در پس شعار "دموکراسی " آمریکا، دیکتاتورمآبی نهفته است
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: معاون وزیر خزانه‌داری دولت ریگان در گزارشی نوشت که در پس شعار "آزادی و دموکراسی " آمریکا، دیکتاتورمآبی پنهان شده است.


به گزارش فارس، "پل کریگ رابرتز " معاون وزیر خزانه‌داری دولت ریگان با درج مقاله‌ای با عنوان "همدستی اروپا با شیطان " در پایگاه خبری تحلیلی خانه شفاف سازی اطلاعات، این ایده را که بسیاری معتقدند رنگ سیاه اوباما و تعلق وی به نژادی که مورد ظلم و ستم بسیاری واقع شده باعث خواهد شد سیاست خارجی آمریکا رنگ و بوی به مراتب اخلاقی‌تری نسبت به دوران زمامداری بوش و کلینتون بگیرد، رد کرده و می‌نویسد: اوباما نیز به مانند دیگر رؤسای جمهور آمریکا این کشور را سرزمینی "استثنایی " می‌داند. این ایدئولوژی، آمریکا را به عنوان "ملت خوبی‌ها " ترسیم می کند و این عقیده را ترویج می کند که آمریکا حق دارد، و البته مسؤول است، که هژمونی خود را حتی با اجبار بر دیگر جهانیان تحمیل نماید. ادعای "استثنایی بودن " آمریکا نوعی از میهن پرستی کورکورانه و شدید را در بین مردم آمریکا ایجاد کرده و نمی گذارد که آنها بدکاری و ستم هایی که جنگ های تهاجمی این کشور پدید آورده اند را درک کنند.
وی با بیان اینکه در دولت اوباما چیزی تغییر نکرده است، می افزاید: وی جنگ افغانستان را تشدید کرد ، جنگی جدید در پاکستان آغاز نمود، از کودتای نظامی هندوراس که باعث سرنگونی رئیس جمهور منتخب این کشور شد حمایت کرد و یا حداقل آن را تحمل نمود ، تصمیم به احداث 7 پایگاه نظامی جدید در کلمبیا گرفت. آمریکای جنوبی انباشته از طرح های نظامی آمریکایی شده تا هژمونی نظامی جهانی این کشور تضمین شود. طرح هایی به مانند برنامه "حمله جهانی فوری "، که بر اساس آن آمریکا خواهد توانست در عرض 60 دقیقه به هر نقطه‌ای در جهان حمله نماید. اوباما سعی کرد تا دولت ایران را بی ثبات سازد، در حالیکه هنوز هم گزینه حمله نظامی به این کشور را بر روی میز نگه داشته، وی از استقرار مرکز فرماندهی آمریکا در آفریقا حمایت نمود و قصد دارد تا با ایجاد پایگاه های نظامی در جمهوری های سابق شوروی، روسیه را به محاصره نظامی درآورد. وی همچنین سربازان ناتو را اغوا نموده تا به عنوان مزدوران جنگ های تهاجمی آمریکا وارد عمل شوند.
رابرتز سپس کشورهای اروپایی را مخاطب قرار داده و از آنها می خواهد همکاری خود با آمریکا را قطع نموده و به مخالفت با سیاست خارجی آمریکا بپردازد.
به گفته وی، اروپایی ها باید خواهان خروج دولت هایشان از سازمان ناتو شوند زیرا این نهاد دیگر در خدمت منافع اروپایی ها نیست.
این روزنامه‌نگار آمریکایی با تاکید بر اینکه سازمان ملل باید این دو قدرت نظامی تهاجمی، یعنی آمریکا و اسرائیل، را تحت تحریم قرار دهد، از اروپا به دلیل شریک شدن در جنایات جنگی آمریکا و اسرائیل انتقاد کرده و تاکید می‌کند: به علت جنگ سرد، اروپا به پیروی از آمریکا عادت کرده است. آسودگی و راحتی مالی، سرپناهی که توسط نیروی نظامی آمریکا ایجاد شده، سیاست خارجی مستقل اروپا را نابود ساخته است. در حقیقت، کشورهای اروپای غربی تبدیل به دولتهای دست نشانده آمریکا شده‌اند.
البته به اعتقاد وی، خلاصی اروپا از چندین دهه رابطه مطیعانه و فرمانبرانه کار آسانی نخواهد بود: آمریکا عادت کرده به تنهایی تصمیم بگیرد و هر زمانی که با مخالفت روبرو می شود به تندی واکنش نشان می دهد. برای مثال، مخالفت فرانسه با حمله آمریکا به عراق باعث شد رسانه ها و نمایندگان کنگره آمریکا سریعا از این کشور چهره ای شیطانی و منفی ترسیم نمایند.
این مقاله با اذعان به اینکه آمریکا با استفاده از اهرم هایی چون تهدید به تحریم های اقتصادی و یا با تهدید به افشای اطلاعات محرمانه شخصی که جاسوسانش در اقصی نقاط دنیا جمع آوری کرده اند، رهبران اروپایی مستقل را تهدید می کند، آورده است: اروپا در اصل اسیر آمریکا شده و مجبور گشته منافع ملی این کشور را مقدم بر منافع خود قرار دهد. در نتیجه، در صورتی که اروپایی ها شجاعت خود را بازنیابند و وضعیت خدمتکارگونه‌شان را ترک ننمایند، گرفتار جنگ های بیشتری شده و سرانجام به جنگی ویرانگر با روسیه کشانده خواهند شد. کشورهای اروپایی به طور انفرادی کار چندانی نمی توانند انجام دهند اما در صورت اتحاد می توانند تأثیر گذار باشند. برای مثال، چرا اروپایی‌ها به انتصاب تونی بلر، جنایتکار جنگی، به سمتی در اتحادیه اروپا اعتراض نمی کنند؟
در ادامه این مقاله آمده است: در نظر دولت اوباما، مفاهیم متعالی و مشهوری چون حق خودمختاری و حاکمیت ملی مردم بهانه هایی هستند برای پوشش نهادن بر منافع هژمونیک دولت آمریکا. تبلیغات و پول های آمریکا به انقلاب های "مخملی " و "رنگینی " اختصاص می یابد که کشورهای بیشتری را تبدیل به دست نشانده های آمریکا می سازند.
به نوشته این مقاله بهانه های مورد استفاده دولت آمریکا برای پنهان کردن نابودی آزادی ها و حقوق مدنی آمریکا نیز به کار می روند، حقوقی چون حق آزادی در صورت نبودن مدرک جرم، حق برخورداری از محاکمه ای عادلانه، و ممنوعیت شکنجه و بازداشت پیشگیرانه.
رابرتز با یادآوری اینکه در زمان جنگ سرد یکی از مهمترین دستاویزهای تبلیغاتی آمریکا علیه شوروی عدم توانایی شهروندان شوروی برای سفر در داخل مرزهای کشور بدون کسب اجازه دولت بود، به اعمال این قانون توهین آمیز در مورد شهروندان آمریکایی انتقاد می کند. به گفته وی از سپتامبر 2009 به این طرف، شهروندان آمریکایی برای سفرهای هوایی داخل کشور باید از سازمان امنیت حمل و نقل هوایی اجازه بگیرند.
وی درباره به کار گرفتن شیوه های بازرسی دوران بوش توسط دولت اوباما نیز می نویسد: بر اساس این قوانین مقامات می توانند کامپیوتر و یا تلفن همراه مسافرین را برای بازرسی ضبط کرده و حتی تا 30 روز نزد خود نگه دارند. اگر مسافری عازم یک دیدار کاری باشد و برنامه هایش نیز بر روی کامپیوتر ذخیره شده و شماره تلفن های مورد نیازش نیز بر روی تلفن همراهش ضبط شده باشند در این صورت با بدشانسی بزرگی روبرو خواهد شد.
به گفته معاون وزیر خزانه‌داری دولت ریگان، اگر چه "تهدید تروریستی " بهانه و دلیل اتخاذ اینگونه اقدامات اعلام شده اما طی هشت سال گذشته آمریکا شاهد هیچ گونه حمله تروریستی داخلی نبوده است: مأموران اف.بی.آی چندین مورد عملیات انجام دادند و چندین نفر را بازداشت نمودند تا تهدید غیرواقعی حملات تروریستی را در نزد افکار عمومی آمریکا زنده نگه دارند. اما هنوز علی رغم وجود هیچ گونه تهدید تروریستی دولت پلیسی در حال بزرگ تر شدن است. اگر فرض بگیریم که حملات یازده سپتامبر کار داخلی ها و به منظور آماده ساختن بهانه ای برای حمله نظامی به افغانستان، پاکستان و عراق نبوده است، در این صورت، سرکوب مداوم مردم کشورهای خارجی باید باعث حملات بیشتری در داخل خاک آمریکا می‌شد.
این مقاله می‌افزاید: اروپایی‌ها باید ورای شعار سیاسی و توخالی "آزادی و دموکراسی " آمریکا را بنگردند و دیکتاتورمآبی موجود در دولت آمریکا را دریابند. دموکراسی به سرعت از آمریکا دور می شود و جای آن را یک الیگارشی قدرتمند متشکل از گروه های ذی نفع می گیرد. گروه هایی چون بخش مالی، مجموعه های صنایع امنیتی/نظامی که آیزنهاور در موردشان هشدار داده بود، و البته آیپک. کمک های مالی گروه های ذی نفع در جریان مبارزات سیاسی، سیاست خارجی و داخلی آمریکا را مشخص می نمایند. کشوری که در آن نخبگان سیاسی برتر از قانون بوده و می توانند با مصونیت هرچه تمام قوانین منع شکنجه و قوانین مربوط به آزادی های مدنی را زیر پا گذارند، کشور آزادی نیست.
این نویسنده آمریکایی در ادامه مقاله خود نوشته است: رهبران سیاسی و مردم آمریکا به کمک اروپا نیاز دارند تا از انحطاط موجودیت سیاسی این کشور جلوگیری کنند. برای حفظ آزادی آمریکایی، همچنین استقلال حاکمیت مردم در دیگر نقاط جهان، باید سیاست‌های داخلی و خارجی آمریکا مورد انتقاد قرار گیرند. رسانه‌های آمریکا در زمان دولت کلینتون در دستان عده ای قلیل گذارده شد و هم اکنون به عنوان وزارت تبلیغات دولت مورد بهره برداری قرار می گیرد. روزنامه نیویورک تایمز به تبلیغات نومحافظه‌کارها اعتبار بخشید و اسنادی جعلی برای ترغیب افکار عمومی در جهت حمله به عراق منتشر کرد. همین نشریه بود که برای یک سال از انتشار اسنادی در مورد نقض قانون بررسی و نظارت اطلاعات خارجی توسط دولت بوش جلوگیری کرد. تهیه کننده این مدارک بعد از انتخاب مجدد جرج بوش توانست داستان خود را چاپ کند. آمریکایی ها به انتقادات اروپای های نیاز دارند تا بدین وسیله عدم وجود رسانه های مستقل در این کشور جبران شود.
این گزارش نوشت: آمریکایی ها برای فهم میزان خطاکاری و نادرستی اقدامات دولت خودشان به کمک خارجی ها نیاز دارند زیرا اینچنین کمکی از جانب رسانه های داخلی صورت نمی پذیرد. آمریکایی ها بدون کمک اروپا نمی توانند روح آزادی و بردباری را که توسط بنیانگذاران آمریکا به آنها ارث گذاشته شده، دوباره به دست آوردند. آمریکا خود قربانی برنامه ها و تلاش های محافظه کاران و یا لیبرال‌های فراملی‌گرا برای برقراری هژمونی آمریکایی شده است. ما، در آمریکا، نیاز به صداهایی داریم که به ما بگویند: تبدیل شدن به دشمن برای شکست دشمن تباهی و شکست را در پی خواهد داشت. همانگونه که آلمانی ها در زمان هیتلر و روس ها در زمان استالین دریافتند، مهمترین و خطرناکترین دشمن، دشمن داخلی - نخبگان مسؤولیت ناپذیر که حکومت کشور را در دست دارند - است.
به عقیده این تحلیلگر غربی اگر آمریکایی‌ها دشمنانی دارند که مخالف "آزادی و دموکراسی " هستند، باید مطمئن شوند که آزادی های مدنی خود و حق حاکمیت مردمان دیگر را در "جنگ علیه تروریسم " قربانی نخواهند کرد: هزینه عملیات های تروریستی در مقابل هزینه حذف نابودی آزادی های مدنی که قرن ها برای به دست آوردنشان تلاش کرده ایم، بسیار ناچیز است. تعداد مردمانی که در جهت احقاق آزادی کشته شدند بسیار بیشتر از افرادی است که در حملات تروریستی جان خود را از دست دادند. آمریکا نمی تواند تظاهر به حفاظت از آزادی نماید در حالیکه دولت این کشور آزادی های شهروندان خودش را نقض می نماید.
پل کریگ رابرتز در پایان تاکید می کند: آمریکا نمی تواند تظاهر به حفاظت از صلح و دموکراسی نماید در حالیکه دولت این کشور به بهانه های واهی و با توسل به اسناد جعلی به سرزمین های دیگر حمله می کند. اروپا، که فرهنگش در جنگ های قرن بیستم نابود شد، اروپا که از حکومت های استبدادی دست راستی و دست چپی رنج برده، حق دارد که صدای خودش را به گوش همگان برساند. و آمریکا به یکچنین صدایی نیاز دارد.