ما بودیم؟ ما نبودیم!
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۱  کلمات کلیدی:

سه چهره شناخته‌شده جریان اصلاح‌طلبی دیروز و تجدیدنظرطلبی امروز یعنی محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی پس از نزدیک به یک ماه سکوت در اثر ناکامی پروژه روز قدس‌شان، طی روزهای گذشته و در قالب یک برنامه هماهنگ به سخن آمده‌اند. اظهارات تازه این سه فعال سیاسی را در واقع می‌توان آغاز فاز جدید تحرکات سیاسی جبهه تجدیدنظرطلب قلمداد کرد. این سه چهره سیاسی که به عنوان محرکان و خط‌دهندگان اصلی حوادث پس از انتخابات شناخته می‌شوند هر بار با ترفندی زیرکانه، فازهای عملیاتی جبهه اصلاحات را کلید می‌زنند و سپس به آرامی خود را از بطن جریان کنار کشیده و به تماشا می‌نشینند. این سه، با بیان عباراتی چون «مردم از حق خودشان نمی‌گذرند»، «حضور مردم در صحنه حیاتی است» و «جوانان و دانشجویان باید در صحنه باشند»، افکار تعداد محدودی از هموطنان را تحریک می‌کنند و سپس با طرح موضوع تقلب در انتخابات، احساسات سیاسی و باورهای اعتقادی آنان را به بازی می‌گیرند. بعد هم که این تعداد به خیابان‌ها می‌آیند و شعارهای خارج از چارچوب‌های قانونی سر می‌دهند؛ این سه نفر همنوا می‌شوند که: ما نبودیم و ما نگفتیم!

این حقیقت برای افکار عمومی از خواص گرفته تا عوام مسجل شده که رهبران تجدیدنظرطلب طیف اصلاحات به دام آرزویی مالیخولیایی گرفتار آمده‌اند که هم خدا را می‌خواهند و هم خرما را! و این حکایت آن بیابانگرد بی‌مال و منالی است که از پیغمبر خدا (ص) خواست تا همسری برای او بیابد. پس از مدتی نزد رسول خدا (ص) آمد. پیامبر فرمود: سه گزینه موجود است؛ اولی زنی که از مال دنیا یک باغ دارد، دومی؛ زنی که یک گاو شیرده دارد و سومی هم زنی است که یک الاغ را مالک است. حال کدام یک را می‌خواهی؟ بیابانگرد با لبخندی آزمندانه و پر از طمع گفت: «ای رسول خدا! دوست دارم سوار بر الاغ شوم، افسار گاو را به دست بگیرم و برای تفریح به باغ بروم»! اکنون، این سه چهره تجدیدنظرطلب هم باید تکلیف خودشان را روشن کنند. نمی‌شود از «راه امام و آرمان‌های انقلاب» دم زد و همزمان، با سیل تهمت‌ها و دروغ‌پراکنی‌ها با آبروی آرمان‌های انقلاب بازی کرد. چگونه می‌شود هم پوزیسیون بود و هم اپوزیسیون؟ با چه فرمولی قابل هضم است که هم با «جمهوری اسلامی؟ بود و هم «علیه جمهوری اسلامی»؟ آیا بر این رفتار دوگانه نامی جز «تذبذب» و «نفاق» می‌توان نهاد؟
پس از شکست «پروژه اغتشاش در روز قدس» که منجر به غیبت یک ماهه این سه تن از سطح فضای رسانه‌ای و سیاسی شد، آنها بار دیگر در آستانه 13 آبان متوسل به عرض اندام سیاسی شده‌‌اند. خاتمی در جمع هم‌ولایتی‌هایش عرض اندام کرد و موسوی و کروبی هم طی یک دیدار. دیداری که در آن، این دو کاندیدای انتخابات دهم بار دیگر بر ادعای اثبات نشده خود مبنی بر تقلب در انتخابات اصرار ورزیدند. اصرار مجدد رهبران اصلی آشوب بر این ادعای سنگین و فاقد سند در شرایط کنونی و در آستانه راهپیمایی سیزدهم آبان دلیل محکمی بر این حقیقت است که سران طیف تجدیدنظر طلب علاقه‌ای به ثبات و آرامش در فضای کشور نداشته و برای تحقق پرژوه سهم‌خواهی‌شان به دنبال بر هم زدن آرامش سیاسی هستند. اما آنچه مایه تأسف است آن که سران اردوگاه تجدیدنظرطلب زیر بار رخدادهایی که حاصل تحریک‌ها و نظرپراکنی‌های آنهاست نمی‌روند و پس از خط‌دهی و رهبری رخدادهای غیرقانونی، با گرفتن ژستی متعجب و فیگوری مظلومانه، همصدا با هم می گویند: «کی بود؟ کی بود؟ ما نبودیم!»