الگوی مقاومت
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱۱  کلمات کلیدی:

برغم تمام کارشکنی ها و شیطنت هایی که یکی، دو کشور غربی علیه برنامه هسته ای ایران انجام دادند تا با انحراف افکار عمومی و غلبه حاشیه های ساختگی و تصنعی بر موضوع و متن اصلی فضایی پرالتهاب و سنگین را به تصویر بکشانند و موقعیت جمهوری اسلامی را بیش از مذاکرات ژنو تضعیف نمایند این مذاکرات دو روز پیش (اول اکتبر) با محوریت بسته پیشنهادی به روز شده ایران برگزار شد.
از 15 ماه پیش که آخرین گفت وگوها میان ایران وکشورهای گروه 1+5 انجام شد تا مذاکرات روز پنج شنبه در ژنو، دو، سه کشور غربی که همیشه به دروغ و با تعمیمی ناروا خود را جامعه جهانی معرفی می کنند، گزینه های مختلفی را در مواجهه و رویارویی با برنامه هسته ای ایران به صحنه و کارزار به اصطلاح دیپلماتیک آوردند.
ترجیع بند خواسته های به ناحق آنها که مداوم و به کرات علیه جمهوری اسلامی مطرح و رسانه ای می کردند «تعلیق غنی سازی» بود؛ بنابراین تا بحث به مذاکره و گفت وگو می رسید از پیش شرط تعلیق برنامه هسته ای ایران برای به فعلیت رسیدن انجام مذاکرات و گفت وگوها سخن به میان آوردند. همزمان با این ژست طلبکارانه که با ایران مذاکره می کنیم اما به شرط تعلیق غنی سازی، حجم انبوهی از چماق های تحریم را به رخ می کشیدند.
در این میان ایران به قوت و با صدای بلند بر خواسته اصلی خود یعنی ادامه فعالیت های صلح آمیز هسته ای پافشاری داشت و بر موقعیت لایتغیر خود مقاومت کرد.
گروه کشورهای 1+5 با مشاهده عزم جدی و راستین مقامات ارشد ایرانی بر مداومت بر حق هسته ای جمهوری اسلامی که عقبه میلیونی حمایت آحاد ملت را به همراه داشت به ترفند جدیدی متوسل شده و برای این که وانمود کنند خواسته خود را تعدیل کرده اند، گزینه «تعلیق در برابر تعلیق» را پیش کشیدند.
اما در این فرآیند باز هم جمهوری اسلامی بر دیدگاه قبلی خود که قانونی و منطقی بود تاکید وزرید و البته باز هم با فضاسازی های منفی و تبلیغات جهت دار رسانه های وابسته غربی روبرو شد و غرب ضمن تهدید به تحریم های شدید علیه جمهوری اسلامی ایران هر از چندگاهی نیز روی گزینه نظامی مانور داد.
در آستانه مذاکرات ژنو نیز خبر سایت هسته ای «فردو» از یک سو و رزمایش پیامبر اعظم(ص) 4 از سوی دیگر دو موضوعی بود که دستمایه غربی ها قرار گرفت تا با تنگ کردن فضا زمینه تغییر افق مذاکرات اکتبر را در راستای منافع زیاده خواهانه و نامشروعشان، فراهم آورند.
اکنون در شرایطی که دور اول مذاکرات در اول اکتبر در دو نشست صبح و بعد از ظهر به اتمام رسیده و قرار است تا ظرف یک ماه آتی دور دوم گفت وگوها آغاز شود اشاره به نکاتی ضروری است؛
1- مذاکرات ژنو نشان داد که جمهوری اسلامی ایران علی رغم تمام فضاسازی های منفی و تبلیغات سیاسی رسانه ای (پروپاگاندا) می تواند با خلاقیت درعرصه دیپلماسی و با ابتکار عملی به موقع و بهنگام شرایط و موقعیت مذاکرات را به نقطه اصلی هدایت و راهبری نماید.
تأکید ایران بر اینکه مدار گفت وگوها روی بسته پیشنهادی به روز شده ایران و فراتر از برنامه هسته ای کشورمان باشد، با خواست 1+5 که «راستی آزمایی» فعالیت هسته ای جمهوری اسلامی ایران را محور مذاکرات می دانستند اگرچه در تعارض بود ولی هر دو طرف به میدان مورد نظر طرف مقابل کشیده شدند. این حالت اگرچه تمامی خواست کشورمان را در پی نداشت ولی به عنوان یک گام مثبت قابل ارزیابی است. ضمن آن که حریف در اعمال نظر خود مبنی بر مذاکره برای توقف غنی سازی- با فرمول توقف در برابرتوقف - نیز ناکام ماند، هر چند موضوع مذاکرات آنگونه که ایران انتظار داشت، صرفاً غیرهسته ای نبود.
بنابراین آنچه در نشست ژنو میان ایران و 1+5 به مذاکرات مثبت و نتیجه محور تعبیر شد با توجه به تبعات گسترده ای که علیه کشورمان تدارک دیده بودند، می تواند «تک موقعیتی» تلقی شود که حریف ناگزیر در آن قرار گرفت.
1+5 و بخصوص گروه غربی آن، راهی جز مذاکره و گفت وگو با جمهوری اسلامی ایران نداشت، اعمال تحریم های شدید علیه ایران و رجزخوانی های غربی ها در این زمینه به داستان تکراری و ملال آوری برای افکار عمومی دنیا مبدل گردیده که بی خاصیتی و ناکارآمدی آن بیش از گذشته عیان گشته است.
گزینه نظامی هم که معمولاً از جانب غربی ها آنهم به صورت تلویحی هر از گاهی مطرح می شد تنها یک بلوف سیاسی به منظور تحت فشار گذاشتن ایران بخاطر ایستادگی و مقاومت بر مواضعش بود. از همین روی، 1+5 چاره را در مذاکره و گفت وگو با ایران و لو با محوریت قرار گرفتن بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی دید.
بنابراین از جمله موضوعاتی که در نشست ژنو مطرح شد و بخصوص گروه غربی 1+5 ناچار می بایست به آن ورود می کرد، «خلع سلاح تسلیحات هسته ای و کشتار جمعی» بود.
2- جمهوری اسلامی ایران نباید در ادامه مذاکرات از مطالبات برحق خود که با افکار عمومی جهانیان نیز همخوانی فراوانی دارد، دست بکشد و این مطالبات را در حاشیه مذاکرات بپذیرد. به عنوان مثال، خلع سلاح هسته ای با تمرکز روی رژیم جعلی صهیونیستی نباید تنها به عنوان یک برگ برنده در عرصه جدال بی حاصل!! به کار گرفته شود، بلکه هیئت مذاکره کننده کشورمان می تواند این مطالبه و مطالبات مشابه دیگر را که با موضوع هسته ای نیز بی تناسب نیستند، پیشاپیش در محور مذاکرات جای دهد و خروج آن از دستور کار مذاکرات را، نشانه بی صداقتی 1+5 و همراهی و همکاری آشکار آنان با جنایتکاران بین المللی معرفی کند.
3- قضاوت درباره چشم انداز مذاکرات و افق آینده ای که گفت وگوها میان ایران و 1+5 را رقم خواهد زد با توجه به این که تنها یک دور از مذاکرات به پایان رسیده است عجولانه به نظر می رسد اما آنچه را که می شود با توجه به شواهد و قرائن حدس زد و شرایط بین المللی نیز از آن حکایت دارد این است که گروه غربی 1+5 که همواره با پیش فرض ها و اتهامات ثابت نشده علیه ایران فضای مذاکرات منطقی و گفت وگوهای عادلانه را به سوی خواسته های ناروا سوق می داد و برای پشتیبانی از خواسته های خود و تحت فشار قرار دادن ایران در پذیرش آن خواسته ها بر چماق های تحریم و جنگ پافشاری می کرد؛ اکنون با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند که اتفاقا حل بسیاری از آنها در گرو تعامل سازنده با جمهوری اسلامی ایران است.
بحران های مالی گسترده و رکود اقتصادی در کشورهای غربی از یکسو و نقش غیرقابل انکار و موثر ایران در معادلات منطقه ای و حتی جهانی باعث گردیده است که غربی ها ناگزیر بدون پیش شرط با ایران وارد مذاکره شوند و حتی به «بسته پیشنهادی ایران»، اگر نه به عنوان محور اصلی مذاکرات، ولی به عنوان یکی از اصلی ترین محورهای آن تن دهند.
حسام الدین برومند