در کتاب راهنمای تبلیغاتی صهیونیسم، چه حُقه‌هایی توصیه شده؟
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: یک تحلیلگر انگلیسی با نقد و بررسی یک کتاب راهنمای تبلیغاتی صهیونیستی، از حیله‌های صهیونیسم برای ترسیم چهره‌ای فداکار، مظلوم و صلح طلب از اسرائیل پرده برداشت.


به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری تحلیلی خانه شفاف سازی اطلاعات، نشریه الکترونیکی "پلستاین کرونیکل "، در ادامه مقاله‌ای که "استوارت لیتلوود " نگاشته است، به نقد و بررسی سایر راهکارهایی می‌پردازد که گروه پروژه اسرائیل آنها را در یک کتاب راهنمای تبلیغات توصیه کرده است.
در کتاب مذبور، ماجرای غزه و عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از آن به گونه‌ای ترسیم شده که گویی اسرائیل فداکاری‌های دردناکی انجام داده تا فرصتی برای صلح فراهم کند:
"آنها با چشم پوشی از منازل، مدارس، مشاغل، و عبادتگاه‌های خود، به امید از سر گیری روند صلح، بیش از 9000 شهرک‌نشین را داوطلبانه از غزه و بخش‌هایی از کرانه باختری خارج ساختند. اما با وجود پیشگامی در صلح از طریق عقب نشینی از غزه، اسرائیل همچنان با حملات تروریستی مواجه است. اسرائیل می‌داند که برای یک صلح پایدار باید از تروریسم فارغ بوده و با مرزهای قابل دفاع زندگی کنند. "
لیتلوود در رد مطلب فوق تاکید می‌کند که اسرائیل نه تنها آن مناطق را ترک نکرد، بلکه حریم هوایی، آبهای ساحلی و خطوط هوایی غزه هنوز در اشغال قرار داشته و کنترل همه مرزها به جز رفح - که در آن هم اعمال نفوذ می‌کند - در اختیار اسرائیل است. اسرائیل غزه را در تحریمی نگهداشته است که در تلاش برای از پا در آوردن حکومت مردمی آن، باعث نابودی اقتصاد این ناحیه کوچک تحت محاصره، گرسنگی 5/1 میلیون جمعیت آن و ایجاد یک بحران انسانی عظیم شده است.
روش دیگری که برای مظلوم نمایی چهره صهیونیسم توصیه شده انجام مقایسه های مستقیم بین اسرائیل و آمریکا- از جمله نیاز به دفاع در مقابل تروریسم - است. به گفته این کتاب هر چه بیشتر روی تشابهات بین آمریکا و اسرائیل متمرکز شوید، احتمال اینکه حمایت افراد بی‌طرف را بدست بیاورید بیشتر خواهد بود. در واقع، اسرائیل یک متحد مهم آمریکا در جنگ علیه تروریسم است و همانند آمریکا با از چالش‌های بسیاری در حفاظت از شهروندانش مواجه است.
نویسنده با برجسته کردن این نکته که راهبرد اسرائیل به طور کامل به این ایده نادرست وابسته است که این رژیم قربانی تروریسم بوده و کشورهای غربی باید به منظور حفاظت متقابل به اسرائیل نزدیک شوند، آورده است: خوشبختانه، افراد عاقل به این نکته پی می‌برند که تروریست‌های واقعی چه کسانی هستند. تا این لحظه به یقین روشن شده است که انجام مقایسه بین اسرائیل و آمریکا تنها باعث افزایش نفرت جهانی از آمریکا شده است. شهروندان آمریکا باید از این امر مطلع شوند و شهروندان انگلیس باید از افتادن در همان دام اجتناب کنند.
حیله بعدی تزریق ارزش‌های اساسی و تکرار دائم آنهاست تا همه بخصوص مردم آمریکا باور کنند که حرف اسرائیل حرف آمریکا است: "دموکراسی "، "آزادی "، "امنیت " و "صلح ". این چهار کلمه در راس سیستم‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آمریکا قرار دارند و باید تا جای ممکن تکرار شوند زیرا در واقع همه آمریکایی ها با آنها موافقند. "
این تحلیلگر انگلیسی با بیان اینکه اگر اسرائیل اینقدر در این زبان تسلط دارد، چرا حقوق همسایگان خود برای دموکراسی، آزادی، امنیت و صلح را به رسمیت نمی شناسد و به تجاوز نظامی خود پایان نمی‌دهد، درباره شیوه فوق بیشتر توضیح می دهد:
"یک اصل تجربی ساده این است که هنگامی که با تکرار مکرر یک پیام به نقطه‌ای می رسید که فکر می‌کنید ممکن است مریض شوید، این درست همان لحظه‌ای است که مردم بیدار خواهند شد و خواهند گفت " هی! شاید این یارو چیزی را می گوید به نفع من است! " اما پیام‌ها را با حقایق اشتباه نگیرید. "
روش دیگر کتمان حقایق تاریخی است. در این کتاب رد پیشنهاد کشور فلسطینی از سوی رهبران فلسطینی ، دلیل جنگ طلبی فلسطینیان و صلح طلبی اسرائیل ذکر می‌شود در حالی که به دلایل رد این پیشنهاد از سوی طرف فلسطینی اشاره‌ای نمی‌شود:
این موضوع باید اشاره به پیشنهاد به اصطلاح سخاوتمندانه ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی باشد، افسانه دیگری که اسرائیلی‌ها عاشق پراکندن آن هستند. کرانه باختری و نوار غزه، که در سال 1967 به تسخیر اسرائیل در آمد و سپس در اشغال بوده‌اند، تنها 22 درصد فلسطین قبل از تفکیک را تشکیل می‌دهند. هنگامی که فلسطینی‌ها توافقنامه "اسلو " را در سال 1993 امضا کردند، آنها موافقت کردند که این 22 درصد را پذیرفته و اسرائیل را در داخل مرزهای "خط سبز " ( یعنی خط آتش‌بس 1949 که پس از جنگ اعراب و اسرائیل بوجود آمد) به رسمیت بشناسند. واگذار کردن 78 درصد سرزمینی که در اصل متعلق به آنها بوده است یک سازش تکان دهنده از جانب فلسطینی‌ها بود.
لیتلوود اضافه می‌کند: اما این برای باراک طماع کافی نبود. "پیشنهاد سخاوتمندانه " او ملزم می‌کرد که 69 شهرک اسرائیلی در داخل این 22 درصد شامل گردند. در روی نقشه کاملا می شد دید که این بلوک‌های مسکونی مرزهای ناممکنی را ایجاد و زندگی فلسطینیان کرانه باختری را شدیدا مختل می‌کردند. باراک همچنین می خواست که سرزمین‌های فلسطینی تحت "کنترل موقت اسرائیل "، یعنی کنترل نا محدود نظامی و اداری اسرائیل در بیایند. "پیشنهاد سخاوتمندانه " همچنین کنترل مرزهای کشور جدید فلسطینی را به اسرائیل می‌داد. کدام ملت در دنیا این را می پذیرفت؟ واقعیت غیرقابل قبول پیشنهاد باراک که در نقشه لحاظ شده بود، از طریق تبلیغات جانبدارانه پنهان شده بود. بعدها، در تابا، باراک یک نقشه بازنگری شده ارائه کرد، اما پس از شکست انتخاباتی‌اش آنرا پس گرفت. نیاز نیست حرف‌های مرا سند بدانید، حقایق توسط سازمان هایی چون "گوش شالوم " به خوبی ثبت و توضیح داده شده‌اند.
روش بعدی تکرار این مطلب است که " چرا دنیا درباره اهداف حماس که به طور کتبی و شفاهی عنوان شده‌اند، چنین سکوت اختیار کرده است؟ " که به گفته نویسنده همین سوال را می‌شود در قبال اهداف کتبی عنوان شده رژیم نژادپرست اسرائیل و احزاب سیاسی آن مطرح کرد.
گروه پروژه اسرائیل در ادامه توصیه‌هایش به تعریف ارتباطات موفق پرداخته است: "ارتباطات موفق به این معنی نیست که بتوانید همه حقایق تاریخ طولانی مناقشه اعراب و اسرائیل را بازگو کنید. بلکه بدین معنی است که به تعدادی از اصول پایه‌ای ارزش‌های مشترک - از قبیل دموکراسی و آزادی - اشاره کرده و آنها را دائما تکرار کنید. شما باید کار را با ابراز همدردی نسبت به هر دو طرف آغاز کنید، به مخاطبانتان یادآوری کنید که اسرائیل خواهان صلح است و سپس پیام‌های دموکراسی، آزادی و صلح را پیوسته تکرار نمایید... ما باید پیام را به طور متوسط 10 بار تکرار کنیم تا موثر باشد. "
نویسنده با بیان اینکه اگر دموکراسی و آزادی یک ارزش مشترک است، اسرائیل باید آن را به فلسطینیان بدهد، به انتقاد از این عبارت که " اوضاع خاورمیانه ممکن است پیچیده باشد، اما همه طرف‌ها باید یک رویکرد ساده اتخاذ کنند: اول صلح، سپس مرزهای سیاسی. " پرداخته و تاکید می‌کند:
یعنی در حالی که هنوز زیر چکمه‌های سربازان اسرائیل قرار داریم ، مقاومت را کنار بگذاریم؟ رویکرد درست برای جامعه بین‌المللی این است که ابتدا بر تبعیت اسرائیل از قوانین بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل - که به طور اهانت آمیزی نادیده گرفته است - پافشاری کند. مرزها پیش از این تعریف شده‌اند. هر مساله‌ای که برای تصمیم‌گیری باقی مانده باشد، فلسطینی‌ها نباید مجبور به مذاکره تحت اشغال یا فشار باشند.
در عبارت دیگری می‌خوانیم: "اگر ما نتوانیم دنیا را نسبت به این موضوع ملتفت کنیم که والدین اسرائیلی در جنوب اسرائیل صبح‌ها هنگام بردن کودکانشان به مهد کودک ها مجبورند به راکت‌های فلسطینی جا خالی بدهند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر دنیا به ایران، بزرگترین کشور حامی تروریسم، اجازه دهد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر مطبوعات بد باعث شوند شهروندان آمریکایی از حکومتشان بخواهند که به اسرائیل پشت کند، اسرائیل چه خواهد کرد؟ چرا من در مورد موفقیت تلاش‌های ارتباطی شما این قدر حساس هستم؟ به این دلیل که هرگز نمی خواهم کودکانمان چیزهایی را تجربه کنند که خانواده من و شماها در هولوکاست تجربه کردند. "
لیتلوود مطالب گفته شده را رد کرده و می نویسد: از هر 500 موشک دست ساز قسام تنها یکی باعث مرگ می‌شود که در مقایسه با ویرانی و قتل عام ناشی از موشک‌های مدرن اسرائیل به حساب نمی‌آید. هنگامی که فلسطینی‌ها مجبور می شوند هزینه گزافی بابت هولوکاست در اروپا بپردازند، چطور به نظر می‌رسد؟ و اسرائیل چقدر به هولوکاست فلسطینی‌ها - که خودش باعث آن است - اهمیت می دهد؟
این راهنما سپس فهرستی طولانی از لغات ارائه می‌کند. به عنوان مثال:
"دیپلماسی اقتصادی ": این عبارت از کلمه "تحریم‌ها " خیلی پسندیده‌تر و خوشایندتر است. این عبارت در سرتاسر طیف سیاسی جذابیت دارد: رویکرد سختگیرانه اقتصادی در مورد جمهوریخواه‌ها صدق می‌کند و بخش دیپلماسی آن دموکرات‌ها را ارضا می‌کند.
"رونق اقتصادی ": هرگاه اسرائیل درباره رونق اقتصادی فلسطینی‌ها صحبت می‌کند، نگاه ها به آن تا حد ممکن مثبت می‌شوند. به هر حال چه کسی می‌تواند مخالفت کند؟
وقتی که هیچ چیز بدون تایید اسرائیل وارد و صادر نمی‌شود و ماهیگیران حتی نمی توانند در آب‌های خودشان به صید بپردازند، چه رونقی؟
" انسان به انسان ": "ما می‌دانیم که فلسطینیان و اسرائیلی‌ها به طور میانگین می خواهند دور هم جمع شده و صلح برقرار کنند. آنها می‌خواهند در صلح زندگی کنند. در گذشته رهبران اسرائیلی با رهبران عرب گردهم آمده‌اند تا صلح ایجاد کنند. اما چگونه می‌شود با حماس و حزب‌الله به صلح رسید؟ "
خیلی ساده. از سرزمین‌هایشان خارج شده و از آنها دور بمانید. تحت اشغال هیچ صلحی صورت نمی‌گیرد. باید خیلی احمق باشید که این را نمی فهمید.
"راکت‌ها را انسانی کنید ": تصویری روشن از زندگی در جوامع اسرائیلی که در مقابل حملات آسیب پذیر هستند، ترسیم کنید. بله، تعداد حملات راکتی صورت گرفته را ذکر کنید. اما بلافاصله در پی آن ذکر کنید که شب هنگام حرکت کردن به سوی پناهگاه چگونه است.
آیا اسرائیل لطف می‌کند به دنیا بگوید که تانک‌ها، هواپیماها، قایق‌های توپدار و هواپیماهای بدون سرنشینش چه مقدار بمب، راکت و گلوله بر سر جمعیت متراکم غزه ریخته‌اند؟
"زندگی با هم، در کنار یکدیگر ": این بهترین راه برای توصیف هدف غایی یک راه حل دو کشوری بدون استفاده از خود عبارت است.
با نمک به نظر می‌رسد، اما کهنه شده است. چه کسی مایل است در کنار متعصب ها و تندروهایی زندگی کند که زندگی شما را برای 61 سال به جهنم تبدیل کرده‌اند؟
نویسندگان این راهنمای حیله‌گری تاکید می‌کنند که هنگام صحبت درباره یک شریک فلسطینی، ضروری است که بین حماس و هر کس دیگر تمایز قائل شد: " تنها ضد اسرائیل‌ترین آمریکایی‌ها از اسرائیل انتظار دارند که با حماس مذاکره کند، بنابراین شما باید شفاف باشید که به دنبال یک "شریک فلسطینی میانه‌رو " هستید. "
سوال این جاست که طرف‌های میانه‌روی اسرائیلی کجا هستند؟
در جای دیگری آمده است: "جنگ بر سر ایدئولوژی است، نه زمین؛ ترور است نه قلمرو. بنابراین، باید از به کار بردن ادعاهای مذهبی اسرائیل در مورد این سرزمین به عنوان دلیلی برای اینکه چرا اسرائیل نباید از آنها چشم پوشی کند، اجتناب کنید. چنین ادعاهایی تنها باعث می‌شود اسرائیل در نظر مردمی که مسیحی یا یهودی مذهبی نیستند تندرو به نظر برسد. "
اما به اعتقاد لیتلوود اگر جنگ بر سر زمین نیست، چرا اسرائیل به زور سلاح آن را می دزدد؟ و چرا وقتی سازمان ملل به این رژیم گفت که آنها را پس بدهد، این کار را نکرد؟