افشای مذاکره محرمانه رایان کراکر با سه دیپلمات ایرانی دولت خاتمی در افغانستان
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٦  کلمات کلیدی:
رایان کراکر دیپلمات با تجربه آمریکایی در منطقه خاورمیانه در خاطرات خود پس از واقعه 11 سپتامبر در رابطه با گفتگوهایی که با هیات ایرانی در حاشیه نشست ژنو قبل از حمله به افغانستان برگزار شده بود، نکات قابل تاملی را افشا کرد.

به گزارش ایرنا، رایان کراکر که به عنوان دیپلمات در ایران قبل از انقلاب، لبنان، عربستان، افغانستان و عراق فعالیت کرده است در خاطراتی که از مذاکرات ژنو در سال 2001 و پیش از حمله به افغانستان منتشر کرده برخی از مطالب را از مذاکرات خود با هیات ایرانی برای اولین بار عنوان کرده است.
این دیپلمات باتجربه آمریکایی در کتاب خاطرات خود نوشته است یک هفته پس از حملات 11 سپتامبر به پاریس و ژنو پرواز داشته تا با مقامات کشورهای مختلف از جمله مذاکره کنندگانی از ایران دیدار داشته باشد. وی نوشته است:" شوک وارد شده بر آمریکا باعث شده بود که واشنگتن با تمام شرکای محتمل و غیرمحتمل وارد معامله شده و برای جنگ علیه افغانستان آماده شود. من نیز به عنوان معاون وزیر خارجه در حوزه ایران، عراق و خلیج فارس رفته بودم تا با فرستادگانی از تهران گفت وگو کنم."
کراکر ادامه داده است: در آغاز دوره کاری من در اوایل دهه 1970، من فارسی را یاد گرفتم و در ایران خدمت کردم. اما آن قبل از انقلاب اسلامی بود و در سال 2001 به مدت 20 سال آمریکا تقریباً هیچ رابطه مستقیمی با دولت ایران نداشت. مذاکرات ژنو محرمانه نبود. ما در تالار مذاکرات سازمان ملل گفت وگو کردیم، درحالی که هیچ کس دیگری در آنجا نبود. مذاکرات ما درباره افغانستان ساعت ها طول کشید و به شب رسید. ما گفت وگوهای خود را در سوئیت های هتل پی گرفتیم و تا صبح حرف هایمان ادامه داشت... گاهی طلوع آفتاب از پشت کوه های آلپ را تماشا می کردیم."
این دیپلمات آمریکایی با اشاره به اعضای هیات ایرانی با تعجب نوشته است: من واقعاً از هویت طرف های ایرانی خود متعجب شده بودم. دو نفر از سه نفرشان در آمریکا درس خوانده بودند و ما در وقت تنفس راجع به فوتبال دانشگاه یو.سی.ال.ای حرف می زدیم.
نکته ای بسیار حساس در اینجا وجود دارد و آن این است که رایان کراکر مدعی می شود هیات ایران خواستار اشغال افغانستان از سوی آمریکا می شود. وی در این رابطه نوشته است: اما آنچه که برایم جالب تر از همه بود، اشتیاق آنان نسبت به اعزام نیروهای آمریکا، همان «شیطان بزرگ»، به حیاط خلوت ایران یعنی افغانستان بود. اوایل اکتبر، یعنی تقریبا یک ماه پس از حملات 11 سپتامبر، ما پشت میز یکی از سالن های کنفرانس سازمان ملل نشسته بودیم و در مورد ساختار پارلمان بعد از طالبان صحبت می کردیم. یکی از دیپلمات های ایرانی رفته رفته به تنگ آمد و سرانجام سرپا ایستاد و تقریبا با فریاد گفت که ما نباید در مورد «چه باید باشد» صحبت کنیم. تا زمانی که رژیم کنونی -در افغانستان- بر سر کار است، هیچ کدام از این حرف ها سودی ندارد. سپس او اتاق را ترک کرد. بمباران افغانستان توسط آمریکا چند روز بعد آغاز شد.
سفیر سابق آمریکا در افغانستان و عراق در ادامه خاطرات خود نوشته است: پس از سقوط طالبان من خودم به کابل رفتم تا سفارت آمریکا در آنجا را برای اولین بار پس از سال 1989 باز کنم. (ریچارد آرمیتاژ معاون وزیر خارجه یک روز بعد از کریسمس به من زنگ زد و گفت: «کراکر، ما به تو در افغانستان نیاز داریم»). سه دهه جنگ و کشمکش پایتخت افغان ها را ویران کرده بود. افغانستان همیشه فقیر بوده است، به طوری که من در عمرم مردمی به این شدت فقیر ندیده ام. اوضاع پس از حمله خراب تر از همیشه بود. نه اقتصادی به جا مانده بود، نه مدرسه ای، نه زیرساخت هایی. گفتم: «خدایا، حسابی کار داریم»! سفارت خانه تقریبا سالم مانده بود. البته چند راکت به آن خورده بود. اگر چه ساختمان برای سال ها خالی مانده بود، اما کارمندان افغانی آن هیچ وقت کار خود را ترک نکرده بودند. باغبان ها به باغبانی خود ادامه داده بودند و مکانیک ها و رانندگان اتومبیل ها را نگه داشته بودند. کارمندان پیوسته در سفارتخانه حضور داشتند و اجازه ورود طالبان به داخل آن را نداده بودند. تعدادی از آنها به اتهام «جاسوسی برای آمریکا» دستگیر شده بودند. آنها می توانستند کشته شوند. باید بگویم آنها خیلی خوشحال شدند وقتی ما را دیدند.
رایان کراکر در خاطرات خود با اشاره به سخنرانی جرج بوش در رابطه با محور شرارت نوشته است: جرج بوش در سخنرانی تاریخی خود در ژانویه 2002 عراق، کره شمالی و ایران را محور شرارت نامید. چند روز بعد، من با هیئتی که در ژنو ملاقات کرده بودم، در کابل دیدار کردم. آن ایرانی به من نگاه کرد و گفت: «شماها دارید چه کار می کنید؟» یادم نیست چه جوابی دادم ولی در این مایه ها بود که «ببین! من سفیر واشنگتن در کابل هستم. ما باید روی مسائلی که قبلا در مورد افغانستان با هم صحبت کردیم، تمرکز کنیم.» اما من می دانستم که کارم سخت تر شده است.
مطالبی که رایان کراکر در خاطرات خود در رابطه با مذاکره با طرف های ایرانی پیش از اشغال افغانستان منتشر کرده در حالی منتشر می شود که به هیچ عنوان قرار نبوده است در مذاکرات ژنو که در هفت دور برگزار شد، گفتگوهای دوجانبه ای میان ایران و آمریکا صورت بگیرد.
اصلاح طلبان در حالی دولت فعلی را متهم به تلاش برای گفتگو با آمریکا می کنند که خود کارنامه ای غیرشفاف از درخواست برای همکاری با آمریکایی ها دارند. دولت نهم سه دور مذاکره با طرف های آمریکایی در رابطه با عراق انجام داد که اعضای دولت عراق نیز در آن حضور داشته و این گفتگوها به درخواست آنها برگزار شده بود.
نکته دیگر اینکه اگر گفتگویی میان هیات ایرانی و آمریکایی در حاشیه مذاکرات ژنو پیش آید، به این دلیل است که نظام اسلامی گفتگو با گروه کشورهای 1+5 را پذیرفته است و هیچ گونه مذاکره دوجانبه ای میان ایران و آمریکا در رابطه با روابط دو جانبه صورت نگرفته است.