باستان شناسی طرح وحدت هاشمی رفسنجانی
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤  کلمات کلیدی:
حمد سجاد نصرتی:میشل فوکو در گفتمان خاص خود،برای اولین بار عبارت روش « باستان شناسی سیاست و دانش » را مطرح نمود.در این یادداشت برآن هستم تا با استفاده از رویکرد فوکویی ، طرح وحدت ملی هاشمی رفسنجانی را باستان شناسی نمایم:
طرح وحدت ملی طرحی بود که چند ماه قبل از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری توسط برخی سیاسیون مطرح شد اما پس از مدتی جار و جنجال، کنار گذاشته شد و دیگر کسی سراغی از آن نگرفت.
این طرح که نام دیگر آن "دولت ائتلافی" یا "آشتی ملی" بود، اینگونه راهکار ارائه می‌کرد که دو جناح سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا به جای رقابت در انتخابات آتی، با یکدیگر وارد مذاکره و رایزنی شده و سپس فردی را به عنوان کاندیدای ائتلافی انتخاب کنند.
این فرد از طرفی هم باید مورد قبول هر دو جناح سیاسی می‌بود، و هم از طرفی دیگر باید متعهد می‌شد که در صورت پیروزی در انتخابات به هر دو جناح سیاسی به نسبت تقریباً مساوی در دولت سهم بدهد.
نکته مهم در این میان اینکه از آنجایی که عده‌ای در هر دو جناح به عنوان "رادیکال" شناخته می‌شوند و ممکن است مخالف این طرح باشند در نتیجه افراد معتدل برای برای این ائتلاف پیش قدم شوند.
اما طرح وحدت ملی چه موقعی پیشنهاد می‌شود و یا به عبارتی چه مواقعی لازم است آن را پیشنهاد داد؟
این طرح معمولاً در مواقعی اجرا می‌شود که در کشور مسئله‌ای تحت عنوان "بحران" وجود داشته باشد و فضای مناسب برای رقابت میان رقبای سیاسی فراهم نباشد؛ در این مواقع "آشتی ملی" به عنوان طرحی برای برون رفت از بحران در دستور کار قرار می‌گیرد.
با این حال پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری دهم، مسئله‌ای که بتوان نام "بحران" را بر روی آن گذاشت در کشور وجود نداشت؛ اما پس از گذشت مدت کوتاهی از طرح آن، هدف اصلی مطرح کنندگان مشخص شد.
در شرایطی که محمود احمدی نژاد در طول فعالیت خود در دولت نهم کارنامه قابل قبول و موفق‌تری از دولتهای پیش از خود را ثبت کرده بود، در میان افرادی که خود را برای کاندیداتوری در انتخابات دهم آماده کرده بودند نقطه اشتراکی به پیدا شد و آن نقطه مشترک تلاش همه آن‌ها برای عدم پیروزی محمود احمدی نژاد بود. به بیان واضح‌تر آن‌ها معتقد بودند هر کسی رئیس دولت دهم بشود اما احمدی نژاد ،هرگز!
به وجود آمدن این فضا باعث شد تا ناطق نوری برای اولین بار طرح تشکیل دولت ائتلافی را مطرح کند؛ طرحی که هاشمی رفسنجانی بیش از سایرین از آن استقبال کرد و سعی کرد تا آن را در سطح فضای سیاسی کشور جا بندازد.
گروه‌های اصلاح طلب پس از آنکه متوجه شدند اجرای این طرح روی کار آمدن فرد دیگر به غیر از احمدی نژاد را در پی دارد از آن استقبال کردند و حتی سعی کردند که در انتخاب کاندیدای ائتلافی نیز حداکثر تاثیر را داشته باشند؛ حتی هدایت آقایی بعدها در مصاحبه با سایت ضد انقلاب روز آنلاین حزب کارگزاران را طراح اصلی دولت وحدت ملی اعلام کرد که توسط ناطق نوری بیان شده است.
اما در مقابل، اصولگرایان پس از آنکه متوجه شدند این طرح با هدف عبور از احمدی نژاد پیشنهاد داده شده است با آن مخالفت کردند؛ هر چند که در این میان علی لاریجانی، محمد رضا باهنر و محسن رضایی نتوانستند "ذوق زدگی" خود را از ارائه چنین ایده ای پنهان کنند.
علی لاریجانی حتی سیاسیون سابق و لاحق کشور را به بهانه برگزاری همایشی تحت عنوان "همایش سی سال قانونگذاری و نظارت" به مجلس شورای اسلامی دعوت کرد تا به نوعی مقدمه را برای طرح وحدت ملی آماده کرده باشد؛ در میان میهمانان اکبر هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری ،محمد خاتمی ، کروبی و ... تقریباً اکثریت حضور داشتند اما غایب بزرگ این همایش محمود احمدی نژاد بود(این جلسه یکی از مصادیق آشکار شعار معروف "چپ،راست،کارگزار- علیه خدمتگزار"بود)
به دنبال عدم استقبال اصولگرایان که شرایط خود را برای پیروزی مجدد در انتخابات دهم از هر نظر مساعد می‌دیدند، طرح وحدت ملی شکست خورد.
اما پس از شکست این طرح، اتفاق جالبی افتاد و آن بلاصاحب ماندن این طرح و انتساب آن به دیگران بود؛ در همین راستا هاشمی رفسنجانی گفت که این طرح را ناطق پیشنهاد داده است؛ مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران هم در حالی که هدایت آقایی، حزب متبوعش را طراح اصلی وحدت ملی معرفی کرده بود، اما آن را به ناطق منتسب کرد.
جالب‌تر از آن اینکه جناح اصلاح طلب که اکنون ناکام مانده بود می‌کوشید تا خودش را طوری نشان دهد که از ابتدا با این طرح مخالف بوده است. کرباسچی کسی بود که با این هدف، چندین مصاحبه با برخی رسانه‌ها انجام داد تا خود را "از ابتدا ناراضی"، نشان داده باشد.
پس از آن بود که در انتخابات دهم محسن رضایی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان رقبای احمدی نژاد وارد گود رقابت انتخابات دهم شدند.
اگرچه رضایی، موسوی و کروبی حاضر بودند تا یکی از میانشان پیروز انتخابات شود ولی احمدی نژاد شکست بخورد، اما انتخاب مردم بر خلاف میل آن‌ها بود و با رای 25 میلیونی ملت ایران ، نام محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت دهم ثبت شد.
پس از آن بود که دست و پا زدن کاندیداهای شکست خورده برای حذف احمدی نژاد با تهمت خطرناک "تقلب" کشور را به آشوب و اغتشاش کشاند؛ اما با درایت و هوشیاری رهبر معظم انقلاب، نخبگان سیاسی و مردم آن نیز بی نتیجه ماند.
شاید از آنجا که کسی حوادث را از یاد نبرده و هنوز تازگی دارد، نیازی به تشریح آن نباشد اما اگر بخواهیم اشاره ای کلی به این حوادث کنیم باید گفت که اتهامات و اکاذیب متعددی از سوی دو نامزد اصلاح طلب و حامیان آنها مطرح شد که از سویی خوراک خبری رسانه‌های بیگانه و ضد نظام را فراهم می‌کرد و از سویی دیگر جریاناتی مانند گروهک منافقین و سلطنت طلبان را نیز به طمع انداخته بود.
متهم کردن قوای سه گانه و شورای نگهبان به تقلب، ادعای تجاوز جنسی به بازداشت شدگان حوادث اخیر، القای برخورد وحشیانه ماموران انتظامی با مردم، انتشار اسامی کشته شدگان جعلی و ... تنها گوشه‌ای از اقدامات کسانی بود که قبل از انتخابات خود را دلسوز و نگران نظام جمهوری اسلامی نامیده بودند؛ اتهاماتی که البته هر یک رسوا می شد و مطرح کنندگانش را نیز رسوا می ساخت.
با این حال پس از همه تلاش‌ها و توطئه‌های اصلاح طلبان که با شکست همراه شد، بار دیگر در روزهای اخیر جریان شکست خورده به همان طرح دست مالی شده وحدت ملی روی آورده است.
هاشمی رفسنجانی به عنوان مطرح کننده فعلی این طرح شناخته می‌شود؛ البته به شرط آنکه بعدها آن را به کسی نسبت ندهد.
اگرچه در روزهای اخیر آرامش بر فضای کشور حاکم شده اما رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان می‌کوشد تا از وجود بحران در کشور رونمایی کند و برای برطرف کردن آن نسخه تجویز کند؛ شاید که در صورت استقبال از آن، خود را به عنوان ریش سفید و مرد عبور از بحران ها معرفی نماید.
با این حال در خصوص اجرای طرح وحدت ملی در شرایط کنونی نیز حرف و حدیث‌های فراوانی وجود دارد؛ اما حداقل انتظار از هاشمی رفسنجانی و اطرافیان وی قبل از هر وحدتی، اعتراف آن‌ها به اشتباهات گذشته و عذرخواهی از مردم است؛ شاید آنگاه بتوان در خصوص طرح وحدت هاشمی رفسنجانی اندکی اندیشه نمود.