القای جنگ قدرت؛گام بعدی دشمن در جنگ نرم
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٥  کلمات کلیدی:
سهیل آل هاشم: امپراتورى شوروى سابق به عنوان یکى از دو ابر قدرت جهانی، مقهور نبرد نرم دولت آمریکا شد. اوکراین، گرجستان، قرقیزستان ودیگر کشورهایى که دستخوش انقلاب رنگی شدند یکى پس از دیگرى به دامان غرب افتادند. اما پروژه براندازى نرم در ایران با هوشمندى ملت ایران در مرحله کلید، قفل کرد.
شاید حسین بشیریه که کمتر از یک دهه پیش به “پدر دموکراسی”‌در ایران معروف بود، زودتر از همه عمق شکست و گسست پروژه براندازى نرم را درک کرد. وى پس از سوم تیر و روى کار آمدن دولت نهم به آمریکا رفت و پروژه براندازى به اسم دموکراسى را براى همیشه مغبون اعلام کرد.
ناکامی پروژه براندازی نرم در ایران بدون تردید مرهون درایت رهبر معظم انقلاب است و باید به هوش و ذکاوت سیاسی معظم له مفتخر بود.
در حقیقت جایگاه و نقش ولایت فقیه در رأس نظام جمهوری اسلامی، دلبستگی آحاد مردم به گفتمان انقلاب، امام(ره) و رهبری، وجود نهاد مقدس سپاه و بسیج، تفاوت ماهوی نظام جمهوری اسلامی ایران با سایر کشورها از دلایل اصلی شکست پروژه براندازی نرم در مراحل مختلف به خصوص در مرحله انتخابات بود.
در شرایط کنونی پیکان پروژه براندازی نرم فضای دانشگاهی و علمی کشور را نشانه رفته است و دانشگاه به دلیل ویژگی های ذاتی و عرضی آن مهم‌ترین میدان در جنگ نرم دشمن است. دانشگاه یکی از ابزارهای برتری علمی کشور است و تفوق علمی یکی از ارکان اصلی امنیت جمهوری اسلامی است. دشمن به منظور تضعیف امنیت کشور دانشجویان، دانشگاهیان و اصل تولید علم را نشانه گرفته است.
در واقع انقلاب مخملی در ایران موسوم به انقلاب سبز هر چند در مراحل اولیه شکست خورد اما یکی از ویژگی های انقلاب های رنگی قدرت ترمیم و بازسازی آنها پس از ناکامی در یک مقطع حساس است. در حقیقت فرایندهای زیردستی پروژه براندازی نرم در انتخابات مختلف اعم از اعتماد زایی، اعتبار زدایی ، مشروعیت یابی، نهادسازی، شبکه سازی، نافرمانی مدنی، تظاهرات اعتراض آمیز protest demonstration و ... ضمن پوست اندازی به سرعت احیا و ترمیم می شود و می تواند فضاهای جدید به خصوص در انتخابات مختلف اعم از شوراها، مجلس، ریاست جمهوری و... وارد فاز عملیاتی گردد.
اساسا در یک سطح تحلیل کلان تر نبرد نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) توسل به مجموعه منابع نرمی است که بدون هرگونه درگیری نظامی مقدمات تغلب بر جامعه و گروه هدف را فراهم می کند و از نوعی قدرت اقناعی بالا برخوردار است. در نبرد نرم نیازی به کارخانه‌های اسلحه‌سازی، زرادخانه‌های اتمی و زاغه‌های مهمات نیست، بلکه در متمدن ترین نهادهای بشری اعم از دانشگاهها، مراکز علمی و فرهنگی، انجمن های خیریه و... تفنگ های نرم سمبه می خورند و فشنگ ها در خشاب عملیات های روانی پیشرفته جا می گیرند.
جنگ روانی، جذب نخبگان، دامن زدن به نارضایتی ها، جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، براندازی نرم، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، اعتماد زدایی و شبکه‌سازی تنها بخشی از صورتهای جنگ نرم هستند.
در نبرد نرم هدف اولیه اشغال یک سرزمین جغرافیایی نیست بلکه این افکار عمومی است که به اشغال در می آید. جنگ نرم یک درگیری سیاسی برای تبدیل شدن به قدرت و درک مدیریت سیاسی محسوب می‌شود که در آن جنگ‌های سیاسی به صورت عملیات روانی و با کمک سلاح اطلاعات به وقوع می‌پیوندد. در جنگ نرم، دشمن اصلی هزینه سنگینی نمی پردازد، بلکه عمده هزینه را بر دوش نیروهای داخلی سرشکن می کند.
جنگ نرم، محصول خود را در انتخابات درو می‌کند چرا که جابجایی افکار در انتخابات صورت می‌گیرد. در صورت موفقیت و کسب رای، حاکمیت دوگانه، تغییر افکار و فروپاشی را دنبال خواهند کرد و در صورت عدم کسب رای، با شبکه‌های اجتماعی سازماندهی‌شده فاز نافرمانی مدنی و انحراف ذهنی حکومت را دنبال خواهند کرد.
در مراحل پسینی شکست دشمن در صدد است تا شکست انقلاب مخملی در ایران را با پروژه القای جنگ قدرت مانند همان چیزی که در نپال و تایلند اتفاق افتاد، جبران کند. این الگو تا حدودی شبیه سهم خواهی معترضین از قدرت در کشورهای موزامبیک و کنیاست.
در این الگو موجی از ناآرامی و التهاب دائمی برفضای عمومی کشور حاکم است.
در تایلند با پایان تظاهرات زرد‌پوشان که رنگ خانواده سلطنتی در تایلند است و سقوط دولت سومچای ونگساوات، سرخ‌پوشان خیابان‌های بانکوک را به تصرف خود درآوردند.
تاکسین شیناواترا نخست وزیر برکنار شده و متواری تایلند چند روز پیش به هوادارانش اعلام کرد به خاطر آنان به کشور باز خواهد گشت.
در نپال هم وضعیت مشابهی بین گیانندرا دوازدهمین پادشاه حکومت سلطنتی این کشور که مخلوع شد و مائوئیست ها حاکم است. هنوز نیروهای صلحبان سازمان ملل در این کشور حضور دارند و هرج و مرج ادامه دارد.
مختصات محدود جنگ قدرت نسبت به انقلاب مخملی و امکان هدایت دقیق آن از بالا دشمن را به این سمت متمایل کرده که می تواند روی این پروژه کار کند و مقدمات یک کودتای سیاسی را فراهم نماید.
بستر و زمینه طراحی این توطئه از دوحالت خارج نیست. یا دشمن به دلیل ضعف اطلاعاتی و تحلیلی از فضای داخلی کشور و روابط حاکم بین مسئولان عالی رتبه نظام به این نتیجه رسیده است که واقعا رگه هایی از جنگ قدرت بین مقامات عالی کشور وجود دارد و می تواند با تحریک و پر رنگ گردن این رگه ها زمینه را برای یک جنگ قدرت تمام عیار فراهم کند و یا اینکه دشمن با علم به روابط مستحکم مسئولان ارشد نظام در صدد القای جنگ قدرت در کشور است تا با سوء استفاده از تغافل و تجاهل عده ای که شم سیاسی ضعیفی دارند به اهداف و نتایج دلخواه خود برسد.
تجربه نشان داده است شاخک های اطلاعاتی دشمن ضعیف تر و کوتاه تر از آن هستند که بتوانند تحلیل و گزارش دقیقی از اوضاع کشور به اربابان خود در خارج از مرزها مخابره کنند.
منبع : ایرنا