کوتاه نیامدیم ، کوتاه شدند !
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤ : توسط : حسینی


1- «خب! آقایان شروع بفرمائید!» این اولین جمله ای بود که دکتر جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسئول تیم مذاکره کننده ایران اسلامی بعد از رسمی شدن نشست ژنو و پس از رد و بدل تعارفات دیپلماتیک خطاب به نمایندگان کشورهای موسوم به 1+5 بر زبان آورد. نمایندگان هر یک از 6 کشور آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان، چین و روسیه، به طور جداگانه موضوع واحدی را پیش کشیدند؛ «جمهوری اسلامی ایران درباره پیشنهاد قبلی 1+5 با عنوان توقف در مقابل توقف -FREEZE- تاکنون چه اقدامی انجام داده و چه نظری دارد»؟ بعد از پایان اظهارات نمایندگان 1+5، لبخندی بر لب دکتر جلیلی می نشیند، از آن لبخندها که در عرف دیپلماتیک ترجمان تعریف شده ای دارد و سپس خطاب به نمایندگان 6 کشور طرف مذاکره می گوید؛ «همه شما آقایان تازه کار هستید بنابراین، ایرادی بر شما نیست که از تاریخچه مذاکرات اطلاع چندانی نداشته باشید و در حالی که جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید ورزیده هرگز فرآیند غنی سازی را متوقف نمی کند، امروز، از آن نقطه عبور شده آغاز کنید». دکتر جلیلی سپس از خاویر سولانا می پرسد؛ مگر جنابعالی موافقت با «بحث پیرامون بسته پیشنهادی ایران» را به عنوان موضوع نشست امروز به اطلاع آقایان نرسانده اید؟ و در ادامه با تأکید بر ضرورت حفظ احترام حاضران و مرور آنچه گذشته است برای تازه کاران، مواضع روشن و تغییرناپذیر جمهوری اسلامی ایران مبنی بر توقف ناپذیر بودن فرآیند غنی سازی اورانیوم در ایران را همراه با مستندات قانونی آن برای نمایندگان 1+5 بازگو می کند و براین نکته نیز اصرار می ورزد که آنچه گفته است، خارج از دستور اصلی جلسه است و کماکان بحث درباره بسته پیشنهادی ایران را موضوع اصلی جلسه می داند.
2- نشست بعدی نیز- بعد از ظهر همان روز- حاشیه های شنیدنی و عبرت انگیز فراوانی دارد که اشاره به آن می تواند در برداشت دقیق تر از «متن» مؤثر باشد.
قبل از آغاز جلسه، نمایندگان کشورهای 1+5 باتفاق آقای سولانا اعلام می کنند که برای شور و تبادل نظر به سالن دیگری می روند و سپس در جلسه حاضر خواهند شد ولی بعد از بازگشت و اعلام آمادگی برای شروع جلسه، دکتر جلیلی که اقدام آنها را نامناسب تشخیص داده بود، خطاب به آنان می گوید که قصد دارد مدتی در باغ محل برگزاری اجلاس قدم بزند و به این ترتیب، پاسخ هوشمندانه و مقتدرانه ای به حرکت قبلی آنها می دهد. نمایندگان 1+5 و سولانا، در ایوان مشرف به باغ منتظر می مانند و سرانجام، خاویر سولانا نزد جلیلی رفته و می پرسد آیا دارید «تمرکز» می گیرید؟ و بعد از آن که پاسخ مثبت دکتر جلیلی را می شنود، خطاب به او می گوید «اما جنابعالی تمرکز ما را برهم زده اید»!...
شاید تصور شود که اشاره به این حواشی ضرورت چندانی ندارد ولی باید توجه داشت در پاره ای از موارد، حاشیه ها نه فقط بیرون از متن تلقی نمی شوند، بلکه بخشی از متن و توضیح دهنده و گویا کننده آن نیز هستند. حواشی یاد شده، از این دسته است و نگارنده برخلاف دکتر جلیلی و سایر اعضای هیئت مذاکره کننده کشورمان بر این باور است که مردم شریف و فداکارمان حق دارند بدانند- و ضروری است بدانند- که نمایندگانشان می توانند با اتکال به خدا و پشتیبانی ملت، در طراز ایران مقتدر اسلامی با نمایندگان قدرت های بزرگ روبرو شوند... راستی دکتر جلیلی، جانباز قطع پا و حافظ کل قرآن نیز هست... چه عیبی دارد که این نیز گفته شود... و گفته شد!
3- مقامات رسمی آمریکایی، اروپایی و اسرائیلی در جریان فتنه اخیر که با حمایت مالی- تبلیغاتی گسترده آنها برپا شده بود، از این فتنه با عنوان یک آشوب دوپله ای یاد می کردند که هدف اصلی و نهایی آن براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران!! و هدف کوتاه مدت آن، تضعیف ایران اسلامی است! و بر این خیال خام بارها به صراحت تأکید کرده بودند نتیجه کوتاه مدت این فتنه را با حضور ضعیف و خسته - AWEARIED IRAN تعبیر نتانیاهو- جمهوری اسلامی ایران در اجلاس اکتبر ژنو، شاهد خواهند بود! به نوشته روزنامه اسرائیلی هاآرتص، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در تماس با نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان آمریکا از آنها خواسته بود «در مذاکرات ژنو، بدون کمترین تردید از عواقب آن، ایران را به سختی تحریم کنید. نظام ایران اکنون تحت تأثیر مخالفت های اصلاح طلبان- بخوانید سران فتنه- ضعیف شده است و هرگز ضعیف تر از این روزها نبوده است، بنابراین، اکنون مناسب ترین زمان برای تحریم و فشار بر ایران است. اگر در شرایط کنونی در تحریم ایران تردید کنید، فرصتی که فراهم آمده را از دست خواهید داد... وقت آن است که نمایندگان آمریکا و اروپا بیشترین فشار را بر تیم مذاکره کننده ایران وارد کنند. ایرانی ها حتماً کوتاه می آیند و شما موفق خواهید شد»!
همان روزها، تعدادی از نمایندگان کنگره آمریکا با اشاره به آشوب های تهران، بر ضعف پدید آمده در جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده و خواستار بهره گیری از این شرایط در اجلاس ژنو می شوند. «تدپو» نماینده جمهوریخواه و «کریستوفر داد» سناتور دموکرات و رئیس کمیته بانکداری، مسکن و امور شهری سنای آمریکا، از جمله این پیشنهاددهندگان هستند. «استفانیا کراکسی» معاون وزارت خارجه ایتالیا در مصاحبه با روزنامه ایتالیایی «کوریره دلاسرا» می گوید «ایران درپی آشوب های داخلی به شدت ضعیف شده است و دیگر قادر به ادامه مواضع پیشین خود نیست. آمریکا و کشورهای اروپایی 1+5 باید از این فرصت برای وادار کردن ایران به پذیرش خواسته های خود استفاده کنند» و....
گفتنی است، تقریباً تمامی مقامات آمریکایی، اروپایی و اسرائیلی در توصیه های خود برای فشار بر ایران اسلامی، از احتمال مخالفت روسیه و چین ابراز نگرانی می کنند و در همان حال رادیوهای فارسی زبان اسرائیل، آمریکا، فردا، فرانسه و بی بی سی، چند روز قبل از تظاهرات روز قدس سر دادن شعار «مرگ بر چین» و «مرگ بر روسیه» را به فتنه انگیزان توصیه می کنند!!
4- بعد از راهپیمایی روز قدس که از ریزش شدید هواداران موسوی و خاتمی حکایت می کرد و مخصوصاً بیانات رهبر معظم انقلاب در نماز عید فطر تهران و ساعتی بعد در جمع مسئولان، که نشانه ای غیرقابل تردید از اقتدار ایران اسلامی بود، در لحن و فحوای اظهارنظرهای مقامات و رسانه های غربی و صهیونیستی تغییر محسوسی پدید می آید، اما توپخانه تبلیغاتی آنها کماکان به شلیک رجزهای آنچنانی مشغول است و بر تضعیف ایران اسلامی و ضرورت بهره گیری غرب از این موقعیت در اجلاس ژنو تأکید می کند.
5- نشست ژنو میان 1+5 و ایران اسلامی در روز پنج شنبه 9 مهرماه 88- اول اکتبر 2009- در این حال و هوا تشکیل می شود، اما برخورد مقتدرانه هیئت اعزامی جمهوری اسلامی ایران، آخرین توهمات احتمالی حریف را فرو می ریزد و ایران اسلامی را نه فقط ضعیف نشده، بلکه بارها مقتدرتر از گذشته می بینند. بعد از پایان اجلاس، تغییر لحن مقامات و رسانه های غربی به وضوح دیده می شود. اسرائیلی ها بعد از 5 روز «سکوت» معنی دار که رسانه های آمریکایی و اروپایی با تعجب از آن یاد می کنند، زبان قفل شده خود را باز کرده و سایت وزارت خارجه اسرائیل می نویسد «روز اول اکتبر، روز مذاکرات هسته ای، روزی بود که غرب آمده بود تا به اصطلاح اتمام حجت کند و به رژیم ایران بگوید که اگر کوتاه نیایی، کوتاهت می کنیم، ولی بار دیگر جمهوری اسلامی غرب را شکست داد».
مقامات و رسانه های آمریکایی و اروپایی، اما خیلی زودتر و در اولین ساعات بعد از نشست به شکست خود اعتراف کردند، اگرچه برخی از آنها کوشیدند آرزوهای بر باد رفته خود را به «خبر»! تبدیل کنند، که کارایی این ترفند دیری نپائید و این گروه نیز به شکست اعتراف کردند. روزنامه آمریکایی «لس آنجلس تایمز» بی آن که خشم خود را پنهان کند، با تیتر درشت در صفحه اول خود نوشت «ایران برنده مذاکرات ژنو بود»، جان بولتون نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد که به کینه توزی علیه ایران اسلامی شهرت دارد، در مصاحبه ای گفت «چگونه می توان انکار کرد که مذاکرات ژنو پیروزی بزرگ دیگری برای ایران بوده است». نیویورک تایمز نوشت «دولت آمریکا و متحدان غربی اش باز هم مانند سال های گذشته از ایران در حوزه دیپلماسی شکست خوردند». روزنامه واشنگتن پست با ادبیات تحقیرکننده ای خطاب به آمریکا و کشورهای اروپایی عضو 1+5 نوشت؛ «لحن مثبت اوباما بعد از اجلاس ژنو، اگرچه ظاهری امیدوارکننده داشت، اما از ناامیدی عمیق وی نسبت به توقف برنامه هسته ای ایران خبر می داد»، خبرگزاری انگلیسی رویترز، در تحلیلی از نشست ژنو تأکید کرد «ایران با حضور مقتدرانه خود در ژنو نشان داد که هرگز از فعالیت هسته ای خود عقب نشینی نمی کند» و....
6- مقامات و رسانه های غربی در اولین واکنش خود سعی کردند موافقت ایران!! با ارسال اورانیوم غنی شده زیر 5 درصد به یک کشور ثالث برای تبدیل آن به اورانیوم با غنای 20 درصد- به منظور بهره گیری در رآکتور تهران و برای تولید «رادیو داروها»- را یک موفقیت برای خود و امتیاز بزرگی قلمداد کنند که ایران در اجلاس ژنو به حریف داده است!! این در حالی است که؛
الف: ایران طی نامه ای به آژانس نیاز خود را به رادیو ایزوتوپ ها با غنای 20 درصد برای تولید رادیو داروها اعلام کرده بود بی آن که با فرآیند تکمیلی غنی سازی- از 4 یا 5 درصد به 20 درصد- در یک کشور ثالث موافقتی کرده باشد. اما در اجلاس ژنو پیشنهاد انجام فرآیند تکمیلی در یک کشور ثالث- روسیه یا فرانسه- از سوی غربی ها مطرح شد که پاسخ مثبت یا منفی ایران را درپی نداشت.
ب: غربی ها خیلی زود متوجه شدند که آنچه به عنوان «امتیاز» ایران به حریف مطرح کرده اند در حقیقت امتیازی برای ایران اسلامی است. چرا که تمامی چالش 6 ساله اخیر بر این محور بود که ایران غنی سازی اورانیوم برای ساخت میله سوخت رآکتورها را حق خود می دانست و تأکید می ورزید که این غنی سازی تا مرز حداکثر 5 درصد خواهد بود - اگرچه غنی سازی با درصد بیشتر نیز مطابق مفاد NPT و پادمان های مربوطه حق قانونی ایران است- و غربی ها با این خواست ایران - غنی سازی حداکثر 5 درصدی- مخالفت می کردند و چالش6ساله روی این محور بود. گفتنی است غرب حتی با برخورداری ایران از 20 سانتریفیوژ نیز به شدت مخالفت می ورزید. بنابراین وقتی با ارسال اورانیوم 5 درصد غنی شده به کشور ثالث برای انجام فرآیند تکمیلی موافقت می شود، مفهوم و معنای دیگر آن، این است که حریف از اصرار خود بر پیشگیری از غنی سازی 5 درصدی اورانیوم در ایران دست کشیده و به این درصد از غنی سازی در ایران تن داده است از این روی، اگرچه ایران با ارسال اورانیوم غنی شده 5 درصدی به کشور ثالث موافقت نکرده است ولی بر فرض انجام این فرآیند، امتیازی را که غرب طی 6 سال گذشته بر سر آن جنجال و هیاهو به راه انداخته بود، به دست آورده است و این، یعنی همان که غرب چاره ا ی جز پذیرش ایران هسته ای ندارد و ایران اسلامی از هسته ای شدن کوتاه نیامده است.
ج: در حالی که حتی رژیم اشغالگر قدس هم، این امتیاز را پایان موفقیت آمیز چالش هسته ای 6 ساله به نفع ایران اسلامی دانسته و با لحنی تمسخر آمیز غرب را به همین علت ملامت می کند، برخی از سایت های مدعی اصلاحات و از جمله یک روزنامه زنجیره ای ارگان موسوی در یادداشتی که کم اطلاعی و نگاه عوامانه اصلی ترین شاخصه آن است می نویسد: «سرانجام پس از حدود 7 سال به توافقی با غرب دست یافتیم که 5 سال پیش نیز قابل دسترسی بود»! و به خیال خود توضیح می دهد که در گذشته نیز غرب پیشنهاد غنی سازی اورانیوم در خارج از ایران را مطرح کرده بود! در این نگاه عوامانه عمداً فراموش شده است که خواسته غرب توقف کامل غنی سازی اورانیوم 5 درصدی در ایران و انجام آن در یک کشور ثالث بود و ایران بر انجام غنی سازی 5 درصدی تاکید داشت. در حالی که اکنون غرب- در صورتی که بار دیگر هم عهدشکنی نکند- به همان خواسته ایران در چالش 6 ساله تن داده است... و در این باره گفتنی های ضروری دیگری نیز هست.
حسین شریعتمداری