بازی ننگین استعمار در مقابل پیروزی احمدی‌نژاد
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱۱ : توسط : حسینی

خبرگزاری فارس: ایران با همان اسلام و ارزش‌های اسلامی است که بر علیه غرب می‌جنگد و غرب نمی‌خواهد این سیاست مستقل و مقاوم ایران را بپذیرد، از سوی دیگر غرب با سیاست آشتی‌جویانه موسوی، خاتمی و رفسنجانی موافق بوده و بدین جهت است که رسانه‌های غربی با آنها همدلی و همصدایی دارند.


به گزارش خبرگزاری فارس روزنامه سنگرام چاپ بنگلادش در گزارشی به قلم «فیروز محبوب کمال» به بازی ننگین استعمار در مقابل پیروزی احمدی‌نژاد در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداخته و آورده است: آقای موسوی با نپذیرفتن نتیجه انتخابات نه فقط به صندوق‌های رای بی‌اعتمادی خود را نشان داد، بلکه نسبت به شورای نگهبان، قوه قضائیه هم‌ بی‌اعتنایی کرد و در مقابل اعتماد او به رسانه‌های غربی افزایش پیدا کرد و با حمایت همین رسانه‌ها در خیابان‌های تهران تظاهرات هر روز معترضین زیادتر شد یعنی او می‌خواست که از طریق تظاهرات خیابانی به اهداف خود برسد.
آیا این اقدام شایسته یک دموکراسی است؟ در دموکراسی حمایت مردمی باید در پای صندوق‌های رای ثابت شود در حالی که دولت‌های خارجی و رسانه‌ای وابسته به آنها از همین روش ضد دموکراتیکی حمایت می‌کنند.
آقای موسوی و طرفدارانش از درک این مطالب عاجزند که ایران فقط تهران نیست شهرها و روستاهای بی‌شماری در خارج از تهران وجود دارند که موسوی در آنها شکست خورد. رسانه‌های خارجی تصاویری از جمعیت تظاهرکننده در حمایت از موسوی و احمدی‌نژاد را پخش کردند، همه دیدند که انگیزه و فرهنگ دو جناح کاملاً متفاوت از یکدیگر بود.
مردم حاضر در تظاهرات برای احمدی‌نژاد چهره اسلامی داشتند. کسانی که از بدو انقلاب برای انقلاب تلاش کرده بودند از احمدی‌نژاد را حمایت می‌کردند. ابتکار آقای موسوی این بود که توانست قشر مرفه شمال تهران که به عنوان جزیره فرهنگ غرب مطرح است را به خود جلب کند. گرچه استفاده از اینترنت در تبلیغات، جوانان تهران را جلب کرده بود ولی در شهرستان‌ها تاثیر آن بسیار محدود بود. وی برای جلب جوانان، هنرپیشه‌ها و دوستداران فرهنگ غربی را نیز برای خوانندگی در اجتماعات خود به کار گرفته بود.
برای برانگیختن مردم سرمایه‌گذاری غرب نیز کم نبود نقش دولت انگلیس در این زمینه یک نمونه بارز است بنگاه بی‌بی سی به علت کمبود بودجه برنامه‌های زبان‌های خارجی خود را به شدت کاهش داده و پخش برنامه‌های زبان‌های دیگر را به کلی تعطیل کرده بود ولی در شرایط وخیم اقتصادی انگلیس باز هم آنها درباره ملت ایران سرمایه‌گذاری بزرگی کردند، از ماه ژانویه 2009 م بی‌بی‌سی پخش برنامه تلویزیونی به زبان فارسی را آغاز کرد.
تعداد جمعیت هند نسبت به جمعیت ایران 15 برابر است، عرب‌ها 4 برابر هستند ولی به زبان‌های هندی و یا عربی بی بی‌سی برنامه تلویزیونی ندارد. اهمیت ایران نزد غرب را از این اقدام می‌توان درک کرد زیرا این تنها ایران است که بر علیه سلطه فرهنگی و سیاسی غرب پرچم مقاومت را برافراشته است. علاوه بر این چالش‌ اصلی برای غرب استعمارگر قدرت‌ها و یا کشورهای چین، روسیه و یا هند و یا دین هندو یا بودایی نیست بلکه جهان اسلام و دین اسلام است.
ایران با همان اسلام و ارزش‌های اسلامی است که بر علیه غرب می‌جنگد، غرب نمی‌خواهد این سیاست مستقل و مقاوم ایران را بپذیرد. از سوی دیگر غرب با سیاست آشتی‌جویانه موسوی، خاتمی و رفسنجانی موافق است.
بدین جهت است که رسانه‌های غربی با آنها همدلی و همصدایی دارند البته از حمایت آنها نسبت به موسوی، احمدی‌نژاد بیشترین سود را برد، برای جلوگیری ضد انقلاب احتمالی، انبوه مردم طرفدار اسلام به میدان آمدند.
آنهایی که در بین خویشان خود در جریان انقلاب و پس از انقلاب صدها هزار شهید دادند در پای صندوق‌های رای حضور یافته و تعداد آرا را افزایش دادند.
به خصوص در مناطق روستایی دیدگاه ایالات متحده و حامیانش در مورد انتخابات بسیار عجیب و غریب است. تبلیغات آزاد و رای‌ دادن آزاد برای آنها اصلا مهم نیست. نتیجه آرای مردم اگر به نفع مردم کشور باشد نیز قابل توجه نیست بلکه نتیجه رای گیری باید نزد آمریکای استعمارگر و حامیانش مانند اسرائیل قابل قبول باشد، رای مردم حتماً باید مورد قبول غرب واقع شده باشد، بدین خاطر است که در الجزایر در دهه 90 پیروزی طرفداران اسلام نزد آنها مورد قبول واقع نشد.
امروزه در مورد اقدامات نیروهای امنیتی ایران صدای آنها بلند است در حالی که وقتی ارتش الجزایر در خیابان‌ها علیه اسلام‌گرایان بود و تانک مستقر کرده بود و با کشتن مردم بی‌گناه حقوق‌بشر را پایمال و به زباله‌دان انداخته بود، آنها جشن پیروزی به راه انداخته بودند، کسانی که احمدی‌نژاد را به خودکامگی متهم می‌کنند، در کشور خودشان از محبوبیت مردمی که احمدی‌نژاد بین ملت خود دارد، برخوردار نیستند.
دموکراسی واقعی مورد نظر آنها (غربیها) از روابط دوستانه‌شان با دولت‌های ظالم و خودکامه دنیا قابل تشخیص است. در کشورهای عربستان، کویت، قطر، بحرین، مصر و غیره اگر راهپیمایی اعتراض‌آمیزی علیه دولت برگزار شود بلافاصله جان شیوخ و حکومت‌های آنها به خاطر خواهد افتاد. از بحرین گرفته تا مراکش در کدام کشور عرب، حقوق بشر وجود دارد؟ ولی آیا کشورهای غربی در این زمینه اعتراضی کرده‌اند؟ حمایت غرب از رفسنجانی، موسوی و خاتمی برای این نیست که غربیها دوست آنها هستند بلکه وقتی موسوی نخست‌وزیر بود، غرب و دیگران با کمک نظامی به صدام و حتی تدارک سلاح شیمیایی دریغ نکردند. در زمان ریاست‌جمهوری رفسنجانی نیز از نظر غرب او دشمن غرب شناخته شده بود لذا حمایت کنونی برای تحکیم دموکراسی نیست بلکه تشدید تفرقه که هدف اصلی آنها در ایران است، می‌باشد.
احمدی‌نژاد اولین رئیس‌جمهوری ایران است که به مخالفین خود اجازه داد در مباحثه تلویزیونی رئیس‌جمهوری ایران است که به مخالفین خود اجازه داد در مباحثه تلویزیونی رئیس‌جمهوری را مورد انتقاد شدید قرار دهند در حالی که هیچ یک از رسانه‌های غربی به این موضوع توجهی نکردند. به قول رهبر ایران احمدی‌نژاد 85 درصد آرای مردم را به خود اختصاص داد که برای غرب همانند زلزله بود.
اختلاف نظر در هر جامعه‌ای وجود دارد، در ایران هم هست ولی غرب می‌خواست با استفاده از این اختلاف نظر استفاده کرده و هرج و مرج ایجاد کند.
نقش اوباما رئیس‌جمهوری ایالات متحده نیز در این موضوع ننگ‌آور است، اوباما در جریان حمله وحشیانه اسرائیل بر مردم غزه سکوت می‌کند ولی در مورد اقدامات پلیس ایران برای برقراری آرامش و امنیت فریاد حقوق بشر سر می‌دهد. در حالیکه تظاهرکنندگان در تهران به ساختمانها و مراکز گوناگون حمله می‌کرده و آنها را آتش می‌زدند.
آنچه که در تهران اتفاق افتاد را مردم دنیا دیدند ولی سئوال اینجا است که آیا مردم دنیا آنچه در افغانستان، زندان ابوغریب، گوانتانامو و سوات پاکستان صورت گرفت و می‌گیرد را نمی‌بینند و قضاوت نمی‌کنند. راستی دنیا تا کی بازیچه استعمار خواهد بود؟