سناریوی مبهم غرب برای مذاکرات وین
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: غرب در عین استقبال از مذاکرات اخیر با ایران و نتایج اولیه آن همزمان با پیش‌بینی‌هایی که از مشروعیت‌زایی مذاکرات برای غنی‌سازی ایران می‌شود، به دنبال مقاصد نامعلوم حرکت می‌کند که بازشناسی یا پیش‌بینی آنها برای دیپلماسی هسته‌ای ایران ضروری است.

به گزارش فارس، در حالی که مذاکرات فنی وین تازه به اتمام رسیده‌ بود، گمانه‌زنی‌ها درباره اینکه آیا ایران پیشنهاد طرح شده را خواهد پذیرفت یا خیر، بالا گرفت، به طوری که روز گذشته این گمانه‌زنی‌ها به ساعت رسید و دقایقی نمی‌گذشت؛ مگر اینکه خبر یا تحلیل یا اظهار نظری در این زمینه منتشر می‌شد.
از حوالی بعد از ظهر فشار خبری درباره پیشنهاد مطرح شده درباره غنی‌سازی جهت تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران آن قدر بالا رفت که دیگر این گزارش‌ها شباهتی به اطلاع‌رسانی نداشتند و بیشتر به عملیات روانی شبیه بودند. خبرگزاری رویترز نیز برداشت خود را از خبری که تلویزیون ایران با عنوان اینکه ایران با طرح پیشنهادی مخالف است، منتشر کرد. در ابتدا این رویکرد خبری تنها نوعی سهل‌انگاری و غیر حرفه‌ای‌گری محسوب می‌شد، اما کم‌کم با کامل شدن زنجیره گزارش‌های منتشر شده، مشخص شد که رشته‌ای از فعالیت‌های دیپلماسی عمومی و فشار رسانه‌ای برای گرفتن جوابی‌ شتاب‌زده از مقامات ایرانی فعال شده است. رسانه‌های غربی کوشیدند تا ساعاتی با گرم نگه داشتن تنور موضوع و با تاکید بر اینکه ایران این پیشنهاد را نپذیرفته باعث شوند تا مسئولین ایرانی را وادار به واکنش کنند.
اما چرا این مذاکرات مهم است؟ از نگاه کارشناسان ایرانی این مذاکرات از آن جهت اهمیت فوق‌العاده دارد که می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک روند حقوقی برای پیگیری حق ایران در مذاکرات شود. این که غرب و آمریکا بپذیرند که ایران حق غنی سازی 4 درصدی دارد و برای غنی سازی 20 درصدی حاضر به مشارکت شوند به نوعی خود مشروعیت آن را تائید کرده‌اند.
بنابراین فرضیه رسیدن به توافقی برای غنی‌سازی مشارکتی خود برای ایران فرصتی بی‌بدیل خواهد بود. اما احتمالات دیگر را هم می‌توان در این تحلیل دخیل کرد تا به تصویر جامع‌تری برسیم، اولین سوالی که مطرح می‌شود این است که چه امتیازاتی سبب اشتیاق غرب و رضایت‌مندی قدرت‌ها از پیشبرد این مذاکرات می‌شود، آیا قدرتهای جهانی به ناگهان تغییر ماهیت داده‌اند یا اینکه کاملا به بن‌بست رسیده‌اند و حاضر شده‌اند در یک روند قانونی به سرعت حق ایران را برای غنی‌سازی محترم شمارند؟ مساله اصلی این است که مطامع غرب در این بده و بستان دیپلماتیک چیست و غرب در این معامله چه چیز را بدست می‌آورد که حاضر است مشروعیتی ضمنی قائل شود.
نکته دیگر این است که این مشروعیت‌بخشی تا چه میزان در رفتارهای دیپلماتیک غربی دارای ارزش است.برای این ارزیابی چند نمونه را از گذشته بررسی می‌کنیم. مهم‌ترین شاهد مثال برای این ارزیابی خود معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی "ان‌پی‌تی " است. این معاهده به عنوان یک سند حقوقی که مورد قبول بسیاری از کشورهای جهان است، برای فعالیت‌های هسته‌ای ایران به صورت ماهوی مشروعیت قایل است. شک نیست که این سند حقوقی از نظر قدرت و جدی‌تر و قابل اعتناتر از مذاکرات حاشیه‌ای و فنی "وین " است اما زمانی که منافع هژمونی حاکم بر جهان اقتضا می‌کند به راحتی ایران از این سند مستثنی می‌شود.
نمونه دیگر که شباهت بسیاری به مورد اخیر دارد مذاکرات سعدآباد در تهران است. در این مذاکرات قدرت‌های حاضر بر مشروعیت و حق ایران برای داشتن برنامه هسته‌ای شامل غنی سازی تاکید کردند، با این حال به نظر می‌رسید در این مذاکره هم مطامع دیگری نیز در جریان بود؛ بعدها مشخص شد که دلیل اصلی استقبال غرب از این گفت‌وگوها در حقیقت تعلیق موقت و سپس دائم غنی‌سازی بوده است.
با این وصف هیچ دلیلی وجود ندارد که چنین مشروعیت حاصل شده از مذاکرات، همواره مورد تائید غرب باشد، بلکه با تغییر شرایط به سرعت همه چیز تغییر کرده و سخنان گذشته نیز فراموش می‌شود.
دو اتفاق مهم در طرح جدید در حال وقوع است که از اهمیت بالایی برای غرب برخوردار بوده اتفاق اول عملیاتی کردن طرح غنی‌سازی در خارج از مرزها است که این مساله می‌تواند به یک روند تبدیل شود و در مذاکرات بعدی مورد توجه قرار گیرد تا به باقی موضوعات نیز گسترش یابد.
اتفاق دوم انتقال 1500 کیلو اورانیوم 4درصد غنی شده ایران به کشور دیگر برای غنی شدن تا سقف 20درصد است. آیا می‌شود این فرضیه را نیز در نظر گرفت که در صورت کارشکنی پس از انتقال ایران چه هزینه‌ای برای از دست دادن همین مقدار اورانیوم غنی شده باید بپردازد و چه میزان با زمان تلف شده روبرو است.
تصمیم‌گرفتن در چنین شرایطی نیازمند فرآیندی است که تمامی احتمالات، نقاط قوت و ضعف را بسنجد و اگر نشود که تصمیمی بی نقص اتخاذ نماید حداقل هزینه‌ها را به کمترین میزان کاهش داده و برای اتفاقات احتمالی پیش رو سناریوهای متناسبی در نظر گرفته شود.
انتهای پیام/.