گویا تر از این ؟
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٩  کلمات کلیدی:

در آخرین ساعات روز دوشنبه 6/7/88 آقای مهندس موسوی بیانیه شماره 13 خود را صادر کرد. متن این بیانیه تکرار مکررات و طرح چندباره ادعاهای خلاف و لاف های گزافی است که مهندس موسوی هیچگاه حاضر به پاسخگویی و یا ارائه کمترین شاهد و سندی برای اثبات آن نبوده است. از این روی در نگاه اول این پرسش به ذهن خطور می کند که انگیزه موسوی و اطرافیانش از صدور این بیانیه چیست؟ ابراز وجود در شرایط کنونی و بعد از ناکامی در فتنه انگیزی، اگرچه می تواند بخشی از انگیزه ایشان باشد ولی با دقت بیشتر می توان انگیزه اصلی تهیه کنندگان این بیانیه را کشف کرد. این معما در متن بیانیه نیست، بلکه در حواشی آن نهفته است از جمله این که؛
1- مهندس موسوی در این بیانیه اعلام می کند تاریخ تولدش برخلاف آنچه طی دو هفته اخیر از سوی هوادارانش مطرح شده است، مهرماه نیست. خب! ممکن است بگوئید این که نیازی به صدور بیانیه نداشت! ولی اشتباه می کنید و باید گفت یکی از اصلی ترین انگیزه ها در صدور بیانیه شماره 13 همین نکته بوده است. چرا؟!
طی نزدیک به 2 هفته اخیر، رسانه های بیگانه و سایت های وابسته به جریان فتنه، با آب و تاب از هواداران می خواستند روز 7مهرماه که مصادف با سالروز تولد مهندس موسوی است در دانشگاه تهران حضور یافته و ضمن برپایی جشن تولد وی، علیه بازگشایی دانشگاهها دست به اعتراض بزنند.
اما، حضور تعداد کم شمار آنان در دانشگاه تهران و همزمان با مراسم بازگشایی دانشگاهها که با بی اعتنایی دانشجویان روبرو شد، برای طراحان داخلی و بیرونی این پروژه کمترین تردیدی باقی نگذاشت که تیر اغتشاش در دانشگاهها به سنگ خورده است. و بعد از این ناکامی است که مهندس موسوی با صدور بیانیه ای اعلام می کند تاریخ تولدش مهرماه نیست! و این در حالی است که اعلام مهرماه به عنوان تاریخ تولد مهندس موسوی طی روزهای اخیر به تیتر اول برخی از روزنامه های زنجیره ای، رسانه های بیگانه و سایت های همسو با وی تبدیل شده بود و موسوی می توانست و باید همان وقت اعلام می کرد، که تاریخ تولدش مهرماه نیست ولی چرا چنین نکرد؟ تنها به این علت که آقایان «راستگو»! اوائل مهرماه را که همزمان با مراسم بازگشایی دانشگاههاست به عنوان روز تولد او انتخاب کرده بودند تا به اصطلاح و به زعم خود، توجیه و بهانه ای برای اغتشاش در آغاز سال تحصیلی دانشگاهها داشته باشند. و البته این احتمال خوش بینانه را هم نباید از نظر دور داشت که آقای مهندس موسوی تازه متوجه شده تاریخ تولدش مهرماه نیست!
2- موسوی در این بیانیه به گونه ای ناشیانه- که شاید به زعم تهیه کنندگان بیانیه نوعی زرنگی! تلقی شود- به حمایت از کینه توزی قدرت های بیگانه علیه مردم ایران برخاسته است. او در بخشی از بیانیه یاد شده، تحریم ایران اسلامی از سوی آمریکا و متحدانش را به ملت های آمریکا و اروپا نسبت داده! و انگیزه آنها را حمایت از آشوبگران قلمداد کرده و می نویسد: «با سپاسگزاری از حمایت ملت های دیگر ظرف این چندماه از آنها می خواهم دیگر در هیچ تحریمی علیه ایران شرکت نکنند.»! در این باره گفتنی است؛
الف: آمریکا، اروپا و اسرائیل اگرچه بارها حمایت گسترده مالی، تدارکاتی و تبلیغاتی خود از فتنه انگیزان اخیر را به صراحت اعلام داشته و عملیاتی نیز کرده اند ولی تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران از چند سال قبل شروع گردیده و هدف اعلام شده آن نیز وادار کردن جمهوری اسلامی ایران به دست کشیدن از حق مسلم و قانونی خود در فعالیت ها و دستاوردهای هسته ای است و حمایت آمریکا و متحدانش از موسوی و سایر فتنه انگیزان نیز به علت همسویی این جریان با خواست و اهداف دشمنان است. به بیان دیگر، سران فتنه از میانه راه به آمریکا و اسرائیل پیوسته اند، نه این که آنها در حمایت از سران فتنه، دست به تحریم ایران اسلامی زده باشند.
ب: موسوی می داند- و همه می دانند- که تحریم ها علیه ایران اسلامی از سوی دولت های آمریکا و اروپا اعمال شده است و ربطی به ملت های آنها ندارد، بنابراین چرا اصرار دارد که تحریم ها را ناشی از خواست و تصمیم ملت های آمریکا و اروپا قلمداد کند؟ در این باره تنها یک انگیزه قابل ذکر است و آن، این که سران فتنه برای خوش خدمتی به آمریکا، اروپا و اسرائیل، در مقابل کمک های مالی و تبلیغاتی آنها، تلاش کرده اند افرادی مثل باراک اوباما، سارکوزی، آنگلا مرکل، براون، هیلاری کلینتون و بسیاری دیگر از سران کینه توز آمریکا و اروپا را، مردمی جلوه داده و خواست آنان را خواست ملت هایشان قلمداد کنند!
ج: سران فتنه در این بیانیه به گونه ای تلویحی- که بارها از تصریح گویاتر است- به حمایت آمریکا و متحدانش از فتنه انگیزان اعتراف کرده اند. دقت کنید! سران فتنه می دانند که تحریم ها از سوی دولت های آمریکا و اروپا بوده است ولی ابتدا آن را به «ملت ها» نسبت می دهند و سپس انگیزه تحریم ها را حمایت از فتنه و آشوب اخیر، معرفی می کنند و سپس می نویسند «با سپاسگزاری از حمایت ملت ها- بخوانید همان دولت های آمریکا و اروپا- از آنها می خواهیم دیگر در هیچ تحریمی علیه ایران شرکت نکنند.»
د: و این نکته نیز گفتنی است که بیانیه یاد شده، با شرحی که گذشت، حمایت آشکار و ابراز خشنودی سران فتنه از تحریم های خارجی علیه ملت مظلوم ایران است که البته در مقابل ضربه محکمی که سران فتنه و حامیان بیرونی آنها از ملت شریف ایران دریافت کرده اند، چندان هم دور از انتظار نبوده و نیست.
3- و بالاخره در هیچ جای این بیانیه که ظاهراً به بهانه روز قدس صادر شده است- البته 10 روز بعد از روز قدس!- رژیم اشغالگر و خونریز اسرائیل محکوم نشده است و حال آن که سران فتنه بعد از رسوایی حمایت هوادارانشان از اسرائیل در روز قدس، برای حفظ ظاهر هم که شده می بایستی میان خود و آنها مرزبندی کنند ولی چنین نکردند، چرا؟!... به نطق های انتخاباتی موسوی مراجعه کنید، شعارهایی که طرفداران سران فتنه در روز قدس به حمایت از اسرائیل سر داده بودند، دقیقاً ترجمان دیدگاه اعلام شده مهندس موسوی است، و اما، طی ده روز گذشته- از روز قدس تاکنون- اقدام رسوای شماری از هواداران فتنه اخیر، در حمایت از اسرائیل با اعلام نفرت و انزجار ملت و بسیاری از هواداران قبلی سران فتنه روبرو شده و جریان فتنه در تنگنای شدید هویتی قرار گرفته بود. از این روی وقتی موسوی به بهانه روز قدس بیانیه می دهد و در آن نه فقط اسرائیل را محکوم نمی کند بلکه به شعار هواداران خود در آن روز هم کمترین اعتراضی نمی کند، آیا برداشت و تصوری جز این می توان داشت، که بیانیه یاد شده اعلام حمایت از کسانی بوده است که روز قدس به نفع اسرائیل شعار داده اند؟!
حسین شریعتمداری