انتقادات صریح فرزند شریعتی از اصلاح طلبان
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۸  کلمات کلیدی:

اصلاح طلب ها وقتی لیبرال شدند و می‌خواستند با نظام تسویه حساب کنند، به شکل نمادین با شریعتی تسویه حساب کردند.

به گزارش «جوان آنلاین»، احسان شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی از اصلاح طلبان منتقد اندیشه های دکتر شریعتی به شدت انتقاد کرد.
احسان شریعتی که دکترایش را در رشته فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته است درباره اتهاماتی که اصلاح طلبان به اندیشه های دکتر شریعتی وارد می کنند گفت:« امروز عده‌ای از اصلاح‌طلبان، انتقادی که به دکتر وارد می‌کنند این است که اندیشه‌های او ظرفیت خوانش توتالیتر را دارد، در حالی که اتفاقاً این نوع خوانش را خود اینها باب کردند و در اندیشه هایشان خوانش های توتالیتری وجود دارد.»

فرزند علی شریعتی که با مجله "یادآور" گفتگو کرده است در ادامه می گوید:« در دهه اول انقلاب، اصلاح طلبان این قرائت را داشتند که شریعتی ناقد دموکراسی لیبرال بوده و خواهان نوعی دموکراسی هدایت شده و متعهد است و لذا سوء‌استفاده‌‌ای که التقاطی‌ها و لیبرال‌ها و امثالهم می‌خواهند از شریعتی بکنند، غلط است و شریعتی در واقع همخوان با گرایش عام انقلاب است که به سوی نوعی رهبری عقیدتی و نظام هدایتی حرکت می‌کند. بعدها که خود همین اصلاح طلب ها لیبرال شدند و می‌خواستند با نظام، تسویه حساب کنند، به شکل نمادین با شریعتی تسویه حساب کردند، در حالی که باید دید این بحث در مورد شریعتی، اساسا واقعی بوده یا نه.»

وی می افزاید:« دکتر حتی در تندترین شعارها و تِزهائی که دارد، مثل شهادت: «اگر می‌توانی بمیران، اگر نمی‌توانی بمیر»، خط‌مشی‌ آگاهی و استراتژی فرهنگی را تعقیب می‌کند،‌ یعنی می‌گوید شهادت روشنگری ارزش‌های مسخ شده است، نه درگیری و جنگ، بنابراین درست است که به گفته او:«هر انقلابی دو چهره دارد: خون و پیام»، ولی در واقع، محور و نقطه مرکزی این تفکر، نه تنها شهادت که امامت و رهبری، یعنی پیام و عقیده است و هدف امامت و رهبری، تعویض قدرت‌ها و کسب قدرت نیست، بلکه هدف، رهبری فکری و اخلاقی جامعه است که هدف و رسالت انبیاء هم بوده است. می‌بینیم که دکتر در اینجا در واقع استراتژی خود را تبیین می‌کند و از جوّ‌ حاکم فاصله می‌گیرد.»

احسان شریعتی در این گفتگو خاطرنشان می کند:« به هر حال هر نسلی و هر جریانی خواسته شریعتی مطلوب خودش را بسازد، مثل حضرت عیسی(ع) که در افریقا سیاه‌پوست است و در اروپا چشم‌های آبی و موهای زرد دارد؛ در هرجائی، مسیح را آن‌طور که می‌خواهند، می‌سازند و می‌فهمند. نسل‌ها و عصرهای مختلف هم از شریعتی چنین تصور و قرائت‌هائی دارند و جالب اینجاست تصاویری هم که از او چاپ می‌کنند، متفاوت است. مثلاً الان کتابی از تصاویر شریعتی چاپ شده که در اول انقلاب، خود ما هم نمی‌توانستیم چاپ کنیم! اگر به پوسترها و عکس‌های آن زمان نگاه کنید، شریعتی بر فراز کوهی ایستاده و قلمی در یک دست گرفته و یک کلاشینکف در دست دیگر دارد، درحالی که بارانی هم پوشیده که ابدا ربطی به کلاشینکف ندارد![با خنده] خود این تصاویر ترسیم شده در دوره‌های مختلف هم فرق دارند.»