضا و برملا شدن قضیه، کوشان از تعاونی رفت. البته، هنوز سروصدا و جنجال آن مجمع عمومی معروف در ذهن اعضا باقی مانده است. تمام تلاش مدیران بعدی که بعضی از آنها حقوقدان هم بودند صرف پرداخت بدهی هایی شد که از آقای کوشان در صندوق تعاون به جا مانده بود.
سه، چهار قطعه زمین باقی مانده بین اعضا تقسیم شد و پولهایی که از بعضی اعضا که مدتها پیش به خاطر رفتار کوشان عطای تعاونی را به لقایش بخشیده و رفته بودند، برجا ماند.
برای اینکه سندها به نام اعضای تعاونی ثبت شود، 12میلیون تومان به شرکت تعاونی مطبوعات کشور پرداخت شد. بارها مدیران «تعاونی مسکن» مطبوعات کشور از مدیران «شرکت» تعاونی مطبوعات کشور درخواست کردند تا با دعوت از اعضای تعاونی، «شرکت تعاونی مسکن» را فعال سازند. چرا که شرکت فوق از معدود تعاونی های مسکن است که حوزه عمل آن کشوری است، اما هیئت مدیره تعاونی مطبوعات هیچگاه به این تقاضا جامه عمل نپوشاند؛ تا اینکه سال گذشته شنیده شد هیئت موسسی از اداره کل تعاون استان تهران درخواست تاسیس شرکتی به نام «شرکت تعاونی مسکن مطبوعات کشور » را نموده است.
هیئت مؤسس تعاونی مسکن جدید، که از مدیران تعاونی مطبوعات تشکیل شده است، ضمن برگزاری نخستین جلسه مجمع عمومی، انتخابات مجمع را برگزار کردند. اما با توجه به تخلفات صورت گرفته، اداره کل تعاون استان تهران با ارسال نامه ای رسمی، انتخابات مذکور را بدلیل عدم رعایت موازین قانونی، باطل کرد.
بار دیگر هیئت مؤسس، از اعضا جهت شرکت در جلسه مجمع عمومی دعوت بعمل آورد که این دعوت نیز ناقض برخی مواد قانونی بود. مجموعه این موارد و عملکردها، موجب اعتراض برخی اعضا شده است.
اعضای معترض می پرسند: مدیران اداره کل تعاون استان تهران بر چه اساسی به تعاونی مسکن دوم اجازه و موافقت نامه تشکیل داده اند در حالیکه تعاونی مسکن اول بیش از 80درصد عضو ندارد و می توانست با یک فراخوان فعالانه عمل نماید و در صورت ایجاد مشکل برای هر یک از این دو تعاونی آن دیگری دچار مشکلات حقوقی خواهد شد و در حالیکه هنوز تکلیف بسیاری از اعضای تعاونی قبلی مشخص نشده چگونه تعاونی مسکن دوم اجازه فعالیت می یابد و مسئولیت اداره کل تعاونی استان تهران در مقابل نقض قانون توسط هیئت موسس جدید چیست؟ و آیا هیئت موسس یک تعاونی می تواند فراتر از قانون عمل نماید؟ اکنون صنف مطبوعات ایران و بسیاری از اعضای آن که سالها به امید یافتن سرپناهی برای خود و خانواده شان بودند، به نقد عملکرد گذشته «تعاونی مطبوعات کشور» روی آورده اند و می دانند که چوب میدان دادن به چهره هایی نظیر محسن سازگارا و «منصور کوشان» را می خورند که با ژست «روشنفکری» و ادعای دروغ «فرهیختگی»، کلاهبردار از آب درآمدند. آثار این کلاهبرداری های اقتصادی- فرهنگی به سبب حضور مدیران مطبوعاتی تاجرصفت و دلال مسلک در تعاونی مطبوعات همچنان مشهود است و این موضوع تنها به «منصور کوشان» و «سازگارا» محدود و ختم نمی شود. در روی صحنه و پشت صحنه این تعاونی، همچنان عناصری فعال هستند که نامی از آنان در مطبوعات کشور نیست، اما انواع دلالی ها- از خرید و فروش قاچاق کاغذ تا چاپ مجلات هنری سفارشی- را انجام می دهند. هنوز اعضای این تعاونی ماجرای اختلاس چند مدیر مطبوعاتی را از یاد نبرده اند. این مدیران با برنامه ریزی قبلی، پول های صندوق را بالا کشیدند.سپس دفاتر مالی را مفقود کردند و مدعی شدند که «دزد» به تعاونی زده است، اما در واقع خودشان نقشه سرقت را کشیدند تا به خیال خامشان، خیلی تمیز سرمایه اعضا را بالا بکشند! ولی سرانجام، نقشه آنان لو رفت!
چنین رخدادهایی در یک مجتمع فرهنگی و صنفی نشان می دهد که آنچه روزنامه «کیهان» همواره از موضوع «کلاهبرداری و شارلاتانیزم مطبوعاتی» منتشر نموده، یکی از معضلات ریشه داری است که عرصه مطبوعاتی ایران را آلوده است. بر دولت دهم جمهوری اسلامی، مدیران فرهنگی و دستگاههای نظارتی فرض است که با ریشه کن ساختن مافیای اقتصادی مطبوعات، اولا مانع استمرار حیات این کلاهبرداران گردد و ثانیا به استیفای حقوق حقه قشر آسیب پذیر مطبوعات بپردازد؛ قشری که همواره قربانی «بازی های درونی» و «معاملات پنهانی» عده ای از مدیران تعاونی مطبوعات بوده و هست. ان شاءالله...
روزنامه نگار قدیمی
امضاء محفوظ