تحریف تاریخ برای احیای یک خائن به اسلام و انقلاب
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٠  کلمات کلیدی:

نفوذی افراطیون در دفتر تحکیم و ستاد انتخاباتی کروبی با وجود سوابق ستایش از سکولاریسم، به تمجید و تملق های بلند بالا از شیخ آلت دست منافقین و مطرود حضرت امام خمینی پرداخت.
رضوی فقیه در دولت اصلاحات و دوران نیمه جانی دفتر تحکیم، این جریان اسلامی را با کمک عناصر همسو به سمت افراطی گری و اغتشاش طلبی برد. وی از افراطیون حزب مشارکت و گروهک موسوم به ملی-مذهبی خط می گرفت و پس از انتخابات سال 84 به بهانه ادامه تحصیل به فرانسه رفت و ارتباطات تازه ای با عناصر گرداننده سایت های روزنت، رادیو فردا، گویا نیوز و... پیدا کرد. نامبرده در انتخابات اخیر ریاست جمهوری در پوشش ستاد انتخاباتی و با هدف رادیکالیزه کردن فعالیت های کروبی، وارد عرصه شد.
هرچند که حذف پسوند «اسلامی» و تصویر حضرت امام از نام و آرم انجمن های اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم، در دوران حضور امثال رضوی فقیه انجام گرفت و حتی کار به میزبانی عناصر هتاک علیه مرجعیت (نظیر آغاجری) و حمایت از مرجعیت ستیزان آشکار کشید، اما اینک وی از آقای منتظری به عنوان «قائد مجاهد حضرت آیت الله العظمی منتظری حفظه الله» یاد می کند.
وی در سایت ضدانقلابی روزنت با هدف کتمان خیانت های منتظری و موضع انقلابی حضرت امام می نویسد: ایشان سالها قائم مقام امام خمینی بوده اند و صرفا در ماههای پایانی حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی آن هم با اما و اگرهای فراوان و در فرایندی که ابعادش هنوز به طور کامل روشن نشده، از این مقام کنار نهاده شدند. و در واقع به خاطر حریت و پارسایی و پشت پا به قدرت از این سمت کناره گیری کردند.(!)
وی همچنین ادعای قرابت حضرت امام و آقای منتظری را مطرح کرد و در توجیه «اختلاف بسیار کم موجود»! ماجرا را به وخامت جسمانی حضرت امام نسبت داد! وی در عین حال مدعی شد هیچ کس بهتر از منتظری نمی تواند آیه وصل نیروهای وفادار به آرمان های انقلاب باشد.
گفتنی است باند مهدی هاشمی و منافقین مرتبط با بیت منتظری تلاش می کردند به واسطه ساده لوحی ها و گارد باز نامبرده نسبت به ضد انقلاب، وی را چهره ای موجه و سیاستمدار معرفی کنند اما حضرت امام در نامه معروف خطاب به منتظری نوشتند: «... از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرال ها و از کانال آنها به منافقین می سپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست داده اید... اگر شما نظر من را شرعا مقدم بر نظر خود می دانید- که مسلما منافقین صلاح نمی دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می شوید که آخرتتان را خراب تر می کند- با دلی شکسته و سینه ای گداخته از آتش بی مهری ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می کنم، دیگر خود دانید. 1-سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال ها نریزد. 2-از آنجا که ساده لوح هستید و سریعا تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد. 3-دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هرچه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند. 4-نامه ها و سخنرانی های منافقین که به وسیله شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان- روحی له الفدا- و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند. والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی کنم...من با خدای خود عهد کردم که از بدی افرادی که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشی نکنم... من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می کنند نگردند. از خدا می خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضی هستیم به رضایت او؛ از خود که چیزی نداریم، هرچه هست اوست. والسلام.
یکشنبه 6/1/68
روح الله الموسوی الخمینی».