پایان خاکستری ها!
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٥  کلمات کلیدی:


100 روز از انتخابات ریاست جمهوری گذشت. اکنون که هیجان ها و گرد و غبارها فرو نشسته، عرصه را بهتر می توان دید. حاشیه های تیره و تلخی که بر متن تابناک و شیرین مشارکت 85 درصدی ملت نشست، هنوز هم جای ارزیابی دارد. می شد فتنه پدید نیاید و شیرینی این حضور دوران ساز را کمرنگ نسازد اما پدید آمد. مسئولیت مقصران و برپاکنندگان فتنه هرگز فراموش نخواهد شد اما اگر عمیق تر به ماجرا بنگریم، شاید این آزمون سخت از مصادیق همان فرمایش الهی باشد که «عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیرلکم. بسا چیزی که از آن اکراه دارید و خیر شما در آن است». فتنه اگر چه هزینه های قابل توجهی به کشور و ملت و نظام تحمیل کرد- چرا که دشمن تنش و درگیری را به درون زمین ایران کشاند و آسیب ها و لطمه ها در این میدان پدید آمد- اما نشانه ها و پیامدهایی را هم با خود داشت که اگر این نشانه ها و پیامدها درست فهمیده شود، این ماجرا در فرجام خود به خیر ملت و کشور خواهد بود. همچنین از مسیر این فهم است که می توان افق «چه باید کرد» را روشن تر دید.
1- صرف نظر از ضعف روحی و اعتقادی یا غفلت و لجاجت رجالی که با ساده لوحی کوته بینی تمام سر نیزه فتنه گران رفتند، اصل این فتنه پیچیده، پرحجم و برنامه ریزی شده از خارج، به خودی خود از سرزندگی و حرکت شتابان انقلاب و نظام اسلامی در آغاز دهه چهارم حیات مبارک آن (دهه پیشرفت و عدالت) حکایت می کند. وقتی سران فریبکار و پنهانکار آمریکا، انگلیس و اسرائیل به همراه برخی دولت های اروپایی همسو با برانداختن نقاب دوستی در وسط میدان معارضه حاضر شدند و دستور آتش تهیه سنگین علیه ایران را به هزاران رسانه و تلویزیون و شبکه دادند، واقعیتی را بی آنکه مایل باشند، فریاد کردند. اینکه در برابر حرکت شتابان انقلاب و جمهوری اسلامی به ستوه آمده و چندان ناتوان و نگران شده اند که بی پرده و تعارف کینه خویش را آشکار ساخته و آداب و اطوار سیاست ورزی را یکسره کنار گذاشته اند.
وضعیت جوی آرام را در نظر بگیرید. وقتی ایستاده اید، حتی نسیمی هم به صورت شما نمی خورد. اگر شروع به دویدن کردید، نسیمی را بر گونه خود احساس خواهید کرد. سوار خودرو اگر شدید و بر سرعت خود افزودید، بر شدت فشار هوا افزوده می شود تا آنجا که اگر حرکت شما شتاب گرفت، مجبورید شیشه های خودرو را بالا بکشید. حال اگر سوار هواپیما شدید که با سرعت 800کیلومتر در ساعت در حرکت است، فشار و مقاومت هوای مخالف هم بی اندازه زیاد خواهد شد تا آنجا که یک رخنه کوچک در گوشه ای از هواپیما می تواند به تلاطم شدید در حرکت آن بینجامد. فشار و هجمه ای که جبهه اصلی و خارجی ضدانقلاب در حوادث پس از انتخابات وارد آورد، هر چند برنامه ریزی شده و پیچیده، اما برخاسته از این واقعیت مصیبت بار برای آنها بود که با خشم و غیض تمام، آغاز «تیک آف» و حرکت انفجاری نظام برای کنده شدن از باند پرواز و اوج گرفتن آن در آغاز دهه چهارم را مشاهده می کردند. دشمن پس از کاربست هجمه نظامی نابرابر، تحریم های اقتصادی فلج کننده، درگیری های قومی و فرقه ای، ترور شخصیت ها، و انواع تهدیدها و ارعاب ها، آخرین تیر در ترکش را بر کمان گذاشت تا مگر شماری از سرنشینان قبل از خیز نهایی، در مقابل اوج گرفتن دولت- ملت جمهوری اسلامی اخلال کنند و اصل حرکت و عزیمت را منتفی سازند. دشمن و عوامل آلوده آن تا آخرین لحظات و تا آنجا که امکان داشت، تمام خرابکاری ها و اخلال ها را انجام دادند تا از جهش بزرگ ملت ایران مانع شوند.
2-هیجانات دشمن (حقد و کینه از یک سو و شعف و ذوق زدگی از طرف دیگر) در حوادث اخیر باعث شد تا شبکه ای را که به تدریج در 20 سال گذشته با پنهانکاری و پیچیدگی تمام در درون جمهوری اسلامی از برخی رجال و گروه های ذی نفوذ فراهم کرده بود، در کمتر از 2 ماه بسوزاند و تمام اجزاء، مفاصل و ماموریت های این «شبکه خاکستری کودتا» را یکجا لو بدهد. ظاهراً دشمن و خواص خاکستری مأتلف آن- حداقل 6 ماه قبل از انتخابات- طرح خدعه را چنین چیده بودند که با ادعای تقلب و بسته بودن همه راه های حل سوءتفاهم و اختلاف، جمهوری اسلامی را به نقطه غیرقابل برگشت سرنگونی برسانند اما مکر و لطف در هم تنیده خداوندی برتر از همه اراده ها، دشمن مکار و نیروهای میدانی او را به دامی کشاند که خود برای ملت و نظام اسلامی چیده بودند. فرصتی پدید آمد تا هم دشمن باطن خبیث و پر از حقد خود را برملا کند و هم منافقین دو دله و مایل به دشمن، مافی الضمیر خویش را بیرون بریزند. خلجانی که از سال ها پیش در سینه فرقه «نومن ببعض و نکفر ببعض» وجود داشت، بیش از این تاب اختفا نیاورد و آنها به خیال اینکه کار جمهوری اسلامی تمام است پس باید از این نمد برای خود کلاهی فراهم کرد، هم داستانی و همدستی خویش با دشمن را آشکار ساختند. این 100 روز برای ملت ما و نخبگان صادق آن آزمایشگاهی شد برای تجربه عینی فتنه هایی که در احد و احزاب و تبوک و سقیفه و جمل و صفین تدارک شد تا میان رهبر و رهروان، میان امامت و امت شکاف افکند و از لابلای همان خلل، کار اسلام را یکسره کند. امروز چهره ها همه عیان است. همه محک خوردند در این آزمایشگاه بزرگ. حوادث این 100 روز، لوح فشرده ای شد از فتنه ها و ماجراهای پرفراز و نشیب یکصد ساله پس از تأسیس حکومت اسلامی در مدینه .
3-حساب «قصور»ها، «تقصیر»ها و «اصرار بر تقصیر»ها را باید از هم جدا کرد. آنها را که عرصه را بد دیدند یا به خاطر غبارآلودگی نتوانستند درست ببینند، نباید با کسانی که می دانستند چه خبر است بلکه خود یک پای ماجرا شدند و اصرار ورزیدند یکی شمرد. بله، افعی فتنه پس از سال ها همرنگی و قربانی گرفتن، سر از گمین گاه خویش برون آورد تا به خیال خود دولت- ملتی را یکجا ببلعد. تاریخ پس از این قطعاً به روال تاریخ 6، 5 ماه پیش (خوش بینی و تجاهل و تغافل قبل از انتخابات) پیش نخواهد رفت. به آنها که در کانون فتنه و با علم و اطلاع و اصرار نقش آفرینی کردند- فارغ از اینکه از نامداران باشند یا عناصر به ظاهر حاشیه نشین- با همان حسن ظن سابق نگریسته نخواهد شد. دست و قبای شریکان دزد، لای در مانده است. آنها در شمار کسانی هستند که در دایره «دفع در حد ضرورت» قرار می گیرند. اما از این گروه که بگذریم، آغوش نظام برای خطاکارانی که توبه کنند و خود را نه طلبکار که بدهکار مردم و نظام بدانند، باز است. راه بازگشت را به سوی کسی- اگر قصد توبه و جبران داشته باشد- نباید بست و در عین حال جانب حزم و احتیاط و هوشیاری را نیز نباید از دست داد که مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.
این روزها- به ویژه پس از درهم کوبیده شدن و از هم پاشیدن اردوگاه فتنه که حقیقت آن به ویژه در راهپیمایی بی سابقه و البته حاشیه دار روز جهانی قدس به عیان قابل مشاهده بود- واژه هایی نظیر لزوم وحدت و طرح دلسوزان نظام برای میانجی گری، آشتی ملی، مصالحه و... بسیار شنیده می شود. قطعاً باید صفوف دلبستگان به نظام را متحد کرد. بی تردید باید الفت میان قلب ها را تقویت کرد. اما نباید میان وحدت و مصالحه خلط کرد. مصالحه و آشتی سر چه چیز؟! آیا اختلاف سر سود و زیان یک شراکت اقتصادی است که بتوان با کم و زیاد کردن سهم طرفین، بین آنها سازش برقرار کرد؟! واقعیت این است که همزمان حقی بزرگ از ملت و نظام منتخب و مورد حمایت آنان ضایع شده و ستمی بزرگ بر آنان رفته است و تلخ تر اینکه جماعت زیاده طلب و هم پیمان با دشمن پس از تحمیل انواع هزینه ها به کشور، باز هم خویش را طلبکار می دانند و اصطلاحاً دست پیش می گیرند که پس نیفتند. و مضحک تر اینکه همان ها از میان خویش میانجی هم انتخاب می کنند. خودگویی و خودخندی، عجب مرد هنرمندی! اگر وحدتی باید جست که حتماً باید دنبالش بود صرفاً در مدار قانون و نقطه پرگار مجسم این مدار- ولایت و رهبری- امکانپذیر است، این مدار دو یا چند محور نمی تواند داشته باشد. قانون و امامت امت در «جمهوری اسلامی» جای چانه زنی و مذاکره و سازش ندارد. آنها که به غلط یا به خطا پیش افتادند یا عقب ماندند و زاویه گرفتند باید به این نقطه ثقل بازگردند. رحمت و ملاطفت نظام از موضع عزت و حکمت است نه از سر ضعف و بی تدبیری و بی خبری. آری به فرمایش امیر مؤمنان(ع) نباید خطاکاری را که به اشتباه افتاده با آن که راه باطل را می پوید و بدان می رسد، یکی گرفت. اما خطاکار باید به حق بازگردد نه اینکه میان حق، و باطل پیموده شد توسط وی حد وسطی برای چانه زنی و مصالحه جست. اگر از برخی خوش جنسی ها و ساده دلی ها بگذریم، ادعای میانجی گری ادامه پروژه ناکام «رسمیت بخشیدن به اپوزیسیون ضدانقلاب در درون نظام و انقلاب» است.
4-آنچه سپری شد با همه اهمیت، تنها مرحله ای از مراحل جنگ نرمی بود که دشمن تدارک دیده بود. تا انقلاب اسلامی می بالد و تا جمهوری اسلامی به سمت آرمان ها اوج بیشتری می گیرد، معارضه و کارشکنی جبهه استکبار هم شدت بیشتری خواهد یافت. این یک رزمایش مهم برای ملت بزرگ ایران و اصحاب جبهه انقلاب بود تا قوت ها، ضعف ها، خلل ها، نقص ها و شکاف های احتمالی را شناسایی کنند. این رزم تحمیلی از سوی دشمن که تبدیل به رزمایشی برای ملت- دولت ایران شد با وجود هزینه ها، فرصت های کم نظیری را به همراه داشت که اگر غنیمت شمرده شود، تحمل آن هزینه ها را آسان خواهد نمود.
جنگ نرم هنوز در اول راه است و جنگ های بزرگ تر با جبهه اصلی دشمن (استکبار) در پیش است. باید با چاشنی الفت و بصیرت، صفوف مقاومت را مستحکم تر ساخت. میدان را نباید اشتباه گرفت. دشمن نه دولت بلکه نظام و ایران را- به عنوان یک کل به هم پیوسته- هدف گرفته است. دشمنانی که سابقه 200 سال جنایت و خیانت و ستم و غارت را در کارنامه خود دارند، از ملتی که تمام معادلات آنها را به هم زده و بساط کامروایی آنان را به هم ریخته تا به سیادتی که مستحق آن است برسد، راحت نمی گذرند. هر اقدامی که پویایی، امید و اتحاد این ملت را مخدوش سازد یا دشمنی های آشکار را انکار کند و درگیری را به درون خانواده ملت و انقلاب بکشاند، خدمت به دشمن است و برای پرهیز از همه این خلل ها، باید با بصیرت به انگشت اشاره مقتدا چشم دوخت نه یک گام عقب و نه یک قدم جلو.
محمد ایمانی