آن روی سکه آشوب
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٧  کلمات کلیدی:

دادگاه محاکمه عوامل آشوب اگرچه در آغاز راه است و تا رسیدگی به اتهامات همه عناصر آشوب -اعم از طراحان، فرماندهان و آشوبگران- راه زیادی در پیش دارد ولی در همین سه جلسه واجد حقایق و نکات تکان دهنده ای بود که در ذیل فقط به بعضی از آنها اشاره می شود:
1-آشوب روزهای 23خرداد تا سوم تیرماه دارای سه ضلع است؛ رهبران پنهان، رهبران میانی و میدانی و عوامل اجرایی آشوب ها و اغتشاشات. از اظهارنظرهای دسته سوم بخوبی فهمیده می شود که بسیاری از آنان اساسا هیچ شناختی از رهبران پنهان نداشته و تنها با- تعدادی- از عوامل میانی و میدانی مرتبط بوده اند و به هیچ وجه گمان نمی کرده اند که در پشت اعتراض به نتیجه انتخابات و شعار ابطال انتخابات طرح پیچیده و سرنوشت سازی وجود داشته است. آنان گمان می کردند رهبران میانی- که گاهی آنان را رهبران اصلی می پنداشته اند- به دنبال مدل بهتری برای اداره جامعه بوده و به دلیل برخورداری از سابقه سیاسی، بیش از آنان به آنچه دنبال می شود اعتقاد داشته و پای آن می ایستند ولی وقتی در دادگاه اول مشاهده کردند که بعضی از آنان اساسا راه آمده را غلط می دانند و از پیشگاه ملت و رهبری عذر تقصیر می طلبند، تعجب کرده و تازه متوجه شده اند که چه کلاه گشادی سرشان رفته است.
در مورد عوامل میانی و میدانی موضوع کمی متفاوت است. بسیاری از آنان به پشت صحنه ماجرا آگاهی کامل داشته و رهبران اصلی را کاملا می شناخته اند و با آنان طی سالهای متمادی مرتبط بوده اند از آنان حمایت کرده و همواره از انواع حمایت های آنان برخوردار بوده اند بخصوص در ارتباط با رخدادهای اخیر این دسته از عوامل آشوب، کاملا نسبت به طرح، مراحل آن و نتیجه نهایی آن- به فرض تحقق- مطلع بوده اند. عوامل میانی میدان با پشتگرمی نسبت به سابقه رهبران اصلی آشوب به هیچ وجه گمان نمی کردند که طرح شکست بخورد و هرگز فکر نمی کردند که اگر طرح شکست خورد، نظام جرأت برخورد با آنان را داشته باشد چرا که اینها طیف خود را بسیار قدرتمند و دارای نفوذ گسترده و نیز دارای محیط امنیتی قوی می دانستند. اما وقتی در همان هفته اول طیف وسیعی از رهبران میدانی دستگیر شدند و هرکدام خود را در چنگال عدالت نظام گرفتار دیدند، تصوراتشان نسبت به قدرت خود و رهبران اصلی فرو ریخت و از این رو هرکدام از آنان برای رهایی خویش، رهبران اصلی را که البته توسط نظام شناسایی شده بودند، نشان دادند. جالب این است که در این میان استثنای چندانی میان عوامل دستگیر شده وجود ندارد و این خود نشان می دهد که مجاهدین، مشارکت و... در تحلیل های درون گروهی، خود را بی نیاز از احتیاط می دیده اند.
2- یکی دیگر از نکات این دادگاه درهم تنیده شدن نقش خارج و داخل بود و معلوم شد فلان روحانی روشنفکر زده، ارتباط ویژه ای با عوامل بیگانه دارد و حضور آنان در جلسات سرویس های اطلاعاتی انگلیس و آلمان و فرانسه از هم پیمانی - و نه صرفا همگرایی - خبر می دهد، بسیاری از افراد و پاره ای از روزنامه های وابسته به این چهره ها از «حاکمیت تئوری توطئه» بر اذهان عده ای خبر می دادند و یکسره منکر این همپیمانی و حتی همگرایی می شدند. اظهارات وابسته فرهنگی سفارت انگلیس، اظهارات نماینده روزنامه نیویورک تایمز در تهران، اظهارات خانم کلوتیدریس و نیز اظهارات صریح محمدعلی ابطحی و اظهارات عناصر گروهک ها با صراحت نشان داد که پروژه تغییر نظام پروژه ای کاملا مشترک بین رهبران آمریکا و اروپا و رهبران پنهان آشوب های اخیر تهران بوده و به هیچ وجه مراودات دیپلماتیک، مالی و رسانه ای عناصری نظیر میرحسین موسوی، محمد خاتمی و ... با سران غرب تصادفی نیست کما اینکه حمایت های فراگیر و بی دریغ آنان از این جریان اتفاقی نمی باشد. وجه مشترک میان برخی از سران آشوب - و نه همه آنها - با رهبران غرب در «تغییر نظام» بوده است حالا ممکن است هر کدام تفسیری هم از این تغییر داشته اند و احتمالا افرادی از سران فتنه تنها به تغییر دولت و روی کار آمدن دولتی همگرا با آمریکا می اندیشیده اند.
و حتی ممکن است عناصر داخلی و خارجی این طیف برای طرف مقابل یک نقش موقت در نظر گرفته بودند و چنانچه به نتیجه می رسیدند ادامه طرح را با حذف همکار مصلحتی خود دنبال می کردند. البته پر واضح است که این گمان وجود ندارد که رهبران داخلی آشوب ها در ادامه مسیر، قادر به حذف آمریکا یا اروپا بودند ولی تردیدی وجود ندارد که آمریکا و اروپا در ادامه به عوامل داخلی آشوب نیاز نداشتند و مایل نبودند پاره ای از این چهره ها که به هر حال در دورانی مؤید نظام جمهوری اسلامی بوده اند در صدر دیده شوند.
3- از نکات دیگر این دادگاه این است که مسئله ابطال انتخابات یک هدف فرعی بوده و به قول آقای محمدعلی ابطحی تنها «کلید رمز آشوب» بوده است. در این ماجرا، طرح تغییر نظام دارای دو مرحله بوده است مرحله تعلیق و مرحله انحلال. براساس اقاریر یکی از متهمان در دادگاه روز دوم، قرار بر این بوده که جریان داخلی و خارجی آشوب پای خود را در یک کفش کرده و انحلال انتخابات را به نظام تحمیل نمایند اما از نظر آنان انحلال انتخابات مقدمه انحلال نهادهای برگزار کننده انتخابات است. براساس اقاریر یکی از متهمان، مصطفی تاج زاده در روز 23 خرداد گفته بود ما که می گوئیم ابطال انتخابات در متن آن انحلال وزارت کشور و انحلال شورای نگهبان و به زاویه بردن بسیج و نیروهای حزب اللهی نیز نهفته است. وقتی انتخابات ابطال شد ما می گوئیم حالا باید ساز و کار جدید انتخاباتی - با حذف نهادهای برگزار کننده و حذف نیروهای تضمین کننده انتخابات قانونی نظام! - فراهم شود و در سطح بین المللی نیز قابل قبول باشد که این به معنای پذیرش نظارت غرب- و دخالت آنان- در انتخابات کشور است. کاملاً مشخص است که اگر انتخابات باطل می شد حداقل یک سال زمان نیاز بود تا ساز و کارهای مورد نظر آقایان- داخلی و خارجی- فراهم شود چرا که حداقل 500 هزار نیروی جدید باید پای کار می آمد. پاسخ این سؤال کاملاً مشخص است که در این یک سال که نظام سیاسی ایران عملاً در تعلیق فرو می رفت چه چیزی از اساس نظام جمهوری اسلامی باقی می ماند. بر سر حدود 40 میلیون رأی دهنده ای که حالا نظام را قادر به پاسداری از آراء خود نمی دیدند چه می آمد و بعضی از گروههای آشوب طلب و وابسته که خود را در یک قدمی «پیروزی نهایی» می دیدند در این یک سال به چه اقدامات ویران گری دست می زدند و آیا اصلاً نقطه امنی در کشور باقی می ماند یا نه؟ و کاملاً معلوم بود که در این یک سال قدرت های استکباری که در طول سال های گذشته زنجیر می جویدند و نعره می زدند، چه اقدامات خسارت باری را علیه ایران به اجرا می گذاشتند. آنچه ذیل عنوان «ابطال انتخابات» دنبال می شد و بعضی آن را یک درخواست طبیعی تلقی می کردند در واقع تعلیق نظام بود تعلیقی که در یک دوره حداکثر یک ساله به انحلال نظام منتهی می شد و اینجاست که یکی از این متهمان که به ابعاد طرح کاملاً احاطه داشته، مقاومت رهبری در برابر درخواست ابطال انتخابات را کاملاً هوشمندانه و باطل السحر توطئه درهم تنیده اخیر خواند.
4- یکی دیگر از نکات در خور توجه این دادگاه آن که نباید از کنار پاره ای از اظهارنظرها به سادگی عبور کرد. بعنوان مثال وقتی یک کاندیدای انتخابات در ایران به انتقاد از روش جمهوری اسلامی در حمایت از فلسطین می پردازد و در همان حال می دانیم که فلسطین مشکل کلیدی غرب در سیطره بر خاورمیانه است و حل این موضوع را نقطه آغاز حل پرونده های دیگر خاورمیانه به نفع خود می داند ما باید به رشته وصل این کاندیدا با آمریکا و اسرائیل توجه ویژه می کردیم و به پشت صحنه کاندیداتوری او که یک پروسه آمریکایی، اسرائیلی و اروپایی بود پی می بردیم و یا زمانی که این کاندیدا روابط رو به گسترش جمهوری اسلامی در آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین را نادیده می گرفت و روی تیره شدن رابطه فلان دربار پادشاهی عرب با ایران متمرکز می شد و از آن نتیجه می گرفت که سیاست خارجی ایران شکست خورده است ما باید روی این ادبیات که کاملاً مطلوب صهیونیسم و آمریکاست متمرکز می شدیم و از آن به پشت صحنه حمایت دربار وابسته و فاسد عرب از جریان خاص راه می یافتیم اما از این مسایل عبور کردیم. امروز کاملاً مشخص است که پروژه انتخاباتی این گروه که پروژه ای چند ساله است به قصد در اختیار گرفتن یک منصب از مناصب کشور طراحی نشده بود بلکه پروژه ای برای تغییر نظام بود که البته به لطف خدا و هوشمندی رهبر فرزانه انقلاب به نتیجه نرسید.
5- یکی دیگر از نکات مهم این دادگاه، «مظلومیت نظام» جمهوری اسلامی است. در این دادگاه اگر دلی به درد آید باید برای نظام جمهوری اسلامی به درد آید که این همه آشوب و خیانت را که هیچ نظامی آن را تحمل نمی کند، تحمل کرده و رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز جمعه هنوز سران این آشوب ها را با ملاطفت به تصحیح راه فرا می خواند. در حالی که هیچ نظامی جز از ادبیات خود با چنین اشخاصی استفاده نمی کند و عجیب تر این است که یکی از چهره ها که نه در پرونده خود نقطه روشنی دارد و نه در میان ملت راهی دارد با استناد به توهمات اطرافیان خود به نوشتن نامه ای سرگشاده مبادرت می کند و از موضع حمایت از ملت- که منظور او نه مردم بلکه آشوب گران است- بدترین تهمت ها را به نظام وارد می نماید و در آخر وقتی دروغ بودن ادعای او فاش می شود، می گوید من گفتم «احتمالاً»!
اینکه نظام سعه صدر دارد یک وجه بارز نظام دینی است اما این نباید با بی قاعدگی دستگاههای مسئول به یک نقطه ضعف تبدیل شود. دستگاه قضایی باید به انتظار مردم در رسیدگی بدون ملاحظه کاری رهبران اصلی آشوب پایان دهد. امید مردم این است که آیت الله صادق آملی لاریجانی رسیدگی دستگاه قضایی به این جریان - که در دوره آیت الله هاشمی شاهرودی شایسته تحسین و تقدیر است- را به سطح اول عوامل آشوب ارتقاء دهد.
سعدالله زارعی