میر حسین هم روی مین بود !
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٤ : توسط : حسینی

مصطفی معین هم به اصلاح طلبان گفته بود می دانستم شماها من را برای روی مین رفتن می خواهید.

دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری جولانگاهی شد تا اصلاح طلبان ، بدون توجه به شکست های پی در پی خود درانتخابات مجلس و شوراهای اسلامی شهرو روستا ، در صدد حضور در میدان رقابت مهمترین انتخابات کشور باشند تا با انتخاب میر حسین موسوی ، اینباراز رهگذر استراتژی " تفرقه بینداز و حکومت کن " اصولگرایی را از بیخ و بن برکنند و گفتمان حاکم بر کشور را بر بوم اصلاح طلبی با رنگ و نیرنگ مخملین درآمیزند.
در انتخابات نهم ریاست جمهوری ، مصطفی معین نماینده ی جریان اصلاح طلب پا به عرصه ی رقابت نهاد ، اگرچه در مرحله ی دوم ، کاندیدای این جریان بطور آشکار و ملموس تری با پرچمداری هاشمی رفسنجانی جلوه گری نمود اما جالب توجه آنکه مصطفی معین زمانی که از عدم هواداری اصلاح طلبان از خود و حلقه زدن بر گرد هاشمی رفسنجانی مطمئن شده بود پس از دور اول انتخابات نهم ریاست جمهوری در جلسه ای با حضور سران حزب مشارکت و سازمان مجاهدین گفته بود " میدانستم که شماها من را برای روی مین رفتن می خواستید!" و منظور وی آن بوده است که به نوعی او "جاده صاف کن " حضور هاشمی رفسنجانی و پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری شده است!.
در انتخابات اخیر ، میر حسین موسوی هم به عنوان رقیب احمدی نژاد در میدان رقابت عرض اندام نمود و در غالب سخنرانی ها و بیانیه هایش ، شعارهایی از قانونگرایی ، توسعه و پیشرفت موج می زد غافل از آنکه جریانات حزبی و رسانه ای زاویه دار با نظام اسلامی سرنوشت او را بزودی با " میرحسین آنارشیست " گره خواهند زد تا وی اینبار نه جاده صاف کن هاشمی رفسنجانی و یا خاتمی بلکه طلایه دار و راهگشای نقض صریح قاون اساسی و عامل کودتای مخملی در ایران باشد.
خود میر حسین موسوی با اسب تروای خیالی خود پا به رکاب رقابت نهاد و با تهییج و تحریک معاندان بر دامنه ی " کیش شخصیت " خود آنقدر افزود که حتی با دکوپاژ نمودن گفتمان اصلاح طلبی ، به مونتاژ تعلیمات جین شارپ با راههای قانونی در جهت برای براندازی نظام اسلامی پرداخت و موجبات آشوب و خسارت و کشتار دهها نفر از شهروندان بیگناه را فراهم آورد دریغ ازآنکه سواربر مرکب شالوده شکنی و تصلب شده است .
میر حسین موسوی فریفته و مغفول دشمنان قسم خورده ی نظام اسلامی شد بی آنکه لحظه ای خود را جای ناظران بیرونی بگذارد و با " میر حسین موسوی دهه 60" به مقایسه بنشیند .
اکنون خود او نیک می داند که ساحل خویش را گم کرده است و در آکواریم اصلاح طلبان رادیکال با هر باد بی جهتی که در بادبانش افتاده است به این سو و آنسو به سختی سرگردان است.
انتخابات دهم ریاست جمهوری ، تکرار دیگری ازآرایش سیاسی اصلاح طلبان در رقابت نهم بود گرچه اینبار میر حسین موسوی بر روی مین بود ! و هرج و مرج طلبی و کودتا ، مطلوب نظر جریانات پشت پرده بود اما نهایتا هردو محکوم به شکست گردید .
به هرحال میر حسین موسوی از تاریخ خود گذشت تا راهگشای فتنه اندوزان و معاندان باشد علیرغم آنکه وی در انتخابات اخیردر برابر گفتمان عدالتخواه ملت شریف ایران ناکام ماند ، در تاریخ این کهن مرزوبوم نیز ، پرونده ی میر حسین موسوی دهه 60 ممهور به سیاهی ها و تباهی ها شد.