در یادداشت انتقادی محمدرضایی به زیباکلام عنوان شد:
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۸  کلمات کلیدی:
میردامادی بر تقلب مشارکت در جعل هزاران شناسنامه سرپوش نهاد

خبرگزاری فارس: نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم طی یادداشتی به برخی از عملکردهای محسن میردامادی در زمان اصلاحات از جمله سرپوش نهادن بر تقلب مشارکت در جعل هزاران شناسنامه و سکوت در برابر اقدامات خلاف وزارت کشور وقت پرداخت.


به گزارش خبرگزاری فارس، درپی اظهارات صادق زیباکلام و دفاع وی از میردامادی و رمضان زاده در جلسات مناظره، محمد محمدرضایی از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس ششم طی یادداشتی که نسخه‌ای از آن‌را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داد به آن واکنش نشان داد.متن بخش اول این یادداشت بدین شرح است:

کلامی صادقانه با صادق زیبا کلام ؛
در چند یادداشت و مناظره آقای زیباکلام در رثای همکاران دربند خود آقایان محسن میردامادی و عبدالله رمضان زاده قلم زده و سخن گفته‌اید.
هر چند شیوه دستگیری و طریقه محاکمه این دو جای انتقاد دارد لذا دفاع از حقوق شهروندی آنان را امری پسندیده می‌دانم.
لکن خطاهای احتمالی ضابطین در برخورد با آنان و اشکالات دادرسی نباید موجب شود تا بیان نظرات کسانی چون جناب زیباکلام که نقطه‌نظراتشان در بین گروههایی از جامعه نافذ است، بگونه‌ای باشد تا ذهن جامعه را از خطاها و عملکردهای اینان در دوران مسئولیت‌شان پاک نماید.
آنان اکنون به داشتن ارتباط با بیگانگان و اقدام علیه امنیت کشور متهم‌اند. که از جزئیات امر و چگونگی آن بی‌اطلاعم لکن مدعی هستم. اگر روزی برای محاکمه عاملین شکست جبهه اصلاحات دادگاهی برگزار شود به یقین این دو از متهمان اصلی آن دادگاه نیز خواهند بود. چنانچه در ماجرای اخیر به نحوی از انحاء اتهامات شان اثبات شود این فرضیه قوت می‌گیرد که در جنبش اصلاح‌طلبی هم نقش نفوذی ایفا کرده‌اند.
اشاره به مصادیق این مدعا را خالی از لطف نمی‌دانم. اهمیت و نقش وزارت کشور در اداره مملکت بر کسی پوشیده نیست. نظارت بر عملکرد این وزارت خانه در خانه ملت به عهده کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود که دوره ششم محسن میردامادی ریاست آن را عهده‌دار بود. طرح صدها سوال در کنار درخواست‌های متعدد تحقیق و تفحص و استیضاح از وزیر کشور و دوایر تحت امرش ،دلایل غیرقابل انکاری بر ناکارآمدی آن وزارت از منظر وکلای ملت بود که در عدم تحقق مطالبات ملت از دولت و مجلس اصلاحات و تعمیق شکاف بین صفوف اصلاح‌طلبان و نارضایتی عمومی و در نهایت شکست اصلاحات در این مقطع زمانی تاثیر بسزایی داشت.
برای نمونه اشاره می‌کنم در شرایطی که دهها بخش، شهر و ناحیه استحقاق ارتقا و توسعه را داشتند. آقای موسوی لاری در محافل و مجالس از دموکراسی، حقوق ملت، رفع تبعیض ناروا، جامعه مدنی و اصلاحات دم می‌زد اما در مقام عمل، هم و غم‌شان معطوف به جابه‌جایی پالایشگاه، تغییر مسیر جاده‌ها و سند‌سازی برای ارتقای قصبچه "مهر " زادگاهشان از روستا به شهرستان بود. اینکه فردی با این مشخصه را در زمره مجریان اصلاح‌طلاب قرار دادند که سکان اداره مهمترین ارکان کشور را به او بسپارند و مجلس را در برابرش به زانو در آورند جز فروپاشی درونی جبهه اصلاحات می‌توان تعریف و تحلیل دیگری از آن داشت!؟ جناب میردامادی و هم‌کیشانش متهمند در پی اهداف موهوم و انحرافی، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس را تا سر حد یک اداره تابعه وزارت کشور تنزل داد آنچه در این مقال قابل سوال است اینکه: رد درخواست تحقیق و تفحص جمعی از نمایندگان دوره ششم از عملکرد هیات‌های اجرایی و نظارت بر انتخابات دومین دوره شوراهای اسلامی شهر از سوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی چه توجیهی داشت غیر از سرپوش گذاشتن بر تقلبات عناصر مشارکتی در جعل و استفاده از 35 هزار شناسنامه جعلی که تنها در یک حوزه انتخابیه بود.
آقای زیباکلام؛ رطب خورده کی توان منع رطب کرد؟ آیا در افغانستان هم چنین رسوایی رخ داده است! هرگز از همکاران خود این سوال را کرده‌اید که قریب به هزار سوال نمایندگان مجلس اصلاحات از وزیر وقت کشور ضرورت برکناری او را ایجاب نمی‌کرد تا امروز شاهد استیضاح اصلاح‌طلبان از سوی آحاد جامعه نباشیم!؟ اگر کاستی‌های کمیسیون مذکور را در ابعاد گوناگون کنار هم بچینیم و به داوری پیرامون آن‌ها بنشینیم به راستی برائت جناب محسن میردامادی و هم‌مسلکان حزبی‌اش از اتهام خیانت به جنبش اصلاحات عادلانه خواهد بود؟ نادیده گرفتن پاره‌ای واقعیت‌ها ما را به همانجایی خواهد برد که الان هستیم. بنابراین استاد گرامی نگران بیگناهی همکارانتان نباشید منتظر ادامه بحث‌مان بمانید.