چطور می‌شود که معترضان به کروبی می‌شوند چماق به دست
ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٦  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: چطور وقتی یک نفر به سمت صفار هرندی کفش پرتاب می‌کند، او می‌شود نماینده مردم و نماینده جنبش دانشجویی و فلان و بهمان، اما معترضان به کروبی همه می‌شوند مزدور و چماق به دست و چاقو کش و …


به گزارش خبرنگار "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، امید حسینی نویسنده وبلاگ‌ "آهستان " در آخرین به روز رسانی وبلاگ‌ شخصی خود مطلبی را با عنوان "کدام لنگه کفش مال مردم است؟ " منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش در این مطلب آمده است:

برخورد مردم با کروبی در نمایشگاه مطبوعات، نتیجه رفتار خود کروبی با مردم در ماه‌ها و سالهای گذشته است. شیخ اصلاحات در انتخابات دوره نهم، با مسخره بازی و لطیفه گویی بارها آرای مردم را زیر سوال برده بود و شکست خودش را هم به خواب صبحگاهی‌اش مرتبط کرده بود! کروبی چهار سال تمام در روزنامه‌اش با همین لطیفه و با همین ادعا، به شعور میلیون‌ها ایرانی توهین کرد اما مردم ایران بزرگوارانه از کنار توهین‌هایش گذاشتند و به حال خود رهایش کردند.
البته کروبی دست‌بردار ماجرا نبود و در انتخابات دوره دهم باز هم کاندیدا شد. نتیجه انتخابات را هم که خودتان بهتر می‌دانید. جمع آرای شیخ اصلاحات از کل آرای باطله‌ی کشور کمتر شد! اما کروبی که حتی انتخابات برگزار شده توسط دوستان اصلاح‌طلب خودش را در دوره نهم قبول نداشت، این بار هم اعتراض کرد و زیر بار آرای مردم نرفت.
برخورد چند روز قبل مردم با کروبی شاید اولین برخورد قهرآمیز آنها بعد از تحمل 5 سال توهین و تمسخر و اهانت او به مردم باشد. من از توهین به کروبی خوشحال نیستم، اما از اقدام مردم علیه کروبی هم ناراحت نیستم. کروبی جواب اقدامات خودش را گرفت. توهین به مردم قطعا گناهش بیشتر و بزرگتر از توهین به یک فرد است.
البته واکنش برخی جریانات، افراد و دوستان به این ماجرا واقعا عجیب است. بعضی‌ها چنان از این مساله عصبانی شده‌اند که با شیوه‌های مختلف دارند از مردم انتقام می‌گیرند. به عنوان مثال بامدادی عزیز در واکنش به پرتاب کفش به سمت کروبی، مردم را به اشغالگران تشبیه کرده و کروبی را هم نماد مظلومیت و مردم ایران دانسته و می‌نویسد: این بار اشغال‌گر به سوی مردم کفش پرت می‌کند. امروز جورج بوش است که از سر استیصال و خشم به سمت خبرنگاری جسور کفش پرت می‌کند.
لازم به توضیح نیست که آقای بامدادی، جانب انصاف را رعایت نکرده و با تعصب به قضیه نگاه کرده است. سوال من از بامدادی اینست که چطور و با چه معیاری، جای مردم و کروبی را با هم عوض کرده و به چنین نتیجه‌ای رسیده است؟
برخی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها و به تبع آنها روزنامه‌های اصلاح طلب هم با جنجال و هیاهو، سعی کرده‌اند برخورد مردم با کروبی را کمرنگ جلوه دهند و همه این اتفاقات را به گردن چند نفر بیندازند. برخی هم با توهین به مردم، از عباراتی چون چماق به دست و مزدور و چاقو کش و … استفاده کرده‌اند تا به نوعی عصبانیت خودشان را از خشم مردم علیه کروبی نشان بدهند.
این دوستان لطف کنند و به ما توضیح بدهند که چطور وقتی یک نفر به سمت صفار هرندی کفش پرتاب می‌کند، او می‌شود نماینده مردم و نماینده جنبش دانشجویی و فلان و بهمان، اما معترضان به کروبی همه می‌شوند مزدور و چماق به دست و چاقو کش و …
من مدافع چماق به دستی نیستم، اما اگر این مردم عادی، چماق به دست هستند، به نظر من فهم شعور و بصیرت آنها، خیلی خیلی بیشتر از مدعیان فهم و شعور و ادب و روشنفکری است. همچنین فکر می‌کنم قلم‌ به دستان مزدوری که در برخی سایت‌های اینترنتی و روزنامه‌ها مشغول دروغ نویسی و شایعه پراکنی هستند، تفاوت چندانی با چماق به دستان و چاقو کشان خیابانی ندارند. تنها تفاوت آنها این است که چاقو کشان و چماق به دستان، لااقل ادعای فهم و شعور و ادب و روشنفکری ندارند، اما قلم به دستان مزدور دارند.