صغرا، کبرا و ... مغالطه!
ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٠ : توسط : حسینی

رئیس دولت اصلاحات می گوید: معیارهای یک نظام مطلوب مردمی در الگوی جمهوری اسلامی جمع شده است و بزرگ ترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود آوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم با همین قانون اساسی می توان در همین مسیر ادامه داد.
به گزارش روابط عمومی دفتر سیدمحمد خاتمی، وی در دیدار اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران، سوالات این انجمن درباره انتخابات را «نشانه مواجه شدن جامعه با بحران» توصیف کرد و گفت: باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده و از آن پس است که می توان چاره ای اندیشید.
وی با بیان اینکه «اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم، نتوانیم حرف نزنیم، دیگران که اعتقادی ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد»، یادآور شد: نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود.
خاتمی با استناد به سیره حضرت امام خمینی(ره) گفت: امام همواره تاکید داشتند که در نظام جمهوری اسلامی حتی افرادی که ضد خدا و ضد دین هم باشند تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ایمن هستند.
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش ها و سلایق مختلف اصرار داشتند؛ به طور مثال خود امام(ره) تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد.
وی گفت: ما همچنان اصلاحات را بر مبنای دین می دانیم، مبدا هویتی خود را انقلاب اسلامی، و چارچوب حرکت خود را جمهوری اسلامی می دانیم، اما اعتقاد داریم که در عمل، انحراف هایی وجود دارد که با همان معیارهای دینی و انقلابی باید اصلاح شوند.
خاتمی خاطرنشان کرد: «متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می کنند. ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقی می مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و نظام و انقلاب را قبول دارد.»
تاکید خاتمی بر قانون اساسی و جمهوری اسلامی و مبنا قرار گرفتن انقلاب اسلامی برای اصلاحات مبنای خوبی جهت نقد عملکرد دو دهه اخیر جریان موسوم به اصلاح طلب و به ویژه رویکرد افراطی، ساختارشکن، ضد قانونی و دیکتاتور مآبانه آنها طی چند ماه اخیر است.
طبیعتا قائل شدن «حق حرف زدن و انتقاد» حتی برای مخالفان نظام یک بحث است و در پیش گرفتن گردن کلفتی و دیکتاتوری برای مقابله با جمهوریت و رای مردم موضوعی دیگر. آنچه جریان موسوم به اصلاحات در انتخابات اخیر انجام دادند، تن ندادن به انتخاب اکثریت مردم به عنوان قاعده دموکراسی ومنطق قانون اساسی بود. طیف مذکور همچنین به مکانیزم های پیش بینی شده در قانون اساسی برای حل و فصل اختلاف های انتخاباتی هم تن نداد حال آن که به عنوان مثال وقتی در آمریکا، دادگاه فدرال درباره اختلاف بسیار اندک میان آراء بوش و جان کری، حکم داد، حزب بازنده به این حکم گردن نهاد و مانند برخی مدعیان بی صداقت جمهوری خواهی و دموکراسی در ایران کار را به اردوکشی خیابانی و تهدید و ارعاب نکشاند.
اما درباره استناد به سیره حضرت امام هم باید گفت آن حضرت ضمن اعتقاد به تحمل مخالفینی که با نظام و ملت اعلام جنگ نمی کنند، درباره کسانی که تن به قانون نمی دادند و اشکال تراشی می کردند فرمودند غلط می کنید قانون را قبول ندارید، قانون شما را قبول ندارد. همچنین سلوک دینی حضرت امام درباره تحمل عناصر ضد خدا و ضد دین، به ائتلاف و همراهی و هم پیمانی با آنها - رویکردی که متاسفانه در میان طیفی از مدعیان اصلاح طلبی تبدیل به رویه شد - منجر نگردید.
آقای خاتمی در ماه های پایانی ریاست جمهوری و پس از آن بارها به درستی تاکید کرده بود «شعار اصلاحات از هویت دینی و انقلابی خود منحرف شد و تنه به تنه لیبرالیسم زد، هم چنان که امام معتقد به چپ روی نبود و ابتدای انقلاب انحرافاتی در این زمینه رخ داد.»
متاسفانه آقای خاتمی با وجود تائید بر اینکه «از اردوگاه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد» و «زمزمه تغییر قانون اساسی خیانت است» عملا طی یک سال اخیر به همراهی و ائتلاف جریان مدعی اصلاحات با جریان های ساختارشکن، ضد انقلاب و ضد قانون اساسی رضایت داد.