دروغ پردازی های کسانی که انقلاب اسلامی ایران را برنمی تابند
ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۳  کلمات کلیدی:
شایعه سازی و انتشار اخبار نادرست، دروغ پردازی پیرامون موضوع های واهی و خودساخته،جعل اخبار و واقعیت ها و قلب حقایق و افسانه سرایی به قصد تحمیل اهداف معلوم، رویکرد اصلی و جهت گیری اساسی رسانه ها و محافلی است که هرگز پیروزی انقلاب اسلامی را برنتابیده اند.
این جریان ها از هر فرصت و مجالی برای ضربه زدن و مخدوش ساختن وجهه و چهره جمهوری اسلامی بهره برده اند و چنین رویه و روشی وجه غالب عملکرد رسانه ها و محافل یادشده در تاریخ 30 ساله حیات و رشد و نمو انقلاب اسلامی بوده است.
سازندگان و دست اندرکاران این نمایش ها اگرچه به لحاظ عقیدتی و سیاسی و اصولا جهان بینی شان، فرسنگها از یکدیگر فاصله دارند اما در کینه و نفرت و نقار نسبت به انقلاب اسلامی، شانه به شانه یکدیگر ساییده اند و در این همپوشانی آشکار هیچ موضوع و سناریویی برای دگرگون ساختن اخبار و رویدادها و بزرگنمایی نقاط به اصطلاح ضعف انقلاب از نظر طراحان خبرسازیهای دروغین علیه جمهوری اسلامی ایران دور نمانده است.
نگاهی به واریته الوان و طیف متنوع و وسیعی از مقوله های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بکار گرفته شده، نشانگر دقت نظر و باریک بینی مخالفان نظام است که به هر وسیله ای متمسک می شوند تا شطح و طامات خود را ببافند.
دکتر پاول یوزف گوبلز از سران نازی و وزیر تبلیغات حکومت رایش سوم، بیش از آن اشتهار دارد که نیاز به معرفی داشته باشد. وی در دوران حکومت آلمان هیتلری متدولوژی و الگوی جدیدی از تبلیغات و پروپاگاند را اجرا کرد که در زمان خود در جهت تامین نظرات آدولف هیتلر و تحکیم مبانی مورد نظر نازیها بسیار موثر واقع شدند.
از توصیه های گوبلز، که همراه هرمان گورینگ اصلی ترین سران آلمان پس از هیتلر به حساب می آمدند، به عوامل تبلیغی نازی و عناصر امنیتی گشتاپو و اس اس هنوز با وجود گذشت بیش از نیم قرن همچنان گرته برداری می شود؛ تاثیرات آداب و روش و منشی که امروزه در برخی تبلیغات محافل آشنا و بیگانه که با انقلاب اسلامی سر ستیز دارند، کاملا مشهود و محسوس است.
بررسی زندگینامه، گفتار و توصیه های گوبلز که به نوبه خود از نیکلا ماکیاولی (سیاستمدار و فیلسوف ایتالیایی) تاثیر بسیار پذیرفته بود، نیازمند جستاری مطول و مبسوط است اما از جمله مشهورترین عبارات منتسب به وی، یکی قریب به این مضمون است که "دروغ هرچه بزرگتر باشد ، برای عوام باورپذیرتر است."
وزیر تبلیغات حکومت خلف وایمار با استفاده از چنین ترفندهایی بود که در بوق و کرنا می دمید و در آخرین روزهای حیات حکومت نازیها، به مردم آلمان نوید می داد که استقرار حکومت جهانی رایش قریب الوقوع و پیروزی نهایی از آن آلمانها است ، آنهم در حالی که همه متحدان کلیدی آلمان در اروپا از ایتالیایی گرفته تا بلغار و رومانی به زانو درآمده و ساقط گشته بودند.
گوبلز در روزهایی سینه می دراند و نفیر پیروزی سر می داد که ارتش سرخ در آستانه فتح برلین پشت دروازه های این شهر اردو زده بود و تراژدی تلخ این که پس از قربانی شدن میلیونها جوان آلمانی در میادین نبرد، کشور اصولا از جوانان تهی گشته بود و ماموران محافظ خود هیتلر و رایشتاگ (ساختمان پارلمان آلمان در شهر برلین) هم مشتی کودک و نوجوان بودند که هنوز عارض بر رخسارشان ندویده بود و هنوز هم تصاویر صورتهای کودکانه ای که اسلحه بر دوش به انتظار ماشین جنگی دشمن و تقدیر محتوم نشسته اند ، بسیار تاثر برانگیز و تکان دهنده می نماید.
مقصود از آنچه که ذکر آن پیش تر آمد، بررسی اجمالی دروغ شاخداری است که در هفته های گذشته موضوع گزارش رسانه های خارجی اعم از شنیداری ، نوشتاری و تصویری تا سایتها و وبلاگهای شخصی شد و از حیث پرشاخ و برگ بودن و جنس موضوع به تبلیغات گوبلز تنه می زد.
شرح سناریو از این قرار بود که گویا 20 تن طلای ناب و 7/5 میلیارد دلار وجه نقد در یک کامیون کانتینر توسط ماموران گمرک ترکیه توقیف و مصادره می شود.
برای دستیابی به این گنج بادآورده هم ماموران لابد کاربلد و کارکشته مربوطه به هیچکدام از روشهای هالیوودی تعقیب و گریز و آرتیست بازی متوسل نشدند بلکه مانند افسانه های دختر شاه پریان، خیلی عادی در کانتینر سحرآمیز را باز کردند و در برابر دیدگان خود گنجی از شمش های طلا و اسکناسهای دلار یافتند که به سادگی و بدون مانع و پوشش و حفاظی بر روی یکدیگر تلنبار شده بودند. یا للعجب ! ، به این ترتیب و به همین سادگی ثروتی که گنج علی بابا و 40 دزد بغداد در مقایسه با آن ناچیز است، به دامان ماموران مربوطه سرازیر شد.
بدون پرداختن به حواشی و زواید و توضیح واضحات که با کمی مداقه ، واضح و روشن است، بر این سناریوی بالیوودی و ماجرای خلق الساعه که خوراک دلخواه و محبوب شبکه ها و رسانه های زرد و عامه پسند بوده، ایرادهای چندی مترتب است.
نمایش و سریال کمیک استریپ جدید شایعه سازان از آنجا آغاز شد که شبکه جهانی یوتیوب فیلمی را به نمایش درآورد که نشان می داد مامورانی با لباس فرم در فتحی به ظاهر ظفرنمون، با تبختر و تفاخر شمشهای طلا و وجوه نقدی معادل 18/5 میلیارد دلار را توقیف کرده و در برابر دوربینهای تلویزیونی به نمایش گذارده اند. بر اساس اخباری که مرتبط با این ماجرا انتشار یافت، محموله کذایی توسط دو ایرانی و از طریق مرز زمینی وارد ترکیه شده بودند اما دو پیک مزبور پس از آنکه این ثروت کهکشانی را با نادانی تمام و کمال تحویل ماموران ترک دادند، به سادگی گریختند و هیچ اطلاعی از آنان در دست نیست.
پس از سکانس های مقدماتی این سناریو، مرحله دیگری از خبرسازی آغاز گشت و این گونه عنوان شد که مالک این محموله عظیم فردی موسوم به "اسماعیل صفاریان نسب" است یعنی شخصیت نامعلوم و مجهول المکانی که هویت و مشخصاتش در هیچیک از کشورهای ایران و ترکیه ثبت نشده است و به تعبیری وجود خارجی ندارد، هر چند که برگه هایی که فتوکپی پاسپورت وی خوانده شد ، از چند شبکه به نمایش درآمد.
ادعاهای سست بنیان و بدون پایه مطرح شده ، به ادله چندی با عقل سلیم سازگار نمی افتد از جمله اینکه فردی موسوم به اسماعیل صفاریان نسب که گویی عاشق تقلید از زندگی مخفیانه و سری "هوارد هیوز" است و از سر در گمی مردم لذت می برد ، با وجود از کف دادن چنین گنجی، خود هنوز به میدان معرکه پا نگذارده و آن کس که از طرف وی سخن می گوید و وعده و وعید می دهد، یک وکیل ترک است که سابقه روشنی ندارد و پای ثابت پرونده های مالی مشکوک، پولشویی مبادلات گانگستری و در یک کلام موضوع های جنجالی و غیراخلاقی بوده است.
این آقای وکیل با چنین پیشینه ای، بجای آنکه قضیه را از مجاری قانونی و قضایی پیگیری کند یا دستکم برای استیفای این سرمایه عظیم به نهادهای مالی معتبر بین المللی متوسل شود، در برابر دوربین های یک شبکه خصوصی ترکیه، روغن ریخته را وقف امامزاده می کند و می گوید چنانچه دولت ترکیه سرمایه موکلش را مسترد کند، وی همه آن را در ترکیه سرمایه گذاری خواهد کرد.
اما در این میان همچنان از تالی هوارد هیوز خبری نیست یعنی همان شخصیتی که با توجه به ثروت هنگفتش بایستی در کلوپ میلیاردرهای جهان بالاتر از "بیل گیتس" و "هوارد هانت" و "راکفلر"ها قرار داشته باشد و اربابان کارتل های چند ملیتی و بنیادهای مالی و بانکی یا مالکان هتل های زنجیره ای و نفتکش های عظیم اقیانوس پیما به احترام او کلاه از سر بردارند.
مورد دیگری که در این شایعه سازی مشکوک به شدت جلب نظر می کند نحوه انتقال نامطمئن، دم دستی و عصر حجری این سرمایه است که مالک آن در عصر الکترونیک و شبکه ارتباطی مالی جهانی، همچنان در قرون وسطی سیر می کند و قافله ثروت قارونی اش را با محمل و کجاوه به مقصد می رساند.
گویی لقمه را برعکس در دهان گذارده باشند، در حالی که می توانستند با مطمئن ترین و امن ترین شکل ممکن این ثروت هنگفت را انتقال دهند، ترجیح داده اند مانند مارکوپولو از جاده ابریشم سفر کنند و پس از آنکه این هلوی پوست کنده را تحویل ماموران ترک دادند، از انظار پنهان شوند بی آنکه آب از آب تکان بخورد.
موضوع دیگر نحوه محاسبه ارزش طلاهایی است که بر اساس دعاوی طرح شده بالغ بر 11 میلیارد دلار است. بیست تن طلا وزنی معادل 20 میلیون گرم دارد که با احتساب هر گرم 20 تا 23 هزار تومان و تبدیل آن به واحد دلار که معادل هزار تومان برآورد شده است ، عددی بین 400 تا 600 میلیون دلار حاصل می گردد که حاصل ضرب قیمت طلاها در وزن آن ها است. بنابراین معلوم نیست عدد 11 میلیارد دلار که حاصل جمع ارزش همین محموله است به روشهای ماورایی محاسبه شده یا از فرمولهای خاصی تبعیت شده که ملزم به رعایت هیچیک از قوانین ریاضی و ضرب و جمع ارقام نیستند.
از سوی دیگر برای حمل هزاران کیلو طلا که با استناد به فیلم های به نمایش در آمده به صورت شمش قاچاق شده و بر روی یکدیگر چیده شده بودند ، نه فقط یک کامیون کانتینر بلکه چندین کامیون مشابه هم کفایت نمی کند چرا که به ادعای دست اندرکاران این پروژه تخیلی، این حجم عظیم از طلا به همراه 7/5 میلیارد دلار وجه نقد یکجا و همراه با هم حمل می شدند در حالی که اگر دلارهای کذایی فقط در بسته های صد دلاری یعنی بزرگترین و رایج ترین اسکناس از واحد دلار بسته بندی شده باشند، حجمی نزدیک به 200 متر مکعب یا فضایی معادل یک آپارتمان تقریبا صد متری را اشغال می کنند که برابر با مساحتی است که می توان چندین کامیون از نوع یادشده را در کنار یکدیگر قرار داد. اما مضحکه اینجاست که جملگی این وجوه نقد و هزاران کیلو شمش طلای ناب فقط در یک کانتینر جا گرفته اند.
اساسا و گذشته از تمام ابهاماتی که از مناظر و سطوح مختلف بر این سناریوی دکوپاژشده وارد است، باز هم اصلی ترین ایراد همچنان به نحوه انتقال آن ها باز می گردد. واقعا کدام عقل سلیم می پذیرد سرمایه داری که قاعدتا و حتما باید بداند خروج حتی یک گرم طلای غیرقانونی از کشور مستوجب تعقیب و پیگرد قانونی است و ورود آن به کشور مقصد نیز وضعیتی به مثابه کالای قاچاق دارد، این چنین در ورطه جهل و بلاهت غوطه ور شده باشد.
حتی تصور اینکه چنین فردی تا این اندازه از قوانین و مقررات اولیه داد و ستد و تجارت بی اطلاع باشد و نداند که این ثروت کذایی در معرض تطاول زمین و زمان و اغیار قرار دارد نیز ساده لوحانه و کودکانه است و ماهیت تصنعی و آبکی این رویاپردازی را عیان می سازد.
آیا به راستی می توان پذیرفت مالک و صاحب این سرمایه بزرگ و نجومی که باید از ذهنی هوشیار ، شخصیتی تاثیر گذار و دانش و اطلاعاتی درخور بهره برده باشد تا این اندازه به لودگی بزند و هالو باشد ؟
تواما با این داستان پردازی و به موازات این نمایش، مساله ای که دل آزاری می کند تحرک و واکنش برخی از فعالان سیاسی داخلی است که همسو با جعل واقعیت ها از سوی شبکه های بیگانه، واکنش های انفعالی بروز داده اند و دانسته و نادانسته آب به آسیاب دشمن می ریزند.
در همین رابطه دبیر کل گروه موسوم به نهضت آزادی، این گونه عنوان کرده که پس از آگاهی یافتن از ماجرا، به جست و جوی صحت و سقم قضیه پرداخته و برای اطلاع از چند و چون ماجرا با صندوق بین المللی پول و دولت ترکیه نامه نگاری داشته است؛ هر چند که خود وی اذعان کرده دولت آنکارا اصولا وجود، توقیف و مصادره چنین سرمایه ای را از بیخ و بن منکر شده و صندوق بین المللی پول هم اصل ماجرا را به سخره گرفته است.
تا اینجای کار ایرادی نیست و به نظر بدون اشکال می رسد چرا که هر ایرانی وطن پرستی خود را محق می داند تا از واقعیت و منشاء بروز چنین شایعه ای آگاهی یابد، اما نامه نگاری سرگشاده به مراجع مالی و پولی بین المللی به قصد مطرح کردن خود و دامن زدن به شبهات و ابهاماتی که حول و حوش صحت آنها تردیدهای جدی وجود دارد نه تنها کمکی به حل معما نخواهد کرد بلکه به نوبه خود چند گره دیگر به کلاف سردرگم موجود می افزاید و شائبات رمزآلود و سحرآمیز را در مسیری باورپذیر به حرکت در می آورد بدون توجه به این مهم که با چنین رویکردی، حقیقت در پس پرده ای ضخیم از دروغ ها، وارونه سازی ها، نجواهای مرموز و حاشیه اخبار رسانه های جنجالی، بیش از همیشه دور از دسترس قرار می گیرد.
حقیقت از آن روی به محاق می رود و باورها و برخوردهای خطرناک آنجا اجتناب ناپذیر می گردد که توجه شود آنچه در داخل کشور از سوی گروه سه نفره فعالان سیاسی مکتوب شد و سرگشاده به میان مردم رفت و یا بر زبان رفت، ترجمان عینی همان اخبار و گزارش های خلق الساعه و محیر العقول بود که گردانندگان شبکه های عامه پسند را به وجد آورد.
این رویکرد آنجا به دلگیری و چشم آزاری می انجامد که افرادی قصد داشته باشند با استفاده از واژگان و ادبیات مطنطن و پرطمطراق و استناد به آمار و ارقام به اصطلاح علمی در نقش دایه دلسوزتر از مادر ظاهر شوند.
تردیدی نیست که مقابله با چنین ماجراهایی و همه رویدادهایی که از این دست واقع می شوند، نیازمند برنامه ریزی، تفکر و تدبر و هماهنگی عملیاتی همه اشخاص ، نهادها و مراجعی است که وظیفه مقابله با هجمه تبلیغاتی دشمن را بر عهده دارند و اصولا نمی توان به نتیجه رویکردی خوشبین بود که پس از دریافت ضربات اولیه و سنگین ابتدایی، تازه به خود آید و شوک زده از آنچه واقع شده با اتخاذ مواضع سلبی به میدان جنگ نرم پا گذارد، جنگی که هر آینه آن با فریب و نیرنگ و مکر مستور شده و هرگونه برخورد سخت افزاری و کلیشه ای در آن، سرنوشت محتومی جز شکست ندارد.
روزنامه نگاران در این میان ماموریت و وظیفه دشوارتری بر عهده دارند. آنان که اغلب از دستیابی به مراجع و منابع اولیه و سرچشمه بروز شایعات محرومند، ناگزیر باید با تکیه بر دانسته ها و استناد به آنچه که در دسترس آنان است و با لحاظ ضریب اطمینان و توان دستیابی شان به واقعیات، حول محوری مبتنی بر آگاهی، حدسیات و فرضیات به حل معادلات چند مجهولی بپردازند؛ معادلاتی که طرف مقابل با برنامه ریزی و امعان نظر در همه جهات و وجوه گوناگون آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و طراحی کرده است و در راه تحمیل دیدگاههای از پیش تعیین شده و تحمیل نقطه نظرات معلوم از شبکه قدرتمند و به هم پیوسته از انواع رسانه ها و شبکه های بین المللی سود می برد.
برای نیل به موفقیت به منظور مقابله با دروغ پردازیها و نفاق افکنی و هر ج و مرج طلبی مخالفان ایران اسلامی، ضرورت موکد دارد که هر نهاد و مرجع و شخصیتی متناسب با وظیفه و میزان اختیاراتی که دارد، به چیدمان منظم پازل واقعیات که از سوی معاندان به هم ریخته شده است ، همت گمارد و در این راه برخورداری از دانش لازم، هماهنگی و نظم و استمرار برنامه ها یک نیاز مبرم محسوب می گردد. تنها با تمسک به روش های متین و بدیع است که می توان به فراخور هر رویداد و واقعه ای که بیگانگان قصد دارند مطابق با نظرات خود بر ما تحمیل کنند ، واکنش متناسب نشان داد و شاهد موفقیت را در آغوش کشید.

 

خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)