واکنش به اظهارات ضدصهیونیستی گزارشگر
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی

فارس: آمریکا در واکنش به اظهارات ضدصهیونیستی گزارشگر سازمان ملل خواستار استعفای وی شدسخنگوی وزارت خارجه آمریکا ضمن محکوم کردن اظهارات گزارشگر ویژه سازمان ملل که صهیونیست‌ها را به نسل‌کشی متهم کرده، خواستار استعفای وی شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت خارجه آمریکا، «جن ساکی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در یک کنفرانس خبری با اشاره به اظهارات اخیر «ریچارد فالک» گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در سرزمین اشغالی که رژیم صهیونیستی را به «نسل کشی فلسطینیان» متهم کرده بود، گفت: ما جدیدترین اظهارات بیدادگردانه ریچارد فالک در مصاحبه با راشاتودی را محکوم و کاملاً آن را رد می‌کنیم. دولت آمریکا به طور مداوم با شدیدترین لحن به طور مداوم اظهارات نفرت‌انگیز و به شدت توهین آمیز وی به ویژه پست‌های وبلاگی ضدیهودی، تأیید تئوری‌های توطئه‌آمیز 11 سپتامبر و اخیراً اظهارات تأسف‌بارش درباره حملات تروریستی بوستون را محکوم کرده است.

جن ساکی تصریح کرد: آمریکا از حکم یا کارش که یک طرفه و مغرضانه بوده، حمایت نمی‌کند و اعتقادی ندارد که بتواند بعنوان گزارشگر مستقل سازمان ملل به کارش ادامه دهد و ما به خواسته‌های خود برای استعفای او از سمتش تأکید می‌کنیم. ما به این مسئله توجه داریم که دوره وی به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل در مارس 2014 به پایان می‌رسد و نمی‌تواند دوباره بعد از این زمان مجدداً منصوب شود.

یکی از خبرنگاران سپس به اقدامات جنایت‌آمیز صهیونیست‌ها اشاره کرد و در سوالی مطرح کرد که اسرائیلی‌ها فلسطینیان را بی‌دلیل می‌کشند و به نمونه‌هایی از این موارد که در روزهای اخیر صورت گرفته، اشاره کرد و واکنش وزارت خارجه آمریکا در این زمینه را خواستار شد.

جن ساکی در پاسخ به وی گفت: به طور قعط ما در گذشته نیز نگرانی‌های خود را اعلام کرده بودیم. البته من باید جزئیات دقیق این مسئله را بررسی کنم. شما احساس ما درباره خشونت و به طور قطع کشتار در منطقه را می‌دانید.

وی در ارتباط با اظهارات اخیر «صائب عریقات» مذاکره‌کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین که گفته بود مذاکرات سازش تا پایان یک دوره 9 ماهه پایان نمی‌یابد، گفت: در ماه ژوئیه وقتی صائب عریقات و زیپی لیونی کنار یکدیگر ایستادند، چارچوب زمانی 9 ماهه را مطرح کردند زیرا با آن موافقت کردند. هنوز چند ماه باقی مانده است. ما بر رسیدن به اهداف خود در این چارچوب زمانی متمرکز هستیم. تغییری در آن ایجاد نشده است. ما مدت‌ها است که گفته‌ایم که تنها راه رسیدن به توافق نهایی از طریق مذاکرات مستقیم است اما در این برهه از مان بر چارچوب زمانی که تعیین شده متمرکزیم.


 
سردار مقاومت لبنان و فرزندش+عکس
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: مقاومت

به گزارش مشرق، حمید داود آبادی در وبلاگ خاطرات جبهه نوشت: تصاویر اختصاصی از کودکی‌های شهید علی حسان اللقیس؛ فرزند سردار دلیر و شهید حاج حسان اللقیس؛ عاشورای 1374 - لبنان، بعلبک.



عکس اختصاصی و منتشر نشده از دوران کودکی شهید حاج حسان اللقیس

 

شهید حاج «حسان اللقیس»، یکی از فرماندهان مقاومت اسلامی بود که در نزدیکی منزلش در منطقه «السان تریز» در ضاحیه جنوبی بیروت ترور شد؛ در این حادثه، سه فرد مسلح در پارکینگ ساختمانی که در آن سکونت داشت، کمین کرده و وی را با 5 گلوله که از هفت‌تیر مجهز به صدا خفه کن خارج شدند، از ناحیه سر هدف قرار دادند.

پسر شهید حسان، «علی الرضا اللقیس» در جریان جنگ ژوئیه سال 2006 به شهادت رسیده بود.

 


 
چرا آقای مطهری از تذکر وزارت اطلاعات به خودش سخن نمی‌گوید؟
ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی
حیثیت وزارت اطلاعات دولت یازدهم، بازیچه
سیاسی کاری‌ علی مطهری

گروه سیاسی – رجانیوز: وزارت اطلاعات عالیترین دستگاه امنیتی کشور است و حفظ وشان و جایگاه آن سبب افزایش ضریب امنیت روانی و اجتماعی مردم است اما در ماه‌های اخیر، علی مطهری به عنوان یکی از نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی با اظهارات جنجالی و بدون سند خود تلاش کرده تا اقتدار امنیتی این دستگاه را زیر سوال ببرد.

به گزارش رجانیوز، اخیرا مطهری ادعا کرد که با پیگیری وی در ماجرای شنود دفتر وی، یک معاون وزیر اطلاعات و مدیرکل زیرمجموعه وی برکنار شده‌اند اما گزارش منابع مطلع حاکی از آن است که تغییر معاون مورد اشاره چند ماه پیش در پی شروع به کار وزیر جدید صورت گرفته و هیچ ربطی به ماجرای آقای مطهری ندارد. به همین ترتیب، با تغییر معاون جدید، مدیرکل مجموعه‌ نیز تغییر کرده است. 
 
روزنامه کیهان چندی پیش با اشاره به این مساله، اضافه کرده است: «اما موضوع مهم‌تر، تور پهن کردن یکی از سرویس‌های بیگانه برای علی مطهری است. از چندی پیش سرویس مربوطه مقدماتی را تدارک کرده و بدون اطلاع مطهری، به وی نزدیک شده بود. اما نیروهای سخت‌کوش وزارت اطلاعات که این سناریوی خطرناک را کشف کرده بودند، مطهری را در جریان ماجرا قرار می‌دهند. 
 
 
این گزارش حاکی است مطهری پس از اطلاع از این مسئله حتی از وزارت اطلاعات تشکر هم کرده است. گویا رئیس‌ مجلس نیز در جریان موضوع قرار گرفته است. اما آنچه در این میان عجیب است، ریل عوض کردن آقای مطهری و جنجال علیه وزارت اطلاعات است به نحوی که تغییرات مدیریتی این وزارت پس از آمدن وزیر جدید را به جنجال مورد علاقه خود ربط داده و غفلت خطرناک خود را این‌گونه جبران کرده است! 
 
به نظر می‌رسد برخی همکاران نشریات و رسانه‌های زنجیره‌ای نقش عمده‌ای در به بازی گرفتن آقای مطهری ایفا می‌کنند. برخی از این شبه خبرنگاران که در نشریات زنجیره‌ای فعال بودند، هم‌اکنون در خدمت رسانه‌های دولتی آمریکا و انگلیس قرار دارند و برخی دیگر از همان‌ها به اسم خبرنگار با سیاستمداران ایرانی تماس می‌گیرند و انواع مأموریت‌های جاسوسی نیابتی را به انجام می‌رسانند.» 
 
اما فارغ از گزارش این روزنامه، علی مطهری سابقه طولانی مدتی در اظهارات نسنجیده علیه وزارت اطلاعات دارد. حدود دو ماه پیش و در روز غدیر، ایجاد درگیری از سوی دختر یکی از سران فتنه با یک مامور امنیتی که برای دیدار پدر خود به خانه او رفته بود، به تی‌تر نخست رسانه‌های ضدانقلاب بدل شد و وزارت اطلاعات هم در یک بیانیه رسمی، ضمن اعلام جزئیات این حادثه، صراحتا دختر میرحسین موسوی را به عنوان مسبب روی دادن درگیری معرفی کرد. 
 
اما علی مطهری مجددا بر رویه عجیب خود طی سال‌های اخیر پافشاری کرد و وزارت اطلاعات و شخص وزیر اطلاعات را مسبب ایجاد این درگیری معرفی کرد. 
 
او در مصاحبه با یکی از روزنامه‌های خاص، مدعی شد: «مسئولان مربوطه و در راس آن‌ها وزارت اطلاعات باید پاسخگو باشند، با مردم سخن بگویند و بررسی کنند که آیا ادعای مطرح شده از سوی دختران آقای موسوی درست است یا خیر. اگر برخورد نامناسب و یا ضرب و شتمی صورت گرفته است وزارت اطلاعات باید از خانواده آقای موسوی و مردم ایران عذرخواهی کند. سکوت در برابر این گونه وقایع به صلاح کشور نیست، به خصوص که این خبر در رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی منتشر شده است. بنده ابتدا به وزیر اطلاعات تذکر کتبی خواهم داد و اگر به نتیجه نرسد سوال از وزیر اطلاعات را به جریان می‌اندازم و ایشان باید به مجلس بیاید و پاسخ بدهد. در هر حال باید مجرم در این ماجرا شناسایی و معرفی شود. اگر مجرم ضابط وزارت اطلاعات بوده است باید تنبیه شود و عذرخواهی کند.» 
 
به نظر می‌رسد با توجه به سخنان اخیر مطهری درباره برکناری برخی مقامات در وزارت اطلاعات و مصاحبه‌های متعدد و جنجالی او که اکثرا به دلیل تلاش برای تامین برخی منافع سیاسی صورت می‌گیرد، سبب شده تا حیثیت امنیتی و اطلاعاتی وزارت اطلاعات که از ارگانهای حیاتی کشور است، بازیچه سیاسی‌کاری او قرار بگیرد و مورد سوءاستفاده رسانه‌های بیگانه قرار بگیرد. 
 
در همین راستا این انتظار از مسئولات اطلاعاتی کشور وجود دارد تا ضمن تذکر جدی به مطهری، اقدامات قانونی و قضایی لازم برای برخورد با این مساله را فراهم کنند تا شاهد عدم تکرار آن از سوی سایر افرادی که تلاش دارند تا منافع سیاسی خود را با تهاجم به وزارت اطلاعات تامین کنند، باشیم.

 
سخنان صریح حجت الاسلام مصلحی در جمع طلاب:
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی
انگلیس در بحث شیعه و سنی فعال است/
با توافق ژنو عملا غنی‌سازی متوقف می‌شود/
رهبر معظم انقلاب مدیریت خطوط قرمز را برعهده دارند

 گروه سیاسی - رجانیوز: وزیر اطلاعات سایق کشورمان هفته گذشته با حضور در حوزه علمیه چیذر، به سخنرانی درباره جزئیات فتنه 88 و برخی پشت پرده‌های فعالیت احزاب سیاسی نزدیک به طیف اصلاحات در کشور پرداخت؛ سخنانی که با استقبال مخاطبین روبرو شد و حاوی مطالب و تحلیل‌های جالبی از شرایط فعلی کشور در عرصه داخلی و سیاست بین‌الملل بود.

به گزارش رجانیوز، متن کامل سخنرانی حجت‌الاسلام مصلحی در این مراسم به شرح زیر است:

 

اعوذ بالله من شر الشیطان اللئیم الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. ثمّ صلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد(ص) و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین سیّما ولی‌عصر(عج) روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه.
 
و اما بعد:
 
قال الله تعالی فی کتابه العظیم: «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»(1) 
 
مؤید باشید برای ارواح طیبه شهیدا، مخصوصاً سرور و سالارشان اباعبدالله‌الحسین(ع) و شادی روح پرفتوح امام شهدا«رضوان الله علیه» و همچنین برای سلامتی و طول عمر با برکت مقام معظم رهبری صلواتی مرحمت بفرمایید. [صلوات حضار]
 
من هم به سهم خودم امروز را که به عنوان شهادت حضرت رقیه(س) شناخته شده و در تاریخ یکی از روزهایی که به احتمال قوی روز شهادت ایشان است، تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم و از درگاه خداوند متعال خواستارم که ان‌شاءالله به ما توفق بدهد در مسیر امامت و ولایت تا پایان عمر ثابت‌قدم و استوار باقی بمانیم و در همین مسیر پایان عمرمان را شهادت در راه خودش قرار بدهد.
 
از سروران عزیزم که این توفیق را نصیب این حقیر کردند که امروز در جمع نورانی و با صفای شما، اساتید محترم، طلاب و روحانیون عزیزی که خدمتشان هستم، تشکر می‌کنم و به‌‌نوعی درس پس می‌دهم و به عنوان بچه طلبه‌ای از جمع شما مسئولیت‌هایی را داشته‌ام و اطلاعاتی را در باره مسائل مختلف دارم که گزارش‌وار تقدیمتان می‌کنم. 
 
نکته اولی که می‌خواهم به آن اشاره کنم، اشاره به همین آیه شریفه‌ای است که خواندم. بالاخره آنچه که در قرآن داریم و آموزه‌های دینی ماست این است که جامعه‌ای که در مسیر تقوا قرار بگیرد ـ‌تقوا به معنای واقعی کلمه‌ـ در تمام ابعادش آنچه که در قرآن وجود دارد، وقتی به قرآن مراجعه می‌کنیم، این کتاب «هدی للمتقین» راه نجات را در همه جا در تقوا می‌داند. بالاخره در سرگردانی‌های بین این که حق کجاست؟ باطل کجاست؟ تکلیف چیست و چه باید کرد و چه اقداماتی باید انجام داد. تقواست که انسان را نجات می‌دهد. برای خروج از بحران‌ها، فتنه‌ها و بسیاری از مباحث دیگر باز تقواست که انسان را نجات می‌دهد: «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ».
 
من عذر می‌خواهم که در محضر اساتیدم و اعزه حاضر در جلسه سخن می‌گویم. «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا»، کسی که تقوا پیشه کند خداوند به او فرقان می‌دهد. یک چیزی که در باره فرقان می‌گویند این است که تشخیص حق و باطل می‌دهد. تنها این نیست، چون خیلی از اوقاتمی‌بینید برخی از منافقین و آدم‌های مشکل‌دار هم حق و باطل را تشخیص می‌دهند. ایام محرم و عزاداری امام حسین(ع) است. عمر سعد حق را از باطل تشخیص نمی‌داد؟ آن قصیده‌ای که دارد که آن شب به او مهلت داده شد که برود و تا فردا فکر کند و بیاید که حکم فرماندهی به او داده شود و حکومت ری را به وی بدهند، در آن قصیده‌ای که آن شب در حیاطش قدم می‌زند و می‌سراید، هم حق را می‌گوید و هم باطل را. امام حسین(ع) را معرفی می‌کند که کیست، یزید را هم معرفی می‌کند. همه را تک‌تک بیان می‌کند، پس حق را از باطل تشخیص داده، اما گیر کارش این است که آنجایی که باید تصمیم بگیرد و تکلیفش را انجام بدهد کم می‌آورد، لذا انتهای قصیده‌اش می‌گوید همه اینها درست است، حق با امام حسین(ع) است، مسیر حسین(ع) حق است، بهشت آنجاست، اما چه کار کنم؟ از حکومت ری نمی‌شود گذشت. 
 
تحریم‌های دفاع مقدس با تحریم‌های امروز قابل مقایسه نیست
 
در فتنه 88 بسیاری از کسانی که در رأس بودند، جهت‌دهنده بودند، نامه می‌نوشتند، بیانیه و اطلاعیه می‌دادند، ساکت بودند و خیلی کارها می‌کردند، دانستند حق کجاست و باطل کجاست؟ حتی سران فتنه. اینها خودشان در این مملکت رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و نخست‌وزیر بوده‌اند. در این مملکت انتخابات برگزار کرده بودند و می‌دانستند، پس تنها تشخیص حق از باطل نیست. تشخیصی که همراهش انجام به‌موقع تکلیف باشد.
 
می‌خواهم سریع به مباحث هسته‌ای بپردازم. امروز یکی از مباحث جدی بحث تحریم‌هاست. خیلی هم با کمال تأسف به نظر من کسانی که به نظر من کسانی که خیلی به آن می‌پردازیند و به آن دامن می‌زنند اشتباه می‌کنند. دشمن اصلاً همین را می‌خواهد. ما 35 سال است که در تحریم هستیم. تحریم دیروز، امروز و ده سال پیش نیست. از زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده است تا حالا در تحریم هستیم. اشاره‌ای می‌کنم شاید برخی از اعزّه یادشان باشد. ما در دوران دفاع مقدس تحریم‌هایی که داشتیم اصلاً با امروز قابل قیاس نیستند. آن تحریم‌ها خیلی شدیدتر بودند و خیلی هم سخت‌تر. امروز کشتی کالاهای اساسی ما را کسی در خلیج‌فارس با موشک نمی‌زند و کشتی کالاهای اساسی‌مان را می‌آوریم، اما در دوران دفاع مقدس کشتی کالاهای اساسی ما را موشک می‌زدند و غرق می‌کردند. صدا و سیمای ما یکی از اقداماتی که باید بکند این است که تصاویر کشتی‌های غرق‌شده ما را در خلیج‌فارس به نمایش بگذارد. مجاز هم بودند بزنند، اما امروز این طور نیست. در دوران دفاع مقدس تحریم‌ها به‌گونه‌ای بود که حتی سیم خاردار را به ما نمی‌فروختند. تحریم‌ها هم تحریم بیرونی نبود. هم تحریم بیرونی داشتیم، هم تحریم داخلی. در آن دوره تحریم داخلی به این شکل بود که بنی‌صدر جانشین فرمانده کل قوا بود و از طرف امام حکم داشت، اما اجازه نمی‌داد برادران ارتش به برادران سپاه و بسیج کمک نظامی کند و اسلحه بدهند که بتوانند در جاهایی کارهایی بکنند. تحریم داخلی داشتیم. یادم هست در قضیه سوسنگرد و محاصره آن که دشمن پیش آمده بود و اگر جلوتر می‌آمد و اهواز را می‌گرفت، دیگر قضیه تمام بود. در قضیه شکستن محاصره سوسنگرد برو بچه‌های سپاه ـ‌هنوز سپاه تیپ، لشکر و... نداشت‌ـ عزیزانی که دانشجو بودند و لباس سپاهی پوشیده و در منطقه سوسنگرد آمده بودند، برای این که ارتشی‌ها چند تا ژـ3 به آنها بدهند پیش مقام معظم رهبری که آن موقع نماینده امام در شورای‌عالی دفاع بودند می‌رفتند، گریه و زاری می‌کردند که به بنی‌صدر بگویید بگذارد ارتشی‌ها به ما پنج شش تا ژـ3 بدهند و بنی‌صدر نمی‌گذاشت. در همین مقوله تحریم داخلی، به نظر من اگر به قضایای سوسنگرد پرداخته شود، برای نسل امروز ما خیلی کارساز است، چون همین امروز هم تحریم داخلی داریم و همین امروز بالای 50 درصد تحریمی که از آن صحبت می‌شود، تحریم داخلی است. تحریم خارجی نیست. باید مدیریت قوی کرد تا این تحریم‌ها برطرف شوند. بخش خصوصی ما وقتی صادرات دارد، فریادی که می‌زدیم و با کمال تأسف بدان توجه نمی‌شد، این بود که بخش خصوصی دارد صادراتش را به خارج می‌برد، دلارهایش را در آنجا دپو می‌کند و به داخل نمی‌آورد. این دلارها را اگر بیاورند، بسیاری از مشکلات تحریم حل می‌شود. این را یک کاری‌اش بکنید. هنوز هم این وضعیت ادامه دارد. این که مقام معظم رهبری در بحث نرمش قهرمانانه می‌گویند در عین حال که آنجا می‌روید و دیپلماسی را دنبال می‌کنید و باید هم بکنید و ما هم پشت شما هستیم، اما باید یادتان باشد که باید روی اقتدار داخلی‌تان سرمایه‌گذاری کنید. حرفی که امروز دشمن دارد می‌زند. اگر حرف‌های دیشب وزیر دفاع امریکا در بحرین را دقت کنید، در آنجا حرف‌هایی می‌زد که دقیقاً مفهومش همین بود. می‌گفت ما داریم با ایرانی‌ها مذاکره دیپلماتیک می‌کنیم، اما پرونده نظامی‌مان هم روی میزمان است. آنها حرف آقا را خوب فهمیده‌اند و دارند به آن عمل می‌کنند، اما ما خودمان گیر داریم. یعنی چه؟ یعنی باید روی به رخ کشیدن اقتدارتان حساب باز کنید تا در دیپلماسی هم به نتیجه برسید. نه این که فقط یک قدرت پوشالی امریکا را ببینیم و هی بیاییم به رخ این و آن مخصوصاً نسل جوانمان بکشیم و برویم و به آنها بگوییم امریکا اگر تصمیم بگیرد ما را از کار بیندازد در چند دقیقه می‌تواند اصلاً صحبت این حرف‌ها نیست. اگر امریکا می‌توانست این کار را بکند در 35 سال بعد از انقلاب می‌توانست، چون هر کاری که از دستش برآمده کرده است. هر کاری می‌توانسته انجام داده و ملت این را در دوران دفاع مقدس تجربه کرده است. «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ» وقتی می‌گوییم «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ»، در تقوا مقاومت حرف اصلی و محوری را می‌زند. این کتاب «هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ»(2) است دیگر. در تقوا همه چیز هست، از جمله مقاومت. «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا* وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ». تحریم‌ها را هم می‌خواهید دور بزنید، باید تقوا و مقاومت را به میدان بیاورید و تبعیت از ولایت را به معنای واقعی کلمه به میدان بیاورید تا جواب بدهد.
 
مقوله تحریم‌ها مقوله‌ای است که بی‌دلیل نباید بزرگش کنیم. دشمن این را خوب فهمیده که تحریم‌ها در رشد، پیشرفت و بالندگی ما اثر جدی داشته است. این چیزی که دارم می‌گویم بحث‌هایی است که در مؤسسات امریکایی‌ای که توسط سرویس‌های اطلاعاتی شکل گرفته‌اند، مطرح هستند. آنها نوع پیشرفت‌های ما را تجزیه و تحلیل می‌کنند و می‌گویند پیشرفت‌های ما از کجا منشاء گرفته‌اند. یک نمونه‌اش را شرمن نمایندگی امریکایی‌ها در 1+5 و کری، وزیر امور خارجه امریکا در گزارشی که به کنگره می‌دهد تا سنای امریکا را در بحث توافق‌نامه با خودش همراه کند، حرفی که می‌زند این است. می‌گوید ده سال پیش که ایران غنی‌سازی را انجام می‌دهد، تعداد سانتریفیوژهایش هزار و خرده‌ای بود. امروز سانتریفیوژهای ایران به 18 هزار و 19 هزار رسیده است. آن موقع هزار تایی بود که از نظر سطح علمی بسیار پایین بود، امروز کلاس سانتریفیوژ ایران از نظر علمی در سطح بسیار بالایی است که به‌راحتی می‌تواند در هر مقطعی هر میزان اورانیومی را با هر درصدی که تصمیم می‌گیرد، تهیه کند و چون ده سال پیش با ایران راه نیامدیم که کار را تمام کنیم و یک چیزی بدهیم تا قضیه تمام شود، این کارمان موجب شد ایران به چنین پیشرفتی دست یابد. ببینید خودشان دارند اعتراف می‌کنند که تحریم‌ها چه تأثیری داشته‌اند.
 
در اینجا با اجازه‌تان کمی از این بحث خارج می‌شوم و به این نکته اشاره می‌کنم که اساساً استراتژی دشمن در مورد انقلاب ایران از ابتدای پیروزی انقلاب تا امروز چه بوده است و چیست؟ اولین استراتژی دشمن این بود که گفت نباید اجازه بدهم جمهوری اسلامی شکل بگیرد. نباید اجازه بدهم ساختاری را که جمهوری اسلامی به دنبال تثبیت آن است، نضج بگیرد و باید از ریشه و بُن برکَنم. به نتیجه نرسید و جنگ راه انداخت و هشت سال دوران دفاع مقدس طول کشید. استکبار با همه هستی‌اش به میدان آمد. در دوران دفاع مقدس یکی دو کشور عربی ارتباطات معناداری با ما داشتند؛ یکی سوریه بود و دیگر لیبی، والا بقیه کشورهای منطقه، اروپا و امریکا همه علیه ما بودند. حتی آن موقع شوروی هم که ادعای انقلابی‌گری داشت در مقابل ما بود و تعارف هم نداریم. اینها همه در مقابل ما بودند. طراحی دشمن هم این بود که نظام ما را از ریشه و بن برکند و اجازه ندهد سیستم جمهوری اسلامی بر مبنای ولایت شکل بگیرد.
 
در دوران دفاع مقدس به نتیجه نرسید. چه کرد؟ استراتژی‌اش را تغییر داد و استراتژی جنگ نرم را آغاز کرد. در استراتژی جنگ نرم دو چیز را دارد دنبال می‌کند. در دوره‌های سازندگی، اصلاحات، دولت‌های نهم و دهم و دولت فعلی استکبار دقیقاً دارد این دو هدف را دنبال می‌کند و می‌خواهد به نتیجه برسد.
 
1ـ تغییر هویت؛ باید هویت و اصالت جمهوری اسلامی را تغییر بدهد، لذا شعارهایی را دنبال می‌کنند که تغییر در آنها مستتر است. مباحث و شعارهای ارزشی را متأسفانه بعضی از دولتی‌ها هم به دنبال تغییرشان بودند که آن چیزهایی که شعارهای مبنایی انقلاب است تغییر بدهند و عناوین دیگری را مطرح کنند. مثلاً همه مستضعف را بردارند و به‌جایش قشر آسیب‌پذیر را می‌گذارند. اینها حساب‌شده است. این تغییرات می‌خواهد هویت‌ها را به هم بریزد، آن هویت‌هایی که انقلاب بر اساسشان شکل گرفته است. آن چیزهایی که امام می‌گوید «بسیج پابرهنگان عالم اسلام» باید تغییر کنند. هویت‌ها باید عوض شوند. 
 
2ـ جلوی پیشرفت‌های ایران باید گرفته شود. در جنگ نرم دارند سنگین روی اینها سرمایه‌گذاری می‌کنند، لذا اگر به بحث مذاکره ورود می‌کند، یکی از مقوله‌های جدی او همین مسئله است، چون متوجه شد که ایران پیشرفت‌های چشمگیری کرده است. در قضیه اورانیوم غنی‌شده 20% حدود دو سال پیش ناگهان سوخت رآکتور تهران که برای مباحث درمانی است دچار مشکل شد. در رآکتور تهران مجموعه‌ای وجود دارد که برای تولید داروها به اورانیوم غنی‌شده 20% نیاز دارد. بخش عمده‌ای از درمان کشور به این رآکتور وابسته است که نیاز به غنی‌سازی 20% دارد. جمهوری اسلامی برای این که می‌خواست صداقت خود را نشان بدهد، گفت ما برای فعالیت‌های درمانی و پزشکی به اورانیوم 20% نیاز داریم. بیایید و به ما بدهید و به آژانس اعلام کرد که کمک کنید و 20% را در اختیارم قرار بدهید و پولش را هم بگیرید. امریکایی‌ها احساس کردند یک چیزی پیدا شده است که می‌توانند روی آن مانور بدهند و ایران را تحت فشار بگذارند. آمدند و گفتند اگر بخواهید 20% را به شما بدهیم یک شرط دارد و آن این است که آنچه تا حالا غنی‌سازی 5/3% داشته‌اید، باید فریز و پلمپ کنید، تحویل ما بدهید تا ما آن را به 20% تبدیل کنیم و به شما برگردانیم. مقام معظم رهبری با تیزبینی‌که داشتند فرمودند 20% را بدهند، بعد ما 5/3% را تحویلشان می‌دهیم. آنها گفتند این مقداری که تا حالا غنی‌سازی کرده‌اید باید پلمپ شود. بالاخره کار تا اینجا پیش رفت که مقام معظم رهبری فرمودند ما می‌پذیریم که این مقداری را که غنی‌سازی کرده‌ایم ببریم ترکیه، در آنجا پلمپ شود. در اختیار ترکیه باشد، شما 20% ما را بدهید، بعد آنها را بردارید و ببرید. جمهوری اسلامی تا اینجا هم پیش رفت، ولی آنها زیر بار نرفتند. این زیر بار نرفتن آنها برای ما خیر و برکت زیادی داشت. این خیر و برکت چه بود؟ جوان‌های حزب‌اللهی سازمان انرژی هسته‌ای از قبیل احمدی روشن طراحی کردند. به این نکته دقت کنید. آن سیستم پزشکی‌ای که داریم و باید این سوخت 20% را روی آن قرار بدهند و استفاده کنند، در دنیا مثل و مانند ندارد و این 20% را باید جوری طراحی و غنی‌سازی کرد که بشود به این سیستم خوراند. آنها به ما گفتند ما برایتان غنی‌سازی می‌کنیم، بعد یک فرجه زمانی یک ساله از ما می‌خواستند که تازه کاری بکنند که به این سیستم و دستگاه بخورد، اما بچه حزب‌اللهی‌های خودمان در یک فرصت سه چهار ماهه 20% را غنی‌سازی کردند و آن هم به‌گونه‌ای که به این دستگاه و سیستم می‌خورد و رآکتور تهران راه افتاد.
 
در یکی از مذاکرات طرف ایرانی یکی از حرف‌هایی که به آنها زد این بود که شما دائماً دارید سخت می‌گیرید و ما داریم جلو می‌رویم. اینها می‌خواهند جلوی پیشرفت ما را بگیرند. به هیچ‌وجه هم زیر بار حق غنی‌سازی ما نخواهند رفت. این را دقیق و حساب‌شده به شما می‌گویم. حدود یک سال و نیم قبل اوباما نامه‌ای به جمهوری اسلامی نوشت، مذاکراتی که تا به حال انجام شده، چه مذاکرات آلماتی و چه مذاکرات ژنو را کنار هم بچینید، حتی همین مذاکراتی که در آن توافق پیش آمده است، مذاکره تلفنی رئیس‌جمهور ما با رئیس‌جمهور امریکا را هم که کار اشتباهی بود به اینها اضافه کنید، در هیچ‌یک از اینها به هیچ‌وجه حق غنی‌سازی برای ایران نمی‌بینید. اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. بله، می‌گوییم وزیر امور خارجه ما هم درست می‌گوید که بر اساس بند چهارم پروتکل NPT حق غنی‌سازی برای همه کشورها محفوظ است. جالب است که این بند 4 را هم در سال 2010 به خاطر شبهاتی که روی آن بود، بازنگری کردند و پرسیده شد آیا همه کشورهای جهان حق غنی‌سازی دارند؟ و پاسخی که در مجامع بین‌المللی ثبت شده این است که بله، این حق را دارند، اما امریکایی‌ها این حق را برای ما قائل نیستند. شما ببینید در نامه‌ای که اوباما یک سال و خرده‌ای قبل برای ما نوشته است و در تلفنی که با رئیس‌جمهور ما داشت، جمله‌ای که می‌گوید این است. جمع خودمانی است و همین جا مطلبی را می‌گویم. ما یک قرارداد الجزایر با امریکایی‌ها داریم. در این قرارداد الجزایر طرف ایرانی چون قوانین بین‌المللی را نمی‌دانست حواسش به یک کلمه نبوده و کلمه تابعیت در آنجا آمده است. تابعیت در کشور ما یک معنا دارد و در امریکا معنای دیگری و الان داریم سالیانه مبلغ سنگینی به خاطر همین کلمه به امریکا خسارت می‌دهیم، برای این که کسی اگر دو سه سال در امریکا بماند یعنی تابع آنجاست و امریکایی است. از دید ما تابع است. دو سه سال که آنجا می‌ماند، می‌تواند برود و کلی شکایت علیه ما بکند و اگر نااهل باشد بی‌حد و حساب و دادگاه‌های امریکایی دائماً علیه ما حکم صادر می‌کنند و ما باید دائماً خسارت بدهیم. طرف ایرانی فقط یک کلمه تابعیت را حواسش نبوده است که در امریکا چه معنایی دارد و در ایران چه معنایی و فکر کرده است همان معنایی را که برای ما دارد، برای آنها هم دارد و در نتیجه ما همین طور داریم به امریکا خسارت می‌دهیم.
 
خوب دقت کنید آنها چطور کلمه به کلمه و تک‌تک جملاتشان حساب‌شده است. اوباما در نامه‌اش چه می‌گوید؟ در مذاکره تلفنی‌اش با رئیس‌جمهور ما چه می‌گوید؟ می‌گوید: «ما حق دسترسی به انرژی هسته‌ای را برای مردم ایران در قالب ضوابط، قواعد و قطعنامه‌های سازمان ملل و قوانین بین‌المللی قبول داریم». به کلمات دقت کنید. می‌گوید: «حق دسترسی». دسترسی در مجامع بین‌المللی یعنی چه؟ یعنی این که شما برای نیروگاه هسته‌ای بوشهرتان نیاز به سوخت هسته‌ای دارید؟ باید بدان دسترسی داشته باشید. بیایید امریکا برایتان تأمین می‌کند. بیایید فرانسه به شما می‌دهد، روسیه هم به شما می‌دهد. حق دسترسی است دیگر. بعد هم می‌گوید حق دسترسی برای مردم ایران و نمی‌گوید جمهوری اسلامی. ببینید چقدر حساب‌شده با ما برخورد می‌کنند، چون آنها اصلاً جمهوری اسلامی را قبول ندارند. در مکاتبات و اظهاراتشان بروید ببینید. می‌گوید حق دسترسی برای مردم ایران. حتی دستیابی هم نمی‌گوید، چون دستیابی یعنی خودت می‌توانی غنی‌سازی کنی، اما می‌گوید دسترسی. هم در نامه و هم در تلفن می‌گوید در قالب قطعنامه‌های سازمان ملل، پروتکل‌ها وآئین‌نامه‌های بین‌المللی. قطعنامه یعنی چه؟ اولین قطعنامه سازمان ملل می‌گوید ما تمام دکان و دستگاهی را که در مورد سانتریفیوژها داریم باید تطعیل کنیم، چون باید به قطعنامه‌ها تمکین کنیم.
 
حالا در همین توافق‌نامه با کمال تأسف نکاتی وجود دارد که بسیار تکان‌دهنده هستند. یکی از چیزهایی که در این توافق‌نامه هست این است که برای ما حق تحقیق و توسعه علمی را قائل شده‌اند، اما چه جوری حق دارید؟ مثلاً نیم یا یک تن اورانیوم در اختیار شما قرار می‌گیرد، همین را به موارد مختلفی که در فرآیند پژوهش‌هایتان پیش می‌آید تبدیل کنید، دو باره برگردانید سر جای اولش، دو باره تبدیل کنید. حق این که چیزی به آن اضافه کنید ندارید. این یعنی چه؟ بعد می‌گوید در شش ماهه اول هر سانتریفیوژی که از کار افتاد می‌توانید بازسازی کنید، ولی در شش ماهه دوم دیگر چنین حقی ندارید. یعنی چه؟ تقریباً روزی 50 تا از سانتریفیوژهای ما منفجر می‌شوند، از کار می‌افتند و مشکل پیدا می‌کنند. در مرحله اول می‌گوید همینی را که خراب شده است می‌توانی درست کنی. سانتریفیوژ جدید هم نباید بسازید. همین را باید بروی و درست کنی. حالا این درست‌شدنی هست یا نیست، کاری به این کارها ندارد. بعد می‌گوید در شش ماهه دوم اینها هم از کار افتادند و دیگر حق نداری چیزی جایشان بگذاری. روزی 40، 50 تا هم که از کار می‌افتند و شما هم حق ندارید جایگزین کنی، بعد از شش ماه دوم دیگر سانتریفیوژی داری که غنی‌سازی کنی؟
 
غربی‌ها نتوانستند از سازمان ملل علیه ایران استفاده کنند
 
نکته قابل توجه دیگر این است که امریکایی‌ها و اروپایی‌ها گمانم در سال 2011 بود که دیدند دیگر در سازمان ملل نمی‌توانند قطعنامه علیه ما صادر کنند و دیگر اجماع وجود ندارد و لذا آمدند قطعنامه‌های یکطرفه صادر کردند. مثلاً یکی از قطعنامه‌هایشان این است که کشورهای اروپایی پتروشیمی ما را نخرند. حالا در این قطعنامه آمده است که کشورهای اروپایی از ما بخرند و داد ما در آمده است که پتروشیمی ما را همین کشورهای منطقه از ما می‌خرند و اصلاً نیازی نداریم به اروپا بفروشیم. اصلاً با کشورهای اروپایی سر قضیه پتروشیمی معامله نداریم که حالا بخرند یا نخرند. خرید و فروشمان منطقه‌ای است. کلاه سرمان گذاشته‌اند. ما اصلاً با اروپا معامله‌ای نداریم. همان موقع هم که تحریم کردند گفتیم تحریم کنید. ما که اصلاً در این بحث با شما معامله‌ای نداریم.
 
نکته مهم دیگر این است که روسیه و چین قطعنامه‌های سازمان ملل را قبول داشتند، اول تحریم‌های یکطرفه امریکا و اروپا را قبول نداشتند. لطمه بزرگی که در این توافق‌نامه به ما خورد این است که رفتیم و خودمان کأنّه پای تحریم‌ها را امضا کردیم، یعنی اگر این توافق‌نامه هم به امضا نرسید و به هم ریخت، یکطرفه امریکایی‌ها بر اساس امضایی که کرده‌ایم می‌گویند روسیه تو هم باید راه ما را بروی، چین هم باید راه ما را برود. اینها نکات قابل توجهی هستند که نمی‌شود ساده از کنارشان گذشت. سئوال مهم این است که ِآیا کار دیپلماسی باید تعطیل شود؟ نه. همان طور که آقا فرمودند مقوله دیپلماسی یعنی جنگ. ما در جنگ این را یاد گرفته‌ایم که وقتی رزمنده ما دارد در جبهه می‌جنگد که نباید از پشت به او خنجر بزنیم، بلکه باید از پشت حمایتش کنیم، اما آن رزمنده باید حواسش باشد که دشمن، دشمن است. نکته‌ای که می‌خواهم روی آن تأکید کنم این است. مقام معظم رهبری فرمودند نرمش قهرمانانه. نرمش قهرمانانه یعنی چه؟ یعنی مدیریت دشمن. اعتقاد ما این است که امیرالمؤمنین(ع)، امام مجتبی(ع) و مقوله‌ای که بعد از زمان پیامبر(ص) پیش آمد. زمان پیامبر(ص) که جای خود را دارد و جداگانه تجزیه و تحلیل کنیم، خیلی چیزها از آن درمی‌آید، ولی اینجایی که بحث بر سر نزول نیست، بلکه بر سر تأویل قرآن است، ببینید رویه امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن مجتبی(ع)، آمدن امام حسین(ع) در صحرای کربلا مدیریت دشمن است. دارد دشمن را مدیریت می‌کند و این نکته مهمی است. وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند نرمش قهرمانانه یعنی تکیه به قدرت داخلی، دشمن را مدیریت کن، همان طور که دشمن دارد ما را مدیریت می‌کند.
 
من یکی دو تا از مدیریت‌های دشمن را نسبت به خودمان بگویم، آن وقت ببینید اینجاها کم داریم یا نه؟ مدیریت دشمن نسبت به ما چیست؟ امریکایی‌ها مؤسسه‌ای دارند به نام بروکینز. این مؤسسه مربوط به سیا و تأثیرگذار بر افکار رئیس‌جمهور، مسئولین امریکا، نمایندگان کنگره و غیره ذلک است. مسائل را بررسی و تجزیه و تحلیل می‌کند و نظر می‌دهد. یکی از کارهایی که این مؤسسه انجام داده این است که گفته است باید کاری کنیم که کینه ایرانی‌ها نسبت به ما از بین برود. در این کار هم باید از عوامل داخلی‌مان استفاده کنیم، هم از بیرون و هم در مسیر توافق‌نامه، این راه را در پیش بگیریم. می‌گویند باید کاری کنیم که این کینه از بین برود. در همین توافق‌نامه ژنو چه کار کرده‌اند؟ دقت کنید. در مذاکرات می‌بینیم که در دور قبلی مذاکرات، یکمرتبه فرانسه آمد و بازی را به هم زد. همین جا یک سئوال مطرح می‌شود. بعضی از دوستان ما مخصوصاً در صدا و سیما به این قضیه توجه نکردند. پیغام داده شد که دارید بیخودی فرانسه را گنده‌اش می‌کنید و همه کاسه کوزه‌ها را سر آن می‌شکنید و این دقیقاً همان چیزی است که امریکا می‌خواهد. اصلاً طراحی شده بود که فرانسه بیاید و یکمرتبه بازی را به هم بزند. یکمرتبه می‌بینید کری موقعی که می‌خواهد به ژنو برود، اول به اسرائیل می‌رود. چه هدفی را دنبال می‌کند؟ همه اینها می‌خواهد بگوید ایرانی‌ها! ما می‌خواستیم در توافق‌نامه به جایی برسیم، این فرانسه بود که نگذاشت. مردم ایران! ما می‌خواهیم در توافق‌نامه با شما به نتیجه برسیم و برای این کار اول باید می‌رفتیم و دم اسرائیل را می‌دیدیم. در مورد اسرائیل که تکلیف معلوم است و مقام معظم رهبری فرموده‌اند هر کشوری که با اسرائیل بجنگد، ما پشت سرش هستیم. او هم دارد روغن ریخته را نذر امامزاده می‌کند. می‌گوید تو که کینه‌ات به اسرائیل محکم است، بگذاریم محکم‌تر شود. اصلاً برود به سمت این. دارد طراحی می‌کند. بعد نوبت به فرانسه می‌رسد. در آلماتی ایرانی‌ها وقتی طرحشان را ارائه می‌دادند، به‌قدری طرح جامع بود که همه ساکت شدند. من تمام مذاکرات را ریز به ریز گوش کرده و متن آنها را خوانده‌ام. همان جا نماینده انگلیسی می‌گوید به جای خوبی رسیده‌ایم. ادامه بدهیم و کار را تمام کنیم. همان جا شرمن، نماینده امریکا کاغذی برای نماینده انگلیس می‌نویسد که: «خفه شو! تو چه کاره‌ای که حرف می‌زنی؟» امریکایی که با انگلیس می‌تواند این طوری برخورد کند، در اینجا نمی‌تواند به فرانسه بگوید تو خفه شو؟فرانسه بیاید بازی را به هم بزند؟ انتخاب فرانسه هم حساب‌شده است. اخبارش را نمی‌توانم در اینجا بگویم، اما این انتخاب هم حساب‌شده است، به خاطر این که در مسائل اقتصادی و بازرگانی می‌داند وضع ما با فرانسه چیست و او را انتخاب می‌کند. این مدیریت دشمن است، چون بالاخره ما دشمن امریکا هستیم. امریکا دارد ما را مدیریت می‌کند که افکارمان را به کدام سمت ببرد. مدیریت دشمن یعنی این. آن وقت با کمال تأسف بعضی از افراد ما در داخل حواسشان نیست می‌آیند و می‌گویند شعار «مرگ بر امریکا» را جمع کنید.
 
از تحریم‌های هسته‌ای تا تحریم‌های حقوق بشری
 
جمع شدن شعار مرگ بر امریکا همان چیزی است که امریکا می‌خواهد. دیشب وزیر دفاع امریکا در صحبت‌هایش در خلیج‌فارس گفت. خبر هم این بود که گفتند امریکایی‌ها دیگر تحریم به اسم هسته‌ای در سنای امریکا علیه ایران تصویب نمی‌کنند، تحریم به نام دیگری تصویب می‌کنند. چه جوری؟ امریکایی‌ها الان وارد سه موضوع می‌شوند:
 
1ـ در مورد بحث حقوق بشر تحریم تصویب می‌کنند، یعنی می‌گویند ایران حقوق بشر را رعایت نمی‌کند، تحریمش می‌کنیم و تحریم‌ها سخت‌تر را از آن طریق اعمال می‌کنیم.
 
2ـ می‌گویند ایران حامی تروریسم است و تحریم‌ها را از این طریق تحمیل می‌کنند.
 
3ـ می‌گویند ایران در منطقه اغتشاش درست می‌کند. جنگ 33 روزه، جنگ 22 روزه، امروز سوریه و مباحثی از این دست. 
 
حرفی که دیشب وزیر دفاع امریکا در خلیج‌فارس گفت. کوتاه بیاییم مثل قضیه سگ است. به سینه‌اش بروید عقب می‌نشیند. عقب بنشینید می‌آید به سینه‌تان. تعارف ندارد. حالا رفتید و در مورد هسته‌ای به توافق رسیدید، بعد از آن حقوق بشر را می‌خواهید چه کار کنید؟ تروریسم را می‌خواهید چه کار کنید؟ مباحث منطقه‌ای را می‌خواهید چه کار کنید؟ باید محکم مقابلش بایستی. او دشمن است و باید بفهمد که تو هم دشمن او هستی. خدا حفظ کند آقای آیت‌الله جوادی آملی را. آقای ظریف پیش ایشان رفته بود، ایشان گفتند: «وقتی با آنها دست می‌دهی، بعدش انگشت‌هایت را بشمار». باید این جوری به دشمن نگاه کنی. وضع دشمن این است.
 
یک نکته را بگویم. اینجا محضر علم و اساتید است. درخواستم این است که بروید ببینید روایت امام رضا(ع) در باره کسی که خداوند او را در جایگاه ولی فقیه می‌گذارد چیست و خدا به او چه می‌دهد؟ تعارف ندارد. یکی از چیزهایی که امام رضا(ع) می‌گویند به چنین فردی داده می‌شود حکمت است و حرف‌هایی که می‌زند حکیمانه است. این کلام امام معصوم(ع) است. مقام معظم رهبری چند سال پیش فرمودند اگر دشمن فکر می‌کند ما اجازه می‌دهیم حادثه‌ای مثل کربلا و عاشورا تکرار شود اشتباه می‌کند. بله، ما مثل امام حسین(ع) در میدان هستیم، پای کار هستیم، اما اجازه نمی‌دهیم 72 تن به شهادت برسند. بالاخره ولایت و امام(ره) که معماری این انقلاب را به دست داشت، یک تاریخ است. لطفاً به درخواستم دقت کنید. شما باید با رویکرد انقلاب اسلامی در این فاز بروید و این کار را بکنید. امام معماری این انقلاب و امروز مقام معظم رهبری مدیریت این انقلاب را بر اساس یک سابقه تاریخی که تاریخ بنی‌اسرائیل و انبیای گذشته و 1400 سال تاریخ اسلام پشت سرش هست جلوی روی اوست و دارد از این تاریخ عبرت می‌گیرد و کار انجام می‌دهد. بنابراین قرار نیست اجازه بدهد حوادث عبرت‌آموز قبلی تکرار شوند. بناست جلوی این جور حوادث را بگیریم.
خداوند در قرآن به هیچ قومی به اندازه‌ای که به مسائل بنی‌اسرائیل پرداخته، نپرداخته است، برای این که پای کار بودند، ولو عده قلیلی از آنها، اما پای کار بودند تا جایی که خدا در حقشان می‌فرماید: «یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ»(3) می‌گوید شما را قوم برتر قرار دادم. تعارف که ندارد. چرا؟ چون پای کار بودند، اما همین قوم پای کار، کارش به جایی رسید که: «فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ»(4) شد مبغوض‌ترین قوم. چرا مبغوض‌ترین قوم شد؟ چه کرد؟ چه اقداماتی را انجام داد؟ 
 
انقلاب اسلامی در مسیری که دارد می‌رود همواره با فتنه مواجه است
 
نمی‌توانیم تاریخ را همین طوری مطالعه کنیم و خوشمان بیاید و تجزیه و تحلیل کنیم و از آن بهره‌برداری نکنیم. مهم بهره‌برداری است. در تصمیم‌گیری‌ها، گفتمان امام و رهبری گفتمان بهره‌برداری از این تاریخ است. این مهم است. در تصمیم‌گیری یعنی مدیریت روی دشمن. نهضت‌های مختلفی در این منطقه اتفاق افتاده‌اند. در الجزایر، عراق، مصر و جاهای دیگر. در تاریخ ببینید چند نهضت شکل گرفته است؟ اما در همه این نهضت‌ها نسل اول پای کار بود، از اواخر نسل اول به نسل دوم و سوم که می‌رسد کار تمام می‌شود. امام و مقام معظم رهبری یکی از کارهایی که انجام می‌دادند و دارند انجام می‌دهند این است که نگذارند کار تمام شود. نسل‌های دوم، سوم، چهارم و... هم باید پای کار بمانند و جلو بیایند. این که می‌بینید مقام معظم رهبری چند روز پیش در هفته بسیج وقتی سخنرانی می‌کند، تازه شروع به پرده‌دری نسبت به استکبار می‌کند و می‌گوید که امریکا کیست. تازه می‌گوید می‌خواهم به بحث استکبارستیزی بپردازم، برای این که اگر به این بحث نپردازد، دشمن یادمان می‌رود و طراحی دشمن در این که چینه را به‌جای دیگری ببرد جواب می‌دهد. باید حواسمان به این نکته جمع باشد. دو سه تا سئوال هم بپرسید و ما زحمت را کم کنیم.
 
سوال: با توجه به خطبه اول آقای خاتمی در روز جمعه و این که میزان نفوذ فتنه‌گران و تحرکاتی که شروع کرده‌اند‌ و انتصاباتی که در دانشگاه‌ها صورت گرفته است و میزان نفوذی که در بدنه دولت کرده‌اند، چقدر می‌توانند برای جامعه خطرآفرین باشند؟
 
انقلاب اسلامی در مسیری که دارد می‌رود همواره با فتنه مواجه خواهد بود. اگر فکر می‌کنید فتنه تمام می‌شود، خیال باطلی است. کافی است این 35 سال را مرور کنید. همین طور پشت سر هم فتنه بوده است. 18 تیر، سال 88 و... مگر این که انقلاب دست از معیارها و شاخصه‌هایش بردارد، ولی اگر پای کار باشد همواره گرفتار فتنه خواهد بود. منتهی نکته قابل توجه این است که هوشیار و پای کار بودن نیروهای ارزشی و حزب‌اللهی ما پاسخگو و مقابله‌کننده است. اتفاقی در انتخابات افتاده است. مشکلی که داریم این است که نیروهای ارزشی ما بعد از حوادثی ناگهان منجمد و شوکه می‌شوند و از حرکت باز می‌ایستند. این اشتباه است. ما نباید از حرکت بازبایستیم. اساتید هم در اینجا حضور دارند. ما یک چیز غلطی در مورد امیرالمؤمنین(ع) می‌گوییم و آن هم این که علی(ع) را 25 سال خانه‌نشین کردند. خدا وکیلی این حرف در حق علی(ع) درست است؟ علی(ع) اصلاً شخصیتی است که خانه‌نشین شود؟ اصلاً می‌شود به علی(ع) گفت در خانه بنشین؟ علی را کنار زدند، ولی شخصیت علی خانه‌نشینی نیست. اگر خانه‌نشینی بود پس از 72 بار خلیفه دوم نمی‌گوید: «لو لا علی لهلک عمر»، آدم خانه‌نشین که این کارها را نمی‌کند. اگر خانه‌نشین بود، این نخلستان‌هایی که آباد کرد و مدینه را از نظر اقتصادی در فقر به سر می‌برد نجات داد و در سطح بالایی قرار داد، پس این کارها چیست؟ کتاب‌های تاریخی را ببینید. خیلی‌هایش را که نگذاشتند بیان شود. مگر همین علی(ع) پیش خلیفه دوم نرفت و گفت: «پیامبر(ص) به من بشارت داده است که باید لشکر راه بیندازی و اسلام را عرضه کنی»؟ آدمی که خانه‌نشین باشد که این کارها را نمی‌کند، پس «تِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ»(5) که خدا در قرآن می‌گوید سنت الهی است. می‌گوید حکومت حق را کنار می‌گذارند، باطل‌ها سر کار می‌آیند، برای این که می‌خواهند ببینند مؤمنین چه کاره‌اند؟ اینها سنت‌های خداست که در قرآن بیان می‌شوند.
 
نکته مهمش این است که وقتی دیدیم یک مقدار بر اساس مذاق و سلیقه ما نیست، ناگهان از حرکت باز بایستیم. باید در میدان باشیم. محکم در میدان بیاییم. چیزی هم که آقای احمد خاتمی می‌گوید همین است. بله، همین حرکت آقای خاتمی باید پشتوانه داشته باشد. باید فریاد نیروهای ارزشی بلند شود. در میدان هم باید باشند. آنها اصلاً پی این می‌گردند که شما ساکت شوید تا هر کاری که دلشان می‌خواهد بکنند. فتنه‌گران به دنبال این هستند که با کمال پررویی برگردند. تعارف هم نداریم. امریکایی‌ها هم در همان طرحی که گفتم مؤسسه بروکینز دنبال می‌کند به این نتیجه رسیده و گفته‌اند که ما در دوره اصلاحات اشتباه کردیم. باید از کسانی که دنبال اصلاحات امریکایی بودند حمایت می‌کردیم که آنها بمانند و مردم ببینند آنها برایشان کار می‌کنند و آنها بمانند. اشتباه کردیم. این دفعه این اشتباه را نباید بکنیم.
 
چه کسی باید برای مردم روشنگری کند و هشدارهایش را بدهد و این مسائل را تعقیب کند؟ بله، آنها به دنبال اهدافشان هستند و ما هم باید محکم در میدان باشیم. ان‌شاءالله با توفیق الهی به نتیجه هم می‌رسیم. البته به نتیجه رسیدن هزینه و سختی دارد. باید بیایید به میدان و هزینه بدهید. آبرو بگذارید. خیلی کارها باید بشود تا اتفاق بیفتد.
 
سوال: دستاورد قرار نهایی‌ای که باید انجام شود با توجه به دست خالی ما از همه لحاظ چیست؟ سئوال دیگر این است که چرا مقام معظم رهبری تاکنون مثل چند سال پیش به بحث هسته‌ای ورود پیدا نکرده‌اند؟
 
رهبر معظم انقلاب مدیریت خطوط قرمز را برعهده دارند
 
مقام معظم رهبری ورود دارند، خط قرمزها را هم توجه دارند، نکته قابل توجهشان این است که بالاخره مدیریت اجرایی کشور دست رئیس‌جمهور است و به او گفته‌اند تو باید مسئله را مدیریت کنی. به موقعش هم به میدان می‌آیند و اگر ببینند از خط قرمزها رد شده‌اند محکم برخورد می‌کنند. اینها هشدارهایی است که داریم می‌دهیم. بالاخره انتظاری که وجود دارد این است که همه کسانی که باید داد و فریاد بزنند و هشدار بدهند به میدان بیایند. نباید همه چیز را به ایشان ختم کنیم. این هم غلط است. نباید همه چیز به ایشان ختم شود. بالاخره بقیه می‌خواهند چه کار کنند؟ وظیفه ندارند؟ روشنگری و تبیین کنند؟ خواهشم از شما این است که بروید و آن تکه صحبت‌های آقا را که فرمودند آن دو سالی که پلمپ شد چیزهای خوبی داشت، بخوانید، آن وقت جواب سئوالتان را خوب می‌گیرید. قبل و بعدش را ببینید خیلی قشنگ جواب می‌گیرید.
 
اخیراً مقام معظم رهبری در مورد جنگ شیعه علیه شیعه اعلام خطر جدی کرده‌اند. در عراق آقایی به نام آیت‌الله سَرخی اعلام موجودیت کرده‌اند. این موضوع چقدر خطر دارد؟ 
 
دشمن که دارد با ما برخورد می‌کند از خودمان گرفته است. این که دارد همان طور که کفر و ضلالت منتشر می‌شود، از همان راه‌ها باید برای انتشار هدایت و مسیر صحیح اسلامی استفاده کرد. دقیقاً کفر هم همین جور دارد عمل می‌کند. عملیات انتحاری را دشمن از کجا یاد گرفت؟ از عملیات شهادت‌طلبانه ما. وقتی عملیات شهادت‌طلبانه ما را دید گفت من می‌توانم از این طریق به اینها لطمه بزنم و بغل گوش ما در پاکستان مدرسه علمیه راه انداخت و در آن مدرسه سرویس‌های اطلاعاتی سیا، عربستان و... را در آن تربیت می‌کنند که طرف شب فردایی را که می‌خواهد بیاید و خودش را به کشتن بدهد و جایی را منفجر کند به مناجات با خدا می‌گذراند.
 
با کمال تأسف مشکل دیگری هم که داریم این است که بخشی از علمای مذاهب مختلف ما تا بگیرند قضیه چیست یک مقدار زمان می‌برد. راه دوری نرویم. در قضیه سوریه جمهوری اسلامی ایستاده بود و از بشار اسد دفاع می‌کرد. چرا؟ چون بشار در محور مقاومت نقش داشته است. دولت سوریه مشکل دارد و اگر بنا باشد حرف بزنیم، مسائلش را بیشتر از دیگران می‌دانیم. آن بحثش جداست، اما شخص بشار در مقاومت نقش داشته است و ما هم از بشار حمایت می‌کنیم. می‌خواهند حمایتی را که از بشار می‌شود بشکنند. طراحی دشمن این است که این را بشکند. سه سال هم هست و همه دنیا هم پشت این قضیه هستند که این را به نتیجه برسانند، ولی نمی‌توانند. نکته‌ای که می‌خواهم به آن اشاره کنم این است که در قضیه سوریه از همه جا پیام می‌آمد که علمای اسلامی ارتباطاتشان را با ما قطع کرده‌اند و می‌گویند شما دارید از ظالم حمایت می‌کنید. نمی‌دانستند پشت قضیه چیست، اما آیا امروز این جوری است؟ تغییر کرده و همه چیز عوض شده است. امروز می‌بینید همان علمایی که از ما ایراد می‌گرفتند، صدایشان درآمده است و دارند با ما همراهی می‌کنند. این یک مشکل جدی است که داریم. در مسائل به‌روز نیستند. 
 
دشمن هم دقیقاً در بحث شیعه دارد همین را طراحی می‌کند. باید حواستان جمع باشد. هم داخل کشورمان آدم‌هایی را دارد هم بیرون از کشور سرویس اطلاعاتی خصوصاً MI6 انگلیس در تقسیم کاری که با امریکا کرده صد در صد در منطقه ما فعال است. امریکایی‌ها فقط قلدری بلدند و این جور کارها را خیلی خوب نمی‌توانند انجام بدهند. امریکایی‌ها اصلاً در کارهای اطلاعاتی‌شان طراحی ندارند. فیلم‌های هالیوودی را ببینید. امریکایی‌ها حتی در جاهایی که می‌خواهند محبت هم نشان بدهند، آخر تیر را می‌زند و کلک طرف را می‌کند. اصلاً قلدرند و چنین حالتی را دارند. فرهنگشان این جوری است، اما انگلیس‌ها خیلی کارکشته و زرنگ هستند.
 
یک آدم انقلابی دو آتشه که عاشق لندن می‌شود!
 
یک مثال می‌زنم. ببینید یک آدم انقلابی دوآتشه می‌رود لندن، وقتی برمی‌گردد می‌گوید لندن برای زندگی جای خوبی است. آدم مقدس‌مآبی که اصلاً با انقلاب کاری ندارد می‌رود لندن و برمی‌گردد و می‌گوید لندن برای زندگی جای خوبی است. لاابالی می‌رود و برمی‌گردد و می‌گوید لندن جای خوبی برای زندگی است. هر کسی می‌رود و برمی‌گردد می‌گوید جای خوبی است، برای این که او همه چیز را جمع کرده است. انگلیسی‌ها این جوری هستند. امروز در درگیری‌های قومی و مذهبی در منطقه انگلیس فعال است. هنر انگلیس هم این است که همیشه از درون مذاهب دین درست می‌کند. وهابیت و بهائیت را درست کرده است. امروز شما شک نکنید در مورد شیعه در آینده قطعاً مجموعه‌ای را راه خواهد انداخت تا جوانان را تحت تأثیر خودشان قرار بدهند. اینجا هوشیاری می‌طلبد. تبیین قضایا می‌طلبد. یکی از کارهای ما باید این باشد که روش‌های سرویس‌های اطلاعاتی را تشریح کنیم. یک نمونه را بگویم. یکی از اقدامات سرویس‌های اطلاعاتی این است که دیگر به یک فرد نمی‌گویند تو بیا بشو جاسوس ما، ما نه با تو ارتباط داریم، نه برایمان خبر، سند و مطلب بیاور و چنین و چنان کن که این وسط لو برود و بفهمند جاسوس است و آبرویش برود. نه، این کار را نمی‌کنند. ببینید یک نفر می‌خواهد مسئول دفتر یک مسئول رده بالای کشور شود. سرویس اطلاعاتی می‌رود و به این مسئول دفتر مراجعه می‌کند و در ظرف ده دقیقه چهار تا از خرابکاری‌هایش را فیلم می‌کند و می‌گذارد جلویش و می‌گوید: «ببین! من این اطلاعات را از تو دارم. باید بیایی با ما همکاری کنی». او هم می‌گوید: «بسیار خوب! آبرویم را نبر، همکاری می‌کنم». می‌گوید: «تا آخر عمرت فقط یک کار از تو می‌خواهم و تا آخر عمرت هر جا بودی این کار را انجام بده. ماهیانه پول به حسابت می‌ریزم، جوری هم می‌ریزم که هیچ‌کس نفهمد. همین. با تو هیچ ارتباطی هم برقرار نمی‌کنم که لو بروی». درخواستی که از او می‌کند این است که تو که مسئول دفتر فلان آقای رده بالای کشور هستی، فقط اجازه نده مدیریت کارهای مختلف از آدم‌های قوی استفاده کند. هر چه آدم‌هایی که انتخاب می‌کند ضعیف‌تر باشند، بهتر. الان سرویس‌های اطلاعاتی این شکلی دارند کار می‌کنند. نمی‌گویند برو برایمان اطلاعات بیاور. می‌گوید: «فقط مراقب باش وقتی می‌خواهد وزیر بگذارد، آدم ضعیفی را بگذارد. تو فقط نگذار قوی‌ها بالا بیایند». و السلام! نتیجه چه می‌شود؟ چه بر سر آن کشور می‌آید؟
 
یک نمونه دیگر. طراحی دشمن به این صورت است که آن قدر در این بین واسطه می‌گذارد که شما به مخیله‌تان هم خطور نکند که دشمن دارد این کار را انجام می‌دهد. در یکی از شهرهایی که شیعه و سنی با هم زندگی می‌کردند، یکی از آقایان یکمرتبه می‌بیند بلندگویی در مسجد شیعه‌ها به سمت محله سنی‌ها چرخیده است و یک نفر هم هر شب می‌آید روضه حضرت زهرا(س) را می‌خواند و جاهایی را هم می‌خواند که به سنی‌ها برمی‌خورد. مدتی می‌گذرد و یک شب بالاخره از او می‌پرسد: «فلانی! این چه سرّی است که تو هر شب می‌آیی اینجا و روضه حضرت زهرا(س) می‌خوانی؟» جواب می‌دهد: «نمی‌دانم! یک نفر در بازار می‌گوید نذر دارد و به من پول می‌دهد و من هم می‌آیم روضه می‌خوانم». می‌روی سراغ آن بازاری و می‌پرسد: «آقا! از کجا پول می‌آوری این کار را می‌کنی؟» بازاری می‌گوید: «والله من هم نمی‌دانم. یک نفر فلان جا هست و به من پول می‌دهد و می‌گوید بده». تا ده یازده واسطه را جلو می‌رود و بالاخره سر از سفارت انگلیس در می‌آورد. روضه حضرت زهرا(س) می‌خواند.
 
ببینید دشمن دارد چه جوری طراحی می‌کند؟ این که ما دست سرویس‌ها را بخوانیم و نقشه‌ها و برنامه‌هایشان را بفهمیم و ان‌شاءالله بتوانیم با آنها مقابله کنیم.
 
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. 
 
                                     
پی‌نوشت‌ها:
 
(1)قرآن کریم، سوره طلاق، آیات 2 و 3.  
 
(2)قرآن کریم، سوره بقره، آیه 2.
 
(3)قرآن کریم، سوره بقره، آیات 47 و 122.
 
(4)قرآن کریم، سوره انفال، آیه 16.  
 
(5)قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه 140.

 
شناسایی چند پهپاد بیگانه در خلال رزمایش ارتش
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: نظامی

فرمانده پدافند هوایی منطقه جنوب شرق کشور از شناسایی پهپادهای نیروهای فرامنطقه‌ای در خلال رزمایش ارتش خبر داد.

به گزارش تسنیم، سرهنگ محمدرضا فرزان فرمانده پدافند هوایی منطقه جنوب شرق کشور پوشش هوایی، دفاع هوایی و تامین امنیت فضای کشور را وظیفه پدافند هوایی عنوان کرد و گفت: وظایف پدافند هوایی در رزمایش فدائیان حریم ولایت 4 کنترل، هدایت و تکمیل ماموریت های آفندی نیروهای هوایی است.
 
وی اظهار داشت: پوشش و تامین امنیت هوایی، کمک به پروازهای تهاجمی و آفندی، تعیین مسیرها و موقعیت های اهداف از جمله دیگر وظایف پدافند در این رزمایش است.
 
فرمانده پدافند هوایی منطقه جنوب شرق کشور اظهار داشت: وظیفه ذاتی پدافند این است که فضای کامل کشور و بخشی از فضای خارج از کشور را تحت پوشش خود داشته باشد که در خلال این رزمایش تمامی تحرکات نیروهای فرامنطقه ای کاملاً تحت نظر است و رصد می شود. همچنین تامین امنیت یگان‌های پروازی حاضر در این  رزمایش بزرگ برای انجام فعالیت های آفندی بر عهده پدافند هوایی است.
 
وی در پاسخ به سوالی در خصوص فعالیت های نیروهای فرامنطقه ای در خلال رزمایش اظهار داشت: فعالیت های بیگانه در منطقه صورت گرفته که مراقبت های لازم را انجام و پوشش کامل دفاعی جهت جلوگیری از تهدیدات لحاظ شده است.
 
سرهنگ فرزان در پاسخ به این که "آیا تا کنون پهپادهای جاسوسی فعالیت خاصی در منطقه داشته اند؟ "عنوان کرد: چند پهپاد همزمان با رزمایش شناسایی شد که اصولاً این پهپادها جهت شناسایی و جمع آوری اطلاعات توسط نیروهای فرامنطقه‌ای در منطقه فعالیت می‌کنند که این نوع فعالیت‌ها دفع و در انجام ماموریت‌های آنها اخلال ایجاد کرده‌ایم.

 
اربعین سیدالشهدا هیئت کجا برویم؟
ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: مذهبی

 سایت عقیق نوشت:

 

ردیف

هیئت

سخنران

مداح

توضیحات

مرکز تهران

 

حسینیه امام خمینی(ره)

با حضور رهبر معظم انقلاب

حجت الاسلام غلامرضا قاسمیان

حاج میثم مطیعی

خیابان جمهوری اسلامی، خیابان فلسطین جنوبی

روز اربعین از ساعت 9 صبح

 

بیت الزهرا(س)

حجت الاسلام ملکی

حاج منصور ارضی

ابتدای خیابان ولیعصر (عج)، جنب مهدیه تهران، کوچه مهدیه تهران

روز اربعین از ساعت 9 صبح

 

مسجد ارک

حجت الاسلام تویسرکانی

حاج حسین سازور و دیگر ذاکرین اهل بیت (ع)

چهارراه گلوبندک،‌ خیابان 15 خرداد

روز اربعین از ساعت 9 صبح

 

صنف بزاز تهران

حجت الاسلام عبدالحمید شهاب

حاج حسین علامه

خیابان خیام، روبروی بازار پاچنار

ظهر اربعین از نماز ظهر

 

امام حسن(ع)

استاد کاشانی

مسعود بیدگلی

میدان حر، به سمت حسن آباد، جنب شرکت تعاونی

شب اربعین از ساعت 20

 

عشاق العباس(ع)

حجت الاسلام علی سعیدیان

روح الله بهمنی

خیابان انقلاب، نرسیده به میدان امام حسین (ع)، مجتمع فرهنگی مذهبی امام رضا(ع)

شب اربعین از ساعت 21

 

حسینیه مکتب الزینب(س)

حجت الاسلام نصیرزاده

حاج امیر یعقوبی

میدان رازی، خیابان آیت الله ایروانی، جنب مسجد حضرت ابالفضل(ع)، کوچه معماریان، حسینیه مکتب زینب(س)

یکشنبه 1 دی از ساعت۲۱

 

امامزاده زید(ع)

 

حاج حمیدرضا بهاری

چهارراه گلوبندک، بازار تهران، امامزاده زید(ع)

ظهر اربعین از نماز ظهر

 

حسینیه فاطمیون

حجت الاسلام علی سعیدیان

حاج مهدی قیاسی

خیابان مجاهدین اسلام، بعد از خیابان ایران

صبح اربعین از ساعت 7 صبح

 

بیت الائمه(ع)

استاد تبریزی

اصغر نوروزی

خیابان کمالی، خیابان اناری تفت، کوچه خدمتی، علامت پرچم

ظهر اربعین ازنماز ظهر

 

محبان الحسین (ع)

حاج آقا محسن بهرامی

کربلایی جواد مظهری

کربلایی مرتضی خانزاده

خیابان آزادی، خیابان دامپزشکی

شب اربعین ساعت 20:30

ظهر اربعین از ساعت 12

 

محبین الرضا (ع)

استاد محمد جنتی

کربلایی وحید توکلی

خیابان سی متری جی، بعد از چهارراه سادات، جنب بانک ملی، پلاک 240

شام اربعین بعد از نماز مغرب

شمال تهران

 

مسجد حضرت امیر(ع)

حجت الاسلام علوی تهرانی

زیارت اربعین: حاج حسین ارضی

حاج محمود کریمی

خیابان کارگرشمالی، مقابل پمپ بنزین امیرآباد، مسجد حضرت امیر(ع(

دوشنبه 2دی، روز اربعین از ساعت 9 صبح

 

رایةالعباس(ع)

رزمندگان شمیرانات

حجت الاسلام علوی تهرانی

حاج محمود کریمی، حاج محمد صمیمی

شمیرانات، چیذر، امامزاده علی اکبر(ع)

شب اربعین از نماز مغرب

 

میثاق با شهدا

حجت الاسلام علوی تهرانی و آیت الله جاودان

حاج میثم مطیعی و برادر امبر عباسی

بزرگراه چمران، پل مدیریت، دانشگاه امام صادق(ع)

شنبه ۳۰ آذر تا دوشنبه ۲دی از نماز مغرب

 

انصار العباس(ع)

حجت الاسلام بی آزار تهرانی

ذاکرین اهل بیت (ع)

چهارراه پاسداران، اوایل خیابان دولت

ظهر اربعین از نماز ظهر

 

ریحانةالنبی(ع)

حجت الاسلام علی پناه

محمدحسین پویانفر

خیابان فرمانیه، روبروی باغ گل سلطانی، خیابان مهدیزاده، خیابان پانزدهم، کوچه عظیمی، دارالولایه امیرالمومنین(ع)

از پنجشنبه ۲۸ آذر به مدت۵ روز ، از ساعت ۷ صبح

 

روضةالشهدا

حجت الاسلام دهستانی

حسین محمدی فام

پونک، میدان عدل، مسجد النبی(ص)

یکشنبه 1 دی از اذان مغرب

 

هیئت محبان الحسین (ع)

حجت الاسلام سیدین

ذاکرین اهل بیت (ع)

شریعتی، خیابان دولت، کوچه شهید عراقی، کوچه نوری، کوچه شیشه بر، حسینیه جواد الائمه(ع)

روز اربعین از نماز ظهر

جنوب تهران

 

مسجد جامع ابوذر

حجت الاسلام علی سعیدیان

محسن عراقی

بزرگراه محلاتی، پل جهارم بلوار ابوذر

شام اربعین از ساعت 20

 

بیت الحسین(ع)

دکتر فریدونی

حاج امیر یعقوبی

بزرگراه بعثت، کیانشهر، میدان امام رضا(ع)، خیابان احدی، بیت الحسین(ع)

یکشنبه 1 دی از ساعت 22

 

رهروان شهدا

_

سید رضا رضوی، احسان ارضی

نازی آباد، خیابان شهید عراقی، بیت الحسن(ع) مرحوم حاج علی اسفندیاری

شام اربعین از ساعت 19

 

جنت العباس

استاد داود فقیهی

حاج محمود استادباقر

میدان شوش خیابان شوش غربی چهاراه شهید هرندی جنب پمپ گاز

سه شنبه شب 3دی ازساعت21

 

ورزشکاران رضویه

شیخ حامدمیرزاده

غلامعلی منصوری

شهرک رضویه .20متری اسکندری .10متری قائم . کوچه شهید ضابتی 

شب اربعین از ساعت 20

 

مسجد النبی (ص)

حجت الاسلام موسوی

حاج امیر یعقوبی

خیابان خاوران، روبروی پایانه خاوران، خیابان مسلم، مسجد النبی(ص)

روز اربعین از نماز ظهر

 

مکتب زینب(س)

حاج آقا نصیرزاده

کربلایی مهدی صالح، حاج امیر یعقوبی

میدان گمرک،خیابان انبار نفت ،کوچه معماریان

شب اربعین از نماز مغرب

 

رهروان شهدا

_

سید رضا رضوی، احسان ارضی

نازی آباد، پارک سردار جنگل، خیابان ناظری، کوچه شاه مرادی

شب اربعین از ساعت 19

 

هیئت جوانان قمر بنی هاشم عاشوراییها

حجت الاسلام میرزایی

کربلایی محمد نبیلو، حمید نبیلو

قلعه مرغی, میدان مقدم ،خیابان شهسوار شمالی ،کوچه عبدی 

شب اربعین یک شنبه ساعت21

 

هیئت قمر بنی هاشم ع

شیخ حسن محمدی

رضاقاسمی ،ابراهیم محسنی ،محمدمحسنی

تهران ،فلاح ،میدان گلچین ،خیابان 16 متری حسنی ،بیت الزهرا س

شب اربعین از ساعت 21

شرق تهران

 

حسینیه مرحوم چمنی

حجت الاسلام رضا جعفری

حاج منصور ارضی و دیگر ذاکرین اهل بیت(ع)

خیابان دماوند، بین چهار راه سبلان و ایستگاه شهید فتحنایی، خیابان شهید محمودی، هیئت حسین(ع) جان

شب اربعین بعد از نماز مغرب

 

موج الحسین(ع)

حجت الاسلام اصلانی

حاج حسین سازور

خیابان 17 شهریور،‌ قیاسی،‌ حسینیه موج الحسین(ع)

شب اربعین از ساعت 21

 

ارباب حسین(ع)

حجت الاسلام علی سعیدیان

حاج ناصر آئینی

تهرانپارس، بین میدان پروین و فلکه سوم تهرانپارس

ظهر اربعین از ساعت 14

 

بیت الرضا(ع)

استاد حاج مهدی توکلی

حاج حسن خلج

میدان شهدا، خیابان عظیم زادگان، جنب شهرداری منطقه ۱۲، بن بست فریدونی، پلاک ۶، حسینیه بیت الرضا (ع)

صبح اربعین ۲ دی از نماز صبح

 

آل یاسین

حجت الاسلام سیدمهدی طباطبایی

حاج محمود کریمی،‌حاج حسین خلج،‌حاج ابوالفضل بختیاری،‌حاج عبدالرضا هلالی

میدان شهدا،‌روبروی ایستگاه مترو میدان شهدا،‌حسینیه شهید همت

از 30 آذر تا 2 دی از نماز نغرب

 

عزاداری

حجت الاسلام ادیب یزدی

جواد اعتماد سعید

دروازه دولاب، خیابان دَوَلّو

شب اربعین از نماز مغرب

 

مسجد جامع ابوذر

حجت الاسلام سعیدیان

ذاکرین اهل بیت(ع)

بلوار ابوذر، پل چهارم

شام اربعین بعد از نماز مغرب

 

حسینیه بیت العباس(ع)

حجت الاسلام سرآبادانی

حاج سعید محمدی

تهران نو، پایین تر از میدان امامت، انتهای خیابان قاسم زاده، حسینیه بیت العباس(ع)

روز اربعین از ساعت12:30

 

مسجد علی بن الحسین(ع)

آیت الله محمدرضا حاتم پوری

سیداحمد هومن زاده

خیابان پیروزی، بلوار ابوذر، پایین تر از شهید محلاتی، مسجد علی بن الحسین(ع)

ظهر اربعین از نماز ظهر

 

جوانان حسینی

حجت الاسلام ادبی

جواد اعتماد سعید

خیابان 17 شهریور، خیابان خلیلی

شام اربعین از ساعت 19

 

عشاق الائمه

حضرت آیت الله سید احمد کلانتر

حاج احمد طاوسیان

میدان خراسان خیابان17 خیابان شهید کلظمی

از شب اربعین به مدت سه شب

 

یاعباس(ع)

_

حامد جمشید

میدان سرآسیاب ،خیابان شیوا ،کوچه شهید بنی اسد، کوچه طایفه مهر علی

شب اربعین ساعت 8شب

روز اربعین از نماز ظهر

غرب تهران

 

ریحانةالحسین(ع)

حجت الاسلام سید حسین مومنی

حاج سید مجید بنی فاطمه

خیابان اشرفی اصفهانی ، خیابان بیست ودوم بهمن ، خیابان باغ فیض مجتمع فرهنگی مذهبی ریحانه الحسین(ع)

از چهار شنبه 27اذر تا یکشنبه 1 دی از ساعت19:30

 

مقبرة الشهدا شهرک شهید محلاتی

حجت الاسلام حسینی بوشهری

حاج احمد نیکبختیان

شهرک شهید محلاتی، مقبره الشهدا

روز اربعین از نماز ظهر

 

عزاداری

_

حاج محمد توروزی

اشرفی اصفهانی پایین تر از پل حکیم خیابان شالی خیابان پیامبر شرقی خیابان شاهد گلستان 28کوچه ابوذر علامت پرچم

شب اربعین از ساعت 18

 

مسجد امام صادق(ع)

حجت الاسلام علی سعیدیان

ذاکرین اهل بیت(ع)

صادقیه، فلکه اول صادقیه

ظهر اربعین از نماز ظهر

 

هیئت یاس علقمه

اقای کیهان

استاد مقدس نیا

تهران پارس شهرک امید کوچه13شرقی

ظهر اربعین بعد ازنماز ظهر

 

هیئت فرهنگی یا زهرا(س)

استاد تاج منش

حاج محمود مهرجو

تهرانپارس. پایین تراز میدان پروین .خیابان 182(رحیمی تاری) خیابان شهید سجده ای .کوچه بهارک علامت تابلو

ظهر اربعین ازنماز ظهر

 

مسجد امام صادق(ع)

حجت الاسلام سعیدیان

ذاکرین اهل بیت(ع)

صادقیه، مسجد امام صادق(ع)

ظهر اربعین از نماز مغرب و عشاء

 

محبان الحسن (ع)

حجت الاسلام علی حیدری

حاج خلیل عینی، حاج علی رضایی

آیت الله کاشانی خیابان سازمان برنامه جنوبی کوچه بیستم شرقی پلاک 27

شب اربعین از ساعت 11 صبح

 

حضرت ابالفضل (ع)

_

کربلایی مهدی صالح، کربلایی پرویز اسدی

خیابان آزادی، زیر پل یادگار امام(ره)، نرسیده به ستارخان

صبح اربعین از ساعت 9 صبح

 

یا ثارالله الحسین (ع)

حجت الاسلام  علی میر خلف زاده

حاج محمد جواد فارسی و ذاکرین اهل بیت (ع)

میدان المپیک، ضلع جنوبی شهرک چشمه، زمین فوتبال

روز اربعین ساعت 8:30 صبح

 

محبان الائمه (ع)

حجت الاسلام داوودی

حاج امیر یعقوبی

بزرگراه ایت الله سعیدی، بعد از شهر چهاردانگه، شهرک گلشهر، خیابان بهشتی، خیابان حاجی طاهری، کوچه میرزایی، علامت پرچم

شب اربعین از ساعت 19


 
عکس: فرزند شهید حسان القیس
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: مقاومت
عکس: فرزند شهید حسان القیس

 

حسین القیس در کنار غضنفر رکن آبادی سفیر ایران در بیروت

 


 
حال استادبرجسته‌اخلاق تهران وخیم است
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: مذهبی

حال آیت الله قرهی، استاد برجسته‌ی اخلاق

 

 

 

 

تهران وخیم است.

به گزارش جهان، حال آیت الله روح الله قرهی، استاد برجسته‌ی اخلاق تهران و مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) وخیم اعلام شده است.
 
دلیل وخامت حال این استاد اخلاق، که به درجه جانبازی هفتاد درصد نیز نائل شده است، عوارض ناشی از حملات شیمیایی در جنگ تحمیلی است. ایشان از شاگردان مرحوم آیت الله بهاء الدینی و فارغ التحصیل دکترای فلسفه‌ی غرب است.
 
به گفته‌ یکی از شاگردان ایشان، حال آیت الله قرهی در آخرین جلسه‌ تدریسشان به هم خورده و جلسه نیمه کاره می ماند.
 
دفتر این استاد گرانقدر، از مؤمنان درخواست کرده است برای شفای ایشان دعا نموده و ۷۰ بار سوره حمد را به نیت شفا قرائت نمایند.

 
طرحی برای احیای خاتمی!
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی

در جلسه هفته گذشته اصلاح‌طلبان، طرحی با نام «احیای محمد خاتمی» به تصویب رسیده است. در این جلسه مقرر شده مقدمات سفر وی به قم و دیدار با علما و مراجع فراهم شود. در این جلسه، پیشنهاد شده از برخی مراجع برای وی وقت ملاقات گرفته شود تا در روز 19 دی به قم سفر کند. یکی از حاضران در جلسه گفت: «با توجه به‌مواضع مراجع در قبال فتنه 88، بنده معتقدم در صورتی که شورای تأمین قم موافقت کند، وی تنها می‌تواند با صانعی و بیات دیدار کند و به تهران برگردد.» این در حالی است که برخی کارشناسان با اشاره به دیدار محمد خاتمی با نسرین ستوده و سپس جلسه هیئت حقوق‌بشری مجلس اروپا با ستوده در سفارت یونان و اعطای جایزه پنجاه هزار یورویی ساخاروف به وی، معتقدند محمد خاتمی در دور جدید فشار غرب علیه جمهوری اسلامی ایران، نقش وکیل‌مدافع پرونده‌های حقوق بشری را دنبال خواهد کرد. قرار بود رونمایی رسانه‌ای و بین‌المللی از خاتمی در مراسم تدفین ماندلا انجام شود که این طرح با هوشیاری دستگاه قضایی با شکست مواجه شد.


 
آیت‌الله مصباح یزدی:
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی
نتیجه انتخابات با وحدت کاندیداها تغییر نمی‌کرد/
ابدا احساس پشیمانی از عملکرد در انتخابات ریاست جمهوری نداریم

آیت‌الله مصباح یزدی گفت: در رابطه با فعالیت‌هایم در انتخابات 92 هیچ احساس پشیمانی نمی‌کنم و خدا را شکر می‌کنم که ما فهمیدیم و عمل کردیم و تحت تأثیر جوسازی‌ها و فشارها و تهمت‌ها واقع نشدیم.

خبرگزاری فارس: نتیجه انتخابات با وحدت کاندیداها تغییر نمی‌کرد/ ابدا احساس پشیمانی از عملکرد در انتخابات ریاست جمهوری نداریم

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، هفته‌نامه 9 دی که اولین شماره خود را در سال 89 با گفتگوی تفصیلی با آیت‌الله مصباح یزدی آغاز کرده بود توفیق یافت که برای چهارمین بار طی 4 سال گذشته، اهمّ مسائل فکری، سیاسی و فرهنگی را با ایشان به گفتگو بنشیند.

گفتگوی امسال به جهت آغاز کار دولت جدید و حوادث بعد از انتخابات و نیز شرایط فرهنگی کشور اهمیت ویژه‌ای یافته بود، از همه چیز پرسیدیم و استاد با آرامش و متانت همیشگی در فرصتی بیش از 2 ساعت به سؤالات پاسخ گفتند.

مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

تشکر می کنیم از وقتی که برای طرح سئوالات هفته نامه 9 دی اختصاص دادید. این فرصت برای ما غنیمت است که به صورت سالانه می توانیم خدمت شما برسیم و سوالاتی که در افکار عمومی مطرح است را طرح کنیم و  با انتشار نظرات شما به بصیرت‌ افزایی جامعه کمک کنیم.

ان شاء الله که ما هم بتوانیم به تکلیفمان عمل کنیم.

چهار سال است که از 9 دی می گذرد، ما در هفته نامه 9 دی تلاش کرده ایم تا هر هفته آن خط را دنبال کنیم  و هر ساله هم شاهدیم که در ایام عاشورا صدا و سیما مقدمات آن حوادث تلخ را نشان می دهد ولی الان یک سوالی مطرح است؛ با توجه به فضایی که بوجود آمده چرا ما باید همچنان به چنین روزی بپردازیم بویژه که برخی القا می کنند نتیجه انتخابات ریاست جمهوری امسال به نوعی پایان 9 دی بوده حتی اخیرا برخی از رسانه های حامی فتنه گران، نامه ای خطاب به رئیس جمهور را تیتر کردند که رئیس جمهور باید به سوءتفاهم های سال 88 پایان دهد البته این نامه جدی هم گرفته نشده. تحلیل حضرتعالی که یکی از چهره های اصلی در بصیرت بخشی به جامعه و خلق حماسه 9 دی بودید، چیست؟

همانطور که آقایان مستحضرند یکی از روش های تربیتی‌ای که مبتنی بر اصول روانشناسی است و در اسلام و مذهب اهل بیت و در سیره علمای اسلام هم مورد توجه قرار گرفته، همین نمادهای اجتماعی است. البته اصل اینکه از نمادها در فعالیت های اجتماعی استفاده می شود،‌ اختصاص به دینداران ندارد بلکه ‌همه گروه های مختلف از جمله مثلا فراماسون ها هم نمادهایی دارند، ولی در اسلام استفاده از نمادهایی مورد تأکید قرار گرفته که مبتنی بر واقعیات و یادآور خاطره های سازنده است.

در دوران انقلاب - به حسب تشخیص بنده – از جمله بزرگترین خطراتی که دوام انقلاب را تهدید می کرد، فتنه سال 88 و خطر براندازی ای بود که بیش از 30 سال دشمنان اسلام روی آن کار کرده بودند و اطمینان داشتند که در این برهه به نتیجه خواهند رسید. یعنی آن اتفاقات را نقطه پایان نظام اسلامی، به خصوص نماد این نظام که ولایت فقیه است؛ می دانستند. همه چیز به خیال خودشان فراهم بود و خاطرجمع بودند که پس از سه دهه برنامه ریزی، این بار به نتیجه می‌رسد. خب در روزی مثل 9 دی سال 88 که خداوند متعال عنایت فرمود و جامعه ما را از این خطر نجات داد، ‌باید بگوییم این روز بزرگترین روز نجات جامعه ما از بزرگترین خطرهایی است که آینده‌اش را تهدید می کرد؛ چنین روزی به دلیل پایبندی مردم به ارزش ها به خصوص ولایت فقیه،‌ می تواند برای جامعه اسلامی نماد باشد و جا دارد این خاطره همیشه زنده باشد.

یعنی بزرگداشت این روز را به عنوان یکی از شعائر الهی می دانید.

می دانید که در اسلام خاطره هایی زنده مانده که مربوط به هزاران سال پیش است. ما نمادهایی در حج داریم که برای زمان حضرت   ابراهیم است؛ مسئله قربانی، مسئله رمی جمرات یا سعی صفا و مروه و چیزهایی از این قبیل، اینها کارهای نمادین است و این نمادها مربوط می شود به چند هزار سال پیش از اسلام،‌ اما چون کار بسیار ارزشمند و مهمی بوده، در اسلام نماد شده است برای مراسم حج مسلمانان‌؛ اینها چیزهایی است که خداوند تکرار آن را تا روز قیامت واجب کرده تا حفظ شود. این تاکید، نشانه این است که حفظ نمادها خیلی می تواند در تربیت جامعه اثر داشته باشد و ما اگر روز 9 دی را یوم الله (بلکه از بزرگترین ایام الله) بنامیم و حفظش را توصیه کنیم و خودمان تا حدی که ممکن است در جهت تعظیم و بزرگداشت آن تلاش کنیم، ‌هم عقلاً و هم نقلاً کار بسیار پسندیده ای است.

درباره این تلقی ای که تلاش می کنند ایجاد شود که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری به معنای پایان 9 دی و آن حماسه و حضور بوده و مردم دیگر عوض شده اند چه نظری دارید ...

آیا شما توقع دارید آنهایی که حاضر بودند نظام را از بین ببرند و ریشه کن کنند، در این فرصت حرفی نزنند که نشانه خواسته‌های خودشان باشد؟ تلاش می کنند به اسم مردم، به اسم آزادی، به اسم دمکراسی حرف خودشان ر ا بزنند. ‌هر شورشی که در جایی می شود به نام مردم است و اینها پرچمی ندارد. البته باید توجه کنیم که مردم در تشخیص شان، در افکار و ایده ها و آرمان هایشان بسیار مختلف اند. بالاخره آن روز هم که انقلاب اسلامی شد، معنایش این نبود که کل جامعه عوض شده اند،‌ یا همه باورها و ارزش ها تغییر کرده است؛ در هیچ تحول اجتماعی این اتفاق نمی افتد.

ظهور اسلام هم وقتی اتفاق افتاد، رسوبات کفر و شرک به کلی از بین نرفت،‌ اینها در جامعه بود، بعضی شان در حرکت های منافقانه ظاهر شدند، در ظاهر اظهار اسلام می کردند و مسجد می ساختند و مردم را دعوت می کردند به حرکت های ظاهری، ولی در باطن می خواستند ریشه اسلام را بکنند. حتی می بینیم که تا زمان سید الشهدا در کربلا گرایش های کفر و شرک باقی بود. هنر نظام اسلامی این است که اینها را مدیریت می کند و نمی گذارد اینها خطری بیافرینند و الا انقلاب نه اینها را نابود کرده و نه قصد نابود کردنشان را دارد و نه نابودشدنی هستند؛ خب اینها دنبال فرصتی هستند که خودشان را نشان بدهند و از موقعیتی سوءاستفاده کنند، نباید تعجب کرد.

خدا سایه مقام معظم رهبری را با آن بصیرت استثنایی،‌ با آن تیزبینی و روشن بینی که خداوند متعال به ایشان عنایت فرموده و نظیرش را جز در امام سراغ نداریم، برای ما حفظ کند تا بتوانند در این آشفته بازار، این کشتی نظام اسلامی را حفظ کنند و به ساحل برسانند.

در روز 9 دی سال 88 مردم با آن حضور میلیونی در سراسر کشور، مطالباتی را مطرح کردند و به صراحت شعارهایی سر دادند و از برخی افراد اعلام برائت کردند. مردم ناراحت بودند که یک عده ای به دلیل بغض و کینه و خصومت های شخصی حزبی و گروهی که با فرد منتخب داشتند، توجه پیدا نکردند که فتنه سال 88 و حوادث بعداز آن، فقط تسویه حساب با یک کاندیدا نشده بلکه بهانه ای شده برای تسویه حساب جریاناتی با اصل نظام حتی بعضی ها در خیابان ها شعار می دادند مرگ بر اصل ولایت فقیه یعنی با مصداق هم کاری نداشتند مشکل شان ریشه و اصل ولایت فقیه بود. چرا این را ندیدند؟

در طول سال های بعد از انقلاب، همیشه سمت و سوی اصلی تهاجم ها به سوی ولایت فقیه بوده چون همانطور که عرض کردم با وجود گرایش های مختلفی که در درون یک جامعه وجود دارد، مهمترین مسئولیت برای کسی است که عهده دار رهبری جامعه است، و طبعا آنهایی که نزدیک تر هستند و در مراتب بعدی قرار می گیرند، همین مسئولیت را در درجه نازلتری دارند. عمده این است که مدیریت جامعه با توجه به وجود این واقعیت ها و اختلاف فکرها یا اختلاف هوس ها، جامعه را طوری مدیریت کند که بیشتر و بهتر به اهدافش نزدیک شود.

فکر کنم یک فرمول واحدی وجود نداشته باشد که در همه زمان ها یک جور باید اجرا شود. ‌مدیریت جامعه باید مجموع شرایط داخلی و خارجی را بسنجد،‌ نقاط قوت و ضعف را ارزیابی کند، نتایج حرکت های مختلف را پیش بینی کند و همه اینها را طبق مصلحتی که برای اسلام و مسلمین اقتضا می کند مد نظر قرار دهد. کسانی هم که در رده های بعدی قرار دارند هم باید همان هدف را دنبال کنند تا برسد به عموم نخبگان، فرهیختگان، دانشمندان، نویسندگان، و گویندگان. اما این که چرا این را ندیدند این هم موضوعی با سابقه است؛ در صدر اسلام هم عده ای اسلام و پیامبر اسلام را با تمام وجودشان نپذیرفته بودند. نگاهشان به پیامبر به عنوان یک رهبر دینی نبود بلکه ایشان را یک مدیر سیاسی می دیدند.

وظیفه مردمی که 9 دی را خلق کردند در برابر اتفاقاتی از این دست چیست،‌ چطور تبیین یا تحلیل کنند و چطور با این موضوعات برخورد کنند؟ باید از این موارد اعلام برائت کرد یا باید آنها را جذب کرد؟

همیشه آنهایی که مزاجشان اقتضای آسایش و آرامش می کند، سعی می کنند از اسلام فقط مسئله رحمت و مهربانی و صلح و آسایش و گذشت و عفو و اغماض را ببینند و تبلیغ کنند تا توجیهی برای رفتار خودشان بیابند.‌ کسانی هم در مقابل اینها هستند که نقطه مقابل این مسائل را می بینند، فقط مسئله جنگ ها و مبارزات را می بینند و از آن جهت دیگر غفلت می کنند. طبعا کسی می تواند درست قضاوت کند که اسلام را در کلیتش و در مجموعه باورها و ارزش هایش بشناسد و برای اغراض و اهداف خودش و بستگانش اهمیتی قائل نباشد، خالصانه ببیند که اسلام چه می خواهد و به آن عمل کند.

ما در اسلام هم راجع به شخص پیغمبر اکرم و هم نسبت به انبیاء‌ سابق، بیاناتی داریم که هر کسی مختصر آشنایی داشته باشد و با انصاف نگاه کند، می فهمد که تنها جاذبه کافی نیست. در باره پیروان پیامبر اکرم می فرماید "والذین معه اشداء علی الکفار رحماء ‌بینهم" اول هم اشداء علی الکفار را می گوید یا مثلا می فرمایدکه "قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم و الذین معه اذ قال لقومهم إنا بُرؤا منکم". از حضرت ابراهیم این را نقل می کند که ایشان و پیروانش به مخالفینشان تصریح کردند که ما از شما بیزاریم و برائت می جوئیم، و بعد قرآن می فرماید که شما باید به آنها تأسی کنید "قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم". این همان تولی و تبری است که جزء آموزه های اسلام و به خصوص مکتب تشیّع است که این دو با هم مطلوب است و البته اصول علمی هم آن را تأیید می کند که هر موجود زنده ای هم باید جاذبه داشته باشد و هم دافعه؛ هیچ کدامش به تنهایی کافی نیست.

بنابراین نسبت به پدیده ها و رخ دادهایی که می تواند برای اسلام مفید یا مشکل آفرین باشد ما باید هر دو اصل را رعایت کنیم، یعنی هم تولی داشته باشیم و هم تبری. کسانی که در این فتنه ها شرکت می کنند همه در یک سطح نیستند، کسانی هستند که مثل ائمه الکفر اصلا آنها پایه‌گذارند،‌ طراح اند، و فتنه اصلی را آنها برپا می کنند و لو پشت پرده باشند، اینکه قرآن می گوید: "قاتلوا ائمه الکفر"، عهد و پیمانی را از اینها قبول نکنید، چون ‌اینها امتحانشان را داده اند، ‌اینها پایبند به هیچ عهد و پیمانی نیستند. ولی همه اینجور نیستند، بسیاری فریب خورده اند،‌ باید تا جایی که می شود اینها را ارشاد کرد، یا لا اقل جلوی خطرشان را باید گرفت.

از کجا می شود بین این دو دسته تفکیک قائل شد، نشانه چیست؟

اگر اینها تعمدی در کارشان نداشته باشند وقتی برایشان روشن شد که کار غلطی انجام گرفته، عذرخواهی می کنند، و می‌گویند: کاری انجام دادیم و فهمیدیم اشتباه کرده‌ایم، البته بعد از اینکه ما مطلب صحیح را برایشان بیان کردیم و درست تبیین کردیم. اما اگر بعد از روشن شدن بازهم پافشاری کردند، پیداست که موضع گیری آنها از سر اشتباه و غفلت نبوده، بلکه تصمیمی سنجیده، حساب شده و سازمان‌دهی شده بوده است.

باید اینها را درک کرد و با هر کسی مطابق با همان موقعیت و نقشی که در فتنه دارد، برخورد کرد. البته تشخیص‌اش هم کار آسانی نیست و تنها کسی که می توانیم به تشخیص اش اطمینان کنیم، مقام معظم رهبری هستند که هم در بینش اسلامی ممتاز هستند، و هم در تحلیل و درک مسائل اجتماعی. باید ببینیم برخورد ایشان با فتنه و فتنه گران چطور است؛ همان باید ملاک باشد.

حضرت آقا فتنه سال 88 را ظلم به نظام می دانند و علی رغم تلاشی که برخی ها در این ایام کرده اند تا به بهانه تغییر دولت، ایشان هم از سران فتنه بگذرند ولی ما دیدیم که این اتفاق نیفتاده حتی برخی از موجهین گفتند که رأس فتنه سال 88 خارج از کشور است. آمریکا و اسرائیل رأس بودند و این آدم های داخلی فریب خورده بودند.

ببینید این واژه هایی که بکار می بریم مثل رأس یا اصل فتنه، اینها مفاهیم تشکیکی است. ما در صدر اسلام حرکت منافقین را داریم که مسجد ضرار را درست کردند. آیا اینها اصل فتنه بودند؟ به طور قطع اینها از خارج از مرزهای اسلامی تشویق و کمک می شدند، در قرآن هم به این مسأله اشاره شده، ولی به هر حال در داخل جبهه اسلام هم اینها اصل و رأسی داشتند. یک گرایشات و زمینه ای داشتند که می خواستند این کارها را بکنند؛ کمکی هم از خارج گرفتند، وصل شدند، و این فتنه را راه انداختند و مسجد ضرار درست کردند. اسلام هم دستور داد این مسجد را خراب کنید چون این مسجد نبود، این خانه نفاق و کفر بود. خداوند نگفت فقط بروید با  حامیان اینها که خارج از مرزهای اسلامی هستند بجنگید، چون این منافقین در حرکتی که انجام گرفت، اصل و رأس داخلی بودند و عوامل خارجی پشتیبانی می کردند،‌ خط می دادند، کمک فکری و تبلیغاتی می کردند؛ ولی عامل فتنه اینها بودند.

امروز تلاش می شود تا مردم را از این رؤس داخلی منحرف کنند، آنها را تبرئه کنند حتی تطهیر کنند، مردم چطور بفهمند چه کسانی رأس داخلی فتنه بودند؟

باید ببینیم عامل داخلی فتنه چه کسانی هستند. شاهدش هم این است که آن فرد دست بردار نیست، با اینکه شکست هم خورده و همه مردم هم نقش او را فهمیده اند اما دست بر نمی دارد،‌ خب اصل چیست؟ اصل نسبی است. در این جریان فتنه اصل این کسانی بودند که در داخل این کارها را می کردند و پشتیبانی و کمک هم داشتند. نمی شود گفت که فقط شخصیت های آمریکایی و اسرائیلی در فتنه دخیل بوده اند. بحث هایی که مدتی قبل مطرح شد و بعضی از بزرگان که به رحمت خدا رفتند نکته هایی گفتند که اینها فتنه گر نیستند و خودشان فتنه شده هستند، این مباحث قابل نقد بود. چون حتما فتنه ای در آن سطح یک عامل داخلی دارد و آن عامل داخلی اش هم اصل دارد و تا آخرش هم ایستاده و تردیدی هم ندارد، از راهش هم برنمی گردد؛ بلکه ‌دنبال فرصتی است تا حرکت خودش را تجدید کند.

شما بارها فرموده اید مشکل اصلی این است که بخشی از مسئولین ما موضوع ولایت فقیه به عنوان یکی از اصول برایشان حل نشده، نگاهشان به ولایت فقیه یک نگاه اداری است، یعنی یک جایگاهی اداری برای خودشان قائل اند و یک جایگاهی هم برای ولایت فقیه قائل اند. ما در فتنه سال 88 این تقابل را به صورت عینی دیدیم که می گفتند فصل الخطاب رهبر انقلاب است ولی راه حل مشکلات آن چیزی است که ما اعلام می کنیم حتی الان هم این تقابل را می بینیم، رهبر انقلاب مکالمه تلفنی آقای روحانی با اوباما را کاری نابجا دانستند ولی آنها این تابوشکنی را امداد الهی اعلام کردند؛ رهبر معظم انقلاب می گوید من به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نیستم ولی آنها القا می کنند که مذاکره با آمریکا یک نقطه امید و راه حل کشور است، در عین حال همین ها ولایت فقیه هم از زبانشان نمی افتد و خودشان را نزدیکترین فرد به ولی فقیه می دانند، در مردم عادی جامعه هم شاید کسانی به همین شکل باشند.

این مسئله مراتب داشتن را در هر موضوعی مد نظر داشته باشید. نفاق هم مراتبی دارد؛ یک مرتبه اش کافرانی بودند که درباره مسلمین می گفتند "لنخرجن الأعز منها الاذل" اینها ذلیل ترین هستند و این ذلیل ترین ها را بیرون می کنیم و ما عزیزترین می شویم و می‌نشینیم جایشان. اما وقتی شکست خوردند، به نفاق روی آوردند، گفتند نه، ما پیامبر و خدا را قبول داریم "اذا جائک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله" قرآن می فرماید "والله یعلم انک لرسوله والله یشهد ان المنافقین لکاذبون" این نوع اظهارنظرها،‌ موافقت ها و طرفداری های این دسته از پیغمبر یا اولیای دیگر، منافقانه محض است،‌ یعنی فقط بخاطر مصالحشان است، فردا که ورق برگردد دوباره فحش می دهند، این یک گروه اند.

اما همه اینطور نیستند، کسانی هم هستند که موضوع ولایت‌فقیه واقعا برایشان ثابت نشده، می گویند اسلام هر چه می گوید قبول داریم، ولی شبهه هایی دارند که حتی برخی فقها هم در آن اختلاف دارند. نباید بگوییم اینها با آن منافقین یک جور هستند. بالاخره درمیان علما هم کسانی بودند که در رابطه با محدوده و اختیارات ولایت‌فقیه نظرات مختلفی داشتند. نباید بگوییم هر کسی مثل ما معتقد نبود این حتما منافق است، چون نفاق ‌مراتب دارد. عمده این است که انسان هر کسی را با ویژگی هایش بشناسد و آن طور که ارزش های اسلام اقتضا می کند با او رفتار کند.

آن کسانی که ما یقین داریم تعمد دارند، و اشتباهی در کار نبوده باید با آنها با کمال جدیت برخورد کرد "قاتلوا ائمه الکفر انهم لا أیمانَ لهم"، "فاقتلوهم حیث ثقفتموهم" همان مکتبی که می گوید در جنگ اگر کسی فرار کند دیگر تعقیبش نکنید، می گوید اینها را هر جا پیدا کردید بکشید؛‌ این یک دسته است. یک دسته دیگر هم هستند که اسلام در باره آنها می گوید که اگر در وسط جنگ هم کسی آمد و گفت من می خواهم حق را بشناسم، بگویید بفرما و ‌اسکورتش کنید تا بیاید با او بحث کنید بعد هم با اینکه تسلیم شما نشده دوباره با اسکورت برگردانیدش پیش دشمن! پس با همه نباید یک جور رفتار کرد. باید آموزه های اسلام را درست شناخت، و با افراد و گروه های مختلف متناسب با ارزش های اسلامی با آنها رفتار کرد. البته بهترین کسی که می تواند این هنر را اجرا کند شخص مقام معظم رهبری است. ما باید از ایشان الهام بگیریم،‌ و سعی کنیم در هر دو راهی ای که پیش می آید از فرمایشات رهبری انقلاب الهام بگیریم.

اگر اجازه بفرمایید وارد بحث مسائل فرهنگی شویم. اخیراً مقام معظم رهبری در دیداری که با شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتند از وضعیت مدیریت فرهنگی گلایه داشتند حتی خودشان وارد مصادیق جزیی شدند یعنی به وزارت ارشاد می گویند می خواهم این چند کار را به صورت مشخص انجام دهید. حتی به بازتولید تهاجم فرهنگی در اشکال و مصادیق جدید اشاره کردند. شما خودتان در شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده اید و نگاه آسیب شناسانه و نقادانه داشتید. دو سئوال مطرح است، یکی اینکه این اشکال و مصایق تهاجم فرهنگی را در چه می بینید؟ و سوال دیگر اینکه علت ناتوانی شورای عالی انقلاب فرهنگی در تحقق بخشیدن به مطالبات رهبری چیست؟

علت همانی است که عرض کردم. وقتی انقلاب اسلامی در ایران اتفاق افتاد، همه مثل امام راحل و مقام معظم رهبری و یاران نزدیک امام نبودند. بعضی ها این حرکت امام را صرفاً یک حرکت سیاسی تلقی می کردند، مثل دیگر انقلاب‌هایی که در کشورهای دنیا اتفاق می افتد که غالباً آن زمان انقلاب های مارکسیستی بود،‌ چه در افریقا چه در آسیای جنوب شرقی و چه در آمریکای لاتین انقلاب های فراوانی که اتفاق می افتاد همه نگاه مارکسیستی داشتند؛ و اصلا واژه انقلاب را که می گفتند،  اسم مارکسیسم کنارش به ذهن می آمد و اصلا می گفتند مارکسیسم علم مبارزه است و هر کس می خواهد انقلاب کند باید مارکسیست باشد.

در ایران هم همین را ترویج می کردند. کسانی اصلا حرکت انقلاب اسلامی را اینطور می دیدند. اینها راجع به امام هم می گفتند که امام وارد جریان مردم شد و موج سواری کرد! از نگاه آنها ‌مردم یک حرکت سیاسی می خواستند انجام بدهند و امام زرنگی کرد و گفت این یک حرکت دینی است و بعد هم بالاخره با استفاده از احساسات و عواطف دینی مردم، کار را پیش برد و موفق هم شد و اسمش را گذاشتند انقلاب اسلامی!

این نگاه را واقعا نهضت آزادی ها و بسیاری از ملی گراها داشتند. می گفتند ‌این انقلابی است که دکتر مصدق پایه گذارش بود. این انقلاب با ملی شدن صنعت نفت شروع شد و موفقیتش ادامه پیدا کرد و می بایست به همین صورت ادامه پیدا کند، یعنی به صورت حرکت سیاسی، همان حرکت های حزبی که داشتند تحت عنوان جبهه ملی و با همان اعضایی که بودند. اینها می گویند امام وارد صحنه شد و از این موقعیت استفاده کرد و به اسم اسلام و انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی تمام کرد، و بعدا ولایت فقیه را آورد ...

حاج آقا برای مردم باورش سخت است که بپذیرند کسانی کنار امام بودند حتی بعضی از اینها حکم هم از امام داشتند ولی اعتقادی به امام نداشتند ...

این نقص از کسانی است که انسان را درست نمی شناسند. آیا باورش سخت نبود که کسی به عنوان مرجع دینی در یک راهی قدم بگذارد که نقشه اش ترور امام و براندازی و بمباران جماران بود؟ چطور می شود باور کرد؟ آدمیزاد اشتباهاتی می کند و در یک راهی می افتد و کسانی هم به او القائاتی می کنند که کم کم کشیده می شود به این طرف. یا آن کسی که به عنوان قائم مقام رهبری مطرح بود و سال ها زندان رفته بود، و شکنجه شده بود، عاقبتش به کجا کشید؟ باورکردنش آسان است؟

بله  بعضی وقت ها تاریخ اسلام را که می خوانیم از حوادث آن روز تعجب می کنیم در حالی که همین مصادیق الان کنارمان است ...

واقعا اگر این مصادیق اتفاق نیفتاده بود، تاریخ اسلام برای ما به‌صورت معما باقی می ماند. چطور شد مردمی که مسلمان بودند و با پیغمبر به جهاد رفتند، بعد آمدند پسر پیغمبرشان را کشتند؟! اینهایی که پسر پیغمبر را کشتند، یهودی یا نصرانی یا بت پرست نبودند، همین مسلمانان بودند! بعضی هایشان در رکاب حضرت علی علیه السلام در جنگ صفین شرکت کرده بودند.

همین ها آمدند امام حسین را کشتند، این چطور می شود؟! این تعجب به خاطر این است که ما آدمیزاد را درست نشناخته ایم. بله آدمیزاد این خطرها را دارد و این تحول ها در او ایجاد می شود. مخصوصاً قشر غیر فرهیخته جامعه که زود تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می گیرند و رنگ عوض می کنند.

خب ابزار این تهاجم فرهنگی جدید شده مثلا الان شبکه های اجتماعی، اینترنت و ابزاری از این دست مورد استفاده تهاجم فرهنگی قرار می گیرد اما اینکه رهبر انقلاب فرموده اند که مصادیق تهاجم فرهنگی جدید شده منظور چیست؟

مصادیق و اشکال با چه چیزی متنوع می شود؟ تنوع مصادیق هم یکی از مواردش همین تنوع ابزارهاست. آن مسئله ای که باز از روشن بینی مقام معظم رهبری بود و به تعبیرهای مختلف و با تعابیر مختلف مانند ناتوی فرهنگی و شبیخون فرهنگی آن را مطرح کردند، همین توجه ویژه به فرهنگ و تهاجم فرهنگی است؛ خود این موضوع که این حرکت اجتماعی انقلاب اسلامی ما در سال 57 ، ریشه اش فرهنگ اسلامی است، برای همه باورکردنی نیست. بعضی ها معتقدند که دلیل این انقلاب، مسائل اقتصادی بود، و مردم ‌زندگی بهتر می خواستند و انقلاب کردند.

حالا دیگر اوج آرمان خواهی بعضی ها این است که مردم مقداری بالاتر از آن، آزادی و استقلال هم می خواستند، شرافت ملی هم می خواستند. در حالی که امام راحل، آب و نان از دهانشان می افتاد اما اسم اسلام از بیانشان نمی افتاد؛ وقتی می خواست بگوید خطر خیلی جدی است، می فرمود من برای اسلام احساس خطر می کنم،‌ این دیگر بالاترین تهدیدی بود که امام بیان می کرد.

ولی کسانی بودند که  باورشان این نبود که برای اسلام هم می شود خطری باشد؛ می گفتند شما در دلت معتقد به اسلام و خدا باش، دیگر چه خطری برای اسلام وجود دارد؟ اصلا باورشان نمی شد. طبعا اینکه این انقلاب ریشه اش یک انقلاب فرهنگی است، اصلا برای این جماعت قابل قبول نیست، می گفتند این انقلاب یک انقلاب سیاسی است مثل انقلاب های دیگر ...

قبول این که از نگاه یک جریان یا از نگاه یک نفر این انقلاب فرهنگی است، چطور خودش را نشان می دهد؟

اگر کسانی باور کردند که انقلاب فرهنگی است، آن وقت نسبت به فرهنگ حساس خواهند بود و خطری که متوجه فرهنگ باشد از هر خطر نظامی و اقتصادی برایشان مهم تر است. خدمتی که در جهت فرهنگ اسلامی باشد، از هر خدمتی بالاتر می دانند، اصلا اسلام یعنی این، اسلام یعنی باورها و ارزش‌ها. فرهنگ یعنی همین، اما همه این را باور نمی کنند و نمی فهمند،‌ حالا چرا نمی فهمند چون یا امثال ما کوتاهی کرده‌ایم در فهماندنش، یا به خاطر قصوری است که خودشان داشته اند، مقداری از آن هم به خاطر تبلیغاتی است که دیگران القا می کنند، ذهنشان را آلوده می کنند، برای همین حرف های حسابی کمتر به آنها اثر می کند. مجموع اینها این می شود که الان هست.

خب ما چه وظیفه ای در مواجهه با این وضع داریم؟

ما اگر باور داریم که ریشه این انقلاب، فرهنگ اسلامی است، بلکه ریشه سعادت انسان در دنیا و آخرت این فرهنگ است، باید سعی کنیم که موضوع فرهنگ را اهمیت بدهیم. بله مشکلات جامعه ابعاد دیگری هم دارد، ابعاد نظامی، بین المللی، ‌اقتصادی و حقوقی هم دارد، ‌اینها سر جای خودش؛ ولی ریشه ای که همه اینها را تغذیه می کند، فرهنگ اسلام است.‌ اگر این را به عنوان تقسیم کار و اولویت هم که شده باور کردیم، آن‌وقت اگر یک حرکت سیاسی انجام می دهیم، یک حرکت علمی انجام می دهیم، یا حرکتی اقتصادی انجام می دهیم، باز باید برخاسته از این فرهنگ اسلامی باشد.

اگر بنده هم گاهی بر روی فرهنگ تاکید خاص می کنم، معنایش این نیست که حوزه های دیگر را فراموش کرده ایم، بلکه به خاطر این است که کمتر به این مسائل توجه شده؛ و علت دیگرش این است که سر و کار ما در این80 سال زندگی با مسائل فرهنگی بوده است. متأسفانه دیگران اهمیت نمی دهند.

یکی از ویژگی های مقام معظم رهبری این است که با واژه سازی، مفاهیم زیادی را به جامعه منتقل می کنند و موج می سازند یا جلوی موجی را می گیرند، مثلا آن سال هایی که  شعار اصلاحات مطرح بود و برخی در قالب اصلاحات اهدافی را دنبال می کردند، ایشان اصلاحات اسلامی و اصلاحات آمریکایی را مطرح کردند؛ با همین تقسیم بندی کمر جریان افراطی اصلاحات شکست.

در این ایام هم پس از تغییر و تحولی که در دولت صورت گرفت و مدیریت جدیدی در سیستم اجرایی کشور حاکم شد، ایشان تعبیر نرمش قهرمانانه را بکار بردند. خب همان موقع، عده ای این نرمش را به سازش تفسیر کردند، ‌با اینکه قید قهرمانانه دقیقا جلوی این تفسیر غلط را می گرفت، ولی این تحریف را در رسانه هایشان کردند. اتفاقا همین هایی که دائما در ظاهر می گویند ولایت فقیه ولی کار خودشان را می کنند، اینها همین تفسیر غلط را انجام دادند و چراغ سبز خودشان را هم به جریان آمریکایی نشان می دادند.

اخیرا رهبر انقلاب گلایه کردند و گفتند یک عده ای از این نرمش قهرمانانه بدفهمی کردند و آن را به عقب نشینی تفسیر کردند. اگر حضرتعالی بخواهید از این واژه به نوعی مصونیت کنید، چه رفتاری را نرمش قهرمانانه می دانید؟

اصل این مطلب که از تعبیرات، عبارات و اصطلاحات مقام معظم رهبری سوء‌استفاده می شود - گاهی از روی اشتباه و گاهی از روی عمد - این مسئله در طول تاریخ سابقه دار است؛ در قرآن روی یک مسئله به خصوص تکیه شده "و لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا" اینها از لفظ راعنا که در عربی یک معنی داشت و در عبری یک معنای دیگری داشت، سوءاستفاده کردند. به زبان عربی راعنا یعنی مراعات ما را بکن ولی آنها معنای عبری را اراده می کردند.

این روش از جمله شیطنت هایی است که با سوء استفاده از قواعد روانشناسی سال هاست مورد استفاده قرار می گیرد، کار ابلیس هم است. البته گاهی هم از روی غفلت است، توجه ندارند و به اصطلاح ما طلبه ها گاهی از مغالطه است، و گاهی مشاغبه است (مشاغبه را در جدل به کار می برند،‌ مغالطه در جدل)، اصلا در صدد این هستند که دیگران را به غلط بیندازند، این چیز شایعی است، سابقه هم دارد.

ما وقتی با چنین سوءاستفاده هایی مواجه می شویم چگونه باید برخورد کنیم؟

اول برخورد با خود مفاهیم و تبیین دقیق آنهاست که بهترین استفاده را خود مقام معظم رهبری کرده اند و از هنرهای ایشان است، وقتی که مغرضان از یک واژه و اصطلاحی می خواهند در جامعه سوءاستفاده کنند، قرائن جدیدی برایش می آورند و نقشه آنها را خنثی می کنند، مثل همین دموکراسی که وقتی برخی بحث دموکراسی را اصلی ترین موضوع کشور کردند، ایشان یک قید دینی به آن اضافه کردند شد مردمسالاری دینی، همین یک کلمه جلوی سوءاستفاده از دموکراسی را گرفت و نظایرش که بعضی از آنها را اشاره کردید.

از یک طرف باید از ایشان واقعا تشکر و قدردانی کنیم که این هنر را دارد، ‌و خودمان هم باید یاد بگیریم که در حد توان مان این کار را انجام دهیم. اما شاید برخی مغرض نباشند، فریب خورده اند، و ‌طبعا با کمال نرمی و ملایمت باید از آنها رفع شبهه کنیم. اما آنهایی که قصد سوء دارند، به صرف روشن شدن مفاهیم مشکلشان حل نمی شود، آنها آگاهانه این کار را کرده اند و می خواهند دیگران را به اشتباه بیندازند، ‌باید آنها را رسوا کرد، باید از قصد و نیت آنها افشاگری کرد تا مردم فریب آنها را نخورند.

یکی از همین موارد سوءاستفاده از واژه ها همین مسئله نرمش است. اینها می گویند اولا خود نرمش یک ارزش است در مقابل خشونت، و کسانی که با خشونت کار می کنند بد است. امروز آنقدر در دنیای غرب علیه خشونت کار شده که این از اوضح واضحات شان است که خشونت در هیچ شرایطی و در هیچ وجهی صحیح نیست، و همیشه باید با نرمی رفتار کرد. آنهایی که تحت تاثیر آن حرف ها قرار می گیرند یا می خواهند که دیگران را به اشتباه بیندازند، استناد به قرآن هم می کنند که قرآن هم می گوید "قولا له  قولا لیناً" لیّن یعنی نرم ؛ "فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک" باید نرم بود، نرمش داشت و با زبان نرم سخن گفت، و مدارا کرد. اما این یک روی سکه است، اگر ما می خواهیم از تعلیمات اسلام استفاده کنیم باید بقیه آیات را هم بخوانیم. همین کسی که در این آیه می گوید "قولا له قولا لینا" یک جای دیگر هم می گوید "فاقتلوهم حیث ثقفتموهم"، یا می گوید "قاتلوا ائمه الکفر انهم لا أیمان لهم" اینهایی که پایبند به قول و عهدشان نیستند و زیر قولشان می زنند، نباید با آنها نرمش کرد، باید با قاطعیت با آنها برخورد کرد.

 

اگر فقط بگوییم آرامش و صلح، آیا این منطق اسلام است؟ این یک روی سکه است، ‌همانطور که آن خشونت مطلق غلط است، نرمی مطلق هم غلط است و این قید قهرمانانه که رهبری فرمودند به همین دلیل است. از جمله موارد در صدر اسلام که گفتند نرم باشید، شاید مهمترین موردش در فتح مکه بود. خانه ابوسفیان شد مأمن و پناهگاه. خیلی کار عجیبی است، با اعلام رسول خدا خانه ‌سرسخت ترین دشمنان اسلام شد مأمن، ‌هر که در آنجا پناه می برد در امان بود. این بالاترین سیاستی است که یک سیاستمدار در عالم می تواند داشته باشد و شاید اگر این کار نبود، در همان ابتدای اسلام، ده ها سال فتنه بنی امیه همچنان ادامه پیدا می کرد و در آغاز گسترش اسلام باعث زحمت می شد. این کار پیامبر اسلام باعث شد که اینها در ابتدا آرام بشوند.

به هر حال این سوءاستفاده ها از مفاهیم، الفاظ، واژه ها و حتی از جریانات، یک چیز شایعی است. باید نیت طرف مقابل را بفهمیم و ببینیم چگونه باید برخورد کنیم که نفعش بیشتر و ضررش کمتر باشد.

حضرت آقا این واژه نرمش قهرمانانه را در عنوان یکی از آثار ترجمه ای شان بکار برده بودند در کتاب صلح امام حسن(ع). در این ایام که ایشان این تعبیر را استفاده کردند، برخی شیطنت کردند که پس از نظر رهبری ما الان در دوره صلح امام حسن هستیم. برخی گفتند این دوره ما شبیه به صلح حدیبیه است. از آن طرف ما در بیانات ایشان هم شنیده ایم که فرمودند اگر قرار باشد حادثه ای در این کشور اتفاق بیفتد عاشورای امام حسین است. این را اگر بخواهیم به نوعی با تعبیر نرمش قهرمانانه بسنجیم شما شرایط را کدامیک می بینید؟

قطعا اهل بیت که با یکدیگر تفاوتی نداشتند، بلکه تاکتیک ها با هم متفاوت بود. در یک دوره ای حفظ اسلام به پذیرش صلح بود و در یک دوره ای حفظ اسلام به این بود که حتی جگر گوشه های امام حسین(ع) ‌هم به شهادت برسند. خودمان باید اشتباه نکنیم، اینها مفاهیم عامی است که مصادیق متعددی دارد که هر کدام شرایط خودشان را دارند و ما نباید تعمیم بدهیم.

آن مفهوم عام سرجای خودش است،‌ اینکه در یک موردی وقتی انسان مورد هجمه قرارگرفته در حال انفعال نباشد و بتواند در مقابل دشمن راه نرمی را انتخاب کند تا تامین کننده مصلحت او باشد، این عنوان کلی است و همیشه مطرح است، چه صلح حدیبیه باشد چه صلح امام حسن باشد و چه مصادیق دیگر. اما اگر فرض کنیم که الان این نرمش قهرمانانه شرایطش مشابه یکی از اینها با ویژگی های خاص خودش باشد ،‌ دلیلی ندارد. هر صلحی شرایط خاص خودش را داشت. عرض کردم یکی از آنها فتح مکه بود و آن هم یکی از مصادیق نرمش قهرمانانه بود، هر کدام ویژگی های خاص خودش را دارد.

عمده این است که نرمش قهرمانانه یعنی اتخاذ رفتاری که بیشتر مصالح ما را تامین می کند و کمتر خطر دارد، انتخاب این روش بدون اینکه منفعل شویم و آدمی خودش را ببازد، ‌ می شود نرمش قهرمانانه؛ یک مثالش صلح حدیبیه است،‌ یکی صلح امام حسن است، یکی در امان اعلام کردن خانه ابوسفیان است و موارد دیگر.

آیت الله مصباح را بیشتر به این می شناسند که در بزنگاه ها و التقاط های فکری، زنگ خطر و هشدار را نسبت به وجود التقاط در یک جریان به صدا در آورده، ‌بالاخره شأن و ویژگی علمی و سابقه حوزوی حضرتعالی این را می طلبد، آن آدرسی که مقام معظم رهبری هم داده و توصیه کرده اند که مثل ما از مثل حضرتعالی استفاده کنیم به همین دلیل است.

زندگی سیاسی و فرهنگی حضرتعالی که دفتر جریان شناسی هفته نامه 9 دی هم در این زمینه کتابی منتشر کرده، نشان می دهد چه در قبل از انقلاب که برخی ها شیفته منافقین شده بودند، شما هیچ وقت حاضر نشدید منافقین را تأیید کنید. در یک مقطع دیگری چهره ای در دانشگاه برجسته شد که فن بیانش همه را جذب می کرد، باز شما هیچ وقت حاضر نشدید مهر تایید روی افکار او بزنید. حتی بعد از انقلاب یک چهره هایی در مناظره ها کنار شما نشستند ولی شما هیچ وقت آنها را تایید نکردید.

در دولت اصلاحات باز این وجهه حضرتعالی شاخص بود، در آحاد جامعه بویژه دانشگاهیان و حوزویان روشنگری می کردید، در دوران آقای احمدی نژاد هم وقتی برخی از التقاط ها و تفکرات انحرافی شکل گرفت، هشدار دادید و ملاحظه قرابت احمدی نژاد به خودتان را نکردید. سئوالم این است که آیا در دولت اعتدال امروز، در حوزه فرهنگ، سیاست داخلی و خارجی و در حوزه های مختلف دیگرش، انحراف و التقاط نظری و فکری ای را حس می کنید که بخواهید خیرخواهانه تذکر بدهید.

من قبلا اشاره ای هم کردم که ما تخصص مان مسائل فرهنگی است و طبعاً اگر خطری هم احساس کنیم خطرهای در حوزه فرهنگی را بیشتر در دیگران حس می کنیم. حساسیت مان هم نسبت به دیگران در این حوزه بیشتر است. همانطور که اشاره کردید این حساسیت سابقه طولانی دارد. قبل از انقلاب هم در فعالیت های سیاسی در گروه 11 نفری که بودیم، بنده در میان آن جمع بیشتر به مسائل فرهنگی تکیه می کردم، دوستان دیگر فعالیت های دیگری هم داشتند اما بنده تمرکزم روی فرهنگ بود. البته اقتضای ذاتی خود فرد و مطالعات و تقسیم کار هم ایجاب می کرد.

در دوران اصلاحات بنده احساس کردم که اصل فرهنگ انقلاب و اسلام دارد به خطر می افتد و کم و بیش دیگران هم حس کردند و بعدها بیشتر روشن شد که تفکرات سکولاریستی بر آن تیم حاکم بود، رئیس ستاد انتخاباتی شان اصلا تخصص داشتند در زمینه سکولاریسم، مقالات و بحث هایی هم در ترویج فرهنگ سکولار داشتند؛ حلقه کیان آن زمان روی سکولاریسم کار می کرد، حتی یادم است مقاله ای نوشتند به نام دین سکولار! در یکی از مجله هایی که منتشر می شد اصرار بر اسلام سکولار داشتند. صریحاً تا این حد مسئله سکولاریسم را به عنوان یک ارزش اجتماعی - سیاسی مطرح می کردند.

اگر یادتان باشد رئیس جمهور وقت گفت اگر اسلام با آزادی در بیفتد هر دو ضرر می کنند، یعنی اسلام در مقابل آزادی مثل دو تا کشتی گیرند! و این در درونش بزرگترین خطر را برای اسلام داشت. دیگران به این توجهی نداشتند، از نگاه عده ای شاید هم من اشتباه می کردم و نباید آنقدر حساسیت می داشتم‌. این بود که من آنجا پا به رکاب هر اندازه توان داشتم با این تفکر مبارزه کردم.

حالا هم اگر احساس کنیم که مسائل فرهنگی اسلام یعنی باورها و ارزش های اسلام در معرض خطر هست، این را وظیفه خودمان می دانیم که با کمال جدیت وارد شویم و دنبال کنیم، ‌اما آنجایی که صراحت نیست بلکه فقط از یک نوع مفاهیم متشابه استفاده می شود و آن شعارها با نوعی نرمش تزریق یا احیا می شود، در مرحله اول صحیح نمی دانیم که آدم شمشیر را از رو ببندد و بگوید که شما هم مثل آنها هستید، برای اینکه ممکن است بگویند منظور ما این بوده و شماکه علم غیب نداشتی منظور ما چی بود.

باید اول برخوردی که متقابلا می شود، برخورد نرمی باشد تا معلوم شود و به جایی برسد که مطالب زیر پرده بیاید رو، آن ‌وقت انسان صریحا موضع بگیرد. قطعا در شعارهایی که در این دولت مطرح می شود، ابهاماتی است که ‌ما در سخنرانی‌هایمان به طور نرم کم و بیش به آنها پرداخته ایم، ‌بعضی دوستان دیگر هم مشغول نوشتن مقالاتی درباره مفهوم اعتدال و ارتباطش با ارزش های اسلامی هستند که اصلا این مفاهیم  ارزشش را ازکجا می گیرد، کاربردش کجاست. ‌در این باره مجموعه ای در حال تهیه است؛ این یک کار فرهنگی ساده و نرمی است و با کسی هم برخورد صریحی نمی شود. اما اگر کار به جایی رسید که پرده برداشته شد و معلوم شد که این تعابیر به دنبال مواجهه با ارزش‌های ریشه‌ای اسلامی است، ما هم ناچاریم که صریح تر با آن برخورد کنیم.

رهبر معظم انقلاب همواره اعلام کرده اند که من از دولت ها حمایت می کنم از طرفی هم ایشان بعضا انتقاداتی می کنند. البته حمایت های ایشان از دولت ها به یک میزان و با یک کیفیت نبوده بلکه به تناسب وجود شاخص ها در هر دولت ایشان هم حمایتش پررنگ و کم رنگ شده. نکته این است که این شبهه برای عده بوجود می آید که چرا رهبری باید همیشه از دولت ها حمایت کند، آیا موضع حمایت همیشگی حُسن است؟

از حکیمانه ترین فرمایشات مقام معظم رهبری و سفارشات ایشان همین مسئله است که به عنوان یک مدیر عالی به صورت های مختلف تذکر داده اند که از دولت ها حمایت می کنند و البته گاهی بی پرده و گاهی پنهانی و مستور هم تذکر می دهند که هیچ کس بی عیب نیست. مخصوصا ایشان روی این مسئله تکیه کرده اند که تا به حال هر دولتی سرکار آمده حمایتش کرده‌ام.

بخاطر دارید بعضی دولت ها را ایشان از شخص رئیس دولت به اسم حمایت کردند، حمایتی که نظیرش در مورد هیچ کس تکرار نشده است. این دستاویزی می شود برای کسانی که کأنه ایشان منفعلانه در مقابل هر دولتی می گوید همه خوبند و این عین پلورالیسم است، ولی  پلورالیسم سیاسی! در صورتی که این طور نیست و این نشانه انصاف است. این مطلب که با هر کسی آدم بخواهد مواجه شود باید نقاط ضعف و قوتش را با هم در نظر بگیرد، نشانه انصاف است. نه کسی را به طور مطلق بگویند این فرد هیچ نقطه ضعفی ندارد و مطلقا خوب است، چون چنین چیزی نداریم و اگر باشد در انبیا و اولیای خداست؛ بالاخره بشر جایزالخطاست؛ و نه از آن طرف درست است که بگوییم یک نفر هیچ حسنی ندارد و هر چه هست نقص است؛ این هم در عالم نداریم.

حتی در بت پرست ها هم نقاط قوتی داریم. اگر قوت نباشد، آن نقاط ضعف دوامی نمی آورند، هر جا دوامی هست بخاطر یک عنصر حقی است که در آنجا وجود دارد ولو هزار عنصر باطل در کنارش باشد. "اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض اما الزبد فیذهب جفاها" هر جا هرچه دوام می آورد مال یک عنصر حقی است که در آن هست، ما نباید هیچ فرد و گروه و مکتبی بشری را اینطور فرض کنیم که خوب مطلق است یا شرّ مطلق است،‌ هیچ کدامش را،‌ بله آن چه که از طرف خدا نازل شده است آن همان آبی است که از آسمان نازل شده "انزل من السماء ماءً"‌ آن نفع مطلق است.

ولی وقتی وارد این عالم می‌شود، در زمین مخلوط می شود "فاختلط به نبات الارض" آنچه در این عالم دیده می شود ولو به نام اسلام ولو به نام ولایت، و آنچه بین مردم دیده می شود، نه حق صرف است نه باطل صرف، منتها یک جایی صبغه حق غالب است ــ مخصوصا در مسائل بنیادی‌ــ و باید آن را حمایت کرد و سعی کرد که آن نقاط ضعفش ترمیم و اصلاح شود یا اگر خیلی جزئی است اغماض شود.

آن که صبغه باطلش غالب است، باید با آن مبارزه کرد ولی در عین حال باید گفت که این نقطه قوت هم دارد. قرآن وقتی نزول عذاب بر برخی اقوام را ذکر می کند می‌فرماید:"و ما کان اکثرهم مومنین" بلا نازل شد همه رفتند اما اکثرشان مومن نبودند. "ما آمن معه الا قلیل" الا قلیل را قرآن فراموش نمی کند. یا منافقین را "و لا یذکرون الله الا قلیلا"، "لا یقربون الصلوه الا و هم کسالی یرائون الناس" در مورد آنها هم الا قلیلا را می گوید و این اوج انصاف است.

یکی از استراتژی های مقام معظم رهبری در برخورد با دولت نهم و دهم که ایشان حمایت های ویژه ای از این دو دولت داشتند –  بویژه دولت نهم چون دولت دهم در کنار خدمات زیادی که داشت، متاسفانه در سال های آخر خطاهای بزرگی هم داشت – در برخورد با دولت ها همواره با جمع بندی موضع می گرفتند.

یک نگاه جمع بندی مبنی بر دیدن نقاط قوت و ضعف در کنار هم بود. قبل از انتخابات ریاست جمهوری هم ایشان فرمودند که دولت آینده باید تلاش کند نقاط قوت این دولت را داشته باشید و نقاط ضعفش را نداشته باشد؛ اما الان طوری وانمود می شود کانّه هیچ اقدام مثبتی وجود نداشته است.

انصاف یک ویژگی قرآنی و از صفات اولیای الهی است و اگر آدم به خاطر انگیزه های شخصی و انتقام گیری بخواهد در مقابل یک کسی چنین وانمود کند که این یک نقطه مثبتی در تمام عمر و مسئولیتش نداشته بلکه همه باطل بوده، همه ضرر بوده، این خیلی بی انصافی است و فرمایشات مقام معظم رهبری در برخورد با دولت ها واقعا از حکیمانه ترین و منصفانه ترین فرمایشات است. حتی ایشان در مورد آمریکا در یک آماری که مثلا می خواهند بدهند، می گویند آن طور که گفته‌اند، یا تقریبا آن طور که به من خبر داده‌اند؛ دقت دارند در آنچه که نقل می کنند تا مبالغه نباشد.

این تعلیمی است به ما تا در حرفی که می زنیم بسنجیم. نه اینکه هر چه گناه هست بیندازیم به گردن دیگران. شاید گناهانی که به آنها نسبت می دهیم شدیدترش در خودمان باشد و دیر یا زود روشن بشود. البته توقع اینکه هر کسی به کرسی ریاست بنشیند بی عیب باشد این هم توقع بی جایی است، بالاخره اینها هم از همین مردم اند، یک عمری که نرفتند تهذیب نفس کنند و سیر و سلوک کنند،‌ همین اندازه که نمازی، روزه ای، عبادتی، ولایتی هست باید در همین حد خشنود بود و بگوییم الحمدلله. اگر بیشترش بود باید خیلی هم ممنون بود.

توقع اینکه کسی که پستی می گیرد هیچ اشتباهی نداشته باشد، این هم توقع بی جایی است. وقتی سطح توقعات واقع بینانه شد نه آدم خودش را گم می کند نه زیاده روی و نه افراط و تفریط می کند، ‌هر چیزی را در قالب و حد خودش ارزیابی و نسبت به آن قضاوت می کند، ‌آنجایی که باید کمک کند کمک می کند، آنجایی که باید انتقاد کند، انتقاد سازنده می کند، مگر درباره کسانی که ثابت شود اینها در صدد ریشه کنی هستند و ریشه را هدف گرفته اند.

مواضع شفاف و بدون رودربایستی شما با کج روی های آقای هاشمی یا دولت اصلاحات برای خیلی ها عجیب نبود اما برخورد شما با دولتی که نقش حمایتی نسبت به آن داشتید برای عده ای عجیب بود. هواداران ایشان این طور عنوان می کنند که نحوه برخورد سفت و سخت شما با برخی از اطرافیان آقای احمدی نژاد منصفانه نبود بلکه به نوعی زیاده روی بود؟

شاید این تلقی به این دلیل است که آنها از جریان مسیری که طی شده اطلاع ندارند بلکه آنها فقط نقطه آخرش را اطلاع دارند. بنده در همان دولت نهم وقتی که زاویه کوچکی شروع شد، دو نفر از دوستانم را فرستادم که با خود آقای احمدی نژاد حضوراً تماس بگیرند و یک نامه محترمانه ای هم نوشتم دادم به آنها، و آنها هم آخر شب رفتند بیش از یک ساعت با ایشان صحبت کردند و نامه را دادند و خیلی محترمانه و منصفانه و دلسوزانه هم بود.

بله یادم هست حتی یک بار وقتی معاون اولی فردی اعلام شد و در برابر نامه رهبری و تغییر آن فرد مقاومت صورت گرفت، شما وقتی در تهران بودید، جلسه ای هم با آقای احمدی نژاد در منزل یکی از دوستان برگزار کردید.

خیلی قبل از آن و از دولت نهم تذکرات غیر علنی را شروع کرده بودم ...

از همان قضیه حضور خانم ها در ورزشگاه ...

بعد از آن هم اتفاقاتی افتاد که ما ملاقات حضوری هم با آقای احمدی نژاد داشتیم و من با رعایت این که در مقابل چنین شخصی و با چنین ویژگی های شخصیتی چطور باید حرف بزنم که احتمال تأثیر باشد، وقت ملاقات می دادم و صحبت می کردم. در برخی از جلسات بعضی از دوستان دیگر که شما می شناسید و همکاری هایی هم با ایشان داشتید، سه نفری بودیم ما نشستیم باهم صحبت کردیم و متأسفانه حرف‌ها اثر نکرد، کأنه اثر معکوس گذاشت تا در دولت دهم که دیگر کار به جایی رسید که ایشان تعبیراتی در مورد برخی موضوعات داشت و حتی راجع به آن شخص گفت که او از اولیای خداست و تعابیر دیگری که اینها دیگر قابل تحمل نبود.

اینجا بود که ما موضع علنی گرفتیم و در سخنرانی ها انحرافات فکری را مطرح کردیم. بالاخره ما این سیر را در ابتدا به تدریج شروع کردیم. کسانی که از سابقه خبر ندارند به اینجا که رسید می گویند تندروی کردی؛ درحالی که ما از اول صمیمانه مسائل را مطرح کردیم و چیزهایی را یادآور شدیم که خیلی بیّن و قابل فهم بود. مسائل فکری پیچیده ای نبود، شما ببینید نقاط قوت ایشان کم کم تبدیل به نقاط ضعف شد؛ و وضعیت ایشان در بین جامعه متدینین، ‌علما و مراجع تضعیف شد. من اینها را تاکید کردم، و مسائل پیچیده ای نگفتم، و تکیه کردم که با این رفتارها موقعیت شما در بین مراجع و علما ضعیف می شود و دیدید که متأسفانه چطور کار به چه جاهایی رسید.

من یادم هست که شما در همان سال 85 یعنی یک سال بعد از شروع به کار دولت نهم، نسبت به حضور و تاثیرگذاری برخی اطرافیان آقای احمدی نژاد تذکر و هشدار دادید و بعدها هم قبل از خانه نشینی این تعبیر را بکار بردید که خطر بزرگی ...

بله نوع نگاه و مواضع این فرد خبرش به ما می رسید، ولی متاسفانه در رئیس دولت یک خوش بینی مفرطی نسبت به او وجود داشت در حالی که آن فرد در سخنرانی هایش می گفت که دوره اسلام گرایی گذشته و حساسیتی نشان داده نمی شد.

هیچ وقت آن شخص درخواست کرد که بیاید و توضیح دهد؟ دنبال این نبود که خودش را تثبیت کند؟

من یادم نمی آید ولی اگر می آمدند هم فایده ای نداشت، برخی ویژگی های شخصیتی هست که با بحث حل نمی شود. تا مادامی که ضررش به جامعه نرسیده می شود مدارا و چشم پوشی کرد، اما وقتی بناست خطرش به جامعه سرایت کند، وظیفه ایجاب می کند که آدم موضعگیری کند.

مقام معظم رهبری خطاب در هفته دولت فرمودند که امام یک شاخص است، هر کجا اختلاف داشتید به امام مراجعه کنید. ولی می بینیم که مدتی است تشکیک در امام و بالطبع در مبانی ایشان شروع شده از جمله خاطره سازی از حضرت امام آن هم در مورد موضوعاتی که برای مردم خیلی روشن بوده مثلا مخالفت حضرت امام با شعار مرگ برآمریکا در حالی که مردم تا آخرین روز حیات امام این شعار را سر می دادند و ایشان هیچ وقت مخالفت علنی نداشتند، شما در این نحوه برخورد با امام و مبانی استکبارستیزی ایشان تعمدی حس می کنید؟ چون همین خاطره گویی ها موج می اندازد در مردم که چرا باید بگوییم مرگ بر آمریکا.

ما دو نکته را فراموش نکنیم یکی آنکه افراد هم در شناخت هایشان متفاوت اند و هم در انگیزه ها و ارزش هایشان، همه جا مراتب تشکیکی (به معنای فلسفی اش) وجود دارد. برخی افراد از روز اول امام را به عنوان یک رهبر سیاسی شناختند نه رهبر دینی.

یکی از سیاستمداران بزرگ مملکت که الان هم در نظریه پردازی پشت پرده نقش فعالی دارد، زمانی مسئول اجرایی بود و کارهای مهمی هم کرده است. وی در روزهای اول انقلاب به خود من می گفت: ما امام را برای این می خواهیم که شاه را بیرون کنیم، ولی ایدئولوگ ما دکتر شریعتی است! یعنی معتقد بود که ما افکار امام را قبول نداریم، ما یک بولدوزر می خواهیم بیندازیم جلو و مردم هم دنبالش راه بیفتند تا شاه را بیرون کنیم؛ بعد باید امام را بگذاریم کنار! این را صاف و صریح به من می گفت.

خب در آن جلسه خصوصی و دو نفره چنین چیزهایی را می توانست بگوید، ولی همین الان هم خیلی ها هستند که ته دلشان همین است، منتهی مصلحت نمی دانند بگویند. البته برخی ها وقتی از دهانشان در برود و مصلحت ببینند، می گویند که ولایت یک منصب زمینی است. منصب زمینی است یعنی چه؟ یعنی وجوب شرعی اطاعت و این حرف ها را درست کرده‌اند و خیال است، وگرنه او هم مثل رئیس جمهور است که مردم رای می دهند؛ فردا می فهمند که اشتباه کرده‌اند، و یکی دیگر را انتخاب می کنند! این یک مطلب است که اشخاص از اول فهم شان نسبت به مسائل مختلف است، نمی شود هم تحمیل کرد؛ اینطور می فهمند. ‌هزار بار هم استدلال کنید فهم این آدم عوض نمی شود. بالاخره در فهم ها اختلافاتی داریم و این واقعیتی است.

نکته دوم این است که کسی ممکن است از اول یک فکری داشته باشد اما این فکر آرام آرام آب برود و رنگ ببازد، این هم یک واقعیتی است. اینها انسان شناسی و روانشناسی می خواهد که بفهمیم چطور می شود که یک آدم اینطور می شود.

مقام معظم رهبری یک سخنرانی داشتند در مورد خواص که به این چیزها خیلی پرداختند و قبل از اینکه این مسائل پیش بیاید این مسائل را توضیح دادند. جا دارد که دانشمندان متخصص و روانشناس روی اینها کار کنند که چه عواملی موجب می شود که این تحولات روی آدم پیش بیاید؟ کسانی بودند که با اخلاص کامل تا پای شهادت هم رفتند اما آرام آرام برگشتند، کسی که افتخار می کرده و دعا می کرده من در جبهه شهید بشوم بعد از چندی که جنگ تمام شده و آمده بیرون، شده قاچاق فروش! چطور می‌شود؟

برخی پست‌های مهمی داشتند، کارهای مهمی می کردند،‌ اما اکنون با خودشان می گویند ما چند ماه در جبهه بودیم پس سهم ما چه شد؟‌ چندین سال سختی کشیدیم، از زن و بچه مان دور بودیم، حالا برگشته‌ایم و نه خانه و نه زندگی داریم، سهم ما چه شد؟ با خودش می گوید اینها حق ماست و کم کم می رود دنبال دنیا. اول یک مقدار مشتبهات و ‌اموال مصادره ای، و بعد هم تحت یک عنوانی دیگر ...

یعنی شما ریشه این تغییر و تحول در آدم ها را فساد اقتصادی می دانید ...

ریشه را خدا می فرماید حب الدنیا است که ‌چند تا مظهر مهم دارد ‌یکی ثروت و مال است و یکی پست و مقام. طرف حاضر است تمام پول و سرمایه اش را هم خرج کند برای عنوانش، برای برخی هم مسائل جنسی مهم است. این سه چیز سمبل دنیاست: "زین للناس حب الشهوات من النساء‌ و البنین و القناطیر المقنطره" گاهی حساب های بانکی خارجی، گاهی کشاورزی ها تحت عنوان خیریه، یا تحت عناوین دیگری مثل عمران و آبادی و امثال ‌اینهاست، یک چیز نیست ولی ‌عنوان جامع آنها حب دنیاست که البته با حب خدا یک جا جمع نمی شود.

یک اتفاقی در سال گذشته در قم افتاد در 22 بهمن در حرم حضرت معصومه،‌ هم حرمت حرم شکسته شد، هم حرمت برخی از مسئولین؛ آن اتفاق زمینه یک سری تهاجم ها به برخی از طلاب فعال بویژه کسانی که منتسب به حضرتعالی بودند و حتی موسسه امام خمینی شد؛ با اینکه کاملا مشهود و واضح بود که آن حرکت مردم سازماندهی شده نبود اما یک عده سعی کردند القا کنند که این نتیجه تحرکات موسسه امام خمینی و برخی شاگردان آیت الله مصباح بوده و در گزارش مجلس هم بدون استناد به سند محکمه پسندی به این تصریح کردند.

البته ما در هفته نامه 9 دی آن گزارش را نقد موشکافانه، دقیق، مستند و مستدل کردیم. حضرتعالی هیچ وقت موضعی نگرفتید، آیا به دلیل این بود که خیلی به آن گزارش اهمیت ندادید یا از روی دلگیری بود و توقع نداشتید یک نهاد بررسی کننده اینطور سطحی برخورد کنند. چون آن گزارش کم لطفی در حق این موسسه و حتی شخص حضرتعالی بود و زمینه شد که برخی از رسانه های واقعا وابسته که به دنبال عقده گشایی نسبت به شما بودند از آن گزارش برای حمله به این مجموعه علمی و شخص شما استفاده کردند.

سوال می کنم شما چند سال است که بنده را می شناسید؟

حدود 16 سال است که توفیق دارم از نزدیک خدمتتان برسم ...

حالا از آنهایی که خیلی بیشتر از این بنده را می شناسند سئوال کنید که تا به حال کی و کجا بنده از خودم دفاع کرده ام؟ یک مورد را نشان دهید. ما وظیفه خودمان می دانیم که اسلام را تبیین کنیم و اگر خطری برای اسلام هست هشدار دهیم؛ اما این‌که به من چه می گویند یا به من چه ضرری می زنند، مهم نیست. هزاران مثل من فدای اسلام، ما چیزی نیستیم که حالا کسی بد بگوید یا خوب بگوید مهم باشد. در این مورد هم که ما موضع نگرفتیم بخاطر همین بود. ‌صدها مورد از این مهم تر بوده که ما توجهی نکردیم و موضعی نگرفتیم؛ حالا به خاطر این مسئله جزئی موضع بگیریم؟!

من توصیه ای که دارم این است که ما هر وقت بخواهیم حتی راجع به شخص خودمان دفاع کنیم باید حجتی پیش خدا داشته باشیم بویژه در نسبتی که به کس دیگری می دهیم. بنده به واسطه یکی از دوستان به آن کسی که مورد اهانت قرار داده بودند پیغام دادم که والله‌العلی‌العظیم من از این موضوع هیچ اطلاعی نداشتم؛ همین اندازه می دانستم که آن روز مثل هر سال بناست راهپیمایی و سخنرانی باشد. حتی نمی دانستم قرار است چه کسی سخنران باشد؛ و از داخل موسسه هم بعنوان کار موسسه و از منسوبین بنده هم هیچ کس دخالتی نداشته است، اما بالاخره این موسسه یک دانشگاه است،‌ ما بیش از 1000 دانشجو داریم، حالا یک دانشجو هم رفته شعار داده یا نداده، به ما چه ارتباطی دارد؟ من که نمی توانم همه دانشجوها را کنترل کنم،‌ یا مگر هر کاری که می خواهند بکنند از فلانی (آیت الله مصباح) می پرسند؟ حالا هر کسی درست یا غلط هر کاری کرده به ما ربطی ندارد.

آنچه برای بنده یقینی است این است که منسوبین به بنده نه سازماندهی داشتند و نه اصلا اطلاعی از این جریان داشتند. خب وقتی هم سر و صدایی راه بیندازند و گزارش و این حرف ها خیلی مایه تأسف است و فقط باید بگویم متأسفم. اما کار ما هم اینها نیست، کار ما مسائل فرهنگی و فکری است، موضع‌گیری درباره اشخاص چه از آن مهم‌تر و چه ما دون آن، ‌تا موضوعی به مسائل فرهنگی و اجتماعی ارتباطی نداشته باشد ما در شأن‌مان نمی ‌بینیم وارد شویم.

  این را بهانه کنم برای طرح موضوع دیگری که اصلا تندروی چیست؟ هر کسی الان روی حرف حقی پافشاری ‌کند می گویند این آدم تندرویی است. حتی شما را تندرو می دانند البته بالاتر از شما یعنی رهبری را هم تندرو می دانند، بعضی ها غیر مستقیم می گویند همه مشکلات کشور به خاطر این است که ایشان محکم ایستاده، اگر ما از سوریه کوتاه بیاییم، دست از حزب الله برداریم، مشکلاتمان کمتر می شود. حتی در موضوع هسته ای این پافشاری روی حقوق هسته ای را تندروی می دانند و گاهی اوقات هم آنقدر فضا می سازند که جوان ترها... گاهی پیرمردها هم دچار تردید می شوند.

  بله فضا را سنگین می کنند تا کسی جرأت نکند در مواضع حق ایستادگی کند.

اینها از همان مواردی است که عرض کردم. گاهی مفاهیمی مطرح می شود که متشابه است و یک مصادیق صحیحی دارد و یک تعمیم های بی جایی هم داده می شود و یا کاربردهای نادرستی برایش در نظر گرفته می شود. اینها باز هم مؤید این است که گفتم ما نیاز به کار فرهنگی داریم تا د رآحاد جامعه این امور واضح بشود.

یعنی شاخصه ای می شود برای تندروی منفی یا مثبت تعریف کرد؟

بله شاخصه دارد و ضمن عرایضم اشاره کردم که مجموعه ای از دوستان مشغول هستند در مورد اعتدال یا تندروی که در مقابل اعتدال است بررسی کنند که اصلا اعتدال یعنی چه، کجا مطرح می شود، دلیل ارزشش چیست، اسلام نظرش در این باره چیست، تجربه خارجی اش چطور است و ابعاد مختلفی که این مفهوم دارد.

زمان اصلاحات بحث خشونت را که مطرح می‌کردند، حضرتعالی می فرمودید اینها می‌خواهند غیرت دینی را بزنند و خیلی خوب آن موقع این را تبیین کردید و جلوی این انحراف را گرفتید.

مردم ما صاف و الهی هستند،‌ خیلی مسائل را درک می کنند، خیلی بهتر از سیاستمداران مسائل را تحلیل می کنند و خیلی از ما به اصطلاح فرهیختگان وظیفه خودشان را بهتر درک می کنند. در توده های صاف و ساده مردم خیلی چیزها را با فطرت خودشان درک می کنند.

زمان حضرت امام قبل از انقلاب، نزدیکان امام خیلی‌هایشان می ‌گفتند امام تندروی می‌کند، به ایشان رساندند که بعضی از بزرگان می‌گویند شما تندروی می کنید، ایشان فرمود چرا نمی گویند کندروی می‌کنی؛ آخر مسأله اسلام مطرح است اینها می خواهند ریشه اسلام را بکنند، کوتاه بیاییم یعنی چه؟

در یک جمله، یک وقت حق و باطلی است، یکی حق است و یکی باطل، ‌یا باید این را بگیریم یا آن را.‌ در این موارد، مسأله میانه روی معنا ندارد. فرض کنید مثلا کسی تومور مغزی دارد و جراحان می گویند امروز عمل نکنید فردا می میرد، اینها می گویند نه آقا در حد اعتدال عمل کنید، عملی که در یک ساعت انجام می گیرد در یک شبانه روز آرام آرام عمل کنید! شما می گویی این فقط یک راه دارد باید یک نیشتر بزنند کثافاتش بریزد بیرون و الا می ریزد به قلبش، می گوید نه آدم باید معتدل باشد، و اینها تندروی است، آرام آرام باید عمل کرد تا کمتر دردش بیاید!

در مواردی که پای حق و باطل در میان است، و یا این است یا آن، باید یک طرف را انتخاب کرد و عمل کرد، میانه معنا ندارد. یک وقتی یک راهی است که می شود شتاب گرفت یا می شود آرام رفت. اگر کسی بخواهد کوهپیمایی کند برسد به قله دماوند، به او بگویند در ساعت چند کیلومتر برو، باید قدرت بدنی او، راهی که انتخاب می‌کند، ‌هوا، و مواد غذایی که همراه دارد را درنظر بگیرند. کوهپیمایی شرایطی دارد، نمی توانند بگویند همه را به یک شکل برو، ‌راهی که در سربالایی می روند در سراشیبی جور دیگری باید بروند، در سراشیبی که نباید نیرویی صرف بکند، آیا هرچه تندتر برود بهتر است؟ اگر تندتر برود زمین می خورد و مغزش متلاشی می شود، اتفاقا در سراشیبی باید بیشتر رعایت احتیاط را کرد. اما چکار کنیم؟ آیا هر چه کندتر برویم بهتر است؟ ‌این کلیت ندارد.

ما اول باید حق و باطل را از خارج بشناسیم، بدانیم حق چیست و باطل چیست، برای رسیدن به حق چند راه وجوددارد، آن‌گاه آن راهی را انتخاب کنیم که منفعتش بیشتر و ضررش کمتر باشد. حالا این را اسمش را بگذارید اعتدال، خیلی خوب. اگر دکتری دارویی داده است که باید روزی چند میلی گرم از این دارو مصرف شود. حالا من می خواهم زودتر خوب شوم اگر بیایم ده برابر مصرف کنم، این تندروی است. اول از جای دیگر تعیین شده که حق کدام است و کدام مصلحت است، ‌و اگر غیر از این باشد ضرر دارد،‌ اما من می گویم من میخواهم زودتر خوب بشوم؛ این تندروی مذموم است. برعکسش اگر گفته اند این ماده را باید در این مقدار مصرف کنید، و کمتر مصرف کردنش موجب می‌شود بدن کم کم در مقابلش عادت کند و دیگر اثر نمی کند.‌ اگر من احتیاط کنم، و اگر دکتر نوشته روزی 3 عدد، من روزی 2 عدد بخورم، این کندروی مذموم است. اما اگر بگویند هر چه هست شما حد وسطش را بگیرید، این هم غلط است.

مثلا یک عده می گویند خدا یکی است، یک عده می گویند هزار خدا هست،‌ ما بیاییم بگوییم حد وسط500 خدا هست،‌ ‌نه تند برویم نه کُند، چون ما معتدلیم؟! ما باید حق و باطل را از راه‌های خودش بشناسیم، زیاده‌روی در مسیری که حق خلاف آن را اقتضا می کند تندروی است، کوتاه آمدن از آن هم کندروی است، اما حق را با این معیار نمی شود شناخت. هر چیزی برایش یک اول و آخر در نظر بگیرید حد وسطش اعتدال است، اما می‌شود گفت ما از دوازده امام به شش تا قائل هستیم چون آدم باید اعتدال داشته باشد؟!‌ (مثل اسماعیلیه، مثل فتحیه و مثل دیگران) آیا به این شکل درست می شود؟ خیر؛ بلکه  هم پیش افتادن و هم عقب افتادن از آن حقی که دلیل اقتضا می کند غلط است.

پس ما نوکر حقیم، و حق چیزی است که دلیل عقلی و دلیل شرعی اثباتش می‌کند، و آن را باید ملاک قرار دهیم. پس این تندی و کندی را چه کسی تعیین می کند؟ دلیل تعیین می‌کند،‌ مصلحت واقعی تعیین می کند، نه صرف عنوان اعتدال و وسط بودن.

یک سئوال دیگر این است که شما هم مثل سایر چهره‌های مذهبی و سیاسی دیگر بر حسب تکلیف و وظیفه‌ای که احساس می‌کردید در انتخابات ریاست جمهوری ورود کردید ولی ‌کاندیدای مورد حمایت شما شکست خورد، و رأی نیاورد، آیا آیت الله مصباح باز هم در بزنگاه‌هایی مثل انتخابات‌ها به شکل مصداقی ورود می کند یا این اتفاقی که افتاد باعث می‌شود که دیگر به آن شکل عمل نشود یعنی یا ورود نکنید یا اگر ورود کردید به استراتژی وحدت روی فرد تن می دهید.

خصوصا که عده ای شما را مقصر شکست جریان اصولگرایی معرفی می کنند در حالی که خودشان هم البته از کاندیدای دیگری حمایت می کردند. سوال این است که آیا با این شکست، آیت الله مصباح تغییر رویه می دهد؟ نگاهش به انتخابات عوض شده و آن استراتژی‌ای که نقد بر آن داشتید یعنی بجای وحدت بر مبانی و شاخصه‌ها وحدت روی فرد را می پذیرید، کدام اتفاق می ‌افتد؟

باز این هم شاهدی است بر همان نکته مهمی که اشاره کردم. ما باید به کار فرهنگی حتی در حوزه مسائل سیاسی بیشتر بها بدهیم. در عرف سیاسی مسأله انتخابات و رقابت در انتخابات، از یک طرف مثل کشتی گرفتن در میدان است و هر کسی وارد می شود می خواهد برنده شود و در ظاهر بازنده نباشد. این یک منطق دنیاگرایانه یا مادی‌گرایانه است؛ ولی یک منطق دیگر این است که اگر یک کسی هدف صحیحی داشت و از راه تلاشش به آن هدفی که می‌خواست رسید یا نزدیک شد، این شکست نخورده چون هدفش احیای یک سری ارزش ها بوده نه فقط پیروزی ظاهری.

مثال ساده‌اش داستان امام حسین(ع) است. آیا ایشان در کربلا شکست خورد یا پیروز شد؟ از روی آن منطق خیلی شکست فاحشی خورد، اصلا بچه شیرخواره‌اش هم از بین رفت،‌ و دیگر چیزی نماند! اما بر اساس منطق دیگر، امام حسین بزرگترین پیروزی را در عالم داشت. کاری کرد که با هیچ نیروی دیگری و با هیچ برنامه دیگری این کار عملی نبود، ‌و آن تاثیری بود که امام حسین بر هدایت خلق به راه خدا گذاشت، و الان ما اگر از اسلام و تشیع حرف می زنیم بخاطر همان جریان کربلاست،‌ اگر آن جریان نبود همه اینها از بین رفته بود، این پیروزی است یا شکست؟

اگر ما ورود در انتخابات و فعالیت‌های سیاسی را با آن نگاه اول ببینیم بله ما شکست خوردیم، نه ما بلکه بقیه هم، و فقط یک گروه پیروز شدند، و البته آن گروه هم باور نمی کرد پیروز شود؛ شرایطی پیش آمد که اینطور شد. ولی ما اینطور معتقد نیستیم، ما صرفاً برای برنده شدن ظاهری در انتخابات وارد کار سیاسی نشدیم، هدف اصلی ما پیروزی ارزش‌ها و باورهای اسلامی است، که یکی از راه‌هایش این است که یک رئیس جمهور اصلحی که ما تشخیص می دهیم سرکار بیاید. به زبان امروزی و مطابق ادبیات این موقعیت، هدف ما احیای فرهنگ مقاومت بود، هدف ما این بود که در مقابل گرایش‌های سازشکارانه، دنیاطلبانه، و ‌منفعت‌طلبانه دیگری که وجود داشت و ضعف های زیادی داشتند، ارزش مقاومت قربانی نشود؛ و پیروزی‌اش به این بود که این تفکر نمیرد و مطرح شود؛‌ و این پیروزی هم حاصل شد...

یعنی این هدف را تأمین کردید؟ واقعا احیا شد ...

در انتخابات کاندیداهای متعددی وجود داشتند که تا آخر با هم رقابت کردند. اگر همه آنها فقط روی مسأله تحریم و گرانی و مسائل اقتصادی تکیه می‌کردند، تمام عالم می گفتند آمریکا کاملا پیروز شد، چون اینها دیگر از انقلاب‌شان دست برداشتند، و دیگر اسمی از اسلام و انقلاب و ارزش های انقلابی از جمله مقاومت در برابر این زیاده خواهی ها نمی برند، همه کاندیداها می گفتند گرانی، تحریم، آشتی با همه، اگر قضاوت این بود که نقشه اسرائیل و آمریکا کاملا پیروز شده بود و می گفتند این نفس‌های آخری است که انقلاب اسلامی می کشد، یک فشار دیگر بیاوریم کارش تمام است.

ما احساس می‌کردیم در چنین شرایطی یک کاندیدایی هم باید باشد که دم از ارزش های انقلابی بزند، حالا رأی بیاورد یا نیاورد، اگر رأی آورد چه بهتر، و اگر نیاورد لااقل یک تریبونی داشته باشد تا در عالم مطرح شود که یکی از کاندیداها برجستگی اش به عنصر مقاومت است و هنوز هم از ارزش های اسلامی دفاع می‌کند. طبیعی است اگر این جریانات عیناً تکرار بشود، باز هم رفتار ما تکرار خواهد شد، ‌باز هم ما کاندیدایی معرفی می‌کنیم که از ارزش های انقلابی حمایت کند، چه پیروز شود چه نشود، این خودش یکی از اهداف است. اینهایی که دنبال نتیجه هستند، ‌اصلا خود این نتیجه است.

همین الان با کمی عقب نشینی ثابت شد که  اینها روز به روز دارند مطمئن می‌شوند که تحریم‌ها اثر کرده و بیشتر فشار می‌آورند. اگر این وضع از قبل بود به طور کلی فاتحه ما را می‌خواندند، ‌تحریم‌ها را چند برابر می‌کردند، هر نوع فشاری به ما وارد می‌کردند و با تبلیغاتشان دنیا را پر می‌کردند که فکر انقلابی شکست خورد و دیگر کسی در ایران توجهی به این تفکرات ندارد. حالا ما پیروزیم یا شکست خوردیم؟

یعنی برجسته کردن این ویژگی برای شما موضوعیت داشت. یعنی اگر وحدت می شد نتیجه بهتری حاصل نمی شد؟

اصلا مطرح شدن این فکر از بالاترین اهداف ماست، اصلا رئیس جمهور هم می خواهیم برای همین که ارزش های اسلامی را ترویج کنیم. خب این یک مرحله‌اش بود تا اینجا شد، اگر آن هم شده بود (به نتیجه می‌رسید) چه بهتر بود، ولی حالا که نشد، یک مرحله‌اش پیش رفته است. به‌علاوه به ده ها دلیل ــ‌که در همان ایام بعد از انتخابات مورد بحث قرار گرفت‌ــ مشخص بود که این نتیجه با وحدت کاندیداها هم تغییر نمی کرد.

پس شما پشیمان نیستید؟

ابدا،‌ هیچ احساس پشیمانی نمی‌کنم . خدا را شکر می‌کنیم که فهمیدیم و عمل کردیم و تحت تأثیر جوسازی‌ها و فشارها و تهمت‌ها واقع نشدیم. ولی برخی ها که رأی نیاوردند احساس خسران زیادی کردند چون همان نتیجه اول برایشان اصل بود و همین نقطه تفاوت بود.

این پافشاری شما و سفت و سختی شما در برابر این همه هجمه و انتقاد، هر کس دیگری را به اینجا می رساند که کوتاه بیاید ولی الان این سئوال را به ذهن متبادر می کند که آیا آیت الله مصباح اشتباه نمی‌کند؟ چرا آیت الله مصباح نمی‌پذیرد که مثلا یک جا اشتباه کرده؟

ما هرگز چنین ادعایی نداریم که اشتباه نمی کنیم. ولی هر کس با منطق ثابت کند که فلان جا اشتباه کردیم با کمال میل می پذیریم و از او تشکر هم می کنیم. بسم الله این گوی و این میدان، راجع به همان مسأله خشونت که از نظر مخالفین یکی از واضح‌ترین نقاط ضعف ما بود، آقای حجتی کرمانی پیشنهاد کردند بیایند مناظره که بنده هم قبول کردم و ما مناظره کردیم. بالاخره هر کسی هر چقدر باید بفهمد که حرف و ادعای چه کسی درست بود، فهمید.

اصلا در طول حیات سیاسی خودتان اشتباه نداشته اید...

چه کسی است که اشتباه نداشته است؟ آقا فرمودند که همه نقطه ضعف دارند؛ ما هم داریم؛ و اگر کسی با منطق ثابت کند که اینجا اشتباه است، از او تشکر هم می کنیم افتخار هم می کنیم.

  یک بحثی هم که مطرح است این است که چطور بین کار جمعی که لازمه فعالیت اجتماعی است با تشخیص فردی که لازمه عقلی پاسخگویی در برابر پروردگار عالم حتی پاسخگویی در این دنیاست،‌ این را چطور شاخصه گذاری کنیم ...

باز این هم شاهد بر این است که ما باید در حوزه سیاسی هم کار فرهنگی کنیم. اینها همه شواهد بر این است که همه ضعف ما از ناحیه کم کاری فرهنگی است.

اساسا جبهه پایداری را بر همین اساس حمایت کردید؟

ما سعی می کنیم جبهه پایداری در همین جهت پیش برود. البته جبهه پایداری هم چند نفر هستند که مدتی است در کنار هم و به دلیل جهات مشترکی که دارند کار می کنند، وگرنه سابقه 50 ساله‌ کار تشکیلاتی با هم نداشته اند. طبیعی است تا اینها با هم جوش بخورند و افکارشان در جزئیات به هم نزدیک شود، مسیر واحدی را پیش بگیرند، و نقاط قوت و ضعفشان جرح و تعدیل شود، وقت می برد. ‌باید با خونسردی و مدارا کم کم مسائل حل شود. نمی شود آنها را با جمعیتی مقایسه کرد که 50 سال سابقه فعالیت سیاسی دارد،  از بهترین امتیازها برخوردار بوده و هستند. وقتی آنها هم اشتباه کرده‌اند، طبیعی است که ما هم بعید نیست اشتباه کنیم.

نسبت شما با جبهه پایداری هنوز هم مانند قبل است، رابطه ارشادی و مشورتی است یا آنطور که برخی رسانه ها القا می کنند شما لیدر و رأس هستید.

البته این که می گویم ما چنین می کنیم و یا چنان می کنیم به خاطر این است که این دوستان برای مشاوره به ما مراجعه می‌کنند و الا بنده در تصمیم‌گیری های ابتدایی آنها دخالتی ندارم، مشورت می کنند ما هم نظر می دهیم. از ابتدا آنها آمدند سراغ ما، بنده که نرفتم سراغ آنها. آنها آمدند که نظر شما چیست، ما هم نظراتی داشتیم دادیم.

البته دوستداران این جریان یک انتقادی به جبهه پایداری مطرح می کنند که چرا این جبهه کم تحرک است. یعنی انتخابات که تمام شد دیگر تحرکی ندارد حالا شاید پشت پرده جلسات دارند ولی ظهور و بروز علنی ندارد.

البته در این باره خود این دوستان باید اعلام کنند ولی به نظرم این کم لطفی است. یعنی گروه‌های دیگر خیلی فعال‌ترند؟ گروه‌هایی که این همه امکانات مادی و اجتماعی دارند، از جاهای دیگری کمک می گیرند، و در مجلس موقعیت دارند، ‌یعنی آنها بیشتر کار کرده‌اند؟

  ‌شاید این بدنه اجتماعی ولایتمدار، از جبهه پایداری توقع بیشتری دارد.

باید واقع بین بود. مگر اینها چه امکاناتی دارند؟

شما این توصیه ها را دارید که این دوستان با همین امکانات محدود تحرک بیشتری داشته باشند؟

ما همیشه به این دوستان و دوستان دیگر هم گفته ایم که در خط رهبری پایدار باشید.

شما یک مراوداتی با آیت الله خوشوقت داشتید. ایشان هم مؤید جبهه پایداری بودند. درباره آقای خوشوقت اگر نکته‌ شنیدنی دارید بفرمایید خصوصا که نزدیک ایام سالگرد ایشان هستیم.‌

خداوند متعال بهترین پاداش ها را به ایشان مرحمت کند و آنچه اقتضای کرمش هست به ایشان مرحمت کند. آشنایی ما از همان سال های اولی بود که آمدم قم، سال 32،‌ بعد هم در درس های علامه طباطبایی، ایشان از افراد ثابت درس های ایشان بودند. در جلسات اخلاقی هم که علامه طباطبایی داشتند و بزرگان خدمت ایشان می‌رسیدند و گاهی ما را برای کفش‌جفت‌کنی راه می‌دادند، ایشان را آنجا زیارت می‌کردیم.

یکی از کسانی که از افراد ثابت جلسات اخلاقی آقای طباطبایی بود، آقای خوشوقت بود. اما در مسائل سیاسی ما هیچ وقت همکاری نداشتیم. ‌ایشان یک مدتی در ستاد انقلاب فرهنگی به نیابت از آقای مهدوی کنی شرکت می کردند. آقای مهدوی گرفتاری کمیته و وزارت کشور را داشتند و ایشان قائم مقام برای خودشان تعیین کرده بودند که آقای خوشوقت بود. در ارتباط با مسائل فرهنگی انقلاب در همین حد با ایشان ارتباط داشتیم و الا ارتباط دیگری با ایشان نداشتم. ارتباط با ایشان در مسائل جبهه پایداری هم اتفاقی و بواسطه دوستان در جیهه پایداری بود که همکاری و همیاری سیاسی‌ای هم شکل گرفت.

وجه بارزی در مورد ایشان داشتید؟

ببینید کسی که از سال 32 تا سال 61 عمده کارش در مسائل اخلاقی و معنوی و تربیت بوده با چه کسی می شود مقایسه‌اش کرد؟ ‌با بهره‌مندی از اساتیدی چون آقای طباطبایی و از اساتید دیگری که استفاده کرده بودند؛ ولی استاد رسمی‌شان آقای طباطبایی بود. این چهره ها را نمی شود به راحتی با سایرین مقایسه کرد.

ببخشید، شما را خسته کردیم ولی گفتگوی خوب و شیرینی بود. ان شاءالله آنهایی که مطالعه می کنند، استفاده می برند.

امیدواریم آنچه گفتیم مرضی خدا باشد و انجام وظیفه ای شده باشد.


 
فرزندان شاهد خطاب به صانعی:
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۳٠  کلمات کلیدی: سیاسی
شما از چه جایگاهی پیشنهاداتی از طرف ملت
ایران به دولت آمریکا داده‌اید؟

در پی مصاحبه اخیر صانعی با روزنامه نیویورک تایمز درباره رابطه ایران و آمریکا، کانون همبستگی فرزندان شاهد بیانیه‌ای صادر و از اظهارات اخیر او انتقاد کرد.

خبرگزاری فارس: شما از چه جایگاهی پیشنهاداتی از طرف ملت ایران به دولت آمریکا داده‌اید؟

به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، در پی مصاحبه اخیر یوسف صانعی با روزنامه نیویورک تایمز درباره رابطه ایران و آمریکا، کانون همبستگی فرزندان شاهد به نمایندگی از 24 تشکل شاهد عضو، بیانیه‌ای صادر کرد.

در این بیانیه آمده است: جناب آیت‌الله صانعی آیا واقعا فراموش کرده‌اید؟! «یکی از سیاست‌های اساسی‌مان قطع رابطه با آمریکاست. هرگز هم نگفتیم ما تا ابد قطع رابطه خواهیم بود؛ نه، هیچ دلیلی ندارد که تا ابد قطع رابطه با هر کشوری، با هر دولتی داشته باشیم. مسئله این است که شرایط این دولت به گونه‌ای است که رابطه با او برای ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر کشوری به دنبال تعریف یک منفعتی ایجاد می‌کند؛ آنجایی که برای ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمی‌رویم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طریق اولی دنبال رابطه نمی‌رویم. می‌نشینند آقایان وراجی کردن و حرف زدن و استدلال کردن که، نبود رابطه با آمریکا برای ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه با آمریکا برای ما مفید است. آن روزی که رابطه با آمریکا مفید باشد، اول کسی که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم.» مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان دانشگاه‌های استان یزد سال 86

این بیانیه تصریح می‌کند: در پی مصاحبه آیت‌الله صانعی با روزنامه نیوریورک تایمز که در آن «دولتمردان ایران و آمریکا و سایرین را به گذشت از هم و زندگی دوستانه دعوت کرده‌اند»، کانون فرزندان شاهد وظیفه خود می‌داند نکاتی را بیان کند.

این بیانیه ادامه می‌دهد: اولین سوالی که ذهن مخاطب را به خود مشغول می‌کند این است که جناب آیت‌الله صانعی از چه جایگاهی این پیشنهاد را ارائه کرده‌اند؟ آیا ایشان از طرف ملت شهید پرور و مقاوم ایران وکالت دارند؟ در واقع چه جایگاهی در کشور عزیز ما ایران حق دارد چنین پیشنهاداتی را ارائه کند؟

این بیانیه تصریح می‌کند: به فرض که ایشان خود را در جایگاهی ببینند که از ملت ایران بخواهند تا آمریکای جهان خوار را بعد از 60 سال ظلم و ستمی که بر این ملت روا داشته ببخشند؛ آیا ایشان قبل از ارائه این پیشنهاد لیست جنایت‌های امپریالیسم آمریکا علیه ملت ایران را در ذهن خود مرور کرده‌اند؟ آیا واقعا ایشان بر این اعتقادند که ملت غیور و شهادت‌طلب ایران می‌تواند جنایت‌های امپریالیسم آمریکا را (قریب به شش دهه گذشته که هنوز هم ادامه دارد) نادیده گرفته و گذشت کنند؟ آیا در لیست جنایت‌های آمریکا (اگر در خاطر ایشان هست!) اثری از سازمان ساواک نیز مانده است؟ آیا ایشان تحقیر ملت ایران در تصویب قانون کاپیتولاسیون، تفرقه‌های قومیتی در کشور، حمایت از سازمان تروریستی منافقین را از یاد برده‌اند؟ آیا کسی هست که ایرانی باشد و هشت سال جنگ تحمیلی علیه این ملت را که با حمایت آشکار آمریکا به وقوع پیوست را فراموش کرده باشد؟ آیا ایشان شلیک موشک ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس مسافربری ایران و شهادت 290 نفر بی‌گناه را فراموش کرده‌اند؟ موارد ذکر شده تنها گوشه‌ای از جنایات آمریکای منفور در جهان است که نسبت به ایران عزیز و هموطنانمان روا داشته است. جناب آیت‌الله صانعی آیا هنگام ارائه پیشنهاد بعید خود، هیچ‌یک از موارد ذکر شده از خاطر شریفتان نگذشت؟

«به فرض که ملت ایران تمامی ظلم‌های آمریکا در طول شصت سال گذشته را فراموش کند و آنها را ببخشد، جناب آیت آقای صانعی می‌بایست به این سوال پاسخ گویند که شیطان بزرگ از کدامین ظلم ملت ایران باید گذشت کند؟ آقای صانعی در ذهن خود کدامین گناه ملت ایران را مرور کرده‌اند که پیشنهاد گذشت به آمریکایی‌ها را داده است؟ آیا دفاع شصت ساله ملت مظلوم ایران در برابر اقدامات ددمنشانه امپریالیسم آمریکا از نظر آقای صانعی جرم است که نیاز به گذشت داشته باشد؟ کاش ایشان این مسئله را برای ما باز می‌کردند.»

کانون همبستگی فرزندان شاهد در این بیانیه می‌افزاید: ملتی که در راستای اعتلای ایران اسلامی بارها متحمل صدماتی شده و یا عزیزان خود در این راه تقدیم کرده است، هرگز حاضر نمی‌شود با توصیه‌های نامسئولانه و بی‌دلیل، آرمان‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی را فراموش کرده و ظلم‌های روا داشته شده را ببخشد؛ به‌زعم این ملت شهید پرور که در طول چهار دهه گذشته در همه صحنه‌های سخت و تاریخ‌ساز، تنها و تنها چشم به سخنان گهربار جایگاه استوار ولایت مطلقه فقیه داشته، تنها جایگاهی که حق ورد به این مسئله دارد مقام عظمای ولایت است.


 
بازداشتی فتنه 88 دبیر سیاسی روزنامه ایران شد
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی

(نسرین.و) از عناصر دستگیر شده فتنه 88 روز جمعه در مراسمی بی سرو صدا به عنوان دبیر سیاسی روزنامه دولت معارفه شد.

به گزارش ندای انقلاب، پس از روی کار آمدن دولت یازدهم با شعار اعتدال، موج نفوذ و رسوخ خبرنگاران و روزنامه نگاران افراطی و حامی فتنه 88 که بعضا سابقه دستگیری را دارند در رسانه های دولتی آغاز شده است.
 
در تازه ترین نمونه از این رسوخ عناصر افراطی در رسانه های مدعی اعتدال، (نسرین.و) از دستگیر شدگان فتنه 88 جمعه گذشته در مراسمی بی سرو صدا در روزنامه ایران، به عنوان دبیر سیاسی این روزنامه معارفه و منصوب شد.
 
(نسرین.و) از روزنامه نگاران حامی فتنه 88 است که سابقه عضویت در انجمن منحله روزنامه نگاران و نیز همکاری با نشریه چشم انداز وابسته به ملی و مذهبی ها و  روزنامه های زنجیره ای اعتماد ملی، شرق و اعتماد را دارد. وی همچنین به عنوان خبرنگار در خبرگزاری ایسنا و ایلنا و سایت خبرآنلاین سابقه فعالیت دارد.
 
براساس اعلام برخی منابع مطلع، وی در ایام فتنه 88 به عنوان خبرنگار خبرگزاری ایلنا مستقر در مجلس به همراه شماری دیگری از خبرنگاران رسانه های زنجیره ای، نقش پررنگی در برجسته سازی موضوعات آشوب افکنانه و راهبری رسانه ای اغتشاشات را برعهده داشت که به همین علت از ورود او به مجلس ممانعت به عمل آمد.گفته شده این روزنامه نگار بازداشتی فتنه 88 در تنش آفرینی در مراسم مرحوم منتظری نیز موثر بوده است.
 
(نسرین.و) در صفحه فیس بوک خود تلویحا از تحرکاتش برای تشنج آفرینی در مراسم مرحوم منتظری خبر داده است
 
(نسرین.و) 7 دی 88 از سوی دادگاه انقلاب دستگیر شد و بنا به آنچه "بولتن نیوز" در آن ایام گزارش داد "وی حضور چشمگیری در اغتشاشات 88 داشته است و در همان ایام در مصاحبه ای که از سوی ابراهیم یزدی منتشر کرده بود، محورهای ضدانقلابی چون استبدادی خواندن نظام و زیر سوال بردن قانون اساسی را در رسانه های مختلف منتشر کرده بود".
 
وی اخیرا در صفحه فیس بوک خود با اشاره به حضورش در زادگاه مرحوم منتظری -شیخ ساده لوح- نوشته است:"خدا قسمت کرد چهار سال بعد از اینکه با حکم شرکت در مراسم ارتحال منتظری راهی یه {زندان} شدم {که کاملا دروغ بود} برم به دیار منتظری. اونم در فاصله کوتاهی از سالگرد ارتحالش. تنها نجف آبادی ها هستند که جسارت دارند پوستر مرجع مرحوم رو به اندازه قدی در سطح شهر هم که نه لااقل جلوی حسینیه اعظم و حسینیه عرب ها {با تلفظ خودشون عربا} نصب کنند. والحق که فقط نجف آبادی هان که هم هنوز یاد منتظری اند و هم در مراسمش شرکت می کنند. در فیلمی از مراسم چهارمین سال درگذشتش فقط عمادالدین باقی بود و هادی قابل و اهل خانواده و نجف آبادی ها {نجب بادی ها}!!! جای همه اونایی که برای مشهور شدن هم که شده میرفتن به دیدار مرجع محبوس خالی بود. نمیدونم واقعا خاک سرده که یاد مرحومی اینچنین رو از یادها پاک میکنه، یا این روزها وصل شدن به منتظری دیگه برای بعضی ها نون و آب نداره یا اینکه دیگه پست ها رو گرفتن نیازی به این انتصاب ها نیست و یا....
 
هر چی که هست خیلی دلگیر بود. جای خیلی ها خالی بود. الان که دیگه ۸۸ یا ۸۹ نیست بگیم خیلی ها در حبس بودن...پس چرا؟؟
خدایش بیامرزد."

 
سخنرانی‌ هاشمی‌ در‌ دانشگاه‌آزاد‌ کرمان‌ لغو‌ شد
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: دانشگاه

پس از انتشار صحبت های برخی از دانشجویان و اساتید دانشگاه آزاد توسط سایت دانا، و اعلام نارضایتی برای امنیتی شده فضای دانشگاها ،سخنرانی هاشمی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان لغو شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا،بعد از اعلام نارضایتی دانشجویان دانشگاه آزاد و علوم تحقیقات کرمان از تعطیلی دانشگاه در روز 5 شنبه و جمعه و امنیتی شدن فضای دانشگاها بعد از فتنه ی 88 ، یک منبع آگاه در دانشگاه آزاد گفت : سخنرانی هاشمی در دانشگاه آزاد کرمان لغو شد.
 
این فرد گفت : به دلیل اعتراضات فراوان اساتید و دانشجویان و نگرانی از امنیتی شدن شدید فضای دانشگاه ها و به اغتشاش کشیده شدن و منتشنج شدن جو دانشگاه ها این سخنرانی لغو شد و تنها جلسه ی هیئت امنا برگزار خواهد شد.
 
پیگیری های خبرنگار ما همچنین مشخص کرد تاکنون مجوزی برای سخنرانی وی در جمع مردم کرمان در مصلی این شهر نیز صادر نشده و احتمال لغو این مراسم نیز زیاد است.
 
هاشمی رفسنجانی سه شنبه شب به بهانه شرکت در مراسم سالگرد امام جمعه فقید رفسنجان به استان کرمان سفر خواهد کرد.
 
خاطر نشان می شود که قرار بود سال گذشته این سفر اتفاق بیافتد که با اعتراض جمعی از مردم رفسنجان روبه رو شد و به دلایل نا معلوم دیگری این سفر کنسل شد.

 
نامه قدردانی دانشجویان به آیت‌الله نوری همدانی
ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی

محضر مرجع عالیقدر جهان تشیع، حضرت آیت الله العظمی حسین نوری همدانی(مد ظله العالی)

سلام علیکم
 
از همان آغاز وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ایران که بنایش بر حمایت از مستضعفان و حق طلبان و مقابله با زورگویان و سلطه طلبان عالم گذاشته شد، مستکبران عالم در برابر آن قد علم کردند و به هیچ وجه نخواستند نظام مبتنی بر مبانی دینی را در دنیای مادی گرای خود بپذیرند. همین امر بود که در طول سال های حیات نظام مقدس اسلامی، انواع توطئه ها و دشمنی ها نسبت به جمهوری اسلامی و ملت ایران، از سوی دشمنان قسم خورده پی گرفته شد و آن ها از هیچ فرصتی برای ضربه زدن و براندازی جمهوری اسلامی دریغ نکردند.
 
در بین همه ی خدعه ها و جنایت هایی که نسبت به مردم ایران صورت پذیرفت، جنایت بزرگ سال 88 و ایجاد فتنه ای عمیق و گسترده در کشور، اما پیچیدگی های دیگری داشت. این بار دشمنان، اعتماد ملت به نظام و تفرقه اندازی بین  اقشار مختلف مردم را نشانه رفتند و برای نیل به این خواسته ی شوم خود، البته نوکران داخلی شان را خیلی زود به خط کردند.
 
آنچه پس از انتخابات سال 88 به وقوع پیوست، جنایتی تاریخی در حق ملت بزرگ ایران و نظام مقدس اسلامی بود که با رهبری آمریکا و اسرائیل در خارج از کشور و سران خیانت کار فتنه در داخل از کشور پیگیری شد. در فتنه 88 کسانی که شعار قانون مداری و دموکراسی خواهی شان گوش فلک را کر کرده بود، بی شرمانه مقابل رای ده ها میلیونی مردم قد علم کردند و آنگاه که با "نه" معنادار آن ها مواجهه شدند، در پی انتقام گیری سخت از ملت بر آمدند و البته در این مسیر تا آنجا که توانستند پیش رفتند.
 
اما در این بین بار دیگر جایگاه رفیع ولایت به داد کشور رسید و شکیبایی ها و روشنگری های کشتی بان انقلاب اسلامی، همه ی فتنه ها و توطئه های، خیانت کاران به مردم را خنثی کرد که در نهایت حماسه عظیم و تاریخی "9دی" نتیجه آن شد.
 
انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیر تاییدی دیگر بر حقانیت نظام اسلامی و روسیاهی سران و عوامل فتنه سال 88 بود، چرا که بار دیگر بر همگان روشن شد که نظام مظلوم و البته مقتدر جمهوری اسلامی، در حالی چهار سال قبل با اتهام تقلب 12 میلیون رای، زخم فتنه را متحمل شد، که در خرداد 92 نشان داد، حتی از 261 هزار رای مردم هم نخواهد گذشت.
 
با این همه، آنچه قابل تامل است این است که؛ در حالی که نظام مقدس اسلامی و کیان اسلام عزیز، مورد هجمه تمام عیار دشمنان خارجی و ایادی داخلی آن ها قرار گرفته بود، مع الاسف برخی از خواص که از آن ها انتظار می رفت نسبت به این همه جنایت و خیانت های دشمنان، بی تفاوت نباشند و به حمایت از ملت و نظام اسلامی به پا خیزند، اما یا بی تفاوتی پیشه کردند و یا این که هم نوا با اسرائیل و آمریکا و سران خائن فتنه در انتقام گیری از مردم شریک شدند.
 
تاسف بیشتر آنجایی است که حتی برخی از کسانی که همه اعتبار و آبروی شان به برکت اسلام عزیز و نظام مقدس اسلامی است، و انتظار می رفت در شرایطی که دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامی نسبت به نظام اسلامی طمع کرده بودند و برای براندازی آن، همه ی قوای خود را به میدان آورده بودند، این افراد نیز به دفاع از اسلام و نظام اسلامی و حمایت از ملت بزرگ ایران بپا خیزند، اما عافیت طلبی و تنزه طلبی مانع موضع گیری به موقع و بجا از سوی آن ها شد و بی تفاوتی آن ها، تردید افکنی بیشتر در فضای فتنه آلود را در پی داشت و موجبات گستاخی هر چه بیشتر دشمنان را به وجود آورد و بدینسان آب در آسیاب دشمن ریختند. بطوری که همین بی تفاوتی ها مایه مسرت دشمنان را نیز موجب شد.
 
اما در این بین بودند مردان با بصیرت و شجاعی که ترجیح دادند در صف ملت قرار بگیرند و در حمایت از ولی خود، در فضای فتنه آلود به روشنگری و بصیرت افزایی پرداختند. در این بین نام مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی حسین نوری همدانی(مدظله العالی) به روشنی می درخشد و این افتخار بزرگ را در تاریخ زندگی سراسر مجاهدت علمی و انقلابی حضرتعالی ثبت کرده است که در مصاف حق و باطل نه بی تفاوت که آشکارا در جبهه حق طلبان حضور داشته اید.
 
ملت بزرگ ایران به وضوح مشاهده کرد که در فضای غبارآلود سال 88، حضرتعالی روزمرگی و تنزه طلبی را از اطراف خویش زدودید و با اتخاذ مواضعی انقلابی و شجاعانه، در مقابل کسانی که اسلام و جمهوری اسلامی را همواره اصلی ترین مانع نیل به اهداف شوم شان می پندارند، قد علم کردید و نام خود را جزء عوامل وقوع حماسه تاریخی "9دی" ثبت کردید.
 
ما دانشجویان دانشگاه های تهران، ضمن ابراز غروز و افتخار از داشتن چنین عالم و مرجع با بصیرت و شجاعی، بر خود لازم می دانیم، در آستانه چهارمین سالروز وقوع حماسه غرورآفرین و تاریخی "9دی"، مراتب سپاس و قدردانی خود را به خاطر آن همه روشنگری ها و موضع گیری های به موقع و انقلابی، از اعماق دل و با تمام وجود نثار حضرتتان کنیم و طول عمر با عزت حضرتعالی را برای خدمت گذاری هر چه بیشتر در راه اسلام عزیز، از خداوند منان بخواهیم.
 
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
فرزندان شما در:
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خوارزمی
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهد
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
 
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران
 
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس

 
سلمان رشدی دامن پوش کیست؟
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی

سایت جبهه جهانی مستضعفین نوشت:

در این گزارش به معرفی یکی از زنانی می‌پردازیم که با اسلام‌ستیزی و هتاکی به مسلمانان به شهرت دست یافته است. او آنقدر بر اقدامات توهین‌آمیز علیه مسلمانان اصرار داشته است که به "سلمان رشدی دامن پوش" مشهور شده و مورد تقدیر لابی‌های صهیونیستی قرار گرفته است.

 

اسلام‌ستیزی نتیجه طبیعی رشد اسلام‌گرایی و گسترش تفکر توحیدی است؛ چرا که مستکبران با هر شیوه‌ای تلاش می‌کنند تا مانع بیداری اذهان جهانیان شوند. ظلم‌ستیزی و مقاومت در برابر استکبار که نتیجه بیداری فطرت‌های پاک مردم است، چیزی است که سلطه‌گران از آن وحشت دارند.

در این گزارش به معرفی یکی از زنانی می‌پردازیم که با اسلام‌ستیزی و هتاکی به مسلمانان به شهرت دست یافته است. او آنقدر بر اقدامات توهین‌آمیز علیه مسلمانان اصرار داشته است که وی را "سلمان رشدی دامن پوش" می‌نامند.


ایان هیرسی علی کیست؟
هیرسی علی سال ۱۹۶۹در سومالی متولد شد. پدر او که رهبری یک گروه شورشی را به عهده داشت در پی تلاشی نافرجام برای براندازی حکومت "زیاد باره" از کشورش گریخت و به همراه خانواده خود به کنیا پناهنده شد.

ایان در سال ۱۹۹۲ در راه سفر به آلمان برای فرار از ازدواج اجباری (که بعدها دروغ بودن آن فاش شد)، به کشور هلند پناهنده شد.

ایان در سال های نخست پناهندگی علاوه بر فرا گرفتن زبان به کارهایی نظیر نظافت منازل می‌پرداخت اما توانست برای تحصیل وارد دانشگاه "لایدن" بشود.(+) وی پس از فارغ التحصیلی و شروع کار در نهادی وابسته به حزب کارگر هلند، مأموریت یافت درباره چندفرهنگ‌گرایی تحقیق کند.

هیرسی علی پس از این تحقیقات به این نتیجه رسید که نظام چندفرهنگ گرایی در هلند با شکست مواجه خواهد شد. وی پیشنهاد کرد که مدارس و مساجد مسلمانان بسته شود و به مهاجران مسلمان اجازه ورود به این کشور داده نشود.

اما افکار او با حمایت حزب کارگر مواجه نشد و هیرسی برای پیشبرد اهداف خود به حزب لیبرال پیوست و طولی نکشید که به عنوان نماینده این حزب به پارلمان هلند راه یافت.

با ورود به پارلمان، انتقادات وی از اسلام تندتر و آشکار شد. در سال ۲۰۰۳ او در گفتگویی با "تروا"، روزنامه لیبرال هلند، مستقیما اسلام و پیامبر اسلام را مورد انتقاد قرار داد و گفت که در یک جامعه دموکراتیک همه مذاهب را می توان مورد انتقاد قرار داد اما مسلمانان انتقاد از اسلام را کفر می شمارند و برای آن مجازات تعیین می کنند.

اظهارات او خشم جامعه مسلمان در هلند و جهان را برانگیخت و موجب صدور فرمان قتل او ازجانب بسیاری از بنیادگرایان اسلامی چه در داخل و چه در خارج از هلند گردید.

از آن پس بود که زندگی زنی که خود را از قید و بندهای دینی و پیوندهای خانوادگی رها کرده بود در حلقه محاصره محافظین مسلح درآمد که همه جا حتی درخانه اش نیز از او مراقبت می کنند.(+)



هیرسی، فیلم "تسلیم" را می نویسد
آنچه نام هیرسی علی را بیش از مقالات، کتاب و مصاحبه‌هایش بر سر زبان‌ها انداخته، فیلمی است به نام "تسلیم" که بر اساس فیلمنامه او توسط "تئو ون گوگ" یک کارگردان هلندی، ساخته شد.

در پاییز سال ۲۰۰۴، انتشار  این فیلم، عصبانیت مسلمانان را بر انگیخت و منجر به قتل "تئو ونگوگ" شد و جامعه هلند را با یک بحران بی سابقه اجتماعی روبرو کرد.

فیلم "تسلیم" روایت دروغین ستم و خشونتی است که بر چند زن مسلمان روا می شود و در آن چهار زن مسلمان از ستم و آزارجنسی همسر و خانواده خود سخن می گویند.

در یک صحنه از فیلم هنرپیشه زن با اندامی نیمه برهنه که بر روی آن آیات قرآن نقش بسته است ظاهر می‌شود.(+)



سلمان رشدی دامن پوش خواستار نابودی 1.5 میلیارد مسلمان با هر وسیله‌ای شد!

هیرسی در پاسخ به این سوال که «آیا منظور شما از اسلامی که باید هدف قرار بگیرد اسلام رادیکال است؟» پاسخ داد: «تمام اسلام باید هدف قرار بگیرد و تمام اسلام باید نابود شود!» وی ادامه داد: «در حال حاضر بحث در مورد صلح بیهوده است.»

وی درباره این سوال که «این که می گوئید اسلام را باید شکست داد، آیا منظور شما این است که یک ونیم میلیارد مسلمان باید نابود شوند؟!» گفت: «ما در حال حاضر با اسلام در حال جنگ هستیم و جنگ حد وسط ندارد. برای نابودی اسلام می توان از راه های گوناگونی بهره برداری کرد؛ ابتدا باید از انتشار اسلام در غرب جلوگیری کرد زیرا مردم غرب در حال گرایش به اسلام هستند. باید آنها از قبول اسلام بازداشته شوند؛ زیرا کسانیکه مسلمان می شوند گاهی تعصبشان بیشتر از دیگر مسلمانان است. شما سوزاندن علائم و آدمک ها را پایان دهید آنگاه با چشم خودتان ببینید و عضلات خود را پیچ دهید و بگویید: این یک اخطار است؛ و این وضعیت را بیش از این تحمل نخواهیم کرد؛ آنگاه زمانی فرا خواهد رسید که شما خواهید توانست بر دشمنتان پیروز شوید».

از هیرسی سوال شد: «آیا برای نابود کردن آنها باید از قدرت نظامی استفاده شود؟» وی پاسخ داد: «با هر وسیله ممکن باید با آنها مبارزه کرد زیرا اگر شما این کار را نکنید مجبور خواهید بود با احتمال نابود شدن زندگی کنید».(+)


کتاب Adan and Eva
"آیان هیرسی علی" با هدف ایجاد تنش در میان جامعه اسلام و یهودیت، در کتاب جدید خود با عنوان Adan and Eva (برگرفته از نام آدم و حوا)  به روایت داستان آشنایی یک پسر مسلمان مراکشی به نام "آدان" و یک دختر یهودی به نام "اوا" می‌پردازد.

پس از آشنایی "ادان"، "اوا" را به مدرسه تعلیمات قرآنی می برد. این درحالیست که "آدان" نیز از شرابی که در غذای یهودی بوده، مصرف می کند. خانواده این دو پس از اطلاع از این آشنایی در صدد برمی‌آیند که هرچه سریعتر به این رابطه خاتمه دهند و به این منظور خانواده "اوا" وی را برای ادامه تحصیل به مدرسه ای در سوئیس می‌فرستند و...



کتاب کافر
کافر، زندگی‌نامه آیان هیرسی علی از دوران کودکی تا جوانی او در سومالی، عربستان، اتیوپی، کنیا، و سپس پرواز به آلمان و در نهایت پناهندگی در هلند، تجربه تحصیلش در دانشگاه لایدن، فعالیت‌های فمینیستی و از دست دادن تدریجی ایمانش، ورود او به پارلمان هلند، نوشتن فیلم تسلیم و قتل تئو ون گوگ، و در پایان بحث شهروندی و اقامت کنونی‌اش در آمریکا است.

این کتاب که در سال 2007 به چاپ رسیده است در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفته‌است.


هیرسی علی می‌نویسد: من در یک خانواده اسلامی بزرگ شدم، به عنوان یک فرد مسلمان خوب. اسلام در خانواده ما حاکم بود. اسلام در زندگی ما و در زندگی فامیل هایمان . اسلام ایده آل زندگی ما بود. سیاست ما، رفتار و کردار ما حق و حقوق ما، همگی منبعث از اسلام بود.(+)

روزنامه گاردین، چاپ لندن، در تحلیلی بر نقطه نظرهای ایان هیرسی علی، که در گزارشی با عنوان " زنی بی مهابا" (۱۷ ماه مه ۲۰۰۵) به چاپ رساند، نوشت که خانم هیرسی علی وقتی خبر قتوای قتل سلمان رشدی را شنید یک دختر ۲۰ساله معتقد و با حجاب بود. او به روزنامه گاردین گفته بود " وقتی شنیدیم کتابی به چاپ رسیده است که نویسنده آن در مورد پیامبر اسلام حرف های بسیار زشت و کفرآمیز نوشته است اولین چیزی که به ذهن من خطور کرد این بود که او باید کشته شود."(+)

اما چه تحولی در زندگی او رخ می‌دهد که نه تنها کافر شده بلکه به دشمن درجه یک اسلام تبدیل می‌شود.

به باور منتقدان، ایان هیرسی علی هنگامی زبان به انتقاد صریح از اسلام گشود که در پی حملات تروریستی ۱۱سپتامبر و محبوبیت پیم فورتن ، سیاستمدار راست گرای هلند، اسلام و ترس از اسلام و ترس از افراط گرایان مسلمان در این کشور جو مناسبی را برای اسلام ستیزی به وجود آورده بود و او از این فرصت برای پیشبرد اهداف شخصی خود استفاده کرد.(+)


هیرسی و اسرائیل
هر چند هیرسی با ادعاهای آزادی و حقوق بشر، با اسلام به ستیز برخاسته است، اما جالب است که او با یهودیان و اسرائیل رابطه صمیمی دارد.

هیرسی که شدیدا علیه حکم ارتداد در اسلام موضع می‌گیرد، در برابر همین حکم در یهودیت(+) سکوت اختیار کرده و جلوه های دموکراسی در اسرائیل را ستایش می‌کند.(+)

وی در گفتگوی خود با روزنامه گاردین می گوید که جامعه مهاجر مسلمان باید به اصول جهانی حقوق بشر احترام بگذارد و می افزاید" "اگر این ارزش‌ها پذیرفته نشوند آنگاه آن چیزی که در این جا وجود دارد (و تازه واردان نیز خواستار آن هستند) یعنی آزادی از بین خواهد رفت."

و باز هم جای سؤال است که چطور زندگی تازه واردان اشغالگر مهاجر صهیونیست در سرزمین فلسطین را می‌ستاید. کسانی که آزادی ساکنان اصلی این منطقه را گرفته‌اند و هویت و تاریخ خود را بر این منطقه تحمیل کرده‌اند.

نگاه سطحی و فریبکارانه هیرسی به حدی است که مشکل فلسطین را در حد مشکلات فساد دولت‌مردان فلسطینی در دزدی و مدیریت ناصحیح کمک های خارجی تقلیل می‌دهد.(+)

خب البته از یک عنصر کافر اسلام‌ستیز که برای رسیدن به شهرت، هتاکی را حربه خود قرار داده است، انتظاری جز این نمی‌رود.

ایان هیرسی علی به دلیل همین موضع‌گیری‌های خود علیه اسلام و در حمایت از صهیونیسم، مورد تشویق لابی آمریکایی طرفدار اسرائیل قرار می‌گیرد.(+)


ادامه فعالیت‌های اسلام‌ستیزانه در امریکا
خوش خدمتی او باعث می‌شود که به وی بورسِ تحقیقاتی انستیو امریکن اینترپرایز (American Enterprise Institute) اعطا شود و او هم‌اکنون در امریکا به سر می‌برد.

جالب اینجاست که خروج او از هلند، موجی از خوشحالی را در بین زنان مسلمان به راه‌ می‌اندازد.(+)

با ورود به امریکا با نیل فرگوسن، تاریخ‌دان و مجری تلویزیونی ازدواج کرده(+) و فعالیت‌های اسلام ستیزانه‌ی خود را با نوشتن کتاب، تولید فیلم و مصاحبه و مقالات ادامه می‌دهد.

هیرسی علی در جدیدترین کتاب خود به نام "سفری شخصی به برخورد تمدن‌ها" که در سال 2010 به چاپ رسید، با مرور زندگی خود و مهاجرت و زندگی خانوادگی‌اش، شدیدا به اسلام می‌تازد.

جدیدترین فیلم وی به نام "خاطرات افتخار" در سال 2014 به اتمام خواهد رسید. این فیلم نیز طبق روند دگیر آثار این زن هتاک، سراسر توهین به مسلمانان است. هیرسی علی در این فیلم به روایتگری دروغین ظلم و ستمی که بر 9 زن در جوامع اسلامی می‌پردازد.

امثال هیرسی علی با آزادی کامل در کشوری مثل امریکا و هلند به اعتقادات یک و نیم میلیارد مسلمان توهین کرده و با نسبت دادن سنت‌ها و احکام دروغین به دین مبین اسلام هر سال جوایز و هدایای متعددی را از اربابان غربی و صهیونیستی خود دریافت می‌کنند.

اما نتیجه این موج اسلام هراسی در جهان چیزی جز گرایش روزافزون هزاران هزار انسان به سمت باورها و اعتقادات اسلامی نبوده است.



منابع:
http://www.jpost.com/Arts-and-Culture/Books/Ayaan-Hirsi-Ali-on-Israel
http://www.nytimes.com/۲۰۰۷/۰۲/۱۴/books/۱۴grim.html?_r=۰
http://www.volkskrant.nl/vk/nl/۲۶۸۶/Binnenland/article/detail/۷۷۹۹۲۵/۲۰۰۶/۰۹/۳۰/De-zware-beproevingen-van-een-moslimmeisje.dhtml
http://www.bashgah.net/fa/content/show/۱۱۲۹۸
http://womenstudies.ir/archives/۱۴۶۶۹
http://womenstudies.ir/archives/۱۴۶۶۶
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=۲۰۶۳۵۸
http://www.adyannet.com/news/۱۵۲۴
http://www.asriran.com/fa/news/۳۱۰۶۳
http://islamineurope.blogfa.com/post-۱۳۹۳.aspx
/http://islamineurope.blogfa.com/post-۱۳۹۳.aspx
http://en.wikipedia.org/wiki/Ayaan_Hirsi_Ali#Personal_life
http://rajanews.com/detail.asp?id=۸۹۶۴۰
http://www.ketabnews.com/detail-۷۷۲۷-fa-۰.html

 
ترجمه گفتمان سیدحسن نصرالله به فارسی
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: مقاومت

مدیر پژوهشکده مطالعات دینی و فلسفی «المعارف الحکمیه» لبنان گفت: دومین سمینار بین المللی بررسی اندیشه‌های حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای با عنوان مردم سالاری دینی در اندیشه‌های معظم له خرداد ماه سال آینده در بیروت برگزار می‌شود.  

به گزارش خبرگزاری فارس، مدیر پژوهشکده مطالعات دینی و فلسفی «المعارف الحکمیه» لبنان که به ایران آمده است، در دیدار با مدیرعامل انتشارات سروش گفت: دومین سمینار بین المللی بررسی اندیشه های حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی) با عنوان مردم سالاری دینی در اندیشه‌های معظم له خرداد ماه سال آینده در بیروت برگزار می‌شود.
 
حجت الاسلام شیخ شفیق جرادی در دیدار با مدیرعامل انتشارات سروش، افزود: سمینار اجتهاد و نوآوری فکری مقام معظم رهبری که در سال پیش برگزار شد، سمیناری با شکوه و ارزشمند بود که مورد استقبال اندیشمندان مسلمان از کشورهای مختلف قرار گرفت و ثمرات زیادی برای معرفی اندیشه های متعالی اسلام داشت.
 
وی در این دیدار که جمعی از مدیران انتشارات سروش نیز شرکت داشتند، افزود: سمینار آتی نیز اندیشه‌ها و افکار آیت الله امام خامنه ای (مدظله العالی) را در موضوع مردم سالاری دینی مورد بحث و بررسی قرار می‌دهد و اندیشمندانی از کشورهای مختلف با ارائه سخنرانی و مقالات خود در این باره به ابعاد گوناگون مردم سالاری از دیدگاه اسلام خواهند پرداخت.
 
معاون دبیرکل حزب الله لبنان با تقدیر از انتشارات سروش که کتاب اجتهاد و نوآوری فکری مقام معظم رهبری را با کیفیت بسیار خوبی منتشر کرده است، افزود: دوستان ما در انتشارات سروش همت کرده و کتاب مقالات و سخنرانی های همایش الاجتهاد بیروت را بسیار مناسب و ارزشمند به زبان فارسی ترجمه و منتشر کرده اند و بنا داریم انشاءالله در صورت امکان کتاب همایش دوم تحت عنوان «مردم سالاری دینی» در یک زمان در بیروت و ایران به عربی و فارسی منتشر شوند که انتشارات سروش در این مسیر می تواند پیشتاز باشد.
 
وی ادامه داد: اصرار جدی داریم که اندیشه‌های جهان عرب به ایران برسد و از طرفی مایلیم افکار اندیشمندان ایران و متفکران ایرانی به زبان های دیگر از جمله زبان عربی ترجمه و در سطح جهان اسلام منتشر شود.
 
**ترجمه گفتمان سید حسن نصرالله به فارسی
 
وی با ذکر این نکته که انتشارات سروش مجموعه ای ارزشمند و توانمند با نشر کتب ماندگار از چهره های برجسته است، پیشنهاد داد گفتمان سید حسن نصرالله با عنوان «فرهنگ مقاومت» که به عنوان بنیان‌های فکری حزب الله تا کنون چهار جلد آن منتشر شده و مجموعه ای با عنوان «فرهنگ نهضت اسلامی معاصر» که به بررسی افکار و اندیشه های متفکران مسلمان پرداخته، توسط انتشارات سروش به فارسی برگردانده و با کیفیت ارزنده‌ای منتشر شود.
 
مدیرعامل انتشارات سروش نیز در این دیدار در سخنانی ضمن خیرمقدم به شیخ شفیق جرادی و حضور ایشان در مجموعه سروش گفت: انتشارات سروش با سابقه‌ای دیرینه و ارزشمند و انتشار بیش از 1600 عنوان کتاب در حوزه‌های مختلف از مطرح ترین ناشران کشور است که در دوره جدید فعالیت خود انتشار آثار متناسب با نیازهای فرهنگی روز را بیش از پیش مورد اهتمام قرار داده است.
 
مهدی فضائلی افزود: مجموعه مطالعات دینی و فلسفی المعارف الحکمیه لبنان تحت مدیریت جنابعالی با برگزاری سمینار «الاجتهاد و نوآوری فکری» گام بلندی در راستای اندیشه های سیاسی جهان اسلام و تشیع برداشت و همانگونه که سید حسن نصرالله در سخنرانی افتتاحیه فرمودند؛ تلاشی مهم بود برای رفع مظلومیت مقام معظم رهبری و این سمینار موفق شد بخشی از اندیشه های معظم له را از زبان متفکران غیر ایرانی بیان کند که به نوبه خود از آن تشکر می کنیم.
 
وی ادامه داد: انتشارات سروش با توجه به اهمیت این همایش در سطح جهان و فضای عمومی جهان اسلام تصمیم گرفت کتاب این همایش را به زبان فارسی برگرداند و با کیفیت و شمارگان مناسبی منتشر کند که به علت برخی مشکلات از جمله درگذشت مترجم در حین کار مقداری به طول انجامید. اما اخیرا توفیق یافتیم این کتاب را منتشر کنیم که بنا داریم با برگزاری مراسم شایسته ای از این کتاب و رونمایی آن را به مردم و علاقمندان عرضه کنیم.
 
وی آمادگی انتشارات سروش برای همکاری بیشتر با پژوهشکده مطالعات دینی و فلسفی المعارف الحکمیه لبنان و تولید کتب مشترک را اعلام کرد و گفت: مایل هستیم کتاب هایی که در خصوص سیدحسن نصرالله تولید شده را به فارسی ترجمه و عرضه کنیم. همچنین در بحث بیداری اسلامی فعالیت های مشترکی در حوزه نشر کتاب انجام دهیم.
 
در این دیدار و نشست صمیمانه که حجت الاسلام محمدرضا زائری مدیر مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی نیز حضور داشت، مدیر عامل انتشارات سروش با امضاء کتاب فارسی «اجتهاد و نوآوری در اندیشه های مقام معظم رهبری» چاپ سروش برای سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، یک جلد کلام الله مجید نفیس به خط مرحوم حجت الاسلام فضائلی به شیخ شفیق جرادی تقدیم کرد و شیخ جرادی با حضور در گنجینه سروش و امضاء دفتر یادبود این انتشارات، حضور در انتشارات سروش و آشنایی با این موسسه را برای خود مغتنم شمرده و برای این انتشارات آرزوی توفیق کرد.
 

 
واکنش وهابیون به یک برنامه تلویزیونی
ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: مذهبی

«شب آسمانی» نام یک برنامه زنده تلویزیونی است که با رویکرد پاسخ به شبهات دینی از شبکه قرآن و معارف سیما پخش می‌شود. این برنامه با پاسخ‌های مستدل و علمی به نقد وهابیت می‌پردازد که همین امر واکنش شبکه‌های وهابی را در پی داشته است.

به گزارش فارس، برنامه «شب آسمانی» شبکه قرآن و معارف سیما مدتی است که با محوریت پاسخگویی به شبهات مطرح شده از سوی وهابی‌ها روزهای دوشنبه ساعت 21 تا 22 روی آنتن می‌رود. در این برنامه با حضور کارشناسان شیعه و سنی راجع به مبانی فکری اندیشه‌های تکفیری وهابیت مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

 

 

«شب آسمانی» با استفاده از ادله‌های علمی همراه با رویکرد نقد منصفانه و بدون هر گونه تعصب سعی می‌کند بینندگان خود را با اندیشه‌های فرقه انحرافی وهابیت آشنا سازد و به همین دلیل مورد استقبال بی‌نظیر مخاطبان خود قرار گرفته است، این رویکرد برنامه موجب شده شبکه‌های وهابی مانند کلمه و وصال، در واکنشی رسانه‌ای چندین ساعت از برنامه‌های خود را به پاسخگویی مسائل مطرح شده در برنامه شب آسمانی اختصاص دهند.

به منظور آشنایی بیشتر با این برنامه به استودیوی گلستان در حوالی منطقه پاسداران تهران رفتیم تا از نزدیک فرآیند ساخت این برنامه را شاهد باشیم.

 

 

بارش شدید باران پاییزی موجب شده بود، حال و هوای برنامه هم کمی بارانی شود و برنامه با تأخیر روی آنتن رود؛ جنب و جوش خاصی در فضای استودیو حاکم است و هر کسی بنا به وظیفه خاص خویش تلاش دارد که برنامه باکیفیت و هر چه زودتر روی آنتن رود.

امیر مهرداد خسروی کارشناس مجری برنامه زودتر از سایر عوامل در محل حاضر می‌شود و بعد از آن علیرضا قطبی تهیه‌کننده و محسن محمدی به عنوان مدیر تولید این برنامه، در استودیو حاضر می‌شوند، چیزی به پخش برنامه نمانده است که حجت‌الاسلام اکبر روستایی به استودیو می‌آید.

 

 

قبل از اجرا صحبت‌های نهایی میان خسروی و روستایی در اتاق فرمان انجام می‌شد و کلیپ‌هایی که قرار است در برنامه پخش شود مورد بازبینی قرار می‌گیرد. خسروی زودتر از کارشناس برنامه در جایگاه خودش مستقر می‌شود و پس از آن حجت‌الاسلام روستایی وارد می‌شود. سه دوربین فیلمبرداری کار تصویربرداری و پوشش برنامه را بر عهده دارند.

 

دکور برنامه شب‌های آسمانی در سمت چپ و دکور برنامه ویتامین ث در سمت راست استودیو قرار دارد، یکی برنامه صبحگاهی و دیگری برنامه شبانگاهی است و مجاورت این دو دکور، روز و شب را در استودیو گلستان تداعی می‌کند.

تیزر برنامه که پخش می‌شود،‌ اتاق فرمان با تکاپوی کارگردان و تهیه‌کننده انگار جان دیگری می‌گیرد. موضوع این قسمت برنامه شب آسمانی بیشتر به ماجرای دعوت مناظره از وهابیت اختصاص دارد. اینکه موضوعی با این حساسیت در دستور کار شبکه قرآن قرار گرفته، باعث شده بسیاری از اقشار جامعه دوشنبه‌ها در این ساعت شب، بی‌صبرانه منتظر ثمره تلاش عوامل سازنده باشند و این عطش را برای هفته آتی نیز حفظ کنند.

 

خسروی با اشاره به اینکه پدیده‌های نوظهور نظیر وهابیت، برای مجموعه فکری شیعه و اهل سنت اصیل برکاتی هم داشته است،‌ می‌گوید: این افکار و عقاید جلوه‌های تصویری نابی از انحراف در اسلام نمایان کرده‌اند و بخشی از بدنه این جریان فکری که ما آن‌ها را به مناظره دعوت کرده‌ایم بر این موضوع حساس شده و اقدام به توهین و موضع‌گیری‌های شدید کرده‌اند.

وی با بیان اینکه «شب آسمانی» قصد دارد مبتنی بر تئوری‌های علمی بحث علمی را درباره نقد وهابیت در پیش گیرد،‌ ادامه می‌دهد: پیشنهاد مؤکد ما این است که با آن‌ها مناظره حضوری کنیم و به همه شبهاتی که آن‌ها مطرح می‌کنند پاسخ علمی خود را با تکیه بر منابع اهل سنت ارائه دهیم.

در ادامه برنامه، نمونه‌هایی از اهانت شبکه‌های  وهابیت به تشیع در قالب فایل تصویری پخش می‌شود و حجت‌الاسلام روستایی با اشاره به دلایل غیر منطقی شبکه‌های وهابی برای فرار از مناظره، می‌گوید: وهابی‌ها شبکه قرآن سیمای جمهوری اسلامی ایران را بدون بیننده می‌دانند اما همین موضوع مناظره آن‌ها را به وحشت انداخته و نشان‌دهنده این است که از مناظره وحشت دارند،‌ ما آن قدر مبانی متقن علمی داریم که آماده مناظره هستیم.

خسروی هم در تأیید صحبت‌های کارشناس برنامه می‌گوید:‌ بهتر است به جای واکنش‌های نادرست عاقلانه صحبت کنیم، ما در برنامه خود همه مطالبی که بیان می‌کنیم از اسناد معتبر از سوی فضلا و بزرگان اهل سنت است، بنابراین بهتر است که شما نیز از کارشناسانی استفاده کنید که حداقل دارای وزن علمی باشند.

 

 

حجت‌الاسلام روستایی در پایان سخنانش اشاره‌ای هم به این موضوع دارد که وهابیون هیچ‌گاه مخالفان خود را برنمی‌تابند و فرقی نمی‌کند که شیعه باشد یا سنی. وهابیون به راحتی مخالفان خود را متهم به کفر کرده و با ترور و کشتن آن‌ها، منطق رویارویی خود با جهان را نشان می‌دهند.

برنامه بارانی «شب آسمانی» در حالی به کار خود پایان می‌دهد که همچنان بارش باران ادامه دارد و بعد از اتمام برنامه عوامل به سرعت استودیو گلستان را ترک کردند تا در «شب آسمانی» دیگری پاسخگوی یکی دیگر از شبهات باشند.


 
شناسایی هویت 18 شهید حادثه تروریستی عراق
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی

اسامی شهدا و مجروحین ایرانی حادثه تروریستی در عراق اعلام شد.

به گزارش خبرگزاری فارس ، اسامی تعدادی از شهدای حادثه تروریستی عراق اعلام شد.
 
یزدان کیوانی، علی خلیلی، رضا امانی، مرتضی پالار، کامران شبان، داریوش رییسی، احمد خواجه، علی شیخی نژاد، ساسان خواجه، قربان علی صمدی پور، محمد نصیری، اسماعیل خانه‌فروش، بهمن شفیعی و خسرو پاداش، چهارده شهید حادثه تروریستی عراق هستند.
 
درویش‌رضا شهابی ، علیرضا عالی‌پور، مسلم جعفری و داریوش شعبانیان نیز 4 مجروح حادثه تروریستی عراق بودند که وارد کشور شده‌اند.

 
یک جاسوسی کامل:
ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: سایبر

فیس‌بوک حتی از چیزهایی که از انتشار آنها صرف‌نظر می‌کنید هم خبر دارد!

 وبلاگ «یک پزشک»: آیا برایتان پیش آمده است که در شبکه‌های اجتماعی از فیس‌بوک و گوگل پلاس گرفته تا توییتر یا اینستاگرام، نوشته‌ای را کامل کرده باشید، اما در آخرین لحظه آخر، از ارسال مطلب منصرف شده باشید؟

هر یک از ما به دلایلی ممکن است، این خودسانسوری را انجام داده باشیم:

- ممکن است دلیل ما این باشد که حدس می‌زنیم دنبال‌کننده‌های ما از لحن و محتوای مطلب خوششان نخواهد آمد.

- ممکن است از نوع برداشت مخاطبان خود مطمئن نباشیم.

- ممکن است، نگرانی داشته باشیم که گروهی از دنبال‌کننده‌های ما به اندازه کافی محرم اسرار نباشند.

- ممکن است نوشته عواقبی برای ما دربرداشته باشد.

- ممکن است اصلا نخواهیم یک عکس خصوصی و خانوادگی را گروه زیادی از مردم ببینند.

- ممکن است یک لحظه عصبانی و بی‌پروا شده باشیم و بعد از نوشتن پست، حتی قبل از ارسال آن، اندکی آرام شده باشیم و سر عقل آمده باشیم.

به هر حال این پست ارسال نشده، بخشی از ذهنیات مخفی ما محسوب می‌شود، معمولا هیچ آدمی پیدا نمی‌شود که دوست داشته باشد، دیگران از چیزهایی که نمی‌خواهد آشکار کند، مطلع شوند.

اما مطابق خبر و تحقیق عجیبی که در سایت slate منتشر شده است، فیس‌بوک به این مطالب منتشرنشده ما دسترسی دارد!

با استفاده از همین پست‌های ارسال‌نشده یا به قول خود فیس‌بوک سانسورشده، دو عضو فیس‌بوک تحقیق جالبی انجام داده‌اند.

12-14-2013 10-18-56 AM


این دو محقق فیس‌بوک، «ساویک داس» و «آدم کرامر» نام دارند، آنها ۳٫۹ میلیون کاربر فیس‌بوک را طی ۱۷ روز از نظر پست‌های ارسال‌نشده در لحظه آخر، مورد بررسی قرار دادند.

نتایج این تحقیق:

- ۷۱ درصد کاربران به نوعی دست به خودسانسوری می‌زنند.

- پست‌ها بیشتر از کامنت‌ها سانسور می‌شوند.

- پست‌های ارسالی به گروه‌ها، بیشتر از پست‌های عمومی سانسور می‌شوند.

- آن دسته از کاربرانی که به نظر می‌رسد محدودیت بیشتری دارند، بیشتر سانسور می‌کنند.

- مردها یا کسانی که مخاطب مرد بیشتری بیشتر پست‌ها را سانسور می‌کنند.

- مقدار سانسور کامنت‌ها در مردها و زن‌ها برابر است.

- آنهایی که کنترل بیشتری بر مخاطبان خود دارند، بیشتر سانسور می‌کنند.

- آنهایی که دوستانی با محدوده سنی وسیع‌تر دارند یا آنهایی که دوستانشان متعلق به طیف‌های سیاسی گوناگون هستند، بیشتر سانسور می‌کنند.


از ظواهر امر برمی‌آید که هرگاه در حال تایپ چیزی در هر جای فیس‌بوک باشید، متادیتای آن به فیس‌بوک ارسال می‌شود.

البته مشخص نیست که اطلاع فیس‌بوک از پست‌نشده‌های شما محدود به یک متادیتا است، مثل اینکه بداند کاربر «ایکس» پستی نوشت، اما ارسال نکرد یا اینکه احیانا ممکن است فیس‌بوک بداند که شما دقیقا چه چیزی نوشته بودید، ولی ارسال نکردید!

البته در جی‌میل هم وقتی شما شروع به نوشتن یک ایمیل یا پاسخ کنید، ولی ارسالش نکنید، نوشته‌های شما به صورت پیش‌نویس ذخیره می‌شوند، اما در این مورد شما خبر دارید که چنین کاری صورت می‌گیرد و به علاوه این ویژگی یک چیز مفید است.

قوانین حفظ حریم خصوصی فیس‌بوک در این مورد اصلا روشن نیست و نمی‌گویند که سیاست شرکت در قبال چیزهایی که که به اشتراک «نمی‌گذارید» چیست! ممکن است وقتی سر و صدای این قضیه جدید بلند شود، فیس‌بوکی‌ها بگویند که که اطلاعات پست‌ها ارسال شده را جمع‌آموری نمی‌کند.

12-14-2013 10-21-13 AM

حالا این مطلب را بگذارید در کنار اخبار NSA یا اینکه مثلا FBI می‌تواند بدون اینکه ما بدانیم، وب‌کم‌های ما را روشن کند، همه اینها یعنی رخنه صاحبان قدرت در حریم خصوصی ما.

در تحقیق ساده‌ای که پیشتر از آن یاد کردم، چیزی به جز چند نمودار جالب نمی‌بینیم، اما به نظرم واقعا ناجور است که کسی یا شرکتی به افکار پنهانی ما دسترسی داشته باشد!


«ما باید از همه چیزهایی که رخ می‌دهند، خبر داشته باشیم

«دیو اِگِرز» در رمان تخیلی جدیدی خود به نام حلقه The Circle، یک شرکت اینترنتی بزرگ را توصیف می‌کند که می‌خواهد وارد همه حوزه‌ها شود و از همه کارهای کاربرانش مطلع شود، این شرکت به مانند آمیزه‌ای از گوگل و فیس‌بوک عمل می‌کند.

12-14-2013 10-25-27 AM

واقعیت این است که شرکت‌های بزرگ، در کنار همه خدمات و امکاناتی که برای ما فراهم می‌کنند، گاه رفتارهای عجیب و غیرقابل قبولی هم دارند.


 
اطلاعات جدید درباره حمله به سفارت ایران در بیروت
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی

برخی منابع لبنانی با افشای اطلاعات جدیدی درباره جزئیات حمله اخیر به سفارت ایران در لبنان گفتند که خودروی بمب‌گذاری شده در اردوگاه فلسطینی شاتیلا تحویل تروریست‌ها شد.  

به گزارش خبرگزاری فارس، سالم زهران مدیر مرکز اطلاع رسانی تحقیقات راهبردی در لبنان در گفت وگو با شبکه تلویزیونی "ال بی سی" لبنان، سرنخ ها و دستاوردهای جدیدی را درخصوص تحقیقات درباره حمله اخیر به سفارت ایران در بیروت فاش کرد.
 
وی به نقل از یک منبع امنیتی بلندپایه لبنانی گفت: یک فرد فلسطینی معروف مقیم اردوگاه شاتیلا در بیروت با 10 فرد فلسطینی دیگر از این اردوگاه به منطقه ای مرزی در مرز لبنان با سوریه فرار کرده است.
 
وی در اشاره تلویحی به شهرک عرسال در شمال لبنان گفت: این منطقه در مجاورت مناطقی قرار دارد که مخالفان سوری در آنجا حضور دارند.
 
زهران به نقل از منبع امنیتی یاد شده افزود: این اتباع فلسطینی مظنون به دست داشتن در حمله به سفارت ایران در بیروت هستند و به همین علت فرار کرده اند.
 
اردوگاه فلسطینی صبرا و شاتیلا در فاصله یک کیلومتری از محل سفارت ایران در جنوب بیروت قرار دارد.
 
زهران گفت: اردوگاه شاتیلا محلی بود که دو عامل انتحاری خودروی بمبگذاری شده و کمربند انفجاری مورد استفاده در حمله به سفارت ایران را تحویل گرفتند و دستگاههای امنیتی درحال پیگرد افراد یاد شده هستند.
 
وی افزود: دستگاههای امنیتی لبنان با وجود ضعف امکانات خود دستاورهای زیادی را در زمینه تحقیقات درخصوص این حمله تروریستی بدست آورده اند.

 
شهدای تازه تفحص شده در حال شناسایی هستند
ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: تفحص

مسئول ستاد معراج شهدای مرکز گفت: پیکرهای مطهر 38 شهید دوران دفاع مقدس که هفته گذشته از مرز شلمچه وارد کشور شدند، در حال شناسایی هستند.  

به گزارش گروه حماسه و مقاومت فارس(باشگاه توانا)، یکشنبه هفته گذشته (17 آذر ماه) پیکرهای مطهر 38 شهید که اخیراً طی عملیات تفحص برون مرزی در مناطق عملیاتی فاو، مجنون و نهر کتیبان عراق کشف شده‌ بودند، از مرز شلمچه وارد کشور شدند.
 
پیکرهای مطهر این شهدای تازه از سفر برگشته اواخر هفته گذشته وارد تهران شده است؛ سرهنگ ابراهیم رنگین مسئول ستاد معراج شهدای مرکز در حصوص ادامه مراحل شناسایی شهدا، اظهار داشت: پیکرهای مطهر این 38 شهید دوران دفاع مقدس برای شناسایی به محل مورد نظر انتقال یافته است.
 
وی ادامه داد: در صورت شناسایی هویت این شهدا، پیکرهای مطهر به خانواده آنها تحویل داده می‌شود و در غیر این صورت به عنوان «شهید گمنام» در نقاط مختلف کشور تشییع و به خاک سپرده می‌شوند.

 
در دانشگاه شیراز روی داد؛
ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: دانشگاه
مشاور ظریف، مناظره با علی باقری را قبول نکرد

گروه استان‌ها - رجانیوز: شامگاه شنبه 23 آذر بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز برنامه ای با عنوان "تبیین توافق نامه 5+1 در ژنو" به همراه  پرسش و پاسخ دانشجویی به دعوت از دکتر علی خرم (مشاور دکتر ظریف) اقدام کردند. پیش از این علی خرم دعوت بسیج دانشجویی دانشگاه شیراز جهت مناظره با دکتر علی باقری (معاون دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی) را نپذیرفته بود.

به گزارش رجانیوز، درحالیکه دانشجویان حاضر در تالار فجر دانشگاه شیراز همه سالن را پر کرده بودند  وی پس از سخنرانی بیش از 30 دقیقه ای خود به جواب دادن به پرسش های دانشجویان پرداخت. پس از پرسش های صریح دانشجویان درمخالفت با توافقنامه ژنو به درخواست آقای خرم که گفت "اجازه دهید از طیف مخالف شما هم صحبت کنند" یکی از دانشجویان خارج از نوبت به موافقت با توافق نامه هسته ای پرداخت. پس از وی و با توجه به کسانی که نام نویسی کرده بودند باز هم یکی از مخالفان توافق نامه ژنو به پرسش پرداخت که علی خرم حین صحبت های وی جلسه را ترک کرد.
 
اکثر دانشجویان سوال کننده به متوازن نبودن توافق نامه و زیر میز زدن آمریکا و کشورهای مذاکره کننده بعد از توافق اشاره میکردند و با بیان مصادیق تحریم جدید خواستار پاسخ گویی وی بودند. وی تاکید میکرد که نگران توافق نباشید و کار حقوقی را به حقوق دانها بسپارید.
 
علی خرم حین سخنرانی خود بارها تاکید میکرد که تمام متن توافق نامه با رهبری هماهنگ شده بود و رهبری پیش از موافقت نامه آن را کاملا و کلمه به کلمه تایید کردند که دانشجویان در پاسخ صحبت های وی ابراز کردند که رهبری یک روز پیش از مذاکرات و در دیدار با بسیجیان اعلام کرده بود که "بنده در جزئیات مذاکرات دخالت نمیکنم و فقط خطوط قرمز را مشخص خواهم کرد" که مشاور ظریف در پاسخ اعلام کرد "از رهبری نظام برای خود مایه نگذلرید" که دانشجوی حاضر در پشت تریبون اعلام کرد که "شما خودتان از رهبری مایه نگذارید" که پس از این صحبت ها دکتر خرم در میان اعتراض دانشجویان جلسه را ترک کرد.
 
 
وی پس از اعتراض دانشجویان اعلام کرد که "از پرواز جا میمانم" در حالیکه با هماهنگی های صورت گرفته با حفاظت فرودگاه شهید دستغیب شیراز کارت پرواز ایشان دریافت شده بود و تا زمان پرواز بیش از 40 دقیقه زمان باقی بود و این موضوع بارها توسط مجری جلسه تاکید و مطرح شده بود.

 
عکس: تجدید عهد همسنگر با شهید تهرانی مقدم
ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: عکس های خبری
عکس: تجدید عهد همسنگر با شهید تهرانی مقدم

 


 
جزئیاتی از نحوه پرتاب و بازگشت سالم "فرگام" از فضا +فیلم و عکس
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: علمی
به گزارش مشرق، کاوشگر «پژوهش»، آخرین محموله زیستی حامل دومین میمون فضایی با نام «فرگام»، بامداد امروز توانست ماموریت زیر مداری خود را با موفقیت کامل پشت سر بگذارد تا جمهوری اسلامی ایران یک گام دیگر به اعزام انسان به فضا نزدیک تر شود.
فرگام یک نام ایرانی است که از دو کلمه فر+گام تشکیل شده و به معنای فرخنده پی، دارای قدم نیک و خوش قدم آمده است.
کاوشگر پژوهش که حامل یک میمون از نژاد «رزوس» بود پس از طی یک مسیر زیرمداری تا ارتفاع 120 کیلومتر در مدت زمان حدود 15 دقیقه توانست به زمین باز گردد و موجود زنده را سالم بازیابی کند.

 

در طول این ماموریت دانشمندان فضایی کشور توانستند علایم محیطی داخل محموله زیستی از جمله صوت، تصویر، ترکیب گازی و علائم حیاتی موجود زنده نظیر نوار قلب و شاخصهای تعیین کننده وضعیت عمومی در طول پرواز زیر مداری را ثبت و کنترل نموده و در ایستگاه های زمینی آنها را لحظه به لحظه رویت کنند.

 

این اطلاعات ارزشمند دریافتی به متخصصین کشورمان این فرصت را می‌دهد تا در زمینه های گوناگون از جمله زیست فضایی، فیزیولوژی، هوافضا و مهندسی پزشکی تحقیقات در حوزه فناوری فضایی تامین کنند.

 

پرتاب کاوشگر پژوهش و بازیابی آن، گام بلند دیگری در راستای نزدیک شدن جمهوری اسلامی ایران به اعزام انسان به فضا به شمار می‌رود.

 

از ویژگی‌های جدیداین کاوشگر می توان به استفاده از پرتابگر با سوخت مایع که به دلیل اعمال سطح شتاب و ارتعاش پایین تر بر محموله زیستی نسبت به پرتابگر های قبلی جهت ماموریت های حامل موجود زنده از قابلیت های بالا تری برخوردار است اشاره کرد.

 

به کار گیری فناوری ضربه گیر فرود برای کاهش ضربه وارده به موجود زنده در زمان نشست، حداقل سازی زمان جستجو و نجات محموله و پاسخگویی مطلوب چتر نجات در مرحله پایانی پرواز از دیگر ویژگی های کاوشگر پژوهش به شمار می رود.

 

گفتنی است که در بهمن ماه سال 1391 دانشمندان ایرانی موفق شدند توسط "کاوشگر پیشگام " اولین میمون را به فضا ارسال و به سلامت بازیابی نمایند. با تکرار این موفقیت و دستاوردهای جدید آن، جایگاه جمهوری اسلامی ایران در فناوری زیست- فضایی بیش از پیش تثبیت گردید.

 

جمهوری اسلامی ایران در سال 1387با پرتاب کاملاً مستقل اولین ماهواره تماماً ایرانی با نام امید توانست وارد باشگاه فضایی جهان شود.

 

 

محمد ابراهیمی چندی پیش درباره پرتاب کاوشگرها فته بود: فرستادن فضانورد به مدار زمین در دو مرحله ˈاعزام انسان به زیر مدار و اعزام مداری تقسیم بندی می شودˈ که این طرح هنوز به صورت رسمی آغاز نشده است. 
وی مساعد بودن شرایط جوی و آب و هوایی را از جمله الزامات اعزام موجود زنده به فضا عنوان کرد و گفت: دومین کاوشگر پیشگام پرتابی متفاوت از کاوشگر پیشگام یک خواهد داشت. 
رییس پژوهشکده سامانه های فضانوردی سازمان فضایی ایران با بیان اینکه این کپسول زیستی حامل سوخت مایع خواهد بود اما کاوشگر آن همان کاوشگر پیشگام است، افزود: اکنون عملیات آماده سازی چند میمون از نژاد رزئوس در حال انجام است و علاوه بر این تست چند موجود زنده در ابعاد میمون نیز برای اعزام به فضا در دست انجام است. 
ابراهیمی در توضیح نوع سوخت حامل فضایی گفت: نوع سوختی که حامل های فضایی دارد در دو نوع جامد و مایع است که در پرتاب اولیه میمون فضانورد از سوخت جامد استفاده شد که شتاب بیشتری ایجاد می کنند اما سوختهای مایع شتاب کمتری دارند که برای سلامتی موجود زنده و حفاظت از آن سوخت مناسبتری محسوب می شود. 
وی تفاوت شتاب در استفاده از سوخت مایع نسبت به سوخت جامد را کاهش حدود 60 درصدی عنوان کرد و گفت: در سوخت مایع شتاب حامل فضایی 60 درصد کاهش می یابد و برای مثال اگر در حامل فضایی سوخت جامد شتاب 10 درنظر گرفته شده بود با سوخت مایع این شتاب به حدود 6 می رسد که این مقوله بسیار مفید است و ما را از نظر ساخت فضاپیما آماده تر می کند. 
رییس پژوهشکده سامانه های فضانوردی سازمان فضایی ایران تاکید کرد: موجود زنده ای که قرار است برای بار دوم به فضا فرستاده شود از همان نسل و نژاد میمون پیشگام - نژاد رزئوس - خواهد بود. 
***9 گام برای اعزام فضانورد ایران به مدار 
مدیر پروژه اعزام انسان به فضا 9 گام اعزام نخستین فضانورد ایرانی در مدار زمین را موجودات کوچک، موجودات بزرگ، فضانورد به زیرمداری، موجودات کوچک در مدار، بازگشت کپسول زیستی از مدار، آمادگی برای فرستادن کپسول زیستی حاوی انسان به مدار، تست بدون سرنشین و تست باروبات و نهایتا فضانورد در مدار عنوان کرد. 

ابراهیمی افزود: میزان موفقیت در پروژه اعزام انسان به فضا به دو عامل ˈمیزان سرمایه گذاری در این بخشˈ و ˈمدیریت خوب و ظرفیت سازی برای جذب افراد توانمند بستگی دارد.

مشاهده فیلم


 
گزارش فارس از آنچه فرمانده کل سپاه گفت
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: نظامی
سیلوهای مخفی-شلیک‌های پنهان؛ از راکت‌های
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حزب‌الله تا موشک‌های سپاه

استقرار نامتقارن نیروهای موشکی سپاه پاسداران در گستره سرزمینی ایران عملا می‌تواند به عنوان نقطه قوتی در مقابل سپرهای دفاعی آمریکا و رژیم صهیونیستی ایفای نقش کند.

خبرگزاری فارس: سیلوهای مخفی-شلیک‌های پنهان؛ از راکت‌های حزب‌الله تا موشک‌های سپاه

گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس- طی چند سال گذشته و به خصوص پس از دستیابی ایران به توان بالای موشکی در سطح هدف قرار دادن اهداف راهبردی دشمنان نظام جمهوری اسلامی، موازنه نظامی در سطح منطقه دچار چالش‌های چشمگیر و تغییرات بزرگی شد.

از اواخر دهه هفتاد به این سو با عملیاتی شدن موشک‌های نسل دوم ایران همانند موشک‌های خانواده شهاب، موشک سجیل و همچنین توانمندی هدف‌گیری نقطه‌ای اهداف با موشک‌های فاتح و خلیج فارس توان ایران برای تلافی هرگونه حمله ناگهانی به مواضع حساس نظامی و یا هسته‌‌ای به شدت افزایش یافته است.

موشک شهاب

این توان بالا به خصوص پس از لشکرکشی نظامی ایالات متحده آمریکا به منطقه خلیج فارس و قرار گرفتن پایگاه‌ها، تجهیزات و نیروهای آمریکایی در بُرد موشک‌های ایرانی اهمیتی بسزایی برای ایجاد یک بازدارندگی راهبردی را ایفا کرده است.

از سوی دیگر رژیم صهیونیستی به عنوان قدرتی که همواره تلاش می‌کند با استفاده از توانمندی خود در حوزه نیروهای هوابرد که به دلیل کمک‌های بی‌دریغ ایالات متحده ایجاد شده است با نیروی بازدارنده‌ای روبه‌رو شده که مانع هرگونه تهاجم احتمالی در طول 10 سال گذشته با وجود تمام تهدیدات شده است.

*پاتریوت و هیتس در مقابل سجیل و شهاب

در مقابل، طی چند سال گذشته شاهد سرمایه‌گذاری گسترده ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی برای ایجاد یک چتر حفاظتی در مقابل موشک‌های بالستیک ایران بوده‌ایم که از این جمله می‌توان به تقویت و ایجاد سپر دفاع موشکی موسوم به هیتس و پیکان در رژیم صهیونیستی و استقرار رادارهای باند ایکس در ترکیه، صحرای نقب و همچنین قطر و استقرار موشک‌های پاتریوت و تاد در نقاط مختلف اشاره کرد. با این حال موفقیت در هرگونه حمله به مواضع رژیم صهیونیستی و ایالات متحده وابسته به پنهان نگه داشتن موضع احتمالی شلیک و ایجاد توان مقابله مجدد است.

شلیک موشک سجیل

سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخیرا در حاشیه کنگره شهدای علمی که در تهران برگزار شد، با اشاره به توان موشکی سپاه و تاثیر آن در ایجاد بازدارندگی، گفت: «روش‌هایی که ما برای نگهداری و شلیک موشک‌های خود استفاده می‌کنیم، به صورت ناهمطراز و شبیه کاریست که حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه کرد.»

این گزارش در حقیقت مروریست کوتاه بر آنچه حزب الله در نبرد با ارتش صهیونیستی بکار گرفت و مقایسه آن با اقدامات و برنامه‌های موشکی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تهدیدات احتمالی.

*غافلگیری رمز اصلی موفقیت

یکی از اصول مهم در موفقیت هر حمله متقابل موشکی و سردرگم کردن سیستم‌های دفاعی دشمن ایجاد سلسله حملات موشکی به صورت غافلگیرانه و در حجم انبوه است.

البته در کنار این نباید به این نکته بی‌توجه بود که شناسایی دقیق محل پرتاب موشک و محاسبه نقطه دقیق فرود آن می‌تواند کمک شایان توجهی به مقابله مؤثر با آن کند.

از همین‌رو یکی از مهم‌ترین اولویت‌های هر سیستم دفاعی برای مقابله مؤثر با حملات موشکی شناسایی دقیق مواضع شلیک است؛ راهبردی که تاکنون به صورت جدی در قالب شناسایی‌های هوایی و عسکبرداری‌های فضایی به وسیله ماهواره‌های جاسوسی به دقت پیگیری می‌شود. در نقطه مقابل ایجاد نوعی جنگ نامتقارن و استقرار استتار شدن سیستم‌های تهاجمی می‌تواند تدابیر گران قیمت دشمن را به راحتی خنثی کند.

موشک سجیل

*وقتی موشک های چندصد دلاری سیستم‌های دفاعی چندصد میلیون دلاری را خنثی می‌کند

شاید در طول 10 سال گذشته یکی از مهم‌ترین تجربه‌های عملی در خصوص رویارویی یک نیروی هوایی متعارف و سیستم‌های دفاع موشکی با یک نیروی مهاجم بالستیک، جنگ 33 روزه در سال 2006 بود.

در این نبرد، رژیم صهیونیستی با تکیه بر نیروی هوایی مدرن خود که متشکل از جنگنده‌های آمریکایی و همچنین بمب‌های هدایت لیزری به همراه سیستم دفاع موشکی بود به شدت با بمباران سریع نقاط گوناگون لبنان در تلاش بود تا ضمن تخریب توان موشکی حزب‌الله، از هدف قرار گرفتن شهرها و مناطق صنعتی نظامی خود و همچنین اجرای عملیات زمینی در خاک لبنان حمایت کند.

در نقطه مقابل، نیروهای حزب‌الله مجهز به موشک‌های کوتاه برد کاتیوشا، فجر3، فجر 5 و همچنین زلزال در صدد بودند که با مقابله مؤثر و هدف قرار دادن اهدافی در عمق خاک اسرائیل و تحمیل هزینه سیاسی و نظامی هنگفت، رژیم صهیونیستی را وادار به عقب‌نشینی کنند.

آماده سازی موشک برای شلیک توسط رزمندگان حزب‌الله

در طول جنگ با وجود بمباران‌های مداوم و عملیات‌های شناسایی توسط هواپیماهای بدون سرنشین بر فراز خاک لبنان نیروی هوایی این رژیم توانایی انهدام بخش مؤثری از توان موشکی حزب‌الله را نیافت.

به یاد بیاورید که پس از شلیک چند فروند موشک حزب‌الله از منطقه‌ای مثل «بنت جبیل» یا «مارون‌الراس»، جنگنده‌های ارتش صهیونیستی بلافاصله پس از شناسایی مناطق، آنجا را با خاک یکسان می‌کردند؛ بلافاصله گزارشگر تلویزیون اسراییل در منطقه حاضر می‌شد و اعلام می‌کرد که مواضع موشکی حزب‌الله از بین رفت اما هنوز گزارش به انتها نرسیده بود که مجددا موشک‌های حزب‌الله دقیقا از همان مناطق، به سمت سرزمین‌های اشغالی شلیک می‌شد.

*شلیک تا روز آخر

استفاده از تدابیر جنگ نامتقارن همچون حمل موشک‌ها توسط نفر به مواضع شلیک و عدم استفاده از خودروهای متحرک، استفاده از تونل‌های زیرزمینی برای حمل و نقل تجهیزات موشکی و همچنین اختفای صحیح مهمات موجود به صورت جدا از هم و بعد سر هم کردن آنها در موضع شلیک، امکان شناسایی مؤثر را از نیروی هوایی رژیم صهیونیستی سلب کرد و به همین دلیل تا آخرین روز جنگ، موشک‌های حزب‌الله به صورت مداوم شهرهای شمالی رژیم صهیونستی را هدف قرار می‌دادند.

استقرار سامانه‌های راکت‌انداز حزب‌الله

این مسئله جدا از به وجود آوردن هزینه هنگفت نظامی و اقتصادی، باعث ایجاد فضای ناامن روانی و فرار بیش از یک میلیون شهرک‌نشین صهیونیست از مناطق اشغالی شد که عملاً‌ این رژیم را پس از 33 روز وادار به عقب‌نشینی از حملات مداوم هوایی خود کرد.

این نبرد نشان داد که استفاده از تدابیر مؤثر در پنهان کردن مواضع شلیک تا چه اندازه می‌تواند از انهدام موشک‌های شلیک شده توسط سیستم‌های دفاعی جلوگیری کند.

* افزایش موشک‌های حزب‌الله زیر گوش اسراییل

همه این اقدامات زمانی بیشتر جلب توجه می‌کند که بدانیم، حزب‌الله نه تنها در منطقه نبرد با اسراییل بلکه در داخل کشور لبنان نیز موانع بزرگی همچون دولت وقت را در مقابل خود می‌دید که این موانع بزرگ کار را برای ورود و نگهداری موشکها به داخل مناطق جنوبی لبنان سخت می‌کرد.

برای همین بود که رژیم صهیونسیتی در اولین روزهای جنگ 33روزه اقدام به هدف قرار دادن زیرساخت، پل‌ها و راههای ارتباطی حزب الله با بیرون (بخصوص سوریه) کرد تا در همان ابتدا راه را بر ورود موشک‌ها و تجهیزات بیشتر ببندد.

اما این تقابل‌ها نه تنها از تعداد موشک‌های حزب‌الله نکاست، بلکه بعدها سید حسن نصرالله دبیرکل این حزب اعلام کرد اگر جنگ باز هم طول می‌کشید، به اندازه لازم موشک برای شلیک در اختیار داشتیم.

وی همچنین در یکی از سخنرانی های خود در مراسم گرامیداشت سردار شهید عماد مغنیه اعلام کرد: اگر آن روز چندهزار موشک در اختیار حزب‌الله بود؛ امروز هزاران هزار موشک را در اختیار داریم.

اینها نشان می‌دهد که فرماندهان حزب‌الله از پیچیده‌ترین روشها برای ورود و نگهداری موشک‌های خود استفاده می‌کردند؛ آن هم در محیطی که بیشترین ناامنی را برای این حزب به دلیل گروها و فرقه‌های مختلف، مزدوران و دستگاههای جاسوسی اسراییل بوجود آورده بودند.

*موشک‌های بزرگتر و زمینی برای مانور بیشتر

این راهکار به صورت جدی از سوی نیروهای استراتژیک جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد و از آنجا که پهنه سرزمینی قابل استفاده برای نیروهای نظامی ایرانی بسیار گسترده‌تر از خاک لبنان (البته برای حزب‌الله، تنها جنوب لبنان) است عملاً امکان هرگونه شناسایی مواضع پیش از شلیک موشک را برای عامل شناسایی مشکل و حتی غیرممکن می‌‌کند.

با توجه به اندازه و حجم بالای موشک‌های ایرانی از جمله شهاب 3، سجیل و موشک قدر و قیام که برای هدف قرار دادن مواضع رژیم صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا در صورت حمله احتمالی مورد استفاده قرار می‌گیرند تدابیر لحاظ شده برای اجرای استقرار نامتقارن توسط نیروی نظامی ایران بسیار متنوع‌تر از حزب‌الله لبنان است.

شلیک موشک قیام

*سیلوهای پنهانی، اسلحه‌هایی مخفی

یکی مهم‌ترین راهکار این مسئله، استفاده از سیلوهای زیرزمینی پرتاب برای پنهان‌سازی موشک‌های آماده شلیک می‌باشد.

در این روش موشک به صورت ایستاده در سیلوی بتنی پرتاب در زیرزمین قرار می‌گیرد و تنها سوخت و ژیروسکوب‌های مورد نیاز برای هدایت بر روی آن نصب نمی‌شود.

استقرار موشک بالستیک سپاه در سیلوهای زیرزمینی

در شرایط اضطراری و بلافاصله پس از اعلام آماده باش، سوخت مورد نیاز به موشک تزریق شده و مختصات هدف مورد نظر به موشک داده می‌شود. البته نگرانی‌های موجود درباره ماندگاری سوخت تنها مرتبط به سوخت مایع است و با توجه به دسترسی ایران به تکنولوژی استفاده از سوخت جامد و ساخت موشک‌ سجیل با برد 2 هزار کیلومتر امکان شلیک این موشک از سیلوهای استتار شده به روش گرم و احتراق در درون سیلو تنها در مدت 20 دقیقه امکانپذیر است.

 
شلیک موشک بالستیک سپاه از سیلوهای زیزرمینیhttp://farsnews.com/newstext.php?nn=13920923001640

روش شلیک‌های مخفی به سوی اهداف در نبرد غزه و در مقیاسی بسیار کوچکتر از توان هجومی ایران توسط گروهای مبارز فلسطینی به خصوص جنبش جهاد اسلامی در صحنه عمل تست شد؛ جایی که راکتهای ابتدایی و نه چندان پیشرفته فلسطینی‌ها با روش‌های کاملا ابتکاری و ابتدایی، به صورت مخفی و از زیر زمین به سمت تل‌آویو و دیگر شهرهای سرزمین‌های اشغالی شلیک شد و شاید این بزرگترین غافلگیری صهیونیستها در نبرد با فلسطینیان باشد.

استتار موشک‌های مقاومت در زیر زمین در نبرد غزه

 
شلیک موشک های جهاد اسلامی از زیر زمین به سمت شهرهای صهیونیستی

*تحرک استراتژیک

یکی دیگر از روش‌های پنهان‌سازی مواضع پرتاب، سوار کردن موشک‌ها بر روی خودرو و لانچرهای متحرک پرتاب و استقرار آن در محل شلیک با تغییر جای آن است.

در این شیوه در صورت نیاز به استفاد از این موشک و با استفاده از خودروهای حمل‌کننده می‌توان موشک را به نقطه‌ای خاص منتقل و سپس با آماده‌سازی آن نسبت به شلیک به سوی هدف اقدام کرد.

شلیک موشک فاتح

امکان جابه‌جایی خودروها و لانچرهای پرتاب امکان تعیین مختصات نقطه پرتاب و در نتیجه پیش‌بینی مسیر حرکت موشک را به شدت مشکل کرده و عملاً می‌تواند به غافلگیری سیستم دفاعی حریف بینجامد.

در کنار این باید به این مسئله نیز اشاره کرد که شلیک انبوه موشک‌های ذکر شده می‌تواند به سردرگمی سیستم های هشدار و نظارت نیز ختم شود.

*آمادگی برای ضربه‌ای بزرگتر

با چنین تفاسیر و سرمایه‌گذاری نیروهای نظامی ایران بر اتخاذ تاکتیک‌های نامتقارن در استقرار موشک‌های بالستیک ایران می‌توان به راحتی به این نکته پی برد که در صورت بروز هرگونه درگیری نظامی که به طور حتم اولین نشانه‌های آن حملات متقابل هوایی خواهد بود، مقابله با موشک‌های ایرانی بسیار دشوار است و نظامیان آمریکایی و صهیونیستی باید خود را برای مواجهه با انبوهی از موشک‌های ایرانی آماده کنند که به صورت ناگهانی و از نقاط نامعلوم به سمت اهداف خود شلیک می‌شوند.

البته آنها حتما می‌دانند که سرعت و قدرت این موشکها بسیار بیشتر از موشک‌های کاتیوشا و زلزال حزب‌الله خواهد بود؛ موشکهایی که این بار نه از منطقه محدودی مانند جنوب لبنان، بلکه از پهنه‌ای به وسعت سرزمین ایران شلیک می‌شود.


 
۵ مشخصه سناریوی آمریکا در اجرای مرحله اول توافق ژنو
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: سیاسی

آمریکایی‌ها طی ۶۰ سال گذشته ثابت کرده‌اند در ضدیت با ایرانیان بدون برنامه و صرفا بر مبنای نظرات شخصی حاکمان وارد عمل نمی‌شوند و برای هر مقطعی سناریوی مشخصی می‌چینند.

خبرگزاری فارس: ۵ مشخصه سناریوی آمریکا در اجرای مرحله اول توافق ژنو

به گزارش خبرگزاری فارس، طی روزهای پس از حصول توافق ژنو که از سوی تیم سیاست خارجی دولت یازدهم به منزله موفقیتی بزرگ ارزیابی شد، سخنان و اقداماتی از سوی مقامات آمریکایی مطرح گردید که دست‌کم به قول مقامات وزارت خارجه، اگرنه با محتوای توافق، دست‌کم با روح آن در تعارض بود. البته وزیر امور خارجه در صفحه شخصی فیس‌بوک خود گفته که به اقدامات آمریکایی‌ها پاسخ داده شده است، هرچند اطلاع‌رسانی بیشتری از ابعاد و چند و چون این پاسخ‌ نکرده است.

مواضع باراک اوباما، جان کری، وندی شرمن و نمایندگان کنگره آمریکا که از هر سو به ایران و حق غنی‌سازی در خاک این کشور می‌تازند و همچنین تحریم تعدادی شخصیت حقیقی و حقوقی در راستای ادامه تحریم‌های قبلی و نه وضع تحریم جدید، همه نشان از آن دارد که آمریکایی‌ها در حال به پیش بردن یک سناریوی برنامه‌ریزی‌شده هستند. ادبیاتی که جدیدا در اندیشکده‌های آمریکایی تولید می‌شود نیز مزید بر علت است.

آمریکایی‌ها طی 60 سال گذشته ثابت کرده‌اند در ضدیت با ایرانیان بدون برنامه و صرفا بر مبنای نظرات شخصی حاکمان وارد عمل نمی‌شوند. نمونه‌هایی در این خصوص وجود دارد که از حوصله این نوشتار کوتاه خارج است اما به هرحال این بار هم آمریکایی‌ها با تقسیم نقش و با یک برنامه‌ریزی دقیق در حال بررسی گام‌های بعدی خود پس از ژنو هستند.

اما سناریوی آمریکایی‌ها در این مرحله از چه شاخص‌هایی برخوردار است؟ این سناروی که مرتبط با گام اول توافق ژنو است، به احتمال قوی دست‌کم از 5 شاخص برخوردار است:

1- حفظ ساختار تحریم‌ها و محدودسازی آثار مثبت توافق ژنو: بدیهی است که سخنان مقامات آمریکایی نشان‌گر آن است که این کشور ابزار تحریم را کاملا ابزاری مناسب و تاثیرگذار می‌داند و دلیلی هم برای پرده‌پوشی این واقعیت نمی‌بیند. در این صورت، حفظ ساختار تحریم‌ها به امید تسلیم کامل ایران در دستور کار واشنگتن قرار دارد.

از سوی دیگر با توجه به اینکه طبعا در توافق ژنو تسهیل‌هایی برای تحریم‌ها در نظر گرفته شده، آمریکایی‌ها مواظب هستند که ساختار فعلی از هم فرونپاشد و اگر توافق ژنو تبعات مثبتی داشته، این آثار و تبعات به‌غایت محدود شوند. این خواسته صهیونیست‌ها هم هست و نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بارها در خصوص فروریختن ساختار تحریم‌ها هشدار داده است.

2- ارعاب مشتاقان شکستن تحریم‌ها: یکی از خصوصیات تسهیل تحریم‌ها، ولو به مقدار کم، هجوم شرکت‌های خارجی به ایران برای کسب سود بیشتر است. منافع اقتصادی همواره آن‌قدر جذابیت دارند که با کمترین تسهیل در تحریم‌ها، سیل مشتاقان را روانه ایران کنند. شرکت‌های اروپایی در این بین البته از اشتیاق بیشتری برخورداند چرا که طعم بازار ایران را در گذشته‌ای نزدیک چشیده‌اند. شنیده‌ها حاکی از آن است که پس از توافق ژنو، صدها هیات اروپایی راهی تهران شده‌اند تا به بررسی فرصت‌های جدید بپردازند.

چنین واقعیتی می‌تواند ساختار تحریم‌های آمریکا را فروبپاشد و فرآیند دور زدن تحریم‌ها را توسعه بخشد. در این صورت آمریکایی‌ها قطعا مهم‌ترین ابزار تاثیرگذار خود را که به لطف ضعف‌های ساختار اقتصاد ایران و وابستگی شدید آن به نفت بدترین تاثیرات را در دو سال گذشته بر اقتصاد ایران نهاده، از دست خواهند داد. در این صورت باید شرکت‌های اروپایی و آسیایی همچنان از ورود به بازار ایران در هراس باشند و ادامه افزودن نام به فهرست سیاه، می‌تواند این هدف را تامین کند.

3- استمرار تحریم با عناوین جدید: وندی شرمن، معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایالات متحده اخیرا گفته که توافق ژنو تنها تحریم‌های جدید مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را منع می‌کند. این بدان معناست که آمریکایی‌ها از این پس خواهند توانست با عناوین جدید همچون «نقض حقوق بشر»، «حمایت از تروریسم» و ادعاهای بی‌اساس دیگر بر تحریم‌های ایران بیفزایند بدون آنکه توافق ژنو را زیر پا گذاشته باشند.

4- افزایش مطالبات طرف آمریکایی و حفظ سقف برای درآمدهای ایران: آن‌گونه که از شواهد برمی‌آید طرف آمریکایی برای کسب درآمد ایران بر اساس تسهیل تحریم‌ها سقف تعیین کرده است؛ سقفی که اخیرا در سخنان دیوید کوهن، معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا به‌وضوح مورد تصریح قرار گرفت. از سوی دیگر، مطالبات آمریکایی‌ها از ایرانی‌ها در سخنان مقامات این کشور طی 20 روز اخیر سیر سعودی داشته است. هر چند ایرانی‌ها طبعا به این سخنان اعتنای چندانی ندارند و نباید هم داشته باشند، اما این بخشی از سناریوی آمریکاست.

5- گسترش دامنه فشارها از موضوع هسته‌ای به دیگر موضوعات: همان‌طور که آمریکایی‌ها می‌توانند به‌واسطه بهانه‌هایی غیر از بهانه هسته‌ای علیه ایران تحریم اعمال کنند، خواهند توانست دامنه فشارهای بین‌المللی بر ایران را از موضوع هسته‌ای به دیگر موضوعات تسری دهند و کم‌کم بر گستره توقعات خود از دولت و ملت ایران بیفزایند. ادامه این وضع می‌تواند به گشایش جبهه‌های جدید علیه ایران بینجامد به طوری که اگر فرضا مساله هسته‌ای حل هم بشود، مسائل جدید در پیش روی این کشور قرار گیرد.

بدیهی است که سناریوی آمریکایی‌ها تنها به 5 محور فوق خلاصه نمی‌شود و می‌تواند ابعاد گسترده‌تری داشته باشد اما به نظر می‌رسد این 5 محور در آن شاخص باشند.

تقابل با این 5 محور قطعا می‌طلبد که دستگاه سیاست خارجی کشور از هوشمندی لازم برخوردار باشد. طرف غربی باید به این نتیجه برسد که در این مقطع، گزافه‌گویی و اقدامات خصمانه بی‌هزینه نیست و اتفاقا هزینه‌های واقعی و عینی دارد.

مجموعه سخنان آمریکایی‌ها که طی روزهای اخیر وقیح‌تر از گذشته شده، بیان‌گر آن است که احساس کاذب پیروزی به آنها دست داده و باید با بیانیات و اقدامات به‌موقع، باد به غبغب افتاده سران کاخ سفید و کنگره را فرونشاند.


 
زارعی در گفت‌وگو با فارس:
ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٤  کلمات کلیدی: اقتصاد
مدارک کافی برای اثبات فساد در کرسنت وجود دارد

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه پرونده کرسنت سیر خود را در دادگاه لاهه می‌گذراند، خاطرنشان کرد: مدارک کافی برای اثبات فساد در کرسنت وجود دارد.

خبرگزاری فارس: مدارک کافی برای اثبات فساد در کرسنت وجود دارد 

علی‌اصغر زارعی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس درباره آخرین وضعیت پرونده کرسنت گفت: بنا به گزارشاتی که از مسئولان حقوقی پرونده دریافت کرده‌ایم لایحه جدید مربوط به این پرونده به دادگاه لاهه ارائه شده است.

وی اضافه کرد: لایحه جدیدی که ارائه شده در ادامه لایحه قبلی بحث فساد در پرونده را به دادگاه ارائه کرد و منتظر نتیجه دادگاه هستیم.

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه پرونده کرسنت سیر خود را در دادگاه لاهه می‌گذراند، خاطرنشان کرد: مدارک کافی برای اثبات فساد در کرسنت وجود دارد.


 
من مسلمانم مرا بکش +تصاویر
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی
گروه فرهنگی مشرق- یک کاریکاتوریست خلاق انگلیسی با کشیدن کارتون‌هایی به برخورد دوگانه دولت‌های غربی با مسلمانان اعتراض کرده است. که تعدادی از یان کاریکاتور ها را ذیل مشاهده می کنید:



ترجمه :متهم است .. زنده یامرده, احتیاط کنیدبسیارخطرناک است





یک راهبه می تواند سرتاپای خود را بپوشاند تا زندگیش را وقف عبادت کند , درست است ؟
اما چرا وقتی یک زن مسلمان این کار را انجام دهد , مورد ملامت قرارمیگیرد ؟





وقتی زنی در غرب خانه داری کند وبه تربیت کودکانش بپردازد مورد ستایش وتقدیر جامعه قرار گرفته فداکارشمرده میشود اما اگر همین کار را زن مسلمان انجام دهد مورد ملامت قرار می گیرد



حقوق وآزادی هر دختری ایجاب می کند که به دانشگاه برود وهرچه را دلش میخواهد می تواند بپوشد اما دختر با حجاب مسلمان از ورود به دانشگاه منع می شود


اگر کودکی به موضوعی علاقمند باشد باید آن را رشد ونمو داد اما اگر علاقمند به اسلام باشد باشد فایده ای ندارد



اگر شخصی جان خود را بخاطر نجات دیگران به خطر اندازد شجاع ودلیر خوانده می شود وهمه جامعه او را محترم می شمارند اما اگر فلسطینی باشد وسعی کند فرزندش یابرادرش را نجات دهد تا مبادا دستش بشکند یا ازمادرش دفاع کند تاکه مورد تجاوزقرار نگیرد یا از منزلش دفاع کندتاکه ویران نشود به او تروریست می گویند



اگر یک یهودی شخصی را بکشد هیچ ربطی به دین یهودیت ندارد
اما اگر مسلمانی به جرمی متهم شود اسلام را متهم اصلی می دانیم



هر مشکلی که پیش اید ما انواع راه حل ها را می پذیریم اما اگر اسلام راه حل نشان دهد حتی حاضر نیستیم به آن نگاه کنیم



وقتی کسی ماشین خوبی را به شیوه نادرستی براند کسی ماشین را مقصرنمی داند اما اگر مسلمانی خطا کند یا درست برخورد نکند مردم ما می گویند اسلام مقصر است !!



بدون نیم نگاهی به قوانین وشرع اسلام, مردم ما هرآنچه که رسانه ها می گویند باور دارند , اما سؤال اینجاست که قرآن چه می گوید!
کاریکاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 2012 ,کاریکاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین Images 2012<br />
 ,کاریکاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین 1433 ,کاریکاتیر انجلیزی مناصر للمسلمین


چرا, چون او مسلمان است !


آیا می خواهی این ستم پایان یابد؟
این ایمیل را برای هر که می شناسی بفرست



من مسلمانم مرا بکش وآن را هزینه های تحمیلی(اضافی) نام بگذار
دارائیم را غارت کن, به وطنم تجاوز کن , راهبرم را تو تعیین کن ونام آن را دمکراسی بگذار


 
عکس/ سفید پوش شدن حرم زینب(س)
ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: عکس های خبری

طوفان "الکسا" که از روسیه آغاز شده چند روزی است که مناطقی از لبنان و سوریه را فراگرفته است. حرم مطهر حضرت زینب(س) نیز در این ایام همزمان با بارش برف چهره‌ای متفاوت به خود گرفته و کاملا سفیدپوش شده است.


 
پیکر شهید حزب الله از چنگ تکفیری‌ها خارج شد + تصاویر
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: مقاومت

به گزارش مشرق به نقل از ابنا،  منابع خبری لبنانی ساعاتی پیش خبر دادند که نیروهای حزب الله در سوریه توانستند پیکر شهید «ذوالفقار حسن عزالدین» را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند.

وی از اهالی شهر "صور" لبنان است که در عملیات جهادی و در دفاع از حرم مطهر حضرت زینب(س) و مقدسات اسلامی به شهادت رسید.

این منابع اعلام کردند که این خبر تا ساعاتی دیگر به صورت رسمی توسط خبرنگار شبکه المنار در منطقه الغوطه دمشق منتشر خواهد شد.

از سوی دیگر خانواده این شهید حزب الله در واکنش به این خبر اعلام کردند که درحال پیگیری آن از طریق منابع رسمی هستند.

شایان ذکر است «ذوالفقار حسن عزالدین» جوان شیعه لبنانی و از اعضای حزب الله هفته گذشته در حین انجام وظیفه جهادی خود در منطقه الغوطه شرقی دمشق به فیض شهادت نائل آمد و تروریست‌های منطقه پیکر این شهید را با خود برده بودند.

 


 
۴ آهنگ حامد زمانی برای بیداری‌ اسلامی
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی
به گزارش گروه فرهنگی مشرق، حامد زمانی این روزها با آهنگ مرگ بر آمریکا محل توجه و اقبال عمومی است و البته دشمنان نیز به دلیل همین موسیقی او را مورد هجمه قرار داده‌اند. اما این اولین آهنگ حامد زمانی درباره آمریکا و دشمنان نبوده است. او پیش از این ترانه «مکر شیطان» را خوانندگی کرده است.

او برای قبله اول مسلمین «قدس» خوانده است. و برای نقش زنان در بیداری اسلامی نیز ترانه خوانده است. در ادامه 4 ترانه از این خواننده انقلابی آمده است که تقدیم مخاطبان عزیز می شود.

 



مکر شیطان | امت واحده (دو زبانه)

به این آتش برس هیزم مهیا کن، مهیاتر
گلستانیم ما در آتش نمرود زیباتر

مهیا کن ولی خورشید محشر نیز در راه است
مهیا کن ولی عمر تو کوتاه است کوتاه است

بسوزان و تماشا کن شهادت پوشی ما را
رقم کی می‌زند این شعله ها خاموشی ما را

اذان آه ما آتش زده طومار عصیان را
بسوزان تا رساتر بشنوی نام شهیدان را

مسلمانان، مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید
در این بتخانه ابراهیم باشید و تبر گیرید

به یک دریای واحد می‌رسند این رودها روزی
می‌اید از شبستان مساجد صبح پیروزی

بسوز ای سعی باطل آخر این ماجرا با ماست
تو مکر آخر شیطانی و مکر خدا با ماست

هلا ای از درون ویران، ببین آبادی ما را
بخوان از مشرق حق روشنای صبح فردا را

***

سل الانوار هل لازلت یا شیطان نعسانا
لقد عدنا و فینا القلب للعلیاء لهفانا

(از این روشنایی‌های برآمده بپرس؛ آیا هنوز در خواب هستی ای شیطان؟
اینک ما به سمت نور بازگشته‌ایم و در سینه قلبی است که برای اوج آسمان‌ها می تپد)

أتی یهفو من الوجد؛ عظیم النهج و القصد
کسیف یخرق الدیجور فی مجلاه ایمانا

(دل ما این که به سمت سربلندی در جریان است در مسیری با شکوه و با هدفی بزرگ
همانند شمشیری که با جلایش تاریکی را شکافته و در جلوه‌اش جاری ایمان است)

و نحن الان فی طول المدی نجری الی الصبح
لنرسم خطونا فی النور و الآفاق مسرانا

(و اینک ماییم که در تمام مسیرها به سمت صبح در جریانیم
تا گام‌هایمان را در نور ترسیم کنیم و قدمگاهمان در آسمان‌ها باشد)

برایات الفدی فی ساحه الایمان اشرقنا
لماذا لا ننادی الموت ان الموت احیا

(با بیرق های ایثار در ساحت ایمان طلوع کردیم
چرا شهادت را به سمت خود نخوانیم چرا که این مرگ ما را جاودانه کرده است)



 

حماسه بی‌تاب | زنان و بیداری اسلامی (دو زبانه)

بشنو کنون طنین اذان را

تکبیرهای بت شکنان را

فریاد کن حماسه‌ی بی‌تاب

بشکن سکوت سرد جهان را

فریاد کن سکوت حرام است

وقت رکوع و سجده گذشته است

اینک زمان زمان قیام است

ای مادران صبر و نجابت

ای دختران شوق و شهادت

ای وارثان زینب و زهرا

پیغمبران صبر و صلابت

با کودکت بگو که نخوابد

زیرا که شب سرآمده دیگر

بیدار باش باشد از این پس

لالایی مدام تو مادر

آیات سرخ واقعه برخوان

ام‌نضال وار به پا خیز

کاخ سیاه اهل ستم را

چون تار عنکبوت فرو ریز



 

قدس | فلسطین

وقتی که در تاریکی و تردید

در آسمان خورشید پیدا نیست

سهم پرنده از رهایی

حتی نسیم و ابر زندانی‌ست

اینک فلسطین فوجی از آتش

اینک فلسطین موجی از خون است

سرشار از رویای آزادی

از لاله‌های سرخ گلگون است

ای زادگاه و خانه‌ی پیامبران ای قدس

ای قبله‌ی اول بمانی جاودان ای قدس

از غیرت مردان آتش زاد

تا عرصه بر اهریمنان شد تنگ

اولاد شیطان را مجالی نیست

تا سرنوشت شوم‌شان شد سنگ

فردا بهاری تازه در راه است

فردا بهاری سبز و رویاگون

فردا طلوع لاله‌های سرخ

در باغ‌های روشن زیتون

ای زادگاه و خانه‌ی پیامبران ای قدس

ای قبله‌ی اول بمانی جاودان ای قدس


 

مرگ بر آمریکا

مرگ بر تازیانه ها

تازیانه های بی امان

به گرده های بی گناه بردگان

مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی

در یکی دو ثانیه

با سقوط علم از آسمان

مرگ بر کشتن جوانه ها

مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها

مرگ بر فصاحت دروغ

مرگ بر بوق های بوق

مرگ بر سیم های خاردار و کشتزارهای بیم

مرگ بر گورهای دسته جمعی و بندهای انفرادی زمین

مرگ بر بریدن نفس

مرگ بر قفس

مرگ بر شکوه خار و خس

مرگ بر هوس

مرگ بر حقوق بی بشر

مرگ بر تبر

مرگ بر شراره های شر

مرگ بر سفارت شنود

مرگ بر کودتای دور

زندگی باد زندگی او

زنده باد زندگی من، تو، ما

یک کلام… مرگ بر آمریکا

مرگ بر ابولهب

مرگ بر یزید و شمر و ابن سعد

مرگ بر زاده‌ی زیاد

بگو بلند: بیش باد

مرگ بر قطعنامه های بستن فرات، قحط آب

مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب

مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا

مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا

یک کلام…مرگ بر آمریکا



منبع:تریبون مستضعفین


 
فیلم/ پرتاب و بازیابی "فرگام"
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: فیلم های خبری

آخرین محموله زیستی، حامل دومین میمون فضایی با نام«فرگام» ، بامداد امروز توانست مأموریت زیرمداری خود را با موفقیت کامل پشت سر بگذارد تا جمهوری اسلامی ایران یک گام دیگر به اعزام انسان به فضا نزدیک‌تر شود.

مشاهده فیلم


 
وصیت نامه «فرمانده عملیات نیروی قدس» پیش از اعزام به اروپا
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: تفحص

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «اکبر آقابابایی» به تاریخ چهارم فروردین ماه 1340 در اصفهان متولد شد. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران پیوست و تا پایان سال های دفاع مقدس، تا جایگاه «قائم مقام فرماندهی لشکر 14 امام حسین(صلوات الله علیه)» ارتقاء مقام یافت.

 
«اکبر آقابابایی» از جمله رزمند گانی بود که در عملیات انهدام پالایشگاه «کرکوک» شخصا حضور داشت. آن سردار عزیر، در سوم شهریور ماه 1375 پس از سال ها تحمل آثار ناشی از استنشاق گاز خردل، بال در بال ملائک گشود و پیکر تکیده و رنج کشیده اش ، در کنار همرزمانش، «حسین خرازی» و «مصطفی ردانی پور» در گلزار شهدای اصفهان به خاک سپرده شد.

 حاج اکبر در زمان شهادت، فرماندهی عملیات «نیروی قدس» را بر عهده داشت. در یگان های عملیاتی، چون «نیروی قدس».، فرمانده ی عملیات، در حقیقت، مردِ شماره ی دو به شمار می رود. در آن زمان، فرماندهی این نیرو، بر عهده ی سردار «وحیدی» بود
آن چه خواهید خواند، آخرین وصیت نامه ی شهید  «اکبر آقابابایی» است که پیش از حرکت به سرزمین جنگ زده و در خون طپیده ی «بوسنی و هرزگوین» در قلب اروپا، به رشته ی تحریر درآمده است:


شهید«حاج اکبر آقابابایی»


بسم الله الرحمن الرحیم
والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا
شهادت می دهم به وحدانیت خداوند باری تعالی که همه ی هستی از او است و شریکی ندارد.
شهادت می دهم که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) رسول خدا و امین حق است و خاتم انبیاء الهی است.
شهادت می دهم علی(صلوات الله علیه) و اولاد او، امام بر حق و جانشینان رسول اکرمند.
شهادت می دهم، راه امام خمینی، راه اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) و ادامه ی راه حسین(صلوات الله علیه) بوده و جانشین برحق او، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، ولی امر مسلمین می باشد.

خداوند باریتعالی را شاکرم که این حقیر سراپا تقصیر را هدایت فرموده و در مسیر این راه حق و اسلام عزیز قرار داد که اگر هدایت و رحمت او نبود بنده ای ضعیف چون من به ورطة هلاکت می‌افتاد.

این وصیت را در حالی می نویسم که عازم ماموریتی هستم به منطقه ای که اسلام عزیز سال ها در غربت بسر برده است و برای رشد آن نیاز به جهاد و شهادت است. از او که صاحب مرگ و حیات است خواستارم این حقیر گنه کار را به لطف و مرحمت خود بخشیده و شهادت که فخر اولیای الهی است را نصیبم گرداند.

این جانب «اکبر آقابابائی» فرزند «حسینعلی» به خانواده و دوستان عزیزم سفارش می‌کنم دست از اسلامِ عزیز برنداشته و اسلام عزیز را که سال ها در غربت بوده یاری کنند و از ولایت تا پای جان دفاع نمایند و بدانند که اسلام بدون ولایت، یعنی اسلامِ بدون علی در هر زمان.
 عزیزانم! بدانید که دفــاع از ولایت فقیه و مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای، دفاع از علی (ع) و فرزندان اوست و این محقق نمی شود جز با تلاشی صادقانه در اجرای اوامر بر حق ایشان.
عزیزانـم! بدانید که دشمنان قسم خورده انقلاب وقتی مایوس می شوند که بدانند شما مردانه در پشت سر رهبر و قائد خود ایستاده اید و از او پیروی می‌کنید.

عزیزانم! بدانید دشمنان اسلام با بهره‌گیری از زر و زور در پی آنند که شما را از گذشته درخشان خود مایوس سازند و شما را به سمت دنیای پر از نیرنگ خود کشانده و از مسیر حق جدا سازند و برده ی خود نمایند به همین جهت است که شما باید کاملا هوشیار باشید و فریب دنیای آن ها را نخورید و بدانید که همه دنیا فانی است و آن چه باقی می ماند اعمال نیک و کارهای صواب شماست.
مجاهدین و رزمندگان عزیز که سال های جنگ را در رکاب رهبر و پیشوای خود حضرت امام خمینی کبیر مجاهدت نمودید!  بدانید که شیطان از هر سو در کمین است ، تا ما رامنحرف نماید، بنابراین مراقب باشید و جهاد در راه خداوند را در هر زمان و مکان فراموش نفرموده، شهادت را در آغوش کشید و این انقلاب را به دست صاحب اصلی اش امام زمان (عج) بسپارید.
در پایان از همة عزیزان و از رهبر عزیزم طلب بخشش دارم، امیدوارم از خطاهای این حقیر درگذرید.
والسلام
اکبر آقابابایی
74/2/4


شهید«حاج اکبر آقابابایی» احتمالا در «بوسنی و هرزگوین»

روحمان با یادش شاد


 
روایت شاهد عینی از حمله به کارگران ایرانی
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی

به گزارش مشرق به نقل از ایرنا، ˈمسلم جعفریˈ افزود: اهل هفشجان شهرکرد هستم و مدت هشت ماه است که بعنوان جوشکار در شرکت ایرانی که اجرای خط لوله گاز ایران به عراق را بر عهده دارد، کار می کنم.

وی که 34 ساله است و کتف اش مورد اصابت گلوله قرار گرفته، گفت: روز گذشته در حالیکه با پنج دستگاه خودرو برای استراحت به محل اقامت باز می گشتیم در بین راه در منطقه الندی دیاله در شمال عراق، یک گروه تروریستی راه را بر ما بستند و شروع به تیراندازی به سمت خودروها کردند.

جعفری اضافه کرد: دقایقی این تیراندازی ادامه داشت تا اینکه برخی نیروهای ارتش و پلیس عراق به محل حادثه آمدند و تروریست ها نیز گریختند.

وی گفت: در این حادثه تعدادی از همکاران مان بر اثر شلیک گلوله به شهادت رسیدند و من به همراه سه ایرانی دیگر مجروح شدیم.

ˈعلیرضا عالی پورˈ دیگر مجروح این حادثه تروریستی نیز که اهل هفشجان استان چهار محال و بختیاری است، گفت: ما قبلا نیز در این منطقه کار می کردیم ولی با چنین حوادثی مواجه نشده بودیم. وی افزود: عصر جمعه هدف حمله تروریست هایی که می گویند از القاعده هستند قرار گرفتیم و از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفتم و بیشتر همکارانم شهید شدند.

این دو نفر که در بیمارستانی در شهر کلار منطقه اقلیم کردستان عراق بستری بودند بعد از ظهر امروز از طریق مرز رسمی پرویزخان وارد کشورمان شدند و بلافاصله برای انجام مراحل درمانی به بیمارستان ابوالفضل العباس (ع) قصرشیرین منتقل شدند.

معاون سیاسی اجتماعی فرماندار قصرشیرین در این باره گفت: با توجه به وضعیت ناامنی که در عراق وجود دارد و حضور گروههای تروریستی، باید طرف عراقی امنیت تمام کسانی که در این کشور کار می کنند را تامین کند.

ˈنعمت اله نازپروردهˈ افزود: با توجه به مبادلات اقتصادی ایران و عراق عده ای از این مناسبات تجاری خشنود نیستند و با این گونه اقدامات سعی در برهم زدن آرامش منطقه و روابط دو کشور دارند.

روز جمعه تعدادی تروریست مسلح با سد کردن راه خودروهای حامل کارگران و مهندسان ایرانی که در استان دیاله عراق مشغول کار بودند 18 ایرانی را به شهادت رساندند و چهار نفر را مجروح کردند.


 
جدیدترین اخبار از جاسوس انگلیسی در کرمان
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: امنیتی

به گزارش مشرق به نقل از تسنیم، دادخدا سالاری رئیس دادگاه انقلاب کرمان امروز از دستگیری یک جاسوس سرویس اطلاعاتی انگلیس MI 6 در این استان خبر داده و گفته بود که وی با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) و پس از 10 ماه کار اطلاعاتی و مراقبتی این جاسوس در کرمان دستگیر شده است.

آنطور که رئیس دادگاه انقلاب کرمان گفته بود: این جاسوس MI6 پس از تعطیل شدن سفارت انگلیس در ایران به طرق دیگر اقدام به ارائه اطلاعات می‎کرده است.

در همین باره، علیرضا منظری توکلی نماینده مردم بافت و عضو مجمع نمایندگان استان کرمان با اشاره به دستگیری جاسوس سرویس اطلاعاتی انگلیس اظهار داشت: این جاسوسان انگلیس با تلاش اداره کل اطلاعات استان کرمان دستگیر شده است.

وی ادامه داد: این جاسوس انگلیس با بررسی شرایط اقتصادی کشور، حتی پیشنهاداتی در مورد وضع تحریم‌های جدید علیه ایران به سرویس اطلاعات خارجی انگلیس داده بود که از آن جمله پیشنهاد لغو بیمه کشتی‌های نفتکش ایرانی بوده است.

عضو مجمع نمایندگان استان کرمان در مجلس با اشاره به ارتباط این جاسوس انگلیس با یکی از نهادهای اقتصادی استان متبوعش گفت: این جاسوس انگلیسی از کسانی بوده که با یکی از نهادهای اقتصادی استان کرمان ارتباط داشته و با استفاده از اطلاعاتی که از این نهاد کسب می‌کرد، راجع به تحریم‌ها به دشمن اطلاعات داده است.

وی می‌گوید: این جاسوس اطاعات اقتصادی کشور را به انگلیس منتقل کرده و حتی بر مبنای پیشنهادات او، بیمه کشتی‌های نفتکش ایران نیز تحت تحریم اتحادیه اروپا قرار گرفته است.

منظری توکلی تأکید کرد: طبق اطلاعاتی که این جاسوس به انگلیس منتقل کرده بود، به افسران اطلاعاتی انگلیسی گفته بود که ایران از پرچم کشورهای دیگر برای انتقال مواد نفتی خود استفاده می‌کند. این جاسوس MI6 این اطلاعات را در اختیار دشمنان نظام اسلامی قرار داده و دشمن نیز از اطلاعات این جاسوس در تعیین و تصویب تحریم‌ها استفاده کرده است.

نماینده مردم بافت در مجلس همچنین خاطرنشان کرد: اتهامات وارده به این جاسوس انگلیسی دقیق بوده و متهم نیز به انجام جاسوسی و اتهامات وارده، اعتراف کرده است. حتی این جاسوس در حالی دستگیر شده که حامل اطلاعات دیگری برای انتقال به سرویس اطلاعات خارجی انگلیس بوده است.

به گفته منظری توکلی، جاسوس دستگیر شده، یک یا دو بار نیز به انگلستان سفر کرده است.


 
بیانیه دانشجویان:
ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی

پاسخ تحریم‌های جدید، بازگشت ایران به

 

 

 

 

 

 

 

غنی‌سازی 20 درصدی است

 اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در خصوص تحریم های جدید ایران توسط آمریکا پس از توافقنامه ژنو بیانیه ای صادر کرده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، متن این بیانیه به شرح ذیل است:
 
در حالی که هنوز از توافق نامه هسته ای ایران و گروه 1 5، موسوم به توافق ژنو 3، 20 روز هم نگذشته است، دولت آمریکا با نقض این توافق، تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کرد و بار دیگر بر این اعتقاد ایرانیان که دولت آمریکا به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست، صحه گذاشت.
 
آمریکایی ها به وضوح برای همه جهانیان روشن کردند، که آنچه از آن به عنوان مشکل هسته ای ایران نام می بردند و به این بهانه سال ها ایران اسلامی و مردم این کشور را تحت فشار قرار داده بودند، چیزی جز بهانه نبود و مشکل آن ها نه با بحث هسته ای که با مردم ایران است. این واقعیتی است که نه تنها رفتارهای دولت مردان آمریکا در طول این سال ها آن را مبرهن کرده است و نقض توافق نامه ژنو در این اواخر نیز صحه ای بر همین موضوع بود، که حتی سرپرست تیم مذاکره کننده آمریکا نیز از بیان صریح آن هیچ ابایی ندارد و به وضوح نسبت به این واقعیتی که سال ها پیش رهبر معظم انقلاب و ملت ایران بر آن تاکید داشتند، اذعان می کند.
 
اعمال تحریم های جدید علیه ایران و آن هم درست چند روز بعد از توافق نامه ژنو، توطئه نخ نما شده ای که تلاش می کرد همواره ایران را مقصر عدم حل مسئله ای هسته ای ایران به جهان معرفی کند، را خنثی کرد و امروز دیگر همگان شاهد بودند که دولت خبیث امریکا در شرایطی نقص تعهد کرد که دولت مردان ایران نهایت همکاری را با گروه 1 5 کرده اند و دیگر هیچ بهانه ای برای جنگ رسانه ای و روانی آمریکا باقی نگذاشته اند.
 
تصمیم اخیر ایالات متحده، بدون تردید منبعث از همان دشمنی دیرینه و شصت ساله ی این دولت با مردم ایران است و اقدامی در راستای تکمیل سال ها جنایت و توطئه ی این دولت مستکبر نسبت به ملت ایران است.
 
اما با این وجود، علاوه بر اینکه این اقدام آمریکا خباثت بیش از پیش این دولت را برای ملت ایران و دیگر ملت های جهان واضح تر از هر زمانی مشخص کرد، عبرت خوبی هم برای دولت مردان کشورمان است تا با چشم خود بینند که دشمن هیچ گاه قابل اعتماد نیست و اگر خدای ناکرده ذره ای در برابر دشمن عقب نشینی صورت بگیرد، گستاخی مضاعف وی را در پی خواهد داشت و نه تنها دشمن قدمی برای همکاری برنمی دارد که تلاش می کند قدم های بیشتری برای تجاوز به حقوق طرف مقابل خود بردارد.
 
شوربختانه برخی سیاسیون با تحریف و وارونه جلوه دادن پیمان شکنی آمریکا تلاش می کنند با طرح "آمریکایی معتدل و آمریکایی تندرو" تصویری نادرست از آنچه رخ داده است را واگو کنند. این در حالی است که اظهارات مقامات آمریکایی به وضوح حاکی از آن است که طرح مسئله "آمریکایی تندرو و معتدل" پاک کردن صورت مسئله است.
 
به این مسحور شدگان باید گفت؛ اگر باور ندارید لااقل کمی از اظهارات مقامات آمریکایی را مرور کنید؛ آنجایی که خانم "وندی شرمن"، سرپرست مذاکره کنندگان آمریکایی در موضوع هسته‌ای ایران، هم سو با بیانیه کاخ سفید رسما اعلام می کنند «کنگره از نظر تئوریک می تواند تحریم های جدیدی را علیه این کشور وضع کند و تنها باید دید که ادبیات ویژه مورد استفاده در این تحریم ها چیست»
 
این اظهارات نشان می دهد در محافل آمریکایی- صهیونیستی بحث تندرو و معتدل مطرح نیست. باید پذیرفت دولت امریکا منعی برای تحریم های جدید ندارد و شاید در زمان اجرای آن اختلاف نظر باشد. دولت آمریکا نشان داده است تا زمانی که خوی استکباری دارد، به هیچ وجه قابل اعتماد نیست. هر چند در داخل کسانی بخواهند تصویری معکوس از خوی آمریکایی بسازند.
 
و اما آنهایی که در داخل جریان های سیاسی، امید به رفتار دوستانه آمریکا داشتند و دل به اعتماد دولت آمریکا بسته بودند، اکنون چشمان خود را باز کنند و ببینند که تکیه بر دیوار آمریکا، تکیه بر دیواری سست و نامطمئن است.  
 
اکنون دولت مردان کشورمان باید بدانند که برای حل مشکلات اقتصادی و حتی مسائل مربوط به سیاست خارجی، راهی جز تمرکز بر قدرت درونی کشور وجود ندارد و دولتی می تواند در سیاست خارجی موفق باشد که تمرکز و نقطه ی امیدش را در درون کشور و ملت خودش قرار دهد. اگر قدرت درونی و پشتوانه ملی نباشد بدون تردید هیچ گشایشی در سیاست خارجی هم نخواهد بود. این تجربه ای است که در طول سال ها مردم ایران آن را شاهد بوده اند که آمریکا این بار نیز از آزمون اعتمادسازی مردود بیرون آمد، و بدون شک "آزموده را آزمودن خطاست."
 
از آنجا که رفتار غربی ها مصداق بارز گستاخی در برابر ملت ایران بود اقدام کارشناسان کشور مبنی بر ترک نشست وین از دید ما کاملا پسندیده و قابل تقدیر است. ما دانشجویان، ضمن محکوم کردن این گستاخی و خباثت دیگرباره دولت جنایت کار آمریکا و ظالمانه دانستن اعمال تحریم های جدید این کشور علیه ملت ایران، از دولت مردان و به ویژه وزیر امور خارجه کشورمان می خواهیم که این جسارت بی شرمانه آمریکای خبیث را بی پاسخ نگذارند و البته پیشنهاد می کنیم، پاسخ درخور چنین اقدام مزورانه از سوی آمریکا، بازپس گیری همه ی آنچه که در توافق نامه ژنو ایران متعهد شده است به غرب بدهد است و معتقدیم بازگشت به غنی سازی 20 درصدی، شروع خوبی برای پاسخ دادن به گستاخی بی شرمانه شیطان بزرگ و دشمن قسم خورده ملت ایران است.
 
والسلام علی من التبع الهدی
 
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
 
دانشگاه های سراسر کشور

 
واکنش وزیر علوم به شایعه تغییر فرهاد رهبر
ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: دانشگاه

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، رضا فرجی دانا وزیر علوم، تحقیقات و فناوری در حاشیه‌ چهاردهمین نمایشگاه دستاوردهای پژوهش و فناوری در جمع خبرنگاران گفت: سعی داریم روسای دانشگاه‌ها که از احکامشان مدتی باقی مانده است تا انتهای مدت حکم بر سمت خود باقی بمانند و پس از آن هیئت ارزیابی به کارشناسی عملکرد روسای دانشگاه‌ها می‌پردازد.

 
وی افزود: برخی روسای دانشگاه‌ها دوره 8 ساله خدمتشان به پایان رسیده است و ادامه کار آنها مشکل دارد ولی برخی دیگر که دوره چهار ساله را به اتمام رسانده‌اند هیئت‌های ارزیابی به دانشگاه اعزام شده و با نظر کارشناسی و اظهار‌نظر دانشجویان سعی می‌کنیم با نظر حداکثری فردی اصلح که فضای آرامی را در دانشگاه ایجاد کند منصوب کنیم.
 
وی با بیان اینکه تغییر روسای دانشگاه‌ها بدون عجله انجام می‌شود، اظهار داشت: در رابطه با دانشگاه تهران شایعاتی مطرح می‌شود که نمی‌دانم افراد با بیان این شایعات می‌خواهند به کجا برسند ولی امیدواریم بازار شایعات جای خود را به اطلاعات بدهد.
 
وزیر علوم اضافه کرد: هنوز به دانشگاه تهران هیچ هیئت ارزیابی نیز اعزام نشده است، ما قائل به کار مخفی نیستیم و هیچ حکم یک دفعه‌ای صادر نکرده‌ایم بلکه کارها را با مطالعه و مشورت انجام می‌دهیم.
 
وی در رابطه با برنامه‌ریزی در مورد برگزاری کنکور سراسری گفت: ما مجری قانون مجلس هستیم و قانونی که مجلس تصویب کرده را اجرا می کنیم. آموزش و پرورش نیز ملزم به برگزاری آزمون‌های استاندارد است. زمانی باید سهم سوابق تحصیلی دانش‌آموزان را لحاظ کنیم.
 
وی افزود: امیدواریم با برنامه‌ریزی گام به گام در مورد کنکور اگر اثرات تخریبی وجود دارد به حداقل برسد.

 
دانشجویان خطاب به ضرغامی:
ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: دانشگاه

فتنه را در برنامه‌های سیما بازخوانی کنید و از

 

 

 

 

 

 

 

 

هجمه جنایتکاران نهراسید

 هفت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ها، خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما به مناسبت چهارمین سالروز حماسه "9دی" در بیانیه ای خواستار بازخوانی جنایت های فتنه گران در سال 88 شدند.

 
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آمده است: در آستانه 9 دی جنایات فتنه گران در سال 88 را یادآوری کنید و از ملامت سرزنش کنندگان نهراسید.
 
متن این نامه به شرح ذیل است:
 
ریاست محترم سازمان صدا و سیما
 
جناب آقای مهندس عزت الله ضرغامی
 
سلام علیکم
 
جمهوری اسلامی ایران با برگزاری به طور متوسط هر سال یک انتخابات، کارنامه ای درخشان در نقش آفرینی مردم در حکومت و عینیت بخشیدن به مردم سالاری دارد. همین امر موجب شده است که نظام مقدس اسلامی بعد از گذشت بیش از سه دهه از عمر آن، همچنان واجد پشتوانه گسترده بی نظیر مردمی باشد. در این بین انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در سال 88 و مشارکت 40 میلیونی مردم، بدون شک یکی از بارزترین نمونه های حضور پرشور و معنادار مردم در صحنه بود، که حماسه ای کم نظیر و تاریخی را در کشور به منصه ظهور رساند.
 
با این همه همواره بوده اند و هستند افراد و جریان هایی که هر چند فریادهای دموکراسی خواهی شان گوش فلک را کر کرده است، اما در عمل نشان داده اند که رای و نظر مردم برایشان اهمیتی ندارد و دم زدن از مردم فقط برای نیل به اهداف و اغراض سیاسی شان است. نمونه بارز این رویکرد مزورانه را می توان در انتخابات سال 88 دید. آنجایی که این افراد وقتی با "نه" معنادار مردم روبرو شدند، تمام عیار در مقابل رای و دیدگاه ملت قدم علم کردند و برای انتقام گیری از مردم از تلاشی فروگذار نکردند.
 
آنچه بعد از انتخابات سال 88 اتفاق افتاد، ظلمی بزرگ و فراموش نشدنی به ملت ایران و نظام مقدس اسلامی بود. سران خائن و اصحاب خبیث فتنه، برای تحقق خواسته ها و طراحی های از پیش تعیین شده آمریکا و اسرائیل، رای و نظر مردم و قانون را به راحتی نادیده گرفتند و حاضر شدند برای خرسندی آن دشمنان بیگانه، هر آنچه را می توانستند بر سر مردم آوردند.
 
اما گذشت زمان، هر چه بیشتر خیانت ها و جنایت های این پلیدان زمانه را برای مردم روشن تر کرد، تا جایی که کاسه صبر ملت لبریز شد و حماسه عظیم "9دی" را رقم زدند. آنچه در "9دی" سال 88 اتفاق افتاد محاکمه علنی سران جنایت کار فتنه توسط توده های ده ها میلیونی ملت بزرگ ایران بود.
 
شعارهای محکم و پر شور مردم در ابراز نفرت شدید از سران فتنه، در نهم دی ماه 88، -که حتی رسانه ملی هم از پخش برخی از آن ها اجتناب کرد!- به وضوح دیدگاه ملت نسبت به روسیاهان سال 88 را نشان داد و حجت را بر همگان تمام کرد که خواسته مردم در قبال این خائنین به ملت چیست.
 
لذا حال که بار دیگر در آستانه سالروز آن حماسه تاریخی و عظیم قرار گرفته ایم، از حضرتعالی و رسانه ملی انتظار می رود نسبت به روشنگری و بیان واقعیت های فراوانی که در رابطه با جنایت های سران و اصحاب فتنه 88 وجود دارد، تردید به خود راه ندهید و استوارتر از قبل در این مسیر مقدس گام بردارید.
 
ریاست محترم سازمان صدا و سیما
 
از حضرتعالی و سازمان صدا و سیما انتظار می رود، در دفاع از جمهوریت نظام و در مقابله با ظلم بزرگ و فراموش نشدنی که فتنه گران روسیاه، به مردم بزرگ ایران روا داشتند، تمام عیار به پا خواسته و این ایامی که یادآور آن خروش انقلابی و بی نظیر ملت بزرگ است را غنیمت شمرده و برای افشای لایه های مختلف آن همه جنایت در حق مردم، کمر همت ببندید.
 
البته شکی نیست که کسانی که با تقابل آشکار با مردم، این لکه ننگ را تا ابد بر پیشانی خود نشاندند، امروز نیز از روشنگری های صدا و سیما سخت خشمگین شوند و زبان به هتاکی و فحاشی باز کنند، لکن باید دانست که کسانی که در سال 88 برای انتقام گیری از مردم، تا جایی که توانستند جلو رفتند، امروز هم تا زمانی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی به رسانه مورد نظر اربابان اسرائیلی و امریکایی شان بدل نشود راضی نخواهند شد و هجمه ها و فحاشی ها علیه آن سازمان را ادامه خواهند داد.
 
جناب آقای ضرغامی
 
ما دانشجویان ضمن گرامی داشتن چهارمین سالروز حماسه عظیم و تاریخی "9دی" -که همانا پتک محکم جمهوریت بر سر دیکتاتوری اشرافیت بود- ضمن تشکر از حضرتعالی جهت روشنگری های صدا و سیما در رابطه با جنایت های فراموش نشدنی فتنه سال 88، از جنابعالی مصرانه خواستاریم که همچنان و بویژه در این ایام حماسی نسبت به روشنگری و بیان واقعیت های فتنه برای افکار عمومی همت کنید و با تکیه به آیه « یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ » از هجمه های پوشالی آنان که دست شان در آن جنایت بزرگ آلوده است، تردیدی به خود راه ندهید.
 
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
 
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه بیرجند
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان
 
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه قم
 
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه اراک
 
انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج

 
تصاویری از میانمار که قابل نمایش نبود
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: فرهنگ

 محمدعلی هاشم‌زهی مستندساز سیستان و بلوچستانی از تجربیات مستندسازی‌اش در این منطقه و آخرین کارش درباره مردم میانمار می‌گوید.

به گزارش فارس، محمدعلی هاشم زهی متولد 1359 در سیستان و بلوچستان است که کار خود را از سال 82 با ساخت مستندهای کوتاه در سیستان شروع کرده و تا به حال 15 مستند کارگردانی کرده که عمده آن نیز در مورد همین منطقه است.
 
مستند «سواس» راجع به یک کفش محلی است که از برگ نخل وحشی ساخته می‌شود، «مهتاب» درباره پیرزنی که استاد بزرگ سوزن دوزی منطقه بود، «سچکان» درباره عشایر بلوچ، در تهران هم مستند«لیکو» درباره دو مادر شهید و «انسانم آرزوست» تولید گروه فرهنگ و معارف شبکه یک، «حماسه تیس» درباره یکی از قهرمانان بلوچ که با پرتغالی‌ها جنگید، «بهارگاه» با موضوع بهار در بلوچستان، «آک. آ.پ. آس» و «موکان» که باز درباره سیستان و بلوچستان است و «جایی برای زندگی» درباره مسلمانان میانمار که آخرین کار او بود از جمله مستندهای هاشمزهی است.
 
پای صحبت‌های این کارگردان جوان و خوش آتیه کشور نشستیم که در ادامه از نظر می‌گذرد:
 
به عنوان یک مستندساز دوست دارم گستره جغرافیایی‌ام را زیاد کنم
 
فارس: اینکه شما بیشتر به منطقه سیستان و بلوچستان می‌پردازید و مستندهایتان بیشتر در این منطقه میگذرد برای عدم توجه به آن منطقه است یا اینکه علاقه شخصیتان است؟
 
به نظرم دلیل اصلی‌اش به قابلیت این منطقه برمی‌گردد طوریکه بعد از 15 مستند، بازهم دوست دارم در آنجا کار کنم ولی به عنوان یک مستندساز می‌خواهم جغرافیاام را بیشتر کنم و کارهایی را خارج از منطقه و ایران انجام دهم چون که مستند می‌تواند یک اندیشه بزرگ را القا کند و این گستره زیاد آن را می رساند. من در همه کارهایم همزاد پنداری را مد نظر قرار می‌دهم و همیشه می‌خواستم ببینم که خودم چه دیدی دارم و می‌خواهم چه چیزی استخراج کنم.
 
می‌توان از زندگی زیبا استنباط داشت و آن را با مخاطب به اشتراک گذاشت
 
فارس: اصل حرف شما چیست؟
 
می‌خواهم بگویم که واقعا نگاه انسان می‌تواند به پیرامونش زیبا باشد. من در هیچ یک از فیلم‌هایم سیاه نمایی نداشتم. می‌شود استنباط زیبایی از زندگی داشت و آن را با مخاطب به اشتراک گذاشت. سوژه‌هایم در بلوچستان هم همین هستند. من عنوان یک هنرمند همیشه دوست داشتم زیبایی ثبت شود و تا حالا هم گمان می‌کنم موفق بودم.
 
فارس: این چیزی که شما از آن فرار میکنید در فیلم کوتاه و مستندهایی که ساخته میشود مشتری زیادی دارد. گاهی یک مستند سوژه تلخی دارد ولی عبرت آموز است ولی زمانی این «سیاه‌ بینی» ایدئولوژی سازنده است.این را قبول دارید؟
 
من با این حرفتان موافقم و این مساله این به نیت فیلمساز برمی‌گردد. یک فیلمساز به عنوان یک ایرانی فیلم می‌سازد تا به افتخارات کشور بیافزاید و اگر مشکلی را سوژه قرار می‌دهد باید قصدش این باشد که این مسئله را حل کند که متاسفانه همیشه اینگونه نیست.
 
امنیت سیستان و بلوچستان طوری نشان داده می‌شود که تمام قوم اصیل بلوچ زیر سئوال می‌رود
 
من در بعضی فیلم‌ها می‌بینم که فیلمساز با یک خلوص و نگاه خاصی به سمت فیلم رفته ولی بعضی وقت‌ها فیلمسازها با فیلمشان و سوژه بازی می‌کنند و برای جشنواره و جایزه فیلم می‌سازند. اینکه صرفا یک فیلمی ساخته شود که برای کشورمان بار منفی دارد، نیت درستی نیست. در سیستان سوژههای منفی زیادی وجود دارد و همه‌شان هم واقعیت دارد ولی اگر من این فیلم را بسازم به نفع مردم سیستانی و بلوچستانی نیست. این مردم  ساده و درد کشیده هستند. من از صدا و سیما انتقاد دارم چراکه روی جریان نا امنیهای گذشته که تروریستها ساخته بودند کل قوم بلوچ و طوایف هم فامیل در قوم بلوچ زیر سئوال رفتتند و بدون هیچ کار کارشناسی در بعضی جاها با ابروی این مردم شریف از طریق رسانه ملی بازی شد که الحمذ لله هم اکنون این امر بهتر شده و هموطنان سره را از ناسره تشخیص می دهند. وقتی شما یک فیلم مثبت می‌سازید و زیبایی‌های آن‌جا را نشان دهید بیشتر به آن جغرافیا و فرهنگ کمک می‌کند تا اینکه فیلم منفی و یا به اصطلاح سیاه نمایی بسازید.
 
فارس: منفی بسازید گویا بیشتر دیده می‌شود. هیچ وقت وسوسه نشدید که مستند منفی بسازید؟بعضی وقت‌ها در فستیوال‌های خارجی به من می‌گفتند اگر از مشکلات سیاسی استان و فقر آنجا بسازید همه جا جایزه می‌گیرید اما من روحیه‌ام اینطور نیست و معتقدم اگر دنبال سوژه‌های بحرانی بروم به این مردم کمک نمی‌کند چون این‌ها خجالت زده می‌شوند ولی وقتی من در «موکان» و «آک.آ.پاس» رابطه انسان با طبیعت  را نشان می‌دهم این زیبایی است. اینطور می‌شود که آن طرف آب هم که این فیلم میرود میگویند بلوچستان؟ چقدر شگفت انگیز و زیباست!. البته بنده انتقاداتی هم به مسئولین دارم که چرا همیشه بدبین هستند. من به عنوان یک فیلمساز بی طرف و به عنوان یک کسی که برای کشور افتخار کسب کرده انتظار دارم که نگاه به مستند و مستندساز از طرف مسئولین کمی تغییر کند و فضایی ایجاد شود که اعتماد متقابل پیش بیاید نه اینکه مثل قبل خط دهی و جهت دهی بایکوتگونه باشد و فیلمساز برای دو قران مجبور شود یک فیلم بسازد. با این شرایط من مطمئنم با وجود قشر جوان و اساتیدی که در حوزه مستند هستند کارهای فاخر تولید خواهد شد که این کارها می‌تواند افتخارات زیادی کسب کند و آن فیلم مستند می‌تواند مرجع خوبی برای آسیب شناسی اجتماعی‌مان باشد و مطالعات دوستان علاقه مند در تمام رشته‌ها باشد.
 
ساخت مستند صرفا برای جشنواره‌های خارجی کمتر شده است
 
فارس: بحث جشنواره‌های خارجی خیلی بحث پر مناقشه‌ای است. به نظر شما این جشنواره‌ها چقدر سیاسی هستند؟
 
حقیقتا الان نمی‌شود گفت که نیست. اصلا بعضی از فیلمسازان به صورت سفارشی برای جشنواره‌ها فیلم میسازند و سیاست جشنواره بر اساس فیلم‌های سیاسی با یک سری خط دهی‌های سیاسی در مورد خاورمیانه ساخته می‌شود و اتفاقا از فیلمهایی که مورد دارد استقبال می‌کنند ولی به نظر من این پدیده در فیلمسازان ما کمتر شده و مستندسازان ما فیلمهایشان را به جشنوارههایی میفرستند که معتبر هستند و خط قرمزها را رعایت می‌کنند.
 
فارس: شما یک فیلمی در رابطه با مسلمانان برمه(میانمار) دارید که به نظرم خیلی کار سخت و خوبی بود، این را با مرکز ساختید؟
 
بله من سال پیش با مرکز گسترش قراردادی برای تولید یک مستند درباره مسلمانان میانمار بستم. این موضوع به من پیشنهاد داده شد و من چون هند را می‌شناختم و دوست هندی داشتم این فیلم را که ساخت آن یک سال طول هم کشید، تولید کردم.
 
فارس: بعضی تصاویر  میانمار را خریدید؟
 
تصاویر میانمار را از طریق یک مستندساز میانماری از طریق دوست هندی‌ام تهیه کردیم و به او توضیح دادیم که چه می‌خواهیم که او هم بعد از چهار ماه توانست تصاویر را برای ما بفرستد که البته این تصاویر هم خیلی به ما کمک کردند. این کار را به این دلیل انجام دادیم چون امکان رفتن ما به این کشور وجود نداشت.
 
برخی تصاویر جنایات علیه مسلمانان میانمار آنقدر وحشتناک بود که نتوانستم از آن استفاده کنم
 
فارس: ما تصاویر عجیبی درباره بحث میانمار در فضای مجازی می‌بینم، شما هم این تصاویر را داشتید؟
 
مدتی بود که ثابت شد بعضی از این تصاویر جعلی است ولی تصاویری که دوستم برای من فرستاد چون خیلی وحشتناک و غیرقابل تحمل است در فیلم استفاده نکردیم. این موضوع اوایل برای خود من خیلی گنگ بود و وقتی به هند رفتم به عنوان یک مسلمان بی طرف میخواستم ببینم که این قضیه چیست. چیزی که در فیلم مشاهده میکنید چیزهایی است که من از این واقعه فهمیدم و سعی کردم بی طرف باشم. البته خیلی هم نمیتوان بی طرف بود چون این مسئله یک نسل کشی است. البته من همه بودائیها را زیر سئوال نمیبرم ولی جنایتی که علیه مسلمانان اتفاق می افتد بسیار وحشتناک است.
 
برای ساخت مستند میانمار به مشکل مالی خوردم/ خانه فرهنگ ایران در دهلی  هیچ کمکی نکرد
 
فارس: قاعدتا باید بخاطر چنین مستند سختی که مشکلاتی هم داشته باید برآورد خوبی به شما داده باشند؟
 
دست روی زخمهایمان گذاشتید. برآوردی که دادند، نصف برآوردی بود که به دوستان دیگر داده بودند. در چهار قسط به من پول دادند که دلار بالا رفت و دقیقا دو روز بعد پرواز داشتم و دوستان وقتی فهمیدند من چه ضرری کردهام اصلا به من کمک نکردند و من هم باید کار را به سرانجام میرساندم. شما حساب کنید نصف برآوردی که به دوستان داده بودند هم نصف شد یعنی با ریسک و با امید اینکه خانه فرهنگ ایران از من پذیرایی میکند و مترجم در اختیار من قرار میدهد  و مسله اسکان و حمل و نقل را تا حدوذی حل میکنند به همین امید نامه گرفتم و عازم شدم و وقتی آنجا رسیدم هیچ کمکی که نکردند هیچ متاسفانه سنگ اندازیهایی هم شد که چرا با ویزای توریستی آمدی؟! و از این حرفها. با این حال من با کمک دوستان هندی کار را انجام دادم. در فیلم هم مشاهده میکنید که ما حتی یک ماشین درست حسابی نداریم و با سه چرخه به این طرف و آن طرف میرفتیم.
 
برای این کار 10 میلیون از جیبم گذاشتم
 
فارس: خانه فرهنگ ایران چرا کمک نکرد؟
 
من نامه‌ای برده بودم که در آن قید شده بود که کمکم کنند و هیچ کمکی نکردند. درباره یک مسئله که دغدغه کشورمان و مسئولین است اینطور با یک مستندساز که تک و تنها آمده برخورد می‌کنند. به هر حال من این کار را یک تنه جمع کردم و با یک بودجه ناچیز به قرض و قوله افتادم و بعد پول دوستان هندی را بعد از چند ماه پس دادم شاید معرفت هندی‌ها حتی غیر مسلمان نسبت به من به عنوان یک مستند ساز بین‌المللی بیشتر بود چراکه من را خوب می‌شناختند و مراسم مفصل و باشکوهی در شهر حیدر اباد برایم گذاشتند و یکی از فیلم‌هایم را نمایش دادند.
 
فارس: یعنی از برآوردی که دادند هم بیشتر خرج کردید؟
 
من 10 میلیون اضافه هزینه کردم. به دلایل فنی مجبور شدم دوبار کار را تدوین کنم، ترجمه بسیار هزینه بر بود و هزینههایی که در هند شده بود واقعا بالا بود و به طور کلی تجربه خوبی از لحاظ کاری نبود. 99 درصد تصاویر این کار اورجینال است و از تصاویر اینترنتی استفاده نکردم.
 
فارس: علاقه شما در حوزه بین الملل چطور است؟ دوست دارید در چه حوزه‌های کار کنید؟
 
مسلمانان کشورهای مختلف و مستندهای شاعرانه من را بیشتر جذب می‌کند چون با آئین‌ها و فرهنگ‌های ملل دیگر بیشتر آشنا می‌شوم و مقوله انسان شناسی و فرهنگ را بسیار دوست دارم. این‌ها چیزهایی است که دغدغه من است چون مخاطب تشنه زیبایی است.
 
فارس: برای جشنواره عمار کاری نفرستادید؟
 
همین کار مربوط به مسلمانان میانمار را توسط مرکز گسترش سیننمای مستند و تجربی به  جشنواره عمار فرستاده شد.
 
فارس: اگر نکته‌ای در پایان دارید بفرمائید؟
 
ممنونم، امیدوارم در دولت جدید نگاه‌ها به فرهنگ بهتر شود و متولیان ساخت مستند بیشتر شوند و انگیزه بیشتری به دوستانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند بدهند. امیدواریم توجه خاصی شود تا ما افتخار بیشتری برای کشورمان کسب کنیم و بگذارند آن‌هایی که خالصانه تا اینجا خود را نشان داده اند و همواره فکر و ذکرشان فرهنگ و هنر و زیبایی های سرزمین بزرگ و پر افتخارمان ایران هست کارهای خودشان را بسازند و از هر لحاظ حمایت شوند.

 
اقدام تحقیر آمیز پژو و رنو در جلسه با وزیر صنعت
ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی

جهان نوشت:

هفته گذشته رسانه ها خبری را در رابطه با جلسه وزیر صنعت معدن و تجارت کشورمان با نمایندگان دو شرکت فرانسوی رنو و پژو منتشر کردند.

در این جلسه‌ نعمت‌زاده خطاب به نمایندگان پژو و رنو می گوید "حالا که تحریم‌ها تمام شده، چه برنامه‌ای برای حضور در ایران دارید؟" نماینده پژو هم اعلام می کند برنامه‌ای برای این کار نداریم و هنوز رفع تحریم صنعت خودروی ایران به ما ابلاغ نشده است. وی تأکید می کند: نمایندگان پژو و رنو تنها برای این به ایران آمده بودند که ببینند در اینجا چه خبر است!
 
در این زمینه دو نکته حائز اهمیت است.
 
اول اینکه معمولا جلسه با مدیران عامل شرکتهای خودروساز خارجی، توسط معاون وزیر صنایع یا رئیس سازمان گسترش و نوسازی صورت می گرفته که در این جلسه نه تنها مدیران عامل این شرکتها حضور نداشتند بلکه در اقدامی خلاف عرف ، نمایندگان آنها موفق شده اند با وزیر جمهوری اسلامی ایران جلسه مشترک داشته باشند و در جلسه نیز اینگونه با کنایه و از موضع بالا سخن بگویند.
 
نکته بعد اینکه، هنگامی که توافقنامه ژنو امضا شد بسیاری از منتقدان با اشاره به زیان جبران ناپذیر شرکت های خودروساز فرانسوی از تحریم ایران، این بند توافقنامه را عملا به نفع کشور فرانسه ارزیابی کردند و بسیاری از کارشناسان داخلی اذعان داشتند که بازار ایران برای فرانسه نه تنها بسیار سود آور و غیرقابل گذشت است بلکه موجب می شود بسیاری از کارخانه ها و کارگاههای کوچک داخلی که با ایران خودرو و سایپا همکاری می کنند به دلیل عدم توان رقابت، ورشکست و از دور خارج شوند. 
 
با این حال اینگونه از موضع سخن گفتن نمایندگان! خودرو سازان خارجی با وزیر صنعت در نوع خود کم نظیر و قابل تامل است.

 
جاسوس MI6 انگلیس در ایران دستگیر شد
ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: امنیتی

رئیس دادگاه انقلاب کرمان گفت: با تلاش سربازان گمنام امام زمان(عج) یک جاسوس MI۶ شناسایی و دستگیر شد.

به گزارش مهر، دادخدا سالاری با بیان این مطلب گفت: این جاسوس پس از چندین ماه فعالیت اطلاعاتی پیچیده به حول و قوه الهی در دام افتاد.
 
وی بیان داشت: متهم مذکور در ۱۱ نوبت در داخل و خارج از کشور بصورت حضوری با افسران اطلاعاتی کشور انگلیس ارتباط برقرار نموده و در هر ملاقات نیز اطلاعات مورد نظر سرویس جاسوسی مذکور را تحویل داده و البته یکسری راهکارهایی را بر علیه منافع جمهوری اسلامی ایران از سرویس اطلاعاتی انگلیس اخذ کرده است.
 
این مسئول قضایی از ارتباط جاسوس دستگیر شده با چهار افسر اطلاعاتی خبردارد و اظهارداشت : با هدایت و آموزش های این افسران اطلاعاتی ، جاسوس مذکور اطلاعات خواسته شده و مورد نظر آنها را جمع آوری و سپس به کشور مبدأ جاسوسی منتقل کرده است.
 
سالاری یادآور شد: محاکمه این جاسوس در حال انجام است و متهم به جرائم خود اعتراف دارد.

 
هزارمین روز انقلاب بحرین؛ مردم همچنان انقلابی‌اند
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: بیداری اسلامی

نماینده پارلمانی سابق بحرین گفت: حضور مردم در صحنه و تاکید بر خواسته های انقلابی خود هزار روز پس از آغاز انقلاب نشان می دهد که مردم در موضع قدرت و رژیم در موضع ضعف قرار دارد.  

به گزارش خبرگزاری فارس، با گذشت هزار روز از آغاز انقلاب بحرین علیه خاندان حاکم در این کشور و با وجود تمام محدودیت های امنیتی و نظامی، مخالفان بحرینی همچنان به فعالیت های مسالمت آمیز خود علیه رژیم آل خلیفه ادامه می دهند.
 
بحرینی ها با گذشت حدود 3 سال از آغاز انقلاب علیه رژیم آل خلیفه، هنوز به اعتراضات مسالمت آمیز خود برای رسیدن به تغییرات دموکراتیک در کشورشان ادامه می دهند و تا رسیدن به ثبات و دموکراسی حقیقی به قیام خود ادامه خواهند داد.
 
در بیانیه ای به این مناسبت آمده است: شکنجه ها، جنایات و تعرض های وحشیانه 1000 روزه مزدوران آل خلیفه علیه ملت بحرین در اذهان همه مردم و آزادگان جهان ثبت و ضبط گردیده است که از سویی نشان از وحشی گری رژیم آل خلیفه و از سوی دیگر ثبات و پایداری و عزت ملت را به تصویر می کشد.
 
در مدت 1000 روز گذشته، نیروهای امنیتی ضربه های سختی به انقلاب مردمی ملت بحرین وارد کردند و اقدامات وحشیانه متعددی از جمله ریختن خون انسان های بیگناه، تعرض به مقدسات دینی، شکنجه زنان و کودکان، بازداشت شهروندان و شخصیت های سیاسی، حقوقی و سرکوب، شکنجه و محاکمه های ناعادلانه ای مرتکب شدند، اما با تمام این ها انقلاب هنوز ادامه دارد و مردم بحرین ثابت کردند که همه گزینه ها در برابر انقلاب و پایداری و استقامت شان به شکست می انجامد و این پیروزی ثمره پیروزی انقلاب مردمی بحرین بشمار می آید که با تمام افتخار در تاریخ بحرین و جهان ادامه یافته و به خود می بالد.
 
به مناسبت سالروز 1000 روزه انقلاب مردمی بحرین، سازمان و جمعیت های انقلابی بحرین از جهانیان می خواهند تا در کنار حق و بشریت بایستند و حقوق و مطالبات قانونی آنها را خواستار شوند.
 
مخالفان بحرینی به تمام گروه ها و کشورهای طرفدار رژیم بحرین اعلام می کنند که مردم این کشور با عزمی راسخ برای دستیابی به دموکراسی و عدالتی که همه بحرینی ها در آن زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند، تلاش می کند؛ و رژیم حاکم چاره ای جز پذیرفتن خواسته های ملت خود نخواهد داشت.
 
«جلال فیروز» در مصاحبه با شبکه خبری العالم گفت: افکار عمومی جهان می داند که رژیم آل خلیفه درپی ایجاد اصلاحات واقعی نیست،دیدگاه ها و سیاست های خود را تغییر نداده و نباید به این رژیم امید بست.با این حال مردم همچنان به فعالیت خود پایبند هستند تا به جهانیان این پیام را برسانند که به انقلاب تا دست یابی به حقوق شان ادامه خواهند داد.
 
نماینده اسبق جمعیت وفاق اسلامی بحرین افزود: آل خلیفه از مارس 2011 با توسل به زور و خشونت و اعلام وضعیت فوق العاده سرکوب مردم را آغاز کرد؛ اما روش نظامی آنها شکست خورده است.
 
این مخالف بحرینی ادامه داد: رژیم حاکم با بازداشت هزاران نفر هم نتوانسته است به خواسته‌هایش برسد و هم اکنون بیش از 3 هزار مخالف در زندان های رژیم محبوس هستند.
 
فیروز گفت: تنها راه حل بحران بحرین ایجاد اصلاحات واقعی، کاهش اختیارات و قدرت خاندان سلطنتی است که چنین راه حلی زمینه را برای حاکم شدن قوانین و مشارکت واقعی مردم در اداره امور کشور و سرنوشت خود فراهم می کند.
 
جلال فیروز با تاکید بر اینکه رژیم توان ایستادگی در برابر قیام پرشور مردمی را ندارد، گفت: سازمان های بین المللی حتی متحدان رژیم آل خلیفه از این رژیم خواسته‌اند که راه حل مسالمت آمیز واقعی را درپیش بگیرد.

 
جزئیات شهادت ۲۰ تکنسین ایرانی در عراق
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳  کلمات کلیدی: سیاسی

ک مقام آگاه با تشریح جزئیات حمله به کاروان نفتی ایران در عراق، تعداد شهدا را ۲۰ ایرانی و ۲ عراقی اعلام کرد و گفت: مقامات عراقی به ما اعلام کرده‌اند که این حمله تروریستی توسط القاعده برنامه‌ریزی شده بود.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، یک مقام آگاه در صنعت نفت در گفت‌وگو بافارس، با بیان اینکه هنوز نمی‌توانیم آمار کاملاً دقیقی از تلفات حمله تروریستی به کارکنان احداث خط لوله صادراتی گاز ایران به عراق ارائه کنیم اضافه کرد: براساس آخرین اطلاعات رسیده به ما در این حمله 22 نفر کشته و 5 یا 6 نفر زخمی شدند که دو نفر از شهدا عراقی و 20 نفر دیگر ایرانی بودند.
 
وی تأکید کرد: مسئولیت امنیت پیمانکار احداث خط لوله در خاک عراق طبق قرارداد کاملاً با طرف عراقی بوده است و به نظر می‌رسد در تأمین امنیت نیروهای پیمانکاری مسامحه‌ای رخ داده است.
 
این مقام آگاه در تشریح حادثه گفت: براساس اطلاعات رسیده به ما نیروهای پیمانکار خط لوله پس از تعطیلی کار به سمت کمپ محل اقامت خود به حرکت درآمده‌اند که سه دستگاهاز خودروهای آنها مورد اصابت آر‌پی‌جی قرار گرفته است.
 
وی افزود: مقامات عراقی به ما اعلام کرده‌اند که این حمله تروریستی توسط القاعده برنامه‌ریزی شده است و هدف آنها بر هم زدن روابط اقتصادی ایران و عراق بوده است.
 
وی با بیان اینکه این حمله در بخش منصوریه رخ داده است گفت: این اتفاق قطعاً ساخت خط لوله صادراتی گاز ایران به عراق را متوقف نمی‌کند.
 
شب گذشته خبری درباره حمله تروریستی به نیروهای پیمانکار ایرانی ساخت خط لوله صادراتی گاز ایران به عراق منتشر شد.
 

ایران و عراق دو قرارداد صادرات گاز ایران به عراق از طریق دو خط لوله به بغداد و بصره امضا کرده‌اند


 
خواب راحت فرزند شهید مدافع حرم در کنار مزار پدر+عکس
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: مقاومت

به گزارش مشرق،عکس زیر فرزند شهید علی شبیب محمود یکی از برجسته‌ترین رهبران مدافع حرم حضرت زینب (س) از حزب الله لبنان است که شب اول تدفین پدر، خانواده‌اش به دنبال فرزند شهید بودند تا اینکه او را در حالت خواب در کنار مزار پدر یافتند.

پسر شهید علی شبیب محمود برای تو یک دنیا لایک زدن کم است؛ اصلاً برای تو باید بساط روضه امام رضا (ع) و یابن الشبیب‌ها پهن کرد؛ این عکس در صفحات عربی و لبنانی منتشر شد.


 
عکس: ۹۰ شهید حزب‌الله لبنان در سوریه
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: مقاومت


 
سپاه چگونه خلیج فارس را برای آمریکاجهنم می‌‌کند؟
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: نظامی
سپاه چگونه خلیج فارس را برای آمریکاجهنم می‌‌کند؟

ناوهای هواپیمابر و غول‌پیکر آمریکایی در صورت درگیری با نیروی دریایی سپاه دارای کمترین شانس برای بقا هستند، زیرا در کنار تجهیزات و تسلیحات مرگبار نیروی دریایی سپاه، خلیج‌فارس نیز قدرت مانور را از آنها می‌گیرد.

 به گزارش تسنیم ، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه 12 آذرماه در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه تهران حضور پیدا کرد و در نشستی حدودا 3 ساعته به بیان نقطه نظرات خود در حوزه انرژی هسته‌ای و سیاست‌خارجی و... پرداخت.

ظریف در این نشست و در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان اعلام داشت"باید بگویم غربی‌ها  از 4 تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند. آیا شما فکر کرده‌اید آمریکا که با یک بمبش می‌تواند تمام سیستم‌های نظامی ما را از کار بیندازد، از سیستم نظامی ما می‌ترسد؟"

این سخنان وزیر امورخارجه با واکنش‌های مختلفی همراه بود و در اولین اقدام 35 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به ظریف تذکر دادند.

سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز شب گذشته در جمع دانشجویان دانشگاه امام‌صادق(ع) در واکنش به این سخنان وزیر امور خارجه اعلام کرد که آقای ظریف تخصص لازم را در امور امنیتی و دفاعی ندارد.

خبرگزاری تسنیم با توجه با این سخنان وزیر امورخارجه در سلسله گزارش‌هایی به بررسی بخشی از توان نظامی جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد.

در اولین گزارش به توان نظامی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه و به خصوص در خلیج‌فارس و تنگه هرمز اشاره می‌‌کند.

*مقدمه

جمهوری اسلامی ایران همواره در راه پیشرفت و تعالی گام برداشته و این روند پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بود که شکل گرفت و شتابان حرکت رو به جلو خود را ادامه داد.

پس از جنگ تحمیلی به تدریج روند نوسازی تجهیزات و استفاده از فناوری بومی در دستور کار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت تا میزان وابستگی به تسلیحات غربی و شرقی به حداقل خود برسد.

در کنار رشد روز افزون فناوری توسعه تسلیحات نظامی اما تفکرات راهبردی در حوزه دفاعی نیز به روز می‌شد تا در برابر هر تهاجمی پاسخی کوبنده داده شود.

در این راستا تمام نیروی هوایی، زمینی، دریایی و بسیج مردمی در کنار یکدیگر وظیفه دفاع از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی را بر عهده دارند و هر یک بنا به تناسب و استراتژی مربوطه موظف به اجرای امور خود هستند.

در این بین اهمیت یک نیروی دریایی توانمند یا به عبارتی دیگر حضور مقتدر در دریا یا نیروی دریایی راهبردی ویژه است.

در جهان نیروی دریایی به‌ عنوان یکی از عوامل مهم نظامی و اقتصادی، مورد نظر بوده است و ابرقدرت‌ها جهت حفظ سلطه خود بر جهان، سعی کرده‌اند تا با ایجاد یک نیروی دریایی قوی، امور نظامی و اقتصادی جهان را تحت سیطره خود قرار دهند.

جمهوری اسلامی ایران نیز براساس منویات مقام معظم رهبری مبنی بر لزوم تشکیل یک نیروی دریایی راهبردی اقدامات گسترده‌ای را هم در حوزه سخت‌افزار و هم نرم‌افزار در راستای تشکیل یک قوه دریایی در نیروهای مسلح انجام داد.

در کنار مطلب عنوان شده، مقابله با زورگویان غربی و شرقی و تهدیدات آنها و حفظ کیان اسلامی در حوزه دریا با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران دارای حدود 5800 کیلومتر ساحل و بیش از 30 هزار کیلومتر مربع نوار ساحلی است، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

جمهوری اسلامی ایران بر پایه توانایی نظامی نیروی دریایی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران و پشتیبانی قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا می‌تواند در برابر کوچک‌ترین تهاجم دشمن از سوی دریا سریع‌ترین و محکم‌ترین پاسخ را بدهد.

بر این اساس، برای جلوگیری از انجام ماموریت‌های موازی در سواحل و آب‌های مرزی کشورمان شرح وظایف جداگانه‌ای برای ارتش و سپاه در حفظ و حراست از دریا تعریف شد که حفظ و تامین امنیت خلیج‌فارس  و مرزهای آبی آن بر عهده سپاه و فراتر از آن به علاوه دریای خزر بر عهده ارتش گذاشته شد.

بنا بر تفکیک وظایف دو نیروی دریایی سپاه و ارتش، سپاه پاسداران با داشتن سامانه‌ها و تجهیزات منحصر به فرد نظیر شناورهای تندرو و موشک‌انداز، سامانه‌های موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین مسئول تامین امنیت و حراست از منافع جمهوری اسلامی ایران در خلیج‌فارس و تنگه استراتژیک هرمز شد و نیروی دریایی ارتش نیز با در اختیار داشتن شناورهای سنگین، ناوها و ناوشکن‌های موشک‌انداز که برخی از آنها توانایی حمل بالگرد را نیز دارند، در منطقه دریای عمان و آب‌های آزاد و بین‌المللی به انجام ماموریت می‌پردازد.

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اتکا به خدا و حفظ و توجه به سه نکته مهم یعنی ایجاد پایگاه‌ها و مناطق دریایی مهم، نیروی‌انسانی توانمند و آموزش دیده و به کارگیری تجهیزات به روز قادر است به هر تهدیدی در آب‌های خلیج‌فارس که از سوی بیگانه تحمیل شود پاسخ کوبنده دهد.

نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان بازوی دریایی سپاه و مسئول فعلی امنیت منطقه خلیج‌فارس و تنگه استراتژیک هرمز در اوج درگیری‌های دریایی در زمان جنگ تحمیلی متولد شده و در همان سال‌های ابتدایی تشکیل خود به صورت مستقیم با نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا درگیر شد.

 

 

نیروی دریای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از همان ابتدای تشکیل تاکید خاصی بر استفاده از قایق‌های تندرو مسلح به عنوان شناورهای اصلی خود تاکید داشت.

سپاه پاسداران به دنبال ساخت یک نیروی دریایی با توان حفظ کنترل ایران بر روی تنگه هرمز است.

متاسفانه بعضی از تحلیل‌گران با مطرح کردن این بحث که آمریکا و متحدانش از برتری در شناورهای سطحی و قدرت هوایی برخوردار هستند ارزش چندانی برای نیروی دریایی سپاه قائل نیستند.

 

 

این بسیار مهم است که نیروی اراده و خلاقیت ایرانیان را فراموش نکرده و توان بالای نیروی دریایی سپاه را در عملیات‌های غیرمتعارف به وسیله ناوگان غیرمعمولش بر علیه اهداف نظامی و غیرنظامی به حساب آوریم.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با ایجاد پایگاه‌ها و مناطق مهم در جنوب کشور و متمرکز در خلیج‌فارس خود را برای شرایط اضطراری و هر تهاجمی از سوی دشمن آماده کرده است.

سپاه در محدوده تنگه هرمز اقدام به احداث یک ایستگاه بین‌المللی کرد که همه شناورهای عبوری از تنگه هرمز موظف هستند برای ورود به خلیج فارس، خود را به نیروهای ایرانی در این ایستگاه معرفی کنند.

 

 

این ایستگاه، تمام ترددها اعم از شناورهای تجاری و نظامی از تنگه هرمز را کنترل می‌کند.

این کنترل‌ها از طریق سیستم‌های شنود، یگان‌های شناوری، رهگیری با هواپیماهای بدون سرنشین و سامانه‌های راداری اتفاق می‌افتد.

وجود مناطق دریایی، پایگاه‌ها و یگان‌های متعدد با توانمندی‌های بالا و منحصر به فرد موشکی، هوایی و شناوری در ابعاد رزمی و اطلاعاتی، مستلزم فرماندهی واحد این مناطق و پایگاه‌های سپاه بود تا در هنگام نبرد که نیاز به فرماندهی عملیاتی متمرکز است، این سامانه‌ها و تجهیزات به صورت کاملا هماهنگ عمل کنند.

در این راستا فرمانده کل سپاه از تشکیل«قرارگاه دریایی خاتم‌الانبیا 2» در سپاه برای صیانت از آب‌های خلیج‌فارس و تنگه هرمز خبر داده بود.

در واقع 2 قرارگاه«خاتم‌الانبیاء 1»(متعلق به نیروی دریایی ارتش) و «خاتم‌الانبیاء 2»(متعلق به نیروی دریایی سپاه) برای هماهنگی بیشتر و فرماندهی عملیاتی واحد میان یگان‌های عمل‌کننده این دو نیرو در پهنه آب‌های سرزمینی و بین‌المللی تشکیل شده که اولی در محدوده دریای عمان و آب‌های آزاد و دومی در خلیج‌فارس و تنگه‌هرمز عمل می‌کند.

البته هر 2 قرارگاه نیز تحت فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص) قرار دارند.

نیروی دریایی سپاه پاسداران چگونه می‌تواند خلیج‌فارس و تنگه هرمز را برای آمریکا جهنم کند؟

مناطق نیروی دریایی سپاه پاسداران

1-منطقه یکم صاحب‌الزمان(عج) در بندرعباس است و از مهمترین مناطق نیروی دریایی سپاه به شمار می‌رود

2-منطقه دوم نوح نبی(ع) در بوشهر

3-منطقه سوم امام‌حسین(ع) در بندر ماهشهر

4-منطقه چهارم سپاه به نام ثارالله در عسلویه قطب و پایتخت اقتصادی و نفت و گاز خاورمیانه که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است

5-منطقه پنجم امام محمدباقر(ع) در بندر لنگه

در کنار عنصر مهم زیرساختی ایجاد مناطق و پایگاه‌های استراتژیک و حیاتی، سپاه پاسداران مفتخر به حضور نیروی‌انسانی و تفنگداران دریایی آموزش دیده‌ای است که در برابر تهاجم دشمن بهترین واکنش را از آنها شاهد خواهیم بود.

در کنار حضور نیروی‌انسانی که عامل به کارگیری و تحرک تجهیزات نظامی نیروی دریایی سپاه محسوب می‌شوند، سپاه دارای توانایی‌های تجهیزاتی فراوان و به روزی است که به بخشی از آنها اشاره خواهیم کرد:

سپاه پاسداران در عرصه دریا بخش اعظمی از توان خود را  بر روی توسعه و افزایش تعدد قایق‌های تندرو گذاشته و در این راستا توانسته است قایق‌هایی را مهندسی معکوس و بومی‌سازی کند که حتی نسبت به نمونه‌های بسیار پیشرفته غربی نیز برتری دارند.

سریع‌ترین شناورهای نظامی جهان در اختیار سپاه پاسداران/ سرعت شناورهای سریع سپاه 2 برابر سرعت شناورهای آمریکایی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قایق‌های تندرویی در اختیار دارد که سریع‌ترین شناور نظامی جهان به شمار می‌رود و سرعت آن دو برابر شناورهای آمریکایی است.

به گفته یک فرمانده آمریکایی"بنابه برخی گزارشات تعداد قایق‌های تندروی ایران به 3000 تا 5000 می‌رسد و می‌توان از تمامی آنها در حملات سریع استفاده کرد".

شناورهای تندروی سپاه

1- قایق تندرو آذرخش: قایق‌های تندرو آذرخش از انواع قایق‌های دو بدنه سبک موشک‌انداز محسوب می‌شوند.

با خصوصیات رادارگریزی به راحتی از دید دشمن پنهان می‌ماند.

امکان مسلح‌سازی آن با رده‌های مختلفی از سلاح‌های سبک ضدکشتی وجود دارد.

 

این قایق تندرو با طول 23 متری به تیربار 12٫7 میلیمتری در عقب، توپ 23 میلیمتری تک لول در جلو، راکت‌انداز 107 میلیمتری 16 لوله بر بالای کابین و رادار جستجو با حداقل برد 30 کیلومتر در بالای پرتاب‌گر راکت مجهز است.

این قایق تندرو با سرعت 93 کیلومتر بر ساعت دارای برد عملیاتی 500 کیلومتر است و این بدان معناست که قادر است 30 درصد ساحل خلیج‌فارس را با حداکثر سرعت خود در زمان کمتر از 6 ساعت گشت‌زنی کند.

2- قایق تندرو ذوالفقارقایق تندرو ذوالفقار به عنوان یک شناور گشت دریایی مطرح بوده و براساس ایده حمله سریع به کشتی‌های دشمن طراحی و مجهز به موشک‌های ضد کشتی میانبرد و سامانه راداری مربوطه است.

ذوالفقار به تیربار 12٫7 میلیمتری در عقب و جلو، سامانه موشک کوثر با برد 25 کیلومتر و رادار جستجو با حداقل برد 30 کیلومتر مجهز شده است.

 

این قایق تندرو نسبت به آذرخش دارای برد عملیاتی و سرعت بالاتری است، به طوری که طول آن نیز کاهش پیدا کرده و به لحاظ آیرودینامیکی نیز بهینه شده است.

حداکثر برد عملیاتی و سرعت این قایق موشک‌انداز که کابوسی برای شناورهای دشمن است به ترتیب به 600 کیلومتر و 95 کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

3- قایق تندرو تندر: این قایق تندرو قادر است با سرعت بالای خود موشک‌های کروزی مانند نور را به سوی اهداف شلیک کند.

4- قایق تندرو تیر: این قایق تندرو پیشرفته قادر است با اژدر و موشک‌های هدایت‌شونده خود اهداف مورد نظر را مورد هدف قرار دهد.

5- قایق تندرو سراج: شناور سراج 1 همان مدل مهندسی معکوس شده قایق "بلید رانر" انگلیسی است و براساس اعلام دریادار فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه، ایران برنامه‌هایی برای رساندن سرعت این قایق به 180 کیلومتر بر ساعت را نیز دارد که در این صورت سریع‌ترین شناور سطحی نظامی جهان لقب خواهد گرفت.

بلیدرانر تنها در مسابقات قایق‌رانی شرکت می‌کرد، اما متخصصان صنایع دریایی ایران آن را به شناوری با قابلیت حمل راکت اندازهای دریایی 107 میلیمتری 11 لوله‌ای پایدار شده، رادار جست و جوی دریایی با برد حدود 30 کیلومتر و تیربار 7.12 میلیمتری تبدیل کردند.

 

این شناور در آینده به پرتابگرهای موشک و اژدر نیز تجهیز شده و به طور گسترده در خدمت واحدهای عملیاتی در تمام آب‌های جنوبی ایران قرار خواهد گرفت.

بیشینه سرعت این قایق بیشتر از 70 نات(بیش از 130 کیلومتر بر ساعت) است.

یک پایگاه انگلیسی: قایق‌های تندروی نظامی ایران تهدیدی جدی برای ناوهای آمریکایی

به نظر می‌رسد ایران گزینه نظامی خطرناک و نوینی در اختیار دارد که آماده نابودی ناوهای آمریکایی در خلیج فارس بوده و مجهز به موشک‌انداز و مسلسل هستند.

یک پایگاه انگلیسی اذعان داشته که قایق‌های تندروی ایران نشانه‌ای از موفقیت بزرگ این کشور در تولید قایق‌های تندروی نظامی بسیار تندرو هستند که تهدیدی جدی برای ناوهای آمریکایی به شمار می‌آیند.

6- قایق تندرو بی‌سرنشین یا مهدیشناور تندروی "یامهدی" یک شناور بدون سرنشین پرسرعت، مجهز به حس‌گرهای مختلف و دارای سه مقر پرتاب راکت است.

این شناور با بدنه کامپوزیتی دارای سطح مقطع راداری پایین بوده و می‌تواند به صورت کنترل از راه دور هدایت شود.

قایق "یامهدی" براساس یک قایق سرنشین‌دار دو نفره گشتی ساخته شده و شناوری "اثرسطح" محسوب می‌شود و توان حرکت سریع در دریای مواج را دارد.

شناور "یامهدی" دارای طول 11.9 متر، عرض 3.1 متر و ارتفاع 1.5 متر با آبخور 65 سانتی‌متری است.

 

جرم آن 5.8 تن بوده و دارای دو موتور 660 اسب بخار است که آن را به سرعت 50 نات برابر 92.5 کیلومتر بر ساعت می‌رساند.

از این‌رو شناور "یامهدی" تقریبا سرعتی معادل آذرخش و ذوالفقار را داراست، با این تفاوت که این شناور تندرو بدون‌سرنشین و با کنترل از راه دور هدایت می‌شود.

تجهیزات پرنده:

نیروی دریایی سپاه پاسداران در کنار شناورهای تندر دارای تجهیزات نظامی دیگری نیز هست که نمونه آن تجهیزات پرنده است.

سپاه پاسداران با در اختیار داشتن بالگردهای میل-17 قادر است سیستم ترابری خود را بهبود بخشد.

 

از دیگر تجهیزات پرنده نیروی دریایی سپاه می‌توان به قایق پرنده باور اشاره کرد که تولید آن قدرت بازدارندگی نیروی دریایی سپاه را بسیار افزایش داد.

قایق پرنده باور: سرعت قایق پرنده باور 185 کیلومتر بر ساعت(100 گره) تا بیش از 190 کیلومتر بر ساعت بوده و ارتفاع پروازی معمول آن یک تا 5 متر و تا سقف چند ده متر عنوان شده است.

 

"باور" یک پرنده رادارگریز است و خاصیت رادارگریزی این توانایی را به باور می‌دهد که با خیال آسوده مسافت زیادی را تا نزدیک هدف طی کند.

این پرنده می‌تواند تمامی شناورهای تندرو را در اختفای کامل راداری منهدم کند و یک تهدید جدی برای ناوهای آمریکا  محسوب می‌شود.

 

 

 

موشک ضدکشتی:

نیروی دریایی سپاه در کنار تجهیزات نام برده مجهز به انواع موشک‌ها و بمب‌های ضدکشتی است که از آنها در برابر ناوها و به منظور پشتیبانی از قایق‌های تندرو و پرنده‌های تهاجمی خود به کار خواهد گرفت.

موشک‌های کروز کوثر، نور و قادر که به تفصیل در گزارش‌های پیشین به ویژگی‌های آنها اشاره شد در اختیار نیروی دریایی سپاه است تا این نیروی توانمند از راهبرد سه‌گانه قایق‌های تندرو، پرنده‌های تهاجمی و موشک‌های ضدکشتی علیه دشمن استفاده کنند.

 

 

کروزهای ضدکشتی نام برده دارای بردی هستند که تقریبا کل عرض خلیج‌فارس را پوشش می‌دهد و در واقع این‌گونه می‌توان مطرح کرد که این موشک‌های ضدکشتی برای شکار تمام اهداف در کل سطح خلیج‌فارس به کار گرفته می‌شوند.

درکنار موشک‌های کروز فوق می‌توان به دست پرتوان سپاه از ساحل برای ضربه زدن به ناوها و کشتی‌های دشمن اشاره کرد که جملگی در موشک بالستیک سوخت جامد "خلیج فارسنهفته‌اند.

 

این موشک ضدکشتی با دقتی زیر 10 متر و با کلاهک 650 کیلوگرمی خود قادر است شناورهای سنگین دشمن را به اعماق خلیج‌فارس روانه کند.

باید خاطرنشان کرد در کنار شناورها و تجهیزات سطحی و موشک‌های مدرن ضدکشتی، سپاه پاسداران زیرسطحی‌های کوچکی متناسب با عمق کم خلیج‌فارس در اختیار دارد که البته قادر به مین‌ریزی دریایی و پرتاب اژدر هستند و از این‌رو زیرسطحی‌های دشمن قادر به فعالیت گسترده در خلیج‌فارس نخواهند بود.

در کنار مطالب مطرح شده باید به این نکته نیز اشاره کرد که خلیج‌فارس کم عمق است و عرض آن نیز محدود است و به طور کلی تمام پهنه و عمق این خلیج در اختیار و تیررس کامل نیروی دریایی سپاه است.

 

 

ضمن اینکه ناوهای آمریکایی و ناوهای غول پیکر هواپیمابر این کشور در صورت درگیری با نیروی دریایی سپاه دارای کمترین شانس برای بقا خواهند بود زیرا  در کنار تجهیزات و تسلیحات مرگبار نیروی دریایی سپاه، خلیج‌فارس نیز قدرت مانور را از آنها خواهد گرفت و در این صورت جان هزاران سرباز آمریکایی که تنها در یک ناو هواپیمابر هستند به خطر خواهد افتاد.

در گزارش بعدی به توانایی‌های نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و تجهیزات آنها خواهیم پرداخت.


 
فرمانده سپاه: برد موشک‌های ما را رهبر انقلاب تعیین می کنند
ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی

فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه برد موشک‌های ایران به اسرائیل هم می‌رسد، گفت: برد موشک‌های ما را فقط رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کند.

به گزارش خبرگزاری فارس از کرج به نقل از روابط عمومی سپاه امام حسن مجتبی (ع) استان البرز، عزیز جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران امروز در مراسم افتتاح این ساختمان در خصوص مواضع اخیر آمریکا در رابطه با مذاکرات ژنو اظهار داشت: بیانات مقام معظم رهبری در مقابل آمریکا چراغ راه ماست و هیچگاه نباید به دشمن اعتماد کرد.
 
این مسئول افزود: انقلاب اسلامی از اساس با نظام سلطه و استکباری مخالف است و شعار اصول انقلاب تا زمانی که پا برجا باشد با مواضع دشمن استکبار و نظام سلطه ناسازگاری دارد مگر آنکه ماهیت استکباری آمریکا عوض شود، در این صورت می‌توان گفت که ما جنگی با هم نداریم.
 
جعفری در پاسخ به سئوالی مبنی بر اضافه کردن برد موشکی سپاه پاسداران با بیان اینکه برد موشک‌های ما را فقط رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کند عنوان کرد: ما به دنبال اضافه کردن برد موشک‌هایمان هستیم و توانایی انجام این کار را هم داریم و موشک‌های ما باید به اسراییل برسد و موشک‌های موجود دو هزار کیلومتری هم به اسراییل می‌رسد.
وی گفت: در جلسه‌ای که صبح امروز با فرماندهان سپاه استان البرز برگزار شد برنامه‌های خوبی به ویژه در بحث فرهنگی مصوب شد.
 
جعفری در پاسخ به سئوال دیگری در مورد فعالیت مجدد جریان انحرافی در کشور بیان داشت: جریان انحرافی در تلاش است مسیر انقلاب را از مسیر اصلی منحرف و به بیراهه بکشاند این حرف در شعار آنها که نه غزه ،نه لبنان، جانم فدای ایران نمود پیدا کرد که با تدبیر مقام معظم رهبری این فتنه راه به جایی نبرد.
 
سردار جعفری در پایان موضوع هسته‌ای را بهانه‌ای برای فشار به مردم در جهت جدایی از شعارهای انقلاب دانست.
 
گفتنی است این برنامه بدون حضور خبرنگاران استانی انجام شد.

 
فرمانده کل سپاه پاسداران:
ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی
برد موشک‌های ایران به اسرائیل هم می‌رسد/‌
نباید به دشمن اعتماد کرد

فرمانده کل سپاه پاسداران با بیان اینکه برد موشک‌های ایران به اسرائیل هم می‌رسد، گفت: برد موشک‌های ما را فقط رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کند.

خبرگزاری فارس: برد موشک‌های ایران به اسرائیل هم می‌رسد/‌نباید به دشمن اعتماد کرد 

به گزارش خبرگزاری فارس از کرج به نقل از روابط عمومی سپاه امام حسن مجتبی (ع) استان البرز، عزیز جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران امروز در مراسم افتتاح این ساختمان در خصوص مواضع اخیر آمریکا در رابطه با مذاکرات ژنو اظهار داشت: بیانات مقام معظم رهبری در مقابل آمریکا چراغ راه ماست و هیچگاه نباید به دشمن اعتماد کرد.

این مسئول افزود: انقلاب اسلامی از اساس با نظام سلطه و استکباری مخالف است و شعار اصول انقلاب تا زمانی که پا برجا باشد با مواضع دشمن استکبار و نظام سلطه ناسازگاری دارد مگر آنکه ماهیت استکباری آمریکا عوض شود، در این صورت می‌توان گفت که ما جنگی با هم نداریم.

جعفری در پاسخ به سئوالی مبنی بر اضافه کردن برد موشکی سپاه پاسداران با بیان اینکه برد موشک‌های ما را فقط رهبر معظم انقلاب تعیین می‌کند، عنوان کرد: ما به دنبال اضافه کردن برد موشک‌هایمان هستیم و توانایی انجام این کار را هم داریم و موشک‌های ما باید به اسراییل برسد و موشک‌های موجود دو هزار کیلومتری هم به اسراییل می‌رسد.

وی گفت: در جلسه‌ای که صبح امروز با فرماندهان سپاه استان البرز برگزار شد برنامه‌های خوبی به ویژه در بحث فرهنگی مصوب شد.

جعفری در پاسخ به سئوال دیگری در مورد فعالیت مجدد جریان انحرافی در کشور بیان داشت: جریان انحرافی در تلاش است مسیر انقلاب را از مسیر اصلی منحرف و به بیراهه بکشاند این حرف در شعار آنها که نه غزه ،نه لبنان، جانم فدای ایران نمود پیدا کرد که با تدبیر مقام معظم رهبری این فتنه راه به جایی نبرد.

سردار جعفری در پایان موضوع هسته‌ای را بهانه‌ای برای فشار به مردم در جهت جدایی از شعارهای انقلاب دانست.


 
سردار جزایری:
ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی
سناریوهای مختلفی برای مقابله با آمریکا آماده کرده‌ایم/
رزمندگان اراده هرگونه برخورد را دارند

معاون ستاد کل نیروهای مسلح گفت: جمهوری اسلامی ایران و هم پیمانان منطقه‌ای و جهانی ما، فهرستی طولانی از گزینه‌ها و فرصت های جالب برای مقابله با شیطان بزرگ در اختیار دارند.

خبرگزاری فارس: سناریوهای مختلفی برای مقابله با آمریکا آماده کرده‌ایم/ رزمندگان اراده هرگونه برخورد را دارند 

به گزارش خبرگزاری فارس، سردار سید مسعود جزایری معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به برخی یاوه گویی‌های مقامات آمریکایی و صهیونیستی اظهار داشت: ما قادریم اقدام شکننده‌ای علیه هر دشمن متجاوزی داشته باشیم و قطعاً دشمن در برخورد با انقلاب اسلامی دچار ضربه بزرگی خواهد شد.

وی گفت: آمریکا در روند اتفاقات و رویدادهای منطقه دچار عقب ماندگی، چالش و ناکامی‌های اساسی شده است.

جزایری با بیان اینکه مدتی است مقامات رسمی آمریکا بیش از گذشته مطلبی تحت عنوان همه گزینه‌ها علیه ایران از جمله گزینه نظامی روی میز است، بیان می کنند، افزود: آمریکایی‌ها بر این تصورند که مردم ما و به خصوص مسئولان و تصمیم گیرندگان، تحت تأثیر القائات کاذب آمریکا قرار می‌گیرند.

وی ادامه داد: مردم کشور ما و جامعه جهانی در یکی دو دهه اخیر به خوی شیطانی و شیطنت‌های شیطان بزرگ پی برده‌اند و بدیهی است که این گونه گفتمان ها را بعضاً به عنوان مضحکه سیاسی تلقی می‌کنند.

جزایری افزود: نکته حائز اهمیت این است که آمریکایی‌ها در سالهای اخیر پنج جنگ را به منطقه ما تحمیل کردند.

وی گفت: جنگ در افغانستان، عراق، لبنان و فلسطین و غزه و همچنین سوریه از جمله جنگ های امریکا در منطقه است.

معاون ستاد کل نیروهای مسلح اضافه کرد: مردم جهان به خوبی می دانند که آمریکایی ها با ناکامی های بزرگ و همچنین شکست در این جنگ ها مواجه شدند.

جزایری افزود: این جنگ ها چیزی جز تنفر عمومی علیه آمریکا به وجود نیاورده و همچنین ثمره‌ای برای آمریکایی ها نداشته هر چند که خونریزی و تخریب زیرساخت های کشورهای منطقه را در پی داشته است.

وی تصریح کرد: نتایج این جنگ ها نشان دهنده آسیب پذیری های قابل توجه آمریکا در اقدامات نظامی به حساب می آید.

جزایری تاکید کرد: به صراحت اعلام می کنم آن چه که آمریکایی ها تحت عنوان «گزینه نظامی روی میز است» بیان می کنند نه از باب توانمندی و قدرت بالای آمریکا، بلکه از استیصال آنهاست.

وی گفت: آمریکا در روند اتفاقات و رویدادهای منطقه دچار عقب ماندگی، چالش و ناکامی های اساسی شده است.

جزایری افزود: جمهوری اسلامی ایران، تحرکات آمریکا را در منطقه به خوبی رصد می کند و ما سناریوهای مختلف را تدوین، طراحی و تمرین کرده‌ایم و آماده اجرا داریم.

وی تصریح کرد: رزمندگان ما اراده و تصمیم لازم را برای هرگونه برخورد با شیطنت های شیطان بزرگ در دستور کار خود دارند. 

معاون ستاد کل نیروهای مسلح گفت: جمهوری اسلامی ایران و هم پیمانان منطقه‌ای و جهانی ما، فهرستی طولانی از گزینه‌ها و فرصت های جالب برای مقابله با شیطان بزرگ در اختیار دارند.


 
آگهی فروش دختران سوری در عربستان+عکس
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی

آگهی‌هایی از فروش دختران سوری در ریاض منتشر شده که در آن نام یک نفر به عنوان مشاور خانوادگی به چشم می‌خورد.

خبرگزاری فارس: آگهی فروش دختران سوری در عربستان+عکس

به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه خبری شبکه العالم گزارش داده در پایتخت عربستان آگهی‌های فروش دختران باکره سوری منتشر شده است.

طبق گزارش‌ها در آگهی‌های مذکور ارزش هر دختر باکره سوری 10 هزار ریال (سعودی) اعلام شده است.

نکته دیگر این است که در آگهی فروش دختران سوری شماره تلفن فردی به عنوان «مشاور خانوادگی» ذکر شده است.


 
عکس/ شهید حسّان اللقیس در حال قنوت
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: مقاومت

مشرق - عکس زیر، شهید حاج حسان اللقیس، از فرماندهان جنگ الکترونیک حزب الله لبنان را در حال قنوت در نماز نشان می‌دهد.

حاج حسان، هفته گذشته طی عملیات تروریستی توسط جوخه‌های ترور رژیم صهیونیستی به درجه رفیع شهادت نائل شد.



 
عکس/ لباس محجبه بانوان ورزشکار هلندی
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: ورزشی
 
عکس/ پرچم حسینی در برلین
ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: مذهبی
در تصویر، پرچم عزای حسینی را در دروازه براندنبورگ برلین می‌بینید.


 
ناگفته‌هایی از ساخت اولین سکوی پرتاب موشک سپاه
ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: دفاع مقدس

به گزارش مشرق، همه کم و بیش با نقش سردار شهید حسن طهرانی مقدم در ایجاد و ارتقای توان موشکی سپاه پاسداران آشنا هستند. اما آنچه شاید در مورد این شهید بزرگوار قدری مغفول مانده، نقش وی در حوزه طراحی و ساخت سکوهای پرتاب این موشکهاست.

پدر موشکی ایران، سالها قبل با کمک تعداد معدودی از همرزمان خود توانست برای اولین بار این لانچرهای پرتاب موشک را علی رغم تحریم‌های شدید و همه جانبه خصوصا در حوزه نظامی، به تولید برساند؛ لانچرهایی که امروز از به‌روزترین فناوری‌های مدرن دنیا برای شلیک انواع موشک‌های کروز و بالستیک برخوردارند.

در همین راستا، خبرگزاری فارس به تشریح ناگفته‌هایی از این مجاهدت خاموش سرداران موشکی سپاه به نقل از یکی از دوستان و همرزمان شهید حسن طهرانی مقدم پرداخته که می توانید متن آن را در زیر بخوانید.

*****


یک روز در اوایل ورود موشک‌ها به ایران، همراه شهید مقدم به سیلوهایی رفتیم که سکوهای پرتاب موشکی در آنجا قرار داشت و ما با شرایط خاصی شبانه وارد آن محوطه شدیم.

در آنجا شهید طهرانی‌مقدم از من سوال کرد به نظر شما آیا ما قادر به ساخت این سکوها هستیم؟ من گفتم با خواست و یاری خداوند ما می‌توانیم.

بعد از آن شب بود که با سردار طهرانی‌مقدم شروع به طراحی و ساخت این سکوها کردیم ولی در ابتدا باید خودرو را از برخی کشورها مانند فرانسه، آلمان یا هر کشوری که حاضر به فروش این تجهیزات به ما باشد، می‌خریدیم و لذا به همراه شهید مقدم به چندین کشور سفر کردیم ولی در نهایت هیچ کشوری حاضر به فروش این ماشین‌‌آلات به ما نشد و ما با دست خالی به کشور بازگشتیم.

شهید مقدم خیلی بابت این مسئله ناراحت بود، ولی باز امید خود را از دست نداد و دنبال راه حل برای این مسئله رفت.

من به ایشان گفتم جایی را می‌شناسم که این قطعات ماشین‌ها را که بلااستفاده شده‌اند در آنجا نگهداری می‌کنند، ما می‌توانیم از آنها استفاده کنیم.

ابتدا باید موتور خریداری کرده و از این قطعات برای ارتقا آن استفاده کنیم و به این ترتیب ماشین حامل سکوی پرتاب موشک را آماده کنیم.


شهید طهرانی‌مقدم در جهت توسعه موشکی و توپخانه‌ای دید بسیار وسیعی داشت، به این شکل که هرگاه ما پروژه‌ای را در دست داشتیم ایشان هیچگاه به دید یک پروژه کوچک آن را در نظر نمی‌گرفت و بسیار گسترده‌تر از حد معمول فکر می‌کرد و دراز مدت‌‌تر؛ یعنی اینکه ما برای هر پروژه باید برنامه‌ریزی می‌کردیم و مدیر نهایی هم سردار طهرانی‌مقدم بود و مدیر تأمین منابع هم باز خود ایشان بود و در نهایت تعیین کننده و مصرف کننده این‌ها نیز خودش بود.

می‌توان اینطور بیان کرد که او نقشی کلیدی و محوری در تمامی مراحل داشت و چنین شخصی که تا این حد نقش کلیدی دارد باید بسیار بلند فکر کند، پیش‌بینی‌های بسیار دراز مدتی را در نظر داشته باشد و اگر محدود فکر کند در زمان جا می‌ماند و به واقع شهید طهرانی‌مقدم به این شکل بود و سعی می‌کرد پروژه‌ها را در حداقل زمان به انجام برساند، ولی برای آینده‌ی هر پروژه، برنامه‌ریزی‌های بسیار مشخص و طولانی مدت داشت.

مثلا ما در عرض یکسال، در نهایت محرومیت منابع، موفق به ساخت سکوهای موشکی شدیم و خود شهید مقدم مدیریت، نظارت و برنامه‌ریزی تمام وقت داشت.

کار آماده‌سازی سکوی موشکی با حداقل امکانات و در آن زمان کم، واقعا کار عظیمی بود که تیم ما با مدیریت و تلاش و  تخصص این شهید بزرگوار انجام داد.

در ابتدا همانطور که گفتم، قرار بر این بود که ما این‌ها را از خارج از کشور وارد کنیم، ولی از‌ آنجا که کشورها درخواست ما را رد کردند، ما با تلاش خود موفق به تولید این ماشین‌‌آلات شدیم و این موضوع برای هیچکس قابل باور نبود.


اولین موتور را شهید صنیع خانی برای ما تهیه کرد (خرید).

به حمد و یاری خداوند، ما در عرض یکسال خودرو را ساختیم.

اولین خودرو با عرض 3 و طول 14 متر تولید شد و اولین جایی که ما این خودرو را بردیم، حرم مطهر امام راحل(ره) بود و پس از آن یک نمایشگاه بین‌المللی که ما در آن شرکت کردیم.

در آنجا بسیاری از کشورها شرکت داشتند و اکثرا برای بازدید به غرفه ما می‌آمدند.

حتی چند نفر از متخصصین آلمانی از این خودرو عکس گرفتند.

دقیقا روبروی غرفه ما، غرفه آلمانی‌ها بود که ما توجه می‌شدیم آن‌ها از پشت شیشه دائما به این ماشین نگاه می‌کنند و عکس می‌گرفتند و به‌واقع تولید این خودرو در داخل ایران برای همگان غیر قابل باور بود، آن هم با کمترین امکانات و تحریمی که ما در‌ آن قرار داشتیم.

حتی برای مسئولین داخلی خودمان هم بسیار شگفت‌انگیز بود و تمامی این‌ها با تلاش تیم متخصص و دانش فنی و مدیریت شهید طهرانی مقدم و کمک خداوند به سرانجام رسید.

 


ما این خودرو را نزدیک به 300 الی 400 ساعت تست کردیم؛ آنهم در تمامی شرایط خاص و سخت و بحمدالله در تمامی این آزمایشات موفق بود و بدین ترتیب اولین سکوی پرتاب موشک‌های اسکادB بود که ساخته شد و بعدها ما این را تغییر دادیم برای موشک‌های مازاد و موشک‌های سوخت جامد که ما نداشتیم و هیچ کشوری هم آن را به ما نمی‌داد.

لذا مجددا طبق دستور شهید طهرانی‌مقدم و تخصص ایشان شروع به ساخت سکوی پرتاب موشک‌های سوخت جامد هم کردیم و بعد از آن پروژه‌ای دیگر انجام دادیم و در آنجا بود که ایمان من به مدیریت تمام عیار شهید طهرانی‌مقدم مصمم‌تر شد، زیرا تمام کارهایی که ما توفیق انجامشان را پیدا کردیم، برای همگان غیرقابل تصور بود.

جالب است بدانید که هیچکس از این عملیات ما باخبر نبود حتی وزرای ما هم از این آزمایشات کاملا بی‌خبر بودند و ما در سکوت و گمنامی کامل این عملیات را با محدودیت‌های کامل و شرایط خاص پیش می‌بردیم.

پس از آن بود که ما متوجه شدیم که تمامی این عملیات برای ما قابل انجام است و خدا را شکر، کاری نیست که از عهده متخصصین ما بر نیاید، البته با مدیریت و تخصص والای سردار طهرانی‌مقدم.

بعد از آن ما یک جهاد خودکفایی داشتیم برای تجهیز وسایل و امکانات که به یاری خداوند موفق شدیم و روز به روز قوی‌تر و امکانات بیشتر داشته‌ایم.


گروهی از متخصصین مستقیما بر روی ساخت موشک‌ها تحقیقات انجام می‌دادند و سردار بر روی عملیات آنها نیز نظارت و حمایت می‌کرد، یعنی ساخت سکوها و تجهیزات زمینی به طور مستقیم تحت مدیریت و تخصص کامل ایشان بود.

در آن زمان ایشان فوق تخصص خود را در زمینه متالوژی اخذ کرده بود و در آن زمینه در کشور حرف اول را می‌زد و مجری کامل تمامی امور سکوسازی بود. ساخت موشک‌ها تحت حمایت سردار انجام می‌شد و او مسلما هر نوع کمک یا امکاناتی که می‌توانست، برای آن گروه فراهم می‌کرد.

مدیریت سردار مقدم، مدیریتی دوستانه، با اخلاق و با کارآمدی بسیار بالا بود. یک خاطره مربوط به زمانی است که ما از شیخ حسین انصاریان پول دریافت کردیم برای ساخت کاتیوشاها و واقعاً آن مبلغی که ما دریافت کردیم بسیار کم و ناچیز بود.

یکی از کارهایی که سردار مقدم انجام داد این بود که از حقوق خود برای این پروژه استفاده می‌کرد و به این صورت ایشان به کارشان عشق می‌ورزیدند و این، یک کار دلی بود و از هیچکس به جز ایشان تا به امروز من چنین حرکتی را ندیدم و این حرکت ایشان همیشه برای من سرمشق خواهد بود.

یکی دیگر از نکات اخلاقی و مدیریتی ایشان این بود که همیشه به خداوند توکل داشت و همین شاید بزرگترین عامل موفقیت سردار طهرانی‌مقدم محسوب می‌شد و عدم ناامیدی ایشان در شکست‌هایمان از جمله دیگر عوامل موفقیت حاج‌حسن بود.


 
خزانه خالی یعنی چه +سند
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی

از آنجا که من نتوانستم نحوه تعیین و محاسبه عدد و رقم‌های رئیس‌جمهور در خصوص خالی بودن خزانه را دریابم به آرشیو نامه‌هایی که به صورت هفتگی وزیر اقتصاد در آنها گزارش ورودی و خروجی خزانه را به مجلس ارائه می‌کند، مراجعه کردم.

مهدی کوچک‌زاده در وبلاگ شخصی خود آورده است: «روزی که من کار خود را شروع کردم یعنی 12 مردادماه، موجودی خزانه حدود یک میلیارد و 280 میلیون تومان بود؛ ما باید آخر ماه، میزان 7 هزار و 500 میلیارد تومان حقوق پرداخت می‌کردیم که از این مبلغ فقط 2 هزار و 870 میلیارد تومان در خزانه موجود بود؛ یعنی دولت باید بیش از 4 هزار و 600 میلیارد تومان از بانک استقراض می‌کرد.»

جمله بالا را رئیس دولت راستگویان در گزارش کار 100 روزه خود به مردم ایراد کرده‌اند و در صفحه اول روزنامه دولتی ایران مورخ چهارشنبه 6 آذر 92 قابل مشاهده است.

این در حالیست که بر اساس نامه مورخ 17/5/92 به شماره 21955/م وزیر اقتصاد به رئیس مجلس شورای اسلامی میزان پرداخت‌های خزانه در هفته منتهی به 17/5/92 (که روز مورد نظر رئیس جمهور یعنی 12 مرداد در این هفته قرار دارد) برابر 1387،1 میلیارد ریال  و میزان دریافت‌های خزانه در همین هفته 35 میلیارد و 135 میلیون ریال یعنی ورودی‌ها معادل 33 میلیارد و 748 میلیون ریال بیشتر از خروجی از خزانه بوده است!

از آنجا که من نتوانستم نحوه تعیین و محاسبه عدد و رقم‌های رئیس جمهور را دریابم به آرشیو نامه‌هایی که به صورت هفتگی وزیر اقتصاد در آنها گزارش ورودی و خروجی خزانه را به مجلس ارائه می‌کند، از یک ماه قبل از شروع مسئولیت دولت راستگویان تا یک ماه بعد از آن، مراجعه کردم.

در تمام این نامه‌ها میزان پرداخت‌ها و دریافت‌های خزانه در هفته منتهی به روز معین ارائه شده است؛ در ذیل به ترتیب 5 داده مربوط به هر نامه را برایتان درج می‌کنم که به ترتیب عبارتند از:

1-شماره نامه و روزی که گزارش مربوط به هفته منتهی به آن روز است

2- مبلغ پرداختی خزانه (میلیارد ریال)

3- مبلغ دریافتی خزانه (میلیارد ریال)

4- مانده هفته مورد نظر در خزانه (میلیارد ریال)

5- مانده تجمعی تا انتهای هفته مورد نظر(میلیارد ریال)

 

لطف بزرگی است به دولت راستگویان اگر کسی بتواند به خوانندگان کمک کند تا معلوم شود چگونه از روی این اعداد و ارقام می شود سخنان رئیس جمهور و خالی بودن خزانه در 12 مرداد را نتیجه گرفت !


 
وصیت نامه فرمانده مجاهد، شهید حسان اللقیس
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: مقاومت

برادرانم! شما را سفارش می کنم به ادامه دادن راه جهاد در مسیر حزب الله، که مسیر عزت و کرامت است، و سفارش می کنم به یاری رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله، که به خدا قسم راهی را به سوی خدا نیافتم که سریعتر از این راه به رضایت خداوند منتهی شود، و رهبری را نیافتم که همچون ایشان بر مسیر هدایت قرار داشته باشد تا از او پیروی و تبعیت کنم.

به گزارش تریبون مستضعفین شهید مجاهد حسان هولو اللقیس از فرماندهان ارشد حزب‌الله لبنان هفته گذشته در مقابل منزلش ترور گردید.  حزب الله لبنان مسئولیت این اقدام را متوجه اسرائیل می‌داند.
 
حسان اللقیس
 
متن وصیت‌نامه این مجاهد شهید که برای اولین بار توسط تریبون مستضعفین منتشر می‌گردد بدین شرح است
 
بسم رب الشهداء والصدیقین
 
سپاس خدای را که اول است و چیزی پیش از او نیست، و آخر است و چیزی بعد از او نیست. ظاهر است و باطن، و هیچ چیزی ورای او وجود ندارد. سپاس خدای را برای هر آنچه که عطا کرد و هر آنچه که پس گرفت. برای هر صنع نیکویش و هر امتحانی که به آن مبتلایمان ساخت. شکر خداوند را برای هدایت ما و برای نعمت ولایت که بزرگترین نعمت اوست برای ما.
 
شهادت می دهم که محمد(ص) بنده خدا و رسول و حبیب اوست، خداوند او را به حق به پیامبری بر انگیخت تا بندگانش را از پرستش بت ها به پرستش خدا رهنمون شود، و از اطاعت شیطان به اطاعت خداوند و اولیای خدا بازشان دارد. شهادت می دهم علی(ع) ولی برگزیده خدا و حجت بر همه خلایق است و امامان از نسل او، رهبران مردم و ائمه هدایتند. خداوند ما را در زمره آنان محشور گرداند و به اندازه یک چشم بر هم زدنی بین ما و آنان جدایی نیفکند.
 
بارالها! این جان من است که هنگام خلقتم آن را نزد من به امانت سپردی، امانتی پاک و مطهر و بری از هر گونه آلودگی! تو را به محبوبترین بندگان در پیشگاهت، محمد و اهل بیت طاهرینش قسم می دهم که این امانتت را در حالی از من قبول کنی که در خون خود آغشته ام، تا بدین وسیله آن را از همه آلودگی هایی که به واسطه اعمالم در این دنیای پست بر آن نشسته است پاک گردانی. و با همه وجود امید دارم خیانتم در حفظ امانتت را مورد عفو قرار دهی و آن را از من بپذیری همانطور که از ساحران فرعون پذیرفتی. امید آن دارم که قسم مرا به محبوبترین بنده ات رد نکنی و از من در گذری، ای مهربانترین مهربانان و بهترین بخشندگان!
 
سلام بر تو ای آقا و مولایم، یا ابا عبدالله الحسین! ای پیشوای آزادگان و انقلابیین! تویی که راه شهادت را پیمودی و سید شهیدان گشتی. ای کسی که قربانی کردن جان و فدا کردن خانواده را به ما آموختی و آتش شوق به ملاقات پروردگار را در حالی که در خون خود غوطه وریم در دلهای ما برافروختی. همانگونه که خود نیز چنین بودی! از خداوند مسالت می کنیم شهادت را بر ما ارزانی دارد تا بدین وسیله با فاطمه زهرا (س) همدردی کرده باشیم و در زمره قافله نورانی تو در آییم که قافله عزتمندی و کرامت شهادت است، در آن روزی که جز اعمال صالح، چیزی به فریاد انسان نمی رسد. به خدا قسم که همه ایثارگری های شیعیان تو در طول تاریخ با هیچ یک از قربانی هایی که در روز عاشورا تقدیم کردی برابری نمی کند و حقیقتا هیچ روزی در سختی و شدت، مثل روز تو نیست!
 
السلام علیک یا سیدی و مولای یا صاحب الزمان! سلام بر تو که خلیفة الرحمن و حجة الله و بقیة الله در عالم و کشتی نجات این امت هستی. جان من و همه عالمیان فدای تو باد! خداوند فرج و ظهور تو را نزدیک گرداند و ما را به واسطه شما بر دشمنان جدتان نصرت عطا فرماید و دینی را که مورد رضای اوست بر عالم بگستراند و زمین را پس از آنکه از ظلم و عدوان لبریز شده، از عدالت سرشار گرداند. اگر خداوند پیش از ظهور شما شهادت را روزی ام فرمود، از خداوند می خواهم مرا با بقیه شهیدان، برای یاری تو به این دنیا بر گرداند تا در زیر پرچم تو با دشمنانت بجنگیم و یک بار دیگر شیرینی شهادت را در زیر لوای شما تجربه کنیم. به درستی که خداوند شنوا و اجابت کننده است.
 
سلام بر بت شکن زمان ما، و زنده کننده دین پیامبر خاتم و بیدارگر ما و رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(قدس)، و سلام بر رهبر و ولی فقیه مان، سید علی خامنه ای (حفظه الله) که خداوند عمر طولانی به او عطا فرماید و حکومت اسلامی و پاسداران آن و مردمش را حفظ و حراست فرماید.
 
سلام بر سرور شهیدان مقاومت اسلامی حزب الله، سید عباس موسوی و سایر شهیدان مقاومت اسلامی که با خون پاکشان از مقاومت حراست کردند و باعث عزت و افتخار برای مقاومت شدند.
 
وصیت من به رهبرم، جناب سید حسن نصرالله  
 
سلام من به تو ای سید مقاومت و رهبر و حافظ و نگهبان مقاومت، که پیوسته آن را به انتصارات رهنمون شدی و یکی پس از دیگری افتخار برای مقاومت اسلامی رقم زدی. سید ما، جان های ما همه فدای تو باد! اگر روز و شب، خداوند را به جهت رهبری تو در مسیر مقاومت شکر گذار باشیم حق سپاسگذاری را ادا نکرده ایم. تو تمثیل این جمله در مناجات هستی که: “آنکس که تو را یافت چه گم کرد؟ و آنکس که تو را گم کرد چه یافت؟!” ما تحت رهبری تو در این مسیر مقاومت، -به اذن الله- هرگز راه را گم نخواهیم کرد.
 
ای صادق امین! مجاهدت در زیر لوای تو آنقدر شیرین است و آنچنان اطمینان و اعتماد قلبی به انسان می دهد که هیچ چیزی بر روی زمین قادر به از بین بردن آن نیست. خداوند تو را با دیده همیشه بیدارش حفظ و حراست فرماید. همانطور که فرزندم علی پیش از آنکه در عملیات “الوعد الصادق” در زیر لوای شما به شرف شهادت نایل آید، در مراسم عمومی، وظیفه حراست و حفاظت از شما را بر عهده داشت، پس از شهادت او را در خواب دیدیم که با عده ای از شهدا، همچنان عهده دار حفاظت از شما هستند.
 
اگر خداوند توفیق شهادت را روزی ام گرداند، اهل آسمان را باخبر خواهم کرد که خداوند چطور شیعیان لبنان را به وجود رهبری چون تو که مجاهدی پرهیزگار و صادق و حکیم و شجاع و متواضع و صبور و پیروز و سرفراز هستی امتیاز بخشیده است. و نیز خواهم گفت که چگونه تو را به وجود مردمی شریف و شجاع و صبور مختص گردانیده است که بسیاری از پیامبران و امامان در طول تاریخ از آن بی بهره بودند. مردمی که دوستت دارند و اطمینان به تو دارند و یاری ات می کنند و روز و شب پیوسته دعایت می کنند. خوشا به حال تو و خوشا به سعادت آنان! از خداوند می خواهم شما را و آنان را حفظ کند و شما را نصرت عطا فرماید و آنان را به سبب شما یاری دهد، و این امت را با عطای عمر طولانی برای شما متنعم سازد، و مجاهدت طولانی ات را همانند اجداد مطهرت به شهادت ختم فرماید، تا در بهشت نیز در زمره فرماندهان و امرا باشی همان گونه که در زمین امیر و فرمانده ما بودی؛ به راستی که خداوند شنوا و اجابت کننده است.
 
خواهش من از شما این است در مورد کوتاهی هایی که از من در دوران خدمتم سر زد مرا مورد عفو و بخشش قرار دهی، چرا که رضایت شما به معنی رضایت خدا و رسولش و ناخشنودی شما نارضایتی خدا و رسولش است. از خدا می خواهم که من و بقیه شهیدان را با شما در کنار اباعبدالله الحسین و یارانش محشور گرداند.
 
در خاتمه، از جنابعالی به جهت محبت ویژه و اهتمام خاص تان به بنده و خانواده ام مخصوصا بعد از جنگ تموز (۳۳ روزه) تشکر می کنم. ان شاء الله هیچگاه شما را از یاد نخواهیم برد. خداوند بهترین پاداش را از طرف این امت نصیبتان گرداند.
 
خادم شما که هرگز فراموشتان نخواهد کرد: حسان اللقیس
 
وصیت من به برادران مجاهدم
 
به همه کسانی که خداوند توفیقم بخشید با آنها زندگی کرده و در کنار آنها جهاد کنم، و خدمتگذار آنان باشم، کسانی که محتاج دعای آنها هستم و از خدا می خواهم که از بین آنها شهادت را روزی ام گرداند.
 
برادرانم! دنیا محل گذر است و مکان توقف نیست. خداوند آن را برای این قرار داده است تا با اعمال خود مهیای آخرت شویم. ما در این دنیا مهمان هایی بیش نیستیم و در زمانی زندگی می کنیم که هجوم همه جانبه جهانی بر پیروان اسلام ناب محمدی شدت گرفته است. “یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم” می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، اما خداوند با وجود امثال شما که از صدق و صبر و ثبات قدم اصحاب اباعبدالله برخوردار هستید ابا دارد و نورش را کامل خواهد کرد.:”یأبی الله الا أن یتم نوره ولو کره المشرکون”.
 
وصیت من به شما برادران این است که به جهاد با نفس بپردازید. چه بسیار برنده ای که باخت به سبب اینکه دنیا او را فریفته خود ساخت و گرفتار عجب و غرور و آرزوهای طولانی گرداند. برحذر باشید برادرانم! رضایت خدا جز با اطاعت او و اطاعت اولیایش به دست نمی آید و تقوی جز با پرهیز از محرمات الهی حاصل نمی گردد و به نیکی نمی توان رسید مگر با گذشتن از دل بخواهی ها و بخشیدن آنچه که دوست می داریم. آیا می خواهیم از راهی جز این راه به رضایت الهی دست یابیم و جزو اولیایش گردیم؟؟ هیهات! رضایت خدا و بهشت الهی برای آن بندگانی آماده شده است که تقوی پیشه کنند. و درجات اعلی برای آنان است که مال و جانشان را صادقانه در مسیر او به کار گیرند تا از خاصان اولیایش گردند:
 
“أن الله اشتری من المومنین أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة”. خداوند جانها و اموال مومنان را از آنان خرید تا در مقابل،  بهشت برای آنها باشد… بهشتی که پهنای آن، آسمانها و زمین است، وبرای پرهیزکاران آماده شده است:”وجنة عرضها السموات والأرض أعدت للمتقین”.
 
پس تقوای خدا پیشه کنید و برای تقوی پیشگی، از صبر کمک بگیرید. چرا که تقوا، امروز حرز و سپر شماست و فردا در قیامت راه شما به سوی بهشت است.
 
مومن باید با برادر مومن خود مهربان باشد و به خاطر عیب یا خطایی او را رسوا نسازد، چه بسا او با وجود آن خطا یا لغزش مورد غفران الهی قرار گیرد. و در مورد خود، حتی گناه کوچک را سبک نشمارد چه بسا به واسطه همان گناه عذاب شامل حالش شود. و باید که در مورد رفتار برادرانش حمل بر وجه نیکو کند چه بسا کسی که چیزی درباره کسی نقل کرده، مرتکب اشتباه شده باشد و بعدا باطل بودن سخن او آشکار شود. خداوند شنوا و بیناست. پس هیچ کدام از شما عیب جویی از برادرش نکند و هرکس باید مشغول سپاس و شکرگذاری از خداوند باشد بایت ایمن داشتنش از بلاهایی که دیگران را به آن مبتلا ساخته است.
 
بسیار استغفار کنید که “یرسل علیکم مدرارا”، “و بالشکر تدوم النعم” و با شکر گذاری است که نعمت ها استمرار می یابد، (مخصوصا نعمت ولایت)، بکوشید تذلل بندگی بر سرتان سایه افکن باشد، و گردن افرازی و تکبر را از خود دور سازید، چرا که “الکبر رداء الله، ومن نازعه فی ردائه قصمه” (کبریایی، ردایی در خور شان پروردگار و مختص اوست، هر کس در این خصوص با او منازعه کند خداوند او را در هم می کوبد و هلاک می گرداند!)، و”عاجزترین مردم کسی است که از یافتن دوستان ناتوان باشد”. بر حذر باشید که خداوند بندگان مستکبرش را با دوستان خود که ضعیف شمرده شده اند به امتحان می کشد. خداوند متعال به پیامبر خود موسی (ع) در بیان علت برگزیده شدنش به پیامبری وحی فرمود: “ای موسی! من به بندگانم نظر افکندم، و در بین آنان، متواضع تر از تو نیافتم.”
 
برادرانم! همانطور که خداوند پیامبران و اولیای خود را برگزید، این امت عظیم را نیز از بین همه امت ها برگزید. سرسخت ترین دشمنان را در مواجهه با آن قرار داد و با انواع و اقسام حرمان ها و قهر و عذاب و جنگ ها و سختی ها و نقص در اموال و جان ها به امتحان کشید، این امت صبوری کرد و مورد بشارت قرار گرفت. خداوند بهترین رهبران را در طول تاریخ به امامت این امت برگزید که یکی پس از دیگری پیروزی و انتصار و عزت و افتخار برای آن به ارمغان آوردند و باعث مباهات این امت به سایر امت ها در دنیا شدند. و رسول اعظم نیز در آخرت به این امت در مقابل دیگر خلایق مباهات می کند. رهبرانی که استحکام اسلام را به آن باز گرداندند پس از آن که گمراهان آن را دچار انحراف ساخته بودند، و طراوات و شیرینی جهاد در راه خدا را یک بار دیگر زنده کردند. خداوند برای مجاهدین در راهش، پر افتخارترین دروازه مجاهدت را گشود، خوشا به حال آنان که به سوی جهاد فراخوانده شدند و این دعوت را لبیک گفتند، به رهبرشان که مورد تائید و نصرت الهی بود اطمینان کردند و از او اطاعت و فرمانبری کردند. بر سختی کارزار صبوری ورزیدند و ثابت قدم ماندند و جمجمه شان را به خدا سپردند و فراوان ذکر خدا را گفتند. برخی از آنها از سوی خدا برای دینش انتخاب شدند و سختی و عذاب را به جان خریدند و سرانجام در جایگاه امن خود در کنار محمد و آلش مأوا گرفتند… شما نیز جزو منتظرانی باشید که بر وعده شان با خدا ثابت قدم ماندند و دچار تغییر نشدند.
 
خداوند متعال می فرماید: “هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها أبدا”؛ امروز روزی است که راستگویان از صدق خود بهره مند می شوند، برای آنان باغ هایی است که از زیر آن نهرها جاری است، و در آن تا ابد جاودانه خواهند ماند.
 
برادرانم! شما را سفارش می کنم به ادامه دادن راه جهاد در مسیر حزب الله، که مسیر عزت و کرامت است، و سفارش می کنم به یاری رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله، که به خدا قسم راهی را به سوی خدا نیافتم که سریعتر از این راه به رضایت خداوند منتهی شود، و رهبری را نیافتم که همچون ایشان بر مسیر هدایت قرار داشته باشد تا از او پیروی و تبعیت کنم. همه ما به چشم دیدیم چگونه خداوند این امت را با رهبری مبارکش پیروزی بخشید، در حالی که او این ندا را سر داده بود: “ولی زمن الهزائم” (روزگار شکست ها به سر آمد!) و همچنان ما را به پیروزی بشارت می دهد. خداوند او را مورد تاییدات خود قرار داده و نصرتش را شامل حالش گرداند و عمر مبارکش را تا زمان ظهور امام مهدی (ارواحنا لمقدمه الفداء) طولانی گردادند. مبادا خدای نکرده روزی همانند ابا عبدالله الحسین(ع) به خداوند شکایت برد که “وا قلة ناصراه” که در آن صورت غضب خداوند تا روز قیامت دامنگیرمان خواهد شد.
 
در خاتمه، از خداوند برای شما مغفرت و رضا و شهادت پس از عمری طولانی طلب می کنم و از شما طلب بخشش می کنم. برای من و بقیه برادرانتان که پیش از من در این مسیر به فیض شهادت نایل آمدند دعا کنید. مبارک باد بر حزب الله لبنان، این رهبری و این شیعیان و این مجاهدان و این شهیدانش!
 
فقیر رحمت پروردگار: حسان اللقیس

 
شهادت سه تن از اعضای حزب‌الله +تصاویر
ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: مقاومت

به گزارش مشرق به نقل از ابنا، براساس این گزارش، «علی الهادی نون» با کنیه ابوصالح طی عملیات نظامی و در دفاع از امت اسلامی و مقدسات در نبرد با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

«علی سامی رعد» از اهالی منطقه بعلبک لبنان و «حسین کامل مدلج» با کنیه علی عباس از اهالی منطقه زیتا البقاعیه نیز به تازگی به خیل شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) پیوستند.

 

شهید علی الهادی نون

 

 

 

شهید حسین کامل مدلج


 

شهید علی سامی رعد


 
مجموعه پوسترهای حجاب+دانلود
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: عفاف و حجاب
 
اعضای کمیسیون امنیت ملی در گفت‌وگو با مشرق:
ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٠  کلمات کلیدی: سیاسی

در بین بازرسان آژانس جاسوس وجود دارد/

 

 

 

 

 

 

چرا مطالب سری نظام از سازمان سیا و موساد سر درمی‌آورد؟

گروه سیاسی مشرق -  جمهوری اسلامی ایران یک کشور صاحب فناوری هسته‌ای است و تاکنون در چهارچوب قوانین آژانس انرژی هسته‌ای پاسخگوی تمام سوالات بوده است. بی‌شک اکنون هم مانند گذشته در جهت عمل به معاهدات حرکت می‌کند. بازرسی‌ها قبلا بوده است و اکنون هم ادامه خواهد داشت.

یکی از موارد اختلافی ایران و آژانس و همچنین 1+5 آب سنگین اراک بود. آنها همیشه نسبت به فعالیت‌های این مرکز اعتراض داشتند. بعد از توافق ژنو در فصل دوم توافقنامه قرار بر این شد که جمهوری اسلامی ایران نسبت به شفاف‌سازی برنامه هسته‌ای اقدام کند. آب سنگین اراک یکی از موارد توافق اعزام بازرسان آژانس به آب سنگین اراک در راستای توافق صورت گرفته است.

اما بازدید اخیر بازرسان آژانس از تاسیسات آب سنگین اراک حرف و حدیث هایی را در بین مسئولین مربوطه و اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی به پا کرده است.

«در بین بازرس‌ها جاسوس اعزام می‌شود» این جمله‌ای بود که سخنگوی کمیسیون امنیت ملی طی گفت و گویی با یکی از روزنامه‌های صبح امروز کشور پیرامون بازدید اخیر بازرسان آژانس مطرح کرد.

سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاسیت خارجی مجلس در این باره گفته است: «این مورد برازنده آژانس نیست. مطالب سری مربوط به اشخاص، دانشمندان و متخصصین ما متاسفانه سر از سازمان سیا و موساد درمی‌آورد و این برای کشور ما واقعا خسارتبار است.»

اظهارات سخنگوی کمیسیون امنیت ملی این سوال را ایجاد می کند که آیا آژانس در برابر درز اطلاعات سری جمهوری اسلامی پاسخگو است؟ و آیا در توافق ژنو به این نکته اشاره شده است که اطلاعاتی که در اختیار آژانس قرار داده می‌شود صرفا برای شفاف‌سازی و آگاه‌سازی آژانس است و نباید این اطلاعات سر از سازمان های جاسوسی آمریکا در بیاورد؟

این سوالات را با سایر اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در میان گذاشتیم.

محمد حسن آصفری دبیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفت و گو با خبرنگار سیاسی مشرق با اشاره به بازدید اخیر آژانس از تاسیسات هسته ای ایران گفت: ما با هدف شفاف‌سازی و نشان دادن فعالیت های قانونی جمهوری اسلامی در چهارچوب معاهدات ان.پی.تی به کشورهای غربی اجازه دادیم تا از سایت های ما بازدید کنند و آنها نیز در تمام فعالیت های ما هیچ تخلفی مشاهده نکردند.

وی با بیان اینکه ما اعتقاد داریم که آژانس برای بازرسی به ایران نمی‌آید، عنوان کرد: آنها می‌دانند که ما هیچگونه فعالیتی خارج از معاهدات ان.پی.تی انجام نمی دهیم، آژانس بیشتر به دنبال جاسوسی است تا اینکه به دنبال نظارت بر عملکرد هسته‌ای جمهوری اسلامی باشد.

آصفری در ادامه با بیان اینکه آنها به این یقین رسیده اند که ما هیچ گونه فعالیتی خارج از معاهدات ان.پی.تی انجام نمی دهیم، اظهار داشت: نگرانی‌های زیادی از سوی درز اطلاعات سری کشور داریم.

وی در ادامه با بیان اینکه ما هیچ الزامی در معرفی اسامی و مشخصات کارکنان و دانشمندان هسته‌ای و همچنین لزومی برای توضیح روش بدست آوردن تولیدات سانتریفیوژ و تولیدات غنی سازی به غربی‌ها نداریم و هیچ یک از این موارد در معاهدات ان.پی.تی نیامده است، عنوان کرد: ما به جهت اعتمادسازی و نشان دادن حسن نیت جمهوری اسلامی این کار را انجام می دهیم و این همکاری چیزی فراتر از معاهدات ان.پی.تی است که ظاهرا در حال سوءاستفاده از اعتماد جمهوری اسلامی هستند.

دبیر کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ادامه تاکید کرد: اگر به این نتیجه برسیم که آژانس از حسن نیت جمهوری اسلامی سوءاستفاده می کند و مطمئنا واکنش نشان خواهیم داد و همکاری های خود را متوقف خواهیم کرد.

آصفری با بیان اینکه متاسفانه در هیچ کجای توافقنامه نیامده است که اطلاعات سری جمهوری اسلامی از سوی بازرسان نباید درز پیدا کند، عنوان کرد:  متاسفانه ما شاهد این هستیم که آژانس بازدیدها و بازرسی‌هارا انجام می دهد و به این نکته اذعان دارد که هیچ‌گونه فعالیتی خارج از معاهدات صورت نمی‌گیرد، ولی بیانیه‌هایی در راستای بیانیه‌های مجموعه های صهیونیستی و سازمان سیا صادر می کند.

اسماعیل کوثری عضو دیگر کمیسیون امنیت ملی و سیاست‌خارجی مجلس شورای اسلامی، نیز طی گفت و گویی با خبرنگار سیاسی مشرق، گفت: مسیر بازدید ها و بازرسی های آژانس باید مانند اعضای دیگر آژانس عادی باشد.

وی در ادامه تاکید کرد: آژانس نباید پارا فراتر از معاهدات ان.پی.تی و توافقات صورت گرفته بگذارد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست‌خارجی مجلس در ادامه با بیان اینکه آژانس نباید با جمهوری اسلامی به صورت موردی رفتار کند، اظهار داشت: کمیسیون امنیت ملی این موضوع را که آژانس توقعاتی فراتر از چهارچوب های قانونی از ایران داشته باشد را قبول ندارد.


 
افشای دستکاری فریبکارانه ایالات متحده آمریکا در اطلاعات مربوط به حمله شیمیایی در
ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی
افشای دستکاری فریبکارانه ایالات متحده آمریکا در اطلاعات
مربوط به حمله شیمیایی در حومه دمشق

 خبرگزلری فرانسه: یک روزنامه نگار مشهور آمریکایی فاش کرد آمریکا این موضوع را که گروه تروریستی «جبهه النصره» توانایی تولید گاز سارین را داشته است، می دانسته ولی این مسئله را نادیده گرفته است تا بتواند دولت اسد را به حمله شیمیایی 21 اوت در نزدیکی دمشق متهم کند.

سیمور هرش، خبرنگار و روزنامه نگار مشهور آمریکایی که در گذشته به سبب پوشش  اخبار مربوط به کشتارهای آمریکا در ویتنام و رسوایی نظامیان آمریکایی در زندان ابوغریب، مورد تقدیر قرار گرفته است، این بار در مقاله ای طولانی که نشریه «نقد کتاب لندن» آن را منتشر کرده است، دولت اوباما را به دستکاری تعمدی در اطلاعات مربوط به سلاح های شیمیایی در سوریه متهم کرد.
 
مقامات دولت آمریکا از این مقاله انتقاد کردند و روزنامه های این کشور نیز آن را منتشر نکردند زیرا بر این باورند از این مطالب حمایت چندانی نشده است.
 
سیمور هرش بدون اشاره مستقیم به اینکه حمله شیمیایی بیست و یک اوت در حومه دمشق کار رژیم اسد نبوده است، بر این موضوع تاکید کرد که «واشنگتن برخی اطلاعات مرتبط با این موضوع را دستچین و باقی اطلاعات، از جمله این موضوع را که گروهی از مخالفان سوریه یعنی جبهه النصره، امکانات فنی لازم برای تولید مقادیر انبوه از گاز سارین را در اختیار داشته، نادیده گرفته و سخنی از آن به زبان نیاورده است.»
 
سیمور از یک گزارش فوق محرمانه چهار صفحه ای که در تاریخ 20 ژوئن در اختیار یکی از مسئولان بلندپایه آژانس اطلاعات نظامی آمریکا قرار گرفت، خبر داد که در آن، ضمن تایید گزارش های قبلی در مورد توانایی جبهه النصره در تولید گاز سارین، اعلام شده زیاد طارق احمد، از مسئولان نظامی پیشین عراق که در زمینه سلاح های شیمیایی تخصص دارد و اینک از اعضای جبهه النصره به شمار می رود، در افزایش توانایی های این گروه تروریستی در تولید این گاز سمی موثر بوده است.
 
اما از سویی دیگر، سازمان اطلاعات ملی آمریکا که بر مجموع آژانس های اطلاعاتی این کشور از جمله آژانس اطلاعات نظامی احاطه دارد، روز دوشنبه اعلام کرد «همه اطلاعات و شواهد دال بر این است که فقط و فقط رژیم اسد، مسئول حمله شیمیایی بیست و یکم اوت در حومه دمشق است.»
 
شاون ترنر، سخنگوی سازمان اطلاعات ملی آمریکا در گفتگو با خبرگزاری فرانسه گفت : «هیچ مدرک و نشانه ای دال بر صحت ادعاهای هرش مبنی بر اینکه آمریکا در اطلاعات دستکاری کرده است، وجود ندارد و همه این ادعاها دروغین است.»
 
سیمور هرش در مقاله خود می نویسد دولت اوباما به رغم امکانات پیشرفته رهگیری در نزدیکی تاسیسات شیمیایی سوریه، از هیچ نشانه ای دال بر احتمال وقوع یک حمله شیمیایی در این کشور آگاه نشد و اتهامات اوباما در روز دهم سپتامبر علیه دولت سوریه، نه بر پایه و اساس اطلاعات همزمان وقوع حمله بلکه با استناد به تحلیل مکالمات تلفنی پس از وقوع حمله شیمیایی بوده است.

 
رهبر انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی:
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: فرهنگ
تهاجم فرهنگی که سالها قبل، آن را گوشزد می‎کردم،اکنون عینیات انکارناپذیری یافته
است /سپردن فرهنگ به مردم نافی وظیفه نظارتی دولت نیست/ هشدارنسبت به
کندشدن رشدعلمی؛ دانشگاه‎ها به هیچ دلیلی جولانگاه جریانهای سیاسی نشود

گروه سیاسی - رجانیوز: حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در دیدار رئیس و اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی، با تبیین اهمیت حیاتی مقوله فرهنگ و جایگاه شورایعالی انقلاب فرهنگی؛ ضمانت اجرای مصوبات این شورا؛ وظایف نظارتی و هدایتی دستگاهها در مقوله فرهنگ؛ ضرورت برخورد حکیمانه با پدیده های فرهنگی، استمرار پیشرفت علمی در دانشگاهها؛ تدوین مبانی تحول علوم انسانی، و صیانت از زبان زیبای فارسی، نکات مهمی را بیان کردند.

به گزارش رجانیوز، حضرت آیت الله خامنه ای اولین نکته سخنان خود را به موضوع اهمیت و جایگاه فرهنگ در جامعه اختصاص دادند و با اشاره به شخصیت و سوابق فرهنگی روسای سه قوه و همچنین اکثریت اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی بعنوان دردمندان عرصه ی فرهنگ، گفتند: بر همین اساس از این شورا انتظار می رود اهتمام و تلاش بیشتری برای برجسته کردن موضوع فرهنگ در جامعه و رساندن آن به جایگاه واقعی، به خرج دهد.
 
 
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه فرهنگ و ارزشهای فرهنگی، هویت و روح یک ملت است، خاطر نشان کردند: فرهنگ، حاشیه و ذیل اقتصاد و سیاست نیست بلکه اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل فرهنگ هستند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره با تأکیدهای قبلی مبنی بر لزوم وجود پیوست فرهنگی برای همه موضوعات و مسائل مهم در عرصه های مختلف افزودند: برخی اوقات ممکن است، تصمیم گیری‎ها و مصوّبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی علمی، تبعات منفی فرهنگی در جامعه بوجود آورد که دلیل آن نبود پیوست فرهنگی است.
 
ایشان تأکید کردند: برای فعالیتهای فرهنگی، برنامه ریزی ضروری است و نمیتوان انتظار داشت که فرهنگ کشور اعم از فرهنگ عمومی، فرهنگ نخبگان و فرهنگ دانشگاهی، به خودی خود پیش برود.
 
رهبر انقلاب اسلامی از این نکته وارد موضوع لزوم نظارت و هدایت دولت درخصوص مسائل فرهنگی شدند و خاطر نشان کردند: دستگاههای مختلف در قبال جریان فرهنگ عمومی کشور مسئولند. 
 
حضرت آیت الله خامنه‎ای هدایت و نظارت در مسائل فرهنگی را همچون مراقبت باغبان از گلهای زیبا دانستند و گفتند: کندن علف های هرز در یک بوستان به معنای رشد گلها و استفاده طبیعی آنها از آب و نور و هواست. 
 
رهبر انقلاب اسلامی حساس بودن و مقابله با مسائل مخرّب فرهنگی را از وظایف نظارتی حکومت دانستند و افزودند: همه ما در قبال مسائل فرهنگی و فرهنگ عمومی کشور مسئولیت شرعی و قانونی داریم.
 
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه فرهنگ همواره متکی به حضور مردم است، افزودند: سپردن مسائل فرهنگی به مردم نافی وظیفه نظارتی و هدایتی دولت نیست و حضور حکومت و دولت در عرصه فرهنگ نیز به معنای سلب حضور مردم نمی باشد. 
 
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی اظهارات غیر مسئولانه در خصوص لزوم آزادی های فرهنگی همچون غرب، خاطر نشان کردند: چرا هنگامی که غربی‌ها بر مسائل غیر معقول و انحرافی همچون اختلاط زن و مرد با عنوان تساوی زن و مرد، یا سبک زندگی خود با عنوان پیشرفت و تجدد لجاجت دارند، ما بر ارزشهای والای فرهنگ خود اصرار نداشته باشیم؟
 
جایگاه و اهمیت شورای عالی انقلاب فرهنگی دومین نکته ای بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: شورای عالی انقلاب فرهنگی یکی از ابتکارات با برکت امام خمینی (ره) بود که عالی ترین و بهترین مرکز فرهنگی کشور است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای، حضور مسوولان ارشد و همچنین حضور چهره های تأثیرگذار علمی و فرهنگی در شورای عالی انقلاب فرهنگی را مهمترین نقطه قوت این شورا دانستند و تأکید کردند: همین مساله موجب می شود که موضوع فرهنگ کشور، تابع بالا و پایین شدن جریانات سیاسی نباشد و حرکت فرهنگی کشور ضمن برخورداری از ثبات، از روزمره گی خارج شود.
 
ایشان افزودند: یکی از مسائل مهم در شورایعالی انقلاب فرهنگی این است که اعضای شورا، جایگاه و تأثیرگذاری آن را به عنوان مرکز اصلی سیاستگذاری فرهنگی کشور باور داشته باشند.
 
ایشان حضور مستمر اعضاء و تعطیل نشدن جلسات شورا را بسیار ضروری برشمردند و افزودند: شورایعالی انقلاب فرهنگی به مسائل زیرساختی و اساسی بپردازد و از ورود به جزئیات پرهیز کند.
 
رهبر انقلاب اسلامی سومین نکته خود را به ضمانت اجرای مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی اختصاص دادند و گفتند: مصوبات شورا حتماً اجرا شوند.
 
رهبر انقلاب اسلامی حضور رئیس قوه مجریه، رئیس قوه مقننه و قانونگذاری و وزرا و مسئولان را ضمانت اجرای مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی دانستند و خاطرنشان کردند: اسناد بسیار مهم و خوبی همچون نقشه جامع علمی کشور، سند تحول بنیادی در آموزش و پرورش، سند دانشگاه اسلامی، و سند راهبردی نخبگان باید اجرایی و عملی شوند و خودِ شورا نیز بر نحوه اجرای آنها نظارت داشته باشد.
 
 
واقعیتی به نام تهاجم فرهنگی، چهارمین نکته ای بود که رهبر انقلاب توجه اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی را به آن جلب کردند.
 
ایشان با اشاره به سخنان چهره های فرهنگی و سیاسی کشورهای مختلف از جمله کشورهای اروپایی درباره تهاجم فرهنگی آمریکا علیه سایر فرهنگها افزودند: واقعیتی که سالها قبل، آن را گوشزد می کردم هم اکنون، عینیات انکار ناپذیری یافته است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای سپس یک واقعیت دیگر را مورد اشاره قرار دادند: «فعالیت حداقل صدها رسانه صوتی، تصویری، مکتوب و اینترنتی در جهان با هدف مشخص تأثیرگذاری بر ذهن و رفتار ملت ایران». 
 
ایشان برخی بازی های رایانه ای و اسباب بازیهای وارداتی را از جمله مصداق هایی خواندند که در ترویج رفتار و سبک زندگی غربی در ذهن کودکان، نوجوانان و جوانان ایرانی تأثیرگذاری میکند.
 
رهبر انقلاب کار و ابتکار را اساس برخورد حکیمانه با مقوله تهاجم فرهنگی دانستند و تأکید کردند: باید با تلاش مبتکرانه به مقابله با این مقوله پرداخت که در این زمینه مسئولیت صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بسیار سنگین است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه به وزارت ارشاد توصیه موکد کردند: تولید کتاب، ترجمه کتاب های مفید، تولید فیلم های سینمایی جذاب با تکیه بر ظرفیت های بالای ساخت فیلم، تولید بازی های رایانه ای مفید، ترویج بازی های پر تحرک و تولید اسباب بازی های معنا دار و جذاب را در دستور کار قرار دهد.
 
رهبر انقلاب ، رصد و شناخت دقیق پدیده های نوظهور تهاجم فرهنگی را قبل از ورود به ایران ضروری دانستند و خاطر نشان کردند: دیر فهمیدن و دیر جنبیدن مشکل آفرین است بنابراین باید به موقع و حکیمانه برخورد کرد.
 
ایشان در تبیین برخورد حکیمانه خاطر نشان کردند: گاه باید از نفوذ پدیده ها، کاملا جلوگیری کرد اما برخی پدیده ها را میتوان پذیرفت و یا اصلاح کرد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان آخرین نکته در بحث تهاجم فرهنگی، انفعال و موضع دفاعیِ صرف در مقابل فرهنگ مهاجم را، بدترین و خسارت بار ترین نوع برخورد خواندند و خاطر نشان کردند: مواضع تهاجمی نیز در برخی موارد لازم است اما به هر حال در هر شرایط باید حکیمانه و با فکر عمل کرد.
 
رهبر انقلاب سپس در پنجمین نکته از سخنان خود رئیس و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی را به توجه کامل به ضرورت استمرار پیشرفت علمی در دانشگاهها و مراکز پژوهشی فراخواندند.
 
ایشان شتاب فراوان علمی کشور و پیشرفتهای علمی یک دهه اخیر را واقعیت مبارکی خواندند که مخالفان ایران نیز به آن اذعان کرده اند.
 
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری سخنان رئیس جمهور در همین زمینه، همه مسئولان کشور به ویژه وزیران آموزش عالی و بهداشت و درمان را موظف کردند همه تلاش خود را بکار گیرند تا چرخه پیشرفت علمی کشور کند نشود و هر روز توسعه و سرعت بیشتری یابد.
 
ایشان افزودند: واقعیتی به نام «ما می توانیم» در روح جوانان کشور موج می زند، این امواج نشاط آفرین را تقویت کنید تا به یاری پروردگار رسیدن کشور به قله های علمی و مرجع شدن علمی ایران و برپایی تمدن نوین اسلامی، تحقق یابد.
 
رهبر انقلاب اسلامی یک توصیه بسیار مهم دیگر هم داشتند و آن اینکه: دانشگاهها به هیچ دلیلی جولانگاه جریانهای سیاسی نشود چرا که اینکار جلوی رشد و شتاب علمی را می گیرد.
 
ایشان خاطرنشان کردند: همچون گذشته اعتقاد داریم جوان به ویژه جوان دانشجو موتور محرک تحولات سیاسی اجتماعی است اما این مسئله با تبدیل دانشگاه به محل جولان جریانهای سیاسی کاملاً متفاوت است.
 
ششمین نکته سخنان رهبر انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ابراز یک نگرانی شدید و دغدغه عمیق بود: «نگرانی از بی توجهی به زبان فارسی و تهاجماتی که به این زبان می شود».
 
ایشان با انتقاد از کاربرد تعابیر بیگانه در مواقعی که لغت فارسی وجود دارد افزودند: متأسفانه کار به جایی رسیده است که برخی از به کار نبردن اصطلاحات فرنگی احساس خجالت می کنند و نامها و تعابیر بیگانه در مسائل مختلف و حتی در مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان در حال گسترش است.
 
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: شورایعالی انقلاب فرهنگی ضمن مقابله حکیمانه با هرگونه تضعیف و معارضه با زبان عمیق و زیبای فارسی، برای تقویت، گسترش و تحکیم زبان فارسی در همه زمینه ها، تلاش ملموس و مجدانه ای انجام دهد.
 
حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان، وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه علوم انسانی را یادآور شدند و افزودند: شورا، به عنوان اساسی ترین کار، به تدوین مبانی علمی و فلسفی تحول علوم انسانی اقدام کند.
 
رهبر انقلاب در آخرین نکته، ضرورت توجه به آسیبهای اجتماعی و علل فرهنگی آن را خاطرنشان کردند و افزودند: ریشه یابی و بررسی راه حلهای مسائلی همچون طلاق، فسادهای مالی و بزهکاری مورد توجه شورا قرار گیرد.
 
ایشان در زمینه مسائل اجتماعی، افزایش سن جمعیت کشور را خطری واقعی برشمردند و افزودند: مسئولان مقابله با کاهش جمعیت جوان کشور را جدی بگیرند و برای آن راه حلهای به موقعی ارائه دهند.
 
رهبر انقلاب در این دیدار همچنین یاد مرحوم دکتر حسن حبیبی را گرامی داشتند.
 
قبل از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت الاسلام والمسلمین روحانی رئیس جمهور، شورایعالی انقلاب فرهنگ را بالاترین نهاد سیاستگذاری فرهنگی کشور خواند و گفت: اگر دولت قصد داشت بهترین مشاوران فرهنگی را برگزیند، نمی توانست بهتر از اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی را انتخاب کند.
 
آقای روحانی با اشاره به مصوبات بسیار موفق شورا بویژه درخصوص تولید علم و فناوری تأکید کرد: دولت مصمم است اقدامات مجدانه ای را برای تکمیل چرخه علم و فناوری در کشور و تولید ثروت از علم و افزایش قدرت ملی، انجام دهد.
 
رئیس جمهور با تأکید بر عزم دولت برای اجرای مصوبات شورایعالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: از جمله اسناد شورا، سند مربوط به نخبگان است که دولت برای اجرایی شدن آن و حمایت از شرکتهای دانش بنیان اقدام خواهد کرد.
 
آقای روحانی یکی از رویکردهای دولت را تهیه پیوست فرهنگی برای مسائل اجرایی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دانست و با اشاره به اهتمام دولت برای صیانت از باورهای دینی و اخلاقی، افزود: ما معتقدیم باورهای دینی باید در کنار عقلانیت و اعتدال، از افراطی گری و خرافه گرایی و شعار زدگی فاصله بگیرد.
 
رئیس جمهور با اشاره به نقش مردم در مسائل فرهنگی و همچنین وظیفه نظارتی شورایعالی انقلاب فرهنگی، موضوعات نهاد خانواده و آموزش و پرورش را دارای اهمیت ویژه برشمرد و تأکید کرد: اصلاح فرهنگ عمومی جامعه از طریق فرهنگ سازی در خانواده ها و مدارس امکان پذیر است.
 

 
نظر آیت‏الله آقامجتبی تهرانی درباره عفو سران فتنه چیست؟
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

آنجا که مکتب لطمه بخورد جای عفو نیست!

رجانیوز: این روزها کسانی که سر رشته ای از دین اسلام ندارند با نگاهی یک جانبه و تک بعدی و استناد به قسمتی از دین و پر رنگ کردن عفو و بخشش در اسلام، اهداف سیاسی خویش را دنبال می‌کنند و برای کسانی که ظلم بزرگ را به نظام تحمیل و به ملت و نظام خیانت کردند، تقاضای عفو می‌نمایند! اما برای اینکه سخن دین در این باره چیست باید به سراغ مجتهدین و اهل فن رفت که نگاهی همه جانبه به دین داشته و بر اساس تقوا و ورع سخن می گویند نه بر مبنای اغراض سیاسی و در این وادی چه فردی بهتر از حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی که هم در فقه و هم در اخلاق مجتهد بود.

به گزارش رجانیوز، آنچه در ذیل آمده است جلسه درس اخلاق ایشان در 15 و 16 اردیبشهت سال 88 است که پیرامون «عزت و ذلت در قیام حسینی» بیان داشته اند و این سلسله درس گفتارهای ایشان در کتاب «سلوک عاشورایی» منزل هفتم صفحه  315 به چاپ رسیده است. با رجوع به سخنان ایشان می‌توان به این پرسش پاسخ شایسته ای داد که آیا از نظر اسلام، عفو و بخشش شامل هر کسی می‌شود؟

 

 

 

مسایلی که در عزت نقش دارند، یعنی عزت‌آفرین هستند و موجب می‌شوند خدا به انسان عزت عنایت کند خیلی زیاد است. در روایتی ازامام صادق علیه السلام نقل شده که پدرشان امام باقر علیه السلام فرمودند: «ثلاث لایزید الله الا بهن المرء المسلم الّا عزّاً» سه چیز است که به سبب آنها خداوند جز عزت را بر مسلمانان نمی‌افزاید؛ «الصّفح عن من ظلمه و اعطاء من حرمه و الصله لمن قطعه» یکی صفح است، دیگری دادن حق کسی که به انسان ظلم کرده و سوم صله با کسی که قطع رحم کرده است.

یکی از عناوینی که موجب عزت می‌شود «عفو» است؛ مسأله عفو یعنی گذشت که در روابط اجتماعی شخص مطرح است. اما این طور نیست که عفو همیشه عزت‌آفرین باشد بلکه مورد خاص دارد. اگر عفو  و گذشت از حق بر طرف مقابل نقش سازندگی داشت باشد عزت‌آفرین است، ولی اگر گذشت و بخشیدن نقش تخریبی پیدا کند دیگر عزت نمی‌آورد.

 

 

عفو تخریبی!

توضیح آنکه در بعضی مواقع عفو نقش تخریبی دارد؛ یعنی اینکه گاهی بخشیدن ممکن است منجر به آثار سوء شود. در اینجا عفو مضر است و نقش تخریبی دارد. لذا اگر بخشیدن نتیجه بدی داشته باشد و اثر سوئی داشته باشد انسان باید حقش را بگیرد و نباید از آن بگذرد. این عفو غیر سازنده موجب عزت نمی‌شود. عفوی که نقش سازندگی دارد موجب عزت است.

ما راجع به عفوی که نقش تخریبی دارد روایات متعددی داریم که من آنها را در یک دسته‌بندی مشخص مطرح می‌کنم. یک وقت نقش تخریبی عفو روی شخص مقابل است؛ یعنی باعث می‌شود او جرات پیدا کند و به شخص دیگری نیز ظلم کند.

بخشیدن در اینجا باز کردن میدان برای ظالم است، چون فرد متقابل فردی فرومایه است اگر من از حقم عفو و گذشت کنم او جری می‌شود. اینجا انسان نباید عفو کند در اینجا شخص لئیم جرات پیدا می‌کند و به این عمل زشت -یعنی ستم کردن و مرز شکنی‌هایش- ادامه می‌دهد. خوب این جنبه شخصی دارد که آیا عفو نقش تخریبی نسبت به یک شخص دارد یا نه.

در این زمینه روایتی از علی علیه السلام نقل شده که حضرت فرمود: «العفو یفسد من الئیم  بقدر اصلاحه من الکریم» عفو نسبت به شخص فرومایه نقش تخریبی دارد به همان مقدار که نسبت به شخص بزرگوار نقش سازندگی دارد. این یک موازنه است و مربوط به اثر سوء عفو است که مربوط به شخص است.

 

آثار سوء اجتماعی برخی عفوها

گاهی این عفو  تخریبی تنها در مورد شخص مطرح نیست و در ربط با اجتماع مطرح است یعنی عفو برای اجتماع نقش تخریبی دارد.

یک روایت از زین‌العابدین علیه السلام نقل شده که تعبیر حضرت مطلق است. یعنی هم شامل جنبه شخصی تخریب می‌شود و هم شامل جنبه اجتماعی آن است. حضرت در جملاتی که در رساله حقوقیه زین العابدین هم امده است که حضرت فرمودند «حق من اساءک ان یعفو عنه» عفو به کسی که به تو بدی کرده است از حقوق اوست. یعنی اصلا این از حقوق کسی است که با تو بد رفتاری کرده که تو باید او را عفو کنی «و إن علمت أن العفو یضر» اما اگر دیدی که عفو، برای او نقش تخریبی دارد و زیان‌بخش است، «انتصرت» باید حقت را بگیری و از او نگذری! «قال الله تبارک و تعالی: و لمن انتصر بعد ظلمه فاولئک علیهم من سبیل»(شوری:41) نه تنها حقت را بگیر بلکه اگر دیدی نمی‌توانی تنهایی حقت را بگیری برای این کار از دیگران کمک بگیر، چون این عفو کمک به ظلم ست و کمک به ظلم و ظالم غلط است. خدا هم اجازه این کار را داده است که برای گرفتن حق از ظالم از دیگران کمک بگیری این تعبیر حضرت به نقش تخریبی عفو نسبت به فرد و در سطح اجتماع اشاره دارد.

 

... اینجا عفو معنا ندارد!

یک وقت آثار تخریبی عفو بالاتر از اینهاست صحبت شخص یا اجتماع یا رواج دادن سنخ گناهان نیست بلکه بحث ضربه زدن به مکتب است. علی علیه السلام در روایتی می‌فرماید: بخشیدن و عفو اگر موجب شود که به حکمی از احکام اسلام ضربه بخورد ضربه به دین خورده است «جاز بالحسنه و تجاوز عن السیئه ما لم‌یکن ثلماً فی الدین» تا آنجایی که رخنه در دین نباشد و ضربه به دین نخورد ببخش! «او وهناً فی سلطان الاسلام» تا آنجایی که صولت مکتب اسلام شکسته نشود، یعنی اسلام مورد وهن قرار نگیرد، گذشت کن! اما اگر دیدی مکتب دارد لطمه می‌خورد دیگر جای عفو نیست. اینجا دیگر عفو معنا ندارد. مثلاً کسی که دارد در دین بدعت می‌گذارد یا حکمی از احکام اسلام را خدشه‌دار می‌کند یا چهره اسلام را مشوّه می‌کند و موجب وهن دین شده است نباید نسبت به او عفو داشت اینجا جای عفو نیست.

 

تطبیق بحث با سیره معصومین

ما اگر به این مسایل توجه نداشته باشیم و بعد بیاییم رفتارهای ائمه را در این مورد بررسی کنیم می‌بینیم یک سری برخوردهای دوگانه از آنها نقل شده است که بعضی مواقع چه بخششهای هنگفتی داشته‌اند و در برخی موارد سر سوزنی کوتاه نیامده‌اند.

اگر ما به این مسایل ورود نداشته باشیم مطلب را نمی‌فهمیم و می‌گوییم این رفتارها دوگانه است اما این حرفها به خاطر این است که ما در این موضوعات از مسایل اساسی و مبنایی بی‌خبریم و از آنها اطلاع نداریم. در جایی که حضرات کوتاه آمده‌اند بخشش و عفوشان نقش سازندگی داشته است. اما آنجا که دست از حقشان بر نداشته و خیلی محکم در مقابل ظلم ایستاده‌اند، موردی بوده که اگر کوتاه می‌آمدند عفو و بخشش آنها نقش تخریبی داشته است. آنجا که پای دین پیش می‌آمد و بحث اسلام مطرح بود حساس بودند حتی برای گرفتن حقشان ازدیگران کمک گرفته‌اند.

 

چرا حضرت زهرا(س) کوتاه نیامد؟

مثلا بعد از رحلت پیغمبر که قضیه سقیفه و غصب فدک پیش آمد حضرت زهرا علیها السلام به مسجد رفتند و خطبه خواندند. در تمام آن خطبه هم حرف اصلی حضرت یکی فدک بود و دیگری خلافت. باغ فدک برای ایشان جنبه شخصی نداشت بلکه مساله خطر برای اصل دین مطرح بود. اصلا اگر تمام اموال روی زمین، مال حضرت زهرا علیها السلام بود و دیگران می‌خوردند، او آن قدر بزرگوار بود که گذشت می‌کرد، اما چون صحبت ثلمه در اسلام و وهن نسبت به دین بود، کوتاه نیامد به مسجد رفت و خطبه خواند. آنها داشتند آیات و احکام مسلمه و ضروری اسلام در مورد ارث زیر پا می گذاشتند. لذا کوتاه نیامد و در مقابل این انحراف ایستاد. تمام استدلالات حضرت هم به آیات قرآنی بود و اصلا به روایات پیغمبر استدلال نکرد.

خلافت هم نص پیغمبر بود و هیچ کسی هم آن را نفی نمی‌کرد تا به امروز هم کسی نیست که ماجرای غدیر را قبول نداشته باشد و منکر آن شود. اما حضرت دید که اینها دارند با توجیه مصلحت‌اندیشی بر خلاف نص پیغمبر و دستور صریح او عمل می‌کنند، لذا کوتاه نیامد. لذا حضرت پای کار ایستاد و بعد هم وقتی دید که با حرف زدن حقش را نمی‌دهند انتصار کرد. همان کاری را نجام داد که آیه قرآن فرموده بود. لذا وقتی به مسجد رفت، مهاجر و انصار را جمع کرد و از آنان یاری خواست. این وظیفه حضرت بود که بایستد و برای احقاق حقش یاری هم بطلبد. اینجا اصلا جای عفو نبود بلکه جای مقابله بود.

بنابر این تما رفتارهای ائمه با هم همسو است و از دوگانگی خبری نیست. دوگانگی از بی خبری مااز مبانی این مسایل درست می شود نه از رفتار و سیره آن بزرگواران. حضرات در آنجایی که پای مسأله تخریب مطرح بود، کوتاه نمی آمدند، چه تخریب شخصی، چه اجتماعی و چه دینی.

عزت و ایستادگی بی‌نظیر امام حسین علیه السلام هم به همین خاطر بود چون بحث ضربه به مکتب و اسلام مطرح بود لذا پایش ایستاد حالا طرف مقابل هر کسی می‌خواهد باشد! آن موقع باید به وظیفه‌اش عمل می‌کرد همین کار را هم کرد در قیام و حرکت حضرت اصلا جنبه‌های شخصی مطرح نبود.


 
انتقاد دانشمند هسته ای به اظهارات روحانی
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با بیان اینکه غربی‌ها می‌خواهند نوع چرخش سانتریفیوژهای ما را مشخص کنند، گفت: دشمن از 5 سال گذشته خرابکاری در صنعت هسته‌ای ما را شروع کرده است، نبوغ دانشمندان هسته‌ای باعث عدم موفقیت آنان می‌شد.  

به گزارش فارس، فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با حضور در دانشگاه امام صادق(ع)پیرامون فعالیت‌های هسته‌ای کشور به سخنرانی پرداخت.
 
وی در ابتدای سخنان خود اظهار داشت: از سال 74 به بنده خبر دادند که امکان ترور شدن بنده وجود دارد. به همین خاطر منزلمان را عوض کردیم. دوباره در سال 78 نیز به خاطر مسائل امنیتی مجبور به تغییر منزل شدیم و در سال 88 مشاهده کردیم که دشمن به خاطر شرایط انتخابات سراغ شهید علی‌محمدی رفت و ایشان را ترور کرد و بعد نیز در سال 89 به سراغ بنده آمدند.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در ادامه سخنان خود با انتقاد از رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: از اینکه رئیس‌جمهور در دانشگاه شهید بهشتی دوباره تاکید کردند که علاوه بر چرخش سانتریفیوژها باید زندگی مردم نیز بچرخد نقد داریم. ما هم معتقدیم باید زندگی مردم بچرخد و همچنین چرخه سانتریفیوژها نیز به فعالیت خود ادامه دهد اما باید بداند که غربی‌ها می‌خواهند نوع چرخش سانتریفیوژهای ما را مشخص کنند و این موضوع را سعید جلیلی می‌دانست.
 
وی افزود: رئیس‌جمهور مطرح نکردند که سانتریفیوژهای هسته‌ای ما باید خالی بچرخد یا پر؟
 
عباسی در ادامه سخنان خود تصریح کرد: آیا تحریم‌ها به خاطر سانتریفیوژها است و یا به انکار هولوکاست بستگی دارد و یا دشمنی‌های آمریکا با ما علت‌های دیگری دارد.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با تاکید بر اینکه جریانی در داخل ساخت ماشین‌های سانتریفیوژ را تعطیل کردند، گفت: بهانه این افراد این بود که نسل جدید ماشین‌آلات در راه است. این اتفاقات در سال‌های 88 و 89 اتفاق افتاد و افرادی مانند شهید احمدی روشن‌ها از کار برکنار شدند و به جای آنان افرادی سر کار آمدند که ویزای آمریکا داشتند.
 
عباسی با اشاره به خرابکاری دشمن در صنایع هسته‌ای کشور نیز گفت: دشمن از 5 سال گذشته خرابکاری در صنعت هسته‌ای ما را شروع کرده است و حال نبوغ دانشمندان هسته‌ای باعث عدم موفقیت آنان می‌شد البته ما شاهد بودیم که بازرسان آژانس به ایران می‌آمدند تا ببینند کارها برای خرابکاری خوب پیش می‌رود یا خیر.
 
فریدون عباسی با تاکید بر اینکه همه تحریم‌ها به مسئله هسته‌ای بستگی ندارد، گفت: جریانی در داخل کشور وجود دارد که نمی‌خواهد صنعت هسته‌ای ما پیشرفت کند و همچنین غربی‌ها نیز متوجه بومی شدن تکنولوژی هسته‌ای ما شده‌اند و می‌خواهند از طرق دیگر مانع پیشرفت ما شوند.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با انتقاد از نحوه برخورد دولت کنونی با وی گفت: مسئولان جدید کاری با بنده ندارند و تحریم و ترور بنده را فراموش کرده‌اند و راحت افراد را حذف می‌کنند. آنچه که باعث تاسف است این است که این افراد ارزشی برای امثال بنده در موضوعات هسته‌ای و مذاکرات نمی‌گذارند.
 
فریدون عباسی در ادامه اظهار داشت: آژانس کمتر از 10 سال شفافیت فعالیت هسته‌ای ما را اعلام نخواهد کرد مگر ما در مذاکرات با گروه 5+1 دست برتری داشته باشیم تا این گروه به آژانس بگوید مسئله هسته‌ای ایران را نادیده بگیرد.
 
عباسی با تاکید بر اینکه غرب ماده و صنعت هسته‌ای ما را هدف قرار داده است، گفت: عده‌ای در داخل نیز اجازه تولید سوخت هسته‌ای را نمی‌دادند. آدم‌هایی را بر سر کار آورده بودند که جلوی تولید سوخت هسته‌ای را بگیرند. بنده معتقدم اگر یک فرد غلط در سازمان انرژی اتمی حضور داشته باشد کل مسیر منحرف خواهد شد.
 
وی در ادامه تاکید کرد: همچنین جریانی در داخل وجود داشت که نمی‌گذاشت مسئله هسته‌ای در دولت گذشته حل شود و البته غرب نیز منتظر انتخابات ایران بود به همین خاطر به دنبال حل مسئله‌ هسته‌ای نبود.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: به خاطر بحران اقتصادی احتمال انشعاب اروپا از آمریکا وجود داشت اما با این توافق ما آن دو را به هم پیوند دادیم و شاید کمی عجله کردیم.
 
عباسی با تاکید بر اینکه ما باید راه جایگزینی برای رفع تحریم‌ها داشته باشیم، گفت: مردم نباید فکر کنند تنها راه رفع تحریم‌ها مذاکره است البته دانشجویان و نخبگان ما باید راه جایگزین را بیان کنند.
 
فریدون عباسی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: چرا مسئولان فعلی می‌خواهند قهرمان‌پروری کنند؟ اگر سعید جلیلی در مذاکرات آلماتی 2 تنها یک دهم از امتیازات ژنو را به آنان می‌داد الان رئیس‌جمهو بود.

 
نشست جبهه پایداری با موضوع «توافق‌نامه ژنو»
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

سومین نشست ماهانه جبهه پایداری با موضوع «توافق‌نامه ژنو» در حسینیه دوکوهه برگزار می‌شود.  

به گزارش رجانیوز، سومین نشست ماهانه جبهه پایداری با موضوع «بررسی کارشناسی توافق‌نامه ژنو» در حسینیه دوکوهه (خ  مجاهدین اسلام نرسیده به میدان شهدا خ عظیم زادگان)برگزار می‌شود.
 
این نشست سیاسی با حضور اعضای شورای مرکزی این جبهه روز پنجشنبه 21 آذر ساعت 9:30 برگزار خواهد شد.

 
عکس: شهید اللقیس کنار مرحوم دولابی
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: مقاومت

مشرق - افراد حاضر در تصویر زیر، هرچند به‌ظاهر زنده نیستند اما هم‌اکنون در نزد خداوند روزی می‌خورند.

 
عکس زیر، شهید حاج حسان اللقیس، از فرماندهان ارشد جنگ الکترونیک حزب‌الله لبنان را که به‌تازگی توسط جوخه‌های ترور رژیم صهیونیستی به شهادت رسید، در کنار عارف فقید، مرحوم میرزا اسماعیل دولابی نشان می‌دهد.
 
دختر فقید و پسر شهید آن شهید نیز در این تصویر دیده می‌شوند. شهید به زبان‌های فارسی و انگلیسی نیز تسلط داشت و همواره تلاش می‌کرد از منابع فارسی و نیز محضر علما و عرفای ایرانی، بهره بجوید.
 

شهید حاج حسان هوو اللقیس و فرزندانش در محضر مرحوم میرزا اسماعیل دولابی رحمه‌الله


 
سفر محرمانه هیات سعودی به اراضی اشغالی
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

منابع اسرائیلی از سفر محرمانه هیاتی بلندپایه از عربستان به اراضی اشغالی و دیدار این هیات با مقامات تل‌آویو خبر دادند.

به گزارش ایسنا، منابع اسرائیلی فاش کردند که اخیرا هیاتی بلندپایه‌ و نظامی از عربستان سفر محرمانه‌ای را به اراضی اشغالی انجام داده و طی این سفر با یکی از فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی در خصوص پرونده هسته‌ای ایران گفت‌وگو کرده است.
 
به گزارش رادیو "صدای اسرائیل" سلمان بن سلطان بن عبدالعزیز، معاون وزیر دفاع عربستان و برادر بندر بن سلطان، رئیس سازمان اطلاعات این کشور به همراه دو تن از نظامیان دیگر عربستانی طی سفری محرمانه به اسرائیل رفته با یکی از فرماندهان نظامی اسرائیل دیدار و گفت‌وگو کردند.
 
رادیو صدای اسرائیل در ادامه اعلام کرد: موضوع سفر هیات عربستانی به اسرائیل و مذاکرات انجام شده پیرامون پرونده هسته‌ای ایران بود.

 
ناگفته‌های مریم سنجابی از مسعود و مریم رجوی
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

جوان- بعد از ماه‌ها کش و قوس بالاخره انتقال اعضای سازمان مجاهدین (منافقین) به خارج از عراق آغاز شده است.

با توجه به موج فرارها از تشکیلات سازمان، به نظر می‌رسد اعضا از این شرایط استقبال کنند اما سران سازمان به شدت مقاومت می‌کنند تا در این جریان اسیران در زنجیر خود را که مجاهد معرفی می‌کنند از دست ندهند. قطعاً سران سازمان منافقین به خوبی می‌دانند که در صورت خروج از عراق نمی‌توانند چنین تشکیلات بسته‌ای داشته باشند و به زودی دچار فروپاشی خواهند شد. ماهیت ورود سازمان نفاق به عراق که جهت کمک به صدام در جنگ تحمیلی هشت ساله با ملت ایران بود،‌ ما را بر آن داشت تا با توجه به خروج ذلت‌بار آنها از این کشور، گفت‌وگویی را با مریم سنجابی، عضو شورای رهبری سازمان منافقین که حدوداً دو سالی می‌شود از آنها جدا شده، ترتیب دهیم. وی متولد سال 1347 است و از 13 سالگی جذب سازمان شده و تا سال 1390 که عضو شورای مرکزی سازمان منافقین بوده با نفاق همکاری داشته است. سنجابی پس از ارتباط با نیروهای عراقی در سال 90 از اشرف گریخته و اعلام جدایی رسمی از شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین کرد و متن پیش رو حاصل گفت‌وگوی «جوان» با این عضو جدا شده است.
 
با توجه به اینکه شما رسماً در سال 65 وارد عراق و وارد فضای حرفه‌ای در سازمان منافقین شده‌اید کمی از آن دوران و علت انجام عملیات فروغ جاویدان (مرصاد) از سوی رجوی برایمان بگویید.
 
اگر شما به اسناد و اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های سازمان دسترسی داشته باشید می‌توانید ببینید که رجوی از سال 60 چه در تحلیل‌های درونی و چه در بیانیه‌های رسمی همواره به این موضوع تأکید داشت که صلحی میان این دو کشور (عراق و ایران) اتفاق نمی‌افتد و مدام می‌گفت که رژیم آخوندی (جمهوری اسلامی ایران) نیاز مبرم و غیرقابل انکاری به جنگ دارد. این در حالی بود که متجاوز معلوم و مشخص بود که ایران به دنبال جنگ نیست بلکه نمی‌خواهد و نمی‌تواند با متجاوزی که تعداد زیادی از شهرها و قسمتی از خاک کشورش را در اختیار دارد، بر سر میز مذاکره بنشیند. با تمام این موارد باز هم دولت جمهوری اسلامی به دنبال راهی برای اتمام جنگ بود. به همین خاطر وقتی قطعنامه 598 از سوی سازمان ملل و مجامع بین‌المللی ارائه شد و وقتی ایران مشاهده کرد در این قطعنامه، متجاوز مشخص و برگشت به مرزهای بین‌المللی آمده است، آن را پذیرفت اما رجوی در شرایطی از لحاظ جایگاه و شرایط حاکم بر دو کشور و همچنین سازمان قرار گرفته بود که حتی واقعیت پیرامون خود را نمی‌توانست درک کند و تحلیل واقعی ارائه دهد. زمانی که پذیرش قطعنامه از سوی ایران اعلام شد، تمام استراتژی جنگی رجوی به هم ریخت. صدام یک هفته وقت داشت تا نظر خود مبنی بر قبول یا رد قطعنامه را بدهد و سازمان کمتر از یک هفته وقت داشت تا عملیاتی که فروغ جاویدان نام گرفت را انجام دهد. در آن زمان رجوی از صدام خواست تا به او اجازه عملیاتی در اندازه فروغ را بدهد و صدام که برداشت اشتباهی از وضعیت ایران داشت،‌ یک حمله سراسری را ترتیب داده بود که رجوی را نیز در این تجاوز گسترده بازی داد.
 
اگر بخواهید فروغ جاویدان را در یک جمله برایمان تعریف کنید، چه می‌گویید؟
 
اگر بخواهیم فروغ جاویدان رجوی را در یک جمله عنوان کنیم، فکر کنم خیلی بهتر است از واژه فاجعه استفاده کنیم. فاجعه‌ای که به خاطر خودخواهی و دیوانگی مردی به نام رجوی اتفاق افتاد و تا تاریخ است کسی نمی‌تواند این فاجعه تاریخی را فراموش کند که مسبب همه آن مسعود رجوی است. کسی که بعدها تقصیر این فاجعه را به گردن نیروهای سازمان انداخت و در نشست‌هایی به نام تنگه و توحید که سلسله نشست‌های مفتضحانه و مضحکی بیش نبود نیروها را علت این شکست خواند. این امر در حالی روی داد که تقریباً‌ 70 درصد اعضای رده بالا و فرماندهان سازمان در این طرح احمقانه رجوی کشته شده بودند و باقی‌مانده‌های این فاجعه متوجه شدند که جمهوری اسلامی ایران از چه پشتوانه مردمی برخوردار است. زنده‌مانده‌های فروغ بعد از عملیات در شرایط بعد از خودکشی سازمان به‌ دست رجوی بودند و کاملاً در شوک قرار داشتند.
 
در صحبت‌هایتان پیوسته رجوی را به عنوان محور فعالیت‌های سازمان قرار می‌دهید، آیا مسعود هنوز هم تصمیم‌گیرنده اصلی است یا اینکه اطرافیانش مانند ابریشم‌چی و داوری و محدثین نقش بیشتری در تشکیلات پیدا کرده‌اند؟
 
همانطور که می‌دانید به‌دنبال دگردیسی که در سازمان مجاهدین در سال 1364 اتفاق افتاد، مرکزیت سازمان منحل شده و به دنبال آن رجوی اعلام کرد که وی مسئول اول سازمان می‌باشد و کادر مرکزیت سازمان را تبدیل به هیئت اجرایی کرد. یعنی اینکه همه اعضای باسابقه و قدیمی سازمان، اعضای هیئتی شدند که فقط کارهای اجرایی را به عهده داشتند و از آن‌ زمان رجوی خود را رهبر بلامنازع سازمان نامید. وی تا سال 68 مسئول اول سازمان نامیده می‌شد و مریم عضدانلو را نیز همردیف خود اعلام نموده بود، ولی در سال 68 و پس از شکست ایده‌های نظامی، وی در حمله به ایران پا را فراتر گذاشته و تمامی اشتباهاتش را به گردن بقیه مسئولان سازمان انداخت و حتی مریم رجوی را در سطحی پایین‌تر نشاند و تنها خود را یگانه رهبر عقیدتی معرفی کرد. پس از آن در 24 سال گذشته در تمامی آموزش‌های تشکیلات و ایدئولوژیک سازمان همواره اینگونه به افراد گفته می‌شد که مسعود رجوی سال‌های نوری با شما فاصله دارد! و برترین مقام در سازمان است که حتی کسی توان درک وی را ندارد و همواره خود او نیز به خودخواهانه‌ترین زبان در اکثر بحث‌های سیاسی و تشکیلاتی خطاب به کل اعضای سازمان می‌گفت که درک شما از مسائل ماکزیمم دو درصد است! و برای اثبات این موضوع در بسیاری از مواقع بالاترین مسئولان سازمان را نیز مجبور به اظهار عقیده در جمع‌های عمومی می‌کرد. این یک حرکت آگاهانه و حساب شده بود که رجوی می‌خواست تمامی قدرت سازمان در دستان وی بوده و هیچ‌کس نیز یارای مخالفت با وی را نداشته باشد. هر کدام از مسئولان قدیمی و هم‌طراز خود رجوی نیز کوچک‌ترین مخالفتی با وی می‌کردند، به‌سرعت از صحنه حذف شده و به پایین‌ترین مدارهای سازمان منتقل می‌شدند. مهدی افتخاری، محمد حیاتی، حمید عطایی و... نمونه‌هایی از این دست هستند. رجوی بسیار خودکامه و قدرت‌طلب است، طوری که خود را برتر از هر رهبری در دنیا دانسته و معتقد است که فقط عقاید و نظرات وی درست است، در رابطه با مردان در جلسات درونی مستمر آنها را زیر علامت سؤال می‌برد و در رابطه با زنان نیز مستمراً تحقیر می‌کرد؛ یعنی حتی به تمام اعضای سازمان با دیده شک می‌نگرد و از همه نگران است!
 
در رابطه با مقر سازمان و فعالیت آنها در اروپا توضیح دهید، فعالیت‌های سازمان در اروپا چگونه بود؟ تا به حال به آنجا رفته‌اید؟
 
من تاکنون به اروپا نرفته‌ام ولی آنچه از فعالیت‌های فرقه در اروپا مشاهده می‌شود، بر روی سه محور اصلی سوار است، در مرحله اول کارهای تبلیغی و جذب کردن یک سری مقامات خارجی از قبیل سناتورها و مقامات سابق و اسبق کشورها به هر طریق (از طریق پرداخت پول‌های کلان و تطمیع یا نشان دادن چهره غیرواقعی از سازمان و...)؛ به‌عنوان مثال از سال 2003 تاکنون دولت عراق به طور قانونی و رسمی طبق قوانین خودش خواستار خروج سازمان مجاهدین از کشورش شده است ولی سازمان مجاهدین حدود 10 ‌سال است این درخواست عراق را زیر پا گذاشته و در هر سرفصلی سعی می‌کند برای دلایل عدم خروج از عراق پشتیبانی مقامات خارجی را به دست بیاورد. در محور دوم کار فرقه در اروپا جمع‌آوری کمک مالی و حل‌وفصل مسائل تدارکاتی و تجهیزاتی و کارهایی از قبیل پولشویی و پشتیبانی کمپ موجود در عراق می‌باشد. مرحله سوم فعالیت سازمان در اروپا نیز به گسترش، جذب نیرو و تبلیغ ایدئولوژی به صورت غیرواقعی و 180درجه عکس آن چیزی که در درون تشکیلاتش است، بازمی‌گردد. به‌عنوان مثال به هیچ وجه از وضعیت درونی تشکیلات، محدودیت‌ها، ناراضی بودن اعضا، ازدواج و طلاق‌های اجباری، جداکردن مادران از فرزندان، حق نداشتن تماس با خانواده و... صحبت نمی‌شود و آنها نیز اطلاعی ندارند، در حالی که این بخش، فاجعه درون تشکیلات است.
 
آیا نیروها واقعاً تصور می‌کردند که یک روز در مبارزه با جمهوری اسلامی پیروز خواهند شد؟
 
حدود 70 درصد نیروهای سازمان در فشار در داخل سازمان مانده‌اند و اعتقادی به تحلیل‌ها و مواضع سازمان ندارند. به دلایل مختلف و اینکه بیش از 27 سال است از دنیای بیرون اطلاعی ندارند و به صورت ایزوله و محصور در کمپ اشرف زندگی می‌کنند، نمی‌توانند تصمیم به خروج بگیرند. این نفرات دقیقاً می‌دانند که مواضع توخالی پیروزی و قدرت‌طلبانه رهبری سازمان فقط یک فریب است.
 
شما حتماً مسعود و مریم را ملاقات کرده‌اید، آنها چه؟ واقعاً تصور می‌کردند روزی پیروز می‌شوند؟ یا اینکه در پی حفظ همین شرایط بودند تا از منابع مالی که عایدشان می‌شود، استفاده کنند؟
 
در طول 27 سال گذشته مستمراً رجوی هر سال وعده پیروزی داد و هر سال می‌گفت سال سرنگونی رژیم ایران است و این در حالی بود که در کمپ اشرف و سایر شهرهای عراق با تمام قوا در حال ساختن قرارگاه‌های مختلف و ساختمان‌های ویژه برای رجوی بودند و حتی یک روز هم تعطیل نمی‌شد و تاکنون صدها هزار دلار پول صرف ساخت‌وساز و کارهای استقراری در عراق شده است. بدون شک کسی که چنین اعمالی انجام می‌دهد، مشخص است بیش از هر کس خودش اعتقادی به تحلیل‌ها و نظراتش ندارد و این اظهار قدرت و بیان این موضع که هر سال گفته می‌شد امسال سال پیروزی است، تنها برای روحیه دادن و نگه داشتن نیروها بود.

 
موج استعفای نمایندگان در اعتراض به بودجه 93
ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

نمایندگان استان های خوزستان، لرستان، مازندران و شهرستان بوکان در اعتراض به لایحه بودجه 93 توسط دولت استعفا دادند.

به گزارش دانا، روز یکشنبه لایحه بودجه سال 93 توسط رئیس جمهور به مجلس تقدیم شد که حواشی زیادی به همراه داشت.
 
درحالی که دولتمردان از آماده شدن به موقع بودجه  سال 93 خوشحال بودند و آن را یک رکورد برای دولت بر می شمردند، برخی از نمایندگان معتقد بودند که سرعت در تنظیم این لایحه باعث شده است تا کیفیت آن زیر سوال رود و بسیاری از جزئیات در آن رعایت نشود.
 
نمایندگان خوزستان استعفا دادند
 
افزایش حقوق کارمندان به طور غیر متناسب با افزایش نرخ تورم، کاهش برخی از ردیف بودجه های استان ها و ... از حواشی این لایحه بودند.
 
امروز تعدادی از نمایندگان اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام کرده و به صورت دسته جمعی استعفا دادند.
 
سید شریف حسینی، نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی در این خصوص اظهار داشت: پس از بررسی بودجه متوجه شدیم حق خوزستان در بودجه سال92 ضایع شده است.
 
وی افزود: در بودجه 93 نگاه مناسبی به خوزستان نشده است و حتی در مواردی که در دوره قبل به ما داده بودند هم کم شده است.
 
نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: به همین خاطر نمایندگان خوزستان به خاطر ظلمی که در بودجه 93 و پولی که برای انتقال آب گذاشته اند، به صورت دسته جمعی استعفا داده  و آن را تقدیم هیأت رئیسه کردند.
 
نماینده مردم ایذه و باغ ملک در مجلس شورای اسلای ادامه داد: این نامه در هیات رئیسه ارائه شده اما هیات رئیسه در خصوص تحویل گرفتن یا تحویل نگرفتن آن در حال چانه زنی با مجمع نمایندگان خوزستان است.
 
وی بی توجهی به استان خوزستان در لایحه بودجه 93 و تخصیص ردیف مستقل به انتقال آب از سرشاخه های کارون به استان های همجوار را علت اصلی استعفای دسته جمعی نمایندگان خوزستان خواند.
 
تهدید به استعفای 9 نماینده لرستان
 
 ایرج عبدی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار کرد: براساس ماده 180 قانون برنامه پنجم دولت می‌بایست دو درصد بودجه عمومی 220 هزار میلیاردتومانی یعنی 4000 میلیارد تومان برای استان محروم لحاظ می‌کرد که این اتفاق نیفتده است.
وی افزود: با توجه به اینکه این تنها ردیف به مناطق محروم بر بودجه است ما به عنوان نمایندگان استان لرستان که از استان‌های محروم کشور به حساب می‌آید نمی‌توانیم از حق قانونی عدول کنیم.
 
نماینده مردم خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی یادآور شد: اگر در مورد اعتبار استان در بودجه تجدید نظر صورت نگیرد و اعتبارات مربوط اصلاح نشود استعفایمان را عملی خواهیم کرد. زیرا در آن صورت معتقدیم که ماندن ما در مجلس فایده ندارد.
 
تهدید به استعفای نماینده بوکان
 
محمد قسیم عثمانی، نماینده بوکان هم در اعتراض به اعتبار پیش‌بینی شده برای یک سد حوزه انتخابی خود تهدید به استعفا کرده است. 
 
 
احتمال استعفای نمایندگان مازندرانی در اعتراض به لایحه بودجه 93
 
عبدالوحید فیاضی نماینده نور و محمودآباد در مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با فارس، از احتمال استعفای نمایندگان استان مازندران در اعتراض به لایحه بودجه سال 93 خبر داد.
 
وی اضافه کرد: در این لایحه بودجه سهم استان مازندران نادیده گرفته شده است که همین باعث پدید آمدن مشکلاتی خواهد شد.
 
خاطرنشان می شود: تعدادی از نمایندگان خوزستان نیز درخواست بیان تذکر شفاهی را داشتند که تاکنون محمد رضا باهنر نایب رئیس مجلس که ریاست جلسه را در غیاب لاریجانی برعهده دارد اجازه ارائه این تذکر شفاهی را نداده است.

 
سوالاتی که روحانی به دلیل وقت نداشتن به آن‌ها پاسخ نداد
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

به گزارش«خبرگزاری دانشجو»، بسیج دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی ضمن انتقاد از عدم فرصت دهی به تشکل های دانشجویی برای طرح سوالات خویش در حضور رییس جمهور در مراسم 16 آذر، سوالات خود را به صورت مکتوب در هفت بند از  حجت السلام روحانی در قالب یک نامه مطرح کرد.

 
متن نامه به شرح ذیل می باشد:
 
بسمه تعالی
 
 
«کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» پیامبر اکرم(ص)
 
جناب آقای حجت الاسلام دکتر روحانی رییس جمهور محترم، ابتدا از این که دانشگاه شهید بهشتی را به عنوان نماد دانشگاهی ایران برگزیدید و برای گرامیداشت روز دانشجو به این مکان مقدس تشریف آوردید موجب مسرت ماست و تشکر و سپاس خود را از حضرتعالی اعلام می داریم.
 
همانطوریکه حضرتعالی مستحضرید ویژگی بارز روز دانشجو استکبارستیزی و مبارزه با هرگونه سازش و کرنش در مقابل ظالمان زمان است. آن دانشجویان که با خون خود این روز را بنام خود مزین نمودند یک حرف بیش نداشتند و آن این بود که کشور باید در سایه استقلال و بدور از هر گونه وابستگی امورات خود را اداره کند و با هر گونه عملی که عزت و کرامت مردم مسلمان ایران را خدشه دار می کند ایستادگی باید کرد.
 
آرمان های آن سه آذر اهورایی و تلاش جنبش دانشجویی پس از آن با خروش مردم مسلمان ایران به رهبری امام خمینی (ره) با پیروزی انقلاب اسلامی محقق شد. اینک پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی، این تجربه تازه بشری که در جمهوری اسلامی متبلور شده است توانسته با پایان دادن استبداد داخلی و خارجی، تهدیدی برای استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم بین الملل و الگویی برای ملت های مسلمان و مستضعفان دنیا باشد که پایه های پوشالی نظام سلطه را با بیداری اسلامی که در خاورمیانه و شمال افریقا به راه افتاده به لرزه در آورده است.
 
با این وجود گفتنی است این انقلاب در کنار هجمه دشمنان قسم خورده اش و با همه مشکلاتی که برایش پیش آوردند توانست با رهبری های پیامبر گونه حضرت امام خمینی (ره) و خلف صالحش حضرت امام خامنه ای و نیز تلاش مسئولان دلسوز، به پیشرفت ها و سربلندی هایی برسد که موجب تعجب همگان شود. البته این به معنای دست از تلاش کشیدن نیست بلکه این فتح بابی برای پیشرفت های آتیه است که همت مسئولان و دولتمردان را می طلبد که باز با مجاهدت در همه عرصه ها موجبات سربلندی هر چه بیشتر این نظام الهی را فراهم کنند.اینک که حضرتعالی سکان مدیریت اجرایی کشور را در دست گرفته اید، بسیج دانشجویی به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی کشور که پاسدار اصول انقلاب و ارزش های آن است نکاتی را با گذشت بیش از 100 روز از شروع ریاست جمهوری تان، در جهت تحقق آرمانهای انقلاب و پایمال نشدن خون شهدا، به محضر حضرتعالی میرساند تا عملکرد مطلوب این دولت، هرچه بیشتر آشکار شده و مورد تحسین ملت قرار گیرد:
 
اول: برابر وعده حضرتعالی مبنی بر اینکه ما دنبال تخریب کسی نیستیم، اما در گزارش 100 روزه تان به جای اینکه به اقدامات عینی دولت در این مدت بپردازید یا کار هایی که می خواهید انجام بدهید،35 دقیقه از وقت تان را اختصاص به انتقاد از دولت­ گذشته دادید و انتظار داشتیم  از اقدامات تحول­آفرینی که قرار بوده در این مدت انجام پذیرد صحبت بفرمایید و قفل­های گشوده شده با کلید تدبیر را برای مردم نام ببرید. در فرمایشات حضرتعالی طوری القا می شد که دولت قبلی 8 سال کشور را ویران کرده و به دست بیگانگان سپرده است!. این در حالی بود که مسکن مهر، طرح هدفمندی، سفرهای استانی، خدمات گوناگون عمرانی به نقاط محروم، صرفه­جویی چندهزار میلیاردی از طریق سهمیه­بندی سوخت و... اقداماتی بودند که بارها مورد تحسین مردم و رهبری قرار گرفتند. البته ما نمی گوییم که دولت قبلی بدون نقص و اشتباه بوده و یا همه کارهایی که انجام داده مثبت بوده است و این همان چیزی است که مقام معظم رهبری فرمودند:«دولت آینده باید تمام نقاط قوت دولت فعلی، منهای نقاط ضعف آن را داشته­باشد.»   حال سوال ما از حضرتعالی این است که در این مدت تا چه حد در جهت رفع این نواقص در عرصه های سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی گام برداشتید.؟
 
دوم: در گزارش 100روزه خود عنوان کردید تحریم­هایی که باعث اوضاع وخیم اقتصادی در ایران شد، ناشی از دیپلماسی نامعقول و نابخردانه دولت گذشته و کاغذپاره نامیدن تحریم­ها توسط احمدی­نژاد می­باشد. اما درست فردای صحبت­های شما، جناب ظریف در مجلس، تحریم­های امریکا را کاغذپاره نامید! سوال اینجاست که اگر این دیپلماسی نابخردانه نبود، دولت شما می­توانست در ژنو با پشتوانه چندهزار سانتریفیوژ و غنی­سازی 20% به توافق با غرب دست یابد و این موفقیت را به نام خود ثبت کند؟ یا باید مانند 10 سال پیش تمام فعالیت­ها را تعلیق می­کردیم؟ آقای دکتر! اگر این دیپلماسی نبود، آیا ممکن بود محبوبیت انقلاب اسلامی در قلب افریقا و یا در همسایگی ایالات متحده در امریکای جنوبی نفوذ کند؟
 
سوم: در ایام انتخابات صریحا می­گفتید کلید حل مسائل در تدبیر دولت من وجود دارد و حتی آن کلید را به مردم نشان می­دادید. حالا پس از گذشت 100 روز می­گویید کلید، مردم اند. پس چرا تنها از یک قشر خاص از مردم، یا به قول وزیرتان، ژنرال­ها و رفقایشان در دولت استفاده کردید و از افراد جوان استفاده نکردید؟ آقای رییس­جمهور! آیا توجه زیاد دولت به بیرون مرزها و عدم تکیه بر نیروهای جوان داخلی و عدم پیگیری راهبرد اقتصاد مقاومتی و تکیه بر نفت­فروشی را جزو نقص­های عملکرد 100 روزه دولت نمی­دانید؟ آیا همچنان لازم می­دانید برای حل مشکلات، باید با کدخدا ملاقات کنیم؟ و به این علت بود که با اوباما صحبت کردید که از جانب رهبری، «اقدامی که بجا نبود» خوانده شد؟ حالا پس از سابقه سیاه کودتا علیه دولت مصدق، حمایت از پهلوی، حمله نظامی به طبس، حمایت از صدام، حمله به هواپیمای مسافربری، تهدیدات هرروزه، تحریم علیه ملت ایران و حتی عهدشکنی­های مختلف در زمان ریاست جنابعالی، آیا می­توانید به امریکا اعتماد کنید؟. البته ما تلاش فراوان جنابعالی و تیم دیپلماسی دولت و جلب رضایت جبهه غرب برای ادامه فعالیت­های هسته­ای را که ناشی از مقاومت همه­جانبه ملت و نظام اسلامی در سال­های گذشته بودرا تماما می­ستاییم. اما چند سوال اساسی در زمینه این قرار داد: اول آنکه: در متن آمده ایران باید نگرانی‌های شورای امنیت سازمان‌ملل درباره برنامه هسته‌ای ایران را از طریق پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت برطرف کند. آیا 1+5 نمی­تواند در شورای امنیت قطعنامه­ای صادر کرده، ایران را از غنی­سازی 5درصد (که بر سر آن توافق کرده­ایم) هم منع کند؟ و ایران نیز ملزم به اجرا شود؟ دوم آنکه: در بند دیگری قید شده ایران می‌تواند نهایتا یک برنامه غنی‌سازی داشته باشد.مشروط بر نیازهای عملی خود، آیا این معنایی جز این دارد که 1+5 می‌تواند در مذاکره نهایی ادعا کند ایران به دلیل نداشتن رآکتوری که تامین سوخت نشده باشد،عملا هیچ نیاز عملی به غنی‌سازی ندارد و باید آن را برچیند؟سوم آنکه: با وجود تعلیق غنی­سازی 20%، از بین بردن هرآنچه در سطح 20% غنی­سازی شده و تعلیق غنی­سازی بالای 3.5% و عدم فعالیت راکتور اراک تا شش ماه، و اطلاعاتی بی­سابقه­ و... دربرابر دریافت تنها 7میلیارد دلار از مجموع 100میلیارد دلار اموال بلوکه شده­مان، آیا برگ برنده مهمتری برای مذاکرات مهمتر پیش رو برای ما باقی مانده؟ وقتی می‌دانیم طرف مقابل برگ‌های برنده اصلی‌اش را که همان تحریم‌های نفتی و بانکی است برای آن مذاکرات نگه‌داشته، چرا باید در گام اول تقریبا همه داشته‌های خود را روی میز بگذاریم؟!
 
چهارم: در زمینه فرهنگی که به گفته شما، همیشه مظلوم واقع می­شود، سخنانی نگران کننده از زبان وزیر فرهنگ می­شنویم درباره حذف ممیزی قبل از چاپ، رفع فیلترینگ، آزادی تک­خوانی زنان بر خلاف فتوای مستقیم مراجع و... آیا شما این اظهارات را تایید می­کنید؟ اگر نه، هدف شما از اینکه مرتبا می­گویید فضای امنیتی را در حوزه فرهنگ از بین می­بریم چیست؟ آیا این اظهارات موجب شکسته شدن قبح برخی خلاف­ها و در نهایت استحاله فرهنگی در طولانی­مدت نمی­شود؟ یا اینکه حضرتعالی فرمودید ممنوع القلم را سریع القلم کرده ام، آیا بکارگیری جناب آقای دکتر سریع القلم در دولت باید بهانه ای برای متهم کردن دولت های گذشته به ممنوع القلم کردن باشد؟ و اگر اینطور نیست تعدادی از ممنوع القلم ها را معرفی کنید، اگر چه ما به خوبی به یاد داریم خیلی از کسانیکه جنابعالی ممنوع قلم قلمداد می کنید به راحتی مقاله های تند انتقادی در نشریات و خبرگزاری ها منتشر می کردند.فی المثل جناب آقای دکتر سریع القلم.
 
پنجم: اما آنچه برای ما دانشجویان مهم است و آینده کشور با آن گره خورده است وزارت علوم و سیاست های آن است. به همین خاطر افرادی که برمسند آن می نشینند باید دغدغه اسلامی شدن دانشگاه ها و تحول علوم انسانی و نیز پیگیر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی باشد تا از حرکت دانشگاه به سمت سکولاریزاسیون در گام اول جلوگیری کند و در گام بعدی زمینه پیشرفت کشور را با تربیت نیرو های کارآمد و متعهد فراهم نماید. و این مهم در فضایی آرام و بدور از تنش ایجاد می شود که لازمه اش مدیرانی هستند که سابقه ای در تنش آفرینی در دانشگاه نداشته باشند. اما متاسفانه در دولت تدبیر و امید این مهم رعایت نشده و افرادی امور را در دست گرفته اند که در جهت خدشه دار کردن فضای امن دانشگاه گام بر می دارند و می خواهند این محیط مقدس را ابزاری برای فعالیت های سیاسی خود کنند و هر آنچه که می خواهند دانشگاه را به انحراف بکشانند. حال سوال ما از حضرتعالی است چرا اجازه می­دهید افرادی در وزارت علوم فعالیت کنند که سابقه خدشه­دار کردن فضای علمی در دانشگاه­ها را با ایجاد تنش در سال 78 و 88 داشته­اند امور این وزارت را در دست بگیرند؟
 
ششم: این روز ها می شنویم و مشاهده می­شود که عده­ای در سایه مدیریت اعتدالی شما، دوباره ساز تنش را در کشور کوک می­کنند. و می­گویند از حق خود در سال 88 گذشتیم! و خواهان آزادی سران فتنه می­شوند. کسانی که کشور را 8ماه به لبه پرتگاه کشاندند و به گواهی رهبری، حتی یک بار ابراز پشیمانی و توبه نکردند. آقای رییس­جمهور! آیا اصلا عبارت فتنه را که توسط مقام معظم رهبری برای وقایع سال 88 استفاده می­شود را مدنظر دارید؟ قطعا جوابتان مثبت است. اما چرا اجازه جولان به حامیان فتنه و کسانی که تا دیروز به دنبال فتنه افروزی علیه نظام بوده اند می­دهید؟ و حتی اجازه می­دهید به آنان در دولت پست و منصب داده­شود که در قسمت های نرم، فکری و استراتژیک نظام به سیاستگذاری و برنامه ریزی (مانند وزارت علوم و مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری) بپردازند؟ و مهمتر از همه به خود اجازه می دهند که شکستن حصر سران فتنه را مطرح می کنند؟.
 
هفتم: در نهایت، از این که در مراسم روز دانشجو، مجالی بر سخن گفتن دانشجویان داده نشد و رییس جمهور متکلم وحده بود تاسف خود را ابراز می داریم و از جناب روحانی می­پرسیم که آیا این روند نشان از عدم آزادی بیان در دانشگاه­ها نیست؟ و آیا این، همان فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه­ها نیست؟ بهانه جنابعالی برای نداشتن فرصت شنیدن سخنان دانشجویان و اینکه بایستی در جلسه نهایی کردن بودجه شرکت کنید، با این سخن تان که گفتید« دولت جمعه حاضر بود بودجه را تقدیم مجلس کند» قابل پذیرش نبود.
 
البته از بی احترامی ها ، توهین مجری برنامه به شعور دانشجویان و نمایشی کردن برنامه سخنی به میان نمی آوریم ولی امید داریم دیگر شاهد چنین مراسمات دانشجویی که جایگاه دانشجو نادیده گرفته می شود نباشیم.
 
امام حسین(ع) که فرمودند:
 
«مَن اَحَبَّکَ نَهاکَ وَ مَن اَبغَضَکَ اَغراک.«
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.
والسلام

 
داس اعتدال به دانشگاه امام صادق(ع) رسید
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

حسن روحانی رئیس جمهور امروز در صحن مجلس به اعلام بودجه ۱۹۵ هزار میلیارد تومانی عمومی اکتفا کرد.

به گزارش خبرنامه صادق در این لایحه که رقم بودجه نسبت به سال گذشته ۸٫۴ درصد رشد داشته است، بودجه دانشگاه امام صادق علیه السلام نسبت به سال گذشته دقیقاً نصف شده است.

در لایحه بودجه ۹۳ دولت برای دانشگاه امام صادق علیه السلام بودجه ای ۳٫۵ میلیارد تومانی در نظر گرفته است در حالیکه در بودجه نهایی شده سال گذشته، بودجه دانشگاه ۷ میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود.

 

بودجه ۹۳ و پیش بینی ۳٫۵ میلیاردی برای دانشگاه امام صادق علیه السلام

http://www.shiaupload.ir/images/43488464522732967965.jpg

بودجه مصوب ۹۲ و سهم ۷ میلیاردی دانشگاه امام صادق علیه السلام

 

http://www.shiaupload.ir/images/86554624485179990443.jpg

 

در قانون بودجه ۱۳۹۲ که از اینجا قابل دانلود است، دانشگاه امام صادق(ع) و مدرسه(دانشگاه) عالی شهید مطهری بودجه ای یکسان داشتند ولی این میزان در بودجه تقدیمی به مجلس برای دانشگاه امام صادق(ع) دقیقاً نصف و برای مدرسه عالی شهید مطهری کاهش یافته است.

این تغییرات و کاهش ۵۰ درصدی در حالی رخ می دهد که رقم بودجه رشدی بیش از ۸ درصد داشته و از سوی دیگر در همین مدت نرخ اعلامی تورم بیش از ۴۰ درصد بوده است. بر این مبنا باید میزان بودجه دانشگاه امام صادق(ع) چیزی بالغ بر ۱۰ میلیارد تومان در نظر گرفته می شد.

هنوز معلوم نیست بر چه اساسی دولت بودجه بزرگترین دانشگاه علوم انسانی اسلامی کشور را اینقدر کاهش داده است. در اینکه اختلافات سیاسی هاشمی رفسنجانی – به عنوان عقبه فکری و ایدئولوژیک دولت – با آیت الله مهدوی کنی عامل این اقدام بوده، یا فعالیت های گسترده سال های اخیر دانشگاه امام صادق (ع) در زمینه تحول علوم انسانی اسلامی خطری برای افراطیون تلقی شده و منجر به تحریم این مرکز علمی شده است یا … در هاله ای از ابهام قرار دارد.

لازم به ذکر است همزمان با روی کار آمدن دولت بسیاری از افراطیون و برخی از فعالان در فتنه ۸۸ به بدنه وزارت علوم بازگشته و اقدامات انحرافی خود را از سر گرفته اند.


 
جزوه آموزش فشرده زبان عراقی برای اربعین
ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: مذهبی

با توجه به اهمیت تعامل و گفتگو با برادران عراقی در طول مسیر پیاده روی اربعین آشنایی حداقلی با این زبان مهم می باشد. این جزوه که توسط آقای ماتاجی تهیه شده است در سایت اربعین منتشر می کنیم.

آقای علیرضا ماتاجی یک  جزوه‌ای در رابطه با تعامل با براداران شیعه مان در عراق تهیه کرده بودند که قسمت مربوط به آموزش فشرده زبان عراقی آن جدا شد و به عنوان جزوه ای جداگانه در اختیار دوستان قرار می‌گیرد. انشاء الله که مفید باشد.
 

دریافت جزوه آموزش فشرده زبان عراقی(513 کیلوبایت )


 
شهادت یکی از فرماندهان حزب‌الله
ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: مقاومت

منابع رسانه‌ای از شهادت یکی از فرماندهان ارشد حزب‌الله در سوریه خبر دادند. پایگاه خبری دیلی‌‌استار لبنان به نقل از یک منبع امنیتی این کشور گزارش داد، علی بزی یکی از فرماندهان ارشد نظامی حزب الله در یک منطقه جنگی در سوریه به شهادت رسیده است.

به گزارش دانا،  به نقل از تسنیم، بر اساس این گزارش، یک وب‌سایت متعلق به شهر بنت جبیل که زادگاه علی بزی در جنوب لبنان است، ضمن اعلام شهادت این فرمانده عکس‌های از وی را با لباس نظامی منتشر کرده است.
 
در اعلامیه این سایت آمده است، علی حسین بزی همچون یک شهید در حال انجام وظیفه مقدس جهاد جان خود را از دست داد.

 
وصیت نامه فرمانده مجاهد، شهید حسان اللقیس
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: مقاومت

برادرانم! شما را سفارش می کنم به ادامه دادن راه جهاد در مسیر حزب الله، که مسیر عزت و کرامت است، و سفارش می کنم به یاری رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله، که به خدا قسم راهی را به سوی خدا نیافتم که سریعتر از این راه به رضایت خداوند منتهی شود، و رهبری را نیافتم که همچون ایشان بر مسیر هدایت قرار داشته باشد تا از او پیروی و تبعیت کنم.

به گزارش تریبون مستضعفین شهید مجاهد حسان هولو اللقیس از فرماندهان ارشد حزب‌الله لبنان هفته گذشته در مقابل منزلش ترور گردید.  حزب الله لبنان مسئولیت این اقدام را متوجه اسرائیل می‌داند.
 
حسان اللقیس
 
متن وصیت‌نامه این مجاهد شهید که برای اولین بار توسط تریبون مستضعفین منتشر می‌گردد بدین شرح است
 
بسم رب الشهداء والصدیقین
 
سپاس خدای را که اول است و چیزی پیش از او نیست، و آخر است و چیزی بعد از او نیست. ظاهر است و باطن، و هیچ چیزی ورای او وجود ندارد. سپاس خدای را برای هر آنچه که عطا کرد و هر آنچه که پس گرفت. برای هر صنع نیکویش و هر امتحانی که به آن مبتلایمان ساخت. شکر خداوند را برای هدایت ما و برای نعمت ولایت که بزرگترین نعمت اوست برای ما.
 
شهادت می دهم که محمد(ص) بنده خدا و رسول و حبیب اوست، خداوند او را به حق به پیامبری بر انگیخت تا بندگانش را از پرستش بت ها به پرستش خدا رهنمون شود، و از اطاعت شیطان به اطاعت خداوند و اولیای خدا بازشان دارد. شهادت می دهم علی(ع) ولی برگزیده خدا و حجت بر همه خلایق است و امامان از نسل او، رهبران مردم و ائمه هدایتند. خداوند ما را در زمره آنان محشور گرداند و به اندازه یک چشم بر هم زدنی بین ما و آنان جدایی نیفکند.
 
بارالها! این جان من است که هنگام خلقتم آن را نزد من به امانت سپردی، امانتی پاک و مطهر و بری از هر گونه آلودگی! تو را به محبوبترین بندگان در پیشگاهت، محمد و اهل بیت طاهرینش قسم می دهم که این امانتت را در حالی از من قبول کنی که در خون خود آغشته ام، تا بدین وسیله آن را از همه آلودگی هایی که به واسطه اعمالم در این دنیای پست بر آن نشسته است پاک گردانی. و با همه وجود امید دارم خیانتم در حفظ امانتت را مورد عفو قرار دهی و آن را از من بپذیری همانطور که از ساحران فرعون پذیرفتی. امید آن دارم که قسم مرا به محبوبترین بنده ات رد نکنی و از من در گذری، ای مهربانترین مهربانان و بهترین بخشندگان!
 
سلام بر تو ای آقا و مولایم، یا ابا عبدالله الحسین! ای پیشوای آزادگان و انقلابیین! تویی که راه شهادت را پیمودی و سید شهیدان گشتی. ای کسی که قربانی کردن جان و فدا کردن خانواده را به ما آموختی و آتش شوق به ملاقات پروردگار را در حالی که در خون خود غوطه وریم در دلهای ما برافروختی. همانگونه که خود نیز چنین بودی! از خداوند مسالت می کنیم شهادت را بر ما ارزانی دارد تا بدین وسیله با فاطمه زهرا (س) همدردی کرده باشیم و در زمره قافله نورانی تو در آییم که قافله عزتمندی و کرامت شهادت است، در آن روزی که جز اعمال صالح، چیزی به فریاد انسان نمی رسد. به خدا قسم که همه ایثارگری های شیعیان تو در طول تاریخ با هیچ یک از قربانی هایی که در روز عاشورا تقدیم کردی برابری نمی کند و حقیقتا هیچ روزی در سختی و شدت، مثل روز تو نیست!
 
السلام علیک یا سیدی و مولای یا صاحب الزمان! سلام بر تو که خلیفة الرحمن و حجة الله و بقیة الله در عالم و کشتی نجات این امت هستی. جان من و همه عالمیان فدای تو باد! خداوند فرج و ظهور تو را نزدیک گرداند و ما را به واسطه شما بر دشمنان جدتان نصرت عطا فرماید و دینی را که مورد رضای اوست بر عالم بگستراند و زمین را پس از آنکه از ظلم و عدوان لبریز شده، از عدالت سرشار گرداند. اگر خداوند پیش از ظهور شما شهادت را روزی ام فرمود، از خداوند می خواهم مرا با بقیه شهیدان، برای یاری تو به این دنیا بر گرداند تا در زیر پرچم تو با دشمنانت بجنگیم و یک بار دیگر شیرینی شهادت را در زیر لوای شما تجربه کنیم. به درستی که خداوند شنوا و اجابت کننده است.
 
سلام بر بت شکن زمان ما، و زنده کننده دین پیامبر خاتم و بیدارگر ما و رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی(قدس)، و سلام بر رهبر و ولی فقیه مان، سید علی خامنه ای (حفظه الله) که خداوند عمر طولانی به او عطا فرماید و حکومت اسلامی و پاسداران آن و مردمش را حفظ و حراست فرماید.
 
سلام بر سرور شهیدان مقاومت اسلامی حزب الله، سید عباس موسوی و سایر شهیدان مقاومت اسلامی که با خون پاکشان از مقاومت حراست کردند و باعث عزت و افتخار برای مقاومت شدند.
 
وصیت من به رهبرم، جناب سید حسن نصرالله  
 
سلام من به تو ای سید مقاومت و رهبر و حافظ و نگهبان مقاومت، که پیوسته آن را به انتصارات رهنمون شدی و یکی پس از دیگری افتخار برای مقاومت اسلامی رقم زدی. سید ما، جان های ما همه فدای تو باد! اگر روز و شب، خداوند را به جهت رهبری تو در مسیر مقاومت شکر گذار باشیم حق سپاسگذاری را ادا نکرده ایم. تو تمثیل این جمله در مناجات هستی که: “آنکس که تو را یافت چه گم کرد؟ و آنکس که تو را گم کرد چه یافت؟!” ما تحت رهبری تو در این مسیر مقاومت، -به اذن الله- هرگز راه را گم نخواهیم کرد.
 
ای صادق امین! مجاهدت در زیر لوای تو آنقدر شیرین است و آنچنان اطمینان و اعتماد قلبی به انسان می دهد که هیچ چیزی بر روی زمین قادر به از بین بردن آن نیست. خداوند تو را با دیده همیشه بیدارش حفظ و حراست فرماید. همانطور که فرزندم علی پیش از آنکه در عملیات “الوعد الصادق” در زیر لوای شما به شرف شهادت نایل آید، در مراسم عمومی، وظیفه حراست و حفاظت از شما را بر عهده داشت، پس از شهادت او را در خواب دیدیم که با عده ای از شهدا، همچنان عهده دار حفاظت از شما هستند.
 
اگر خداوند توفیق شهادت را روزی ام گرداند، اهل آسمان را باخبر خواهم کرد که خداوند چطور شیعیان لبنان را به وجود رهبری چون تو که مجاهدی پرهیزگار و صادق و حکیم و شجاع و متواضع و صبور و پیروز و سرفراز هستی امتیاز بخشیده است. و نیز خواهم گفت که چگونه تو را به وجود مردمی شریف و شجاع و صبور مختص گردانیده است که بسیاری از پیامبران و امامان در طول تاریخ از آن بی بهره بودند. مردمی که دوستت دارند و اطمینان به تو دارند و یاری ات می کنند و روز و شب پیوسته دعایت می کنند. خوشا به حال تو و خوشا به سعادت آنان! از خداوند می خواهم شما را و آنان را حفظ کند و شما را نصرت عطا فرماید و آنان را به سبب شما یاری دهد، و این امت را با عطای عمر طولانی برای شما متنعم سازد، و مجاهدت طولانی ات را همانند اجداد مطهرت به شهادت ختم فرماید، تا در بهشت نیز در زمره فرماندهان و امرا باشی همان گونه که در زمین امیر و فرمانده ما بودی؛ به راستی که خداوند شنوا و اجابت کننده است.
 
خواهش من از شما این است در مورد کوتاهی هایی که از من در دوران خدمتم سر زد مرا مورد عفو و بخشش قرار دهی، چرا که رضایت شما به معنی رضایت خدا و رسولش و ناخشنودی شما نارضایتی خدا و رسولش است. از خدا می خواهم که من و بقیه شهیدان را با شما در کنار اباعبدالله الحسین و یارانش محشور گرداند.
 
در خاتمه، از جنابعالی به جهت محبت ویژه و اهتمام خاص تان به بنده و خانواده ام مخصوصا بعد از جنگ تموز (۳۳ روزه) تشکر می کنم. ان شاء الله هیچگاه شما را از یاد نخواهیم برد. خداوند بهترین پاداش را از طرف این امت نصیبتان گرداند.
 
خادم شما که هرگز فراموشتان نخواهد کرد: حسان اللقیس
 
وصیت من به برادران مجاهدم
 
به همه کسانی که خداوند توفیقم بخشید با آنها زندگی کرده و در کنار آنها جهاد کنم، و خدمتگذار آنان باشم، کسانی که محتاج دعای آنها هستم و از خدا می خواهم که از بین آنها شهادت را روزی ام گرداند.
 
برادرانم! دنیا محل گذر است و مکان توقف نیست. خداوند آن را برای این قرار داده است تا با اعمال خود مهیای آخرت شویم. ما در این دنیا مهمان هایی بیش نیستیم و در زمانی زندگی می کنیم که هجوم همه جانبه جهانی بر پیروان اسلام ناب محمدی شدت گرفته است. “یریدون لیطفئوا نور الله بأفواههم” می خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش کنند، اما خداوند با وجود امثال شما که از صدق و صبر و ثبات قدم اصحاب اباعبدالله برخوردار هستید ابا دارد و نورش را کامل خواهد کرد.:”یأبی الله الا أن یتم نوره ولو کره المشرکون”.
 
وصیت من به شما برادران این است که به جهاد با نفس بپردازید. چه بسیار برنده ای که باخت به سبب اینکه دنیا او را فریفته خود ساخت و گرفتار عجب و غرور و آرزوهای طولانی گرداند. برحذر باشید برادرانم! رضایت خدا جز با اطاعت او و اطاعت اولیایش به دست نمی آید و تقوی جز با پرهیز از محرمات الهی حاصل نمی گردد و به نیکی نمی توان رسید مگر با گذشتن از دل بخواهی ها و بخشیدن آنچه که دوست می داریم. آیا می خواهیم از راهی جز این راه به رضایت الهی دست یابیم و جزو اولیایش گردیم؟؟ هیهات! رضایت خدا و بهشت الهی برای آن بندگانی آماده شده است که تقوی پیشه کنند. و درجات اعلی برای آنان است که مال و جانشان را صادقانه در مسیر او به کار گیرند تا از خاصان اولیایش گردند:
 
“أن الله اشتری من المومنین أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة”. خداوند جانها و اموال مومنان را از آنان خرید تا در مقابل،  بهشت برای آنها باشد… بهشتی که پهنای آن، آسمانها و زمین است، وبرای پرهیزکاران آماده شده است:”وجنة عرضها السموات والأرض أعدت للمتقین”.
 
پس تقوای خدا پیشه کنید و برای تقوی پیشگی، از صبر کمک بگیرید. چرا که تقوا، امروز حرز و سپر شماست و فردا در قیامت راه شما به سوی بهشت است.
 
مومن باید با برادر مومن خود مهربان باشد و به خاطر عیب یا خطایی او را رسوا نسازد، چه بسا او با وجود آن خطا یا لغزش مورد غفران الهی قرار گیرد. و در مورد خود، حتی گناه کوچک را سبک نشمارد چه بسا به واسطه همان گناه عذاب شامل حالش شود. و باید که در مورد رفتار برادرانش حمل بر وجه نیکو کند چه بسا کسی که چیزی درباره کسی نقل کرده، مرتکب اشتباه شده باشد و بعدا باطل بودن سخن او آشکار شود. خداوند شنوا و بیناست. پس هیچ کدام از شما عیب جویی از برادرش نکند و هرکس باید مشغول سپاس و شکرگذاری از خداوند باشد بایت ایمن داشتنش از بلاهایی که دیگران را به آن مبتلا ساخته است.
 
بسیار استغفار کنید که “یرسل علیکم مدرارا”، “و بالشکر تدوم النعم” و با شکر گذاری است که نعمت ها استمرار می یابد، (مخصوصا نعمت ولایت)، بکوشید تذلل بندگی بر سرتان سایه افکن باشد، و گردن افرازی و تکبر را از خود دور سازید، چرا که “الکبر رداء الله، ومن نازعه فی ردائه قصمه” (کبریایی، ردایی در خور شان پروردگار و مختص اوست، هر کس در این خصوص با او منازعه کند خداوند او را در هم می کوبد و هلاک می گرداند!)، و”عاجزترین مردم کسی است که از یافتن دوستان ناتوان باشد”. بر حذر باشید که خداوند بندگان مستکبرش را با دوستان خود که ضعیف شمرده شده اند به امتحان می کشد. خداوند متعال به پیامبر خود موسی (ع) در بیان علت برگزیده شدنش به پیامبری وحی فرمود: “ای موسی! من به بندگانم نظر افکندم، و در بین آنان، متواضع تر از تو نیافتم.”
 
برادرانم! همانطور که خداوند پیامبران و اولیای خود را برگزید، این امت عظیم را نیز از بین همه امت ها برگزید. سرسخت ترین دشمنان را در مواجهه با آن قرار داد و با انواع و اقسام حرمان ها و قهر و عذاب و جنگ ها و سختی ها و نقص در اموال و جان ها به امتحان کشید، این امت صبوری کرد و مورد بشارت قرار گرفت. خداوند بهترین رهبران را در طول تاریخ به امامت این امت برگزید که یکی پس از دیگری پیروزی و انتصار و عزت و افتخار برای آن به ارمغان آوردند و باعث مباهات این امت به سایر امت ها در دنیا شدند. و رسول اعظم نیز در آخرت به این امت در مقابل دیگر خلایق مباهات می کند. رهبرانی که استحکام اسلام را به آن باز گرداندند پس از آن که گمراهان آن را دچار انحراف ساخته بودند، و طراوات و شیرینی جهاد در راه خدا را یک بار دیگر زنده کردند. خداوند برای مجاهدین در راهش، پر افتخارترین دروازه مجاهدت را گشود، خوشا به حال آنان که به سوی جهاد فراخوانده شدند و این دعوت را لبیک گفتند، به رهبرشان که مورد تائید و نصرت الهی بود اطمینان کردند و از او اطاعت و فرمانبری کردند. بر سختی کارزار صبوری ورزیدند و ثابت قدم ماندند و جمجمه شان را به خدا سپردند و فراوان ذکر خدا را گفتند. برخی از آنها از سوی خدا برای دینش انتخاب شدند و سختی و عذاب را به جان خریدند و سرانجام در جایگاه امن خود در کنار محمد و آلش مأوا گرفتند… شما نیز جزو منتظرانی باشید که بر وعده شان با خدا ثابت قدم ماندند و دچار تغییر نشدند.
 
خداوند متعال می فرماید: “هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها أبدا”؛ امروز روزی است که راستگویان از صدق خود بهره مند می شوند، برای آنان باغ هایی است که از زیر آن نهرها جاری است، و در آن تا ابد جاودانه خواهند ماند.
 
برادرانم! شما را سفارش می کنم به ادامه دادن راه جهاد در مسیر حزب الله، که مسیر عزت و کرامت است، و سفارش می کنم به یاری رهبر حزب الله، سید حسن نصرالله، که به خدا قسم راهی را به سوی خدا نیافتم که سریعتر از این راه به رضایت خداوند منتهی شود، و رهبری را نیافتم که همچون ایشان بر مسیر هدایت قرار داشته باشد تا از او پیروی و تبعیت کنم. همه ما به چشم دیدیم چگونه خداوند این امت را با رهبری مبارکش پیروزی بخشید، در حالی که او این ندا را سر داده بود: “ولی زمن الهزائم” (روزگار شکست ها به سر آمد!) و همچنان ما را به پیروزی بشارت می دهد. خداوند او را مورد تاییدات خود قرار داده و نصرتش را شامل حالش گرداند و عمر مبارکش را تا زمان ظهور امام مهدی (ارواحنا لمقدمه الفداء) طولانی گردادند. مبادا خدای نکرده روزی همانند ابا عبدالله الحسین(ع) به خداوند شکایت برد که “وا قلة ناصراه” که در آن صورت غضب خداوند تا روز قیامت دامنگیرمان خواهد شد.
 
در خاتمه، از خداوند برای شما مغفرت و رضا و شهادت پس از عمری طولانی طلب می کنم و از شما طلب بخشش می کنم. برای من و بقیه برادرانتان که پیش از من در این مسیر به فیض شهادت نایل آمدند دعا کنید. مبارک باد بر حزب الله لبنان، این رهبری و این شیعیان و این مجاهدان و این شهیدانش!
 
فقیر رحمت پروردگار: حسان اللقیس

 
ایران با تعطیلی افق‌نو دوستان ۳۰ سال گذشته خود را از دست می‌دهد
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

رئیس یکی از احزاب آلمانی در نامه‌ای به روحانی با انتقاد از تعطیلی «جشنواره افق‌نو» نوشت: حقیقت تلخی که وجود دارد این است که ایران در قبال به دست آوردن تعهد تعداد کمی کشور، دوستی‌هایی را که طی گذشته به دست آورده، به راحتی از دست می‌‌دهد.

به گزارش فارس، کریستفر هورستل، رئیس حزب «مرکز جدید» آلمان، خبرنگار و مشاور روابط عمومی آلمانی در 1956 متولد شد و از 1985 تا 1999 وی از افغانستان، پاکستان و کشمیر برای مجموعه پخش رادیویی ARD گزارش ارسال می‌کرد. هرستل همچنین به عنوان خبرنگار و محقق عضو گروههای گوناگون خبری ـ تحقیقاتی من جمله 9/11 Truth movement است.
 
وی که به زبان چینی، فرانسه و اسپانیولی آشنایی دارد، در سال 1985 گزارشگر ویژه اولین تلویزیون آلمان (ARD)، شد و به عنوان خبرنگار، گزارشگر ویژه و مجری برنامه‌ پخش زنده در پاکستان، افغانستان، هند، عراق، ایران، اردن و سوریه حضور داشته و به حرفه‌ی خبرنگاری خود ادامه داد.
 
از سال 1985 مشاور دولت آلمان در افغانستان و پاکستان بود و در دیگر مأموریت‌های خود به ایالات متحده، انگلستان، هند، عراق، اردن و ایران سفر کرد.
 
کار در مدیریت ارتباطات زیمنس، مشاور چندین شرکت تجاری و انتخاب به عنوان استاد مدعو از طرف مؤسسه تحقیق بر روی صلح و سیاست امنیت در هامبورگ و تدریس در دانشگاه‌های اروپایی از دیگر فعالیت‌های اوست.
 
سال 2009 اورتسل اعلام کرد که در حال شکل دهی حزب سیاسی Neue Mitte (مرکز جدید) است و این حزب در انتخابات فدرال سال جاری شرکت کرد.
 
وی تحقیقات مختلفی درباره حادثه 11 سپتامبر و جنگ‌های آمریکا علیه افغانستان و عراق داشته و منتقد جدی سیاست‌های دولت آلمان درباره اسرائیل است و تاکنون تلاش‌های زیادی برای صلح در سوریه انجام داده است.
 
«کریستفر هورستل»، یکی از میهمانان ویژه جشنواره «افق نو» در نامه‌ای سرگشاده که در اختیار فارس قرار داده درباره کاستی‌های موجود در وزارت امور خارجه ایران و کم‌لطفی‌ دولت جدید نسبت به کنفرانس «افق نو»،  خطاب به «حسن روحانی»، ریاست‌جمهوری کشورمان نوشت:
 
جناب آقای روحانی عزیز،
 
تعدادی از دشمنان قدیمی ایران تاحدودی در وضعیت بدی قرار گرفتند، آنچنان‌که مستقیما به پای میز مذاکره آمدند.
 
آنها پس از انجام مذاکرات احساس امنیت می‌کنند زیرا به نظر می‌رسد که ایران با آن گام‌های نخست مثبتی که نسبت به آنها برداشت، نشان داد که دیگر در بهترین وضعیت قرار ندارد.
 
آنچه که کشورهای غربی به طور آشکار به دنبال آن هستند، رسیدن به مجموعه‌ای جدید از تعهدات بحث‌برانگیز در رابطه با برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران است.
 
ولی اکنون آنها فراتر رفته‌اند: آنها به دنبال متوقف کردن کامل غنی‌سازی اورانیم و دسترسی کامل به خواسته‌هایشان هستند که بخشی از رفتارهای‌ غیرمتمدنانه همیشگی‌شان است، آنها اسلحه حمل می‌کنند و مذاکرات را به سبک گانگستری خود ضمانت می‌کنند، آنها به دنبال صدمه زدن به پول رایج ایران و تجارت جهانی این کشورند و به طور همزمان با قلدری، تهدید و حتی ترور،دیگر کشورها را نیز به خود هم سو خواهند کرد.
 
هیچ‌کدام از این مذاکرات، کمپانی‌های آمریکایی را از شکستن توافقات خود با ایران بازنمی‌دارد، در نتیجه کمپانی‌های رقیب نیز از کشورهای ضعیف‌تر کناره می‌گیرند.
 
پیش از این در گذشته، ایران صدها بار متعهد شده و به دور از هرگونه نگرانی، به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه هرگونه بازرسی در تجهیزات نظامی خود را داده است و همچنین اطلاعات مربوط به دانشمندان خود را در اختیار آنها قرار داده در حالی‌که بعدها شاهد آن بودیم که این دانشمندان به طرز ظالمانه‌ای، توسط قاتلان حرفه‌ای تحت حمایت سرویس‌های جاسوسی در خیابان‌های ایران به قتل رسیدند.
 
حال خوشحال می‌شوم اگر به من اجازه دهید که اشاره مختصری داشته باشم به آنچه که من را به شدت متعجب کرده است:
 
لغو برگزاری کنفرانس «افق نو» در تهران؛ براساس گزارش‌های مقامات وزارت امور خارجه ایران، دستور تعطیلی این کنفرانس را به خاطر اعلام آمادگی ایران برای خشنودی آمریکا انجام داده‌اند.
 
به نظر عجیب می‌رسد، گفته می‌شود که این کنفرانس تمایلات ضد صهیونیستی کمی دارد، ولی در حقیقت طی دهه‌های گذشته از زمان انقلاب ایران تاکنون، همواره و بارها اسرائیل علیه ایران وارد مذاکرات بسیاری شده ولی امروز به نظر می‌رسد که دولت جدید شما کوچکترین تمایلی برای تحقق صحبت‌های کمتر دیپلماتیک دولت سابق به ریاست‌‌جمهوری «محمود احمدی‌نژاد» هم ندارد.
 
در نگاه اول شاید به نظر برسد که ادامه ندادن کنفرانس افق نو، فرصت مناسبی را جهت تصحیح استراستژی‌ها و تاکتیک‌‌ها به وجود آورده باشد ولی چرا شصت مدعوی (میهمانان افق نو) که دعوت‌شان لغو شد، در تبادل نظر برای رسیدن به نقطه نظری مطلوب نادیده گرفته شدند؟
 
جناب رییس‌جمهور، شما همواره با اعتقاد راسخ مبلغ و مروج آزادی بیان بوده‌اید، سیاستمداران ایرانی همواره در بسیاری موقعیت‌ها بسیار خلاقانه عمل می‌کنند، حال چرا در این مورد تا این‌ حد خشک و غیر‌منعطف عمل کرده‌اید؟ 
 
این را به عنوان پیشنهادی متواضعانه از من بپذیرد، آیا خوب نخواهد بود که جشنواره را با یک تغییر نام ادامه دهیم و همچنان میهمانان را داشته باشیم که درباره اعتماد جهانی، برقرار صلح و آشتی و ثبات (در دنیا) با یکدیگر به گفتگو بنشینند؟
 
در سال‌های اخیر اسرائیل بارها ایران را تهدید به حمله کرده و حتی آشکارا دولت‌های غربی را مرعوب ساخته است. چرا رهبران سیاست خارجی ایران با وجود اینکه همواره به دنبال توسعه صلح بوده‌اند، از این فرصت طلایی که رژیم صهیونیستی با فریادهای غیرقابل توجیه «جنگ، جنگ‌»‌اش خود را به انزوا کشانده، برای رساندن حقیقت به سرمنزل مقصود استفاده نمی‌کنند؟ آیا مجموعه‌ای از جشنواره‌های هدفمندی (از جنس افق نو) نمی‌تواند جریان را عوض کند؟
 
در صورتی که اعضاء سیاست خارجی ایران حقیقتا به آنچه که میهمانان ممکن است بگویند، علاقمند هستند، اگر آنچه که در کنفرانس ارائه می‌شود به نظر می‌رسد که چندان مطلوب و دلپذیر به نظر نمی‌رسد، پس چرا میهمانان جشنواره را در گروه‌های کوچکتر و تک تک براساس علایق دو طرفه دعوت نمی‌کنید تا بدینوسیله از هرگونه تبلیغات ناخواسته نیز جلوگیر‌ی شود؟
 
در اینجا سوالات زیادی مطرح می‌شود، آیا واقعا افق نو به اندازه کافی تمایلات ضد صهیونیستی، تنفر از آمریکا و هم‌پیمانان غربی‌شان در گروه «1+5» در بحث گفتگوهای هسته‌ای وجود نداشت؟، در حالی‌ که تمامی میهمانان غربی این کنفرانس با آگاهی تمام با سیاست‌های مستبدانه دولت‌هایشان علیه جمهوری اسلامی ایران و غیره مخالفت می‌کنند.
 
آیا بر رهبران ایران روشن نیست که همین مدعوین(کنفرانس افق نو)، هسته اصلی انتقادات و اعتراضات ضد جنگ، ضد استثمار و ضد فسادی هستند که در کشورهای غربی جریان دارد؟ برخی از آنها برای جلب نظر بخشی از جامعه خود، به اندازه کافی نفوذ دارند.
 
آیا در صورتی‌که ایران فرصتی را که برای نفوذ در کشورهای غربی در نتیجه تلاش‌های خود طی 30 سال گذشته به دست آورده، از دست دهد، مقامات سیاست خارجه ایران مسئولیت آن را به عهده می‌گیرند؟
 
حقیقت تلخی که وجود دارد این است: ایران در قبال به دست آوردن تعهد تعداد کمی کشور، دوستی‌هایی را که طی گذشته با سخاوتمندی‌های خود به دست آورده، به راحتی از دست می‌‌دهد.
 
لطفا اجازه دهید که به برخی نکات اشاره کنم:
 
به نظر می‌رسد مقامات رده بالای ایران در امور خارجه به نوعی، در زمینه استراتژی دیپلماسی عمومی مدرن و تاکتیک‌های مربوط به آن، به خوبی آموزش ندیده باشند. حقیقت این است که کشورهای غربی در زمینه تبلیغات بسیار توانمندند، سرمایه‌گذاری‌ها باعث نمی‌شود که آنها در روش‌هایشان، تربیت نیروهای‌شان و یا استراتژی‌هایشان تجدید نظر کنند.
 
برخی از سفرای ایران در کشورهای غرب در انجام وظایف خود، قصور کرده و در این مسیر موارد مبهم و مشکوک زیادی به چشم می‌خورد: آنها برای جلب حمایت‌ و دوستی برای کشورشان، تلاش صادقانه نمی‌کنند.
 
برخی از فعالان طرفدار ایران که در این زمینه خوشنام‌ترند، از رفتارهای سفارت مربوطه خود و همچنین وزارت امور خارجه ایران رنج می‌برند.
 
برخی از نیروهای مطبوعاتی ایران غیرحرفه‌ای، بی‌انگیزه و بی‌طرف به نظر می‌رسند.
 
فلسفه‌های مدرن همچون خدمت کردن در چینش ساختار کلی سفارت‌های ایران در برخی از کشورهای غربی به چشم نمی‌خورد.
 
یک توضیح ممکن برای کاستی‌های موجود وجود دارد که چندان در آرام نمودن خواننده مؤثر نیست: مقامات عالی ایران در وزارتخانه‌ مربوطه از نفوذشان برای حمایت از دیگر اعضاء هم‌جناح، هم‌شهری و دوستانشان سوء استفاده می‌نمایند. به نظر من بخشی از مشکلات موجود به این خاطر است که وزارت خارجه ایران با استفاده از نیروی غیر زبده به خود صدمه وارد کرده است.
 
با وجود همه رویدادهای ناگواری که در گذشته در بخش امورخارجه به وجود آمد، مقامات توانمند بخش فرهنگ تمام تلاش خود را در بهبود مشکلات انجام دادند، ولی مشخص است که آنها برش لازم را نداشته‌اند.
 
چگونه ممکن است که ایران و دیگر کشورهای مورد خشم دولت‌های غربی، اثبات کرده‌اند که قادر به سرمایه‌گذاری بر استراتژی‌های مفید نیستند، در حالی‌که آژانس‌های کشورهای غرب، مصرانه، برای تخریب کشورهای دیگر از بنیان، به عنوان بخشی از استراتژی‌های مستبدانه خود، میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری می‌کنند.
 
آیا ممکن است که متواضعانه پیشنهاد کنم که در حوزه وزارت فرهنگ ایران سرمایه‌گذاری لازم شود و به طور هدفمندی، رویکردی نظام‌مند برای نزدیکی به دوستان اثبات شده‌ و هم‌پیمانان‌تان در کشورهای غربی اتخاذ شود. این تنها تلاش کوچکی در برابر تلاش عظیم آژانس‌های غربی است. چرا از دشمنان یاد نمی‌گیرید؟ چرا از ارتش ایران یاد نمی‌گیرید؟
 
آیا می‌توانم خاصعانه اضافه کنم، که این جنگ مدرن، یک کارایی بالا، هوشمندانه و صلح‌طلبانه لازم دارد، ما اینجا (در غرب)  مدت زیادی است که منتظر نشانه‌‌های خروج ایران از تاریکی هستیم. یک کنفرانس کوچک نمی‌تواند موج عظیمی برای یک شروع جدید باشد ولی آیا حتی این جریان کوچک نمی‌تواند نجات یابد؟
 
آیا می‌توانم متواضعانه اضافه کنم: آنهایی که با تعطیلی کنفرانس افق نو مخالفند،‌ تندروها نیستند، این تنها تبلیغات آمریکاست، آنچنان‌که می‌توانید در مقاله‌ای که لینک آن را در پایان گذاشته‌ام، ببینید که آمده است: طرفداران کنفرانس افق نو بسیار مدرن، هوشیار بوده و امروزه حامیان تاثیرگذار ارزش‌های ایرانی هستند.
 
آن ارزش‌ها همان دلیلی است که من را همچنان در طرفداری از ایران فعال نگاه داشت، این همان چیزی است که امروزه به شدت مورد درخواست حزب‌های سیاسی آلمان جدید است.
 
زمانی‌که مذاکره‌‌کنندگان ایرانی پای میز مذاکره نشستند، موفقیت آنها در این مذاکرات به شدت تحت تاثیر نواقصی که ذکر کردم، کاهش یافت.
 
ولی اکنون زمانی است که کوتاهی و تأخیر در اصلاحات ممکن است هزینه‌های زیادی را به ایران تحمیل کند به خصوص با حذف کنفرانس افق نو و هرگونه فعالیت دیگر ایران در میان عموم مردم غرب.
 
جناب آقای روحانی، لطفا پذیرای احترامات و بهترین آرزوهای من باشید.
 
ارادتمند شما
 
«کریستوفر آر. هورستل»

 
ایران با تعطیلی افق‌نو دوستان ۳۰ سال گذشته خود را از دست می‌دهد
ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩  کلمات کلیدی: سیاسی

رئیس یکی از احزاب آلمانی در نامه‌ای به روحانی با انتقاد از تعطیلی «جشنواره افق‌نو» نوشت: حقیقت تلخی که وجود دارد این است که ایران در قبال به دست آوردن تعهد تعداد کمی کشور، دوستی‌هایی را که طی گذشته به دست آورده، به راحتی از دست می‌‌دهد.

به گزارش فارس، کریستفر هورستل، رئیس حزب «مرکز جدید» آلمان، خبرنگار و مشاور روابط عمومی آلمانی در 1956 متولد شد و از 1985 تا 1999 وی از افغانستان، پاکستان و کشمیر برای مجموعه پخش رادیویی ARD گزارش ارسال می‌کرد. هرستل همچنین به عنوان خبرنگار و محقق عضو گروههای گوناگون خبری ـ تحقیقاتی من جمله 9/11 Truth movement است.
 
وی که به زبان چینی، فرانسه و اسپانیولی آشنایی دارد، در سال 1985 گزارشگر ویژه اولین تلویزیون آلمان (ARD)، شد و به عنوان خبرنگار، گزارشگر ویژه و مجری برنامه‌ پخش زنده در پاکستان، افغانستان، هند، عراق، ایران، اردن و سوریه حضور داشته و به حرفه‌ی خبرنگاری خود ادامه داد.
 
از سال 1985 مشاور دولت آلمان در افغانستان و پاکستان بود و در دیگر مأموریت‌های خود به ایالات متحده، انگلستان، هند، عراق، اردن و ایران سفر کرد.
 
کار در مدیریت ارتباطات زیمنس، مشاور چندین شرکت تجاری و انتخاب به عنوان استاد مدعو از طرف مؤسسه تحقیق بر روی صلح و سیاست امنیت در هامبورگ و تدریس در دانشگاه‌های اروپایی از دیگر فعالیت‌های اوست.
 
سال 2009 اورتسل اعلام کرد که در حال شکل دهی حزب سیاسی Neue Mitte (مرکز جدید) است و این حزب در انتخابات فدرال سال جاری شرکت کرد.
 
وی تحقیقات مختلفی درباره حادثه 11 سپتامبر و جنگ‌های آمریکا علیه افغانستان و عراق داشته و منتقد جدی سیاست‌های دولت آلمان درباره اسرائیل است و تاکنون تلاش‌های زیادی برای صلح در سوریه انجام داده است.
 
«کریستفر هورستل»، یکی از میهمانان ویژه جشنواره «افق نو» در نامه‌ای سرگشاده که در اختیار فارس قرار داده درباره کاستی‌های موجود در وزارت امور خارجه ایران و کم‌لطفی‌ دولت جدید نسبت به کنفرانس «افق نو»،  خطاب به «حسن روحانی»، ریاست‌جمهوری کشورمان نوشت:
 
جناب آقای روحانی عزیز،
 
تعدادی از دشمنان قدیمی ایران تاحدودی در وضعیت بدی قرار گرفتند، آنچنان‌که مستقیما به پای میز مذاکره آمدند.
 
آنها پس از انجام مذاکرات احساس امنیت می‌کنند زیرا به نظر می‌رسد که ایران با آن گام‌های نخست مثبتی که نسبت به آنها برداشت، نشان داد که دیگر در بهترین وضعیت قرار ندارد.
 
آنچه که کشورهای غربی به طور آشکار به دنبال آن هستند، رسیدن به مجموعه‌ای جدید از تعهدات بحث‌برانگیز در رابطه با برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران است.
 
ولی اکنون آنها فراتر رفته‌اند: آنها به دنبال متوقف کردن کامل غنی‌سازی اورانیم و دسترسی کامل به خواسته‌هایشان هستند که بخشی از رفتارهای‌ غیرمتمدنانه همیشگی‌شان است، آنها اسلحه حمل می‌کنند و مذاکرات را به سبک گانگستری خود ضمانت می‌کنند، آنها به دنبال صدمه زدن به پول رایج ایران و تجارت جهانی این کشورند و به طور همزمان با قلدری، تهدید و حتی ترور،دیگر کشورها را نیز به خود هم سو خواهند کرد.
 
هیچ‌کدام از این مذاکرات، کمپانی‌های آمریکایی را از شکستن توافقات خود با ایران بازنمی‌دارد، در نتیجه کمپانی‌های رقیب نیز از کشورهای ضعیف‌تر کناره می‌گیرند.
 
پیش از این در گذشته، ایران صدها بار متعهد شده و به دور از هرگونه نگرانی، به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه هرگونه بازرسی در تجهیزات نظامی خود را داده است و همچنین اطلاعات مربوط به دانشمندان خود را در اختیار آنها قرار داده در حالی‌که بعدها شاهد آن بودیم که این دانشمندان به طرز ظالمانه‌ای، توسط قاتلان حرفه‌ای تحت حمایت سرویس‌های جاسوسی در خیابان‌های ایران به قتل رسیدند.
 
حال خوشحال می‌شوم اگر به من اجازه دهید که اشاره مختصری داشته باشم به آنچه که من را به شدت متعجب کرده است:
 
لغو برگزاری کنفرانس «افق نو» در تهران؛ براساس گزارش‌های مقامات وزارت امور خارجه ایران، دستور تعطیلی این کنفرانس را به خاطر اعلام آمادگی ایران برای خشنودی آمریکا انجام داده‌اند.
 
به نظر عجیب می‌رسد، گفته می‌شود که این کنفرانس تمایلات ضد صهیونیستی کمی دارد، ولی در حقیقت طی دهه‌های گذشته از زمان انقلاب ایران تاکنون، همواره و بارها اسرائیل علیه ایران وارد مذاکرات بسیاری شده ولی امروز به نظر می‌رسد که دولت جدید شما کوچکترین تمایلی برای تحقق صحبت‌های کمتر دیپلماتیک دولت سابق به ریاست‌‌جمهوری «محمود احمدی‌نژاد» هم ندارد.
 
در نگاه اول شاید به نظر برسد که ادامه ندادن کنفرانس افق نو، فرصت مناسبی را جهت تصحیح استراستژی‌ها و تاکتیک‌‌ها به وجود آورده باشد ولی چرا شصت مدعوی (میهمانان افق نو) که دعوت‌شان لغو شد، در تبادل نظر برای رسیدن به نقطه نظری مطلوب نادیده گرفته شدند؟
 
جناب رییس‌جمهور، شما همواره با اعتقاد راسخ مبلغ و مروج آزادی بیان بوده‌اید، سیاستمداران ایرانی همواره در بسیاری موقعیت‌ها بسیار خلاقانه عمل می‌کنند، حال چرا در این مورد تا این‌ حد خشک و غیر‌منعطف عمل کرده‌اید؟ 
 
این را به عنوان پیشنهادی متواضعانه از من بپذیرد، آیا خوب نخواهد بود که جشنواره را با یک تغییر نام ادامه دهیم و همچنان میهمانان را داشته باشیم که درباره اعتماد جهانی، برقرار صلح و آشتی و ثبات (در دنیا) با یکدیگر به گفتگو بنشینند؟
 
در سال‌های اخیر اسرائیل بارها ایران را تهدید به حمله کرده و حتی آشکارا دولت‌های غربی را مرعوب ساخته است. چرا رهبران سیاست خارجی ایران با وجود اینکه همواره به دنبال توسعه صلح بوده‌اند، از این فرصت طلایی که رژیم صهیونیستی با فریادهای غیرقابل توجیه «جنگ، جنگ‌»‌اش خود را به انزوا کشانده، برای رساندن حقیقت به سرمنزل مقصود استفاده نمی‌کنند؟ آیا مجموعه‌ای از جشنواره‌های هدفمندی (از جنس افق نو) نمی‌تواند جریان را عوض کند؟
 
در صورتی که اعضاء سیاست خارجی ایران حقیقتا به آنچه که میهمانان ممکن است بگویند، علاقمند هستند، اگر آنچه که در کنفرانس ارائه می‌شود به نظر می‌رسد که چندان مطلوب و دلپذیر به نظر نمی‌رسد، پس چرا میهمانان جشنواره را در گروه‌های کوچکتر و تک تک براساس علایق دو طرفه دعوت نمی‌کنید تا بدینوسیله از هرگونه تبلیغات ناخواسته نیز جلوگیر‌ی شود؟
 
در اینجا سوالات زیادی مطرح می‌شود، آیا واقعا افق نو به اندازه کافی تمایلات ضد صهیونیستی، تنفر از آمریکا و هم‌پیمانان غربی‌شان در گروه «1+5» در بحث گفتگوهای هسته‌ای وجود نداشت؟، در حالی‌ که تمامی میهمانان غربی این کنفرانس با آگاهی تمام با سیاست‌های مستبدانه دولت‌هایشان علیه جمهوری اسلامی ایران و غیره مخالفت می‌کنند.
 
آیا بر رهبران ایران روشن نیست که همین مدعوین(کنفرانس افق نو)، هسته اصلی انتقادات و اعتراضات ضد جنگ، ضد استثمار و ضد فسادی هستند که در کشورهای غربی جریان دارد؟ برخی از آنها برای جلب نظر بخشی از جامعه خود، به اندازه کافی نفوذ دارند.
 
آیا در صورتی‌که ایران فرصتی را که برای نفوذ در کشورهای غربی در نتیجه تلاش‌های خود طی 30 سال گذشته به دست آورده، از دست دهد، مقامات سیاست خارجه ایران مسئولیت آن را به عهده می‌گیرند؟
 
حقیقت تلخی که وجود دارد این است: ایران در قبال به دست آوردن تعهد تعداد کمی کشور، دوستی‌هایی را که طی گذشته با سخاوتمندی‌های خود به دست آورده، به راحتی از دست می‌‌دهد.
 
لطفا اجازه دهید که به برخی نکات اشاره کنم:
 
به نظر می‌رسد مقامات رده بالای ایران در امور خارجه به نوعی، در زمینه استراتژی دیپلماسی عمومی مدرن و تاکتیک‌های مربوط به آن، به خوبی آموزش ندیده باشند. حقیقت این است که کشورهای غربی در زمینه تبلیغات بسیار توانمندند، سرمایه‌گذاری‌ها باعث نمی‌شود که آنها در روش‌هایشان، تربیت نیروهای‌شان و یا استراتژی‌هایشان تجدید نظر کنند.
 
برخی از سفرای ایران در کشورهای غرب در انجام وظایف خود، قصور کرده و در این مسیر موارد مبهم و مشکوک زیادی به چشم می‌خورد: آنها برای جلب حمایت‌ و دوستی برای کشورشان، تلاش صادقانه نمی‌کنند.
 
برخی از فعالان طرفدار ایران که در این زمینه خوشنام‌ترند، از رفتارهای سفارت مربوطه خود و همچنین وزارت امور خارجه ایران رنج می‌برند.
 
برخی از نیروهای مطبوعاتی ایران غیرحرفه‌ای، بی‌انگیزه و بی‌طرف به نظر می‌رسند.
 
فلسفه‌های مدرن همچون خدمت کردن در چینش ساختار کلی سفارت‌های ایران در برخی از کشورهای غربی به چشم نمی‌خورد.
 
یک توضیح ممکن برای کاستی‌های موجود وجود دارد که چندان در آرام نمودن خواننده مؤثر نیست: مقامات عالی ایران در وزارتخانه‌ مربوطه از نفوذشان برای حمایت از دیگر اعضاء هم‌جناح، هم‌شهری و دوستانشان سوء استفاده می‌نمایند. به نظر من بخشی از مشکلات موجود به این خاطر است که وزارت خارجه ایران با استفاده از نیروی غیر زبده به خود صدمه وارد کرده است.
 
با وجود همه رویدادهای ناگواری که در گذشته در بخش امورخارجه به وجود آمد، مقامات توانمند بخش فرهنگ تمام تلاش خود را در بهبود مشکلات انجام دادند، ولی مشخص است که آنها برش لازم را نداشته‌اند.
 
چگونه ممکن است که ایران و دیگر کشورهای مورد خشم دولت‌های غربی، اثبات کرده‌اند که قادر به سرمایه‌گذاری بر استراتژی‌های مفید نیستند، در حالی‌که آژانس‌های کشورهای غرب، مصرانه، برای تخریب کشورهای دیگر از بنیان، به عنوان بخشی از استراتژی‌های مستبدانه خود، میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری می‌کنند.
 
آیا ممکن است که متواضعانه پیشنهاد کنم که در حوزه وزارت فرهنگ ایران سرمایه‌گذاری لازم شود و به طور هدفمندی، رویکردی نظام‌مند برای نزدیکی به دوستان اثبات شده‌ و هم‌پیمانان‌تان در کشورهای غربی اتخاذ شود. این تنها تلاش کوچکی در برابر تلاش عظیم آژانس‌های غربی است. چرا از دشمنان یاد نمی‌گیرید؟ چرا از ارتش ایران یاد نمی‌گیرید؟
 
آیا می‌توانم خاصعانه اضافه کنم، که این جنگ مدرن، یک کارایی بالا، هوشمندانه و صلح‌طلبانه لازم دارد، ما اینجا (در غرب)  مدت زیادی است که منتظر نشانه‌‌های خروج ایران از تاریکی هستیم. یک کنفرانس کوچک نمی‌تواند موج عظیمی برای یک شروع جدید باشد ولی آیا حتی این جریان کوچک نمی‌تواند نجات یابد؟
 
آیا می‌توانم متواضعانه اضافه کنم: آنهایی که با تعطیلی کنفرانس افق نو مخالفند،‌ تندروها نیستند، این تنها تبلیغات آمریکاست، آنچنان‌که می‌توانید در مقاله‌ای که لینک آن را در پایان گذاشته‌ام، ببینید که آمده است: طرفداران کنفرانس افق نو بسیار مدرن، هوشیار بوده و امروزه حامیان تاثیرگذار ارزش‌های ایرانی هستند.
 
آن ارزش‌ها همان دلیلی است که من را همچنان در طرفداری از ایران فعال نگاه داشت، این همان چیزی است که امروزه به شدت مورد درخواست حزب‌های سیاسی آلمان جدید است.
 
زمانی‌که مذاکره‌‌کنندگان ایرانی پای میز مذاکره نشستند، موفقیت آنها در این مذاکرات به شدت تحت تاثیر نواقصی که ذکر کردم، کاهش یافت.
 
ولی اکنون زمانی است که کوتاهی و تأخیر در اصلاحات ممکن است هزینه‌های زیادی را به ایران تحمیل کند به خصوص با حذف کنفرانس افق نو و هرگونه فعالیت دیگر ایران در میان عموم مردم غرب.
 
جناب آقای روحانی، لطفا پذیرای احترامات و بهترین آرزوهای من باشید.
 
ارادتمند شما
 
«کریستوفر آر. هورستل»