شمشیر داموکلس بالای سر اصلاحات
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۱  کلمات کلیدی:
محمد مهدی تهرانی:اصلاحات بر تخت پادشاهی داموکلس تکیه زده است و خود این را خوب می داند. از همین روست که با وجود این فضای سنگین بی گدار به آب نمی زند و حوصله پیشه می کند تا شب یلدا به پایان برسد.
با توهم می گفت پادشاهان خوشبختند و می توانم در لباس پادشاهی موفق و خوشبخت باشم. "داموکلس" در حسرت تخت پادشاهی بود و "دیونیزوس دوّم" پادشاه "سیراکوز" این فرصت را برایش فراهم کرد. بساط عیش و طرب بر پا بود و او برای تجربه خوشبختی دلخواهش برای یک روز بر تخت پادشاهی تکیه زد. پایان ضیافت که رسید، داموکلس تازه متوجه شمشیری شد که بالای سرش با تار مویی از دم اسب آویزان شده است. دیدن این صحنه بود که بساط عیش و طرب را به هم ریخت و عشرت دیروز را به التهاب فردا رساند.
حکایت شمشیر داموکلس(sword of Damocles) حکایت پادشاه ظالمی است که به خاطر ترس از فرود آمدن شمشیر بر سرش ناگزیر است کمی عادلانه تر رفتار کند؛ حکایت فرار از یک تهدید دائمی که رفتار بی ضابطه را ضابطه مند می کند و جایی برای تصمیمات تهورآمیز پادشاه مغرور و خودخواه نمی گذارد.
دستگیری فعالین سیاسی متهم در قضایای بعد از انتخابات و برگزاری علنی دادگاه آنان که بی سابقه می نمود، خواه ناخواه جبهه اصلاحات و برخی شخصیت های پشت پرده را بر تخت پادشاهی داموکلس نشاند تا ناگذیر عقلانیتی نیم بند در جبهه تندورها حاکم شود. در این میان اگر چه شیخ ساده اصلاحات که گمان می کرد می تواند هویت سیاسی خود را بازستاند، قربانی شد تا دیگران در حاشیه ای امن تر بمانند، اما با این وجود نوعی سرگشتگی در غیاب رئیسان قبیله حاکم بود.
اعترافات متهمین دادگاه کم کم زوایای دیگری را پیش روی افکار عمومی قرار داد تا تردیدی در برندگی شمشیر داموکلس باقی نماند. اینکه شمشیر فرود می آید یا نه به متغیرهای زیادی بستگی دارد که عملکرد عاقلانه پادشاهان خودخوانده از آن جمله است؛ اما به نظر این شمشیر برای مدتها بالای سر اصلاحات آویزان خواهد ماند؛ البته به شرطی که عالیجنابان میل خودکشی نداشته باشند!
انتشار بیانیه ها و تکذیبیه های تبری جویانه توسط عالیجنابان خارج از دادگاه، التهاب داموکلس را به تصویر می کشد. با این همه اگر عقلا کار را به جنون نسپارند، می توان فرجام دلچسب تری را برای شکست خوردگان اصلاح طلب دید. فرجامی که مثل سابق بعد از دادگاه ها امکان ادامه حیات برای جبهه اصلاحات میسر باشد. و اگر کار به جنون بکشد و فضای روانی کشور خصوصا بعد از بازگشایی دانشگاه ها به گونه ای دیگر رقم بخورد، این آغاز، پایانی خواهد بود بر حوصله شمشیر.
در واقع اکنون که کشور از دستگیری چهره های ارشد جریان اصلاحات بیمی نداشته است، حرکت های تهورآمیز جمعی پیاده نظام چندان به سود جریان سبز نخواهد بود. علاوه بر اینکه باید در نظر گرفت خواه نا خواه سرداران یا در زندانند و یا به زندان خواهند افتاد و سپاه بدون سردار هم راه به جایی نمی برد.
اصلاحات بر تخت پادشاهی داموکلس تکیه زده است و خود این را خوب می داند. از همین روست که با وجود این فضای سنگین بی گدار به آب نمی زند و حوصله پیشه می کند تا شب یلدا به پایان برسد. اصلاحات می کوشد تا آنچه مطلوب است از بازجویی ها و اعترافات نصیب بانیان دادگاه شود و بعد هم صبح از راه برسد. جنس مواجهه اصلاحات با شمشیر داموکلس جنس تقابلی نیست بلکه گویای نوعی عقلانیت در عبور از گرداب است.
مهم آن است که کوچکترهای این جریان هم قاعده بازی را به هم نریزند و به این عقلانیت برسند که تقابل با شمشیر و وضع موجود ممکن نیست. طبعا جریانات خارجی و برانداز این سیر را نخواهند پذیرفت و تهور را چاره راه خواهند دانست. اینکه جریانات دانشجویی در این میان کدام راه را برگزینند، البته به خودشان مربوط است؛ اما از هم اکنون می توان سرگردانی بین تهور و عقلانیت را به انتظار نشست. تهور البته نمی تواند غالب باشد چون همان گونه که گفته شد فرجامی شبیه روسای قبیله را به دنبال خواهد داشت.
در نگاه خوشبینانه خرده حرکت های تهورآمیز هم به بن بست خواهد رسید و نظام هم به این سمت خواهد رفت تا ضمن برخورد و مواجهه منطقی با مقصران اصلی، تداوم حیات دو جناح کشور را نظاره گر باشد؛ البته این همه به شرطی است که داموکلس زندگی اش را دوست داشته باشد!