نامگذاری تحول در علوم انسانی به «انقلاب فرهنگی دوم» یک بحث انحرافی است
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧  کلمات کلیدی:

خبرگزاری فارس: رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری و عضو شورای‌عالی انقلاب فرهنگی گفت: کسانی که نام انقلاب فرهنگی دوم را بر تحول در علوم انسانی کشور می‌گذارند، یک بحث انحرافی را به منظور کارشکنی در این موضوع مطرح می‌کنند.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس،‌ مقام معظم رهبری در دیدار اساتید و رؤسای دانشگاه‌ها با ایشان که در ماه مبارک رمضان انجام شد، دغدغه‌هایی را درباره بحث علوم انسانی در دانشگاه‌ها مطرح کردند که این فرمایشات ایشان مورد توجه صاحب‌نظران قرار گرفت.
ایشان در دیدار مذکور فرمودند: "طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه‌‌ى عظیم دانشجوئى کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلاً دانشجوى دولتى و آزاد و پیام نور و بقیه‌‌ى دانشگاه‌‌هاى کشور داریم، حدود دو میلیون اینها دانشجویان علوم انسانى‌‌اند! این به یک صورت، انسان را نگران میکند. ما در زمینه‌‌ى علوم انسانى، کار بومى، تحقیقات اسلامى چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه‌‌هاى علوم انسانى مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزى که معتقد به جهان‌‌بینى اسلامى باشد و بخواهد جامعه‌‌شناسى یا روانشناسى یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو براى این رشته‌‌ها میگیریم؟ این نگران کننده است. بسیارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‌‌هائى هستند که مبنایش مادیگرى است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانى را ترجمه کنیم، آنچه را که غربى‌‌ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بى‌‌اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزشهاى خودمان را در قالبهاى درسى به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلى مطلوبى نیست. این از جمله‌‌ى چیزهائى است که بایستى مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعه‌‌هاى دولتى مثل وزارت علوم، هم در شوراى عالى انقلاب فرهنگى، هم در هر مرکز تصمیم‌‌گیرى که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‌‌ها و بیرون دانشگاه‌‌ها. به هر حال نکته‌ بسیار مهمى است. "
هر چند این بار اول نیست که رهبر معظم انقلاب به مبحث علوم انسانی در دانشگاه‌ها می‌پردازند، اما سخنان اخیر ایشان نشان از وجود معضلی جدی در این عرصه داشت.
از این روی بر آن شدیم تا نظرات کارشناسان و مسئولان حوزه علوم انسانی در کشور و همچنین راهکارهای آن‌ها برای مرتفع شدن این دغدغه رهبر معظم انقلاب را جویا شویم که بر این اساس در اولین گام به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها و عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی رفته‌ایم.
آنچه در ذیل می‌آید مشروح گفتگوی فارس با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدیان است:

* فارس: آقای محمدیان! مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خودشان با اساتید و رؤسای دانشگاه‌ها، به طور جدی و مؤکد به مشکلات کشور در حوزه علوم انسانی در دانشگاه‌ها اشاره کردند، به نظر شما مشکل اصلی در این حوزه و علت اصلی دغدغه‌های رهبر انقلاب چیست؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: علوم انسانی که ما امروز در دانشگاه‌ها داریم، مبدأ اصلی آن یک سلسله علوم وارداتی است که چند صد سال است در غرب پیگیری می‌شود و باتوجه به درگیری چند صد ساله بین کلیسا و دانشمندان علوم جدید در غرب، در نهایت یک سلسله علوم به نام علوم انسانی شکل گرفته که ما امروز در مجموعه رشته‌های علوم انسانی رد پای آن مباحث را کاملاً مشاهده می‌کنیم.
نکته اصلی که در علوم انسانی که از غرب وارد شده، وجود دارد، آن تعارضی بود که آنجا بین علم و دین مطرح بود؛ یک دین تحریف شده و در اختیار کلیسا که تلاش داشت از طریق این دین حاکمیت خود را حفظ کند، به دلیل تحریف شدن قادر به پاسخگویی به سوالات اساسی نبود و نمی‌توانست خودش را با علوم جدید و کشفیات و مباحث نو هماهنگ کند، لذا در نهایت آن جنگ به مغلوب شدن کلیسا و پیروزی دانشمندان مقابل آن انجامید و یک سلسله علوم سکولار به معنی کاملاً جدا از مبانی دینی بوجود آمد.
به نظر ما این اتفاق در اروپا و غرب طبیعی بود، چون دینی که در آنجا حاکم بود قطعا امکان پاسخگویی نداشت و برای فرار از پاسخگویی بیشتر در باتلاق فرو می‌رفت، اما وقتی آن مبانی به کشور ما می‌آید و علم در مقابل دین دیگری که ظرفیت کامل و همه‌جانبه‌ای برای رشد و اعتلای علم دارد، مطرح می‌شود، دیگر مباحث پاسخگو نمی‌شود و این تناقض را تمام نیروهای مسلمان و متدین احساس می‌کنند. برخلاف مذهب تحریف شده؛ چرا که مسیحیت تحریف شده نمی‌توانست با علم سازگار باشد، اما مذهب اسلام خصوصاً با قرائت شیعی که عقل را یکی از منابع اصلی مدرک واقعیات این جهان و درک دین می‌داند، می‌تواند تمام علوم را بالنده کند و به رشد خود برساند و هیچ تعارضی نیز بین این دو نیست بلکه هماهنگی کامل در بین این دو وجود دارد و این مشکلاتی که امروز احساس می‌شود به خاطر شناختی است که از اسلام وجود دارد و مبانی مطرح شده در این علوم سنخیتی با این شناخت ندارد و این تعارض‌ها ایجاد می‌شود. بنابراین مشکل اصلی از اینجا شروع می‌شود.

* فارس: با توجه به اینکه اکثر اساتید علوم انسانی در خارج تحصیل کرده‌اند و آنهایی هم که در داخل تحصیل کردند از منابع و متون خارجی استفاده می‌کردند، به نظر شما برای اصلاح علوم انسانی ابتدا باید از اساتید شروع کرد یا متون و منابع؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: اساتید به طور طبیعی مباحث را خوانده‌اند و آنچه را که خوانده‌اند، منتقل می‌کنند. اینکه اساتید بتوانند مبانی علمی را که تدریس می‌کنند، تغییر دهند، چنین انتظاری هم از خودشان ندارند، بلکه در هر علمی تعداد خاصی می‌توانند وارد شوند و تحول ایجاد کنند، لذا نمی‌توان تقصیر را گردن اساتید یا گردن متون انداخت. برای اینکه بتوانیم علمی را تعریف کنیم یا به عبارتی علوم موجود را بومی کنیم و با مبانی خودمان هماهنگ عمل کنیم و این تعارضات ظاهری را از بین ببریم، نیاز به یک حرکت علمی همه‌جانبه و درازمدت داریم.
این علوم در اروپا در 10 سال یا 20 سال یا 50 سال پدید نیامده است، بلکه 300 تا 400 سال کار شده و با هزینه‌های بسیار سنگین به اینجا رسیده است. اینکه در کشور فکر کنیم با صدور یک بخشنامه ماهیت علوم انسانی عوض شود و با یک ماموریت دادن به یک گروهی متون جدیدی آماده شود و در یک کارگاه اساتید توجیه شوند و علوم انسانی را با قرائت خودمان بیان کنند، این در حوزه علوم عقلی قابل اجرا شدن نیست،‌البته این کار شروع شده است و این‌طور نیست که ما بخواهیم از صفر شروع کنیم، چندین سال است در این عرصه اساتید باانگیزه و صاحب دغدغه کار می‌کنند و کارهایی هم صورت گرفته است و آن نگرانی اصلی که وجود دارد این است که این کارهایی که انجام گرفته به یک جریان تبدیل نشده است؛ یعنی جزیره، جزیره کارهایی انجام شده است اما به هم پیوند نخورده و یک دغدغه اصلی نشده است.
به دلیل توسعه دانشگاه‌ که به لحاظ کمی زیاد بوده است، عمده برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران ذهنشان در همین عرصه توسعه دانشگاه‌ها مشغول بوده و بومی‌سازی علوم انسانی و اسلامی نگاه کردن به این علوم دغدغه اصلی نشده است.
قطعاً در سی سال گذشته دغدغه فرعی وجود داشته است و حتی در قبل از انقلاب اساتیدی به این مباحث توجه می‌کردند، اما بعد از انقلاب به عنوان رگه‌های کاری می‌توانیم مشاهده کنیم. احساس نگرانی امروز با توجه به توسعه کمی فراوان علوم انسانی این است که این موضوع به دغدغه اصلی تبدیل نشده و تا دغدغه اصلی نشود، این علوم متحول نمی‌شود.

* فارس: به غیر از پژوهشگاه علوم انسانی و شورایعالی انقلاب فرهنگی، مؤسسه دیگری وجود دارد که بر روی بحث علوم انسانی به صورت جدی کار کند؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: چندین پژوهشگاه در بحث علوم انسانی وجود دارد؛ پژوهشگاه‌های مشترک بین حوزه و دانشگاه وجود دارد، در خود حوزه مجموعه‌ای در این زمینه کار می‌کنند، در دانشگاه‌ها نیز اساتیدی هستند که نه در قالب پژوهشگاهی بلکه در قالب فردی در این زمینه کار می‌کنند. نکته اصلی این است که این کارها نیاز به توسعه دارد، یعنی ما امروز به پژوهشگاه‌هایی مشترک بین حوزه و دانشگاه در علوم انسانی نیاز داریم که با در کنار هم قرار گرفتن بتوانند این مباحث را تولید کنند و امید داریم با توجهی که ایجاد شده، این پژوهشگاه‌های مشترک بین حوزه و دانشگاه و حتی قطب‌های علمی مشترک بین حوزه و دانشگاه مشکل بگیرد.
اگر بخواهیم تحولی در علوم انسانی شکل بگیرد با توجه به کند بودن مسیر علوم حتما نیاز به قطب‌های علمی است که در آنجا اساتیدی تربیت و متونی تهیه و همایش‌هایی برگزار شود که به تدریج این دغدغه‌های کوچکی که در گوشه و کنار وجود دارد، به هم پیوند بخورد و به یک جریان قابل اعتماد تبدیل شود که می‌تواند راه خود را باز کند و این تحولات را در دانشگاه‌ها رقم بزند.

*فارس: این وظیفه به عهده شورایعالی انقلاب فرهنگی است؟
** حجت‌الاسلام محمدیان: فکر می‌کنیم که این کار به عهده شورایعالی انقلاب فرهنگی است و این شورا بیش از 2 سال است که گروهی را مامور کرده و روی این موضوع کار می‌کنند و به نتایج خوبی هم رسیدند که به زودی در شورایعالی انقلاب فرهنگی مطرح خواهد شد.
مسئولیت اصلی این کار به عهده شورایعالی انقلاب فرهنگی است و امیدواریم که نتایج تلاش‌های چند ساله به زودی به محصول خوبی برسد، بخشی هم به عهده شورای اسلامی شدن دانشگاه‌ها است که یکی از شوراهای اقماری شورایعالی انقلاب فرهنگی است و در آنجا هم کارگروهی به عنوان "ارتقای علوم انسانی " تشکیل شده و مجموعه‌هایی که در بخش علوم انسانی کار می‌کردند، مسئولیت‌هایی را پذیرفته‌اند و در حال انجام آن مسئولیت‌ها هستند؛ از جمله تأمین متونی که در این زمینه بتواند بخشی از ضعف‌های ما را برطرف کند.

* فارس: یعنی به دنبال راه‌حل کوتاه مدت هستند؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: این کار باید عملاً در هر سه مرحله راه حل کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت انجام بگیرد و چون یک تحول بزرگ و بنیادی است نمی‌شود به یکی از این راه حل‌ها اکتفا کرد.

* فارس: برای این بحث اساتیدی که بتوانند علوم انسانی را بر اساس معیارهای دینی ما تدریس کنند، تربیت‌ شده‌‌اند یا خیر؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: در هر رشته اساتیدی داریم که می‌توانند محور این تحولات قرار بگیرند و به دلیل انگیزه‌های شخصی خود در این زمینه و توانایی‌های خود در هر رشته، آن حلقه آغازگر وجود دارد و اگر به آنها بها داده شود و از آنها حمایت لازم صورت گیرد، به این معنی که خروجی مباحث این اساتید در دانشگاه‌ها استفاده شود، این حلقه‌ها توان زدن استارت اولیه را دارد.

* فارس: اساتید جوانی وجود دارند که می‌توانند در بحث علوم انسانی تدریس کنند اما شنیده می‌شود که مقاومت‌هایی از سوی بدنه اصلی اساتید علوم انسانی صورت می‌گیرد، به نظر شما آیا این مقاومت سازمان‌یافته است یا خیر؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: اینکه مقاومت سازمان یافته باشد، بنده اطلاع دقیقی از آن ندارم. طبیعت علم و دانش این است که کسی که در یک بخشی کار می‌کند کمتر تحول را می‌پذیرد، مگر اینکه کسانی که این تحول را ایجاد می‌کنند از جسارت لازم و پشتوانه‌ استدلالی قوی برخوردار باشند و این طبیعت علوم است که کسی که بخواهد در یک علمی نظریه‌پردازی کند و حرف جدید بزند، به طور طبیعی با مقاومت روبرو می‌شود تا اینکه برود و مبانی خود را آن قدر قوی و استدلال‌های بسیار روشن و قابل دفاعی را بیان کند که این تحول ایجاد شود.
اساتید جوان نیاز به تلاش‌های مستمر دارند تا حرف‌های جدید را در یک بستر طولانی تاریخی که به طور عادی پیش رفته، مطرح کنند. این کار، کار عادی نیست که فکر کنیم و بگوییم سریعا انجام بگیرد، انجام شود و یا اینکه تا استادی آمد و گفت حرف تازه‌ای دارد، به همین آسانی مورد قبول قرار بگیرد؛ آن موقع بحث علمی نمی‌شود. در بحث علمی کسی که می‌خواهد حرف جدیدی بزند، باید تلاش کند و همه ابعاد بحث و کاربردی بودن بحثش را ببیند و توانایی قانع کردن اهل آن فن را در خود ایجاد کند و بعد وارد کار شود و زحمات زیادی را هم متحمل شود تا این حرف در جای خوش قرار بگیرد.

* فارس: برخی اسم این موضوع یعنی تحول در علوم انسانی را "انقلاب فرهنگی دوم " گذاشته‌اند، به نظر شما این نام‌گذاری برای اقدامات مذکور، مناسب است؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: انقلاب فرهنگی دوم به این معنی، یک بحث انحرافی است و کسانیکه آن را به این شکل مطرح می‌کنند، به نوعی هم به انقلاب فرهنگی اول تعریض می‌کنند و هم امروز موضوع را منحرف می‌کنند.
این یک حرکت تکاملی دانشگاه‌ها است و این طور نیست که تازه بخواهد شروع شود، بلکه چندین سال است که در هر رشته‌ای می‌توان رد پای این مباحث را دید و نگرانی رهبر معظم انقلاب و مسئولان دلسوز نظام این است که این موضوع شتاب لازم را پیدا نکرده و دغدغه اصلی نشده است. اینکه بگوییم سی سال گذشته و هیچ کاری در این زمینه صورت نگرفته، بی‌انصافی است نسبت به زحماتی که کشیده شده. الان کتاب‌های متعددی در این زمینه داریم. در علوم انسانی گرایش‌هایی وجود دارد که مبانی خودمان را مطرح می‌کند، البته اینها هنوز در حد حاشیه است و به متن تبدیل شدن آن دغدغه اصلی است، مطالبی که در حاشیه بوده باید به متن تبدیل شود، فروعات به اصول تبدیل شود، کسانی که به گونه‌ای بیان می‌کنند سی سال را از دست دادیم و هیچ کاری نکردیم و می‌خواهیم از صفر شروع کنیم و انقلاب فرهنگی جدید انجام بدهیم، واقعا چنین چیزی نیست.
اینکه امروز مباحثی به این شکل مطرح می‌شود، به خاطر مقدماتی است که در این زمینه اتفاق افتاده و قدم‌هایی که برداشته شده است. وقتی انسان چند گام به جلو می‌رود به عرصه‌های جدیدی می‌رسد و احساس می‌کند که سرعت را باید بسیار بیشتر کند. الان ما چندگام به جلو رفتیم و این عرصه‌های جدید را دیدیم و اکنون نوبت آن رسیده که در بخش علوم انسانی گام‌های بزرگتری برداشته شود. این نهضت ترجمه‌ای که یک طرفه بود و فقط مباحث علوم انسانی غرب ترجمه و در دانشگاه‌ها تدریس می‌شد، باید مقداری متوقف شود و ما در مقابل علم تولید کنیم، گرچه این تولیدها ممکن است مدتی طول بکشد تا در قامت مباحث روز قرار بگیرند.

* فارس: در مباحث علوم انسانی تا چه اندازه‌ای بومی‌سازی صورت گرفته است؟
- حجت‌الاسلام محمدیان: بومی‌سازی به این معنی است که بتوانیم از مبانی خودمان و مشکلات جامعه خودمان در علوم انسانی بهره بگیریم و با فرهنگ خودمان به آن بپردازیم. این به عنوان جریانات کوچک قطعاً در علوم انسانی وجود دارد. انتظار،‌ انتظار بزرگی است و واقعاً نتوانستیم انتظار واقعی را پاسخ بدهیم، البته بخشی از آن به زمان‌بر بودن تحول علوم برمی‌گردد و در جاهایی هم که تحول صورت گرفته در 10 - 20 سال نبوده است.
همین الان افراد صاحب نظر می‌گویند که اگر این کار را با همین دغدغه اصلی شروع کنیم، حداقل 50 سال طول می‌کشد تا بومی شود و کاملاً با مبانی ما همسان شود، یعنی 50 سال را زمان حداقل بومی شدن علوم انسانی می‌دانند و اگر با این نگاه توجه کنیم این طور نیست که هیچ اتفاقی نیفتاده و در هیچ بخشی هم بومی نشده باشد.

* فارس: الان در کجای راه قرار داریم؟ ابتدای راه هستیم؟
** حجت‌الاسلام محمدیان: هنوز به میانه راه نرسیدیم، ولی این طور هم نیست که در نقطه صفر باشیم. گام‌هایی برداشته شده است. الان زمینه اینکه قطب‌های مشترک بین حوزه و دانشگاه شکل بگیرد، وجود دارد. وقتی از قطب سخن می‌گوییم یعنی حتما اساتید صاحب نظری وجود دارند که می‌توانند این قطب را تشکیل دهند.
الان نقطه صفر نیستیم. وقتی می‌گوییم می‌توانیم پژوهشگاه‌های مشترک داشته باشیم، معلوم است که در نقطه صفر قرار نداریم و گام‌هایی در این زمینه برداشته شده است.

* فارس: حوزه‌های علمیه در بحث علوم انسانی و بومی‌سازی آن چه نقشی دارند؟ با توجه به اینکه در حال حاضر یکی از سیبل‌های انتقاد به علوم انسانی در کشور،‌ متوجه حوزه‌های علمیه است. چرا که برخی صاحب‌نظران معتقدند حوزه‌های علمیه آنطور که باید در این زمینه کار نکرده‌اند.
- حجت‌الاسلام محمدیان: حوزه‌های علمیه‌ها با توجه به مبانی‌ای که وجود دارد، در این زمینه به نزدیک بلوغ رسیده‌اند. حوزه‌های علمیه ما به دلیل سنتی بودن، سال‌های سال از جریان دانشگاهی کشور فاصله گرفته بود و بعد از انقلاب بیشتر وارد این مباحث شده است و عمده این مباحث در حوزه‌ها در این سی سال گذشته قوت گرفته و به رشته‌هایی در حوزه‌های علمیه تبدیل شده است و الان صاحب‌نظرانی وجود دارند. امروز در حوزه‌های علمیه چندین مؤسسه بزرگ وجود دارد که در رشته‌های علوم انسانی نیرو تربیت می‌کنند و تحقیقات و پژوهش‌ها در زمینه‌های علوم انسانی انجام می‌گیرد. از این جهت زمینه برای تشکیل قطب‌های علمی مشترک ایجاد شده است، چون در هر دو طرف اساتید صاحب نظری وجود دارد.
امروز در حوزه‌های علمیه در نظرات صاحب‌نظرانی که در بحث علم دینی و یا اسلامی‌سازی علوم ‌بحث می‌کند، نظری نیست که تعارضی بین دین و علوم انسانی را مطرح ‌کند. ممکن است در یک عرصه‌هایی این مطرح شود که علم فیزیک یا شیمی چه‌طور می‌تواند یک علم اسلامی یا علم دینی باشد؟ که آن هم پاسخ‌های خاص خود را دارد؛ ولی ما هیچ‌گونه تعارضی نداریم، علاوه بر اینکه رسالتی از طرف دین است در مورد توسعه علوم و پیگیری حتی علوم کاملا کاربردی در عرصه‌های زندگی عادی مردم. همه اینها جزو علومی است که با دیدگاه‌های مکتبی ما سازگار است و اگر روزی در یکی از این علوم کمبود داشته باشیم فتوای همه فقهای ما این است که واجب است عده‌ای از مسلمانان این علوم را فرا بگیرند تا جامعه اسلامی در هیچ علمی نیازمند و وابسته به بیگانگان و اغیار نباشد. ما با این دید به علم نگاه می‌کنیم که جامعه از همه جهات باید روی پای خود بایستد و این حداقل واجب کفایی است و ممکن است زمانی واجب عینی شود که مسلمانان برای فقط استقلال خود به دنبال این علوم باشند.
اگر تحولی که در حوزه‌ها در سی سال گذشته اتفاق افتاده با مجموعه کل کشور و عرصه‌های مختلف در نظر بگیریم قطعاً بیشترین تحول در حوزه‌ها اتفاق افتاده است، البته این نسبی است، اما اگر با تحولات عرصه‌های مختلف مقایسه کنیم، در نظر بنده به عنوان کسی که با عرصه‌های دیگر آشنا هستم و با حوزه هم آشنا هستم، تحول در حوزه نسبت به بقیه عرصه‌ها بسیار بیشتر بوده است، اما هم عقب‌ماندگی در آنجا زیاد داشتیم و هم انتظار بسیار زیاد است و به همین دلیل تحولات حوزه کمتر به چشم می‌آید، اما امروز مباحثی در حوزه وجود دارد که چندین صاحب‌نظر دارد، در حالی‌که زمانی حتی یک نفر را نمی‌توانستیم پیدا کنیم. امروز مؤسسات بسیار خوب و قابل اعتمادی در حوزه وجود دارد که در این زمینه‌ می‌تواند به ما کمک کند، اما گام اول است.

* فارس: برخی از سیاسیون که در حوادث پس از انتخابات بازداشت‌ شدند علت انحراف و موضع‌گیری‌های خود را مرتبط با بحث علوم انسانی عنوان کردند. نظر شما در این خصوص چیست؟
** حجت‌الاسلام محمدیان: اینها با تیزهوشی همه تقصیرات را به گردن علوم انسانی می‌اندازند و بعد از اینکه رهبر معظم انقلاب این موضوع را مطرح کردند به گونه‌ای از فرصت استفاده می‌کنند، لذا اینگونه مباحث اجحاف در حق علوم انسانی است که این افراد پرچمدار اصلاح علوم انسانی شوند، چراکه رهبر معظم انقلاب چندین سال است در کشور این موضوع را مطرح کرده و شورایعالی انقلاب فرهنگی را مامور این بحث کرده‌اند. اینکه جمعی از کسانی که حتی یک روزی انقلابی بودند و به نظام دلبستگی هم داشتند، ولی به تدریج تحت‌تأثیر بخشی از علوم انسانی قرار گرفتند تا جایی که در مقابل نظام بایستند تا حدودی درست است، یعنی در علوم سیاسی و اجتماعی خود مباحث به گونه‌ای است که اگر افراد از بنیه قوی دینی برخوردار نباشد، کاملاً تحت‌تأثیر آن مبانی قرار می‌گیرند و با آن مبانی، انقلاب اسلامی قابل توجیه نیست و از نظر آنها باید با آن مبارزه شود و تا براندازی هم باید پیش رفت. وقتی می‌گوییم علوم انسانی از جایی آمده است که در دعوای دین و علم، علم به قول آنها پیروز شده است، در چنین فضایی، انقلاب اسلامی که یک تحول اجتماعی بر پایه دین است، معنی ندارد.
اما اینکه اغتشاشات را به گردن بحث علوم انسانی بیندازیم به نوعی فرار به جلو است، چراکه این تقصیر را گردن جایی می‌اندازیم که کسی در آنجا وجود ندارد تا پاسخگو باشد، اما چنین ظرفیتی در بخشی از علوم انسانی وجود دارد که عده‌ای را نسبت به اصل انقلاب اسلامی و اصل نظام اسلامی مساله‌دار و حتی مخالفت کند، ما در این زمینه مقصر هستیم.

* فارس: آیا پس از فرمایشات مقام معظم رهبری درباره علوم انسانی شورایعالی انقلاب فرهنگی جلسه‌ای در این زمینه تشکیل داده است؟
** حجت‌الاسلام محمدیان: جلسات شورایعالی انقلاب فرهنگی رسماً هر دو هفته یکبار برگزار می‌شود. بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری نیز دو جلسه برگزار شده و بحث شده و مباحث مربوط به سخنرانی رهبر معظم انقلاب و علوم انسانی مطرح شده است، البته جلسات رسمی شورایعالی انقلاب فرهنگی هر دو هفته یک‌بار برگزار می‌شود و شوراهای اقماری به طور منظم برگزار می‌شود.
چندین شورای اقماری زیر نظر انقلاب فرهنگی وجود دارد و اعضای شورایعالی نقلاب فرهنگی در این شوراها تقسیم هستند و اعضای کمیسیون‌های این شوراها بخشی اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی هستند و بخشی هم کارشناسان دیگر هستند، لذا این نیست که فقط هر دو هفته یک بار یک جلسه رسمی داشته باشند. دیگر جلسات دیگر هم وجود دارد.