اول تنبیه متجاوز بعد آتش‌بس!
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٤  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: فتنه‌گران با به سنگ خوردن و بن‌بست و عقب نشینی از برخی مواضع بدست آمده به دنبال فرصتی جهت احیا و بازسازی خویش هستند؛ پس از فتح خرمشهر هم به سرعت قطعنامه‌های شورای امنیت برای پایان درگیری‌ها تصویب می‌شد ولی در همه آنها یک نکته مفقود بود، چه کسی آغازگر جنگ بوده است؟


سی و یکم شهریور صدام مرزهای بین المللی را شکست و وارد سرزمین شیران یعنی ایران شد. سال‌ها شهر و روستاها را بمباران کرد و کوبید و خراب کرد. بخشی اشغال شد و بخشی ویران. صدها شهید و هزاران مجروح و صدها هزار آواره و میلیون ها تومان خسارت به مردم ایران وارد کرد. کند شدن حرکت نوبنیاد انقلاب اسلامی در بازسازی ایرانی اسلامی و انقلابی بر ویرانه های پهلوی را نمی توان قیمت و عددی نهاد. البته "هر روز ما در جنگ برکتی داشتیم که در همه صحنه‌ها از آن بهره جسته‌ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر کردیم. امروز اگر در جهان اسلام تحولی هست، به برکت این جنگ است. " (1)
روز ششم جنگ، یاسر عرفات، ژنرال ضیاالحق رئیس جمهوری پاکستان و حبیب شطی دبیرکل کنفرانس اسلامی، برای تشریح آتش بس به ایران آمدند و با مسئولان کشورمان ملاقات کردند و درباره پیشنهاد آتش بس مذاکراتی داشتند. درچنین موقعیتی "مصالحه با جنایتکار و سازش با جنایتکار، این یک جنایتی است بر مردم متعهد و یک جنایتی است بر اسلام…هیچ مسلمی نباید خیال کند که بین اسلام و غیرمسلم باید صلح ایجاد شود. "(2) "جنگ را تا از بین‌ رفتن حزب بعث ادامه خواهیم داد، این جنگ تا پیروزی ادامه خواهد یافت و کسانی که با جنگ مخالفند، خلاف رضای خدا است " (3)
دفاع و مبارزه با متجاوز یک اتفاق کاملا طبیعی است. اما آن چه عجیب است وقاحت و بی شرمی کسانی است که می خواستند، دست ایران را در دفاع ببندند درحالی که عراق از شدت عملیات خود نکاسته است و کوچه کوچه های شهرها و روستاهای مرزی درگیر بمباران و تیراندازی و آتش توپخانه عراق است.
عبرت آموزی از تاریخ در همین مشابهت ها شروع می شود. و اینک؛ با گذشت دو دهه از جنگ،‌ زمانی که عده ای با شعار تقلب در انتخابات یک کودتای رسانه ای سیاسی را کلید زدند و خواستار مدارا و آتش بس بودند، نباید آن را چندان نوظهور دانست.
شنبه بعد از انتخابات چندین اتوبوس و ده ها سطل زباله در خیابانهای مرکزی شهر تهران آتش گرفت که ستونهای دود و آتش آسمان بخشی از تهران را فراگرفت. این ناآرامی ها نزدیک به دو هفته ادامه یافت. محاسبه میزان خسارات فیزیکی در دو هفته ناآرامی را شهرداری انجام داد. قوه قضائیه نیز برخی متهمان ردیف دوم و سوم و چهارم را به پای میز محاکمه آورده است. اما آیا این پایان ماجراست؟
بعد از گذشت نزدیک به سه ماه از آغاز این ماجرا، لایه های جدیدتری از عمق فتنه آشکار می شود. اغتشاشگران به دنبال کودتای سیاسی و فلج کردن رأس نظام و تعطیلی اسلامیت نظام به بهانه جمهوریت بوده اند. از سوی دیگر چه کسی می تواند، قیمت هتک آبروی نظام اسلامی را محاسبه کند. سران و بازیچگان فتنه، جمهوری اسلامی سرفراز را بعد از سی سال انتخابات آزادانه متهم به دیکتاتوری و تقلب و خیانت به مردم کردند. آیا دیه چنین جنایتی قابل محاسبه است؟
"آن ظلمى که به مردم شد، آن ظلمى که به نظام اسلامى شد، آن هتکى که از آبروى نظام در مقابل ملتها به وسیله‌‌ى بعضى انجام گرفت؛ مسئله‌‌ى اصلى این است که مردم در یک حرکت عظیمى، در یک انتخابات پرشورِ خوبِ کم‌‌نظیرى حضور پیدا کردند و این رأى بالا را توى صندوقها ریختند. هشتاد و پنج درصد شوخى است؟ این انتخابات، نظام را که در این یکى دو سال اخیر همین طور پى‌‌درپى پیشرفتهاى اقتصادى و علمى و سیاسى و امنیتى و بین‌‌المللى براى خودش کسب کرده بود، در یک مرحله‌‌ى عالى از امتیاز و آبرو قرار میدهد، بعد ناگهان مشاهده میکنیم یک حرکتى صورت میگیرد براى نابود کردن این حادثه‌‌ى افتخارآمیز! مسئله‌‌ى اصلى این است. " (4)
بنابراین در یک برهه حساس دیگر از تاریخ انقلاب به سرعت چرخ انقلاب به کار افتاد توپخانه رسانه ای و قضایی و انتظامی به حرکت درآمدند. این بار نیز در مراکز فرماندهی اختلالاتی وجود داشت. عده ای در مبارزه دچار تردید شدند. ساده نبود درگیری با کسانی که برخی شان نام و نشان جنگ و انقلاب را تا همین امروز، نه مثل برخی شان تا دیروز، به دوش کشیده اند. ولی نسل پرورش یافته انقلاب، مبارزه با نفاق را به خوبی انجام داد. نسل سومی ها بدون اینکه آموزش خاصی دیده باشند، همانند دوره دفاع مقدس، پس از مدتی فتح الفتوح خود را در خواباندن شتر فتنه، نشان دادند، حتی حرکت ضرارگونه هم افاقه نکرد. رهبری هم به حق نشان و درجه افسری جنگ نرم را بر دوش جوانان و نسل‌سومی‌ها گذاشت. اما باید توجه داشت این جنگ جنگ نرم است. سنگرهای فیزیکی و قضایی تا حدودی تثبیت شده است. اما آیا متجاوز تنبیه شده است؟ آیا متجاوز از کاری که کرده پشیمان شده است؟ آیا این اطمینان وجود دارد که دشمن دوباره قصد حمله ندارد؟ برای اولین بار در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی پای اجنبی به مداخلات و رقابتهای سیاسی داخلی کشیده شده است، هنوز فردی که خود را نخست وزیر امام معرفی می‌کند یک کلمه بر علیه این مسئله موضعی نگرفته است. آیا نباید نگران باشیم؟ آقای هاشمی رفسنجانی هنوز از طرد و تبری از آشوب طلبان و منافقانی که به کرده های خود اعتراف کرده اند، استنکاف می‌ورزد. آیا نباید از او پرسید تعلل در محکوم کردن فتنه گران برای چیست؟ آیا وی با پشت‌پرده جریان اغتشاشات و فتنه نسبتی دارد؟
با پخش اعترافات و توبه نامه های تئوریک و غیر تئوریک برخی عناصر ردیف دوم فتنه، از دستگاه رسانه ای نظام، دستگاه قضایی این عناصر را یک به یک، با قید وثیقه و قبل از مشخص شدن، نتیجه دادگاه آزاد می کند.
از سوی دیگر فتنه گران با به سنگ خوردن و به بن بست نشستن و عقب نشینی از برخی مواضع بدست آمده به دنبال فرصتی جهت احیا و بازسازی خویش هستند. پس از فتح خرمشهر به سرعت قطع نامه های شورای امنیت برای پایان درگیری ها تصویب می شد ولی در همه آنها یک نکته مفقود بود، چه کسی آغازگر جنگ بوده است؟ چه کسی باید تاوان خسارتهایی که ملت انقلابی ایران وارد شده است را باید بپردازد؟ این خسارات چه میزان است؟ خسارات مادی به یک سو، خسارات معنوی را چه می کنند؟
امروز سوال از طراحان "آشتی ملی " و "تفاهم ملی " و امثالهم این است که اولا آیا ضمانتی برای شعله ور نشدن دوباره خاکستر فتنه هست؟ اولین شرط آشتی و آتش بس برگشتن به مرزهای سابق قانونی است. آیا مدعیان تقلب در انتخابات، آیا اتهام زنندگان به نظام اسلامی در تجاوز به دوشیزگان و زندانیان، حرف خود را پس گرفته اند؟ گام بعدی این است آیا متجاوزان و قانون شکنان مجازات شده اند؟ فریب خوردگان و عناصر دست چندم مشمول عفو دولت اسلامی هستند، ولی مدارای چند ماه رهبری و نظام فرصت کافی برای پشیمانی و جبران مافات را به آنها داد و آنها استفاده نکردند، چه جای رأفت و گذشت در برابر کسانی که باعث کشته شدن و انحراف اذهان و تشکیک در اعتماد مردم به نظام است؟ قانون شکنان به حکم عقل و شرع و قانون اول باید مجازات شوند و بعد از تفاهم صحبت کرد. "تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام نخواهد نشست و انشاالله تا رسیدن به این هدف فاصله چندانی نمانده است و اکنون که به مرز پیروزی مطلق رسیده‌ایم، صدام و جهان‌خواران صلح‌طلب شده‌اند. " (5)

"بالاخره اهل فتنه مایلند که خشیت خودشان را، خوف از خودشان را در دل نخبگان و خواص، به جاى خشیت از خدا بنشانند؛ یعنى مایلند که از آنها ترسیده بشود؛ الّذین قال لهم النّاس إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایمانا و قالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل یعنى اینکه دائماً دارند به ما میگویند: آقا ! إنّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم، جوابش همین است: فقالوا حسبنا اللَّه و نعم الوکیل. نتیجه‌‌اش هم این است: فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء. نتیجه‌‌ى این احساس، این درک، این حقیقت روحى و معنوى همین است که: فانقلبوا بنعمة من اللَّه و فضل لم یمسسهم سوء. بنابراین، بایستى این شجاعت را داشت. (6)

تا درآوردن چشم فتنه راهی نمانده است، نباید جنگ را نیمه کاره رها کرد. قرآن هایی که بر سرنیزه بلند شده است، دعوت به حکمیت اینها فرصت هایی است که به فتنه گران داده خواهد شد. هر چند در دلسوزی و نیت خیر برخی پیشنهاد دهندگان تشکیکی نیست. اما باید زمان سنجی و هوشیاری مومنین در درک ماهیت این نزاع و فتنه به آنها کمک کند.
" قطعاً این بلواهاى بعد از انتخابات، به نظر آدمهاى خبره و آگاه، برنامه‌‌ریزى شده بود. یعنى انسان با هر کسى از انسانهاى فهیم که با مسائل کشور و با مسائل جهانى آشنا هستند، در میان می گذارد، می فهمد... همه این را می فهمند که این کار برنامه‌‌ریزى شده بوده و این یک کار دفعى نبود که بخواهیم بگوئیم یک چیزى پیش آمده. مثلاً دفعتاً کسى بلند شد حرفى زد؛ نه، این کار برنامه‌‌ریزى شده بود؛ از یک مرکزى هدایت میشد. خوب، شکست خوردند دیگر؛ ان‌‌شاءاللَّه این شکست‌‌شان ادامه هم پیدا خواهد کرد. منتها دائم دارند توطئه می کنند. " (7)

النهایه آن چه به نظر می آید، اول تنبیه متجاوز بعد صحبت از آتش بس و آشتی. این وظیفه نیز علی الاصول اولا به عهده قوه قضائیه است. قوه قضائیه باید از کسانی که مدعی تقلب شده اند و باعث مغشوش شدن ذهن مردم شده اند مستند بخواهد و اگر نیست تکلیف ظلمی که به مردم شده است را روشن نماید. در وهله بعد دستگاه رسانه ای نظام نیز مانند قیمت گوشت مرغ و تخم مرغ، برای رأی مردم و تخطئه آبروی نظام باید به صورت غیرجانبدارانه و کاملا بی طرف و آزاد به بررسی زوایای فتنه بپردازد و وظیفه روشنگری ای که رهبری از همگان خواسته اند را به جا آورد.
"گاهى سکوت کردن، کنار کشیدن، حرف نزدن، خودش کمک به فتنه است. در فتنه همه بایستى روشنگرى کنند؛ همه بایستى بصیرت داشته باشند. " (8)

1) پیام امام به مناسبت پذیرش قطع نامه 598 تیر ماه 1367

2) امام خمینی (ره)

3) امام خمینی (ره)

4) سخنان رهبری در دیدار با دانشجویان 4 شهریور 88

5) پیام امام خطاب به زائران حج، 7 مرداد 1366

6) سخنان رهبری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان 2 مهر 88

7) همان

8) همان

* منصور حداد