پرسش خبرنگار آمریکایی: هزینه لابی اسرائیل برای آمریکا چقدر است؟
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٤  کلمات کلیدی:
یکی از خبرنگاران باسابقه آمریکایی در مقاله ای با طرح این پرسش که هزینه لابی اسرائیل برای آمریکا چقدر است؟ ، نوشته است: اسرائیل با سوء استفاده از روابطی که با آمریکا دارد، تا به حال پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را امضا نکرده است.

"جف گیتس" در این مقاله که در "فارن پالیسی ژورنال" منتشر شد ، نوشت: بیش از 46 سال پیش ، "جان اف کندی" رییس جمهوری وقت آمریکا ، می خواست از بروز یک مسابقه تسلیحات هسته ای در خاورمیانه جلوگیری کند.
به نوشته وی ، در ماه ژوئن سال 1963 کندی آخرین نامه از سری نامه های خود را به نخست وزیر وقت اسرائیل "دیوید بن گوریون" ، نوشت.
""در آن نامه ها ، تقاضایی از اسرائیل شده بود که در حال حاضر اسرائیل از ایران تقاضا می کند: بازرسی بین المللی تاسیسات هسته ای. تفاوت اصلی این است که کندی اطمینان داشت که اسرائیل با اینکه خود را دوست و متحد آمریکا نشان می دهد ، مرتبا در مورد توسعه برنامه هسته ای خود در راکتور دیمونا دروغ می گفت.»
حدس زده می شود که اسرائیل در زمانی میان سال های 1962 تا 1964 اولین سلاح از 200 الی 400 کلاهک هسته ای را که در حال حاضر در زرادخانه خود دارد، تولید کرد.
نامه کندی به بن گوریون اصلا دوستانه نبود.
کلماتی که کندی در این نامه ها به کار می برد ، با رعایت اصول دیپلماسی انتخاب نشده بودند بلکه کلماتی بودند که یک قاضی در مورد خطا و جرمی که کسی مرتکب شده است ، به کار می برد.
در این نامه تند و خشن ، فرمانده کل قوای آمریکا اصرار داشت که این به اصطلاح متحد آمریکا ثابت کند که "بدون هیچ شک و تردیدی" در حال گسترش سلاح های هسته ای نیست.
یک روز پس از اینکه این نامه از آمریکا توسط سفیر به اسرائیل تحویل داده شد ، بن گوریون به طور ناگهانی استعفا داد.
وقتی استعفای بن گوریون به طور رسمی اعلام شد ، گفته می شد که نامه آخر به دست بن گوریون نرسیده بود اما این حرف بی معنی است. ما در حال حاضر از عملیات مختلفی که اسرائیل در مورد روسای جمهوری آمریکا به اجرا در آورده است ، باخبر هستیم و می دانیم که رژیم صهیونیستی به طور مرتب به مکالماتی که در کاخ سفید انجام می شد ، گوش می داد.
به این ترتیب کندی دیگر نتوانست با یک دولت اسرائیلی مذاکره کند و از بروز مشکلی که حدود 50 سال پیش آن را پیش بینی کرده بود ، جلوگیری کند.
این رفتار اسرائیل در این مورد که آمریکا یا هر کشور دیگری بتواند افراط گرایان صهیونیست را وادار کند که مسئولیت چیزی را بر عهده بگیرند، سوالات زیادی ایجاد کرده است.
در طول سال های 1962 تا 1963 سناتور "ویلیام فولبرایت" از ایالت آرکانزاس و رئیس کمیته روابط خارجی آمریکا ، در مورد وضعیت حقوقی شورای صهیونیستی در آمریکا جلسات دادرسی برگزار کرد.
این شورا از آژانس یهود که قبل از تشکیل دولت اسرائیل وجود داشت ، کمک های مالی دریافت می کرد. آژانس یهود دریافت کننده بودجه ای بود که از محل مالیاتی که آمریکایی ها پرداخت می کردند ، تامین می شد و از این بودجه برای لابی کردن به منظور دریافت بودجه بیشتر استفاده می کرد.
بر اساس قوانین آمریکا ، لازم بود آژانس یهود برای انجام این کار خود را به عنوان یک عامل خارجی ثبت کند.
دادستان کل وقت "رابرت کندی" ، با فولبرایت هم عقیده بود اما با مرگ کندی ریاست جمهوری آمریکا ، این کار متوقف شد. از آن به بعد نگرانی در مورد تاثیر نفوذ صهیونیست ها روی سیاست های آمریکا افزایش پیدا کرد.
در سال 1973 فولبرایت می توانست با اطمینان اعلام کند که "اسرائیل سنای آمریکا را اداره می کند" و در سال 1974 وی کرسی خود را در سنا از دست داد.
پنج ماه پس از استعفای استراتژیک بن گوریون ، تهدیدی که کندی برای زرادخانه هسته ای تل آویو ایجاد کرده بود ، از میان رفت.
وقتی "لیندون جانسون" معاون کندی ، به ریاست جمهوری رسید ، بودجه نظامی آمریکا را برای اسرائیل افزایش داد.
پس از ترور کندی در نوامبر سال 1963 ، "نیکلاس کاتزنباخ" ، رابرت کندی را از دادستانی کل آمریکا برکنار کرد. فورا پس از این واقعه شورای صهیونیستی آمریکا از ثبت نام به عنوان عامل خارجی خودداری کرد.
در حال حاضر آیپک بر یک شبکه فراملی حامی اسرائیل نظارت می کند که به "لابی اسرائیل" معروف است.
خطر کندی/فولبرایت برای نفوذ صهیونیست ها پنج سال بعد نیز ظهور کرد زیرا در زمان اوج جنگی که تحت رهبری لیندون جانسون ایجاد شده بود ، رابرت کندی نامزدی خود را برای ریاست جمهوری آمریکا اعلام کرد.
اگر رابرت کندی به ریاست جمهوری آمریکا می رسید ، تل آویو مورد تهدید قرار می گرفت.
اولا ممکن بود رابرت کندی بخواهد برنامه برادرش را پیگیری کرده و از بروز مسابقه تسلیحات هسته ای در خاورمیانه جلوگیری کند. دوم اینکه در حالیکه فولبرایت هنوز بر سیاست خارجی آمریکا نفوذ داشت ، دولت جدید کندی می توانست نگرانی در مورد محدود کردن لابی اسرائیل را تجدید کند.
اما در تاریخ پنجم ژوئن 1968 رابرت کندی در آغوش "سیرهان سیرهان" یک مهاجر فلسطینی ، جان داد و این روز همان روز اولین سالگرد جنگ شش روزه بود.
فرد ترورکننده بعدها اعتراف کرد که انگیزه اش از قتل رابرت کندی ، فراهم کردن هواپیماهای جت جنگنده بیشتر برای اسرائیل بود.
وقتی این قتل اتفاق افتاد ، راه برای ریاست جمهوری "ریچارد نیکسون" باز شد. وقتی "گلدا مایر" نخست وزیر وقت اسرائیل با وی مذاکره کرد ، نیکسون پذیرفت که وضعیت برنامه هسته ای اسرائیل را "مبهم" اعلام کند به طوری که "نه کسی در این باره صحبت کند و نه اینکه چیزی در این مورد پرسیده شود."
تل آویو در حال حاضر به دلیل "رابطه ویژه ای" که با آمریکا دارد ، پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای را هنوز به امضا نرسانده است.
تاسیسات اسرائیل در دیمونا هرگز مورد بازرسی هایی قرار نگرفت که اسرائیل در مورد تاسیسات ایران درخواست کرده است.
آژانس بین المللی انرژی اتمی چندین بار اعلام کرد که ایران اورانیوم را بیشتر از 3/5 درصد غنی سازی نمی کند. تهران با ارسال اورانیوم به خارج برای غنی سازی با درصد بیشتر به منظور مصارف پزشکی موافقت کرده است. برای مصارف پزشکی ، اورانیوم باید 19/5 درصد غنی سازی شود ولی برای مصارف نظامی این میزان باید 90 درصد باشد.
در میانه ماه سپتامبر ، سرویس های اطلاعاتی آمریکا به کاخ سفید گزارش دادند که ارزیابی آنها از زمان اعلام گزارش برآورد اطلاعات ملی در نوامبر سال 2007 تا به حال هیچ تغییری نکرده است.
همچنین معتقد هستند که ایران برنامه ساخت سلاح های هسته ای خود را از سر نگرفته است.
تل آویو مانند زمان کندی فقط روی یک هدف متمرکز شده است: اطمینان حاصل کردن از اینکه آمریکا ، اسرائیل را در هیچ مساله ای مقصر اعلام نخواهد کرد. آمریکا به چه قیمتی طوری رفتار کرده است که انگار لابی اسرائیل یک عامل خارجی نیست؟
مساله استراتژیکی که فولبرایت و کندی با آن روبرو بودند ، هنوز حل نشده باقی مانده است: اینکه آمریکا چطور می تواند تهدیدی را که اسرائیل برای امنیت ملی آمریکا ایجاد کرده است ، از میان بردارد؟
از زمان نوشته شدن آن نامه سرنوشت ساز در ماه ژوئن سال 1963 ، هزینه این لابی برای آمریکا چقدر بوده است؟
این رابطه ویژه چه هزینه هایی را به دیگران تحمیل کرده است؟ چه وقتی آمریکایی ها می گویند: دیگر بس است؟""