دستور عقب نشینی محاربین و تظاهر به تبعیت از قانون اساسی
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٦  کلمات کلیدی:

رئیس گروهک جنبش مسلمانان مبارز، مواضع «ساختارشکنانه و جنگی»! را خارج از توان فعلی آشوبگران و باعث ریزش گسترده نیروها دانست. وی با اشاره به تحرکات افراطیون برای براندازی جمهوری اسلامی در پوشش شعار جمهوری ایرانی، تأکید کرد اغلب آنها که به نتیجه انتخابات اعتراض کردند، قائل به جمهوری اسلامی بوده و به خاطر شعارهای ساختارشکنانه در حال ریزش هستند.
تحلیل حبیب پیمان دست بر قضا در سایت وابسته به آشوبگران و ساختارشکنان (موسوم به موج سبز)، درج شده و در این سایت انواع نوشتارهای ساختارشکنانه علیه اصول مختلف قانون اساسی از جمله ولایت و رهبری دیده می شود اما احتمالاً حضرات تا پیش از این زیادی داغ بوده اند که دست خود را کاملاً رو کردند و حالا که در گل مانده اند، به صرافت افتاده اند از دعوت به محاربه علنی به نفاق قبلی و ادعای اصلاح طلبی برگردند!
رئیس گروهک- یک نفره!- جنبش مسلمانان مبارز در تحلیل خود می نویسد: بعد از گذشت 3 ماه از تولد جنبش سبز و رویارویی با حوادث سخت، اینجا و آنجا نشانه هایی از ناشکیبایی در رفتار برخی فعالان مشاهده می شود. از جمله شعارهایی خارج از چارچوب راهبردی و مشی اخلاقی ]!؟[ جنبش مطرح می شود که اگر ادامه یا گسترش پیدا کند علاوه برآن که به وحدت و همبستگی آن آسیب می زند، آن را به مسیری سوق می دهد که مواجهه با پیامدهای ناگوار آن از ظرفیت و توان فعلی جنبش خارج است. باید از سردادن شعارهایی نظیر «ما مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» پرهیز شود.
پیمان می افزاید: باید از طرح شعارهای مغایر با راهبرد مبارزه در چارچوب قانون اساسی خودداری شود. جنبش بر ظرفیت های قانون اساسی در تأمین آزادی و حق حاکمیت مردم تکیه کرده است.
وی با تأکید بر اینکه اغلب معترضان، چارچوب قانون اساسی را قبول دارند، می نویسد: این راهبرد حتی بسیاری از نیروها و عناصر وابسته به جریان های مقابل را جذب نمود. آیا طرح «جمهوری ایرانی» باعث بروز تفرقه در صفوف جنبش و بروز کشمکش در داخل و ریزش بخش مهمی از نیروهای آن نمی شود؟
این چپ آمریکایی همچنین خواستار پیوند زدن آشوب ها به اهداف «انقلاب بهمن 57» - و نه انقلاب اسلامی!- شد و نوشت چرا نباید نیروهای اجتماعی و روانی آزاد شده در انقلاب را بسیج نکرد و به یاری نگرفت؟
دعوت به پناه گرفتن پشت ماسک قانون اساسی برای فریب ملت حامی جمهوری اسلامی در حالی است که سردمداران جریان آشوب، اساساً به جنگ با قانون اساسی و سازوکارهای آن درباره انتخابات برخاستند و تلاش کردند رأی اکثریت ٢۴/۵ میلیونی را زیر پا بگذارند و حماسه 40 میلیونی حضور ملت در انتخابات را نیز که سرمایه ای برای کشور و نظام است، تبدیل به زمینه تفرقه و تقابل کنند. عناصر منافق و ضد انقلاب طی هفته های اخیر با مشاهده ریزش قریب به اتفاق معترضان از دور خود - به خاطر رو شدن دست شان- دعوت به پنهان کاری و تظاهر به شعائر مذهبی و قانون گرایی کرده اند. آنها در محافل خود می گویند آتش زدن مساجد و اماکن عمومی تشنج آفرینی و نا امن کردن فضای جامعه، به هم زدن رقابت مسالمت آمیز انتخاباتی به شیوه دیکتاتورها و سرانجام دروغ بافی های گسترده، باعث بی اعتباری جریان هدایت کننده اغتشاش شده و زمینه سازی 20 ساله برای براندازی را در کمتر از یک ماه برباد داده است.
چند سال پیش مسعود بهنود روزنامه نگار سلطنت طلب مقیم لندن از قول ابراهیم نبوی گفته بود «ما پس از دوم خرداد 78 در اوج حوادث، زنجیر پاره کرده بودیم هر چند که به ما گفته می شد همه با هم از چراغ قرمز عبور نکنیم». ظاهراً آقای پیمان هم تازه فهمیده که رویکرد جنگی و محاربه آمیز به عرصه سیاست، چیزی حتی فراتر از نشانه های پاره کردن زنجیر بوده و هزینه های خود را دارد. وی خود از عناصر بدسابقه ای است که در جلسات محفلی و خانه های تیمی طی سال های اخیر به تحریک و تهییج برخی عناصر ساده دل و کم سن و سال در گروهک هایی نظیر تحکیم و ادوار تحکیم پرداخته است