بنیادهای مخملی معرفی و بررسی عملکرد کارگزاران انقلاب های رنگی
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٧  کلمات کلیدی:

فرمان سری ابلاغ راهکارهای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا
... ایجاد زیربنایی برای ادای بهتر سهمی به تلاش جهانی برای برپایی دموکراسی که بدین منظور باید کوشش های دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی که در زمینه سیاست خارجی بعمل می آید، به شیوه ای تنگاتنگ هماهنگ گردد و در ساختار مناسبات فشرده ای با بخش هایی چون کار، تجارت، دانشگاه ها، احزاب سیاسی و مطبوعات در جامعه آمریکا گنجانده شود.
امضاء
رئیس جمهور رونالد ریگان
14 ژانویه 1983 .م
انقلاب های مخملی یا رنگی یکی از شیوه های براندازی نرم می باشد که نافرمانی مدنی پایه آن است. این روش در مراکز جاسوسی غرب علیه حکومت های ناسازگار باایالات متحده طراحی و توسط مؤسسات بظاهر علمی فرهنگی و هنری اجرا می گردد.
اولین نمونه تحولات موسوم به انقلاب رنگی از صربستان و در سال 2000 . م آغاز شد و با وقوع تحولات مشابهی به شکل زنجیره ای در گرجستان (.2003م)، اوکراین (.2004م) و قرقیزستان (.2005م) ادامه یافت.
این کودتاهای مخملی با وجود تفاوت هایشان، در این ویژگی مشترک هستند که تمامی آنها با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام گرفته اند. البته نگاهی هرچند گذرا به وضعیت این جوامع در مرحله پسا انقلاب رنگی، بخوبی مؤید ناکامی تمام عیارشان در تثبیت دموکراسی غربی است؛ شکستی که نه تنها منجر به سرخوردگی حامیان آنها شده بلکه فراتر از آن موجب بازگشتی شتابناک به وضعیت پیش از انقلاب شده است.
در کشورهایی که انقلاب رنگی بوقوع پیوسته و درکشورهایی که هدف این هجوم نرم هستند، چنین معروف شده است که دولت آمریکا یا دست کم نهادهایی در این کشور در آموزش، فعال سازی و سرمایه گذاری انقلاب های رنگی و شبه انقلاب ها نقش دارند. در این میان انگشت اتهام بیش از همه به چهار نهاد معروف؛ بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی National Endowment for) (Democracy- NED مرکز بین المللی محققان ویلسون Woodrow Wilson lnternational Center for Scholars) بنیاد سوروس
Open Society lnstitute Soros Foundations Network ومؤسسه آلبرت انیشتین AEinestein Institute) نشانه رفته است.
تمامی این بنیادها و مؤسسات اهداف مشترک زیر را دارند:
1- حمایت از آزادی در اقصی نقاط جهان.
2- تبدیل جوامع بسته به جوامعی باز و حمایت و بسط ارزش های جوامع باز در جوامع بسته.
3- براندازی نظام های سیاسی کشورهای هدف و به حکومت رساندن عناصر وابسته به آمریکا.
4- و تقویت دموکراسی غربی.
و البته روش های اجرایی کمی متفاوت از یکدیگر:
1- حمایت مالی، تشکیلاتی - تکنیکی و تبلیغاتی از نیروهای غربگرا.
2- تسهیل در ارتباط و تبادلات میان گروه های ضددولتی داخل و گروه های دموکراتیک در خارج از کشورهای هدف.
3- ایجاد سازمان های همکار در ترویج دموکراسی.
4- و همکاری باسایر بنیادهای فعال در تقویت دموکراسی.
تفکر پشتوانه یا ایدئولوژی حاکم بر این بنیادهای مخملی را میتوان چنین برشمرد:
1- تسلط بر مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی جهان
2- کنترل شریان انتقال انرژی و جلوگیری از تسلیحاتی شدن آن.
3- حذف و یامهار نظام های چالشی در گرو نظم هژمونیک آمریکا
4- ممانعت از ایجاد پیمان های نظامی و امنیتی در آسیای مرکزی و خاورمیانه
5- همسو کردن کشورهای هدف با سیاست های آمریکا
6- فرصت سازی اقتصادی برای ایالات متحده
7- و مهار بیداری اسلامی.
در این مقاله به معرفی جداگانه هریک از بنیادهای چهارگانه مذکور می پرازیم.
بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی (NED)
این بنیاد توسط دولت ریگان و با توصیه بیل کیسی؛ مدیر سابق سازمان جاسوسی آمریکا در سال 3.198م با هدف مصوب تقویت مؤسسات دموکراتیک در کشورهای مختلف به عنوان یک سازمان غیردولتی تأسیس شد تا بدین وسیله در ظاهر عنوان شود که هیچ وابستگی به دولت ایالات متحده ندارد.
آلن وینستین اولین رئیس بنیاد، پیشتر در مصاحبه ای با روزنامه واشنگتن پست اذعان کرده بود که تقریباً اکثر آنچه را که این سازمان انجام داده، 52 سال پیش بطور پنهانی توسط سازمان سیا انجام می شد.
NED توسط یک هیئت امنای مستقل اداره می شود که وین وبر (استراتژیست حزب جمهوری خواه آمریکا و مشاور خصوصی جرج دبلیو بوش) ریاست هیئت مدیره و کارل گرشمن (جانشین سفیر آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل) مدیریت عامل بنیاد را برعهده دارند. فرانسیس فوکویاما (صاحب نظریه پایان تاریخ) و لی همیلتون (رئیس مرکز ویلسون) عضو کادر رهبری این بنیاد هستند. منتقدان بسیاری در ایالات متحده،NED را آلت دست سازمان جاسوسی سیا خوانده اند.
بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی با بودجه سالیانه کنگره، صدها بورسیه تحصیلی را برای حمایت از گروه های موفق دموکراسی در آفریقا، آسیا، اروپای شرقی و مرکزی، آمریکای لاتین، خاورمیانه و جمهوری های جداشده از اتحاد جماهیر شوروی آماده می کند.
این بنیاد با اعتقاد به اینکه آزادی، اشتیاقی انسانی و حق غیرقابل انتقال می باشد، هدایت می گردد که تاکنون 4 سند استراتژیک خود را در سال های 2199، 7199، 2200 و 7200 تدوین کرده است.
NED از اواسط دهه نود، با هدف توسعه فعالیت های خود در کشورهای جهان، مجاز به بهره برداری اقتصادی از بخش خصوصی شد که پس از این اجازه نامه، دو سازمان دیگر به نام های مجمع بین المللی برای مطالعات دموکراتیک و مرکز منبع دموکراسی را تأسیس کرد.
بنیاد اعانه ملی، اصلی ترین مراکز انقلابات رنگی در جهان را طراحی کرده یا با حمایت های کلان اقتصادی، به آنها مأموریت داده است. مؤسسه معروف آلبرت انیشتین و خانه آزادی، از نهادهای جاسوسی دارای مأموریت امنیتی از سوی این بنیاد می باشند.
NED تاکنون اطلاعات مربوط به 22 مأموریت خود از کنگره و سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده در حوزه ایران را فاش کرده؛ مأموریت هایی که تحت پوشش پروژه های جریان شناسی روشنفکران ایرانی، حقوق بشر، حقوق کارگران و زنان در ایران به انجام رسیده است.
رامین جهانبگلو عنصری بود که در عصر موسوم به اصلاحات (4138-6137)، برپایه مأموریتی پنهان از سویNED و سرویس جاسوسیCIA به ساختار سیاسی و فرهنگی کشور راه یافت و با بهره گیری از منابع و نهادهای وابسته به دولت هفتم و هشتم، کوشید تا پروژه جنگ نرم برای فروپاشی از درون را در ایران تحقق بخشد.
وی از مهرماه 0138 (اکتبر 1.200م) با دعوت مارک پلانتر از بنیاد ملی دموکراسی، به شکل رسمی پا به ساختمان اتاق فکر قدرتمند سازمان جاسوسی آمریکا گذاشت. جهانبگلو در آن بنیاد، گزارشی را از نقش روشنفکران برای پروژه فروپاشی از درون حاکمیت ایران ارائه داد که چندی بعد از سوی رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل NED به بحث گذاشته شد تا برای تدوین سومین سند ا ستراتژیک این بنیاد بهره گرفته شود. گزارش جهانبگلو در ماه پنجم حضورش، به مثابه خط مشی مبارزهNED با ایران در کنگره ایالات متحده به تصویب رسید که با اعطای اختیارات ویژه آغاز جنگ نرم با ایران به این بنیاد از سوی کنگره آمریکا در سال 2138، جهانبگلو از واشنگتن به تهران بازگشت و به درخواست محمدرضا خاتمی به همکاری با مرکز پژوهش های مجلس ششم پرداخت. وی از نظریه پردازان انقلاب های مخملی و معماران فروپاشی اروپای شرقی برای حضور در تهران با هدف راه اندازی جنبش ضدائدئولوژیک علیه جمهوری اسلامی دعوت بعمل آورد که در نتیجه در اردیبهشت 58 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت و به همکاری با وزارت خارجه آمریکا و جاسوسان اسرائیلی اعتراف کرد.
چندی پیش پاول رابرتس؛ معاون اسبق وزارت خارجه خزانه داری ایالات متحده، در مصاحبه اختصاصی با مجله آمریکایی فارین پالیسی گفت: «کنت تیمرمن رئیس بنیاد ملی دموکراسی در 11 ژوئن یعنی پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران نوشت: «صحبت از یک انقلاب سبز در ایران است.» وی در ادامه نوشته بود: «NED در طول دهه گذشته میلیون ها دلار صرف گسترش انقلاب رنگی در کشورهایی همچون اوکراین و صربستان کرده که بخشی از این پول به دست حامیان میرحسین موسوی که با سازمان های غیردولتی در خارج از ایران که NED بودجه آنها را تأمین می کند ارتباط دارند رسیده است.»
رابرتس در ادامه افزود: «جرج بوش در ماه می 7200 به سازمان سیا دستور داد تبلیغات سیاه پنهانی را برای ترویج اطلاعات نادرست به منظور ایجاد بی ثباتی در ایران و در نهایت ساقط کردن رژیم این کشور اجرا کند.»
مرکز بین المللی محققان ویلسون
این مرکز برای گرامیداشت خاطره توماس وودرو ویلسون؛ بیست وهشتمین رئیس جمهور ایالات متحده (1192-3191) بوسیله کنگره آمریکا در سال 8.196م در واشنگتن دی .سی تأسیس شد و اکنون لی همیلتون از کارشناسان ویژه جرج بوش در جنگ عراق، ریاست آن را برعهده دارد. این مرکز که از لابی های مشترک جمهوری خواهان و دموکرات ها در ایالات متحده است و بعنوان بازوی پژوهشی کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل (AIPAC) ایفای نقش می کند، پل ارتباطی سیاست سازان آمریکایی با محققان دانشگاهی دنیا به شمار می رود.
مؤسسه ویلسون دارای ردیف بودجه ای است که هر سال توسط دولت آمریکا تعیین و از سوی کنگره تصویب می شود. بزرگترین همایش ها و پروژه های تحقیقاتی این مرکز در یک دهه گذشته، معطوف به ایران بوده است. ساختار این مرکز متشکل از هفت بخش اداری، مالی، ارتباطات، روابط عمومی، همایش ها، پژوهش ها و انتشارات است. هم چنین، ویلسون صاحب یک برنامه رادیویی به نام گفت وگو است که هفته ای یکبار در سراسر آمریکا و اروپا پخش می گردد.
این بنیاد در حوزه های علوم اجتماعی و علوم انسانی بسیار فعال است و بواسطه رقابت بین المللی، بورسی 9ماهه به اساتید، مقامات دولتی و روزنامه نگاران ارائه می دهد.
پروژه های سیاسی این مؤسسه که در طول دهه گذشته توسط هاله اسفندیاری و به پیشنهاد کمیته اسرائیلی آیپک تنظیم می شود، برروی موضوعاتی نظیر تحلیل مسایل مردم سالاری، توسعه اجتماعی، مطالعه نسل شناسی، مذهب شناسی، درآمدهای سالیانه ایران و... متمرکز است، اما در نهایت اهداف کمیته اسرائیلی آیپک برای انقلاب از درون را پی گرفته است.
هاله اسفندیاری مدیر ارشد برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون و عضو ارشد کمیته آیپک می باشد. در سال 4138، این کمیته اسرائیلی با شعار «هم اکنون زمان متوقف کردن ایران است»، سمیناری را برای بررسی راه های مقابله با برنامه های اتمی جمهوری اسلامی برگزار کرد که اسفندیاری مدیر اجرایی آن بود. این اجلاس با طرح استراتژی امنیتی «ایران، نقطه تفاهم آمریکا و اسرائیل» کوشید تا راهبردهای دوگانه اسرائیل و ایالات متحده را برای فشار بر ایران، به هم نزدیک نماید. جرج بوش، ایهود اولمرت (نخست وزیر سابق اسرائیل)، هیلاری کلینتون، جان بولتون، کاندولیزا رایس و... از جمله مدعوینی بودند که با دعوت نامه اسرائیلی هاله اسفندیاری در این همایش سخنرانی کردند.
وی در این اجلاس کارگاهی سیاسی با نام «انقلاب از درون: امکان موفقیت جمهوری خواهی در ایران» را تشکیل داد.
براساس اطلاعات رسمی منتشره در سایت مؤسسه بین المللی ویلسون، رامین جهانبگلو (فیلسوف خود خوانده متهم به جاسوسی)، عمادالدین باقی (رئیس خودخوانده انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی در ایران و عضو انجمن آزادی مطبوعات)، حسین بشیریه (نظریه پرداز سیاسی مدعیان اصلاح طلبی و تحلیلگر مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در عصر اصلاحات)، شادی صدر (از سرکردگان کمپین دخترکان و پسرکان که از بودجه های میلیونی مؤسسه هلندی هیفوس برای راه اندازی گروههای فشار زنانه بهره می گیرد)، مراد ثقفی (سردبیر فصلنامه گفتگو و فعال در نشریات زنجیره ای)، گلی ترقی (رمان نویس و هوادار کمپین دخترکان و پسرکان) و... از جمله افرادی هستند که با هاله اسفندیاری در مرکز مطالعات خاورمیانه این مؤسسه همکاری داشته اند.
هاله اسفندیاری پس از دوم خرداد 6137 با مأموریت رسمی از مرکز ویلسون به ایران آمد. از سال 87 بواسطه وی، رامین جهانبگلو در زمره کارشناسان مرکز ویلسون قرار گرفت که در 32تیرماه 38، با ارائه یک گزارش استراتژیک به بخش خاورمیانه مرکز مذکور، راه های فروپاشی از درون جمهوری اسلامی ایران را به بحث گذاشت.
با اعترافات جهانبگلو، هاله اسفندیاری در تاریخ 81 اردیبهشت 68 دستگیر شد که بدنبال آن، وزارت اطلاعات با انتشار بیانیه ای توضیحاتی را ارائه داد. قسمتی از این بیانیه به شرح زیر است:
«با پیگیری های اطلاعاتی بعمل آمده درخصوص تلاش برخی مؤسسات، بنیادها و سازمان های آمریکایی برای اثرگذاری در جمهوری اسلامی ایران، مشخص شد این نهادها سعی دارند تحت پوشش عناوینی چون دموکراسی سازی و حقوق بشر نقشی را ایفا نمایند که سرویس های اطلاعاتی و امنیتی آنها در سال های گذشته علیه کشورهای هدف انجام می دادند.
درخصوص خانم هاله اسفندیاری نیز به آگاهی می رساند وی مدیر و مؤسس برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون در آمریکاست که بودجه این مؤسسه از طریق کنگره آمریکا تأمین می شود.
در تحقیقات بعمل آمده، خانم اسفندیاری اظهار می دارد که فعالیت ها و برنامه های مربوط به ایران در برنامه خاورمیانه این مرکز از طریق بنیاد معروف آمریکایی سوروس حمایت و پشتیبانی مالی شده است.
وی در بازجویی های اولیه اظهار می دارد که بنیاد سوروس در ایران با ایجاد شبکه ارتباط غیررسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال می کرده است.»
بنیاد سوروس
بنیاد سوروس با نام اصلی مؤسسه جامعه باز (Open Society Institute- OSI) متعلق به جرج سوروس؛ سیاستمدار و سرمایه دار آمریکایی، در سال 3.199م تأسیس شد. جرج سوروس که یک یهودی مجار تبار می باشد، سال های متمادی است که با تشکیل یک شرکت سرمایه گذاری و یک سازمان مطالعاتی حقوق بشر و دموکراسی در بیشتر نقاط جهان به نفع توسعه صهیونیسم فعالیت می کند.
وی در گرامیداشت استاد خود کارل پوپر- صاحب کتاب جامعه باز و دشمنانش- نام مؤسسه خود را بنیاد جامعه باز گذاشت.
این مؤسسه در پوشش یک نهاد خیریه و غیرانتفاعی، امروز بعنوان یکی از شرکای اقتصادی کودتاهای مخملی آمریکا در جهان شناخته می شود. هدف ظاهری این بنیاد، ایجاد وحفظ ساختارها و نهادهای جامعه باز، کمک های انسان دوستانه، بهداشت عمومی، رعایت حقوق بشر و دموکراسی و اصلاحات اقتصادی است. اما شبکه بین المللی آن بعنوان اسپانسر مالی انقلاب های رنگی در کشورهای ناسازگار با آمریکا ایفای نقش می کند.
سوروس در بیش از 03 کشور جهان از جمله جمهوری های آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، اوکراین، قرقیزستان، ازبکستان، قزاقستان و مولداوی دارای نمایندگی های فعال است.
روند کاری بنیادOSI به این شکل است که با فعال کردن مراکز مطالعاتی در کشورهای مختلف و سپس ارزیابی مخالفان دولت مرکزی و حمایت از مطبوعات مخالف دولت، زمینه را برای انقلابی آرام و به شکست کشاندن دولت و یا حکومت فراهم می نماید. عمده ترین فعالیت این بنیاد در حوزه کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه است. در واقع برای اولین بار در سال 7.199م و در جریان ورشکستگی مالی و اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا، فعالیت بنیاد مذکور به آسیای میانه کشیده شد و در کشورهای این منطقه نمایندگی هایی را تحت عنوان «جامعه باز» تأسیس نمود. هدف بنیاد سوروس از ایجاد این شعبات، به راه انداختن انقلاب های مخملین در کشورهای هدف و تغییر نظام سیاسی این کشورها بود.
بعنوان نمونه در جریان تحولات انقلاب گل رز گرجستان و انقلاب نارنجی اوکراین بنیاد مذکور نقش محوری را ایفا نمود. در گرجستان، بنیاد سوروس با صرف 02 میلیون دلار به حمایت از مخالفین شواردنادزه برخاست و در واقع علت این مسأله گرایش وی به سمت مسکو بود که منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا را برنمی تابید. اقدامات سوروس در تفلیس تا آنجا ادامه یافت که پس از استعفای نادزه و تشکیل دولت جدید، چهارتن از اعضای دولت ساکاشویلی شامل وزرای آموزش و پرورش، دادگستری، دارایی و ورزش جوانان وابسته به میلیاردر یهودی یعنی جرج سوروس بودند که قبلا کارمند دفاتر وی محسوب می شدند.
پس از وقوع انقلاب مخملی در گرجستان، جرج سوروس با اعلام رضایت از این مسأله تصریح کرد که در سایر کشورهای آسیای میانه از این اقدامات حمایت خواهد کرد و به روزنامه لس آنجلس تایمز گفت که مایل است انقلاب مخملی در کشورهای مستقل مشترک المنافع مانند قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان تکرار گردد که تاکنون بیش از 04 میلیون دلار به منظور راه اندازی کودتاهای مخملی در این 5 کشور آسیای مرکزی سرمایه گذاری کرده است و
05 میلیون دلار از سرمایه سوروس، هزینه کودتای مخملی در اوکراین و قرقیزستان شد.
بنیاد سوروس با استقرار اصلاح طلبان در مناصب دولتی جمهوری اسلامی، یحیی کیان تاجبخش را بعنوان نماینده خود در تهران برگزید و به آموزش وی پرداخت. اغلب این تعالیم معطوف به پروژه های فرهنگ سازی، شبکه سازی و نهادسازی در حوزه های اجتماعی بوده است.
از ابتدای دهه 08، حضور کیان در محافل اصلاح طلبی ایران شتاب گرفت. از سال 38 در کلاس های جامعه شناسی شهری دانشگاه تهران حضور یافت و به طرح اندیشه های فرانسیس فوکویاما- تئوریسین نظریه پایان تاریخ- پرداخت. در 12 اردیبهشت ماه 6138، تاجبخش با حکم ویژه دادستانی عمومی و انقلاب تهران و به اتهامات مشارکت در راه اندازی کودتای مخملی در ایران و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد تا اینکه در روز 82 شهریورماه با سپردن وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
یحیی کیان تاجبخش به اتهام دست داشتن در اغتشاشات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری مجدداً بازداشت و در حاشیه نخستین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات 03 تن از طراحان و هدایتگران آشوب های بعد از انتخابات اظهار داشت: «سازمان های آشکار دولتی آمریکایی مانندNED در کشورهایی فعال هستند که آمریکا در آنجا حضور رسمی دارد و می تواند دفتر ترویج دموکراسی را بازگشایی کند، اما در ایران که آمریکا پایگاه رسمی ندارد، باید از نهادهای پوششی استفاده کند و ورود بنیاد سوروس در پروژه ایران ازاین جهت بود که در یک مورد سهراب رزاقی از دوستان آقای سعید حجاریان از سوروس بیش از 030 میلیون تومان برای عملیاتی کردن یک برنامه پنج ساله دریافت کرده است.»
موسسه آلبرت انیشتین
این بنیاد در سال 3.198م توسط جین شارپ؛ پدر کودتاهای مخملی و نظریه پرداز کنش های غیرخشونت آمیز در دو سازمان ناتو و سیا، در بوستون پایه گذاری شد. شارپ تا ابتدای سال 0199 به عنوان مدیرعامل و از آن پس تا امروز به عنوان مدیر علمی این موسسه کار کرده است.
موسسه انیشتین در ابتدا با هدف تأمین مالی پژوهش های دانشگاهی پیرامون انقلاب های مخملی و اجرای الگوهای آن در شرایط واقعی فعالیت نمود و بعدها به بازوی اصلی سازمان سیا برای پیشبرد کودتاهای مخملی و براندازی خاموش در جهان تبدیل شد.
در سپتامبر 3200، این موسسه بیشتر وقت خود را صرف راهبری انقلاب رنگی در گرجستان کرد و پس از آن دستیار ارشد شارپ؛ سرهنگ رابرت هلوی، به اوکراین رفت تا با همکاری رهبران جنبش همبستگی لهستان و مأموران امنیتی CIA، انقلاب نارنجی را برنامه ریزی کند که هنگام این کودتای مخملی، هلوی در شهر کیف حضور داشت.
هلوی متخصص عملیات های سازمان های مخفی و رئیس سابق مدرسه آموزشی وابسته نظامی سفارت های آمریکا بود.
موسسه آلبرت انیشتین به ایجاد موسسات زیرمجموعه خود همانند «مرکز مطالعات استراتژیک دفاع بی خشونت» پرداخته است. این موسسه با پروژه های دیگری همانند «گذار» همکاری نزدیک دارد. این موسسه ارتباطی با انیشتین ندارد اما برای علمی جلوه دادن خود از نام این دانشمند استفاده می کند.
کتاب معروف از دیکتاتوری تا دموکراسی جین شارپ که در آن به 819 روش نافرمانی مدنی اشاره شده است. از سال 3199 به عنوان مانیفست استراتژیک این موسسه انتخاب و دستورالعمل فروپاشی نظام های سیاسی حکومت های ناسازگار با ایالات متحده گردید. به عنوان مثال این کتاب در آستانه سال 0200،م، دستمایه تشکیل گروه هایی چون اتپور در صربستان قرار گرفت و سرانجام پایه های سرنگونی حکومت میلوسویچ را به نحو نظری و عملی فراهم کرد. این کتاب به زبان های مختلفی از جمله: آمهاریک (اتیوپی)، عربی (کشورهای عرب زبان)، آذری، بلاروس، برمه، چینی (رسمی ساده)، چینی (رسمی تجاری)، انگلیسی، فارسی، اندونزیایی، خمری (کامبوج)، قرقیزی، پشتو، روسی، صربی، اسپانول (کشورهای آمریکای لاتین)، اوکراینی، تبتی، تیگریگنا (اریتره) و ویتنام ترجمه شده است. از همین ترجمه های رسمی می توان فهمید که کشورهای هدف کاملا مشخص هستند.
آن چه پرواضح است، با دقت در تعالیم 819 گانه و مقایسه آن با جمهوری اسلامی و دقت در تقلیدهای مضحک داخلی آن، عدم کارآیی این تعالیم برای استحاله انقلاب اسلامی و فروپاشی نظام برآمده از آن است. اساسا تصور کارآیی این شیوه ها در جمهوری اسلامی در انحصار عده محدودی می تواند باشد که در توهم بوده و یا در دنیای مجازی ذهنی خود زندگی می کنند.
پایگاه اینترنتی کانترپانچ- متعلق به روشنفکری چپ- با اشاره به آموزش آشوبگران و تروریست ها در موسسه آمریکایی آلبرت انیشتین در پوشش انقلاب مخملی، تصریح کرد: «شارپ پذیرفته است که بنیاد انیشتین همانند بنیاد سوروس از موسسه اعانه ملی برای دموکراسی (NED) و موسسه بین المللی جمهوری خواهان (IRI) بودجه دریافت می کند.»
کانترپانچ افزود: «موسسه انیشتین بودجه ای را برای ترور هوگو چاوز در اختیار مخالفان وی قرار داد. رابرت آلونسو از سران مخالفان ونزوئلایی نیز در بنیاد انیشتین با مقامات این بنیاد دیدار کرده بود. زمانی که آلونسو دستگیر شد. در بازجویی هایش به این موضوع اعتراف کرد که مأموریت آنها اقدام علیه چاوز بوده است.»
گفتنی است اخیرا لیتری میسن پژوهشگر فرانسوی و رئیس شبکه روزنامه نگاران ولتر در پژوهشی مستند، از آموزش برخی عناصرمخالف جمهوری اسلامی ایران توسط بنیاد آلبرت انیشتین پرده برداشته بود.
در همین حال، خبرگزاری آشوشیتدپرس نیز طی گزارشی از مشاهده ردپای جین شارپ در وقایع اخیر تهران خبر داد. این خبرگزاری نوشت: «معترضان ایرانی که اکنون نمی دانند چه کنند، تشویق می شوند تا از منبعی کمک بگیرند که به یک دهه انقلاب های نرم در اروپای شرقی کمک کرد.»
آسوشیتدپرس این منبع را جین شارپ- مولف کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی- اعلام کرد و نوشت: «شارپ و دیگر متخصصان جنگ نرم عقیده دارند تظاهرات کنندگان ایرانی باید روش های خود را متنوع کنند و تنها به راهپیمایی های خیابانی بسنده نکنند. تظاهرات خیابانی پس از انتخابات صدها هزار تن را به خود جلب کرد اما این تعداد به صدها تن کاهش یافت.»
بنابراین گزارش، شارپ در گفت وگو با این خبرگزاری هرگونه نقشی در راه اندازی ناآرامی های اخیر در ایران را تکذیب کرد اما در عین حال اظهار داشت. «اگر اثر من بتواند به مقاومت صلح آمیز (براندازی نرم) کمک کند، خوشحال می شوم.»

فاطمه مرسلی