جزییات جدید از مذاکره محرمانه کراکر و سه دیپلمات دولت خاتمی درباره افغانستان
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٠ : توسط : حسینی
یک منبع آگاه دیپلماتیک با اشاره به چاپ قسمت هایی از خاطرات رایان کراکر سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان در رابطه با مذاکراتش با هیاتی از دیپلمات های اصلاح طلب ایرانی گفت: سه دیپلمات ارشد دولت آقای خاتمی که در این مذاکرات محرمانه حضور داشته اند، برخلاف روال معمول، جزییات گفتگوهای خود را به اطلاع وزات خارجه نرساندند.

این دیپلمات ایرانی که خواست نامش فاش نشود، در گفتگو با خبرنگار سیاست خارجی ایرنا گفت: در حال حاضر برخی ادعا می کنند که مسئولین فعلی و مذاکره کنندگان هسته ای در حال مذاکره با آمریکایی ها هستند در حالی که ما هیچ گاه مذاکره با آمریکا را در دستور کار نداشتیم.
وی افزود: مفهوم مذاکره با یک کشور، پیگیری روابط دوجانبه است. آنچه که ما هیچ گاه به دنبال آن نبوده ایم بحث پیگیری روابط دوجانبه و مساله ارتباط با شیطان بزرگ است. یقینا اگر فردا آمریکا از یک سری از رویکردهای شیطانی خود دست بردارد، ما می توانیم سفیر مبادله کنیم مثل نمونه آفریقای جنوبی.
این منبع گفت: بحث ما این است که آیا آمریکا می تواند از مردم فلسطین حمایت کرده و حمایت های خود را از رژیم صهیونیستی قطع کند؟ آیا از یکجانبه گرایی دست خواهد برداشت؟ آیا می تواند حقوق مردم مظلوم منطقه را به رسمیت بشناسد؟ و آیا جرم هایی را که علیه ملت ایران انجام داده است و بابت آنها عذرخواهی کرده، جبران می نماید؟ اگر دست از این اقدامات بردارد، ما با آن رابطه برقرار خواهیم کرد.
وی با اشاره به پیچیدگی هایی که در نظام بین الملل و شرایط جهانی وجود دارد، اظهار داشت: یکی از این گفتگوها با آمریکایی ها بحث در مورد دولت افغانستان در زمان اصلاحات بود که اتفاقا گفتگوهای دوجانبه ای در آنجا صورت گرفت. در حالی که در ظاهر قرار بود نمایندگان ایران، آمریکا، سازمان ملل به همراه آلمان ها بیایند و گروه های موثر افغانی را به هم نزدیک کنند و به راهکاری برسند.
وی تصریح کرد: قرار بود ایران از ظرفیت خود استفاده کند، آمریکا نیز قربانی تروریسم شده بود و ارتباطات منطقه ای خود را داشت و سازمان ملل بستری را تحت عنوان مذاکرات ژنوفراهم کرده بود. این مذاکرات در هفت دور میان گروه قبرس، گروه رم و جبهه متحد صورت گرفت.
این دیپلمات ایرانی در ادامه خاطرنشان ساخت: ما به عنوان همسایه می خواستیم به افغان ها برای نزدیک شدن به یکدیگر کمک کنیم و گروه رم که به آمریکایی ها نزدیک بود و توسط خلیل زاد تشکیل شده بود، بنشینند و راهکاری پیدا کنند.
این مقام مطلع اضافه کرد: نکته ای که ما در اینجا داریم این است که هیچ سند و هیچ در مورد این گفتگوها بیرون نیامد و حتی افغان ها خبر دادند که در این مقطع در کنار این نشست ها یک سری دیدارها میان ایرانی ها و آمریکایی ها صورت گرفته است که ظاهر آن درباره افغانستان است اما اینکه در واقع چه محورهایی مورد بحث قرار گرفت، هیچ سندی بیرون نیامد.
وی در رابطه با انتشار خاطرات رایان کراکر سفیر سابق آمریکا در افغانستان گفت: رایان کراکر که یک دیپلمات با سابقه است و به منطقه آشنایی کامل دارد و در ایران هم کار کرده و زبان فارسی و عربی را می داند، در گفتگویی که با نیوزویک انجام می دهد، مطالبی را می گوید که برای اولین بار اطلاعاتی از یکی از طرف های مذاکره در رابطه با گفتگوهای ژنو است.
این دیپلمات ایرانی افزود: کراکر در بخش کوتاهی از این گفتگو اشاره می کند که ما مذاکرات غیرمحرمانه ای را با طرف های ایرانی داشتیم و شاید تا پاسی از شب با هم مذاکره می کردیم که راجع به مسائل مختلف بود و برای من خیلی جالب بود که در آن گفتگوها از سه نفر مذاکره کننده ایرانی، دو نفر تحصیل کرده آمریکا هستند وخیلی با مسائل داخلی آمریکا آشنایی خوبی دارند.
منبع مطلع ایرنا ادامه داد: کراکر در خاطراتش نوشته است از این نکته برای من جالب تر اشتیاق این افراد برای حضور نیروهای نظامی آمریکا، "شیطان بزرگ"، (با همین واژه) در افغانستان یعنی حیاط خلوت ایران بود و یکی از این افراد فریاد می زد بحث در مورد اینکه "در افغانستان چه باید باشد و نباشد" را رها کنیم و فعلا باید آمریکایی ها وارد صحنه شوند. رایان کراکر بعد از آن می گوید که چند روز بعد از آن مذاکرات، نیروهای آمریکایی وارد افغانستان شدند.
وی با اشاره به اینکه در آن زمان مسئولیت مسائل افغانستان با محسن امین زاده بود، گفت: آقای امین زاده که یک فعال اصلاح طلب و قاعدتاً‌ به دنبال دموکراسی از نوع غربی آن بود، تمایل زیادی به کار با طالبان داشت و به طور جدی ارتباطاتی را برقرار کرده بود و شاید در مقطعی، تنها دلیلی که باعث شد تا ما طالبان را به رسمیت نشناسیم، مساله شهادت آن 9 دیپلمات ایرانی بود.
این دیپلمات ایرانی با بیان اینکه خون آن شهدا خدمت بزرگی به ایرانی اسلامی کرد، ادامه داد: شاید بتوان گفت بزرگترین خدمتی که خون آن شهدا در آن مقطع به امنیت ملی ایران کرد، این بود که مانع از تعامل با طالبان شد و این نکته در هیچ کجا گفته نشده است. آنها سهم بزرگی با شهادتشان در امنیت ملی کشور داشتند و بعد از یک دوره ای ما می بینیم که مذاکرات ژنو علیه طالبان انجام می شود.
وی با اشاره به تحولات پاکستان و افغانستان در ده سال گذشته گفت: سال 1380 که در اسلام آباد کودتا شد و مشرف بر سر کار آمد، گسترش تشکیلات و فعالیت های طالبان به دلیل شرایطی که در ISI به وجود آمد، دچار وقفه شد و احمد شاه مسعود آماده شد تا مواضع خود را در کابل و دیگر مناطق باز پس بگیرد و شرایط به نفع جبهه متحد تغییر کرد.
منبع مطلع ایرنا اظهار داشت: طالبان آنجا نشان دادند که بدون حمایت ISI هیچ چیزی نیستند. در این فاصله مسئول پرونده افغانستان در دولت ما، کمک های لجستیکی به طالبان در هرات می دهد و این نکته بسیار عجیبی برای همه ما بود. یعنی مانع از این شد که طالبان ضربه جدی بخورند.
این دیپلمات ایرانی افزود: در همان مقطع، آمریکایی ها سیگنال می دادند که اگر کسی به طالبان تعرض کند، ما با آن برخورد خواهیم کرد، یعنی آمریکایی ها نمی خواستند طالبان ضربه بخورد و برای آنها حفظ طالبان در صحنه مهم بود. حتی در مقطعی به دنبال آن بودند که دیگر کشورها طالبان را در افغانستان به رسمیت بشناسند، تا جایی که ایران هم طالبان را به رسمیت بشناسد. یعنی مدیریت آمریکا در بحث افغانستان این بود که میان ایران و طالبان در افغانستان یک همگرایی ایجاد کند.
این کارشناس مسائل بین المللی تصریح کرد: بعد از آن آمریکایی ها با سناریویی که طرح ریزی کرده بودند، تحت عنوان 11 سپتامبر می خواستند "ایران" را بزنند و آنچه که صرفا مانع از همگرایی ایران و طالبان در منطقه شد، خون 9 دیپلمات شهید ما بود و مقام معظم رهبری هم به حق از طالبان به عنوان یک "جریان خبیث" یاد کردند.
این منبع مطلع اضافه کرد: جریان اصلاحات به دنبال به رسمیت شناختن طالبان بود و در واقع، همان مسیری را دنبال می کرد که آمریکایی ها می خواستند. در مقطعی که آمریکایی ها حضور طالبان را در افغانستان می خواستند، اصلاح طلبان نیز همان مسیر را دنبال می کردند و حمایت از جریان جبهه متحد و دیگران در آن مقطع صوری بود.
این دیپلمات ایرانی اظهار داشت: اصولا واژه "جنگ سالار" را اصلاح طلبان به مجاهدین می دادند. مجاهدین را که واژه ای افتخار آمیز بود، برای مردم افغان، مترادف با عنوان "جنگ سالار" کردند و تمام ظرفیت خود را به کار می برند تا طالبان را به رسمیت بشناسند.
این مقام مطلع افزود: اصلاح طلبان حتی به ملا عمر نامه می دهند که شما چند تن از قاتلین خود را به عنوان قاتلین دیپلمات های ایرانی در مزار شریف به ما بدهید تا ما این معضل را در روابط دوجانبه بتوانیم حل کنیم، نکته جالب این است که وکیل احمد متوکل این درخواست را با این عنوان که غیراخلاقی است، رد کرد.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: اما بعد از اینکه طالبان به سمت تروریسم می روند، این سناریو که همگرایی ایران و طالبان بود و قرار بود تحت این عنوان ایران مورد هدف قرار بگیرد و اجماع بین المللی را پشت سر این مساله بیاورند، تغییر می کند.
وی خاطرنشان ساخت: اما بعد از آن سناریوی جدیدی شروع شد که ما شاهد نشست بن بودیم که ایران در آن سهم داشت و آن گروه صلح قبرس از جانب ایران بود. ایران چون مبتکر صلح قبرس شد و همه گروه های تاثیر گذار افغانی اعم از مجاهدین و نیروهای تکنوکرات را دور هم جمع کرد، بنابراین سناریو این شد که دولتی را در افغانستان سر کار بیاورند که این دولت در راستای نتایج بن باشد و چیزی که غربی ها می خواهند.
این دیپلمات ایرانی تصریح کرد: غربی ها به دنبال این بودند تا هر نوع جریان جهادی و مرتبط با ایران را در افغانستان از ریشه بزنند. چیزی به نام دوست و متحد ایران نباید در صحنه افغانستان باقی می ماند. لذا به نظر می رسد که مذاکرات ژنو در راستای سناریوی بعدی بود که کراکر هم ناخود آگاه به آن اشاره می کند.
وی با اشاره به ادعاهای اخیر اصلاح طلبان مبنی بر مذاکره دولت عدالت اصولگرا با آمریکا تاکید کرد: این که می گویند این دولت با آمریکا مذاکره کرده، اشتباه است و با هیچ طرفی مذاکره خاصی انجام نشده است. دیداری که اتفاق می افتد در حاشیه نشست ژنو گفتگویی است که ما با 1+5 و همه انجام می دهیم و در راستای بسته پیشنهادی ایران بوده است.
این دیپلمات ایرانی خاطرنشان ساخت: اسم این را نباید گذاشت مذاکره، مذاکره یعنی کاری که شما در ژنو کردید. اصلاح طلبان رفتند و به صورت دوجانبه در رابطه با مسائل خاصی با آمریکایی ها در ژنو مذاکره کردند و هیچ سندی از آن را هم با خود نیاوردید و دروغ گفتید، خلاف منافع ملی حرکت کردید و ظرفیتی مثل گروه صلح قبرس را و جبهه متحد ملی افغانستان را در اختیار آمریکایی ها گذاشتید که حمله و حضورشان به افغانستان مشروعیت پیدا کند. آقای ربانی اعتراض داشت که چرا این مذاکرات در بن صورت می گیرد در حالی که باید در کابل انجام شود. اینها اتفاقاتی است که افتاده و در هیچ کجا گفته نشده است.
این کارشناس مسائل بین المللی بیان داشت: هیچ گفتگویی با آمریکا صورت نگرفته و هیچ کس حق مذاکره با آمریکا را ندارد. بالاخره ما پذیرفتیم با 1+5 گفتگو کنیم و در چارچوب بسته پیشنهادی اما گفتگو با آمریکا در حاشیه انجام شده و همه در صف انتظار بودند و بعد از چینی ها و روسی ها با آمریکایی هم گفتگو شده و باز هم گفتگو می کنیم.
وی اضافه کرد: اسم اینکه مذاکره برای گفتگوی دوجانبه نیست وقتی که شما گفتگو با 1+5 را می پذیرید دیگر پذیرفته اید. آمریکایی ها که با شرط و شروط می خواستند با ما مذاکره کنند سه بار درخواست می کنند و آقای جلیلی در بار چهارم می نشیند و به حرف های آنها گوش می دهد آن هم در مورد بسته پیشنهادی که اگر حرفی دارند، بزنند.
منبع مطلع ایرنا تصریح کرد: این مساله نه برخلاف اصول دیپلماتیک است و نه مصالح نظام و انقلاب و از سیاست های کلی نظام تخطی نشده است. اتفاقا غرور انگیز است که شیطان بزرگ و استکبار می آید و درخواست می کند که اگر می شود، من خدمت شما برسم.
این کارشناس مسائل بین المللی تاکید کرد: اما اصلاح طلبان در ژنو امتیازات ملی را به صورت مفت به آمریکایی ها دادند تا آنها در افغانستان و همسایگی ما حضور پیدا کنند. مدال افتخاری نیز که آمریکا به آنها داد، همان "محور شرارتی" بود که بوش گفت.