مردم نپذیرند دگر دام شما را
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٥  کلمات کلیدی:

ای شیخ به یاد آر همی گردش ایام
اقبال سرآغاز و تباهی سرانجام
در راه ولایت تو بسی حادثه دیدی
بسیار خطرکردی و بسیار دویدی
در ظلمت طاغوت به زندان بشدی چند
دور از زن و فرزند و عزیزان بشدی چند
یک روز چنین بود و دگر روز به دوران
خورشید ولایت ز افق گشت نمایان
تو نیز زدی تکیه به کرسی و ریاست
نام‌آور مجلس شدی و مرد سیاست
یک سنگ پراندی چو بر آن شاه ستمکار
بس مزد گرفتی تو خود از ایزد دادار
نامت بنوشتند به طومار ولایت
در وصف تو خواندند بسی نیک روایت
آن روز دل کفر ز دست تو به خون بود
پیوسته در اندیشه آزار و فسون بود
در مجلس ششم که همه ننگ جهان بود
انصاف تو خود بهتر از آن بی‌خبران بود
افسوس ایا شیخ که در عاقبت کار
یکباره دگرگون بشدت آن همه افکار
یک باره تو از مهر ولایت ببریدی
در دایره ضد ولایت بخزبدی
امروز نگه کن که پی چاک قبایت
بنشسته هر آن طائفه ضد ولایت
دشمن همه جا، لب به ثنایت بگشودند
در مدح تو بسیار حکایت بسرودند
خود طائفه روزه‌خوران یار تو گشتند
اصحاب هر آن فتنه طرفدار تو گشتند
باطل بشد آن سابقه و آن همه ادوار
آتش زدی اندر عمل خویش به یکبار
بیچاره تو و آن دو رفیقت که سرانجام
در عین بصیرت بفتادند در این دام
این روزه‌خوران نیز که همراه شمایند
همراه نپندار که بدخواه شمایند
دشمن که به صدام نگون بخت جفا کرد
او نیز نخواهد به شمایان که وفا کرد
آن روز که بیرون شدی از حزب بهشتی
خود نام خودت بر در دوزخ بنوشتی
امروز شنیدم که دگر توبه نمودی
خواهان ولایت شدی و نوحه سرودی
مردم نپذیرند دگر دام شما را
سوگند و نه پیمان و نه پیغام شما را
تا نام خمینی بود و گردش ایام
همواره شما راست بسی دشنه و دشمنام


*فاضل تهرانی